ghaemiyeh.com
عنوان و نام پديدآور:رنج شیرین درسنامه تبیین عالمانه بیانیه گام دوم انقلاب و رسالت مسجد نویسنده روحالله عباسیتهیه دفتر مطالعات پژوهشها و ارتباطات حوزی مرکز رسیدگی به امور مساجد
مشخصات نشر:قم دفتر مطاعات پژوهشها و ارتباطات حوزوی مرکز رسیدگی به امور مساجد1398
مشخصات ظاهری:4140080
وضعیت فهرست نویسی:در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی:9409537
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الأعظم
يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقين
( یوسف: 88)
درسنامه تبیین عالمانۀ بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی و رسالت مساجد
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
بخشی از بیانیه رهبر انقلاب به مناسبت چهل سالگی پیروزی انقلاب اسلامی ایران
آمادگی برای ظهور و تمدن سازی
آرمان بزرگ انقلاب اسلامی است
رهبر انقلاب اسلامی 22 بهمن 1397
با گذشت چهل سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی، و بعد از چهار دهه تلاش و مجاهدت در عرصه های اقتصادی، سیاسی و نظامی و پیشرفتهای خیره کننده علمی، اکنون سفینه انقلاب اسلامی میقات40 ساله خود را به اتمام رسانده و با سربلندی، افتخار و مقاومت در دریای مواج بیمهریها وعداوتهای شیاطین داخلی وخارجی به سکانداری ناخدای بیبدیل خود در مسیر بالندگی و اقتدار به پیش میرود، خلف صالح امام امت با اقتدا به پیامبراعظم حضرت محمد( صلی الله علیه و آله وسلم ) که پس از جهاد سخت و طاقت فرسا، در گام دوم، امت خود را به جهاد اکبر متذکر و رهنمون شدند؛ در طریق حفظ و اکمال دست آوردهای انقلاب و رسیدن به اوج تمدن اسلامی بیانیه ای جامع، بلیغ و اساسی صادر فرمودند.
طی دو دهه گذشته نگاه تمدنی مقام معظم رهبری(مدظله العالی) که در گفتار و کردار معظم له متبلور گردید، نشان از اهمیت این موضوع در منظومه فکری ایشان دارد
اینک گام اول انقلاب که همان تقویت زیرساختها و پیشرفتهای علمی، صنعتی و تبدیل ایران به قطب اول اقتصادی منطقه خاورمیانه و قرار گرفتن در میان بیست اقتصاد بزرگ جهان بود، محقق گشت و به تعبیر ایشان بُعد سخت افزاری تمدن حاصل شده است(1)و در فرازی دیگر «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد که همان سبک زندگی است که عرض کردیم، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است»(2)بنابراین گام دوم که اهمیت بیشتری دارد ادامه پیشرفتهای کشور و حرکت در مسیر پژوهش، تدوین و گسترش سبک زندگی اسلامی است که در واقع بُعد نرم افزاری تحقق تمدن اسلامی می باشد.
مسجد در سبک زندگی اسلامی محور و هسته فعالیتهای فردی و اجتماعی است و به شهادت تاریخ، پیامبر اعظم( صلی الله علیه و آله وسلم ) و ائمه معصومین( علیهم السلام ) تمام شئون مدیریت جامعه از جمله فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و سیاسی و... را در مسجد سامان می دادند؛ امروز نیز در مسیر نیل به قله رفیع تمدن نوین اسلامی، مهمترین تکیهگاه و نقطه عزیمت، مسجد است، آن هم نه هر مسجدی بلکه مسجد تراز اسلامی که بتواند از عهده این وظیفه مهم برآید و پرچم دار ترویج و تبیین سبک زندگی اسلامی و چراغ راه حرکت بهسمت تحقق تمدن با شکوه اسلامی در عصر حاضر باشد؛ «هیچ یک از ما نباید و نمیتوانیم خطری را که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه و جوانان و خانوادهها و نسلهای آینده را تهدید می کند، غافل بمانیم و خود را از برکات عظیمی که مسجد تراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه می کند، محروم سازیم»(3).
مچنین جایگاه مساجد در منظومه فکری امام خمینی بسیار رفیع است ایشان میفرمایند: «اینطور نباشد که خیال کنند که حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد میخواهیم چه کنیم پیروزی ما برای اداره مسجد است.» (4)در واقع امام یه مساجد را مرکز تامین عقبه فکری و نیروی انسانی حکومت اسلامی می دانستند.
حال که مسجد چنین جایگاه رفیعی دارد لازم است تا متصدی اصلی امور آن یعنی مرکز رسیدگی به امور ،مساجد، که به فرمایش رهبر فرزانه انقلاب به عنوان مرکز و مرجع ،مقبول آگاه و نافذالکلمه ای در امر مساجد» محسوب میشود تمام اهتمام خود را جهت آماده سازی این مکان مقدس برای ایجاد تمدن اسلامی، بکار گیرد.
در سالروز پیروزی پر افتخار بهمن چهل و یکم انقلاب، این موهبت عظيم الهی که قرین اربعین سردار و علمدار مقاومت شهید حاج قاسم سلیمانی است دفتر مطالعات پژوهشها و ارتباطات حوزوی با تاکید و توصیه های حجت الاسلام و المسلمین نوری زاده ریاست محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد،(1)ضمن تشکیل کارگروه بررسی راه های تبیین و تحقق توصیههای بیانیه گام دوم ،انقلاب نگارش كتاب «رنج شيرين»(2)را در دستور کار خود قرار داد تا از این رهگذر ضمن گفتمان سازی محتوای بیانیه در بین امامان محترم ،جماعت ابعاد مختلف بیانیه و نقش و رسالت مسجد را بررسی و زمینه آشنایی مخاطبان مسجد را با بیاینه فراهم سازد. با توجه به این که پژوهشهای آماری خوبی در زمینه پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته بود جهت پرهیز از موازی کاری و رعایت اختصار و پرداختن به اموری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ از فایلهای صوتی تصویری و نوشتاری به عنوان مکمل مباحث به صورت QR Code در این کتاب استفاده شده است و امیدواریم بتواند نیازهای مخاطبین گرامی را در این عرصه برطرف نماید.
لازم است از زحمات خالصانه نویسنده گرانقدر و همکاران عزیز در دفتر مطالعات و پژوهشها و ارتباطات حوزوی نهایت تقدیر و تشکر را داشته باشیم. مشتاقانه در انتظار راهنماییها و پیشنهادات سازنده شما امامان جماعت محترم و سروران گرامی هستیم.
مرکز رسیدگی به امور مساجد
دفتر مطالعات پژوهش ها و ارتباطات حوزوی
کتاب صعود چهل ساله
آینده برای شما جوانان است
عزیزان! بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده ایم نسل شما هنوز نیازموده است. ما دیده ایم و شما خواهید دید دهه های آینده دهه های شما است و شمایید که باید از انقلاب خود حراست کنید و آن را هر چه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) است نزدیک کنید.
بخشی از بیانیه رهبر انقلاب به مناسبت 40 سالگی پیروزی انقلاب اسلامی
97/11/22
رهبر انقلاب
بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، پیام مکتوب مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای(دام ظله) خطاب به ملت بزرگ ایران در بهمن سال 1397، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است.
بیانیة «گام دوم انقلاب» تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران و بهویژه جوانان که بهمثابه منشوری برای «دومین مرحلة خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» خواهد بود و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد تا آمادگی انقلاب برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنا فداه) فراهم شود. بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی حاوی پیامهای متعدد برای اقشار مختلف جامعه بهویژه جوانان است. ساختار کلی بیانیه «ترسیم کلّی از گذشته و حال و آیندة انقلاب» است و هدف از صدور آن «ایجاد سرعت در حرکت عمومی منضبط در جامعه به سمت چشمانداز انقلاب اسلامی» می باشد؛ زیرا بسیاری از سرفصلهای ذکرشده در بیانیه، در گذشته مکرر توسط مقام معظم رهبری بیان شده است. ازاینرو همه مخاطبان در قبال عمل و تحقق مفاد آن به فراخور بینش انقلابی مسؤولند تا آنرا تبدیل به مطالبه و گفتمان ملی کنند. قدم اول، تبیین و تفهیم مضامین آن است که
اندیشمندان حوزة انقلاب اسلامی در یکسال گذشته گامهای ارزشمندی را در این زمینه برداشتهاند.
مساجد، مهمترین کانونهای اجتماع کشور و گستردهترین زنجیره و حلقههای ارتباط متقابل مردم با انقلابند که نقش محوری در پیروزی، حفظ و تداوم انقلاب اسلامی داشتهاند. ازاینرو باید مرکز بسط و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی در تحقق و عمل به مبانی و ارزشهای نهفته در بیانیه برای حرکت به سوی تمدن اسلامی باشد و نقش آن مورد توجه قرار گیرد؛ چنانکه مقام معظم رهبری درباره نقش مسجد در زمینهسازی برای حرکت به سوی تمدن اسلامی میفرماید:
«مسجد اهمیت دارد، پایگاه است؛ همچنان که معروف شده در زبانها واقعاً پایگاه است. نه فقط پایگاه برای فلان مسئلة اجتماعی، [بلکه] مسجد میتواند پایگاه همة کارهای نیک باشد؛ پایگاه خودسازی، انسانسازی، تعمیر دل و تعمیر دنیا و مقابلة با دشمن و زمینهسازی برای ایجاد تمدّن اسلامی و بصیرتافزاییِ افراد؛ و هَلُمَّ جَرّا؛ مسجد یک چنین جایگاهی است».(1)
با توجه به نقش امامان جماعت مساجد در بین مردم و جوانان و نیز آشنایی آنان با مضامین و پیامهای بیانیه، کتاب درسنامه «رنج شیرین» تدوین شده است. دروس کتاب براساس سیر مباحث مطرح در بیانیه است که تلاش شد تمام سرفصلهای آن تشریح گردد. بیتردید آنچه تقدیم شده است، دور از اشکال نیست که عنایت صاحبنظران بهویژه ائمه جماعات، موجب ارتقا و رفع نقایص کتاب خواهد شد. در پایان از زحمات مدیر محترم دفتر مطالعات پژوهشها و ارتباطات حوزوی مرکز رسیدگی به امور مساجد جناب حجت الاسلام والمسلمين توانا و کارشناسان محترم دفتر که زمینه ساز تدوین این کتاب ،بودند تشکر و قدردانی می نمایم.
روح الله عباسی
بهمن 1398
1) . آیتالله خامنهای، 31/05/1395.
بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی در 22 بهمنماه 1397 از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، خطاب به ملت عزیز به عنوان مخاطب عمومی بیانیه و جوانان به عنوان مخاطبان ویژه بیانیه صادر شده است. این بیانیه سندی راهبردی برای شروع فصل جدید انقلاب اسلامی در مرحله خودسازی و جامعهپردازی برای رسیدن به آرمان بزرگ تمدن اسلامی است که به پشتوانة چهل سال مبارزه و تلاش در استقرار، حفظ و تدوام نظام اسلامی نگاشته شده است.
این بیانیه با تبیین متفاوت، در عین نوآوری و خلاقیت، با بهرهمندی از رویکردی تاریخی و مستند و با روایتی زیبا و خوش ساخت از اصل انقلاب اسلامی، چالشها، بحرانها، عبرتها، دستاوردها و ظرفیتها، با روند پژوهی سیر به سوی تمدن نوین اسلامی و تکیه بر شناخت مزیتهای کلیدی و الزامات جهش در چله دوم انقلاب، ضمن تجویز راهبردهای اساسی، با تصریح به الزامات درونی و حفظ ساحت بیرونی، نویدبخش تحولات عمیق و گستردهای است.
بیانیة گام دوم، نقشة راه روشنی مبتنی بر امید واقع بینانه و خوشبینی مؤمنانه است که در پی انتقال هوشمندانه میراث عظیم انقلاب به نسل جدید در کنار وظیفهسازی برای مسؤولان و مدیران و مسؤولیتآفرینی برای جوانان عزیز، رشید وشایسته تلاش میکند تا این حرکت عظیم الهی را به تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای ظهور دولت کریمه و ولایت عظمای مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف، متصل کند.(1)
بیانیة تفصیلی رهبر حکیم انقلاب اسلامی به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب و آغاز «فرایند بزرگ و جهانی چهل سال دوم» به جهات متعددی بسیار مهم و راهبردی است:
اولین دلیل اهمیت این بیانیه، به دلیل صادرکننده آن است که شخصیتی است با ویژگیهای حقیقی ممتاز و جایگاه حقوقی رفیع. شخصیتی که رنگ انگشترش خبرساز است و نخهای قبای ایشان یا تصویر راه رفتن ایشان در یک روز برفی برای تدریس، سوژهای جذاب برای رسانهها و میلیونها کاربر فضای مجازی میشود. بیانیة حدوداً شش هزار کلمهای چنین شخصیتی که تکتک واژگانش با عنایت انتخاب شده حتماً مهم و نیازمند تعمق و شایستة تدبر در آن است.
دومین دلیل اهمیت بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، مقطع صدور آن است که در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز دهة پنجم و چهل سال دوم انقلاب صادر شده است. فراموش نکنیم که سردمداران شیطان بزرگ در خفا و علنی وعده پایان انقلاب تا قبل از این ایام را داده بودند.
1) . حجتالاسلاموالمسلمین محمدجواد حاج علیاکبری رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، «تحلیل مهمترین مفاهیم و نکاتِ بیانیة گام دوم انقلاب»، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR
سومین دلیل اهمیت این بیانیه به دلیل مخاطب اصلی آن یعنی جوانان است که جمعیتی انبوه، تحصیلکرده، پُرانرژی و آیندهساز در حدود 35 میلیون نفر (اگر فقطجوانان ایرانی را مخاطب این بیانیه بدانیم) هستند که هر کدامشان میتوانند موتور محرکه و پیشران حرکت و اقدامی مهم و سازنده برای کشور باشند.
چهارمین دلیل اهمیت این بیانیه بهدلیل محتوا و مضامین راهبردی است که آن را میتوان منشور انقلاب اسلامی در نقطة عطف چهلسالگی ارزیابی کرد که در آن محورها، فرازها و نکتههای پُرمغز موج میزند و با تعمق و ژرفاندیشی در آن، این حقیقت روشنتر میشود.(1)
علل و عوامل متعددی همچون چهل سالگی انقلاب باعث صدور بیانیه در این برهة انقلاب اسلامی شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
چهل سالگی انقلاب و آغاز گام دوم؛
ظرفیت شگرف تاریخی؛
اعجاز انقلاب در تداوم نسلی؛
نصرتهای پیدرپی الهی؛
کامیابیها و دستاوردهای عظیم؛
چالشها، بحرانها، آسیبها و غفلتها (عبرتها)؛
امتداد جهانی نهضت؛
افول و هزیمت دشمنان و هجوم همه جانبه در آخرین تلاشها؛
کسب پیروزیها و فتوحات فراوان؛ 10. رویش شوقانگیز و بهت آور؛
مسأله کلیدی انتقال نسل؛
ثمردهی دستاوردها و خون آوردهای انقلاب اسلامی.(2)
مدنظر قرار دادن امید واقعبینانه و خوشبینی مؤمنانه برخاسته از: خودآگاهی، خودباوری، ایمان به خدای متعال، شناخت سنتهای الهی، تجربه شگرف انقلاب اسلامی؛
بازگشت روح خودباوری به ملت به معنای توانستیم و خواهیم توانست، درنقطة مقابل تحقیر تاریخی و خود کمبینی و از خودبیگانگیِ ناشی از حاکمیت طاغوت.
الف) عقلانیت و حکمت: 1. نگاه ژرف، عمیق و مبتنی بر منطق؛ 2. دارای نظم منطقی در صورت و سیرت؛ 3. فکرانگیز و باورپذیر؛ 4. مستدل و مستند به سنتهای الهی و تجربههای روشن تاریخی.
ب) جامعیت در ابعاد: 1. فقاهتی و الهی؛ 2. تاریخی و تمدنی؛ 3. جامعهشناختی؛ 4. تربیتی و عاطفی؛ 5. ظرفیتشناسانه؛ 6. آسیبشناسانه؛ 7. جهادی و حماسی.
ج) زیبایی ادبی و روایی: 1. دارای زیباترین واژهها در عین خوش ساختی و پرداخت فوقالعاده در کنار یکدیگر؛ 2. مملو از آرایههای هنری؛ 3. بدون تکلف؛ 4. دارای ترکیبهای بدیع؛ 5. دارای استعارههای استادانه؛ 6. دارای متنی متین و عمیق؛ 7. دارای متنی روان و دلنشین؛ 8. دارای متنی فشرده و خلاصه.
د) روایتی متفاوت از انقلاب کبیر اسلامی: 1. خلاقانه و نوآورانه؛ 2. فعالانه؛ 3. مستند و باورپذیر؛ 4. واقعبینانه و منصفانه؛ 5. افتخارآمیز؛ 6. عمیق؛ 7. به روز؛ 8. پیشبرنده؛ 9. عزیزانه؛ 10. آرمانگرایانه، افقگشا و مسؤولیتآفرین؛ 11. در پی انتقال هوشمندانه میراث عظیم انقلاب به نسل جدید.
ه) صداقت و انصاف انقلابی: 1. پذیرش کاستیها و نقصها به صورت متواضعانه و صادقانه، 2. ارائه دستاوردها و خونآوردها در کنار
بازگویی خطاها، غفلتها و کندیها، 3. معرفی انعطاف انقلابی به عنوان یک روش نقد، بررسی و اصلاح، 4. معرفی علت چالشها و غفلتهای پیشرو مبتنی بر فاصله گرفتن از روح و حقیقت انقلاب، همچنین عمل و مدیریت انقلابی.
ر) وظیفهساز و مسؤولیت آفرین: توصیههای هفتگانة مدیریتی به عنوان رسالت امت در ادامة راه، مبتنی بر امید واقعبینانه در محورهای: علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد مقاومتی، استقلال و آزادی، عدالت و مبارزه با فساد، عزت ملی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.
مفاهیم و ارزشهای متعددی در بیانیه ذکر شده است که کلیدواژههای اصلی بیانیه و عناصر تشکیل دهنده آن هستند. هرکدام از این کلیدواژهها در بخشهای مرتبط تبیین شدهاند، اما بهطور اجمالی در اینجا مورد اشاره قرار میگیرند:
عصر جدید: اشاره به دورانی است که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.
شعارهای انقلاب: اشاره به ارزشهایی مانند: آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری و... است که هیچیک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند.
اصول انقلاب اسلامی: اشاره به اصولی همچون استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت و... است که انقلاب به آنها به شدت پایبند است. این اصول در روابط و سیاست خارجی با حفظ مرزبندیهای خود با رقیبان و بهوسیله شاخصههایی همچون «عزّت، حکمت، و
مصلحت» محقق میشود.
دفاع از مظلومان: انقلاب از آغاز تا امروز نه بیرحم و خونریز بوده و نه منفعل و مردّد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است.
تمدّن نوین اسلامی: یعنی فضایی که در آن انسان از لحاظ معنوى و از لحاظ مادّى رشد كند و به غايات مطلوبى كه خداى متعال او را براى آن غايات خلق كرده است برسد. در این عصر، علم همراه با اخلاق است و پرداختن به مادّيات، همراه با معنويّت و دين است و قدرت سياسى، همراه با عدالت است.
مدیریّت جهادی: مدیریّتهای جهادی الهامگرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما میتوانیم» است. مدیریت جهادی، مسیر رسیدن به نتایج را کوتاه کرده و به دلیل سرعت در تغییر و تحولات جامعه، باعث میشود که زمان دستیابی به برکاتسریعتر شود.
عدالت و مبارزه با فساد: عدل، «نهادن هر چيز در جايگاه ويژه آن» است؛ چنانکه امام على علیه السلام میفرماید: «العَدلُ يضَعُ الأُمورَ مَواضِعَها»(1)(عدل، قرار دادن امور در جايگاههاى خود است). عدالت و مبارزه با فساد لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا برای اجرای عدالت باید با فساد مبارزه کرد و جامعه ای که در آن مبارزه با فساد وجود نداشته باشد، عدالت معنا ندارد و در جامعه و حکومتی که مدیران و افراد آن جامعه گرفتار فسادند، عدالتی وجود ندارد.
امید به آینده: نخستین توصیة رهبری، امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. امید نخستین و ریشهایترین جهاد برای جوانان است.
پیشرفت در علم و دانش: دانش، آشکارترین وسیلة عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. رهبر انقلاب تأکید میکنند که ما هنوز از قلّههای دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّهها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها عبور کنیم.
1) . شریف رضی، محمد بن حسين، نهج البلاغه، حكمت 437.
شعور معنوی و وجدان اخلاقی: رهبر انقلاب معتقدند که شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار میآورد؛ این، بیگمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت.
اقتصاد مقاومتی: اقتصاد قوی، نقطة قوّت و عامل مهم سلطه ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطة ضعف و زمینه ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعة اسلامی نیست، امّا وسیلهای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است.راهحلّ این مشکلات، سیاستهای اقتصاد مقاومتی است. اینکه کسی گمانکند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راهحل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسهزدن بر پنجة گرگ است» خطایی نابخشودنی است.
محرومیت زُدایی: وظیفه جمهوری اسلامی محرومیتزدایی و برقراری عدالت است، لذا از نگاه رهبری در جمهوری اسلامی، دلهای مسؤولان بهطور دائم باید برای رفع محرومیتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی به شدّت بیمناک باشد.
استقلال و آزادی: استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خونآوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبههای رفیع انسانیّت. این ثمر شجرة طیّبة انقلاب را با تأویل و توجیههای سادهلوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد. همه - مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی- موظّف به حراست از آن با همة وجودند.
عزّت جمهوری اسلامی: صحنة جهانی، امروز شاهد پدیدههایی است که تحقّق یافته یا در آستانة ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری
اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطة آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاستهای آمریکا در منطقة غرب آسیا و زمینگیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانة سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه؛ اینها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است.
مرزبندی با دشمن: سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه بر آمریکای جنایتکار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعهگر و غیرقابل اعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقّت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقبنشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد.
مقابله با ترویج سبک زندگی غربی: تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همهجانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.
الف) عموم ملت ایران: پیام بیانیه برای عموم ملت ایران این است که «انقلابی بمانیم و پیشرفت کنیم» همچنین دعوت به ادامه راه طبق نقشهای روشن در افق پیش رو، همراه با: اراده، لحاظ مسیر طی شده، دشمنشناسی و مراقبت انقلابی، انتخابهای آگاهانه و مشارکتهای بههنگام، عبرت و هوشیاری، نشاط و امید.
ب) مسؤولین و کارگزاران نظام اسلامی: پیام بیانیه برای مدیران و مسؤولان این است که: باید مدیران نسل فعلی، حلقة مدیریتی را برای حضور نسل جوانِ مؤمنِ آگاهِ انقلابی باز کنند تا به نصاب مدیریت انقلابی و جهادی برگردند، مدیران خود را در پاکدستی، عدالتخواهی، فسادستیزی و سادهزیستی به تراز انقلاب اسلامی برسانند، متواضعانه
خطاهای خود را بپذیرند و عذرخواهی کنند؛ همچنانکه در این متن، بهخوبی، مسیر به آنان نشان داده شده است. مسؤولان باید خطوط اصلی این نقشة پرافتخار را به عنوان دستور اقدام ملی در برنامهریزیها، سیاستگذاریها و قانونگذاریها قرار دهند و از این ظرفیت استفاده کنند. استفاده به عنوان دستور اقدام ملی، نسخه عمل و مبنای سیاستهای عملی در برنامهریزیها، سیاستگذاریها و قانون ریزیها تا قرار گرفتن در مسیر تحقق عینی.(1)
ج) جوانان: جوانان مخاطب این بیانیه هستند، ولی مخاطب خاص آن، جوانان عزیز و رشید و شایستة ایران هستند که سازندگان چلّة دوم انقلاب و صاحبان و آفرینندگان تمدن نوین اسلامی در قرن پانزدهم خواهند بود.
پیام بیانیه برای جوانان این است که با شناخت تاریخ انقلاب و آنچه بر ملت ایران گذشته است، با بصیرت، هوشیاری، آگاهی، تلاش هدفمند، با مسلح شدن به سلاح علم و تقوا و توجه به توصیههای هفتگانه، خود را برای ورود به عرصه مدیریت نظام اسلامی آماده کرده و با امید به آینده، با ایستادگی در برابر دشمنان، آینده انقلاب را بسازند.
د) دشمنان انقلاب اسلامی: پیام بیانیه برای دشمنان این است که: به کوری چشمشان ببینند در زمانی که در مورد فروپاشی جمهوری اسلامی صحبت میکنند، رهبر عزیز همراه با ملت فهیم، نقشة چهل سال آینده را ترسیم میکنند و حکایت تمدن نوین اسلامی را به رخ میکشند. ملت ایران در حال طراحی حرکت پرافتخار خود به سوی قلهها است.
ه) دوستان انقلاب اسلامی: پیام بیانیه برای دوستان انقلاب این است که: دوستان ملت ایران را به نقشة راه سعادت و خوشبختی مجهز میکند و عموم ملت ایران را به ادامة راه طبق نقشهای روشن دعوت میکند تا با دشمنشناسی، نشاط، امید،
1) . حاج علیاکبری، محمدجواد، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، «تحلیل مهمترین مفاهیم و نکاتِ بیانیة گام دوم انقلاب»، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR
اراده، همت بلند و انتخابهای آگاهانه، ادامة مسیر را هموارتر سازند.
عموم مخاطبان بیانیه، شامل عموم ملت عزیز ایران و مدیران و نیز جوانان به عنوان مخاطبان ویژه بیانیه در برابر اجرایی شدن مفاد بیانیه وظایفی دارند که مهمترین آنها عبارتند از: 1. قدرشناسی و شکر؛ 2. جلوگیری از انزوا و بایکوت بیانیه؛ 3. جلوگیری از دست کم گرفته شدن، عادی شدن و فراموشی بیانیه؛ 4. جلوگیری از تحریف و دیگرنمایی؛ 5. ورود جوانانه و آتش به اختیار به میدان و اشتراک و اقتراح خودجوش و تمیز این بیانیه؛ 6. تبیین هنرمندانه، هوشمندانه و عالمانه بیانیه تا تبدیل شدن به فهم، شوق و عزم ملی؛ 7. تعریف مسؤولیت برای خود؛ 8. اجتهاد و استنباط از بیانیه؛ 9. اجتماعی شدن تا تبدیل شدن به مطالبه ملی و گفتمان غالب؛ 10. بسط نظری، رهیافتیابی، راهکارجویی و تهیه نقشه اقدام و عمل.(1)
ساختار کلی بیانیه گام دوم «ترسیم کلّی از گذشته و حال و آیندة انقلاب» است و هدف از صدور آن «ایجاد سرعت در حرکت عمومی منضبط در جامعه به سمت چشمانداز انقلاب اسلامی» است.
راهکار رسیدن به هدف بیانیه، ایجاد شناخت در جامعه بهویژه جوانان درباره چهار نقطه اساسی است که بدون شناخت این چهار نقطه، حرکت عمومی در جامعه به سوی تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت:
شناخت عظمت حادثة انقلاب؛
شناخت عظمت راه طی شده و کارکرد انقلاب تا امروز؛
شناخت عظمت چشمانداز انقلاب اسلامی؛
شناخت عظمت نقش نیروی جوان متعهّد.(2)
از منظر رهبری معظم، محور حرکت به سمت چشمانداز انقلاب اسلامی، جوانان هستند که باید بتوانند با توجه به محورهای مورد تأکید، در نظام مدیریت کشور تحول عظیمی ایجاد کنند. معظمله تأکید میکنند که منظورشان از جوانان لزوماً جوان بیستودوساله و بیستوپنجساله نیست، بلکه افراد سیساله، سیوپنجساله و چهلساله هم جوانند و میتوانند در این عرصه نقشآفرینی کنند.(1)
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی سال گذشته خود در جمع جوانان(2)این پرسش را مطرح کردند که: «فرایند ورود جوانان به این حرکت عمومی چیست؟» و شیوة حضور جوانان باید در این فرایند چگونه باشد. سپس ضرورتها، عناصر و راهکارهای مشارکت جوانان در ایجاد حرکت عمومی در جامعه را تشریح کردند و تأکید نمودند که این حرکت باید بهصورت معقول و منظم و بدون غوغاسالاری وبَلبشویی باشد. معظم له هفت عنصر را برای ورود جوانان به حرکت عمومی لازم میدانند که عبارتند از:
اولین عنصر لازم این است که جوانان بایستی صحنة انقلاب و عناصر درگیر در این آن را بشناسند. باید بدانید جمهوری اسلامی امروز در چه وضعی است، با چه کسی روبهرو است، با چه کسی مواجه است، فرصتهایش کدامها هستند، تهدیدهایش کدامها هستند، دشمنهایش چه کسانی هستند، دوستهایش چه کسانی هستند.
دومین عنصر لازم این است که باید حرکت آنها یک جهتگیری مشخّص منطقی و قابل قبول داشته باشد که همان حرکت و رسیدن به تمدّن اسلامی است.
سومین عنصر لازم این است که باید عامل امیدبخشی و نقطة روشنی در حرکتشان وجود داشته باشد؛ زیرا اگر در هر حرکتی این نقطة روشن و امیدبخش وجود نداشته باشد، حرکت پیش نمیرود. نقطه های روشن انقلاب اسلامی عبارتند از:
توان انجام کارهای بزرگ: اولین نقطة امید، ظرفیتهای ملّی و ملت ایران است که میتواند کارهای بزرگ مثل معجزة تشکیل نظام جمهوری اسلامی را در دورانی که دنیای دوقطبیِ کاپیتالیسم و کمونیسم وجود داشت انجام دهد و بعد هم بتواند آن را نگه دارد.
فرسودگی جبهة دشمن و نیز تمدّن غربی: دومین نقطه امید، فرسودگی جبهة دشمن و نیز تمدّن غربی است که دچار انحطاط و در حال زوال است.
وعدة تخلّفناپذیر خداوند: سومین نقطه امید، وعدة تخلّفناپذیر خداوند است که میفرماید: اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم (1). وعده خداوند حق است؛ زیرا کسی از خداوند راستگوتر نیست؛ بنابراین اگر شما نصرت خدا را کردید، یعنی به سمت تمدّن اسلام و جامعة اسلامی و تحقّق دین خدا پیش رفتید، خدا شما را یاری میکند.
چهارمین عنصر لازم این است که در هر برههای راهکارهای عملی لازم است که در این بیانیه و مواردی از آنها اشاره شده است.(2)
معظمله در ادامه تأکید میکنند که چهار عنصری که گفته شد نیازمند تبیین است که این کار به ذهن فعّال و زبان گویا احتیاج دارد، اما ارائه راهکارهای عملی نیازمند ذهنی است که با هدایت، تمرکز، پیگیری، فعالیت پیدرپی و لحظهبهلحظه بتواند این کاروان عظیم جامعه را و مهمتر از همه جوانهای جامعه را به پیش ببرد.
سپس معظم له فهرستی از راهکارهای عملی ورود جوانان به عرصه عمومی حرکت جامعه را بیان میکنند و درباره چگونگی ایجاد آنها توضیح میدهند:
تشکیل کارگروههای فرهنگی: از قبیل کار در مساجد و هیئتهای عزاداری که یکی از مصادیق «آتش به اختیار» است(1)و میتوانند روی جوانها، محلّه و نیز خودشان تأثیر بگذارند و یک حرکت، عزم و بینش و بیناییای را در یک مجموعهای به وجود بیاورند.
تشکیل گروههای فعّالیت سیاسی: این کار باید به دور از حزببازی باشد؛ زیرا در حزببازی برکتی نیست. کار سیاسی یعنی تحلیل سیاسی کردن و حوادث سیاسی را شناختن، فهمیدن و منتقل کردن.
تشکیل میزگردها و کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها: تشکیل میزگردها و کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها است که خود جوانان باید این کار را انجام بدهند.4. تشکیل گروههای نهضتی در ارتباط با مسائل بینالملل و مسائل جهان: در ارتباط با مسائل بینالملل و مسائل جهان برای فعّال شدن در زمینة مسائل جهان اسلام مانند: مسائل غزّه، فلسطین، یمن، بحرین، مسائل مربوط به مسلمانهای میانمار، مسائل مربوط به مسلمانهای اروپا که میشود در محیطهای فعّال دانشجویی درباره آنها گفتگو کرد.
تشکیل گروههای علمی: برای همکاری با مراکز علمی یا همکاری با شرکتهای دانشبنیان و انجام کار اقتصادی.
تشکیل گروههای جهادی: برای حضور در مناطق مختلف کشور و انجام کارهای جهادی که از جمله کارهای خوب است.
فعالیتهای اطلاعاتی مردمی: مانند اطّلاعرسانی درباره سوء استفادههایی که در زمینة قاچاق انجام میشود.
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 01/01/1397.
نتیجة ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه با توجه به ضرورتها، عناصر و راهکارهای ارائه شده «کشاندن نسل جوان متعهّد به عرصة مدیریّت کشور» است که از منظر معظمله این است که به کار علمیِ مجموعة دانشجوی جوان لطمه وارد نشود. ایشان در پایان تبیین بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، خودجوش و خودکار بودن و نیز ناامید نشدن در مسیر را لازمة ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه در قامت مدیر جامعه اسلامی میدانند.(2)
بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی در 22 بهمنماه 1397 از سوی رهبر معظم انقلاب، سندی راهبردی برای شروع فصل جدید انقلاب اسلامی در مرحله خودسازی و جامعهپردازی برای رسیدن به آرمان بزرگ تمدن اسلامی است که به پشتوانة چهل سال مبارزه و تلاش در استقرار، حفظ و تداوم نظام اسلامی نگاشته شده است. اهمیت بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی عبارت است از: 1. جایگاه صادرکنندة بیانیه؛ 2. صدور در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی؛ 3. مخاطب اصلی آن یعنی جوانان؛ 4. محتوا و مضامین راهبردی.
ساختار کلی بیانیة گام دوم «ترسیم کلّی از گذشته و حال و آیندة انقلاب» است که هدف از صدور آن «ایجاد سرعت در حرکت عمومی منضبط در جامعه به سمت چشمانداز انقلاب اسلامی» می باشد.
راهکار رسیدن به هدف بیانیه از نگاه معظمله، ایجاد شناخت در جامعه بهویژه جوانان درباره چهار نقطه و موضوع درباره انقلاب اسلامی است که بدون شناخت این چهار نقطه این حرکت عمومی در جامعه شکل نخواهد گرفت که عبارتند از: 1. شناخت عظمت حادثة انقلاب؛ 2. شناخت عظمت راه طیشده و کارکرد انقلاب تا امروز؛ 3. شناخت عظمت چشمانداز انقلاب اسلامی؛ 4. شناخت عظمت نقش نیروی جوان متعهّد. معظمله نیاز و ضرورتهای حرکت عمومی بهویژه جوانان را در شکلگیری این حرکت به صورت معقول و منظم و به دور از غوغاسالاری میدانند که لازمه آن چند چیز است، عنصر اول: شناخت صحنة انقلاب اسلامی؛ عنصر دوم: جهتگیری مشخّص؛ عنصر سوّم: امیدبخشی؛ عنصر
چهارم: داشتن راهکارهای عملی. و این کارها را مشروط به آن میدانند که به کار علمیِ مجموعة دانشجوی جوان لطمه وارد نشود و خودجوش و خودکار و بدون ناامیدی انجام شود.
پرسشها
جهات اهمیت بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی چیست؟
زمینه و علل صدور بیانیه چیست؟
پیام بیانیه برای جوانان چیست؟
چهار نکته در ساختار محتوایی بیانیه را نام ببرید.
محور حرکت به سمت چشمانداز ذکر شده در بیانیه چه کسانی هستند؟
ضرورتها و عناصر ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه چیست؟
راهکارهای عملی ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه چیست؟
نتیجة ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه چیست؟
شرط و لوازم ورود جوانان به عرصة حرکت عمومی جامعه را نام ببرید.
انقلاب اسلامي ايران يكي از بزرگترین و بلكه برجستهترین رويداد قرن بيستم است و به دلیل وقوع آن همزمان با پايان قرن چهاردهم و شروع قرن پانزدهم هجري، نقطه عطفي در تاريخ معاصر جهان اسلام به خصوص ايران اسلامي قلمداد ميشود که به دلیل ویژگیهای خاص خود تحفه الهي و هديه غيبي خداوند است که از جهات مختلف همچون نحوة پيدايش، كيفيت مبارزه و نیز انگيزه قيام با دیگر انقلابها تفاوت دارد.(1)
مقام معظم رهبری در اولین بخش از بیانیه خود به ذکر ویژگیهای ممتاز انقلاب اسلامی مردم عزیز ایران پرداخته و شاخصههای اختصاصی آن را که باعث تمایز از دیگر انقلابها شده بیان فرمودهاند که این ویژگیها عبارتند از:
انقلاب اسلامی بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است که با وجود گذشت چهل سال از عمر خود به آرمانهای خود وفادار
1) . ر.ک: امام خمینی، صحيفه نور، 21/ 402.
مانده و به آنها خیانت نکرده است. اهمیت این ویژگی در آن است که از میان همة ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت میگمارد و در میان ملّتهایی که بهپاخاسته و انقلاب کردهاند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و بهجز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند.
از جمله انقلابهایی که باوجود قیام ملتهای آنها برعلیه حاکمان خود و تغییر حکومتهایشان نتوانستند به آرمانها و شعارهای خود وفادار بمانند، انقلاب مردم فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه، انقلاب هند، انقلاب الجزایر و برخی دیگر از انقلابها میباشند؛ زیرا همة آن انقلابها يا بيشترين و مهمترين آنها نتوانستند به آرمانها و شعارهای خود وفادار بمانند و با وجود قیام مردم و عزم برای تشکیل حکومت جمهوری، به ديكتاتورىهاى سياه منتهى شدند و حقوق مردم را پايمال كردند. دمکراسیها را متوقّف كرده و آراى مردم را بهكلّى ناديده گرفتند؛ اما انقلاب اسلامى برخلاف این انقلابها توانست(1)به شعارهای خود پایبند باشد و با اعطای حقوق مردم و خواست انقلابیون، انتخابات را که از حیاتیترین امور برای هر نظامی است(2)بارها در کشور برگزار کند و از حلقه مهندسی و قانونگذاری بهوسیله مردم عبور كرده(3)و مردم را به صورت مستقيم يا غیرمستقیم در انتخاب مسؤولان كشور از رهبرى تا رئیس جمهور و ديگر مسؤولان مشارکت دهد.
در انقلاب اسلامی، مردم تاکنون در دَه انتخاباتِ مجلس شورای اسلامی، پنج انتخابات شورای شهر و روستا، پنج انتخابات مجلس خبرگان و دوازده انتخابات ریاست جمهوری مشارکت کردهاند.(4)همچنین مردم در سه همهپرسی شامل یکمرتبه همهپرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی و دو مرتبه همهپرسی قانون اساسی(5)شرکت کردهاند.
ثمرة حفظ آرمانها و شعارهای اصلی انقلاب، همچون اسلامیت، جمهوریت، استکبارستیزی و نیز اهدافی مانند: عدالت، حمایت از مظلومان و مستضعفین و... در بیان و عمل مسؤولان نظام اسلامی این بود که انقلاب توانست به این وسیله از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کند و وارد دوّمین مرحلة خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شود؛(1)زیرا اگر انقلاب اسلامی به شعارها و آرمانهای خود که شعارها و آرمانهای اسلام است و ریشه در فطرت انسان دارد پایبند نبود، هیچگاه نمیتوانست از کرامت و اصالت شعارهایش صیانت کرده و وارد عصر جدید گردد که چهل سالگی دوم انقلاب اسلامی است و از جهت شکل یا محتوا دچار تغییر و تبدیل میشد؛ چرا که خداوند در قرآن کریم میفرماید: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (2)(خداوند، آنچه را كه از آنِ قومى است، تغيير نمىدهد تا وقتى كه خودشان آن را دگرگون سازند).
دومین ویژگی انقلاب اسلامی طرح و ایجاد یک نهضت دینی بود که تا پیش از این سابقه نداشت. انقلاب اسلامی «با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد، چهارچوبها را شکست، کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید [و با ایجاد یک نهضت دینی] دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود».(3)تا پیش از شکلگیری انقلاب اسلامی در میان اندیشمندان دینی و سیاسی، باور بر این بود که دین و سیاست درهم آمیخته نیست و دین در ساختار یک حکومت قرار نمیگیرد؛اما انقلاب اسلامی این نگاه را به چالش کشید و توانست با قدرت و شکوه پا به میدان نهد و اندیشههای کلیشهای در این زمینه را
1) . فرآيند تحقق اهداف انقلاب اسلامی زنجیرة مستمر و منطقی و طولاني و دشوار، شامل: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی است که مردم ایران توانستهاند با یاری خداوند و اراده خود در حفظ آرمانها از تغییر و تبدیل آن جلوگیری کنند.
2) . رعد: 11.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 22/ 1397.
که محصول استعمار بر ملتها و امتهای دینی بود، از بین برده و تفکر جدایی دین از سیاست را باطل کند؛ زیرا منابع اسلامی بر این حقیقت تأکید زیادی کردهاند که سیاست، اصلیترین پیام ادیان الهی است و رسولان و فرستادگان خدا برای تأسیس حکومت الهی مبعوث شدهاند(1)و نخستین هدف آنان در جامعه بشری، برپایی حکومت بوده است.(2) این موضوع، بارها توسط امام خمینی در گفتهها و نوشتههایشان مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان میفرمایند: «میتوان گفت: اسلام همان حکومت است با شؤون و مقتضیاتی که دارد و احکام، قوانین اسلامند که از شؤون حکومت است؛ بلکه احکام، مطلوب بالعرضند و ابزار و وسیلهای برای اعمال حکومت و گسترش عدالتند».(3)
همچنین در نظام حقوق سیاسی اسلام، از دیدگاه تفکر شیعی یا به تعبیر حضرت امام «اسلام ناب محمدی»(4)همانگونه که در زمان حیات رسول اکرم مرجع تبیین احکام الهی و نیز مرجع اجرای آن؛ چه در بخش اداره امور اجرایی، چه در بخش امور قضایی، رسول خدا بوده است، پس از رسول خدا، مرجعیت در تمام آنچه رسول خدا در آن مرجعیت داشته است که شامل تبیین و تفسیر قوانین و تعالیم اسلامی و اجرای آنهاست، مخصوص امامان است. ملاک این مرجعیت، عدل و علم است. خدای تعالی در قرآن کریم میفرماید: P أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ O؛(5)(اطاعت کنید خدا و رسول و صاحبان امر از میان خود را) و نیز میفرماید: Pوَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْO؛(6)(و هرگاه به مطلبی ازمسائل امنیتی دست مییابند آن را پخش میکنند و از کتمان آن خودداری میکنند، در صورتی که اگر آن را به خدا و رسول و آنان که صاحب امرند برگردانند، آنان که قدرت فهم و تحلیل دارند، حقیقت آن را خواهند دانست).
از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت است که فرمود: «من در میان شما دو چیز گرانبها به جانشینی خود میگذارم، یکی کتاب خدا و دیگری خاندانم؛ اگر به این دو چنگ بزنید و از آنها پیروی کنید هیچگاه گمراه نخواهید شد و این دو، هیچگاه تا روزی که در کنار حوض کوثر به سوی من باز آیند، از یکدیگر جدا نخواهند شد».(7)
در شرایطی که امامان معصوم به دلیل غیبت مکانی یا زمانی، دور از دسترس جامعه اسلامی باشند، مسؤولیت جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام در تبیین اسلام و نیز اجرای آن بر عهده کسانی خواهد بود که از نظر علمی و عملی بیشترین شباهت را با امامان علیهم السلام داشته و بالاترین میزان توانایی علمی را در تبیین اسلام دارا باشند؛ اینان عالمان عادل یا فقیهان وارستهاند.
1) . بقره: 213.
2) . مائده: 48.
3) . امام خمینی، كتاب البيع، 2/ 460: «بل یمکن ان یقال: الاسلام هو الحکومة بشؤونها و الاحکام قوانین الاسلام و هی شأن من شؤونها، بل الاحکام مطلوبات بالعرض، و امور آلیة لاجرائها و بسط العدالة».
4) . امام خمینی، صحیفه امام،21/ 11.
5) . نساء: 59.
6) . نساء: 83.
7) . حاکم نیشابوری، محمّد بن عبد اللّه، المستدرك على الصحيحين، 3/ 148: «انی مخلف فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبدا، و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض».
