فروغ مسجد 9 مسجد کودک و نوجوان

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

عنوان کتاب: مسجد، کودک و نوجوان، فروغ مسجد 9/ کتاب سال مرکز رسیدگی به امور مساجد

تهیه: دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد

ویراستار: مهدیه اکبریان مهر

طراح جلد: محمد جواد زهادت

صفحه آرایی: سید مهدی حسینی

نوبت چاپ: اول، مرداد ماه 93

ناشر: دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد

نشانی: قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام، پلاک 103

کد پستی: 3713163431

تلفن: 36 - 32923835 - 025

دورنگار: 32923837 - 025

شمارگان: 3000 نسخه

چاپ: مؤسسه فرهنگی هنری نجوا

نشانی اینترنتی: www.masjed.ir

مراکز پخش:

1.

قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام، پلاک 103

2.

تهران، خیابان جمهوری اسلامی، خیابان سعدی شمالی، کوچه صفامنش

مجتمع محراب مرکز رسیدگی به امور مساجد/ تلفن: 4-66346941-021

ویراستار دیجیتال: لیلا کریمی

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

مسجد کودک و نوجوان

فروغ مسجد 9

عنوان کتاب: مسجد، کودک و نوجوان، فروغ مسجد 9/ کتاب سال مرکز رسیدگی به امور مساجد

تهیه: دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد

ویراستار: مهدیه اکبریان مهر

طراح جلد: محمد جواد زهادت

صفحه آرایی: سید مهدی حسینی

نوبت چاپ: اول، مرداد ماه 93

ناشر: دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد

نشانی: قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام، پلاک 103

کد پستی: 3713163431

تلفن: 36 - 32923835 - 025

دورنگار: 32923837 - 025

شمارگان: 3000 نسخه

چاپ: مؤسسه فرهنگی هنری نجوا

نشانی اینترنتی: www.masjed.ir

مراکز پخش:

1.

قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله، 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام، پلاک 103

2.

تهران، خیابان جمهوری اسلامی، خیابان سعدی شمالی، کوچه صفامنش

مجتمع محراب مرکز رسیدگی به امور مساجد/ تلفن: 4-66346941-021

ویراستار دیجیتال: لیلا کریمی

فهرست

اشاره

• بررسی تحلیلی نظام تربیتی مسجد محور

اکرم حسینی مجرد...9

• نقش مساجد در شکل گیری هویت دینی کودکان و نوجوانان

ابراهیم اخوی...43

• نقش خانواده و امام جماعت، در تشویق کودک و نوجوان به نماز جماعت و حضور در مسجد

عسکری اسلام پورکریمی...83

• تربیت مسجدی کودک در سیرة اهل بیت علیهم السلام

مهدی محمدی قناتغستانی...133

• حکم فقهی آوردن کودکان به مسجد

سید مصطفی بهشتی...163

• بررسی جاذبة رفتاری اهالی مسجد در جذب و حفظ کودکان و نوجوانان

ابراهیم نعیمی...199

• الزامات نرم افزاری حضور کودکان و نوجوانان در مسجد

محمد حسین شریفی نیا...239

• روش های تعلیم مفاهیم و آموزه های دینی به کودکان و نوجوانان

حسن خلجی...283

• تدوین و تبیین عوامل ارتباطی مسجد و مدرسه: با تأکید بر نقش محوری مسجد

جواد آقا محمدی...325

• ورزشِ نوجوانان و جوانان در مساجد بایدها و نبایدها

محمود رضا قاسمی...359

• بازی کودکان در مسجد

فرشته روح افزا...389

• مسجد به مثابه یک رسانه و جایگاه آن در تربیت کودک و نوجوان

امید نیک داد...423

• مسجد مجازی و نقش آن در تربیت دینی کودکان و نوجوانان

رحیم دهقان سیمکانی...457

• طرح صالحین، دستاوردها و پیشنهادها

روح الله حریزاوی...493

مقدمه

هو العليم

«آن قدر آدم سازی و پرورش انسان های والا و با ایمان مهم است که اگر یک روحانی همت خود را صرف کند و در طول زمان بتواند تعدادی انسان مناسب و استوار بسازد کار بزرگی را انجام داده است.» (1)

پرورش و تربیت انسان ها کار مقدسِ عظیمی است، تا آن جا که خداوند بزرگ وظیفه اصلی همه پیامبران علیهم السلام و ائمة معصومین علیهم السلام را تعلیم و راهنمایی انسان ها می داند. (2)اهمیت این مسئله زمانی روشن تر می شود که خداوند خود را نیز معلّم و ربّ انسان ها معرفی می کند. (3)

مقام ربوبیت بندگان ذاتاً متعلق به خداوند متعال بوده و تنها ربّ واقعی اوست. وظیفه پرورش انسان ها توسط پیامبر صلی الله علیه و آله به و ائمة معصومین علیهم السلام در طول مقام ربوبیت الهی است که از طرف خداوند بر عهده ایشان گذارده و تفویض شده است. چنان چه می بینیم این وظیفه بعد از ائمة معصومین علیهم السلام به عهده علمای امت اسلام گزارده شده و همواره بزرگان دینی ما از صدر اسلام تاکنون به این مهم توجه ویژه داشتند. نقل است از مرحوم آیت الله خوشوقت پرسیدند چرا کتاب نمی نویسید و مکتوبات ندارید، ایشان اظهار می دارند، من آدم نویسی را مهم تر می دانم. نوشتن کتاب خوب است و برکت دارد اما خیلی از کتاب ها خوانده نمی شوند و خاک می خورند؛ در حالی که اگر آدم ها تربیت شدند نه تنها خیانت نمی کنند بلکه خدمت های فراوانی می کنند و استاد نیز در همة آن ها شریک است. این ها همه نشان از اهمیت و جایگاه ویژة تربیت انسان ها در چهارچوب نظام معرفتی اسلامی است.

از طرفی، باید توجه داشت که تعلیم و تربیت چنان چه در اسلام نیز به آن اشاره شده سن مشخصی ندارد و انسان در تمام طول زندگی می تواند همواره در حال تعلیم و تربیت باشد؛ لیکن میزان تأثیر پذیری در سنین مختلف متفاوت است و همة روانشناسان اسلامی و


1) بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در سال 1379.

2) بقره/ 151.

3) بقره/ 31؛ الرحمن/ 2 تا 4.

غیر اسلامی بر این مهم تأکید دارند که در دوران کودکی و نوجوانی، روح و روان انسان، شکل اصلی خود را پیدا می کند و شخصیّت کودک و نوجوان در این دوران همانند موم نرم قابل شکل دادن است. لذا این قابلیت را در این برهه باید غنیمت شمرد تا بتوان انسانی در طراز اسلامی آن پرورش داد. از آن جا که وظیفة تربیت و تعلیم به عهدة عالمان دین می باشد شاید سخن گزافی نباشد اگر بگوییم بهترین و مقدس ترین مکان برای تربیت کودک و نوجوان مسجد است. تجربة تاریخی صدر اسلام تاکنون نیز به همین مهم اشاره دارد که همواره از ابتدای بعثت پیامبر تاکنون انسان های پاک، باتقوا و تأثیر گذار در دین و در جهت تعالی پرچم اسلام، در مسجد پرورش یافته و رشد نموده اند. چه این که محل پرورش انسان ها در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله مسجد بود و اساساً مسجد مبنای هر حرکت آموزشی و تربیتی بوده است. در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، با اندک تأمل در سیرة بانیان و پیشتازان آن در می یابیم که همه پرورش یافتة مساجد بودند و شهدای گرانقدر انقلاب نیز از خانه خدا مسیر عروج به ملکوت را آغاز کردند.

مرکز رسیدگی به امور مساجد با عنایت به این موضوع پر اهمیت و البته با علم به تلاش همه جانبة نظام سلطه و دشمنان قسم خورده در به انحراف کشاندن نسل آیندة فرزندان انقلاب، سال 1393 را سال مسجد و کودک و نوجوان نام گذاری نموده و در تلاش است با مجموعه ای از برنامه ها و اقدامات فرهنگی، متولیان و اثر گذاران و دغدغه مندان حوزه تربیت را به اهمیت و حساسیت این موضوع رهنمون سازد. امید است مساجد، این خانه های امید هم چون گذشته مهد تربیت و اعتلاء فرهیختگان و آینده سازان فردای روشن ایران و جهان اسلام باشند و خادمان و خدمت گزاران مساجد بیش از پیش در این راه قدم بردارند.

این مجموعه نیز حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه و دانشگاه است که با هدف ارائه تحلیل ها و راهکارهای علمی و عملی برای جذب و رشد و پرورش همه جانبه شخصیت کودکان و نوجوانان، به رشته تحریر درآمده است.

ضمن سپاس از نویسندگان خوش ذوق و دغدغه مند و همکاران گرانقدر در دفتر مطالعات و پژوهش ها، امیدواریم این اثر، در نگاه شما گرامیان به ویژه ائمة جمعه و جماعات مقبول افتاده و پیشنهادات و نظرات ارزشمند خویش را از خادمان خویش در معاونت فرهنگی اجتماعی مرکز دریغ نفرمایید.

جعلنا الله من عامری مساجد الله

مرکز رسیدگی به امور مساجد

معاونت فرهنگی- اجتماعی

بررسی تحلیلی نظام تربیتی مسجد محور/ اکرم حسینی مجرد

اشاره

*بررسی تحلیلی نظام تربیتی مسجد محور/ اکرم حسینی مجرد (1)

اشاره


1) دانشجوی دکترای الهیات دانشگاه الامام الاوزاعی بیروت. Email: Ahoseini 56@gmail.com

چکیده

اشاره

مسجد به عنوان یک نهاد اجتماعی مؤثر در جامعه اسلامی، اهداف، اصول و روش های معینی دارد. در صورتی که ارکان نظام تربیتی. با ارکان نهاد مسجد منطبق باشد، آن را نظام تربیتی مسجد محور می نامیم. بر اساس آیات و روایات اهل بیت علیهم السلام هدف بنیادی مسجد، ارتباط و اتّصال با خداوند عالم است. اهداف دیگر مسجد، اهداف واسطی هستند و مسجد نقش واسطه را در نیل انسان به آن ها دارد. هدایت، طهارت و قرب از جملة اهداف واسطی هستند. اصول حاکم بر مسجد نیز صبغة تربیتی دارند و مبتنی بر هر یک از آن ها، تعدادی روش تربیتی تعریف می شود. 1- اصل عبادت و معنویت: روش های بهره گیری از فرصت حضور، پرهیز از لغو و روش طهارت 2- اصل اجتماع و جماعت: روش های رعایت حال ضعیفان، نظم، رعایت آداب معاشرت. 3- اصل امام محوری: روش های دقّت در انتخاب امام اصلح، شناخت و رعایت حقّ امام، تبعیّت کامل از امام، رعایت سلسله مراتب در صف نماز. 4- اصل عدالت: روش تقوا و ادای حقوق دیگران. بر اساس این اصول و روش های تربیتی، فضای مسجد، فضایی جذّاب، برای حضور کودکان و نوجوانان آماده و کارآمد برای تربیت همه جانبة آنان خواهد بود.

واژگان کلیدی: تربیت، مسجد، اصول تربیتی، روش های تربیتی، نظام تربیتی مسجد محور.

مقدمه

اشاره

تربیت یکی از علوم کاربردی است و براساس چارچوب و تعاریف نظری که پشتوانة آن است، قرار است به صحنة عمل وارد شود. از هر زاویه که به موضوع خود نگاه کند و طبق همان اهدافی که، چشم انداز خود ساخته، به همان صورت عمل می کند. وقتی سخن از نظام تربیتی به میان می آید، انتظار می رود مطابق واژۀ «نظام» (سیستم)، اجزائی برای آن تعریف شود و نقطة ورود و خروج تعیین گردد. در حقیقت هر نظام تربیتی حدّاقل نیازمند تعریف سه رکن خویش است: اهداف تربیتی، اصول تربیتی و روش های تربیتی.

پیش از آن، نظام تربیتی باید نوع نگاه خود را به مقولۀ تربیت، روشن سازد. نحله ها و مکاتب تربیتی هیچ گاه خود را فارغ از چارچوب های بنیادین و اصول نظری معرفی نمی کنند. حتّی مکتب هایی چون رفتار گرایی، که بر رفتار تأکید می کنند و اهداف کلّی و آرمانی را چندان قابل مطالعه و تحقیق نمی دانند نیز، هرگز ادّعایی در شکستن حصر قواعد و اصول کلّی حاکم بر رفتار ندارند؛ چرا که پذیرش همین قواعد و اصول کلی سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتی و جدایی آن ها از یکدیگر می شود. آن چه همه، بر سر آن اتفاق نظر دارند داشتن هدف و روش های متناسب با آن است. انتخاب هدف های تربیتی در نوع انسان شناسی مختلف ریشه دارد و هدف ها، تعیین کنندة نوع روش های تربیتی هستند. (مشایخی راد، 1381، ص 50 تا 80) نگاه متفکّرین مسلمان به تربیت چنین است: «تربیت با صنعت فرق دارد. با توجه به همین تفاوت، انسان می تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت، «ساختن» است به این معنی که شیء، یا اشیاء را تحت نوعی پیراستن و آراستن قرار می دهند؛ میان اشیاء و قوای آن ها

ارتباط برقرار می کنند. قطع و وصل هایی در جهت مطلوب انسان صورت می گیرد و آن گاه این شیء می شود مصنوعی از مصنوع های انسان. فرض کنید که از گل یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می سازیم، آن را شکل می دهیم یا به قول معروف پرداخت می کنیم؛ وضع مخصوصی به آن می دهیم و می شود یک مصنوع برای ما، ولی تربیت، پرورش دادن است؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیّت در آوردن و پروردن، لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد. اگر بنا باشد یک شیء شکوفا بشود، باید کوشش کرد همان استعدادهایی که در آن هست بروز و ظهور بکند. اما اگر استعدادی در یک شیء نیست، بدیهی است آن چیزی که نیست و وجود ندارد، نمی شود آن را پرورش داد. (مطهری، بی تا، ج22، ص: 552)

حال سؤال این است که در این فرآیندِ پرورش و شکوفا سازی استعدادها، مسجد به عنوان یک نهاد دینی - اجتماعی چه نقشی می تواند ایفا کند؟ اگر یک نظام تربیتی بخواهد با محوریّت مسجد تعریف شود، چینش ارکان اصلی خود (اهداف، اصول، روش ها) را چگونه قرار دهد؟

مقالة حاضر کوشش می کند تا با نگاه تازه ای به نهاد مسجد، به سؤالات فوق پاسخ دهد. در این نگاه تازه، مسجد نهادی است که اهداف خاصّی را دنبال می کند و برای تحقّق آن ها، اصول و روش های خاصّ خود را دارد. اما از آن جا که مخاطبِ مسجد «انسان» است؛ همة آن چه گفته شد «از اهداف و اصول و روش ها) ناظر به پرورش و تربیت انسانی است. بنابراین نظام تربیتی مسجد محور، ارکان خود را با ارکان مسجد تطبیق می دهد.

برای شناخت ارکان و اصول مسجد، مبنا را آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام قرار دادیم و بر اساس آن ها، چهار چوب نظام مسجد و نظام تربیتی مسجد محور را استخراج نمودیم. همین مسئله، نوآوری و نقطة امتیاز این نوشتار است.

الف) معنای محوریّت مسجد در نظام تربیتی

معنای محوریّت مسجد در تربیت یا یک نظام تربیتی را، بر اساس این که مسجد در کدام عرصه و کدام رکن از ارکان نظام تربیتی دخیل باشد و محوری دیده شود، می توان از چند جهت لحاظ کرد:

1.

نظام تربیتی ما همان اهدافی را دنبال نماید که نهاد مسجد، در پی آن هاست. در واقع تقدس و نگاه الهی مسجد را، در تربیت مدّنظر قرار دهیم.

2.

نظام تربیتی مسجد محور، در معنای دوم، می تواند به نظامی تربیتی اطلاق شود که اصول خود را برگرد اصول مسجد چینش کرده است. به عبارتی قواعد و دستورالعمل های کلّی آن با محور اصول و ارکان اساسی مسجد صادر می شود.

3.

وجه سوم از معانیِ محور بودن مسجد در تربیت، این است که نظام تربیتی، از همة روش ها و دستورالعمل های جزئی مسجد در حیطه های مختلف، برای تحقق اهداف تربیتی خود، بهره می گیرد. پس نظام تربیتی مسجد محور به معنای سوم، نظامی است که روش های مسجدی، در محوریّت روش های آن قرار دارد.

4.

وجه چهارم، با نگاهی حداکثری، جمع همة موارد پیشین است. در وجوه سه گانه ای که ذکر شد، به حضور حدّاقلی مسجد یا به تعبیری کم ترین بهرة تربیتی از ارکان مسجد در نظام تربیتی بسنده شده بود. به گونه ای که یا تطابق در اهداف، یا تطابق در اصول و یا تطابق در روش، کافی بود تا یک نظام تربیتی را نظام تربیتی مسجد محور بنامیم.

اما معنایی که نوشتار حاضر برای تعریف نظام تربیتی مسجد محور در نظر دارد، محوریّت در یک یا دو عرصه را کافی نمی داند. در این معنا لازم است که در همة ارکان نظام تربیتی «اهداف، اصول و روش ها» تناظر و تطابق با ارکان مسجد به وجود آید.

ب) شناخت نهاد مسجد

اشاره

برای استنباط این معنا که تربیت، مسجد محور چیست و چه تمایزی با دیگر نظام های تربیتی دارد، شناخت دقیق نهاد مسجد ضروری است مسجد را نباید تنها ساختمانی پنداشت که با ندای اذان، مسلمانان را برای ادای فریضة نمازهای پنج گانه در خود جمع می کند و نقشی جز یک ظرف مکانی ندارد؛ مسجد صرف نظر از بنای ظاهری- که البته همین بنای ظاهری از جنبه های دیگر موضوعیت و اهمیّت دارد- یک نهاد اثر گذار و تعیین کنندة اجتماعی در جامعة اسلامی است.

نهادِ مسجد، تعاملی دوسویه با مخاطبان خود دارد به این معنا که مخاطبان مسجد- که در عرف به جهت آن که کار کرد اول و مهم مسجد نماز است، «نمازگزاران» خوانده می شوند - علاوه بر تأثیرات مثبتِ عمیق و ماندگاری که از حضور مستمر در مسجد می گیرند، و یا آثاری منفی که به دلیل بی اعتنایی به مسجد و ترک حضور در آن خواهند دید، می توانند در کارکردهای مختلف نهاد مسجد به صورت مثبت و منفی نقش ایفا کنند.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله برای کم ترین ارتباط با مسجد یعنی تنها، نشستن در مسجد چنین آثاری را برای مؤمنان پیش بینی فرمودند: «ای ابوذر! تا زمانی که در مسجد نشسته ای خداوند متعال به تعداد هر نفسی که می کشی، یک درجه در بهشت به تو می دهد و فرشتگان بر تو درود می فرستند و برای هر نفسی که در مسجد می کشی ده حسنه برایت نوشته می شود و ده گناه از تو پاک می گردد.» (1)

همسایة مسجد بودن و به راحتی از کنار آن گذشتن، ممکن است برای اعضای جامعة اسلامی


1) يا أباذَرٍ، إِنّ اللهَ تعالى يُعطِيكَ ما دُمتَ جالِسا في المَسجِدِ بِكُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّستَ دَرَجةً فى الجَنَّةِ، و تُصَلِّي عَلَيكَ الملائكةُ، و تُكتَبُ لَكَ بِكُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّستَ فِيهِ عَشْرُ حَسَناتٍ، و تُمحى عنكَ عَشرُ سَيّئَاتٍ. (مجلسی، 3/85/77)

گران تمام شود. این یکی از نقاطی است که اثبات می کند مسجد یک موجود زنده و اثر گذار است، نه ساختمانی آجری یا سنگی؛ چرا که شکایت او از همسایگانِ بی اعتنا، از سوی پروردگار چنین پاسخی دارد: از امام صادق علیه السلام روایت است: «مسجدها از حاضر نشدن همسایگان در خود به درگاه خداوند متعال شکایت کردند. خداوند عزّوجلّ به آن ها وحی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند که حتی یک نماز از آنان نپذیرم و عدالتی از آنان در میان مردم آشکار نکنم و رحمت من به آنان نرسد و در بهشت، همسایه من نشوند.» (1)(مجلسی، 1403ق، ج 3، ص 85، ح 77)

روشن است تأثیر منفی که با بیان روایت فوق به عنوان نمونه ای از آثار تعامل با مسجد ذکر شد، نتیجة عملکرد خود افراد است و تأثیری است که خودشان با بی اعتنایی یا غفلت و عدم حضور در مسجد بر زندگی خود می گذارند.

اما در این سوی ارتباط، یعنی نقشی که مخاطبان مسجد می توانند ایفا کنند: یکی از نقش هایی که در منابع اسلامی بیان شده، عمارت و آباد کردن مساجد است. إِنَّما يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ اليَومِ الآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللهَ فَعَسَى أُولِئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ المُهْتَدِينَ (توبه/18) (جز این نیست که مساجد خدا را آن کس آباد می کند که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد و نماز بگزارد و زکات بپردازد و جز از خدا نترسد. امید است که اینان از رهیافتگان باشند.)

«پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در پاسخ به سؤال ابوذر از چگونگی آباد کردن مساجد فرمود: [به این گونه که] در آن ها صداها بلند نشود، به سخنان و کارهای نادرست و بیهوده پرداخته نشود، در آن ها خرید و فروش صورت نگیرد و تا زمانی که در مسجد هستی از کارهای لغو و بیهوده دست بکش. اگر چنین نکنی در روز قیامت نباید کسی جز خودت را ملامت کنی.» (2)(مجلسی، 1403ق، ج 2، ص 374، ح 3661)

آن گونه که آیة شریفة فوق اشاره می کند، آباد کردن مساجد تنها از کسانی بر می آید که چهار ویژگی داشته باشند: ایمان به خدا (مبدأ)، ایمان به روز واپسین (معاد)، برپایی نماز، پرداخت زکات.


1) شَكَتِ المَساجِدُ إِلى اللهِ تعالى الذين لا يَشْهَدُونَها مِن جِيرانِها، فَأوحى اللهُ عزّوجلّ إِلَيها: و عِزَّتی و جلالی لا قَبِلتُ لَهُم صلاةً واحِدَةً، و لا أظهَرتُ لَهُم في الناسِ عَدالَةً، و لا نالَتهُم رَحمَتى، و لا جاوَرُوني في جَنَّتي.

2) و قد سَأَلَهُ أبوذَرٍّ عن كَيفيّةِ عِمارَةِ المَساجِدِ: لا تُرفَعُ فيها الأصواتُ، و لا يُخاضُ فيها بالباطِلِ، و لا يُشتَرى فيها و لا يُباعُ، و اترُكِ اللَّغوَ ما دُمتَ فيها، فإن لَم تَفْعَل فلا تَلُومَنَّ يَومَ القِيامَةِ إِلاّ نَفْسَكَ.

ج) اهداف مسجد؛ اهداف تربیتی

1. پرستش و ارتباط با خدا

هدف بنیادی مسجد، ارتباط و اتصال با خداوند عالم است و مهم ترین رکن مسجد یعنی نماز، در راستای این هدف بنا شده است.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «هرگاه به در مسجد رسیدی بدان که تو به آستانِ خانه پادشاهی بزرگ و پر شکوه آمده ای، که جز پاکان بر بساط او قدم نگذارند و اجازة نشستن در مجلس او، جز به صدّیقان داده نشود... تو برای پرستش و همدمی با او آمده ای.» (1)(مجلسی، 1403ق، ج 40، ص 373، ح 83)

بر اساس فرمایش حضرت صادق علیه السلام هدف از حضور در مسجد، عبادت، و مؤانست با خدای متعال است.

پس اگر نظام تربیتی، بر مبنای انسان شناسی اسلامی و قرآنی، نقطة نهایی سیر تربیتی را برای انسان، لقاء حضرت حق قرار دهد، در حقیقت هدف نهاد مسجد را، در محوریّت اهداف خود قرار داده؛ و این می تواند اولین وجه از مفهوم محوریّت مسجد در نظام تربیتی باشد. این هدف، با هدفی که قرآن کریم از خلقت انسان بیان می کند، مطابقت کامل دارد: «و من جن و انس را نیافریدم مگر برای این که مرا (به یکتایی) پرستش کنند.» (2)امّا عبادت چیست؟ «ظاهر عبادت، به انجام پاره ای از اعمال ظاهری (مانند رکوع، سجده، طواف و...) اشاره دارد. اما حقیقت عبادت، عبارت از آن است که انسان خود را در برابر رب خویش، در مقام مملوکیت و مربوبیت قرار دهد.


1) إِذا بَلَعْتَ بِابَ المَسجِدِ فَاعلَم أَنّكَ قَصَدتَ بِابَ بيتِ مَلِكٍ عَظِيمٍ لا يَطَأُ بِساطُهُ إِلاّ المُطَهَّرُونَ وَ لا يُؤْذَنُ بِمُجَالَسَةِ مَجْلِسِهِ إِلاّ الصِدِّيقُونَ... فإنّكَ قد تَوَجَّهت للعِبادَةِ لَهُ، و المُؤانَسَةِ...

2) وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ذاریات: 56

پس حقیقت عبادت، عبودیّت است. پس به یک معنی می توان گفت که هدف خلقت، عبودیّت است نه عبادت؛ و هدف تربیت، ساختن «عبد» است نه «عابد». زیرا می توان عابد بود و عبد نبود؛ چنان که شیطان، شش هزار سال عبادت نمود اما تنها عابد بودنه عبد.» (باقری، 1385، ص 55)

نکته ای لازم به توضیح است؛ و آن این که پرستش و عبودیت که به عنوان یکی از اهداف بنا نمودن نهاد مسجد از آن یاد کردیم، یکی از اصول مسجد نیز هست که در قسمت اصول مسجد، از زاویه ای دیگر به آن خواهیم پرداخت. یعنی انجام عبادات (ذکر، نماز، تلاوت قرآن، و حتی پرداختن به مسائل علمی) به عنوان دستورالعمل های کلی (اصول) در ارتباط با مسجد، از سوی شارع مقدس، امر شده است. پس تکرار عبادت در دو بخش اهداف و اصول مسجد، آگاهانه و با توجه به دو نوع نگاه است. پرستش و ارتباط و همدمی با خالق عالم (بنابر فرمایش معصوم علیهم السلام) از طرفی یکی از مهم ترین اهداف بنای مسجد و حضور در مسجد است، و از سوی دیگر، یک اصل و دستور است.

2. اهداف واسطی مسجد
اشاره
اشاره

ذیل این عنوان، می خواهیم به اهدافی اشاره کنیم، که نهاد مسجد واسطه می شود تا انسان مؤمن به آن ها نائل شود. در حقیقت همانند انجام عبادت و پرستش نیستند که مسجد به طور مستقیم به قصد انجام آن کار ساخته شده باشد؛ بلکه اهدافی هستند که به گونه ای غیر مستقیم و به واسطة همان عبادت و عبودیت، انسان به آن ها می رسد؛ و در این میان، نهاد مسجد، نقش واسطیِ پررنگ و مهمی دارد، و نیل به این اهداف را آسان تر و سریع تر می کند. به همین سبب آن ها را اهداف و اسطی مسجد نامیدیم.

1-2. هدایت و رشد

خداوند خلقت را با هدایت همراه نمود؛ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلِّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (طه/ 50) در رابطه با انسان، هدایت در دو مرحله انجام می پذیرد. در نخستین مرحله، هدایت به معنی نمودن راه است. این هدایت شامل هدایت رسولان و نیز هدایت فطری خواهد بود، زیرا در هر دو «نمودن» راه انجام می پذیرد.

در نوع دیگر از هدایت، تنها نمودن راه در نظر نیست، بلکه «پیمودن» آن مطمع نظر است. هادی در این معنی، کسی نیست که راه را نشان دهد؛ بلکه کسی است که راه را برود و هدایت شونده را به دنبال خود ببرد. (ایصال الى المطلوب) هدایت، گاه در قرآن با واژة «رشد» بیان می شود. «رشد» در فرهنگ قرآن به معنای توسعه یا نموّ به کار نرفته، بلکه به مفهوم

هدایت استعمال شده است. راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «الرَّشَدُ و الرُّشْدُ: خلاف الغيّ، يستعمل استعمال الهدایه» (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 354) پس معنای مقابل آن «غیّ» به معنای گمراهی است. (باقری، 1385، ص 55)

در تربیت مسجد محور، هر دو نوع هدایت محقق می شود و متربی پس از شناخت راه، با هدایت گری مسجد، راه را نیز طی می کند.

2-2. طهارت و حیات طیّبه

در اسلام کلیه معارف و اصول اخلاقی و احکام، به مسئلة طهارت و نجاست ناظر هستند. اصل توحید، طهارت کبری معرفی شده و مشرک کسی است که طهارت وجودی خود را از دست داده است. طهارت به این معنای وسیع، که شامل اعتقادات و اخلاق و اعمال می گردد، یک هدف غایی در تربیت اسلامی است. از این هدف با عنوان حیات طیّبه نیز یاد شده است. (همان) مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً (نح---ل/97) آیه بر این دلالت دارد که خدای تعالی مؤمنی را که عمل صالح کند، به حیات جدیدی غیر آن حیاتی که به دیگران نیز داده، زنده می کند. این حیات، حیاتی است خالص، که خباثتی در آن نیست که فاسدش کند یا آثارش را تباه سازد. (طباطبایی، بی تا، ج 12، ص 493)

طهارت نیز مفهومی است که علاوه بر جنبة هدف بودن، یکی از دستورالعمل های جزئی نیز محسوب می شود. لذا در بخشی دیگر تحت عنوان یکی از روش ها بدان می پردازیم.

3-2. قرب الهی
اشاره

خدای متعال به همة بندگان خود نزدیک است؛ آن هم نهایت قرب و نزدیکی: «ما انسان را آفریدیم... و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.» (1)پس دور بودن و نزدیک شدن برای او معنا ندارد؛ اما این بندگان هستند که به فراخور حالشان و به نسبت تلاششان، به خالق خویش تقرب می جویند. «قرب الهی» برای انسان، یک هدف عالی است. زندگی بنده، با تلاش برای هر چه نزدیک تر شدن به معبودش معنا پیدا می کند و اگر چنین تلاش و چنین مقصدی نباشد، زندگی شبیه مرگ می شود. امام علی علیه السلام در بخشی از دعایی که آن را به نوف بکالی تعلیم نمود، فرمود: «خدایا! کسی که ولع یاد تو، او را به خود مشغول نسازد و به جوار قرب تو رخت سفر برنبندد، زندگیش برای او مرگ است و مرگش مایه حسرت او.» (2)(مجلسی، 1403ق، ج 12، ص 95، ح 194)


1) وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ق: 16

2) إلهي إنَّهُ مَن لَم يَشغَلهُ الوُلوعُ بِذِكرِكَ، و لَم يَزوِهِ السَّفَرُ بِقُربِكَ، كانَت حَياتُهُ عَلَيهِ ميتَةً، و ميتَتُهُ عَلَيهِ حَسرَةً.

اما نیل به این هدف چگونه برای انسان حاصل می شود؟ یکی از راه ها، انس با سجده است. امام صادق علیه السلام فرمود: «به خدا قسم زیانکار نباشد هر که حتّی در تمام عمر یک بار حقیقت سجده را به جای آورد، و رستگار نباشد هر که در چنین حالتی (سجده) با پروردگارش خلوت کند، اما چونان کسی باشد که خود را می فریبد و از خوشی دنیا و آسایش آخرت که خداوند برای سجده کنندگان آماده کرده غافل و بی خبر است. کسی که در سجود، به خدا خوب تقرّب جست، هرگز از او دور نشد و هر که به ساحت خدا بی ادبی کرد و حرمت او را نگه نداشت و در حال سجودش به جز او دل بست، هرگز به خدا نزدیک نشد. پس، چونان کسی سجده کن که در برابر خدا خاکسار و ذلیل است و می داند که از خاکی آفریده شده، که مردمان آن را پایمال می کنند و تو را از نطفه ای بر آورده، که همگان آن را نجس می دانند و از نیستی، هست شده است. خداوند معنای سجود را وسیله تقرّب دل و درون و روح [بنده] به خود قرار داده است. پس هر که به او نزدیک شود، از غیر او دور گردد. مگر نمی بینی که در ظاهر نیز حالت سجده جز با کنار گذاشتن همه چیز و چشم پوشیدن از هر آن چه دیدگان می بینند تحقّق نمی یابد. خدا باطن کار را نیز چنین خوا سته است.» (مجلسی، 1403ق، ج 16ع ص 136، ج 85)

راه دیگری را نیز پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله در حدیثی معرفی فرمود: فردی به نام مجاشع عرض کرد: ای رسول خدا! راه نزدیک شدن به حق چیست؟ حضرت فرمود: دور شدن از نفْس. (1)(مجلسی، 1403ق، ج 23، ص 72، ج 7)

از فرمایش امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام نیز راه دیگری برای تقرب جستن به حضرت حق فهمیده می شود: «پرهیزگاری، در زمان حیاتت مایۀ عصمت و نگهداری تو [از گناه] است و بعد از مرگ موجب قرب منزلت تو می شود.» (2)(محمدی ری شهری، 1379، ج 7، ص 1419)


1) فقالَ: يا رَسولَ اللهِ، فكَيفَ الطَّريقُ إلى قُربِ الحَقِّ؟ قَالَ: التَّباعُدُ مِنَ النَّفسِ

2) إنَّ التَّقوى عِصمَةٌ لَكَ فى حَياتِكَ، و زُلفى لَكَ بَعدَ مَماتِكَ.

د) اصول حاکم برنهاد مسجد؛ اصول تربیتی

اشاره

اشاره

هر جا سخن از اصل و اصول به میان می آید، معنای پایه و اساس به ذهن متبادر می شود. اما کاربردهای وسیعی که این واژه در علوم و فنون مختلف دارد، ایجاب می کند که در هر مبحث، منظور دقیق از «اصل» روشن شود تا تفاوت های ظریف معنایی، سبب اختلاط و اشتباه نشود. مثلاً هنگامی که در حیطة علوم تجربی از اصول فیزیک یا اصول روان شناسی سخن می گوییم، نظر به مجموعه یافته هایی از این علوم داریم که به منزلة قانون مندی های شناخته شده در باب موجودات مورد مطالعه، در نظر گرفته شده اند. در علوم کاربردی مانند علوم تربیتی نیز متناسب با ویژگی این علوم، اصل، معنای معینی خواهد داشت. ویژگی بارز علوم کاربردی در این است که این علوم، در پی ایجاد تغییرات مطلوب در عرصه های مختلف، و بدست آوردن قواعد کلی برای تعیین و هدایت تغییرات مورد نظر هستند. پس معنای «اصل» در علوم کاربردی، قاعدة عامه ای خواهد بود که می توان آن را به منزلة دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل استفاده کرد. اما رابطة اصول و روش های تربیتی؛ اصول و روش ها از یک سنخ هستند زیرا هر دو دستورالعمل هستند با این تفاوت که اصول، دستورالعمل های کلی، و روش ها، دستورالعمل های جزئی تر هستند. روش ها بر اصول مبتنی هستند بنابراین روش ها را بر اساس همان اصولی که در دامنة آن ها قرار گرفته اند، به صورت زیر مجموعة هر اصل، دسته بندی می کنیم. (باقری، ص 66-63)

1. اصل عبادت و معنویت
اشاره
اشاره

«مسجد خانة خداست»؛ این مهم ترین تعریفی است که از مسجد ارائه می شود و ارتباط مستقیم آن را با عالم ملکوت ثابت می کند. قرآن کریم صریحاً مساجد را به خدا نسبت می دهد

و از آن او می داند: وَ أَنَّ المَساجِدَ للهَّ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَدا (ج--ن/18) همانا مساجد (سجده گاه ها) از آنِ خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روایتی فرموده اند: «در تورات نوشته شده است که: خانه های من در روی زمین مسجدهایند. پس، خوشا بنده ای که در خانه اش خود را پاکیزه کند و سپس در خانة من، به دیدارم بیاید. بدانید! بر میزبان است که میهمان را گرامی دارد. هان! آنان را که در تاریکی های شب به مساجد می روند، بشارت بادا به نور درخشان در روز رستاخیز.» (1)(مجلسی، 1403، ج 37، ص 373، ح 83)

پس براساس فرمایش رسول اکرم صلى الله عليه و آله مؤمنین با حضور در مسجد به ملاقات خدای سبحان می روند و میهمان او می شوند. اتفاقی که در هیچ جایگاه دیگری در زمین رخ نخواهد داد و مسجد به واسطة این ویژگی منحصر به فرد، بر هر مکانی ممتاز است. روایتی از امام صادق علیه السلام نیز مؤید این مطلب است:

«بر شما باد رفتن به مساجد؛ زیرا مساجد خانه های خدا در روی زمینند. هر که پاک و پاکیزه وارد آن ها شود خداوند او را از گناهانش پاک گرداند و در زمرة زائران خود قلمدادش کند. پس، در مساجد نماز و دعا بسیار بگزارید.» (2)(ابن بابویه، 1376، ص 584، ح 440) بنابراین معنویت اصیل اسلامی و ارتباط با خدای متعال، یک اصل اساسی در نهاد مسجد است.

1-1. روش بهره گیری از فرصت حضور

اهل مسجد باید از همة لحظات حضور در خانة خدا، بیش ترین استفاده و بهرة معنوی را ببرند. لذا پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله آن ها را به انجام سه کار ویژه در مسجد دعوت می کند. «هر نشستنی در مسجد لغو و بیهوده است، مگر نشستن سه کس: نماز گزاری که [قرآن] قرائت کند، کسی که ذکر خدا بگوید و کسی که به دنبال دانشی باشد.» (3)(مجلسی، 1403ق، ج 3، ص 86، ح 77) این نشان از طلایی بودن همة لحظات در مسجد بودن است. بر اساس کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها کاری که ارتباط و اتصال با خالق را محکم کند، ارزش انجام دادن در مسجد دارد. کار علمی در کنار قرائت قرآن و ذکر خدا قرار داده شده و اهمیّت بسیار آن جای تأمل دارد.


1) في التَّوراةِ مَكتوبٌ أَنّ بُيُوتِى فى الأرضِ المَساجِدُ، فَطُوبى لِعَبدٍ تَطَهَّرَ فِي بَيْتِهِ ثُمَّ زارني في بَيتي، أَلا إِنّ على المَزُورِ كَرامَةَ الزائرِ، ألا بَشِّرِ المَشّائينَ فى الظُّلَماتِ إلى المَساجِدِ بِالنُّورِ السّاطِعِ يَومَ القِيامَةِ.

2) علَيكُم بِإِتيانِ المَساجِدِ؛ فإنّها بُيوتُ اللهِ في الأرضِ، و مَن أتاها مُتَطَهِّرَا طَهَّرَهُ اللهُ مِن ذُنوبِهِ و كُتِبَ مِن زُوّارِهِ فَأَكْثِرُوا فيها مِن الصَّلاةِ و الدُّعاءِ

3) كُلُّ جُلوسٍ فى المَسجِدِ لَغَوْ إِلاّ ثلاثَةً: قِراءةُ مُصَلٍّ، أَو ذِكْرُ اللهِ، أَو سائلٌ عن عِلمٍ.

2-1. روش پرهیز از لغو

گذران وقت گران بها به سخنان بیهوده و بی ثمر، با فضای معنوی مسجد بلکه در مجموع، با سبک زندگی اسلامی در تضاد است. اجتناب از کارهای بی فایده و باطل، دستورالعمل دیگری بر پایة اصل عبادت و معنویت مسجد است. در این باره حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که آن را در تفسیر آباد کردن مساجد آوردیم اما به جهت آن که تناسب زیادی با این بحث دارد، مجدد ذکر می کنیم. «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله - در پاسخ به سؤال ابوذر از چگونگی آباد کردن مساجد - فرمود: [به این گونه که] در آن ها صداها بلند نشود، به سخنان و کارهای نادرست و بیهوده پرداخته نشود، در آن ها خرید و فروش صورت نگیرد و تا زمانی که در مسجد هستی از کارهای لغو و بیهوده دست بکش. اگر چنین نکنی در روز قیامت نباید کسی جز خودت را ملامت کنی.» (طبرسی، 1370، ج 2، ص 374، ج 2661)

3-1. روش طهارت

خانة خدا باید همواره طاهر و پاک باشد به همین سبب حفظ طهارت مسجد از دستورات اکید احکام اسلامی است. «اگر مکلف ببیند که مسجدی آلوده به نجاست شده واجب است آن را ازاله کند و این وظیفه مخصوص کف مسجد نیست بلکه شامل همه اجزاء آن از زمین، دیوارها و سقفش و حتی بنابر احتیاط شامل سمت بیرون دیوارهایش می شود. وجوب تطهیر آن چه گفته شد کفائی است و این تکلیف اختصاص به کسی که آن ها را نجس کرده ندارد هم چنان که این تکلیف در صورت امکان تطهیر فوری است و اگر انجام این وظیفه نیازمند به دادن مال باشد دادن مال نیز واجب است و اگر تطهیر مسجد مستلزم کندن آن و یا خراب کردن مقداری از ساختمان آن باشد جائز و بلکه واجب است و اگر مکلف نجاستی را مثلاً در مسجد ببیند و وقت نمازهم رسیده باشد واجب است قبل از نماز مسجد را تطهیر کند البته این صورتی است که وقت نماز وسیع باشد. در مساجد فرقی بین آباد و خرابه و متروکه آن ها نیست». (امام خمینی رحمة الله، 1366، ج 1، ص 213)

علاوه بر آن، مؤمنان اهل مسجد نیز برای حضور در مسجد به وضو و طهارت توصیه شده اند. پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: «همانا خداوند به سه کس وعده داده، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک هشتاد هزار نفر را شفاعت کنند: 1- مؤذن 2-امام جماعت 3- کسی که وضو بگیرد، سپس به مسجد رفته و نماز را به جماعت به بخواند». (1)(نوری، بی تا، ج 1، ص 488)


1) إِنَّ اللهَ وَعَدَ أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ ثَلَاثَةَ نُفُورٍ بِغَيْرِ حِسَابٍ وَ يَشْفَعَ كُلَّ واحِدٍ مِنْهُمْ فِي ثَمَانِينَ الْفاً، الْمُوذِّنُ وَ الْإِمَامُ، وَ رَجُلٌ يَتَوَضَّأُثُمَّ يَدْخُلُ الْمَسْجِدَ فَيْصَّلَى فِي الْجَمَاعَةٍ.

بها دادن به معنویت و ایجاد گرایش های الهی و قدسی در نوجوانان و جوانان، بهترین و مؤثرترین ابزار تربیتی است که می تواند آن ها را با جذبه های توحیدی و لذت های معنوی، از جاذبه های پوچ مادی و لذت های زودگذر منصرف کند.

سه روش ذکر شده در اصل عبادت و معنویت، روش هایی هستند که تنها در تربیت مسجد محور می توان آن ها را بدین شکل یافت. حتی والدین در بهترین شرایط تربیتی یا بهترین مربیان، منهای فضای مسجد قادر به چنین تربیتی نخواهند بود. مسجد با ایجاد فرصت ذکر، قرائت قرآن و علم آموزی و از همه مهم تر تفکر و بصیرت افزایی، عالی ترین فرصت تربیتی را در اختیار جوانان قرار می دهد. در تربیت مسجد محور باید در ایجاد این فضا توسط مربی تلاش شود تا نوجوان این فرصت را از دست ندهد. لذت و جاذبة این فراگیری، خود به جذب بیش تر این قشر کمک خواهد کرد. از سوی دیگر، خویشتن داری و پرهیز از امور لغو، یعنی سخن بیهوده، رفتار مغایر با قداست مسجد، تمرینی است برای اصلاح اخلاق و رفتار نوجوانان که با تکرار و تداوم، برایشان ملکه و شاکلة شخصیتی می شود و بالاخره، روش تربیتی حفظ طهارت در مسجد، نوجوان را به طهارت ظاهر و باطن دعوت می کند. طهارتی که نوجوان از حضور در مسجد کسب می کند، ضمانتی است برای داشتن یک زندگی مطهر و به دور از آلودگی.

2. اصل اجتماع و جماعت
اشاره

برپایی نماز جماعت از ابتدای تأسیس نهاد مسجد به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله، یکی از ارکان جدایی ناپذیر مسجد بوده است. اگر چه نماز فرادی و انجام عبادت فردی هم در مسجد بی مانع است، اما آن چه که اصالت داشته و دارد، جماعت محوری است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «هر که برای شرکت در نماز جماعت به مسجدی رود، برای هر قدمی که بر می دارد هفتاد هزار حسنه منظور شود و به همان اندازه درجاتش بالا رود و اگر در آن حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بگمارد که در قبرش به عیادت او روند و انیس تنهایی او باشند و تا زمانی که برانگیخته شود برایش آمرزش طلبند». (1)(مجلسی، 1403ق، 1/336/76)

اصل جماعت، تنها در مورد نماز جماعت صادق نیست بلکه به معنایی عام تر، به این حقیقت اشاره دارد که همة شئون اصلی مسجد و اموری که در آن صورت می گیرد،


1) مَن مَشى إِلى مَسجِدٍ يَطلُبُ فِيهِ الجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ سَبعون ألفَ حَسَنةٍ، و يُرفَعُ لَهُ مِن الدَّرَجَاتِ مِثلُ ذلكَ، و إِن ماتَ وَ هُو على ذلكَ وَ كَّلَ اللهُ بِهِ سَبعينَ أَلفَ مَلَکٍ يَعُودُونَهُ فى قَبرِهِ، و يُؤنِسُونَهُ في وَحدَتِهِ، وَ يَسْتَعْفِرُونَ لَهُ حَتّى يُبْعَثَ.

در زمرة کارهای گروهی و جمعی است. علاوه بر نماز جماعت پنج گانه، کارهایی مانند آموزش معارف اسلامی و مسائل دینی، خطابه و وعظ و روشن گری، تلاش برای رسیدگی به معیشت مؤمنان نیازمند و جلسات مشورتی و تصمیم گیری، با مشارکت جمعیِ مؤمنان و اهالی مسجد انجام می گیرد. به طور کلی مسجد جایگاه گردآمدن و حلقه زدن اعضای جامعة اسلامی است.

1-2. کارکردهای اجتماع مؤمنین در مسجد
اشاره

اجتماع مؤمنان در مسجد چند بُعد یا چند کار کرد مهم دارد که آن ها را بر اساس منابع اسلامی البته به اختصار بررسی می کنیم.

1-1-2. دیدار با برادران ایمانی
اشاره

همان طور که گفته شد صِرف حضور در مسجد و نشستن در آن، نتایجی چون درجات بهشتی و حسنات دارد، صِرف گردهم آیی مؤمنین و ملاقات با یکدیگر در مسجد، اثرات شگرف و گران سنگی دارد. امام علی علیه السلام: «دیدار برادران، گر چه اندک باشند، غنیمت بزرگی است.» (1)(کلینی، 16/179/2) رسول خدا صلی الله علیه و آله یکی از ثمرات رفت و آمد به مسجد را، پیدا کردن برادران ایمانی می دانند که در راه خدا دوستی می کنند. «شخص مسجد رو، دست کم یکی از این سه چیز نصیبش می شود: یا دعایی که به درگاه خدا می کند و خداوند با آن او را به بهشت می برد، یا دعایی که به سبب آن خداوند بلای دنیا را از او بر می گرداند و یا برادری که به خاطر خداوند عزّوجلّ به دست می آورد.» (2)(طوسی، 57/47)

دیدار با برادران ایمانی ثمرات ارزشمند و بی بدیلی دارد که تعدادی از آن ها را بر می شمریم.

1-1-1-2. شادی و آبادانی دل ها

این تجمع مؤمنانه در فضایی که معنویت، اساس آن است و هدف، یک امر متعالی و بی زنگار است، کم ترین فایده اش، آرامش روحی - روانی برای فرد است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «مؤمن با مؤمن آرام می گیرد، چنان که جگرِ تشنه با آبِ سرد.» (3)(راوندی، 100/ 58) احساس باهم بودن، با جمعی هم هدف و همسو، هماهنگ و همراه شدن، دیدار چهره به


1) لِقاءُ الإخوانِ مَعْنَمٌ جَسِيمٌ و إِن قَلُّوا.

2) لا يَرجِعُ صاحِبُ المَسجِدِ بِأَقَلَّ مِن إحدَى ثلاثٍ: إمّا دُعاءٍ يَدعُو بِهِ يُدخِلُهُ اللهُ بِهِ الجَنَّةَ، وَ إِمّا دُعاءٍ يَدعُو بِهِ لِيَصْرِفَ اللهُ بِهِ عَنهُ بَلاءَ الدنيا، و إمّا أخٍ يَستَفِيدُهُ فِي اللهِ عزّوجلّ.

3) إنّ المؤمِنَ لَيَسْكُنُ إِلَى المُؤمِنِ كَما يَسْكُنُ قَلبُ الظَّمَآنِ إِلَى المَاءِ البَارِدِ.

چهره با کسانی که در فرهنگ اسلام، باهم برادرند (1)، (حجرات/ 10) فرد را زنده دل و با نشاط می کند. در بیان رسول اکرم صلى الله عليه و آله، دیدار برادران ایمانی یکی از سه چیزی است که سبب شادی مؤمن می شود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله- به علی علیه السلام- فرمود: «ای علی! مؤمن از سه چیز شاد می شود: دیدار برادران، افطار کردن روزه، و عبادت آخر شب.» (2)(مجلسی، 22/353/74) و در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: «دیدارِ نیکان، مایه آبادانی دل است.» (3)(مجلسی، 1/208/77) از ویژگی های جوانی، نشاط و شادابی و مطالبة شادی است. جماعت محوری در مساجد و اجتماع گروه های سنی مختلف در فضایی مطبوع و معنوی، پاسخ مناسبی است به این نیاز نوجوانان و جوانان. یافتن همسالان مؤمن و ارتباطی سالم با آنان در مسجد، یکی از مهم ترین و البته آسیب پذیرترین نیازهای دوران نوجوانی را به خوبی برطرف می کند. نقش مسجد و به ویژه امام جماعت و بزرگان، در این خصوص جدی و حیاتی است. باید عوامل ایجاد نشاط معنوی و ظاهری این قشر را، در مسجد فراهم کرده و موانع آن را رفع سازند و تحمل و ظرفیت مجموعة مسجد را برای حضور نوجوانان بالا ببرند.

2-1-1-2. رویش محبت

محبت در مناسبات افراد جامعة اسلامی حرف اول را می زند. کاربرد واژة برادری برای بیان این روابط، نشان دهندة جایگاه ویژة محبت است. یکی از کارهایی که محبت و مودت را افزون می کند، دیدار و ملاقات با یکدیگر است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: دید و بازدید بذر محبّت را می رویاند. (4)(مجلسی، 36/355/74)

3-1-1-2. زنده نگه داشتن احادیث اهل بیت علیهم السلام

دیدار و زیارت مؤمنان، که یکی از ثمرات حضور جماعت مسلمین در مسجد است، موجب احیای یاد و نام و فرهنگ متعالی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می شود. امام صادق علیه السلام فرمودند: دید و بازدید کنید که دیدار شما از یکدیگر موجب زنده شدن دل های شما و یاد کرد احادیث ما می شود و احادیث ما شما را به هم مهربان می کند. اگر به آن ها عمل کنید، کمال و نجات می یابید و اگر رهایشان کنید، گمراه و هلاک می شوید. پس به احادیث ما عمل کنید


1) اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ.

2) يَا عَلِيُّ، ثلاثُ فَرحاتٍ لِلمُؤمِنِ: لِقَى الإخوانِ، و الإفطارُ مِن الصِّيامِ، و التَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّيلِ.

3) لِقاءُ أهلِ الخَيرِ القَلبِ

4) الزِّيارَةُ تُنبِتُ المَوَدَّةَ.

که در این صورت من ضامن نجات شما هستم. (1)(کلینی، 2/186/2) در این فرمایش حضرت صادق علیه السلام به دیدار و دید و بازدید، امر می کنند - تَزاوَرُوا - این صیغة امر، خود حکایت از اهمیّت مسئله دارد. سپس دو نتیجه را بر این دیدار مترتب می دانند: زنده شدن دل ها و ذکر احادیث اهل بیت علیهم السلام. ذکر احادیث نیز نتیجه ای در بردارد و آن مهربان شدن مؤمنان نسبت به یکدیگر است. و سرانجام، مقصد نهایی یعنی سعادت و نجات، با عمل به احادیث ائمة معصومین علیهم السلام به دست می آید.

نکتة قابل تأمل این است که این مسیر اشاره شده در روایت، با دیدار برادران ایمانی آغاز می شود و این مسئله، ارتباط تنگاتنگی نیز با اصل عبادت و معنویت نهاد مسجد دارد. زیرا نجات و رستگاری انسان که در گرو اتصال به معبود یگانه است، از هیچ راهی غیر از مسیر اولیای معصوم خدا امکان پذیر نیست. مَنْ أَرادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ (2)هر که خدا را اراده کند، از شما شروع کند و هر کس خدا را به یگانگی شناخت، از تعلیم شما پذیرفت و هر کس خدا را طلب کرد، از راه توجه به شما طلب کرد.

2-1-2. هم افزایی فکر و اندیشه
اشاره

یکی دیگر از ثمرات اجتماع و گردآمدن مؤمنان در مسجد، هم افزایی اندیشه ها و عقل هاست. شُور و مشورتی که قرآن بر آن تأکید می کند، (3)در مسجد می تواند به شکلی ایده آل صورت بگیرد. زیرا مؤمنانی که در مسجد حاضر می شوند، از هر قشر و لباس و شخصیتی هستند و تخصّص های گوناگونی دارند از عالم دین و آگاه به منابع دینی تا متخصّصین فنی و پزشکی، و افرادی با مهارت های مختلف زندگی. اشخاص مسن و دنیا دیده، تا جوانان پر انرژی و به اصطلاح امروزی. از سوی دیگر، جماعتی که در این خانة خدا گرد آمده اند، نسبت به برادران ایمانی خود دلسوزند و غالباً منافع دیگران را بر خود ترجیح می دهند. امیرالمؤمنین به کمیل فرمود: ای کمیل! مؤمنان با هم برادرند و برای برادر چیزی مقدّم تر از برادر نیست. (4)(مجلسی، 269/77/ 1) پس جمع مشورتی با مؤمنان مسجدی، می تواند بسیار غنی و راه گشا باشد. ضمن


1) تَزَاوَرُوا فَإِنّ فِي زِيارَتِكُم إحياءً لِقُلوبِكُم، و ذِكر الأحادِيثِنا، و أحادِيتُنا تُعَطِّفُ بعضَكُم عَلى بعضٍ، فإِن أَخَذْتُم بها رَشَدتُم و نَجَوتُم، و إن تَرَكْتُمُوها ضَلَلْتُم و هَلَكتُم، فَخُذُوا بها و أنا بِنَجَاتِكُم زَعِيمٌ.

2) زیارت جامعه ی کبیره.

3) وَ شاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ. و در کارها با آنان مشورت کن. (آل عمران، 159)/ وَ اَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ» و کارهایشان به صورت مشورت در میان آن هاست. (شوری، 38).

4) يا كُمَيلُ، المؤمِنونَ إِخْوَةٌ، وَ لا شيءَ أَثَرَ عندَ كُلِّ أَخٍ مِن أخِيهِ.

این که در روایتی از حضرت جوادالائمه علیه السلام باروری و شکوفایی عقل، به عنوان یکی از نتایج دیدار با برادران ایمانی برشمرده می شود: «ملاقات با برادران، موجب رفع دلتنگی و سبب باروری عقل می شود، هر چند اندک و کوتاه باشد.» (1)(کلینی، ج 2، ص 353)

این ظرفیت مغتنمِ مسجد، می تواند نمود و جلوة بسیار مثبتی در نهاد خانواده داشته باشد. رفع نیازهای مشاوره ای برای حل اختلافات، در مسجد به خوبی می تواند محقق شود. طبیعی است امام جماعت به تنهایی قادر به پاسخگویی نخواهد بود و ضروری است واحدهای مشاوره ای منظم و کارآمدی در موضوعات مبتلا به مردم، مثل مشاورة تربیتی، مشاورة تحصیلی، مشاورة ازدواج و حتی مشاوره های اقتصادی تشکیل شود.

ظرفیت مهم دیگری که نهاد مسجد برای اجرایی نمودن روش هم افزایی فکری دارد، اندیشة پویا و نوآورانة نوجوانان و جوانان است. مسجد بستر امنی است برای بروز استعدادهای فکری نوجوان که از سوی دیگر، خود، بهره های فراوانی هم می برد. کمک به بروز این استعداد، به تکامل شخصیتی نوجوان نیز کمک شایانی می کند و روح امید را برای ساختن آیندة روشن در آن ها می دمد. یکی از راه های تحقق این امر، تأسیس اتاق فکر جوان در مساجد است تا با حمایت و هدایت جمعی از فرهیختگان مسجدی، از این ظرفیت طلایی استفاده شود.

3-1-2. تعاون در برّو تقوا

علاوه بر هم افزایی فکری و مشورت، همکاری و مساعدت عملی مؤمنین در امور خیر از آثار و برکات حضور در مسجد و شرکت در نماز جماعت است. «تعاون» که در لفظ خود (باب مفاعله) مفهوم همکاری دو جانبه را مستتر دارد، بی شک محتاج حضور جماعت است و در محیط انفرادی محقق نمی شود. تعاون واژه ای قرآنی است. قرآن تعاون را در دو جهت تعریف می کند:

اول تعاون در برّ و تقوا. که به آن امر و سفارش می کند: و تَعاوَنوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقوی و (همواره) در راه نیکی و پرهیز کاری با هم تعاون کنید. (مائده/ 2)

دوم تعاون در گناه و تعدّی که از آن نهی می کند وَ لَا تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید. (مائده/ 2)

اهالی مسجد می توانند در رعایت تقوا و حفظ حدود الهی، یاری گر همدیگر باشند. در کنار انسان های با تقوا نشستن و معاشرت با آنان، آگاه یا ناخودآگاه، فرد را به حفظ حریم و حدود تشویق می کند.


1) مُلَاقَاةُ الْإِخْوَانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقِيحُ الْعَقْلِ وَ إِنْ كَانَ نَزْراً قَلِيلًا.

امام رضا علیه السلام در روایتی فلسفة نماز جماعت و سپس آثار آن را بر می شمرند که از جملة آن ها، تعاون مؤمنان در امور خیر و پیشگیری از معاصی است: «نماز جماعت از آن رو وضع شده است تا اخلاص و توحید و اسلام و عبادت خداوند آشکار و هویدا باشند و شهرت یابند؛ زیرا اظهار این امور، حجّتی است برای خدای یگانه بر مردمان شرق و غرب عالم؛ و نیز، تا منافق و سبک شمارنده [نماز و دین] آن چه را اقرار کرده و پذیرفته است به جای آورَد و اسلام [خود] را هویدا سازد و بر آن مواظبت نماید، و نیز تا شهادت دادن های مردم به مسلمان بودن یکدیگر، روا و ممکن باشد. علاوه بر این ها، نمازِ جماعت موجب کمک کردن به یکدیگر در راه نیکی و تقوا و باز داشتن از بسیاری از معاصی خداوند عزّوجلّ است.» (1)(حر عاملی، 9/372/5)

نهاد مسجد که یکی از پایگاه های اجتماعیِ مسلمین است، یک فرصت و ظرفیت مغتنم است برای مشارکت اعضای جامعة اسلامی در حل مشکلات اجتماعی و نیز در دخالت بجا و مشروع در امور سیاسی- حکومتی. از نظر امام خمینی رحمة الله «این مسجد الحرام و مساجد دیگر در زمان رسول اکرم صلى الله عليه و آله مرکز جنگ ها و سیاست ها و مرکز امور اجتماعی و سیاسی بوده؛ این طور نبوده است در مسجد پیامبر، همان مسائل عبادی نماز و روزه باشد، مسائل سیاسی اش بیش تر بوده. اسلام می خواهد که مردم آگاهانه برای مصالح مسلمین در آن جا فعالیت کنند.» (امام خمینی، 137، ج 18، 67)

تعاون در برّ و تقوا، یکی از بهترین شرایط تربیتی را فراهم می کند تا انرژی فراوان نوجوانی در خدمت اهداف عالی انسانی و اسلامی قرار گیرد. شور و حرارت نوجوان، به دنبال عرصه ای برای ظهور است و همین ویژگی، دست فرصت طلبان را به نعمت بی نظیر جوانی دراز می کند. مسجد با ساماندهی کارهای جمعیِ مفید و ضروری در حیطه های اجتماعی و سیاسی، با لحاظ توانایی های سنین مختلف حتی کودکان نقش بی بدیلی در این خصوص دارد.

بیش تر آثاری که حاصل از اجتماع مسلمین در مسجد است، در صدر اسلام یعنی در اولین مساجد هم مصادیق تامی داشته است. بیش تر امور اجتماعی مردم در مسجد رتق و فتق می شده است. آموزش مسائل دین و تبیین آیات وحی، مسائل مدیریت جامعة اسلامی توسط پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله در مسجد به انجام می رسیده است که پرداختن تفصیلی به آن ها، خارج از موضوع نوشتار ماست.


1) إِنَّمَا جُعِلَتِ الجَمَاعَةُ لِئَلّا يكون الإخلاص و التَّوحيدُ و الإسلامُ و العِبادَةُ لله إلاّ ظاهِرا مَكشوفا مَشهورا؛ لأنَّ في إظهارِهِ حُجّةً على أهلِ الشَّرقِ و الغَربِ اللهِ وَحدَهُ، و لِيَكونَ المُنافِقُ و المُستَخِفُّ مُؤَدِّيا لِما أَقَرَّبِهِ يُظهِرُ الإسلامَ و المُراقَبَةَ، و لِيَكُونَ شَهاداتُ الناسِ بالإسلامِ بعضِهم لِبَعضٍ جائزَةً مُمكِنَةً، مَع ما فيهِ مِنَ المُساعَدَةِ على البِرِّ و التَّقوى، و الزَّجرِ عن كثيرٍ مِن مَعاصِي اللهِ عَزَّوجلَّ.

2-2. روش های مبتنی بر اصل اجتماع و جماعت
اشاره
اشاره

دستورالعمل هایی که مربوط به حضور در جمع مؤمنان در مسجد، چه هنگام نماز جماعت چه در سایر اوقات وارد شده است، همه در شمار روش های تربیتی اسلامی هستند. تعدادی از روش های خاص مسجد در بعد جماعت بدین تربیت است:

1-2-2. روش رعایت حال ضعیفان

امام علی علیه السلام در نامه خود به اشتر نوشت «و چون برای مردم به امامت نماز ایستادی، نه چندان با طول و تفصیل برگزار کن که مردم از نماز جماعت خسته و گریزان شوند و نه [با فرو گذاردن واجبات و آدابش] آن را ضایع گردان؛ زیرا در میان کسانی که با تو نماز می خوانند، افراد بیمار و گرفتار نیز هستند. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد از ایشان پرسیدم که چگونه با آن ها نماز بگزارم؟ فرمود: هم چون ناتوان ترین آنان نماز بگزار، و با مؤمنان مهربان باش.» (1)(نهج البلاغه، نامه 53)

این روش در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد و حفظ ارتباط آنان با مسجد، بسیار مؤثر است. اگر چه نوجوان با انرژی سرشارش، قاعدتاً در زمرة ضعیفان محسوب نمی شود اما روحیة خاص او در این سنین، سبب می شود که برگزاری نماز به صورتی مختصر و کوتاه، او را در مسجد پایدارتر نگه دارد.

2-2-2. روش نظم و ترتيب در صفوف جماعت

یکی از جلوه های وحدت مسلمانان که برای هر ناظر و شاهدی جذبة خاص و دوست داشتنی دارد، صفوف منظم و فشرده مسلمانان در نمازهای جماعت است، این جلوه حتی برای غیر مسلمانان هم جذبه خاصی دارد، و یکی از عوامل جلب دیگران به اسلام همین شکوه عظمت، ترتیب و ترکیب مسلمانان است.

با کمال تأسف باید گفت که این موضوع مهم آن چنان که باید در مساجد ما رعایت نمی شود و مردم به نظم و ترتیب عادت نکرده اند؛ در صورتی که پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله شخصاً پیش از نماز صف ها را منظم می کردند و توصیه ها و دستورالعمل های فراوان برای رعایت این موضوع مهم صادر می فرمودند. (ابوالقاسمی، 1378) ابن مسعود می گوید: پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله با دستان مبارکشان،


1) و إذا قُمتَ في صلاتِكَ للناسِ فلا تَكُونَنَّ مُنَفّرا و لا مُضَيِّعا؛ فإنّ في الناسِ مَن بِهِ العِلَّةُ و لَهُ الحاجَةُ، و قد سَألتُ رسولَ اللهِ صلى الله عليه و آله حينَ وَجَّهَنى إِلى اليَمَنِ: كيفَ أُصَلِّي بِهِم؟ فقالَ: صَلِّ بهم كَصَلاةِ أَضْعَفِهِم و كُن بِالمُؤْمِنِينَ رَحِيما.

شانه های ما را در نماز منظم می کردند و می فرمودند: «مرتب بایستید، پراکنده نباشید، چون در میان قلب ها و دل های شما پراکندگی ایجاد می شود.» (1)(نوری، 6/507/12) در جای دیگر می فرمایند: «صف های خود را منظم کنید و شانه های خود را در کنار هم قرار دهید، تا این که شیطان بین شما رخنه نکند.» (2)(نوری، 6/507/12)

از امام علی علیه السلام روایت شده است که فرموده اند: «خلأهای میان صف ها را پر کنید. این کار باید از صف اول شروع شود و صف ها به ترتیب تکمیل شوند، که این گونه ایستادن در نماز، نزد پیامبر گرامیتان محبوب تر است. صف ها را تکمیل کنید، بدانید که خداوند و فرشتگان بر کسانی که صف های نماز جماعت را تکمیل و منظم می کنند درود می فرستند.» (3)(نوری، 6/505/6)

در چند حدیث وحدت صفوف با وحدت قلوب هم سنگ و همراه دانسته شده است. (حر عاملی، باب 70، ح 7 و 9 و 10) این مسئله حکایت از رازهای پنهان و فلسفه نماز جماعت دارد چون وحدت قلوب بزرگ ترین نیاز انسان هاست. یکی از عواملی که می تواند وحدت آفرین باشد، عمل به احکام و دستورالعمل های اسلام و توصیه های مکرر مبنی بر حضور در جماعت مسلمانان و اقامه نماز جماعت به شکل صحیح و درست آن است. (ابوالقاسمی، 1378)

حالت صف های منظم و متراکم، علاوه بر زیبایی و شکوهی که دارد، روحیة اقتدار و هماهنگی را در نمازگزاران به ویژه نوجوانان تقویت می کند. ضمن این که این روش تربیتی در مسجد، کودک و نوجوان را برای نظم در امور فردی نیز ترغیب می نماید.

3-2-2. روش رعایت آداب معاشرت

حضور در هر جمعی، رعایت یک سری از آداب اجتماعی را اقتضا می کند. اسلام بستة کاملی از آداب معاشرت و ظرایف ارتباطات انسانی را ارائه می کند. نکات دقیقی که در اخلاق اجتماعی رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت عصمت علیهم السلام بدان اشاره شده، هر یک حکمت های آشکار و نهفتة بسیار دارند و در تربیت انسان متعالی مؤثرند. آراستگی ظاهری و خوشبو بودن، یکی از آدابی است که برای حضور در مسجد، به طور ویژه به آن تأکید شده است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر که این سبزی بدبو (سیر) را بخورد به مسجد ما نزدیک نشود، امّا اگر کسی آن را بخورد ولی به مسجد نیاید اشکالی ندارد». (مجلسی، 83/9/84)


1) استَووا، و لا تَختَلِفوا، فَتَختَلِفَ قُلوبُكُم.

2) سَوُّوا صُفُوفَکُمْ، وَ حَاذَوْا بَیْنَ مَنَاکِبِکُمْ، لِئَلاَّ یَسْتَحْوِذَ عَلَیْکُمُ اَلشَّیْطَانُ.

3) سُدُّوا فُرَجَ اَلصُّفُوفِ، مَنِ اِسْتَطَاعَ أَنْ یُتِمَّ اَلصَّفَّ اَلْأَوَّلَ وَ اَلَّذِی یَلِیهِ، فَلْیَفْعَلْ، فَإِنَّ ذَلِکُمْ أَحَبُّ إِلَی نَبِیِّکُمْ، وَ أَتِمُّوا اَلصُّفُوفَ، فَإِنَّ اَللَّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی اَلَّذِینَ یُتِمُّونَ اَلصُّفُوفَ.

این روش تربیتی، روش ها و دستورالعمل های جزئی تر فراوانی دارد که همه ذیل آداب معاشرت با مردم چه آداب کلامی چه آداب ظاهری و رفتاری قرار می گیرند. تبلیغ این نکات رفتاری، به خصوص تبلیغ غیر زبانی و عملی، آثار تربیتی عمیق و ماندگاری بر کودکان و نوجوانان دارد. رعایت این نکات به ظاهر ساده، شخصیتی محبوب و جذاب از انسان می سازد که در جذب و تأثیرگذاری مثبت بر نوجوانان بسیار نقش دارد.

3. اصل امام محوری
اشاره
اشاره

گفته شد که یکی از مصادیق کارهای جمعی در مسجد و شاید محوری ترین و مهم ترین آن ها، نماز جماعت است. دو رکن اساسی نماز جماعت، امام است و مأموم. تبعیّت کامل از امام در همة افعال نماز، بر مأموم واجب است. اقتدا کردن به امامی که حائز شرایط است، درسی است که مأموم از نماز جماعت، برای زندگی خود بر می گیرد. علاوه بر نماز، معمولاً مدیریت سایر امور مسجد، زیر نظر همان امام است و اهالی مسجد، باز در کارها تابع کسی خواهند بود که معیارهای اسلامی را برای امامت جماعت دار است.

تبعیّت از امام جماعت، تمرین ولایت مداری است. ولایت که به فرمودة اهل بیت عصمت علیهم السلام از پایه های اصلیِ بنای اسلام است و اطاعت از آن بر مسلمین واجب، در نهاد مسجد در سطحی پایین تر و در نمونه ای کوچک تر به ظهور می رسد.

نکتة دیگر آن است که از توصیه هایی که به طور دقیق در اسلام به امام جماعت می شود، نقشِ محوری و مهم امامت جماعت روشن می گردد. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در سفارش به محمّد بن ابی بکر هنگام گماردن او به فرمانداری مصر نوشت: «به نمازت بنگر که چگونه است؛ زیرا تو امام [جماعت] مردم خود هستی. [سزاوار است] که نماز را کامل به جای آوری و سبک و ناقص برگزارش نکنی؛ زیرا هر پیش نمازی که برای مردمی نماز گزارَد و در نماز آن ها کم و کاستی باشد، گناهش به گردن اوست و از نماز آن ها چیزی کم نمی شود. نماز را کامل به جای آرو بر آن مراقبت نما، تا تو نیز همانند پاداش همه آن ها را داشته باشی و این [پاداش تو] چیزی از ثواب آن ها نمی کاهد. (1)(طوسی، 31/29)


1) فى وصيّتِهِ لِمحمّدِ بنِ أبى بكرٍ حينَ وَ لاّهُ مِصرَ: وَ انظُرْ إلى صلاتِكَ كيفَ هِى فإنّكَ إمامٌ لِقَومِكَ (يَنبَغِي لَكَ أَن تُتِمَّها و لا تُخَفِّفَها، فَلَيْسَ مِن إِمَامٍ يُصَلِّى بِقَومٍ يَكونُ في صلاتِهِم نُقصانٌ إلاّ كانَ عَلَيهِ، لا يَنقُصُ مِن صلاتِهِم شَيْءٌ، وَ تَمِّمْها و تَحَفَّظْ فيها يَكُن لكَ مِثلَ أُجُورِهِم و لا يَنقُصُ ذلكَ مِن أَجرِهِم شَيئا.)

1-3. روش دقّت در انتخاب امام اصلح

شایستگی های امام جماعت تأثیر فوق العاده ای بر مأمومین دارد. تأکید اسلام همیشه بر انتخاب اصلح است و تا وقتی با معیارهای دقیق اسلامی، و نه براساس سلایق شخصی، گزینة بهتری برای انتخاب وجود دارد، دین اجازة انتخاب سطح پایین تر را نمی دهد. لذا در خصوص انتخاب امام جماعت که نمونه و جلوه ای از امامت مسلمین است، هشدارهای اکیدی در بیانات ائمه معصوم علیهم السلام وجود دارد.

امام صادق علیه السلام از پدران بزگوارش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: « امامان قافله سالاران، راهنمایان شما به سوی خداوند هستند بنابراین دقّت کنید که چه کسی می خواهد راهبری شما را در دین و نمازتان عهده دار باشد». (1)(حر عاملی، ج 5، باب 26، ح 4)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر دوست دارید نماز شما خوب و بی آلایش باشد بکوشید بهترین فرد را به امامت برگزینید.» (2)(حر عاملی، ج 5، باب 11، ح 7)

امام صادق علیه السلام در پاسخ به این سؤال که چه کسی برای امامت جماعت شایسته تر است از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «پیش نمازی مردم را کسی به عهده گیرد که قاری تر (قرآن خوان تریا قرائتش بهتر) باشد؛ اگر در قرائت یکسان بودند آن که در هجرت مقدم تر است، پیش نماز شود و اگر در هجرت نیز یکسان بودند آن که سنّش بیش تر است به عهده گیرد؛ اگر هم سن بودند. آن که به سنّت داناتر و در دین فقیه تر است، امامت کند. هیچ یک از شما در خانة کس--ی ب--ر صاحب خانه مقدّم [در پیشنمازی] نشود و نه بر صاحب نفوذی در قلمرو نفوذش.» (3)(کلینی، 376/3 ح 1)

فردی از امام دهم علیه السلام سؤال کرد: آیا می توانم به کسی اقتدا کنم که نسبت به او شناخت ندارم؟ امام پاسخ دادند. «نماز نخوان، مگر پشت سر کسی که به دین او اعتماد داشته باشی.» (4)(حر عاملی، ج 5، باب 12، ح 1)

2-3. روش شناخت و رعایت حق امام

امام سجاد علیه السلام فرمودند: «حق پیش نماز این است که بدانی چه مسئولیت های بزرگی


1) أئمّتَکُمْ وَ افْدُکُمْ إلَی اللهِ، فانْظُروا مَنْ تُوفِدونَ فی دِینِکُمْ و صَلاتِکُمْ.

2) إِنْ سَرَّکُمْ أَنْ تُزَکُّوا صَلاَتَکُمْ فَقَدِّمُوا خِیَارَکُمْ.

3) لَمّا سُئِلَ عَمَّن أَحَقُّ أن يَوْمَّ: إِنَّ رسولَ اللهِ صلى الله عليه و آله قالَ: يَتَقَدَّمُ القَومَ أَقرَؤهُم لِلقرآن، فإن كانوا في القِراءَةِ سَواءً فَأَقدَمُهُم هِجرَةً، فإن كانُوا فى الهِجرَةِ سَواءً فَأَكبَرُهُم سِنّا، فإن كانوا فِى السِّنِّ سَواءً فَليَوْمَّهُم أَعلَمُهُم بِالسُّنَّةِ و أفقَهُهُم فِي الدِّينِ، و لا يَتَقَدَّ مَنَّ أَحَدُكُمُ الرَّجُلَ في مَنزِلِهِ، و لا صاحِبَ (ال سُلطانِ في سُلطانِهِ.)

4) لَا تُصَلِّ إِلَّا خَلْفَ مَنْ تَثِقُ بِدِینِهِ.

را به خاطر تو تحمل کرده است. او کاروان داری میان تو و خداوند و نماینده و سخن گویی است که از سوی تو سخن می گوید، برای تو دعا می کند و خواهش می نماید، در صورتی که تو نه از جانب او سخن می گویی و نه دعا می کنی، نه تقاضایی را مطرح می سازی! اگر او با مشکلی مواجه شد و گناهی کرد با او شریک نیستی ولی اگر کوتاهی و کم توجهی از او سر زند گناهش به گردن اوست. تو در قبال عملکرد او مسئول نیستی ولی او مسئولیت تو را پذیرفته و خود را آماج بلایت قرار داده و نمازش را سپر نماز تو کرده است، پس قدرش را بدان و حقوق او را رعایت کن.» (1)(حرانی، 1404، 266)

3-3. روش تبعیّت کامل از امام

همان گونه که نماز، مجموعه ای از آداب، اذکار، مقدّمات، موخّرات و شرایط خاصی است که انسان را به عبودیّت راهنمایی می کند و در واقع دانشگاهی برای تعلیم و تربیت است، نماز جماعت نیز چنین است؛ چون راه و رسم زندگی، حضور در جامعه، رفتار با برادران دینی، رابطه امام و مأموم و... نیز طی آن آموخته می شود و مؤمنان درس تبعیّت از امام و در یک صف و کنار هم بودن را تمرین می کنند درست همانند سربازان که با انجام دادن عملیّاتی چون رژه، پوشیدن لباس متحد و فرم خاص و سایر حرکت ها و برنامه ها در عمل نظم پذیری، تبعیّت، سلسله مراتب و... را تمرین می کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «امام، امام شده است تا مأمومان از او پیروی و به دنبال او حرکت کنند.» (2)(فیض کاشانی، ج 2، ص 10) بنابراین در تمامی حرکات و سکنات باید پشت سر امام بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «نمازگزاران در صفوف جماعت سه دسته اند: دسته اول کسانی که نماز آن ها با اشکال مواجه است. دوم: کسانی که فقط ثواب و بهرة یک نماز نصیب آن ها می شود. سوم: کسانی که به اندازه هر رکعت ثواب تعیین شده در نماز جماعت به آن ها عطا می شود. جابر بن عبدالله انصاری عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله! توضیح بیش تری برای ما بدهید! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: گروه اول کسانی هستند که قبل از امام سر خود را در سجود و رکوع بلند می کنند و یا پایین می آورند. دوم: کسانی که همزمان با امام به رکوع و سجده می روند. سوم: کسانی که پس از امام رکوع و سجده می کنند و تنها همین گروه از ثواب جماعت بهره مند می شوند.» (نوری، ج 6، ص 492)


1) وَ أَمَّا حَقُّ إِمَامِكَ فِي صَلَاتِكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللهِ وَ الْوِفَادَةَ إِلَى رَبِّكَ وَ تَكَلَّمَ عَنْكَ وَ لَمْ تَتَكَلَّمْ عَنْهُ وَ دَعَالَكَ وَ لَمْ تَدْعُ لَهُ «5» وَ طَلَبَ فِيكَ وَ لَمْ تَطْلُبْ فِيهِ وَ كَفَاكَ هَمَّ الْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ وَ الْمُسَاءَلَةِ لَهُ فِيكَ وَ لَمْ تَكْفِهِ ذَلِكَ فَإِنْ كَانَ فِي شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ تَقْصِيرٌ كَانَ بِهِ دُونَكَ وَ إِنْ كَانَ آثِمَاً لَمْ تَكُنْ شَرِيكَهُ فِيهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ عَلَيْكَ فَضْلٌ فَوَقَى نَفْسَكَ بِنَفْسِهِ وَ وَقَى صَلَاتَكَ بِصَلَاتِهِ فَتَشْكُرَلَهُ عَلَى ذَلِكَ.

2) إِنَّمَا جُعِلَ اَلْإِمَامُ إِمَاماً لِیُؤْتَمَّ بِهِ.

4-3. روش رعایت سلسله مراتب در صف نماز

در فرهنگ اسلام، هرگاه برای کاری، امام یا فرماندهی تعیین می شود، برای جانشینی و جبران خلاً احتمالی پیش بینی لازم صورت می پذیرد؛ به همین رو در نماز جماعت که یکی از صحنه های حرکت جمعی است، صف اول و نزدیک ترین جایگاه به امام با فضایل و ثواب فوق العاده اش، اختصاص به کس یا کسانی دارد که صاحب علم و کمال باشند و در صورت نیاز و بروز هر مشکلی برای امام، نماز را ادامه دهند. (ابوالقاسمی، 1378)

امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: «کسانی که نزدیک امام می ایستند باید از صاحبان خرد، اندیشه، دانش و تقوا باشند، اگر امام در خواندن نماز، یا آیه های قرآن اشتباه کرد، یا آن را فراموش نمود، یا به هر دلیلی در ادامه نماز با مشکلی مواجه شد او را یاری دهند.» (1)

در رتبه بندی موقعیّت های دارای فضیلت، این حدیث از امام رضا علیه السلام نقل شده است: «بهترین موقعیّت در نماز جماعت صف اول است و بهترین نقطه، جایگاهی است که به امام نزدیک تر است. پس اگر پشت سر امام قرار گرفتید تا زمانی که امکان پیدا کردن جایگاه نماز در صف اول وجود دارد در صف دوم قرار نگیرید.» (2)(نوری، ج6)

4. اصل عدالت
اشاره

از اصول مسجد، اقتدا کردن مؤمنان به فردی است که باید حائز شرط عدالت باشد. تعریف عدالت در کتب فقهی چنین آمده است: «عدالت حالتی نفسانی است که انسان را بر ملازمت تقوا وادار می کند و مانع از این می شود که انسان گناهان کبیره بلکه بنابر أقوا، صغیره ها را هم انجام دهد؛ تا چه رسد به اصرار بر آن ها که از گناهان کبیره حساب شده است، و مانع می شود از این که انسان کارهایی بکند که عرفاً حاکی از لاابالی بودن او نسبت به دین است و احتیاط آن است که اجتناب از کارهایی که منافات با مروت دارد، معتبر باشد، اگر چه بنابر أقوا، معتبر نیست. و اما گناهان کبیره، هر معصیتی است که نسبت به آن وعده و تهدید به آتش یا عقاب داده شده است، یا شدیداً با آن برخورد شده است، یا دلیلی دلالت می کند که آن گناه از بعضی از کبائر بزرگ تر یا مانند آن است، یا عقل حکم می کند که کبیره است،


1) لِیَکُنِ الَّذِینَ یَلُونَ الْإِمَامَ مِنْکُمْ أُولُو الْأَحْلَامِ مِنْکُمْ وَ النُّهَی فَإِنْ نَسِیَ الْإِمَامُ أَوْ تَعَایَا قَوَّمُوهُ.

2) أَفْضَلُ اَلصُّفُوفِ أَوَّلُهَا، وَ أَفْضَلُ أَوَّلِهَا مَا قَرُبَ مِنَ اَلْإِمَامِ - فَإِنْ کُنْتَ خَلْفَ اَلْإِمَامِ، فَلاَ تَقُمْ فِی اَلصَّفِّ اَلثَّانِی، إِنْ وَجَدْتَ فِی اَلْأَوَّلِ مَوْضِعاً

یا در اذهان اهل شریعت و تدین مسلماً چنین است یا نصّی (از وحی) وارد شده که کبیره است.» (امام خمینی، 1366، ج 1، ص 499)

شرایط و نصاب حدّاقلی برای امام جماعت، همان هایی است که در کتب فقهی و رساله های عملیّه ذکر شده است. (1)(امام خمینی، 1363، ص 291) اما این سقف تعالی برای امام نیست؛ امام جماعت می تواند در مسیر رشد معنوی، احراز شرایط باطنی و تزکیة خویش گام بردارد و مأموم خود را نیز دستگیری کند.

ملّا محمد مهدی نراقی پیرامون شرایط باطنی امام جماعت می گوید: «سزاوار است امام جماعت در میان مردم به فزونی صفای دل و رو آوردن به خدا و خشوع و خضوع و دیگر شرائط باطنی ویژگی و امتیاز داشته باشد؛ زیرا او پیشوای ایشان است و نفوس آن جماعت را به سوی خدا می کشاند پس بسیار زشت است که دل او در نماز غافل یا در وادی وسوسه های باطل باشد و از این بدتر و زشت تر و ناپسند تر آن که التفات دل او به کسانی که در پشت او هستند بیش تر از التفات دل به صاحب مُلکی باشد که بر همه احاطه دارد. آیا از دانای نهانی ها شرم نمی کند که خود را به عنوان پیشوای امّت می گمارد و در جای رسولان خدا و اوصیای راشدین او می ایستد و از ایشان نیابت می کند، در حالی که دل او از عموم مردمی که به او اقتدا نموده اند بیش تر از عظمت و جلال الهی دگرگون می شود. پس هر امام جماعتی باید خود را بیازماید اگر این صفات پلید در او نبود امامت کند و گرنه ترک نماید و خود را به هلاکت نیفکند.» (نراقی، 1377، ج 4، ص 452)

اصل عدالت، اگر برای امام جماعت، شرط است، برای مأمومین هم الگوی زندگی است. عدالتی را که به معنا و تعریف دقیق فقهی آن ذکر شد، می تواند در معنای عام تر و وسیع تری در نظر گرفته شود و مثلاً عدالت اجتماعی را هم لحاظ کرد.

1-4. روش تقوا

تقوا روشی است که بر اساس اصل عدالت استخراج می شود. تقوا یعنی حفظ حریم و مرزهای الهی. با حفظ حدود است که می توان از گناهان کبیره و صغیره دور ماند و حالت نفسانی عدالت را بدست آورد. با تقواست که راه خروج از هر تنگی نفسانی یا مادی گشوده می شود: وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (طلاق/2)

تقوا امام و مأموم را در حیطه عدالت حفظ می کند. التُّقَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق؛ تقوا در رأس


1) امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند، و نیز اگر ماموم مرد است امام او هم باید مرد باشد و اقتدا کردن بچه ممیز که خوب و بد را می فهمد به بچه ممیز دیگر جایز نیست. و احتیاط واجب آن است که امام زن نیز مرد باشد.»

همة ارزش های اخلاقی است.» (نهج البلاغه، حکمت 410) پس روش تقوا شایسته است که در نظام تربیتی مسجد محور، در رأس همة روش های تربیتی نیز قرار گیرد. امام علیه السلام فرمود: «بر تقوا و راستی مواظبت کن، که دین در این دو جمع است.» (1)(محمدی ری شهری، ج 4، ص 176)

روش تقوا، در زیر مجموعة خود روش های دیگری را اقتضا می کند. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است: «آدمی در زمره تقوا پیشگان نباشد مگر آن گاه که سخت تر از حسابرسی شریک از شریکش، از خود حساب کشد تا بداند که از کجا خورده است، از کجا آشامیده است، از کجا پوشیده است، از حلال یا از حرام؟» (2)(محمدی ری شهری، ج 3، ص 83) محاسبه یکی از روش های ذیل تقواست.

امام علیه السلام: «کسی را که تقوا بلند مرتبه اش کرده است، پَست مشمارید و کسی را که دنیا بالا برده است، بزرگ ندانید.» (3)(نهج البلاغه/ خطبه 191)

2-4. روش ادای حقوق دیگران

از شعبه های عدالت، چه عدالت فقهی و چه عدالت اجتماعی، رعایت حقوقی است که فرد مسلمان نسبت به دیگران بر گردن دارد. هر قدمی که انسان بر خلاف اصل عدالت و رعایت حقوق غیر، بردارد حکم ظلم را دارد؛ و ظلم عواقب گرانی دارد. یکی از نتایج ب--ه گردن داشتن مظلمه، نهی الهی از ورود به مسجد است.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند به من وحی فرمود که: ای از تبار پیامبران! ای از تبار هشدار دهندگان! به قوم خود هشدار ده که هرگاه یکی از آنان نسبت به یکی از بندگان من مظلمه ای به گردن داشته باشد، به هیچ یک از خانه های من وارد نشود؛ زیرا تا زمانی که در برابر من به نماز ایستاده او را لعنت کنم مگر این که آن مظلمه را رد کند. در این صورت گوش شنوا و چشم بینای او شوم و از دوستان و برگزیدگان من باشد؛ و در بهشت، همراه پیامبران و صدّیقان و شهیدان، همسایه من شود.» (4)(مجلسی، 5/257/84)


1) الإمامُ علىٌّ عليه السلام: علَيكَ بالتَّقوى و الصِّدقِ، فَهُما جِماعُ الدِّين.

2) لا يَكونُ الرّجلُ مِن المُتَّقِينَ حَتَّى يُحاسِبَ نَفسَهُ أَشدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّرِيكِ شَرِيكَهُ، فَيعْلَمَ مِنْ أَينَ مَطْعَمُهُ؟ و مِن أَينَ مَشْرَبُهُ؟ و مِنْ أَينَ مَلْبَسُهُ؟ أَمِن حِلٍّ أَمْ مِن حَرام.

3) لا تَضَعوا مَن رَفَعَتهُ التَّقوى، و لا تَرفَعُوا مَن رَفَعَتهُ الدنيا.

4) أوحَى اللهُ إِلَيَّ أَن يا أخا المُرسَلِينَ يا أخا المُنذِرِينَ أَنذِرْ قَومَكَ لا يَدخُلُوا بيتا مِن بُيوتى و لأحَدٍ مِن عِبَادِى عِندَ أَحَدِهِم مَظْلِمَةٌ، فإِنِّى أَلْعَنُهُ ما دامَ قائما يُصَلِّى بينَ يَدَيَّ حَتَّى يَرُدَّ تلكَ المَظْلِمَةَ، فَأَكُونَ سَمعَهُ الذي يَسمَعُ بِه، و أَكُونَ بَصَرَهُ الذي يُبصِرُ بِهِ، و يكونَ مِن أوليائى و أصفِيائي، و يكونَ جارِى مَع النَّبِيِّينَ و الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ فِي الجَنَّةِ.

نتیجه

باید مسجد را از نو شناخت. نگاه تازة مسئله محور و ناظر به مشکلات پیرامونی به نهاد مسجد به عنوان یک پایگاه مهم در اجتماع مسلمانان، نقش خاص آن را بیش از پیش معرفی می کند. این نوشتار، سعی نمود نگاه تحلیلی و نظام مندی به مسجد داشته باشد و از تک تک زوایای نظام مسجد، برای نظام تربیتی اسلامی توشه برگیرد. با این نگاه و با توجه به فلسفة وجودی مسجد و فلسفة ارسال دین برای بشر، این نتیجه حاصل شد که اهداف مسجد، تربیتی، و اصول و روش های حاکم بر آن نیز، اصول و روش هایی تربیتی هستند. اگر چه از منظر اسلام، امر تربیت، هیچ گاه برای انسان تعطیل نمی شود؛ اما بهترین و طلایی ترین فرصت برای بهترین و مؤثرترین تربیت، دوران کودکی و نوجوانی است. لذا هر یک از اصول و روش های تربیتی مسجد، برای قشر کودک و نوجوان، اهمیّت خاص دارد و برنامه ریزی ویژه می طلبد.

حاصل آن که نظام تربیتی مسجد محور که با اهداف و اصول و روش هایش تا حد امکان و وسع، معرفی شد، ثابت می کند که کارآمدی و نتیجه بخشی بسیار بیش تر و سریع تری نسبت به نظام های تربیتی دیگر دارد و برای جامعة اسلامی کنونی، بهترین انتخاب است.

منابع:

1.

قرآن کریم.

2.

ابن بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق)، تهران، کتابچی، چاپ ششم، 1376 ش.

3.

ابن شعبه حرانی، حسن بن على، تحف العقول، تصحیح غفاری، علی اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم ، 1404/ 1363ق.

4.

ابوالقاسمی، محمد جواد، امام و مأموم در جلوه گاه حضور، تهران، یاس کبود، چاپ دوم، زمستان. 1378.

5 . امام خمینی رحمة الله، رسالة الأحكام (رسالة توضيح المسائل)، انتشارات رشیدی، 1363.

6.

امام خمینی رحمة الله، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ترجمه قاضی زاده و اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی، 1366.

7.

امام خمینی رحمة الله، سید روح الله، تحرير الوسيلة، ترجمه قاضی زاده و اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی، 1366.

8.

امام خمینی رحمة الله، سید روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1370.

9.

باقری، خسرو، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، انتشارات مدرسه، چاپ سیزدهم، 1385.

10.

تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و دررالکلم، قم، دار الكتاب الإسلامي، چاپ: دوم، 1410ق.

11.

حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ: اول، 1409ق.

12.

راغب أصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم - الدار الشامية، 1412ق.

13.

راوندی کاشانی، فضل الله بن علی، النوادر (للراوندی)، قم، دار الکتاب، چاپ اول ، بیتا.

14.

طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.

15.

طبرسی، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، قم، انتشارات شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق/ 1370ش.

16.

طوسی، محمد بن الحسن، الأمالي للطوسي، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.

17.

فیض کاشانی، محجه البیضاء، دفتر انتشارات اسلامی، ج 2.

18.

قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ترجمه الهی قمشه ای، مرکز نشر فرهنگی رجا، چاپ اول، 1369.

19.

کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1429ق.

20.

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

21.

محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث، 1379.

22.

مشایخی راد، شهاب الدین، اصول تربیت از دیدگاه اسلام، «روش شناسی علوم انسانی»، پاییز 1381، شماره 32، ص50 تا 68.

23.

مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، بی تا.

24.

نراقی، ملامهدی، علم اخلاق اسلامی، (ترجمه جامع السعادات) ترجمه سید جلال الدین مجتوی، قم، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377.

25.

نوری، حسین بن محمد تقی (محدث نوری)، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، بی تا.

26.

نهج البلاغه، ترجمه دشتی، محمد، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چاپ اول، 1381ش.

نقش مساجد در شکل گیری هویت دینی کودکان و نوجوانان/ ابراهیم اخوی

اشاره

*نقش مساجد در شکل گیری هویت دینی کودکان و نوجوانان/ ابراهیم اخوی (1)

اشاره


1) دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناسی ارشد روان شناسی. Email:e.akhavi@gmail.com

چکیده

اشاره

هویت دینی همانند دیگر ابعاد هویتی هر انسانی، نیازمند زمان و برنامه ریزی درست تربیتی برای شکل گیری صحیح می باشد. در رویکرد تربیت دینی، توجه به مکان و فضای روان شناختی حاکم بر آن، از عناصر مهم شمرده می شود. مسجد، به عنوان نهاد و نماد دینی، سهمی بسزا در شکل گیری هویت دینی مثبت یا آشفتگی هویتی دارد. از این رو، در مقاله حاضر بر آنیم تا راهبردها و راهکارهای هویت بخشی مسجد به گروه سنی کودک و نوجوان و نیز آسیب های فراروی آن بررسی شده و زوایای گوناگون این مسئله گردد.

کلید واژه ها: هویت مسجد، هویت دینی، کودک، نوجوان، تربیت دینی.

مقدمه

اشاره

اشاره

هویت دارای ابعاد گوناگون و تعریف های متنوعی است. ساده ترین راه درک این مفهوم این است که آن را با واژه خودیابی معادل بدانیم. با توجه به این، ابعاد آن هم قابل درک خواهد بود. به عنوان مثال در هویت دینی، فرد نسبت به عقاید و باورهای مذهبی خود به نوعی شناخت و ثبات می رسد. دستیابی به این خودیابی دینی، نیازمند پیمودن مسیری صحیح و بهره گیری از همه منابعی است که چنین شناخت عمیقی را به او ارزانی می کنند. ابتدایی ترین منبع دستیابی به دین، والدین و سپس محیط های مرتبطند. مدارس مذهبی، دوستان، منابع مطالعاتی، سبک زندگی والدین و برنامه های معنوی که در طول زندگی فرد رخ می نماید، همگی در این شکل گیری سهیم است. مساجد، یکی از مراکزی است که سهم شایسته ای در رسیدن افراد به چنین بینش ژرفی دارند. مساجد، در ابعاد آموزشی، احساسی و نیز زمینه سازی برای تولید رفتارهای دینی، سبب بروز و شکل گیری هویتی در مخاطبان می گردد که از آن به هویت دینی یاد می کنند. زمانی که از هویت یاد می کنیم، از پروسه ای یاد می کنیم که جرقه های اولیه آن در سال های نخستین زندگی پدید آمده، در نوجوانی نیرو می یابد و در جوانی به یک انتخاب و منش تبدیل می شود. از این رو، همانند یک ساختمان بلند که از آجرهای متعددی تشکیل شده است، نظام شکل گیری هویت دینی نیز مدیون رخدادهای فکری، احساسی و رفتاری در طول زندگی است که با تکمیل آن هویت دینی پدیدار گشته و با پایبندی به آن، با یک شخصیت دینی ماندگار روبرو خواهیم شد. به تعبیر دیگر، هویت مسئله ای تحول نگر است به طوری که تمام دوره های زندگی از خردسالی تا کودکی و نوجوانی در رسیدن به وضعیتی شفاف و مشخص و یا آسیب دیدگی در شکل گیری هویت در هر یک

از ابعاد آن، نقش دارند. از این رو، زمانی که به عنوان مثال از نقش مکان های مذهبی در شکل گیری هویت دینی سخن به میان می آید، این نقش در سراسر مدت زندگی بزرگسال امروز و خردسال دیروز سهم داشته و مؤثر بوده است.

آن چه مهم به نظر می رسد، توجه به ظرافت هایی است که به واسطه مسجد در شکل گیری این هویت نقش دارند و بی توجهی به آن، ممکن است سبب بروز آسیب هایی در مرتبطان با مسجد گردد و نه تنها هویت دینی محکمی را به آن ها نبخشد، بلکه با بروز مسائلی چون دلزدگی، بداخلاقی ها و مانند آن شاهد مسجد گریزی و حتی دین گریزی کسانی باشیم که دوره ای از سن خود را با این مکان مقدس مأنوس بوده و اکنون به سویی دیگر کشیده شده اند که تناسبی با فضای فکری و معنوی پیش از آن ندارد.

الف) تعریف هویت و اقسام آن

تعریف هویت با واژه ها و اصطلاحات گوناگونی همراه گردیده است و تفاوت هایی از جهت زاویه نگاه به این مسئله وجود داشته است. به نظر دکتر محمد رضا شرفی، روان شناس و نویسنده کتاب جوان و بحران هویت، از جهت تعریف عملیاتی هویت، می توان چنین گفت که اگر آدمی برای پرسش های زیر پاسخ های مطمئن و متقاعد کننده ای بیابد، در حقیقت هویت خویش را باز یافته است:

بداند جایگاه، منزلت و مرتبت او دقیقاً چیست و چه تعریفی دارد؛

آگاه باشد که چه پیوندها، رشته ها و ارتباط هایی او را به خود و جهان خارج از خود متعلق می سازد؛

درک کند که چه نقش ها، وظایف و مسئولیت هایی در قبال خود و دیگران بر عهده دارد؛

شناخت واقع بینانه ای از توقعاتش نسبت به خود و دیگران به دست آورد و نسبت خود را به گذشته، حال و آینده به درستی بداند. (محمد رضا شرفی، 1380، ص) هم چنین ایشان هویت را به فردی (شخصی)، خانوادگی، ملی، دینی، اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تقسیم می کند.

برخی دیگر از محققان معتقدند در اصل هویت امری چند لایه یا چند سطحی است و بر پایه تعدد قرار دارد. این لایه ها و سطوح هویت زندگی انسانی از هستی درونی فرد تا هستی جهانی وی را در بر می گیرد. بنابراین مفهوم، هویت دارای پیچیدگی زیادی می باشد و این امر باعث شده است که این مفهوم دارای ابعاد متفاوت باشد؛ از جمله هویت اجتماعی، هویت فردی، هویت شغلی، هویت خانوادگی، هویت قومی و هویت دینی. (خدیجه سفیری و زهرا نعمت الهی؛ 1391، ص 39 - 70) در مقاله حاضر، در صدد تبیین هویت دینی و نقش مسجد در شکل گیری این هویت هستیم.

ب) تعریف و اهمیت هویت دینی

بر اساس نظر پژوهشگران، هویت دینی را می توان مجموعه ای شناختی، اعتقادی و روانی شامل ارزش ها، هنجارها، باورها، احساسات، نمادها، طرز تلقی ها و آگاهی های مختص به یک خود فردی - اجتماعی دانست که حول یک محور غایی (مفهوم مقدس) سازمان یافته است با اثر گذاری بر کنش های اجتماعی، از یک سو سبب همبستگی و انسجام درون گروهی (درون دینی) در میان اعضای گروه (دینداران) می شود و از سوی دیگر موجبات تمایزات برون گروهی (برون دینی) را با دیگر افراد و گروه ها فراهم می آورد. هم چنین هویت دینی را به سبب اهمیت فوق العاده و جایگاه والای آن می توان مهم ترین بعد هویت دانست که نقش بسزایی در هویت بخشی به افراد جامعه ایفا می کند. (رئوفی، محمود؛ 1389، ص91-112) اهمیت این مسئله تا جایی است که گفته اند برای کودک دنیایی ارزش دارد که بتوان از راه مذهب آن را شناخت (پورشه، سوزانه؛ 1386، ص 70).

ج) ابعاد هویت دینی

اشاره

اشاره

خود هویت دینی هم دارای سطوح و لایه های گوناگونی است که در روان شناسی دین از آن صحبت به میان آمده است که با توجه به موضوعات مرتبط با آن مانند محیط های تربیت دینی، والدین و دیگر عناصر شکل گیری هویت دینی می تواند متفاوت باشد. بر اساس پژوهشی، هویت دینی یکی از ابعاد مهم هویت اجتماعی است که متضمن سطحی از دینداری است که با «مای جمعی» یا همان اجتماع دینی مقارن است. در واقع هویت دینی نشان دهنده احساس تعلق و تعهد به دین و جامعه دینی است. هویت دینی در واقع همان آثار و عوارض ناشی از حمل وصف دین بر فرد دیندار است. به تعبیر بهتر با پذیرش دین به عنوان یک اصل اعتقادی، در زندگی فرد مؤمن تغییرات و نتایج مهمی در وجوه مختلف حیات حاصل می شود. با توجه به این که یکی از ویژگی های هویت، ابعاد چندگانه آن است، هویت دینی نیز دارای ابعاد مختلفی است که موارد زیر شامل می شود.

1. بعد دینداری و نگرش به نفس دین

«دینی بودن» عنوان عامی است که به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دین در آن متجلی باشد اطلاق می شود. تجلی ارزش ها و نشانه های دینی بودن فرد را می توان در نگرش، گرایش و کنش های آشکار و پنهان او شناسایی کرد. فرد متدین از یک سو، خود را ملزم به رعایت فرامین و توصیه های دینی می داند و از سوی دیگر، اهتمام و ممارست های دینی، او را به انسانی متفاوت با دیگران مبدل می سازد. بدین طریق می توان با دو نشانه او را از دیگران بازشناخت؛ یکی از طریق پایبندی و التزام دینی اش و دیگری پیامد دینداری و

آثار تدیّن در فکر و جان و عمل فردی و اجتماعی او. پس دینداری به بیان کلی، یعنی داشتن اهتمام دینی به نحوی که نگرش، گرایش و کنش های فرد را متأثر سازد. گلارک و استارک ویژگی های مرتبط با دینداری را حول پنج بعد زیر جمع بندی کرده اند که در این بررسی بدان استناد شده است. این پنج بعد به شرح زیر است.

•

بعد اعتقادی یا باوردینی که نوعی ادراک فردی برخاسته از معرفت دینی است که درباره حقانیت اصول دینی به فرد بینش خاص می دهد. در واقع این بعد دربرگیرنده باورهایی است که انتظار می رود یک فرد با توجه به دین خاص خود به آن ها اعتقاد داشته باشد.

•

بعد مناسکی و اعمال دینی که مشتمل بر دو دسته می باشد؛ یکی تحت عنوان شعائر و مناسک مطرح است و عبارت است از آداب و رسوم و مراسمی که هر دین از پیروان خود انتظار دارد که بدان ها عمل شود؛ دیگری پرستش و دعا که اعمال دینی و خصوصی و غیر رسمی است که فرد آن ها را فقط با رضایت خاطر و بدون هیچ گونه اجباری انجام می دهد.

•

بعد عاطفی یا تجرب-ی ک-ه ناظر به عواطف، تصورات و احساسات پیروان یک دین به وجودی ربوبی، همچون خدا یا واقعیتی غایی و اقتداری متعالی است.

•

بعد فکری یا دانش دینی که مشتمل بر اطلاعات و دانسته های بنیادی در مورد معتقدات هر دین است.

•

بعد پیآمدی یا آثار دینی که ناظر بر اثرات باورها، اعمال، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزانه است و به عبارت دیگر تأثیر و انعکاس دین در رفتارهای روزمره است.

2. بعد فرهنگی (تعهدی)

تعهد دینی مجموعه ای از عناصر شناختی نمادین و عملی است که میراث سنتی خاص را تشکیل می دهد. مثل آموزه ها، کتاب ها، رفتارها و آیین ها، تاریخ اندیشه ها و شیوه های اندیشه ورزی که ریشه در فعالیت های اجتماعی اجتماعات دارد، عادات غذا خوردن، لباس پوشیدن، امور بهداشتی و نظایر آن که با نظام اعتقادات مرتبط اند، هنر و آموزه های زیباشناختی که به طور عملی توسعه یافته است و با این اعتقادات ارتباط دارد و نظایر آن عناصر بعد فرهنگی هویت است. در واقع، بعد فرهنگی، نگرش مثبت به میراث فرهنگی- مذهبی مسلمانان و تلاش برای حفظ و نگهداری آن است.

3. بعد تاریخی (تعلقی)

منظور از آن آگاهی و کسب دانش نسبت به پیشینة تاریخی دین و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان است. این بعد به آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته تاریخی دین خود و احساس دلبستگی به آن و اهتمام به حفظ و زنده نگهداشتن آن دلالت می کند. (سفیری و نعمت الهی 1391، ص 39-70)

هویت دینی و سلامت روانی

اشاره

پژوهش ها حاکی از آن است که دستیابی به هویت دینی محکم و صحیح، نقش بسزایی در سلامت روحی و روانی افراد هم ایفا می کند. در پژوهش علیخانی تحت عنوان «رابطه هویت دینی و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی» نتایج به دست آمده نشان داد که بین هویت دینی و سلامت روان رابطه وجود دارد. افراد دارای هویت دینی موفق، از تعاملات و کنش اجتماعی مطلوب برخوردار بوده، سطح اضطراب و افسردگی آن ها پایین است. افراد دارای هویت دینی آشفته و دیررس، دارای سطح اضطراب و افسردگی بالا و از لحاظ کنش اجتماعی افرادی ناموفق می باشند. هم چنین در پژوهشی که توسط کردیا و همکاران، تحت عنوان «تردیدهای مذهبی و سلامت روان در نوجوانان و جوانان» صورت گرفت، نتایج حاصل از آن همبستگی مثبتی را بین تردیدهای مذهبی در سطوح مختلف ایمان مذهبی، با اضطراب و افسردگی نشان داد. در واقع هر چه افراد از لحاظ اعتقاد دینی خود را قوی کنند، سلامت روانی بهتری دارند. در پژوهشی، که توسط کاویکاالنا در خصوص محل عبادت، سازگاری، سلامت روانی در میان مردم اهل پلینزی در روز مقدس، صورت گرفت، نشان داد که شرکت در مجالس مذهبی، سازگاری و سلامت روانی را بهبود می بخشد، زیرا در این مجالس، افراد با اصلاح سبک سازگاری جمعی و افزایش میزان امیدواری، سلامت روانی بهتری را کسب می کنند.

نتیجه نهایی این پژوهش چنین گزارش شده است: هر چه افراد هویت دینی خود را بسازند، سلامت روان آن ها تضمین می شود و برای زندگی خود هدف و معنای لازم را کسب می کنند. (حمید، گلستانی پور و کریم نژاد 1392، ص79-93) معنای مقابل این پژوهش چنین می شود که اگر عناصر دست اندر کار در شکل گیری هویت دینی کودکان و نوجوانان، مانند مبلغان دینی و مسئولان مساجد با لحاظ نکردن ظرافت های کاری متناسب با گروه هدف و رفتارهای ناصواب گریبانگیر باشند، در پدیدآیی هویتی نامطمئن و آسیب زا از جهت دینی نقش داشته اند و پیامدهای مادی و معنوی آن را درک خواهند کرد.

د) هویت دینی و آسیب های فراروی آن

در زمانه کنونی بیش از هر وقت دیگری، مزاحم هایی برای شکل گیری هویت دینی وجود دارند. با توجه به رشد اطلاعات و دسترسی افراد حتی از سنین پایین به ابزارهای جهانی مانند اینترنت و ماهواره، روند شکل گیری هویت دینی نیز دستخوش نوساناتی است. از آن جا که وسایل ارتباط جمعی از جمله عوامل مهم در جریان جامعه پذیر شدن و تشکیل هویت افراد است و با توجه به این که تماشاگران پرمصرف، حس خطر و ناامنی شدیدتری از تلویزیون دریافت می کنند، بدین ترتیب ارتباط آنان با جمع کاهش یافته و در نتیجه میزان فردگرایی شان افزایش می یابد و همین امر تأثیراتی بر هویت دینی آن ها دارد. وسایل ارتباط جمعی از جمله عوامل مهم در جریان جامعه پذیر شدن و تشکیل هویت افراد است و جهانی سازی فرهنگی، فرهنگ ها و هویت های موجود را در کنار هم قرار می دهد که نتیجه آن نوعی نسبی شدن، همزیستی و رقابتی روزافزون است. بدین ترتیب با افزایش استفاده از وسایل ارتباطی، نسبی گرایی مردم افزایش می یابد و همین امر بر هویت دینی آن ها تأثیراتی می گذارد. از این رو، توجه به دست اندازهای مسیر پدیدآیی هویت دینی، می تواند در عبور موفق و سالم از آن مؤثر باشد. بنابراین، توجه به برخی از پژوهش های انجام شده لازم است. آخوندی (1377) در تحقیقی با عنوان «هویت ملی و مذهبی جوانان مشهدی و تأثیر روابط اجتماعی بر آن» اذعان می کند که شرکت در مراسم مذهبی و ملی از عوامل تعیین کننده هویت ملی و مذهبی است و تماشای فیلم از طریق ویدئو از عوامل تضعیف کننده این رابطه است. سید رضا عاملی (1380) در تحقیقی با عنوان «تعامل جهانی شدن، شهروندی و دین» آورده است که مذهب نقش تعیین کننده ای در قوت و ضعف شهروندی یک کشور و هویت

فردی و اجتماعی آن جامعه دارد. به عبارت دیگر هنگامی که فرد خود را متعهد به دین بداند، نسبت به انجام تعهدات فردی و اجتماعی دیگر نیز متعهد می شود. حسین لطف آبادی و وحیده نوروزی (1383) در تحقیقی با عنوان «بررسی چگونگی نگرش دانش آموزان دبیرستان و پیش دانشگاهی ایران به جهانی شدن و تأثیر آن بر ارزش ها و هویت دینی و ملی آن ها» بیان می کنند که پذیرش جهانی سازی (نگرش منفعل) بیش تر از همه متأثر از ضعف هویت ملی و دینی است. نگرش فعال به پدیده جهانی شدن و نگرش مخالف آن ناشی از نیرومندی هویت دفاع از سرزمین و قدرت هویت اعتقادی و عملکردی است. بهزاد دوران (1385) در تحقیقی با عنوان «تأثیر اینترنت بر هویت همسالان» ابراز می کند که وجود رابطه میان کاربری اینترنت و هویت همالان تأیید نشده و میان هویت همالان زن و مرد تفاوت معنی داری مشاهده نشده است و دیگر این که هویت همآلان با متوسط وقت صرف شده در روز برای تماشای فیلم های ویدئویی رابطه مثبت و معنی دار دارد.

دستاوردهای نهایی این پژوهش در چند جمله بدین شرح گزارش شده است:

•

میزان استفاده زمانی اینترنت به طور مستقیم با میزان هویت دینی رابطه معنی دار معکوسی به میزان 0/11- درصد دارد؛ یعنی با افزایش میزان استفاده زمانی اینترنت، هویت دینی مردم کاهش می یابد.

•

بین میزان مصرف گرایی مردم با میزان هویت دینی آن ها رابطه معنی دار معکوس وجود دارد؛ یعنی هر چه مردم مصرف گراتر باشند میزان هویت دینی آن ها کاهش می یابد.

•

میزان استفاده زمانی ماهواره، به طور مستقیم با میزان هویت دینی رابطه معنی دار معکوسی به میزان 0/30- درصد دارد؛ یعنی با افزایش میزان استفاده زمانی ماهواره، هویت دینی مردم کاهش می یابد.

•

میزان استفاده برنامه ای ماهواره، به طور مستقیم با میزان هویت دینی رابطه معنی داری به میزان 0/27- درصد دارد؛ یعنی با افزایش میزان استفاده برنامه ای ماهواره، هویت دینی مردم کاهش می یابد.

•

افزایش ارتباطات جهانی و جهانی شدن، موجب ایجاد تغییرات فرهنگی بسیاری در جوامع مختلف شده است رواج ارزش های گوناگون از جمله لذت گرایی، مصرف گرایی، نسبی گرایی و فردگرایی عوامل تهدید کننده تعلق خاطر به هویت دینی به خصوص در میان جوانان است. در واقع، هویت فرهنگی و دینی از تهاجم فرهنگی تهدید می شود. همان طور

که کاستلز نیز جهان آینده را صحنه کارزار دو قدرت معتبر یعنی جهانی شدن و هویت می داند. (سفیری و نعمت الهی 1391، صفحه 39- 70) مهم ترین یافته این تحقیق نشان می دهد که هرقدر میزان استفاده افراد از اینترنت و ماهواره بیش تر شود میزان هویت دینی آن ها کاهش می یابد. (همان)

ه) رابطه تلویزیون و هویت دینی

برخی گمان دارند استفاده از رسانه تلویزیون به عنوان ابزاری برای تبلیغ و شکل گیری هویت دینی تا جایی است که حتی می تواند جایگزین مناسبی برای تربیت دینی مستقیم والدین، مربیان و مبلغان گردد و پدیدآیی هویت دینی را سبب شود. برای بررسی این گمانه، پژوهشی علمی و میدانی توسط آقای خیری انجام شد که نتایج حاکی از آن است که تلویزیون در سطح هویت فردی نمی تواند ابزار مناسبی برای تبلیغ دینی باشد؛ چه در این سطح احساسات غرایز غلبه داشته و در تلویزیون زمینه بهره گیری از سرگرمی و امور ملایم با طبع زیستی او فراهم است و حال و هوای آن با حال و هوای مسجد که آدمی خود را در فضایی معنوی احساس می کند و احساس تکلیف در او تبلور می یابد، متفاوت است. پس باید تلاش کرد افراد با مراکز تبلیغ سنتی از جمله مسجد ارتباط برقرار کنند؛ چه این که در این فضا زمینه شکوفایی استعدادهای فطری و ادراکی فراهم می گردد. نهایت تأثیر تبلیغ تلویزیونی در سطح هویت فردی، تأثیر اقناعی است. این تأثیر با تأثیر ارشادی و افزایش دهنده شناخت و انگیزش فاصله بسیار دارد. برای ترویج دین باید در مقام تربیت بر آمد و تربیت فضا و شرایط مناسب خود را می طلبد. در مسجد است که هم فضای مناسب برای هویت پذیری دینی فراهم می شود و هم از توده ای شدن افراد در جامعة ماشینی و صنعتی امروز جلوگیری به عمل می آید و مسجد است که سازندة افراد آماده فداکاری برای دین و کشور می باشد. تلویزیون ممکن است به این امور بپردازد اما با تغییر کانال حال و هوای مخاطب عوض می شود ولی حال و هوای مسجد همواره ثابت است. (خیری 1387، ص 39- 54)

و) بحران هویت؛ تفسیر، بررسی عوامل و نشانه های آن

بیش ترین تلاش برای دستیابی به هویتی جامع و مشخص از دوران نوجوانی آغاز می شود. البته زمینه های آن پیش از نوجوانی وجود داشته اند. دکتر دن فونتل، روان شناس کودک و نوجوان معتقد است که در دوران بلوغ، سطح فکر افراد گسترش پیدا کرده و تعالی می یابد. نوجوانان همزمان با شناختن هویت خود، قادر به تفکر انتزاعی هستند. آن ها درباره مسائل کاملا جدی فکر می کنند، سؤالاتی چون من چه کسی هستم، چه چیزهایی اهمیت دارند، معنی و مفهوم زندگی چیست و به چه اموری باید معتقد بود، دارند. نوجوانان بر اساس پاسخ هایی که در برابر پرسش های خود می یابند، درباره جهانی که در آن به سر می برند، قضاوت می کنند. آن ها می توانند به گونه ای بنیادین و تندروانه، آرمان گرا شوند و رو در رو با ارزش ها و سبک زندگی والدین خود که به طور معمول محافظه کارانه و واقع گرایانه است، قرار گیرند. (دن فونتل، 1385، ص 28)

بر اساس نظر دکتر شرفی، نوجوانان می توانند نقش های مختلفی را تجربه کنند، آن ها را کاملا بیازمایند، برگزینند و دوست بدارند. کسانی که در نوجوانی با هویت های متعارض درست روبرو می شوند، به احساس جدیدی از خود دست پیدا می کنند که هم تقویت کننده و نشاط آور است و هم قابل قبول. نوجوانی که در حل بحران هویت ناموفق است، احساس گم گشتگی و رنج می کند. در این حالت فرد ممکن است از همسالان و خانواده اش منزوی شود یا هویت خود را در هویت جمع گم کند. تعداد زیادی از کارهای غیر عادی نوجوانان ممکن است به دلیل سرگردانی نقش باشد. در اواخر نوجوانی، امکانات شغلی برای رشد هویت مسئله ای اساسی به شمار می رود. اعمال جنسی، سیاسی، مذهب و ارزش های

اخلاقی نیز موضوعات مهمی برای تصمیم گیری های نوجوان هستند. باورهای مذهبی والدین به بسیاری از نوجوانان تلقین می شود، ولی آن ها در اواخر نوجوانی متوجه می شوند که می توانند خودشان درباره مذهب تصمیم بگیرند. در مورد هویت سیاسی نیز بیش تر نوجوانان انتخاب های سیاسی والدین را منعکس می سازند، ولی در اواخر نوجوانی، به رأی خود عمل می کنند. متأسفانه برخی از نوجوانان برای کسب استقلال، همیشه تصمیم هایی مخالف نظر والدین شان اتخاذ می کنند. چنین رفتاری نه فقط ملاک موفقیت در رشد خودکفایی یا هویت نیست، بلکه نماینده نوعی هویت منفی نیز می باشد. (شرفی 1380، ص17)

ز) بحران هویت از نگاه اسلام

نوجوان در حقیقت نوعی بحران شناختی - عملی را تجربه می کند که او را به سوی یافتن حقایق جهان هستی و سپس عمل مناسب با آن فرا می.خواند. به طور کلی می توان این مرحله را جستجو برای جهان بینی صحیح به منظور راه یابی به اهداف زندگی نامید. در تعدادی از روایات، پرداختن به این امر برای جوانان ضروری دانسته شده و گفته شده است که جوان باید در حال آموختن باشد و یا به دانش صحیح دست یافته باشد. امام علی (علیه السلام) به انگیزه انسان در پیگیری و حل بحران هویت بدین صورت اشاره می کنند که انسان دارای عطشی است که فقط با پیمودن راه خدا و لقای او فرو می نشیند. ایشان در جای دیگر انسان فرزانه و شایسته لطف خدا را کسی می داند که به حل سه سؤال درباره خود راه یافته باشد: از کجا آمده است؟ در کجاست؟ به سوی چه مقصدی راه می پوید؟ این سه شناخت در حقیقت دستیابی به نوعی معرفت درباره نفس است که لازمه اش شناخت مبدأ نفس یعنی خدای متعال، مقصد و منتهای نفس و شناخت نفس در این عالم است. از نظر اسلام آن چه در بحران هویت اهمیت اساسی دارد، مسائل اصیل جهان بینی است که در چگونگی شکل گیری نیروهای بالقوة فرد تأثیری عمیق به جای می گذارد. بنابراین می توان گفت حل صحیح مسائل اساسی در جهان بینی می تواند راه را برای حل مسائل دیگر باز کند. کسی که نسبت به خدای متعال شناخت پیدا کرده و به هدف و فلسفه وجودی انسان در این جهان پی برده است، با کسی که به این معرفت دست نیافته، در رفتارها و جهت گیری ها بسیار متفاوت است. (بی ریا و همکاران 1374، ص 997)

ح) پیامدهای فقدان هویت

یکی از راه های شناخت اهمیت هویت بخشی دینی و دیگر ابعاد هویتی، توجه کردن به پیامدهای فقدان آن است. زمانی که فرد پس از سال ها هنوز به وضعیت مشخصی درباره مسائل اصلی زندگی خود مانند مذهب دسترسی پیدا نکرده باشد، با آسیب هایی روبرو می شود. برخی از این آسیب ها از منظر متخصصان تربیتی چنین تبیین شده اند که تحول بلوغ، تصویر ذهنی از بدن و هویت شخصی نوجوان را تهدید می کند. نوجوان با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و قبول تحولات بلوغ می خواهد هویت خویش را از نو بازسازی کند. حتی مخالفت و ستیز نوجوانان با والدین خود و عصیان آن ها در برابر ارزش ها و قدرت ها و دخالت های دیگران برای تثبیت هویت و جدا نمودن هویت خویش از سایرین است.

