صد و ده سوال پیرامون مسجد

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

110 [ صد و ده] سؤال پیرامون مسجد / تهیه کننده دفتر مطالعات و تحقیقات

مرکز رسیدگی به امور مساجد؛ محقق مرتضی رستگار ..

قم: مؤسسه فرهنگی ثقلین

1384

303 ص . - (مؤسسه فرهنگی ثقلین؛ 31).

ISBN 964-94842-8-0

فهرست نویسی براساس اطلاعات فیپا.

کتابنامه: ص. 297 - 303 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.

1. مسجدها - پرسشها و پاسخها. الف مرکز رسیدگی به امور مساجد. دفتر مطالعات و تحقیقات. ب. رستگار، مرتضی، محقق .

4 ص /BP 261

297/75

110 سؤال پیرامون مسجد

ناشر :مؤسسه فرهنگی ثقلین

تهیه کننده: دفتر مطالعات و تحقیقات مرکز رسیدگی به امور مساجد

محقق : مرتضی رستگار

ويراستار:سید محمدتقی مرتضوی زاده

حروفچینی و ناظر چاپ: عباس رحیمی

چاپ : چاپخانه نینوا - قم

قطع : رقعی - 303 صفحه

شمارگان: چاپ اول - 500 نسخه

تاریخ چاپ : مردادماه 1384

نشانی:

دفتر مرکزی: تهران - تهرانپارس - بین فلکه دوم وسوم - خیابان 182 غربی - پلاک 6

تلفن 77702312 - دورنویس 77881452

مركز انتشارات: قم - خیابان انقلاب - چهارراه سجادیه - کوچه شماره 33 - پلاک 13 تلفن 7734467 - دورنویس 7732864

شابک 0 - 8 - 94842 - 964 * 0 - 8 - 94842 - 964 ISBN

کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

-32-

110 سوال پیرامون مسجد

مرکز رسیدگی به امور مساجد

فهرست مطالب

تصویر

5

تصویر

6

تصویر

7

تصویر

8

تصویر

9

تصویر

10

تصویر

11

تصویر

12

تصویر

13

تصویر

14

بسم الله الرحمن الرحیم

سخن ناشر

مساجد، خانه خدا بيوت ،متقین جایگاه عبادت و پرستش حضر محل اتصال به مبدأ هستی جایگاه پاکان و نیکان محبوب ترین مکانها نزد خدا، کانون نشر معارف الهی جایگاه تجلی وحدت و همبستگی مؤمنان، ستاد فرماندهی و سنگر دفاع از دین و مکانی است که از آن خدا و برای خداست.

از آنجا که اسلام دین انسان سازی است و هدف از تعالیم و آموزشهای دینی، ساختن و تربیت انسانهاست همه ابزارها و امکانات نیز در این جهت بکار گرفته می شوند. مسجد نیز با داشتن جایگاهی بس رفیع در فرهنگ اسلامی، خود مکان و امکانی برای ساختن و تربیت انسان است. شاید اعمار مساجد در آیه شریفه «انما يعمر مساجد الله من امن بالله واليوم الاخر اشاره به این مطلب است که اعمار مساجد با حضور مؤمنان به خدا و روز قیامت صورت می گیرد. یعنی اگر انسانهای تربیت یافته در مسجد حضور نیابند، اعمار صورت نگرفته است.

انقلاب اسلامی ایران نیز بدلیل داشتن خاستگاه و محتوای دینی فرزند و مولود مسجد است و بیشک ادامه حیات آن نیز جز در سایه مسجد

امکان پذیر نیست. سخنان و رهنمودهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدس سره و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی در مورد جایگاه مسجد در فرهنگ اسلامی و نیز نقش و جایگاه مسجد در انقلاب اسلامی، برخاسته از همین دیدگاه مهم است. مؤسسه فرهنگی ثقلین که نام زیبای خود را از حدیث شریف نبوی اخذ نموده است، وظیفه و رسالت خود را نشر فرهنگ ثقل اکبر - قرآن کریم - وثقل کبیر اهل بیت علیهم السلام - قرار داده است. براین اساس در سالهای فعالیت خود تلاش نموده است که با انتشار کتابهایی که عطر و فرهنگ مقدس این دو نقل بزرگ را در جامعه اسلامی می پراکند به وظیفه و رسالت خود عمل نماید. نشر کتاب حاضر نیز که تحت عنوان «110 سؤال پیرامون مسجد» تدوین یافته است، در ادامه عمل به همان وظیفه است.

امید است که زحمات کارشناسان و محققین محترم دفتر تحقیقات و مطالعات مرکز رسیدگی به امور مساجد بخصوص حجت الاسلام والمسلمين جناب آقای غرویان مسؤول محترم آن دفتر و محقق ارجمند حجت الاسلام جناب آقای مرتضی رستگار مورد عنایت صاحب مسجد قرار گیرد. ان شاء الله.

مؤسسه فرهنگی ثقلین

مقدمه

«مسجد» بی تردید نقشی بس حساس در تحکیم اساس و بنیان جامعه دینی داشته و دارد. سال 1384 از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دام عزه العالی سال مشارکت عمومی و همبستگی ملی نامیده شده است. بدون شک مساجد در طول تاریخ اسلام همواره مجلای ظهور مشارکت عمومی و میعادگاه بروز همبستگی ملی در بین آحاد مسلمین بوده و هستند. انقلاب اسلامی ایران حقیقتاً نمادی از قدرت عظیم مسجد در شکل دهی جریانات سیاسی - اجتماعی است. تأکید امام خمینی قدس سره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر اینکه ملت مسلمان مسجدها را پرکنند برخاسته از درکی عمیق و نگاهی ژرف به نقش مهم مسجد در جهت دهی تحولات اجتماعی است. حضور چشمگیر مردم در مساجد همانگونه که علت محدثه انقلاب اسلامی ایران بوده است علت مبقیهٔ آن نیز میباشد و آنچه بی هیچ تردید - دشمن را می ترساند همین حضور آگاهانه است.


دفتر مطالعات و تحقیقات مرکز رسیدگی به امور مساجد در راستای نشر و ترویج فرهنگ مسجد و جذب اقشار مختلف مردم بویژه جوانان به سوی

مسجد، طرح هایی را در دست مطالعه و اقدام دارد کتاب حاضر که توسط فاضل ارجمند حجة الاسلام آقای مرتضی رستگار نگارش یافته، گامی کوچک در راستای اهدافی بلند و دراز مدت است. این دفتر ضمن تشکر و تقدیر از مؤلف ،محترم امیدوار است این کتاب مورد استفاده اقشار مختلف بخصوص جوانانِ اهل مسجد و علاقمند به مطالعه قرار گیرد. ان شاء الله.

قم - دفتر مطالعات و تحقیقات

مرکز رسیدگی به امور مساجد

بسم الله الرحمن الرحیم

پیشگفتار

مسجد خانه خدا(1)و جایگاه انبیا و رسولان وحی (2)و مأمن مؤمنان است. مسجد بهشت روی زمین و تنها مکانی است که انسان با حضور در آن به ساحل آرامش و اطمینان میرسد مکانی که با حضور در آن می توان به قدرت مطلقه الهى اتکا کرد و با امید و توکل به او پله های رشد و کمال را طی نمود. آشنایی بیشتر با این مکان مقدس و شناخت ویژگی ها و احکام و مسائل پیرامون

آن به انسان کمک میکند تا با نگاهی عمیق تر در این مکان حضور یابد. نگارنده این سطور در سفرهای متعدد تبلیغی در مناطق مختلف کشور با سئوالات متنوع و مختلفی پیرامون مسجد روبرو شده است. ولی، در این میان جای کتابی مختصر و مفید که پاسخگوی سئوالات و نیازهای مخاطبان باشد، همواره خالی به نظر میرسید - البته ناگفته نماند که بحمدالله در سالیان اخیر


1) امام صادق علیه السلام می فرماید: «انما امر بتعظيم المساجد لأنها بيوت الله في الأرض، همانا دستور داده شده که مساجد را بزر و محترم شمارید چون مساجد خانه های خدا در زمین هستند. علل الشرايع: ج 2، ص 318.

2) پیامبر اسلام صلی الله علیه واله فرمود: المساجد مجالس الأنبياء؛ مساجد پایگاه انبیا و پیامبرانند. مستدرك الوسائل: ج 3، ص 362 ، ح 3786 .

کتاب ها و مقالات خوبی در ارتباط با موضوع مسجد و مسائل و موضوعات پیرامون آن به رشته ی تحریر درآمده است که از آن جمله میتوان به کتاب ارزشمند «سیمای مسجد» از رحیم نوبهار، «مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت» از حسن رهبری «مسجد و انقلاب اسلامی» از رضا شریف پور، «فضایل و آثار مسجد در آیینه قرآن و روایات» از عباس عزیزی و «مسجد آیینه اسلام» از پروفسور روژه گارودی و... اشاره کرد - به هر حال با توجه به نیاز و ضرورت پیشنهاد دفتر مطالعات و تحقیقات مرکز رسیدگی به امور مساجد را برای تدوین این اثر با اشتیاق تمام پذیرفتم امید آنکه از عهده این مهم برآمده باشم. از همه خوانندگان به ویژه ائمه محترم جماعات انتظار دارم با ارائه رهنمودها و انتقادات سازنده خویش نگارنده را در رفع نقص ها و کاستی های این اثر یاری بخشند و چنانچه طرح سئوالات دیگری را لازم و ضروری می دانند به صورت مکتوب به دفتر مطالعات و پژوهشهای مسجد ارسال نمایند. از استاد محترم جناب حجة الاسلام والمسلمين محسن غرویان و برادر ارجمند حجة الاسلام والمسلمين محمدهادی یعقوب نژاد که از راهنمایی ها و کمک های هر دو بزرگوار در تدوین و نگارش کتاب بهره برده ام تقدیر و تشکر می کنم.

قم - تابستان 1384 مرتضی رستگار

آداب مسجد

سؤال 1 - انداختن آب دهان و بینى و خلط سینه در مسجد چه حکمى دارد؟

مسجد مکان مقدّس و باعظمتى است. از این‌رو، در روایات از انداختن آب دهان و بینى در مسجد نهى شده است. امام على علیه‌السلام مى‌فرمایند:«من وَقّر المسجدَ مِن نُخامِتهِ لَقىَ اللّه‌َ یَوم القیامةِ ضاحکا قَد اَعطى کتابِهِ بیمینهِ و اَنّ المسجدَ لیلتوى مِن النُخامةِ کَما یَلتوى أحدکم بِالخیزرانِ اذا وَقَعَ به»؛(1)

کسى که احترام مسجد را حفظ کند و از انداختن اخلاط (بینى و سینه) در آن خوددارى کند، در روز قیامت با سرور و شادمانى، در حالى که نامه اعمالش در دست راستش قرار دارد، خداوند را ملاقات مى‌کند. همانا مسجد هنگامى که کسى در آن خلط مى‌اندازد، از شدت درد و ناراحتى به خود مى‌پیچد؛ همان‌گونه که اگر یکى از شما را با چوب خیزران بزنند، از شدت درد به خود مى‌پیچد.

در برخى دیگر از روایات، فروبردن آب دهان و سینه را در مسجد،


1) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 148 .

موجب بهبود بیمارى‌ها و امراض دانسته‌اند؛ امام صادق علیه‌السلام از پدرش نقل مى‌کند که پیامبر نقل فرمودند که: «مَن رَدَّ ریقهُ تعظیما لِحقِّ المسجدِ جَعلَ اللّه‌ُ ذلکَ قوّةً فى بدنه و کَتب له بها حسنةً و حُطَّ عنه سَیّئةٌ» و قال: «لا تَمُرُّ بداءٍ فى جوفهِ الاّ اَبرأَتهُ»؛(1)کسى که به‌خاطر بزرگداشت و احترام مسجد، آب دهان خود را فرو برد و در مسجد نیندازد، خداوند این آب دهان را به‌قدرت و توانایى تبدیل مى‌کند و براى او در مقابل این کار، حسنه‌اى مى‌نویسد و گناهى را از او محو مى‌نماید. و فرمودند: این آب دهان به هر دردى که در بدن او برخورد نماید، آن را شفا مى‌بخشد.

به‌دلیل آنکه ممکن است افراد به دلایل گوناگون، قادر به فرو بردن آب دهان و اخلاط سینه خود نباشند، بجاست هنگام رفتن به مساجد دستمالى همراه داشته باشند تا در صورت لزوم، از آن استفاده کنند و حرمت خانه خدا را از بین نبرند.


1) . المحاسن، ج 1 ، ص 45 - 55 .

سؤال 2 - آداب ظاهرى مسجد رفتن که در حضور

قلب و حال خضوع و خشوع مؤثرند، کدام‌هایند؟

در پاسخ به سؤال مزبور، به اختصار به چند مورد اشاره مى‌کنیم:

1 . طهارت: مرحوم شیخ صدوق قدس‌سره روایتى از امام صادق علیه‌السلام نقل مى‌کند که فرمود: «مکتوبٌ فى التوراةِ انّ بیوتى فِى الأرضِ المساجدُ طوبى لِمَن تَطهَّر في بیتهِ ثُمّ زارني و حقٌّ على المزور أن یُکرِمَ الزائر»؛(1)در تورات آمده است که خانه‌هاى من در زمین مساجد هستند. پس خوشا به حال کسى که در خانه‌اش تطهیر کند و سپس به زیارت من آید. در این صورت، بر من لازم است که زائر خود را تکریم کنم.

امام باقر علیه‌السلام مى‌فرمایند: «لاتدخلِ المساجد اِلاّ بِالطهارةِ و من دَخلَ مسجدا بغیرِ الطهارةِ فالمسجدُ خصمُهُ»؛(2)وارد مساجد نشو، مگر با طهارت و پاکى، و کسى که بدون طهارت وارد مسجد شود مسجد دشمن او خواهد بود.


1) . ثواب الأعمال، ص 28 .

2) . جامع الأخبار، ص 70 .

همان‌گونه که ملاحظه مى‌شود دو روایت مزبور اطلاق دارند که مؤمنان باید جسم و روحشان را پیش از ورود به مساجد تطهیر کنند.

2 . با پاى پیاده رفتن: اگر انسان بخواهد پیش از ورود به مسجد و اقامه نماز، حال خضوع و خشوع پیدا کند، بهتر آن است با اندکى صرف وقت، این مسیر را با پاى پیاده طى کرده، در بین راه در نامه عمل خود بنگردد، از گناهان و خطاها عذرخواهى کند و از اینکه توفیق مسجد رفتن پیدا کرده است، شکرگزار باشد. علاوه برآن، در روایات براى پیاده رفتن به مساجد اجر و ثواب هم در نظر گرفته شده است. پیامبر گرامى فرمودند: «وَ مَن مَشى اِلى مسجدٍ مِن مساجدِ اللّه‌ِ فلَهُ بِکُلِّ خُطوةٍ خطاها حَتّى یرجع اِلى منزلهِ عشر حسناتٍ و مَحى عَنه عشرَ سیّئاتٍ و رُفِعَ له عشر درجاتٍ»؛(1)کسى که به سوى یکى از مساجدپیاده حرکت کند، خداوند در مقابل هر گامى که در مسیر رفت و برگشت برمى‌دارد به او ده حسنه پاداش مى‌دهد و ده بدى از او دور مى‌کند و وى را ده درجه بالا مى‌برد.

در روایت دیگرى، جابر بن عبداللّه نقل مى‌کند که خانه‌هاى ما از مسجد پیامبر دور بود، خواستیم بفروشیم و به مسجد نزدیک شویم. رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌و‌آله ما را از این کار نهى کرده، فرمودند: «اِنّ لکُم بِکُلِّ خُطوةٍ درجةً»؛(2)براى شما در برابر هر گامى که به سوى مسجد برمى‌دارید درجه‌اى نزد خداوند است.


1) . ثواب الأعمال، ص 290 .

2) . صحیح مسلم، ج 50 ، ص 168 / صحیح بخارى، ج 1، کتاب «الصلاة»، باب 426 ، ص 321 .

3 . دعا خواندن هنگام ورود: مستحب است انسان هنگام ورود به مسجد، ادعیه و اذکارى را که از ائمّه‌اطهار علیهم‌السلام هنگام ورود به مسجد نقل شده‌اند، بخواند. امام باقر علیه‌السلام از پیامبر نقل مى‌فرماید که فرمود: «اذا دَخَلَ العبدُ المسجدَ فقال: أعوذُ بِاللّه‌ِ مِن الشیطانِ الرّجیمِ، قال: اوّه! کَسرَ ظهری، و کتبَ اللّه‌ُ بِها عبادةَ سنة»؛(1)اگر بنده خدا هنگام ورود به مسجد استعاذه کند، شیطان مى‌گوید: آه! کمرم شکست. و خداوند به پاداش این عمل، براى او عبادت یک سال مى‌نویسد. دعاهاى دیگرى نیز در روایات آمده‌اند که از ذکر آن‌ها خوددارى مى‌کنیم.

4 . ورود با پاى راست: از ائمّه معصوم علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند:«الفضلُ في دخول المسجد أن تَبدأ برجلك الیُمنى اِذا دخلت و بالیسرى اِذا خَرجتَ»؛(2)فضیلت آن است که در هنگام ورود به مسجد، با پاى راست داخل شوى و هنگام خروج، پاى چپ مقدّم شود.

5 . نماز تحیّت مسجد: پس از داخل شدن به مسجد، مستحب است انسان براى رعایت ادب و احترام مسجد، پیش از نشستن، دو رکعت نماز تحیّت مسجد به جاى آورد. ابوذر غفارى رحمه‌اللهمى‌گوید: روزى رسول گرامى صلى‌الله‌علیه‌و‌آله را در مسجد ملاقات نمودم. پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «یا أباذر! انّ لِلمسجدِ تحیّةً. قلتُ: و ما تحیّتُه؟ قال: رکعتانِ تَرکعُهما»؛(3)اى ابوذر! مسجد تحیّتى مخصوص دارد.


1) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 388 - 389 ، باب 30 ، ح 1 .

2) . اصول کافى، ج 3 ، ص 308 - 309 ، ح 1 ، باب «القول عند دخول المسجد».

3) . شیخ طوسى، الامالى، ص 539 .

عرض کردم: تحیّت مسجد چیست؟ فرمودند: اینکه دو رکعت نماز بجاى آورى.

اهمیت نماز تحیّت تا آن حد است که از نماز تحیّت به عنوان حقى که مسجد بر عهده مؤمنان دارد، یاد شده است. امام على علیه‌السلام مى‌فرماید: «مِن حَقِّ المسجدِ اذا دخلتَهُ أن تُصلّى فیه رکعتین»؛(1)از جمله حقوق مسجد آن است که هنگام ورود در آن، دو رکعت نماز تحیّت بجاى آورى.

البته فقها فتوا مى‌دهند که چنانچه انسان هنگام ورود و پیش از نشستن، نماز واجب را هم اقامه کند، کفایت مى‌کند و در واقع، نماز تحیّت مسجد را بجاى آورده است، اگرچه بجاى آوردن دو رکعت نماز مستقل به نیت تحیّت مسجد - همان‌گونه که در روایات اشاره شد - بهتر است.


1) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 150 .

سؤال 3 - آیا با عذر شرعى مى‌توان وارد حیاط مسجد و یا حرم امامان و امام‌زادگان شد؟

«داخل شدن در حیاط مسجد، اگر مسجد نباشد با داشتن عذر شرعى مانعى ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان هم توقّف نکند، بلکه عبور نیز ننماید و همچنین در رواق‌ها. اما در ارتباط با حرم امام‌زادگان، رفتن با این حالت مانعى ندارد، ولى بهتر این است که به حرم امام زاده‌هاى مشهور مثل حضرت معصومه علیهاالسلام در قم با حال جُنب نرود.»(1).


1) . ر. ک: توضیح المسائل، مسئله 355 / آیه‌اللّه بهجت، توضیح المسائل، مسئله 359 / مجمع المسائل، ج 1 ، ص 71 ، س 18 .

احترام مسجد

سؤال 4 - آیا احترام گذاشتن به مسجد، انبیا،ائمّه اطهار علیهم السلام و خانه کعبه با اصل توحید منافات دارد؟

در دین اسلام، هر خاک و سنگ و آجرى احترام ندارد، مساجد و معابد به آن دلیل که محل عبادت و راز و نیاز با خداوند هستند، احترام دارند. خداوند متعال به بندگانش اجازه داده است که به این مکان ها احترام بگذارند و آن ها را عظیم بشمارند. روشن است که احترام گذاشتنى که با اذن و اجازه خالق متعال باشد، در واقع احترام به خود خالق و خداى متعال است و این نه تنها با توحید منافاتى ندارد، بلکه عین توحید است.

تعظیم و احترام به انبیاى الهى و ائّمه اطهار علیهم السلام عین توحید است؛ زیرا خود خداوند اجازه تعظیم و احترام به آنان را داده است. اینان به فرموده خداوند متعال در قرآن کریم «فى بیوتٍ أذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ و یُذکَرَ

فیها اسمُهُ»(1)هستند؛ (چراغ هایى پرفروغ) در خانه هایى که خداوند اجازه فرموده است دیوارهاى آن را بالا برند و نام خدا در آن ها برده شود. احترام گذاشتن به اینان به دستور خداوند متعال است. این خانه هاى انسانى، که معبد روح انسان ها هستند، از آن خاک و آجر و سنگى که «مسجد» نام گرفته، بالاترند و به همین دلیل، مورد تعظیم قرار مى گیرند.

در روایات و منابع دینى، وارد شده که مقصود از این «بیوت» همان انسان هایى هستند که سراسر وجودشان عبادت است. در تفسیر قمّى ذیل آیه شریفه مزبور، روایاتى از امام باقر علیه السلام نقل شده اند که فرمود: «هى بیوتُ الأنبیاءِ و بیتُ علّىٍ مِنها»؛(2)منظور از این خانه ها، خانه هاى انبیا و پیغمبران است که خانه امام على نیز یکى از آن هاست. به راستى، زمانى که نگاه انسان ها، گفت و شنودشان، خورد و خوراک و تفکرات و قدم برداشتنشان، همه براى خدا باشد، نامى جز مسجد و معبد بر آن ها نمى توان گذاشت و بالاترین مصداق در این باره، انبیا و ائمّه طاهرین علیهم السلام هستند. خانه کعبه هم احترامش را از حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام و دیگر انبیا و مؤمنان گرفته است. به تعبیر قرآن کریم، احترام مکّه از آن روست که اولین جایگاه عبادت در جهان است «اِنّ اوّل بیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ للذّى ببکّة مُبارکا»؛(3)نخستین خانه اى که براى مردم و نیایش خداوند قرار داده شده همان است که در سرزمین مکّه است و پربرکت. بنابراین،


1) . نور: 36 .

2) . تفسیر قمّى، ج 2 ، ص 103 .

3) . آل عمران: 96 .

اولین نقطه اى که براى عبادت و پرستش خدا تأسیس شده و احترامش را از عابد و عبادت گرفته، مکّه است.

نتیجه آنکه احترام گذاشتن به مساجد، انبیا و ائمه اطهار علیهم السلام و خانه کعبه نه تنها منافاتى با اصل توحید و اعتقاد به یگانگى خداوند متعال ندارد، بلکه عین توحید است؛ زیرا احترام گذاشتن به این مکان هاى مقدّس و تعظیم انسان هایى که برگزیده خداوند هستند در راستاى تعظیم و احترام به معبود حقیقى و خالق و آفریننده آسمان ها و زمین است.

سؤال 5 - مقصود از «هتک حرمت مسجد» چیست؟

در پاسخ به این سؤال، ابتدا به معانى لغوى «هتک» و «حرمت» توجه کنیم: «هتک» در لغت، به معناى پرده دریدن، پاره کردن پرده، کشیدن و کندن و نیز به معناى متفضح ساختن و رسواکردن کسى است.(1)«حرمت» به معناى آبرو، ارجمندى، آنچه شکستن آن روا نباشد، آنچه که حفظ و نگه دارى و محترم شمردن آن واجب است و حفظ و نگه دارى و محترم شمردن آن بر عموم مسلمانان واجب است. از این رو، نباید احترام مساجد دریده شود. به همین دلیل، علماى ما هتک حرمت به مسجد و اهانت به آن را از اقسام گناهان کبیره ذکر کرده اند.

شهید بزرگوار حضرت آیه اللّه دستغیب قدس سره مى نویسد: «هر مکانى که به نام «مسجد» به وسیله مسلمانى بنا شود، شیعه باشد یا از سایر فرقه هاى اسلامى، رعایت حرمت آن واجب، و اهانت و هتک آن مانند خراب کردن یا آلوده ساختن به نجاست، گناه کب یره است. نزد هر دین دارى، بدیهى است که مسجد


1) . فرهنگ فارسى عمید، ص 1257 .

به حضرت آفریدگار نسبت دارد و « أنَّ المساجد للّه ِ » و اهانت به آن اهانت به خداست.(1)

شهید دستغیب در ادامه، به روایاتى که در آن ها به تعظیم و گرامیداشت مساجد اشاره شده، مى پردازد؛ از جمله روایت ذیل: ابوبصیر مى گوید: از امام صادق علیه السلام در باره تعظیم و بزرگداشت مساجد پرسیدم که علت آن چیست؟ امام در جواب فرمودد: «انّما أُمِرَ بِتعظیمِ المساجِد لاِنَّها بیوتُ اللّه ِ فى الارضِ»؛(2)فرمان و دستور تعظیم مساجد از آن روست که مساجد خانه هاى خدا در روى زمین هستند.

در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «معلونٌ ملعونٌ مَن لم یُوقِّرِ المسجدَ»؛(3)لعنت شده است کسى که مسجد را گرامى ندارد.

لزوم رعایت حرمت و عظمت مساجد تا آن حد است که اولیاى دین به ما دستور داده اند در گفت وگوهاى روزمرّه خود از «مسجد» با احترام یاد کنیم و از به کارگیرى تعابیرى که با منزلت و عظمت مسجد سازگار نیستند، خوددارى نماییم. در روایتى از امام على علیه السلام مى خوانیم: «ولا یُسمّى المسلمُ رُجیل ولا یُسمّى المصحفَ مُصیفح ولا یُسمّى المسجدُ مُسیجد»؛(4)نباید به مسلمان


1) . گناهان کبیره، ج 2 ، ص 385 .

2) . علل الشرائع، ج 2 ، ص 318 ، ح 1 از باب 4 . باب «العلة التى من أجلها أمر اللّه بتعظیم المساجد».

3) . کنز الفوائد، ج 1 ، ص 149 - 150 .

4) . الجعفریات، ص 241 / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 446 ، باب 54 از ابواب «احکام المساجد»، روایت 15 .

«مردک» گفته شود و به قرآن «قرآنک»، و از مسجد هم به «مسجدک» تعبیر نکنید.

شاید به پشتوانه همین دسته از روایات است که بزرگان و علماى ما هتک حرمت مسجد را از گناهان کبیره دانسته اند. البته همان گونه که گذشت، بارزترین نوع هتک حرمت، خراب کردن مسجد بدون دلیل و نجس کردن آن است؛ همچنان که در روایات به این مسئله اشاره شده است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: «جَنِّبوا مساجدکم النّجاسةَ»؛(1)مساجد خود را از نجاست دور نگه دارید.

از این رو، مى بینیم در قرآن کریم به مسلمانان دستور مى دهد مبادا مشرکان به مسجد الحرام نزدیک شوند: «یا أیُّها الذّینَ آمَنوا اِنَّما المشرکونَ نَجَسٌ فلایَقربُوا المسجدَ الحرام»؛(2)اى اهل ایمان! مشرکان نجس هستند، پس نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند.


1) . وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 229 ، باب 24 از ابواب «احکام المساجد»، حدیث 4610 .

2) . توبه: 28 .

سؤال 6 - آیا ازاله نجاست از مسجد واجب است؟

«نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هرکس بفهمد که نجس شده است، فورا باید نجاست آن را برطرف کند، و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.»(1)

«اگر مسجدى را غصب کنند و به جاى آن، خانه و مانند آن بسازند که دیگر به آن مسجد نگویند، باز هم بنابر احتیاط واجب، نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است.»(2)

«هنگامى که انسان از نجاست مسجد مطّلع مى شود، فورا باید آن را تطهیر کند.پس نباید به قدرى تأخیر اندازد که عرفا بگویند تأخیر کرده است.»(3)


1) . توضیح المسائل، مسئله 900 .

2) . همان، مسئله 903 .

3) . عروة الوثقى، ج 1 ، فصل «فى ازالة النجاسة عن البدن»، مسئله 2 ، ص 84 .

«برطرف کردن نجاست از مسجد واجب کفایى است و اختصاص به کسى که مسجد را نجس کرده یا سبب نجس شدن آن شده است، ندارد، بلکه بر همه افرادى که مى توانند مسجد را تطهیر کنند واجب است.»(1)

«اگر حصیر مسجد نجس شود، بنابر احتیاط واجب، باید آن را آب بکشند، ولى چنانچه به واسطه آب کشیدن، خراب مى شود و بریدن جاى نجس بهتر است، باید آن را ببرند و اگر کسى که نجس کرده ببرد، باید خودش اصلاح کند.»(2)

«اگر نتواند مسجد را تطهیر بنماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، تطهیر مسجد بر او واجب نیست. ولى اگر بى احترامى به مسجد باشد، بنابر احتیاط واجب، باید به کسى که مى تواند تطهیر کند اطلاع دهد.»(3)

اهمیت ازاله نجاست از مسجد و تطهیر آن به حدى مهم است که گاهى بر نماز هم مقدّم مى شود:

«اگر انسان در وقت نماز و قبل از شروع آن متوجه شود جایى از مسجد نجس است - مثلاً، چند قطره خون بر فرش مسجد ریخته است و وقت نماز وسعت دارد - تطهیر مسجد و برطرف کردن نجاست برخواندن نماز مقدّم است


1) . همان، مسئله 3 ، ص 84 - 85 .

2) . توضیح المسائل، مسئله 905 .

3) . همان، مسئله 901 .

و چنانچه وقت نماز تنگ باشد - یعنى اگر بخواهد مسجد را تطهیر کند و بعد از آن نماز بخواند، تمام نماز یا قسمتى از آن پس از وقت خوانده مى شود - نماز خواندن بر تطهیر مسجد مقدّم است.»(1)

«اگر در بین نماز متوجه شود یا یادش بیاید که مسجد نجس است، اگر با تمام کردن نماز، تطهیر به تأخیر نمى افتد - مثلاً، در رکعت آخر نماز است - یا وقت تنگ است، نمازش را تمام کند و پس از نماز، مسجد را تطهیر نماید، و در صورتى که تأخیر نمى شود و وقت نماز هم وسعت دارد، باید نماز را رها کند و مسجد را تطهیر کند و پس از آن نمازش را بخواند.»(2)

«کسى که وظیفه او تطهیر مسجد است، چنانچه اول نمازش را بخواند، مرتکب معصیت و گناه شده، ولى نمازش صحیح است.»(3)

«اگر مسجدى را با گل یا گچ نجس ساخته باشند یا غیر مسلمانى در ساختن آن دست داشته باشد که موجب نجس شدن آن شده و تطهیر آن ممکن نباشد مگر با تخریب قسمت قابل توجهى یا تمام آن، در صورتى که کسى باشد که بدون دریافت اجرت مسجد را بازسازى کند، تخریب آن جایز است، وگرنه بنابر احتیاط واجب، نباید خراب کنند.»(4).


1) . عروة الوثقى، مسئله 4 ، ص 85 .

2) . همان، مسئله 4 ، ص 85 .

3) . همان، مسئله 4 ، ص 85 .

4) . همان، مسئله 9 ، ص 86 - 87 .

احکام مسجد

سؤال 7 - آیا معامله کردن و صنعتگرى در مساجد جایز است؟

در منابع دینى، از معامله و خرید و فروش در مساجد نهى شده است. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «جَنِّبوا مساجدکُم البیعَ و الشراءَ»؛(1)مساجد خویش را محل خرید و فروش قرار ندهید.

برخى از فقها، از جمله صاحب جواهر در توضیح این دسته از روایات مى فرماید: انجام خرید و فروش و سایر عقود معاوضى،(2)که در آن ها نقل و انتقال انجام مى گیرد، در مسجد مکروه است. ولى آن دسته از عقود و ایقاعاتى(3)که صرفا جنبه قربى و عبادى دارند مثل برگزارى عقد ازدواج


1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 249 .

2) . «عقود معاوضى» عقودى هستند که در آن ها دادوستد وجود دارد و محتواى آن دریافت چیزى در مقابل چیز دیگر است.

3) . «ایقاع» آن دسته از حقوق است که یک طرفه مى باشد و قبول در آن شرط نیست؛ مثل وقف.

و وقف کردن، نذر کردن و امثال این ها، انجامشان در مسجد بلامانع است.(1)

اما در ارتباط با صنعتگرى و هر عمل دیگرى که جنبه شغل و حرفه دارد، باید از انجام آن ها در مساجد خوددارى شود و به طور کلى، هر عملى که باعث غفلت و جلب توجه انسان به غیر خداوند شود، انجام آن در مسجد صحیح نیست. شیخ صدوق قدس سره مى نویسد: رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله در مسجد، به مردى که تیرهاى خود را مى تراشید برخورد نمودند، وى را از این کار منع کرده، فرمودند مسجد را براى این گونه کارها نساخته اند.(2)

در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام نقل شده که امام على علیه السلام با این گونه افراد برخورد مى کردند: «انّ أمیرالمؤمنین علیه السلام رأى قاصّا فِى المسجدِ فَضَرَبهُ بالدّرّةِ و طَردُهُ»؛(3)امام علیه السلام آرایشگرى را که در مسجد مشغول آرایشگرى بود مشاهده نمودند، وى را با تازیانه زدند و از مسجد بیرون کردند.

روشن است که در شرایط کنونى، شاید انجام این کارها در مسجد حتى به ذهن کسى هم خطور نکند، ولى مصادیق دیگرى مى توان یافت که گاهى مشاهده مى شود افراد از انجام آن ها در مسجد ابایى ندارند؛ از قبیل بازى شطرنج، منچ، جورچین و مانند آن. همان گونه که بیان شد، بنابر روایات مزبور، انجام هر عملى که باعث غفلت از خداوند متعال شود، در مسجد جایز نیست.


1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 115 .

2) . علل الشرائع، ج 2 ، ص 319 .

3) . اصول کافى، ج 7 ، ص 263 .

در پایان پاسخ به این سؤال، ذکر استفتائى از مقام معظّم رهبرى کمک شایانى خواهد کرد:

سؤال: آیا نمایش فیلم هاى سینمایى که توسط وزارت ارشاد اسلامى ایران توزیع مى شود، در مسجد براى شرکت کنندگان در جلسات قرآنى، اشکال شرعى دارد یا خیر؟

جواب: «تبدیل مسجد به مکانى براى نمایش فیلم هاى سینمایى جایز نیست، ولى نمایش فیلم هاى مذهبى و انقلابى داراى محتواى مفید و آموزنده به مناسبت خاصى و برحسب نیاز و تحت نظارت امام جماعت مسجد اشکال ندارد.»(1)


1) . أجوبة الأستفتاءات، سؤال 398 .

سؤال 8 - آیا تغییر و تبدیل مسجد به کتابخانه، کوچه، خیابان و مانند آن جایز است؟

خرید و فروش مسجد و اسباب و وسایل آن حرام است. هرگونه تغییر و تبدیلى در مسجد نیز حرام است. تنها در موارد خاصى که در ضمن استفتائات به آن ها اشاره خواهد شد. تغییر و تبدیل به سبب رعایت مصالحى که قابل چشم پوشى نباشد، به اجازه حاکم و ولىّ فقیه بدون اشکال است.

صاحب جواهر مى نویسد: حکم - حرمت تبدیل مسجد به چیز دیگر -

قطعى است و تفاوتى ندارد که بخشى از یک مسجد را تبدیل کنند و تغییر دهندیا همه مسجد را، به اینکه جاده و یا ملک دیگرى قرار دهند، به صورتى که آثار مسجد بودن از آنجا بکلى محو گردد، یا از حیث اینکه محل عبادت است نتوان در آنجا عبادت کرد. سپس در مقام تعلیل این مطلب، اضافه مى کند: انجام این گونه اعمال تخریب مسجد و تبدیل آن، منافات دارد با عبادت که مسجد مخصوص این کار ساخته شده است.(1)البته ایشان مثل برخى دیگر از


1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 95 .

فقها، قایل است به اینکه حاکم اسلامى در این موارد مى تواند از اختیارات خاص خود استفاده کند.

در اینکه آیا جایز است مسجد را به قصد تغییر نقشه آن تخریب کنند،دو نظر وجود دارد. اقوا آن است که در صورت وجود مصلحت براى این کار و یا وجود مفسده اى در نقشه قبلى، این کار جایز است و رضایت واقف در این زمینه هیچ گونه مدخلیتى ندارد؛ چون مسجد با وقف از اختیار واقف خارج شده و به خداوند متعال واگذار گردیده است. بنابراین، ولىّ خدا (امام معصوم علیه السلام در

زمان غیبت حاکم اسلامى) مى تواند هرگونه که صلاح بداند در آن تصرف کند.(1)

حضرت امام خمینى، بنیانگذار کبیر انقلاب قدس سره، مى فرماید: «حکومت، که شعبه اى از ولایت مطلقه رسول اللّه صلى الله علیه و آله است، یکى از احکام اولیه اسلام است، و مقدّم بر تمام احکام فرعیه، حتى نماز و روزه و حج، است. حاکم مى تواند مسجد یا منزلى را که در مسیر خیابان است، خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم مى تواند در موقع لزوم، تعطیل کند و مسجدى که ضرار باشد، در صورتى که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند.»(2)

سؤال: در مسیر توسعه خیابانى، چند مسجد قرار گرفته اند که برخى از آن ها تماما و برخى قسمتى به جهت سهولت در رفت وآمد وسایل نقلیه،


1) . همان، ص 83 .

2) . صحیفه امام، ج 20 ، ص 452 (16 دى 1366).

باید تخریب شود. نظر شما چیست؟

جواب: «خراب کردن همه مسجد یا بعضى از آن جایز نیست، مگر به خاطر وجود مصلحتى که نمى توان از آن چشم پوشى کرد.»(1)

سؤال: مسجدى که از آن استفاده جماعت نمى شود و به ندرت کسى یا کسانى در آن نماز مى خوانند، آیا مى توان از آن براى مدتى به عنوان فروشگاه تعاونى استفاده نمود؟

جواب: «تبدیل مسجد به فروشگاه جایز نیست.»(2)

سؤال: مسجدى است که زیرزمینى دارد، که متروکه است. جمعى از افراد خیّر تصمیم دارند با کسب اجازه از مرجع عالى قدر، امام خمینى قدس سره این زیرزمین را تبدیل به صندوق قرض الحسنه عام النفعه نمایند. آیا امام اجازه مى دهند یا خیر؟

جواب: «جایز نیست.»(3)

سؤال: آیا در پشت بام مسجد، غیر از ساختمان براى مسجد مى توان ساختمان دیگرى بنا نمود؛ مثلاً، ساختن اتاق براى بسیج و غیره؟

جواب: «جایز نیست.»(4)


1) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 124 ، س 414 .

2) . استفتائات، ج 2 ، ص 366 ، س 78 .

3) . همان، س 55 ، ص 357 .

4) . همان، س 56 .

سؤال: اگر مسجدى که از قرن ها پیش محل عبادت و مسجد مسلمین بوده خراب، یا به وسیله عمّال حکومت گذشته تخریب شده باشد، آیا مى توان در محل آن، ساختمان دیگرى براى سکنا و یا با عناوین مذهبى دیگر مثل حسینیه، تکیه و غیره ساخت؟ یا باید آن را به حالت اول و به صورت مسجد درآورد و براى سکنه محل، که مسجدى هم ندارند، به صورت سنگر دینى و عبادتگاه الهى قرار داد؟

جواب: «تبدیل مسجد به غیر آن جایز نیست.»(1)

سؤال: ما یک حسینیه داریم که تقریبا خراب شده و مکانش هم جاى خوبى نیست. آیا مى شود آن را بفروشیم و کنار مسجد یک زمینى است حسینیه اى از نو بسازیم؟ و اگر مى شود چون به مسجد وصل است یک متر هم از حیاط مسجد داخل حسینیه قرار بگیرد تا بتوانیم در عزادارى امام حسین علیه السلام حسینیه خوبى داشته باشیم؟

جواب: «فروش حسینیه و همچنین جزء حسینیه قرار دادن مسجد جایز نیست.»(2)

سؤال: شخص خیّرى در جنب مسجد، زمینى به نیّت حسینیه در اختیار مؤمنین قرار داده است. بعدا امناى مسجد آن زمین را با اجازه صاحب آن، جزء مسجد قرار داده اند؛ آیا احکام مسجد بر آن جارى است یا خیر؟


1) . همان، ص 365 ، س 77 .

2) . استفتائات، ج 2 ، ص 371 ، س 93 .

جواب: «اگر وقف حسینیه تمام شده ولو به این نحو که به قصد حسینیه تحویل داده باشد، مسجد نمى شود و احکام مسجد بر آن جارى نیست.»(1)

سؤال: مسجدى حدود بیست سال قبل ساخته شده است و به نام مبارک «صاحب الزمان علیه السلام » نام گذارى شده و معلوم نیست که این نام در صیغه وقف هم ذکر شده یا نه، حکم تغییر نام این مسجد از «صاحب الزمان» به «مسجد جامع» چیست؟

جواب: «مجرّد تغییر نام مسجد مانعى ندارد.»(2)


1) . همان، ص 364 ، س 74 .

2) . أجوبة الاستفتائات، ج 1 ، ص 125 ، س 419 .

سؤال 9 - تخریب مسجد در چه صورت جایز است؟

از روایات وارده از معصومان علیهم السلام استفاده مى شود که مسلمانان از ابتدا، حتى الامکان باید مسجد را وسیع بسازند تا در آینده مجبور نشوند مسجد را به خاطر توسعه، تخریب کنند. در سنن بیهقى آمده است: «اِنّ رسول اللّه صلى الله علیه و آله مَرّ بقومٍ قد أسّسُوا مسجدا لیبنوه، فقال: أوسعوه تملأوه. قال: فأوسَعوه»؛(1)رسول خدا بر جمعى که تازه مشغول بناى مسجدى بودند، عبور کردند، فرمودند: مسجد را وسیع بسازید تا شما را جاى دهد. آنان به فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله مسجد را وسیع ساختند.

با این وجود، توسعه بناى مسجد پس از ساخته شدن نیز مانعى ندارد و از مصادیق «عمارت مسجد» به شمار مى آید. ممکن است سؤال شود: آیا خراب کردن مسجد تازه ساخت و آباد هم جایز است یا خیر؟ در خراب کردن مسجد آباد بین فقها اختلاف است. برخى از فقها در این صورت، قایل به توقّف شده اند؛ به دلیل اینکه قرآن کریم مى فرماید: «و من أظلمُ مِمّن مَنعَ مساجِدَ اللّه ِ


1) . السنن الکبرى، ج 2 ، ص 439 .

أن یُذکر فیها اسمُهُ و سَعى في خَرابِها»؛(1)و چه کسى ظالم تر است از آنکه مانع ذکر خدا در مساجد مى شود و در جهت خرابى آن تلاش مى کند؟ این دسته از فقها با استناد به آیه شریفه، مى گویند: ممکن است بر تخریب مسجد تازه ساخت و مستحکم و قابل استفاده عنوان «تخریب» صدق کند.

ولى برخى دیگر از فقها از جمله صاحب جواهر تخریب مساجد را به قصد توسعه و تغییر نقشه در صورتى که به صلاح مسجد باشد، جایز شمرده اند.(2)حضرت امام خمینى قدس سره مى نویسد: «ساختن مسجد و تعمیر مسجدى که نزدیک به خرابى مى باشد، مستحب است و اگر مسجد طورى خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، مى توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند، بلکه مى توانند مسجدى را که خراب نشده براى احتیاج مردم خراب کنند و بزرگ تر بسازند.»(3)

سؤال: اهالى یکى از روستاها در نظر دارند مسجد محقّرى که تکافوى اهالى محل را نمى نماید تخریب کنند و مجدّدا مسجد مناسبى در همان محل بسازند. با توجه به اینکه براى توسعه مسجد مزبور، تنها راه، تخریب آن است، لذا خواهشمند است تکلیف شرعى را اعلام فرمایید؟

جواب: «خراب کردن به منظور توسعه، در صورت احتیاج مردم اشکال


1) . بقره: 114 .

2) . ر. ک : جواهر الکلام، ج 14 ، ص 83 .

3) . رساله توضیح المسائل، مسئله 911 .

ندارد.»(1)

البته باید توجه نمود که پس از تخریب، نباید از اجزا و آلات مسجد خراب شده در جاهایى که در معرض نجس شدن است استفاده نمود.

سؤال: مسجدى قدیمى که غیرقابل استفاده بود، تخریب و نوسازى شده، مقدارى از سنگ هاى شبستان باقى مانده. آیا استفاده از آن سنگ ها جهت توالت و دست شویى جایز است یا خیر؟ زیرا سنگ هاى اضافى از اصل ساختمان و شبستان مسجد مى باشد؟

جواب: «در فرض سؤال، اگر مسجد دیگرى در محل یا غیر آن باشد که نیاز به سنگ داشته باشد، صرف آن شود و چنانچه مسجد دیگرى نباشد سنگ ها را بفروشید و پول آن را صرف خود مسجد کنید و صرف آن در توالت و دست شویى صحیح نیست.»(2)

سؤال: مسجدى است که محراب بعضى از جاهاى دیگر آن، احتیاج به تعمیر و ترمیم دارد، اجازه مى فرمایید آن را درست کنند یا نه؟

جواب: «اگر مسجد در معرض انهدام یا محتاج به توسعه باشد، توسعه و یا تخریب و تبدیل آن جایز است.»(3)

در پاسخ به استفتاى دیگرى در همین زمینه مى خوانیم: «در صورتى که


1) . استفتائات، ج 2 ، ص 368 ، س 84 .

2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 146 ، س 73 .

3) . همان، ج 1 ، ص 149 ، بخشى از سؤال 86.

توسعه مسجد، محل حاجت باشد، تخریب و نوسازى آن جهت توسعه مانع ندارد.»(1)

بنابراین، هرگونه تعمیر و بازسازى و تخریب مسجد در صورت احتیاج، جایز است و در غیر این موارد، مصداق آیه شریفه (114 سوره بقره) خواهد بود و تخریب جایز نیست.


1) . همان، ص 146 ، س 75 .

سؤال 10 - آیا جُنُب و حائض مى توانند به مسجد بروند؟

از دیگر موارد رعایت حرمت و احترام مسجد، این است که شخص جُنُب و زنانى که دوران قاعدگى و یا ایّام نفاس خود را مى گذرانند، باید از داخل شدن به مسجد اجتناب کنند؛ زیرا این ها نوعى آلودگى معنوى به حساب مى آیند.