امامان معصوم علیهم السلام در روایات معتبری که از آنان در دست است، جانشینی و مرجعیّت فقهای عادل را در تبیین و تفسیر اسلام و نیز اجرای احکام عادلانه آن مورد تأکید قرار دادهاند. در روایت مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام آمده است: «بنگرند آنان را که از میان شما سخنان ما را روایت کردهاند و در حلال و حرام ما به تحقیق و نظر پرداختهاند و با احکام ما آشنا شدهاند، آنان را داور قرار دهند؛ زیرا من آنان را حاکم قرار دادهام».(1)
و نیز در پاسخ به سؤالی که اسحاق بن یعقوب از امام دوازدهم در همین باره میپرسد، امام علیه السلام میفرماید: «اما در حوادثی که در پیش میآید، به دانایانسخن ما مراجعه کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم».(2)
در روایات فراوان دیگری، به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر رهبری و مرجعیت فقهای عادل، پس از امامان علیهم السلام تأکید شده است. بسیاری از فقها، اثبات مرجعیت سیاسی و حکومت فقیه عادل را در دوران غیبت معصوم، بینیاز از دلیل نقلی میدانند و معتقدند اصل بدیهی و مسلّم ضرورت وجود حکومت از یکسو و اصل مسلّم وجوب اسلامی بودن حکومت؛ یعنی حکومتی که احکام اسلام را در همه شؤون اجرا کند از سوی دیگر، از نظر عقلی و منطقی این نتیجه را اثبات میکند که در دوران غیبت معصوم، حکومت را کسی باید عهدهدار گردد که نسبت به احکام اسلام در همه شؤون زندگی و اداره امور جامعه اطلاع کافی داشته باشد و از طرف دیگر، در اجرای آن، امین و ثابتقدم باشد؛ طبیعی است که روشنترین و مسلمترین مصداق چنین کسی، فقیه عادل دارای کفایت سیاسی و اداری است.
با توجه به این مباحث، این مطلب روشن شد که آمیختگی اسلام با سیاست و تصوّر روشنی که اسلام ناب محمّدی با استناد به منابع اسلامی از تفکیکناپذیری سیاست از اسلام ارائه میدهد، از اصول تفکر اسلامی و یکی از مهمترین مبانی اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی است. ضمناً تذکر این نکته نیز مفید است که حکومت فقیه عادل که محور اصلی اندیشه سیاسی انقلاب است، نظریهای است که با اصول تفکر همه گروهها و گرایشهای فکری معتقد به اسلام سازگار است و گروهها یا جریاناتی که به عنوان غیرمعتقد به نظریه حکومت فقیه عادل مطرح میشوند برای صلاحیت تصدی حکومت و اداره جامعه اسلامی، شرایط کمتری قائلند، نه این که صلاحیّت فقیه عادل دارای شرایط رهبری را مخدوش بدانند.
بر اساس اصول اسلامی و نیز اصول عقلی، حکومت فقیه عادل با کفایت، به معنای حکومت بهترین است و حکومت بهترین، نه تنها با هیچ عقل و نقلی در تعارض نیست که مورد اتفاق اهل شرع و عقل است. آنچه میان معتقدین به این نظریه و مخالفین آن مورد نزاع و اختلاف است، این است که آیا رعایت شرطفقاهت و احیاناً عدالت در حاکم، ضروری است؟ یا مشروعیّت حکومت، بستگی به این دو شرط ندارد؟ و حاکمی که از دو شرط مذکور یا یکی از آنها برخوردار نباشد نیز میتواند از مشروعیت برخوردار باشد؟ کوتاه سخن آن که مشروعیت حکومت فقیه عادل با کفایت، مورد نزاع بین اهل شرع و عقل نیست. آنچه مورد نزاع است، مشروعیت حکومت غیرفقیه عادل است.(1)
اهمیت آمیختگی دین و سیاست توسط انقلاب اسلامی بهوسیله ایجاد نهضت دینی در این عصر آن است که انقلاب اسلامی در زمانی بهوقوع پیوست که «جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد».(2)نشانه بهت و
حیرت سردمداران جدایی دین و سیاست، واکنشی بود که آنها نسبت به انقلاب اسلامی نشان دادند؛ زیرا به دلیل ناباوری آنها در امکان وقوع و ایجاد نهضت دینی «طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند. چپ و راستِ مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت تا تلاش گسترده و گونهگون برای خفه کردن آن، هرچه کردند به اجلِ محتوم خود نزدیکتر شدند».(1)
سومین ویژگی انقلاب اسلامی این است که با گذشت چهل جشن سالانة انقلاب و چهل دهة فجر، انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به پیش می رود. نمونههای کوتاه نیامدن انقلاب از شعارها و باج ندادن به دشمنان انقلاب در طول تاریخ این نهضت مبارک بسیار است که از جمله آنها دفاع مقدس است. حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور یکی از اصول اساسی و شعارهای مهم نظام اسلامی است که با وجود جنگ تحمیلی عراق، مردم ایران حاضر به معامله با دشمنان نشدند و با حضور مقتدرانه در جنگ هشت ساله انقلاب اسلامی از مرزهایخود دفاع کردند. همچنین باوجود زیر پا گذاشتن اصول انسانی در جنگ توسط رژیم عراق و حمله شیمیایی، هرگز حاضر نشد این اصول را نادیده بگیرد و حتی پس از اسارت رزمندگان در جبهههای نبرد، با توجه به اصل «عزت» حاضر به نشان دادن ضعف در برابر دشمن برای بازگرداندن اسرا نشد و صبر و شکیبایی نظام اسلامی موجب شد که اسرا عزتمندانه به میهن بازگردند.(2)
با وجود دشمنی سردمداران نظام سلطه بر علیه انقلاب اسلامی و آرمانهای آن «پیشرفت روزافزون انقلاب اسلامی در حالی است که دو کانون دشمنی، یکی از آن دو کانون دشمنی یعنی شرق (شوری) نابود شده و دیگری یعنی غرب (آمریکا) با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار میدهند، دستوپنجه نرم میکند!»(1)
چهارمین ویژگی انقلاب اسلامی، تاریخ مصرف نداشتن شعارهای جهانی انقلاب است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه، با اشاره به این نکته میفرمایند: «برای همهچیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد؛ امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است. آنها هرگز بیمصرف و بیفایده نخواهند شد».(2)
دلیل جهانی بودن و تاریخ مصرف نداشتن و بیمصرف نبودن شعارهای انقلاب اسلامی این است که این شعارها ریشه در فطرت بشر در همة عصرها دارد و سرشت بشر با آنها آمیخته است؛ از این رو شعارهایی مانند: آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچیک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند، بلکه در همه دورهها و در تمام دولتها و حکومتها، مردم خواهان آزادی، عدالت، استقلال و دیگر شعارهایی هستند که جزء حقوق انسانها است و اسلام منادی آن است، لذابه تعبیر ایشان «هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند».(3)
اما سؤال این است که چرا گاهی در برخی از افراد و مسؤولین نسبت به این شعارها دلزدگی دیده میشود؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این پرسش، ریشة دلزدگی از شعارهای انقلاب اسلامی در برخی از مسؤولان و افراد را در عدم پایبندی آنها به ارزشهای دینی و روگردانی
از آنها میدانند، نه از پایبندی به آنها و نیز کوشش برای تحقق آنها؛ زیرا شعارهای انقلاب اسلامی که همخوان با فطرت بشری هستند، ریشه در سرچشمههاى زلال معارف و احكام اسلام و قرآن دارند.(1)
پنجمین ویژگی انقلاب اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، قابلیت تجدیدپذیری در خطاها است؛ زیرا انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و با اراده است که دارای انعطاف و آمادگی برای تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. نشانه انعطاف انقلاب اسلامی در پذیرفتن خطاهای احتمالی این است که مسؤولان نظام اسلامی به نقدها حساسیت مثبت نشان میدهند؛ زیرا آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل میشمارد.
ثمره انعطاف در پذیرش خطاها این است که انقلاب اسلامی پس از نظامسازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمیبیند، بلکه از نظریّة نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.(2)
ششمین ویژگی انقلاب اسلامی این است که جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست و در برابرموقعیتهای جدید، موضعگیری صحیح اتخاذ میکند و دچار انفعال و عقبنشینی در مواضع خود نیز نمیشود؛ زیرا: 1. به اصول خود به شدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان به شدّت حسّاس است؛ 2. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند؛ 3. برای انقلاب اسلامی مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.
البته بیشک فاصلة میان بایدها و واقعیتها، همواره وجدانهای
آرمانخواه را عذاب داده و میدهد؛ امّا این، فاصلهای طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.(1)
هفتمین ویژگی انقلاب اسلامی این است که قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. نشانههای قدرتمندی در عین مظلومیت انقلاب اسلامی این است که:
مرتکب افراطها و چپرویهایی که مایة ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است.
در هیچ معرکهای حتّی با آمریکا و صدّام، گلولة اوّل را شلیک نکرده و در همة موارد، پس از حملة دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است؛ چنانکه در جریان عملیات تروریستی در مجلس شورای اسلامی و مرقد مطهر امام خمینی توسط تعدادی از تروریستهای داعش که منجر به شهادت جمعی از شهروندان شد، مقر فرماندهی این عملیات تروریستی توسط موشکهای قدرتمند درهم کوبیده شد. همچنین در پاسخ سریع و کوبنده به ترور سپهبد قاسم سلیمانی توسط تروریستهای آمریکایی در خاک عراق، پایگاه آنها در خاک عراق به نام «عین الاسد» بهوسیله موشکهای زمین به زمین مورد هدف قرار گرفت که در طی این عملیات، انتقام سختی گرفته شد که منجر به کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از سربازان تروریست آمریکایی شد.3. از آغاز تا امروز نه بیرحم و خونریز و نه منفعل و مردّد بوده است، بلکه با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است که نمونههای آن
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
در تاریخ انقلاب اسلامی بسیار است که از جمله آنها حمایت از مردم مظلوم یمن، سوریه، عراق و لبنان در برابر حمله تروریستهای داعش و دولت عربستان و دیگر متحدان آمریکایی و غربی است.
ثمره صراحت انقلاب اسلامی در برابر زورگویان و دفاع از مظلومان باعث سربلندی ایران و ایرانی در جهان شده است. این است که: «این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنة عمل جهانی و منطقهای در کنار مظلومان جهان، مایة سربلندی ایران و ایرانی است و همواره چنین باد».(1)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
انقلاب اسلامي ايران يكي از بزرگترین و بلكه برجستهترین رويدادهای قرن بيستم است و به دلیل وقوع آن، همزمان با پايان قرن چهاردهم و شروع قرن پانزدهم هجري، نقطه عطفي در تاريخ معاصر جهان اسلام و به خصوص ايران اسلامي قلمداد ميشود که به دلیل ویژگیهای خاص خود تحفه الهي و هديه غيبي خداوند است که از جهات مختلف همچون نحوة پيدايش، كيفيت مبارزه و نیز انگيزه قيام با دیگر انقلابها تفاوت دارد.
مقام معظم رهبری در اولین بخش از بیانیه خود به ذکر ویژگیهای ممتاز انقلاب اسلامی مردم عزیز ایران پرداخته و شاخصههای اختصاصی آن را که باعث تمایز از دیگر انقلابها شده بیان فرمودهاند؛ که مهمترین آنها عبارتند از: 1. عدم خیانت به آرمانها؛ 2. طرح و ایجاد یک نهضت دینی؛ 3. پیشرفت و توسعه روزافزون با حفظ شعارها؛ 4. تاریخ مصرف نداشتن شعارهای جهانی انقلاب اسلامی؛ 5. قابلیت تجدیدپذیری در خطاها؛ 6. عدم تحجر در برابر پدیدهها و موقعیتهای جدید؛ 7. مظلومیت در عین اقتدار در برابر زورگویان.
مهمترین ویژگیهای انقلاب اسلامی کدام است؟
نشانههای عدم خیانت انقلاب اسلامی به آرمانهای خود چیست؟
دلیل تاریخ مصرف نداشتن شعارهای انقلاب اسلامی چیست؟
نشانههای قدرتمندی در عین مظلومیت انقلاب اسلامی چیست؟
رهبر معظم انقلاب در ادامة بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، گام دوم انقلاب را فصل جدیدی از حیات پربرکت جمهوری اسلامی میدانند که وارد دومین مرحلة خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی انقلاب اسلامی شده است که تحقق آن نیاز به جهادی بزرگ دارد تا بتوان بهوسیله آن ایران اسلامی بزرگ را ساخت. ایشان انجام این رسالت بزرگ را وظیفة جوانان میدانند که آیندهساز انقلاب اسلامی هستند و پیششرط آن را شناخت تاریخ و اهداف انقلاب اسلامی توسط جوانان میدانند؛ ازاینرو در این بخش به ذکر ضرورت شناخت سرگذشت چهل ساله انقلاب اسلامی پرداخته و آسیبهای عدم شناخت عظمت راه طی شده در این چهل سال را تشریح کرده و اهداف عالیه انقلاب در گام دوم را بیان مینمایند.
درباره حادثة پيروزى انقلاب حرفهای زیادی زده شده و در طول سالها مطالب بسیاری بیان گردیده است؛ اما حقيقت اين است كه هنوز اهميت، عظمت و ابعاد اين حادثه درست روشن نيست. تا وقتى
به این حادثه نزديك هستيم، نمىتوانيم درست ابعاد آن را درك كنيم. تاريخ قضاوت خواهد كرد. كسانى كه اين حادثه را در تاریخ و از دور مىبينند مىتوانند آن را در مجموعِ حوادث تاريخى مشاهده كنند و بهعنوان يكلحظه تاريخى مىفهمند که اين حادثه چقدر عظيم است.(1)
اين انقلاب، حادثة فوقالعاده و عجيبى است. همة دنياى استكبار و طغيان و جاهليت يك طرف و اين انقلاب در طرف ديگر قرار دارد. واقعة خيلى مهمى اتفاق افتاده و در خودش اين كفايت را مىبيند كه به مصاف تمام طغيان و كفر جهانى برود.(2)
از منظر رهبر انقلاب یکی از مهمترین ضرورتهای شناخت تاریخ انقلاب اسلامی برای برداشتن گامهای استوار در جهت رسیدن به اهداف بزرگ و مقدس انقلاب اسلامی در آینده این است که نسبت به تاریخ چهل سال گذشته و تجربههای انقلاب اسلامی آگاهی داشته باشیم؛ زیرا به حکم عقل، نادانستهها بهویژه دربارة حقایق انقلاب اسلامی را جز با تجربة خود یا گوش سپردن به تجربة دیگران نمیتوان بهدست آورد؛ چنانکه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم زمانشناسی را کار انسانهای خردمند دانسته و دراین باره میفرماید: «عَلَى العاقِلِ أن يَكونَ بَصيراً بِزَمانِهِ»(3)(خردمند، بايد زمان خود را بشناسد).
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز درباره شناخت تاریخ و تجربههای گذشتگان در سفارش به فرزندش امام حسن علیه السلام میفرماید: «أحيِ قَلبَكَ بِالمَوعِظَةِ... وَاعرِض عَلَيهِ أَخبارَ الماضينَ، وذَكِّرهُ بِما أصابَ مَن كانَ قَبلَكَ مِنَ الأَوَّلينَ، وسِر في دِيارِهِم وآثارِهِم فَانظُر فيما فَعَلوا وعَمَّا انتَقَلوا وأينَ حَلّوا ونَزَلوا، فَإِنَّكَ تَجِدُهُم قَدِ انتَقَلوا عَنِ الأَحِبَّةِ، وحَلّوا دِيارَ الغُربَةِ، وكأَنَّكَ عَن قَليلٍ قَد صِرتَ كَأَحَدِهِم، فَأَصلِح مَثواكَ، ولا تَبِع آخِرَتَكَ بِدُنياكَ.... أي بُنَيَّ! إنّي وإن لَم أكُن عُمِّرتُ عُمُرَ مَن كانَ قَبلي، فَقَد نَظَرتُ في أعمالِهِم، وفَكَّرتُ في أخبارِهِم، وسِرتُ في آثارِهِم؛ حَتّي عُدتُ كَأَحَدِهِم، بَل كَأَنّي بِمَا انتَهى إلَيَّ مِن امورِهِم قَد عُمِّرتُ مَعَ أوَّلِهِم إلى آخِرِهِم، فَعَرَفتُ صَفوَ ذلِكَ مِن كَدَرِهِ، ونَفعَهُ مِن ضَرَرِهِ، فَاستَخلَصتُ لَكَ مِن كُلِّ أمرٍ نَخيلَهُ، وتَوَخَّيتُ لَكَ جَميلَهُ، وصَرَفتُ عَنكَ
مَجهولَهُ، ورَأَيتُ حَيثُ عَناني مِن أمرِكَ ما يَعنِي الوالِدَ الشَّفيقَ، وأجمَعتُ عَلَيهِ مِن أدَبِكَ، أن يَكونَ ذلِكَ وأنتَ مُقِبلُ العُمُرِ ومُقتَبَلُ الدَّهرِ، ذو نِيَّةٍ سَليمَةٍ ونَفسٍ صافِيَةٍ»(1)(دلت را با موعظه، زنده بدار...، و اخبار گذشتگان را بر آن عرضه كن و به آنچه بر سرِ پيشينيان تو آمده است، اندرزش ده. در سرزمينها و آثار بر جاى مانده از آنان بِگرد و بنگر كه چه كردند و از چه جدا شدند و به كجا منتقل شدند و در چه سرايى فرود آمدند. خواهى ديد كه از دوستان [خود]، جدا شدهاند و در سراى غربت، فرود آمدهاند و گويا تو نيز به زودى، چونان يكى از آنان خواهى شد. پس جايگاه [ابدى] خويش را آباد كن و آخرتت را به دنيايت مفروش...
فرزندم! من اگرچه به اندازه عمرِ [مجموعِ] پيشينيان، عمر نكردهام؛ امّا در كردارهاى آنان نگريستهام و در اخبار و سرگذشتشان انديشيدهام و در آثارشان سير كردهام تا آن جا كه چونان يكى از آنان شدهام و بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا پا به پاى اوّلين تا آخرين آنها عمر كردهام. پس حوادث زلال را از تيره و سود آنها را از زيانشان باز شناختم؛ پس، از هر چيزى، ناب آن را برايت برگزيدم و زيبايش را برايت جستم و ناشناختههايش را از تو دور ساختم و چونان پدرى مهربان، به كار تو همّت گماشتم و عزم تربيت تو كردم؛ زيرا تو در آغاز زندگى قرار دارى و تازه به روزگار، روى آوردهاى و از پندارى پاك و روانى صاف، برخوردارى).
عدم شناخت گذشته و تجربههای انقلاب اسلامی توسط جوانان بهویژه از منابع اصیل انقلاب اسلامی باعث بروز دو آسیب جدی است که عبارتند از:
حقیقت انقلاب اسلامی را باید از راه شناخت تاریخ انقلاب و تجربهها شناخت، نه از طریق و زبان دشمنان و پیادهنظام آنها؛ زیرا دشمنان و
1) . شریف رضی، محمد بن حسين، نهج البلاغه، نامه 31.
پیادهنظام دشمن، رهزنان فکر و عقیده و آگاهی هستند و همواره دست به تحریف حقیقت تاریخ انقلاب اسلامی میزنند؛ بنابراین اولین آسیب عدم شناخت حقیقت انقلاب اسلامی بهوسیله بازخوانی تاریخ آن و تجربههای گذشتگان و خود، این است که بهواسطه تحریفات دشمنان، «دروغها، جای خود را به حقیقت میدهد»، لذا آنها تلاش میکنند که واقعیتها را تحریف کرده و با دروغپردازی، تاریخ انقلاب را با وجود عدم شایستگیشان تفسیر کنند». آنان برای این کار از همه امکانات همچون پول و همة ابزارها بهره میگیرند. ایمنی در برابر تحریفات و دروغپردازی دشمنان، آگاهی به تاریخ و زمانشناسی است؛ چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَيهِ اللَّوابِسُ»(1)(كسى كه تاریخ (زمان) خود را بشناسد، شبهات بر او هجوم نمىآورند).
ما اگرچه با همة وجود اين انقلاب را لمس كردهايم؛ اما تحليل و قضاوتمان در بارة آن كمتر از بيگانگانى است كه از دور و نزديك، با اين انقلاب ارتباط پيدا كردهاند. البته در ميان بيگانگانِ تحليلگر و قضاوتكننده، عدّة زيادى بودند و هستند كه با ديدگاهى مغرضانه وارد شدند؛ با این حال حقيقتاً بايد اعتراف كنيم كه امروز تحليل و تفسير انقلاب، كارى است كه دشمنان انقلاب بيشتر از ما به آن پرداختهاند. البته قصدِ آنها از اين تحليل و تفسير اين بوده كه پيام انقلاب را عوض کرده و حقيقتى را كه به دست ملت اتّفاق افتاده و در منظر آنهاست، غلط جلوه دهند.(2)
نشناختن و عدم آگاهی از سرگذشت چهل ساله انقلاب اسلامی، باعث میشود که نسبت به آینده انقلاب اسلامی تهدیدهای ناشناخته بروز کند که توان مقابله با آن را نداشته باشیم که برخی از این آسیبهای احتمالی عبارتند از:
از بین رفتن امید: نشناختن تاریخ و زمانه باعث بروز تهدیدات نسبت به جامعه بهویژه جوانان و از جمله امید آنها به آینده است؛ زیرا «دستگاههاى تبليغاتى غربتلاش مىكنند تا اين اميد را در هم بشكنند».(1)کسی که تاریخ را میشناسد و تحولات آینده را بهواسطه بصیرتی که از زمانشناسی به دست آورده مورد ارزیابی قرار میدهد، با بروز رخدادها بهویژه فتنهها امید او از بین نمیرود.
امام على علیه السلام دراین باره فرمودند: «لا تَيأَس مِنَ الزَّمانِ إذا مَنَعَ، ولا تَثِق بِهِ إذا أعطى، وكُن مِنهُ عَلي أعظَمِ الحَذَرِ»(2)(از روزگار، هرگاه كه دريغ ورزيد، نوميد مشو و آن گاه كه دِهِش كرد، به آن اعتماد مكن و تا مىتوانى، از آن بر حذر باش).
تعجب کردن از تحولات: کسی که تاریخ و زمان خود را نشناسد از تحولات تعجب میکند ولی کسی که زمان خود را بشناسد از تحولات ناگهانی جامعه تعجب نمیکند. امام على علیه السلام میفرماید: «أعرَفُ النّاسِ بِالزَّمانِ مَن لَم يَتَعَجَّب مِن أحداثِهِ»(3)(زمانشناسترينِ مردم، كسى است كه از رخدادهاى زمانه تعجّب نمىكند).
تهدید شدن اعتقادات: کسی که تاریخ و زمان خود و تحولات آن را نمیشناسد، اعتقادات او مورد تهدید و تاراج قرار میگیرد؛ چنانکه امام على علیه السلام میفرماید: «مَن لَم يَعرِف زَمانَهُ حُرِبَ»(4)(كسى كه زمانش را نشناسد، به تاراج مىرود). به همین علت کسی که تحولات تاریخی را بشناسد از تحولات و فتنههای آن در امان میماند؛ چنانکه امام على علیه السلام میفرماید: «يَنبَغي لِمَن عَرَفَ الزَّمانَ، أن لا يَأمَنَ الصُّروفَ وَالغِيَرَ»؛(5)(كسى كه زمانه را بشناسد، سزد كه خويشتن را از تحوّلات و دگرگونىها در امان نپندارد).
اعتماد به دشمن: همچنین انسان تاریخدان و زمانشناس با بروز خوشیهای زودگذر از جمله لبخند دشمنان، خوشبین نشده و اعتماد نمیکند. امام على علیهالسلام میفرماید: «مَن فَهِمَ مَواعِظَ الزَّمانِ، لَم يَسكُن إلي حُسنِ الظَّنِّ بِالأَيّامِ»(1)(هر كه اندرزهاى زمانه را بفهمد، به روزگار، خوشبین نمىشود).
بنابراین در تحولات انقلاب اسلامی شرط پیروزی آن است که نباید به دشمن اعتماد کرد و اعتماد اصلی باید به خداوند باشد و با هوشیاری فریب دشمن را نخورد؛ چنانکه مقام معظم رهبری میفرماید: «شرط پيروزى، اتكال و اعتماد به خدا، هوشيار و جدى و آماده بودن، حفظ وحدت و فريب تبليغات دشمن را نخوردن است. امروز يكى از تلاشهای دشمنان صرف آن مىشود كه نور اميد را در دل ملت ما خاموش كنند و آنان را به اوضاع كشور و به دستاندركاران و مجريان امور بدبين سازند. فاصلهای كه دشمنان ملت مايلند ميان ملت و دولت به وجود آيد، همان چيزى است كه اگر خداى نخواسته موفق شوند، دست آنان و ايادى حقير و رياكار و خبيث آنان را در داخل براى ضربه زدن به كشور و انقلاب باز خواهد كرد. اين، هدف هميشة دشمن بوده و هست؛ و لذا اصرار هميشة امام فقيد و عظيم آن بود كه پيوند ميان ملت و مجريان امور مستحكمتر شود».(2)
انقلاب اسلامی در ابتدای شکلگیری خود دارای اهدافی بود که این اهداف در گام دوم انقلاب با انگیزه بیشتری وجود دارند که عبارتند از:
مقام معظم رهبری دو آرمان را هدف «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» میدانند که اولین از آن دو، ایجاد تمدن اسلامی است
که از نگاه ایشان آرمان بزرگ انقلاب اسلامی است. ایشان در بیانات متعدد خود با اشاره به این هدف انقلاب اسلامی میفرمایند: «هدف ملت ايران و انقلاب اسلامی ایجاد يك تمدننوين اسلامى(1)است».(2)
از منظر مقام معظم رهبری در عصر تمدن اسلامی، انسان مىتواند از لحاظ معنوى و از لحاظ مادّى رشد كند و به غايات مطلوبى كه خداى متعال او را براى آن غايات خلق كرده است برسد.(3)در این عصر، علم همراه با اخلاق است و پرداختن به مادّيات، همراه با معنويّت و دين است و قدرت سياسى، همراه با عدالت است.(4)خصوصيت استثنايى جامعه و تمدن اسلامى، تركيب و آميختگى دنيا و آخرت با هم است.(5)بُنمايههاى فرهنگی تمدن اسلامی عبارت است از خردورزى، اخلاق، حقوق که اگر ما به اين مقولات به طور جدى نپردازيم، پيشرفت اسلامى تحقق پيدا نخواهد كرد و تمدن نوين اسلامى شكل نخواهد گرفت. ازاین رو هرچه ما در صنعت، اختراعات و اكتشافات پیش برویم، اما بنمایههای فرهنگی تمدن اسلامی محقق نشود، به معناى حقيقى كلمه، پيشرفت اسلامى نكردهايم.(6)
1) . جامعة ما بايد يك حركت اساسى را به عنوان متمّم اصلى انقلاب بزرگ اسلامى انجام دهد كه اين حركت بزرگ، داراى دو مرحله باشد: يكى استقرار نظام و گسترش اخلاق اسلامى در ميان جامعه (شامل چهار مرحلة انقلاب، نظام، دولت و جامعه اسلامی)؛ مرحلة دوم اين كه این ارزشى شدن خلقيّات اسلامى در ميان جامعه به دنیا منتقل شود (تمدن اسلامی). بشريّت در سطح جهان از فقدان اخلاق رنج مىبرد. اسلام و مسلمين مىتوانند بهترين هدية اخلاقى رابه ملتها بدهند؛ به بشريّت اعطا كنند. دنيا به این پيام و راه وحقيقتى كه در بعثت و قرآن و نزد ملت ایران است، احتياج دارد؛ ليكن آن روزى خواهيم توانست این حقیقت را به دنيا بياموزيم كه قبلاً خودمان آموخته باشيم و عمل كرده باشيم. (ر.ک: آیتالله خامنهای، 19/ 09/ 1375) وقتى كشور اسلامى پديد آمد، تمدن اسلامى به وجود خواهد آمد و فرهنگ اسلامى فضاى عمومى بشريت را فرا خواهد گرفت.(ر.ک: آیتالله خامنهای، 28/ 05/ 1384) با تحقق مرحلة کشور اسلامی براي مسلمانهاي عالم‚ الگو و اسوه ميشويم؛ الگو که درست شد، نظايرش در دنيا به وجود ميآيد؛ «لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاس» ( بقره: 143). ( ر.ک: آیتالله خامنهای، 21/ 09/ 1380)
2) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 24/ 07/ 1390.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 14/ 06/ 1392.
4) . همان.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 20/ 08/ 1385.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 23/ 07/ 1391.
دومین هدف انقلاب اسلامی از ساخت ایران اسلامی بزرگ، آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمای امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف است؛ زیرا از منظر مقام معظم رهبری حکومت کامل، حکومت کبرای ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه و الشریف(1)است که نظام اسلامىِ ملت ایران پرتو كوچكى از حقيقت درخشان آن حکومت است.(2)در نگاه ایشان میتوان از انقلاب اسلامی به عنوان اولین قدم برای زمینهسازی ظهور یاد کرد(3)که با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه و الشریف پرچم آن به فضل پروردگار، تسليم امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف خواهد شد(4).(5)ازاینرو ایشان معتقدند که اولين قدم براى حاكميت جهانی اسلام و براى نزديك شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود أرواحنا فداه و عجّل الله فرجه، بهوسيلة ملت ايران برداشته شده است كه دنياى مادّى نمىخواست آن را باور بكند؛ زیرا آنها بعد از قرنها، تلاش كرده بودند تا دين و بهخصوص دين مقدس اسلام را از صحنه خارج كنند و اکنون نمىخواستند ببينند كه دين با يك حاكميت بر سرير قدرت يك حكومت، در صحنة عالم ظاهر شده است و ملتها را به خود جلب و جذب مىكند؛ لذا مبارزات استكبار و دشمنان دين و جبهة كفر و عناد با جمهورى اسلامى شروع شد.(6)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 15/ 10/ 1373.
2) . ر.ک: آیتالله خامنهای،30/ 07/ 1381.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 30/ 11/ 1370.
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 30/ 07/ 1381.
5) . بعضىها به استناد رواياتى كه هر پرچمى كه قبل از برافراشته شدن پرچم حضرت مهدى (ارواحنا فداه) برافراشته شود، در آتش است، با مبارزه مخالف بودند. مىگفتند آقا شما قبل از مبارزة حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف مىخواهيد مبارزه شروع كنيد؟ خوب، اين پرچم مبارزه را كه بلند مىكنيد، در آتش است. معناى حديث را نمىفهميدند. يك عدهاى از صدر اسلام، از زمان ائمه علیهم السلام كه شنيده بودند مهدى ظهور خواهد كرد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، ادعاى مهدىگرى مىكردند؛ بعضى بر خودشان هم امر مشتبه بود. بد نيست بدانيد هم در بنىاميه ادعاى مهدويت بود، هم در بنىعباس بود، هم در افراد ديگرى كه چه در زمان بنىعباس و چه در زمانهاى بعد تا امروز وجود داشتند، ادعاى مهدويت وجود داشت. بله، اين پرچم مهدويت را كسى بلند كند، در آتش است. اين معنايش اين نيست كه مردم با ظلم مبارزه نكنند، مردم براى تشكيل جامعة الهى و جامعة اسلامى و علوى مبارزه و قيام نكنند. اين، بد فهميدن دين است. مىبينيد اینها همه موانع درونىاى بود كه بعد از آنكه انقلاب پيروز شد، ما ملت ايران با اين زمينهها مىخواستيم كشور را به سمت آن اهداف ببريم. خوب، اینها هر كدامش يك مانع بود. البته اینها برطرف شدنى بود، نه اينكه برطرف شدنى نبود؛ خيلىاش هم با تبيين برطرف شد. لذا در مبارزات اسلامى، تبيين خيلى نقش دارد». (ر.ک: آیتالله خامنهای،14/ 02/ 1387)
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 30/ 11/ 1370.
رهبر معظم انقلاب در بخش دوم بیانیه، گام دوم انقلاب اسلامی را فصل جدیدی از حیات پربرکت جمهوری اسلامی میدانند که دومین مرحلة خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی انقلاب اسلامی است. معظم له تحقق دومین مرحلهی انقلاب اسلامی را «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» دانسته و انجام آن را وظیفة جوانان میدانند که باید در این مسیر گام بردارند.
از منظر رهبر انقلاب یکی از مهمترین ضرورتهای شناخت تاریخ انقلاب اسلامی برای برداشتن گامهای استوار در جهت رسیدن به اهداف بزرگ و مقدس انقلاب اسلامی در آینده، آگاهی از تاریخ گذشته و تجربههای انقلاب اسلامی است؛ زیرا به حکم عقل، نادانستهها بهویژه دربارة حقایق انقلاب اسلامی را جز با تجربة خود یا گوش سپردن به تجربة دیگران نمیتوان بهدست آورد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، عدم شناخت گذشته و تجربههای انقلاب اسلامی توسط جوانان بهویژه از منابع اصیل انقلاب اسلامی را باعث بروز دو آسیب جدی میدانند: 1. جایگزینی دروغ و تحریف بهجای حقیقت، 2. بروز تهدیدهای ناشناخته نسبت به آینده؛ مانند ازبین رفتن امید، تعجب کردن از تحولات، تهدید شدن اعتقادات، اعتماد به دشمن.
از دیدگاه معظم له گام دوم انقلاب اسلامی برای رسیدن به دو هدف بزرگ است: 1. ایجاد تمدن اسلامی، 2. آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنا فداه).
ضرورت بازشناسی انقلاب اسلامی چیست؟
آسیبهای عدم بازشناسی انقلاب اسلامی چیست؟
اهداف گام دوم انقلاب اسلامی را نام ببرید.
شکلگیری، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، محصول تلاش و فداکاری انقلابیون و رهبران ایشان است که در عمر چهل ساله خود دستاورد و تجربههای ارزشمند بسیاری را کسب کردهاند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این بخش از بیانیه به تعدادی از تجربههای انقلاب و انقلابیون اشاره نموده و آنها را برشمردهاند که عبارتند از.
اولین تجربة انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، این بود که: «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطة صفر آغاز شد».(1)از منظر معظم له شاهد این مطلب، دو دلیل عمده است که عبارتند از:
الف) همه چیز بر علیه ما (انقلاب و انقلابیون) بود: در هنگامه شروع حرکت انقلاب و ایجاد نظام اسلامی، همه چیز بر علیه ما (انقلاب و انقلابیون) بود» و انقلابیون با سه مانع بزرگ مواجه بودند که به یاری خداوند با آنها به مبارزه پرداختند: اول؛ رژیم فاسد طاغوت که علاوه
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1367.
بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه - و نه به زورشمشیر خود - بر سرِ کار آمده بود. دوم؛ دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی. سوم؛ وضع بهشدّت نابسامان داخلی و عقبافتادگی شرمآور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر (1)
ب) هیچ تجربة پیشینی در برابر انقلابیون نبود: دلیل دوم آن است که تا پیش از شکلگیری انقلاب اسلامی، «هیچ تجربة پیشینی و راه طی شدهای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیامهای مارکسیستی و امثال آن نمیتوانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود».(2)
راهکار انقلابیون برای غلبه بر موانع در ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی بدون داشتن سرمشق و تجربه گذشته: «ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن» بود و عامل غلبه بر موانع و موفقیت در پایهریزی و ساخت نظام جدید «جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشة بزرگ امام خمینی، به دست نیامد؛ و این نخستین درخشش انقلاب بود»(3)
دومین تجربه انقلاب اسلامی این بود که جهان را از دو قطبی بودن به سه قطبی تبدیل کرد که ضلع سوم و جدید آن انقلاب اسلامی بود.
از اواخر دهة 1940 تا اواخر دهة 1980م، نظام دو قطبي بر جوامع حاکم بود که ويژگي اساسي آن را منازعه و رقابت ميان ايالات متحدة آمريکا و شوروي تشکيل ميداد. نظام دوقطبي و جنگ سرد پيامدهايي براي منطقة خاورميانه به دنبال داشت: از جمله اينکه نظام دو قطبي و آغاز جنگ سرد موجب شد تا استعمار به شکل رسمي از خاورميانه
رخت بربندد؛ از يکسو، شوروي (سابق) به صورت تشويقکننده و حمايتگر نهضتها و حکومتهاي ملي در خاورميانه درآمد؛ و از سوي ديگر، آمريکا به سبب ترس از نفوذ کمونيسم در منطقه، به تشويق روند استعمارزداييپرداخت. ازاينرو، هرچند برخي نهضتهاي ملي پيش از آغاز جنگ سرد، شکل گرفته بود، اما ظهور نظام دوقطبي و جنگ سرد اين نهضتها را تقويت کرد و تداوم حضور استعمار را دشوار ساخت.(1)
بدينروي، فضاي نظام «دو قطبي» براي تقويت و بقاي جنبشهای اسلامي فضاي مناسب و قابل تحملي بود و چنين فضايي نسبت به نظامهای امنيت دستهجمعي يا تکقطبي، زمينههاي سازگارتري براي ظهور و ادامة حيات آنها داشت؛ اما با وقوع انقلاب اسلامي و مطرح شدن اسلامگرايي به عنوان يک قطب سياسي جديد و تمايل به کثرت در قطبهای قدرت، مطلوبترين وضعيت در ميان ساختارهاي نظام بينالملل براي نهضتها، ازجمله انقلاب اسلامي، ساختار «چند قطبي» و متنوع به نظر رسيد.(2)از اين رو، پيدايش انقلاب اسلامي به عنوان يک نيروي گريز از مرکز، مهمترين ضربه را بر پيکر اين نظام وارد کرد؛ زيرا اين پديده در خارج از حوزة قدرت و نظارت بينالمللي دو قطب شکل گرفت و درواقع، عرف و قواعد حاکم بر اين نظام را بههم ريخت(3)و جهان دوقطبیِ آن روز را به جهان سهقطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانة جدید «اسلام و استکبار» پدیدة برجستة جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد.(4)
ایجاد قطب سوم در جهان توسط انقلاب اسلامی باعث شد که پدیده جدید انقلاب اسلامی در جهان مورد توجه جهانیان قرار بگیرد که نتیجه آن دو رویکرد نسبت به انقلاب اسلامی بود:
الف) نگاه امیدوارانه ملتهای زیر ستم: اولین رویکرد به انقلاب اسلامی، نگاه امیدوارانة از سوی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادیخواه جهان و برخیدولتهای مایل به استقلال بود که باعث شد پس از انقلاب بهویژه در سالهای اخیر امواج آن باعث بیداری امتها شود.(1)این نگاه امیدوارانه بهواسطه حمایت ایران از جنبشهای فلسطینی و لبنانی و در حمایت از مردم فلسطین بود. بروز و ظهور این حمایت، اعلان جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس و اقدام انقلابی در بستن سفارت اسرائیل و افتتاح سفارت فلسطین در مکان آن بود؛ لذا با رسیدن نسیم انقلاب به مسلمانان فلسطین و لبنان، مردمان این مناطق که بذر امید برای پیروزی در دل آنها افشانده شده بود و پس از سالها پناه بردن به آغوش کمونیسم و حضور در جبهه چپ کمونیستی و ایجاد جنبشهای چریکی بر مبنای تفکر کمونیستی، با بازگشتی دوباره به اسلام و قرآن و بازیابی هویت اسلامی خویش، مبارزهای حقیقی را با اسرائیل برای آزادی قدس به راه انداختند.(2)
به جرأت میتوان گفت: انقلاب اسلامی ایران بیشترین تأثیر را در میان مسلمانان لبنان داشته است؛ چرا كه گروههای اسلامی شیعه مانند جنبش «حزب اللّه» و «امل» و گروههای اسلامی سنّی مانند جنبش «توحید اسلامی»، تحت تأثیر مستقیم انقلاب ایران رشد كردهاند و با خروج اسرائیل از جنوب لبنان پس از سالها، چنین تلقّی میشود كه «حزب اللّه» و «مقاومت اسلامی»، كه بازوی انقلاب اسلامی به حساب میآیند، سهم بهسزایی در این امر داشتهاند.(3)
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان لبنان، به خصوص شیعیان، در تقسیمبندی سازمانها و احزاب لبنانی، جایگاهی نداشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، گروههای مسلمان؛ اعم از شیعه و سنّی، با الگو گرفتن از انقلاب ایران، نقش فزایندهای در تحوّلات سیاسی - نظامی لبنان به عهده گرفتند، به گونهای كه در حال حاضر، بدون در نظر گرفتن نظرات و خواستههای این گروهها، دستیابی به هرگونه توافقی در صحنه لبنان غیرممكن است.
در میان گروههای اسلامی شیعه، جنبش «امل»، جنبش «امل اسلامی» و جنبش«حزب اللّه» بیشترین تأثیر را از انقلاب اسلامی ایران گرفته و انقلاب ایران را الگویی برای خود قرار دادهاند.(1)در میان گروههای سنّی نیز مهمترین گروه طرفدار انقلاب اسلامی ایران در لبنان و درواقع، در كل جهان عرب، جنبش «توحید اسلامی» (حركة التوحید الاسلامی) است.(2)
ب) نگاه کینهورزانه دشمنان: دومین رویکرد به انقلاب اسلامی نگاه کینهورزانه و بدخواهانة رژیمهای زورگو و قلدرهای باجطلب عالم بود؛ زیرا استكبار جهانى همواره نسبت به اسلام و انقلاب، از اعماق وجود كينه دارد. كينة استكبار به خاطر اعتقادات و استقلالخواهى و شعار «نه شرقى و نه غربى» و پايبندى عميق مردم به اسلام است.(3)از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی مهمترین عوامل تحمل دشمنی دشمنان و ایستادگی ملت ایران در برابر آنها عبارتند از: الف) قدرت عظیم ایمان و انگیزه ملت، ب) رهبری آسمانی و تأیید شدة امام عظیمالشأن.(4)
سه قطبی شدن جهان بهواسطه شکلگیری انقلاب اسلامی، آثار بسیاری در جهان داشت که مهمترین آنها عبارتند از: تغییر مسیر جهان یافت، زلزلة انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد و موجب شد که دشمنیها با همة شدّت با انقلاب اسلامی آغاز شود؛ زیرا تا آن زمان نظام جهانی در ابعاد مختلف و گوناگون فکری، فرهنگی، اقتصادی و گفتمانهای جدید، بر اساس تمدن غربی شکل یافته بود و تمام تحولات و انقلابهای بزرگ و کوچک بر محور فرهنگ غرب بود.(1)از طرفی پیوند ثروت و قدرت در کشورهای استعمارگر شرق و غرب موجب شد تا روحیه آرمانخواهی اسلامی در مسلمانان بهخصوص قشر تحصیلکرده و دانشگاهی از بین برود و جوانان مسلمان همه آمال و آرزوهای خود را برای توسعه و پیشرفت در جنبههای مختلف در غرب ببینند و نسبت به ثروت فرهنگی غنی اسلامی خود غافل شوند(2)، لذا مسلمانان در تمام روسیه، آمریکا، اروپا و حتی خاورمیانه در غفلتی عمیق و طولانی فرورفتند و هر نوع حرکتی از آنها سلب شد. طرح ناکارآمدی اسلام و سمبل قرار گرفتن کمونیسم، پروژهای دیگری بود که بهوسیله طرح دشمنان، تئورى جدايى دين از سياست مطرح شد و بر اساس آن اسلام، دینی بدون برنامه برای حکومت معرفی شد تا زمینه دخالت روحانیون در حکومت از بین برود.(3)بنابراین مدار حرکت دین در جهان، رفتهرفته رو به پَس رفت و بیخدایی نهاد و این فرایند رو به رشد بود تا اینکه امام خمینی که سالهای پیری خود را میگذراند، با درک موقعیت و شرایط اسلام در جهان و حرکتهای استعمارگران، انقلابی عظیم را در جهان رقم زد که همه معادلات منطقه و بلکه جهان را برهم ریخت. امام با دست رد زدن به بلوک شرق و غرب و تکیه بر مبانی اسلامی و روحیه ظلمستیزی که الهام گرفته از روح
نهضت سیدالشهداء بود، موجی از تفکر اسلامخواهی و بازگشت به قرآن را در مسلمانان ایجاد کرد. بیشتر انقلابها و حرکتهای بیدارگرانه صورت گرفته پس از انقلاب، تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوستهاند که آنان را دعوت به بازگشت به هویت اسلامی خویش مینمود.(1)
سومین تجربة انقلاب اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی این بود که جمهوری اسلامی توانست بهرغم همة این مشکلات طاقتفرسا، روزبهروز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو بردارد. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفتآور در ایران اسلامی است که برخی از سرفصلهای آن عبارتند از:
توسعه و پیشرفت سیاسی(2)
بعد از انقلاب اسلامی، بزرگترین الگو برای توسعه و پیشرفت در ایران، با نهضت انقلابی شروع شد. تشکیل نظام جمهوری اسلامی، تحول عظیم و شگفتآوری بود که توانست یک حکومت موروثی وابسته فاسد را به حکومت مردمی تبدیل کند.
