ghaemiyeh.com
عنوان کتاب : مسجد و سبک زندگی
تهیه : دفترمطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امورمساجد
نویسنده : محمد تقی فعالی
تحقیق و نگارش اوّلیه : داود بشیرزاده
تایپ : علی محسنی
مقابله گر : سید محمد رفعتی پور
ویراستار : حسن رمضانی
طرح جلد : محمدجواد زهادت
صفحه آرایی : سیدمهدی حسینی
ناشر : دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد
آدرس : قم ،45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله علیه ، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پلاک103
تلفن : 36-32923835-025
دورنگار : 32923837 -025
نوبت چاپ : اوّل، خرداد 1393
شمارگان : 3000 نسخه
چاپ : چاپ سطر
www.masjed.ir : نشانی اینترنتی
مرا کز پخش :
1.قم ،45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پلاک103
2.تهران، خیابان جمهوری اسلامی، خیابان سعدی شمالی، کوچه صفامنش مجتمع محراب مرکز رسیدگی به امورمساجد/ تلفن: 4-66346941-021
بسم الله الرحمن الرحیم
مسجد و سبک زندگی
محمد تقی فعالی
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
سالیانی است که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با دوراندیشی و نگاه راهبردی خویش، موضوع سبک زندگی را به گفتمانی در فضای عمومی جامعه و به ویژه محافل عملی و فرهنگی تبدیل نموده اند. موضوعی که به جرأت میتوان ادعا کرد اولویت اول دشمن در جنگ نرم و مقابله همه جانبه با اسلام ناب است.
امروز نظام سلطه با بهره مندی از توان رسانهای و شبکه تبلیغی گسترده خویش در تلاش است سبک زندگی مورد نظر خود را به جوامع مختلف دیکته کند و با این روش بیش از گذشته دنیا را به کرنش در مقابل امپراتوری خود وادار سازد. سبکی که در آن مادی گرایی، لیبرالیسم و بی قیدی و پوچی موج می زند و خبری از کرامت انسانی، آموزه های دینی و معنویت نیست. اما در نقطه مقابل سبک زندگی اسلامی یعنی؛ جریان پیدا کردن توحید در همه حالات ، ابعاد و همه آنات و لحظات زندگی مراد و مطلوب آموزه های اسلام ناب و پرچمداران هدایت و سعادت بشریت، یعنی اهل بیت علیهم السلام است. اگر بعد از گذشت بیش از سه دهه انقلاب شکوهمند اسلامی به دنبال صدور آرمانها و ارزشهای انقلاب و پافشاری بر راه روشن و پرفروز امام راحله هستیم، ناگزیر می بایست به دنبال تحقق الگویی درخشان از سبک زندگی اسلامی با مؤلفه های خاص آن باشیم باید بتوانیم کارآمدی دین در مدیریت امور دنیوی و اخروی بشر را به رخ بکشانیم و نمایی روشن از تمدن نوین اسلامی را به دنیا ارائه دهیم.
در این میان و در مسیر تحقق سبک زندگی اسلامی نقش بی بدیل و ویژه مساجد قابل توجه است. اندکی تأمل در آیات، روایات، سیره معصومین علیهم السلام و تأکیدات علمای بزرگ به ویژه امام
راحل و رهبری معظم انقلاب جایگاه محوری مسجد را در ابعاد و عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی جلوه گر می سازد.
ابتدا، انتها و متن هر حرکت اجتماعی و فعالیت ،اقتصادی، فرهنگی مذهبی، نظامی، سیاسی و... به مسجد مرتبط میشود و هویت اجتماعی و دینی افراد در مسجد تعریف شده است. در مدینه فاضله ای که نقطه آرمانی تمدن اسلامی است مسجد در متن زندگی مردم قرار دارد و تربیت به معنای واقعی کلمه در آن رقم می خورد
مرکز رسیدگی به امور مساجد، در راستای رسالت ذاتی خود میکوشد ضمن تبیین شاخصه ها و مؤلفه های سبک زندگی مسجد محور با استفاده از ظرفیت عظیم مساجد و ائمه جماعات فاضل و اندیشمند، گامهایی را هر چند کوچک در جهت اجابت دعوت رهبر حکیم انقلاب و ترویج سبک زندگی اسلامی در جامعه بردارد.
در این راستا، نوشتار حاضر که به همت فاضل گرانمایه و پژوهشگر حوزه سبک زندگی، جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی به رشته تحریر درآمده است به حضور شما دغدغه مندان تقدیم میگردد.
امید است این اثر آغازی باشد برای حرکت ائمه محترم جماعات فعالان و متولیان تشکلهای مسجدی در جهت دستیابی به اهداف بلند تمدن نوین اسلامی و در نظر مخاطبین فرهیخته مقبول افتد.
بی شک نظرات سازنده و پیشنهادات گران سنگ شما گرامیان راه گشای ما در ادامه مسیر خواهد بود.
برخود فرض می دانیم از نویسنده گرانقدر و همکاران پرتلاشمان در دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز، صمیمانه قدردانی نمائیم.
مرکز رسیدگی به امور مساجد معاونت فرهنگی - اجتماعی
مفهوم سبک زندگی از جمله مفاهیم جدیدی است که در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی و مطالعات فرهنگی به کار رفته است. اصطلاح سبک زندگی پیوندی نزدیک با مفاهیمی نظیر فرهنگ، شخصیت، سلیقه، سنّت، مد، معماری، دکوراسیون و رسانه های ارتباط جمعی دارد.
سبک زندگی ناظر به رفتار انسانهاست. امروزه دو رویکرد کلی در ارتباط با سبک زندگی وجود دارد؛ رویکرد جامعهشناسانه که بیشتر تحت تأثیر ماکس وبر است و نیز رویکرد روانشناسانه که متأثر از آدلر می باشد. تأکید بر عنصررفتار در مفهوم سبک زندگی، عنصر مشترک هر دو رویکرد می باشد. سبک زندگی یا نحوه زیستن به مجموعه ای از الگوهای رفتاری نسبتاً پایدار اطلاق می گردد که از بینش ها و ارزش های آدمیان متأثر بوده در رفتار به صورت عینی متجلی می شود. هرگاه انسان می خورد یا می آشامد از الگوی خاصی تبعیت می کند و هرگاه آدمی پوششی را برمی گزیند الگوی خاصی را انتخاب کرده است. این الگوهای رفتاری، سبک زندگی آدمی را شکل می دهند.
سبک زندگی انسان ها به صورت تدریجی شکل می گیرد و نیز آهسته آهسته تغییر می کند. عوامل مختلفی سبک سازی کرده نحوه زندگی را برای انسان ترسیم می نمایند. این عوامل می تواند فردی، خانوادگی یا اجتماعی باشند. بدون شک امروزه وسایل ارتباط جمعی به ویژه شبکه های اجتماعی نقشی شگرف در سبک دهی زندگی مردم دارند.
تاریخ جهان اسلام خصوصاً صدر اسلام به ما نشان می دهد که مهمترین عنصرسبک ساز در زندگی مسلمانان، مسجد بوده است. براساس آیات قرآن، احادیث معتبر و سیرة عملی پیامبر
گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم و اهل بیت علیهم السلام، هیچ مکانی منزلت و رفعت مسجد را نداشته و ندارد. مسجد پایگاه ساجدان، جایگاه ذاکران و نور دل عارفان است. مسجد جایگاه نشر معارف اسلامی و تربیت مؤمنان و پرهیزگاران است. کانون اتحاد و انسجام مسلمانان، مسجد است. دفاع از تمام ارزش های دینی و اسلامی در مسجد محقّق می شود. خداوند به مسجد و اهل آن نظر دارد. مسجد بارگاه کبریایی خداوند بزرگ است. برکت های زمین از مسجد به دیگر سرزمین ها سرازیر می شود و حیات اسلام با مسجد پیوند خورده است.مساجدی که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بنا نمود و در صدر اسلام شکل گرفتند نقش ها و کارکردهای مختلفی داشتند؛ مساجد سجده گاه و عبادتگاه مسلمانان بودند، مساجد به مثابة دانشگاه عمل می کردند، مبلّغان از مساجد اعزام می شدند، مسجدها دارای کتابخانه های بزرگ و کوچک بودند، در مساجد جشن ها برگزار می شد، مساجد عامل وحدتبخش جامعه اسلامی بودند، رسول خدا(ص) هیئت های سیاسی را در مسجد برای دیدار می پذیرفت، مساجد اردوگاه سپاه مسلمانان بود و حلّ دعاوی و اختلاف ها در مسجد فیصله پیدا می کرد.
اسلام در آغاز ظهور نهادی اجتماعی و سیاسی را شکل داد. این نهاد در رشد معنوی انسان ها نقشآفرین بود. فرهنگ سازی و تربیت انسان ها از طریق مسجد هدایت می شد. آگاهی های سیاسی و اجتماعی در مساجد عرضه می شدند و مسجد محل دادخواهی مظلومان تلقّی می شد.
مسجد در صدر اسلام جایگاهی بس رفیع و بزرگ دارد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم این نهاد اسلامی رابنا کرد و آن را جایگزین معابد دیگر نمود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مسجد سازی را فرهنگ عمومی کرد و از تمام قابلیت ها و ظرفیت های این الگوی دینی بهره جست. در زمان های دور مسجد تمام امور فردی و اجتماعی مسلمانان را اداره می کرد. امت اسلامی تعلّقی شدید با این نهاد مقدس داشتند. مسجد مطلوب در زمان نبی خاتم صلی الله علیه و اله وسلم شکل گرفت و تمام نقش ها و رسالتهای خود را ایفا کرد.
امروزه هر چند بسیاری از نقش ها و شئون مساجد تقلیل یافته اند و گاه رو به افول گذارده اند امّا می توان کارکردهای مسجد را ارتقاء بخشید. پرواضح است که امروزه مسجد در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد و نیز آفتابی است که مسجد طراز دارای بایستهها و ویژگیهایی است که هم اکنون برخی از آنها موجود نیست. بر ما فرض است که با یک نگاه به وضعیت موجود و با نگاهی دیگر به وضعیت مطلوب، جهت انتقال از وضعیت موجود که مطلوب نیست، به سوی وضعیت مطلوب که موجود نیست، برنامه ریزی کنیم و طرحی نو دراندازیم.
جایگاه مسجد باید تا بدان پایه ارتقا یابد که بتواند برای تمام ابعاد زندگی ایرانیان الگوی دینی و سالمعرضه کند. تنها دراینصورت، است که مسجد هویّت خویش را بازخواهد یافت و به پایگاه حکومت اسلامی تبدیل خواهد شد. اگر امروزه سبک زندگی غربی در جایجای فرهنگ ما رسوخ کرده است، بدون شک احیای جایگاه مسجد می تواند راهکاری بسیار تأثیرگذار در مقابل هجوم این پدیده بیگانه باشد، می توان از مسجد، دانشگاه، رسانه ای مؤثر و مبلّغی شوقآفرین ساخت. مسجد می تواند و باید بیشترین نقش را بر سبکدهی مسلمانان و ایرانیان داشته باشد.
اثر حاضر در نظر دارد ضمن بررسی نقش کلیدی و سرنوشت ساز مسجد در صدر اسلام و نیز بررسی علل و عوامل کاهش نقش مزبور در جهان امروز، برنامه ای ارائه دهد تا جایگاه مسجد رفعت و ارتقاء یابد. مسجد می تواند در عینحال که بعد عبادی و آموزشی داشته باشد، اوقات فراغت نسل جدید را پر کند، شهر اسلامی را مدیریت نماید، با خرافات و انحرافات مقابله کند، مسلمانان را قانون گرا و نظم پذیر سازد، به محلی برای حمایت مستمندان و نیازمندان درآید، عاملی برای تحکیم نهاد خانواده باشد، با جذب حداکثری مخاطبان نسل جدید را هدایت کند، پیام ها و ارزش های اسلامی را در جامعه و جهان منتشر سازد و مدیریت امور مسلمانان را بر عهده گیرد.
مسجد می تواند مقرّ اصلی حکومت اسلامی باشد. مسجد می تواند مسلمانان را احیا کند. در مسجد ظرفیتی است که آن را برای بیشترین تأثیرگذاری ها مهیّا کرده است و این مرکز مقدس قادر است مشکلات جهان اسلام را کاهش دهد و از آلام مسلمانان بکاهد. به امید روزی که مسجد جایگاه آغازین خود را بازیابد.
سازمان دهی نگاشته حاضر در دو فصل انجام شده است؛ فصل اول به دو مسأله سبک زندگی و جایگاه مسجد می پردازد. در فصل دوم کارکردهای مسجد در صدر اسلام، مسجد معیار، نقشآفرینی مسجد در ایران، آسیب های مساجد و نقش مسجد در سبک دهی به زندگی مسلمانان برجسته شده است.
در اینجا بر خود فرض می دانم از حمایتهای بی دریغ و مشفقانة حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد جواد حاج علی اکبری ریاست محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد تشکر نمایم. همچنین مساعی ارزشمند جناب حجت الاسلام آقای سعید کرمی موجب امتنان است. تلاش درخور جناب حجت الاسلام آقای داود بشیرزاده که در تهیه پرونده علمی مرا یاری داد، شایسته سپاس است.
مفهوم سبک زندگی یکی از مفاهیمی است که در عصر جدید پدید آمد و دامنه آن تا عمیق ترین لایه های وجود انسان و تمام ابعاد حیات بشر وسعت یافت. امروزه جهان غرب برای تمام رفتارهای بشر، الگوهایی طراحی و عرضه می نماید. بیشتر کشورهای جهان سوم عمدتاً مصرف کنندگان الگوهای بیگانه ها هستند. در عصر جدید دیگران برای سبک پوشش، تغذیه، معماری، تفریح، معاشرت و ازدواج الگوسازی و سبکدهی می کنند. این در حالی است که دین مبین اسلام الگوهای مشخص برای تمام ابعاد زندگی بشر دارد؛ فقط کافی است این الگوها را بشناسیم و آن را به زبانی زیبا به جهانیان عرضه نمائیم.
از سوی دیگر مسجد از منظر قرآن، روایات و سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و امامان شیعه علیهم السلام جایگاهی رفیع و والا دارد. مسجد در صدر اسلام نقش های فراوانی اعم از عبادی، اجتماعی و سیاسی ایفا می کرد. می توان گفت مسجد در جامعه اسلامی مهمترین مرکز سبکساز و فرهنگزای دینی محسوب می شود.
مفهوم سبک زندگی (Lifestyle) از جمله مفاهیم جدیدی است که پژوهشگران حوزة جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان رفتارشناسی انسانها بیان می کنند. دامنة بکارگیری این مفهوم تا بدان حدّ رواج یافته که امروزه جانشین بسیاری از مفاهیم و واژگان سنتی شده است. اصطلاح سبک زندگی پیوند نزدیکی با مجموعه ای از مفاهیم دارد نظیر فرهنگ، جامعه، ذهن، رفتار، معنا، شخصیت، محیط، وراثت، نیاز، سلیقه، مد، منزلت و سنت. مفهوم سبک زندگی از یکسو جزئی ترین رویدادهای مربوط به حیات بشر را شامل می شود و از سوی دیگر تا اعماق وجود آدمی را دربرمی گیرد، لذا هم شامل است و هم عمیق.
مسأله سبک زندگی در خلال دهة هشتاد میلادی در حوزة علوم اجتماعی و نظریه های جامعه شناسی مطرح شد. بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی در این زمینه بیان عقیده نموده اند.(1)گیدنز اظهار می دارد که سبک زندگی را می توان به مجموعه ای نسبتاً جامع از عملکردهایی تعبیر کرد که فرد آن را بکار می گیرد؛ زیرا که رفتارهای فرد نه تنها بیان گر نیازهای اوست بلکه روایت خاصی از اندیشه و هویت شخصی او دارد. رایزمن بر این اعتقاد است که فرد در گذشته کمتر حق انتخاب داشت و عملاً گزینشی در فرهنگ سنّتی وجود نداشت. این سنّت و رسوم گذشته بود که برنامههای از پیش تعیین شده را بر افراد تحمیل می کرد و در اجرا، نوعی جبرِ پنهان وجود داشت. اما با گذشت زمان و گذشتن از دورانِ درونراهبر، وارد دورانِ
1) . کاویانی، سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن، ص 70-90.
دگر راهبر شده ایم و در این مقطع دیگران یعنی وسایل ارتباط جمعی سعی دارند مخاطب را آگاه ساخته حق انتخاب او را شکوفا کنند و از این طریق تغییرات در جهان مدرن با سرعت و به صورت شگفت انگیزی در جریان است. لیزر سبک زندگی را از جنس رفتار دانسته ارزشها و نگرشها را از دایرة این مفهوم بیرون قرار می دهد. از دیدگاه چینی سبک زندگی، سازمان اجتماعی مصرف است که راه الگومند مصرف یا ارج نهادن به فرهنگ مادی را بیان می کند.
سبک زندگی وابسته به انتخاب و انتخاب نیز وابسته به اطلاعات است. اطلاعات محصولی از فرایند ارتباطات است. ارتباطات می تواند میانفردی یا رسانه ای باشد. رابطه رسانه ها و سبک زندگی، چرخه ای به هم پیوسته و متقابل است. رسانه ها سبک های جدید حیات را پیش روی انسان قرار می دهند و انسانها با خواسته ها و نیازهای جدید سبک های جدید را آشکار می سازند.رسانه ها ازطریق بمباران اطلاعات، فرهنگ مصرف گرا و مصرف فرهنگ را برجسته ساخته حوزة فرهنگ را فربه می کنند. امروزه رادیو، تلویزیون، ماهواره، موزه، سایت، وبلاگ، تالار گفتگو و دهها نوع دیگر محصولات فرهنگی، فضائی را فراهم آورده اند که همه پیرامون آنها می نشینند و بخش مهمی از عمر خویش را به آنها اختصاص می دهند و از این طریق سبک زندگی تا عمیق ترین لایه های خانواده ها نفوذ می کند.
امروزه الگوهای متنوعی برای سبک زندگی وجود دارد؛ سبک زندگی دخترانه یا پسرانه، سبک زندگی روستایی یا شهری، سبک زندگی سنتی یا مدرن، سبک زندگی مصرفگرایانه یا تولیدی، سبک زندگی زاهدانه یا عاشقانه، سبک زندگی فردمحور یا جمعی، سبک زندگی ایرانی یا عربی یا غربی یا شرقی، سبک زندگی بالاشهر یا پایین شهر، سبک زندگی خشونتمدار یا عاطفی، سبک زندگی فمینیستی، سبک زندگی سیاسی، سبک زندگی پلیسی، سبک زندگی طبقاتی، سبک زندگی رفاهطلب، سبک زندگی جهانوطنانه، سبک زندگی بسیجی، سبک زندگی توده وار، سبک زندگی قوم گروانه، سبک زندگی مدگرا، سبک زندگی شیطانی، سبک زندگی ریسک پذیر، سبک زندگی مهاجران، سبک زندگی قدرت گرا، سبک زندگی در اوقات فراغت، سبک زندگی ارزش مدار و سبک زندگی توحیدی.
سبک زندگی در حوزه ها و محدوده های وسیعی نفوذ می کند؛ شاخص های شناختی، مدیریت
تصمیم گیری، اخلاق اجتماعی، معاشرت، پوشش، آرایش، مد، غذا و تغذیه، آشپزی، معماری، دکوراسیون داخلی، طراحی صنعتی، تفریح و گردش، استفاده از جواهرات، تندرستی، ارتباطات گفتاری، محیط زیست، کسب و کار، روابط زناشویی، شغل، سخن گفتن، گذراندن اوقات فراغت، الگوی مصرف، سبک راه رفتن و مدیریت احساسات.
در عصر جدید بخش قابل توجهی از مطالعات دربارة تکنیکهای زیستن به نقش دین در مفهوم سبک زندگی بازمی گردد. یکی از مهمترین ابعاد مفهوم سبک زندگی این است که دین می تواند به عنوان نیروی برتر، نقش حیاتی در الگوی حیات و نحوة زیستن آدمیان بر روی زمین ایفا کند. دین به عنوان نظامی از باورها، ارزشها و رفتار ها می تواند آدمی را برای دست یابی به سبکی الهی در زندگی مدد دهد.
دین مسیحیت به دلیل انحرافات متعدد و کاستی های فراوان هرگز نتوانسته است الگویی جامع و عمیق جهت نحوة زیستن انسان ارائه دهد. در این میان، اسلام جایگاه ویژه ای دارد. براساس معارف عمیق اسلامیکه ریشه در آیات قرآن، احادیث معتبر، مفاهیم مربوط به ادعیه و سیرة بزرگان دارد، می توان الگویی برای سبک زندگی در این جهان تعریف نمود؛ بهگونهای که آدمی را آماده ورود به زندگی ابدی و زیستن بی پایان کند. مفاهیم مربوط به سبک زندگی در منابع اسلامی بسیار فراوان امّا به ندرت استخراج شده است.
دین به گونه های مختلف می تواند در سبک زندگی انسانها تأثیرگذار باشد؛ دین حاوی آگاهیها، بینشها و نگرشهای اصیلی است که در سبکدهی به زندگی انسانها نقشآفرین است. دین شناخت ها و نگرشهای اصیلی را در ارتباط با خدا، جهان دیگر و انسان به آدمی می دهد تا از این طریق او بتواند تصاویر روشن از جهان پیرامون و خویشتن داشته باشد. دین مجموعه ارزشها و هنجارها را در اخیار انسان قرار می دهد تا به وی کمک کند الگوی مناسب برای زندگی بیابد، رفتارهایش را تنظیم کند و مدلی برای کنش ها و شیوه های زیستن پیدا کند.
دین احساس هایی را نظیر احترام، رضایت مندی، گناهکاری، پشیمانی، ترس و عشق را درون انسان برمی انگیزد. این حالات می توانند احساسات دیگری نظیر اعتماد به نفس و اعتماد به خدا را در انسانها تضعیف یا تقویت کنند و از این طریق منشأ شکل گیری الگوهای متفاوتی در
انسان شوند.
دین قادر است بر خلاقیت فرد تأثیر گذارد و او را در مواجهه با محدودیتهای وراثتی یا محیطی توانا یا ناتوان سازد. یکی از الگوهای سبک زندگی، پدیده خلاقیت یا نوآوری است که بدون شک دین این بُعد انسانی را پرورش داده تقویت می سازد.
دین قادر است نهادهای اجتماعی کارآمدی را سامان بخشد، افرادی را حول محور این نهادها گردآورد و از این طریق شناخت فرد را از محیط افزایش دهد و رفتارهای جمعی او را تحت تأثیر قرار داده شکل دهد.
اسلام و قرآن با ارائه بینشها، آگاهیها، ارزشها، هنجارها، احساسها و الگوهای اجتماعی توانسته است بیشترین تأثیر را بر نحوه زیستن انسانها از خود نشان دهد. اسلام به عنوان برترین دین، کارآمدی خود را در بُعد فردی و اجتماعی نشان داده است. آخرین دین آسمانی برای تمامی نیازهای درونی و بیرونی راهکار نشان داده و با عرضه الگوهای رفتاری متنوع، انسان را به سر منزل مقصود رهنمون شده است.
در حال حاضر بشر با بیماریهای مختلف سبک زندگی جدید مواجهه است؛ سبک زیستن نوین نحوه سخنگفتن انسانها را تغییر داده است. شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک و ماهواره با عرضه امکانات نوین انسانها را به رفتارهای نابهنجار سوق داده است. بسیاری از انحرافات اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد، خودکشی، سرقت مسلحانه، خشونت، آدم ربائی، جرائم سازمانیافته، جرائم اینترنتی، قاچاق انسان و کودک آزاری معلول شیوه های نوین زندگی اجتماعی است.
امروزه خانواده با آسیب های گوناگونی همانند مشاجره، ضرب و شتم، فرزندآزاری، عدم رضایت مندی، مشکلات جنسی، خیانت و تجمل گرایی روبرو شده که بسیاری از آنها بر اثر اشتباه در اتخاذ الگوی نادرست زیستن به وجود آمده است.
شیوه های نادرست گذران اوقات فراغت از موارد دیگر بیماریهای سبک زندگی مدرن است. همچنین می توان به موارد دیگری اشاره کرد؛ مدگرایی، آرایشهای نامشروع، بدپوشی، تغییر خوراکیها و آشامیدنی ها، ترویج فرهنگ فستفود، توسعه بیماریهای مقاربتی، کاستن از میزان
کار مفید، کمبود کیفیت کار، ارائه الگوهای نامناسب معماری، پرخاشگری، آزاررسانی کلامی، عیب جویی، محرومیت و حرمت شکنی.
الگوهای سبک زندگی مدرن علیرغم فرصت ها و امکاناتی که در اختیار بشر قرار داده، بیماریها و آسیب های متعددی را نیز به ارمغان آورده است. اسلام به عنوان آخرین و برترین دین الهی الگوها و مدلهای متعادل و جامعی را در اختیار انسان قرار می دهد تا آدمی بتواند ضمن رهایی از تهدیدها و آسیب ها، به سعادت دنیوی و اخروی دست یابد.
مسأله سبک زندگی با تمامی ابعاد حیات بشر ارتباط تنگاتنگ دارد. گستره مسأله مزبور به وسعت تمام شئون زندگی بشر است. امروزه مؤسسه ها و شرکتهای بین المللی سبک زندگی خدمات متنوعی را ارائه می دهند. برخی از این سرویسها عبارتند از مشاورهای فردی، کارگاههای گروهی، ارائه آزمون هایروانشناختی، انجام مطالعات گروهی، ارائه راهبردهایی برای برونرفت از مشکلات جسمی و بیان چالشها و بحران های سبک زندگی مدرن.
با توجه به اهمیّت مسأله سبک زندگی و با نظر به اهمیّت دو رویکرد جامعه شناختی و روان شناختی ضروری است حقیقت و ماهیّت سبک زندگی مطرح و بررسی شود. در ارتباط با مسأله سبک زندگی تعریفهای متعددی ارائه شده است.(1)
وبلن پیش گام مسأله سبک زندگی در حوزه جامعه شناختی با تأکید بر مسأله رفتار، سبک زندگی را چنین تعریف کرده است:
سبک زندگی الگوی رفتار جمعی است. سبک زندگی فرد، تجلّی رفتار و سازوکار روحی و عادات فکری است.
زیمل با رویکرد جامعه شناختی تعریفی متفاوت از سبک زندگی ارائه می کند:
سبک زندگی تجسّم تلاش انسان است برای یافتن ارزشهای بنیادی خود در فرهنگ عینی.
از نگاه زیمل انسان براساس ارزشهای بنیادی خود، فردیّت برتر و نیز صورتهای رفتاری خویش را برمی گزیند. این گزینش براساس سلیقه شکل می گیرد و در زندگی عینی به صورت الگوهای رفتاری بهم پیوسته نمود پیدا می کند:
1) . همان، ص 95-115.
ماکس وبر با تأکید بر اینکه سبک زندگی از جنس رفتار است تعریف ذیل را عرضه می کند:
سبک زندگی رفتاری است که تمایلات آن را هدایت می کند و فرصتهای زندگی بستر عروض آن را فراهم می نماید.
سبک زندگی از نظر بوردیو چنین است:
سبک زندگی فعالیتهای نظاممندی است که از ذوق و سلیقه فرد ناشی می شود.
از نظر او سبک زندگی بیشترین توانمندی برای ارائه الگوهای رفتاری دارد. سبک به مانند یک معادله،تمام فعالیتها و تلاشهای بشر را دربرگرفته از این طریق جنبه عینی و خارجی پیدا می کند و نیز به فرد هویّت بخشیده او را در میان اقشار اجتماعی متمایز می سازد.
گیدنز با طرح بحث سیاست زندگی، سبک زندگی را چنین توصیف می نماید:
سیاست زندگی، سبک زندگی است؛ سیاستی که با منازعات و کشمکش ها در باب یک سؤال پیوند دارد: چگونه ما باید در دنیایی زندگی کنیم که در آن، آنچه به وسیله طبیعت یا سنّت تثبیت شده بود اکنون موضوع تصمیم گیری انسان قرار گرفته است؟
با بررسی تعاریف پیشگفته به این نتیجه می رسیم که محورهای اصلی سبک زندگی در الگودهی، هویّت، عینیّت زندگی و رفتارشناسی خلاصه می شود. امروزه دو رویکرد کلی در ارتباط با سبک زندگی وجود دارد؛ رویکرد جامعهشناسانه که بیشتر تحت تأثیر ماکس وبر است و نیز رویکرد روانشناسانه که متأثر از آلفرد آدلر می باشد. این دو بر عنصر رفتار در مسأله سبک زندگی تاکید اساسی دارند. بر این اساس، می توان تمامی تعاریف مزبور را خلاصه نمود و به شکل ذیل عرضه کرد:
سبک زندگی مجموعه ای از الگوهای رفتاری پایدار است که از بینشها، ارزشها، خواسته ها و محیط متأثر بوده به صورت عینی تجلّی نماید.
تعریف اخیر به ما می گوید رفتارهای بشر از عوامل مختلفی تأثیر می پذیرد. از سوی دیگر رفتارهای ناپایدار به مسأله سبک زندگی ارتباط پیدا نمی کند. بنابراین سبک زندگی به صورت دقیق و مشخص به الگوها و مدلهای رفتاری نظر دارد چنانکه رفتار و فعالیت باید نسبتاً پایدار نیز باشد.
هرگاه انسان راه می رود از الگوی خاصی پیروی می کند، هرگاه آدمی با دیگران ارتباط برقرار می کند از الگوی خاصی تبعیت می کند، هرگاه انسان می خورد یا می آشامد از الگوی خاصی پیروی
می کند و هرگاه پوششی را برمی گزیند الگوی خاصی را انتخاب کرده است. انسانها به هنگام پوشش، خوردن، آشامیدن، آرایش، ارتباط، کار، گذران اوقات فراغت، دکوراسیون داخل منزل یا اداره و ازدواج از خود رفتارهایی نشان می دهند که تمامی آنها دارای الگوهای خاصی است. سبک زندگی چیزی جز همین رفتارهای نسبتاً پایدار نیست. سبک زندگی به مجموعه ای از الگوهای رفتاری اطلاق می گردد که تمام حیات بشر را دربرمی گیرد.
مسأله سبک زندگی دارای مؤلفهها و شاخصههای متعددی است که می توان آنها را به شرح ذیل بیان کرد:
بررسی سوژه های سبک زندگی به ما نشان می دهد که دو بُعد فردی و اجتماعی را دربرمی گیرد. اموری نظیر روابط اجتماعی، شیوه های گذران اوقات فراغت، خوردن و آشامیدن، نحوه مصرف، روابط خانوادگی به بُعد اجتماعی انسان بازمی گردد. از سوی دیگر آدمی بُعد فردی نیز دارد. بیماریها، علقه ها، سلیقه ها، افسردگی ها و احساسات درونی از دیگر ابعاد وجودی انسان است که با پدیده سبک زندگی ارتباط تنگاتنگی دارد.
هر انسانی نگاه خاصی به خدا، جهان، حیات بعد از مرگ و اختیار بشر دارد. این بینشها و نگرشها، ارزشهایی را برای آدمی رقم می زند؛ مثلاً برای یکی مصرف ارزش است و برای دیگری تولید، برای یکی مالاندوزی ارزش است و برای دیگری بخشندگی، برای یکی خودپرستی ارزش است برای دیگری فداکاری، برای یک سرافرازی میهن ارزش است و برای دیگری بیگانه پرستی، برای یک رعایت سنّت ها ارزش است و برای دیگری مُد و برای یکی اعتماد به خدا ارزش است و برای دیگری اتکا به این و آن.
نکته مهم اینکه بینشها، ارزشها را شکل می دهند و ارزشها، رفتارها را؛ مثلاً اگر سر چهارراه، چراغ راهنما نبود یا برای دقایقی خراب شد، دراینصورت، فردِ با گذشت دیگران را مقدّم داشته و به آنها راه عبور می دهد امّا انسان خودخواه فقط به این فکر می کند که چگونه پیش از دیگران عبور کند یا مثلاً کسی که پایبند به نظم باشد، اتاق یا محل کارش چیدمان
منظمی دارد امّا کسی که نظم برای او ارزش محسوب نشود اتاق یا محل کارش به شکل دیگری است.
از آنجا که رفتارها تحت تأثیر هنجارها و ارزشها شکل می گیرند و ارزشهای آدمی با نگرشها و بینشهای او در ارتباط است، می توان گفت سبک زندگی محصول باورها و ارزشهای آدم است، از آنجا که نظام کلی بینشی یعنی نظام مؤمنانه و نظام غیر مؤمنانه وجود دارد، می توان گفت که دو الگوی اصلی سبکزندگی وجود دارد؛ سبک زندگی مؤمنانه و سبک زندگی غیرمؤمنانه.
یکی از عواملی که در سبکدهی به زندگی انسانها نقش ایفا می کند، شرایط اقلیمی و جغرافیایی است(1). این شرایط می تواند طبایع، مزاجها، حالات و سلیقه های انسان را شکل دهند. بدون شک فردی که در منطقه گرمسیری و خشک زندگی می کند بهگونهای خاص رفتار می کند امّا فرد دیگری که در منطقه معتدل و مرطوب زیست می کند رفتارهای متفاوتی خواهد داشت.
تنوع اقلیمی و آب و هوایی در پوشش، خوردنی ها، آشامیدنی ها، نحوه گذران اوقات فراغت، ازدواج و روابط اجتماعی تأثیرگذار است. پرواضح است که نحوه پوشش در اقلیم ها و مناطق مختلف کاملاً متفاوت و متنوع است. مهم این است که بدانیم این تنوع از نظر اسلام و پیشوایان دین پذیرفته شده است جالب است که به نمونه تاریخی توجه کنیم:
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به مسلمانان دستور داده بود که محاسن خود را رنگ کنند تا همرنگ یهودیان و مسیحیان نباشند.(2)روزی فردی به حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد که چرا شما محاسن خود را رنگ نمی کنید. امام در پاسخ به این نکته زیبا اشاره فرمود که نباید ظاهر و پوسته دین را گرفت بلکه باید روح دستورات دین را فهمید دستور پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مربوط به زمانی بود که تعداد مسلمانها اندک بود و هر بار دشمنان از دور نگاه می کردند آنها را پیر و با ریش سفید می دیدند. این وضعیت می توانست موجب قوّت قلب دشمنان باشد امّا روزگاری که شرایط تغییر کرد و مسلمانها زیاد شدند، هرکس می تواند هرگونه که دوست دارد رفتار کند.(3)
از آنجا که محور سبک زندگی رفتارهای آدمی است و انسان موجودی انتخاب گر و صاحب اختیار است.سبک زندگی ناظر به رفتارهای خودجوش و درون زا می باشد(1). سبک زندگی پدیده ای تحمیلی نیست بلکه اقناعی است. به تعبیری نمی توان مدل خاصی از رفتار را برای زمانی طولانی به فردی اجبار و تحمیل نمود بلکه او خودش باید آن رفتار را برگزیند و انتخاب نماید.
هر گونه تلاشی از سوی فرد، گروه یا حاکمیّت برای تغییر الگوهای رفتاری انجام می شود باید مبتنی بر این اصل مهم باشد: از زور و اجبار استفاده نشود بلکه شیوه های اتخاذ گردد تا انسانها رفتارهای مورد نظر را خودشان برگزینند و آن را انتخاب نمایند. به عبارت دیگر نباید و نمی توان تلاش کرد تا دیگران را به اتخاذ رفتاری خاص و سبکی خاص وادار نمود بلکه باید کاری کرد تا دیگران خودشان برسند. تغییر الگوهای سبک زندگی با قانون گذاری یا استفاده از قوّه قهریه حاصل نمی آید بلکه باید درون زا و خودجوش باشد. ضروری است الگوهای سبک زندگی جامعه پذیر باشند و مخاطبین با اختیار خود آن الگوها را انتخاب نمایند.
مدلهای سبک زندگی به صورت ناگهانی ایجاد نمی شوند تا بتوان آن را به صورت دفعی و ناگهانی تغییر داد. اگر رفتاری پایدار در انسان به صورت ملکه و پایدار درآمده است این امر نشان از پیشینه ای نسبتاً طولانی دارد. نهادینه شدن یک رفتار و تثبیت نمودن یک فعالیّت، صبوری و تحمّل می طلبد.
اگر بخواهیم مثلاً جایگزینی برای فرهنگ فست فود بیابیم و آن الگو را جامعه پذیر نماییم، لازم است اولاً الگوی بدیل، جذّاب و پذیرفتنی باشد، ثانیاً با استفاده از روشها و تکنیکهای مؤثر آن را در زمانی مناسب نهادینه ساخت. آمدن سبک زندگی جدید به مانند رفتن سبک زندگی قبلی، بردباری لازم دارد.
آنگاه که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به اذن الهی اراده فرمود فرهنگ جاهلیت را تغییر دهد، آن انسان والا آنچنان از خود تحمّل، حوصله و شکیبایی نشان داد که خداوند به لحنی خاص به او فرمود:
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين(2)شايد تو مىخواهى براى اينكه آنان ايمان نمىآورند،
خود را از شدتاندوه هلاك كنى!
حاصل آن که سبک زندگی جنبه های فردی و اجتماعی را به صورت یکسان دربرمی گیرد، سبک زندگی از بینشها و ارزشهای انسانها تأثیر می پذیرد، شرایط اقلیمی و جغرافیایی در سبک زندگی نقشآفرینند، سبک زندگی شامل رفتارهای درونجوش و درون زا است، سبک زندگی به صورت تدریجی حاصل می آید و مهمترین نکته اینکه سبک زندگی عمدتاً ناظر به رفتارهای انسانی است؛ البته رفتارهای نسبتاً پایدار نه رفتارهای گذرا و موقتی.
در موضوع سبک زندگی دو گونه می توان سخن گفت؛ گاهی سخن از سوژه ها و موضوعات سبک زندگی است و زمانی سخن از عواملی است که در سبکسازی نقشآفرینی می کنند. پیداست که سخنگفتن از سبک زندگی بدون التفات به عوامل سازنده آن، سخن کاملی نخواهد بود. عوالم سازنده سبک زندگی را می توان به شرح ذیل طبقه بندی کرد:
برخی از عوامل سبکساز جنبه فردی داشته به شرایط شخص بازمی گردد. این دسته از عواملِ تأثیرگذار جنبه های متنوعی دارند که برخی از آنها عبارتند از:
ظاهر فرد؛ شخصی که حقارت عضوی دارد و به نازیبایی عضو یا ناخوش اندامی مبتلاست به شکلی خاص زندگی می کند. در مقابل، کسی که از اندامی مناسب و ظاهری خوب برخوردار است و طبعاً از حمایت های دیگران برخوردار، اعتماد به نفس بالایی داشته زندگی متفاوتی را تجربه می کند.
سلامت و بیماری؛ انسانی که از سلامتی کامل برخوردار است نسبت به فردی که مثلاً از بیماری ایدز یا دیابت رنج می برد، زندگی متفاوتی دارد.
جنسیت؛ دختر یا پسر بودن تأثیر مستقیم در سبک زندگی دارد. زن به لحاظ ساخت فیزیکی از برخی فعالیتها مستثنی می شود. در حالیکه مرد به خاطر ویژگی جنسیتی در برخی مشاغل بهتر کار می کند. بدونشک زنانه یا مردانه زیستن و به طور کلی عنصر جنسیت در اتخاذ شیوه زیستن تأثیرگذار است.
طرز نگرش؛ انسانها در ابعاد مختلف نگرشهای گوناگونی دارند؛ هر فرد در ارتباط با
خویشتن نگرش خودتحوّل یا تنپرور یا خودتخریب را انتخاب می کند، هر فرد در ارتباط با مشکلات نگرش فعّالانه یا منفعلانه را برمی گزیند، هر فرد در ارتباط با دیگران نگرش همکاری یا طرد را پیش می گیرد، هر فرد در ارتباط با زندگی نگرش بدبینانه و خوش بینانه را اتخاذ می کند و هر فرد در ارتباط با خدا نگرش مؤمنانه یا ملحدانه را انتخاب می کند. پرواضح است که هر یک از طرز تلقی ها و نگرشهای مزبور در انتخاب شیوه زیستن تأثیرگذار بوده شکلی خاص از زندگی را عینیّت می بخشد.
خانواده در سبک زندگی فرزندان نقشی بی بدیل ایفا می کند.
وضعیت اقتصادی؛ اگر خانواده ای دارای وضعیت اقتصادی ضعیفی باشد مسیر زندگی به سختی خواهد گذشت و فرزندان زندگی آزاردهنده ای را تجربه خواهند کرد. امّا اگر خانواده دارای وضعیّت اقتصادی خوب و بالایی باشد فرزندان بهگونهای متفاوت رشد خواهند کرد و پرورش خواهند یافت. پس فقر و غنای خانواده در شیوه زندگی فرزندان تأثیرگذار است.
منزلت اجتماعی؛ اگر خانواده ای از منزلت و جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار باشد؛ مثلاً پدر یا مادر در حکومت پست بالایی داشته باشند، زندگی فرزندان در مسیری آسان و با منزلت می گذرد. در حالی که یک خانواده فرودست، شرایطی متفاوتی را برای فرزندان رقم می زند.
نگرش والدین؛ والدین می توانند طرز نگرشهای متفاوتی نسبت به زندگی و فرزندان داشته باشند این طرز تلقی ها طیف وسیعی دارد و مواردی نظیر نگرش دموکراتیک، سلطهگرانه، سلطه پذیر، حمایت افراطی، رهاشدگی، تنبیهی، تشویقی، طردکننده، لوسمآبانه و کمال گرایانه را شامل می شود. هر کدام از نگرشهای مزبور اثرات خاصی در پی خواهد داشت و ارزش خاصی را در خانواده حاکم می کند.
شکل صوری خانواده؛ خانواده هویت جمعی دارد. شکل صوری خانواده و قالب زندگی خانوادگی می تواند در نحوه زندگی فرزندان تأثیرگذار باشد. مواردی نظیر تکفرزندبودن، بزرگ ترین یا کوچک ترینفرزند بودن، یک دختر در میان پسران بودن، یک پسر در میان دختران بودن، کمجمعیت یا پرجمعیتبودن، فرزندخوانده داشتن یا نداشتن و اختلافات سنی می تواند موقعیت یا حسن یا عیب به حساب آید و تأثیری اندک یا شگرف بر زندگی خانواده داشته باشد.
بدون شک سازمانها و شبکه های اجتماعی، نقشی شگرف در سبکدهی به زندگی شهروندان دارند. این نهادها و شبکه ها طیف وسیعی را شامل می شوند:
· مدارس
· فرهنگسراها
· باشگاه های ورزشی
· تئاتر و سینما
· تشکل های اجتماعی
· دانشگاه ها
· حوزه های علمیه
· سپاه و بسیج
· پادگان ها
· مراکز مشاوره
· قهوه خانه ها
· مهد کودک ها
· زندان ها
· NGO
· نهاد امر به معروف و نهی از منکر
وسایل ارتباطات جمعی نظیر رادیو، تلویزیون، مطبوعات، اینترنت، سایت های همسریابی و· شبکه های کابلی
· انجمن های علمی و ادبی
· شبکه های اجتماعی مجازی (نظیر فیس بوک)، ماهواره ای (نظیر من و تو) و موبایلی (نظیر بازی پو)
· بازیهای رایانه ای
· مساجد
هر کدام از موارد پیشگفته نقش های مختلف فردی و اجتماعی ایفا می کند؛ مثلاً اگر در جامعه آمار قتل های فجیع یا زور گیری های خیابانی افزایش یافت، این امر بدون شک با پدیده خشونت در سینما، فیلم و بازیهای رایانه ای ارتباط مستقیم دارد. همچنین در صورتی که پدیده خانه های مجردی در کلان شهرها توسعه پیدا کند، این امر با طلاق و اعتیاد در خانواده ها مرتبط خواهد بود. بدون شک تک تک عوامل پیشگفته در فرهنگ سازی نقشآفرینی می کند و هر کدام سهمی خاص را بر عهده دارند.
لازم است بر این نکته تأکید نمود که مدیریت فرهنگی جامعه، جدای از مدیریت عوامل فرهنگ ساز نیست. مهندسی فرهنگی یعنی مدیریت هماهنگ تمام عوامل پیشگفته. بر مدیران و فعالان فرهنگی فرض است که مدارس، فرهنگسراها، باشگاه ها، سینماها، دانشگاهها، مراکز مشاوره، قهوه خانه ها، وسایل ارتباطات جمعی، شبکه های اجتماعی، بازیهای رایانه ای و مساجد را دریابند و برای تمام این نهادها و شبکه ها برنامههای عملیاتی هماهنگی را به اجرا گذارند. در غیر این صورت، ده ها بلکه صدها آسیب، و ناهنجاری اخلاقی و اجتماعی روی خواهد داد و در نهایت پدیده ای شوم به نام «ناکارآمدی دین» رخ می نماید. به عبارت دیگر با دست خودمان نشان داده ایم که دین توانایی تنظیم و تدبیر امور فرهنگی جامعه را ندارد؛ هر چند خداوند فرمود:إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون(1)همانا ما قرآن را نازل كرديم، و يقيناً ما نگهبان آن [از تحريف و زوال] هستيم.
1) . حجر / 9.
واژه «مسجد» از ریشه «سجد» به صورت اسم مکان بکار رفته است و به معنای محل سجده یا عبادت و به تعبیر دیگر «سجدگاه» می باشد. مسجد به قطعه کوچک یا بزرگ از زمین اطلاق می گردد که پس از آماده سازی، جهتِ قبله در آن مشخص شده به عبادت و نماز اختصاص یابد.(1)این قطعه زمین می تواند دیوار داشته باشد یا نداشته باشد، می تواند با فرشهای گران قیمت یا حصیرهای ارزان مفروش گردد، می تواند واجد سقف و گنبد و مأذنه بزرگ باشد یا نباشد و نیز می تواند بنای عظیم داشته باشد یا کوچک و ساده بنا شود.(2)
مسجد پیوندی با سجده دارد و سجده از ارکان اصلی نماز است و نماز از مهمترین عبادات به حساب می آید. خداوند اراده نمود تا مسلمانان مهمترین عبادت خویش یعنی نماز را به صورت جمعی برگزار کنند. مسلمانها باید روزانه گرد هم آیند و با یکدیگر در پیشگاه او به سجده افتند. در مسجد اطاعت، خضوع، خشوع، ستایش و تعظیم موج می زند. مسجد نماد اجتماع و هم گرایی مسلمانان است. خداوند می خواهد نام زیبایش در جایگاهی به نام مسجد بر زبان مسلمانان جاری شود. مسجد بدین معنا است که همگان در پیشگاه خدا برابرند.
1) . اگر مکانی به قصد قربت به عنوان مسجد وقف گردد و حدّاقل یک نفر با اجازه بانی در آن نماز بخواند، آن مکان، تبدیل به مسجد شده، احکام مربوط به مسجد بر آن مترتّب می گردد و براساس نظر بسیاری از فقیهان متأخّر، خواندن صیغه وقف نیز ضرورتی ندارد. (ر.ک: یزدی، العروة الوثقی، ج 1، ص 597، مسأله 11؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 152، مسأله 19).
2) . قرشی، قاموس قرآن، ج 3، ص 226؛ طریحی، مجمع البحرین، ج 2، ص 65؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص 397؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 205؛ فراهیدی، کتاب العین، ج 6، ص 49؛ مصطفوی، التحقیق، ج 5، ص 50.
در زبان عربی واژه دیگری برای مسجد وجود دارد. کلمه «جامع» که به معنای جمع شدن می باشد، درکشورهای اسلامی معادل مسجد به کار می رود. امروزه در مصر، جامع به مسجدی اطلاق می گردد که نماز جمعه در آن برگزار می گردد. در مساجدِ جامع مردم گرد یکدیگر جمع می گردند و نماز برگزار می کنند.
برخی اعتقاد دارند که مسلمانان در صدر اسلام عبادتگاهی به نام مسجد ساختند امّا با توسعه حکومت اسلامی، تعداد و شمارگان مساجد رو به فزونی گذارد و رفته رفته به بزرگترین مسجد هر شهر یا ناحیه جامع یا مسجد جامع گفته می شد. در برخی از نواحی رؤسای دولتها یا حکومت ها مسجد جامع را پایگاه اصلی خود قرار می دادند و در آن مسائل حکومتی را مطرح می کردند.(1)
واژه مسجد بصورت مفرد یا جمع در قرآن 28 بار بکار رفته است. بررسی آماری کاربرد لفظ مسجد در قرآن به ما موارد ذیل را نشان می دهد:
· در 15 مورد با پسوند «الحرام»؛
· در 5 مورد با عنوان «مسجد»؛
· در 1 مورد با پسوند «الأقصی»؛
· یک مرتبه به همراه لفظ «ضرار»؛
· در 6 مورد کلمه مزبور به صورت جمع «مساجد».
گفتنی اینکه لفظ «البیت» در بسیاری از موارد به معنای کعبه یا مسجدالحرام می باشد. لفظ مسجد در قرآن دارای معانی مختلفی می باشد.
سجدگاه؛ مرحوم علامه طباطبائی اظهار می دارد که مسجد در عرف قرآن به محلی اطلاق می شود که برای سجده مهیّا شده جایگاه عبادت است. قرآن مسجد را در برابر صومعه و سایر معابد به کار برده و بر آنها اطلاق مسجد نکرده است. (حج / 40)(2)
تفسیر تسنیم اعتقاد دارد که سرّ نامگذاری معبد به مسجد از جهت رعایت حالت عبادی سجود است؛ زیرا شرافت در تقرّب به خداست و بزرگترین حالت بنده به خدا در حالت سجود
ظهور می کند.(1)همین مضمون در تفسیر نمونه هم به چشم می خورد.(2)
مواضع سجده؛ در قرآنگاهی لفظ مساجد به معنای هفت موضعی است که در حال سجده به زمین گذاشته می شود.(3)
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا(4)و مساجد ويژه خداست، پس هيچ كس را با خدا مپرستيد،
مسجدالحرام؛ مسجد در قرآنگاهی به معنای مسجدالحرام بکار رفته است.
هُمُ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ في رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَليما(5)آنان كسانى هستند كه كفر ورزيدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام باز داشتند و نيز نگذاشتند قربانىهايى كه با خود آورده بوديد به محل قربانىاش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسى در ميان مكه نبودند، تا جنگ شما سبب كشته شدن آن بىگناهان شود و در نتيجه امر ناملايم و مكروهى [چون ديه] گريبان شما را بگيرد [شما را از جنگ باز نمىداشتيم، ولى بازداشتيم] تا خدا هركه را [مانند مردان و زنان مومنى كه براى شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از كافران جدا بودند يقيناً كافران [از اهل مكه] را به عذابى دردناك عذاب مىكرديم.
پرستش خدا؛ واژه مسجد در قرآن مجید کاربرد دیگری نیز دارد. کلمه مزبور در این استعمال معادل مساجد رسمی نیست بلکه به معنای مطلق پرستش خدا و خضوع در برابر اوست.(6)لا تَقُمْ فيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَي التَّقْوي مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرين(7)هرگز [براى عبادت و نماز] در آن مسجد نايست، قطعاً مسجدى كه از نخستين روز بر پايه تقوا بنا شده شايستهتر است كه در آن [به نماز و عبادت] بايستى، در آن مردانى هستند كه خواهان پاكيزگى [و طهارت جسم و جان] هستند؛ و خدا پاكيزگان را دوست دارد.
بدست می آید که کاربرد کلمه مسجد در آخرین کتاب آسمانی همراه با خضوع و خشوع نسبت به خدا، سجده نمودن و پرستش کردن در برابر او است.
مساجد از نظر قرآن و روایات از جایگاه ویژه ای برخوردارند. در اسلام هیچ مکانی منزلت و رفعت مسجد را ندارد. مسجد پایگاه ساجدان، جایگاه ذاکران و نور عارفان است. مهبط مسجد طاهران و منزل سالکان است. مسجد جایگاه نشر معارف اسلامی و تربیت مؤمنان و پرهیزگاران است. مسجد کانون اتحاد و انسجام مسلمانان به حساب می آید. دفاع از تمام ارزشهای دینی و اسلامی در مسجد محقّق می شود. مسجد به محلی اطلاق می گردد که در آن مرزهای اعتقادی و فرهنگی پاسداری می شود. جایگاه و رفیع مساجد در کتاب الهی و گفته های پیشوایان بیان شده است.
در آخرین کتاب الهی کلمه مسجد به گونه های مختلف به خدا انتساب می یابد و این نسبت منزلتی رفیع و با شرافت به مسجد می دهد.(1)کعبه در دوران جاهلیت به «بیت». معروف بود و لفظ «بیت» به «الله» اضافه شده (بیت الله) کسب شرافت می کند. برای کعبه همین بس که خداوند در کتابش فرموده است «خانه من»(2). خداوند از زمین خودش، خانه خودش را برای خودش برگزید. امام صادق علیه السلام می فرماید:خداوند سه چیز را محترم شمرده است بهگونهای که هیچ چیز مانند آن نیست؛ یک کتاب، دیگری عترت و سوم بیت اوست که راضی نیست احدی به غیر آن توجه کند.(3)
خداوند اهل انتخاب است. اگر به آیات قرآن کریم رجوع کنیم می بینیم که خداوند از طبیعت، چیزهایی مثل آسمانها. زمین و آب را برگزیده است. همچنین از گیاهان و درختان اموری نظیر زیتون، انجیر و خرما را برگزیده و از میان حیوانات به جانورانی مثل مورچه، زنبور عسل و شتر اشاراتی دارد. امّا مهمترین گزینش خدا در باب انسان است.
پروردگار عالم از میان تمام مخلوقات و کائنات، انسان را برگزید و همه چیز را مسخر او نمود و همه چیز را برای انسان آفرید. این انتخاب، اول خداست و از این روست که انسانها لیاقت پیدا کردند تا مخاطب خدا باشند: (یا ایها الناس).
خداوند از میان انسانها دست به انتخاب دومی زد و آنها مؤمنان هستند. مؤمنین مخاطبین خاص خدایند: (یا ایّها الذین آمنوا)؛ خداوند از میان انسانهای مؤمن برگزیدگان دیگری هم دارد:
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَي الْعالَمين(1)بىترديد خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را [به خاطر شايستگىهاى ويژهاى كه در آنان بود] بر جهانيان برگزيد.
امّا خداوند انتخاب چهارمی هم دارد: او از میان انبیاء، رسول خاتم صلی الله علیه و اله وسلم را برای خودش برگزید و از این رو او را ملقب به «مصطفی» نمود. حاصل آن که خدای سبحان از میان انسانها، مصطفی را و از زمین، کعبه را برگزید.
خداوند که جهان را آفرید و آن را برای نیل به غایت و هدفی والا خلق نمود. تمام ذرّات جهان تسبیح گو و حامد خداوند هستند. همه اجزای عالم شاغل اند و شغل آنها چیزی جز خضوع، خشوع و سجده نیست و بر این امر افتخار می کنند:وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُون(2)و آنچه در آسمانها و زمين از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط براى خدا سجده مىكنند و تكبّر و سركشى نمىورزند.
انسان به عنوان موجودی ممتاز در میان آفریده های خدا، غایتی دارد. هدف از خلقت او تقرّب و دست یافتن به مقامات بلند معنوی است و این امر از طریق بندگی و معرفت حاصل می آید:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون(3)و جن و انس را جز براى اينكه مرا بپرستند نيافريديم.
هدف از خلقت آسمانها و زمین سجده است و غایت خلقت آدمی عبادت. و می دانیم که مهمترین رکن عبادت سجده است. نیز می دانیم که مسجد سجده گاه قرب الهی است. مسجد
محل عبادت سالکان و بارگاه معرفت عارفان است. عابد و عارف به میهمانی خدا می روند و مسجد میزبان آنهاست:
وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً(1)و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود.
اگر انسانی درمانده شد و احساس بیچارگی کرد، بهترین پناهگاه مسجد است. شایسته است بنده مضطر جهت برآوردهشدن آرزوها و زائل گشتن اندوه ها به پناهگاهی ایمن و مطمئن دست یازد تا آلام روحی و جسمی وی درمان گردد و با استفاده از راهکارهای معنوی، دنیا و آخرتش تضمین شود. امام صادق علیه السلام فرمود:
همانگونه که شخص بیمار نزد پزشک می رود و دستمزدی به او می دهد و همانطور که صاحب حاجتی نزد صاحب دولتی می رود و رشوه می پردازد، بهتر است نیازمند وضو بگیرد و صدقه بدهد و وارد مسجد گردد و نماز گزارد و به خداوند بگوید: پروردگارا! حاجت مرا برآورده ساز.(2)در قرآن نیز می بینیم که انسان برای تأمین حاجات و نیازهایش به سمت بردباری و نماز دعوت می شود و مسجد، سجده گاه نمازگزار است.
وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَي الْخاشِعينَ(3)از صبر و نماز يارى بخواهيد، و يقيناً اين كار جز بر فروتنان، گران و دشوار است.