از این رو، توقف و درنگ کردن در مسجد بر جُنُب و حائض و نفساء حرام است. ولى اگر مسجدى داراى دو در باشد، افراد مى توانند از یک در داخل و از دیگرى خارج شوند - البته به استثناى مسجدالحرام و مسجدالنبى که افراد از چنین حقى برخوردار نیستند - و اگر در این دو مسجد انسان بخوابد و جنب شود یا زن حائض شود باید بلافاصله پس از فهمیدن، تیممّ بدل از غسل نماید و از مسجد خارج شود. قرآن کریم مى فرماید: «یا أیّها الّذینَ آمَنوا لا تَقربُوا الصلاةَ و أنتم سُکارى حتّى تَعلموا ما تَقولون ولا جُنُبا اِلاّ عابري سبیلٍ حتّى تَغتسِلوا»؛(1)اى اهل ایمان، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا اینکه بدانید


1) . نساء: 43 .

چه مى گویید و در حال جنابت نیز تا آن گاه که غسل نکرده اید به نماز نزدیک نشوید، مگر اینکه بدون نشستن عبور کنید.

همان گونه که ملاحظه مى شود، معناى ظاهرى آیه ارتباطى با مسجد ندارد، اما روایتى که در ذیل آیه شریفه نقل شده است، این ارتباط را روشن مى کند: امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فوق مى فرماید: «أنّ معناه لا تَقربُوا مواضعَ الصلاةِ مِن المساجدِ و أنتم مُجتازین»؛(1)معناى آیه شریفه این است که در حال جنابت به جایگاه هاى نماز در مساجد داخل نشوید، مگر این که بدون توقف، تنها از آن محل عبور کنید.

در روایتى نظیر همین، که صاحب تفسیر عیاشى نقل مى کند، زراره مى گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا حائض و جنب مى توانند داخل

مسجد شوند؟ حضرت در جواب فرمودند: «لایدخلان المسجد الاّ مجتازین انّ اللّه َ یقولُ: «ولا جُنُبا اِلاّ عابرى سبیلٍ حتّى تَغتَسِلوا»»؛(2)حائض و جنب نمى توانند داخل مسجد شوند، مگر به نحو عبور کردن (از درى داخل و از در دیگر بدون توقّف خارج شوند.) خداوند متعال مى فرماید: و در حال جنابت، نزدیک نماز نشوید، مگر در حال عبور، تا اینکه غسل کنید.

همان گونه که اشاره کردیم، جنب و حائض حق عبور از دو مسجد

مسجدالحرام ومسجدالنبى را ندارند. جمیل بن درّاج مى گوید: از امام صادق علیه السلام


1) . مجمع البیان، ج 3 ، ص 81 .

2) . تفسیر عیّاشى، ج 1 ، ص 243 .

سؤال کردم: آیا جنب مى تواند در مسجد توقّف نماید؟ امام فرمودند: «لا ولکن یَمُّر فیها کلُّها اِلاّ المسجدَ الحرامَ و مسجدَ الرسولِ»؛(1)خیر، ولى مى تواند از مساجد عبور کند، مگر در مورد مسجدالحرام و مسجد پیامبر که حق عبور هم ندارد.

جنب و زن حائض یا نفساء نباید به مسجدالحرام و مسجد النبى وارد شوند، هرچند از یک در داخل و از در دیگر خارج شوند؛ یعنى حتى عبور از این مساجد هم براى چنین افرادى جایز نیست. توقّف جنب و حائض و نفساء در مسجد - هر مسجدى که باشد - حرام است. همچنین قرار دادن و گذاشتن چیزى در مسجد حرام است، هرچند از بیرون مسجد یا در حال عبور از آن بگذارند.»(2)

عبداللّه بن سنان مى گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جنب و حائض مى توانند چیزى از مسجد بردارند؟ فرمودند: «نعم، ولکن لا یضعانِ فى المسجدِ شیئا»؛(3)آرى، ولى نمى توانند چیزى در مسجد بگذارند.

سؤال: شخص جنب براى شغلى، مانند بنّایى و نقاشى داخل مسجد مى شود، اجرتى که مى گیرد چه صورت دارد؟

جواب: «نظر به اینکه توقف جنب در مسجد حرام است، نقاشى یا بنّایى


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 50 ، ح 4 ، باب «الجنب یأکل و یشرب».

2) . تحریر الوسیله، ج 1 ، ص 38 ، باب «القول فى أحکام الجنب».

3) . اصول کافى، ج 3 ، ص 51 ، ح 8 ، باب «الجنب یأکل و یشرب».

جنب در مسجد، که مستلزم توقف است، نیز حرام است و بنابراین، مزد او حرام است؛ به دلیل اینکه «اِنّ اللّه َ اِذَا حَرّمَ شیئا حرَّم ثمنه»؛ زمانى که خداوند چیزى یا کارى را حرام مى کند، أجر و مزد گرفتن بر آن را هم حرام مى کند.

چون توقّف حرام است، پس اجرت و مزدى که با توقّف و انجام کار به دست آید، حرام است. همچنین استیجار جنب براى بنّایى یا نقاشى مسجد، باطل است.»(1)

در حرمت ورود به مسجد، تفاوتى بین مسجد خراب و آباد نیست. اگر مسجدى خراب شود و هیچ کس در آن نماز هم نخواند در صورت نجاست، تطهیر آن واجب است.(2)وجوب تطهیر مسجد خراب به این دلیل است که زمانى که مکانى براى مسجد وقف مى شود، از روز وقف و بعد از اینکه یک نفر در آنجا نماز بخواند، تمام احکام مسجد بر آن مترتّب مى شود.


1) . مجمع الوسائل، ج 1 ، ص 157 ، س 116 .

2) . عروة الوثقى، ج 1 ، ص 87 ، مسئله 10 ؛ تحریر الوسیله: ج 1 ، ص 120 .

سؤال 11 - در چه صورتى جُنُب حق ورود و توقّف در مسجد را دارد؟

اگر شخص جنب متوجه شود مسجد به نجاست آلوده شده است، چنانچه بتواند بدون توقّف کردن در مسجد و در حال عبور، نجاست را برطرف کند، باید فورا اقدام به تطهیر مسجد نماید، ولى اگر تطهیر مسجد بدون مکث و توقّف ممکن نباشد، باید ابتدا غسل کند و سپس اقدام به تطهیر مسجد نماید و غسل را حتى الامکان باید بدون تأخیر انجام دهد. ولى اگر تطهیر مسجد جز به اینکه با حالت جنابت داخل مسجد شود ممکن نباشد و شخص دیگرى هم نباشد که عهده دار تطهیر مسجد شود، جایز، بلکه واجب است داخل شود و بدون غسل، مسجد را تطهیر نماید. همچنین اگر تأخیر انداختن تطهیر به بعد از غسل باعث هتک حرمت مسجد باشد، باید سریعا و بدون غسل اقدام به تطهیر مسجد کند.(1)

اگر کسى جنب باشد و آبى که باید با آن غسل نماید در مسجد باشد


1) . عروة الوثقى، ص 87 - 88 ، مسئله 14 .

(آب دیگرى در دسترس نباشد) و به دست آوردن آب جز از راه داخل شدن به مسجد ممکن نباشد، باید تیمّم کند و براى برداشتن آب یا غسل به مسجد داخل شود. این تیمّم پس از پیدا کردن آب بى درنگ نقض نمى شود، بلکه تا برداشتن آب و خروج از مسجد یا غسل کردن در مسجد باقى است (البته غسل کردنى که موجب نجاست و هتک حرمت مسجد نشود.) باید توجه داشت که با این تیمّم، فقط ورود به مسجد و توقف در آن به مقدار نیاز مباح مى شود و انجام دادن سایر امور (مثل تلاوت قرآن و مانند آن) محل اشکال است.(1)


1) . تحریر الوسیله، ج 1 ، القول فى أحکام الجنب، ص 39 ، مسئله 2 .

سؤال 12 - آیا مى توان از زکات براى ساخت مسجد استفاده کرد؟

«یکى از موارد هشتگانه مصرف زکات "سبیل اللّه " است؛ یعنى کارى که مانند ساختن مسجد منفعت عمومى دینى دارد، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان مى رسد و آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد.»(1)

سؤال: در صورت وجود فقراى زکات، تا چه مقدار زکات مال خود را بدون رعایت اصناف مستحقین، مى تواند صرف در ساختمان مسجد در محل نماید؟

جواب: «با بودن فقرا، تمام زکات را هم مى تواند صرف مسجد کند، لیکن بهتر آن است که مقدارى به فقرا بدهد و مقدارى صرف مسجد نماید.»(2)


1) . توضیح المسائل، مسئله 1925 .

2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 147 ، س 77 .

سؤال 13 - تغییر نام مسجد چه حکمى دارد؟

صرف تغییر نام مسجد مانعى ندارد(1)و باعث نمى شود که مکان مزبور از مسجد بودن خارج شده یا احکام مسجد بر آن مترتّب نباشد.


1) . استفتائات، ج 2 ، ص 364 ، س 75 و 74 .

سؤال 14 - آیا مى توان خُمس را در ساختن مسجد مصرف کرد؟

«خُمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است که امر آن با حاکم است و باید آن را به مجتهد جامع الشرائط تسلیم کنند و یا با اذن (اجازه) او به سیّد فقیر، یا سیّد یتیم یا سیّدى که در سفر درمانده شده بدهند، و نصف دیگر آن سهم امام علیه السلام است که در این زمان (غیبت امام عصر - عج - ) باید به مجتهد جامع الشرائط بدهند یا به معرّفى که او اجازه مى دهد، برسانند.»(1)

بنابراین، بدون اجازه مجتهد نمى توان براى مسجد خرج کرد و اگر کسى خرج کند، کفایت از خُمس نمى کند.


1) . همان، مسئله 1834 .

سؤال 15 - بردن شى ء نجس به مسجد چه حکمى دارد؟

«بردن عین نجس به مسجد، مانند خون و چیزى که نجس شده - مثلاً، لباس نجس - اگر بى احترامى به مسجد باشد، حرام است.»(1)


1) . توضیح المسائل، مسئله 906 .

سؤال 16 - آیا زن مستحاضه مى تواند به مسجد برود؟

«اقوا آن است که توقّف زن مستحاضه در همه مساجد و همچنین داخل شدن به مسجدالحرام و مسجد النبى جایز است. ولى چنانچه بدون غسل وارد شود، احوط آن است که از اقامه نماز خوددارى کند.»(1)


1) . ر. ک: تحریر الوسیله، ج 1: ص 60 ، مسئله 8 از فصل «فى الأستحاضة».

سؤال 17 - استفاده از وضوخانه مسجد براى امور عبادى خارج از مسجد چه حکمى دارد؟

«کسى که نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند، اگر نداند حوض یا وضوخانه آن را براى همه مردم وقف کرده اند یا براى کسانى که در آنجا نماز مى خوانند، نمى تواند از حوض یا وضوخانه آن مسجد وضو بگیرد. ولى اگر معمولاً کسانى هم که نمى خواهند در آنجا نماز بخوانند وضو مى گیرند، مى تواند در آنجا وضو بگیرد.»(1)

سؤال: آیا استفاده شخصى - آن هم به مقدار کم - از آب مخصوص وضو در مساجد، - مثلاً، مغازه داران محل براى نوشیدن یا درست کردن چاى یا براى ماشین - با توجه به اینکه چنین مسجدى واقف مشخص ندارد که از اینکار منع کند، چه حکمى دارد؟

جواب: «اگر معلوم نباشد که آب، تنها وقف وضوى نمازگزاران است،


1) . توضیح المسائل، مسئله 269 .

و عرف مردم آن محل و رهگذران از مثل این آب استفاده مى کنند،

اشکال ندارد، هرچند احتیاط در این موارد مطلوب است»؛(1)(یعنى بهتر است پرهیز کنند و استفاده ننمایند.)


1) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 124 ، س 415 .

اخلاص در مسجد

سؤال 18 - نقش اخلاص در اعمال عبادى انسان، بخصوص مسجد، تا چه حدّى است؟

مساجد جایگاه عبادت و یاد خداوند بر روى زمین هستند. قرآن کریم مى فرماید: «و أنّ المساجد للّه ِ فلا تَدعُوا مَعَ اللّه ِ أحدا»؛(1)مساجد از آن خدایند. پس در کنار خداوند، دیگرى را نخوانید. در ارتباط با کلمه «مساجد» در آیه شریفه، چهار احتمال از سوى مفسّران نقل شده که عبارتند از:

1 . مقصود اعضاى هفتگانه اى است که انسان باید هنگام سجده آن ها را بر زمین بگذارد. این اعضا را خداوند آفریده است. پس دیگرى را غیر از او پرستش نکنید. روایتى نیز بر تأیید این معنا ذکر شده است.(2)

2 . مقصود از «مساجد» همه زمین است؛ به دلیل اینکه همه زمین مسجد و پرستشگاه است.


1) . جن: 18 .

2) . ر. ک: تفسیر القمّى، ج 2 ، ص 390 / تفسیر عیّاشى، ج 1 ، ص 319 .

3 . مقصود نماز است؛ زیرا «مسجد» به معناى «سجده» است و مراد از «سجده» تمامى نماز است. پس در نماز، غیر او را نخوانید.

4 . مراد از «مساجد» مکان عبادت مسلمانان است که همان مساجد مى باشند و این معنا به ذهن هر خواننده اى نزدیک تر است و با معناى آیه مناسب تر؛ زیرا مساجد خانه هاى خداوند هستند و در این خانه ها کسى جز خداوند را پرستش نکنید. شاهد درستى این احتمال، روایتى است که در آن کلمه «مساجد» به مکان عبادت مسلمانان تفسیر شده است. امام صادق علیه السلام در حدیثى خطاب به یونس بن یعقوب مى فرماید: «تدرى یا یونس! لم عَظّم اللّه ُ حقَّ المساجد و أنزل هذه الآیةَ «و أنَّ المساجدَ للّه ِ فلا تَدعُوا معَ اللّه ِ احدا؟» کانت الیهودُ و النَّصارى اِذا دَخلُوا کنائِسَهم أشرکوا بِاللّه ِ تعالى فأمَرَ اللّه ُ سبحانه نبیّهُ أن یُوحِّدَ اللّه َ فیها و یَعبدَه»؛(1)اى یونس، آیا مى دانى چرا خداوند حق مساجد را این گونه بزرگ داشته و فرموده است: مساجد از آن خدایند؛ پس در آن ها کسى را جز خدا عبادت نکنید؟ راز این سخن آن است که یهود و نصاری چون به عبادتگاه خویش وارد مى شدند، در عبادت و پرستش شرک مى ورزیدند. خداوند با این گفتار، به پیامبرخود فرمان داد تا در مساجد فقط خداى را بخواند و تنها او را پرستش کند. همان گونه که مشاهده مى شود، امام صادق علیه السلام «مساجد» در آیه شریفه را به مکان و جایگاه عبادت تفسیر کردند.

در آیه دیگرى از قرآن کریم مى خوانیم: «و أقیموا وجوهَکم عِندَ کُلِّ


1) . کنز الفوائد، ج 1 ، ص 149 - 150 .

مسجدٍ و ادعوه مخلصینَ له الدینَ» (1)و توجه خویش را در هر مسجد به سوى او کنید و او را بخوانید، در حالى که دین خود را براى او خالص گردانده اید. در مورد کلمه «مسجد» در آیه شریفه، مباحثى همچون احتمالات گذشته مطرح شده اند. ولى در هر صورت، یکى از احتمالات همان مکان و جایگاه عبادت است و لازمه حضور و عبادت در این مکان، اخلاص و خواندن خداى یگانه است و لاغیر. نقش اخلاص در عبادات تا آن حد است که گاهى انسان هاى عابد را فاسق و فاسق را عابد مى کند. در روایتى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «دخلَ رجلانِ المسجدَ: أحدهما عابدٌ والآخَرُ فاسقٌ فخرجا من المسجد والفاسقُ صدیقٌ والعابدُ فاسقٌ و ذلك انَّه یَدخلُ العابد المسجدَ مُدّلاً بعبادتِهِ یَدُلُّ بها فتکونُ فکرتُه في ذلکَ و تَکونُ فکرةُ الفاسقِ فى النّدمِ على فِسقِه و یَستغفُر اللّه َ - عزّوجلّ - مِمّا صنع من الذّنوبِ»؛(2)دو مرد به مسجد داخل شدند: یکى عابد و دیگرى فاسق. هنگام خروج از مسجد، شخص فاسق صدیق گشته بود و شخص عابد فاسق؛ زیرا عابد با خودنمایى و براى نشان دادن عبادت خویش به دیگران به مسجد آمده بود و همواره در همین فکر به سر مى برد، ولى فاسق در حال ندامت بر گناه خویش و طلب آمرزش از خداوند به خاطر گناهانش بود.».


1) . اعراف: 29 .

2) . اصول کافى، ج 2 ، ص 314 ، باب «العجب».

اذان در مسجد

سؤال 19 - بلند کردن صداى اذان از مسجد جایز استیا خیر؟

«اذان شعار اسلام است و ملازمه غالبى دارد با بیدار شدن همسایگان مسجد. ولى در صورت استلزام ضرر، احوط آن است که صداى آن را طورى تنظیم کنند که حتى الامکان موجب اضرار به همسایگان نشود.»(1).


1) . حضرت آیه اللّه اراکى قدس سره، جامع المسائل، ج 1 ، ص 97 ، س 320 .

اعتکاف در مسجد

سؤال 20 - اعتکاف چیست و چه رابطه اى با مسجد دارد؟

«اعتکاف» در شرع مقدّس، عبارت است از: توقف و اقامت در مسجد به قصد عبادت و تقرّب جستن به خداوند متعال.(1)مطالعه در سیره انبیا و پیامبران الهى علیهم السلام ما را رهنمون مى سازد که آنان اوقاتى را به گسستن از خلق و ایجاد ارتباط خاص با خداى متعال صرف مى کردند. پیامبر گرامى با همه عظمت و کمالاتى که دارند، خود را بى نیاز از این سنّت الهى نمى دانستند. در روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام مى خوانیم: «کانَ رسولُ اللّه اِذا کانَ العشرُ الأواخر اعتکف فِى المسجدِ و ضُربت له قُبَّةٌ مِن شعرً و شَمّرَ المئزر و طوى فِراشة»؛(2)امام صادق علیه السلام مى فرماید: رسول خدا صلى الله علیه و آله در دهه آخر (ماه مبارک رمضان) در مسجد معتکف مى شدند. براى آن حضرت خیمه اى که از مو بافته


1) . تحریرالوسیله، ج 1 ، ص 304 ، خاتمة فى الأعتکاف.

2) . اصول کافى، ج 4 ، ص 175 ، باب «الأعتکاف».

شده بود، در مسجد برپا مى شد. پیامبر کاملاً براى اعتکاف مهیّا مى شدند و بستر خویش را جمع مى کردند.

در روایت دیگرى مى فرماید: «کانت بدر فى شهرِ رمضانَ ولم یعتکف رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله. فلمّا أن کان مِن قابلٍ اعتکفَ عشرینَ: عشرا لِعامه و عشرا قضاءً لما فاتَهُ»؛(1)جنگ بدر در ماه رمضان انجام گرفت. به همین دلیل، رسول خدا موفق به اعتکاف نشدند. آن حضرت در ماه رمضان سال بعد، یک دهه را به عنوان همان سال اعتکاف کردند و یک دهه را نیز به عنوان قضاى سال قبل.

همان گونه که مشاهده مى کنیم، اهتمام به سنّت اعتکاف نزد پیامبر گرامى تا آن حد بوده که در صورت امکان، اقدام به قضاى آن مى نموده اند. از این رو، در روایتى مى فرمایند: «اعتکافُ عشرٍ فى شهرِ رمضانَ یَعدلُ حجتینِ و عُمرتینِ»؛(2)یک دهه اعتکاف در ماه رمضان معادل دو حج و دو عمره است؛

یعنى از نظر ثواب و پاداش، با آن ها برابرى مى کند. از این رو، اعتکاف از مستحباتى به شمار مى آید که گاهى نیز به وسیله نذر و امثال این ها بر انسان واجب مى شود و کمترین مدت آن سه روز و شرط الزامى آن روزه گرفتن در این سه روز است.

از تعریف «اعتکاف»رابطه آن با مسجد نیز مشخص مى گردد؛ زیرا از


1) . همان، حدیث دوم.

2) . من لایحضره الفقیه، ج 2 ، ص 188 ، باب «الاعتکاف»، ح 2101 .

نظر مکان، اعتکاف محدودیت هاى خاص خود را دارد. نظریه معروف آن است که این مستحب باید در یکى از مساجد چهارگانه(مسجد الحرام، مسجد النبى، مسجد کوفه و مسجد بصره) انجام گیرد. ولى گروهى از فقها انجام آن را در مساجد جامع هر شهر و منطقه به قصد رجا، به امید اینکه ان شاءاللّه مطلوب درگاه الهى است، جایز دانسته اند. مقصود از «مسجد جامع» در هر شهر و منطقه مساجدى است که مردم معمولاً در آن ها بیش از سایر مکان ها گرد هم مى آیند و لزومى ندارد که حتما نام آن «جامع» باشد.

کسى که اعتکاف مى کند باید در تمام مدت، در مسجد حضور داشته باشد و تنها براى امور ضرورى و به اندازه رفع ضرورت، از مسجد خارج شود و در صورت خروج، احتیاط آن است که در صورت امکان، زیر سایه بنشیند و بلکه اصلاً نباید بنشیند. فرد معتکف در تمام طول اعتکاف، باید از امور جنسى، خرید و فروش، جدال و کشمکش در امور دینى و دنیوى پرهیز کند، مگر آنکه براى اثبات حق و هدایت کسى از گم راهى و جهل باشد. تفصیل احکام و شرایط اعتکاف در کتب فقهى موجود است.(1).


1) . ر. ک: تحریرالوسیله، ص 304 الى 310 / عروة الوثقى، ج 2 ، کتاب «الاعتکاف»، ص 246 - 262 .

امام جماعت مسجد

سؤال 21 - ویژگى هاى یک امام جماعت موفق و شایسته کدام هایند؟

بدون شک، مسجد و نمازهاى جمعه و جماعات از مهم ترین ابزارهاى تبلیغ و ترویج دین و ابزار سیاسى یک حکومت دینى به شمار مى آیند. از این رو، شخص یا اشخاصى که عهده دار امامت جماعت در نمازهاى جمعه و جماعات در مساجد مى گردند باید از شرایط لازم برخوردار باشند. در فقه شیعه، براى امام جماعت شرایطى ذکر شده که عبارتند از: ایمان، طهارت مولد، عقل، بلوغ، مرد بودن. ولى مهم تر از تمام این شروط، لزوم برخوردارى امام جماعت از صفت «عدالت» است. «عدالت» حالتى روحى و نفسانى است که همراه با پرهیزگارى، انسان را از انجام گناهان کبیره، بلکه حتى از انجام گناهان صغیره نیز باز مى دارد؛ زیرا اصرار بر گناهان صغیره، خود از جمله گناهان کبیره به شمار مى آید. درمرتبه بعد،پرهیز امام جماعت از هرکارى است که حاکى از بى مبالاتى به دین باشد، همچنین از کارهایى که خلاف مروّت است و موجب مى شود

شخصیت وى را در نگاه دیگران تحقیر کند.(1)

امروزه با توجه به پیشرفت علوم در عرصه هاى گوناگون و بالا رفتن سطح آگاهى هاى عمومى، مى توان گفت: از دیگر ویژگى هاى یک امام جماعت، برخوردارى وى از مراتب علم و فضل و پارسایى است تا بتواند مخاطبان نمازگزار را از نظر فکرى و معنوى تغذیه کند. در توضیح این ویژگى، باید گفت: که وجود این صفت لازم است، ولى کافى نیست؛ زیرا حاضران در مسجد مجموعه اى متنوّع از جوانان و بزرگ سالان، کودکان، زنان و مردان هستند. این امر ایجاب مى کند که امام جماعت از مدیریت کافى در جهت هماهنگى کلیه نیروها، براى استفاده هرچه بیشتر از امکانات موجود برخوردار باشد. پیشوایان دینى ما بر مقبولیت امام جماعت و اینکه او مورد رضایت و پذیرش نمازگزاران باشد، تأکید فراوان نموده اند. این تأکیدها به حدى است که پیامبر گرامى مى فرماید: «ثمانیةٌ لایَقبلُ اللّه ُ لهم صلاةٌ... و امام قومٍ یُصلّى بِهم و هم له کارهونَ ...»؛(2)هشت دسته اند که خداوند نمازى از آن ها را قبول نمى کند؛ یکى از این گروه هاى هشت گانه امام جماعتى است که نمازگزاران امامت او را خوش نمى دارند. این مسئله در دیگر روایات هم وارد شده است که به سبب اختصار، از ذکر آن ها خوددارى مى کنیم.

صفات دیگرى از قبیل همنشینى با ضعفا و نیازمندان، تلاش بر رفع


1) . تحریرالوسیله، ج 1 ، ص 274 - 275 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 59 ، ح 131 .

مشکلات آنان، ساده زیستى و پرهیز از تجمّل گرایى، برخورد خوب و مناسب، آگاهى از مبانى دینى مورد نیاز، آشنایى با علوم جدید و از جمله روان شناسى تربیتى، حرفه و شغل نداشتن امامت جماعت، نظم در اقامه نماز، انتخاب مطالب خوب و بدون تکرار در سخنرانى ها، پرهیز از اطاله نماز و سخنرانى و مواردى از این قبیل در تحقیقات میدانى انجام شده از جمله موفقیت هاى یک امام جماعت خوب و شایسته ذکر شده اند.(1)

امام على علیه السلام مى فرماید: «مَن نَصَبَ نَفَسهُ لِلنّاسِ اماما فلیبدأ بتعلیمِ نفسِهِ قبلَ تعلیمِ غیرِه، ولیکُن تأدیبه بسیرته قَبلَ تأدیبه بِلِسانهِ، و مُعلّمُ نفسِهِ و مؤدِّبُها أحقُّ بالاِجلالِ مِن معلّمِ النّاسِ و مؤدِّبُهم»؛(2)کسى که خود را رهبر مردم ساخته است، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران بپردازد، خود را بسازد؛ و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد؛ زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند به تعظیم سزاوارتر است از آنکه دیگرى را تعلیم دهد و ادب آموزد.


1) . ر. ک: کیهان، ش 14318 ، 5/8/1370 .

2) . نهج البلاغه، کلمات قصار، ش 73 .

سؤال 22 - آیا مردم در قبال امام جماعت وظایفى دارند؟

در پاسخ به سؤال ویژگى هاى امام جماعت موفق، نکاتى ذکر شده، اما باید توجه داشت که ویژگى هاى مزبور فقط در ارتباط با امام جماعت موفق و الگو قابل تصور هستند. طبیعى است که نباید انتظار داشته باشیم هر امام جماعتى از تمامى شرایط یاد شده برخوردار باشد. این انتظار نابجا چه بسا مانع حضور انسان در نمازهاى جماعت گردد و انسان را از این فیض عظیم محروم گرداند. تنها صفتى که تمامى ائمّه جماعات باید داراى آن باشند تا بتوان پشت سر آنان اقامه نماز کرد داشتن ملکه «عدالت» است، به تفسیرى که در پاسخ سؤال یاد شده به آن پرداختیم. از این رو، انسان باید انتظارات خود از ائمّه جماعات را با توجه به شرایط و توانایى هاى موجود و ممکن، محدود نماید.

امام سجّاد علیه السلام در «رساله حقوق»، در باره حق امام جماعت بر مأمومان و لزوم تشکر و قدردانى از وى مى فرماید: «أمّا حقُّ اِمامِکَ في صلاتِک،

فأن تَعلمَ أنّه تَقلَّد(1)السفارةَ(2)فیما بینَکَ و بینَ ربِّکَ - عزّوجلّ - و تکلّمَ عنکَ و لم تتکلّم عنه، و دعا لَکَ و لم تدعُ له، و کفاکَ هولَ المقامِ بینَ یدىِ اللّه - عزّوجلّ - فأنْ کانَ بِه نقصٌ کان علیه دونك و اِن کانَ تماما کنتَ شریکَهُ،و لم یکن له علیکَ فضلٌ، فوقى نفسَکَ بِنفسهِ و صلاتَکَ بِصلاتِه فتشکُرَ له على قدرِ ذلکَ»؛(3)اما حق پیش نمازت بر تو این است که بدانى او مأموریت سیر به سوى پروردگارت را در نیایش بین تو و خدایت بر دوش مى کشد، و در این مقام، از جانب تو سخن مى گوید و تو از سوى او حرف نمى زنى، و او براى تو دعا مى کند و تو براى او دعا نمى کنى، و او بیم و هراس ایستادن در برابر خدا را به عهده دارد و از جانب تو این کار را انجام مى دهد. پس اگر عیبى در این کار پدید آید، متوجه اوست نه تو، و اگر تمام و کامل انجام شود، در این کمال، تو شریک او هستى، و او برترى و رجحانى بر تو ندارد، جان تو را با جان خود و نمازت را با نمازش حفظ مى کند. پس باید به اندازه این کار، سپاسگزار وى باشى.

از سخنان امام چهارم، استفاده مى شود که انسان باید همواره قدردان


1) . القلادة: چیزى که در گردن قرار مى گیرد؛ در مورد انسان و غیر آن به کار مى رود. تقلّد یعنى: قلاده به گردن انداخت. منظور مسئولیت ارتباط بین خدا و نمازگزاران است. ر. ک: لسان العرب.

2) . السفارة؛ سفرتُ بین القوم یعنى: کشف کردم آنچه در قلب این است و آنچه را در قلب آن است تا بینشان اصلاح کنم؛ و سفیر رسول مصلح میان قوم است. ر. ک: لسان العرب.

3) . من لایحضره الفقیه، باب «الحقوق»، ج 2 ، ص 623 .

امام جماعت خویش باشد؛ زیرا او با قبول مسئولیت، بارى سنگین از سوى نمازگزاران بر دوش مى کشد، علاوه بر آنکه حضرت، ائمّه جماعات را به مسئولیت خطیرى که بر عهده دارند، توجه مى دهد.

سؤال 23 - آیا امام جماعت مى تواند در دو مسجد اقامه جماعت کند؟

امام جماعت مى تواند نمازى را که به جماعت خوانده، در صورتى که جماعت دوم و اشخاص آن غیر اول باشند، دوباره به جماعت بخواند.(1)ولى بیش از دو مرتبه جایز نیست.


1) . توضیح المسائل، مسئله 1404 / استفتائات، ج 1 ، ص 280 ، س 687 .

سؤال 24 - آیا امامت غیرروحانى جایز است؟

«اگر دست رسى به روحانى نباشد، غیر روحانى با وجود سایر شرایط مى تواند امامت نماید.»(1)

سؤال: بعضى از برادران اهل علم با اینکه از معلومات بالایى برخوردار هستند، ولى معممّ نشده اند. آیا امامت جماعت براى آن ها جایز است؟

جواب: «چنانچه معممّ وجود نداشته باشد، امامت غیرمعممّ اشکال ندارد؛ ولى با وجود معممّ، خالى از اشکال نیست، مخصوصا در مساجد، و اگر امامت غیر معممّ موجب هتک باشد، حرام [است ] و جایز نیست.»(2)


1) . استفتائات، ج 1 ، ص 286 ، س 509 .

2) . آیه اللّه فاضل لنکرانى، جامع المسائل، ج 2 ، س 325 ، ص 153 .

سؤال 25 - فاصله امام جماعت و مأمومان تا چه مقدار جایز است؟

«مأمومان باید با امام جماعت مرتبط باشند و ارتباط آن ها یا بدون واسطه است که بین امام و مأموم نباید بیش از یک گام فاصله باشد؛ یعنى از محل سجده مأموم تا محل ایستادن امام، یا با واسطه سایر مأمومان از جلو یا سمت راست یا چپ، باید این ارتباط برقرار باشد. بین نمازگزار و صف جلو با کسى که طرف راست یا چپ او قرار دارد بیش از یک گام فاصله نباشد.»(1)


1) . توضیح المسائل، مسئله 1435 و 1436 .

سؤال 26 - آیا مى توان به امام جماعت در طبقات گوناگون اقتدا کرد؟

«اگر جاى مأموم بلندتر از امام باشد، در صورتى که بلندى آن به مقدار متعارف باشد اشکال ندارد؛ مثل آنکه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام به نماز بایستد، ولى اگر مثل ساختمان هاى چند طبقه این زمان باشد، جماعت اشکال دارد.»(1)

سؤال: مسجدى است در کراچى که در آن نماز جماعت برگزار مى شود و داراى چهار طبقه است و طبقه همکف هم دارد. حالت نمازگزاران در طبقات به شرح زیر است:

الف. بعضى از نمازگزاران طبقه اول مى توانند امام جماعت و بعضى از نمازگزاران طبقه همکف را ببینند.

ب. بعضى از نمازگزاران طبقه دوم و سوم مى توانند بعضى از نمازگزاران طبقه همکف را ببینند، ولى امام جماعت را خیر.


1) . همان، مسئله 1416 .

ج. طبقه چهارم نمى توانند هیچ کدام از نمازگزاران طبقه همکف و اول را ببینند؛ آن ها فقط مى توانند بعضى از نمازگزاران طبقه دوم و سوم را ببینند.

اضافه مى کنم که در هر طبقه، صف هاى نمازگزاران برپاست و هیچ طبقه تماما خالى نمى باشد و اتصال در هر طبقه با طبقه قبل حاصل است. آیا نماز جماعت در مسجد فوق صحیح است یا خیر؟

جواب: در صورتى که طبقات نسبت به یکدیگر علوّ فاحش [بلندى زیاد ]نداشته باشد و کسى که در صف اول هر طبقه مى ایستد از صف قبل از خودش در طبقه قبل ولو یک نفر را ببینند، نماز صحیح است.»(1).


1) . استفتائات، ج 1 ، ص 283 ، س 497 .

اموات و مسجد

سؤال 27 - دفن اموات در مسجد چه حکمى دارد؟

یکى دیگر از احکام مسجد آن است که «دفن میّت در مسجد، اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد، جایز نیست، بلکه مطلقا دفن میّت در مسجد جایز نیست.»(1)بیشتر علماى شیعه تعلیل خاصى ذکر نکرده و فقط حکم به عدم جواز داده اند.(2)برخى همانند علاّمه حلّى بر این مطلب تعلیلى هم ذکر کرده اند؛ ایشان در کتاب منتهى مى فرماید: «لایَجوزُ أن یُدفن فى شى ءٍ مِن المساجدِ لانَّها جُعلت للعبادةِ»؛(3)جایز نیست میّت را در جایى از مسجد دفن کنند؛ چون مساجد مخصوص عبادت مى باشند و در کتاب نهایه مى فرماید: دفن میّت در مسجد جایز نیست؛ «لِما فیه مِن التضییق على المُصلّین»؛(4)زیرا


1) . توضیح المسائل، مسئله 622 .

2) . ر. ک: النهایة فى مجرّد الفقه و الفتاوى، ص 111 / سرائر، ج 1 ، ص 280 .

3) . منتهى المطلب، ج 1 ، ص 389 .

4) . نهایة الأحکام، ج 1 ، ص 359 .

به نوعى، حق نمازگزاران تضییق مى شود.

صاحب جواهر پس از اشاره به نقل اقوال و بررسى بعضى از اخبار و شواهد تاریخى، این گونه نتیجه گیرى مى کند: با دفن در مسجد، انسان شک مى کند که آیا تکلیف وجوب دفن، از او ساقط شده است یا نه، بخصوص که در میان قائلان به حرمت دفن میّت در مسجد، کسانى یافت مى شوند که تنها براساس مستندات قطعى فتوا مى دهند، بلکه از حاشیه مرحوم صاحب وسائل بر یکى از نسخه هاى این کتاب ظاهر مى شود که بر این حکم (حرمت دفن میّت در مسجد) اجماع وجود دارد و شاید واقعا همچنین باشد و اجماع وجود داشته باشد؛ چون بسیارى از فقها، که متعرّض این مسئله شده اند، تردیدى در آن نکرده اند، ضمن اینکه دفن در مسجد، معمولاً مستلزم تنجیس مسجد نیز هست. افزون بر این، دفن میّت در مسجد با ملاحظه اینکه نبش قبر حرام است، برخى انتفاعات از مسجد را در صورت لزوم توسعه مسجد دچار اشکال مى کند. علاوه بر همه این امور، دفن میّت در مسجد، معمولاً با نفرت و کراهت نمازگزاران و یا کراهت نماز آنان همراه است که این خود نوعى ضرر به آن ها به حساب مى آید.(1)

سؤال: آیا جایز است که وصیت کنم پس از مرگ، در مسجد محل، که در آن زحمت زیادى کشیده ام، مرا دفن کنند؛ چون بسیار دوست دارم در این مسجد دفن شوم، در حیاط مسجد یا شبستان؟


1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 102 - 103 .

جواب: «اگر هنگام اجراى صیغه وقف، دفن میّت استثنا نشده باشد، دفن میّت در آن جایز نیست و وصیّت شما در این مورد اعتبارى ندارد.»(1)

سؤال: دوازده سال پیش در ایّام زمستان، شخصى فوت نمود و به علت برف شدید، نتوانستند او را به قبرستان عمومى ببرند و ناآگاهانه متوفّی را در مسجد به خاک سپردند. آیا باید نبش قبر شود و در قبرستان عمومى دفن گردد یا خیر؟

جواب: در صورت مفروضه، اگر چه عمل حرامى انجام شده، ولى جواز نبش قبر بعد از گذشت دوازده سال معلوم نیست. اما آثار ظاهرى قبر باید از بین برود.(2)


1) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 125 ، س 418 .

2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 100 ، س 72 .

سؤال 28 - نماز گزاردن بر اموات در مسجد جایز است یا خیر؟

به جاى آوردن نماز میّت در مساجد، بجز مسجدالحرام مکروه مى باشد.(1)مستند این حکم از سوى فقهاى عظام روایاتى هستند که در آن ها از بجا آوردن نماز میّت در مسجد نهى شده است؛ از جمله: ابوبکر بن عیسى مى گوید: «کُنت فِى المسجد و قد جى ء بجنازةٍ فأردتُ أن اُصلّى علیها فجاءَ ابوالحسن الأوّلُ علیه السلام فَوضعَ مِرفقه فى صَدرى فجعل یَدفعُنى حَتّى خَرجَ من المسجد، فقال: یا أبابکر اِنّ الجنائز لایُصلّى علیها فِى المساجد»؛(2)در مسجد بودم که جنازه اى آوردند، خواستم بر آن نماز بگزارم، امام کاظم علیه السلام دست بر سینه من گذاشت تا اینکه مرا از مسجد بیرون کرد. آن گاه فرمود: اى ابابکر، در مسجد بر جنازه ها نماز گزارده نمى شود.

به دلیل آنکه روایت دیگرى بر جواز نماز میّت در مسجد وجود دارد، از این رو، فقها در جمع بین روایات حکم به کراهت داده اند. .


1) . توضیح المسائل، مسئله 612 .

2) . اصول کافى، ج 3 ، ص 182 .

اموال مسجد

سؤال 29 - آیا بیرون بردن ابزار و وسایل مسجد از مسجد جایز است؟

بیرون بردن هیچ یک از ابزار و وسایل مسجد جایز نیست. بنابر آنچه از روایات استفاده مى شود، این حکم، حتى شامل سنگ ریزه هاى موجود در مسجد و حیاط مسجد هم مى شود. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «اذا أخرجَ أحدَکم الحصاةَ مِن المسجدِ فَلیَردَّها في مکانِها أو في مسجدٍ آخرٍ فانِّها تُسبِّحُ»؛(1)هرگاه کسى سنگ ریزه اى را از مسجد بیرون برد، باید آن را به جاى خود و یا مسجد دیگرى برگرداند؛ چون این سنگ ریزه هم خداى متعال را تسبیح مى کند.

به دلیل آنکه مضمون روایت مزبور قدرى عجیب به نظر مى رسد، علماى شیعه درصدد توجیه و تفسیر آن برآمده اند؛ از جمله علاّمه مجلسى قدس سره مى نویسد: ممکن است تسبیح سنگ ریزه کنایه از این باشد که چون از اجزاى مسجد است و مسجد جایگاه عبادت خداوند سبحان است و دلیل بر عظمت


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 - 238 ، ح 717 .

و جلال او، پس مسجد با تمامى اجزا و وجود خویش، خداوند متعال را از آنچه شایسته او نیست تنزیه و تقدیس مى کند و احتمال دارد معناى حدیث این باشد که سنگ ریزه ها هم همان گونه که قرآن کریم مى فرماید «همه اشیا خداوند را تسبیح و حمد مى کنند»،(1)خداوند متعال را ستایش کنند.

احتمال دیگرى که به نظر مى رسد این است که بیرون بردن هر سنگ ریزه اى از مسجد نامطلوب نیست؛ زیرا هنگام نظافت مسجد، خاک ها و سنگ هاى زاید و اضافى باید از مسجد دور ریخته شوند. ازاین رو، ممکن است روایت مزبور ناظر به آن دسته از مساجد صدر اسلام باشد که در برخى از آن ها، به جاى فرش از سنگ ریزه استفاده مى شد؛ یعنى بیرون بردن این سنگ ریزه ها در واقع، بیرون بردن فرش مساجد بوده است. به همین دلیل، ائمّه اطهار علیهم السلام از این عمل نهى کرده اند.

روشن است که بیرون بردن ابزار و وسایل مسجد در صورت عادى حرام است و اگر کسى به همراه ببرد، باید فورا برگرداند. به همین دلیل، حدیث مزبور و نهى حضرت در صورتى که اخراج این ابزار و وسایل به سبب هدف مطلوبى باشد، هیچ اشکالى ندارد. براى نمونه، اگر بلندگوى مسجد خراب شد و احتیاج به تعمیر پیدا کرد، خروج آن از مسجد براى تعمیر، نه تنها مانعى ندارد، بلکه مطلوب هم هست. یا خارج کردن وسایل مسجد به منظور نظافت، از جمله فرش هاى مسجد براى شستن، قطعا شامل این گونه خروج ها نمى شود.


1) . «اِنْ مِن شى ءٍ الاّ یُسبِّحُ بحمدهِ» اسراء: 44 .

سؤال 30 - استفاده شخصى از اموال و امکانات مسجد چه حکمى دارد؟

به طور کلى، هرگونه استفاده از بخش ها، امکانات و اموال مسجد براى امورى که مغایر با جهت مسجد است، جایز نیست. از این رو، استفاده براى مصارف شخصى هم مطلقا جایز نیست؛ زیرا این کار غصب است، و غصب در ملک شخصى دیگران با غصب اموال و امکانات متعلّق به مسجد هیچ تفاوتى ندارد. همچنین است استفاده شخصى از درآمد موقوفات مسجد. ذکر چند استفتا در این باره، پاسخ سؤال را روشن تر خواهد کرد:

سؤال: آیا مهر مسجد را به مسجد دیگر مى توان برد یا نه؟ مثلاً، اگر کسى مهر مسجد را ببرد و مدتى با آن نماز بخواند، چه در منزل و چه در مسجد دیگر، نماز او چه صورتى دارد؟

جواب: «جایز نیست و باید به جاى اول برگرداند، مگر آنکه یقین کند که مخصوص آن مسجد نیست.»(1)


1) . استفتائات، ج 2 ، ص 334 ، مسئله 1 .

سؤال: در مسجد، یک دستگاه بلندگو است که در موقع اذان و مجالس سوگوارى از آن استفاده مى شود. بعضى اوقات، کودکى یا پولى از اشخاص، مفقود مى شود، از ما خواهش مى کنند که به وسیله بلندگو به اهالى شهر ابلاغ نماییم، حکمش چیست؟

جواب: «اگر بلندگو را به خارج نبرند و پول برق آن را بدهند، اشکال ندارد».(1)

سؤال: اگر در مسجد روضه برقرار باشد، آیا مى توان براى ضبط شخصى از برق آن استفاده کرد؟

جواب: «جایز نیست، مگر آنکه پول برق مصرف شده را بدهند.»(2)

سؤال: این جانب خادم مسجدى هستم که مدت سى و دو سال در این مسجد براى رضاى خدا خدمت مى کنم و از کسى مزد و حقوق نگرفته و نمى گیرم. در حیاط این مسجد، مقدارى درخت قلمه و درخت میوه غرس نمودم و بار آوردم، آیا جایز است از میوه و چوب آن ها، خانواده این جانب استفاده کنند یا جایز نیست؟

جواب: «اگر درختان را از مال خودتان غرس کرده اید و وقف ننموده اید، میوه آن از خود شماست و مى توانید استفاده کنید.»(3)


1) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 145 ، س 70 .

2) . آیه اللّه فاضل لنگرانى، جامع المسائل، ج 1 ، ص 96 ، س 316 .

3) . استفتائات، ج 2 ، ص 334 ، مسئله 1 .

سؤال: آیا جایز است لوازم مسجد، از قبیل: کولر، بلندگو و فرش جهت استفاده شخصى فاتحه و عروسى و یا استفاده پیش نماز مسجد از مسجد خارج شود؟

جواب: «تابع کیفیت وقف است. اگر براى استفاده در مسجد وقف شده، بیرون بردن از مسجد جایز نیست.»(1)

سؤال: عده اى از افراد خیّر پولى براى خریدن اجناسى که مورد احتیاج مسجد است مى دهند و آن اجناس به نام مسجد خریدارى مى شود. آیا مى توان از آن ها در خارج از مسجد براى کارهاى خیر استفاده نمود؟

جواب: «اگر براى خصوص مسجد مزبور داده اند، در خصوص آن مسجد از آن استفاده شود.»(2)

سؤال: مسجد را تعمیر کرده اند. گچ و خاک قدیمى آن را کنده و بیرون ریخته اند و قابل استفاده نیست. آیا جایز است که آن خاک ها را براى پر کردن صحن خانه یا اتاق ببرند یا نه؟

جواب: «اگر به هیچ وجه، حتى براى مسجد دیگر، مورد استفاده نیست و خریدار هم ندارد، جایز است.»(3)

سؤال: قرآن هایى که در مسجدالحرام است، بر بعضى نوشته شده که


1) . همان، ص 344 ، س 25 .

2) . همان، ص 345 ، س 28

3) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 149 ، ص 84 .

وقف است، ولى بر بعضى دیگر نوشته نشده است. شایع است آن ها که کلمه «وقف» و یا عبارت دیگر، که مفهم وقف بودن باشد ندارد، جایز است بردارند و چنین کارى احیانا شده است، بفرمایید جایز است یا نه؟

جواب: «برداشتن آن ها بدون اینکه از متصدّى ذى ربط بگیرند، جایز نیست و باید برگردانده شود.»(1)


1) . مناسک محشّى، ص 396 / استفتائات، مسائل متفرقه، س 1346 .

سؤال 31 - خرید و فروش مسجد و ابزار و وسایل آنچه حکمى دارد؟

خرید و فروش مسجد و اسباب و وسایل مربوط به آن هرچند مسجد خراب شده باشد، جایز نیست و انجام هرگونه معامله اى در این باره باطل است. هنگامى که مکانى عنوان مقدّس «مسجد» پیدا کرد، احکام مسجد براى همیشه بر آن جارى خواهد بود. تنها در موارد خاص ممکن است ولىّ فقیه به خاطر رعایت مصلحت، حکم به خارج شدن محلى از مسجد بودن نماید. «اگر مسجد خراب هم شود، نمى توانند آن را بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند.»(1)

فروختن در و پنجره و چیزهاى دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید این ها را صرف تعمیر همان مسجد کنند و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، باید در مسجد دیگر مصرف شود، ولى اگر به درد مسجدهاى دیگر هم نخورد، مى توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است،


1) . توضیح المسائل، مسئله 909 .