برخی از سرفصلهای توسعه سیاسی ایران اسلامی در ذیل انقلاب اسلامی عبارتند از: تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی، افزایش مشارکتهای مدنی و اعتماد به مشارکت مردمی در امر حکومت، کوتاه شدن دست ابرقدرتها بهویژه آمریکا، حفظ استقلال سیاسی و حاکمیت ملی، صدور انقلاب اسلامی به کشورهای دیگر به معنای صدور فرهنگ قرآنى و انسانساز اسلام كه ماية نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است، پیوند دین و سیاست(3)و ارائه الگویی نوین برای مردمسالاری دینی، رشد سیاسی و آگاهیهای عمومی مردم، شکست ابهت قدرتهای سلطهگر غرب و شرق، عدم سلطهپذیری و
نفی هرگونه سلطهجویی و ترسیم چهرهای صلحطلبانه از اسلام، با اثبات مظلومیت مردم ایران در جریان جنگ تحمیلی و سایر تهاجمات دانست.(1)
توسعه و پیشرفت فرهنگی - اجتماعی(2)
ایران اسلامی پس از انقلاب اسلامی در زمینه فرهنگی و اجتماعی توسعه و پیشرفت چشمگیری داشته است که برخی از سرفصلهای آن عبارتند از: احیای دوبارة تعالیم اسلام و بازگشت آن به ذهن و عمل انسانها و نیز صحنة سياسى جهان، توسعه در تحول ارزشها و نگرشها و احیای مفاهیمی چون جهاد، شهادت، ایثار و اخلاص، هماهنگی بین تعهد، دیانت و روشنفکری و همکاری حوزه ودانشگاه، اعادة روح عزت در میان مسلمانان، ایجاد نگرشى جدید جهانى و حكومتى به فقه شیعه که به این واسطه ابعادى از فقه را براى ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حكام که همواره با تكبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجملگرايى، خودرأيى و خودخواهى همراه بود و امام اين باور غلط را عوض كرد، بازگرداندن احساس خودباوری، اعتماد و اتکا به خود و ملت، احیای شخصیت و هویت زن که در رژیم گذشته تحت تأثیر فرهنگ منحط غرب، آن را از دست داده بود.(3)
توسعه و پیشرفت علمی و فرهنگی(4)
یکی از شاخصههای توسعه و پیشرفت در ایران، رشد علمی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی است که نمونههای آن، رشد علمی جوانان در زمینه علوم هستهای و سلولهای بنیادی(5)است.
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای،10/ 01/ 1369، 24/ 09/ 1387، 15/ 02/ 1372، 04/ 01/ 1372، 22/ 04/ 1368، 11/ 05/ 1380، 19/ 04/ 1368، 13/ 02/ 1376، 02/ 06/ 1384.
2) . سلیمی نمین، عباس، مقاله ایران، اندیشه نامه انقلاب اسلامی.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 02/ 06/ 1384، 03/ 08/ 1368.
4) . سلیمی نمین، عباس، مقاله ایران، اندیشه نامه انقلاب اسلامی.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 14/ 07/ 1389.
برای رسیدن به نقطه مطلوب علمی کشور، نقشه جامع علمی کشور تدوین شده است. این نقشه بنا به تعريف آن، مجموعهاي است جامع و هماهنگ و پويا و آيندهنگر، شامل مباني، اهداف، سیاستها و راهبردها، ساختارها و الزامات تحول راهبردي علم و فناوري مبتني بر ارزشهای اسلامي براي دستيابي به اهداف چشمانداز بيستساله كشور؛ در اين سند تلاش شده بر مبانی ارزشی و بومی کشور، تجربیات گذشته و نظریهها و نمونههای علمی و تجارب عملي تكيه شود.(1)
توسعه و پیشرفت اقتصادی(2)
استقلال اقتصادی و جلوگیری از تکمحصولی: پیش از انقلاب، اقتصاد وابسته و تکمحصولی ایران بر فروش مهارگسیختة نفت در چارچوب معیارهای توسعة غربی استوار بود(3)که با پیروزی انقلاب اسلامی تلاش برای رسیدن به خودکفایی و رهایی از اقتصادی تکمحصولی بهویژه در زمینههای نظامی(4)، آغاز گردید. چنانکه علاوه بر تحمل مشکلات و معضلات اقتصادی ناشی از انقلاب، جنگ و کارشکنیهای دشمنان، انقلاب توانست از آغاز پیروزی به تولید بسیاری از کالاها در داخل و حتی صدور بعضی از آنها همانند صادرات نفت به خارج از کشور دست یابد.(5)
توجه به عمران و آبادی روستاها: توجه به عمران و آبادی روستاها و برخوردار شدن روستاهای کشور از نعمت آب و برق، مخابرات، مراکز آموزشی و بهداشتی، جاده و امکانات رفاهی را میتوان از دیگر برنامههای کشور برای توسعه ایران نام برد.(6)در زمينه كشاورزي و دامداری نيز طبق آمار رسمي دولت، در سال 1356 دولت ايران فقط
قدرت تأمين مواد غذايي مردم خود را براي 33 روز داشت و مجبور بود باقي مواد غذايي خود را از خارج وارد كند، اما اكنون بيش از 300 روز در سال مواد غذايي خود را در داخل تأمين ميكند و در بيشتر زمينهها خوداتكا شده است.(1)
توسعه صنایع: توسعة روزافزون صنایع نفت، پتروشیمی، ذوبآهن، فولاد، برق و ساخت سدهای بزرگ و گسترش و نوسازی راههای کشور، نقشی مهم در رشد و شکوفایی سایر بخشهای اقتصادی کشور داشته است(2).
رهبر معظم انقلاب اسلامی راهکار درک عظمت انقلاب اسلامی و پیشرفتهایآن را در مقایسه انقلاب اسلامی با دیگر انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند میدانند. برخی از تفاوتهای انقلاب اسلامی با دیگر انقلابهای را میتوان در این موارد برشمرد:
بازگشت دیکتاتوری پس از انقلاب: در برخی از این انقلابها مانند انقلاب كبير فرانسه، پس از پیروزی مردم، دیکتاتوری و استبداد دوباره مستقر شد و بيست سال بعد از انقلاب كبير فرانسه، پادشاهى به نام ناپلئون بناپارت بر سر كار آمد و تاجگذاری كرده و پادشاهى (دیکتاتوری) کرد. این مسئله باعث نادیده گرفته شدن آراء مردم شد.(3)اما در انقلاب اسلامی، پس از سرنگونی رژیم دیکتاتوری پهلوی، سرنوشت کشور بهوسیله رفراندوم به آرای عمومی ملت گذاشته شد و از آن زمان تاکنون مسؤولین کشور مستقیم یا غیرمستقیم با انتخاب مردم به اداره جامعه پرداختند.
اختلاف بین انقلابیون: همچنین در برخی از انقلابها بین انقلابیون اختلافهای عمیق رخ داد که منجر به درگیری و حذف برخی از آنها شد. در فرانسه تا قبل از اینکه ناپلئون روى كار بيايد سه گروه، بهعنوان انقلاب، سركار آمدند که هر یک پس از روی کار آمدن، دیگری را متهم به خیانت کرده و شخصیتهای برجسته گروه قبل را اعدام یا تبعید کردند تا اینکه بعد از روی کار آمدن گروه سوم، آنان زمينه را براى روى كار آوردن ناپلئون فراهم كردند و او توانست در رأس قدرت قرار گیرد و پادشاهى را برگرداند.(1)اما در انقلاب اسلامی پس از پیروزی، مردم همراه هم در تداوم نهضت و شکلگیری ساختارهای نظام اسلامی مشارکت کردند که از جمله آنها انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود که با حضور همه انقلابیون حتی سازمان مجاهدین(2)انتخابات پرشوری برگزار شد که از آن در تاریخ انقلاب اسلامی با عنوان «انتخاب بزرگ» یاد میشود.
شکل نگرفتن حکومت دینی و کنار کشیدن علما: برخی از انقلابهای دینی مانند الجزایر با وجود شعار دینی انقلابشان، پس از پیروزی نتوانستند حکومت دینی را ایجاد و در برخی دیگر از انقلابها مانند تونس با وجود دینی بودن ماهیت انقلابها، پس از روی کار آمدن انقلاب، علمای آنها در کنار مردم باقی نمانند و همین مسئله موجب آسیب خوردن انقلاب آنها شد؛(3)اما در انقلاب اسلامی پس از پیروزی، حکومتی دینی با حضور علما و مراجع بر اساس قرآن و شریعت اسلامی شکل گرفت و قوانین آن بر اساس منابع دینی تدوین شد.
شکلگیری، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، محصول تلاش و فداکاری انقلابیون و رهبران ایشان است که در عمر چهل ساله خود دستاورد و تجربههای ارزشمند بسیاری را کسب کردهاند که رهبر معظم انقلاب اسلامی در این بخش از بیانیه به تعدادی از تجربههای انقلاب و انقلابیون را برشمردهاند. اولین تجربة انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن این است که: انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطة صفر آغاز شد. دومین تجربه انقلاب اسلامی این بود که جهان را از دو قطبی بودن به سه قطبی تبدیل کرد که ضلع سوم و جدید آن انقلاب اسلامی بود. سومین تجربة این بود که بهرغم همة این مشکلات طاقتفرسا، جمهوری اسلامی روزبهروز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. راهکار درک عظمت انقلاب اسلامی و پیشرفتهای در مقایسه آن با دیگر انقلابهای بزرگ همچون انقلاب فرانسه و شوری و هند است.
دو مورد از تجربههای انقلاب اسلامی را نام ببرید.
رویکردها به سه قطبی شدن جهان پس از انقلاب اسلامی چه بود؟
آثار سه قطبی شدن جهان پس از انقلاب اسلامی چیست؟
راه شناخت و درک عظمت انقلاب اسلامی چیست؟
تفاوتهای انقلاب اسلامی با انقلابهای بزرگ جهان را تشریح کنید.
بازشناسی دستاورد و برکات انقلاب اسلامی از جمله مباحث مطرح در بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی است که شناخت آنها برای جوانان و نسل آینده ضروری است؛ زیرا آگاهی نقش مؤثری در امید به آینده انقلاب در دلها ایجاد میکند و توطئه و تحریفهای رسانههای معاند را خنثی میکند.
دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ایستادگی در برابر مشکلات طاقتفرسا، عزّت و پیشرفت در همة عرصهها است که برکات بسیاری برای انقلاب اسلامی داشت که برخی از آنها عبارتند از:
اولین برکت انقلاب اسلامی و دستاورد ایستادگی ملت ایران در برابر مشکلات این بود که «ثبات و امنیّت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدّی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزة پیروزی در جنگ هشتساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان
آمریکایی و اروپایی و شرقیاش راپدید آورد».(1)
ایران اسلامی در سال 1359 پس از پاره کردن قرارداد الجزایر توسط صدام، شاهد حمله هوایی، زمینی و دریایی رژیم حزب بعث بود. مهمترین اهداف این تجاوز که قطعاً با تحریک آمریکا و غرب انجام پذیرفته بود، مقابله با صدور انقلاب(2)، مقابله با بازیابی هویت اسلامی و تقویت روحیه مسلمانان در دنیا(3)، تحقیر ملت ایران، متهم کردن نظام جمهورى اسلامى به ناتوانى در ادارة مرزهاى كشور، شکست انقلاب اسلامی(4)، برتری و کسب جایگاه هژمون در منطقه(5)، تصرف و اعمال حاکمیت بر اروندرود(6)و توسعهطلبی رژیم عراق و تجزیه قلمرو ارضی ایران بود؛(7)اما مردم که انقلاب اسلامی را محصول مجاهدت و آرمانخواهی خود میدانستند با تجاوز دشمن به مرزهای میهن اسلامی با همه سرمایه خویش و بهعنوان یک وظیفه شرعی، انقلابی و ملی به میدان آمدند و از مرزهای ایران اسلامی دفاع کردند که در نهایت بهواسطه ایستادگی مردم منجر به قطعنامه 598 و شکست خفتبار رژیم بعث عراق و عقبنشینی از مرزهای ایران اسلامی و آزادی اسرا شد.
دومین برکت انقلاب اسلامی این بود که باعث شد که کشور که پیش از پیروزی انقلاب، در تولید علم و فنّاوری صفر بود و در صنعت بهجز مونتاژ و در علم بهجز ترجمه هنری نداشت (8)بهواسطه روحیه انقلابی که بهوسیله حضور و احساس جمعی که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد، تبدیل به موتور پیشران کشور در عرصة علم و فنّاوری و ایجاد زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی شود که ثمرات بالندة
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
2) . دهقانی فیروزآبادی، سید جلال، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، 334.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 15/ 03/ 1369، 11/ 01/ 1389، 21/ 08/ 1380.
4) . معینوزیری، نصرتالله، تحلیلي بر جنگ تحمیلي رژیم عراق علیه جمهوري اسلامي ایران، 25.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 31/ 06/ 1366.
6) . جعفری ولدانی، اصغر، کانونهای بحران در خلیجفارس، 68.
7) . دهقانی فیروزآبادی، سید جلال، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، 335.
8) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
آن روزبهروز فراگیرتر میشود.
1) . به گزارش معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، https:/ / pub.daneshbonyan.ir، تعداد شرکتهای دانش بنیان در سال پایان سال 1398 بالغ بر 4786 شرکت میباشد.
2) . در سال تحصیلی 80-1379، تعداد پذیرفته شدگان دوره های آموزش عالی در بخش دولتی 177666 نفر بود که بیش از نیمی از آنها یعنی 5/ 50 درصد را زنان به خود اختصاص دادهاند. شایان ذکر است که این سهم (سهم زنان در آموزش عالی) در سال 81-1380 برای پذیرفته شدگان دانشگاههای کشور از طریق کنکور سراسری (بدون احتساب پذیرفته شدگان دورههای تحصیلات تکمیلی ناپیوسته) بیش از 60 درصد یعنی 7/ 61 درصد بود. (رحیمی، 1380؛ 2) تعداد کل دانشجویان (بخش دولتی) از 175675 نفر در سال تحصیلی 58-1357 به 733527 نفر در سال تحصیلی 80-1379 رسیده است. (صالحی، 1380؛ 34-33، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، 1377؛ 2، آمار آموزش عالی ایران (بخش دولتی) در سال تحصیلی80 - 1379، 1380؛ 301-293). تعداد کل دانش آموختگان در پایان سال تحصیلی 79-1378، 122297 نفر برآورد شده است. به عبارت بهتر؛ از سال تحصیلی 58-1357 تا سال تحصیلی 79-1378، تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در بخش دولتی رشد 244 درصدی داشته است. (سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، 1377؛ 2، آمار آموزش عالی ایران (بخش دولتی) در سال تحصیلی 80-1379، 1380؛ 301-293).
3) . به گزارش خبرگزاری مهر https:/ / www.mehrnews.com/ news در 02/ 01/ 1393، ایران در علومی چون هوافضا، سلولهای بنیادی و بیوتکنولوژی در منطقه به رتبههای اول و دوم دست یافته است و در رتبهبندیهای بینالمللی حائز رتبههای مناسبی شده و در حوزة نانو فناوری به رتبه هشتم دنیا ارتقا یافته است.
4) . وزارت صنعت، معدن و تجارت در گزاش خود در تاریخ 07/ 11/ 1397 در خبرگزاری صداو سیما https:/ / www.iribnews.ir/ fa/ news بیان داشت که آمارهای رسمی نشان میدهد - هزار و 503 واحد صنعتی در سال 57، به 85 هزار و 76 واحد فعال در 8 ماهه سال 97 افزایش یافته است. صادرات کالاهای غیرنفتی ایران در سال 96 به 46 میلیارد و 900 میلیون دلار رسید، در حالی که این رقم در آخرین سال حکومت پهلوی، 540 میلیون دلار بوده است. همچنین معادن فعال کشور از 195 واحد در ابتدای انقلاب به 6 هزار و 386 واحد در 8 ماهه 97 و ظرفیت استخراج از 19 میلیون و 600 هزار تن به 735 میلیون تن انواع مواد معدنی در سال 96 افزایش یافته است.
از برکات انقلاب اسلامی این بود که «مشارکت مردمی را در مسائل سیاسی مانند انتخابات، مقابله با فتنههای داخلی، حضور در صحنههای ملّی و استکبارستیزی به اوج رسانید». از آخرین صحنههای نقشآفرینی مردم در انقلاب اسلامی، حضور مردم در خنثی نمودن فتنه در 9 دی بود. در این ایام دشمن سعی داشت تا با ایجاد فضای غبارآلود که طبیعت ایام فتنه است، بهوسیله استفاده از عناصر داخلی، اهداف شُوم خود را تحقق بخشد؛ اما با بصیرت مردم و مسؤولین ناکام ماند و روز نهم دىِ در تاريخ ثبت شد.(1)
همچنین «در موضوعات اجتماعی مانند کمکرسانیها و فعالیتهای نیکوکاری که از پیش از انقلاب آغاز شده بود، افزایش چشمگیر داد. پس از انقلاب، مردم در مسابقة خدمترسانی در حوادث طبیعی و کمبودهای اجتماعی مشتاقانه شرکت میکنند»(2)
چهارمین برکت انقلاب اسلامی این بود که «بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بینالمللی را به گونة شگفتآوری ارتقاء داد. تحلیل
سیاسی و فهم مسائل بینالمللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئلة فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئلة جنگافروزیها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملتها و امثال آن را از انحصار طبقة محدود و عزلت گزیدهای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ اینگونه، روشنفکری میان عموم مردم در همة کشور و همة ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان ونونهالان، روشن و قابل فهم گشت»(3)
پنجمین برکت انقلاب اسلامی از منظر رهبرمعظم انقلاب اسلامی این است که انقلاب اسلامی «کفّة عدالت را در تقسیم امکانات عمومی کشور سنگین کرد».(1)معظم له تصور و نگاه منفی به وضعیت عدالت در کشور را درست ندانسته و از این نوع نگاه به وضعیت عدالت در جامعه ابراز نارضایتی کرده و میفرمایند: «نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بیهمتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است»(2)زیرا از منظر ایشان واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بیعدالتی در این چهار دهه، با هیچ دورة دیگر گذشته قابل مقایسه نیست.
وضعیت عدالت در رژیم پهلوی: «در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتختنشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بهویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اولیة زیرساختی و خدمترسانی بودند».(3)
1) . همان.
2) . همان.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397. از مظاهر ناعدالتی در رژیم گذشته میتوان به این موارد اشاره کرد: گسترش شکاف طبقاتی در زمینه توزیع مالی، ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقیران،(ر.ک: آیتالله خامنهای، 26/ 01/ 1379) تورم، بیبرنامهگی، فساد مالی، (عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی ایران، ،199-198) بی عدالتی در تقسیم ثروت و امکانات، (ر.ک: آیتالله خامنهای،23/ 02/ 1379) تعلق امکانات رفاهی، درمانی و... به دربار و شبکه خاندان پهلوی و محروم بودن سایر مردم بهرهای از درآمدهای نفتی، (امام خمینی، صحیفه امام، 15/ 13-14) پایین بودن قدرت خرید مردم، (همان، 15/ 13-14) عقب ماندگی و نابسامانی سطح زندگی و وضعیت روستاها و شهرهای ایران، (همان،10/ 293-294) نابسامانی وضعیت بهداشتی و فقدان پزشك ماهر و كافی در روستاها و شهرهای خارج از تهران،(ر.ک: آیتالله خامنهای، 13/ 10/ 1384) بی توجهی به آموزش و پرورش، (همان، 12/ 02/ 1385) بیتوجهی به فرهنگ بومی و اعتقادات دینی مردم و غربی سازی جامعه ایران بویژه کشف حجاب، (همان، 28/ 02/ 1383) گسترش فساد و ابتذال در جامعه. (امام خمینی، صحيفه امام،20/ 485، ر.ک: آیتالله خامنهای، 26/ 02/ 1375، فولادزاده، عبدالامیر، شاهنشاهی پهلوی در ایران، 1/ 203-309).
مصادیق عدالت در جمهوری اسلامی: رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره مصادیق عدالت در جمهوری اسلامی میفرمایند: «جمهوری اسلامی در شمار موفّقترین حاکمیتهای جهان در جابهجایی خدمت و ثروت از مرکز به همهجای کشور و از مناطق مرفّهنشین شهرها به مناطق پاییندست آن بوده است. آمار بزرگ راهسازی و خانهسازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و سد و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخارآفرین است؛ بیشک این همه، نه در تبلیغات نارسای مسؤولان انعکاس یافته و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است؛ ولی هست و حسنهای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است».(1)
رهبر معظم انقلاب در عین حال پس از برشمردن بخشی از تلاشهای انقلاب اسلامی در گسترش عدالت که ذکر همه آنها در این بیانیه امکانپذیر نبود، اشاره میکنند که «عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود، بسی برتر از اینها است و چشم امید برای اجرای آن به شما جوانها است که در ادامه بدان خواهم پرداخت»(2)
ششمین برکت از برکات انقلاب اسلامی در منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی این است که «عیار معنویّت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه بهگونهای چشمگیر افزایش داد».(3)معظمله عامل گسترش معنویت در جامعه بهویژه در دوران مبارزه را امام خمینی قدس سره میدانند و دراین باره مینویسند: «این پدیدة مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی قدس سره در طول دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب، بیش ازهر چیز رواج داد؛
آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایههای مادّی، در رأس کشوری قرار گرفت که مایههای ایمان مردمش بسی ریشهدار و عمیق بود».(1)
مصادیق معنویت در جامعه: رهبر معظم انقلاب در ادامه پس از یادآوری وضعیت معنویت در دوره رژیم پهلوی به برخی از مصادیق معنویت در جامعه بعد از انقلاب اشاره کرده و مهمترین مصداق معنویت را حضور جوانان در دفاع مقدس و نیز ایجاد روحیه ایثار، جهاد و شهادت در عرصههای مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در بین جوانان انقلاب میدانند و دراین باره مینویسند: «هرچند دست تطاول تبلیغات مروّج فساد و بیبندوباری در طول دوران پهلویها به آن ضربههای سخت زده و لجنزاری از آلودگی اخلاقی غربی را به درون زندگی مردم متوسّط و بخصوص جوانان کشانده بود، ولی رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی بهویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد. مجاهدتهای جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدّس، با ذکر و دعا و روحیة برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد. پدران و مادران و همسران با احساس وظیفة دینی از عزیزان خود که به جبهههای گوناگون جهاد میشتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خونآلود یا جسم آسیبدیدة آنان روبهرو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند. مساجد و فضاهای دینی رونقی بیسابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهاد سازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد. نماز و حج و روزهداری و پیادهروی زیارت و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همهجا بهویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روزبهروز بیشتر و باکیفیّتتر شده است».(2)
رهبر معظم انقلاب اهمیت این تحولات را در درک مقایسه جایگاه نقش معنویت در جامعه غربی میدانند و مینویسند: «و اینها همه در دورانی اتّفاق افتاده که سقوط اخلاقی روزافزون غرب و پیروانش و تبلیغات پُرحجم آنان برای کشاندن مرد و زن به لجنزارهای فساد، اخلاق و معنویّت را در بخشهای عمدة عالم منزوی کرده است؛ و این معجزهای دیگر از انقلاب و نظام اسلامی فعّال و پیشرو است».(1)
هفتمین برکت از برکات انقلاب اسلامی ایستادگی در برابر مستکبران بهویژه آمریکا در راستای صیانت از انقلاب اسلامی است. رهبر معظم انقلاب دراین باره مینویسد: «نماد پُرابهٌت و باشکوه و افتخارآمیز ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و در رأس آنان آمریکای جهانخوار و جنایتکار، روزبهروز برجستهتر شد. در تمام این چهل سال، تسلیمناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشتة آن در مقابل دولتهای متکبّر و مستکبر، خصوصیّت شناختهشدة ایران و ایرانی بهویژه جوانان این مرزوبوم بهشمار میرفته است».(2)
رویارویی نظام اسلامی با نظام سلطه بهویژه شیطان بزرگ، آمریکا در عرصههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نیز نظامی بوده است که در سالهای اخیر از جمله موارد رویارویی انقلاب اسلامی و ایستادگی ملت ایران در برابر استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، مقابله نظامی ایران اسلامی با داعش به عنوان مولود و دستنشانده آمریکا در سوریه، عراق و یمن است که داعیه تشکیل خلافت اسلامی داشتند و خون صدها هزار مسلمان
و غیرمسلمان را در این کشورها به زمین ریختند و میلیونها نفر را آواره کردند. انقلاب اسلامی بهوسیله نیروهای سپاه قدس و مدافعان داوطلب از کشورهای اسلامی بهویژه گردان فاطمیون از افغانستان با برنامهریزی بلندمدت به فرماندهی سپهبد شهید قاسم سلیمانی توانستند با تقدیم صدها شهید مدافع حرم، داعش را شکست دهند و این مناطق را آزاد کنند.
پس از شکست مفتضحانه داعش در منطقه، آمریکا که انقلاب اسلامی را مخالف و سد راه نقشههای خود میدید و عامل و طراح میدانی جنگ را سپهبد سلمیانی میدانست، با طراحی نقشة ترور، شهید سپهبد قاسم سلیمانی که نماد مقاومت و مبارزه با داعش بود را در سحرگاه روز جمعه 13/ 10/ 1398 در ساعت 1:20 دقیقه بامداد در فرودگاه بغداد با شلیک 4 راکت بهوسیله پهباد، به همراه ابومهدی المهندس، معاون نیروهای حشدالشعبی عراق و تعدادی دیگر ترور و به شهادت رساند. پس از شهادت سپهبد قاسم سلیمانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف و ملت شریف ایران، عاملان ترور ایشان را وعده انتقام سخت داده و فرمودند: «انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثة دیشب آلودند».(1)پس از این ترور ناجوانمردانه شهید سلمیانی، نیروهای هوا، فضای جمهوری اسلامی در پی وعده مقام معظم رهبری به انتقام سخت در سحرگاه 18/ 10/ 1398 با شلیک دهها موشک به پایگاه نظامی آمریکا در عراق به نام «عین الاسد»، گام اول انتقام خون شهید سلیمانی را گرفتند.
این حمله بزرگترین برنامه نظامی ایران برعلیه پایگاههای آمریکایی در منطقه بود که هیمنه و ابهت پوشالی آمریکا را شکست؛ زیرا تا پیش از این کسی جرأت حمله به آمریکا و یا پایگاههای آن را نداشته است. رهبر معظم انقلاب در پی مرحله اول انتقام موشکی انقلاب اسلامی
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 13/ 10/ 1398.
در حمله به پایگاه آمریکایی عین الاسد آن را فقط یک سیلی دانسته و انتقام اصلی را اخراج آمریکا از منطقه دانسته و دراین باره در دیدار 19 دی 1398 با مردم قم فرمودند: «بحث انتقام و مانند این حرفها، بحث دیگری است؛ حالا یک سیلیای دیشب به اینها زده شد؛ این مسئلة دیگری است. آنچه در مقام مقابله مهم است - این کارهای نظامیِ به این شکل، کفایت آن قضیّه را نمیکند- این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود».(1) ایستادگی ملت ایران در برابر مستکبران باعث شده است که «قدرتهای انحصارگر جهان که همواره حیات خود را در دستاندازی به استقلال دیگر کشورها و پایمال کردن منافع حیاتی آنها برای مقاصد شوم خود دانستهاند، در برابر ایران اسلامی و انقلابی، اعتراف به ناتوانی کردند. ملّت ایران در فضای حیاتبخش انقلاب توانست نخست دستنشاندة آمریکا و عنصر خائن به ملّت را از کشور برانَد و پس از آن هم تا امروز از سلطة دوبارة قلدران جهانی بر کشور با قدرت و شدّت جلوگیری کند».(2)
نتیجه تلاش چهل ساله انقلاب اسلامی: رهبر معظم انقلاب پس از برشمردن بخشی از دستاوردها و برکات انقلاب اسلامی، آنها را سرفصلهای برکات چهل ساله انقلاب اسلامی دانسته و محصول این تلاشها را در چند سرفصل دیگر بیان میکنند و میفرمایند: «جوانان عزیز! اینها بخشی محدود از سرفصلهای عمده در سرگذشت چهلسالة انقلاب اسلامی است؛ انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید محصول تلاش چهلساله، اکنون برابر چشم ما است:
دانشها و فنّاوریهای مهم از قبیل هستهای و سلّولهای بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن، 5. سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی، 6. سرآمد در انگیزههای جهادی میان جوانان، سرآمد در جمعیّت جوان کارآمد و بسی ویژگیهای افتخارآمیز دیگر».(1)
برکات و افتخارات بزرگ انقلاب اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی مرهون عوامل متعددی است که بخشی از آنها عبارتند از:
از عوامل بروز برکات انقلاب اسلامی، «ورود ارادة ملّی» بهعنوان جانمایة پیشرفت همهجانبه و حقیقی در کانون مدیریّت کشور «توسط جوانان» در همه حوادث و عرصهها با اعتقاد به اصل «ما میتوانیم» بهوسیله «مدیریّت های جهادی الهامگرفته از ایمان اسلامی» است و اگر مدیریت جهادی نبود، انقلاب اسلامی به ثمرات خود دست نمییافت؛ زیرا مدیریت جهادی، مسیر رسیدن به نتایج را کوتاه کرده و به دلیل سرعت در تغییر و تحولات جامعه، باعث میشود که زمان دستیابی به برکات سریعتر شود؛ بنابراین امروزه نیز از نیازهای ضروری جامعه دینی - انقلابی، فراگیری فعالیت و مدیریت جهادی در همه عرصهها میباشد. میبایست فرهنگ مدیریت جهادی در بین نیروهای متعهد انقلابی آموزش و نهادینه شود.(2)امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: گروهی از انسانها: «سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا»(3)یعنی اهل تلاش با جدیّتند و هم از زمانهایی که در اختیارشان است، کامل استفاده میکنند. مسلماً اینها اهل نجاتند. آنان در هر موضوعی که وارد میشوند، نجات و نصرت خدا با آنهاست.
دومین عامل و منشأ بروز دستاورد و برکات انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری «پایان دادن به انحطاط تاریخی طولانی و تحقیر و عقبماندگی کشور در دوران پهلوی و قاجار، توسط انقلابیون»(1)است که باعث خودباوری در مردم و جوانان شد.
سومین منشأ برکات و دستاورد انقلاب اسلامی، «تبدیل رژیم ننگین سلطنتاستبدادی به حکومت مردمی و مردمسالاری»(2)
بود که باعث شد تا مردم حاکم بر سرنوشت خود شوند؛ زیرا از نگاه اصیل دینی، «مردم» پيشوايان و وارثان زمین هستند(3)و عامل اصلی تغییرات تلقی میشوند(4)که همان الگوی مردمسالاری دینی است و از شاخصههای مردمی بودن نظام اسلامی است. از این رو هنگامی که در ایران، نظامِ سلطنتيِ استبداديِ فرديِ موروثيِ اشرافيِ وابسته، برداشته شد؛ بهجای آن، نظامِ دينيِ تقواييِ مردميِ گزينشي جايگزين گردید. در انقلاب اسلامی، شکلگیری هندسه نظام اسلامی، بر محور مردم و مردمسالاری دینی و انتخاب آنها شکل گرفته است که به معنای اسلامی شدن هندسه عمومی جامعه است. این نظام با تعیین منبع تقنين و معيار و ملاك اجرا و چینش اركان تصميمگيرى و حکومت در كشور شکل گرفت و با قانون اساسى تثبيت شده و پايهگذارىهاى اصولى آن توسط مردم انجام شد و منجر به اسلامی شدن هندسة عمومى جامعه گردید.(5)
چهارمین عامل بروز برکات انقلاب اسلامی و ظهور ارزشهای آن، «اتّکاء به توانایی داخلی به برکت تحریم دشمنان»(6)بود؛ زیرا تحریم
باعث شد که امیدها از خارج و وابستگی به نفت قطع شده و به داشتههای داخلی معطوف شود که ثمره آن حرکت موتور کارخانههای داخلی است که باید با سرعت بیشتر به حرکت خود ادامه دهند که روز بروز از آثار منفی تحریمها کاسته شود و به خودکفایی و استقلال برسند؛ زیرا عدم استقلال اقتصادی باعث تسلط دشمنان بر کشور میشود. از اطلاق برخی از آیات و لازمه برخی دیگر، لزوم استقلال اقتصادی فهمیده میشود. خداوند در قرآن کریم میفرماید: (وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً)؛(1)
(خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنین راه تسلطی قرار نداده است).(2)
رهبر معظم انقلاب، عامل دستیابی به ویژگیهای افتخارآمیز را محصول جهتگیری انقلابی و جهادی دانسته و میفرمایند: «[افتخارات ویژه]، محصول انقلاب و نتیجة جهتگیریهای انقلابی و جهادی است؛ و بدانید که اگر بیتوجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهههایی از تاریخ چهلساله نمیبود -که متأسّفانه بود و خسارتبار هم بود- بیشک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت»(3)معظم له اسلام انقلابی را ضرورت جامعه اسلامی دانسته و ثمرات آن را اینگونه بیان میکنند که: «ما هرچه داریم، به برکت اسلام ناب و اسلام انقلابی است».(4)پیام ایران به دنیا، اسلام انقلابی است(5)و راهکار نجات از دست استکبار، اسلام انقلابی است.(6)
1) . نساء: 141.
2) . غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هرگونه سلطه کافران بر مسلمانان به این آیه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانستهاند نه اخبار. یعنی مسلمانان میباید کاری کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههای سلطه کفار بر مؤمنین سلطه اقتصادی است.
3) . .ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 02/ 01/ 1369.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 18/ 09/ 1370.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای،10/ 11/ 1369.
بازشناسی دستاورد و برکات انقلاب اسلامی از جمله مباحث مطرح در بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی توسط مقام معظم رهبری است که شناخت آنها برای جوانان و نسل آینده ضروری است؛ زیرا آگاهی از آنها نقش مؤثری در امید به آینده انقلاب در دلها ایجاد میکند و توطئه و تحریفهای رسانههای معاند را خنثی میکند. دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ایستادگی در برابر مشکلات طاقتفرسا، عزّت و پیشرفت در همة عرصهها است که برکات بسیاری برای انقلاب اسلامی داشت که برخی از آنها عبارتند از: 1. ثبات و امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران؛ 2. تبدیل انقلاب به موتور پیشران کشور؛ 3. مشارکت مردمی در مسائل سیاسی و اجتماعی؛ 4. ارتقاء شگفتآور بینش سیاسی آحاد مردم؛ 5. سنگین شدن کفة عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور؛ 6. افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی جامعه؛ 7. ایستادگی در برابر مستکبران جهان.
رهبر معظم انقلاب دستیابی انقلاب اسلامی به برکات و دستاوردهای مختلف را مرهون عوامل مختلفی میدانند که مهمترین آنها جهتگیری انقلابی و جهادی است.
دستاورد مهم انقلاب اسلامی چیست؟
عامل دستیابی انقلاب به دستاوردهای خود چیست؟
برکات انقلاب اسلامی در دوران عمر چهلسالهاش کدامند؟
محصول ویژگیهای افتخارآمیز عمر چهل ساله انقلاب را نام ببرید.
موضوع چالشهای انقلاب اسلامی با مستکبران از جمله مباحث مهم در این بیانیه است. جوانان باید در قدم اول با معنای استکبار و نظام سلطه (دشمنشناسی) آشنا شوند، سپس با شناخت دشمن و مصادیق حقیقی آن با تفاوتهای دشمنیهای مستکبران با انقلاب اسلامی در گذشته و حال آشنا شوند و لوازم مقابله مواجه با آنها را بدانند تا بتوانند با دشمنشناسی دقیق و تفاوت دشمنیهای مستکبران با انقلاب در گذشته و حال، در برخورد با شیوههای جدید دشمنی در آینده با برترین تدبیرها، انقلاب را از گردنههای بزرگ آن عبور دهند.
استكبار به آن مجموعة قدرتى گفته مىشود كه با تكيه بر تواناییهای سياسى، نظامى، علمى و اقتصادى خود و با الهام از نگرش تبعيضآميز به نوع بشر، مجموعههاى بزرگ انسانى يعنى ملتها، دولتها و كشورها را با سيطرهاى قلدرانه و تحقيرآميز، به سود خود زير فشار و استثمار مىگذارد؛ در كار آنها دخالت و بهثروت آنها دستاندازى مىكند؛ به دولتها زور مىگويد و به ملتها ستم مىورزد و به فرهنگها و سنّتهای آنان، اهانت روا مىدارد. مثالهای بارز آن
را استعمار كهن و سپس استعمار نو و اخيراً تهاجم همهجانبة سياسى، اقتصادى و تبليغاتى و حتى نظامى، از سوى استعمارگران ديروز و وارثان آنها، در برابر چشم ملت ما نهاده و طعم تلخ آن را به ايشان چشانده است. قدرتهای غربى در اين تهاجم مؤثّر، از پيشرفت علم و فنّاوری و از برخى خصال ملى و بومى خود بهره بردهاند.(1)
استکبار که محصول آن استثمار ملتها است، برای دستیابی به هدف خود، نظام سلطه را تشکیل داده است که شامل دو بخش: سلطهگر و سلطهپذیر است. بخش اول که سلطهگران هستند، خود را مالك سرنوشت بخش دوم که سلطهپذیران هستند مىدانند(2)که دخالتهای وقيحانه و گستاخانه ابرقدرتها را قبول مىكنند و به این دلیل خودشان شريك جرمند. در اين ميان، ملتهایی بيچاره هستند كه از روى ناآگاهى و ضعف و يا بىهمتىِ خودشان پايمال مىشوند و از بين مىروند.(3)
البته باید به این نکته توجه داشت که بخش سلطهگر لزوماً كشورهايى نيستند كه از ثروتهای طبيعى برخوردار باشند و بخش سلطهپذير هم لزوماً كشورهايى نيستند كه همه فقير باشند؛ زیرا كشورهاى آفريقايى بر روى درياهايى از منابع طبيعىِ بسيار لازم براى مردمانشان زندگى مىكنند؛ اما سلطهپذیر هستند. همچنین لزوماً همة كسانى كه سلطهگر نيستند، سلطهپذير هم نیستند؛ زیرا كشورهايى هستند كه سعی دارند سلطهپذيرى نكنند و سلطة سلطهگران را نپذيرند و اگر بتوانند در جنبة اقتصادى یا سياسى از تسلط بيگانگان مىگريزند؛ اما در جنبة فرهنگى، سلطة سلطهگران را پذيرفتهاند. اين واقعيتى است که با انكار آن هيچكس نمىتواند به نتيجه برسد.(4)
نظام سلطه به ميل خود انقلابها را نفى و براى رژیمهای انقلابى مشكلتراشى مىكند؛ نيكاراگوئه و كشورهاى انقلابى جنوب آفريقا چند مثال اين حقيقتند. در نظام سلطه، مراكز سلطة جهانى به همة دنيا به چشم طعمه نگاه مىكنند؛ نظام سلطه در واقع زنجيرهاى از دولتها و قدرتهایند و پشت سر اين دولتها، كمپانىها، مراكز اقتصادى و مراكز مالى هستند. امروز مظهر نظام سلطه، آمريكاست. هر سیئهای كه در دنيا بر اساس نظام سلطه به وجود آيد، حتماً بخشى از گناه آن به گردن آمريكاست. بزرگترین بلاهاى عالم براى ملتهای دنيا، همين نظام سلطه است.(1)
علت دشمنی متقابل انقلاب اسلامی و نظام سلطه این است که اسلام و انقلاب اسلامی نظام سلطه را در دنيا محكوم مىسازد و مسؤول بدبختى ملتها و انسانها در سراسر عالم مىشمارد؛(2)زیرا انقلاب اسلامی داعية محو نظام سلطه را دارد؛(3)چون منطق انقلاب، منطق اسلام است که شعار آن این است که: (لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون)؛(4)نبايد ظلم كنيد و نبايد بگذاريد به شما ظلم بشود. این پیام انقلاب اسلامی که پیام اسلام است را همه انسانها قبول دارند و در همة عرصة وجود انسان كسی نیست که از اين پيام خرسند نباشد و به اين پيام دلبسته نشود. حتى انسانى هم كه در يك كشورى كه دولتش صد درصد سلطهگر است زندگى مىكند، اين را رد نمىكند.(5)
بنابراین علت دشمنى عميق و آشتىناپذير استكبار و در رأس آنها آمريكا و شبكة صهيونيستى دنيا با جمهورى اسلامى اين است كه جمهورى اسلامى سلطهگری و استثمار ملتها را، از جمله، انقلاب
اسلامی آنها را نفی کرده است که مصادیق آن نفى استثمار، نفى تحقير ملتها، نفى وابستگى سياسى، نفى نفوذ و دخالت درکشورها، نفى سكولاريسم اخلاقى و اباحيگرى است.
در مقابل این نفیها، انقلاب اسلامی اصولی را هم اثبات مىكند و بر آنها پافشاری میکند که عبارتند از: اثبات هويت ملى، هويت ايرانى، اثبات ارزشهای اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پيدا كردن و فتح قلههاى دانش بجای دنبالهروى و تقلید در دانش و فتح قلههاى آن.
در حقیقت اثبات سلطهنپذیری و نفی مصادیق استثمار و سلطهپذیری، به معنای نفی و رد آمريكا و شبكة صهيونيستى دنيا است و عامل دشمنی متقابل است. اينكه مىگويند جمهورى اسلامى رفتار خود را عوض كند، يعنى از اين نفیها و از اين اثباتها دست بردارد. جمهورى اسلامى توانسته با همين ايستادگى در اين نفى و در آن اثبات، با جبهة گستردة مجهز به انواع امكانات مواجه شود و در مقابل او مقاومت كند؛ همان حالتى كه در هشت سال دفاع مقدس بود كه شرق و غرب و اروپا و ناتو و بعضى از كشورهاى عربى و همه، عليه جمهورى اسلامى دست به دست هم دادند و بالاخره انقلاب اسلامی همة آنها را وادار به عقبنشينى كرد، اما خود، عقبنشينى نكرد. نگاه ايالات متحدة آمريكا به نظام اسلامى، نگاه نفى موجوديت و هويت است، نگاه انقلاب اسلامی نیز به آمريكا، نفى موجوديت استكبارى آمريكاست.(1)
نفی و اثباتهای انقلاب اسلامی در مقابل استکبار جهانی باعث شد که از ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی، مستکبران جهان به دشمنی
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 24/ 09/ 1387، 27/ 05/ 1389.
با انقلاب اسلامی و ایجاد چالشهایی برای آن بپردازند. آنان در هر دورهای به فراخور وضعیت سیاسی داخلی و تحولات خارجی، شیوهای جدید را در دشمنی با انقلاب در پیش گرفتند که از منظر معظمله تفاوت نوع چالشهای گذشته و فعلی انقلاب، نشانه رشد و حرکت رو به جلو و عقب راندن دشمن است؛ زیرا عمده چالشهای ما با دشمنان محدود به داخل مرزهای ایران اسلامی بود؛ اما امروز در خارج از مرزها قرار دارد که نشان از موفقیت انقلاب اسلامی در صدور پیام انقلاب اسلامی به همه آزادیخواهان درجهان است که باعث شده است تا «ایران به برکت انقلاب، اکنون در جایگاهی متعالی و شایستة ملّت ایران در چشم جهانیان و عبور کرده از بسی گردنههای دشوار در مسائل اساسی خویش است».(1)
از منظر رهبری معظم «راه طی شده فقط قطعهای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنبالة این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشتهها نیست».(2)
بنابراین ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران؛ امّا با تفاوتی کاملاً معنیدار روبهرو است که جوانان بهعنوان آیندهسازان انقلاب اسلامی باید با آنها آشنا شوند. برخی از چالشهای امروز انقلاب اسلامی با مستکبران و تفاوتهای آن با گذشته عبارتند از:
از منظر رهبری امروز، اولین چالش، حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی است. ایشان در تشریح این چالش مینویسند: «اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمّال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانة جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقة غرب آسیا و حمایت
جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمینهای اشغالی و دفاع از پرچم برافراشتة حزبالله و مقاومت در سراسر این منطقه است».(1)
دومین چالش مستکبران با انقلاب اسلامی جلوگیری از انتقال سلاحهای ایرانی به نیروهای مقاومت است. رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند: «اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود، امروز مشکل اوجلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفتة ایرانی به نیروهای مقاومت است».(2)
سومین چالش مورد اشاره رهبری این است که مستکبران برای منزوی و سرنگون کردن انقلاب اسلامی احتیاج به ائتلاف با دیگر دشمنان و مخالفان برای مقابله با جمهوری اسلامی هستند. ایشان دراین باره میفرمایند: «اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابلة سیاسی و امنیّتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از دهها دولت معاند یا مرعوب میبیند و البتّه باز هم در رویارویی، شکست میخورد».(3)
بیتردید هر حرکت بزرگی همچون انقلاب اسلامی برای دستیابی به اهداف خود نیازمند لوازمی است که در شکلگیری انقلاب اسلامی و برداشتن گام اول آن، جوانان انقلابی توانستند با پایبندی به ضروریات و لوازم آن، انقلاب شکوهمند اسلامی را از میان حوادث و توطئههای بزرگ
به سلامت به درآورده و به دست نسل جدید انقلاب برسانند و حتی در این راه از نثار جان خود دریغ نکردند.