انوار تابناک الهی بر اهل مسجد نازل می شود. اهل مسجد عرش نشینانِ خاک نشینند که ستارگان آسمان بر آنها پرتوافکنی می کند. هر کس خانه ای دارد و خانه خداوند روی زمین مساجدند. کسی که به مسجد برود میهمان خانه خداست و خداوند با رزقهای معنوی و مادی از وی پذیرایی می کند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
اَلا اِنّ بیُوتی فِی الارضِ المَساجِد تُضیء لِاَهلِ السماءِ کَما تُضیِء النُّجوم لِاَهلِ الارضِ؛ همانا خانه های
من در زمین مسجدها هستند که برای اهل آسمان نور افشانی می کنند همانگونه که ستارگان برای اهل زمین نور افشانی می کنند.(1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
خانه های من در زمین مساجدند که بسان درخشش ستارگان برای اهل زمین، بر آسمانیان نور افشانی می کنند.(2)
انسانها در این جهان کاسبند و کاسب، چیزی می دهد و چیز دیگر می ستاند و محل کسب و کار بازار نامدارد. خداوند بر روی زمین بازاری از جنس آخرت و بهشت قرار داده است تا آدمیان در این تجارتخانه عمر خویش بدهند و در عوض، تحفه های بهشتی دریافت کنند.
مسجد بازاری است که اهل ایمان در آنجا به عبادت و ادب در برابر خدا می ایستند و در مقابل، توشه های اخروی و رضوان الهی به دست می آورند. خداوند در مسجد، جان های مؤمنین را می خرد و بهشت به آنها ارزانی می دارد. پیامبر گرامی اسلام فرمود:
الْمساجِدُ سوقٌ مِنْ اَسْواقِ الآخره، قِراها المَغْفرهُ و تُحْفَتُها الجنه؛ مسجدها بازارهای آخرت هستند که بارشان مغفرت است و هدیه شان بهشت.(3)
بازارها دو قسم اند؛ دنیوی و اخروی. بازارهای دنیا کالاهای خاص خود را دارند، اما در بازارهای آخرت کالاهای دیگری عرضه می شود. مسجد از جمله کالاهایی است که در بازار آخرت عرضه می گردد و طبعاً مصرف کنندگان خاصی هم دارد. خداوند برای انسانها به جز بازارها و کالاهای دنیوی، بازارها و کالاهای اخروی هم فراهم کرده است تا هر انسانی هر کدام را بخواهد برگزیند و مسیر فرا راه خود قرار دهد.
انسانها اهل تجارت و داد و ستد هستند، لذا قرآن از واژه هایی نظیر اشتراءٍ، تجارت، ربح، قرض و خسران استفاده کرده است. تجارت ها نیز دو گونه اند؛ گاه تجارت دنیوی است و طبعاً ویژگیهای خاص خود را دارد. اما قرآن خرید و فروش، داد و ستد و معاملة با خدا را مطرح می کند. سرمایه ای که انسانها در اختیار دارند، عمر و وجود آنهاست. انسانها عمر و وجود خود را می دهند
و در قبال آن چیزهایی دریافت می کنند. اگر کالاهای دریافتی مال، شهوت، مقام و زخارف دنیا باشد، آن چه انسان به دست آورده، ارزشی کمتر از وجود و عمر وی دارد و زیان کرده است. تنها در صورتی انسان سود می برد که آنچه می ستاند دارای ارزشی بیش از چیزی باشد که می دهد یعنی ارزشمندتر از عمر و جان آدمی. چنین تجارتی و چنین بازاری سودآوری است.
مقایسه دو آیه ذیل جالب است؛ از یکطرف خدا انسانها را به تجارتی سودآور دعوت می کند:(1)
(صف:10) در اینجا انسان، ایمان می دهد و در قبال آن بهشت دریافت می کند. از سوی دیگر خداوند تجارتی را سرزنش می کند که انسانها عمر می دهند و ضلالت میستانند(2): (بقره : 16). بنابراین همه انسانها کاسب اند و کارگر، تا کسب او چگونه باشد و در این کسب و تجارت چه چیز را داد و ستد کند. خوشا به حال کسی که در قبال این معامله، از خداوند آخرت الهی دریافت کند. چه سودآور است این تجارت و چه کریم است خدایی که انسان با او معامله می کند و چه زیباست کالاهایی که در بازار خدا دریافت می شود. مسجد مکانی است که انسان عمر خود می دهد و آخرت می خرد.
زمین دارای قطعه ها و بخش های مختلفی است و روی زمین خانههای فراوانی پدید آمده است. امّا تنها یک خانه محبوب خداست. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از جبرئیل پرسید: کدام زمینها نزد خدا دوست داشتنی تر هستند؟ جبرئیل در پاسخ فرمود: مسجدها.(3)
نکته نغز دیگری وجود دارد و آن اینکه محبوب ترین و گرامی ترین مساجد نزد خداوند مسجدالحرام و خانه خداست. زراره از امام باقر علیه السلام حدیثی زیبا نقل می کند:
خداوند هیچ خانه ای را بر روی زمین محبوب تر و گرامی تر و بخشنده تر از آن [اشاره فرمود به سوی کعبه] نیافریده است. از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، در کتاب خویش ماه های حرام را به خاطر حرمت آن حرام ساخته است، سه ماه پیاپی برای حج: شوال، ذیقعده و ذیحجه و یک ماه جدا برای عمره رجب است.(4)
اگر مسجد قطعه ای زیبا و دوستداشتنی از زمین است و خداوند به آنجا نظر دارد، پس هر کس اهل مسجد باشد مورد نظر خداست(1). هر شخص که به سمت مسجد رود او راهیِ کوی دوست است و هر کسبه مسجد درآید او زائر خداست.(2)هر کس وضو گیرد و به مسجد درآید و در بارگاه الهی ادب حضور به جای آورد، او در زمره زائران خداست. به راستی راهیان نور، زائرین خانه خدا و زیارتکنندگان خدا هستند.(3)
در قرآن خداوند دوستدار بعضی انسانها معرفی شده است و برخی دیگر از دایره حب الهی خارج اند. خداوند دوستدار محسنین(4)، توابین(5)، پاکان(6)، متقین(7)، صابرین(8)و اهل قسط و عدل(9)است. از سوی دیگر گروهی از انسانها محبوب خدا نیستند، نظیر اهل فساد(10)، گناهکاران(11)، کافرین(12)، ظالمین(13)، فخرفروشان(14)، متجاوزین(15)و مسرفین.(16)لذا انسانها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند؛ محبوب خدا و بیرون از قلمرو دوستی خدا. نکته جالب اینکه در تمامی موارد مربوط به دسته دوم خداوند می فرماید: «إِنَّ اللهَ لایُحِبُ...»؛ «خداوند دوست ندارد» و به تعبیری حب خودرا از آنها سلب می کند، ولی چیزی را اثبات نمی کند. یعنی نمی فرماید خداوند نسبت به عده ای بغض دارد. البته در آیاتی تعبیر «بُعد» آمده است؛ مثل: (فَبُعداً لِقَومٍ لایُؤمِنُونَ)(17)، ولی به خدا نسبت داده نشده است.
واقعیت آن است که خداوند نسبت به تمامی آفریده های خود حب و دوستی دارد و اساساً هر
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 3، ص 17.
2) . فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج 2، ص337.
3) . ابن بابویه، الفقیه، ج 1، ص 72.
4) . بقره / 195.
5) . بقره / 222.
6) . همان، ج 2، ص 243.
7) . آل عمران / 76.
8) . آل عمران / 146.
9) . ممتحنه / 8.
10) . بقره / 205.
11) . بقره / 276.
12) . آل عمران / 32.
13) . آل عمران / 140.
14) . نساء / 36.
15) . مائده / 87.
16) . اعراف / 31.
17) . مؤمنون / 44.
آفریده ای محبوب خداست. ولی حبّی که در آیات مزبور بیان شد این حب نیست، بلکه حبّی خاص مراد است. حب خاص الهی مربوط به افراد خاص است. خداوند به تمامی انسانها و تمامی مخلوقات با محبت می نگرد؛ اما بعضی انسانها به دلیل اعمال نیکشان مورد توجه، عنایت و محبت خاص خدا قرار می گیرند. اگر این محبت شامل بعضی انسانها نشود، طبعاً آنها از محبت خاص خداوند خدا دورند و بعید. لذا بعد و دوری بعضی انسانها نسبت به محبت خاص مراد است نه محبت نوع اول که شامل تمامی موجودات و مخلوقات می شود.
مسجد خانه خداست و خداوند بارگاه کبریائی خویش را در آنجا بنا کرده است. بنده با ذلّت به آن سو می رود و هر گاه به مسجد رسد در حریم کبریائی پای نهاده است. او خود را آماده خدمت به پادشاهی بزرگ نموده که حرمتش والا و مهربانیش نامحدود است. امام صادق علیه السلام فرمود:
هنگامی که به در مسجد رسیدی، بدان که به خانه ی پادشاهی بزرگ رفته ای که جز پاکان هیچ کس نمی تواند پا در آن بگذارد و جز راستگویان را حضور در آن روا نباشد. خود را آماده ی خدمت به آن پادشاه کن که اگر حرمتش را پاس نداری، با خطری بزرگ روبرو خواهی شد و بدان که او می تواند با تو، به عدل و یا فضل رفتار کند. همچنین اگر بخواهد رحمت و عطوفت و مهربانی اش را در حق تو روا دارد.(1)
مسجد با تمام اجزایش حمد و تسبیح خدا می گوید. ناگفته پیداست که تمام اجزاء عالم تسبیح گوی خدایند.(2)امّا در این میان مسجد جایگاه ویژه دارد. امام باقر علیه السلام فرمود:
هر گاه کسی سنگ ریزه ای را از مسجد بیرون برد، باید آن را به مسجد بازگرداند؛ زیرا این سنگریزهخدای را تسبیح می کند.(3)
سنگریزه ها بخشی از مسجد به حساب می آیند و چون مسجد عبادتگاه خداست، سنگریزه هایش با خدا نسبت و پیوندی دارند. لذا شایسته نیست آنها را از جایگاهشان جدا
ساخت و بیرون برد. سنگریزه هایی که عبادتگاه بشرند و سجده گاه انسان، جایگاهی رفیع پیدا می کنند و هر لحظه قداست و منزلت خدای را به جریان می اندازند. چه زیبا سخنی است کلامی که از امام صادق علیه السلام پدید آمد:
هر کس به سوی مسجد رود، پایش را بر هیچ تر و خشکی نگذارد مگر اینکه تمام طبقات زمین برای او تسبیح گویند.(1)
تسبیح در قرآن شأن و جایگاه رفیعی دارد. هر آنچه در آسمانها و زمین است به تسبیح خداوند عزیز و حکیم مشغول است (حدید/1)، آسمانها و زمین به تسبیح خدا مشغولند (اسراء/44)، هنگامی که دو ابر به هم می خورند و صدای غرشی از آن متصاعد می شود به نام رعد، تسبیح خدا صورت گرفته است (رعد/ 13)، هر کسی که در آسمانها و زمین است تسبیح گوی خداست (حشر/24)، کوه ها و پرندگان تسبیح خدا می کنند (انبیاء/79)، تسبیح اختصاص به انسانها ندارد، فرشتگان خدا هم تسبیح و حمد پروردگار می کنند (زمر/75) و اگر تسبیح نبود پیامبری مثل یونس علیه السلام از دل ماهی نجات پیدا نمی کرد (صافات/143).
به دست می آید که تسبیح امر عام و فراگیری بوده شامل فرشتگان، کوه ها، پرندگان، پیامبران و به طور کلی هر چیزی و هر کسی که در زمین و آسمانهاست می شود. پس تسبیح اختصاصی به انسان ندارد، بلکه جمادات، گیاهان و حیوانات را هم دربرمی گیرد.
از سوی دیگر تسبیح به دو قسم منقسم است؛ تسبیح تکوینی و تسبیح اختیاری. اگر آیات پیشگفته مرور شود به دست می آید تسبیحی که در قرآن مدّ نظر است بر دو قسم است؛ بعضی آیات شامل تسبیحات تکوینی می شوند و بعضی دیگر ناظر به تسبیح ارادی و اختیاری اند.
تسبیح از جنبه ای دیگر هم عمومیت دارد؛ موجودات صبح و شام تسبیح خدا می کنند (فتح/9). تسبیح قبلاز طلوع خورشید و قبل از غروب آن مطلوب است (طه/130)، هنگام ناپدید شدن ستارگان باید تسبیح گفت (طور/49)، بعد از هر سجده تسبیح مناسب است (ق/40) و به طور کلّی شب و روز بندگان خدا به تسبیح او مشغولند (فصلت/38).
گذشته از اینکه قرآن برای تسبیح صبحگاهی و شامگاهی تعابیر مختلفی دارد. بکره و اصیل (فتح/9)، غدوّ و آصال (نور/36)، عشیّ و اشراق (ص/18)، عشیّ و ابکار (آل عمران/41)، آناءِ لیل و اطراف نهار (طه/130) و ادبار نجوم (طور/49).
1) . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 5، ص 126.
در تسبیحات اربعه چهار جزء وجود دارد. امّا در میان آنها تسبیح اصل است؛ زیرا حمد خدا، تهلیل و تکبیر همراه با تشبیه است، لذا لازم است که همة آنها با تسبیح آغاز شود تا حمد و تهلیل و تکبیری متناسب با شأن ربوبی صورت پذیرد. تسبیح، تنزیه خدا از عیوب و نواقص است. تسبیح، تنزیه از تحمید و تهلیل الهی است، تسبیح یکی از مقامات سیر و سلوک است. عبد سالک توان قیام به حق عبودیت ندارد، او نمی تواند عبد کامل باشد و تمامی مراتب اخلاص و ایمان را طی کند. لذا تمامی عبادات انسانها آمیخته با شرک خفی است. کمال معرفت، وقوف به عجز در بندگی است. تسبیح نشان دادن عجز و ناتوانی در بندگی است. تسبیح اعتراف به حجاب است. آنگاه که انسان به مقام کمّلین نائل می شود درک عجز می کند و این مقام تسبیح است. کمال انسانی این است که سمیع باشد و با سمع باطنی تسبیح موجودات را بشنوند و از این حقارت در آید که (وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ).(1)
پیامبر گرامی اسلامی در بیان نورانی به حقیقتی والا اشاره فرمود:
روزی که هیچ سایه ای نیست، هفت گروه زیر سایه لطف و عنایت خداوند قرار دارند که یکی از آنها فردی است که قلبش به مسجد تعلّق دارد و تا بازنگردد آرام نمی شود.(2)
اگر کسی مسجد خانه اش باشد خداوند برای او ضمانتی کرده است و آن اینکه آسایش و آرامش را برایش به ارمغان آورد. (3)
آنان که به مساجد رفت و آمد کنند از رحمت خاص الهی بهره مند خواهند شد. خداوند به برکت مسجدیان عذاب خویش را نازل نمی سازد. آنان که مساجد را آباد کنند و سحرگاهان در آنجا به نماز ایستند مورد رحمت خدا خواهند بود و خداوند به برکت آنان از فرو فرستادن عذابش
پروا می کند. حضرت علی علیه السلام فرمود:
هر گاه خداوند بخواهد زمینیان را عذاب کند می فرماید: اگر نبودند کسانی که به پاس عظمت من یکدیگر را دوست می دارند، مسجدهایم را آباد می کنند و سحرگاهان آمرزش می طلبند، عذابم را فرو می فرستادم.(1)
امام صادق علیه السلام خطاب به فردی این گونه بیان داشت:
از هر قبیله ای، جز برگزیدة آن، و از هر خاندانی، جز اصیل آن، رهسپار مسجد نمی شوند. ای فضل! کسی که مسجد رود، دست کم یکی از این سه چیز نصیبش می شود: یا دعایی می کند که خداوند با آن او را به بهشت می برد، یا دعایی که به سبب آن، خداوند، بلای دنیا را از او دور می سازد، و یا برادری که در راه خدای عزوجل بهره اش می گردد.(2)
یکی از مفاهیم جالبی که در قرآن (حدود سی آیه) یافت می شود، مفهوم «برکت» می باشد. قرآنگاهی برکت را به کوه نسبت داده (فصلت/10)، گاهی به اطراف مسجدالحرام (اسراء/1)، گاهی به ابراهیم علیه السلام (صافات/113)، گاهی به موسی علیه السلام (نمل/8)، گاهی به یک قوم (اعراف/96)، گاهی به قرآن (انعام/92)، گاهی به باران (ق/9) و گاهی به شب (دخان/3). لذا طیف گسترده ای از امور می توانند دارایبرکت باشند؛ از کوه گرفته تا شب و از پیامبر گرفته تا باران. سؤالی که در اینجا به چشم می آید اینکه برکت در این گونه امور به چه معناست؟ وملاک و معیار وجود برکت چیست؟
کلمة برکت در اصل از «البرک» به معنای سینة شتر است.(3)از آنجا که «برک البعیر» یعنی «شتر سینه خود را به زمین زد»، و این مستلزم یک نحوه قرار گرفتن و ثبوت شیء است، لذا کلمة مزبور را در معنای «ثبوت» - که لازمة معنای اصلی است - استعمال می کنند، همچنین به انبار آب برکت می گویند؛ زیرا آب در آن محل ثابت بوده، قرار گرفته است.
برکت در قرآن به معنای ثبوت خیرات الهی است. اگر نعمت و خیر از آسمان در محلی قرار گیرد به آن برکت گفته می شود.
لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ(4)برکات آسمان و زمین را به رویشان می گشودیم.
خیرات الهی از مقام ربوبیت و الوهیتش نازل می شود. این خیرات و نعمتها قابل شماره نیست و بی حد و حصر بر زمین و زمینیان می بارد و آنها را دربرمی گیرد. خداوند رحمت بی کران خود را از در و دیوار برای انسانها فرو می فرستد. از این رو به هر چیزی که دارای زیادة محسوس یا نامحسوسی باشد می گویند دارای برکت است. روایات متعددی هم بدین مضمون نقل شده است که «مال با صدقه کم نمی شود».
بنابراین برکت به معنای خیر و نعمتی است که در چیزی استقرار داشته باشد مانند برکت در نسل که به معنای فراوانی اعقاب یا ماندگاری نام و دودمان است، یا برکت در غذا به معنای سیر کردن افراد بیشتری از مردم یا برکت در وقت به معنای گنجانیدن کارهایی در مقدار وقتی که به صورت معمول آن وقت گنجایش آن امور را ندارد.
برکت در هر امری به حسب اغراض متفاوت است؛(1)مثلاً غرض از خوردن غذا سیر شدن است لذا برکت در طعام به معنای این است که مقداری از غذا، افراد بیشتری را سیر کند. گاهی غرض از غذا شفاگیری استلذا برکت در طعام به معنای این است که خوردن آن باعث بهبودی و شفای افراد فراوانی بشود و گاهی غرض از طعام، تحصیل نورانیت در باطن برای عبادت خداست لذا برکت بر حسب این هدف معنای خاص خود را پیدا می کند. گفتنی اینکه نزول برکت الهی منافات با سیر عوامل دخیل ندارد. اگر خدا اراده کند در چیزی برکت قرار گیرد این امر بدین معنا نیست که سایر علل و عوامل را از تأثیرگذاری باز دارد؛ زیرا اراده و مشیت او در طول اسباب است. اگر خداوند اراده کرد تا برکت در غذا یا وقت یا عمر کسی قرار گیرد بدین معناست که اسباب را بهگونهای ترتیب می دهد که نتیجة مطلوب حاصل آید نه اینکه علل و عوامل طبیعی را از کار باز دارد.
به عبارت دیگر در یک محدودة زمانی مشخص که به طور معمول چند عمل خاص انجام می شود، اگر خداوند اراده کند و به آن وقت و زمان برکت دهد، بر اثر ترتیب علل و عوامل در همان محدودة زمانی، اعمال با آثار بیشتری محقق خواهد شد. طول زمان چندان مهم نیست، آنچه اهمیت دارد عمق زمانی است. ممکن است کسی صد سال عمر کند امّا خدمت مهمی به خود و دیگران انجام ندهد امّا چه بسا فرد دیگری نصف این زمان عمر داشته باشد ولی آثار و برکات این عمر بسیار بیشتر و گسترده تر باشد. ممکن است سرمایة هنگفتی برای انسان حاصل آید اما این سرمایه نفعی به حال او یا دیگران نداشته بلکه مصرف کارهای ناشایست یا بیماریهای مهلک
1) . طباطبائی، المیزان، ج 7، ص 280 – 282.
شود، در حالی که سرمایه ای کوچک اگر محل برکت الهی باشد می تواند چنان نافع باشد یا در راه کارهای مفید خرج شود که نسلها و زمانهای مدید، آثار و منافعش باقی و برقرار باشد.
اگر مسجد برگزیده خداست، اگر هدف آفرینش انسان در این جایگاه تحقّق می یابد، اگر خانه خدا روی زمین سجدگاه بشر است، اگر مسجد بازار آخرت روی زمین است و اگر در مسجد تسبیح خدا با آرامش و برکت جاری و ساری است، بی شک مسجد ماجرایی جز عشق و شیدایی ندارد. اگر مسجد محبوب خداست پس اهل مسجد نیز محبوب خدا هستند و خداوند به آنان نظر مستقیم دارد.
عشق، مشوّق انسان برای حرکت به سوی آسمان است. زیبایی معشوق، عاشق را به سوی خود می کشد و او را به وصال می رساند. دل اگر به قرب، دیدة جان باز کند کشف صفات و شهود ذات حاصل کند. کشف جبروت با عشق جمال پدید آید و کشف ملکوت با قدح شراب عشق در جام ناسوتی آدمی. بلبل جان دربستان مست ازل، گل حسن چیند. عاشق چون از عشق انسانی رفعت یافت و به نور افعال پیدا و بینا گشت، با عشق به شهود و کشف رسید.
محبت آتشی است در دل که هر چیز به جز محبوب را در دل می سوزاند. انسان عاشق چونان مستان، هوش از کف بدهد و تنها دیدارِ محبوب است که او را به هوش آورد.
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن*** شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم(1)همواره در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى نمىترسند. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مىدهد؛ و خدا بسيار عطاكننده و داناست.
بدون شک نخستین مسجدی که خداوند آن را انتخاب کرد و سبب برکت و هدایت برای آدمیان قرار داد، مسجدالحرام است. در این مکان مقدس آیات الهی روشن گردیده و هر کس بدانجا وارد گردد در امن و امان خواهد بود:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمين(2)يقيناً نخستين خانهاى كه براى
[نيايش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است، كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است.
حضرت امیر علیه السلام چهار مسجد را قصرهای بهشتی و برترین مساجد روی زمین دانست: مسجدالحرام، مسجدالنبی صلی الله علیه و اله وسلم ، بیت المقدس و مسجد کوفه(1). هر کس در این مکان های مقدس نماز گزارد هزاران فضیلت دریافت کرده است و خداوند فضلی عظیم به او ارزانی می دارد.
بی شک فضیلت و عظمت هیچ مسجدی در جهان به پایه مسجدالحرام نمی رسد. مسجدالحرام، محلعروج خاتم النبیین صلی الله علیه و اله وسلم است:
سُبْحانَ الَّذي أَسْري بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ(2)منزّه و پاك است آن [خدايى] كه شبى بندهاش [محمّد صلى الله عليه و آله و سلم] را از مسجدالحرام به مسجد اقصى كه پيرامونش را بركت داديم، سير [و حركت] داد، تا [بخشى] از نشانههاىِ [عظمت و قدرت] خود را به او نشان دهيم؛ يقيناً او شنوا و داناست
واژه «اسراء» به معنای سیر در شب است. اینکه چرا مجدداً واژه شب آمده است دو وجه دارد(3)یکی اینکه جهت تأکید است و دیگر آن که معراج در بخشی از شب انجام شد، نه در کل آن؛ از این رو تعبیر «لیلاً» آمده است.
نکته دیگر استفاده از تعبیر «عبد» می باشد. این تعبیر اشاره به علت عروج دارد؛ کسی که به مقام الوهیت معرفت پیدا کند، خود را مالک چیزی نبیند و تمام عزت و عظمت را در اختیار خدای سبحان ببیند و در یک جمله عبودیت، ذلت و وابستگی را در سراسر وجود خود احساس کند، لیاقت معراج پیدا می کند.
از سوی دیگر واژه «عبد» اشاره به نکته ای جالب تر دارد.(4)وصول به چنین مقامی و عروج و نیل به مقام «بندگی» و حریم قدس ربوبی، مقام بسیار شامخی است که برای هیچ انسانی روی زمین حاصل نشده است. دستیابی به این مقام بالا ممکن است برای انسان حالت عُجب و تکبر در پی داشته باشد، اما پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به دلیل نیل به مقام عبودیت، ذره ای احساس عجب و کبر نکرد، لذا عبودیت در آیه به دو امر اشاره دارد؛ یکی علت عروج و دیگری حالت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بعد از عروج.
خداوند دربارة میقات موسی علیه السلام فرمود:وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِميقاتِنا (1)چون موسی به میعادگاه ما آمد.
اما دربارة پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
اَسری بِعَبدِهِ؛ بنده اش را شبانه برد.
میان این دو، تفاوتی لطیف وجود دارد؛ موسی علیه السلام به میقات رفت، اما خداوند، خود، پیامبرش را برد؛ موسی علیه السلام مرید است و پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مراد و میقات موسی علیه السلام مقام تفرقه است و معراج پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مقام جمع.(2)
هدف از معراج رؤیت آیات الهی است. از یکسو قرآن می فرماید رؤیت ذات خدا ممکن نیست؛ زیرا موسی علیه السلام درخواست کرد و خداوند در پاسخ، آن را محال دانست:
قالَ رَبِّ أَرِني أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني(3)گفت ای پروردگار من! بنمای، تا در تو نظر کنم، گفت هرگز مرا نخواهی دید.
آنچه امکان پذیر است، رؤیت آیات الهی، وجه الله و ملکوت است. از سوی دیگر خداوند دربارة ابراهیم علیه السلام یک بار برای او مقام رؤیت را بیان نموده است:
وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ(4)بدین سان به ابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را نشان دادیم.
اما دربارة پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در چند مورد برای ایشان مقام رؤیت آیات به گونه های مختلف بیان شده است: (لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى)(5)یا (وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبينِ)(6)یا (ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى)(7)و نیز(لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى)(8).
یکی از وجوه عظمت و رفعت مسجدالحرام، کعبه است. کعبه جایگاهی بزرگ دارد.
می توان به نمونه ای از آن اشاره کرد. کعبه دارای مقام شفاعت است و بندگان خدا را شفاعت
می کند. در کتاب مستدرک از شیخ ابوالفتوح رازی حدیثی زیبا آمده است(1):
خداوند در روز قیامت هفتاد هزار ملک مبعوث می کند که همراه آنها زنجیرهایی از طلاست. آنها با این زنجیرها کعبه را به عرصات قیامت می آورند. در این لحظه ملکی به کعبه می گوید: ای کعبة خدا به بهشت وارد شو. کعبه پاسخ می دهد تا حاجت من داده نشود نمی روم. می گویند: حاجت تو چیست؟ می گوید: شفاعت من دربارة کسانی که اطراف من مدفونند قبول شود. خدا می گوید: حاجتت روا شد. در این هنگام مردگان از قبرهایشان مبعوث شده، در حالی که صورت هایشان سفید و با احرام دور کعبه می چرخند و ندای لبیک سرمی دهند. ملک می گوید: ای کعبه، به بهشت وارد شو. کعبه پاسخ می دهد: تا حاجت من داده نشود نمی روم. می گویند: حاجت تو چیست؟ می گوید: پروردگارا! بندگان گنهکار تو از راه های دور با صورت های غبارآلود به سوی من می آیند و همراه خود اهل و اولاد و خانه های خود را می آورند، به دوستان و نزدیکان خود وعدة دعا و زیارت می دهند، پروردگارا! شفاعت من را برای آنها قبول کن تا تحت حمایت من قرار گیرند. ملک می گوید: در میان آنها کسانی اهل گناهان کبیره اند و بر گناه اصرار می ورزند. کعبه می گوید: من همانها را شفاعت کردم. خدا می گوید: شفاعت تو را پذیرفتم و حاجت تو روا شد. ملک می گوید: ای اهل کعبه برخیزید. تمام حاجیان برمی خیزند در حالی که صورت هایشان سفید و گرداگرد کعبه طواف می کنند و ندا می دهند. لبیّک. ملک می گوید ای کعبة خدا به بهشت وارد شو. در این حال کعبه به سمت بهشت می رود و این را ندا می دهد: «لَبَّیکَ اللهُمَّ لَبَّیک» و اهل او به دنبالش به سوی بهشت می روند.
از این حدیث به دست می آید که از یکسو کعبه دارای مقام شفاعت است و از سوی دیگر هر کس زائر کعبه باشد، روز قیامت در امان است. همچنین جایگاه بلند کعبه هم نزد خدا آشکار می شود.ناگفته نماند که در روایات، مساجد نفرین شده ای هم وجود دارد که به دو نمونه از آن می توان اشاره کرد. امام باقر علیه السلام فرمود:
در کوفه، مسجد هایی نفرین شده و مسجدهایی با برکت وجود دارد؛ مساجد نفرین شده عبارتند از: مسجد ثقیف و مسجد اشعث و مسجد جریر و مسجد سیماک و مسجدی واقع در خَمراء
1) . نوری، مستدرک الوسائل، ج 2، ص 9.
که بر گور یکی از فراعنه ساخته شده است.(1)
آن امام همام نیز اشاره فرمود:
چهار مسجد در کوفه، به قصد شادمانی از کشته شدن حسین علیه السلام بازسازی شد؛ مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سیماک و مسجد شَبَث بن رِبعی.(2)
ورود به مسجد احکام و آدابی نظیر اخلاص، طهارت، دعا و نماز خواندن دارد که شرح و بسط آن مجال دیگری می طلبد.(3)
مسلمانان صدر اسلام اشتیاق زیادی برای ساختن مسجد از خود نشان می دادند. این علاقه و شوق وافر ناشی از سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم بعد از ظهور اسلام اقدامات فراوانی انجام داد که یکی از مهمترین آنها تشویق به مسجدسازی بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بعد از هجرت نخستین اقدامی که انجام داد ساختن مسجد بود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
هر کس مسجدی بنا کند خداوند خانه ای در بهشت برای او میسازد.(4)رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در اوائل هجرت دو مسجد با دست مبارک خود بنا کرد. این دو مسجد عبارتند از مسجدالنبی و مسجد قبا. مسجدالنبی، به منزله مسجد جامع شهر مقدس مدینه بود و روزهای جمعه در آنجا به امامت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم نماز برگزار می شد. بعد از آن دو مسجد، به سرعت نه مسجد دیگر در محل های مختلف قبایل با یاری و همراهی رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم ساخته شد. در این مساجد نماز جماعت اقامه می شد و با اذان بلال نماز برپا می گردید. کتّانی مساجد نهگانه صدر اسلام را به این ترتیب بیان می کند؛ مسجد راتج، مسجد بنی عبدالاشهل، مسجد بنی عمرو بن مبذول، مسجد جمینه، مسجد بنیسلمه، مسجد بنیرزیق، مسجد غفار، مسجد اسلم و مسجد بنی عمروبنالنجار.(5)
پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم به ساخت مساجد در میان قبایل و تیره های عرب کمک می نمود. ایشان برای
1) . کلینی، الکافی، ج 3، ص 489؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3، ص 249؛ صدوق، الخصال، ص 300؛ ابن مشهدی، المزار، ص 119.
2) . طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3، ص 250؛ ابن مشهدی، المزار، ص 118؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 45، ص 189.
3) . ر.ک: ری شهری، فرهنگنامه مسجد، ص 93-125؛ نوبهار، کوی دوست، ص 101-120.
4) . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 2، ص481.
5) . کتّانی، التراتیب الإداریه، ج 1، ص 77.
ساخت مسجد در آن مکان حضور می یافت، مکان مسجد را دقیقاً تعیین می نمود و قبله آن را مشخص می کرد. جابر بن اسامه اظهار می دارد که روزی نبی خدا صلی الله علیه و اله وسلم را با عده ای از اصحاب در بازار مدینه دیدم. از همراهان پرسیدم پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از کجا می آید؟ گفتند: از محلة تو. گفتم: برای چه کاری؟ گفتند: به آنجا رفته بود تا محل مسجد و قبله آن را تعیین کند. آنگاه که به محل خود بازگشتم دیدم که حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم محل مسجد را مشخص نمودند و چوبی را به عنوان علامت قبله نصب نمودند.(1)
ابن اثیر نیز نقل می کند که روزی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به اصحابش فرمود: برای احوالپرسی به قبا برویم. وقتی به قبا رسیدند و از حال مردم جویا شدند، پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم دستور داد تعدادی سنگ آوردند و مسجد و قبله آن را با سنگ ها تعیین نمود.(2)
رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به محلات مختلف مدینه می رفت و مساجد را معیّن می کرد یا قبلهآن را نصب می نمود یا اولین نماز را در آنجا اقامه می کرد و بدین صورت «مراسم افتتاح مساجد» را برگزار می کرد؛ هر چند محل دائمی نماز مسجدالنبی بود. مردم محله های مختلف به آمدن پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به مسجدشان تبرّک می جستند و علاقه داشتند از این طریق آن مسجد رسمیّت پیدا کند.
آن حضرت به مسجد قبا زیاد می رفت و می فرمود نماز در مسجد قبا اجر عمره دارد.(3)مسجد ابن ابی کعب محل رفت و آمد و اقامه نماز آن حضرت بود. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به جهت خدمات سعد بن معاذ در راه پیشرفت اسلام به مسجد محله سعد عنایت داشت و گاهی نماز عصر را در آنجا اقامه می کرد.(4)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در سفرها، غزوه ها و نبردهای اسلام مکان هایی را برای نماز اختصاص می داد. این مکانها توسط مسلمانان حفظ شد و به عنوان مسجد رسمیت پیدا کرد. ایشان در راه حرکت به سوی خیبر در کنار کوهی به نام «عصر» مسجدی بنا کرد.(5)نقل شده است که در راه حرکت به سوی طائف در محله ای به نام «لیه» در نزدیکی طائف، پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم با یارانش نماز گزاردند.(6)ابن هشام از مساجدی یاد می کند که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در راه تبوک بنا کرد یا در آنجا نماز گزارد. برخی از
آنها عبارتند از: مسجد تبوک، مسجد ثنیهمدران، مسجد ذات الزّراب، مسجد اخضر، مسجد ألاء، مسجد صدر حَوضی، مسجد صعیر، مسجد وادیالقری، مسجد مروه و مسجد ذی خشب.(1)
نکته جالب اینکه اولاً پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به جز اینکه در شهرها فرهنگ مسجدسازی را رواج داد، در مسیر راه ها و اردوگاه ها نیز اقدام به بنای مساجد و ترویج فرهنگ مسجدسازی می نمود. ثانیاً هر گاه به نحوه ساختن مساجد در صدر اسلام، خصوصاً مساجدی که شخص پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بنا می کرد مراجعه کنیم، به دست می آید که مسجدسازی تنها با تعدادی سنگ انجام می شد. آنحضرت دستور می داد تعدادی سنگ بیاورند، آنها را کنار یکدیگر قرار می داد و قبله نیز با سنگ یا چوب مشخص می شد. هنگام سخن گفتن از مساجد در صدر اسلام هرگز نباید ذهن به سمت دیوار، سقف، ستون، مناره و بناهای مجلّل برود. آن بزرگوار مساجدی را که در راه بنا می کرد با استفاده از مصالح اولیه ای بود که در مسیر فراهم می نمود و این مصالح چیزی جز تعدادی سنگ و چوب نبود؛ زیرا که در بیابانهای سوزان و خشک حجاز جز چوب و سنگ چیزی یافت نمی شد.
اگر ساختمان مسجدالنبی را در نظر گیریم، در آغاز تعدادی سنگ به همراه چند دیوار کوتاه بود. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در خیبر دستور داد اطراف محلی را سنگچین کردند و آن محل به صورت مسجد در آمد.(2)عبدالله بن عمیر نقل می کند که جدش خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم رسید. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به وی مشک آبی داد و به او دستور داد که این آبها را در فلان مکان بریز و در آن جا مسجدی بساز.(3)رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در نامه ای به اهل عمان چنین نگاشت:
از محمد رسول خدا به اهل عمان؛ سلام علیکم، امّا بعد، گواهی دهید که خدایی جز خدای یگانه نیست و من فرستاده او هستم. زکات بپردازید و برای خود مساجدی بسازید.(4)
حاصل آن که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم مساجد فراوانی را با دست مبارک خویش بنا کرد یا تعیین قبله نمود یا در آنجا نماز گزارد یا دستور داد تا آن را بنا کنند و از این طریق اهتمام ویژه خویش را به فرهنگ مسجدسازی نشان داد. ایشان مساجد زیادی را در اقصی نقاط جزیره العرب به وجود آورد و رفته رفته مسجدسازی فرهنگ عمومی شد. هر جا پای سپاه اسلام می رسید مسجد هم به وجود می آمد. کسانی که به اسلام گرویدند اولین اقدامی که در قبیله خود می کردند، ساخت
مسجد بود. بدین ترتیب، مسجد مشخصة اصلی اسلام شد. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به اصحاب خویش دستور داد:هر گاه مسجدی دیدید، در آنجا به نماز بایستید و با اهل آن قبیله نجنگید.(1)
پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم سعی داشت هر چه سریعتر مساجد را در قلمرو اسلام گسترش دهد و مسسلمانان سیره عملی آن حضرت را دریافتند و به توسعه مساجد همّت گماردند. انصار که ساکنان اصلی مدینه بودند تعداد زیادی مسجد ساختند. برخی از آنها توسط سمهودی بیان شده است: مسجد جمعه، مسجد فضیح، مسجد بنیقریظه، مسجد شربه امابراهیم، مسجد فتح، مسجد ذوقبلتین، مسجد سُقیا، مسجد ابوذر غفاری، مسجد بنیجدیله، مسجد مصلّی، مسجد ذوالحلیفه، مسجد مقهّل، مسجد ابیبنکعب، مسجد بنیظفر و مسجد اجابه.(2)
بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مسلمانان با علاقه و اشتیاق فراوان فرهنگ مسجدسازی را پیگرفتند و در شهرهای فتح شده مساجدی به وجود آوردند. اگر سرزمینی فتح می شد اوّلین اقدام مسلمانان ساختن مسجد بود و اگر شهری ایجاد می شد، ابتدا مکان مسجد جامع تعیین می شد و سپس کوچه ها و خیابانها مشخص می گردید. چنانکه مسجدالنبی در وسط شهر واقع شد و شهر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم آن مسجد را چون نگینی دربرمی گیرد. مسجد فضای بازی بود که فقط با چند سنگ و چوب تعیین حدود می گشت و مسلمانان به سمت خانه خدا در آن نماز می گزاردند. مشخصه اصلی مساجد عصر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم دو چیز بود؛ یکی سادگی و بی آلایشی و دیگری مرکز محور بودن. مساجد با سادگی تمام تأسیس می شد و شهرها با محوریّت مساجد بنا می شد یا توسعه می یافت. در بلاد مسجد بهگونهای ساخته می شد که رفت و آمد به آن از هر سو آسان باشد و مرکزیّت مسجد در آن شهر محفوظ بماند. در جهان اسلام شهرها «مسجد محور» بودند.
مهمترین تغییری که مساجد در عهد امویان پیدا کردند این بود که از سادگی خارج شدند و به اشکال زیبا و بدیع درآمدند. ستونهای نخل به رخام (سنگ سفید)، دیوارهای سنگی کوتاه به دیوارهای بلند آجری یاگچی و مساجد بی سقف به مساجد پوشیده از چوب تبدیل شد. برای
مساجد گنبد، گلدسته و مناره بنا شد و پولهای فراوانی در ساخت مساجد صرف گردید.
امرای مسلمانان سعی داشتند مساجد را توسعه دهند و بسیار شکوهمند سازند. شاید توجه به انگیزه آنان جالب باشد. آن چه حاکمان اموی را به تزیین و شکوهمندسازی مساجد واداشت در نقل ذیل آمده است. مقدسی اظهار می دارد:
روزی به عموی خود گفتم ولید کاری نیکو نکرد که همه دارائی مسلمانان را برای ساخت مسجد جامع دمشق هزینه کرد. اگر آن را مصرف راه سازی، کارخانه و مصالح عمومی می کرد بهتر بود. عمویم گفت: این را مگو! ولید خواستِ بزرگی داشت؛ زیرا شام پایگاه نصاری بود و در آنجا کلیساهای زیبایی با شهرت فراوان یافت می شد. ولید خواست برای مسلمانان مسجدی بنا نهد که چشم و دل آنان را از آن کلیساها سیر کند و منصرف گرداند. لذا مسجد جامع دمشق را یکی از عجایب جهان ساخت.(1)
در دوران عباسیان شمار فراوانی مسجد بنا شد. تا پیش از آن در شهرهای بزرگی نظیر مدینه، بصره، کوفه ودمشق فقط یک مسجد جامع بزرگ وجود داشت که به آن مسجد اعظم یا اکبر می گفتند و در آنجا نماز جماعت و نیز نماز جمعه برگزار می شد؛ هر چند در محله ها مساجدی کوچک نیز وجود داشت.
این وضع تا زمان عباسیان استمرار داشت امّا در عهد آنان تعداد مساجد رو به فزونی گذارد. به عنوان نمونه می توان از شهر بغداد یاد کرد.تا اواخر قرن سوم در بغداد دو مسجد جامع منسوب به خلفا وجود داشت تا اینکه تعداد نمازگزاران افزایش یافت و صفهای نماز به خارج از مساجد کشیده شد. لذا مساجد جامع دیگری نیز ساخته شد.(2)ابن جبیر نقل می کند که در بغداد یازده مسجد جامع دیده است.(3)همچنینناجی بیان می کند که در زمان مغولان سی و شش مسجد جامع در آن جا بوده است.(4)در زمان دیدار ناصر خسرو از قاهره چهار مسجد جامع در آن جا وجود داشته است.(5)همچنین در بصره سه مسجد جامع، در اسکندریه دو مسجد جامع و در مرو نیز دو
مسجد جامع وجود داشته است.(1)
به جز مساجد جامع، مساجد دیگر نیز در همین مقیاس توسعه یافت. یعقوبی می نویسد که فقط در بصره عراق هفت هزار مسجد وجود داشته است.(2)ابن رسته تعداد مساجد بغداد را سی هزار می نویسد.(3)ابن جبیر مساجد مصر را آن چنان پرتعداد بیان می کند که تنها در اسکندریه رقم مساجد به دوازده هزار می رسید.(4)
امرای مسلمین در ساخت مساجد شرکت داشتند و هر کدام سعی داشتند در کنار مساجد جامع، مساجد کوچکی را بسازند آنان در تعمیر، نوسازی یا تکمیل مساجد مهم نیز مشارکت داشتند. مسجدالنبی طی قرون متمادی تجدید بنا شد مساجد خراسان توسط والیان تکمیل و توسعه یافت خلیفه نیشابوری برای مسجد جامع مناره ساخت و آن را تذهیب و زینت نمود و چنان عمارت آن را بنا نمود تا ساعات روز و شب و نماز معلوم گردد.(5)
مسجد سازی فرهنگی اسلامی است که از ارکان اصلی سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بود. ریشه فرهنگ مسجد به قرآن بازمی گردد:
في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ(6)خانه هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابند و نامش در آنها یاد شود.مسأله این بود مساجدی که در عصر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم ساخته شد و آن حضرت در ساختنش مشارکت نمود، بسیار ساده و بی آلایش بود. در آنها نقش و نگار و زینتی به کار نمی رفت. امّا در دوران تمدن اسلامی که صنعت و هنر توسعه یافت مساجد شکوه، جلال و زینت فراوانی یافت. از پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم روایات متعددی وارد شده است که همگی مضمون واحد دارند؛ مساجد را تزیین نکنید:
مساجد را با طلا زینت نکنید چنانکه یهود و نصاری معابد خود را با طلا زینت نمودند.(7)
آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
هنگامی که دیدید قرآن ها و مساجد را تزیین نمودند، مأذنه ها را بلند بنا کردند و مساجد را راه عبور قرار دادند، مؤمنان خالص کمیاب شوند. مساجد آنان تزیین شده و دل هایشان آلوده است.(1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
کسانی که در آتش جاودانه اند تنها ظاهری از دنیا می دانند، قصرها برپا می کنند و مساجد را با طلا زینت می نمایند.(2)
مساجد در عهد خلفا، امویان و عباسیان توسعه کمّی و پرتعدادی یافت. امّا در کنار آن و به انگیزه شکوهمندسازی مساجد، آنها را تزیین نمودند، مطلاّ کردند، مناره ها و مأذنه های بلند بر آنها ساختند و نقاشی های ذیروح بر درودیوار پدید آوردند. این امر با روح اسلام سازگار نبود.
ائمه اطهار علیهم السلام مواضع جالبی اتخاد نمودند؛ آن بزرگواران از یکسو نسبت به توسعه و تزیین مساجد حساسیّت نشان نمی دادند و معمولاً اظهار می داشتند که در این مساجد نماز بخوانید. علی بن جعفر علیه السلام از امام کاظم علیه السلام درباره خواندن نماز در مساجدی که دیوارهایش نقش دارد سؤالکرد. امام علیه السلام فرمود: نماز در این نوع مساجد اشکال ندارد.(3)شخصی از امام صادق علیه السلام درباره اقامه نماز در مساجد نقش دار پرسید. امام علیه السلام در جواب فرمود:
من این گونه مساجد را دوست نمی دارم ولی اکنون اشکال ندارد. هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، می داند که با این مساجد چکار کند.(4)
حدیث مزبور به ما می گوید که اولاً اولیاء خدا با مساجد نقش دار و طلا دار موافق نبودند امّا طبق مصالحی حساسیّت نشان نمی دادند و ثانیاً در آن زمان که اسلام نوپا بود مصلحت را در مخالفت شدید نمی دیدند.
امامان شیعه از سوی دیگر به هنگام بروز انحراف آن را تذکر می دادند. چنانکه حضرت علی علیه السلام دستور داد مناره بلند مسجدی را در کوفه خراب کردند.(5)
بنابراین امامان شیعه به دلیل نوپابودن اسلام حساسیت شدیدی از خود نشان نمی دادند و از
سوی دیگر اگر انحرافی جدّی می دیدند تذکر می دادند. نکته دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه در زمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم براساس امکاناتی که در اختیار بود مساجد شکل می گرفت. امّا اگر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم امکانات بیشتر و وسیع تری در اختیار داشت، شاید از آنها برای توسعه مساجد بهره می برد. آن چه را از سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و اولیاء شیعه به دست می آید، می توان در یک کلمه خلاصه کرد: سادگی آری امّا تجملات خیر.
می توان مساجد را هم به لحاظ کمّی و نیز به لحاظ کیفی توسعه داد و آنها را شکوهمند بنا کرد امّا باید مراقبت نمود که مساجد قصر نشوند، مساجد همانند کاخ های فراعنه تزیین نگردند و مساجد از سادگی و بی آلایشی خارج نشوند.
مساجد در صدر اسلام گرچه شکلها و مساحتهای مختلفی داشتند امّا به تدریج اجزاء و عناصری پیداکردند. مسجد الگوی دینی است و تا عصر حاضر به حیات خود ادامه داده است. ولی با گذشت زمان و علیرغم تغییرات و تحولات گوناگون روح خود را حفظ کرده است. مساجدی که در صدر اسلام و نیز در دوره های حاکمان مسلمان ساخته شد دارای اجزای مختلفی بود.
حجره؛ در قسمت شرقی حیاط مسجدالنبی، اتاق های کوچکی به نام حجره برای زنان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ساخته شد که همگی مشرف به حیاط بود.
صحن؛ داخل مسجد فضای بزرگ و ساده ای وجود داشت که پناهگاه مؤمنان و نمازگزاران بود. سطح آن از شن یا حصیر پوشیده می شد.
رواق؛ در بسیاری از مساجد قسمتی از حیاط را رواق ها احاطه می کردند. گاهی رواق ها از بخش های کوچک تری تشکیل می شد. افراد درون رواق ها دایره وار می نشستند و با یکدیگر گفتوگو می کردند. گاهی رواق ها را پرده می کشیدند تا زنان بتوانند در آنها به راحتی حضور یابند. به این گونه رواق ها مقصوره گفته می شد.
محراب؛ در طول نماز امام و دیگر نمازگزاران باید رو به خانه خدا بایستند. لذا جهت قبله در مسجد نقشی اساسی داشت و مسلمانان دیواری را که رو به کعبه بود، محراب قرار می دادند. طبق سنت رایج، محراب چند ذرع عرض داشت و به شکل مستطیل یا چند ضلعی بود. با گذشت زمان محراب به محلی تبدیل شد که امامان جماعت، پیشاپیش مردم می ایستادند.
منبر؛ در طرف راست محراب، محل بلندی به نام منبر قرار می گرفت. منبر که شبیه سکو یا مکان مرتفع بود به هنگام سخنرانی توسط خطیب استفاده می شد. خطبا برای آگاه سازی مردم از مسائل دینی و دنیوی از منبر استفاده می کردند. قدمت منبر به زمان پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم برمی گردد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از محلی بلند و مکانی مرتفع برای وعظ و سخنرانی استفاده می نمود. البته در دوره های بعد منابر کارکردهای دیگری پیدا کردند.
مناره؛ برای مسلمانان اوائل اسلام، مناره شناخته شده نبود. یکی از صحابی پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم یعنی بلال از بلندترین قسمت مسجد برای گفتن اذان استفاده می کرد. حتی نقل شده است که وی بربام خانه ی بلندی ایستاد و سخنان و پیام های پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را به گوش مردم می رساند(1). بدین ترتیب ساختن محلی برای فراخواندن موحدین به نماز و دینداری پایه گذاری شد. ولی ساختن مناره تا زمان خلافت امویان به طول انجامید. گفته می شود آغاز ساختن مناره و گفتن اذان از بالای آن در زمان خلافت ولید (86 - 96 ه.ق) تحقق یافت و بعد از او مرسوم گشت.(2)
وضوخانه؛ یکی از اجزاء مساجد، محلی برای شستن قسمت هایی از بدن یا گرفتن وضو بود. معمولاً وضوخانه ها در وسط حیاط مسجد یا نزدیکی محل ورود به مسجد ساخته می شد.
البته به مرور مساجد ارکان و اجزاء دیگری نیز پیدا کردند؛ دکّا برای دعوت مردم به نماز جمعه، محلی برای قرائت قرآن و صندوقچه هایی که در آنجا نسخه هایی از قرآن نگه داری می شد.
مسجد به عنوان محلی که در آنجا مراسم دینی و اعمال عبادی انجام می شد، برای مسلمانان از احترام و اهمیت خاص برخوردار بود. این مکان وابسته به خدا و دارای قداست و عظمت بود. مساجد در عین سادگی، توسعه یافتند و تا به امروز جایگاه و عظمت خویش را حفظ نمودند.
می توان برای مساجد از جهات مختلف تقسیم بندی هایی نشان داد. به عنوان نمونه برترین مساجد عبارتند از مسجدالحرام، مسجدالنبی، بیت المقدس و مسجد کوفه. انجام هر گونه نماز در این مساجد اجرهای فراوان دارد. همچنین مساجدی نظیر سهله، قبا و خیف از شرافت بالایی برخوردارند. مشاهد مشرفه و حرم اهل بیت علیهم السلام از مکانهای مقدس شمرده شده قداست ویژه ای دارند. از سوی دیگر مکان های مثل مسجد ضرار، در روایات مسجد ملعون به حساب آمده از
جایگاه مسجد بودن خارج شده اند؛ زیرا نیت سازندگان و حامیان آن ضربهزدن به کیان اسلام بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بعد از بازگشت از تبوک در حالی که هنوز وارد مدینه نشده بود، مخاطب وحی قرارگرفت و از این طریق حقیقت را دانست و ازنمازگزاردن در آن محل نهی فرمود و دستور داد مسجد ضرار را به آتش کشند، بقایای آن را ویران کنند و آن جا را محل زباله قرار داد.(1)
مسجد ملعون نمونه دیگری هم دارد؛ افرادی از سپاه یزید در کوفه و شام به خاطر پیروزی لشکر وی، مساجدی ساختند. امامان شیعه آنها را مساجد ملعون نامیدند و از نمازگزاردن در آنجا منع نمودند. روایات این مساجد مزبور را به این شرح اعلام کرده اند؛ مسجد ثقیف، مسجد اشعث، مسجد جریر و مسجد سماک.(2)
به جز اینکه می توان مساجد را به مساجد برتر و مساجد ملعون دسته بندی کرد، رتبه بندی دیگری نیز در باب مسجد رواست. مساجد بر حسب میزان تأثیرگذاری در جامعه امروز درجه بندی دیگری دارند. امروزه شهرها توسعه یافته اند، شبکه های شهری متفاوت شده اند و عوامل تأثیرگذار در زندگی انسانها بهگونهای دیگر شده اند، مساجد را در جامعه جدید می توان به شرح ذیل طبقه بندی نمود.
مساجد جامع بیشترین تأثیر را در شهرها ایفا کرده و می کنند. این مساجد می توانند تمام شهر را تحت پوشش قرار دهد. بالاترین مقام روحانیت در این مساجد نماز برقرار می کند و در آن جا مهمترین مسائل مربوط به شهروندان مطرح می شود. مسجد جامع عمومیت داشته در بالاترین سطح سبکدهی به زندگی مردم قرار دارد. بی شک این مسجد می تواند منشأ تصمیمات جدی و مهم برای تمام شهر باشد. اگر مسجد جامع کارکرد واقعی خود را داشته باشد، قادر است هویت شهر و شهروندان را ترسیم نماید و ساختار شبکه ای شهروندان را تغییر دهد.
مسجد جامع ظرفیت دیگری نیز دارد؛ این گونه مساجد می توانند مساجد کوچک دیگر شهر را تحت تأثیر قرار داده و به آنها نیز جهت دهند. در این مساجد معروف ها معلوم و منکرها مشخص می گردند، الگوی شهر و شهرنشینی در مساجد جامع ترسیم می گردد. مصلحت مسلمین در نماز
جمعه بر زبان جاری می گردد. و انواع مشکلات جامعه اسلامی در این مکان تصمیم سازی و تصمیم گیری می شود. جایگاه مساجد جامع تابدان پایه است که عبادت و نماز در آن جا ارزش بیشتری دارد.(1)
بعد از مسجد جامع، مسجد محله جایگاه مهمی دارد. امامان جماعت با الهام از خط مشی ها و راهبردهای مساجد جامع، مدیریت سبک زندگی اهالی محله را به عهده می گیرند. هرگاه محله ای جدید شکل گرفت و مسجدی در آنجا مرکزیت یافت، اهالی محله به آن جا رفتوآمد خواهند کرد و امور دین و دنیای خویش را بر حسب الگوهای مساجد شکل خواهند داد.
گفتنی اینکه شیوه درست این است که مسجدی ساخته شود و سپس گرداگرد آن محله شکل گرفته ساخته شود. امّا امروزه در ابتدا محله ها و شهرک هایی ساخته می شوند سپس در گوشه ای مسجدی هم بنا می گردد. سیره پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این بود که شهرها را با مرکزیّت مسجد بنا می کرد و آنها را آباد می نمود. باید گفت اسلام طرفدار شهرهای مسجدمحور است نه مساجد حاشیه نشین.
در مساجد محله، اهالی جمع می شوند، با یکدیگر آشنا می گردند، به مشکلات یکدیگر واقف می شوند و در این مساجد مشکلات عمومی شهرک ها و محله ها رصد و بررسی و برای حل آنها راهکار اندیشیده می شود. جالب این است که برای پایش و حل مشکلات، تمام اهالی با یکدیگر مشارکت و همیاری می کنند.
تا پیش از امروز رویه این بود که بازاریان، بازار را اطراف مسجد بنا می کردند یا اگر بازاری وجود داشت در مرکز آن مسجد احداث می نمودند. آنان به هنگام نماز دست از کار شسته نماز اول وقت را با یکدیگر در مسجد برگزار می نمودند. امام جماعت با توجه به شرایط بازار نماز اقامه می نمود و میان دو نماز به صورت خلاصه چند مسأله ی را درباره کسب و کار بیان می کرد.
در مساجد بازار، بیشتر شرکت کنندگان بازاریان بودند. در مسجد بازار به جز نماز و عبادت، بازاری ها از مشکلات یکدیگر خصوصاً مشکلات مربوط به کسب و کار آگاه می شدند و اگر کسی
1) . رستگار، مسجد در روایات و اخبار، ص 39.
می توانست، در حلآن معضل اقدام می نمود. بازاریان در مسجد از اخبار بازار آگاه می شدند. معمولاً در اینگونه مساجد مرکز خیریه ای دایر می شد و به صورت محدود و با مدیریت مسجد به افراد نیازمند مساعدت و یاری می شد.