صرف تعمیر همان مسجد، وگرنه صرف تعمیر مسجد دیگر کنند.(1)

صاحب جواهر در مقام بیان دلیل بر «استعمال ابزار و سایر مخارج یک مسجد در دیگر مساجد» مى فرماید: جواز استعمال در صورتى است که خود مسجد به آن ابزار نیازى نداشته باشد، یا ممکن نباشد که این ابزار و وسایل را در آن استفاده نمود؛ مثلاً، به دلیل مخروبه شدن. در این صورت، استعمال آن ها در سایر مساجد جایز است؛ اولاً، به خاطر اصل؛ یعنى اصل آن است که این عمل جایز است. ثانیا، مساجد براى خدا هستند و آنچه براى خداست، براساس روایات رسیده، در اختیار ولىّ او (یعنى امام معصوم علیه السلام و در عصر غیبت، در اختیار حاکم اسلامى) مى باشد و او مى تواند هرگونه که مصلحت است در آن ها تصرف کند. علاوه بر این ها، همه مساجد متعلّق به خدا هستند. پس در حقیقت، همه مساجد مثل یک مسجد هستند. پس هیچ اشکالى ندارد که برخى را با برخى دیگر به خاطر وجود مصالح اصلاح کرد. گذشته از موارد مزبور، غرض از مساجد و ابزار و وسایلى که در آن ها قرار دارند، برپاداشتن شعائر دینى و انجام عبادت است و مساجد گوناگون از این نظر تفاوتى ندارند و این گونه اصلاحات از مصادیق احسان هستند؛ یعنى کارهایى که انسان یقین دارد واقف به انجام آن ها راضى مى باشد، بخصوص زمانى که ترس تلف شدن این موقوفات باشد.(2)ایشان در پایان بحث، اشاره مى کند که فقها در این مسئله به همین شکل فتوا داده اند، بلکه بالاتر از آن، اجماع علماست که اختلافى در آن


1) . توضیح المسائل، مسئله 910 .

2) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 83 - 84 .

نیست.(1)

بنابراین، اولى در ابزار و آلات مسجد، حرمت بیع و فروش آن هاست، ولى در صورت خوف از تلف شدن این ابزار و وسایل، یعنى وجود مصلحت، فروش جایز است و درآمد حاصل از آن نیز باید صرف همان مسجد و در صورت تعذّر، در مساجد دیگر صرف شود.


1) . همان، ص 94 .

سؤال 32 - آیا کتاب هایى را که وقف مسجد شده اند و مورد استفاده نیستند؛ مى توان به کتابخانه دیگرى منتقل کرد؟

«در صورتى که وقف آن مسجد باشند، نمى توان آن ها را به مکان دیگرى انتقال داد.»(1)


1) . ر. ک: تحریرالوسیله، کتاب «الوقف».

سؤال 33 - قرض دادن و یا صرف کردن پولى که متعلّق به مسجد است و سپس جایگزین کردن آن با پول دیگر چه حکمى دارد؟

پولى که به عنوان امانت نزد هیأت امناى مسجد جمع شده است تا صرف مسجد شود، جایز نیست تصرفات دیگرى در آن بنمایند؛ از قبیل قرض دادن. همچنین استفاده شخصى از اموال مسجد جایز نیست، مگر آنکه به اذن متولیّان و مطابق وقف و به مصلحت مسجد باشد.

سؤال 34 - هرگاه کسى سهوا به مسجد ضرر برساند ضامن است یا خیر؟

«اگر ضرر مالى به مسجد وارد کرده است ضامن است، هرچند عمدى باشد.»(1).


1) . استفتاى تلفنى توسط نگارنده از: دفتر مقام معظّم رهبرى حفظه اللّه .

امور دنیوى و مسجد

سؤال 35 - آیا صحبت کردن درباره امور دنیوى و بلند کردن صدا در مسجد جایز است؟

مسجد خانه خدا به شمار مى آید و از جایگاه و عظمت خاصى برخوردار است و هدف از بناى آن عبادت کردن و تقرّب به خداى متعال است. به همین دلیل، در احادیث و منابع روایى، از صحبت کردن در باره امور دنیوى و بلند کردن صدا در آن نهى شده است. در روایتى که از امام على علیه السلام نقل شده است، فرمودند: «یأتي في آخر الزمان قومٌ یأتونَ المساجدَ فیقعُدونَ حلقا ذِکرهم الدنیا و حبُّ الدُّنیا لاتُجالسُوهم فلیسَ للّهِ فِیهم حاجة»؛(1)در آخرالزمان، مردمى یافت مى شوند که در مساجد حضور مى یابند و تشکیل جلسه مى دهند و از دنیا و دوستى دنیا سخن مى گویند. با چنین افرادى همنشینى نکنید که خداوند آنان را به حال خود رها کرده و کارى به آن ها ندارد.

همچنین از بلند کردن صدا در مسجد نهى شده است. ابوذر غفارى


1) . مجموعة ورّام، ج 1 ، ص 69 .

از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پرسید: اى رسول خدا، مساجد را چگونه باید آباد کرد؟ پیامبر فرمودند: «لاتُرفعُ الأصواتُ فیها و لایُخاضُ فیها بِالباطلِ و لایشترى فیها و لایُباع و اترکِ اللغو ما دُمتَ فیها. فأِن لم تفعل فلا تلومنَّ یومَ القیامِة الاّ نفسَکَ»؛(1)آباد کردن مسجد به این است که صدا در آن بلند نشود، گفت وگوهاى باطل و بیهوده در آن صورت نگیرند و از خرید و فروش در مسجد خوددارى شود و تا وقتى که در مسجد هستى از سخنان بیهوده بپرهیز! و اگر این امور را رعایت نکردى در روز قیامت کسى جز خودت را مورد ملامت و سرزنش قرار مده.

حضرت در روایت دیگرى، بلند کردن صدا در مسجد را از نشانه هاى نزول بلا بر امّت مى شمارند و مى فرمایند: «اِذا فَعَلتْ اُمّتى خمسَ عشرةَ خصلةً حلّ بها البلاءُ. قیل: یا رسول اللّه و ما هى؟ قال: و ارتفعت الأصواتُ فِى المساجدَ»؛(2)هنگامى که پانزده خصلت در میان امّت من رایج شود بلا بر آنان نازل خواهد شد؛ از جمله این خصلت ها، بلند کردن صدا در مساجد است.

البته معلوم است که گفتن اذان با صداى بلند و قرائت قرآن از موارد استثناست؛ چرا که در روایات متعددى بر بلند گفتن اذان تأکید شده است؛ از جمله در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «اِذا اذنتَ فلا تُخفینَّ صوتَکَ فانَّ اللّه َ یأجُرکَ مدّ صوتَکَ فیه»؛(3)هنگامى که اذان


1) . همان، ج 2 ، ص 61 .

2) . الخصال ، ج 2 ، ص 501 - 502 .

3) . تهذیب الاحکام، ج 2 ، ص 58 ، ح 45 باب «الأذان و الأقامة».

مى گویى، صدایت را کوتاه مکن؛ چرا که خداوند به میزان بلند کردن صدا - و کشیدن آن - به تو پاداش مى دهد.

اما در قرائت قرآن کریم، علاوه بر رعایت میزان متعارف صدا، به گونه اى که با خضوع و خشوع منافات نداشته باشد، باید حال دیگران را هم رعایت کرد تا مبادا قرائت قرآن با صداى بلند، مایه تشویش و یا حواس پرتى دیگران شود.».

اهل مسجد

سؤال 36 - اهل مسجد چه منزلت و جایگاهى دارند؟

در روایات موجود در متون دینى شیعه و اهل سنّت، ویژگى ها و برترى هایى براى اهل مسجد و مقام و منزلتى که دارند وارد شده است که به اختصار به آن ها اشاره مى کنیم:

1 . در زیر سایه خداوند قرار دارند: براساس متون دینى، هفت گروه در قیامت مورد توجه و لطف خداوند متعال قرار مى گیرند؛ از جمله این گروه هاست: «و رجلٌ قلبه متعلّقٌ بِالمسجدِ اِذا خَرجَ مِنه حتّى یَعودَ اِلیهِ»؛(1)شخصى که وقتى از مسجد خارج مى شود تا زمان بازگشت دوباره به مسجد، توجهش به مسجد باشد.

2 . اهل مسجد، بهشتیان هستند: نبى مکرّم صلى الله علیه و آله فرمودند: «اجابةُ المؤذّنِ رحمةٌ و ثوابُه الجنّةُ و مَن لم یُجب خاصمتُهُ یومَ القیامةِ فطُوبى لِمنَ أجابَ داعىَ اللّه ِ و مَشى الى المسجدِ و لایجیبهُ و لایَمشى اِلىَ المسجدِ الاّ


1) . الخصال، ج 2 ، ص 363 .

مؤمنٌ مِن أهلِ الجنة»؛(1)پذیرفتن دعوت مؤذّن رحمت الهى است و ثواب آن بهشت است و کسى که این دعوت را نپذیرد روز قیامت با وى ستیز خواهم کرد. پس خوشا به حال کسانى که این دعوت را بپذیرند و به مسجد بروند! و او را اجابت نمى کند و به سوى مسجد حرکت نمى کند، مگر مؤمن که در بهشت ساکن خواهد شد.

3 . اهل مسجد محبوب ترین بندگان نزد خداوند هستند:امام على علیه السلام مى فرماید: نبىّ اکرم صلى الله علیه و آله در پاسخ به سؤالى فرمودند: «و خیرُ البُقاعِ المساجدُ و أحبُّهم اِلَى اللّه - عزّوجلّ - أولُّهم دخولاً و آخِرهُم خروجا منه»؛(2)بهترین مکان ها مساجد هستند و محبوب ترین افراد نزد خداوند کسانى هستند که اول وارد مسجد مى شوند و دیرتر از همه از مسجد خارج مى گردند.

4 . خداوند آسایش روحى و روانى اهل مسجد را ضمانت کرده است: پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند: «مَن کانت المساجدُ بیتُه ضَمِنَ اللّه ُ لَهُ بِالرَّوحِ والرّاحةِ و الجوازِ علىَ الصراطِ»؛(3)هرکس خانه اش مسجد باشد خداوند آسایش و آرامش و عبور از پل صراط را براى او ضمانت مى کند.

5 . زمین براى اهل مسجد تسبیح مى کند: تسبیح گفتن زمین براى انسانى که به سوى مسجد مى رود از دیگر آثار و برکاتى است که در متون دینى


1) . جامع الأخبار، ص 68 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 3 ، ص 199 باب «السوق» ح 3751 .

3) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 363 ، ح 3786 .

نقل شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَن مَشى اِلىَ المسجدِ لَم یضع رِجلاً على رَطبٍ و لا یأبسٍ الاّ یُسبِّحُ له اِلىَ الأرضینَ السابعةِ»؛(1)هر کس گامى به سوى مسجد برمى دارد، بر هیچ تر و خشکى پا نمى نهد، مگر اینکه از زمین اول تا هفتم براى او تسبیح مى کنند.

6 . اهل مسجد مانع نزول عذاب الهى هستند: امام صادق علیه السلام از پدرانش و آن ها از رسول گرامى صلى الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمود: هرگاه خداوند متعال مشاهده مى نماید اهل سرزمینى راه اسراف و فساد و معصیت را در پیش گرفته اند و فقط سه نفر از مؤمنان در میان آنان هستند، خطاب مى فرماید: «یا أهلَ معصیتى! لولا مَن فیکم مِن المؤمنینَ المتحابینَ بجلالي العامرینَ بِصلاتهمِ أرضى و مساجدى و المستغفرینَ بِالأسحارِ خوفا مِنّى لانزلتُ بِکم عذابى ثُمّ لااُبالی»؛(2)اى اهل گناه! اگر در میان شما کسانى از مؤمنان نبودند که به خاطر عظمت من به یکدیگر محبت مى ورزند و با برپا داشتن نماز، زمین و مساجد مرا آباد نگه مى دارند و به سبب ترس از من، در سحرگاهان به استغفار مى پردازند، عذاب خویش را بر شما فرو مى فرستادم و به شما توجهى نمى کردم.

7 . مردگان بر مسجدى ها غبطه مى خورند: در حدیثى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «ما مِن یومٍ الاّ و مَلَکٌ یُنادى فِى المقابرِ مَن تُغبِطون فیقولونَ أهلُ المساجدِ یُصلّونَ ولا نَقدُر و یَصومون


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 233 ، ح 701 .

2) . شیخ صدوق، الأمالى، ص 199 .

و لا نَقدرُ»؛(1)در هر روز، ملکى از ملائکه در قبرستان ندا مى دهد: نسبت به چه کسانى غبطه مى خورید؟ آنان در پاسخ مى گویند: ما نسبت به اهل مساجد غبطه مى خوریم؛ ایشان نماز مى گزارند و روزه مى گیرند، در حالى که ما توان انجام آن را نداریم.


1) . مستدرک الوسائل، ص 362 - 363 ، ح 3786 .

سؤال 37 - مسجدى ها باید داراى چه صفات و ویژگى هایى باشند؟

در قرآن کریم و روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام ویژگى ها و صفاتى براى مسجدى ها ذکر شده اند که افرادى که به مسجد آمد و شد دارند باید تلاش کنند تا چنانچه واجد این صفات نیستند، آن ها را تحصیل نمایند:

ویژگى اول: قرآن کریم به دنبال آیه 108 سوره توبه، که در آن مسجدى را که بر پایه تقوا بنا شده، ستایش نموده است، مى فرماید: «فیه رجالٌ یُحبّونَ أن یتطهَّروا و اللّه ُ یُحبُّ المطّهّرین»؛ در آن - مسجدى که بر پایه تقوا بنیان نهاده شده - مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد. از آیه شریفه استفاده مى شود که علاوه بر ایمان به خدا و اعتقاد به معاد، لازم است متعهد و معروف به راستى و درستى در رفتار و کردار باشند. از این رو، چنانچه کسانى تمامى نمازهاى واجب و مستحب را در مسجد اقامه نمایند، ولى رفتار بیرون از مسجد آن ها براساس شئونات اسلامى و دینى نباشد، از اهل مسجد - به معناى واقعى کلمه - نخواهند بود و امتیازات آنان را نخواهد داشت.

ویژگى دوم: آنان براساس روایات، اسوه و الگوى جامعه هستند.

در حدیثى، امام صادق علیه السلام انسان هاى مسجدى را از برترین ها و برگزیدگان جامعه معرفى فرمودند: «یا فضلُ! لایأتى المسجدُ مِن کُلِّ قبیلةٍ اِلاّ وافدُها و مِن کل أهلِ بیتٍ اِلاّ نجیبُها»؛(1)اى فضل! از هر جمعى تنها آنان که از همه برترند (در فضایل) و به منزله الگو براى براى قوم و گروه خویش هستند به مسجد مى آیند، و از اهل هر خانه اى تنها برگزیدگان آن ها به مسجد مى آیند.

سخنان مزبور علاوه بر الگو معرفى کردن اینان براى جامعه، به افراد مسجدى نیز بازگو مى کند که باید مراقب رفتار و حرکات خویش باشند تا مبادا شأن و عظمت مسجد و یا دین را با کردار و گفتار ناشایست خود زیر سؤال ببرند. از این رو، باید این افراد سعى کنند تا همواره الگو براى دیگر اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان خود باشند.

ویژگى سوم: در روایات، از جمله ویژگى هاى اهل مسجد، جوان مرد بودن آنان ذکر شده است. امام هشتم علیه السلام از پدرانش و آنان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل فرمودند: «ستّةٌ مِن المروّةِ، ثلاثةٌ مِنها فِى الحضرِ و ثلاثةٌ مِنها فِى السفرِ. فأمّا الّتى فِى الحضرِ: فتلاوةُ کتابِ اللّه ِ تعالى و عمارةِ مساجدِ اللّه و اتخاذُ الاخوانِ فِى اللّه - عزّوجلّ . و امّا الّتى فِى السفر: فبذلُ الزادِ و حُسن الخلقِ و المزاحُ في غیر المعاصى»؛(2)شش چیز از نشانه هاى جوان مردى است که سه چیز آن مربوط به حضور و اقامت در وطن است و سه چیز آن مربوط به حالت مسافرت. سه تایى که مربوط به حالت اقامت در وطن هستند، عبارتند از:


1) . شیخ صدوق، الامالى، ص 46 - 47 .

2) . عیون الأخبار الرضا علیه السلام ، ج 2 ، ص 27 .

تلاوت قرآن مجید و آباد کردن مساجد الهى و یافتن دوستانى که در مسیر خدا باشند. و سه تاى مربوط به سفر عبارتند از: بخشش توشه راه به دیگر همسفران، داشتن اخلاق نیکو و مزاح به گونه اى که موجب گناه و معصیت نباشد.

همان گونه که ملاحظه مى شود، در روایت مزبور، «عمارت مسجد» را از نشانه هاى جوان مردان ذکر کرده است و در پاسخ دیگر سؤالات، توضیح داده ایم که براساس روایات، بهترین نوع عمارت و آبادانى مساجد «حضور در مساجد» است. علاوه برآن، مى توان با حضور در این مکان مقدّس، دوستانى یافت که انسان را در مسیر خدا یارى مى کنند.

ویژگى چهارم: در روایات اشاره شده است که تردیدى در مؤمن بودن اینان نداشته باشید. پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند: «اذا رأیتم الرّجلَ یَعتادُ المساجدَ فأشهدُوا له بِالأیمانِ لأنَّ اللّه َ یَقولُ: «اِنّما یَعمرُ مساجدَ اللّه ِ مَن آمَن بِاللّه »»؛(1)هنگامى که دیدید مردى بر رفت و آمد به مسجد مداومت مى کند وى را مؤمن بدانید؛ زیرا خداوند مى فرماید: تنها آنان که ایمان به او دارند، مساجد خدا را آباد مى کنند.


1) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 262 ، ح 3786 .

بانى مسجد

سؤال 38 - چه کسانى صلاحیت احداث و بناى مسجد دارند؟

تاریخ بناى مسجد با تاریخ نهضت نبى اکرم صلى الله علیه و آله پیوندى عمیق و ناگسستنى دارد؛ زیرا اولین مسجد در صدر اسلام بنا نهاده شد. قرآن کریم شروطى را براى بانیان مسجد ذکر مى کند: در آیه هجدهم سوره توبه مى فرماید: «اِنّما یَعمُر مساجدَ اللّه ِ مَن آمَن بِاللّه ِ و الیومِ الآخرِ و اَقامَ الصلاةَ و آتىَ الزکاةَ و لم یخشَ اِلاّ اللّه »؛(1)تنها آبادگران مساجد کسانى هستند که به خداوند و روز قیامت ایمان دارند و نماز بپاى دارند و زکات بدهند و تنها خشیت خداوند را در دل داشته باشند.

از آیه شریفه، شروط ذیل فهمیده مى شوند:

1 . اولین شرط جنبه اعتقادى دارد؛ بانیان مسجد حقیقتا باید انسان هاى خداجو و مؤمن به مبدا و معاد باشند. بى تردید، صفاى باطن و اخلاص بانیان در ایجاد فضاى معنوى و روحدار شدن ساختمان مسجد اثر مى گذارد.


1) . توبه: 18 .

2 . شرط دوم آن است که از بپاى دارندگان نماز باشند. نماز به عنوان مظهر بندگى و راز و نیاز با خداوند، مشخصه انسان هایى است که بندگى و عبودیت را از قلب به جوارح سرایت داده اند. پس آنان که با نماز همدم و همراز نیستند، هرچند به گونه اى در رونق ظاهرى و یا ساختن مسجد شرکت داشته باشند، از بانیان مساجد محسوب نخواهند شد.

3 . آبادکنندگان مساجد کسانى هستند که زکات (حقوق مالى واجب خویش) را ادا مى کنند، نه اینکه ساختن و تعمیر مسجد بهانه اى براى شانه خالى کردن از زیر بار وجوهات و حقوق شرعى باشد. بنابراین، از دیدگاه قرآن کریم، کسانى که حقوق مالى خویش را پرداخت نمى کنند نمى توانند صرفا با ساختن مسجدى هرچند مجلّل در ردیف آبادکنندگان مساجد به حساب آیند.

4 . آنان کسانى هستند که تنها «خشیت خداى را در دل دارند.»

علاّمه طباطبائى در تبیین معناى «خشیت» مى نویسند: «مقصود، خشیت دینى است که همان عبادت است، نه خشیت و ترس طبیعى و عزیزى؛ چه اینکه این نوع ترس را همه دارند، مگر اولیاى مقرّب الهى که از هیچ کس غیر از خداوند ترسى ندارند و وجه اینکه از عبادت، به خشیت خدا کنایه آورده شده است،

این است که از میان علل و اسباب معبود گرفتن، دو چیز از همه معروف تر است: یکى ترس از غضب معبود، و دوم امید به رحمتش. و امید به رحمت هم برگشتش باز به ترس از انقطاع آن است، که آن نیز سخط معبود است. بنابراین، در حقیقت، همان ترس است و مصداقى است براى ترس که آن را مجسّم

مى سازد و میان آن دو ملازمه هست.»(1)

روشن است که وضع چنین شرایطى براى سازندگان و تعمیرگران مساجد نوعى تأکید خاص بر اهمیت مسجد و بیان شأن و عظمت والاى آن است، وگرنه هر مسلمانى اگرچه از اوصاف و شرایط مزبور برخوردار نباشد، شرعا مى تواند در عمارت مسجد شرکت داشته باشد، با این تفاوت که از فضایل و پاداش تعمیرگران حقیقى برخوردار نخواهد شد. به دیگر سخن، شروط مذکور انحصارآور نیستند، بلکه شرط کمال و قبولى هستند و نه شرط صحّت و جواز. همچنین روشن است که مقصود از «عمارت» تأسیس تنها نیست و عمارت شامل بناى مسجد، ترمیم و اصلاح آن نیز مى شود.(2)


1) . المیزان، ج 9 ، ص 202 .

2) . سیماى مسجد، ج 1 ، ص 148 - 151 .

سؤال 39 - خداوند متعال چه پاداش هایى براى بانیان مساجد در نظر گرفته است؟

با نگاهى به روایات، متوجه مى شویم که وعده ها و پاداش هاى الهى براى بانیان مسجد بسیارند؛ به سه مورد که برجسته تر از سایر پاداش ها هستند، اشاره مى کنیم:

1 . مقام «ولىّ اللّه » براى سازندگان مساجد: پیامبر گرامى در حدیثى ضمن برشمردن پاداش هایى که خداوند متعال براى سازندگان مسجد درنظر گرفته، آنان را «ولى اللّه » (دوستان و یاوران خدا) خوانده است: «و مَن بَنى مسجدا فى الدنیا بَنى اللّه ُ بِکلِّ شبرٍ منه أو قال: بِکلِّ ذراعٍ منه مسیرةَ أربعینَ ألفَ ألفَ عام مدینةٍ مِن ذهبٍ و فضةٍ و درٍّ و یاقوتٍ و زُمّردٍ و زبرجدٍ و لؤلؤٍ، فى کلِّ مدینةٍ أربعونَ ألفَ ألفَ قصرٍ، فى کلِّ قصرٍ اربعونَ ألفَ ألفَ دارٍ، فى کلِّ دارٍ اربعونَ ألفَ ألفَ بیتٍ، و فى کلِّ بیتٍ اربعونَ ألفَ ألفَ سریرةٍ على کلِ سریرٍ زوجةٌ مِن الحورِ العینِ و فى کلِّ بیتٍ أربعونَ ألفَ ألفَ وصیف و أربعونَ ألفَ ألفَ وصیفةٌ و فى کل بیتٍ أربعون ألف ألف مائدةٍ على کلِّ مائدةٍ أربعون ألفَ ألفَ قصعةٍ و فى کلّ قصعةٍ أربعونَ ألفَ ألفَ لونٍ مِن الطعام، یُعطى (اللّه ولیّه) مِن القُوّةِ ما یأتى على تلك الأزواجِ و على ذلکِ

الطعامِ و الشرابِ»؛(1)هر کس در این دنیا مسجدى بسازد، خداوند متعال به هر وجبى یا هر ذراعى(2)از آن، شهرى در بهشت از طلا و نقره و درّ و یاقوت و زمّرد و زبرجد و مروارید براى او بنا مى کند که بزرگى آن به اندازه پیمودن مسافت چهل هزار هزار سال راه باشد و در هر شهرى چهل هزار هزار قصر، در هر قصرى چهل هزار هزار خانه، در هر خانه اى چهل هزارهزار اتاق، و در هر اتاق چهل هزار هزار تخت و بر هر تختى همسرى از حوریان و در هر اتاقى چهل هزار هزار خادم و چهل هزار هزار کنیز و در هر اتاقى چهل هزار هزار سفره گسترده و بر هر سفره اى چهل هزار هزار ظرف و در هر ظرفى چهل هزار هزار نوع از انواع طعام وجود دارد و خداوند به «دوست خود» چنان نیرو و توانى عنایت مى فرماید که بتواند از همه همسران و خوردنى ها و آشامیدنى ها بهره ببرد.

2 . خانه اى در بهشت: امام باقر علیه السلام در مقام بیان پاداش و ثواب الهى به سازندگان مسجد مى فرمایند: «مَن بنى مسجدا کمفحص قطاةٍ بنى اللّه ُ له بیتا فِى الجنة»؛(3)کسى که مسجدى به اندازه آشیانه قطا(4)بنا کند، خداوند در بهشت خانه اى براى او بنا مى کند.

روشن است که مقصود حدیث آن نیست که ساختمان مسجدى به این کوچکى مطلوب است، بلکه سخن بر اهمیت مسجدسازى دلالت مى کند


1) . اعلام الدین، ص 422 و ثواب الاعمال، ص 290 با کمى اختلاف.

2) . تردید از راوى است و ذراع دست انسان از آرنج تا سر انگشتان را گویند. ر. ک: فرهنگ فارسى عمید، ص 676 .

3) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 235 ، ح 703 .

4) . پرنده اى که جثه او به اندازه کبوتر است.

تا همگان هرچند با امکانات کم، بتوانند در این عبادت بزرگ شریک شوند.

ابوعبیده حذّاء مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: «مَن بَنى مسجدا بَنى اللّه ُ له بیتا فِى الجنة. فمرّ بى أبوعبدِ اللّه علیه السلام فى طریقِ مکّةَ وقد سویّتُ أحجارا لمسجدٍ فقلتُ: جُعلتُ فداکَ نرجو أن یکونَ هذا مِن ذاک؟ فقال: نعم»؛(1)کسى که مسجدى را بنا کند خداوند در بهشت خانه اى براى وى بنا خواهد کرد. روزى در راه مکّه در حالى که با سنگ مسجدى ساخته بودم، به امام صادق علیه السلام برخورد نمودم، به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم! آیا امیدوار باشم که این مسجد مصداق همان مسجد است که شما فرمودید؟ امام فرمودند: بلى.

3 . مانع نزول عذاب الهى: آبادگران مساجد نزد خداوند چنان محبوبند که خداوند به احترام آنان، کیفر و مجازات بندگان گناه کار را به تأخیر مى اندازد. امام صادق علیه السلام مى فرماید: حضرت على علیه السلام فرمودند: «انّا اللّه - عزّوجلّ - اِذا اَرادَ أن یُصیبَ أهلُ الأرض بِعذابٍ یقولُ: لولا الذّینَ یتحاجُّون فى و یَعمرونَ مساجدي و بالأسحارِ، لولاهُم لأنزلتُ علیهم عذابی»؛(2)خداوند متعال آن گاه که بخواهد اهل زمین را به کیفر اعمال بدشان عذاب نماید، مى فرماید: به احترام آنان که به خاطر من با یکدیگر دوستى و محبت مى ورزند و مساجدم را آباد مى نمایند و سحرگاهان به استغفار مى پردازند، عذاب خود را بر آنان نازل نمى نمایم.


1) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 264 ، ح 68 از باب 25 باب «فضل المساجد».

2) . ثواب الاعمال، ص 178 .

سؤال 40 - انگیزه ها، اعم از صحیح و غلط ، چه نقشى در مسجدسازى دارند؟

ساختن مسجد و تعمیر آن و کلیه امور مربوط به مسجد عملى عبادى است و صرف ساختن ساختمان یا تعمیر آن بدون قصد قربت و تقرّب ألى اللّه مقبول درگاه الهى نیست. آیات و روایاتى که مسجدسازى را به عنوان فضیلتى بزرگ یاد کرده اند، ناظر به هر مسجدى نیستند، بلکه ساختن آن مساجدى موردنظر است که به انگیزه الهى باشد. نبى اکرم صلى الله علیه و آلهمى فرمایند: «مَن بنى مسجدا لِیُذکرَ اللّه ُ فیه بُنى له بیتٌ فِى الجنّةِ»؛(1)هر کس مسجدى را به قصد اینکه یاد خدا در آن بشود، بسازد خانه اى در بهشت براى او ساخته مى شود.

همان گونه که ملاحظه مى شود، در سخن پیامبر «لیُذکر اللّه ُ» (تا یاد خدا در آن بشود) مطرح شده و ثواب و اجر نیز بر همان مترتّب گردیده است. از این رو، اگر مسجدى با نیات دیگرى ساخته شود، ارزش نخواهد داشت. قرآن کریم با مقایسه انگیزه بنیان گذاران مسجد «قبا» - بر تقوا و رضایت الهى -


1) . روضة الواعظین، ج 2 ، ص 337 .

و جانب مقابل یعنى بانیان مسجد «ضرار» - بر تفرقه و کفر - مى فرماید: گروه نخست مسجد خویش را بر امرى مستحکم و استوار بنها نهاده اند، در حالى که گروه دوم بناى مسجد را بر تزلزل و سستى و ناپایدارى، که گویا آن را بر کناره دیواره رودخانه اى بنا کرده اند که هر لحظه احتمال سقوط بنا و فرو افتادن سازندگان آن به وادى هلاکت مى رود. بنابراین، مسجد باید براساس تقوا و رضایت الهى بنا نهاده شود.

شاید به همین دلیل است که مى بینیم در روایات، از اینکه بناى مسجد از حالت عبادى خارج شود و به عنوان عملى که مایه فخر و مباهات افراد و جمعیت ها نسبت به یکدیگر باشد، نهى شده است. پیامبر گرامى در مقام سرزنش و بیان انحراف امّت و نشانه هاى برپایى قیامت مى فرمایند: «لاتَقومُ الساعةُ حتّى یَتباهىَ النّاسُ بِالمساجدِ»؛(1)از نشانه هاى قیامت آن است که مردم مسجد را وسیله فخرفروشى قرار مى دهند.

نهى از مباهات و فخرفروشى در بنا اختصاص به مسجد ندارد و اساسا در روایات، از هر بنایى که براى خودنمایى و فخرفروشى ساخته شود نهى شده است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرمایند: «مَن بنى بُنیانا رئاءً و سُمعةً حملَهُ یومَ القیامةِ مِن الأرضِ السابعةِ و هو نارٌ تَشتعِلُ ثُمّ تطوَّقُ فى عنقه و یُلقى فِى النارِ، فلایَحسبُه شى ءٌ مِنها دونَ قِعرِها اِلاّ اَن یَتوبَ»؛(2)کسى که بنایى را براى


1) . سنن بیهقى، ج 2 ، ص 439 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 4 ، ص 11 و 12 ، باب «ذکر جمل من مناهى النبى صلى الله علیه و آله».

خودنمایى و دیدن و شنیدن دیگران بسازد، خداوند این بنا را تا زمین هفتم در حالى که به صورت آتشى در گردن اوست، بر وى تحمیل مى کند و او را در آتش مى افکند. چیزى این شخص را از سقوط به قعر جهنم حفظ نمى کند، مگر اینکه توبه کند.

طبیعى است که حدیث مزبور شامل بنا و ساختمان هاى شخصى هم مى شود. لازم است در ساختمان سازى رعایت حال دیگر همسایه ها بشود و اگر هم به فکر دیگران نیستیم، دست کم براى نجات در آخرت از وضعیتى که این سخن پیامبر ترسیم مى کند رعایت حال خودمان را بکنیم.».

تربیت در مسجد

سؤال 41 - آیا مسجد مى تواند اعمال و رفتار فاسد انسان را اصلاح کند؟

نه مسجد و نه هیچ عامل دیگرى نمى تواند اعمال و رفتار انسان را اصلاح کند؛ این عوامل وسیله اند براى اینکه انسان به اشتباهات خود پى ببرد و خود درصدد اصلاح اعمال و رفتار خویش برآید. متأسفانه گاهى اوقات انجام برخى عبادات از جمله «مسجد رفتن» براى افراد به شکل «عادت» درآمده است. تا زمانى که تمامى اعمال انسان به این شکل باشند و بدون تفکر و تأمّل در پیرامون عمل، این اعمال هیچ تأثیرى در اصلاح انسان نخواهند داشت. انسان باید نه تنها براى هر عمل عبادى اخلاص و انگیزه الهى داشته باشد، بلکه باید انجام این اعمال و عبادات، بخصوص در مسجد و حضور در مکان هاى مقدّس، عاملى براى تصحیح اعمال و پرهیز از گناه و زشتى ها باشد؛ زیرا حضور در مسجد با روح و جسم آلوده به گناه و بدون تصمیم بر توبه و بازگشت از عصیان، نه تنها انسان را محبوب درگاه حق تعالى نخواهد کرد، بلکه موجبات خشم الهى را فراهم خواهد ساخت. از روایات استفاده مى شود که اصرار ورزیدن بر گناه و سرکشى و طغیان

همراه با حضور در مسجد و درگاه الهى نوعى نفاق، بلکه استهزا و تمسخر نسبت به فرامین الهى است. در این صورت، حضور در مسجد خشم و نفرین الهى را به دنبال دارد.

در روایتى آمده است: پیامبر گرامى مى فرمایند: «خداوند متعال به من وحى نمود: اى برادر پیامبران و اى برادر بیم دهندگان! به قوم خویش ابلاغ کن در حالى که مظلمه اى از یکى از بندگانم بر گردن آنان است، به هیچ خانه اى از خانه هاى من داخل نشوند. من چنین شخصى را در حالى که به نماز در مقابل من مشغول است لعن مى کنم، مگر اینکه آن مظلمه را به صاحبش برگرداند.»(1)

در این روایت، تنها گناه «ظلم بر بندگان» ذکر شده، ولى طبیعى است که همه گناهان از این خصوصیت برخوردارند، بخصوص گناهانى که «حق الناس» محسوب مى شوند. از این رو، باید گفت: تا زمانى که خود انسان عزم و اراده بر اصلاح رفتار و اعمال خویش نداشته باشد، این عوامل به تنهایى کارآیى نخواهند داشت.


1) . عدة الداعى، ص 141 .

ترک مسجد

سؤال 42 - ترک مسجد چه عواقبى به دنبال دارد؟

اگرچه در روایات و منابع اسلامى بر حضور مؤمنان در مسجد بسیار تأکید شده و براى این حضور آثار و فواید فراوانى نقل شده است، اما هیچ یک از علما از این روایات استفاده نکرده اند که اگر کسى مطلقا به مسجد نیاید پس مسلمان نیست. آرى، چنانچه ترک مسجد و حضور نیافتن در آن و یا خروج از آن در هنگام عبادات - مثل وقت اذان - بدون عذر و علتى و یا همراه با اغراضى دیگر باشد، مسائلى به دنبال دارد که روایات و متون دینى به آن ها اشاره کرده اند:

1 . نفاق: در روایتى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله وارد شده است که فرمودند: «مَن سَمِعَ النداء فِى المسجدِ فَخَرَجَ مِن غیرِ علّةٍ فهو منافقٌ اِلاّ أن یُریدَ الرجوعَ الیه»؛(1)کسى که صداى اذان مسجد را بشنود و بدون علت از مسجد خارج شود، منافق است، جز اینکه قصد برگشت به مسجد داشته باشد.

2 . کامل نبودن نماز تارک مسجد: از دیگر عواقبى که در روایات


1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 263 ، ح 61 ، باب «فضل المساجد».

و متون دینى براى تارک مسجد ذکر شده اند، امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَن صَلّى فى بیتهِ جماعةً رغبةً عنِ المسجدِ فلاصلاةَ له و لِمنَ صَلّى یَتّبِعُه اِلاّ مِن علّةٍ تَمنعُ مِن المسجدِ»؛(1)کسى که به خاطر اعراض و دورى از مسجد در خانه اش نماز جماعت برگزار کند، نماز او و همراهانش تمام و کامل نیست. شاید به ذهن برسد که برگزارى نماز جماعت در خانه موجب کامل نبودن نماز مى شود، نه ترک مسجد، ولى باید توجه داشت که در روایت قید «رغبةً عنِ المسجدِ» آمده است و این همان برداشتى است که ما از روایت کرده ایم؛ یعنى برگزارى نماز اگرچه به جماعت، ولى به خاطر اعراض و دورى از مسجد بوده و به همین دلیل، نماز این افراد کامل و تمام نیست.

3 . شکایت مسجد: عنوان دیگرى که درروایات بر ترک مسجد آمده، شکایت مسجد از مسلمانان است. در روایتى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «و یقولُ المسجدُ: یا ربِّ عَطَّلوني و ضَیَّعونی»؛(2)مسجد مى گوید: پروردگارا، این ها مرا تعطیل کردند و ضایع نمودند.

نظیر این روایت در شکایتى که مسجد از همسایگانش دارد، با لحن شدیدترى وارد شده است. در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است که به دنبال شکایت مسجد از همسایگانش بر عدم حضور در مسجد، خداوند مى فرماید: «و عزّتي و جلالی، لا قَبلتُ لهم صلاةً واحدةً ولا أظهرتُ لهم فى النّاس عدالةً


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 696 ، ح 1486 .

2) . الخصال، ج 1 ، ص 174 - 175 ، ح 232 .

و لانالتهم رحمتى ولا جاوروني في جنّتی»؛(1)به عزّت و جلالم! یک نماز آنان را قبول نمى کنم و عدالت را براى آن ها در میان مردم ظاهر نمى سازم و رحمتم را به آن ها نمى رسانم و در بهشت همسایه ام قرار نمى دهم.


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 696 ، ح 1485 .

سؤال 43 - با کسانى که به مسجد نمى آیند، چگونه باید برخورد کنیم؟

به طور کلى، در روابط اجتماعى، انسان باید سعى کند هر روز بر میزان تعهد خود و خانواده اش به دین و مسائل مرتبط به آن بیفزاید، باید تلاش کند تا دیگران را هم به این مسیر بکشاند. حال اگر به شخصى برخورد کرد که نتوانست تأثیر مثبت بر او بگذارد، شرع مقدّس اسلام دستوراتى در جهت تنبیه و آگاه کردن این افراد براى انسان مقرّر کرده است. از این رو، دستور مى دهد: «مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى شود غذا نخورد، در کارها با او مشورت نکند، همسایه او نشود، از او زن نگیرد و به او زن ندهد.»(1).


1) . توضیح المسائل، مسئله 897 .

تزیین مسجد

سؤال 44 - آیا تزیین مساجد و آراستن آن ها با طلا جایز است؟

اساسا نظر شارع مقدّس در بناى مسجد بر آن است که مساجد از نظر جلوه ظاهرى و مادى در سطحى عادى و معمولى و بلکه ساده و بى پیرایش باشند تا در خانه خدا، توجه انسان هرچه بیشتر از دنیا و مظاهر برجسته دنیوى و از جمله طلا و زیورآلات قطع گردد و انسان بتواند با حالت توجه قلبى و تمرکز حواس، به توحید و عبادت حق تعالى روى آورد. دقت در کلمات معصومان علیهم السلام در باره آراستن مساجد بیانگر آن است که نوعى پیوستگى و ارتباط میان رواج تباهى و فساد در جامعه با روى آوردن به آراستن مساجد وجود دارد. در سنن ابن ماجه، به نقل از پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله آمده است که: «ما ساءَ عملَ قومٌ قطّ الاّ زخرفوا مساجدَهم»؛(1)هرگاه عمل و رفتار گروهى تباه مى شود، به طلاکارى و آراستن مساجد خویش روى مى آورند. بنابراین، زینت کردن ظاهرى مساجد از نشانه ها


1) . سنن ابن ماجه، ج 1، ص 245، کتاب«المساجدوالجماعات»،باب2، روایت 741 .

و آثار تباهى در رفتار و کردار جامعه به شمار مى آید.

از این رو، در هر حال، بناى مسجد باید یادآور ذات اقدس حق باشد و حتى الامکان با اسامى او مزیّن گردد تا در و دیوار بیننده را به یاد خدا آورد و چیزى که موجب حواس پرتى و غفلت شود در کار نباشد. البته لازم است طرّاحى اسماء و آیات به گونه اى باشد که افراد بتوانند بخوانند. متأسفانه در برخى موارد، مشاهده مى شود خطوطى نقش مى شوند که یا اصلاً خوانده نمى شوند یا با زحمت و دشوارى زیاد، که خود موجب غفلت و حواس پرتى مى گردد!

تکدى در مسجد

سؤال 45 - آیا تکدّى و تقاضاى کمک از دیگران در مسجد جایز است؟

به طور کلى، تکدّى و تقاضاى کمک از دیگران عملى ناپسند و مذموم است. متأسفانه حتى گاهى مشاهده مى شود که برخى افراد با وجود بى نیازى، با زیر پاگذاشتن شخصیت و حرمت انسانى، به این کار عادت کرده، آن را به نوعى «شغل» خود قرار داده اند! در ناپسندى تکّدى، همین بس که در صورت احتیاج هم در روایات از آن نهى شده است. امام باقر علیه السلام در مقام نکوهش این عمل، خطاب به محمّد بن مسلم مى فرمایند: «یا محمّد، لو یَعلمُ السائلُ ما فى المسألةِ مَا سَألَ أحدٌ أحدا و لَو یَعلمُ المُعطى ما فِى العطیة ما ردَّ أحدٌ أحدا»؛(1)اى محمّد! کسى که از دیگرى درخواست کمک مى کند، اگر مى دانست که سؤال کردن چه آثار زیان بارى به دنبال دارد، هرگز سؤال نمى کرد. و اگر آنکه چیزى به سائل مى دهد، مى دانست که عمل او چه پاداشى


1) . اصول کافى، ج 4 ، ص 20 .

دارد هیچ گاه سائلى را رد نمى کرد. آن گاه امام باقر علیه السلام فرمودند: اى محمّد! کسى که در حال بى نیازى، از مردم تکدّى مى کند، روز قیامت در حالى که گوشتى بر صورت ندارد، خداوند متعال را ملاقات مى کند.

تکدّى و درخواست سؤال در مجالس و به طور آشکار، در همه مکان ها مورد نهى قرار گرفته است. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله: لا تَسألُوا اُمّتي في مجالسها فتبخُلوها»؛(1)رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: از امّت من در میان مجالس و اجتماعات تقاضاى کمک نکنید. این کار باعث مى شود که آنان را (در صورتى که چیزى به شما ندهند) بخیل بشمرید.

برخى از دیگر روایات، به کتمان حاجت سفارش مى کنند. بنابراین، کراهت تکدّى در صورت احتیاج و حرمت آن در صورت بى نیازى اختصاص به مسجد ندارد. البته چنانچه افراد نیکوکار هر از گاهى براى مصارف خیر و کمک به مستمندانى که خود مى شناسند، اقدام به جمع آورى بخشش ها و انفاقات مؤمنان بکنند، کراهتى ندارد؛ زیرا بر این عمل، عنوان کمک و تعاون بر «برّ و تقوا» صادق است و نه تکدّى و سؤال.


1) . همان، ج 4 ، ص 48 - 47 .

تولیت مسجد

سؤال 46 - آیا قرار دادن متولّى براى مسجد از سوى واقف صحیح است؟

به طور کلى، قرار دادن متولّى و سرپرست براى وقف، از سوى واقف جایز است، ولى در مورد مسجد، واقف شرعا از چنین حقى برخوردار نیست. به دیگرسخن، زمینى که به عنوان مسجد وقف شد و مسجد در آن ساخته شد مکانى مشترک و عمومى براى همه مسلمانان است و همگان مى توانند با رعایت احکام و موازین شرعى در استفاده از آن نقش داشته باشند و هیچ کس، حتى واقف، نمى تواند داراى نقش خاصى باشد و دیگران را از مزایا و امکانات آن محروم نماید. ولى در مورد املاک و متعلّقات دیگر مسجد، که براى تأمین مخارج مسجد در نظر گرفته شده اند، مى توان جعل تولیت کرد. این حق را خود واقف هم دارد.

واقف مى تواند براى وقف، متولّى (سرپرست) یا ناظر مشخص کند، حتى واقف مى تواند تعیین متولّى وقف را به شخص دیگرى واگذار کند که در این صورت، تولیت وقف با همان شخصى است که از سوى واقف معیّن شده

است، بجز در مورد مسجد که واقف نمى تواند خود یا شخص دیگرى را به عنوان متولّى مسجد مشخص کند. پس مسجد یک مکان عمومى براى استفاده شرعى همه مسلمانان است و واقف یا هیأت امنا یا دیگران تولیتى بر مسجد ندارند.(1)

سؤال: شخصى مقدارى زمین را براى مسجد وقف کرده، ولى متولّى معیّن نکرده. اهالى، امام جماعت را دعوت مى کنند و به سعى ایشان مسجد، آباد و تکمیل مى گردد. آیا رضایت صاحب زمین در صحّت نماز امام و اهالى شرط است یا نه؟

جواب: «مسجد متولّى ندارد و رضایت کسى در عبادت در آن معتبر نیست. ولى تصرفاتى که منافى با احترام مسجد یا مزاحم نمازگزاران باشد، جایز نیست.»(2)

سؤال: مسجدى است که موقوفاتى هم دارد. بانى مسجد براساس وقف نامه اى براى مسجد و موقوفاتش، متولّى و ناظر معیّن نموده و متجاوز از یک قرن است که در تحت ید متولّى و اعقاب وى بوده و هم اکنون متولّى در شهر دیگرى است و براى رسیدگى به امور موقوفه، براى خود نماینده اى تعیین نموده. در چنین صورتى، آیا مى توان بدون اذن متولّى و یا نماینده آن در رقبات تصرف نمود و در آن مسجد نماز خواند یا نه؟


1) . ر . ک: تحریر الوسیله، ج 2 ، کتاب «الوقف»، ص 82 ، مسئله 78 و 79 / استفتائات، ج 2 ، ص 396 - 397 ، سؤال 146 و 147 .

2) . استفتائات، ج 2 ، ص 396 - 396 ، س 147 .