در گام دوم انقلاب اسلامی نیز برای تداوم آن و ناکام نماندن تلاشهای جوانان نسل گذشته باید جوانان نسل نو انقلاب، به لوازم دستیابی به اهداف گام دوم انقلاب اسلامی پایبند باشند. رهبر معظم انقلاب توجه به دو مسئله - توسط جوانان که گام دوم انقلاب اسلامی بهوسیله ایشان تحقق و تداوم خواهد یافت - را لازمه دستیابی به اهداف گام دوم انقلاب اسلامی میدانند که عبارتند از:
از منظر مقام معظم رهبری اولین لازمه برداشتن موفق گام دوم انقلاب توسطنسل جوان برای تبدیل شدن به الگوی کامل نظام پیشرفتة اسلامی این است که در این مسیر نورانی همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار داشته باشند.(1)
در ادامه مقام معظم رهبری متذکر میشوند که لازمه همت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار، حضور جوانان در صحنههای انقلاب و بردوش گرفتن بار مسؤولیت است و اینکه شانه خود را از آن خالی نکنند؛ لذا باید مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همة میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی و نیز در عرصههای دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، شانههای خود را به زیر بار مسؤولیّت دهند.(2)
جوانان باید برای موفقیت در این مسیر به دو مسئله مهم توجه داشته باشند:
الف) از تجربهها و عبرتهای گذشته بهره گیرند؛
ب) در مسیر حرکت خود، نگاه انقلابی و روحیة انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفتة اسلامی بسازند.(3)
دومین لازمه گام دوم انقلاب اسلامی توجه به ظرفیتهای طبیعی و انسانی و نیز فرصتهای کشور و فعال کردن آنها است که رهبر معظم انقلاب در تشریح این ظرفیتها و فرصتها مینویسند: «نکتة مهمّی که باید آیندهسازان در نظر داشته باشند، این است که در کشوری زندگی میکنند که از نظر ظرفیتهای طبیعی و انسانی، کمنظیر است و بسیاری از این ظرفیتها با غفلت دستاندرکاران تاکنون بیاستفاده یا کماستفاده مانده است. همتهای بلند و انگیزههای جوان و انقلابی، خواهند توانست آنها را فعّال و در پیشرفت مادّی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند».(1)
رهبر معظم انقلاب در تشریح این دو ظرفیت مهم کشور که باید جوانان از آنهادر راستای ساخت آینده انقلاب اسلامی بهره بگیرند و به آنها توجه کنند میفرمایند:
نیروی انسانی مستعد و کارآمد: «مهمترین ظرفیّت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیّت جوان زیر 40 سال که بخش مهمّی از آن نتیجة موج جمعیّتی ایجادشده در دهة 60 است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. 36 میلیون نفر در سنین میانة 15 و 40 سالگی(2)
https:/ / www.amar.org.ir
، نزدیک به 14 میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبة دوّم جهان در دانشآموختگان علوم و مهندسی(3)، انبوه جوانانی که با روحیة انقلابی رشد کرده و آمادة تلاش جهادی برای کشورند و جمع چشمگیر جوانان محقّق و اندیشمندی1) . همان.
2) . علیرضا زاهدیان معاون طرحهای آماری مرکز آمار ایران در کنگره «علوم سلامت، باروري و فرزند آوري» با بیان اینکه جمعیت ایران در سال 95 به 79 میلیون 926 هزار رسید، گفت: «51 درصد جمعیت ایران را مردان و 49 درصد را خانمها تشکیل میدهند. وی ادامه داد: ميانگين سنى كشور به 31.1 و میانه سنی جمعیت از 27 سال به 30 رسیده و 50 درصد جمعیت زیر 30 سال قرار دارند». درگاه ملی آمار ایران به آدرس:
3) . معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ 19 تیر 1397 اظهار داشت: «جمهوری اسلامی ایران بعد از روسیه بیشترین تعداد دانش آموختگان حوزة مهندسی را در دنیا دارد». https:/ / www.irna.ir
که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوختة مادّی با آن مقایسه نمیتواند شد».(1)
فرصتها و ظرفیتهای دستنخورده مادی کشور: دومین ظرفیت کشور فرصتها و ظرفیتهای دستنخورده مادی کشور است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در تشریح آن میفرمایند: «بهجز اینها، فرصتهای مادّی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل میدهد که مدیران کارآمد و پُرانگیزه و خردمند میتوانند با فعّال کردن و بهرهگیری از آن، درآمدهای ملّی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بینیاز و به معنی واقعی دارای اعتمادبهنفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند. ایران با دارا بودن یک درصد جمعیّت جهان، دارای 7 درصد ذخایرمعدنی جهان است(2): منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب، بازار بزرگ ملّی، بازار بزرگ منطقهای با داشتن 15 همسایه با 600 میلیون جمعیّت، سواحل دریایی طولانی، حاصلخیزی زمین با محصولات متنوّع کشاورزی و باغی، اقتصاد بزرگ و متنوّع، بخشهایی از ظرفیتهای کشور است؛ بسیاری از ظرفیتها دستنخورده مانده است. گفته شده است که ایران از نظر ظرفیتهای استفادهنشدة طبیعی و انسانی در رتبة اوّل جهان است. بیشک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید. دهة دوّم چشمانداز، باید زمان تمرکز بر بهرهبرداری از دستاوردهای گذشته و نیز ظرفیتهای استفادهنشده باشد و پیشرفت کشور از جمله در بخش تولید و اقتصاد ملّی ارتقاء یابد».(3)
1) . آیتالله خامنهای،22/ 11/ 1397.
2) . مشاور رییس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی با بیان اینکه 7درصد ذخایر معدنی کل جهان در ایران است، گفت: «ارزش ذخایر معدنی کشور ایران براساس برآورد اولیه 700میلیارد دلار است که با اکتشافات جدید این رقم تا 1400میلیارد دلار تخمین زده میشود. این درحالی است که ایران، تنها یکدرصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است». 28 شهریور 1394 https:/ / www.smtnews.ir
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای،22/ 11/ 1397.
موضوع چالشهای انقلاب اسلامی با مستکبران از جمله مباحث مهم از دیدگاه مقام معظم رهبری در این بیانیه است. علت دشمنی متقابل انقلاب اسلامی و نظام سلطه این است که اسلام و انقلاب اسلامی نظام سلطه را در دنيا محكوم مىسازد و مسؤول بدبختى ملتها و انسانها در سراسر عالم مىشمارد؛ زیرا انقلاب اسلامی داعية محو نظام سلطه را دارد.
ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران، امّا با تفاوتی کاملاً معنیدار روبهرو است که جوانان بهعنوان آیندهسازان انقلاب اسلامی باید با آنها آشنا شوند. برخی از چالشهای امروز انقلاب اسلامی با مستکبران و تفاوتهای آن با گذشته عبارتند از: 1. حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی، 2. جلوگیری از انتقال سلاحهای ایرانی به نیروهای مقاومت، 3. احتیاج به ائتلاف برای مقابله با جمهوری اسلامی.
رهبر معظم انقلاب توجه به دو مسئله توسط جوانان که گام دوم انقلاب اسلامی بهوسیله ایشان تحقق و تداوم خواهد یافت را لازمه دستیابی به اهداف گام دوم انقلاب اسلامی میدانند که عبارتند از: 1. همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار، 2. فعال کردن ظرفیتهای طبیعی و انسانی و فرصتهای کشور.
معنای استکبار چیست؟
بخشهای نظام سلطه را نام ببرید.
علت دشمنی متقابل انقلاب اسلامی و نظام سلطه چیست؟
4 یک مورد از چالشهای امروز انقلاب اسلامی با نظام سلطه را تشریح کنید.
بخش دوم بیانات رهبری پس از مرور سرگذشت تاریخ انقلاب اسلامی و ضرورتهای شناخت دستاورد و برکات آن و نیز لوازم برداشتن گام دوم، توصیههای معظم له درباره هفت موضوع و سرفصل محوری مورد نیاز جوانان امروز است که شامل: «علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی» است.
رهبری معظم پیش از پرداختن به سرفصلهای مذکور یک توصیه کلیدی که در تمام سرفصلها مورد نیاز جوانان است را یادآوری کرده و تذکر میدهند. این توصیه کلیدی، توصیه به «امید و نگاه خوشبینانه به آینده» در همه کارها است.
از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، امید و نگاه خوشبینانه نقش و اهمیت بسیاری در ساخت آینده دارد و ضرورت آن برای جوانان بسیار ضروریتر است، ازاین رو معظمله درباره اهمیت و نقش آن میفرمایند:
«بدون این کلید اساسیِ همة قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده دوری جستهام، امّاخود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز برحذر داشته ام و برحذر میدارم».(1)
بر اساس روایات اسلامی نیز، اميد، انگيزه تلاش را در انسان پديد مىآورد و به عنوان يك نيروى انگيزشى مهم، در تنظيم و هدايت اعمال و رفتار انسان، اثر مىگذارد. در برخى روايات اسلامی امید در کنار خوف آمده است: «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ: نُورُ خِيفَةٍ، وَ نُورُ رَجَاءٍ، لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَي هَذَا، وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَي هَذَا»(2)(هيچ بنده مؤمنى نيست، مگر آن كه در دلش دو نور است: نور ترس و نور اميد، كه اگر هريك از آنها وزن شود، بر ديگرى فزونى نمىيابد).(3)
در این روایات به اين موضوع اشاره شده است که براى آن كه «خوف و رجا»، نقش مثبتى در تنظيم و هدايت رفتار انسان داشته باشد، بايد هر دو به يك اندازه و در سطح مساوى باشند. امام صادق علیه السلام مىفرمايد: «ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَايُجَرِّئُكَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ، وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَايُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِهِ»(4)(به خدا چنين اميدوار باش كه تو را بر انجام دادن گناهان، بىپروا نكند و از خدا چنان بترس كه تو را از رحمت او، نوميد نسازد).
بدترين بلایى كه ممكن است بر سر يك نسل در يك كشور بيايد، نااميدى و يأس از آينده است که سم مهلك همه فعالیتها است. كسانى كه كشفيات بزرگ را در زمينههاى علوم تجربى و دانشهای گوناگون انجام دادهاند، اگر نااميد از نتيجه بودند، قطعاً نتیجه نمیگرفتند، به
همین علت اميد، نيروى عظيمى است كه انسان را پيش مىبرد؛ از این رو تلاش دشمنان این است که جوانان را از آینده کشور ناامید کنند و در مواردی با تأثیرگذاری در برخی از جوانان تحصیلکرده آنها را وادار بهمهاجرت از کشور کنند؛ بنابراین یکی از کارهای مهمی که باید بهویژه در محیطهایی که جوانان حضور دارند انجام شود، تزریق امید به نسل آینده انقلاب اسلامی است. دشمنان ملت ایران نیز هميشه سعى كردهاند که ميكروب ناامیدی را در درون جامعة ايرانى رسوخ دهند و با عباراتی چون: «شما نمىتوانيد»، «شما قادر نيستيد»، «آيندهتان تاريك است»، «افقتان تيره است»، «بيچاره شديد»، «پدرتان درآمد» جامعه بهویژه جوانان را ناامید، كسل، بىاعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند.
مقام معظم رهبری با اشاره به تلاش دشمن در طول چهل سال گذشته بر علیه جمهوری اسلامی، به شیوههای تبلیغاتی آنها اشاره کرده و هدف آنها را در فعالیتهای رسانهای تزریق ناامیدی در جامعه ایرانی و مأیوس کردن آنها دانسته و درباره حربههای آنها مینویسد: «در طول این چهل سال - و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن و برنامههای آن، مأیوسسازی مردم و حتّی مسؤولان و مدیران ما از آینده است. این حربهها عبارتند از: 1. خبرهای دروغ، تحلیلهای مغرضانه؛ 2. وارونه نشان دادن واقعیتها؛ 3. پنهان کردن جلوههای امیدبخش؛ 4. بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ».
معظمله این شیوهها را برای ناامید کردن مردم بهویژه جوانان، برنامة همیشگی هزاران رسانة صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران میدانند و متذکر میشوند که دنبالههای آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهدهاند که با استفاده از آزادیها در خدمت دشمن حرکت میکنند.(1)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
از این رو رهبر معظم انقلاب مقابله با ناامیدی و تزریق امید در جامعه را وظیفه همگان بهویژه جوانان دانستهاند تا بتوانند شعلههای سوزان ناامیدی از انقلاب اسلامی را از بین ببرند. اهمیت امیدافزایی در جامعه از منظر رهبری «نخستین و ریشهایترین جهاد» جوانان است که باعث حفظ و تداوم دستاورد و برکات انقلاب اسلامی میشود. برخی از وظایف مورد اشاره رهبری در راستای امیدافزایی درجامعه عبارتند از: 1. شما جوانان باید پیشگام در شکستن این محاصرة تبلیغاتی باشید؛ 2. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید؛ 3. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید.(1)
رهبر انقلاب یادآور میشوند که برخی از نشانههای امیدبخش که در برابر چشم همه قرار دارد عبارتند از:
رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است. برخی از رویشهای انقلاب شکلگیری جریانها و نهادهای انقلابی نظام اسلامی هستند که نمونههای آن جهاد دانشگاهی است که از رويشهاى اصلى خود انقلاب است(2)و برخی از رویشهای انقلاب شخصیتهای علمی انقلابی هستند که نمونه آن دانشمند مؤمن و جهادگر، مرحوم دكتر «سعيد كاظمى آشتيانى است که مؤسسهى رويان كه مجمع ارزشمندى از نوآوران و جهادگران عرصهى علوم زيستى است نقش مهمی در پيدايش و رشد و اعتلاى آن داشت.(3)بعضی از رویشها، پدیدههایی مانند اعتکاف جوانان است؛ بنابراین اينكه دهها هزار نفر در مراسم اعتكاف شركت كنند، آن هم اغلب همه جوان، جزو رويشهاى انقلاب است.(4)
دستودلهای امین و خدمتگزار، بهمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه دوختگان است؛
ایشان در پایان این بحث تأکید میکنند که باید جوانان قدر خود را بدانند و با قوّت خداداد، بهسوی آینده خیز بردارند و حماسه بیافرینند.(1)
اولین مورد از توصیههای مقام معظم رهبری به جوانان، پرداختن به علم و پژوهش است. اولویت داشتن علم و پژوهش در میان توصیههای دیگر مقام معظم رهبری برای جوانان جهات مختلفی دارد که یکی از آنها این است که موفقیت جوان در همه فعالیتهای او در آینده به علم و پژوهش وابسته است.
دلیل دیگر اولویت علم و پژوهش این است که جوان به دلیل عدم اشتغال به امور دیگر همچون امور اجتماعی و سیاسی و کم بودن فرصت جوانی در اولویت توصیههای معظمله قرار گرفته است و اصولاً بزرگترها بهویژه پدران در هنگام نصیحت جوانان، اولین موضوعی که به آنها توصیه و تشویق میکنند، علمآموزی است تا جوان با مسلح شدن به سلاح علم و سپس ایمان بتواند در نقشهای دیگر خود در جامعه موفق شود. در اندیشه اسلامی نیز علم باعث تقویت ایمان میشود؛ چنانکه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در لزوم همراهی علم و ایمان و تأثیر علم بر تقویت ایمان میفرماید: «نِعمَ وَزيرُ الإِيمانِ العِلمُ»(2)(دانش، دستيارى نيكو براى ايمان است) و یا در روایتی دیگر عمل را مایه حیات و ستون ایمان دانسته و میفرماید: «العِلمُ حَياةُ الإِسلامِ وعِمادُ الإِيمانِ»(3)(دانش، [مايه] حيات اسلام و ستون ايمان است)؛ بنابراین جوانی که علم نیاموزد، نمیتواند بهخوبی در زمینههای دیگر همچون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و دیگر امور بهصورت کامل موفق شده و بدرخشد.
اولین ضرورت علم و پژوهش برای کشور این است که «دانش، آشکارترین وسیلة عزّت و قدرت یک کشور است»؛(1)چنانکه امام على علیه السلام میفرمایند:«لا عِزَّ أشرَفُ مِنَ العِلمِ»؛(2)(عزّتى والاتر از دانش نيست.) و نیز «روی دیگر دانایی، توانایی است».(3)چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «إنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ، ونورُ الأَبصارِ مِنَ العَمى، وقُوَّةُ الأَبدانِ مِنَ الضَّعفِ»(4)(دانش، زندگىِ دلهاست و روشنايىِ ديدگان در برابر نابينايى، و توانايىِ پيكرها در برابر ناتوانى.) بنا به فرموده امیرالمؤمنین که فرمودند: «العِلمُ أجَلُّ بِضاعَةٍ»(5)(بزرگترين سرمايه، دانش است)، هیچ سرمایهای برتر از دانش نیست. به همین علت جامعهای که جوانان آن مسلح به سلاح علم و دانش باشند آن کشور در جهان دارای عزت و شرف و قدرت است و میتواند حرفی برای گفتن داشته باشد و شکوفایی داشته باشد.
از دیگر دلایل ضرورت علم و دانش برای کشور که باید جوانان به آن توجه کنند این است که دانش تأثیر بسیاری در پیشرفت کشورها و نفوذ آنها در جوامع دیگر دارد، لذا امروزه شاهدیم که «دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویستساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقبمانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد».(6)از این رو رهبری معظم توصیه میکنند که جوانان دانش و پژوهش را در اولویت کارهای
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
2) . تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم، ح 10656.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
4) . ابن بابويه قمّى، محمّد بن على(الشيخ الصدوق)، الخصال، 522، ح 12.
5) . تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم، ح 612.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
خود قرار دهند تا بتوانند هدف بزرگ انقلاب اسلامی که اعتلای کلمه الله در جوامع است را با علم و دانش و پیشرفت کشور با تبدیل شدن به الگوی کامل یک کشور موفق به احتزاز درآورند و به رشد و توانمند شدن مسلمانان در جهان کمک کنند.
ایشان تأکید میکنند که استفاده از دانش در نظر ما به معنای سوءاستفاده از آن مانند آنچه غرب کرد نیست؛ امّا مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمة دانش درمیان خود اصرار میورزیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه به تشریح وضعیت کشور در حوزة علم و پژوهش پرداخته و با مطلوب ارزیابی کردن آن برخی از شاخصههای مثبت بودن علم و پژوهش را تبیین میکنند:
1.یازده برابر شدن شتاب رشد متوسط علم(1)
رهبری در این باره میفرماید: «بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملّت ما از متوسّط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود - یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسّط علم در جهان- به پیش رفته است».(2)
رهبری در این باره میفرماید: «دستاوردهای دانش و فنّاوری ما در این مدّت که ما را به رتبة شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایة شگفتی ناظران جهانی شد». (4)
1) . science-metrix.com و newscientist.com به نقل از http:/ / farsi.khamenei.ir
2) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
3) . مهراد مؤسس مرکز منطقهای اطلاع رسانی علوم و فناوری: تلاشهای بیوقفه دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی کشور با بودجه بسیار ناچیز پژوهشی به همراه سیاستهای علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باعث شده است که جمهوری اسلامی ایران از نظر تولید علم در رتبه 16 جهان و اول منطقه و کشورهای اسلامی قرار گیرد. https:/ / www.farsnews.ir
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
رهبری در این باره میفرماید: «در برخی از رشتههای حسّاس و نوپدید به رتبههای نخستین ارتقاء داد، همه و همه در حالی اتّفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمنساز،به رکوردهای بزرگ دست یافتهایم و این نعمت بزرگی است که بهخاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت».(2)
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایانِ توصیههای خود درباره علم و پژوهش، مطالبات خود برای پیشرفت کشور در علم و پژوهش را در قالب توصیههایی در چند سرفصل تبیین میکنند:
رهبری در این باره میفرماید: «امّا آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه اهمّیّتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّههای دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّهها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کردهایم».(3)
رهبری در این باره میفرماید: «عقبماندگی شرمآور علمی در دوران پهلویها و قاجارها در هنگامی که مسابقة علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربة سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. ما اکنون حرکت را آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سال ها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقبافتادگی جبران شود».(4)
رهبری در این باره میفرماید: «اینجانب همواره به دانشگاهها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی دراینباره تذکّر و هشدار وفراخوان دادهام، ولی اینک مطالبة عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسؤولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هستهای نیز داده است. بهپاخیزید و دشمن بدخواه و کینهتوز را که از جهاد علمی شما به شدّت بیمناک است ناکام سازید».(1)
دومین توصیه مقام معظم رهبری درباره معنویّت و اخلاق است. معظمله معنویّت را به معنای برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه دانستهاند و درباره معنای اخلاق فرمودهاند: «اخلاق به معنی رعایت فضیلتهایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبهنفس و دیگر خلقیّات نیکو است».(2)
از منظر رهبری معظم «معنویّت و اخلاق، جهتدهندة همة حرکتها و فعالیتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم میآفریند»(3)زیرا از نظر
اجتماعی جامعه منهای معنویت جامعهای شکستخورده در همه عرصههاست؛ هرچند در عرصههای فنّاوری و صنعت دارای پیشرفتهای فراوانی باشد.(1)چنین اجتماعی در مسیر انحطاط اخلاقی حرکت خواهدکرد و هرگز به سعادت نخواهد رسید.
اما در زندگی معنوی که در ارتباطهای چهارگانه: 1. ارتباط با خدا؛ 2. ارتباط با خود؛ 3. ارتباط با جامعه؛ 4. ارتباط با جهان، شکل میگیرد، انسان مؤمن در پرتو ایمان و عمل صالح با نگاه معنوی به تفسیر هستی و انسان میپردازد و چون دارای جهانشناسی معنوی است، ایدئولوژی معنوی نیز داشته و با چنین دیدگاهی عالم را محضر خدا دیده و خود را در حضور او مییابد(2)در نتیجه در هر کار او جهت الهی و قیام لله پیدا میکند(3)و تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است انسان از خود بگذرد و در فکر امت باشد.(4)انسان اگر خود را اصلاح کند میتواند به اصلاحات دست بزند و جامعه را اصلاح نماید.(5)
از منظر مقام معظم رهبری «شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار میآورد»(6)چنانکه خداوند در آثار تقوا در قرآن کریم میفرماید: (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض)(7)(اگر اهل سرزمينها ايمان مىآوردند و تقوا مىورزيدند، هر آينه بركتهاى آسمان و زمين را بر ايشان مىگشاديم). در حقیقت معنویت و اخلاق، عامل پیشرفت دائمی، رشد متوازن وجودی، ثبات قدم در همه عرصهها و مانع
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 18/ 11/ 1370؛ 14/ 3/ 1383؛ همو، مکتوبات، 19/ 6/ 1380؛ 25/ 3/ 1378.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 461.
3) . ر.ک: امام خمینی، 1378، 69-70.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 3/ 322.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 283 -284؛ 11/ 383 – 386؛ 14/ 393
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
7) . اعراف: 96.
فروپاشی و سقوط از قله بلند و مقام رفیع علمی و عملی(1)و حرکتبخش و حرارتآفرین است و انسان را در کشف و تولید و ساختن ابزارهای تکنولوژی پیشرفته متناسب با زمان یاری میکند؛ زیرا در پرتو توجه و تقرب به خدا، كارهاىدشوار به سر انجام میرسد.(2)
رشد معنوی و اخلاقی در هر فرد و جامعهای نیازمند لوازمی است که تأمین شدن آنها به رشد فرد و جامعه کمک میکند. رهبر معظم انقلاب اسلامی دو عامل زیرا را لازمه رشد معنوی و اخلاقی فرد و اجتماعی میدانند:
یکی از لوازم رشد معنوی و اخلاقی، «تلاش و جهاد است»(3)زیرا در متون دینی یکی از موانع رشد معنوی و اخلاقی، تبعیت از هوای نفس معرفی شده است که نفس انسان را با معصيت و گناه آلوده میسازد و انسان را از پیمودن راه الهی نگه میدارد، از این رو مبارزه با نفس، مصداق جهاد اکبر است؛ چنانکه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: «المُجاهِدُ مَن جَاهَدَ نَفْسَهُ في اللَّهِ»(4)(مجاهد [حقيقى]، كسى است كه به خاطر خدا، با نفْس خود مبارزه كند.) و مبارزه با نفس برترین جهاد است؛ چنانکه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: «أفْضَلُ الجِهادِ أنْ تُجاهِدَ نَفْسَكَ وهوَاكَ في ذاتِ اللَّهِ تعالى»(5)(برترين جهاد، اين است كه به خاطر خداوند متعال، با نفْس و هواهاى نفسانىات جهاد كنى).
دومین لازمه رشد معنویت و اخلاق در جامعه از منظر رهبر معظم انقلاب، همراهی حکومتها است و جامعه در دستیابی به این مهم «بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت»(1)زیرا برداشتن بسیاری از موانع رشد معنوی و اخلاقی جامعه با تدبیر و قدرت حکومتها امکانپذیر است؛ مانند مقابله با جریانهای ضددین و معنویت و ناهنجاریهای اجتماعی، مانند اعتیاد، بیحجابی که شناسایی و برخورد با آنها، نیازمند حمایت و یاری حکومت از آنها و وضع قوانین لازم در این زمینه است.
از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی گسترش اخلاق و معنویّت با دستور و فرمان به دست نمیآید و حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، اما از طرفی در این زمینه مسؤولیت دارند که مهمترین شیوههای بسط معنویت و اخلاق در جامعه توسط حکومتها عبارتند از:
اولین وظیفه کارگزاران حکومتها این است که باید خود دارای منش و رفتار اخلاقی و معنوی باشند؛(2)زیرا كارگزاران، بازوان اجرايى و عاملان اقامه عدل و بسط قانون در جامعه هستند که شايستگى، توانمندى، استوارگامى و سلامت رفتارى آنان، مهمترين نقش را در سامانيابى جامعه در ابعاد مختلف همچون بسط معنویت و اخلاق دارد. از این رو امیرالمؤمنین علیه السلام در حکم خود به مالک در توصیههایی، مراقبت از تقوای الهی در رفتار و گفتار را سفارش میکند.(3)
به همین علت انسان متدينِ انقلابىِ باید مسلطِ بر نفس و عامل براى خدا باشند. اين لازمة حكومت اسلامى است و حكومت اسلامى
با داشتن اينگونه افراد، پايدار خواهد شد و استمرار خواهد يافت.(1)
دستگاههای مسؤول حکومتی در رواج معنویت و اخلاق در جامعه وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسؤولانه آن را انجام دهند. برای رسیدن به این هدف باید برنامههای کوتاهمدّت و میانمدّت جامعی تنظیم و اجراشود. البتّه این به معنی رفع مسؤولیّت از اشخاص و نهادهای غیرحکومتی نیست.(2)شیوههای ارائه شده برای رواج معنویت به عنوان وظیفه حکومتها توسط مقام معظم رهبری عبارتند از: 1. میدان دادن و کمکرسانی به نهادهای اجتماعی؛ 2. ستیز معقولانه با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق تا آنها ندهند جهنّمیها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند؛ 3. استفاده از ابزارهای رسانهای پیشرفته؛ زیرا ابزارهای رسانهای پیشرفته و فراگیر، امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانونهای ضدّ معنویّت و ضدّ اخلاق نهاده است و این ابزارها برای تهاجم روزافزون دشمنان به دلهای پاک جوانان و نوجوانان و حتّی نونهالان مورد استفاده ابزاری قرار میگیرد.(3)
سیاستهای ارائه شده توسط مقام معظم رهبری در بیانیه، همان ساختار امربهمعروف و نهی از منکر در اسلام است که بنا به روایات رسیده از معصومین علیهم السلام در اسلام جایگاه خیلی رفیع و ارزشمندی دارد و انسانها با انجام این دو وظیفه میتوانند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین کنند و با ترک آن خیر و برکت سلب میشود؛ چنانکه علی علیه السلام میفرماید «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي»؛ (تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطرهای است در برابر دریای پهناور).(4)
بخش دوم بیانات رهبری توصیههای معظمله درباره هفت موضوع و سرفصل محوری است. رهبری معظم پیش از پرداختن به سرفصلهای مذکور یک توصیه کلیدی را که در تمام سرفصلها مورد نیاز جوانان است را یادآوری و تذکر میدهند. این توصیه کلیدی، داشتن امید به آینده در همه کارها است.
اولین توصیه رهبری درباره علم و پژوهش است. ضرورت علم و پژوهش عبارتند از: 1. وسیله عزت و اقتدار کشور؛ 2. تأثیر مهمی در ایجاد قدرت نفوذ در جوامع دارد. مطالبات رهبری در این فصل، از جوانان عبارت است از: 1. عبور از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها؛ 2. تداوم شتاب علمی؛ 3. جهاد علمی جوانان برای ناکام ساختن دشمن.
دومین توصیه رهبری درباره معنویّت و اخلاق است. ضرورت معنویّت و اخلاق این است که: 1. جهتدهی فعالیتهای انسان میدهد؛ 2. ایجاد برکت در جامعه میکند. رشد معنوی و اخلاقی در هر فرد و جامعهای نیازمند لوازمی است که عبارت است از: 1. جهاد و تلاش؛ 2. همراهی حکومتها.
توصیه کلیدی رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان چه بود؟
اهمیت توصیه کلیدی رهبری در چیست؟
حربههای دشمن برای گرفتن امید از جوانان چیست؟
ضرورت علم و پژوهش برای جوانان کدام است؟
معنا و اهمیت معنویت و اخلاق چیست؟
وظیفه حکومتها در قبال رشد معنوی جامعه را تبیین کنید.
سومین موضوع در توصیههای مقام معظم رهبری، اقتصاد است که به دو دلیل زیر نقش مهمی در زندگی انسانها و نظام اسلامی دارد:
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
میتوانند اقتصاد آنها را فروبریزند و آنها را نابود کنند؛ مانند چند کشور آسیای شرقی که نسبتاً رونق اقتصادی داشتند، يك سرمايهدار آمریکای یهودی توانست آنها را در مدت دو سه ماه به ورشكستگى برساند.(1)به همین علت همواره رهبر معظم انقلاب اسلامی به تقویت اقتصاد برای جلوگیری از نفوذ و تسلط دشمنان تأکید کرده و در ابلاغ سیاستهای كلى اصل 44 قانون اساسى، بر جلوگيرى از نفوذ و سيطره بيگانگان بر اقتصاد ملى اشاره میکنند.(2)
از مهمترین راهکارهای ضعیف کردن اقتصاد کشورها بهویژه در ایران اسلامی توسط دشمنان، ایجاد وابستگی اقتصادی است. معظمله راهکار مقابله با وابستگی را مبتنی بر توجه به چند عامل میدانند که عبارتند از: 1. تولید انبوه و باکیفیّت؛ 2. توزیع عدالتمحور؛ 3. مصرف بهاندازه و بیاسراف؛ 4. مناسبات مدیریّتی خردمندانه.
دلیل تکرار این موارد در سالهای اخیر از سوی ایشان، بهخاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد میتواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 01/ 04/ 1383.
2) . ابلاغ سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى توسط مقام معظم رهبری، 02/ 03/ 1384.
3) . الهندى، على المتّقى بن حسامالدين، كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال، 3/ 239/ 6342.
4) . رسول خدا صلی الله علیه و اله در حدیثی به تقویت اقتصاد مؤمنان در آخرالزمان تأکید کرده و آن را موجب حفظ دین و دنیا دانسته و میفرمایند: «إذا كانَ في آخِرِ الزَّمانِ؛ لابُدَّ لِلنّاسِ فيها مِنَ الدَّراهِمِ وَالدَّنانيرِ يُقيمُ الرَّجُلُ بِها دينَهُ ودُنياهُ»؛ (چون آخر الزّمان فرا رسد، مردم را چارهاى جز داشتن درهمها و دينارها نيست تا هر فرد دين و دنياى خود را با آن برپاى دارد). الهندى، على المتّقى بن حسام الدين، كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال، 3/ 238/ 6333.
اسلامی تأکید میکنند که اقتصاد ناکارآمد و ضعیف، باعث تولید فقر شده و فقر میتواند در واپسگرایی معنوی انسان اثر گذاشته و انسان را حتی تا مرز کفر پیش ببرد؛ چنانکه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: «كادَ الفَقرُ أن يَكونَكُفرا»(1)(فقر، انسان را در آستانه كفر قرار مىدهد).
تأثیر فقر در دینداری انسان مؤمن به حدی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم معتقدند که اگر نان نبود انسان فرائض خود را انجام نمیداد: «لَولَا الخُبزُ ما صُمنا ولا صَلَّينا، ولا أدَّينا فَرائِضَ رَبِّنا عز و جل»(2)(اگر نان نبود، روزه نمىگزارديم، نماز نمىخوانديم و واجبهاى پروردگار خويش را به جاى نمىآورديم).
رویکرد انقلاب اسلامی به اقتصاد و کسب ثروت به عنوان وسیلهای برای رسیدن به اهداف مطرح است؛ زیرا بدون آن نمیتوان به هدفها رسید، به همین دلیل خود اقتصاد هدف نیست.(3)هدف نبودنِ اقتصاد در اسلام و انقلاب اسلامی باعث شده است که بر اساس مبانی دینی تحقق اهداف
اقتصادی در چارچوب اقتصاد اسلامی جایز باشد، لذا کسی حق ندارد از راههای حرام کسب درآمد کند. قرآن در این باره میفرماید: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُم)(4)(ای کسانی که ایمان آوردهاید اموالتان را در میان خود به باطل نخورید مگر این که داد و ستدی از روی رضایت شما باشد).
تأکید اسلام بر اقتصاد پاک و کسب حلال، بهخاطر هدف نبودن آن در نظام اقتصاد اسلامی و نگاه ابزاری به آن برای رسیدن به اهداف است.
کشور در حرکت رو به پیشرفت اقتصادی خود دچار آسیب بوده است که از منظر مقام معظم رهبری «انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داده، ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را ازبیرون و درون دچار چالش ساخته است».(1)
از منظر رهبری، اقتصاد کشور با دو چالش زیر روبرو است:
الف) چالشهای بیرونی: که شامل تحریم و وسوسههای دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کماثر و حتّی بیاثر خواهد شد.
ب) چالشهای درونی: که عبارتند از: عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی که در شکلهای مختلف در اقتصاد کشور بروز و ظهور دارند که رهبری مواردی از آنها را برشمردهاند:
اولین چالش درونی کشور و مهمترین اشکال اقتصاد کشور، وابستگی اقتصاد به نفت است. كيفيت بناى هندسة اقتصاد كشور، از دوران رژيم وابستة پهلوى، كيفيّت غلطى بوده كه تغيير دادن آن تا امروز، كار دشوارى بوده است. بهخصوص در دوران جنگ كه فرصت سازندگى و توليد هم نبود، همان روش وابستگى به نفت، ادامه پيدا كرد؛ روز به روز تشديد شد، يا لااقل همانطور ادامه يافت.(2)
رهبر معظم انقلاب معتقدند که ما باید به جایی برسیم که اگر یک روزی به خاطر قضایای سیاسی، اقتضائات سیاسی، یا اقتضائات اقتصادی در دنیا، اراده کردیم که صادرات خود را مثلاً برای مدت پانزده روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم این کار را انجام دهیم.(3)
دومین چالش و ضعف اقتصاد کشور، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد است که در حیطة وظایف دولت نیست. مسئلة تصدىگرى دولت در غير وظايف حاكميت از مسائل مهمی است که بايد تا آنجايى كه امکان دارد، اجتناب شود تا بهوسیله مردم انجام شود.(1)
سومین چالش درونی اقتصاد کشور، نگاه به خارج، به جای توجه به توان و ظرفیّت داخلی و استفادة اندک از ظرفیّت نیروی انسانی کشور است. خداوند متعال در آیات الهی به این حقیقت اشاره میکند که چشم داشتن به امکانات دیگران یکی از مهمترین عوامل سقوط یک جامعه است و این جامعه نمیتواند از عزت کافی برخوردار باشد و مدام برای بهرهوری از امکانات دیگران باید در برابر آنها سر تعظیم فرود بیاورد و در برابر آنها خضوع و خشوع کند، لذا خداوند متعال در آیات الهی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم توصیه میکند تا به امکانات دیگران چشم نداشته باشد.(2)
ازجمله راهکار برون رفت از چالشِ نگاه به خارج در اقتصاد، تقویت و حمایت از بنگاههای تولیدی متوسّط و کوچک است که بانکها در این زمینه میتوانند نقش ایفا کنند.(3)همچنین تقویت فعالیتهای بنگاههای دانشبنیان؛ زیرا پیشرفت علم و فنّاوری به پیشرفت اقتصاد کمک میکند و بنگاههای دانشبنیان میتوانند به اقتصاد ملّی کمک کنند.(4)
چهارمین چالش اقتصاد کشور که رهبری معظم به آن در بیانیه اشاره فرمودند، بودجهبندی معیوب و نامتوازن است که باید در بودجهبندی
به تقویت و توازن آن توجه کرد و این نقیصه را برطرف کرد.(1)از جمله اشکالات بودجهبندی معیوب و نامتوازن از نظر کارشناسان، عدم توازن در توزیع صحیح بودجه در ارکان مدیریتی وسهم مصوب برای بودجه عمومی کشور است.(2)
پنجمین چالش اقتصاد کشور، عدم ثبات سیاستهای اجرائی اقتصاد است که میتواند ضربه زیادی به اقتصاد بزند؛ بنابراین باید ثبات و شفافيت و انسجام سیاستها و مقررات اقتصادى انجام بشود كه مردم بتوانند روى آن برنامهريزى كنند.(3)
ششمین چالش اقتصادی کشور، عدم رعایت اولویتها در اقتصاد است. بايد اولویت را در نيازها جستجو كرد و با آگاهى و شتاب لازم و تدبير مقتضى، آن نيازها را برآورده ساخت؛(4)زیرا يكى از نقاط اميد دشمنان براى فلج كردن نظام اسلامى، مسألة اقتصاد است که با اولویتبندی در مصرف منابع و ثروت کشور و نیز بهرهگیری از نيروى كار فراوان، مىتوان چهرة زشت فقر را از كشور زدود و امید دشمن را قطع کرد.
هفتمین چالش درونی اقتصاد کشور، وجود هزینههای زائد و حتّی مسرفانه در بخشهایی از دستگاههای حکومتی است.(5)باید همواره سیاستهای اقتصادی امام علی علیه السلام در مصرف اموال عمومى در حکومتداری، مورد توجه کارگزاران نظام اسلامی باشد. امام علیه السلام
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
2) . اخوان، محمد جواد، مقاله «چرا بودجه همچنان نیازمند اصلاح ساختاری است؟»سایت روزنامه جوان در تاریخ30/ 9/ 1398، https:/ / www.Javann.ir
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 29/ 03/ 1385.
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 11/ 05/ 1380.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
براى اينكه كارگزاران را به نهايت صرفهجويى در درآمدهاى عمومى توجّه دهند و آنان را به جلوگيرى از اسراف وادارند، در بخشنامهاى از آنان خواستند تا حتى در نوشتن نامه به او صرفهجويى كنند و چنينتأكيد كردند «أدِقّوا أقلامَكُم و قارِبوا بَينَ سُطورِكُم، وَاحذِفوا عَنّي فُضولَكُم وَاقصِدوا قَصدَ المَعاني وإيّاكُم وَالإكثارَ، فَإِنَّ أموالَ المُسلِمينَ لا تَحتَمِلُ الإضرارَ»(1)(قلمهايتان را تيز كنيد و سطرها را به هم نزديك سازيد. [در نگارش] براى من، زيادىها را حذف كنيد و به معنا بنگريد و بپرهيزيد از زياده نويسى؛ چرا كه بيتالمال مسلمانان، زيان را برنمىتابد). ایشان گذشته از سفارش کارگزاران به صرفهجويى خودشان نیز در مصرف بيت المال بهصورت شگفتانگيز التزام داشتند تا جای که حتی حاضر نبودند براى پاسخگويى به كسانى كه براى كار شخصى در شب به او مراجعه مىكردند، از نور چراغى كه به درآمدهاى عمومى تعلّق داشت، استفاده كنند.(2)بنابراین بايد مسؤولان كشور، براساس آموزههای دینی، راه صرفهجويى و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند و خودِ هم اسراف نكنند؛ چرا که اسراف مسؤولان دولتى به دلیل اسراف از بیت المال، از اسراف مردم عادّى مضرتر و گناه آن بیشتر است.
مقام معظم رهبری راهکار تقویت اقتصاد امروز کشور و برون رفت از مشکلات را در اقتصاد مقاومتی دانسته و بر اجرایی شدن آن در همه بخشهای اقتصاد تأکید کرده و میفرمایند: «راهحلّ این مشکلات، سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که باید برنامههای اجرایی برای همة بخشهای آن تهیّه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسؤولیّت، در دولتها پیگیری و اقدام شود».(3)معظمله با توجه به تأثیر اقتصاد
مقاومتی، به تهیه سیاستهای اقتصاد مقاومتی سفارش کرده و الزامات تهیه این سیاستها را در تهیه برنامههای اجرایی برای همة بخشهای آن و پیگیری با قدرت و نشاط کاری و احساس مسؤولیّت در دولتها میدانند. ایشان راهکار اجرایسیاستهای تهیه شده برای اقتصاد مقاومتی و تأثیرگذاری آن را در توجه به چهار اصل میدانند: 1. درونزایی اقتصاد کشور؛ 2. مولّد شدن و دانشبنیان شدن؛ 3. مردمی کردن اقتصاد و تصدّیگری نکردن دولت؛ 4. برونگرایی با استفاده از ظرفیّتهایی که قبلاً به آن اشاره شد.(1)
از دیدگاه رهبری جوانان نقش مهمی در اقتصاد و تقویت آن دارند و در تأثیرگذاری ایشان در اقتصاد مقاومتی میفرمایند: «بیگمان یک مجموعة جوان و دانا و مؤمن و مسلّط بر دانستههای اقتصادی در درون دولت خواهند توانست به این مقاصد برسند. دوران پیشِ رو باید میدان فعّالیّت چنین مجموعهای باشد».(2)
رهبری معتقدند که راه برون رفت از مشکلات اقتصادی در داخل کشور است و مشکلات صرفاً ناشی از تحریمها نیست. ایشان در این باره میفرمایند: «جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همة راهحلها در داخل کشور است. این که کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راهحل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجة گرگ است خطایی نابخشودنی است».(3)معظمله منشأ این تحلیل سراپا غلط که هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود را کانونهای فکر و توطئة خارجی
میدانند که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القاء میشود.
چهارمین توصیه و سفارش مقام معظم رهبری به مسئله عدالت و مبارزه با فساد است. عدل، نقطه مقابل «ظلم» است. جامعترين معناى عدل، «نهادن هر چيز درجايگاه ويژه آن» است؛ چنانکه امام على علیه السلام میفرماید: «العَدلُ يضَعُ الأُمورَ مَواضِعَها»(1)(عدل، قرار دادن امور در جايگاههاى خود است).
مقام معظم رهبری معتقدند عدالت و مبارزه با فساد که یکی از مصادیق ظلم است، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا برای اجرای عدالت باید با فساد مبارزه کرد و جامعهای که در آن مبارزه با فساد وجود نداشته باشد، عدالت معنا ندارد و در جامعه و حکومتی که مدیران و افراد آن جامعه گرفتار فسادند، عدالتی وجود ندارد. البته از نگاه معظمله اجرای عدالت و مبارزه با فساد به معنای جرم بودن کسب ثروت در جمهوری اسلامی نیست، بلکه مورد تشویق است؛ اما تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژهخواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بیعدالتی میانجامد، به شدّت ممنوع است. همچنین غفلت از قشرهای نیازمندِ حمایت، به هیچ رو مورد قبول نیست.(2)
اولین ضرورت عدالت در جامعه اسلامی این است که عدالت در جامعه باعث مشروعیت نظام سیاسی است؛ زیرا «فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، تودة چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنة
حکومتها عارض شود، زلزلة ویرانگر و ضربهزننده به مشروعیّت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیّتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبنائیتر از مقبولیّت اجتماعی است، بسیار جدّیتر و بنیانیتر از دیگر نظامها است».(1)بنابراین وجود کارگزاران کارآمد و شایسته در نظام اسلامی که بر مبنای معیارها و اخلاق اسلامی حرکت نمایند، موجب رضایت مردم از نظام سیاسی را در پی خواهد داشت و رضایت مردم و احساس عدم بیگانگی آنان با نظام سیاسی، مشروعیت سیستم سیاسی را تحکیم نموده وباعث افزایش دوام و حیات ساختار سیاسی خواهد شد.