مهمترین نقش مسجد بازار این بود که به کسب و کار، هویّت عبادی و الهی می بخشید و بازاریان با الهام از مسجد و با حفظ روح بندگی به کار خویش مشغول بودند. مسجد به اهالی بازار صداقت می آموخت، به آنان امنت داری یاد می داد و آنها را از کم فروشی پرهیز می داشت، برخی از بازاری ها چنان مسأله دان و شریعتشناس بودند که یک روحانی تمام عیار به حساب می آمدند و در یک کلام مساجد، به بازار هویّت دینی میبخشید.
در روایات با نکته ای جالب مواجه می شویم. احادیث به مسلمانان توصیه کرده اند که مسلمانان در خانه مکانی را تمییز و پاک نگه دارند و به نماز اختصاص دهند. خانه فرد مسلمانان هم نیازهای مادی او را تأمین می کند و هم نیازهای معنوی و آسمانی وی را. آشپزخانه به نیاز مادی اهل خانه پاسخ می دهد و مکان مسجد خلأ عبادی یک مؤمن را جبران می سازد. البته نماز خانه منزل، مسجد رسمی نیست و احکام مسجد در باب آن جاری نمی شود و نیز هرگز جانشین مساجد رسمی نمی گردد. به مسلمانها توصیه شده است که نمازهای واجب را به جماعت و در مساجد محله یا جامع برگزار کنند. امام صادق علیه السلام فرمود:
کَانَ علیٌّ علیه السلام قَد جَعَلَ بَیتاً في دَارِه لیس بالصَّغیرِ و لا بالکَبیرِ لِصلاته(1)علی علیه السلام در منزل خود اتاقی را که نه کوچک بود و نه بزرگ، مخصوص نمازش قرار داده بود.
امام صادق علیه السلام خطاب به مسمع نوشت:
دوست دارم که یکی از اتاق های منزلت را نمازخانه قرار دهی و سپس دو جامه فرسوده زبر بپوشی و آنگاه از خداوند مسئلت کنی که تو را از آتش رهایی دهد و به بهشت بَرَد و هیچ سخن باطل یا ظالمانه ای به زبان نیاوری.(2)سنن ابی داود از عایشه نقل می کند:
أمَرَ رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم بِبَناء المَساجِدِ في الدّورِ و أن تُنَظَّفَ و تُطَیَّبَ(1)پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم ، به ساختن مسجدهایی در درون خانه ها و پاکیزگی و خوشبو کردن آنها فرمان داد.
در روایتی است که یکی از اصحاب می گوید:
کانَ رسول الله صلي الله علیه و اله وسلم یأمُرُنا أن نَصنَعَ المساجِدَ في دورِنا و أن نُصلِحَ صَنعَتَها و نُطَهِّرها(2)پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم ، همواره به ما فرمان می داد تا مسجدهایی در خانه های خود بسازیم و آنها را نیکو بنا کنیم و پاکیزه گردانیم.
روایات مزبور و توصیه های امامان شیعه به ما می گویند طراحی خانه باید بهگونهای باشد که بیشترین تأثیرگذاری را در فرهنگ خانواده داشته باشد. بخشی از فرایند تربیت در خانه به نقشه و طراحی خانه بازمی گردد. اگر بنای خانه بهگونهای طراحی گردد و نیز دکوراسیون و معماری درون خانه به شکلی باشد که مسجد در آن جا تعبیه شده باشد، تأثیری مطلوب بر اهل خانه و به ویژه کودکان خواهد داشت. مسجد خانه باید پاکیزه، ساده و مکانی غیر مزاحم باشد تا بیشترین تأثیرات را بر سبکدهی اهل منزل داشته باشد. شایسته است مسأله مسجد خانه در معماری منازل پیش بینی شود تا فضای منزل دارای روح عبادت و بندگی گردد.
از دیرباز در بین راه ها مساجدی احداث می شده است. قبل از آنکه کاروان سراها دائر شوند، مساجد بینراهی احداث می شد. همراه با پدید آمدن شهرها و توسعه راه ها، مسلمانان به فکر ساختن نمازخانه ها یا مساجد بینراهی افتادند تا برای اقامه نماز در دسترس همگان باشد. این نمازخانه ها به جهت داشتن امکانات می تواند به عنوان استراحتگاه بینراهی در اختیار مسافران قرار گیرد و رفاهی نسبی برای آنان به ارمغان آورد معاویه بن وهب می گوید از امام صادق علیه السلام درباره خوابیدن در مسجدالحرام و مسجدالنبی سؤال نمودم آن حضرت علیه السلام فرمود:نَعَم فَأَینَ یَنامُ النّاس(3)می توانند بخوابند، پس مردم کجا بخوابند؟
مساجد بینراه در بازشناسی جهت قبله نقش مهمی ایفا می کنند، چنانکه محلی برای عبادت و بندگی به حساب می آیند. البته نکاتی شایان ذکر است؛ اولاً با توجه به توسعه فراوان
راه های برونشهری و کمبود محسوس نمازخانه ها و مساجد بینراه، لازم است همتی مضاعف صورت گیرد و این خلأ مهم جبران شود. چه زیبا است که خیّرین مسجدساز، نگاهی به این کمبود کنند. ثانیاً بسیاری از مساجد میانراه از نظافت و بهداشت خوبی برخوردار نیستند و در صورتی که این امر ادامه یابد در روحیه استفادهکنندگان تأثیری نامطلوب باقی خواهد گذارد و ثالثاً غالب نمازخانه ها و مساجد فرش هایی کثیف یا مندرس دارند، دیوار آنها سیاه است، مفاتیح و قرآن ها مخدوش و پاره اند، مهرها چرک گرفته اند، تجهیزات سرمایشی و گرمایشی ندارند، گاه فضایی کوچک و آزاردهنده دارند، درها و پنجره ها شکسته اند و حتّی محلی برای زندگی حیوانات شده اند. رسیدگی به این امور عزمی ملی و همتی والا می طلبد.
مسجد وابسته به مکان هایی اطلاق می گردد که در فضایی خاص برای افراد فراهم می شود. نمازخانه های ادارات، سازمانها، ارگان ها، دانشگاه ها، باشگاه ها، پادگان ها و مدارس مساجد وابسته تلقّی می شوند. در اغلب موارد مساجد وابسته، حکم مسجد شرعی ندارند و فقط به عنوان نمازخانه در نظر گرفته می شوند.
در این رابطه نکاتی قابل ذکر است؛ اولاً هر چند برخی از این مساجد نظیر نمازخانه هتل ها و برخی ادارات تمییز نگه درای می شوند امّا برخی از آنها از بهداشت لازم برخوردار نیستند؛ ثانیاً در پاره ای مواقع مسجد وابسته در مکانی ایجاد می گردد که در دسترس همگان نیستد و رفت و آمد به آن جا آسان نمی باشد و تنها کسانی از آنها استفاده می کنند که در آن بنا یا آن طبقه باشند. بهتر است مساجد ارگان ها و سازمانها بهگونهای طراحی گردد که در دسترس همگان قرار گیرد و از کمترین محدودیت ها برخوردار باشند.
با توجه به شکل گیری فضای مجازی و توسعه شبکه های اجتماعی می توان از پدیده ای جدید سخن به میان آورد. اگر فعالیتها و نقش های مساجد در فضای مجازی تعریف گردند، به آن مسجد مجازی اطلاق می شود. مسجد مجازی حاوی تمام پیام های مسجد حقیقی است. مسجد در فضای مجازی می تواند برای تمام اهل مسجد در سراسر گیتی پیام های عبادی و
فرهنگی ارسال نماید تا تمام مسجدهای جهان بتوانند با یکدیگر تشریک مساعی کنند، از احوال یکدیگر باخبر شوند و مشکلات جهان اسلام را با یکدیگر به شراکت گذارند.
مسجد مجازی می تواند باورها، گرایش ها و انگیزش های اهل مسجد را در فضای اینترنت به مشارکت گذارد. فضای مجازی می تواند مسجد را همگانی و جهانی کند. از این طریق می توان پیام مسجد معیار و مطلوب را به گوش جهانیان رساند. امروزه فضای مجازی، چه به صورت اینترنت و چه به صورت ماهواره، امکانات و قابلیت های فراوانی را در اختیار قرار می دهد، اهل مسجد می توانند با استفاده از این قابلیت ها مسجد را جهانی کنند و معارف دینی را نشر داده تعمیق بخشند.
البته توجه به نکتهای ضروری است؛ نباید هر کسی اجازه ایجاد مسجد مجازی داشته باشد. لازم است فضای وب بهگونهای تعریف گردد که مشرکان و کافران چنین اجازه ای نیابند؛ زیرا که خداوند فرمود:
ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلي أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ(1)و مشركان در حالى كه بر ضد خود به كفر [و انكار حقايق] گواهى مىدهند، صلاحيت آباد كردن مساجد خدا را ندارند؛ اينانند كه اعمالشان تباه و بىاثر است و در آتش جاودانهاند.
1) . توبه / 17.
اشاره
مسجد در صدر اسلام دارای کارکردهای عبادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و قضایی بود. براساس نگاه اسلام مسجد معیار، مسجدی است که انسانساز، جامعهساز و فرهنگساز باشد. مساجد موجود دارای آسیبها و تهدیدهایی است که میتوان آنها را به فرصتهایی مغتنم تبدیل نمود. بدون شک مسجد مهمترین عنصر سبکساز در جهان امروز به حساب میآید. میتوان نقشهای مختلف مسجد را در سبکدهی در ابعاد مختلف بررسی نمود.
مسجد نقش ها و کارکردهای متنوع و وسیعی در صدر اسلام داشته است. مسجد نه تنها مرکز عبادت و نمازگزاردن مردم بود بلکه کانون تمام فعالیتهای فردی و اجتماعی به حساب می آمد. مطالعه مستندات دینی و سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و ائمه اطهار علیهم السلام به ما نشان می دهد که مسجد مهمترین عامل نقشآفرین در انتقال فرهنگ دینی و جاری ساختن ارزشهای والای اسلامی بوده است. مسجد بینشهای اصیل را به مسلمانان القا می نمود و مسجد فعال ترین مرکز سبکساز در صدر اسلام بوده است. کارکردهای اصلی مسجد عبارتند از عبادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و قضایی.
عبادت خدا و گفتگوی با او از نقش های مهم مسجد است. مسجد به معنای سجدگاه می باشد و می دانیم که سجده مهمترین رکن نماز و عبادت است. یاد خدا در نماز ظهور پیدا می کند و ذکر او غایت نماز است:
إِنَّني أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري(1)همانا! من خدايم كه جز من معبودى نيست، پس مرا بپرست و نماز را براى ياد من برپا دار.
بر همسایگان مسجد لازم است به هنگام شنیدن اذان از خانه های خود خارج شوند و به
1) . طه / 14.
سمت مسجد سرازیر گردند تا در آنجا نماز را به جماعت برپا کنند. همسایه مسجد محدوده ای است که چهل خانه اطراف مسجد را شامل شود. حضرت علی علیه السلام فرمود:
از همسایگان مسجد نماز جز در مسجد پذیرفته نیست مگر اینکه عذری داشته باشند.(1)
روزی به امیر مؤمنان علیه السلام خبر دادند که عده ای از همسایگان مسجد از شرکت در نماز جماعت امتناع می ورزند، آن بزرگوار فرمود:
آنها یا با ما در نماز جماعت حاضر شوند یا اینکه از همسایگی مسجد چشم بپوشند و تغییر مکان دهند.(2)
امام صادق علیه السلام ضمن تشویق مسلمانان و ترغیب آنان به نماز جماعت اعلام نمود که اگر کسی از جماعت مسلمانان در مسجد دوری کند و غیبت ناروا داشته باشد از عدالت ساقط شده باید امام مسلمین وی را بیم دهد.(3)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
اَلْجُلوسُ فِي المسْجِدِ بِانْتِظارِ الصُلاةِ عِبادةٌ؛(4)نشستن در مسجد به جهت انتظار نماز، عبادت است.
اگر کسی به مسجد رود و به انتظار نماز بماند او مهمان خداست و خداوند از میهمانانش پذیرایی کرده بهشت خویش را پیشکش وی خواهد نمود. او در قیامت در زمره خالصان درگاهش درآمده همنشین خوبان خواهد شد. هر کسی و هر چیزی حقی دارد. حق مسجد نمازگزاردن در آن است.(5)
یکی از مهمترین کارکردهای مسجد برگزاری نماز جماعت و جمعه در آن جا است. مسجد مهمترین مکانی است که نمازگزاران را جمع می کند تا در آن جا اقامه نماز کنند. اگر اسلام نماز را واجب نمود و اگرجماعت را تشویق فرمود، طبعاً تشکیلشدن این جماعت و گرد هم آمدن نمازگزاران نیازمند مکانی بود و این امر منجر به فرهنگ مسجدسازی شد. زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به قبا رسید در آنجا استراحت نمود. عمار یاسر عرض کرد: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم ! نیازمند
مکانی برای اقامه نماز جماعت هستیم. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم دستور داد سنگ جمع کنند و با آن مسجد قبا را تأسیس کرد و عمار یاسر کسی بود که برای ساخت مسجد سنگ جمع نمود.(1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بعد از آن که در مدینه مسجد ساخت در آن جا نماز جماعت برپا نمود. معمولاً یکی از همسران ایشان سجاده آن حضرت را به مسجد می برد و روی خاک یا حصیر پهن می نمود. سپس پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به مسجد تشریف می برد و نماز جماعت را اقامه می کرد.(2)زمانی که آن بزرگوار در مدینه نبود شخصی را به جای خود معرفی می کرد. در بیشتر مواقع ابن ام مکتوم که نابینا بود به جای آن حضرت نماز می گزارد.(3)
اصحاب برای حضور در نماز جماعت اهتمام ویژه ای داشتند. مردم عصر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم سختی ها را بر خود هموار می نمودند تا نماز خویش را با پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برگزار نمایند. مردم قبیله بنیسلمه از پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم اجازه خواستند تا خانه های خویش را بفروشند تا در نزدیکی مسجد ایشان ساکن گردند.(4)
در عصر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به غیر از مسجدالنبی در نه مسجد دیگر همزمان نماز برگزار می شد. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم شخصی به نام مصعب بن عمیر را به عنوان امام جماعت به مدینه فرستاد و بعد از او سعد بن زراره برای مردم مدینه امامت می کرد.(5)
معمولاً انتخاب امامان جماعت را خود رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم به عهده داشت، ایشان درمحله های مختلف مدینه برای مساجد بزرگ و نیز مساجد محله امام جماعت برمی گزید تا در آن جا نماز جماعت و نماز جمعه برگزار کنند.(6)
حضور زنان در نماز جماعت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم چشمگیر بود. نوشته اند زنی به نام عاتکه پیوسته در نماز جماعت مسجدالنبی حاضر می شد. روزی عمر از او خواستگاری کرد و عائکه پذیرش خود را مشروط به این نمود که از حضور در نماز جماعت وی را منع نکند و عمر با نارضایتی آن را پذیرفت.(7)
امامان معصوم علیهم السلام مانند جدشان رسول خاتم صلی الله علیه و اله وسلم به نماز جماعت اهمیت ویژه ای می دادند
حضرت امیر علیه السلام امامت مسجد کوفه را بر عهده داشت تا اینکه در صبحگاهی به هنگام برگزاری نماز ضربت خورد و به شهادت رسید. مسأله نماز جماعت تا بدان پایه اهمیت داشت که امام کاظم علیه السلام فرمود:
حسن و حسین پشت سر مروان نماز خواندند. ما نیز با آنها نماز می خوانیم.(1)
واژه جمعه و روز جمعه بعد از ظهور اسلام رایج شد و در عصر جاهلیت این روز را با نام «یوم العروبه» می شناختند.(2)در اولین نماز جمعه ای که نماینده پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم یعنی مصعب بن عمیر در مدینه برگزار نمود دوازده نفر حضور داشتند.(3)نخستین نماز جمعه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم زمانی بود که آن حضرت از قبا عازم مدینه بود و در محلی به نام وادی رانوناء نماز جمعه برگزار شد.(4)پس از ساخته شدن مسجدالنبی رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در آن جا نماز جمعه برگزار می نمود و مردم مدینه و حتی کسانی که خارج از مدینه بودند در نماز جمعه شرکت می جستند.
در یکی از جمعه هایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مشغول خواندن نماز جمعه بود کاروانیبه مدینه آمد و طبل و دهلش را برای جمع شدن مردم به صدا درآورد و مردم به خاطر وابستگی اقتصادی که به چنین کاروان هایی داشتند، از پای خطبه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برخاستند و به سوی کاروان رفتند و بیش از ده نفر همراه آن حضرت نماندند. خدای تعالی آنان را به خاطر این عمل توبیخ کرده مورد مذمت قرار داده است(5). شأن نزول آیات سوره جمعه مربوط به این مورد بوده است، نه اینکه نماز جمعه از هنگام نزول این آیات مشروع شده باشد.
اگر مسجد برای نماز و عبادت است لازم است به نکاتی توجه شود؛ تمام شرایط آرامش نمازگزاران فراهم گردد، در مسجد خرید و فروش صورت نگیرد، ملزومات نماز تمییز و پاکیزه باشد، نظم در صفوف رعایت گردد، نمازگزاران آراسته به نماز بایستند، نمازگزاران از بوی خوش استفاده کنند و بوهای بد را از خود دور سازند، عواملی که موجب تشویش افکار ذاکران است از بین برود، به مسجد ضرر نرسانند، از خوردن غذا در مسجد بپرهیزند، از کلاس های ورزشی و آموزش های نظامی در داخل مسجد پرهیز نمایند(6)و در یک کلام داخل مسجد را فقط برای نمازهای واجب
و مستحبی فراهم نمایند. البته می توان در غیر از اوقات نماز، فعالیتهای مجاز دیگری هم در مسجد انجام داد.
ناگفته پیداست که ثواب اقامه نماز در هیچ مسجدی به مانند مسجدالحرام نیست. پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
هر کس در مسجدالحرام یک نماز واجب بخواند، خداوند همه نمازهایی را که از روز وجوب نماز خوانده است و همه نمازهایی را که تا زمان مرگ می خواند، به برکت این نماز از او قبول می کند.(1)
نماز دو بعد دارد؛ صورت ظاهری و روح باطنی. ظاهر آن ارکان، حرکات و اذکار است، اما روح باطنی آن نیت، اخلاص و حضور است. نمازی که از اینها خالی است، نماز بی روح است و نماز بی روح نماز مرده ای بیش نیست. نمازی که از جان خاشع و متواضع برخیزد، آدمی را به کعبة معنا می رساند و کعبة معناچیزی جز مقام قلب نیست. چنانکه در حدیث قدسی می خوانیم:
لَمْ یَسَعْنِي سَمَائِي وَ لاَ أَرْضِي وَلکن یَسِعَنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ(2)زمین و آسمان جای من نیست بلکه قلب بندة مؤمن جای من است.
نماز یاد خداست و یاد خدا آرامبخش دلها و جانهاست. قرآن از یک طرف فرمود: غایت نماز یاد حق است: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی(3)و از سوی دیگر فرمود: با یاد خدا دلها آرام می گیرد أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ(4). بنابراین نماز روح و آدمی را به آسایش و آرامش واقعی نزدیک و نزدیک تر می کند. نماز نردبان سلوک به عالم نور و پلکان صعود به بام بهجت و سرور است. قیام در عالم ملکوت از قامت بندگی و رهایی است. نماز دستهای نیاز را به دامن کبریایی حق پیوند می زند. نماز قد خمیده در رکوع را در قیامت راست می کند. نماز سرهای به سجده را در آخرت در میان خلایق عزیز و بزرگ می کند. تشهد نماز قلب آدمی را به شهود می رساند. نماز بارش ابر برکات بر کویر تشنة جان آدمی است و نماز دیوانی از عالم وجود است که هر برگ آن کلید سرّی از اسرار عالم هستی است.
خدا بشارت بهشت را در نماز قرار داده است. زنجیرهای معصیت و اوج بندگی با نماز گره خورده است. نماز پرندة جان را از قفس طبیعت می رهاند و انسان را تا اوج قلة هستی به پرواز درمی آورد. نماز قلب را حاضر می کند. با نماز پیمانة جان آدمی با شراب پاک لبریز می شود و نماز زیباترین
زمزمة هستی است.
انسان با غرور زنده است. آدمی معمولاً متکبر و خودبزرگبین است. اما این نماز است که انسان را به سجده می برد و قد آدمی را در برابر عظمت کبرایی خدا خم می کند و با همین ذلت و فرو افتادن، پرده های غفلت و نسیان را از پیش چشمان آدمی فرومی اندازد. نماز بتهای نفسانی را می شکند. نماز تخریب گر طاغوت درون و نماز تماشاگه راز است. نماز آدمی را در دریای بیکران هستی غرق می کند و در جوار حرمت الهی قرار می دهد. نماز گذرگاه عبور از دنیا به عالم معناست. نماز سفری معنوی است و نماز فرصتحضور است. مرحوم امام راحل1 به حدیثی نورانی از امام صادق علیه السلام درباره حضور قلب در نماز اشاره می کند:
«لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ المُؤمِن مِنْکُمْ اِذا قامَ فِي صَلاةِ فَریضَةٍ اَنْ یُقَبِلَ بِقَلْبِهِ اِلَي اللهِ وَلا یُشْغِلَ قَلْبَهُ بِأَمرِ الدُّنیا. فَلَیْسَ مِنْ عَبدٍ یُقبِلُ بِقَلْبِهِ فِي صَلاتِهِ اِلي اللهِ تَعالي اِلاّ اَقْبَلَ اللهُ اِلَیهِ بِوَجْهِهِ وَ أقْبَلَ بِقلُوبِ المُؤمِنینَ اِلیْهِ بِالمَحَبَّةِ بَعْدَ حُبِّ اللهِ اِیّاهُ؛(1)همانا من دوست میدارم از شما، مرد مؤمنی را كه وقتی به نماز واجبی ایستاد، اقبال و توجه قلب او به سوی خدای تعالی باشد و قلبش را به کار دنیا مشغول نکند. بنده ای که در نمازش به سوی خدا با قلبش توجه کند خداوند به سوی او به وجهش رو می کند، و قلوب مؤمنان را به سوی او متوجه می کند.»
سپس امام راحل رحمة الله علیه مراتب حضور قلب در نماز را بیان می کند؛(2)اولین مرتبه حضور قلب این است که نمازگزار به طور اجمالی توجه کند که نماز سرای معبود است، نماز توسل به اسماء الهی است، مثل اینکه شخصی قصیده ای در مدح یک نفر بسراید و آن را کودکی بخواند. کودک از این قصیده همین اندازه می فهمد که در وصف و ثنای شخصی است. مرتبة دوم، حضور قلب تفصیلی در نماز است. بدین معنا که نمازگزار باید به معانی ارکان و اذکاری که در نماز می گوید واقف باشد و در حین نماز به آنها توجه کند. سوم، حضور قلب در معبود است چه به صورت تجلیات افعالی و چه به گونه تجلیات اسمائی و صفاتی و چه به نحو تجلیات ذاتی؛ یعنی عابد سالک بداند و شهود کند که تمام افعال، صفات و ذوات پرتو تجلی اوست.
نماز حقیقی چیزی جز وصال به محضر ربوبی نیست. اگر در نماز قلب خاشع باشد و دل انسان حاضر، نماز وصال حاصل می آید. حضور قلب در نماز، انسان را تا وصال حق بالا می برد. اهل
حقیقت نماز شهود محبوب اقامه می کنند. اهل کشف، حضور معشوق را در نماز می چشند. اگر نماز نور چشم است، باید با چشمان عیان سراغ آن رفت و بهگونهای نمازگزارد که گویا انسان مخاطب خویش را می بیند. بندة نمازگزار با قوت ایمان ویقین به بصیرت رسیده جلوه های رحمانی را در نماز به شهود می نشیند. بندة سالکی که قلبی همیشه حاضر دارد، در نماز به مقام جمع الجمعی رسیده و تا حضرت احدیت رفعت یافته است. او در اینمقام از ماسوای حق خالی شده و به حق بقا یافته است. او قیامش، رکوعش و سجودش همراه با وصل و فناست. شواغل و شوائب دنیوی نمی توانند حضور قلب را از او بستانند. نور عرفان همیشه در جان او روشن است و اشارات معنوی نماز او را به سر منزل مقصود می رساند.
عارفانگاهی به این درجه، مقام غرق می گویند. اگر سالک در ارتباط با خدا به مرتبه ای دست یابد که تنها متوجه محبوب خویش باشد و از هر چیز دیگری منصرف، او غرق معشوق شده است. خواجه عبدالله انصاری برای اشاره به این رتبه به آیه ذبح اسماعیل استناد می کند(1):
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ(2)پس چون هر دو تسلیم شدند ابراهیم، اسماعیل را به پیشانی بر زمین افکند.
آنگاه که حالت استغراق بر عبدی غالب شد، دیگر از خود سخن نمی گوید. او به مقام اشاره رسیده است. جلوة اسم «هادی» شده از تمام نامها و نشانه ها گذشته است. غریق شهود حق، محل واردات و اشارات حق است. چشمانش به نگرش فروغ ازلی بینا شده با تجلیات سرمدی به تماشای حقایق نشسته است. در این حالت سیر بنده، سیر خداست و سلوکش با قدمهای حق امکانپذیر است. عبد نمازگزار یک غریق شاهد است که درون اقیانوس هستی غوطه می خورد و با غواصی به اعماق بحر حقایق می رود و با هر جستنی حقیقتی را کشف می کند. نماز او نماز وصل، قیام او، قیام شهود، رکوع او، رکوع کشف و سجده اش، سجدة غرق و فناست؛ تو گویی او دو رکعت نماز وصال و فنا می خواند.
شرایط نماز، طهارت ظاهری از نجاست و طهارت باطنی از شهوت است. نماز طهارت جامه ظاهری از نجاست و جامة باطنی از معصیت است. نماز استقبال ظاهری به کعبه و استقبال باطنی به سمت عرش خداست. نماز قیام ظاهری به ایستادن و قیام باطنی به ایستادن در روضة قرب،
خلوص نیت به اقبال حضرت حق، تکبیر در مقام هیبت، قرائت به عظمت، رکوع به خشوع، سجده به خضوع، تشهد به اجتماع و سلام به فناء اسماء و صفات است. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم چون به نماز می ایستاد، در دلش جوششی بودهمچون جوشش دیگی که زیر آن آتشی افروخته باشند.(1)
مسجد کانون پالایش روح و طهارت نفس است و آدمی با یاد خدا به این غایت و الا دست می یابد انسانها به مکانی و زمانی نیاز دارند تا در آن به گفتگوی با خدا بپردازند، وابستگی ها و تعلقات را کم کنند و ارتباط و اتصالی با یگانه ی هستی برقرار نمایند یاد خدا دل را نورانی می سازد و گرد و غبار حجاب از وجود آدمی برمی دارد قرآن کریم هر جا سخن از مسجد به میان آورده جنبه عبادی و ذکر خدا را برجسته نموده است:
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً(2)و مساجد ويژه خداست، پس هيچ كس را با خدا مپرستيد.
وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ(3)به هر مسجدی روی آوردید و خداوند را از سر اخلاص بخوانید.
مسجد محل تجمع مردان و زنانی است که صبح و شام در آن جا یاد خدا را زنده می کنند، تسبیح و ثنای حق می گویند و هیچ تجارتی آنها را از یاد خدا بازنمی دارد. منطق قرآن این است: مسجد برای نماز و یاد خداست.(4)
جوهر عبادت ذکر خداست و ذکر قلبی مهمترین درجه ذکر است. یاد خدا انسان را با بی نهایت متصل می کند، قرب الهی برای آدمی به ارمغان می آورد و جوهر بندگی را در انسان به ظهور می رساند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
مردی به حضور پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم آمد و پرسید: در میان اهل مسجد، برترین آنها چه کسی است؟ پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آنان که بیش از دیگران به یاد خدایند.(5)
یکی از جنبه های عبادی دعاست. دعا راز و نیاز با خداست، دعا نجواکردن با اوست و با دعا
دل به مقام حضور می رسد. دعا از دغدغه ها و تشویش های بشر می کاهد و آدمی را به ساحل آرامش می رساند. مسجد مهمترین مکان برای نجوا و مناجات با خداست. معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام می پرسد اگر دو نفر در مسجد وارد شوند و یکی قرآن تلاوت کند و دیگری دعا کند، کدام یک برترند؟ امام علیه السلام برای عمل هر دو فضیلت قائل می شود امّا راوی با اصرار می خواهد بداند کدام یک برتر است. امام علیه السلام فرمود:
دعا برتر است. سوگند به خدا دعا برتر و مهمتر است. آیا سخن خداوند را نشنیده ای: دعا کنید تا خواسته هایتان اجابت گردد.(1)
امام صادق علیه السلام به نکته جالب اشاره می فرماید؛ هرگاه پدران ما حاجتی داشتند نخست چیزی در راه خدا صدقه می دادند، بوی خوش بکار می بردند آنگاه به سوی مسجد می رفتند و حاجت خویش را از خدا طلب می نمودند.(2)آن زمان که آن امام همام در شبی از شبهای قدر بیمار شد، دستور داد وی را به مسجد ببرند تا در خانه خدا دعا و عبادت کند.(3)
وقتی فشارهای سیاسی امویان بر پیروان امام سجاد علیه السلام شدّت یافت، آن حضرت، فرزند گرامی اش، امام باقر علیه السلام را فرمان داد تا به مسجد برود و برای رفع گرفتاریهای شیعیان دعا کند. امام باقر علیه السلام به مسجد رفت، دو رکعت نماز گزارد، گونة خود را بر خاک نهاد و برای گرفتاریها دعا کرد و دعای او کارگر افتاد.(4)
از شواهدی استفاده می شود که مسلمانان صدر اسلام، بر این باور بودند که به هنگام بروز حوادث سخت باید در مسجد حاضر شوند و دعا کنند. آنان، مسجد را محضر خاص حق تعالی و جایگاه فرود آمدن رحمتگستردة او می دانستند. ماجرای پناه آوردن ابولبابه به مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ، به خوبی این باور مسلمانان را روشن می کند.(5)
در زمان امام سجاد علیه السلام روزی در مدینه زلزله رخ داد. والی مدینه از امام علیه السلام تقاضا کرد تا آن حضرت به مسجد بیاید و برای رفع گرفتاریها دعا کند.(6)
دعا می تواند فردی یا جمعی باشد. امّا بهتر آن است که جلسات دعا به صورت دستهجمعی برگزار گردد. تشکیل مجالس دعا عبادت بوده نیکو و پسندیده است. این مجالس از یکطرف آدمی را با خدا آشنا می کند و زمینه برقراری اُنس با او را فراهم می آورد و از سوی دیگر مساجد را پررونق می سازد.
خوشبختانه فرهنگ تشکیل مجالس پر فیض دعا رایج شده و هم اکنون مجالسی برای برگزاری دعای توسل، کمیل، ندبه و سمات برقرار می شود. امّا شایسته است اولاً با تهیه برنامههایی بر جذابیت آنها افزوده شود، ثانیاً جلساتی برای بیان معارف دعا و مضامین عمیق عرفانی آن برقرار گردد و ثالثاً برخی ادعیه و مناجات ها نظیر مناجات شعبانیه به فرهنگ عمومی دعا تبدیل شوند.
از دیگر جلوه های عبادی، اعتکاف است. واژه اعتکاف به معنای اقامت و درنگ نمودن در مسجد است تا آدمی به خداوند تقرب جوید. یکی از نیازهای روحی انسان، پیوند با خداست و اعتکاف به بهترین وجه این نیاز را جبران و این خلأ را ترمیم می نماید. اعتکاف به پالایش روح مدد می رساند، زنگارها را از دل می زداید و از غفلت آدمیان می کاهد. آیه ای از سوره بقره به ما می گوید که خداوند پیامبر خود را مأمور طهارت مسجد نمود تا برای طوافکنندگان، نمازگزاران و معتکفان آماده شود.(1)
همچنین قرآن کریم ضمن برشمردن فضیلت بسیار برای اعتکاف و قرار دادن آن در کنار طواف خانه خدا، حفظ حدود مسجد و اعتکاف را لازممی شمارد.(2)
روزه شرط اعتکاف است وبرای تسویه روح و پالایش نفس امری است ضروری. روزه به همراه اعتکاف در مسجد عبادتی است که از شهوات می کاهد و آدمی را از وابستگی ها می رهاند. اعتکاف یعنی حضور در مسجد، روزه داری برای خدا و نمازگزاردن در خانه خدا. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم در مسجد معتکف می شد و بدین منظور دستور می داد خیمه ای از مو می بافتند و مکانی در مسجد مهیا می نمودند تا آن حضرت در آن جا معتکف شود.(3)در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:
جنگ بدر در ماه رمضان انجام گرفت. ازاینرو، رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم موفق به اعتکاف نشد. آن
حضرت در (ماه رمضان) سال آینده، یک دهه به عنوان همان سال اعتکاف نمود و یک دهه نیز به عنوان قضای سال قبل.(1)
نگاشته اند که محل اعتکاف رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم پشت ستون توبه بود. شخصی به نام سعید بن عبدالله می گوید: پشت ستون توبه نماز می خواندم که محمد حنفیه از کنارم گذشت و از من پرسید: درباره فضیلت این مکان چیزی شنیده ای که اینجا نماز می خوانی؟ گفتم: نه. گفت: پس بدان که اینجا محل نماز شب پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بوده است.(2)
به راستی چه زیبا است که امروزه اعتکاف به عنوان یک فرهنگ عمومی رایج شده و هر روز بر جذابیت و شکوه آن افزوده می شود. اعتکاف پدیده ای است که جوانان را با مسجد، با خدا، با دعا، با نماز و با دین آشنا می کند و به نحوی بازگشت به خدا به حساب می آید.
یکی از نمودهای عبادت، تلاوت آیات قرآن کریم است. مطالعه سیره نبوی و رفتار مسلمانان در صدراسلام به ما نشان می دهد که تلاوت قرآن در مسجد مورد اهتمام بوده است. مسجد با قرآن پیوندی دیرینه دارد و این دو یار قدیمی بوده اند. در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم آمده است.
مَن أحَبَ القرآن فَلیُحِبَّ المساجِدَ(3)دوستدار قرآن، دوستدار مسجد نیز هست.
عبدالله بن عباس نقل می کند که مردی از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم درباره برترین اعمال سؤال کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
مردی از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم پرسید: برترین اعمال کدام است؟ پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: به یاد خدا بودن و این پاسخ را سه بار تکرار نمود. آنگاه فرمود: هر گروهی که در خانه ای از خانه های خدا گرد هم آیند تا کتاب خدا را فراگیرند و دربارة دانشهای قرآن با یکدیگر به بحث و گفتگو پردازند، تا آنگاه که به این کار مشغولند، میهمان خدا به شمار می آیند. فرشتگان با بالهای خود بر چنین کسانی سایة رحمت می افکنند.(4)
یکی از جلوه های زیبایی که امروز در مساجد بزرگ و جامع با آن روبرو هستیم برگزاری مجالس
با شکوه تلاوت قرآن کریم است. شایسته است اولاً این پدیده مبارک به مساجد دیگر هم توسعه یابد و ثانیاً در کنار تلاوت قرآن، تدبّر در آیات عمق گیرد.
مسجد محل انس با خدا و آشتی با او است. مسلمانان می توانند در مسجد از خدا طلب بخشش نمایند و آمرزش او را طلب کنند. مسجد محل توبه کنندگان است و خطاکاران می توانند آنجا را محلی امن و پناهگاهی والا برای مناجات و توبه به حساب آورند. ملاحظه نمونه ای تاریخی جالب است؛ در مسجدالنبی ستونی معروف به ستون توبه وجود دارد این ستون ماجرایی دلنشین دارد:
در پایان جنگ احزاب ابولبابه اوسی، به عنوان نماینده پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و لشکر اسلام، در میان یهودیان شکست خورده بنی قریظه حاضر شد. اما غلبه احساسات و علائق شخصی مانع از انجام وظیفهو حفظ اسرار نظامی از سوی او گردید و به افشای نقشه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به صورت اشاره، دست زد. ابولبابه از اینکه به مصالح عالی اسلام و مسلمانان خیانت ورزید و اسرار آنها را فاش ساخت سخت پشیمان شد. با بدنی لرزان و چهره ای رنگ پریده از دژ آنها بیرون آمد و یکسره به مسجد رفت و خود را به یکی از ستون ها بست و با خدا پیمان بست که اگر خداوند از تقصیر وی نگذرد تا پایان عمر به همین حالت به سر برد. این خبر به پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم رسید. آن حضرت فرمود: اگر قبل از این عمل پیش من می آمد، من برای او از خداوند طلب آمرزش می کردم و خداوند نیز او را می بخشید. ولی اکنون باید بماند تا مغفرت خدا شامل حال او گردد. همسر وی در اوقات نماز می آمد، گره طنابی را که با آن خود را به ستون بسته بود باز می کرد و پس از انجام فریضه بار دیگر او را به ستون می بست. شش روز بعد فرشته وحی با نزول آیه 102 سوره توبه، خبر قبولی توبه ابولبابه را به پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم داد. بشارت به ابولبابه رسید. مردم ریختند که بندها را باز کنند. ابولبابه گفت: باید پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این بندها را باز کند. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برای اقامه نماز صبح وارد مسجد گردید و با دستهای مبارک خود، بندها را باز کرد.(1)
1) . سبحانی، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ص 350.
مسجد مکان مقدسی است که می توان با کمک آن به سوی خد رفت و به بارگاهش تقرّب جست. مسجد عروج گاه مؤمن و پناهگاه مسلمان است. مسجد می تواند دست آدمی را به دست ملائکه گذارد و انسان را تا مقام شهود حقایق بالا برد. مسجد تا بدان پایه جایگاه رفیع دارد که عروج گاه پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله وسلم شد. معراج رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم از مسجدی آغاز شد که مبارک بود و ختم رسل را با مشاهده آیات الهی رفعت بخشید:
سُبْحانَ الَّذي أَسْري بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصير(1)منزّه و پاك است آن [خدايى] كه شبى بندهاش [محمّد صلى الله عليه و آله و سلم] را از مسجدالحرامبه مسجد اقصى كه پيرامونش را بركت داديم، سير [و حركت] داد، تا [بخشى] از نشانههاىِ [عظمت و قدرت] خود را به او نشان دهيم؛ يقيناً او شنوا و داناست.
قرآن کریم داستان زن پارسایی را پیش می کشد که خداوند به او نظر خاص دارد. هر گاه زکریّا علیه السلام بر آن زن در محراب عبادتش وارد می شد رزق او را در آنجا آماده و مهیّا می دید. خداوند روزی بی حساب به وی عطا می نمود. مفسّران بیان کرده اند(2)که در آن جا میوه های غیر فصل به مریم سلام الله علیها داده می شد و این کرامتی بزرگ به حساب می آمد:
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّي لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب(3)پس پرودگارش او را به صورت نيكويى پذيرفت، و به طرز نيكويى نشو و نما داد، و زكريا را كفيلِ [رشد و تربيت معنوى] او قرار داد. هر زمان كه زكريا در محراب [عبادت] بر او وارد مىشد، رزق ويژهاى نزدش مىيافت. [روزى در كمال شگفتى] گفت: اى مريم! اين رزق ويژه براى تو از كجاست؟! گفت: از سوى خداست، يقيناً خدا هر كس را بخواهد، رزق بىحساب مىدهد.
خداوند بشارت تولد عیسی علیه السلام را به صورت معجزهآسایی در مسجد به مریم سلام الله علیها داد. زمانی که آن بانوی بزرگوار جدایی از خانواده اش را برگزید و در گوشه ای از بیت المقدس اقامت جست و در آن جا به راز و نیاز با خدا پرداخت، خداوند مژده فرزندی به نام عیسی علیه السلام را به او داد و برای تولدش رمز و علامتی را بر وی گشود.(4)
آخرین کتاب آسمانی داستان مردی را پیش می کشد که در بارگاه الهی مقامی خاص یافت. زکریّا علیه السلام از خدا درخواست نمود به او فرزندی پاک عطا کند و خداوند دعایش را اجابت نمود؛ درحالی که زکریّا علیه السلام کهنسال و فرتوت بود و همسرش نازا:هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيي مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحينَ(1)در آنجا بود كه زكريا [با ديدن كرامت و عظمت مريم] پروردگار خود را خواند، گفت: پروردگارا! مرا از سوى خود فرزندى پاك و پاكيزه عطا كن، يقيناً تو شنواى دعايى.پس فرشتگان، او را در حالى كه در محراب عبادت به نماز ايستاده بود، ندا دادند كه: خدا تو را به يحيى بشارت مىدهد، كه تصديق كننده كلمهاى از سوى خدا [يعنى مسيح] است و سرور و پيشوا، و [از روى زهد و حيا] نگاهدار خود از مُشتهيات نفسانى، و پيامبرى از شايستگان است.
البته کسانی می توانند از قداست و عظمت مسجد بهره برند که دلی پاک و روحی آسمانی داشته باشند؛ اگر روح و جان آدمی از سموم و رذائل پاک گردد و آلودگی ها از وجودش رخت بربندند می توان به دریافت رزق الهی امید داشت و رضایت او را در مسجد خرید. خداوند انسانهای پاک را دوست دارد و اینگونه می پسندد که با طهارت در مکان مقدس به عبادت ایستند و با او راز و نیاز کنند:
لا تَقُمْ فيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَي التَّقْوي مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرين(2)هرگز [براى عبادت و نماز] در آن مسجد نايست، قطعاً مسجدى كه از نخستين روز بر پايه تقوا بنا شده شايستهتر است كه در آن [به نماز و عبادت] بايستى، در آن مردانى هستند كه خواهان پاكيزگى [و طهارت جسم و جان] هستند؛ و خدا پاكيزگان را دوست دارد.
مسجد جایگاه افراد آلوده نیست مگر آن که برای رفع آلودگی به مسجد درآیند. قرآن با صراحت از آدمی می خواهد در حال مستی به نماز نزدیک نگردد و طبعاً در این حالت از رفتن به مسجد باید اجتناب جست.(3)مسجد جای حضور و شهود است و با مستی نمی توان حضور خدا را دریافت نمود. مسجد مکان تسبیح و حمد است و با حالت مستی نمی توان تسبیح و حمد آگاهانه گفت.خداوند بارها در آخرین کتابش مسجد را به خود نسبت داده و از این طریق لطف و عنایت ویژه
خود را به مسجد نشان داده است: «مساجد الله».(1)اگر مسجد را خداوند رفعت بخشید، اهل آن به برکت ارتباط با خالق هستی رفعت خواهند یافت:
في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَع...(2)خانه هایی که خداوند اذن داده که عظمت و منزلت رفیع یابند.
از دیگر نقش های مسجد را می توان در امور فرهنگی و تربیتی جستجو نمود. مساجد به لحاظ فرهنگی و تربیتی کارکردهای مهمی در ابعاد مختلف و متنوع داشته اند.
یکی از ابعاد مهم نقش های مسجد، جنبه تعلیم و تعلّم بوده است. مساجد توانسته اند در صدر اسلام نقش آموزش و تعلیم را به خوبی ایفا کنند؛ زیرا که قرآن کریم برای علم و فراگیری دانش اهمیّت و جایگاه بالایی قائل بود. اولین آیه قرآن که بر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم نازل شد وی را به خواندن دعوت نمود و در ادامه سخن از تعلیم خدا و تعلّم انسان سخن به میان آورد.(3)قرآن کریم پیوسته پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را مأمور آموزش دادن انسانها معرفی می کند و از او می خواهد این رسالت مهم را بر دوش گیرد:
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبين(4)اوست كه در ميان مردم بىسواد، پيامبرى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگىهاى فكرى و روحى] پاكشان كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد، و آنان به يقين پيش از اين در گمراهى آشكارى بودند.
از سوی دیگر احادیث بی شماری در ارتباط با فراگیری علم در هر زمان (تا گور)، در هر جا (تا چین) وبر هر فرد (بر هر مسلمان) وجود دارد که مسلمانان را به تعلیم و تعلّم فرامی خواند. هرگاه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم جمعی را می دید که در مسجد تشکیل شده مشغول درس بودند کنار آنها می نشست و می فرمود: من به این امر مأمور شده ام.(5)
شخصی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به نام صفوان بن عسّال مرادی می گوید: از قبیله خود مسافرت
کرده و در مسجد خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم رسیدم و دیدم آن حضرت به دیوار مسجد تکیه داده و نشسته، عرض کردم: یا رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم برای فراگیری علم آمده ام. فرمود: آفرین بر طالب علم که فرشتگان با بالهایشان او را احاطه می کنند.(1)عبدالله بن عمر نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم دو گروه در مسجدش دید که یک گروه عبادت و دعا می کردند و گروهی به بحث و درس مشغول بودند، آمد و در کنار گروه دوم نشست و فرمود: خدا مرا معلّم مبعوث کرده است.(2)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم بزرگترین آموزگار مکتبی شد که تا ظهور قیامت برپا است. ایشان در اجرای این رسالت سنگین زمان و مکان نمی شناخت و از هر فرصتی برای آموزش و تعلیم انسانها بهره می جست. مسجد در سراسر زندگی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مهمترین مکان آموزش و یاد دادن بوده است. در سالهای آغاز بعثت که شرایطی سخت بر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و مسلمانان حاکم بود، سنگر اصلی تعلیم دین منزل ایشان بود و با اسلام آوردن ارقم، خانه او به عنوان محل آموزش مسلمانان در نظر گرفته شد. این خانه که در کنار کوه صفا واقع شده بود به بسیاری از مسلمانها آموزش دین می داد و اندیشه های قرآنی را به آنان منتقل می نمود. امّا آهسته آهسته یاران رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم مکان دیگری را برای اهداف دینی و فرهنگی یافتند.
مسجدالحرام از دیرباز حل اجتماع مردم بود. مشرکان قریش، بازرگانان و مسافران به این مکان می آمدند و برای طواف یا پرستش بت ها در مسجدالحرام حضور می یافتند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بارها در کنار حجر اسماعیل می ایستاد و به تلاوت آیات نورانی قرآن می پرداخت و مردم را به اسلام دعوت می نمود.(3)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در مسجدالحرام برای یاران خویش از معارف قرآن می گفت، واجبات و محرمات را برای آنان آموزش می داد و به سؤالات مسلمانان پاسخ می داد.(4)سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم نه تنها کسلکننده نبود بلکه برای یاران بسیار پرجاذبه و باطراوت می نمود. این جلسات هر روز برگزار
نمی شد تا مبادا شنوندگان خسته شوند. نوشته اند که برگزاری جلسات سخنرانی بعد از نماز صبح و شام منعقد می شد؛(1)زیرا مردم مدینه برای انجام کارهای کشاورزی و دامپروری به خارج از شهر می رفتند و نمی توانستند به هنگام ظهر و عصر در نماز رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم حضور یابند.
گاهی رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم قبل از حضور در مسجد، همگان را برای نماز دعوت می نمود. در اینگونه موارد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم یکدیگر را برای ثبت و ضبط سخنان آن حضرت سفارش می کردند تا کلمات آن بزرگوار از دست نرود.(2)
در مجالس سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم زنان نیز حضور داشتند. جالب آن که گاهی زنان درخواست می نمودند که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برای آنها مجلس جداگانه ای برگزار کند و آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم با این پیشنهاد موافقت می نمود و مجلسی زنانه برپا می شد.(3)پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم معاذ بن جبل را برای آموزش قرآن در مسجدالحرام نصب نمود.(4)در دوران امویان و بخشی از عصر عباسیان جلسات قرآن در آن جا فعّال بود. معروف ترین مدرّسانی که در مسجدالحرام جلسات درس برقرار می کردند عبارت بودند از ابن عبّاس، عطابنابیرباح، ابن جریح و مسلمبنخالد.(5)
اولین معلّم مسجدالنبی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بود. یاران آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم همچون شاگردانی با وفا آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم را چون نگینی دربرمی گرفتند و با آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم به بحث و گفتگو می نشستند. تاریخ نشان می دهد که شاگردان این مدرسه در سراسر بلاد اسلامی پراکنده شدند و اسلام را به اقصی نقاط قلمرو آیین محمدی صلی الله علیه و اله وسلم رساندند.(6)
معاذ بن جبل جوان انصاری بود و در فراگیری قرآن تلاش زیادی کرده بود و بعد از فتح مکه، رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم او را برای تعلیم قرآن به اهل مکه در مکه گذاشت و خود به سوی حنین رهسپار شد. هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم همین معاذ در یمن مشغول ترویج اسلام بود و بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم
به سوی شام رفت و در آن جا برای مردم فقه و قرآن می گفت. شخصی به نام ابو بُحریه می گوید: وارد مسجد حمص شدم، جوانی را دیدم که مردم اطرافش نشسته اند و او سخن می گوید مثل اینکه از دهانش نور خارج می شود. بالاخره معاذ در سال هجده هجری در سن سی و پنج سالگی بر اثر طاعون در شام درگذشت.(1)
هر چند محور فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در مسجدالنبی، شخص پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بود امّا در زمان عدم حضور آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم ، اقدامات آموزشی و دینی تعطیل نمی شد. در این شرایط افرادی از سوی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم نصب میشدند و به این امر خطیر گمارده می شدند. تاریخ نشان می دهد که فردی به نام عبدالله بن ام مکتوم که نابینا و از جنبه های فرهنگی شاخصی برخوردار بود از سوی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم امامت نماز را در مسجدالنبی بر عهده داشت و در آن جا برای مردم سخنرانی می کرد.
از نکات جالب توجه اینکه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم سخنان خویش را متناسب با شنوندگان تنظیم می نمود امام صادق علیه السلام در این رابطه فرمود:
پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم هرگز با مردم بر پایة عمق اندیشه و عقل خویش سخن نگفت. آن حضرت، خود فرمود: ما گروه پیامبران مأموریم تا با مردم به فراخور عقل و اندیشة آنان سخن بگوییم.(2)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم همواره در سخنرانی ها اموری را مد نظر قرار می داد با منطق و استدلال سخن می گفت، متناسب با میزان اندیشه مستمعین سخنرانی می کرد و معمولاً سخنرانی های آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم از چند دقیقه تجاوز نمی کرد.
گفتنی اینکه برگزاری جلسات سخنرانی و کلاس های آموزشی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم استمرار یافت و در مساجد دیگر نیز برقرار می شد. مکان هایی چون مسجد الاقصی، مسجد بصره، جامع اموی دمشق، جامع منصور بغداد و مساجد مصر از جمله مساجدی بودند که کانون فرهنگی و آموزشی به حساب می آمدند.(3)
کلاس های که در مسجدالحرام و مسجدالنبی تشکیل می شد تنها توسط پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم اداره نمی شد. گاهی علی علیه السلام به فرمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از منبر آن حضرت بالامی رفت و یک پله پایین تر
از مکان رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می نشست و برای مردم سخن می گفت.(1)همگان این حدیث پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را شنیده بودند که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم شهر علم است و دروازه اش علی علیه السلام (2). لذا اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از دروازه علم رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم وارد می شدند و از محضر علی علیه السلام فیض می بردند. حضرت علی علیه السلام از هیچ سؤالی روی گردان نبود و هرگاه کسی از آن امام علیه السلام سئوالی می کرد، بی جواب بازنمی گشت. ابن ابی الحدید از عمر نقل می کند که گفت خدا روزی را نیاورد که معضلی پیش آید و ابوالحسن پیش ما نباشد.(3)همچنین عمر دائم می گفت: هرگاه علی علیه السلام در مسجد است کسی جز او حقّ فتوا ندارد.(4)
بعد از امیر مؤمنان علیه السلام ، امام حسن علیه السلام به سرنوشت پدر دچار شد و از صحنه سیاست کناره گیری کرد امّا حرکت حضرت علی علیه السلام را استمرار بخشید. بلاذری نقل می کند که امام حسن علیه السلام وقتی نماز صبح را در مسجدالنبی به جای آورد تا طلوع آفتاب مشغول ذکر می شود. آنگاه به یکی از ستون های مسجد تکیه می دهد و می نشیند. هر کس مسجد باشد می آید و از او استفاده می کند تا اینکه آفتاب بالا می آید، پس او برمی خیزد و دو رکعت نماز می خواند و به خانه های همسران پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم می رود و از احوال آنان جویا می شود و بعد به منزل خود رهسپار می شود. دوباره هنگام عصر به مسجد می رود و برنامه نماز و رجوع مردم به او تکرار می شود.(5)
شکوفایی دانش اسلامی در عهد امام صادق علیه السلام به اوج رسید. در زمان آن حضرت؛ مسجدالنبی بسان زمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم چونان خورشیدی درخشید و به کانون نشر معارف دینی تبدیل شد. در عصر امام صادق علیه السلام معارف اسلامی تدریس می شد و دانش پژوهان و دانشمندان گرداگردآن امام علیه السلام حلقه می زدند و از محضر درسش فیض می بردند. نقل شده است که شمار شاگردان جلسات درس امام صادق علیه السلام تا چهار هزار نفر برآورد شده اند.(6)آن حضرت شاگردان ممتاز خویش را برای تدریس و مناظره در رشته های مختلف علمی آموزش می داد. در آن زمان بازار علم و فرهنگ چنان رونق گرفت که دیگر مساجد نیز جایگاه فرهنگی خویش را به دست آوردند. امام رضا علیه السلام درباره جلسات درس خویش در مسجدالنبی فرمود:
من در مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم می نشستم؛ با آن که شمار عالمان در مدینه زیاد بود، ولی هرگاه در مسأله ای با مشکل مواجه می شدند، همگان معتقد بودند که بایستی مسأله را با من در میان بگذارند. آنان همچنین مسایل و مشکلات علمی خویش را به سوی من می فرستادند و من بدانها پاسخ می گفتم.(1)
حاصل آن که مسجد نقش مهمی در برگزاری جلسات درس و آموزش داشت. گسترش مراکز آموزشی و فرهنگی مرهون ساختار مسجد است. مسلمانان بسیاری از دانش ها و آگاهیهای خویش را در مساجد فراگرفتند و از حضور در این مکان مقدس بدست آوردند. مسجد نه تنها «عبادتگاه» است بلکه «دانشگاهی بزرگ» به حساب می آید که شور و نشاط علمی و فرهنگی را پی ریزی کرد. بر متولیان مسجد است که این مکان را به پایگاه علم و دانش تبدیل کنند، در آنجا برنامههای مختلف فرهنگی وارد نمایند و مسجد را پایگاه فعّال آموزش و فرهنگ قرار دهند. در این مسیر لازم است معارف دینی و مباحث اعتقادی اولویت یابند و سکان داران فرهنگی مساجد مباحثی نو و با زبانی مخاطبفهم، عقائد دینی و دانشهای اسلامی را برای قشرهای مختلف طراحی و ارائه نمایند تا جان تشنگان از زلال معارف قرآن سیراب گردد. گرمی بازار «علم دینی» باید در مساجد باشد، جایگاه ارتقا «رشد اخلاقی» جامعه مسجد است و در این مکان باید فضائل اخلاقی ترویج و برجسته شوند. امروزه خوشبختانه شاهدیم که بسیاری از درس ها در حوزه های علمیه در مساجد برگزار می شود. ضروری است مسأله آموزش و فرهنگ را در مساجد جدی گرفت و آن را به یکی از ابعاد اصلی مسجد تبدیل نمود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:هر کس همواره به مسجد رفت و آمد نماید، این هشت خصلت را به دست آورد: نشانی استوار، فریضه ای انجام یافته، سنتی به پا داشته شده، علمی جدید، دوستی مفید، سخنی که او را به راه راست هدایت کند یا از هلاکت برهاند و نیز ترک گناه به جهت بیم از خدا یا شرم از مردم.(2)
مبالغه آمیز نیست اگر بگوییم قرآن کریم سنگ بنای سوادآموزی برای مسلمانان اولیه بود. از همان ابتدا، مسلمانانی که خواندن و نوشتن می دانستند، افتخار ثبت و ضبط مطالب وحی را پیدا کردند. قرآن در اوائل نزول برای مسلمانان زبان رسمی و متن معتبر به حساب میآمد. قرآن اولین کتابی بود که در دسترس تمام مسلمانها قرار گرفت. جالب اینکه بدانیم واژه «قرآن» به
معنای «خواندن» است. گذشته از اینکه این کتاب آسمانی بیشترین مشوّق برای کسب علم توسط مسلمانان بوده است. براین اساس، آموزش علوم مختلف قرآن، تدبّر در آیات و فهم عمیق مضامین وحی باید در مساجد توسعه فراوانی یابد؛ بهگونهای که قرآن اصلی ترین موضوع در مساجد باشد.
پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در سخنرانی های خویش با استفاده از آیات قرآن و نقل های تاریخی مسلمانان را موعظه می کرد آموزش معارف دین و ایراد خطابه های آتشین از دیگر بخش های مجالس رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در مسجدالحرام و مسجدالنبی بود. سخنرانی های آن بزرگوار فقط جنبه آموزشی نداشت بلکه عنصر موعظه و پرهیزدادن مردم از گناه در آن موج می زد. از همین رو، اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گاهی جلسات آن بزرگوار را مجلس وعظ نام می نهادند.(1)
هر وقت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گناهکاری را مشاهده می کرد آنان را دعوت به مسجد می نمود و به پند و اندرز آنان همت می گماشت. آن حضرت علیه السلام چنان با جدیّت و قاطعیّت به انذار می پرداخت که آثار خشم در چهره تابناکش هویدا می گشت. عبداله بن عباس نقل می کند:
خداوند متعال به موسی علیه السلام وحی کرد که امّت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم باغهایی دارندکه گیاه و درخت آن، آمرزش است. موسی علیه السلام گفت: اینها چگونه باغ هایی است؟ خداوند متعال فرمود: جلسه های یاد خدا؛ در این جلسه ها، گویندگانی آنان را به سوی من فرا می خوانند. پرچم و نشان آنان همچون پرچم و نشان پیامبران است. بندگانم را به کارهای نیک تشویق می کنند، آنان را به گریه وامی دارند و روح زهد و گرایش به خدا را در جانشان می دمند. این گویندگان، بندگانم را چنان پرورش می دهند که من دوست می دارم. رحمت، آمرزش و خشنودی والای من از آنِ چنین بندگانی است.(2)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به امر تبلیغ دین اهتمام ویژه ای داشت. اسلام از طریق فعالیتهای خالصانه مبلِّغین در صدر اسلام در تمام جزیرهالعرب و دیگر بلاد توسعه یافت. آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم مبلّغان
فراوانی را تربیت و به مناطق مختلف اعزام می نمود تا قرآن، احکام و معارف بیان کنند و اسلام را ترویج دهند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم قبل از هر سفری شخصی را جهت واگذاری مناصب به عنوان جانشین خود برمی گزید. همچنین یک نفر به عنوان امام جماعت عهده دار امر نماز جماعت می شد و نیز فرد دیگری به عنوان بیانکننده و معلِّم معارف دین انتخاب می شد. این مناصب حتی برای یک بار معطّل و رها نشد. حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم در هیچ شرایطی اجازه نمی داد در این امور مسامحه و سوءاستفاده شود. به نمونه ای تاریخی توجه کنیم: در غزوه تبوک پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به خوبی می دانست که منافقان و برخی از افراد قریش به دنبال فرصت می گردند تا در غیاب ایشان وضع را دگرگون سازند و حکومت نوبنیاد اسلامی را واژگون نمایند. او با اینکه محمد بن مسلمه را جانشین خود در مدینه قرار داده بود به علی علیه السلام فرمود: تو سرپرست اهل بیت و خویشاوندان من و گروه مهاجر هستی، و برای این کار جز من و تو کسی دیگر شایستگی ندارد.(1)
پیامبر گرامی صلی الله علیه و اله وسلم با اعزام مبلّغین و حتّی گروه های تبلیغی به مناطق مختلف، قلوبآنان را به سمت اسلام و معارف آن جلب می نمود. مبلّغان از جان گذشته دعوت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را لبیک گفته عقاید ناب قرآنی را با بیان واضح و صریح به گوش مردم می رساندند. امّا در بسیاری از موارد کفّار و بت پرستان آنها را با وضعیّت فجیعی به قتل می رساندند. نخستین مبلّغ اسلام مصعب بن عمیر بود که قبل از هجرت و به فرمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم جهت تعلیم قرآن به مدینه اعزام شد.
برخی از گروه های تبلیغی که به مناطق مختلف اعزام شدند و به دست قبایل مدعو به شهادت رسیدند(2)عبارتند از: اعزام یک گروه شش نفره (و بنا به قولی ده نفر) از مبلغین به منطقه رجیع، یک گروه چهل نفره به منطقه نجد، سپاه تبلیغ اسلام به دو قبیله عضل و قاره، کعب بن عمیر غفاری و یک گروه پانزده نفره از مبلغین ورزیده به منطقه ذات اطلاح.
علم و دانش مسلمانان ریشه در قرآن دارد. اعراب مسلمان در داخل و خارج از مکه از مسائل مختلفی نظیر پوست، لوح های سنگی، برگ خرما و کاغذ پاپیروس استفاده می کردند. گرچه شرایط آب و هوایی برای حفظ و حراست نگاشته ها چندان مناسب نبود امّا برخی از این نوشته ها باقی ماند و ازاینطریق، کتابهای فراوانی شکل گرفت. واقعیت مهم و جالب اینکه بسیاری از این کتابها در مساجد نگه داری می شد و بسیاری از مساجد بخش مهمی به نام کتابخانه داشتند.(1)
گرچه اغلب اعراب جاهلیّت بی سواد بودند امّا تعداد اندکی از آنها توان خواندن و نوشتن داشتند و آنان با استفاده از خط حبشی قراردادها و پیمان های خود را ثبت می کردند.
آیات آسمانی قرآن که بر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم نازل می شد بر روی پوست حیوان، لوح های استخوانی و کاغذ پاپیروس نگاشته می شد. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم اولین کسی بود که در عربستاننوشته های خود را مهر می نمود. قرآن نیز از مسلمانان خواست معاملات و میراث نامه های خویش را ثبت و ضبط نمایند.(2)
رویداد مهم در گسترش علم در میان مسلمانان آشنایی آنان با صنعت کاغذ سازی بود. هرچند ساخت و تولید کاغذ حدود صد سال پس از میلاد مسیح در کشور چین آغاز شد امّا کاغذ چینی بوسیله تجّار عرب به حجاز وارد شد، گفته می شود اواخر قرن اول هجری لشکریان اسلامی از نواحی آسیای مرکزی گذشتند و به شهر سمرقند رسیدند. مسلمانان در این شهر با کاغذ مصری آشنا شدند. همچنین برخی از اسیران جنگی در سمرقند که چینی بودند با صنعت کاغذسازی آشنا بوده هنر خود را در اختیار مسلمانان قرار دادند. آهستهآهسته کاغذ در میان مسلمانان رواج داد و جای خود را به پوست و لوح استخوانی بخشید. جالب اینکه بدانیم اوّلین کارخانه کاغذسازی در بغداد در سال 177 ه .ق ساخته شد.
اوّلین نسخه قرآن که به دست زید بن ثابت نگاشته شد صفحه هایی بود که به کتابت شباهت داشت. در اوائل کتابها به صورت اوراق جدا از هم تنظیم می شد. امّا در اواسط سدة
دوم هجری به دلیل علاقه زیاد به نویسندگی و شاعری کتابت رشد یافت. در این دوره نویسندگان متعددی پدید آمدند و با نگارش داستانها و سرودن اشعار بازار کتابت را رونق بخشیدند. در این عصر کتاب شناسی و کتاب خوانی شکوفا شد. در رشته های ادبی و شعر و علوم حرکت عظیم آغاز شد. کمک فراوان مالی در اختیار دانشمندان قرار گرفت. همنشینی با دانشمندان ارزشمند تلقّی شد. کتابها با دقت تکثیر و تزیین می شد و کتاب به عنوان میوه ای ارزشمند تلقّی شد.
یکی از مسائل جالب که دلالت واضح بر فرهنگدوستی مسلمانان می کند اینکه مجموعه هایی از کتاب فراهم آمد. تاریخ موارد فراوانی را نشان می دهدکه اتاق ها تا سقف از کتابها پر بود. این کتابها در موضوعات مختلف نگاشته یا گردآوری می شد. ارزش کتاب تا بدان حدّ اوج گرفت که برخی از شاهان وخلفا کتابخانههای شخصی تشکیل دادند و در آنها کتابهایی درباره تاریخ، زبان، کیمیا، نجوم، رمان، قانون، حساب و الهیّات نگه داری می کردند. البته خبر تأسفبار اینکه بسیاری از این کتابها و کتابخانهها به آتش کشیده شد و سوخت.
بسیاری از مساجد جامع و بزرگ که دارای فضای وسیعی بودند قسمتی را به کتاب خانه قرآن اختصاص می دادند. این قرآن ها از طریق هدیه یا وقف در آنجا نگه داری می شد. مسلمانان امن ترین مکان را برای نگه داری نسخ قرآن، مساجد می دانستند. برخی از این مساجد که به لحاظ تأسیس کتابخانههای قرآنی شاخص بودند عبارتند از مسجد قرویین در منطقه فاس، مسجد صنهاجی وابسته به حاکم تونس، مسجد بزرگ مصر متعلّق به الحاکم بامر الله و مسجد اینتونون در ناحیه خطایی در حومه قاهره که در آن هشتصد و چهارده جلد قرآن نگه داری می شد.
به تدریخ کتابخانههای مساجد رشد یافت و در بلاد مختلف اسلامی رو به گسترش گذارد. اولین گروه از کتابخانههای مساجد در بخش مسلماننشین اسپانیا و آفریقای شمالی قرار داشت. مسلمانان بعد از اشغال این منطقه نام اندلس بر آن نهادند و در آنجا مساجد زیادی برپا نمودند. یکی از مهمترین مساجد اندلس، مسجد بزرگ قرطبه بود که در آن هزاران جلد کتاب خطی و نسخ قرآنی نگه داری می شد.
تونس یکی از بلاد مهم اسلامی بود که در آن دو مسجد بزرگ به همراه کتاب خانه عظیم به چشم می آمد. کتاب خانة مساجد قیروان و زیتونه مدتها پیش از مسجد الازهر در قاهره ساخته
شد و به یکی از مراکز عمده فرهنگی جهان اسلام بدل گشت.
مصر سومین کشور بزرگ آفریقای شمالی بود که در آن مسجدها و کتابخانههای فراوانی پدید آمد. اولین و مهمترین کتاب خانه مسجد در این کشور فرهنگی، مسجد و کتاب خانه شیخ ابراهیم پاشا است که در آن کتابهای ارزشمندی نگه داری می شد و بیش از ششصد طلبه در آنجا به تحصیل دانش مشغول بودند.
از سوی دیگر در کشورهای عربی کتابخانههای مساجد بزرگ ساخته شد. کتاب خانة مسجد الاقصی، کتاب مسجد عکا و کتاب خانه مسجد حلب از جمله آنهاست. نگاشته اند که مسجدالحرام یکی از اولین مساجدی بود که کتاب خانه ای دارای چندین قفسه کتاب داشت و آهسته آهسته در آنجا چندین کتاب خانه به نام شرابیّه، کتبغا، شروانی و سلیمانیه وجود داشت. مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در مدینه کتاب خانه عظیمی به نام مکتبة الحرم النبوی داشت.
رفتهرفته کتاب رو به اوج گذارد، دانشمندان کتابها را از کتابخانههای مساجد به امانت می بردند، کتابخانههای مساجد یک به یک نامگذاری شد، در ساختمان مساجد محلی مناسب برای کتاب خانه در نظر گرفته می شد، فرهنگ هدیهدادن یا وقفنمودن کتاب به کتابخانههای مساجد پدید آمد، تعداد و حجم کتابها رو به فزونی گرفت، کتابها در موضوعات مختلف رده بندی شد، کتابخانههای مساجد سازماندهی مناسبی به خود گرفت، کتابها فهرستنویسی شد، سالن و اتاق های مطالعه پدید آمد، دسترسی ها به کتاب تسهیل گردید، کتابخانهها دارای مخازن یا کتابدار شد و کتابخانهها مرکز حلقه های درس و آموزش شدند. به راستی این همه، مرهون تشویق ها و ترغیب های قرآن نسبت به فرهنگ و دانش بود و از این رهگذر تمدن اسلامی در قرون متمادی پدید آمد و چشم جهانیان را خیره کرد.
امّا امروزه با کمال تأسف با پدیده ای شوم مواجهیم. کتابخانههای مساجد رو به افول و زوال گذارده اند، دانش و دانشمندان از مساجد بیرون رفته اند، علوم مختلف از مسجد فاصله گرفته است و فرهنگ علم و آموزش جای خود را به بیرون از مساجد برده است. البته عوامل مختلفی در روزگاران قدیم و جدید در این پدیده تأسف بار نقش داشته اند امّا می توان با احیا کتابخانههای مساجد، این مکان مقدس را به مرکزی بزرگ برای علوم و فنون اسلامی تبدیل نمود.
عده ای از جوانان یکتاپرست که جور و ستم زمان و بیدادهای پادشاه آنها را به ستوه آورده بود، دست از علائق شستند و با ترک خانه و کاشانة خویش غارنشینی را برگزیدند. آنان در غار ماندند و برای سالهای طولانی به خواب فرو رفتند. آنگاه که اهالی منطقه به وجود آنها پی بردند، حقیقتی دیگر از آیات الهی آشکار شد و آیتی بر امکان معاد ظاهر گشت:
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناًرَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً(1)و اينگونه [مردم آن شهر را به وسيله آن سكه قديمى] از حال آنان آگاه كرديم تا بدانند كه وعده خدا [در برانگيختن مردگان در روز قيامت] حق است و در برپا شدن قيامت هيچ ترديدى نيست. هنگامى كه [كاشفانِ غار] ميان خودشان در كار آنان نزاع و ستيز داشتند، پس [يك گروه] گفتند: ساختمانى به روى [جايگاه] آنان بنا كنيد [تا از ديدهها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولى آنان كه بر كارشان [نسبت به اصحاب كهف] پيروز شدند، گفتند: به يقين مسجدى بر روى [جايگاه] آنان بنا خواهيم كرد.
پادشاه موحّد دستور داد مسجدی در آن محل برپا کنند تا یاد و خاطرة آن جوانان خداپرست و مجاهد زنده بماند و روح زندگی در زائران مرقد شریفشان زنده بماند. بدست می آید که ساختن مسجد بر مزار اولیاء خدا ریشه قرآنی دارد. از هر فرصتی برای حفظ ارزشها می توان استفاده کرد. ساختن مسجد در کنار غار یکتاپرستان مجاهد ارزشی ماندگار شد.(2)
به گواهی تاریخ در هر عصری که پیامبر، امام یا عارفی بزرگ از دنیا می رفت یا به شهادت می رسید، مردم بنایی برای تجلیل بر آن شخصیت الهی در آنجا می ساختند تا هم خاطره ای از آنها به یادگار بماند و هم نشانه ای برای تقرّب به درگاه خداوند آشکار گردد.
آمده است(3)که عده ای از مردم نزد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم آمدند و درخواست نمودند تا در بالای مسجد بنشینند تا فقرایی نظیر سلمان و ابوذر را از خود دور کند و آنها در کنار پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم باشند؛ زیرا حضور این افراد و همنشینی آنان با پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مانع از مجالستشان با آن حضرت می شد. در این حالت آیه ای نازل شد که می فرمود شکیبایی پیشه کن و چشم از زینت های دنیا بربند:
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ
الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لاتُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً (1)با كسانى كه صبح و شام، پروردگارشان را مىخوانند در حالى كه همواره خشنودى او را مىطلبند، خود را پايدار و شكيبا دار، و در طلب زينت و زيور زندگى دنيا ديدگانت [از التفات] به آنان [به سوى ثروتمندان] برنگردد، و از كسى كه دلش را [به سبب كفر و طغيانش] از ياد خود غافل كردهايم و از هواى نفسش پيروى كرده و كارش اسراف و زيادهروى است، اطاعت مكن.
مسجد جایگاه اصیلی دارد که آن حفظ و بقای ارزشهای دینی و اخلاقی است. ارزشهای از یاد رفته در مساجد احیا می شوند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم با سخنرانی ها و خطابه های خویش ارزشهای والای قرآنی را به مردم گوشزد می کرد و آنها را با زبانی مناسب به سوی حفظ ارزشها فرامی خواند. در مساجد ارزشهایی نظیر توحید، عبودیت، ایثار و گذشت ارائه می شود و مسجد یادمان حفظ ارزشهای دینی بوده و هست. بر واعظان و خطبا فرض است تا هنجارها و ارزشهای مقدس دینی را با زبانی ساده و همراه با مثال برای مخاطبان بازگویند و در دل آنها انگیزه ایجاد کنند. می توان نمونه ای از قرآن را نشان داد: مالک عالم، خالق عالم است و خداوند خالق هر چیزی است:
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ (2)خدا آفريننده هر چيزى است و او بر هر چيزى نگهبان و كارساز است.
اگر او آفریننده هر شی در عالم است، پس هر شی و کل ماسوی مخلوق اوست. مالکیت با خالقیت نسبتی مساوی دارد. لذا آفریننده عالم، حق تصرف در تمام اجزاء عالم دارد. پس تنها او مالک است و یکی از شئون توحید، توحید ربوبیت و مالکیت می باشد:
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ(3)فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو می باشد از آن خداست و بازگشت ]همه[ به سوی اوست.توحید مالکیت به ما می گوید فقط او مالک است و غیر او در عالم کسی توان مالکیت ندارد مگر به اذن او. هر گونه مالکیتی چه به صورت تکوینی و چه به صورت اعتباری، ظهور و توسعه مالکیت خداست. مظاهر مالکیت در عالم اصالت، حقیقت و استقلال ندارند.
نتیجه مهمی که از این مطلب حاصل می آید اینکه ما مالک هیچ چیز نیستیم. بهره ما در
این عالم فقط سعی و تلاش است و سعی و کوشش ما از توان ما ناشی می شود و توان مندی انسانها نیز از خداست.(1)از سوی دیگر فعالیتی که انجام می دهیم طبعاً به نتیجه ای می انجامد و نتیجهبخش در عالم خداست یعنی اوست که به دنبال فعل ما نتایجی پدید می آورد؛ معنای «توکل» دقیقاً همین است.
حال اگر براساس تلاش و فعالیتی چیزی بدست آمد، آن امر مملوک و «داشتة ما» نیست بلکه «دادة خداست». در اینجا مفهومی جالب شکل می گیرد: تمام داشته های ما داده های خدا و مملوک اوست نه مملوک ما.
اگر چنین است که چنین است پس ما نباید نسبت به هر آنچه در اختیار ما گذارده شده است، «احساس مالکیت» داشته باشیم. توحید مالکیت نسبت به خدا با احساس مالکیت ما نسبت به اشیاء قابل جمع نیست. لذا به میزانی که حس تملک داریم از ایمان دوریم. اجازه بدهید دو مثال بزنیم:
مثال اول: اگر همسایه شما یکی دو روزی قصد سفر کرد و خانه و فرزند خود را به شما سپرد تا از آنها نگهداری کنید، پرسش این است که احساس شما نسبت به آن منزل، امکاناتش و فرزند همسایه چیست؟ آیا نسبت به آنها احساس مالکیت دارید یا احساس امانت؟ اگر فرش آن خانه زیلو باشد یا فرش گرانقیمت، برای شما تفاوتی می کند؟ و اگر هم تفاوتی کند، نسبت به کالای ارزشمندتر بیشتر احساس نگهداری خواهید داشت؟ آیا احساس شما نسبت به فرزند همسایه با فرزند خودتان یکسان است؟ واقعیت آن است که حس ما نسبت به داشته های خود باید همانند احساس ما نسبت به خانه و فرزند همسایه باشد و نسبت به همه «احساس امانت» داشته باشیم.
مثال دوم: اگر روزی شلوغ به شعبه مرکزی بانکی سر بزنیم و دو ساعتی نظاره گر عملکرد صندوق دار بانک باشیم، مشاهده می کنیم که وی میلیون ها ریال اسکناس می گیرد، می شمارد و به دیگری واگذار می کند. صندوق دار بانک هرگز نسبت به اسکناس های زیر دستش، احساس تملک ندارد، در حالی که او هم تلاش می کند. اگر درون ما چنین احساسی نسبت به خانه، فرزند، امکانات، پول درون جیب و حتی جسم خود شکل گیرد، این حس با توحید سازگار است.
شخص موحد و انسان مؤمن درون خود حس تملک نسبت به امکاناتی که در اختیار او گذارده اند، ندارد. مؤمن باید تمرین کند و بکوشد روز به روز از حس تملک خویش و منافع
1) . کهف / 39.
شخصی بکاهد و خداوند را به صحنه حیات خویش بیاورد. بهترین تمرین برای کاهش احساس تملک گرایی، توجه به هم نوعان، خدمت به آنان و بخشش به دیگران است.
اگر فکر کنیم که چگونه نیاز دیگران را تأمین کنیم یا دیگران را شاد سازیم یا جهانی بسازیم که همنوعان در آن راحت تر زندگی کنند، این فکر ارزشمند و الهی است. جهانی که خداوند ساخته است بدین صورت عمل می کند که هر چه بیشتر به دنبال خواسته ها و منافع شخصی باشیم، کمتر به آن می رسیم، در عین حال که احساس تملک خویش را فربه ساخته ایم.
جهان این گونه ساخته شده است که اگر احساس مالکیت به آن نداشتیم و آن را برای دادنِ به دیگران خواستیم و برای خود نخواستیم، بیشتر خود را در اختیار خواهد گذاشت و دراینصورت، هر کجا رویم ما را تعقیب می کند و خودش را در اختیار می گذارد.
مسجد نه تنها جنبه عبادی، معنوی، فرهنگی و آموزشی داشت امّا این نهاد مؤثر کارکردهای دیگری هم در صدر اسلام داشته است. مسجد به عنوان نهادی پرتحرک و با نشاط در جامعه اسلامی، دارای مؤلفههای اجتماعی و سیاسی بوده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم دو مسجد بزرگ صدر اسلام یعنی مسجدالحرام و مسجدالنبی را به پایگاه بزرگ اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد و از گلبانگ های این دو مسجد شاخص، ندای اسلام را به بلاد دیگر و به گوش جهانیان رساند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نقشی بزرگ در جنبه اجتماعی به مسجد داد و آن را در سیره خویش نمایان کرد.
یکی از مهمترین وظائف مسجد این بود که محل نشر شریعت اسلامی و ترویج فرهنگ قرآنی بود. هرگاه مجاهدان مسلمان سرزمینی را فتح می کردند، نخستین اقدام این بود که در آنجا مسجدی بنا کنند تا تبلیغ اسلام شروع شود. در مورد مسجد جامع بخارا نوشته اند که قتیبه بن مسلم در بخارا مسجد جامع بنا کرد و دستور داد هر کس در هر آدینه جمع شود و به نماز آدینه حاضر گردد دو درهم گیرد.(1)
1) . نرشخی، تاریخ بخارا، ص 67.
همچنین عبدالله بن عامر بعد از فتح نیشابور مسجد جامع ساخت و از پیروان مسلمان دعوت نمود به آنجا بیایند و احکام و معارف دینی فراگیرند.(1)
گفتنی اینکه مسلمانان به همراه فتوحات جدید و توسعه مرزهای جهان اسلام، در آخرین حد مرزها مسجد می ساختند و به این ترتیب ندای اسلام به داخل مرزهای کفر راه می یافت. واقعیت آن است که مسیر اصلی گسترش اسلام در دوران نخستین بدین وسیله محقّق می شد؛ چنانکه اسلام بیشتر سرزمینها را با دل و نه با شمشیر فتح کرد.(2)
عبدالله بن سعد بن ابی سرح کارگزار مصر در سال 31 ه .ق به سرزمین نوبه لشکر کشید و در محلی به نام دمقله با آنان جنگید و شکستشان داد. وی با رئیس ناحیه نوبه عهدنامه ای نوشت و با او پیمانی امضاء کرد که به موجب این پیمان مردم نوبه همپیمان مسلمانان شدند. پس از آن عبدالله مسجدی ساخت تا طلیعه اسلام در سرزمین نوبه باشد. در متن پیماننامه آمده شما باید مسجدی را که مسلمانان در کنار شهرتان ساخته اند، حفظ کنید. هیچ نمازگزاری را از رفتن به آن بازندارید، باید آن را جارو کنید، روشناییش را تأمیننمایید و آن را گرامی دارید.(3)
هنگامی که منطقه شام در قلمرو حکومت فاطمیان مصر قرار گرفت، رومی ها با جنگهای ایذایی خود، مسلمانان را مورد هجوم قرار می دادند تا اینکه در یک جنگ دریایی و زمینی رومی ها از فاطمیان شکست سختی خوردند و تن به صلح دادند. در پیمان صلح قید شده بود که باید مسجد قسطنطنیه تجدید بنا شود و در معابد روم به خلیفه فاطمی دعا کنند که این صلح بعدها شکسته شد.(4)
اهتمام به امر توسعه مسجد و نشر معارف دینی از سوی مجاهدان و حاملان فرهنگ اسلامی پی گیری می شد؛ چنانکه تاجران و بازرگانان مسلمانان نیز در این مسیر حرکت می کردند. شیوه بازرگانان مسلمان در شرق هندوستان چنین بود که اگر کاروانِ مسلمان در یک محل چندین بار فرود می آمد در آنجا مسجدی می ساختند تا از این طریق دیگران به آیین اسلام دعوت شوند و زمینه رشد و توسعه فرهنگ اسلام فراهم گردد.(5)
مسجد جایگاه غریبان، دورافتادگان و بی پناهان بود. هر گاه شخصی در راه می ماند یا به غربت مبتلا می شد مسجد مأوی و ملجأ او بود. در صدر اسلام مسلمانانی که به مدینه آمدند و مکانی برای سکونت نداشتند در ایوانی مسقف کنار مسجدالنبی گرد آمدند و به عنوان اصحاب صفّه در آنجا سکنی گزیدند.
شاید فرهنگ پناهدادن به بی پناهان از این پدیده مهم تاریخی نشأت گرفته باشد.
یکی از مورخان نگاشته است که در هیچ شهری جز به مسجد جامع نرفت تا در آنجا دورافتادگان و جهانگردان همانند خود را ملاقات نماید و با آنان انس بگیرد. او می گوید هرگاه پس از نماز عشاء بیرون می رفتند مردان زیادی را می دیدند که کاسه های غذا می بردند. این غذا را مردمان خیّر برای غریبه ها می فرستادند. به هیچ شهری وارد نشدم، مگر اینکه این خصلت لطیف را از ویژگیهای مسلمانان آن شهریافتم.(1)
ابن جبیر سیاح قرن ششم دراینباره می گوید میان دو شهر مصر و قاهره مسجدی است بزرگ منسوب به ابوالعباس احمد بن طولون که از مساجد جامع کهن با بنایی زیبا و شالوده ای وسیع است و سلطان، آن مسجد را پناهگاه غریبان مغرب قرار داده که در آن سکونت می کنند و حلقه های دایر می نمایند و خوراک مقرری هر ماهه به آنان داده می شود.(2)
تاریخ صدر اسلام نشان می دهد(3)که مساجد مرکز زندگی اجتماعی مسلمانان بوده است. مسافران تهیدست در مسجد پناه می گرفتند. هرگاه اهل اسلام مبتلا به جنگ یا بلای طبیعی می شدند پناهگاهی جز مسجد نداشتند. در مواقع خشکسالی و بروز امراض مسری، مردم به مسجد روی می آوردند. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از نمایندگان قبیله ثقیف در مسجد پذیرایی کرد. بسیاری از فقراء مدینه در حیات مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم چادر و خیمه برپا می کردند. بسیاری از فقرا و پناهجویان شب ها را در مسجد به سر می بردند، چنانکه روزها در آنجا به درس مشغول می شدند و در یک کلام مسجد «نقش هتل» را برای در راه ماندگان، بی پناهان، مددجویان و تهیدستان ایفا می کرد.
مسجد به علّت در دسترس بودن برای همگان، محل مناسبی جهت برگزاری مراسم و همایشهای مختلف بود. در اسلام دو جشن بزرگ به نام های عید قربانی (اضحی) و عید فطر (پایان ماه مبارک رمضان) وجود دارد که از زمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم تا به امروز در مساجد برگزار می شود. برنامههای دیگری که معمولاً تاریخ مسجد آنها را به خود دیده است عبارتند از روز میلاد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ، روز مبعث، روز عاشورا و ایام اعتکاف. در این مواقع، مساجد برای برنامههای شاد یا غمناک آماده شده در آنها خوردنیها و آشامیدنیها فراهم می گشت.رسم مسلمانان از زمان پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم این بود که هنگام بروز حادثه ای مهم منادی ندا می داد: «الصلاه جامعه»؛ یعنی برای نماز در مسجد جمع شوید. این جمله برای مردم معنای خاصی داشت. هرگاه خبر مهمّی یا پیامی الهی مطرح بود جمله مزبور از زبان منادی شنیده می شد و مسلمانان مطّلع می شدند که امر خطیری در راه است.(1)
محمد الوالی نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به گروهی از سودانی ها اجازه داد با سپر و نیزه در مسجد نمایش اجرا کنند. همچنین مراسم تشییع جنازه و نماز میت در مسجد انجام می شد و در آنجا به بازماندگان اعلام تسلیت می گشت.(2)لذا از زمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم مسجد محل برگزاری همایشها، جشن ها و مراسم متنوع بود و انجام چنین برنامههایی به مسجد هویّت اجتماعی فعّال می بخشید.
از دیگر ابعاد مسجد این بود که جشن های ازدواج و نیز برنامههای طلاق معمولاً در مسجد رخ می داد. در بعضی از نقل ها آمده است که در زمان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ازدواج ها و طلاق ها در مسجد انجام می شد و توسط افرادی ثبت می گشت.(3)همچنین شیخ طوسی آورده است که سفره ازدواج حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد گسترانده شد.(4)
در برخی از مساجد مراسم شعرخوانی اجرا می شد. به عنوان نمونه می توان از مسجدی در بغداد نام برد که در آنجا قسمتی مخصوص به نام قبه الشعراء داشت. شعرای بغداد در آنجا اجتماع می کردند و به خواندن اشعار مذهبی مشغول می شدند. گاهی شعرها و شعر خوانی ها چنان جذاب یا سوزناک بود که عابران را بهخود جلب می کرد و در آن جا ساعاتی را می گذراندند.(1)
گاهی در مسجد مدینه سخن سرایان بزرگ ادب گرد یکدیگر می آمدند و سروده های جدید خود را که جنبه اخلاقی و تربیتی داشت، در حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم قرائت می نمودند. به عنوان نمونه می توان از قصیده معروف کعب بن زهیر یاد کرد که اشعار خویش را در مدح پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و در حضور آن حضرت خواند و از دست مبارک خاتم النبیین صلی الله علیه و اله وسلم جایزه بزرگی دریافت نمود. همچنین حسَّان بن ثابت با اشعار خود در حرم نبوی از حریم اسلام دفاع می نمود.(2)مسجد در صدر اسلام و دوره های بعد نقش ادبی نیز ایفا کرد و آوردگاه بزرگ شعر و ادب دینی شد.
مساجد در آغاز ظهور اسلام بسیار پررفتوآمد بود و در آنجا کارهای متنوع و قابل ملاحظه ای می شد.(3)یکی از مسئولیتهای مسجد آموزش حِرَف و برگزاری انواع مختلف داد و ستد بود. نان و آب در مسجد فروخته می شد. دوخت و دوز به عنوان شغل پررونق در مسجد انجام می گرفت. انجام شغل آرایشگری در مسجد کاری نامتعارف نبود. زن ها در مسجد می نشستند و به فروش نخ می پرداختند. کودکان علاقمند در این مکان مقدس به یادگیری شغلهای مختلف مشغول بودند. گاهی عطر، ادویه، شمع و ظروف در مسجد برای فروش عرضه می شد.
در دوره های بعد گاهی مساجد برای خرید و فروش سازماندهی می شد. نگاشته اند که در مسجد بزرگ اندلس بیش از هزار کارمند مشغول کار بودند و بخشی از آنها در امور حرف اشتغال داشتند.(4)
سراسر تاریخ اسلام خصوصاً در آغاز ظهور اسلام، نشان از حقیقتی والا دارد و آن اینکه همیشه مسجدمحل تجمع مسلمانان بود. مسلمین صدر اسلام در مسجد تشکّل می یافتند، گرد یکدیگر
می آمدند و بسان امّتی واحد استمرار حیات اسلام را تضمین می نمودند.
از مهمترین مکانهای وحدتآفرین مسجدالحرام بود. در سال دوم هجرت که قبله مسلمانان تغییر کرد و پیروان پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به سوی کعبه نماز گزاردند، مسجدالحرام و مکه پایگاه اصلی اسلام شد. این اقدام علاوه بر پیروزی فرهنگی بر قوم یهود، پیروزی بر قریش نیز بود؛ زیرا تا پیش از این کعبه در انحصار عقائد شرکآلود کفار قریش بود. با این حرکت آیین توحیدی ابراهیم علیه السلام احیا شد، مکه موقعیتی ممتاز یافت و تمام مسلمانها رو به قبله ای واحد نماز گزاردند:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ (1)يقيناً نخستين خانهاى كه براى [نيايش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است، كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است.
کعبه نخستین خانه توحید بود که به سوی آن نیایش و پرستش پروردگار انجام می شد و نیز نخستین نقطه ای شد که به صورت مرکز اجتماع مبارک مسلمانها درآمد. خداوند از این طریق به امت اسلامی هویّت بخشید، وحدت آنها را تضمین نمود و از آنها دعوت نمود تا اختلاف ها و تفاوت ها را کنار نهند و اجتماعی بزرگ و واحد تشکیل دهند.(2)
اگر کسی از بالا به صفوف نمازگزاران مسلمان بنگرد دایره های متعددی را خواهد دید که یکی درون دیگری قرار گرفته تا به کانون اصلی خویش یعنی کعبه برسد. جهان اسلام یعنی دایره های متداخلی که مرکز واحدی دارد و یکپارچگی و وحدت خصیصه اصلی آنهاست برایناساس، مسجد یعنی محل اجتماع مسلمانان که تا در این مکان با شکوه گرد یکدیگر آیند، تضارب آراء نمایند، با یکدیگر تعامل فرهنگی نمایند و برّ و تقوی را به اشتراک گذارند.(3)
قرآن کریم نماز، قبله و کعبه را براساس حکمتی والا تشریع نمود. این حکمت چیزی جز این نیست که مسلمانان ید واحده باشند. تفرقه در میان آنان نباشد. مرکزی وحدتبخش آنها را گرد یکدیگر جمع کند و با یکدیگر پرستش خداوند یگانه کنند.(4)
نقل کرده اند که مرد نابینایی به محضر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم آمد و اظهار داشت که من نابینا هستم، چه بسا صدای اذان را می شنوم ولی کسی نیست مرا به نماز جماعت مسجد آورد. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم
فرمود:
از منزل خود تا مسجد ریسمانی ببند و به جماعت حاضر شو تا از اجتماع مسلمین دور نمانی.(1)
در مساجد امنیت حاکم بود. مسجد محلی امن برای مسلمانان به حساب می آمد و این مکان منزّه نماد امنیت اجتماعی محسوب می شد. امنیت اجتماعی از مسجد به جامعه تسرّی می نماید. خداوند امنیت را در مسجد قرار داد:
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّي وَ عَهِدْنا إِلي إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ(2)و [ياد كنيد] هنگامى كه ما اين خانه [كعبه] را براى همه مردم محل گردهمايى و جاى امن وامان قرار داديم، و [فرمان داديم:] از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز انتخاب كنيد. و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه: خانهام را براى طواف كنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع كنندگان وسجدهگذاران [از هر آلودگى ظاهرى و باطنى] پاكيزه كنيد.
کعبه و مسجدالحرام مکان امنی برای مسلمانان به حساب می آمد. خداوند به آنجا برکت بخشید و آن مسجد را فضای امن و آرام قرار داد. در سایه امنیت و آرام مسجد، برکت امکان پذیر است. مسجد نقشی بازدارنده در ناهنجاریها، نزاع ها و ستم ها دارد؛ بهگونهای که در آنجا مسلمانان تمرین عدلورزی و مهرورزی می کنند. در مسجد مسلمانها با تمام اختلافات قومی، نژادی، زبانی و مذهبی جمع می شوند و با یکدیگر ازفیض الهی بهره مند می گردند. مسلمانها در مسجد یادمی گیرند تا خصومت ها را کنار گذاشته و سیر تعامل و امنیت پیش گیرند.
بسیاری از امور سیاسی در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در مسجد انجام می شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مسجد را به بزرگترین پایگاه سیاسی حکومت تبدیل کرد و در آنجا امور حکومتی را به اجرا می گذارد.
سران قبائل و نیز نمایندگان و فرستادگان آنان برای آشنایی با اسلام و مذاکره با شخصیت اول جهان اسلام به مدینه می آمدند و رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم آنها را در مسجد به حضور می پذیرفت. آنها سؤالات خویش را مطرح می کردند و پاسخ های منطقی و روشن از رسول خاتم صلی الله علیه و اله وسلم دریافت می نمودند. گاهی در حیات مسجد، چادرهایی برپا می شد تا از میهمان های حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم پذیرایی شود.
آورده اند که انس ابن مالک می گفت(1)ما در مسجد نشسته بودیم که مردی شترسوار وارد مسجد شد و شترش را در مسجد بر زمین خواباند، سپس پایش را بست و از افراد مسجد که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نیز در میان آنان نشسته بود، پرسید کدامیک از شما محمد هستید؟ (راوی) می گوید: این مرد سفیدپوست که تکیه داده است. آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گفت: ای فرزند عبدالمطلب! پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: تو را اجابت نمودم. آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گفت: ای محمد صلی الله علیه و اله وسلم مرا از تو پرسش هایی است که در گرفتن پاسخ آنها سخت پافشاری می کنم. مبادا از این بابت بر من خشم گیری. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: هر چه می خواهی بپرس. آن مرد به پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گفت: تو را به پروردگارت و پروردگارپیشینیانت سوگند می دهم آیا خداوندی تو را به سوی همه مردمان فرستاده است؟ رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آری. گفت: تو را به خدا سوگند می دهم آیا خداوند تو را امر نمود تا نمازهای پنجگانه را در روز و شب به جای آوری؟ رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آری. گفت: تو را به خدا سوگند می دهم آیا خداوند تو را فرمان داد که این ماه از سال را روزه بگیری؟ رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آری. گفت: تو را به خدا سوگند می دهم، آیا خداوند تو را امر کرد که این صدقه را از ثروتمندان بگیری و بین فقرایمان تقسیم کنی؟ رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آری. آنگاه آن مرد گفت: به آن چه آوردی ایمان آوردم و من فرستاده کسانی از قوم خود هستم که در پی من می آیند. من ضمام بن ثعلبه از قبیله بنی سعد بن بکر هستم.
در آغاز اسلام رویه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این بود که در مسجد می نشست و افراد مختلفی یا هیئتهای سیاسی با ایشان ملاقات می کردند و با یکدیگر به بحث و گفتگو می پرداختند. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از مسجد به عنوان مرکز عبادت و نیز دیدار با نمایندگان استفاده می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به جز اینکه فرستادگان سیاسی را در مسجد می دید، از مسجد نمایندگانی به نقاط دوردست می فرستاد و با
1) . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 1، ص 449.
آنها به بحث و گفتگو می پرداخت.
ابن اسحاق نقل می کند(1)پس از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از تبوک برگشت، ماه رمضان بود. هیئت ثقیف خدمت آن حضرت رسیدند و پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برای آنها در گوشه مسجد خیمه ای بهپاداشت و در آن می زیستند و بلال از خانه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم برای آنان غذا می برد و رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم هر شب بعد از شام نزد آنان می رفت و با ایشان حرف می زد.
ابن سعد می نویسد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به هنگام استقبال از هیئتهای خارجی بهترین لباس هایش را می پوشید و به بزرگان اصحاب دستور می داد که چنین کنند.(2)
در مسجدالنبی مکانی به نام استوانة الوفود وجود دارد که تا به امروز جایگاه آن معلوم است. رسولخدا صلی الله علیه و اله وسلم در کنار این ستون می نشست و به گفتگو با هیئتهای سیاسی و فرستادگان اعزامی از سوی قبائل و طوایف مختلف می پرداخت. همزمان با رشد و توسعه اسلام و ظهور اقتدار و عظمت مسلمانان، حضور این هیئتها رو به فزونی گذارد و مباحث آنان از مسائل سیاسی، جنبه اعتقادی و ایمانی نیز گرفت. این مذاکرات گاهی به انعقاد عهدنامه منجر می شد.(3)
از دیگر رسالتهای مسجد این بود که مبارزات با کج روی ها و انحرافات فکری در این مکان پاک انجام می شد. سیره حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم این بود که به هنگام مشاهده ناهنجاری یا کج روی در مسجد حضور می یافت و ذهن و فکر مسلمانان را روشن می نمود.
گفتنی اینکه نقش روشنگرانه مسجد بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به تدریج رنگ باخت و با فشار اختناق حاکمان اموی و عباسی، مسجد نتوانست این رسالت بزرگ خود را آنگونه که باید ایفا کند. اما گاهی این نقش عمده مسجد توسط اولیای حق احیا می شد. به نمونه های تاریخی در این زمینه می توان توجه نمود؛ خواندن خطبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها پیرامون مسأله فدک، سخنرانی ابیّ بن کعب در نماز جمعه پیرامون فضایل اهل بیت علیهم السلام(4)، سخنرانی امام حسین علیه السلام
در حضور خلیفه دوم(1). زمانی که به امام سجاد علیه السلام خبر رسید عدّه ای در مسجدالنبی به ناسزاگویی درباره امیر مؤمنان علیه السلام زبان گشوده اند، امام علیه السلام به مسجد شتافت و آنان را اندرز نمود.(2)
آنگاه که معاویه در مسجد بزرگ دمشق پیروزی خود را بر اهل بیت علیهم السلام، پیروزی بر دشمنان خدا برشمرد، صعصعه بن صوحان با شجاعت برخاست و به یاوه سرایی های او پاسخ گفت.(3)امام صادق علیه السلام روزی به مسجد درآمد و مشاهده نمود که فرماندار منصور به بدگویی از حضرت علی علیه السلام مشغول است. آن امام علیه السلام از جای برخاست و سخنانی عالمانه و شجاعانه بر زبان جاری کرد. این عمل چنان تأثیرگذار بود که نماینده منصور مسجد را ترک کرد.(4)
در صدر اسلام رسم بر این بود که تازه مسلمانان به جهت وفاداری خود به آیین اسلام به مدینه می آمدند، در مسجد حاضر می شدند و با حضور مسلمانان با پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بیعت می نمودند. این عمل پایبندی آنها را به آیین جدید و فرامین رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نشان می داد؛ چنانکه برای تازهگروندگان به آیین پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم جنبه سیاسی نیز داشت.(5)
حاصل آن که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم چه در مکه و چه در مدینه، از مسجد به عنوان یک سنگر سیاسی و اجتماعی برای هویتبخشی به کیان جامعه اسلامی بیشترین بهره ها را برد. آن حضرت این نهاد مقدس را برای حیات سیاسی و تشکل اجتماعی در جامعه آن روز همچون قلبی تپنده در آورد. انجام مراسم، برنامهها، دیدارها و روشنگری ها همه و همه، جهت اقتدار سیاسی و اجتماعی حکومت اسلامی بود. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم هم رییس حکومت اسلامی بود و هم عهده دار امور مسجدالنبی بود و از این رهگذر پیوند مبارکی میان مسجد و حاکمیت برقرار نمود. همراه با گسترش اسلام در مناطق و بلاد مختلف، مسجد به عنوان پیام آور حاکمیت اسلامی توسعه یافت و محلی امن برای مسلمانان شد. بیشترین حضور پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم در مساجد بود و همواره کارگزاران و نمایندگان خویش را دعوت می نمود تا مسجد بسازند و فرهنگ دینی را در مساجد برپا دارند و در یک کلام خلاصه
می توان گفت مسجد مهمترین نهاد حکومت نبوی به حساب می آمد.
بسیار زیبنده است که این نقش مسجد امروزه احیا گردد. مسجد خانه خدا و مکانی مناسب برای طرحمسائل عمومی مسلمانان است. لازم است نقش سیاسی و اجتماعی مسجد به رسمیّت شمرده شود و این رسالت بزرگ به مسجد بازگردد.
از دیگر نقش ها و عملکردهای مسجد این بود که جنگ و نیز صلح از مسجد آغاز می شد. مسجد پایگاه اصلی حکومت در امور نظامی به حساب می آمد.
در عصر رسول خاتم صلی الله علیه و اله وسلم سپاهیان و مجاهدان اسلام در مسجد تجمع می نمودند و از آنجا به سمت جبهه های جنگ گسیل می شدند. در جنگ احد مردم مدینه از هر سو به طرف مسجد پیامبر شتافتند و در آنجا اجتماع نمودند. فرماندهان شب را در مسجد سپری کردند و صبح با سپاهیان عازم احد جهت جنگ با سپاهیان قریش شدند.
بعد از جنگ، مجروحان زیادی را به سمت مدینه یا مکه می آوردند و آنان را در مسجد قرار داده مشغول مداوا می شدند. سعد بن معاذ بعد از آن که در جنگ خندق مجروح شد در مسجد بستری گشت و زنی از قبیله خودش مشغول مداوای او شد. نام این زن رفیده بود که خود را وقف خدمت به مجروحان و بیماران نموده بود.
نوشته اند اولین شخصی که در عالم اسلام بیمارستان ساخت ولید بن عبدالملک در سال 88 ه.ق بود. او این بیمارستان را در مسجدی بزرگ برپا نمود و اطبایی را به آنجا دعوت کرد. وی دستور داد در این مکان برای جذامیان، کودکان و کوران مکانی را تهیه دیدند و از بیتالمال مخارج آنجا را تأمین می نمود.(1)
1) . ابن بطوطه، رحلة، ص 208.
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در مسجد با ایراد خطابه های آتشین مردم را برای اعزام به جهاد و مقابله با کفر و الحاد آماده می نمود. مقدمات جنگ ها و غزوه ها در مسجد تدارک دیده می شد و مسجد پایگاهی مهم برای بسیج عمومی مسلمانها برای جهاد به حساب می آمد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم مسجد را مقرّ فرماندهی جنگ و صلح قرار داده بود.
روزی سپاه اسلام اطراف قلعه بنینضیر را محاصره کرد، آنان شروع به تیراندازی و سنگ زدن کردند. شبانگاه رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم علی علیه السلام را به فرماندهی سپاه گماشت و به مدینه بازگشت. قبّه رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم که از چوب و مو بود مورد اصابت قرار گرفت. این مسجد تا به امروز پابرجاست و از مساجد مهم شیعیان قبا به حساب می آید.(1)
مسلمانان پس از امضا صلح حدیبیه در سال ششم توانستند در سال هفتم هجرت (یک سال پس از تاریخ قرارداد) وارد مکه شوند و پس از سه روز اقامت در مکه و انجام اعمال عمره شهر مکه را ترک گویند. آنان می باید در این مدت جز سلاحِ مسافر که همان شمشیر است سلاح دیگری همراه نداشته باشند. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از مسجد مدینه احرام بست و دیگران نیز از وی پیروی نمودند. دو هزار نفر لبیکگویان با لباس های احرام راه مکه را پیش گرفتند. این کاروان آنچنان شکوه و جلالی داشت که بسیاری از مشرکان را به معنویت و حقیقت اسلام متوجه ساخت. این سفر تبلیغی بود و این افراد در حقیقت سپاه تبلیغ اسلام بودند.(2)
هر گاه اختلافی میان دو مسلمان پیدا می شد، آنها دعوای خود را نزد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم می بردند و رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در مسجد می نشست و نزاع ها و کشمکش های آنان را حلّو فصل می نمود. اگر به تاریخ صدر اسلام بنگریم به دست می آید که اولین قاضی در اسلام وجود مبارک نبی خاتم صلی الله علیه و اله وسلم است. آن حضرت اشخاصی را هم برای داوری به مکان های دور یا نزدیک می فرستاد، چنانکه حضرت علی علیه السلام را برای قضاوت به یمن فرستاد. امیر مؤمنان علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم گفت: من
جوانم و سن کمی دارم و علمم برای قضاوت کم است. آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
خدا قلبت را هدایت می کند و زبانت را ثابت می گرداند. وقتی که دو نفر برای قضاوت نزد تو آمدند و مقابلت نشستند، داوری نکن مگر اینکه سخن هر دو طرف را بشنوی. آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: بعد از آن هیچگاه در قضاوتی نلرزیدم.(1)
گفتنی اینکه کار قضات در آغاز عمدتاً پرداختن به شکایت و حلّ دعاوی مسلمانان بود. امّا رفتهرفته با توسعه جهان اسلام، دامنه امور قضاوت گسترش یافت و اموری نظیر مجانین، ایتام، مفلسین، مهجورین و اوقاف به عهده قاضیان گذارده شد.(2)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در مسجد به امر قضاوت می پرداخت، چنانکه امیر مؤمنان علیه السلام در مسجد کوفه مکانی به نام دکه القضا ساخت و در آنجا اختلافات مسلمانان را فیصله می داد. امر قضاوت بعد از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم و حضور اهل بیت علیهم السلام استمرار یافت و از رویه های عمومی مسلمین گشت. مقدسی نقل می کند که از رسم های نیکوی نیشابوری، به داوری نشستن سپهسالار با وزیر اوست که با کمک قاضی و رئیس و چند تن از دانشمندان و بزرگان، روزهای دوشنبه و پنجشنبه در مسجد رجا حکم صادر می کنند و این در کشور اسلام بی مانند است.(3)
البته گاهی منازعات مسلمانان در حدّ شکایت و قضاوت نبود و تنها مشاجره ای ساده و اختلافی کوچک شکل می گرفت. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به هنگام بروز اختلاف کوچک، طرفین را به مسجدفرا می خواند و با گفتگو و به صورت مسالمت آمیز آنها را با یکدیگر آشتی می داد تا نزاع و دلخوری کاملاً از بین برود.
مسجد نهادی بود که قسط و عدل را برپا می کرد، مبارزه با ظلم و بی عدالتی از مسجد آغاز شد، مسجد داد مظلومان را می ستاند و مسجد فصل الخطاب بود. به زبان دیگر مسجد در آن روزگار جایگاه قوّه قضائیه و شورای حل اختلافات را بر عهده داشت و امور دادخواهی و دادگستری برای عموم در آنجا انجام می شد. در این میان مسجدالنبی جایگاه ویژه ای داشت و بارها شاهد استغاثه مظلومان و شکایت ستم دیدگان بود.
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم همواره یاور و پشتیبان ستمدیدگان بود و هرگاه اختلافی میان دو نفر یا دو قبیله پدید می آمد با عدل میان آنان قضاوت می کرد و فتوا می داد. برای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم قبیله، نژاد، جنسیت و جایگاه فرد اهمیّت نداشت بلکه ایشان تنها براساس قانون خدا و عدالت داوری می نمود.
قرآن، سیره نبوی و تاریخ صدر اسلام سیمای مسجد ایده آل را در اختیار ما قرار می دهد. مسجدِ مطلوب دارای کارکردها و نقش های فراوانی در ابعاد وسیع است. مسجدِ آرمانی به اندازه تمام ابعاد اسلام و تمام جنبه های حکومت اسلامی رسالت و وظیفه دارد. ارگان اصلی حکومت نبوی مسجد تلقّی می شد. سیره اهل بیت علیهم السلام به ما نشان می دهد که مسجد جهت فرهنگ سازی و نیز انسان سازی مهمترین پایگاه بوده است. مسجد تمام حمله های دشمنان را خنثی می کرد. گسترش دین و توسعه فرهنگ اسلامی از طریق مسجد شکل گرفت و در یک سخن خلاصه مسجد مقرّ حکومت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بود. مسجد معیار دارای ویژگیها و ابعاد متنوعی است که توجه به آنها می تواند در بازشناسی مساجد موجود و احیا آنها تأثیرگذار باشد.
مساجد انسانها را با خدا آشنا می کنند. از آنجا که مسجد خانه خداست و عبادتگاه مسلمانان محسوبمی گردد، انسان ساز ترین مکان، مسجد به حساب می آید. دعا، راز و نیاز با خدا، نماز، اعتکاف، یاد خدا و تمام عبادتها مکانی اصیل به نام مسجد دارند و انسان از طریق این امور به خدا نزدیک شده به درگاه الهی بار می یابد.
مسجد کانون تربیت و هدایت انسانهاست. نظارت بر سیر و سلوک عرفانی در مسجد انجام می شود. تربیت الهی محصول ارتباط با مساجد است. مسجد در رساندن آدمیان به قرب خدا نقش مهمی ایفا می کند. دین می تواند نیاز معنوی بشر را تأمین نماید و این امر در سایه سار
هدایت مسجد امکان پذیر است.
عبادت پروردگار یکی از حقوق الهی است. بر آدمیان فرض است این حق را به شایسته ترین وجه تحقق بخشند. معنویت و عبادت باعث رشد روحی و جسمی انسان می شود. عبادات تکاملبخش انسانها بوده آدمی را تا مبدأ عالم بالا می برند. رشد آدمی جز از رهگذر عبادت و پرستش ممکن نیست و مسجد تنها مرکزی است که نمایان گر رابطه انسان با خالق جهان است.
مسجد کانون ذکر و مرکز رابطه مستقیم با خداست. حضور شکوهمند انسان برای عبادات جمعی در این مکان مقدس محقق می گردد. اهل مسجد همواره به ذکر، تسبیح، یاد آخرت، خودسازی و تهذیب نفس مشغولند. مسجد خلوتگاه راز و نیاز با معبود است و بندگی انسان در مساجد ظاهر می شود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
اهل مسجد به داشتن این نعمت مفتخرند که هر گاه دعایی خوانند، خداوند بهشت ارزانی آنان نماید و به سبب دعایشان بلای دنیا از آنان بگرداند.(1)
حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم اشاره فرمود:
مادامی که انسان در مسجد نشسته باشد خدای تعالی به ازای هر نفس یک درجه در بهشت به او عطا کند، ملائکه به او درود فرستند، ده حسنه برایش بنویسند و ده گناه از نامه اعمالش محو کنند. اگر در حال رفتن به مسجد بمیرد خداوند بهشت را برای او ضمانت گرداند.(2)امام صادق علیه السلام در مناقب امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
پنج تن در محراب بشارت هایی را به دست آوردند: سلیمان علیه السلام تا یک سال پس از مرگش همچنان پادشاه بود (سبأ/14)، داود علیه السلام عفو خدا را بدست آورد (ص/24)، مریم سلام الله علیها را طعام بهشتی نصیب شد (آل عمران/37)، یحیی علیه السلام را به زکریّا علیه السلام بشارت دادند (آل عمران/39) و علی علیه السلام به امامت رسید (مائده/55).(3)
یکی از اصلی ترین رسالتهای مسجد نشر معارف قرآنی و فرهنگ سازی است. مسجد به دلیل جایگاه رفیعی که دارد می تواند فرهنگ عمومی را بازسازی نماید و سبک زندگی انسانها
را اصلاح کند. نقش جامعه شناختی مسجد به ما می گوید ایجاد تغییرات اجتماعی با مسجد امکان پذیراست.
در مسجد مردم با آموزه های دینی آشنا می شوند. مسجد انسان را با پاکان و نیکان همنشین می نماید. هدایت الهی در مسجد توزیع می شود و هدایتیافتگان در این مرکز آسمانی به سوی پروردگار عالم رهنمون می گردند.
اصلاح مفاسد اخلاقی و نابهنجاری های اجتماعی از طریق ارتباط با مساجد تحقّق می یابد؛ زیرا که یکی از مهمترین کارکردهای مسجد این است که مأمن نمازگزاران بوده انسان نمازگزار را از منکرات و زشتیها دور سازد:
اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ(1)آنچه را از اين كتاب به تو وحى شده است، بخوان و نماز را برپا دار، يقيناً نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مىدارد؛ و همانا ذكر خدا بزرگتر است، و خدا آنچه را انجام مىدهيد، مىداند.
مشاهده صالحان و هدایتیافتگان، شنیدن داستانهای زیبای قرآن، برگزاری دعاها و زیارات، مشاهدهاماکن مشرفه، ذکر خدا و همنشینی با صالحان می تواند ارزشهای دینی را در ذهن اهل مسجد زنده نگه داشته زشتی ها را از آنان دور نماید.
مسجد می تواند در تبیین مسائل اعتقادی و معارف دینی کمک نماید. مسجد می تواند به دفع شبهات دینی و پاسخ دادن به سؤالهای اعتقادی مدد رساند و مسجد همواره توانسته است مرکز تعلیم و تربیت باشد. آموزش معارف اسلامی چنان با مساجد عجین شده است که هر کس با دیدن مسجد به یاد دین و نام خدا می افتد. برگزاری کلاس های آموزشی و کرسی های اعتقادی در کنار عبادت، نقش مسجد را کامل می کند. اهل مسجد باید بیشترین اطلاعات را نسبت به احکام، ارزشهای اخلاقی و مسائل اعتقادی داشته باشند. از آنجا که نیازهای دینی مردم توسعه یافته متنوع گردیده است، مسجد باید با مدیریتی فعال به امر تربیت و نشر آموزه های دینی بپردازد تا در جذب مخاطبین خصوصاً جوانان موفق ظاهر گردد.