معمولا والدین با این وضعیت بحرانی نوجوانان برخورد خوبی ندارند و اغلب این وضعیت را درک نمی کنند. در خانواده ها نوجوانان مورد بی مهری قرار می گیرند و در مواقعی که نیاز شدید به دوستی و تفاهم متقابل دارند، مورد هجوم و انتقاد قرار می گیرند. در هنگام بحران هویت، نوجوان دچار تضادها و کشمکش های ضد و نقیض است. به پدر و مادر خود علاقه دارد و از طرفی به خاطر امر و نهی های مکرر آنان تنفر هم دارد. هم وابسته به آنان از نظر اقتصادی است و هم می خواهد مستقل عمل کند و با آن ها مخالفت می کند. این تضادهای درونی به رفتارهای متضاد می انجامد و باعث رفتارهای خصمانه والدین می شود. اگر والدین این بحران درونی و تضادها را درک نکنند و نتوانند تفاهم مشترکی داشته باشند، این تضادها به عصیان و سرکشی تبدیل می شود. در بحران هویت نوجوان شدیداً دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی است. به صورتی که نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خود را در یک

خویشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد. به هنگام بحران هویت نوجوان در سه مورد یا بیش تر از موارد زیر دچار تردید و شک است: اهداف بلند مدت؛ انتخاب شغل آینده؛ الگوهای رفاقت؛ رفتار و تمایل جنسی؛ تشخیص مذهبی؛ نظام ارزش های اخلاقی و تعهد گروهی. این علائم حداقل سه ماه وجود دارند و باعث اشکال در عملکرد اجتماعی می شوند بحران هویت نوجوان را به ابهام و سردرگمی می کشاند و دارای عوارضی مانند اختلال در احساس زمان و وقت، احساس شدید نسبت به خویش و شکل گیری هویت منفی است. (احمدی، 1378، ص 30) مسئولیت گریزی، از دست دادن توان و استعداد، دلمشغولی های بی هدف، ناتوانی در مهار هیجانات و داشتن شخصیتی منفعل نیز از عوارض ناکامی در شکل دهی هویت برای نوجوان است. (شرفی 1380، ص 20-24) برای کمک به نوجوانی که هویت خویش را باز نیافته و خود را نشناخته و در نقش خود ابهام دارد باید روابط باز و صمیمانه ای به وجود آورد و با تکیه بر نقاط مثبت وی او را به تجربة ارزش شخصی رهنمون شد. مشاورة فردی با نوجوانی که دچار بحران هویت است باید متوجه تأمین شرایطی باشد که تهدید را در فرد تقلیل دهد و موانع ادراکات وی از خویش را برطرف نماید. در برخورد مشاوره ای با چنین نوجوانی تفاهم توام با همدلی و احترام مثبت نقش عمده ای را ایفا می کند. در این صورت نوجوان از خویشتن بیش تر آگاه می شود و برای زندگی خود معنایی می یابد و مسئولیت انتخاب ها و تصمیم های زندگی خویش را بر عهده می گیرد. مشاورة گروهی نیز به شناخت هویت و توجه به علایق و کسب مهارت ها مخصوصاً ارتباطات اجتماعی به نوجوانان کمک می کند. نوجوانان در مشاورة گروهی فرامی گیرند که: همسالان آنان نیز مشکلاتی دارند، علی رغم اشتباهاتی که دارند اعضای گروه آن ها را می پذیرند، قادر به درک دیگران هستند، می توانند به دیگران اعتماد کنند، وقتی احساسات خود را بیان کنند خود را بهتر می شناسند، با تبادل نظر در مشاوره گروهی افراد گروه هویت خود را درک می کنند و به ارزش خویشتن پی می برند و اهداف قابل وصولی را دنبال می کنند و مهارت های اجتماعی را رشد می دهند. (احمدی 1378، ص 30) خودشناسی، تعیین هدف برای زندگی، پرورش خلاقیت، مسئولیت پذیری، تصحیح برداشت های شخصی، پذیرش جنسیت، الگوگرایی متعادل، بازآفرینی خاطرات دوران کودکی، تحلیل صحیح رویدادهای زندگی، مثبت گرایی، پرورش توانایی های فردی، تعدیل انتظارات دیگران و مانند آن، از دیگر پیشنهادهای روان شناسان برای دستیابی به هویت فردی است. (شرفی، 1380، ص 20-24)

ط) شکل گیری هویت دینی با تکیه بر مسجد

1. کودک و مسجد

«ایریس یاب» از کسانی است که مطالعات زیادی درباره مسائل معنوی کودکان و نوجوانان داشته است. وی درباره کودک و ارتباط او با مسجد می نویسد: «حضور در مسجد و دیگر مکان های مذهبی، زمینه ساز رشد معنوی کودکان است. مکان های مقدسی هم چون مسجد به خدا اشاره دارند؛ از این رو، در اسلام برای مسجد قداست و اهمیت خاصی بیان شده و مسلمانان به استفاده از این مکان معنوی تشویق شده اند». (یاب، ایریس، 1386، ص129) هم چنین در آموزه های دینی فرهنگ ارتباط با مسجد حتی در ریزترین مسائل آن مانند نحوه ورود و خروج به مسجد، توصیه به معطر و آراسته بودن، تمیز نگهداشتن مسجد، حفظ توجه معنوی در مسجد و پرهیز از جلوه های دنیا خواهی، اقامه نماز در مسجد و ... مطرح شده است. در کنار این سفارش های معنوی، لازم به یادآوری است که معماری یک مکان مقدس هم ممکن است بتواند عظمت خدا را به یاد بیننده بیاورد یا احساس حضور خدا را در انسان زنده کند. این مکان ها معمولا دارای اهمیت تاریخی- مذهبی هستند. مکان های مقدس و معماری هایی که بیانگر حضور خداوند هستند، روح کودک را تحت تأثیر قرار می دهند. این فضاهای معنوی، زمینه روانی انس با مسائل دینی را در کودکان ایجاد می کنند. از ویژگی های عمدة مساجد و مکان های مذهبی مانند زیارتگاه ها و حرم امامان معصوم علیهم السلام، امکان برقراری ارتباط با خداوند است. کودکان به همراه والدین خود در مراسم معنوی متعددی مانند شب های قدر، جشن میلاد معصومین و نیز مراسم شهادت آنان، مراسم دعا و نیایش های هفتگی، برگزاری مراسم نماز جماعت و دیگر عبادت ها که اکثراً در مسجد برگزار می شود،

شرکت می جویند و گام های اولیه رشد معنوی خود را در چنین فضایی بر می دارند. بهره وری معنوی از این روش، منوط به مراعات شرایط آن و در نظر گرفتن پاره ای از محدودیت هایی است که کودک با آن روبروست. از این رو در این نوشته بر آنیم تا نخست برداشت کودکان از این مکان مقدس و سپس راهکارهای بهره مند ساختن کودک و استفاده از مسجد به عنوان یک پایگاه خداشناسی را مورد بررسی قرار دهیم.

2. آمادگی کودکان برای بهره وری از مسجد

آمادگی روانی کودکان درباره حضور در مساجد متفاوت است. به گونه ای که خردسالان تا 10 سالگی، نسبت به کودکان سنین بالاتر از چنین مکان هایی لذت کم تری می برند و این عدم علاقه در سن 8 سالگی به اوج خود می رسد. در حالی که که کودکان سنین 10 تا 13 سالگی، احساس می کنند که مساجد باعث می شوند شخصیت اخلاقی و معنوی بهتری پیدا کنند. رفتن به مساجد لذت بخش می شود. لذت های عقلانی از داستان ها و مراسم دینی فزونی می یابد. هم چنین دیدار دوستان و روابط دوستانه با بزرگ ترها آنان را متوجه لذت اجتماعی می کند. از نظر فرزندان 13 ساله و بالاتر، عامل اعتقاد و ایمان است که بزرگسالان را به این مراکز می کشاند و به این محیط ها بیش تر به عنوان محل اجتماع مؤمنان و معتقدان به دین نگریسته می شود تا به یک ساختمان یا یک مؤسسه. به اعتقاد این گروه سنی، مشارکت در مراسم عبادیِ محیط های مقدسی چون مساجد، مایه تقویت ایمان و نزدیک تر شدن آنان به حالت معنوی و ارزش های اخلاقی می گردد.

3. راهکارهای بهره مند سازی کودکان از مسجد

ایریس یاب و دیگر فعالان حوزه معنوی سازی کودکان، برای استفاده بهتر از مکان های مذهبی به ویژه مساجد، به والدین و مربیان مذهبی پیشنهادهایی دارند که می تواند در مسیر معنوی کودک از طریق ارتباط با این مکان های و اتفاقات خوب و بدی که در آن می افتد، اثر بخش تر باشد. و گام های نخستین و حیاتی شکل گیری هویت دینی را در آن ها تقویت کند:

•

از برداشت کودکان نسبت به مکان های مذهبی همانند مسجد آگاهی داشته باشید تا بتوانید پاسخ گوی احساسات و پرسش های آنان در این زمینه باشید.

•

برای شرکت کودکان خود در مراسم مذهبی برنامه ریزی کنید.

•

با توجه به شرایط سنی و توانایی فرزند خود او را تشویق کنید تا در فعالیت های گروه های مذهبی مانند هیئت ها شرکت کند.

•

زمینه آشنایی فرزند خود را با اعضای گروه های مذهبی فراهم آورید. آن ها را در برنامه های مخصوص کودکان شرکت دهید و تشویق شان کنید تا در کلاس ها یا برنامه های آمادگی برای عضویت در گروه شرکت کنند. حضور آن ها در این جلسات و فعالیت ها می بایستی منظم باشد.

•

فرزند خود را به تنهایی برای شرکت در مراسم مذهبی نفرستید بلکه او را همراهی کنید تا به او نشان دهید که به ارزش های دینی و مذهبی احترام می گذارید.

•

نوع رفتار در مراسم مذهبی و اماکن مقدس را به فرزند خود بیاموزید.

•

قبل از شرکت در مراسم، ماهیت آن را به زبانی ساده و قابل درک برای فرزند خود شرح دهید و علت شرکت خود را برایش توضیح دهید.

•

فرزندتان را با مراسم و تشریفات مذهبی آشنا سازید.

•

فلسفه و جزئیات مراسم مذهبی را برای فرزندتان توضیح دهید تا حضور او در این مراسم آگاهانه باشد.

•

به فرزندتان بیاموزید که هنگام دعا کردن چگونه باید دست ها را نگاه داشت. هم چنین حرکات نماز را به او بیاموزید.

•

قبل از برگزاری مراسم، در صورت امکان فرزند خود را به دیدن مکان برگزاری مراسم ببرید و کارهایی را که باید انجام بدهد، برایش توضیح دهید.

•

رفتارهای شایسته را برایش توضیح دهید و سعی نمایید که او را به تمرین آن ها تشویق کنید.

•

رعایت حقوق و احترام به دیگران را در تمامی موقعیت های زندگی، به فرزندتان بیاموزید. اگر در طول روز، برخوردی آموزشی با او نداشته باشید، انتظار رعایت حقوق دیگران در مراسمی مذهبی یا رسمی، کاری بیهوده خواهد بود.

•

در صورت بی فایده بودن تمهیدات یاد شده، هنگام شرکت در مراسم، وسایل بازی مورد علاقه او را با خود ببرید تا خسته کنندگی مراسم باعث بروز رفتارهای ناهنجار در فرزندتان نشود. در این خصوص از بردن اسباب بازی های پر سر و صدا خودداری کنید. کتاب های داستان به ویژه کتاب هایی که موضوع مذهبی دارند، مناسب به نظر می رسد. در طول هفته این کتاب ها را از دسترس او دور نگهدارید تا هنگامی که آن ها را به او می دهید، برایش تازه و جذاب باشد.

•

مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. مکانی را انتخاب کنید که هر لحظه بتوانید بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران، فرزندتان را به بیرون ببرید.

•

به فرزندتان بگویید ترک محل مراسم در هنگام برگزاری سخنرانی ها و اعمال عبادی، کاری پسندیده نیست و اگر مجبور به ترک محل است، حتما باید به سرعت برگردد.

•

در محافل مذهبی به جای اعتراض به سر و صدای کودکان، به پدر و مادر آن ها کمک کنید تا مشکل فرزندشان را حل کنند.

•

شما می توانید خردسالان ناآرام را در آغوش گرفته و مدتی کوتاه به خارج از محل مراسم ببرید.

•

خانواده کودکان نا آرام، به درک متقابل شرکت کنندگان در مراسم نیاز دارند. در این زمینه خانواده هایی که چنین مشکلی ندارند، می توانند با کمک کردن به آن ها، الگویی مناسب در زمینه توجه و دلسوزی برای دیگران باشند.

•

فعالیت های ویژه ای را برای کودکان ناآرام برنامه ریزی کنید.

•

بسیاری از گروه های مذهبی، برنامه های خاصی را برای کودکان در نظر می گیرند، هر چند که شرکت بچه ها دست کم در بخشی از مراسم عبادی، بسیار سودمند است و آن ها خود را عضوی از جامعه ای بزرگ تر حس خواهند کرد و هویت مذهبی به تدریج در آن ها شکل خواهد گرفت.

•

اگر نمی توان مراسمی خاص کودکان برگزار کرد، دست کم بخشی از مراسم اصلی را می توان به کودکان اختصاص داد مثلا قرائت آیات الهی را به آن ها سپرد، نصب پوستر و پرچم ها را به آن ها محول کرد و یا گروه سرود یا شعر خوانی مذهبی تشکیل داد.

•

جلسات آموزش مذهبی را برگزار کنید. بعضی از گروه های مذهبی، اقدام به برگزاری کلاس های مخصوص کودکان می کنند. اگر چه بهتر است این کلاس ها توسط افراد خبره و کارشناس برگزار شود، اما خود شما به عنوان عضو گروه داوطلب اداره و برگزاری این کلاس ها شوید. می توانید متون آموزشیِ دارای محتوای مناسب را از مراکز مذهبی تهیه کنید.

•

از فرزند خود بخواهید چشمانش را ببندد. سپس از او بپرسید هنگامی که مشغول دعاست یا درباره خودش فکر می کند، دوست دارد در کجا باشد؟

•

فرزند خود را به مسجد و مکان مذهبی ببرید و هنرهای نمادینی را که در این بناها به کار رفته است، برای او توضیح دهید. مثلاً می توانید به آیاتی که برای محراب در نظر گرفته می شود یا نمادهای هنری که در مکان مذهبی استفاده می شود و معمولا طرحی متعالی و صعودی دارد، اشاره کنید.

•

فرزندتان را تشویق کنید تا به مکان های مقدس دیگران احترام بگذارد. در این مکان ها آهسته سخن بگوید، به زائران خیره نشود و با مراسمی که برگزار می کنند، همراهی کند.

•

اختصار در برنامه های مذهبی و میزان حضور کودک در مسجد را رعایت کنید. اگر شما بین بهره مند شدن از تکمیل یک دعای طولانی و رعایت حوصله کودکی که اکنون کنار شما نشسته است، مخیر شدید، حتما شرایط کودک خود را در نظر بگیرد؛ زیرا با این کار برای معنوی شدن یک انسان در آینده نزدیک سرمایه گذاری کرده اید.

•

کودکان را مجبور به شرکت در مراسم مذهبی نکنید.

•

مقدمات حضور در مسجد و نیز برنامه های زمانِ بودن در مسجد را به گونه ای متنوع کنید که فرزند شما همیشه مایل به این حضور باشد. خرید مقداری خوراکی قبل از حضور و در مسیر رسیدن به مسجد به همراه توجه عاطفی پس از خروج از مسجد می تواند نقش بسزایی در تشویق فرزندتان داشته باشد.

•

هوا و دمای نامناسب مسجد، سر و صدای زیاد، نامنظم بودن برنامه ها، طولانی و دشوار بودن مسیر رسیدن به مسجد، سخت گیری والدین در انجام همه مستحبات و برنامه های مسجد، توجیه نبودن کودک نسبت به زمان و طول برگزاری مراسم، سرگرم نشدن کودک با فعالیت های آرام و مناسب و نیز برخورد بد مسئولان مسجد، از آسیب هایی است که لازم است والدین قبل از بردن کودکان به مسجد در نظر داشته باشند. یادمان باشد که ناخوشایند سازی حضور در مسجد، ممکن است فرزندمان را با انبوهی از خاطرات بد نسبت به این مکان مقدس روبرو کند که آثار منفی بسیاری در دینداری کودک امروز و بزرگسال فردا به جا خواهد گذاشت. (اخوی 1390، تک نگاره)

•

اعتقاد به یاوران و محافظ های نادیدنی، با وقایع به ظاهر بی محتوایی شروع می شود. با الگوهای سرشار از عشقی که بزرگ ترها بی منظور و ساده انگارانه در اختیار کودک قرار می دهند. مثلا کودکی که در زمین بازی، در یک پارک سرگرم بازی است و از روی حصار کم ارتفاع می افتد و مجروح می شود. مادر او را از زمین بلند می کند و به شوخی به او می گوید: خوب شد که یک فرشته مواظبت بود! این حرف برای کودک یک پیام جدی به شمار می رود. او باور می کند کسی که نمی تواند او را ببیند، از او محافظت می کند و به همین دلیل آرامش می گیرد. برای کودکان مهم است که تا جای امکان، هر چه بیش تر محافظ داشته باشند. دانستن این که یک نفر هست که از من محافظت می کند، به کودک جسارت و نیرو

می بخشد و او را از ترس ناشی از تنها گذاشته شدن حفظ می کند. شاید اشاره به داشتن یک فرشته محافظ در طول روز و زندگی روزمره را نتوان تربیت مذهبی به شمار آورد ولی هدف از آن باز کردن فضای دنیای کودک است. باز کردن دنیایی که بیش تر دریافت کردنی است تا مصرفی. باید برای ارضای نیازهای خود تلاش کرد و تنها نباید به حاصل تلاش دیگران اکتفا نمود. دنیایی ارزش دارد که بتوان از راه مذهب آن را شناخت. آنتوان گزوپری، نویسنده فرانسوی می گوید: «اگر خواستی یک کشتی بسازی، مردم را برای جمع آوری چوب و تهیه وسایل لازم دور هم جمع نکن، وظیفه هر یک را مشخص و کار را بین آن ها تقسیم نکن، بلکه حسرت رفتن و رسیدن به دریای وسیع و بی انتها را در دل آن ها بیدار کن. یک نظریه پرداز به نام «آنجلام. ت. رانیدرز» یقین دارد که هر کودکی این حسرت رسیدن به دریا یا همان زندگی نامحسوس را حس می کند. از نگاه او، تربیت مذهبی فضای خالی زندگی هر کودکی را پر می کند.» (سوزانه پورشه، 1386 ص 71) بر این اساس، زمانی که قرار است مسجد در شکل گیری احساسات مذهبی کودکان ما نقش داشته باشد، باید راهکارهای رغبت برانگیز معنوی (مانند معرفی مسجد به عنوان مکان اجتماع فرشته ها) و مادی (مانند نکته هایی که درباره ایجاد علاقه به مسجد گفته شد)، به کار گرفته شوند.

ی) نوجوان و مسجد

1. چند واقعیت روان شناختی درباره نوجوان

1-1. بر اساس پژوهش های انجام شده، شرایط خارجی متعددی می توانند تأثیراتی مثبت یا منفی در رشد معنوی نوجوانان ایجاد کنند. نحوه برخورد دوستان یک نوجوان با او و ارزش هایی که به آن پایبندند، در تصویری که او از خدا و مکان های منسوب به خداوند مانند مسجد به دست می آورد، و نیز باورهای همسو با این گرایش ها، بسیار مؤثر خواهند بود. اگر محیط نوجوان سرشار از خوبی ها، حقیقت و زیبایی باشد، تصویر او از خودش، از دیگران و از جهان پیرامونش، خوب و حقیقی و زیبا خواهد بود. ایمان، تحت تأثیر تجارب شخصی، متحول می شود.

2-1. نوجوانان در خارج از خانواده ارتباطات متعددی ایجاد می کنند. دوستان صمیمی، فعالیت های ورزشی، هنری، مذهبی و سیاسی، در مرکز توجهات نوجوانان قرار دارند. کثرت فعالیت و ارتباط کودکان در سنین نوجوانی، فرصت کمی برای آن ها باقی می گذارد تا با خانواده خود همراهی کنند. شما قادر نیستید نوع دوستان فرزندتان را انتخاب و یا دوستانی را به او تحمیل کنید، اما قادرید شرایط را به گونه ای آماده کنید که ارتباط او با نوجوانان مورد علاقه بیش تر شود. اگر فرد مذهبی فعالی هستید، رفت و آمد خانوادگی خود را با دوستان مذهبی تان افزایش دهید تا فرزندان شما فرصت و موقعیت های بیش تری برای برقراری ارتباط با هم داشته باشند. یا او را به مسجدی که در آن دوستان هم سن و فعال با فرزند نوجوان شما وجود دارد، هدایت کنید.

3-1. دوستی های صمیمانه اهمیت زیادی در زندگی نوجوانان دارند. یک نوجوان به

دوست یا دوستان صمیمی نیاز دارد تا رازهای خود را با آن ها مطرح کرده و به درد دل بپردازد. برخی از محققان این حالت را «نیاز به آینه» نامیده اند، زیرا نوجوان در پی یافتن کسی است که شخصیت و هویت او را منعکس سازد. نیاز متقابل نوجوانان به آینه شدن برای یکدیگر، به طرق مختلفی ابراز می شود. آن ها سعی می کنند نوع پوشیدن لباس، آرایش موی سر، نحوه صحبت کردن و حتی راه رفتن خود را مشابه دوستان خود کرده و با رفتارهای والدین خود مرزبندی کنند، به همین جهت دچار نوعی گیجی و پریشانی می شوند. بر این اساس، با نگاهی درون دینی در می یابیم که نیاز به آینه با مصداقی از روایت همسان است که می فرماید: «اهل ایمان، آینه یکدیگرند که در آن کاستی ها و نقصان ها دیده می شوند و جبران می شوند». (1)در کنار این روایت، به آدابی که درباره مسجد گفته شده نیز نگاهی می اندازیم که از اهالی مسجد خواسته شده تا با ظاهری آراسته و متناسب با مسجد حضور یابند. نتیجه ای که از این دستاورد روان شناختی و آموزه های دینی می گیریم، این است که نوجوان از طریق انس با مسجد، نه تنها به نیازهای فکری خود پاسخ می دهد، بلکه جهت عاطفی و نیاز به گروه هم تأمین می گردد و مهم تر این که در جهت تطبیق با گروه هدف که اهل مسجد می باشند، ظاهری پسندیده تر و مقبول تر را بر می گزیند؛ زیرا هنگامی که نوجوانان طرز لباس پوشیدن و یا رفتار خاصی را می پذیرند، مانند پذیرش ظاهر بچه های مذهبی که با مسجد تعامل دارند، سعی می کنند تا خود را با سنت ها و آداب و رسوم رایج در بین دوستان شان تطبیق دهند. آن ها مایل نیستند به دلیل داشتن هویتی متفاوت از دوستان خود، از سوی آن ها طرد و منزوی شوند. نوجوانان اگر بلندتر از دوستان شان باشند، کمی قوز می کنند و اگر دوستان شان در فعالیتی شرکت نکنند، آن ها نیز شرکت نخواهند کرد و اگر دوستان شان دوچرخه داشته باشند، آن ها هم باید دوچرخه داشته باشند. این نوع تطبیق پذیری، در ارتباط با انتخاب دین و مذهب نیز صادق است. نوجوانان، مذهبی را می پذیرند که در جمع دوستان آن ها ارزشمند است. اگر فرزند نوجوانتان گفت که می خواهد فعالانه در یک جمع مذهبی یا گروه سیاسی شرکت کند متعجب نشوید. سعی کنید فرزندتان را در فعالیت های اجتماعی، مذهبی یا سیاسی مشارکت دهید، زیرا آن ها در سن نوجوانی مستعد ابراز وجود و پایبندی به تعهدات هستند. (ایریس یاب 1386، ص126)


1) قال رسولُ اللهِ s: المؤمنُ مِرآةٌ لأخيهِ المؤمنِ، يَنْصَحُهُ إذا غاب عنه، و يُمِيط عنه ما يَكْرهُ إذا شَهِدَ؛ مؤمن آینه برادر مؤمن خویش است. در غیابش برای او خیرخواهی می کند و در حضورش، ناخوشایندی ها (باورهای نادرست) را از او دور می گرداند.» (بحارالأنوار، ج 74، ص 233، ح 29)

4-1. یکی از مسائل نگران کننده دربارة نوجوان، تمایل بیش از حد او به دوستان خود است. دوستی های صمیمانه اهمیت زیادی در زندگی نوجوانان دارند. یک نوجوان به دوست یا دوستان صمیمی نیاز دارد تا رازهای خود را با آن ها مطرح کرده و به درد دل بپردازد. نوجوان مایل است بیش تر وقت خود را در گروه همسالان خود بگذراند، در مهمانی ها و جشن تولدشان شرکت کرده و پایبندی خود به دوستی ها را اثبات کند. دوستی هایی که در فضای مسجد ایجاد می شود، زمینه بروز دوستی های حرام و نادرست را از بین برده و عزت نفس معنوی همراه با آن و نیز شخصیت مسجدی بودن، سبب سلامت روانی و معنوی فرد می گردد. با پذیرش نیاز نوجوان به رشد اجتماعی و گروه همسالان، این نیاز او را با سوق دادن وی به دوستان مناسب و گروه های دینی مطلوب فراهم کنند. از این رو در سخنی از امام علی علیه السلام، یکی از مزایای ارتباط با مسجد، به دست آوردن دوستان خوب و همراهی با آنان دانسته شده است حضرت در سخنی والا می فرمایند: مَنِ اختَلَفَ إلى المَسجِدِ أصابَ إِحدَى الثَّمانى: أخا مُستَفادا في اللهِ، أو عِلما مُستَطرَفا، أوآيَةً مُحكَمَةً، أو رَحمَةً مُنتَظَرَةً، أَو كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَن رَدَىً، أو يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ على هُدىً، أو يَترُكُ ذَنبا خَشيَةً أَو حَياءً؛ هر که به مسجد آمد و شد کند، به یکی از این هشت چیز دست یابد: یافتن برادری به خاطر خدا، یا دانشی جدید، یا آیتی محکم، یا رحمتی که آن را چشم به راه بود، یا سخنی که او را از هلاکت برهاند، یا شنیدن جمله ای که او را به هدایت رهنمون شود، یا آن که گناهی را از ترس و یا شرم ترک گوید.» (1)اثر پذیری نوجوان از همسالان، مسئله ای است که همه کارشناسان به آن باور دارند. بخش مهمی از دانسته ها و باورهای نوجوان از طریق دوستان و محیط رفاقت تبادل می شود. در کلام حضرت هم این نکته برجسته شده است که همراهی با اهل مسجد، سبب ترک بسیاری از گناهان است و مانعی به نام حیا از دوستان مسجدی، به عنوان عاملی بازدارنده از خطاهای فکری و رفتاری است. با توجه به این قانون روان شناختی، می توان از چنین روحیه ای برای انتقال مفاهیم دینی و انس با مسجد به نوجوانان بهره گرفت. به عنوان مثال، با تشکیل حلقه های انس در مسجد و فراهم سازی زمینه هایی برای فعالیت گروهی نوجوان در این مکان مقدس، به شکلی غیر مستقیم، بسیاری از پیام ها را به او منتقل کرد.

5-1. نوجوان نیازمند فراهم شدن زمینه ای برای اندیشیدن و خلوت کردن با خود است. یکی از جذاب ترین ویژگی های مسجد برای نوجوان، فراهم شدن شرایطی برای اندیشیدن


1) الأمالي للصدوق، ص 474.

درباره خود، زندگی و آینده است. وقتی نوجوان احساس می کند که در کنار بهترین ها نشسته است، آمادگی ایجاد تغییرات جدید را هم در خود می بیند و این به وی قدرتی می دهد که درباره مسیر زندگی خود یک دیده بان تازه شود، اشتباهات احتمالی را پیدا کنید، کمبودها را شناسایی کرده و از همان جا برای هجرت و کوچ کردن به سمت بهتر شدن خود را آماده کند. بعضی از دانشمندان هم برای حل مسائل علمی خود گاهی به مسجد پناهنده می شدند تا در سایه حمایت های معنوی خداوند و فضای روشن مسجد بتوانند به روشنایی علمی تازه ای دست یابند. نوجوان با حضور در مسجد می تواند افکار پراکنده خود را با مهمان شدن در خانه خدا جمع بندی کرده و برای تصمیم گیری و پرواز معنوی خود را آماده می کند.

6-1. نوجوانان می خواهند با کمک خدا دنیا را اصلاح کنند. تا حدود 12 سالگی، تصور نوجوان از خدا یک تصور مثبت است. سپس امکان تفکر منطقی در او به وجود می آید و نوجوان می فهمد که خوبی و بدی با همه سایه ها و ضمائم آن ها در دنیا وجود دارند. دعای نوجوان در این مرحله زندگی، بیش تر شامل خواسته های فوری و بی درنگ است تا کم کم در سن جوانی این ارتباط رشد می یابد و به ارتباط خاصی میان خدا و انسان تبدیل می شود. نوجوانان بزرگ تر نگرانی ها و آرزوهایی دارند که آن ها را کاملا رک و راست در دعاهای خود بیان می کنند. نیاز پذیرفته شدن در جامعه نیز از جمله خواسته های آن هاست. به کمک خدا دنیا را اصلاح کردن، براندازی ظلم و انجام کارهای خارق العاده، آرزوی بیش تر نوجوانان است که عملی شدن آن ها را به کمک خدا امکان پذیر می دانند. به این ترتیب نوجوان به ارزش هایی مانند آمادگی کمک به دیگران و همدردی با انسان های دیگر نزدیک می شود. (سوزانه پورشه؛ 1386، ص72)

2. ارتباط، رکن شکل گیری هویت دینی نوجوان

ارتباط، زمینه تأثیر گذاری و انتقال پیام است. زمانی که ارتباطی صحیح و دوطرفه شکل می گیرد، سفرهای گسترده می شود که بهره های مادی و معنوی سرشاری را با خود همراه می کند. اگر این ارتباط با رویکردی دینی و هدفمند آغاز و مدیریت شود، نتایج بهتری ارزانی دو طرف آن خواهد شد و آن گاه که این ارتباط، با مؤلفه ای به نام استمرار همراه باشد، این نتایج ماندگاری و اثر بخشی بیش تری خواهد داشت. در موضوع کنونی، هر دو عنصر به خوبی دیده می شود. به عبارتی دیگر، زمانی که امام جماعت مسجد و دیگر مسئولان مرتبط با

مسجد، به قصد انتقال پیام های دینی با نوجوان ارتباط می گیرند، عنصر هدفمندی وجود دارد و آن گاه که در طول سال به مناسبت های مختلف و شیوه های گوناگون این ارتباط را ادامه می دهد، از استمرار هم بهره جسته اند. نتیجه این تعامل، گرایش نوجوانان به نماد دینی یعنی روحانی و به دنبال آن، قرار دادن برنامه های معنوی مسجد در فهرست کارهای روزانه در طول سال خواهد شد.

3. توجه به نماد و نهاد

لباس روحانیت، نمادی از دین و دین داری است و روحانی فردی است که رفتارها و منش او برای دیگران حجت به شمار می آید. در مهارت ارتباط نیز تصریح شده است که عمدة تأثیر گذاری ما در ارتباط به عوامل ظاهری و زبان بدن بر می گردد. در روان شناسی دین نیز بر این مسئله تاکید شده است که تحول دینداری در افراد با حرکت از نماد و سمبل آغاز و به سوی نهادینه شدن سرازیر می شود. برای توجه بیش تر به این مسئله، تمثیل زیر می تواند یاری رسان خوبی باشد:

«پیرمردی به قصد آزمایش سطح فکر سه فرزند خود، از آن ها خواست تا هر کدام به شیوه ای که مناسب می دانند، انبار خانه را پر سازند و به آن ها گفت که برنده کسی است که در زمان کم تر و با هزینه کم تری بتواند از عهده پر کردن همه جای انباری بر آید. فرزند اول موفق شد انبار را پر از شن و ماسه کند و حتی دریچه های نور را هم مسدود نماید. روز بعد فرزند دوم توانست در مدت کم تری انباری را با کاه پر سازد. نوبت به فرزند سوم رسید. او لحظه ای به داخل انباری رفت و برگشت و اعلام کرد که کارش تمام شده است. همگی با شگفتی وارد انباری شدند ولی آن را خالی یافتند. تنها شمعی در آن روشن شده بود. پیرمرد از فرزندش خواست تا برایشان توضیح دهد. فرزند گفت من شمعی روشن کرده ام و با نور آن همه جای این مکان را پر کرده ام. اکنون همه روزنه های این انباری از نور شمع پر شده است.»

پر کردن روح و جان نوجوان از خاطرات خوب نسبت به روحانی، نقش برجسته ای در آینده دینی او خواهد داشت. نوجوان امروز با ارتباطی که از سوی روحانی با او گرفته می شود، می تواند احساس خوش بودن با روحانی را تجربه کند و می تواند در اثر ناکارآمدی ارتباط، برداشتی نامناسب از دین و دینداری در روان او شکل بگیرد که پاک سازی این برداشت

به زمان زیاد و شرایطی متفاوت بستگی دارد. بر این اساس، بخشی از اثرگذاری ارتباط با نوجوانان در این مهم نهفته است و تمام برخوردهای امام جماعت با نوجوان، جایگاه ویژه خود را خواهد داشت.

4. تنوع بخشی به ارتباط

یکی از اسرار جذابیت دوستی ها در دنیای نوجوانان و جوانان، متنوع بودن آن است. زمانی که نوجوان با دوست خود در قالب های گوناگون تحصیلی، علمی، ورزشی، مذهبی و عاطفی ارتباط می گیرد، گوناگونی ارتباط او را به سمت تداوم و تعامل بیش تر می کشد. حال اگر این ارتباط فقط یک بعد و جنبه داشته باشد، به مراتب از میزان و مؤثر بودن آن کاسته خواهد شد. برپایه تحقیقات انجام شده، بیش تر یادگیری ها به شکل غیر رسمی و غیر مستقیم انجام می شود و حضور ارتباط گیرنده در موقعیت های گوناگون، سبب انتقال پیام ها در قالب های غیر رسمی آن خواهد شد. بر این اساس، یکی از قوانین ارتباط گیری امام جماعت با نوجوانان، توجه به ایجاد تنوع در این رابطه و فراهم سازی زمینه برای آن است. اگر ارتباط با نوجوان تنها در قالب نماز جماعت و سخنرانی خلاصه شود، ارتباطی یک سویه و کم تنوع خواهد بود که نتیجه آن کم رغبتی به تداوم در ارتباط است ولی زمانی که شکل های ارتباط گستره بیش تری می یابد، به همان میزان برداشت های معنوی و فرهنگی فزون تری بر آن بار خواهد شد.

5. پیش نیازهای ارتباط

مهارت ارتباط همانند دیگر مهارت های فردی و اجتماعی، نیازمند فراهم شدن مقدماتی است تا نتایج سودمند را به دنبال داشته باشد. یکی از این زمینه ها، خصوصیات فردی امام جماعت است. روحانیانی که از روحیه برون گرایی و مردم آمیزی برخوردارند، به اثر بخشی ارتباط ایمان دارند، سطح تحمل و حوصله مطلوبی در آن ها وجود دارد، از اطلاعات موجود در دنیای نوجوان مانند اطلاعات ورزشی، فناوری و مانند آن، بی اطلاع نیستند، مخاطب شناسی خوبی دارند، از نیازهای فکری و عاطفی کنونی دانش آموزان به خوبی باخبرند و در محتوا و شیوه ارائه آن به مخاطبان از خلاقیت خوبی برخوردارند، در ارتباط و میزان تأثیر گذاری آن موفق تر خواهند بود.

6. راهکارهای ارتباط
1-6. ارتباط عاطفی

از آن جا که عاطفه در دنیای روانی انسان ها به ویژه نوجوانان، عاملی مهم در ارتباط گیری است، اولین نکته در راهکارها نیز به این مسئله اختصاص دارد. معنای دیگر جمله این است که لازم است امام جماعت حضور عاطفی بیش تری در دنیای نوجوان داشته باشد و بستری را فراهم سازد تا اصل روان شناختی «خوشایند سازی» شکل بگیرد و دانش آموزان از یادآوری نام و شخصیت امام جماعت، احساس خوبی پیدا کنند و خاطره ای خوش را تداعی نمایند. این اصل، سبب تکرار و تمایل به بیش تر شدن ارتباط خواهد شد. در نقطه مقابل نیز، چنان چه نوجوان از حضور روحانی محل در مدرسه، احساس ناخوشایندی مانند خستگی، یکنواختی، سخنان مغایر با نیازهای کنونی نوجوان و مانند آن را تجربه کند، به شدت از ایجاد رابطه با روحانی و مکان ها و برنامه هایی که وی در آن ها نقش دارد، گریزان خواهد شد و نوعی دلزدگی در وجود وی پدید می آید. به عنوان پیشنهاد می توان موارد زیر را در تقویت بعد عاطفی ارتباط امام جماعت و دیگر عناصر مسجد با نوجوان مورد توجه قرار داد:

•

حضور روحانی یا یکی از دست اندرکاران مسجد به عنوان بیننده برخی از مسابقات ورزشی نوجوان در مدرسه یا محیط های ورزشی مناسب با شئون روحانیت

•

نقش روحانی و رابطان مسجد در پذیرش و اهدای جوایز برترین های علمی، ورزشی، پرورشی و...

•

پیشنهاد و پذیرش برخی از مسابقات فرهنگی مانند کتاب خوانی از سوی مسجد

•

تعیین ملاک های دانش آموز برتر اخلاقی از سوی مسجد و اهدای جایزه ویژه به فرد

•

تقدیر از برترین های علمی، ورزشی و پرورشی در مسجد

•

ارتباط امام جماعت و مربیان مسجد در قالب مشاور مذهبی با دانش آموزان در مدرسه

•

حضور پررنگ امام جماعت و مربیان در مناسبت های مذهبی به ویژه روزهای تولد معصومین علیهم السلام

2-6. ارتباط آموزشی

دانش آموزی از نگاه دین، یک امتیاز به شمار می آید و روحانی محل به عنوان نماد دین،

می تواند مشوق و یاری دهنده این فضیلت باشد. زمانی که زمینه بهره وری از دانش دینی و علوم مرتبط با آن، برای دانش آموزان نوجوان فراهم می گردد و توان استفاده از سفره علمی یک دین شناس به وجود می آید، می توان از آن به عنوان روشی مهم در اثر بخشی و ماندگاری ارتباط نام برد. احسان علمی امام جماعت و آموزش مسائلی که نیازهای فکری اکنون و آینده نوجوان و دانش آموز را تأمین می کند، هیچ گاه از حافظه فراگیرنده پاک نخواهد شد و خود زمینه ای برای ارتباط با دیگر عالمان دینی خواهد شد. البته یادآوری این نکته ضروری است که در این بخش هم، توجه به ذائقه و توان مخاطب در یادگیری و بهره وری از روش های ساده، فعال و جذاب، سودمندتر خواهد بود.

در این بخش می توان به روش های زیر اندیشید:

برگزاری کلاس های تقویتی در مسجد: برخی از این کلاس ها می تواند توسط خود روحانی تدریس شود مانند عربی و برخی دیگر توسط نیروهای مسجد اداره می شوند.

آموزش مسائل دینی: علاقه به دین در نوجوان همگام با جهش در رشد فیزیکی، با برجستگی بیش تری اتفاق می افتد و نیاز به دانستن آن چه حدود الهی معرفی شده اند، در این سن از شدت و رغبت بیش تری برخوردار است.

آموزش اخلاق: تمایل به کامل شدن و دور شدن از خصوصیات منفی، نیازی روان شناختی است و مانند جوی روان در دل و جان دانش آموزان طراوت ایجاد می کند. چنان چه امام جماعت به صورت منظم جلسات اخلاقی را با عنوان هایی چون آداب معاشرت، مهارت های زندگی و شیوه های موفقیت در تحصیل و زندگی، می تواند زمینه را برای شکوفایی همه جانبه دانش آموزان فراهم کرده و یادگاری روشن و لذت بخش از یک روحانی را در دل و جان آن ها برای همیشه باقی بگذارد.

طرح سؤال های مهم درباره دین همراه با معرفی منابع و تعیین زمان مشخص برای پاسخگویی به آن ها، بخشی از حضور فکری روحانی در ذهن و جان دانش آموز است.

7. بایسته های همراه سازی دانش آموزان
اشاره

جذب، مقدمه همراه ساختن مخاطبان با محتوای خوب شماست. در قرآن، محبت بر تبعیت مقدم شده است و ثمرة این همراهی، دریافت محبت بیش تر است: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید (که باید هم بدارید) باید مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان بیامرزد که

خدا آمرزگار و مهربان است». (1)زمانی که شما با رفتارها و گفتارهای خود، بذر محبت را در دل مخاطبان می پاشید، می توانید با استقبال آن ها و تأثیر پذیری بیش تر روبرو شوید. بر این اساس، لازم است افرادی که به نمایندگی از مسجد با مخاطبان کار تربیتی انجام می دهند، به چند نکته کاربردی توجه داشته باشند:

•

شرط اساسی موفقیت شما در کار، آشنایی با دنیای روان شناختی مخاطبان است.

•

حالت مربی بودن را حداقل برای شروع یک ارتباط خوب کنار بگذارید.

•

خودتان را برای روبرو شدن با رفتارهای عجیب و غریب برخی از مراجعان مسجد آماده کنید.

•

صداقت را از همه چیز مهم تر بدانید و برای پاسخ به سؤالات سخت از آن ها فرصت بگیرید.

•

به هیچ وجه اسرار نوجوان همراه خود را فاش نکنید؛ حتی به صورت شوخی یا کنایه

•

با آرامش خود، به نوجوان ناآرام کمک کنید.

•

از سر و وضع ظاهری آن ها تعجب نکنید و آن ها را همان گونه که هستند، بپذیرید.

•

توجه داشته باشید که در رقابت فرهنگی شما فقط یک پیشنهاد دهنده هستید نه تحمیل کننده؛ پس سعی کنید جذابیت سخن و رفتارتان را بالا ببرید و به او حق انتخاب بدهید.

•

شکل گیری شخصیت، نیازمند فرصت است. به اندازه کافی به او فرصت تفکر، تغییر و تجربه کردن بدهید.

•

هر نوجوان را یک دین آموز متفاوت با دیگران در نظر بگیرید و برای هر کدام وقت مجزایی اختصاص دهید.

•

از عصبانی شدن بپرهیزید و با رفتار خود الگوی یک متدین کامل را برای او داشته باشید.

•

نوجوان به رفتار شما و میزان تأثیر دینداری در شما بیش تر از سخنان تان توجه می کند.

•

رفاقت را جایگزین رقابت ساخته و در برابر برخی از ادعاهایی که از نوجوانان می شنوید، آرام، متین و ساکت باشید.


1) آل عمران: 31

•

همیشه به خود یادآور شوید که من کار ظریف و سختی را پذیرفته ام و چنان چه با موفقیت از عهده این کار برآیم، پاداش معنوی بسیاری دریافت خواهم کرد.

•

از تعریف های بی مورد درباره توانمندی های خود بپرهیزید؛ زیرا با مقاومت روانی مخاطبان خود روبرو خواهید شد.

•

در استفاده از کلماتِ حساس، خوش سلیقه باشید. برای نوجوان، احترام قائل شدن شما به شخصیت او بسیار مهم است.

•

احترام به نظر نوجوان را در عمل نیز نشان دهید.

•

اهدف اصلی کنترل مخاطب نیست، بلکه هدف تغذیة فکری درست او و تأثیر گذاری بر خلوت های آن است.

•

پل ارتباطی خود را قوی کنید و زمینه ارتباطات بعدی نوجوان را با خودتان فراهم آورید.

•

در موضع گیری های خود حساسیت های روانی مخاطبان تان را در نظر بگیرید.

•

به مخاطب خود در شکل گیری هویت دینی کمک کنید.

•

احساسات او را جریحه دار نکنید.

•

تکیه گاه نوجوان خود باشید ولی ایجاد وابستگی نکنید.

•

سعی کنید دینداری او را با ملاک های درست پیوند بزنید نه با افراد.

•

برای درک حقایق عجله نکنید.

•

نیاز او به تجربه کردن آموزش های شما را بپذیرید.

•

احساساتی نشوید و بر احساسات خود مدیریت همراه با اعتدال را حاکم کنید.

•

گفتگوهای خود را دو طرفه کنید تا گفتگوی ثمر بخشی داشته باشید.

•

پاسخی بدون قضاوت در گفتگوهای خود داشته باشید.

•

به مخاطب خود مارک و برچسب های منفی نزنید.

•

از تناقض گویی بپرهیزید زیرا مخاطب شما از حرف های متناقض می رنجد.

•

همدردی صادقانه داشته باشید.

•

فرصت ارائه نظر و ابراز وجود در مسائل گوناگون را به نوجوان بدهید.

•

خانواده بزرگ ترین پناهگاه است. نوجوان خود را به اعتماد و ارتباط بیش تر با خانواده تشویق کنید. توجه داشته باشید که پیوند محکم با خانواده سبب کاهش آسیب هاست.

•

توجه به جنبه های مثبت و تشویق و ترغیب آن ها، سبب افزایش اعتماد به نفس نوجوانان است.

•

سلیقه های ورزشی، هنری و علمی نوجوان را تخریب نکنید. اگر الگوهای نامناسبی دارد، به تدریج درباره ملاک های صحیح ذهن او را آماده تغییر کنید.

•

اصبور باشید. صبوری شما بیش ترین کمک را به راه یابی نوجوانان به سوی دینداری خواهد کرد.

•

او را تشویق کنید که در میان خواسته های خود چارچوب ها، حقوق و احترام دیگران را رعایت کند، اما از انتقادات مکرر خودداری کنید.

•

حتی دشوارترین نوجوانان هم با زبان نرم و منطق شما می توانند تبدیل به افرادی متعادل شوند.

•

برخوردهای شما باید متناسب با توانایی ها و روحیات در حال رشد مخاطب تان باشد.

8. آسیب شناسی ارتباط

ارتباط تربیتی از سوی امام جماعت و مربیان مسجد به منظور زمینه سازی برای انتقال پیام دین، معنا می یابد. این ارتباط، می تواند هم در آغاز و هم در تداوم، دستخوش آسیب هایی شود که آشنایی با آن ها، مقدمه ای برای پیشگیری و ارتقای سطح ارتباط سازنده و هدفمند است. در این نوشتار به برخی از آسیب های ارتباط توجه بیش تری می کنیم.

9. ارتباط یک سویه

واژه ارتباط به رابطه ای دو طرفه اشاره دارد. زمانی، رابطه سودمند و تأثیر گذار می شود که در آن تعامل وجود داشته باشد. چنان چه مربی، برای مدت زیاد به صورت یک طرفه ارتباطش را ادامه دهد، نتیجه ای از آن نصیبش نمی شود. لازم است مربی با کاستن از سطح ارتباط از طرف خود، فرد را به فعال سازی دامنه ارتباط با خود ترغیب نماید و زمینه آن را نیز فراهم سازد. چنان چه شما پیوسته ارتباطی یک طرفه را دنبال کنید و فرد مقابل تمایلی به این رابطه نداشته باشد، چنین ارتباطی بی هدف و بی فایده خواهد بود و به شخصیت تربیتی شما آسیب می زند.

10. افراط و تفریط در ارتباط

زیاده روی و کم کاری، هر دو آسیب ارتباط سازنده هستند. زمانی که مربی مسجد، دامنه

ارتباط با مخاطب را به جزئی ترین مسائل زندگی او بکشاند و در چنین ارتباطی غرق شود، دیگر نمی تواند نقش تبلیغی خود را به خوبی ایفا کنند. تصور کنید فردی در باتلاق گیر افتاده و شما از راه رسیده اید و قصد کمک به او را دارید. آیا درست است که در کنار او قرار بگیرید و نزدیک شدن خود را به این حد برسانید، یا لازم است که از فرد گرفتار و نیازمند کمک، کمی فاصله بگیرید و در زمان و با تدارک شرایط لازم، او را یاری رسانید. زمانی که مربی دینی ارتباطی بی حد را دامن بزند، طبیعی است که از هنر تأثیر گذاری خود دور می شود. در مقابل نیز تفریط در این زمینه ناپسند است؛ مانند فردی که همیشه منتظر اقدام اولیه از سوی مخاطبان برای ارتباط می ماند و خود گامی بر نمی دارد.

11. شوخی های نامناسب

شوخی در سخن، مانند نمک در غذاست. این جمله حکیمانه را به یاد داشته باشید. زمانی که شوخی از استاندارد خود بگذرد، به رابطه مفید و هدفمند شما آسیب می زند. خصوصا اگر شوخی بدون حد و مرز صحیحی اتفاق بیافتد. مربی مذهبی که هر نوع طنز و لطیفه را صرفا با هدف خنداندن یا به بهانه جذب مخاطبان به کار می گیرد، دیگر نمی تواند یک الگوی اخلاقی متفاوت و سازنده باشد. تنزیل شخصیت در این حد، نه تنها کمکی به سودمندی ارتباط نمی کند، بلکه شما را در نگاه مخاطبان به فردی ساده و فاقد مهارت های کافی تبدیل می کند. در این باره، مراقبت بیش تر درباره شوخی ها و جوک های جنسی است که به هیچ وجه نباید از زبان مبلغ گفته شود. هم چنین شوخی هایی که توهین به قومیت هاست و بنا بر فتاوای مراجع محترم، حرمت دارد. شوخی درباره مقدسات و با کلیدواژه هایی چون خدا، پیامبران، مناسک دینی و مانند آن نیز، مراقبت ویژه ای را می طلبد.

12. تماس های تلفنی، پیامکی و اینترنتی

برخی به بهانه ارتباط هر چه بیش تر با مخاطبان، از روش های نوین ارتباط بهره می گیرند. اصل مسئله خوب و مفید است ولی مشکل در شکل اجرای آن است. چنان چه مربی یک مسجد تمام وقت و فوری پاسخگوی پیامک های ارسالی باشد یا وقت زیادی را پای رایانه به بهانه مشارکت در اتاق های گفتگوی مجازی سپری کند و یا مشغول تبادل فایل ها، کلیپ ها و نیز نامه های الکترونیکی باشد، دیگر فرصتی برای اندیشیدن و استفاده بهینه از زمان نخواهد داشت. تبلیغ سنتی و چهره به چهره، اقتضائات خود را دارد و کار اصلی تربیت در

ارتباط حضوری و هدفمند تعریف می شود نه ارتباطات مجازی. برای ارتباطات غیر حضوری خود، زمان مشخصی را اعلام کنید تا مخاطبان توان هماهنگی با شما را پیدا کنند و خود شما نیز قادر به پاسخگویی باشید.

13. لحاظ نکردن جنسیت در ارتباط

مراعات حریم های فقهی در ارتباط بسیار مهم است. شما به عنوان یک نماینده از دین، چهره ای معنوی به شمار می آیید و انتظار مخاطبان این است که در تمام جنبه ها، آموزه های دین را پیاده کنید. از طرف دیگر، به دلیل زیبایی پیام هایی که منتقل می کنید، محبوبیت خاصی نصیب شما می شود و این محبوبیت می تواند در ارتباط با جنس مخالف، گاهی آسیب زننده باشد. یادمان باشد که انتقال عاطفی به صورت ناخواسته و خودکار در این مسیر جریان می یابد؛ از این رو، لازم است مربی ترجیحاً همجنس مخاطبان باشد. چنان چه این زمینه وجود نداشته باشد، از همسرتان بخواهید در جلسات شما شرکت کند. تلاش کنید جلسات به شکل گروهی برگزار شود و از دادن مشاوره حضوری به جنس مخالف بپرهیزید و اجازه تماس با همراهتان را به او ندهید. هر نوع شوخی فردی در جلساتی که با مخاطبان غیر همجنس دارید، می تواند دردسر ساز شود.

14. مهار نکردن احساسات

یادمان باشد که قرار است با ابزار ارتباط، مخاطبان را به سوی دین و پیام های آن جذب کنیم نه به سمت خودمان. پس لازم است احساسات خود را مهار کرده و از هزینه کردن بیهوده و نامناسب آن پرهیز کنیم. گاهی به دلیل مهار نشدن چنین سرمایه ای، ارتباط به نزدیک ترین حد ممکن توسعه می یابد و کار به جایی می رسد که مربی احساس دلتنگی و وابستگی به مخاطب را در خود مشاهده می کند که بروز چنین حالتی، نشان از مهار نشدن احساسات در طول ارتباط است. شما دوستی محدودی را برای ایفای بهتر نقش تبلیغی ایجاد کرده اید و بس. ممکن است این وابستگی در طرف مقابل شما هم پدید آید که پدیده خوشایندی نیست؛ به ویژه زمانی که مخاطبان شما نوجوان و جوان باشند، احتمال بروز این آسیب، قوت بیش تری می یابد. استاندارد ارتباط این است که مخاطبان، به کمک شما به منبع عاطفی اصلی یعنی خداوند و معصومین علیهم السلام وصل شوند.

منابع

كتاب

1.

احمدی، سید احمد، روان شناسی نوجوانان و جوانان، تهران، نشر نخستین، چ8، 1378.

2.

باهنر، ناصر، آموزش مفاهیم دینی همگام با روان شناسی رشد، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چ 2، 1380.

3.

بی ریا و همکاران، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج 2، تهران، سمت، 1374.

4.

پورشه، سوزانه، چگونه ارزش ها را به فرزندانمان منتقل کنیم، ترجمه سپیده خلیلی، تهران، نشر پنجره، چ1، 1386.

5.

شرفی، محمد رضا، جوان و بحران هویت، تهران، سروش، چ 2، 1380.

6.

فونتنل، دن، کلیدهای رفتار با نوجوانان، ترجمه مسعود حاجی زاده- اکرم قسطاسی، تهران، صابرین، چ11، 1385

7.

یاب، ایریس، کلیدهای آموختن به کودکان درباره خدا، مترجم: دکتر مسعود حاجی زاده، تهران، کتاب های دانه از مؤسسه انتشارات صابرین، چ3، 1381.

مقالات:

8.

اخوی، ابراهیم، تک نگاره های کودک خداشناس، جامعه المصطفى العالميه، 1390.

9.

حمید، نجمه، گلستانی پور، مرتضی؛ کریم نژاد، فرزاد؛ «رابطه ساده و چندگانه هویت دینی، سلامت روان و خوش بینی»، فصلنامه علمی- پژوهشی روان شناسی و دین: بهار 1392، شماره 21، ص 79-93.

10.

خیری، حسن، «مقایسه فضای تبلیغی تلویزیون و مسجد»، ماهنامه علمی ترویجی معرفت، آبان 1387، شماره 131، ص39-54.

11.

رئوفی، محمود؛ دو فصلنامه دین و ارتباطات، سال هفدهم، شماره اول و دوم (پیاپی 37- 38)، بهار- تابستان، پاییز- زمستان 1389، صص 91-112.

12.

سفیری، خدیجه؛ زهرا نعمت الهی؛ «رابطه ابزارهای جهانی شدن و هویت دینی»، فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دوره 1، شماره 1، بهار 1391، صص 39-70.

نقش خانواده و امام جماعت، در تشویق کودک و نوجوان به نماز جماعت و حضور در مسجد/ عسکری اسلام پورکریمی

اشاره

*نقش خانواده و امام جماعت، در تشویق کودک و نوجوان به نماز جماعت و حضور در مسجد/ عسکری اسلام پورکریمی (1)


1) دانش آموخته حوزه علمیه قم و مدرس حوزه. Email: karimi-ae@yahoo.com

چکیده

این نوشتار، با روش توصیفی (Descriptive) و کتابخانه ای، به تبیین جایگاه و نقش خانواده در تربیت و آموزش مسائل دینی کودکان و نوجوانان و روش های جذب آنان به مسجد و نماز جماعت می پردازد.

مقالة حاضر در سه فصل به شرح ذیل تدوین گردید: در فصل اول به تعریف مهم ترین مفاهیم مورد کاربرد در این تحقیق پرداخته شد، که عبارت اند از: مفهوم خانواده، امام جماعت، مسجد، نماز، نماز جماعت.

در فصل دوم به نقش خانواده در جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد پرداخته شد؛ در این راستا ابتدا وظیفة خانواده در تربیت فرزندان مورد بررسی قرار گرفت. سپس، سنّ شروع پرورش و آموزش کودکان و نوجوانان و اصول و روش های آموزش احکام و مسائل دینی به آنان تبیین گردید، در پایان این فصل، مهم ترین روش های جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد توسط خانواده مورد بررسی قرار گرفت.

در فصل آخر (سوم) نقش امام جماعت در جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد مورد بحث قرار گرفت و به نقش ممتاز و ویژة امام جماعت به عنوان مدیر طبیعی مسجد در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد و نماز جماعت، به طور مشروح پرداخته شد.

واژگان کلیدی: نماز، مسجد، نماز جماعت، خانواده امام جماعت، اصول آموزش، روش های جذب کودک و نوجوان.

مقدمه

اشاره

اشاره

دوران کودکی و نوجوانی، سرشار از عطوفت و نشاط و لبریز از شادی هاست، در این دوره، والدین شاهد احساسات پاک و بی آلایش کودکانه هستند. کودکان امانت های الهی در نزد ما بزرگسالان به حساب می آیند و غنچه های با طراوت بوستان زندگی هستند.

ظرافت، شکنندگی و انعطاف پذیری شخصیت کودک و نوجوان، پیچیدگی و حساسیت تربیت آنان را آشکار می کند. در تربیت کودکان اولاً باید روانشناسی خاص آنان را شناخت، ثانياً با احتیاط و ظرافت هر چه تمام تر در جهت رشد و شکوفایی شخصیت آنان قدم برداشت. یکی از ابعاد بسیار مهم تربیت کودکان، تربیت مذهبی آنان است. تقویت نیروی ایمان و باورهای مذهبی کودکان تأثیر به سزایی در جلوگیری از خطاها و لغزش های آنان دارد. این سخن حقیقتی انکارناپذیر است و در میان خانواده ها از دیر باز امری مسلّم و پذیرفته شده می باشد. تاریخ و تجربه نشان داده است افرادی که از اعتقادات عمیق مذهبی برخوردار بوده اند و به اصول و ارزش های آن پایبندی خود را نشان داده اند، معمولاً افرادی صالح و به دور از خطاها و مفاسد اجتماعی و انحرافات اخلاقی هستند. آنان که به آیات قرآن، ایمان عمیق دارند و خود را در حضور خداوند عالمیان حس می کنند و به پیام های آسمانی آن گوش دل می سپارند کم تر در معرض آلودگی ها و اشتباهات هستند.

اگر تربیت مذهبی با رعایت اصول، روش ها و اندیشه ای درست استوار گردد، موجب رشد و پیشرفت می شود و فرد را از سقوط می رهاند، برای زحمات کودک پاداشی از درون تهیه می شود، آلودگی ها در او روی به کاهش می گذارد، اضطراب و وسوسه ها که مخصوصاً در سنین نوجوانی و جوانی عارض فرد می شود، از میان می رود و آرامش نسبی برای او حاصل می آید.

یکی از بهترین راه های تقویت ایمان مذهبی، ایجاد جوّی مذهبی و فضائی جّذاب در محیط زندگی کودک و نوجوان است و مسجد به عنوان مهم ترین پایگاه برای جذب کودکان و نوجوانان نقش به سزایی در تقویت ایمان و روح معنوی آنان ایفا می کند، البته به این شرط که محیط مسجد نیز برای کودک جذاب و با نشاط باشد. براین اساس، ترغیب کودکان و نوجوانان به حضور در مسجد و شرکت در نماز جماعت، یکی از اهداف تربیتی اسلام است؛ زیرا شرکت مداوم در جمع مسلمانان، علاوه بر آن چه بیان شد، سبب تعالی روح انسان و استحکام عقیده و فکر می گردد. حال سخن این است که: نقش خانواده و امام جماعت مسجد در جذب تشویق کودکان و نوجوانان به مسجد و نماز جماعت چیست؟ به طور کلّی زمان آموزش نماز در چه سنی است؟ چه اصول و روش هایی را در آموزش مسائل دینی به کودک و نوجوان باید رعایت کرد تا به نتیجه مطلوب دست یافت؟ خانواده به عنوان اولین نهاد متصدّی تربیت کودک و امام جماعت به عنوان مدیر فرهنگی مسجد با چه شیوه هایی می توانند کودکان و نوجوانان را با مسجد و نماز جماعت مأنوس کنند. در این نوشتار نسبتاً مفصّل برآنیم تا با مطالعه در آموزه های دینی و نظرات کارشناسان خبره، پاسخی درخور توجه و قانع کننده ای برای سؤالات یاد شده بیابیم.

الف) تعریف مفاهیم

1. خانواده

خانواده، (1)یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است و براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند. محقّقان علوم اجتماعی، خانواده را به «گروهی از افراد که روابط آنان با یکدیگر بر اساس هم خونی شکل می گیرد و نسبت به هم خویشاوند محسوب می شوند،» تعریف کرده بودند. گروهی دیگر از جامعه شناسان، برای تعمیم خانواده، به گونه ای که افزون بر روابط هم خونی، مواردی همچون فرزندپذیری و پذیرش های اجتماعی و قراردادی را نیز دربرگیرد، خانواده را این گونه تعریف کردند: «گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، هم خونی یا پذیرش، با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می کنند.» (ساروخانی 1379، 135)

2. امام جماعت

واژة «امام» در لغت به معنای پیشوا است. امام، کسی است که از او پیروی می کنند و به وی اقتدا می شود، خواه انسان باشد یا کتاب یا غیر آن، حق باشد یا باطل. (قریشی 1412ق، ذیل واژة «امام»)

جماعت به معنای گروهی است که گرد هم آمده اند. امام جماعت در اصطلاح، فردی است که در بین گروهی که می خواهند نماز اقامه کنند، جلوتر از همه بایستد و دیگران به او اقتدا کنند. برای امام جماعت شرایطی وجود که در منابع فقهی مطرح شده است.


1) .Family

عنوان «امام جماعت مسجد» در میان جامعة مسلمانان از گذشته های دور تاکنون بسیار مورد استفاده قرار گرفته و به کارگیری این واژه در ادبیات ما مرسوم و معمول است. اگر چه استفاده از این واژه از نظر حقوقی و عرفی عاری از اَشکال اساسی و مبنایی است؛ ولی با توجّه به مفهوم محدودی که از این ترکیب به ذهن متبادر می شود، وظایف و مسئولیت اندکی برای آن متصّور می شود. امام از نظر لغوی به معنای پیشوا، پیش نماز، خلیفه، فرماندة سپاه، راهنمای مسافران است. مفهوم «امام مسجد»، بالاتر از امام جماعت است، وقتی می گوییم امام، هم نماز جماعت را شامل می شود و هم نماز جمعه را؛ چون در مسجد هم نماز جماعت خوانده می شود و هم نماز جمعه. به هر حال، منظور از امام جماعت، شخصی با تحصیلات عالی دینی است که آشنایی کافی و وافی در حوزه های فقهی و احکام و مسائل شریعت اسلامی دارد. وی شرایط و الزامات ذکر شده در منابع دینی را برای امامت مسجد (در عصر غیبت امام زمان علیه السلام و در حاکمیت ولی امر حاضر مسلمین) دار است.

3. مسجد

واژۀ «مَسجد» اسم مکان است که از «سَجَدَ» اشتقاق یافته، به معنای سجده گاه و محل عبادت بوده و با کلماتی چون «سَجده» و «سُجود» هم خانواده است. واژة مسجد، در مجموع 28 بار در قرآن کریم ذکر شده است.

در تعریف لغوی مسجد در معاجم و فرهنگ های لغت تعابیر گوناگون وجود دارد که در واقع، تمامی آن ها به یک معنا بازگشت می کند. زجاج در تعریف مسجد می گوید: «المَسجَد و المَسجِد، الذي يُسجَد فيه، وَ كُلُّ مَوضعٍ يُتَعَبَّد فيه فَهُو مَسجِد» مسجَد یا مسجِد، جایی است که در آن سجده می شود و هر جایگاهی که در آن عبادت شود، آن جا مسجد است. (الزبیدی، ج 2، 371) و ابن اعرابی گفته است: «المسجَدُ يفتح الجيم، محرابُ البيوت و مصلّى الجماعات» (همان)

هم چنین در مفردات راغب اصفهانی آمده است: «المسجدُ موضعِ الصّلاة اعتباراً بالسّجود» (راغب اصفهانی، 271)

در لغت نامه های فارسی نیز «مسجد» به معنای سر به زمین نهادن، جای عبادت مسلمانان، خانة خدا و محل سجود آمده است. (دهخدا 1332ش، ج43، 384)

هم چنین مسجد، به معنای محل و موضعی که در آن ها سجده کنند و هر محلی که آن عبادت کنند نیز آمده است و از طرفی مسجد، اسم است برای محل عبادت، خواه در آن سجده بکند و خواه این که سجده نکنند. (همان)

جای خواندن نماز، نمازگاه (عبادتخانه، خانه ای که برای گزرادن نماز می سازند، نیز از دیگر استعمالات لغت مسجد است. (همان)

در اصطلاح شرعی، مسجد به مکان معین و موقوف برای نماز اطلاق شده است. (نجفی 1392 ق، ج14، 61)

4. نماز

واژۀ فارسی «نماز» از واژة پهلوی «نِماک» گرفته شده و آن هم به نوبه خود از ریشة باستانی «نِم»، به معنای «خم شدن و تعظیم کردن» مأخوذ است که به تدریج بر معنی «صلاة» یعنی عبادت ویژه مسلمانان منطبق شده است. (خزائلی 1358ش، 338)

بر اساس برخی اسناد تاریخی، گروهی از ایرانیان تازه مسلمان در سال های حکومت اعراب بر ایران، به جای واژة «صلوة» از کلمة «نِماک» استفاده می کرده اند و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای «الصلوة» واژة «النِّماك» و به جای «حَيَّ عَلَى الصَّلاة» عبارت «بشتابید به سوی نِماک» را به کار می برده اند. (راشدی 1378ش، ج 1، 65)

با توجه به موارد کاربرد واژۀ نماز می توان برای آن سه معنای کلی در نظر گرفت:

1-4. خدمت و خدمتکاری، اطاعت و فرمانبرداری، سر فرود آوری و تعظیم، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم، اظهار طاعت و بندگی. (همان)

واژه های نماز بردن، در نماز آمدن، به نماز آمدن، در نماز آوردن، به معنای پرستش کردن، عاجزی نمودن، خم شدن، به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی یا بزرگی دیگر به کار رفته است.

2-4. کلمة نماز به معنای پرستش و ادای طاعت ایزد متعال و عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است؛ به طریقی که در شریعت پیامبران وارد شده است که در این معنا معاد کلمة «صلوة» است. (همان، 67)

3-4. چون شرط نماز طهارت است و کلمۀ نماز مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی می کند، کلمة «نمازی» منسوب به نماز و به معنای دوستدار نماز است؛ هم چنین به معنای پاک و طاهر نیز به کار رفته است. در تعبیر دیگر، نمازی کردن به معنا پاک کردن، شستن، آب کشیدن و غسل دادن است و «نماز کن» به معنای شست و شو کننده به کار می رفته است. (همان، 71)

فرهنگ عمید نماز را چنین معنا کرده است: «پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی و اطاعت و یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند.» (عمید 1369ش، ج2، 1919)

صلوة، از لفظ عربی «صلّوها» مشتق شده است و در منابع سریانی الفاظی مشابه و معادل با اقامة صلوة به چشم می خورد. (راشدی 1378ش، ج 1، 73)

برخی از متأخران ریشه آن را «آرامی» پنداشته اند و با پژوهش هایی که به تازگی عمل آمده است، این احتمال قوّت گرفته که اصل «صلوة» سریانی است و سپس با جاری شدن آن در زبان جنوب عربستان شاعران آن را در اشعار خود به کار برده اند و بعد از آن اعراب شمالی، لفظ «صلوة» را از آن ها گرفته اند.

نماز فعّالیتی عبادی و مشروط به طهارت است که مشتمل بر نیّت، قیام، قرائت، رکوع و سجود و تشهد و سلام است و در صورت حضور قلب فضایل اخلاقی را در پی دارد و با تأکید بر درون انسان خود حقیقی او را به سوی کمال مطلوب سوق می دهد و بیانگر جهان بینی اسلامی است.

5. نماز جماعت

در دین اسلام، نمازی که به صورت گروهی خوانده شود و در آن به امام اقتدا شود، «نماز جماعت» نامیده می شود.

در نماز جماعت، شخصی که امام جماعت است جلوتر از همه و رو به قبله می ایستد و سایر نمازگزاران به وی اقتدا می کنند. نمازهایی که می توان به صورت جماعت خواند، شامل نمازهای یومیّه (نماز صبح، نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب و نماز عشا) و نماز میّت، نماز جمعه، نماز عید فطر و نماز عید قربان می باشند. به شخصی که در نماز جمعه به عنوان امام جماعت می ایستد، «امام جمعه» گفته می شود. (دهخدا 1332ش، 772)

ب) نقش خانواده در جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد

1. وظیفة خانواده در تربیت فرزندان
اشاره

نقش خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی، مسئله ای غیر قابل تردید است. تأثیر خانواده در فرزندان از نظر فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی بسیار مهم و با ارزش است؛ زیرا آنان، مبانی زندگی را در آن جا فرا می گیرند و خوب و بد را از آن جا می آموزند. از این رو، بیش تر «بایدها» و «نبایدها» «خوبی ها» و «زشتی ها» و روحیات کودک در خانواده پایه گذاری می شود.

خانواده، اولین کلاس درس و نخستین بستر شکفتن است و کودک دروس اولیة زندگی را از پدر و مادر و اطرافیانش فرامی گیرد. از این رو، اگر زبان والدین عربی باشد، کودک به زبان عربی آشنا می شود، و اگر فارسی باشد، به زبان فارسی و اگر ترک باشد به زبان ترکی... اگر خانواده اهل ساز و دهل و ترانه و تصنیف باشند، کودک از همان خردسالی به طور نهادی آن ها را می آموزد. اگر والدین اهل مسجد و نماز و دعا و عبادت باشند باز روی قانون تبعیّتِ کوچک تر از بزرگ تر، مُهر را از مقابل والدین برداشته و به تقلید از آن ها خم و راست می شود و می بوسد.

خلاصه، چشمان درخشان کودکان شب و روز حرکات اهل خانه (پدر و مادر) و اعمال آن ها را می نگرند و گوش های حسّاس آنان، مانند یک دستگاه گیرنده قوی و مجهّز، مواظب حرکات و سکنات آن هاست. «ویژگی های رفتاری والدین، طرز فکرها، آداب و رسوم، تقلیدها، تعصبات، سطح اندیشه و فرهنگ آن ها، امکانات مادّی و معنوی آنان و هم چنین کسانی که آدمی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم تحت تأثیر آن هاست در کودک اثر می گذارند. (جهانگرد 1372ش، 14) خانواده به ویژه والدین، تأثیرات پایداری بر روی شخصیت کودک

و نوجوان دارند و این به ویژه از دو جهت مهم می باشد؛ یکی این که اوّلین کسانی که کودک با آن ها روبه رو می شود والدین هستند و دیگر این که والدین به نحوی تا آخر عمر با فرزندان می باشند و هر دو، تأثیر و تأثر متقابل بر روی هم دارند. مرحوم فلسفی می نویسد: اوّل معلّمی که درس زندگی به کودک می آموزد و در دل پاک او نقش های خوب و بد ترسیم می کند، پدر و مادر است.» (فلسفی 1344ش، ج1، 269)

آموزه های دینی، بزرگ ترین مسؤلیت والدین را تربیت صحیح فرزندان می داند. بر این اساس، در نظام تربیتی اسلام، تربیت خانوادگی از اهمیّت ویژه ای برخوردار است؛ خداوند متعال در آیه 132 طاها دربارة مسئولیت والدین در تربیت عبادی اهل خانواده به پیامبر صلى الله عليه و آله می فرماید: وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا...؛ خانوادة خود را به نماز فرمان ده و خود در آن کار پایداری کن.» (طه/132)

هم چنین قرآن کریم می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانوادة خود را از آتشی که ه-یزم آن مردم و سنگ ها هستند، نگه دارید. (تحریم/ 6) در حدیثی امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هنگامی که این آیة شریفه نازل شد، مردم گفتند: یا رسول الله! چگونه ما خودمان و اهل و عیالمان را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ حضرت فرمود: خودتان کارهای خیر انجام بدهید؛ خانواده خود را به کارهای نیک تذکر بدهید؛ آن ها را بر اطاعت و عبادت خداوند تأدیب و تربیت نمایید. سپس امام فرمودند: إِنَّ اللهَ تَعَالَى يَقُولُ لِنَبِيِّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها؛ خانوادۀ خود را ب-ه نماز ف-رمان ده و ب--ر انجام آن شکیبا باش!» (طه/132) وَ قَالَ وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ كَانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ كَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا (مریم/54 و 55) و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعده هایش صادق، و رسول و پیامبری (بزرگ) بود! و همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.» (نوری، ج12، 201، باب 8، ح 5)

ابوسعید خدری می گوید: وقتی آیة 132 سوره مبارکه «طه» نازل شد، پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله تا نُه ماه، وقت نماز به درب خانه حضرت فاطمه علیهما السلام و امام علی علیه السلام می آمد و دستگیره در خانه را می گرفت و پس از سلام بر اهل خانه، به دستور آیه عمل می نمود و می فرمود: الصّلاة الصّلوة، يَرحمكُم الله؛ بشتابید به سوی نماز، بشتابید به سوی نماز، خداوند رحمتش را شامل حالتان کند.» (مجلسی 1404ق، ج16، 203) و سپس آیة تطهیر را تلاوت می فرمود. قندوزی

حنفی پس از ذکر این حدیث می گوید: «این حدیث از 300 نفر از صحابه و یاران پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده است.» (قندوزی حنفی، 174)

با توجّه به این که نگاه داشت خود و خانواده از آتش دوزخ، جز از راه عمل به دستورهای خداوند متعال حاصل نمی شود و از سوی دیگر، عمل به دستورهای خداوند نیز متوقف بر تربیت دینی صحیح است، این آیة شریفه دلالت بر این دارد که خداوند متعال، والدین را مسئول تربیت دینی فرزندان می داند. روایاتی که در ذیل این آیه آمده نیز همگی بیانگر این موضوع است. به عنوان مثال، در روایتی آمده است: زمانی که این آیه نازل شد، یکی از مسلمانان نشست و مشغول به گریه شد و گفت: من از دست خودم عاجز بودم، اکنون مسئول خانوادة خود نیز شدم. در این هنگام پیامبر صلى الله عليه و آله به ایشان فرمودند: همین که آنان را به آن چه خود را امر می کنی، امر کنی و از آن چه خود را از آن نهی می کنی، نهی کنی [برای انجام مسئولیتت] کفایت می کند. (کلینی 1405، ج5، 62، ح1)

با تأمّل در آموزه های دینی، ضرورت تربیت فرزندان در محیط خانواده به خوبی روشن می شود، به نحوی که سعادت و خوشبختی جامعه بسته به آن است و اگر کودک و نوجوان درست تربیت شود، به تدریج زمینة رشد و تکامل مادی و معنوی جامعه فراهم می گردد.

اسلام به مسئله تربیت و آموزش فرزندان تا آن حد اهمیّت داده که آن را حقّ مسلّم فرزند بر پدر دانسته است. امام سجاد علیه السلام نیز در «رسالة حقوق» بدین وظیفه خطیر چنین اشاره می فرماید: «عمل کن دربارة فرزند خویش، چون عمل کسی که می داند اگر به فرزند خود احسان کند پاداش داده می شود و اگر بدرفتاری کرد مؤاخذه و عقاب می گردد.» (نوری 1408ق، ج15، 168)

در جای دیگر، امام با تفصیل بیش تری می فرماید: «امّا حق فرزند تو این است که بدانی او پاره ای از وجود توست و در نیکی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسئولیت داری و باید او را در اطاعت فرمان خدا، در آن چه مربوط به تو و اوست، کمک رسانی. در احسان به او پاداش می گیری و در بدی به او کیفر می بینی. عمل تو دربارة او مانند کسی است که یقین دارد به کارهای نیکوی او در دنیا آرایش می یابد و به واسطة حسن قیام به وظایف و مسئولیت ها در پیشگاه خداوند معذور است.» (مجلسی 1404ق، ج 15، 74)

امام سجاد علیه السلام در این حدیث شریف به مسئولیت پدران در تربیت فرزندان تصریح فرموده است. امام علیه السلام پرورش های اخلاقی و ایمانی فرزند را از وظایف مسلّم مذهبی آنان (پدران)

دانسته و خاطر نشان نموده است که تربیت های پسندیده پدران، مانند ادای یک فریضة مذهبی موجب اجر و پاداش در پیشگاه خداوند است و پرورش های ناپسند مانند ترک واجب یا ارتکاب گناه، پدران را مستحق عقاب و کیفر الهی خواهد کرد.

در آموزه های دینی «عاق والدین» و «عاق فرزندان» هر دو مطرح است که بر اساس آن، هم چنان که فرزندان در اثر ترک حقوق والدین به آثار و خیمه عقوق والدين مبتلا می شوند، والدین نیز در صورت ترک حقوق فرزندان به آثار و خیمة آن مبتلا می شوند. چنان که پیامبراکرم صلى الله عليه و آله در ضمن سفارش هایی به امام علی علیه السلام فرمود: «ای علی علیه السلام! خدا لعنت کند پدر و مادری را که فرزندان خویش را بد تربیت کنند و موجبات عاق خود را فراهم نمایند. ای علی علیه السلام! همان گونه که فرزند عاق والدین می شود، والدین نیز عاق فرزند خواهند شد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج 15، 123)

2. سن شروع پرورش و آموزش كودكان و نوجوانان

از نظر اسلام، تربیت و آموزش از گهواره آغاز می شود و در خانواده شکل می گیرد. مقدمات و پایه گذاری آن از مرحلة تشکیل جنین و حتّی قبل از آن است. ولی آن چه که صورت رسمی دارد از لحظه تولّد است و با ذکر اذان و اقامه در دو گوش کودک شروع می شود.

بعدها و به تدریج در مراحل مختلف زندگی، والدین وظایفی در قبال کودک دارند که به عنوان مربّی باید به ادای آن بپردازند. بدون شک تا حدود هفت سالگی، اعمال قدرت و فشار مطرح نیست؛ حتّی رفتار مذهبی کودک صورت بازی و سرگرمی دارد. سعی و تلاش والدین باید بر این باشد که تکالیف مذهبی بر کودک سنگین نیاید و او را خسته نکند. در طول مدت تربیت در هفت سال اول، کوشش بر این است که مصداق ها و مدل هایی عرضه و ارائه شوند که برای کودک درس آموز باشند و شیوۀ تربیت به گونه ای باشد که نیازی به اصلاح و تجدید نظر در آن ضرورت پیدا نکند که بسیاری از لغزش های مذهبی افراد در این رابطه است.

از وقتی که دستگاه ادراکی طفل شروع به فعالیت می کند، و حس کنجکاویش بیدار می شود، پیوسته از منشأ و علل اشیاء سؤال می کند و روانش برای پذیرش خالق جهان به عنوان علّت حقیقی همه پدیده ها آماده است. بنابراین، قبل از آن که عقل کودک به خوبی شکوفا شود و در راه تحصیل علم و درک حقایق عقلانی قدم بردارد، طفلی پاک نهاد و با ایمان و خوش اخلاق بار آمده باشد، چون بشر قبل از آن که در راه اثبات وجود خدا از نیروی عقلش کمک بگیرد، فطرتاً

به خداوند جهان متوجه است، (روم/30) و برای ایجاد حس ایمان در کودک، استدلال های عقلی ضرورت ندارد و همان نیروی فطری برای پرورش ایمان کافی است.

«ایمان به خدا از مهم ترین ارزش هایی است که باید در دل و جان کودک بذر آن را بارور کرد؛ این ایمان، در آینده به او امید به زندگی و اعتماد به خالق را خواهد بخشید و در او مانعی دینی پدید خواهد آمد که از ارتکاب گناهان بازش خواهد داشت.» (رفعت 1991م، 249)

تعلیم و تربیت در این مرحله باید به دور از شتابزدگی و ضمن یک روش مداوم و متناسب با رشد عقلی و میزان پختگی زبانی او صورت گیرد. در منابع روایی حضرات معصومان علیهم السلام این پیوستگی و تداوم در آموزش را در سنین کودکی، به ویژه از سه چهار سالگی به بالا چنین معرفی فرموده اند:

عبدالله بن فضالی از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «هرگاه کودک به سه سالگی رسید، هفت مرتبه کلمه توحید را بگوید. وقتی سه سال و هفت ماه و بیست روز وی تمام شد، هفت بار بگوید محمد صلى الله عليه و آله فرستاده خداست؛ هنگامی که چهار سالش کامل شد، هفت بار درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و آل پیامبر بفرستد. زمانی که پنج سالش به پایان رسید، به او گفته شود که دست راست و چپش کدام است. پس از آن او را رو به قبله نشانده و به او گفته شود سجده کن. شش ساله که شد، شستن دست و صورت را به او بیاموزند، آن گاه امر به نماز کنند. هر زمان نه سالش تمام شد، وضو را به وی بیاموزند و اگر انجام نداد، تنبیه بدنی کنند و هم چنین نماز را به او یاد دهند و اگر اطاعت نکرد، کتک بزنند. وقتی وضو و نماز را آموخت، خداوند پدر و مادرش را می بخشد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج15، کتاب النکاح، ابواب احکام الاولاد، باب 82، 193، ح 3)

هم چنین امام صادق علیه السلام فرمودند: «ما کودکان خود را وقتی پنج ساله اند، به نماز امر می کنیم؛ ولی شما کودکانتان را وقتی هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتی هفت ساله اند، به روزه وامی داریم؛ به اندازه ای که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیش تر یا کم تر. وقتی تشنگی و گرسنگی بر آنان چیره شد، افطار می کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولی شما کودکانتان را وقتی نُه ساله شدند، به اندازه ای که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتی تشنگی بر آنان چیره شد، افطار کنند.» (صدوق 1405ق، ج1، 182، ح861)

درستی چنین شیوه تربیتی را دانش روانشناسی جدید نیز به اثبات رسانده است:

کودک در سن دو تا سه سالگی از جنبه کلامی قادر خواهد بود ادراک خود را دربارة بسیاری

از اشیا و روابط [بین آن ها] بیان کند و در پایان سه سالگی می تواند جملات را بر اساس قواعد زبانی رایج به کار گیرد و این آمادگی، امکان ساخت جملات ابتدایی و صحیح را برای وی فراهم می آورد. (منصور 1407، ج2، 132)

عمق بخشی ایمان کودک به خدا، در تربیت وی ضروری است. کودک در این مرحله، از جهت های مختلف، که از جمله آن ها ایمان به خداست، مقلّد پدر و مادر است.

دکتر بنیامین اسپاک، روانپزشک آمریکایی می گوید: «زمینه عشق و ایمان به خدا در کودک، همان زمینۀ عشق و ایمان والدین به خداست.»

سپس می افزاید: «میان سه تا شش سالگی، کودک تلاش می کند تا در همه چیز از والدینش تقلید کند، پس اگر آنان از خدا برای او سخن بگویند، ایمان کودک به خدا نیز دقیقاً به گونه ای خواهد بود که در ضمن کلماتشان به او آموخته اند.» (اسپاک 1980م، 248)

کودک در این مرحله پیوسته به روابط محبّت آمیز و دوستانه گرایش دارد تا آن که محبوب واقع و یک سر و گردن از دیگران برتر و بالاتر محسوب شود.

«تأکید ورزیدن بر صفات خاصی، چون رحمت و دوستی و گذشت تا حدّ اعلای آن، و تا حد ممکن عدم یاد کردنِ صفاتی چون عقاب و انتقام الهی.» (همان، 251)

در نتیجه، تصویری که کودک در اندیشة خود از خدای تعالی خواهد داشت، تصویری زیبا خواهد بود که دوستدار اوست، از این رو تعلّق خاطرش به ذات مقدّس الهی افزایش یافته و او را بخشندة دوستی و رحمت به خود خواهد پنداشت.

در دو روایت مزبور به نکات بسیار دقیقی اشاره شده است که رعایت آن ها کفایت می کند:

وقتی کودک به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید که هفت بار عبارت لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ را بگوید.

سپس، او را به حال خود واگذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و 20 روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید که هفت بار بگوید: «محمد رسول الله»

سپس، تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام از وی بخواهید که هفت مرتبه عبارت «صلی الله علیه و آله» را تکرار نماید.

سپس تا پنج سالگی او را آزاد بگذارید. در این وقت، اگر کودک دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید.

در سن شش سالگی، رکوع، سجده و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید.

وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید که دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز بتدریج وضو گرفتن را بیاموزید) سپس، به او بگویید که نماز بخواند.

آن گاه کودک را به حال خود واگذارید تا نه سال او تمام شود... در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید.

والدین باید با پیروی از سیره اهل بیت علیهم السلام دستورات الهی را به صورت گام به گام و با فاصله مناسب زمانی به کودکان تعلیم دهند تا آن ها هم از یادگیری خسته نشوند و هم بتوانند آن چه را فرامی گیرند، تمرین کنند. نحوه آموزش معارف به کودکان نیز باید این گونه باشد که ابتدا خداشناسی، توحید و نبوت را آموزش دهند و سپس به سراغ احکام عملی بروند. هم چنین از آموزش امور زندگی مانند شناخت دست راست و چپ نباید غفلت کرد. استفاده از تنبیه به عنوان یک روش در تربیت کودک نیز از روایت نخست فهمیده می شود.

به هر حال، باید کودکان را در خردسالی به فراگیری و اقامة نماز و گرفتن روزه تمرین داد تا به تدریج برای آنان عادت و ملکه شود، و هنگام سن تکلیف، به خوبی آماده باشند. حتّی با توجه به این که کودکان از تنبیه بدنی منع شده اند، امّا در مورد زمینه سازی و تحریک و وادار کردن آنان به نماز، گاهی ائمه علیهم السلام امر به تنبیه فرموده اند. فقهای عظام نیز معتقدند در تمرین دادن کودک به نماز، در صورت لزوم، به مقداری که دیه واجب نشود، می توان او را تنبیه کرد. از روایات استفاده می شود که اگر کودکان در خواندن نماز سستی کنند، می توان آنان را با رعایت موازین شرعی، تنبیه (از زبانی تا عملی) کرد. البته در روایات، از نظر زمان و سن بازخواست اختلاف وجود دارد. از این رو، نمی توان دقیقاً مشخص کرد که در چه سنّی می توان آنان را با تنبیه به نماز واداشت. در تعدادی از روایات زمان بازخواست و تنبیه از شش یا هفت سالگی آمده است. برای مثال، پیامبراکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «وقتی فرزندانتان شش ساله شدند، امر کنید نماز بخوانند؛ وقتی هفت ساله شدند، (در صورت لزوم) می توانید آن ها را بزنید.» (نوری مازندرانی 1408ق، ج3، 19)

3. اصول آموزش احکام و مسائل دینی به کودکان و نوجوانان
اشاره
اشاره

آموزش مفاهیم دینی به کودکان گرچه امری بسیار مقدّس و والا است، امّا موفقیت در آن، در گرو آگاهی و شناخت اصول و روش های آموزشی متناسب با آن است. بنابراین روش ها و شیوه های آموزش نماز در کودکان و نوجوانان بر اصولی استوار است، که به ذکر مهم ترین آن ها می پردازیم:

1-3. اصل فطری بودن مسائل دینی

از جمله مهم ترین نکاتی که در خصوص آموزش دینی کودکان در روایات آمده است، مسئله فطری بودن توجه به دین و خداست. طبق نصّ صریح دین اسلام، میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی، حقیقت جویی و... در کودک امری فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی هم چون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مکان ها برای معابد و آیات (روم/ 30) و روایات تأیید می کند.

پیامبراکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «هر فرزندی بر فطرت توحید و خداپرستی متولّد می شود، و این پدر و مادر او هستند که او را به دین یهودی یا مسیحی و یا زردشتی سوق می دهند. (و او را از راه فطرت دور می سازند) (بخاری 1419ق، جزء 2، باب الجنائز، 118)

هم چنین در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: پرودگارا! کدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زیرا فطرت آنان را بر توحید و یگانگی خود آفریدم و اگر آنان را بمیرانم با رحمتم داخل بهشت می گردانم.» (مجلسی 1404ق، ج 101، 7-9)

در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده که پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که میل و روح پرستش از سوی انبیا در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خدا پرستی ختم شده است و گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون پرستش شده اند.

شهید مطهری رحمة الله در این باره می فرماید: «یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلّیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود انسان ها حس نیایش و پرستش است. مطالعه آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان و هر جا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست شکل کار و شخص معبود متفاوت شده است؛ از نظر شکل، از رقص ها و حرکات دسته جمعی موزون همراه با یک سلسله اذکار و اوراد گرفته تا عالی ترین خضوع ها و خشوع ها.» (مطهری 1380، 105)

2-3. اصل تدریجی بودن آموزش مسائل دینی

یکی از اصولی که رعایت آن آموزش لازم است، آموزش گام به گام مسائل دینی و عبادی به فرزندان است. تربیت کردن و تربیت پذیری، امری تدریجی است و با رعایت توانایی و قدرت افراد

ممکن می شود. هیچ انسانی جز بر اساس تواناییش و جز با حرکت تدریجی و درست، به کمال دلخواه نمی رسد. تربیت باید هماهنگ با طاقت، توان و گنجایش افراد و به صورت تدریجی صورت گیرد. منظور از پرورش تدریجی، هماهنگی روند تربیت با رشد تدریجی فرزندان است. انسان از زمان تولد تا سنین بزرگسالی توانایی های جسمی، ذهنی و عاطفی یکسانی ندارد،

بلکه در هر دوره از رشد با خصوصیات ویژه آن دوره ظاهر می شود.

قرآن کریم در طول 23 سال به تدریج بر پیامبراکرم صلى الله عليه وسلم نازل شد. خداوند در آیه 106 از سوره «اسراء» به این نکته اشاره میفرماید: «و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی و آن را به تدریج نازل کردیم.»

برای این که فرزندانی با نشاط در زمینة عبادت و مسائل دینی پرورش دهیم، لازم است تکالیف دینی را در نظر آن ها آسان جلوه داده و یادگیری و انجام آن را در طول زمان و چند سال توزیع کنیم. چنان که در روایات آمده است: «وقتی کودک سه ساله شد، کلمه لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ را یادش بدهید. سپس او را رها کنید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد، آن گاه «محمد رسول الله» را یادش بدهید. سپس تا سن چهار سالگی رهایش کنید و در سن چهار سالگی صلوات بر محمد را یادش بدهید.» (شیخ حرّ عاملی 1409ق، ج15، 194-193)

دانشمندان تعلیم و تربیت نیز با توجه به توانایی های ویژه دوران کودکی در آموختن مفاهیم و معارف، رعایت اصل تدریج را مسئله مهمی دانسته اند که غفلت از آن نتیجه های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.

به نظر «پستالوزی»، مربی بزرگ تعلیم و تربیت سوئیسی، با توجه به اصل تدریج در آموزش، سرعت و شتاب زدگی را زیان آور دانسته است و می گوید: «طبیعت، شایستگی های برتر آدمی را که همانند گوهری که در صدف پنهان است، در او پنهان کرده است. اگر صدف را پیش از وقت بشکنید، گوهری ناقص خواهید یافت.» (نقیب زاده 1375، 147)

غزالی می گوید: «یکی دیگر از وظایف معلم این است که به قدر فهم فراگیر سخن گوید و یکباره در تربیت نخست، آنان را از امور آشکار به موارد دقیق، و از ظاهر و علنی به پنهان و خفی منتقل نکند.» (غزالی 1376، 138)

بنابراین، باید آموزش احکام و مسائل دینی، متناسب با سطح درک و قوای ذهنی و روانی متعلمان باشد. والدین و بزرگسالان نباید انتظار داشته باشند، که کودکشان به یکباره اهل عبادت و مسجد و نماز جماعت شود. برنامة عادت دادن او به نماز و آموزش و انس با مسجد

و محراب، باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس کند، و خود را به انجام دادن آن موظف بداند.

3-3. اصل تسهیل در آموزش مسائل دینی

در برنامه های جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سخت گیری و خسته کردن افراد عنایت خاصی مبذول گردیده و اولیای گرامی علیهم السلام توصیه های فراوانی نموده اند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود و در عبادات و مراسم اسلامی، به جای جاذبه و علاقه و سازندگی، تنفّر و دافعه صورت گیرد.

به همین دلیل، در احادیث متعدّدی، توصیه شده است که نمازهای جمعه و جماعات به گونه ای نباشد که به سبب طولانی شدن و سنگین بودن، حقوق ضعیفان و سالمندان و کودکان ضایع گردد.

معاذ بن جبل که در یکی از مساجد مدینه پیش نماز بود، روزی در نماز جماعت سورة بزرگی را تلاوت کرد و نماز را آن قدر طول داد که مردی در اثر خستگی و ناتوانی طاقت نیاورد و نتوانست نماز خود را با جماعت به پایان برساند؛ در میان نماز، قصد فرادا کرد، نماز خود را تمام نمود و به سراغ کار خود رفت. وقتی این خبر به اطلاع پیامبر صلى الله عليه و آله رسید، آن حضرت بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آن گاه با ناراحتی به او فرمودند: «ای معاذ! این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فراری بدهی. بلکه در نماز جماعت سوره های کوتاه را بخوان.» (حرّ عاملی 1409ق، ج 5، 47)

تسهیل در آموزش مسائل دینی کودکان و نوجوانان، از اهمیّت مضاعف و به سزایی برخوردار است. در دوران خردسالی، در نماز باید به گونه ای عمل کنیم که کودک احساس خستگی نکند. نباید نماز را برای او سنگین و کسل کننده بسازیم. به مصلحت اوست که نمازها را با ذکرهای طولانی و رکوع و سجودهای خسته کننده طولانی نکنیم. حتّی سفارش شده است به خاطر چند کودکی که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریع تر بخوانید، از برخی کارهای مستحبی صرف نظر کنید، هشیار باشید که او کودک است و حال و روحیة شما را ندارد، به ویژه که از حالات و رفتار شما سر در نمی آورد و معنای عبارات شما را نمی فهمد.» (قائمی 1375، 35)

امام سجاد علیه السلام کودکانشان را دستور می داد تا نماز مغرب و عشا را با هم بخوانند و نماز ظهر و عصر را نیز با هم بخوانند و در مورد این که هر نمازی را در وقت فضیلت و مخصوص خودش بخوانند بر آنان سخت نمی گرفت؛ به آن حضرت عرض شد: آن ها نماز را در غیر وقت

فضیلتش می خوانند. فرمود: این کار برای آنان بهتر است از این که بخوابند و نماز نخوانند. (کلینی 1405ق، ج 2، 409)

بعضی والدین و مربیان که اصرار دارند از روی جبر و اکراه و بدون توجه به حال و روحیه کودک او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهب های آینده و افرادی عقده ای می پرورانند. چنین افرادی، در نخستین فرصتی که به قدرت و استقلالی دست یابند، دین و عبادت را ترک خواهند کرد. طبیعی است، مسئولیت چنین وضعی بر عهدة کسانی است، که چنین زمینه ای را فراهم کرده اند. (قائمی 1375، 36)

فرزند امام رحمة الله در مصاحبه ای نیز نقل کرده است: یادم می آید زمانی همسرم از روی عادت خانوادگی، صبح ها دخترم را از خواب شیرین بیدار می کرد که نماز بخواند، امام رحمة الله که در جریان قرار گرفتند، برایش پیغام فرستاد: «شیرینی اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن!» و چقدر این حرف به جا بود و تأثیر عمیقی بر روحیه دخترم گذاشت، به طوری که بعد از آن، خودش سفارش می کرد که برای نماز صبح حتماً بیدارش کنیم. (کریمی نیا 1386، 204)

والدین و مربّیان باید توجه داشته باشند که، کاربرد خشونت و شدّت عمل آخرین راه حلی است که باید مورد استفاده قرار گیرد؛ تجربه نشان می دهد فرزندانی از پدران خشن که تنها با خشونت و تنبیه، آن ها را وادار به انجام تکالیف دینی می کرده اند، در بزرگسالی از دین فاصله گرفته و علّت جز کینه و نفرتی که نسبت به خشونت والدین در دل داشته اند نبوده است. (سادات 1378، 127)

4-3. اصل اعتدال و میانه روی در آموزش مسائل دینی

اعتدال و میانه روی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای پیمودن و گزینش راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط است.

قرآن کریم، امّت اسلام را امّت میانه و وسط می نامد. (بقره/143) بر این اساس، در آیین اسلام، هیچ گونه افراط و تفریطی وجود ندارد و مسلمانان برخلاف سایر فرقه ها، از مقرراتی پیروی می کنند که قانون گذار آن، به تمام نیازهای فطری بشر آگاه بوده و همة جهات زندگی جسمی و روحی او را در نظر گرفته است.

رعایت اعتدال در زندگی حضرات معصومان علیهم السلام به ویژه در زندگی پر برکت پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله در کلیه اعمال و رفتارشان به روشنی دیده می شود. امام علی علیه السلام دربارة پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «سیره اش تعادل و میانه روی بود.» (نهج البلاغه، کلمات قصار، 67)

پرهیز از افراط و تفریط، قاعده اساسی زندگی است. از طریق رعایت میانه روی به معنای واقعی کلمه می توان بهتر به هدف رسید. در تربیت دینی و آموزش نماز نیز از این اصل باید پیروی نمود. «درست است که توصیه ها و تشویق های پیشوایان دین، هر انسان محبّ پروردگار را به انجام دادن عبادات راغب می گرداند، امّا توانایی ها و آمادگی های روحی او نیز شرط است. اگر او با تحمیل عبادت بر خود، لذّت عبادت را از خویش سلب کند و خود را در آن امر به مشقّت اندازد، نه عبادت او عبادتی سالم محسوب می شود، و نه خود او از عبادتش بهره معنوی می برد.» (مظلومی 1366ش، 142)

ظرفیت انسان برای عبادت، یک ظرفیت محدود است. بنابراین، باید سعی شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بین برود، عبادت تحمیلی می شود. پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«به راستی این دین، متین و استوار (حکیمانه و دور از افراط و تفریط) است، با مدارا در آن قدم بردارید و عبادت خدا را بر بندگان خدا تحمیل نکنید و آن را در نظر آنان، ناپسند جلوه ندهید تا هم چون سوارکار افراط جویی شوید که نه سفر را به پایان برده و نه مرکبی باقی گذاشته است.» (کلینی 1405، ج 2، 87)

در دستگاه الهی، کمیّت بر کیفیت، سیطره ندارد. امام صادق علیه السلام فرمود: «من در طواف کعبه بودم که پدرم بر من گذشت. در آن موقع من جوان بودم و شور و تلاشی در عبادت داشتم. پدرم دید که عرق از سر و رویم می ریزد، به من فرمودند: فرزندم! (زیاد خود را خسته مساز) هر گاه خداوند بنده خود را دوست بدارد، او را وارد بهشت می کند، و با طاعت کم و ناچیز از او راضی و خشنود می شود.» (کلینی 1405، ج 2، 86)

متأسفانه عدّه ای از والدین، مبلّغان و مربیان به دلیل نا آگاهی از مراحل رشد و تحوّل روانی کودکان و نوجوانان و هم چنین بی اطلاعی از شیوه و روش های برخورد حضرات معصومان علیهم السلام در این باره، با اتکا به دانسته ها و تجربیات غیر علمی و نادرست خویش، اعمالی را مرتکب می شوند، که در برخی موارد بسیار مضرّ به حال کودکان و نوجوانان است

5-3. اصل تکرار و مداومت در آموزش مسائل دینی

یکی از اصول آموزش مسائل دینی به کودکان و نوجوانان، اصل «تکرار و مداومت» است. بدون تردید تربیت و آموزش با اقدامات قطعی و گسسته از هم و بدون تکرار تحقق پیدا نمی کند. خداوند آدمی را طوری آفریده است که باید اقدامات تربیتی به طور مرتب و مستمر و مکرّر بر او اعمال شود تا در متربی نهادینه گردد. علت تکرار انجام دستورات دینی در طول

روزها و ماه ها و سال ها نیز در این ویژگی آدمی نهفته است؛ از این رو خانواده ها برای آموزش مسائل دینی و تقویت روحیة نماز خوانی در فرزند باید برنامه داشته باشند و این برنامه به طور مداوم و مکرّر اجرا شود. البته معنای مداومت، آن نیست که با تکرار ملال آور خواسته های خود، روح او را آزرده کنند و شیرینی عبادت و نماز را در کام وی تلخ نمایند. بسیاری از جنبه های مداومت می تواند نامرئی و غیر مستقیم باشد. به طور مثال هر بار سجاده نماز را جلوی دیدگان فرزند خردسال پهن می کنیم تا او را نسبت به نماز علاقه مند کنیم. اگر این عمل را به برنامه هر روز خود تبدیل کنیم خواهیم دید که اثر خود را خواهد داشت اصولاً اتصال و ارتباط با روح و روان کودک را نباید رها کرد.

بسیاری از افکار و اعمال، در سایة تمرین و عمل مکرّر در انسان تثبیت می شوند. حتّی ایمان آدمی هم، نوعی تثبیت در سایه عمل است؛ لَا يَثْبُتُ الإيمانُ إلاّ بعمَل؛ هر قدر عمل مکرّر باشد، امکان تثبیت آن بیش تر خواهد بود.» (کلینی 1405، ج2، 38)

گفته اند: «روزی پیامبر صلى الله عليه و آله قصد خواندن نماز داشتند و امام حسین علیه السلام در کنار جدّ بزرگوارشان در صدد همراهی با آن حضرت بودند، پیامبر صلى الله عليه و آله تکبیر گفتند، ولی امام حسین علیه السلام نتوانستند آن را تکرار کنند، پیامبر تکبیر دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم را گفتند، در نهایت برای هفتمین بار، تکبیر امام علیه السلام صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید.» (مجلسی 1404ق، ج43، 307)

والدین و مربّیان باید از این شیوة رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان الگو و سرمشق در امور تربیتی بهره گیرند. آنان باید همانند آن حضرت، مراحل رشد کودک را در نظر بگیرند و سعی کنند با صبر و حوصله، به نیاز فطری کودکان پاسخ مناسب دهند. هنر بزرگ والدین و مربیان این است که دنیای کودک را درک نمایند و بدانند که برخی از مسائل که ممکن است برای بزرگسالان خسته کننده باشد، برای کودکان لذّت بخش است. کودک از تکرار مکرّرات هم چون خواندن و ذکر مکرّر قصه ها و داستان ها اصلاً خسته نمی شود. اگر بیان این داستان ها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملاً مجذوب و علاقه مند می شود. در این باره، مادران به خوبی می دانند که بعضی قصه ها را صدها بار تکرار کرده اند، ولی باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است. از این رو سفارش می شود که والدین، نماز و آیات قرآن را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت کنند، تا کودکان بیش تر به کلام الهی جذب شوند. در این باره، والدین می توانند به قرائت نمازهای علمای ربّانی گوش دهند و آن ها را ضبط کنند تا هم خودشان و هم کو کانشان، بهره مند شوند.

6-3. ایجاد هماهنگی میان خانواده و مسجد در آموزش مسائل دینی

یکی از عوامل مؤثر در تکوین شخصیت علمی، معنوی و جسمی کودک و نوجوان، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانواده، مدرسه، مسجد و رسانه ها و غیره است. برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همة نهادها، به ویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی، ضرورت تام دارد.

خانواده، مدرسه و مساجد در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مکمل یکدیگرند. پیوند و ارتباط نزدیک خانواده، مدرسه و مسجد و دیگر متصدّیان امور فرهنگی و تربیتی با یکدیگر، در واقع پیوند استوانه های تربیت صحیح و منطقی است. امروزه، لازم است مدارس یک علاقه واقعی و باطنی، برای حضور مستمر و ارتباط نزدیک دانش آموزان با مساجد، در آنان ایجاد کنند. البته، مدارس نباید فقط به ساختن نماز خانه ها اکتفا کنند. هر چند ساخت و توسعه نماز خانه ها اقدامی مثبت و ارزنده برای رسیدن به ارزش ها و مقدّسات والای دینی است، امّا هیچ گاه جای مسجد و آثار سازنده آن را نمی گیرد.

باید همة تلاش دست اندرکاران تعلیم و تربیت، بر این باشد که پیوندی واقعی- نه ظاهری و صوری- بین خانه، مدرسه و مسجد ایجاد کنند. با این گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آکنده از ارزش های معنوی تبدیل می شود و هم، مسجد و مدرسه نقش سازنده و هدایتگری در زمینه ارزش های دینی ایفا می کنند. از این رو، با هماهنگی و یکسانی فضای حاکم و ارزش های معنوی و دینی در خانه، مدرسه و مسجد، بسیاری از تعارضات و مشکلاتی که ممکن است برای کودکان در نتیجه ناهماهنگی بین این نهادهای تربیتی ایجاد شود، بر طرف می گردد.

فرهنگ انس گرفتن با مسجد و در رأس آن نماز جماعت به عنوان یک حرکت ارادی، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران کودکی در نظام تربیتی خانواده، مدرسه و جامعه به عنوان یک اصل مهم تربیتی مدّنظر قرار بگیرد تا فطرت خداجوی کودک به گونه ای رشد و پرورش یابد، که هیچ عامل و شرایطی نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد. امروزه اگر خانواده، مدرسه و مسجد و دیگر متصدّیان امور فرهنگی و تربیتی، نسل جدید را به سوی یک هدف و روش واحدی سوق ندهند، نمی توان امیدی به پیشرفت دینی جامعه داشت. اگر این متصدّیانِ اصلیِ تربیتی در برنامه ها و روش ها هماهنگی لازم را نداشته باشند، در روند رشد دینی کودک و نوجوان اختلال به وجود خواهد آمد؛ که اولین عارضه آن، تعارض و دو گانگی ارزشی است. متأسفانه، باید اذعان کرد که فعّالیت ها در این راستا،

هماهنگ، هم جهت و همخوان نیست. حتی در مواردی، ممکن است با فعّالیت های موازی و گاهی مغایر، انرژی و توان یکدیگر را خنثی و کاهش دهند. به عنوان مثال، بعضی خانواده ها اطلاعات چندانی از دین و نحوة آموزش مسائل دینی به فرزندان خود را ندارند. از طرفی، مدرسه تکالیف سختی بر بچه های این گونه خانواده ها تحمیل می کند. این تعارض باعث می شود که نوعی دو گانگی در کودکان و نوجوانان به وجود آید. مثال دیگر این که، برخی خانواده ها که به مذهب توجّه دقیق و لازم ندارند، در محافل و میهمانی ها- بدون توجه به مسائل شرعی- برای بچه هایشان لباس هایی انتخاب می کنند که با آن مجالس تناسب داشته باشند از سویی، اصرار مدارس بر این است که دانش آموزان پوشش و لباس مناسب با شرع بپوشند. در این جا، برای بچه ها این تعارض به وجود می آید که مدرسه راست می گوید یا خانواده؛ حرف مدرسه را بپذیرد یا خانه را؛ تابع کدام یک باشد؟

و مثال دیگر، بسیاری از خانواده های مذهبی تلاش می کنند فرزندانشان را با مسجد و نماز جماعت مأنوس کنند، ولی بعضی از متولّیان مسجد، مانع حضور کودکان به مسجد و نماز می شوند و می گویند: مسجد جای کودکان نیست.

4. خانواده و روش های جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد
اشاره
اشاره

هر جا سخن از مسائل تربیتی است، اولین و مهم ترین پایگاهی که باید بدان توجه کرد، خانواده است؛ زیرا منش، شخصیت، ایمان مذهبی و بسیاری از رفتارهای آدمی در خانواده شکل می گیرد.

مسجد به عنوان مهم ترین پایگاه برای جذب کودکان نقش به سزایی در تقویت ایمان و روح معنوی آنان ایفا می کند. بر این اساس، یکی از مسائل مهم در خانواده های مذهبی، آگاهی از روش های صحیح ایجاد علاقه و گرایش فرزندان نسبت به حضور در مسجد و نماز جماعت است. برخی از خانواده ها با وجود تلاش های بسیار، موفق به ایجاد انس و علاقه نمی شوند و گروهی دیگر پرداختن به این مسائل را با رفتارهایی نامناسب همراه می کنند. در این جا به مهم ترین روش هایی که توسط خانواده در جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد، مفید است اشاره می کنیم:

1-4. جذب و آموزش، سپس رفتار

پیامبراکرم می فرمایند «کودکانتان را گرامی بدارید و با آداب و روش پسندیده با آن ها

معاشرت نمایید.» (مجلسی 1404 ق، ج 23، 114) یکی از اصول تربیت دینی، ایجاد علاقه مندی کودکان به انس و ارتباط با مسجد و محراب است. کودکی که از همان اوان طفولیت خود را در کنار عبادت والدین و در جمع های معنوی و اماکن مقدس می یابد، زمینة بیش تری برای آموزش و انس دین و پرسشگری دربارة دین و امور دینی در او شکل می گیرد. از این رو بر والدین لازم است شرایطی فراهم کنند که کودک با کارشناس دین، یعنی امام جماعت و مسجد مأنوس گردد تا با مسائل دینی بیش تر آشنا شود و به پاسخ بسیاری از پرسش های خود که والدین نتوانستند او را قانع کنند، دست یابد. البتّه والدین باید خود را برای پاسخگویی به سؤالات دینی کودک آماده سازند؛ آگاهی کودکان از چگونگی انجام فرایض دینی و نیز دانستن فلسفة انجام آن به گونه ای محدود، می تواند مشوّق خوبی برای انجام این کار و استمرار آن باشد؛ مثلاً دربارة نماز خواندنِ کودکان و فضیلت رفتن به مسجد، اگر در سن مطالعه هستند کتاب های مناسب تهیه شود و در مناسبت هایی به آنان هدیه داده شود.

2-4. رفتار محبّت آمیز با کودکان و نوجوانان

یکی از شیوه های نفوذ در روح کودک و نوجوان خو گرفتن با او و رفتارهای جذّاب و عاطفی است. تحقیقات روانشناسی نشان داده است که از بین عواملی نظیر شباهت، قدرت و صمیمیّت، عامل صمیمیت تأثیری قوی تر بر جای می گذارد. ایجاد صمیمیّت و رابطه محبّت آمیز باعث می شود که فرزندان از والدین و درخواست های آنان پیروی کنند، زیرا می ترسند که در غیر این صورت، عشق و علاقه آنان را از دست بدهند. بنابراین با استفاده از علائق خانوادگی، اعلام جهت، نشان دادن رحمت و عنایت، تحریک عواطف و گاهی نیز استفاده تو أمان از مهر و قهر می تواند بسیار ثمر بخش باشد.

بدون تردید، «راه سالم پیوند با جهان راه عشق است.» (شولتس، دو آن، 82) اریک فروم، روانشناس آلمانی، با بیان این مطلب، حدّ و مرز عشق و محبّت را از ارتباط انسان ها با یکدیگر فراتر برده، آن را نوعی رابطه با جهان تلقی می کند، خانواده ای که رنگ الهی یابد، عاطفة اعضاء خانواده در آن بسیار مشهودتر خواهد بود، و عاطفه صمیمیّت و همدلی را در پی خواهد داشت. بنابراین، بهترین ابزار تمرین کودک بر فرمان پذیری، آن است که احساس عشق و محبّت کند.

دکتر «یسری عبدالمحسن» می گوید: «مهم ترین عواملی که کودک و نوجوان را بر طاعت

و فرمانبرداری مساعدت می کند، دوستی و محبّتی است که از جانب تمام افراد خانواده احساس می کند.» (رفعت 1991م، 328)

وسایلی که در کودک و نوجوان، روحیه اطاعت پذیری را پدید می آورد، عبارت اند از: امنیّت، محبّت منزلت، آزادی و نیاز به نیروی کنترل کننده.

دکتر «فاخر» این نیازها را به گونه زیر معرفی کرده است:

«نیاز به تثبیت ذاتی یا منزلت [فردی و اجتماعی]، این که به موجودیّت و مقام او معترف باشند و به وی توجه نشان دهند... و نیاز به امنیّت، محبّت و استقلال.» (فاخر 1985م، 100-101)

بنابراین، اگر کودک یا نوجوان از جانب والدین محبّت، دوستی و جایگاه ویژه ای را احساس کند، خواهد کوشید که این جایگاه را به منظور فراهم ساختن رضایت آنان، حفظ کند؛ و مهم ترین مصداق رضا، اطاعت از آنان است. پیامبراکرم صلى الله عليه و آله فرموده است:

«خدا رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را بر نیکی به پدر و مادر مساعدت کنند.» (مجلسی 1404 ج74، 60)

روش مساعدت نیز به گونه ای باید باشد که پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله مشخص کرده است:

«خدا رحمت کند بنده ای را که فرزندش را بر کارهای نیک یاری دهد، به سبب احسان، مدارا، آموزش و ادب آموزی به وی.» (نوری 1408ق، ج2، 626)

کودکی که [در خانواده] از محبّت و منزلت لازم برخوردار باشد، در انجام فرامین پدر و مادر، با آن که استقلال طلبی را دوست دارد، هیچ احساس کوچکی و خواری نخواهد کرد. هم چنین به واسطة همین محبّتی که از آن برخوردار است، آمادگی تقلید و پیروی از رفتار پدر و مادر در وجودش ریشه می دواند، در نتیجه رفتار آنان بر او بازتاب پیدا خواهد کرد و به خواسته های آنان پاسخ مثبت خواهد داد.

3-4. الگو بودن والدین در محافظت برشعایر دینی، به ویژه نماز

مهم ترین نوع یادگیری انسان، یادگیری مشاهده ای است. بر همین اساس، یکی از روش های تربیت، تربیت به وسیله الگو است، که می توان آن را «روش الگویی» نامید. انسان ها به الگو نیازمندند. در خانواده، پدر و مادر می توانند بهترین الگوی کودکان و نوجوانان باشند و اگر چنین شود، در شکل گیری رفتار آن ها بسیار مؤثر خواهند بود. کودکان و نوجوانانی که شاهد حرکت سپندگونة والدین هنگام نماز هستند، به طور قطع به این نکته توجه بیش تری خواهند داشت. البته هر چه رابطة والدین با فرزندان عاطفی تر باشد، آن ها بیش تر

تأثیر می گیرند. هر چند پند و نصیحت هم اثرهایی دارد؛ امّا رفتار الگویی مؤثرتر است. شاید بر همین اساس گفته اند که صدای عمل بلندتر است.

اولین الگوهای رفتاری برای کودکان، والدین هستند و رفتار آنان مورد تقلید و همانندسازی کودکان قرار می گیرد- دختر از رفتار مادر و پسر از رفتار پدر- بیش تر متأثر می شود.

کودکان به قدری باهوش هستند که حتّی می توانند احساس والدین را از انجام یک کار درک کنند. مثلاً اگر پدر و مادری در خواندن نماز سستی کنند یا آن را کاری خسته کننده بدانند، با این کار به فرزندان خود آموخته اند که نماز عملی خسته کننده و تکراری است؛ ولی اگر برای نماز خود ارزش قائل شدند و خصوصاً بعد از به جا آوردن نماز، نشاط بیش تری پیدا کردند و اخلاقشان نسبت به قبل از آن تغییر بهتری داشت، کودک می آموزد که نماز شادی آفرین و محبّت بخش است.

پدر و مادر که الگوی فرزندان هستند، باید این امور را در همه ابعاد آن پیاده کنند. دستورات دینی می گوید که انسان ها باید چگونه زندگی کنند، چگونه رشد کنند. مبادا به کودکانمان بگوییم نماز بخوان، ولی خودمان دروغ بگوییم و کارهایی که نباید انجام دهیم، مرتکب شویم. اگر فضای خانه آمیخته با ارزش های معنوی باشد و پدر و مادر خود ارزش های الهی و تکالیف دینی را در زندگی خویش جدی بگیرند، کودکان به طور غیر مستقیم و به صورت مشاهده ای از این فضای معنوی متأثر می شوند و علایق دینی در آن ها به طور طبیعی پرورش می یابد.

اگر والدین در قالب الگوهای رفتاری کودک و نوجوان، نگرشی مطلوب و مثبتی به مسجد و نماز جماعت داشته باشند و آموزش دینی فرزندان خود را در قالب وظیفه ای اساسی تلقی کنند، به یقین این گونه برخورد تأثیر بسیاری در رفتار کودک و نوجوان خواهد داشت. پدر و مادری که به مسجد می روند و فرزندان خویش را از همان دوران کودکی در مجالس و محافل مذهبی همراهی می کنند سبب تقویت احساس پرورش مذهبی در آینده سازان جامعه می شوند.

الگو شدن در اخلاق و عمل و نقش اساسی آن در تربیت، دایره ای وسیع دارد. از کانون خانواده و تأثیر سرنوشت ساز رفتار پدر و مادر، بر فرزندان، تا معلّمان و مربّیان آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه ها و مراکز تعلیم و تربیت و رؤسای ادارات و نهادها و عالمان دین (مانند امام جماعت مسجد) و در نهایت مسئولان عالی رتبة نظام را شامل می شود.

نکتة شایان توجه این که: باید والدین و همه دست اندرکاران در امر تربیت، عملاً الگو باشند و تنها دعوتگر زبانی نباشند.

در احادیث آمده است: «به وسیلة کردار شایسته و اعمال نیک خود راهنما و راهبر مردم به سوی فضیلت ها شوید و تنها دعوتگر زبانی نباشید.» (مجلسی 1404ق، ج5، 195، ح19)

بنابراین، والدین و مربیّان باید از نخستین دوران کودکی، هم خود به عنوان الگوی مناسب برای کودکان و نوجوانان بوده و هم افراد دیگری را که اهل نماز هستند به عنوان الگو معرّفی نمایند و بالطبع کودکان و نوجوانان و جوانان هر چه از الگوهای مناسب تر و والاتری بهره مند شوند، کم تر دچار آسیب نماز گریزی و مسجد گریزی می شوند. دربارة تأثیر نقش الگوی مطلوب و محبوب در شکل گیری شخصیت انسان، سخن فراوان گفته شده است. ذکر خاطره ای از یکی از عارفان بزرگ می تواند شاهد نیکویی بر اثبات مدعا باشد:

روزی از «سهل شوشتری» که از عرفای بزرگ و اهل کرامات بود، پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟ گفت: در کودکی نزد دایی ام زندگی می کردم. وقتی 7 ساله بودم، نیمه شبی از خواب برخاستم. دایی ام را دیدم که رو به قبله نشسته، عبایی به دوش کشیده، عمّامه ای دور سرش پیچیده و مشغول نماز خواندن است. از حالت او خوشم آمد، کنارش نشستم تا نمازش تمام شد. آن گاه از من پرسید: پسر، چرا نشسته ای؟ برو بخواب.

گفتم: از کار شما خوشم آمده، می خواهم پهلوی شما بنشینم. گفت: نه، برو بخواب.

رفتم و خوابیدم. شب بعد نیز از خواب بیدار شدم. وقتی از دستشویی برگشتم، باز هم دایی مشغول نماز خواندن بود. کنارش نشستم. به من گفت: برو بخواب. گفتم: دوست دارم هر چه شما می گویید، من هم تکرار کنم.

دایی ام مرا رو به قبله نشانید و گفت: یک مرتبه بگو «یا حاضر یا ناظر» من هم تکرار کردم. سپس دایی گفت: برای امشب کافی است. حالا برو بخواب. این کار چند شب تکرار شد و هر شب عبارت «یا حاضر و یا ناظر» را چند بار تکرار می کردم. کم کم وضو گرفتن را هم آموختم. در نهایت کار به جایی رسید که من بدون این که نزد دایی بروم، خودم قبل از اذان صبح بیدار می شدم و پس از نماز تسبیح به دست می گرفتم و پیوسته تکرار می کردم: «یا حاضر و یا ناظر» و از این کار حظّ روحانی می بردم تا این که به این مقام و مرتبه رسیدم. (دستغیب شیرازی 1370، 18)

4-4. تشويق و ترغيب کودکان به حضور در مسجد و نماز جماعت

تشویق و ترغیب، یکی از مهم ترین ابزار تربیتی است که برای برانگیختگی و شکوفا سازی استعدادهای انسان برای رسیدن به کمال قابل بهره گیری است. قرآن کریم به شیوه های

گوناگونی به تشویق و ترغیب پرداخته است. آیاتی که نعمت های بهشتی را بیان می کنند و آیاتی که از بشارت سخن می گویند، از این دسته آیات هستند. (1)یکی از راه های جذب فرزندان به حضور در مسجد و نماز جماعت، تشویق و ترغیب است. آنان برای مشتاق شدن به کاری بیش از هر چیز به تشویق و تأیید نیاز دارند، زمانی که کودکی صورتش را به مهر می چسباند، بجای این که حالتش را به سجدة بزرگسالان در آورید، باید همان رفتار کودکانه را تحسین کنید، این سبب می شود رفتار بارها تکرار شود و با رشد ذهنی و حرکتی، زمینة یادگیری سجده درست نیز فراهم می شود؛ با گذشت زمان هنگامی که کودک به نوجوانی می رسد، با عبادت انس می گیرد؛ او را به عنوان کودکی نماز خوان به همه معرّفی کرده و کارهای او را به اسم نماز بستایید؛ هم چنین نوجوانانی که به سن تکلیف نرسیده اند هم تشویق و تأییدشان لازم است.

تشویق اگر به گونه ای پسندیده و بجا باشد، بسیار کارساز است. تأثیر تربیتی تشویق، گاهی چنان است که جهت زندگی افراد را دگرگون می سازد.

اگر تشویق قبل از انجام عملی پسندیده باشد، موجب شوق و رغبت شخص می شود، و اگر پس از انجام آن عمل باشد؛ سبب تقویت و پایداری این رفتار در او می گردد؛ بنابراین والدین محترم می توانند در دو مرحله فرزندانشان را به عبادت و حضور اماکن مذهبی دعوت کنند. ابتدا آن ها را ترغیب به نماز خواندن و آن هم در مسجد کنند و در صورت انجام، به تشویق آن ها بپردازند. با توجّه به این که تشویق فرزندان نوعی توجّه و شخصیت دادن به آن ها است، سعی می کنند خود را از کانون توجّه و محبّت والدین دور نسازند. از این طریق به تکرار عمل یا رفتار مورد نظر پرداخته، تا جایی که جزئی از شخصیّت رفتاری آن ها می گردد.

تشویق کودک، می تواند یک تشویق مادّی یا معنوی باشد. پاداش و تشویق مادّی حتّی می تواند با خرید یک شکلات، اسباب بازی، یا یک گردش تفریحی، و بازی و سرگرمی صورت گیرد. تهیة وسایلی که موجب تشویق کودک می شود مثلاً سجاده، چادر نماز برای دختر یا قبله نما برای پسر و... البته، هر چند این نوع پاداش ها خوب است، امّا نباید از پاداش های معنوی و روحی نیز غفلت کرد.

در سرگذشت بزرگانی می خوانیم زمانی که کودک بودنده اند از پدرانشان بابت شرکت در نماز جماعت صبح جایزه دریافت داشته اند و آن ابتکار را شیرین و مؤثر و به یاد ماندنی قلمداد


1) نساء، آیه 165؛ حدید آیه 7 و 18؛ انشقاق، آیه25؛ مائده، آیه9؛ رعد، آیه 22 و 24؛ اراف، آیه 42 و... نمونه هایی از آیات بشارت آمیز قرآن کرایم اند که به تشویق و ترغیب بندگان برای انجام کارهای نیک می پردازند.

می کنند. گاهی یک آفرین و نوازش تاثیر بیش تری دارد.

نقل شده است که پسر بچه ای در نزد پیامبر صلى الله عليه و آله عطسه کرد و سپس گفت: «الحمد الله» پیامبر به او فرمود: «بارَکَ اللهُ فِیکَ؛ آفرین برتو.» (کلینی 1344ش، ج4، 474) همین ابراز محبّت از سوی والدین به فرزند، می تواند بهترین پاداش برای آن ها تلقّی شود. پدر و مادر گرامی باید توجّه داشته باشند که تشویق و پاداش نقش موثّری در تربیت فرزندشان دارد، البته به گونه ای که بداند چرا مورد تشویق واقع شده اند. تشویق باید متناسب با رفتار نیک فرزند باشد، نه بیش تر و نه کم تر از آن چه شایستگی دارد. دوری از افراط و تفریط، و رعایت تعادل نیز از ضروریات تشویق است.

5-4. عادت دهی کودک به نماز و مسجد

وقتی انسان عملی را به طور مستمر تکرار کرد به تدریج با آن خو می گیرد و حالتی در نفس به وجود می آید که اصطلاحاً عادت نامیده می شود. (امینی 1373، 88)

یکی از خصوصیات مهم دوره کودکی، عادت پذیری است. در این دوره در کودکان از طریق حضور در مساجد و نمازخانه دبستان و مشاهده نماز جماعت بزرگ ترها، عادت و استمرار ایجاد می شود.