جواب: «مسجد تولیت بردار نیست و نماز خواندن در آن موقوف بر اجازه کسى نیست. ولى تصرف در موقوفات مسجد، منوط به نظر و اجازه متولّى شرعى [آن ها ]است.»(1)

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که پس اداره امور مسجد بر عهده چه کسانى خواهد بود؟

در پاسخ به این سؤال، باید گفت: سرپرستى و اداره امور مساجد در مرتبه اول، بر عهده حاکم اسلامى است و چنانچه دست رسى به حاکم اسلامى نباشد، به نماینده منصوب از طرف او مراجعه مى شود و در صورت عدم دست رسى، مؤمنان باید اداره امور مسجد را به عهده بگیرند.

حضرت آیه اللّه گلپایگانى قدس سره در پاسخ به استفتایى مى فرماید: «أداى تکالیف راجعه به مسجد به نحو کفایى، به عهده عموم مسلمین است و تولیتى که براى مسجد معیّن مى شود راجع به اموال و رقبات متعلّقه به مسجد است و در رقبات و اموال، کسى نمى تواند با متولّى مخصوص آن ها مزاحمت نماید.(2).


1) . همان، ص 397 ، س 148 .

2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 153 ، س 98 .

جامعه و مسجد

سؤال 47 - مساجد چگونه مى توانند همگام با مقتضیات جامعه، حرکت فکرى و فرهنگى خود را استمرار بخشند و مردم را به خود جذب کنند؟

در پاسخ به این سؤال، دو مطلب مطرح مى شود: اول آنکه هر مسجدى باید برنامه هاى متناسب با سطح فکرى و نیازهاى مخاطبان خود داشته باشد. دوم آنکه مسئولان مسجد، اعم از امام جماعت و هیأت امنا باید از ابزارهاى تبلیغى مناسب در هر زمان براى اشاعه فرهنگ اسلامى استفاده نمایند. مساجد ما امروزه باید به کلیه امکانات هنرى، تبلیغى و فرهنگى مجهّز باشند و فضاى ورزشى و کتابخانه مجهزّ داشته باشند. مساجد نباید فقط به ایّام محرّم و صفر و رمضان اکتفا کنند، بلکه باید در طول سال، برنامه هایى براى مردم داشته باشند. براى مثال، برگزارى مراسم دعاى کمیل و ندبه و زیارت عاشورا، جلسات تفسیر قرآن از برنامه هایى بودند که در اوایل انقلاب در مساجد گسترش پیدا کردند، ولى امروزه متأسفانه در بسیارى از مساجد، خبرى از این برنامه ها نیست. مساجد مى توانند با احیاى این برنامه ها و استمرار آن ها و دیگر برنامه هاى

جذّاب از قبیل برگزارى اردوها و مسابقات علمى و فرهنگى و ورزشى، در جهت تعمیق بخشیدن به فرهنگ اسلامى در میان مسلمانان همّت گمارند.

این مهم زمانى تحقق مى پذیرد که اداره کنندگان مساجد از بینش اجتماعى قوى برخوردار باشند تا بتوانند براساس نیازهاى زمان و مکان. برنامه هاى متناسب فرهنگى را پیاده کنند. در منابع اسلامى و روایات ما نیز بر بصیرت و آگاهى تأکید شده است. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «العالِمُ بزمانِه لایهَجُم علیهِ اللوابسَ»؛(1)آن کس که زمان خود را درک کند، اوضاع زمان خود را بشناسد و جریاناتى را که در سطح و بطن زمان استمرار دارند درک نماید، امور مشتبه و گیج کننده به او هجوم نمى آورند.

روشن است که آشنایى با اوضاع و جریانات زمان و شناخت عوامل دست اندرکار اجتماع به انسان امکان پیش بینى و مقابله صحیح و منطقى با حوادث و مشکلات فرهنگى و اجتماعى روزگار را مى دهد. استاد شهید مرتضى مطهرى قدس سره مى فرماید: «مفهوم مخالف جمله گران قیمت فوق این است که الجاهلُ بزمانِه یَهجمُ علیه اللوابس؛ آنکه نمى داند در جهانى که زندگى مى کند چه مى گذرد، چه عواملى دست اندرکار ساختن جامعه به میل خود هستند، چه تخم هایى در زمان حاضر پاشیده مى شود که در آینده سر برخواهند آورد، روزگار آبستن چه حوادثى است، هرگز نمى تواند به مقابله با نیروهاى مهاجم برخیزد و یا از فرصت هاى طلایى زودگذر اغتنام جوید. واضح است که توجه


1) . اصول کافى، ج 1 ، ص 26 - 27 ، ج 29 «کتاب العقل والجهل».

و بى توجهى قشرى که مسئولیت هدایت و رهبرى و رعایت و پاس دارى جامعه خود را دارند، از نظر آگاهى به اوضاع، اهمیت فوق العاده بیشترى دارد.»(1)

بنابراین، استفاده از ابزارها و امکانات هر زمان براى روزآمد کردن مساجد امرى لازم و ضرورى است. داشتن بصیرت و آگاهى نسبت به زمان در شریعت اسلامى، بر همگان لازم است، ولى در رابطه با مساجد مى توان گفت: وجود این ویژگى ها در امام جماعت مساجد، در جهت رشد و ارتقاى سطح آگاهى هاى سیاسى و اجتماعى مردم لازم تر است. از این رو، لازم است دست اندرکاران امور مساجد در انتخاب ائّمه جماعات دقت بیشترى به عمل آورند.


1) . پیرامون جمهورى اسلامى، ص 32 - 33 .

جشن ازدواج در مسجد

سؤال 48 - آیا تشکیل مجلس عقد ازدواج و شیرینى خوردن در مسجد جایز است؟

متأسفانه امروز در مساجد ما مجالس ختم و عزا و ترحیم به طور مکّرر برگزار مى شوند، به گونه اى که گاهى کمبود زمان براى برگزارى مراسم در برخى مساجد مطرح مى شود. گاهى مشاهده مى شود که در و دیوار اطراف مسجد سراسر اطلاعیه هاى ختم و ترحیم است! به راستى چرا؟ این نحوه استفاده از مسجد چه تصویرى در ذهن افراد جامعه ترسیم مى کند؟ در حالى که مى توان با استفاده صحیح و متناسب با شئونات مسجد، جوانان را به این مکان مقدّس جذب کرد. ازدواج امرى مقدّس است. چه اشکال دارد که این پیمان مقدّس در مکان مقدّسى به نام «مسجد» صورت پذیرد؟ البته مقصود از برگزارى این پیمان در مسجد، برپایى مجلس رقص و آواز نیست، بلکه مراد خواندن عقد و شیرینى خوردن است، به گونه اى که مخالفتى با شئون مسجد نداشته باشد و مزاحمتى براى نمازگزاران ایجاد نشود. از برخى روایات استفاده مى شود که سفره ازدواج امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام در مسجد پهن شد. شیخ طوسى

در شرح آن مى نویسد: «فبسط النطوع فى المسجد...»(1)سفره را در مسجد پهن کردند. از این رو فقهاى ما اجازه و لیمه عروسى را در مسجد هم داده اند. این استفتا مى تواند پاسخ سؤال مزبور را روشن تر کند:

سؤال: در برخى مناطق، به ویژه در روستاها، مجالس عروسى را در مساجد برپا مى کنند؛ یعنى مجلس رقص و غنا را در خانه برگزار مى کنند، ولى نهار یا شام را در مسجد مى دهند، آیا این کار شرعا جایز است یا نه؟

جواب: غذا دادن به میهمانان در مسجد، به خودى خود اشکال ندارد، ولى برپا کردن مجالس عروسى در مساجد مخالف جایگاه اسلامى مسجد است و جایز نمى باشد و ارتکاب محرّمات شرعى از قبیل غنا و موسیقى لهوى مطرب، حرام است مطلقا.(2).


1) . الامالى، شیخ طوسى، ص 42 و بحارالانوار، ج 43 ، ص 94 و 114 .

2) . اجوبة الاستفتائات، ج 1 ، ص 406 .

جوانان و مسجد

سؤال 49 - خادمان و متولّیان مساجد چگونه مى توانند با نوجوانان خاطى برخورد مناسبى داشته باشند؟

بدون شک، دوران نوجوانى از حسّاس ترین دوران زندگى انسان به شمار مى آید. این دوران به تعبیر روان شناسان، مرحله «انتقال» از کودکى به جوانى و بزرگ سالى است. در این دوران، نوجوان از یک سو، مى خواهد کارهاى دوران کودکى را کنار بگذارد و از دیگر سو، توانایى و تجربه لازم براى حل مسائل و مشکلات خود را ندارد. وجود این دو حالت باعث بروز مشکلاتى در روحیات نوجوان شده، آرامش روحى و روانى او را سلب مى کند. به همین دلیل، سرکشى و ناسازگارى و برآشفتگى و پرخاش در این دوران بیش از سایر اوقات مشاهده مى شود. این گونه رفتارها ممکن است در هر زمان و مکانى بروز و ظهور نمایند. مساجد نیز از این قاعده مستثنا نیستند. حال اگر مشاهده شد که برخى از نوجوانان براى ابراز وجود، در مساجد اقدام به کارهایى از قبیل سر و صدا و ایجاد مزاحمت براى مؤمنان و رعایت نکردن حرمت مسجد نموده اند،

متولّیان و خادمان مساجد مى توانند با اینان برخورد مناسب و صحیحى داشته باشند تا هم نظم مسجد حفظ گردد و هم از بروز هرگونه تنش و برخوردى جلوگیرى شود. اما چگونه؟ در ذیل، به برخى از نکاتى که مى توانند در این باره راهگشا باشند اشاره مى کنیم:

امام على علیه السلام در نامه اى خطاب به فرزندش، امام حسن مجتبى علیه السلام مى نویسد: «و اِنّما قَلبُ الحَدَثِ کالأرضِ الخالیة ما اُلقِىِ فیها مِن شى ءٍ قَبِلته»؛(1)قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده مى شود. از این سخن امام علیه السلام نکاتى استفاده مى شود:

نکته اول: امام على علیه السلام این سخنان را مستقیما و با داد و فریاد کردن براى امام حسن علیه السلام بیان نکردند، بلکه به صورت نامه و نوشته در اختیار امام حسن علیه السلام قرار دادند. از این برخورد امام علیه السلام استفاده مى شود که در هدایت نوجوان در درجه اول و تا آنجا که امکان دارد، باید از روش هاى غیرمستقیم استفاده کرد. روشن است که مقصود این نیست که متولّیان امور مساجد به تک تک نوجوانان نامه بنویسند، اما مى توانند با نصب تابلوها و نوشته هایى با مضامین تربیتى، نوجوانان را هدایت کنند. تجربه عملى نشان داده است که در همه موارد، نصب این نوشته ها و تذکرات مفید و سودمند است. از این رو، در مسجد نیز مى توان از این روش استفاده کرد و مؤمنان با نشان دادن تابلوها به افراد خاطى، بدون ایجاد


1) . نهج البلاغه، نامه 31 .

کوچک ترین تنشى افراد را هدایت،وفضایى مناسب براى عبادت مؤمنان ایجاد کنند.

نکته دوم: امام على علیه السلام با نوشتن نامه به فرزندشان، عملاً نشان مى دهند که به ایشان توجه خاص دارند. از این نکته استفاده مى شود که متولّیان مساجد نیز نه تنها باید از حضور نوجوانان در مساجد به سادگى عبور نکنند، بلکه باید با برخوردهاى ویژه، همراه با تشویق آنان و مشارکت عملى در امور و برنامه هاى مسجد، نوجوانان را به مساجد جذب کنند.

نکته سوم: امام علیه السلام با نوشتن نامه، به پیروانشان مى فهمانند که در برخورد با نوجوانان، باید از راه هاى محبت آمیز و دوستانه وارد شد، نه امر و نهى و داد و فریاد کردن. هرگونه افراط در برخورد با نوجوانان ممکن است به گستاخى و لجاجت و ستیزه جویى منتهى شود. امام على علیه السلام مى فرماید: «الافراطُ فِى الملامةِ یَشبُّ نیرانَ اللّجاجِ»؛(1)افراط و زیاده روى در سرزنش کردن، شعله هاى لجاجت را دامن مى زند. از این رو، متولّیان مساجد تا آنجا که امکان دارد باید برخوردهاى صحیح و مسالمت آمیز و متناسب با شأن و شخصیت نوجوان خاطى داشته باشند.

نکته چهارم: متولّیان مساجد باید توجه داشته باشند که خطاها و اشتباهات نوجوانان در بیشتر موارد، تعمّدى و از سر غرض نیستند، بلکه شرایط خاص سنّى آن ها باعث بروز این گونه رفتار مى شود. از این رو،


1) . غررالحکم، ح 4507 .

باید سعى کنند با استفاده از این قلب هاى آماده پذیرش، به فرمایش امام على علیه السلام با پاشیدن بذر هدایت، آن ها را آباد کنند و از این دسته از نوجوانان، در آینده، افرادى عاشق مسجد و مشارک در امور خیر بسازند.

نکته پنجم: آنچه را اهمیت دارد که متولّیان امور مساجد و ائمّه محترم جماعات باید رعایت کنند، آگاهى دادن در خصوص مسجد به نوجوانان است. متأسفانه بیشتر نوجوانان ما به دلایل گوناگون از گذشته، مسجد را صرفا به عنوان مکانى براى عبادت مى شناسند و از تقدّس و عظمت آن و تفاوتى که با سایر مکان ها دارد و نیز احکام مربوط به آن اطلاع کافى ندارند. به همین دلیل، گاهى شاهد رفتارهاى نامناسب هستیم. اگر آگاهى هاى لازم در ارتباط با مساجد از راه هاى گوناگون از قبیل برگزارى کلاس ها، مسابقات و مانند آن به نوجوانان داده شود، به نظر مى رسد اصلاً شاهد این قبیل رفتارها نباشیم.

با برخوردهاى محبت آمیز، توجهات خاص و تذکرات غیرمستقیم و مشارکت دادن نوجوانان در امور مسجد، مى توان نقش و جایگاه خاص خود را در این باره به نحو احسن ایفا کرد. ان شاءاللّه .

سؤال 50 - براى جذب جوانان به مسجد ازچه عواملى مى توان بهره گرفت؟

پاسخ جامع به این سؤال نیازمند تفصیل بیش از حد این مقال است. اما به اختصار، به چند عامل اصلى که در جذب جوانان لازم به نظر مى رسد، اشاره مى کنیم:

1 . امام جماعت: علاوه بر شرایط و ویژگى هاى عمومى براى امامجماعت، که در پاسخ به دیگر سؤالات ذکر شده اند، به دلیل آنکه امام جماعت داراى نقش محورى است، نکاتى را در جذب جوانان باید مورد توجه قرار دهد:

الف . برخورد مناسب: درک موقعیت سنّى جوانان و شناخت نیازها و روحیات آنان توجه خاص مى طلبد. شناخت جوان و خصوصیات اخلاقى، فکرى و فرهنگى آنان و برخورد مناسب با جوانان شرط اولى است که امام جماعت و هیأت امناى مسجد باید براى جذب جوانان مورد توجه قرار دهند. اگر بتوانیم نیازها و سطح توقّعات آن ها را شناسایى کنیم و برنامه ها و فعالیت هاى مسجد را با این شناخت هماهنگ کنیم، قطعا حرکتى مثبت انجام داده ایم.

ب . دوستى با جوانان: افزون بر شناخت جوان و برخورد مناسب

ائمّه جماعات باید با کنار گذاشتن برخى تشریفات و محدودیت هاى کاذب و غیر ضرورى، با جوانان رابطه دوستى برقرار کنند، به آنان شخصیت بدهند و در ارتباط با اداره بخش هاى مسجد از آنان نظرخواهى کنند وآنان را دعوت به همکارى نمایند. امام جماعت و هیأت امناى مسجد باید با تقسیم مسئولیت ها و کارهاى مربوط به مسجد، از تخصص هاى گوناگون افراد، بخصوص جوانانى که در مسجد کارایى دارند، استفاده کنند تا مشارکت آنان در امور و کارهاى خیر، عاملى براى رفت و آمد به مسجد باشد. علاوه براین، امام جماعت باید در مراکزى که جوانان محل حضور دارند مانند دبیرستان ها، مراسم هاى جشن و شادى و مجالس ترحیم حضور پیدا کند تا جوانان بیشترى را شناسایى نماید و با ایجاد رابطه دوستى، آنان را از راه هاى گوناگون به مسجد بکشاند.

ج . مطالعه و تحقیق: امام جماعت همواره باید ساعاتى از شبانه روز را صرف مطالعه و تحقیق کند و از شرایط فکرى و فرهنگى و سیاسى، زمان و عصر خود غافل نباشد. این ویژگى باعث مى شود تا همواره توانایى علمى در جهت پاسخ گویى به سؤالات و شبهاتى را که در جامعه مطرح مى شوند، داشته باشد. در هر زمان و مکانى سؤالات و شبهات خاصى ذهن و فکر جوانان را به خود مشغول مى کنند. طبیعى است که توانایى علمى امام جماعت براى پاسخ گویى به سؤالات مراجعان سبب جلب اعتماد مردم و جوانان به آن ها مى شود و آنان را به مساجد مى کشاند؛ زیرا مسجد را ملجأ و پناهگاهى براى برقرارى ارتباط با خالق و مکانى براى رفع شبهات و یافتن پاسخ براى سؤالات خود مى شناسند و تا زمانى که مساجد ما از این ویژگى برخوردار نباشند، نمى توان شاهد حضور

نشاط انگیز جوانان در مساجد بود.

د . تشویق: تشویق مؤثر و هدفمند تابع قوانین خاصى است که به کارگیرى آن ها منجر به رفتارسازى در انسان ها مى شود و انسان ها در هر شرایطى بدان نیازمند هستند، بخصوص در دوران نوجوانى و جوانى، تشویق با خواسته هاى جوان تطابق دارد. جوان ستایش خواه و به دنبال جلب توجه و شیفته تحسین و تمجید است. ائمّه جماعات مى توانند با تشویق جوانانى که در مسجد حضور پیدا مى کنند، به نحوى که با شخصیت و روحیات آنان سازگار باشد، پاسخى به نیازهاى درونى جوان در عرصه ذهن و عاطفه آنان بدهند. این گونه تشویق ها دوام حضور جوانان در مسجد و آغاز حضور دیگران را به انسان نوید مى دهند.

ه- . آراستگى: امام على علیه السلام مى فرماید: «اِنّ اللّه َ جمیلٌ یُحبُّ الجمال»؛(1)خداوند متعال زیباست و زیبایى را دوست دارد. زیبا بودن و دوست داشتن زیبایى ها به صورت فطرى در همه انسان ها هست، اما آراستگى و زیبایى در ایّام جوانى مورد توجه خاص همه جوانان است. از این رو، ائمّه جماعات با اقتدا به سیره ائمّه اطهار علیهم السلام باید از آراستگى لازم برخوردار باشند و توجه جوانان را جلب نمایند. مسئله آراستگى به قدرى اهمیت دارد که وقتى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله پرسیدند: اگر در میان گروهى دو نفر از نظر قرائت و فقاهت و سوابق انقلابى و سن با یکدیگر مساوى بودند. کدام یک براى پیش نمازى


1) . اصول کافى، ج 6 ، ص 438 ، باب یکم، ح 1 ، باب «التجمّل و اظهار النعمة».

مقدّم است؟ حضرت فرمودند: «فأصبحهم وجها»؛(1)آنکه زیباتر است، امام جماعت قرار گیرد.

2 . مسجد: مسجد با داشتن شرایط و ویژگى هاى خاص خود، مى تواند از جمله عوامل جذب جوانان به مسجد باشد. گستردگى فعالیت ها و امکانات مساجد از نقاط قوّت آن هاست. امروزه با توجه به ابزارها و شیوه هاى نوین فرهنگى، مساجد بدون امکانات و فعالیت هاى گوناگون، توان رقابت با سایر مراکز را نخواهند داشت. از این رو، شایسته است مساجد تا حد ممکن مجهّز به امکانات فرهنگى باشند؛ از قبیل: کانون فرهنگى، خانه خبر، رایانه، کتابخانه، نوارخانه، بانک لوح هاى فشرده و امکانات ورزشى از قبیل: توپ و تور، میز تنیس، فوتبال دستى. البته لازم نیست تمامى این امکانات در مسجد یا در کنار آن فراهم شود، چه اشکالى دارد که از طرف مسجد، مکان هایى براى این امور در نظر گرفته شوند و مسجد نقش مدیریتى آن ها را ایفا نماید؟ مدیریت صحیح و برنامه ریزى از سوى مسجد براى این گونه امکانات با داشتن تخفیفات زیاد، هم براى جوانان و جامعه مفید است و هم عاملى در جهت جذب آنان مى باشد. برگزارى کلاس ها و مسابقات قرآنى، خطاطى، نقاشى، نویسندگى، طرّاحى، اردوهاى زیارتى و سیاحتى، برگزارى کلاس هاى آموزشى و رفع اشکال از دیگر راه کارهایى هستند که در جهت جذب جوانان مى توان از آن ها بهره گرفت.


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 377 ، ح 1099 .

3 . تبلیغات: در دنیاى امروز، تبلیغات نقش و جایگاه مخصوص به خود را دارد. از این رو، انعکاس فعالیت هاى مسجد در بین مردم و اطلاع رسانى و آگاهى پیدا کردن نسل جوان از فعالیت هاى متنوّع مساجد گامى دیگر در جهت جذب جوانان به مسجد است.

4 . خادم: مسئله خادم از جمله مشکلات عمده مساجد است. متأسفانه بیشتر خدّام افراد کهن سال و بازنشسته هستند، و به همین دلیل، روحیه و حوصله لازم براى برخورد با تمام طبقات اجتماع را ندارند. به نظر مى رسد اگر خادمان مسجد از افراد جوان تر انتخاب شوند و مشکلات اقتصادى آنان تأمین گردد، در رونق گرفتن مساجد نقش مهمى خواهند داشت. به راستى، چرا پس از گذشت ربع قرن از انقلاب اسلامى، بودجه اى براى احیا و سروسامان دادن به امور مساجد اختصاص نمى یابد؟!

سؤال 51 - علل عدم حضور بعضى جوانان در مسجد چیست؟

نسل جوان هر کشورى سرمایه آن مى باشد؛ سرمایه اى که با به فعلیت درآمدن آن، مى توان موجبات رشد جامعه را فراهم ساخت. در کشور ما، به علت رشد بالاى جمعیت، بخش بزرگى از جمعیت در سنین جوانى قرار دارند و این امر ضرورت برنامه هایى براى تربیت این نسل را افزایش مى دهد؛ نسلى که هدف گسترده و اصلى تهاجم فرهنگى غرب مى باشد. در تهاجم فرهنگى، پایگاه هاى دینى مثل مساجد نیز آماج حمله قرار دارند. دشمنان اسلام و دین از راه هاى گوناگون همچون ترویج ابتذال و فساد، از طریق در اختیار گذاشتن رایگان انواع لوح هاى فشرده رایانه اى مبتذل و برنامه هاى ماهواره اى و ترویج الگوهاى غربى، سعى در سست کردن پایه هاى اعتقادى و فرهنگ اسلام در جامعه و بخصوص در بین جوانان دارند. امروزه با توجه به گستردگى ارتباطات و فناورى پیشرفته، به طور قطع، نمى توان از ورود فرهنگ هاى بیگانه جلوگیرى کرد. از این رو، باید به جوانان در برابر این هجوم افسار گسیخته مصونیت ببخشیم. به نظر مى رسد بهترین و کم هزینه ترین روش در جهت نیل به این مقصود،

استفاده مطلوب و برنامه ریزى شده از امکانات مساجد و افزایش توان مسجد در رقابت با این تهاجم فرهنگى دشمنان است. مساجد مى توانند با جذب جوانان و تعمیق بخشیدن به فرهنگ غنى اسلامى، در این نبرد بزرگ سربلند و پیروز باشند.

اما اینکه چرا جوانان از حضور در مساجد امتناع مى ورزند، عوامل متعددى دارد که به چند عامل اصلى آن اشاره مى کنیم:

1 . خانواده: محیط خانه نخستین مکانى است که پایه سعادت یا شقاوت افراد در آن پى ریزى مى شود. از این رو، بخشى از علل روى گردانى از مسجد - و شاید بتوان گفت: بخش عمده روى گردانى - به این نهاد باز مى گردد. والدینى که خود پایبند تکالیف و احکام دین نیستند و در عمل، نسبت به این مسائل کم اعتنا و بى مبالات هستند و در معاشرت هاى خانوادگى با دوستان و خویشان خود، ضوابط شرعى را رعایت نمى کنند و به تربیت دینى و مذهبى فرزندان خود توجهى ندارند، چگونه مى توانند فرزندانى پایبند و متعهد به احکام دین و صالح داشته باشند؟ این گونه فرزندان با الگو قرار دادن والدین، روش آن ها را مشى کرده نوعا شخصیتى بى تفاوت نسبت به دین و مسجد و پیدا مى کنند. البته از سوى دیگر هم والدینى که در طول زندگى خود، مقیّد به دین و پایبند به احکام و ضوابط دینى هستند، ولى جوانان خود را بدون در نظر گرفتن روحیات و استطاعت هاى جسمى و روحى مجبور به تکالیف واجب و مستحب دینى مى کنند و توجیه منطق پذیرى براى این گونه اجبارها ندارند، موجب بیزارى و تنفّر جوانان از دین و مسجد مى شوند.

2 . فرد و بحران هویّت: بحران هویّت از سال هاى نوجوانى آغاز مى شود و تا بخشى از جوانى ادامه دارد. جوان و نوجوان در این مرحله، با کمک والدین و اطرافیان، باید هویّت خود را بسازد و با توجه به گستردگى مفهوم «هویّت»، هر فرد هویّت هاى گوناگونى دارد که «هویّت دینى» یکى از آن هاست. «هویت دینى» در واقع، همان رابطه بین آدمى و دین است و نتیجه آن احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزش ها و معتقدات دینى است. بى تردید، فقدان جهان بینى مطلوب و نداشتن یک بینش صحیح نسبت به آفرینش و نیز هرگونه اختلال و آشفتگى در هویّت دینى، ضعف دین دارى در بین جوانان و عدم حضور در مساجد و پایگاه هاى دینى را به همراه خواهد داشت؛ زیرا اگر باورهاى انسان منفى باشند اعمال و کردار مبتنى بر آن نیز سعادت آفرین نخواهند بود. شکست ها، سرخوردگى ها، کمبودها، اثرپذیرى از تبلیغات دشمنان، برداشت غلط از دین، نداشتن بنیان و مایه علمى لازم و شناخت ناقص و غیراصولى از دین و فلسفه آن بحران هویّتى فردى به دنبال دارد. امام على علیه السلام مى فرماید: «الناسُ أعداءُ ما جَهِلوا»؛(1)مردم دشمن چیزهایى هستند که نمى دانند. طبق این روایت، جهل و نادانى بحران هویّتى را به همراه دارد.

3 . جامعه: متأسفانه در بیشتر محیط هاى عمومى جامعه مسلمانان، بخصوص در ایران اسلامى و در بین شیعیان، بى مبالاتى و بى اعتنایى و بعضا تمسخر نسبت به دین و احکام دینى بیش از توجه و تشویق به دین و احکام آن


1) . نهج البلاغه، کلمات قصار، ش 172 و 438 .

مشاهده مى شود. اگرچه مسجد همچنان از قداست خاصى نسبت به سایر مراکز - حتى در بین افرادى که تعهدى نسبت به دین ندارند - برخوردار است، اما مواردى از قبیل مسائل یاد شده و معاشرت با دوستان ناباب، سوء عملکرد برخى دستگاه هاى اجرایى و یا کارمندان آن ها در حکومت دینى، تناقض در گفتار و رفتار برخى مسئولان، برخورد نکردن با متخلّفان اقتصادى و برخى افراد خاص، نقش اساسى در روى گردانى جوانان و دیگر اقشار جامعه از مسجد دارد.

4 . مسجد: مسجد نقش مهمى در دفع جوانان دارد. مواردى از قبیل یکنواخت بودن برنامه هاى مسجد، به روز نبودن آن ها، تکرارى بودن موضوعاتى که در مسجد مطرح مى شوند، نپرداختن به موضوعات جوانان، محل درآمد بودن مسجد براى برخى از روحانیان و طولانى بودن نماز جماعت و سخنرانى، از جمله موانع جذب جوانان به شمار مى آیند.

چراغ در مسجد

سؤال 52 - چرا در روایات بر «افروختن چراغ» در مسجد سفارش شده است؟

مسجد محل عبادت و نور الهى است و مؤمن هنگام نیایش و راز و نیاز با خداوند، خانه دلش به نور معرفت الهى روشن مى شود. شاید به همین دلیل است که در روایات سفارش شده است: مساجد را تاریک و ظلمانى رها نکنید و خانه خدا را با افروختن چراغ، نورانى نگه دارید. شیخ صدوق قدس سره از پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: «مَن أسرجَ فى مسجدٍ مِن مساجدِ اللّه ِ سراجا لم تَزَل الملائکةُ و حَمَلةُ العرش یَستغفرونَ لَه مادامَ في ذلکَ المسجدِ ضوءٌ مِن السّراجِ»؛(1)هر کس که چراغى را در یکى از مساجد برافروزد تا آن گاه که نورى از این چراغ در مسجد برافروخته باشد، فرشتگان و حاملان عرش الهى براى افروزنده آن استغفار مى کنند.

همان گونه که از روایت استفاده مى شود، شاید بتوان مقصود از این


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 238 ، ح 716 / تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 261 .

حدیث را به مطلق کار نیک و پربرکت معنا کرد؛ یعنى هر تلاش و فعالیت مؤثر و عام المنفعه که در جهت حفظ و حراست از خانه خدا و روشن نگه داشتن نور الهى صورت پذیرد مقبول و مأجور درگاه الهى است. روشن است که امروزه با زدن یک کلید، خانه خدا و مسجد روشن مى شود، ولى آیا آثار و ثواب هاى روشن کردن خانه خدا براى کسى است که این کلید را مى زند؟ قطعا چنین نیست و مقصود روایت کسانى هستند که هزینه هاى جارى در مساجد را به عهده گرفته اند و پرداخت مى نمایند. اگرچه آن دسته از افراد هم که به هنگام فرا رسیدن شب با حضور در مسجد و زدن یک کلید خانه خدا را روشن مى کنند بى اجر نیستند و قطعا ثواب و پاداشى نزد خداوند دارد. ولى آثار و ثواب هاى بسیارى که در این باره در روایات نقل شده (و در ضمن سؤال مستقلى به آن ها اشاره خواهیم کرد) فقط شامل این دسته از افراد نمى شود، بلکه مقصود کسانى هستند که بار هزینه هاى مسجد را به دوش مى کشند.

سؤال 53 - چه آثار و ثواب هایى براى افرادى که خانه خدا را روشن نگه مى دارند، در روایات ذکر شده است؟

در روایات و منابع اسلامى، آثار و پاداش هایى براى این افراد ذکر شده است که در ذیل، به اختصار به آن ها اشاره مى کنیم:

1 . بخشیده شدن گناهان: پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند: «مَن أدخَل لیلةً واحدةً سراجا فِى المسجدِ غَفَراللّه ُ له ذنوبَ سبعینَ سنةٍ»؛(1)هر کس که در یک شب چراغى را در مسجد برافروزد، خداوند گناهان هفتاد سال او را مى آمرزد. از قید «لیلةً واحدةً» در روایت استفاده مى شود که افراد هرچند با امکانات محدود و کم، حق مشارکت در امور و هزینه هاى مسجد را دارند تا هیچ کس از این عبادت بزرگ محروم نگردد.

2 . برخوردارى از ثواب هاى انبیا: در ادامه حدیث مزبور آمده است که اگر افروختن چراغ در مسجد بیش از یک شب باشد، در برابر هر شبى


1) . جامع الأخبار، ص 71 .

خداوند متعال ثوابى را که به یکى از پیامبران خویش مى دهد به وى عطا مى کند: و اگر چراغ افروختن مسجد به ده شب رسید، کسى نمى تواند پاداشى را که او نزد خدا دارد، توصیف کند. «و اِن زادَ على لیلةٍ واحدةٍ فَلَهُ بکلِّ لیلةٍ یَزیدُ ثواب نبىٍ فِاذا تَمَّ عشرَ لیالٍ لایصفُ الواصفونَ ما لَهُ عِنداللّه ِ مِن الثوابِ.»(1)

3 . حرام شدن آتش جهنم: در روایت مذکور وارد شده است که از دیگر آثار روشن نگه داشتن مسجد و خانه خدا، حرام شدن آتش بر بدن فردى است که خانه خدا را روشن نگه داشته است: «فاِذا تمَّ الشهرُ حَرَّم اللّه ُ جَسَدهُ عَلى النّار»؛(2)اگر روشن نگه داشتن مسجد توسط فردى به یک ماه رسید، خداوند متعال بدن او را بر آتش حرام مى کند.

4 . روشنایى قبر: از دیگر آثار روشن نگه داشتن مساجد، روشنایى قبر در عالم برزخ است. در حدیثى که منسوب به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است، وارد شده که حضرت فرمودند: در شب معراج، دیدم که بر در ششم بهشت نوشته شده بود: «مَن اَحبَّ أن لا یَظلَم لَحدهُ فلینوِّرِ المساجدَ»؛(3)هر کس که دوست دارد قبرش تاریک نباشد، مساجد را روشن نگه دارد.


1) . همان.

2) . همان.

3) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 385 ، باب 24 ، حدیث دوم.

حضور در مسجد

سؤال 54 - اقامت در مسجد چه آثار و فوایدى دارد؟

در برخى روایات، از مسجد به عنوان «بازار آخرت» و «بهترین مکان بر روى زمین» یاد شده است. در روایتى از پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «المساجدُ سوقٌ مِن أسواق الآخرةِ قراها المغفرةُ و تُحفتها الجنّةُ»؛(1)مسجدها از بازارهاى آخرتند، از کسانى که به آن ها وارد مى شوند با مغفرت پذیرایى مى شود و هدیه آنان بهشت است. نام گذارى مساجد به «بازار آخرت» شاید به آن دلیل است که مؤمنان در آنجا به کسب امور معنوى و تهیه اسبابى مى پردازند که در سراى آخرت به آن ها نیاز دارند.

در روایت دیگرى، امام باقر علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله از جبرئیل علیه السلام سؤال مى کند: «اىُّ البقاعِ اَحبُّ اِلى اللّه ِ - عزوجل؟ - » کدام مکان نزد خداوند از همه محبوب تر است؟ جبرئیل علیه السلام در پاسخ مى فرماید: «المساجدُ و أحبُّ أهلِها اِلى اللّه ِ اَوّلهُم دخولاً و آخرهُم


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 139 .

خروجا مِنها»؛(1)مساجد محبوب ترین مکان ها و دوست داشتنى ترین اهل مسجد نیز کسى است که پیش از همه به مسجد داخل و پس از همه از مسجد خارج شود.

براى اقامت در این مکان مقدّس و بازار آخرت، آثار و فوایدى در روایات ذکر شده اند که در ذیل، به اختصار به آن ها اشاره مى کنیم:

1 . دوست خدا: همان گونه که از روایت مزبور استفاده مى شود، دوست داشتنى ترین اهل مسجد کسانى هستند که اقامتشان در مسجد بیش از دیگران است. در روایت دیگرى، امام على علیه السلام از پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله نقل مى کند که خداوند متعال در حدیث قدسى در شب معراج فرمود: «یا أحمدُ! لیس کلُّ من قال أنا اُحبُّ اللّه أحبَّنى حَتى یأخذَ المسجد بیتا»؛(2)اى احمد! هر کس ادعا کرد که من خدا را دوست مى دارم دوستدار من نیست، مگر اینکه مسجد را خانه خویش قرار دهد.

روشن است که مقصود این نیست که از مسجد به عنوان محل اسکان استفاده نمایند؛ زیرا توقّف بیهوده در مسجد نکوهیده است. از این رو، به نظر مى رسد خانه قرار دادن مسجد کنایه از اقامت طولانى و کثرت رفت وآمد به مسجد باشد.

2 . میهمان و زائر خداوند: در برخى از روایات، از شخصى که منتظر


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 489 ، باب «النوادر»، ح 14 .

2) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 361 - 362 ، ح 3783 .

اقامه نماز است با عناوین «مهمان الهى» و «زائر خداوند» تعبیر شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: «مَن أقامَ فِى مسجدٍ بعد صلاته انتظارا لِلصلاة فهو ضیفُ اللّه ِ و حقٌّ على اللّه ِ أن یُکرمَ ضَیفَه»؛(1)کسى که پس از بجاى آوردن نماز، براى برپایى نماز بعدى در مسجد منتظر بماند، مهمان خداوند است و قطعا خداوند مهمان خود را احترام و تکریم مى نماید.

در روایت دیگرى از امام على علیه السلام از فرد منتظر به عنوان زائر خداوند متعال یاد شده است: «المنتظرُ وقتَ الصلاة بعد الصلاة مِن زُوّارِ اللّه - عزّوجلّ - و حقٌّ علىَ اللّه ِ أن یُکرمَ زائرَهُ و أن یُعطیَهُ ما سَألَ»؛(2)کسى که پس از نماز، منتظر برپایى نماز دیگر بماند، زائر خداوند است و خداوند متعال زائر خویش را اکرام خواهد نمود و آنچه را که او درخواست کند، به وى عطا مى نماید.

3 . برخوردارى از پاداش هاى الهى: پاداش هاى الهى براى کسى که در مسجد اقامت داشته باشد (کنایه از رفت و آمد زیاد، زودتر از همه آمدن و دیرتر از همه رفتن) متعدند:

الف . بخشش گناهان: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در وصیّت خود به ابوذر غفارى مى فرماید: «یا أباذر! اِنَّ اللّه َ یُعطیکَ مادُمتَ جالسا فِى المسجد بِکُلِّ نَفَسٍ تنفّستَ فیه درجةً فى الجنة و یَمحي عنکَ عشرَ سیّئاتٍ»؛(3)اى ابوذر! تا زمانى


1) . المحاسن، ج 1 ، ص 48 ، باب 50 ، ح 66 .

2) . الخصال، ج 2 ، ص 634 .

3) . وسائل الشیعه، ج 4 ، ص 117 ، ح 4669 .

که در مسجد نشسته اى، خداوند متعال در مقابل هر نفسى که مى کشى، درجه اى از بهشت به تو عطا مى کند و ده بدى و زشتى را از تو محو مى گرداند.

ب . پرچمدار بهشتیان: «یا أباذر! طُوبى لاصحابِ الألویةَ یَومَ القیامةِ یَحملونَها فیسبقونَ النّاسَ الى الجنّةِ، ألا و هُم السّابقونَ اِلىَ المساجدِ بِالاسحارِ و غیرِها»؛(1)اى ابوذر! خوشا به حال پرچمداران روز قیامت که پرچم ها را بردوش گرفته و پیش از دیگران وارد بهشت مى شوند. آنان کسانى هستند که در سحرگاهان و دیگر اوقات، در رفتن به مساجد بر دیگران پیشى مى گیرند.

ج . خانه اى در بهشت: روایتى را امام صادق علیه السلام از پدرش و او از رسول گرامى نقل مى کند که فرمود: «من کان القرآنُ حدیثهُ و المسجدُ بیته بنى اللّه ُ لَهُ بیتا فِى الجنّةِ»؛(2)کسى که سخن و گفتار او قرآن و مسجد خانه اش باشد، خداوند در بهشت خانه اى براى او بنا مى کند.

4 . فقر: پیدایش فقر از جمله آثارى است که براى عجله کنندگان هنگام خروج از مسجد ذکر شده است. پیامبر گرامى مى فرماید: «عشرونَ خصلةً تُورثُ الفقر... و تعجیلُ الخروج مِن المسجد»؛(3)بیست خصلت هستند که سبب پیدایش فقر مى شوند... و از آن جمله است: عجله کردن هنگام خروج از مسجد.


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 529 .

2) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 255 ، باب 25 ، ح 27 .

3) . جامع الاخبار، ص 124 .

شاید مفهوم مخالف این روایت آن است که صبر و طمأنینه هنگام خروج و بلکه دیرتر از دیگران خارج شدن - همان گونه که در برخى روایات ذکر شده - نه تنها پسندیده است، بلکه سبب بى نیازى انسان نیز مى گردد.

سؤال 55 - آیا توقّف بیهوده در مسجد جایز است؟

طول دادن اقامت در مسجد نیکو و پسندیده است، اما باید توجه داشت که این طول دادن نباید حالتى همراه با لغو و بى کارى باشد. از این رو، پیامبراکرم صلى الله علیه و آله به منظور پیش گیرى از بى کارى راحت طلبان، در وصیّت خویش به ابوذر غفارى مى فرماید: «یا أباذر! کلُّ جلوسٍ فى المسجدِ لغوٌ ألا ثلاثةٌ: قراءةُ مُصلٍّ أو ذاکُر اللّه تعالى أو مُسائلٌ مِن علمٍ»؛(1)اى ابوذر! هر نشستى در مسجد، لغو و بیهوده است، مگر توقف سه دسته: آنان که پس از بجا آوردن نماز مشغول قرائت قرآن یا سرگرم یاد خدا و یا در حال تحصیل علم و دانش و مباحثه علمى باشند.

ذکر این سه مورد در روایت مزبور، دلیل بر حصر نیست؛ به این معنا که مفهوم روایت مذکور این نیست که هر عمل دیگرى غیر از این سه، در مسجد از مصادیق لغو خواهد بود؛ زیرا شواهد تاریخى نشان مى دهند که نقش مسجد در صدر اسلام، بسیار متعدد و متنوع بوده است؛ مساجد محل بسیج کردن ملت


1) . مجموعه ورّام، ج 2 ، ص 61 .

و سپاه براى جنگ و جهاد بوده اند، مساجد مرکز تصمیم گیرى هاى سیاسى و اجتماعى بوده اند. در یک نگاه کلى، مى توان گفت: از در کنار هم گذاشتن مجموعه روایاتى که در باره مسجد و مسائل آن وارد شده اند این نتیجه حاصل مى شود که هر چه عقلاً و شرعا و عرفا لغو و بیهوده به شمار آید و مخالف تقدّس و شئونات مسجد باشد، انجام آن در مسجد از مصادیق لغو خواهد بود و مؤمنان باید از ارتکاب آن بپرهیزد و هرچه در جهت نشر فرهنگ دین و آیین اسلام صورت گیرد عبادت است، اگرچه در شکل ها و قالب هاى متعددى نسبت به زمان ها و مکان ها عرضه گردد. از این رو، انجام آن ها در مراکز عبادى و از جمله مسجد هیچ مانعى ندارد.

سؤال 56 - حضور با طهارت در مسجد چه آثار و فوایدى دارد؟

حضور با طهارت در خانه خدا (مسجد) از جمله آداب مسجد رفتن است. در روایات وارده شده از معصومان علیهم السلام براى حضور با طهارت آثارى ذکر شده اند؛ از جمله آنکه هرکس با طهارت در مسجد حاضر مى شود «زائر خداوند» است، و یا اینکه خداوند گناهان او را مى بخشد. در اینجا، دو روایت را ذکر مى کنیم:

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «علیکم باتیان المساجدِ فاِنَّها بیوتُ اللّه ِ فى الأرضِ و مَن أتاها مُتطهّرا طهّره اللّه ُ مِن ذنوبهِ و کُتب مِن زُوّاره»؛(1)بر شما باد به حضور در مساجد (سعى کنید حتما در مساجد حضور پیدا کنید)؛ زیرا مساجد خانه هاى خداوند در زمین هستند. کسى که با حالت طهارت وارد مسجد شود، خداوند او را از گناهانش پاک مى کند و نام وى را در


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 539 .

زمره زائران خویش مى نویسد.

در روایت دیگرى، حضور با طهارت از جمله اسبابى شمرده شده است که دعاى خیر فرشتگان الهى را به همراه دارد. أبوسعید خدرى نقل مى کند که پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند: «ألا أدلکم على شى ءٍ یُکفِّرُ اللّه ُ به الخطایا و یَزیدُ فى الحسناتِ؟ قیل: بلى، یا رسول اللّه صلى الله علیه و آله. قال: اِسباغُ الوضوءِ على المکاره و کثرةُ الخطا اِلى هذه المساجدِ و انتظارُ الصلاةِ بعدَ الصلاةِ و ما مِنکم احدٌ یخرجُ مِن بیتهِ مُتطهِّرا فَیُصلّى الصلاةُ فِى الجماعةِ مَعَ المسلمینَ ثُمّ یقعدُ ینتظرُ الصلاةَ الاخرى اِلاّ والملائکةُ یقولُ: اللّهمَّ اغفر لَهُ، اللّهمّ ارحمهُ»؛(1)آیا شما را به چیزى راهنماى نکنم که مایه بخشیدن گناهان شما و کفّاره لغزش هایتان باشد و موجب افزایش حسنات و خوبى ها؟ عرض شد: آرى، اى رسول خدا. حضرت فرمود: شاداب وضو گرفتن در سختى ها (شاید کنایه از این باشد که مثلاً، در هواى سرد زمستان یا در مسافرت ها به دلیل کمبود وقت با عجله و پرشتاب به صورتى که خود انسان به دقت متوجه وضو گرفتن خودش نباشد، وضو نگیرد، بلکه در این گونه موارد، به نیکویى وضو بگیرید) و پیاده به مسجد رفتن و منتظر نماز شدن پس از نماز اول. هر کس با حالت طهارت از خانه خود خارج شود و نماز جماعت را با مسلمانان بجاى آورد، سپس در مسجد، منتظر برپایى نماز دیگرى بماند ملائکه خداوند در حق او دعا کرده، مى گویند: خدایا او را بیامرز! خداوندا او را رحمت نما!


1) . همان، ص 322 ، ح 9 .

بنابراین، به اختصار مى توان گفت: از جمله فواید حضور با طهارت در مسجد عبارت است از: بخشیده شدن گناهان، زائر خداوند بودن، زیاد شدن حسنات و نیکى ها، به دنبال داشتن دعاى ملائکه الهى.

سؤال 57 - آمد و شد به مساجد چه فواید و آثارى براى انسان دارد؟

آثار و فوایدى که از رفت و آمد و حضور در مسجد نصیب مؤمنان مى شود تنها ثواب بردن و شمول لطف و مورد رحمت الهى قرار گرفتن نیست، بلکه در همین جهان هم آثار و فواید اخلاقى، تربیتى، علمى، اجتماعى و سیاسى فراوانى در سایه ارتباط با مسجد براى انسان حاصل مى شوند. مولاى متقیان امام على علیه السلام در مقام احصاى برخى از آثار و فواید ارتباط با مسجد مى فرمایند: «مَن اختلفَ اِلىَ المسجدِ اَصابَ اِحدىَ الثمان: أخا مستفادا فى اللّه ، أو علما مُستطَرفا، أو آیةً محکمةً، أو سمعَ کلمةً تَدلُّه على هدىً، أو رحمةً منتظرةً، او کلمةً تردُّه عَن ردىً، أو یترکَ ذنبا خشیةً أو حیاء»؛(1)کسى که به مسجد رفت و آمد مى کند به یکى از موارد هشتگانه ذیل مى رسد: اول برادرى ایمانى که در مسیر خدا از او استفاده کند؛ دوم دانشى نو و فراگیر (طبیعى است که مقصود این نیست


1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 249 - 248 ، باب «فضل المساجد و الصلاة»، ح 1 .