دومین دلیل ضرورت عدالت در جامعه، امکان فساد در حکومتها در ادوار مختلف تاریخ حتی حکومتی همچون حکومت علوی است که خطری برای همه کارگزاران است.(2)رهبر معظم انقلاب اسلامی به دلیل نقش وسوسه مال و مقام در ایجاد فساد در کارگزاران نظام و ناعدالتی، با سفارش به ساده زیستی، مسؤولان را به مسابقه در زهد انقلابی فراخوانده و آنان را از خطر فساد بر حذر میدارند.(3)
از دیدگاه مقام معظم رهبری «عدالت در صدر هدفهای اوّلیّة همة بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است».(4)امام على علیه السلام درباره نگاه اسلام به عدل میفرمایند: «العَدلُ أَساسٌ بِهِ قَوامُ العالَمِ»؛(5)(عدالت، بنيادى است كه استوارى عالَم به آن است)(6)و درباره نقش آن در قوام و پایداری حکومتها میفرمایند:
1) . همان.
2) . ر.ک: تميمي مغربي، أبي حنيفة، نعمان بن محمّد بن منصور بن أحمد بن حيّون، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، 2/ 532/ 1892.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
4) . همان.
5) . كنجى، محمّد بن طلحة، مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول، 21.
6) . پسنديده، عباس، الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا، 75-74.
«ثَباتُ المُلكِ فِي العَدلِ»؛(1)(پایداری حکومت در عدالت است). بر این اساس از دیدگاه نظام اسلامی، از جمله حقوق هر انسانی، برخورداری از عدالت است، لذا در قانون اساسی حق برخورداری از عدالت برای همه انسانها لحاظ شده است.(2)
در اندیشه مقام معظم رهبری عدالت «کلمهای مقدّس در همة زمانها و سرزمینها است و بهصورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیّعصر (ارواحنا فداه) میسّر نخواهد شد»؛(3)چراکه بنابر روایات، عصر ظهور، عصر اجرای قسط و عدل است(4)که بهواسطه آن حکومت، عالم سرشار از عدالت و پاکی خواهد شد و امّت واحده تحقق خواهد یافت.(5)پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در باره عدالتگستری امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف میفرمایند: «لا تَقومُ السّاعَةُ حَتّى يَملِكَ النّاسَ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي... فَيَملَؤُها قِسطاً وعَدلًا»؛(6)(قيامت برپا نمىشود تا آن كه مردى از خاندانم فرمانرواى مردم شود... و او زمين را از عدل و داد پر كند).
رهبر معظم انقلاب معتقدند که اجرای عدالت فریضهای بر عهدة همه بهویژه حاکمان و قدرتمندان است و با وجود تحقق کامل آن در عصر ظهور، اکنون اجرای آن بهصورت نسبی، همه جا و همه وقت ممکن است؛ از این رو مطالباتی را در راستای اجرای آن مطرح میکنند که عبارتند از:
اولین مطالبه رهبری معظم این است که اجرای عدالت در جامعه «ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در
قوای سهگانه حضور دائم داشته باشد و بهمعنای واقعی با فساد مبارزه کند، بهویژه در درون دستگاههای حکومتی».(1)
ایشان درباره وضعیت کشور در مبارزه با فساد و اجرای عدالت معتقدند که: «نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بهخصوص با رژیم طاغوت که سرتاپا فساد و فسادپرور بود، بسی کمتر است و بحمدالله مأموران این نظام غالباً سلامت خود را نگاه داشتهاند، ولیحتّی آنچه هست غیرقابل قبول است».(2)
ایشان با وجود انسانهای پاک در میان کارگزاران نظام اسلامی فاصله کشور با عدالت آرمانی را نیازمند برداشتن گامهای بلندتر دانسته و میفرمایند: «جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که قبلاً بدان اشارهای کوتاه رفت؛ و البتّه در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئة واژگونهنمایی و لااقل سکوت و پنهانسازی که اکنون برنامة جدّی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد. با این همه اینجانب به جوانان عزیزی که آینده کشور، چشمانتظار آنها است صریحاً میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید میشده و بشود، دارای فاصله ای ژرف است».(3)
دومین مطالبه رهبری، ضرورت طهارت اقتصادی مقامات نظام اسلامی است؛ زیرا «طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همة مقامات حکومت جمهوری اسلامی است».(4)به همین علت تكليف دولت اسلامی و مشروعیت آن اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كند و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزونطلبى انسانهای مفتخوار و
سوء استفادهكن امكانپذير نيست.(1)بنابراین «همه باید از شیطانِ حرص برحذر باشند و از لقمة حرام بگریزند و از خداوند در این باره کمک بخواهند».(2)
سومین مطالبه رهبری معظم این است که دستگاههای نظارتی و دولتی با قاطعیّت و حسّاسیّت، از تشکیل نطفة فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. این مهم با تشکیل دستگاههای نظارتی بهوسیله انسانهایی باایمان و جهادگر و منیعالطّبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی ممکن است. این مبارزه بخش اثرگذاری است ازتلاش همهجانبهای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.
آخرین مطالبه در حوزة عدالت و مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی، جلوگیری از شکاف طبقاتی است که لازمه آن این است که «دلهای مسؤولان بهطور دائم باید برای رفع محرومیتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی به شدّت بیمناک باشد».(3)از منظر معظمله راه مبارزه با فساد و اجرای عدالت این است که قوانین و سیاستهای مرتبط با این دو مسئله بهصورت شایسته اجرا شود که در این زمینه چشم امید، به جوانان است، از این رو میفرمایند: «این سخنان که در قالب سیاستها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایستة آن، چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام ادارة بخشهای گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان -که بحمدالله کم نیستند- سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ انشاءالله»(4)
سومین موضوع در توصیههای مقام معظم رهبری، درباره اقتصاد است. از منظر معظمله، به دو دلیل اقتصاد در زندگی انسانها و نظام اسلامی دارای اهمیت است: 1. اقتصاد قوی، عامل مهمّ سلطهناپذیری و نفوذناپذیری؛ 2. اثرگذاری فقر و غنا در مادّیّات و معنویّات بشر. کشور در حرکت رو به پیشرفت اقتصادی خود دچار آسیب و چالش درونی و بیرونی است که از جمله مصادیق آن وابستگی اقتصاد به نفت است. راهکار تقویت اقتصاد کشور و برون رفت از مشکلات در اقتصاد مقاومتی است و مشکلات کشور صرفاً ناشی از تحریمها نیست.
چهارمین توصیه و سفارش مقام معظم رهبری به مسئله عدالت و مبارزه با فساد است. ایشان معتقدند عدل و مبارزه با فساد که یکی از مصادیق ظلم است، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا برای اجرای عدالت باید با فساد مبارزه کرد و جامعهای که در آن مبارزه با فساد وجود نداشته باشد، عدالت معنا ندارد. از این رو مطالباتی را در راستای اجرای آن مطرح میکنند که عبارتند از: 1. ایجاد دستگاهی حکومتی برای مبارزه با فساد؛ 2. طهارت اقتصادی مقامات حکومت؛ 3. تشکیل دستگاه نظارتی برای مبارزه با تشکیل نطفة فساد؛ 4. جلوگیری از شکاف طبقاتی بهوسیله اجرای قوانین مبارزه با فساد.
اهمیت اقتصاد از منظر مقام معظم رهبری را تبیین کنید.
چالشهای اقتصادی کشور را نام ببرید.
اهمیت اقتصاد مقاومتی و نقش تحریمها در اقتصاد کشور را تبیین کنید.
جایگاه و ضرورت عدالت و مبارزه با فساد را شرح دهید.
مطالبات رهبری معظم انقلاب در حوزة عدالت و مبارزه با فساد را نام ببرید.
پنجمین توصیه مقام معظم رهبری دربارة استقلال و آزادی است. معظمله در معنای این دو واژه مینویسند: «استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت های سلطهگر جهان است؛ و آزادی اجتماعی بهمعنای حقّ تصمیمگیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همة افراد جامعه است».(1)
استقلال و آزادی انسان از دیدگاه مقام معظم رهبری «از جملة ارزشهای اسلامیاند و این هر دو عطیّة الهی به انسانهایند»(2)زیرا خداوند، انسان را آزاد و مستقل آفریده است.
استقلال و آزادی مصادیق متعددی دارد که مهمترین آنها استقلال در عمل و آزادی در فکر و عقیده است که نخستين گام در راه تحقّق
عدالت و گسترش احترامبه حقوق مردم است؛ البته منظور از آزادى، آزادی سازنده است، نه ويرانگر و آزادى از بندهاى درونى و برونى و به تعبير قرآن كريم، رهايى از «إصْر»: (وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأْغْللَ الَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ)؛(1)(و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است، بر مىدارد).(2)
ممكن است از آنچه در مورد آزادى عقيده و آزادى اظهار عقيده در اسلام گفته شده، نتيجه گرفته شود كه اسلام، هيچ اقدامى را براى مبارزه با عقايد موهوم و پالايش باورهاى نادرست، تجويز نمىكند؛ اما این برداشت صحیح نیست؛ زيرا اسلام، با اين كه آزادى بيان عقيده را از آن رو كه زمينه تكامل انسان است تأييد مىكند، مبارزه اساسى با عقايد موهوم را نيز به جهت آزادسازى انديشه از بند باورهاى نادرست را ضرورى مىداند، ضمن آن كه پيروزى نهايى در اين مبارزه را پيشبينى مىكند و بر اين باور است كه در آينده تاريخ، روزى خواهد آمد كه جامعه بشرى از بند باورهاى نادرست، رها مىشود و آن، روزى است كه اسلام بر همه جهان، حاكم گردد(3).(4)از منظر معظمله استقلال و آزادی هیچکدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند، بلکه حکومتها موظّف به تأمین این دو هستند.(5)
رهبر معظم انقلاب در ادامه به قدر دانستن استقلال و آزادی پرداخته و معتقدند کسانی «منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیدهاند ملّت ایران با جهاد چهلسالة خود، از جملة آنها
1) .اعراف: 157.
2) . محمدى رى شهرى، محمد، دانش نامه امير المومنين علیه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، 3/ 245.
3) . «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛ (اوست كسى كه پيامبر خود را به [قصد] هدايت، با آيين درست روانه ساخت تا آن را بر تمام اديان، پيروز گرداند)، فتح: آيه 28.
4) . محمدى رى شهرى، محمد، دانشنامه عقايد اسلامى، 1/ 147-146.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خونآوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکاراست؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبههای رفیع انسانیّت».(1)
تمام تلاش و جانافشانیهای مردم در تاریخ انقلاب، برای حفظ استقلال، آزادی و عزت ملی است که از جمله حقوق مردم و مطالبه بهحق ایشان است(2)تا مسؤولین با توجه به مصالح مردم در راستای استقلال کشور و دادن آزادی به مردم تلاش کنند،(3)لذا ایشان معتقدند که «همه - مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی موظّف به حراست از آن با همة وجودند»؛ اما متذکر میشوند که «این ثمر شجرة طیّبة انقلاب را با تأویل و توجیههای سادهلوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد».(4)
آخرین نکته مورد اشاره رهبر معظم انقلاب درباره استقلال و آزادی، درباره برداشتهای نادرست دربارة آنها است. ایشان معتقدند استقلال در سیاست و اقتصاد با ارتباط داشتن با دیگر کشورها در این امور و آزادی با پایبندی به اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و عمومی منافاتی ندارند و معنای جز این را، برداشت نادرست از استقلال و آزادی میدانند و در این باره میفرمایند: «بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود؛(5)زیرا آزادی به عنوان حقی فطری و طبیعی برای
انسان است،(1)تنها در سایة توحید و عبودیت و بندگی خدا محقق میشود.(2)لذا هر آنچه که به شهوات و امیال انسانی دامن بزند و عقل آدمی را از کار بیندازد، همانا مانع آزادی خواهد بود.از همین روست که گفته میشود آزادی انسانی به قوانین الهی محدود میشود و انسان نمیتواند به بهانة آزادی، خود را به فساد و بیعفتی آلوده نماید؛ چون گذشتن از حدود الهی در حقیقت آزادی غیرمنطقی و باطلی است که در نهایت منجر به نقض آزادی انسانی خواهد شد.(3)از این رو در رویکرد انقلاب اسلامی، آزادی سیاسی و اجتماعی، تنها از رهگذر آزادی معنوی و انسانی به دست میآید. امکان ندارد که بشر همچنان اسیر خشم و شهوت و حرص خود باشد؛ اما همچنان از آزادی اجتماعی دم بزند؛(4)و این واقعیتی است که تجربة انقلابهای گذشتة دنیا بهخوبی آن را نشان میدهد. برای نمونه، در انقلاب فرانسه - که به عنوان مبدأ آزادی و رفع استبداد معرفی میشود- به علت اکتفا به آزادی اجتماعی و نادیده گرفتن آزادیهای فطری و معنوی- چندی پس از وقوع انقلاب، عملاً استبداد و سلطنت به عرصة قدرت بازگشت.(5)
ششمین توصیه مقام معظم رهبری دربارة روابط بینالمللی است. مسؤولان سیاسی کشور باید در رابطة با «عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن»، به شاخصههای اصلی «عزّت، حکمت، و مصلحت» توجه کرده و آنها را حفظ کنند.(6)
رهبر معظم انقلاب معتقدند که صحنة جهانی، امروز شاهد پدیدههایی است که تحقّق یافته یا در آستانة ظهورند که از جمله آنها حوادثی است که برخی از آنها مظاهر عزت ملی برای جمهوری اسلامی هستند. از جمله تحرّک جدید نهضتبیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطة آمریکا و صهیونیسم است(1)و مواضع ايران اسلامى و پايدارى منحصر به فرد آن در ميان دولتهای اسلامى توانست به مردم قهرمان کشورهای اسلامی اميد و الگو بخشد.(2)
دومین مظهر عزت ملی، «شکست سیاستهای آمریکا در منطقة غرب آسیا و زمینگیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه»(3)است. در قضاياى لبنان، فلسطين و عراق، همة علائم، نشان شكستِ سیاستهای آمريكا را در اين منطقه نشان مىدهد.(4)سیاستهای آمریکا با هزینههای بسیاری که در غرب آسیا بهویژه در عراق، سوریه نموده است، با همت رزمندگان عراق، سوریه و ایران و نیز مدافعان حرم بهویژه حاج قاسم سلیمانی که شهدای بسیاری را تقدیم کردهاند، با شکست مواجه شده و داعش که مولود سیاستهای آمریکاست، در منطقه از بین رفته است. امروز انتخابات عراق در مقابل چشم هوشياران عالم، مظهر شكست سیاستهای آمريكا در منطقه است. كسانى كه در اين انتخابات پيروز شدند، از جملة همان كسانى هستند كه در هر كشورى از كشورهاى مسلمان اگر رفراندومى صورت بگيرد، به اينگونه افراد- يعنى ضد
آمريكا، طرفدار هويت ملى و طرفدار اسلام- رأى خواهند داد.(1)
سومین مظهر عزت ملی، «گسترش حضور قدرتمندانة سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه» است آمريكا درصدد جبران است و يكى از كارهايى كه مىكنند اين است كه در منطقه سعى كنند كانون مركزى اين حماسه و حركت را كه جمهورى اسلامى است، دچار انزوا كنند. مسئلة هلال شيعى كه دشمنان مطرح كردهاند، براى اين بود كه جامعة اهل سُنّت را از قدرت شیعه بهویژه جمهوری اسلامی بترسانند. قدرت فرامنطقهاى ايران كه دائم آمریکاییها و رسانههاي آنها تكرار مىكنند كه ايران يك قدرت بزرگ فرامنطقهاى شده است بيش از آنچه كه بخواهند يك واقعيتى را منصفانه بيان كنند، برای اين است كه دولتهای خليج فارس، دولتهای عربى و دولتهای همسايه را از ایران بترسانند که این نشان از قدرتمند شدن ایران است؛ اما حقیقت آن است که قدرت جمهوری اسلامی موجب تعرض به هيچ كشورى و هيچ دولتى نيست؛ زیرا انقلاب اسلامی سر ستيز با هيچ دولتى و هيچ كشورى ندارد؛ بلكه طرفدار حق و عدالت است و با ظلم و تجاوز و طغيانى كه در سطح بينالمللى مشاهده مىشود، مقابله مىكند. جمهورى اسلامى بحمد اللّه يك دولت، يك كشور و يك نظام مقتدرى است كه اقتدارش به خاطر تمسّك به دين و اصول اسلامى و تكية به ملت(2)و «شجاعت و حکمت مدیران جهادی»(3)است.
سردمداران نظام سلطه و دشمنان جمهوری اسلامی با مشاهده قدرت نظام اسلامی و نفوذ آن در منطقه که نشان از عزت ملی جمهوری اسلامی دارد، نگران شده و برای کنترل قدرت جمهوری اسلامی دست به
توطئه زده و برای فریب افکار عمومی با خدعه و دروغ، پیشنهادهایی را مطرح میکنند که باید مسؤولان نظام اسلامی بهویژه وزارت امور خارجه در برابر خدعههای آنها هوشیار باشند. امروز ملّت ایران علاوه بر آمریکای جنایتکار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعهگر و غیرقابل اعتماد میداند. دشمنان انقلاب اسلامی همواره از روشهای دشمن برای شکستن عزت و اقتدار جمهوری اسلامی در منطقه و در نهایت از بین بردن آن استفاده میکنند که برخی از این تلاشها در سه حوزة فرهنگی، سیاسی- اجتماعی و اقتصادی به شرح زیر است:تلاشهای فرهنگی دشمن: امروز هيچكس نمىتواند انكار كند كه فورىترين هدف دشمنان جمهورى اسلامى، تسخير پایگاههای فرهنگى در كشور است. آنان در صددند بدين وسيله، باورهاى اسلامى و انقلابى را كه اصلىترين عامل ايستادگى ملت ايران در برابر نظام سلطة استكبارى است، از ذهنها و دلها بزدايند و باورهاى سلطهپذيرى و فرودستى در برابر غرب را بهجای آن بنشانند. تلاش آشكار از سوى واسطهها و دستنشاندگان امپراتوریهای زر و زور، در بسيارى از عرصههاى فرهنگى براى تردید افکنی در مبانى اسلام و انقلاب، امروز افراد دیرباور را نيز به دغدغه افكنده است و كسانى كه ديروز هشدار در برابر شبيخون فرهنگى را جدّى نمىگرفتند، امروز آن را به چشم خود مىبينيد. بىشك نخستين آماج اين شبيخون، جواناناند، بهويژه آنان كه در جادة دانش و فرزانگى قدم برمىدارند و آيندة فرهنگى و سياسى كشور در دست آنها است. درست است كه دشمن بهرغم تلاش و هزينة فراوان، نتوانسته است به محصول مورد نظر خود دست يابد، ولى به روشنى مىدانيم كه مهمترين پاسخ كوبندة بدخواهان، معرفت و ايمان روشنبينانه و قدرت تحليل سياسى است.
در اين راه، آموختن دين و سياست از انسانهای امين و آگاه و نيز رعايت پرهيزگارى و پارسائى در كار شخصى و جمعى و البته كمك
و راهنمایى طلبيدن از خداوند دانا و مهربان، خطّ روشن و مسير بىضلالت است.(1)
تلاشهای سیاسی- اجتماعی: از دیگر تلاشهای دشمنان انقلاب اسلامی برای شکستن عزت جمهوری اسلامی تلاشهای سیاسی – اجتماعی است که در داخل و خارج از کشور انجام میدهند. سردمداران استکبار در بُعد سیاست خارجی در منطقه تلاش میکنند که انقلاب اسلامی را به دلیل تأثیرگذاری در بیداری اسلامی و هوشیاری ملتهای مورد ستم، با تهمت و خدعه در میان ملتهای جهان و منطقه منزوی کنند تا از قدرت نفوذ ایران در کشورهای اسلامی و غیراسلامی کاسته شود.(2)در بُعد داخلی دشمنان تلاش میکنند که با ایجاد تفرقه بهوسیله ترفندهای تبلیغاتی و بهرهگیری از اختلافات سليقههاى سياسى، آنها را تنازع و تفرقه بكشانند(3)و صفوف ملت را درهم شکنند که خوشبختانه در دنياى كنونى كه بيشتر ملتها يا دچار درگیریهای خونين، يا سرگرم اختلافات خودخواهانه، يا در چنگ حكام ديكتاتور، يا فريفتة اغواگرىهاى تبليغات و يا دنبالهرو احزاب سياسى و رؤساى دنياطلبند، ملت ايران با عزمى راسخ و برخاسته از ايمان و با شور و همتى خيرهكننده، با رشد عقلانى و سياسى خود، وحدت خود را با حضور سیاسی در انتخاباتها نشان داده و حفظ کردهاند و بهرغم تلاش حسابشدة دشمنان كه با ترفندهاى گوناگون مىخواستند صحنة كار و سياست را از ملت تهى كنند و ميان او با نظام انقلابى و الهىاش فاصله بيندازند، صحنة انتخابات را با حضور مبارك خود، سرشار از شور و شعور و اراده و انتخاب کردهاند(4)که مظهر سیاسی حضور و نقشآفرینی در سرنوشت کشور است.
ملت ایران با سرلوحه قرار دادن اصل «نه شرقی، نه غربی»(1)که خطوط اصلى سياست خارجى جمهورى اسلامى است و تغيير نيافته و هرگز نیز قابل تغيير نيست، با بصيرت به راه خود ادامه داده و دست رد به تفرقهافکنیهای آنها زده است.
تلاشهای اقتصادی: از جمله تلاشهای دشمنان برای ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت و از بين بردن يكپارچگى آنان برای شکستن نيروى عظيم وحدت، ايجاد مشكلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينههاى گوناگون سازندگى كشور و رفاه عمومى خود است كه نقشههاى آنها در این باره بهصورت كوتاهمدت و ميانمدت برنامهریزی و اجرا شده است؛(2)
اما امروز با وجود تحریمهای اقتصادی، ملت ایران روز به روز بهصورت مضاعف رشد كرده، پيش رفته و نه فقط عقب نرفته و متوقف نشده، بلکه حتّى بیش از متعارف رشد کرده است.(3)
مقام معظم رهبری با تأکید بر ضرورت حفظ عزت ملی در روابط خارجی، وظیفه دولت جمهوری را حفظ عزت ملی در سیاست و روابط خارجی میدانند و در ادامه راهبردها و راهکارهای حفظ عزت ملی را در فصلهای زیر مورد تأکید قرار میدهند:
حفظ مرزبندی دولت جمهوری اسلامی با دشمنان خدعهگر؛
عقبنشینی نکردن حتی یک گام از ارزشهای انقلابی و ملی؛
نهراسیدن از تهدیدهای پوچ دشمنان؛
در همه حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشتن؛
حل حکیمانه و مصلحتجویانه و البتّه از موضع انقلابی مشکلات
قابل حلّ خود با [اروپاییها].(1)
البته مقام معظم رهبری معتقدند که در مورد مشکلات نظام اسلامی با آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت. به همین علت معظمله در دیدار با نخستوزیر ژاپن با اشاره به صحبتهای نخستوزیر ژاپن تأکید کردند: «ما بههیچوجه تجربه تلخ مذاکرة چند سال اخیر با آمریکا را تکرار نخواهیم کرد».(2)
پنجمین توصیه دربارة استقلال و آزادی است که از جملة ارزشهای اسلامیاند. از مصادیق استقلال و آزادی استقلال در عمل و آزادی در فکر و عقیده است. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیدهاند. در سیاست و اقتصاد، ارتباط داشتن با دیگر کشورها در این امور، با آزادی و پایبندی به اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و عمومی منافاتی ندارند و معنایی جز این، برداشت نادرست از استقلال و آزادی است.
ششمین توصیه دربارة روابط بینالمللی است. مسؤولان سیاسی کشور باید در رابطة با «عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن»، به شاخصههای اصلی «عزّت،
حکمت، و مصلحت» توجه کرده و آنها را حفظ کنند. مظاهر عزت ملی جمهوری اسلامی عبارتند از: 1. نهضت بیداری اسلامی و مقاومت در برابر سلطة آمریکا و صهیونیسم؛ 2. شکست سیاستهای آمریکا در منطقة غرب آسیا؛ 3. حضور قدرتمندانة سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا.
راهبردها و راهکارهای حفظ عزت ملی مبارزه با آن عبارتند از: 1. حفظ مرزبندی دولت جمهوری اسلامی با دشمنان خدعه گر؛ 2. عقبنشینی نکردن حتی یک گام از ارزشهای انقلابی و ملی؛ 3. نهراسیدن از تهدیدهای پوچ دشمنان؛ 4. در همه حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشتن؛ 5. حل حکیمانه و مصلحتجویانه و البتّه از موضع انقلابی در مشکلات قابل حلّ خود با اروپاییها است.
معنای استقلال و آزادی از منظر رهبری چیست و برداشت نادرست از معنای آن چه می باشد؟
شاخصههای اصلی در سیاست خارجی برای حفظ عزت ملی را بیان کنید.
مظاهر عزت ملی جمهوری اسلامی چیست؟
راهبردها و راهکارهای عملی حفظ عزت ملی چیست؟
آخرین توصیه مقام معظم رهبری درباره سبک زندگی است که با سخنی کوتاه دراینباره، پرداختن بیشتر به آن را به زمان دیگری محول میکنند. آنچه که در این سخن کوتاه معظمله درباره سبک زندگی مطرح شده است، اهمیت پرداختن به سبک زندگی و اشاره به تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران اسلامی است که زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت زده است، لذا از جوانان میخواهند با آن مقابله کنند. ایشان لازمه مقابله با سبک زندگی غربی را جهادی همهجانبه و هوشمندانه میدانند؛ چرا که صد سال است که فرهنگ غربی به پشتوانة پول، زور، سلاح و دیپلماسی سعی میکند فرهنگ و سبک زندگی خود را بر جوامع اسلامی تحمیل و آنها را از هویت خود بیگانه کند.(1)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 22/ 11/ 1397.
قبل از انقلاب اسلامی، تمرکز اصلیِ آیتالله خامنهای بر «تجدید انقلاب اسلامی» پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و تلاش علمی و عملی برای برانگیختنِآگاهانة مردم در جهت تحقق همین اصل بوده است.(1) با وقوع انقلاب اسلامی ایران، طرح اساسی ایشان با توجه به عبرتهای تاریخ اسلام و وقایعِ رخ داده برای انقلاب اسلامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه هدی علیهم السلام ، بر «تداوم انقلاب» به عنوان مهمترین مسؤولیتِ پس از انقلاب تمرکز یافت.
انقلاب اسلامی در ساحتِ ایجاد خود، همچنان که از اسلام منشأ یافته است، در عین حال متّکی به مردم بوده و از آنجا که عاملِ بقای آن همان عاملِ ایجاد کنندة آن خواهد بود(2)، لذا برخورداریِ مردم از سبکِ زندگیِ دینی و رواج ارزشهای اخلاقیِ اسلام در جامعه به نحوی که ارزشهای اصلیِ جامعه محسوب شود، یکی از ارکانِ تداومِ انقلاب اسلامی است.(3) در این میان، سبکِ زندگی در ارتباط با جوانان از اهمیّت مضاعفی برخوردار است. چه آنکه «پیشرانِ حرکتِ انقلاب، جوانها هستند.»(4)همّت گماشتن آیتالله خامنهای قبل و حتی بعد از انقلاب اسلامی به تربیتِ نسلهای نوجوان و جوان با تکیه بر قرآن کریم، نشان میدهد ایشان از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی، به آیندة انقلاب و تداومِ آن میاندیشیدند.(5)
عبارت سبک زندگی را باید أخصّ از زندگی دید. با دقت در معنای واژة «سَبک»، میتوان مراد از سبکِ زندگی را دقیقتر یافت. سَبک
1) . آیتالله خامنهای، دو امام مجاهد، صص269 تا 272.
2) . آیتالله خامنهای، 29/ 10/ 1388.
3) . آیتالله خامنهای، 26/ 07/ 1368.
4) . آیتالله خامنهای، 3/ 09/ 1359
5) . طیاری نژاد، رامین، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، مقاله «بررسی بند هفتم توصیههای رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب با موضوع سبک زندگی اسلامی ایرانی» KHAMENEI.IR
مترادف واژة «سیره» بر وزن «فِعلَه» در زبان عرب است. در این وزن، واژه نه بر نفْس عمل که بر نوعِ عمل دلالت دارد و اهل لغت آن را همان طریقه، هیئت، رفتار و روش و حالتی دانستهاند که انسان و غیر انسان بر آن حالت باشند.(1)شهید مطهری نیز «سیره» را نوع و سبکرفتار دانسته است.(2)
حضرت آیتالله خامنهای آنجایی که سخن از سبک زندگی به میان آوردهاند، همردیف آن عبارات «روشِ زندگی» و «عاداتِ زندگی» را نیز به کار بردهاند(3)که میتواند حکایت از دلالتِ سبکِ زندگی بر رفتارهایی داشته باشد که به عادتِ یک فرد یا جامعه تبدیل شدهاند و از آنجا که در توضیح سبک زندگی، عبارت «چگونگیِ مشیِ زندگی»(4)را به کار بردهاند، استفاده میشود که اساساً سبک زندگی، نه بر نَفس عمل و رفتار، بلکه بر کیفیت، شیوه و چگونگی رفتارها دلالت دارد. بر این اساس در سبک زندگی، چگونگی آن دسته از رفتارهای فردی و اجتماعی مورد نظر است که برای انسان به یک عادت یا حالتِ پایا تبدیل شده باشند و از نوعی تداوم برخوردار باشند.(5)
یکی از اصول تربیتی در نظام فکری آیتالله خامنهای، اصل تأثیرِ متقابلِ رفتارها، باورها و گرایشها است. بر این اساس، تعلّقات و تلقیّات انسان از رفتارهای خوب و بد او اثر میپذیرد. کار اگر بد باشد، «...روی دل ما اثر میگذارد، روی اخلاق ما اثر میگذارد، گاهی روی برداشتها و تلقیهای ما اثر میگذارد. دلبستگی که پیدا میکنیم، این دلبستگی روی ذهنیات ما اثر میگذارد»(6)در باب عملِ خوب هم
همین اصل وجود دارد. چنانکه ایمان «انسان را مىکشاند و به عمل صالح دلالت مىکند...عمل صالح هم انسان را به ایمان دلالت مىکند یعنى یک تأثیر و تأثر متقابل وجود دارد».(1)این اصل ما را به یک راهبرد مهم میرساند و آن اینکه اصلاح و تغییر تمایلات و اندیشهها میتواند بهواسطة همین رفتارهای ظاهری صورت بگیرد؛ پسباید مراقب عملِ جامعه و سبک زندگی جامعه بود. تأثیرِ عمل بر باور، قطعی و اجتنابناپذیر است: «عمل بد، به تغییر باورها منتهی میشود».(2) البته در منظومة فکری معظمله، آنچه میتواند «مادة خام» وجود انسان را به «شکلهای برتر» تبدیل بکند، استمرارِ عمل است(3)و همین استمرار عمل است که میتواند ادراک و آگاهی را به ایمان که همان باورِ قلبی است تبدیل کند.(4)در منطق قرآن نیز عملِ بد میتواند باور را ایجاد، متأثر و حتی متحول نماید: (ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ).(5) همین اصل در سبکِ زندگی نیز جاری است. در سبک زندگیِ دینی، تداوم عمل با معرفت دینی توأم است: (مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ...)(6)در این آیه، منظور از کلام طیّب همان عقاید حقّ است. علامه طباطبایی با عنایت به عبارت «الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»، مرجع ضمیر در «یرفعهُ» را عقاید حقّ میداند و معتقد است به میزانی که عمل مکرر شود، اعتقاد راسختر، روشنتر و در تأثیرش قوىتر مىگردد.(7)بر این اساس، سبکِ زندگی به عنوان راهبردی برای تغییر نگرشها و باورها مطرح است.(8)
1) . آیتالله خامنهای، 20/ 08/ 1383.
2) . آیتالله خامنهای، 23/ 03/ 1390.
3) . خسروپناه، عبدالحسین، منظومه فکری آیتالله خامنهای، 383.
4) . امام خمینی(ره)، شرح حدیث جنود عقل و جهل،87 و 88 و آیتالله خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، 103.
5) . روم: 10: «آن گاه فرجام کسانى که بدى کردند [بسى] بدتر بود، [چرا] که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند مىگرفتند».
6) . فاطر: 10: «هر کس سربلندى مىخواهد، سربلندى یکسره از آنِ خداست. سخنان پاکیزه به سوى او بالا مىرود، و کار شایسته به آن رفعت مىبخشد...».
7) . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،17/ 23.
8) . طیاری نژاد، رامین، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، مقاله «بررسی بند هفتم توصیههای رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب با موضوع سبک زندگی اسلامی ایرانی» KHAMENEI.IR
حقیقت باطن سبک زندگی غربی عبارت است از زندگی مادىِ شهوتآلودِ گناهآلودِ هویتزدا و ضد معنویت که دشمن معنویت است که هویت انسانها راتغییر میدهد و هویت غربی را جایگزین، هویت اسلامی- ایرانی میکند؛ زیرا واقعیتهای زندگی و رفتار روزانه افراد در فکر و دل انسان اثر میگذارد، به همین دلیل با تغییر سبک زندگی، هویت انسانها دچار تغییر میشود. از همین رو یکی از مهمترین اهداف دشمنان ملّت ایران و دشمنان اسلام این است که سبک زندگی مسلمانها را عوض کرده و شبیه به سبک زندگی خود کنند.(1)به همین علت باید به سبک زندگی اسلامی و تمدن بزرگ اسلامی زیست کرد و از این نترسیم که مورد طعنه دشمن قرار گیریم که با ما کهنهپرست بگویند(2).(3)
در اندیشه انقلاب اسلامی، اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، کیفیت زندگی فردی، خورد و خوراک، لباس پوشیدن، درس خواندن، روابط با حکومت، روابط با یکدیگر و معاملاتشان معین کرده است و تقلید و یادگیری از غرب مناسب شأن یک ملت مستقل نیست.(4)از سوی دیگر مکاتب اومانیستی– لیبرالیستی در تلاشاند که رفتارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع و نیز اخلاق، تعلقات و تمایلات ملتها را مبتنی بر ایدئولوژی مدرن، مهندسی، بازسازی، طراحی و ترویج کنند(5)که این امر موجب انحراف در سبک زندگی تراز انقلاب اسلامی خواهد شد؛ چنانکه به تضعیف روحیة قناعت، کار و تلاش، همیاری، سادهزیستی و دستگیری از مستضعفان میگردد.
دشمنان اسلام علاوه بر اخلاق، فکر و اعتقاد، عمل مردان و زنان مسلمان را هدف قرار داده و با ایجاد جریانهای ضد اخلاقی مانند فمینیسم، تلاش مىکنند در پوشش اسلامی بستر انحرافات اخلاقی را در جامعه اسلامی فراهم سازند.(1)امروزه در دنيا، سررشتة فرهنگ دست عدهای است كه چگونگى مد لباس و پوشش و كيفيت زندگى و نشست و برخاست و اخلاق و معرفت را براى انسانهای بىگناه و بىخبر رقم مىزنند و تعيين سرمشق مىكنند. در این میان اگر ملتى بتواند خود را از سرايت موج مسموم فرهنگىِ ساخته و پرداختة بيگانگان حفظ كند، مستقل خواهد بود؛ اما اگر نتواند و تحت تأثير غلبة فرهنگ بيگانه قرار بگيرد، ملتى وابسته و اسير خواهد شد.(2)
در حقیقت سبک زندگی به عنوان الگوی رفتاری جامعه، خودبهخود تحت تأثیر مبانی و مفاهیم، ساختارها، فرایندهای فرهنگی و نگرشها و ارزشهای تحمیلشده، دچار آسیب شده، بستر تهاجم فرهنگی را بیش از پیش تقویت میکند(3)این در حالی است که در اندیشه انقلاب اسلامی براى متمكنين، ميانهروى؛ و براى قشرهاى متوسط، قناعت در امور شخصى؛ و براى همه، تلاش و كار و توليد و رونق دادن به وضع عمومى، فريضهاى انقلابى و ملی- اسلامى است(4).(5)
خطرِ ترویجِ سبکِ زندگیِ غربی در توصیة هفتم از بیانیة گام دوم انقلاب گوشزد شد. آیتالله خامنهای قبلاً تصریح کرده بودند که عدهای در داخلِ کشور درصدد ترویج اخلاق و سبک زندگی غربی
با هدفِ به انحراف کشاندنِ انقلاب اسلامی هستند.(1)مروّجان سبک زندگیِ غربی تحت عناوینی چون «تحولِ شخصیّت ایرانی»، به هدفِ خود تصریح کردهاند. آنها با هدفِ پیوستن به جهانیشدن به عنوان یک فرآیندِ غربی - آمریکایی، درصدد اصلاحِ حاکمیت ایران و تغییر مسیرِ انقلاب هستند. معتقدند راهِ اصلاحِ حاکمیت از تغییر باورها و تغییر باورها از طریقِ تغییر سبکِ زندگی و مطابقتِ نظمِ رفتاریِ مردم با نظمِ غربی میگذرد. در این صورتخواستِ مردم با خواستِ انقلاب متفاوت میشود و در نتیجه انقلاب اسلامی تابع خواستِ جامعه تغییر مسیر خواهد داد. واقعیت این است که دشمن فهمیده که راهِ اثرگذاری بر باورهای مردم، تغییر نظمِ رفتاریِ ظاهری و به اصطلاح تغییر سبکِ زندگی است. تدوین أسناد بینالمللی همچون سندِ آموزش 2030 و تولیدات و تبلیغاتِ بیشمار رسانهای را میتوان در همین چهارچوب تحلیل کرد.(2)
نهاد خانواده و هویت زن مسلمان از اصلیترین موانع در برابر فرهنگ و هویت غربی است. به دلیل تأثیرگذاری زن در نهاد خانواده و تغییر سبک زندگی، مهمترین اهداف غرب در ترویج سبک زندگی غربیاند. به همین علت خانواده و هویت زن مسلمان از اصلیترین موانع در برابر فرهنگ و هویت غربی است. غرب در این راه از تمام عوامل اثرگذاری و قدرت شامل پول، تبلیغات، اسلحه، فریبندههای گوناگون مادی، استفادة از غرائز طبیعی جنسی انسان برای دور کردن زن مسلمان از هویت اسلامی خود استفاده میکند. نگاه غرب به زن، نگاهی منحط، ناقص، گمراهکننده و غلط است که موجب شده هویت حقیقی زن از بین برود، ولی نگاه اسلام به زن، نگاهی عزتبخش،
کرامتبخش، رشدآفرین، استقلالدهندة به هویت و شخصیت زن است. زن از نگاه غرب، هویت استقلالی ندارد و در واقع به عنوان یک کالا و به عنوان وسیلة تمتع برای مرد در جامعه عرضه میشود. تشویق و تحریص بر عریانگرایی نیز به همین جهت است. با این حال و برخلاف ادعای اولیة غرب، آزادی جنسی و بیبند و باری جنسی در غرب موجب نشده است، شهوتِ بشری که غریزی و طبیعی است از جوشش بیفتد و زنآزاری نیز در طول صد سال و دویست سال گذشته افزایش پیدا کرده است. در حال حاضر یکی از بزرگترین مشکلات دنیای غرب، متلاشی شدن خانوادهها و افزایش فرزندان بیهویت است که ناشی ازبیهویتی زن و مرد غربی است.(1)امروز هم در غرب وقتى زنى با مردى ازدواج مىكند و به خانة شوهر مىرود، حتّى نام خانوادگى او عوض مىشود و نام خانوادگى مرد را بر خود مىگذارد که [این عمل] نشانة همان فرهنگ قديمى غربى است كه مرد سرور زن است، ولی در کشور ما زن هويّت خانوادگى خودش را بعد از ازدواج هم حفظ مىكند(2).(3)
زن در هویت اسلامی که هویتی مبتنی بر حقیقت وجودی و فطری خویش است، در عین رشد علمی، شخصیتی، اخلاقی، سیاسی، زن باقی میماند. زن بودن، برای زن یک نقطة امتیاز و افتخار است و برخلاف هویت غربی، دور کردن زن از محیط، خصوصیات و اخلاق زنانه مانند خانهداری، فرزندداری و شوهرداری افتخاری محسوب نمیشود. اسلام با نظر کرامت به زن نگاه میکند. همة خصوصیات انسانی میان زن و مرد مشترک است.(4)
در هویت اسلامی نقش زن در خانواده، نقشی بیبدیل است(1)، خانواده در تشکیل و ادامه، قائم به وجود زن است. زن عضو اصلی و رکن خانواده بوده و خانواده برای حفظ خود، شدیداً نیازمند خدمات اوست؛(2)از طرفی خانواده، مهمترین میدان و فرصت برای بروز قابلیتهای پنهان اوست و اگر امروز جهان در حفظ خانواده ناتوان است، به خاطر آن است که زن، وظیفه خود را در حفظ آن از یاد برده است؛(3)لذا خانواده باید محیطی امن همراه با عزت و آرامش برای زن باشد تا او بتواندوظائف خود را در آن ایفا کند(4).(5)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از مسائلی که به شکلی جدی مورد بحث و توجه افکار عمومی ایران و جهان قرار گرفت موضوعِ «زن» و نقش آن در سبک زندگی بود. زنان مسلمان در انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند زن می تواند، عفیف، محجبه و شریف بوده و در عین حال، در متن و مرکز باشد. میتوان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصة سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازیهای جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد.(6)
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم يكي از شاخصههاي ارزيابي كرامت هر مرد را نوع برخورد محترمانه با زنان ميدانند.(7)برنامهريزي نظام جمهوری اسلامی برای تكريم زنان در دو حوزة مختلفِ رفتار خود زنان و رفتار با زنان، تحقق مییابد كه هر دو بايد احترامآميز، مملو از محبت، نجابت و عفت باشد.(8)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 14/ 10/ 1390.
2) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 20/ 12/ 1375؛ 5/ 5/ 1384.
3) . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 19/ 189.
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 30/ 7/ 1376.
5) . رزمجویی، هادی، مقاله «هویت»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 16/ 12/ 1391.
7) . ابن بابويه قمّى، محمّد بن على (الشيخ الصدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، 3/ 443.
8) . ر.ک: آيتالله خامنهای، 11/ 2/ 1392.
امام خميني قدس سره با قيام و رهنمودهايش، همه؛ به ويژه زنان را زنده كرد و باعث شد با نوع تكريم، ارزشگذاری و بينش او، زنان بتوانند حقيقت شخصيت خود را يافته و نقش بزرگ تاريخيشان را ايفا كنند. او زن را به يك جهش عظيم و بيسابقه واداشت و آنچنان اثر عميق در فرهنگ غالب آنها گذاشت كه كمتر قسمتي از زندگي زن بود كه از اين تحول، تأثیر نپذیرفته باشد.(1)امام خمينی رحمة الله علیه زنان را پرورش دهنده زنان و مردان شایسته میخواندند و جمله معروفشان این بود که از دامن زن مرد به معراج میرود(2).(3)
دشمن راهبردِ خود را بر تغییرِ سبکِ زندگی با هدفِ تغییر باورها متمرکز کرده است. این راهبرد البته از پشتوانة نظری برخوردار است و آن اینکه «واقعیتهای زندگی، در فکر انسان اثر میگذارد؛ رفتار روزانه در دل و روح انسان اثر میگذارد - هم روح خود انسان، هم روح مخاطبان و معاشران انسان - اینها میخواهند این [سبک زندگی] را تغییر بدهند».(4)راهِ مقابله با این تهاجم نیز از ترویجِ سبکِ زندگیِ دینی و تعمیق و گسترش آن در متن جامعه میگذرد. علمای دینی در حوزة تربیت نیز بر همین شیوه تأکید دارند. انسان موجودی است که نیازمند تربیتِ عقل، نفس، قلب و آداب ظاهریِ خود است. در این میان انسان اگر بخواهد عقل و نفسِ خود را تربیت کند، ابتدا باید از ادب ظاهری شروع کند. ادب ظاهری، اثرِ تربیتی خود را در نفس و قلبِ انسان خواهد گذاشت.(5)همچنان که رهبر انقلاب در توصیة هفتم بیانیه هم تأکید کردند و قبلاً در دیدار دانشجویان هم خطاب
به جوانانِ دانشجو گفته بودند،(1)مسؤولیتِ اصلیِ این جهاد، بر عهده جوانان است. جوانان به مثابه پیشرانِ حرکتِ انقلاب، اگر خود به رعایتِ سبکِ زندگیِ دینی ملتزم باشند، جامعه را هم دنبال خود حرکت خواهند داد. تأکید حضرت آیتالله خامنهای بر مظاهرِ دینی در میانِ جوانان همچون اعتکاف، رونق یافتن فضاهای دینی، اردوهای جهادی، صحنههای عبادت، پیادهرویهای زیارت اربعین و... اهمیت همین مطلب را میرساند.(2)
شرط در تحقق سبک زندگی اسلامی - ایرانی و شکلگیری و تقویت هویت اسلامی - ایرانی عدم تقلید است. تقلید از غرب و سبک زندگی غربی برایکشورهایی که این تقلید را برای خود روا دانستند و عمل کردند - حتی برای کشورهای مقلدی که بهظاهر به صنعتی و ثروتی رسیدهاند - جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده است. علت این است که فرهنگ غرب، فرهنگ مهاجم و فرهنگ نابودکنندة دیگر فرهنگها است؛ هر جا غربیها وارد شدند، فرهنگهای بومی را نابود کرده و بنیانهای اساسیِ اجتماعی را از بین بردند و تا آنجایی که توانستند، تاریخ، زبان و خط ملتها را تغییر دادند(3).(4)
1) . آیت الله خامنه ای، 17/ 03/ 1396.