دکتر قائمی در این باره می نویسد: «باید کودک را به مظاهر عمل و تکرار در ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمی نشان داده اند، که حتّی عمل ریایی در صورت تکرار در فردی تثبیت می شود. پس از تثبیت، می توان یک عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا در آورد؛ به شرط این که نیّت عمل را تغییر دهد. این روش، به ویژه دربارة کودکان در دوره ابتدائی مؤثر است. مثلاً ممکن است کودک یا نوجوانی از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطرة خوشی در ذهنش شکل بگیرد. وی مدّتی به خاطر همین تشویق، به مسجد می رود. پس از مدّتی، جاذبه های معنوی مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود می کند و او را فردی مذهبی بار می آورد. این گونه، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می دهیم، تا زمینه برای انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید.» (قائمی 1375ش، 36 و 37)

بنابراین، یکی از روش های جذب کودکان، نوجوانان و جوانان به مسجد و نماز جماعت، عادت دادن به آن است.

امام علی علیه السلام یکی از روش های تربیتی را عادت می داند که از آن به عنوان طبیعت دوم یاد

کند و می فرماید: «نفس را به انجام مکارم و تحمّل بار گران عادت ده، تا شرف نفس پیدا کرده، آخرتت آباد، و ستایش کنندگانت زیاد شوند.» (آمُدی 1366، ج 1، 18) بر این اساس، اسلام سفارش می کند فرزندان را از کودکی به نماز و روزه عادت دهید تا تقیّد به فرائض در بزرگسالی بر آنان دشوار نگردد. (حرّ عاملی 1409ق، ج7، 168)

اگر والدین، فرزندان خود را از کودکی و نوجوانی به حضور در مسجد و خواندن نماز و عبادات عادت دهند، این سنّت پسندیده به تدریج در ذهن آنان نقش بسته و با آن مأنوس می گردند.

6-4. ارتباط كودكان با مسجد و اماکن مذهبی
اشاره

مشاهدات انسان یکی از عوامل مؤثر در تربیت وی است. قرآن کریم در آیات متعدد انسان ها را به «دیدن» و «فکر کردن» دعوت می کند. بین «دیدن» و «باور کردن» رابطة مستقیم وجود دارد. والدین باید کاری کنند که فرزندان با صحنه های گوناگون اقامة نماز و آماده شدن برای اقامة نماز مواجه شوند. شرکت در نمازهای جماعت مسجد محلّه، شرکت در نماز جمعه و موارد مشابه به آن می تواند در تقویت روحیة نمازگزاردن و انس با مسجد و محراب فرزندان مؤثر باشد.

حضور کودکان در مسجد و اماکن و برنامه های مذهبی، به ویژه نماز جماعت مسجد، اگر با تشویق همراه باشد، آنان را به حضور در مسجد و اقامة نماز ترغیب می کند. شهید مطهری؛ با توجه به نقش مسجد در تشویق کودکان به عبادت معتقد است: «بچه را باید در محیط نماز خواندن برد. اگر در جمع نباشد و نماز خواندن جمع را نبیند، به این کار تشویق نمی شود. اصلاً حضور در جمع مشوّق انسان است. آدم بزرگ هم وقتی خودش را در جمع اهل عبادت می بیند، روح عبادت بیش تری پیدا می کند، کودک که بیش تر تحت تأثیر است. متأسفانه کم رفتن ما به مساجد و مجالس دینی و این که کودکان کم تر در مجالس مذهبی شرکت می کنند، سبب می شود که این ها از ابتدا رغبت به عبادت پیدا نکنند، ولی این برای شما (والدین) وظیفه است... باید ما با بچه های خودمان برنامة مسجد رفتن داشته باشیم تا بچه ها با مساجد و معابد آشنا شوند. ما خودمان که از بچگی با مساجد و معابد آشنا بودیم در این اوضاع و احوال امروز چه قدر به مسجد می رویم که بچه های ما که هفت ساله شده اند به دبستان و بعد به دبیرستان بعد به دانشگاه رفته اند، ولی اصلاً پایشان به مساجد نرسیده است، بروند... خوب، این ها قهراً از مسجدت فراری می شوند.» (مطهری 1373، 99-100)

البته برای موفّقیت در این کار لازم است برای کودکان و نوجوانان، در کنار عبادت و نماز برنامه های متنوع و جذّابی وجود داشته باشد؛ مانند اهدای جوایز، کارت تشویق، پخش شیرینی و شکلات در بین کودکان که زمینه جذب آنان را به عبادت و مسجد فراهم می کند. از امام حسن علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

نماز ظهر یا عصر را در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله خواندم؛ همین که حضرت سلام دادند به ما فرمودند: بر جایتان بمانید و آن گاه برای تقسیم ظرف حلوایی در میان نمازگزاران از جا برخاستند و به هر کدام مقداری حلوا می خوراندند تا این که به من رسیدند؛ من کودک بودم، آن حضرت قدری حلوا به من خوراندند، سپس فرمودند باز هم بدهم؟ عرض کردم آری، آن حضرت به خاطر خردسال بودنم باز هم مقداری به من خورانیدند و بدین حال بودند تا آن که به همگان حلوا خوراندند. (فقیهی 1384، 59)

دکتر شرفی نقل می کند: در وقف نامة یکی از عالمان بزرگ که حدود یک قرن پیش می زیسته آمده است که فرمود: آن چه از من بجا مانده آن را گردو بخرید و در مسجد نگه داری نمایید تا آن گاه که کودکانی همراه با والدینشان به مسجد می آیند، به آن ها هدیه دهید، تا عشق و علاقه به خدا، مسجد و منبر از ابتدا در آن ها جوانه زند و در بزرگ سالی هم اهل مسجد و معنویت شوند. (شرفی 1368، 216)

متأسفانه در برخی موارد رفتار و برخوردهای دور از انتظار بعضی از مؤمنان نمازگزار نسبت به کودکان و نوجوانانی که با اشتیاق برای نماز جماعت به مسجد آمدند، موجب سرخوردگی و شاید انحراف آنان از مسیر دین و خواندن نماز شود. شخصی می گوید: «در کوچکی همیشه سعی می کردم نماز خود را در مسجد بخوانم. روزی در حال نماز متوجه شدم پیرمردی مراقب من است. نمازم که به پایان رسید، پیرمرد به من گفت: نمازت درست نیست و سپس با سخنان نیشدار خود مرا ملامت کرد. من غرق در سکوت بودم؛ هرگاه می خواستم از او بپرسم کجای نماز من اشتباه است، اجازه نمی داد و پیوسته می گفت: نمازت درست نیست و امثال تو حق ندارند به مسجد بیایند. از آن به بعد تصمیم گرفتم دیگر به مسجد نروم و در منزل هم نماز نخوانم؛ این نخستین قدم برای ترک کامل نماز و انحرافم از طریق اسلام بود» (فقیهی 1384، 81)

این در حالی است که سیره حضرات معصومان علیهم السلام کاملاً با این شیوة برخورد مخالف

است. جابر بن عبدالله می گوید: (1)از امام باقر علیه السلام در مورد کودکانی که برای نماز واجب در صف جماعت شرکت می کنند، سؤال کردم؛ امام علیه السلام فرمود: آنان را در آخر صف های نماز جماعت با هم نگذارید، بلکه در بین بزرگسالان پراکنده سازید.» (طوسی 1406ق، 380)

از این حدیث شریف استفاده می شود: باید نسبت به کودکان و نوجوانانی که در نماز جماعت شرکت می کنند، طوری رفتار شود که احساس بی توجهی و بی احترامی نکنند؛ زیرا با این شیوه، هم احترام آنان حفظ شده و هم به آنان شخصیّت داده ایم و هم انگیزه حضور آنان در مسجد و نماز جماعت بیش تر شده و در عین حال به نماز جماعت نیز نظم خاصی بخشیده ایم.


1) سَأَلْتُهُ عَنِ الصّبْيانِ إِذا صَفُّوا فِي الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ. قَالَ: لا تُؤَخِّرُوهُمْ عَنِ الصَّلَاةِ وَ فَرّقُوابَيْنَهُمْ.

ج) نقش امام جماعت در جذب کودک و نوجوان به نماز جماعت و مساجد

اشاره

اشاره

یکی از ارکان اصلی هر مسجد که از متولّیان فرهنگی اثر گذار مساجد محسوب می شود، امام جماعت است که در آموزه های اسلامی دارای منزلتی ارزشمند است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «خداوند و عده داده است که سه نفر را بدون حساب وارد بهشت نماید و هر یک از آن ها شفاعت هشتاد هزار را بنماید؛ مؤذن، امام جماعت و کسی که وضو بگیرد و وارد مسجد شود و در جماعت نماز بخواند.» (نوری 1408ق، ج6، 449) در میان تمام کسانی که به گونه ای در ادارة امور مسجد دخالت دارند، امام جماعت به عنوان مدیر طبیعی مسجد دارای نقشی ممتاز و ویژه است؛ به طوری که صلاحیت ها، شایستگی ها، عملکرد، شخصیّت و چگونگی برخورد و رفتار او با مردم، به ویژه کودکان، نوجوانان و جوانان به طور مستقیم بر مسجد و جذب افراد اثر می گذارد.

در ادامه به مهم ترین نقش های امام جماعت در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد و نماز جماعت اشاره می شود:

1. رعایت نظافت و آراستگی ظاهر

خداوند متعال به عنوان یک قانون همیشگی که شامل تمام اعصار و قرون می شود دستور فرموده: «ای فرزند آدم! زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.» (اعراف/ 31)

از آن جایی که امام جماعت به عنوان روحانی و رهبر معنوی در مسجد و اجتماع در قالب الگو و نمونة خوبی ها مطرح است، اگر به بهترین وجه ممکن لباس بپوشد، تمیز باشد، محاسن

مرتب داشته باشد و از عطر و بوی خوش استفاده کند، مواظب نظافت دهان و دندان و احیاناً بوی بد دهان خود باشد و در نظافت و آراستگی ظاهری خود کوشا باشد، می تواند در جذب کودکان و نوجوانان که طبع پاک و آرام دارند، نقش به سزایی داشته باشد.

2. رعایت احکام شرعی و اخلاقیات

امام جماعت باید دارای اخلاق نیکو و شایسته ای باشد و با مردم، به ویژه کودکان و نوجوانان به خوبی مدارا کند. امام جماعتی موفق است که مؤمن و عامل به باورها و احکام شرعی و اخلاقیات باشد.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «به وسیله کردار شایسته و اعمال نیک خود راهنما و راهبر مردم به سوی فضیلت ها شوید و تنها دعوتگر زبانی نباشید.» (مجلسی 1404ق، ج5، 198، ح19)

وقتی کودکان و نوجوانان مشاهده می کنند که امام جماعت آن چه را می گوید، خود عامل به آن است، به توصیه های او بیش تر توجه نموده و عمل می کنند. وقتی کودکان و نوجوانان مشاهده کنند، امام جماعت، زودتر از دیگران به طور منظم و سر وقت در مسجد حاضر می شود و بعد از نماز و مراسم برای پاسخ به سؤالات آماده است و...، آنان نیز به حضور در مسجد و شرکت در نماز جاعت رغبت پیدا می کنند.

3. تشويق كودكان و نوجوانان به حضور در مساجد و نماز جماعت
اشاره
اشاره

یکی از عوامل و ابزارهای جذب کودکان و نوجوانان در زمینه های گوناگون از جمله حضور در مساجد و نماز جماعت، تشویق امام جماعت است.

همه انسان ها، حتّی بزرگسالان، تا آخر عمر نیاز به تشویق دارند. تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرّک می شود و انسان را به جدّیت وادار می کند. انسانی که مورد تشویق قرار گیرد و احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می کند و برای جدّیت بیش تری و تحمّل دشواری ها آماده گردد. برعکس، اگر مورد نکوهش یا ناسپاسی قرار گرفت، دلسرد و بی رغبت می شود و احساس حقارت و ضعف می کند، به گونه ای که توان خویش را از دست می دهد و نمی تواند حتّی از استعدادهای موجود خویش نیز استفاده کند. (امینی 1373ش، 135)

تشویق کودکان و نوجوانان نمی تواند منحصر به افراد یا نهاد خاصّی باشد. یعنی اگر

فقط خانواده چنین کاری را انجام دهد، تأثیر مطلوب و کامل را نخواهد داشت؛ بلکه باید همة عواملی که به نوعی با آنان مرتبط هستند، به این نکته اساسی توجه داشته باشند. تشویق را نمی توان منحصر به دادن جایزه دانست، بلکه برخوردها و فضای ایجاد شده توسط دیگران نیز مشوّق خوبی برای کودکان و نوجوانان است. البته لازم است در تشویق افراد به گونه ای عمل کرد که تأثیر مطلوب و ماندگاری داشته باشد.

تشویق کودک و نوجوانی که در مسجد حاضر شده به گونه ای که با شخصیت و روحیّات او موافق باشد، پاسخی است به خواسته های درونی او در زمینه ذهن و عاطفه اش که دوام حضور او و آغاز حضور دیگر افراد هم سن و سال او را نوید می دهد. با توجه به روحیات این گروه سنّی، این تشویق نباید طوری باشد که نتیجه عکس داشته باشد؛ زیرا تشویق مستقیم این توهّم را ایجاد می کند که نوجوان و جوان در مقابل ارزش های مادی واکنش می دهند و جذب می شوند. بنابراین، تشویق ها باید غیر مستقیم و حتّی الامکان در مقابل انجام کاری باشد.

با توجّه به روحیات این گروه سنّی، راه های زیر برای تشویق آنان به حضور در مسجد و نماز جماعت توصیه می شود:

1-3. معرفی کودک و نوجوان نمونه

مناسب است جوان نمونه در طول هفته یاماه یا فصل یا سال، توسط امام جماعت، برگزیده و معرفی گردد. البته، این معرفی به شکل اعلام در تابلو اعلانات یا در ضمن برنامه های مسجد در مناسبت های مذهبی امکان پذیر است. پسندیده است که قبل از اعلام، امام جماعت در مورد اهمیّت استفاده از دوره نوجوانی و جوانی در اسلام سخن بگوید و از نوجوانی و جوانی حضرات معصومان علیهم السلام یا علما و عرفا، حکایتی را نقل نماید. سپس هدیه ای به رسم یادبود به او داده شود.

2-3. جایزه ویژه

برخی نوجوانان و جوانان در مدّت خاصی پا به مسجد گذاشته و در آن ثابت قدم می شوند. بهتر است امام جماعت این فرصت را غنیمت شمرده و برای تداوم حضور او جایزه ویژه ای را تهیه کند. مثلاً کودک و یا نوجوانی در ماه رمضان، در مراسم نماز جماعت، سخنرانی دینی، دعا، نیایش و مراسم شب های قدر به طور منظّم و فعّال حضور داشته است! بهتر است چنین فردی در عید فطر در میان نمازگزاران نماز عید، مورد تشویق و تمجید قرار گیرد و به عنوان کودک، نوجوان یا جوان نمونه، معرفی گردد.

4. ارتباط عاطفی با كودكان و نوجوانان

کودکان، نوجوانان و جوانان، امام جماعت را به عنوان آیینة تمام نمای خوبی ها و مکرمت های انسانی و سمبل پاکی، صداقت، صفا، شجاعت، مروّت، انسانیت، شکیبایی، ایثار و گذشت می شناسند. بنابراین برای جذب آنان به مسجد، امام جماعت باید با آن ها دوست شده، در غم و شادی آنان شریک شود، از آنان احوالپرسی کند، با آنان به اردو رود، حتّی در صورت امکان در میادین ورزشی آنان حضور یافته و آنان را مورد تشویق قرار دهد. و از فرصت های مناسب به منظور بیان مقصود استفاده کند؛ در حالی که بعضی از روحانیان، ائمة جماعات با اتّخاذ تدابیر نامناسب و حالت های عالمانه به خود گرفتن، سنگین و رنگین حرکت کردن بی حدّ، هم کلام نشدن با دیگران، به ویژه کودکان و نوجوانان و...، بین خود و آنان فاصله می اندازند.

بنابراین، روابط و احترام های امام جماعت و کودکان و نوجوانان نباید در چارچوبی خشک و رسمی باقی بماند؛ بلکه می بایست به برقراری روابط عاطفی منجر شود، یعنی کودکان و نوجوانان و جوان، امام جماعت را به عنوان یکی از دوستان خود بپذیرد.

امام جماعت برای این که سطح روابط خود با آنان را به این حد برساند، باید به نکات متعدّدی توجّه داشته باشد و در امور گوناگونی، همراه آنان باشد؛ در مشکلات به آن ها کمک کند؛ موفّقیت هایشان را به آن ها تبریک بگوید؛ از غم ها و ناراحتی های آن ها ابراز تأسف و اندوه کند، هدایای کوچکی مثل عطر، تسبیح و انگشتر به عنوان یادگاری به آن ها تقدیم کند؛ در صورت امکان، کمی در مسائل خصوصی آن ها وارد شود، مثلاً روز تولّدشان، به آن ها تبریک بگوید و سایر اقداماتی از این قبیل که با توجّه به شرایط امام جماعت و فرهنگ و روحیات اهالی محل در برقراری و تداوم ارتباطی دوستانه و محبّت آمیز مؤثر است.

بهتر است ارتباط امام جماعت کودکان و نوجوانان و جوانان به روابط حضوری محدود نگردد و ارتباط کتبی بین آنان و امام جماعت نیز بسیار مفید است. در این صورت کودکان و نوجوانان و جوانان از این که امام جماعت به آن ها احترام گذاشته و به طور خصوصی، مطلبی را برای آن ها بیان کرده، احساس شخصیت کرده و به امام جماعت نزدیک شده و مطالبی را که حضوری نمی توانند، بیان کنند، به صورت کتبی با امام جماعت در میان می گذارند.

امام جماعت باید هم با نوجوانان و جوانان داخل مسجد به گرمی برخورد کند تا حضور آن ها در مسجد تداوم یابد و هم با کودکان، نوجوانان و جوانان بیرون از مسجد، تا زمینه حضور آنان در مسجد فراهم شود.

5. تکریم و احترام

امام جماعتی که به رفتار، ارزش ها، گفتار و نظریات کودکان، نوجوانان و جوانان احترام می گذارد، در جلب و جذب آنان به مسجد بسیار مؤثر است. وقتی جوان احساس کند، امام جماعت در صدد این نیست که نظریات خودش را به او تحمیل کند و به نظریات او احترام می گذارد، احساس شخصیّت می کند و از این روابط و آشنایی خوشحال می گردد. البته احترام امام جماعت به کودکان، نوجوانان و جوانان به معنای پذیرفتن تامّ و تمام نظریات آن ها بدون دلیل نیست، بلکه به معنای شنیدن و تحمّل کردن آن ها و تعیین راهی حساب شده و مدبّرانه جهت هدایت آن هاست.

بهتر است به کودکان، نوجوانان و جوانان در حدّ امکان فرصت داده شود تا آنان خود را بروز دهند و نظریات و افکارشان را مطرح نمایند، آن گاه به اصلاح آن ها پرداخته شود.

به هر حال، در آیین اسلام بر تکریم کودکان، نوجوانان و جوانان تأکید بسیار شده است. خانواده، مدرسه، اجتماع همه و همه باید فضایی برای تکریم و احترام آن ها باشد، به ویژه مسجد که از تقدّس و موقعیتی خاص برخوردار است. ارضای نیاز به احترام و عزّت نفس به احساساتی نظیر اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، موفّقیت، کفایت، شایستگی، کسب اعتبار و حیثیت و مثمر بودن در جامعه منتهی خواهد شد که البته همة این ها مبتنی بر رفتار مسئولانه این گروه های سنّی است که استحقاق احترام را داشته باشند و نه براساس تعریف و تمجیدهای ظاهری و بی مورد. اگر امام جماعت و دیگر متولّیان مساجد به این نکته توجه نمایند، گامی بزرگ در مسیر جذب کودکان و نوجوانان و جوانان برداشته اند. فضای توأم با احترام و تکریم، انسان را به سوی خود می کشد. حتّی گاهی در مسجد خطاهایی از نوجوان سر می زند که باید با تذّکرات صمیمانه و در خفا او را متوجه اشتباهش کرد تا به مقاومت و عناد کشیده نشود. به ویژه دربارة کودکان و جوانان که حسّاسیت دارند و موعظه باید کوتاه و بلیغ و سنجیده و با اوضاع و شرایط فکر او مناسب باشد و هم چنین در عین نرمی و مدارا، گام به گام باشد.

6. بها دادن به کودکان و نوجوانان
اشاره
اشاره

ستایش خواهی و جلب توجّه، دو نوع از خواسته های این گروه های سنّی در عرصة ذهن و عاطفه است. بنابر این بها دادن به آنان، عامل مهمی در راستای تأمین خواسته و جلب توجّه

آن ها به مسجد و نماز جماعت است. البته این به معنای اختیارات زیاد و غیر منطقی کودکان، نوجوانان و جوانان و یا پذیرش هر نوع نظر و سلیقه آن ها نیست.

به هر حال، احترام و بها دادن به شخصیت جوان و مسؤلیت سپاری به این گروه های سنّی، از شیوه های مهم تربیتی شمرده می شود. نوجوانان و جوانان، با همة مشکلات و واقعیات این دوران، برای ایفای نقش و انجام مسؤلیت های مختلف توانایی بسیار دارند. عدم اعتماد به آنان و بی توجّهی به توانایی هایشان، مانع شکوفایی استعدادهای آن هاست و در نتیجه به عدم رشد مطلوب آنان می انجامد. به طور کلّی علاوه بر مطالب فوق، دیگر مصادیق احترام و بهاء دادن به نوجوانان و جوانان عبارت اند از:

1-6. عضویت در هیئت امنای مسجد

عضویت یکی از نوجوانان و جوانان متعهّد و مؤمن مسجدی در هیئت امناء، به نوعی بها دادن به وی است. این اقدام باید سبب ایجاد رقابت سازنده میان آنان، برای به دست آوردن این پست باشد.

2-6. مشورت و نظر خواهی از کودکان، نوجوانان و جوانان

شایسته است امام جماعت و اعضای هیئت امناء، برای فعّالیت های گوناگون مسجد، نظر کودکان، نوجوانان و جوانان را جویا شوند و در صورت امکان، پیشنهادهایشان را اجرا کنند. این اقدام سبب خودباوری و احساس شخصیت در آنان می شود. آنان از این که می بینند با آنان مشورت می شود و نظرهایشان در تصمیم گیری های مسجد اثر دارد، خوشحال می شوند و مسجد را از خود می دانند. در نتیجه، پیوسته در مسجد و برنامه های آن حاضر خواهند شد.

3-6. مسئولیت سپاری

با توجّه به این که کودکان، نوجوانان و جوانان مشتاقند در فعّالیت های گروهی و جمعی شرکت نمایند و به آنان در این ارتباط بها داده شود، لازم است از آنان در انجام کارهای مسجد، نظیر پیگیری فعّالیت های عمرانی و فرهنگی، دعوت به عمل آمده و آنان را در این ارتباط ترغیب و تشویق کنند. به عنوان مثال پیگیری انجام برنامه اعتکاف در یک مسجد توسط نوجوانان و جوانان صورت گیرد. موضوع ثبت نام را به آنان واگذار کرده و در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها نظرات آنان نیز خواسته شود، یا آنان را برای پیگیری نیازهای فرهنگی مسجد به ادارات تبلیغات اسلامی و اوقاف و امور خیریه روانه سازند. یا برای مثال در یک مراسم، برنامة پذیرایی بر عهدة کودکان و نوجوانان و جوانان باشد. در هر صورت باید به آن ها

مسئولیت داده شود و هم چون بزرگان از مشارکت های آنان در فعّالیت های مسجد استفاده گردد. این اقدام با روحیة پرشور و نشاط نوجوان و جوان تناسب دارد و سبب ایجاد وابستگی آنان به مسجد می شود.

7. برقراری جلسات و برنامه های ویژه برای کودکان، نوجوانان و جوانان

امام جماعت باید برای هر سلیقه و جمعیّتی برنامه مناسب داشته باشد. مساجد باید برای کودکان، بزرگسالان، دانشجویان، جوانان و...، برنامه خاصّی داشته باشند. برای آن ها که اهل دعا هستند برنامة دعا، برای آن ها که اهل کتاب و مطالعه هستند، کتابخانه و سالن مطالعه و برای کودکان و نوجوانان آن چه مناسب سلیقه آنان است، برنامه ریزی شود. امام جماعت ضمن احاطة علمی، باید بداند چه مسائلی را در این دوره باید برای نوجوانان و جوانان گفت که از دین زده نشوند و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد. کودکان، نوجوانان و جوانان نیازهای مخصوص به خود دارند؛ روحیات و علایق آن ها با بزرگسالان متفاوت است. امام جماعت می بایست بعد از مخاطب شناسی دقیق و آگاهی از نیازها و سلایق آنان، جلساتی را ویژة آن ها تشکیل دهد و مفاهیمی از دین اسلام را برایشان بیان کند که با سلایق، روحیات و نیازهای آنان متناسب باشد.

موارد زیر موضوعات مناسبی برای گفتگو با جوانان است: «ازدواج در اسلام»، «عشق مجازی یا حقیقی؟»، «زیبایی»، «نیایش»، «روابط دختر و پسر»، «آثار نماز در زندگی زوج های جوان»، «اخلاق جنسی»، «آثار نماز». «انحراف جنسی»، «چشم چرانی»، «مسائل روان شناسی جوانان مثل اعتماد به نفس و امید.» البته بهتر است برای ارائه هر موضوع به نکات روان شناسی جوانی، روحیات جوانان و اصول جذّابیت و اثرگذاری توجّه شود؛ مثلاً در هر موضوع، عنوان زیبا و جذابی انتخاب شود تا توجّه جوانان را بیش تر جلب کند، مثلاً صحبت در موضوع روابط دختر و پسر با عناوینی هم چون «دختری با کفش های کتانی» و صحبت در موضوع آثار نماز در زندگی زوج های جوان با عنوان «مرد و زن معراجی» انجام شود.

جلسه نباید حالت سخنرانی و خطاب مستقیم داشته باشد؛ بلکه باید به صورت گفتمان برگزار گردد تا کودکان، نوجوانان و جوانان بتوانند نظر و سؤال های خود را بیان کنند. مطالب در قالب مناظره، داستان، خاطره و پرسش و پاسخ بهتر قابل ارائه است. بهتر است قالب های گوناگونی انتخاب شود تا جلسات متنوّع و جذّاب گردد.

متنوّع نبودن برنامه ها، کسالت آور و خسته کننده است. به عبارت دیگر، همان گونه که بدن انسان از خوردن غذاهای یکنواخت افسرده و بی اشتها می شود، طرح مباحث تکراری نیز اسباب خستگی و افسردگی اهل مسجد، کودکان، نوجوانان و جوانان را فراهم نموده، روح و جان آنان را که از لطافت و ظرافت خاصّی برخوردار است، ملول و آزرده می سازد. امام علی علیه السلام می فرماید: «این قلوب آدمیان هم چون بدن آن ها گاه، خسته می شود؛ پس [برای رفع خستگی آن] از حکمت های نو و تازه بهره جویید.» (نهج البلاغه، حکمت 91)

8. دعوت شخصیّت های موجّه و محبوب كودكان و نوجوانان

انسان در مراحل گوناگون زندگی خویش به الگو نیاز دارد؛ زیرا با افزایش سن و تجربه های ذهنی، تقلید به صورت آگاهانه صورت می گیرد و در حیطة اراده قرار می گیرد در این حال، فرد می کوشد خود را با شخص یا اشخاصی که افرادی قابل قبول هستند همسان کند و نگرش ها و ویژگی های رفتاری و اخلاقی آن فرد یا اشخاص را برای خود سر مشق قرار دهد. (اسحاقی 1381ش، 67-68)

یکی از خواسته های اجتماعی جوانان الگوپذیری است. او در جامعه، خواستار کسانی است که در رفتار و گفتار برای او الگو باشند. (قائمی 1379ش، 45)

امام جماعت و دیگر متولّیان مسجد باید شخصیت های محبوب و مورد پسند نوجوان و جوان را در سطح شهر شناسایی کرده و آنان را به مسجد دعوت کنند تا در جمع نمازگزاران حاضر شوند یا این که اگر شخصیت برجسته و توانایی است، مراسم سخنرانی برای او تشکیل دهند.

این کار با مشورت و همکاری خود نوجوانان و جوانان امکان پذیر است. برای مثال معلمان و مدیران به مسجد فراخوانده شوند. این کار باید از نظر تبلیغاتی و فرهنگی به خوبی پوشش داده شود. برای مثال با نصب پلاکارد در مقابل در مسجد به مدیر دبیرستان خیر مقدم گفته شود.

به طور کلی دعوت از هنرمندان، ورزشکاران و دیگر شخصیّت های محبوب این قشر، برای حضور در میان نمازگزاران، حرکت مثبتی است که چگونگی آن را موقعیت جغرافیایی مسجد و سطح فرهنگی محل تعیین می کند.

9. رعایت حال نمازگزاران، به ویژه کودکان و نوجوانان در نماز جماعت

کسانی که در نماز جماعت شرکت می کنند از گروه ها و اصناف مختلف تشکیل می شوند

و هر کدام دارای حوصله و ظرفیت مخصوصی هستند که رعایت و اهتمام به آن بر امام جماعت لازم است.

انس بن مالک می گوید: «هیچ گاه پشت سر هیچ امامی نماز نگزاردم که نمازش از پیامبر کوتاه تر و کامل تر باشد.» (بخاری 1419ق، ج1، 173)

در روایت آمده است: مرد نابینایی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من مرد نابینایی هستم، و چه بسا صدای اذان را می شنوم، امّا کسی نمی یابم که مرا برای خواندن نماز جماعت با شما به مسجد بیاورد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «طنابی از منزلت به مسجد ببند و بدین وسیله در نماز جماعت مسلمانان شرکت کن.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5، 377)

از این روایت استفاده می شود که در عصر پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله تمامی مسلمانان، حتّی افراد ناتوان در نماز جماعت شرکت می کردند، و به این ترتیب مساجد آن روزگار، به ویژه مسجد پیامبر از جهت برگزاری آیین جماعت بسیار فعّال بوده است. با توجه به روایاتی از پیامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است، آن حضرت سعی می کرد که نماز جماعت ایشان طول نکشد که باعث خستگی افراد نماز گزار شود و حتّی از امامان جماعتی که رعایت حال نمازگزار نکرده اند نیز به شدّت اعتراض کرده است. در کتاب «معالم القربه» از بخاری نقل شده که ابومسعود گفته است: «مردی به پیامبر صلى الله عليه و آله عرض کرد: من به لحاظ ضعف و ناتوانی از حضور در نماز جماعت فلان کس خودداری می کنم؛ زیرا او نماز را خیلی طول می دهد. ابو مسعود گفته است: پیامبر اعظم صلى الله عليه و آله در این باره برای مردم سخنرانی کرد. من هرگز پیامبر صلی الله علیه و آله را در سخنرانی این چنین خشمگین ندیده بود.» آن حضرت خطاب به حاضران فرمود: «برخی از شما، مردم را گریزان می سازند. اگر کسی امامت گروهی را بر عهده بگیرد، باید از طولانی کردن نماز پرهیز کند؛ چون در نماز جماعت افراد ناتوان، سالمند و نیز کسانی که کار و پیشه دارند، یافت می شوند.» (اِبْن اُخُوَّه 1367ش، باب 47، 266)

در روایتی دیگر از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که امامت گروهی را به عهده گیرد و در حاضر شدن [برای نماز] و قرائت و رکوع و سجده و نشستن و برخاستن خود، راه اعتدال و میانه را در پیش نگیرد، نمازش مورد پذیرش نخواهد بود و از کتف های او تجاوز نمی کند و جایگاه چنین امام جماعتی نزد خداوند هم چون جایگاه سلطان ستمگر و تجاوزگری است که برای اصلاح رعیّت خود تلاش ننموده و فرمان الهی را در میان آنان به پای نداشته است...» (حرّ عاملی 1409ق، ج8، 420)

متأسفانه در برخی مساجد، مستحبّات بین نماز به اندازه ای طولانی می شود که عدّه ای نماز دوم را فرادا خوانده و گاهی به همین دلیل در مسجد حاضر نمی شوند و از فیض جماعت محروم می مانند. به یقین ثواب نماز جماعت با انجام حدّاقل مستحبات همراه با جمعیّتِ بیش تر بسیار بهتر از نماز طولانی با انجام همة مستحبات خواهد بود. آمار نشان می دهد که آن چه مردم، به ویژه اقشار نوجوان و جوان را از مسجد گریزان می سازد، طولانی کردن نمازِ و فاصلة بین دو نماز است. (قرائتی 1387ش، 79) امام صادق می فرمایند: «يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ تَكُونَ صَلَاتُهُ عَلَى صَلَاةِ أَضْعَفِ مَنْ خَلْفَهُ؛ بر امام جماعت سزاوار است که در نمازش رعایت حال ضعیف ترین افراد پشت سرش را بکند.» (حرّ عاملی 1409ق، ج8، 420)

امام صادق علیه السلام دربارة سیرة پیامبراکرم صلى الله عليه و آله در نماز جماعت، از پدر گرامیش نقل می کند که فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام خواندن نماز جماعت، صدای گریة طفلی را شنید که مادرش او را با خود به مسجد آورده بود. آن حضرت نماز را کوتاه کرد تا مبادا نگرانی در مادرش پیدا شود.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5، 470)

امام علی علیه السلام می فرمایند: «آخرین سخن پیامبر صلی الله علیه و آله با من این بود که: علی جان! در نماز جماعت حال ضعیف ترین مأموم را مراعات کن.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5، 447) این حدیث شریف گویای آن است که یکی از راه های جلب و جذب مسلمانان به کانون مسجد و نماز جماعت، کوتاه برگزار نمودن نماز جماعت است. پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله در اقامة نماز جماعت و ایراد سخن، رعایت حال همه مردم را می نمود و به اختصار ولی جامع و کامل نماز می خواند. کوتاه سخن می گفت و در تبیین راز آن می فرمود: «خداوند همان گونه که مرا به اقامه فرائض و واجبات فراخوانده، مرا به مدارا و نرمی با مردم فرمان داده است.» (کلینی 1405، ج2، 117، ح4، باب المداراة) آن حضرت به مبلغان اعزامی نیز همین روش را توصیه می نمود.

به هر حال، از سیرة نورانی پیامبر اکرم و روایات و سخنان حضرات معصومین علیهم السلام استفاده می شود که می توان نماز را کامل خواند یعنی تمامی اذکار و اجزاء و ارکان و رکوع و سجود نماز را با طمأنینه و به صورت کامل انجام داد و از آن ها چیزی کم نکرد، ولی در عین حال آن را مختصر و کوتاه خواند؛ مثلاً سوره های کوتاه در نماز خواند و اذکار رکوع و سجود را یکبار و با قرائت کامل اداء کرد و یا حتّی بعضی ذکرهای مستحبی را در نماز ترک کرد. بنابراین، در برنامه های جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سخت گیری و خسته نکردن افراد، عنایت خاصی شده است.

10. حضور امام جماعت در جمع كودكان و نوجوانان

همه کودکان و نوجوانان در مسجد حاضر نمی شوند و امام جماعت نیز نمی تواند در برخوردهای گذری در بیرون از مسجد با همه افراد محل، ارتباط برقرار کند؛ به همین دلیل برای برقراری ارتباط کامل با گروه های سنّی یاد شده، می بایست در مکان هایی که آنان در آن اجتماع دارند، حاضر گردد.

دبستان ها، مدارس، دبیرستان ها، کتابخانه ها، میادین ورزشی، کافی نت و پارک ها، مکان هایی هستند که معمولاً کودکان و نوجوانان و جوانان در آن حضور دارند. برخورد با آنان و برقراری ارتباط با آن ها در هر کدام از این مکان ها، ظرافت و حساسیت مخصوص به خود دارد و شیوة مناسب با آن را می طلبد.

این اقدام امام جماعت، سبب جلب توجّه آنان شده و زمینه مناسبی را برای حضور جوانان در مسجد فراهم می کند.

11. سرکشی امام جماعت از خانواده های شهدا و جانبازان

همه فعّالیت های امام جماعت باید با محوریّت خانواده صورت گیرد تا جذب خانواده ها به مساجد تسهیل شود. سرکشی امام جماعت از خانواده های شهدا و جانبازان، یکی از فعّالیت هایی است که وی می تواند انجام دهد. در برخی مساجد این برنامه با اعلام قبلی و با حضور نمازگزاران مسجد انجام می پذیرد که آثار مثبت بسیاری را به همراه داشته است. چنین برنامة مستمر و هفتگی می تواند به گونه ای تنظیم شود که این سرکشی هر شش ماه یا سالی یکبار تکرار شود. توجّه به خانواده های شهدا و جانبازان را می توان در سیرة پیامبر صلى الله عليه و آله مشاهده نمود؛ روزی آن حضرت همراه با گروهی از اصحاب بعد از نماز، از مسجد حرکت کردند و به دیدار خانواده «سعد بن ربیع» که از شهدای جنگ احد بود، رفتند و اعضای خانواده را مورد محبّت و رحمت خویش قرار دادند. (همدانی رفیع الدین 1383ش، 321-345)

پیامبر صلی الله علیه و آله پس از شهادت جعفر بن ابی طالب در جنگ موته، به خانه او رفت و با حضور خویش موجب تسلّی دل خاندان او گردید. (بلاذری، ج 2، 298)

امام جمعه و جماعت باید از پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله تأسی بجویند. نماز گزارانی که به دلایل مختلف، خود یا خانوادة آن ها مورد محبّت امام جماعت و نمازگزارن قرار می گیرند، این تفقّد را از برکت معنوی و اجتماعی مسجد تلقی می کنند. این عمل آثار مثبت بسیاری را به همراه خواهد

داشت که مهم ترین آن ترغیب نمودن خانواده ها و فرزندان آن ها به حضور در مساجد است.

12. ارائه مشاوره روانشناسی با نگرش مذهبی

اهمیّت معنویت و رشد معنوی در انسان ها، در چند دهة قبل به صورتی فزاینده توجّه روانشناسان و متخصّصان بهداشت روانی و اخلاقی را به خود جلب نموده است. فلسفه اُمانیستی و علم پوزیتیوستی غرب در قرون اخیر مانند دو لبه یک قیچی و با روش های گوناگون سعی نمودند تا گفتمان الهی و معنوی را از صفحه روزگار و از زندگی بشریت حذف نمایند. در حالی که در قرن 21 ضمن اظهار عجز از این خواسته، به دین و معنویت عروج کردند.

دین کامل اسلام برای همه ابعاد و شئونات زندگی بشر دستورات مؤثری ارائه کرده است. برخی از این دستورات باید توسط متخصّصان دینی از منابع مربوط استخراج و تشریح شوند. از طرفی عصر کنونی، با توسعة همه جانبه تکنولوژی های ارتباط جمعی، عصر انفجار اطلاعات نام گذاری شده است و مفاهیمی چون دهکدة جهانی و جهانی شدن مطرح است. این موضوع آسیب های اجتماعی و اخلاقی نو پدید و مشکلات رفتاری و اعتقادی جدیدی را به وجود آورده است. تحقیقات انجام شده حتّی در کشورهایی که دین رسمی آن ها اسلام نیست، نشان داد که گرایش نوجوانان و جوانان و نونهالان به مذهب و انجام فعّالیت های مرتبط با دین یا انجام تشریفات مذهبی به صورت کلّی در کاهش ناهنجاری رفتاری آن ها مؤثر است. بر اساس این تحقیقات رفتار با ریسک بالا (مانند رفتار پُر خطر جنسی و مصرف مواد مخدر و...) در جوانانی که به کلیسا و معابد و خصوصاً مساجد گرایش دارند، بسیار کم تر است. (والس و فورمن، 1998، 741-721)

روانشناسی دینی یا همان روانشناسی مذهبی از مباحث جدیدی است که باید در راستای فعّالیت های فرهنگی مساجد به آن توجّه شود و اساس مشاوره های مذهبی قرار گیرد.

منابع

1.

قرآن کریم.

2.

نهج البلاغه.

3.

آمُدی تمیمی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و دررالکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1366ش.

4.

حرّ عاملی، محمد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربی، چاپ پنجم، 1409ق.

5.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404ق.

6.

طوسی، ابی جعفر محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، بيروت، دارالاضواء، چاپ سوم، 1406ق.

7.

صدوق، ابی جعفر، محمد بن علی بن حسین بن باويه قمى، من لایحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء، چاپ ششم، 1405ق.

8.

نوری، حسین، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، 1408ق.

9.

موسوی الخمینی، سید روح الله، امام در سنگر نماز، قم، ستاد اقامه نماز و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة الله، دفتر هفتم، چاپ اول ، 1374ش.

10.

کریمی نیا، محمد علی، الگوی های تربیت اجتماعی، قم، پیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ دوم، 1386ش.

11.

جهانگرد، یدالله، نحوه رفتار والدین با فرزندان، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان ، 1372ش.

12.

مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ چهاردهم، 1373ش.

13.

کلینی، محمد بن یعقوب، اصول و فروع الکافی، بیروت، دارالاضواء، چاپ سوم، 1405ق/ ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه ، 1344ش.

14.

فیض کاشانی، ملامحسن، المحجة البيضاء في تهذیب الاحياء، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1349ش.

15.

قمی، شیخ عباس، سفینة البحار ومدينة الحكم و الآثار، قم، دارالاسوه، چاپ دوم، 1416ق.

16.

حسام الدین هندی، کنز العمّال في سنن الاقوال و الافعال، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.

17.

فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر معارف اسلامی، چاپ چهاردهم، 1344.

18.

نوابی نژاد، شکوه، رفتارهای بهنجار و نابهنجار، تهران، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ سوم، 1372.

19.

شولتس، دوآن، روانشناسی کمال، الگوهای شخصیت سالم، ترجمه گیتی خوشدل، نشرنو 82، 1977م.

20.

نقیب زاده، میر عبدالحسین، نگاهی به فلسفه آموزش پرورش، تهران، طهوری، چاپ هفتم، 1375ش.

21.

غزالی، محمد، میزان العمل، ترجمه علی اکبر کسمایی، تهران، سروش، 1376ش.

22.

عزیزی تهرانی، علی اصغر، ترک نماز چرا، دارالصادقین، پاییز 77.

23.

جرجانی، سید شریف علی بن محمد، التعريفات، المطبعة الخيرية المنشاة، الطبعة الاولى، 1306ش، صص 63-64.

24.

فاخر، عاقل، علم النفس التربوى، بیروت، دارالعلم للملايين، چاپ یازدهم، 1985م.

25.

رفعت، محمد، قاموس الطفل الطبّي، بيروت، دار المكتبة الهلال، 1991م.

26.

امینی، ابراهیم، تربیت، قم، بوستان، کتاب، چاپ اول، 1381ش.

27.

امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان چاپ دوم، سال 1373ش.

28.

بخاری جعفی، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419ق.

29.

دستغیب، عبدالحسین، توحید و نبوت در داستان های شهید، تهران، نشر بنیاد بعثت، چاپ دوم، 1370ش.

30.

منصور، على، علم النفس التربوى، بيروت، 1407ق.

31.

اسپاك، بنیامین، مشاكل الآباء في تربية الابناء، بيروت، مؤسسة العربية للدراسة و النشر، چاپ سوم، 1980م.

32.

فقیهی، علی نقی، شیوه های ترغیب و جذب به نماز، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری مهرتابان، چاپ اول، 1384ش.

33.

شرفی، محمد رضا، مراحل رشد و تحول انسان، تهران، ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1368ش.

34.

باهنر، ناصر، آموزش مفاهیم دینی همگام با روان شناسی رشد، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ نهم، 1387ش.

35.

اسحاقی، سید حسین، سلوك علوى، قم، انتشارات بوستان کتاب قم، چاپ اول، 1381ش.

36.

حیدری، غلامحسین، روش های دعوت کودکان و نوجوانان به نماز در خانواده، مجله پیوند، 1386، شماره 7 و 8 و 9 و 14، صص330-331.

37.

شرفی، محمد رضا و محرم آقازاده و منوچهر فضلی خانی، بلوغ و نوجوانی، تهران، مؤسسه فرهنگی منادیان تربیت، 1379ش.

38.

شرفی، محمد رضا، مبانی و آثار روانشناختی نماز، مجله تربیت، 1380، سال 16، شماره اردیبهشت، 17.

39.

سادات، محمد علی، راهنمای پدران و مادران، شیوه های برخورد با کودکان، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378ش.

40.

سادات، محمد علی، رفتار والدین با فرزندان، تهران، اولیا و مربیان، چاپ ششم، 1380ش.

41.

دیلمی، حسن، هزار و يك نكته دربارۀ نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، 1378ش.

42.

واعظی نژاد، حسین، طهارت روح، قم، نشر ستاد اقامه نماز، 1374ش.

43.

قائمی، علی، اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، تهران، انتشارات ستاد اقامه نماز، 1375ش.

44.

قائمی، علی، جوان از دیدگاه نیازها، خواسته ها و مصالح، تهران، دفتر مشاور رئیس سازمان صدا و سیما در امور جوانان، 1379ش.

45.

احمدی، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری انجمن های اولیا و مربیان کشور، 194.

46.

مطهری، مرتضی، احیای تفکر اسلامی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ نوزدهم، 1380ش.

47.

مظلومی، رجبعلی، با تربیت مکتبی آشنا شویم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1366ش.

48.

ساروخانی، باقر، مقدمه ای برجامعه شناسی خانواده، تهران، سروش، چاپ سوم، 1379ش.

49.

قریشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1412ق.

50.

طریحی، شیخ فخرالدین، مجمع البحرین (فرهنگ لغت)، تحقیق: حسینی اشکوری، احمد، تهران، نشر مرتضوی، 1375ش.

51.

الخوزى الشرتوني، سعيد، اقرب الموارد في فصح العربية و الشواره، بيروت، المكتب الحجازية.

52.

زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، المكتبة الحياة.

53.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، قم، مكتبة الرضويه.

54.

دهخدا، علی اکبر (علامه دهخدا)، لغتنامه، تهران، چاپ مجلس، 1332 ش.

55.

زرکشی، محمد بن عبد الله، اعلام المساجد باحكام المساجد، تحقیق ابوالوفاء مصطفى المراغى، دار الكتب المصرية، قاهره، 1403 ق.

56.

نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامية، 1392ق.

57.

راشدی، حسن، نمازشناسی، تهران، نشر ستاد اقامه نماز، چاپ اول، 1378ش.

58.

ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحياء التراث العربی، چاپ سوم، 1413ق.

59.

عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1369ش.

60.

خزائلی، محمد، تهران، انتشارات جاویدان، 1358ش.

61.

قندوزی حنفی، حافظ سلیمان بن ابراهیم، ينابيع المودة، تحقيق سيد على جمال اشرف الحسيني، قم، انتشارات اسوه.

62.

قرائتی، تقی، آیین امامت مسجد، قم، مؤسسه مسجد، چاپ اول، 1387ش.

63.

بشّار عوّاد مَعروف و همکاران، المسند الجامع، بیروت، دارالجیل، چاپ اوّل، 1413 ق/ 1993م.

64.

اِبْن أُخُوَّه، ضیاء الدین محمد بن محمد بن احمد بن ابی زید قرشی، معالم القربة في احكام الحسبة، مترجم جعفر شعار، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1367ش.

65.

بلاذری، احمد بن يحيى بن جابر، انساب الأشراف، دارالمعارف، قاهره.

66.

همدانی رفیع الدین، اسحاق بن محمد، سیرت رسول الله (به روایت عبدالملک ابن هشام)، ترجمه مدرس صادقی، جعفر، تهران، نشر مرکز، چاپ سوم، 1383ش.

67.

JohnM .Wallace Jr,TyroneA.Forman (1998)، Religion's Role in Promoting

Health and Reducing Risk Among American Youth, Health Education &

Behavior.

تربیت مسجدی کودک در سیرة اهل بیت علیهم السلام/ مهدی محمدی قناتغستانی

اشاره

*تربیت مسجدی کودک در سیرة اهل بیت علیهم السلام/ مهدی محمدی قناتغستانی (1)

اشاره


1) دانشجوی دوره دکتری تاریخ اسلام دانشگاه شیراز. Email:Mahdi_550bc@yahoo.com

چکیده

اشاره

مسجد در تمدّن اسلامی، جایگاه ویژه ای داشته است. دستورات اسلام در قبال مسجد به گونه ای است که باعث ایجاد رفتار خاصی در فرد مسجدی می شود. این رفتار منجر به آن می شود که فردی مولّد برای اسلام تربیت گردد. از این رو تربیت افراد از بدو کودکی می تواند نسلی مسجدیِ با اخلاقِ خاص مسجد، به جامعه ارائه نماید. در این پژوهش با تکیه بر میراث روایی معصومین علیهم السلام سعی شده روش منظمی برای تربیت مسجدی مبتنی بر دلایل درونی و علل بیرونی مؤثر بر کودک ارائه گردد. در فصولِ دلایل، وراثت و شکل گیری شخصیّت و اعتماد سازی کودک به مسجد بررسی شده و در فصولِ علل، تأثیر تشکیل گروه های همسالان، الگوهای مسجدی و کیفیت اقامة نماز بر تربیت کودک بررسی می گردد. چهارچوب نظری این پژوهش بر اساس کتاب تربیت کودک استاد صفائی حائری قالب بندی شده و غالب منابع از منابع حدیثی دست اول شیعی هستند و عنوانی با نام نکته و اشاره در نظر گرفته شده تا مفهوم احادیث را به شرایط زمان حاضر نزدیک کرده و موارد استثناء را بیان دارد.

واژگان کلیدی: مسجد، تربیت کودک، اهل بیت، تمدّن اسلامی، مراحل رشد کودک.

مقدمه

اشاره

اشاره

مسجد مهم ترین پایگاه اسلام و اصلی ترین جایگاه تمدّن سازی انسان است. از آن رو که مسیر اصلی حرکت انسان به سوی خدا در بعد مکانی است. در تاریخ اسلام بیش تر دستاوردهای تمدّنی و فرهنگی پیوستگی تامی با مسجد دارند. آن چه که اهمیّت زیادی دارد تربیت نیروی انسانیِ پیوسته و همراه با مسجد است به گونه ای که علاوه بر آن اخلاق مسجدی را نیز اکتساب نماید. ثمر بخش ترین تربیت برای نیل به این هدف، تربیت کودک مسجدی است؛ چرا که تربیت از کودکی، تلازم در بزرگسالی را به دنبال خواهد داشت زیرا شالودة فرد در هنگامی که پذیرای اهداف و عقاید است در دوران کودکی شکل می گیرد. از این رو اهل بیت علیهم السلام برای تربیت کودکِ مسجدی اهمیّت زیادی قائل بودند. این امر در گذشتة جوامع اسلامی چنان رایج بوده که فصلی جداگانه برای این امر در احادیث و متون اسلامی قرار داده شده است. چرا که پیوند میان مسجد و نهادهای اجتماعی چنان عمیق بود که خواه ناخواه زندگی فرد با مسجد گره می خورد. با ورود سبک زندگی مدرن به جهان اسلام و کمرنگ شدن دین در زندگی مسلمانان، مساجد نیز کارکردهای فعّال خود را از دست دادند. تا جایی که نقش مسجد به صورت مهجور به نمازهای جماعت و مناسبت های مذهبی محدود شد و پیوند عمیق خود را با نهادهای اجتماعی از جمله خانواده، اقتصاد، آموزش و... را از دست داد. در چنین شرایطی که تهاجم فرهنگی از نسل نونهال، تبلیغات خود را آغاز می کند، این سؤال برای ما مطرح می شود که تربیت مسجدی کودکان برای بار آوردن مسجدی های ثابت قدم چگونه باید باشد؟

مسلماً اولین گام برای پاسخ به این سؤال مراجعه به میراث تمدّن اسلامی است. مهم ترین

این میراث قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام است که در وهلة اول باید به آن ها مراجعه نمود. اما پیچیدگی مطلب آن است که احادیث صریح در مورد تربیت مسجدیِ کودک در دست نیست، چرا که این نیاز اکنون ایجاد شده و در گذشته، کودک در پروسة جامعه پذیری مسجدی می شد. در حالی که اکنون مسجد برای کودکانِ ما و حتّی خود ما غریب و نا آشنا است. از این رو برای استخراج مفاهیم تربیتی مسجدی در سیرة اهل بیت علیهم السلام باید در گام اول به تقریرات معصومین علیهم السلام توجه نمود، سپس متغیرهای بحث را مورد توجه قرار داد. این متغیرها عبارتند از احادیث مربوط به تربیت کودک و احادیث مربوط به مسجد. گام دوم آن است که با استفاده از ابزار عقل این منبع روایی را مطابق با زمینه های اجتماعیِ زمانة خود به کار بگیریم. یعنی طبق نیاز زمانه خود شرح دهیم. این مطلب هر چه بر اساس تجربة شخصی نبوده و متکی بر نظریات علمی باشد نتیجة بهتری خواهد داشت.

فصول این پژوهش به سه بخش کلّی تقسیم می شود: بخش اول تربیت در اسلام بر اساس احادیث و چهار چوب نظری است. بخش دوم به عوامل درونی که کودک را به مسجد جذب نموده و یا از آمدن به مسجد باز می دارد، می پردازد و از این رو تحت عنوان «دلایل» به معنی عوامل درونی آمده است. بخش سوم به عوامل خارجی مؤثر در تربیت مسجدی کودک می پردازد و از این رو تحت عنوان «علل» به معنی عوامل خارجی آمده است. در انتهای هر فصل نیز مطلبی تحت عنوان نکته و اشاره آمده تا هم متن احادیث را به زمان حاضر نزدیک کند و هم نکات استثناء و موانع هر مبحث بر شمرده شود.

الف) تربیت کودک در اسلام

تربیت در اسلام، پیش از تولد آغاز می گردد و تا حدود بیست سالگی ادامه دارد در تمامی این مسیر دستورات خاصی مطابق با شرایط سنی و اجتماعی فرزند آمده است. اما بی شک مؤثّرترین دوران تربیت، سنین کودکی یعنی تا حدود 12 سالگی است. در این زمان والدین بیش ترین سهم را در تربیت فرزند خود دارند.

دِین تربیتی والدین نسبت به فرزندانشان زمانی ادا می شود که وظایف الهی خود را در تربیت نسل موفق به جا آورند. یکی از این ها وظایف والدین در قبال مسجد است. چنان که در حدیث شریف از امام صادق علیه السلام آمده ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ الْغُبَارُ لَا يُقْرَأُ فِيهِ. (کلینی 1407ق، ج2، 613)

سه چیز نزد خداوند عزّوجلّ شکایت کنند: مسجد خرابی که اهالی [اطراف] آن در آن نماز نخوانند، و دانشمندی که در میان عدّه ای نادان قرار گرفته باشد، و قرآنی که در کنار طاقچه ها گذاشته شده و غبار رویش را گرفته باشد و کسی آن را نخواند.

در بیانی دیگر از امیر المؤمنین علیه السلام آمد:

لَيسَ لِجارِ المَسجِدِ صَلاةٌ إِذا لَم يَشْهَدِ المَكتوبَةَ في المَسجِدِ، إذا كانَ فارِغا صَحيحا. (حميرى 1413ق، 145) اگر همسایة مسجد، فارغ و سالم باشد و برای گزاردن نماز واجب در آن حاضر نشود، نمازش پذیرفته نیست.

محمّد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: نماز آن کسی که از

همسایگان مسجد باشد و در نماز جماعت حاضر نشود، نماز نیست یا نمازش درست نیست، مگر کسی که بیمار یا گرفتار و درگیر کاری ضروری باشد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به جمعی فرمود: «حتماً باید به نماز جماعت در مسجد حاضر شوید، در غیر این صورت بدون تردید خانه هایتان را آتش خواهم زد.» (ابن بابویه، 1367، ص28)

با این ترتیب اگر فردی در تربیت فرزند خود نکوشد و آن را مسجدی بار نیاورد بی گمان مسئولیت کم شدن افراد غیر مسجدی از نسلش بر گردن وی خواهد بود. در احادیث تربیتی به صراحت بیان شده که وظیفة پدر و مادر، تربیت صحیح و حسن کودک است. امام علی علیه السلام می فرمایند:

مَا نَحَلَ وَالِدٌ وَلَداً تُخَلًا أَفْضَلَ مِنْ أَدَبٍ حَسَنٍ. (نوری، 1408ق، 165) پدر ارثی را برای فرزندش باقی نمی گذارد که بهتر از ادب و تربیت نیک باشد.

در بعضی از روایات، این تربیت به صورت مصداقی ولی دارای مفهومی کلی بیان شده:

«به کودکان مطالب سودمند بیاموزید، (عقاید شیعه را به آن ها تعلیم دهید) تا مخالفان بر آن ها غالب نشوند» (حرانی، 1382، 159)

انجام این مهم برای والدین هم فریضه است و هم می تواند مایة سعادت یا شقاوت آن ها گردد، «حق فرزند این است که بدانی جزئی از وجود تو است، در دنیا با هر خیر و شری که دارد به تو منسوب است، در حسن تربیت، راهنمائی به خدا، و کمک به او در اطاعت از تو، و ایجاد روح فرمان برداری در او، مسئولی و در این باره پاداش یا کیفر داری؛ پس با وی چنان رفتار کن که در دنیا آثار نیک تربیتت زیب و زیور (و مایه سرفرازی) تو باشد، و (در آخرت) بر اثر انجام وظیفه در پیشگاه خدا معذور باشی، و لا قُوَّهَ إلّا بِاللّهِ.» (حرانی 1382، 417)

همان طور که مشخص شد وظیفة سنگین تربیت بر گردن والدین است اما این تربیت راهکارهای خاص خود را دارد در بیان های معروفی از اهل بیت علیهم السلام نقل شده:

الْغُلَامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتَابَ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْخَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِينَ. (کلینی 1407ق، ج6، 47) کودک هفت سال بازی می کند، هفت سال خواندن و نوشتن می آموزد و هفت سال حلال و حرام یاد می گیرد.

الْوَلَدُ سَيِّدُ سَبْعَ سِنِينَ، وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ، وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِينَ. (عاملی 1414ق، ج7، 334) فرزند تا هفت سال سیّد و آقا است و هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر و کمک است.

حال به طور اخص، تربیت کودک برای حضور در مسجد باید چگونه باشد تا نسل نوخواسته عضو ثابت مسجد باشند؟

کسی که می خواهد کودکی را به هدفی، به مکتبی، به عقیده ای پایبند سازد، نباید این ها را به او تزریق کند و تحمیل کند و با جایزه ها و کف زدن ها او را حرکت بدهد و با شعارها او را داغ نماید. ما می بینیم آن ها که در خانوادة مذهبی و در دامان روحانی تربیت شده اند مادامی که در محیط سنّتی بودند با همان سنّت ها مأنوس بوده اند. اگر از این محیط بیرون نمی رفتند شاید تا آخر عمر هم معتقد و جدّی می ماندند، اما این ها هنگامی که به محیط های باز و آزاد می رسند و با ضد سنّت ها روبرو می شوند، ناچار از گذشته می برند و به نفرت و انزجار می رسند. (صفائی حائری 1387، 38) البتّه در جامعه های بسته و یا در جامعه های متضادی که رو به حرکت گذاشته اند، مانند جامعة اصیل اسلامی می توان افراد را با مذهب آشنا کرد و می توان آن ها را با سنّت ها آشتی داد، بدون آن که این آشنایی و سنّت نتیجة بد بدهد، چون در این جامعه سنّت ها متحر کند و زیر بنا دارند و مشکلی ایجاد نمی کنند و لذا می بینیم پیشوایان دستور می دهند که کودک را با قرآن و با مذهب آشنا کنید، و تمرینش دهید، زیرا در جامعة اسلامی تضادهای اجتماعی به حرکت در آمده اند و تضاد از بیرون به درون افراد کشیدهشده و در سطح جامعه تضادی نیست، بلکه آن چه باعث تشنج و تزلزل افکار و سد حرکت باشد از آن جلوگیری می شود و از میان می رود. (صفائی حائری 1387، 44)

نیل به این امر نیاز به آن دارد که مربّی کودک- اعم از والدین و معلمان- سه ویژگی را در وی بارور کند:

1.

شخصیّت و استقلال

2.

حرّیت و آزادمنشی

3.

تفکر و تحلیل

هنگامی که کودک شخصیّت داشته باشد، تقلید نمی کند و تحت تأثیر هر حرفی و هر مکتبی قرار نمی گیرد. حرّیت و آزاد منشی کودک را می سازند تا اگر روزی به اشتباهی پی ببرد، پیگیری نکند و لجاجت نورزد و عقیده ای را بر عقیده ای ترجیح ندهد؛ مگر آن که از رجحان و امتیازی برخوردار باشد. تفکر رکوردها را می شکند و هر گونه عقیده سنّتیِ مهاجم را مهار می کند و تحلیل می برد. تفکر و تحلیل آن هم در زمینه حرّیت و آزادی و با خصوصیت شخصیّت و استقلال، به نتیجه ای بزرگ خواهد رسید. این امر وقتی محقق می گردد که مربی سه روش در قبال کودک پیش گیرد. تزکیه، تعلیم و تذکر (عادت).

طبق چهارچوب نظری، این مبحث به دلایل داخلی و علل بیرونی تقسیم می شود تا

درک بهتری از آن به دست آید. اولین دلیل داخلی و متقدّم بر علل که سازنده شخصیّت است. وراثت و امتزاجیست که با رفتار مسجدی همراه باشد. دیگر دلیل بررسی شده عوامل جذب روانی کودک است که قسمی از تفکر وی را شکل می دهد. در بخش علل به دو علت الگوهای مسجدی و گروه های همسالان پرداخته می شود. الگوهای مسجدی به عنوان مرّبی دو وظیفة تزکیه و تعلیم را به صراحت به دوش می کشند و گروه همسالان تقریباً در هر سه قسم تربیت کودک، شخصیّت، حریت و تفکر مؤثرند. در فصل آخر نحوة جذب کودک و عوامل دافعة وی به صورت مصداقی در نماز جماعت مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

ب) دلایل داخلی

1. وراثت

در تفکر اسلامی بخش قابل توجهی از تربیت مربوط به پیش از به دنیا آمدن کودک می باشد. ممکن است علم مدرن تا جایی با این نظر همراه باشد که تربیت به توارث و ژنتیک مربوط شود اما آن چه که در اسلام مطرح است، چندین گام فراتر از ژنتیک است. در بعضی از احادیث آمده که سعادت و شقاوت فرد از زمانی مشخص می گردد که در شکم مادر است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت است. (کلینی 1382، ج1، 152) یا در حدیثی دیگر آمده «اَلشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ (كلينی 1382، ج1، 152) این امر بسته به آن است که والدین قبل و هنگام امتزاج نطفه چه میزان روحیه الهی داشته باشند. روایت است که امام زین العابدین علیه السلام گدایی را در روز عرفه دید که از مردم در خواست کمک می کرد، به او فرمود: «وای بر تو! آیا در این روز از غیر خدا در خواست می کنی؟! همانا که در این روز برای آن چه در شکم های زنان باردار وجود دارد، امید می رود که سعید باشند». (ابن بابویه 1367، ج3، 40) در جای دیگر آمده که اسحاق بن عمار گوید: «بحضرت صادق علیه السلام عرض کردم: نزد مردی می روم و بعضی از سخنم را می گویم او تمام مقصود مرا می فهمد و مردی دیگر نزد او می روم و تمام سخنم را به او می گویم او طبق گفتة من جواب می دهد و مردی دیگر نزد او می روم و سخنم را می گویم او (چون مقصود مرا نمی فهمد) می گوید دوباره بگو. فرمود: ای اسحاق میدانی چرا چنین است؟ گفتم: نه، فرمود: آن که تمام سخن تو را از بعض گفتارت می فهمد، کسی است که نطفه اش با عقلش خمیر شده است و آن که پس از اتمام سخنت جوابت را می گوید کسی است که عقلش در شکم مادر با او آمیخته

است و آن که چون سخنش گوئی گوید: دوباره بگو کسی است که پس از بزرگ شدن عقلش به او آمیخته شده او است که می گوید دوباره بگو.» (کلینی 1362، ج1، ص30)

با توجه به این روایات مسجّل است که تربیت مسجدی کودک تا حدّ قابل توجهی به رفتار والدین قبل از به دنیا آمدن کودک بستگی دارد. هر شخص در قبال مسجد وظیفه ای دارد. هنگامی که در قبال این وظیفه قصور ورزد احتمال این مطلب که فرزند وی مسجدی شود کم تر می گردد.

از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده: «هر نوزادی به فطرت خداشناسی و مسلمانی زائیده می شود جز آن که پدر و مادرش هم آن کسانی هستند که او را منحرف می سازند و یهودیش می کنند، نصرانیش بار می آورند، کیش گبران به او می آموزند.» (ابن بابویه 1377، ج1، ص5) طبق این روایت مسجّل است که نخستین گام تربیت کودک، از والدین آغاز می گردد. حال به تعدادی از روایات می پردازیم که اهمیّت مسجد را بیان می دارند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: إِذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ يَعْتَادُ المَسَاجِدَ فَاشْهَدُ و الَهُ بِالْإِيمَانِ لِأَنَّ اللهَ يَقُولُ إِنَّما يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِاللهِ (نوری 1408ق، ج3، 362) هنگامی که دیدید مردی بر رفت و آمد به مسجد مداومت می کند وی را مؤمن بدانید. خداوند متعال می فرماید: تنها آنان که ایمان به خداوند دارند مساجد خدا را آباد می کنند.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که پیاده به سوی مسجدها رود، پای خویش را بر هیچ خشک و تری ننهد جز آن که این زمین تا زمین هفتم برای او خدا را تسبیح گویند و به پاکی یاد کنند.

بالعكس آن نیز در مورد محجوریت مسجد از امام صادق علیه السلام روایت شده: شَكَتِ الْمَسَاجِدُ إِلَى اللهِ (تَعَالَى الَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَهَا مِنْ جِيرَانِهَا، فَأَوْحَى اللهُ (عَزَوَجَلَّ) إِلَيْهَا: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا قَبِلْتُ لَهُمْ صَلَاةً وَاحِدَةً، وَ لَا أَظْهَرْتُ لَهُمْ فِي النَّاسِ عَدَالةً، وَ لَا نَالَتْهُمْ رَحْمَتِي، وَ لَا جَاوَرُونِي فِي جَنَّتِي) مسجدها از حاضر نشدن همسایگان در خود به درگاه خداوند متعال شکایت کردند. خداوند عزّوجلّ به آن ها وحی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند که حتّی یک نماز از آنان نپذیرم و عدالتی از آنان در میان مردم آشکار نکنم و رحمت من به آنان نرسد و در بهشت، همسایه من نشوند. (طوسی 1414، ص 696)

این ها و بسیاری موارد دیگر از احادیث که تأکید زیادی بر رفت و آمد به مسجد دارند نشانگر آنند که رفت و آمد به مسجد بر نطفه و فرزند تأثیر می گذارد.

نكته و اشاره: این امر مسلم اس-ت ک-ه وراثت موجب تأثیر در ادب کودک می گردد، پس

نخستین گام برای تربیت کودک مسجدی را باید از پیش از تولّد وی آغاز کرد و آن نیز با پدرانی مسجدی است. هر گام پیش تر یعنی یک راه محکم تر برای نسلی مسجدی.

2. شخصیّت سازی برای کودک

دین اسلام برای تربیت کودک در دوره اوّل رشد اهمیّت زیادی قائل شده و دستوراتی که در این باره وارد شده است بیش تر متضمّن آن است که فردی فعّال، متفکر و مستقل بار آید تا فردی مذهبی. چرا که مذهبی شدن به راحتی ممکن است ولی عواقب نامطلوب زیادی دارد. کودکی که تربیت مذهبی بدون تفکّر داشته باشد در معرض خطرات گوناگونی است. از جمله تفکّرات خشک مذهبی که بروز آن در اندیشه های سلفی مشهود است. امّا کودکی که تفکری مستقل داشته باشد و شخصیّتی محترم برای وی به وجود آورده باشند این چالش ها را ندارد زیرا هم از مناعت طبع برخوردار است هم با تعقّل می تواند راه درست از راه نادرست را تشخیص دهد.

روش های تربیتی اسلام برای کودک از بدو تولد آغاز می شود از پیامبر صلى الله عليه و آله روایت شده: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله جهت خواندن نماز از خانه بیرون شد. (یا جهت نماز عید از شهر بیرون رفت.) در آن زمان امام حسین علیه السلام که طفلی خردسال بود هنوز به سخن گفتن در نیامده بود. (به اصطلاح هنوز زبان باز نکرده بود) تا آن جا که نگران بودند، مبادا هرگز زبان به سخن گفتن باز نکند و بی زبان (لال) باشد، رسول خدا صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را در حالی که بر گردن یا بر دوش خود گرفته بود بیرون آورد، و مردم پشت سر آن حضرت صف کشیده بودند، پیامبر صلى الله عليه و آله آن حضرت را در سمت راست خود قرار داده و آهنگ نماز کرد و تکبیر گفت، امام حسین علیه السلام نیز گفت: «الله أكبر» رسول خدا صلی الله علیه و آله چون آواز تکبیر او را شنید دوباره تکبیر گفت، و امام حسین علیه السلام نیز بار دیگر گفت: «الله اکبر» و این عمل تکرار شد تا این که رسول خدا صلی الله علیه و آله هفت بار تکبیر گفت، و امام حسین علیه السلام نیز تکبیر گفت، و سنّت بر گفتن هفت تکبیر افتتاحیّه جاری گشت.

این عمل در مرحلة رشد روانی- اجتماعی با نام اعتماد در برابر بی اعتمادی شناخته می شود این مرحله مهم ترین و تأثیر گذارترین مرحله در رشد کودک است. آن چه از سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما باقی ماند، آن است که کودک در سنین ابتدایی با مسجد انس داشته باشد آن هم به گونه ای که هویّت و جهان بینیِ پیوسته با مسجد، داشته باشد.

هم چنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارة احترام به شخصیّت کودک نقل شده که فرمود: پنج چیز است که تا بمیرم ترک نکنم... سلام بر کودکان، تا روش پس از من باشد.

با این نگاه، کودک دارای هویّتی مستقل شناخته می شود و از آسیب های بی توجّهی در امان است. این روش در روان شناسی رشد اریکسون، در مرحلة دوم رشد، تحت عنوان خودگردانی و اتکاء به نفس در برابر شرم و شک آمده است. این رفتار با ترکیبی از رفتار رحمانی ثمره ای چند برابر دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: «بوی فرزند از بوی بهشت است و چون پدر به فرزند خویش بنگرد و او را خشنود کند، برای او پاداش آزاد کردن برده ای است» (1)و ایشان هم چنین می فرمایند: «فرزندانتان را بسیار ببوسید که برای شما در قبال هر سه بوسه درجه ای در بهشت است که اندازه آن پانصد سال راه است.»

و گفته شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله، امام حسن علیه السلام را می بوسید، اقرع بن حابس (2)گفت: من ده پسر دارم و هیچ کدام را نبوسیده ام. پیامبر فرمودند: «آن کس که رحم و مهربانی نکند به او مهربانی نمی شود.» (نیشابوری 1366، 588)

محبّت هم ثمرة دنیوی دارد هم ثمرة اخروی و تأثیری معجزه آسا دارد، چنان که امیرالمؤمنین می فرمایند: لِأَنَّ اَلْإِنْسَانَ عُبَیْدِ اَلْإِحْسانِ (مجلسی 1404، ج8، 368) حال انسان عاقل این حالت را برای کودک متصوّر شود که محبّت از سوی اعضای مسجد چه تأثیری می تواند داشته باشد.

مرحله بعد، شخصیّت دهی به کودک است. این امر از طریق واگذاری مسئولیت هایی به کودک میسّر است که بتواند از پس آن ها بر آید و او را در جمع مطرح نماید. از امام صادق علیه السلام روایت شده: «در طواف کعبه، کودکان خود را همراه ببرید و در سنگ زدن بر سر شیطان از آنان نیابت کنید.» (کلینی 1363، ج4، 33) أذان و اقامه گفتن کودکان در مسجد انجام امور مذهبی و فعّالیت های مسجدی در ایجاد شخصیّت مذهبی و مسجدی برای کودک بسیار مؤثر است.

مطلب مهم آن است که هر چه این مراحل به صورت غیر مستقیم یا به قول استاد صفایی غیر تزریقی باشد، (صفائی حائری 1387، 38) در این صورت است که فرزندی تربیت خواهد شد چرا که خود تحلیل گر است و در هر سنّی تعاملات خود با دیگران را در ارتباط با خدا می بیند. از صفوان جمال روایت شده: از امام صادق علیه السلام دربارة صاحب امر امامت پرسیدم، فرمود: صاحب این امر بازی و بیهوده گری نکند، آن گاه ابو الحسن موسی که کودک بود و بزغاله ای مکّی همراه داشت و به او می گفت: «پروردگارت را سجده کن» آمد، امام صادق علیه السلام او را در آغوش کشید و فرمود: پدر و مادرم فدای کسی که بازی و بیهوده گری نکند. (پس امام علیه السلام


1) مرحوم مجلسی هم در بحار الانوار، ص80 ، ج74، چاپ جدید، این دو روایت را از همین منبع نقل کرده است.

2) پس از فتح مکه مسلمان شده است. برای اطلاع بیش تر از شرح حال و بعضی فرومایگی های او می توان به اسد الغابه، ابن اثیر، ص107، ج1، مراجعه کرد.

اگر چه کودک باشد، از بزغاله ای هم که وسیله بازی کودکان است، استفاده ذکر خدا و یاد ربّوبیت او و خضوع در پیشگاه مقدسش می کند.) (کلینی 1362، ج2، 87)

نکته و اشاره: در حال حاضر چه میزان حضور اطفال در مساجد قابل تحمل است؟ سنّت نبی اکرم صلی الله علیه و آله بر آن بود که حسنین را از نوزادی با خود به مسجد می بردند ولی اکنون اگر کودکی موقع نماز باعث حواس پرتی عدّه ای گردد با وی چه برخوردی خواهد شد؟ همان گونه که در بالا بیان شد این سنین حسّاس ترین موقع برای تربیت یک انسان است. بنا به نظر اریکسون اگر اعتماد به نحو موفقیت آمیزی در کودک رشد یابد، او در دنیا احساس امنیّت خواهد کرد. اگر پرستار (در این جا اعضای مسجد) ناسازگار، پس زننده یا از نظر عاطفی غیر قابل دسترس باشد، به رشد حس بی اعتمادی در کودک کمک می کند. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که دنیا ناسازگار و غیر قابل پیش بینی است منجر می گردد، گاهی قداست ما ممکن است یک نسل را از مسجد و نماز جماعت زده کند. شاید نهیب پیر مرد مسجدی بر سر کودک چندان در آن لحظه مهم نباشد، اما عوامل جاذبه ای هستند که به راحتی کودکی را که از مسجد بریده شده به خود جذب کنند. آن هم با وجود روایاتی از معصوم که می فرماید: «و هر خلافی که از خردسال سرزند کفّاره ای ندارد.» (حرانی 1376، 468)

راه درمان این مطلب نیز کمی تاب آوری و بردباری است که سیرة عملی حضرت رسول صلى الله عليه و آله مالامال از آن است از امام صادق علیه السلام روایت شده: جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم نماز ظهر می خواند و دو رکعت آخر نماز را سریع و خفیف ادا کرد. موقعی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز خود را سلام داد، پرسیدند آیا دستور جدیدی درباره نماز صادر شده است؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: از چه جهت؟ گفتند: شما دو رکعت آخر نماز را بسیار سریع و خفیف ادا کردید. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان گفت: آیا فریاد کودک را نشنیدید؟ (کلینی 1363، ج5، 204)

این رفتار را با عملکرد مسجدی های اکنون مقایسه کنیم حجت الاسلام قرائتی در کتاب خاطراتشان آورده اند که هفت ساله بودم که به یکی از مساجد کاشان رفتم، در صف اوّل نماز جماعت ایستاده بودم که پیرمردی مرا گرفت و مثل گربه به عقب پرتاب کرد و گفت: بچه صف اوّل نمی ایستد! و این در حالی بود که با بی احترامی هم جایی را غصب کرد و هم ذهن کودکی را نسبت به نماز و مسجد مکّدر کرد پس از گذشت سال ها هنوز آن خاطره تلخ در ذهنم مانده است. (بهشتی بیتا، جلد1، 7).

ج) علل

1. گروه همسالان

فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَهِ، وَ إِیَّاکُمْ وَ الْفُرْقَهَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ (شريف الرضی 1414، 31) همواره با گروه و جماعت باشید که دست قدرت الهی، همواره پشت سر جماعت است. از هر گونه تفرقه بپرهیزید که گروه اندک از مردم، طعمة شیطان هستند؛ همان گونه که گوسفندان جدا شده از گله، طعمة گرگ هستند. این سخن امیر المؤمنین علیه السلام به خوبی اهمیّت گروه اجتماعی را از منظر دینی بیان می فرماید. گروه های اجتماعی از مهم ترین عوامل سلامت یا ناسالمی جامعه اند، چرا که به میزان قابل توجّهی از تأثیرات اجتماعی افراد، از این گروه ها می باشد. این اهمیّت برای گروه های نونهالان و کودکان اهمیّتی چند جانبه دارد. در گام اول ایجاد گروه های همسالان باعث تقویت واکنش صحیح و به موقع اجتماعی شده و کودک از سطح آگاهی اجتماعی بالایی برخوردار می شود. در گام بعدی باعث افزایش نشاط وی از طریق تعاملات با سایر افراد گروه می شود و در گام آخر روند جامعه پذیری را برای وی تسریع می کند. حال اگر این سه گام در مسجد برداشته شود بسیاری از هزینه های تربیتی، درمانی و امنیتی کم خواهد شد چرا که کودک به طور غیر مستقیم در تعامل با گروه همسالان در فضایی معنوی رشد مذهبی می یابد و از آفاتی چون تنهایی عدم جامعه پذیری و یا جذب در گروه های ناسالم اجتماعی به دور می ماند. این شرایط مانند آن نیست که کودک در فضایی کاملاً استریل و به دور از آلودگی باشد و با تماس با ناهنجاری های جامعه و فرهنگ غربی راه خود را عوض کند، بلکه آموزش گروه همسالان روندی بسته نیست، آموزشی غیر مستقیم و عمقی در رفتار فردی است که در زمینه ای مذهبی صورت گرفته و فرد را هم با شرایط بیرونی و هم با ارزش های دینی آشنا می سازد.

حال نکته مهم این است که تشکیل این گروه های هم سن چه گونه مقدور است؟

در زمان اهل بیت معصومین علیهم السلام به چند صورت این امر محقق می شد:

مساجد همواره برای عموم مردم باز بود و چون مرکز توجه و از مهم ترین اماکن شهر محسوب می شد این امکان فراهم می آمد تا به عنوان محل بازی کودکان یا به اصطلاح پاتوق آن ها قرار گیرد. برعکس زمان حاضر که مساجد فقط در وقت نماز باز هستند.

همراهی کودکان با والدین برای حضور در نماز باعث می شد که زمینه های آشنایی فراهم شود.

به علّت این که در گذشته نهاد خانواده بسیط بود و روابط صلة ارحام شیوع داشت عموماً کودکان روابطی محکم از جنس خویشاوندی داشتند و ظهور این امر در مسجد، گروه های منسجمِ کودکانی بود که به نماز، یادگیری قرآن و بازی می پرداختند.

اجتماعات در سی و قرائت قرآن در قالب مکتب خانه آن هم به صورت بسیار وسیع امری مهم در ایجاد گروه های همسالان بود. در مورد ابو القاسم ضحاک بن مزاحم هلالی نقل شده:

وی از تابعین و مفسّر قرآن بود. اصلش از کوفه بود ولی در بلخ و مرو و بخارا زندگی می کرد و از اصحاب امام علی بن الحسین علیه السلام نیز بود. وی نویسنده التفسير الكبير و التفسير الصغير است. روایت شده معلم اطفال بود و در مکتب خانه اش سه هزار کودک درس می خواندند و او به سبب ناتوانی خود و کثرت شاگردان سوار بر خر، میان ایشان می گشت. (ثقفی 1374، 240)

أذان و اقامه و اموری از مسجد که به این قشر سنی واگذار می شد تا حد زیادی در ایجاد هویّت آن ها مؤثر بود و به آن ها شخصیّت می داد.

نکات یاد شده از نوع علت و معلول نیستند بلکه از نوع کنش و واکنش هستند، یعنی هر یک از عوامل یاد شده مقوّم دیگری است و در یک راستا نتیجة مشترکی دارند و آن نیز ایجاد گروه های صمیمانه همسالان است. مجموع این عوامل باعث می گردد که مسجدی بودن برای جوامع اسلامی به صورت پایدار باقی بماند.

با ورود مدرنیته به جهان اسلام این گروه های همسالان به جاهای دیگر نقل مکان کرد مانند مدارس و گروه های دوستی که پاتوقشان در پارک ها بود. با کم شدن جذّابیت مساجد و جدایی نسل ها از یکدیگر موجب گردید کم کم گروه های همسالان در مسجد هویّت خود را از دست بدهند و تنها به صور غیر منسجم ندرتاً در بعضی مساجد آن هم در قالب کلاس های تابستانی، کودکان را جذب مسجد نمایند. در صورتی که در گذشتة جهان اسلام، گروه

همسالان با مسجد پیوندی اجتماعی و هویّتی داشتند لذا در آن زمان این سؤال اصلاً مطرح نبود که چگونه کودکان را به مسجد جذب کنیم؟ کودک در مسجد و محلّات با همسالان خود بزرگ می شد. هر محلّه، مسجد خود را داشت که با مسجدی های خویشاوند پر می شد زیرا هر یک فرزندان خود را به مسجد می آوردند. در واقع پیوند گروه های همسالان در مسجد از طرق مختلف آن هم با پیوندهای بسیار محکمی مانند نهاد خانواده بود.

نکته و اشاره: مسلماً شرایط فعلی قابل برگشت به قالب زندگی گذشته نیست و باید راهکارهای مطابق زمان خود اتخاذ گردد. اما می توان از تاریخ و سیرة معصومین علیهم السلام الهام گرفت. شاید نتوان حدیثی در رابطه با افزایش آگاهی اجتماعی از طریق گروه های همسالان یافت اما می توان با ترکیب اصول دینی نسخه ای مطابق با شرایط زمانه یافت. به عنوان مثال صلة رحم مسجدی ها فقط پیوند دو دوست نیست بلکه پیوند خانواده ها هم هست. این پیوند از طریق دید و بازدید در مسجد به همراه فرزندان تثبیت می گردد. امام علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «هر که به مسجد رفت و آمد کند، یکی از این هشت چیز را به دست آورد: برادری که در راه خدا از او بهره مند گردد، دانشی برگزیده، نشانه ای استوار، رحمتی مورد انتظار، سخنی که او را از تباهی باز دارد، سخنی که بشنود و او را بر راه هدایت رهنمون شود و یا گناهی را به سبب بیم یا آزرم ترک کند.» (ابن بابویه 1382، 75

متأسفانه یادمان رفته که بچۀ سالم کسی است که شور کودکی داشته باشد، انرژی داشته باشد و هنگامی که کودکان به هم می رسند چه نشاطی از خود بروز می دهند. این امر کاملاً طبیعی و دال بر صحّت روانی است. اگر خواسته باشیم کودکی موقّر و ساکت مانند پیرمردی مسجدی که 50 سال به عبادت پرداخته، داشته باشیم، تنها یک نتیجه بیش تر ندارد. از دست دادن نسلی که مسجدی های حال و آینده اند. این نکته را هم فراموش نکنیم، هنگامی که تعداد غیر مسجدی ها زیاد شد اقبال عمومی نیز با آن ها می گردد چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: إِنَّمَا الطَّاعَةُ مَعَ الْجَمَاعَةِ يعني بيش تر مردم پیرو جمعیت ها هستند. (کلینی 1382، ج2، 11)

2. الگوهای شخصیّتی مسجد، قهرمانان دینی
اشاره
اشاره

از هنگامی که تمدّن اسلامی پا به عرصة مدنیّت گذاشت، (1)مسجد اساس این مدنیّت شد و غالب امور مهم از خانوادگی گرفته تا مسائل سیاسی و نظامی در مسجد تصمیم گیری می شد. از این رو افرادی که آمد و شدی به مسجد داشتند، (نمازگزاران) و مسئولین مسجد (سازنده،


1) با هجرت پیامبر به مدینه دوران مدنیت اسلام آغاز شد.

مؤذن و امام جماعت) هم از لحاظ اجتماعی جایگاه ویژه داشتند و هم دستورات اسلام بر اهمیّت نقش آن ها تأکید می کرد. این امر که نخبگان جامعه در مسجد جمع شوند و از اعتبار اجتماعی زیادی نیز برخوردار باشند موجب می گردید تا مسجد مرکز توجّهات قرار گیرد و طبعاً کودک تمام الگوها و حتّی فانتزی های ذهنی خود را از این افراد می گرفت. حال ب--ا بررسی این الگوها در دو قسمت امام جماعت و نمازگزاران، تا حدّی ابعاد الگوبرداری و جذب کودک به مسجد را شرح می دهیم.

1-2. امام جماعت:

عالی ترین مقامی که تنها مسلمانانِ شایسته، برای آن در مسجد برگزیده اند، امامت جماعت است. از این رو پیش نماز باید شروط خاصی داشته باشد تا مسلمانان و مؤمنان بتوانند به وی اقتدا نمایند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: «پیش نماز جماعت به منزلة شخصی است که به نمایندگی نزد پادشاه یا بزرگی گسیل می گردد، پس برترین و شایسته ترین شخص را در نماز پیش بدارید و به امامت گمارید». باز آن حضرت فرمود: «اگر شما را خوش می آید یا خوش می دارید که نمازتان نیکو شود پس خوبان و برگزیدگانتان را به امامت در نماز پیش اندازید.» (ابن بابویه، 1367، ج2، 31)

این برگزیدگی در کتاب شیخ صدوق به صورت واضح شرح داده شده است: «... سزاوارترین افراد به پیش ایستادن (امامت جماعت یا پیش نمازی) کسی است که قرآن را بهتر بداند و بخواند، یا در قرائت بهتر باشد، و اگر چند تن همه در قرائت قرآن و جودت قرائت مساوی باشند پس آگاه ترین آنان به مسائل فقه و علوم شرعیّه، و اگر همه از جهت فقاهت برابر باشند، هر کدام از ایشان که زودتر هجرت کرده باشد، (یعنی از بلاد کفّار به بلاد اسلام هجرت کرده و قهراً به مسائل دینی آگاهی بیش تری پیدا نموده است) و اگر از حیث هجرت همه برابر باشند پس سالمندترین آنان (مراد سال های اسلام آوردن است آن که سابقه بیش تری با اسلام دارد) و اگر در سنّ همه مساوی باشند پس نکوروی ترین و خوشروی ترین آنان شایسته است که جلو بایستد، و صاحب مسجد (که در آن جا امامت می کند) در مسجد خود سزاوارتر از دیگران به امامت است، و کسانی که نزدیک به امام در جماعت می ایستند باید صاحبان خرد و پرهیزکاران باشند تا اگر امام دچار سهوی شود، یا در موردی درماند و نداند راه صواب چیست یا نتواند آن چه را فراموش کرده به خاطر آورد او را راهنمائی و اعلام کنند، که چه باید انجام دهد، و با فضیلت ترین صف ها، صف های اوّل است و با فضیلت ترین جاها در صف های اوّل

جای کسی است که به امام نزدیک تر است.» (ابن بابویه، 1367، ج2، 31)

طبق مطلب فوق امام جماعت باید از چند جهت بر سایر مردم برتری داشته باشد. این برتری ها موجب می شود که در امر نماز رهبری مسلمانان را به دست گیرد و از اعتبار اجتماعی زیاد برخوردار باشد. آن چه برای کودک اهمیّت دارد محبوبیت و مرکز توجه بودن است. در تمدّن گذشتة اسلامی هنگامی که کودکِ خردسال وارد مسجد می شد خواه ناخواه متوجّه می شد که از مهم ترین افراد در مسجد پیش نماز است، این امر خود به خود باعث پر رنگ شدن این جایگاه و صفات آن فرد برای کودک می شد و تبعاً اثرات تربیتی خاص خود را هم داشت، چنان که فقیه، قاری، افراد مسن، خیّرین و... که امامت جماعت را داشتند مورد احترام قرار می گرفتند.

اما مهم ترین ویژگی تثبیت و پذیرش این الگو خوش رفتاری و نرم خویی پیش نماز و صورت و ظاهر پاکیزه آن بود. وجود صفات برگزیدة دینی با رفتار و ظاهر جذّاب موجب می گردید که اولاً کودک به مسجد جذب شده و ثانیاً از مهم ترین فرد مسجد الگوبرداری نماید. اگر امام جماعت این توانایی را داشته باشد که مخاطب خردسال خود را شیفتة خود نماید بی شک کودکان از نمازگزاران همیشگی مسجد خواهند شد، چرا که اکنون به وضوح شاهد هستیم کودکی که شیفتة شخصیتی مجازی در تلویزیون می شود و رفتارهای وی را مو به مو انجام می دهد و سعی می کند یک قسمت از مجموعة شخصیّت مورد علاقه اش را از دست ندهد.

نکته و اشاره: بعضی از نکات زمینة واحدی برای جوامع مختلفی دارد و همیشه جواب مثبت می دهد مانند پاکیزگی ظاهری و آراسته بودن. از امام رضا علیه السلام سؤال شد در مورد فرمایش خدای عزّوجلّ: خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِ مَسْجِدٍ یعنی زینت خود را بردارید و خویشتن را بیارایید نزد هر مسجدی یعنی هنگام هر نمازی، آن حضرت فرمود: «از جمله آن زینت ها، شانه زدن بر موی برای هر نمازی است.» (ابن بابویه 1367، ج1، 174)

اما بعضی از ویژگی ها باید نسبت به شرایط جامعه، عرضه گردد تا جایگزین مناسبی برای الگوهای غیر اسلامی باشد. متاسفانه بعضاً خلط مباحث اخلاقی با مسائل عرفی موجب گردیده که از مسیر سیرة معصومین علیهم السلام دور شویم. به عنوان مثال شأنیتِ روحانیت طبق بعضی از تعاریف عرفی به گونه ای بیان می گردد که روحانی را از بدنة جامعه جدا کرده، چه رسد به این که مجاز بداند مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله با کودکان بازی نماید. رسول اکرم صلى الله عليه و آله در این

باره می فرمایند: مَنْ كَانَ عِنْدَهُ صَبِيٌ فَلْيَتَصَابَ لَه. (عاملی، 1409ق، ج21، ص486)

هم چنین در داستان معروفی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله برای نماز، به مسجد می رفت، در راه، گروهی از کودکان انصاری، بازی می کردند، تا آن حضرت را دیدند، دور آن حضرت آمدند، و به لباس او خود را آویخته... هر یک می گفت: «کن جملی» شتر من باش! آن حضرت نمی خواست به مسجد دیر برسد. بلال حبشی از مسجد بیرون آمد و به جستجوی پیامبر صلی الله علیه و آله پرداخت، آن حضرت را در کنار جمعی از کودکان یافت، جریان را فهمید، بلال قصد کرد که کودکان را گوشمالی دهد، تا ایشان را آزاد کنند. آن حضرت، بلال را از اجرای تصمیم خود، نهی کرد و فرمود: تنگ شدن وقت نماز برای من محبوب تر از رنجاندن این کودکان است، سپس به بلال فرمود: برو حجره های خانه را جستجو کن و آن چه (از گردو و یا خرما و...) یافتی بیاور، تا خود را از این کودکان بخرم. بلال رفت و پس از جستجو، هشت دانه گردو یافت به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آورد، پیامبر به کودکان فرمود: اتبیعُونَ جَمَلُکُم بِهِذِهِ الْجَویزاتِ آیا شما شتر خود را به این گردوها می فروشید؟ کودکان به این داد و ستد راضی شدند، و گردوها را گرفتند و آن حضرت را آزاد نمودند، پیامبر صلی الله علیه و آله به راه خود به طرف مسجد ادامه داد، در حالی که می فرمود: رَحِمَ اللَّهُ اخِی یُوسُفَ بَاعُوهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَهٍ... خداوند برادرم، یوسف را رحمت کند، که او را (برادرانش) به چند درهم اندک فروختند اما این کودکان، مرا به هشت دانه گردو فروختند، با این فرق که برادران یوسف، وی را از روی دشمنی فروختند، ولی این کودکان از روی نادانی فروختند. وقتی بلال این همه محبّت را دید، تحت تأثیر قرار گرفت، و به پای مبارک آن حضرت افتاد، و به اظهار تواضع کرد و گفت: اللّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ خداوند می داند که مقام رسالت را در وجود چه کسی قرار دهد؟ (1)

امامت جماعت با کمی دقّت در انتخاب، بهترین الگو برای کودکان است که البته این امر نیز شرایط خود را دارد چنان که امام صادق علیه السلام می فرمایند: پشت سر سه کس نباید نماز جماعت خواند کسی که عقیده اش و مذهبش برای تو نامعلوم است و کسی که دربارة ائمه غلو کند، گرچه شیعه باشد! و کسی که آشکارا مرتکب گناه شود، گرچه در عقیده اش میانه رو باشد.» (ابن بابویه 1377، ج1، 172) قسمی از این فرمایش جنبة الگو پذیری دارد تا افراد ناصالح به عنوان امام و الگو در مسجد قرار نگیرند.


1) مولف به کتاب نفائس الاخبار که این خبر متواتراً از این کتاب نقل شده دسترسی نداشت و لذا آن را از سایت زیر نقل نموده است. http://www.ghadeer.org/site/qasas /lib /masjed /masged 02.htm

2-2. نمازگزاران:

مؤمنانی که در گذشته جماعت مسجدی را تشکیل می دادند از اقشار مختلف بودند و اگر رفتار اسلامی را رعایت می نمودند موارد زیادی برای نسل نونهال وجود داشت تا بتواند از آن ها پیروی نماید. از جمله این طبقات و اقشار می توان به غازیان و رزمندگان، علماء و دانشمندان، خیّرین، رؤسای اصناف و ... اشاره نمود. در موقعیت های خاص که هر یک از این افراد در مسجد به امور اسلامی تخصصی خود می پرداختند به الگویی مناسب برای کودکان بدل می گردیدند، به عنوان مثال، غازیان و رزمندگان.

گروه های نظامی به علّت دفاع از سرزمین، عقیده و جانبازی در این راه و نیز برخورداری از غرور و آزادگی و جسمی نیرومند، همواره محبوب ترین و مهم ترین طبقة اجتماعی پس از حاکمان و علمای دینی در تمامی جوامع بشری را تشکیل می دادند. این گروه ها غالباً منشأ ایدئولوژیک نیز داشتند. تحسین همگانی موجب می گردید تعداد قابل توجّهی از نوجوانان و حتّی در بعضی جوامع کودکان به این گروه ها پیوسته تا جنگجویان فردا شوند.

در تاریخ اسلام حرکت های جهادی از مساجد شروع می شد تا گروه های مطوّعه برای شروع اهداف مقدّس خود از خانة خدا کار خود را آغاز نمایند. این امر حالتی کلی در تاریخ اسلام بود و جهاد چه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله چه در زمان امیر المؤمنین علیه السلام و چه در سایر زمان ها و مکان ها مانند مرزهای هند، روم، شمال آفریقا، شمال آندلس، ماوراءالنهر و قفقاز، اجتماع غازیان ابتدا در مسجد بود.

رسم بر این قرار بود تا جنگجویان در مسجد اجتماع می کردند و مردم شهر نیز حاضر شده و برای رفتن آن ها دعا می نمودند. مسلماً هیبت نظامیان و کار قدسی آن ها، آن هم در جوّی به شدّت احساسی موجب می گردید که توجّه نسل جوان به مبدأ حرکت آن ها جلب شود؛ و چه بسیار در تاریخ اسلام رخ داده که علماء رهبری حرکت های جهادی را بر عهده گرفته اند آن هم با تکیه بر نیروی جهادی کودکانی که خود تربیت نموده و به حد نو جوانی رسانده اند، مثال آن در زمان حاضر، امام خمینی رحمة الله بود.

رزمندگانی که در مساجد حضور دارند و کوله باری از خاطره هستند، هم الگوهای مناسبی برای گروه های نو نهالند و هم می توانند مسجدی های پایدار تربیت نمایند. این امر مستلزم برقراری جلسات خاطره و معرفی این قشر به کودکان است.

نکته و اشاره: در زمان حال این امر مختص به رزمندگان دفاع مقدس نیست بلکه سایر نظامیان نیز می توانند به عنوان الگو معرفی شوند. سرگرد نیروی انتظامی می تواند در مسائل امنّیت شهری به تربیت این نسل بپردازد و از درگیری های خود با اشرار برای این نسل الگو بسازد. نیروی سپاه پاسداران می تواند دید جهانی کودکان را گشوده و برای آنان الگو شود. متأسفانه اقشار نمازگزار معمولاً از حرفة خود سخن نمی گویند و امام جماعت نیز سعی نمی کند تا از این جمع مؤمنان به عنوان ابزار جذب نونهالان استفاده نماید.

نکته آخر آن که إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِیَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْه (شريف الرضي 1414،393) جز این نیست که دل نوجوان هم چون زمین میان تُهی است؛ هر چه در آن افشانده شود، همان را می پذیرد. آن چه که برای ما شاید دور از ذهن و کم اثر باشد در فضای ذهنی کودک اثربخش است اگر خوراک از مسجد و مسجدی ها تأمین نشود برای خود، خوراک دیگری خواهد یافت. شاید به خاطر عدم ریا و خلوص، توانایی های خود را پنهان کنیم، امّا در این صورت آن که خود را می نمایاند طاغوت و دشمن است.

3. كيفيت اقامة نماز در مسجد

معاذ بن جبل از صحابه رسول خدا و از انصار بود وی از بزرگان قراء عصر خود محسوب می شد. وی به خواندن قرآن علاقة زیادی داشت و هنگامی که به نماز می ایستاد سوره های بلند می خواند. معاذ بن جبل در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجدی امام جماعت بود. وی در نماز خویش قرائت را طولانی می کرد. روزی شخصی از کنار مسجد می گذشت و قصد کرد نماز را به جماعت بخواند. معاذ طبق معمول شروع به خواندن سوره طولانی کرد. آن شخص که برای رفتن عجله داشت، قصد انفراد کرد و نماز را به پایان برد و بر مرکب خویش نشست و رفت. این خبر به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید. حضرت، شخصی را نزد معاذ فرستاد و فرمود: «معاذ! زنهار از این که فتنه ساز باشی و کاری کنی که مردم نماز جماعت را ترک کنند، تو را سفارش می کنم که سوره های کوتاه مثل «و الشمس» و مانند آن را بخوانی.» (ابن بابویه 1376، ج1، 168)

در روایتی دیگر از امیر المؤمنین علیه السلام آمده که خدا می فرماید: به هنگام امامت، نماز را چندان طول مده، نماز جماعت نه باید نفرت آور باشد، نه دست و پا شکسته؛ در صفوف مأمومین، گروهی بیمارند و جمعی گرفتار کار (و رعایت آن ها لازم است). موقعی که پیغمبر صلى الله عليه و آله مرا بسوی

یمن می فرستاد پرسیدم چگونه برای آن ها نماز بگزارم؟ فرمود: «مثل ضعیف ترین فرد آنان نماز بخوان و با مؤمنان مهربان باش.» (حرانی 1382، 217)

طولانی شدن نماز برای افراد بزرگسال نیز بعضاً دشوار است چه رسد به کودکان. این امر می تواند کسالت زیادی برای کودکی باشد که در اوج انرژی خود است. به دید افراد کهنسال که امروزه غالبِ مسجدی ها را تشکیل می دهند، نمازی دلچسب است که مدّت زیادی انسان را به خدا مشغول دارد اما این برای افرادی در همان سن شایسته است نه تمامی سنین. آفت این اطالة نماز جماعت آن قدر زیاد است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن به فتنه یاد نموده است. در روایات متعدّدی آمده که نماز را برای کودکان سبک بدارید تا از نماز زده نشوند.

استحباب در این است که نمازها هر یک در وقت خود و با فاصله خوانده شوند. این امر در زمان معصومین علیهم السلام امری جاری و مورد تأکید بود اما اهل بیت علیهم السلام برای این که این امر بر کودکان دشواری ایجاد نکند اجازه داده بودند که دو نماز را در یک وقت بخوانند. در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده: ... تا کودکان، نماز مغرب و عشاء را یک جا بخوانند. ابو محمد علیه السلام می گفت: زود خواندن نماز عشاء بهتر از آن است که بخوابند و نماز عشاء را نخوانند. (کلینی 1363، ج2، 320)

به تدریج با بالا رفتن سن، کودک مهیا می شود تا اعمال دینی خود را بسط دهد. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که: ما کودکان خود را در حالی که پنج ساله هستند به خواندن نماز امر می کنیم، و شما به اطفال خویش وقتی هفت ساله شدند دستور نماز خواندن دهید هم چنین ما کودکان خود را هنگامی که هفت ساله شدند به گرفتن روزه امر می کنیم بدان مقدار که از یک روز روزه می توانند، هر چند تا نصف روز یا بیش تر از آن و یا کم تر از آن باشد، و وقتی تشنگی یا گرسنگی بر ایشان غلبه کرد افطار می کنند تا به این ترتیب به گرفتن روزه عادت کنند و توان گرفتن آن را بیابند، و شما نیز فرزندان خود را هنگامی که نه ساله شدند بگرفتن روزه وادارید هر چقدر از یک روز را که می توانند روزه بگیرند، و وقتی تشنگی برایشان غلبه کرد روزه خود را افطار کنند. (ابن بابویه 1367، ج1، 426)

مسئلة تدریج در تربیت کودک امری بسیار مهم است. امام علی علیه السلام دربارة تدریج در امر نماز می فرمایند: عَلِّموا صِبیانَکُمُ الصَّلاهَ، و خُذوهُم بها إذا بَلَغوا الحُلم منظور از حلم سنّ بلوغ است. (خوانساری 1366، ج4، 353) پس تا آن زمان باید ذهن کودک را آماده کرد. اطالة نماز برای کودکانی که در نماز حاضرند باعث تخریب آن ها نسبت به مسجد و نماز جماعت

می شود. در اصول تربیتی نیز مماشات با کودک به صراحت ذکر شده امام سجاد علیه السلام یکی از حقوق خردسال بر والدین آن می داند که از خطایش در گذرند. (حرانی 1382، 427) پس به طریق اولی تحمیل آن چه که برای وی واجب نبوده و در طاقت کودک نیست، امری غیر اسلامی است. امام باقر علیه السلام بر فرزند خود که پسر بچه ای سه ساله بود نماز کرد و فرمود: اگر بیم آن نبود که مردم می گفتند: بنی هاشم بر کودکان خردسال خود نماز نمی گزارند، من بر او نماز نمی خواندم (یعنی نماز بر کسی که در این سن باشد لازم نبود). (عاملی 1367، ج1، 472)

نکته و اشاره: بعضی از مساجد در قالب های گوناگون سعی کرده اند فضایی تلطیف شده برای نونهالان ایجاد نمایند این امر می تواند نوستالژی مناسبی از مسجد در ذهن کودک باقی گذارد و هم باعث می گردد که نماز گزاران مطابق دل خود به نماز بپردازند و هم نونهالان بر فریضه ای دشوار امر نشوند. اما باز این نکته مورد تأکید است که نماز جماعت باید برای همه اقشار سبک باشد زیرا به صراحت حدیث معصوم علیه السلام از 8 سالگی باید کودک را به نماز امر کرد ولی نه نمازی که بیش از حوصلة وی باشد.

نتیجه گیری

بهترین و آسان ترین زمان برای جذب افراد به مسجد دوران کودکی می باشد. چرا که ذهن کودک آماده پذیرش اندیشه و الگو است. اما به همان اندازه که این امر آسان می نماید در صورت اشتباه لطمات جبران ناپذیری را وارد می نماید تا حدّی که می تواند شخصی را برای همیشه از دین و مسجد دور کند. متأسفانه تبلیغ برای جذب کودکان به مسجد در زمان ما بسیار اندک است و آن قدری هم که موجود است آفات خاص خود را دارد. امر پژوهش در مورد نحوة تربیت کودک مستلزم سرمایه گذاری زیادی است تا بتوان نسلی تمدّن ساز ایجاد نمود. آن چه بیان شد مجموعه ای از احادیث بود که با چینشی خاص در پی ارائة راهکار تربیتی برای جامعۀ حاضر جهت جذب کودکان به مسجد است. گام اول این تربیت از پدران و مادران آغاز می شود تا در صلب مردان و امتزاج آن نزد مادران تأثیر داشته باشد. گام دوم ایجاد تمایل درونی برای کودک هنگام مواجهه با محیط مسجد می باشد. در این گام سن کودک بین 2 تا 6 سال در نظر گرفته شده تا نسبت به فضای مسجد مأنوس شده و در آن اطمینان خاطر پیدا کند. پس از این دو گام درونی، باید علل بیرونی مؤثر بر تربیت را بررسی نمود. از علل بسیار مؤثر در تربیت صحیح کودک چه اسلامی چه غیر اسلامی- تربیت به طور عام- گروه همسالان هستند؛ چرا که این گروه ها باعث افزایش آگاهی اجتماعی برای فرد شده و وی را دارای واکنش صحیح، به موقع و حتّی متقدّم می کنند و در نتیجه کودک از سلامت روانی مورد قبولی برخوردار می گردد. تشکیل این گروه های همسالان در مسجد، هم باعث جامعه پذیری طبیعی در میان کودکان شده، و هم فضای نوستالژیک مذهبی برای آن ها به وجود می آورد که تا پایان عمر پیوندی درونی با مسجد برقرار می کنند. پیوند مسجد با نهادهای آموزشی و رابطه مسجدی ها از طریق صلة رحم، می تواند در تشکیل این گروه ها مؤثر باشد. مسلماً این اجتماع کودکان در مسجد با الگو برداری از سایر مسجدی ها همراه است. البته به شرطی که تخطئه و خدشه ای به شخصیّت کودک وارد نیاورند. این الگوها امام جماعت و نمازگزاران هستند. این امر در صورتی که به خوبی برای کودک عرضه شود می تواند جایگزین مناسبی برای الگوهای غربی باشد. نحوة عرضه هم باید غیر مستقیم، در رفتار و به صورت برجسته باشد تا نقشی مؤثر داشته باشد. سرانجام تحمیل شرایط سهل بر کودک تا منجر به زده شدن وی از مسجد و نماز نشود تأثیر مهمی در مسجدی شدن کودک

دارد. افراد باید مدّ نظر داشته باشند نسل جدید بسیاری از مؤلّفه های تربیتی گذشته را تحمل نمی کند چه بسا در گذشته پدری با تنبیه بدنی یک عمر پسرش را نماز خوان می کرد، این کار چه خوب، چه بد در شرایط خودش مؤثر بود اما امروزه باید راه های جدیدی اندیشید.

در پایان توصیه می گردد از دانش روان شناسانِ رشد، در تبیین دقیقِ نحوة جذب کودک به مسجد که بسیار مؤثر است، استفاده شود. دیگر آن که منابع حدیثی تنها یکی از میراث اسلامی هستند. متون ادبی، عرفانی، فلسفی، تذکره ها و... همه مطالب زیادی در این مورد دارند که می توان با غور در آن ها، مطالب راه گشایی به مسئولین اجرایی ارائه داد.

منابع

1.

ابن بابویه، محمد بن علی، ترجمه من لا يحضره الفقيه، مترجمان علی اکبر غفاری، محمد جواد غفاری، و صدر بلاغی، تهران، صدوق، 1367.

2.

ابن بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، مترجم صادق حسن زاده، تهران، ارمغان طوبی، 1382.

3.

ابن بابویه، محمد بن علی، گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، مترجم محمد حسین صفا خواه، تهران، فیض کاشانی، 1376.

4.

ابن بابویه، محمد بن علی الخصال، مترجم محمد باقر کمره ای، تهران، کتابچی، 1377.

5.

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، رهاورد خرد، مترجم پرویز اتابکی، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1376.

6.

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، مترجم احمد جنتی، تهران، امیرکبیر، 1382.

7.

بهشتی، سید جواد، خاطرات حجة الاسلام قرائتی، تهران، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، بیتا.

8.

ثقفى، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، الغارات، مترجم عبد المحمد آیتی، تهران، وزارت ارشاد،1374.

9.

حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد النص، مصحح مؤسسه آل البيت علیهم السلام قم، مؤسسه آل البيت: 1413ق.

10.

خوانساری، محمد بن حسین آقا جمال، شرح آقا جمال خوانساری برغرر الحکم و دررالکلم، مصحح جلال الدین حسینی ارموی محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1366.

11.

شريف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، مصحح صبحی صالح، قم، هجرت، 1414ق.

12.

شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، مصحح مؤسسة آل البيت علیهم السلام، قم، مؤسسة آل البيت علیهم السلام، 1409ق.

13.

شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، هداية الأمة إلى أحكام الأئمة علیهم السلام، مصحح آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، گروه حدیث، مشهد، آستانة الرضوية المقدسة، مجمع البحوث الإسلامية، 1414ق.

14.

صفائی حائری، علی، تربیت کودک، تهران، ليلة القدر، 1387.

15.

طوسی، محمد بن الحسن، الأمالي (للطوسى)، مصحح مؤسسة البعثة، قم، دار الثقافه، 1414ق.

16.

فتال نیشابوری ، محمد بن احمد، روضة الواعظین، مترجم محمود مهدوی دامغانی، تهران، نی، 1366.

17.

کلینی، محمد بن يعقوب، أصول الکافی، مترجم سید جواد مصطفوی، تهران، اسلامیه، 1362.

18.

کلینی، محمد بن یعقوب، الروضة من الکافی یا گلستان آل محمد، مترجم محمد باقر کمره ای، تهران، اسلامیه، 1382.

19.

کلینی، محمد بن یعقوب، گزیده کافی، مترجم محمد باقر بهبودی، تهران، علمی فرهنگی، 1363.

20.

کلینی، محمد بن يعقوب الكافي، مصحح علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1407ق.

21.

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقیى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، مصحح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، اسلامیه، 1404ق.

22.

نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مصحح مؤسسه آل البيت، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1408ق.

حکم فقهی آوردن کودکان به مسجد/ سید مصطفی بهشتی

اشاره

*حکم فقهی آوردن کودکان به مسجد/ سید مصطفی بهشتی (1)

اشاره


1) دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناس ارشد علوم حدیث. Email: behesht@gmail.com

چکیده

مسجد به عنوان مهم ترین پایگاه دینی مسلمانان، مکانی ارزشمند برای رشد معنوی تمامی اقشار جامعه به حساب می آید که در روایات فراوانی به حضور در این مکان مقدس سفارش شده است. با این وجود تعداد قابل توجهی از فقها، آوردن کودکان به مسجد را مکروه دانسته اند. اما در مقابل برخی از فقها چنین کاری را مباح و برخی دیگر آن را مستحب دانسته و تنها، آوردن کودکانی را به مسجد مکروه می دانند که در زمینه طهارت مسجد قابل اعتماد نیستند و یا برای عبادت دیگران ایجاد مزاحمت می کنند. مستند حکم به کراهت، دو روایت ضعیف السند است که دلالت آن بر کراهت آوردن همه کودکان جای تحلیل و بررسی مجزا دارد. در مقابل این دو روایت، روایات و گزارشات فراوانی از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله وجود دارد که نه تنها حکایت از مباح بودن آوردن کودکان به مسجد دارد بلکه گویای اولویت و حُسن چنین کاری هم هست. با این حال حتی در صورت پذیرش روایت کراهت نیز می توان راهکارهایی ارائه داد تا با «حفظ حریم عبادی و طهارت مسجد» شاهد ورود کودکان به مسجد باشیم. در دوران کنونی که شاهد هجمه فرهنگی دشمن علیه کودکان و جوانان مسلمان هستیم، مسئله ارتباط کودکان با مسجد از اهمیت بیش تری برخوردار شده که لزوم بررسی و تحلیل این موضوع را دو چندان می کند.

مقدمه

اشاره

اشاره

تربیت نسل دیندار و معتقد به آموزه های دینی یکی از دغدغه های آیینی ما است. انتقال آموزه های پربار و انسان ساز اسلام عزیز به نسل بعدی کاری بس دشوار است و بنا بر روایات مختلف وظیفه ای است که بر دوش یکایک ما سنگینی می کند. از طرف دیگر برای تربیت شایسته باید عوامل مختلفی نظیر مکان و زمان را نیز تعریف کرد که با توجه به جایگاه ویژه ای که دین اسلام برای «مسجد» در نظر گرفته، می توان گفت که بهترین فضای تربیتی برای کودکان مساجد است.

اما با این وجود، سؤال این است که آیا اسلام عزیز محدودیت سنی برای ورود کودکان به مسجد در نظر گرفته است و آیا مؤمنان را از آوردن کودکان به مسجد پرهیز داده است؟ اگر چنین محدودیتی وجود دارد آیا شامل تمامی کودکان می شود و یا این که قید و بند و تبصره ای در این مورد وجود دارد؟

پاسخ اجمالی به این سؤال این است که برخی از فقها بر اساس روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام، آوردن کودکان به مسجد را مکروه دانسته اند اما در کنار چنین فتوایی، تعدادی از فقیهان شیعه این کراهت را مخصوص گروه خاصی از کودکان دانسته و آوردن دیگر کودکان را نه تنها مکروه نمی دانند بلکه دارای اولویت و یا استحباب و گاه واجب معرفی کرده اند.

الف) دیدگاه علمای گذشته و حال

1. فتاوای مراجع معاصر

مراجعه به فتاوای مَراجع معاصر نشان می دهد که برخی از فقها به صورت کلی فتوا به کراهتِ آوردن کودکان به مسجد داده اند و هیچ قیدی برای آن بیان نکرده اند. برخی دیگر، فتوای کراهت را مقید به گروه خاصی از کودکان (نظیر آن ها که احتمال رود مسجد را نجس کنند و یا آداب مسجد را مراعات نکنند) می دانند. برخی هم در کنار چنین قیدهایی فتوا داده اند که آوردن دیگر کودکان مستحب و گاه واجب است.

تقریباً همه مراجع در رسالة خود آورده اند: «راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است.» (توضیح المسائل مراجع، ج1، ص508) اما بعضی از فقها بعد از بیان این مسئله اضافاتی دارند که قابل بررسی است.

آیت الله بهجت، استحباب جلوگیری از ورود کودکان به مسجد را مخصوص کودکان غیر ممیزی می داند که مراعات آداب مسجد را نمی کنند.

آیت الله سیستانی، کراهت ورود کودکان به مسجد را تنها در مورد کودکانی می دانند که موجب زحمت نمازگزاران شوند و یا احتمال رود مسجد را نجس کنند. در غیر این صورت آوردن کودکان به مسجد نه تنها مانعی ندارد بلکه اولویت دارد.

آیت الله فاضل ورود کودکان به مسجد را به شرط آن که مزاحمتی ایجاد نکنند و باعث علاقه مندی آن ها به نماز شود، مستحب می دانند.

آیت الله مکارم نیز ورود کودکان به مسجد را با همان دو شرط یعنی مزاحمتی ایجاد نکنند و باعث علاقه مندی آن ها به نماز شود، مستحب بلکه گاه واجب می دانند.

2. دیدگاه علمای پیشین در این زمینه (پیشینه فقهی)
اشاره
اشاره

با کنکاش در کتب فقهی علمای گذشته و رصد دیدگاه آن ها در این موضوع می توان چنین نتیجه گرفت که سه دیدگاه در این مسئله وجود دارد. (ر.ک: مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلامة، ج6، ص287)

1-2. دیدگاه اول: کراهت

بسیاری از علمای پیشین به دلیل وجود دو روایت در این باب، فتوای به کراهت آوردن کودکان به مسجد داده اند. این بزرگان عبارتند از: شیخ طوسی در النهاية (ص 109) والمبسوط (ج1، ص161)، ابن ادریس حلی در السرائر (ج1، ص279)، محقق حلی در المعتبر (ج2، ص452)، علامه حلی در المنتهی (ج1، ص388) و نهاية الإحكام (ج1، ص356) و التذكرة (ج2، ص428)، شهید اول در الدروس (ج1، ص156)، البیان (ص67)، الذکری (ج3، ص124)، النفلية (ص143)، فیض کاشانی در مفاتیح الشرايع (ج1، ص104)، فاضل اصفهانی (هندی) در كشف اللثام (ج10، ص4) و سید یزدی در العروة الوثقی (ج1، ص600).

2-2. دیدگاه دوم: اباحه

برخی از علما نیز با این که در مقام بیان مسئله بوده اند، اما حکم به کراهت نکرده و تنها ورود دیوانگان را مکروه برشمرده اند. بنابراین از دیدگاه این دسته از علما، مانعی برای آوردن کودکان به مسجد وجود ندارد. این بزرگان عبارتند از: محقق حلی در الشرائع (ج1، ص128) و المختصر النافع (ص49)، علامه حلی در ارشاد الاذهان (ج1 ، ص250) و محقق سبزواری در كفاية الاحكام (ص17).

3-2. دیدگاه سوم:

اختصاص کراهت به گروه خاصی از کودکان و مستحب بودن آوردن ما بقی کودکان به مسجد

برخی از فقها و محدثان نیز کراهت آوردن کودکان به مسجد را تنها مخصوص کودکان غیر قابل اعتمادى (ينبغي أن يراد بالصّبى: من لا يوثق به) می دانند که احتمال دارد مسجد را آلوده به نجاست کنند (المحافظته على التنزه من النّجاسات) و یا بازیگوشی آن ها سبب مزاحمت برای عبادت دیگران باشد (المحافظته على... أداء الصّلوات). اما ما بقی کودکان که در این زمینه قابل اعتماد هستند نه تنها آوردنشان به مسجد مکروه نیست بلکه مستحب هم هست. چرا که آوردن آن ها به مسجد تمرینی برای انجام عباداتشان به حساب می آید و وا داشتن آن ها به

عبادت تمرینی، خود از مستحبات است. (فالظاهر أنّه لا يكره تمكينه بل ينبغى القول باستحباب تمرينه على فعل الصّلاة في المسجد.)

این بزرگان عبارتند از: محقق کرکی در جامع المقاصد (ج2، ص149)، شهید ثانی در مسالک الافهام (ج1، ص329) و الروضة البهية (ج1، ص546)، صاحب مدارک در المدارک (ج4، ص401)، مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة و البرهان (ج2، ص153)، مجلسی اول در روضة المتقين (ج2، ص106)، علامه مجلسی در بحار الانوار (ج80، ص349) و محدث بحرانی در الحدائق الناضرة (ج7، ص285) که هر یک به گونه ای این مطلب را مطرح کرده اند.

ب) بررسی سندی و دلالی مستند فتوای کراهت

اشاره

اشاره

مستند این فتوا دو روایت هم مضمون است که در چندین کتاب کهن روایی شیعه آمده است.

1. متن دو روایت مستند کراهت
1-1. روایت اول:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمُ الْبَيْعَ وَ الشِّرَاءَ وَ الْمَجَانِينَ وَ الصِّبْيَانَ وَ الْأَحْكَامَ وَ الضَّالَةَ وَ الْحُدُودَ وَ رَفْعَ الصَّوْتِ. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مسجدهای خود را از خرید و فروش و دیوانگان و کودکان و قضاوت و جستن گمشده و اجراء حدود و فریاد کشیدن دور بدارید.»

این روایت در سه کتاب تهذیب الاحکام ج3، ص249، علل الشرائع، ص 319 و الخصال، ص 410، با سند یکسان آمده است.

2-2. روایت دوم

عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ ص جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمْ صِبْيَائِكُمْ وَ مَجَانِينَكُمْ (وَ رَفْعَ أَصْوَاتِكُمْ و شِرَاءَكُمْ وَ بَيْعَكُمْ (وَ الضَّالَةَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْكَامَ) اجْعَلُوا مَطَاهِرَكُمْ عَلَى أَبْوَابِ مَسَاجِدِكُمْ.) امام کاظم علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «مسجدهای خود را از کودکانتان و دیوانگانتان و فریاد کشیدن و خرید و فروش و جُستن گمشده و اجرای حدود و قضاوت دور بدارید. دستشویی را نیز (با فاصله) در درگاه مساجدتان قرار دهید.»

این روایت نیز در چهار کتاب تهذیب الأحکام، ج3، ص254، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص23، نوادر راوندی (به نقل از بحار الانوار، ج80، ص34) و الجعفریات، ص 51 آمده است.

با این تفاوت که قسمت های داخل پرانتز در کتاب تهذیب و قسمت پایانی یعنی «اجعلوا مطاهرکم» در کتاب من لا یحضره الفقیه نیامده است. البته در کتاب جعفریات نیز عبارت إِلَّا بِذِكْرِ اللهِ تَعَالَى به فراز رَفْعَ أَصْوَاتِكُمْ اضافه شده است.

شایان ذکر است که این روایت در کتاب دعائم الإسلام، ج 1، ص 149 (بر فرض اعتبار کتاب و مؤلف) نیز آمده است.

2. بررسی سندی روایت
اشاره
اشاره

بررسی اسناد این دو روایات در کتب مذکور نشان می دهد که تمامی اسناد، ضعیف هستند که به اختصار دلیل ضعف سند هر یک از آن ها بیان می شود.

1-2. سند روایت اول:

گفتیم که این روایت در سه کتاب حدیثی و با سندی یکسان آمده است. سند این روایت در هر سه کتاب مرسل و ضعیف است. چرا که در پایان سند، «عن بعض رجاله» آمده است. مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ

2-2. سند روایت دوم:

سند شیخ طوسی در تهذیب الأحکام (اقلا) به دلیل ضعف عبدالله الدهقان (رجال النجاشی، ص 231)، ضعیف می باشد. عَنْهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله

شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه، سندی برای این روایت نقل نکرده و آن را مستقیما به پیامبر ص نسبت داده است.

علامه مجلسی در بحار الانوار این روایت را از نوادر راوندی نقل کرده و با استناد به سند داخلی کتاب، سند را نقل نکرده است. النوادر لراوندی بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله اما این روایت در نوادر راوندی که اکنون در دسترس است یافت نشد. دیگر بزرگان هم نظیر محدث بحرانی در الحدائق الناضره این روایت را به نقل از بحار مطرح کرده اند. بنابراین این روایت در دست محدثان بعد از علامه مجلسی نبوده است.

اما سندی که محدث راوندی در ابتدای کتاب النوادر، به امام کاظم علیه السلام نقل کرده، به دلیل آن که اکثر رجال آن دارای توثیق خاص نیستند، ضعیف به حساب می آید.

همین سند با اندکی تفاوت در ابتدا، در کتاب جعفریات هم آمده است که حداقل به دلیل

آن که موسی بن اسماعیل و پدرش اسماعیل به موسی توثیق خاص ندارند، ضعيف السند به حساب می آید. «أخبرنا محمد حدثنى موسى حدثنا أبى عن أبيه عن جده جعفر بن محمد عن أبيه عن على علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله» این روایت در کتاب دعائم الاسلام هم بدون ذکر سند آمده است. بنابراین این روایت با تمامی اسناد مذکور، ضعیف السند است.