که با رفت و آمد به مسجد یک علم جامع الأطراف نصیب انسان مى شود، بلکه مراد این است که انسان دست کم مى فهمد در چه شرایطى زندگى مى کند، در اطراف او چه مى گذرد و مسائلى از این قبیل که البته در زندگى امروزه با این همه اشتغالاتى که براى خود فراهم کرده ایم، این مقدار علم و آگاهى بسیار مفید است؛ سوم فهم و درک آیه اى از آیات قرآن؛ چهارم شنیدن سخنى که او را به هدایت رهنمون باشد؛ پنجم رحمتى که انتظار آن را از جانب خداوند متعال مى کشد؛ ششم سخنى که او را از گم راهى و هلاکت بازدارد؛ هفتم ترک گناهى به سبب ایجاد روح خوف و خشیت از خدا در سایه رفت و آمد به مسجد حاصل مى گردد؛ هشتم ترک گناه به خاطر حیا از برادران ایمانى خود که در مسجد با آنان آشنا شده است.

روشن است که تحصیل این امور در هر مسجدى امکان پذیر نیست و این فواید و آثار آن گاه به دست خواهند آمد که تمامى مساجد با تلاش همه مؤمنان و نهادهاى دولتى و حکومتى در نظام جمهورى اسلامى، به جایگاه اصیل و واقعى خود بازگردند.

امام صادق علیه السلام درضمن روایتى که از پدرانش وآنان از رسول گرامى صلى الله علیه و آله نقل مى کنند، مى فرماید: «یا فضلُ! اِنّه لا یَرجعُ صاحبُ المسجدِ بأقلِّ مِن احدى ثلاث: امّا دعاءٌ یَدعُو به یَدخُلُه اللّه بِه الجنَّة، و اِمّا دعاءٌ یَدعُو بِه لِیصرفُ اللّه ُ

بِه عنه بلاءَ الدنیا، و اِمّا أخٌ یَستفیدُه فِى اللّه ِ»؛(1)از بهره ها و فوایدى که نصیب مسجدى ها مى گردد، یکى از سه مورد ذیل است: یا اینکه موفق به دعایى مى شود که خداوند با همان دعا او را به بهشت مى برد، یا اینکه دعایى مى کند که خداوند به سبب آن بلاى دنیا را از وى دور مى کند و یا اینکه دوست و برادرى پیدا مى کند که از او در مسیر خدا استفاده مى نماید.

امام علیه السلام در ادامه همین روایت، از قول نبى مکرّم صلى الله علیه و آله تأکید مى فرماید که حضرت فرمود: «ما استفادَ امرؤٌ مسلمٌ فائدةً بعدَ الاسلامِ مثلُ أخٍ یَستفیدهُ فِى اللّه »؛ هیچ بهره و فایده اى پس از اسلام آوردن براى مسلمان بهتر از یافتن برادرى که او را در مسیر خدا کمک کند، نیست. روشن است که هیچ یک از ما در مسیر زندگى از چنین دوستانى بى نیاز نیستیم و چه مرکز بهتر از مسجد که در روایات و متون دینى از آن به عنوان کانونى براى یافتن چنین دوستانى به مؤمنان معرفى شده است.


1) . شیخ طوسى، الامالى، ص 47 - 46 .

سؤال 58 - آیا بستن درِ مساجد در غیر اوقات نماز از مصادیق «ظلم» در آیه شریفه قرآن نیست؟

مسجد خانه خدا و جایگاه عبادت و پرستش خالصانه اوست. از این رو، قرآن کریم از هر کسى که به مبارزه با این نقش مساجد برخیزد به عنوان «ظالم» یاد کرده است: «و من أظلمُ مِمَّن مَنعَ مساجد اللّه ِ أن یُذکَر فیها اسمُه و سَعى فى خرابِها»؛(1)چه کسى ظالم تر است از آنکه از بردن نام و یاد خدا در مساجد جلوگیرى کند و براى خرابى آن، تلاش نماید؟

مؤلف کتاب سیماى مسجد درباره آیه شریفه، دو پرسش مطرح مى کند:

1 . جلوگیرى از یاد خدا در مسجد، ظلم در حق چه کسى است؟

2 . جلوگیرى از ذکر و یاد خدا در مسجد چگونه صورت مى گیرد؟

ایشان در پاسخ به سؤال اول، مى نویسد: «این کار از یک سو، مسجد را از ایفاى نقش اصلى و حیاتى خویش بازمى دارد. پس در حقیقت، نوعى ظلم و ستم بر مسجد به شمار مى آید؛ و از سوى دیگر، ستمى بر مؤمنان و نمازگزاران


1) . بقره: 114 .

است؟ چه این کار مایه محرومیت آنان از این مکان مقدّس مى شود؛ بلکه مى توان گفت: جلوگیرى از یاد خدا در مسجد و تلاش در راستاى کاستى و بى رونقى آن، ستمى بر مجموعه دین و شعائر الهى به شمار مى آید؛ زیرا مسجد مظهر و نشان اسلام و مسلمانى است. پس سعى و کوشش براى خرابى آن در حقیقت، عملى در راستاى تضعیف دین و مبارزه با آن محسوب مى شود.»

در پاسخ به سؤال دوم نیز مى نویسد: «این کار به انجام اعمال مهمى نیاز ندارد. هر عمل و رفتار به ظاهر ساده اى ممکن است در شرایطى جلوگیرى از یاد خدا در مسجد به حساب آید. اهمیت خوددارى از کارهایى که مانع ذکر و عبادت مؤمنان در مسجد مى شود، تا بدانجاست که برخى از فقهاى اهل سنّت همچون ابوحنیفه بستن در مساجد را در هر شرایطى، جلوگیرى از یاد خدا به شمار آورده اند.(1)هرچند این سخن نادرست به نظر مى رسد؛ زیرا اگرچه مسجد جایگاه ذکر و یاد خداست و بایستى به روى مؤمنان و نمازگزاران باز باشد؛ ولى از سوى دیگر، حفظ و نگه دارى مسجد و وسایل و ابزار موجود در آن و جلوگیرى از اعمالى که مایه هتک حرمت مسجد مى شود نیز واجب است. بلى، مى توان گفت: بستن درِ مساجد در اوقاتى که معمولاً مؤمنان براى بپا داشتن نماز در مسجد گرد مى آیند، جلوگیرى از یاد خدا در مسجد به شمار مى آید. از این رو، جا دارد سرپرستان و خادمان مساجد شیوه هایى را در پیش


1) . ر. ک: اعلام الساجد بأحکام المساجد، ص 340 / سیماى مسجد، ج 2 ، ص 45 .

گیرند که تا آنجا که مصالح مسجد اجازه مى دهد و هتک حرمت و خسارتى به خانه خدا وارد نمى آید، اوقات بسته بودن در مسجد را کاهش دهند. در پایان، عقوبت وعذاب زیان بارى که بر جلوگیرى از یاد خدا در مسجد و تلاش در راستاى ویرانى آن در آیه ذکر شده، درخور توجه است. آیه شریفه مى فرماید: «لهم فِى الدُّنیا خزىٌ و لهم فِى الآخرة عذابٌ عظیم»؛(1)براى آنان در همین دنیا خذلان و خوارى و در سراى دیگر، عذابى دردناک درنظر گرفته ایم. بنابراین، این کار عذاب و بدبختى و حرمان از نعم الهى را در هر دو جهان به دنبال دارد.»(2).


1) . بقره: 114 .

2) . سیماى مسجد، ج 2 ، ص 45 - 46 .

خوابیدن در مسجد

سؤال 59 - خوابیدن در مسجد چه حکمى دارد؟

از جمله آدابى که در روایات براى مسجد وارد شده، آن است که انسان به خاطر کرامت و ارج نهادن به عظمت مسجد، از خوابیدن در این مکان مقدّس خوددارى کند.

سؤال: آیا انجام تمرین هاى ورزشى در مسجد محل یا خوابیدن در آن جایز است؟ این کارها در مسجدهاى دیگر چه حکمى دارد؟

جواب: «مسجد جاى ورزش و تمرین ورزشى نیست و از کارهایى که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد، باید پرهیز شود و خوابیدن در مسجد هم مکروه است.»(1)

در روایتى از امام باقر علیه السلام مى خوانیم: «مَن نَام فِى المسجدِ بِغیرِ عذرٍ ابتلاه اللّه ُ بِداءٍ لازوالَ لَهُ»؛(2)کسى که بدون عذر در مسجد بخوابد، خداوند او را


1) . همان، س 393 .

2) . جامع الأخبار، ص 70 .

به دردى که دوا ندارد، مبتلا مى نماید.

از اینکه امام باقر علیه السلام خوابیدن در مسجد را مقیّد به «نداشتن عذر»، کردند، استفاده مى شود که در صورت عذر و ضرورت، خوابیدن در مسجد اشکالى ندارد. بدین روى، «اصحاب صفّه»، که گروهى از مسلمانان بودند، در مسجد مى خوابیدند؛ چون از اطراف و مناطق دیگر به مدینه و محضر رسول گرامى صلى الله علیه و آله آمده بودند و فاقد جا و مکانى براى خوابیدن بودند.

البته باید توجه داشت که در برخى موارد، ممکن است خوابیدن در مسجد «حرام» باشد و این در صورتى است که خوابیدن مانع از عبادت دیگر مؤمنان در مسجد شود. یکى از حجّاج بیت اللّه الحرام نقل مى کرد که متأسفانه این وضعیت در برخى از مساجد عربستان از جمله مسجد «حنیف» در منى، یک حالت همیشگى پیدا کرده است، به صورتى که انسان به سختى مى تواند در ایام برگزارى حج تمتع در این مسجد نماز بخواند. بنابراین، خوابیدن در مسجد در شرایط عادى و معمولى مکروه است و در مواقع ضرورت، اشکال ندارد. در صورتى که خوابیدن مانع ازعبادت مؤمنان در مسجد باشد، حرام است.

زن در مسجد

سؤال 60 - رفتن به مساجد براى زنان، در جامعه کنونى چگونه است؟

قشر عظیمى از جامعه را زنان تشکیل مى دهند. از این رو، آنان نیز مى توانند با حفظ موازین اسلامى از برکات و فضایل مسجد بهره مند شوند. به همین دلیل، مى بینیم در روایات وارد شده است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: «لاتَمنعوا النساءَ حظوظهُنَّ مِن المساجِد اِذا استأذنوکم»؛(1)هنگامى که زنان شما اجازه رفتن به مسجد مى خواهند، آنان را از بهره و نصیبشان از مساجد، محروم نکنید.

شواهد تاریخى نیز بر حضور زنان در مساجد صدر اسلام گواهى مى دهند. امام على علیه السلام مى فرمایند: «کان النساءُ یُصلّین مع النبى صلى الله علیه و آله»؛(2)زنان نماز را با پیامبر به جاى مى آوردند.

در روایات دیگرى وارد شده است هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله صداى


1) . صحیح مسلم، ج 4 ، ص 161 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 396 ، ح 1176 .

گریه طفلى را که به مسجد آمده بود مى شنیدند، نماز را سریع بجاى مى آوردند.(1)

اما دسته اى از روایات نماز خواندن زنان را در خانه بهتر از حضور آنان در جماعت مى دانند. از قبیل این سخن امام صادق علیه السلام که فرمودند: «خیرُ مساجدُ نسائِکُم البیوت»؛(2)بهترین مساجد براى زنان شما خانه هایند، در باره این دسته از روایات، باید گفت: بسیارى از فقها از این گونه روایات اهمیت حفظ حجاب و مصونیت زنان را استنباط نموده اند؛ همچنان که برخى از روایات زنان را به رعایت شئون عفّت و حیا در مسیر رفت و آمد به مسجد دعوت مى کنند. زینب، یکى از همسران پیامبر، از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمودند: «اِذا شهدت اِحداکُنَّ المسجدَ فلاتمسَ طیبا»؛(3)هنگامى که یکى از شما زنان به مسجد مى آید. نباید از بوى خوش استفاده نماید. از این رو، برخى فقها مثل حضرت امام خمینى قدس سره مى فرمایند: «براى زن ها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوق خانه و اتاق عقب بهتر است. ولى اگر بتوانند کاملاً خود را از نامحرم حفظ کنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.»(4)

بنابراین، حضور زنان در مسجد، اگر در جهت سالم سازى و رشد و تعالى خود و جامعه اسلامى باشد، نه تنها مانعى ندارد، بلکه سفارش هم شده


1) . علل الشرائع، ج 2 ، ص 344 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 238 .

3) . صحیح مسلم، ج 4 ، ص 162 .

4) . توضیح المسائل، مسئله 894 .

است. ولى چنانچه رفت و آمد آنان سبب فساد و اخلال در سلامت خود و جامعه باشد، رفتن به مسجد نه تنها مطلوب نیست، بلکه مذموم و نکوهیده نیز مى باشد. علاوه برآن، نباید حضور زنان در مسجد منافاتى با حقوق شوهران آن ها داشته باشد. در این صورت، نباید به مسجد بروند.

زینت در مسجد

سؤال 61 - مقصود از «زینت» در آیه شریفه «خُذُوا زینتَکُم عند کلِّ مسجدٍ» چیست؟

آیه شریفه مى فرماید: «یا بَنى آدم خُذُوا زینَتَکم عِندَ کُلِّ مَسجدٍ»؛(1)اى فرزندان آدم! هنگام رفتن به مسجد زینت خود را برگیرید. آیه زینت کردن را یکى از آداب رفتن به مسجد براى مؤمنان ذکر مى کند. مفسّران از جمله علاّمه طباطبائى در ذیل این آیه شریفه مى فرماید: «مقصود از به همراه داشتن زینت در تمام مساجد، آن است که انسان هنگام حضور در مسجد، نیکو و پسندیده خود را بیاراید. و فرمان خداوند به زینت کردن، در حقیقت، به معناى مطلوب بودن این عمل براى نماز و دیگر عبادات مشابه همچون طواف مى باشد و شامل زینت کردن در نمازهاى عید و جماعات یومیه و سایر عبادات نیزمى شود.»(2)


1) . اعراف: 31 .

2) . المیزان، ج 8 ، ص 79 .

بنابراین، طبق آیه شریفه، خداوند متعال دوست دارد بندگان او آراسته و مرتّب به خانه وى داخل شوند، که البته از نظر عقلى هم رعایت ادب بندگى این اقتضا را دارد. همچنان که انسان در مهمانى تا حد ممکن آراسته و نیکو حضور پیدا مى کند، نیکوست که در حضور معبود و آفریننده خود نیز این چنین حضور پیدا کند. روشن است که مراد از «زینت» فقط آراستگى ظاهر نیست و آرایش معنوى، که متناسب با نماز و سایر عبادات باشد، نیز منظور است. از این رو، آراسته شدن به زیور فضایل معنوى مانند اخلاص و یاد خدا و خضوع و خشوع نیز از مصادیق مهم زینت در مسجد است. همچنان که در منابع دینى ما وارد شده است که ائمّه اطهار علیهم السلام ما را به آراستن خود به زیور فضایل معنوى به هنگام ورود به مساجد فرمان داده اند:

امام على علیه السلام مى فرمایند:«انّ اللّه َ - عزّوجلّ - اوحى الى عیسى بن مریم علیه السلام : قُل لِلمَلأ مِن بَنى اسرائیلَ لا یَدخلوا بَیتا مِن بیوتي اِلاّ بقلوبٍ طاهرةٍ و أبصارٍ خاشعةٍ و اکُفٍّ نقیّةٍ»؛(1)خداوند - عزّوجلّ - به عیسى بن مریم وحى نمود که به بنى اسرائیل بگو: جز با دل هاى پاکیزه و دیدگان خاشع و دستان پاک به هیچ یک از خانه هاى من وارد نشوید.

از این رو، مى توان گفت: زینت واقعى براساس روایت مزبور، در سه چیز است:


1) . الخصال، ج 1 ، ص 337 .

1 . در قلب که از هرگونه شرک و ریا و کژى به دور و آراسته به طهارت و پاکى و خالصى باشد.

2 . چشم ها به زینت خشوع در مقابل حق آراسته و از خیانت مبّرا باشند.

3 . دست ها که پاک باشند و از حرام و شبهه اجتناب نمایند.(1)

البته در روایات وارد شده از ائمّه اطهار علیهم السلام امورى به عنوان مصداق و معناى «زینت» در تفسیر آیه شریفه ذکر شده اند. در تفسیر عیّاشى، ذیل آیه شریفه از خیثمه نقل شده است که مى گوید: «کانَ الحسنُ بن علىٍّ علیه السلام اِذا قامَ الى الصلاةِ لَبِسَ أجودَ ثیابه. فقیل له: یابنَ رسولِ اللّه لِمَ تَلبِسُ أجودَ ثیابِکَ؟ فقال علیه السلام : اِنَّ اللّه َ جمیلٌ یُحبُّ الجمالَ، فاَتجمَّلُ لِربّى و هو یَقولُ: «خُذوا زینتَکم عِندَ کلِّ مسجدٍ» فَاُحبُّ أن اَلبَسَ أجودَ ثیابى»؛(2)امام حسن علیه السلام هر وقت مى خواست به نماز بایستد، بهترین لباس هاى خود را مى پوشید. عرض کردند: اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله ، چرا بهترین لباس هاى خود را هنگام نماز مى پوشى؟ فرمود: خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد و مى فرماید: زینت خود را به هنگام سجود - نماز و مسجد - به همراه داشته باشید. من نیز خود را براى پروردگارم زینت مى دهم و دوست دارم بهترین لباسم را بپوشم.

از دیگر مصادیقى که در تفسیر آیه شریفه ذکر شده، شانه کردن موى سر


1) . سیماى مسجد، ج 1 ، ص 359 - 360 .

2) . تفسیر عیّاشى، ج 2 ، ص 14 .

است. ابى بصیر مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «خُذوا زینتَکُم عِندَ کُلِّ مَسجدٍ». سؤال کردم، حضرت در جواب فرمود: «هو المِشطُ عِندَ کلِّ صلاة فریضةٍ و نافلةٍ»؛(1)مقصود شانه کردن پیش از هر نماز است، چه واجب باشد و چه مستحب.

بنابراین، آنچه از روایات در تفسیر کلمه «زینت» استفاده مى شود

این است که «زینت» در آیه شریفه، هم شامل آراستگى ظاهرى مى شود و هم شامل آراستگى باطنى و درونى. و ذکر مصادیق در روایات از قبیل پوشیدن لباس نیکو یا شانه کردن جنبه تعیینى ندارد، این ها از مصادیق زینت هستند. از این رو، استفاده کردن هرگونه زینتى که شرعا و یا عرفا نکوهیده نباشد، از قبیل استعمال عطر و بوى خوش در نماز و مسجد، مطلوب و پسندیده است.

علاوه برآن، در برخى دیگر از روایات، استفاده از عطر نیز از مصادیق زینت به شمار آمده و آثار و فوایدى نیز براى استعمال آن ذکر شده است. در روایتى، امام صادق علیه السلام نقل مى فرماید که امام سجّاد علیه السلام در شبى سرد، در حالى که ردا و عمامه اى از خز پوشیده و بوى خوش نیز استعمال کرده بودند، به خادم خود برخورد نمودند. خادم عرض کرد: «جُعلتُ فِداک! فى مثلِ هذهِ الساعةِ على هذه الهیئةِ الى أین؟» فدایت شوم! در این ساعت از شب با این هیأت و قیافه نیکو به کجا مى روید؟ امام سجّاد علیه السلام در جواب فرمود:


1) . همان، ص 13 .

«الى مسجدِ جدّى رسول اللّه صلى الله علیه و آله»؛(1)به مسجد جدم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى روم.

بنابراین، نه تنها در سیره پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام استفاده بسیار از عطر را مى بینیم، بلکه براى کسى که در نماز از آن استفاده کند فضایلى هم ذکر شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: «صلاةٌ متطیّبٌ أفضلُ مِن سبعینِ صلاةٍ بغیرٍ طیب»؛(2)نمازى که با بوى خوش خوانده شود فضیلتش از هفتاد نماز در حالت عادى بالاتر است.

در پایان این بحث، به دو اثر از آثار پاکیزگى و استعمال بوى خوش اشاره مى کنیم:

1 . در روایتى از مولاى متقیان امام على علیه السلام وارده شده است: «النظیفُ مِن الثیابِ یَذهبُ الهمَّ والحزنَ و هو طهورٌ للصّلاة»؛(3)استفاده از لباس هاى پاکیزه و تمیز غم و اندوه را از بین مى برد و براى نماز خواندن هم پسندیده تر است. بنابراین، از جمله آثار پاکیزگى از بین رفتن غم و اندوه روحى است.

2 . امام صادق علیه السلام از نبى اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: «الطیّبُ یَشِدُّ القلبَ»؛ بوى خوش قلب را قوى و مقاوم مى کند. آثار دیگرى نیز در روایات ذکر شده که به دلیل طولانى شدن پاسخ، از ذکر آن ها خوددارى مى کنیم.».


1) . اصول کافى، ج 6 ، ص 517 ، ح 5 .

2) . همان، ص 510 ، باب «الطیب»، ح 7 .

3) . همان، ص 444 ، حدیث 14 از باب «اللباس».

سلام در مسجد

سؤال 62 - سلام کردن به مؤمنان حاضر در مسجد چه حکمى دارد؟

به طور کلى، سلام کردن در شریعت مقدّس اسلام از جمله مستحباتى است که در اخبار و روایات بسیار بر آن تأکید شده و آثار و ثواب هایى براى آن ذکر گردیده است، بخصوص براى کسى که در سلام کردن به دیگران بر آن ها پیشى بگیرد. ولى باید توجه داشت که سلام کردن هنگام ورود به هر مکانى و از جمله مسجد مستحب است، اما در روایات از سلام کردن به شخص نمازگزار نهى شده است. شاید به این دلیل که پرداختن به جواب سلام از سوى نمازگزار، او را از توجه به نماز خویش بازمى دارد و شاید به همین دلیل است که فقها فتوا مى دهند: «در حال نماز، انسان نباید به دیگرى سلام کند.»(1)

امام صادق علیه السلام از پدرش نقل مى کند که فرمود: «لاتُسلِّموا على المُصلّى و ذلکَ لأنَّ المُصلّى لایَستطیع أن یَردَّ السلامَ لأنَّ التسلیمَ مِن المسلمِ تطوّعٌ


1) . توضیح المسائل، مسئله 1137 .

و الردُّ فریضةٌ»؛(1)به نمازگزار سلام نکنید؛ زیرا نمازگزار نمى تواند سلام را پاسخ دهد؛ چون سلام کردن مستحب است، ولى جواب آن واجب است.

پس شایسته است که انسان هنگام ورود به مسجد در صورتى که مؤمنان مشغول بجاى آوردن نماز هستند، از سلام کردن خوددارى کند، ولى اگر گروهى از مؤمنان در قسمتى از مسجد، در حال نماز نیستند، مستحب است به آنان سلام کند.

امام صادق علیه السلام مى فرماید: «کنتُ أسمعُ أبى یقولُ اِذا دخلتَ المسجدَ الحرامَ و القومُ یُصلّونَ فلا تُسلّم علیهم و سلّم علىَ النبىّ ثُمّ اقبل على صلاتِکَ و اِذا دخلتَ على قومٍ جُلوسٍ یتحدَّثون فَسَلِّم عَلیهم»؛(2)شنیدم پدرم امام باقر علیه السلام مى فرمود: هنگامى که به مسجدالحرام داخل شدى و مردم در حال بجاى آوردن نماز بودند، به آنان سلام نکن، بلکه بر پیامبر سلام و درود بفرست و به نماز مشغول شو. ولى اگر بر جمعى وارد شدى که مشغول سخن گفتن هستند، بر آنان سلام کن.

ممکن است سؤال شود: چنانچه شخصى وارد مسجد شد و به نمازگزار سلام کرد و او جواب سلام را نداد، نمازش چه حکمى دارد؟

در پاسخ به این سؤال مسئله اى از توضیح المسائل حضرت امام خمینى قدس سره را عینا ذکر مى کنیم: «اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده،


1) . الخصال، ج 2 ، ص 484 .

2) . قرب الأسناد، ص 45 .

ولى نمازش صحیح است.»(1)

سؤال: اگر کسى به انسان در حال نماز سلام کرد، به چه کیفیتى باید پاسخ داد؟

جواب: «حضرت امام و دیگر فقها در پاسخ به این سؤال مى فرمایند: «و اگر دیگرى به او سلام کند، باید طورى جواب دهد که سلام مقدّم باشد؛ مثلاً، بگوید: «السلام علیکم» یا «سلامٌ علیکم» و نباید «علیکم السلام» بگوید.»(2)

سؤال: اگر کسى به گروهى سلام کند و بگوید: «السلام علیکم جمیعا» و یکى از آنان مشغول نماز باشد، آیا بر او هم واجب است جواب سلام را بدهد، حتى اگر دیگران جواب سلام را داده باشند؟

جواب: «اگر کس دیگرى جواب آن را بدهد، نمازگزار اقدام به جواب گفتن نکند.»(3).


1) . توضیح المسائل، مسئله 1142 .

2) . همان، مسئله 1137 .

3) . أجوبة الأستفتائات، س 513 .

سیاست در مسجد

سؤال 63 - آیا سر دادن شعارهایى از قبیل «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در مسجد و مکان هاى مقدّس صحیح است؟

قرآن کریم غیرمسلمانان، اعم از کفّار و پیروان سایر ادیان را به دو دسته تقسیم مى کند:

دسته اول کسانى هستند که در نظام اسلامى و یا در سایر کشورها زندگى مى کنند و کارى به نظام اسلامى و مسلمانان ندارند. سفارش قرآن کریم این است که در برخورد با آنان، نیکى کنید و نسبت به آنان به عدالت رفتار کنید؛ «لاینهاکُم اللّه ُ عَنِ الّذینَ لم یُقاتِلوکم فِى الدّینِ ولم یُخرِجُوکم مِن دیارِکم اَن تَبرُّوهم و تُقسِطوا اِلیهم اِنّ اللّه َ یُحبُّ المُقسطینَ»؛(1)خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند، نهى نمى کند؛ چرا که خداوند دادگران را دوست دارد.


1) . ممتحنه: 8 .

پرهیز از برخورد غیر منطقى با آراء و عقاید سایر ملل و پیروان دیگر ادیان در صدر اسلام را باید از مهم ترین اسباب و عوامل رشد و شکوفایى اسلام به حساب آورد. حضور گسترده یهودیان و مسیحیان در جوامع اسلامى و مذاکرات و مباحثات و گفت وگوهایى که علماى آن ها با ائمّه اطهار علیهم السلام و اصحاب آنان داشته اند، شاهد این ادعاست.

اما دسته دوم کسانى هستند که علیه نظام اسلامى و مسلمانان توطئه مى کنند و اهل قتال و جنگ و درگیرى هستند. دستور قرآن کریم این است که مثل خودشان با آن ها رفتار کنید، بلکه رفتارى خشن تر و سخت تر داشته باشید: «اَشِدّاءُ عَلى الکُفّارِ رُحماءُ بَینهم تَراهم رُکَّعا سُجَّدا»؛(1)مسلمانان واقعى کسانى هستند که نسبت به کفّار سخت و نسبت به مؤمنان مهربان هستند. آنان را در حال رکوع و سجود مى یابى که درصدد کسب رضاى خداوند هستند.

در آیه شریفه، پیش از رکوع و سجود، «سرسختى نسبت به کفّار» مطرح شده و شعارهاى مزبور مصداق و نمونه اى براى عمل به آیه شریفه به شمار مى آیند. البته نباید به شعار دادن تنها اکتفا کرد و بالاتر و بهتر از شعار، شدت عمل است که در سایه تحصیل، وحدت، ابتکار، خودکفایى، عزّت نفس، نفوذناپذیرى و دورى از هر نوع سازش و نرمشى که سبب طمع بدخواهان شود، به دست مى آید.

ممکن است این سؤال مطرح شود که شعارهاى مذکور از مصادیق لعن


1) . فتح: 29 .

و نفرین هستند؛ آیا لعن و نفرین در اسلام جایز است؟

در پاسخ به این سؤال مى گوییم: در منطق اسلام، کوتاه آمدن در برابر دشمنانى که علنا پرچم مبارزه علیه نظام اسلامى بر افراشته اند نه تنها جایز نیست، بلکه توصیه و سفارش این است که با تکبّر و از موضع قدرت با آن ها برخورد شود. پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند: «اذا رأیتُم المتکبّرینَ فتکبَّرُوا علیهم فاِنَّ ذلکَ لَهُم مذلّةٌ وصغارٌ»؛(1)هرگاه متکبّران و زورمداران را مى بینید بر آن ها تکبّر کنید که این باعث ذلّت و کوچکى آن هاست.

البته اسلام به این حد هم اکتفا نکرده و لعن و نفرین این گروه از کفّار و مشرکان را جایز، بلکه مستحب مى داند. علاّمه بزرگوار ملاّ محمّد مهدى نراقى قدس سره مى فرماید: «شکى در مذموم بودن لعن نیست؛ زیرا لعن عبارت است از: راندن و دور کردن از خداى تعالى. اما لعنى که شرع مقدّس تجویز کرده لعن بر کافران، ظالمان و فاسقان است؛ چنان که در قرآن وارد شده است؛ زیرا آنچه از کلام خداى عزّوجل استفاده مى شود این است که لعن بعضى از منکران و معاندان از محبوب ترین عبادات و راه هاى تقرّب به خداى تعالى است. خداوند سبحان مى فرماید: کسانى که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم برآنان باد. علاّمه نراقى در ادامه، به روایاتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائّمه اطهار علیهم السلام استشهاد کرده که افراد و یا گروه هایى را لعن کرده اند و در پایان، این چنین نتیجه گیرى مى کند: «و بالجملةِ اللعُن على رؤساءِ


1) . مجموعه ورّام، ج 1 ، ص 201 .

الظلمِ والضَلال و المجاهدینَ بالکفرِ و الفسوقِ جائزٌ بل مستحبٌ»؛(1)لعن و نفرین سران ستم و گم راهى؛ کسانى که در راه گسترش کفر و عصیان تلاش مى کنند جایز، بلکه مستحب است.

بنابراین، شعارهاى مزبور اگر هم مصداق لعن و نفرین باشند، لعن و نفرینى هستند که شرع مقدّس آن را تجویز کرده است، و سر دادن لعن بر آن ها در مساجد و مکان هاى مقدّس هیچ گونه منع شرعى ندارد.


1) . براى مطالعه بیشتر، ر . ک: جامع السعادات، ص 352 - 356 .

شعر در مسجد

سؤال 64 - چرا خواندن شعر در مسجد نهى شده است؟ و آیا این نهى شامل همه انواع شعر مى شود؟

مسجد جایگاه عبادت و راز و نیاز با خالق هستى است و هرچه مخالف این باشد، انجام آن در مسجد صحیح نیست. در روایت وارد شده است که امام سجّاد علیه السلام مى فرماید: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به مسلمانان دستور دادند که به کسى که در مسجد شعر مى خواند، بگویید: «فضَّ اللّه ُ فاکَ! اِنّما نُصبِت المساجدُ لِلقرآنِ»؛(1)خداوند دندان هایت را بشکند! مساجد را براى قرآن خواندن ساخته اند.

شهید اول پس از ذکر احکام مسجد در ذیل روایت مزبور، مى فرماید: بعید نیست که این گونه روایات را بر اشعارى حمل کنیم که فایده اى در بر نداشته باشند و یا مشتمل برخلاف واقع و مبالغه آمیز باشند. اما اشعارى که دربردارنده موعظه وحکمت و اندرز هستند یا بیانگر سنّت و سیره پیامبر و اهل بیتش باشند، نه تنها خواندن آن ها در مسجد مذموم و نکوهیده نیست، بلکه پسندیده


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 379 .

و مطلوب نیز مى باشند.(1)

علاّمه مجلسى قدس سره ضمن نقل سخن شهید در ذیل روایت مزبور، در بحارالانوار اضافه مى کند: مؤیّد سخنان شهید اول آن است که امام على علیه السلام در خطبه هاى خویش، که غالبا در مسجد ایراد مى شدند، به ابیاتى از اشعار شعرا استشهاد مى نمودند. همچنین شاعران مدّاح مانند حسان در حضور معصومان علیهم السلام در مسجد، شعر مى خواندند. علاوه براین، مدح معصومان علیهم السلام خود عبادتى بزرگ است و مسجد نیز جایگاه عبادت. پس مرادِ روایات اشعار باطل و بى فایده است.(2).


1) . الذکرى، ص 156 .

2) . بحارالانوار، ج 80 ، ص 363 - 364 .

عبور از مسجد

سؤال 65 - آیا مى توان از مساجدى که دو درب دارند به عنوان گذرگاه استفاده کرد؟

انسان نباید از مساجدى که داراى دو درب هستند، براى انجام کارهاى روزانه استفاده کند؛ زیرا این کار عظمت و قداست مسجد را تا حد کوچه و خیابان تنزّل مى دهد. امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى کنند که حضرت فرمودند: «لاتَجعلُوا المساجدَ طُرقا حتّى تُصلّوا فیها رکعتینِ»؛(1)مساجد را گذرگاه و محل عبور خود قرار ندهید، مگر اینکه دو رکعت نماز در آن ها بجاى آورید.

از برخى احادیث دیگر، استفاده مى شود که یکى از کارهاى ناپسند مردم در آخرالزمان، گذرگاه قرار دادن مساجد است؛(2)مساجد را راه عبور خود قرار مى دهند.

بنابراین، انسان باید از گذرگاه قرار دادن مساجد خوددارى کند، مگر اینکه هرگاه از مسجد عبور کرد دو رکعت نماز در آن بجاى آورد که در این صورت، رفع کراهت مى شود. .


1) . همان، ج 4 ، ص 4 ، ح 4968 .

2) . روضه الواعظین، ج 2 ، ص 338 .

غصب در مسجد

سؤال 66 - غصب کردن جاى دیگران در مسجد چه حکمى دارد؟

در فقه، از برخى امور تحت عنوان «مشترکات» بحث مى شود؛ امورى که همه افراد حق بهره بردارى از آن ها را دارند؛ مثل راه ها، کوچه ها، مدارس، مساجد، و با اینکه همگان حق استفاده از مشترکات را دارند، ولى براى کسانى که زودتر اقدام نمایند، حق تقدّم دارند؛ مثلاً، اگر یکى از مؤمنان در حال استفاده از مکان خاصى از مسجد - مانند محراب - براى نماز یا دیگر عبادات مثل قرائت قرآن است، دیگرى نمى تواند او را از این مکان براند. این کار علاوه بر آنکه اذیت و آزار مؤمن است، نوعى غصب نیز محسوب مى شود.

به همین دلیل، امام خمینى قدس سره در رساله ى عملیه مى نویسند: «اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهاى دیگرى که براى عموم ساخته شده، استفاده کنند، حق آنان را غصب نموده. همچنین است اگر کسى از مسجد

جایى براى خود بگیرد و دیگرى نگذارد که از آنجا استفاده نماید.»(1)

طبق این مبنا، نماز خواندن در چنین مکانى باطل است: «کسى که در مسجد نشسته، اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب، باید نمازش را در محل دیگرى بخواند.»(2)

امام خمینى قدس سره در تحریرالوسیله مى نویسد: «مسجد یکى از مشترکات و مکان هاى عمومى مسلمانان است که همه در آن شریک و از نظر بهره بردارى از آن، یکسان هستند. بنابراین، اگر کسى قبل از دیگرى مکانى از مسجد را براى نماز، عبادت، قرائت قرآن، دعا و بلکه تدریس یا وعظ و فتوا دادن و... در اختیار گرفت، دیگرى نمى تواند او را از آن مکان بیرون کند. هیچ کس - به هر قصدى که داشته باشد - نمى تواند مزاحم شخص دیگرى، که مکانى از مسجد را در اختیار دارد، بشود.»(3)

البته حق تقدّم براى شخص پیشى گیرنده یک حق همیشگى نیست و تا زمانى ثابت خواهد بود که صاحب حق از آن مکان صرف نظر کند: «اگر شخص سابق از جاى خود برخیزد و از آن مکان دست کشیده، صرف نظر نماید، درصورتی که حقى براى او باقی مانده و وسایل او هنوز در همان جا باشند، حق اولویت او باقى است. ولى اگر وسایلى نداشته باشد، حق او ساقط خواهد بود.»


1) . توضیح المسائل، مسئله 2545 ، از «احکام غصب».

2) . همان، مسئله 868 .

3) . تحریرالوسیله، ج 2 ، ص 214 ، مسئله 15 .

سؤال 67 - حق تقدّم در مشترکات تا چه زمانى ثابت است؟

فقهاى عظام تشخیص زمان حق تقدّم و ثبوت آن را به عرف واگذار کرده اند و حق تقدّم را تا زمانى که این حق موجب تعطیل بهره بردارى از مسجد نباشد، ثابت دانسته اند. حضرت امام خمینى قدس سره مى نویسد: «در ثبوت حق تقدّم، شرط است که فاصله زمانى طولانى میان گذاردن وسایل و آمدن خود شخص نباشد، به گونه اى که موجب تعطیل بهره بردارى از مسجد گردد. بنابراین، اگر کسى وسایل خود را گذاشت و پس از مدتى طولانى برنگشت، هیچ حقى براى او ثابت نخواهد بود، براى دیگرى جایز است که قبل از آمدن او، اسباب و وسایل او را بردارد و در آنجا نماز بخواند. البته برداشتن وسایل در صورتى جایز است که نماز خواندن جز با این کار ممکن نباشد. و مراد از «وسایل» گستردن سجاده و امثال آن است که به اندازه جاى یک نمازگزار و یا قسمت عمده اى از جاى یک نمازگزار را اشغال مى کند. بنابراین، گذاشتن مهر، تسبیح و مسواک و مانند آن به عنوان وسایل و اسبابى که گذاردن آن ها حق تقدّم ایجاد

کند، محسوب نمى شود.»(1)

بنابراین، ملاک و معیار در ثبوت حق تقدّم، آن است که از زمان گذاشتن وسایل تا بازگشت مجدّد فرد، مدت زیادى نگذرد و ملاک در تعیین طولانى بودن این فاصله زمانى نیز قضاوت عرف خواهد بود.


1) . تحریرالوسیله، ج 2 ، ص 215 ، مسئله 17 و 18 .

کارکرد مسجد

سؤال 68 - پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پیش از هجرت به مدینه چه استفاده اى از مسجدالحرام مى کردند؟

بنابر شواهد تاریخى موجود، پیامبر گرامى از نخستین روزهاى دعوت آشکار، از مسجدالحرام استفاده هاى مهم مى کردند. این موارد عبارتند از:

الف . استفاده عبادى: فقط به ذکر یک نمونه اکتفا مى کنیم: ابن اثیر در اسدالغابه و ابن حجر در الاصابة در ترجمه «عفیف کندى» نقل مى کنند که گفت: در روزگار جاهلیت وارد مکّه شدم. میزبانم عبّاس بن عبدالمطلب بود و ما دو نفر در اطراف کعبه بودیم. ناگهان دیدم مردى آمد و در برابر کعبه ایستاد و سپس پسرى را دیدم که آمد و در طرف راست او ایستاد. چیزى نگذشت زنى را دیدم که آمد و پشت سر آن ها قرار گرفت و من مشاهده کردم که این دو نفر به پیروى از آن مرد، رکوع و سجود مى کنند. این منظره بى سابقه حس کنجکاوى مرا تحریک کرد که جریان را از عبّاس بپرسم. او گفت: آن مرد محمّد بن عبداللّه است و آن پسر برادرزاده اوست و زنى که پشت آن هاست، همسر محمّد است. سپس گفت: برادرزاده ام مى گوید: روزى فرا خواهد رسید که خزانه هاى قیصر

و کسرا را در اختیار خواهد داشت. ولى به خدا سوگند، روى زمین کسى پیرو این آیین نیست جز همین سه نفر. سپس راوى مى گوید: آرزو مى کنم که اى کاش من چهارمین نفر آنان بودم.(1)

ب . استفاده تبلیغى: بر پایه برخى از شواهد تاریخى، پیامبر گرامى به صورت محدود از مسجدالحرام استفاده تبلیغى و آموزشى مى کردند؛ زیرا کعبه و مسجدالحرام پیش از دین اسلام نیز جایگاه گردهمایى مردم بود و مشرکان براى پرستش بت ها و طواف خانه کعبه در آنجا گردهم مى آمدند. اسلام آوردن شمارى از یاران و صحابه ثمره این کارهاى تبلغى بوده است. از جمله این مسلمانان، مى توان به طفیل بن عمر، شاعر تواناى عرب، اشاره کرد. سران قریش از ترس اسلام آوردن او با جوسازى، او را از حضور در نزد پیامبر و سخن با ایشان برحذر داشتند، به حدى که طفیل از بیم شنیدن سخنان پیامبر پنبه در گوش فرو کرد. اما صبح هنگام، وقتى وارد مسجدالحرام شد، سخن دلربا و کلاى زیباى الهى را از لبان پیغمبر شنید. احساس عجیبى پیدا کرد. با خود گفت: تو مرد سخن ساز و خردمندى هستى، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوى؛ اگر نیک باشد بپذیرى و اگر زشت بود آن را رد کنى. از این رو، براى ملاقات پنهانى با حضرت صبر کرد. به دنبال حضرت به راه افتاد. وقتى حضرت وارد خانه شد، اجازه ورود خواست و درخواست نمود که حضرت آیین اسلام را برایش تشریح نماید. طفیل مى گوید: به خدا سوگند، کلامى زیباتر از آن نشنیده و آیینى


1) . فروغ ابدیت، ج 1 ، ص 243 .

معتدل تر از آن ندیده بودم. سپس به حضرت قول داد در میان قبیله اش، مبلّغ اسلام باشد. ابن هشام مى نویسد: وى تا روز حادثه «خیبر» در میان قبیله خود بود و به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه، با هفتاد، هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر پیوست و در عصر خلفا، در جنگ «یمامه» شربت شهادت نوشید.(1)

ج . استفاده آموزشى و علمى: در برخى تواریخ نقل شده است که پیامبر در این دوران، یاران خویش را در مسجدالحرام گرد مى آوردند؛ و براى آنان قرآن مى خواندند و واجبات و محرّمات الهى را به آنان آموزش مى دادند: «و رسولُ اللّه ِ فى نفرٍ مِن أصحابه یَقرأ علیهم کتابَ اللّه ِ و یُؤدّى اِلیهم عَنِ اللّه ِ أمرَه و نهیه.»(2)این گونه جلسات در مسجد الحرام گاه به مناظره و گفت وگوهاى طولانى و علمى با سران قریش مى انجامیدند و پیامبر با استناد به آیات قرآن کریم، به سؤالات و شبهات آنان پاسخ مى گفتند.(3)به دلیل آنکه این گونه مناظرات و گفت وگوها ارتباطى با بحث ما ندارند، از ذکر آن ها خوددارى مى کنیم.


1) . همان، ص 335 - 337 .

2) . الأحتجاج، ج 1 ، ص 29 (احتجاج النبى صلى الله علیه و آله على جماعة من المشرکین).

3) . همان، ص 29 - 38 .

سؤال 69 - پس از هجرت پیامبر به مدینه درصدر اسلام، نقش عبادى، فرهنگى و آموزشى مسجد به چه صورتى بوده است؟

با هجرت نبى اکرم صلى الله علیه و آله به مدینه و تأسیس «مسجدالنبى»، فصل نوینى از نقش مسجد در فعالیت هاى عبادى، فرهنگى و آموزشى مسجد آغاز مى گردد. از این رو، مى بینیم که وجود مقدّس پیامبر پس از هجرت، علاوه بر حضور در مسجد و اقامه عبادت در این مکان مقدّس، دیگر مسلمانان را هم ترغیب و تشویق مى کردند تا به مسجد رفت و آمد کنند و از برگزارى نمازهاى پنجگانه واجب در مساجد بدون عذر تخلّف نورزند. این تأکید ایشان تا به آن حد است که خوددارى از حضور در مساجد از روى بى اعتنایى، در روایات، روى گردانى از سنّت پیامبر به شمار آمده است و باعث مى شود نمازهاى انسان مقبول درگاه الهى قرار نگیرند. در روایتى امام باقر علیه السلام از امام على علیه السلام نقل مى کند که حضرت فرمود: «مَن سَمعَ النداء فلم یُجبُه مِن غیرِ علّةٍ فلا صلاةَ لَهُ»؛(1)کسى که


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 372 ، ح 105 ، باب «فضل الصلاة فى الجماعة».

صداى اذان را بشنود و بدون دلیل پاسخ نگوید، نمازش نماز نیست.

شاید به دلیل همین اهمیت فوق العاده است که خداوند متعال در قرآن کریم از هر کسى که به این نقش بنیادین مسجد یعنى «عبادت و پرستش» آسیب رساند، به عنوان «ظالم» یاد کرده است: «و مَن أظلمُ مِمّن مَنَعَ مساجدَ اللّه ِ أن یُذکر فیها اسمُه و سَعى في خَرابِها»؛(1)کیست ستم کارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى کند و سعى و کوشش در ویرانى آن ها نماید؟

از دیگر جنبه هاى عبادى مساجد درصدر اسلام، برگزارى نماز جمعه است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در نخستین روزهاى ورود به مدینه، اقدام به برپایى این فریضه عبادى - سیاسى کردند. روایات زیادى از حضور انبوه مردم در نماز و خطبه هاى رسول گرامى در منابع دینى شیعه و سنّى نقل شده اند.

از دیگر کارکردهاى عبادى پس از هجرت، برپایى سنّت «اعتکاف» است که از سوى پیامبر در مسجد صورت مى گرفت.

در رابطه با نقش فرهنگى - آموزشى مسجد پس از هجرت به مدینه، باید گفت: نقش مسجد در فعالیت هاى فرهنگى، آموزشى و تبلیغى پس از ورود به مدینه، هرگز با قبل از آن قابل مقایسه نیست. با بناى مسجدالنبى در واقع، نه تنها معبد و پرستشگاهى براى مسلمانان ساخته شد، بلکه دانشگاهى فعّال و سرشار از شور براى کارهاى تبلغى و فرهنگى فراهم آمد. از این رو، مى بینیم که در روایات، به نقش آموزشى مساجد و ارزش این کار اشاره شده است.


1) . بقره: 115 .

شهید ثانى قدس سره در منیة المرید نقل مى کند: «خَرجَ رسولُ اللّه ِ فاذا فِى المسجد مجلسانِ: مجلسٌ یتفقَّهونَ و مجلسٌ یَدعُونَ اللّه َ و یسألونَهُ. فقال: «کلا المجلسین الىّ خیرٌ؛ امّا هؤلاء فیدعونَ اللّه َ و أمّا هؤلاء فیتعلَّمون و یُفقّهونَ الجاهل، هؤلاء أفضلُ، بالتعلیم اُرسِلْتُ. ثُمّ قعد معهم"»؛(1)پیامبر خدا روزى خانه را به قصد مسجد ترک کردند، در مسجد با دو گروه روبه رو شدند: گروهى به مباحثات علمى و معارف اسلامى مشغول بودند و گروهى به دعا و نیایش. حضرت فرمودند: هر دو گروه در مسیر خیر و صلاحند: گروهى خدا را مى خوانند و گروه دیگر به تعلیم و آگاهى دهى مى پردازند: این گروه علمى از فضیلت بیشترى برخوردار است؛ زیرا من براى تعلیم فرستاده شده ام. خود نیز در جمع گروه عملى نشستند.