2) . طیاری نژاد، رامین، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، مقاله «بررسی بند هفتم توصیههای رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب با موضوع سبک زندگی اسلامی ایرانی» KHAMENEI.IR
3) . ر.ک: امام خمینی، صحيفه امام،21/ 434.
4) . رزمجویی، هادی، مقاله «هویت»، اندیشه نامه انقلاب اسلامی.
آخرین توصیه مقام معظم رهبری درباره سبک زندگی است. آنچه که در این سخن کوتاه معظمله درباره سبک زندگی مطرح شده است، اهمیت پرداختن به سبک زندگی و اشاره به تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران اسلامی است که است که زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت زده است، لذا از جوانان میخواهند با آن مقابله کنند. ایشان لازمه مقابله با سبک زندگی غربی را جهادی همهجانبه و هوشمندانه میدانند. حقیقت باطن سبک زندگی غربی عبارت است زندگی مادىِ شهوتآلودِ گناهآلودِ هویتزدا و ضد معنویت که دشمن معنویت است که هویت انسانها را تغییر میدهد و هویت غربی را جایگزین، هویت اسلامی- ایرانی میکند. شرط اول در تحقق سبک زندگی اسلامی - ایرانی و شکلگیری و تقویت هویت اسلامی – ایرانی، عدم تقلید است. زن مهمترین ابزار غرب در ترویج سبک زندگی غربی است، لذا باید در جامعه اسلامی به تقویت هویت زن پرداخت. بازیابی هویت زن مسلمان باعث ساخت هویت خانواده و به تبع آن جامعه میشود.
آثار زیانبار سبک زندگی غربی کدامند؟
حقیقت سبک زندگی غربی چیست؟
شرط تحقق سبک زندگی اسلامی- ایرانی چه می باشد؟
مهمترین ابزار غرب برای ترویج سبک زندگی غربی چیست؟
نگاه اسلام و انقلاب اسلامی را به هویت زن تشریح کنید.
ترویج سبک زندگی غربی زیان های بی جبران به کشور و ملت ما زده است
مساجد کشور گستردهترین زنجیره و مجموعه ارتباطی نظام اسلامی با مردم در تمام محلات و مناطق شهرها و روستاهای کشور است که در انقلاب اسلامی و تحقق گام اول آن همواره نقشِ محوری تحولات را برعهده داشته است که در گام دوم نیز میتواند نقش پیشران برای بُروز و ظهور و هدایت ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی مردم؛ بهویژه جوانان را داشته باشد که در این بخش با نگاه به نقش محوری مساجد در شکلگیری و گام انقلاب اسلامی به بررسی رسالت و ظرفیت مساجد در گام دوم انقلاب اسلامی و الزامات تحقق مفاد بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی خواهیم پرداخت.(1)
اولین نقطه ای که خداوند زمین را از آنجا گسترانید و «دحو الارض» از آنجا شروع شد کعبه بوده است؛ چنانکه امام صادق علیه السلام دراینباره
1) . محتوای درس یازدهم تا چهاردهم با اقتباس از مقاله «مسجد» جناب آقای جواد شفیعیان، منتشر شده در جلد اول، صحفات 643- 595 اندیشه نامه انقلاب اسلامی با کسب اجازه از دفتر اندیشه نامه انقلاب اسلامی و مقاله «رسالت و ظرفیت مساجد در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی»، به قلم حجتالاسلام و المسلمین رضوی در دفتر مطالعات پژوهشی مسجد تدوین شده است.
میفرماید:«خَلَقَهُ اللّهُ قَبلَ دَحوِ الأَرضِ بِأَلفَي عامٍ»(1)(خداوند، آن را دو هزار سال پيش از دَحْوُ الأرض(2)آفريده است).
از کعبه با محیط اطراف آن در قرآن در موارد متعدد با عنوان مسجدالحرام یاد شده است(3)و دربارة حرمت و ثواب نماز خواندن در آن از امام صادق علیه السلام آمده است: «مَكَّةُ حَرَمُ اللّهِ و حَرَمُ رَسولِهِ و حَرَمُ أميرِ المُؤمِنينَ عليهما السّلام، الصَّلاةُ فيها بِمِائَةِ ألفِ صَلاةٍ و الدِّرهَمُ فيها بِمِائَةِ ألفِ دِرهَمٍ؛ و المَدينَةُ حَرَمُ اللّهِ و حَرَمُ رَسولِهِ و حَرَمُ أميرِ المُؤمِنينَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما، الصَّلاةُ فيها بِعَشرَةِ آلافِ صَلاةٍ و الدِّرهَمُ فيها بِعَشرَةِ آلافِ دِرهَمٍ؛ و الكوفَةُ حَرَمُ اللّهِ و حَرَمُ رَسولِهِ و حَرَمُ أميرِ المُؤمِنينَ عليهما السّلام، الصَّلاةُ فيها بِأَلفِ صَلاةٍ و الدِّرهَمُ فيها بِأَلفِ دِرهَمٍ»؛(4)(مكّه، حرم خدا و حرم پيامبر و حرم امير مؤمنان است. نماز در آن، صد هزار نماز است و يك درهم انفاق در آن، برابر با صد هزار درهم است. مدينه نيز حرم خدا و حرم پيامبر خدا و حرم امير مؤمنان است. نماز در آن، ده هزار برابر و يك درهم انفاق در آن، ده هزار درهم است. كوفه هم حرم خدا و حرم پيامبر خدا و حرم امير مؤمنان است. نماز در آن، همچون هزار نماز است و يك درهم انفاق در آن، برابر هزار درهم است).
پس از هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، یکی از نخستین اقدامات آن حضرت تأسیس این پایگاه در منطقه قبا و سپس در یثرب (مدینه) بوده است.(5)مسجد قبا محل برگزاری اولین نماز جمعه مسلمانان بوده است.(6)
توجه گسترده به مسائل مرتبط با مسجد در روایات اسلامی حاکی از اهمیت آن در اسلام است؛ به گونه ای که در کتب روایی، هزاران حدیث در این باره آمده استو در آنها به اموری چون فضیلت مسجد(7)، بنا و
1) . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 4/ 198.
2) . روز گسترده شدن و سفت شدن زمين از زير كعبه، روز 25 ذى قعده.
3) . بقره: 144، 149، 191، 196، 217؛ مائده: 2؛ فتح: 25، 27.
4) . ابن بابويه قمّى، محمّد بن على (الشيخ الصدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، 1/ 228.
5) . ر.ک: ابن هشام، عبدالملک حمیری، السیرة النبویة، 4/ 342-343.
6) . ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 27/ 300؛ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، 24/ 131.
7) . ر.ک: ابن بابويه قمّى، محمّد بن على (الشيخ الصدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، 1/ 240-236 «بَابُ فَضْلِ الْمَسَاجِدِ وَ حُرْمَتِهَا وَ ثَوَابِ مَنْ صَلَّى فِيهَا».
احداث آن(1)، احکام و آداب مرتبط با مسجد(2)پرداخته شده است.
از جمله در این احادیث آمده است که خداوند مساجد را خانة خود دانسته است؛ چنانکه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است که فرمودند: «قالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى: ألا إنَّ بُيوتي فِي الأَرضِ المَساجِدُ، تُضيءُ لِأَهلِ السَّماءِ كَما تُضيءُ النُّجومُ لِاهلِ الأَرضِ»؛(3)(خداوند تبارك و تعالى فرمود: آگاه باشيد كه خانههاى من در زمين، مساجدند كه بهسانِ درخشش ستارگان براى اهل زمين، بر آسمانيان، نورافشانى مىكنند).
و دربارة گرامیداشت واردشدگان در مساجد آمده است: «إنَّ بُيوتَ اللّهِ فِي الأَرضِ المَساجِدُ، و إنَّ حَقّا عَلَى اللّهِ أن يُكرِمَ مَن زارَهُ فيها»(4)(همانا خانههاى خدا در زمين، مساجدند. بر خداست تا كسى را كه در آن خانهها ديدارش كند، گرامى بدارد).
لذا همواره به دوست داشتن مساجد سفارش شده و در این باره از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است که فرمودهاند: «مَن أحَبَّ القُرآنَ فَليُحِبَّ المَساجِدَ، فَإِنَّها أفنِيَةُ اللّهِ و أبنِيَتُهُ، أذِنَ في رَفعِها و بارَكَ فيها، مَيمونَةٌ مَيمونٌ أهلُها، مُزَيَّنَةٌ مُزَيَّنٌ أهلُها، مَحفوظَةٌ مَحفوظٌ أهلُها، هُم في صَلاتِهِم وَ اللّهُ في حَوائِجِهِم، هُم في مَساجِدِهِم وَ اللّهُ مِن وَرائِهِم»؛(5)(هر كس قرآن را دوست دارد، مسجدها را نيز دوست بدارد؛ زيرا مساجد، آستانهاى خدا و بناهاى او [جهت بار يافتن به پيشگاهش] هستند. برافراشتنشان را رخصت داده و مباركشان گرداندهاست. مسجدها، خود و اهلشان با بركتاند، خود و اهلشان آراستهاند و نيز آنها و اهلشان در اماناند. مسجديان در پىِ نماز خويشاند و خداوند، در پىِ [بر آوردن] نيازشان. آنان در مسجدهايشاناند و خداوند، پشتيبانشان است).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با اشاره به آیه 18 سوره توبه مساجد را خانه خداترسان و پرهیزکاران معرفی نموده و راحتی و آسایش و جواز عبور از صراط را برای کسانی دانسته اند که مسجد را خانه خود قرار دهند: «الْمَسَاجِدُ بُيُوتُ الْمُتَّقِينَ وَ مَنْ كَانَتِ الْمَسَاجِدُ بَيْتَهُ ضَمِنَ اللَّهُ لَهُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّاحَةِ وَ الْجَوَازِ عَلَى الصِّرَاطِ...» ؛(1)(مساجد خانه پرهیزکاران است و کسی که مساجد خانه او باشند، خداوند راحتی و آسایش و جواز عبور از صراط را برای او ضمانت میکند).
در اندیشه اسلام، مسجد کانون اجتماع و محل تجمع مردم بر محور ذکر و دعا و توجه به خدای متعال بوده و اجتماع مسلمانان در آن بر محور نماز شکل گرفته است و از این طریق به اجتماع مسلمانان معنای دیگری بخشید. این ابتکار اسلامی مسجد را از سایر معابد متمایز نمود؛ چرا که در سایر معابد همچون کلیساهای مسیحی و کنیسه های یهودی افراد فقط برای انجام عبادت حضور پیدا میکنند؛ ولی در آن، سایر امور اجتماعی و مورد نیاز جامعه مورد توجه قرار ندارد؛ درحالی که مسجد در صدر اسلام و نقطه آغاز ولادت خود از سوی پیامبر محل طرح مسائل مختلف و مشورت با مسلمانان و یا بسیج نیرو و امکانات و حتی محلی برای طرح مسائل فکری و اندیشه ای نحله های مختلف و تعلیم و تعلم بود.(2)بنابراین در اندیشه اسلام، مسجد اهمّیت بسیاری دارد؛ زیرا پایگاه بوده و اختصاص به مسئله ای خاص از امور اجتماعی ندارد بلکه میتواند پایگاه همه کارهای نیک باشد.
در گزارشهای تاریخی، مسجدالحرام در سالهای نخستین بعثت، پایگاهی برای گردآوری یاران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و آموزش ایشان و محلی برای گفتگو و مناظره با سران قریش(3)و همچنین مکانی مناسب برای حضور پیامبر صلیالله علیه و آله وسلم و اقامه نماز و قرائت قرآن بود تا مراجعه کنندگان به مسجدالحرام را با آیین جدید آشنا سازد.(4)ازاین رو مسجد را در زمره نخستین پایگاه های علمی و اجتماعی دانسته اند که در کنار مراکز دیگر مورد استفاده علمای بزرگ بوده است. همچنین مسجد پیامبر در یثرب محل سخنرانی
رسول خدا و گفتگوهای علمی ایشان با مسلمانان و به عبارتی محل تبلیغ، تبیین و نشر معارف و آموزه های اسلامی معرفی شده است.(1)مساجد در دوره های مختلف و با توجه به وقایع تاریخی و سیاسیِ پیش آمده، هر از گاهی گوشه ای از کارکردهای اولیه خود را عهده دار شده اند؛ مانند برخی خیزشها و حرکتهای صد سال اخیر در ایران که مسجد در آن نقش مؤثر اما ناپایدار داشت؛ اما قیام مشروطه و در پی آن انقلاب اسلامی ایران را میتوان نمونه ای کامل از رجعت مسجد به کارکردهای اولیه دانست(2).
در گفتمان انقلاب اسلامی، بر اساس پیشینه مسجد در تاریخ اسلام، مساجد ستادهای اسلام و پایگاه های مهمی در دین داری و حرکت مردم در جهت دین تلقی میشوند.(3)
همچنین مساجد دژهای محکم اسلام و سنگرهایی الهی و اسلامی است(4)
که سرنوشت اسلام در آن رقم میخورد(5)لذا امام خمینی رحمة الله علیه در بیانی خطاب به ملت، روشنفکران و حقوق دانان تأکید میکنند که مسجد را حفظ کنند تا مملکت نجات پیدا کند.(6)
احیای مسجد یکی از غایات انقلاب بوده(7)و اساساً یکی از اهدافانقلاب اسلامی آن بود که مسجد درست شود.(8)ترس رژیم طاغوت از مساجد(9)و صدمه ای که از ناحیه مسجد بر دشمنان اسلام وارد گردید(10)نیز از وجوه دیگری است که اهمیت مسجد را می نمایاند.
1) . کتانی، عبدالحی، نظام الحکومة النبویة المسمی التراتیب الاداریة، 1/ 67-68؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 14/ 386؛ ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 10/ 16-17.
2) . شریفپور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامی، 43-44.
3) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392؛ آیت الله خامنه ای، 14/ 12/ 1370.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 238.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 397-398.
6) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 60.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15-16.
8) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15؛ 15/ 14.
9) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 538.
10) . امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392.
مسجد در طول تاریخ منشأ آثار بزرگ و نهضتها و حرکتهای اسلامی بزرگ بوده است.(1)مطالعه تاریخ معاصر ایران و سایر کشورهای اسلامی نیز نشان میدهد که مساجد به عنوان مرکز و پایگاه دینی و فرهنگی، نقش بسیاری در ایجاد هستههای اولیه نهضتها و جهت دهی به حرکتها و جریانات مردمی داشته اند.(2)علت این امر جایگاه مسجد در اسلام است به طوری که اسلام با استفاده از سنگر مسجد و اجتماع در آن، امور اسلام را بهپیش میبَرد.(3)
مسجد در اسلام همیشه مرکز جنبشها و حرکتهای اسلامی بوده است؛ پیوسته تبلیغات اسلامی از مسجد شروع میشد و حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار از مسجد بوده است. مسجد در صدر اسلام مرکز حرکات و مرکز جنبشها بوده است، لذا علما و اهل مسجد باید از سنت نبوی پیروی کنند و مساجد را پایگاهی برای تبلیغ اسلام و قطع ایادی شرک و کفر و تأیید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهند(4).
پس از این دوران و در جریان انقلاب اسلامی ایران نیز، مساجد به عنوان یکی از عوامل مؤثر و مهم در ایجاد و شکل گیری نهضت اسلامی و زمینه ساز گسترش، تعمیق و تثبیت این جریانات و تحولات انسانی بوده و در شکل دهی مبارزه علیه ظلم و استبداد نظام شاهنشاهی بسیار کارآمد بوده اند.(5)
فریاد بلند و روشنگری تاریخی امام خمینی رحمة الله بر علیه ظلم و فساد رژیم شاهنشاهی و حامیان استکباری آن در مسجد اعظم قم و در
مدرسه فیضیه در سالهای 1340 و 1341(1)شروع نهضت عظیم انقلاب بود، ازاین رو نقطه آغاز این نهضت بزرگ و عامل پیش برنده آن مسجد بوده(2)و شروع انقلاب اسلامی ایران نیز از مساجد بوده(3)که ناشی از اقبال مردم به مساجد است.(4)
در پی این اقبال، مسجد به محلی برای روشنگری نسبت به توطئه های رژیم طاغوت علیه ملت تبدیل شد(5)و روش سرسختانه ای که امام خمینی در مخالفت با شاه تعقیب میکرد به علمای مخالف در داخل ایران روحیه شجاعت می بخشید. لذا بیشتر سخنرانی هایی که عمدتاً در مساجد برگزار میشد به طور روزافزونی رنگ مخالفت و خصومت با شاه به خود گرفت؛(6)و همچنین با سوق دادن مردم و علما به سمت مسجد و حضور و روشنگری در آن از وقوع انحراف در نهضت پیشگیری و در عمل، نهضت هدایت گردید.(7)بر این اساس مساجد عامل برانگیختن مردم به قیام بوده و این امر زمینه ساز شکل گیری توطئههای رژیم و دشمنان ملت علیه مسجد شد.(8)ازاین رو دشمنان از مساجد صدمه دیده و از آن خوف داشتند.(9)
مساجد از همان روزهای آغازین انقلاب، پایگاهی برای مقابله با تهدیدهای دشمنان به شمار آمده و فعالیتهای مؤثری در حفظ امنیت و مدیریت نابسامانیها داشته است.(10)از ابتکارات مهم رهبر کبیر انقلاب در همان روزهای اول انقلاب و حتی پیش از اعلام پیروزی انقلاب، این بود که مسجد را مرکز تشکل و رسیدگی به امور قرار داد؛ چرا که در آن
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 1/ 87، 91-93.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 60؛ 9/ 238.
3) . ر.ک: مطهری، مرتضی مجموعه آثار، 24/ 363؛ آیت الله خامنه ای، 14/ 12/ 1370.
4) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 19/ 10/ 1375.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 2/ 485.
6) . کدی، نیکی آر، ریشه های انقلاب در ایران، 412-413.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 6/ 129؛ آیت الله خامنه ای، 19/ 10/ 1375.
8) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 19.
9) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392؛ 13/ 361-362
10) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 6/ 131.
زمان با توجه به نابسامانیهای به وجود آمده، وجود یک مرکز تشکل و هسته مرکزی، امری کاملاً ضروری بود. با محور قرار دادن مسجد یک سازمان دهی عظیم مسجدی با عنوان کمیته های انقلاب اسلامی شکل گرفت که مدتها همه کارهای انقلاب و کشور بهوسیله آن انجام میگرفت.(1)علاوه بر این برخی از فعالیتها همچون ارائه شناخت و جهان بینی دینی و اسلامی به مردم و ارتقای آگاهیهای سیاسی و اجتماعی آنان که از دوران انقلاب آغاز شده بود، امتداد یافت و برخی دیگر از فعالیتها همچون ایجاد ارتباطات اجتماعی میان افراد جامعه، ایجاد و ارتقای سطح همبستگی و تعاون میان مردم، تشکیل نهاد تعیین شایستگی مکتبی و تخصصی جهت گزینش افراد برجسته و کارا برای انجام امور سیاسی - اجتماعی کشور و مشارکت در مدیریت، نظارت و سازمان دهی نیروهای داوطلب و نظارت بر تأمین تدارکات نظامی برای آنان قوت بیشتری یافت.(2)همچنین مسجد در تمام دوران قبل و پس از پیروزی انقلاب محلی برای حمایت و پشتیبانی روحی، عاطفی و حتی اقتصادی از خانواده هایی بود که از رژیم ستم شاهی در قبل از انقلاب و سایر دشمنان پس از پیروزی انقلاب دچار آسیب شده بودند.(3)
در گفتمان انقلاب، با تأکید بسیار بر صدماتی که بر دشمن از ناحیه مسجد وارد شده، به توطئه های دشمنان در ایجاد انحراف در مساجد اشاره شده و به سعی آنهابرای خلوت نمودن مساجد گوشزد شده است.(4).
از برجسته ترین نمونه های کارکرد مسجد در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی، نقش مساجد در سالهای دفاع مقدس بوده است.(5)به علاوه امروزه مساجد در صورت عملکرد صحیحِ مبتنی بر ویژگیهای مسجد تراز اسلامی و همچنین دوری از آسیبهایی که پیش تر بیان شد میتوانند علاوه بر حفظ و تداوم انقلاب، زمینه های شکوفایی را نیز در عرصه های متعدد فرهنگی، علمی، سیاسی و اجتماعی فراهم نمایند.
در اندیشه اسلام، مسجد کانون اجتماع و محل تجمع مردم بر محور ذکر و دعا و توجه به خدای متعال بوده. مسجد در زمره نخستین پایگاه های علمی و اجتماعی قرار گرفته که در کنار مراکز دیگر مورد استفاده علمای بزرگ بوده است. همچنین مساجد دژهای محکم اسلام و سنگرهایی الهی و اسلامی است که سرنوشت اسلام در آن رقم میخورد.
در جریان انقلاب اسلامی ایران، مساجد به عنوان یکی از عوامل مؤثر و مهم در ایجاد و شکل گیری نهضت اسلامی و زمینه ساز گسترش، تعمیق و تثبیت این جریانات و تحولات انسانی بوده و در شکل دهی مبارزه علیه ظلم و استبداد نظام شاهنشاهی بسیار کارآمد بوده اند. فریاد بلند و روشنگری تاریخی امام خمینیH بر علیه ظلم و فساد رژیم شاهنشاهی و حامیان استکباری آن در مسجد اعظم قم و در مدرسه فیضیه در سالهای 1340 و 1341 شروع نهضت عظیم انقلاب بود، ازاین رو نقطه آغاز این نهضت بزرگ و عامل پیش برنده آن مسجد بوده و شروع انقلاب اسلامی ایران نیز از مساجد بوده که ناشی از اقبال مردم به مساجد است.
همچنین مساجد از همان روزهای آغازین انقلاب پایگاهی برای مقابله با تهدیدهای دشمنان به شمار آمده و فعالیتهای مؤثری در حفظ امنیت و مدیریت نابسامانیها داشته است. از ابتکارات مهم رهبر کبیر انقلاب در همان روزهای اول انقلاب و حتی پیش از اعلام پیروزی انقلاب، این بود که مسجد را مرکز تشکل و رسیدگی به امور قرار داد؛ چرا که در آن زمان با توجه به نابسامانیهای به وجود آمده، وجود یک مرکز تشکل و هسته مرکزی، امری کاملاً ضروری بود. با محور قرار دادن مسجد یک سازمان دهی عظیم مسجدی با عنوان کمیته های انقلاب اسلامی شکل گرفت که مدتها همه کارهای انقلاب و کشور بهوسیله آن انجام میگرفت.
از برجسته ترین نمونه های کارکرد مسجد در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نقش مساجد در سالهای دفاع مقدس بوده است. به علاوه امروزه مساجد در صورت عملکرد صحیحِ مبتنی بر ویژگیهای مسجد تراز اسلامی و همچنین دوری از آسیبهایی که پیش تر بیان شد میتوانند علاوه بر حفظ و تداوم انقلاب، زمینه هایشکوفایی را نیز در عرصه های متعدد فرهنگی، علمی، سیاسی و اجتماعی فراهم نمایند.
جایگاه مسجد در اسلام را تشریح نمایید.
کارکردهای مسجد در اسلام را بیان کنید.
نقش مساجد در پیروزی انقلاب اسلامی را تبیین کنید.
مساجد در تداوم انقلاب چه نقشی داشتهاند؟
در گام دوم انقلاب اسلامی مساجد به دلیل محوریت در همهی امور فرهنگی - اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، دارای رسالت و ظرفیت برای تحقق مفاد بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب اسلامی است که این مهم توجه کارگزاران نظام اسلامی در حمایت از کارکردها و ظرفیتهای مساجد و امامان جماعت در انجام رسالت مساجد در این زمینه را میطلبد. مهمترین کارکردها و رسالت مساجد در زمینه توصیههای هفتگانه بیان شده توسط مقام معظم رهبری عبارتند از:
اولین توصیه مقام معظم رهبری بهویژه نسبت به جوانان، علم و پژوهش است و این نشان از درجه اهمیت این موضوع دارد که مسجد میتواند نقش مهمی را در زمینهسازی، تشویق و تهییج و مکانی برای تعلیم و تربیت در نظام اسلامی ایفا کند؛ چنانکه در صدر اسلام و نقطه بهوجود آمدن مکانی با عنوان مسجد از سوی پیامبر محل طرح مسائل فکری و اندیشه ای نحله های مختلف و تعلیم و تعلم
بود.(1)پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: «کُلُ جُلوسٍ فِی المَسجِدِ لَغوٌ إلّا ثَلاثَةً: قِراءَةُ مُصَلٍّ أو ذِکرُاللهِ أو سائلٌ عَن عِلمٍ»(2)، (هر جلوسی در مسجد جز برای این سه چیز لغو و تباه است: نماز خواندن یا ذکر خدا گفتن یا فرا گرفتن علوم). به شهادت تاریخ، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از مسجدالحرام به معرفی، تبیین و انتشارآموزه های اسلامی اقدام نمود.(3)همچنین مسجد پیامبر در یثرب نیز محل ایراد خطبه رسول خدا و گفتگوهای علمی ایشان با مسلمانان و به عبارتی محل تبلیغ، تبیین و نشر معارف و آموزه های اسلامی معرفی شده است.(4)وجود این گونه گزارشهای تاریخی از سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و همچنین سایر امامان شیعه علیهم السلام (5)موجب شد تا در گفتمان انقلاب نیز مسجد مرکز تبلیغ(6)و تعلیم معرفی شود که همواره مورد بهره گیری علما بوده است.(7)به کار بردن تعابیری همچون مدرسه و دانشگاه برای مسجد و همچنین اشاره به ارزش والای تفکر در مساجد بر پایه آموزه هایی که از عالم و فقیه دریافت میشود از کارکرد علمی مسجد حکایت میکند.(8)
در اندیشه انقلاب اسلامی، مسجد محلی برای تبلیغ و تحصیل دین نیز معرفی شده است.(9)ازاین رو وجود و حضور امام جماعت عالم و واجد شرایط تعلیم در مساجد جهت حفظ جایگاه منبر و ایراد سخنرانی و همچنین پاسخگویی به سؤالات مردم مورد تأکید قرار گرفته است.(10)
1) . ر.ک: آیت الله خامنهای، 31/ 5/ 1395.
2) . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، 77/ 86
3) . ر.ک: طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، 1/ 29.
4) . کتانی، عبدالحی، نظام الحکومة النبویة المسمی التراتیب الاداریة،، 1/ 67-68؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 14/ 386.
5) . ر.ک: ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، 5/ 215-217؛ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، 1/ 80؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 24/ 396.
6) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 10/ 17؛ آیتالله خامنهای، 14/ 12/ 1370.
7) . ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 14/ 386؛ آیتالله خامنهای، 19/ 10/ 1375.
8) . ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 24/ 396؛ آیتالله خامنهای، 14/ 12/ 1370.
9) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 10/ 17؛ آیتالله خامنهای، 19/ 10/ 1375.
10) . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 24/ 396؛ ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 4/ 181؛ 9/ 538-539؛ 13/ 12-13؛ آیتالله خامنهای، 23/ 10/ 1383.
بنابراین؛ بر اساس آنچه تعلیم و تعلم یکی از کارویژههایی است که برای مسجد در نظر گرفته شده، لذا توصیه اول مقام معظم رهبری در خصوص لزوم شتابدهی به تولید علم و پژوهش با ماهیت مسجد و خواست شارع و هدف او از تأسیس این مکان مطابقت دارد. با وجودی که تخصصی شدن علوم و تأسیس مدارس ودانشگاهها و حوزههای علمیه، کرسیهای نظریهپردازی و تعلیم علوم را از مساجد خارج نمود؛ اما مساجد نقش معرفتی و علمی خود را حفظ و پس از انقلاب تقویت نمودند بهطوری که تأسیس صدها کتابخانه عمومی در سطح مساجد و تجهیز آن با دهها هزار کتاب و محتوای علمی در زمینههای مختلف، تشکیل هزاران حلقه علمی بهخصوص با شرکت نوجوانان و جوانان، بنای دهها سالن مطالعه، اجرای پروژههای مطالعاتی و پژوهشی با همکاری نخبگان و اندیشمندان فعال مسجدی و تشکیل بیش از 25 هزار کانون فرهنگی و هنری و 14 هزار کتابخانه زیر نظر کانونهای فرهنگی و هنری مساجد(1)با عضویت بیش از 2 میلیون نوجوان و جوان، همراه با سایر فعالیتها، همگی نشان از جهاد علمی فراگیر در گستره مساجد کشور دارد که با توجه به توصیه اکید مقام معظم رهبری باید بر حجم کیفی و کمی آنها افزوده گردد.
معنویتخواهی و اخلاقمداری انسان، ریشه در فطرت او دارد. این تمایل در طول تاریخ، برخی انسانها را در پی سرابها کشانده و سبب سوء استفاده از حس معنویتخواهی بشر شده است.(2)معنویت اسلامی معنویتی جامع و کامل است که به عالم درون و برون، به جهان غیب و شهادت، به روحانیت و جسمانیت و ظاهر و باطن بهصورت جامع نظر میافکند.(3)
معنویت در اندیشهي انقلاب اسلامی، نقطه کانونی تعالی، تکامل و سیر و سلوک بهسوی خدا به شمار میرود. معنویت کلید دردها است و نباید از آن غافل شد؛(1)و باید خلأ معنوی انسان، جامعه و جهان جدید را بهوسیلة آن پر کرده و بشریت را به عالم ملکوت متصل نمود.(2)با معنویت و اخلاق اسلامی است که زندگی سالمانسانها شکل گرفته و رسالت خود را شناخته و بدان عمل میکنند و در صراط مستقيم حق حركت کرده، از نورانيت الهى استفاده نموده تا به مراحل عالى معنويت برسند و به حاكميت دين خدا دست یابند.(3)
به دلیل اهمیت و نقش معنویت و اخلاق در جامعه، دومین توصیه مقام معظم رهبری در بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، اشاعة معنویت و اخلاق در سطح جامعه است که همواره مورد هجوم دشمنان قرار دارد؛ زیرا هر جامعه و مجموعهای در دنیا كه معنويت آن بيشتر است، بيشتر مورد تهاجم دشمنان است و استعمار تلاش میکند که روز به روز جريان مذهب و معنويت را ضعيفتر كرده و زندگى انسانها را از اخلاق معنوى خالىتر کند.(4)
جریانی که همواره در مقابل این هجوم ایستادگی کرده است، روحانیون بودند که با حضور در مساجد و نماز جمعه و دیگر مراکز فرهنگی و نیز حضور در متن جامعه، معنویت و اخلاق را در جامعه گسترش داده و آن را حفظ کردند. انقلاب اسلامی اکنون نیز به آن تلاشها نیازمند است.(5)بنابراین از جمله ظرفیتها و کارکردهای ویژه مساجد گسترش معنویت و اخلاق است؛ زیرا در فرهنگ اسلام، مسجد «بیت الله» و خانه خداوند است(6)که در آن همواره نام خدا برده شده، کانون ایمان و تقوا، محیط پاکی و قداست، مرکز تبلور عبودیت و نیایش است.(7)
بر اساس کارکرد و نقش ویژه مسجد در حوزة تبلیغ و تعلیم مسائل مربوط به ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مسجد مرکز تربیت صحیح(1)و مرکز تربیت دینی معرفی شده است.(2)بر پایه همین نقش تربیتی است که امام خمینی در توصیف برخی از ویژگیهای حکومت اسلامی با بیان این نکته که «رژیم اسلامی افرادش ازمسجد هستند»، مسجد را محل تربیت و رشد کارگزاران نظام دانسته است(3)، لذا از گذشته مرسوم بوده است که علما در مساجد حداقل هفتهای یک جلسه درس اخلاق برگزار میکردند و ضمن یادآوری روز حساب به شمارش مکارم اخلاق و معیارهای آن میپرداختند و امامان جماعت همواره در میان دو نماز یا هر فرصتی سعی میکردند نکات کلیدی از سیره و اخلاق پیامبر و ائمه هدی بیان کنند. از این رو مقام معظم رهبری با توجه به اهمیت اخلاق و معنویت در جامعه اسلامی و تأثیر آن بر جوانان، همواره از علما و روحانیون ازجمله در ديدار روحانيون و طلاب ايرانى و خارجى در صحن «مدرسة فيضية قم» میخواهند که دروس اخلاق را برای آحاد جامعه بهویژه جوانان برگزار کنند.(4)بیشک تقویت معنویت و تقویت اخلاق و ارزشهای فردی مانند اخلاص، ایثار، توکل و نیز ارزشهای اجتماعی مانند خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمندان، مهمترین ظرفیتها و کارکردهای مساجد است که میبایست در گام دوم انقلاب اسلامی بیش از گذشته مورد توجه و محوریت برنامههای مساجد در راستای خودسازی و جامعهپردازی برای ایجاد تمدن بزرگ اسلامی قرار گیرد و برای آن برنامهریزی کرد.
سومین ظرفیت و رسالت مسجد، همگام نمودن دین و زندگی است که مصادیق آن معنویت و خداپرستی در کنار تأمین زندگی شرافتمندانه
است. اقتصاد اسلامی بر مبنای کسب رزق حلال ایجاد میشود و چهره فقر را به عنوان نماد و سپاه جهل(1)از جامعه میزداید. آثار مخرب اقتصاد بحرانزده، جامعه را به ورطه سقوط میکشاند؛ چراکه گرانی قیمتها اخلاق و رفتار مردم را بد میکند، امانتداری را از بین میبرد و مردم مسلمان را در فشار و سختی به ستوه میآورد.(2)
در برخی روایات از معاملات و حساب و کتابهای مالی در محیط مسجد پرهیزداده شده است؛(3)اما طرح مباحث اقتصادی و بیان مکاسب محرمه و محلله نه تنها اشکالی ندارد، بلکه از وظایف مهم واعظین و علمای دین است تا مؤمنین را از احکام مکاسب و ضوابط کار و کسب در اسلام مطلع نمایند که اگر این کار به خوبی و درستی انجام گیرد، جامعه بازاریان و کسبه دیندار به وجود میآیند که خود در شکل دادن به اقتصاد اسلامی نقش بزرگی ایفا خواهند نمود، همچنان که در گذشتههای نه چندان دور بازاریان در کلاس مکاسبی که امامان جماعت برگزار مینمودند حاضر میشدند و با اقتصاد اسلامی آشنا میگردیدند.
بر اساس این توصیه، اخلاق اقتصادی جایگاه مهمی دارد به طوری که توزیع عادلانه و پرهیز از اسراف به عنوان شاخصهایی از آن شمرده شده است که مساجد در ترویج این اخلاق نقش بهسزایی دارند.
از سوی دیگر درونزایی اقتصاد کشور، مولّد شدن و دانشبنیان شدن آن و مردمی کردن اقتصاد از راهکارهایی است که در این توصیه، برای برون رفت از مشکلات اقتصادی بیان شده است که مساجد میتوانند به صورت مؤثر ورود کنند به طوری که میتوان از فضاهای فرهنگی مساجد جهت آموزش کسب و کارهایهای خانگی و مهارتهای اقتصادی استفاده نمود؛ در بسیاری از کشورها صنایع دستی نقش مهمی در جدول درآمدهای ارزی دارند؛ از این رو مساجد میتوانند بخشی از
ظرفیت خود را به این امر اختصاص داده و با استفاده از پتانسیل نیروهای ماهر مسجدی قدم مهمی در تقویت اقتصاد خانوادهها بردارند.
در حوزة اقتصاد، مساجد میتوانند با حمایت از گروههای جهادی و تبدیل شدن به پایگاهی برای شناسایی خانوادههای بیبضاعت و رسیدگی به نیازهای آنان نقش مکمل را در حوزة اقتصاد مردم ایفا کنند.
عدالت و عدل به معناي اعطاي حق به آنچه كه شايستگي آن حق را دارد است.(1)عدالت در صدر هدفهای اوّلیّه همه بعثتهای الهی بوده و جایگاه رفیعی در اسلام دارد و خداوند همه را به انجام آن فرمان داده است(2)که وجود آن در جامعه باعث گشایش در امور(3)و آبادانی میشود.(4)
در تاریخ اسلام، مسجد به عنوان محلی برای حل و عقد امور مسلمانان(5)و محل قضاوت و «دکة القضاء» حاکمان برای اجرای عدالت بود است.(6)از نگاه حداکثری به دین، مسجد صرفاً یک مکان برای عبادت به معنای نماز و قرآن خواندن نیست، بلکه پایگاهی برای احقاق حق و عدالت است.(7)
از شروط اصلی امام جماعت عدالت است تا عدالت نه تنها در لسان که در عملکرد و نگاه امام هم لحاظ شود، بلکه از این طریق بر مأمومین تسری یافته و در جامعه نیز جاری گردد؛ از همین رو از گذشته تا کنون مساجد تریبون اصلی مبارزه با بیاخلاقی و ظلم و بیعدالتی بودهاند و علما همواره با بهرهگیری از الگوی ظلمستیزی سیدالشهدا علیه السلام
1) . شریف رضی، محمد بن حسين، نهج البلاغه، خطبه 37.
2) . نحل: 90.
3) . شریف رضی، محمد بن حسين، نهج البلاغه، خطبه 15.
4) . تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم، ح340.
5) . ر.ک:امام خمینی، صحیفه امام، 17/ 233.
6) . ر.ک: شاذان قمی، شاذان بن جبرئیل، الایضاح، 74؛ طبری امامی، محمد بن جریر، نوادر المعجزات فی مناقب الائمة الهداة، 1427، 134؛ ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 2/ 365؛ 15/ 14.
7) . ر.ک:امام خمینی، صحیفه امام، 4/ 447.
بر لزوم برخورد قاطع با ظالمین(1)، ویژهخواران و غاصبین بیتالمال تأکید نمودهاند که ضمن ارتقاء سطح مطالبهگری مردم از مسؤولین، موجب ترویج امر به معروف و نهی از منکر میگردد و احیای آن میتواند سلامت جامعه از انحرافات تضمین نماید.
امامان جماعت با تکیه بر جایگاه مردمی میتوانند با مفسدین اقتصادی و اخلاقی در محله برخورد کنند. همچنین لازم است با فساد بَیّن برخی مسؤولین خاطی در مناطق و محلات، روبرو شده، عرصه را بر این افراد که غالباً از مواضع افکار عمومی هراس دارند تنگ نمایند و آنها را از ارتکاب اعمال خلاف بازدارند که بازدارندگییکی از خواص امر به معرف و نهی از منکر است؛ با احیای این واجب دینی جذابیت مساجد به عنوان نهادی مستقل از قوا، اما در ذیل حاکمیت اسلامی بیشتر شده و تلقی مردم نسبت به مساجد چون پناهگاه و مأمن مظلومان خواهد شد.
کارکرد سیاسی - اجتماعی مساجد در راستای دستیابی به استقلال و آزادی، یکی از وسیع ترین و مهمترین کارکردهای مسجد به شمار آمده است. استقلال کشور در همه عرصهها ضامن عزت مردم و کشور است. خداوند عزت را مخصوص خود دانسته و پیامبر و مؤمنین را نیز عزیز میخواهد،(2)از همین رو حفظ عزت کشور که در گرو استقلال آن است وظیفه حکومت اسلامی است و این حاصل نخواهد شد مگر با تبعیت از ولیّ امر مسلمین. آزادی از بزرگترین موهبتهای خداوند و از متعالیترین ارزشهای انسانی است.(3)بنابراین بر حکومت اسلامی واجب است که ضمن فراهم کردن آزادیهای مشروع، از آن حفاظت و حراست نماید.
نگرش سکولار به مسجد که مسجد فقط محل عبادت و ذکر و دعا باشد پیشینه ای طولانی دارد و در میان همة فرقه های مسلمان دیده شده و اختصاص به فرقة خاصی از مسلمین ندارد؛ جز آنکه حاکمان اهل سنت را به طورکلی مشوق سلب کردن نقشهای غیرعبادی مسجد دانسته اند.(1)
در گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس پیشینه مسجد در تاریخ اسلام، مساجد دژهای محکم اسلام و سنگرهای الهی و اسلامیاند(2)که سرنوشت اسلام در آن رقم میخورد(3)و استقلال و آزادی کشور را تأمین میکند؛ لذا امام خمینی در بیانی خطاببه ملت، روشنفکران و حقوق دانان تأکید میکنند که مسجد را حفظ کنند تا مملکت نجات پیدا کند.(4)
مقام معظم رهبری نیز با توجه به نقش مساجد در حفظ استقلال و آزادی کشور و مقابله با فتنهانگیزیهای فرصتطلبان در دیدار با بسیجان با اشاره به کمیتههای دهه 60 بسیج را متولد مساجد دانسته و از بسیجان میخواهند که از مساجد جدا نشده و با حضور در این کانونهای معنوی و سیاسی در مقابله با فتنهها به یاری انقلاب بپردازند.(5)بنابراین در طول تاریخ انقلاب اسلامی، احیای مسجد یکی از غایات انقلاب بوده(6)و اساساً یکی از اهداف انقلاب اسلامی آن بود که مسجد درست شود.(7)ترس رژیم طاغوت از مساجد(8)و صدمه ای که از ناحیه مسجد بر دشمنان اسلام وارد گردید(9)نیز از وجوه دیگری است که اهمیت مسجد را می نمایاند.
1) . ر.ک: کمالی، فاطمه، سرایی، احمد، مسجد از دیدگاه فرق اسلامی (پرستشگاه در عهد سنت و تجدد)، 172.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 238.
3) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 397-398.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 60.
5) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 06/ 09/ 1398.
6) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15-16.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15؛ 15/ 14.
8) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 538.
9) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392.
از آنجا که جامعه اسلامی جامعه ای پویا و در حال حرکت به سمت تحقق ارزشهای الهی است؛ همواره در ستیز با مظاهر کفر و شرک و نفاق قرار دارد که درصدد از بین بردن استقلال و آزادی آن در راستای ضربه زدن به عزت و غرور ملی آن است که باید همواره آمادگی لازم را داشته باشد.(1)
عزت ملی سرمایه بزرگی است که فقدان آن با هیچ جایگزینی قابل جبران نیست و تحقق و استمرار آن در گرو اطاعت از ولیّ عادل است(2)و پشتیبانی از فرامین او و مرزبندی با دشمن به عنوان یکی از شاخصههای اصلی «عزّت، حکمت و مصلحت»برای ایجاد ثبات سیاسی و جلوگیری از نفوذ دشمنان در جامعه اسلامی است.(3)
از این رو از جمله وظایف نهادهای دولتی و نخبگان حوزه و دانشگاه، تلاش برای حفظ آرمانها و تقویت عزت و غرور ملی است که مردم در راه رسیدن به آن بهای سنگینی دادهاند، لذا مصالح مردم و حقوق آنها اقتضا میکند که دولتها عزت و غرور ملى را حفظ و در مردم تقويت نمایند تا احساس عزت و توانايى کنند.(4)روحانیون در مساجد با موضعگیری و مرزبندی با دشمنان و حضور در صحنههای سیاسی و نیز روشنگری و بصیرتافزایی در میان مردم(5)در حمایت از دولتهایی که در روابط خارجی به تقویت عزت ملی و حراست از غرور ملی مردم ایران همت میگمارند، نظام اسلامی را در این مسیر پرخطر یاری نمایند.(6)
با توجه به پیشینه و نقش مسجد در حوزة قیام و جهاد در طول تاریخ اسلام، مسجد در جایگاه کانون انقلاب اسلامی ایران و علت
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 10/ 17؛ 12/ 391-392؛ ر.ک: آیتالله خامنهای، 14/ 12/ 1370.
2) . ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/ 20.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، مكتوبات، 30/ 02/ 1378.
4) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 08/ 06/ 1384.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 02/ 09/ 1377.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 15/ 04/ 1383.
پیروزی آن قرار گرفت.(1)و پس از پیروزی و به طور خاص با شروع تجاوز آشکار دشمن به خاک ایران، مسجد نقش و کارکرد جهادی خود را بازیافت.