3. بررسی دلالی روایت
اشاره
اشاره

با این که اسناد این دو روایت ضعیف است اما بنابر قاعده تسامح در ادله سنن می توان از ضعف سندی چشم پوشید. چرا که بنابر این قاعده که بر گرفته از اخبار «من بلغ» است می توان با چشم پوشی از ضعف سندی حکم به استحباب و یا کراهت نمود. محدث بحرانی ذیل این روایت می گوید: «أصحابنا يكتفون فى أدلة السنن بأمثال هذه الاخبار بل ما هو أضعف.» (الحدائق الناضرة، ج7، ص270) حال باید دید که دلالت این روایات چگونه است.

1-1. معنای لغوی صبیان

«الصبیان» جمع واژه «الصبی» است که در لغت به معنای کودک می باشد. اما سؤال این است که مقصود از آن، کدام دوره از دوران کودکی است؟ کودک شیر خواره، کودک خردسال، کودک ممیز، کودک نوباوه و یا نوجوان؟

بررسی لغوی نشان می دهد که «الصبی» به تمامی دوران های کودکی اطلاق می شود و نمی توان دوران خاصی را برای این واژه مشخص نمود.

گاهی به نوزاد شیرِ خواره تا هنگامی که از شیر گرفته نشده است، الصبی گفته می شود: الصَّبِيُ: من لَدُنْ يُولَد إِلى أَنْ يُفْطَم. (لسان العرب، ج 14، ص 449). صبى... يدل على صغر السن. (معجم مقائیس اللغة)

گاه به کودک خردسال و کم سن و سال گفته می شود یقال: رأيته في صِباه أي في صغره. (كتاب العين، ج 7، ص 168)

گاهی هم به کودک نوباوه ای که نزدیک سن بلوغ است، اطلاق می گردد: الصَّبِيُ: من لم يبلُغ الحلم (مفردات الفاظ القرآن، ص 473)

و گاهی هم به نوجوان اطلاق می گردد. الصبی: الغلام. (لسان العرب، ج 14، ص 449)

در قرآن نیز دو بار از این واژه استفاده شده که هر کدام اشاره به دوران خاصی از کودکی دارد. این واژه در یک جا به معنای کودک شیر خوار آمده: فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ

كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا (مریم) به او (حضرت عیسی) اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (سوره مریم، آیه 29) و در جای دیگر به معنای کودک خردسال یا نوباوه آمده: يا يَحْيِي خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا. ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوّت بگیر! و ما فرمان نبوّت (و عقل کافی) در کودکی به او دادیم! (سوره مریم، آیه 12)

بنابراین این واژه توسعه در مفهوم کودک دارد و به تمامی سنین کودکی اطلاق می شود.

2-3. روایت در مقام بیان محدوده حکم و مصادیق آن نیست

این روایت در مقام بیان حکم کلی است و در آن به جزئیات و قیودات و محدوده آن پرداخته نشده است. شاهد این مدعا، دیگر فرازهای این روایت است که هیچ محدوده ای برای آن ها هم مطرح نشده است. در حالی که بنابر نص معتبر می دانیم که برخی از مصادیق آن نه تنها مباح بلکه مستحب نیز هست.

برای نمونه یکی از فرازهای این روایت رَفْعَ الصَّوْتِ به معنای فریاد کشیدن و بالا بردن صدا در مسجد است. در حالی که در مورد اذان، نه تنها کراهتی وجود ندارد بلکه مستحب است که با صدای بلند گفته شود. سَأَلَ مُعَاوِيَةُ بْنُ وَهْبٍ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْأَذَانِ فَقَالَ اجْهَرْوَ ارْفَعْ بِهِ صَوْتَك. (من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 284)

هم چنین در مورد تکبیر و صلوات نیز در روایت از تعبیر «ارفعوا اصواتکم» استفاده شده است. (الکافی، ج 2، ص 494)

بنابراین این روایت به صورت مجمل و کلی حکمی را بیان داشته است که برای به دست آوردن محدوده و مصادیق آن باید به دیگر روایات مرتبط مراجعه کرد. به بیان دیگر بر فرض پذیرش این روایت، علم اجمالی پیدا می کنیم که آوردن برخی از کودکان به مسجد کراهت دارد. اما برای روشن شدن این مطلب که این نهی به کدام گروه از کودکان تعلق می گیرد باید به دیگر آموزه های دینی مراجعه کرد و مصادیقی از کودکان را که یقین به اباحه یا استحباب یا وجوب آوردن آن ها به مسجد داریم، از حکم این روایت خارج نماییم.

3-3. امکان دست برداشتن از حکم کراهت در روایت

برخی از فرازهای این روایت از اساس توسط برخی از فقها مورد پذیرش قرار نگرفته است. چرا که با استفاده از روایات معارض و یا گزارشاتی از سیره معصومان نتیجه گرفته اند که از

اساس چنین کاری کراهت نداشته است. برای نمونه یکی از فرازهای این روایت «الاحکام» به معنای قضاوت است که علامه حلی در این باره می گوید:

«مسألة: للشيخ رحمه الله قولان فى الحكم في المساجد. قال في الخلاف: لا بأس به و هو اختيار ابن إدريس و كرهه فى النهاية و الأقرب الأول. لنا: انّ أمير المؤمنين عليه السلام حكم في جامع الكوفة و قضى فيه بين الناس و دكّة القضاء مشهورة إلى الآن.) (مختلف الشيعة في أحكام الشريعة ، ج 3، ص 9)

«شیخ طوسی در مورد قضاوت در مسجد دو قول دارد. یکی جواز و دوم کراهت. اما نظر بهتر و نزدیک تر به واقع، جواز است. چرا که امیرالمؤمنین علیه السلام در جامع کوفه بین مردم قضاوت می کرد و مکان قضاوت او هم اکنون نیز به دکة القضاء مشهور است.»

البته این مطلب تازه ای نیست. چرا که در باب تعارض میان اخبار ممکن است از محتوای روایتی دست برداریم و ملتزم به روایت دیگری و یا آموزه ای قطعی از سوی شارع شویم.

بنابراین در مورد کراهت آوردن کودکان به مسجد هم چنین حکمی امکان پذیر خواهد بود. البته به شرط آن که اولاً تعارض میان اخبار اثبات شود و ثانیاً هیچ گونه وجه جمعی نتوان برای حل آن ارائه داد.

4-3. مفهوم اصلی روایت با توجه به روح کلی حاکم بر آن
اشاره
اشاره

اگر چه ملاکی برای نهی در این روایت مطرح نشده و فلسفه حکم، بیان نگردیده است اما می توان با استفاده از قرائن موجود در دیگر روایات و هم چنین بررسی فرازهای این روایت به نکاتی کلیدی دست یافت. به بیان دیگر از میان فرازهای گوناگون این روایت، مشترکاتی پدیدار می شود که در کنار روایات دیگری که در باب کاربری مسجد وجود دارد، مفهومی جامع از این روایت به ما عرضه می کند. در نتیجه با به دست آوردن این ملاک یا مفهوم جامع می توان معنای نهی از آوردن کودکان به مسجد را بهتر فهمید و مقصود روایت را درک نمود.

1-4-3. مزاحمت با کاربری اصلی مسجد، ملاک نهی در روایت

کنکاش در این روایت نشان می دهد که وجه مشترک تمامی فرازهای نهی شده «ایجاد مزاحمت برای فعالیت اصلی در مسجد» است و هر یک از این موارد می تواند به نحوی کاربری اصلی مسجد را تحت الشعاع قرار دهد. روشن است که کاربری اصلی مسجد هم چنان که از نام آن پیدا است و از آیات قرآن و روایات بر می آید، «عبادت و یاد خدا» است. قرآن می فرماید:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مَنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِي خَرابها...؛ کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آن ها نمود؟!» (سوره بقره، آیه 114)بنابراین هر چیزی که با کاربری اصلی مسجد- یعنی عبادت- در تعارض باشد و یا ایجاد مزاحمت با آن کند، مورد نکوهش قرار می گیرد و باید از آن پرهیز گردد.این دلیل- یعنی معارضه با کاربری اصلی مسجد- در برخی از روایات مرتبط با کراهت مسجد به وضوح مطرح شده است. برای نمونه امام صادق علیه السلام می فرماید:﴿نَهى رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه و آله عَنْ سَلِّ السَّيْفِ فِي الْمَسْجِدِ وَ عَنْ بَرْيِ النَّبْلِ فِي الْمَسْجِدِ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله از شمشیر کشیدن در مسجد (برهنه کردن شمشیر از غلاف) و تراشیدن تیر (و کمان) در مسجد نهی فرمود.» سپس امام صادق علیه السلام در ادامه حدیث، دلیل این نهی پیامبر را این گونه مطرح می کند:

قَالَ إِنَّمَا بُنِيَ لِغَيْرِ ذَلِكَ؛ همانا مسجد برای غیر چنین کارهایی بنا شده است.» (الکافی، ج 3، ص 369) در روایت دیگری نقل شده است که:

سَمِعَ النَّبِيُّ ص رَجُلًا يُنْشِدُ ضَالَّةً فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ قُولُوا لَهُ لَا رَدَّ اللهُ عَلَيْكَ ضَالَّتَكَ فَإِنَّهَا لِغَيْرِ هَذَا بُنِیَت؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که شخصی در مسجد برای (حیوان یا شیء) گمشده اش فریاد می کشد. حضرت فرمود: به او بگویید: خداوند گم شده ات را به تو نرساند. مسجد برای غیر این کارها ساخته شده است.» (من لا يحضره الفقیه، ج 1، ص 237) بنابراین هر کاری که با کاربری اصلی مسجد- یعنی عبادت پروردگار- در تعارض باشد، نکوهیده خواهد بود.

حال با توجه به این نکته به سراغ فرازهای این روایت می رویم تا ببینیم حقیقتاً وجه مشترک میان همه آن ها همین نکته است؟

2-4-3. بررسی فرازهای گوناگون روایت

در مورد خرید و فروش، که مسئله بسیار واضح است. چرا که بارزترین مصداق دنیا که می تواند انسان را از یاد خدا باز دارد، مسائل مالی است. به همین دلیل است که قرآن در هنگامه ستایش بندگان خاص خود می فرماید:

رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةً وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ؛ مردانی که هیچ تجارت و معامله ای آنان را از یاد خدا غافل نمی کند.» (سوره نور، آیه 37) اما در مورد صدای بلند و پیدا کردن گمشده که آن هم لازمه اش فریاد کشیدن است باید گفت که حتی صدای مناجات هم اگر بلند باشد، مزاحم عبادت دیگران خواهد بود. چه برسد به صدای بلندی که برای یافتن گمشده و یا هر قصد دیگری باشد. در روایت پیشین هم که به صراحت همین نکته مطرح شده است.

اما در مورد اجرای احکام (یا قضاوت) در مسجد باید گفت که ازدحام جمعیت و شلوغی غیر مرتبط با مسجد، کاربری اصلی مسجد را تحت الشعاع قرار می دهد و مزاحم عبادت دیگران خواهد شد. هم چنین برای محکوم و خانواده او نیز خاطره ای بس دردناک و رنج آور به یادگار خواهد گذاشت و برای همیشه مسجد را در ذهن او نامبارک قرار خواهد داد.

ورود دیوانه به مسجد نیز ممکن است اذهان عموم مردم را به سوی خود مشغول کند و با حرکات غیر عاقلانه خود کاربری مسجد را بر هم ریزد.

3-4-3. مقید کردن کراهت با توجه به ملاک به دست آمده

ورود کودک به مسجد هم گاهی ممکن است چنین وضعیتی را به همراه داشته باشد و مزاحمتی برای عبادت کنندگان ایجاد کند. اما در هر صورت روشن است که همه کودکان چنین مزاحمتی را ایجاد نمی کنند و ورود همه کودکان به مسجد با کاربری مسجد در تعارض نیست.

در مورد دیگر فرازهای این روایت هم ممکن است چنین احتمالی وجود داشته باشد. یعنی در هر مورد از فرازهای مذکور اگر مزاحمت جدی با کاربری اصلی مسجد پدیدار شود، نهی روایت شامل همان مورد خواهد بود. اما اگر مصادیقی از این فرازها یافت شد که نه تنها منافاتی با کاربری اصلی مسجد نداشت بلکه بر کیفیت و کمیت آن هم افزود، شامل نهی نخواهد شد.

برای مثال با این که خرید و فروش و تجارت، مصداقی بارز از رویکرد مردم به سوی دنیا است اما در مورد خرید و فروش کتاب، آن هم کتبی که با رویکرد معرفتی و دینی فراهم آمده، باید به گونه دیگری حکم کرد. بنابراین اگر ارائة کتب سودمند در مسجد بتواند مردم را به عبادت و یاد خدا بیش از پیش متمایل کند و آن ها را به کاربری اصلی مسجد نزدیک تر گرداند، می توان گفت که اگر اولویت نداشته باشد، مکروه هم نخواهد بود.

در مورد آوردن کودکان به مسجد هم باید به همین نکته دقیق توجه ویژه داشت. اگرچه برخی از کودکان آن هم در سنینی خاص، ممکن است مزاحمتی برای عبادت دیگران ایجاد کنند. اما بسیاری از کودکان نه تنها مزاحمتی ایجاد نمی کنند، بلکه به جهت همراهی با والدین باعث می شوند تا آن ها با خیال راحت به عبادت خود بپردازند.

مادرانی که با نوزاد خود به مسجد می آیند اگر مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکنند، خود با خیال راحت به عبادت خواهند پرداخت و در کنار نگهداری از کودک خود مشغول راز و نیاز خواهند شد. اما اگر ورود همه کودکان به مسجد را مکروه بدانیم، مسجد آمدن زن ها، بیش تر برای پیر زن ها مصداق پیدا خواهد کرد. چرا که هر زنی برای به دنیا آوردن هر کودکی حداقل سه سال از آمدن به مسجد محروم خواهد ماند و بر فرض کم تعداد بودن فرزندان، نگهداری هر کودکی تا رسیدن به مرز بلوغ نیز محرومیت زمانی گسترده ای را برای او ایجاد خواهد کرد.

نکته دیگر این که در میان کودکان عده ای هستند که خود مشغول عبادت می شوند و عبادت تمرینی را در مسجد تجربه می کنند. این کودکان که معمولاً ممیز هستند حتی می توانند در امورات مسجد یاری رسان بزرگ ترها باشند و به طرقی دیگر امورات عبادی بزرگ ترها را سهل و آسان کنند.

در چنین مواردی آیا می توان گفت که اذان گفتن و تکبیر گویی کودکانی که با عشق و علاقه خود پای به خانه خدا نهاده اند و گاه با تمام وجود در صفوف نماز جماعت می ایستند، از مصادیق مخالفت با کاربری اصلی مسجد اند؟ آیا چنین کارهایی از سوی چنین کودکانی مزاحمتی برای عبادت نمازگزاران ایجاد می کند و یا این که بر عکس گاه مسیر عبادی آن ها را هموار می نماید؟

4-4-3. مخلص كلام درباب مفهوم اصلی روایت:

اولاً: کاربری اصلی مسجد بنابر آیات و روایات گوناگون، «عبادت و یاد خدا» است.

ثانیاً: با توجه به قرائن بیرونی و درونی این روایت، می توان گفت که نهی موجود در روایت در مورد مسائلی است که با کاربری اصلی مسجد «یعنی عبادت و یاد خدا» در تعارض باشد.

ثالثاً: در هر فراز از این روایت اگر مصداقی پیدا شد که با کاربری اصلی مسجد منافاتی نداشت، شامل نهی روایت نخواهد بود.

نتیجه: بر فرض آن که این روایت دال بر کراهت آوردن کودکان باشد، تنها در مورد کودکانی خواهد بود که برای امور عبادی مسجد ایجاد مزاحمت می کنند. اما اگر خود مشغول عبادت شوند و یا به امور عبادی دیگران کمک کنند، آوردن آن ها می تواند مستحب نیز باشد.

5-3. اختصاص روایت به کودکان غیر ممیز و غیرقابل اعتماد
اشاره
اشاره

در بخش پیشین با استفاده از وجه مشترکی که میان تمامی فرازهای این روایت وجود داشت، چنین برداشت شد که کراهت آوردن کودکان به مسجد، مقید به همان وجه مشترک می باشد. بدین ترتیب آوردن هر کودکی که مزاحمت جدّی با کاربری اصلی مسجد یعنی «عبادت و یاد خدا» داشته باشد، مکروه است.

اما در این بخش به سراغ قرینه ای خواهیم رفت که مختص به فراز «الصبیان» است و وجه اشتراکی با کلیت فرازهای روایت ندارد.

1-5-3. قرينه مشترک میان «الصبيان» و «المجانين»

توجه در این دو روایت هم مضمون، نشان دهندة آن است که در هر دو روایت «الصبیان» و «المجانین» در کنار یکدیگر آمده اند که این خود می تواند قرینه خوبی برای به دست آوردن مصادیق نهی در «الصبیان» باشد.

روشن است که نهی از آوردن «مجانین و دیوانگان» ریشه در نداشتن «قوه عاقله» و «تمییز خوب و بد از یکدیگر» دارد. کنترل و مدیریت رفتار چنین افرادی بسیار دشوار است و گاهی پیامدهای رفت و آمد چنین اشخاصی به مسجد اصلاً قابل پیش بینی نخواهد بود.

با این وجود باید دانست که حتی همین افراد هم دارای مراتب گوناگونی هستند که گاه نهی پیرامون آن ها را نیز برای ما مسئله ساز می کند. در بین بیماران مبتلا به جنون و یا سندروم داون مراتب پر فراز و نشیبی وجود دارد که حقیقتاً نمی توان همه آن ها را یک کاسه کردو یک حکم کلی پیرامون همه آن ها داد. چرا که برخی از بیماران مذکور به کلی از قوه عاقله محروم نبوده و از این نعمت، به میزان کم تری نسبت به افراد سالم، برخوردارند. در هر حال روشن است که ملاک تشخیص دیوانه، نداشتن «قوه عاقله» و توانایی «تمییز» است.

با این مقدمه به سراغ قرینه مذکور یعنی کنار هم قرار گرفتن «المجانين» و «الصبیان» می رویم. این مسئله می تواند قرینه ای باشد بر این مطلب که مقصود از «صبیان» در این روایت، کودکان «غیر ممیزی» است که به دلیل نداشتن «قوه عاقله» و «تمییز»، رفتارشان

قابل پیش بینی نیست و کنترل رفتار و مدیریت آن ها بسیار دشوار و گاه غیر ممکن است.

این نکته همان مطلبی است که برخی از علمای پیشین با عنوان «کودک غیر قابل اعتماد» به آن اشاره کرده اند. در بخش دیدگاه علمای پیشین گفته شد که بزرگانی نظیر محقق کرکی، شهید ثانی، مجلسی اول، علامه مجلسی و محدث بحرانی این حدیث را مختص به «کودکان غیر قابل اعتماد» دانسته و آوردن دیگر کودکان را به مسجد مستحب بر می شمرند. محقق کرکی می گوید:

«ينبغي أن يراد بالصّبى: من لا يوثق به، أما من علم منه ما يقتضى الوثوق به لمحافظته على التنزه من النّجاسات، و أداء الصّلوات، فالظاهر أنّه لا يكره تمكينه، بل ينبغى القول باستحباب تمرينه على فعل الصّلاة في المسجد.»

«شایسته است که مقصود از «الصبی» کسی باشد که به او اعتماد نمی شود. اما کودکی را که (از رفتارش) اعتماد به او فهمیده می شود (از دو جهت می توان شناخت.) یا به جهت مراقبت آن کودک نسبت به «پرهیز از نجاسات» و یا به جهت مراقبت او نسبت به «برگزاری نمازها» است. بنابر این ظاهر این است که آوردن چنین کودکی به مسجد کراهت ندارد. بلکه قول به مستحب بودن (آوردن کودک به جهت) تمرین دادن او بر انجام نماز در مسجد، شایسته خواهد بود.

2-5-3. مصادیق اعتماد به کودک

اعتماد به کودک، ممکن است از راه های مختلفی برای ما اثبات شود. اما در باب مسجد باید این اعتماد به تناسب احکام مسجد باشد. بنابراین می توان گفت که مهم ترین ملاک اعتماد یا عدم اعتماد به کودک دو مسئله است:

اول این که: کودک در امور نجاست و پاکی قابل اعتماد باشد و خود و مسجد را آلوده نکند.

دوم این که: کودک واقف به اهمیت موضوع نماز بوده و مزاحمتی برای نماز و دیگر عبادات نداشته باشد. البته این همان نکته ای است که در بخش پیشین به آن اشاره شد که همان وجه مشترک میان تمامی فرازهای این روایت است.

اما در مورد طهارت مسجد و مراقبت از آلوده نشدن آن به نجاست باید گفت که این از موضوعات مهم فقهی است که تأکیدات فراوانی به آن شده است. تا آن جا که همه فقها و مراجع، نجس کردن مسجد را حرام دانسته و به وجوب برطرف نمودن آن نجاست، آن هم به صورت فوری فتوا داده اند. (توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 501، مسئله 900)

شیخ طوسی هم، نهی در این روایت را مرتبط با موضوع نجاست می داند و منع آوردن کودکان به مسجد را به دلیل اهمیت رعایت مسئله طهارت در مسجد معرفی می کند. (الخلاف، ج1، ص 487)

بنابراین نهی در این روایت برای کودکانی است که قابل اعتماد نیستند و مهم ترین ملاک اعتماد به کودکان در مسجد، حفظ حریم عبادی مسجد و رعایت طهارت محیط آن جا است.

نکته دیگر این که در باب طهارت کودکان، وضعیت موجود در جامعه کنونی ما با دوران گذشته بسیار تفاوت پیدا کرده است و با وجود وسائل و لباس های گوناگون پیش گیرنده، احتمال نجاست مسجد در اکثر کودکان وجود ندارد. بنابراین آن چه که بیش از هر چیز باید رعایت شود همان رعایت حریم عبادی مسجد است که در بخش پیش به تفصیل بیان شد.

3-5-3. نتیجه:

1- با توجه به قرائن، می توان گفت که مقصود روایت، کودکان غیر ممیزی است که در محیط مسجد قابل اعتماد نیستند.

2- اعتماد به کودک به تناسب احکام مسجد است که در دو موضوع «رعایت طهارت» و «حفظ حریم عبادی مسجد» خود را نشان خواهد داد.

3- امروزه با وجود لباس های پیش گیرنده، احتمال نجاست مسجد در اکثر کودکان وجود ندارد. بنابراین در دوران کنونی تنها مسئله «حفظ حریم عبادی مسجد» می تواند مصداق کراهت آوردن کودکان به مسجد باشد.

ج) تعارض با سیرة معصومان علیهم السلام و دیگر آموزه های دینی

اشاره

اشاره

کنکاش در گزارشات تاریخی مرتبط با این موضوع، گویای آن است که در سیرة پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نه تنها نشانه ای از کراهت آوردن کودکان به مسجد به چشم نمی خورد؛ بلکه دقیقا گزارشاتی وجود دارد که دقیقاً مخالف آن است.

1. گزارش های گوناگون روایی و تاریخی آوردن کودکان به مسجد

مراجعه به سیره نشان می دهد که:

اولاً: پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ گاه از آوردن کودکان به مسجد حتی شیر خوارگان نهی نکرده و گاه به خاطر گریه کودکی نماز را سریع تر به پایان رسانده است. این روایت که با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل شده حاکی از تأیید پیامبر صلی الله علیه و آله و به اصطلاح تقریر معصوم بر چنین عملی است. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله بِالنَّاسِ الظُّهْرَ فَخَفَّفَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ النَّاسُ هَلْ حَدَثَ فِي الصَّلَاةِ حَدَثٌ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قَالُوا خَفَّفْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ فَقَالَ لَهُمْ أَمَا سَمِعْتُمْ صُرَاخَ الصَّبِيِّ. (الكافي، ج 6، ص 48)

ثانیاً: خود پیامبر صلی الله علیه و آله از آوردن نوادگانش به مسجد پرهیز نمی کرد و به گونه های مختلف امام حسن و امام حسین علیهما السلام را مورد ملاطفت خود قرار می داد. این در حالی است که سن آن دو بزرگوار در آن دوران کم تر از 7 سال بوده است. شواهد نشان دهنده آن است که این عمل بارها توسط پیامبر صلی الله علیه و آله تکرار شده و از سیره مداوم آن بزرگوار به حساب می آید. چنان چه این مطلب در کتب مختلف شیعه و سنی و به گونه های متفاوت مطرح شده که نشان دهنده تکرار و فراوانی قابل ملاحظه چنین عملی در سیره پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سنین مختلف کودکان

است. گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله حسنین علیهما السلام را بر دوش خود سوار می کرد و با شادمانی ویژه آن دو را به مسجد می برد. (امالی شیخ صدوق، ص 437) گاهی آن ها را به مسجد می برد و کنار خود می نشاند و مرتباً آن دو را می بوسید.

حَجَجْتُ فِي بَعْضِ السِّنِينَ فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ رَسُولِ اللهَ صلى الله عليه و آله فَوَجَدْتُ رَسُولَ اللهِ جَالِساً وَ حَوْلَهُ غُلَامَانِ يَافِعَانِ وَ هُوَ يْقَبِّلُ هَذَا مَرَّةً وَ هَذَا أُخْرَى. (بحار الانوار، ج 43، ص 314) گاهی حسنین علیهما السلام در هنگامه نماز، سوار بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله می شدند و وقتی دیگران می خواستند جلوگیری کنند، پیامبر صلی الله علیه و آله به آن ها اجازه چنین کاری را نمی داد.

رَأَيْتُ رَسُولَ الله صلى الله عليه و آله يُصَلِّي فَسَجَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ علیه السلام فَرَكِبَ ظَهْرَهُ وَ هُوَ سَاجِدٌ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْن علیه السلام فَرَكِبَ ظَهْرَهُ مَعَ أَخِيهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ فَثَقُلَا عَلَى ظَهْرِهِ فَجِئْتُ فَأَخَذْتُهُمَا عَنْ ظَهْرِهِ وَ ذَكَرَ كَلَاماً سَقَطَ عَلَى أَبِي يَعْلَى وَ مَسَحَ عَلَى رُءُوسِهِمَا. (كشف الغمه، ج 1، ص 527) گاهی در نماز جماعت، پیامبر صلی الله علیه و آله قدری سجده اش را طول می داد. مردم بعد از نماز علّت را از پیامبر صلى الله عليه و آله جویا شدند. حضرت فرمود: فرزندم در حال سجده، بر پشتم سوار شد. نخواستم در سر برداشتن از سجده شتاب کنم. آن قدر صبر کردم تا کودک، خودش از پشتم پیاده شود.

فَلَمَّا قَضَى رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله الصَّلَاةَ قَالَ النَّاسُ يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّكَ سَجَدْتَ بَيْنَ ظَهْرَانَىْ صَلَاتِكَ سَجْدَةً أَطَلْتَهَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ قَدْ حَدَثَ أَمْرٌ أَوْ أَنَّهُ يُوحَى إِلَيْكَ قَالَ كُلُّ ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ وَلَكِنَّ ابْنِي ارْتَحَلَنِي فَكَرِهْتُ أَنْ أُعَجِّلَهُ حَتَّى يَقْضِيَ حَاجَتَهُ. (السنن الکبری، ج 1، ص 171) گاهی حسنین علیهما السلام به مسجد می آمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از نماز، آن دو را روی پای مبارک خود قرار می داد. عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله يُصَلِّي فَجَاءَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام فَارْتَدَفَاهُ فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ أَخَذَهُمَا أَخْذاً رَفِيقَاً فَلَمَّا عَادَ عَادَا فَلَمَّا انْصَرَفَ أَجْلَسَ هَذَا عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْمَنِ وَ هَذَا عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْسَرِثُمَّ قَالَ... (الارشاد، ج 2، ص 28)

گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله با شنیدن صدای گریه حسن و حسین علیهما السلام از منبر فرود می آمد و به سوی آن ها می شتافت.

أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله بُكَاءَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ هُوَ عَلَى الْمِنْبَرِفَقَامَ فَزِعاً... (المناقب، ج 3، ص 385)

گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله در حال سجده بود و امام حسین علیه السلام وارد مسجد می شد و از لابه لای جمعیت خود را به پیامبر صلى الله عليه و آله می رساند و بر دوش حضرت سوار می شد. پیامبر صلی الله علیه و آله هم در حالی که او را بر دوش خود نگه می داشت، دست مبارکش را پشت کمرش می گذاشت تا

کودک نیافتد و در همین حال نماز را ادامه می داد.

كَانَ الْحُسَيْنُ علیه السلام يَجِيءُ إِلَى رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله وَ هُوَ سَاجِدٌ فَيَتَخَطَّى الصُّفُوفَ حَتَّى يَأْتِي النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فَيَرْكَبَ ظَهْرَهُ فَيَقُومُ رَسُولُ اللَّ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى ظَهْرِ الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ يَدَهُ الْأُخْرَى عَلَى رُكْبَتِهِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ. (کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج 2، ص 735) شبیه همین مطلب در مورد امام حسن علیه السلام در منابع اهل تسنن نقل شده است. (تاریخ مدینه دمشق، ج 13، ص 178) گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله بر فراز منبر در حال خطابه بود که امام حسن علیه السلام از او بالا می رفت و بر گردن پیامبر صلی الله علیه و آله سوار می شد و دو پای او بر روی سینه پیامبر صلی الله علیه و آله آویخته می شد. پیامبر صلی الله علیه و آله هم او را بر دوش خود نگه می داشت تا خطبه به پایان برسد.

كَانَ الْحَسَنُ علیه السلام يَأْتِيهِ وَ هُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ يَخْطُبُ فَيَصْعَدُ إِلَيْهِ فَيَرْكَبُ عَلَى عَاتِقِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَ يُدْلِى رِجْلَيْهِ عَلَى صَدْرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله حَتَّى يُرَى بَرِيقُ خَلْخَالِهِ وَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله يَخْطُبُ فَيُمْسِكُهُ كَذَلِكَ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ خُطْبَتِه. (كتاب سليم بن قيس الهلالی، ج 2، ص 735) گاهی پیامبر بر منبر خطبه می خواند که حسن و حسین علیهما السلام وارد مسجد می شدند و پیامبر صلی الله علیه و آله خود از منبر فرود می آمد و آن دو را بلند می کرد و پیشاپیش خود قرار می داد.

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله يَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ فَجَاءَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ عَلَيْهِمَا قَيصَانِ أَحْمَرَانِ يَمْشِيَانِ وَ يَعْثُرَانٍ فَنَزَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله مِنَ الْمِنْبَرِ فَحَمَلَهُمَا وَ وَضَعَهُمَا بَيْنَ يَدَيْهِ. (سنن ترمذی، ج 5، ص 324 و سنن نسائی، ج 3، ص 193) «گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام سخنرانی حسنین را با خود بر روی منبر می برد و آنان را روی زانوان خویش می نشاند.» (مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 354)

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله برای گروهی نماز می خواند و حسین علیه السلام که بسیار کوچک بود نزدیک پیامبر قرار داشت. هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله به سجده می رفت حسین علیه السلام سوار بر پیامبر صلى الله عليه و آله می شد و پاهای خود را تکان می داد. هنگامی که پیامبر صلى الله عليه و آله می خواست بر خیزد او را به کنار خود می گذاشت و هنگامی که دوباره به سجده می رفت همین کار تکرار می شد. شخصی به پیامبر صلی الله علیه و آله اعتراض کرد که تو به گونه ای با کودکان برخورد می کنی که ما هیچ گاه چنین نکرده ایم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آگاه باشید! اگر به خدا و فرستاده اش ایمان دارید، باید به کودکان ترحم کنید و برخوردی عاطفی داشته باشید. أَمَا لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ لَرَحِمْتُمُ الصِّبْيَانَ. (المناقب، ج 4، ص 71)

امام صادق علیه السلام می فرماید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به نماز ایستاد و حسین علیه السلام در کنار او بود. پیامبر صلی الله علیه و آله هفت تکبیر گفت تا حسین علیه السلام به زبان بیاید. پیامبر صلی الله علیه و آله هفتمین تکبیر را که گفت، حسین علیه السلام آن را تکرار کرد. إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه و آله كَانَ فِي الصَّلَاةِ وَ إِلَى جَانِبِهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فَكَبَّرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله فَلَمْ يُحِرِ الْحُسَيْنُ التَّكْبِيرَوَ لَمْ يَزَلْ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله يُكَبِّرُ وَ يُعَالِجُ الْحُسَيْنُ التَّكْبِيرَ وَ لَمْ يُحِرْ حَتَّى أَكْمَلَ سَبْعَ تَكْبِيرَاتٍ فَأَحَارَ الْحُسَيْنُ التَّكْبِيرَ فِي السَّابِعَةِ. (علل الشرایع، ج 2، ص 331)

2. رفت و آمد هدفمند کودکان به مسجد

دیگر گزارشات تاریخی و روایی نشان می دهد که در دورانی از سنین کودکی، رفت و آمد کودکان به مسجد بسیار هدفمند و با تدبیر ویژه انجام پذیرفته است. امام حسن علیه السلام در سن هفت سالگی در مجلس پیامبر صلى الله عليه و آله حاضر می شد و قرآن را می شنید و حفظ می کرد. آن گاه نزد مادرش می آمد و آن چه را که حفظ کرده بود بیان می کرد. هر وقت امام علی علیه السلام نزد حضرت فاطمه سلام الله علیها می آمد آیات قرآن را از آن بانو می شنید. امیر المؤمنین علیه السلام می فرمود: یا فاطمه! این مطلب را از کجا می گوئی؟ می فرمود: پسرت حسن برایم گفته.

أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ علیه السلام كَانَ يَحْضُرُ مَجْلِسَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنِينَ فَيَسْمَعُ الْوَحْيَ فَيَحْفَظُهُ فَيَأْتِي أُمَّهُ فَيُلْقِی إِلَيْهَا مَا حَفِظَهُ كُلَّمَا دَخَلَ عَلِيٌّ وَجَدَ عِنْدَهَا عِلْماً بِالتَّنْزِيلِ فَيَسْأَلُهَا عَنْ ذَلِكَ فَقَالَتْ مِنْ وَلَدِكَ الْحَسَنِ. (المناقب، ج 4، ص 7)

3. پاسخ به دو اشکال

ممکن است گفته شود بردن حسنین علیهم السلام به مسجد به دلیل مقام عصمت آن ها بوده و این مسئله نمی تواند دلیلی بر رجحان آوردن دیگر کودکان به مسجد باشد. اما پاسخ این است که این عمل را پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که به تعبیر قرآن اسوه نیکو برای مردم است، بارها و بارها در پیش روی مردم انجام داده و هیچ گاه خود را تافته جدا بافته معرفی نکرده و همیشه همانند دیگران عمل کرده است. بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله با عمل خود حکم جواز آوردن کودکان به مسجد را صادر کرده است.

ممکن است گفته شود که برخی از این روایات از منابع اهل تسنن و برخی دیگر که از منابع شیعی نقل شده، دچار ضعف سندی است.

اما پاسخ این است که اولاً کثرت این گزارشات که تنها به بخشی از آن اشاره شد، ما را

به این اطمینان می رساند که رفت و آمد کودکان به مسجد در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله امری عادی بوده و نهیی در کار نبوده است. ثانیاً اکثر این روایات در کتب معتبر و گاه با سند صحیح نقل شده اند. همانند روایت اول (کوتاه کردن نماز به دلیل گریه کودک) که در کتاب شریف کافی و با سند صحیح نقل شده است.

ثالثاً اگر این روایات تنها در منابع کم اعتبار شیعی و با سند ضعیف نقل شده بود، احتمال جعل از سوی غالیان، متصور بود. اما بسیاری از این نقل ها در کتب روایی و تاریخی اهل تسنن نقل شده که هیچ انگیزه ای برای جعل در میان آن ها متصور نیست.

4. تعارض میان سیرة پیامبر صلی الله علیه و آله با روایت نهی
اشاره
اشاره

باید توجه داشت که حوادثی که در قالب گزارشات و روایات تاریخی نقل شد، در سنین مختلفی رخ داده است. برخی از این رخدادها مربوط به زمانی است که کودک هنوز به زبان نیامده و حدوداً دو یا سه ساله است. برخی مربوط به زمانی از دوران کودکی است که سوار شدن بر دوش پدر بزرگ برای کودک جذابیت دارد و احتمالا سن کودک، حداکثر چهار یا پنج ساله است. برخی از حوادث حاکی از آن است که کودک به آرامی کنار پیامبر صلى الله عليه و آله نشسته و از بازیگوشی کودکانه خبر چندانی نیست و یا این که کودک با اشتیاق به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله گوش داده و پس از حفظ، آن مطالب را برای مادر بیان می کند. این موارد هم می تواند برای سن شش یا هفت سالگی باشد.

1-4. تعارض جدی میان دو دسته از روایات و ترجیح روایات سیره بر روایت کراهت

با این مقدمه باید گفت که ظاهراً میان سیرة معصوم با روایت کراهت، تعارضی جدی وجود دارد. چرا که هیچ یک از ملاک های پیش گفته در روایت نهی، در سیرة معصوم رعایت نشده است.

به بیان دیگر هر یک از ملاک هایی که در باب روایت نهی گفته شد، مربوط به سن خاصی از کودکان است که ممکن است در گروهی از آن ها ظهور و بروز داشته باشد. اما در سیرة معصوم، آوردن کودکان در تمامی سنین وجود دارد و هیچ محدودیتی در آن مشاهده نمی شود.

برای نمونه یکی از ملاک هایی که در بخش پیشین گفته شد، «حفظ حریم طهارت مسجد» بود که بیش ترین احتمال آن در مورد نوزادان و کودکان کم سن و سال است. اما

همان طور که گفته شد، پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها از آوردن چنین کودکی نهی نکرده بلکه با ترحم نسبت به آن ها، نماز را زودتر به پایان رسانده است.

یکی دیگر از ملاک های پیش گفته مزاحمت برای عبادت نمازگزاران بود که معمولاً در سن و سال کم تر از پنج یا شش سال صورت می گیرد. اما پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها در برابر مزاحمت های معمول کودکانه، موضع نگرفته بلکه ترحم و خویشتنداری در برابر آن را سزاوار دانسته است. مزاحمت هایی که گاه از حال عادی هم خارج شده و نماز جماعت و یا سخنرانی را تحت الشعاع خود قرار داده است.

بنابراین به نظر می رسد که میان روایات سیره و روایت کراهت، تعارضی جدی وجود دارد که به راحتی قابل انحلال نیست. پس باید یک گروه از این روایات را بر دیگری ترجیج داد و گروه دیگر را به ناچار کنار نهاد.

اما در این که کدام گروه را بر دیگری ترجیح بدهیم روشن است که: انبوه روایات سیره، قدرت آن را دارد که دو روایت ضعیف السند نهی را کنار بزند و خود بر مسند بنشیند.

2-4. وجه جمع میان روایات در صورت عدم پذیرش رجحان روایات سیره

البته باید توجه داشت که دو روایت کراهت اگر چه ضعیف السند هستند اما جابر ضعف خود را که عمل فقهای پیشین به آن باشد، همراه خود دارند. با این وجود اگر اصرار بر یافتن وجه جمع هم باشد، باید گفت که اصل اولی در این موضوع، استحباب و یا اباحه آوردن کودکان به مسجد است. مگر آن که کودک رفتار آزار دهنده ای داشته باشد و آداب مسجد و طهارت آن را آن چنان تحت الشعاع قرار دهد که باعث هتک حرمت مسجد گردد. در چنین شرایطی آوردن کودک به مسجد کراهت خواهد داشت. البته رفتار پیامبر صلى الله عليه و آله نشان می دهد که احراز چنین مسئله ای بسیار دشوار است و به راحتی با یک مزاحمت ساده نمی توان کودکی را از آمدن به مسجد محروم کرد. ظاهر این گزارشات حاکی از آن است که نمازگزاران باید سعه صدر بیش تری داشته باشند و رفتارهای کودکانه بچه های مسجد را مزاحمتی جدی به حساب نیاورند. چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان امام جماعت و یا سخنران، بالا رفتن کودکان از دوش خود را در حین نماز و سخنرانی، مزاحمت به حساب نمی آورده و نه تنها از آمدن کودک به مسجد پرهیز نمی کرده، بلکه با ادامه سخنرانی و نماز، چنین رفتارهایی را عادی انگاشته است.

5. راهکارهای پیشنهادی برای برطرف نمودن کراهت احتمالی
اشاره
اشاره

در صورتی که اولویت روایات سیره نسبت به روایت کراهت را نپذیریم و به دنبال وجه جمع میان اخبار باشیم باید آوردن گروهی از کودکان را به مسجد مکروه بدانیم. اما با این حال می توان با برطرف نمودن نگرانی های موجود در روایت کراهت از این مانع نیز عبور کرد. برخی از آموزه های دینی هم موید این نکته است که به جای پرهیز از ورود کودکان به مسجد باید به فکر راه چاره و بر طرف نمودن ملاک های مانعیت بود. جابر می گوید:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصِّبْيَانِ إِذَا صَفُّوا فِي الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ قَالَ لَا تُؤَخِّرُوهُمْ عَنِ الصَّلَاةِ وَ فَرِّقُوا بَيْنَهُمْ؛ از امام باقر علیه السلام در مورد کودکانی که در نماز واجب شرکت می کنند، سؤال کردم. حضرت فرمودند: آنان را در قسمت عقب صفوف قرار ندهید. بلکه آنان را در میان بزرگسالان پراکنده سازید.» (تهذیب الأحكام، ج 2، ص 380) بنابراین حتی اگر کراهت مذکور را بپذیریم می توان با رفع موانع موجود و یافتن چاره ای مناسب، مسجد را برای حضور تمامی کودکان مهیا کرد و موضوع کراهت را از اساس برطرف نماییم. به بیان دیگر حتی اگر حکم بر جای خود باقی باشد می توان با برطرف کردن موضوع، از قرار گرفتن در حکم خارج شد.

یکی از ملاک های کراهت «حفظ حریم طهارت مسجد» بود. اما همان طور که گفته شد در دوره کنونی زندگی بشری تقریباً چنین مسئله ای نگران کننده نیست. زیرا لباس های پیش دارنده کنونی، نگرانی نجاست مسجد را برای کودکانی که چنین احتمالی برای آن ها متصور هست، بر طرف می کند.

اما نگرانی دیگر «حفظ حریم عبادی مسجد» بود. به جز والدین که خود مأمور حفظ و نگهداری کودکان در محیط مسجد هستند می توان سه راهکار دیگر برای این مسئله در نظر گرفت.

1-5. مدیریت و آموزش کودکان در قالب فعالیت های فرهنگی

اول این که معمولاً مساجد فعالیت های گوناگون فرهنگی- دینی برای سنین مختلف کودکان و نوجوانان دارند که همین مسئله می تواند در سازماندهی کودکان در محیط مسجد تأثیر گذار باشد. این فعالیت های جانبی اگر به صورت صحیح انجام شود از کودک پر جنب و جوش، یک مسجدی فعال و متدین می سازد. گذشته از این که آموزش کودکان برای حضور

در محیط مسجد و تربیت آن ها برای پشتیبانی فعالیت های عبادی مسجد نیز در همین قالب میسر خواهد بود.

2-5. قرار دادن مسئول نظم کودکان در مسجد

دوم این که به صورت مجزا نیز می توان فردی خوش سیما، خوش صحبت و خوش برخورد را مسئول نظم کودکان در مسجد قرار داد تا در صورت برهم ریختن نظم مسجد، مدیریت کودکان را بر عهده بگیرد.

3-5. فراهم آوردن اتاق بازی برای کودکان کوچک تر

سوم این که برای عده ای از کودکان آن هم در سنینی خاص که در داخل مسجد راهکاری برای نگهداری آن ها موجود نیست، می توان اتاقی مخصوص فراهم کرد تا در آن جا به بازی و شادمانی خود مشغول باشند. البته به نظر می رسد که این اتاق باید در نزدیک ترین مکان ممکن به صحن اصلی مسجد قرار داشته باشد تا هم والدین، نگران کودک خود نباشند و هم کودک، حسّ حضور در مسجد را فراموش نکند. باید مراقب بود فراهم آوردن چنین محیطی کودک را از محیط اصلی مسجد دور نکند و او را به بهانه بازی به طور دائم از عبادت دور نسازد. بنابراین چنین مکانی باید برای کودکان کم سن و سال باشد و اگر برای کودکان با سنین بالاتر هم برنامه ای تنظیم می شود، نباید در هنگامه نماز و مراسمات اصلی مسجد انجام گیرد. پس برای کودکان بزرگ تر می توان محیط را ساعتی پیش یا از نماز جماعت فراهم کرد و به همین بهانه آن ها را با محیط عبادی و نظم مخصوص آن نیز آشنا ساخت.

6. بررسی دیگر آموزه های دینی مرتبط با موضوع
اشاره
اشاره

دستیابی به دیدگاه اصلی شارع در یک موضوع و یا به دست آوردن مراد جدّی متکلم در یک فرع فقهی، کاری دشوار است که باید با بررسی همه جانبة آن موضوع، صورت پذیرد. برای به دست آوردن تصویری تمام نما از دیدگاه شارع در یک موضوع، نمی توان به صورت جزیره ای عمل کرد و تنها به سراغ روایات آن باب رفت و دیگر آموزه های دینی مرتبط با موضوع را به حال خود رها کرد. بنابراین، به جز بررسی روایاتی که به صورت مستقیم با موضوع بحث در ارتباط اند، باید تعالیم و آموزه های دیگر را نیز در نظر داشت و از روح حاکم بر مبانی دینی هم غافل نماند.

1-6. مسجد تأمین کنندة وظایف والدین در برابر فرزندان

در مورد موضوع مذکور نیز با این که تا به این جا تقریباً به مطلوب رسیده ایم اما توجه به دیگر آموزه های دینی بر اتقان تحلیل ما خواهد افزود.

از آیات و روایات فراوانی که پیرامون مسئله خانواده و تربیت فرزند در دست ما است، چنین بر می آید که والدین نسبت به فرزندان خود وظایف متعددی دارند که برخی از آن ها عبارتند از:

1- تربیت فرزند؛

2- آموزش مسائل مورد نیاز فرزندان؛

3- آموزش مسائل دینی به فرزندان؛

4- مراقبت فرزندان در برابر انحرافات اعتقادی؛

5- تمرین دادن کودکان به عبادت پیش از دوران تکلیف؛

6- قرآن آموزی به فرزندان از سنین کودکی؛

7- یافتن محیطی مناسب برای فعالیت های مختلف علمی، فرهنگی، تفریحی و...

این ها تنها بخشی از وظایف والدین و جامعه در قبال کودکان و نوجوانان مسلمان است که به صراحت در آیات و روایات متعدد مطرح گردیده است. اما جالب است که بدانیم امیر مؤمنان علی علیه السلام مسجد را داروی تربیتی تمامی این دغدغه ها معرفی کرده و این پایگاه دینی را پاسخگوی اکثر نیازهای معنوی و دینی مسلمانان دانسته است.

شیخ صدوق در روایتی صحیح السند از امیرمؤمنان علی علیه السلام چنین نقل می کند که حضرت بارها (کان یقول) می فرمودند:

مَنِ اخْتَلَفَ إِلَى الْمَسَاجِدِ أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَانِ: أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللهِ، أَوْ عِلْمِاً مُسْتَظْرَفاً، أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً، أَوْ رَحْمَةٌ مُنْتَظَرَةً، أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى، أَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى، أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً خَشْيَةً، أَوْ حَيَاءً؛ هر کسی که به مسجدها (پی در پی) رفت و آمد داشته باشد یکی از این هشت (موهبت) به او می رسد: برادر مؤمنی که در راه خدا به او فایده رساند، یا دانشی ارزشمند و تازه، یا (دلیل و) نشانه ای محکم و استوار، یا رحمتی که از حضرت حق انتظار داشته (به او می رسد)، یا سخن حکمت آمیزی که او را از کارهای پست و نکوهیده باز دارد، یا سخن هدایت گری که او را به کارهای خیر راهنمائی کند، می شنود، یا ترک گناه از بیم الهی و یا ترک گناه به خاطر حیا و شرم.» (الخصال، ج 2، ص 409)

بنابراین مسجد بهترین محیطی است که می تواند دغدغه های گوناگون والدین در مورد فرزندانشان را لباس عمل بپوشاند و تربیتی شایسته را بر پایه مباحث دینی برای آن ها فراهم کند.

2-6. خطر محیط های رویاروی مسجد و وجوب ارتباط كودكان با مسجد

روشن است که والدین هر چقدر هم که معتقد باشند، اگر درهای مسجد را به روی کودکانشان بسته ببینند، بالاجبار زیور زندگی خود را به محیطی دیگر می فرستند. محیط هایی که گاه ممکن است هم عرض مسجد قرار گرفته و مدعی تربیت دینی هم باشند.

این نکته پراهمیت در نگاهی کلان و عمیق تر محیط هایی هم چون خانقاه و عبادتکده های انحرافی را به ما نشان می دهد که در عرض مسجد اما رویاروی آن، جوانان مؤمن را به انحراف و کژی می کشاند.

مسلماً غفلت ما از کودکان، حداقل در دوران کنونی پیامدی جز خسارت و از دست دادن دل های پاک آن ها نخواهد داشت.

3-6. حكم ثانوی در مسئله، در صورت پایبندی به کراهت

بنابراین حتی اگر وجوب یا استحباب آوردن کودکان به مسجد را از گزارشات سیره و روایات مذکور دریافت نکنیم، باید به تناسب شرایط کنونی به آن پایبند باشیم. به بیان دیگر بر فرض آن که حکم اولی برای آوردن کودکان به مسجد، کراهت باشد، اما هجمه سنگین فرهنگی دشمن علیه کودکان و جوانان مسلمان در دوران کنونی، حکمی ثانویه ایجاد می کند که جز بردن کودکان به مسجد ما را به وظیفه دینیمان منتهی نخواهد کرد.

فراموش نکنیم که تجربه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی هم ضرورت تربیت ریشه ای جامعه را از دوران کودکی به ما گوشزد می کند. چرا که دریای خروشان انقلاب، بدون جوانان انقلابی که از رودخانه های مواج مساجد سر بر آورده بودند، به هیچ وجه پدیدار نمی شد.

نتیجه گیری

1- در شش کتاب حدیثی شیعه دو روایت هم مضمون آمده است که در آن از آوردن کودکان به مسجد نهی شده است.

2- بررسی سندی نشان می دهد که هر دو روایت ضعیف السند هستند. اما بنا بر قاعده تسامح در ادلّه سنن می توان از ضعف سندی آن چشم پوشید.

3- با توجه به قرائن، می توان گفت که مقصود روایت، تنها کودکان غیر ممیزی است که در مسجد قابل اعتماد نیستند.

4- اعتماد به کودک به تناسب احکام مسجد تعریف می شود که در دو موضوع «رعایت طهارت» و «حفظ حریم عبادی مسجد» خود را نشان خواهد داد.

5- امروزه با وجود لباس های پیش گیرنده، احتمال نجاست مسجد در اکثر کودکان وجود ندارد. بنابراین در دوران کنونی تنها مسئله «حفظ حریم عبادی مسجد» می تواند مصداق کراهت آوردن کودکان به مسجد باشد.

6- در سیرة پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام، هیچ گزارشی مبنی بر نهی آن ها از آوردن کودکان به مسجد وجود ندارد.

7- رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله در مواجهه با کسانی که کودکان خود را به مسجد آورده اند، حداقل حاکی از نوعی اجازه و یا رضایت است.

8- پیش قدم شدن پیامبر صلی الله علیه و آله در آوردن نوادگان و کودکان خود به مسجد و کثرت چنین رفتاری از سوی ایشان، اگر نگوییم نشانگر حسن انجام چنین کاری است و دلالت بر وجوب یا استحباب آن دارد، قطعاً نشان دهنده مباح بودن آن خواهد بود.

9- آوردن کودکان به مسجد که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله انجام شده در سنین مختلف کودکان بوده است. بنابراین جای وجه جمعی میان این دسته از گزارشات با روایت نهی باقی نمی ماند. بنابراین حکم به استحباب یا اباحه آوردن کودکان به مسجد بر کراهت ترجیح دارد.

10- اگر اصرار بر یافتن وجه جمع میان این دو دسته از روایات باشد، باید گفت که اصل اولی، استحباب و یا اباحه آوردن کودکان به مسجد است و حکم به کراهت مربوط به کودکانی است که حرمت «طهارت» و «روح عبادی مسجد» را حفظ نمی کنند.

11- از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله بر می آید که آن حضرت، رفتارهای معمول و مزاحمت های عادی

کودکان را مزاحمتی جدی برای حریم مسجد به حساب نمی آورده و گویا با عمل خویش دیگران را به سعه صدر بیش تر واداشته است. پس با هر مزاحمتی نمی توان حکم به کراهت کرد.

12- حتی در صورت پذیرش روایت کراهت نیز می توان راهکارهایی برای بر طرف کردن این مانع ارائه داد. آموزش کودکان در قالب فعالیت های فرهنگی، قرار دادن مسئول نظم کودکان در مسجد و فراهم آوردن اتاق بازی برای کودکان کوچک تر می تواند راهکاری برای «حفظ حریم عبادی مسجد» باشد و موضوع کراهت را از اساس حل کند.

13- بررسی دیگر آموزه های دینی نشان می دهد که والدین وظایف فراوانی در قبال فرزندان خود دارند که مسجد می تواند بهترین محیط برای تأمین این وظایف باشد.

14- هجمة گسترده فرهنگی از سوی دشمن به سمت کودکان مسلمان و خطر محیط های هم عرض مسجد ما را بر آن می دارد تا آوردن کودکان به مسجد را لازم بدانیم. بنابراین حتی اگر به حکم اولی آوردن کودکان به مسجد مکروه باشد، به حکم ثانوی و در شرایط کنونی جامعه حکم به لزوم یا استحباب و اباحه آوردن آن ها به مسجد خواهد شد.

منابع

1.

قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

2.

ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفريات (الأشعثيات)، تهران، مكتبة النينوى الحديثة، بی تا.

3.

ابن بابویه شیخ صدوق، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، تهران، کتابچی، 1376ش.

4.

ابن بابویه شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، 1362ش.

5.

ابن بابویه شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، 1385ش.

6.

ابن بابویه شیخ صدوق، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1413ق.

7.

ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، قم، مؤسسة آل البيت علیهم السلام، 1385ق.

8.

ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبي طالب: ، قم، علامه، 1379ق.

9.

ابن عساکر، علی بن حسین، تاريخ مدينة دمشق، بیروت، دارالفکر، 1404ق.

10.

ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.

11.

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر، 1414ق.

12.

احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بی تا.

13.

احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا.

14.

اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، تبریز، بنی هاشمی، 1381ق.

15.

بحرانی، یوسف بن احمد بن ابراهيم، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1405ق.

16.

حلّی، ابن ادریس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوى لتحرير الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1410ق.

17.

حلی، علامه حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1410ق.

18.

حلی، علامه حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، تذكرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1419ق.

19.

حلی، علامه حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1413ق.

20.

حلی، علامه حسن بن يوسف بن مطهر اسدی، منتهى المطلب في تحقيق المذهب، مشهد، مجمع

البحوث الإسلامية، 1412ق.

21.

حلّی، محقق نجم الدین جعفر بن حسن، المختصر النافع في فقه الإمامية، قم، مؤسسة المطبوعات الدينية، 1418ق.

22.

حلّی، محقق نجم الدین جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر، قم، مؤسسة سيد الشهداء عليه السلام، 1407ق.

23.

حلّی، محقق نجم الدین جعفر بن حسن، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1408ق.

24.

خمینی، سید روح الله موسوی، توضیح المسائل مراجع، چاپ هشتم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1424ق.

25.

راغب أصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، 1412ق.

26.

سبزواری، محقق محمد باقر بن محمد مؤمن، كفاية الأحكام، بی تا.

27.

شهید اول، محمد بن مکی عاملی، البیان، قم، محقق، 1412ق.

28.

شهید اول، محمد بن مكى عاملى، الدروس الشرعية في فقه الإمامية، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.

29.

شهید اول، محمد بن مکی عاملی، النفلية، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1408ق.

30.

شهید اول، محمد بن مکی عاملی، ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، ، قم، مؤسسه آل البيت علیهم السلام.

31.

شهید ثانی، زین الدین بن علی بن احمد عاملی، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، كتابفروشي داوری، 1410ق.

32.

شهید ثانی، زین الدین بن علی بن احمد عاملى، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامية، 1413ق.

33.

طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق.

34.

طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، 1387ق.

35.

طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، بیروت، دار الکتاب العربی، 1400ق.

36.

طوسی، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، تهران، دار الكتب الإسلاميه، 1407ق.

37.

عاملی، جواد بن محمد حسینی، مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلاّمة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1419ق.

38.

عاملی، صاحب مدارك، محمد بن على موسوى، مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام، بيروت، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1411ق.

39.

فاضل هندی، محمد بن حسن بن محمد اصفهاني، كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1416ق.

40.

فراهیدی، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت، 1409ق.

41.

فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی.

42.

کرکی، محقق ثانی، علی بن حسین عاملی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البيت علیهم السلام، 1414ق.

43.

کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407ق.

44.

مجلسی اول، محمد تقی بن مقصود علی اصفهانی، روضة المتقين فى شرح من لا يحضره الفقيه، قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور، 1406ق.

45.

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق.

46.

محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، بیروت، دارالفکر، 1403ق.

47.

مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1403ق.

48.

نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشي، قم، مؤسسة انتشارات اسلامی، 1365ش.

49.

نسائی، احمد بن شعیب، سنن نسائی، بیروت، دارالفکر، 1348ق.

50.

هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، قم، الهادی، 1405ق.

51.

یزدی، سید محمد کاظم بن عبد العظیم طباطبائی، العروة الوثقى، بيروت، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، 1409ق.

بررسی جاذبة رفتاری اهالی مسجد در جذب و حفظ کودکان و نوجوانان/ ابراهیم نعیمی

اشاره

*بررسی جاذبة رفتاری اهالی مسجد در جذب و حفظ کودکان و نوجوانان/ ابراهیم نعیمی (1)

اشاره


1) استادیار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی. Email :nueimi@atu.ca.ir

چکیده

اشاره

هدف از نگارش این مقاله بررسی جاذبة رفتاری اهالی مسجد در جذب و حفظ نوجوانان است. روش تحقیق به صورت کتابخانه ای، همراه با حضور میدانی در تعدادی از مساجد و مصاحبه با اعضای هیئت امنا و تعدادی از نوجوانان، برای کسب اطلاعات عینی است.

مسجد در شرایطی می تواند نقش خطیر پرورش و انسان سازی خود را در تربیت دینی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتّی نظامی ایفا نماید که بتواند به عنوان یک سیستم فعّال و پویا در جامعه حضور زنده ای داشته باشد و این زنده بودن با حضور کودکان، نوجوانان و جوانان، اثر بخشی فکری، شناختی و رفتاری خود را در عمل نشان دهد. مجموعه عوامل ده گانه ای در این خصوص مؤثرند که از بین عوامل یاد شده، عوامل مؤثر در جاذبه های رفتاری اهالی مسجد مورد بررسی و تبیین قرار گرفت. ابتدا به بررسی ابعاد و مختصات موردنظر از نوجوان پرداخته شد و ویژگی هایی که فرد در این دوره دارد بیان گردید، به خصوص به شرح و بسط اجمالی نیازهای اساسی نوجوان پرداخته شد، تا با علم به این نیازها بتوان تحلیل روان شناختی دقیق تری از عوامل مؤثر در جذب نوجوانان در مسجد ارائه داد. سپس به تبیین دقیق تر اعتماد، راه کارهای ایجاد آن، مسئولیت و نحوة مسئولیت سپاری به نوجوانان و نیز به صورت میدانی علل عدم اعتماد هیئت امنای مساجد به نوجوانان بررسی گردید. نتایج حاصل از این تحقیق ارائه راهکارهایی برای ایجاد جاذبه رفتاری در اهالی مسجد (روحانی، هیئت امنا و سایر مسجدی های فعّال و مؤثر) ارائة اصول تعامل صحیح با نوجوانان و مسئولیت سپاری به نوجوانان بود. هم چنین اهالی مسجد با عنایت به نیازهای اساسی نوجوانان و تلاش در جهت ارضای آن نیازها در محیط سالم امکان جذب حداکثری نوجوانان به مساجد را دارند.

کلیدواژه ها: مسجد، نوجوان، اعتماد، مسئولیت، ارتباط، تعامل.

مقدمه

اشاره

اشاره

مسجد یک نظام اجتماعی بر مبنای اعتقاد است که ویژگی های خاص خود را دارد. این نظام اجتماعی مجموعه ای از قواعد و اصول را ابداع و برای اعضای خویش نقش های متنوعی تعیین می کند. هر مسجد دارای مرزهایی هست که چگونگی سازمان بندی و روابط بین افراد را در این سیستم تعیین می کند. مرزها عبارت از مقرراتی است که معیّن می کند چه کسی و چگونه جزء این زیر منظومه است. عملکرد یا نقش مرز، حراست از عمل متمایز سازی سیستم است.

این سیستم (مسجد) به عنوان اصلی ترین پایگاه اسلامی نقش مهمی در تربیت، آموزش و ایجاد نزدیکی بین اعضای خود که مسلمانان هستند، دارد. پایگاهی که همواره در روایات از آن به بزرگی یاد شده است. یکی از رسالت های پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله پس از دریافت وحی الهی و رسانیدن آن به مردم، ایجاد پایگاهی به نام مسجد بود تا مکانی برای عبادت و ذکر حق تعالی و تشکیل اجتماعات اسلامی و مردمی باشد. بعد از آن بود که مسلمین در صفوف وحدت بخش نماز جماعت که در مساجد برگزار می شد، روح تربیت و نشاط را در جامعه به وضوح مشاهده کردند. به طوری که اینک بعد از گذشت قرن های متمادی از پیدایش اسلام، مسجد نه تنها اعتبار و ارزش خود را حفظ کرده بلکه همواره در برهه های مختلف زمانی، نقش مهمی در تحوّلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشته است. در کشور ما مخصوصاً در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، مسجد مکانی برای بسیج نیروهای مردمی، آموزش، سازمان دهی و پشتیبانی نیروهای بسیجی و مردمی بوده، در این میان حضور جوانان در کنار سایر قشرهای مردم دیده می شود. حضور آنان در نمازهای جماعت و تشکیل حلقه های کمک های مردمی،

بسیج نیروهای اعزامی به جنگ، ایجاد رده های آموزشی و اموری مشابه، نقش مؤثرتری در رونق مساجد داشت، اما با گذشت زمان و سپری شدن آن روزهای سخت، نه تنها کار کرد مسجد در کشور تفاوت پیدا کرده، بلکه با کمرنگ شدن حضور جوانان در مساجد به علّت های مختلف، رونق روزهای گذشته را ندارد. متأسفانه در سال های بعد از جنگ تحمیلی به خاطر سهل انگاری، نبود برنامه ریزی صحیح و بی اعتنایی به این سنگر اسلامی، مسجد در گرایش و جذب جوانان ضعیف عمل کرده است. امروزه با تغییر نیازهای نسل جوان و تحوّل روحیات آن ها، نقش بارز مسجد به عنوان کانون تربیت دینی جوانان به روشنی مشخص می گردد. جوانی که امروزه در قرن بیست و یکم به سر می برد، جوانی است که با بحران معنویّت و هویّت دینی و فرهنگی روبرو است و با هجمه فرهنگی بیگانگان دست و پنجه نرم می کند. بر همه ما لازم است تا از پیشرفت چنین ویروس خطرناکی جلوگیری کنیم. پس از این جاست که مسجد می تواند به روح پرسشگر و کنجکاو نوجوان، پاسخی درخور و متناسب با نیازهایش بدهد و الگوی شایسته ای از دین و فرهنگ ایرانی- اسلامی به او معرفی کند. (دژبانی (1389)

از طرف دیگر برای همه کسانی که به هر نحو در ارتباط با کودکان و نوجوانان کار می کنند، پاسخ به این سؤال مهم است که چه رفتاری را باید با نوجوان در پیش بگیرند که ضمن جذب نوجوان، شرایط ادامة همکاری مثبت وی را داشته باشند. برای دستیابی به اصول صحیح رفتار با نوجوانان، ابتدا نیازمند شناخت علمی و دقیق آن ها هستیم. این مرحله خود، کلید حل بسیاری از معضلات دوران نوجوانی است. به عنوان مثال بیش تر افراد بزرگسال، تغییر و تحوّلات روحی نوجوان را امری غیر عادی و نگران کننده توصیف می کنند و یا حتّی اغلب والدین از منفی گرایی فرزندان خود رنج می برند و آن را یک حادثه بزرگ و صرفاً مرتبط با خود تلقی می کنند، حال آن که به اقتضای سنّ بلوغ، بیش تر این امور طبیعی و مرحله ای گذرا و موقت است. (شرفی 1383) امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالرضِ الخاليَةِ ما أُلقیَ فيها مِن شَيْءٍ قَبِلَتهُ دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذری در آن افشانده شود، می پذیرد. (نهج البلاغه، نامه 31)

فرهنگ عمومی جامعة ما الهام گرفته از مکتب روح بخش اسلام است و این جامعه اسلامی لازم است بتواند فرهنگ، ارزش ها، باورها و اعتقادات خود را به نسل نوجوان و آینده سازان کشور منتقل نماید. یکی از مراکز بسیار مهم که می تواند این نقش را ایفا نماید، مسجد است. به دلیل آن که مردم در هر روز چند نوبت با مسجد سرو کار دارند. صدای اذان

و وقت نماز را از مساجد دریافت می کنند، برای نماز جماعت در مساجد حاضر می شوند، در جلسات قرآن و سخنرانی علما در مساجد حضور پیدا می کنند، در مراسمات مناسبتی خاصی که برگزار می شود و نیز در اعیاد، شهادت ها و در مراسم بزرگداشت در گذشتگان خود در مساجد حضور می یابند، لذا در صورت وجود جذّابیت در بخش های مختلف اعمّ از ظاهری و معماری و نیز در اهالی مسجد، هیئت امنا و روحانی، می توان اثر بخشی بسیار بیش تری را در ذهن و رفتار مخاطبان بر جای گذاشت. در حال حاضر پس از ورود به مسجد، با نگاهی گذرا به جمع حاضر می توان به راحتی مشاهده کرد که اکثر حاضرین، افراد مسن می باشند و از نسل جدید و نوجوانان تعداد انگشت شماری در مسجد حضور دارند. این مشاهده عینی، بیانگر این واقعیت است که متولّیان مسجد به عنوان یک عامل بسیار مه-م- البتّه در کنار سایر عوامل- نتوانسته اند در جذب نسل جدید برای حضور در برنامه های عبادی و مذهبی نقش کاملی را ایفا نمایند.

با حضور مرتب در مساجد می توانیم به وضوح مشاهده کنیم که فراوانی حضور مردم و به ویژه کودکان و نوجوانان در ایام سال در مسجد، از یک سیر ناودیسی و طاقدیسی برخوردار است. یعنی در ایامی مثل ماه محرم به ویژه در دهه اول و نیز ماه مبارک رمضان به ویژه در شب های پر برکت قدر، شاهد حضور حداکثری مردم (طاقدیسی) در مساجد هستیم، ولی در سایر ایام سال، شاهد حضور جمعی از مسجدی های همیشه در صحنه و به یک معنا حضور ناودیسی عموم مردم در مساجد هستیم. این موضوع بیانگر این واقعیت است که مردم اعتقاد درونی و قلبی خود را با همه هجمه ها، شبهات و مشقات هم چنان حفظ کرده اند و این باور درونی را در روزهای خاصی در طول سال به نمایش می گذارند؛ ولی متولّیان امور مسجد برای جذب ایشان، به خصوص کودکان و نوجوانان چه کارهایی را می توانند انجام دهند که شاهد حضور گسترده تر و همیشگی آن ها در مساجد باشیم.

از طرف دیگر کودکان و نوجوانان در سنین خاص رشد و بلوغ قرار داشته و در این سنین، شاهد رفتارهای پرخطر، تمایل به تجربه کردن، آزمون و خطا نمودن، استقلال خواهی، اثبات خود و مورد توجه قرار گرفتن توسط اطرافیان از سوی ایشان هستیم و اگر این تمایلات رشدی نوجوانان از سوی یک مرکز فعّال اعتقادی و فرهنگی مثل مسجد، در مسیر صحیح هدایت نشود، می توانیم آثار انحراف این نیروی فوق العاده را در جهات دیگر مشاهده کنیم، ضمن آن که افراد و مراکزی هم هستند که به صورت سازمان یافته و در صورتی که نوجوانانمان

را جذب نکنیم، آن ها جذبشان می کنند و به سوی هلاکت سوق می دهند. امام صادق می فرمایند: بادِروا أحداثَكُم بِالحَديثِ قَبلَ أَن تَسبِقَكُم إِلَيهِمُ المُرجِئَةِ به آموختن حديث به نوجوانانتان پیش از آن که منحرفین آنان را گمراه سازند، اقدام نمائید. (تهذيب الأحكام، ج8، 11، ح 30) امام خمینی رحمة الله در این ارتباط فرمایش حکیمانه و مدبّرانه ای دارند، ایشان می فرمایند «به نماز و مساجد اهمیّت دهید که پرونده های دادگستری مال بی نمازهاست و نماز خوان های واقعی در دادگستری پرونده ندارند، شیطان ها از مساجد و نماز می ترسند، آن ها می خواهند، از نماز جلوگیری کنند و بعد از خالی کردن سنگرها حمله کنند.» (صحیفة نور، جلد18)

این ضرورت ها موجب پیدایی این موضوع تحقیق شده است که سعی می کنیم در چند محور اصلی؛ بررسی و شناخت دقیق تر نوجوان، خصوصیات و ویژگی های نوجوانی و نیازهای اساسی این دوره، نقش مسئولیت سپاری به نوجوانان، چرایی عدم اعتماد متولّیان مساجد به نوجوانان، راه های تعامل و ارتباط مثبت و اثر بخش، صحیح و جذّاب، به این موضوعات پرداخته و در نهایت به جمع بندی جاذبه های رفتاری اهالی مسجد برای جذب و حفظ نوجوانان خواهیم رسید.

برای این که بتوانیم نوجوانان را به مساجد و شرکت در برنامه های متعدد آن، از جمله نماز جماعت و سایر برنامه های فرهنگی جذب کنیم باید به مجموعه ای از عوامل مؤثر و مهم در این زمینه، توجه داشته باشیم که شامل موارد زیر می باشد:

1.

شناخت دقیق نوجوان، ابعاد و مختصات، ویژگی ها و نیازهای اساسی او و تلاش در جهت عالمانه برخورد کردن با این سن خاص و روحیات حسّاس.

2.

مسجد، ساختار کلّی و معماری، محل جغرافیایی، داشتن یا نداشتن برخی امکانات جنبی مثل کتابخانه.

3.

هیئت امنا، ترکیب سنی، تحصیلی، اخلاقی و نحوة تعامل آن ها با سایرین به ویژه نوجوانان.

4.

روحانی، سن، سواد و تحصیلات، اخلاق و نحوة تعامل وی با نوجوانان.

5.

مؤلفه های اثر بخش در جذب نوجوانان که متناسب با نیازهای سن و سال و اقتضای حال ایشان است از جمله؛ اعتماد کردن به آن ها، مسئولیت سپاری به نوجوانان برای اثبات وجود و نیز نحوة تعامل صحیح و جذّاب که موجب گرایش ایشان با ایجاد یک احساس خوب و انگیزش درونی خواهد بود.

6.

پایگاه بسیج، ترکیب شورا و تصمیم گیرندگان اصلی، فعّالیت ها و برنامه های جذّاب که

بخشی از روحیّات هیجان خواه نوجوان را در محیطی سالم، جذب و پاسخگو باشد.

7.

برنامه های فرهنگی کانون های وابسته به مسجد از لحاظ تنوّع، تکثر و پاسخگویی به نیازهای نوجوانان.

8.

نگرش خانواده به مسجد و تشویق یا ممانعت از حضور نوجوانان در مساجد.

9.

نگرش اولیای مدرسه به مسجد محل و نحوة همکاری و تعامل با آن ها.

10.

جوّ دوستان و همسالان نوجوان، که همراه و مشوّق وی برای حضور در مسجد بوده یا مخالف و مسخره کننده وی هستند.

11.

نوع تبلیغات رسانه ها به ویژه صدا و سیما.

12.

ماهواره، فضاهای مجازی و تلفن همراه که امروزه به سرعت در حال گسترش بوده و بیش تر نوجوانان کنجکاو را نیز جذب کرده است.

با توجه به هدف اصلی این مقاله که بررسی جاذبه های رفتاری اهالی مسجد در جذب و حفظ نوجوانان هست، سعی می کنیم که بیش تر به ابعاد مرتبط با این مورد بپردازیم و از بسط سایر مؤلفه ها خودداری خواهیم کرد.

الف) نوجوان

روان شناسان برای فرآیند رشد انسان مراحلی را در نظر می گیرند که از شکل گیری انسان تا مرگ وی را در بر می گیرد. انسان در مراحل رشدی خود پس از دوران کودکی، دورة نوجوانی که در واقع دروازه ورود به دورة بزرگسالی است را تجربه می کند. در خصوص سن دقیق نوجوانی بین روان شناسان اتّفاق نظر قطعی وجود ندارد اما عموماً فاصلة بین سال های 12 تا 20 سالگی را دورة نوجوانی قلمداد می کنند. (شرفی 1383، سالاری فر 1391)

نجفی (1382) در پژوهش خود چنین بیان می کند که: نوجوانی دورة پیچیده ای از رشد انسان است و در واقع صرف نظر از دورة نوزادی، در هیچ دوره ای از زندگی، تغییرات به اندازة نوجوانی، رخ نمی دهد. در طی این دوره، نوجوان بلوغ را تجربه می کند که بر رشد جسمانی، فیزیولوژیکی و روان شناختی تأثیر می گذارد و تغییرات فراوانی در مفهوم خود صورت می گیرد، نوجوان بحران هویّت را تجربه می کند، مسائل و مشکلات عاطفی افزایش یافته و نوجوان به دنبال تعیین نقش جایگاه و مسئولیت خود در اداره زندگی است.

اریکسون (1950) اولین کسی بود که هویّت را به عنوان دستاورد مهم شخصیت نوجوانی و گامی مهم به سوی تبدیل شدن به انسانی ثمر بخش و خشنود، تشخیص داد. تشکیل هویّت عبارت است از مشخص کردن این که چه کسی هستید، برای چه چیزی ارزش قائلید، چه کسانی برای شما ارزش قائلند و چه مسیری را می خواهید در زندگی دنبال کنید. (برک 2007، ترجمه سید محمدی، 1391)

مارسیا (1993) نوجوان را هویّتی در حال رشد تعریف می کند، هویّتی که در حال تبیین و

تثبیت ساختار «من»، ساختار درونی و خود سازمان دهنده و پویایی آرزوها، اهداف، تجربیات، مهارت ها، باورها و تاریخچه فرد است. (به نقل از شهر آرا 1384) طبق نظر برزونسکی (1990) هویّت اساساً یک نظریه راجع به خویشتن است که شامل فرضیات، ساختارها و قیاس های منطقی منطبق با افراد است.

مینوچین (1974)، (ترجمه ثنایی، 1389) معتقد است هویّت مبتنی بر دو رکن است؛ احساس تعلّق و تمایز. گروتوانت و کوپر (1985) یادآور شده اند که چگونگی تعامل والدین، معلمان، همسالان و افراد مهم و مؤثّر در زندگی فرد، پیامدهای رفتاری ویژه ای را به همراه دارد. گلاسر (1975) معتقد است که نوجوان از طریق تعامل و درگیری عاطفی با اطرافیان به توسعه هویّت خود می پردازد، زیرا خصوصیات مشترکی دارند.

حال که به اجمال دانستیم ابعاد و مختصات نوجوان چیست و با بحث هویّت یابی که مؤلّفه های بسیاری در گذر از این بحران هویّت مؤثرند آشنا شدیم، می دانیم که نوجوان به دنبال کشف و تکمیل چه چیزی است، در نتیجه می توانیم قضاوت بهتری از شرایط او داشته باشیم تا با علم به این موارد بتوانیم سلامت روان نوجوان را در خانواده و جامعه (مسجد) تأمین کنیم. سلامت روان آیندة جامعه، در گرو تأمین سلامت روان کودکان و نوجوانان آن جامعه است که بزرگسالان آینده را تشکیل می دهند. سازمان بهداشت جهانی در سال 2001 مفهوم سلامت روان را شامل آسایش ذهنی، احساس خود توانمندی، خودمختاری، کفایت، درک همبستگی بین نسلی، شناخت و توانایی خود در محقّق ساختن ظرفیت های عقلی و هیجانی خویش می داند (اصغر نژاد 1377) تحقیقات نشان می دهد در بین عوامل مختلفی که در پرورش شخصیت سالم در کودکان و نوجوانان مؤثرند؛ اعتماد، استقلال دهی و مسئولیت سپاری و نحوة برخورد و تعامل با نوجوانان از مهم ترین و بنیادی ترین عوامل در رشد و سلامت نوجوانان به شمار می آید و خانواده جایی است که بذر هویّت، فرهنگ و شخصیت هر فرد در آن پایه ریزی شده و در مدرسه و مسجد تثبیت می شود. (کمال نسب 1385)

اگرچه بین مراحل مختلف زندگی حدّ فاصل وجود ندارد و رشد و نموّ انسان به هم پیوسته است، ولی تغییرات و تحوّلات دوران نوجوانی به اندازه ای بارز و مشخص هست که این مرحله از سن را به طور کلی از سایر مراحل متمایز می سازد. این تغییرات و تحوّلات نه تنها فیزیکی است بلکه در همه ابعاد زندگی فرد به وجود می آید و با مجموعه ای از خصائص قابل رؤیت و بررسی هست. (معتمدی 1383)

مجموعه خصوصیاتی که روان شناسان از لحاظ فیزیکی، روانی و اجتماعی برای دورة نوجوانی بر شمرده اند به صورت خلاصه شامل این موارد هست: 1. بلوغ؛ در این دوره تغییرات و تحوّلات سریع و عمیقی در جسم پدید می آید که سبب پیدایش خُلق و خو و رفتار جدیدی در فرد می شود. 2. توجه خاص به پوشش و وضع ظاهری 3. سن تکلیف و مسائل شرعی ناشی از آن 4. دورة آرمان گرایی 5. دورۀ انتقال برزخی 6. دورۀ هویّت یابی 7. تخیّل گرایی 8. دوستی های افراطی 9. بی ثباتی عاطفی 10. خواهش های متضاد 11. افراط در احساسات 12. ماجراجویی 13. توجه فزاینده به جنس مکمل 14. تعارض و تنش با خانواده 15. انتقاد نسبت به همه چیز و همه کس جز خودش 16. مشکلات رفتاری و درسی 17. زمینة ابتلا به آسیب های اجتماعی 18. کاهش نظارت خانواده و آزادی عمل بیش تر نوجوان (شعاری نژاد 1382)

ب) نیازهای اساسی نوجوان

اشاره

اشاره

برای این که بتوانیم نوجوانان را در برنامه ها و فعّالیت های مسجد جذب کنیم، لازم است که به این نکتة بسیار مهم روان شناختی توجه داشته باشیم که نوجوانان اصولاً دارای چه نیازهای اساسی هستند، زیرا با دانستن این نیازها، به شناخت بهتری از نوجوان که متناسب با ویژگی های شخصیتی هست، خواهیم رسید و در فعّالیت های مسجد توسط هیئت امناء و سایر اهالی مسجد، با علم به این شاخصه ها و تنظیم نحوة تعامل صحیح و جذّاب با اثر بخشی افزون تری می توانیم به جذب نوجوانان در برنامه ها و امور مسجد نائل شویم.

1. اثبات خود و ابراز وجود؛ نوجوان به شدّت نیازمند آن است که دیگران حضور او را قدر دانسته و ارج نهند و شخصیت او را به حساب آورند. این نوعی تمرین شخصیت برای او محسوب می شود که می خواهد در آینده ای نزدیک، به استقلال دست یابد و اتّکای خویش را از خانواده بردارد و متکی به خود شود. خانواده هایی که به این نیاز جامة عمل می پوشانند و به موقع پاسخگوی احتیاجات واقعی و اساسی شخصیت نوجوانان می شوند، کم تر در تقابل با نوجوانان خویش قرار می گیرند و این دوران را با آرامش بیش تری سپری می کنند. نوجوانان می خواهند خودی نشان دهند و به اصطلاح به اثبات ذات بپردازند تا برای بزرگسالی، دارای شخصیت مستقلی گردند. خانواده ها نیز باشخصیت دادن به آن ها و تأیید این جنبه مهم از نیازهایشان و نیز میدان را برای تجلی اثبات شخصیت ایشان فراهم کردن، به تعادل لازم دست می یابند. (شرفی، 1383)
2. نیاز به استقلال؛ در دورة نوجوانی وابستگی های عاطفی کم تر شده و به تدریج اتکای به

خود و ملحق شدن به گروه های اجتماعی بیش تر می شود. در این دوره نوجوان سعی می کند، تصمیمات زندگی خود را به صورت مستقل گرفته و آن ها را به انجام برساند. استقلال نوجوانان از ابعاد مختلفی قابل بررسی است از جهات عاطفی، اقتصادی، فکری و فردی. (کشاورزی 1386)

3. نياز به جلب توجه و احساس دیده شدن (پذیرش و مقبولیت)؛ از جمله نیازهای اساسی یک نوجوان این است که مقبول خانواده و اطرافیانش باشد. نوجوان باید احساس کند که موقعیت مطلوب و قابل قبولی در بین افراد مهم زندگی و اطرافیانش دارد. اهالی مسجد با توجه به مراوداتی که با نوجوانان برقرار می کنند و نیز سوابق ذهنی و تجربیّات شخصی که حاصل ارتباط با نوجوانان خودشان بوده است به برنامه عملی می رسند که بر اساس آن نوجوانان یک مسجد از موقعیت و جایگاه یکسانی در نزد ایشان برخوردار نیستند، بلکه برخی در شرایط بهتری قرار داشته و بعضی دیگر در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته اند و این احساس نامطلوب توسط نوجوان می تواند، منجر به کناره گیری و در نهایت جدایی نوجوان از مسجد شود.

ذکر چند نمونه از گفته های نوجوانان در این خصوص: «من خیلی در مسجد کار کردم ولی هیچ کس از من تشکر نمی کرد ولی همین که بلندگو از دستم به زمین افتاد و صدمه دید، مورد تحقیر همه واقع شدم و مرا بی دست و پا و بی عرضه لقب دادند.» «صورتم جوش های زیادی در آورده بود و یکی از بزرگان مسجد هر وقت که مرا می دید می گفت این جوش ها را تخلیه کن خیلی صورتت بدشکل شده، حالم را به هم می زند.» «وقتی که برای اولین و آخرین بار از بلندگو اذان گفتم، خیلی اضطراب داشتم و صدایم می لرزید و چند بار هم سرفه کردم، بعد از اذان چند نفر از پیرمردهای مسجد به من حمله کردند که این چه وضعی است؟ چرا اذان را مسخره کردی؟ بلد نیستی مگر مجبوری؟ کی به تو گفته بود که بروی و اذان بگویی؟»

4. احساس بزرگ شدن؛ نوجوانان از شنیدن مکرر «بچه» خسته شده اند و در سیر مراحل تکاملی خود دارای عجله و شتاب بیش تری هستند تا از این واژه جدا شده و فاصله بگیرند. آن ها دوست دارند به عنوان یک انسان بزرگ مورد توجه و احترام باشند و از شنیدن مکرر «اون بچه است»، «تو بچه ای»، «کار تو نیست»، «از پس این کار برنمی آیی» ملولند.
5. جلب اعتماد دیگران؛ نوجوان دوست دارد که مورد اعتماد واقع شود و به وی کاری سپرده شود که مهم است و در شرایط عادی این کار به افرادی بزرگ تر از سن او واگذار می شده است. لذا تمام تلاش خود را برای نشان دادن توانش جمع می کند تا بتواند این اعتماد را ارزش گذاشته و تقویت نماید.

6. نیاز به شهرت؛ یکی از نیازهایی که به خصوص در عصر حاضر با گسترش تبلیغات رسانه ای در بین نوجوانان گسترش بیش تری یافته است نیاز به مطرح شدن در جمع و کسب شهرت است. این نیاز برای نوجوانی که در حال استقلال خواهی هست به قدری جدّی است که گاهی اوقات برای حصول به آن انواع خطرات مختلف را به جان می خرد. اهالی مسجد می توانند متناسب با این نیاز نوجوان، اقدام به ترتیب دادن برنامه هایی نمایند که نوجوان با نشان دادن توان و لیاقت خود، این نیاز خود را نیز در جهت درست خود ارضا نموده و جذب فعّالیت های معنوی گردد.
7. نیاز به تعلق به گروه؛ در جریان رشد فردی و استقلال طلبی نوجوان و با کمرنگ شدن وابستگی به خانواده، نوجوان وارد گروه های همسالان و سایر گروه های اجتماعی مثل کانون ها، انجمن ها، هیئت ها و بسیج می شود. نوجوان برای احساس تعلق به گروه، بیش ترین فعّالیت را از خود بروز می دهد. وارد گروه شدن و تعلق به گروه، به معنی پذیرش و قبول گروه توسط نوجوان است. هر نوع رویدادی که بر این پذیرش اثر بگذارد، نوجوان را دچار تزلزل، احساس بی اعتمادی به خود و احساس عدم کفایت خواهد نمود. این جاست که گروه می تواند اثر نرم و خاص خود را در تغییر نوجوان نشان دهد. در مواردی نوجوان سرخورده از گروه به باندها و گروه های ناسالم اجتماعی می پیوندد تا بر تنهایی و عدم تعلّق اجتماعی خویش فائق آید. (شرفی 1383)
8. نیاز به هویّت یابی و تثبیت آن؛ به نظر اریکسون، هویّت عبارت است از افتراق و تمییزی که فرد بین خود و دیگران می گذارد. از دید او هویّت یک سازة روانی- اجتماعی است که شامل طرز فکر، عقاید فرد و نحوة ارتباط او با دیگران می شود. هویّت فردی نیز جنبه هایی از هویّت است که کمک می کند فرد خودش را از دیگران جدا کند و شامل دسته ای از ارزش ها، باورها و هدف هایی است که فرد دارد و از دید دیگران پنهان نیست. (برقی مقدم 1388) هویّت در کنشی دائمی با جهان فیزیکی و اجتماعی رشد می کند و این فرآیند رشدی در قالب ساخت های شناختی ظاهر می شود. هویّت اساساً یک نظریه راجع به خویشتن است که شامل فرضیّات، ساختارها و قیاس های منطقی منطبق با افراد است. (فیلیپس 2008، به نقل از انصاری 1388)
9. نیاز به تجربة مسئول بودن؛ یکی از نیازهای بسیار مهم در نوجوانان این است که یک مسئولیت کاری به وی سپرده شود و آن کار با اجازه، هماهنگی، کمک و همکاری وی به انجام

برسد. این نیاز نوجوان، همزمان چند نیاز دیگر را نیز ارضاء می کند مثل نیاز به جلب اعتماد دیگران، نیاز به احساس بزرگ شدن، نیاز به کسب احترام، نیاز به تجربه اندوزی، نیاز به مورد توجه واقع شدن و نیاز به اثبات خود. (کشاورزی 1386)

10. نياز به اشتغال فکری و جسمی؛ نوجوان سرشار از انرژی است و لازم است که این انرژی در موقعیت های مناسب به کار گرفته شود. اگر این اتفاق نیفتد با توجه به گرایش های جسمانی که در فرد ایجاد می شود، این انرژی به مسیرهای نادرستی منحرف خواهد شد، لذا لازم است که با برنامه ریزی دقیق بتوان اوقات فراغت نوجوان را از طریق برنامه های متنوع و مفرح فکری و جسمی در جهات مقبول، هدایت نموده و به صورت بهینه از آن ها استفاده مطلوب را به عمل آورد.
11. گرایش به کمال؛ مرز تفکیک انسان از سایر موجودات، عشق به برترین هاست که به معنای انسانیّت تجلّی می بخشد. از این منظر، کمال گرایی، به منزلة نیاز روحی بشر تلقی می شود. کمال گرایی به نوجوانان بیش از بزرگسالان، پویایی می بخشد و آرمان نوینی فرا راه زندگیشان می آفریند. مذهب از سرچشمه های اصیل و منابع قابل اتکایی است که می تواند کمال گرایی نوجوان را ارضاء کند و برای پرسش های فطری نوجوان در خصوص ارزش های اخلاقی و معنوی، متصدّی تدوین ساختار ارزش ها شود. سلوک اخلاقی انسان را بر شالودة مذهب بهتر می توان بنا کرد. استخراج نمونه های بدیع و جذّاب از فرهنگ اسلامی در زمینة کمال جویی و استعلا و تدوین آن ها در قالبی روان و شیوا، به نحو مطلوب و مؤثری اقناع کننده ذهن نوجوانان است. عرفان اسلامی، مظاهر کم نظیر و تکان دهنده ای از کمال جویان را در بردارد. نوجوان با درک دقیق و تفسیر صحیح کمال گرایی، به نقطه ای می رسد که به بی حاصلی و پوچی بسیاری از آرزوهای بشری واقف می شود، آن گاه با چشم اندازی گسترده از قلّه آگاهی به بستر حرکت های بشری می نگرد و در تکاپوی روزمره زندگی، از استعلای روحی غافل نمی ماند. (شرفی 1383)
12. نیاز به معنویّت: انسان از ابتدای تولّد و در دوران طفولیت سرشار از فطرت پاک و زلال است و جوشش های درونی انسان را که همان بُعد اخلاقی و مذهبی است را سبب می شود. نوجوان با دل و روح زلال و آرمان طلبی که دارد به دنبال عدالت طلبی و حقیقت جویی و خداخواهی است. اعتقاد به خداوند، داشتن ایمان و الگوهای صحیح رفتاری و اعتقادی، نه تنها روش زندگی مناسب را به کودکان و نوجوانان می شناسانند، بلکه ارزش هایی را که

لازمة یک زندگی سالم است به آنان معرفی می کنند. بی اعتقادی به ارزش های صحیح زندگی باعث می شود نوجوانان معیارهای بی ارزشی را انتخاب کنند و در نهایت به سرخوردگی و پوچی در زندگی رو آورند. (حجازی 1391)

13. نیاز به تجربه اندوزی؛ نوجوان نیاز دارد که در موقعیت هایی قرار بگیرد که بتواند زندگی اجتماعی را یاد بگیرد، با دیگران ارتباط برقرار کرده و در جهت رسیدن به یک هدف مشترک با کار جمعی و گروهی تلاش کند و سهم خود را در این تلاش جمعی ادا نماید. در این راه ممکن است با توجه به سن و سال و شرایط نوجوان اشتباهات سهوی هم رخ دهد ولی اهالی مسجد باید با دید اغماض، اجازة این آزمون و خطا را برای رشد هر چه بیش تر نوجوان بدهند. اگر نوجوان الان یک اشتباهی مرتکب شود و در محیطی دوستانه توأم با رأفت و عطوفت معنوی آن اشتباه را تصحیح کند، در آینده از بسیاری از آسیب ها پیشگیری خواهد شد و جامعه هزینة اشتباهات بزرگ تر نوجوان امروز و جوان فردا را نخواهد داد.
14. نیاز به تخلیة هیجانات؛ دورة نوجوانی اوج دورۀ انرژی، تحرّک و نشاط و نیز اوج دورة هیجان خواهی و بی باکی فرد است. با علم به این موضوع می توان برنامه های آموزشی متناسب را از طریق پایگاه های بسیج مستقر در مساجد برای نوجوانان طراحی کرده و در یک محیط معنوی، کنترل شده و مورد تأیید این نیاز نوجوانان را جامه عمل پوشاند.
15. نیاز به کسب احترام؛ همه انسان ها و از جمله نوجوانان دوست دارند مورد تکریم و احترام دیگران باشند و دیگران در برخورد با آن ها این احترام و ادب را در کردار، گفتار و حالات چهره و ظواهر رفتاری خود نشان دهند.

ج) مسئولیت

واژه مسئولیت از لحاظ لغوی به معنی توانایی پاسخ دادن، و در عرف عمومی به مفهوم تصمیم گیری های مناسب و مؤثر است. منظور از تصمیم گیری مناسب، آن است که کودک و نوجوان در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که معمولاً از او می رود، دست به انتخابی بزند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی، موفّقیت و آسایش خاطر وی شود. مسئولیت ارثی نیست و باید از طریق تجربه آموخته شود. (اسلامیه 1391)

یکی از راه های تربیت اجتماعی نوجوانان، نقش دادن به آنان در تصمیم سازی ها و پذیرش مسئولیت ها و ایفای آن هاست. پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند: الوَلَدُ سَيدٌ سَبعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبعَ سِنِينَ یعنی فرزند تا هفت سالگی سروری است که باید مورد احترام و اطاعت قرار گیرد و خواسته های صحیح او به نحو شایسته بر آورده شود و در هفت سال دوم باید تحت تعلیم و تأدیب قرار گیرد و در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای فطری او به آموزش و پرورش او همّت گمارند و در هفت سال سوم وزیر است، پشتوانه و پشتیبان است یعنی کسی است که می تواند مسئولیتی را بپذیرد و به عنوان مشاور مورد مشورت قرار گیرد و از فکر و اندیشه او بهره برده شود. لازمة چنین نامگذاری در هفت سال سوم، تربیت و آمادگی فرزند برای پذیرش مسئولیت در دورة قبل از آن است. بنابراین لازم است کودک این آمادگی را در محیط خانه و ایّام تحصیل در مدرسه کسب نماید. مشورت کردن با نوجوانان نوعی جلب مشارکت آنان بوده و موجب رشد و تعالی شخصیت آنان می گردد، چه با این کار احساس مفید بودن و مستقل بودن کرده و راه مبارزه با مشکلات و یافتن راه حل برای آن ها

درآنان شکوفا می شود و اعتماد به نفس در ایشان تقویت می گردد. علاوه بر نظر خواهی از فرزندان نوجوان باید انجام برخی از امور را نیز به آنان واگذار کرد تا خود را بنمایانند. نشان دادن خود به خصوص در دورة نوجوانی، امری طبیعی است که اگر این نیاز به طور منطقی و صحیح ارضاء نشود، به شکل های غیر منطقی و نامعقول اشباع خواهد شد. با سپردن برخی مسئولیت های مربوط به خانواده، مدرسه، مسجد و یا امور شخصی خود فرزندان به آن ها به تناسب سنّشان، می توان روحیة کار و فعالیّت، مؤثر بودن، نظم و انضباط را در آن ها به وجود آورده و حسّ مسئولیت پذیری و مهارت های تصمیم گیری را در آن ها تقویت نمود. (شرفی 1383، کشاورزی 1386، اسلامیه 1391)

د) عوامل مؤثر در پرورش احساس مسئولیت در نوجوانان

برای این که بتوانیم احساس مسئولیت را در نوجوانان پرورش دهیم لازم است به مجموعه نکاتی توجه داشته باشیم.

1.

باور کردن توانایی های یک نوجوان و اعتماد کردن به او.

2.

نوجوان در دوران کودکی یاد می گیرد به شما اعتماد کند. حالا قضیه بر عکس است او می خواهد بفهمد که شما تا چه حد به او اعتماد دارید. (جودی فورد، ترجمه شهر آرای، 1384)

3.

توجه کردن به یکی از نیازهای اساسی نوجوان که نیاز به اثبات وجود می باشد، نوجوان برای ثابت کردن خودش نیاز دارد که کاری به او سپرده شود تا او با علاقه و توان و تلاش، آن کار را به نحو احسن به انجام رسانده و برای خودش اعتبار کسب کند.

4.

مسئولیت و کار سپرده شده، به صورت عینی و دقیق مشخص شده باشد، تا امکان ذهنی شدن و اقدامات مغایر حذف شود. به طور مثال مسئولیت برگزاری جلسات قرآن که شامل؛ هماهنگی با استاد برای زمان و مکان حضور، نصب اطّلاعیه و ثبت نام علاقمندان، آماده کردن کلاس و... می باشد به وی سپرده شود و مطابق با همان موارد اعلام شده هم، گزارش انجام کار اخذ شود.

5.

الگوگیری نوجوان در انجام مسئولیت از بزرگ ترها به ویژه امام جماعت مسجد، بدین منظور لازم است که بزرگان و به ویژه امام جماعت در انجام مسئولیت های خود دقّت کافی داشته باشند تا به عنوان الگو اثر مثبتی را بر نوجوانان داشته باشند.

6.

برای انجام درست مسئولیت های نوجوان، پیامدها و مشوّق های مناسب تعیین و اعلام شود.

7.

انجام امور مربوط به مسجد و تقسیم کار عامل مؤثر در تقویت احساس مسئولیت نوجوانان است.

8.

مشوّق های کلامی متناسب به همراه احترام به نوجوان و همکاری در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار به عهده گرفته شده

9.

توضیح خواستن در فرآیند انجام مسئولیت و بررسی چالش های آن برای کمک به رفع موانع (براندن، ترجمه قراچه داغی، 1387)

10.

پرسشگری نوجوان؛ با شروع به انجام مسئولیت واگذار شده، نوجوان با مسائل متعدّدی روبرو می شود که برای حل آن ها از راه های مختلف اقدام می نماید و پرسش های زیادی برایش مطرح می شود، پاسخگویی توام با صبر و حوصله به این پرسش ها موجب تقویت حس مسئولیت پذیری نوجوان خواهد شد. (فیشر، ترجمه کیان زاده، 1386)

11.

گاهی اوقات نوجوان یک کار را با روش خودش (روشی متفاوت از آن چه که تا به حال معمول بوده) به انجام می رساند و به همان نتایج یا بهتر از آن نتایج و یا با کیفیتی بهتر از قبل انجام می شود که در این صورت ضمن دادن اجازه این کار، باید مشوّق های کلامی و حمایت های عملی نیز صورت پذیرد.

ه) الگوهای عملی نوجوانان مسئولیت پذیر

اشاره

اشاره

الگوها و نمونه های اخلاقی، همیشه نیروی محرکة جامعه بوده اند و کاروان بشریت را به اهداف متعالی و والا سوق داده اند. به ویژه نوجوانان که همیشه مجذوب قهرمانان و سرمشق های عالی انسانیّت بوده اند، در برابر این جلوه های ارزشمند، بی اختیار می شوند و سر تعظیم فرود می آورند. (شرفی 1383)

1. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله اسوة الهی

قرآن کریم با عنایت به نیاز انسان برای داشتن الگو در سورة مبارکة احزاب، آیه شریفه 21 چنین می فرماید: «و در شخصیت رسول خدا صلى الله عليه و آله برای شما الگویی الهی وجود دارد.» اگر شخصیت ارزشمند حضرت رسول صلى الله عليه و آله به ویژه در دوران نوجوانی ایشان به نوجوانان معرفی شود و فضائل اخلاقی ایشان که در عصر جاهلیت به عنوان «محمد امین» شناخته شده بودند تشریح شود، هاله ای از پاکی، قداست و حرکت، نوجوان را به وجد می آورد و شیفتة حضرتش می شود. بیان ویژگی هایی هم چون امانت، پاکی و صداقت، معصومیت و معنویت از بدو تولد و کودکی، محرک نوجوان برای تحصیل ارزش های الهی و معنوی می شود و نیروی خفتة او را برای حرکت و تلاش به جریان می اندازد.

2. امام علی علیه السلام اولین موحّد

اولین شخصیتی که به پیامبر خدا ملحق شد، نوجوان 10 ساله ای به نام علی علیه السلام بود، در عصری که همه بزرگان و اشراف قوم، پیامبر را تکذیب می کردند، امام علی علیه السلام با تمام وجود

از پیامبر صلی الله علیه و آله و حقانیت اسلام دفاع می کرد و در حساس ترین و خطرناک ترین برهه ها یار و همراه رسول الله صلی الله علیه و آله بود، تشریح جوانمردی ها و مبارزات قهرمانانه ایشان، برای نوجوانی که شیفتة روحیه حماسی و شجاعت است، همراه با اخلاق، تقوا و کرامت آن امام همام، برای نوجوان در برگیرندة آثار تربیتی بزرگی است.

3. حضرت داوود علیه السلام قهرمان 13 ساله

حکایت مؤثر دیگری که نوجوانان را جذب الگوهای راستین و واقعی می نماید، داستان حضرت داوود علیه السلام است که در پیکاری سهمگین، که هیچکس یارای مبارزه با جالوت را نداشت به نیروی ایمان و شهامت ذاتی و توکّل بر خدا، پای در راه مبارزه با او نهاد و او را از بین برد. خداوند نیز به پاداش این امر بزرگ، او را در مقام فرمانروایی و فرزانگی قرار داد. (شرفی 1383)

4. اسامه فرماندة نوجوان

نوجوان 18 ساله ای که در جنگ با کشور روم توسط شخص رسول اکرم صلى الله عليه و آله به مقام فرماندهی سپاه مسلمین منصوب شد.

5. نوجوانان درخشان کربلا حضرت علی اکبر و قاسم علیهم السلام

از جمله چهره های نورانی تاریخ کربلا این دو نوجوان پر افتخار هستند که شرح دلاوری های ایشان معمولاً در منابر ذکر می شود.

6. حسین فهمیده، نوجوان 13 ساله ای که الگوی رهبرش شد

حضرت امام خمینی رحمة الله در تمجید از این نوجوان شجاع فرمودند: رهبر ما آن نوجوان 13 ساله ای است که نارنجک به کمر بسته و به زیر تانک می رود.

و) بررسی میدانی چرایی عدم اعتماد متولّیان مدیریت مساجد به نوجوانان در اداره امور

دورة نوجوانی با مختصات و ویژگی هایی که بیان شد، مهم ترین و حساس ترین دوران زندگی انسان به شمار می رود، این دوران همراه با تغییرات و دگرگونی های منحصر به فردی است که در هیچ مرحلة دیگری وجود ندارد. از طرف دیگر، بسیاری از اهالی مسجد نیز که خود پدران و مادران نوجوانانی مشابه هستند، اطلاعات دقیقی نسبت به ویژگی های این دوره ندارند و نمی دانند باید با نوجوانان چگونه برخورد کنند و برخی از ایشان معتقدند که باید رفتاری را در پیش بگیرند که بزرگ ترهایشان و اهالی مسجد نسل قبل، در مورد آن ها به کار گرفته اند. در حالی که با توجه به دگرگونی های اجتماعی و رشد علم و فناوری، فهم انسان ها و شناخت عقلی آن ها و رفتارهایشان تغییر شکل داده و یا به کلّی منسوخ شده اند. با توجّه به مصاحبه هایی که با تعدادی از اعضای محترم هیئت امنا مساجد انجام دادم، اهمّ این دلایل را به شرح زیر دسته بندی و اعلام می شود:

1.

نوجوانان هنوز بچه هستند و زود است که کاری را به طور مستقل به آن ها بسپاریم چون قطعاً از پس آن کار برنخواهند آمد و کار خراب خواهد شد.

2.

نوجوانان باهم لجبازی می کنند و کارها خراب می شود.

3.

میزان آگاهی و معلومات نوجوانان کم است و نمی توانند کار را به درستی به انجام برسانند.

4.

تجربه کافی برای انجام امور ندارند.

5.

ممکن است نوجوانان حرمت مسجد را در انجام کار نگه ندارند و کاری کنند که دور از شأن مسجد است.

6.

نوجوانان طهارت کافی را رعایت نمی کنند و بی احترامی به مقدسات می شود.

7.

نوجوانان در حین کار شوخی هایی می کنند که به بزرگ ترهای حاضر در مسجد بی ادبی می شود.

8.

آداب حضور در مسجد و نشستن صحیح در مسجد را رعایت نمی کنند.

9.

احکام شرعی را نمی دانند و در روند کار خلل وارد می شود.

10.

وقتی اشتباهی را به ایشان گوشزد می کنیم، نمی پذیرند.

11.

نوجوانان با سنّت ها و آداب و رسوم برنامه های مسجد همراه نمی شوند.

12.

صبر و حوصله کمی دارند و کار را نیمه رها می کنند.

ز) اصول تعامل صحیح و جذّاب با نوجوانان

اشاره

اشاره

انسان موجود پیچیده و شگفت انگیزی است که تعامل با دیگران لازمة زندگی اوست هنگام رویارویی با یک انسان، با دنیای عظیمی روبه رو می شویم که سیر در آن و یافتن پیچ و خم های آن مهارت و آگاهی زیادی را می طلبد. داشتن یک ارتباط کمابیش سالم با انسان های اطرافمان، مستلزم آشنا شدن با ویژگی های عمدة رفتاری آنان است. این آشنایی و مهارت علی رغم تصور عمومی، نه تنها از طریق تحصیل و مطالعه به دست نمی آید، بلکه نحوۀ سلوک با مردم، یک هنر است. احتمال دارد یک نانوا بیش تر از یک پزشک در آن ظاهر باشد. داشتن تعامل با اطرافیانمان در گرو شناختی صحیح و البتّه نه همه جانبه، از افراد است چرا که هیچ گاه نمی توان یک انسان را از تمامی جوانب شناخت. هنگامی که یک شناخت کلّی از افراد به دست می آوریم می توانیم در جهت سازگار کردن خودمان با او و هم چنین او با خودمان، گام های مؤثری برداریم. (شعاری نژاد، 1382)

مسجد یک سازمان اجتماعی کوچک است که روابط اعضای آن، بر مبنای اعتقادات دینی و درونی روحانی و سایر مسئولین با مردم و از جمله کودکان و نوجوانان، مهم ترین عنصر شکل دهنده روابط و مناسبات در این سازمان است. بدون تردید این روابط و تعاملات از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا این روابط بسترهای لازم را برای جذب کودکان و نوجوانان و اجتماعی شدن بچّه ها و نیز سلامت جسم و روان آنان فراهم می کند.

در این بخش از مقاله تلاش می کنیم برخی از مهم ترین اصول تعامل صحیح با کودک و نوجوان در اختیار متولّیان عزیز مسجد قرار گیرد. با امید به این که عزیزان متصدی، بعد از آشنا شدن با این شیوه های صحیح برقراری رابطه و تعامل مثبت با کودکان و نوجوانان، محیطی سالم، پرنشاط و جذّاب را برای حضور و فعّالیت نسل جدید در مسجد مهیا نمایند.

1. تبسّم به لب و چهره گشاده

در اولین برخورد دو انسان، نخستین چیزی که جلب توجه می کند حالت چهره و صورت ظاهری فرد می باشد. اگر صورت فرد حالتی بشّاش و متبسّم داشته باشد سایر افراد در خود یک احساس راحتی برای برقراری ارتباط با او احساس می کنند. در تعالیم اسلامی، حدیثی از امام علی علیه السلام داریم که ایشان می فرمایند: المُؤمِنُ بِشرُهُ فی وَجهِهِ وَ حُزنُهُ فی قَلبِهِ یعنی مومن گشاده رویی را در صورت نشان می دهد و اندوه را در دل نگه می دارد. به یاد داشته باشیم که اولین تأثیر به یاد ماندنی ترین تأثیر است. (فرخی 1388)

2. حالات ظاهری و بدنی

تحقیقات روان شناسان نشان می دهد بیش از 60 درصد پیام از طریق غیر زبانی به دیگران منتقل می شود و تنها حدود 40 درصد پیام ها از طریق گفتار به مخاطبان منتقل می گردد. این امر بدین معنی است که نوع پوشش ظاهری، حالات بدنی ما در مکالمه با دیگران، حالات صورت و چهره، نحوة آرایش صورت، حرکات سر، نحوة ایستادن، نحوة استفاده از دست ها در هنگام صحبت کردن و در مجموع حالت کلی بدن و چهره بسیار بیش تر با ما سخن می گوید. برابر پژوهش های انجام گرفته، تأثیر پیام؛ %7 کلامی، %38 به تُن صدا و لحن آن و %55 غیر کلامی (زبان بدن) است. (اسماعیلی 1388) به نظر می رسد حدیث شریف که می فرماید: کونوا دُعاهً لِلنّاسِ بِالخَیرِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم مردم را نه با زبانتان که با اعمال و رفتارتان به کار نیک دعوت کنید، ناظر به همین بعد از تأثیر گذاری عملی، بیش از گفتارهای ظاهری باشد. (خالقی 1387)

3. گوش دادن فعال

شنیدن، عملی غیر ارادی است که به توجّه و دقّت نیازی ندارد و ما مدام در حال شنیدن اصوات مختلفی هستیم که به گوشمان می رسد، اما گوش دادن عملی ارادی و با خواست و انتخاب گوش دهنده اتفاق می افتد. اصوات گوناگونی که ما عموماً متوجه آن ها نیستیم اگر توجه و دقّت ما را به خود جلب کنند و ما به آن ها گوش دهیم و مثلاً بین اصواتی که به گوش ما می رسد تمایز قائل شویم که صدای عُمَر است یا زید و نیز چه می گوید، در این صورت ما در حال گوش دادن هستیم. گوش دادن فعّال یکی از مهم ترین موارد در برقراری ارتباط و تعامل مثبت با دیگران است که فنون خُردتری هم دارد که با تمرین قابل حصول است. (شفیع آبادی 1393)

4. گفتار در حد فهم و درک مخاطب

برقراری رابطة اثر بخش با مخاطب، مستلزم مکالمه در سطح درک و فهم اوست والا گفتاری که مخاطب آن را نمی فهمد، ارزشی بیش از ارضای غرور و خود بزرگ بینی گوینده ندارد. در حدیث شریفی به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم که می فرمایند: کَلِّمَ اَلنَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ با مردم به اندازه سطح درک و فهم ایشان سخن بگوئید، مویّد همین مطلب است.

5. نگاه کردن به چهرة مخاطب

برقراری ارتباط چهره به چهره با مخاطب یکی از اصول انکار ناپذیر برای تعامل اثر بخش می باشد چرا که مخاطب احساس مثبت دیده شدن، مورد توجه واقع شدن و محترم بودن می کند. لازم است گوینده در برقراری ارتباط به این موضوع مهم توجه داشته باشد. البته با توجه به قیود فرهنگی و اعتقادی ما در صورتی که گوینده و مخاطب غیر همجنس باشند، لازم است که حریم لازم را حفظ کرده و از نگاه های ممتد پرهیز نمایند.

6. استفاده از کلمات تحسین آمیز و مشوّق های کلامی

نوجوان در مراحل رشد خود به شدّت نیازمند مورد تحسین واقع شدن است. اصولاً همه انسان ها از مورد تعریف و تمجید واقع شدن خرسند می شوند و از گوینده آن مطالب نیز، تصویر مثبت و ماندگاری در ذهن خود ترسیم می کنند. چقدر خوب است که در قبال انجام فعّالیت های درست، معقول و خردمندانة نوجوانان، خسّت به خرج نداده و از این ابزار افزایندة رفتارهای مطلوب به صورت بجا و منطقی بهره مند گردیم. هنگامی که با نوجوان روبرو می شوید سعی کنید با او برخورد مثبت داشته باشید از کلمه ها و عبارت های تشویق آمیز استفاده کنید و به دنبال نقاط مثبت او باشید نه عیب جویی و ایراد گرفتن. مفهوم این اصل این است که او را تشویق کنید، نکات مثبت او را ببینید و یادآور شوید، توانایی های او را مدنظر داشته باشید. (البرزی 1390)

7. همدلی
اشاره
اشاره

مبنای مهم روان شناختی ارتباط مؤثر با نوجوانان، فرآیند همدلی است. همدلی لزوماً مستلزم آن است که نوجوان بداند والدین او را درک کرده اند. چنین ارتباطی فراتر از آن است که صرفاً بگوییم «من احساس شما را درک می کنم» برای همدلی ابتدا باید تجربة عاطفی

نوجوان را دقیقاً درک کرد و سپس آن چه را والدین فهمیده اند در قالب کلمات یا اشارات به نوجوان منتقل کرد. طبیعی است که علایم غیر کلامی در ارتباط والدین با نوجوان نقش مهمی ایفا می کند. همدلی غیر از همدردی است. همدردی، نگرانی، تأسف یا ترحمی است که شخص ممکن است نسبت به دیگری احساس کند یا نشان دهد، اما همدلی عبارت است از کوشش برای هم احساسی با دیگری برای درک احساسات وی از دیدگاه خود اوست. همدلی مشارکت در احساس دیگران است، نه اظهار احساسات خود. ایجاد و رشد همدلی نیازمند تلاش در سه بعد مهم شناختی، عاطفی و ارتباطی است:

1-7. مؤلفة شناختی همدلی؛ والدین را ملزم می سازد که رفتار نوجوان را دقیقاً مشاهده کرده از معنای مشاهدات خود آگاهی یابند. همدلی نیازمند آشنایی با تجربه رفتاری نوجوان و نیز اطلاع از تأثیرات آن رفتار است؛ اطلاعاتی نظیر تأثیرات رفتار نوجوان بر افکار و عواطف او و یا هنگام رویارویی با مسائل مختلف زندگی.
2-7. مؤلفة عاطفی همدلی؛ نیازمند حسّاسیت به احساسات نوجوان و گوش دادن به گفته های او درباره احساسات خویش است. این احساسات در قالب کلام، حرکات و یا اعمال نوجوان جلوه گر می شود. این مؤلفه ها نیازمند هماهنگی دریافت های والدین از عواطف نوجوان با رفتارهای نوجوان است.
3-7. مؤلفة ارتباطی همدلی؛ متمرکز بر انتقال این نکته به نوجوان است که والدین او را درک کرده، حقایقی دربارة تجارب و رفتارهای نوجوان می دانند و احساسات کنونی او را دقیقاً درک می کنند. به عبارت دیگر، همدلی مستلزم آن است که به نحوی به نوجوان منتقل شود که والدین او را درک می کنند. (رحیمی نیک 1389)
8. ابراز عواطف مثبت

یکی دیگر از مبنای روان شناختی ارتباط مؤثر والدین و نوجوانان، ابراز عواطف مثبت است. ما عواطف مختلفی را در طول زندگی روزانه تجربه می کنیم و اظهار می نماییم. حالت عاطفی ما در هر لحظه بر ادراک، شناخت، انگیزش، تصمیم گیری و قضاوت های بین فردی مؤثر است. ابراز عواطف مثبت از دو طریق می تواند بر ارتباط والدین و فرزندان تأثیر گذارد:

• نخست این که والدین می توانند با ابراز عواطفِ مثبت، کاری کنند که در فرزند موجب احساس مطبوع شود و فرزند مایل می شود آن چه در ما ایجاد خوشایندی می کند انجام دهد.
• دوم این که وجود والدین به هنگام برانگیختگی عواطف مثبت نقش مهمی در پیامد علاقة فرزند به والدین دارد و در واقع، به شکل گیری نگرش مثبت به سخنان والدین می انجامد و زمینه را برای همکاری و پذیرش پیشنهادهای آن ها فراهم می کند.

بنابراین طبق این دیدگاه، انسان از کودکی نیاز به توجه عاطفی مثبت دیگران، آن هم به طور غیر مشروط دارد. آن چه مهم است استمرار این توجه عاطفی مثبت است، زیرا والدین معمولاً به فرزند خود این توجه عاطفی مثبت را دارند، ولی به تدریج این توجه مثبت به رفتارهای خاصی از فرزند مشروط می شود و دوستی و عواطف مثبت خود را مشروط به خوب بودن رفتار کودک می کنند در آن صورت، این تلقّی برای کودک شکل می گیرد که گویا تمام شخصیت او پذیرفته نشده است. بنابراین، باید والدین نسبت به کودک پذیرش کامل داشته باشند. (کمالی 1391)

9. پذیرش مثبت غیرمشروط

یکی دیگر از مهم ترین مبانی روان شناختی ارتباط مؤثر با نوجوانان پذیرش غیر مشروط نسبت به نوجوانان است، بدین معنا که، نوجوان را آن گونه که هست بپذیرند، هر چند ممکن است رفتار او مورد پذیرش آنان نباشد. باید به نوجوان به عنوان یک شخص مستقل احترام گذاشت و برای او به عنوان یک انسان با توانایی ها و رغبت های خاص خود، ارج و ارزش قائل شد. والدین مؤثر باید نخست یک شنونده خوب باشند تا بتوانند در زمینة تعبیر و تفسیر اطلاعات و ارائه کمک و راهنمایی و تأثیر گذاری مطلوب اقدام ورزند. نوجوانان نیاز دارند که با تمام وجود احساس کنند مورد عشق و علاقة والدین، افراد مهم زندگی، مربیّان و پذیرش غیر مشروط توسط آنان هستند، هر چند که اعمال و رفتارشان احتمالاً مورد تأیید آنان نخواهد بود. به بیان دیگر، باید مفهوم «من را دوست دارند اما از کارم خوششان نمی آید» را با تفکیک معنی در مورد والدین احساس کنند. (اون، ترجمه فهیم، 1389)

10. لزوم آموزش و تربیت

این اصل بر این باور مبتنی است که انسان موجودی یادگیرنده است و کودک و نوجوان همان طور رفتار می کند که آموزش می بیند و تربیت می شود. زمانی که کودک رفتار نادرستی از خود بروز می دهد لازم نیست او را سرزنش کنید. در این شرایط توصیه می شود

علل بروز آن رفتار را بررسی کنید. شاید کودک در این مورد خاص، آموزش ندیده است و یا ممکن است به وسیله یادگیریّ مشاهده ای از محیط، این رفتار را آموخته باشد.

11. انعطاف، اغماض وسعة صدر

با اغماض و سعة صدر با نوجوان تعامل کنید. حساسیت و عکس العمل شدید میل به تکرار آن رفتار را در کودک و نوجوان بیش تر می کند و به اصطلاح «جَری» می شود. در برخی موارد موجب می شود کودک احساس گناه کند. در این وضعیت تکرارِ رفتارِ نامطلوب مشاهده می شود. کودک مقاومت و لجبازی می کند و بالاخره ناامنی روانی، وسواس و ناسازگاری پدید می آید. شایسته است خطاهای کودک یا نوجوان را به طور محرمانه، صمیمانه، با محبّت و به طور غیر مستقیم به او متذکر شوید و از خطاهای کوچک نیز چشم پوشی کنید.

12. اصل پذیرش و احترام متقابل

کودک و نوجوان را همان طور که هست بپذیرید، نه آن طور که در رؤیاهای خود تصور می کنید و بدانید اگر کودک یا نوجوان در خانواده پذیرفته شود و مورد احترام قرار گیرد یاد می گیرد که خود را بپذیرد. کودک باید بداند که چه درسخوان باشد و چه نباشد، چه زیبا باشد و چه زشت، چه دختر باشد و چه پسر، نزد مادر و پدر پذیرفته شده و مورد احترام است.

13. اصل پاسخگویی به پرسش های كودك و نوجوان

با پرسش های کودک به طرق گوناگون می توان روبرو شد. باید به حرف های کودک به طور فعّالانه گوش داد و به پرسش های او با صداقت، کوتاه، ساده و با ارائه مثال هایی و در حدّ فهم او پاسخ دهید. محتوای پاسخ ها باید به تدریج، متناسب با سن و ظرفیت ذهنی او باشد. با سؤال های کودک برخورد تشویق آمیز داشته باشید و برای مثال بگویید: «به به چه سؤال خوبی» و هنگام روبرو شدن با سؤال های گوناگون کودک او را دعوت به اندیشیدن کنید و بگویید: منظورت از این سؤال چیست؟ می توانی بیش تر توضیح بدهی؟ چطور شد که این سؤال به ذهنت آمد؟ خودت چی فکر می کنی؟ بیا با هم فکر کنیم و با هم جواب درست را پیدا کنیم.... به هیچ عنوان با پرسش های کودک برخورد تمسخر آمیز و تحقیر آمیز نداشته باشید. از بیان عباراتی مثل این چه سؤالی است می پرسی یا این فضولی ها به تو نیامده یا خندیدن به سؤالات کودک جداً خودداری کنید. در مورد این اصل در طی مطلب جدیدی به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.

14. اصل قاطع و جدّی بودن

در کنار تمام اصول برقراری رابطة انسانی با کودک و نوجوان، اصل دیگری مطرح می شود و آن اصل قاطع و جدّی بودن است. اکثر والدین یا قاطع هستند یا مهربان؛ در حالی که معدودی از والدین هم قاطع و هم مهربان هستند. تُن صدا نشان دهندة تمایل شما به قاطع بودن و مهربان بودن است و همزمان پیگیری شما با عمل و رفتار مناسب، جدّی بودن شما را نشان می دهد. هرگز قاطع بودن را با خشونت و سختگیری یکی ندانید. منظور از قاطع و جدّی بودن این است که همواره میان شما و فرزندتان باید اصولی حاکم باشد و رعایت شود. زمانی که توصیه می شود با کودک خود دوست باشید به این معنا نیست که با آن ها جدّی نباشید و اجازه بدهید که کودک از دوستی با شما سوء استفاده بکند. کودک باید بداند از آزادی بی قید و شرط برخوردار نیست و در مواردی که پدر و مادر مشخص کرده اند اگر رعایت نکند منع می شود و پدر و مادر در این مورد با او جدّی هستند و تسلیم گریه او نمی شوند. گاهی با قهر کردن موقت و چهره را در هم کردن می توان به کودک یاد داد از رفتار او راضی نیستید.

با توجه به مباحث ذکر شده، می توان جاذبه های رفتاری اهالی مسجد را که منجر به جذب نوجوانان به مسجد و فعالیت های متنوع عبادی- فرهنگی و حفظ ایشان در این مسیر می گردد را به شرح جدول زیر جمع بندی و اعلام نمود:

رفتارهایی که موجب تقویت یا تضعیف تعامل و ارتباط جذّاب و اثربخش با کودکان و نوجوانان می گردد:

جاذبه های رفتاری اهالی مسجد

1- دارای چهره ای بشاش، خندان و معطر باشند.

2- با زبانی نرم، شیوا و شیرین، سخن بگویند.

3- به سخنان نوجوانان خوب گوش دهند.

4- باکرامت نفس با نوجوانان تعامل کنند.

5- احترام و ادب به نوجوانان را هم چون بزرگان ابراز نمایند.

6- به نوجوان فرصت اندیشیدن بدهند.

7- نیازهای نوجوانان را درک کرده و متوجه آن ها باشند.

8- تشویق و قدردانی به موقع در کارها را به عنوان ابزاری برای ایجاد رقابت سالم بکار گیرند.

9- در حضور جمع شایستگی های نوجوانان را بگویند.

10- عذر نوجوان را برای اشکالات کاری بپذیرد و دلسوزانه برای کارهای بعدی، او را راهنمایی کنند.

11- اجازه ابراز وجود به نوجوانان بدهند.

12- به هر نوجوانی متناسب با توانش کارو مسئولیتی را واگذار کنند.

13- نوجوانان را با هر لباس و ظاهری بپذیرند.

14- به همه با یک دید نگاه کند.