در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام وارده شده است که فرمود: «و ما جلس قومٌ فى مسجدٍ یتلونَ کتابَ اللّه ِ و یتدارسونه بینهم الاّ نُزلت علیهم السکینةُ و حفَّتُهم الملائکةُ»؛(2)هیچ گروهى در مسجد به منظور تلاوت قرآن و مباحثه علمى در بین خود ننشست، مگر اینکه آرامش قلبى آنان را فرا گرفت و آنان را ملائکه الهى (با بال و پر خویش) دربرگرفتند.

نتیجه آنکه مساجد پس از هجرت پیامبر به مدینه، کانون و دانشگاه تبیین احکام اسلامى و مرکزى براى اشاعه فرهنگ قرآن و سنّت نبوى بوده اند.


1) . منیة المرید، ص 107 .

2) . عوالى اللئالى، ج 1 ، ص 375 .

سؤال 70 - آیا مساجد درصدر اسلام، کارکرد سیاسى و اجتماعى داشتند؟

با بررسى تاریخى انجام شده، به جرئت مى توان گفت: در کنار بعد عبادى مسجد، مهم ترین و وسیع ترین کارکرد مساجد، کارکرد سیاسى و اجتماعى آن بوده است. مسجد در حقیقت، پایگاه و مقرّ تمامى فعالیت هاى سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى و «دارالحکومه» آن بوده است. نمایندگان خارجى در مسجد پذیرفته مى شدند و کلیه ملاقات هاى عمومى در زمان پیامبر و پس از او، در زمان خلفاى راشد و امام على علیه السلام در مسجد بودند. مساجد محل بیعت و اعلام برنامه هاى حکومتى بودند.

ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه به نقل از تاریخ طبرى مى نویسد: وقتى مردم هجوم آوردند تا با امام على علیه السلام بیعت کنند، حضرت امتناع ورزید، ولى اصرارها به حدى بود که حضرت چاره اى نداشت. (در این هنگام که مشروعیت الهى با مقبولیت عمومى همراه مى گردد و حجت بر حضرت تمام مى شود، مى پذیرد، ولى براى انجام بیعت، از منزل خانه مى شود و به مسجد مى رود) و مى فرماید: «اِن کانَ لابدَّ مِن ذلکَ فَفِى المسجدِ، فانِّ بیعتى لاتکونُ

مخفیا و لا تکونُ اِلاّ عن رِضاالمسلمینَ»؛(1)اگر ناچار قرار است با من بیعت کنید، پس در مسجد؟ چرا که بیعت با من نباید به طور مخفى و پنهان باشد، بلکه باید با خواست مسلمانان و در ملأ عام و محل اجتماع مسلمانان انجام گیرد. سپس حضرت بلند شدند و در حالى که مردم در اطرافشان حرکت مى کردند، داخل مسجد شدند و مردم از هر طرف بر سر حضرت ریختند و با ایشان بیعت کردند.

مسجد درصدر اسلام، همواره مجلس مشورتى مسلمانان در رویدادها بوده و مهم ترین این مشورت ها در حوزه نظامى و غزوات و تنظیم سیاست هاى دفاعى انجام مى شده اند. امام خمینى قدس سره، معمار کبیر انقلاب اسلامى، در ارتباط با این نقش مى فرماید: «مسجد در اسلام و درصدر اسلام، همیشه مرکز جنبش و حرکت هاى اسلامى بوده و از مسجد تبلیغات اسلامى شروع مى شده است و از مسجد حرکت قواى اسلامى براى سرکوبى کفّار و وارد کردن آن ها در زیر بیرق اسلام بوده است.»(2)

از دیگر کارکردهاى اجتماعى مسجد در صدر اسلام، انجام امور درمانى در مواقع حسّاس بوده است. در تواریخ نقل شده که «وقد کانَ في مسجدِ الرّسولِ موضعٌ یُعالجُ فیه المرضى و الجَرحى و کان الرسولُ و الصحابةُ یتفقدونَ المرضى النازلین»؛(3)در مسجد پیامبر جایگاهى براى معالجه بیماران


1) . شرح نهج البلاغه، ج 11 ، ص 9 .

2) . صحیفه امام خمینى قدس سره، ج 7 ، ص 65 .

3) . الآداب الطبیة فى الأسلام، ص 69 .

و مجروحان معیّن شده بود و پیامبر و یارانش در آنجا از بیماران عیادت مى کردند.

واقدى مى نویسد: در ماجراى جنگ اُحد، مردم در مسجد چراغ و آتش برافروخته بودند و خستگان و مجروحان را زخم بندى مى کردند. همچنین به دنبال زخمى شدن سعد بن معاذ مى نویسد: پیامبر او را در خیمه کُعیبه، دختر سعد بن عتبه در مسجد پیامبر جاى داد. این زن زخمى ها را معالجه مى کرد.(1)

روشن است که انجام این امور در مساجد مربوط به حالت اضطرار و ناچارى است، همان گونه که درصدر اسلام، طبق این شواهد تاریخى، به دلیل نداشتن جا و مکان مناسب، از مساجد استفاده هاى درمانى مى شده است؛ زیرا معمولاً درمان جراحت و زخم با خون ریزى همراه است و این با طهارت و قداست مسجد سازگارى ندارد.


1) . مغازى، ج 1 ، ص 386 و 180 / سیماى مسجد، ج 2 ، ص 207 - 208 .

سؤال 71 - مساجد در پیروزى نهضت هاى اسلامى چه نقشى داشتند؟

با اندکى تأمّل در تاریخ مبارزات ملت هاى مسلمان، به این نتیجه مى رسیم که مساجد نقش حسّاس و مهمى در مبارزه با نظام هاى جائر حاکم و نفوذ بیگانگان داشته اند. مساجد، که همواره عبادتگاه مستمر و دایمى مردم بوده و همه روزه براى اداى فرایض مذهبى در شرایط عادى در آن ها گردهم جمع مى شده اند، مکانى براى مشورت و تبادل افکار و اطلاعات و تصمیم گیرى هاى اجتماعى و مبارزاتى بوده اند و این بر اساس سنّت و رویه اى ایجاد شده که درصدر اسلام و به ویژه زمان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پایه ریزى شده است.

در حقیقت، نهضت هاى اسلامى به قدرى ریشه در آموزه ها و تفکرات مسجدى داشته اند که به صراحت مى توان گفت: با نفى مساجد از حرکت هاى اسلامى، نهضت ها به یکباره از هویّت اسلامى خود ساقط مى شوند.(1)

به اختصار، به دو شاهد تاریخى از این نهضت ها اشاره مى کنیم:


1) . مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، ص 97 - 98 .

مورّخان عصر مشروطیت به این موضوع اعتراف کرده اند که هرگاه حرکت ها و قیام ها از طرف علما و از مسجد نشأت مى گرفتند، نتایج پربارترى به همراه داشتند. نویسنده کتاب تاریخ مشروطه ایران در جاى جاى کتاب خود، تصریح مى کند که در ایّام محرّم و رمضان، مساجد حال و هواى دیگرى داشت و در حقیقت نقطه آغاز مشروطیت محرم سال 1323 (1285 ه- ش) بود.(1)در همین سال، روس ها اقدام به تأسیس بانک نمودند که با مخالفت هاى بسیارى از علما مواجه شدند و عمده این مخالفت ها از مسجد بود. «شنبه چهارم آذر1284 (27رمضان) حاج شیخ محمّد واعظ (در مسجد «خازن الملک» تهران) به منبر رفت و پس از گفتارى در مورد حرمت ربا و حرمت اعانت به کفر، از احداث بانک روسى سخن راند. پس از منبر، مردم ریختند و به سرعت ساختمان بانک را ویرانه کردند.(2)

شاهد دوم بر شکل گیرى نهضت ها از مسجد، نهضت «تحریم تنباکو» است. به دنبال تحریم تنباکو از سوى میرزاى شیرازى قدس سره و تبعید میرزای آشتیانی قدس سره، مردم از طریق مساجد از موضوع اطلاع یافتند و از مسجد شاه تا میدان ارک مملو از جمعیت بود و بدون استثنا، همگى از مرد و زن فریاد مى زدند:«یا على!»، «یا حسین»، «واشریعتاه!»، «وا اسلاما!» و امثال این شعارها را با صداى بلند تکرار مى کردند.(3)


1) . تاریخ مشروطه ایران، ص 49 .

2) . همان، ص 54 - 57 .

3) . تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفى در ایران، ص 150 - 155 .

تاریخ نهضت «تحریم تنباکو» حکایت از آن دارد که در سایر شهرهاى ایران نیز وضعیت به همین منوال بوده است. «در ماه رمضان 1308 ق، وقتى که مأمورین انگلیسى کمپانى «رژى» تا نزدیکى شهر شیراز مى رسند، جمع کثیرى از مردم شهر، که عمده محرکین آن ها همان تجّار بودند، دکاکین و بازار را بسته بودند و به رهبرى و هدایت حاج سید على اکبرخان اسیرى شیرازى جمع شدند و بناى داد و فریاد را گذاردند و حاج سید على اکبر به منبر رفته و بیاناتى علیه دولت و صاحب امتیاز نمود و در پایان، شمشیرى از زیر عبا درآورده، اظهار داشت: موقع جهاد عمومى است. اى مردم! بکوشید تا جامه زنان نپوشید. من یک شمشیر و دو قطره خون دارم. هر بیگانه اى که براى انحصار دخانیات به شیراز بیاید، شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد. و گریه کنان از منبر پایین آمد.»(1)

نمونه کامل نقش مساجد در پیروزى نهضت هاى اسلامى، نقشى است که مساجد در پیروزى انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى قدس سره ایفا نمودند.


1) . همان، ص 68 - 69 .

سؤال 72 - کارکرد فرهنگى و آموزشى مساجد و نقش آن ها در پیروزى انقلاب اسلامى تا چه حد بود؟

روند فرهنگى و آموزشى علمى مساجد منحصر به صدر اسلام نیست و در دوره هاى بعد هم اندیشمندان، متخصصان و دانش پژوهان علوم و معارف اسلامى جلسات بحث و درس خود را در مساجد برپا مى کردند. مجالس تفسیر و قرائت قرآن، مباحث کلامى و فقهى و حدیثى در مساجد جهان اسلام در عصر ائمّه اطهار علیهم السلامو پس از آن تا آنجا که تضادى با منافع حکومت هاى وقت نداشته، برگزار مى شده اند. در دوران انقلاب اسلامى، مساجدى که از مدیریت قوى و ائمّه جماعات فعّال و متعهد و انقلابى برخوردار بودند، کلاس هاى گوناگون در جهت آگاهى دادن به مردم در ابعاد و زمینه هاى گوناگون برگزار مى کردند.

«در دوران رژیم پهلوى، مردم از هر صنف و طبقه، طى زندگى روزمرّه، کم وبیش نابسامانى وضع فرهنگى را احساس مى کردند و هرکس متناسب با آگاهى و دانسته هاى خویش، تحلیلى از وضعیت آن دوران داشت. با فراگیر

شدن انقلاب اسلامى، مسجدها جایگاهى بسیار مؤثر در این زمینه یافتند، سخنرانى هاى روحانیون و دانشگاهیان در مساجد، حسینیه ها و اماکن مذهبى، مردم را بیش از پیش با ابعاد فساد، ظلم، تبعیض و بى عدالتى، که در ساختار سیاسى، اجتماعى و همچنین اقتصادى و فرهنگى کشور رایج بود، آشنا کرد. مسجدبه همان اندازه که در طرد رژیم طاغوت از سوى مردم اثر داشت، در بازگشت به خویش، خودشناسى و ارزیابى هویّت فراموش شده ملت ایران نیز مؤثر بود. مردم از طریق مساجد، هویّت فراموش شده خویش را به خاطر آوردند و به فرهنگ اصیل، آرمان هاى والا و ارزش هاى انسانى معارف اسلامى بازگشتند.»(1)طبیعى است که مقصود از «کارکرد آموزشى مساجد» عهده دارى همه امور مربوط به تعلیم و تربیت نیست، بلکه مسجد در واقع، باید بسان دیده بان، امور جامعه را با دید انتقادى بررسى و منعکس کند و در مرحله اى فراتر، به نقد و تحلیل و ارزیابى آن ها از منظر هدف تعلیم و تربیت بپردازد. در این رابطه، شایسته است که مساجد ما با مراکز فرهنگى و مراکز تعلیم و تربیت موجود در جامعه مرتبط باشند.

رئیس «مرکز اسناد انقلاب اسلامى» در مصاحبه اى در ارتباط با نقش فرهنگى مساجد مى گوید: «به طور کلى، فرهنگ مردم یک فرهنگ دینى بوده است. حتى قبل از ظهور و ورود اسلام به ایران، جامعه ایرانى جامعه اى با فرهنگ دینى بوده است؛ مثل مکتب زرتشت و... به ویژه، فرهنگ شیعى در


1) . مسجد و انقلاب اسلامى، ص 124 .

ایران عامل مهمى بوده است؛ چرا که تشیّع پیوسته اعتراض به حکومت ها بوده است و مکتب شیعه روحانیت معترض را تربیت کرده و روحانیت که خانه او مساجد بوده است.»(1)

نقش فرهنگى، آموزشى مساجد در پیروزى انقلاب اسلامى پس از تبعید امام خمینى قدس سره در سال 1343 جدّى تر شد. یکى از اصحاب انقلاب در این باره مى گوید: «پس از تبعید امام خمینى قدس سره در سال 1343 مبارزه سیاسى تقریبا فروکش کرد و مساجد به رویکرد دیگرى روى آوردند و آن روى آوردن به کارهاى فرهنگى، آموزشى همچون آموزش قرآن، تفسیر و در برخى مساجد هم در محور سیاسى و اطلاع رسانى، به تحلیل هاى سیاسى و اجتماعى و تربیتى پرداختند.»


1) . همان، ص 247 .

سؤال 73 - کارکرد سیاسى - اجتماعى مساجد در پیروزى انقلاب اسلامى تا چه حد بود؟

معمار کبیر انقلاب اسلامى با الهام گرفتن از روش و سیره نبى اکرم صلى الله علیه و آله، مردم را به فرهنگ اصیل اسلامى توجه داد و با توجه به نبودن امکانات، از مساجد براى سامان دهى حرکت هاى سیاسى، اجتماعى و سنگر مبارزات انقلابیان، بهره برد. اینک به دو نمونه از سخنان امام خمینى قدس سره پیش از انقلاب توجه کنید: «مسجد در اسلام و درصدر اسلام، همیشه مرکز جنبش و حرکت هاى اسلامى بوده و از مسجد تبلیغات اسلامى شروع مى شده است و از مسجد حرکت قواى اسلامى

براى سرکوبى کفّار و وارد کردن آن ها در زیر بیرق اسلام بوده است.»(1)

«این مساجد است که این بساط را درست کرد، این مساجد است که نهضت را درست کرد. در عهد رسول اللّه صلى الله علیه و آله هم و بعد از آن هم تا مدت ها مسجد مرکز اجتماع سیاسى بود، مرکز تجیّش جیوش بود.»(2)


1) . صحیفه امام خمینى قدس سره، ج 7 ، ص 65 .

2) . همان، ج 8 ، ص 60 .

از این رو، مى بینیم پررنگ ترین نقش مساجد در انقلاب اسلامى محور «سیاست» بوده است: «مساجد و محافل دینى را، که سنگرهاى اسلام در مقابل شیاطین است، هرچه بیشتر گرم و مجهّز نگه دارید.»(1)

«محراب یعنى مکان حرب، مکان جنگ، هم جنگ با شیطان و هم جنگ با طاغوت. از محراب ها باید جنگ پیدا شود؛ چنانچه بیشتر از محراب ها پیدا مى شد، از مسجدها پیدا مى شد. اى ملت! مسجدهایتان را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد.»(2)

در پى تأکیدهاى امام خمینى قدس سره بر بازگشت مساجد به نقشى که درصدر اسلام داشتند، یاران و شاگردان ایشان با افشاگرى در مساجد، آتش مبارزات را روزبه روز شدیدتر و رژیم منحوس پهلوى را ناکار آمدتر کردند. «پایه هاى اصلى و اولیه انقلاب را شاگردان و نزدیکان و معتمدین امام بنا کردند؛ همچون شهید عراقى و طرخانى. امام چهارصد شاگرد مخصوص تربیت کرده بودند و شما همه جا از آن ها اثر مى دیدید. شاگردان امام در تمامى نقاط


1) . همان، ج 2 ، ص 485 .

2) . همان، ج 8 ، ص 60 .

تهران و شهرستان ها به کار تبلیغى و سیاسى اشتغال داشتند. در شرق تهران آیه اللّه امامى کاشانى، در جنوب تهران آقاى ایروانى، در جنوب شرقى آیه اللّه غیورى، در شمیرانات آیه اللّه ملکى، در مسجد همّت مرکز تهران، کانون توحید و مسجد پرچم آیه اللّه شهید مطهّرى، در شمال تهران آقای امام جمارانى و بالاخره، در مسجد قبا شهید بزرگوار دکتر مفتح مشغول تبلیغ بودند.»(1).

«اصولا در بحث فعالیتهای سیاسى، مساجد و نهادهاى دینى به علت نوع عملکرد و کارکرد مبارزاتی شان بر علیه حکومت ها، مورد توجه خاص کارگزاران دولت هر دوره بوده است و در دوران معاصر نیز این امر صادق است؛ زیرا مى دیدیم مسئولین بلندمرتبه رژیم شاه چه عکس العمل هاى تندى در مقابل مسجد و مسجدى ها ابراز مى داشتند و اعمال مى کردند. بى علت نبود که سپهبد رزم آرا، مهره حلقه به گوش شاه، مى گفت: مسجد را بر سر کاشانى و مجلس را بر سر مصدق خراب مى کنیم. در اینجا، اهمیت و حساسیت سیاسى بودن مساجد را بهتر درک مى کنیم.»(2)

حمله به مسجد «گوهرشاد» و کشتار مردم در زمان رضا خان، به توپ بستن حرم امام رضا علیه السلام به وسیله روس ها و همچنین آتش زدن مسجد و کشتار مردم در مسجد «جامع» کرمان نشانگر اهمیت مسجد در مبارزات مزبور و استفاده از آن به عنوان سنگر مبارزه، نشان دهنده عنادى است که قدرت هاى سیاسى نسبت به این مکان مقدّس داشته اند.

علاوه بر موارد مزبور، در بعد اجتماعى، مى توان به حل مشکلاتى از قبیل حل اختلافات قضائى و خانوادگى در مساجد، کمک به خانواده هایى که سرپرست آن ها در زندان ها یا بازداشت گاه ها به سر مى بردند، و کمک به مردم


1) . مسجد و انقلاب اسلامى، ص 88 - 89 .

2) . همان، ص 85 .

زلزله زده طبس در سال 1357 اشاره کرد. مساجد، بخصوص در اوایل انقلاب، پایگاه ترغیب و تحریک مردم براى همکارى و همیارى در زمینه هاى گوناگون بودند.

سؤال 74 - آیا مساجد در پیروزى انقلاب اسلامى، کارکرد اقتصادى هم داشتند؟

بدون شک، از اقدامات بسیار مؤثر و کارآمد مساجد و جلسات مذهبى در پیش از انقلاب اسلامى، پشتیبانى هاى مالى و اقتصادى از انقلاب و مبارزان بوده است. در این زمینه، مى توان به تأسیس صندوق خیریه در مساجد اشاره کرد.

یکى از مبارزان انقلاب در این باره مى گوید: «در قبل از انقلاب اسلامى، بسیارى از مساجد چنین تشکیلات اقتصادى داشتند. ولى با توجه به حساسیت رژیم، که این نهادها را در مقابل بانک مى دانست، اکثرا مخفى بود و افراد معتمد، متموّل و نیکوکار، که اکثرا از قشر بازارى بودند، به صورت نهادینه، اما غیرمحسوس، این کارها را انجام مى دادند و اتفاقا بسیار مؤثر هم بود. اولین صندوق قرض الحسنه در تهران، احتمالاً در مسجد «لرزاده» بود که یکی از بانیان آن آقاى حسن لبانى بود که در هیأت هاى مؤتلفه اسلامى عضویت داشت.

بعدها "صندوق جاوید" در بازار تهران که به وسیله بازارى ها راه اندازى شد و "صندوق کوثر". ولى آنچه که مهم بود اینکه همه این صندوق ها به وسیله افراد خیّر تغذیه مى شدند و تقریبا حساب هاى تعدادى از بازاریان در داخل همین

صندوق ها بود.»(1)

از دیگر نهادهاى اقتصادى مؤثر قبل از انقلاب، که رژیم هم نسبت به آن عکس العمل نشان مى داد، «مؤسسه کاریابى رفاه» یا «بنیاد رفاه و تعاون اسلامى» بود که به وسیله جمعى از دوستان و یاران امام تأسیس شد. این بنیاد، که در سال 1346 ش کار خود را آغاز کرد، هدفش بیشتر این بود که در پوشش خاص خود، مشکلات کسانى را که در جریان مبارزه آسیب مى دیدند، حل کند. صندوق هاى قرض الحسنه را هم تشویق کردیم که هم پوشش خوبى بود براى همان کارهاى امدادى و سیاسى و هم راهى براى حضور بیشتر در مساجد (به این بهانه) و بهره گیرى بیشتر از آن ها به عنوان پایگاه مبارزه.»(2)


1) . همان، ص 77 .

2) . همان، ص 79 .

سؤال 75 - رمز پیروزى انقلاب اسلامى و تداوم آن در چه بوده است؟

بدون تردید، وقتى به کارکردهاى فرهنگى، آموزشى، سیاسى و اجتماعى و اقتصادى مساجد به صورت یک مجموعه مرتبط نگریسته شود، این نتیجه به دست مى آید که «اگر مسجد نبود، انقلاب هم نبود.» حامد الگار آمریکایى در تحلیلى از چگونگى پیروزى انقلاب اسلامى مى نویسد: «مسجد هسته اساسى تشکیلات انقلاب ایران بود. شاید این یکى از دیگر نکاتى است که در مجموعه نتیجه گیرى هاى خود باید به آن مى پرداختم. یکى از عناصر مهم در پیروزى انقلاب اسلامى احیاى مجدّد مسجد و تمام ابعاد عملکردى آن بود. نقش مسجد دیگر نه گوشه عزلت نشینى و گریزگاهى از جامعه بود که مردم براى دورى جستن از دنیا، گرفتن وضو، انجام عبادات یا گوش دادن به صوت قرآن به آن پناه مى بردند، بلکه برعکس، مسجد به یک کانون مبارزه و مرکز فرمان دهى بدل گردید و به طور خلاصه، مسجد تماما آن چیزى شد که در عصر

پیامبر بود.»(1)

حضرت امام خمینى قدس سره در سخنان خود، از مسجد به عنوان «رمز پیروزى» ملت ایران یاد مى کند و مى فرماید: «رمز پیروزى ملت ما همین بود که دیگر نمى ترسیدند از اینکه بروند توى خیابان بکشندشان، مى رفتند خیلى هم کشته مى شدند، بالاخره هم با همین فریادها و دادها و "اللّه اکبرها" پیروز شدند. رژیم اسلام این طور است که افرادش از مسجدند. از مسجد نهضت شروع مى شد و از مسجد مى رفتند به میدان، به میدان جنگ ها. در جمعه ها که خطابه مى خواندند یا غیرجمعه که مى رفت آن سردارشان منبر و صحبت مى کرد، از آنجا راهشان مى انداخت براى اینکه بروند مبارزه کنند و یک همچنین روحیه که از مسجد تحقق پیدا مى کند، این دیگر نمى ترسد از اینکه حالا من بروم شاید چه بشود! این مسجدى است، این الهى است. آدم الهى نمى ترسد از اینکه حال شاید مرا هم بکشند. بهتر! ما مى رویم جاى بهترى داریم.»(2)

ولى متأسفانه در سالیان اخیر، به مساجد توجه لازم نمى شود و برخى از کارکردهاى آن، که در پیروزى انقلاب اسلامى نقش داشتند و به یقین در دوام و ثبوت آن نیز نقش خواهند داشت، به دلیل پیدایش و تأسیس نهادها و مراکز دیگر کم رنگ و یا به فراموشى سپرده شده است، امرى که امام خمینى قدس سره


1) . دین و دولت در ایران، ص 154 .

2) . صحیفه امام خمینى قدس سره، ج 9 ، ص 89 .

بنیانگذار انقلاب اسلامى، نیز از آن نگران بود، خالى شدن مساجد و سلب کارکردهاى آن بود: «مساجد را خالى نگذارید. این هایى که صحبت این را مى کنند که حالا ما انقلاب کرده ایم، برویم سراغ کارهاى دیگر، خیر، انقلاب از مساجد پیدا مى شود. مساجد را آباد کنید، با مسجد رفتن خودتان.»(1)

«من امروز باید بگویم که تکلیف است براى مسلمان ها، حفظ مساجد امروز جزو امورى است که اسلام به او وابسته است. مساجد را پر کنید. اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوى باشد، ترس از فانتوم ها نداشته باشید، ترس از آمریکا و شوروى و این ها نداشته باشید. آن روز باید ترسید که شما پشت بکنید به اسلام، پشت بکنید به مساجد.»(2)

«ما امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتى که مسجد محل حلّ و عقد امور باشد و مسجد محل نقشه هاى جنگ باشد، همه چیز باشد و مسجدى ها باشند که بتوانند کارها را به خوبى انجام دهند.»(3)

از این رو، به نظر مى رسد اگر بخواهیم به انقلاب اسلامى، که ثمره خون هزاران شهید است، خدمتى بکنیم، باید تا مى توانیم مساجد را فعّال و پرنشاط کرده، فاصله موجود میان مردم و مسجد را روز به روز کمتر کنیم.


1) . همان، ج 12 ، ص 500 - 501 .

2) . همان، ج 13 ، ص 21 - 91 .

3) . همان، ج 17 ، ص 233 .

سؤال 76 - انجام تمرین هاى ورزشى و نمایش فیلم در مسجد جایز است یا خیر؟

«مسجد مکان ورزش نیست. همچنین جایز نیست مسجد را به مکان نمایش فیلم هاى سینمایى تبدیل کنند، ولى نمایش فیلم در وقت نیاز، با هماهنگى امام جماعت مسجد مانعى ندارد.»(1)


1) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 119 و 122 ، س 404 و 409 .

سؤال 77 - ایجاد کتابخانه و پایگاه مقاومت بسیج در مسجد چه حکمى دارد؟

«چنانچه قبل از آنکه زمینى را وقف مسجد کنند قسمتى از آن را کتاب خانه و یا اتاق بسیج سازند و قسمت دیگر را مسجد، هیچ اشکالى ندارد. ولى پس از آنکه زمین عنوان مسجد را پیدا کرد، کتاب خانه کردن مقدارى از مسجد و مزاحمت نمازگزاران جایز نیست. ولى مى توانند تعدادى کتاب بدون مزاحمت مصلّین [نمازگزاران] در مسجد قرار دهند.»(1).


1) . استفتائات، ج 2 ، ص 346 ، س 31 و 30 .

کتیبه هاى مسجد

سؤال 78 - نوشتن آیات قرآن بر در و دیوار مسجد جایز است یا خیر؟

على بن جعفر برادر امام کاظم علیه السلام مى گوید: «سألته (موسى بن جعفر علیه السلام ) عنِ المسجدِ کُتب فِى القبلةِ القرآنُ أو الشى ء مِن ذِکِر اللّه ، قال: لابأس»؛(1)از برادرم (امام کاظم علیه السلام ) سؤال کردم: آیا جایز است در سمت قبله مسجد، قرآن یا چیزى از ذکر خداوند نوشته شود؟ امام علیه السلام فرمودند: اشکالى ندارد.

بنابراین، نوشتن آیات قرآن و یا الفاظى که بیانگر ذکر خداوند متعال هستند بر در و دیوار مسجد، مانعى ندارد. البته نویسندگان این آثار باید توجه داشته باشند که نوع نوشتن به صورتى باشد که علاوه بر زیبایى، افراد بتوانند آن را بخوانند. متأسفانه در بیشتر موارد، هدف فقط آراستن مسجد است؛ زیرا بیشتر آیات و روایات مکتوب بر در و دیوار مساجد به عربى هستند و براى بیشتر اهل مسجد قابل استفاده نیستند. از این رو، اگر متولّیان امور مساجد از ترجمه


1) . قرب الاسناد، ص 121 .

آیات و روایات استفاده کنند. به نظر مى رسد پسندیده تر باشد.

یکى دیگر از امورى که متولّیان امور مسجد در این مورد با توجه کنند این است که در انتخاب جملات و عباراتى که مى خواهند بنویسند، دقت بیشترى کنند و از افراد آگاه همچون ائمّه جماعات کمک بگیرند. براى مثال، اطراف در ورودى مسجد، قسمتى از آداب و دعاهاى هنگام ورود نوشته شود و یا اینکه - مثلاً - با پاى راست داخل شوید و صلوات بفرستید و بگویید: «اللّهمّ اغفرلى ذُنوبى»؛ خدایا گناهان مرا ببخش. یا بر بالاى در ورودى مسجد جملات مناسبى از قبیل: «الهى ضیفُکَ بِبابِکَ یا محسنُ قد أتاکَ المُسى ءُ»؛ نوشته شود. اطراف درِ شبستان از طرف فضاى داخلى و درون مسجد، دعاى خروج از مسجد به همراه کیفیت خروج (با پاى چپ) نوشته شود. در جهت قبله، نماز غفیله و دعاى فرج نوشته شود. در وضوخانه، بعضى از دعاهاى وارد شده به هنگام وضو گرفتن نوشته شود.

البته باید توجه داشت که در نوشتن اذکار و ادعیه بر در و دیوار مسجد، سادگى مسجد باید حفظ شود، و به صورتى نباشد که شلوغى نوشته ها افراد را از نگاه کردن به آن ها خسته کند، چه رسد به خواندن آن ها!

باید توجه داشت که هدف از کتابت آیات و روایات و اسماء خداوند، رهایى از غفلت و هواى نفس و توجه به سوى یگانه معبود عالم آفرینش خداى متعال است.

کفار و مشرکین در مسجد

سؤال 79 - ورود کفّار و مشرکان به مساجد مسلمانان چه حکمى دارد؟

بحث تفصیلى در باره این سؤال از عهده این کتاب خارج است و در کتب فقهى ما به تفصیل در باره آن بحث شده است، اما به اجمال برخى از این مباحث را ذکر مى کنیم:

شیخ طوسى در کتاب الخلاف با تمسّک به آیه شریفه «یا ایُّها الّذینَ آمَنوا اِنّما المشرکونَ نجسٌ فلایَقربُوا المسجدَ الحرام»؛(1)مى فرماید: چون خداوند متعال آنان را نجس دانسته، جایز نیست که به هیچ مسجدى وارد شوند؛ زیرا اجماع علماست که مساجد را باید از نجاسات حفظ کرد.(2)

ایشان همچنین در کتاب المبسوط، مساجد را به سه قسم تقسیم مى کند:


1) . توبه: 28 ، «اى کسانى که ایمان آورده اید، بدانید که مشرکان نجس هستند. پس نگذارید نزدیک مسجدالحرام شوند.»

2) . الخلاف، ج 1 ، ص 518 ، مسئله 260 لایجوز للمشرکین دخول المسجد الحرام و غیره.

1 . مسجدالحرام؛ 2 . مساجد حجاز؛ 3 . مساجد سایر بلاد اسلامى. در مورد مسجدالحرام. نص خاص (آیه مزبور) داریم که مشرکان حق ورود به آنجا را ندارند. به مساجد حجاز هم حق ورود ندارند، مگر با شرایطى که بیان خواهیم کرد. اما در مورد مساجد بلاد اسلامى، اگر هدف کفّار و مشرکان از ورود به مسجد، خوردن و خوابیدن و کارهایى از این قبیل باشد، باید از آن جلوگیرى کرد. اگر مقصودشان شنیدن قرآن و یاد گرفتن علم و حدیث باشد، باز هم باید آن ها را منع کرد؛ چون آن ها نجس هستند و مساجد را باید از نجاسات دور نگه داشت. ولى در صورت ضرورت و ناچارى، مى توان آن ها را به مسجد راه داد؛ زیرا پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله اسیران بنى قریظه و بنى النضیر را در مسجد جاى دادند.(1)

همچنان که مشاهده مى شود، فقها براى منع ورود مشرکان به یک دسته از آیات همچون آیه مزبور و روایاتى تمسّک کرده اند که ما به سبب اختصار، از ذکر آن ها صرف نظر مى کنیم. ولى شواهد تاریخى گویاى آن هستند که در برخى موارد، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آنان را از ورود به مسجد جلوگیرى نمى کردند. در هر صورت، مسئله محل اختلاف است و تفصیل آن را مى توان در کتاب هاى فقهى مشاهده کرد. در پایان، سه استفتا از مراجع معاصر را ذکر مى کنیم:

سؤال: شهرستان (...) فاقد محل مخصوص مجالس ترحیم است.

در ایام فواتح، یهودى هاى ساکن این شهرستان جهت عرض تسلیت و اظهار همدردى با صاحبان میّت، داخل شبستان مسجد مسلمین مى شوند. آیا این


1) . المبسوط فى فقه الامامیة، ج 2 ، ص 46 - 47 .

مطلب جایز است؟

جواب: «ورود غیر مسلمان در مسجد جایز نیست و این گونه مجالس فاتحه را، که در معرض شرکت غیر مسلمانان مى باشد، در غیر مسجد منعقد نمایند.»(1)

سؤال: آیا ورود غیر مسلمانان به مساجد مسلمین جایز است، هرچند براى مشاهده آثار تاریخى باشد؟

جواب: «ورود آنان به مسجد غیر از مسجدالحرام و مسجدالنبى فى نفسه منعى ندارد، مگر آنکه موجب نجس شدن یا هتک حرمت مسجد یا توقف جنب در مسجد باشد.»(2)

سؤال: ورود اهل کتاب به مساجد براى شرکت در مجلس ترحیم دوستان و آشنایان جایز است یا باید از آن ها جلوگیرى کرد؟

جواب: «اگر موجب هتک مسجد نباشد، جلوگیرى آن ها واجب نیست.»(3).


1) . مجمع المسائل، ج 2 ، ص 152 ، س 96 .

2) . أجوبة الاستفتائات، ج 1 ، ص 129 ، س 430 .

3) . آیه اللّه فاضل لنگرانى، جامع المسائل، ج 1 ، ص 90 ، س 287 .

کودکان و مسجد

سؤال 80 - نهى از ورود کودکان به مسجد براى چیست؟

مسجد جایگاه عبادت، محل راز و نیاز مخلوق با خالق و خلوتگه تسویه نفس از آلودگى هاست. خوشا به حال کسى که از کودکى با این مکان مقدّس مأنوس و همدم باشد. گاهى دیده مى شود بعضى افراد از ورود کودکان به مسجد و حضور آنان در برنامه ها جلوگیرى مى کنند و توجه ندارند که این کار چه عواقبى به دنبال دارد! و چه نقشى در ذهن کودک ترسیم مى شود! راننده اى مى گفت: چهل سال است از شرکت در مجالس مذهبى و حضور در مساجد گریزانم! وقتى علت آن را جویا شدم، از خاطرات کودکى و برخورد نامناسب بزرگ ترها با کودکان سخن مى گفت! به راستى، چرا؟

اما در روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: «جَنِّبوا مساجِدَکم صِبیانَکم و مجانینکَم»؛(1)دیوانگان و کودکان را از مساجدتان دور نگه دارید.


1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 254 .

باید توجه داشت که نهى از حضور این دو دسته شاید به این دلیل بوده که مسجد محلى مقدّس و مطهّر است و ممکن است کودکان ناخودآگاه مسجد را آلوده کنند و یا دیوانگان به خاطر نداشتن سلامت عقلى، نظم مسجدرا به هم بریزند. ولى آیا نهى عمومیت دارد و شامل همه کودکان مى شود، حتى آن ها که خوب و بد را تشخیص مى دهند؟ چنین نیست. شهید ثانى قدس سره ذیل بحث از روایت مزبور مى نویسد: مقصود آن دسته از کودکانى است که انسان به طهارت آنان اطمینان ندارد و ممکن است مسجد را آلوده کنند و یا بچه هایى که خوب و بد را تشخیص نمى دهند. اما کودکانى که انسان به طهارت آنان اطمینان دارد، نه تنها راه دادن آنان به مسجد مکروه نیست، بلکه سزاوارتر آن است که آن ها را به مسجد بیاورند؛ همچنان که مستحب است کودکان را پیش از بلوغ به نماز عادت دهند.(1)

نتیجه آنکه آوردن کودکان به مسجد نه تنها مانعى ندارد، بلکه این ما هستیم که باید برخورد مناسب و لطیف با آنان داشته باشیم. تا خاطرات خوبى را از بودن در این مکان در ذهن آن ها ترسیم کنیم و تا حد ممکن، آنان را تشویق هم بکنیم، و بالاخره آنکه آیا شایسته نیست با شرکت دادن کودکان در نظافت و پاکیزه کردن مساجد، آنان را به طور عملى با احکام مسجد آشنا کنیم؟ .


1) . مسالک الأفهام، ج 1 ، ص 329 .

گمشده ها و مسجد

سؤال 81 - اعلام اشیاى گم شده و پیدا شده در مسجد جایز است یا خیر؟

اعلام اشیاى گم شده و پیداشده در مسجد از جمله مکروهات است. شیخ صدوق قدس سره مى نویسد: «و سَمِعَ النبىُّ صلى الله علیه و آله رجلاً یُنشد ضالّةً فِى المسجدِ فقالَ: قُولوا له: لا رَدَّ اللّه ُ علیکَ ضالتّکَ فانِّها لِغیرِ هذا بُنیت»؛(1)پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله شنیدند که مردى در مسجد اعلام مى کند: چیزى گم کرده ام (تا اگر کسى پیدا کرده است، بازگرداند.) حضرت فرمودند: به او بگویید: خدا گم شده ات را به تو برنگرداند! مسجد را براى این گونه کارها نساخته اند!

از حدیث مذکور استفاده مى شود که چون هدف از بناى مسجد کسب تقرّب به خداى عزّوجل و عبادت اوست، بنابراین، اعلان اشیاى گم شده در این مکان مقدّس مخالف آن هدفى است که مسجد براى آن بنا شده است. متأسفانه در بسیارى از روستاها، اشیاى گم شده و پیدا شده در مسجد و از طریق بلندگوى


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 ، ح 714 .

مسجد اعلان مى شود! باید توجه داشت که نفس اعلان به خودى خود، مکروه است. بلندگوى مسجد هم اگر براى کارهاى عام المنفعه وقف شده باشد، استفاده از آن اشکالى ندارد، ولى اگر واقف آن را براى خصوص مسجد و برنامه هاى آن وقف کرده باشد، این گونه استفاده ها حرام خواهند بود. بنابراین، لازم است دقت و توجه بیشترى صورت گیرد. البته روشن است که معرفى و اعلام اشیاى گم شده در غیر از مسجد، واجب است در مکان هاى عمومى صورت پذیرد، و چنانچه تنها مکان عمومى مسجد باشد، بهتر آن است در جلوى در مسجد، هنگام ورود یا خروج جمعیت از مسجد، این کار صورت گیرد.

گناه در مسجد

سؤال 82 - گناه کردن در مسجد چه حکمى دارد؟

به طور کلى، گناه کردن در هر مکان و زمانى ممنوع است، اما چون مسجد جایگاه عبادت و انس گرفتن با معبود و گرفتن پاداش هاى الهى است و این مطلوب زمانى حاصل مى شود که انسان با اقامت در مسجد مرتکب گناه و معصیت نشود، اجتناب از آن بیش از جاهاى دیگر لازم است.

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: «الجلوسُ فِى المسجد لانتظارِ الصلاةِ عبادةٌ ما لم یُحدِثْ. قیل: یا رسول اللّه و ماالحَدَثُ؟ قال صلى الله علیه و آله : ألأغتیابُ»؛(1)نشستن در مسجد به انتظار برپایى نماز عبادت است، تا زمانى که حدثى از شخص صادر نشود. گفته شد: اى رسول خدا، مقصود از «حَدَث» چیست؟ فرمودند: غیبت کردن.

روشن است که هرگناه دیگرى هم در مسجد انجام شود، همین اثر را دارد و این امر اختصاص به غیبت کردن ندارد. در روایت دیگرى، از وجود مقدس پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله آمده است: «لحدیثُ البَغىِ فِى المسجدِ یأکلُ الحسناتِ


1) . شیخ صدوق، الامالى، ص 420 ، ح 11 «المجلس الخامس و الستون».

کَما تَأکلُ البهیمةُ الحشیشَ»؛(1)سخن زور و ظالمانه در مسجد، اعمال نیک انسان را مى بلعد، آن گونه که چهارپا علف را مى خورد.

اذیت و آزار دیگران در مسجد نیز در شمار اعمالى است که موجب

بى بهره گى انسان از فضایل و آثار ارزشمند مسجد خواهد بود. در روایت دیگرى از حضرت مى خوانیم: «اِنّ اَحدَکم اذا توضّأَ فأحسنَ الوضوء ثُمّ أتى المسجدَ لاینهزُهُ اِلاّ الصلاةَ لایُریدُ الاّ الصلاةَ فَلم یَخطُ خطوةً اِلاّ رُفِعَ له بِها درجةٌ وحطَّ عَنهُ بِها خطیئةٌ حتّى یَدخلَ المسجدَ فاِذا دَخلَ المسجدُ کانَ فِى الصلاةِ ما کانت الصلاةُ هِى تَحبسه والملائکةُ یُصلُّونَ عَلى أحدکم مادامَ في مجلسه الّذى صلّى فیه، یَقولون: اللّهم ارحمهُ، اللّهمّ اغفرلُه، اللّهمّ تُب علیه ما لم یؤذِ فیه مالم یُحدِث فیه»؛(2)هنگامى که یکى از شما وضوى خود را نیکو بگیرد و به سوى مسجد حرکت کند و انگیزه او به جاى آوردن نماز در مسجد باشد، در مقابل هر گامى که به سوى خانه خدا برمى دارد، یک درجه وى را بالا مى برند و یک گناه و لغزش از او محو مى شود تا اینکه به مسجد داخل شود. وقتى به مسجد داخل شد اوقاتى را که صرف نماز و مقدّمات آن نموده است براى او به عنوان نماز محسوب مى شود و فرشتگان بر شخص نمازگزار تا وقتى که در محل نمازش اقامت نموده است، درود مى فرستند و مى گویند: خدایا، وى را رحمت کن! خدایا، او را بیامرز! خدایا توبه او را بپذیر! (البته این امر) تا زمانى است که در مسجد کسى را مورد آزار خود قرار ندهد و گناهى از او سر نزند.


1) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 371 .

2) . صحیح مسلم، ج 5 ، ص 162 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 264 ، «کتاب الصلاة»، باب 328 .

محراب مسجد

سؤال 83 - مقصود از «محراب» چیست؟

لغویان براى «محراب» معانى گوناگونى ذکر کرده اند که در ذیل، به برخى از آن ها اشاره مى کنیم: «المِحْرابُ - بالکسرِ و السکون - الغرفةُ و مقامُ الامام فِى المسجدِ و یقال: محرابُ المصلّى مأخوذٌ من المحاربة لأنّ المصلّى یُحاربُ الشیطانَ و یُحاربُ نفسَه باحضارِ قلبِه»؛(1)محراب - به کسر میم و سکون باء - غرفه یا جایگاه امام جماعت در مسجد است و گفته مى شود محراب نمازگزار که از محاربه و جنگ گرفته شده است؛ چون نمازگزار با شیطان و هواى نفس مى جنگد تا حضور قلب پیدا کند.

در لسان العرب نیز آمده است: «و مِحرابُ المسجدِ أیضا صدرُه و أشرفُ موضعٍ فیه»؛(2)صدر مسجد را نیز محراب نامیده اند، و برخى گفته اند: محراب را به آن دلیل «محراب» نامیده اند که انسان باید در آن عارى از اشتغالات


1) . مجمع البحرین، ج 2 ، ص 38 .

2) . لسان العرب، ج 1 ، ص 305 .

دنیوى و پریشانى خاطر باشد. در دوران ما، محراب مکانى است که با کیفیت خاصى به عنوان جایگاه مخصوص به امام جماعت ساخته مى شود.

آنچه از تاریخ استفاده مى شود این است که در گذشته و در شرایع پیش از اسلام نیز مکانى به عنوان محراب و محل عبادت وجود داشته است، هرچند کیفیت این مکان ها براى ما روشن نیست. براى نمونه، در مورد حضرت مریم علیهاالسلام قرآن کریم مى فرماید: «کُلّما دَخَل علیها زکریَّا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رزقا»؛(1)هرگاه زکریّا بر محراب عبادت مریم داخل مى شد، نزد او رزقى (از سوى خداوند) مى یافت. از روایتى در باره ساختن مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله هم استفاده مى شود که این مسجد فاقد محراب بود و اگر گاهى تعبیر به محراب النبى صلى الله علیه و آله مى شود، مقصود همان محل نماز و مصلاّى حضرت است.(2).


1) . آل عمران: 37 .

2) . ر. ک: اصول کافى، ج 3 ، ص 296 ، ح 1 .

مستى در مسجد

سؤال 84 - ورود انسان مست به مسجد چه حکمى دارد؟

ورود افراد مست چنانچه سبب هتک خانه خدا و مسجد شود، حرام است و بر مسلمانان واجب است که مانع ورود این گونه افراد به مسجد شوند، ولى در صورتى که موجب هتک نشود، دلیلى بر حرمت آن نیست. قرآن کریم مى فرماید: «لا تَقربُوا الصّلاةَ و أنتم سُکارى»؛(1)نزدیک نماز نشوید در حالتى که مست هستید. برخى از مفسّران گفته اند: مراد از لفظ «صلاة» در آیه شریفه، محل بجا آوردن نماز یعنى «مساجد» است و مؤیّد این سخن، عبارت ذیل آیه است که مى فرماید: «اِلاّ عابرى سبیلٍ» و عبور در مورد محل نماز معنا پیدا مى کند، نه در مورد خود نماز.(2)

علاّمه طباطبائى در ذیل آیه شریفه، مى فرماید: مراد از کلمه «الصلاة»


1) . نساء: 43 .

2) . مجمع البیان، ج 3 ، ص 80 .