پایداری و حفظ ارزشهای دین در گرو حفظ مساجد است. مسجد در هر کوی و برزن یادمان ارزشهای ناب بوده پایگاه جوانمردان است. هر کس به حریم دین، مقدسات و ارزشها تجاوز
1) . عنکبوت / 45.
کند خود را رودرروی مسجد می بیند. پیروزی در جهاد اکبر و حفظ ارزشهای اخلاقی برای کسانی است که در مسجد پرورش یافته اند. حفظ ارزشها تنها از طریق آشنایی با آنها امکان پذیر است و آگاهی به هنجارها و ارزشهای الهی از طریق آموزش گاه های مساجد حاصل می آید.
سنت های دینی می توانند فراموش شوند و حتی جای خود را به خرافات و ارزشهای ناروا دهند. این مسجد است که سنت های الهی را زنده نگه داشته و مانع فراموشی آنها می گردد. با زنده نگه داشتن سنت های دینی و آداب قرآنی می توان نسل جدید را نجات داد و آنان را سمت حقیقت رهنمون شد.
تاریخ اسلام نشان می دهد که همواره دین دستخوش تحریف و ورود خرافات بوده است. فرصتطلبان و حاکمان ظالم با انگیزه های گوناگون بدعت ها و انحرافات مختلفی را به دین وارد می کردند و آنها را به عنوان دین به مردم نشان می دادند. مهمترین مکانی که می تواند برای مقابله با بدعت گران و خرافه سازان خطرناک باشد مسجد است. مساجد می تواند با سازماندهی مناسب و انجام آموزش ها و اقدامات مؤثر تحریفات و خرافات را از دین بیرون کند و در این راستا روشنگری نمایند.مسجد مکان مناسبی برای پاسداشت مکتب است. همواره آزادی خواهان و جانبرکفان مسجد را پایگاه خویش قرار می دادند تا آرمان های بزرگ اسلامی و انقلابی را از مأذنه های مساجد فریاد می زدند. همواره مساجد بودند که جوامع و گروه های اجتماعی را به حرکت درآورده اند و آنها را به سوی اهداف مقدس پیش برده اند. مسجد منادی ارزشهای دینی، محل نظر معارف الهی، یادمان فرهنگ اسلامی و سنگر حفظ نسل جوان است. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
هر کس به مسجد رفت و آمد نماید، هشت خصلت را به دست آورد: نشانی استوار، فریضه ای انجام یافته، سنتی به پا داشته شده، علمی جدید، دوستی مفر، سخنی که او را به راه راست آورد، آباد کردن مساجد و ترک گناه.(1)
مسجد کانون حل اختلافات مردم است. محور انسجام مسلمانان مسجد است. کسانی که با مسجد در ارتباطند، به وحدت و همدلی با یکدیگر پایبند بوده خواهان اقتدار اسلامند. اقامه
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 81، ص 3.
نماز جماعت و تشکیل صفوف منظم، درس یکپارچگی و هماهنگی می دهد. اگر برای حضور در مساجد تشویق بسیار شده است، این امر به دلیل حفظ اتحاد مسلمین و تحقق یکدلی آنان است. وحدت اسلامی تا بدان پایه اهمیّت دارد که امامان معصوم علیهم السلام فرموده اند:
هر کس با ایشان (اهل تسنن) در صف اوّل نماز بخواند، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند.(1)
مسلمانان عوامل وحدتزای فراوانی دارند و تفاوت ها و اختلاف های آنها بسیار کمتر از اشتراکات آنهاست. لذا باید به ریسمان الهی چنگ زنند و از عوامل تفرقه افکن بپرهیزند تا نفاق از میان آنان برچیده شود و به ویرانی دین نینجامد خداوند به مسلمانان امر فرمود:نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ(2)اين كتاب را تدريجاً به حق و راستى بر تو نازل كرد، كه تصديق كننده كتابهاى پيش از خود است؛ و تورات و انجيل را.
مساجد توده مسلمانان را با امام و پیشوا مرتبط می کنند. این ارتباط مستمر می تواند آنان را با مسائل سیاسی و اجتماعی زمان آگاه سازد. مسجد هماره بزرگترین پایگاه اعلان مسائل حکومتی بوده است. هنوز طنین خطبه های آتشین فاطمه زهرا سلام الله علیها در دفاع از ولایت و نیز خطبه رسواکننده امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه کربلا به گوش می رسد و از این طریق اسلام در عالی ترین شکل خویش به حیات خود ادامه داد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مبارزه با بت پرستی را از مسجدالحرام آغاز کرد؛ چرا که به حکم قرآن بایست مسجد را برای طواف، اعتکاف و نماز پاک می کرد:
وَ عَهِدْنا إِلي إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود(3)و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجود کنندگان پاکیزه کنید.
زائران خانه خدا که در ماه های حرام به مکّه می آمدند به دیدار پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم می شتافتند و تحت تأثیر تبلیغات آن حضرت قرار می گرفتند. آنان پس از بازگشت به میان قبایل خویش، حامل پیام اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم بودند. از این طریق پیام اسلام و قرآن در میان قبایل و طوایف پیچید و ضربه ای شکننده به بت پرستی و شرک وارد شد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به جز اینکه خود به تبلیغ دین
می پرداخت، یاران خویش را برای تبلیغ دین به اطراف و اکناف گسیل می کرد.
پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله وسلم هیئتهای نمایندگی دیگر اقوام و بلاد را در مسجد به حضور می پذیرفت و با آنان به گفتگو می پرداخت. همچنین نمایندگانی از سوی خود را در مسجد تعیین می نمود و آنان را برای تبلیغ و ارسال پیام الهی به میان قبایل و طوایف می فرستاد تا ندای توحید را گسترش دهند و مردم را به آیین محمدی صلی الله علیه و اله وسلم دعوت نمایند.پس از سقوط هبل از بام کعبه آن را در کناب باب بنیشیبه دفن کردند و رفت و شد موحدان در اینجا به معنای کوبیدن شرک و بت پرستی است. استحباب ورود از این در به مسجد به همین دلیل است. در سمت شمالی مسجدالحرام افزون بر درهای متعدد، مهمترین دری که در امتداد کوه مروه قرار دارد، بابالفتح است که ورودی آن بسیار بزرگ می باشد. این همان دری است که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در فتح مکه (20 رمضان سال هشتم هجرت) از آن وارد گردید.(1)
اسلام دینی کاملاً سیاسی است. بدون شک سیاست با قدرت قرین است و پیداست که قدرت نظارتی نیرومند را لازم دارد. مسجد از مهمترین عوامل کنترل سیاسی به حساب می آید. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم مسجد را پایگاه حکومت خویش قرار داد و از آنجا امور سیاسی را نظارت می کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و نیز امیر مؤمنان علیه السلام افرادی را به عنوان «عیون» یا ناظر بر اعمال حاکمان و والیان تعیین می نمود. ایشان همواره از مردم می خواست بر صاحبان قدرت و ثروت نظارت داشته باشند تا از حدود الهی تخطی نکنند. مسجد محل بسیج همگانی مؤمنین و مؤمنات است و ضامن و کنترلکننده قدرت.
اقامه قسط و عدل از فرامین مهم قرآن است و مسلمانان به اجرای حدود الهی دعوت شده اند. خداوند ارسال رسل را با هدفی مهم انجام داد:
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز(2)همانا ما پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ترازو [ى تشخيص حق از باطل] نازل كرديم تا مردم به عدالت بر خيزند، و آهن را كه در آن براى مردم قوت و نيرويى سخت و سودهايى
است فرود آورديم و تا خدا مشخص بدارد چه كسانى او وپيامبرانش را در غياب پيامبران يارى مىدهند؛ يقيناً خدا نيرومند و تواناى شكستناپذير است.
سیره رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به مردم نشان داد که مسجد در اجرای عدالت و دادخواهی نقش مهم دارد. اجرای حدود الهی و اصلاح کژی های اجتماعی در مسجد انجام می شد. آغاز حرکت اصلاحی مصلحان از مسجد بود. مساجد کانون حل اختلافات مردم و مهمترین نهاد امر به معروف و نهی از منکر بود. بهترین تشکّل های مردم جهت مبارزه با پلیدی ها و مفاسد اجتماعی با مسجد گره می خورد.
فساد با مسجد رابطه ای ندارد. فاسدان و مفسدان با مسجد بی ارتباطند. مسجد ناهنجاری ها و ضدارزشها را برنمی تابد. مسجد حامی ستم دیدگان و پشتیبان مظلومان است. شیوه رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم این بود که در صورت بروز اختلافات خانوادگی، قبیله ای و همسایه ای به حکمیت می پرداخت و بدین منظور از معتمدین محل در مسجد استفاده می کرد و از این طریق خصومت ها و کشمکش ها را فیصله می داد.
حاصل آن که مسجدِ معیار، کارکردها و بایستههای متنوعی دارد. امروزه این نقش ها باید احیا گردد و باید مساجد موجود رسالتهای خود را تا حد مساجد صدر اسلام توسعه داده تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
نماز
یاد خدا
دعا
اعتکاف
قرائت قرآن
توبه
همنشینی با پاکان
تقرب معنوی
آموزشی
وعظ و خطابه
تربیت مبلغ
کتابخانه های مساجد
پاسخ به سؤالات و شبهات
مسجد کانون حفظ ارزشها
مبارزه با تحریفها و خرافات
توسعه و ترویج اسلام
پایگاه مصلحان اجتماعی
پناهگاه مسافران و غریبان
جشن و مراسم
بسیج همگانی
محل ازدواج و طلاق
برنامه شعرخوانی
مکان خرید و فروش
عامل وحدت بخش
امنیت عمومی
دیدار با هیئت های سیاسی
روشنگری افکار عمومی
انجام بیعت
کنترل سیاسی
پایگاه حکومت
اردوگاه سپاه
مداوای مجروحان
مقر فرماندهی
قضاوت
حل اختلاف
امروزه مساجد در غرب و نیز جهان اسلام از جایگاه مطلوبی برخوردار نیستند. البته ممکن است جایگاه مسجد در منطقه ای نسبت به منطقه دیگر متفاوت باشد امّا با یک نگاه کلی می توان دریافت که مساجد کنونی با مسجد در صدر اسلام فاصله زیادی دارند.
امروزه از یکسو تهدیدهای دشمنان علیه اسلام فراوان و روز افزون است؛ اسرائیل سرزمینهای قدس شریف را به اشغال درآورده و تخریب مسجد الاقصی را در سرمی پروراند، آمریکا با دخالت های فراوان در کشورهای اسلامی و ظلم ها و فشارهای روزافزون نسبت به آنان شروع مجدد جنگهای صلیبی را فریاد می کشد، تمام امکانات و تجهیزات استکبار جهانی علیه اسلام فعّال شده هجمه فرهنگی به صورت وسیع در جریان است و نیز اختلافات شدید میان کشورهای اسلامی دل هر مسلمانی را پر از اندوه می سازد.
از سویدیگر ظرفیت ها و امکانات جهان اسلام بسیار چشمگیر می باشد؛ جهان اسلام بخش عظیمی از آسیا، آفریقا و اروپا را در دست خویش دارد، امکانات اقتصادی جهان اسلام بهگونهای است که جهان غرب را به خود وابسته کرده است و مهمتر اینکه گستردگی مساجد در جهان اسلام و پراکندگی آن در اقصی نقاط عالم، سنگری مستحکم و پایگاهی قدرتمند برای برونرفت از مشکلات و مقابله با توطئه های دشمنان در اختیار حاکمان مسلمان قرار داده است و بر ماست از این سنگر ارزشمند و ظرفیت والا به نحوی شایسته استفاده کنیم.
شاید بتوان گفت که جایگاه مسجد در میان غیرمسلمانان بهتر از جایگاه آن در جهان اسلام است؛ زیرا که به لحاظ کارکردی و نقشآفرینی به مسجد معیار و مطلوب اسلام نزدیک تر است. شاید بتوان علّت را در نکته ای جالب جستجو کرد. تجربه نشان داده است که هر گاه مسلمانان تحت فشارهای حکومتهای خود قرار گیرند سعی می کنند خود را به یکدیگر نزدیک ساخته انسجام و هماهنگی پیدا کنند.
برخی از گروه های اسلامی جهت دفاع از حقوق مسلمانان و کمک به آنان اقدام به تشکیل سازمانهایمردمنهاد می کنند. گستردگی و پراکندگی چنین سازمانهایی در کشورهای غیر مسلمان فراوان است. به عنوان نمونه می توان به صندوق های قرض الحسنه، ایجاد کشتارگاه های گوشت حلال، راه اندازی آشپزخانه های پخت غذای حلال و تشکیل گروه های ازدواج اسلامی اشاره کرد. نکته جالب اینکه محور انسجام اسلامی و فعالیتهای گروه های مسلمان، مسجد است.
مخاطبین اصلی مساجد در کشورهای غیر اسلامی دارای مذاهب و سلائق متفاوتی هستند. امّا دو عامل دین و مسجد آنها را به یکدیگر گره زده است. عمده فعالیتهای مساجد در ممالک غیراسلامی عبارتند از: برگزاری مراسم نماز به صورت دستهجمعی، توزیع و آموزش قرآن کریم، راه اندازی کتابخانه، ایجاد مدرسه، اطعام نیازمندان، برگزاری جشنهای اسلامی، دادن افطاری در ماه مبارک رمضان، برگزاری مراسم سخنرانی و مدیحه سرایی، تشکیل صندوق های قرض الحسنه و راه اندازی سفرهای زیارتی.
مساجد در کشورهای غیراسلامی عموماً از طریق کمکهای مردمی و خیّرین اداره می شوند. متولیّان مساجد علاوه بر جمع آوری کمکهای مسلمانان، اعانه نیز می پذیرند. برخی از مساجدی که توسط اقوام یا ملیّت خاص ایجاد شده اند به کمک امکانات اهدایی مردم کشور متبوع خود اداره می شوند. در این میان کمکهای برخی دول اسلامی را نمی توان نادیده گرفت. اینگونه مساجد از سوی دولت های اسلامی حمایت می شوند و طبعاً وضع بهتری دارند.
حکومت ها و دولت های غیراسلامی معمولاً فعالیتهای مساجد را کنترل و گاه محدود می کنند. در کشورهای اروپایی و آمریکایی مساجد اجازه فعالیتهای عمومی و خارج از محدوده مسجد را ندارند. به بهانه مبارزه با تروریسم ورود و خروج نمازگزاران به مسجد کاملاً کنترل می شود. مسلمانان اجازه فعالیت سیاسی ندارند و از برگزاری مراسم باشکوهی نظیر راهپیمایی روز قدس
منع شده یا با مشکلات اساسی مواجه می شوند.
مسلمانان مقیم کشورهای غیراسلامی در رابطه با امور مساجد با چند مشکل اساسی مواجه هستند.(1)ممنوعیت ساخت مسجد؛ در برخی از کشورهای اروپایی مسجدسازی با موانع قانونی یا سیاسی روبرست. براساس طرحی ساختن مسجد در اروپا محدود شده تحت کنترل دولت در آمده است. برایناساس، مساجدی مجوز ساخت می گیرند که در فاصله یک کیلومتری کلیسا ساخته شوند. شرط دیگر اینکه از اهالی آن محل نظرسنجی مثبت به دست آید. همچنین حزب راست گرای افراطی ایتالیا با ارائه لایحه ای به پارلمان این کشور خواستار ممنوعیت ساخت مسجد شد. ممنوعیت ساخت مسجد در اتریش به تصویب قانونی رسیده است. گذشته از اینکه اقلیّت مسلمان با پدیده ای جدید مواجه شده اند و آن تخریب مساجد است. آلیسون رائوف یکی از اعضای شورای عمومی کلیسا به عنوان هیئت حاکم کلیسا خواستار ممنوعیت ساخت مسجد در بریتانیا شد تا چهره این کشور اسلامی نشود.
محدود بودن مساجد؛ مساجد در کشورهای غیر اسلامی برای مسلمانان روز به روز با محدودیت بیشتری مواجه می شوند. به عنوان نمونه در کشور گویان 130 هزار نفر مسلمان زندگی می کنند. نسبت جمعیت مسلمانان به کل جمعیت کشور 17 درصد است، در حالی که در این کشور فقط 130 مسجد وجود دارد. در کشور سورینام که 25 درصد از جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند، تنها حدود 150 مسجد وجود دارد. در کشور برزیل، بیش از 400 هزار مسلمان و در کشور آرژانتین نیز بیش از 400 هزار مسلمان زندگی می کنند که بی شک از مساجد به میزان کافی برخوردار نیستند. در نیویورک آمریکا، برای یک میلیون مسلمان، تنها صد مسجد وجود دارد. از دیگر محدودیتهای مساجد کمبود امام جماعت است. برای نمونه در کشور بلغارستان بیش از 1500 مسجد وجود دارد امّا تنها 900 امام جمعه تحت پوشش دارالفتوا به عنوان عالی ترین مقام دینی اسلامی فعالیت دارند. کمبود امام مساجد، حدود دویست مسجد در سراسر بلغارستان را در طول ماه رمضان تعطیل کرده است.
مسلمانان و هویت فرزندان؛ خانواده های مسلمان مقیم کشورهای اروپایی و آمریکایی همواره با نگرانی شدیدی مواجهند. این نگرانی و دغدغه چیزی جز انحراف یا فراموش شدن
1) . جهانگیری، مسجد مجازی، ص 112-123.
فرهنگ اسلامی و آداب و رسوم اصیل کشور اسلامی توسط فرزندان نیست. از یکسو والدین به فرهنگ اصیل اسلامی پایبند هستند و از دیگرسو فرزندان با فرهنگ غربی انس گرفته همرنگ جوانان کشور مقیم می گردند. مسجد در هویتبخشیبه گروه های اسلام و تقویت انسجام دینی آنان نقش بسزایی دارد و کمبود یا محدودیت مساجد آنها را با تهدید جدّی مواجه کرده است.
خوشبختانه مسجد در چند دهه اخیر در جهان اسلام به صورت شایسته ای تکریم شده است. امروزه نسبت به امر مسجد در جوامع اسلامی توجه جدّی می شود. بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی که در سرزمینهای مسلمانان روی می دهد خاستگاهی جز مسجد ندارد. خیزش عظیم اسلامی و بیداری مسلمانان پیوندی عمیق با احیا مسجد دارد.
با تصویب پیشنهاد ارزشمند جمهوری اسلامی ایران(1)در اجلاس سی ام وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی در تهران مبنی بر نامگذاری هفته جهانی مساجد در 21 آگوست (30 مرداد)، انتظار می رود اقداماتی اساسی در راستای توسعه ارزشهای اسلامی در تحکیم مسجد انجام گیرد.
باید دانست که حفظ جایگاه مسجد در جهان اسلام به تنهایی با صدور قطعنامه یا برگزاری چندین همایش صورت نمی گیرد بلکه شایسته و بایسته است سردمداران کشورهای اسلامی حرکتی جدّی و اقدامی عملی در این راستا بردارند.
امروزه با پدیده های جدیدی روبرو هستیم؛ استقبال و گرویدن روز افزون اندیشمندان و جوانان جهان به سمت اسلام، ظهور بیداری اسلامی، تهاجم فرهنگی شدید علیه اسلام و مسلمانان، بروز مقاومت عظیم اسلامی، تعمیق آموزه ها و اندیشه های اسلامی و شکل گیری پدیده ای به نام اسلام هراسی.
این همه مسلمانان را وادار می کند تا به نقش محوری مساجد واقف گردند، وحدت و تحرک خویش را بر پایه مسجد قرار دهند، حرکت فرهنگی عظیمی برای احیاء مساجد انجام دهند، از ظرفیت های بسیار وسیع مسجد استفاده کنند، ارتباط معنوی مردم با جوانان را گسترش دهند، روح هم گرایی و اخوت را میان مسلمانان افزایش دهند، روابط دوسویه یا چندسویه را میان
1) . این پیشنهاد در 31 می 2003 توسط سازمان کنفرانس اسلامی به تصویب رسید و از روز 21 آگوست که مصادف با به آتش کشیدهشدن مسجد الاقصی توسط صهیونیست ها بود، هفته جهانی مسجد اعلام شد. (به نقل ازسایت سازمان کنفرانس اسلامی www.oic-oci.org).
مسلمانان و از طریق مساجد برقرار نمایند و بر شکوه و عظمت این نماد اصیل دینی بفزایند.
بدین منظور لازم است متفکران جهان اسلام از طریق سازمان کنفرانس اسلامی هماندیشی کنند و با دلسوزی به احیاء مسجد فکرکنند، برای آن برنامه ریزی نمایند و فرصتهای طلایی موجود را از دست ندهند. می توان به کشور سنگاپور به عنوان یک کشور لائیک اشاره کرد با مسلمانان این کشور با برنامه ریزی اصولی و منظم توانسته اند یکی از بهترین الگوهای مدیریت مسجد را طراحی و اجرا نمایند. این در حالی است که این کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی نیست و لذا نمی توان در قالب این سازمان الگوی مدیریت بهینه مسجد را تعمیم و توسعه داد. همچنین مناسب است مساجد بزرگ و موفق در جهان اسلام شناسایی شده و به عنوان الگو معرفی گردند تا هم شکوه آنان آشکار شود و هم گستره جهان اسلام به رخ جهانیان کشیده شود. در این میان استفاده از قالب های هنری مخصوصاً معماری مساجد بلاد اسلامی چشمگیر است.
از زمانی که ایرانیان به افتخار تشرف به دین مبین اسلام نائل آمدند، مسجد جایگاهی مهم در میان آنان پیدا کرد. تاریخ ایران نشان می دهد که همآره نام زرین مساجد در تحکیم ایمان دینی، نقشی بی بدیل ایفا کرده است. مسجد در صفحات تاریخ ایران چون نگینی می درخشد. کارکردهای متنوع مسجد در ایران بسیار فراتر از کشورهای دیگر بوده است. مساجد نقشی مهم در تحولات اجتماعی ایران ایفا کرده اند و نقشآفرینی آنها بر سبک زندگی مردمان این مرز و بوم بی بدیل است.(1)
با نگاهی گذرا به تاریخ ایران در دوره های دور و نزدیک می توان نقش بی نظیر مسجد را مشاهده کرد. مسجد در صدر اسلام در ایران بنا شد و همیشه کانون آموزش، تهذیب و ایجاد تحولات اجتماعی بوده است. می توان در این راستا نمونه هایی را برشمرد.
· مسجد آدینه در قرن اول هجری در سیستان بنا شد. این مسجد توسط عبدالرحمن
1) . دایره المعارف بناهای تاریخی در دوره اسلامی، ص 123؛ عبد الغافر، تاریخ نیشابور، ص 170؛ رزاقی، مسجد پایگاه توحیدی و تقوی، ص 25 و 26؛ ما فروخی، محاسن اصفهان، ترجمه ابیالرضا آوی، ص 62 و 63؛ جمعی از نویسندگان، جلوه های هنر در اصفهان، ص 228؛ ابو نعیم اصفهانی، ذکر اخبار اصفهان، ص 30؛ هدایت، روضة الصفای ناصری، ج 8، 585؛ مهدوی، تاریخ علمی اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج 3، ص 304؛ سعیدی رضوانی، بینش اسلامی و پدیده های جغرافیایی، ص 40؛ مکّی السباعی، نقش کتابخانههای مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی، ترجمه علی شکوئی، ص 34؛ ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 1، ص 450؛ فتحی، منبر یک رسانه عمومی در اسلام، ترجمه قاسم هاشمی نژاد، ص 21 و 22؛ الول ساتن، رضا شاه کبیر یا ایران نو، ترجمه عبدالعظیم صبوری، ص 432، مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج 3، ص 244.
سمره پایه گذاری شد و در آنجا محافل درس برگزار می گردید.
· در اواخر سده اول هجری مسجد جامع بخارا پایه گذاری شد.
· نیشابور که مهمترین مرکز علمی ایران به شمار می رفت دارای مساجد فراوانی بود. برخی از آنها عبارتند از مسجد مطرزی، مسجد قدیم، مسجد عقیل، مسجد خان، مسجد خبازی، مسجد نوقانی و مسجد جامع منیعی. جالب اینکه مسجد جامع منیعی دارای کتابخانه بزرگ و معتبری بود. چنانکه حلقه درس شیخ ابوعبدالله محمد جوینی و نیز ابوتراب عبدالباقی مراغی در این مسجد برگزار می شد.
· در منطقه بردسیر کرمان مسجد تورانشاهی پایه گذاری شد و در آن کتابخانه ای بزرگ جای گرفت.
· علاء الدوله امیر از امراء سلجوقی مسجد جامع قدیم یزد را ساخت.
· مسجد جامع شیراز که در آن ابنبطوطه به تدریس حدیث مشغول بود.
· یکی از مساجد بزرگ ایران مسجد جامع عتیق اصفهان بود که در آنجا هر روز بیش از 5 هزار نمازگزار گرد می آمد.
· این مسجد از مراکز مهم عهد آلبویه بود و در آنجا کتابخانه ای بزرگ نگه داری می شد که در حمله شاه مسعود غزنوی ویران شد.
· مسجد جامع ری از مراکز مهم آموزش اسلامی بوده است.
· در زمان آلبویه مسجد جامع جورجیر در اصفهان بسیار پررونق بود.
بهرهگیری از مساجد در دوران فاطمیان مشهود بود. حمله مغول و ویرانگریهای آنها موجب از بین رفتنمرکز خلافت و تضعیف علمای دین شد. انزواجویی شدید مردم، تقیّه عالمان و تعطیلی حکومت مذهبی، حضور مردم را در مساجد تحت تأثیر قرار داد و مساجد را به صورت موقّت از رونق انداخت.
هجوم ویرانگر تیموریان موجب شد که آنان بر سرزمینهای اسلامی مستولی گردند. امّا بدلیل گرایش فرزندان تیمور به اسلام، مجدداً قلمرو تحت نفوذ آنان شاهد رشد و شکوفایی علم و مذهب شد و در این دوره مساجد بسیاری بازسازی شد. بنای مسجد بزرگ گوهرشاد و گسترش بارگاه حریم رضوی در این دوره انجام شده است.
مسجد در حکومت صفویه کانون توجه پادشاهان بود. در این زمان مساجد با معماری حیرت انگیزی ساخته شدند امّا نقش آنها در ابعاد سیاسی و اجتماعی کمرنگ شد. فعالیّت مساجد
در عهد صفویه به انجام برخی مراسم رسمی و دولتی خلاصه شد.
کمرنگ شدن نقش مساجد در دوره قاجار استمرار یافت و فعالیتهای مذهبی در این مرکز اسلامی تنها به بیان احکام شرعی محدود گشت.
رضا شاه که فردی وابسته بود سیاست راهبردی مذهبستیزی را پیش گرفت. او در بسیاری از موارد به شئون دینی و عبادی مردم و مسجد بی حرمتی کرد. مذهب و آداب دینی تحت تأثیر برنامههای تجددمآبانه از رونق افتاد. با محدود ساختن نقش علما و روحانیون و تبعید و کشتن برخی از آنان، سعی شد دین از جامعه حذف گردد. رضا شاه از هیچ اقدامی نظیر تهدید، تحقیر، تمسخر، تخریب، سخت گیری، ممنوع سازی و حذف صرفنظر نکرد. مرحوم امام با دریافتی عمیق از شرایط در پیامی اوضاع را چنین توصیف نمود:(1)
در این میان از همه اسف بارتر وضع ایران است که رژیم آن مأموریت دارد با چاپ قرآن، تظاهر به اسلام، به اسم سپاه دین، سازمان اوقاف و به عناوین فریبنده دیگر، یکباره اسلام را ریشه کن سازد. ملت اسلام را بیش از پیش به ذلت و خواری بکشد، مسجد و محراب پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم را به صورتبنگاه تبلیغاتی دربار ضد اسلامی خود درآورد و برای اجرای نقشه های شوم، به کمک و مساعدت روحانینماهای خودفروخته و سرسپرده نیاز کامل دارد و با همکاری آنها می خواهد مساجد و دیگر محافل اسلامی را قبضه کند. مراسم مذهبی را تحت نظارت و مراقبت خود درآورد و به حوزه های علمیه دست یابد.
توجه به این نکته ضروری است که مسجد در ادوار مختلف ایران هر چند فراز و فرود داشته است امّا هرگز نقشآفرینی های تأثیرگذار و آگاهیبخش خود را از دست نداده است. آنگاه که حاکمان دینستیز، توده های مسلمان را منزوی می ساختند، مسجد به پایگاهی جهت شکل گیری مبارزات مردم و حرکت های سازماندهی شده قرار می گرفت. ادوار پیشین ایران نشان می دهد که قیام های بزرگ از مسجد نشأت گرفت و در مسجد رونق پیدا کرد؛ قیام سربداران مسجد جامع سبزوار را مرکز خود قرار داد، نهضت تحریم تنباکو ریشه ای در مسجد داشت، در انقلاب مشروطیت علماء و مردم مسجد را کانون فعالیت خویش قرار دادند، مخالفت با قانون
1) . امام خمینی، صحیفه نور، ج 2، ص 487.
منع حجاب در صحن مطهر حضرت رضا علیه السلام به اوج رسید و نهضت اصفهان یا تبریز یا مشهد که از سوی مراجع بزرگ هدایت می شد پایگاهی جز مسجد نداشت.
از آن زمان که مبارزات مردم ایران علیه شاه با هدایت روحانیت و رهبری مرحوم امام1 آغاز شد، مسجد نقطه آغاز و مرکز فعالیت بود. روشن گری ها، برنامه ریزی ها، خطابه های آتشین و تظاهرات با مسجد پیوند داشت. ایران اسلامی پیروزی خود را مرهون مسجد است. به همین دلیل معمار انقلاب اسلامی این گونه فرمود:
مسجد یک سنگر اسلامی است و محراب محل جنگ است، حرب است. در این دو سه سال اخیر یک محلی بود که مردم را به نهضت و قیام بر ضد ظلم تهییج می کرد.(1)
مأموران شاه با احساس خطر، به سوی مساجد حمله ور می شدند، در آنجا دست به کشتار مردم بی گناه می زدند و به حریم مسجد تعرض می کردند. این تجاوزها گاهی منجر به آتش زدن مساجد نیز می شد.با پیروزی انقلاب اسلامی، مسجد چونان بنیانی مرصوص به اصل خویش بازگشت، شکوفا شد ونقشی بسیار تأثیرگذار و کم نظیر در تاریخ ایران را به عهده گرفت. در ایّام دفاع مقدس مسجد اولین پایگاهی بود که به بسیج نیروها، جمع آوری کمک ها و دفاع از کیان اسلامی پرداخت. مسجد در دوران بعد از ظهور جنبش عظیم اسلامی و شیعی در ایران با تمام قد به صحنه آمد و نقش خود را در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران ایفا کرد. می تون دهه اول انقلاب را دوران طلایی مسجد در ایران دانست. رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه مساجد فرمودند:
یکی از علل پیروزی این انقلاب مبارک در ایران اسلامی - و یا لااقل سهولت این پیروزی - این بود که مردم به مساجد اقبال پیدا کردند؛ جوانان مساجد را پر کردند و علمای اعلام، مساجد را به عنوان مرکزی برای تعلیم، تربیت، روشنگری افکار و اذهان، مورد استفاده قرار دادند و مسجد، مرکزی برای حرکت، آگاهی، نهضت و افشای اسرار زمامداران فاسد و خود فروخته ی رژیم طاغوت شد. در دوره ی مشروطیت هم همینطور بوده است؛ در دوره ی ملی شدن صنعت نفت هم تا حدودی همین طور بود؛ در زمان انقلاب هم که در این مسأله، به حد اعلی رسید.(2)
1) . ر.ک: پایان نامه سطح 3 آذر انجمن شعاع، «نقش مساجد ایران پس از انقلاب اسلامی»، ص 148 (با اندکی تصرف).
تصویر
طبق آخرین آمار گزارش شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1382) در سطح کشور تعداد 59320 مسجد گزارش شده است که 5/72%از آنها در مناطق روستایی قرار دارند.(1)
وضعیت فعالیت 88% از مساجد کشور فعال مستمر گزارش شده است. در بین مساجدی که فعال غیر مستمر اعلام شده اند، 89% در ایام محرم، 88% در ایام ماه رمضان، 51% در ایام ماه صفر، 42% در اعیاد و وفیات، 11% در ایام دهه فجر به فعالیت می پردازند.
5/3% از مساجد وضعیت خود را غیرفعال اعلام کرده اند. 76% از مساجد غیرفعال در میان مساجد مناطق روستایی قرار دارند. سال شروع فعالیت 5/39% از مساجد سطح کشور از سال 1358 به بعد گزارش شده است.
غیرفعال: واحدی که در 12 ماه پیش از هنگام آمارگیری به هر دلیل از قبیل مشکلات مالی، کمبود یا نداشتن ابزار کار و نیروی انسانی و تعمیرات اضطراری ساختمان یا تجهیزات فعالیت نداشته است.
فعال غیر مستمر: مکان های فرهنگی در 12 ماه پیش از آمارگیری، به طور غیرمستمر فعال بوده اند.
فعال مستمر: واحدهای که در زمان مذکور به طور مستمر به فعالیت فرهنگی مشغول بوده اند.
1) . فضاهای فرهنگی ایران: آمارنامه محصولات فرهنگی، طرحهای ملی وزارت ارشاد اسلامی، ص 19.
تصویر
وضعیت حقوقی 5/90 از مساجد کشور مستقل اعلام شده است.
استقلال حقوقی: اگر واحد مورد مراجعه، تابع واحد دیگر نباشد، وضعیت آن از نظر حقوقی مستقل تلقی می شود. و چنانچه تابع واحد دیگری باشد، وضعیت آن وابسته محسوب می شود.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
از مجموع فعالیتهای عبادی انجام شده در 12 ماه قبل از آمارگیری، در ایام عادی «نماز جماعت مغرب و عشا» که فقط در 49% مساجد برگزار می شود، بیشترین نسبت را به خود اختصاص داده است. در مقابل، نماز عید و جشن و مولودی هر یک با 1% از کمترین نسبت برخوردارند. نماز جماعت ظهر و عصر فقط در 40% مساجد و نماز صبح فقط در 5/29% مساجد برگزار می گردد. با این حال، از جمله پرشمارترین فعالیتهای عبادی انجام شده در مساجد محسوب می شوند. طبق آخرین آمار گزارش شده در سال 1385، در23% مساجد کل کشور، نماز جماعت صبح؛31%، نماز جماعت ظهر و 38%، نماز جماعت شب اقامه می گردد.
تصویر
1% از مساجد کشور برگزارکننده ی جشن و مولودی در ایام خاص بوده اند که این میزان، کمترین نسبت در عملکرد مساجد بوده است. 65% از جشن ها و مولودی های برگزار شده در ایام خاص در مساجد مناطق روستایی کشور برگزار شده است.
بیشترین نسبت فعالیتهای عبادی انجام شده در مساجد کشور در برخی از ایام عادی مراسم ترحیم با 67% گزارش شده است. سخنرانی مذهبی 58% و مراسم دعا و نیایش 51% از جمله فعالیتهای پرشمار دیگر مساجد است.
تصویر
5/76% مساجدی که قبل از نماز صبح مفتوح بوده اند در مناطق روستایی قرار دارند.5/67% مساجد کشور، زمان مفتوح بودن خود در ایام عادی را قبل از نماز صبح اعلام کردند و 5/27% مساجد نیز شب تا صبح باز هستند.
تصویر
تصویر
در فعالیتهای آموزشی مساجد در 12 ماه گذشته (زمان آمارگیری) بیشترین نسبت 40% به آموزش قرآن اختصاص دارد. آموزش احکام با 18% و معارف اسلامی با 7% از دیگر فعالیتهای آموزشی مساجد به شمار می روند که از نسبت بالایی برخوردار هستند. این همه در حالی است که جمعیت کل کشور در زمان آمارگیری (1379) (60055488) نفر بوده است. در کل کشور، مساجد برگزار کننده فعالیتهای ذیل چنین گزارش شده اند.
تصویر
از تعداد 59129 باب مسجد، 808 مسجد یعنی 4/1% دارای مدرسه یا حوزه علمیه می باشند. 5/6% از مساجد دارای کانون فرهنگی یا دارالقرآن می باشند. از سال 1363 تا آخر سال 1383 تنها 6% از کلاسهای نهضت سوادآموزی در مساجد تشکیل گردیده است.
براساس آمار موجود 30% از امامان جماعت دارای تحصیلات عالیه و 40% سطح متوسطه دارند. 70% از مساجدکشور امام راتب ندارند و متوسط سنی امامان کنونی با نظری خوشبینانه، بالای 48 سال در کشور می باشد.
تصویر
از تعداد 59129 باب مسجد در سطح کشور 59% مساجد دارای خادم و 41% بدون خادم می باشند. از طرفی 12% مساجد دارای محل اقامت خادم می باشند. 64% اعضاء هیئت امناء مسجد باسواد و 63% آنها بی سواد می باشند. همچنین 35% خادمین باسواد و 65% بی سواد هستند.
تصویر
امروز پس از گذشت 36 سال از تأسیس اولین صندوق قرضالحسنه در مسجد لرزاده بنام صندوق قرضالحسنه جاوید، تنها 4% از مساجد کشور به احیاء این سنت حسنه پرداخته اند.
تصویر
زمانی مسجد سکّان دار اصلی تحوّلات و تحرکات اجتماعی بود. مسجد در صدر اسلام جایگاه رفیع داشت. در دوران نخستین مسجد قلب تپندهی جامعه اسلامی بود. مقرّ حاکمیت اسلام مسجد بود. حضور بزرگ ترین فرستاده خدا در مسجدسازی و درون مسجدها، این مرکز مقدس را به کانون توجه مسلمانها و فعالیتهای حاکمیت تبدیل نمود. تمام مسلمانان سرنوشت خویش را با مسجد گره زده بودند.
امّآ بعد از ارتحال نبی اکرم صلی الله علیه و اله وسلم هر چند گاهی مساجد رشد کمّی داشتند امّا آهستهآهسته از نظر کیفیت تضعیف شدند. حاکمان ظالم و بی لیاقت اموی و عباسی مسجد را به مرکز فعالیتهای خود تبدیل کردند و کار را به جای رساندند که در آن به خلیفه راستین پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم حضرت علی علیه السلام لعن می فرستادند. برایناساس، مسجد از مرکزیّت جامع اسلامی به حاشیه رانده شد و اهم نقش ها و کارکردهای خود را از دست داد. علیرغم تلاشهای پراکنده و دوران های زرّین کوتاه (نظیر دوران انقلاب اسلامی)، مسجد بیشترین نقش های خویش را از دست داد و رو به افول گذارد و هم اکنون ما وارث مسجدی کمرنگ هستیم.
برای درک درست از دوران افول مسجد کافی است به آمار ساده ذیل توجه کنیم. در این اواخر حدود شصت هزار مسجد در کشور ما شناسایی شده که بیش از نیمی از آنها کاملاً غیر فعّال هستند. در بین مساجد فعّال نیز سی هزار مسجد دارای نماز جماعت مغرب و عشا بوده و از آن سی هزار،
هفده هزار دارای نماز جماعت ظهر و عصر و از آن هفده هزار فقط دو هزار مسجد دارای برگزاری نماز جماعت صبح است.(1)
در گذشته شهرها و روستاها با محوریت مسجد به وجود می آمد، تمام برنامههای آموزشی در مسجد برگزار می شد، مبلّغین در مسجد پرورش می یافتند و به بلاد اعزام می شدند، مساجد حاوی کتابخانههای بزرگ و رسمی بود، مسافران و در راه ماندگان به مسجد پناه می آوردند، مسجد محل برگزاری جشنها وبرنامههای شاد بود، هیئتهای خارجی به مسجد رفتوآمد می کردند، مساجد مقرّ فرماندهی و محل اردوگاه نظامی بود، شوراهای حلّ اختلاف و دستگاه قضاوت در مسجد برگزار می شد، مسجد تفریح گاه مردم بود و مسجد مهمترین پایگاه حکومت اسلامی تلقّی می شد. امّا امروزه از بیشترین فعالیتها و رسالتهای مسجد خبری نیست. نکته اینجاست که بسیاری از این وظایف و کارکردها به مراکزی دیگر واگذار شده و مسجد امروزه رقبای فراوانی یافته است.
پس از ظهور انقلاب اسلامی به یک باره مساجد جان گرفتند و حیاتی جدید یافتند. ضرورتها و فعالیتهای دهه اول انقلاب سبب شد تا مسجدها به سوی ایفاء نقش نخستین بازگردند. امّا این امر چندان دوام نیافت و در ادامه مساجد تا حدّی کارکردهای بازیافته خود را از دست دادند. مسجد در دو دهه 80 و 90 چندان وضعیت مناسبی ندارد و از نظر عبادی، تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، قضایی و مدیریتی از آسیب های مختلفی رنج می برد. افول جایگاه مسجد بسیاری از قابلیت ها و ظرفیت های این مکان مقدس را به تعطیلی کشانده و عملاً خاصیّت «سبکدهی» را تا حدی از مسجد گرفته است.
مسجد در دوران ما به برگزاری نماز جماعت، انجام مراسم دعا و مجالس ترحیم تبدیل شده چنانکه از نظر موقعیت، فضا و بهداشت در معرض تهدید قرار گرفته است. مناسب است اهمّ تهدیدها و آسیب های مسجد را از نظر بگذرانیم تا با بصیرت زمینهها و عوامل را شناخته راهکارهای مناسب ارائه دهیم.
برخی از آسیب ها و تهدیدهای مسجد به پدیده های درون آن بازمی گردند. اگر مسجد را دارای
1) . قرائتی، مدیریت مسجد، ص 165.
سه لایه کلان، میانه و خرد بدانیم(1)، بخش مهمی از ضعف و کاستی های مربوط به امور مساجد، در درون این مرکز اسلامی شکل می گیرد. مسجد مکانی است که آبادانی آن به منزله آبادانی جامعه و حکومت است؛ چنانکه ضعفهای آن نشان از ضعف جامعه اسلامی دارد. آسیب ها و ضعف های درونی مسجد را می توان در بخش هایی رصد نمود.
بخش مهمی از کمرونقی مساجد به ناتوانی اهالی و فعّالان درون مساجد بازمی گردد. آسیب های درونی، عامل اصلی ضعف کارکردهای مسجد می باشد. اگر بر مسجدی مدیریت ناکارآمد حاکم گردد بخش های مسجد رو به افول گذاشته این مرکز مقدّس کارآیی خویش را از دست می دهد.
یکی از ارکان اصلی مسجد، امام جماعت است. بسیاری از مساجد امام جماعت ثابت و دائمی ندارند، بیشتر امامان جماعت تمام فعالیتهای خود را در یک یا دو بار اقامه نماز خلاصه کرده اند و در امور فرهنگی مسجد دخالت فعّالی ندارند، در برخی از مساجد نقش خادم از امام جماعت بیشتر است، ضعف حضور امام جماعت موجب میشود عوامل دیگر مدیریت اصلی مسجد را به دست گیرند، امام جماعت نیازمند دوره های آموزشی و پژوهشی ضمن خدمت می باشد، امام جماعت باید مخاطب شناس باشد، لازم است وی از امکانات و تکنولوژی روز آگاه باشد و از آنها به درستی استفاده کند.
همچنین ائمه جماعت فرصت چندانی برای مطالعه ندارند، بسیاری از مباحث منابر کاربردی نیست، برخی از مسائلی که در سخنرانی ها ارائه می شود تکراری و کلیشه ای است، ائمه جماعات گاهی کمحوصله اند و در ارتباط با سال خوردگان، جوانان و کودکان کم تحمّل اند، آنها به شبهات و سؤالات روز کم تر آشنا هستند، اختلافات اندک یا گسترده میان آنها و دیگر عوامل درون مسجد بر معضلات مسجد می افزاید، کمآشنایی با مسائل روز و تحلیل های سیاسی از دیگر آسیب هاست، برخی از روحانیون به دلیل اشتغال به امور اجرایی فرصت لازم را برای تمشیت امور نمازگزاران
1) . کرم اللهی و کاشانیزاده، تبیین الگوی مفهومی آسیب شناسی وضعیت مسجد در ایران، ص 31 - 48.
ندارند، تبلیغ دین دارای تکنیکهای مختلفی است که باید به ائمه جماعات آموزش داده شود.
شاید مهمترین تهدید در ارتباط با روحانیون جماعات، مربوط به حوزة روابط اجتماعی است؛ آنها باید در تهذیب نفس الگو باشند، با تهدیدی از میدان به در نروند، با نگاهی عنان از کف ندهند، پول و ثروت آنها را از یاد خدا دور نسازد، صداقت را دستمایه اصلی گفتار و رفتار قرار دهند، در روضه خوانی منابع مستند را مد نظر قرار دهند، ساده زیستی را پیشه خود قراردهند و با مردم با حسن معاشرت و رفتاری خوش باچهره ای باز تعامل نمایند.
البته در این نکته باید تاکید کرد که بسیاری از امامان جماعت واجد لیاقت ها و شایسته های فراوانی هستند؛ آنان نفسی مهذب دارند، انسانهایی اخلاقی هستند، در ارتباط با مردم دارای رفتاری مناسب میباشند، اهل مطالعه و باسوادند و از شرایط مناسب برای این رسالت والا بهره مند می باشند. به راستی می توان بسیاری از ائمه جماعات را الگوی اخلاق، تهذیب و اسلامی معرفی نمود.
برخی هیئت امنا به دورکاری مبتلا شده اند و امور مسجد را دورادور مدیریت و کنترل می کنند، آنان محلی غیر از مسجد را به مدیریت مسجد اختصاص می دهند، هیئت امنا چندان در جذب کمکهای مردمی توفیق دارند و برخی مشکلات مالی مسجد لاینحل باقی می ماند. آنان باید به مسائل بهداشتی، سیستم صوتی، سرویس بهداشتی، وضوخانه، کتابخانه و دیگر اجزاء مسجد اهتمام لازم را داشته باشند. اگر هیئت امنا حضور جدّی در تدبیر مسجد داشته باشند درب مساجد همواره باز می ماند. در واقع، بیشتر مساجد به نمازخانه های می مانند که روزانه یکی دو بار باز می شوند و گاه صرفاً کارکرد بهداشتی دارند.
هیئت امنا می تواند با خلاقیّت، جوانان و کودکان را با مساجد آشنا سازند، در کار جدیّت داشته باشند، مشورت با امام جماعت و مردم را سرلوحة مدیریت خود قرار دهند، اختلافات را کنار گذارند، تمام اهل مسجد را پیکر واحد ببینند، از نیروهای متخصص استفاده کنند، به جناح بندی و سیاست زدگی دامن نزنند و با شناخت دقیق از مسئولیت خطیر خود سطح مسجد را ارتقاء بخشند. البته لازم است سازمانهای مربوط نظارت دقیق تر نسبت به هیئت امنا مساجد داشته باشند.
گفتنی این که در بسیاری از مساجد هیئت امناء به صورت فعال و خلاّق ظاهر میشوند، در
کارها جدی هستند و با شناختی دقیق از رسالت خویش مسجد را پایگاهی مناسب برای مؤمنان و جوانان قرار میدهند.
برخی از خدّام مساجد بی سوادند و طبعاً با وظایف خود در ارتباط با مسجد و اهالی آن آگاهی لازم را ندارند. یکی از مهمترین ضعف های خادمان در مساجد این است که با نمازگزاران خصوصاً کودکان ونوجوانان حسن معاشرت نداشته این تازهواردان را با خشونت و تندی از مسجد که خانه خداست، می رانند و برای همیشه ذائقه آنها را نسبت به مسجد، ذکر، عبادت و خدا تلخ می سازند.
خادم نباید کمحوصله باشد. بر اوست که در تمامی اوقات روز به خدمت به مسجد و اهالی آن مشغول باشد و این مکان تقدیسشده را پاکیزه و زیبا نگه دارد. خادم باید به خوبی مراقب اموال مسجد باشد و از بروز تخریب در اموال آن پیشگیری نماید. چه زیباست که درب های مساجد توسط خادمان در اغلب اوقات روز باز و آنان با چهر ه ای گشاده و خندان از مردم استقبال کنند.
بانیان
در برخی از مساجد که قدمت زیادی دارند، معمولاً مشکلی به نام بانی وجود ندارد امّا بعضی از مساجد جدیدالتأسیس که بانی یا وارث آن زنده است، مشکلی به نام احساس مالکیّت آنها وجود دارد و آنان خود را صاحب اختیار تمام امور مربوط به مسجد می دانند. آنها احساس می کنند تعیین امام جماعت و نحوه مدیریت هیئت امنا و خدّام به دست آنهاست و اجازه دخالت را به کسی نمی دهند. ورّاث معمولاً افراد خودشان را بر امور مسجد می گمارند و هر جا به صلاحشان نباشد خود را به عقب می کشند. این درحالی است که وقف نمودن مسجد به معنای خریداری رضایت خداست و بانی و وارث آن می تواند پاداش کار خود را از خدا طلب کند و در صورت تمایل به دخالت در امور مسجد، هم گرایی و مشورت را پیشه سازد.
امروزه در درون مساجد گروه هایی نظیر پایگاه مقاومت، کانونهای فرهنگی و دارالقرآن ها و شوراهای حلّ اختلاف فعالیّت می کنند. آسیب مهم در این زمینه مدیریت جزیره ای آنهاست. از
یکسو بخش های مزبور با هیئت امنا و امامان مساجد هماهنگ نیستند و از سویدیگر هر یک از کانونهای پیشگفته از نهادها و سازمانهای خود دستور می گیرند.
در برخی از مساجد اختلافات فعّالان تا حدّی گسترش می یابد که مسجد را به ضدمسجد تبدیل ساخته مردم را از دین و خدا منزجر می کنند. بخشی از آسیب هایِ نهادهای فرهنگی داخل مساجد عبارتند از عدم هماهنگی یا اختلافات ریز و درشت، فقدان مدیریت قدرتمند، تداخل برنامهها، موازی کاری ها، اقداماتخودسرانه، فقدان نظارت و ارزیابی مستمر و کمبود آموزش های کارآمد.
البته حضور نهادهای فرهنگی بویژه بسیج در مسجد امری ضروری و گریزناپذیر است اما مناسب است این نهاد پربرکت در کنار حضور فعال خویش و با هماهنگی بیشتر بر نشاط و پویایی مسجد میافزاید.
ضعف برنامههای مربوط به مسجد را می توان به شرح ذیل فهرست نمود:
· تعطیلی برخی از مساجد مگر در ایام خاص
· عدم اقامه نماز جماعت در پنج نوبت روزانه
· بسته بودن درب مساجد جز در وقت نماز
· عدم برنامه مستمر برای دعا و قرآنآموزی
· عدم اجرای برنامههای جذّاب برای جوانان، نوجوانان و کودکان
· عدم اطلاع رسانی صحیح در مساجد
· کوتاهی در غنی سازی کتابخانههای مساجد
· عدم استفاده از امکانات هنری، رایانه ای و نرم افزاری
· عدم حضور خادم جوان و فعّال و خوشرو
· ضعف کیفی سخنرانی ها و منابر
· عدم هماهنگی عوامل مساجد
· ضعف برنامهها نسبت به بانوان
· تداخل برنامهها
· حاکمیّت مجالس ترحیم
· عدم تنوع در برنامهها و کسالت آور و خسته کننده بودن آنها
· استفاده از روش مدیریتی خشک
· عدم ملاحظه شاخص های بومی در برنامهها
· ضعف استفاده از اندیشمندان و متخصصین حوزوی و دانشگاهی
· طولانی شدن برخی از برنامههای مساجد نظیر سخنرانی ها، نماز جماعت و مراسم دعا
· عدم انطباق برنامهها با نیازهای مردم
· رابطه های افراطی یا تفریطی مساجد با حاکمیّت
· افراط در مناسبت گرابودن مساجد
· انحصارطلبی مدیران در برنامه ریزی
· اشاعه خرافه گرایی در برخی از برنامهها
· عدم وجود الگوهای تربیت
امروزه برخی از مساجد به لحاظ موقعیّت، فضای درونی و کالبد ظاهری وضعیت مناسبی ندارند. احداث مساجد بدون توجه به معماری اصیل اسلامی پیامدهای ناگواری خواهد داشت. آسیب های فیزیکی و کالبدی مساجد به ضعف معماری و موقعیت مساجد بازمی گردند.
امروزه شهرها بر مدار مسجدها بنا نمی شوند بلکه این مساجد هستند که با محوریت شهرهای جدید به وجود می آیند. احداث مساجد در شهرها و اماکن جدید معمولاً بعد از طراحی شهر صورت می گیرد. به عبارت دیگر ابتدا شهر یا شهرکی ساخته می شود و بعد از آن که ساکنان احساس نیاز به مسجد کردند، این مکان بنا می گردد. دراینصورت، در گوشه ای مکانی نامناسب در نظر گرفته می شود و مسجدی بدقواره شکل می گیرد.
از سوی دیگر پراکنش و گستردگی ناموزون مساجد معضلی دیگر در موقعیّت مساجد جدید الاحداث است. به عنوان نمونه در شهر تهران برخی از مناطق مساجد زیاد دارد امّا در بخشهای
دیگر کمبود مسجد احساس می شود.امروزه بسیاری از مساجد موقعیت مناسبی ندارند، مرکزیت خود را از دست داده اند، نسبت به ساختمانهای اطراف در شرایط خوبی به سر نمی برند و جایگاهی در خور اسلام و نظام اسلامی برای آنها در نظر گرفته نمی شود.
برخی از مساجد به لحاظ فضای فیزیکی و کالبدی از آسیب های مختلف رنج می برند. می توان برخی از اهم موارد را به شرح ذیل برشمرد:
· برخی مساجد آشپزخانه استاندارد ندارند.
· کفشداری های برخی از مساجد کثیف، شکسته با نمایی زننده است. در آنجا امنیت وجود ندارد. البته گاهی اصولاً جاکفشی وجود ندارد که دراینصورت، مردم کفش های خود را روی پنجره یا بخاری یا آب سردکن یا داخل پلاستیک گذاشته یا اساساً قبل از ورود آنها را رها می کنند و شاید بعد از بازگشت اثری از آن نباشد.
· مسجد محل پاکی و پاکیزگی است. امّا گاه مشاهده می شود که فرش ها کثیف است، تکه تکه و پارهپاره شده است، شیشه ها به دلیل کثیفی دیده نمی شوند یا بعضاً شکسته شده اند، برخی از ورودی ها یا خروجی های مساجد با کارتن یا نایلون کهنه پوشانده شدهاند، جا قرآنی ها شکسته شده یا آویزانند و قرآن ها یا مفاتیح ها رها شده بی نظمند و گرد و خاک روی طاقچه ها و فرشها نشسته است.
· مساجد کمتر از امکانات برودتی یا حرارتی مناسب بهره مندند.
· در عموم مساجد جایی برای مهد کودک دیده نمی شود.
· گاهی دیوارهای مساجد با عکس های نامناسب یا غیرمستند تزیین و نقاشی می شوند. همچنین دیوارنوشت هایی که با جملاتی ناخوانا و نامناسب همراه است، دیده می شود.
· به لحاظ جایگاه رفیع قرآن و ادعیّه لازم است همواره موقعیت آنان بررسی و کنترل شود. در برخی موارد پاره گی، کهنگی، بی نظمی و کثیفی به جایگاه آنها لطمه وارد می کند. می توان به این مجموعه افزود بی نظمی، نبود آمار دقیق و فقدان مسئول
رسیدگی کننده.
· برخی از جامهری ها وضعیت مطلوبی ندارند. گاهی مهرهای کثیف یا شکسته نمازگزار را آزردهخاطر می کند و چهره ای نامناسب به مسجد می بخشد. مطلوب است جامهری در مکان مناسب قرار گیرد و مهرها به اندازة کافی خریداری شوند.
· برخی از در و پنجره ها از سلامت کافی برخوردار نیستند. استفاده از در و پنجره های کج، با لولاهای خراب و شیشه های شکسته شایسته این مکان مقدّس نیست.
· آبخوری ها چندان وضعیت جالبی ندارد. مناسب است آبخوری ها مکانی مناسب داشته از آب سالم برخوردار باشند و در کنار آنها لیوان به اندازه کافی قرار گیرد.
· سقف ها و دیوارها نقشی مهم در نمای ظاهری مسجد دارند. نباید گچ ها خراب شوند چنانکه لازم است در کتیبه ها، رنگ ها و خطوط دقت لازم به عمل آید.