15- با همه ارتباط و تعامل داشته باشند.

16- به مسائل و موضوعات مطرح شده تسلط علمی و فکری داشته باشند.

17- آن چه را می گویند با عمل خود نشان دهند.

18- در تعامل با نوجوان، یک برنامه تربیتی مشخص داشته باشند.

19- پیش داوری و قضاوت عجولانه نداشته باشند.

20- از القاب زیبا برای مخاطب قرار دادن نوجوانان استفاده کنند که مورد پسند خودشان هم باشد.

21- سخنانشان ناظر به رشد نوجوانان باشد.

22- مجموع کردار ها به گونه ای باشد که نوجوانان را از روی میل، عشق و رغبت درونی به مسجد جذب کند.

23- ایمان و ذکر و یاد خدا در سخنان، رفتار و کردارشان مشهود و ملموس باشد.

دافعه های رفتاری اهالی مسجد

اشاره

1- دارای چهره ای عبوس، اخمو و ابرو درهم کشیده باشند.

2- زبانی تندوتیز و بد داشته باشند.

3- توجّهی به صحبت های نوجوانان نکنند.

4- با گفتار و رفتار، موجب به خطر افتادن امنیت خاطر نوجوانان شوند.

5- احترام لازم را به نوجوانان قائل نباشند.

6- به نوجوان سوء ظن داشته و بدگمان باشد.

7- بی ملاحظه، نوجوان را سرزنش و تحقیر نموده و آبروی نوجوان را در بین سایرین ببرند.

8- بین نوجوانان رقابت ناسالم و نزاع ایجاد کنند.

9- در حضور جمع، مشکلات و نواقص نوجوانان را بگویند.

10- هیچ عذری را نپذیرند و خشن، برخورد سلبی کنند.

11- سخنان نوجوان را مکرر قطع کرده بی توجهی کنند.

12- نوجوانان را بی عرضه بدانند و هیچ کاری به کسی واگذار نکرده و همه امور متمرکز دست خودشان باشد.

13- نوجوانانی که لباس و ظاهری مناسبی ندارند را طرد کنند.

14- بین نوجوانان تبعیض بگذارد.

15- خیلی از نوجوانان را شایستة تعامل ندانند.

16- راجع به موضوع چیزی ندانند ولی اصرار بر اجرای حرف خودشان داشته باشند.

17- خودشان به آن چه می گویند، عامل نباشند.

18- فاقد برنامه بوده و هر لحظه یک جور رفتار کنند.

19- سریع قضاوت کرده و زود تصمیم بگیرند.

20- از القاب زشت و زننده و تحقیرکننده برای مخاطب قرار دادن نوجوانان استفاده کنند.

21- زیاد حرف بزنند و خیلی نصیحت کنند.

22- حضورشان موجب طرد و فرار نوجوان از مسجد شود.

23- دیگران را دعوت به ذکر خدا و عبادت کند و خودش وقتش را در سایر امور صرف کند.

نتیجه گیری

بررسی های میدانی، تجربیات شخصی و گفتگو با نوجوانان و اعضای فعّال مساجد نشان می دهد، از جمله دلایلی که مانع جذب نوجوانان و جوانان به مسجد هست، سست شدن علایق و انگیزه های درونی، گرایش به معنویت های کذایی، جذّابیت امور مادی و شهوانی، رفتارهای غیر جذّاب و دفع کنندة اهالی مسجد و برخوردهای سطحی آن ها با نوجوانان، فقدان جهان بینی مطلوب و نداشتن باورهای صحیح و منطقی در این خصوص هست. اگر باورهای یک انسان، غیر منطقی، سراب گونه و غلط باشد، طبیعی است که رفتار، اعمال و کردار مبتنی بر آن باورها، صحیح، متکامل و سعادت آفرین نخواهد بود. اعمال و حرکات، کنش و واکنش های رفتاری و جلوه های عملی فرد، نمودی از باورهای درونی اوست، به طور مثال کسی که انسان باورمندی به یکتایی خدا و معاد باشد، در حقیقت انسانی وارسته و مؤمن است، ایمان و باورهای دینی و مذهبیش حتّی در ظاهر اعمال، رفتار، حرکات، سکنات، نگاه و برخوردهای او اثر می گذارد. برای نمونه از پوشش نامناسب و حضور در مجامع یا از ورود به مواضع اتهام و موارد احتمال لغزش و گناه پرهیز می کند و ما از روی مشاهده این رفتارها به مجموعه باورهای ارزشمند وی پی می بریم.

به نظر بسیاری از روان شناسان اجتماعی و متخصصان علوم تربیتی، انضباط اجتماعی، مستلزم کنترل و تسلّط اجتماعی است و این پدیده خود متکی بر اجتماعی ساختن اعضاست، به گونه ای که آنان بخواهند مطابق انتظارات جامعه رفتار کنند. شناساندن انتظارات اجتماعی یک جامعة دینی به نسل نوجوان و جوان، آن ها را قادر می سازد تا خود را در جایگاه پذیرش و مقبولیت اجتماعی ملاحظه نموده و برای ایفای نقش خود، آگاهانه وارد صحنه شوند. معرفی نهادها و مراکز اجتماعی به ویژه مراکز اعتقادی و هویّت دهی دینی هم چون مسجد، و کارکردهای آن ها، برای نسل نوجوان یک ضرورت منطقی محسوب می شود. چرا که شناخت هر پدیده، مقدمة انس، الفت و در نهایت دلبستگی به آن است. ترغیب نوجوانان به بحث و اظهار نظر در خصوص زمینه های مشارکت اجتماعی و حدود مسئولیت های آنان در مسجد، موجب رشد و تعالی انضباط اجتماعی خواهد بود. زیرا عمل به قواعد و مقرراتی که برخاسته از تفکر و اراده نوجوانان باشد، پایبندی و تعهّد عمیق تری را به دنبال خواهد داشت. پرورش اعتماد به نفس نوجوانان و تقویت حسّ «خودباوری» در آنان، علاوه بر این که توانایی های

عمومی را افزایش می دهد، دامنه مسئولیت پذیری اجتماعی را نیز توسعه می بخشد. رسول اکرم صلى الله عليه و آله می فرمایند: اَوسِعوا لِلشَّبابِ فى المجلس وَ اَفهِموهُمُ الحَديثُ فَإِنَّهُمُ الخُلُوفُ وَ اَهلُ الحَديثِ؛ برای جوانان در مجالس جای باز کنید، و امور نو و جدید را به آنان تفهیم کنید، چرا که این گروه جایگزین شما و درگیر مسائل جدید خواهند شد. (الفردوس، ج 1، 98، ح 320، به نقل از سایت تبیان)

نوجوانان و جوانان ما به طور طبیعی به کارهای نو و افکار جدید علاقه مند هستند. آنان شیفته مطالب تازه و سبک های نوین روزگار خود می باشند به سخنان جدید با کمال دقت گوش می دهند و درباره مطالب نو با علاقه فراوان گفتگو می کنند. امام علی علیه السلام مي فرمايند: إِذَا احتجتَ إِلَى المَشوَرَةِ في أَمرٍقَد طَرَأَ عَلَيْكَ، فَاستَبْدِهِ بِدَايَةِ الشُّبّانِ، فَإِنَّهُم أَحَدُّ أَذهانا وَ أَسرَعُ حَدسا، ثُمَّ رُدَّهُ بَعدَ ذلِكَ إِلى رَيِ الكُهُولِ وَ الشُيوخِ لِيَستَعقِبوهُ وَ يُحْسِنُوا، الاِختيارَلَهُ فَإِنَّ تَجْرِبَتَهُم أَكثَرُ؛ هنگامی که در پیشامدی احتیاج به مشورت داشتی ابتدا به جوانان مراجعه نما، زیرا که آنان ذهنی تیزتر و حدسی سریع تر دارند، سپس (نتیجة) آن را به نظر بزرگسالان و پیران برسان تا پیگیری نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب کنند زیرا تجربة آنان بیش تر است. (شرح نهج البلاغه، ج 20، 337، ح 866) مسجدی های ما باید متحوّل شوند و پاسخگوی نیازهای روز نوجوانان باشند. یکی از خلأهایی که نوجوانان اظهار می دارند این است که اطلاعات علمی و به روز آن ها بیش تر از بزرگ ترهایشان است و در تعامل با آن ها به دلیل فقدان اطلاعات لازم، عموماً با مخالفت کردن، تندخویی و به حساب نیاوردنشان، واکنش نشان می دهند. اما این واکنش نباید به گونه ای باشد که راهی برای برگشت وجود نداشته باشد. امام علی علیه السلام می فرمایند: اِذا عاتَبتَ الحَدَثَ فَاترُكَ لَهُ مَوضِعا مِن ذَنبِهِ لِئَلاّ يَحْمِلَهُ الخراجُ عَلَى المُكابَرَةِ هرگاه جوان را توبیخ کردی، برخی خطاهای او را نادیده بگیر، تا توبیخ تو، او را به مقابله وادار نسازد. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، 333، ح 819) روان شناسان معتقدند که؛ زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد. همان قدر که فکر می کنید سزاوارید نوجوانان به شما احترام بگذارند به آن ها احترام بگذارید. برای جذب نوجوانان، اهالی مؤثر مسجد باید خلق خوش و روی باز خود را با همه مردم به ویژه نوجوانان، آشکار و پنهان به نمایش بگذارند. مسجدها باید به امکانات و ابزارهای آموزشی و اطلاع رسانی روز مانند کامپیوتر، انواع سراچه های مذهبی و فرهنگی، برنامه های آموزشی در رشته های مختلف مجهز شوند و جاذبه های کافی را برای جذب

نوجوانان و جوانان به خود را داشته باشند وضعیت ظاهری مساجد، طولانی نشدن نمازهای جماعت، ویژگی های امام جماعت، کتابخانه، فعالیت کانون های فرهنگی، پایگاه بسیج، هیئت امناء و همه اجزاء حاضر در مسجد از عوامل مؤثر در جذب نوجوانان و جوانان به مساجد می باشند.

آموزش افراد مؤثر در مسجد (روحانی، هیئت امنا و سایر فعالان) در جهت شناخت ویژگی ها و نیازهای نوجوانان، افزایش مهارت های اجتماعی و تغییر روابط، بسیار مفید و ضروری به نظر می رسد. توجه به نقاط مثبت، تقویت اعتماد به نفس و احساس خودباوری و خود ارزشمندی در نوجوانان از ویژگی های اولیای الهی و مربیان بزرگ است. امام راحل؛ در طول عمر پر برکتشان همیشه بر نقاط مثبت و توانمندی های نوجوانان تأکید داشته، عزّت نفس و اعتماد به نفس را در آن ها تقویت می نمودند. تکریمِ شخصیت چیزی است که نوجوانان سخت بدان نیاز دارند. وقتی اعتماد نوجوان به دوستی پایدار با پدر و مادر جلب شد و نیاز او از این جهت به نحو شایسته ای ارضا گشت، دیگر او خود با همه وجود به دنبال معیارها و ارزش های اخلاقی و اجتماعی مورد قبول و پذیرش «الگوی محبوبش» که اینک مادر، پدر، امام جماعت یا سایر اهالی مسجد است، خواهد بود. هم چنین دریچة قلب نوجوان به روی کسی که به او محبّت کند باز است و برای کسی که محبّت کند و اعتمادش را جلب نماید، سفره دلش را می گشاید. والدین از هر کسی به او نزدیک ترند، اگر رازدار او باشند، می توانند به دنیای درون وی راه یابند و او را هدایت کنند. موفقیت در جذب نوجوانان آن قدر که به روابط مثبت، مهربانانه و اعتماد آمیز با نوجوانان وابسته است به هیچ مهارت، ایده، ابزار یا دستورالعملی بستگی ندارد. احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن و با انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات فعّالیت های اعتقادی است. نوجوانی که نیاز شدید معنوی خود را در مسجد جستجو می کند و با شنیدن احادیث شریف، جذب برنامه های عبادی و معنوی می گردد. از جمله، رسول الله صلى الله عليه و آله می فرمایند: مَنْ کانَ الْقُرآنُ حَديثَهُ وَ الْمَسْجِدُ بَيْتَهُ بَنَى اللهُ لَهُ بَيتاً في الْجَنَّةِ (وسائل الشیعه، ج 3، 481) هر کس که کلامش قرآن و خانه اش مسجد باشد، خداوند منزلی در بهشت برای او بنا می کند. امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: أَهْلُ الْمَسْجِدِ زُوّارُ اللهِ وَ حقٌّ عَلَى الْمَزُورِ التُّحفَةُ لِزائِرِهِ (كلمة الامام الحسن، 41) اهل مسجد زائران خدا هستند و بر زیارت شونده است که به زائرانش هدیه ای بدهد. باید این اخلاق عملی را در ظاهر و رفتار اهالی مسجد نیز مشاهده کند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله اسلام، هدف از بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاق معرفی می فرمایند و قرآن کریم نیز به حضرت موسی علیه السلام می فرمایند برای جذب فرعون با قول نرم و نیکو سخن بگو، لذا از این فرمایشات ارزشمند که مناسب فطرت انسانی می باشد برای جذب نوجوانان که قلب نرم و آماده ای دارند، باید بیش ترین بهره را برد. امام علی علیه السلام می فرمایند: إِنََّما قَلبُ الحَدَثِ كَالرضِ الخاليَةِ ما أُلقیَ فيها مِن شَيْءٍ قَبِلَتهُ دل نوجوان مانند زمین آماده است ک-ه ه-ر بذری در آن افشانده شود، می پذیرد. (نهج البلاغه، نامه 31)

دادن مسئولیت به نوجوانان، چندین نیاز از نیازهای اساسی آنان را ارضاء می نماید. بازخورد مثبت دادن به فعّالیت های نوجوانان، مؤثرترین شکل جذب آنان می باشد. استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت مثل لبخند زدن، تشکر کردن، آرزوی موفقیت کردن یا وقتی نوجوانان از مسجد بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتّی یک لبخند و خداحافظ هم بی تأثیر نیست. اگر مجبورید صحبتتان را با نوجوانی قطع کنید تا رفتار نامناسب نوجوان دیگری را تصحیح کنید حتماً از او عذرخواهی کنید یا اگر مشغول صحبت با فردی هستید و تلفن همراه شما زنگ می زند و مجبور به پاسخ دادن هستید، حتماً از مخاطبتان عذر خواهی کنید. به جای این که روی اشتباه نوجوان تمرکز کنید او را به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید. داشتن رفتار مناسب را مهم ترین وظیفه خود بدانید و آن را در رأس امور قرار دهید تا نوجوان در عمل شما آن رفتارها را مشاهده کند. به نوجوان مرتباً بازخورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را با استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید. از تمرکز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از نوجوانی سر می زند خودداری کنید. به نوجوانان فرصت بدهید تا بر رفتارشان مسلّط شوند و بتوانند به توصیه های شما پاسخ مناسب بدهند. مدام روابط کاریتان را با نوجوانان هر چه بیش تر مستحکم کنید. موقع عصبانیت قضاوت نکنید. قبل از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.

عمل کردن به مجموعه موارد یاد شده از مؤثرترین عوامل جذب نوجوانان به مسجد هست که باید به کار گرفته شده و اثر بخشی آن را ملاحظه نمود.

منابع

1.

نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی.

2.

اسلامیه، سمیرا، آموزش مسئولیت به کودکان و نوجوانان، 1391.

3.

انصاری، عارفه، رابطه کیفیت مدیریت مرزهای خانواده با نوع هویّت و سلامت روان نوجوان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، 1392.

4.

اون، هارجی، ترجمه فهیم، فرشته، مهارت های اجتماعی و ارتباط میان فردی، تهران، نشر زندگی، 1389.

5.

براندن، ناتالی ترجمه قراچه داغی، مهدی، مسئولیت پذیری، تهران، انتشارات شباهنگ، چاپ دوم، 1387.

6.

برقی مقدم، جعفر؛ مشرف جعفری، بتول؛ مظفری، سید احمد و گروسی قرشی، میرتقی، ارتباط سبک های هویّت با عوامل انگیزنده و احساس موفقیت، فصل نامه فراسوی مدیریت، سال سوم، شماره 11، ص 135، 1388.

7.

برک، لورای، روان شناسی رشد (از نوجوانی تا پایان زندگی، جلد دوم) ترجمه یحیی سید محمدی، تهران، نشر ارسباران، 1391.

8.

به پژوه، احمد، اصول برقراری یک ارتباط سالم و خوب با کودک، تهران، فصلنامه مادر، شماره 24، 1387.

9.

سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان: www.tebyan.ir

10.

تهذيب الأحكام، ج 8.

11.

حجازی، بنفشه، ادبیات کودکان و نوجوانان، ویژگی ها و جنبه ها، تهران، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1391.

12.

خالقی ثمرین، عادل و شیخ پور، محمود، شیوه های ارتباط مؤثر، تهران، انتشارات تندیس علم، 1387.

13.

دژبانی، علی، راهبردها و راهکارهای جذب جوانان به مسجد، سازمان تبلیغات اسلامی اردبیل، 1389.

14.

رحیمی نيك، اعظم، تئوری نیاز و انگیزش، تهران، نشر زندگی، 1389.

15.

سالاری فر، محمد رضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، تهران، سمت، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1391.

16.

شرفی، محمد رضا، دنیای نوجوان، تهران، منادی تربیت، چاپ ششم، 1383.

17.

شعاری نژاد، علی اکبر روان شناسی رشد، تهران، انتشارات رشد، 1382.

18.

شفیع آبادی، عبدالله، روش ها و فنون مشاوره، تهران: نشر مرکز، 1393.

19.

شهرآرا، مهرناز، روان شناسی رشد نوجوان «دیدگاه تحوّلی». تهران: علم، 1384.

20.

فیشر، رابرت، ترجمه کیان زاده، فروغ، آموزش یادگیری به کودکان، تهران: نشر رسش، 1386.

21.

کشاورزی، محمد علی، مسائل نوجوانان و جوانان، تهران، نشر روزبهان، 1386.

22.

کمال نسب، مهدی، بررسی رابطه بین کمال گرایی مادران با سلامت روان دختران. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی، 1385.

23.

کمالی، رضا، نشریه هموطن سلام، 1391.

24.

محمد خانی، شهرام، آشنایی با مشکلات روانی و اجتماعی شایع در بین کودکان و نوجوانان، تهران: انتشارات طلوع دانش، 1383.

25.

معتمدی، زهرا، رفتار با نوجوان. تهران: انتشارات لک لک، چاپ پنجم، 1383.

26.

منادی، مرتضی، عوامل مؤثر در بهبود زندگی، تهران: نشر آوای نور، 1391.

27.

نجفی، سید محمود، بررسی رابطه کارآیی خانواده و دین داری با بحران هویّت دانش آموزان دختر و پسر پایة سوم رشته های تحصیلی نظری مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 82-81. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی، 1382.

28.

مشاهدات، تجربیات شخصی و گفتگوهای نویسنده مقاله با تعدادی از اعضای محترم هیئت امنا مساجد، دانش آموزان، نوجوانان مسجدی و غیر مسجدی.

الزامات نرم افزاری حضور کودکان و نوجوانان در مسجد/ محمد حسین شریفی نیا

اشاره

*الزامات نرم افزاری حضور کودکان و نوجوانان در مسجد/ محمد حسین شریفی نیا (1)

اشاره


1) دانش آموختة حوزه علمیة قم و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. Email: sharifinia1@gmail

چکیده

اشاره

موضوع این جستار بررسی الزامات نرم افزاری حضور کودکان و نوجوانان در مساجد است. الزامات نرم افزاری به آن دسته از اقدامات رفتاری و برنامه های عملیاتی گفته می شود که ما را به هدف مورد نظر نزدیک می کند. در موضوع مورد مطالعه، یعنی جذب کودکان و نوجوانان به مسجد جاذبه های شخصیتی، ظاهری، کلامی و رفتاری امام جماعت، فعالیت ها و برنامه های مسجد، نگرش هیئت امنا و سایر مسؤلین مسجد و هم چنین نوع رفتار خادم و نمازگزاران، از جمله الزامات نرم افزاری جذب گروه های سنی مذکور به مسجد می باشند. از این رو، پس از تبیین اهمیت انس کودکان و نوجوانان با مسجد، مهم ترین الزامات نرم افزاری انس این گروه های سنی با خانة خدا به اختصار بیان شده اند.

به گمان نگارنده، نگرش مثبت به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد، آشنایی با ویژگی های روان شناختی کودکان و نوجوانان، درک نیازها و انگیزه های کودکان و نوجوانان، آگاهی از مهارت های ارتباط با کودکان و نوجوانان و وقت گذاشتن برای کودکان و نوجوانان، پیش شرط هر نوع اقدامی برای جذب و استمرار حضور کودکان و نوجوانان در مسجد است. پس از آن جاذبه های امام جماعت به عنوان رکن اصلی مسجد در سه بعد ظاهری، گفتاری و رفتاری مورد کنکاش قرار گرفته اند. در بعد ظاهری به اموری مانند آراستگیِ ظاهری، ژست و حالات بدنی، تماس چشمی و موقعیت اجتماعی اشاره شده است. در بعد جاذبه های گفتاری امام جماعت مؤلفه هایی نظیر رعایت احترام و ادب، هم زبانی و همدلی، اعتماد آفرینی، رازداری، زیبا سخن گفتن، خوب گوش دادن و پرهیز از پرگویی و نصیحت کردن مهم شمرده شده اند.

در بعد جاذبه های رفتاری بر مهربانی و صمیمیت، تواضع و فروتنی، همدلی و توجه به کودکان و نوجوانان، واگذاری مسئولیت به کودکان و نوجوانان، طولانی نکردن نماز و سخنرانی، تجلیل از کودکان و نوجوانان مسجدی، چشم پوشی از خطاهای کودکان و دعوت از فرزندان مأمومین تأکید شده است.

در بخش برنامه های مسجد، ضمن اشاره به خصوصیات برنامه های ویژه کودکان مانند شاد بودن، کوتاه بودن، متنوع بودن، پرهیجان بودن، متناسب با سطح شناختی کودکان بودن، پاسخ گوی نیاز کودکان بودن و همراه با تشویق و پاداش بودن، تعدادی از برنامه های مناسب کودکان از قبیل واگذاری اذان گویی و مکبّری نماز جماعت به کودکان و نوجوانان، دکلمه خوانی و سخنرانی های کوتاه ویژة کودکان و نوجوانان، تلاوت قرآن و خواندن دعاهای بعد از نماز توسط کودکان و نوجوانان، سخنرانی و جلسات پرسش و پاسخ مخصوص کودکان و نوجوانان، اجرای مسابقات علمی، دینی، هنری و ورزشی مناسب کودکان و نوجوانان، تشکیل گروه های کتاب خوانی برای کودکان و نوجوانان، برگزاری مراسم جشن یا عزاداری مخصوص کودکان و نوجوانان، کلاس های آموزشی، تربیتی و فرهنگی برای سنین مختلف، برگزاری اردوهای درون و برون شهری سیاحتی و زیارتی، تهیه روزنامه دیواری، حلقه های صالحین و اجرای تئاتر و نمایش فیلم به اختصار توضیح داده شده اند.

در پایان ضمن تشریح نقش نگرش متولیان مسجد، رفتار خادم و نمازگزاران مسجد، تشویق والدین و مربیان، ارتباط با مدارس و سایر اقدامات در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد، فنون برقراری ارتباط با کودکان معرفی شده است.

کلید واژه ها: مسجد کودک محور، کودکان مسجدی، جاذبه های امام جماعت، برنامه های مسجد، ارتباط با کودکان، جذب کودکان.

مقدمه

اشاره

اشاره

در اسلام مسجد از جایگاه والا و بی بدیلی برخوردار است. مسجد خانة خدا نامیده شده و همگان از پیر و جوان، زن و مرد، خردسال و بزرگسال به حضور در آن فراخوانده شده اند. (1)

قالَ الصادق علیه السلام: عَلَيْكُمْ بِإِتْيَانِ الْمَسَاجِدِ فَإِنَّهَا بُيُوتُ اللهِ فِي الْأَرْضِ وَ مَنْ أَتَاهَا مُتَطَهِّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ كُتِبَ مِنْزُوَّارِهِ فَأَكْثِرُوا فِيهَا مِنَ الصَّلَاةِ وَ الدُّعَاءِ وَ صَلُّوا مِنَ الْمَسَاجِدِ فِي بِقَاعٍ مُخْتَلِفَةٍ فَإِنَّ كُلَّ بُقْعَةٍ تَشْهَدُ لِلْمُصَلِّي عَلَيْهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ برشما باد به رفتن به مساجد، زیرا مساجد خانه های خداوند در زمین هستند و کسی که با طهارت به سوی مساجد برود خدای متعال او را از گناهانش پاک می کند و از زوارش نوشته می شود، پس زیاد در مساجد نماز و دعا بخوانید و در مسجدهای مختلف نماز بخوانید، چون در روز قیامت هر مکانی برای نمازگزارش گواهی می دهد. (وسائل الشیعه، ج 5، ص 372)

(مجلسی، 1412ق؛ حر العاملی، 1416ق) این امر بدان جهت است که از نخستین روزهای تأسیس مسجد در صدر اسلام برای آن کارکردهای گوناگون عبادی، آموزشی، تربیتی، سیاسی و اجتماعی تعریف گردید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به مسلمانان آموخت که مسجد هم محل عبادت است و هم محل تعلیم و تربیت. در قرون اولیه اسلامی اصلی ترین مراکز آموزشی و تربیتی نخست مساجد و سپس مدارس بوده اند. (منیرالدین، 1368) حتی در برخی روایات فضیلت تعلیم و تعلم در مسجد النبی با جهاد در راه خدا برابر شمرده شده است. (2)(ابن حنبل، 1412ق)

هم چنین پیامبر صلی الله علیه و آله کسانی را که در مسجد به تعلیم و تعلم پرداخته بودند را بر افرادی که در مسجد به نماز و عبادت مشغول بودند، ترجیح داد و فرمود: گروهی که به امر آموزش


1) قالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: وَ مَنْ مَشْى إِلَى مَسْجِد يَطْلُبُ فِيهِ الْجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَة سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَة وَ يُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذلِكَ؛ پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: کسی که به قصد شرکت در نماز جماعت به سوی مسجد گام بر می دارد، خداوند متعال در برابر هرگامی هفتاد هزار حسنه به او پاداش می دهد و به همین میزان درجات وی بالاتر خواهد رفت. (بحارالأنوار، ج80، ص384)

2) قَالَ رَسولُ الله صلی الله علیه و آله: مَنْ رَاحَ إِلى مَسجِدِى لِعِلْمٍ يُعَلِّمُهُ كانَ كَمَن غَزا فی سَبیلِ اللهِ؛ پیامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: هرکسی برای یاد گرفتن یا یاد دادن دانشی به مسجد من برود، گویا که در راه خدا جهاد کرده است. (مسند الامام احمد بن حنبل، ج 2، ص350)

پرداخته اند، برترند، زیرا من برای تعلیم و تربیت مبعوث شده ام. (1)(مجلسی، 1412ق)

بنابراین، نباید گمان کنیم که مسجد تنها محل اجتماع بزرگسالان و کهنسالان است که در آن فقط به عبادت و راز و نیاز با حق تعالی بپردازند؛ بلکه متعلق به کودکان و جوانان نیز هست تا در آن به تعلیم و تعلم بپردازند و به درستی تربیت شوند. متأسفانه در زمان ما برخی مساجد فقط محل تجمع بزرگسالان شده و کودکان و نوجوانان کم تر مایل به شرکت در برنامه های مسجد هستند. در حالی که مساجد باید همه اقشار، به ویژه کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی خردسالان را به خود جذب کرده و نقش تربیتی مؤثری را برای این گروه های سنی بر عهده بگیرند.

بدیهی است برای تحقق این هدف ارزشمند باید امکانات و لوازم سخت افزاری مورد نیاز و هم چنین الزامات نرم افزاری لازم مهیا شود تا زمینة حضور این گروه آینده ساز در مساجد فراهم گردد.

الزامات نرم افزاری به آن دسته از اقدامات رفتاری و برنامه های عملیاتی گفته می شود که ما را به هدف مورد نظر نزدیک می کند. در موضوع مورد مطالعه، یعنی جذب کودکان و نوجوانان به مسجد جاذبه های شخصیتی، ظاهری، کلامی و رفتاری امام جماعت، فعالیت ها و برنامه های مسجد، نگرش هیئت امنا و سایر مسؤلین مسجد و هم چنین نوع رفتار خادم و نمازگزاران مسجد، از جمله الزامات نرم افزاری جذب گروه های سنی مذکور به مسجد می باشند. از این رو، اگر امام جماعت، متولیان مسجد و نمازگزاران علاقمند به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد هستند و مایلند آن ها را به مسجد جذب کنند، بایستی علاوه بر داشتن نگرش مثبت به این امر و اعتقاد به لزوم حضور کودکان و نوجوانان در مساجد، با شیوه های برقراری ارتباط خوب و مؤثر با این گروه های سنی نیز آشنا باشند.

با توجه به این اهمیت حضور کودکان و نوجوانان در مساجد، در این مقاله نقش رفتارها و شیوه تعامل امام جماعت، متولیان مسجد و دیگر نمازگزاران با کودکان و نوجوانان در اشتیاق آنان به مسجد را بررسی می کنیم. علاوه بر این، ضمن بیان جاذبه های رفتاری و گفتاری آنان در ارتباط با کودکان و نوجوانان، مناسب ترین فعالیت های فرهنگی و تبلیغی امام جماعت و مسئولان مسجد در ارتباط با این گروه سنی را به اختصار توضیح خواهیم داد.


1) خَرَجَ رَسُول الله صلى الله عليه و آله فَإِذَا فِي المَسجِد مَجلِسان: مَجلسٌ يَتَفَقَّهُون و مَجلس يَدعوُنَ الله وَ يَسْأَلُوْنَه. فقال رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله: كَلا المَجلسَين اِلىّ خير اَمّا هَوْلاءِ فَيَدَعَوْن وَ أَمّا هَؤُلاءِ فَيتَعَلّمُونَ وَ يَفْقَّهُونَ الجاهِل، هَؤلُاءِ اَفضَل، بِالتَّعلَّيم أُرِسْلتُ ثُمَّ قَعَد مَعهُم؛ رسول اکرم صلی الله علیه و آله وارد مسجد شد و دید که در آن دو مجلس تشکیل شده است، یکی مجلس علم که در آن از معارف اسلامی بحث می شد و دیگری مجلس دعا که در آن مناجات می کردند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر دو مجلس خوب و مورد علاقه من است. آن گروه دعا می کنند و این گروه درس می خوانند و درس می دهند؛ ولی گروه علمی برتر از گروه دعا کننده هستند؛ چون من برای تعلیم مردم، مبعوث شده ام. سپس رسول اکرم صلی الله علیه و آله به گروه دانش پژوهان پیوست. (بحارالأنوار، ج1، ص206)

الف) اهميت حضور کودکان و نوجوانان در مسجد

اشاره

کودکان و نوجوانان سرمایه های اصلی آینده هر جامعه ای هستند و پیشرفت و سعادت جوامع به تربیت سالم و شکوفایی استعدادها و خلاقیت های آنان بستگی دارد. از سوی دیگر، این گروه سنی تأثیر پذیرترین و آسیب پذیرترین افراد جامعه نیز می باشند. به همین دلیل، سرمایه گذاری بر روی این افراد و تلاش وافر برای جذب آنان به مساجد، ضرورتی انکارناپذیر است.

حضور کودکان و نوجوانان در مساجد دارای آثار و برکات فراوانی است که در حیطة فردی می توان به مواردی مانند فراگیری معارف اسلامی و احکام دینی، آشنایی با آداب معاشرت و ارزش های اخلاقی، تأمین نیازهای روحی و روانی، بیمه شدن در برابر آسیب های اجتماعی، غنی سازی اوقات فراغت و جلوگیری از اتلاف وقت آنان، کشف استعدادها و بروز توانایی ها و خلاقیت ها، آموختن نظم و انضباط و تقویت روحیه تعاون و همکاری اشاره کرد. در حیطه اجتماعی نیز مواردی از قبیل حفظ سرمایه های انسانی جامعه، ارتقاء امنیت خانوادگی و اجتماعی، بهسازی اخلاق اجتماعی، تحکیم ارزش های انسانی، کاهش بزهکاری و کجروی، افزایش صمیمیت های بین فردی و انسجام گروهی، ارتباط با همسالان و تشکیل گروه های آموزشی، فرهنگی، ورزشی و خدمات رسانی و هم چنین تقویت هویت دینی و ملی پاره ای از آثار ارتباط کودکان و نوجوانان با مسجد است.

افزون بر فواید فوق، کودکان مسجدی بهترین مشوقین والدین و همسالان خود برای حضور در مسجد و انس با خانه خدا هستند. چه بسیار فرزندانی که باعث مسجدی شدن پدر و مادر و دوستان و هم کلاسان خود شده اند.

حضور کودکان و نوجوانان در مسجد از چنان اهمیتی برخوردار است که یکی از عالمان بزرگ که حدود یک قرن پیش می زیسته، در وقف نامه خود آورده است:

«با آن چه از من به جا مانده گردو بخرید و در مسجد نگهداری نمایید تا وقتی کودکان همراه با والدین شان به مسجد می آیند، به آن ها هدیه دهید تا عشق و علاقه به خدا، مسجد و منبر از ابتدا در آن ها جوانه زند و در بزرگسالی هم اهل مسجد و معنویت شوند». (شرفی، 1375)

وقتی مسجد مملو از نوجوانان و جوانان باشد، خود به خود مسجد به یک پایگاه فعال و جوان تبدیل شده و سرشار از سرزندگی، پویایی و نشاط می گردد. در چنین مسجدی هیچ کس احساس خستگی و خمودگی نمی کند و محیط مسجد برای کودکان و نوجوانان به محیطی جذاب و پر نشاط تبدیل شده و عبادت برای آنان شیرین و دلچسب می شود و همان طور که امام علی علیه السلام می فرماید: نباید خود را به زور به عبادت وادار کرد، بلکه باید عبادت را با نشاط و شادابی انجام داد. (1)(نهج البلاغه، نامه 69)

پس به طور خلاصه می توان گفت حضور کودکان و نوجوانان در مسجد هم سبب گرایش مثبت آنان به مسجد، آموزه های دینی، روحانیت و انس و الفت با محیط های مذهبی می شود، و هم تقویت اعتماد به نفس و ارتقای ارتباطات اجتماعی آنان را در پی دارد. در بررسی عوامل نرم افزاری حضور کودکان و نوجوانان در مسجد نخست جاذبه های امام جماعت را مرور می کنیم، سپس به سایر عوامل نظیر نگرش هیئت امنا و مسئولین مسجد، رفتار خادم و نمازگزاران و اهمیت ارتباط مسجد و مدرسه می پردازیم.


1) قالَ عَلَى علیه السلام: وَ خادِع نَفْسَكَ فِي الْعِبادَة وارفُقْ بِها و لا تَقْهَرها، وَ خُذْعَفوَها و نَشاطَها؛ نفس خود را بفریب و به عبادتش و ادارو با آن مدارا کن و به زور و اکراه برچیزی مجبورش نساز و به هنگام نشاط و شادابی به عبادت بپرداز.

ب) جاذبه های امام جماعت

اشاره

اشاره

امام جماعت به عنوان رکن اصلی مسجد، نقش والا و منحصر به فردی در اشتیاق کودکان و نوجوانان به مسجد ایفا می کند. او که در واقع رهبر و هدایت کننده مجموعه فعالیت های دینی، تربیتی و اجتماعی مسجد است، باید با تأثیر گذاری بر هیئت امنا، مسئولین و متصدیان امور مسجد و هم چنین نمازگزاران، بستر مناسب را برای حضور نوباوگان در مسجد مهیا نماید. از این رو، باور شخصی او به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد، نحوه عملکرد او در ارتباط با کودکان و نوجوانان و سبک برخوردش با نونهالان در جذب یا دفع آنان به مسجد و شرکت در نماز جماعت و سایر برنامه های مذهبی بسیار مؤثر است. هم چنین جاذبه های ظاهری، گفتاری و رفتاری او نیز در این امر نقش مهمی دارند. البته رفتار بقیه دست اندر کاران و متولیان مسجد هم در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد مؤثر است که در ادامه این نوشتار بر آن خواهیم پرداخت. در این قسمت نخست ویژگی های عمومی امام جماعت و مسؤلین مسجد را که به مثابه پیش شرط حضور کودکان در مسجد می باشند، توضیح می دهیم و سپس جاذبه های ظاهری، گفتاری و رفتاری امام جماعت را تبیین می نماییم.

1. ویژگی های شناختی امام جماعت
اشاره
اشاره

نخستین بخش از جاذبه های امام جماعت که وجود جاذبه های دیگر به آن ها بستگی دارند، ویژگی های شناختی و ذهنی اوست. بی تردید امام جماعتی می تواند در امر جذب کودکان و نوجوانان موفق باشد که به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد باور داشته باشد و جذب این گروه های سنی را از وظایف خود بداند. چنین امام جماعتی باید واجد خصوصیات شناختی زیر باشد:

1-1. آشنایی با ویژگی های روان شناختی کودکان و نوجوانان

امام جماعت بایستی تا حدودی با ویژگی های عاطفی، شناختی، رفتاری و هیجانی کودکان و نوجوانان آشنا باشد. زیرا هر نوع تعامل و اثرگذاری بر آنان نیازمند اطلاع از خصوصیات روحی- روانی و نیازهای خاص دوره کودکی و نوجوانی است. به عبارت دیگر بدون شناخت دقیق خصوصیات روانی و رفتاری کودکان و نوجوانان نمی توان با آن ها ارتباط برقرار کرد و آنان را تحت تأثیر قرار داد. البته شناخت دقیق خصوصیات نوباوگان و آگاهی از تمام ابعاد و زوایای شخصیتی و رفتاری پیچیدة آنان کاری تخصصی و دشوار است؛ اما اطلاع از برخی ویژگی های کلیدی آنان می تواند امام جماعت را در رسیدن به نتیجة مطلوب یاری دهد. در این جا برای نمونه به چند خصوصیت اصلی آنان اشاره می کنیم.

1.

یکی از خصوصیات کودکان و نوجوانان عدم ثبات در حالات عاطفی و رفتارهای آنان است. آنان اغلب هیجانی، زودرنج و کم تحمل هستند و گاهی با کوچک ترین محرک ناخوشایندی، ناراحت و عصبانی می شوند. از سوی دیگر، آن ها اغلب مایلند در کلیة امور به صورت مستقل عمل کنند، اما معمولاً خیلی زود خسته می شوند و از زیر بار مسؤلیت شانه خالی می کنند (بیابانگرد، 1376) که این امر موجب انتقاد اطرافیان می شود. در صورتی که این انتقادات ادامه یابند، آنان اعتماد به نفسشان را از دست می دهند در نتیجه نسبت به اطرافیان بی اعتماد شده و از آن ها دوری می کنند. از این رو، امام جماعت در برخورد با نونهالان باید صبور و پر تحمل باشد و کارهای ناروای آن ها را با دیده اغماض بنگرد و تا جایی که امکان دارد، از آن ها انتقاد نکند؛ چون ممکن است برای همیشه از مسجد و روحانی بیزار شوند.

2.

توان ذهنی و شناختی کودکان و نوجوانان محدود، اما رو به گسترش است. نوع تفکر در دوران کودکی عینی و در دوران نوجوانی انتزاعی است. (منصور و دادستان، 1374) این بدان معناست که کودکان وقتی می توانند چیزی را درک کنند که آن را به صورت عینی دیده باشند؛ به همین دلیل، لازم است بیان هر موضوع انتزاعی مثل خدا، عدالت، دین، اخلاق و ... با مثال های عینی و قابل مشاهده ارائه شود تا کودکان بتوانند آن را درک کنند. اما نوجوانان قادرند با استدلال و استنتاج مفاهیم منطقی به نتیجه برسند و برای درک مطالب، نیازی به مثال های عینی ندارند. در این دوره نوجوان می کوشد خود را از امور جزئی رها کرده و به کلیات بپردازد. طی این مرحله گرایش او نسبت به مسائل معنوی و ماوراء الطبیعه بیش تر می شود و مایل است از اسرار هستی و مسائل بنیادین عالم سر در آورد. (افروز، 1375) به

همین دلیل در این مرحله، ذهن نوجوان آمادة تفکر دربارة دین و امور معنوی است و به مسائل فلسفی علاقه نشان می دهد.

3.

کودک و نوجوان دوست دارد همواره تصویر مثبتی از خود داشته باشد. این نگاه مثبت به خود، باعث می شود که او به دیگران و آینده نیز نگاهی مثبت داشته باشد. چنین احساس خوشایندی موجب رونق زندگی و نشاط و شادابی او می شود و اگر این چنین شد، بهترین زمینه رشد و تعالی او فراهم می شود. (ماسن، 1382 (1)) به همین سبب، توصیه می شود امام جماعت در مواجهه با کودکان و نوجوانان خصوصیات خوب آنان را برجسته ساخته و آن ها را نسبت به آینده شان امیدوار سازد.

4.

دیگر خصوصیت مهم نوجوانان تحول خواهی، نوگرایی، نشاط و شادابی، شجاعت، و پر انرژی بودن آن هاست. نوجوان مدام می کوشد تا با انرژی و نیروی فراوانی که در اختیار دارد، در شرایط خود دگرگونی و تغییر ایجاد کند و از این طریق، به موقعیت جدیدی دست یابد. این امر به او پویایی، طراوت، نشاط و شادابی خاصی می بخشد و او را به سمت کارهای گروهی و فعالیت های اجتماعی سوق می دهد. (افروز، 1375)

5.

کودکان و نوجوان دارای روحیه ای لطیف و حساس هستند و گاهی نسبت به اطرافیان و محیط خود بدبین شده و احساس بیگانگی می کنند و در نتیجه یک حس ناامنی و تنهایی آن ها را فرا می گیرد.

2-1. درک نیازها و انگیزه های کودکان و نوجوانان
اشاره

موضوع اساسی دیگر در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد، تشخیص نیازها و انگیزه های مخصوص شرایط سنی آنان می باشد. پر واضح است که آن ها به مکان ها و محافلی می روند که به نوعی پاسخگوی نیازهایشان باشند. از این رو، امام جماعت و سایر متولّیان مسجد باید، از نیازهای خاص این گروه های سنی آگاه باشند و آن را در برنامه ریزی ها و فعالیت های مسجد مدنظر قرار دهند. وقتی امام جماعت به این نیازها و انگیزه ها واقف باشد، رفتار کودکان و نوجوانان را بهتر درک می کند و راحت تر با آن ها کنار می آید. زیرا از نظر روان شناسان، نیاز مهم ترین عامل هر نوع رفتار و فعالیتی است. (ریو، 1387 (2))

بنابراین آگاهی از نیازهای جسمی، روانی، عاطفی، اجتماعی، معنوی، اخلاقی و شناختی


1) .Mussen,P.H

2) .Reeve, T.M

کودکان و نوجوانان نقش مؤثری در جذب آنان به مساجد دارد در واقع، تنها در صورتی برنامه ریزان امور فرهنگی مساجد، قادر خواهند بود برنامه های جذابی برای کودکان و نوجوانان تدوین کنند که این فعالیت ها در جهت ارضای نیازهای گوناگون آنان و مطابق با سلیقه ها و انگیزه هایشان باشد. بدون شک چنین برنامه هایی می توانند بستر مناسب برای جذب و پرورش کودکان در مساجد مؤثر باشد.

به عنوان مثال، یکی از نیازهای مهم کودکان شادی است. آن ها در صورتی جذب مسجد می شوند که در آن برنامه های شاد و هیجان انگیز اجرا شود. ولی متأسفانه اغلب برنامه هایی که در مساجد اجرا می شوند، از فضای شاد و مفرحی برخوردار نیستند و این نیاز کودکان را برآورده نمی کنند. عدم ارضای نیاز به شادی نیز باعث کاهش انگیزه آنان برای حضور در مساجد شده است.

مثال دیگر، نیاز به تنوع است. کودکان و نوجوانان از امور تکراری و یکنواخت زود خسته می شوند و مایلند سخنرانی ها و برنامه های مسجد متنوع باشد. اما برخی مساجد در مراسم و برنامه های مناسبتی کم تر از سخنرانان با سواد، خوش بیان و معروف استفاده می کنند و غالباً خود امام جماعت به ایراد سخنرانی می پردازد. این امر موجب دل زدگی و گریز نوجوانان و جوانان از مساجد می شود. متاسفانه متنوع نبودن برنامه های مساجد و نیز نا آشنابودن گردانندگان آن با شیوه های نوین جذب کودکان و نوجوانان باعث دوری این عزیزان از مساجد و جذب آنان به مراکز تفریحی نظیر باشگاه های ورزشی، کافی نت ها، پارک ها و شهربازی ها شده است.

سایر نیازهای کودکان و نوجوان که توجه به آن ها شرط موفقیت هر برنامه دینی و فرهنگی است، بدین قرارند:

•

نیاز به محبت، احترام و عدالت از سوی والدین و همه بزرگ ترهایی که با آنان سر و کار دارند.

•

نیاز به احساس آرامش و امنیت در خانه، مسجد، مدرسه و هرجایی که حضور دارند.

•

نیاز به ورزش، تفریح و بازی های فکری فردی و گروهی که سبب ورزیدگی، شادابی و کسب تجربه در زندگی آنان می شود.

•

نیاز به آشنایی با دین و معنویت به زبان ساده و قابل فهم برای کودکان و نوجوانان که زمینه متدین شدن آن ها در بزرگسالی را فراهم می آورد.

•

نیاز به جامعه پذیری، فراگیری آداب معاشرت، پرورش حس تعاون، همیاری و مشارکت اجتماعی.

•

نیاز به هنرنمایی، ابراز وجود، خودشکوفایی، کار و تحرک و فعالیت جسمی و روحی برای خدمت به خود و جامعه. (قائمی، 1370)

3-1. آگاهی از مهارت های ارتباط با كودكان و نوجوانان

از آن جا که مهم ترین وظیفه امام جماعت تأثیر گذاری بر اقشار مختلف مردم، از جمله کودکان و نوجوانان است و این امر بدون برقراری ارتباط سازنده و مؤثر با آنان ممکن نیست، لازم است آن ها با فنون و روش های ارتباط مؤثر، به ویژه اصول ارتباط با کودکان و نوجوانان آشنا باشند و آن را در روابط میان فردی خود به کار گیرند.

مهم ترین اصولی که باید در هنگام گفتگو و ارتباط با کودکان و نوجوانان رعایت کنیم تا بتوانیم آن ها را جذب کرده و به استمرار ارتباط با خود علاقمند سازیم، به شرح زیر می باشد:

•

کودک و نوجوان شیفتة احترام و محبت است. از این رو، به هر کس که با آن ها محترمانه رفتار کرده و نسبت به آن ها محبت نماید، جذب شده و دوست دارند با او رابطه داشته باشند.

•

کودکان و نوجوانان از سرزنش و تحقیر بیزارند. آن ها چون نمی توانند از خودشان دفاع کنند، سعی می کنند با کسانی که آن ها را سرزنش یا نصیحت می کنند، کم تر روبرو شوند.

•

کودکان و نوجوانان با کسی صمیمی می شوند که بتواند آن ها را درک کند و به آن ها توجه کند. پس برای برقراری ارتباط با آنان بایستی علاوه بر همزبانی، با آنان همدلی کنیم و آنان راهمان گونه که هستند، بپذیریم.

•

اگر بخواهیم بر کودکان و نوجوانان تأثیر بگذاریم باید نیازهای آنان را بشناسیم و بکوشیم ارتباط ما در جهت تأمین نیازهای آنان باشد. چون انسان ها در صورتی ارتباط را ادامه می دهند که طرف مقابل به خواسته ها و نیازهای آن ها توجه داشته باشد.

•

کودکان و نوجوانان بیش از بزرگسالان نیاز به احساس آرامش و امنیت دارند. از این رو، ارتباط با آنان بایستی در فضایی آرام، ایمن و سرشار از صفا و صمیمیت صورت پذیرد.

•

کودکان و نوجوانان عاشق تعریف و ستایش اند. پس از رفتارهای خوب و ویژگی های مثبت آنان مخصوصاً در مقابل دیگران تعریف و تمجید کنید. به هر حال تعریف، تحسین و احترام به کودکان و نوجوانان، مخصوصاً اگر در جمع صورت گیرد، تأثیر شگرفی بر آنان خواهد گذاشت.

•

کودکان نسبت به وسایل شخصی خود حساس هستند و مایل نیستند دیگران حریم خصوصی آن ها را نادیده بگیرند. بنابراین، همواره به علایق و ارزش های کودکان و نوجوانان احترام بگذارید و هرگز بدون اجازه به وسایل خصوصی آن ها مثل گوشی تلفن همراه و دفترچه یادداشت شان دست نزنید و به مکالمات تلفنی آن ها گوش ندهید.

•

کودکان سرشار از عواطف و هیجان های پاک و بی آلایشند و دوست دارند اطرافیانشان احساس آن ها را بفهمند. پس سعی کنید احساسات آن ها را درک کنید و به عواطف آن ها واکنش مناسب نشان دهید.

•

یکی از نشانه های دوستی و صمیمیت خودافشایی و بیان مسائل زندگی شخصی است. از این رو، گاهی برای آن ها از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خود بگویید و بعضی تجارب خود با فرزندانتان را برایشان شرح دهید. این امر احساس دوستی و نزدیکی بین شما و آن ها را افزایش خواهد داد.

•

از آن ها سؤالاتی بپرسید که دوست دارند درباره آن به دیگران توضیح بدهند. مثلاً از موفقیت ها، افتخارات، مسافرت ها و خاطرات شیرینشان سؤال کنید. این امر بچه ها را شاد می کند و به آن ها نشان می دهد که شما به مسائل آن ها توجه دارید. (کامکاری، 1380)

2. جاذبه های ظاهری امام جماعت
اشاره
اشاره

پس از ویژگی های شناختی، اولین عاملی که در جذب کودکان و نوجوانان تأثیر دارد، وضعیت ظاهری امام جماعت است. مهم ترین خصوصیت ظاهری که برای بچه ها بیش تر اهمیت دارد عبارتند از: آراستگی ظاهری، ژست ها و حالات بدنی و نوع نگاه کردن امام جماعت به آن ها که در ادامه به تبیین آن ها می پردازیم.

1-2. آراستگی ظاهری

آراستگی سر و صورت، طرز لباس پوشیدن، تمیزی لباس و بدن، بوی دهان و حتی لبخند زدن در جذابیت یا عدم جذابیت فرد تأثیر ناهشیار و عمیقی دارد. زیرا برای اغلب مردم، وضعیت ظاهری شخص بیانگر سطح سواد، طبقه اجتماعی و اقتصادی و عقاید و ارزش های اوست.

امام جماعت به عنوان روحانی و رهبر معنوی نمازگزاران باید الگوی خوبی برای کودکان و نوجوانان باشد. از این رو، او باید به بهترین وجه ممکن لباس بپوشد، تمیز باشد، محاسن

مرتب داشته باشد، از عطر و ادکلن استفاده کند، مواظب نظافت دهان و دندان و احیاناً بوی بد دهان خود باشد و در مجموع از نظر ظاهری آراسته و زیبا باشد.

به یاد داشته باشیم که چهرة باز و متبسم امام جماعت در هنگام گفتگو با نمازگزاران بیانگر آن است که او از ارتباط با نمازگزاران، به ویژه کودکان و نوجوانان خوشحال است و از گفتگوی با آنان لذت می برد.

2-2. ژست و حالات بدنی

شاید این جمله را شنیده باشید که صدای حالات بدن بلندتر از صدای کلمات است. ژست های بدنی ابزاری قدرتمند است که می تواند باعث تحکیم یا تضعیف ارتباط ما با دیگران شود حالت چهره اطلاعات فراوانی از احساسات و هیجان های درونی ما ارائه می دهد. به طوری که برخی نظریه پردازان معتقدند پس از زبان، مهم ترین منبع اطلاعاتی حالات درونی آدم ها حرکات چهره آن هاست. حالت چشم، حرکات ابرو و دهان نشان دهنده احساس غمگینی، شادی، خشم، تعجب یا سردرگمی ما می باشد.

علاوه بر این، ژست های ما از قبیل طرز نشستن، ایستادن یا راه رفتن پیام های مهم را منتقل می کنند. برای مثال، دست به سینه نشستن حالت تدافعی را می رساند؛ اگر پاها را روی یکدیگر قرار دهید گویا می خواهید بین خود و دیگران مانع ایجاد کنید؛ وقتی به جلو خم می شوید، یعنی آن موضوع برایتان مهم است و با دقت آن را دنبال می کنید؛ برعکس، دور شدن از گوینده و حالت لم دادن نشانه کم توجهی به گوینده و عدم علاقه به موضوع مورد بحث است. بنابراین با دقت به قرار گرفتن حالت های بدنی مناسب می توان علاقه و یا عدم علاقه به کودک یا نوجوان مخاطب را نشان داد.

3-2. تماس چشمی

در هنگام گفتگو با کودکان و نوجوانان به آنان نگاه کنید، زیرا تماس چشمی مستقیم و مناسب، بیانگر توجه شما به کودک و گفته های اوست. رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام گفتگو، نگاه گرم و صمیمانه خود را از مخاطبان دریغ نمی کرد و همواره نگاه های خویش را میان یارانش تقسیم می کرد و به طور برابر، تمام اهل مجلس را از توجه خود بهره مند می ساخت. (طباطبایی، 1419ق)

معمولاً تماس چشمی به دو منظور به کار می رود: نخست نشان دادن علاقه و توجه به مخاطب، و دوم تسلط بر مخاطب و کنترل وی، هر چه رابطة بین دو فرد صمیمانه تر باشد،

طول مدت تماس چشمی آن ها بیش تر است، در مقابل، هر چه موقعیت اجتماعی طرفین فاصلة بیش تر داشته باشد، تماس چشمی کم تری بین آن ها برقرار می گردد. (مایا ایوانوفا، 1385 (1))

امام جماعت با حفظ ارتباط چشمی خود با مخاطبان، به ویژه کودکان و نوجوانان می تواند بازخورد کلام خود را چهره و ژست های بدنی آنان دریافت کرده و در نتیجه، شیوة بیان مطالب خود را بهبود بخشد. مثلاً با کم شدن توجه مخاطبین و از دست دادن تمرکز و تماس چشمی آنان، به خستگی آنان پی برده و سخنان خود را جمع و به آن خاتمه دهد.

3. جاذبه های گفتاری امام جماعت
اشاره
اشاره

جاذبه های گفتاری امام جماعت شامل مواردی است که به کیفیت بیان و گفتگوی او با کودکان و نوجوانان مربوط می شود. اموری از قبیل رعایت احترام و ادب کودکان، هم زبانی با آنان، جلب اعتماد آنان، حفظ رازهای نوجوانان، توانایی زیبا سخن گفتن و خوب گوش دادن در این حیطه قرار دارند که به اختصار آن ها را توضیح می دهیم.

1-3. رعایت احترام و ادب

نحوه سخن گفتن ما با کودکان و نوجوانان، تأثیر عمیقی در نگرش و رفتار آنان نسبت به ما دارد. در واقع، الگویی که ما در حرف زدن با کودکان ارائه می دهیم، به آن ها می آموزد که چگونه به ما پاسخ بدهند. از این رو، در سخن گفتن با کودکان و نوجوانان همیشه باید از کلمات احترام آمیز و مؤدبانه استفاده کنیم تا ضمن ارائه الگویی مناسب، مهر خویش را در دل آنان بکاریم و آنان یاد بگیرند که با ما و دیگران محترمانه سخن بگویند. (2)از سوی دیگر، همان طور که می دانیم بدون رعایت ادب و احترام متقابل نه تنها گفتگو تأثیر مثبتی در پی نخواهد داشت بلکه غالباً بر مشکلات و تنش ها خواهد افزود. به همین دلیل امام علی علیه السلام می فرماید: «دم فرو بستن بهتر از بی ادبانه سخن گفتن است.» (مجلسی، 1412ق)

2-3. هم زبانی
اشاره

توجه به زبان و سطح فهم مخاطب، یکی از مؤلفه های اصلی هر نوع ارتباطی است. امام جماعت در گفتگو با کودکان و نوجوانان باید سن، پایگاه اجتماعی و سطح درک آنان را در نظر بگیرد و طوری سخن بگوید که برای آنان قابل فهم باشد. همان طور که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:


1) .Maiaivanovna,L

2) قَالَ عَلَى علیه السلام: إِذا فاتَكً الاًدًب فًالزِم الصُّمت؛ هرگاه ادب از تو رخت بربست، سکوت پیشه نما. (بحارالأنوار، جلد71، ص293)

«ما پیامبران مأموریم تا با مردم به اندازه درک و عقلشان سخن بگوییم». (1)(الحرانی، 1363)

درک محدود و روح لطیف آنان نیازمند گشودن زبان کودکانه و رعایت ظرافت در برخورد با آنان است. از این روی، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «هر کس با کودکی سر و کار دارد، با او کودکانه رفتار کند». (2)(ابن بابویه، 1413ق) مولوی هم با اشاره به همین حدیث شریف می گوید

چون که با کودک سر و کارت فتاد *** هم زبان کودکی باید گشاد

(مثنوی، دفتر چهارم)

بر این اساس، تشخیص موضوعات مناسب و مورد نیاز کودکان و نوجوانان و با زبان کودکانه سخن گفتن، هنری است که امام جماعت محبوب کودکان و نوجوانان باید از آن بهره مند باشد. چنین امام جماعتی موضوعاتی را انتخاب می نماید و آن را به گونه ای بیان می کند که با نیازهای نوباوگان هماهنگ بوده و توجه و اشتیاق آنان را به بحث بر می انگیزد.

بدین منظور پیشنهاد می شود امام جماعت از خود کودکان و نوجوانان بپرسد که بیش تر به چه موضوعاتی علاقمند هستند. ضمناً او می تواند با طرح چند سؤال سطح فهم و درک آن ها را بسنجد و متناسب با همان سطح، با آنان سخن بگوید.

3-3. اعتماد آفرینی
اشاره

عنصر دیگری که از ارکان یک ارتباط خوب و سازنده، به شمار می آید، اعتماد متقابل است. وقتی یک نوجوان به امام جماعت نزدیک می شود و با او رابطه برقرار می کند که بتواند به او اعتماد کند و از جانب او هیچ نگرانی نداشته باشد. در واقع، پیش شرط هر نوع گفتگوی سازنده و مؤثری، ایجاد فضای امن همراه با اعتماد است. همان طور که تا نگرانی حضرت ابراهیم علیه السلام از فرشتگانی که برای نابودی قوم لوط آمده بوده اند، برطرف نشد، از گفتگو با آنان خودداری نکرد. (3)(سوره هود، آیه74)

مهم ترین عناصر اعتماد آفرین در روابط گفتاری عبارتند از: راستگویی، خیر خواهی و خودافشایی.

راستگویی اصلی ترین عامل در جلب اعتماد طرف مقابل است. وقتی گوینده با صداقت،


1) قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله: إِنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرْنا أَنْ نُكَّلمُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِعُقولِهم. (تحف العقول، ص37)

2) قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله: مَنْ كَانَ عِندَهُ صَبٌّى فَلْيَتَصّابُ لَهُ. (من لا يحضره الفقیه، جلد3، ص483)

3) فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ؛ چون ترس از ابراهیم زایل شد و بشارت فرزند به او رسید، نمایندگان ما درباب قوم لوط به گفتگو پرداخت.

واقعیت ها را بیان می کند و شنونده مطمئن می شود که به او دروغ نمی گوید، می تواند ب--ه او اعتماد کند. به همین دلیل، امام باقر علیه السلام می فرماید: «راستگویی را پیش از سخن گفتن بیاموزید». (1)(کلینی، 1411ق)

دومین عنصر اعتماد سازی خیر خواهی است. ما انسان ها به کسانی که خیر خواه و دلسوز ما هستند، اطمینان می کنیم و حرف های ناگفته مان را بدون دغدغه، با او در میان می گذاریم. از این رو، پیامبران هنگام گفتگو با مردم، برخیر خواهی و دلسوز بودن خود تأکید می کردند. (2)(سوره اعراف، آیه 68)

معرفی خود و سخن گفتن در باب مسائل شخصی هم عامل دیگری برای جلب اعتماد مخاطب است. وقتی امام جماعت خودش را معرفی می کند و اهدافش را به روشنی توضیح می دهد، راه را بر هر گونه پیش داوری و شایعات می ببندد. به همین دلیل، پیامبران الهی در گام نخست به معرفی خود و اهداف خود می پرداختند. (3)(سوره شعراء، آیه16)

4-3. رازداری

رازداری یکی از نشانه های خردمندی و امانت داری است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «سینه خردمند، صندوق راز اوست». (4)(نهج البلاغه، حکمت 6) چه این رازها مربوط به خودش باشد، چه مربوط به دیگران. در اسلام تأکید زیادی بر رازداری و ممنوعیت افشای اسرار دیگران شده است؛ به طوری که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ملا نمودن راز برادر دینی را خیانت به او شمرده است. (5)(نوری، 1408ق)

بنابراین امام جماعت باید نسبت به حفظ رازهای دیگران اعم از خردسال و بزرگسال کاملاً مراقب باشد. این امر افزایش اعتماد دیگران به امام جماعت را به دنبال خواهد داشت.

5-3. زیبا سخن گفتن

زیبایی کلام موجب جذابیت و شیرینی آن و در نتیجه، پذیرش بهتر آن از سوی کودکان و


1) قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام: تَعلَّموا الصِّدقَ قَبلَ الحَدِيثِ (اصول کافی، جلد2، ص104).

2) أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَ أَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ؛ پیام های پروردگارم را به شما می رسانم در حالی که خیرخواه و امین شما هستم. مضمون این آیه در آیات 79 و 93 سوره اعراف، 45 و 47 سوره مریم و 30 و 33 سوره مؤمن نیز تکرار شده است.

3) فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ نزد فرعون بروید و بگویید ما پیام آورپروردگار جهان هستیم.

4) قَالَ عَلى علیه السلام صَدرُ الْعَاقِلَ صَندوُقُ سِرّهِ.

5) قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله: يَا أَباذَر! اَلمَجايِسُ بالَامانَة و اِفشاءُ سِرُّ اَخیکَ خِیانَةٌ فَاجْتَنب ذلک؛ گفتگوها امانتند و افشای راز برادرت خیانت به اوست؛ پس همواره از آن اجتناب کن (مستدرک الوسائل، جلد8، ص398).

نوجوانان است. این هنری است که قرآن کریم به نیکی از آن بهره برده و با قرار گرفتن در اوج قله فصاحت و بلاغت در دل ها نفوذ کرده است. خداوند در قرآن مجید به همة انسان ها توصیه می کند که به زیبایی سخن بگویند. (1)(سوره بقره، آیه 83)

در تعالیم اسلامی توصیه شده که هرگز واژه های نامناسب و القاب زشت به کار نبرید، حتی هنگامی که از شخص یا موضوعی به شدت ناراحت هستید.

دلیل این امر روشن است. زیرا سخنی که با نرمی و عطوفت همراه باشد، هم چون آهنگی گوش نواز، دلنشین و تأثیر گذار است، خداوند متعال به موسی و هارون علیهم السلام توصیه می کند حتی با فرعون که دعوی الوهیت داشت و بر پروردگار عالم طغیان کرده بود، به نرمی سخن گویند. (2)(سوره طه، آیه 44) البته ملایمت هنگامی ارزشمند است که با قاطعیت و شفافیت همراه باشد. چون نرمی گفتار، ابزاری است برای القای بهتر حقیقت و آن گاه که موجب زیر پا نهادن حق گردد، جلوه ای از نفاق و تظاهر و چاپلوسی خواهد بود. پس شایسته است امام جماعت در عین نرمی و ملایمت، از گفتن حقایق ابا نکند و سخن حق را با کمال قاطعیت و شفافیت بیان نماید. بدین منظور، امام جماعت می تواند با استفاده از روش های بیان غیر مستقیم مثل کنایه، تعریض، حکایت و کلی گویی در عین قاطعیت و شفافیت، از درگیر شدن مستقیم با مخاطب پرهیز کند. در این شیوه ها که قرآن کریم هم در پاره ای موارد از آن ها بهره برده، یک موضوع ناخوشایند نظیر امر، نهی، توبیخ یا حقیقتی تلخ، بدون اشاره مستقیم به شخصی یا گروه مورد نظر بیان شود به این وسیله مقصود خود را به طور غیر مستقیم به مخاطب یا مخاطبان القا می نماید. بدین ترتیب، امام جماعت در عین حالی که پیام خود را به فرد مورد نظر انتقال می دهد، اما به طور مستقیم با او درگیر نمی شود و آثار سوئی همچون دل آزردگی و نفرت از او را به دنبال ندارد و تأثیر گذاری ارتباط را دو چندان می سازد.

در مجموع، رعایت خلاصه گویی، بهره مندی از آرایه های ادبی مانند تشبیه و کنایه، تلفظ روان کلمات و جملات، برخورداری از ساختاری منظم و نیکو و توجه به جنبه های عاطفی مخاطب همه به شیوایی و رسایی سخن کمک کرده و فهم و درک آن را آسان تر می نماید.

6-3. خوب گوش دادن

در حالی که به نظر می رسد گوش دادن کاری بسیار ساده است، اما اگر خوب گوش دادن


1) وَ قُولُواْلِلنَّاسِ حُسْناً.

2) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيْنَا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُأَوْ يَخْشَی؛ با او به نرمی سخن بگویید، شاید بپذیرد یا بترسد.

هنری است که از هر کسی بر نمی آید. گوش دادن فقط شنیدن کلام طرف مقابل نیست؛ بلکه توجه به گوینده و دیدگاه او نسبت به مسئلة مطرح شده و درک احساسات و انتظارات او نیز از عناصر گوش دادن فعال است.

اگر امام جماعت بخواهد یک شنوندة موفق باشد و با کودک و نوجوان ارتباط مؤثری داشته باشد، باید علاوه بر موارد فوق، به ژست ها و حالات بدنی گوینده هم توجه کند و خود نیز در هنگام گوش دادن با ژست ها و حالت بدنی مناسب و تکان دادن سر به او بفهماند که حواسش کاملاً به اوست و به او توجه دارد. مراقب باشید در هنگام حرف زدن طرف مقابل از رفتارهایی مثل خمیازه کشیدن، نگاه کردن به ساعت یا به اطراف و بی قراری، خود را نسبت به صحبت های گوینده بی اعتنا و کم حوصله نشان ندهید؛ بلکه برعکس، باید با تماس چشمی مناسب و حرکات چهره علاقمندی خود را به شنیدن سخنان کودک یا نوجوان ابراز کنید. مثلاً هنگامی که هیجان زده می شود و شادی، غم یا عصبانیت در چهرة و گفتار او نمایان می شود، با عکس العمل مناسب و به موقع با او همدلی و همراهی نمایید.

در این شرایط، امام جماعت باید موقتاً از احساسات، خواسته ها، افکار و پیش داوری های خود چشم بپوشد و گفتگوی درونی خویش را متوقف کند و در هنگام صحبت طرف مقابل، در ذهن خود به فکر آماده کردن او پاسخ نباشد تا بتواند کلام و حال او را به درستی درک کند. توجه داشته باشیم که اگر به جای گوش دادن، به فکر پاسخ دادن باشیم، بخش زیادی از حرف های شنونده را اصلاً متوجه نخواهیم شد و در نتیجه اطلاعات مهمی را از دست خواهیم داد.

نکتة قابل توجه این که گوش دادن یک مهارت چندگانه است. یعنی علاوه بر شنیدن سخنان گوینده، برای درک صحیح گفتگوهای او تلاش کنیم و برای اطمینان از درستی برداشت خود، استنباط های خود را به صورت پرسشی با گوینده در میان گذاریم.

7-3. پرهیز از پرگویی و نصیحت کردن

پرگویی، مکررگویی و امر و نهی مستقیم با ویژگی های دوره کودکی و نوجوانی سازگار نیست و آن ها را زود خسته می کند. از این رو، سخنرانی های مسجد، به ویژه صحبت های بین دو نماز نباید طولانی باشد؛ چون باعث سر رفتن حوصله کودکان و ترک جلسه سخنرانی می شود. افزون بر این، امام جماعت و یا سخنران یا از لحن سرزنش گونه یا نصحیت مستقیم به کودکان و نوجوانان اجتناب کند؛ زیرا ممکن است آنان را نسبت به امام جماعت و مسجد دلسرد نماید و شوق آن ها به حضور در مسجد و برنامه های آن از بین برود.

4. جاذبه های رفتاری امام جماعت
اشاره
اشاره

آخرین تبلور جذابیت های امام جماعت در رفتارهای او نهفته است. همان طور که می دانیم رفتارهایی که بر مهربانی و صمیمیت، تواضع و فروتنی، همدلی و توجه به دیگران، پاداش کارهای نیک و اغماض از خطاها استوار است، برای همگان شیرین و جذاب هستند. در این بخش بعضی از این رفتارهای خوب و جذاب را معرفی می کنیم.

1-4. مهربانی و صمیمیت

برخورد صمیمیانه و همراه با ملاطفت و گشاده رویی امام جماعت با کودکان و نوجوانان یکی از مهم ترین عوامل جذب و استحکام حضور آنان در مساجد می باشد. اگر امام جماعت چند دقیقه مانده به اذان در مسجد حضور یابد و گفتگویی دوستانه، خیر خواهانه و پدرانه با کودکان و نوجوانان داشته باشد، آنان مجذوب وی شده و با اشتیاق به مسجد می آیند. (موظف رستمی، 1391) گاهی یک لبخند، یک گفتگوی دوستانه، یک دست به شانه نوجوان زدن، یکی دو قدم با او راه رفتن و صحبت های نوجوان را شنیدن، می تواند مسیر زندگی او تغییر می دهد.

پس، همان طور که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله خود می فرماید: «اگر تندخو و سخت دل بودی، همه از دور شما پراکنده می شدند» (1)(سوره آل عمران، آیه 159)؛ امام جماعت نیز اگر بدخلق و ترش روی باشد، هیچگاه نمی تواند کودکان و نوجوانان را دور خود جمع کند. او باید با خوش خلقی، مهربانی، بردباری و آسان گیری با نوباوگان دوست شده و آن ها را به مسجد و اماکن مذهبی جذب نماید.

در این صورت، رابطة امام جماعت و نوجوانان در چارچوب رسمی باقی نمی ماند، بلکه او یکی از دوستان کودکان و نوجوانان به شمار می آید که در مشکلات به کمک آنان می شتابد؛ موفقیت هایشان را تبریک می گوید؛ به مناسبت های مختلف هدایای کوچکی ب-ه عنوان یادگاری به آنان تقدیم می کند؛ در سلام کردن بر آن ها پیشی می گیرد و آنان را با القاب شایسته خطاب می کند. چنین امام جماعتی محبوب مردم، جوانان و کودکان خواهد بود.

2-4. همدلی و توجه به کودکان و نوجوانان

منظور از همدلی، درک احساس کنونی طرف مقابل از اتفاق یا مشکلی که برایش رخ داده


1) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ.

و نشان دادن حس مناسب با حال فعلی اوست. برای این که بتوانیم با دیگران همدلی نماییم، باید بتوانیم خودمان را به جای او قرار دهیم و مسئله را از منظر او ببینیم تا بتوانیم حس و حال او را درک کنیم. در مقابل، همدردی یعنی شریک شدن در غم و رنج دیگران و درگیر شدن با مشکل آنان. روان شناسان تأثیر همدلی را بیش تر از همدردی می دانند.

البته در برخی موارد این دو واژه را به جای هم به کار می روند. به هر حال، خوب است امام جماعت با نماز گزاران، به ویژة نوجوانان و جوانان همدلی کرده و در غم و شادی با آنان هم حسی نماید. یادآوری می شود در همدلی لازم نیست کاملاً با گوینده موافق باشیم؛ بلکه تنها کافیست خودمان را به جای او گذاشته و مسائل را از دریچه نگاه او بنگریم و او را به خاطر احساسش مذمت نکنیم، حتی اگر با او موافق نیستیم.

3-4. واگذاری مسئولیت به کودکان و نوجوانان

دادن مسئولیت به کودکان و نوجوانان یک راهکار مناسب برای علاقمند کردن کودکان و نوجوانان به حضور در مسجد است. کودکی که در مسجد به او مسئولیتی واگذار می شود، خود را متعلق به مسجد و مسجد را متعلق به خود می داند و تمام تلاش خود را برای انجام هر چه بهتر وظیفه ای که به او سپرده شده، به کار می بندد. لذا ضروری است پاره ای از فعالیت های مساجد به دست آن ها سپرده شود و امام جماعت و هیئت امناء مسجد نظارت و مدیریت کارها را بر عهده گیرند.

برخی مسئولیت هایی که می توان به کودکان و نوجوانان داد عبارتنداز: مسئولیت کتابخانه، گفتن اذان، و تکبیر نماز، قرائت قرآن و دعای پس از نماز، مسؤلیت کفشداری، پهن کردن سجاده ها، سیستم صوتی، برنامه ریزی و اجرای مناسبت ها، تزئینات و تبلیغات، زیباسازی مساجد، انجام برخی کارهای فنی مسجد و اموری که از عهده آن ها بر می آید.

4-4. طولانی نکردن نماز و سخنرانی

از آن جا که آستانة تحمل کودکان و نوجوانان پایین است، امام جماعت باید در هنگام حضور آنان از طولانی شدن اقامه نماز و سایر برنامه های مسجد، نظیر سخنرانی و مراسم دعا و زیارت بپرهیزد. در این شرایط بهتر است امام جماعت در هنگام اقامة نماز، تنها به واجبات اکتفا کرده و از مستحبات نماز مثل قنوت مفصل یا رکوع و سجود طولانی چشم پوشی کند و برای جبران آن، پس از نماز به ذکر و دعا بپردازد.

5-4. تجليل از كودكان و نوجوانان مسجدی

معرفی و تجلیل از کودکان و نوجوانانی که در نمازهای جماعت مسجد شرکت می کنند، یا در برنامه های مسجد فعال هستند، یکی از روش های مؤثر تشویق آنان به شمار می رود و بر تداوم حضور آن ها در مسجد می افزاید. حداقل تجلیل آن است که بعضی مواقع بین دو نماز یا در پایان بعضی سخنرانی ها و مراسم ها، نام آن ها توسط امام جماعت اعلام شده و از حاضرین خواسته شود برای سلامتی و موفقیت آن ها صلوات بفرستند. این کار باعث تشویق آنان و دلبستگی بیش تر به مسجد و امام جماعت می گردد. ضمناً توصیه می شود با همکاری مؤمنین خیّر کتاب های متناسب با سن و پایة تحصیلی دانش آموزان تهیه شود و در مناسبت های مختلف به عنوان جایزه به کودکان حاضر در مسجد اهداء شود. در هر صورت، تعریف، تحسین و تشویق کودکان و نوجوانان، مخصوصاً اگر در جمع صورت گیرد، تأثیر شگرفی بر کودکان خواهد گذاشت و همیشه از آن به عنوان یک خاطره شیرین یاد خواهند کرد.

6-4. چشم پوشی از خطاهای کودکان

نباید توقع داشت که کودکان و نوجوانان مثل افراد بزرگسال رفتار کنند و تمام آداب و شرایط نماز و مسجد را رعایت نمایند. طبیعی است که نوباوگان متناسب با شرایط سنی و نیازهای دورة رشدی شان رفتار می کنند و یقیناً گاهی دچار اشتباه و خطا می شوند. امام جماعت و سایر بزرگان مسجد باید بیش تر خطاها و لغزش های آنان را نادیده انگاشته و با سعة صدر و خوش رویی آنان را راهنمایی کنند تا دوباره مرتکب اشتباه نشوند.

به یاد داشته باشیم بازی و شیطنت های کودکانه نیاز طبیعی کودک است و ما باید با درک شرایط و نیازهای کودکان، با سعة صدر و تحمل بالا این موارد را نادیده بگیریم؛ اما در عین حال، با شیوه های جذاب و نو به آنان بیاموزیم که مسجد مکانی برای عبادت پروردگار و آموزش معارف دینی است و ما باید با سکوت و آرامش، حرمت این مکان مقدس را پاس بداریم. به هر حال، منطبق کردن توقعات و انتظاراتمان با شرایط سنی آن ها، باعث تقویت دلبستگی آنان به مسجد و تعالیم دینی می گردد.

7-4. دعوت از فرزندان مأمومین

یکی از راهبردهای خلاقانه برای جذب نونهالان به مساجد این است که امامان جماعت از بزرگ سالان و کهن سالان مسجدی بخواهند که گاهی فرزندان و نوه های کوچک خود را

به مسجد بیاورند. با توجه به این که غالباً افراد مسنّ به مسجد می آیند، اگر هر یک از آن ها یک نفر از فرزندان یا نوه های خود را به مسجد بیاورند، حضور کودکان و نوجوانان در مساجد رونق می گیرد. (موظف رستمی، 1391)

ج) برنامه های مسجد

اشاره

اشاره

پس از جاذبة امام جماعت، مهم ترین عامل در جذب کودکان و نوجوانان به مسجد فعالیت ها و برنامه های مسجد است. یک مسجد کودک محور برای جذب کودکان و نوجوانان، باید فعالیت های گوناگونی انجام دهد تا بتواند افراد با علایق و نیازهای گوناگون را به سوی خود بکشاند. هر چند توضیح تمامی برنامه های مفید و جذاب در این مختصر نمی گنجد؛ ولی برای مثال، به چند نمونه از فعالیت های کم هزینه و قابل اجرا در اغلب مساجد اشاره می کنیم. اما پیش از توضیح این فعالیت ها لازم است. چند موضوع مهم را یادآور شویم:

•

یک مشکل اساسی که در برنامه های بیش تر مساجد مشاهده می شود، این است که با وجود این که دختران بیش از نیمی از جمعیت کودکان و نوجوانان را تشکیل می دهند، ولی متأسفانه بیش تر برنامه ها و فعالیت ها، با نگاهی پسرانه تدارک دیده می شوند و دختران اغلب در حاشیه از آن بهره مند می گردند. امروزه در کم تر مسجدی می توان از برنامه های ویژه کودکان و نوجوانان دختر سراغ گرفت و در برنامه ریزی ها کم تر به روحیات، خواسته ها و علایق دختران توجه می شود. بنابراین، متولیان مسجد باید با نگاهی جامع الاطراف و مبتنی بر شناخت علایق و نیازهای همه مخاطبان، در تمام فعالیت ها و برنامه های مسجد، نیازها و شرایط ویژه دختران را نیز در نظر بگیرند.

•

برنامه ها و فعالیت های مسجد باید مبتنی بر هدف های اصیل و واقعی مخاطبان باشد. هرگونه هدف تراشی، هدف سازی بیرونی و تحمیلی نه تنها اثر فعالیت و اصالت تربیتی آن را از بین می برد، بلکه خود به تدریج به ضد آن تبدیل می شود، برای مثال اگر کودک از فعالیتی

مانند بازی که یک فعالیت طبیعی است و ذاتاً واجد لذت درونی است، از طریق مشوق های بیرونی و پاداش های مادی تقویت شود به تدریج لذت های بیرونی، جایگزین لذت های درونی می شود و این فعالیت خودانگیخته اثر تربیتی خود را از دست می دهد. همین طور اگر رفتارهای دینی و عبادی که خود ذاتاً واجد لذت معنوی هستند، با تشویق های بیرونی برای مدتی به شکل افراطی افزایش یابند، پس از چندی اساس و ریشه درونی این گونه رفتارها تضعیف می شود. (کریمی، 1381)

• بدیهی است کودک و نوجوان، هم باید بخندد و بازی کند و شاد باشد و هم باید به انجام تکالیف دینی خود بپردازد. نباید چنین به وی القا شود که مسجد جای خنده و شادی نیست، از این رو، لازم است برنامه های مسجد با زمینه ای شاد و لذت بخش اجرا شوند تا کودکان بدانند که در مسجد هم می توانند شاد و با طراوت باشند.

علاوه بر این، برنامه هایی مورد علاقه و توجه کودکان قرار می گیرند که کوتاه، متنوع و پر شور و هیجان باشند و در نهایت به تشویق و پاداش منجر شوند. بنابراین، برنامه های معرفی شده در مقالة حاضر در صورتی مورد استقبال کودکان و نوجوانان قرار می گیرند که واجد شرایط فوق باشند.

نکته قابل توجه این که بین میزان علاقه مندی نونهالان به مسجد با میزان مشارکت آن ها در فعالیت و برنامه های مسجد رابطه مستقیم وجود دارد؛ یعنی هر چه کودک علاقه بیش تری به حضور در مسجد داشته باشد، میزان مشارکت او در برنامه های مسجد بیش تر خواهد بود. بنابراین، برای تداوم مشارکت آنان بهتر است در حین اجرای این فعالیت ها، اقدامات جذابی مانند اهدای جوائز، دادن امتیاز با کارت تشویق، پخش شربت، شیرینی و شکلات و اموری از این دست صورت گیرد.

1. واگذاری اذان گویی و مکبری نماز جماعت به کودکان و نوجوانان

سپردن نقش مکبّری به کودکان اقدامی مؤثر در ترغیب آنان به حضور در مسجد و شرکت در نماز جماعت است. زیرا یکی از راه های علاقمند کردن نوجوانان و کودکان به مسجد همین تکبیر گفتن برای نماز جماعت است. البته نخست باید چگونگی تکبیر گفتن را به کودکان و نوجوانان آموزش داد تا آنان مکبر خوبی شوند. (موظف رستمی، 1391)

همان طور که می دانیم در گذشته تکبیر گویی در مساجد بسیار مرسوم بود؛ اما در حال

حاضر به دلیل استفاده از میکروفون های یقه ای، تکبیر گویی تا حدودی کم شده است. برای احیای این سنت نیکو باید امام جماعت و متولیان مساجد از کودکان و نوجوانان برای مکبّری دعوت کرده و تعدادی از علاقمندان را آموزش دهند تا به صورت دوره ای و نوبتی این کار را انجام دهند.

افزون بر این، خوب است گاهی مؤذنین مساجد از بین کودکان و نوجوانانی که قبلاً تمرین مؤذنی کرده اند و اذان را با صوت زیبا و صحیح ادا می کنند، انتخاب شوند. برای تصحیح اذان و اقامه کودکان نیز می توان با در اختیار گذاشتن یک نوار یا سی دیِ اذان، مؤذنین خوبی برای مساجد تربیت نمود.

2. برگزاری سخنرانی و جلسات پرسش و پاسخ ویژه کودکان و نوجوانان

یکی از اصولی که در نظام آموزشی کشورهای پیشرفته، مورد توجه قرار دارد، ایجاد تفکر انتقادی و تقویت روحیه پرسش گری و کنجکاوی هدفمند در کودکان و نوجوانان است. از آن جا که به خاطر گسترش وسایل ارتباط جمعی اعتقادات و باورهای دینی مردم، به ویژه نسل جوان و نوجوان، در معرض هجوم اندیشه های متفاوت قرار گرفته و سؤالات زیادی در ذهن نوجوانان و جوانان به وجود آمده، لازم است با اتخاذ ساز و کارهای مناسب، فضای پرسش گری در مبانی اعتقادی و عبادی دانش آموزان فراهم گردد. بدین منظور پیشنهاد می شود در کنار سخنرانی های مسجد یا به طور جداگانه جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ ویژه نوجوانان و جوانان منعقد گردد و در آن ها از اساتید، معلمان و افراد تحصیل کرده و آشنا با معارف اسلامی برای سخنرانی و پاسخگویی به سؤالات دعوت به عمل آید.

3. اجرای مسابقات علمی، دینی، هنری و ورزشی مناسب كودكان و نوجوانان

برگزاری مسابقه ها یکی از فعالیت های پردامنه و کم هزینة مسجد است که در صورت مدیریت صحیح، درآمدزا نیز خواهد بود. کودکان و نوجوانان علایق گوناگونی دارند. برخی به ورزش، برخی به هنر و برخی به مطالب علمی و دینی علاقه مند هستند. برای مثال، در ماه مبارک رمضان پس از نماز جماعت و سخنرانی، هر شب می توان یک مسابقه در موضوعی خاص اجرا کرد.

مسابقاتی از قبیل احکام، قرآن، نهج البلاغه، حفظ حدیث، خطاطی، نقاشی، نویسندگی،

خاطره نویسی، تهیه روزنامه دیواری، عکاسی، طراحی و انواع مسابقات ورزشی مانند: دو دوچرخه سواری، فوتبال، والیبال، تنیس، و... نقش بسیار سازنده ای در ترغیب کودکان و نوجوانان به مسجد دارند. توصیه می شود این مسابقات در موضوعات مختلف و متناسب با مناسبت های مذهبی و در رده های سنی مختلف برگزار شود. حضور امام جماعت در هنگام برگزاری مسابقه ها یا اعلام نتایج در تقویت پیوند و ارتباط او با کودکان و نوجوانان اثر گذار است.

هم چنین اجرای مسابقه های حضوری به صورت پرسش و پاسخ در مسجد، هنگام برگزاری مراسم مذهبی و اهدای جوایزی مثل کتاب و سایر محصولات فرهنگی نیز هیجان آفرین و جذاب هستند.

4. تشکیل گروه های کتاب خوانی برای کودکان و نوجوانان

البته علاقمند کردن کودکان و نوجوانان به کتاب و کتاب خوانی صرفاً از راه نصیحت و توجیه و اصرار و یا تشویق های مادی و کلامی بدست نمی آید؛ بلکه باید از دریچة نیاز و خواستة شخصی آن ها به این مسئله پرداخت. یعنی کتاب خوانی را با مطالعه کتاب هایی شروع کنیم که آن ها دوست دارند و کم کم آن ها را به سمت کتاب های مفیدتر و پربارتر سوق دهیم. بدین منظور توصیه می شود تعدادی کتاب رمان و داستان مناسب و مفید تهیه شود و در اختیار بچه ها قرار گیرد. آن گاه آن ها را در گروه های 3 یا 5 نفره سازماندهی کنید تا در زمان های خاصی در مسجد جمع شوند و با هم کتاب بخوانند.

5. برگزاری مراسم جشن یا عزاداری مخصوص كودكان و نوجوانان

تشکیل هیئت های مذهبی ویژه کودکان و نوجوانان با عناوینی هم چون هیئت علی اکبر علیه السلام هیئت علی اصغر علیه السلام و هیئت حضرت قاسم علیه السلام برای پسران و هیئت حضرت رقیه علیها السلام، هیئت حضرت سکینه علیها السلام و هیئت فاطمه زهرا علیها السلام برای دختران می تواند نقش برجسته ای در گرایش بچه ها به سوی مسجد ایفا نماید. از سوی دیگر، همکاری در جشن ها و چراغانی ها و سیاه کوبی در مراسم عزاداری و سینه زنی از اموری است که معمولاً نوجوانان و جوانان اشتیاق زیادی برای شرکت در آن از خود نشان می دهند. زیرا از این طریق حس مفید بودن، بزرگ شدن و توانایی انجام فعالیت های اجتماعی در آن ها تقویت می شود. به علاوه، در طول این فعالیت ها بین آن ها و بزرگ ترها تعاملاتی پیش می آید که باعث افزایش صمیمیت و

انسجام اجتماعی آنان می گردد. خصوصاً اگر در اثنای کارها پذیرایی هم بشوند، در آن ها لذت و شادی خاصی ایجاد می شود. در این بین حضور بزرگ ترها و چگونگی برخورد آنان با کودکان و نوجوانان از اهمیت زیادی برخوردار است.

6. کلاس های آموزشی، تربیتی و فرهنگی برای سنین مختلف

یکی از مهم ترین خدمات مسجد به کودکان و نوجوانان وجود انواع کلاس های آموزشی است. هر چند ممکن است بعضی بچه ها از کلاس و درس گریزان باشند، ولی برگزاری کلاس های مورد علاقة آنان نظیر آموزش سرود و تواشیح، روان خوانی و قرائت قرآن، کلاس های تقویتی رایگان، دوره های ورزشی، هنری، امدادگری و عقیدتی در جذب آنان به مسجد بسیار مؤثر هستند. علاوه بر این، می توان با امکانات اندکی کلاس های آموزش مهارت های زندگی یا آموزش حرفه آموزی در رشته های خیاطی، گلدوزی، گل سازی، هنرهای دستی، خطاطی، نقاشی و طراحی، عکاسی، فیلم برداری، ورزش های رزمی و شنا برای دختران و پسران برگزار کرد و بدین وسیله آن ها را با فضای مسجد مأنوس ساخت.

7. برگزاری اردوهای درون و برون شهری سیاحتی و زیارتی

کودکان و نوجوانان، روحیه پر شور، کنجکاو و جستجوگری دارند که می توان از آن برای هدایت و شکوفایی استعدادهایشان استفاده کرد. مسافرت و اردوهای درون و برون شهری ابزار مناسبی برای تحقق این هدف به شمار می آیند. مسافرت علاوه بر این که سبب شادابی روح و روان می شود، زمینة یادگیری ارزش های اخلاقی و جامعه پذیری کودکان و نوجوانان را فراهم می سازد.

مساجد می توانند با همکاری پایگاه بسیج و مدارس همجوار در ایام تعطیل و تابستان ها اردوها و سفرهای زیارتی و تفریحی برگزار کنند. شایسته است به منظور ترغیب و ایجاد انگیزه در دانش آموزان به حضور در مسجد، دانش آموزان ساعی و فعال در برگزاری نماز جماعت مدرسه و نیز دانش آموزان مسجدی در اولویت این اردوها باشند.

به منظور بهره برداری بیش تر از این موقعیت های ارزشمند، توصیه می شود اردوها و مسافرت های دسته جمعی با حضور امام جماعت، برخی از اعضای هیئت امنا و برخی اولیاء کودکان و مربیان آن ها برگزار شود. بی تردید حضور امام جماعت در برنامة کوهنوردی،

بازی ها و اردوهای کودکان در جذب و تربیت دینی آنان بسیار مؤثر و سازنده خواهد بود.

8. تهیه روزنامه دیواری

نوباوگان استعدادهای فراوانی دارند که استفاده بهینه از آن باعث شکوفاسازی و تقویت اعتماد به نفس آنان می گردد. یکی از فعالیت هایی که در پر کردن اوقات فراغت و رشد علمی و اجتماعی کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است، تشویق آنان به تهیه روزنامه دیواری در باب موضوعات مورد علاقه خودشان می باشد. مطالب این روزنامه دیواری با نظارت بزرگ ترهایی که از طرف امام جماعت تعیین شوند و با نویسندگی، طراحی و نقاشی کودکان و نوجوانان تهیه و سپس در محل مناسبی در مسجد نصب گردد.

توصیه می شود این کار در قالب تیم های 3 یا 5 نفره انجام گیرد و برای هر تیم یک سرگروه بزرگ تر تعیین شود. سپس آن ها بین خود تقسیم وظایف نموده و هر کدام متناسب با توانمندی و علاقه اش، قسمتی از کار را بر عهده بگیرد. شایسته است در پایان کار، مطالب روزنامه دیواری توسط امام جماعت یا برخی افراد مورد تأیید ایشان بازبینی و نواقص و اشکلات احتمالی آن برطرف گردد. روزنامه دیواری می تواند حاوی مطالب متنوعی از قبیل احکام شرعی کودکان و نوجوانان، معارف دینی به زبان ساده، برخی آیات و روایات مناسب کودکان، آشنایی با شخصیت های بزرگ دینی و ملی، عکس های مناسب و سایر مطالب مورد علاقه دانش آموزان باشد.

9. حلقه های صالحین

امام جماعت می تواند برای گروه های سنی مختلف حلقه های بحث و گفتگو تشکیل دهد و در آن ها به کودکان آموزش های عقیدتی، اخلاقی، تربیتی و فرهنگی ارائه گردد. هر گروه باید توسط یک مربی تحصیل کرده و خوش فکر اداره شود و امام جماعت بر موضوعات مطرح شده در این حلقه ها نظارت نماید. بی تردید این حلقه ها که امکان ارتباط چهره به چهره با کودکان و نوجوانان را فراهم می سازد، در رشد دینی و علمی آن ها بسیار مؤثر است.

10. اجرای تئاتر و نمایش فیلم

با توجه به روحیه کودکان و نوجوانان و این که معمولاً آنان حوصله و علاقه ای برای شنیدن سخنرانی و موعظه از خود نشان نمی دهند، بهتر است برخی اوقات به جای سخنرانی

از شیوه های تبلیغی دیگری استفاده شود. گاهی نمایش یک فیلم یا اجرای یک نمایش نامه اثر چندین سخنرانی را دارد.

از سوی دیگر، اجرای نمایش نامه های معنوی و مناسب با فضای مسجد می تواند در تحول فکری و رفتاری نوجوان مؤثر باشد. وقتی کودک یا نوجوانی در نمایش نامه ای نقشی را بر عهده می گیرد و برای اجرای آن چند مرتبه آن نقش را بازی کند، کم کم نقش خود را باور می کند و آن را در رفتار خودش منعکس می سازد.

د) نگرش متولیان و مسئولان مسجد

اشاره

اعضای هیئت امنای مساجد باید افرادی تحصیل کرده، روشنفکر، روز آمد و معتقد به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد باشند. آن ها بایستی برای برنامه ریزی و ادارة امور مسجد به اندازة کافی وقت بگذارند و با تهیه وسایل و امکانات لازم، بستر مناسب را برای حضور کودکان و نوجوانان فراهم نمایند. علاوه بر هیئت امناء، مسئولین هیئت های عزاداری، کانون های فرهنگی و پایگاه بسیج نیز باید در این زمینه اتفاق نظر داشته باشند و از تعارض و رقابت منفی برای خنثی سازی فعالیت های یکدیگر اجتناب نمایند. زیرا، اگر بعضی متولیان و مسئولین مسجد با آمد و رفت کودکان و نوجوانان به مسجد موافق نباشند و وجود آنان را مخل آرامش نمازگزاران و به هم خوردن نظم و قداست مسجد بدانند، امکان جذب این گروه های سنی به مسجد دشوار می شود.

نکته قابل تأمل این که متولیان و اهالی مسجد باید کودکان و نوجوانان را همان طور که هستند، بپذیرند و نسبت به نوع پوشش، آرایش سر و صورت، سبک گفتار و برخی رفتارهای نامناسب آن ها با سعة صدر و اغماض برخورد کنند. نباید به نوجوانان چنین القا شود که نوجوان مسجدی نباید شیک پوش و مرتب باشد، یا نباید اهل شوخی و خنده و شادمانی باشد؛ یا نمی تواند همانند سایر نوجوانان امروزی از لباس های شاد و متنوع و امروزی استفاده کند.

ضمناً بر اساس سفارش پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله که جوانان را مورد مشورت خود قرار دهید، چه خوب است که در ترکیب هیئت امناء مساجد از جوانان نیز استفاده شود تا در کنار افراد مسن به اداره امور مساجد بپردازند. مسلماً جوانان نیز لیاقت ها و توانایی لازم را برای این کار دارند و بهتر با کودکان و نوجوانان کنار می آیند.

ه) رفتار خادم و نمازگزاران مسجد

رفتار خادم و نمازگزاران با کودکان و نحوه برخورد آنان با این میهمانان خدا نقش مهمی در جذب یا دفع آنان به مسجد دارد. در صورتی که افراد مذکور با کودکان مهربان و خوش رفتار باشند و با روی گشاده، سعة صدر و تحمل بالا با آنان مواجه شوند، کودکان با شوق و اشتیاق به مسجد می آیند؛ ولی اگر آن ها در مقابل بازی ها و رفتارهای کودکانه صبور نباشند و با کودکان رفتار خشن و تندی داشته باشند، کودکان از مسجد گریزان خواهند شد.

متأسفانه گاهی برخورد نامناسب و دور از احترام بعضی از بزرگ ترها با کودکان و نوجوانانی که به مسجد می آیند، باعث ناراحتی و دلزدگی آنان از مسجد می شود. نمازگزاران و خادم مسجد نباید با تندخویی و بداخلاقی مانع آمد و رفت کودکان و نوجوانان به مسجد گردند. در مقابل، نمازگزاران و خادم مسجد باید با رعایت حرمت کودکان و نوجوانان و پرهیز از تندی و خشونت در برخورد با آنان، نقش مؤثری در ترغیب این گروه سنی به حضور در مسجد ایفا نمایند.

و) ارتباط با مدارس

امامان جماعت مساجد باید تلاش کنند با مدارس نزدیک خود ارتباط صمیمانه ای برقرار نمایند. آن ها می توانند با همکاری هیئت امنای مسجد، از مدیر و مسؤلان مدارس دعوت کنند تا در مسجد حضور یابند. از سوی دیگر، ائمه جماعات نیز باید گهگاهی به مدرسه های پیرامون مسجد سر بزنند و برای حضور دانش آموزان در مساجد با مدیران و معلمان همفکری نمایند. به علاوه، آن ها می توانند با همکاری هم، زمینة حضور و مشارکت دانش آموزان در برنامه ها و مراسم های جشن و عزاداری مسجد را مهیا سازند. این کار باعث می شود هم مدارس معنوی تر و مذهبی تر شوند و هم حضور کودکان و نوجوانان در مساجد پررنگ تر گردد. برخی اقداماتی که می تواند در جذب دانش آموزان به مساجد و پیوند مستحکم تر آن ها با این مکان مقدس کمک نماید به شرح زیر می باشد:

1.

امام جماعت مسجد حداقل هفته ای یک بار در نماز جماعت مدراس هم جوار دانش آموزان سخنرانی کند.

2.

حضور امام جماعت در جلسات ستاد نماز مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان، شورای معلمین و برخی مراسم های مدرسه و هم چنین شرکت در مراسم اهداء هدایا به دانش آموزان ممتاز مدرسه نیز مفید و راه گشا می باشد.

3.

مساجد ترتیبی اتخاذ نمایند که از دانش آموزان مدارس هم جوار، به عنوان خادمین افتخاری مسجد بهره جسته و در مناسبت های مختلف، برای انجام کارهای مسجد مثل چراغانی کردن، سیاه پوش کردن، توزیع چای و شیرینی و مانند آن از آنان استفاده نمایند.

4.

چون دانش آموزان در مقطع سنی ای قرار دارند که نیازمند ابراز وجود و نشان دادن آثار و

هنر خود به دیگران هستند، مشارکت در برنامه های مسجد می تواند بهترین موقعیت را برای شکوفایی استعدادهای آنان فراهم نماید. مسئولین مسجد می توانند آثار دانش آموزان از قبیل نقاشی، عکاسی، خطاطی، طراحی، نشریه دیواری، شعر، قصه، خاطره، نمایش هنری و نظایر آن را در مناسبت های مختلف و برنامه های متنوعی که مساجد دارند، در معرض نمایش قرار دهند. این امر هم به فعال تر شدن و غنی سازی برنامه های مساجد کمک می کند و هم زمینة بروز استعدادهای بالقوه دانش آموزان را فراهم می سازد.

5.

تجلیل از دانش آموزان ممتاز مدارس توسط امام جماعت و متولیان مساجد نیز تأثیر فوق العاده ای در ایجاد نگرش مثبت دانش آموزان به مسجد و برنامه های مذهبی دارد. بدین منظور توصیه می شود مسئولین مسجد هر ساله پس از پایان امتحانات و مشخص شدن نفرات ممتاز و برجسته مدارس همجوار مسجد در زمینه های علمی، اخلاقی، ورزشی و سایر زمینه ها طی نامه ای کتباً از این دانش آموزان و والدین شان دعوت نمایند و در یک مراسم ویژه از آنان تجلیل به عمل آورده و هدایایی به آنان اهداء کنند. این امر موجب شکل گیری نگرش مثبت به مسجد در این دانش آموزان و اولیاء آنان خواهد شد.

6.

بعضی مدیران مدارس برای ایجاد پیوند دانش آموزان با مساجد برنامه های تشویقی و تجلیل از دانش آموزان ممتاز درسی و اخلاقی را در مساجد محل برگزار می کنند. طی این اقدام شایسته، دانش آموزان در مساجد حضور یافته و همراه با انجام سایر برنامه ها، هدایا و لوح تقدیر خود را از دست مدیر مدرسه و امام جماعت مسجد دریافت می نمایند.

7.

امام جماعت ها می توانند با همکاری سایر متولیان و مدیران مدارس، دانش آموزان مدارس پیرامون مسجد را در برنامه های مسجد مشارکت دهند و یک مدرسه را به عنوان میزبان و سایر مدارس را به عنوان میهمان تعیین نمایند. مثلاً برگزاری جشن نیمه شعبان را، به یک مدرسه واگذار نمایند و از دانش آموزان دیگر مدارس همجوار، برای شرکت دعوت به عمل آورند و این برنامه در طول سال به صورت چرخشی به دیگر مدارس واگذار شود.

حضور والدین، معلمین و اولیاء مدارس و هم چنین امام جماعت و مسئولین مسجد در این برنامه ها بسیار مفید و مؤثر است و ضمن تقویت روحیة دانش آموزان، باعث رونق مساجد خواهد شد. این روش، فواید و مزایای زیادی دارد که برخی از آن ها بدین قرارند:

• دانش آموزان برای دیدن برنامه های اجرا شده توسط همکلاسی ها، هم مدرسه ای ها و یا همسالان خود با شوق و رغبت بیش تری به مسجد می آیند.
•

از آن جا که دانش آموزان دارای سلیقه های مختلفی هستند، برنامه های مسجد متنوع و جذاب خواهد شد.

•

معمولاً برنامه هایی که توسط دانش آموزان طراحی و اجرا می شوند، بیش تر با روحیات و سلایق کودکان و نوجوانان سازگار و همسو می باشد و به همین دلیل بیش تر مورد توجه آنان قرار می گیرد.

•

مسئولیت دادن به دانش آموزان در برنامه های مسجد موجب بالا رفتن اعتماد به نفس و تقویت عزت نفس آنان می گردد. این امر باعث جلب مشارکت فعالانه آنان در طراحی و اجرای برنامه های مسجد می شود و در نتیجه احساس تعلق کودکان و نوجوانان به مسجد را تقویت می نماید.

ز) سایر اقدامات

اشاره

اشاره

علاوه بر الزامات نرم افزاری فوق، چند عامل دیگر مرتبط با مسجد نیز در جذب و حضور کودکان مؤثرند که در این جا فقط به سه مورد نسبتاً مهم تر یعنی نظافت و زیبایی مسجد، اطلاع رسانی مناسب و درک فلسفه نماز و آثار و برکات حضور در مسجد اشاره می کنیم.

1. آراستگی، نظافت و زیبایی فضای مسجد

از آن جا که طبع کودکان و نوجوانان پاک و آرام است، آن ها به مکان های پاکیزه، آرام، شاد، جذّاب و دلپذیر بیش تر گرایش دارند و از مکان های کثیف، آشفته، غمبار و یکنواخت دوری می کنند. از این رو، برای جذب آنان به مساجد باید این مکان ها آراسته، پاکیزه، شاد و پرتنوع باشند. فرش های تمیز و پاکیزه، در و دیوار رنگ آمیزی شده با رنگ های ملایم و شاد، بهره مند از نور کافی و هوای مطبوع، حیاط بزرگ و زیبا و شبستانی معطر و خوشبو از مشخصات یک مسجد کودک و نوجوان پسند است.

علاوه بر زیبایی و تمیزی، لازم است مسجد از سیستم گرمایشی و سرمایشی مطبوع، جا کفشی خوب، سرویس های بهداشتی و وضوخانه تمیز، سیستم صوتی مناسب، مهرهای تمیز و تزئینات مناسب نیز برخوردار باشد تا کودکان در آن احساس راحتی و آرامش کنند.

2. اطلاع رسانی مناسب

معمولاً یکی از مشکلات بیش تر مساجد، نحوه اطلاع رسانی برنامه ها و فعالیت هایشان به کودکان و به دانش آموزان است. متولیان امر به ویژه امام جماعت و هیئت امنا، باید با استفاده

از روش های نوین اطلاع رسانی، خانواده ها را در جریان فعالیت های مسجد قرار دهند. علاوه بر این، آن ها می توانند با همکاری مدیران و مربیان مدارس، برنامه های مسجد را به اطلاع دانش آموزان برسانند و تبلیغات لازم در این خصوص را انجام دهند.

3. آشنا کردن کودکان با فلسفه و احکام نماز
اشاره

تعدادی زیاد از کودکان و نوجوانان نمی دانند چرا باید نماز بخوانند. و به همین علت، میلی به حضور در مسجد و نماز جماعت ندارند. از این رو، امام جماعت باید به زبان ساده و قابل درک برای کودکان، فواید نماز و آثار و برکات آن را در زندگی تشریح کند. شناساندن نماز به کودکان و نوجوانان به عنوان عامل ایجاد آرامش و رفع اضطراب، از بین بردن رذایل اخلاقی، بهترین و برترین یاد خدا و بهترین وسیله محبوب شدن در نزد پروردگار، باعث تحکیم اعتقاد کودکان به نماز و مسجد می گردد.

افزون بر این، حضور مدیران، معلمان و دبیران رشته های مختلف در نماز جماعت نیز عامل بسیار مهمی در جذب دانش آموزان به نماز و مسجد می باشد. دبیران عزیزی که از فرصت های خود در مساجد برای رفع اشکالات درسی دانش آموزان استفاده می کنند، بدون شک باعث ترغیب آنان به حضور در خانه خدا می شوند. نصب احادیث مربوط به ثواب نماز جماعت با خط زیبا در مدرسه و مسجد، باعث شوق بیش تر کودکان به شرکت در مراسم نماز جماعت خواهد شد.

از سوی دیگر، تشکیل جلسات بحث و گفتگو پیرامون فلسفه نماز، فواید نماز، آثار نماز و اسرار نماز توسط مدارس و مساجد با دعوت از سخنرانان محبوب دانش آموزان می تواند سبب تشویق آنان به اقامة نماز و حضور در مساجد گردد. البته دعوت به نماز همواره باید با محبت، مهربانی و اخلاق خوش باشد و از هر گونه تندی و پرخاش پرهیز شود.

ح) فنون برقراری ارتباط با کودکان و نوجوانان

با توجه به اهمیت آشنایی ائمه جماعات و سایر مسؤلین مساجد با فنون برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با کودکان و نوجوانان، در پایان این مقاله به اختصار برخی از شیوه های ارتباط با کودکان را معرفی می کنیم. به طور کلی به مجموعه اصول ارتباطی و تکنیک های رفتاری، گفتاری و چهره ای که موجب برقراری ارتباط سازنده و رضایت بخش با دیگران شده و آنان را به فرد علاقمند می سازد، مهارت های ارتباطی و فنون جذب مخاطب می گویند. در این جا برخی از این فنون را فهرست وار بیان می کنیم؛ اما پیش از آن نگاهی به سبک های ارتباط با کودکان می اندازیم. به طور کلی بزرگ ترها به سه شیوه با کودکان ارتباط برقرار می کنند:

برخی اغلب با کودکان به طور خشونت آمیز حرف می زنند. کودک را تحقیر می کنند و با جملاتی تهاجمی او را مخاطب قرار داده و به وی امر و نهی می کنند. در مقابل کودکان به شیوه های متفاوتی واکنش نشان می دهند؛ برخی می ترسند و خودشان را مخفی می کنند؛ بعضی بازیگوش و بی خیال هستند؛ و تعدادی هم با گستاخی، از آن سر می پیچند.

گروه دوم فقط با زبان ملاطفت، نرمی و محبت سخن می گویند. و هیچ گاه از خود قاطعیت و اقتدار نشان نمی دهند؛ اما گاهی ناگهان تغییر روش داده و با خشونت کلامی یا رفتاری کودک را وادار به انجام کاری می کنند.

و در نهایت افرادی که با روش برقراری ارتباط سالم آشنا هستند، به گونه ای مثبت، صمیمی، منطقی و قاطع سخن می گویند و ضمن احترام به کودک، به او می فهمانند که باید موقعیت و شرایط را در نظر بگیرد و درست رفتار کند. آن ها می دانند که جملات و کلمات مثبت مانند: من به شما افتخار می کنم، عالی بود فرزندم و... به کودک و نوجوان اعتماد به

نفس و احساس شادی و خوشبختی می بخشد؛ رفتارش را بهتر می کند؛ و کوشش او را برای رسیدن به موفقیت افزایش می دهد.

اگر می خواهیم جزء گروه سوم باشیم، باید فنون ارتباطی زیر را که سبب بهینه سازی روابط ما با کودکان و نوجوانان می شود، مورد توجه قرار دهیم.

1.

نام کودک را با احترام صدا بزنید. مثلا: آقا مرتضی، مطهره خانم و... این امر باعث تقویت عزت نفس کودک و علاقمندی بیش تر او به شما می شود.

2.

در طول حضور کودک، هر چند دقیقه یک بار نام او را ببرید. صدا کردن نام کودک توجه او را به حرف های شما جلب می کند.

3.

برای بیان مطالبتان بیش تر از جملات مثبت استفاده کنید. مثلا به کودک نگویید: به مهر دست نزن یا توی مسجد ندو. در مقابل به او بگویید: عزیزم! مهر را این جا بگذار یا شما هم بیا با ما نماز بخوان. البته مثبت حرف زدن کار آسانی نیست؛ اما تلاشی ارزشمند و پر فایده است.

4.

هرگز از کلام سرزنشی یا تحقیر آمیز مثل: خجالت نمی کشی، پسر بد و... استفاده نکنید. این نوع کلمات، احساس بی ارزشی را در آن ها به وجود می آورد.

5.

با کودک یا نوجوان ارتباط چشمی برقرار کنید. تأثیر واژه ها را زمانی بهتر احساس می کنید که به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید.

6.

به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید. با کودکی که غر می زند، به تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد، با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. به هر حال، با کودک با خشونت و داد و بیداد حرف نزنید.

7.

به کودکان و به ویژه نوجوانان فرصت دهید تا حرفشان را بزنند. اگر می خواهید همراه شما باشند، باید به آن ها بگویید که چرا باید به این روش خاص عمل کنند و به حرف هایتان گوش بدهند. کودکان اگر اهمیت و ارزش پیروی از حرف ها و دستورات شما را بدانند، خیلی راحت آن را می پذیرند. مثلا به جای این که به آن ها بگویید: شما نباید صف اول نماز جماعت بایستید، بهتر است بگویید: بعد از نماز همه جمع شوید تا اشکالات نمازمان را برطرف کنیم.

8.

همیشه در هنگام نهی کردن از عملی، رفتار جایگزین را به کودک نشان بدهید؛ برای مثال بگویید: الان موقع نمازه، نباید توی مسجد بدوی اما می تونی این جا بنشینی و نقاشی نماز رو بکشی و جایزه بگیری.

9.

کودکان نمی توانند چند دستور را به طور هم زمان انجام بدهند. پس خواسته هایتان را

یکی یکی بیان کنید. ابتدا کارهای ساده تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای پیچیده تر تشویق کنید.

10.

به جای برجسته کردن ناکامی ها و ناتوانی های کودک و سرزنش کردن او، به ویژگی های جذاب و رفتارهای مثبت او توجه کنید و بیش تر در مورد آن ها صحبت کنید.

11.

کودکان شدیداً الگو پذیرند و از رفتار نزدیکان خود تقلید می کنند. پس با کودک خوش رفتاری کنید تا او هم رفتار خوبی داشته باشد. خوش رفتاری شما با کودک به او یاد می دهد چگونه باید رفتار کند، چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری نادرست است. به عنوان مثال، اگر توقع دارید کودکان محترمانه حرف بزنند، خودتان با همین شیوه صحبت کنید و آن ها را با الفاظ دختر خوبم، پسر خوبم، عزیزم، گلم مورد خطاب قرار دهید.

12.

با کودکان هم مهربان و هم جدی باشید. اگر درخواستی از کودک دارید، یا چیزی را به کودک توصیه می کنید، باید روی آن پافشاری کنید. در عین حال سعی کنید سخت گیر نباشید و چیزی فراتر از توانایی کودک از او نخواهید. اگر می بینید کودک تلاشش را می کند، به او کمک کنید تا کارش را بهتر انجام بدهد.

13.

گاهی از کودکان سؤال بپرسید تا آن ها وادار به فکر کردن شوند. بهتر است سؤالات به گونه ای باشند که پاسخ آن ها بله یا خیر نباشد و مجبور شود بیش تر حرف بزند و دیدگاه ها و احساساتش را بیان کنند.

14.

اگر احساس می کنید کودک واکنش درستی به درخواست ها و حرف هایتان نشان نمی دهد و گیج شده است، پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا منظور شما را خوب متوجه شود. می توانید از او بخواهید آن چه را به او گفته اید تکرار کند تا بدانید منظورتان را درست فهمیده یا خیر.

15.

زمانی که می خواهید کودک کاری برایتان انجام دهد، به جای کلمات امری مثل تو باید... ، از کلمات خواهشی استفاده کنید. مثلا بگویید: خیلی خوشحال می شم که هر روز قبل از نماز بیایی و نوارهای نماز را پهن کنی.

16.

در جمع کودکان، افراد خجالتی و کم حرف یا بچه های کوچک تر را تشویق به صحبت و مشارکت در بحث ها کنید. گاهی بچه های بزرگ تر یا رو دارتر زیاد صحبت می کنند و به بچه های کوچک تر و کم روتر فرصت حرف زدن نمی دهند. شما سعی کنید با وادار کردن این افراد به صحبت، به همه فرصت اظهار نظر بدهید.

17.

کودکان را همان طور که هستند، بپذیرید. کودکی که تأیید می شود و دیگران، به خصوص امام جماعت مسجد به او بها می دهند، از اعتماد به نفس و احساس ایمنی بالاتری برخوردار می شود و در کارهایش موفق تر خواهد بود.

18.

وقتی کودک صحبت می کند، تا انتها به سخنانش گوش دهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید، ممکن است او از مطرح کردن دیدگاهایش صرف نظر کند.

19.

گاهی کودکان در بیان افکار و احساساتشان دچار مشکل می شوند؛ گاهی، یافتن کلمات صحیح برایشان دشوار می شود؛ یا موقعیت چنان ترسناک به نظرشان می رسد که از بیان آن چه واقعاً احساس می کنند، می ترسند؛ یا نگران آن هستند که مورد تمسخر یا طرد دیگران قرار بگیرند. در همه این موقعیت ها، اصلی ترین کار آرامش بخشیدن به کودکان است.

20.

برای کودکان و نوجوانان حاضر در مسجد وقت بگذارید و تلاش کنید تا ارتباط دوستانه ای با آن ها برقرار کنید. یادتان باشد که گفتگو با کودکان و نوجوانان یک مسیر دو طرفه است. با آن ها حرف بزنید و منتظر شنیدن پاسخ ها و واکنش هایشان باشید. گوش دادن نیز به اندازه حرف زدن مهم است. (پت، 1376 (1))


1) .Pat, P

منابع

1.

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، تهران و قم، دارالقرآن الكريم، 1373.

2.

نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1391.

3.

ابن بابویه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1413ق.

4.

ابن حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، داراحیاء التراث العربي، 1412ق.

5.

افروز، غلامعلی، چکیده ای از روان شناسی تربیتی، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1375.

6.

بیابانگرد، اسماعیل، روان شناسی نوجوانان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376.

7.

پت، پتری، شیوه برقراری ارتباط با کودکان و بزرگسالان، ترجمه، جواد شافعی مقدم و نیره ایجادی، تهران، نشر ققنوس، 1376.

8.

حرالعاملی، محمد بن الحسن، تفصيل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشريعه، قم، موسسه آل البيت علیهم السلام، 1416ق.

9.

الحراني، حسن بن علی، تحف العقول، به تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1363.

10.

ریو، جان مارشال، انگیزش و هیجان، ترجمه، یحیی سید محمدی، تهران، نشر ویرایش، 1387.

11.

شرفی، محمد رضا، مراحل رشد و تحول انسان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1375.

12.

طباطبائی، محمد حسین، سنن النبی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1419ق.

13.

قائمی، علی، خانواده و نیازهای کودکان، تهران، نشر امیری، 1370.

14.

کامکاری، کامبیز، اصول روان شناسی ارتباط با کودک، تهران، نشر روان سنجی، 1380.

15.

کریمی، عبدالعظیم، راهبردهای روان شناختی تبلیغ، تهران، ستاد اقامه نماز، 1381.

16.

کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الكافي، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1411ق.

17.

ماسن، پاول هنری و همکاران، رشد و شخصیت کودک، ترجمه، مهشید یا سائی، تهران، نشر مرکز، 1382.

18.

مایا ایوانونا، لیزینا، الگوهای ارتباطی کودک- بزرگسال- همسالان، ترجمه، محمد جعفر مد برنیا، تهران، نشر دنیای نو، 1385.

19.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفا، 1412ق.

20.

منصور، محمود و دادستان، پریرخ، دیدگاه پیاژه در گستره تحول روانی، تهران، نشر بعثت، 1374.

21.

منیرالدین، احمد، نهاد آموزش اسلامی، آموزش و پرورش اسلامی و پایگاه اجتماعی دانشمندان تا

سده پنجم هجری در پرتو تاریخ بغداد خطیب بغدادی، ترجمه، محمد حسین ساکت، مشهد، آستان قدس رضوی، 1368.

22.

موظف رستمی، محمد علی، روش های جذب نوجوانان و جوانان به مساجد و نماز جماعت، تهران، ستاد اقامه نماز، 1391.

23.

مولوی، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی، به تصحیح عبد الکریم سروش، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1376.

24.

نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، بيروت، مؤسسة آل البيت لإحياء التراث، 1408ق.

روش های تعلیم مفاهیم و آموزه های دینی به کودکان و نوجوانان/ حسن خلجی

اشاره

*روش های تعلیم مفاهیم و آموزه های دینی به کودکان و نوجوانان/ حسن خلجی (1)

اشاره


1) دانش آموختة حوزه علمیه قم، کارشناس ارشد علوم تربیتی. Email: hasan6188@yahoo.com

چکیده

اشاره

تربیت دینی فرزند یک ضرورت است کسانی که تربیت کودکان و نوجوانان خود را از وظایف خویش به حساب نمی آورند و بیش تر به امور روزمرة خود می پردازند، باید منتظر پیامدهای این بی توجهی ها باشند.

آشنا ساختن کودکان با مفاهیم و آموزه های دینی آن ها را از آسیب های اخلاقی و اجتماعی مصون می دارد؛ چرا که بسیاری از شرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد و آموزش صحیح کودکان و نوجوانان با ارزش های دینی باعث می شود آنان در برابر این انحرافات مقاومت بیش تری داشته باشند. والدین و مربیان اگر بخواهند کودکان را با معارف دینی آشنا کنند و این امر را در آنان نهادینه سازند، باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند، زیرا فردا دیر است. در نظام تربیتی اسلامی آغاز تعلیم و تربیت با استفاده از روش شناسی و بررسی شیوه های صحیح تربیتی جایگاه ویژه ای دارد. درخت پر ثمر تربیت آن گاه به بار می نشیند که نظریه های تربیتی در قالب شیوه های صحیح و درست به اجرا درآید. روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی و تحلیلی می باشد. نتایج حاصله از این تحقیق نشان می دهد مربیان و والدین با استفاده از روش های تشویق، بصیرت بخشی، قصه گویی، الگویی و محبت می توانند کودکان را با مفاهیم و آموزه های دینی تعلیم دهند.

کلید واژه ها: کودک و نوجوان، تعلیم، روش شناسی، تربیت، آموزه های دینی.

مقدمه

اشاره

اشاره

تربیت دینی فرزند یک ضرورت است، کسانی که تربیت کودکان و نوجوانان خود را از وظایف خویش به حساب نمی آورند و بیش تر به امور روزمرة خود می پردازند، منتظر پیامدهای این بی توجهی ها باشند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: وَ لَاتَکُونُوا کَجُفَاهِ الْجَاهِلِیَّهِ لَافِی الدِّینِ یَتَفَقَّهُونَ وَ لَاعَنِ اللَّهِ یَعْقِولُنَ. کَقَیْضِ بَیْضٍ فِی أَدَاحٍ یَکُونُ کَسْرُهَا وِزْراً وَ یُخْرِجُ حِضَانُهَا شَرًّا (نهج البلاغه، خطبه 166) مانند ستم پیشگان دوران جاهلیت نباشید که نه در پی آگاهی دینی بودند ونه در شناسایی خدا اندیشه می کردند، مثل تخم افعی در لانه پرندگان که شکستن آن گناه است، زیرا گمان می رود تخم پرنده باشد، اماجوجه آن شر و زیانبار است. یعنی ظاهر شما به حكم محیط اسلامی با ایمان است، ولی در باطن، صفات جاهلیت را دارید.

براین اساس می توان گفت یکی از دلایل مهم آسیب های فردی و اجتماعی که در آینده در افراد به وجود می آید بی توجهی و غلفت در تربیت دینی در دورة کودکی و نوجوانی است. با این استدلال که حضرت علی علیه السلام دربارۀ تربیت پذیر بودن کودک و نوجوان به امام حسن علیه السلام می فرماید: إِنَّمَا قَلْبُ اَلْحَدَثِ کَالْأَرْضِ اَلْخَالِیَهِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْهُ (نهج البلاغه، نامه 31) قلب نونهال مانند زمین خالی است که هر تخمی در آن افشانده شود، می پذیرد.

امام صادق علیه السلام دربارة ضرورت و اهمیت تربیت دینی کودکان و نوجوانان می فرماید: بادِروا أولادَكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ (کلینی، ج 6، ص 47) به این معنا که هر چه زودتر معارف اسلامی را به فرزندان خود بیاموزید پیش از آن که منافقان با آموزش های انحرافی بر شما سبقت گیرند.

بنابراین «... کودک در خطر اخلاقی را باید در ردیف انحرافات جوانی قرار داد، زیرا اگر از آن

جلوگیری نشود سقوط در تبهکاری او فراهم می شود.» (ژان پیاژه، 1369، ص 119)

مولوی راجع به این که هر چه انسان بزرگ تر می شود صفات او قوی تر و ریشه دارتر می گردد مثلی می آورد آن جا که می گوید: «مردی خاری در معبر کاشت و مردم از این بوته خار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد. از طرفی، درخت، سال به سال ریشه دارتر می شد و خارکن ضعیف تر می گردید. یعنی میان رشد درخت و قوت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انسان نیز مانند خاربُن و خارکن است. روز به روز صفات در انسان ریشه های عمیق تری پیدا می کند و ارادة انسان را ضعیف تر می کند، بنابر این قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود، از یک پیر بیش تر است.» (مطهری، 1371، ص 79-80)

سعدی نیز می گوید:

هر که در خُردیش ادب نکنند *** در بزرگی فلاح از او برخاست

چوب تر را چنان که خواهی پیچ *** نشود خشک جز به آتش راست

مولوی و سعدی نیز بر این عقیده هستند که آموختن فضایل و تربیت فرزندان باید از سنین کودکی و نوجوانی آغاز شود زیرا در این سنین آمادگی و صلاحیت های لازم برای امر تربیت در آنان به میزان کافی وجود دارد.

وقتی محور تربیت، تقویت و ارتقای رفتارهای دینی در کودکان و نوجوانان باشد، مسلماً فرزندان در برابر آسیب های اخلاقی و اجتماعی مصون می مانند زیرا که بسیاری از شرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد. والدین و مربیان اگر بخواهند کودکان را با معارف و آموزه های دینی آشنا کنند و این امور را به آنان تعلیم دهند، باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند، چرا که فردا دیر است.