مسجد است؛ براى اینکه مى فرماید: در حال جنابت نیز نزدیک مسجد نشوید، مگر اینکه از آن عبور کنید. پس در این تعبیر، مجاز به کار رفته است و چون استعمال مجازى مجوّز لازم دارد، مجوّز جمله «حتّى تَعلموا ما تَقُولونَ» است؛ چون اگر فرموده بود: در حال مستى نزدیک مسجد نشوید، دیگر تعلیل آوردن با جمله «حتّى تَعلمُوا ما تَقُولونَ» خیلى مناسب به نظر نمى رسید، و یا اینکه مقصود این بوده که بفهماند شما در حال نماز در مقابل عظمت و کبریایى خدا قرار دارید و با او سخن مى گویید. پس صلاح نیست که در این حال، مست باشید و نفهیمد چه مى گویید، و این معنا اقتضا مى کند که در آیه شریفه بفرماید: در حال مستى نزدیک نماز نشوید. اما به دلیل آنکه بر حسب سنّت، بیشتر نمازها در مسجد به صورت جماعت انجام مى شوند و قصد خداوند متعال آن بوده که حکم دخول جنب در مسجد را نیز در ضمن بیان نماید، به اختصار چنین فرموده است.(1)

چنان که گذشت، بیانات مزبور همگى ناظر بودند به اینکه اگر ورود مست به مسجد موجب هتک حرمت شود، حرام است؛ همچنان که در برخى روایات، از ورود شخص مست به مسجد و بى اعتنایى مردم نسبت به شراب خوارى به عنوان یک انحراف در امّت اسلامى و از نشانه هاى ظهور امام زمان(عج) یاد شده است: «و رأیتَ المساجدَ محتشیةً مِمَّن لایخافُ اللّه َ مجتمعونَ فیها للغیبةِ و أکل لُحومِ أهلِ الحقِّ و یتواصفونَ فیها شرابَ المُسکرِ و رأیتَ السُّکرانَ


1) . المیزان، ترجمه سید محمّدباقر موسوى همدانى، ج 4 ، ص 572 .

یُصلّى بِالناسِ و هو لا یَعقلُ و لا یشانُ بِالسُّکرِ و اِذا سُکِرَ أکِرمَ...»؛(1)و مى بینى که مساجد پر مى شوند از افرادى که ترسى از خدا ندارند، براى غیبت کردن و گوشت اهل حق را خوردن در مسجد جمع مى شوند و نوشیدن شراب را توصیف مى کنند و مى بینى که افراد مست در حالى که عقل ندارند با مردم نماز مى خوانند و مردم مستى و مى خوارگى را سرزنش نمى کنند، و هنگامى که مست هستند مورد احترام هم قرار مى گیرند. (البته شاید از ترس آزارشان، مردم آنان را احترام مى کنند.)


1) . اصول کافى، ج 8 ، ص 40 .

مسجد جامع

سؤال 85 - مسجد جامع چیست؟

«مسجد جامع» مسجدى است که اغلب اوقات، بیش از سایر مساجد جمعیت داشته باشد،(1)یا مسجدى که براى اجتماع زیادى از مردم ساخته شده و اختصاص به گروه خاص یا اهالى محله اى نداشته باشد.(2)بر اساس تعاریف مزبور، هیچ مانعى ندارد که در یک شهر، بیش از یک مسجد جامع باشد. .


1) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 153 ، س 101 .

2) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 122 ، س 412 .

مسجد در قرآن و روایات

سؤال 86 - ویژگى هاى معنوى مسجد که در قرآن و روایات ذکر شده کدام هایند؟

در قرآن کریم، آیه اى وارد شده که معروف به آیه «رفع مساجد» است. خداوند متعال در سوره نور مى فرماید: «في بیوتٍ أذنَ اللّه ُ أَن تُرفَعَ و یُذکرَ فیها اسمهُ یُسبِّحُ له فیها بِالغُدوِّ والآصال»؛(1)در خانه هایى که خدا اجازه فرموده است که رفعت یابند و در آن ها نام او به بزرگى یاد شود، هر صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.

طبق آیه شریفه، اولین ویژگى مساجد آن است که خانه هاى خدا در روى زمین هستند و به فرمان پروردگار بنیاد شده اند. مفسّران در تفسیر کلمه «بیوت» مى گویند: مراد از «بیوت» براساس روایات یا بیوت انبیاء و ائمّه اطهار علیهم السلام است و یا مساجد. صاحب مجمع البیان در تبیین اینکه مراد از «بیوت» مساجد باشد، به روایتى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله استناد مى کند که مى فرماید: «المساجدُ بیوتُ اللّه ِ


1) . نور: 36 .

فى الأرضِ و هى تَضى ء لأهلِ السّماءِ کما تَضى ءُ النجومُ لأهلِ الأرض»؛(1)مساجد خانه هاى خدا در روى زمین هستند. همان گونه که ستارگان براى اهل زمین مى درخشند، مساجد نیز براى اهل آسمان درخشان و نورانى هستند. صاحب تفسیر مجمع البیان در تأیید اینکه ممکن است بیوت انبیا هم مراد باشد به روایاتى استناد مى کند.(2)

علاّمه طباطبائى قدس سره در تفسیر المیزان مى فرماید: از مصادیق یقینى اینبیوت مساجد مى باشند که آماده اند تا ذکر خدا در آن ها گفته شود و صرفا براى این کار ساخته شده اند؛ همچنان که فرمود: «و مساجدُ یُذکَر فیها اسمُ اللّه کثیرا»؛(3)و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده شود.(4)

ویژگى دوم این مراکز الهى آن است که چون داراى اهمیت ویژه اى هستند، خداوند فرمان رفع و منزلت آن ها را صادر نموده است: «أن تُرفع» علاّمه طباطبائى مى نویسد: مراد از «رفع بیوت»، رفع قدر و منزلت و تعظیم آن هاست و چون عظمت و علوّ، خاص خداى تعالى است و احدى شریک او نیست، مگر آنکه منتسب به او باشد که به مقدار انتسابش به او، از آن بهره مند مى شود. پس اذن خدا به اینکه این بیوت رفیع المقام باشند، به خاطر این است که این بیوت منتسب به خود اویند. علت رفعت این خانه ها همان «یُذکَرَ فیها اسمُه» است؛ یعنى همین که در آن بیوت نام خدا برده مى شود.(5)

ویژگى سوم این است که مساجد پایگاه عبادت و پرستش هستند و «یُذکرَ فیها اسمُه»


1) . بحار الأنوار، ج 23 ، ص 325 - 326 .

2) . ر. ک: مجمع البیان، ج 7 ، ص 227 .

3) . حج : 40 .

4) . المیزان، ترجمه سید محمّد باقر موسوى همدانى، ج 15 ، ص 175 .

5) . المیزان، ترجمه سیدمحمّدباقر موسوى همدانى، ج 15 ، ص 174 - 175 .

از این رو، به موحّدان و یکتاپرستان و عابدان در مسجد بشارت مى دهد: «ألا بَشِّر المشّائین في الظلماتِ الىَ المساجدِ بالنورِ السّاطعِ یومَ القیامة»؛(1)بشارت دهید کسانى را که در تاریکى شب به سوى مساجد گام برمى دارند به نورى درخشان در روز قیامت. و شاید این به آن دلیل است که مساجد مراکز انوار الهى هستند. ویژگى چهارم آنکه مساجد از خصوصیتى برخوردارند که مردان الهى و عابد را به سوى خود جذب مى کنند، به گونه اى که هر صبح و شام در آن به تسبیح خدا مشغولند: «یُسبِّحُ له فیها بالغُدوِّ الآصالِ.» بنابراین، مساجد پایگاه عبادت و پرستش خداوند هستند و شاید بتوان گفت: مهم ترین هدف از بیان مسجد همین عبادت خداوند است؟ زیرا در دیگر آیات هم از کسانى که مانع عبادت و ذکر خدا در مسجد بشوند به عنوان «ظالم» یاد مى کند.(2)علاوه بر این، هدف نهایى و اساسى از آفرینش جن و انس در قرآن کریم، عبادت است و بس: «و ما خلقتُ الجنَّ والانس اِلاّ لیعبدونِ»؛(3)جن و انس را جز براى عبادت و پرستش نیافریدم.


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 239 ، باب «فضل المساجد»، ح 720 .

2) . بقره: 114 .

3) . الذاریات: 56 .

مسجد ضرار

سؤال 87 - آیا غیر از مسجد «ضرار»، مساجد دیگرى هم هستند که اقامه نماز در آن ها نهى شده باشد؟

آنچه از روایات استفاده مى شود این است که هر مسجدى مثل مسجد «ضرار»، از روى انگیزه هاى غلط بنا شده، در طول تاریخ مورد نکوهش قرار گرفته است. صاحب جواهر به تبعیت از دو روایت، نه مسجد دیگر غیر از مسجد «ضرار» را ذکر کرده، مى نویسد: در نصوص، از اقامه نماز در این مساجد نهى شده و این ها مورد لعن قرار گرفته اند.(1)

امام صادق علیه السلام در روایتى مى فرمایند: امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه از نمازگزاردن در پنج مسجد نهى فرمود: مسجد «اشعث بن قیس» مسجد «جریر»، مسجد «سمّاك بن محرمة (خرشة)»، مسجد «شیث» و مسجد «یتم» یا «هیثم».(2)


1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 139 .

2) . اصول کافى، ج 3 ، ص 49 .

امام باقر علیه السلام در روایت دیگرى مى فرمایند: به انگیزه اظهار سرور و خوش حالى از کشته شدن امام حسین علیه السلام ، چهار مسجد کوفه (اشعث، جریر، سمّاك و شیث) در کوفه تجدید بنا شدند!(1)

از کنار هم گذاشتن دو روایت مزبور، این نتیجه به دست مى آید که از آغاز، مساجد پنج گانه مزبور بر تضعیف دین پى ریزى شده بودند که ابتدا امام على علیه السلام از نماز در آن ها نهى فرمودند.

شیخ کلینى در اصول کافى همچنین از ابى بصیر نقل مى کند که علاوه بر مساجد مذکور، از نمازگزردن در مسجد «بنى السید» و مسجد «بنى عبداللّه » و مسجد «غنى» و مسجد «ثقیف» نیز نهى شده است.(2)

صاحب جواهر اضافه مى کند: مسجدى در حمراء بر قبر یکى از فراعنه مصر بنا شده است. ایشان نقل مى کند: گاهى گفته مى شود که احکام مساجد هم بر مساجد مزبور جارى نیستند. البته اکنون دیگر این مساجد از بین رفته اند و نشانى از آن ها نیست.(3)

روشن است که این مساجد خصوصیت ویژه اى ندارند و هر مسجدى که با انگیزه ها و اهداف ضد دینى بنا شود، نامبارک و ملعون و مطرود است.


1) . همان.

2) . همان.

3) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 139 .

سؤال 88 - چه مسجدى به دستور پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله تخریب شد؟ و چرا؟

تنها مسجدى که خداوند متعال به عللى به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دستور تخریب آن را داد، برگرفته از قرآن کریم، «ضرار» نام گرفت. در قرآن کریم مى خوانیم: «والذینَ اتّخذوا مسجدا ضِرارا و کُفرا و تفریقا بینَ المؤمنینَ و اِرصادا لِمَن حاربَ اللّه ُ و رسولُه مِن قبلُ و لَیحلفُنَّ اِن أردنا الاّ الحُسنى واللّه ُ یَشهدُ اَنَّهم لَکاذبونَ لا تَقُم فیه أبدا لمسجدٌ اُسِّسَ على التّقوى مِن اوّلِ یومٍ أحقُّ أن تقومَ فیه فیه رجالٌ یُحبُّونَ أن یتطهَّروا و اللّه ُ یُحبُّ المطهرینَ»؛(1)گروهى دیگر از آنان (منافقان) کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان رساندن به اسلام و مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه افکنى میان مؤمنان و کمین گاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود. آنان سوگند یاد مى کنند که جز نیکى نظرى نداشته ایم! اما خداوند شهادت مى دهد که آن ها دروغگو هستند. هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست. آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده


1) . توبه: 107 - 108 .

شایسته تر است که در آن به عبادت بایستى. در آن مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند، و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.

در تفاسیر، در شأن نزول آیه شریفه، چنین آمده است: پس از آنکه عمرو بن عوف و جماعتى مسجد «قبا» را ساختند، از حضرت دعوت کردند تا تبرّکا در آنجا نماز بخواند. حضرت قبول کردند و مسجد را افتتاح نمودند. عده اى از منافقان «بنى غنم بن عوف» از روى حسد و انگیزه هاى غلط، اقدام به ساختن مسجدى در کنار مسجد «قبا» نمودند تا از آن به عنوان پایگاهى علیه مسلمانان استفاده کنند. سپس نزد حضرت آمدند و درخواست کردند در آنجا نماز بگزارد، ولى چون حضرت عازم جنگ تبوک بودند، وعده دادند که هنگام بازگشت، این کار را انجام خواهند داد. پس از مراجعت به مدینه، این آیات نازل شدند. از این رو، حضرت به دو تن از اصحابشان دستور دادند که بروید و این مسجد را، که مردمى ظالم ساخته اند، خراب کنید و آن را به آتش بکشید. در روایتى هم آمده است که جاى آن را زباله دان کردند تا کثافات محل را در آنجا بریزند.(1)

از دقت در آیه شریفه، اهداف بانیان این مسجد روشن مى شود:

الف. از کلمه «ضرارا» فهمیده مى شود که هدف اولیه اینان ضرر و ضربه وارد کردن به مسلمانان و جامعه اسلامى بوده است.

ب. از کلمه «کفرا» استفاده مى شود که هدف بانیان تأسیس مسجدى


1) . ر. ک: مجمع البیان، ج 5 ، ص 109 ، ص 389 / تفسیر القمى، ج 1 ، ص 305 .

به عنوان مرکز عبادت و بندگى حق نبوده، بلکه آن را براى کفرورزى و بازگشت به ارزش ها و عقاید جاهلیت بنا کرده بودند.

ج. از کلمه «تفریقا بین المؤمنین» استفاده مى شود که در این مسجد، اهداف خدایى مدّ نظر نبوده اند؛ زیرا مسجد پایگاه اتحاد و همدلى و همبستگى مؤمنان با یکدیگر است، در حالى که این مسجد به قصد ایجاد تفرقه در میان مؤمنان بنا شده بود.

د. نهایت اینکه قرآن کریم مى فرماید: «و اِرصادا لِمَن حَاربَ اللّه َ و رَسُولَه» این مرکز نه تنها عنوان مسجد ندارد، بلکه کمین گاه و سنگر منافقان و دشمنان خدا و پیامبر است.

این مسجد با این اهداف و ویژگى ها، طبیعى است که سزاوار تخریب و سوزاندن باشد. از این رو، وجود هر یک از این اوصاف در مراکزى هم که امروزه تأسیس مى شوند موجود باشد، باعث تخریب آن ها خواهد بود و باید هم تخریب شوند؛ زیرا قرآن کریم براى همه عصرها و نسل هاست و هدف قرآن صرفا بیان و نقل یک حادثه تاریخى نیست و اگر چنین مى بود، احتیاجى نبود که علل و عوامل و اهداف بانیان آن ذکر شود. در عصر غیبت نیز مسئولیت برخورد با این گونه مراکز و مساجد در صورت تأسیس، با حاکم اسلامى است: «حاکم مى تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدى که ضرار باشد، در صورتى که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند.»(1)


1) . صحیفه امام، ج 20 ، ص 452 .

پیام دیگرى که آیه شریفه براى ما دارد این است که به پیامبر دستور مى دهد «لاتَقُم فیه ابدا»؛ هرگز در چنین مکانى حاضر نشو. از این رو، مؤمنان و مسلمانان باید توجه داشته باشند که از حضور در مکان هایى که سبب ضرر به مسلمانان و جامعه و کفرورزى و ایجاد تفرقه و پایگاه دشمنان مى شود، خوددارى کنند. و در پایان آیه، مسلمانان و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را به حضور در اماکنى که بر پایه تقوا و پرهیزگارى بنا شده اند تشویق مى کند و در واقع، نقطه مقابل مسجد «ضرار» مسجد «تقوا» است که پاکان اقدام به احداث آن نموده اند. از این رو، مورد توجه و عنایت حضرت حق - جلّ و علا - قرار گرفته است. .

مصلّى و مسجد

سؤال 89 - آیا مصلّى ها حکم مسجد دارند یا خیر؟

به طور کلى، مستحب است انسان در خانه هم جایى را براى نماز قرار دهد، ولى مکانى را که در خانه براى نماز خواندن قرار مى دهد و مصلاّها و نمازخانه هایى که به عنوان مسجد وقف نشده باشند و همچنین نمازخانه پادگان ها و ادارات و رستوران ها و مؤسسات تا زمانى که ثابت نشده محل به عنوان مسجد قرار داده شده است، حکم مسجد را ندارند. اما در مصلاّهایى که براى اقامه نماز جمعه بنا مى کنند، در صورتى که زمین محل نماز اهدا یا وقف شده باشد و به همین عنوان ساخته شود و یک نماز در آن خوانده شود، در حکم مسجد است و احکام مسجد بر آن جارى است، اگرچه اسم مسجد روى آن نمى گذارند و به «مصلی» معروف است.(1)0.


1) . ر. ک: العروة الوثقى، ج 1، فصل«فى الامسکنة المکروهة»، ص 596، مسئله 4 / مجمع المسائل،ج 1، ص 140، س 50.

معمارى مسجد

سؤال 90 - آیا دین اسلام در ارتباط با بناى ظاهرى مسجد، دستور خاصى دارد؟

آنچه از منابع اسلامى و روایات استفاده مى شود رهنمودهایى کلى درباره بناى مسجد است. روشن است که این رهنمودها در جهت تحقق بخشیدن به همان اهدافى هستند که مسجد براى آن ها بنا شده است. در ذیل، به برخى از این رهنمودها اشاره مى کنیم:

1 . رعایت سادگى در بناى مسجد: از سخنان اهل بیت علیهم السلام و سیره عملى آنان استفاده مى شود که مسجد با وجود برخوردارى از شکوه و جلال معنوى، باید از نظر ظاهرى ساده و از پیرایش هاى مادى به دور باشد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مسجد خود را بسیار ساده بنا کرد، به گونه اى که در آغاز، سقف هم نداشت. وقتى گرماى آفتاب به مسلمانان فشار آورد، از پیامبر خواستند تا سایه بانى براى آن ساخته شود. با این حال، هنگام آمدن باران از سقف، آب به داخل مى ریخت. مسلمانان از حضرت خواستند تا سقف مسجد گل مالى شود، حضرت مخالفت نمود و فرمود: سقف مسجد باید همچون خیمه

حضرت موسى علیه السلام باشد.(1)برخى فقها با استناد به این قبیل روایات، بى سقف بودن مسجد را مستحب دانسته اند و برخى ساختن سقف را مکروه. شهید ثانى قدس سره مى نویسد: باز بودن بخشى از سقف مسجد کافى است؛ زیرا در بیشتر مناطق براى دفع سرما و گرما به سقف نیاز است.(2)

البته معناى حفظ سادگى خوددارى از به کار بستن «هنر» و «هنرنمایى» هنرمندان نیست، مراعات هنر و سادگى، هم امکان پذیر است و هم خود نوعى هنر است و این رسالت بر دوش هنرمندان مسلمان است. تیتوس بروکهارت مى گوید: هنر دینى یک رمز و نماد است و به این اعتبار، وسایل ساده و ابتدایى آن را بس است.(3)

2 . استحکام: محکم سازى در خلقت و آفرینش شیوه خداوند است؛ « صُنعَ اللّه ِ الّذى أتقَنَ کُلَّ شَى ءٍ»؛(4)آفرینشِ خداوندى است که همه چیز را متقن آفریده است. پیامبر در همه زمینه ها، مسلمانان را به محکم کارى سفارش مى نمود. در سنن ابى داود، آمده است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمان داد تا مساجد را خوب بسازیم.(5)رعایت استحکام در مسجدسازى جایگاه ویژه اى دارد؛


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 295 - 296 .

2) . شرح لمعه، ج 1 ، ص 540 .

3) . مجموعه مقالات 1 ، مبانى هنر معنوى، تیتوس بورکهارت، «مدخلى بر اصول و روش هنر دینى»،ص 84 .

4) . نمل: 88 .

5) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 125 ، ش 456 .

چرا که مسجد بنایى نمادین است و باید از نسلى به نسل هاى آینده به ارث برسد.

3 . تناسب مساحت با جمعیت: مراعات این اصل در بناى مسجد، یک ضرورت است؛ چرا که جمعیت روز به روز افزایش مى یابد و امروزه در ساخت مکان هاى عمومى تناسب حفظ مى شود. رعایت این تناسب در مسجد مهم تر است، تا همگان بتوانند فیض حضور در مسجد را داشته باشند. روزى پیامبر بر گروهى که مشغول ساخت مسجدى بودند، عبور مى کرد، فرمود: مسجد را وسیع و جادار بسازید و آن را از جمعیت پر کنید. آنان به فرمان پیامبر مسجد را وسیع ساختند.(1)

4 . مناره: «مناره» در لغت، به معناى جایگاه نور است. نام دیگرش «مأذنه» یعنى محل اذان گفتن است. آنچه از روایات استفاده مى شود این است که مساجد زمان پیامبر صلى الله علیه و آله فاقد مناره بودند. از روایات استفاده مى شود که اصل مناره ساختن مورد نکوهش قرار نگرفته و تنها از بلند ساختن آن نهى شده است. در روایتى آمده است که امام على علیه السلام فرمودند: مناره را باید هم سطح با پشت بام ساخت.(2)

5 . کنگره: مقصود از «کنگره» اشکال مربعى شکل یا مثلثى است که با فاصله هاى معیّن در انتهاى دیوار و یا پشت بام مسجد ساخته مى شود. در روایات رسیده؛ از ساختن چنین اشکالى در مساجد نهى شده است.


1) . سنن بیهقى السنن الکبرى، ج 2 ، ص 439 .

2) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 239 .

پیامبر گرامى فرمودند: مساجد را صاف و بدون کنگره بسازید.(1)در روایت دیگرى که از امام باقر علیه السلام نقل شده، آمده است: هنگامى که قائم آل محمد صلى الله علیه و آله قیام کند، کنگره هاى مساجد را ویران مى کند.(2)


1) . وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 216 ، ح 5 ، ب 15 از ابواب «احکام المساجد».

2) . همان، ح 4 .

سؤال 91 - مناسبت تر است که شبستان مسجد در چه محلى قرار بگیرد؟

یکى از مکان هایى که نماز خواندن در آنجا مکروه مى باشد مقابل درى است که باز باشد.(1)کراهت نماز در این مکان شاید به دلیل آن است که سبب حواس پرتى و غفلت از یاد خدا مى شود؛ زیرا شبستان، معمولاً شلوغ است و افراد در حال آمد و شد هستند. از این رو، مناسب است در شبستان مسجد تا آنجا که امکان دارد، در طرف مقابل قبله قرار داده شود تا رفت وآمد افراد تأثیرى بر نماز مؤمنان نداشته باشد.

نکته دیگرى که به نظر مى رسد به هنگام گذاشتن در لازم است رعایت شود این است که مساجد داراى دو در باشند تا ورودى و خروجى مردان و زنان از یکدیگر جدا باشند. این سنّتى است که از زمان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله شروع گشت و شایسته است که ادامه یابد. استاد مطهرى قدس سره مى فرماید: «اسلام به خطرات ناشى از روابط - به اصطلاح - آزاد جنسى کاملاً آگاه است. از این رو، نهایت مراقبت را


1) . توضیح المسائل، مسئله 898 .

در برخوردهاى زنان و مردان اجنبى دارد؛ تا حدى که منجر به هرج و مرج نشود، طرفدار دور نگه داشتن زنان از مردان است. اسلام در عین اینکه به زنان اجازه شرکت در مساجد را مى دهد، دستور مى دهد به صورت مختلط نباشد؛ محل ها از یکدیگر جدا باشند. مى گویند پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در زمان حیات خویش، اشاره کرد درِ ورودى زنان به مسجد، از درِ ورودى مردان مجزّا باشد. روزى اشاره به یکى از درها کرد و فرمود: «لو ترکنا هذا البابَ لِلنساءِ»؛ یعنى خوب است این در را به بانوان اختصاص بدهیم. نیز مى گویند: پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله دستور داد که شب هنگام، که نماز تمام مى شود، اول زن ها بیرون بروند، بعد مردها. رسول خدا صلى الله علیه و آله خوش نمى داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند؛ زیرا فتنه ها از همین اختلاط ها برمى خیزد. یک روز رسول خدا صلى الله علیه و آله در بیرون مسجد بود، دید مردان و زنان با هم از مسجد بیرون آمدند. به زن ها خطاب کرد و فرمود: بهتر این است شما صبر کنید، آن ها بروند، شما از کنار (کوچه یا خیابان) بروید و آن ها از وسط.»(1)

استاد مطهرى در پایان، به فتواى صاحب عروه الوثقى در این زمینه اشاره مى کند که مى فرماید: «یکرهُ اختلاطُ النساءِ بالرجالِ الاّ لِلعجائز»؛(2)مختلط شدن مردان و زنان مکروه است، مگر در مورد پیرزنان. این استثنا شاید به دلیل آن است که علاوه بر نبودن فتنه در زنان پیر، از نظر معنوى نیز آنان مادران جامعه هستند و باید مورد اکرام و احترام همگان باشند، اگرچه حقیقتا مادر همه


1) . مسئله حجاب، ص 233 - 234 .

2) . عروة الوثقى، ج 2 ، ص 805 ، مسئله 49 از «کتاب النکاح».

افراد نیستند.

نتیجه آنکه سازندگان مسجد در ارتباط با درِ شبستان مسجد، دست کم باید دو نکته را مورد توجه قرار دهند:

1 . تا حد ممکن درِ شبستان در جهت مقابل قبله قرار گیرد.

2 . مساجد حداقل داراى دو در باشند تا در ورود و خروج مردان و زنان از یکدیگر جدا باشند.

سؤال 92 - آیا در ساختمان مسجد، مى توان از مصالح نجس استفاده کرد؟

مصالح ساختمانى مسجد، اعم از آجر و سنگ و سیمان و گچ و مانند آن، که در ساختن دیوار و کف و سقف مسجد به کار مى روند، باید پاک باشند و بنابر احتیاط واجب، آنچه در قسمت بیرونى دیوار مسجد هم به کار مى رود، مانند سنگ ها و آجرهاى تزیینى و غیر آن ها نیز باید پاک باشد.(1)از این رو، به کار گرفتن کارگر و بناى غیر مسلمان در ساختن مسجد، در صورتى که سبب نجس شدن ساختمان مسجد مى شود و تطهیر آن امکان ندارد، جایز نیست.(2).


1) . ر. ک: عروة الوثقى، ج 1 ، ص 74 - 76 .

2) . أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 125 ، س 419 .

معناى مسجد

سؤال 93 - «مسجد» در لغت و اصطلاح به چه معناست؟

از نظر لغوى، «مسجد» اسم مکان است از فعل «سجد» و به معناى جایگاه سجود و عبادت. «فأمّا المسجدُ مِن الأرضِ فموضعُ السجودِ نفسه»؛(1)مسجد در زمین، آن مکان و جایى است که در آن سجده مى کنند. «والمسجدُ فتحا و کسرا بیتُ الصلاة»؛(2)مسجد را چه به فتح جیم بخوانند و چه به کسر آن، جایگاه نماز گزاردن است.

اما در اصطلاح، بنابرآنچه برخى از نویسندگان نقل کرده اند: «مسجد قطعه اى کوچک یا بزرگ از زمین است که پس از نظافت، تسطیح و پاکیزه کردن آن، سمت قبله در آن مشخص مى شود و به نماز اختصاص مى یابد. این قطعه زمین گاهى داراى دیوار است و گاهى بدون آن، با شن پاکیزه و یا حصیرهاى


1) . کتاب العین، ج 6 ، ص 49 / سادة العرب، ج 3 ، ص 204 .

2) . مجمع البحرین، ج 3 ، ص 65 .

ارزان یا فرش هاى گران قیمت فرش مى شود. گاهى بر روى این قطعه زمین بناهاى عظیم با دیوارها، سقف ها و گنبدها و مأذنه هاى بزرگ برپا مى شود و گاهى نیز هیچ یک از این ها را ندارد، اما این در مسجد بودن آن تأثیرى ندارد؛ زیرا یک مسجد ساده و معمولى نیز همانند عظیم ترین مساجد، مکانى مقدّس با ویژگى هاى ممتاز است.(1)

بنابراین، مسجد محل راز و نیاز مخلوق با خالق و آفریننده هستى، خلوتگه تزکیه نفوس از گناهان و آلودگى هاى دنیوى و محل تفکر در عیوب و اصلاح انحرافات اخلاقى و تکامل روح است.


1) . دو ماهنامه مسجد، ش 37 و 38 ، «پیدایش مسجد» ص 80 - 81 .

سؤال 94 - مسجد چگونه مسجد مى شود؟

در باره اینکه چگونه مکانى عنوان مسجد پیدا مى کند و از چه زمانى احکام و آثار مسجد بر آن مترتّب مى شود، حضرت امام خمینى قدس سره در تحریرالوسیله مى فرماید: قول مشهور فقها آن است که باید صیغه وقف بر مکانى که قرار است مسجد گردد، خوانده شود؛ یعنى گفته شود: «وقَفتُها مسجدا قربةً الى اللّه ِ تعالى»؛ این زمین را به قصد قربت و تقرّب به خداوند متعال به عنوان مسجد وقف کردم. ولى اگر زمینى را به قصد قربت به نیّت مسجد بودن بسازند و دست کم یک نفر به اذن بانى در آن نماز به جاى آورد، آن مکان مسجد مى شود و تمامى احکام مسجد نسبت به آن مراعات مى شود.(1)

همچنین بانى مى تواند تنها زمین را مسجد قرار دهد و بنا و پشت بام را مسجد قرار ندهد، و به طور کلى، جارى شدن و نشدن احکام مسجد از این نظر، کاملاً وابسته به کیفیت نیّت بانى و واقف است. در صورت شک در اینکه دیوار مسجد هم جزو مسجد هست یا خیر، احتیاط مستحب است که احکام مسجد را


1) . تحریرالوسیله، ج 1 ، «فى مکان المصلى»، ص 152 ، مسئله 19 .

نسبت به این مکان ها مراعات نمایند.(1)

نکته دیگرى که در ارتباط با وقف مسجد باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که واقف در وقف مسجد، لازم است عنوان «مسجد بودن» را قصد نماید. بنابراین، اگر کسى مکانى را به عنوان جایگاه نماز - نمازخانه - و یا عبادت مسلمانان وقف نماید، وقف صحیح است، ولى آن مکان مسجد نخواهد بود. بنابراین، براى تحقق عنوان «مسجد» کافى است که واقف بگوید «این مکان را مسجد قرار دادم»، و نزدیک تر به احتیاط آن است که چیزى را که دلالت بر وقف نماید، ذکر کند و بگوید: این زمین را به عنوان مسجد وقف نمودم.(2)

البته همان گونه که اشاره شد، فقهاى ما از جمله حضرت امام خمینى قدس سره و برخى دیگر براى تحقق عنوان مسجد، «خواندن صیغه را شرط نمى دانند» و نماز خواندن دست کم یک نفر را شرط مى دانند. ایشان در تحریرى مى نویسند: «اگر کسى بنایى را به عنوان مسجد بسازد و اذن نماز خواندن در آن را به همگان بدهد، چنانچه بعضى از مردم در آن نماز بخوانند، همین اندازه در وقف و مسجد شدن آن کفایت مى کند».(3)

باید توجه داشت که مساجد تمام گروه هاى مسلمانان، اعم از شیعه و غیرآن، در احکامى که براى مساجد گفته مى شود، فرقى ندارد.(4)


1) . العروة الوثقى، ج 1 ، ص 89 ، مسئله 16 .

2) . تحریرالوسیله، ج 2 ، ص 62، مسئله 2 .

3) . همان، ج 2 ، ص 63 ، مسئله سوم .

4) . عروه الوثقى، ج 1 ، ص 89، مسئله 15 .

«اگر مسجدى ویران شود، زمین آن از مسجد بودن خارج نمى شود و احکام مسجد در برخى موارد بر آن جارى است و همچنین اگر تمام روستا یا شهرى که مسجد در آن است، خراب شود مکانى که مسجد بوده همچنان عنوان مسجد دارد.»(1)

«مسجد بدون دیوار و ساختمان را نیز مى توان مسجد قرار داد. بنابراین، اگر زمینى را براى مسجد وقف کنند و به همین قصد در آن نماز خوانده شود، مسجد است و احکام آن باید مراعات شود، هرچند دیوارکشى نشده باشد و ساختمان هم نساخته باشند.»(2)

آخرین نکته اى که باید در ذیل این سؤال ذکر شود این است که چنانچه کسى مکانى یا بنایى را به عنوان مسجد براى گروهى خاص - طایفه فلانى - وقف نماید، این وقف شرعا صحیح است و تنها براى همان گروه نمازگزاردن در آن مکان جایز است. ولى تحقق عنوان مسجد به فتواى امام خمینى قدس سره براى چنین مکانى مشکل است.(3)

صاحب جواهر قدس سره نه تنها چنین قصدى را موجب تحقق عنوان مسجد ندانسته، بلکه آن را از اساس باطل شمرده و فرموده است: منظور از مسجد شرعا مکانى است که براى عموم مسلمانان وقف شده باشد. پس اگر بانى در موقع


1) . تحریرالوسیله، ج 2 ، ص 75 - 76 ، مسئله 63 .

2) . عروه الوثقى، ج 1 ، ص 597 ، مسئله 12 .

3) . امام خمینى قدس سره، حاشیه بر عروه الوثقى، مسئله 12 از مسائل «فى بعض احکام المسجد».

وقف کردن، مسجد را براى عده خاصى وقف کند، چنین مکانى مسجد نیست و اساسا قصد کردن عده اى خاص، با مسجد بودن منافات دارد و از این رو، چنین وقفى از اصل و ریشه باطل است.(1)


1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 69 خاتمة فیما یتعلّق بالمساجد.

مکان مسجد

سؤال 95 - مسجد را در چه مکانى مى توان ساخت؟ از نظر موقعیت جغرافیایى، بهتر است در کجا ساخته شود؟

به طور کلى، زمینى را که براى ساختن مسجد استفاده مى شود باید وقف مسجد شده باشد و سایر اراضى موقوفه را نمى توان براى مسجدسازى استفاده کرد و باید در همان جهتى که براى آن وقف شده اند استفاده نمود. امام حسن عسکرى علیه السلام مى فرماید: «الوقوفُ على حَسَبِ ما یَقُفُها أهلُها اِن شاءَ اللّه »؛(1)موقوفات بر اساسى که واقف معیّن کرده اداره و مصرف مى شوند. از این رو، از زمین هایى که براى اغراض دیگرى وقف شده اند نمى توان براى ساخت مسجد استفاده کرد.

در ارتباط با ساخت مسجد، مکان دیگرى که در روایات از مسجدسازى در آن نهى شده قبرستان ها هستند. سماعة بن مهران مى گوید: «سُئل أباعبداللّه علیه السلام


1) . اصول کافى، ج 7 ، ص 37 ، حدیث 34 ، باب «مایجوز من الوقف و الصدقة».

عن زیارةِ القبورِ و بناءِ المساجدِ فیها؟ فقال: أمّا زیارةُ القبورِ فلابأسَ بِها و لاتُبنى عندها مساجد»؛(1)از امام صادق علیه السلام در باره زیارت قبور و ساختن مسجد در قبرستان سؤال شد، امام علیه السلام فرمودند: زیارت قبور مانعى ندارد، ولى نباید در قبرستان مسجد ساخته شود.

در روایت دیگرى عبید بن زراره مى گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام مى فرمود: «الأرضُ کُلّها مسجدٌ اِلاّ بئر غائطٍ أو مقبرةٌ»؛(2)در تمامى زمین بجز محل چاه دست شویى و قبرستان مى توان مسجد بنا نمود.

البته باید توجه داشت کراهت بناى مسجد بر قبرستان در شرایطى است که مانع دیگرى نباشد، ولى اگر مانعى مثل وقف - یعنى اینکه زمین براى قبرستان وقف شده - باشد، بناى مسجد بر آن حرام است. همین طور است اگر بناى مسجد در قبرستان مستلزم نبش قبر و هتک حرمت مؤمنان مدفون در آنجا باشد.

سؤال: هرگاه شخصى در قبرستان مسلمین، که وقف است، مسجدى روى قبور اموات بنا کند، آیا جایز است یا خیر؟ و اگر چنین مسجدى بنا شد، آیا نماز در آن صحیح است؟

جواب: «ساختن مسجد در قبرستان، که زمین آن وقف قبرستان است، جایز نیست و نبش قبور مسلمین حرام است و به مجرّد ساختن، مسجد نمى شود.


1) . وسائل الشیعه، ج 3 ، ص 234 ، ح 3496 باب 65 و باب «کراهة بناء المساجد عند القبور».

2) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 259 - 260 ، باب «فضل المساجد و الصلاة فیها» و ح 48 .

ولى نماز خواندن در آن مانعى ندارد.»(1)

سؤال: مسجدى کوچک و خراب و کهنه در محل ما وجود دارد که براى مردم محل بسیار کوچک و غیرقابل استفاده است. زمین اطراف این مسجد، قبرستان است. آیا جایز است از هوایىِ زمین قبرستان براى اضافه و توسعه مسجد استفاده شود، به طورى که از دفن اموات، ممانعت نشود؛ یعنى قسمت فوقانى، مسجد(در ارتفاع دو متر) و قسمت تحتانى قبرستان باشد؟

جواب: «اگر موجب نبش قبر یا هتک قبور مسلمین یا تصرف قبرستان نباشد اشکال ندارد، ولى مقدارى که از هوایى قبرستان گرفته مى شود، حکم مسجد پیدا نمى کند.»(2)

ممکن است سؤال شود: آیا در محل نجاست مى توان مسجد بنا نمود یا خیر؟ در پاسخ این سؤال، به ذکر روایتى از مسعدة اکتفا مى کنیم: مسعدة بن صدقه مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که در پاسخ به این سؤال فرمود: «اذا اُلقى علیه مِن الترابِ ما یُوارى ذلکَ و یَقطعَ ریحه فلا بأسَ بذلکَ لأنّ الترابَ یُطهِّرهُ»؛(3)اگر بر روى آن خاک ریخته شود، به گونه اى که آن را بپوشاند و بوى آن را قطع کند، اشکالى ندارد؛ زیرا خاک آنجا را پاک و طاهر مى کند.


1) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 132 ، س 23 .

2) . استفتائات، ج 2 ، ص 361 ، س 67 .

3) . قرب الأسناد، ص 31 - 32 .

اما در ارتباط با موقعیت جغرافیایى مسجد، به نکاتى کلى اشاره مى کنیم:

1 . در اماکن پرجمعیت و آباد و در مرکزیت شهرها و محلاّت، نبش تقاطع ها و در دسترس افراد ساخته شود.

2 . بناى مسجد متناسب با وضع اقتصادى و فرهنگى مردم و ساختمان هاى اطراف باشد، به گونه اى که در اسرع وقت تکمیل گردد.

3 . مساجد در فواصل معیّن و دور از هم ساخته شوند. متأسفانه مشاهده مى شود به خاطر لجاجت هاى افراد و برخى از خصومت هاى شخصى، مساجد متعددى نزدیک هم ساخته مى شوند و هیچ کدام کارآیى لازم را ندارند.

4 . در زمین گسترده ساخته شود و در طرح و اجراى فضاهاى جنبى، از قبیل کتابخانه، منزل خادم و امام جماعت، پارکینگ و مانند آن دقت لازم بشود.

5 . حتى الامکان، فضاى سبز مناسب در محوطّه اطراف مسجد دایر گردد.

6 . در مسیرهاى شیبدار، اگر مسجد در قسمت هاى پایین باشد بهتر است؛ زیرا اگر مسجد در بلندى باشد ساکنان پایین سراشیبى چه بسا انگیزه لازم براى رفتن به مسجد نداشته باشند و یا در اثر گذشت زمان، این انگیزه در افراد ضعیف شود. ولى اگر مسجد در نیمه پایینى سراشیبى باشد ساکنان بالاى سراشیبى انگیزه رفتن براى مسجد دارند، زیرا:

اولاً ، سریع مى رسند؛ چون سرازیرى است.

ثانیا، حرکت به سوى پایین آسان است.

ثالثا، چون معمولاً بازگشت جمعى است، همراه و همسخن وجود

دارد. از این رو، سختى مسیر احساس نمى شود. علاوه بر آن انگیزه به منزل رفتن قوى است.

رابعا، قرار بر برگشت آسان است. از این رو، لذا امکان استفاده از وسیله نقلیه مسجدى ها در بازگشت وجود دارد. البته در موارد استثنایى، که قسمت میانى یا بالاى سراشیبى از مرکزیت خاصى برخوردار باشد، بناى مسجد در آنجا مناسب تر است. در هر حال، با توجه به اختلاف مناطق در ساخت و سازهاى شهرى، نمى توان قواعد و دستورالعمل هاى کلى در خصوص مسجدسازى وضع نمود. از این رو، شایسته است مؤمنان قبل از احداث مسجد، با مشاوره، به دقت جوانب کار را بررسى کنند.

سؤال 96 - آیا تبدیل کنیف به مسجد جایز است؟

مقصود از «کنیف» مکان هاى آلوده به نجاست مى باشد. اگرچه نجس کردن مسجد هتک حرمت و از گناهان کبیره به شمار مى آید، اما بنا کردن مسجد براین گونه مکان ها، بخصوص به هنگام توسعه مسجد، با شرایطى بلا اشکال است. عبداللّه بن سنان مى گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مکانى که زمانى دست شویى بوده، سؤال کردم که آیا مى توان آن را نظافت کرد و مسجد قرار دارد؟ امام علیه السلام فرمودند: «ألقِ علیهِ مِن الترابِ حتّى یَتواري فأِنّ ذلکَ یُطهِّرهُ اِن شاءَ اللّه ُ تعالى»؛(1)بر چنین مکانى آن قدر خاک بریز که نجاسات آن پوشیده شوند. این کار زمین را تطهیر خواهد کرد، ان شاءاللّه .

نظیر این روایت را ابى الجارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده است.(2)

مسعده بن صدقه مى گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «أیصَلحُ مکانُ حشٍّ أن یتخذَ مسجدا؟ فقال: اِذا القِىَ علیهِ مِن التّرابِ ما یُواري ذلکَ و یقَطعَ


1) . الأستبصار، ج 1 ، ص 442 ، باب «بئر الغائط یتخذ مسجدا»، حدیث 5 .

2) . همان، ص 441 ، ح 3 .

ریَحهُ فلابأسَ و ذلکَ لأِّ الترابَ طهورٌ و به مَضَتِ السُّنّةُ»؛(1)آیا مى توان مکان دست شویى را به مسجد تبدیل کرد؟ امام علیه السلام فرمود: اگر به قدرى خاک روى نجاسات بریزند که پوشیده و بوى آن قطع شود مانعى ندارد؛ چون خاک، آن نجاسات را تطهیر مى کند و سنّت پیامبر نیز این گونه بوده است.

شاید به استناد همین دسته از روایات است که فقهاى ما فتوا داده اند: جایز است دست شویى و مکان هایى مانند آن را، که مشتمل بر بول و غایط است، مسجد قرار دهند، به این صورت که نجاسات موجود را با خاک پاک و طاهر بپوشانند. در این حالت، نجس بودن باطن زمین مسجد ضررى ندارد، هرچند که تنجیس ظاهر و باطن مسجد در غیر این غرض جایز نیست، ولى در همین فرض هم احوط آن است که ابتدا نجاست را از این گونه مکان ها برطرف کنند، سپس آن را مسجد قرار دهند، یا اینکه تنها ظاهر زمین را، که پاک است، مسجد قرار دهند.(2)

لازم به توضیح است که چنانچه زمینى مخصوص دست شویى نبوده باشد، تغییر و تبدیل آن به مسجد بلامانع است، ولى اگر چنانچه آن زمین در جهت خاص وقف و استفاده شود، تبدیل آن جایز نیست:

سؤال: در اثر توسعه مسجد، توالت سابق آن که در حیاط مسجد بوده و فعلاً معدوم شده و زمین آن موزائیک کارى و تمیز شده است. لکن بعضى از مؤمنین


1) . همان، ص 441 - 442 ، ح 4 .

2) . عروة الوثقى، ج 1 ، ص 599 ، مسئله 1 ، فصل 15 فى بعض احکام المسجد.

در نماز خواندن روى چنین زمینى که سابقا جاى توالت بوده، احتیاط مى کنند. متمنّى است حکم آن را بیان فرمایید؟

جواب: «در فرض سؤال که زمین مزبور براى انتفاع در جهت مخصوص بوده، آن را جزء صحن مسجد قرار دادن، که منافى با آن جهت است. جایز نبوده و حکم مسجد را ندارد. ولکن نماز خواندن در آن مکان مانع ندارد. واللّه العالم.»(1)

طبق این استفتا، مکانى که براى جهت خاصى مثل وضوخانه و دست شویى وقف شده است، چنانچه تبدیل هم شود عنوان «مسجد» را ندارد و اگر واقف ناراضى باشد، چه بسا اقامه نماز در این مکان هم خالى از اشکال نباشد.


1) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 156 ، س 114 .

سؤال 97 - آیا در زمین هایى که براى مخارج مسجد وقف شده اند، مى توان مسجد ساخت؟

در زمین هایى که وقف مسجدند تا از عواید آن ها براى مخارج مسجد استفاده شود، نمى توان مسجد ساخت و اضافه کردن مقدارى از آن هم براى مسجدسازى جایز نیست.(1)به طور کلى، زمین هایى که وقف مى شوند تابع نحوه وقف هستند و هرگونه تصرفاتى خارج از آن محدوده جایز نیست.


1) . تحریر الوسیله، ج 2 ، کتاب «الوقف»، ص 74 ، مسئله 56 .

سؤال 98 - آیا تغییر حسینیه به مسجد جایز است؟

چنانچه وقف زمین براى حسینیه تمام نشده و قبض وقف حاصل نشده، تغییر آن به عنوان مسجد اشکال ندارد، ولى اگر تغییر بعد از تمامیت وقف حسینیه حاصل شده باشد، باطل است و آن محل مسجد نمى شود، اگرچه نماز خواندن در آنجا اشکال ندارد.

سؤال: شخص خیّرى در جنب مسجد، زمینى به نیّت حسینیه در اختیار مؤمنین قرار داده است. بعدا امناى مسجد، آن زمین را با اجازه صاحب آن، جزو مسجد قرار داده اند. آیا احکام مسجد بر آن جارى است؟

جواب: اگر وقف حسینیه تمام شده، ولو به این نحو که به قصد حسینیه تحویل داده باشد، مسجد نمى شود و احکام مسجد بر آن جارى نیست.(1).


1) . همان، ج 2 ، ص 364 ، س 75 و 74 .

نظافت مسجد

سؤال 99 - چه پاداش هایى براى تمیزکنندگان مسجد درنظر گرفته شده است؟

گرایش به زیبایى و تمییزى در وجود همه انسان ها نهفته است. از این رو، بهترین و مقدّس ترین مکان ها یعنى مساجد، باید در نهایت تمیزى و نظافت باشد تا انسان از حضور در آنجا نه تنها خسته و دل زده نشود، بلکه همواره دل تنگ این مکان ها گردد. از این رو، مى بینیم در روایات، پاداش هاى زیادى براى نظافت کنندگان مسجد در نظر گرفته شده است که در ذیل، به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:

1 . آمرزش گناهان: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «مَن کَنسَ المسجدَ یَوم الخمیسِ و لیلةَ الجُمعةِ فأخرجَ مِنه مِن الترابِ ما یَذَرُّ فِى العین غفراللّه ُ تعالى له»؛(1)کسى که خانه خدا را در روز پنج شنبه و شب جمعه خاک روبى کند و به اندازه غبارى که در چشم مى رود از مسجد خاک برگیرد، خداوند او را مورد


1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 233 ، ح 700 .