تاریخ نشان می دهد که همواره مساجدی با شکوه و بزرگ در جهان اسلام و در ایران اسلامی پدیده آمده اند. گستره ایرانزمین گواه دینداری و اسلامدوستی مردمان این مرز و بوم است. اکنون که بیش از سه دهه از ظهور انقلاب عظیم اسلامی می گذرد و حکومت دینی برای ایرانیان سدها، نیروگاه ها، جاده ها، کارخانجات ساخته است، شایسته است ساخت مساجد با معماری اصیل اسلامی در اولویت قرار گیرد. مساجد با عظمت، منحصر در حرم رضوی علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها و حضرت عبدالعظیم علیه السلام نیست بلکه باید با نگاهی وسیع و همتی والا در ساخت مساجد شکوهمند اقدام نمود.
سبک معماری می تواند زندهکننده اصل توحید و عبودیّت باشد. جهان بینی اسلامی، خود را در معماری مساجد نشان داده است. مساجدی که در ادوار مختلف ایران طراحی و ساخته شده اند فرهنگ گران سنگ اسلامی و ایرانی را به ظهور رسانده اند. بر ما فرض است معماری اصیل اسلامی را در قالب مساجد استمرار بخشیم تا ندای یکتاپرستی و الگوی ارزشهای الهی مداومت یابد.متأسفانه امروز شاهدیم که مساجد از نقشه و طراحی اسلامی چندان برخوردار نیستند. برخی از نقشه ها از جهان غرب و عصر مدرنیته می آید. به همین دلیل پیامدهای ناگواری را به ارمغان
آورده است.
· فضای مساجد کم است و با جمعیّت محیط اطراف سازگار نیست.
· مسجدِ مطلوب دارای حیاتی است که در وسط آن قرار دارد.
· مسجد باید بهگونهای طراحی شود که نه مشرف باشد و نه مشرف داشته باشد.
· مسجد می تواند با فضای سبز و گلهایی زیبا آراسته گردد تا فضایی آرامبخش را برای نمازگزاران به ارمغان آورد.
· اجزای مسجد باید بهگونهای طراحی گردد که مبتنی بر الگوی اسلامی باشد.
· معنویت و آرامش در طراحی مساجد باید نقش اول را ایفا کند.
· در عین حال که می توان از ابزار هنر در معماری مساجد به خوبی استفاده کرده اما لازم است به این نکته مهم توجه کرد که مسجد قصر نیست و نباید به صورت کاخ ها آذین بندی گردد. زرق و برق های مسجد نباید توجه نمازگزاران به خود مشغول سازد و آنان را از معنویت تهی کند.
هر چند ادعا می شود سالانه میلیاردها به مسجد اختصاص می یابد امّا آنچه واقعیت دارد این است که برخی از مساجد به لحاظ مالی تأمین نمی شوند. به همین دلیل مدیران مساجد مجبورند دست نیاز به سمت نمازگزاران و توده مردم دراز کنند و همین امر دلیلی بر کمرونقی مساجد شده است. لازم است مدیریت کلان مساجد این مسأله را به صورت جدّی مدّ نظر قرار دهد و بدین منظور از طریق بودجه های رسمی، کمکهای مردمی، هدایا، نذورات و وقف اقدام نماید.
بی تردید بخشی از مشکلات و آسیب های مساجد به مأمومین بازمی گردد:
· اهمیت ندادن نمازگزاران به خواسته های به حق مدیریت مسجد
· بی نظمی در مسجد اعم از کفشداری ها، جامهری ها، قفسه های قرآن یا صفوف نماز جماعت
· استفاده از تلفن همراه در فضای روحانی مساجد
· سخنگفتن بایکدیگر با صدای بلند به هنگام سخنرانی
· دخالتهای نابجا در امور مربوط به مدیریت مسجد
· اظهار انتقادهای پیدرپی و با لحنی تند و خشن
· حضور طلبکارانه در مسجد
· عدم رعایت اصول اخلاقی نظیر صداقت و حسن خلق
بخشی از تهدیدهایی که به مساجد آسیب می رساند بیرونی بوده توسط عواملی خارج از مسجد شکل می گیرد. این نقص ها و آسیب ها دارای ابعاد مختلفی می باشند.
مسجد فقط محل عبادت و نماز نیست. از منظر دین بسیاری از امور فردی، اجتماعی و خانوادگی می تواند در مسجد تحقق یابد. آیات قرآن کریم و نیز سیره نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله وسلم و اهل بیت علیهم السلام با وضوح تمام به ما نشان می دهد که مسجد نقش ها و رسالتهای متعددی داشته است. مسجد مکانی چند منظوره است و برای اجرای تمامی ابعاد دین طراحی شده است. بسیار ضروری است که جنبه های مختلف مسجد و نقش های متعدد آن تبیین و تشریح شود تا جایگاه واقعی مسجد آشکار گردد. تأکیدهای فراوان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به نقش بی بدیل مسجد را می توان در همین راستا ارزیابی کرد:
باید اسلام بین مردم قدرت داشته باشد. هرچه قدرت اسلام پیش مردم زیادتر باشد مسجدها بهتر می شود و منبرها بهتر، یعنی اجتماع برای خداست و هر چه قدرت الهی در یک منطقه ای بیشتر باشد مساجد آبادتراست و هرچه این قدرت بیشتر باشد منابر رواجش بیشتر است.(1)
ارتش اسلام هر جا رفته است و سردارهای اسلام هر جا پا گذاشته اند همان جایی که پا گذاشته اند اول مسجد درست کرده اند. وقتی به قاهره رسیدند اول خط کشیدند برای مسجد و هر جا این طور بود مسجد مطرح بود، معبد مطرح بود و ارتش اسلام برای آبادکردن مساجد،
1) . امام خمینی، صحیفه نور، ج 9، ص 478.
محراب، کوشش می کردند.(1)
لازم است به قدرت افکار عمومی توجه داشت و برای هدایت آن برنامه ریزی کرد. اگر فرهنگ عمومی مردم به صورت صحیح جهت دهی شود می توان از این ظرفیت بزرگ در راستای تحقق اهداف اسلام و حکومت دینی بهره جست. امّا گاهی عوامل متعدد آن را دستخوش تغییرات منفی می سازند که اهم آن عبارتند از ورود خرافات، خمودگی و کسالت، گذشته گرایی افراطی، رواج رسانه های همگانی و غلبه ارزشهای مادی در میان مردم. اگر جایگاه رفیع مساجد بهگونهای صحیح و شفاف تبیین گردد، بسیاری از آسیب ها تقلیل یافته به فرصت تبدیل می شوند.
از دیگر مشکلات مساجد، بحران جمعیّت است. امروزه شاهدیم که توسعه و گسترش مسجد و دیگر اماکن مذهبی متناسب با جمعیت نیست؛ گاهی در یک محله چندین مسجد برپا می شود در حالیکه در محله ای دیگر از کمبود مسجد رنج می برند، در بعضی از مناطق مساجد در فاصله بسیار کمی از یکدیگر ساخته می شوند در صورتیکه در مناطق دیگر بسیار از یکدیگر دورند و گاهی مسجد در منطقه خاص با جمعیّت آن محله تناسبی ندارد. در اینجا سؤال مهمی پدید میآید و آن اینکه آیا رشد کمّی مساجد در تهران و شهرهای دیگر با رشد تعداد کسانی که به تکلیف رسیده اند، تناسب دارد؟
امروزه در جامعه ایران نهادها و سازمانهایی شکل گرفته اند که همه در حوزه دین و فرهنگ اسلامیفعالیّت می کنند، فعالیت بسیاری از این نهادها در عرض مسجد بوده کارکردی مشابه نقش مسجد پیدا کرده اند. فعالیت این مراکز با رسالتهای مساجد هم پوشانی داشته نهادهای موازی تلقّی می شوند.
چون نیک بنگریم تشکیلات موازی با نهادهای رقیب نسبت به مسجد کم نیست. می توان برخی از آنها را برشمرد؛ حسینیه ها، فاطمیه ها، مهدیه ها، زینبیه ها، عباسیه ها، فرهنگسراها، خانه های محلّه، نمازخانه های ارگان ها، مصلّی ها و رسانه های ارتباط جمعی. با اینوجود آیا
1) . همان، ج 18، ص 276.
می توان سخن از مسجد طراز و پررونق به میان آورد؟
حال اگر نگاهی وسیع به کارکردهای مسجد داشته باشیم و مسجد را همانند مقرّ حکومتی در صدر اسلام ببینیم، سازمانها و نهادهای موازی وسعت بسیار گسترده ای خواهند داشت که می توان به برخی از آنها اشاره کرد؛ دار القرآن، جامعه القرآن، سازمان مردم نهاد، کانون قرآن، کانون فرهنگی هنری، سازمان بهزیستی، کمیته امداد، امور اجتماعی استانداری، مرکز فرهنگی هنری شهرداری، محافل خانگی و ادارات فرهنگی وزارت خانه ها.
اگر بگوییم انجام فعالیتهای دینی و فرهنگی منهای مسجد، یک انحراف است گزافه نگفته ایم. اگر به دنبال اتحاد اسلامی و ملی هستیم، مهمترین مرکز وحدتآفرین مسجد است و اگر به دنبال حیات مجدد دین و ظهور تمدن بزرگ اسلامی هستیم، راهی جز احیا مسجد در پیش نداریم. معمار کبیر انقلاب رحمة الله علیه اینگونه فرمود:
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم وضعش این طور بود که مجلسش در مسجد و همه کارهای بزرگ دنیا را هم در مساجد انجام می دادند و ما امیدواریم حالا هم مساجد برگردد به آن وقتی که مسجد محل حل و عقد امور باشد و مسجد محل نقشه های جنگ باشد، همه چیز باشد و مسجدی ها باشند که بتوانند کارها را بخوبی انجام بدهند.(1)
یکی از ویژگیهای دینداری جدید که در جهان و تا حدّی در ایران رخ داده است، اینکه مردم بیشتر مایلند دینداری فردی پیشه کنند. البته این جریان ریشه در فرهنگ غرب، دوران رنسانس و فعالیتهای متفکرانی نظیر لوتر، شلایر ماخر و ویلیام جیمز در قالب جریان تجربه گرایی دینی دارد.(2)این جریان بزرگ ایمان را به درون انسانها برد و دین شخصی و خصوصی فراهم آورد. امروزه نگاه فردگروانه به دین و ایمان وارد جهان اسلام هم شد است. دراینصورت، مسجد آهستهآهسته کارکرد اجتماعی خود را از دست داده به محلی انحصاری برای عبادت تبدیل خواهد شد.
شاید بتوان گفت که توده مردم ایران خصوصاً جوانان در لایه های عمیق درون خویش دیندارند و حتی شاید بتوان گفت که دیندارتر شده اند امّا نکته قابل توجه اینکه میل به دینداری
فردی نیز افزایش یافته است.
نویسنده کتاب مسجد مجازی(1)به نکته جالبی اشاره می کند؛ نکته قابل توجهی که در مقایسه مساجد داخل با مساجد خارج کشور به دست می آید این است که بین دو مقوله «میزان تحصیلات جوانان» و «میزان حضور در مسجد» بین مساجد خارج کشور و داخل، رابطه متضاد وجود دارد. یعنی در ایران هر چه افراد دارای تحصیلات بیشترند، حضور کمتری در مسجد دارند؛ ولی در خارج، هر چه افراد دارای تحصیلات عالیه هستند، از حضور بیشتری در مساجد برخوردارند. حاصل تحقیقِ سال 1376 نیز نشان از این دارد که افزایش تحصیل جوانان با میزان کاهش حضور آنان در مساجد، رابطه دارد. نگارنده با تأمل در این پدیده به این نتیجه دست یافت که مساجد خارج کشور دارای تنوع و تعدد کارکردی متناسب با نیاز مخاطبان بوده که مساجد داخل کشور از این بی بهره اند. این مطلب مورد اذعان نویسنده کتاب «مساجد نیویورک» نیز هست. نویسنده کتاب «مساجد نیویورک» سعی در شناساندن این نکته دارد که مساجد نیویورک، فقط محلی برای برگزاری نماز نیستند، بلکه دارای اهمیت فوق العاده ای در زندگی عامه مردم مسلمانان نیویورک می باشد. لذا اکثر مساجد دارای کتابخانه، محل فروش کتب، سالن کنفرانس، مدارس دینی - اسلامی، اماکن تفریحی واتاق هایی برای سکونت هستند. چاپ کتاب، مجلات و نشریات گوناگون، برپایی جشنواره ها و نمایشگاه ها، برپایی دوره های آموزشی و تربیت کادرهای متخصص وتهیه فیلم های آموزشی از اقدامات جالب این مساجد بودند که بعد از هجوم تبلیغاتی بر ضد مسلمانان پس از حوادث 11 سپتامبر ضرورت آنها احساس می شد.
بخشی از آسیب ها و مشکلات مساجد به نهادهای مدیریتی و متولیان امور مساجد ارتباط پیدا می کند. این معضلات ابعاد گوناگونی دارند که بخشی از اهم آنها عبارتند از عدم نظارت بر تمام مساجد، عدم کنترل تمام فعالیتهای مساجد، عدم پشتیبانی مالی از هیئت امنا، فقدان شبکه ارتباطی میان مساجد، ضعف سازوکار گزینش، عدم برنامه ریزی برای فعّالان و مدیران مساجد و ضعف هماهنگی میان بخش های مختلف یک مسجد.
1) . جهانگیری، مسجد مجازی، ص 142 و 143.
هر چند مسجد دارای جایگاه بلند و ارزشمندی در جهان اسلام بوده است امّا کم توجهی یا بیگانگی با نقش فرهنگساز مسجد ما را با پیامدهای هولناکی مواجه خواهد ساخت/ مسجد پایگاه فرهنگی اسلام است و می تواند انسان مسلمان را در تمام ابعاد حیات فردی و اجتماعی آموزش دهد و او را بالنده سازد. مسجد انسان عصر جدید را آماده ورود به جنجال های زندگی اجتماعی می کند و چنان او را با سلاح تقوی و ایمان مجهز می سازد که در هر شرایطی حقیقت را ببیند و از آن تبعیت نماید.
پایگاه تبلیغ دین و فرهنگ اسلام مساجد هستند. کسانی که اهل مسجد باشند رفتاری متفاوت خواهند داشت و در محیط خانه از نابسامانی ها و ناهنجاری های اخلاقی کمتری رنج می برند. مسجد می تواند ارزشها را به جامعه بازگرداند و امنیت روانی و اخلاقی را به مردم هدیه دهد. اگر کارکردهای مساجد تقلیل یابند و حضور این نهاد مقدس در جامعه کمرنگ شود، آثار ناگواری در پیخواهد داشت:
· پدید آمدن روحیه بی اعتمادی نسبت به دین و متولیان آن
· کاسته شدن از غیرت وحساسیت دینی· کمرنگ شدن ارزشها و سنت های اسلامی
· توسعه و ترویج بزه ها و انحرافات اجتماعی
· ترویج روحیه دنیاگروانه، راحت طلبی و رفاه زدگی
· ترویج ابتذال اخلاقی
· به سستی گراییدن مبانی اعتقادی
· ایجاد زمینه برای ترویج افکار غربی
· جدایی دین و مسجد از جامعه و سیاست
· کمرنگ شدن الگوهای دینی
· توسعه فرقه های انحرافی
· ورود هجمه فرهنگی به جامعه و خانه ها
· ترویج سبک زندگی غربی و شرقی
از مباحث پیشین به دست آمد که مسجد در صدر اسلام جایگاهی بس رفیع و بزرگ دارد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم این نهاد اسلامی رابنا کرد و آن را جایگزین معابد دیگر نمود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم مسجد سازی را فرهنگ عمومی کرد و از تمام قابلیت ها و ظرفیت های این الگوی دینی بهره جست. در زمان های دور مسجد تمام امور فردی و اجتماعی مسلمانان را اداره می کرد. امت اسلامی تعلّقی شدید با این نهاد مقدس داشتند. مسجد مطلوب در زمان نبی خاتم صلی الله علیه و اله وسلم شکل گرفت و تمام نقش ها و رسالتهای خود را ایفا کرد.
امروزه هر چند بسیاری از نقش ها و شئون مساجد تقلیل یافته اند و گاه رو به افول گذارده اند امّا می توان کارکردهای مسجد را ارتقاء بخشید. پرواضح است که امروزه مسجد در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد و نیز آفتابی است که مسجد طراز دارای بایستهها و ویژگیهایی است که هم اکنون برخی از آنها موجود نیست. بر ما فرض است که با یک نگاه به وضعیت موجود و با نگاهی دیگر به وضعیت مطلوب، جهتانتقال از وضعیت موجود که مطلوب نیست، به سوی وضعیت مطلوب که موجود نیست، برنامه ریزی کنیم و طرحی نو دراندازیم.
جایگاه مسجد باید تا بدان پایه ارتقا یابد که بتواند برای تمام ابعاد زندگی ایرانیان الگوی دینی و سالم عرضه کند. تنها دراینصورت، است که مسجد هویّت خویش را بازخواهد یافت و به پایگاه حکومت اسلامی تبدیل خواهد شد. اگر امروزه سبک زندگی غربی در جایجای فرهنگ ما رسوخ کرده است، بدون شک احیای جایگاه مسجد می تواند راهکاری بسیار تأثیرگذار در مقابل هجوم این پدیده بیگانه باشد، می توان از مسجد، دانشگاه، رسانه ای مؤثر و مبلّغی شوقآفرین
ساخت. مسجد می تواند و باید بیشترین نقش را بر سبکدهی مسلمانان و ایرانیان داشته باشد.
هدف آفرینش براساس نگاه قرآن، عبادت است(1)و مسجد بهترین عبادتگاه و پرستشگاه روی زمین است. خالق زمین و آسمان به انسانها فرمان داده است که مرا در مسجد پرستش کنید و تواضع و خشوع خویش را در مسجد نثار من نمایید:
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعي في خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيم(2)و چه كسانى ستمكارتر از كسانى مىباشند كه از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگيرى كردند، و در خرابى آنها كوشيدند؟ آنان را شايسته نيست كه در آن [مراكز عبادت] درآيند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. براى آنان در دنيا خوارى و زبونى است و در آخرت عذابى بزرگ است وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً(3)و مساجد ويژه خداست، پس هيچ كس را با خدا مپرستيد.قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ(4)بگو: پروردگارم به ميانهروى [در همه امور و به اجتناب از افراط و تفريط] فرمان داده، و [امر فرموده]: در هر مسجدى [به هنگام عبادت] روى [دل] خود را [آن گونه] متوجه خدا كنيد [كه از هر چيزى غير او مُنقطع شود]، و او را در حالى كه ايمان و عبادت را براى وى از هر گونه شركى خالص مىكنيد بخوانيد؛ همان گونه كه شما را آفريد، [پس از مرگ به او] بازمىگرديد.
آیات مزبور با تأکید فراوان نسبت به امر یاد خدا، عنایتی ویژه نسبت به امر مسجد از خود نشان می دهند. مسجد شریف ترین مکان برای خضوع، خشوع و بندگی خداست. از آنجا که مهمترین نمونه بندگی خدا در نماز متجلّی است، نماز پیوندی ناگسستنی با مسجد برقرار خواهد نمود و از آنجا که اسلام دینی اجتماعی است، برگزاری نماز را به جماعت توصیه نموده است. در این میان نماز جمعه جایگاه ویژه ای دارد.
حضور در مسجد برای عبادت و گفتگو با خدا از چنان جایگاه و ارزشی برخوردار است که انتظار
برای آن، عبادت تلقّی شده است. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
نشستن در مسجد در انتظار نماز، عبادت است مادامی که حدثی از او سر نزند. عده ای پرسیدند: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم حدث چیست؟ فرمود: غیبت کردن.(1)
مساجدی که به نماز جماعت اهمیت نمی دهند از رونق کمتری برخوردارند و میزان تأثیرگذاری آنان تقلیل خواهد یافت. مطلوب است مساجد برای برگزاری نمازهای روزانه به صورت جماعت و با کیفیتی مناسب برنامه ریزی نمایند.
از دیگر اقدامات معنوی اسلام دعا و مناجات است. خوشبختانه امروزه برخی از دعاها هویّت اجتماعی پیدا کرده در مساجد به صورت دسته جمعی تلاوت می شوند. مناسب است اولاً این برنامهها با کیفیت مطلوب انجام گیرد، ثانیاً تمام مساجد به مراسم دعا اهتمام ورزند و ثالثاً از ظرفیت تمام زیارات و ادعیه الهی نظیر مناجات شعبانیه، جامعه کبیره و خمسه عشر استفاده شود.اعتکاف عبادت دیگری است که امروزه با شکوهی خاص در مساجد برگزار می شود. مناسب است از این ظرفیت جهت تقویت باورهای دینی جوانان و تهذیب نفس بیشترین بهره ها را برد.
جنبه عبادی مسجد می تواند شکل های دیگری هم داشته باشد. هم اکنون در کلیساها مراسم اعتراف یک فرد مسیحی نزد کشیش برگزار می شود و می دانیم که اعتراف یک بندة خدا، نزد بنده ای دیگر نه اسلامی است و نه انسانی. بگذریم از اینکه در برخی از کلیساها برنامه فروش و خرید گناه برگزار می شود. امّا در اسلام پدیده ای جالب به چشم می خورد و آن اعتراف بنده به گناه، نزد خداست. مناسب است فعّالان مسجد برای برگزاری مراسم توبه همراه با راز و نیاز خدا تدبیری بیندیشند. البته امروزه مراسم توبه در قالب برنامه هایی نظیر اعتکاف، قرائت دعای کمیل، دعای ندبه و توسل انجام میشود.
قرآن نسبت به فراگیری علم اهتمام ویژه ای از خود نشان داده است. آخرین کتاب آسمانی با «بخوان» آغاز شد(2)و به عنوان یک راهبرد کلی برای دانش اهمیتی فراوان قائل شده است.
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ
وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ(1)[آيا چنين انسان كفرانكنندهاى بهتر است] يا كسى كه در ساعات شب به سجده و قيام و عبادتى خالصانه مشغول است، از آخرت مىترسد و به رحمت پروردگارش اميد دارد؟ بگو: آيا كسانى كه معرفت و دانش دارند و كسانى كه بىبهره از معرفت و دانشاند، يكسانند؟ فقط خردمندان متذكّر مىشوند.
سیره رسمی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم نیز بر این منوال بود که مسجد را پایگاه علم و دانش سازد. با نگاهی باریکبین می توان گفت که مسجدالحرام و نیز مسجدالنبی نخستین دانشگاه های بزرگ اسلام بودند. بعد از آن طیّ قرون متمادی مساجد بزرگی در بلاد اسلامی پدید آمدند که وظیفه آموزش و گسترشدانش را به عهده گرفتند. ابن بطوطه می نویسد(2)که پانصد دانش آموز و طلبه در مسجد جامع اموی دمشق در حلقه های علمی و آموزشی شرکت می کردند و برنامه غذایی رایگان دریافت می نمودند. سیستم آموزشی مساجد بسیار ساده بود. چنانکه بیشتر دانش جویان خودجوش و صرفاً به بخاطر کسب علم به مرکز آموزش مسجد مراجعه می کردند.
پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم نشان داد که مسجد فقط مرکز پرستش نیست بلکه تمام معارف اسلامی را می توان در آن آموزش داد. این رویه چنان توسعه پیدا کرد که مساجد جهان اسلام در غیر اوقات نماز، مدرسه بود و حلقه های تدریس فراوان در آنجا تشکیل می شد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم این گونه فرمود:
هر کس در بامدادان به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را یاد بگیرد یا به دیگری یاد بدهد، اجر به جایآورنده عمرة کامل را دارد و کسی که در شب به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را فرا بگیرد یا به دیگری بیاموزد پاداش یک حج کامل را دارد.(3)
مسجد از مهمترین عوامل توسعه و گسترش فرهنگ دینی است. مسجد عاملی اثربخش در تثبیت آرمان های اسلامی است فرهنگ اسلامی در تاریخ از طریق ارکانی مهم نظیر مسجد تا به امروز استمرار یافته است. شایسته است ما نیز نقش فرهنگی مسجد را تقویت کنیم و آن را به جایگاه اصلی ارتقا بخشیم.
بنیادی ترین لایه های وجود انسان اعتقادات، بینشها و نگرشهای اوست. مسجد می تواند
از طریق خطابه ها، موعظه ها و سخنرانی ها در اصلاح اعتقادات مردم کوشا باشد، بینشهای درست برای اهالی مسجد به ارمغان آورد و باورهایی مستحکم در اختیار جوانان قرار دهد.
ارزشها از دیگر لایه های عمیق درون انسانهاست که مسجد می تواند در این بُعد نیز نقشآفرینی کند.ارزشهایی نظیر ایمان، آخرت گرایی، تقوی، اخلاص، هم گرایی، فداکاری، ظلم ستیزی، تواضع، عظمت امت اسلامی، دعا و عدل گستری از طریق مساجد توسعه یافته اند. بی تردید نقش مسجد در تثبیت ارزشهای الهی و انسانی شاخص بوده است. مسجد می تواند با برنامههایی متنوع نظام ارزشی مخاطبان خویش را اصلاح نماید و آن را به سمت هنجارها و الگوهای قرآنی سوق دهد.
یکی دیگر از ابعاد وجودی انسان رفتار اوست. تاریخ صدر اسلام و ادوار اسلامی حکایتی روشن از دخالت مسجد در اصلاح الگوهای رفتاری دارد. این مسجد بود که مسلمانان را اهل جهاد کرد، این مسجد بود که امت اسلامی را با خدا آشنا ساخت و این مسجد بود که با ارائه برنامههای متنوع رفتارها و فعالیتهای مسلمانان را به سمت آرمان های مقدس اسلامی سوق داد.
از دیگر نقش های مسجد در حوزه فرهنگ، پدیده هویّت است. مسجد به عنوان مهمترین نهاد اسلامی، بستری مناسب برای هویّتسازی شد. نگاهی گذرا به حوادث صدر اسلام نشان می دهد که مسجد عرب عصر جاهلیت را به فردی خداجو، فداکار، مجاهد و ظلمستیز تبدیل نمود. این مسجد بود که مردمان دنیاپرست، تجملطلب و خودخواه را تحویل گرفت و از آنان انسانهایی آرمان طلب، ایثارگر و خدادوست ساخت. مسجد به عنوان مهمترین ارگان اسلامی، هویّت انسان عصر ظهور را تغییر داد، مسجد همبستگی، استکبارستیزی و بندگی خدا را برای مسلمانان معنا کرد و از آنها انسانی متفاوت ساخت.
بدون شک مسجد نقشی مؤثر در تربیت مخاطبان خویش دارد؛ مسجد میان مسلمانان برادری و هم گرایی را تقویت می کند، مسجد نمازگزاران را با روحیه انفاق و ایثار آشنا می سازد، مسجد نقشی بازدارنده در ارتکاب جرائم و بزهکاری های اجتماعی ایفا می کند، مسجد الگوهای تربیتی و دینی به جوانان عرضه می کند، در مسجد اطلاعات مذهبی مخاطبان رشد می یابد، با مسجد ارزشهای انقلابی استمرار می یابد، مسجد در بالندگی اخلاقی نمازگزاران نقشی مؤثر ایفا می کند، مسجد می تواند با تقویت عنصر عفّت در نوجوانان و جوانان غریزه جنسی را در آنها مهار کند، با فراخوانی مساجد جامعه منسجم شده نظم پذیر می شود، از طریق مساجد می توان
بسیاری از هجمه های فرهنگی غرب را کنترل و تضعیف نمود، اعتقادات و باورهای دینی از طریق مساجد پاسخی شایسته دریافت می کنند، فرقه های نوظهور در مساجد با سدّی عظیم مواجه می گردند،مسجد می تواند ابزاری مهم برای تربیت انسانهای شایسته برای حکومت اسلامی باشد، مسجد می تواند مهارتهای اسلامی و هنری که در زندگی روزمره کارآیی مؤثر دارد ارائه دهد، تربیت هنری در مسجد قابل اجراست، می توان تمام نیازهای خانواده های اسلامی را از طریق مساجد تأمین نمود و در یک سخن خلاصه نقش مسجد این است که الگوهای تربیتی را در اختیار جوانان قرار داده و آنها را به انسانی متعالی و باتقوی تبدیل نماید. چه زیبا فرمود مرحوم امام رحمة الله علیه:
به نماز و مساجد اهمیت دهید که پرونده های دادگستری مال بی نمازهاست و نماز خوان های واقعی در دادگستری پرونده ندارند. شیطان ها از مساجد و نماز می ترسند، آنها می خواهند، از نماز جلوگیری کنند و بعد از خالی کردن سنگرها حمله کنند.(1)
قرآن کریم مسجد را حاوی پیام های مهمی می داند. اصلی ترین پیام های مسجد عبارتند از امنیّت(2)، هدایت(3)و ارتباط با خدا(4). پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم با سخنرانی ها و خطبه های خویش افکار عمومی را اصلاح نمود و مردم را به سمت تشکیل جامعه آرمانی هدایت کرد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نشان داد که مسجد یک رسانه دینی است و می توان از طریق آن پیام های قرآنی و الهی را به مسلمانان و حتّی جهانیان رساند. مسجد محل تبادل افکار و اندیشه ها در ارتباط با مسلمانهاست. مسجد برای همیشه پناهگاهی امن برای توده های مردم بوده است و مسجد این قابلیت بزرگ را دارد که همه انسانها را به سمت خود جذب کند. مسجد حاوی یک پیام بزرگ برای جهانیان است: صلح جهانی.
ویژگیها مسجد با نگاه رسانه ای عبارتند از:
· خطبا در مسجد می توانند با سخنرانی های جذاب، نقش هدایت گری مسجد را بر
عهده گیرند.
· از جمله رسالتهای مسجد ایجاد و تقویت انگیزه های دینی در مخاطبان است.
· مسجد با ایفای نقش افشاگری می تواند به سنگری مستحکم در برابر ظالمان و مستکبران جهان قرار گیرد.
· مسجد رسانه ای است که برای همگان قابل دسترسی است و دستیابی به آن برای عموم آسان است.
· مسجد با ایفای رسالت رسانه ای، نقشی مهم در استمرار فرهنگ اسلامی داشته است.
· از آنجا که مسجد فراجناحی است، ظرفیت شگرفی در ایجاد هماهنگی میان احزاب و طوایف اسلامی دارد.
· مسجد تشکیلات خودجوش برای ساماندهی فرهنگ اسلامی به حساب می آید.
· افکار و اندیشه های مسلمانان از طریق این رسانه اسلامی مستحکم و ناب می شود.
· مسجد رسانه ای بزرگ و باشکوه است که قادر است ارزشها و الگوهای دینی را در ذهن مخاطبان خویش قرار دهد یا آنها را تقویت نماید.
· اگر در میان جوامع اسلامی در جستجوی تریبونی آزاد باشیم، مسجد بهترین پناهگاه امن و آزاد مسلمانان می باشد.
· با نگاهی دقیق به شرایط امروز جهان اسلام و کل جهان می توان گفت که در دو محور باید فعالیت کرد(1): یکی مسجدی کردن رسانه های مدرن و دیگری رسانه ای کردن مساجد با استفاده از ابزارهای مدرن.
فراغت در زبان انگلیسی معادل واژه Leisure و برگرفته از واژه لاتین Licere به معنای «مجاز بودن» یا«آزاد بودن» است. در زبان فرانسه واژه Loisir به معنای وقت آزاد است و معنای آن تقریباً شبیه Liberty است که به انتخاب آزادانه و نبود اجبار اشاره دارد. در فرهنگ لاروس، اوقات فراغت، عبارت است از: سرگرمی ها، تفریحات و فعالیتهایی که افراد، هنگام آسودگی از کار
1) . جهانگیری، مسجد مجازی، ص 114.
عادی با شوق و رغبت به آنها می پردازند. در فرهنگ جامع انگلیسی - فارسی حییم، واژه مذکور با معادل هایی همچون وقت آزاد از کار یا وظایف دیگر، وقت اضافی و یک رشته از فعالیتهای اضافی آورده شده است(1).
در زبان عربی، فراغت به معنای بی تابی و اضطراب است. در کتب و فرهنگ چند معنا برای این لغت آمده است از جمله: تمامشدن، دستکشیدن از کار، هدر رفتن، به پایان رسیدن، خالیشدن، ریختن، بیکاری و تهیبودن(2).
درباره تعریف اصطلاحی اوقات فراغت در میان اندیشمندان علوم اجتماعی، توافق کلی وجود ندارد. اما انجمن بین المللی جامعه شناسی، آن را چنین تعریف می کند: مجموعه ای از اشتغالات فرد که کاملا به رضایت خاطر خود برای استراحت، تفریح یا به منظور توسعه اطلاعات یا آموزش غیرانتفاعی، مشارکت اجتماعی و داوطلبانه بعد از آزاد شدن از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی بدان می پردازد.(3)
سازمان ملی جوانان نیز بر اساس سه رویکرد مختلف، تعاریفی را از فراغت ارائه کرد(4):
فراغت بهمثابه زمان: برایناساس، فراغت، زمانی است که آنچه را می توانیم، انتخاب می کنیم.
فراغت بهمنزله فعالیت: فراغت، فعالیتی است که سبب ابراز وجود و خودشکوفایی فردی است.
فراغت بهمثابه تجربه ای درونی: توجه به وضع روحی، روانی، جهت گیری ها، گرایش ها، شرایط و تجربه در ارتباط با فراغت است.با صرف نظر از بررسی تعریفهای مختلف و متفاوتی که از اوقات فراغت وجود دارد می توان نکات مشترکی را از میان آنها استخراج نمود:
اوقات فراغت مخصوص زمان آزاد افراد است.
نحوه گذران اوقات فراغت و فعالیت فراغتی، برای افراد، امری انتخابی و آزادانه است.
1) . فراهانی، مدیریت اوقات فراغت و ورزشهای تفریحی، ص 4.
2) . موظف رستمی، اصول برنامهریزی اوقات فراغت، ص 20.
3) . حیدری و ساعی، بررسی اثر مصرف فرهنگی فراغتی جوانان بر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی آنان، مقالات کنگره ملی اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان، مرداد ماه 92، شیراز، ص 101؛ قهرمانی فرد و کاظمی، آسیب شناسی الگوهای نوین گذران اوقات فراغت جوانان و ارائة راهبردهای مدیریتی - فرهنگی، مقالات کنگره ملی اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان، مرداد ماه 92، شیراز، ص 681.
4) . ر.ک: اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان، گروه اجتماعی - فرهنگی، تهران، سازمان ملی جوانان، ص27-31.
در نتیجه گذران اوقات فراغت، احساس رضایت خاطر، آرامش و آسودگی در فرد ایجاد می شود.
فرد در زمان فراغت از هرگونه تعهدات شغلی، اجتماعی و خانوادگی آزاد است.
فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت با توجه به افراد مختلف، متفاوت است.
خلاصه آنکه فراغت، زمانی است که فرد از تعهدات شغلی، خانوادگی و اجتماعی رهاست و در آن به انجام فعالیتهای فرح بخش و نشاط آور می پردازد. فراغت زمانی است که فرد آن را طبق سلایق، تمایلات و علایق خود برنامه ریزی می کند و این برنامه ریزی به نیازهای روحی، سن، موقعیت و پایگاه اجتماعی و توانایی های مالی وی نیز بستگی دارد. این فعالیتها، به طور کلی سبب ابراز وجود و خودشکوفایی فرد می شود.
اوقات فراغت از طریق کارکردهای متفاوت، نقش مؤثری در ایجاد تعادل در زندگی افراد دارد. باید توجه داشت که انسان، موجودی مکانیکی نیست که تغذیه و کار بتواند سلامت، حیات و دوامش را تأمین کند. کیفیت زندگی افراد به نحوه استفاده از اوقات فراغتشان مربوط می شود. غفلت از نقش مؤثر اوقات فراغت در توسعه و جهت دهی به زندگی، باعث نادیده انگاشتن کانال ورود بسیاری از موفقیت ها و شکست هاست. فراغت سه کارکرد اصلی دارد: تفریح و سرگرمی، توسعه آزادی فردی و تجدید قوا. فعالیتهای اوقات فراغت، این امکان را در اختیار افراد قرار می دهد که وضعیت اجتماعی دلخواه خود را برگزینند. این فعالیتها، افزون بر جبران بخشی از ناراحتی ها، جنبه های ملال آور زندگی را برطرف کرده، فرد را از خستگی ناشی از آن خارج می سازد.
کارکردهای عمده اوقات فراغت را می توان بدین شرح خلاصه کرد:
نیاز به استراحت و رفع خستگی: اشتغال مستمر و بدون وقفه، سبب خستگی جسمی و روانی میشود و بهتدریج، نشاط و شادمانی را از افراد سلب می کند. یکی از آثار و نتایج اوقات فراغت، جبران صدمات جسمی و روانی ناشی از هیجانات کاری و رهایی از کسالت ناشی از یکنواختی انجام وظایف روزانه است.
نیاز به تفریح و سرگرمی: انسان از یکنواختی گریزان است و علاقه مند به تنوع و
ارضای ذوقیات خویش است.
این امر در جامعه شهری امروز، اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا افراد، مشاغل تکراری، خسته کننده و کسالت آوری دارند.
پرورش و شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها: معمولا آدمی تا زمانی که درگیر کار موظف و امور روزانه است، تمام انرژی خویش را صرف انجام آنها می کند و هرچه بیشتر غرق در این وظایف گردد امکان بروز بسیاری از خلاقیت ها کاهش می یابد. زمان فراغت، فرصت گرانبهایی است که انسان می تواند ابعاد دیگر وجود خویش را کشف کند و پرورش دهد.
کسب اطلاع و تکمیل معلومات: در جامعه امروز که هم زمان فراغت، طولانی تر و هم امکانات کسب اطلاع و آموزش، بیشتر شده و همچنین نیاز به معلومات بیشتر فزونی یافته است، این کارکرد، اهمیت بیشتری یافته است.
مشارکت اجتماعی: فراغت با فراهمکردن امکانات و فرصت برقراری روابط خانوادگی، دوستانه، گروهی و حرفه ای به تقویت انسجام اجتماعی کمک میکند و زمینه را برای انجام فعالیتهای مشارکتی فراهم می آورد. به عبارت دیگر فراغت های گروهی، فرصتی برای تمرین مشارکت اجتماعی است و مسئولیت پذیری و احساس تعهد اجتماعی را افزایش می دهد.
تغییرات بسیار سریعِ اجتماعی و فناوری، رشد شهرنشینی و صنعت، پدیدآمدن وسایل ارتباط جمعی، جهانیشدن و همگانیشدن فراغت، از جمله عوامل مهمی به شمار می آیند که در عصر حاضر، زندگی انسانها را تحت تأثیر قرار داده اند. در دوران جدید زندگی بشر، رشد شهرنشینی و مشکلات ناشی از آنبهویژه در شهرهای بزرگ، مسائلی مانند تنهایی انسانها، کاهش صمیمت ها و برخوردهای عاطفی را سبب شده است.
افزون بر این، یکنواختی کارهای صنعتی و اداری، افسردگی، فشارهای عصبی و فرسودگی انسانها، توجه به اوقات فراغت را افزوده است. همچنین اوقات فراغت، در حال حاضر با ساخت سیاسی جامعه نیز پیوند برقرار کرده است. بر خلاف گذشته که فراغت، موضوعی شخصی بود، در دنیای امروز با دستگاه سیاسی، ارتباط مستقیم دارد. از یکطرف، دولت ها به شکل های مختلف و با کمک وسایل ارتباط جمعی در زمان فراغت مردم، نفوذ پیدا کرده، و در سوقدادن آنها به
سمت اهداف خاص، نقش زیادی دارند. از طرف دیگر، مردم انتظار دارند که دولت، آنها را درباره پر کردن مناسب و متنوع اوقات فراغتشان یاری رساند.
افزون بر این، موضوع مهم دیگر درباره اوقات فراغت در دوران حاضر، ارتباط آن با وسایل ارتباط جمعی است. وسایل ارتباط جمعی، بهویژه از نیمه دوم قرن بیستم، بزرگ ترین تحول را در ارتباط با زمان فراغت ایجاد کرده اند.
می توان مشخصات فراغت در عصر مدرن را به این شرح، دسته بندی کرد:
کاهش تحرک فیزیکی: برخلاف گذشته که فعالیتهای اوقات فراغت، اغلب با تحرک بدنی همراه بوده، امروزه سهم تماشاگری همراه با فعل پذیری (انفعال حرکتی) افزایش یافته و با وجود افزایش سهم آن از لحاظ زمانی، میزان تحرک جسمی را کاهش داده است.
رسانه ایشدن: استفاده از رادیو، تلویزیون و سایر رسانه ها و اتکای بیش از حد و تقریباً انحصاری به وسایل ارتباط جمعی در شکل های گوناگون و متنوع آن.
تجاریشدن اوقات فراغت: امروزه بر خلاف گذشته که اوقات فراغت در چارچوب محیط خانه و میان خانواده صرف می شد، مؤسسات گوناگونی، کارکرد تنظیم اوقات فراغت را بر عهده گرفته اند.
عمومیت یافتن اوقات فراغت: در گذشته اگر طبقات ممتاز، عمدتا امکان دسترسی به برخی جنبههای اوقات فراغت را داشتند، امروزه بهره مندی از این اوقات و فرصت های متناظر با آن به کل
طبقات اجتماعی، تعمیم یافته است.اختیاریشدن اوقات فراغت:
صرف نظر از تأثیر افراطی تبلیغات، امروزه با تنوعی که در امکانات و فرصت های گذران اوقات فراغت پدید آمده، نحوه گذران اوقات از کنترل فعالیتهای اقتصادی و کاری رها و به سمت فعالیتهای دلخواه و آزاد، معطوف شده است.
از اینرو، می توان اذعان داشت که اوقات فراغت از مسأله های صرفا اجتماعی، فراتر رفته و به مقوله ای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی حقوقی تبدیل شده است.
با مطالعه آموزه های اسلامی، درمی یابیم که دین اسلام نیز به اوقات فراغت، توجه زیادی
دارد و این آموزه ها اهمیت، اصول و روشهای ناظر به گذراندن اوقات فراغت را به دقت بیان کرده اند. شماری از مهمترین اصولی که در این زمینه از آموزه های اسلامی به دست می آید، از این قرار است:
برنامه ریزی: برخی از افراد برای اوقات فراغت خود، برنامه ریزی نمی کنند ؛ در حالی که آموزه های دینی، ما را به غنیمتشمردن از وقت، موظف کرده اند. این مسأله، نیازمند برنامه ریزی درست برای بهره برداری از اوقات فراغت است. رسول خداصلی الله علیه و اله وسلم در مقام توصیه به ابوذر چنین فرموده است: اِغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ؛ شَبابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ وَ غِناکَ قَبْلَ فَقْرِکَ و فَراغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ وَ حَویتِکَ قَبْلَ مَوْتِکَ؛(1)پنجچیز را پیش از پنجچیز غنیمت شمار: جوانی ات را پیش از پیری، سلامتت را پیش از بیماری، بی نیازی ات را پیش از تنگدستی، فراغتت را پیش از گرفتاری و حیاتت را پیش از مرگ.
جهت گیری الهی: یکی از مسائل مهم در رویکرد اسلامی به اوقات فراغت، آن است که آدمی نمیتواند هر عملی را که بخواهد، انجام دهد؛ بلکه جهت گیری اوقات فراغت نیز باید الهی باشد و بهگونه ای انتخاب شود که در مسیر اطاعت و رضای الهی قرار گیرد. امام سجاد علیه السلام در یکی از مناجات های فرمود پس اگر برای ما آسودگی از کاری، مقدر فرموده ای، آن را آسایشی سالم قرار ده که پیامدی (گناهآلود) نداشته باشد و رنجی به ما نرسد.»(2)
در این زمینه از حضرت علی علیه السلام نیز در تفسیر آیه «وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا(3)و بجو در آنچه خدا به تو داده، خانه آخرتت را و بهره ات از دنیا را فراموش مکن.» چنین وارد شده است: تندرستی و قوّت و فراغت و جوانی و نشاطت را فراموش مکن و به وسیله این (پنج نعمت بزرگ) آخرت را بطلب.(4)
همراهی اوقات فراغت با کار: کار در نظام مبتنی بر ارزشهای دینی، امری مقدس شمرده می شود و در چنین نظامی، انسان با کار و تلاش، بیگانه نیست. در این فرهنگ،
فراغت به معنای بیکاری، بیهوده گذرانی و تنبلی نیست و تمام اوقات باید وقت کار و زمان فعالیت سالم و هدفدار باشد. فراغت شایسته و سالم در فرهنگ قرآن، تنبلی و بیکار نشستن نیست. قرآن کریم میفرماید: فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَب(1)پس هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی، به مهم دیگری بپرداز و به سوی خدا و رضایت او رغبت کن.
جالب با توجه به اینکه در آیه موضوع «فراغ» معیّن نشده و «فانصب» از ماده «نصب»به معنای تعب و زحمت است، شریفه مزبور یک اصل کلی و فراگیر را مطرح می کند و آن اینکه پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را در مقامِ یک الگو، از استراحت کردن پس از پایان امری مهم بازدارد و تلاش پیگیر را در زندگی به او گوشزد کند. این آیه فراغت از هر مهمی و پرداختن به مهم دیگر را دربرمی گیرد و به طور کلی توصیه می نماید هرگز بیکار نمان و کوشش را کنار مگذار؛ بلکه پیوسته مشغول تلاش باش و پایان مهمی را آغاز مهم دیگر قرار ده.
منحصر نشدن در تفریح: در فرهنگ اسلامی، اوقات فراغت با تفریح هممعنا نیست و شیوه گذران آن منحصر به تفریح و سرگرمی نمی شود. برای گذران اوقات فراغت انسان، راه های گوناگونی معیّن شده است. در این فرهنگ، اوقات فراغت، بخشی از زمان زندگی و عمر و دارای ارزش و اهمیت است و نباید همه آن به تفریح سپری شود؛ بلکه باید برای آن برنامه ریزی همهجانبه ای صورت پذیرد و در امور مختلفی صرف شود.
از نگاه قرآن کریم عبادت و بندگی خداوند، هدف اصلی آفرینش انسان است(2)بنابراین انسانی که می خواهد براساس فلسفة وجودی خود حرکت کند، باید همة اوقاتش به عبادت خدا مشغول باشد. البته بندگی و عبادت لزوماً به معنای عبادت های مرسوم و شناختهشدة فقهی نیست. انسان حتی می تواند خوردن، خوابیدن و تفریحات خود را عبادت الهی بداند؛ مشروط به آنکه به
انگیزة الهی و برای وصول به مقام قرب انجام گیرند. در عین حال، انجام عبادت های ویژه، مثل نمازهای مستحبی، خواندن اذکار و دعاهای ویژه، روزهگرفتن مستحبی، تمرکز و توجه بیشتر به آیات قرآنی می تواند یکی از شایسته ترین کارها در اوقات فراغت باشد.
حضرت زهرا سلام الله علیها در دعایی از خدای متعال چنین می خواهد: اللهم فَرِّغْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ؛(1)خداوندا! برای دستیابی به آنچه مرا برایش آفریده ای، فراغتی به من عطا کن.
برتری انسان بر حیوان در بهکارگیری قوة عاقله اوست. قرآن مجید، بارها به اندیشیدن در کارها و پدیده ها اشاره دارد. مفهوم عبادت به زیاد نماز گزاردن و یا بسیار روزه گرفتن تعریف نشده؛ بلکه در دایرة تفکر درامر خداوند معرفی شده است؛ امام رضا علیه السلام می فرماید:
«لیست العبادة بکثرة الصلوة و الصیام و انما العبادة کثرة التفکر في امر الله»؛ عبادت آن نیست که انسان، نماز و روزه بسیار بجا آورد؛ بلکه عبادت، اندیشیدن بسیار درباره امور الهی است.(2)اوقات فراغت می تواند بهترین زمان برای اندیشیدن در خلقت الهی باشد.
یکی از شایسته ترین کارهایی که می توانیم با فراغ بالِ بیشتری در اوقات فراغت انجام دهیم، حسابرسی اعمال روزانه یا اعمال گذشته است. گاهی انسان، چنان درگیر فعالیتهای شغلی و کارهای روزمره خود می شود که هدف اصلی زندگی را فراموش می کند؛ حتی ممکن است روزها بگذرد و سؤالات اساسیِ حیات انسانی برای او مطرح نشود؛ چه رسد به اینکه نوع مواجهه خود با آنها را تحلیل کند: سؤالاتی از این قبیل که از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ چرا آمده ام؟ به کجا می روم؟ چگونه باید این راه را طی کنیم؟ نیازها و توشة این راه چیست؟ همراهان این راه کیستاند؟ راهزنان این راه چه کسانی و کجایند؟ اوقات فراغت، بهترین زمانی است که هر کسی می تواند بخشی از آن را برای تأمل درباره این پرسش ها اختصاص دهد؛ امام علی علیه السلام می فرماید:
«ما اَحَقَّ لِلاِنْسانِ اَنْ تكونَ لَهُ ساعةٌ لا یَشْغَلُهُ شاغِلٌ یُحاسِبُ فیها نَفْسَهُ، فَیَنْظُرَ فیما اَكْتَسَبَ لَها وَعَلَیْها في لَیْلِها وَ نَهارِها؛(3)چقدر شایسته است انسان، زمانی در اختیار داشته باشد که از
مشغولیت های زندگی، چیزی او را سرگرم نسازد: ساعتی که از خودش حسابرسی کند و دربارة آنچه در شبانه روز برای خود به دست آورده و یا از کف داده است، بیندیشد.»
همچنین در حدیث دیگری به تقسیم اوقات فرد دیندار اشاره دارند و از ساعت حسابرسی در کنار ساعت مناجات و ساعات مخصوص لذّت های حلال، یاد شده است: «إِنَّ لِلْمُؤْمِنِ ثَلاَثَ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ ساعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَبَیْنَ لَذَّتِها فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ!(1)برای مومن سه ساعت است: ساعت بخوابد خدا و ساعتیبرای لذات حلال.
امام صادق علیه السلام هر مسلمانی دست کم باید یک روز در هفته، خود را از کارهای روزمره فارغ کند و به مسائل تربیتی و دینی خود توجه ویژه کرده، مسائل دینی خود را پیگیری و ابهامات خود را رفع کند:
«اُفٍّ لِلرَّجُلِ المُسلِمِ لايَفرُغُ نَفسَهُ فِي الاُسبُوعِ يَومَ الجُمُعَةِ لأِمرِ دينِهِ فَیَسألَ عَنه؛(2)افّ بر مسلمانی که برای کار دین خویش و پرسش دربارة آن، [دست کم] روز جمعة هر هفته، خود را از [کارهای دیگر] فارغ نمی سازد.»
یکی دیگر از بهترین و ارزشمندترین راه های گذران اوقات فراغت، دید و بازدید از خویشاوندان و دوستان است. اسلام برای حفظ و تقویت بنیان های اجتماعی و روابط خویشاوندی، تأکید زیادی بر صله رحم و ارتباط با اقوام دارد. برکات مادی و معنویِ فراوانی برای آن برشمرده است. به طور طبیعی در زمان کار و فعالیتهای شغلی و روزانه، فرصت و امکانی برای انجام این وظیفة دینی و انسانی نیست. به همین دلیل، مناسب ترین اوقات برای انجام چنین کاری، اوقات فراغت است.
امام علی علیه السلام می فرماید:
«إِنَّ لِأهْلِ الدِّینِ عَلَامَاتٍ یُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءَ الْأَمَاَنةِ وَ وَفَاءً بِالْعَهْدِ وَ صِلَةَ الْأرْحَامِ و...؛(3)دینداران شاخصههایی دارند که با آنها می شود آنان را شناخت: راستگویی، امانت داری، وفاداری، ارتباط با خویشاوندان و... .»
امام باقر علیه السلام می فرماید:
«صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَكِّي الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَي وَ تُيَسِّرُ الْحِسَابَ وَ تُنْسِئُ فِي الْأَجَل؛(1)ارتباط با خویشاوندان، سبب پاکی اعمال، رشد اموال، دفع بلاها، حسابرسی آسان و طول عمر می شود.»
امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید:«صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْكَفَّ وَ تُطَيِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِيدُ فِي الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِي الْأَجَل؛(2)ارتباط با خویشاوندان، اخلاقی نیکو، دست و دلی باز، جانی پاکیزه، رزقی فراوان و عمری طولانی را به ارمغان می آورد.»
دوست مؤمن به منزلة پناهگاه آدمی است. به تعبیر امام صادق علیه السلام برای هر چیزی تکیهگاهی است که به وسیلة آن، استراحت فراهم می شود؛ برای یک مؤمن، تکیهگاه و وسیلة استراحت، دوست مؤمن اوست.(3)نکتة مهم در اهمیت انتخاب دوست، این است که باید اوقات فراغت انسان با دوستانی شایسته و مایة آبروی و عزت انسان، سپری شود.
همیاری اوقات فراغت، فرصتی برای برآوردن نیازهای مؤمنان است.
شاید بسیاری از مردم، خیر را در این بدانند که در ایام فراغت، به دور از مشغولیت های افراد گوناگون به استراحت بپردازند؛ اما بسیاری هم با فراگیری از تعالیم مکتب وحی با برآوردن نیازهای دیگران، نهتنها خسته نمیشوند؛ بلکه برای ادامة کار، انرژی گرفته و شادمان توشه ای را برای سرانجام خود فراهم می سازد. به فرمودة رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم هنگامی که خدا برای بنده ای ارادة نیکی کند، نیازهای مردم را در دست او قرار می دهد.
کتاب، وسیلة خوبی برای گذرانِ بهینة اوقات فراغت نوجوانان و جوانان است. وجود کتابخانهها عامل مؤثری در جلب جوانان به مطالعة کتاب خواهد بود و داشتن امکانات مطالعه، دریچه ای به سوی دنیای شگفت انگیز علم و معرفت، و راهی بسیار ساده و عملی برای پرورش
استعدادهای خدادادی است؛ چه نیکو است اگر بتوانیم مطالعه را در نوجوانان و جوانان به صورت عادت درآوریم؛ زیرا در آن صورت، ارتباط آنها با جهان دانش، مشکل نخواهد بود و بدون هیچ زحمتی خواهند توانست، ضمن استفاده بهینه از اوقاتفراغت، از راه مطالعه، میزان درک و اندیشة خود را به جهان هستی رشد دهند.
رابطة معکوسی بین افزایش بزهکاری با رشد فرهنگ کتابخوانی در جامعه وجود دارد. یکی از جلوه های تعلیم و تعلم، سرگرمی با کتابهای مفید است. اوقات فراغت، فرصتی است تا با مطالعه به آگاهیها و تجربیات زندگی بیفزاییم.
امروزه رشد چشمگیر فناوری اطلاعات در سطح جهان باعث شده که در زمان کمی، بتوان از اطلاعات وسیع برخوردار شد. بنابراین رایانه و اینترنت اگر در جهت مطلوب و ارزشهای اخلاقی قرار گیرد، یکی از بهترین گزینه ها برای گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان جامعه خواهد بود؛ ازاینرو استفاده بهینه از این منابع مورد توجه مربیان تربیتی است. البته اگر این وسیله در جهت نامطلوب قرار گیرد، بیشترین ضربه را به جامعه وارد خواهد ساخت؛ ازآنرو که دشمنان از طریق تهاجم فرهنگی و برنامههای نامناسب درصدد تحقق اهداف نادرست خود می باشند. لازم است که مکانی مناسب نظیر مسجد برای هدایت و کنترل برنامهها مد نظر قرار گیرد.
خلق و ایجاد، اصولاً لذت بخش و تحریک کنندة ذوق انسان است. لذتی که از پدیدآمدن یک اثر هنری و یا حتی از تهیه و تکمیل یا تعمیر وسایل مورد نیاز زندگی با کوشش شخص به انسان دست می دهد، در اصل، نوعی تغذیه روان و تقویت استعدادهای نهفته انسانی را به همراه دارد و به سبب همین انگیزه درونی، مشغول شدن به اینگونه فعالیتها در اوقات فراغت، جنبة سازنده و آموزندة دارد و تقویت و تلطیف مهارتهای دستی و نیرومندی هنری انسان را سبب می شود. غنیساختنِ اوقات فراغت از طریق فعالیتهای هنری، کاربردی فراوان دارد.
شرکت در برنامههای کانونهای فرهنگی و تربیتی
یکی دیگر از برنامههای گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در مساجد خصوصاً در فصل
تابستان، کانونهای فرهنگی و تربیتی است. عمدة کار آنها را فعالیتهای هنری، آموزشی، ورزشی، کلاس های قرآن،اردوهای مختلف و کلاس های تقویتی تشکیل میدهد.
فعالیتهای اوقات فراغت در نهایت، سبب رشد و توسعة فرهنگی در جامعه خواهد شد و بر اثر فعالیتهای سالم، از جمله شرکت در اردوهای جمعی، پدیدة برنامه ارزشمند راهیان نور نهتنها از فرصت های بیکاری و بعضاً بزهکاری اجتماعی کاسته می شود؛ بلکه اشاعه فرهنگ عمومی و توسعة فرهنگی و نشاط و سرزندگی در جامعه، افزایش خواهد یافت.