اما برای آشنا ساختن کودکان با مفاهیم دینی چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ مؤثرترین روش ها و عوامل کدامند؟ پاسخ به این سؤالات موضوع و محتوای این مقاله می باشد.

الف) ضرورتِ داشتنِ روش

روش شناسی و بررسی شیوه های تربیتی در نظام تربیتی اسلامی، جایگاه ویژه ای دارد. در واقع، درخت پر ثمر تربیت، آن گاه به بار می نشیند که نظریه های تربیتی در قالب شیوه های صحیح و درست اجرا شود. برای موفقیت در هر کاری، آگاهی به اسباب و وسایلی که بتواند به گونه ای سریع و آسان، ما را در رسیدن به هدف یاری کند، لازم است. اتخاذ روش هایی که بتواند ما را به آسانی در پیمودن جاده موفقیت یار و مددکار باشد، از شرایط توفیق در انجام هر کاری است. در قرآن کریم آمده است:

لَیس الْبِرُّبِأَن تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَ لِکنَّ الْبِرَّوَ أتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (بقره، 189) نیکوکاری بدان نیست که از پشت دیوار به خانه در آیید (چه این کار ناشایسته است) نیکی آن است که پارسا باشید و در هر کاری از راه آن وارد شوید. در تفسیر آیه فوق فرموده اند که وَ أتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوابِها یعنی باید هر کاری را از راه خودش انجام داد. (موسوی همدانی، ج 3، ص 80)

حضرت علی علیه السلام دربارة ضرورت داشتن روش در کارها می فرماید: «ما خاصگان و یاران و گنجوران نبوت و درهای رسالت هستیم و در خانه ها جز از درهای آن نتوان وارد شد.» (نهج البلاغه، خطبه 154)

در اهمیت داشتن روش، امام صادق علیه السلام فرمود: اَلْعَامِلُ عَلَی غَیْرِ بَصِیرَهٍ کَالسَّائِرِ عَلَی غَیْرِ طَرِیقٍ فلا یَزِیدُهُ سُرْعَهُ اَلسَّیْرِ إِلاَّ بُعْداً (تحف العقول، ص 379) عمل کنندة بی بصیرت مانند ره نوردی است که به بیراهه می رود. سرعت حرکت او را به هدف نمی رساند جز آن که دورش سازد. حضرت علی علیه السلام به مردم سفارش می کند که: «ای مردم آن کس که راه آشکار را بپیماد به

آب درآید و آن کس که راه بیراهه را در پیش گیرد، در بیابان بی نشان می افتد.» (نهج البلاغه کلام 60201) بنابراین هر رشته ای از علوم شیوه و روش خاص خود را دارد که اگر درست به کار گرفته شود، نتایج مطلوبی به همراه خواهد داشت. تعلیم و تربیت نیز چنین است و مربیان و والدین می توانند با شناسایی بهترین شیوه ها و روش ها، در رسیدن به اهداف از آن ها بهره ببرند.

ادخلوا الابيات من ابوابها *** واطلبوا الاغراض في اسبابها

(مولوی، دفتر اول، بیت 1628)

ب) روشِ تشویق

اشاره

یکی از روش های بسیار مؤثر در آموختن مفاهیم و آموزه های دینی به کودکان استفاده از روش تشویق می باشد. تشویق یک شیوة مناسب در ایجاد انگیزش به سوی کارهای مثبت می باشد. تشویق در روح کودک و نوجوان ایجاد انگیزش می کند و آنان را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می نماید. امیر مؤمنان علی علیه السلام دربارة نقش پاداش و کیفر الهی در تربیت آدمی می فرماید: «خدای سبحان پاداش را بر طاعت و کیفر را بر معصیت خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش باز دارد و به سوی بهشت روانه سازد.» (نهج البلاغه، حکمت 368)

مقصود از تشویق و تنبیه چیست؟

«مقصود از تشویق در پاسخ مثبت در برابر رفتار مطلوب کودک (متربی)، ابراز مهرورزی به او، واگذاری مسئولیت مناسب به او، وعده پاداش و... جلوه گر می شود. نقطة مقابل تشویق تنبیه است که مقصود از آن پاسخ منفی در برابر رفتار نامطلوب متربی است و برای آن مصادیقی است، از جمله نگاه سرد، روی برگرداندن، بی اعتنایی، تغییر چهره، محروم ساختن، جریمه و تنبیه بدنی. با این بیان روشن می شود که تشویق، پاداش دادن به فردی است که تن به کوشش داده و سعی خود را کرده است و تنبیه مجازات نمودن [از راه های] مختلف است.» (بهشتی، 1379، ج 2، ص 241)

ابن سینا فیلسوف و اندیشمند بزرگ اسلام تشویق را به منزله ضمانت اجرای تعلیم و تربیت، توصیه می کند و مصادیق تشویق و تنبیه را متنوع و متعدد می داند و معتقد است

واکنش مربی در برابر رفتار ناپسند متربی باید متناسب و تدریجی باشد. ابتدا رو گردانی، سپس ترش رویی، پس از آن ترساندن و آن گاه توبیخ است و مربی در شرایط خاص می تواند به تنبیه بدنی روی آورد. (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، 1377، ج 1، ص 287)

برای ترغیب کودکان و نوجوانان به امور دینی، بهتر است اصلی ترین روش، تشویق باشد؛ زیرا تعلیم و تربیت اسلامی بر سهولت، محبت و ملاطفت تأکید دارد. وانگهی از طریق تشویق می توان انگیزه و میل فطری او را به مهر و محبت و قدردانی تأمین و اعتماد او را جلب کرد. البته در صورتی که تشویق مؤثر واقع نشود و خطا و تخلفی از سوی متربی صورت گیرد به منظور آگاهی دادن به او و جلوگیری از اهمال کاری در انجام [امور دینی] می توان ابتدا به انذار و سپس به تنبیه روی آورد و منظور از تنبیه در این جا تنبیه بدنی نیست؛ بلکه در درجة اول استفاده از روش هایی است که کودک را از انجام کارهای نامطلوب ناخشنود کند. بی توجهی، قهر (کوتاه مدت، سرزنش، محروم سازی و امثال آن از شیوه های تنبیهی هستند که جنبه انسانی داشته و برای تنبیه، بهتر است از آن ها استفاده شود، نه تنبیه بدنی. (احمدی، 1380، ص 143)

شرایط تشویق

برای این که امر تشویق، زیان و خطری را برای کودک به دنبال نداشته باشد، رعایت نکات ذیل حائز اهمیت است.

1- باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد، نه خود او را. در ضمن او را باید متوجه کنیم که آن چه ارزشمند است عمل و صفت اوست.

2- تشویق باید به جا و به موقع و متناسب با نوع رفتار کودک و نوجوان باشد و روحیة شخص در انتخاب شکل آن، یعنی زبانی، رفتاری، مالی، معنوی و... ملاحظه گردد.

غزالی تفاوت های قابل توجه در انواع تشویق و ترغیب را این گونه بیان می کند: «اگر کودک را گویند: به دبیرستان شو تا به درجة ریاست رسی، وی خود لذت ریاست نداند که چه باشد؛ لکن باید گفت: به دبیرستان شو تا شبانگاه، چوگان و گوی به تو دهم، تا بازی کنی، تا کودک به حرص آن به دبیرستان شود و چون بزرگ تر شود، وی را ترغیب کند به جامة نیکو و زینت، تا دست از بازی بدارد. چون بزرگ تر شود وی را به خواجگی و ریاست و عده دهد و گوید: جامة دیبا، کار زنان باشد و چون بزرگ تر شود آن گاه گوید: خواجگی و ریاست دنیا اصلی ندارد که همه به مرگ تباه شود؛ آن گاه وی را به پادشاهی جاوید و عده دهد.» (عطاران، 1379، ج 3، ص 59)

3- تشویق باید به گونه ای باشد که باعث ترغیب دیگران بشود، نه دلسردی آنان.

4- تشویق باید به اندازه و معقول باشد و به هیچ وجه از حد تجاوز نکند، زیرا در این صورت موجب غرور و تباهی شخص می شود و نیز نباید کم تر از اندازه باشد، زیرا نتیجة مطلوب خود را از دست می دهد.

5- تشویق وسیله ای برای ایجاد انگیزه است؛ بنابراین نباید به صورت هدف در آید و تمام ذهن و فکر کودک را به خود مشغول سازد. زیرا در این صورت، نقش بازدارنده پیدا می کند.

6- موقعی که کودک را تشویق می کنید باید علت آن را برایش بگویید و این عمل باید به گونه ای صورت گیرد که کودک خود را مستحق آن ببیند و آن را در درون تأیید کند.

7- تشویق در حضور جمع، اثر بیش تری دارد.

ج) روش بصیرت بخشی

اشاره

اشاره

کلمة «بصیرت» به معنای رؤیت قلبی و ادراک درونی و باطنی است و در کتب لغت برای آن معانیِ مختلفی آورده اند که به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

1.

ادراک قلبی: در مفردات راغب آمده است: «به ادراک قلبی، گاهی بصر و گاهی بصیرت گفته می شود.» (1)(راغب، ص 127)

2.

چشم: گاهی هم به دستگاه بینایی بصیرت گفته می شود.

3.

اعتقادات قلبی: باورهای قلبی دینی و حقیقت امور، بصیرت نامیده می شود. (2)(فراهیدی، ج 7، ص117)

4.

زره و سپر: زره، و آن چه از سلاح در بر گرفته می شود، بصائر نامیده می شود. گاهی به معنای تُرس (سپر) هم آمده است. (3)(ابن منظور، ج 4، ص 68)

5.

هوشمندی و عبرت: بصیرت، به هوشمندی و زیرکی راستین، هوشمندی بصیرت مندانه، اطلاق می شود. هم چنین به معنای حجّت و دلیل، اعتقاد قلبی، ثبات در دین و عبرت نیز بکار رفته است.

در فارسی، «بصیرت» مترادف واژه هایی هم چون: بیداری، هشیاری، آگاهی، روشن بینی، دانایی، بینایی و درک صحیح از ابعاد و نتایج امور و لایه های زیرین رخدادها بکار می رود.

بصیرت چنین تعریف شده است: «قوه ای در قلب، نورانی به نور قدسی است که به واسطه آن حقایق و بواطن را می بیند، همان طوری که چشم، صورت اشیاء را می بیند.» (جرجانی،


1) «یقال لقوه القلب المدرکه بصیره و بصر نحو قوله تعالی: فَكَشَفْنا عَنْ كَغِطَاءَ كَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»

2) (ق:22). 2 . البصيره اسم لما اعتقد في القلب من الدّين وحقيق الأمر.

3) البَصيرَة: الدِّرْعُ، و كلُّ ما لُبِسَ جُنَّةً بَصِيرةٌ. و البَصِيرَةُ: التُّرس، و كل ما لُبِسَ من السلاح فهو بصائر السلاح.

التعريفات، ص 20) دکتر شرفی در کتاب تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی رحمة الله بصیرت در تربیت را این گونه معرفی می کند: «در حقیقت، بصیرت یا بینش به طرز تلقی آدمی از امور و حوادث نیز اطلاق می شود و به تعبیری دیگر، بینش، نوعی آگاهی عمیق و گسترده است.»

اهمّیّت بصیرت از آن جا روشن می شود که بصیرت، محور همة اعمال انسان است و عکس العمل های متفاوت انسان بر س-اس بینش و بصیرت او شکل می گیرد و ارزش و اعتبار انسان، وابسته به نوع بینش اوست.

امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: «اگر دیدة بصیرت، کور باشد نگریستن چشم سودی نمی دهد.» (1)(آمدی، ص 41)

بصیرت به انسان شناخت عمیق از جهان هستی و عالم آخرت می دهد که موجب ارتباط کامل و جامع انسان با آن ها می شود. بصیرت و آگاهی نسبت به مسایل موجب می شود که فرد تعادل خود را در حوادثی که منتهی به فقدان ها و خسران ها می شود، از دست ندهد و محزون نشود و هم چنین در رویدادهایی که منجر به کامیابی ها می شود، خودش را گم نکند.

چون نداند مسافر ره چون رود *** با ترددها و دل پرخون رود

هر که گوید: های این سو راه نیست *** او کند از بیم آن جا وقف و ایست

ور بداند رَه دلِ باهوش او *** کی رود هر های و هوی در گوش او

(مولوی، دفتر سوم، ابیات 4029 تا 4031)

1. بصیرت بخشی در قرآن و روایات
اشاره

در مکتب تربیتی اسلام برای بهره گیری بیش تر از دین و حاکم ساختن آن بر حیات عادی و مبارزه با تقلید در مبانی دین، ابتدا همگان را دعوت به تفکّر و تعقّل در مفاهیم و مبادی دین و کشف حقّانیت دیانت الهی از میان ادیان سنّتی و موروثی می نماید و از تقلید و متابعت کورکورانه از آباء و اجداد به شدّت منع می کند. چنان چه می فرماید:


1) نَظَرُ الْبَصَرِ لَا يُجْدِى إِذَا عَمِيَتِ الْبَصِيرَةِ.

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ (انفال/ 22) بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که تعقل نمی کنند و از استماع و اظهار حق عاجز و ناتوان هستند.

یکی از محورهای اساسی در امر تعلیم و تربیت، توجه به روش معرفت و بصیرت می باشد، معرفت و بصیرت به معنای نوعی آگاهی عمیق و گسترده است که نتیجة آن ایجاد پیوند بین انسان و واقعیت مورد نظر می باشد.

اساس هدایت اسلام بر اساس علم و معرفت استوار است، نه تقلید و پیروی کورکورانه. اسلام بر آن است تا آن جا که افراد بشر ظرفیت و استعداد دارند، دل هایشان را پر از علم و معرفت کند. معرفت به خدا، معرفت به قیامت، معرفت به جهان هستی و معرفت به همة پدیده های زندگی؛ شناخت انسان نسبت به مسایل زندگی و آگاهی او از موضوعات گوناگون، به ویژه اندیشه های دینی و مذهبی، تأثیر فراوان در رفتار وی دارد؛ زیرا با تجزیه و تحلیل وجود انسان، به این نتیجه خواهیم رسید که مهم ترین بخش وجودی او، بُعد معرفتی اوست. خداوند خود را در 38 مورد، بصیر معرفی نموده و دعوت پیامبر و پیروانش به سوی خدای بصیر را، بر مبنای بصیرت دانسته است. (یوسف/ 108)

در قرآن کریم این روش مورد تصریح قرار گرفته است:

قَدْ جاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها (انعام/104) «آیات الهی و کتب آسمانی که سبب بصیرت شماست البته از طرف خدا آمد پس هر کس بصیرت یافت خود به سعادت رسید و هر کس کور بماند در زیان افتاد.»

اگر انسان بصیرت و آگاهی نداشته باشد نمی تواند تکالیف الهی را بشناسد تا به اطاعت از آن ها تن در دهد و به هدف حیات خویش برسد.

پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله در این خصوص می فرمایند:

«کور آن نیست که چشم او نتواند ببیند، بلکه کور کسی است که بصیرت-ش کور باشد.» (1)(نهج الفصاحه، ص 656، ح 2373)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از سوی خداوند مأمور می شود به صراحت اعلام کند که «حرکت او و پیروانش بر مبنای بصیرت و روشن بینی است.» (2)(یوسف، 108)


1) لَیْسَ الأَعْمی مَنْ یُعْمی بَصَرُهُ إِنَّمَا الأَعْمی مَنْ تُعْمی بَصیرَتُهُ

2) قُلْ هَذِهِ سَبيلى أَدْعُوا إِلَى اللهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي.

2. بصیر به چه کسی اطلاق می شود؟

در روایات، بصیر به کسی اطلاق می شود که بعد از شنیدن سخنان به تفکر می پردازد، بعد از مشاهدة امور دربارة آن ها می اندیشد، و از مایه های عبرتی که در حوادث است عبرت می گیرد و تلاش می کند در راهی که دارای علایم و نشانه های واضح است، سیر کند و در اثر درک و بینش درونی حالتی برای او ایجاد می شود که از افتادن در مهالک پرهیز می کند. (1)(نهج البلاغه، خطبه 153)

سوق دادن به سوی نور و روشنگریِ درون انسان ها که وظیفة پیامبران الهی بوده، بر مبنای روش بصیرت صورت می گرفت. زیرا در شناخت بر مبنای بصیرت و آگاهی و تعقّل، انحراف و کج روی نیست. در آموزش مسائل دینی به کودکان و نوجوانان نیز باید شناختی صحیح از انسان و فلسفه خلقت داشت، زیرا هنگامی که فرد به فلسفه و منافع و مضرّات موضوعات آگاهی و شناخت پیدا می کند با قدرت تشخیص خود، خیر، خوبی و صلاح خویش را انتخاب می کند. بنابراین اساسی ترین مرحله در تعلیم و آموزش مسائل دینی به کوکان و نوجوانان، ایجاد بینش و بصیرت است. اگر مبلغان، مربیان و والدین خواستار گرایش کودکان و نوجوانان به انجام امور دینی هستند، بهتر است به آنان مزایا و فواید این امور را آموزش دهند و فلسفة این کار را به زبان ساده برایشان تبیین کنند و مطمئن باشند اگر بتوانند به شیوة صحیح، دگرگونی درونی در کودک ایجاد کنند، تغییر رفتار و ترغیب کودکان و نوجوانان در رعایت آموزه های دینی را مشاهده خواهند کرد.

کودکان را می بَری مکتب به زور *** زان که هستند از فواید چشم کور

چون شود واقف، به مکتب می دود *** جانَش از رفتن شکفته می شود

می رود کودک به مکتب پیچ پیچ *** چون ندید از مزد کار خویش هیچ

(مولوی، دفتر سوم، ابیات 4585 تا 4587)

3. آثار بصیرت آفرینی
اشاره

بصیرت، نگاه فرد را از سطح و پوستة رویدادها می گذراند و به عمق و باطن آن ها نفوذ می دهد.


1) فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فِيهِ الصَّرْعَةَ فِي الْمَهَاوِي.

•

بصیرت موجب تعادل و ثبات روح فرزندان می شود و آسیب پذیری در برابر حوادث و عوامل تهدید کنندة معنویت کم تر می شود.

•

بصیرت مشکلات و سختی ها را آسان جلوه می دهد.

•

توصیه های محقق نراقی (1)دربارة بصیرت آفرینی در متربیان؛

محقّق و فاضل نراقی بسیاری از رفتارهای نابهنجار، غیر اخلاقی و غیردینی و وسوسه های شیطانی را ناشی از عدم بصیرت و بینش صحیح مترّبی در مسایل اعتقادی، فکری، اخلاقی و اجتماعی و عدم شناخت وافی در افعال، رفتار و انگیزه ها و آثار و عوارض آن ها می دانند و معتقد است با دادن بینش و شناخت درست می توان متربی را تربیت کرد و اخلاق وی را اصلاح نمود و از وقوع مشکلات روانی، رفتارهای زشت، و سرنوشتی ناخواسته پیش گیری کرد؛ از این رو این دو مربّی و متفکّر اسلامی در همة جنبه های تربیتی، بویژه تربیت اخلاقی، بر این روش تأکید می ورزند و معمولاً آن را پیش از روش های دیگر ذکر می کنند و اعتبار زیر بنایی برای آن قایلند.

محقق و فاضل نراقی برای اجرای این روش و تحقّق بینش در متربّی توصیه می کنند که مربّی به امور زیر بپردازد:

1.

متربّی را از آیات و احادیث در مدح یا ذم صفات و رفتارهای مورد تعلیم و تربیت آگاه سازد و آثار و عوارض آن ها را که در قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام ذکر شده، به وی آموزش دهد و از وی بخواهد در بارة آن ها اندیشه و تامّل نماید.

2.

شناخت کافی از فضیلت و رذیلت ارایه دهد و حسن و قبح صفت یا رفتار را بیان نماید تا متربّی به تشخیص درست از نادرست و اخلاق و رفتار نیک از اخلاق و رفتار ناپسند برسد و زیبایی یا زشتی رفتاری را که می خواهد از او سر بزند، بیابد.

امير المؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «هیچ حرکتی و فعالیتی نیست مگر آن که تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری» (تحف العقول، ص 171)

3. ارتباط عینی بین کمال، شرافت و رفتار مطلوب با قوت و عزت نفس را برای متربّی مکشوف سازد و رابطة نقصان، بیماری های روانی و صفات و رفتارهای ضد ارزشی با ضعف و ذلّت نفس را تبیین کند.

1) «ملا احمد نراقی»، فرزند مرحوم «حاج ملا مهدی نراقی»، در سال 5811 هجری قمری، مطابق با 0511 شمسی در نراق متولد شد. او از بزرگان علمای دین، و مجتهدین شیعه می باشد، که در علم فقه، اصول، حدیث، رجال، نجوم، ریاضی، معقول و منقول، ادبیات و شعر تبحر داشته و علاوه بر علوم متداول عقلی و نقلی در بسیاری از علوم دیگر مهارتی بسزا داشته است.

یکی از مهم ترین عوامل گرایش و علاقة کودکان و نوجوانان به انجام یک عمل اخلاقی، آگاهی و شناخت آنان از فواید انجام آن عمل می باشد.

«در یکی از تحقیقات از میان پانصد نفر بانوی کم حجاب، اظهارات هشتاد درصد آنان نشان داد که بی اطّلاعی از فواید و آثار پوشیدگی و پیامدهای ناپوشیدگی، اصلی ترین عامل کم حجابی ایشان است؛ هر چند انگیزه های دیگری نیز در رفتار آنان تأثیر داشته است.» (غلامی، سایت باشگاه اندیشه، مبلغان و پدیده کم حجابی)

4. از علل و اسباب بروز صفت یا وقوع عملی که به صورت ناخواسته از متربّی صادر شده، پرده بردارد تا متربّی به درک درستی از آن چه انجام داده است، برسد و در آینده از بروز چنین رفتارهای ناخواسته پیشگیری کند.

«در میان بانوان بی تفاوت به حجاب، برخی دخترانی از خانواده های مذهبی بودند که مادران ایشان در توجیه و تربیت آنان موفّق نبوده اند. در نظر خواهی از مادران، آن ها اظهار کرده اند که با همة اعتقاد خود به خوبی حجاب، نتوانسته اند دلایل قانع کننده ای به فرزندانشان ارایه کنند.» (همان)

5. شناخت درستی از عظمت، عزت، قدرت، محبّت، رضایت، خشم، عدالت و رحمت خداوند و قضا و قدر ارایه دهد تا با بینش صحیح راه عبودیّت و صراط مستقیم را در نیل به هدف عالی تربیت بپیماید و اگر عملکردهای نادرستی داشت، مأیوس نشود و راه صلاح را طی نماید.» (بهشتی و همکاران، ج4، ص263)
4. چگونه در کودکان بصیرت ایجاد کنیم؟
اشاره

شاید این سؤال در ذهن ایجاد شود که برای ایجاد آگاهی در کودکان و نوجوانان چه اقداماتی باید انجام دهیم و چه شرایطی باید رعایت شود تا کودکان و نوجوانان از روی آگاهی، رفتارهای اخلاقی را انجام دهند؟ راه کارهایی که در زیر بیان می شود کمک خواهد کرد تا بینش کودکتان افزایش یابد.

• قبل از هر اقدامی باید سطح درک و فهم کودک را به دست بیاوریم و بدانیم چه مقدار به مطالبی که می خواهیم مطرح کنیم، آگاهی و فهم دارد. سپس بر اساس سطح آگاهی آنان فلسفة انجام فرایض دینی را به صورت دو طرفه بحث کنیم. البته این امر باید به صورت مباحثه و گفت و شنود صورت پذیرد زیرا کودکان در صحبت های یک طرفه زود خسته

می شوند و ممکن است در اثنای صحبت کردن شما به مسائل دیگری فکر کنند و به کلی حواسشان جای دیگری باشد.

چون که با کودک سر و کارم فتاد *** پس زبان کودکان باید گشاد

(مولوی، دفتر چهارم، بیت 2577)

•

شایسته است قبل از شروع بحث و تبادل نظر با کودک، آمادگی ذهنی و روحی کودک را در نظر داشته باشیم، زیرا در غیر این صورت گفتگوی ما نتیجة مطلوب را در پی نخواهد داشت. به عنوان مثال تصوّر کنید با کودکی که مشغول دیدن یک کارتون جذّاب است و یا چشم هایش غرق خواب است بخواهید درباره اهمیت نماز صحبت کنید. مطمئناً در این گونه مواقع ما نمی توانیم مطالب را به کودکان انتقال دهیم؛ زیرا او آمادگی پذیرش این مطالب را فعلاً ندارد. بنابراین آمادگیِ ذهنی و روانی یکی از کلیدهای موفقیت انتقال مطالب و یادگیری کودکان می باشد.

•

هنگام آگاهی دادن به کودکان، ضمن بیان حکمتِ آفرینشِ انسان، فلسفة نماز، و... مسائل و مشکلاتی که باعث سرخوردگی و دوری انسان از انجام امور اخلاقی و دینی می شود را به آن ها گوشزد نماییم. به عنوان مثال محیط ها، افراد و رفتارهایی که باعث سستی در انجام عمل نماز می شود را به آن ها معرفی کنیم.

•

قبل از گفتگو با کودکان حتماً مطالب را مرور کنیم تا دچار دگرگونی های گفتاری و تناقض در گفتار نشویم تا بتوانیم نتیجة جالبی از بحث به دست آوریم. زیرا مرور مطالب باعث انسجام در گفتار می شود.

•

زمان و مدّت گفتگو با کودک با توجه به علاقه و شور و شوق کودکان ادامه پیدا کند. به عنوان مثال گفتگوی مبلغان و مربّیان با کودکان در مورد مسائل دینی، زمانی موثر خواهد بود که آنان به لحاظ روحی و جسمی آمادگی ِلازم و کافی داشته باشند.

•

در هنگام صحبت با کودک از او نظر خواهی شود که چه عواملی باعث دوری کودکان از انجام امور معنوی می شود و بعد از آگاهی از این عوامل با یکدیگر در مورد علّت به وجود آمدن این عوامل و درمان آن بحث کنید.

د) روش قصه گویی

اشاره

اشاره

قصه یکی از مقوله های هنر است که همواره در آموزش و یادگیری و تربیت نیروی اندیشه کاربرد موثری داشته است. «قصه بیانگر دیدگاه انسان دربارة جهان و عوامل ناشناختة پیرامون او و وسیله ای برای انتقال و آموزش آداب و سنن، اعتقادات و تاریخ یک نسل به نسل های دیگر بوده است.» (دیویی چمبرز، 1380 ، ص 5) در قصه با القای غیرِ مستقیمِ محتوای مورد نظر، به متربیان، کیفیت آموزش و پرورش را می توان به طور چشمگیری افزایش داد و با استفاده از آن می توان آگاهی و بصیرتی در انسان ایجاد کرد که رفتار و افکار

کودکان بس افسانه ها می آورند *** درج در افسانه شان بس سرّ و پند

هزل ها گویند در افسانه ها ** گنج می جو در ویرانه ها

پسندیده و ناپسند را از یکدیگر تشخیص دهند و دربارة آن ها به تفکر بپردازند.

(مولوی، دفتر سوم، ابیات 2602 و 2603)

قصّه همواره منعکس کنندة دیدگاه انسان درباره جهان و عوامل ناشناختة پیرامون او و وسیلة انتقال و آموزش آداب و سنن، اعتقادات، و تاریخ یک نسل به نسل های دیگر بوده است. انسان به خاطر ویژگی های خاصّ روحی اش به قصّه علاقه دارد و چه بسا راه و رسم قهرمانان آن را الگوی خود قرار می دهد. (دیویی چمبرز، 1366، ص5) پس با قصّه نه تنها می توان انسان را با میراث های فرهنگی و آداب جامعه خود و جهان آشنا ساخت و قدرت

تفکّر او را پرورش داد، بلکه می توان زمینه خودسازی و جامعه سازی را در او برانگیخت. (پور خالقی چترودی، 1371، 16) محکم ترین دلیل بر ریشه دار بودن علاقة انسان به قصّه، توجّهِ کتاب های مذهبی و به خصوص قرآن مجید به قصّه است. بسیاری از نویسندگان و شاعران و عرفا نیز افکار خود را در قالب قصّه بیان کرده اند. (رهگذر، 1366، 12) اصرار قرآن بر قصّه گویی و قصّه خوانی هر خواننده ای را به وجد و شگفتی وا می دارد. انسان از خود می پرسد که مگر قصّه چیست و چه می کند که آفریدگار هستی در آخرین پیام به آفریدة خویش این چنین قصّه می گوید و او را به تأمّل در قصّه ها فرا می خواند. در واقع، پاسخ این پرسش را باید در مفهوم و معنای «قصّه» در قرآن و «شیوة قصّه نویسی قرآن» جستجو کرد. (حسینی (ژرفا)، 1378، 18)

«به جرأت می توان گفت که در میان اقوام و فرهنگ های گوناگون، هیچ قالب بیانی به قدر قصّه نافذ و مؤثّر نبوده است. این تأثیر آن گاه که با بلاغت و اعجاز وحی همراه گشته، بسی افزون شده است. در طول تاریخ دعوت اسلامی، مردم از همین قصّه های قرآنی درس گرفته اند، پیام آموخته اند، ادبیّاتی مستقل بر نهاده اند، و با آن ها زیسته اند. در همان آغاز دعوت نیز قصّه گویی قرآن از ابزارهای تبلیغی آن بود. به همین دلیل که قصّه جایگاهی بلند در تربیت نفوس و تهذیب جان ها دارد». (همان، 20)

تأثیر قصه در كودكان و نوجوانان
1. عبرت آموزی در اثر قصه و داستان
اشاره

داستان ها و قصه ها بیان حال اشخاصی است که در گذشته زندگی می کردند و با رعایت و عدم رعایت اصول الهی و انسانی به سعادت یا شقاوت رسیده اند. شنیدن و گذر بر احوال شخصیت ها و قهرمان های قصه و تطبیق شرایط خود با آن ها به انسان بینشی می دهد تا ضمن سنجش و ارزیابی رفتار و اندیشه خود به اصلاح و تقویت آن ها بپردازند. قصه ها بیان حال انسان هایی هستند که در گذشته مثل ما زندگی می کردند و اگر ما بتوانیم با بیان دقیق قصه ها به کودکان و نوجوانان کمک کنیم تا به خوبی اندیشه ها و آمال قهرمانان قصه را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و سپس به واکاوی رفتار خود بپردازند مطمئناً تغییرات قابل ملاحظه ای را در رفتار آنان مشاهده خواهیم کرد.

بشنوید ای دوستان این داستان *** خود حقیقت نقد حال ماست آن

نقد حال خویش را گر پی بریم ** هم زدنیا هم ز عقبی برخوریم

(مولوی، دفتر اول، بیت 35)

قصه ها به بیان تجربه های تلخ و شیرین بشر می پردازند که یادآوری این تجربه ها باعث آگاهی و عبرت افراد می شود. بیان حکایات و داستان ها برای این است که انسان ها از آن عبرت بگیرند و در برابر احکام الهی سر تعظیم فرود بیاورند و در همة احوال از تصمیمات خداوند خشنود باشند.

(مولوی، دفتر سوم، ابیات 3255 تا 3257)

عبرت است آن قصه، ای جان مر تو را *** تا که راضی باشی از حکم خدا

تا که زیرک باشی و نیکو گمان *** چون ببینی واقعة بد ناگهان

دیگران گردند زرد از بیم آن *** تو چوگل خندان گهِ سود و زیان

قرآن کریم برای هدایت و عبرت مردم از روش بیان قصه استفاده کرده است؛ به عبارت دیگر، مقصود قرآن از قصه گویی، سرایش داستان با ذکر امور درشت و ریز آن نیست، بلکه برای هدایت و سعادت مردم از زبان قصه استفاده می کند: و كُلاٌ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِن أَنبَاءِ الرُّسُل ما نُثَبِّتُ بِهِ فُوادک و جائَكَ في هذه الحَقُّ و موعِظَة و ذِكرى للموء منينَ و هر یک از سرگذشت های پیامبران را که بر تو باز می گوییم چیزی است که دلت را بدان استوار می گردانیم، و در این اخبار حقیقت برای تو آمده و برای مومنان اندرز و تذکاری است. (هود/120)

(مولوی، دفتر سوم، بیت 4244)

حرف قرآن را بدان که ظاهری است *** زیر ظاهر باطنی بس قاهری است

در سوره یوسف، بعد از این که به زحمت ها و رنج های کلی پیامبران و عکس العمل منفی اکثریت مخاطبین و سرنوشت برخی از کافرین اشاره می کند، حکمت تمام آن داستان ها را پند آموزی آیندگان عاقل و پویندگان خردمند اعلام می کند؛ لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لأُولِی

الْأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَی وَ لَکِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدًی وَ رَحْمَهً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛ به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان پندی است، گفتاری دروغ نیست؛ بلکه توضیح تمام امور و برای گروهی که ایمان می آورند مایه هدایت و رحمت است» (یوسف/ 111) هست قرآن مر ترا هم چون عصا *** کفرها را در کشد چون اژدها

(مولوی، دفتر سوم، بیت 1209)

2. ایجاد بصیرت و شناخت

یکی از محورهای اساسی در تبلیغ و تعلیم و تربیت، توجه به شاخص معرفت و بصیرت می باشد، قصه می تواند کمک شایانی در رسیدن به این شاخص بکند. ارایة قصه ها به شیوه صحیح می تواند نوعی آگاهی عمیق و گسترده که نتیجه آن ایجاد پیوند بین انسان و واقعیت مورد نظر است ایجاد نماید.

«قصه ها از ابزار بنیادین معنادهی و الگوی طبیعی تفکر محسوب می شوند که ما پیش از مدرسه از طریق افسانه ها، داستان های کودکانه و تاریخچة خانوادگی خود، آن ها را فرا می گیریم. قصه ها ترکیب قدرتمندی برای سازمان دهی و انتقال اطلاعات و معنادهی به زندگی دارند. در واقع در جریان یک قصه ممکن است، شخصیت های آن با بحرانی مواجه شوند و در صدد حل آن برآیند. ارایة این روش به صورت مستقیم به افراد آسان نیست ولی می توان از طریق قصه گویی به این هدف دست یافت. (اسکندری کیانی، زمستان 1386) «کودکان و نوجوانان ضمن داستان ها و افسانه ها با حقایق و تجارب زندگی آشنا می شوند: شادی و غم، کامیابی و ناکامی، امیدواری و نومیدی، محرومیت، ستم و ستم کار، عدالت و عادل، علم و عالم، دموکراسی و استبداد و خلاصه همة رنگ های زندگی را تجربه می کنند و آشنا می سازند.» (شعاری نژاد، 75، 1364)

پیام ها و گزاره های مفهومی نهفته در محتوای قصه ها و حکایات را یکی از مهم ترین عوامل آگاهی و بینش متربیان می داند و نقش این پیام ها در تربیت و هدایت انسان ها بسیار مفید است، به گونه ای که تأمل و تفکر در محتوای قصه ها افراد را از گرفتار شدن در رنج ها و محنت ها می رهاند و راه کارها و مسیرهای صحیح را به آنان می نمایاند.

یک حکایت بشنو این جا ای پسر *** تا نگردی مُمتَحَن اندر هُنر

(مولوی، دفتر ششم، بیت 2736)

3. ارایة الگوهای مناسب

در تعلیم و تربیت قصه گویی روشی است که به وسیلة آن می توان به طور غیر مستقیم در اعماق متربیان تأثیر گذاشت. داستان نویس و قصه گو، ضمن بیان وقایع مهم اقوام، ملل و شخصیت های مهم تاریخ، روح خواننده و شنونده را به همراه خویش تا عمق تاریخ می برد، و الگوهایی را برایش مجسم می سازد تا از گفتار و رفتارشان سر مشق بگیرند و پیروی کنند. «تأثیرات قصه و داستان، غیر مستقیم و نامرئی است. به طور غیر مستقیم راه را نشان می دهد و هدایت می کند، عبرت می دهد، موعظه می کند، تشویق می نماید، می ترساند، امیدوار می کند، همة این ها به طور غیر مستقیم القا می شود. و به همین جهت پایدار خواهد بود.» (امینی، ج 2، 1379، 109) «در واقع شنیدن قصه یکی از کارهای مورد علاقة (انسان ها) است. آن ها با هیجان زیاد به داستان گوش می دهند و خود را در اختیار قصه گو قرار می دهند که در این صورت به صورت غیر مستقیم تأثیرات لازم را می پذیرند. قصه، نه تنها پیام های مفیدی برای (انسان ها) دارد، بلکه اگر به گونه ای جذاب و مناسب طراحی و بیان شود، (مخاطبان) می کوشند خود را با شخصیت های آن قصه همانند سازند.» (جمعی از نویسندگان، 1386، ج 1، ص 249)

«دانشمندان تعلیم و تربیت، افسانه سازی و داستان سرایی را پلی می دانند که دنیای افسانه ای تخیلی کودک را به دنیای واقعی بزرگسالان ارتباط می دهد و چه بسا که انسان را به ارزش های اخلاقی راهنمایی می کند. داستان بزرگ ترین وسیلة ظهور وجدان پاک و خوی و خصلت پسندیده در کودک است و ثبات این صفات در او به درجة نفوذ و تأثیر آن بستگی دارد. داستان یک معلم جذاب و دوست داشتنی است که کودک را با انواع فرهنگ ها و معرفت ها آشنا می کند.» (شعاری نژاد، 1364، 76 و 77)

ه) روش الگویی

اشاره

اشاره

یکی از مهم ترین انواع یادگیری های انسان، یادگیری مشاهده ای است. بر همین اساس، یکی از روش های تربیت، تربیت به وسیلة الگو است. که می توان آن را روش الگویی نامید. این روش در سرتاسر زندگی و ابعاد مختلف آن کاربرد دارد و از آن جا که محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارایه می دهد، در انتقال مفاهیم و آموزش برنامه های تربیتی، بسیار مؤثر است. شاید به همین دلیل است که در منابع اسلامی، بر بهره گیری از الگو و پیروی از اسوه های حسنه تأکید شده است.

روش الگویی، یکی از شیوه های مؤثّر و مطلوب در تربیت کودک است. در این روش، فرد، از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می کند و با مشاهده رفتار دیگران از آن ها پیروی و خود را با آن هم ساز می کند. بنابراین می توان گفت: «الگو، پیروی عینی و مشهود از یک اندیشه و عمل در جنبه های گوناگون، برای رسیدن به کمال است.»

تربیت ابتدایی انسان، به طور طبیعی با روش الگویی شکل می گیرد. کودک در چند سال نخست زندگی خود، همة کارهایش را از الگوهای پیرامون خود الگوبرداری می کند که در درجة اول پدر و مادر اویند، و با تقلید از آنان رشد می کند و ساختار تربیتی اش سامان می یابد. کودک بسیاری از رفتارها و عادت های خود را در مرحلة آغازین زندگی از طریق تقلید از دیگران فرا می گیرد، و آن را جزئی از رفتارهای روزمرة خود قرار می دهد. از این رو روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک نقش به سزایی دارد. به عنوان مثال کودک با تقلید از اطرافیان سعی می کند زبان را بیاموزد و از طریق والدین و سایر اعضای خانواده راه رفتن را فرا گیرد.

باندورا، دربارة تکرار رفتار الگو، تحقیق بسیار جالبی انجام داده است، در این تحقیق، وی «کودکان یک مهد کودک را به پنج گروه تقسیم کرد. در گروه آزمایشی اوّل، کودکان به مشاهدة رفتار الگوی فرد بزرگسالی می پردازند که به طور فیزیکی و لفظی به یک آدم پلاستیکی حمله می کند. در گروه دوّم، کودکان حوادث و رفتار فوق را در فیلمی مشاهده می کنند. در گروه آزمایشی سوّم، کودکان رفتار تهاجمی شخصیّت ها را در فیلم کارتونی می بینند. در گروه آزمایشی چهارم، کودکان در هیچ یک از سه موقعیّت فوق قرار نمی گیرند. و بالاخره در گروه آزمایشی پنجم، کودکان به مشاهدة یک الگو با رفتار آرام، مطیع و غیر تهاجمی مبادرت می ورزند. بعد از مشاهدة رفتارهای مختلف در زمان معیّن شده، تمام کودکان در موقعیت یکسانی قرار داده می شوند. آزمایشگر از طریق یک پنجره به مشاهدة رفتار کودکان می پردازد و رفتارهای تهاجمی شفاهی و عملی آنان را یادداشت می کند. در تحلیل اطّلاعات به دست آمده از یادداشت ها به این نتیجه می رسند که: الگوی پرخاشگری را که گروه های اوّل تا سوّم دیده بودند، رفتار تهاجمی بیش تری نسبت به گروه چهارم از خود نشان می دهند (گروهی که هیچ موردی را مشاهده نکردند). برعکس، گروهی (گروه پنجم) که الگوی رفتار آرام، مطیع و غیر تهاجمی را مشاهده کرده بودند، رفتار تهاجمی کم تری نسبت به گروه کنترل (گروه چهارم) از خود نشان می دادند.» (شعبانی، 1371، ص 63)

«کودک، مقلّد خوبی است و به آسانی و بدون هیچ گونه زحمت و مشقتی، فقط از راه تقلید می آموزد. او می بیند، می شنود و پس از مدتی تکرار می کند. برخی پژوهش ها نشان داده اند از سنین تشخیص یعنی حدود شش سالگی، پسران از پدران تقلید می کنند و دختران از مادران، و این تقلید در آنان نا آگاهانه است.

کودک در مسیر رشد، از افراد بسیاری الگو می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری است. همة اطرافیان به گونه ای در او اثر می گذارند و مدل و الگوی کودک هستند، ولی والدین و مربیان از همة آن ها مهم تر و مؤثّرتر هستند و این اهمیت و تأثیر در کودکان تا سنین نوجوانی هم چنان تداوم دارد. بر این اساس، وظیفة والدین و مربیان در این دوران بسیار سنگین است و باید به فرزندان فرصت بدهند تا از اخلاق و رفتار خوب خود بهره مند گردند. اگر سخن ناروا خوب نیست نباید این گونه سخنان را در حضور کودکان و نوجوانان جاری کنند، اگر از آن ها انتظار کار خوب دارند باید در کار خیر برای کودکان خود الگو باشند. اگر

دوست دارند کودکان و نوجوانان نماز اول وقت بخواند خود باید پیشگام باشند.» (مجموعه مقالات نماز و خانواده، 1386، ج 1، ص 234)

1. الگو در قرآن و سیرة معصومین

در قرآن کریم، استفاده از الگو و اسوه یکی از مهم ترین روش های تربیتی معرفی شده است. قرآن، نمونه ها و مثال های بسیاری را بیان کرده که بیان گر تأثیر فراوان این روش در یادگیری و شکل گیری شخصیت انسان هاست. به عنوان مثال آن جایی که داستان قابیل را نقل می کند که برادرش هابیل را کشت اما نمی دانست با جسد برادر چه کند، در این جا خداوند کلاغی را فرستاد که مشغول کندن زمین شود تا کلاغ مرده را دفن کند. قابیل با دیدن این صحنه از کلاغ آموخت که چگونه برادرش را زیر زمین پنهان سازد.

کندن گوری که کم تر پیشه بود *** کی ز فکر و حیله و اندیشه بود

گر بُدی این فهم مَر قابیل را *** کی نهادی بر سَر او هابیل را

که کجا غایب کنم این کُشته را *** این به خون و خاک در آغشته را

دید زاغی زاغِ مُرده در دهان *** بر گرفته تیز می آمد چنان

از هوا زیر آمد و شد او به فن *** از پیِ تعلیم او را گور کن

پس به چنگال از زمین انگیخت گَرد *** زود زاغ مُرده را در گور کرد

دفن کردش پس بپوشیدش به خاک *** زاغ از الهام حق بُد عِلم ن-اک

گفت قابیل آه شُه بر عقلِ من *** که بُود زاغی زمن افزون به فن

(مثنوی معنوی، دفتر چهارم، ابیات 1301 تا 1308)

خداوند در قرآن به صراحت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را الگویی ارزشمند معرفی می کند و می فرماید: «البّته شما را در اقتدای به رسول خدا چه در صبر و مقاومت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکو، خیر و سعادت بسیار است برای آن کسی که به ثواب خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا بسیار کند.»

خاک نجد از فیض او چالاک شد *** آمد اندر وجد و بر افلاک شد

در دل مسلم مقام مصطفی است *** آبروی ما ز نام مصطفی است

وقت هیجا تیغ او آهن گداز *** دیده او اشکبار اندر نماز

در جهان آیین نو آغاز کرد *** مسند اقوام پیشین در نورد

از کلید دین در دنیا گشاد *** همچو او بطن ام گیتی نزاد

در نگاه او یکی بالا و پست *** باغلام خویش بر یک خوان نشست

(اقبال لاهوری)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله الگویی شایسته برای اصحاب بودند و آنان چگونگی عبادت کردن را از طریق روش الگویی از ایشان می آموختند. از ابی حازم روایت شده است که یک بار پیامبر صلی الله علیه و آله بر روی منبر نماز خواندند، وقتی نمازشان تمام شد رو به مردم کردند و فرمودند: «ای مردم، من این کار را به این دلیل انجام دادم که شما از من پیروی کنید و کیفیت خواندن نماز را از من یاد بگیرید».

بنابراین الگوهای پاک و با فضیلت، انگیزه و میل به پاکی و آراستگی به فضایل را در جوامع ایجاد می کنند و الگوهای ناپاک و بی فضیلت، جوامع را به ناپاکی ها و رذایل سوق می دهند. آن همه تأکیدی که بر نقش الگوها شده بدین دلیل است. الگوها چون مقبول واقع شوند دیگران را مطابق خود می سازند؛ چنان که هر هنری که استادی داشته باشد، جان شاگردش بدان هنر متّصف می شود.

هر هنر که استا بدان معروف شد *** جان شاگردش بدان موصوف شد

(مولوی، دفتر اول، بیت 2829)

2. مسئولیّت الگوها

با توجه به نقش خطیر الگوها، مسئولیّتی بس سنگین نیز متوجه آن هاست. والدین و مربیّان زمانی می توانند از روش الگویی استفاده کنند و نتیجه بگیرند که موارد ذیل را رعایت کنند:

• والدین قبل از توصیة کودکان باید خود در انجام امور دینی پیشتاز باشند. کودکان و نوجوانان همواره رفتار مربّیان و والدین را مدّ نظر قرار داده و پیوسته این رفتارها را با امر و نهی آن ها مقایسه می کنند و در صورتی از آنان پیروی خواهند کرد که خود آن ها عامل به گفتارشان باشند.

امیر مومنان علیه السلام در این باره می فرمایند: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ (نهج البلاغه، حکمت 73) آن که خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش بپردازد.

پروین اعتصامی در این باره نکته های زیبایی را به صورت شعر بیان می دارد:

ای آن که راستی به من آموزی *** خود در ره کج از چه نهی پا را

آموزگار خلق شدیم اما *** نشناختیم خ-ود ال-ف و با را

• مربیان و والدین بکوشند به صورت عملی و رفتاری کودکان را به امور دینی دعوت کنند. امام صادق علیه السلام والدین را به این امر توجه می دهند؛ آن جا که می فرمایند: کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِأعْمالِکُمْ، وَ لا تَکُونُوا دُعاةً بِألسِنَتِکُمْ (قرب الاسناد، ص 77) مردم را با رفتار خویش به حق دعوت کنید نه با زبان خویش.

بزرگی سراسر به گفتار نیست *** دوصد گفته چو نیم کردار نیست

(فردوسی شاهنامه)

حضرت علی علیه السلام نیز می فرمایند: «مردم را با غیر زبان (یعنی عمل خود) به نیکی دعوت کنید.»

پند فعلی خلق را جذاب تر *** که رسد در جان هر باگوش و کر

اندر آن و هم امیری کم بود *** در حَشَم تأثیر آن محکم تر بود

(مولوی، دفتر چهارم، ابیات 485 تا 486)

•

مربیان و والدین همواره مراقب باشند، بین گفتار و عملشان تناقض به وجود نیاید، زیرا سلامت رفتار و گفتار مربّیان و والدین اهمیت اعمال را در نظر فرزندان چند برابر می کند. امام کاظم علیه السلام می فرماید: یُحْفَظُ الْأَطْفَالُ بِصَلَاحِ آبَائِهِمْ (مجلسی، ج 68،ص 236) رفتار کودکان در اثر خوبی های رفتار والدین حفظ می شود.

•

شایسته است اشتیاق مربّیان و والدین در انجام امور دینی نسبت به کودکان چند برابر باشد. حضرت علیه السلام در این باره می فرماید: الدّاعی بِلاعَمَلٍ کَرّامى بِلا وَتَرٍ (نهج البلاغه، نامه 137)؛ دعوت کنندة بی عمل مانند تیرانداز بدون تیر است.

سعدی در این باره می گوید:

از من بگوی عالم تفسیر گوی را *** گر در عمل نکوشی نادان مفسری

بار درخت علم ندانم مگر در عمل *** با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری

(سعدی بوستان)

•

الگوها، رفتارهایی را به کودکان توصیه کنند که آن ها توان انجام دادنش را داشته باشند. به عبارت دیگر توصیة والدین و مربّیان محترم به گونه ای باشد که کودکان ظرفیّت و توان انجام دادن آن را داشته باشند.

•

محبّت و دلسوزی به متربیان: عشق به متربّی و پسندیدن برای او آن چه مربّی برای خود می پسندد از لوازم الگو شدن یا ارائه الگو برای متربّی است. قرآن مجید از صفات بارز و مهم رسول خدا صلی الله علیه و آله این می داند که رنج و ناراحتی مردم برای ایشان سخت بوده و حضرت نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان بوده اند.

لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ (توبه، آیه128)؛ «به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.»

• شایسته این است که، فردی که الگوی دیگران است انسانی بردبار و صبور باشد تا بتواند برای متربّی سرمشق خوبی باشد. قرآن کریم بر این نکته تأکید دارد که صبر و استقامت از پیش شرط های پیشوایان جامعه است.

وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنا يُوقِنُونَ (سوره سجده، آیه 24)؛ «و

از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند؛ چون شکیبایی نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.»

3. چگونه از روش الگویی در آموزش مفاهیم و آموزهای دینی استفاده کنیم
1-3. الگوشدن (امر به معروف عملی)

مربّیان و والدین برای به کار بردن روش الگویی، در جهت آموزش مفاهیم و آموزه های دینی بهتر است با استفاده از شیوة غیر مستقیم کودکان و نوجوانان را به نماز دعوت نمایند به این معنا که والدین و مربیان در موارد برگزاری امور دینی پیشرو باشند و به این وسیله در کودکان و نوجوانان زمینه های ترغیب و تشویق به این امور را فراهم نمایند.

«امر به معروف لفظی و امر به معروف عملی به دو طریق است: مستقیم و غیر مستقیم. گاهی که می خواهید امر به معروف یا نهی از منکر کنید، مستقیم وارد می شوید، حرف را مستقیم می زنید، یعنی اگر می خواهید کسی را وادار به کاری کنید می گویید: من از جنابعالی خواهش می کنم فلان کار را انجام دهید. ولی یک وقت هم به طور غیر مستقیم به او تفهیم می کنید، که البتّه مؤثّرتر و مفیدتر است، یعنی بدون آن که او بفهمد که شما دارید با او حرف می زنید، از کسی که فلان کار را کرده است تعریف می کنید، کار او را توجیه و تشریح می کنید، می گویید: فلان کس در فلان مورد چنین عمل کرده، این طور رفتار کرده و... تا او بداند و بفهمد. این، بهتر در او اثر می گذارد کما این که عمل هم به طور غیر مستقیم مؤثّرتر است.» (مطهری، مجموعه آثار، ج17، ص245)

2-3. الگوسازی
اشاره
اشاره

گاهی اوقات شرایط به گونه ای است که استفاده از شیوة مستقیم در آموزش مفاهیم دینی امکان پذیر نمی باشد. بنابراین شایسته است از شیوه های غیر مستقیم استفاده کرد. برای الگوسازی در کودکان و نوجوانان می توان از روش های ذیل استفاده نمود.

- بیان داستان و قصّه

قرآن کریم برای بهره برداری از این شیوه، بسیار غنی است، به ویژه آن که غالب الگوهای قرآنی که در قالب داستان آمده اند، نو و تأثیر گذارند. قرآن کریم از داستان در جهت تربیت اخلاقی انسان ها، بیش از 122 بار استفاده کرده است. داستان برای همة مراحل سنّی مفید و مورد توجّه است و محتوای داستان های قرآنی متناسب با سطح اطّلاعات خوانندگان و

شنوندگان است. خداوند در مورد اهداف قصّه گویی، خود در قرآن می فرماید: «بی تردید، در بیان داستان آنان عبرتی برای صاحبان خرد است. داستان های قرآنی سخنی به افترا نیست، بلکه تصدیق کننده است. همة آن چه پیش روی او (از کتب آسمانی پیشین) قرار دارد؛ و بیان هر چیزی و هدایت گر و رحمت آور برای گروهی که ایمان می آورند.»

تاریخ، سرشار از وجود کسانی است که بار خطایی به دوش گرفته اند و در مسیر ناصواب پیش رفته اند. تأمّل در آثار به جای مانده از گذشتگان، ما را متقاعد می کند که برای کناره گرفتن از هر خطایی لازم نیست حتماً خود به تجربه بنشینیم و کیفر ببینیم بلکه می توان از نتایج اقدامات پیشینیان، عواقب امور را پیش بینی کرد.

- استفاده از شیوه نمایشی

«نمایش، به عنوان یک وسیلة بیانی، یک سلسله حرکات به هم پیوسته ای است که دارای مفهوم و پیامی خاص باشد و از طریق آن با مخاطبان و تماشاگران ارتباط برقرار شود. پس، نمایش، عملی است گویا و حرکاتی است ناطق، و بیش تر از جنبة «سمعی- بصری» برخوردار است و به همین دلیل، هم گیرایی خاصی دارد و هم تأثیر گذاری افزون تر و نیز ارشاد غیر مستقیم به مفاهیم مورد نظر می تواند داشته باشد.

در تئاتر، روی حرکت و رفتار و نوع سخن و کیفیت کلام و نحوه تئاتر حتّی نگاه و صدا، دقّت به کار می رود و این به خاطر تأثیری است که «چگونگی» هر عمل و حرکت و کلام روی بیننده می گذارد.

گاهی برای تفهیم یک موضوع و القای یک ایده، مؤثرترین راه، «نمایش» است و ایجاد صحنه ای که آن محتوا به عینیّت بنشیند. در قرآن کریم نیز از این گونه تمثیل ها و نمایش ها و بیان قصّه های عبرت آموز، فراوان یاد شده است.

خمیر مایة نمایش، در قالب بیان غیر مستقیم، یا باید تربیتی و آموزشی باشد یا به تفکّر وادارد و یا بینش و بصیرتی بدهد، حتی در نمایش های کمدی نیز باید دارای «پیام» باشد. البتّه آن چه محتوای سیاسی و اجتماعی، یا تربیتی و اخلاقی دارد، یا به شکل باز آفرینی حوادث تاریخی و یا در قالب طنز و کمدی است یا از جنبة آموزشی و علمی برخوردار است، هر یک اسلوبی کاملاً متفاوت با دیگری دارد و با زبان خاصّ خویش است و سمبل هایش هم فرق دارد. باید دید تماشاچی پس از انجام نمایش، بیش تر تحت تأثیر صحنه های عجیب و

غریب آن است یا محتوای مورد نظر؟ هر چند که تأثیر گذاری باید بیش تر غیر مستقیم و نامرئی باشد و حالت موعظة مستقیم به خود نگیرد، ولی نسبت به بازتاب یک نمایش در روح و رفتار بیننده نمی توان بی تفاوت بود و در ملاک یابی و ارزش گذاری به حساب نیاورد.

جهت گیری و سمت دهی نمایش را در مجموع باید سنجید و نسبت به صحت بازده و سلامت تأثیرش اطمینان داشت و به دقّت نظر خواهی کرد. چه بسا تماشاکنندگان یک نمایش برداشتی کاملاً مغایر هدف و پیام نویسنده و کارگردان داشته باشند.

دربارة زبان نمایش هم باید توجّه داشت که وقتی هدف نمایش، القا و انتقال یک پیام و اثر گذاری باشد، باید از زبانی برخوردار باشد که ویژگی وضوح و تبیین را داشته باشد، نه گیج کننده و مبهم و سمبل های دور از ذهن و فضای ناآشنا و بیگانه با فرهنگ مردم که مخاطب آنند. برای قشرهای مختلف، نمایش های مختلف لازم است، متناسب با درک و زمینة مخاطبان. (روزنامه جمهوری اسلامی، 27 اردیبهشت 1361، ص207)

در این روش اعضای خانواده یا اعضای کلاس، موضوع منکر یا معروف را به صورت نمایش نامه تهیه کرده و آن را با همکاری فرزندان و یا هم کلاسی ها اجرا می کنند و از این طریق نتایج اجرا و عدم اجرای معروف یا منکر را به فرزندان و یا دانش آموزان متذکّر می شوند.

«به عنوان مثال دانش آموز در حالی که ترش رو و عصبانی به نظر می رسد، پتویی را جمع می کند و با خود می گوید: اعصابم خرد و خمیر شده. دیشب دوباره میهمان آمده. میهمان برای من یعنی بلا. سپس روی پتو می نشیند و می گوید: چه می دانم؛ شاید پاهایش نجس بوده، مرطوب بوده، به پتو هم سرایت کرده. پس حالا پتوی ما را هم آلوده و نجس کرده است. باید بروم و آن را بشویم. دانش آموز در حالی که نارضایتی از سرو رویش می بارد، پتو را زیر شیر آب می گیرد و سه بار می شوید و فشار می دهد. سپس می گوید نمی دانم حالا پاک شده یا نه؟

در این نمایش دو اشکال هست: یکی این که با احتمال نجس شدن، نمی توان به نجاست پتو حکم کرد. دوم این که بر فرض هم که نجس شده باشد، با یک بار شستن و فشردن پاک می شود.» البتّه در پایان نمایش والدین یا مربّیان شایسته است دربارة موضوع توضیح ارایه کنند.

- شعروادبيات

بخش عظیمی از هنر، سوای آن چه به معماری و نقاشی طراحی و خط، مجسمه سازی و

صنایع دستی فیلم و نمایش و... مربوط می شود، در ارتباط با «قلم» و «بیان» است.

آن ارزش های متعالی که در محتوای هنر مکتبی وجود دارد مثل بعد معنوی، کمال، هدف داری خلقت، مشیّت الهی، ارتباط باخدا، شهادت طلبی، ایثار، ایمان، زیبایی معنوی و... توسط قلم و بیان که شاخه ای از هنر است طرح می گردد و از طریق شعر، داستان، فیلم نامه، نمایش نامه، سناریو، تألیف و ترجمه و طنز و روزنامه نگاری، «بیان» می شود.

وقتی بنا شد که با استفاده از شیوه های هنری، در جهت انتقال یک فکر و احساس یا مکتب و ایدئولوژی کار کرد، و ایمانی را جوشاند و اندیشه ای را جهت داد، این جا قلم و نوشته، نقش اول را به عهده دارد. اما در این رابطه توجه به این نکته لازم است که اگر به صحّت و حقّانیت ایده، به عنوان تنها تکیه گاه نفوذ و تأثیر، اعتماد شود، گاهی جاذبه های دیگری هم هست که آن را در اذهان عادّی و ضعیف، تحت الشّعاع قرار می دهد. باید در کار نویسندگی و اثر قلمی، زبان هنری و جنبة ادبی نیرومند و مؤثّری هم باشد تا بر تأثیر «حق» بیفزاید.

اگر کلام خداوند این همه مؤثّر است، جدا از اصالتش، و این که کلام خدا و وحی آسمانی است، از نظر بیان و القاء، زیبایی و ظرافت هایی دارد که در هیچ کلام بشری یافت نمی شود و تاکنون هم بشر از آوردن نمونه هایی چون قرآن عاجز بوده است.

یکی از مهم ترین ابزارها در رساندن پیام، شعر است زیرا شعر است که تخیّل نیرومند ذهنی لازم دارد و در شعر، شناخت ابعاد مختلف کلمات، ظرفیّت و برد و کشش و عمق و وسعت واژه ها از نظر مفهومی، ضروری است. در شعر شناخت و به کاربردن عنصر «وزن» حتمی است. رعایت اصول و قواعد شعری مثل قافیه و ردیف و اوزان عروضی مهم است. در شعر بیش ترین حرف ها را در کم ترین عبارات باید بیان کرد. باید کم گفت و گزیده گفت چون دّر. کلاًّ یک خلاّقیّت عجیب و آفرینش و ابداع و ابتکار، در شعر است که در بیان معمولی و کتاب نگاری و قصّه نویسی نیست یا به مراتب کم تر است. این ها است که به شعر، بعد هنری می بخشد و آن را از حسّاسیّت «شکل» و «محتوا» تا حد زیادی برخوردار می سازد.

در شعر، باید اصول شعری و قواعد ادبی رعایت شود، تا سخن علاوه بر موزون و آهنگین بودن، از صلابت و استحکام و ظرافت و صحّت و درستی نیز برخوردار باشد. شعر ناپخته و نا استوار، اگر چه عدّه ای کم سواد و بی اطّلاع و غیر متخصّص را هم مجذوب کند ولی پیش

آنان که سخن شناس و نکته سنج و باریک بین اند، ارزشی نخواهد داشت و به صورت فرزندی ناقص الخلقه و معیوب جلوه خواهد کرد.

شاعر باید از طریق مطالعة آثار ادبی گذشته، آگاهی وسیع بر فرهنگ یک زبان، کار بی وقفه و پی گیر در زمینة کار خود، عرضة اثر خود به استادان و بزرگان، جهت نقد و تکمیل، به زبان شعر خود قوت و استحکام بخشد. (محدثی، 151، 1372)

- فیلم

قهرمان جویی یا قهرمان پرستی یکی از جلوه های روانی است که در سرشت اوّلیة بشر نهاده شده است. بشر همواره در پی گمشده ای است که آن را جستجو می کند، «قهرمان پرستی را اصولاً یکی از تجلّیات اصیل روانی انسان دانسته اند که در فطرت و نهاد انسان حضوری بارز دارد.» (ماسن، 188، 1392)

قهرمان، انسانی است ممتاز که در نظر جستجوگر و انتخاب گر خویش، از صفات ویژة یک انسان متعالی، دوست داشتنی و شایستة تقلید و پیروی، بهره دارد. امتیاز، ویژگی، کمال، بایستگی و شایستگی قهرمان، ممکن است در یک جهت یا در جهات گوناگون باشد. الگو در جوامع مختلف، عامل مهمی در صلاح و فساد جامعه محسوب می شود. مؤمنان همواره انبیا را تجسّمی کامل از مکتب یافته اند. علاوه بر این، از گفتارشان درس آموخته اند، آن ها را قهرمان صحنه های مختلف می دانسته اند و به آنان تأسّی می جسته اند. با نگاهی گذرا به قرآن، به اسوه های متعدّدی بر می خوریم. حضرت یوسف علیه السلام اسوة ایستادگی در برابر شهوت است. حضرت ابراهیم علیه السلام قهرمان توحید است. حضرت نوح علیه السلام نمونه و الگوی مقاومت و پایداری است. حضرت یعقوب علیه السلام اسوه صبر و تحمّل، حضرت اسماعیل علیه السلام الگوی ایثار و حضرت خاتم صلی الله علیه و آله اسوة حسنه و مقتدای همه است. این روش، یکی از مؤثّرترین شیوه های تربیت و تبلیغ است.

«عملی ترین و پیروزمندانه ترین وسیلة تربیت، تربیت کردن با یک نمونة عملی و سرمشق زنده است. الگو به مردم عرضه می شود تا هر کس به اندازة ظرفیت و استعدادش، از آن شعلة فروزان نور برگیرد. اسلام، سر مشق دادن را بزرگ ترین وسیلة تربیت می داند.» (قطب، 1389، 251)

یکی از ابزارهایی که می تواند به مربّیان و والدین کمک کند تا در آموزش مفاهیم و آموزه های دینی موفّق باشند ارائه الگوهای موفق از طریق فیلم های آموزشی، سینمایی،

سریال ها، مستند زندگی بزرگان و کلیپ های آموزنده می باشد. فیلم و نمایش چون مبتنی بر مشاهده و دیدن است، می تواند نقش زیادی در ارایة الگوهای سازنده به کودکان و نوجوانان داشته باشد. چشم و گوش از سایر حواس، نقش مهم تری در یادگیری ایفا می کنند. سه درصد اطّلاعاتی که ما از جهان پیرامون خود به دست می آوریم از راه حسّ بویایی، 3 درصد از راه ذائقه، 6 درصد از راه لامسه، 13 درصد از راه شنوایی و 75 درصد بقیّه از راه حسّ بینایی است.

آن چه یک دیدن کند ادراکِ آن *** سال ها نتوان نمودن با بیان

(مثنوی معنوی، دفتر سوم، بیت 1994)

در این مورد رعایت چند نکته ضروری به نظر می رسد:

•

انتخاب الگو باید با آگاهی صورت بگیرد نه از روی احساسات، یا غفلت و بدون تفكّر.

•

الگو باید دارای کمال واقعی (ارزشی و دینی) باشد تا در اثر پیروی از او به سعادت دنیوی و اخروی آسیب و ضرری نرسد.

و) روش محبت

اشاره

اشاره

یکی از ابزارهایی که می تواند ما را در هدایت کودکان به سوی آموزه های دینی در فرزندان به یاری کند محبت کردن است. محبت یکی از عوامل بسیار مهم در جذب افراد می باشد که اثر آن بر روی فرد تربیت شونده عمیق و پایدار می باشد. در این مدت والدین می توانند منویات تربیتی خود را به افراد القا کنند و تغییر رفتار را در آنان مشاهده نمایند.

از محبت تلخ ها شیرین شود *** از محبت سرکه ها زرین شود

از محبت دُردها صافی شود *** از محبت دردها شافی شود

از محبت مرده زنده می کنندا *** ز محبت شاه بنده می کنند

(مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابیات 1529 تا 1531)

در دین اسلام، محبت به عنوان اساس و رکن در جذب و هدایت انسان ها به شمار می رود. ادیان الهی بر پایة محبت به دل ها رسوخ کرده و راسخ مانده اند یکی از مهم ترین و مؤثرترین روش های پیامبراکرم صلى الله عليه و آله استفاده از این روش بوده است. زیرا با این روش هم جاذبه در افراد ایجاد می کردند و هم انگیزۀ آن ها را افزایش می داند و اگر پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله این روش را پی نمی گرفت، آن همه اعراب بادیه نشین به دورش جمع نمی شدند تا از بادیه نشینی و بربریت به تربیت و فرهنگ دینی پناه آورند. حضرت علی علیه السلام درباره اهمیت و تأثیراین روش می فرماید: «دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.» (نهج البلاغه، حکمت 142) و در جای دیگر می فرماید: «دوستی ورزیدن پیوند با مردم را فراهم می آورد» (نهج البلاغه، حکمت 211) درواقع نیروی

محبت از نظر تربیتی، نیرویی عظیم و کارساز است و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد، زیرا محبت با فطرت و سرشت آدمی سازگاری زیادی دارد و پذیرش آن ها از ناحیه درون و بدون هیچگونه تحمیلی است. ضرورت و اهمیت به کارگیری روش محبت از این روست که محبت اطاعت آور است و سبب همسانی و همراهی فرزند با والدین و مربی می شود. از علی علیه السلام نقل شده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارة روش و سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود: «و الحب اساسی»؛ محبت بنیاد و اساس (روش و سنت) من است. (الشفا بتعريف حقوق المصطفی، ج 1، ص 187)

چگونه محبت باعث علاقه کودکان به انجام رفتارهای دینی می شود؟

میان محبت و اطاعت رابطه ای بسیار قوی وجود دارد. با ظهور محبت همرنگی و اطاعت پیدا می شود. محبت هر کسی که در دل آدمی بنشیند مطیع و پیرو او می شود و از خواست او سرپیچی نمی کند. انسان اسیر محبت و محکوم آن است، تا جایی که گفته اند: «الانسان عبدالاحسان» (غرر الحکم، حدیث 8771) احسان و اظهار دوستی، می تواند بشر را تا سرحد بندگی به پیش ببرد و البته این نتیجة طبیعی محبت ورزی نسبت به انسانی است که فطرت بشری خویش را از دست نداده باشد.

اگر والدین و مربیان بین کودکان و نوجوانان رابطة توأم با مهر و محبت برقرار کنند بین خود و کودک یک حوزة عاطفی ایجاد خواهند کرد که به واسطة آن توجه کودک جلب می شود. وقتی توجه کودک جلب شد، پاسخ های مثبتی در برابر دستورات و راهنمایی ها از خود نشان می دهد و در صورت دوام این محبت و راهنمایی ها و پاسخ های مثبت، آموزه های دینی در کودک و نوجوان به صورت ارزش در می آید و در او نهادینه می شود.

سعدی معتقد است تأثیر محبت و مهرورزی و احسان، معجزه آساست. به گونه ای که علاوه بر انسان، حیوانات را هم تحت تأثیر قرار می دهد. او در این باره می گوید:

به ره در یکی پیشم آمد جوان *** به تگ اندر پی اش گوسفندی روان

بدو گفتم که این ریسمانست و بند *** که می آرد اندر پی ات گوسفند

سبک طوق و زنجیر از او باز کرد *** چپ و راست پوییدن آغاز کرد

هنوز از پی اش تازیان می دوید *** که جو خورده بود از کف مرد و خوید

چو باز آمد از عیش و شادی به جای *** مرا دید و گفت ای خداوند رأی

نه این ریسمان میبرد با منش *** که احسان کمندیست در گردنش

به لطفی که دیدست پیل دمان *** نیارد همی حمله بر پیلبان (10)

به وجود آوردن احساسات عاطفی و اخلاقی یکی از اصول مهم و اصلی است که باید بین کودک و پدر و مادر، یا بزرگسال به وجود آید؛ زیرا هر کدام به نوبة خود نقش مهمی را در سازندگی شخصیت کودک دارند و اگر این اصول بر پایه درستی در محیط خانواده استوار نباشد، بدون تردید ناهنجاری در رفتار و اخلاق کودک به وجود می آید. (ژان پیاژه، 1369، ص 119) ژان ژاک روسو در کتاب امیل در این باره می گوید: کودک دارای شخصیت مستقلی است، او نباید به طور آشکار و جابرانه تحت فرمان قرار گیرد. پدر و مادر باید با او مانند دوست و موافق باشند و یا لااقل نباید بداند که تحت فرمان قرار گرفته است و بایستی فرمان او را بپذیرد، فرزندان نباید فکر کنند که پدران و مادران به آنان دستور می دهند، فرمان اگر دوستانه باشد، کودکان با والدین شان دوست می شوند.

در واقع محبت نیاز مستمر و همیشگی کودک است و همواره باید کودک را با محبت کردن همراه خود کرد. بر این اساس می توان گفت که نگرش مثبت فرزندان نسبت به مذهب و امور دینی ریشه در مهرورزی و محبت والدین دارد. آنان می توانند با ایجاد فضایی آکنده از مهر و محبت، تجربة خوشایندی در ذهن کودک ایجاد نمایند و بین امور دینی و ذهن کودک ارتباط قوی برقرار نمایند.

البته محبت شرایطی دارد که عبارت است از:

1- محبت به کودک باید راستین باشد.

2- محبت را باید از دل و زبان آورد تا فرزند آن را با تمام وجود لمس کند. ممکن است پدری

و مادری فرزند خود را در دل دوست داشته باشند اما اظهار نظر نکنند این نوع محبت تأثیر چندانی ندارد.

3- محبت به فرزندان باید یکسان باشد.

4- محبت نباید مانع امر و نهی گردد.

5- محبت به کودک باید معقول و به اندازه صورت گیرد.

نتیجه گیری

آشنا کردن کودکان و نوجوانان با معارف و ارزش های دینی و مذهبی یکی از اصول مهم در تعلیم و تربیت اسلامی محسوب می شود و روز به روز با توسعة زندگی اجتماعی؛ علمی و سیاسی ضرورت آن بیش تر احساس می شود. بنابراین یکی از محورهای مهم و اصلی تربیت باید عمق بخشیدن به آموزه های دینی در کودکان و نوجوانان باشد، زیرا در این صورت است که فرزندان از هر نوع آسیب های اخلاقی و اجتماعی مصون می مانند. بسیاری از شرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد و تعلیم آموزه های دینی به کودکان و نوجوانان باعث می شود آنان در برابر این انحرافات مقاومت بیش تری داشته باشند.

تربیت دینی فرزندان را باید از کودکی آغاز کرد. زیرا روح آنان در این زمان انعطاف پذیری قابل توجهی دارد و هر چه انسان بزرگ تر می شود از این انعطاف کاسته می شود. با توجه به این که کودک در این دوران از حساسیت ها و لطافت های خاصی برخوردار است، باید از بهترین شیوه ها بهره گرفت تا نتایج مفید و مؤثر حاصل شود. یکی از روش های بسیار مؤثر در تربیت تشویق کارهای خوب کودکان و نوجوانان است. تشویق راهی مناسب در ایجاد انگیزش به سوی کارهای مثبت می باشد. تشویق در روح آنان اثر می گذارد و آن ها را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند. یکی دیگر از شیوه ها روش الگویی است. در این روش فرد، از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می کند و تحت تأثیر مشاهده از رفتار دیگران پیروی نموده و خود را با آن همساز می کند. روش محبت یکی از عوامل بسیار مهم در جذب افراد می باشد که اثر آن بر روی فرد تربیت شونده عمیق و دراز مدت می باشد. در این مدت مربی می تواند منویات تربیتی خود را به کودک القا کند و تغییر رفتار را در کودک مشاهده کند. داشتن بصیرت و آگاهی نسبت به انجام یک کار، دوام و قوام آن عمل را بیش تر خواهد کرد بنابراین روش بصیرت بخشی، روش مؤثری برای نهادینه کردن ارزش ها در کودکان و نوجوانان محسوب می شود. با روش قصه گویی نیز می توانیم در اعماق روح کودک نفوذ کنیم و با بیان قصه های آموزنده و جذاب کودکان را با شخصیت های قصه همانند سازیم.

منابع

1.

قرآن کریم.

2.

نهج البلاغه.

3.

آشتیانی، محمد رضا، گنجینه آداب اسلامی، قم، انتشارات زهیر، 1384.

4.

احمدی، احمد، اصول و روش های تربیت در اسلام، انتشارات واحد فوق برنامه بخش فرهنگی جهاد دانشگاهی، 1364.

5.

امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، 1379.

6.

بهشتی محمد، آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت، تهران، انتشارات سمت، ج 2، 1379.

7.

پیاژه، ژان، پیرهانری سیمون، ترجمه عنایت الله شکیباپور، روان شناسی کودک و اصول تربیتی جوانان، تهران، کتاب فروشی نیما، 1396.

8.

جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات نماز و خانواده، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ج 1 و 2، 1386.

9.

حسینی زاده، علی، (زیر نظر علیرضا اعرافی)، سیره تربیتی پیامبراکرم و اهل بیت علیهم السلام، تهران، انتشارات حوزه و دانشگاه، ج 2، 1383.

10.

خادمی، عین الله، بررسی عوامل مؤثر بر درونی کردن ارزش های اسلامی دردانش آموزان، تهران، انتشارات اداره کل آموزش و پرورش، 1379.

11.

دفتر تحقیقات و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش، اخلاق و تربیت اسلامی، انتشارات چاپ و نشر ایران، 1369.

12.

دلشاد تهرانی، مصطفی، سیری در تربیت اسلامی، تهران، انتشار دریا، 1382.

13.

شرفی، محمد رضا، تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی قدس سرة، تهران، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سرة، بیتا.

14.

شعبانی، حسن، مهارت های آموزشی و پرورشی، تهران، انتشارات سمت، 1371.

15.

عطاران، محمد، آرای مربیان بزرگ مسلمان درباره تربیت کودک، تهران، وزارت آموزش و پرورش. دفتر امورکمک آموزشی و کتابخانه ها، 1368.

16.

محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، بيتا.

17.

مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، انتشارات صدرا، 1371.

18.

معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، انتشارات مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهيد و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، 1379.

19.

مولوی، جلال الدین، مثنوی معنوی، تهران، انتشارات نگاه، 1372.

20.

نوری طبرسی، حسین، المستدرك الوسايل و مستنبط المسايل، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408ق.

21.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق.

تدوین و تبيين عوامل ارتباطی مسجد و مدرسه: با تأکید بر نقش محوری مسجد/ جواد آقا محمدی

اشاره

*تدوین و تبيين عوامل ارتباطی مسجد و مدرسه: با تأکید بر نقش محوری مسجد/ جواد آقا محمدی (1)

اشاره


1) دانشجوی دکتری علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران. Email :javad-am-59@yahoo.com

چکیده

اشاره

مسجد، سنگری است که در آن دل های مؤمنین به یکدیگر نزدیک تر و عزم آنان در دفاع از حریم مکتب، همه روزه به نمایش گذاشته می شود. در این سنگر الهی، هم سنگران، خویشتن را برای مبارزه با نفس اَماره آماده می سازند و در زلال بندگی، روح خویشتن را تطهیر می کنند.

هدف از پژوهش حاضر تدوین و تبیین عوامل ارتباطی مسجد و مدرسه با تأکید بر نقش محوری مسجد می باشد. نوع پژوهش بر اساس اهداف تعیین شده و سوالات تحقیق، کیفی است و در این رهگذر و با توجه به تحقیقات و مطالعات صورت گرفته، سه هدف و سه سوال اساسی و بنیادین مطرح و با استفاده از روش تحلیلی- استنادی و با بررسی متون دینی و آموزه های اسلامی و با استناد به آیات شریفه قرآن کریم و منابع معتبر و نتایج مطالعات پیشین، عوامل کلیدی موفقیت اثر بخشی مساجد استخراج گردید. بر اساس مطالعات پیشین، آسیب های موجود در مدارس شناسایی و مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در نهایت راهکارهای عملی و کاربردی در جهت حضور امام جماعت مسجد همجوار در مدرسه و حضور دانش آموزان در مسجد همجوار مطرح و ارائه گردید.

واژگان کلیدی: مسجد، مدرسه، اثر بخشی مساجد، آسیب شناسی وضعیت مدارس، امام جماعت مدرسه.

مقدمه و كليات

اشاره

اشاره

عملکرد بهینه و متعالی مسجد، نقشی شگرف در حفظ و ارتقای جایگاه دین در سطح جوامع اسلامی دارد. در سند چشم اندازی که برای مساجد کشور در 20 سال آینده ترسیم شده: مسجد نهادی است فعال، اثر گذار، مسئولیت پذیر در صحنه تعاملات فرهنگی، برخوردار از روحیه تعاون، سازگاری اجتماعی، توانا، پویا، توانمند در ترویج، آموزش و تبلیغ فرهنگ اسلامی، با بهره مندی از حضور و مشارکت مردمی و حمایت از حضور و مشارکت مردمی و حمایت دستگاه های فرهنگی، اجرایی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی بر اساس تعالیم عالی اسلام و اندیشه های گوهر بار امام خمینی قدس سرة و رهنمودهای مقام معظم رهبری (دام ظله) در جهت تربیت و هویت اسلامی انقلابی، وحدت ملی، الهام بخش، مؤثر برای جهان معاصر، به ویژه کشورهای اسلامی. (عباسی و دیگران، 1391، ص38)

نقش کلیدی مسجد در شکل گیری و پیشرفت جامعه اسلامی در صدر اسلام، امری غیر قابل انکار است. به گواهی تاریخ، پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله در اولین اقدام برای پایه گذاری حکومت اسلامی در مدینه، به ساخت مسجد همت گماشتند. مسجد به عنوان مهم ترین پایگاه و مرکز گردهمایی مسلمانان در طول تاریخ، افزون بر کارکرد عبادی، کارکردهای دیگری نظیر کارکرد آموزشی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی نیز داشته است. این امر نشان از جایگاه و اهمیت والای این مکان مقدس در پیشبرد اهداف جامعه اسلامی دارد. می توان تأکیدات قرآن، احادیث و روایات در مورد مسجد را نیز از همین منظر نگریست. ساخت و آبادانی مسجد بارها مورد تأیید دین قرار گرفته و نتایج و آثار رفت و آمد به مسجد نیز در کلام رهبران و پیشوایان به دفعات تکرار شده است.

مسجد هویتی بس عظیم و اصالتی به غایت برجسته دارد؛ زیرا تنظیم کننده تمامی شئون و امور مسلمانان است. در این تفکر، مسجد از حصار مادی یک بنا و مکان خارج شده و در اندیشه دارای نشانگاهی معنوی برای بیعت و میثاق هر لحظه می شود. مسجد مدینه در صدر اسلام نیز نه تنها محلی برای ادای فریضه نماز، بلکه مرکز جنب و جوش و فعالیت های اجتماعی مسلمانان بود. گردهمایی ها برای اتخاذ تصمیمات بزرگ همگی در مسجد برگزار و نتایج آن در همان جا به اطلاع مردم می رسید. بنابراین، در دین مبین اسلام کار کردهای متعددی برای مساجد ذکر شده و شرایط متعددی برای زیبایی، آراستگی و پاکیزگی آن ها در نظر گرفته شده است که غفلت از آن ها ما را از اهداف عالیه مساجد دور می سازد. (زنجیر چی و دیگران، 1391، ص 148) بنابراین عدم توجه به هر یک از این موارد و موارد دیگر، خود آسیب های جدی را به همراه خواهد داشت، و اتفاقاً در محیط مدارس هم، همان گونه که اشاره خواهد شد از معضلات و آسیب های جدی که باعث عدم گرایش دانش آموزان به مسجد و نماز و نمازخانه های مدارس می شود همان آراستگی، پاکیزگی و زیبایی ظاهری و در کنار آن ها موارد دیگری خواهد بود که به بحث گذاشته خواهد شد.

از سوی دیگر، ضرورت تعلیم و تربیت و پرورش نیروی انسانی پارسا، کارآمد، توانا و متخلق به اخلاق اسلامی و دینی به مثابه یکی از شاخص های توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و بدون شک نیروی انسانی فعال و متعهد و با اخلاق و صفات عالیه رکن اصلی توسعه به شمار می آید. در رابطه با نقش و جایگاه نیروی انسانی فعال و متعهد در فرآیند توسعه ذکر این نکته کافی است که این قشر می تواند منشأ تحول در جوامع باشد، به خصوص اگر این قشر در دوران جوانی با مسجد و فرهنگ والا و غنی دینی مبین اسلام عجین شده و با این رویکرد دینی تربیت شده و شوند. دوران نوجوانی و جوانی، دوران بسیار مهمی در آموزش و تثبیت اعتقادات دینی فرد می باشد، از این رو دوران بسیار حساس و قابل توجهی است که اگر این فرصت از دست برود، دیگر امکان بازیابی آن وجود ندارد و بر همین اساس است که فرهنگ اسلام، جوان و نوجوان را در جایگاهی ارزشمند قرار داده و تعابیر والایی در شأن او آورده است که در این رابطه می توان به حدیث شریف نبوی اشاره کرد که می فرمایند: ما بَعَثَ اللّهُ عزّوجلّ نبیا الَّا وَ هُوَ شَابُّ وَ لَا أُوتَى عَالِمُ عِلْماً الَّا وَ هُوَ شَابُّ. (جانی پور، 1390، ص 21) مدرسه به عنوان مرکز فراگیری می تواند به کنترل و درمان نابسامانی های دانش آموزان بپردازد. پژوهش ها نشان می دهند مدارسی که اقامه نماز را جدی گرفته اند، اضطراب ها

و ناهنجاری ها، ضد ارزش ها و مشکلات اخلاقی کم تری را شاهد و ناظر بوده اند. (نصر و دیگران، 1387، ص65) بنابراین بر عموم و خصوصاً دست اندرکاران و مسئولین واجب است که با اقدامات مناسب و شایسته و بهره گیری از امکانات و توانایی های موجود و رفع برخی از معضلات و آسیب ها، پیوند محکمی بین مدرسه و مسجد برقرار نمایند، تا از این طریق بر تأمین سلامت آینده جامعه گامی مهم بر دارند. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مهم و تأثیرگذار پیوند بین مسجد و مدرسه و با تأکید ویژه بر نقش محوری مسجد به تبیین و تدوین برخی از عوامل مهم و اثر گذار می پردازد.

اهمیت و ضرورت مسأله

در فرهنگ دینی، نام مسجد یادآور بندگی و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. مسجد به معنای جایگاه سجده؛ و سجده اوج عبادت و بندگی انسان برای خداوند است. در حقیقت، برترین و اصیل ترین محل برای عبادت و تقرب جستن به خداوند متعال، مسجد است. بنابراین، در قرآن بر جنبه های عبادی مسجد، بیش از هر بعد دیگری تکیه شده است. مسجد، جایگاه عبادت و پرستش خالصانه خداوند است: وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً. (1)مسجد، جایگاه زمزمه و نجوای صادقانه با معبود است: وَ اَقیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ. (2)مسجد، پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک است: سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی. (3)یکی از نقش های اساسی مسجد، فراهم کردن زمینه عبادت پر حضور و خالصانه است تا مؤمنان در آن جا با پرداختن به نماز، ذکر و دعا، زنگار غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال به معنای واقعی کلمه انس بگیرند. مسجد به عنوان یک مرکز اجتماعی، از طرق مختلف اجتماعی، سیاسی و آموزشی به مراجعان خود خدمت می کند. مسجد به دلیل در دسترس بودن، محل مناسبی برای برگزاری مراسم گوناگون اجتماعی و مذهبی مسلمانان شد. از همان اوایل، مسجد علاوه بر محل تجمع مسلمانان، محل امور سیاسی آنان نیز بود. خواست رسول اکرم صلى الله عليه و آله از ساختن مسجد هر چه بوده باشد، با پیشرفت اسلام، مسجد اهمیت بیش تری یافت و مرکز سیاسی و مذهبی جامعه جدید شد. در مسجد، مؤمنان برای عبادت به دور پیامبر صلی الله علیه و آله گرد می آمدند. ایشان سخنان خود


1) سوره مبارکه جن، آیه شریفه 18.

2) سوره مبارکه حج، آیه شریفه 4.

3) سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه 1.

را که شامل تسلیم شدن در برابر اراده خداوند و اصول مربوط به زندگی اجتماعی بود، بیان می کردند؛ امور مذهبی و سیاسی مسلمان به وسیله مسجد اداره می شد. مساجد، نهادهای اساسی آموزش در زمینه های: قرآن، احکام و اخلاق، و علومی هم چون: کلام و فقه بوده اند. در پیوند با همین نقش آموزشی، بتدریج مساجد عهده دار کتابخانه های عظیم و پر رونقی شدند که در برخی از شهرهای ایران امروز نیز وجود دارد. مساجد محل پرورش استادان بزرگی بودند که بعدها، خود از علما و مدرسان بنام اسلام و مسلمین شدند. مسجد در گذشته، همان نقشی را داشت، که دانشگاه ها و مراکز علمی آکادمیک کنونی دارند. بزرگان و علما حیات علمی خود را در رواق های مساجد سپری می کردند، و آن گاه که بهره کافی کسب می کردند حلقه های درس تشکیل می دادند. از این رو، می توان گفت که مساجد مسلمانان در هیچ دوره ای، از حلقه درس علما و طلاب خالی نبوده و نخواهد بود. (ضرابی، 1381، ص46)

بی شک یکی از عوامل مهم و مؤثر در پیشبرد فرهنگ و تمدن اسلامی در زمینه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی وجود مساجد بود. علی رغم این که مساجد معمولاً در منظر عام به عنوان یکی از اصلی ترین کانون های عبادت و انجام اعمال و مراسم مذهبی قلمداد می شود، اما از تأثیر شگرف این مکان های عبادی در توسعه آموزش و فرهنگ نمی توان به راحتی گذشت. تا زمانی که مدارس به طور رسمی در دنیای اسلام موجودیت نیافته بود بار امور علمی و آموزشی به دوش مساجد بود. از همان اوایل، آموزش و تعلیم با مسجد مرتبط بود و مدارس در حقیقت از مساجد انشعاب یافته بود، چرا که تعلیم و تربیت در دهه های اول تاریخ اسلام معمولاً در ارتباط با فرامین دینی بود و مسلمانان نیازمند آشنایی با معانی و مفاهیم مذهبی بودند و طبعاً برای فراگیری و آموزش راهی مساجد می شدند. بر طبق منابع و متون تاریخی، نخستین مراکز تعلیم و تربیت در اسلام، مساجد و محور این آموزش و پرورش، قرآن کریم بوده است. به نوشته استاد جلال الدین همایی در ابتدا مرکز تعلیم و محل درس مسلمانان مساجد بود. حوزه ها و حلقه های درس در جوامع و مساجد تشکیل می شد. احیاناً مجالس مناظره نیز در همان مساجد بود که تعدادی از آن ها کتابخانه های عظیم نیز داشتند. (ریاحی، 1389، ص13) با این اوصاف و احوال و ده ها موارد مهم دیگر، می طلبید که در تحقیقاتی کاملاً علمی به بررسی و تبیین عوامل مؤثر در تعامل بین مسجد و مدرسه پرداخت و از این رهگذر راهکارهایی برای بهبود بخشی این امر مهم ارائه کرد، که تحقیق حاضر با هدف تدوین و تبیین عوامل مهم و تأثیر گذار در تعامل بین مسجد و مدرسه با تأکید ویژه بر

مسجد محوری در این راستا گام برخواهد داشت.

هدف کلی تحقیق حاضر بررسی الگوی ارتباطی بین مسجد و مدرسه با تأکید بر نقش محوری اثر بخشی مسجد خواهد بود و بر همین اساس، اهداف فرعی زیر مورد بررسی قرار خواهند گرفت:

•

تعیین عوامل کلیدی موفقیت اثربخشی مساجد؛

•

تعیین آسیب های موجود و احتمالی جذب و گرایش دانش آموزان به مسجد و نماز؛

•

تعیین راهکارهای عملی حضور امام جماعت در مدارس و حضور دانش آموزان در مساجد.

با توجه به ماهیت موضوع مقاله و هم چنین ساختار سؤالات تحقیق، روش پژوهش مورد استفاده، روش تحلیلی- استنادی خواهد بود، به این صورت که برای جواب هر یک از سؤالات بالا از متون علمی معتبر و نتایج تحقیقات مروری و پژوهشی و میدانی و از همه مهم تر از آیات، احادیث و روایات در جهت برجسته کردن مفاهیم و اصطلاحات استفاده شده است.

الف) ادبیات نظری

1. مفهوم شناسی مسجد

مسجد واژه ای عربی از ریشه «س- ج- د» به معنای سجده گاه است، گرچه برخی آن را عربی شده واژه آرامی «مزگت» می دانند. سجده یکی از اجزای نماز است و شاید سجده گاه نامیدن مکان برگزاری نماز از باب مهم شمردن این جزء از نماز باشد. مسجد، در اصطلاح شرعی تعریف دقیق تری دارد: «المكان الموقوف على كافه المسلمين للصلاة» یعنی مکانی که برای نماز گزاردن همه مسلمانان وقف شود. بر این اساس، سه ویژگی اصلی مسجد چنین است: موقوف بودن و در تملک فرد خاصی نبودن، ویژه عده خاصی نبودن و برای همه مسلمانان بودن، برای خواندن نماز استفاده کردن. (الویری، 1386، ص94) در فرهنگ دینی و قرآنی گاه از مسجد به عنوان «بیت الله» نیز یاد می شود. برای مثال از قرینه آیات زیر می توان به این مفهوم دست یافت: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ الله أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ و (1)وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ. (2)علامه طباطبایی نیز در کتاب شریف تفسیر المیزان می فرماید: «قدر مسلم از معنای بیوت همان مساجد است که جایگاهی ویژه برای ذکر نام خدا است و به همین منظور بنا شده و حتی خانه های پیامبران و ائمه اطهار نیز از مصادیق کلمه بیوت است.» (جانی پور 1390، ص 25) قرآن کریم هم چنین کعبه را که برترین خانه خدا روی زمین است، خانه ای برای مردم به شمار آورده و می فرمایند: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ. (3)بنابراین مسجد به معنی سجد و تعظیم بردن


1) سوره مبارکه نور، آیه شریفه 36.

2) سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 114.

3) سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 96.

در مقابل ذات اقدس الهی و در واقع جایگاه و محل عبادت و یاد خداوند متعال می باشد، که در سوره مبارکه جن به آن به طور صریح اشاره می فرمایند.

2. مسجد نهادی آموزشی

مسجد علاوه بر محل نیایش، ذکر، وعظ، خطابه و تجمع مؤمنان در ساعاتی خاص، از آغاز، محل ابلاغ احکام، دستورها و آموزه های دینی، و کاربرد آن ها در زندگی روزمره بوده است. مسلمانان هیچ گاه دین را به صورت پدیده شناخته نشدنی معرفی نکرده اند و نافی تلاش عقلی برای فهم تجربه و باورهای دینی نبوده اند. از این رو، مبنای آموزش و پرورش دینی را منکر نبودند، بلکه تلاش می کردند که با کمک عقل، با یکدیگر و پیروان دیگر ادیان ارتباط برقرار کنند. در برخی از فرقه ها و نحله های اسلامی این تلاش، پر رنگ تر و در برخی نحله ها کم رنگ تر است، اما هیچ نحله ای خود را در یک قفس نفوذناپذیر زندانی نکرده و از گفتگو با دیگران سرباز نزده است. پیامبر صلى الله عليه و آله در مسجد مدینه به تعلیم دین به اصحاب می پرداختند و به پرسش های آنان پاسخ می دادند. در تاریخ اسلامی نیز مطالعات متنوع و متکثر دینی، نشانگر اعتقاد به فهم پذیری و قابلیت انتقال مفاهیم در حوزه های گوناگون دینی بوده است. در آغاز، در جلساتی که در مساجد تشکیل می شد، افراد به ویژه کودکان به حفظ آیات و احادیث تشویق می شدند. اما اندک اندک، کار آموزش به فراتر از حفظ معلومات کشیده شد، و متناسب با نیازهای آموزشی، دانش مربوط هم، بسط و گسترش یافت. مکتب های آموزش قرآن و مدارس علوم معارف دینی، از دل این توسعه بیرون آمد و عمدتاً در کنار مساجد تأسیس شد. در برخی مناطق، این مدارس و مکتب خانه ها در دل مساجد تشکیل می شدند و زبان متون و نصوص (عربی) در جوامع، مانعی بر سر کار آموزش متون ایجاد نمی کرد.

پیش از شکل گیری مؤسسه ها و مراکز تحقیقاتی دینی در دنیای جدید و مدرن امروزی که عمدتاً به دانشگاه ها و نهادهای دولتی وابسته اند، کار تحقیق و مطالعه درباره باورها و رفتارهای دینی، در مساجد انجام می شد. در قرن های پر رونق تمدن اسلامی، جلسات مباحثه و گفتگو در مسجد صورت می گرفت. مسجد در تمدن اسلامی، جایی برای بررسی وجوه دینی امور بوده است؛ جایی که مردم در آن می توانستند حقایق، هنجارها و قواعد دینی را جستجو کنند و به معنایی کلی تر به هدایت دینی برسند. بنابراین، مساجد از آغاز

شکل گیری اسلام، به صورت مراکزی برای آموزش دینی عمل کرده اند. این آموزش، هم نقش تعلیمی (انتقال آگاهی ها و اطلاعات) و هم نقش تربیتی (ساختن شخصیت اخلاقی و اجتماعی فرد برای ورود به جامعه) داشت. (محمدی، 1389، ص 50) جایگاه جلسات علمی و آموزشی در مسجد از نگاه رسول اکرم صلى الله عليه و آله به مراتب والاتر و ارجمندتر از جلسات دعا است؛ چنان که در روایت است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسجد وارد شدند، در مسجد، دو مجلس جداگانه برپا بود گروهی در حال یاد دادن و فرا گرفتن دانش بودند و جمعی نیز به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال مشغول بودند. پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «هر دو گروه به سوی نیکی گام بر می دارند؛ دسته ای خداوند متعال را می خوانند و گروهی نیز آموزش می بینند و نادانان را تعلیم می دهند؛ ولی این گروه (تعلیم و تعلم) کار برتری را انجام می دهند. من نیز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شده ام.» آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله در میان گروهی که سرگرم آموزش بودند، نشستند. (سلیمانی، 1390، ص46) ناصر خسرو شاعر و نویسنده آزاده ایرانی در توصیف مسجد مصر به صورت تلویحی به نقش آموزشی مساجد اشاره می کند. آن جا که می گوید؛ در میان بازار مسجدی است که آن را باب الجوامع گویند و مدام در آن مدرسان و مقربان نشسته اند و سیاحت گاه آن شهر بزرگ، آن مسجد است و هرگز نباشد که در آن کم تر از پنج هزار خلق باشد. چه از طلاب علوم دینی و چه از غریبان و چه از کاتبانی که چک و قباله می نویسند و غیر آن. (علی محمدی، 1391، ص38) پس با این وضعیت بین مدرسه و مسجد همیشه پیوند و ارتباط عمیقی برقرار بوده است و قبل از تشکیل و شکل گیری مدارس امروزی، آموزش های رسمی و غیر رسمی در مساجد داده می شد. همان گونه که اشاره گردید در ابتدا فقط آموزش های دینی و عقیدتی داده می شد اما به مرور زمان آموزش های کلی در همه زمینه ها و متناسب با شرایط و احوال آن دوره در مساجد داده می شد، و به همین دلیل است که مساجد ما در طول زمان هیچ گاه تک بعدی نبوده و نخواهد بود.

3. مسجد نهادی تربیتی

وجه تربیتی مسجد معمولاً در پیوند با وجه آموزشی مورد توجه قرار گرفته و هنوز مطالعاتی مستقل و مستوفی درباره آن صورت نگرفته است. گرچه نمی توان این پیوند و نیز پیوند مباحث تربیتی را با وجه عبادی مسجد نادیده گرفت، تردیدی نیست که به هر حال مقوله تربیت مقوله ای متفاوت با آموزش و عبادت است. مسجد کانونی برای رشد اخلاق فردی و

اجتماعی آحاد جامعه اسلامی و آشنا شدن آن ها با فضایل و رذایل اخلاقی و راه های منحلی شدن به فضایل و دوری جستن از رذایل است. (الویری، 1386، ص97) علاوه بر این و با توجه به ویژگی های نمازگزاران حقیقی، این افراد تربیت شده مسجد بوده و الگوهای تربیت دینی به شمار می روند و در هدایت به باورها و اعمال دینی در مورد دیگران مؤثر هستند. (منشی زاده نایینی، 1387، ص 296) از جنبه های دیگری که در حقیقت به ابعا تربیتی مسجد بر می گردد، نقش مؤثری است که این کانون مقدس در پیوند دادن دلدادگان خود با انسان های صالح و برگزیده ایفا می کند مسجد با ایجاد آشنایی و پیوند میان مردم با نخبگان و صالحان جامعه، بستری مناسب برای پرورش و تربیت روحی انسان فراهم می کند. با این وضعیت، مسجد همانند مدرسه به رشد درونی و تعالی فرد در زمینه های اخلاقی بسیار توجه دارد و چه بسا مسجد در این بعد به مراتب سخت گیرانه تر و وسواس تر از مدرسه عمل نماید.

4. مسجد نهادی فرهنگی

پس از نقش عبادی، آموزشی و تربیتی، نقش فرهنگی در بین دیگر نقش ها و کارکردهای مسجد، دارای بیش ترین اهمیت می باشد. پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله محیط مسجد را کاملا فرهنگی می دانستند، تا جایی که در حضور آن حضرت و با اجازه ایشان برخی مسابقات برگزار می شد و حضرت ضمن ابراز خرسندی از این کار، با حوصله و بردباری کامل از چنین مسایلی استقبال می کردند. گرچه امروز مراکز آموزشی و فرهنگی گسترش یافته است؛ اما نباید از این کار کرد مهم مسجد و بارور نمودن فرهنگی آن غافل شد. برگزاری جلسات شبی با قرآن، مسابقات کتاب خوانی و غیره از جمله برنامه هایی هستند که می توان با حمایت مسئولین منطقه به اجرا در آورد. (فجری، 1388، ص 70) رسول اکرم صلى الله عليه و آله پس از فتح مکه بر ضرورت کارهای فرهنگی بسیار تأکید داشتند و پس از رحلت آن حضرت نیز، فعالیت های فرهنگی مسجد ادامه یافت و پایگاهی برای نشر معارف اسلامی گردید. به نظر می رسد که این نقش در حال حاضر و با توجه به هجمه های سنگین دشمنان داخلی و خارجی اسلام بسیار پر رنگ و حیاتی می باشد.

ب) عوامل کلیدی موفقیت اثر بخشی مساجد

اشاره

اشاره

در طول تاریخ، جایگاه مسجد فراز و فرودهای فراوانی داشته است. نقطه اوج اثر بخشی مسجد در جنبش های مذهبی و سیاسی تاریخ اسلام نمایان است؛ جنبش های مانند جنبش مختار، جنبش زیدبن علی و جنبش صاحب فخ از مسجد آغاز شده است. در قرون جدید و با پیشگامی روشنفکران و اصلاح گران اسلامی، مسجد پایگاهی مهم برای آغاز و هدایت جنبش های سیاسی و اجتماعی بوده است. به نظر می رسد به رغم جایگاه برجسته مسجد در آموزه های دین و نیز در تحولات تاریخی جوامع اسلامی، در عصر کنونی با ظهور فزاینده فناوری های گوناگون اطلاعاتی و ارتباطی و افزایش نفوذ این فناوری ها در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی، و نیز شکل گیری و گسترش نهادهای فرهنگی موازی و رقیب، تا حدودی جایگاه کانونی نهاد مقدسی مسجد، دستخوش تغییراتی شده است. امروزه در ایران اسلامی، مسجد به عنوان اصلی ترین پایگاه نشر دین، از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. عدم اهتمام به ظرفیت های مسجد برای پیشرفت و عدم بهره گیری اقشار جامعه از ظرفیت های ارتباطی و اجتماعی مسجد، به عنوان اصیل ترین شبکه ارتباطی و زمینه ساز پیوند و اعتماد اجتماعی، سبب تنزل جایگاه و اهمیت این نهاد مقدس دینی در جامعه شده است. (کرم الهی و کاشانی زاده، 1391، ص32)

عباسی و دیگران (1391)، در پژوهشی میدانی با عنوان «تدوین الگوی مدیریت اثربخش مسجد» به تبیین و تدوین مدل اثر بخشی مسجد با استفاده از نظر خبرگان و متخصصان پرداخته و طراحی آن را متناسب با تأسیس مسجد بر اساس تقوا و اخلاص مبتنی بر آیه شریفه 108 سوره مبارکه توبه می داند. آن ها با این عبارت شروع می کنند که، پرستش و

عبادت، هدف مسجد است؛ همان گونه که قرآن کریم می فرمایند: وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ اَحَدًا مساجد از آن خداوند متعال هستند پس باید احدی جز او را نپرستید. هم چنین تقوا اساس مسجد و نمازگزار است. همان گونه که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم کی فرمایند: الَمَسْجِدٌ أُسَسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا وَ اللهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ؛ (1)آن مسجدی که از روز نخست بر اساس تقوا بنا شده شایسته تر است در آن به نماز قیام کنی، چه این که در آن کسانی هستند که دوست دارند پاک و منزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد. بدون شک هر مسجد در جامعه اسلامی، یک سازمان منسجم معنوی است که دارای مأموریت، اهداف، کار کرد، تشکیلات و سیستم های مخصوص به خود است. تشکیلات و سازمان مسجد یک تشکیلات اداری، انتفاعی، تجاری یا اقتصادی نیست، بلکه مسجد سازمان الهی- مردمی است که رسالت هدایتی، معنوی، آموزشی، تربیتی و تبلیغی دارد که با رهبری معنوی و نفوذ کلمه و مدیریت امام جماعت و با حضور توده مردم و اقشار مختلف آن سازمان دهی می شود ورودی های این سیستم (مسجد) اقشار مختلف مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان هستند که باید با فرایند تعلیم و تربیت اسلامی به انسان های شایسته، توانا، فرهیخته و مؤمن تبدیل شوند. عامل اصلی پذیرش مسئولیت و حضور نمازگزاران در یک مسجد، انسجام، نظم و اجرای دقیق رهنمودهای امام جماعت، شخصیت علمی، اخلاقی و معنوی امام جماعت و قداست مکان و در یک کلام انگیزه های معنوی است. بر اساس یافته های تحقیق آن ها، شخصیت علمی و معنوی امام جماعت مسجد بیش ترین تأثیر و اهمیت را در بین مؤلفه های کلیدی اثر بخشی مسجد دارا می باشد.


1) سوره مبارکه توبه، آیه شریفه 108.

» بازخورد (یادگیری و رشد)

» نمودار شماره 1: الگوی مدیریت اثربخشی مساجد

عکس

برای یافتن عوامل کلیدی موفقیت اثر بخشی مساجد، بر اساس مطالعات کتابخانه ای و بر مبنای نظری (نظریه ها، مدل ها، رویکردها و چارچوب ها) و مطالعه پیشینه پژوهش ها تعداد 30 گویه استخراج گردید و این گویه ها در 4 شاخصة کلی به شرح ذیل تدوین شد.

فروغ مسجده 341

1. شرایط و امکانات فیزیکی

تمییزی و بوی مطبوع فضای محیط داخلی مساجد، وجود وسایل گرمایشی و سرمایشی مناسب در فصول مختلف سال، وجود امکانات مناسب از جمله (ضبط صوت، رادیو، ویدئو پروژ گشن)، وجود کتابخانه مناسب با تعداد کتاب های مختلف و متنوع (مذهبی و غیر مذهبی)، وجود تعداد کافی میز و صندلی برای برگزاری مراسمات مختلف، دارا بودن محل مناسب جهت مطالعه (سالن مطالعه)، وجود فرش و سجاده های تمییز و رنگاو رنگ، وجود کفش کنی مناسب، داشتن مساحت کافی برای نمازگزاران در فصول مختلف (مخصوصاً ماه مبارک رمضان)، معماری زیبای بیرونی مسجد، فضای داخلی مسجد، نزدیک بودن به محیط و فضاهای آموزشی، محل استقرار مسجد در محل های خاص.

2. مسئولان و متولیان امور مساجد

وجود روحانی در مساجد، میزان آمادگی علمی روحانی مسجد در مواقع مختلف (سخنرانی ها و پاسخگویی به سوالات)، وجود خادم یا خادمین خوش برخورد، داشتن هیئت امنای فعال و معتمد، تشویق افراد و مخصوصا سنین پایین نمازگزاران در جمع و در صورت امکان با ذکر نام، خوشنامی و متعهد بودن روحانی.

3. برگزاری مراسمات و امور دینی و مذهبی در مساجد

برگزاری کلاس های مختلف (احکام و مسائل شرعی) در فصول مختلف سال، وجود جلسات پرسش و پاسخ برگزاری مراسمات مختلف در مساجد (سوگواری و جشن های مذهبی)، برگزاری دوره های تلاوت و تفسیر قرآن کریم.

4. مراسمات فوق برنامه

فراهم آوردن امکان برگزاری کلاس های کمک آموزشی در مساجد، نمایش فیلم های مفید و به روز و مذهبی و دینی در مساجد، برگزاری نمایشگاه، دعوت از چهره های شناخته شده و محبوب برای ارائه سخنرانی در مساجد در موضوعات مختلف، همکاری با دستگاه تعلیم و تربیت مخصوصاً مدارس جهت تعامل بیش تر، برگزاری جلسات انجمن اولیا و مربیان با حضور دانش آموزان در مساجد به جای مدرسه.

نمودار شماره 2: مدل ساده اثر بخشی مساجد بر اساس یافته های تحقیق و مطالعات صورت گرفته

عکس

ج) آسیب شناسی وضعیت موجود در مدارس (گرایش و عدم گرایش دانش آموزان به نماز و مساجد)

اشاره

در بیش تر نظر سنجی های انجام یافته در داخل کشور، ضعف مدیریت مسجد، دلیل اصلی گرایش نداشتن مردم و مخصوصاً جوانان و نوجوانان به مساجد عنوان شده است. ضعف آگاهی کادر اجرایی مساجد نسبت به شیوه های صحیح مدیریت و برنامه ریزی و چگونگی تعامل با جماعت مسجد از گروه های سنی مختلف، مخصوصا سنین کودکی و نوجوانی، باعث کم رونقی مساجد و خالی شدن آن ها از طیف سنین پایین (کودکی و نوجوانی) شده است و حتی بعضی از آن ها به نماز خانه های بسیار کوچکی تبدیل شده اند.

در تأیید این مدعا به بخش هایی از نتایج طرح تهیه شناسنامه اماکن مذهبی کشور اشاره می شود:

•

مسجدهایی که سه نوبت نماز را اقامه می کنند حدود 6 درصد از کل مساجد کشور را تشکیل می دهند.

•

بسیاری از مساجد از جهت بهداشتی و نظافت ظاهری جاذبه ای برای کودکان و نوجوانان و جوانان ندارند.

•

خادمان و هیئت های امنا در غالب مساجد کشور نه تنها جاذبه ای برای جوانان ندارند، بلکه خود مانع فعالیت ها و کانون های فرهنگی آنان هستند و بیش تر مساجد کشور تنها در موقع نماز باز بوده و نقشی در اجتماع و حل معضلات فرهنگی و اجتماعی ندارند. (عباسی و دیگران، 1391، ص 39)

بر اساس آیه شریفه فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ؛ (1)انسان فطرتاً موجودی


1) سوره مبارکه، روم، آیه شریفه 30.

خداجو است و کنجکاوی از ویژگی های برجسته او به حساب می آید. از جمله سؤالاتی که انسان همواره در جست وجوی پاسخی برای آن بوده، این است که چرا او باید به عبادت خدا می پردازد. آثار و شواهد تاریخی موجود نشان می دهد که بشر در زمان ها و مکان های مختلف با شیوه های گوناگون خدا را عبادت کرده است و البته دلائل و مدارک زیادی در این خصوص وجود دارد. به عنوان نمونه ساموئل کوئینگ جامعه شناس معروف معتقد است: «اساساً در جهان طایفه یا جامعه ای بدون نیایش، معتقدات و آداب و رسوم وجود ندارد. ما نتوانستیم از لابه لای اوراق، تاریخ، لوحه ها و بقایای آثار تاریخی، بشر را از قید مذهب و نیایش و پرستش آزاد ببینیم» (مرادی و موسی پور، 1392، ص27) خداوند متعال در قرآن کریم، درمان تمام نگرانی ها و اضطراب ها را یاد و ذکر خداوند معرفی می کند و آرامش دهنده قلب ها را توجه به خدا و یاد او می داند. آن جا که می فرمایند: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوبُ؛ (1)بدانید و آگاه باشید که یاد خدا و ذکر او آرامش دهنده دل ها است.

به تعبیر رهبری نظام، نماز و نیایش، ارتباط صمیمانه ای است میان انسان و خدا، آفریده و آفریدگار، تسلی بخش و آرامش گر دل های مضطرب و خسته و به ستوه آمده، مایه صفای باطن و روشنی بخش روان است، برنامه ای است برای باز یافتن و آن گاه ساختن خویش. (خامنه ای، 1374، ص7) نماز، تقدیم حمد و سپاس به درگاه خالق منان و کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز انسان؛ یعنی کمال جویی است. نماز فرصتی برای طراوت بخشیدن روح و پلی برای نیل به اوج کمال مطلق و زینت بخش شخصیت و منش مؤمنان است. نماز یکی از اساسی ترین ارکان حیات، تمدن، فرهنگ، زندگی و تحرک جوامع انسانی است. (آقا محمدی و دیگران، 1389، ص 79) با این اوصاف، نماز انسان را از پلیدی ها و زشتی ها دور نگه می دارد و در ضمن آرامش دهنده روح و روان و به تبع آن سلامت جسمانی را به دنبال خواهد داشت. همان گونه که تحقیقات بی شماری بر این مدعا صحه گذاشته اند.

ترکیب آسیب شناسی از علوم پزشکی به علوم اجتماعی وارد شده و در اصل به معنای علل بیماری و عوارض و علایم غیر عادی است و در اصطلاح علوم طبیعی به معنای مطالعه و شناخت عوامل بی نظمی ها در ارگانیسم انسانی جهت درمان بیماری های جسمانی است. برگر و لوکمان این اصطلاح را در حوزه مسائل اجتماعی به معنای وضعیت غیر متعارف و انحرافی که به اصلاح نیاز دارد، به کار برده اند. آسیب شناسی اجتماعی به شناخت علل و


1) سوره مبارکه رعد، آیه شریفه 28.

عوامل، نشانه ها و علایم آسیب پذیری انسان در جامعه و زندگی اجتماعی، اعم از تربیتی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره می پردازد. در حوزه آسیب شناسی دینی نیز به معنای شناخت آسیب ها و اشکالاتی است که بر دین و دینداری و غیره وارد شده یا ممکن است وارد شود. (چراغ چشم، 1392، ص156)

از نظر اجتماعی سرمایه های واقعی هر جامعه ای نیروهای نوجوان و جوانی هستند که آینده جامعه را می سازند و مشی آینده جامعه را ترسیم می کنند. به خصوص در کشور ما که درصد بالایی از جمعیت کشور در سنین جوانی و نوجوانی قرار دارند، این سرمایه از ارزش و اعتبار بیش تری در تصمیم گیری ها برخوردار می باشد. هم چنین از نظر فردی مرحله بسیار مهمی از رشد و تکامل انسان و شخصیت او در دوره نوجوانی و جوانی خواهد بود. این دوره با ارزش ترین و پر انرژی ترین دوران حیات انسانی است و تحولات کیفی و کمی فراوانی از نظر جسمی و روانی در این دوره به وقوع می پیوندد که شخصیت انسان و آینده حیات او را تحت تأثیر قرار می دهد. (نگارش و دامن پاک مقدم، 1388، ص38) از این رو چگونگی پرورش نسل جدید یکی از مهم ترین اصولی است که پیشرفت یک کشور بدان وابسته است. سرمایه گذاری برای تربیت سالم و دینی دانش آموزان یک جامعه در واقع سرمایه گذاری زیربنایی در جامعه است. زیرا همین نسل است که حاصل اصلی فرهنگ و تمدن جامعه بوده و پیشرفت در جنبه های گوناگون یک جامعه وابسته به آنان می باشد. بی تردید مدارس سهم انکار ناپذیری در تعلیم و تربیت امروز جامعه و آینده آن دارند. (بخصوص تعلیم و تربیت دینی)، در این مکان علاوه بر تعلیم مطالب درسی، دینی و اخلاقی، مهارت های مورد نیاز زندگی فردی و اجتماعی نیز به دانش آموزان آموخته می شود (انصاری، 1382، ص 465) اما متأسفانه نتایج برخی پژوهش ها که در جامعه دانش آموزان انجام گرفته، نشان داده است که شناخت نوجوانان و جوانان از دین بسیار سطحی و ابتدایی است و پژوهش ها در شناسایی علل ناموفق بودن نظام آموزش و پرورش در تربیت دینی؛ روش های سطحی و غیر کار آمد را مطرح کرده اند که نه تنها نتیجه مطلوب نداشته است و دانش آموزان ما دینی نشده اند، بلکه گاهی فاصله ها بیش تر شده و نتیجه معکوس به بار آورده است. بر همین اساس یکی از موضوعاتی که نگارنده به بررسی و توصیف آن می پردازد همین آسیب هایی است که در درون مدارس وجود دارد و با استفاده از تحقیقات و مطالعات پیشین، آسیب ها و ضعف ها شناسایی و ارائه خواهند گردید.

کرم الهی و کاشانی زاده (1391) در تحقیقی پژوهشی با عنوان «تبیین الگوی مفهومی آسیب شناسی وضعیت مسجد در ایران» با استفاده از مصاحبه با 23 نفر از استادان دانشگاه و حوزه و صاحب نظران و پژوهش گران حوزه مطالعات مسجد، با دیدی آسیب شناسانه به مسئله نگریسته است. نتایج یافته های آن ها نشان می دهد که مسائل و آسیب های مربوط به نهاد مسجد در سه حوزه کلی قرار می گیرند: 1. حوزه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ 2. عناصر، سازمان ها و نهادهای مرتبط و دخیل در اداره مسجد؛ 3. نهادها و سازمان های مذهبی و فرهنگی موازی با مسجد. این سه حوزه در بردارنده تمامی مسائل پیرامون مسجد است. بر اساس الگوی مفهومی پیشنهادی آن ها، بسیاری از آسیب ها، علل بروز، پیامدها، و راه کارهای رفع آن ها در این سه حوزه قرار می گیرند.

جدول شماره 1: الگوی مفهومی آسیب شناسی مسجد در ایران

عکس

با این اوصاف و با توجه به بررسی ها و مطالعات صورت گرفته در این زمینه، نگارنده مقاله حاضر آسیب های موجود در مدارس را این گونه نام می برد.

1. عدم وجود روحانی بودن امام جماعت مدارس: در تحقیقات بی شماری به نقش تعیین کننده امام جماعت در گرایش و عدم گرایش به مسائل دینی اشاره گردیده است. تربیت الگویی، یکی از بهترین شیوه های تربیتی است. روحانی بودن امام جماعت که بیش تر از دیگران به احکام دینی و الهی پایبندند، به عنوان الگوی تربیتی به شمار می آیند. (گلستانی شیشوان، 1392، ص 32) ذوالفقاری و خلجی (1390) در تحقیقی میدانی که بر روی دانشجویان

صورت دادند، نشان دادند که روحانی بودن امام جماعت در دانشگاه تأثیر بسزایی در شرکت دانشجویان در نماز جماعت داشته است. بنابراین وجود روحانی در مدارس به این مسئله کمک شایانی خواهد کرد و عدم وجود روحانی می تواند آسیب بسیار جدی برای مدارس باشد. چرا که بعضا مشاهده شده است، مدارسی که از وجود امام جماعت روحانی سود می برند میزان حضور دانش آموزان آن ها در نماز و مساجد بسیار بیش تر از مدارسی هستند که از وجود روحانی در مدارس خود بی بهره اند.

2.

دبیران و عوامل اجرایی مدارس: در این زمینه ده ها تحقیق میدانی صورت گرفته است و همة آن ها نشان می دهند که دبیران مخصوصاً مربیان تربیتی و دبیران درس دینی و قرآن و معاونین و مدیران نقش بسیار اساسی و تعیین کننده در جذب و یا عدم جذب دانش آموزان به مسجد و نمازخانه بازی می کنند. که در این زمینه می توان به نتایج تحقیقات میدانی سواری و همکاران (1380) اشاره کرد که نقش دبیران و عوامل اجرایی مدارس را بسیار پر رنگ می بیند.

3.

عوامل فردی و روان شناختی: بر اساس یافته های تحقیقات میدانی و مطالعات صورت گرفته در این زمینه مشخص گردیده است که نقش عوامل فردی و روان شناختی فرد تأثیر به سزایی در گرایش و یا عدم گرایش افراد به مسائل دینی و عقیدتی دارند. عواملی از جمله:

امیدواری به زندگی، داشتن اعتماد به نفس، ورزش جسمی و روانی، دوری از گناهان.

4.

محتوای کتب آموزشی: متأسفانه در این زمینه تحقیقات زیادی به چشم نمی خورد اما آن چه که مسلم است، این است که محتوای کتب درسی چه به صورت متن و چه به صورت تصویر مخصوصا در دوران ابتدایی نقش بسیار مهمی در این زمینه خواهد داشت. داشتن تصاویری زیبا و جذاب از مساجد در این مورد آموزنده است اما متأسفانه در کتب درسی ما کم تر از این تصاویر دیده می شود.

5.

امکانات فیزیکی نماز خانه های مدارس: اگر مدارس ما به نماز خانه های زیبا و جذاب مجهز باشند قطعاً و یقیناً دانش آموزان بیش تر به مساجد محلات روی خواهند آورد و تحقیقات پژوهشی میدانی هم این مدعا را اثبات کرده است. می توان به تمیزی و بوی خوش محیط داخلی، وسایل سرمایشی و گرمایشی، فضای روحانی، محل مناسب و بهداشت سرویس های بهداشتی و غیره اشاره کرد.

6. همسالان و دوستان: بنا به گفته ژان پیاژه (1)روان شناس معروف سوئیسی کودکان بیش تر از همسالان خود یاد می گیرند تا از دیگران گرچه دیگران هم در این زمینه نقش دارند. در تحقیقات مختلفی به واضح نشان داده شده است که نقش همسالان و دوستان در گرایش و عدم گرایش افراد مخصوصا کودکان و نوجوانان در مسایل دینی بسیار تعیین کننده می باشد. به گفته بندورا (2)روان شناسی معروف اجتماعی، افراد بسیاری از کارها و فعالیت ها و اعمال را از طریق الگو برداری و یا مشاهدات مستقیم انجام می دهند بنابراین نقش همسالان به عنوان الگو در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.

1) Jean Piaget.

2) Albert Bandura

د) راهکارهای حضور امام جماعت مسجد در مدرسه و یا حضور دانش آموزان در مسجد همجوار

اشاره

خداوند در قرآن کریم می فرمایند: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فِی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیمٌ (1)کیست ستم کارتر از منع کننده از یاد خدا در مساجد الهی و تلاش گر ویرانی آن ها. آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن ها در آیند؛ در این دنیا ایشان را خواری و در آخرت عذابی بزرگ است. خداوند متعال با این آیه شریفه قداست و عظمت مسجد را به خوبی برای مؤمنان روش فرموده است. با نگاهی به نقش مساجد از صدر اسلام تاکنون خواهیم دید که مسجد در تمامی فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مذهبی نقش کلیدی داشته و دارد. مساجد با قدرت معنوی خود همواره توانسته است نیروهای متدین، فعال و عالم را پرورش دهد تا در مواقع خاص و ضروری از دین و اسلام عزیز در برابر هجمه ها دفاع نمایند. حضور در مسجد، مزین توجه به خدا است؛ گرچه عبادت در هر زمانی و در هر مکانی می تواند نیاز روحی انسان را به طور نسبی فراهم کند، ولی در بعضی مکان ها این نیاز بسیار بهتر و زیباتر تأمین می شود و آن جا، جایی نیست جز مسجد. (علی محمدی، 1391، ص36) با این اوصاف و با تأکید بر نقش محوری مساجد در هدایت کودکان و نوجوانان و احساس خطر دشمنان اسلام از این ظرفیت بسیار عظیم، لازم است تا پیوند عمیقی بین مدارس، خانواده و مساجد برقرار گردد و بر همین اساس ضرورت برنامه ریزی مناسب از سوی مسئولان امری بسیار جدی می باشد. بر همین اساس چندین راهکار پیشنهاد می گردد.


1) سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 114.