آمرزش خویش قرار مى دهد.

از حدیث مزبور استفاده مى شود که نظافت مسجد در روز پنج شنبه و جمعه از فضیلت خاصى برخوردار است، ولى این کار در هر زمان دیگرى هم صورت گیرد پسندیده است؛ چون نفس عمل مهم است. علاوه بر این، مهم نیست که حتما مقدار زیادى خاک روبه و آشغال از مسجد بیرون کنند؛ مهم اهمیت دادن به نظافت و تمیز نگه داشتن مساجد است که باید از سوى تک تک مسلمانان صورت پذیرد.

2 . سالم ماندن جسد پس از مرگ: عبداللّه بن مسعود از رسول خدا صلى الله علیه و آله در حدیثى طولانى نقل مى کند که آن حضرت فرمودند: در شب معراج دیدم که بر در ششم بهشت نوشته بود: «... و مَن أرادَ أنْ لا تأکُلُه الدیدانُ تحت الأرضِ فلیکنس المساجد»؛(1)و هر کس بخواهد کرم ها (جسد) او را در زیرزمین نخورند، مساجد را جارو کند.

3 . اشتیاق بهشت و حوریان بهشتى به ملاقات او: امام کاظم علیه السلام از پدرش نقل مى کند که: «أنّ الجنّة والحورَ لتشتاقُ الى مَن یَکسُحُ المساجد و یأخذُ مِنها القذى»؛(2)بهشت و حوریان مشتاق ملاقات کسانى هستند که مساجد را جارو کنند و به اندازه خاشاکى که در چشم مى رود از آن خاک برگیرند.


1) . الفضائل، ص 153 .

2) . بحارالأنوار، ج 80 ، ص 382 .

4 . برخوردارى از رحمت متقّین: امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که آن حضرت فرمود: «مَن قَمَّ مسجدا کَتبَ اللّه ُ له عِتقُ رقبةٍ و مَن أخرجَ ما یقذى عینا کَتبَ اللّه له کِفلینِ مِن رَحمتِه»؛(1)کسى که مسجدى را جارو کند، خداوند پاداش آزاد کردن بنده اى براى او مى نویسد و اگر از مسجد به اندازه خاشاکى که در چشم مى رود، غبار برگیرد خداوند - عزّوجلّ - دو بهره و نصیب از رحمت خویش را به وى عطا مى فرماید.

قرآن کریم برخوردارى از رحمت مضاعف و دو چندان الهى را یکى از آثار تقوا معرفى مى کند، آنجا که مى فرماید: «یا أیُّها الذّینَ آمَنوا اتّقوا اللّه َ و آمِنوا بِرسولهِ یُؤتِکم کِفلینِ مِن رحمتهِ»؛(2)اى اهل ایمان! اگر تقواى الهى پیشه سازید و به رسول خدا ایمان آورید، خداوند رحمت مضاعف خویش را به شما عطا خواهد کرد.


1) . المحاسن، ج 1 ، ص 57 - 58 .

2) . حدید: 28 .

سؤال 100 - در ساخت مکان هاى بهداشتى مسجد، چه نکاتى باید رعایت شوند؟

در تعریف بناى مسجد، یکى از مستحبات آن است که مکان هاى بهداشتى را در کنار مسجد بسازند. از رسول گرامى روایت شده است که فرمودند: «واجعلوا مَطاهِرکم على أبوابِ مساجِدکم»؛(1)محل هاى تطهیر را در کنار مساجد قرار دهید.

صاحب جواهر پس از ذکر این روایت مى فرماید: مؤیّد این حکم آن است که این کار به مصلحت کسانى است که به مسجد رفت و آمد مى کنند و باعث مى شود نمازگزاران از ناحیه بوى محل تطهیر دچار اذیت نشوند. علاوه برآن، این کار باعث مى شود تا مسجد در معرض نجس شدن قرار نگیرد و با احترام و منزّه بودن مسجد نیز سازگار است.(2)

شهید اول مى فرماید: «والمیضاةُ على بابِها»؛ مستحب است که مکان هاى


1) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 254 ، ح 22 از باب «فضائل المساجد والصلاة فیها».

2) . جواهر الکلام، ج 14 ، ص 78 .

بهداشتى مسجد را در کنار در آن بسازند. شهید ثانى قدس سره در توضیح این عبارت مى فرماید: این استحباب مربوط به فرضى است که بناى دست شویى مقدّم بر تحقق عنوان مسجد باشد (یعنى اگر زمینى عنوان مسجد ندارد مى توان سرویس بهداشتى در آن ساخت)، ولى اگر تحقق عنوان «مسجد» شده باشد. ساختن هرگونه مکان بهداشتى در فضاى مسجد حرام است و همچنین ساختن وضوخانه چنانچه چه ضررى براى مسجد داشته باشد، جایز نیست.(1)

سؤال: قطعه زمینى است که آن را شخصى به نیّت مسجد خریدارى کرده و درصدد ساختن آن بوده است. لکن قبل از آنکه آنجا را ساختمان کند و قسمت شبستان و دست شویى و توالت آن را معیّن نماید مرحوم شده بعد از او چند نفر دیگر با خرج خودشان، قسمت شمالى زمین را که موردنظر بانى براى شبستان بوده، ساخته اند. (مورد نظر از این جهت که بانى در آن قسمت زمین، گاهى نماز مى خوانده و آن قسمت را هموار کرده بود.) و چون بانى زمین مرحوم شده و قسمت توالت و دست شویى را معلوم نکرده، هنوز مسجد فاقد توالت است، در حالى که وراث بانى هستند و براى هرگونه اصلاحى به صورتى که شرع مقدّس اجازه فرماید، حاضرند. تقاضا مى شود نظر مبارک را در مورد ساختن دست شویى و توالت مرقوم فرمایید که ان شاءاللّه مشکل حل شود؟

جواب: «در محلى که به عنوان مسجد نماز در آن خوانده نشده، هر طورى که معمار و مهندس صلاح بدانند و با نقشه ساختمان مخالف نباشند،


1) . شرح اللمعة، ج 1 ، ص 541 .

ساختن توالت و دست شویى مانعى ندارد.»(1)

سؤال: زمینى به مساحت 250 متر مربع واقع در جنب مسجدى به منظور اضافه کردن وسعت حیاط مسجد خریدارى شده و بعدا ساختمانى در آن احداث گردیده که بالاى آن به قسمت مسجد زنانه اضافه شده و از طبقه پایین و زیرزمین جهت انبار و کتاب خانه و شوفاژ و سایر نیازها استفاده خواهد شد و چون ساختمان مذکور احتیاج به دست شویى و توالت دارد، آیا مى توان در زیرزمین این ساختمان، چاهى براى فاضلاب و توالت حفر نمود و در روى آن دست شویى و توالت ساخت یا خیر؟

جواب: «در فرض سؤال، اگر زمین مذکور را به قصد مسجد شدن وقف نکرده باشند، یا قصد مسجد شدن طبقه زیر را نکرده باشند و فقط طبقه روى زیرزمین را، که به قسمت زنانه اضافه شده، مسجد قرار داده اند، جایز است در زیرزمین، که مسجد نیست، چاه فاضلاب حفر نمایند و توالت بسازند؛ و اگر تمام آن به قصد مسجدیت وقف شده باشد زیر زمین نیز مسجد است و حفر چاه فاضلاب و ساختمان توالت و دست شویى در آنجا جایز نیست.»(2).


1) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 140 ، س 52 .

2) . همان، س 45 .

نقاشى مسجد

سؤال 101 - نقاشى کردن مساجد چه حکمى دارد؟

شواهد تاریخى نشان مى دهند مساجد صدر اسلام ساده و بى پیرایش بوده و هیچ گونه نقشى در آن ها نبوده است، ولى بعدها در برخى از مساجد تصاویرى نقش شده اند. از این رو، عمرو بن جمیع مى گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد مساجدى که داراى نقاشى و تصویر هستند، سؤال نمودم، امام علیه السلام فرمود: «أَکرهُ ذلکَ»؛(1)این کار را خوش نمى دارم. به همین دلیل، امام خمینى قدس سره فتوا مى دهند که «بنابر احتیاط واجب، نباید صورت چیزهایى که مثل انسان و حیوان را، که روح دارد، در مسجد نقش کنند. و نقاشى چیزهایى که روح ندارد، مثل گل و بوته مکروه است.»(2)


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 369 .

2) . توضیح المسائل، مسئله 908 .

سؤال 102 - آیا نصب عکس در مسجد در حکم نقاشى کردن است؟

بنابر فتاواى فقها، نصب عکس در مسجد حکم تصویر ذى الروح و نقاشى آن ها را ندارد، ولى چون نماز خواندن مقابل عکس مکروه است، بدین دلیل، خادمان و متولّیان امور مساجد باید دقت کنند تا عکس ها در مقابل نمازگزاران نباشند، یا به هنگام نماز با وسیله اى آن ها را بپوشانند.

سؤال: امروزه در بعضى از مساجد و یا مکان هایى که نماز جمعه اقامت مى شود، عکس ها و پوسترهایى روبه روى نمازگزاران نصب مى شود. آیا نماز خواندن در این مکان ها اشکال دارد؟

جواب: نماز صحیح است، هرچند در مقابل نماز گزار بودن آن کراهت دارد، و کراهت رفع مى شود به اینکه روى آن را به وسیله اى بپوشانند.(1).


1) . استفتائات، ج 1 ، ص 150 ، س 79 .

نماز جماعت در مسجد

سؤال 103 - اقامه نماز جماعت چه آثار و فوایدى دارد؟

برخى از آثار و فواید اقامه نماز جماعت از قبیل عبور آسان و سریع از پل صراط، ثواب مضاعف، ورود به بهشت، و تحقق نظارت عمومى، در پاسخ به سؤال هدف و فلسفه تشریع نماز جماعت بیان شده است. اینک به برخى دیگر از آثار و فواید آن اشاره مى کنیم:

1 . استجابت دعاها: یکى از فوایدى که در منابع اسلامى و متون دینى براى اقامه نماز جماعت ذکر شده مستجاب شدن دعا براى نمازگزاران در جماعت است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرمایند: «اِنَّ اللّه َ - عزّوجلّ - لَیَستحیى مِن عبدِهِ اِذا صَلّى في جماعةٍ ثُمّ سألَهُ حاجةً أن یَنصرفَ حتّى یَقضیها»؛(1)قطعا خداوند از بنده اش که نماز خود را به جماعت خوانده و حاجتى از او طلبیده است، شرم مى کند که دعاى او را مستجاب نکند.


1) . ارشاد القلوب، ج 1 ، ص 183 .

2 . شناخت افراد مورد اعتماد: امام صادق علیه السلام مى فرماید: از پدرم شنیدم که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «مَن صلّى الخمسَ في جماعةٍ فظنّوا به خیرا»؛(1)هرکس نمازهاى پنج گانه خود را به جماعت برگزار کند، به او گمان خوب ببرید.

3 . سبب قرار گرفتن در دژ محکم الهى: امام صادق علیه السلام مى فرماید: «مَن صلَّى الغداةَ والعشاءَ الآخرةَ في جماعةٍ فهو في ذِمّة اللّه ِ - عزّوجلّ - و مَن ظلمهُ فاِنّما یظلُم اللّه َ و مَن حقّرهُ فاِنّما یُحقِّرُ اللّه ُ - عزّوجلّ »؛(2)هرکس نماز صبح و عشا را به جماعت برگزار کند در پناه خداى متعال خواهد بود و کسى که به چنین فردى ستم کند به خدا ستم کرده است و هر کس او را تحقیر کند خداى عزّوجل را کوچک شمرده است.

4 . تربیت نیکو و پسندیده: از دیگر آثارى که در اقامه نماز جماعت وجود دارد، تربیت پسندیده است. به همین دلیل، ائمّه اطهار علیهم السلام شیعیان را به شرکت در این گونه محافل تشویق مى کنند و آن را مایه عزّت و سربلندى مذهب شیعه مى دانند. امام صادق علیه السلام به زید شحّام مى فرماید: «یا زید! خالقوا النّاس بأخلاقِهِم، صَلّوا في مساجِدهم و عودوا مَرضاهُم، فاِنّکم اِذا فُعلتم قالوا هؤلاءِ الجعفریةُ، رحم اللّه ُ جعفرا، ما کان أحسنَ ما یُؤدِّبَ أصحابه»؛(3)با مردم معاشرت داشته باشید، در مساجد آن ها نماز بخوانید و از بیمارانشان


1) . اصول کافى، ج 3 ، ص 371 ، باب «فضل الصلاة فى الجماعة»، حدیث سوم.

2) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 377 ، باب «الجماعة و فضلها»، حدیث 1098 .

3) . همان، ج 1 ، ص 383 ، ح 1128 .

عیادت کنید. اگر این گونه رفتار کنید مى گویند: این ها جعفرى مذهب هستند، خداوند جعفر را رحمت کند! چه خوب پیروانش را تربیت کرده است!

5 . آمرزش گناهان: امام على علیه السلام مى فرماید: «اجابةُ المؤذِّن کفّارةُ الذّنوبِ»؛(1)اجابت دعوت مؤذّن (رفتن به مسجد براى اقامه نماز) کفّاره گناهان است.

6 . برائت از آتش جهنم: امام صادق علیه السلام از جدّش حضرت على علیه السلام نقل مى کند که فرمود: «مَن أدرکَ الصّلاةَ أربعینَ یوما فى الجماعةِ کُتِبَ له براءةٌ مِن النفاقِ و برائةٌ مِن النارِ»؛(2)هر کس چهل روز نماز جماعت را درک کند، براى او بیزارى از نفاق و آتش جهنم نوشته مى شود.

علاوه بر آثار مذکور، در پاسخ به سؤال مزبور، اقامه نماز جماعت و جمعه یک اثر تبلیغى و جهانى دارد که گفتن آن از زبان غیر مسلمانان زیباتر به نظر مى رسد. به ذکر نظر دو متفکر غیرمسلمان اشاره مى کنیم:

هراس لیف مى گوید: «در مسجد "ووکنج" لندن ملاحظه کردم که عالى ترین نوع مساوات در میان مسلمانان وجود دارد، سخت دست خوش حیرت گردیدم؛ دیدم نژادهاى مختلف و شخصیت هاى عالى و دانى در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و برادرانه مشغول عبادت هستند. نظیر این را تاکنون


1) . جامع الأخبار، ص 67 .

2) . ارشاد القلوب، ج 1 ، ص 184 .

ندیده بودم.»(1)

هوستون اسمیت در کتاب مذاهب انسان مى نویسد: «محل اجتماع مسلمانان را براى اداى صلوات خمسه، "مسجد" مى گویند. بیگانگانى که به ممالک اسلام سفر کرده اند، مشاهده نموده اند که اجتماع مردم مسلمان در مساجد یکى از مناظر بسیار شورانگیز مذاهب بشرى عالم است؛ چه، در صحن و شبستان ساده و بى پیرایه، که با نورى ضعیف منوّر است، صدها نفوس دوش به دوش یکدیگر رو به سوى قبله، گاهى به قیام و گاهى به رکوع و گاهى به سجود مشغولند.»(2)


1) . راه تکامل، ج 3 ، ص 102 / مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، ص 170 .

2) . اسلام از نظر دانشمندان غرب، ص 52 .

سؤال 104 - چه فضیلت هایى براى نماز جماعت ذکر شده اند؟

برگزارى نماز جماعت از جمله دستوراتى است که در اسلام بر آن ها تأکید و سفارش فراوان شده است و از سوى خداوند متعال آثار و فضایل ارزشمندى براى کسانى که براى برپایى این عمل تلاش مى کنند، منظور گردیده است.

در نامه اى از امام رضا علیه السلام به مأمون عبّاسى در فضیلت «نماز جماعت» مى خوانیم: «و فضلُ الجماعةِ على الفردِ بُکلِّ رکعةٍ ألف رکعةٍ»؛(1)پاداش هر رکعت نماز جماعت نسبت به نماز به فرادا، برابر با دو هزار رکعت است.

پیامبر گرامى به امام على علیه السلام فرمودند: «یا على! انّ مَن صلّى الغداةَ في جماعةٍ فکانّما قامَ اللیلَ کلَّه راکعا و ساجدا»؛(2)اى على، هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند مثل این است که تمام شب را با حالت رکوع و سجود


1) . وسائل الشیعه، ج 8 ، ص 289 ، باب یکم، باب «تأکد استحبابها فى الفرائض».

2) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 153 .

گذرانده باشد.

پیامبر گرامى مواظبت بر نماز جماعت را بهترین راه براى عبور از پل صراط مى دانند: «مَن حافَظَ علىَ الجماعةِ حیثُ ما کانَ مرَّ علىَ الصّراطِ کالبرقِ اللاّمع في أولِ زُمرةٍ معَ السابقینَ و وجههُ أضوءُ مِن القمرِ لیلة البدرِ و کانَ لَهُ بِکلِّ یومٍ و لیلةٍ حافظَ علیها ثوابُ شهیدٍ»؛(1)کسى که بر نماز جماعت مواظبت نماید همانند برق جهنده - بسیار سریع - همراه اولین گروه، از پل صراط مى گذرد، در حالى که سیماى او روشن تر از ماه شب چهاردهم مى باشد، و براى هر شب و روزى که بر نماز جماعت محافظت نماید، ثواب شهید داده مى شود.

در روایت دیگرى، صفوف نمازگزاران را به صف هاى ملائکه اى تشبیه فرموده است: «و امّا الجماعةُ فانّ صفوفَ اُمّتى فى الأرضِ کصفوفِ الملائکةِ في السّماءِ و الرکعةُ في جماعةٍ أربعٌ و عشرونَ رکعةً کلُّ رکعةٍ أحبُّ الى اللّهِ - عزّوجلّ - مِن عبادةِ أربعینَ سنةٍ و امّا یوم القیامة [ الجمعةُ ] فانّ اللّه َ یجمعُ فیه الأولینَ و الآخرینَ للحساب [ سدٌّ ] فما مِن مؤمنٍ مشى الى الجماعةِ الاّ خفّفَ اللّه ُ علیه - عزّوجلّ - أهوالَ یومِ القیامةِ ثُمَّ یأمرُ بِهِ اِلىَ الجنّةِ»؛(2)صف هاى نماز جماعت امت من در زمین مانند صفوف ملائکه الهى در آسمان است و ثواب هر رکعتش به اندازه بیست و چهار رکعت است که هر رکعتش نزد خداوند متعال محبوب تر از عبادات چهل سال است و اما امروز قیامت [یاجمعه]


1) . اعلام الدین، ص 423 .

2) . الخصال، ج 2 ، ص 355 / بحارالأنوار، ج 85 ، ص 6 ، باب یکم، حدیث هشتم.

خداوند تمام انسان ها را براى حساب جمع مى کند، پس هیچ مؤمنى نیست که بر نماز جماعت داشته باشد مداومت، مگر اینکه خداوند ترس ها و وحشت هاى روز قیامت را برایش کم مى کند و سپس دستور مى دهد که او را به سوى بهشت ببرند.

اهمیت شرکت در نماز جماعت و برخوردارى از فضایل و پاداش آن به حدى است که پیامبر مکرّر به آن دسته از مسلمانانى که در نماز جماعت شرکت نمى کردند اخطار مى داد و آن ها را عتاب و سرزنش کرد. پیامبر حتى کور مادرزاد را هم از شرکت در جماعت مسلمانان معاف نکرد؛ وقتى کورمادرزادى به حضرت فرمود: «انّى ضریر البصر و رُبّما أسمعُ النداءَ و لا أجدُ مَن یقودنى الى الجماعةِ و الصّلاةِ مَعکَ؟»؛ اى رسول خدا، من از چشم عاجز هستم و گاهى صداى اذان را مى شنوم و کسى را نمى یابم که مرا به جماعت راهنمایى کند تا با شما نماز بخوانم. پیامبر گرامى فرمودند: «شُدَّ ِمن منزلِکَ اِلىَ المسجدِ حَبلاً و احضرِ الجماعةَ»؛(1)ریسمانى از خانه ات تا مسجد بکش و به کمک آن در نماز جماعت حاضر شو.

به راستى، آیا با دیدن این روایت از پیامبر گرامى، دیگر عذرى براى شرکت نکردن و عدم حضور در نماز جماعت براى افراد باقى مى ماند؟!


1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 266 .

سؤال 105 - فلسفه تشریع نماز جماعت چیست؟

بى تردید، چنانچه جامعه اى دچار اختلاف و تفرقه شود، بخش مهمى از نیرو و توان و استعداد خود را در کشمکش ها و درگیرى ها از دست خواهد داد و این براى تمام جوامع، بخصوص جامعه اسلامى، بسیار خطرناک و نامطلوب است.

از این رو، در اسلام، وحدت، یک دلى و همسبتگى افراد جامعه با یکدیگر در

پرتو دستورات و فرامین الهى از اساسى ترین نیازهاى جامعه به شمار آمده

و در جهت ایجاد وحدت، قوانین و دستورالعمل هایى براى مسلمانان وضع شده اند. از جمله این قوانین و دستورات، که در مکتب اسلام بسیار بر انجام آن ها تأکید شده، بجاى آوردن «نماز جماعت در هر روز» و نماز جمعه هفته اى یک بار است. به دلیل آنکه غالبا نمازهاى جمعه و جماعت در مساجد برگزار مى شوند، از این رو، مسجد در ایجاد «وحدت» و همبستگى داراى نقش و جایگاهى ویژه است. در پرسش هایى که از ائمّه اطهار علیهم السلام در ارتباط با فلسفه تشریع نماز جماعت پرسیده شده، به برخى از آثار این عمل اشاره شده است که

در ذیل، به آن ها اشاره مى کنیم:

امام هشتم علیه السلام در پاسخ به این سؤال فضل بن شاذان، به آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت اشاره مى فرمایند: «لأن لایکونَ الاخلاصُ و التوحیدُ والاسلامُ و العبادةُ للّه ِ الاّ ظاهرا مکشوفا مشهورا، لأنّ في اظهارِهِ حجةٌ على اهلِ الشرقِ و الغربِ للّه ِ - عزّوجلّ - وَحدَهُ و لیکون المنافقُ و المستخِفُّ مؤدیّا لِمَا أقرَّ به بظاهرِ الأسلامِ و المراقبةِ و لِیکونَ شهاداتُ الناسِ بالأسلامِ مِن بَعضِهم لِبعضٍ جائزةٌ ممکنةٌ مع ما فیه مِن المساعدةِ علىَ البرِّ و التقوى و الزجرِ عن کثیرٍ مِن معاصىِ اللّه ِ - عزّوجلّ - »؛(1)براى اینکه بندگى خالصانه و یکتاپرستى و اسلام و عبادت خداوند - عزّوجلّ - آشکار گردد و از این طریق، حجت الهى بر همه انسان ها تمام شود و منافقان و مؤمنانى که سهل انگارند و نماز را سبک مى شمارند، از دیگر مؤمنان شناسایى گردند و مؤمنان بتوانند به اسلام یکدیگر گواهى دهند. علاوه براین، شرکت در نماز جماعت کارى نیک و موجب پرهیزگارى است و دورى از بسیارى از گناهان را به دنبال خواهد داشت.

در روایت دیگرى امام صادق علیه السلام مى فرماید: «انّما جُعل الجماعةُ و الأجتماعُ اِلىَ الصّلاةِ لکى یُعَرفَ مَن یُصلّى مِمّن لایُصلّى و مَن یَحفظُ


1) . علل الشرائع، ج 1 ، ص 262 .

مواقیتَ الصّلاةِ مِمّن یُضیّعُ و لولا ذلکَ لم یُمکن أحدٌ أن یَشهدَ على آخرِ بِصلاحٍ لأنّ مَن لایُصلّي لاصلاح له بین المسلمین... و قد کانَ یقولُ رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله: لاصلاةَ لِمَن لا یُصلّى فى المسجدِ مَعَ المسلمین اِلاّ مِن علّةٍ»؛(1)نماز جماعت و اجتماع و گردهمایى براى نماز فقط به این خاطر مقرّر شده است که نمازخوان و بى نماز از یکدیگر شناخته شوند و نیز کسى که بر اوقات نماز محافظت مى کند از کسى که آن را ضایع مى سازد مشخص گردد، و اگر نماز جماعت نبود کسى از جامعه اسلامى نمى توانست به صلاحیت دیگرى گواهى دهد؛ چون کسى که نمازش را نخواند در بین مسلمانان صلاحیت و جایگاهى ندارد... رسول گرامى مى فرمودند: نمازى نیست براى کسى که بدون عذر و علت در مسجد و با مسلمانان نماز نخواند.

از دو روایت مزبور آثار، اجتماعى نماز جماعت ظاهر مى شوند که به طور خلاصه به آن ها اشاره مى کنیم:

1 . آشکار شدن اسلام و بندگى خدا و آیین توحید و یکتاپرستى و اتمام حجت بر آنان؛

2 . شناخته شدن نمازخوان و بى نماز در اجتماع مسلمانان؛

3 . شناخت منافقان و کاهلان از مؤمنان حقیقى و شهادت دادن مردم


1) . من لایحضره الفقیه، ج 3 ، ص 38 .

بر یکدیگر؛

4 . ترویج روحیه تعاون و همکارى و مشارکت در کارهاى عمومى و عام المنفعه؛

5 . ترویج روحیه تقوا و پرهیزگارى؛

6 . تحقق نظارت عمومى بر رفتار و کردار افراد جامعه و در نتیجه، اجتناب افراد از معاصى و فراهم شدن محیط سالم اجتماعى. .

نماز در مسجد

سؤال 106 - چرا در شرع مقدّس توصیه شده است که نماز را در مساجد متعدد و نقاط متفاوت یک مسجد به جاى آورید؟

در پاسخ به سؤال، چند نکته قابل توجهند:

1 . قرآن کریم از مسجد خاصى نام نمى برد و به مسلمانان دستور مى دهد که به هر مسجدى روى آورید: «قُل اَمَر ربّى بالقسطِ و اَقیمُوا وجوهَکم عندَ کُلِّ مسجدٍ و ادعُوه مُخلصا لَهُ الدّین»؛(1)بگو اى پیامبر، پروردگارم به عدالت امر کرده و توجه خویش را در هر مسجد (به هنگام عبادت) به سوى او کنید و او را بخوانید، در حالى که دین (خود) را براى او خالص مى گردانید! مفسّران درتفسیر «اقیمُوا وُجوهَکم» نظرات گوناگونى دارند. یکى از آن نظرات این است که وقتى در مسجدى زمان نمازى را درک کردید، همان جا نمازتان را بجاى آورید و آن را به تأخیر نیندازید. براساس این تفسیر، معناى آیه این


1) . اعراف: 29 .

خواهد بود که بجاى آوردن نماز در مساجد متعدد مطلوب است.(1)

2 . در منابع دینى وارد شده است که زمین و دیگر آفریده ها شاهد اعمال انسان هستند و در روز قیامت، به نفع و یا بر ضرر انسان (نسبت به نوع عمل و رفتار انسان) شهادت مى دهند. از جمله آثار اقامه نماز در مساجد متعدد، این است که این مساجد در صحراى محشر، به نفع نمازگزار شهادت خواهند داد. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «و صلِّوا مِن المساجدِ في بقاعٍ مختلفةٍ فانّ کلَّ بقعةٍ تَشهدُ لِلمصلّى علیها یومَ القیامة»؛(2)در جاهاى متعدد از مساجد نماز بجاى آورید؛ چون هر گوشه اى از زمین در روز قیامت، براى کسى که بر آن نماز گزارده باشد، شهادت مى دهد. از حدیث شریف فرموده، هم مطلوبیت نماز در مساجد متعدد استفاده مى شود و هم اینکه در مورد مسجد واحد، شایسته است

انسان در نقاط متفاوت آن نماز و عبادت بجاى آورد.

شاید به همین علت است که وجود مقدّس بنى اکرم صلى الله علیه و آله در وصیت خویش به ابوذر غفارى مى فرمایند: «یا أباذرَ ما مِن رَجُلٍ یَجعلُ جبهتة في بقعةٍ مِن بُقاعِ الأرض الاّ تَشهدُ له بِها یَومَ القیامةِ، و ما مِن منزلٍ نَزله قومٌ الاّ و أصبحَ ذلکَ المنزلُ یُصلّى علیهم او یلعنم. یا أباذرَ، ما مِن صباحٍ ولارواحٍ الاّ و بُقاعِ الارضِ یُنادى بعضُها بعضا: یا جارةُ، هل مرَّ بکَ الیومُ ذاکرُ اللّه ِ (تعالى) او عبدٌ وَضَعَ جبهته علیك ساجدا للّه ِ (تعالى)؟ فمَن قائلةٌ: لا و من قائلةٌ: نعم، فاِذا


1) . المیزان، ترجمه سید محمّدباقر موسوى همدانى، ج 8 ، ص 91 - 92 .

2) . الامالى،شیخ صدوق، ص 358 - 359 .

قالت نعم، اهتزّتْ وانشرحتْ وترى اَنّ لَها فضلاً على جارتِها.»(1)

ترجمه: «اى اباذر! هر انسانى پیشانى خود را براى سجده بر قطعه اى از زمین بگذارد، آن زمین در روز قیامت به نفع وى شهادت خواهد داد، و هر گروهى در مکانى فرود آیند، (چنانچه صالح باشند) آن مکان بر آن ها درود مى فرستد و (چنانچه گناه کار و فاسد باشند) آنان را لعن و نفرین مى نماید. اى اباذر! در هر صبح و شام، بخش هاى زمین با یکدیگر به گفت وگو مى پردازند. یکى به دیگرى مى گوید: اى همسایه! آیا امروز کسى که به یاد خداوند باشد یا بنده اى که پیشانى اش را براى سجده بر تو قرار دهد، از تو گذر نموده است؟ برخى پاسخ مثبت مى دهند و برخى پاسخ منفى. بخش هایى از زمین که به چنین انسان هایى برخورد نموده باشند به شور و وجد آمده، احساس فرح و شادى مى کنند و این موفقیت را، که چنین انسان هایى بر آن ها عبور نموده، براى خود فضیلت و امتیازى بر همسایه خود به حساب مى آورند.»

آرى، زمین به ظاهر بى جان از عبور انسان هاى صالح و موحّد بر روى خود، مى بالد و فخر و مباهات مى کند. این وابستگى زمین به انسان هاى نیکوکار تا آنجا ادامه مى یابد که در برخى از روایات، وارد شده که بخش هایى از زمین، که مؤمنان در آن خداوند را عبادت کرده اند، در مرگ مؤمن همراه با فرشتگان الهى به سوگ مى نشینند و گریه و زارى مى کنند. امام کاظم علیه السلام مى فرمایند: «اذا ماتَ المؤمنُ بَکت علیه الملائکةُ و بُقاعُ الأرض الّتى کانَ یَعبدُ اللّه َ علیها


1) . الامالى، شیخ صدوق، ص 534 .

و أبوابُ السماء الّتى کانَ یَصعدُ فیها بأعماله»؛(1)هنگامى که مؤمن مى میرد، فرشتگان و بخش هایى از زمین که مؤمن خداوند را در آن ها عبادت مى نموده و درهاى آسمان، که اعمال او از آنجا صعود مى کرده است، همگى در ماتم وى مى گریند.

3 . به دلیل آنکه هدف از حضور در مسجد انجام اعمال عبادى و تقرّب به خداى تعالى است، هرگونه وابستگى به مسجد خاصى مثل مسجد محل یا مسجد جامع و یا امام جماعت خاصى باعث مى شود تا انسان در بسیارى از اوقات، از فیض حضور در نمازهاى جماعت و خواندن نماز در وقت فضیلت محروم شود، و این امر با هدف رفت و آمد به مساجد، چندان که شایسته است، سازگار نیست.


1) . اصول کافى، ج 1 ، ص 38 .

سؤال 107 - در چه مساجدى مسافر مخیّر است که نماز را تمام یا قصر بخواند؟

«در چهار مکان است که مسافر مخیّر است نماز خود را به قصر یا به اتمام بخواند:

1 . مسجدالحرام در مکّه؛ 2 . مسجد النبى در مدینه؛ 3 . مسجد کوفه درشهر کوفه؛ 4 . زائر امام حسین علیه السلام در کربلاى معلى. مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر و مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جایى که اول جزء این مساجد نبوده و بعد به این مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتیاط واجب آن است که شکسته بخواند و نیز مسافر مى تواند در حرم و رواق حضرت سیدالشهداء علیه السلام بلکه در مسجد متصل به حرم، نماز را تمام بخواند.»(1)


1) . توضیح المسائل، مسئله 1356 .

سؤال 108 - آیا مى توان در زمینى که قبلاً حمام بوده و اکنون مسجد شده است نماز خواند؟

«اگر تغییر مورد وقف با اجازه مجتهد جامع الشرائط بوده (چون - مثلاً - به حمام نیازى نبوده است) از این نظر اشکالى ندارد و عدم رضایت فرزندان واقف تأثیرى ندارد. ولى اگر اهل محل به آن حمام نیاز دارند، تغییر آن بى مورد بوده است. در این صورت، محل اشکال است.»(1)».


1) . براى مطالعه بیشتر ر. ک: تحریر الوسیله، ج 2 ، کتاب «الوقف».

همسایه مسجد

سؤال 109 - مقصود از روایاتى که مى گویند: «همسایه مسجد نمازش قبول نمى شود، مگر در مسجد» چیست؟ همسایه مسجد کیست؟

اگرچه تأکیدها و تشویق هایى که در زمینه رفت و آمد به مسجد صورت گرفته عمومى و همگانى اند، اما این تأکیدها در خصوص همسایه مسجد جنبه جدّى تر و گسترده ترى به خود گرفته اند. ولى معناى این دسته از روایات آن نیست که اگر همسایه مسجد نماز را در خانه خودش بخواند، باطل است. فقهاى ما نیز با استناد به این دسته روایات خاص، نماز خواندن همسایگان مسجد را در مسجد مستحب مؤکّد و ترک نماز همسایه در مسجد را مکروه شمرده اند.

حضرت امام خمینى قدس سره در رساله توضیح المسائل مى فرمایند: «مستحب است نمازهاى واجب، خصوصا نمازهاى یومیّه، را به جماعت بخوانند و در نماز صبح

و مغرب و عشا، خصوصا براى همسایه مسجد و کسى که صداى اذان مسجد را

مى شنود، بیشتر سفارش شده است.»(1)

اما اینکه همسایه مسجد کیست، برخى از روایات همسایه مسجد را کسانى مى دانند که صداى اذان را مى شنوند. امام على علیه السلام مى فرمایند:«لاصلاةَ لِجارِ المسجد الاّ فِى المسجدِ اِلاّ اَن یکونَ له عذرٌ او به علّةٌ. فقیل له: و مَن جارُ المسجدِ، یا امیر المؤمنین؟ قال: مَن سمِعَ النداءَ»؛(2)همسایه مسجد چنانچه عذر و یا بیمارى نداشته باشد، نمازش جز در مسجد مقبول درگاه الهى نخواهد بود. از آن حضرت سؤال شد: همسایه مسجد چه کسى است؟ فرمود: کسى که صداى اذان را بشنود.

ممکن است به ذهن برسد که امروزه با فراهم شدن امکانات صوتى در مساجد، آیا باز هم «شنیدن اذان» معیار و ملاک است یا خیر؟ در پاسخ، باید گفت: فقهاى بزرگى همچون علاّمه و محقق کرکى، شهید ثانى و صاحب جواهر قدس سرهم ملاک و معیار در تعیین همسایه را رجوع به عرف مى دانند. صاحب جواهر قدس سره مى نویسد: چون لفظ «همسایه» یک لفظ عرفى است و شرع هم در این زمینه اصطلاح خاصى ندارد، باید براى به دست آوردن معناى آن، به «عرف» مراجعه نمود.(3)


1) . توضیح المسائل، مسئله 1399 .

2) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 148 ذکر المساجد.

3) . ر . ک: جواهرالکلام، ج 28 ، ص 42 - 43 .

سؤال 110 - آیا همسایگان مساجد بر مسجد حقوقى دارند؟

همان گونه که مسجد داراى حقوقى نسبت به همسایگان خویش است، متولّیان امور مساجد نیز متقابلاً باید نکاتى را نسبت به همسایگان مسجد مورد توجه و عنایت قرار دهند. امروزه در مواردى مشاهده مى شود که گاهى مناقشات و مشاجراتى بر سر پخش اذان، قرآن و سایر مراسم هاى مذهبى از بلندگوهاى مسجد رخ مى دهند. آنچه در این زمینه مى توان گفت آن است که پخش اذان از مسجد در پنج وقت فضیلت نمازهاى واجب، یک سنّت اسلامى است که از زمان نبى اکرم صلى الله علیه و آله تا به حال در تمام سرزمین هاى اسلامى رایج و متداول بوده است. اذان شعار جامعه اسلامى و نشانه مسلمانى است و مخالفت با آن و یا ابراز انزجار از صداى آن در صبحگاهان و غیر آن براى انسان جایز نیست.

اما در مورد پخش سایر مراسم و امور مذهبى از قبیل مجالس دعا و سوگوارى، باید متولّیان رعایت حال همسایگان را بنمایند و بلندگوهاى مسجد را به گونه اى تنظیم کنند که براى افراد حاضر در مسجد قابل استفاده باشند؛ زیرا اگر این امر سبب آزار و اذیت همسایگان شود، دل سردى آنان از مسجد

و شعائر اسلامى را به همراه خواهد داشت.

علاوه برآن، اذیت و آزار دیگران در شرع مقدّس حرام است. حضرت امام خمینى قدس سره در یکى از سخنرانى هایشان فرمودند: «گاهى مى شود

کارها به ظاهر اسلامى، لکن با بى توجهى و خلاف اسلام واقع مى شود؛ مثل اینکه نصف شب ها شروع مى کنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن، در صورتى که همسایه ها هستند و ناراحت مى شوند، مریض ها هستند، معلولین هستند، بیمارستان ها هست و این ها رنج مى برند و شما یک چیزى را که مى خواهید "عبادت" باشد "معصیت کبیره" مى شود.»(1)


1) . صحیفه امام، ج 16 ، ص 411

فهرست منابع

1 . قرآن کریم؛

2 . نهج البلاغه،مؤسسه تحقیقاتى امیرالمؤمنین علیه السلام ،ترجمه محمد دشتى؛

3 . أجوبة الأستفتائات،حضرت آیه اللّه خامنه اى (مدظلّه). دارالنبأ، 1415 ق؛

4 . ارشاد القلوب، حسن بن ابى الحسن دیلمى، شریف رضى، 1412 ق؛

5 . استفتائات، امام خمینى قدس سره؛

6 . اسلام از نظرگاه دانشمندان غرب، على اصغر حکمت، کتابخانه ابن سینا؛

7 . اصول کافى، محمّد بن یعقوب کلینى، تهران، دارالکتب الأسلامیة، 1365؛

8 . اعلام الدین، حسن بن أبى الحسن دیلمى، قم، آل البیت، 1408 ق؛

9 . اعلام الساجد باحکام المساجد، محمّد بن عبداللّه زرکشى شافعى، قاهره، 1384 ق؛

10 . الأحتجاج، ابو منصور احمد بن على طبرسى، مشهد، مرتضى، 1403 ق؛

11 . الآداب الطبیة فى الأسلام، جعفر مرتضى عاملى، قم،جامعه مدرسین، 1362؛

12 . الأستبصار، شیخ طوسى، تهران، دارالکتب الأسلامیة، 1390 ق؛

13 . الأمالى، شیخ صدوق، کتابخانه اسلامیه، 1362؛

14 . الأمالى، شیخ طوسى، قم، دارالثقافة، 1414 ق؛

15 . المحاسن، احمد بن محمّد بن خالد برقى، قم، دارالکتب الأسلامیة، 1371 ق؛

16 . بحارالأنوار، محمّدباقر مجلسى، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق؛

17 . پیرامون جمهورى اسلامى، مرتضى مطهّرى، قم، صدرا، 1367؛

18 . تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروى، تهران، امیرکبیر، 1344؛

19 . تحریر الوسیله، امام خمینى قدس سره، قم، اسماعیلیان، 1408 ق؛

20 . تحریم تنباکو اولین مقاومت منفى در ایران، ابراهیم تیمورى، تهران، سقراط، 1328؛

21 . تفسیر العیّاشى، محمّد بن مسعود عیاشى، تهران، علمیه، 1380 ق؛

22 . تفسیر قمى، ابوالحسن على بن ابراهیم قمى، قم، دارالکتاب، 1367؛

23 . تهذیب الاحکام، شیخ طوسى، تهران، دارالکتب الأسلامیة، 1365؛

24 . ثواب الأعمال، شیخ صدوق، قم، رضى، 1364؛

25 . الجعفریات (الأشعثیات)، محمّد بن محمّد بن اشعث کوفى، تهران، مکتبة نینوى الحدیثة؛

26 . جامع الأخبار، تاج الدین شعیرى، قم، رضى، 1363؛

27 . جامع السعادات، ملاّ محمّد مهدى نراقى؛

28 . جامع المسائل، آیه اللّه محمّد فاضل لنکرانى؛

29 . جامع المسائل، حضرت آیه اللّه اراکى قدس سره؛

30 . جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام، محمّد حسن نجفى،

دارالکتب الاسلامیة، آخوندى، 1365؛

31 . حاشیه بر عروه الوثقى، امام خمینى قدس سره؛

32 . الخلاف، شیخ طوسى، قم، مؤسسة النشر اسلامى، 1417 ق؛

33 . الخصال، شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین، 1403 ق؛

34 . دعائم الاسلام، نعمان بن محمّد تمیمى مغربى، مصر، دارالمعارف،1385 ق؛

35 . دو ماهنامه مسجد، «پیدایى مساجد»، حسین مؤنس، ترجمه سید سعید سید حسینى، ش 37 و 38 .

36 . دین و دولت در ایران، حامد الگار، ترجمه ابوالقاسم سرى، تهران،طوس، 1365؛

37 . الذکرى، شهید اول، طبعة حجریة غیر مرقمة الصفحات، خط کرمانى، سنة 1272؛

38 . الروضة البهیة (شرح اللمعة) شهید ثانى، قم، داورى، 1410 ق؛

39 . راه تکامل، امین احمد، ترجمه احمد بهشتى، تهران، دارالکتب الأسلامیة،1354؛

40 . رساله توضیح المسائل، آیه اللّه العظمى محمّد تقى بهجت؛

41 . رساله توضیح المسائل، امام خمینى قدس سره؛

42 . رسالة الحقوق امام سجاد علیه السلام ، ترجمه محمّد سپهرى، قم، دارالعلم، 1372؛

43 . روضة الواعظین، محمّد بن حسان فتال نیشابورى، قم، رضى؛

44 . سرائر، ابن ادریس حلى، جامعه مدرسین، قم، 1410 ق؛

45 . سنن ابن ماجه، حافظ ابوعبداللّه محمّد بن یزید قزوینى، تصحیح محمدّفؤاد عبدالباقى، داراحیاء التراث، 1395 ق؛

46 . سنن بیهقى (سنن الکبرى)، ابوبکر احمد بن حسین بن على بیهقى، بیروت، دارالمعرفة؛

47 . سیماى مسجد، رحیم نوبهار، قم، اعتماد، 1373؛

48 . شرح نهج البلاغه، عبدالحمید بن ابى الحدید معتزلى، قم، کتابخانه آیه اللّه مرعشى، 1404 ق؛

49 . صحیح مسلم، مسلم بن حجّاج نیشابورى، دارالفکر، 1401 ق (ده مجلد در یک جلد)؛

50 . صحیفه امام خمینى قدس سره، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى؛

51 . العروة الوثقى، محمّد کاظم طباطبائى یزدى، بیروت، مؤسسه الأعلمى، 1409 ق؛

52 . عدة الداعى، ابن فهد حلّى، دارالکتب الاسلامى، 1407 ق؛

53 . علل الشرائع، شیخ صدوق، قم، مکتبة الداورى؛

54 . عوالى الللآلى، ابن ابى الجمهور احسائى، قم، سیدالشهداء، 1405 ق؛

55 . عیون أخبار الرضا علیه السلام ، شیخ صدوق، جهان 1378 ق؛

56 . غرر الحکم و دررالکلم، عبدالواحد بن محمّد تمیمى آمدى، قم، دفتر تبلیغات، 1366؛

57 . الفضائل، شاذان بن جبرئیل قمى، قم، رضى، 1363؛

58 . فروغ ابدیت، جعفر سبحانى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1370؛

59 . فرهنگ فارسى عمید، حسن عمید؛

60 . قرب الأسناد، عبداللّه بن جعفر حمیرى، تهران، نینوا؛

61.

کتاب العین، لابى عبدالرحمن الخلیل بن احمد الفراهیدى؛

62.

کنز الفوائد، علاّمه ابوالفتح کراجکى، قم، دارالذخائر، 1410 ق؛

63.

گناهان کبیره، سید عبدالحسین دستغیب، قم، 1363؛

64.

لسان العرب، ابن منظور؛

65.

المبسوط فى فقه الأمامیة، شیخ طوسى، تحقیق محمّد تقى الکشفى، المکتبة المرتضویة، 1387 ق؛

66. المیزان فى تفسیر القرآن، ترجمه سید محمّد باقر موسوى همدانى،

دفتر انتشارات اسلامى، 1374؛

67. المیزان فى تفسیر القرآن، سید محمّد حسین طباطبائى، قم، اسماعیلیان؛

68 . مجمع البحرین، الشیخ فخرالدین الطریحى؛

69 . مجمع البیان فى تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسى، دارالمعرفة؛

70 . مجمع المسائل، آیه اللّه سید محمّدرضا گلپایگانى قدس سره؛

71 . مجموعه مقالات 1، مبانى هنر دینى، تیتوس بولکارت، مدخلى بر اصول و روش هنر دینى، ترجمه جلال ستارى، تهران، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، 1372؛

72 . مجموعه ورّام، ورّام بن ابى فراس، قم، مکتبة الفقیه؛

73 . مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، تهران، صدرا، 1368؛

74 . مستدرک الوسائل، محدّث نورى، قم، آل البیت، 1408 ق؛

75 . مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، حسن رهبرى، تبریز، 1382؛

76 . مسجد و انقلاب اسلامى، رضاشریف پور،تهران،مرکزاسناد انقلاب اسلامى،1380؛

77 . مناسک محشّى؛

78 . منتهى المطلب، علاّمه حلى، تبریز، حاج احمد، 1333؛

79 . من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین، 1413 ق؛

80 . منیة المرید، شهید ثانى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1409 ق؛

81 . النهایة فى المجرّد الفقه و الفتاوى، شیخ طوسى، قم، قدس؛

82 . نهایة الاحکام فى معرفة الاحکام، علاّمه حلى، قم، اسماعیلیان،1410 ق؛

83 . وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، قم، آل البیت، 1409 ق؛