کسب علوم مختلف، سن خاصی را می طلبد؛ ازاینرو شاید این بخش از راهکارها بیشتر برای جوانان، مفید باشد. با پیشرفت علم در روزگار ما، اوقات فراغت، فرصتی برای افراد هر جامعه، مخصوصا جوانان است تا از آخرین دستاوردهای علمی، آگاهی یابند.
امام صادق علیه السلام با تأکید بر تلاش در جهت سهم و استفادة بهینه از دوران زندگی می فرماید: لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَي الشَّابَّ مِنْكُمْ إِلَّا غَادِياً فِي حَالَيْنِ: إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً، فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ، فَإِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ، وَ إِنْ ضَيَّعَ أَثِمَ، وَ إِنْ أَثِمَ سَكَنَ النَّارَ، وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً (صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِالْحَقِّ(1)سوگند به کسی که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم را بهحق برگزید! دوست ندارم جوانی از شما را مگر در یکی از این دو حالت ببینم: یا عالم و دانشمند باشد و یا متعلّم و آموزنده. پس اگر در هیچکدام از این دو حال نبود، کم کاری و کوتاهی کرده و در آن صورت، عمر خود را ضایع نموده، گناهکار است و نتیجه آن عذاب الهی خواهد بود.»
در اولویت فعالیتهای نوجوانان و جوانان برای استفاده از اوقات فراغت ورزش قرار دارد؛ ازاینرو باید ایجاد و توسعة فرهنگ ورزش را با مسجد پیوند زد.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم درسی بزرگ به جامعه اسلامی داد و آن اینکه می توانامور مسلمین را
1) . طوسی، امالی، ص 303.
از طریق مسجد مدیریت نمود در فرهنگ اسلامی شهر به محدوده ای اطلاق می شود که در آنجا جمعه و جماعت وجود داشته باشد با این نگاه مسلمانان بسیاری از شهرهای بزرگ اسلامی را بنا کرده اند و از مأذنه های مساجد امور شهری را مدیریت نمودند شهر کوفه، به دست مسلمانان نباشد و مسجد، اولین بنای این شهر اسلامی بود.
از مهمترین نقش های مسجد، کارکرد مدنیّت آن است مسجد می تواند پایه و اساس شهرسازی باشد چناکه این ظرفیت را دارد که شهر را مدیریت نموده سامان دهد یکی از قابلیت های مساجد این است که رفتار شهروندان را تنظیم نماید و آنان را به انسانهایی شرافتمند و با گذشت تبدیل کند، مسجد می تواند در کاهش بزهکاری های شهری نظیر حاشیه نشینی، کارتن خوابی، تکدی گری، مشکلات بهداشتی و اعتیاد نقش مؤثری ایفا کند. مسجد می تواند مرکز شورای شهر اسلامی باشد و در آنجا سازمان مدیریت شهری شکل گیرد.
مسجد بیش از آن که پناهگاه مسلمانان و نیازمندان باشد، ارائه دهنده شیوه های مناسب برای ساماندهی شهری و سبک مدیریت دینی است از آنجا که اجتماعات مسلمانان هر روز در مساجد برگزار می شود، مدیران می توانند از این طریق با توده های میلیونی مردم تماس مستقیم برقرار کنند و افکار عمومی را هدایت نمایند.
سنت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این بود که هر گاه مشکلات فکری و ناهنجاری های اجتماعی پیش می آمد با حضور در مسجد و ایراد سخنرانی، افکار عمومی را روشن می نمود و پرده از رخسار حقیت برمی داشت این سخنرانی ها معمولاً بعد از نماز جماعت انجام می شد در این هنگام مردم با ندای «الصلاه جماعه» در مسجد گرد می آمدند و به فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم با تمام وجو گوش فرا می دادند و از فرامین آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم تبعیت می نمودند.
زنان و مردان با حضور در مساجد از روابط اجتماعی ساده بهره مند می شوند مسجد به کانون انس، الفت و همبستگی تبدیل شده بود مردم هر محله یا منطقه چندین بار در روز برای برگزاری نماز جماعات کنار یکدیگر مجتمع می شدند و پیوند زمینی خویش را تجدید می نمودند.
پیوند عاطفی با نماز و مسجد گره خورده بود با تجدید حضور در مسجد دوستی ها و محبت ها تقویت می شد و حتّی گاهی رفاقت در مسجد آغاز می شود اگر صمیمیّت و رفاقت از مسجد آغاز شود و با عبادتگاه خدا پیوند برقرار کند، طبعاً جنبه الهی و آسمانی خواهد داشت این دوستی برقرار بوده واقعی است و با معیارهای دینی هدایت می شود.
مسجد مؤمنین را کنار یکدیگر قرار می دهد و آنان را چونان دست واحدی مقابل دشمنی ها و آسیب ها واکسینه می کند. مسجد به مثابه سیستم کنترلی و نظارتی عمل می کند و مسلمانان را برای مقابله با انحرافات و فسادها مهیّا می سازد.
مسجد از بزرگترین عوامل نیرومندی است که همبستگی و اتحاد را در میان مسلمانان پدید می آورد مسجد به صورت پایگاه جنبش امت اسلامی و مرکز تربیت دینی بیشترین نقش ها را برای همبستگی مسلمانان ایفا می کند بدون شک کارکرد مسجد منحصر در نماز و عبادت نیست اقامه نماز و نیز نماز جمعه وسیله ای است برای گردهمایی امت اسلامی چه در روزهای کاری و چه در ایام تعطیل تا همبستگی، اتحاد و جماعت را تجربه کنند و از این طریق نیروی لازم را برای ایستادگی در مقابل ستمگران و سلطه جویان بدست آورند.
از مهمترین کارکردهای نماز این است که نمازگزار را از ارتکاب زشتی ها و پلیدی ها باز می دارد و او رابا بدی و منکر بیگانه می سازد:
اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ماتَصْنَعُون(1)آنچه را از اين كتاب به تو وحى شده است، بخوان و نماز را برپا دار، يقيناً نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مىدارد؛ و همانا ذكر خدا بزرگتر است، و خدا آنچه را انجام مىدهيد، مىداند
مسجد که جایگاه عبادت و نماز است، آدمی را با انحرافها و فسادها آشنا می سازد و با تقویت ایمان قلبی وی را برای مقابله با امراض اجتماعی و ناهنجاری های اخلاق مهیّا می کند مسجد
1) . عنکبوت / 45.
یعنی دشمن شناسی، منکرشناسی و شیطان شناسی.
گردهمایی جماعات و جمعه در ممالک اسلامی نه تنها از پراکندگی ها می کاهد بلکه وحدت ها و همدلی ها را افزایش داده مسلمانان را با ارکان ظلم آشنا می سازد مسجد می تواند به صورت ریشه ای جوانان مسلمان را با ارزشها و طراز های دینی آشنا کند و آنها را در برابر ابتلائات و فتنه های زمان مصون سازد.
جرم و جنایت کمتر به مسجد راه پیدا می کند بندگی خدا آدمی را به سمت صلح و صفا پیش می برد پیوند عاطفی مسجدیان موجب می شود عزّت نفس درونی تقویت یافته فرهنگ زیبای اسلامی اشاعه یابد مسجد محیط سالمی است که درون هر مسلمانی ارزشها را نهادینه کرده او را در برابر ضد ارزشها مصونیّت بخشی می کند و مسجد یعنی مرکز واکسیناسیون در برابر ناهنجاری ها و پلیدی ها.
مسجد می تواند نقشی مؤثر در قانون گرایی مردم مسلمان داشته باشد بسیاری از ناهنجاری ها ریشه در قانون گریزی دارد. قانون گریزی دو گونه است؛ گاهی شخصی از قانون فرار می کند امّا خود را سرزنش نموده خود را تقبیح می نماید. امّا ناهنجاری زمانی آغاز می شود که فردی قانون را زیر پا گذارد و آن را یک ارزش تلقّی کند مثلاً اگر به دور از چشم پلیس قوانین راهنمایی را نقض نماید و خودش را به عنوان شخصی باهوش و زیرک تلقّی کند یا به دور از چشم دیگران رشوه بدهد یا بگیرد تا خواسته اش محقّق گرد دو در خود احساسی مثبت داشته باشد.
قانون گریزی ریشه در منفعت جویی شخصی دارد هر گاه انسانی سودجو و منفعت طلب شود برای نیلبه هدف و خواسته، دست به هر کاری خواهد زد. از نظر او هدف وسیله را توجیه می کند که اگر این بیماری اجتماعی توسعه یابد به صورت فرهنگ عمومی در آمده جامعه را فلج خواهد نمود مسجد می تواند نقشی روشنگرانه در قانون گرایی و نظمپذیری داشته باشد. حضرت علی علیه السلام در واپسین روزهای عمر مبارک خویش پیروان خود را این گونه نصیحت فرمود:
اُوصِیکُما وَ جَمیعَ وَلَدِي و أَهْلِي و مَنْ بَلَغَهُ کتابي یَتقْوَي اللهِ و نَظْمِ اَمْرِکُم(1)شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد، سفارش می کنم به ترس از خدا و آرستن کارها.
1) . نهج البلاغه، نامه 47.
یکی از نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی که در میان مسلمانان تا حدّی رواج دارد، کم توجهی یا بی توجهی به حقوق دیگران است. البته ریشه آن را می توان در خودخواهی و منفعتجویی شخصی پیگری کرد. اگر حاضریم در رانندگی دیگران معطّل شوند تا ما عبور کنیم، اگر از پرتاب کردن آشغالها در معابر گوی سبقت را از یکدیگر می رباییم و اگر در میادین مسابقات حاضریم به هر قیمتی برنده باشیم، همه و همه حاکی از عدم رعایت حقوق دیگران و خودمحوری است.
یکی از ابعاد فرهنگ ایرانیان که می توان آن را تا حدّی در برخی از کشورهای اسلامی نیز دید، فردگرایی است. ما پیش از آن که جمع گرا باشیم تکروی می کنیم. شاید بتوان گفت خودخواهی صفت غالب ماست و به همین دلیل نه تنها یکدیگر را تحمّل نمی کنیم بلکه به هنگام تعارضات نفع خود را برداشته خودخواهی را به اوج می رسانیم.
یکی از بهترین دوره های تاریخ ایران که در آن همگرایی و فداکاری به اوج رسید، در جنگ تحمیلی بود. ایرانیان نشان دادند که در شرایط سخت یکدیگر را رها نکرده پشتیبان همدیگرند. در این میان مسجد نقشی ویژه ایفا کرد و به پایگاه و کانون همفکری و همدلی تبدیل شد. مسجد نشان داد که می تواند مرکز آموزش حقوق باشد و از این طریق اهالی مسجد با رعایت حقوق دیگران الگو باشند.
اهمیّت دانش آموزی و کسب علم در اسلام بر کسی پوشیده نیست. اسلام فراگیری علم را در هر زمان، در هر مکان، برای هر فرد و بدون هیچ قید و محدودیتی روا داشته آن را تجویز نموده است. روایات بیان می کنند که گمشده مؤمن حکمت و دانش است و می توان آن را از کافر و منافق نیز دریافت نمود:
الحِکْمَة ضَالة المؤمِن فَخُذْ الحِکْمَةَ و لَو من اهل النِّفاق(1)حکمت، گمشده مؤمن است پس آن را فراگیرید هر چند در دست منافق باشد.
امّا پدیده شومی که با آن روبرو هستیم فرهنگ ضعیف مطالعه است. ازیکسو نرخ مطالعه
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 2، ص 99.
عمومی به شدّت پایین است و از سویدیگر کتاب در سبد کالای خانوار جایگاهی ندارد. دراینصورت، میزان آگاهی عمومی کاهش یافته زمینه برای بروز شایعات و خرافات به خوبی فراهم می شود. مسجد می تواند نقشی مؤثر در هدایت نسل جوان به سمت کتابخوانی و بهره برداری از کتب مناسب داشته باشد.
تاریخ صدر اسلام به روشنی نشان می دهد که مسجد پایگاه حکومت اسلامی و مقرّ فرماندهی حاکمیت بوده است. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم و امامان شیعه علیهم السلام مسجد را بهترین مکان برای ارائه آگاهیهای سیاسی و رشد آن می دانستند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در مکه و نیز مدینه گفتمان سیاسی را با مسجد پیوند داد و جهان اسلام این نقش بارز مسجد را استمرار بخشیدند.
خوشبختانه در چند دهه اخیر و بعد از پیروزی انقلاب باشکوه اسلامی، مساجد به لحاظ سیاسی احیا شده اند و در میان ملت جایگاه مطلوبی یافته اند. حضور سیاسی ملت ایران در نماز جماعات و به ویژه جمعه نشان از شعور سیاسی و اجتماعی بی همتای مردمان این سرزمین دارد.
مسجد پایگاه دشمنشناسی است، مسجد مکان بصیرتافزایی است و در مسجد نقشه های دشمن خنثی می شود. بسیاری از حوادث مهم سیاسی نظیر انتخابات با مسجد پیوند می خورند. مدیریت سیاسی حکومتدینی، پایگاهی جز مسجد ندارد. مسجد جایگاهی است که با آن می توان نظارت سیاسی را توسعه داد و نیز بر رفتار حاکمان مسلمان نظارت نمود.
خداوند مسجد را مایه برکت جهانیان قرار داد. مسجدالحرام اولین عبادتگاه مسلمانان است که خداوند آن را وسیله برکتبخشی برای امت اسلامی قرار داد:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمين(1)يقيناً نخستين خانهاى كه براى [نيايش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است، كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است
اگر امت اسلامی ایمان خویش را افزایش دهند و پارسایی پیشه سازند، خداوند شهرها و
1) . آل عمران / 96.
روستاهای آنان را آباد می سازد و درهای برکتخیز آسمان و زمین را به روی آنها می گشاید. با مسجد می توان به آسایش عمومی و آبادی بلاد دست یافت:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون(1)و اگر اهل شهرها و آبادىها ايمان مىآوردند و پرهيزكارى پيشه مىكردند، يقيناً [درهاىِ] بركاتى از آسمان و زمين را بر آنان مىگشوديم، ولى [آيات الهى و پيامبران را] تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مىشدند [به عذابى سخت] گرفتيم
خداوند خود را در اول کتابش، بخشنده (رحمان) معرفی کرد و از مسلمانان خواسته است تا همانند او شوند و بخشندگی پیشه سازند. اسلام دینی و قرآن کتابی است که در آن انفاق، زکات، خمس، صدقه و اطعام بسیار برجسته شده و مسلمانان به سمت آن فراخوانده شده اند.
یکی از خدماتی که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم مسجد انجام می داد این بود که کمکهای مالی برای دستگیری از مستمندان و تهیدستان در آنجا گردآوری و فراهم و میان فقرا توزیع می شد.
تاریخ اسلام نشان می دهد که مسجد مکانی برای حفظ خزانه مملکت اسلامی بود. در مسجد محلی به نام «قبّه بیت المال» طراحی می شد که حاکمان، ثروت عمومی بیتالمال را در آنجا گردآوری می نمودند. زکات، مالیات و غنائم جنگی در محلی خاص در مساجد نگهداری می شد. مقریزی می نویسد که بیت المال مسلمانان در بالای فوّاره ای در مسجد جامع حفظ می شد.(2)
ابن رسته از علمای قرن سوم بیان می کند که اموال عمومی و مالیات اسلامی در مکانی شبیه قبّه که درهای آهنین داشت قرار می گرفت و در سمت جلوی منابر از آن نگهداری می شد.(3)
اینگونه گزارشها نشان می دهند که از یکسو مساجد با حکومت پیوند داشته و از سوی دیگر مساجد محلی امن برای نگهداری ثروت ملی بوده است.
یکی از آسیب های مهمی که جامعه اسلامی را تهدید می کند، رشد مصرف گرایی است. اگر
روحیه مصرف گرایی در ملتی رشد کند منابع هدر می روند، سرمایه ضایع می شود و چرخ تولید از حرکت بازمی ایستد مقام معظم رهبری بارها از آفت ها و تهدید های روحیه مصرف گرایی سخن گفته اند و نسبت به آن هشدار داده اند:
وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی نیست... ما باید اعتراف کنیم به این مسأله، عادت های ما، سنت های ما، روشهای غلطی که از این و آن یاد گرفته ایم، ما را سوق داده است به زیاده روی در مصرف به نحو اسراف... اسراف هم لطمة اقتصادی می زند، هم لطمه فرهنگی می زند. وقتی جامعه ای دچار بیماریاسراف شد، از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی می گذارد.(1)
بدون شک ایرانیان دارای الگو مصرف مناسبی نیستند. از یکسو در کشور با مصرف بی رویه آب، برق، گاز و بنزین مواجهیم و از سویدیگر خوی مصرف گرایی در ما برجسته است. مسجد می تواند با اصلاح الگوی مصرف، فرهنگ اسلامی را حاکم کند. قرآن کریم مصرف گرایی، اسراف و تبذیر را ناروا دانسته مسلمانان را از آنها پرهیز داده است:
إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً(2)بىترديد اسراف كنندگان و ولخرجان، برادران شياطيناند، و شيطان همواره نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است.
آدمی به صورتِ فطری زیباطلب است امّا اگر این غریزه خدادادی از تعادل گذشت و جانب افراط گرفت، تجمل پرستی پدید می آید و به دنبال آن فسادها و ناهنجاری ها شکل می گیرد. مدگرایی و ثروت اندوزی نتیجه طبیعی اشرافپرستی و تجمل گرایی افراطی است. اگر در ایران مصرف کالای لوکس بسیار بالاست، اگر در ایران مصرف لوازم آرایشی به افراط رسیده است و اگر بازار فروش کالاهای تقلّبی پررونق است، همه حاکی از روحیه مصرف گرایی کشور ماست. مسجد می تواند با تعدیل روحیه مصرف گرایی به رشد تولید ملی در کشور کمک کند.
در اسلام تأکید فراوانی در یادگیری حلال و حرام و فاصله گرفتن از حرامخواری شده است. حرامخواری پیامدهای مهلکی دارد که در احادیث به آن با صراحت به آن پرداخته شده است. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
الجَنَّة مُحَرَّمَةٌ علی جَسَدٍ غُذِّیَ بالحَرَام(1)بهشت بر جسدی که از حرام تغذیه کرده باشد، حرام است.
مسلمانان اگر بدانند که حرام خدا کدام است، طبعاً به دنبال آن نخواهند رفت. هیچ مسلمانی آگاهانهلقمه حرام نمی خورد و به سادگی مال حرام برنمی دارد. یکی از نقش های مهم امامان جماعت این است که حرام و حلال و حدود آن را برای مستعمین واضح سازند و احکام نورانی اسلام را در این زمینه برای همگان بیان نمایند. دقیقاً به همین دلیل است که مساجد در بازار شکل می گرفت و جایگاهی مهم می یافت. این مساجد رسالتی عظیم بر دوش داشتند و آن اینکه نسبت به امر حلال و حرام ذهن اهالی بازار را آگاه سازند.
مساجد جایگاهی مهم در حماسه اقتصادی دارند. اصول اقتصاد مقاومتی در مسجد تبیین می شود. بدون شک اسلام دارای مبانی و اصول اقتصادی است. امامان جماعت و جمعه می توانند با بهرهگیری از آموزه های اقتصادی اسلام، اصول اقتصاد مقاومتی را برای توده مردم تبیین نمایند. بسترسازی فرهنگی برای مقاومت اقتصادی در مسجد صورت می پذیرد.
رویه این گونه بوده است که بازاریان و کاسب کاران نگرشهای اقتصاد و مالی را از مسجد دریافت می کردند. بر متولیان مساجد فرض است اصول اقتصاد مقاومتی را براساس آموزه های دینی فرا گیرند و آن را با زبانی زیبا برای مخاطبین خود بازگویند.
چه زیباست که مسجد خدمات اقتصادی دهد و از این طریق ثروت و مال با مسجد پیوند الهی و آسمانی پیدا کند. امامان جماعت می توانند با خلاقیّت و اتخاذ تدابیر مناسب در مسجد نهادهای اقتصادی کوچک و خرد ایجاد نمایند، بخش های نظیر صندوق قرض الحسنه، صندوق کمک به ازدواج جوانان، جمع آوری کمکهای مردمی برای آبادانی روستاها و گردآوری کمکهای مردمی برای نیازمندان و مستمندان را می توان در مسجد راه اندازی نمود و از این طریق به بهبود اقتصاد کشور کمک مؤثر کرد.
اگر در اسلام اموری نظیر صدقه، وقف، خمس، زکات، اطعام، انفاق، هبه، وصیّت و ارث وجود دارد،
1) . دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ج 1، ص 69.
این بدین معناست که احکام مالی و تجاری اسلام در مهمترین عبادتگاه اسلامی قابل اجرا است.
مسجد جهت استحکام کیان خانواده کارکرد مهمی دارد. اگر خانواده اصیل اسلامی به صورت مطلوب در جریان باشد، تربیت دینی محقّق شده استحکام درونی این نهاد مقدس تضمین شده است. یکی از پدیده های شومی که امروزه با آن روبرو شده ایم، افزایش آمار طلاق است. آن چه بیشتر تأسفبرانگیز است طلاق عاطفی است. اگر اختلاف ها و چالش های درون خانه افزایش یابند و قلب ها از هم فاصله گیرند، طلاق عاطفی رخ داده است.
نهاد مقدس مسجد می تواند با تبیین جایگاه والدین و فرزندان، به استحکام درونی خانه و خانواده کمک شایانی کند و از این طریق از رشد طلاق رسمی و نیز عاطفی بکاهد. از آنجا که امروزه رسانه های ارتباط جمعی بویژه تلویزیون، فیلم و شبکه های اجتماعی نسبت به خانواده ها تأثیرگذار شده اند، مناسب است متولیان فرهنگی مساجد خصوصاً امامان جماعت با شناخت دقیق از تکنولوژی مدرن، مخاطبان جوان خود را رهبری نموده الگوی سبک زندگی دینی را به آنان بنمایانند.
در صدر اسلام و در زمان حیات نبی مکرّم صلی الله علیه و اله وسلم و نیز اهل بیت علیهم السلام، خصومت ها و اختلافات در مسجد مطرح می شد و فیصله پیدا می کرد. در حقیقت مسجد نقش دادگاه ها و دادگستری های امروزی را ایفا می کرد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله وسلم و نیز حضرت امیر علیه السلام محلی خاص را در مسجد برای مشکل گشایی از امور مردم و محل دعاوی اختصاص دادند. این رویه در ادوار بعدی توسط حاکمان مسلمان استمرار یافت و حکّام اسلامی درون مسجد یا در کنار آن، جایگاهی را برای قضاوت طراحی می نمودند و عملاً قضاوت ها با مسجد قرین بود.
اسلام دینی عدالتخواه به شمار می آید. یکی از بهترین نمونه های عدالت به هنگام بروز اختلافات و دعاوی شکل می گیرد. اولیاء اسلام دشمنی ها و ناسازگاری ها را در مسجد فیصله می دادند و از این طریق، مجرمان را محکوم و بزهکاران را مطرود می نمودند.قضاوت به عنوان یکی از ارکان حکومت اسلامی با محوریّت مساجد خصوصاً مساجد جامع و
بزرگ انجام می شد. اصولاً حکمت اجرای عدالت در اسلام این است که همگان آن را ببینند و از آن باخبر باشند و این امر تنها در مسجدِ مرکزی شهر امکان پذیر بود. نگاهی به تاریخ اسلام به ما نشان می دهد که مسجد، عدالت خانه بوده است.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم در زمان تشکیل حکومت در مدینه پیوسته در حال مبارزه و جنگ بود. این جنگ ها گاهی داخلی و زمانی خارجی و گاهی کوچک و زمانی بزرگ بود. به شهادت تاریخ، مسجد مهمترین نقش را در حوزه نظامی و دفاعی ایفا کرد. سپاه اسلام از طریق مسجد فراخوان می شد. مجاهدان در مسجد گرد یکدیگر می آمدند و جهاد و اعزام به سوی جبهه ها از مسجد آغاز می شد. بسیاری از طرحهای نظامی در مسجد ردّ و بدل شده به مباحثه گذاشته می شد. سیاست ها و راهبردهای دفاعی در این مکان مقدس ساماندهی می گشت. بعد از اتمام جنگ، پایان نبرد در مسجد اعلام می شد و مسجد جایگاهی برای تقسیم غنائم بود.
نقش مسجد در مسائل دفاعی منحصر به زمان جنگ نبود بلکه مسجد در زمان صلح نیز جایگاهی مهم داشت. جامعه اسلامی در هنگام صلح از مسجد بی نیاز نیست و از این مکان مقدس می تواند به صورت بهینه بهره برداری نماید.
در آغاز انقلاب اسلامی و به هنگام بروز جنگ تحمیلی، مسجد نقش خود را بازیافت. مهمترین پایگاه های نظامی در سپاه، بسیج و ارتش در مسجد بود. مداوای مجروحان در مسجد انجام می شد و مساجد مهمترین محل برای پشتیبانی در زمان جنگ به حساب می آمدند.
مسجد پایگاه مهم عبادی و اجتماعی است. یکی از ارکان اصلی مسجد، مخاطبان و فعالان این مکان مقدس می باشد. نسبت به امور مساجد، نمازگزاران، بانیان، برنامه ریزان، کانونها و اهالی مسجد باید اهتمامداشته باشیم. در مسجد به میزانی که امام جماعت تأثیر دارد، نمازگزاران نیز نقشآفرینند. در ارتباط با مسجد همانگونه که متولّیان رسالت خود را انجام می دهند خادمان نیز می توانند وظایفی درخور داشته باشند.
مخاطبان مسجد طیف وسیعی را شامل می شوند؛ نمازگزاری که بخشی از اوقات خویش را
در مسجد سپری می نماید مخاطب مسجد است، خادمی که تقریباً تمام اوقات خود را با مسجد همراه نموده مخاطب محسوب می شود و دامنه مخاطبان شامل کودکان، اصناف، کانونهای فرهنگی و حتّی خانواده های اهل مسجد می باشد.
واقعیت این است که مخاطبان مسجد یک دست نیستند و از تفاوت های مختلفی برخوردارند. ناهمگونی مخاطبان مسجد می تواند یک فرصت تلقّی شود و برنامه ریزان را برای طراحی طرحها و فعالیتهای متنوع دستگیری نماید.
بی تردید اصلی ترین و شاید مهمترین گروه مخطابان مسجد، کودکان هستند. مهمترین خصیصه کودکان این است که به شدت سبک پذیر و تربیتپذیرند. میزان تأثیرپذیری آنان از دیگر گروه های مخاطب به مراتب بیشتر است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم برای حضور کودکان در مسجد ممانعت نمی نمود بلکه بر حضور پرشکوه آنها عنایت داشت.
شواهد ذیل نشان از حقیقت مزبور دارد(1)ایجاد روضه رضوان در مسجد برای کودکان، کوتاه کردن نماز جماعت به جهت گریه نوزاد، طولانی کرن سجده به خاطر سوارشدن حسنین علیهما السلام بر پشت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم ، قطع خطبه توسط پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و در آغوش کشیدن حسنین8، قطع سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به دلیل زمین خوردن امام حسن علیه السلام و امر کردن نبی خاتم صلی الله علیه و اله وسلم برای کوتاه کردن نماز جماعت به دلیل بازی کردن کودکان در حیات مسجد.
از سوی دیگر با نگاهی تربیتی می توان به دست آورد که حضور کودکان در مسجد امری ضروری است.البته ممکن است از حضور آنها در صف اول جماعت نهی نمود امّا تدبیر امام باقر علیه السلام نمونه ای جالب است. روزی جابر از آن امام همام علیه السلام درباره کودکانی که در نماز حضور می یابند سؤال کرد، آن حضرت پاسخ داد:
لاتُؤخّروُهُم عَنِ الصّلاة المکتوبةِ و فِرِّقُوا بَینهم(2)آنان را در آخر صفها جماعت با هم نگذارید؛ بلکه جداگانه در بین بزرگ سالان پراکنده سازند.
از مهمترین مخاطبان مسجد، نسل نوجوان و جوان است. دوران جوانی مرحله مستقلی از
حیات به حساب می آید. به دلیل پدیدآمدن تغییرات اساسی در جسم و روان، می توان این مرحله را از مبهم ترین و اصلی ترین دوران زندگی به حساب آورد. دوران جوانی همزمان با دوران بلوغ شکل می گیرد که می توان آن را تولدی تازه ذکر کرد.
در این دوره رابطه انسان با خودش و نیز رابطه او با محیط دچار تحولاتی می شود. این روابط جدید و تحولات تازه بهگونهای است که گویا رابطه ای بین فرد و دنیای گذشته وجود ندارد. در این زمان تجربههایی جدید شکل می گیرد و حوادثی نو به وقوع می پیوندد؛ تجربه هایی نظیر خواسته های جدید، غرائزی نو، به شگفت آمدن، طرد و گاهی تمکین، نفی و افکار، حمله و سرکوب، تلاش و مبارزه، خودنمایی و غرور، بلندپروازی، استقلال طلبی، هیجانات و بی قراری ها، افراط و تندروی، سر فرود آوردن و خودشناسی و به خود آمدن.
مرحله جوانی فرصتی بزرگ و طلایی است که اگر نیکو پرورش یابد و مشکلات تربیتی از بین برود، جوان می تواند به نیروهایی شگرف دست یابد و در میان شرایط گوناگون، مسیر خویش را بیابد. در این دوران نقش هدایت گران بسیار مهم است و اگر مسجد و اهالی آن بهگونهای شایسته و بایسته رفتار کنند، می توان به تربیت سالم نسل جدید و مسلمان امید داشت.
زنان مانند مردان قشر مهمی از جامعه را شکل می دهند. در اسلام هر چند برای حضور زن در مسجد الزام و تکلیف نشده است امّا زنان می توانند در مساجد حضور یابند و به اعمال عبادی و سیاسی بپردازند. حضور بانوان در مساجد ابعاد مختلفی دارد؛ از یکسو نیمی از جامعه را زنان تشکیل می دهند و حضور آنان در این مکان مقدس می تواند در رشد و تهذیب آنان نقش مؤثری داشته باشد. از سویدیگر زنان با حضور خود در مساجد، مسایل تربیتی و اخلاقی را فراگرفته آنها را به درون خانه منتقل می سازند و از این طریق فرزندانی دینی و امروزی تربیت خواهند نمود.
بررسی روایات حاوی نکات جالبی است؛ اولاً روایات اندکی بهترین مساجد زنان را خانه هایشان معرفی کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود:
خَیْرُ مَساجددِ نِساءِکُم البیوتُ(1)بهترین مسجد زنان شما خانه ها هستند.
ولی با توجه به روایات دیگر بدست می آید که حدیث مزبور به معنای نهی از رفتن به مسجد
1) . طوسی، التهذیب، ج 3، ص 252؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 5، ص 237.
نیست بلکه بیان اولویت است. بدین معنا که برای زنان به دلیل مشغله های فراوان نمازگزاردن در منزل بهتر است.
ثانیاً رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم با صراحت سخن از جواز رفتن زن به مسجد به میان آورده است:
لاتَمنعُوا نِساءَکُم المَساجدَ و بیوتَهَنَّ خَیرٌ لَهُنَّ(1)زنانتان را از رفتن به مسجد جلوگیری نکنید و خانه هایشان برای آنها بهتر است.
ثالثاً رفتن زنان به مسجد همراه با شرایطی است که احادیث آنها را برای ما بیان می کنند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
لاتَمْنَعُوا إِماءَ اللهِ مَساجِدَ الله ولَکِنْ لِیَخْرُجْنَ و هُنَّ تَفِلاتٌ(2)
کنیزان خدا ]زنان[ را از مساجد خدا منع نکنید ولیزنان هم باید بدون استفاده از بوی خوش از خانه خارج شوند.
همچنین پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم پیشنهاد دیگری را مطرح فرمود:
لَو تَرَکْنا هذَا البَابَ لِلنِّسَاء(3)خوب است این در را برای زنان بگذاریم (مردان از آن تردد نکنند).
گفتنی اینکه اگر در سوره احزاب محدودیتی برای زنان معین شده است، این حکم به دلیل شرایط خاصی است که در عهد رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم پیش آمد/ حدیث معروف این شرایط را توضیح می دهد:
زنان از خانه بیرون و به مسجد می رفتند و پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نماز می خواندند. آنان شب هنگام برای نماز مغرب و عشا و بامدادان از خانه خارج می شدند، اما از آن جا که جوانان در مسیرشان می نشستند و آنها را اذیّت می کردند و متعرضشان می شدند، خداوند این آیه را نازل نمود(4)ای پیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو که خویشتن را در چادر فروپوشند. این کار مناسب تر است تا به پاکدامنی شناخته شوند و آزار نبینند و خداوند آمرزنده مهربان است.(5)
گسترده ترین و عمومی ترین مخاطبان مسجد، میانسالان و بزرگسالان می باشند. آنان کودکان و جوانان را به مسجد دعوت کرده با آموزه های دینی آشنا می سازند. حضور این قشر وقار و شکوهی خاص در میان اهل مسجد پدید می آورد. تجربه های بزرگسالان ظرفیت و فرصتی مغتنم است
که می تواند در اختیار اهل مسجد قرار گیرد. کودکان و جوانان در ارتباط با بزرگ ترها ادب ورزی و احترامگذاری را تمرین می کنند. شایسته است متولیان هر مسجدی از نصایح و تجربه های سالخوردگان و پیشکسوتان مسجد بهره برند و از آموخته ها و اندیشه های آنان در مدیریت امور مسجد استفاده کنند.
مسجد با بازاریان ارتباطی تنگاتنگ داشته و دارد. این ارتباط می تواند دو سویه باشد؛ از یکسو اصناف و بازاریان از مسجد بهره می برند و آموزه های دینی نظیر شناخت حلال و حرام، ترغیب به انفاق و رعایت اصول اخلاقی در کسب و کار را فرامی گیرند و از سویدیگر می توانند با بذل کمکهای مالی از فقرا دستگیری کرده به آبادانی مسجد و محله یاری رسانند.
به جز بازاریان، اصناف دیگری نیز با مسجد در ارتباطند. گروه های دیگری نظیر کارمندان، کارگران، کشاورزان، پزشکان، معلمان و دانشگاهیان می توانند با مسجد پیوندی مستحکم برقرار نمایند و از این طریق برنامههای مساجد را با نشاط تر نمایند و خود نیز بهره هایشان را از این مکان آسمانی ببرند.
نمازگزاران در مسجد جایگاه ویژه ای دارند. اهل مسجد نقشی مهم در سبکدهی کودکان و نوجوانان دارند. حضور آنها در مدیریت مسجد تأثیرگذار است. مسجدیان می توانند آبادکنندگان واقعی مساجد باشند و با حضور خود، مساجد را پررونق کرده بازار آنها را گرم نگه دارند. آیات و احادیث برای نمازگزاران و اهالی مسجد ویژگیهایی را بیان می کنند.
اهل مسجد اهل غرور و تکبّر نیستند.(1)
در چهره های آنها نشانه بندگی خدا مشهود است.(2)
مساجد مسلمانان نیمه شب ها پررونق است.(3)
سجده های نمازگزاران طولانی است.(1)
نمازگزاران باید در پاکی و پاکیزگی مساجد کوشا باشند.(2)
امید، مهمترین رکن نماز و نمازگزار است.(3)
نمازگزار اهل کینه و دشمنی نیست.(4)
نمازگزاران باید اخلاص را وجهه همّت خود قرار دهند.(5)
مسجد مکانی برای نمایش دادن زیورآلات نیست.(6)
مأمومین باید در آبادانی مساجد بکوشند.(7)
نمازگزاران مردمانی هستند که دوست دارند خداوند آنها را از گناهان پاک سازد.(8)
مسجد، عروج گاه اهل نماز است.(9)
یاد خدا در دل نمازگزاران موج می زند.(10)
خداوند آسایش روحی و روانی را برای اهل مسجد ضمانت کرده است. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود:
مَنْ کانَت المَساجِدُ بَیْتُهُ ضَمِنَ اللهُ لَهُ بالرَّوح و الرَّاحَهِ و الجوازِ علی الصراطِ(11)هرکس خانه اش مسجد باشد خداوند آسایش و آرامش و عبور از پل صراط را برای او ضمانت می کند.
زمین برای مسجدیان تسبیح می کند. امام صادق علیه السلام فرمود:
مَنْ مَشَي الي المَسْجِدِ لَمْ یَضَعِ رِجْلاً عَلَي رَطْبٍ و لایَأبِسٍ الاّ یُسَبِّحُ لَهُ اِلي الأرضینَ السَّابعةِ(12)هر کس گامی به سویمسجد برمی دارد، بر هیچ تر و خشکی پا نمی نهد، مگر اینکه از زمین اول تا هفتم برای او تسبیح می کنند.
نمازگزاران را شرایطی است که می توان آن را در طرح ذیل دید:(1)
سرمایه ایمانی-اخلاقی
خلق نیکو
الفت میان قلبها
قصد کسب ثواب و مغفرت
رسیدن به عبودیت از رهگذر عبادت
سرمایه اجتماعی
مشارکت پذیری و روحیه کارهای جمعی
اعتماد به یکدیگر
بخشندگی مالی
آگاهی به آداب حضور
آشنایی با احکام مسجد و آداب حضور
آشنایی با فضیلت، جایگاه و تقدس مسجد
آشنایی با احکام و آداب نماز جماعت
رعایت آداب حضور
ترک محرمات و مکروهات
زینت در مسجد
رعایت مستحبات
جبران مافات
» هدفداری
عبودیت از راه عبادت و مردم داری
1) . عباسی، الگوی مدیریت اثر بخش مسجد، ص 180.
انگیزه خودسازی و تهذیب نفس
انگیزه هدایت دیگران
» فضایل اخلاقی و رفتاری
اخلاص
خلق نیکو و حسن معاشرت
سعه صدر و مدارا
صداقت و وفای به عهد
عدالت فقهی و تقوا
عدالت در رفتار با مردم امانتداری و مسئولیت پذیری
نظم و وقت شناسی
تواضع و تکبرستیزی
ساده زیستی و دوری از تجملات
ولایت پذیری و تبعیت از ولی فقیه
وقار و ثبات شخصیت
شجاعت و استقلال رأی
آراستگی و جذابیت ظاهری
خودباوری و قاطعیت
حسن شهرت
» تمایل انگیزشی
اهتمام به حل مشکلات مردم
تلاش و پشتکار در مسجد
» دانش و مهارت
پیشگامی در ارتباطات
مخاطب شناسی
شنیدن مؤثر
ارتباطات مؤثر
فن خطابه
هوش عاطفی و هیجانی
دید کلان و تفکر راهبردی
تفکر تحلیلی و توانایی درک و تشریح اهداف و ارزشهای مسجد
تفکر خلاق
آگاهی بصیرت و بینش سیاسی
دانش دینی
دانش روز
دانش مدیریت مشاوره و روان شناسی
شناخت خرده فرهنگها
قرائت صحیح نماز و قرآن و تأکید به تدبر در آن
تردیدی نیست که امام جماعت نقش بسیار مهمی در ساماندهی امور مسجد به عهده دارد. در ارتباط با امامان جماعت دو گونه می توان داوری کرد.
درست است که امام جماعت باید شرایطی داشته باشد امّا اگر برخی از آن شرایط موجود نبود، مأمومین نباید از حضور خود در مسجد بکاهند یا به امام جماعت توهین کنند. شاید برخی از آنان به دلیل کهنسالی و فرتوتی نتوانسته باشند به نحو شایسته حضور یابند یا تدبیر امور کنند. دراینصورت، نمازگزاران و متولیان باید حرمت نگه دارند و با حضور کمرنگ خود، ضعف های امام جماعت را جبران نکنند.
همچنین اهالی مسجد نباید انتظارات بالا و نابجا از امام جماعت داشته باشند. طبیعی است که انسانها متفاوتند و هر کدام از سلایق خاصی برخوردار. انتظارات از مسجد و اهالی مسجد باید متناسب با موقعیّت و شرایط مسجد باشد. روا نیست زحمات ائمه جماعات نادیده انگاشته
شود و سپاسگزاری نگردد. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم در غیاب خود کسانی را عهده دار نماز و اداره مسجد می نمود. آنان هرگز نمی توانستند همانند پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم به وظایف خود عمل کنند امّا مورد احترام رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم بودند.
امام جماعت پیشوا، راهنما و مقتدای مسجد و مسجدیان است. او نه تنها به اقامه نماز اقدام می کند بلکه سیاست ها و راهبردهای اصلی تدبیر مسجد را بر عهده دارد. به دلیل جایگاه والای امام جماعت شرایطی برای او می توان در نظر گرفت؛ امام جماعت باید عدل و انصاف را رعایت نماید، از خودمحوری و خودنمایی پرهیز کند، حل مشکلات دیگران را سر لوحه برنامههای خود قرار دهد، گشاده رو و خوشرفتار باشد، به حلّ مشکلات مردم اهتمام ورزد، نظم را پیشه سازد، مخاطب شناس باشد، به جریان ها و نحله های موجود در جامعه آگاه باشد و بتواند مسجد و اهل مسجد را در راستای اهداف نظام اسلامی تربیت سازد.تحقیقی بایستههای امام جماعت را در چهار بخش بررسی کرده است.(1)
یکی از عناصر دخیل در امور مسجد، بانیان مساجد هستند. با مراجعه به متون دینی می توان گفت که در ارتباط با احداث مسجد مهمترین عنصر نیّت است. در قرآن به جز اینکه بر مسجدسازی تأکید شده بر نیّت بانی مسجد تأکید شده است. روح مسجد را نیّت سازنده تشکیل می دهد. قرآن کریم به ما دو مسجد را نشان می دهد و از یکدیگر تفکیک می کند؛ یکی مسجدی که براساس تقوی شکل گرفته و اهالی آن دوستان پاکی و پاکانند(2)و دیگری مسجد ضرار است که به دلیل سوء نیت سازندگان، پیامبر دستور تخریب آنان را صادر نمود و آنجا را به زباله دان تبدیل کرد.(3)
آیاتی از سوره توبه به ما نشان می دهد که آبادسازی مسجد مرهون شرایطی است. آن شرایط عبارتند از ایمان به خدا، اقامه صلاه، پرداخت زکات و جز از خدا نهراسیدن.(4)
بدست می آید که بانیان مساجد باید از میان پاک ترین افراد باشند. دستهای ناپاک نباید به ساختن محل پاک مسجد اشتغال یابد. کسانی که مال و نیتشان آلوده است یا به خاطر حفظ مقام دست به این عمل می زنند، حقّ دستاندازی به امور مسجد را ندارند. مسجد را با زمام داران ناپاک و ثروتمندان آلوده چه کار!
عمران و نگهداری مساجد باید به دست افراد مؤمن، با شهامت و شجاع صورت پذیرد. هنگامی مساجد می توانند به کانونهای انسان ساز و کلاسهای عالی تربیت تبدیل شوند که بنیان گذاران و متولیان آن افرادی شجاع و مؤمن باشند.(1)
امروزه بیشترین سهم را در مدیریت امور مساجد هیئت امناء دارند. آنان می توانند کمکهای مردمی را جمع آوری کنند، به ساخت یا بازسازی مسجد بپردازند، در برنامههای فرهنگی دخالت داشته باشند ومدیریت مالی مسجد را در دست گیرند.
با توجه به اینکه در هیچکدام از متون دینی اعم از آیه و حدیث، سخنی از هیئت امناء به میان نیامده است، ولی با التفات به اینکه در احادیث برای امام جماعت نقش مؤثری دیده شده، می توان گفت هیئت امنا به دو صورت می تواند فعالیّت کند؛ یکی اینکه توسط امام جماعت تعیین شود و در امور مشورت دهند. گونه دیگر اینکه هیئت امنا توسط حکومت اسلامی تعیین و به عنوان بازوی امام جماعت به او مشورت دهند و در اختیار مدیریت امور مسجد قرار گیرند.
اعضا هیئت امناء دارای شرایطی هستند. اهم شرایط عبارتند از سلامت جسمی و روحی، آشنایی با امور مسجد، حسن سابقه، حضور جدّی در برنامههای مسجد، حسن اخلاق و تعهد به نظام اسلامی.
مهمترین نقش تولیت مسجد، آبادانی و پویایی مسجد است. متولیان امور مسجد موظفند به عمران مسجد بپردازند. قرآن کریم آبادانی مسجد را برای اهل ایمان و مجاهدان شایسته می داند.(2)عمارت یا آبادانی مساجد دارای ابعاد مختلفی است.
یکی از جنبه های عمارت مسجد، تعمیر، مرمّت و نگهداری مسجد است. متولیان باید در سلامت کالبدی مسجد کوشا باشند. مسجد باید مکانی پاکیزه و زیبا برای نمازگزاران و کاربران باشد.
بعد دیگری از عمران مسجد وجود دارد. مدیریت مالی یکی از رسالتها و وظایف متولیان امور مساجد است. از آنجا که رونقبخشی به مسجد، نیازمند تأمین منابع مالی است مدیران مسجد باید در این جهت کوشا باشند. آنان می توانند از طریق زکات(1)، خمس(2)، وقف(3)و انفاق(4)به صورتی شایسته مخارج مسجد را تأمین و این مکان مقدس را برای عبادت خدا آماده نمایند.
مهمترین بعد مدیریت مسجد، مدیریت نیروی انسانی می باشد. راهبران امور مساجد باید بیشترین نقش رابه نمازگزاران، امام جماعت و کاربران مسجد بدهند. بر آنان لازم است تمام همت خویش را صرف کنند تا مردم از این مکان مقدس بیشترین بهره ها را ببرند و در آنجا با آسودگی و راحتی بندگی خدا کرده معارف و ارزشهای اسلامی را فرا گیرند.
نقش خادمان در تربیت اهل مسجد و فرهنگ سازی کمتر از دیگران نیست. این پست یکی از نقش های کلیدی در مسجد است. خادم با تمام اجزاء و عناصر مسجد در ارتباط است و با تلاش و کوشش اوست که مسجد برای ایفای تمام نقش های خود آماده می شود. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم جایگاه خدمتگزاران به مسجد را اینگونه توصیف کرد:
إنَّ اللهَ عزّوجَلّ إذا أحَبَّ عَبْداً جَعَلَهُ قَیمَ مَسجِدٍ(5)خدای عزوجل هر گاه بنده ای را دوست بدارد، او را برآورنده نیازهای مسجدی قرار می دهد.
به گواهی قرآن کریم دو پیامبر خدا یعنی ابراهیم علیه السلام و اسماعیل علیه السلام خادم مسجد بودند:
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّي وَ عَهِدْنا إِلي إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود(6)و [ياد كنيد] هنگامى كه ما اين خانه [كعبه] را براى همه مردم محل گردهمايى و جاى امن وامان قرار داديم، و [فرمان داديم:] از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز انتخاب كنيد. و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه: خانهام را براى طواف كنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع كنندگان وسجدهگذاران [از هر آلودگى ظاهرى و باطنى] پاكيزه كنيد.
کانونهای فرهنگی نقشی مهم در مسجد برعهده دارند. این مراکز که عمدتاً با همت قشر جوان شکل می گیرد جایگاه مهم برای تربیت نسل جوان و سبکدهی به نسل جدید است. خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی کانونهای فرهنگی داخل مساجد فعّال شده اند و از این طریق تلاشهای شایسته ای رخ داده است.گفتنی اینکه هماهنگی میان کانونهای فرهنگی از یکسو و عناصر دیگر مسجد نظیر هیئت امنا و امامان جماعت امری ضروری است و در این زمینه لازم است ائمه جماعت پیش قدم باشند. همچنین شایسته است مراکز بالادستی فرصتی مناسب را برای مدیریت امور مساجد به امامان جماعت بدهند و آنان را در هدایت نسل جوان حمایت کنند. رهبر معظم انقلاب خطاب به روحانیون فرمودند:
من سفارش می کنم که کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را فراموش نکنید؛ البته با همکاری مسجد، این کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید.(1)
اولین طرّاح و معمار مسجد رسول خداست. آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم هر چند معابد دیگر ملل را دیده بود و با اهل کتاب ارتباط داشت امّا هرگز مسجد را به شکل کلیساها و دیرها طرّاحی نکرد. بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم و در عصر خلفای اموی و عباسی، طرح و شکل معابد مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان در ساختمان مساجد تا حدّی تأثیرگذار بود. البته مسلمانان هرگز به زور معابد دیگر ملل را تصاحب نکردند امّا به تدریج از برخی نمادهای معماری دیگران استفاده کردند.
مساجد اوّلیه صحن بزرگ مستطیل شکلی داشت که در سه ضلع آن شبستانها و دالانهای درازی بود که روی ستون ها قرار گرفته بودند و در ضلع چهارم بنای وسیع و محکمی قرار داشت که محل خواندن نماز به حساب می آمد. معمولاً در مساجد نخستین سقف وجود نداشت. در وسط مسجد صحن قرار داشت و در زوایای آن چندین مناره. معمولاً در مساجد مکان هایی برای فقرا، مساکین، غربا و مسافران وجود داشت؛ گویا مسجد به عنوان مسافرخانه یا هتل نیز عمل می کرد.
1) . بیانات رهبر معظم انقلاب، 19/ 7/ 91.
از آنجا که طرّاحی و معماری مسجد می تواند در سبکدهی زندگی فردی و اجتماعی نقش داشته باشد، مناسب است به ابعاد مختلف معماری مسجد توجه داشت.
معماری مسجد از اصولی تبعیت می کند و مساجد اسلامی باید براساس قواعد و اصول اسلامی بنا شوند.
از دیرباز مساجد در شهرها بهگونهای احداث می شدند که دسترسی مؤمنین به آنها آسان بود. مسلمانان به راحتی به مساجد می رفتند و به سمت آن گام برمی داشتند. مسجد نمی تواند به یک گروه یا طبقه خاصی تعلّق داشته باشد. مسجد برای نمازگزاردن عموم مسلمانان است. برایناساس، موقعیت احداث مسجد باید بهگونهای باشد که دسترسی به آن برای همگان به راحتی امکان پذیر باشد.
مسجد یکی نهاد دولتی نیست و هیچگونه وابستگی به دولت ها را ندارد. البته لازم است مدیران مساجد در راستای اهداف و منافع عالی اسلام و حکومت دینی فعالیت کنند امّا به لحاظ سازمانی هیچ مسجدی زیر مجموعه نهادهای دولتی و رسمی به حساب نمی آید. همچنین بانیان باید بدانند که مالکان مساجد نیستند. مسجد برای استفاده عموم مسلمانان و مؤمنان است لذا باید بهگونهای احداث گردد که برای همگان در دسترس بوده قابل استفاده باشد.
سادگی ویژگی مهمی است که باید در طرّاحی، معماری و چیدمان تمام اجزا و مسجد مدّ نظر قرار گیرد. به هر میزان که مسجد دور از تجملات و تشریفات باشد، بهتر می تواند به نمازگزاران آرامش و تمرکز دهد.
البته بسیاری از ویژگیهای مسجد با توجه به شرایط زمان و مکان، متفاوت است. امّا می توان به هنگام ساختن یک مسجد در معماری و طرّاحی به اصل بی پیرایگی، بی تکلّفی و سادگی توجه نمود مسجد می تواند در عین شکوه و عظمت ساده باشد. مسجد باید از پیرایه های دنیویِ
تکلّفآفرین پاک باشد.
مساجد صدر اسلام از سادگی فوق العاده ای برخوردار بودند. آنها هرگز با زینت های فاخر تزیین نمی شدند و همانند کلیساها آذین بندی نمی گشتند. امام صادق علیه السلام در رابطه با سادگی مسجد عهد پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم چنین می فرماید:رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم دیوار مسجد خود را با پهنای یک خشت بالا برد، مدّتی گذشت و شمار نمازگزاران افزون شد و گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم کاش می فرمودید تا مسجد را وسیع کنند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: بلی، بعد فرمود تا به صحن مسجد افزودند و دیوار مسجد را با یک خشت و نیم بالا بردند. بعد از مدتی، باز به شمار مسلمانان افزوده شد، گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم کاش می فرمودید تا بر وسعت مسجد بیفزایند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: بلی و دستور داد تا به وسعت مسجد افزودند و دیوار مسجد را با دو خشت نر و ماده بنا کردند. گرمای تابستان شدید شد. گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم کاش می فرمودید تا مسجد را سایه کنند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: آری تا از تیرهای درخت خرما شمع زدند و سقفی برافراشتند و با شاخه درخت خرما و بوته های گورگیاه سایه بان ساختند. هنگام بارش شدید باران آب از لابه لای شاخه ها سرازیر شد، گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم کاش می فرمودید تا سقف مسجد را با گل بپوشانند. رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم به آنان فرمود: نه. فقط سایبان، همانند سایبان موسی بن عمران علیه السلام و تا رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم زنده بود، ساختمان مسجد به همان صورت باقی بود.(1)
خداوند جهان هستی را متقن و مستحکم بنا کرد و این شیوه را به آدمیان آموخت:
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُونَ(2)و كوهها را مىبينى [و] آنها را [در جاى خود] بىحركت مىپندارى، در حالى كه آنها مانند ابر گذر مىكنند. آفرينش خداست كه [آفرينش] هر چيزى را محكم و استوار كرده است؛ يقيناً او به آنچه انجام مىدهيد، آگاه است.
آنگاه که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرزند خود ابراهیم را از دست داد بر قبر او حاضر شد وناهمواری های قبر را صاف نمود آنگاه فرمود:
هر گاه کسی کاری را بر عهده گرفت باید آن را متقن و محکم انجام دهد.(1)
رعایت استحکام در بنای مسجد اهمیّت ویژه ای دارد. مساجد از این طریق به نسلهای آینده منتقل می شوند و دیگران از آنها بهره مند خواهند شد. اگر اصل استحکام در مساجد توسط معماران رعایت گردد این اماکن مقدس عمری دراز در قرون متوالی خواهند داشت.
از آنجا که مساجد در محله ها و منطقه های مختلف بنا می شوند و مکان عمومی محسوب می گردند، لازم است مساحت مساجد با میزان جمعیت آن منطقه تناسب داشته باشد. اگر مسجدی بزرگ در منطقه کمجمعیّت یا مسجدی کوچک در منطقه ای پرازدحام احداث گردد، تناسب رعایت نشده بهره برداری از آن با مشکلاتی رو برو خواهد شد.
روزی رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم گروهی را دید که مشغول ساختن مسجد بودند. آن حضرت صلی الله علیه و اله وسلم از آنان خواست مسجد را وسیع بسازند تا از جمعیت پر شود.(2)
مساجد باید بهگونهای طراحی گردند که زیبا و آراسته باشند. سادگی نباید بهانه ای برای نازیبایی مسجد گردد. ساختمان مسجد در عین حال که باید ساده و بی تکلّف باشد، لازم است از زیبایی و نظم ویژه ای برخوردار گردد. قرآن کریم دستور می دهد که مسلمانان با زینت وارد مسجد شوند:
يا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ(3)اى فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدى، آرايش و زينتِ [مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان] همراه خودبرگيريد، و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد؛ زيرا خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد.
مراد از زینت در شریفه مزبور موارد ذیل است؛ پوشیدن لباس پاک و پاکیزه، شانه زدن به موها، استفاده از عطر و داشتن انگشتر فاخر. خداوند می خواهد مسلمانان و مکان های مذهبی آنان در
برابر کفّار و مشرکان با شکوه باشد.(1)
زیبایی مساجد دوگونه است؛ ظاهری و معنوی. مسجد و اهالی آن به جز اینکه باید به ظاهر زیبا و آراسته باشند، لازم است از زیبایی معنوی نیز برخوردار گردند. یک مسلمان نمازگزار شایسته است از رذائل اخلاقی به دور و فضائل اخلاقی را واجد باشد.(2)
ساخت و معماری مسجد در سبک زندگی انسان اعم از فردی و اجتماعی، نقش بسزایی دارد. می توان فنون معماری مسجد را در سه محور بررسی کرد.(3)
موقعیت بیرونی مسجد در ساختن شهرها باید اصالت داشته باشد. در صدر اسلام رویه این بود که نخست مسجد بنا می شد و سپس گرداگرد آن شهری شکل گرفته توسعه می یافت. شهرهای اسلامی مسجدمحور بودند. برایناساس، لازم است نخست مکان و ابعاد بنایی مسجد با توجه به فضای شهر یا منطقه بررسی و سپس طراحی مطلوب نسبت به مسجد صورت گیرد.
با در نظر گرفتن مرکزیت مسجد، ضروری است دانشگاهها، مراکز علمی، بانک ها، دستگاههای دولتی، نهادهای قضائی و بازار بنا شوند. همچنین مناسب است ورودی ها و خروجی ها مسجد متناسب با مرکزیتآن پدید آید.
مسجد از جهت نوع معماری باید تمایزی آشکار با سایر ابنیه داشته باشد. می توان ویژگیهایی را برای مسجد لحاظ کرد که این مکان مقدس را از دیگر بناها جدا سازد.