در آن دوران روحانیان انقلابی و آگاه بر پایه فرمان امام خمینی مبنی بر آماده سازی مردم برای دفاع از میهن و نبرد با باطل،(2)با گردهم آوردن مردم در مساجد، آنان را از نقشة شوم دشمنان باخبر نموده و از ملت برای دفاع از میهن و اعزام به جبهه دعوت میکردند. در بیشتر اوقات خیل داوطلبانی که برای نامنویسی به مساجد میآمدند، با مدیریت روحانی و پیشنماز محل و همکاری جوانان دیگر سازماندهی شده و برای آموزشهای نظامی گسیل میشدند. وجود برخی مساجد همچون مسجد جامع خرمشهر در میدان نبرد و نقش بارز آن در آماده سازیرزمندگان قبل از دفاع و رسیدگی به امور آنان پس از آن، این مسجد را به عنوان نماد و یادمانی از مقاومت در برابر تجاوز، در تاریخ ایران ماندگار کرد.(3)
براساس این کارکرد، مساجد و منبرها محلی مناسب برای روشنگری افکار و انذار مسلمانان نسبت به توطئههای دشمنان(4)و اظهار برائت از آنان مبدل گشت؛(5)که در تاریخ شکلگیری انقلاب اسلامی نیز شاهد حضور علما و چهرههای انقلابی برای آگاهی بخشی و افشای حقایق درباره رژیم طاغوت بود که بدین وسیله زمینه پیروزی این حرکت بزرگ را فراهم کردند.(6)
1) . ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، 24/ 363؛ امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15-16؛ آیتالله خامنهای، 14/ 12/ 1370؛ 19/ 10/ 1375.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 243.
3) . حسینی، زهرا، دا، 123، 125-126.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 3/ 7؛ آیتالله خامنهای، 19/ 10/ 1375.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 20/ 316.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 19/ 10/ 1375.
سبک زندگی به معنای شیوه زندگی خاص یک فرد، گروه، یا جامعه، دربرگیرنده مجموعهای از ارزشها، شیوههای رفتار، حالتها و سلیقهها است که میتواند دنیاطلبانه، رهبانی و ترک دنیایی و یا اسلامی باشد بهگونهای که براي دنیا چنان کار کند که گویا همیشه زنده خواهد بود و برای آخرت چنان تلاش نماید که گویا فردا خواهد مرد.(1)
رویکرد اسلامی به زندگی، در برابر سبک زندگی غربی قرار دارد که پیروی از آن، زیانهای جبران ناپذیر اخلاقی، اقتصادی، دینی و سیاسی برای مردم دارد.(2)به دلیل نقش و تأثیر روح مساجد در کالبد زندگی که آن را پرنشاط و پرانگیزه میسازد، توصیه شده است که در هر جا، سامان زندگی و مرکز و کانون اصلی معرفی باشد و در بنای شهر و روستا، قطب و محور باشد.(3)از این رو نقش مسجد در تعلیم سبک زندگی اسلامی در جامعه بهواسطه حضور مردم بهویژه جوانان اهمیت بسیاری دارد(4)و امام جماعت مسجد میتواند با پایبندی عملی و بیان زبانی، سبک زندگی برتر اسلامی را به مخاطبان حاضر در مساجد آموزش دهد.
هدف از آنچه بیان گردید تبیین ارتباط وثیق میان کارکردهای مسجد و توصیههای مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)، برای حرکت در مسیر گام دوم انقلاب بود که با تقویت مسجد به عنوان نهادی فعال و اثرگذار در صحنه تعاملات فرهنگی میتوان نمایی روشن از تمدن نوین اسلامی را به همگان نشان داد.
در حوزة علم و پژوهش: تعلیم و تعلّم یکی از کارویژههای مسجد است. مساجد میتوانند با تشویق و تحریص به علمآموزی و تعلیم و تعلم و تبدیل شدن به مرکز آموزش علم و پژوهش، رسالت خود را در این زمینه به خوبی انجام دهند.
در حوزة معنویّت و اخلاق: از جمله ظرفیتها و کارکردهای ویژه مساجد گسترش معنویت و اخلاق است که مساجد میتوانند با برنامههای معنوی خود مهمترین نقش را در این زمینه ایفا کنند.
در حوزة اقتصاد: طرح مباحث اقتصادی و بیان مکاسب محرمه و محلله یکی از وظایف مهم واعظین و علمای دین در مساجد است. در حوزة اقتصاد، مساجد میتوانند با حمایت از گروههای جهادی و تبدیل شدن به پایگاهی برای شناسایی خانوادههای بیبضاعت و رسیدگی به نیازهای آنان نقش مکمل را در حوزة اقتصاد مردم ایفا کنند.
در حوزة عدالت و مبارزه با فساد: امامان جماعت با تکیه بر جایگاه مردمی میتوانند ابتدا با امر به معروف و نهی از منکر و در گام دوم بهوسیله برخورد با مفسدین اقتصادی و اخلاقی در محله، عرصه را بر این افراد تنگ نمایند.
در حوزة استقلال و آزادی: حمایت از گروهها و جریانهای انقلابی بهویژه حمایت از بسیج و سپاه و ارتش به عنوان نیروهای ارزشی، میتوانند تبدیل به کانون حفظ استقلال و آزادی شوند.
در حوزة عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: مساجد و منبرها محلی مناسب برای روشنگری افکار و انذار مسلمانان نسبت به توطئه های دشمنان و اظهار برائت از آنان خواهد بود که در تاریخ شکل گیری انقلاب اسلامی نیز شاهد حضور علما و چهره های انقلابی برای آگاهی بخشی و افشای حقایق درباره رژیم طاغوت بود که بدین وسیله زمینه پیروزی این حرکت بزرگ را فراهم کردند.
کارکردها و رسالت مساجد در محورهای ذیل را تبیین فرمایید:
در حوزة علم و پژوهش.
در زمینه معنویت و اخلاق.
در حوزة اقتصاد.
در زمینه عدالت و مبارزه با فساد.
در موضوع استقلال و آزادی.
در زمینه عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن.
در موضوع سبک زندگی.
برای تحقق ظرفیتهای مساجد در راستای اهداف بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، دو پیشنیاز اصلی وجود دارد که تحقق آنها موجب شکوفایی هرچه بیشتر ظرفیت مساجد و تأثیرگذاری در حرکت جامعه اسلامی به سوی تمدن اسلامی است:
اولین پیشنیاز تحقق ظرفیتهای مساجد در راستای اهداف بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، تحقق حقوق و مطالبات مساجد از نهادها و افراد مختلف است که نسبت به آن انجام وظیفه کنند تا زمینه انجام وظیفه مساجد در این خصوص ایجاد شود. نهادها و افرادی که نسبت به مساجد وظیفه دارند عبارتند از:
مساجد در نظام اسلامی ذیل حاکمیت ولیّفقیه قرار دارد؛ از این رو از جمله عوامل تأثیرگذار بر ایفای نقش مؤثر مساجد در انجام رسالت خود، اهتمام نظام و قوای اسلامی به امور مساجد از ساخت وساز تا فعال سازی و رونق آن علاوه بر ضرورت اهتمام مردم به مساجد است؛
زیرا در صورت ناتوانی یا تعلل مردم در عمل به تکلیف خود در امر مسجد، شارع مقدس راضی به ترک این امور نبوده و حکومتباید مستقلاً نسبت به این امور اقدام نماید.(1)
از آنجا که دسترسی آسان به مسجد نیاز ضروری مؤمنان، جوانان و نوجوانان عنوان شده(2)، بر وجود و تقویت مساجد در مدارس و دانشگاه ها به عنوان جایگاه امن و صفا تأکید شده است؛(3)و خطاب رهبران انقلاب به مسؤولین برای حفظ مسجد و عمارت آن(4)و تأکید بر اینکه لازم است همه کارهای مهندسی بزرگ یک پیوست ساخت مسجد داشته باشند،(5)به تکالیف حکومت و مسؤولان در امر احداث مسجد و دسترسی آسان به آن دلالت دارد.
علاوه بر مسئله ساخت وساز در بُعد فیزیکی، در بُعد محتوایی نیز حفظ قداست مساجد و تقویت هماهنگ جنبههای معنوی، انقلابی، تعلیمی و تبلیغی آن، به همراه سلامت و امنیت محیط آن و دور ماندن مساجد از منازعات و مناقشات داخلی قومی و قبیله ای، اقتضای آن را داشت که حکومت نسبت به تدبیر این امور قیام نماید؛ چراکه مساجد ذیل حاکمیت حاکم اسلامی یعنی ولیفقیه قرار دارد و هرگونه دخل و تصرف در زمین و اماکن، جهت ساختوساز مسجد مشروع و در اختیار حاکمیت است، لذا با حکم به تأسیس مرکز رسیدگی به امور مساجد، تلاش شده است تا با کمک و حمایت از برنامههای اسلامی در مساجد و یا نصب امام جماعت و دیگر مسؤولین مربوط به مساجد در موارد مورد نیاز، به رونق، کارایی و شکوفایی هرچه بیشتر این پایگاه های انقلاب و اسلام کمک گردد.(6)همچنین نسبت به همراهی و همکاری سایر نهادهای حاضر در مسجد همچون نیروی مقاومت بسیج، با متولیان
1) . جمعی از نویسندگان، مطالعات استراتژیک توسعه و فرهنگ دینی، 2/ 81.
2) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 20/ 7/ 1389.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 15/ 6/ 1380.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 60؛ ر.ک:آیتالله خامنهای، 28/ 4/ 1368.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای 29/ 8/ 1387؛ همو، 16/ 6/ 1371.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 20/ 7/ 1389.
مسجد برای ایجاد جاذبه برای بچه ها، جوانها و سایر اقشار مردم در محله ها تأکید شده است.(1)دامنه نقش مسؤولان و کارگزاران حکومت اسلامی در خصوص مسجدشامل اهتمام و توجه تک تک آنها به حضور و گردهم آمدن در مساجد نیز هست.(2)
استمرار اعتقاد مردم به روحانیون و حوزه های علمیه و نیز استمرار بسیج ملت توسط روحانیون در مساجد میتواند دوران رونق و شکوفایی مساجد را استمرار بخشد، لذا در بینش انقلاب اسلامی از روحانیون، به دژی محکم تعبیر شده که مردم نباید آن را از دست بدهند.(3)در مقابل، حوزه های علمیه نیز باید همواره قادر به ایفای چنین نقشی در خصوص مساجد باشند. مهمترین نارسایی حوزه های علمیه در این خصوص به عدم گسترش کمّی متناسب با نیازها باز میگردد، به طوری که امروزه بسیاری از مساجد فاقد روحانی برای اقامه فریضه نماز جماعت و به تبع آن پیگیری سایر کارکردهای مسجد هستند.(4)
امروزه حوزه های علمیه وظیفة هدایت قشرهای گوناگون را در سطوح مختلف بر عهده دارند و در این جهت علی رغم لزوم بهره گیری از وسایل تبلیغی گوناگون، همواره تبلیغ سنتی به ویژه سخنرانی و منبر، بی بدیل دانسته شده است.(5)علاوه بر این روحانیون شیعه برخلاف سایر ادیان؛ مانند روحانیون مسیحی، وابسته به تشکیلات دولتی نبوده و در ارتباط با مردم هستند و در شئون روحانی به مردم خدمت میکنند و در این جهت نیز از پشتوانه های مردمی برخوردارند.(6)لذا مسجد به عنوان تنها پایگاه مستقل، اصیل و اسلامی میتواند بهترین محل برای
حفظ پیوندهای میان مردم و حوزه های علمیه باشد؛ بنابراین حفظ نقش بی بدیل روحانیت در تداوم ارتباط با مردم در مساجد و برپایی جلسه های مذهبی و رُودَررُو با مردم نشستن و با آنها سخن گفتن یک وظیفه است.(1)به تبع این نقش و وظیفه ای که بر عهده روحانیت در این خصوص نهاده شده، بر حوزه های علمیه لازم است که در مدیریت و برنامه ریزی برای تربیت روحانیون متعهد، متخلق و متخصص به این امر توجه نموده و توسعه های کمّی و کیفی لازم را ایجاد نمایند.(2)
مهمترین نقش مردم در این جهت بر اهتمام خانواده ها و همه مردم به ویژه جوانها به نماز و مسجد است؛(3)و حضور مردم در نمازهای جماعت مساجد، عامل رونق و تقویت آن میباشد.(4)توصیه و تذکر به حضور هر چه بیشتر مردم جهت اقامة فرایض دینی و شعائر مذهبی در مساجد(5)و تأکید بر اجتماع در مساجد در هر فرصت و برای هر حادثه و دفاع از قرآن و عدالت، بخشهایی از توصیه هایی است که در این خصوص صورت گرفته است.(6)اهمیت این امر چنان است که در مواردی آباد ساختن مساجد در گرو آن خواهد بود.(7)
امر به تحکیم و حفظ مسجد همراه با امر به پرجمعیت ساختن آن(8)نیز میتواند اشاره روشنی به وجود رابطه میان حضور جمعیت در مسجد و حفظ و تحکیم آن باشد. در این راستا به حضور قشر جوان جامعه و همچنین حضور در وقت نماز تأکید شده است که این میتواند نشانه
1) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 17/ 8/ 1385.
2) . ر.ک: آیتالله خامنه ای، 11/ 2/ 1384.
3) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 13/ 10/ 1370.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 1/ 407-408؛ 6/ 129؛ 8/ 361؛ 9/ 238؛ 12/ 393-394؛ آیتالله خامنهای، مکتوبات، 16/ 6/ 1371.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 1/ 313.
6) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 3/ 455.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 500-501.
8) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 19-21.
کارآمدی بیشتر حضور و اجتماع جوانان در وقتهای نماز در تحکیم و آبادانی مساجد باشد.(1)
امور مربوط به مسجد همچون ساخت وساز، تولیت، مدیریت، امامت مسجد و به طور خاص اعلام اذان و مانند آن از اموری است که شارع مقدس راضی به ترک آن نیست و لذا بر مؤمنین لازم است نسبت به ادای آن اقدام نمایند.(2)ازاین رو عوامل مختلفی در اداره مساجد سهیم بوده و دارای نقش هستند. هیئت امنا، خادم مسجد، امام جماعت، کانونهای فرهنگی و مانند آن، امروزه متولیان برنامه ریزی و اجرای فعالیت در مساجد بوده و بالطبع بخش قابل توجهی از عمل به تکلیف حفظ، تحکیم و رونق مساجد به عملکرد ایشان باز میگردد. در این راستا در گفتمان انقلاب مهمترین توصیه به این عوامل، بازگرداندن مسجد به حال مساجد صدر اسلام است؛ به گونه ای که تمام امور مهم مسلمانان، در مساجد و با ابزار مسجد منتشر و پیگیری شود.(3)همچنین جهت تبدیل شدن مساجد به محل حل و عقد امور، عملکرد خوب مسجدیها ضروری است.(4)به لحاظ ظاهری، تنظیف، تطهیر، پاکسازی، غبارروبی و عطرافشانی مساجد کارهایی شایسته است.(5)همچنین پخش اذان در اوقات نماز از مساجد و بلندگوها عامل جلای دلهای افسرده و موجب برگزاری نماز جماعت است(6)که حیات، رونق و آبادانی مسجد را در پی خواهد داشت. ازاین رو بر فعال سازی مساجد عمده در شهرها تأکید شده است.(7)
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 325-326؛ ر.ک: آیتالله خامنهای، 2/ 3/ 1369؛ 13/ 10/ 1370.
2) . جمعی از نویسندگان، مطالعات استراتژیک توسعه و فرهنگ دینی، 2/ 81.
3) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 17/ 40-41.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 17/ 233.
5) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 19/ 10/ 1375؛ همو، 31/ 6/ 1375.
6) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 2/ 3/ 1369؛ 14/ 12/ 1370؛ 29/ 8/ 1387.
7) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 11/ 10/ 1369.
بروز تفرقه در مساجد، امری مردود و غیرقابل قبول است. ازاین رو بر وحدت کلمه و حفظ صفوف مردم زیر پرچم اسلام در مسجد، بسیار تأکید شده است.
برنامه ریزی و مدیریت صحیح نیازمند مدیریت و تلاش بسیاری است که روحانی دانا، مسؤولیت پذیر و پرهیزکار، محور این منظومه تلاش مقدس است.(1)لذا تلاشجهت تأمین امام جماعت برای مساجد و توجه به سنت پیش نمازی مورد تأکید قرار گرفته است.(2)با این بیان و همچنین ضرورت تحول بخشیدن و پیشرفت دادن به مساجد با برنامه ریزی مناسب،(3)روحانی مسجد میتواند با فعال ساختن مسجد در چهارچوب کارکردهای متنوع، موجبات رونق و تقویت جایگاه آن را فراهم نماید. این امر موجب تقویت و افزایش قدرت اسلام در نزد مردم و عامل آبادانی مساجد و رواج منابر میباشد.(4)
با توجه به جایگاه و اهمیت مسجد در اسلام و نقش وسیعی که در جوامع اسلامی برای آن قابل تصور است، منظومه ای از تلاشهای متنوع و گوناگون برای مسجد ترسیم شده؛ که روحانی دانا، مسؤولیت پذیر و پرهیزکار، محور آن است. بر این اساس روحانی دلسوز در هر مسجد به پزشک و پرستار یک بیمارستان تشبیه شده و روح و مایه حیات مسجد است.(5)روحانی مسجد باید به اقتضای این جایگاه تأثیرگذار و حیاتی از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده و رسالت معیّنی را پیگیری نماید؛ بنابراین پیش نماز بودن تنها وظیفة روحانی نیست؛ بلکه یکی از آنهاست. اقامة نماز، اقامة حق و عدل، اقامة دین و ابلاغ احکام دینی، وظیفة روحانی به عنوان امام جماعت است؛ لذا امام جماعت محور مسجد است. امامت مسجد از جمله کارهای مهم و اساسی و نه
یک کار حاشیه ای است.(1)ازاین رو اداره امور مسجد - به مثابه یک نهاد - بر عهده علمای دین و روحانیون است که باید در راستای ایفای دو نقش اساسی تلاش کنند:
حفظ و تحکیم جایگاه مسجد: اولین و مهمترین نقشی که بر آن تأکید شده، حفظ و نگه داشتن مسجد و بقاء منبر با خطابه هایی با محتوا است.(2)توصیه بهروحانیون به تلاش برای ساخت مسجد و توسعه آن(3)و همچنین اهتمام به پذیرش مسؤولیت امامت جماعت(4)و در کنار آن اقامة حق و عدل، اقامة دین و ابلاغ احکام دینی(5)از جمله اموری است که بر ایفای این نقش دلالت دارد.
مدیریت مسجد: از آنجا که مسجد یکی از اماکن عمومی مسلمانان جهت پرستش خداوند است، هر مسلمانی علاقه مند به افزایش حضور مردم در این مکان مقدس میباشد، لذا لازم است به گونه ای اداره شود که بیشترین میل و رغبت را در مؤمنین برای حضور مداوم فراهم سازد. برای دستیابی به این هدف ارزشمند و الهی، بایستی به گونه ای عمل شود که بر جاذبه های مشروع مسجد افزوده شده و در اداره آن میل عمومی مؤمنین لحاظ گردد.(6)ازاین رو نقش آفرینی در اداره مسجد در ابعاد مختلف نیز با عنوان مدیریت محتوایی و معنوی مسجد بر عهده روحانی گذاشته شده است؛(7)یعنی محور مسجد امام جماعت است و مسجد بر محور او مدیریت میشود.(8)در این راستا راهکارهایی برای مدیریت صحیح مسجد و استفاده از مشارکت هیئت امنای مسجد و سایر مردم در این امر به امام جماعت ارائه شده است تا علاوه بر روحانی مسجد سایر اهل مسجد نیز در این امر نقش آفرین باشند.(9)
1) . ر.ک: آیتالله خامنهای، 31/ 5/ 1395.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 12-13؛ 18/ 425.
3) . قرائتی، تقی، آیین امامت مسجد، 20-21.
4) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 8/ 7/ 1369؛ همو، 18/ 6/ 1377.
5) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 31/ 5/ 1395.
6) . نبوی، محمدحسن، مقاله «مدیریت مسجد»، مجله «مبلغان»، ش 55، ص 3.
7) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، مکتوبات، 19/ 7/ 1390.
8) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 31/ 5/ 1395.
9) . نبوی، محمدحسن، مقاله «مدیریت مسجد»، مجله «مبلغان»، ش 55، ص 4.
دومین پیشنیاز تحقق ظرفیت مساجد در راستای تحقق مفاد بیانیة گام انقلاب اسلامی، شکلگیری مسجد تراز انقلاب اسلامی است. مسجد تراز انقلاب اسلامی، مسجدی است که به صورت جامع و گسترده در جامعه اسلامی فعال باشد و در راستای کارکرد عبادی خود، از اوصافی چون؛ خانهی خدا و خانهی مردم بودن، مکانی برای خلوت انس با خدا، کانون ذکر و معراج معنوی، برخوردار بوده و درراستای کارکرد اجتماعی نیز به مکانی برای جلوت حشر با مردم است.
در راستای کارکردهای علمی نیز مسجد با عناوینی چون مرکز علم و جهاد و تدبیر امور دنیوی توصیف شده است. درعین حال اتصاف مسجد به پایگاه سیاست، تصویر مسجد اسلامی تراز را کامل نموده است.(1)
مسجد تراز انقلاب اسلامی، دارای امام جماعت با ویژگیهایی است که توانایی تحقق کارکردهای متنوع و وسیع مسجد را دارد؛ زیرا کارکردهای متنوع مسجد تنها توسط روحانی دانا، مسؤولیت پذیر و پرهیزکار ممکن بوده و ازاین رو وجود روحانی توانا و پیش نماز مطلوب از مهمترین ویژگیهای مسجد است.(2)
در فقه اسلامی برای امام جماعت شرایطی تعیین شده است که در صورت فقدان این شرایط اقتدا به وی صحیح نمیباشد. این شرایط را در کتب فقهی؛ ایمان، عقل، بلوغ، حلال زاده بودن و عادل بودن برشمرده اند.(3)علاوه بر این شرایط که مربوط به صحت اقامه نماز جماعت میباشد، برای جایگاه امامت جماعت و صحت عملکرد وی در سایر امور مسجد ویژگیهای دیگری بیان شده است که اگر از این
ویژگیها برخوردار باشد؛ میتواند با مدیریت خود، امور مسجد را به سرانجام برساند.(1)ازاین رو در اندیشه انقلاب اسلامی بر زهد و همرنگی روحانی مسجد با مردم تأکید شده(2)و مردم داری، گرم گرفتن با مردم، خوش اخلاقی، بی حوصله نبودن و حسن خلق نیز بسیار مورد تأکید قرار گرفته و گرم ترین نماز جماعت ها متعلق به پیش نمازهای مردمی بیان شده است.(3)روحانی مسجد باید به زندگی در مسجد ومعاشرت با مردم و اداره امور در آن بپردازد.(4)علاوه بر ویژگیهای اشاره شده، به برخورداری امام جماعت از ویژگیهایی چون دانایی و خردمندی، کارشناس بودن، دلسوزی و مسؤولیت پذیری و بصیرت لازم در امور سیاسی و اجتماعی تأکید شده و به اهمیت وجود این ویژگیها در راستای ایفای نقش مدیریت محتوایی و معنوی مسجد توسط امام جماعت اشاره شده است.(5)
امام جماعت تراز انقلاب اسلامی بر پایه نقش مدیریت محتوایی و معنوی مسجد و ضرورت حفظ و گرم نگه داشتن آن، رسالتهایی بر عهده دارد که عبارتند از: اقامه نماز جماعت،(6)بیان مسائل دینی، همچون احکام، اخلاق، تبیین عقاید و تهذیب نفس برای مردم(7)و پاسخگویی به سؤالات ایشان؛(8)بیان مسائل روز و روشنگری و بصیرتافزایی در مسائلی که انقلاب نیازمند آن است؛(9)تقویت و ایجاد پایداری و استقامت در مردم؛(10)رسیدگی به امور نمازگزاران و قرار دادن خود در معرض مراجعه مردم و احوالپرسی برای شنیدن درد دلها و آگاهی از مشکلات آنها و تلاش در رفع مشکلات در حد توان.(11)
1) . قرائتی، تقی، آیین امامت مسجد، 61.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 4/ 220.
3) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 23/ 10/ 1383.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 170-171.
5) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 20/ 7/ 1389؛ 19/ 7/ 1390.
6) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 17/ 8/ 1385.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 15/ 332.
8) . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 24/ 396.
9) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 15/ 332؛ 17/ 44، 46.
10) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 9/ 478-479.
11) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 8/ 7/ 1369.
حفظ حیات و پویایی مسجد در گرو حضور مردم و جوانان و توجه دادن به دفع توطئه های دشمنان اسلام است.(1)تأثیر حضور و اقبال مردم و جوانان به مساجد در پیروزی انقلاب اسلامی(2)حاکی از اهمیت این حضور در شکل گیری مسجد مطلوباست. از جمله تأثیرات انقلاب اسلامی بر سایر کشورهای مسلمان، رونق مساجد در آنها بوده؛ به گونه ای که مساجد در این کشورها به کانونی برای جنبشهای اسلامی تبدیل شده است.(3)از آنجا که مهمترین کارکرد مسجد کارکرد عبادی آن است، میتوان حضور جوانان به خصوص در ایام اعتکاف و پرداختن به عبادت در آن را که همواره مورد تمجید بوده(4)یکی از اصلی ترین عوامل حیات و پویایی مسجد و مطلوبیت آن دانست. مسجد میتواند در مجامع دانشجویی و دانش آموزی و سایر مراکز انسانی انبوه، جایگاه امن و صفا برای جوانان بوده و پایگاه تقوا و فعالیت آنان باشد.(5)
در فقه اسلام، بر پاک بودن مسجد تأکید شده است؛ به گونه ای که نجس نمودن آن حرام دانسته شده و در صورت نجس شدن پاک نمودن آن از نجاست واجب است.(6)علاوه بر این به پاکیزگی از سایر آلودگیهای محیطی و توجه به سایر جلوه های ظاهری مسجد نیز تأکید شده است؛ لذا مسجد باید همچون دلهای جوانان، پاکیزه و پیراسته و لبریز از شور و انگیزه و نشاط باشد.(7)
همچنین مساجد باید در عین برخورداری از استحکام و نظافت و جذابیت اسلامی، از تزیینهای مسرفانه مبرا باشند. در این خصوص
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 2/ 396-398.
2) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 19/ 10/ 1375.
3) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 6/ 4/ 1369.
4) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 12/ 2/ 1380؛ 28/ 5/ 1384؛ 25/ 2/ 1392.
5) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 15/ 6/ 1380.
6) . ر.ک: امام خمینی، استفتائات، 143.
7) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، مکتوبات، 12/ 8/ 1388.
امام خمینی رحمة الله علیه با اشاره به اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزییناتی ندارند؛(1)در پیامی که برای احداث مصلای بزرگ تهران صادر نمود بر سادگی بنای آن تأکید کرد تا این مصلی یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد.(2)
آبادانی و رونق مساجد و محافل دینی مورد تأکید بوده و از جوانان و آحاد مؤمنین خواسته شده است تا مساجد را گرم و مجهز نگه دارند.(3)ازاین رو بر پخش اذان در مواقع نماز تأکید شده است تا مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامالِ از انسانهای ذاکر و ساجد و راکع گردد، این امر نشانه حضور و حیات مسجد در جامعه است.(4)
بر ضرورت وجود چنین ویژگیهایی در مسجد اسلامی، تأکید شده است که هیچ یک از آحاد جامعه نباید نسبت به خطری که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد؛ جامعه و جوانان و خانوادهها و نسلهای آینده را تهدید میکند، غافل گردد و خود را از برکات عظیمی که مسجد تراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه میکند، محروم سازد.(5)
در اندیشه انقلاب مسجد دارای کارکرد سیاسی – اجتماعی است؛ از این رو همواره در تاریخ سدی بزرگ در برابر استعمار بوده و استعمارگران نقشه هایی داشته اند که این سد بزرگِ مخالف با ظلم و استبداد را به جایگاهی که در خدمت ظالمان و مستبدان است، مبدل سازند. مهمترین هدف مساجدی که در خدمت استعمار قرار گرفته اند، برهم زدن وحدت مسلمانان است.(6)
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 21/ 80.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 21/ 188-189.
3) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 2/ 398، 451؛ آیت الله خامنه ای، 14/ 12/ 1370.
4) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 2/ 3/ 1369؛ 19/ 11/ 1369؛ 14/ 12/ 1370.
5) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 20/ 7/ 1389.
6) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 16/ 3/ 1369.
با توجه به جایگاهی که مسجد به عنوان پایگاه اجتماع مسلمانان و کارگزاران نظام اسلامی دارد، مساجد محلی برای حفظ وحدت ملی و تمرکز بر اولویتها است.(1)لذا پیدایش تفرقه در آن به هر عنوان و بهانهای به ویژه در صفوف نماز جماعت، امری برای شکستن مسجد بوده و از هر اقدامی در این جهت به «قرآن بر نیزه کردن»تعبیر نموده اند.(2)در گفتمان اسلام ناب اینگونه مساجد را مسجد ضرار دانسته و دعوت آنها را دعوت فاسد معرفی نموده اند که اگر قابل اصلاح نباشند، باید تعطیل و حتی تخریب شوند.(3)
نتیجه آسیبهای یاد شده و توطئههای بلندمدت و تدریجی دشمنان در خصوص مساجد، خلوت شدن مساجد و در نهایت روی گردانی مسلمانان از آن خواهد بود.(4)این در حالی است که در اندیشه اسلام ناب رونق و آبادانی مساجد و اهمیت گرم و پرشور بودن آن ضرورت دارد و مساجد نباید خلوت گردد.(5)اقبال به مساجد یکی از عوامل قدرت است و اقامه نماز در آن در روزهای جمعه و غیر جمعه عاملی برای شکل گیری مسجد به عنوان ستادی قوی برای اسلام میباشد؛ به گونه ای که با قدرت یافتن این ستاد دیگر ترس از تسلیحات ابرقدرتها معنا نخواهد داشت و بلکه از روزی باید ترسید که ملت به مساجد و اسلام پشت نمایند.(6)
در اندیشه انقلاب، مسجد و منبر محل فعالیتهای سیاسی، اخلاقی و اجتماعی است، ازاین رو با اشاره به تلاش دشمن در جهت سلب این کارکردها، آمده است که غرب در پی تغییر وضعیت مسجد و منبر و حتی دانشگاه ها به شکلی است که بی ثمر باشند.(7)
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 376.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392.
3) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 4/ 34.
4) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 15-16، 19، 365.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391-392.
6) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 20-21.
7) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 8/ 184-185.
برای تحقق ظرفیتهای مساجد در راستای اهداف بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، دو پیشنیاز اصلی وجود دارد که تحقق آنها موجب شکوفایی هرچه بیشتر ظرفیت مساجد و تأثیرگذاری در حرکت جامعه اسلامی به سوی تمدن اسلامی است:
الف) تحقق حقوق و مطالبات مساجد: اولین پیشنیاز تحقق ظرفیتهای مساجد در راستای اهداف بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی، تحقق حقوق و مطالبات مساجد از نهادها و افراد مختلف است که نسبت به آن انجام وظیفه کنند تا زمینه انجام وظیفه مساجد در این زمینه ایجاد شود. نهادها و افرادی که نسبت به مساجد وظیفه دارند عبارتند از: 1. حاکمیت و نظام اسلامی؛ 2. حوزههای علمیه؛ 3. مردم و جوانان؛ 4. متولیان مساجد؛ 5. امام جماعت.
ب) شکل گیری مساجد تراز انقلاب اسلامی دومین پیش نیاز فعلیت یافتن ظرفیت مساجد در راستای محقق شدن مفاد بیانیه گام دوم ، شکل گیری مسجد تراز انقلاب اسلامی است. مسجد تراز، مسجدی است که به صورت جامع و گسترده در عرصه های مختلف جامعه اسلامی فعال باشد و دارای اوصاف مسجدی با کارکردهای کامل فرهنگی دینی و عبادی اجتماعی و سیاسی باشد.
پیشنیازهای تحقق ظرفیت مساجد در راستای اهداف بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی چیست؟
نهادها و افرادی که نسبت به استیفای حقوق و مطالبات مساجد وظیفه دارند را نام ببرید.
وظیفه نظام و حوزههای علمیه در قبال تحقق حقوق و مطالبات مساجد چیست؟
ویژگیهای مسجد تراز انقلاب اسلامی چیست؟
دو وظیفة مهم امام جماعت در مساجد را بیان کنید.
همکاری مسؤولین و عالمان دینی در رونق و کارآیی و شکوفایی مساجد بسیار قابل توجه است.(1)مساجد باید لبریز از شور و انگیزه و نشاط گردند.(2)لازم است برای حضور مردم و به خصوص جوانان در مساجد برنامه ریزی شود تا مردم از برکات عظیم مسجد تراز اسلامی، محروم نمانند.(3)همچنین لازم است رسیدگی به مسائل مختلف مسلمانان، مجالس مذهبی و عبادات در مساجد، با تنوع بیشتر و پررنگ تر صورت پذیرد و این اهداف در طرح کلان ارتقای جایگاه مسجد در سیاستگذاریهای کلان فرهنگی مدنظر مسؤولان قرار گیرد.
با پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات، تحول و پیشرفت در مساجد ایجاد خواهد شد و با برنامه ریزی صحیح برای مساجد و استفاده از
ابزارها و تکنولوژی جدید برای پیشرفت آن؛ مساجد جایگاه واقعی خود را به عنوان پایگاه اصلی حرکت تبلیغی وفرهنگی پیدا خواهند کرد و در این راستا باید از اشتیاق جوانان و دانشجویان به شناخت مفاهیم و معارف اسلامی نهایت استفاده را کرد و از ابزارهای تسهیل کننده، مثل رایانه ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری که در اختیار است استفاده نمود؛ زیرا این ابزار قابلیت دارد که عقاید، افکار و سخنان حق را به هزاران مستمعی که گاه ناشناس هستند برساند و این فرصت فوق العاده ای است که نباید تضییع شود؛ در غیر این صورت همه باید در پیشگاه الهی پاسخگو باشند.(1)ازاین رو مساجد باید مراکزی برای تبلیغ نوین با استفاده از فضای سایبری و مجازی داشته باشند؛ تا گستره فعالیت مساجد از فضای مساجد عبور کرده و جهانی شود؛ در این راستا میتوان از جوانان و فرهیختگان نیز استفاده کرد و تک تک مساجد را به مراکزی پویا در راستای تبلیغ و ترویج فرهنگ اسلامی در گستره ای جهانی تبدیل نمود.
در خصوص چشم انداز پیشرفت مساجد در آینده؛ بر حضور پیش نماز و روحانی و امام جماعت شایسته در مساجد تأکید شده است، زیرا روحانی پرهیزکار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مساجد، همچون پزشک و پرستار در بیمارستان، روح و مایة حیات مسجد معرفی شده، لذا باید این نقش مورد توجه جدی قرار بگیرد و امامان جماعت، آماده سازی خویش را برای طبابت معنوی، وظیفة حتمی خود بدانند.(2)
در افق آینده، همکاری مسؤولین، فضلا و علمای دین و در مرتبه دیگر، اولیای مسجد موجب رونق و کارآیی و شکوفایی مساجد خواهد
شد. در این امر، همکاری و هم فکری میان تمامی مسؤولین نیز به کمک خواهد آمد.(1)مساجد پاکیزه و پیراسته و لبریز از شور و انگیزه و نشاط شده، تبدیل به کانونی خواهند شد که مشکات نمازدر آن بدرخشد. در این امر تمامی اولیای مسجد از قبیل امامان جماعات، هیئتهای امنا، خادمان موظف و افتخاری، بخشی از این اقدام بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود احساس میکنند.(2)در این راستا لازم است به تناسب رشدِ معماری و تحولات ایجاد شده در مدل شهرسازی، در راستای ساختار مساجد نیز تدابیری اندیشیده شود زیرا گاه ساکنان یک برج مسکونی یا یک مجموعه آپارتمانی بالغ بر هزاران نفر است که نیازمند مساجدی هستند متناسب با بناهای مدرن این گونه مجموعه ها که باید با مراعات طرحهای اسلامی مهندسی و طراحی شوند.
حضور مردم جزء اصلی آبادانی مساجد است، پس از انقلاب اسلامی مساجد رونق پیدا کرده و کانون تحرکات اسلامی گردید، عامل این امر حضور جوانان در مساجد بود. در افق آینده نیز با برنامه ریزی در جهت برخورداری مردم از برکات عظیم مسجد تراز اسلامی، حضور مردم در مساجد پررنگ تر خواهد شد.(3)در راستای تحقق این هدف لازم است رسیدگی به مسائل مختلف مسلمانان، مجالس مذهبی و عبادات در مساجد، با تنوع بیشتر و پررنگ تر صورت پذیرد؛ زیرا مساجد تنها برای نماز نیست، به طوری که در برخی روایات، تفکر، برتر از یک سال عبادت دانسته شده است.(4)اعتکاف نیز از دیگر عباداتی است که برای حضور بیشتر مردم و جوانان نیازمند برنامه ریزی و هزینه بیشتری میباشد.(5)
بروز آسیبها و وجود چالشهای متعدد توانسته - در طول تاریخ - مانع از عملکرد مطلوب مسجد و رسیدن آن به موقعیت مطلوب خویش شود. بروز این آسیبها و چالشها در برخی موارد به خود مسجد یا ناکارآمدی جامعه مسلمانان دربهره گیری صحیح از آن باز میگردد(1)و در برخی دیگر در اثر توطئه هایی است که دشمنان داخلی و خارجی اسلام علیه این پایگاه اسلامی انجام میدهند.(2)
اولین چالش در امر مسجد که از آن به عنوان یک خطر و تهدید برای جامعه، جوانان، خانواده ها و نسلهای آینده یاد شده است، کمبود مسجد در جامعه مسلمانان است.(3)نبود بنا و ساختمان مسجد در میان مسلمانان، جامعه را از تمامی دستاوردهای مسجد محروم میسازد؛ لذا احداث و بنای مسجد با استناد به قرآن مورد تأکید قرار گرفته است.(4)تأکید بر احداث و وجود مسجد در جامعه نمیتواند بدین معنا باشد که وجود مسجد به هر شکل مطلوب بوده و خطر و تهدید پیش گفته را رفع میسازد. لذا در صورت وجود مساجد نیز ضعفها و نارسایی هایی به عنوان آسیبهای دیگر بیان شده است. از سوی دیگر، در گفتمان اسلام ناب، احداث بنای مسجد به شکل مرتفع و همراه با تزیین صرف که به آن ظاهری اشرافی میدهد، بدون توجه به مسئله ایمان به خدا، روز جزا و جهاد فی سبیل الله یک آسیب جدی است و اسلام از اینگونه مساجد اشرافی بی نیاز است.(5)
1) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 12/ 391 -394؛ آیت الله خامنه ای، 14/ 12/ 1370.
2) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 13/ 275؛ آیت الله خامنه ای، 20/ 4/ 1368؛ 16/ 3/ 1369.
3) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 20/ 7/ 1389.
4) . ر.ک: آیت الله خامنه ای، 28/ 4/ 1368.
5) . ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، 19/ 24-25؛ 21/ 80.
علاوه بر مسئله بنای مسجد و ظاهر آن، مهمترین آسیبها به مسئله فعالیتهای آن باز میگردد. در این خصوص عدم برنامه ریزی صحیح، علت مبتلا شدن مسجد به افت کمّی و کیفی در فعالیتهایش است که فقدان برخی فعالیتها مانند برقرار نبودن نماز جماعت و عدم پخش اذان در اوقات نماز نمونه هایی از آن است.(1)همچنین انجام فعالیت بسیار اما بدون ضابطه، کاری ناروا و در مواردی همچون پخش صداهای آزاردهنده از مسجد به ویژه در شب و هنگام آسایش مردم خلاف شرع میباشد.(2)عدم برنامه ریزی صحیح برای مسجد، مسجد را بی تحرک میسازد که این امر انزوای اسلام را در پی خواهد داشت(3)و منجر به روی گردانی جامعه از مسجد خواهد شد.
ماجرای مسجد «ضرار» در صدر اسلام که بنیان آن بر ایجاد تفرقه میان مسلمانان بود و تخریب آن به دستور پیامبر، حاکی از آن است که بروز این امر از کانون مسجد امری مردود و غیرقابل قبول است. ازاین رو بر وحدت کلمه و حفظ صفوف مردم زیر پرچم اسلام در مسجد، بسیار تأکید شده(4)و از دولتمردان، وعاظ و علما خواسته شده است که در منابر و مساجد مردم را به وحدت دعوت نمایند.(5)وقوع اختلاف و تفرقه و هر چه که نشانه نبود وحدت باشد در مساجدی که در آن فرق مختلف اسلامی حضور می یابند، مانند مسجدالنبی و مسجدالحرام از اهمیت بیشتری برخوردار است. ازاین رو حضور در این مساجد در ایام حج و سایر مساجدی که متعلق به فرقه ای از مسلمانان است نباید تحت تأثیر پاره ای اختلاف فتواهای کوچک و کم اهمیت قرار
گرفته و موجب جدایی صفوف برادران مسلمان گردد؛ بلکه باید مظاهر وحدت و اتحاد مانند شرکت در نماز جماعت آنها تقویت شود.(1)
همچنین مساجد - طبق آیه 18 سوره جن - متعلق به خداوند است و شایسته نیست که منتسب به اشخاص یا گروههای سیاسی باشد و همه باید ذیل نام خداوند در آن اجتماع کنند و هرگونه تفرقه و فرقهای شدن باعث آسیب به کارکردهای مسجد است. با توجه به کارکردهای متنوع مسجد و حضور اقشار مختلف در آن که آن را به پایگاهی عبادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تبدیل نموده است، استفادهابزاری و به عبارت دیگر سوءاستفاده از این پایگاه یکی از آسیبهایی است که مسجد را تهدید میکند. نمونه این بهره برداری ابزاری و سوء از پایگاه های دینی، در خصوص کلیسا مطرح شده و نسبت به وقوع آن در مساجد نیز هشدارهایی بیان شده است.(2)نمونه های مختلفی از بهره برداری ابزاری از مساجد در تاریخ انقلاب وجود دارد.
مسجد به عنوان پایگاهی اجتماعی باید محیطی برای حضور اقشار مختلف جامعه بوده و با توجه به تأکید بر حضور جوانان، باید محیطی جذاب و دلنشین برای این قشر خاص از جامعه باشد. عدم حضور جوانان در مساجد و اختصاص یافتن آن به حضور کهنسالان وضعیت اسف باری بود که مساجد کشورهای اسلامی پیش از انقلاب اسلامی ایران گرفتار آن بودند؛ اما به برکت انقلاب اسلامی این وضعیت تغییر کرده و حضور جوانان در مساجد شکل جدی تری به خود گرفت.(3)مساجد همانند سایر پایگاه های اجتماعی و اقتصادی در هر جامعه، برای تحقق کارکردهای خویش به نشاط و شور جوانان نیاز جدی
دارند. ازاین رو عدم حضور جوانان موجب رکود در مساجد و وارد آمدن صدمات بسیار به جامعه خواهد بود. مسجد میتواند در دانشگاه ها و سایر مراکز، جایگاهی امن و باصفا بوده و امام جماعت غمگسار، راهنما و همدل نمازگزاران باشد و مسجد به محیطی جذاب برای تجمع دانشجویان و دانش آموزان تبدیل شود.(1)
امامان جماعت و هیئتهای امنا و خادمان، باید مساجد را همچون دلهای جوان، پاکیزه و پیراسته و لبریز از شور، انگیزه و نشاط نمایند؛ به گونه ای که مشکات نماز در آن بدرخشد و انس و صفا از آن ساطع شود(2)و زمزمه های محبت متولیان، مدیرانو امنای مساجد دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق سازد.(3)ازاین رو بایستی برای جذب جوانها جایگاه خاصی در برنامهریزیها در نظر گرفت و با تکیه بر گرایش جوانها به معنویت که یکی از رازهای بزرگ الهی است، فضای انس با معنویت و عرفان واقعی را در محیط مسجد فراهم کرد.(4)
امام خمینی رحمة الله علیه در خصوص تلاش برای از بین بردن محتوای مسجد(5)به عمق تاریخی این مسئله اشاره نموده و با بیان نمونه ای مشخص، آورده اند که مساجد و نماز جمعه ها بعد از صدر اسلام توسط اشخاصی منحرف به تدریج محتوایش را از دست داد و به
صورتی مبتذل درآمد(1)که پس از آن خطبه های نماز جمعه فاقد محتوا گردید.(2)استمرار این دشمنی و توطئه تا به امروز نیز ادامه داشته است.(3)
از جمله توطئه های دشمنان اسلام در راستای بی محتوا کردن مساجد منحصر نمودن مسجد در کارکرد عبادی و سلب کارکرد سیاسی - اجتماعی است؛ زیرا از تحولات صد سال اخیر پیدایش و ترویج اسلام آمریکایی بود که موجب شکل گیری اسلام ستیزی نوین گردیده؛ لذا دشمنان تلاش های بسیاری برای سلب برخی از مهمترین کارکردهای اجتماعی و سیاسی مساجد نمودند گفتمان انقلاب اسلامی با تبیین ماهیت اسلام آمریکایی و تلاش آن برای سکولار نمودن جامعه مسلمانان، آن را وسیله ای برای جدا کردن بخش عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از مجموعهی دین و منحصر کردن دین به مسجد معرفی نموده است؛ به گونه ای که مسجد صرفاً به عنوان گوشه ای برای جدا شدن از زندگی و جدا کردن دنیا از آخرت خواهد بود نه به عنوان پایگاهی برای رتق و فتق امور مسلمین چنان که در صدر اسلام بوده است.(4)از این رو باید امامان محترم جماعت با برنامه ریزی و برگزاری برنامه های متنوع و طرح مباحث گوناگون در حوزه های عبادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به مقابله با توطئه دشمنان اسلام پرداخته و بر محتوا و غنای مساجد و تبدیل آن به محور تحولات جامعه تلاش نمایند.