•

حضور دانش آموزان در مسجد همجوار هفته ای حداقل یک بار و بالعکس حضور امام جماعت مسجد همجوار حداقل هفته ای یک بار در مدرسه برای اقامه نماز جماعت؛

•

برگزاری جلسات انجمن اولیا و مربیان با حضور کلیه دانش آموزان و اولیای آنان در مسجد همجوار؛

•

حضور و دعوت از امام جماعت مسجد همجوار در مدرسه به مناسبت های مختلف مذهبی و ملی و سخنرانی در جمع آن ها؛

•

دعوت از امام جماعت مسجد همجوار در جلسات شورای معلمان و دبیران و شورای مدرسه با محوریت نماز و مسجد؛

•

حضور معلمان و عوامل اجرایی مدرسه مخصوصاً مربیان تربیتی و معاونان و مدیران در مسجد و حضور تک تک آنان در نماز جماعت مدرسه می تواند سودمند باشد؛ چرا که اکثر تحقیقات میدانی صورت گرفته به این حضور مثبت صحه گذاشته اند؛

•

تجلیل و تشویق دانش آموزان برتر و ممتاز درسی و اخلاقی در مساجد با حضور والدین و امام جماعت مسجد؛

•

ارتباط صمیمی امام جماعت مسجد و کودکان؛ چرا که امامان جماعت از مقبولیت فراوانی نزد افراد و به تبع آن نزد کودکان و نوجوانان برخوردارند و این امر مهم باعث جذب آنان به مسجد خواهد شد؛

•

ایجاد تشکل های مختلف مذهبی و علمی و تشکیل جلسات آنان در مساجد مخصوصاً زمانی که مدارس تعطیل است و امکان برگزاری آن در مدارس وج--ود ندارد. و ترغیب و تشویق آنان به دعوت از امامان جماعت در جمع دوستانه و علمی آنان؛

•

دادن مسئولیت های خرد و کوچک مساجد از جمله جمع آوری کمک های مردمی به کودکان و نوجوانان و تشویق آنان در جمع نمازگزاران؛ چرا که با این کار فرد خود را متعلق به مسجد می داند و مسجد را متعلق به خود؛

•

بر اساس یافته های تحقیق و مطالعات صورت گرفته یکی از عوامل مهم اثر بخشی مساجد ایجاد کتابخانه و سالن مطالعه می باشد که این امر در جذب دانش آموزان به مسجد نقشی مهمی می تواند ایفا کند؛

•

امکانات فیزیکی مساجد، نقش فوق العاده مهمی در زمینه جذب دانش آموزان به مسجد ایفا می کنند، همان گونه که تحقیقات زیادی در این زمینه بر این مدعا صحه گذاشته اند که در متن به تعدادی از آن ها اشاره گردید؛

•

ابر اساس نظریات معتبر روان شناسی مدارس می توانند با استفاده از آن ها حضور دانش آموزان را در مساجد تقویت نمایند. تعیین ارزش جایزه و هدیه براساس تعداد دفعات حضور دانش آموزان در مسجد یکی از آن موارد می باشد که در نظریات رفتارگرایان روی آن تأکید فراوانی می شود؛

•

بر اساس مطالعات صورت گرفته که در بالا به آن ها اشاره گردید نقش متولیان امور مساجد در جذب و عدم جذب افراد مخصوصاً کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. آن ها باید دارای اخلاق حسنه باشند تا خاطره ای زیبا در ذهن مراجعین ثبت و ضبط نمایند؛

•

تشکیل جلسات مختلف توسط هیئت امنای مساجد و دعوت رسمی از کودکان و نوجوانان برای شرکت در این گونه مجالس و تکریم آنان.

مسجد و مدرسه می توانند در عین مجزا بودن، نهادهای مکمل یکدیگر هم باشند، به گونه ای که اگر مدرسه محل تجلی ارزش های اسلامی و ملی باشد مسجد رونق پیدا می کند و اگر مساجد در جذب و گرایش دانش آموزان موفق عمل نماید به سلامت محیط مدرسه، پر رونقی خود مسجد، سلامت خانواده و جامعه منتهی خواهد شد. بنابراین لازم است تا مدارس و مساجد برنامه های مناسبی را طراحی و اجرا کنند.

نتیجه گیری

پژوهش حاضر همان گونه که پیش تر بیان گردید با هدف بررسی عوامل ارتباطی بین مسجد و مدرسه و با تأکید ویژه بر نقش محوری مسجد تدوین و تبیین یافته است. طبق تحقیقات و مطالعات صورت گرفته و از لابه لای آن ها عوامل کلیدی اثر بخشی مسجد شناسایی و در چهار بعد بسیار کلی با عناوین شرایط و امکانات فیزیکی مسجد، مسئولان و متولیان امور مسجد مخصوصاً امام جماعت، برگزاری مراسمات دینی و مذهبی و برگزاری مراسمات فوق برنامه که هر یک از آن ها دارای شاخصه های مخصوص به خود می باشند دسته بندی گردیدند،. در بین ابعاد چهارگانه نقش امام جماعت در اکثر تحقیقات بسیار پر رنگ بوده است. بنابراین هر چه مساجد دارای اثر بخشی بیش تری باشند به همان اندازه دارای کارآیی درونی و بیرونی خواهند بود. داشتن سعه صدر و خلق و خوی مثبت متولیان امور مساجد و امکانان فیزیکی مساجد در اثر بخشی و هم چنین گرایش افراد مخصوصاً دانش آموزان به مسجد بسیار تأثیر گذار خواهد بود که در این زمینه می توان به نتایج تحقیقات میدانی ذوالفقاری و خلجی (1390)، زنجیر چی و دیگران (1391)، مرادی و موسی پور (1392) و نصر و دیگران (1387) نیز اشاره کرد.

بخش دیگر تحقیق به آسیب شناسی موجود در مدارس می پردازد که پس از بررسی مطالعات صورت گرفته و از لابه لای تحقیقات پیشین و منابع دیگر تعدادی آسیب بیرون آورده شد که عبارتند از: عدم وجود روحانی بودن امام جماعت مدارس؛ یعنی مدارسی که از وجود روحانی به عنوان امام جماعت سود می برند بسیار موفق تر از مدارسی هستند که این امکان را در مدارس فراهم نکرده اند. دبیران و عوامل اجرایی مدارس، محتوای کتب آموزشی، دوستان و همسالان، امکانات فیزیکی و ظاهری و عوامل فردی و روان شناختی می توانند به عنوان آسیب های موجود در مدارس نام برد که تحقیقات محققان از جمله سواری و دیگران (1380)، زنجیر چی و دیگران (1391)، جوادی و سادیی (1376) و عباسی و دیگران (1391) بر آن صحه گذاشته اند.

بخش پایانی تحقیق به راهکارهای حضور امام جماعت مسجد در مدرسه و حضور دانش آموزان در مسجد همجوار پرداخته است که در این زمینه چندین راهکار عملی و کاربردی ارائه گردیده است. و عملیاتی نمودن هر یک از آن ها به طور قطع و یقین می تواند در اثر بخشی

مسجد و هم چنین در کاهش آسیب ها در مدارس کمک شایانی نماید. همان گونه اشاره گردید مساجد و مدارس می توانند و باید به عنوان دو نهاد قدرتمند و مکمل هم عمل نمایند و در این زمینه لازم و ضروری است که برنامه هایی مناسبی را طراحی و اجرایی نمایند.

منابع:

قرآن کریم.

1.

آقا محمدی، جواد و دیگران، بررسی نقش والدین در هدایت فرزندان به نماز جماعت و مسج د، مهندسی فرهنگی، سال چهارم، شماره 39 و 40، 1389، صص 87-78.

2.

الویری، محسن، مسجد؛ ارتباطات و توسعه پایدار، فصلنامه علمی نامه صادق، شماره 31، 1386، صص 109 - 93.

3.

انصاری، طاهره، راهبردهای اساسی و روش های کارآمد در برنامه های آموزش و پرورش برای نیل به تربیت دینی مناسب دانش آموزان، مجموعه مقالات همایش آسیب شناسی تربیت دینی در آموزش و پرورش، جلد دوم، تهران، انتشارات محراب قلم، 1382. صص 483-465.

4.

بشلیده، کیومرث و دیگران، بررسی عوامل مؤثر درون مدرسه ای جذب دانش آموزان مقطع متوسطه استان خوزستان به نماز، سال دهم، شماره 3 و 4، 1382، صص 90-63.

5.

جانی پور، محمد، راهکارهای تقویت و رشد فضایل اخلاقی و معنوی در جامعه با تأکید بر نقش مساجد، نشریه مهندسی فرهنگی، سال ششم، شماره 59 و 60، 1390، صص 30-20.

6.

جوادی، محمد جعفر و سادیی، علی، بررسی عوامل مدرسه ای تأثیرگذار بر رغبت دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی و پسران مقطع متوسطه به نماز، چکیده تازه های تحقیق در دانشگاه ها و مراکز علمی تحقیقی ایران، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1376.

7.

چراغ چشم، عباس، آسیب شناسی تربیت دینی در مدارس، فصلنامه کتاب نقد، سال پانزدهم، شماره 68، 1392، صص 168-155.

8.

خامنه ای، سید علی، از ژرفای نماز، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1374.

9.

ذوالفقاری، علیرضا و خلجی، حسن رضا، بررسی عوامل مؤثر بر میزان حضور دانشجویان در نماز جماعت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تویسرکان، دو فصلنامه علمی- پژوهشی دین و ارتباطات، سال هفدهم، شماره 1، پیاپی 29، 1390، صص 77-62.

10.

ریاحی، محمد حسین، جایگاه و پایگاه مسجد، فصلنامه معارف اسلامی، سال بیست و نهم، شماره 81، 1389، صص 22-12.

11.

زنجیرچی، سید محمود و دیگران، شناسایی و عارضه یابی ابعاد کارکردی نمازخانه های دانشگاهی با

رویکرد فازی، مجله مدیریت در دانشگاه اسلامی، سال اول، شماره 1، 1391، صص170-144.

12.

سلیمانی، فرشته و اسماعیلی، غلامرضا، نقش مساجد در افزایش آگاهی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خانوده ها، نشریه پیوند، شماره 383، 1390، صص 48-43.

13.

سواری، کریم و دیگران، بررسی دیدگاه های فلسفی- عقیدتی دانش آموزان پسر پایه سوم مقطع متوسطه شهر اهواز در مورد نماز، مجله علوم تربیتی و روانشناسی، سال هشتم، شماره 1 و 2 ، 1380، صص 1-10.

14.

ضرابی، عبدالرضا، نقش و عملکرد مسجد در تربیت، مجله مسجد، سال یازدهم، شماره 63، 1381، صص 57-46.

15.

عباسی، رسول و دیگران، تدوین الگوی مدیریت اثر بخش مسجد، دوفصلنامه علمی- تخصصی، سال اول، شماره 1، 1391، صص 59-37.

16.

علوی، سید حمید رضا، عوامل مرتبط با اقامه نماز در دانش آموزان دبیرستان ها و دانشجویان دانشگاه های شهر کرمان، دو فصلنامه تربیت اسلامی، شماره 3، 1385، صص 174-141.

17.

علی محمدی، مجید نقش های چندگانه مساجد در تربیت جامعه اسلامی از دیدگاه امام، نشریه پیوند، شماره 397، 1391، صص 39 - 36.

18.

فتحی، امین و نوری زاده، عزت، بررسی جایگاه نماز و نیایش در مهندسی فرهنگی، نشریه مهندسی فرهنگی، سال پنجم، شماره 49 و 50، 1389، صص 35-19.

19.

فجری، محمد مهدی، آشنایی با کارکردهای مسجد، مبلغان، شماره 120، 1388، صص 79-68.

20.

كرم الهی، نعمت الله و کاشانی زاده، امیر مسلم، تبیین الگوی مفهومی آسیب شناسی و ضعیت مسجد در ایران، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سوم، شماره 3، 1391، صص 48-31.

21.

گلستانی شیشوان، محمد علی، ن قش مساجد در سلامت فرد و جامعه، نشریه پیوند، شماره 407، 1392، صص 35-30.

22.

محمدی، علی، مسجد و تعلیم و تربیت، فصلنامه شیعه شناسی، سال هشتم، شماره 29، 1389، صص 55-50.

23.

مرادی، خدیجه و موسی پور، نعمت الله، راه های توسعه و ترویج فرهنگ اقامه نماز در بین دانش آموزان دختر دبیرستان های شهرتهران، فصلنامه نوآوری های آموزشی، سال دوازدهم، 1392، صص 43-26.

24.

منشی زاده نایینی، مسعود، مدیریت مسجد دانشگاه، کارکردها، چالش ها و راه کارها، هفدهمین اجلاس سراسری نماز، جلد اول، 1387.

25.

نصر، احمد رضا و دیگران، بررسی فراتحلیلی عوامل مؤثر بر جذب و شرکت دانش آموزان در نماز جماعت مدارس، فصلنامه نوآوری های آموزشی، سال هفتم، شماره 26، 1387، صص 86-63.

26.

نگارش، حمید و دامن پاک مقدم، ناهید، آسیب شناسی تربیت اسلامی در مدارس راهنمایی استان قم و راه کارهای مدیریتی درمان آن، مجله مدیریت فرهنگی، سال سوم، شماره 5، 1388، صص 59-37.

27.

هوشیاری، محمد مهدی و دیگران، گونه شناسی مسجد- مدرسه در معماری اسلامی ایران، دو فصلنامه معماری ایران، شماره 3، 1392، صص 54-37.

ورزشِ نوجوانان و جوانان در مساجد بایدها و نبایدها/ محمود رضا قاسمی

اشاره

*ورزشِ نوجوانان و جوانان در مساجد بایدها و نبایدها/ محمود رضا قاسمی (1)

اشاره


1) سطح 4 حوزه علمیه قم و کارشناس علوم تربیتی. Email:reza26@gmail.com

چکیده:

اشاره

از روزی که خداوند بشر را خلق فرمود، نیاز به تربیت جسمِ قوی در او وجود داشته است. چه از جنبة دفاع شخصی و یا کسب معاش و چه از جهت مقابله و رویارویی با طبیعت. نیاز بشر به ورزش و تربیت بدنی در طول تاریخ همواره وجود داشته و هیچگاه انسان خود را از داشتن بدنی سالم و قوی بی نیاز ندیده است. از همین رو اسلام نیز به ورزش و انواع مفید و کاربردی آن توجّه ویژه دارد، اما نگاه ورزشی اسلام به جنبة جسم خلاصه نمی شود و به ابعاد روحی انسان نیز می پردازد. مسجد نیز که در اسلام در جایگاه نخست پرورش روح انسانی قرار دارد، در صدر اسلام دارای کارکردهای بسیاری بوده است که امروزه آن کارکردها رنگ باخته است؛ اما چنان چه نخبگان ما به دنبال ایجاد تمدّن اسلامی نوین باشند، می باید پیوند بین اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان را با مسجد پایه ریزی کنند؛ زیرا که مساجد مهم ترین پایگاه فرهنگی در مقابل سیل تهاجمات فرهنگی انحرافی است، از این رو ورزش که جذّابیت خاصی برای جوان و نوجوان دارد، می تواند با رعایت چارچوب هایی در کنار مسجد به جذب آنان پرداخته و از طفیلی حضورشان در مسجد ضمن ورزیدن جسم به پرورش روح نیز بپردازند، تا مسیر ساختن انسان های مؤمن و متعهّد با ذهن و جسمی سالم برای ایجاد یک تمدن نوین اسلامی فراهم شود. در این مختصر به اهمیّت تربیت بدنی برای نوجوان و جوان و اهمیّت مسجد با توجّه به آیات و روایات پرداخته، سپس به برکات برگزاری ورزش ها در محیط های پیرامون مساجد می پردازیم و در ادامه با توجّه به نظرات حضرت امام رحمة الله و مقام معظم رهبری به بایدها و نبایدهای ورزش جوانان و نوجوانان در مساجد می پردازیم.

کلید واژه ها: مسجد، ورزش، جوان و نوجوان، بایدها، نبایدها.

اشاره

الف) اهمیّت تربیت بدنی از منظر وحی

امروزه تربیت بدنی یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سر و کار دارند. اسلام برای سلامت انسان و نقش ورزش در ارتقاء سلامت، جایگاه ویژه ای قائل بوده و در قرآن کریم هم آیاتی وجود دارد که بر اهمیّت ورزش و نیرومند سازی جسم در کنار تقویت روح و بعد علمی دلالت دارد. قرآن می فرماید وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ هر آن چه در توان دارید از نیرو و سوار برای نبرد با آن ها «کفّار» آماده کنید. (انفال/ 60) ورزش از جمله مسائلی است که در تمامی ادیان، جایگاه ویژه ای دارد و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله هم دربارة حقّ بدن بر انسان می فرمایند: پروردگارت بر تو حقّی دارد و بدنت بر تو حقی و خانواده ات نیز بر تو حقی دارد. (عطاردی، 1378) پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در جای دیگر می فرمایند: «به فرزندان خود تیراندازی و شنا بیاموزید.» (نهج الفصاحة، حدیث 567) این حدیث بیانگر اهمیّتی است که دین و رهبران دینی ما برای ورزش و سلامتی جسمی و روانی مسلمانان قائل هستند و بیانگر نکات بسیاری است، از جمله:

1.

خطاب به کلیّة مردم اعمّ از مسلمان و غیر مسلمان بیان شده است.

2.

همة افراد، اعمّ از دختر و پسر را در بر می گیرد نه تنها پسران.

3.

ورزش باید جذّاب، مفرح و شاد باشد.

4.

امکان رقابت بین افراد وجود داشته باشد.

5.

در مواقع لزوم از آن ها برای دفاع کردن از خود استفاده کنند.

6.

ورزش باید هدفمند باشد و نه پوچ و بیهوده.

نقش تربیت بدنی در ارتقاء سلامت نوجوان و جوان بر هیچ کس پوشیده نبوده و ورزش

کمک شایانی به ایجاد و تقویت سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی می کند و افرادی که با روش صحیح ورزش کرده و یا دارای کارهای پرتحرک می باشند سالم تر بوده و عمرشان از افرادی که کارهای بدون تحرک دارند بیش تر است. اسلام نیز همواره انسان را به ورزش در زمینه های مختلف ترغیب نموده و به موازات تقویت جنبه های علمی و ایمانی به تقویت جسمانی هم توجّه کرده است. به صورتی که در قرآن بارها کلمه «اشد» به معنای نیرومند شدن و «استوی» به معنای کمال خلقت و اعتدال بیان گردیده که گویا یک نحوة ارتباط بین سلامتی و نیرومندی جسمانی و یاد گرفتن حکمت و دانش وجود داشته و بیان نشده که هیچ یک از پیامبران و امامان ضعف بدنی داشته باشند؛ در قرآن کریم آیاتی به این مطلب تصریح دارد: «هنگامی که موسی نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم.» (قصص/14)

به عبارت دیگر تربیت بدنی از منظر اسلام می تواند به تعمیق باورهای مذهبی بیانجامد، حضرت علی علیه السلام بارزترین نمونة یک ورزشکار در اسلام است که قدرت بدنی ایشان بی نظیر بوده است و ایشان جهت حفظ آمادگی جسمانی خود همواره به شمشیر زنی و اسب سواری می پرداختند. اسلام به فراگیری اسب سواری، شمشیرزنی، پرتاب نیزه، تیراندازی، شنا، و ورزش های رزمی توصیه نموده و حتّی برگزاری مسابقات آن ها که نظر به یادگیری حرفه ای آن ها بوده را مورد تأکید قرار می دهد و در آیات و روایات و در رفتار و گفتار پیامبر و ائمّة معصومین به کرّات به آن ها پرداخته شده است؛ لذا باید با تمسّک به آن ها و در جهت ارتقاء سطح سلامت جامعه نسبت به آن توصیه به ورزش همگانی انجام گیرد.

تربیت دینی و بدنی نسبت به یکدیگر می توانند نقش متقابل داشته باشند. تربیت بدنی نقش مستقیم در تربیت دینی دارد، و به صورت شرط لازم برای تربیت دینی ایفای نقش می کند و شرط کافی آن ملازم بودنش با ایمان الهی است و تربیت بدنی در این جا نقش پشتیبانی دارد. حتّی تکالیفی که جنبة معنوی محض دارد، مانند روزه، نماز و حج در گرو سلامتی بدن است و ورزش نقش مؤثر و تعیین کننده در تأمین سلامتی دارد؛ از این رو دارای مطلوبیت و ارزش خواهد بود. از سوی دیگر بسیاری از تکالیف اجتماعی مانند جهاد و دفاع و حمایت از محرومان و مستضعفان در شکل های گوناگون، احتیاج به نیروی بدنی دارد و کسانی که نیرومند باشند بهتر می توانند از عهدة این گونه تکالیف بر آیند و از این جهت تقرّب بیش تری به خدای متعال پیدا می کنند. بنابر این ورزش از آن جهت که موجب نیرومندی بدن می شود و زمینه را برای انجام بهتر تکالیف فراهم می کند، مطلوب و ارزشمند است و از این جا راز تأکید اسلام بر برخی از ورزش ها مشخص می شود.

ب) مسجد از منظر اسلام

1. اهمیّت بنای مساجد

إِنَّما يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكَاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين مسجدهای خدا را کسانی عمارت می کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند و نماز می گزارند و زکات می دهند و جز از خدا نمی ترسند. امید است که اینان از هدایت یافتگان باشند. (توبه/18) مسجد، پایگاه مهم عبادی و اجتماعی مسلمانان است. بنابراین، هم متولّیان آن باید صالح و پاک باشند و هم برنامه هایش سازنده و تربیت کننده، هم بودجه اش مشروع و حلال باشد و هم مسجدیان اهل تقوا و با خدا، و گرنه اگر سازندگان مساجد، جبّاران و سلاطین باشند و پیش نمازان، افراد بی سواد و ترسو، طبعاً مساجد از هدف اصلی خود که آبادی معنوی است، دور خواهند ماند. یکی از جنبه های آبادانی، رونق دادن به حضور جوانان در مسجد است، یکی از راه های جذب جوانان و نوجوانان توسعه کارکردهای مسجد بوده به این گونه که جوان حس نماید نیازهای مختلف روحی و جسمی خود را در کانون صفای الهی مسجد می یابد و از این منظر برگزاری کلاس های ورزشی در محیط پیرامونی مسجد می تواند این زمینه را فراهم نماید.

2. اهمیّت و نقش مسجد از منظر قرآن و روایات
اشاره

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: يَجِيءُ يَومَ القِيامَةِ ثَلاثَةٌ يَشكُونَ: اَلمُصحَفُ وَ المَسجِدُ وَ العِتَرَةُ روز قیامت سه چیز برای شکایت از مردم به صحنه می آید: قرآن، مسجد و اهل بیت علیهم السلام (مجلسی، ج7، 222) یکی از شاکیان در قیامت، مسجد است. (مجلسی، ج7، 222)

در حدیث می خوانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت مسجد به درگاه خداوند از

مسلمانان شکایت می کند و می گوید: یا رَبِ عَطِّلُونِي و ضَیِّعُونِی (وسائل الشيعه، ج 3، 484) خدایا! مرا تعطیل و حقّم را ضایع کردند.

خدا می فرماید: وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللهِ كَثيراً (حج/ 40) و اگر خدا بعضی از مردم را با بعضی دیگر دفع نمی کرد، صومعه ها و کلیساها و مساجدی که نام خدا در آن ها بسیار برده می شود، سخت ویران می شد. خرابی مسجد یعنی: محو اتّحاد و تشکّل، قطع رابطه با امام عادل، فراموشی فقرا، عدم آگاهی از اوضاع و غفلت از خدا و لذا اگر دشمن بتواند، اوّل این مراکز را نابود می کند. لَهَدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ... این آیة شریفه در باب اهمیّت مسجد مباحثی را مطرح می کند.

1-2. مؤمنان، وسيلة تحقّق ارادة الهی هستند. دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (دفاع از خداوند است ولی به دست مؤمنین)

2-2. آن چه مهم است، دفاع از حریم مساجد است، خواه با جنگ باشد و خواه با قلم و بیان و یا برنامه های دیگر. «دَفَعُ اللهِ» ...

3-2. مهم ترین برنامة دشمن، نابودی مراکز دینی بیدار کننده است. «لَهَدِّمَتْ» (معابد، نشانة حضور دین در جامعه است.)

یاد خدا هدف اصلی و روح اعمال در مراکز دینی است. يُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ مساجدی مورد ستایش قرآن است که در آن ها از خداوند بسیار یاد شود و به حداقل اکتفاء نشود. «کَثِیراً» (در هر مکانی که بیش تر یاد او شود، مقدّس تر است.) امداد و نصرت الهی، بعد از حرکت و تلاش ماست. لَيَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ يَنْصُرُهُ (قرائتی، 1383، ج 508)

3. کارکردهای معنوی مسجد در کلام معصوم
1-3. همنشینی با ملائکه

پيامبر اكرم: صلی الله علیه و آله إِنَّ لِلْمَسَاجِدِ أَوْتَادَا المَلَائِكَةُ جُلَسَاؤُهُمْ إِذَا غَابُوا افْتَقَدُوهُمْ وَ إِنْ مَرِضُوا عَادُوهُمْ وَ إِنْ كَانُوا فِي حَاجَةٍ أَعَانُوهُمْ در مساجد انسان های ثابت قدمی هم چون میخ وجود دارند که ملائکه با آنان مأنوس و همنشین هستند. هنگامی که از مسجد غیب می شوند در پی آن ها هستند و هنگامی که بیمار می شوند به عیادت آن ها می روند و هر وقت در کارها احتیاج به کمک داشته باشند به کمک آن ها می شتابند. (مجلسی، ج 80، 373)

2-3. بازار بهشتی

رسول اکرم صلى الله عليه و آله می فرماید: الْمَسَاجِدُ سُوقٌ مِنْ أَسْوَاقِ الْآخِرَةِ قِرَاهَا الْمَغْفِرَةُ وَ تُحْفَتُهَا الْجَنَّةُ مساجد، بازاری از بازارهای آخرت است، پذیرایی آن مغفرت و هدیة آن بهشت است. (نوری، ج 3، 361؛ شیخ طوسی، 139، 1414)

3-3. فواید معنوی و مادی در مسجد
1-3-3. پیدا کردن برادر معنوی

علی علیه السلام می فرماید: مَنِ اختَلَفَ إِلَى المَسجِدِ أَصابَ إِحدَى الثَّمَانِ؛ أَخاً مُستَفاداً فِي اللهِ کسی که به مسجد رفت و آمد می کند، یکی از منافع هشت گانه نصیب او می شود: برادری مفید و با ارزش در راه خدا؛ علم جديد: اَو عِلماً مُستَطرَفاً؛ نشانة محكم: اوآيَةً مُحكَمَةً يا دليل و برهان محکم؛ سخن هدایت کننده: اَو يَسمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلى هُدى یا کلماتی که موجب هدایت شود؛ رحمت واسعه: اَو رَحَمَةً مُنتَظَرَةً یا رحمت مورد انتظار؛ [شامل حال او می شود.] باز داشتن از فساد: اَو كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَن ردی یا مواعظی که او را از فساد و گناه باز دارد؛ کسب حیا: اَو يَترُكَ ذَنبا خَشيَةً أَو حَياءً؛ یا به خاطر ترس یا حیا و آبروی خود گناهی را ترک می کند. (عاملی، 1409ق، ج3، 480)

2-3-3. تسبیح زمین برای نمازگزار مسجد

امام صادقُ علیه السلام می فرماید: مَنْ مَشَى إِلَى الْمَسْجِدِ لَمْ يَضَعْ رِجْلَيْهِ عَلَى رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلاّ يُسَبِّحُ لَهُ إِلَى الأَرْضِينَ السَّابِعَةِ هرکس به طرف مسجد برود، پایش را بر هیچ تر و خشکی نمی گذارد، مگر این که زمین تا طبقات هفت گانه اش برای او تسبیح می گویند. (ابن بابویه، ج 1، 233؛ مجلسی، ج 84، 13)

3-3-3. مسجد تبلور زیبایی ها

امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَوةِ لَبِسَ أَجْوَدَثِيَابِهِ فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ لِمَ تَلْبَسُ أَجْوَدَ ثِيَابِكَ فَقَالَ إِنَّ اللهَ تَعَالَى جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّى وَ هُوَ يَقُولُ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ فَأُحِبُّ أَنْ أَلْبَسَ أَجْوَدَ ثِيَابی خيثمة بن ابی خثیمه گفت: امام حسن علیه السلام هنگامی که به نماز برمی خاست، بهترین لباس هایش را می پوشید. به او گفتند: ای فرزند رسول خدا، چرا بهترین لباس هایت را می پوشی؟ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من نیز خود را برای پروردگارم می آرایم، خدای تعالی فرماید: زینت خود را به هنگام عبادت در مسجد برگیرید. بنابراین، دوست دارم که بهترین لباسم را بپوشم. (مستدرک الوسائل، ج 3، 226)

4-3-3. بنای مسجد بنای خانة بهشتی

از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نقل شده که فرمود: مَنْ بَنَی مَسْجِداً وَ لَوْ کمَفْحَصِ قَطَاهٍ بَنَی اَللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّهِ کسی که مسجدی بنا کند هر چند به اندازه لانة مرغی بوده باشد، خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا خواهد ساخت. (تفسير المنار، جلد 10، 213)

5-3-3. موجب استغفار ملائکه

و در حدیث دیگری از پیامبر صلى الله عليه و آله نقل شده: مَن أسرَجَ فی مَسجِدٍ سِراجا لَم تَزَلِ المَلائِکَهُ و حَمَلَهُ العَرشِ یَستَغفِرونَ لَهُ مادامَ فِی ذلِک المَسجِدِ ضَوئه کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. (قرائتی، 1383، ج 7، 319) مخصوصاً باید توجّه داشت مسجد، مرکزی برای جوانان با ایمان گردد، نه این که تنها مرکز بازنشستگان و از کار افتادگان شود. مسجد باید کانونی برای فعّال ترین قشرهای اجتماع باشد، نه مرکز افراد بیکار! و این مطلب که ورود ورزش در محیط پیرامونی مسجد می تواند بر این امر تأثیر بگذارد که یک نوجوان یا جوان به واسطه حضور ورزشی از برکات مسجد بهره مند می شود مسلّم است.

4-3. بركات حضور ورزشی در محیط پیرامونی مسجد
اشاره
اشاره

همان طور که بیان شد انجام تربیت بدنی در کنار مسجد می تواند روح پاک نوجوان و جوان را متعالی کند و این خود فرصتی است که فواید بسیاری برای نوجوان و جوان ما دارد، زیرا که این حضور کمکی مطلوب در جهت کسب معنویات برای اوست که همواره مورد تأکید بزرگان دین اسلام بوده است، امام خمینی رحمة الله در این باره می فرمایند: «عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همان طور که بدن را تربیت می کند و سالم می کند، عقل را هم سالم می کند و اگر عقل سالم شد، تهذیب نفس هم دنبال او باید باشد. شما همان طور که ورزش می کنید و اعصاب خودتان را قوی می کنید و ان شاء الله برای مملکت و آتیه مملکت مفید واقع خواهید شد، لازم است که همة ابعاد وجودی خودتان را تحت تربیت ورزشی در آورید. (موسوی الخمینی 1383، ج 7)

1-4-3. تربیت و تقويت جسم مقدمه تقویت روح و اراده

لازمة عبودیت ایمان است، و چه بسا افراد قوی که فاقد ایمان بوده اند؛ اما در نگاه دینی تربیت بدنی زمانی که با ایمان عجین شود و به دنبال آن صبر بیاید شکست ناپذیر است. خداوند متعال می فرماید: اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِأَتَیْنِ وَاِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِأَةٌ یَغْلِبُوا

اَلْفآ مِن الَّذینَ کَفَرُوا اگر بیست نفر از شما مردان با ایمان صبور و پایدار باشید، بر دویست نفر از دشمنان غالب خواهید شد، و اگر صد نفر بوده، بر هزار نفر از کافران غلبه خواهید کرد. (انفال/ 65) این آیه، موازنه قوا را در عدد نفی می کند و به روحیّه، ایمان و صبر تکیه می کند و برای این که گمان نشود پیروزی بیست نفر بر دویست نفر مبالغه است، تکرار می کند که صد نفر بر هزار نفر چیره می شوند، به شرط آن که مؤمن و صبور باشند. در جنگ های صدر اسلام، هرگز موازنۀ آماری بین مؤمنان و کفّار نبوده است. در جنگ بدر، 313 نفر در برابر هزار نفر، در اُحُد، 700 مسلمان در مقابل 3000 کافر، در جنگ خَندق، سه هزار نفر در برابر ده هزار نفر و در جنگ موته، ده هزار مسلمان در مقابل صد هزار نفر از کفّار قرار داشتند. (قرائتی، 1383، 359/4) بی شک حضور یک نوجوان ورزشکار در مسجد جنبة ایمانی او را تقویت کرده و به تبع آن صبر نیز در وی متجلّی می شود همان که از آن به عنوان سرّ عبادات یاد شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: در آغاز کار، یک مؤمن مأمور بود که باده مشرک جهاد کند و حقّ فرار و پشت کردن را نداشت. (کلینی، 69/5) در حدیث نبوی می خوانیم: المُؤمِنُ القَوِیُّ خَیرٌ و أحَبُّ مِنَ المُؤمِنِ الضَّعیفِ شخص با ایمان قوی و نیرومند، از شخص با ایمان ضعیف بهتر و دوست داشتنی تر است. (خرمشاهی 1376، 64)

مقام معظم رهبری در دیدار با انجمن های اسلامی دانش آموزان در تاریخ 1386/2/19 در ضمن بیان فواید ورزش فرمودند: ورزش بدن را سالم، کسالت را از انسان دور، ارادة انسان را قوی می کند، توان افراد را در انجام کارها افزایش می دهد، بعضی از اموری که در ذات انسان ها وجود دارد با ورزش محقق می شود.

امام خمینی رحمة الله ورزش را به تنهایی برای انسان کافی نمی دانند و تقویت قوة جسمانی را در کنار تقویت روحانی دارای ارزش می داند، یعنی همان ورزشی که دارای هدف باشد نه ورزشی که بیهوده و پوچ باشد. من وقتی شما جوان ها را می بینم، ماشاء الله جوان های برومند و پهلوان خیلی خوشم می آید و افتخار می کنم به این که جوان ها علاوه بر برومندی بدنی توجّه به دیانت و اسلام دارند و همان طوری که ورزش کردند برای تقویت بدن ان شاء الله ورزش برای تقویت روح هم کرده اند و می کنند. وقتی این دو تا قوّة با هم شد، قوّة جسمانی و قوّة روحانی، این ارزش پیدا می کند،.... این دو قوّه وقتی مجتمع شد، یک انسان، به تمام معنا انسان می شود. (روزنامه کیهان، 1358/3/9) و این از برکات ورزش در کنار مسجد است که می تواند این دو بُعد انسانی را توأمان با هم تقویت کند. مقام معظم

رهبری در این باره می فرمایند: یکی از مهم ترین کارهای ورزش این است که دائم میدان های تازه و افق های تازه ای را باز می کند و قابلیت های جسم انسان و قدرت پروردگار را در به وجود آوردن این جسم، در خلق این شیء بدیع که نامش انسان است، نشان می دهد. این جسمِ با این همه دارای تحرک، با یک عامل معنوی همراه است و آن عامل، خرد و ارادة انسان است، که انسان می تواند این دو را به کار بگیرد و جسم را هدایت کند و در جهت های گوناگون آن را حرکت بدهد. آن اراده هم خودش یک چیز فوق العاده ای است. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار فاتحان قله اورست، 84/08/30)

2-4-3. تربيت جسم مقدمة عبودیت الهی

قرآن کریم در آیات متعدد، خداوند را قوی نامیده و همه قوا را از آن او می داند. همانند آیات ذيل: أَنَّ القُوَّةَ لِلّهِ جَميعاً تمامی نیروها از آن خداوند است. (البقره/ 165) أَوَلَمْ يَرَوا أَنَّ اللهَ الَّذِي خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّة آیا آن ها ندانستند، خدا که آن ها را خلق فرموده بسیار از آنان نیرومندتر است؟! لاقُوَّةَ اِلا بِاللهِ (كهف/ 39) جز قدرت خدا قوّه ای نیست. إِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو القُوُّةِ المَتين همانا روزی بخشنده [خلق] تنها خداست که صاحب نیرومندی و سخت استوار است. (الذاریات/58)

عَلّمَهُ شَديدُ القُوى ذُومِرة فَاستَوى (خدا) آن کسی که قدرت عظیمی دارد، او [پیامبر] را تعلیم داده است همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد. (النجم/ 5) اما معنای قویّ این چنین آمده است: قویّ، نیرومند و آن از اسماء حُسنی است. همانند آیات ذيل: إِنَّ اللهَ قَوِىُّ شَديدُ العِقابِ همانا خداوند توانا و سخت کیفر است. (الانفال/ 52) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ القَوِيُّ العزیزُ همانا پروردگارت نیرومند و گرامی است. (هود/ 66) اگر قوی بودن، صفت خوبی نمی بود، هرگز خداوند، خود را به آن متّصف نمی فرمود. صفت قوی در قرآن دربارة انسان نیز به کار رفته است همانند إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِینُ بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، کسی است که قوی و امین باشد. (قصص/ 26) امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: ان الله... يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ خداوند دوست دارد اثر نعمتش را بر بنده اش بیند. (عاملی 1409ق، 35/5) و قطعاً سلامتی و قدرتی که مأنوس با فضای مسجد باشد، یکی از بزرگ ترین نعم الهی است که از آن در جهت عبودیت الهی استفاده می شود. در دعای روزهای اول ماه رمضان نیز می خوانیم؛ اللهمّ قوّنی فیهِ علی إقامَةِ أمْرِکَ پروردگارا! مرا در این روز برای انجام فرمانت قوت بخش. (مفاتیح الجنان، دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان) امیرالمؤمنین علیه السلام نیز

در این باره می فرماید: الهی قَوِّ عَلی خِدْمَتِکَ جَوارِحی.

پروردگارا! اعضا و جوارح مرا در راه خدمت به خودت، قوی و نیرومند گردان. (مفاتیح الجنان؛ فرازی از دعای کمیل) و رابطة قوت با طاعت الله را این چنین بیان می نمایند: وَ إِذَا قَوِيتَ فَاقْوَ عَلَى طَاعَةِ اللهِ وَ إِذَا ضَعُفْتَ فاضْعُفْ عَنْ مَعْصِيَةِ اللهِ هر گاه توانا باشی، بر طاعت خدا توانا باش، و اگر ناتوان بودی، از معصیت خدا ناتوان باش. (عاملی 1409ق، 15/ 239) و چه جایگاهی بهتر و مطلوب تر برای توانا کردن نوجوان و جوان ورزشکار بر طاعت الهی می توان یافت. حضرت امام خمینی رحمة الله در این زمینه می فرمایند: مهم ترین اثر و فایدة ورزش که شاید به آن کم تر پرداخته شده است، این نکته می باشد که ورزشکاران زودتر از غیر ورزشکاران آمادگی پذیرش معنویات و ایمان را دارند. حتّی اگر ورزش فقط همین یک فایده را داشته باشد، برای گسترش آن هر اندازه سرمایه گذاری شود ناچیز است. آن ها که جنبة ورزشکاری و مادی را دارند، آن ها جوان هایی هستند که قوای جسمی شان به خاطر همین ورزش نشاط و آمادگی پیدا می کند، آن وقت روح آن ها معنویات و ایمان را زودتر قبول می کند. یک وقت است که ورزشکاری تعلیم و تربیت در خدمت طاغوت است که این جز خسران برای یک کشوری به بار نمی آورد، ولی وقتی این دو قوّه و نیروی بزرگ در خدمت خداست، آن وقت ایمان در آن ها تقویت شده و برای پیشبرد مقاصد اسلام نیروی عظیمی پیدا می شود که هیچ نیرویی نمی تواند جلویش را بگیرد. چنان چه به عیان دیدید که اجتماعات با قوای مادی و معنوی و نیروی ایمان پیش رفتند تا این جا، و این نهضت عظیم را بپا کردند و آن قدرت های شیطانی را شکستند. «عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همان طور که بدن را تربیت می کند و سالم می کند، عقل را هم سالم می کند و اگر عقل سالم باشد تهذیب نفس هم بدنبال او باید باشد. شما همان طور که ورزش می کنید و اعصاب خودتان را قوی می کنید و انشاء الله برای آتیه مملکت مفید خواهید شد، لازم است که همة ابعاد روحی خودتان را تحت تربیت ورزشی قرار بدهید» (روزنامه کیهان، بیانات امام خمینی رحمة الله در جمع اعضای تیم ملی وزنه برداری تهران (1358/2/23)

همان طور که در کلام امام راحل منعکس است، ورزشکار آمادگی ذاتی بیش تری برای درک فضایل معنوی دارد که اگر از آن به هنگام استفاده شود می تواند تأثیر زیبایی بر صفحة دل نوجوان و جوان بگذارد، این شرایط در فضای پیرامونی مسجد مساعد است و قابل مقایسه با سایر مکان های ورزشی مثل باشگاه نیست.

3-4-3. تربيت جسم و افزایش توکّل:

بیان شد که تربیت جسم با تقویت روح و اراده ارتباط مسقیم دارد و این ارتباط در مسجد به راحتی امکان تحقق، دارد قرآن کریم می فرماید: فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكّلْ عَلَى اللهِ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتوكّلينَ إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكّل الْمُؤْمِنُونَ زمانی که عزم و اراده ات را جزم کردی بر خدا توکّل کن که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد و یاری می کند. اگر خدا شما را یاری کند، محال است کسی بر شما غالب آید و اگر به خواری واگذارد، آن کیست که بتواند بعد از آن شما را یاری کند؟ و اهل ایمان تنها به خدا (و قدرت و رحمت او) باید اعتماد کنند. (آل عمران/ 159 و 160) علّامة طباطبایی در ذیل این آیه می فرماید: و چون خدای تعالی تو را به خاطر این که به او توکّل کرده ای دوست می دارد در نتیجه ولی و یاور تو خواهد بود، و در مانده ات نخواهد گذاشت و به همین جهت که اثر توکّل به خدا یاری و عدم خذلان است، دنبال این جمله فرمود: إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ... و مؤمنين را هم دعوت کرد به توکّل و فرمود: اگر خدا شما را یاری کند کسی نیست که بر شما غلبه کند، و اگر شما را درمانده گذارد کیست که بعد از خدا شما را یاری کند؟ آن گاه در آخر آیه با بکار بردن سبب توکّل (که ایمان باشد در جای خود توکّل مؤمنین را امر به توکّل نموده و می فرماید: وَ عَلَی اللهِ فَلْيَتوكَّل الْمُؤْمِنُونَ یعنی مؤمنین به سبب این که ایمان به خدا دارند و ایمان دارند به این که ناصر و معینی جز او نیست باید فقط بر او توکّل کنند. (طباطبائی، 88/4)

پس ورزش و تربیت و تقویت جسمانی سبب تقویت اراده شده و اراده اگر همراه با ایمان الهی باشد و در بستری صحیح هم چون مسجد، توکّل بر خدا را به دنبال دارد و نتیجة توکّل نصرت و یاری الهی است.

4-4-3. تربيت جسم و روح زمینة رعب دردشمنان:

قرآن کریم می فرماید: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّكُمْ هر آن چه در توان دارید از نیرو و سوار برای نبرد با آن ها «کفار» آماده کنید تا به وسیلة آن ها دشمنان خدا و دشمنان خودتان را مرعوب نمایید. (انفال/ 60) کلمه «قوة» نه تنها وسائل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر می گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرت هایی را که به نوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل می شود، اعمّ از نیروهای مادی و معنوی. (قرائتی، 1383، 222/7) مسلماً بارزترین این قوّه و قدرت، جسمی و بدنی است که با روحیة ایمانی توام شده باشد و ما نقش مساجد را در این باره در انقلاب اسلامی مان به خوبی

دیده ایم. آن جا که مساجد محل تجمّع و آموزش نیروهای بسیجی و رزمی در دفاع مقدس قرار گرفتند و به عنوان اصلی ترین پایگاه جذب نیروهای مستعد و با ایمان در دفاع از کیان اسلامی و مقابله با دشمنان نقش ایفا نمودند.

5-4-3. تربيت جسم زمینه امانت و صداقت

در مواردی از آیات قرآنی قوی بودن با امین بودن قرین شده و گویا مکمّل یکدیگر دانسته شده اند. یکی از آن موارد، داستان حضرت موسی علیه السلام و دختران حضرت شعیب علیه السلام است. زمانی که دختر حضرت شعیب علیه السلام می خواهد حضرت موسی علیه السلام را برای استخدام شدن به پدر خود پیش نهاد کند، به دو ویژگی مثبت وی اشاره نموده و می گوید: يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْ جَرْتَ الْقَوِي الْأَمِينُ (القصص/ 26) پدر جان! موسی را استخدام نما، زیرا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، کسی است که قوی و امین باشد. به طور کلی اگر کسی قوی باشد، ولی امین نباشد از کسی که ضعیف است، ولی او هم امین نیست، خطرناک تر خواهد بود. مسجد به عنوان مظهر صدق و صفا به نوجوان و جوان ورزشکار ما می آموزد که دروغ کلید همه بدی هاست و آن چه باعث نجات است صداقت و صفاست. امام رضا علیه السلام فرمود: حضرت شعیب علیه السلام از دخترش پرسید: چگونه امانت داری این جوان را فهمیدی که او را امین می خوانی؟ گفت: وقتی دعوت شما را به او ابلاغ کردم، به من گفت: از پشت سر من، مرا راهنمایی کن. تا مبادا به قامت من چشم بدوزد. (قرائتی 1383، 40/9) انسان قوی و نیرومند بهتر می تواند امانت را حفظ نماید. و «امین بودن» با «قوی بودن» دارای ارتباط نزدیکی است؛ از این رو در آیه قرآن، دو کلمه «قوی» و «امین» در کنار یکدیگر به کار برده شده اند، و مسجد هم می تواند پرچم دار قوت و هم امانت برای یک نوجوان باشد.

6-4-3. تربیت جسمانی و کسب روحیه حماسی
اشاره
اشاره

تربیت بدنی می تواند؛ روحیة جنگاوری و سلحشوری را در فرد بالا ببرد؛ اگر چه سلحشوری تمام تربیت حماسی نیست و جزئی از آن است، اما مسجد که خود جایگاه حماسه است و امام جماعت آنسان که در پیشگاه خداوند می ایستد به محراب یعنی؛ محل حرب و محل جنگ با نفس خویش می رود، پس مسجد محل حرب با شیطان است و تنها کسانی از آن سربلند بیرون می آیند که این روحیة حماسی را در خود تقویت کنند. می توان ابعاد تربیت حماسی را در مسجد این گونه بیان کرد:

فتوت و جوانمردی:

در نزد مردم این سرزمین نام افرادی چون تختی ها و نیز همّت ها، باکری ها، نامی آشناست. قرآن کریم اوج جوانمردی را در اصحاب کهف بیان کرده و از آنان به فتیه یاد کرده است. دو مشخصه فتوت؛ یکی تعجیل در کار خیر و دیگری دستگیری از مظلومان است. خداوند هم چنین در توصیف پیامبرانی هم چون ابراهیم، لوط، اسحق، یعقوب، نوح، داود، سلیمان، ایوب، اسماعیل، ادریس، ذوالکفل، یونس و زکریا می فرماید: إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ؛ (الانبياء/ 90) و دربارة حمایت از مظلومان از زبان موسی علیه السلام می فرماید: قالَ رَبِّ بِما اَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ اَکُونَ ظَهیرا لِّلْمُجْرِمِینَ موسی باز گفت: پروردگارا! به شکرانه این نعمت (نیرو) که به من عطا فرمودی، من هرگز یاور بدکاران نخواهم بود. (القصص/ 17)

شجاعت:

شجاعت اگر همراه با سرکشی باشد، تهوّر است که خود آفتی برای آن می باشد. پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله می فرماید: آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْی آفت شجاعت سرکشی است. (تحف العقول عن آل الرسول، ح6) و نیز شخص شجاع اگر احتیاط را از دست بدهد شکست خواهد خورد. حضرت علی علیه السلام همین امر را آفت شجاعت دانسته و می فرماید: آفهُ الشُّجاعِ إضاعَهُ الحَزْمِ آفت شجاع، از بین بردن احتیاط هوشیاری است. (تمیمی آمدی، 1366، ح 259) آفَهُ اَلْقَوِیِّ اِسْتِضْعَافُ اَلْخَصْمِ آفت شخص قوی و شجاع، دشمن را ضعیف شمردن است. (همان، آفات متفرقة، 347)

حکمت و بصیرت:

در قرآن حکیم: در این خصوص چنین می خوانیم: وَ زَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ و او را (طالوت را) در دانش و قوّت جسم فزونی بخشیده است. (البقره/ 247) دربارة حضرت داوود علیه السلام نیز که جوانی نیرومند و با ایمان بوده و به همین مناسبت توانسته بود بزرگ ترین رهبر کافران را به قتل رساند، می فرماید: وَ قَتَلَ دَاوُودُ جالُوتَ وَ آتَاهُ اللهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشَاءُ و داوود، جالوت را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشید، و از آن چه می خواست به او تعلیم داد. هم چنین دربارة او می فرماید: وَ شَدَدْنا مُلْکَهُ وَ اتَیْناهُ الْحِکْمَهَ ما پایة حکومت او را محکم ساختیم و به او دانش دادیم. (البقره/ 251) چنان چه ملاحظه می شود، داوود علیه السلام از ایمان و قدرت بدنی کافی برخوردار بوده است؛ بنابراین لازم است که از نظر دانش هم به اندازة کافی نیرومند شود، تا آمادگی رهبری را پیدا کند. خداوند این علم و دانش را نیز خود به او تعلیم داده و ارزانی می دارد. گویا از نظر قرآن نوعی ارتباط بین کمال جسمانی و آمادگی جهت

کسب دانش، بینش، حکومت و قضاوت وجود دارد؛ از این رو دربارة برخی از پیامبران بزرگ چنین می فرماید: وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ اتَيْنَهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا و هنگامی که (یوسف) به مرحلة بلوغ و قوت رسید، ما حکم و علم به او دادیم. (یوسف/ 22) وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوَی آتَیْناهُ حُکْمًا وَ عِلْمًا هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم. (القصص/ 14)

عفو و بخشش:

امیرالمومنین علیه السلام در این باره می فرماید: إِذَا قَدَرْتَ عَلَی عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ اَلْعَفْوَ عَنْهُ شُکْراً لِلْقُدْرَهِ هرگاه بر دشمنت دست یافتی، پس بخشش و گذشت از او را شکر و سپاس (نعمت) توانایی بر او قرار بدهد. (نهج البلاغه، حکمت 470)

تربیت حماسی و تواضع:

لا حَولَ و لا قُوَّهَ إلاّ بِاللهِ العَلِیِّ العَظیمِ هیچ توان و نیرویی، جز از ناحیة الله که بلند مرتبه و والامقام است، وجود ندارد. خداوند متعال نیز همین مطلب را در قرآن مجید تذکر داده و می فرماید: أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً همه نیروها (بدون استثناء) از آن خداوند است. (البقره/ 165) پس دلیلی وجود ندارد که یک نوجوان ورزشکار در محیط وابسته به مسجد به قوّت و توان خود مغرور شده، خدا را از یاد برده، و از آن در راه های غیر صحیح و غیر انسانی استفاده نماید، زیرا اولین درس مسجد این است که همة قدرت ها از آن خداست و هر چه غیر او محکوم به فناست. حضرت سلیمان با قدرتی فوق العاده وقتی اراده نمود که تخت بلقیس را از کاخش در سرزمین سبا به کاخ خود آورد یکی از یارانش در کم تر از یک چشم به هم زدن، این کار را برایش انجام داده و به این قدرت و عظمت فوق العاده ای که در اختیار داشت مغرور نشده و می گوید: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَشْکُرُأَمْ أَکْفُرُ (النمل/ 40) این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جای می آورم یا کفران نعمت می کنم. مسجد در تقویت حس حضور در درگاه الهی نوجوان و جوان ورزشکار را یاری می کند.

تربیت حماسی؛ تربیت اندیشه و تعقل:

در تربیت حماسی که ناشی از تربیت جسمانی ملازم ایمان است صرفاً تکیه به زور بازو نیست و این نیرو می بایست به جا و به موقع به کار گرفته شود و افسار آن در دست اندیشه و تعقل باشد که این همه «افلا تعقلون» ها که در کلام الهی به کار رفته به نقش سازندة این پیامبر درون در جهت دهی به اعمال و افکار ما، و در این مورد خاص در سوق دادن تربیت جسمانی به سوی پیدایش روحیه حماسی دلالت دارد.

4. بایدها در ورزش مساجد
اشاره
اشاره

حال که به این جا رسیدیم که قرار گرفتن ورزش در محیط پیرامونی مسجد چه برکاتی دارد به الزاماتی که می بایست در این باره از سوی ورزشکار نوجوان و جوان مد نظر قرار گیرد اشاره می کنیم، در این قسمت سعی بر استفاده از کلمات امام راحل رحمة الله و رهبر معظم انقلاب در ترسیم این خط مشی است، در این باره این ویژگی ها عبارتند از:

1-4. توجّه به خدا

مهم ترین مواردی که یک ورزشکار که در پیرامون مسجد به ورزش می پردازد، باید به آن توجّه کند آن است که مسجد و فضای آن محل توجّه به خداوند و ذکر نام اوست، حضور پیوسته در شرایط سخت ورزشی در محیط وابسته به مسجد سبب می شود که یاد خدا در تمام شئون زندگی ورزشکار تسرّی پیدا کند.

در این باره می بینیم که امام خمینی رحمة الله در توصیه به ورزشکاران به عدم غفلت از یاد خدا توصیه می کنند، بی شک ورزش در محیطی که متأثر از فضای مسجد است در توجّه به ذکر الهی بسیار مؤثر است، ایشان در این باره می فرمایند: «ایمانتان را تقویت کنید، به اسلام پناه ببرید؛ همة مان به اسلام پناه ببریم، همه جا یاد خدا باشیم. من می دانم که ورزشکارها در گودهای زورخانه یاد خدا هستند، یاد امیرالمؤمنین علیه السلام هستند، تقویت کنید این یاد خدا را، تقویت کنید این یاد مولا را و همه با قدرت، همه با ایمان، ان شاء الله به پیش بروید». (موسوی الخمینی، 1380 ، ج 8، 35) بدون شک هیچ مکانی هم چون در کنار مسجد قرار گرفتن به عنوان مظهر ذکر الله، این توانایی را ندارد که فعّالیت بدنی و افزودن قوای جسمانی را با یاد خدا عجین سازد. امام راحل رحمة الله توجّه به قرآن را به عنوان منبع ذکر الهی به ورزشکاران توصیه نموده و بنا به توصیة ایشان از مهم ترین الگوها برای ورزشکاران قرآن است، قرآن در کلام امام برای تمام اقشار جامعه توصیه شده و عمل به دستورات آن باعث تقویت بُعد معنوی همة اقشار جامعه و طبقة ورزشکار می گردد: «مملکت ما همان طوری که به علما و دانشمندان احتیاج دارد به این قدرت شما هم احتیاج دارد. این قدرت وقتی با ایمان باشد، وقتی که زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانة یک ملت است. وقتی قهرمان ها، قهرمان های اسلامی باشند، پشتوانة یک ملت هستند، بازوی یک ملّت هستند. آن ها می خواستند قهرمان باشد لکن قهرمان آریامهری باشد، آن پشتوانة ملت نمی توانست باشد. آن ها همه چیز را می خواستند برای خودشان، و ما و شما همه چیز را می خواهیم برای

خدا، برای اسلام. آن که پشتوانه ملّت است، پشتوانة اسلام است آن، مردهای با ایمان هستند، ورزشکار با ایمان، روحانی با ایمان، دانشگاهی با ایمان، بازاری با ایمان، دهقان و کشاورز و کارگر با ایمان، این ها می توانند پشتوانة یک ملت باشند و نگذارند دست های خائنانة کسانی که می خواهند همه چیز ما را ببرند، قدرت مادّی ما، قدرت معنوی ما را از بین ببرند این هایند که نمی گذارند.» (همان، 34) مسجد که مهم ترین کانون قرائت قرآن و درک مفاهیم آن است، نقش بنیادی در نهادینه کردن این امر در روحیة نوجوان و جوان ورزشکار دارد.

2-4. اقتدا به مولای متقیان علیه السلام

مسجد به عنوان محلی که هم زادگاه امیرالمومنین علی علیه السلام و هم محل شهادت آن بزرگوار است، با نام علی علیه السلام در هم آمیخته و هیچ کس در اسلام در این شرف به پای ایشان نمی رسد. از طرفی علی علیه السلام کسی است که نام او لرزه بر اندام قهرمانان و ابطال عرب هم چون عمرو بن عبدود و مرحب انداخته است، هیچ کس در اسلام نمی تواند منکر این قضیه شود که پهلوان ترین سردار جنگ های رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام است، اما علی علیه السلام همان کسی است که در دل شب در پی ایتام، نان و خرما به دوش گرفته و اوج روح بزرگ انسانی خویش را به مردمان نمایان می کند، به راستی چه پیوندی بین نیروی جسمانی و روح متعالی علی علیه السلام با مسجد و محل ذکر الهی وجود دارد! آن چه مسلّم است از برکات حضور ورزشکار در فضای متأثر از مسجد اقتدا به مولای متقیان علیه السلام است. حضرت امام رحمة الله همواره، بهترین الگو و سرمشق را برای ورزشکاران حضرت علی علیه السلام می دانند و همیشه به آنان توصیه می کنند که زندگی را در تمام شئون بررسی کرده و از شخصیت فراگیر و جامع ایشان تبعیت کنند: «علی علیه السلام که در هر جا می رویم اسم او هست، پیش فقها وقتی می رویم فقه علی؛ پیش زاهدها وقتی که می رویم زهد علی؛ پیش صوفی ها وقتی که می رویم آن ها هم می گویند تصوف علی؛ پیش ورزشکاران هم که می رویم آن ها هم می گویند که علی و با اسم علی شروع می کنند. این علی همه چیز است، یعنی در همة ابعاد انسانیّت درجه یک است، و لهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند و خاصیت هر طبقه را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها را به طور وافی دارد. می گویند که حضرت این بازوی ایشان مثل این که آهن بوده است! و قدرت هایی هم در شمشیرزنی به کار می برده است که ضربت های علی را می گویند که «یکی بوده»، از این طرف که می زده دو تا می کرده، از این طرف هم که می زده، دو تا می کرده، یک دفعه اگر به فرد می زد، دو نیم می کرد... این علی همه چیز است و همه چیز

ماست و ما همه باید تابع او باشیم. در عبادت، فوق همۀ عبادت کنندگان هست، در زهد، فوق همة زاهدها هست، در جنگ، فوق همۀ جنگجویان هست، در قدرت، فوق همة قدرتمندان هست. و این یک اعجوبه ای است که جمع، مابین متضاد با هم کرده است. آدم عابد دیگر نمی تواند ورزشکار باشد؛ آدم زاهد دیگر نمی تواند جنگجو باشد؛ آدم فقیه دیگر نمی تواند از این کارها داشته باشد- این یک موجودی است که نمونه است- در هر صورت، این علی... که می گویند این علی کیست، این علی است که همه چیز ماست. همه چیز است و من امیدوارم که شما ورزشکارها همان طوری که قدرت بدنی برای خودتان تحصیل می کنید- و ماشاء الله با بازوهای ستبر این جا الآن نشسته اید و من هم خیلی خوشم می آید- همان طور به علی علیه السلام اقتدا کنید در آن مطالبی که او داشته؛ در آن زهدی که او داشته، در آن تقوایی که او داشته است. البته ماها هیچ کدام قدرت نداریم مثل او باشیم. ما تا یک اندازه ای که ماها قدرت داریم، تبعیّت بکنیم از آن آقا و تهذیب نفس بکنیم و امیدوارم که برای ملّت خودتان مفید باشید و موجب سربلندی کشور خودتان باشید. خداوند ان شاء الله به شما قدرت زیادتر، قوّه ایمان قوه تهذیب نفس، قدرت بر تسلّط بر نفس عنایت کند. سلام بر همة شما جوانان برومند.» (همان، ج 7، 261 - 263)

در بررسی که انجام شد بحمدلله به رشتة ورزشی تحت عنوان رزم انتظاران رسیدیم که تنها فعّالیت خود را در کنار مساجد انجام می دهد و اقتدا به مولی علی علیه السلام در آن نمود عینی دارد. این ورزش که تحت عنوان کمیته رزمی مساجد کشور زیر نظر فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران فعّالیت می کند، به عنوان مثال حرکتی که رزمی کاران از آن به تخلیه سریع هوایا «کیا» یاد می کنند. در آن جا همراه با گفتن کلمه علی بیان می شود و چون در یک بازه زمانی یک ساعت و سی دقیقه این کلمه به کرات برده می شود، تأثیر مثبت روحی در ورزشکاران ایجاد می نماید، از جمله ابتکارات این ورزش بومی که تلفیقی از چند رشته ورزشی است این است که بر خلاف روال مرسوم در ورود به باشگاه های کاراته که از کلمه «اوس» به معنای کسب اجازه برای ورود استفاده می کنند، از عبارت «یا حسین» استفاده می شود. بررسی میدانی از سبک رزم انتظاران، مسجد هدایت، تهران)

3-4. ورزش مقدمة تهذیب نفس

یکی دیگر از بایدها و خصوصیات مهمی که ورزشکار باید به همراه داشته باشد، همسو شدن با اخلاق و آداب انسانی و اسلامی است. در این میان مهم ترین آداب اخلاقی برای یک

ورزشکار را می توان سه ویژگی مردانگی و محبت و پرهیز از اختلاف ترسیم کرد، امام خمینی رحمة الله در این باره می فرمایند: «امیدوارم که پهلوان های عزیز ما همه جا سربلند باشند و همه جا با یک روح انسانی، یک روح اسلامی، یک نفس مهذب عمل کنند که هر جا بروند علاوه بر این که در پهلوانی مقدم بر دیگران بشوند، در اخلاق و در آداب و در انسانیّت مقدم بر همه باشند.» (همان، ج 12، 104) «من امیدوارم که خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و... دو نفر که هم را دوست دارند با هم اختلاف نمی کنند، و شماها بینتان محبّت رایج است و مردانگی، و امیدوارم که این صفت بزرگی- که هر دو آن صفت از طرف خداوند تبارک و تعالی است- این اسباب این باشد که اختلاف در کار نباشد. همه با هم، همه مان با هم (همان، ج 7، 544)

مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «برای جوانان ورزش کردن یک سرمایه اندوزی است. من اعتقاد دارم ورزش برای همه یک فریضه عمومی است. البته منظورم ورزش حرفه ای نیست. ورزش حرفه ای را هم رد نمی کنم. اما توصیه نمی کنم که همه جوانان سراغ ورزش حرفه ای بروند؛ نه. ورزش برای سلامت و حفظ نشاط است. این هم سرمایه ای است که تا اواخر عمر، برای شما می ماند. تن پروری و بیکارگی، ضایع کردن آن سرمایه عظیم است. یک خصوصیت دیگر هست که اگر در شما باشد، هم در دوران عمر شما مفید است، هم برای دیگران مفید واقع خواهد شد و هم برای نشئه آخرت و دوران بی پایان زندگیِ بعد از مرگ مفید است. آن تهذیب نفس است؛ خودتان را پاکیزه کنید.» (بیانات در دیدار اعضای اتحادیه های انجمن های اسلامی دانش آموزان و مسئولان امور تربیتی سراسر کشور، 1379/12/8)

مهم ترین وظیفه ای را که حضرت امام رحمة الله برای ورزشکاران قائل هستند تقویت همزمان روح و جسم است. تأکید ایشان در تمام سخنرانی هایشان برای ورزشکاران بر این نکته است که جسم خود را همراه روح خود تقویت نمایید و پس از پیدا کردن قوای جسمانی به تقویت قوای روحانی خود بپردازید که این امر سبب افزایش نیروی جسمانی شما نیز می گردد: «ورزشکارها دو وظیفه دارند: یک، ورزش جسمانی برای قوّه پیدا کردن، قدرت پیدا کردن. وقتی قدرت جسمانی پیدا شد، دفاع از مملکت می توانند بکنند. یکی هم پرورش روحانی که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود آن وقت قدرت جسمانی اش هم مضاعف می شود و شما کوشش کنید که آن قدرت را هم، که قدرت الهی است، آن قدرت هم به برکت اسلام و به برکت مولا امیرالمؤمنین- سلام الله علیه- در شما پیدا بشود که یک مرد روحانی قوی

و جسمانی قوی بشوید، که هم جانب روحتان قوی باشد و هم جانب جسمتان قوی باشد.» (همان، 252)

«به دوستان اسلام و مسلمین و دوستان ولی عصر- سلام الله عليه- و ورزشکاران آستان قدس عرض می کنم که همان طوری که با ورزش قوّت جسمانی خودتان را تقویت می کنید، قوای روحانی تان را هم تهیّه و تقویت کنید. همان طوری که کوشش می کنید که جسمتان قوی باشد، کوشش کنید که روحتان قوی باشد، آن قوّت روح و قوّت ایمان بود که شما را غلبه داد بر جنود شیطانی و بر طاغوت و باید آن قوّت ایمان و قوّت باطنی، شما را غلبه بدهد بر جنود شیطانی که در باطن انسان، انسان را می خواهد اغوا کند. اصلاح کنید حال خودتان را، همان طوری که تقویت می کنید جسم خودتان را.» (همان، ج8، 374) یکی از دلایلی که حضرت امام تأکید زیاد بر همراهی تقویت جسمانی و معنوی می کنند این است که تقویت همزمان این دو نیرو باعث می شود انسان به انسانیت واقعی دست یابد. و این مطلب می بایست مورد توجّه مربّیان ورزشی در مساجد باشد.

ایشان در جای دیگر درباره توأمان بودن ورزش بدنی جوان با ورزش روحی او می فرمایند: «[جوان ها] همان طوری که ورزش کردند برای تقویت بدن، ان شاء الله ورزش برای تقویت روح هم کرده اند و می کنند. وقتی این دو تا قوّه با هم شد- قوة جسمانی و قوة روحانی- این ارزش خیلی پیدا می کند. قوّة جسمانی برای خدمت و قوّة روحانی هم برای هدایت. با قوّة روحانی انسان هدایت کند خودش را و با قوّة جسمانی خدمت کند. این دو قوّة وقتی که مجتمع شد، یک انسان- به تمام معنا- انسان می شود.» (همان، ج 7، 541)

ارتباط دیگر ورزش با مسجد این است که ورزش کردن باعث نشاط روح شده و روح مستعد پذیرش بهتری برای درک حقایق الهی دارد. امام خمینی رحمة الله در این باره می فرماید: «من از این خوشحالم که کسانی جهت معنوی را تقویت می کنند و اشخاصی هم جهت مادّی را، و امید است هر دو آن ها دو جنبة مادّی و معنوی را جمع بکنند. شما معلمان محترم و آقایان ورزشکاران عزیز اگر این دو جنبه را تقویت کنید و هم چنین در همة قشرهای کشور اگر این دو جنبه تقویت بشود، جنبة معنوی با آن تعلیمات معنوی که اسلام آورده است و جنبه های مادی با آن طرزهایی که لازم است، این ملّت سعادتمند می شود. آن ها که جنبة ورزشکاری و مادی را دارند، آن ها جوان هایی هستند که قوای جسمی شان به خاطر همین ورزش، نشاط و آمادگی پیدا می کند، آن وقت روح آن ها معنویات و ایمان را زودتر قبول می کند.» (همان، ج 8، 222)

حضرت امام رحمة الله هم چنین به این نکته نیز اشاره دارند که در بعد تقویت روح و جسم نباید از توجّه به قدرت لایزال الهی غفلت نمود و این توجّه قطعاً در فضا و معماری روح بخش مسجد با پس زمینة رنگ لاجوردی کاشی ها، ایمان مؤمنین حاضر در مسجد، که نمادی از آرام شدن روح انسانی در پرتو انوار الهی است میّسر است.

4-4. جهت دادن به نیروی جسمانی برای دفاع و مقاومت

امام راحل تقویت بنیة جسمانی بواسطة ورزش را مهم می دانند، اما در عین حال معتقدند که این قدرت نباید در راستای ظلم و ستم به دیگران قرار گیرد بلکه باید برای دفاع از مملکت و مظلوم به کار رود. به عبارت دیگر ایشان استفاده از نیروی ورزشکاران را فقط در راستای خدمت به کشور و مستضعفان مفید می دانند:

«وقتی قدرت جسمانی پیدا شد، دفاع از مملکت می توانند بکنند، دفاع از مخالفینی که می خواهند به آن ها حمله کنند می توانند بکنند.» (همان، ج 10، 252) قطعاً یکی از الزامات ورزش در کنار مسجد این است که ورزشکار نوجوان و جوان ما به عنوان یک عنصر مکتبی، انقلابی و در راستای حفظ کیان نظام اسلامی گام بردارد که در این راستا مربیان ورزشی مورد استفاده در مساجد می بایست خود این گونه فکر کنند و این گونه عمل کنند.

5-4. معرفی و صدور انقلاب

وظیفة مهم دیگر ورزشکار نوجوان و جوانی که در مسجد به ورزش می پردازد معرفی و صدور انقلاب اسلامی و هم چنین تقویت جمهوری اسلامی در زمان حضور در میادین بین المللی است. به عقیدۀ حضرت امام رحمة الله این کار مهم و خطیر توسط ورزشکارانی صورت می گیرد که دارای دو خصوصیت مهم برخورد با ارزش های اخلاقی و عمل به رفتار و کردار اسلامی هستند: «این چهره های شما و آن حال بشاشتی که در چهره های شما دیده می شود، این خودش پیروزی است و من امیدوارم که شماها انقلاب ایران را عملاً صادر کنید به کشورهای دیگری که می روید و امیدوارم که در جهان شما پیروز باشید و مهم این است که در کنار این پیروزی ها همان طور که توجّه داشتید و دارید... با اخلاق خوش خودتان و با رفتار خودتان و با کردار خودتان ان شاء الله که این وجهه اسلامی جمهوری اسلامی را صادر کنید به خارج. وقتی که شما پهلوان های عزیز و شما قهرمانان در خارج از کشور رفتید و پیروزی چشمگیر به دست آوردید و دیدند مردم که شما وضع روحی تان هم

یک وضع خاصی است، با دیگران فرق دارد، اعمالتان هم با دیگران فرق دارد، این موجب این می شود که این همه بوق هایی که بر ضدّ اسلام و مسلمین و بر ضدّ ملّت ما هست این ها خنثی بشود. شما می دانید که الآن همۀ کوشش های قدرت های بزرگ این است که ایران را منزوی کنند بکلی و اصلاً از نقشة دنیا ساقطش کنند و آن ها نمی دانند که خدا را نمی شود منزوی کرد، اسلام را نمی شود منزوی کرد و این جوان های اسلام که بحمدالله در صحنه حاضرند و برای اسلام کوشش می کنند، برای پیروزی اسلام فداکاری می کنند این ها را نمی شود منزوی کرد و شما جای خودتان را در دنیا ان شاء الله باز می کنید و نام ایران و نام اسلام را همه جا مشهور می کنید و بیرق اسلام را سرافراز می کنید و ملّت مسلمان را مفتخر می کنید.» (همان، ج 15، 422)

امام راحل رحمة الله در این بیانات بر روی رفتار و کردار ورزشکار و وضع روح خاص آنان اشاره می فرمایند تا ثمرة کار آنان بیرق اسلام را سرافراز کند، بی شک توجّه به مسجد برای تأثیر گذاری معنوی بر روی رفتار و کردار ورزشکار نوجوان و جوان غیر قابل انکار است و ما تبعات دوری رفتار و کردار ورزشکاران از معنویات را در مجامع بین المللی دیده ایم تا آن جا که متاسفانه عدّه ای قلیل از ورزشکاران ملی که این روحیة الهی در آنان متبلور نبوده است حتّی به دشمنان ایران اسلامی نیز پناهنده شده اند، در آسیب شناسی این حرکت غیر ورزشی و غیر الهی آنان بایستی گفت که این همان گسست بین ورزش و رفتار و کردار الهی است و چه مکانی بهتر از مسجد برای پیوند بین این دو در اختیار ما می باشد؟! مسجد به عنوان بزرگ ترین مؤسسه فرهنگی که خدای متعال به ما عنایت نموده با چند ده هزار شعبه در سراسر کشور بیش ترین کارکرد را در پیوند بین روحیه ورزشی و رفتار و کردار الهی می تواند دارا باشد، و بتواند یک ورزشکار جوان را به عنوان نمونة اخلاقی و معنوی معرفی نماید، امام راحل در این باره می فرماید: «شما نمونه باشید در کشورهای دیگر که شماها از جمهوری اسلامی هستید. ما امروز احتیاج به این داریم که اسلام را در هر جا تقویت کنیم و در هر جا پیاده کنیم و از مملکت خودمان اسلام را به جاهای دیگر به آن معنایی که در مملکت الآن حاصل شده است صادر کنیم و یکی از وجه صدورش همین شما جوان ها هستید که در سایر کشورها می روید و جمعیّت های زیادی به تماشای شما می آیند، به تماشای قدرت های شما می آیند. باید طوری بکنید که این جمعیت های زیاد را دعوت کنید عملاً به اسلام. در اعمالتان، در رفتارتان، در کردارتان طوری باشید که نمونه باشد برای جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی با شما به جاهای دیگر هم ان شاء الله برود.»

(همان، ج 16، 81) «من امیدوارم که در پناه اسلام همۀ قدرت ها، همة قوّه ها قدرتمندتر بشوند، قوّت دار تر بشوند و شماها ان شاء الله برای مملکت آبرومندی تهیه کنید و مملکت ما را معروف کنید در همه جا، چنان که در این نهضت بحمد الله همه جا معروف شد و همه با چشم احترام به این ملّت نگاه می کنند و عمده این است که از این به بعد هم ما این احترام را حفظ بکنیم، به این که همه با اخلاق اسلامی و با آداب اسلامی باشیم تا ان شاء الله این قدرت و این قوّه در جای خودش خرج بشود و نهضت اسلامی ما به ثمر برسد.» (همان، ج 8، 250)

امام راحل به ورزشکار متعهد توصیه می کند که همواره در صحنه انقلاب و پاسداری از ارزش های آن باشد: «همان طوری که در ورزشکاری دارید قدم بر می دارید، برای ملّتتان هم قدم بردارید و این هم برای ملت است، لکن امروز احتیاجات زیادی ملّت دارد، پشت جبهه، در خود جبهه و شما بازوان قدرتمند این جامعه هستید... و ایران هم که هستید به خدمت این جامعه باشید. جامعه ما احتیاج به جوان ها دارد و خدمت جوان ها. اسلام امروز احتیاج دارد به این که این جوان ها که در این جا هستند و زورمند هستند، قدرتمند هستند و قدرت روحی هم دارند، این ها همه کوشش کنند تا این کشور از شرّ مفسدین نجات پیدا کند. خداوند همة شما را موفق و مؤید و منصور کند و برای ما نگه دارد شما را.» (همان، ج 16، 81-82) قطعاً نوجوان ورزشکار ما هیچ جایی را بهتر از مساجد و کانون های انقلاب برای انقلابی شدن و انقلابی ماندن پیدا نمی کند.

6-4. ورزشکار متعهّد هوشیار

امام راحل رحمة الله بارها ورزشکاران را به هوشیاری در قبال توطئه های دشمنان فرا خواندند، مسجد به عنوان کانون اصلی بیداری و هوشیاری هر محله و شهر چنان چه جوانان پرشور ورزشکار را از دسیسه های دشمنان آگاه سازد در واقع به کادر سازی نیروهای انقلابی دست زده است و از پایه نیروهای ارزشی را تربیت نموده که در آینده بتواند از کیان مقدّسات خویش با سلاح قوت و ایمان پاسداری نمایند. امام راحل در این باره می فرمایند:

«در همه قشرهایی که یک احتمالی می دادند که شاید یک مقاومتی در این ها باشد، به یک وضعی وارد می شدند و یا آن ها را منحرف می کردند و یا سرکوب می کردند. قشر شما پهلوان ها هم مستثنا نبود، قشر ورزشکارها هم مستثنا نبودند از این، برای این که این ها هم یک جمعیّت متدیّن بودند، علاقه مند به اسلام بودند و قدرتمند این ها را هم به یک جوری سرگرم می کردند، نمی توانستند از اسلام منحرفشان کنند، گوش نمی دادند به حرفشان در آن

باب اما منحرف می کردند از مسائل اصلی. یک بساطی درست می کردند که سرگرم بشوند به آن بساط و از مسائل اساسی مملکت غفلت بکنند.» (همان، ج 9، 78)

جدا از تمام مسائلی که بیان گردید حضرت امام رحمة الله همیشه نسبت به ورزشکاران ابراز علاقه می کردند و ایشان را دعا می فرمودند: «من وقتی که شما جوان ها را می بینم، ماشاء الله جوان های برومند و پهلوان، خیلی خوشم می آید و افتخار می کنم به این که این جوان ها علاوه بر برومندی بدنی توجّه به دیانت و اسلام دارند.» (همان، ج 7، 541.)

5. نبایدها در ورزش مساجد
اشاره
اشاره

با توجّه به این که ما در این مقاله با دلایل مختلف قرآنی و روایی در صدد پیوند بین مسجد و تربیت بدنی نوجوان و جوان بودیم نباید از نظر دور داشت که قطعاً بعضی از موارد نباید در این راستا اتفاق بیفتد زیرا که مسجد، مکانی است برای تمرین و ممارست خلق و خوی و رفتار و کردار پسندیده ی انسانی و محل مناسبی است برای پیاده کردن و عملی ساختن ارزش های والای اخلاقی و رفتاری در ابعاد گوناگون زندگانی و سکّوی پرواز است به ملکوت، برای فراهم شدن عبادت در مسجد، به شرایط و عوامل فراوانی نیاز هست که مکان عبادت، یکی از آن هاست.

1-5. عدم هتک قداست مسجد

حال با توجّه به این که لازم است که پیوندی بین تربیت بدنی و تربیت دینی (مسجد) صورت گیرد آیا جایز است که این ورزش در فضای مسجد انجام شود؟ پاسخ مراجع بزرگوار بدین صورت است که: خیر چون این کار باعث وهن و هتک حرمت مسجد است، جایز نمی باشد. در این باره حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی می فرمایند: «مسجد جای ورزش و تمرین ورزشی نیست و از کارهایی که با شأن و منزلت مسجد منافات داشته و با جهت وقف مخالفت دارد، باید پرهیز شود.» (وب سایت معظم له) حضرت آیت الله مکارم شیرازی رحمة الله نیز بیان می دارند: ورزش برای همگان، مخصوصاً برای جوانان و نوجوانان امر لازمی است؛ ولی مناسب مساجد و حسینیّه ها نیست. لازم است مکان مناسب دیگری برای آن در نظر گرفته شود. حضرات آیات سیستانی و صافی رحمة الله به ترتیب بیان می دارند که: مناسب مسجد نیست. و انجام این امور در مسجد جایز نیست. (وب سایت معظم له) بنابراین نباید ورزش در محیط مسجد انجام شود و بایستی در محیط کناری یا پیرامونی آن انجام شود.

2-5. مانع ذكر الله نشدن

فعالیت بدنی ورزشکار نوجوان و جوان نباید در حین نماز جماعت ادامه پیدا کند و باید مربی در ساعاتی قبل از نماز کلاس را تعطیل و از ورزشکار بخواهد خود را برای اقامه نماز محیا کنند، زیرا در غیر این صورت این امر خود مانعی جدّی در راستای تحقق وحدت بین تربیت بدنی و دینی نوجوان و جوان به حساب می آید و مصداق جلوگیری از یاد خداست و بنابراین مسجد باید از هر چه که جلوی یاد خدا را می گیرد پیراسته باشد قرآن کریم در این باره می فرماید: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَ لهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ و کیست ستمکارتر از کسانی که از ذکر نام خدا در مساجد او جلوگیری می کنند؟ اینان برایشان روا نیست که در آن ها در آیند جز در حال ترس؛ برای آنان در دنیا ذلّتی در آخرت عذابی بزرگ خواهد بود. (بقره/114) زیرا ادامة فعّالیت ورزشی در حین نماز از مصادیق مسلّم باز داشتن از یاد خداست.

3-5. عدم پخش موسیقی در مسجد
اشاره

در تعدادی از باشگاه های ورزشی برای تهییج بیش تر جوان و نوجوان از موسیقی استفاده می شود که تأثیر هم دارد اما این تحریک بیرونی بوده و خودجوش و متأثر از روحیات درونی نیست؛ ضمن آن که مضرات روحی نیز در پی دارد؛ مثل عادت به موسیقی و در صورت نشنیدن موسیقی دلخواه بوجود آمدن حالت یأس در ورزشکار، که این امر در جای خود قابل بحث و بررسی است، اما در مورد مسجد اصولاً روح مسجد که فضای روحانی و قدسی است با موسیقی برگرفته از فضای مادی و زمینی همخوانی ندارد، و پخش موسیقی نیز به مصداق آیة فوق الذکر در مسجد جایز نیست و خود غفلت از یاد خدا را در پی دارد، البته جایگزین آن برای ایجاد تهییج می تواند جملات حماسی همراه با شور ورزشکار نوجوان و جوان ما باشد، در برخی ورزش های رزمی بومی شده خودمان بیان اسامی ائمه اطهار علیهم السلام، فرستادن صلوات، بیان سرودهای متوالی و هماهنگ ورزشکاران و... جایگزین خوبی است.

نتیجه گیری

ما در این نوشته درصدد اثبات این مطلب بودیم که پیوند بین تربیت بدنی و تربیت دینی در مسجد با حفظ حدود و شرایط مسجد امکان پذیر است، این امر نه تنها منافاتی با قداست مسجد ندارد بلکه اگر در محیط پیرامونی مسجد باشد برکاتی چون پیوند بین روح و جسم ورزشکار نوجوان و جوان، تقویت روحیة سلحشوری، تقویت روحیه دشمن ستیزی را نیز در پی دارد، اما در این بین باید توجّه شود که ورزش که خود هدف نیست و ابزاری فرهنگی برای رسیدن به مقاصد عالیه است، مانع از ذکر خدا نشود و خود در مسیر دوری نوجوان و جوان از یاد الهی قرار نگیرد.

منابع

1.

قرآن کریم. ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

2.

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، وصيته لأمير المؤمنين علیه السلام، جامعه مدرسين، قم، 1404ق.

3.

پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله با ترجمه فارسی)، دنیای دانش، 1382.

4.

تمیمی آمدی، عبد الواحد، تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، دفتر تبلیغات، قم، 1366.

5.

خرمشاهی، بها الدین و انشاری، مسعود، پیام پیامبر، منفرد، تهران، 1376.

6.

روزنامه کیهان، 1358/3/9.

7.

سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، 1414ق.

8.

طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، (ترجمه موسوی همدانی)، جامعه مدرسین، قم، 1374.

9.

عاملی، شیخ حر، وسائل الشيعة، موسسه آل البيت لاحيا التراث، قم، 1409ق.

10.

عطاردی، عزیزاله، ایمان و کفر (ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار)، تهران، عطارد، 1378 ش.

11.

قرائتی، محسن، تفسیرنور، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، 1383.

12.

قریشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، چاپ چهارم، دارالکتب الاسلامية، تهران، 1364.

13.

قمی، حاج شیخ عباس، مفاتیح الجنان، پگاه، قم، 1382.

14.

کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه کمره ای، اسوه، قم، 1385.

15.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، 1374.

16.

موسوی الخمینی، روح الله، صحیفه نور، موسسه نشر و تنظیم آثار امام، 1380.

17.

وب سایت www.Khamenei.ir

18.

وب سایت www.Sistani.org

19.

وب سایت www.saafi.org

20.

وب سایت www.makarem.ir

بازی کودکان در مسجد/ فرشته روح افزا

اشاره

*بازی کودکان در مسجد/ فرشته روح افزا (1)

اشاره


1) دکتری الکترونیک از دانشگاه منچستر انگلیس. Email:f-rougafza@yahoo.co.uk

چکیده

اشاره

در بررسی موضوع فوق دو محور اساسی وجود دارد، مسجد و بازی کودک. مسجد ستون جامعة اسلامی بوده و باید در تداوم نقش آن برای آینده تدبیر شود. کودک هم آیندة جامعه و حیات آتی جامعه را رقم خواهد زد. پس بدیهی است که باید رابطة منطقی و همه جانبه و قوی بین این دو شالودة مهم جامعه تعریف و برقرار شود. در این مقاله ابتدا به نقش آفرینی هر یک از این شالوده ها پرداخته و سپس به رابطه ای که امروزه می توان بین این دو، به شکل جذّاب به وجود آورد می پردازیم. در بخش انتهایی فواید این ارتباط برای کودک اشاره خواهد شد و کمک به اعتلای فرهنگ و آگاهی بخشی والدین در این زمینه و نیز ارائه راهکارها و وظایف اصلی والدین، پژوهشگران و نهادهای فرهنگی است.

واژگان کلیدی: ورزش، کودک و نوجوان، مسجد.

مقدمه

اشاره

اشاره

انسان به ناچار در نشئة دنیا درون دو فضا زندگی می کند. یکی فضای فیزیکی و دیگری فضای ارزشی، فکری و معنوی. فضای فیزیکی که انسان ها در آن به دنیا می آیند و تربیت می شوند خارج از اختیار ایشان است. فضای ارزشی و فکری هم که در آن رشد می کنند، معمولاً از کودکی بر آن ها تحمیل می شود. از طرفی هم ساختار شناختی و دستگاه ادراکی انسان به گونه ای است که به دنبال شناخت و انتخاب یک الگو برای خویش است. یک گوهر دّرا که نیز در وجود انسان کار گذاشته شده است که طهارت و خباثت را تا حدودی درک می کند. برای زنده نگه داشتن آن گوهر لازم است که ارتباط انسان با محیط های معنوی و سالم بطور دائم حفظ شود، و این ارتباط دائمی شکل نمی گیرد مگر این که از دوران کودکی برای انسان ملکه شود. کودکان در این دوره حقوقی بر گردن والدین خود دارند که می بایست به آن ها بپردازند و اگر آن حقوق را مراعات نکنند و ترک تکلیف کنند باید در آخرت پاسخگوی رفتار خود باشند.

الف) تعريف كودکی و اهمیّت بازی

اشاره

اشاره

کودکی یکی از مراحل رشد انسانی است که از آغاز تولّد شروع می شود و تا نوجوانی و جوانی ادامه می یابد. این مرحله از دو مرحله دیگر رشد وی بسیار مهم تر و اساسی ترست. از این رو آموزه هایش نیاز به توجّه و اهتمام خاصی دارد؛ آیندة هر شخصی به دوران کودکی او بستگی زیادی دارد. دغدغة اصلی اسلام تربیت انسان ها و ارائة جهان بینی اسلامی به اوست.

دوران کودکی بقدری حساس است که اگر از فرصت آن استفاده نشده و طفل ساخته و پرداخته نشود، امکان بازسازی او هیچ گاه چون اول نخواهد بود، و در بسیاری از موارد، دوباره سازی او، امری قریب به محال است. در حدود 3 تا 6 سالگی، رشد کودک بسیار سریع است، و در همین دورة بحرانی رشد است که می توان به پرورش شخصیت او همّت گماشت، عادات نیکو و ضروری را در او ایجاد کرد، و او را به رعایت اصول و مقررات زندگی فردی و اجتماعی وادار نمود.» (قائمی امیری، 1350)

ما می توانیم از طریق تدارک زمینة مناسب برای بازی، به کودک، چیزی را بدهیم که او را قادر می سازد تا بالغ شود. با شجاعت و اعتماد به نفس با زندگی رو به رو شده و احساس کفایت را در خود برای مشارکت در نظم اجتماعی رشد دهد. با فراهم نمودن زمینة مطلوب به او کمک کنیم تا از خود تصویری را که هماهنگ با انتظارات و مسئولیت های یک نظام اجتماعی آزاد باشد، بسازد. نظمی که در آن هر عضو باید یاد بگیرد که بار آزادی را تحمل کند و به عنوان یک شخصیت مستقل در دنیایی با ارزش های مشترک و هدف دار زندگی کند. (بازی درمانی، 45)

یکی از منابع بسیار مهم در مسیر و عامل بنیادی در رشد و تکوین شخصیت کودکان،

«بازی» است. کودکان به کمک بازی و اسباب بازی با دنیای اطراف خویش آشنا می شوند، تا جایی که عشق و آرزوی کودک، در بازی و اسباب بازی خلاصه می شود و جهان بدون این دو، برای آنان زندانی بیش نیست. بنابراین، «بازی» و «اسباب بازی» سرمایة آن هاست. مدیریت صحیح این سرمایه به عهده والدین می باشد.

1. کودک و بازی او از دیدگاه قرآن کریم

در آیه 5 سوره حج داریم: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ تُخْرِجُكُمْ طِفلاًثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ دوران کودکی را مقدمه ای برای رشد و بلوغ وی معرفی می کند و در آیه 20 سوره حدید: اعْلَمُوا أَنَّمَا الحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهَوٌ وَزِينَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةُ مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ چنان که دیدیم بر اساس آیة 20 سوره حدید، خداوند، نخستین دورة رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در روایاتی که از امامان معصوم علیهم السلام وارد شده نیز سفارش بسیاری است که کودکان را تا هفت سالگی آزاد بگذارید تا بازی کنند. امام صادق علیه السلام فرموده اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد، در هفت سال دوم به او ادب بیاموز و در هفت سال سوم مراقب او باش. (وسایل الشیعه، ج 15، 193) علامه طباطبایی با اشاره به ویژگی های پنج گانه ای که در این آیه مطرح شده، آن را مطابق مراحل سنّ انسان از کودکی تا پیری می داند. (المیزان، ج 19، 164) بر اساس این تفسیر، دوران کودکی دوران بازی است و این بازی های کودکانه نقش اساسی در فرآیند رشد کودک دارد.

در داستان حضرت یوسف علیه السلام به این معنا می توان پی برد که بازی و تفریح یک ضرورت فطری است، و پیامبران الهی با این ضرورت فطری هیچ گاه مخالفت نمی کردند. از این رو برادران حضرت یوسف علیه السلام وقتی می خواستند او را از پدر جدا کنند، موضوعی را مطرح کردند که پدرشان با توجّه به پیامبری و بینش الهی نتواند با خواستة آن ها مخالفت کند. آنان در توجیه بردن حضرت یوسف علیه السلام به صحرا این گونه گفتند: ای پدر فردا یوسف را با ما به صحرا بفرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازی کند. (یوسف/ 12) حضرت یعقوب علیه السلام نیز با این درخواست مخالفت نکرد و نفرمود که یوسف علیه السلام نباید به بازی مشغول شود.

از آن جایی که دورة کودکی دوران ضعف و سستی است، (حج 5 و روم/ 54 و غافر/ 67) تأکید بیش تری بر حقوق کودکان شده است؛ زیرا آن ها در این دوران نمی توانند از حقوق خویش دفاع کنند و خواهان اجرای عدالت و عمل به تکالیف از سوی والدین خود گردند. در این جاست که خداوند خود کفالت کودکان را به عهده گرفته و از والدین خواسته تا به حقوق کودکان پایبند باشند و از هر گونه ضرر و زیان به آنان خودداری کنند. بازی را می توان یک حق برای کودک در نظر گرفت. این حق باید در یک محیط سالم شکل گیرد. هم چنین از نیازهای طبیعی کودکان، بازی و گردش است. (یوسف/ 12 و حدید/ 20 و المیزان، ج 19، 164) بنابراین فراهم آوردن اسباب بازی و شرایط مناسب برای بازی و گردش کودکان از حقوق کودکان و وظیفة والدین، مؤمنان و دولت اسلامی است.

کودکان، نیازمند آموزش های درست و کاملی هستند تا بتوانند به رشد عقلانی دست یابند. از این رو در آیه 6 سوره نساء از مؤمنان خواسته شده تا با آزمون های گوناگون شرایط رشد و بالندگی کودکان را در حوزه های گوناگون از جمله اقتصادی فراهم آورند. آزمون هایی که از سوی بزرگ ترها انجام می گیرد، می بایست در راستای رشد و بالندگی کودکان باشد؛ چنان که بازی های کودکان نیز با این هدف مورد توجّه قرار گیرد و از هر آن چه که موجب ناتوانی جسمی و روحی و روانی کودک می شود جلوگیری به عمل آید.

2. بازی کودک از نظر روایی

حضرت محمد صلی الله علیه و آله با جمعی از یاران از محلی عبور می کردند، کودکان را در حال خاک بازی دیدند برخی از یاران خواستند آنان را از بازی کردن باز دارند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: بگذارید بازی کنند که خاک محل پرورش کودکان است. (مجمع الزوائد، ج8، 159) امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: شایسته است که کودک به هنگام خردسالی بازیگوش باشد تا در بزرگسالی صبور و شکیبا گردد. (مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، 153) پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می فرمایند: شیطنت و لجاجت کودک به هنگام خردسالی، نشانۀ زیادی عقل او در بزرگسالی است. (نهج الفصاحه، شماره 1940، 420) نمونه ای از بازی های بدون ابزار و بر پایة فکر که در سیرة ائمه گزارش شده است و می تواند الگوی بازی در دوران امروز نیز باشد در زیر آدرس داده شده است.

در مورد امام باقر علیه السلام نیز آمده است که به فرزندش امام صادق علیه السلام اجازه می داد تا با کودکان تفریح و بازی کند. امام صادق علیه السلام در کودکی افزون بر شرکت در بازی هایی که با دویدن و

جهیدن همراه بود به بازی های فکری با دوستانش مشغول می شد. برای نمونه در یکی از بازی ها، امام جعفر صادق علیه السلام می نشست و استاد می شد و کودکان دیگر شاگرد او می شدند. او نام میوه ای را می خواست که برای نمونه بر درخت یا زمین می روید، رنگ آن قرمز است و طعم شیرین یا ترش دارد و فصل آن همین فصل است. هر کس نام او را می گفت، او استاد می شد و گروه را رهبری می کرد. گاهی بعضی از کودکان از روی شوخی نام میوه ها را عوض می کردند و پاسخ اشتباه می دادند. حضرت به دلیل صداقت نداشتن بعضی از هم بازی هایش، بازی را ترک می گفت، ولی با خواهش باقی دوستانش که می گفتند بازی بدون او رنگی ندارد، دوباره به بازی باز می گشت. در بازی دیگر حضرت، باز هم یک استاد و چند شاگرد بود. استاد کلمه ای مانند «الشراعیه» و کلمات هم وزن آن مانند «الصفائیه»، «الدعيه» را می گفت، اگر چه بی معنا باشد، در حالی که شاگرد مدام باید همان کلمه نخست را تکرار می کرد. با رخ دادن اشتباه، شاگرد از بازی خارج می شد و دیگری جای او را می گرفت.

3. بازی کودک از نظر روانشناسان

به واسطة اهمّیت بازی در زندگی انسان ها به ویژه کودکان، روان شناسان از دیر باز آن را مورد توجّه قرار داده اند، دانشمندان به طور ریشه ای به مطالعة بازی کودکان و نقش آن در رشد ذهنی و فکری و زندگی اجتماعی پرداخته اند. در روان شناسی رشد و شخصیت کودک، بخشی از مباحث به موضوع نقش بازی در فرآیند رشد اختصاص یافته است. چگونگی برخورد با بازی، انتخاب بازی، اهمّیت بازی و مانند آن، همگی نشان از چگونگی نگرش کودک به محیط خود و راهنمایی برای وابستگی و ارتباط با محیطش دارد. بازی ها به انواع مختلف جسمی، تقلیدی، نمایشی، نمادی، تخیلی و آموزشی دسته بندی شده اند که هر یک از انواع آن ها در رشد جسمی، اجتماعی، شخصیتی، عاطفی کودکان نقش مؤثری دارند. بازی علاوه بر رشد عضلات و سلسله اعصاب و پرورش حواس، تأثیر بسیاری در رشد ذهنی مهارت های فکری و یادگیری کودکان دارد.

یکی از فرضیه های روان شناسی این است که بازی، رشد هوشی را تسریع می کند. در تأیید این فرضیه نتایج پژوهش ها نشان می دهد کودکانی که فاقد هرگونه اسباب بازی می باشند و یا امکانات اندکی برای بازی دارند، از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. آدلر از روان شناسان مشهور معتقد است بازی فرآیندی است که آماده سازی کودک

را برای آینده مشخص می کند. ویگوتسکی می گوید: بازی ها به رشد ذهنی و فکری، عاطفی، احساسی و اجتماعی کودکان کمک می کنند و در واقع بازی ها ابزار کنترل و تنظیم رفتار کودک هستند. ژان پیاژه به طبقه بندی بازی های کودکان دست زده و آن را به سه دسته تقسیم نموده است: 1. بازی های تمرینی 2. بازی های نمادین 3. بازی های با قاعده. ویلیام استرن می نویسد: بازی یک غریزه برای رشد و نمو استعدادها بوده و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی می باشد (روانشناسی کودک، 331) آنتوان سمیر نوویچ ماکارنکو مربّی شوروی می گوید: کودک در هر بازی هر طور باشد، وقتی که بزرگ شد، در کارها هم همان گونه خواهد شد زیرا در هر بازی خوب، قبل از هر چیز کوشش کار و کوشش فکر وجود دارد. بازی خوب شبیه کار خوب است. در بازی احساسات و آرزوهای کودک ظاهر می شوند. به کودکانی که بازی می کنند بنگرید، ببینید چگونه در نقشی که برای خود انتخاب کرده اند، واقعی هستند. احساسات کودکان در بازی، احساسات واقعی و اصیل است و بزرگ ترها نباید هیچ وقت به آن ها بی اعتنا باشند. (روان شناسی تجربی کودک، 130)

4. بازی کودک از نظر اندیشمندان شرقی

ابن سینا رحمة الله و سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش و بازی کودکان را زمینه ای برای افسردگی آن ها می داند و نتیجة این افسردگی های بی موقع و زودرس سبب می شود رغبت های کودکان از بین برود، و آن ها بیمار شوند. خواجه نصیرالدین طوسی رحمة الله ورزش و بازی را وسیله ای برای رفع خستگی از فعّالیت های جدّی می داند، او شرط بازی را آزادی عمل اطفال می داند و ممانعت از بازی های غم انگیز را وظیفة والدین می شمارد؛ به این معنا که اولیاء نباید بگذارند کودک به بازی های غم انگیز بپردازد. از نظر خواجه نصیر رحمة الله بازی وسیله ای برای بروز توانایی های کودک، برانگیختن شور و نشاط در کودک و وسیله ای برای رسیدن کودک به سلامت جسم و روح است. محمد غزالی می گوید: بازی اختصاص به دورة کودکی ندارد، بلکه در دورة نوجوانی نیز پس از مطالعة کتاب، باید بازی کند تا خستگی ناشی از مطالعه از تن او جدا گردد.

5. دیدگاه پرورشی در مورد بازی کودک

از نظر پرورشی نیز اثر و ارتباط بازی با حال و وضع جسمانی کودک به خوبی ثابت شده و ذکر شده که در انجام بازی های مختلف چگونه جسم کودک و رزیده شده و رشد می کند. بنابراین نتیجه گرفته می شود که بین بازی و آموزش و پرورش رابطه ای دقیق وجود دارد و می توان گفت این دو لازم و ملزوم یکدیگر بوده و موفّقیت در امر آموزش و پرورش به معنای صحیح، مستلزم ارضای کلیه تمایلات و نیازهای جسمانی و روانی کودک در هنگام بازی و فعالیت های بدنی اوست. وقتی چنین ارتباط نزدیکی بین بازی و آموزش و پرورش احساس می شود، بدیهی است زمانی می توانیم در امر آموزش و پرورش قدمی مثبت برداریم که واقعاً کودکان را بشناسیم و به روحیات و عواطف و احساسات آن ها آگاه باشیم. از این جاست که نقش بازی در فرآیند رشد شخصیتی کودک به خوبی آشکار می شود. بازی از نظر جسمی سبب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود. کودکانی که فرصت بازی داشته اند، چُست و چالا کند و بیش تر برای رویارویی با سختی های زندگی آماده می شوند، بنابراین، در برابر مشکلات و ناملایمات صبور و پایدار خواهند بود.

ب) تربیت کودک

اشاره

اشاره

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به پدران و مادران گوشزد می کند که هرگاه در کودکان خود فزون کنشی و به اصطلاح شیطنت و شلوغ بازی مشاهده کردند، مانع بازی و تحرک و فعّالیت آن ها نشوند؛ زیرا ممکن است همین شلوغ بازی ها و جنب و جوش ها که گاه موجب به هم ریختگی اسباب و وسایل، ناراحتی و عصبانیت والدین می شود، به اخلاق فاضله و رفتارهای به هنجار آنان در بزرگسالی بیانجامد. به استناد روایت فوق هنگامی که هم پدر و هم مادر و یا یکی از آن دو بی حوصله باشند و تحمّل شلوغ بازی کودکان را نداشته باشند، نباید آسایش کودکان را از آن ها سلب کرده و از بازی آن ها جلوگیری کنند. در روایت دیگر از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که فرمود: یُسْتَحَبُّ عَرَامَهُ اَلصَّبِیِّ فِی صِغَرِهِ لِیَکُونَ حَلِیماً فِی کِبَرِهِ. ثُمَّ قَالَ: مَا یَنْبَغِی إِلاَّ أَنْ یَکُون هَکَذَا مرحوم مجلسی در ذیل این روایت، «عرامه» را به شیطنت، بازیگوشی و علاقة بیش از حد کودک به بازی معنا کرده است. بنابراین، معنای روایت این می شود که: شایسته است کودک به هنگام خردسالی، بازیگوش و پر جنب و جوش باشد، تا در بزرگسالی صبور و شکیبا و باهوش شود. سپس فرمود: البته انتظار نمی رود که کودک غیر از این باشد.

اگر کودکی مطیع و آرام و به اصطلاح خوش اخلاق باشد، هنگام بزرگسالی، وابسته، کودن و کم هوش و ناشکیبا خواهد بود. پس بازی، شیطنت، شکستن و به هم ریختن، حقّ طبیعی کودک و نشانة هوش و زیر کی او در بزرگسالی است. والدین باید به آثار تربیتی بازی توجّه کنند و با الهام از سیرة عملی معصومین علیهم السلام که به فرزندان خود اجازة بازی و تفریح می دادند، به کودکان خود اجازه دهند تا به تفریح و سرگرمی مشغول باشند.

خداوند در آیاتی از جمله آیات 5 و 8 سوره نساء از مؤمنان خواسته تا برخوردی شایسته و

سازنده در گفتار و رفتار با کودکان داشته باشند. امام صادق علیه السلام دوران کودکی را دوران سفاهت می شمارد که با تربیت های مربیان به وسیله ابزارهای گوناگون از جمله تغذیه و آموزش و پرورش، این سفاهت به بلوغ و رشد فکری و اقتصادی و جسمی و جنسی تبدیل می شود. (تفسير نور الثقلین، ج 2، 442، ح 50)

کودکان نیازمند تربیت به ویژه از سوی والدین خود هستند. (اسراء/ 23 و 24) خداوند در آیة 58 سورة نور پدر و مادر را موظّف به تربیت فرزندان و تعلیم آداب می داند و از والدین می خواهد تا همة تلاش خویش را به این مبذول دارند که این امر با روش های بازی قابل تحقق است. آموزش کودکان به آداب زندگی این فرصت را به کودکان می دهد تا در جامعه بتوانند به مراعات حقوق دیگران بپردازند و توانایی تحمّل ایشان بالا برود. البته در این میان مادر نقش بسزایی در تربیت کودک دارد، لذا خداوند در آیة 4 سورة طه و نیز آیات 10 تا 13 سورة قصص از مسئلة کفالت مادر برای تربیت نیک کودک سخن به میان می آورد. هر کسی می کوشد تا بهترین کس را برای کفالت و سرپرستی کودک داشته باشد، در این میان مادر بهترین گزینه در این باره است. مادران با حوصلة خاص خود به خوبی می توانند این وظیفه را انجام دهند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به والدین می فرماید: «هفت سال فرزندت را به بازی فراخوان». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فرصت های مناسب با نوه های خود (امام حسن و امام حسین علیهم السلام بازی می کرد، و آنان را به بازی با همسالان خود تشویق می کرد.

1. تربیت کودک در سنّت و سیره اهل بیت علیهم السلام

روزی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از کنار کودکانی گذشت که سرگرم بازی بودند. یکی از اصحاب، آنان را از بازی منع کرد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «بگذارید بازی کنند، خاک چراگاه کودکان است.» هم چنین در جای دیگر می فرماید: دَعِ اِبْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ فرزند خود را آزاد بگذار تا سن هفت سالگی بازی کند و حتّی در سنین بالاتر هم کودکان را به بازی توصیه می کرد.

در روایت است که مؤمنان می بایست به این چهار وظیفة اصلی در خانواده خود توجّه داشته باشند: 1. بدعائهم الى طاعه الله؛ دعوت به اطاعت خداوند 2. و تعليمهم الفرائض؛ آموزش واجبات 3. و نهيهم عن القبائح؛ نهی از محرمات و زشتی ها 4. وحثهم على افعال الخير؛ و تشويق

به کارهای خیر و نیک. (بحارالانوار، ج 17، 68) با عنایت به روایت فوق پر واضح است که بستر این تربیت در مسجد به نحو احسن فراهم می گردد.

می توان از مسجد و رهبران دینی، بر تربیت کودک کمک گرفت و اولیا نیز خود تربیت کردن صحیح را بیاموزند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد تربیت از سنین کودکی فرموده اند: هرکس فرزندش را از کودکی تربیت کند تا او بتواند بگوید لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، خداوند از او حساب نخواهد کشید.

تربیت دینی کودک در مسجد به دلیل تکرار و تنوع محیطی و گویشی راحت تر است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که کودک به سه سالگی رسید لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ را به او بیاموزید و او را رها کنید. (همین مقدار کافی است.) وقتی هفت ماه دیگر گذشت «محمد رسول الله» صلی الله علیه و آله را به او آموزش دهید و سپس او را رها کنید تا چهار ساله شود. آن گاه صلوات فرستادن را به او بیاموزید. در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را آموزش دهید و قبله را نشان او داده و بگویید سجده کند. آن گاه او را تا شش سالگی واگذارید. فقط پیش روی او نماز بخوانید و رکوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش هم تمام شود. وقتی هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو گرفتن را به او تعلیم دهید و به او بگویید نماز بخواند، تا هنگامی که نه ساله شد وضو و نماز را به نیکی آموخته باشد. هنگامی که آن دو را به خوبی یاد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر این آموزششان خواهد آمرزید. (وسائل الشیعه، ج 15، 391) و نیز می فرماید: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مِنْ عِلْمِنَا مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَهُ بِرَأْیِهَا؛ کودکانتان را به دانش ما آموزش دهید که برای آنان سودمند است تا مرجئه [و منحرفین] با دیدگاه های خود آنان را گرفتار دام خود نسازند. (الخصال، ج 2، 71) قواعد و اصول و مقررات بازی ها، کودک را با روح قوانین و اصول اخلاقی آشنا می سازد و او را آماده می کند که اصول و مقررات زندگی اجتماعی را درک کند و مسائل انضباطی و اخلاقی را درست و به موقع به کار بندد. بسیاری از اصول ارزشمند اخلاقی و اجتماعی مانند تعاون، همکاری، همدلی، مشارکت و مانند آن را کودکان به هنگام بازی می آموزند. از این رو، والدین و مربّیان باید امکانات لازم را برای بازی های مفید کودکان فراهم کنند و به هیچ رو کودکان را منع نکنند و به این اصل توجّه داشته باشند که شُغل کودک تا هفت سالگی بازی است.

2. نقش مسجد در روح و روان انسان

انسان امروزی علی رغم پیشرفت تکنولوژی بسیار خسته از زندگی و روزمرّگی دنیاست و

دچار نوعی آشفتگی و عدم رضایت از تمام مراحل زندگی شده است. او نیازمند پناهگاه امنی برای بدست آوردن آرامش است. جایگاهی که بتواند به آن اطمینان کند و تکیه گاهش باشد و در آن فضا به حقیقت سکون روحی- روانی دست پیدا کند. مسجد مأمن امن الهی و پناهگاه انسان است. ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ (حجر/ 46) این قطعه از زمین که مسجد نام گرفته بیش تر از هر مکان دیگری نظر رحمت الهی به آن است. به همین دلیل نور خدا را در این مکان به وضوح می توان دید. خانه ای به دور از مظاهر فریبندة دنیا و خسته کنندة روح و روان، که نام خدا در آن بلند است. مسجد به عنوان پناهگاهی امن برای انسان است، چه در شرایط عادی و چه در شرایط بحران زندگی آدمی، می تواند کانونی مهم برای ایجاد خودباوری و آرامش انسان باشد.

این حریم پر نور و لبریز از صفا، این وادی مهر و صمیمیت و سرشار از معنویت و عشق، دوست داشتنی ترین جای زمین نزد خداست. این مکان محل استجابت دعا، رفت و آمد ملائکه، ارتباط با خدا و محل آموزش تعالیم وحی و محلی برای پاسخ گویی نیازهای روحی و روانی و معنوی انسان هاست. حال اگر در این فضای نورانی، شاکلة شخصیت انسان شکل بگیرد و رشد پیدا کند، پیوستگی دائمی روح آدمی با این فضای پاک می تواند در تمام مراحل زندگی، سعادت ابدی را تضمین کند.

از مسائل مهمی است که راه شقاوت و یا سعادت انسان را رقم می زند، شکل گیری صحیح شخصیت انسان می باشد و پر واضح است که عمده شخصیت آدمی در سنین کودکی شکل می گیرد. رشد صحیح و مکتبی، اعتماد به نفس، پایه های اعتقاد دینی، به فعلیّت رسیدن استعدادهای نهفته در انسان، علم آموزی، ادب، تواضع و... تمام این مؤلّفه ها برای نهادینه شدن شخصیت انسان عمدتاً در دوران کودکی شکل می گیرد.

3. مسجد كانون ارتباط عبد و معبود

همان طور که عوامل متعدّدی در ایجاد روحیة خودباختگی مؤثر است، عوامل دیگری می تواند در ارتقای روحیه خودباوری اثر گذار باشد که از جملة آن ها، «مسجد» است. با توجّه به جایگاه مسجد در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان، این نکته مبرهن است که در سخت ترین شرایط و بحرانی ترین حالات، انسان مؤمن، به خدا و مسجد پناهنده می شود و در این میعادگاه عاشقان، با معبود خود خلوت می کند. برای بهره مندی مؤثر از معنویات شخص نیاز

دارد هم مجهز به اعتقادات سالم و کامل باشد و هم در فضایی معنوی قرار بگیرد. مصداق آیه مبارکة وَ إذا رَکِبوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُاللّهَ مُخلِصِينَ.

4. مسجد كانون ایجاد خودباوری فردی

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره به کودکان احترام می گذاشت و دیگران را نیز به این امر سفارش می کرد. از سخنان آن حضرت است که فرمود: فرزندان خود را گرامی بدارید و با آداب نیکو با آن ها معاشرت کنید. یکی از فلسفه های اصلی احترام به کودکان که در اسلام به آن سفارش شده، پرورش عزّت نفس آن ها است. مسجد به دلیل این که یک محیط اجتماعی می باشد اگر در آن با کودکان با احترام برخورد شود، موجبات عزّت نفس و پذیرش دین را در کودکان به بهترین شکل فراهم می کند.

معمولاً در هنگام بازی بچه ها در مسجد به دلیل سر و صدا و یا شیطنت های خاصّ دوران کودکیشان مورد عتاب و یا رفتار خشن بعضی از بزرگسالان قرار می گیرند. از روایات بخوبی می توان این گونه نتیجه گیری کرد که احترام و درک آنان جز الزامات می باشد.

5. ابراز محبّت به کودکان

یکی از راه هایی که باعث می شود افراد، احساس ارزشمندی کنند، ابراز محبّت به آنان است. محبّت عامل بسیار نیرومندی در شکل گیری شخصیت در تمام دوره های رشد است؛ امّا این نیاز در دورة کودکی، اهمیّت و حساسیت بیش تری دارد، به گونه ای که شکل گیری و رشد شخصیت روانی کودک به ارضای این نیاز منوط است. از این رو، در آموزه های دینی، توجّه ویژه ای به آن شده و از محبّت به کودکان، به بهترین اعمال، وسیلة رحمت الهی، و عبادت یاد شده و پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله مکرّر به محبّت فرزند سفارش کرده است: حِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ اِذا وَعَدْتُمُوهُم فَفُوالَهُم، فَانَّهُمْ لایَرَوْنَ اِلاّ اَنَّکُمْ تَرزُقُونَهُم کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربانی کنید، و هرگاه به آنان وعده دادید، به وعدة خود عمل کنید؛ زیرا آنان شما را روزی دهندة خود می دانند.

«خودباوری» یکی از خصائص مؤمنان و از علائم رشد آنان است و ریشه در عزّت و کرامت انسان مؤمن دارد که خداوند متعال به او عطا کرده است. انسان مؤمن نسبت به دارایی ها و توانایی های خویش بی توجّه نیست، بلکه نسبت به آن ها حسّاسیت دارد و بر پایة آن ها برای

آیندة خود برنامه ریزی و حرکت می کند. خود را باور دارد و در عین حال نواقص، ضعف ها و کمبودها را نمی پوشاند.

احترام به کودکان و محبّت به آنان در رشد شخصیتی آن ها نقش کلیدی دارد و بازی نیز نیاز کودک است، هنگام بازی از صدا و شلوغ کردن گرفته تا گاهی درگیری بین کودکان و... از مسائلی است که نمازگزاران را آزار می دهد. به هر حال مسجد جایگاه عبادت و مناجات با معبود است و نمازگزار نیازمند آرامش است. اگر مکان بازی بچه ها با محل عبادت یکی باشد مسلماً تداخل بوجود می آید. لذا ضمن حفظ احترام مسجد به عنوان محراب و محل عبادت، باید بچه از کودکی قرابت با مسجد را تجربه نماید و مزاحمتی هم برای مراسم نماز و تمرکز نمازگزاران نباید به وجود آید. هم باید شخصیت و اعتماد به نفس بچه تأمین گردد و هم حوصلة بزرگسالانی که تحمل سر و صدای کودکان را ندارند رعایت گردد. جمع بین این دو حالت این است که اگر همزمان بخواهیم هر دو را با هم داشته باشیم دو فضای مجزا اختصاص داده شود و اگر فضای لازم وجود ندارد زمان بندی حضور کودکان مدیریت گردد.

6. مسجد کانون اجتماعات اسلامی که زمینه ساز روحیة مذهبی در کودکان است

مسجد نقش مهمی در اجتماعات مؤمنان دارد. بدین جهت، مسجد می تواند در گسترش فرهنگ و روحیة خودباوری جمعی مؤثر واقع شود.

اجتماعات در روح و روان انسان ها آثار ماندگار می گذارند و از نشاط خاصی برخوردارند و معمولاً خاطرات خوش و مؤثر، در همین اجتماعات شکل می گیرند. کودک به لحاظ داشتن روحیة اجتماعی در این گونه محیط ها شاداب تر، با نشاط تر و اثر پذیرتر می شود. دنیای کودکی که دنیایی سرشار از نشاط و یادگیری و تقلید است و با حضور کودک در اجتماعات مذهبی شاکله و بنیادش با باورهای مذهبی شکل می گیرد.

مسجد جایگاهی است که بر پایة عبودیت و پرستش خداوند متعال، صفوف مؤمنین را یکپارچه به وجود می آورد. پیوستن مؤمنان به هم در یک فضا، یک زمان و با یک هدف امری بسیار مقدس و دارای آثار فراوان تربیتی است. وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لاَ تَفَرَّقُوا

بی شک اگر این استحکام صفوف به استحکام قلوب و همگرایی دل ها و ایجاد اخوّتِ ایمانی منجر شود، نیرویی عظیم در روح مؤمنان ایجاد می کند که انسان مؤمن در مقابل ضعف ها، سختی ها و دشمنی ها هیچ بیمی به خود راه نمی دهد و تمرین اجتماعات باعث

تولید نیروی ثانویة دیگری می شود که می توان آن را ایمان اجتماعی نامگذاری نمود. کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَه فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ... که حتّی تعداد کم شما می تواند بر تعداد زیاد دشمنان به اجازه الهی پیروز شود.

این مهم می تواند در فرهنگ سازی جامعه نقش ایفا کند که اگر از دوران کودکی این نقوش در وجود انسان شکل بگیرد، پایه های شخصیتی روحی روانی و مذهبی انسان بطور صحیح ساخته می شود. برای رسیدن به این هدف لازم است از کودکی رابطة کودک با مسجد برقرار شود.

7. ایمان در کودک

مهم ترین کارکرد مسجد کمک به تقویت ایمان است. ایمان مذهبی نقش مهم و اساسی در زندگی بشر دارد. استاد مطهری می نویسد: «ایمان مذهبی در انسان نیروی مقاومت می آفریند، تلخی ها را شیرین می گرداند. انسان با ایمان می داند هر چیزی در جهان حساب معینی دارد و اگر عکس العملش در برابر تلخی ها به نحو مطلوب باشد، فرضاً خود این غیر قابل جبران باشد به نحوی دیگر از طرف خداوند متعال جبران می شود.»

بدین جهت، کلیه برنامه های مسجد باید در راستای تقویت ایمان مؤمنان به داشته ها و ظرفیت های خود باشد؛ به خصوص تقویت ایمان مردم به دین و معارف ناب اسلامی که مهم ترین سرمایة انسان است. از این رو فضای معنوی و ربّانی مسجد نقش عمده ای در تقویت ایمان آدمی دارد.

8. گسترش فضا برای خودشناسی کودک

در معارف اسلامی معرفت نفس جایگاه بسیار مهمی دارد. حفظ فطرت پاک کودک با فضاسازی مناسب برای تعلیم و تربیت و بازی مناسب و سالم امکان پذیر می باشد.

برو ای خواجه خود را نیک بشناس *** که نبود فربهی مانند آماس

(شبستری در گلشن راز)

فضا و روح حاکم بر مسجد فضایی است که انسان را به خودشناسی وا می دارد و به جای آن که انسان گرفتار زرق و برق فیزیکی بی حاصل باشد، محیط تفکر را فراهم می آورد و موجبات پی بردن فرد به حقیقت خود را فراهم می سازد. مسجد بهترین جایی است که

انسان نمازگزار می تواند در خلوت معنوی فرو رود. یکی از آثار بازی مناسب می تواند فکر کردن و تمرکز در فکر و درست فکر کردن باشد. اصولاً روی آوردن به تفکر آموزشی است که از کودکی تمرین می شود و تا آخر عمر دوام می آورد.

9. استحكام قلوب مؤمنين

مسجد مهم ترین جایگاه در اسلام است که بر پایة عبودیت و پرستش حضرت حق صفوف، مؤمنین را به وجود می آورد. پیوستن مؤمنان به هم در یک فضا، یک زمان و با یک هدف امری بسیار مقدس و دارای آثار فراوان تربیتی است. بی شک اگر این استحکام صفوف به استحکام قلوب و همگرایی دل ها و ایجاد اخوتِ ایمانی منجر شود، نیرویی عظیم در روح مؤمنان ایجاد می کند که انسان مؤمن در مقابل ضعف ها، سختی ها و دشمنی ها هیچ بیمی به خود راه نمی دهد. چنان که در قرآن کریم آمده است: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ الله وَ اللهِّ مَعَ الصَّابِرِينَ.

ج) آسیب های ناشی از عدم حضور کودکان در مسجد و انقطاع از مسجد

1. خود فراموشی

بی شک یکی از مهم ترین عوامل خودباختگی، خود فراموشی یا عدم شناخت خویشتن است. انسان اگر به خویشتن خویش علم و معرفت نداشته باشد، ارزش خود را نادیده می گیرد و به دنبال این و آن می رود. حضرت امیر علیه السلام می فرماید: مَن هانَت عليه نَفْسُهُ فلا تَرْجُ خَيْرَهُ از کسی که برای خود شخصیتی قائل نیست، امید نیکی مدارید.

2. عدم توانایی ابراز وجود

یکی از نیازهای انسان به خصوص نوجوان و جوان، علاقه به خود و نیاز ابراز وجود و اثبات خود است. از این رو همواره به دنبال آن است که خود را معرفی کند و از این طریق به خودشکوفایی برسد. مانند شرکت در مراسم جمعی، گفتن اذان در جمع، قرائت قرآن و... اما اگر جوان جایی را برای عرضة خویشتن نیابد به «منفی گرایی» روی می آورد و به مقابله و جبهه گیری در قبال دارایی های خود و یا اطرافیان اقدام می کند.

3. ضعف ایمان

نداشتن ایمان قلبی به معنویت و آخرت، بی توکّلی و بی صبری به وجود می آورد و در نبود این صفات در انسان، خودباختگی تولید می شود.

4. احساس تنهایی در طریق

یک انسان معمولی اگر همراه خود انسان هایی را مشاهده کند که با او همدل و یک رنگ

هستند، راحت تر به حرکت ادامه می دهد تا انسانی که خود را تنها مشاهده کند. تنهایی موجب وحشت، یأس، نا امیدی و نهایتاً خود باختگی است.

5. عدم مشاهده و لمس آثار کاربردی توانایی ها
اشاره
اشاره

انسان ها دوست دارند آثار و برکات توانایی ها و دارایی های خود را به طور ملموس و محسوس احساس کنند.

1-5. گسست نسل ها

عدم ارتباط خوب و سالم میان نسل جوان با نسل پیش از خود، موجب نوعی گسست و فاصله می شود. اگر این گسست ها و فاصله ها جبران نشود به تدریج موجب بیگانگی جوان با فضا و فرهنگی می شود که نسل پیشین ساخته اند.

2-5. نداشتن الگو و عدم آشنایی با اندیشمندان علمی فرهنگی خود

الگو داشتن نقش بسیار مهمی در تربیت انسان دارد. اگر جوان مسلمان از مفاخر خود اطلاع نداشته باشد و در عوض دانشمندان و مفاخر بیگانه و حتّی هنر پیشه ها و ورزشکاران خارجی هر روزه به او معرفی شوند، نسبت به فرهنگ خود بیگانه می شود.

3-5. عدم اطلاع از پیشرفت های ملّی در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی

نداشتن اخبار و اطلاعات دقیق و گسترده از پیشرفت های ملّی در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی موجب ناامیدی می شود.

4-5. تبلیغات دشمن و تهاجم فرهنگی

دشمن با استفاده از نقاط ضعف ما و با استفاده از رسانه های خود موجبات خودباختگی ما می شود، و به تدریج غرب را به عنوان الگو و جامعة ایده ال معرفی می کند.

د) آثار و برکات حضور کودک در مسجد

1. ثمرة تلاقی کودک و مسجد

بازی کودکانه ای که معقول و مشروع باشد موجب رشد کودک است. فضای معنوی مسجد به علاوه شادی های کودکانه و ابزارهای بازی های کودکانه می تواند فطرت بی آلایش کودکانه را بیدار و جذب نماید و ثابت قدم گرداند.