عریش بودن (سایبان به جای سقف، در شرایط اقلیمی مناسب)
1) . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 6، ص 148؛ طباطبائی، المیزان، ج 8، ص 79؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 4، ص 637؛ قرائتی، تفسیر نور، ج 4، ص 52؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 18 و 19.
2) . طباطبائی، المیزان، ج 8، ص 99.
3) . قربانی و همکاران، شاخص های معماری و شهرسازی اسلامی، ص 101 – 136؛ نوبهار، کوی دوست، ص 79-97؛ محرّمی، نقش مسجد در جامعه اسلامی، ص 45-68؛ ری شهری، فرهنگنامه مسجد، ص 31-43.
داشتن قبّه (گنبد، در صورت نیاز به سقف، ترجیحاً به رنگ سبز یا آبی آسمانی)
ساده و بی آلایش بودن دیواره ها و شبستان ها بدون کنگره و دندانه دار باشند.
مسجدها بر روی قبور بنا نشوند.
قبرستان در سمت قبله مسجد نباشد.
ابعاد مسجد باید متعادل و متوازن بوده برای توسعه احتمالی آماده باشد.
مطلوب است بنای مسجد به صورت چهارضلعی اعم از مربع یا مستطیل باشد تا تناسبی با نماد و ندای بزرگ اسلام داشته باشد: «سَبْحانَ اللهِ وَ الحَمْد لله و لا اِلَه الاّ الله و الله اَکْبر»
ضروری است در ساخت مسجد استحکام و امنیت در نظر گرفته شود.
کاربری مسجد نباید تغییر کند.
هر مسجدی دارای اجزائی است که باید در معماری و طراحی مسجد از جهات مختلف مورد توجه قرار گیرد. از آنجا که مسجد عبادتگاه مسلمانان است، لازم است مکانی امن و آرامبخش برای نمازگزاران باشد. برایناساس، ورودی ها، خروجی ها، سایبان، کفشداری ها، آشپزخانه، آبدارخانه، بخاری، چراغ و وضوخانه باید بهگونهای طراحی گردد که مانعی برای حضور قلب اهالی مسجد نباشد.
صفّه؛ تعبیه فضایی در کنار در ورودی مسجد که در جهت خلاف قبله باشد، برای اموری نظیر آموزش،مدیریت، کانونهای فرهنگی و نیز اسکان فقرا مناسب است.
صحن؛ ایجاد صحن های بدون سقف به جهت انجام اعمال عبادی نظیر نماز عید فطر، نماز عید قربان و نماز جمعه در زیر آسمان آبی، نمایان گر معماری اسلامی خواهد بود.
دیوار؛ بنای دیوار مسجد باید کمتر از 8 ذراع (تقریباً 3 متر و 75 سانتیمتر) باشد و در صورتی که دیوارها بلندتر بود مناسب است در بالای آن آیة الکرسی با خطی زیبا نگاشته شود. همچنین عدم اشراف به همسایه ها و عدم اضرار به آنها از ضرورتهای معماری بنای این مکان مقدس است.
مناره؛ در ساخت مناره ها باید سعی شود که بلند نباشند. همچنین مناره ها باید در کنار دیوار
مسجد نه درون آن تعبیه شوند. مناره تنها یک نماد و راهنماست. لذا باید حدود آن رعایت گردد.
محراب؛ محراب نباید در داخل دیوار قرار گیرد. همچنین نباید برای آن حصاری (مقصوره) در نظر گرفته شود. مکان محراب نباید بلندتر از محل نمازگزاران باشد و اگر تا حدّی پایین تر باشد، مطلوب است.
شبستان؛ در مساجد قسمتی مسقف بوده است که در سمت قبله قرار می گرفت. زمانی که شرایط جوی نامساعد بود از آن برای انجام مراسم عبادی استفاده می شد.
منبر؛ منبر در سمت قبله و متناسب با اندازه مسجد و جمعیت ساخته می شود. منبر نباید مانع اتصال صفوف یا رؤیت امام جماعت توسط صف اول باشد. منبر برای هدایت، ارشاد و موعظه مردم استفاده می شود.
طلاکاری؛ آراستن مسجد با طلا روا نیست. مسجد محل انقطاع از دنیاست. لذا شایسته نیست آن را با فلزی گرانبها تزیین نماییم.
نقاشی؛ آراستن مسجد با نقاشی موجودات دارای روح مناسب نیست. همچنین نقاشی موجودات فاقد روح نظیر گل و درخت در مساجد مکروه است.
عکس؛ نصب عکس روی دیوارهایی که رو به قبله نباشند مانعی ندارد. البته لازم است عکس ها بهگونهای نصب شوند که آرامش و حضور قلب نمازگزاران را برهم نزنند.
در ورودی؛ مناسب است برای ورود بانوان دری اختصاص یابد. البته این امر در زمان پیامبرصلی اللهعلیه و اله وسلم رایج نبوده است امّا در پسندیده بودن آن تردید نیست.
وضوخانه؛ مناسب است وضوخانه و دستشویی در کنار مسجد قرار گیرد. این کار سبب می شود مسجد کمتر در معرض نجاست قرار گیرد و قداست آن حفظ شود.
کتابخانه؛ بسیار به جاست که در کنار مسجد بخشی برای کتابخانه و مراکز فرهنگی بنا شود تا پاسخ گوی نیازهای امروز جوانان و توده مردم باشد.
پارکینگ؛ مستحب است انسان پیاده به مسجد برود. امّا با توجه به شرایط امروز، مناسب است بخشی به عنوان پارکینگ ماشین و موتور در کنار مسجد احداث شود تا هم مایه آرامش نمازگزاران گردد و هم برای همسایگان موجب آزار نباشد.
ضروری است بخش های دیگری نظیر پاشویی، کفشکنی، شبستان زنانه و انباری برای مساجد در نظر گرفته شوند. همچنین مناسب از هرگونه نو آوری در طراحی و بنای مسجد استقبال
شود تا معابد مسلمانان با شکوه و عظمت باشد. تاریخ اسلام از حقیقتی زیبا پرده برمی دارد و آن اینکه مسلمانان نسبت به روشنایی مساجد اهتمام داشته اند.(1)
مسجد می تواند مرکزی اثربخش باشد و از رخوت خارج گردد. جایگاه مسجد در سبکدهی رفیع و بلند است. به منظور تقویت مدیریت اثربخش مسجد و ارتقاء نقشآفرینی آن در سبک زندگی اسلامی در دو محور می توان سخن گفت.
مدیریت پیام در مسجد توسط امام جماعت و در سطح دوم به کمک دیگر عناصر مسجد صورت می پذیرد. مسجد و منبر برای مخاطبین پیامی دارد. این پیام باید مدیریت شود و اثربخشی آن مضاعف گردد.
پیام یکی از عناصر محوری ارتباطات است. پیام به محتوا، قالب و شیوه های مختلفی اطلاق می گردد کهاز سوی فرستنده به سمت مخاطب هدایت می شود. اگر فرستنده ای بخواهد به صورت هوشمند، مفهومی را از طریق کانال خاص برای گیرنده ای ارسال نماید و از این طریق او را متأثر کند، پیام دهی محقّق شده است. پیام می تواند بینش، نگرش، احساسات و ارزشهای دیگران را متأثر نماید و آنها را در جهت برنامه ریزی، هدفگذاری و آینده پژوهی هدایت کند. در پیام عوامل متعددی نقش دارند.
ایجاد جاذبه در پیام جایگاه مهمی در مدیریت پیام دارد. برای اینکه فرستنده یا یک مبلّغ بتواند پیامی را تولید کند و آن را به بهترین شکل مدیریت نماید، لازم است به ابعاد جذابیّت پیام توجه کافی مبذول نماید. عواملی که موجب جذاب شدن پیام می شوند، دارای ابعاد مختلفی می باشند.
عوامل محتوایی، به ابعادی اطلاق می شود که به محتوا، معنا یا منظوری که در پیام وجود
1) . سمهوری، وفاء الوفاء، ج 2، ص 670؛ ناصر خسرو، سفرنامه، ص 68.
دارد، ارتباط پیدا می کند گاهی خود پیام با قطع نظر از فرستنده، گیرنده، قالب و نحوه ارسال، جذابیّت دارد. دراینصورت، ذات پیام جذّاب بوده اثربخش می باشد.
می توان نمونه هایی از آن را در آیات قرآن کریم مشاهده نمود؛ انطباق پیام با فطرت انسان(1)، پاسخ گو بودن پیام نسبت به غریزه های بشری(2). ناظر بودن پیام نسبت به وجدانیات درونی(3)، سازگاری محتوا با عقل سلیم(4)، و مطابقت پیام با واقعیت(5).
قالب های پیام همواره مورد استفاده ارتباط گران بوده اند. قالب ها همانند بسته های کالا عمل می کنند که پیام را در نظر گیرنده، جذّاب یا ناجذّاب جلوه می دهند. اگر قالب پیام با محتوای آن تناسب داشته باشد، پیام را جذّاب نموده در غیر این صورت پیام نازیباست. قرآن کریم از قالب های شگفت انگیزی برای جذّاب نمودن پیام استفاده کرده است؛ قصّه و تاریخ، شعائر، صور هنری، سجع، حالت موسیقایی، تمثیل، الگودهی و مجاز.
عوامل پیرامونی یا زمینه ای به بعدی از پیام اطلاق می گردد که خارج از آن باشد وبا افزودن آن بتوان پیام را جذّاب نمود. بعد پیرامونی می تواند در اقناع مخاطب نقش شایانی داشته باشد. بعد زمینه ای دستاویزی در دست برنامه ریزان پیام است تا آنها بتوانند از ادراک پیام توسط گیرنده یقین حاصل نمایند. بعد پیرامونی جنبه های گوناگونی را دربرمی گیرد.
منزلت و موقعیت پیام دهنده عاملی تأثیرگذار در پیام است. این بعد را می توان در قرآن به صورت آشکار دید؛ شخصیت هایی که در قرآن مطرح می شوند، کلام شیوایی که قرآن بکار می برد، عدم تعصب در قصص قرآنی، تخصص فرستنده و سعه صدر.
پیام ها نسبت به مخاطبین اثر یکسانی ندارند بلکه نسبت به نوع شخصیت، درجه اعتقاد و شرایط فرهنگی وی متفاوت خواهند بود. در اینجهت قرآن عواملی را برمی شمارد؛ منافع مخاطب(1)، نیاز مخاطب(2)، شخصیتمخاطب(3)، سطح فهم مخاطب(4)، گرایش مخاطب(5)و شرایط روحی گیرنده(6).
موقعیت ها و زمینههای ارسال پیام نسبت به جذّاب بودن می توانند اثر بخش باشند. محیطی که پیام در آن ارسال می شود قادر است اثرات آن را تغییر دهد. بدون شک شرایط ارسال پیام بر انسان تأثیرگذار است و او را رشد می دهد یا به انحطاط می کشاند.
شرایط بسته به موقعیت فرستنده و گیرنده دارای حالتهای مختلفی است. امّا بدون شک بهترین حالت این است که هم فرستنده و هم گیرنده در موقعیت مناسبی قرار گیرند. بدون تردید بهترین شرایط برای ارتباط گیری فرستنده با مخاطب در مکان مقدسی به نام مسجد شکل می گیرد؛ زیرا در آنجا ارتباط با خدا برقرار شده حضور خالق هستی محسوس است.
پیام را می توان با روشها و شیوه های مختلفی ارسال نمود. اگر شیوه انتقال پیام درست نباشد، ارسالکننده به هدف مورد نظر نخواهد رسید.
در قرآن با شیوه های جذّابی روبرو می شویم که تمام آنها پیام های قرآنی را فعّال و اثرگذار نموده اند؛ استفاده از استدلال(7)، ارسال تدریجی پیام (تکرارها در قرآن)، استفاده از شیوه تلقین،
آسان جلوه دادن پیام(1)،بدیع و نوبودن(2)، ایجاز(3)، استفاده از شیوه سؤال(4)، بهرهگیری از شعار(5)، استفاده از روش نفی و اثبات (پرمحصولی و قحطی زمان یوسف) و ارتباط چهره به چهره.(6)
پیام دارای کارکردهای متنوعی است. پیامهای دینی می تواند دارای اثرات سازنده و مفیدی باشند. اگر پیام در مسیر درست بکار بسته شود و تقوای الهی در آن رعایت گردد، می تواند آثار فراوانی داشته باشد.
قرآن کریم نمونه هایی از اثربخشی پیام را مطرح می کند و آن را پیشاروی ما قرار می دهد؛ پیام الهی آرام بخش بوده حاوی همدلی و صلح است(7)، معنویت بخشی انسانها حول محور توحید از دیگر کارکردهای پیام قرآنی است(8)، ادیان الهی برای رفع تفرقه ها و ایجاد همبستگی و وحدت نازل شده اند(9)، پیام های قرآنی آدمی را به سعادت و کمال می رسانند(10)، در منطق قرآن پیام های دینی آگاهیبخش بوده مخاطب را بصیر می نماید(11)، امیدبخشی و شورآفرینی از دیگر ویژگیهای پیام الهی است(12)، یکی از کارکردهای مورد انتظار پیام این است که مخاطب را توانمند و مسئولیتپذیر می سازد(13)و پیام های قرآنی در دل مخاطبین ایمان و آرامش برمی انگیزد.(14)
مسجد، در جهان اسلام محور سبک زندگی مسلمانان است. تمام ابعاد زندگی امت اسلامی
از مسجد تأثیر می پذیرد. آموزه های اسلامی با ساختار مسجد گره خورده است. آرمان های بلند مسجد و اسلام با یکدیگر در ارتباطند. اهل مسجد از این مکان مقدس نقش می پذیرند و نسبت به دیگران تأثیرگذارند. دراینصورت، مدیریت تشکیلات و سازمان مسجد می تواند نقشی مؤثر در هدایت مؤمنان و مسلمانان داشته باشد.
مدیریت مسجد می تواند صمیمیت و یکدلی را باعث شود، دلخوری ها و اختلافات را به حداقل رساند، تیرگی ها و کدورت ها را تقلیل دهد، بدگمانی ها و قهرها را به آشتی بدل سازد، نیکی ها و مهربانی ها را توسعه بخشد و آرمان های قرآنی و اسلامی را عینیت دهد. مدیریت سازمانی به نام مسجد دارای ابعاد مختلفی می باشد.
مسجد جایگاه عبادت و پایگاه هدایت است. در مسجد باید جاذبه های خاصی باشد تا افراد به سوی خدا جذب بشوند و روح ایمان در وجودشان تازگی یابد. رونق و شکوفائی مسجد به مدیریت آن ارتباط نزدیک دارد. اگر در اداره مسجد عوامل جذابیتآفرین برای نسل جوان استفاده شود، مسجد به کانونی پویا، پرتحرّک و کارا تبدیل خواهد شد.
جذب کودکان و جوانان باید سرلوحه مدیران مسجد باشد. مسجد به دلیل بهره مندی از ظرفیت بالا، نقش بسزایی در سازندگی معنوی جوان خواهد داشت. ذهن جوانان سرشار از سؤالها، ابهام ها و شبهه هاست. حضور روحانیون و علماء دین در مسجد پاسخی به این مطالبه جدّی جوانان است. امام صادق علیه السلام فرمود:
عَلَیْکَ بالإحْداثِ، فَإِنَّهُم اسرع الي کُلّ الخَیْر(1)جوانان را دریابید، زیرا که آنان سریع تر به کارهای خیر رویمی آورند.
ضروری است مساجد الگوهای رفتاری در تمام ابعاد زندگی را به جوانان عرضه کنند تا بتوان رفتارهای فردی و اجتماعی آنان را در قالب های دینی ریخت و از آنان جوانی دیندار، خداخواه و مؤمن تربیت نمود. از وظایف اصلی مدیران مسجد این است که سبک زندگی اسلامی را بهگونهای شایسته در اختیار جوانان قرار دهند در این رابطه بیشترین نقش را امام جماعت دارد. او می تواند
1) . کلینی، الکافی، ج 8، ص 93؛ حمیری، قرب الاسناد، ص 128، حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 16، ص 187. مجلسی، بحار الانوار، ج 23، ص 236؛ فیض کاشانی، الوافی، ج 3، ص 903؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 85.
با ارتباط گیری مناسب با گروه های سنی کودک و جوان، شخصیت آنان را شکل دهد. در این رابطه امام جماعت باید اصولی را رعایت نماید.
· با جوان با ابزار عاطفه و احساسات برخورد نماید و با او از در دوستی در آید. امام جماعت باید همیشه خود را در کنار جوان ببیند نه در مقابل او.
· مدیران مساجد باید با نیازها، روحیات و اقتضائات این نسل آشنا باشند. امام جماعت فردی است که با شناخت درست از جوان بتواند او را از آسیب ها برهاند.
· برگزاری جلسات و برنامههای مختلف با نسل جوان نیازمند یادگیری مهارتهای مختلفی است که باید آن را آموخت.
انقلاب اسلامی در تمام زمینهها کارایی خود را به اثبات رساند. یکی از ابعاد برجسته انقلاب بزرگ شیعی این بود که مدل های جدید به جهانیان عرضه نمود. مسجد در این جنبش عظیم کانونی برجسته و مرکزی هدایت گر بود. این مرکز توانست با استفاده از دانش نخبگان و اندیشه فرهیختگان مدیریت شود.
متولیان امور مساجد باید فرهیختگان محله ها را شناسایی کنند و ضمن تأمین نیازهای مالی و معنوی مسجد از طریق آنان، در برنامه ریزی جذّاب برای مخاطبان از دانش نخبگان استفاده کنند. بهرهگیری از فکر و خلاقیّت فرهیختگان می تواند در پیشرفت نسل امروز نقش بسزایی ایفا کند. خرد جمعیِ برآمده از مشارکت نیروهای متخصص در راه گشایی طرحهای نو و بالندگی مساجد نقشی بی بدیل دارد.نخبگان دین مدار و الگوساز برای نسل جوان جذابند. استفاده از فرهیختگان جوان و پرتوان در نشاط و پویایی اهل مسجد و همانندسازی آنان اثرگذار است. امروزه جهان اسلام و از جمله ایران با جنگ نرم روبروست. این امر لزوم استفاده از قشر فرهیخته و نخبه را ضرورتی دوچندان می بخشد.
اگر مساجد بخواهند نقش تاریخی خود را در تربیت دینی و اجتماعی مخاطبان ایفا کنند، لازم است از برنامههای مطلوب و بهینه برخوردار باشند. پاکیزگی مسجد از لحاظ ظاهری ضروری
است امّا ضروری تر از آن اصلاح برنامههای مساجد است. برنامههای مساجد باید دارای ابعاد مختلفی باشند.
· استفاده از مسابقات
· بیان لطایف و ظرایف عبادات
· بهرهگیری از روش قصه گویی و رمان
· استفاده از کانونهای فرهنگی مسجد
· بهرهگیری از برنامههای احساسی و عاطفی
· امکاناتی نظیر کتابخانه، رایانه و شیوه های جدید مطالعه می تواند مؤثر باشد.
· تشکیل گروه های سرود، تواشیح و هم خوانی
· استفاده از برنامههای عرفانی مبتنی بر آیات، احادیث و ادعیه
· بیان اصول عقائد به صورت ساده و استدلالی
· پاسخ منطقی به سؤالات ذهنی جوانان و اقناع آنها
· ایجاد ارتباط بین مسجد و مراکز تفریحی و ورزشی
· تشکیل بانک اطلاعات و مرکز اطلاع رسانی
· تنوع بخشی به برنامههای فرهنگی مساجد
· داشتن مدیریت زمان
· بهرهگیری از وجود اساتید و صاحب نظران حوزوی و دانشگاهی
· اجرای برنامههای هنری و علمی
· استفاده از ابزار تحسین و تشویق به ویژه نسبت به نسل جوان
گاهی درون مسجد اختلافات سطحی رخ می دهدو این اختلاف ها اگر در ابتدا مهار نشوند و به سرانجام خوشی نرساند، آهستهآهسته عمق پیدا می کنند و به تعارضات شدید تبدیل می شوند. نفوذ کینه و کدورت در دل مؤمنان، مسجد را از رونق انداخته، معنویت را از این مکان مقدس می برد. مطلوب است جهت پیشگیری از اختلاف ها و تعارضات به امور ذیل توجه شود:
· معرفی اهداف مشترک و تأکید بر آنها
· شفاف سازی نسبت به اهداف، تصمیم ها، مأموریت ها و برنامهها
· آگاهیبخشی نسبت به پیامدهای منفی تعارضات
· نشر و توسعه ارزشهای اخلاقی نظیر محبّت، رفاقت، انصاف و وفای به عهد
· تشویق و تأکید به همگرایی و همکاری
· تنبیه نیروهای تنش زا و تفرقه افکن
در جریان فتح مکه سعد بن عباده پرچمدار نیروهای مدینه بود. او با شعار «امروز، روز انتقام است» به صحنه آمد و عواطف دشمنان را تحریک کرد. بدین ترتیب، تعارض میان مهاجرین و انصار بالا گرفت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم با عزل وی این شعار را مطرح نمود: امروز، روز رحمت است. سپس امیر مؤمنان علیه السلام به عنوان فرماندهی نصب شد.(1)
متولیان مسجد باید ارتباط سازنده با مسئولین محلی، منطقه ای و شهری داشته باشند. مسئولان به عنوان حلقه وصل میان مردم و حاکمیت عمل می کنند. آنها با شناختی درست از نیازها و مشکلات مسجد و اهالیآن سعی می کنند از حداکثر تلاش خویش در این راستا استفاده کنند. چه زیباست که مسئولان خود را جزئی از مسجد دانسته از تنگ نظری ها دست بکشند و نقش خویش را نسبت به تقویت مسجد ایفا کنند. و چه زیباست که اهالی مسجد با ایجاد ارتباطی مناسب از مسئولان در راستای ارتقا همبستگی و مشارکت های مردمی بهره برند.
1) . طبری، تاریخ الطبری، ج 3، ص 56؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج 2، ص 406.
تاریخ جهان اسلام خصوصاً صدر اسلام به ما نشان می دهد که مهمترین عنصرسبک ساز در زندگی مسلمانان، مسجد بوده است. براساس آیات قرآن، احادیث معتبر و سیرة عملی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله وسلم و اهل بیت علیهم السلام، هیچ مکانی منزلت و رفعت مسجد را نداشته و ندارد. مسجد پایگاه ساجدان، جایگاه ذاکران و نور دل عارفان است. مسجد جایگاه نشر معارف اسلامی و تربیت مؤمنان و پرهیزگاران است. کانون اتحاد و انسجام مسلمانان، مسجد است. دفاع از تمام ارزش های دینی و اسلامی در مسجد محقّق می شود. خداوند به مسجد و اهل آن نظر دارد. مسجد بارگاه کبریایی خداوند بزرگ است. برکت های زمین از مسجد به دیگر سرزمین ها سرازیر می شود و حیات اسلام با مسجد پیوند خورده است.
مساجدی که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم بنا نمود و در صدر اسلام شکل گرفتند نقش ها و کارکردهای مختلفی داشتند؛ مساجد سجده گاه و عبادتگاه مسلمانان بودند، مساجد به مثابة دانشگاه عمل می کردند، مبلّغان از مساجد اعزام می شدند، مسجدها دارای کتابخانه های بزرگ و کوچک بودند، در مساجد جشن ها برگزار می شد، مساجد عامل وحدتبخش جامعه اسلامی بودند، رسول خدا(ص) هیئت های سیاسی را در مسجد برای دیدار می پذیرفت، مساجد اردوگاه سپاه مسلمانان بود و حلّ دعاوی و اختلاف ها در مسجد فیصله پیدا می کرد.
اسلام در آغاز ظهور نهادی اجتماعی و سیاسی را شکل داد. این نهاد در رشد معنوی انسان ها نقشآفرین بود. فرهنگ سازی و تربیت انسان ها از طریق مسجد هدایت می شد. آگاهی های سیاسی و اجتماعی در مساجد عرضه می شدند و مسجد محل دادخواهی مظلومان تلقّی می شد.
امروزه هر چند بسیاری از نقش ها و شئون مساجد تقلیل یافته اند و گاه رو به افول گذارده اند امّا می توان کارکردهای مسجد را ارتقاء بخشید. پرواضح است که امروزه مسجد در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد و نیز آفتابی است که مسجد طراز دارای بایستهها و ویژگیهایی است که هم اکنون برخی از آنها موجود نیست. بر ما فرض است که با یک نگاه به وضعیت موجود و با نگاهی دیگر به وضعیت مطلوب، جهت انتقال از وضعیت موجود که مطلوب نیست، به سوی وضعیت مطلوب که موجود نیست، برنامه ریزی کنیم وطرحی نو دراندازیم.
جایگاه مسجد باید تا بدان پایه ارتقا یابد که بتواند برای تمام ابعاد زندگی ایرانیان الگوی
دینی و سالم عرضه کند. تنها دراینصورت، است که مسجد هویّت خویش را بازخواهد یافت و به پایگاه حکومت اسلامی تبدیل خواهد شد. اگر امروزه سبک زندگی غربی در جایجای فرهنگ ما رسوخ کرده است، بدون شک احیای جایگاه مسجد می تواند راهکاری بسیار تأثیرگذار در مقابل هجوم این پدیده بیگانه باشد، می توان از مسجد، دانشگاه، رسانه ای مؤثر و مبلّغی شوقآفرین ساخت. مسجد می تواند و باید بیشترین نقش را بر سبکدهی مسلمانان و ایرانیان داشته باشد.
نوشتار حاضر در نظر دارد ضمن بررسی نقش کلیدی و سرنوشت ساز مسجد در صدر اسلام و نیز بررسی علل و عوامل کاهش نقش مزبور در جهان امروز، برنامه ای ارائه دهد تا جایگاه مسجد رفعت و ارتقاء یابد. مسجد می تواند در عینحال که بعد عبادی و آموزشی داشته باشد، اوقات فراغت نسل جدید را پر کند، شهر اسلامی را مدیریت نماید، با خرافات و انحرافات مقابله کند، مسلمانان را قانون گرا و نظم پذیر سازد، به محلی برای حمایت مستمندان و نیازمندان درآید، عاملی برای تحکیم نهاد خانواده باشد، با جذب حداکثری مخاطبان نسل جدید را هدایت کند، پیام ها و ارزش های اسلامی را در جامعه و جهان منتشر سازد و مدیریت امور مسلمانان را بر عهده گیرد.
مسجد می تواند مقرّ اصلی حکومت اسلامی باشد. مسجد می تواند مسلمانان را احیا کند. در مسجد ظرفیتی است که آن را برای بیشترین تأثیرگذاری ها مهیّا کرده است و این مرکز مقدس قادر است مشکلات جهان اسلام را کاهش دهد و از آلام مسلمانان بکاهد. به امید روزی که مسجد جایگاه آغازین خود را بازیابد.
مسجد میتواند نقشی بی بدیل در سبکدهی به زندگی مسلمانان و ایرانیان داشته باشد. نقشآفرینی مسجد ابعاد بسیار وسیع و گسترده ای دارد که بخشی از آنها عبارتند از: علمی و آموزشی، فرهنگی تربیتی، ارتباط رسانه ای، اوقات فراغت، مدیریت شهری، اجتماعی سیاسی، امور اقتصادی، تحکیم نهاد خانواده، حل دعاوی و اختلافات، امور دفاعی و جنگ، امور مخاطبان، معماری و زیباسازی، مدیریت پیام و مدیریت تشکیلات.پر واضح است که تمامی نقش ها و رسالتها در مسجد در ابتدا بر دوش امام جماعت است. او جایگاهی والا در حوزه سبک زندگی دارد. ائمه جماعات باید با توسعة دانش دینی و مهارتی در راستای ترویج فرهنگ اسلامی و توسعة اهداف متعالی انقلاب اسلامی کوشا باشند.
به جز قرآن كريم، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه.
ابراهیم حسن، حسن (1376) تاریخ سیاسی اسلام، مترجم: ابوالقاسم پاینده. بي¬جا. سازمان انتشارات جاويدان. چاپ نهم.
ابن ابی الحدید، عبد الحميد بن هبة الله (1404 ه.ق) شرح نهج البلاغة. قم. منشورات مكتبة آيت الله مرعشی النجفي. چاپ دوم.
ابن اثیر، علی بن ابی الكرام محمد الشيبانی (1415 ه.ق) أسد الغابة فی معرفة الصحابة. بيروت. دارالكتب العلمية. چاپ اول.
ابن اخوه (بي¬تا) معالم القربة فی احکام الحسبة. مترجم: جعفر شعار. بي¬جا. بی نا.
ابن ادريس حلّی، محمد بن احمد (1410 ه.ق) السرائر الحاوی لتحرير الفتاوي( و المستطرفات). تحقق: حسن بن احمد الموسوى و ابو الحسن ابن مسيح، . قم. دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. چاپ دوم.
ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن (1386 ه.ق) الوفاء بأحوال المصطفی. تحقيق: مصطفی عبدالواحد. مصر. دارالكتب الحديثة.
ابن بابويه، محمد بن على (1406 ق) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال. قم. دار الشريف الرضی للنشر. چاپ دوم.
ابن بابويه، محمد بن على (1378ه.ق) عيون أخبار الرضا عليه السلام. تحقيق: مهدى لاجوردى. تهران. نشر جهان. چاپ اول.
ابن بابويه، محمد بن على (1403 ق) معانی الأخبار. قم. دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.چاپ اول.
ابن بابويه، محمد بن على (1413 ه.ق) من لا يحضره الفقيه. تحقيق: على اكبر غفارى. قم. دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. چاپ دوم.
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله (1417 ه.ق) رحلة ابن بطوطة. تحقيق: عبد الهادى تازى. رياض. اكاديمية المملكة المغربية. چاپ اول.
ابن جبیر، محمد بن احمد (بی تا) سفرنامه. ترجمه: پرویز اتابکی. مشهد. آستان قدس رضوي.
ابن حنبل، احمد بن محمد الشيبانی (1414 ه.ق) مسند ابن حنبل، تحقيق: عبدالله محمد الدرويش. بيروت. دارالفكر. چاپ دوم.
ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون(بی تا) مقدمه. بی جا. بی نا.
ابن رسته، احمد بن عمر (1892 م) الأعلاق النفيسة. بيروت. دار صادر. چاپ اول.
ابن سعد، محمد بن سعد بن منيع الهاشمی البصری (1410 ه.ق/1990م) الطبقات الكبرى. تحقيق: محمد عبدالقادر عطا. بيروت. دار الكتب العلمية، چاپ اول.
ابن شبه نميرى، عمر بن شبه (1410 ه. ق) تاريخ المدينة المنورة. تحقيق: فهيم محمد شلتوت. دار الفكر. قم. چاپ اول.
ابن شعبه حرانى، حسن بن على (1404ه.ق) تحف العقول. تحقيق: على اكبر غفارى. قم. جامعه مدرسين. چاپ دوم.
ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (1379 ق) مناقب آل أبی طالب عليهم السلام. قم. علامه. چاپ اول.
ابن طاووس، على بن موسى (1406 ه.ق) فلاح السائل و نجاح المسائل. قم. بوستان كتاب. چاپ اول.
ابن فقیه، (بي¬تا ) مختصر البدان. ترجمه: ح مسعود. ايران. انتشارات بنياد فرهنگ.
ابن ماجة، محمد بن يزيد القزوينی (1395 ه.ق) سنن ابن ماجة، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي. بيروت. دار احياء التراث. چاپ اول.
ابن مشهدى، محمد بن جعفر، (1419 ه. ق) المزار الكبير. تحقيق: جواد قيومى اصفهانى. قم. دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. چاپ اول.
ابن منظور، محمد بن مكرّم المصری (1410 ه.ق) لسان العرب. بيروت. دارصادر. چاپ اول.
ابن هشام، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (بى تا) السيرة النبوية. تحقيق: مصطفى السقا و ابراهيم الأبيارى و عبد الحفيظ شلبى. بيروت. دار المعرفة.
ابی داود، سليمان بن اشعث السجستانی (بی تا) سنن ابی داود. تحقيق: محمد محی الدين عبدالحميد. بيروت. دار احياء السنة النبوية.
ابو نعیم اصفهانی، حافظ (1376) ذکر اخبار اصفهان. مترجم: سيد نورالله كسايي. تهران. سروش. چاپ اول.
أحسائی، محمد بن زين الدين (ابن أبی جمهور) (1405ه.ق) عوالی اللئالی العزيزية فی الأحاديث الدينية. تحقيق: مجتبى عراقى. قم. دار سيد الشهداء للنشر. چاپ اول.
أشعث کوفی، محمد بن محمد ابن اشعث (بى تا) الجعفريات (الأشعثيات). تهران. مكتبة النينوى الحديثة. چاپ اول.
الول ساتن، ال پی (1335) رضا شاه کبیر یا ایران نو. ترجمه: عبدالعظیم صبوری. بی جا. بی نا.
امام خميني، روح الله (بی تا) تحرير الوسيلة. قم. مؤسسه مطبوعاتی دارالعلم. چاپ اول.
امام خميني، سيد روح الله (1378) چهل حدیث. تهران. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره).
امام خمینی، سيد روح الله (بی تا) صحيفه امام. تهران. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره).
امام خمینی، روح الله (بی تا) صحیفه نور. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره).
انصاري، عبدالله (بی تا) شرح منازل السائرین. شارح: ملا عبدالرزاق كاشاني. بي¬جا. بي¬نا.
آمدی، عبدالواحد (1385) غررالحکم و دررالکلم (کلمات قصار امیرالمؤمنین). قم. امام عصر(عج). چاپ چهارم.
آموزگار، محمد (1390) پژوهش راهبردی تعالی مسجد. اصفهان. شهید حسین فهمیده.
باهنر، ناصر (1385) رسانهها و دین. تهران. مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. چاپ دوم.
بحرانی، سيد هاشم (1416 ه.ق) البرهان فی تفسیر القرآن. تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة. قم. بنياد بعثت. چاپ اول.
بخاری، محمد بن اسماعيل (1410 ه.ق) صحیح البخاری (الجامع الصحيح). تحقيق: مصطفی ديب البقا. بيروت. دار ابن كثير. چاپ چهارم.
برقى، احمد بن محمد بن خالد (1371 ه.ق) المحاسن. تحقق: جلال الدين محدث. قم. دار الكتب الإسلامية. چاپ دوم.
بلاذری، أحمد بن يحيى بن جابر (1417ه.ق/1996م) انساب الأشراف. تحقيق: سهيل زكار و رياض زركلى. بيروت. دار الفكر. چاپ ول.
بلاغی، سید عبدالحجت (1386) حجة التفاسیر و بلاغ الإكسیر. قم. حکمت.
بیهقی، احمد بن الحسين (1414 ه.ق) السنن الکبری. تحقيق: محمد عبدالقادر عطا. بيروت. دارالكتب العلمية. چاپ اول.
پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی (1378) دایره المعارف بناهای تاریخی در دوره اسلامی (مساجد تاريخی ايران). بی جا. حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامي.
تِرمذی، محمد بن عيسی (بی تا) سُنَن التِّرمذی (الجامع الصحيح). تحقيق: احمد محمد شاكر. بيروت. دار احياء التراث.
ثقفی تهرانی، محمد (1398ق) تفسیر روان جاوید. تهران. برهان. چاپ سوم.
جزائرى، نعمت الله بن عبدالله (1408ه.ق) كشف الأسرار فی شرح الإستبصار. تحقيق: طيّب موسوى جزائرى. قم. مؤسسة دار الكتاب. چاپ اول.
جعفری، یعقوب (بیتا) تفسیر کوثر. بیجا. بینا.
جعفری، يعقوب (بی تا) مسلمانان در بستر تاریخ، بی جا. دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
جعفریان، رسول (1386) آثار اسلامی مکه و مدینه. تهران. مشعر. چاپ هشتم.
جعفریان، رسول (1366) تاریخ سیاسی اسلام. قم. چاپخانه سلمان فارسي. چاپ اول.
جلالی فراهانی، مجيد (1391) مدیریت اوقات فراغت و ورزشهای تفریحی. تهران. دانشگاه تهران. چاپ هفتم.
جمعی از نویسندگان (1366) جلوه¬های هنر در اصفهان. تهران. جانزاده.
جوادی آملی، عبدالله (1383) تفسیر تسنیم. قم. اسراء.
جوادی آملی، عبدالله (1391) مفاتیحالحیات. قم. اسراء. چاپ سیوسوم.
جهانگیری سهرودی، یحیی (1388) مسجد مجازی. قم. ثقلین. چاپ اول.
حرّ عاملى، محمد بن حسن (1409 ه.ق) وسائل الشيعة. تحقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام. قم. مؤسسة آل البيت عليهم السلام. چاپ اول.
حسینی پاكدهی، علی (1381) مبانی اقناع و تبلیغ. تهران. نشر آن و مركز برنامهریزی و آموزش نیروی انسانی.
حلبی، علی بن برهان الدين (بی تا) السیرة الحلبیة. بيروت. دار احياءالتراث العربي.
حميرى، عبدالله بن جعفر (1413 ه.ق) قرب الاسناد. تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام. قم. مؤسسة آل البيت عليهم السلام. چاپ اول.
حیدر، اسد (1392ه.ق) الامام الصادق و المذاهب الاربعة. بيروت. دارالكتاب العربي. چاپ دوم.
خطیب بغدادی (بی تا) تاریخ بغداد. بيروت. دار الكتب.
خلیفه نیشابوری (بی تا) تاریخ نیشابور. تهران. كتابخانه ابن سينا.
دادگران، سید محمد (1389) مبانی ارتباط جمعی. تهران. فیروزه. چاپ پانزدهم.
ديلمى، حسن بن محمد (1412 ه.ق) إرشاد القلوب إلى الصواب. قم. الشريف الرضي. چاپ اول.
ذهبی، محمد بن أحمد بن عثمان (1419ه.ق/ 1998م) تذكرة الحفاظ. تحقيق: زكريا عميرات. بيروت. دار الكتب العلمية. چاپ اول.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق) المفردات فی غریب القرآن. دمشق/بیروت. دارالعلم و الدار الشامیة. چاپ اول.
رزاقی، ابوالقاسم (1362) مسجد پایگاه توحیدی و تقوی. بی جا. حزب جمهوری اسلامي.
رستگار، مرتضی (1387) مسجد در روایات و اخبار. قم. ثقلین. چاپ اول.
رضایی، علی (1382) جایگاه مسجد در فرهنگ اسلامی. قم. ثقلین.
زاهری، احسان (1385) مسجد با محوریت پیامبر اعظم(ص). قم. الطیار.
زینالی، سیدحسین (1373) چهل حدیث مسجد. تهران. انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی.
سازمان ملی جوانان (1384) اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان، گروه اجتماعی - فرهنگی. تهران. سازمان ملی جوانان. چاپ اول.
سبحانی، جعفر (1381) فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام. تهران. مشعر. چاپ سيزدهم.
سعیدی رضوانی، عباس (1372) بینش اسلامی و پدیده¬های جغرافیایی. مشهد. آستان قدس.
سمهودى، على بن احمد (2006 م) وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفي. تحقيق: خالد عبدالغنى محفوظ. بيروت. دار الكتب العلمية. چاپ اول.
سید قطب، سيد بن قطب بن ابراهيم شاذلی (1412 ه.ق) فى ظلال القرآن. بيروت- قاهره. دارالشروق. چاپ هفدهم.
شایگان، فریبا (1389) تبیین جامعهشناختی مشارکت مردم در مساجد. تهران. جامعهشناسان.
شرّاب، محمد محمدحسن (بی تا) المدينة النبوية فی فجر الإسلام وعصر الراشدين. دمشق. دار القلم.
شریفی، احمدحسین، (1392) سبک زندگی اسلامی ایرانی. آفتاب توسعه. چاپ اول.
شعيري، محمد بن محمد (بی تا) جامع الاخبار. نجف. مطبعة حيدرية. چاپ اول.
شیرازی، محمد (1380) جنگ روانی و تبلیغات، مفاهیم و کارکردها. بیجا. دبیرخانه همایش علمی بررسی نقش تبلیغات در جنگ.
صادقی، حسن (1388) مساجد و روحانیت در نظام اسلامی و حقوق بینالمللی. قم. سلسله.
صادقی، عبدالمجید (1384) اصول مخاطبشناسی تبلیغی. قم. زمزم هدایت. چاپ دوم.
صدوق، محمد بن على ابن بابويه (1376) الأمالي. تهران. چاپ ششم.
صدوق، محمد بن على ابن بابويه (1362) الخصال. تحقيق: على اكبر غفارى. قم. جامعه مدرسين. چاپ اول.
طالقانی، سید محمود (1362) پرتوی از قرآن. تهران. شرکت سهامی انتشار. چاپ چهارم.
طباطبایی، سيد محمدحسین (1374) الميزان فى تفسير القرآن. ترجمه: محمدباقر موسوی همداني. قم. دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. چاپ پنجم.
طبرسی، ابومنصور احمد بن على (1403 ه.ق) الإحتجاج على أهل اللجاج. تحقيق: محمد باقر خرسان. مشهد. نشر مرتضى. چاپ اول.
طبرسی، ابي¬علی فضل بن حسن (1360) مجمعالبیان فی تفسیر القرآن. ترجمه: مترجمان. تحقیق: رضا ستوده. تهران. فراهانی. چاپ اول.
طبرسی، ابي¬علی فضل بن حسن (1377) تفسیر جوامع الجامع. ترجمه: مترجمان. مشهد. بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. چاپ دوم.
طبرسى، أبي¬نصر حسن بن فضل (1412 ه.ق / 1370ش) مكارم الأخلاق. قم. الشريف الرضى. چاپ چهارم.
طبري، أبوجعفر محمد بن جرير (1387ه.ق/1967م) تاريخ الأمم و الملوك (تاریخ الطبری). تحقيق:
محمد أبوالفضل ابراهيم. بيروت. دار التراث. چاپ دوم.
طریحی، فخرالدين (1375) مجمع البحرين. تحقيق: سيد احمد حسينى. تهران. كتابفروشى مرتضوى. چاپ
طوسى، محمد بن الحسن (1407ه.ق) تهذيب الأحكام. تحقيق: حسن الموسوى خرسان. تهران. دار الكتب الإسلامية. چاپ چهارم.
طوسى، محمد بن الحسن (1414ه.ق) الأمالي. تحقيق: مؤسسة البعثة. قم. دار الثقافة. چاپ اول.
طیب، سید عبدالحسین (1378) اطیبالبیان فی تفسیر القرآن. تهران. انتشارات اسلام. چاپ دوم.
عاملی، ابراهیم (1360) تفسیر عاملی. تحقیق: علیاکبر غفاری. تهران. صدوق.
عباسی، رسول، (1391) الگوی مدیریت اثربخش مسجد. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. اول.
عروسى الحويزى، عبدعلى بن جمعه (1415 ه.ق) تفسير نور الثقلين. تحقيق: سيد هاشم رسولى محلاتى. قم. انتشارات اسماعيليان. چاپ چهارم.
عصیانی، علیرضا (1386) تفسیر موضوعی تربیت دینی از منظر قرآن. قم. بوستان دانش.
علمی، محمدجواد (1371) تبلیغات مساجد. مشهد. امامت. چاپ اول.
غزالی، أبو حامد محمد بن محمد (بی تا) إحياء علوم الدين. بيروت. دار االمعرفة.
غنیمه، عبدالرحيم (بی تا) تاریخ دانشگاه¬های بزرگ اسلامی. ترجمه: نورا کسائی. بی جا. انتشارات يزدان.
فارسى، عبد الغافر بن اسماعيل (1403 ه.ق) تاريخ نيسابور: المنتخب من السياق. قم. جامعه مدرسين حوزه علميه قم. چاپ اول.
فتال نيشابورى، محمد بن احمد (1375) روضة الواعظين و بصيرة المتعظين. قم. انتشارات رضى. چاپ اول.
فتحی، اصغر (1358) منبر یک رسانه عمومی در اسلام. ترجمه: قاسم هاشمی¬نژاد. تهران. پژوهشكده علوم و توسعه.
فراهتی، عباسعلی (1385) مسجد و تأثیرات علمی و اجتماعی آن در جامعه اسلامی. قم. فلاح. چاپ دوم.
فراهيدى، خليل بن أحمد (1409 ه.ق) كتاب العين. قم. نشر هجرت. چاپ دوم.
فرقانی، محمدمهدی (1387) درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران. تهران. مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها. چاپ دوم.
فضلالله، سید محمدحسین (1419ق) تفسیر من وحی القرآن. بیروت. دارالملاك للطباعة و النشر. چاپ دوم.
فعالي، محمد تقی (1389) تجربه دينی و مكاشفه عرفاني. تهران. سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي. چاپ چهارم.
فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى (1406ه.ق) الوافي. اصفهان. كتابخانه امام أميرالمؤمنين على عليه السلام. چاپ اول.
قادری الأهدَل، عبدالله احمد (1411 ه- ق / 1991 م) دور المسجد فی التربیه. جدّة. دار المجتمع للنشر و التوزیع.
قانعیان، محمدتقی؛ فلاحزاده، رضاعلی و مروّتی، پوران (1392) بهداشت و ایمنی مساجد و اماکن مذهبی. تهران. آثار سبحان.
قرائتی، تقی (1384) مدیریت مسجد. از کتاب بایستههای تبلیغ: خلاصه مباحث مطرحشده در گردهمایی روحانیون مستقر. قم. پرهیب.
قرائتی، محسن (1383) تفسیر نور. تهران. مركز فرهنگی درسهایی از قرآن. چاپ یازدهم.
قربانی، رحیم و همکاران (بیتا) شاخصهای معماری و شهرسازی اسلامی. تهران. مرکز بررسیهای راهبردی و پژوهشگاه بینالمللی المصطفی.
قرشی، سید علی اکبر (1377) تفسیر احسن الحدیث. تهران. بنیاد بعثت. چاپ سوم.
قرشی، سيد على اكبر (1371) قاموس قرآن. تهران. دار الكتب الإسلامية. چاپ ششم.
قشيري، عبدالكريم (1983م) لطائف الاشارات. مصر. مركز تحقيق التراث.
کاویانی، محمد (1391) سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن. قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. چاپ اول.
کتّانی، عبدالحيّ (بی تا) التراتیب الإداریه. بيروت. دار احياء التراث العربي.
کریمیان، احمد (1390) سیره آموزشی رسول خدا(ص). قم. بوستان کتاب. چاپ اول.
کریمیان سردشتی، نادر (1378) تاریخ کتابخانههای مساجد ایران. تهران. کتابخانه مجلس شورای اسلامی.
کیا، علی اصغر و سعیدی، رحمان (1383) مبانی ارتباط، تبلیغ و اقناع. تهران. مؤسسه انتشاراتی روزنامه ایران. چاپ اول.
كفعمى، ابراهيم بن على عاملى (1418ه.ق) البلد الأمين و الدرع الحصين. بيروت. مؤسسة الأعلمی للمطبوعات. چاپ اول.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق (1407ه.ق) الكافي. تحقيق: على اكبر غفارى و محمد آخوندى. تهران. دار الكتب الإسلامية. چاپ چهارم.
گروه پژوهشهای کابردی مرکز رسیدگی به امور مساجد (1388) سیمای مسجد در قرآن. قم. ثقلین. چاپ اول.
گروه پژوهشهای کابردی مرکز رسیدگی به امور مساجد (1386) مدیریت مسجد. قم. ثقلین. چاپ اول.
متز، آدام (1362) تمدن اسلامی در قرن چهارم. مترجم: علیرضا ذکاوتی. تهران. امير كبير.
متقی الهندي، علی بن حسام الدين (1397 ه.ق) كنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال. بيروت. مكتبة التراث الإسلامي. چاپ اول.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (1403 ه.ق) بحار الأنوار. تحقيق: جمعى از محققان. بيروت. دار إحياء التراث العربي. چاپ دوم.
محرّمی، غلامحسن (1379) نقش مسجد در جامعه اسلامی از آغاز تا عصر عباسیان. قم. یمین. چاپ اول.
محمدی ریشهری، محمد (1389) اخلاق مدیریت در اسلام. قم. دارالحدیث. چاپ ششم.
محمدی ریشهری، محمد (1387) فرهنگنامه مسجد. قم. دارالحدیث.چاپ اول.
مدرسی، سید محمدتقی (1377) تفسیر هدایت. ترجمه: مترجمان. مشهد. بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. چاپ اول.
مستوفی، عبدالله (1343) شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران. زوار.
مصطفوی، حسن (1360) التحقیق فی كلمات القرآن الكریم. تهران. بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
مطهری، مرتضی (1374) خدمات متقابل اسلام و ایران. تهران. صدرا. چاپ بيست و يكم.
معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم (1385) مساجد، مشکلات و راهکارها. قم. انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
مفيد، محمد بن محمد (1413 ه.ق) الإختصاص. تحقيق: على اكبر غفارى و محمود محرمى زرندى. قم. الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد. چاپ اول.
مقدسی، محمد بن احمد (بی تا) أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم. بيروت. دار صادر. چاپ دوم.
مقريزى، احمد بن على (1418ه.ق) المواعظ و الإعتبار بذكر الخطط و الآثار. بيروت. دار الكتب العلمية. چاپ اول.
مکارم شیرازی، ناصر (1374) تفسیر نمونه. تهران. دارالكتب الإسلامیة. چاپ اول.
مکّی السّباعی، محمد (1373) نقش کتابخانه های مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی. ترجمه علی شكوئي. تهران. سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. چاپ اول.
موظف رستمی، محمدعلی (1380) اصول برنامهریزی اوقات فراغت. گويه. چاپ اول.
موظف رستمی، محمدعلی (1381) آیین مسجد. تهران. گویه.
مونس، حسین (1401) المساجد. کویت. عالمالمعرفة.
مهدوی کنی، محمدسعید (1387) دین وسبک زندگی. تهران. انتشارات دانشگاه امام صادق(ع). چاپ دوم.
مهدوی، مصلح الدين (1367) تاریخ علمی اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر. قم. نشر الهداية.
ناجی، (بی تا) المدخل فی تاریخ الحضارة العربیة. بغداد. مطبعة العاني.
ناصر خسرو (بي¬تا) سفرنامه. بي¬جا. امير كبير.
نرشخی، ابوبكر محمد بن جعفر (بی تا) تاریخ بخارا. ترجمه: ابونصر القباوي. بی جا. انتشارات توس.
نوبهار، رحیم (1373) سیمای مسجد ج 1 و 2. قم. مؤلف.
نوبهار، رحیم (1376) کوی دوست. قم. دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.
نورى، حسين بن محمدتقى (1408ه.ق) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل. تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام. قم. مؤسسة آل البيت عليهم السلام. چاپ اول.
واقدی، محمد بن عمر (1409 ه.ق/1989م) المغازى. تحقيق: مارسدن جونس. بيروت. مؤسسة الأعلمى. چاپ سوم.
ولی، طه (1409ه.ق) المساجد فی الاسلام. بیروت لبنان. دارالعلم للملایین.
هاشمی رفسنجانی، اکبر (بیتا) تفسیر راهنما. بي¬جا. بي¬نا.
هجويري، علی بن عثمان (1399 ه.ق) کشف المحجوب. تهران. كتابخانه طهوري.
هدایت، رضاقلی خان (بی تا) روضة الصفای ناصری. تهران. بی نا.
يزدي، سيد محمد كاظم طباطبايی (1409 ه.ق) العروة الوثقی فيما تعم بها البلوي. بيروت. مؤسسة الأعلمی للمطبوعات. چاپ دوم.
یعقوبی، احمد بن أبى يعقوب بن جعفر بن وهب واضح الكاتب العباسى (بی تا) تاريخ اليعقوبى. بيروت. دار صادر.
يعقوبى، احمد بن اسحاق (1422ه. ق) البلدان. تحقيق: محمد امين ضناوى. بيروت. دار الكتب العلمية. چاپ اول.
اسدی، سعید (1386) نقش مساجد در مدیریت توسعه محلهای. فروغ مسجد (5): مجموعه رهنمودهای مراجع تقلید (سخنرانی ها و مقالات برگزیده چهارمین همایش بین المللی هفته جهانی گرامیداشت مساجد). قم. ثقلین.
آزاد ارمکی، تقی و شالچی، وحید (پاییز و زمستان 1384) دوجهان ایرانی: مسجد و کافیشاپ. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره 4.
بادپا، عبیدالله (بهار و تابستان 1391) مسجد جایگاه و کارکردهای آن. فصلنامه ندای اسلام. ش49 و 50.
بختیاری، حسن (اسفند 1389) بررسی میزان تأثیر معنویت بر توانمندسازی مدیران. مجله علمی و پژوهشی علوم انسانی (مدیریت اسلامی). سال هجدهم. شماره پیاپی81.
حسنی، علی (بهار و تابستان 1390) سیره تبلیغی پیامبر اعظم (ص) در قرآن. دو فصلنامه تخصصی تبلیغ. قم. جامعة المصطفی العالمیة. سال چهارم. شماره ششم.
حسینی، سید حمید (1385) آثار، برکات و کارکردهای فردی و اجتماعی مسجد. فروغ مسجد (4) مجموعه مقالات برگزیده سومین همایش بین المللی هفته جهانی گرامیداشت مساجد. قم. ثقلین.
حیدری، حسين؛ ساعی، منصور و احمد (مرداد ماه 1392) بررسی اثر مصرف فرهنگی فراغتی جوانان بر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی آنان (مقالات کنگره ملی اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان). شیراز.
ذکایی، محمدسعيد (تابستان 1386) تحوّل الگوی گذران اوقات فراغت در جوامع غربی و ایران. مجله رشد آموزش علوم اجتماعی. دورهی دهم. شماره4.
صادقینژاد، امیر (1392) معماری مساجد از دیدگاه علمای فقه شیعه. از مجموعه مقالات اولین کنگره بینالمللی فرهنگ و اندیشه دینی. بوشهر. سفیران فرهنگی مبین. ج4.
ضرابی، عبدالرضا (1379) نقش و عملکرد مسجد در تربیت. مجله معرفت. شماره 33.
عابدی جعفری، حسن و همکاران (آذر و دی 1384) طراحی مدل مطلوب کارکرد و مدیریت مساجد در قالب یک سازمان داوطلبانه مذهبی. مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین(ع). سال چهاردهم. شماره 60.
عرب بافرانی، بهنام (1392) بررسی نقش مساجد بهعنوان ابزار مهندسی فرهنگی در سرمایه اجتماعی. از مجموعه مقالات اولین کنگره بینالمللی فرهنگ و اندیشه دینی. بوشهر. سفیران فرهنگی مبین. ج4.
فروشی، نرگس (1392) تأثیر معماری بر تربیت کودک با استناد به آیات قرآن و ارایه راهکارهای معماری مؤثر. از مجموعه مقالات اولین کنگره بینالمللی فرهنگ و اندیشه دینی. بوشهر. سفیران فرهنگی مبین. ج4.
فروغی، نعمتالله (پاییز 1383) اوقات فراغت در سیره و سنت. مجله فرهنگ کوثر. شماره 58.
فصیحی، امانالله (بهار 1389) بررسی كارآمدی نظریه كاركرد گرایی. مجله فرهنگی اجتماعی. سال اول. شماره دوم.
قهرمانی فرد، كاميار و کاظمی، اباذر (1392) آسیب¬شناسی الگوهای نوین گذران اوقات فراغت جوانان و ارائة راهبردهای مدیریتی - فرهنگی ( مقالات کنگره ملی اوقات فراغت و سبک زندگی جوانان). شیراز.
کرماللهی، نعمتالله و کاشانیزاده، مسلم (تابستان 1391) تبیین الگوی مفهومی آسیب شناسی وضعیت مسجد در ایران. مجله علمی-پژوهشی معرفت فرهنگی اجتماعی. سال سوم. شماره سوم.
مافروخی، مفضل بن سعد (1328) محاسن اصفهان. ترجمه: ابی¬الرضا آوی. به اهتمام عباس اقبال.
ضميمه ماهنامه يادگار.
انجمن شعاع، آذر (1387) نقش مساجد ایران پس از انقلاب اسلامی در گسترش فرهنگ دينی و انقلابي. پایان نامه سطح 3. قم. مركز مديريت حوزه¬های علميه خواهران.
عربی سرخهای، حسینعلی (1386) بررسی کارکردهای اجتماعی مسجد در صدر اسلامی (تا سال 40 ه.ق) و مقایسه آن با پنجاه سال اخیر (1335-1385) در ایران. پایاننامه کارشناسی ارشد. بهشماره 563 در کتابخانه مؤسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی(ره).
علیزاده، فرهاد (الف: 1392) بررسی مدیریت تعارض در سیره پیامبر اعظم(ص). پایاننامه کارشناسی ارشد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
کدخدایی، سمیه (1390) جایگاه مسجد در گسترش فرهنگ اسلامی از دیدگاه قرآن و روایات در قرن اول و دوم هجری. پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران-پردیس قم.