تحقق یافتن ظرفیت مساجد در گام دوم ضرورتها و الزاماتی دارد که عبارتند از:
کارآمدي و ارتقاي جایگاه مسجد در سیاستگذاريهاي کلان فرهنگی؛
روزآمدي و ایجاد تحول با بهرهگیري از تکنولوژي و ارتباطات؛
توجه به شایستهسالاري؛
شکوفاسازي به کمک افراد، ارگانها و نهادهاي مختلف؛
ایجاد رونق با حضور پررنگتر مردم.
بروز آسیبها و وجود چالشهاي متعدد توانسته - در طول تاریخ - مانع از عملکرد مطلوب مسجد و رسیدن آن به موقعیت مطلوب خویش شود. بروز این آسیبها و چالشها در برخی موارد به خود مسجد یا ناکارآمدي جامعه مسلمانان در بهرهگیري صحیح از آن باز میگردد و در برخی دیگر در اثر توطئههایی است که دشمنان داخلی و خارجی اسام علیه این پایگاه اسامی انجام میدهند. آسیبهاي تحقق ظرفیت مساجد در تحقق گام دوم انقاب اسامی عبارتند از:
کمبود مساجد یا اسراف در نحوه ساخت مساجد؛
عدم برنامهریزي صحیح؛
بروز تفرقه و فرقهاي شدن؛
عدم جذابیت؛
از بین بردن محتواي مسجد با محدود کردن در کارکرد عبادي.
ضرورتها و الزامات فعلیت یافتن ظرفیت مساجد در گام دوم را بیان کنید.
چالش های تحقق ظرفیت مساجد در گام دوم انقلاب اسلامی را کدامند؟
یکی از ضرورتها و الزامات محقَق نمودن ظرفیت مساجد در گام دوم انقلاب اسلامی را نام برده و تشریح کنید.
یکی از چالش های فعلیت یافتن ظرفیت مساجد در گام دوم انقلاب اسلامی شرح دهید.
بسم الله الرحمن الرحيم
«الحمد لله رب العالمين والصلاة و السلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين وصحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدين »
ورود انقلاب اسلامی به دومین مرحله ی خودسازی جامعه پردازی و تمدن سازی
از میان همه ی ملت های زیر ستم کمتر ملتی به انقلاب همت می گمارد؛ و در میان ملت هایی که به پاخاسته و انقلاب کرده اند. کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به جز تغییر حکومت ها، آرمان های انقلابی را حفظ کرده باشند. اما انقلاب پرشکوه ملت ایران که بزرگ ترین و مردمی ترین انقلاب عصر جدید است. تنها انقلابی است که یک چله ی پرافتخار را بدون خیانت به آرمان هایش پشت سر نهاده و در برابر همه ی وسوسه هایی که غیر قابل مقاومت به نظر می رسیدند.
از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دومین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدن سازی شده است. درودی از اعماق دل بر این ملت بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرآیند بزرگ و جهانی چهل سال دوم می شود.
پیروزی انقلاب اسلامی آغازگر عصر جديد عالم
آن روز که جهان میان شرق و غرب مادی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی برد انقلاب اسلامی ایران با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد چهارچوب ها را شکست کهنگی کلیشه ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند اما این واکنش ناکام ماند چپ و راست مدرنیته از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت تا تلاش گسترده و گونه گون برای خفه کردن آن هر چه کردند به اجل محتوم خود نزدیک تر شدند.
اکنون با گذشت چهل جشن سالانه ی انقلاب و چهل دهه ی فجر یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شده و دیگری با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار می دهند دست و پنجه نرم میکند و انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به پیش می رود.
نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقق آنها.
دفاع ابدی از نظریه ی نظام انقلابی
انقلاب اسلامی همچون پدیده ای زنده و با اراده همواره دارای انعطاف و آماده ی تصحیح خطاهای خویش است اما تجدید نظر پذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حساسیت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی عمل می شمارد، اما به هیچ بهانه ای از ارزشهایش که بحمد الله با ایمان دینی مردم آمیخته است. فاصله نمی گیرد. انقلاب اسلامی پس از نظام سازی به رکود و خموشی دچار نشده و نمی شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی بیند بلکه از نظریه ی نظام انقلابی تا ابد دفاع می کند.
جمهوری اسلامی و فاصله ی میان بایدها و واقعیت ها
جمهوری اسلامی متحجر و در برابر پدیده ها و موقعیت های نو به نو فاقد احساس و ادراک نیست اما به اصول خود بشدت پایبند و به مرزبندی های خود با رقیبان و دشمنان بشدت حساس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی مبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی شک فاصله ی میان بایدها و واقعیت ها همواره وجدانهای آرمان خواه را عذاب داده و میده می دهد. اما این فاصله ای طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی ایرانی است و همواره چنین باد. بارها طی شده است و بیشک در آینده با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پرانگیزه با قدرت بیشتر طی خواهد شد.
انقلاب اسلامی مایه ی سربلندی ایران و ایرانی
انقلاب اسلامی ملت ایران، قدرتمند اما مهربان و با گذشت و حتی مظلوم بوده است. مرتکب افراط ها و چپ روی هایی که مایه ی تنگ بسیاری از قیام ها و جنبش ها است. نشده است. در هیچ معرکه ای حتی با آمریکا و صدام گلوله ی اول را شلیک نکرده و در همه ی موارد پس از حمله ی دشمن از خود دفاع کرده و البته ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی رحم و خون ریز بوده و نه منفعل و مردد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروت انقلابی این صداقت و صراحت و اقتدار این دامنه ی عمل جهانی و منطقه ای در کنار مظلومان جهان مایه ی سربلندی ایران و و در چهل سال گذشته در مواردی ایرانی است و همواره چنین باد.
برای برداشتن گام های استوار در آینده باید گذشته را درست شناخت
ای نک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی این بنده ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اول درباره ی گذشته است.
عزیزان نادانسته ها را جز با تجربه ی خود یا گوش سپردن به تجربه ی دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده ایم نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیده ایم و شما خواهید دید. دهه های آینده دهه های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) است. نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده باید گذشته را درست شناخت و از تجربه ها درس گرفت اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغ ها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان و دروغ پردازی درباره ی گذشته و حتی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همه ی ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده نظامش نمیتوان شنید.
آغاز انقلاب و نظام اسلامی از نقطه ی صفر
انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن از نقطه ی صفر آغاز شد؛ اولاً: همه چیز علیه ما بود چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه و نه به زور شمشیر خود بر سر کار آمده بود. و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت های غربی و چه وضع بشدت نابسامان داخلی و عقب افتادگی شرم آور در علم و فناوری و سیاست و معنویت و هر فضیلت دیگر
ثانیاً هیچ تجربه ی پیشینی و راه طی شده ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیام های مارکسیستی و امثال آن نمی توانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است. الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریت و اسلامیت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه ی بزرگ امام خمینی
به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود.
تقابل دوگانه ی جدید اسلام و استکبار»؛ پدیده ی برجسته ی جهان معاصر
آنگاه انقلاب ملت ایران جهان دو قطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطب های جدید قدرت تقابل دوگانه ی جدید اسلام و استکبار پدیده ی برجسته ی جهان معاصر و کانون توجه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه ی ملت های زیر ستم و جریانهای آزادی خواه جهان و برخی دولت های مایل به استقلال و از سویی نگاه کینه ورزانه و بدخواهانه ی رژیم های زورگو و قلدرهای باج طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین گونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزله ی انقلاب فرعون های در بستر راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی ها با همه ی شدت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه ی این ملت و رهبری آسمانی و تأیید شده ی امام عظيم الشأن ما تاب آوردن در برابر آن همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت امکان پذیر نمی شد.
مدیریت جهادی و اعتقاد به اصل «ما میتوانیم» عامل عزت و پیشرفت ایران در همه ی عرصه ها
به رغم همه ی این مشکلات طاقت فرسا جمهوری اسلامی روز به روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفت های شگفت آور در ایران اسلامی است. عظمت پیشرفت های چهل ساله ی ملت ایران آنگاه بدرستی دیده میشود که این مدت با مدتهای مشابه در انقلاب های بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود. مدیریت های جهادی الهام گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما می توانیم »که امام بزرگوار به همه ی ما آموخت ایران را به عزت و پیشرفت در همه ی عرصه ها رسانید.
برکات بزرگ انقلاب اسلامی انقلاب
به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدت تحقیر شده و بشدت عقب مانده بود در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت در گام نخست رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده ی ملی را که جان مایه ی پیشرفت همه جانبه و حقیقی است در کانون مدیریت کشور وارد کرد آنگاه جوانان را میدان دار اصلی حوادث و وارد عرصه ی مدیریت کرد روحیه و باور «ما میتوانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان اتکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد.
اولاً: ثبات و امنیت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه ی پیروزی در جنگ هشت ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقی اش را پدید آورد.
ثانیاً: موتور پیشران کشور در عرصه ی علم و فناوری و ایجاد زیر ساخت های حیاتی و اقتصادی و عمرانی شد که تا اکنون ثمرات بالنده ی آن روز به روز فراگیرتر میشود. هزاران شرکت دانش بنیان هزاران طرح زیر ساختی و ضروری برای کشور در حوزه های عمران و حمل و نقل و صنعت و نیرو و معدن و سلامت و کشاورزی و آب و غیره میلیونها تحصیل کرده ی دانشگاهی یا در حال تحصیل هزاران واحد دانشگاهی در سراسر کشور، ده ها طرح بزرگ از قبیل چرخه ی سوخت هسته ای سلولهای بنیادی فناوری نانو زیست فناوری و غیره با رتبه های نخستین در کل جهان شصت برابر شدن صادرات غیر نفتی نزدیک به ده برابر شدن واحدهای
صنعتی ده ها برابر شدن صنایع از نظر کیفی تبدیل صنعت مونتاژ به فناوری بومی برجستگی محسوس در رشته های گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در
رشته های مهم و حساس پزشکی و جایگاه مرجعیت در آن و ده ها نمونه ی دیگر از پیشرفت محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایران پیش از انقلاب در تولید علم و فناوری صفر بود در صنعت به جز مونتاژ و در علم به جز ترجمه هنری نداشت.
ثالثاً: مشارکت مردمی را در مسائل سیاسی مانند انتخابات مقابله با فتنه های داخلی حضور در صحنه های ملی و استکبارستیزی به اوج رسانید و در موضوعات اجتماعی مانند کمک رسانی ها و فعالیتهای نیکوکاری که از پیش از انقلاب آغاز شده بود افزایش چشمگیر داد. پس از انقلاب مردم در مسابقه ی خدمت رسانی در حوادث طبیعی و کمبودهای اجتماعی مشتاقانه شرکت می کنند.
رابعاً: بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین المللی را به گونه ی شگفت آوری ارتقاء داد. تحلیل سیاسی و فهم مسائل بین المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئله ی فلسطین و ظلم تاریخی به ملت آن مسئله ی جنگ افروزی ها و رذالتها و دخالت های قدرتهای قلدر در امور ملتها و امثال آن را از انحصار طبقه ی محدود و عزلت گزیده ای به نام روشنفکر بیرون آورد؛ این گونه روشنفکری میان عموم مردم در همه ی کشور و همه ی ساختهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتی برای نوجوانان و نونهالان روشن و قابل فهم گشت.
خامساً: کفه ی عدالت را در تقسیم امکانات عمومی کشور سنگین
کرد. نارضایتی این حقیر از کار کرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی عدالتی در این چهار دهه با هیچ دوره ی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتخت نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اولیه ی زیر ساختی و خدمت رسانی بودند جمهوری اسلامی در شمار
موفق ترین حاکمیت های جهان در جابه جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه جای کشور و از مناطق مرفه نشین شهرها به مناطق پایین دست آن بوده است. آمار بزرگ راه سازی و خانه سازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و سد و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخار آفرین است؛ بیشک این همه نه در تبلیغات نارسای مسئولان انعکاس یافته و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است؛ ولی هست و حسنه ای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است. البته عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است. پیرو حکومت علوی شناخته شود بسی برتر از اینها است و چشم امید برای اجرای آن به شما جوانها است که در ادامه بدان خواهم پرداخت.
سادساً: عیار معنویت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه بگونه ای چشمگیر افزایش داد. این پدیده ی مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول دوران مبارزه و پس از پیروزی
انقلاب بیش از هر چیز رواج داد آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایه های مادی در رأس کشوری قرار گرفت که مایه های ایمان مردمش بسی ریشه دار و عمیق بود. هر چند دست تطاول تبلیغات مروج فساد و بی بندوباری در طول دوران پهلوی ها به آن ضربه های سخت زده و لجنزاری از آلودگی اخلاقی غربی را به درون زندگی مردم متوسط و بخصوص جوانان کشانده بود ولی رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی دلهای مستعد و نورانی بویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد مجاهدت های جوانان در میدان های سخت از جمله دفاع مقدس با ذکر و دعا و روحیه ی برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه ی دینی از عزیزان خود که به جبهه های گوناگون جهاد می شتافتند دل کندند و سپس آنگاه که با پیکر خون آلود یا جسم آسیب دیده ی آنان روبه رو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند مساجد و فضاهای دینی رونقی بی سابقه گرفت صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهاد سازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد. نماز و حج و روزه داری و پیاده روی زیارت و مراسم گوناگون دینی و اتفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه جا بویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز روز به روز بیشتر و با کیفیت تر شده است.
و اینها همه در دورانی اتفاق افتاده که سقوط اخلاقی روزافزون غرب و پیروانش و تبلیغات پرحجم آنان برای کشاندن مرد و زن به لجنزارهای فساد اخلاق و معنویت را در بخشهای عمده ی عالم منزوی کرده است؛ و این معجزه ای دیگر از انقلاب و نظام اسلامی فعال و پیشرو است.
سابعاً نماد پرابهت و باشکوه و افتخار آمیز ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و در رأس آنان آمریکای جهان خوار و جنایت کار روز به روز برجسته تر شد. در تمام این چهل سال تسلیم ناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشته ی آن در مقابل دولتهای متکبر و مستکبر خصوصیت شناخته شده ی ایران و ایرانی بویژه جوانان این مرز و بوم به شمار می رفته است قدرتهای انحصارگر جهان که همواره حیات خود را در دست اندازی به استقلال دیگر کشورها و پایمال کردن منافع حیاتی آنها برای مقاصد شوم خود دانسته اند در برابر ایران اسلامی و انقلابی اعتراف به ناتوانی کردند. ملت ایران در فضای حیات بخش انقلاب توانست نخست دست نشانده ی آمریکا و عنصر خائن به ملت را از کشور براند و پس از آن هم تا امروز از سلطه ی دوباره ی قلدران جهانی بر کشور با قدرت و شدت جلوگیری کند.
انقلاب چهل ساله و گام بزرگ دوم
جوانان عزیز اینها بخشی محدود از سرفصلهای عمده در سرگذشت چهل ساله ی انقلاب اسلامی است؛ انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوم را
در پیشبرد آن بردارید.
محصول تلاش چهل ساله اکنون برابر چشم ما است کشور و ملتی مستقل، آزاد، مقتدر، باعزت مندین پیشرفته در علم انباشته از تجربه هایی گران بها مطمئن و امیدوار دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی و کورددار در رسیدن به رتبه های بالا در دانشها و فناوریهای مهم از قبیل هسته ای و سلولهای بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی سرآمد در انگیزه های جهادی میان جوانان سرآمد در جمعیت جوان کارآمد و بسی ویژگیهای افتخار آمیز دیگر که همگی محصول انقلاب و نتیجه ی جهت گیری های انقلابی و جهادی
است و بدانید که اگر بی توجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه هایی از تاریخ چهل ساله نمی بود که متأسفانه بود و خسارت بار هم بود
بی شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی داشت.
اقتدار انقلاب اسلامی و تغییر چالش ها و شکست مستکبران
ایران مقتدر امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه رو است اما با تفاوتی کاملاً معنی دار اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه ی جاسوسی بود. امروز چالش بر سر حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه ی غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته ی حزب الله و مقاومت در سراسر این منطقه است و اگر آن روز مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاح های پیشرفته ی ایرانی به نیروهای مقاومت است. و اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خود فروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملت ایران فائق آید امروز برای مقابله ی سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده ها دولت معاند با مرعوب میبیند و البته باز هم در رویارویی شکست میخورد ایران به برکت انقلاب اکنون در جایگاهی متعالی و شایسته ی ملت ایران در چشم جهانیان و عبور کرده از بسی گردنه های دشوار در مسائل اساسی خویش است.
جوانان؛ محور تحقق نظام پیشرفته ی اسلامی
اما راه طی شده فقط قطعه ای از مسیر افتخار آمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است.
دنباله ی این مسیر که به گمان زیاد به دشواری گذشته ها نیست باید با همت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود مدیران جوان کارگزاران جوان اندیشمندان جوان فعالان جوان در همه ی میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین المللی و نیز در عرصه های دین و اخلاق و معنویت و عدالت باید شانه های خود را به زیر بار مسئولیت دهند از تجربه ها و عبرتهای گذشته بهره گیرند نگاه انقلابی و روحیه ی انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته ی اسلامی بسازند.
نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی؛ مهم ترین ظرفیت امید بخش کشور نکته ی مهمی که باید آینده سازان در نظر داشته باشند این است که در کشوری زندگی میکنند که از نظر ظرفیت های طبیعی و انسانی کم نظیر است و بسیاری از این ظرفیت ها با غفلت دست اندرکاران تاکنون بی استفاده یا کم استفاده مانده است. همتهای بلند و انگیزه های جوان و انقلابی خواهند توانست آنها را فعال و در پیشرفت مادی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند.
مهم ترین ظرفیت امید بخش کشور نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیت جوان زیر 10 سال که بخش مهمی از آن نتیجه ی موج جمعیتی ایجاد شده در دهه ی 60 است فرصت ارزشمندی برای کشور است. 36 میلیون نفر در سنین میانه ی 15 و 40 سالگی نزدیک به 14 میلیون نفر دارای تحصیلات عالی رتبه ی دوم جهان در دانش آموختگان علوم و مهندسی انبوه جوانانی که با روحیه ی انقلابی رشد کرده و آماده ی تلاش جهادی برای کشورند و جمع چشمگیر جوانان محقق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته ی مادی با آن مقایسه نمی تواند شد.
فهرست طولانی فرصتهای مادی کشور
به جز این ها فرصت های مادی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل می دهد که مدیران کارآمد و پرانگیزه و خردمند میتوانند با فعال کردن و بهره گیری از آن درآمدهای ملی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بی نیاز و به معنی واقعی دارای اعتماد به نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند ایران با دارا بودن یک درصد جمعیت جهان دارای 7 درصد ذخایر معدنی جهان است منابع عظیم زیرزمینی موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب بازار بزرگ ملی بازار بزرگ منطقه ای با داشتن 15 همسایه با 600 میلیون جمعیت سواحل دریایی طولانی حاصلخیزی زمین با محصولات متنوع کشاورزی و باغی اقتصاد بزرگ و متنوع بخشهایی از ظرفیتهای کشور است؛ بسیاری از ظرفیت ها دست نخورده مانده است گفته شده است که ایران از نظر ظرفیتهای استفاده نشده ی طبیعی و انسانی در رتبه ی اول جهان است. بی شک شما جوانان مؤمن و پرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را بر طرف کنید. دهه ی دوم چشم انداز باید زمان تمرکز بر بهره برداری از دستاوردهای گذشته و نیز ظرفیتهای استفاده نشده باشد و پیشرفت کشور از جمله در بخش تولید و اقتصاد ملی ارتقاء یابد.
گام دوم و سرفصل ها و توصیه های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش بینانه به آینده
اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه هایی میکنم. این سرفصل ها عبارتند از علم و پژوهش معنویت و اخلاق اقتصاد عدالت و مبارزه با فساد استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی اما پیش از همه چیز نخستین توصیه ی من امید و نگاه خوش بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسی همه ی قفلها هیچ گامی نمیتوان برداشت آنچه میگویم یک امید
صادق و متکی به واقعیت های عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده دوری جسته ام اما خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز بر حذر داشته ام و برحذر می دارم در طول این چهل سال و اکنون مانند همیشه – سیاست تبلیغی و رسانه ای دشمن و فعال ترین برنامه های آن مأیوس سازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ تحلیلهای مغرضانه وارونه نشان دادن واقعیتها، پنهان کردن جلوه های امید بخش بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسنات بزرگ برنامه ی همیشگی هزاران رسانه ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملت ایران است؛ و البته دنباله های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده اند که با استفاده از آزادی ها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیشگام در شکستن این محاصره ی تبلیغاتی باشید در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید این نخستین و ریشه ای ترین جهاد شما است. نشانه های امید بخش که به برخی از آنها اشاره شد در برابر چشم شما است. رویش های انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست و دلهای امین و خدمتگزار بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی در بسیاری از عرصه ها با چشم تکریم و احترام می نگرد قدر خود را بدانید و با قوت خداداد، به سوی آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.
و اما توصیه ها:
یک) علم و پژوهش
(1) علم و پژوهش دانش آشکارترین وسیله ی عزت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب مانده از کاروان علم
اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوء استفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد توصیه نمی کنیم، اما مؤکداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه ی دانش در میان خود اصرار می ورزیم بحمد الله استعداد علم و تحقیق در ملت ما از متوسط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیر کننده بود – یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسط علم در جهان به پیش رفته است. دستاوردهای دانش و فناوری ما در این مدت که ما را به رتبه ی شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایه ی شگفتی ناظران جهانی شد و در برخی از رشته های حساس و نوپدید به رتبه های نخستین ارتقاء داد، همه و همه در حالی اتفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن ساز به رکوردهای بزرگ دست یافته ایم و این نعمت بزرگی است که به خاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت.
اما آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طی شده با همه ی اهمیتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر ما هنوز از قله های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قله ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشته ها عبور کنیم ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم ما از صفر شروع کرده ایم عقب ماندگی شرم آور علمی در دوران پهلوی ها و قاجارها در هنگامی که مسابقه ی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگ ها عقب نگه داشته بود ما اکنون حرکت را آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سالها با شدت بالا ادامه یابد تا آن عقب افتادگی جبران شود اینجانب همواره به دانشگاهها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان گرم و قاطع و جدی در این باره تذکر و هشدار و فراخوان داده ام، ولی اینک مطالبه ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیت بیشتر و همچون یک
جهاد در پیش گیرید سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب شهیدانی از قبیل شهدای هسته ای نیز داده است به پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه توز را که از جهاد علمی شما بشدت بیمناک است ناکام سازید.
معنویت و اخلاق معنویت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل اخلاص ایثار تو گل ایمان در خود و در جامعه است و اخلاق به معنی رعایت فضیلت هایی چون خیرخواهی گذشت کمک به نیازمند راستگویی ،شجاعت ،تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیات نیکو است معنویت و اخلاق جهت دهنده ی همه ی حرکتها و فعالیت های فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است بودن آنها محیط زندگی را حتی با کمبودهای مادی بهشت می سازد و نبودن آن حتی با برخورداری مادی جهنم می آفریند.
شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هر چه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می آورد؛ این بی گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد بدون همراهی حکومت ها توفیق چندانی نخواهد یافت اخلاق و معنویت البته با دستور و فرمان به دست نمی آید پس حکومت ها نمی توانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند اما اولاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند. و ثانیاً زمینه را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این باره میدان دهند و کمک برسانند با کانونهای ضد معنویت و اخلاق به شیوه ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنمی ها مردم را با زور و قریب جهنمی کنند.
ابزارهای رسانه ای پیشرفته و فراگیر امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانونهای ضد معنویت و ضد اخلاق نهاده است و هم اکنون تهاجم روز افزون دشمنان به دلهای پاک جوانان و نوجوانان و حتی نونهالان با بهره گیری از این ابزارها را به چشم خود میبینیم دستگاههای مسئول حکومتی در این باره وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد. و
این البته به معنی رفع مسئولیت از اشخاص و نهادهای غیر حکومتی نیست. در دوره ی پیش رو باید در این باره ها برنامه های کوتاه مدت و میان مدت جامعی تنظیم و اجرا شود؛ ان شاء الله.
اقتصاد اقتصاد یک نقطه ی کلیدی تعیین کننده است اقتصاد قوی نقطه ی قوت و عامل مهم سلطه ناپذیری و نفوذ ناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف نقطه ی ضعف و زمینه ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادیات و معنویات بشر اثر می گذارد. اقتصاد البته هدف جامعه ی اسلامی نیست اما وسیله ای است که بدون آن نمیتوان به هدف ها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقل کشور که مبتنی بر تولید انبوه و با کیفیت و توزیع عدالت محور و مصرف به اندازه و بی اسراف و مناسبات مدیریتی خردمندانه است و در سال های اخیر از سوی اینجانب بارها تکرار و بر آن تأکید شده به خاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد میتواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.
انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد ولی عملکردهای ضعیف اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسه های دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی کم اثر و حتی بی اثر خواهد شد.
چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعف های مدیریتی است.
مهمترین عیوب وابستگی اقتصاد به نفت دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه ی وظایف دولت نیست نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیت داخلی استفاده ی اندک از ظرفیت نیروی انسانی کشور بودجه بندی معیوب و نامتوازن و سرانجام عدم ثبات سیاستهای اجرائی اقتصاد و عدم رعایت اولویت ها و وجود هزینه های زائد و حتی مسرفانه در بخشهایی از دستگاههای حکومتی است. نتیجه ی اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوانها فقر
درآمدی در طبقه ی ضعیف و امثال آن است.
راه حل این مشکلات سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که باید برنامه های اجرائی برای همه ی بخش های آن تهیه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیت در دولتها پیگیری و اقدام شود. درون زایی اقتصاد کشور مولد شدن و دانش بنیان شدن آن مردمی کردن اقتصاد و تصدیگری نکردن دولت برونگرایی با استفاده از ظرفیتهایی که قبلاً به آن اشاره شد بخشهای مهم این راه حل ها است. بی گمان یک مجموعه ی جوان و دانا و مؤمن و مسلط بر دانسته های اقتصادی در درون دولت خواهند توانست به این مقاصد برسند دوران پیش رو باید میدان فعالیت چنین مجموعه ای باشد.
جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه ی راه حل ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علت تحریم هم مقاومت ضد استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه حل زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه ی گرگ است خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط هر چند گاه از زبان و قلم برخی غفلت زدگان داخلی صادر میشود اما منشأ آن کانونهای فکر و توطئه ی خارجی است که با صد زبان به تصمیم سازان و تصمیم گیران و افکار عمومی داخلی القاء میشود.
عدالت و مبارزه با فساد این دو لازم و ملزوم یکدیگرند فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی توده ی چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه ی حکومتها عارض شود زلزله ی ویرانگر و ضربه زننده به مشروعیت آنها است و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبنانی تر از مقبولیت اجتماعی است، بسیار جدی تر و بنیانی تر از دیگر نظامها است وسوسه ی مال و مقام و ریاست، حتی در علوی ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بروز این تهدید در جمهوری
اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه ی زهد
انقلابی و ساده زیستی میدادند هرگز بعید نبوده و نیست و این ایجاب می کند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه گانه حضور دائم داشته باشد و به معنای واقعی با فساد مبارزه کند بویژه در درون دستگاه های حکومتی البته نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بخصوص با رژیم طاغوت که سرتاپا فساد و فساد پرور بود بسی کمتر است و بحمدالله مأموران این نظام غالباً سلامت خود را نگاه داشته اند ولی حتی آنچه هست غیر قابل قبول است. همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیت همه ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است. همه باید از شیطان حرص برحذر باشند و از لقمه ی حرام بگریزند و از خداوند در این باره کمک بخواهند و دستگاه های نظارتی و دولتی باید با قاطعیت و حساسیت از تشکیل نطفه ی فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. این مبارزه نیازمند انسانهایی با ایمان و جهادگر و منبع الطبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی است. این مبارزه بخش اثر گذاری است از تلاش همه جانبه ای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.
عدالت در صدر هدفهای اولیه ی همه ی بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است؛ این کلمه ای مقدس در همه ی زمانها و سرزمینها است و به صورت کامل جز در حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) میسر نخواهد شد ولی به صورت نسبی، همه جا و همه وقت ممکن و فریضه ای بر عهده ی همه بویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گام های بلندی برداشته است که قبلاً بدان اشاره ای کوتاه رفت و البته در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه ی واژگونه نمایی و لااقل سکوت و پنهان سازی که اکنون برنامه ی جدی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد.
با این همه اینجانب به جوانان عزیزی که آینده ی کشور چشم انتظار آنها است صریحاً میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید میشده و بشود دارای فاصله ای ژرف است در جمهوری اسلامی دلهای مسئولان به طور دائم باید برای رفع محرومیتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی بشدت بیمناک باشد. در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه تنها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست اما تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بی عدالتی می انجامد. بشدت ممنوع است؛ همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت به هیچ رو مورد قبول نیست. این سخنان در قالب سیاستها و قوانین بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته ی آن چشم امید به شما جوانها است و اگر زمام اداره ی بخشهای گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان که بحمدالله کم نیستند سپرده شود. این امید برآورده خواهد شد؛ ان شاء الله.
استقلال و آزادی استقلال ملی به معنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرت های سلطه گر جهان است و آزادی اجتماعی به معنای حق تصمیم گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه ی افراد جامعه است و این هر دو از جمله ی ارزشهای اسلامی اند و این هر دو عطیه ی الهی به انسانهایند و هیچ کدام تفضل حکومت ها به مردم نیستند. حکومت ها موظف به تأمین این دو اند منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر می دانند که برای آن جنگیده اند. ملت ایران با جهاد چهل ساله ی خود از جمله ی آنها است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی دستاورد بلکه خون آورد صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان ولی همه در رتبه های رفیع انسانیت این ثمر شجره ی طیبه ی انقلاب را با تأویل و توجیه های ساده لوحانه و بعضاً مغرضانه نمیتوان در خطر قرار داد همه مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی – موظف به حراست از آن
با همه ی وجودند. بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود.
عزت ملی، روابط خارجی مرزبندی با دشمن این هر سه شاخه هایی از اصل «عزت حکمت و مصلحت در روابط بین المللی اند. صحنه ی جهانی امروز شاهد پدیده هایی است که تحقق یافته یا در آستانه ی ظهورند تحرک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاستهای آمریکا در منطقه ی غرب آسیا و زمین گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه گسترش حضور قدرتمندانه ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.
اینها بخشی از مظاهر عزت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی آمد. سردمداران نظام سلطه نگرانند پیشنهادهای آنها عموماً شامل قریب و خدعه و دروغ است. امروز ملت ایران علاوه بر آمریکای جنایت کار تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه گر و غیر قابل اعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملی خود یک گام هم عقب نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه حال عزت کشور و ملت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت جویانه و البته از موضع انقلابی، مشکلات قابل حل خود را با آنان حل کند. در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زبان مادی و معنوی محصولی نخواهد داشت.
سبک زندگی سخن لازم در این باره بسیار است. آن را به فرصتی دیگر وامی گذارم و به همین جمله اکتفا میکنم که تلاش غرب در ترویج
سبک زندگی غربی در ایران زبانهای بی جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملت ما زده است؛ مقابله با آن جهادی همه جانبه و هوشمندانه می طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.
در پایان از حضور سرافرازانه و افتخار انگیز و دشمن شکن ملت عزیز در بیست و دوم بهمن و چهلمین سالگرد انقلاب عظیم اسلامی تشکر میکنم و پیشانی سپاس بر درگاه حضرت حق میسایم. سلام بر حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) سلام بر ارواح طیبه ی شهیدان والامقام و روح مطهر امام بزرگوار؛ و سلام بر همه ی ملت عزیز ایران و سلام ویژه به جوانان
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
1.ابن بابويه القمّى، محمّد بن على (الشيخ الصدوق)، الأمالى، تحقيق: مؤسسة البعثة، قم: مؤسسة البعثة، 1407 ق، اوّل.
2.ابن بابويه قمّى، محمّد بن على (الشيخ الصدوق)، کتاب من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.
3.ابن بلبان، علی، صحيح ابن حبّان، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، بيروت: مؤسسة الرسالة، الطبعة الثانية، 1414 ه.
4.ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، بیتا.
5.ابن هشام، عبدالملک حمیری، السیرة النبویة، بیروت، دار الکتاب العربی، بیتا
6.اخوان، محمد جواد، مقاله «چرا بودجه همچنان نیازمند اصلاح ساختاری است؟» سایت https://www.Javann.ir در تاریخ 30/ 9/ 1398.
7.اراکی، محسن، اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی، منابع: فصلنامه رواق اندیشه، شماره 38.
8.اراکی، محسن، فقه المسجد تهران مرکز رسیدگی به امور مساجد 1397
9.اسداللهی، مسعود، از مقاومت تا پیروزی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور، 1379.
10.اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ القرآن، الدارالشامیه، بیروت 1992 م.
11.اعتمادی فرد، سید مهدی، روابط اجتماعی زن و مرد، دانشنامه فاطمی، زیر نظر علی اکبر رشاد، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1393 ش.
12.امام خمینی، سید روح الله موسوی، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
13.امام خمینی، سید روح الله موسوي، استفتائات، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی تا
14.امام خمینی، سید روحالله موسوی، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، بیتا.
15.امام خمینی، سیدروحالله موسوی، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(قدس سره)، بیتا.
16.امام خمینی، ولایت فقیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیست و پنجم، 1391.
17.امام خمينى، كتاب البيع، تعداد جلد: 5، ناشر: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س)، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1388 ش- 1430 ق، نوبت چاپ: سوم.
18.انصاری، ابراهیم، ابعاد اقتصادی، اجتماعی تهاجم فرهنگی، مطالعات فرهنگی در دانشگاه اسلامی (فصلنامه)، تهران، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، ش 3، 1376 ش.
19.آیتالله خامنهای، دو امام مجاهد، مؤسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، سال 1396.
20.آیتالله خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، مؤسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، سال 1393.
21.باغستانی، سعید، مقاله انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر لبنان، مجلة معرفت، ش 98، ص 55-64.
22.بستانی، حسین، خانواده، دانشنامه فاطمی، زیر نظر علی اکبر رشاد، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1393 ش.
23.بهزادپور، سیمیندخت، مقاله «زن»، اندیشه نامه انقلاب اسلامی، مؤسسه انقلاب اسلامی، بیتا.
24.پاشاپور، حميد، نهضتهاي اسلامي بازيگران جديد نظام بينالملل، ويراستار شهرام رجبزاده، ناشر انديشهسازان نور، سال 1381.
25.پسنديده، عباس، الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روانشناسى مثبتگرا، ناشر: مؤسسه علمى فرهنگى دارالحديث، سازمان چاپ و نشر، مكان چاپ: قم- ايران، سال چاپ: 1392، نوبت چاپ: 1.
26.تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم، مصحح: رجائى، سيد مهدى، ناشر: دارالكتاب الإسلامي، قم، 1410 ق.
27.تميمي مغربي، أبي حنيفة، نعمان بن محمّد بن منصور بن أحمد بن حيّون(ت 363 ه)، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، تحقيق: آصف بن عليّ أصغر فيضي، دارالمعارف- مصر، الطبعة الثالثة 1389 ه
28.تهرانی، مجتبی ادب الهی(تربیّت مربی)، موسسه فرهنگی پژوهشی مصابیح الهدی، چاپ سوم، سال 1397.
29.جعفری ولدانی، صغر، کانونهای بحران در خلیج فارس، تهران: انتشارات کیهان، 1377
30.جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، سیره رسول خدا، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم، 1382 ش
31.جعفریان، رسول جریانها و سازمانهای مذهبی - سیاسی، نشر علم چاپ اول 1390.
32.جمعی از نویسندگان، مطالعات استراتژیک توسعه و فرهنگ دینی، مؤسسه فرهنگی هنری عرش پژوه، قم، پژوهشکده باقر العلوم 7، 1391 ش.
33.حاج يوسفي، امير محمد، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در پرتو تحولات منطقهاي (2001-1991)، تهران وزارت امور خارجه، مركز چاپ و انتشارات، سال 1384.
34.حاكم نيشابوري، محمّد بن عبد اللّه، المستدرك على الصحيحين، بيروت: دارالكتب العلمية، 1411 ق، الطبعة الأولى؛ و طبع حيدرآباد.
35.حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آلالبیت علیهم السلام لإحیاء التراث، 1414 ق.
36.حسینخانی، امید، مقاله «زن»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، مؤسسه انقلاب اسلامی، بیتا.
37..حسینی، زهرا، دا، انتشارات سوره مهر، تاریخ نشر: مهر 1396، نوبت چاپ: صد و پنجاه و هفتم.
38.خسروپناه، عبدالحسین، منظومه فکری آیتالله خامنهای، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم، سال 1396.
39.دهقانی فیروزآبادی، سید جلال، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: سمت، 1389.
40.ذوعلم، علی؛ آقایی، محمدرضا؛ صاعد رازی، محمدحسین، مقاله «تهاجم فرهنگی»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
42.رزمجویی، هادی، مقاله «هویت»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
43.رودگر، محمدجواد، مقاله «عرفان»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
44.رودگر، محمدجواد، مقاله «معنویت»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
45.روزنامه كیهان،، «مصاحبه با شیخ سعید شعبان»، 4 دی 1362.
46.سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران (1377)، آمار عملکرد 20 ساله آموزش عالی ایران بخش دولتی ،تهران وزارت فرهنگ و آموزش عالی، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران.
47.سلیمی نمین، عباس، مقاله «ایران»، اندیشهنامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
48.سيوطي، جلال الدين عبدالرحمان بن أبي بكر، الجامع الصغير في أحاديث البشير النذير، دارالفكر- بيروت.
49.شاذان قمی، شاذان بن جبرئیل، الایضاح، النجف الاشرف، المطبعة الحیدریة، 1381 ق.
50.شجاعی، محمد ص ادق، درآمدى بر روانشناسی تنظیم رفتار با رویکرد اسلام ی، ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، مکان چاپ: قم- ای ران، سال چاپ: 1388، نوبت چاپ: 1.
52.شریفی، احمد حسین، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان های کاذب، قم، نشر صهبا ،1387 ش.
53.شفیعیان، جواد، مقاله مسجد، اندیشه نامه انقلاب اسلامی، جلد اول، صحفات 643- 595، ناشر: نهضت نرم افزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی ،1398.
54.شوشتری، قاضی نور الله (ت 1019 ه)، إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل ، مع تعلیقات السیّد شهاب الدین المرعشی، مکتبة آیة الله المرعشی- قم ،الطبعة الاولی 1411 ه.
55.صالحی، ابراهیم( 1380)، بررسی گسترش آموزش عالی در ایران با رجوع خاص به مشارکت زنان، ترجمه اسماعیل یزدان پور در: صدیقه شکوری راد، توسعه مشارکت زنان در آموزش عالی، تهران، دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی، وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری.
56.صدر، محمد باقر، انسان مسؤول و تاریخ ساز از دیدگاه قرآن، چاپ دوم، تهران: بنیاد قرآن .
57.طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر اسلامی ،1417 ق.
58.طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، چاپ اول ،1404 ق.
59 .طبری امامی، محمد بن جریر، نوادر المعجزات فی مناقب الائمة الهداۀ، تحقیق باسم محمد اسدی، قم، انتشارات دلیل ما ،1427 ق.
60.طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلا میة، چاپ چهارم ،1407 ق.
61.طوسی، محمد بن الحس ن، الأمالی، مصحح: مؤسسة البعثة، ناشر: دارالثقافة، قم ،1414 ق.
62.طیاری نژاد، رامین، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، مقاله «بررسی بند هفتم توصیههای رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب با موضوع سبک زندگی اسلامی ایرانی »KHAMENEI.IR .
63.عباسی، روح الله، بازگشت به اسلام ماهیت بیداری، با همکاری صحاف، مجید، نشر دفتر علم، تهران ، 1391.
64.علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام فی معرفة الحلال و الحرام، قم، نشر اسلامی، چاپ اول ،1413 ق.
65.عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی ایران، قم، نشر معارف ،1381
66 .فراتی، عبدالوهّاب، انقلاب اسلامی و بازتاب آن، زلال کوثر ،1381.
67.فضل الله، حسن، حرب الارادات، دارالهادی ،1998 م.
68.فقیهی، علی نقی، تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث ، ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، مکان چاپ: قم ای ران، سال چاپ: 1387، نوبت چاپ: اول.
69 .فولادزاده، عبدالامیر، شاهنشاهی پهلوی در ایران، قم، کانون نشر اندیشه اسلامی ،69 13.
70.قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول 19، 21 و 8.
71.قرائتی، تقی، آیین امامت مسجد، قم، انتشارات زینی ،1390 ش.
72.قوامی، صمصام الدین، مقاله «مدیریت»، اندیشه نامه انقلاب اسلامی، نهضت نرم افزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
73.کتانی، عبدالحی، نظام الحکومة النبویة المسمی التراتیب الاداریة ،بیروت، دارالإحیاء التراث العربی، بی تا.
74.کدی، نیکی آر، ریشه های انقلاب در ایران، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، تهران: انتشارات قلم، چاپ دوم ،1377.
75.کلانتری، ابراهیم، مقاله «دانشگاه»، اندیشه نامه انقلاب اسلامی ،نهضت نرم افزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
76 .کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران ،دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم ،1407 ق .
77.کمالی، فاطمه، سرایی، احمد، مسجد از دیدگاه فرق اسلامی (پرستش گاه در عهد سنت و تجدد)، تدوین عمادالدین باقی، تهران ،نشر سرایی، چاپ اول ،1381 ش.
78.کنجی، محمّد بن طلحة(م 654 ق)، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، تحقیق: ماجد بن أحمد العطیة، بیروت: مؤسّسة امّ القرى ،1420 ق.
79.گروه پژوهشهای آماری و انفورماتیک( 1380) آمار آموزش عالی ایران در سال تحصیلی 80-1379، تهران، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.
80.لعل نهرو، جواهر، نگاهی به تاریخ جهان، مترجم: محمود تفضلی ،ناشر: امیرکبیر، سال انتشار 1388.
81.مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تحقیق محمدباقر بهبودی ،بیروت، دار احیاء التراث العربی ،1403 ق.
82.محدث نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسة آل البیت: لإحیاء التراث ،1408 ق .
83.محمّد بن علی ابن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (م 381 ق) ،الخصال، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، 1414 ق، چهارم.
84.محمدى رى شهرى، محمد، دانشنامه امیرالمؤمنین «علیه السلام »بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ ، مترجم: مسعودى، عبد الهادى ، ناشر:
موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، مکان چاپ: کتابنامهقم ایران سال چاپ: 1389، نوبت چاپ: سوم.
85.محمدى رى شهرى، محمد، دانشنامه عقاید اسلام ی، ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، مکان چاپ: قم ایران ، سال چاپ: 1386، نوبت چاپ:دوم.
86.محمدى رى شهرى، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین «علیه السلام ،»تلخیص: غلامعلی، مهدى، ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، مکان چاپ: قم ایران، سال چاپ: 1391، چاپ: اول.
87.مرندی، درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی، شماره 13 و 14
88.مشکینی، علی، المواعظ العددیّة، تحقیق: علی الأحمدى المیانجی، قم: الهادى ،1406 ق، چهارم
89.مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا ،1377 ش
90 . معینوزیری، نص رتالله، تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، ناشر: وزارت امور خارجه، واحد انتشارات،1373 91.مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة ،1374 ش.
92.مهام، محمود، مقاله «مردم»، اندیشه نامه انقلاب اسلامی، نهضت نرمافزاری، وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی.
93 .نبوی، محمدحسن، مدیریت مسجد، مبلغان (ماهنامه)، ش 55، قم ،معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه ،1383 ش.
94.ولایتی، علی اکبر، تاریخ معاصر ایران، تهران، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، بیتا.
95.هندى، علی المتّقی بن حسام الدین ،کنز العمّال فی سنن الأقوال و الأفعال، تصحیح: صفوة السقّا، بیروت: مکتبة التراث الإسلامی، 1397 ق، اوّل.
96.http://farsi.khamenei.ir
97.https://pub.daneshbonyan.ir
98.https://www.farsnews.ir
99.https://www.iribnews.ir/fa/news
100.https://www.irna.ir/new
101.https://www.mehrnews.com/news
102.newscientist.com
103.science-metrix.com