2. الدرس في الصغر كالنقش في الحجر

روح و روان کودک در محیط سالم می تواند آرامش واقعی را تجربه نماید. در مکان امن و معنوی خاطراتش شکل می گیرد و نوع نگاهش به زندگی و جهان بینی اش شکل گرفته و تکمیل می شود. اگر فرزندان با ریشه های دینی و فرهنگی ما آشنا نشوند، با مشکلاتی که در بالا ذکر شد روبرو خواهند شد. آشنایی و دین داریشان رابطة مستقیمی با مراکز مذهبی از جمله مهم ترین آن ها مسجد می باشد. برنامه های مساجد باید در راستای تقویت کودکان و رفع آسیب های فوق طراحی و اجرا شوند. اگر کودکان از دوران طفولیت جذب مسجد شوند و بیاموزند که پاسخ سؤالات و شبهات خود را همواره از محیط مسجد دریافت نمایند، در دوران بلوغ تا بزرگسالی نیز این ارتباط و پیوند برقرار خواهد ماند. ثمرة شادابی و نشاط دوران کودکی تا پایان عمر در شخص باقی می ماند و مثلاً اگر خاطره پیروزی تیم ملّی کشور را در مسجد و در کنار سایر دوستانشان تجربه نمایند، خاطرة خوش و ماندگاری در آنان بوجود می آورد. در قسمت پیشنهادات راهکارهایی در این خصوص آمده است.

ه) پیشنهاداتی جهت ارتباط کودک و مسجد و جذاب نمودن مسجد

1. جذّاب نمودن محیط فیزیکی مسجد

بردن طبیعت بداخل فضای حیاط مسجد مانند گل و گیاه و درختان میوه و... .

داشتن حوض آب کم عمق و پاکیزه و یا آب نما موجب نشاط و جذب کودکان می شود.

استفاده از وسایل بازی نظیر تاب و سرسره و... .

استفاده از رنگ های شاد در محیط داخل مسجد.

ایجاد اطاق های مخصوص بازی کودکان متناسب با سن مجهز به وسایل بازی فکری و اسباب بازی های فکری، نقاشی، خطاطی، کاردستی و بی خطر و با حضور مربی

ایجاد مهدهای قرآنی ویژه ساعات نماز جهت آموزش نماز و وضو و حدیث و قرآن (در ساعات نماز این حسن را دارد که کوتاه بودن زمان کلاس ها به جذّابیت آن ها می افزاید و موجب رجوع خانواده ها در ساعات نماز به مساجد می گردد.)

ایجاد مهدهای قرآنی جهت نگهداری کودکان در ساعات اداری و با محوریت آموزش نماز و وضو و حدیث و قرآن و... (برتری چنین مهدهایی نسبت به مهدهای معمولی در این است که بجای آموزش موسیقی و موارد غیر ضرور و مضرّ، روح و روان کودک در محیطی مذهبی و شاد رشد می یابد.)

ایجاد کلاس های رفع اشکال درسی مانند ریاضی و فیزیک و... برای سنین بالاتر توسط جوانان فارغ التحصیل یا دانشجوی محل به دانش آموزان و هم چنین برای مقاطع مختلف تحصیلی.

فراهم نمودن مکانی برای ارائة خدمات آموزشی در مسجد

انجام آموزش توسط افراد مطمئن و متدّین (مانند طلّاب و دانشجویان محل) که خود یک

الگوی عملی برای آموزش بیننده فراهم می آورند.

جذب جوان به محیط مسجد و محیطی که فضای کار آموزی داشته و می تواند در ارتقاء توانایی کسب و کار آتی جوانان موثر باشد.

ایجاد پایگاه های تابستانی و برگزاری کلاس های هنری، معرق، خطاطی، نقاشی و...

2. جذّاب نمودن محیط معنوی (نرم افزاری) مسجد

1-2. از جمله وظایف دولت اسلامی و مؤمنان آن است که کودکان را از محیط کفر و ظلم بیرون آورند و حتّی با جهاد و شهادت اجازه ندهند تا کودکان در محیطی رشد کنند که فطرت ایشان لطمه ببیند و نتوانند کمالات بایسته و شایسته خویش را به دست آورند. خداوند در آیة 75 سوره نساء، نجات کودکان از محیط کفر و شرک را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت برای مؤمنان تعریف کرده است و بر همین اساس مسئولیت دولت اسلامی در این حوزه به سبب امکانات و توانایی ها به مراتب سخت تر و شدیدتر است.

2-2. برای جذب مردم به مساجد باید از طریق اخلاق، معنویت و ابزار هنری جذّاب و زیبا، نظافت و برنامه های متنوع و خوب استفاده کرد که بسیار مؤثر است. به عبارت ساده ایجاد طهارت ظاهر و باطن بوجود آید.

و از برنامه هایی که در شأن مساجد نیست و انواع آهنگ و سبک ها برای مداحی ها و سرودهایی که به کار می رود و در شأن مسجد نیست اجتناب شود.

2-3. خاطرات دوران کودکی می تواند در شخصیت انسان بسیار مؤثر باشد. مکان ها و زمان هایی که این خاطرات برای انسان در کودکی شکل می گیرند، از اهمّیت ویژه ای برخوردارند. مکانی که احساس شادابی می دهد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در جذب کودکان به مسجد، در حالاتی ممکن است نیاز به اولویت بندی شود که در این صورت کودکان یتیم و مستضعف از اولویَت بالاتری برخوردار خواهند بود.

4-2. خداوند با تأکید بر حقوق کودکان یتیم، خواهان فرهنگ سازی در این زمینه است به گونه ای که همگان خود خواهان رعایت حقوق یتیمان شوند. مراعات حقوق کودکان یتیم به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل می شود. از این رو خداوند در آیه 8 و 9 سوره نساء به این نکتة مهم و اساسی اشاره می کند.

5-2. از نظر قرآن رعایت حقوق کودکان مستضعف از مصادیق خیرات آشکار و نیکی های

پایدار است. (نساء/ 127) ناگفته نماند که کودکان مستضعف غیر از کودکان یتیم هستند هر چند که می تواند شامل آنان نیز شود. خداوند برای مراعات حقوق کودکان مستضعف حتّى از مردم خواسته است تا پای جهاد و شهادت نیز پیش بروند. از این رو در آیه 75 سورة نساء مردم را به جهاد و دفاع برای حفظ حقوق کودکان مستضعف تشویق می کند.

پیشنهاد عملی که از دو بند اخیر می توان گرفت این است که علاوه بر بنیادها و مراکز رسمی رسیدگی به مستضعفان و ایتام، به کمک مسجد و خیّرین محل نسبت به سرپرستی و رسیدگی به امور کودکان یتیم و مستضعف اقدام گردد.

و) جذب کودکان به مسجد از طریق احترام، بازی و ایجاد مراکز پاسخگویی

1. از معصوم توصیه شده است که در مساجد به خاطر مراعات پیرمردان و کودکان نمازهای جماعت را سریع بخوانند تا کسی خسته و دلزده نشود.
2. نمازگزاران باید با کودکان با محبّت بیش تری برخورد کنند.
3. پدران و مادرانی که کودکانشان را به مساجد می آورند، تحمّل فرزندان را در نظر بگیرند تا موجب دلزدگی کودکان از مساجد شوند.
4. رفتار روحانیون و هیأت امنای مساجد باید برای سایرین الگو باشد تا هیچ فردی جرأت نکند در مساجد کودکان را مورد بداخلاقی قرار دهد.
5. صدای بیش از حدّ بلندگوها در بعضی مساجد و یا عدم رعایت نظافت و بهداشت در مورد بوی بد پا، دهان یا بوی عرق بدن افراد که موجب عدم جذّابیت و حتّی موجب ایجاد دافعه برای کودکان، نوجوانان و جوانان می شود.
6. بها دادن به جشن ها و ولادت ها به اندازه ای که کودکان مساجد را فقط جای عزاداری ندانند، موجب جذّابیت بیش تر مسجد برای کودکان می شود و شادیِ ایشان در مسجد شکل بگیرد.
7. ترتیب دادن برنامه های جذاب برای کودکان و نوجوانان مانند اردوها، برنامه های ورزشی، مسابقات فرهنگی، هنری و... که موجب کشاندن کودکان و نوجوانان به مساجد می گردد.
8. پرهیز از هر گونه صحبتی که موجب عدم اعتماد یا بی علاقگی فرزندانمان به مؤمنان اهل مساجد گردد.
9. عدم حضور یا حضور به ندرت والدین به همراه کودکان در مساجد مضر و بی فایده خواهد بود پس به نظر می رسد کیفیت و کمیّت حضور در مسجد باید مورد دقت والدین قرار بگیرد.

10. بعضی مسائل ریز هستند که از نظر بزرگ ترها شاید هیچ جذابیتی نداشته باشند، اما برای کودکان جذاب و دوست داشتنی باشند. مثلاً فرض کنید در یک محفل قرآنی کودکانه، کودکان قرآن تلاوت می کنند، مثلاً همین قرائتشان با بلندگو انجام شود و یا در جایگاه خاص قرائت قرار بگیرند، جذابیت برنامه را برای کودکان افزایش می دهد.

ز) راه های جذب کودکان به مسجد

1. سلام کردن به کودکان

رسول خدا صلى الله عليه و آله خود به این سیره پایبند بود و همیشه آن را رعایت می کرد. انس ابن مالک می گوید: ما کودک بودیم که پیامبر صلی الله علیه و آله بر ما گذشت و فرمود: «سلام بر شما کودکان.»

یکی دیگر از عوامل و زمینه هایی که باعث احساس ارزشمندی در کودک می شود و اسلام بر آن تأکید کرده، سلام کردن به کودکان است. پیامبر گرامی اسلام در این باره فرمود: خَمْسٌ لاَ أَدَعُهُنَّ حَتَّی اَلْمَمَاتِ [... إِلَی أَنْ قَالَ] وَ التَّسْلِيمُ عَلَى الصَّبيَانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بعدی پنج چیز را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد [... تا این که فرمود] و (پنجمین عمل) سلام کردن به کودکان (است) برای این که سنّتی باشد و پس از من (باقی بماند.)

2. ایجاد ارتباط مفید بین جوانان محل از طریق بازی های محلی

بازی های محلی و مسابقات محلی و برگزاری این نوع مراسم از طریق مساجد می تواند در جذب جوانان به مسجد و ارتباطشان با یکدیگر بسیار مؤثر است.

3. احادیث ورود کودکان به مسجد

در این باب دو دسته حدیث داریم:

احادیثی که ورود کودکان را به مسجد مکروه می شمارد.

احادیثی که دلیل بر جواز حضور کودکان در مسجد، و تشویق بدان امر است. در دو سه حدیثی که به طرق مختلف در باب کراهیت حضور کودکان در مساجد وارد شده

است صرف نظر از این که تقدم در کلمات آن ها مشاهده می شود چنین است: جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمْ مَجَانِينَكُمْ وَصِبْيَانَكُمْ رسول اکرم صلى الله عليه و آله می فرمایند: از مساجدتان دیوانگان و کودکان خود را دورنگه دارید. (نوری، ج 230، 1)

البته، شماری از علمای اهل سنّت از این حدیث حکم عدم جواز ورود کودک را به مسجد استنباط کرده و بدان فتوی داده اند. قابسی از مالک نقل می کند: اگر کودک در سنین بازی و شیطنت است، من ورود او را به مسجد جایز نمی دانم. (داغ، تاریخ تعلیم و تربیت در اسلام، 123) اما در مقابل ما در مأخذ دینی شاهدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب، بچه های خود را به مسجد می آورند. نه تنها بچه های سه چهار ساله بلکه زنان اصحاب با بچه های شیر خوار خود در نماز جماعت حاضر می شدند.

گاهی، پیغمبر صلى الله عليه و آله در حال سجده بودند، که امام حسن علیه السلام می آمدند و بر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله می نشستند. پیغمبر صلی الله علیه و آله به همان حال می ماندند و سجده را طول می دادند. (قرشی، ج68، 1) شبی پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز عشاء سجده ای بسیار دراز به جا آورند. پس از پایان نماز، علّت را از ایشان پرسیدند، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: پسرم حسن بر پشتم سوار بود، و ناراحت بودم که پیاده اش کنم. (قرشی،ج 1، 68)

ابن عمر درباره پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می گوید: رایت رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آله علی الْمِنْبَرِ يَخْطُبُ النَّاسِ، فَخَرَجَ الْحَسَنِ فَعَثَرَ، فَسَقَطَ عَلَى وَجْهِهِ، فَنَزَلَ عَلَى الْمِنْبَرِ يُرِيدُ أَخَذَهُ، فاخذه النَّاسِ فاتوا بِهِ، قَالَ قَاتَلَ اللَّهُ الشَّيْطَانِ: انَّ الْوَلَدِ فتنه وَ اللهِ مَا عَلِمْتُ أَنَّى نَزَلَتْ مِنَ الْمِنْبَرِ حتی اتیت بِهِ رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که در منبر برای مردم سخنرانی می کرد امام حسن علیه السلام در خروج از مسجد پایش لیز خورد و به زمین افتاد. حضرت از منبر پایین آمد تا او را بگیرد. مردم او را گرفتند و به ایشان دادند. حضرت علیه السلام فرمودند: خدا شیطان را بکشد. واقعاً فرزند موجب آزمایش است. به خدا قسم، هیچ متوجّه پایین آمدن از منبر نشدم، تا این که او به من رسانده شد.) (هندی کنز العمال، ج 16، 289)

حضور نوه های پیامبر در مسجد مؤیّد این کلام است که نه تنها پیامبر با حضور کودکان در مسجد مخالف نیستند، بلکه بازی حسنین در مسجد هنگام نماز دلیل بر تأکید بر حضور کودکان است.

نتیجه گیری

به مصداق روایت شریفه از رسول اکرم صلى الله عليه و آله که نماز را به منزلة چشمه ای تشبیه فرمودند که مسلمین روزانه 5 نوبت خود را در آن می شویند، بهترین مکان برای این شست و شو مسجد است. در واقع با این شست و شو کدورت ها و ناپاکی های نفس انسان شست و شو می شود و نفس امّاره تربیت شده و تحت کنترل نفس لوّامه یا همان نفس عاقله در خواهد آمد. انسان ها می توانند با مراقبت از رفتارهای خود در زمینه های مختلف، بهشت را نصیب خود کنند که این بسیار ارزشمند است.

و به مصداق روایات امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود هر کس بتواند عقل خود را بر شهوت خود قالب کند، از ملائک هم بالاتر است و هر کس که شهوتش بر عقلش قالب شود از حیوان کم تر خواهد بود. مسجد محلّی برای شکوفایی باطن و پیروزی نفس مطمئنة انسان بر نفس امّاره او خواهد بود که سعادت دنیا و آخرت شخص را تضمین می نماید. دوران کودکی دوران بازی است و این بازی های کودکانه نقش اساسی در فرآیند رشد کودک دارد. نمونه ای از بازی های بدون ابزار و بر پایه فکر که در سیره ائمه گزارش شده است و می تواند الگوی بازی در دوران امروز نیز باشد. بستر این تربیت دینی در مسجد به نحو احسن فراهم می گردد. می توان از مسجد و رهبران دینی بر تربیت کودکان کمک گرفت، و اولیا نیز خود تربیت کردن صحیح را با مشورت بیاموزند. تربیت دینی کودک در مسجد به دلیل تکرار و تنوع محیطی و گویشی راحت تر است. واضح است که عمدة شخصیت آدمی در سنین کودکی شکل می گیرد. رشد صحیح و مکتبی، اعتماد به نفس، پایه های اعتقاد دینی، به فعلیّت رسیدن استعدادهای نهفته در انسان، علم آموزی، ادب، تواضع و... تمام این مؤلفه ها برای نهادینه شدن شخصیت انسان عمدتاً در دوران کودکی شکل می گیرد.

مسجد به دلیل این که یک محیط اجتماعی می باشد، اگر در آن با کودکان با احترام برخورد شود، موجبات عزّت نفس و پذیرش دین را در کودکان به بهترین شکل فراهم می کند. معمولاً در هنگام بازی بچه ها در مسجد به دلیل سر و صدا و یا شیطنت های خاص دوران کودکیشان مورد عتاب و یا رفتار خشن بعضی از بزرگسالان قرار می گیرند. از روایات به خوبی می توان این گونه نتیجه گیری کرد که احترام و درک آنان جزء الزامات می باشد.

احترام به کودکان و محبّت به آنان در رشد شخصیتی آن ها نقش کلیدی دارد و بازی

نیازش است، هنگام بازی از صدا و شلوغ کردن گرفته تا گاهی درگیری بین کودکان و... از مسائلی است که نمازگزاران را آزار می دهد. به هر حال مسجد جایگاه عبادت و مناجات با معبود است و نمازگزار نیازمند آرامش است. اگر مکان بازی بچه ها با محل عبادت یکی باشد، مسلماً تداخل به وجود می آید. لذا ضمن حفظ احترام مسجد به عنوان محراب و محل عبادت باید بچه از کودکی قرابت با مسجد را تجربه نماید و مزاحمتی هم برای مراسم نماز و تمرکز نمازگزاران نباید به وجود آید. هم باید شخصیت و اعتماد به نفس کودک تأمین گردد و هم حوصله بزرگسالانی که تحمل سر و صدای کودکان را ندارند رعایت گردد. جمع بین این دو حالت این است که اگر همزمان بخواهیم هر دو را با هم داشته باشیم دو فضای مجزا اختصاص داده شود و اگر فضای لازم وجود ندارد زمانبندی حضور کودکان مدیریت گردد.

این مهم می تواند در فرهنگ سازی جامعه نقش ایفا کند که اگر از دوران کودکی این نقوش در وجود انسان شکل بگیرد پایه های شخصیتی روحی روانی و مذهبی انسان به طور صحیح ساخته می شود. برای رسیدن به این هدف لازم است از کودکی رابطه کودک با مسجد برقرار شود.

منابع

اشاره

1.

قرآن کریم.

2.

نهج الفصاحه.

3.

ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، مترجم محمد باقر کمره ای، تهران، کتابچی، 1377.

4.

استرن، ویلیام، روانشناسی کودک.

5.

حسام الدین هندی، علاء الدین، کنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، ج 5، بیروت، نشر مؤسسه الرساله، 1413ق.

6.

داغ، محمد، تاریخ تعلیم و تربیت در اسلام، دانشگاه تبریز، 1369.

7.

سمیر نوویچ ماکارنکو، آنتوان، روانشناسی تجربی کودک.

8.

شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، مصحح مؤسسة آل البيت: ، قم، مؤسسة آل البيت علیهم السلام، 1409ق.

9.

طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، بیتا.

10.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404ق.

11.

نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البيت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1414ق.

12.

هویزی، عبد علی بن جمعه، تفسير نور الثقلين، علمیه، 1383ق.

13.

الهيثمي، نور الدين على بن أبي بكر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد دار الکتاب العربی، چاپ دوم، بیروت، 1967م.

مسجد به مثابه یک رسانه و جایگاه آن در تربیت کودک و نوجوان/ امید نیک داد

اشاره

*مسجد به مثابه یک رسانه و جایگاه آن در تربیت کودک و نوجوان/ امید نیک داد (1)

اشاره


1) دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفله اخلاق. Email: omid.nikdad@yahoo.com

چکیده

اشاره

رسانه در عصر حاضر جزء اساسی ترین دانش های بشری است که توانسته به عنوان عنصری کلیدی و تعیین کننده، دنیای کنونی را در عین وابستگی، تحت الشعاع خود قرار دهد. رسانه ها به ابزارهای انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته می شود، که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، فنّاوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و... است. رسانه به سبب داشتن ویژگی هایی هم چون سرعت انتشار، نظم انتشار، گستردگی حوزة انتشار، تداوم انتشار، فراگیری و پوشش مخاطبان، دستیابی به قضاوت و داوری مخاطبانِ انبوه و آسانی دسترسی و هزینة ناچیز، داری نقش و اهمیّت بسیار مهمی در عصر حاضر هستند. رسانه ها دارای کارکردهایی هم چون خبررسانی و ابلاغ پیام، کار کرد نظارتی، کارکرد تعلیم و آموزش، سرگرم سازی و پر کردن اوقات فراغت، نوگرایی و توسعه، راهنمایی و رهبری، بحران زدایی و... است. در این میان تلویزیون به سبب داشتن مخاطبین بیش تر از اهمیّت بیش تری در امر تربیت کودکان و نوجوانان برخوردار است. از جمله کارکردهای مهم تلویزیون می توان به پر کردن اوقات فراغت، اجتماعی شدن و کارکرد تعلیم و آموزش اشاره کرد. با توجه به این ویژگی های رسانه، مسجد نیز به علّت داشتن شاخصه و ابزارهایی مانند منبر جزء رسانه های قدیمی محسوب می شود و دارای کارکردهای مشابهی، هم چون کارکرد فرهنگی، (پر کردن اوقات فراغت) کارکرد اجتماعی و روان شناختی، کارکرد آموزشی، سیاسی، تربیتی و... است. با توجّه به این مطالب این سؤال مطرح می شود که آیا مسجد به مثابه یک رسانه میتواند همان جایگاه و نقشی را که رسانه ای مانند تلویزیون در تربیت کودک و نوجوان را ایفا می کند، داشته باشد. مسجد از نخستین روزهای ظهور اسلام به

عنوان بزرگ ترین و مهم ترین پایگاه اسلام و مکانی برای انجام فرایض دینی، برنامه ریزی در خصوص مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و...، از جایگاه والایی برخوردار بوده است. از این رو دارای اشتراکات زیادی از نظر کارکردها با دیگر رسانه ها به ویژه تلویزیون در تربیت کودک و نوجوان است؛ که در حقیقت می تواند با کمی برنامه ریزی و دقت در استفاده از این کار کردها، پایاپای سایر رسانه ها در امر تربیت کودک و نوجوان پیش رود.

واژگان کلیدی: رسانه، مسجد، تلویزیون، کارکردهای رسانه، تربیت، کودک و نوجوان.

مقدمه

اشاره

اشاره

بشر همواره از وسیله ای برای برقراری ارتباط استفاده می کرده است، تا بتواند پیام خود را به دیگران برساند، او در ابتدای آفرینش با حیوانات تفاوت زیادی نداشت، زیرا اطلاعات را به شیوه آنان، یعنی از طریق لمس کردن، حرکات چهره و ...، مبادله می کرد؛ اما برای روحیة کنجکاو او، این وسایل ابتدایی ناکافی بود و نمی توانست نیازهای او را برطرف سازد. انسان های عصر گذشته در زمان های دور، از ارتباطات چهره به چهره و رودررو می کردند و از طریق کوبیدن بر طبل و دود پیام هایشان را برای دیگران ارسال می کردند. بشر این دوره از دنیای بیرون بی خبر بود تا این که بعد از مدتی به زبان شفاهی دست یافت و ارتباطات جنبه مستقیم شنیداری و دیداری پیدا کرد و در این کار از 5 حس خود استفاده می کرد؛ ولی حس غالب، حس شنوایی بود؛ این روند ادامه داشت تا در یونان حروف الفبا اختراع شد و عصر کتابت آغاز شد. بعدها اختراع چاپ توسط گوتنبرگ موجب شد انسان برای ارتباط برقرار کردن به نوشتار چاپی روی آورد. در این جا حسّ غالب، حس بینایی بود و علاوه بر محتوا به رسانه و وسیلة انتقال پیام توجه شد. مطبوعات یکی از محصولات مهم در جامعه صنعتی بود که به دلیل افزایش جمعیّت انسان ها، تنها از مطبوعات و روزنامه ها نمی توانستند نیازشان را بر آورده کنند. اختراع برق توسط توماس ادیسون و پیدایش تلگراف توسط ساموئل مورس سبب شد انسان برای نخستین بار اطلاعات را با سرعت بالا به مسافت های طولانی انتقال دهد، پس از مدتی تلفن توسط الکساندر گراهام بل و واتسون به وجود آمد که علاوه بر غلبه به زمان و مکان، صدای انسان دیگری که کیلومترها با آن فاصله داشت از طریق این دستگاه شنیده می شد؛ اما به دلیل استفاده از سیم، محدودیت در

ارتباطات ایجاد شد؛ با اختراع رادیو توسط مارکنی در قرن 19، انسان وارد عصر الکترونیک شد و در آغاز کهکشان مارکنی، حس غالب، حس شنیداری بود در مرحلة بعد سینما توسط برادران والدنر در آمریکا متولد شد. این وسیلة ارتباطی در ابتدا هدفش سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت بود. بعد از جنگ جهانی دوم، تلویزیون به عنوان یک رسانه همگانی به وجود آمد که توانست پیام ها را برای میلیون ها نفر به طور همزمان ارسال کند. در سال 1957 روس ها، نخستین ماهواره به نام اسپوتنیک را به مدار زمین فرستادند، ظهور کامپیوتر باعث شد انسان بتواند اطلاعات فراوان در کامپیوتر ذخیره نماید. با راه اندازی شبکه های محلی و شبکة جهانی اینترنت، فیبرهای نوری بالاترین حجم اطلاعات را در کوتاه ترین زمان به فواصل مختلف ارسال می کردند و وسایل ارتباط جمعی وارد عرصه انتقال پیام های چندرسانه ای شدند. (تجری غریب آبادی، 1389، 2)

با توجه به پیشینة رسانه، رسانه در یک تعریف شامل وسیله ای برای نقل و انتقال اطلاعات، ایده ها و افکار افراد یا جامعه؛ و واسطه عینی و عملی در فرآیند برقراری ارتباط است و دارای انواع گوناگونی مانند روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، فنّاوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و...، است. در این تعریف منبر نیز از جملة رسانه ها محسوب می شود. رسانه ها بنا بر تعریف یاد شده دارای کارکردهای گوناگونی هم چون، خبر رسانی و ابلاغ پیام، کار کرد نظارتی، آموزشی، آگاهی رسانی، اجتماعی، کار کرد تبلیغی، هدایتی و غیره هستند.

مسجد نیز در بین مسلمانان از صدر اسلام تا کنون از اهمیّت و جایگاه والایی برخوردار بوده است و آیات و روایات زیادی در وصف منزلت و اهمیّت این مکان مقدس آمده است. مسجد از نخستین روزهای ظهور اسلام به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین پایگاه اسلام و مکانی برای انجام فرایض دینی، برنامه ریزی در خصوص مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و...، بوده است. در قرآن واژه مسجد 28 بار به صورت مفرد و جمع آمده که در 22 مورد به صورت مفرد و در 6 عمورد دیگر، به صورت جمع ذکر شده است. (میرنژاد 1391) با توجه به این مطلب بحث بر سر این موضوع است که آیا با توجه به کارکردهای رسانه ها و هم چنین این نکتة مهم که منبر و مسجد نیز از جملة رسانه ها محسوب می شود و هم چنین با توجه به کارکردهای مشترک با رسانه های دیگر اساساً مسجد نیز می تواند همان جایگاهی که رسانه ها با کارکردهای تربیتی به ویژه در تربیت کودک و نوجوان دارد، (رسانه در این جا تلویزیون مدنظر است و کودک و نوجوان از 2/5 سال تا 18 سال مدنظر است) نیز داشته باشد

و اگر پاسخ مثبت است، نیاز به انجام چه کارها و برنامه ریزی هایی است. در این مختصر که در چهار بخش تدوین شده است ضمن تبیین رسانه و جایگاه و اهمیّت و کارکردهای آن به بررسی نقش یکی از این رسانه ها (تلویزیون) در تربیت کودک و نوجوان پرداخته شده است. در ادامه نیز با توجه به رسانه بودن مسجد به بررسی اهمیّت و جایگاه مسجد و هم چنین کارکردهای مسجد پرداخته است و سپس به تطبیق اشتراکات کارکردی این رسانه با رسانة دیگر در تربیت کودک و نوجوان پرداخته است و در پایان نیز به ارائه راهکارهایی برای این مطلب که مسجد اگر بخواهد در شمار رسانه های قوی و مفید باشد چه کارها و برنامه ریزی هایی باید انجام شود.

الف) رسانه

1. مفهوم شناسی رسانه

رسانه ها به ابزارهای انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان، به مخاطب یا مخاطبان گفته می شود؛ که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، فنّاوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و...، است. این وسایل دارای ویژگی هایی مانند پیام گیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند. (دادگران 1384، 56) در حقیقت رسانه وسیله ای برای نقل و انتقال اطلاعات، ایده ها و افکار افراد یا جامعه، و واسطة عینی و عملی در فرآیند برقراری ارتباط است. (از کمپ، 1376، 132) با توجه به این تعریف منبر نیز در ردیف رسانه ها شمرده می شود. رسانه با توجه به نوع ارتباط با مخاطب و هم چنین نحوة این ارتباط دارای انواع گوناگونی است که در ذیل به این تقسیم بندی اشاره شده است.

2. انواع رسانه ها

با توجه به گسترش روزافزون فناوری در دنیا، رسانه ها را می توان در انواع زیر طبقه بندی نمود:

1-2. رسانه های نوشتاری، مانند مطبوعات، کتاب و مجلّات؛

2-2. رسانه های شنیداری، مانند رادیو؛

3-2. رسانه های دیداری، مانند تلویزیون، سینما، اینترنت، منبر؛

4-2. رسانه های ابزاری، مانند اعلامیه، بروشور، تابلوی اعلانات، کاتالوگ، پوستر، تراکت، شعار نوشته، آرم، لوگو، فیلم های تبلیغی، فیلم کوتاه و بلند، سخنرانی، همایش و تئاتر؛

5-2. رسانه های نهادی یا گروهی، هم چون روابط عمومی ها، شرکت های انتشاراتی، بنیادهای سینمایی؛

6-2. رسانه های فرانهادی هم چون خبرگزاری ها، دفاتر روابط بین الملل، کارتل ها، بنگاه های سخن پراکنی و تراست های خبری، شرکت های چند ملّیتی سازه، فیلم های سینمایی، شبکه های ماهواره ای.

3. اهمیّت و ویژگی رسانه ها

رسانه در عصر حاضر جزء اساسی ترین دانش های بشری است که توانسته به عنوان عنصری کلیدی و تعیین کننده دنیای کنونی را در عین وابستگی تحت الشعاع خود قرار دهد.

بحث ارتباطات و رسانه های گروهی از چنان اهمیّتی برخوردار است که در سدة اخیر، اطلاعات و ارتباطات به کالایی قابل تبادل تبدیل شده است و محوری اساسی و مهم برای تعامل دولت ها و همگرایی ملت ها قرار گرفته اند؛ لذا امروزه بحث ارتباطات و رسانه ها مرزهای ملی را در نوردیده و به کالایی فراملّی و فرامرزی تبدیل شده است، بنابر این دارای نقش مهمی در برنامه ریزی و تصمیم سازی در همه شئون جامعه و اجتماعات است. عدّه ای مانند دانیل لرنر و لوسین پای معتقد به نقش رسانه ها در ایجاد هم فکری میان افراد جامعه و بالا رفتن آگاهی های سیاسی و در نتیجه مشارکت وسیع تر و همه جانبه مردم هستند. (کازنو 1356، 333)

برخی دیگر چون ساموئل هانتینگتون بر تأثیر رسانه های گروهی در ایجاد توقع روزافزون میان مردم تأکید دارند و گروهی دیگر مانند ویلبر شرام که عمدتاً منتقد نقش رسانه های گروهی هستند، از نقش تخدیری رسانه ها سخن می گویند. این نظریات را اگر در کنار نظریات دیگری مانند نظریه آینه ای [معتقدند که جایگاه رسانه ها مانند آینه است که باید تمام حقایق را بیان نماید] و نظریة تحمیلی [در این دیدگاه وظیفة رسانه ها تحمیل و القاء نوعی خاص از ارزش های سیاسی مذهبی یا ملی است] قرار دهیم، (محمدی 1370، 125) به این نتیجه خواهیم رسید که جایگاه رسانه های گروهی و اهمیّت آن بسیار قابل توجه و مهم است. رسانه به سبب داشتن ویژگی هایی هم چون: سرعت انتشار، نظم انتشار، گستردگی حوزه انتشار، تداوم انتشار، فراگیری و پوشش مخاطبان، دستیابی به قضاوت و داوری مخاطبان انبوه و آسانی دسترسی و هزینه ناچیز داری نقش و اهمیّت بسیار مهمی در عصر حاضر هستند.

4. کارکردهای رسانه
اشاره
اشاره

برای آن که بتوانیم از رسانه های مختلف بهره کافی و درست را ببریم، ابتدا باید کارکردهای

رسانه را به طور کامل دانست تا بتوان از این ابزار مهم به نحو ایده آل و درست بهره برد. برای رسانه ها کارکردهای مختلف و گوناگونی بیان شده است که در این نوشتار به مهم ترین آن ها به نحو اختصار اشاره می شود:

1-4. کارکرد خبر رسانی و ابلاغ پیام

اولین و شاید یکی از اساسی ترین کارکرد رسانه، خبررسانی و ابلاغ پیام به مخاطبین باشد، این کار نیز می تواند به دو شیوة و شکل مستقیم و غیر مستقیم انجام شود. در حقیقت این ویژگی رسانه جزء فلسفه وجودی رسانه است.

2-4. کارکرد نظارتی

یکی از مهم ترین کارکردهای رسانة خبری، نظارت بر محیط است. کارکرد نظارت و حراست از محیط، شامل رساندن اخبار توسط رسانه ها می شود؛ که برای اقتصاد و جامعه ضروری است؛ مانند گزارش اوضاع سهام، ترافیک و شرایط آب و هوایی. (انکارد، جیمز و سورین، ورنر 1386، 451-452)

3-4. کارکرد تعلیم و آموزش

یکی دیگر از کارکردهای مهم رسانه، کارکرد آموزشی یا انتقال دانسته ها و فرهنگ است. رسانه ها فراهم آورندۀ دانش و شکل دهندة ارزش ها هستند و مردم همواره از آن ها تأثیر می پذیرند و دانش می آموزند؛ لذا بحث آموزش و تربیت جامعه می تواند یکی از کلیدی ترین ویژگی های رسانه باشد. اهمیت وظیفة آموزشیِ وسایل ارتباطی در جوامع معاصر، به حدّی است که بعضی از جامعه شناسان برای مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما و سایر رسانه ها، نقش آموزش موازی با آموزش دائمی قائل هستند. آن ها معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید، به موازات کوشش معلمان و اساتید، دانستنی های عملی، فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان را تکمیل می کنند. (معتمدنژاد 1385، 5)

4-4. کارکرد سرگرم سازی و پرکردن اوقات فراغت

رسانه ها به عنوان مهم ترین ابزار تفریحی و سرگرمی افراد به شمار می روند؛ که با پخش و انتشار برنامه های سرگرم کننده بر الگوی رفتارِ اوقات فراغت انسانی اثراتی تعیین کننده دارند و از این طریق است که فرد از تنهایی و زندگی سخت روزمره اش رهایی می یابد و با

محیط بیرونی تماس برقرار می کند و به گفتة برخی، سلیقة عمومی از نظر هنری بالا می رود. (دادگران 1385، 106)

5-4. کارکرد نوگرایی و توسعه

فرآیند توسعه، رابطۀ پایداری با تعامل میان مردم و مشارکت فعّال گروه های اجتماعی دارد که این امر صورت نمی گیرد، مگر در پرتو نظام جامع ارتباطی- اطلاعاتی؛ که می تواند تا حدّ زیادی در رفع اختلافات و تضادهای موجود در ارزش ها و رفتارهای مردم و فراهم آوردن محیط مساعد برای توسعة ملی مؤثر باشد. امروزه رسانه ها با انتقال اطلاعات و دانش های جدید و تبادل افکار و عقاید عمومی در راه پیشرفت و توسعة فرهنگ و تمدن بشری نقش اساسی بر عهده دارند. (باهنر 1378، 131)

6-4. کارکرد راهنمایی و رهبری

نقش رهبری کننده رسانه ها و اثر آن ها در بیداری و ارشاد افکار عمومی، امری واضح بوده و روز به روز بر اهمیّت آن افزوده می شود، در نظام های دموکراسی، رسانه ها می توانند در راه گسترش ارتباط میان رهبری کنندگان و رهبری شوندگان، خدمات مهمی را انجام داده و به عنوان آیینه تمام نمای افکار عمومی در جلب همکاری مردم و شرکت دادن آن ها در امور اجتماعی، تأثیر فراوانی به جای بگذارند. (معتمد نژاد 1385، 5-6)

7-4. کارکرد بحران زدایی

رسانه های گروهی می توانند در عرصة مقابله با بحران های اجتماعی، به ایفای نقش بپردازند و در کاهش بحران های مختلفی، مانند بحران هویّت یا حوادث تهدید کنندة ثبات اجتماعی، کارکرد مؤثری داشته باشند. (کریمی 1382، 84)

8-4. کارکرد آگاه سازی

از جمله کار کرد مهم رسانه ها کار کرد آگاه سازی است. هر چند این وظیفه با مقولة آموزش از طرفی و مقولة خبررسانی جمعی از طرف دیگر، تداخل دارد، اما رسانه ها باید علاوه بر انتقال اخبار و اطلاعات، به تحلیل درست اخبار و تشریح آنان نیز بپردازند. تحلیل عِلّی پدیده های خبری و آگاه سازی انسان ها از این علل، موجب تغییر در جهان بینی انسان ها می شود. به همین سیاق وسایل ارتباط جمعی بایستی موجبات آگاهی انسان ها از کالاهای

مورد نیاز را فراهم سازند. این فرآیند می تواند نسبت به تمام مسائل مورد نیاز بشر صدق کند. (ساروخانی 1385، 83)

9-4. همگن سازی و تقویت روحیه جامعه

رسانه موجب نزدیکی سلیقه ها، خواست ها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه شده و جوامع را از عصر محدوده های جدا خارج می گردانند. ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه، خرده فرهنگ ها و فرهنگ های خاص و مجزا را ناپدید کرده و به نوعی تشابه میان تمامی ساکنان یک جامعه به وجود می آورد و مردم آن جامعه، از سبک زندگی و علایق و خواسته هایی که رسانه های جمعی ارائه می دهند، پیروی می کنند. (همان، 91-92)

10-4. اعطای پایگاه اجتماعی

این وسایل با دادن معروفیت به اشخاص و گروه ها به آشکار کردن یا ارتقای پایگاه های آنان می پردازند. حمایت از هنجارهای اجتماعی؛ (وظیفه اخلاقی) انتقال میراث های فرهنگی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر، نقش و کار کرد بیان عقاید، ایجاد همبستگی میان اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی و کارکرد تبلیغی از دیگر کارکردهای مهم رسانه است؛ در تمام کارکردهای بیان شده ویژگی بارز رسانه، اصل جذابیت و تنوع است. (کرباسیان 1390)

ب) جایگاه رسانه در تربیت کودک و نوجوان

اشاره

اشاره

با توجه به مطالب بیان شده دربارة رسانه و اهمیّت و کارکردهای آن، در این مختصر برای تبیین مسئله به بررسی جایگاه یکی از این رسانه ها که اهمیّت زیادی در تربیت کودک و نوجوان دارد، یعنی تلویزیون می پردازیم. در این جا منظور از کودک از سن دو و نیم سال تا دوازده سال است که شامل نوجوان نیز می شود.

تلویزیون، در شکل گیری رفتار کودکان و نوجوانان، دارای اهمیّت بسیاری است. اگرچه همة رسانه ها از جمله مطبوعات و رادیو، در زمینة تربیت کودکان و نوجوان نقش دارند؛ ولی تأثیر تلویزیون به دلیل برخوردار بودن از جنبه های شنیداری، دیداری و حرکتی از بقیه بیش تر است. در طول تاریخ، دانشمندان زیادی از حوزه های مختلف، مانند جامعه شناسی، روان شناسی، تعلیم و تربیت، اقتصاد و...، دربارة تلویزیون و اثرات آن، مطالعه و پژوهش انجام داده اند. در این رسانه می توان از روش های گوناگونی برای تربیت دینی کودکان بهره جست.

تلویزیون، تأثیر گذارترین رسانه ای است که در عرصة اجتماعی و فرهنگی فعالیت می کند. این رسانه به خاطر برخورداری از ویژگی های خاص و با توجه به وسعتی که در میدان عمل خود دارد، می تواند جنبه های متعددی از زندگی فردی و اجتماعی افراد را در جامعه تحت تأثیر خود قرار دهد. تأثیر وسایل ارتباط جمعی، به ویژه تلویزیون بر کودک و نوجوان به حدّی است که هیجانات و احساسات عمیق را بر می انگیزد و در جهت دلخواه خود، هدایت می کند و به این ترتیب عکس العملهای رفتاری افراد را بر اساس اهداف خود، شکل می دهد. شدت تأثیر پذیری از برنامه های گوناگون تلویزیون به عوامل متعدّدی بستگی دارد. به اعتقاد روان شناسان، کودکان و نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان، به دلیل محدودیت تجربه و

آگاهی از پدیده های جسمانی پیرامون خود، به میزان بیش تری از برنامه های تلویزیون متأثر می شوند. از این رو تلویزیون می تواند دارای کارکردهای مثبت و منفی در مواجهه با کودک و نوجوان داشته باشد که می توان به پر کردن اوقات فراغت کودک و نوجوان، کمک به اجتماعی کردن آن ها (که شامل درک نقش جنسیتی، انتخاب شغل، نقش های خانوادگی، معلومات عمومی، سیاسی کردن، شکل گیری گروه همسالان و...)، آموزش و یادگیری، اشاره کرد که در ذیل به صورت مفصل توضیح داده شده است. (جک لایل و بی پارکر 1377، 5)

1. پرکردن اوقات فراغت کودک و نوجوان

انسان ها هر سنّی که داشته باشند، یک فعّالیت اصلی و محوری دارند که گذراندن زمان در آن سن، حول آن محور است. این فعّالیت اصلی در طول زمان (به خاطر طبع خاص انسان) برای انسان ملال آور می شود. این تنوع، اولاً باید غیر از آن فعّالیت اصلی باشد و ثانیاً در زمانی خارج از زمان آن فعّالیت باشد تا آسیبی به این فعّالیت اصلی نرسد. فعّالیت اصلی کودک پیش از مدرسه، بازی و پس از مدرسه، درس است. طبیعی است که کودک از بازی و درس خسته شده و نیازمند یک فعّالیت جانبی می شود تا اوقات خالی از فعّالیت اصلی را پر کند و خستگی های خود را بر طرف کند. تلویزیون یکی از بهترین وسائلی است که می تواند اوقات فراغت کودک را پر کند. (آذری 1377، 77)

برخی از اندیشمندان با طرح پرسش های غیر مستقیم از کودکان و ربط دادن پاسخ آن ها به رفتارشان، به این نتیجه رسیده اند که دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان، دستِ کم به سه دسته بزرگ تقسیم می شوند. اولین دسته از این دلایل که حجمی چندین برابر دسته دوم دارد، شامل گذراندن اوقات فراغت است. کودکان وقتی با این هدف به تماشای تلویزیون می نشینند، بیش تر خواهان برنامه های شاد و سرگرمی های ساده و پرهیجان هستند. در این مرحله، توجّه کم تری به برنامه های آموزشی شده و آرامش بخش ترین برنامه ای که موجب افزایش احساس خوش بینی و امنیّت خاطر مخاطبان می شود، برنامه های خانوادگی است. (همان)

2. تلویزیون و اجتماعی شدن
اشاره
اشاره

زندگی اجتماعی دارای شاخص ها و نمادهایی است. بدون شناخت نمادهای اجتماعی، نمی توان در اجتماع زیست. در واقع، مقدمة زندگی اجتماعی، اجتماعی شدن است. تولّد کودک مقارن با اجتماعی شدن اوست. به همان نسبت که کودک رشد می کند، باید هم زمان

رشد اجتماعی نیز داشته باشد؛ زیرا رشد، پرورش و جامعه پذیری، سه ماهیّت همراه در وجود کودک است. کودکی یعنی سال هایی که انسان، راه و رسم زندگی را می آموزد. اولین جایی که کودک، اجتماعی شدن را می آموزد، خانواده است. ولی توان خانواده برای پاسخ گویی به این نیازِ بزرگ، ناچیز است. گرچه مدرسه در کنار خانواده تا اندازه ای خانواده را در این راه یاری می کند، ولی به دلیل آن که نیاز کودک فراتر از این حد است، باز هم این کمبود به وضوح مشهود است ولی تلویزیون به خاطر برنامه های فراگیر و متنوّع، بهترین وسیله ای است که می تواند این نیاز کودک را بر طرف کند؛ زیرا تلویزیون واسطه ای فراگیر است که در دسترس همة کودکان قرار دارد. کودکان از طریق تلویزیون، دربارۀ خود، زندگی خود، چگونگی رفتار در شرایط گوناگون و چگونگی برخورد با مشکلات خانوادگی و شخصی، چیزهای زیادی می آموزند و این اجتماعی شدن از طریق تلویزیون با توجه به ویژگی های تلویزیون و کودک، از هر چیزی نافذتر است. (شرام و همکاران 1386، 5)

برخی از جنبه های اجتماعی شدن کودکان عبارتند از:

1-2. درک نقش جنسیتی: جنسیت در برگیرنده مجموعه ای از مفاهیم و باورهاست؛ دربارة این که ما چگونه فردی هستیم، چگونه ویژگی ها و شخصیت خود را به نمایش بگذاریم، چگونه با دیگر مردم رفتار کنیم و چگونه باید باشیم؟
2-2. انتخاب شغل: مسیر واقعی انتخاب کار یا حرفه ممکن است با توجه به قابل رؤیت بودن شغل های خاصی که در قلمرو عمومی، به ویژه از طریق رسانه های عمومی از جمله تلویزیون میسّر می شود، شکل گیرد. تلویزیون باورهای قالب بندی شدة شغلی، در کودک ایجاد می کند که این می تواند کوتاه مدت یا بلندمدت باشد. (گوننز و آلر 1380، 59)
3-2. نقش های خانوادگی: تلویزیون در شکل دهی به باورهای کودکان درباره زندگی خانوادگی، نقش مهمی دارد. تلویزیون، خانواده های نمونه را برای بینندگان از جمله کودکان معرفی می کند و بر ارزش های خاصی تأکید می ورزد یا برخی از مسائلی که برای اعضای خانواده (دختران و پسران) مهم هستند، به بینندگان ارائه می کند. در این میان، کودک، نقش های خانوادگی خود را در خلال برنامه های تلویزیون می یابد. بنابراین تلویزیون به یک معنا، نمایش دهندة خانواده و نقش های خانوادگی (نقش مادری، پدری، خواهری، برادری و روابط بین آن ها) است که کودک آن ها را می آموزد. (عزیزی 1383، 107)
4-2. معلومات عمومی: بیش تر بینندگان در اتاق جرّاحی، دادگاه، پاسگاه پلیس، زندان یا اتاق

هیئت مدیره مؤسسه ای نبوده اند؛ اما دربارة هر یک از این ها اطلاعاتی دارند. بیش تر چیزهایی که دربارة این موارد می دانند از طریق تلویزیون به دست آورده اند. اطلاعاتی که کودکان از طریق صفحة تلویزیون کسب می کنند، شاید کم تر از اطلاعات بزرگ ترها نباشد، با این تفاوت که کودکان تجربه ای کم تر از بزرگسالان نسبت به زندگی دارند و به تبع آن، ممکن است راحت تر به وسیلة چیزهایی که در تلویزیون می بینند، فریب بخورند. واقعیت این است که با وجود تمام مزایای مثبت تلویزیون از قبیل نقش برجسته آن در امر اطلاع رسانی و آموزش، فرهنگ پذیری، ایجاد تفنّن و سرگرمی، تماشای تلویزیون به ویژه در سال های نخست زندگی کودک، اثرات بدی بر مهارت های فکری، ارتباطی، کلامی و حتّی خلاقیت کودکان دارد. تماشای تلویزیون به صورت متمادی باعث می شود، کودکان از فعّالیت هایی که می توانند و باید در زمان رشد خود انجام دهند غافل بمانند و در اصطلاح کودکی نکنند. به عنوان مثال، بازی، ارتباط با کودکان دیگر و حتی بزرگسالان که به تقویت مهارت های کلامی و ارتباطی و عاطفی کودک می انجامد اگر در زمان خود و به موقع صورت نپذیرد، کودکانِ امروز را با مشکلات عدیده در آینده روبه رو خواهد کرد؛ کودک به عنوان مخاطبِ منفعل، ساعت ها روبه روی تلویزیون می نشیند و به تماشای آن می پردازد و در واقع مهارت های لازم ضمنِ رشد را نیاموخته و تجربه نمی کند. (عزیزی 1383، 93-125)

5-2. سیاسی کردن: پیش تر بیان شد که در هر جامعه، یک ایدئولوژی حاکم وجود دارد که تمام فعّالیت های آن جامعه باید در جهت آن باشد. بنابراین، تماشای منظم تلویزیون، خواسته یا ناخواسته در کودک یک چارچوب فکری- گرایشی ایجاد می کند که در کنار دیگر مسائل، می تواند زندگی سیاسی آیندة او را شکل دهد. از این رو، این حوزۀ تأثیر گذاری به شدت مورد توجه سیاستمداران قرار گرفته است تا جایی که هیتلر در سخنرانی های خود، چنین می گوید: هنگامی که یکی از مخالفان اعلام می کند: «من در کنار شما قرار نخواهم گرفت» من به آرامی به او می گویم: فرزند شما هم اکنون به ما تعلّق دارد. شما چه هستید؟ شما در می گذرید، اما فرزندان شما اکنون در اردوی جدید قرار دارند. در زمانی کوتاه، آن ها هیچ چیزی دیگری را به جز این اجتماع جدید نخواهند داشت. (راش 1383، 103) او در جایی دیگر می گوید: ما تزریق روح این اجتماع را از سنین بسیار پایین به جوانانمان، وظیفة خود قرار داده ایم و این «گرایش جدید»، جوانان را به هیچ کس نخواهند داد، بلکه خود به جوانان روی می آورد و آموزش و تربیت خود را به آنان القا می کند. (همان)

تلویزیون می تواند در هر قالبی از برنامه ها، وفاداری به دولت و حکومت را در کودکان به وجود آورد؛ چنان که در آلمان نازی، با استفاده از مدرسه، خانواده و ارتباطات جمعی به کودکان یاد داده می شد که در درجة نخست باید نسبت به دولت آن گونه که در پیشوا- یعنی آدلف هیتلر- تجسّم یافته است، وفادار باشند. (همان، 103)

6-2. شکل گیری گروه های همسالان: یکی از تأثیرهای روشن و مهم تلویزیون بر کودکان، ایجاد گروه های همسالان است کودکان علاوه بر این که با تماشای برنامه های تلویزیونی تقلیدوار، دست به تشکیل گروه های همسالان می زنند، وجود خود تلویزیون نیز موجب تقویت این بُعد از زندگی کودک می شود. (امه دور 1374، 152) البته جنبه های اجتماعی شدن کودک به وسیلة تلویزیون منحصر در این موارد نیست، بلکه با دقّت بیش تر می توان موارد زیادی را برشمرد؛ ولی به دلیل آن که این مقاله در صدد بیان موارد مهم این جنبه است، از موارد دیگر صرف نظر می کند. لازم به ذکر است اجتماعی شدن کودکان به وسیلة تلویزیون، در طبقة دوم از طبقه بندی سه گانه دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان قرار دارد که حجمی کم تر از طبقه اول و بیش از طبقه سوم را شامل می شود. (جو کار 1386)
3. تلویزیون و آموزش و یادگیری کودکان
اشاره

تلویزیون یکی از ابزارهای مؤثر در افزایش شناخت و آگاهی به شمار می آید. در حال حاضر، بر اساس نتایج بسیاری از تحقیقات انجام شده به روش مشاهده، یک معلم خوب با استفاده از تلویزیون به عنوان یک رسانة کمک آموزشی به مراتب، اطلاعات خود را بهتر منتقل می کند، تا صرفاً از طریق روش های معمولی تدریس در ایالات متحدة آمریکا، بیش از 400 مورد مطالعة تطبیقی میان ارائة آموزش های عادی کلاسی به دانش آموزان با آموزش از طریق تلویزیون صورت گرفته است. در تمام موارد، به دنبال بررسی نمرات امتحان پایان سال، اختلاف معناداری رؤیت نشد، اما چنان چه تفاوتی هم وجود داشت، همیشه به نفع کسانی بود که از طریق تلویزیون آموزش گرفته بودند. پس می توان چنین استدلال کرد که درصورت نیاز و کمبود متخصّص آموزشی برای بچه ها، می توان از تلویزیون استفاده کرد؛ این گونه بهره وری، بخصوص در موارد آموزش های تخصصی، می تواند کارساز باشد و برای مثال، با استفاده از تلویزیون، آموزش زبان های زنده در سطح مدارس ابتدایی بسیار موفقیت آمیز خواهد بود. ضمن آن که برخورداری از این ابزار در هر محلی که نیروی برق

داشته باشد، امکان پذیر است؛ به ویژه برای کشورهای بزرگی که امکانات آموزشی به تمام نقاط آن به طور کامل نرسیده باشد، کاملاً قابل استفاده است، به گونه ای که حتّی می توان از تلویزیون به عنوان یک معلم سرخانه استفاده کرد و در منازل به بچه ها آموزش داد. (همان)

البته در کنار مسائل مطرح شده، تلویزیون نقش زیادی در تعلیم و تربیت دارد. برخی از کارکردهای مثبت تلویزیون عبارت است از: افزایش آگاهی کودکان در زمینة جغرافیایی، علمی و مسائل بهداشتی، تشویق کودکان به کارهای خوب با نمایش دادن مهربانی، سخاوت؛ گسترش برنامه های آموزشی با استفادة صحیح از تلویزیون و تشویق کودکان، ایجاد دوستی چه با گرد هم جمع کردن خانواده و چه با در اختیار گذاشتن مجموعه ای از دوستان خیالی برای کودک، ترویج و آموزش ارزش های اجتماعی و دینی، معرفی روش های دوست یابی و حفظ دوستی، ایجاد حس مسئولیت در کودکان، جلوگیری از رفتار خودخواهانه کودکان با به تصویر کشیدن رفتارهای جامعه گرایانه. (سعید 1391، 43)

با توجه به مطالب بیان شده این مسئله مطرح می شود که آیا مسجد نیز به عنوان یک رسانه می تواند همان کارکردهایی که رسانه ها در امر تربیت کودک و نوجوان و هم چنین جذب آن ها به خود دارند، ایفا کند و اساساً چه عواملی می تواند باعث شود که همان جذّابیّتی که رسانه ها به ویژه تلویزیون در جذب و تربیت کودک و نوجوان دارد را داشته باشد. در ادامة این پژوهش ضمن تبیین اهمیّت و جایگاه مسجد به عنوان یک رسانه به کارکردهای تربیتی این رسانه توجه می شود.

ج) مسجد به مثابه یک رسانه و جایگاه آن در تربیت کودک و نوجوان

اشاره

اشاره

اهمیّت و احترام مسجد، در دین مبین اسلام بر کسی پوشیده نیست و در نزد مسلمانان دارای جایگاه و اهمیّت خاصی است. مسجد از نخستین روزهای ظهور اسلام به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین پایگاه اسلام و مکانی برای انجام فرایض دینی، برنامه ریزی در خصوص مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و علمی... از جایگاه والایی برخوردار بوده است. بی شک در فرهنگ اسلام، هیچ نهادی به اندازة مسجد دارای این اندازه اهمیّت نیست؛ زیرا در قاموس اسلام، دین و دنیا در مسجد گرد می آیند؛ لذا آیات و روایات بسیاری درباره مسجد و لزوم پاسداری آن نقل شده است. علاوه بر اشارات قرآن در احادیث نیز بر اهمیّت مسجد تأکید شده است. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده که «در دنیا هم چون میهمان باشید و مسجدها را خانه کنید.» (سیدجوادی 1378) هم چنین در تورات آمده است: «مساجد خانه های من در روی زمین هستند، خوشا به حال کسی که در خانه خود وضو گیرد، آن گاه در خانه من، مرا زیارت کند.» حضور در مسجد به عنوان مظهر عبودیت و بندگی انسان در برابر خدا و مکانی مقدس که اثری از زشتی در آن یافت نمی شود، افزون بر آن که «خود توفیقی بزرگ و کمالی ارزشمند است، کمالات روحی دیگری را نیز در پی دارد. رحمت خاص خداوند، آمرزش الهی، بهشت برین، هم نشینی و همدلی با فرشتگان الهی از آن جمله است». (درانی 1376) جان کلام این که اسلام به مثابه یک مکتب جهانی و جاودانی، مسجد را پایگاهی برای تفکر، تدبر، تصفیه روح، خلوص و اتصال بنده به خالق یکتا فرض کرده است. (سلطانی 1390)

1. مفهوم شناسی

واژة مسجد از باب «سجد، يسجد» مصدر میمی یا اسم زمان و مکان است و بر وزن مشرق

و مغرب و به معنی سجده گاه است. (لسان العرب) در قرآن و تمدن اسلامی، مسجد به مکانی گفته می شود که عبادتگاه مؤمنان است. از آن روی به عبادتگاه مسلمانان مسجد می گویند که سر به سجده نهادن، اوج فروتنی و کرنش در برابر خداوند است. در روایت های اسلامی، همه زمین مسجد و سجده گاه انسان است. رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جُعِلَتْ لِيَ الْأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً (صدوق، 2، 111) زمین برای من سجده گاه، پاک و پاک کننده قرار داده شد. قاضی عیاض گفته است: «مسجد بودن کل زمین از خصایص امت مسلمان است.» (زرکشی 1410 ق، 27) در برخی دیگر از روایت ها، مسجد خانۀ دوم مسلمانان و تثبیت کنندة فرهنگ جمع گرایی و پرهیز از خودمحوری بیان شده است. واژه ها، ضمیرها و فعل های به کار رفته در سورة حمد نیز که در نمازهای روزانه تکرار می شود، به طور ضمنی، پنهان و غیر مستقیم مسلمانان را به جمع گرایی و پرستش جمعی فرا می خواند. مسجد قُبا نخستین مسجد جهان اسلام است که بیرون شهر مدینه قرار دارد. نخستین سنگ های این مسجد را حضرت محمد صلى الله عليه و آله پس از مهاجرت از مکه به مدینه بنا گذاشتند. قبا نام قریه ای در نزدیکی مدینه بود. پیامبر صلی الله علیه و آله این مسجد را در سال اول هجری و به پیشنهاد عمّار یاسر پا به تقاضای ساکنان محل در قبا بنا کردند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند: لَمَسْجِدٌ أَسَسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالُ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللهُ يُحِبُّ الْمُتَطَهِرِينَ (توبه/ 109) مسجدی که از آغاز بر پایة تقوا بنا شده است، سزاوارتر است که در آن نماز بگزاری. مسجد در قرآن کلمه مسجد حدود 28 بار در قرآن ذکر شده است؛ 22 بار به صورت مفرد (مسجد) و 6 بار به صورت جمع (مساجد) برای ما مسلمانان، مهم ترین معیار در ارزش گذاری مسجدها توصیف ها و شاخص گذاری هایی قرآن کریم است. در روایات متعدّدی نیز بر جایگاه و نقش مسجد تأکید شده است. (شاملی و یوسفی 1391)

اعمّ محورهای فعّالیتی در مسجد شامل عبادت، تعلیم و تعلّم، ذکر و یاد خداوند، اصلاح و تزکیه، خدمت و نفع رسانی به مردم و هم چنین دعوت و آگاهی است. از این رو مسجد علاوه بر این که محلی برای عبادت است، همواره از صدر اسلام تاکنون دارای نقش های اساسی دیگری در بین مسلمانان بوده است. حال این سؤال پیش می آید که با توجه به این مطلب که منبر از ابزار رسانه و مسجد از انواع رسانه ها، یعنی جزء رسانه های دیداری است و با توجه به نقش و جایگاه مسجد، آیا می توان گفت که مسجد نیز مانند دیگر رسانه ها دارای همان کارکردهایی باشد که سایر رسانه ها از آن برخوردارند؟ و آیا مسجد می تواند مانند رسانه ها

به ویژه تلویزیون جایگاه تربیتی در تربیت کودک و نوجوان داشته باشد. برای فهم و درک این مطلب، نخست باید کارکردهای مسجد را بررسی و سپس با کارکردهای رسانه تطبیق داد و بعد نتیجه گیری کرد.

2. کارکردهای مسجد
1-2. کارکرد تربیت عبادی مسجد (جایگاه عبادی)

عبادت و راز و نیاز با خداوند نیاز واقعی و فطری هر انسان است و مکمّل یا حتی مقوّم شخصیّت اوست. گرچه عبادت در هر مکانی این نیاز روحی را به طور نسبی تأمین می کند؛ ولی این نیاز در مسجد و عبادت گاه بهتر و کاملتر تأمین می شود. بر این اساس، انسان بنا به فطرت خویش معبد و مسجد را دوست دارد و بدان عشق می ورزد؛ تاریخ نیز به درستیِ این سخن گواهی می دهد. پژوهش های تاریخی نشان می دهد که معبد با انسان همراه و همزاد بوده است؛ از همین رو، معصومان: مسجد را آشیانه و پناهگاه مؤمن بر شمرده اند؛ پناهگاهی که انسان از دغدغه و اضطراب فاصله می گیرد و به آرامش می رسد. در فرهنگ اسلام، نام مسجد یادآور بندگی در پیشگاه خداوند متعال است. با توجه به این مطلب مشخص می شود که یکی از کارکردهای مهم مسجد تربیت عبادی و محل عبادت بودن است. (همان)

2-2. کارکرد تربیت اخلاقی

مسجد مکانی است برای تمرین خلق و خوی پسندیدة انسانی، محلی مناسب برای عملی کردن ارزش های والای اخلاقی و رفتاری در بُعدهای گوناگون زندگی و هم چنین پس از خودسازی فردی و اجتماعی، سکوی پروازی است به ملکوت؛ زیرا خداوند می فرماید: فیه رجالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا (توبه/ 108) در مسجدی که بر اساس تقوا و پارسایی تأسیس شده باشد، مردم دوست دارند پاکیزه باشند و خداوند نیز پاکیزگان را دوست دارد. با این که گناه های دینی و اخلاقی در همه جا نکوهیده است، اما در مسجد زشتی آن دو چندان است؛ پس مؤمن باید تلاش بیش تری کند تا در مسجد به گناه آلوده نشود، سخنان ظالمانه بر زبان نیاورد، به آبروی دیگران تجاوز نکند، غیبت نکند، سخنان بی فایده را کنار نهد و از گفت و گوهایی که بوی دنیا پرستی می دهد پرهیز کند. در حقیقت، تلاش برای انجام ندادن این کارها خود تمرینی برای انجام دادن کارهای خیر و دوری از بدی هاست. بنابراین دومین کارکرد مسجد تربیت اخلاقی افراد یک جامعه است. اخلاقی که در جامعة اسلامی از ارزش و اهمیّت والایی برخوردار است. (همان)

3-2. کارکرد تربیت اجتماعی مسجد (کارکرد همگن سازی و گروه همسالان)

از جنبه های دیگر تربیتی مسجد نقش مؤثّر آن در پیوند دلدادگان خود با انسان های صالح و برگزیده است. از دید آگاهان مسائل تربیتی، نقش دوست خوب در سعادت انسان بسیار ممتاز است. مسجد میان مؤمنان و نخبگان و صالحان جامعه پیوند ایجاد می کند، و با این کار بستری مناسب برای پرورش و تربیت روحی آن ها فراهم می کند. کسی که با خوبان در ارتباط باشد، دست کم از سر حیا از برادران دینی خود راه انحراف را در پیش نمی گیرد؛ حتی اگر به درجه ای از تکامل نرسیده باشد که به سبب ترس از خداوند به گناه دست نزند. مسجد با فراخوانی پیوسته مسلمانان به جمع، روح جمع گرایی، انعطاف و نظم پذیری را در آنان تقویت می کند و درون گرایی افراطی و بیگانگی از جمع را از آنان می زداید. اگر خانواده های مسلمان در مسجد به هم پیوند بخورند بستر مناسبی برای همیاری های جمعی آنان فراهم می شود. این کارکرد مسجد با کارکرد رسانه های دیگر مانند همگن سازی و همنوع طلبی و اجتماعی شدن مشترک است.

4-2. کارکرد روان شناختی مسجد (کارکرد اجتماعی و عاطفی)

مسجد می تواند گَرد اندوه را از چهره و جان مسلمان بزداید و «افسردگی» وی را برطرف کند چراکه مسجد نشاط را به فرد مسلمان هدیه می کند. خانواده های مسجدی، در تعامل های خود، مشکلات و سختی های زندگی را در جمع دیگر خانواده ها بیان می کنند و تخلیه عاطفی می شوند و هم چنین حس پذیرفتگی در جمع آن ها را از احساس تنهایی، زمین گیر شدن و واماندگی نجات می دهد. حتّی اگر خانواده ها نتوانند برای یکدیگر گره ای بگشایند، احساس همدردی و صفایی که در جمع یکدیگر پیدا می کنند، انگیزة تلاش دوباره و مبارزه با مشکلات را در آن ها تقویت می کند. مسجد به طور معمول جایگاه طرح مشکلات و نارسایی های اجتماعی است. به طور طبیعی، حضور در چنین مکانی روح تعهّد و در دمندی را در فرد می دمد. پرورش این خوی پسندیده در اشخاص نوعی مبارزه با روح بی تعهّدی و بی تفاوتی است؛ روحیه ای که هرگاه در افراد جامعه- به ویژه نسل جوان- پیدا شود، آسیب های اساسی بر پیکر آن اجتماع وارد خواهد شد. یکی از زمینه هایی که فرهنگ مسئولیت و همیاری را در مسلمانان رواج می دهد، حضور خانوادگی در مسجد است. در مسجد نیازها، کاستی ها چالش ها، فرصت ها و تهدیدها، برجسته و توصیف می شود و خانواده ها می توانند برای همدیگر پشتیبان باشند. گذری بر جامعه خود مؤیّد خوبی برای این مطلب

است که ریشة درمان بسیاری از افسردگی ها و مشکلات روحی و روانی در دور افتادن از این مسیر است. (شاملی، پیشین 1391)

5-2. کارکرد آموزشی مسجد (کارکرد تعلیم و آموزش و آگاه سازی)

از آغاز گسترش اسلام، خط و کتابت در مسجد آموزش داده می شد و این امر موجب بروز اشکال در فعّالیت های عبادی نمی شد. شاید بتوان گفت که کارکردهای آموزشی و فرهنگی مسجد، پس از کارکردهای تربیتی و به ویژه تربیت عبادی، سرآمد دیگر کارکردهای مسجد است. آموزش های اسلامی با دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله، نخستین مربّی و معلّم مسلمانان و از مسجد آغاز شد که در واقع پایگاه تعلیماتی مسلمانان بود. مسجد که در عصر نبوّت و دورة خلفای راشدین بنای بسیار ساده ای داشت، مجمع نو مسلمانانی شد که برای آشنایی با آموزه های اسلامی و حلّ و فصل مسائل جدید در آن رفت و آمد می کردند. اقامة نماز، استماع سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در باب آیه های قرآن کریم، تبلیغ دین و ابلاغ احکام شرع، اعلان جنگ و جهاد و صلح، آموزش مهارت های زندگی، تقسیم غنایم جنگی، ارسال نامه ها، تشییع جنازه و مسائلی از این قبیل در مسجد انجام می شد که بیش تر آن ها با هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آغاز شد. در واقع، «مسجد» کهن ترین دانشگاه اسلامی و اساسی ترین پایگاه تعلیم در تاریخ اسلام است. (همان)

6-2. کارکرد سیاسی مسجد (کارکرد رهبری و هدایت)

یکی از کارکردهای مهم مسجد، کارکرد سیاسی است که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن تأکید شده و هم اکنون نیز اهمیّت آن به خوبی مشاهده می شود. بر همین اساس، آن حضرت پس از بنیان گذاری نظام اسلامی، به منظور دخالت مسلمانان در شیوة حکومت و آگاه ساختن آنان با اهداف سیاسی اسلام، مسجد را که مرکزی عمومی و محل تجمّع مسلمانان برای ادای فرایض دینی بود، به عنوان پایگاه حکومت و نهاد سیاسی اسلام برگزید. در دوره های بعد نیز کارکرد سیاسی مسجد فعّال تر گردید و امور سیاسی آن روز مانند معرفی خلیفه، مراسم بیعت با وی، عزل و نصب استانداران و... کارگزاران و... در مسجد صورت می گرفت. در دوران انقلاب اسلامی ایران نیز پس از محور اعتقادی و عبادی، پررنگ ترین، فعّال ترین و بارزترین بخش کار مساجد در محور سیاست بوده است؛ چرا که مساجد در آگاهی و بیداری توده ها در دوران قبل و بعد از انقلاب نقش مؤثری داشته اند و هم اکنون نیز استعمارگران جهان از مسجد بیش از هر نهاد انقلابی می ترسند.

7-2. کارکرد فرهنگی مسجد (برنامه و کارکرد اوقات فراغت)

پس از نقش عبادی و آموزشی، نقش فرهنگی در بین دیگر نقش ها و کارکردهای مسجد، دارای بیش ترین اهمیّت می باشد. پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله محیط مسجد را کاملاً فرهنگی می دانستند تا جایی که در حضور آن حضرت و با اجازة ایشان برخی مسابقات برگزار می شد و حضرت ضمن ابراز خرسندی از این کار، با حوصله و بردباری کامل از چنین مسائلی استقبال می کردند. گرچه امروزه مراکز آموزشی و فرهنگی گسترش یافته است؛ اما نباید از این کار کرد مهم مسجد و بارور نمودن بُعد فرهنگی آن، غفلت نمود. برگزاری جلسات شبی با قرآن، مسابقات هم چون کتاب خوانی و... از جمله برنامه هایی هستند که می توان با حمایت مسئولین منطقه به اجرا در آورد. چنان که ذکر شد حضور امام جماعت مدتی قبل و بعد از نماز در مسجد برای پرسش و پاسخ، مشاوره و... شرایطی ویژه جهت رشد فرهنگی مردم را به وجود می آورد. هم چنین مناسب است برخی برنامه های فرهنگی مسجد از درون مسجد به فضاهای دیگر مثل کوه، مکان های اردویی و... کشانده شود تا علاوه بر جذّابیت و اثر بخشی بیش تر، تبلیغی برای حضور دیگر افراد به سوی مسجد باشد. (رستمی 1382، 75-81)

8-2. کارکرد آگاهی دهی (اطلاع رسانی و هدایتی)

یکی از نیازهای مهم بشر، وسایل ارتباطی است تا انسان ها را از اخبار مهم مطّلع ساخته و آنان را در حوادث به یاری یکدیگر طلبیده و از حملة دشمنان آگاهی داده، آنان را آماده دفاع نماید دین مبین اسلام از 1400 سال پیش این نیاز را در نظر گرفته و مکانی به نام «مسجد» را به عنوان پایگاه ارتباطی بسیار مهم در افزایش پیوندهای انسانی و توسعة فرهنگی اسلام معرفی کرده است. به تعبیر دیگر مسجد اصلی ترین مکان شکل دهی افکار عمومی، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی در تمدّن اسلامی بوده است. ندای «الصلاه جامعه» در عهد پیامبر صلی الله علیه و آله و پس از آن یک فراخوان عمومی برای گرد هم آوردن مسلمانان در مسجد و آگاهی از یک امر مهم بوده است. به همین دلیل کار کرد رسانة ارتباط جمعی با همة تحوّلات تکنیکی، زمانی قرین توفیق قلمداد می شود که بتواند عمیق ترین ارتباط و پیوند را با مخاطب برقرار سازد که این ویژگی فقط در مسجد یافت می شود.

9-2. کارکرد ابلاغی و تبلیغی (اطلاع رسانی و ابلاغ پیام)

شاید هیچ پایگاهی به اندازۀ «مساجد» در تبلیغ اسلامی ایفای نقش ننموده باشد؛ از زمان

رسول خدا صلی الله علیه و آله تاکنون اذان، نماز، وعظ و خطابه از مهم ترین برنامه های مساجد بوده و هست.

با توجه با کارکردهای مسجد و نگاهی به کار کردهای تربیتی رسانه در تربیت کودک و نوجوان حال این بررسی صورت می گیرد که در کارکردهای مشترک این دو رسانه همان طور که وظیفه و عملکرد رسانه در این جا تلویزیون مشخص شد، عملکرد مسجد چگونه باید باشد. در ذیل به کار کردهای با رویکرد تربیتی نگاه می کنیم.

د) رسانة مسجد و جایگاه آن در تربیت کودک و نوجوان

همان طور که بیان شد یکی از کارکردهای مشترک این دو رسانه کارکرد آگاهی بخشی است. مسجد می تواند از طریق دادن اطلاعات گوناگون مورد نیاز نوجوانان، در تعیین و انتخاب صحیح بینش نوجوان تاثیر گذار باشد. امام جماعت و متولّیان مسجد، باید با برگزاری مباحث هستی شناسی و جهان شناسی و جلسات و حلقه های معرفتی دربارة گزاره های دین و احکام دینی و بیان علل و فلسفه و حکمت گزاره ها و احکام خمسه و اثرات وضعی و تکلیفی احکام، در ایجاد یک بینش و نگرش درست و عمیق و منطقی در نوجوان کمک کنند. «مسجد» در قالب یک مکان بسیار مقدّس و امنی که به سبب برخورداری از فضای معنوی و آرامش بخش که با نظام فطرت انسان و به ویژه نسل پاک نوجوان هماهنگ است، می تواند بسیاری از انتظارات و نیازهای درونی و بیرونی نوجوان را تأمین کند. ارتباط با خداوند، امنیت و آرامش، داشتن روابط اجتماعی و شرکت در گروه های سالم و فعّالیت های دسته جمعی و مرکزی مهم و مطمئن برای دریافت پاسخ سؤالات و شبهات گوناگون، از ویژگی های مهم مسجد است. مسجد و به طور خاص امام جماعت، می توانند با تأمین این نیازها، حس اعتماد نوجوان را جلب نماید و با تکیه بر این اعتماد، بر بینش و نگرش و رفتار نوجوان تأثیر گذار باشد و با ارائة اطلاعات درست و مبتنی بر دین مبین اسلام که همسو و همگِن با فطرت است، نگرش نادرست و اشتباه نوجوان را اصلاح کند و بینش و نگرش جدیدی را از طریق تشویق و تحسین جایگزین نمایند.

از جمله کارکردهای مشترک این دو می توان به بحث اجتماعی شدن و تربیت اجتماعی اشاره کرد که در این باره «نقش مسجد» در تربیت اجتماعی نوجوان، بسیار مهم است.

نوجوان با حضور در مسجد و شرکت در نماز جماعت و جلسات بحث و مناظره، کلاس ها و دوره های آموزشی، گروه های علمی، فعّالیت های گروهی و غیر آن، می تواند به طور ناخودآگاه به رشد و تربیت اجتماعی دست یابد؛ زیرا در مسجد، کلیة ویژگی های اجتماعی یک جامعة فاضله و الهی وجود دارد. مسجد به عنوان یک محیط و نهاد مهم اجتماعی، در جامعه می تواند جنبه های گوناگون اجتماعی یک فرد را تربیت کند. فرد در مسجد، احترام به بزرگ ترها، سکوت و سخن گفتن به موقع، عمل بر اساس قوانین اجتماعی، برقراری نظم و انضباط، مسئولیت پذیری امور مختلف و غیر آن را می آموزد. مسجد به عنوان محیطی خارج از خانه، می تواند نیاز جامعه پذیری و برقراری ارتباط و رشد شخصیت اجتماعی نوجوان را ایفا کند و در امور مهم، کمک شایانی برای خانواده و والدین باشد. (کمالی لطف 1391، 14-17)

در کار کرد مشترک دیگر که بحث تربیت عاطفی و روانشناختی است، امام جماعت و فعّالان مسجد، می توانند در این موقعیت بحرانی خدمت بزرگی به کودکان و نوجوان بکنند. در مرحلة اول، روحانی مسجد باید نوجوان را با ویژگی ها و خصوصیّات ذاتی و طبیعیش آشنا کند. سپس با گفت و گوهای مستدل و منطقی به او کمک کند تا با در نظر گرفتن خصوصیّات فردی به تعیین هویّت، شخصیت، نیازها و استعدادهایش بپردازد. از رهگذر این مکان مقدس و آموزه های دینی و مذهبی، هویّت دینی نوجوان که جنبه ای از هویّت اوست، تربیت می شود. نحوة رفتار و عملکرد والدین و به خصوص روحانی مسجد در حوزة دین و مسائل دینی، می تواند تأثیری بسزا در گرایش و جذب نوجوان به دین داشته باشد. (همان)

در بحث کارکرد آموزشی مسجد؛ روزگاری مسجد، یگانه پایگاه مهم آموزشی در کشورهای اسلامی بوده است. متأسفانه مسئله آموزش در مساجد کم رنگ شده و مناسب است با برنامه ریزی و متناسب با امکانات موجود و استفاده از کارشناسان، برنامه هایی از قبیل آموزش احکام و قرآن مخصوصاً برای بانوان و نوجوانان، پاسخ به سؤالات و... برگزار شود. نکته ای که نباید از آن غفلت نمود آموزش بر اساس نوع مخاطب است. متأسفانه امروزه برخی سخنرانی ها بدون در نظر گرفتن نوع مخاطب صورت می پذیرد، در حالی که در نظر گرفتن سن، جنس و معلومات مخاطب علاوه بر جذابیت، اثر بخشی مضاعفی خواهد داشت. گاه لازم است برای هر یک از گروه های کودک و نوجوان، جوان، میانسال و پیر، بانوان و مردان جلسات مجزا برگزار شده و احکام و مسائل مرتبط با آنان بیان شود.

هم چنین امام جماعت می تواند کلاس های کمک آموزشی عربی، معارف اسلامی و قرآن

را در مسجد برگزار نماید و برای کلاس های متعدّد دیگر مثل کلاس های کمک آموزشی در رده های تحصیلی مختلف و نیز آموزش خطاطی، کامپیوتر و... از نمازگزاران فرهنگی استفاده نماید. برگزاری این گونه کلاس ها علاوه بر استفاده از ظرفیت آموزشی مسجد موجب تقویت و پویایی جوانان و نوجوانان مسجدی می گردد. جایگاه جلسات علمی و آموزشی در مسجد از نگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مراتب والاتر و ارجمندتر از جلسات دعا است؛ چنان که در روایت است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسجد وارد شدند. در مسجد، دو مجلس جداگانه برپا بود. گروهی در حال یاد دادن و فراگرفتن دانش بودند و جمعی نیز به دعا و راز و نیاز با خداوند مشغول بودند. پیامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر دو گروه به سوی نیکی گام بر می دارند؛ دسته ای خدا را می خوانند و گروهی نیز آموزش می بینند و نادانان را تعلیم می دهند؛ ولی این گروه (تعلیم و تعلّم) کار برتری انجام می دهد. من نیز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شده ام. آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله در میان گروهی که سرگرم آموزش بودند، نشست.

در بحث فرهنگی که مسجد با برنامة صحیح می تواند برنامه های خوبی برای پر کردن اوقات فراغت بچه ها داشته باشد؛ رعایت اصل جذّابیت در برنامه هایی فرهنگی و هم چنین به روز بودن متولّیان مسجد می تواند تا حدّ بسیاری به این مطلب کمک کند. تا ابتدا مثل رسانه ها اول جذب بعد القای اندیشه و باور دینی کند. در کارکردهای دیگر مانند کار کرد تبلیغی و سیاسی نیز مسجد می تواند نقش بسزایی داشته باشد. در این جا یکی از مهم ترین کارکردها مشترک بین تلویزیون و مسجد، یعنی پر کردن اوقات فراغت می تواند تحقق یابد. همان طور که بیان کردیم یکی از عوامل جذب رسانه ها، برنامه داشتن برای این کار کرد است. برنامه هایی که از اصل جذّابیت نیز کمک می گیرد و ساعت ها کودک و نوجوان را سرگرم خود می کند. مسجد نیز در این بخش (فرهنگی) می تواند با ظرافت و برنامه های درست و جذاب این کار را به نحو احسن انجام دهد و باورهای دینی و مسائل تربیتی را به آن ها آموزش دهد.

اما برای این که مسجد بتواند پایاپایِ سایر رسانه ها به نقش و جایگاه خود بپردازد نیاز با برنامه ریزی های درست و مناسب دارد که در این جا به ارائة برخی راهکارها اشاره شده است.

1.

داشتن امام جماعتی که دانش تقوا، تعهّد، دلسوزی، روز آمد بودن، سلامت و آراستگی بدنی و ظاهری داشته باشد.

2.

حضور شورای علمی و هیئت امنای مسجد که ترکیبی از مسجدیان کارآزموده، با تجربه،

جوان و کارآمد است؛ از عواملی که در جذب نسل جوان به مسجد نقش زیادی دارد، طولانی نشدن نمازهای جماعت است. امام جماعت با در نظر گرفتن این نکته که جذب و پس از آن حفظ جوانان در مسجد، به ظرافت های خاصی نیاز دارد، باید تلاش نماید تا رعایت حوصله و وقت نماز گزاران، به ویژه قشر جوان را بنماید.

3.

حضور کمیته های علمی و تخصصی درون هر مسجد، به ویژه کمیتة مشاوره و مهارت زندگی.

4.

افزودن بر جاذبه های مسجد، مانند برگزاری کلاس های هنری و علمی در رشته های گوناگون، تأسیس مکان های مناسب ورزشی و دعوت از مربیان باتجربه برای آموزش، برگزاری اردوهای سیاحتی و زیارتی، نمایش فیلم و اجرای تئاتر و مانند آن با رعایت موازین اسلامی.

5.

تقویت مساجد از نظر امکانات ظاهری، مانند رسیدگی به ساختمان مسجد، نظافت و امکانات لازم برای برنامه های مناسب.

6.

حضور اتاق فکر خانواده در مسجدها که دربارة موضوع ها و محورهای زندگی خانواده و چالش های پیش رو گفتمان می کنند.

7.

تشکیل انجمن هنر؛ مانند سینما، تئاتر، خطاطی، طراحی، نقاشی و ترویج هنرهای اصیل اسلامی

8.

توسعه و ارتقای فعّالیت های فرهنگی و سیاسی و...

9.

تشکیل و تقویت کتابخانة مناسب برای مسجد و در اختیار داشتن کتاب های مفید و متنوع یکی دیگر از راهکارهای جذب جوانان به مسجد هست. برای جذب و استفاده بیش تر از امکانات کتابخانه، می توان به برگزاری مسابقات کتاب خوانی، قصه نویسی و خلاصه نویسی کتاب و مانند آن اقدام کرد.

10.

راه اندازی صندوق مهر خانواده برای کمک رسانی های مالی و اعطای قرض الحسنه برای کمک به زندگی، ازدواج، بیماری، ایجاد شغل، تحصیل و مانند آن.

11.

کمیتة آموزش و پرورش مسجد برای برنامه ریزی موضوع های گوناگون، به ویژه تربیت دینی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و جنسی. مسجد علاوه بر امور عبادی باید در فکر اشاعة فرهنگ و اخلاق زیبای اسلامی نیز باشد؛ احترام به علماء، افراد مسن و بزرگ ترها و محبّت به کوچک ترها و رعایت ادب در برابر سایر مؤمنان، باید از دیگر اهداف بانیان مساجد

باشد. لازم به ذکر است که مساجد آن گاه خواهند توانست نقش تاریخی خود را در تربیت عبادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایفا کنند که بتوانند مخاطبان خود، به خصوص نسل جوان را جذب و حفظ نمایند. برای اوقات فراغت نوجوانان و جوانان برنامه ریزی صحیح انجام گیرد. در ایام تعطیلات، بیش تر وقت کودکان و نوجوانان و جوانان به بطالت می گذرد و با توجه به این که اکثر خانواده ها وضعیت مالی خوبی ندارند و نمی توانند به کلاس های مختلف بروند، باید بکوشیم که با برنامه های جذاب این قشر عظیم را به سمت مسجد فرا بخوانیم. نوجوان و جوان به دلیل عدم وابستگی و نداشتن علاقة بسیار به دنیا و مسائل مادی و آزاد بودن فکر و ذهن، بهتر می تواند مفاهیم دینی را درک کند و به همین سبب حافظ ارزش دستاوردهای مذهبی و اعتقادی خواهد بود.

نتیجه گیری

همان طور که در این مختصر بیان شد، جهان امروز، جهان رسانه هاست و رسانه ها تأثیر زیادی در مسائل سیاسی، فرهنگی، علمی، تربیتی و...، دارند. رسانه ها با داشتن کارکردهای زیادی می تواند باعث تغییر و دگرگونی در رفتار و باورهای افراد یک جامعه داشته باشند. در این میان شاید نقش تربیتی رسانه ها به ویژه در بحث تربیت کودک و نوجوان بیش تر در رسانه ای مانند تلویزیون نمایان باشد. این نیز به این دلیل است که رسانه ها به علت داشتن ویژگی های بارزی هم چون فراگیر بودن، سرعت انتشار مطالب، اصل جذابیت و...، از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند. با نگاهی به کارکردهای رسانه ها و هم چنین این نکته که مسجد نیز با داشتن ابزار رسانه ای مانند منبر و هم چنین کارکردهای مشابه با رسانه ها می تواند دوش به دوش سایر رسانه ها در امر تربیت کودک و نوجوان موفق باشد و در کنار رعایت یک سری اصول از جمله اصل جذّابیت و به روز بودن در این کار پیشرفت خوبی داشته باشد؛ اما داشتن صرف این کار کردها بدون برنامه ریزی صحیح و مناسب کافی نخواهد بود و در صورتی این امر محقق می شود که از این ظرفیت ها به نحو احسن استفاده شود تا مسجد به همان جایگاه اصلی خود که همانا پایگاه عبادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی، تربیتی، تبلیغی و...، بودن در بین مردم برسد.

منابع

1.

آذری، سعید، «اثرات رفتای تلویزیون بر کودکان و نوجوانان»، مجله پژوهش و سنجش، ش 15 و 16، پاییز و زمستان 1377.

2.

از کمپ، استوارت، روانشناسی اجتماعی کاربردی، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، موسسه انتشارات به نشر، 1385.

3.

امه دور، تلویزیون و کودکان، رسانه ای خاص برای مخاطبان خاص، ترجمه علی رستمی، تهران، سروش، 1374.

4.

باهنر، ناصر، رسانه ها و دین، تهران، مرکز تحقیقات صداوسیما، چاپ دوم، 1387.

5.

بری گوننز و بیل مک آلر، کودک و تلویزیون، ترجمه نصرت فتی تهران، سروش، 1380.

6.

تانکارد، جیمز و سورین، ورنر، نظریه های ارتباطات، علیرضا دهقان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1386.

7.

جوکار، قاسم، «بررسی تأثیر تلویزیون بر کودکان»، قم، ماهنامه معرفت، سال شانزدهم، شماره ششم، شهریور 1386.

8.

حاج سید جوادی، فریبرز، «مسجد- مدرسه های قزوین»، مجموعه مقالات همایش معماری (معماری، مسجد، گذشته، حال، آینده)، ج اول، چ اول، دانشگاه هنر، تهران، 1378.

9.

دادگران، محمد، مبانی ارتباطات جمعی، تهران، مروارید، چاپ نهم، 1385.

10.

درانی، کمال، تاریخ آموزش و پرورش قبل و بعد از اسلام، سمت، تهران، 1376.

11.

راش، مایکل جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، سمت، 1383.

12.

رستمی، محمد علی و همکاران، آیین مسجد، تهران، انتشارات گویه، 1382.

13.

زرکشی، محمد بن عبد الله، اعلام المساجد باحكام المساجد، قاهره، ص 27، 1410ق.

14.

ساروخانی، باقر، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، اطلاعات، چاپ هفدهم، 1385.

15.

سعید، زهره، «بررسی تأثیر رسانه ها برتربیت و رشد کودک و نوجوانان»، قم، فصلنامه پژوهش نامه تربیت تبلیغی، شماره دوم، 1391.

16.

سلطانی، ابراهیم، «بررسی کارکردهای مسجد در گذشته و حال»، بیستمین اجلاس سراسری نماز، بوشهر، تابستان 1390.

17.

شاملی، عباسعلی و یوسفی، ش، بازشناسی ظرفیت ها و کارکردهای مسجد به ویژه در حوزه خانواده، قم، امور مساجد دفتر مطالعات قم، 1391.

18.

شيخ الصدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، برگرفته از لوح فشرده ی جامع الاحادیث، نور 2، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

19.

عزیزی، شهلا، خانواده و تلویزیون، تهران، مرندیز، 1383.

20.

عزیزی، شهلا، خانواده و تلویزیون، تهران، مرندیز، 1373.

21.

کازنو، ژان، جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقر ساروخانی، چاپ هشتم، انتشارات اطلاعات 1384.

22.

کرباسیان، قاسم، کارکردهای وسایل ارتباط جمعی، قم، سایت پژوه پژوهشکده باقرالعلوم، کتاب فرهنگ علوم انسانی، 1390.

23.

کریمی، سعید، رسانه ها و راه های تقویت مشارکت مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی، قم، بوستان کتاب، 1382.

24.

کمالی لطف، نسرین، «نقش مسجد در تعلیم و تربیت نوجوانان»، قم، دفتر مطالعات امور مساجد قم، 1391.

25.

لسان العرب، واژه «مسجد»، برگرفته از لوح فشرده ی جامع الاحادیث، نور 2، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

26.

محمدی، مجید، «رسانه سینما»، فصلنامه رسانه، شماره پنج، بهار 1370.

27.

معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ پنجم، 1385.

28.

میرنژاد، مریم، «جایگاه مسجد در قرآن و روایات»، سایت مؤسسه فرهنگی جام طهور.

29.

ویلبر شرام جک لایل و ادوین بی پارکر، تلویزیون در زندگی کودکان، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، تهران، مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما، 1377.

مسجد مجازی و نقش آن در تربیت دینی کودکان و نوجوانان/ رحیم دهقان سیمکانی

اشاره

*مسجد مجازی و نقش آن در تربیت دینی کودکان و نوجوانان/ رحیم دهقان سیمکانی (1)

اشاره


1) دانشجوی دکتری فلسفه دین و پژوهشگر پژوهشگاه بین المللی المصطفی صلی الله علیه و آله. Email: r. dehghan@urd.ac.ir

چکیده

اشاره

امروزه سایبر و فضای مجازی، بستری را فراهم آورده که با بهره مندی منطقی و علمی از آن، می توان ضمن بکارگیریِ شیوه های نوینِ تبلیغی، با تعداد بی شماری از مخاطبان، بدون محدودیت های جغرافیایی و زمانی، ارتباطی دو سویه برقرار نمود. با استفادة درست از این بستر، می توان جوانان، نوجوانان و حتّی کودکان که اغلب فرصت های خود را با سرگرمی در فضای مجازی می گذرانند را با مولّفه های اصیل اسلامی آشنا و تربیت نمود. بکارگیریِ ساز و کارهای مسجد در فضای مجازی و عرصة سایبر، از مهم ترین اقدامات در این راستا است. «مسجد مجازی» یا به تعبیری؛ بخشی از کارکردهای مسجد واقعی که امکان ارائه در فضای سایبر را دارد، می تواند ضمن بکارگیریِ فناوری و امکانات ارتباطی، از جمله منبر مجازی، شبکه های اجتماعی، و بازی های رایانه ای و نیز با استفاده از محتوای درست و مستند، بستر مناسب برای الگوسازی و هدایت فرهنگی، هنری، آموزشی و اجتماعی کودکان و نوجوانان را فراهم نموده و در رشد تربیتی آن ها تاثیر گذار باشد. این مقاله تلاش خواهد نمود تا ضمن تبیین سازو کارها و ظرفیت های مسجد در فضای مجازی، نقش مسجد مجازی در تربیت کودک و نوجوان (1)را بر مبنای برخی اصول تربیتیِ مهم در تربیت دینی، مورد بررسی قرار داده و آن را مقدمه و راهکاری برای ورود آنان به مسجد واقعی قلمداد نماید. روش مقاله، در تبیین محتوا، تحلیلی و در مراجعه با آراء، استنادی خواهد بود.

واژگان کلیدی: مسجد مجازی، تربیت، کودک، نوجوان، اینترنت، فضای مجازی.


1) در این مقاله رده های سنی بین 7 یا 8 سال تا 30 سال مدّ نظر قرار داده شده که هم کودکان نونهال [که در سنین بین 7 تا 10 سال قرار دارند]، هم نوجوانان و هم جوانان را شامل می شود. ما در عنوان این مقاله به اختصار از آنان به کودکان و نوجوانان تعبیر کرده ایم. این ردة سنّی بیش ترین مخاطبان فضای مجازی، اعمّ از بازی های رایانه ای و اینترنت را تشکیل می دهند. برای مطالعة بیش تر در رابطه بارده های سنّی رک، (لطف آبادی، حسین، روان شناسی رشد 2؛ نوجوانی، جوانی و بزرگ سالی، تهران، سمت .1380)

مقدمه

اشاره

اشاره

در دنیای امروز که فناوری اطلاعات و ارتباطات جایگاه منحصر به فردی را در زندگی بشر پیدا کرده، نقش شبکه های اینترنت و بازی های رایانه ای در انتقال و مبادله حجم عظیمی از اطلاعات روشن تر و بارزتر شده است. مهم ترین تغییری که فناوری اینترنت در جهان بوجود آورده را می توان به خوبی در این سخن مارشال مک لوهان خلاصه کرد:

«در این فضا، انسان آن چه را خطی، پشت سرهم، یکنواخت، و قابل تکرار است به دور می اندازد، و به جهانی کلّی و همه جانبه قدم می گذارد. این جهان، الکترونیک است. در این جهان همه چیز می تواند با هم و در کنار هم اتفاق بیفتد و جهان به دهکده ای بزرگ تبدیل می شود.» (مددپور 1388، 181)

در این فضا، مردم نقاط مختلف در سراسر کره زمین به مثابه یک دهکده، امکان برقراری ارتباط با یکدیگر و اطلاع از اخبار و رویدادهای جهانی در مدّت زمان بسیار کوتاه را دارند. این ظرفیت، بستری را فراهم ساخته است تا هم منادیان دروغین صلح و دشمنان اسلام از فضای مجازی، ماهواره ها و رسانه ها برای دستیابی به اهداف شومشان در قالب هجمه های فرهنگی بهره برند و هم منادیان راستین دین و آن ها که دغدغة هدایت بشر دارند، مفاهیم و آموزه های اصیل و مستند خود را برای هدایت جهانیان ارائه کنند. در این بستر، طبعاً آن ها موفق خواهند بود که بر مبنای اعتقادات حق، و با بهره گیری از استدلالات منطقی و متقن، نظام اخلاقی، دینی، معنوی و اعتقادی را به بهترین شیوه عرضه کنند. از این رو، نیروهای مسجدی و جوانان باید با ورود به بخش فضای مجازی در راستای تبلیغ آموزه های اصیل اسلام گام بردارند. انسان های متعهد و با ایمان با حضور گسترده در فضای مجازی، باید

معنویت موجود در مساجد را در فضای مجازی نیز منتشر کنند. در حالی که دشمنان اسلام، تلاش دارند تا چهره خشنی از اسلام را به دنیا معرفی کنند، مبلّغان اسلام باید سازو کارهایی اندیشیده و فضای معنویت، قرآن و مسجد و داشته های دین مبین اسلام را در ابعاد مختلف به جهان عرضه کنند.

یکی از ابعاد دین اسلام، بُعد تربیتی و اخلاقی است و از آن جا که امروزه از تأثیرات رسانه های جمعی بر هویّت کودکان و نوجوانان گریزی نیست، (ملوین و همکاران 1383، 300) و نیز از آن جا که استفاده از اینترنت در میان جوانان و نوجوانان، بیش از هر گروه سنّی دیگر است، بولن (2005، 5) لازم است تا با ایجاد فضایی تربیتی در قالب مسجد مجازی، راهکارها، مفاهیم و آموزه های اصیل تربیتی به جامعة جوان و نوجوان که آمار قابل توجّهی از کاربران اینترنتی را به خود اختصاص داده اند، ارائه گردد. مسجد مجازی با ارائة سازو کارهای مسجد در فضای مجازی، می تواند نقش قابل توجّهی را در این زمینه ایفا کند، چرا که مساجد همواره مهم ترین پایگاه های تربیتی در جوامع اسلامی بوده اند.

از این رو، در این نوشتار با توجه به نو بودن مطالب و برخی از واژه ها و اصطلاحات جهت تبیین و درک بهتر و بیش تر موضوعات مهم و مسائل مطروحه، در بخش اول مقاله به تبیین مسجد مجازی، ضرورت توجه به مسجد مجازی و بیان ظرفیت های مسجد مجازی جهت تربیت کودکان و نوجوانان خواهیم پرداخت. بخش دوّم را به ضرورت توجّه به تربیت کودک و نوجوان، جهت جذب نوجوانان و جوانان به سوی مساجد مجازی و سپس واقعی اختصاص خواهیم داد و در بخش سوّم بر اساس اصول مهم در تربیت کودکان و نوجوانان، تلاش خواهیم نمود تا نقش مسجد مجازی و تاثیر آن بر تربیت نوجوانان را مورد تبیین و بررسی قرار دهیم. در ضمنِ مباحث، روش ها و شیوه های کاربردی و قالب هایی که در فضای مجازی، به منظور افزایش جاذبه برای جذب این قشر وسیع به سوی مساجد و نماز خانه ها قابلیت بهره گیری دارد را نیز مورد تبیین و تشریح قرار داده، در پایان راه کارهایی را برای نهادینه ساختن مساجد مجازی به اختصار بیان خواهیم کرد.

الف) مسجد مجازی؛ فرصت ها و چالش ها

1. مسجد مجازی

واژه مسجد در لغت به معنای سجده گاه و پیشانی است. «ابن منظور» در لسان العرب دربارة مسجد می نویسد «مسجَد و مسجِد جایی است که در آن سجده می کنند و مفرد مساجد است». (ابن منظور 1405 ق، ج 3، 204) ابن اعرابی می گوید «مسجَد به فتح جیم، محراب و نمازگاه خانه ها است و مسجِد به کسر جیم، نمازگاه جماعات است و جمع آن مساجد (مسجدها) است». (زبیدی 1414 ق، ج 5، 7) مسجد در اصطلاح به عبادت گاه مسلمانان اطلاق می شود. در این که چرا کلمه مسجد، برای مکان عبادت و محل نماز استعمال شده است، گفته شده که چون عظیم ترین عبادتی که در آن برگزار می شود، نماز و شاخص ترین جزء نماز نیز سجده است از این رو به آن مکان، مسجد می گویند. (دشتی 1385، 351) برخی معتقدند، این واژه معرّب «مزکت» است که از زبان آرامی وارد زبان عربی شده است و به جای سجده و محلی که مسلمانان در آن نماز می گزارند، اطلاق می شود. (معین 1388، ج 3، 1406) راغب اصفهانی درباره واژه مسجد می گوید «مسجد محل نماز است و گفته شده که همه زمین مسجد است چون در روایتی آمده که زمین، مسجد و پاک کننده قرار داده شده است.» (راغب اصفهانی 1404ق، 397)

واژۀ «مجاز»، گاهی در مقابل امر حقیقی معنا می شود، گاهی به عنوان امری و همی و خیالی فرض می شود و گاهی در مقایسه با واقعیت محسوس به کار برده می شود. مراد از «مسجد مجازی»، مسجد در فضای مجازی اعمّ از تلوزیون، سایت ها، شبکه های اجتماعی و بازی های رایانه ای است که به مرور زمان، فرد را به یک شبکة معنوی اصیل متّصل می کند.

مسجد مجازی در واقع سازو کارهای مسجد واقعی در فضای مجازی را داراست و از این جهت، می تواند در امر تربیت، به عنوان مقدمه ای برای ورود به مسجد واقعی، تاثیر گذار باشد. طبیعی است که تمام ساز و کارهای مسجد واقعی قابل انتقال به فضای مجازی نیست و از این رو، مراد از مسجد مجازی، بخشی از سازوکارهای مسجد واقعی است که امکان عرضة در عرصه سایبر را دارد. منبر مجازی، تبلیغ و سخنرانی در فضای مجازی، اذان و اوقات آن، ایجاد کتابخانة مجازی، استفاده از امکانات ارتباطی بین کاربر و مبلّغ دینی، همه در کنار هم مفهوم مسجد مجازی را متبلور می سازند. مسجد مجازی نیز در واقع در پی اهداف تربیتیِ مسجد واقعی است. رسول خدا فرمود «در مسجد هر نشستنی مگر برای سه چیز بیهوده است؛ نماز خواندن، ذکر گفتن، و بحث علمی کردن» (مجلسی 1403ق، ج 83، 370) و در مسجد مجازی، حداقل یکی از این موارد، یعنی بحث علمی کردن تحقق خواهد یافت، علاوه بر این که ذکر گفتن و نماز گزاردن را نیز اگر محصور در شکل ظاهری آن ندانیم، شامل خواهد شد.

«هر کس به مساجد رفت و آمد کند، به یکی از این هشت چیز می رسد: یا برادری دینی که از او بهره مند می شود، یا دانش و نکتة حکمت آمیز، یا آیت و نشانه ای محکم، یا رحمتی مورد انتظار، یا سخنی که او را از هلاکت باز می دارد، یا کلامی که او را به هدایت رهنمون شود، یا گناهی را به خاطر خشیّت خدا ترک می کند.» (مجلسی 1403ق، ج 80، 351)

با توجّه به بیانی که از مسجد مجازی ارائه شد و با توجّه بیان این حدیث شریف، به نظر می رسد غالب کارکردهای مسجد که در این حدیث بیان شده از طریق مسجد مجازی نیز قابل دسترسی بوده و مسجد مجازی ارائه دهندة پیام های دینی، و منبع حرکت های فرهنگی- معنوی، و هدایت کنندة انسان ها خواهد بود. کارکردهای مسجد عبارتند از کارکردهای عبادی، آموزشی، تربیتی، فرهنگی و ارتباطاتی، اجتماعی، سیاسی، معماری و نقش آفرینی در فضای کالبد شهری و... (الویری (1386، 9) که بیش تر آن ها را می توان از کارکردهای مسجد در فضای مجازی نیز دانست. این فضا، حتّی می تواند به گونه ای طراحی شود که کاربر را موظّف سازد تا آداب و شرایط خاصی که برای ورود به مسجد واقعی لازم است را رعایت نماید؛ مثلاً می توان سازو کاری اندیشید تا هر کاربر برای ورود به فضای سایت با وضو باشد و اگر قصد خرید در این فضا را دارد، زکات را داده باشد. در این صورت، بیان شریف رسول خدا شامل حال کاربرانی که در این فضا قرار دارند نیز خواهد شد که فرمودند:

تا زمانی که در مسجد نشسته ای، حق تعالی به تعداد هر نفسی که می کشی، یک درجه

در بهشت به تو می دهد و فرشتگان بر تو درود می فرستند. (مجلسی 1403ق، ج 76، 336)

مسجد مجازی، رسانه ای دینی است که هر پیامی را اشاعه نخواهد داد بلکه به جهت این که رسانه ای دین محور است، واقعیت گرا بوده و تلاش می کند تا واقعیت های دینی را به صورت غیر حضوری و در فضایی مجازی ارائه دهد. از این رو، مسجد مجازی، «آن بخش از کارکردهای مسجد واقعی است که امکان ارائه در فضای سایبر را دارد.» (جهانگیری سهروردی 1388، 72)

فضای مسجد و منبر مجازی را به صورت های متعددی می توان مهیّا ساخت. علاوه بر طراحی این فضا از طریق سایت ها و شبکه های اجتماعی، این فضا را می توان به صورت یک نرم افزار نیز طراحی کرد؛ نرم افزاری که امکانات دنیای مجازی رایانه ای را در جهت معرفی و شناسایی و اطلاع رسانی حوزه ها، بخش ها، عناصر و کارکردهای گوناگون و متنوع مسجد به عموم کاربران رایانه های شخصی، به کار می گیرد. با کمک گرفتن از امکانات رایانه ای از قبیل انیمیشن، پخش فیلم و عکس، استفاده از منابع اطلاعاتی در کنار فضای سه بعدی و مجازی مسجد، می توان بستری مناسب برای الگوسازی و هدایت فرهنگی، هنری، آموزشی و تربیتی فراهم نمود. با تهیة چنین نرم افزاری و در اختیار قرار دادن رایگان آن، هر کاربری می تواند با کم ترین دانش فنی و رایانه ای، با قرار دادن یک لوح فشرده در رایانه خود، وارد فضای مجازی مسجد و سایر مراحل آن شود تا پس از ورود کامل به این محیط با تمامی قسمت های مسجد حقیقی، مساجد برتر و الگوی مطابق با سنّت اسلامی آشنا شود. (1)

البته توجّه به این نکتة مهم لازم است که اهمیّت دادن به مسجد در فضای مجازی، به هیچ وجه به معنای دست کشیدن از مساجد واقعی نیست. طبیعی است که نمی توان ادّعا کرد، مسجد مجازی تمام کارایی مساجد واقعی را خواهد داشت. مسجد مجازی، هر چند بر کیفیت، تأثیر و رنگ و لعاب آن بیفزاییم، جای یک لحظة حضور در مسجد واقعی و مراسم حج یا نماز جمعه و... را نخواهد گرفت. با این حال، از نقش موثّر مسجد مجازی، به عنوان مقدمه ای برای جذب جوانان آشفته در بازار دیجیتال و دنیای مجازی به مساجد واقعی و سنّتی نباید غافل شد؛ چرا که کاهش استقبال جوانان از مساجد و فزونیِ استقبال آنان از اینترنت


1) کودکان و نوجوانان با دیدن انواع تصاویر و عکس ها می توانند احساسات منفی و یا مثبت خود را بروز دهند. برای مطالعة بیش تر در این رابطه رک: (درانی، کمال استفاده از رسانه های گروهی نزد دانش آموزان دورة راهنمایی و متوسطه شهر تهران در رسانه های تصویری، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، دورةجدید، سال چهارم، شماره 2، 1381، 47.)

و فضای مجازی، امری غیر قابل انکار است. در واقع مج-ازی بودن، به هیچ عنوان از تأثیر واقعیت نمی کاهد بلکه تنها واقعیتی را به شکل مجازی بازنمایی می کند. چه بسا موازی با جهان واقعی، واقعیت مجازی تلاش می کند تا محیط های جدیدی خلق کند و از قلمروهای خیال گونه ای که به شیوه هایی منحصر بفرد «واقعی» به نظر می رسند، اما به صورت مستقیم با جهان، به صورتی که آن را درک می کنیم ارتباط ندارند، استفاده کند.

2. ظرفیت ها و قابلیت های مسجد مجازی

مسجد مجازی، قابلیت ها و ظرفیت های خاصی دارد که می تواند در جهت جذب جوانان و انجام فعالیت های تربیتی و تبلیغی، موثّر باشد. این قابلیت ها به بیان مختصر از این قرارند:

1-2. در فضای مسجد مجازی، مخاطبان و کاربران از سایر مناطق جهان به صورت تعامل دوسویه و گفتمان مجازی می توانند با مبلّغ دین در ارتباط باشند. دو طرف گفتگو، می توانند اطلاعات و مطالب هدفمند را در قالب نثر ادبی، داستان کوتاه، حکایت، ضرب المثل، شعر، پند و اندرزهای جهت دار، در اختیار دیگر کاربران عام و خاص فعال در عرصه اینترنت قرار دهند. در این راستا، امکان راه اندازی وبلاگ و درگاه های تخصصی با موضوعات مختلف دینی مثل قرآن، احکام، آیات، روایات، ادعیه، و مباحث فقهی می تواند مسجد مجازی را به عنوان مهم ترین ابزار تبلیغ دینی در دنیای مجازی اسلام معرفی کند.

2-2. در فضای مسجد مجازی می توان هم گفتگو کرد و هم گفتگو را آموزش داد که هر دو به قدر کافی ارزشمندند. این فضا می تواند، مقدمه ای را برای کندوکاو در جهت یافتن حقایقی کامل تر (نسبت به بقیه عقاید) فراهم سازد. از این رو، برای محققانی که دنبال حقیقت هستند، این امکان فراهم می شود که در میان عقاید متکثر تفحّص نموده و آگاهانه، بهترین عقیده را انتخاب کنند. با توجه به گستره بسیار وسیع اطلاعات، داده ها و محتوای متنوع و مختلف، فضای مجازی می تواند برای انسان های منصف، در زمینه تقویت مبانی دینی، اعتقادی، آموزشی و... نقش تکمیلی و جبرانی را ایفا نماید. علاوه بر این که در این فضا، تعامل بین فرستنده و مخاطب منجر به فعال شدن مخاطب در جریان ارتباط می شود؛ در عرصه ای که یک فرد هم می تواند فرستندة پیام و هم گیرنده پیام باشد. هابرماس در این زمینه معتقد است:

نیازهای اساسی یا اصیل معیّنی وجود دارد که تمامی افرادِ کاملا آزاد آن ها را دارند و این نیازها توسط هر کس که صمیمانه وارد یک گفتمان عملی شود ضرورتاً کشف خواهد شد. (استیون 1380، 7)

3-2. مسجد مجازی، امکان بهره مندی از کارکردهای تربیتیِ مسجد را برای ناتوان های جسمی اعمّ از نابینایان و کسانی که نقص عضوی دارند و توانایی برقراری ارتباط با مساجد واقعی را ندارند، فراهم می سازد. فردی که به هر علّتی توانایی حضور در مسجد را نداشته باشد، با تهیة نرم افزارهای متعدد که ساز و کارهای مسجد را در فضای مجازی ترسیم نموده اند، می تواند، با قرار دادن یک لوح فشرده در رایانه خود، وارد فضای مجازی مسجد شده و از فضای معنویِ آن بهره مند شوند.

4-2. با توجه به این که یکی از راه های انتقال پیام و مفاهیم، استفاده از تصویر، عکس و گرافیک و نقاشی می باشد، این موارد در فضای مسجد مجازی بسیار کاربرد داشته و در این فضا امکان استفاده را برای بی سوادان و کم سوادان فراهم می کند. علاوه بر این که وجود عناصری چون عکس، تصویر، گرافیک، و... نقش موثری در تبلیغ و انتقال مفاهیم دینی به کاربران ایفا می کنند و کودک یا نوجوان با دیدن این تصاویر، آگاهانه یا ناآگاهانه سرمشق و الگو می گیرند. (رشیدپور 1384، 61)

5-2. یکی از ظرفیت های مناسب در فضای مسجد مجازی، امکان شناخت منطقة زندگی و محل تماس کاربران متفاوت از قاره ها، کشورها و مناطق مختلف می باشد که این امر موجب می شود تا مبلّغ با شناخت درست از آن ها، محتوا و اطلاعات متناسب با محیط های مختلف فضای مجازی را در قالب منبر مجازی و سخنرانی اینترنتی و یا وبلاگ و چت در اختیارشان قرار دهد. هم چنین مبلّغ می تواند بسیاری از منابع و کتب مرجع برای پاسخگویی را در کنار خویش به صورت آنلاین داشته باشد و به محض نیاز به تبیین و تشریح موضوعی با دقّت و صحّت بالا آن را برای کاربر ارائه نماید. علاوه بر این که، در این فضا یک مبلّغ می تواند تنها با یک کلیک و ارسال پیام، تعداد بی شماری از کاربران را در یک لحظه مورد خطاب قرار داده و با ارسال اطلاعات و محتوای مفید از طریق پست الکترونیکی، هم زمان با مخاطبان و کاربران مختلف به گفتگو و تبادل نظر بپردازد.

6-2. در فضای حاکم بر مسجد مجازی، امکان ذخیره سازی اطلاعات و محتوای ارائه شده و حتی مجموعة صحبت ها و حرف های رد و بدل شده بین مبلّغ و کاربر وجود دارد که تمامی این پیام ها قابل استفاده و بهره برداری و آنالیز و بازآفرینی در آینده می باشند. علاوه بر این که امکان بهره گیری از چشم الکترونیکی، نیز وجود دارد که وقایع را ذخیره می کند که در صورت لزوم، می توان از وقایع ذخیره شده در حافظه چشم الکترونیکی استفاده نمود.

7-2. امکان دسترسی آسان و سریع برای هر مطلب یا اطلاعاتی که مورد نیاز کاربر باشد از طریق موتورهای جستجوگر اینترنتی از دیگر قابلیت هایی است که در اختیار مسجد مجازی است. نومسلمانی که می خواهد در مورد اسلام چیزی بیاموزد، در سهل الوصول ترین جا یعنی اینترنت دنبال کلیدواژگان اسلامی از جمله مسجد می رود و با فقدان فضای مناسب، ممکن است از همان ابتدا انحراف در تربیت او ایجاد شود. فضای مسجد مجازی می تواند او را در این زمینه، رهنمون باشد و او را در حداقل زمان ممکن به نکتة دلخواه و اطلاعات مورد نیاز خود برساند.

3. تهدیدهای پیش روی مسجد در فضای مجازی

علیرغم وجود قابلیت هایِ چشمگیر مسجد مجازی، تهدیدهایی نیز برای آن وجود دارد که متولّیان فرهنگی باید نسبت به آن ها آگاه باشند. در واقع، عمدة چالش های تربیتی که فضاهای مجازی از جمله اینترنت و شبکه های مجازی با آن مواجه هستند، دامن گیر مسجد مجازی نیز خواهد بود و مبلّغ باید تمام این مطالب را مد نظر داشته باشد تا بتواند منبری موثّر در فضای اینترنت داشته باشد.

1-3. خاصیت ذاتی فضای مجازی و مشخص نبودن نام و نشانی کاربران و تا حدودی کارگزاران، سبب وجود هنجارها و ارزش هایی می شود که قابلیت ظهور در جهان واقعی و اجتماع واقعی را ندارند و همین امر جرم و آسیب های اجتماعی- روانی و تهدید امنیت را در پی خواهد داشت. اساساً خلوت اینترنت، برای انسان هایی که در سطح قابل توجهی از رشد و تربیت قرار نگرفته باشند، آسیب زا است. شیطان در همه حال وسوسه انگیز است، ولی قدرت وسوسه انگیزی و تأثیر وسوسه های او در خلوت و در فضایی که فرد بدون آگاهی دیگران، به راحتی امکان دسترسی به انواع تصویرها و محتواهای جنسی مستهجن را دارد، بیش تر می گردد. بنابراین، ماهیت اینترنت، ماهیت و سوسه انگیز است و در بسیاری از روایت های اسلامی از خلوت کردن، به ویژه در موقعیت هایی که زمینه گناه فراهم است- مانند خلوت کردن با نامحرم- نهی شده است؛ پیامبر صلى الله عليه و آله در بیانی فرمود:

یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَهٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا اَلشَّیْطَانُ؛ مرد نامحرم با زن نامحرم خلوت نمی کند مگر این که شیطان در کنار آن ها حضور خواهد یافت (محدث نوری 1408، ج14، 266)؛ إيّاكم وَ مُحادَثَهَ النِّساءِ فَاِنَّهُ لا یَخْلُو رَجُلٌ بِامْرَأَهٍ لَیْسَ لَها مَحْرَمٌ اِلّا هَمَّ بِها؛ از سخن گفتن با زنان نامحرم بپرهیزید، چرا

که مرد در صورت خلوت کردن با نامحرم تحریک خواهد شد». (حسام الدین هندی 1413ق، ج 5، 327)

در پژوهشی که برسون و فرون (1)انجام داده اند، یک دختر نوجوان اظهار داشته است که «ارتباط از طریق اینترنت، مانند نقابی در برابر دنیا است؛ می توانید هر چیزی می خواهید بگویید و هر کاری می خواهید انجام دهید و هرگز هم کسی شما را نمی شناسد و از کار شما آگاهی نمی یابد. (بولین 2000، 98) این اظهار نظر، هر چند سخن یکی از پاسخ دهندگان به پژوهشی درباره گمنامی اینترنتی است، امّا یکی از مسائل مهم روان شناسی اینترنت، یعنی تأثیرهای گمنامی را بر بروز اعمال غیر اخلاقی از سوی کاربران اینترنت نشان می دهد. ماهیت گمنام اینترنت می تواند سبب شود افراد کارهایی بکنند و چیزهایی بگویند که در خارج از آن فضا چنین افعالی را مرتکب نمی شوند. بولن و هاره (2000م.) در پژوهشی با عنوان «اینترنت؛ پی آمدهای آن بر سلامت و رفتار (2)»، از عواملی به عنوان آسیب هایی که کاربران اینترنت را تهدید می کند، نام برده اند که از جملة آن ها؛ ماهیت سانسور نشده اینترنت و ناتوانی افراد در ارزیابی دقیق اطلاعاتی که با آن مواجه می شوند؛ پی آمدهای منفی دیدن هرزه نگاری ها و محتواهای جنسی و غیر اخلاقی؛ و پی آمدهای تحریک جنسی است. در این فضای مجازی، این احتمال هست که افراد به طور ناخودآگاه از داده ها و تصویرها تأثیر پذیرند. از نظر روان شناسی، ما می توانیم محرک هایی را ثبت کنیم که از ادراک آن ها ناآگاهیم. در واقع، می توانیم به نوعی یادگیری و تأثیر پذیری از محرک های جنسی در اینترنت معتقد باشیم که آگاهانه نیست و افراد بدون قصد و آگاهی به ثبت آن اقدام می کنند. (اتکسیون 1371، ج1، 302)

بر این اساس، آسیب های روانی کاربران به خصوص نوجوانان یکی از شایع ترین و مهم ترین آسیب های اجتماعی ناشی از دنیای مجازی است و اگر قرار است در این فضا مسجد مجازی ارائه شود، باید آن قدر دقیق و در عین حال جذّاب باشد تا در مقابل این مسائل مقاومت کند. در عین این که این همه مشکلات وجود دارد، امّا با این حال رسانه ها و به خصوص رسانه های الکترونیکی، با توجه به کارکردها و قابلیت هایی که دارند می توانند در جهت حفظ سلامت و بهداشت روان کودکان و نوجوانان تاثیر زیادی داشته باشند. (اخگر 1388، 52)


1) .Berson,Ferron

2) .TheInternet:Its Effects on Safety andbehavior

2-3. دنیای مجازی نه تنها سبب تغییر عادت رفتاری کودکان و نوجوانان شده بلکه به طور کلی سطح زندگی و حتی اصول و باورهای اخلاقی را نیز دچار دگرگونی کرده است. امروزه سایت هایی طراحی شده اند که مسائل غیر اخلاقی در قالب تبلیغات و فیلم و حتی بازی های رایانه ای برای کودکان و نوجوانانی که قدرت تشخیص و تمایز آن را ندارند که تشخیص دهند آیا اینترنت به آن ها خدمت می کند یا خیانت، رواج می دهند. نیل پستمن جامعه شناسی امریکایی با اشاره به این مطلب، بر بسته شدن زمینه های رشد و پرورش کودکان به واسطه وجود چنین فضایی تأکید می کند:

«زمانی که کودک را از جهان کودکی دور می سازیم و زمینه های رشد و پرورش را از او می گیریم و او را به انواع بازی ها و فیلم های رایانه ای و اینترنتی سرگرم می کنیم راه را بر روح لطیف و جسم با نشاط او بسته ایم و آیندة هدفمند، خلّاق و پربار و تعهّدآور را بی چون و چرا از او و از جامعه انسانی گرفته ایم. (پستمن 1378، 12)

آموزش نوجوانان در مدارس به عنوان یک نهاد فرهنگی و مجهّز ساختن آن ها به سواد رسانه ای لازم، می تواند یکی از بهترین راهکارها در پیشگیری از این آسیب های روانی باشد. نیل پستمن در این باره می گوید:

«یک محتوای نوین آموزشی با خصوصیات لازم خود بهترین امکانات را در اختیار یک فرهنگ می گذارد تا بتواند با مشکلات ناشی از تکنوپولی (تکنولوژی زدگی) برخیزد. مدرسه مهم ترین ابزار است که می توان با آن به تصحیح مشکلات پرداخت.» (پستمن 1378، 256)

3-3. یکی از خاصیت های ویژة فضای مجازی، جاذبه و گرایش مستمر به سیر و گردش در آن توسط کاربران است که پس از مدتی افراد را به شدت به خود وابسته می کند تا حدی که برای برخی افراد اعتیاد می آورد و زندگی بدون اینترنت برای آنان غیر ممکن می شود. بدین ترتیب فضای مجازی در کنار جنبه های مثبت آن سبب اتلاف وقت مفید کاربران بی هدف و بازداشتن آن ها از فعالیت های هدف داری است که سبب تکامل فردی و اجتماعی می شود. در تعالیم اسلامی، هدر رفتن وقت جز تباهی عمر و پشیمانی حاصل دیگری ندارد. امام علی علیه السلام می فرماید: «از تباه شدن عمرها در آن چه برای شما باقی نماند بپرهیزید که عمر رفته باز نمی گردد.» (محدث 1408ق، ج 14، 199) اعتیاد به اینترنت، مشکلاتی از جمله افسردگی، درون گرایی، خجالتی بودن، کم حوصله بودن، احساس ترس و اضطراب، و بیش فعالی را به دنبال خواهد داشت. (سامسون 2005، 2)

4-3. خشونت مجازی یکی دیگر از نتایج مخرب حاصل از دنیای مجازی است. در هر جامعه ای بیماران روحی و روانی وجود دارند که از آزار و اذیت دیگران لذت می برند و به راه اندازی سایت های غیر اخلاقی و خشونت آمیز می پردازند که هدف اصلی این سایت ها، جوانان و نوجوانان هستند. مطالعات انجام شده در زمینة قرار داشتن در معرض خشونت رسانه ای نشان می دهد که در این زمینه مسائل دیگری نیز مثل رواج خشونت و وحشت در محتوای رسانه های مختلف، موقعیت اجتماعی- اقتصادی، جنسیت و برخی از الگوهای گزینشی مؤثر هستند. (گرینر 1385، 15)

5-3. گرچه امروزه با استفاده از تکنولوژی های پیشرفتة ارتباطی، تبلیغ معارف دینی بسیار آسان گشته و فضایی جدید فراهم آمده است، امّا با این حال علیرغم این که دین مبین اسلام کامل ترین دین بوده و از حیث منابع و مراجع دینی در بین دیگر ادیان از غنای بسیار زیادی برخوردار است متأسفانه هم اکنون کم ترین محتوا و مطالب را نسبت به دیگر ادیان در فضای مجازی دارا می باشد. علاوه بر این که، تعداد آمار مربوط به سایت ها، وبلاگ های فعال، شبکه های مجازی اجتماعی، خبرگزاری ها و رسانه های ارتباط جمعی مجازی، چت روم ها و تالارهای گفتگو و... در حوزه دین به خصوص مساجد بسیار پایین بوده و نسبت به حجم بسیار بالای دیگر زمینه های فعال در فضای مجازی چندان قابل توجه نمی باشد. عدم حضور جدی و کم شمار کاربران، بلاگِران، مدیران و متولّیان سایت ها و وبلاگ های فعّال در حوزة دین به ویژه در حوزه تخصصی مساجد در فضای مجازی جهت انتقال مفاهیم و آموزه های دینی و نیز پایین بودن آمار، اطلاعات، محتوا و مطالب در خصوص مسائل دینی و مذهبی مخصوصاً در مورد مساجد که پایگاه و بستر فعالیت های دینی و عبادی و مناسکی می باشد به زبان غیر فارسی، از دیگر عوامل تشدید کنندة این مساله هستند که از موانع اساسی در تبیین مفاهیم دینی و نیز ارتباط مبلغان و متولیان ترویج مباحث دینی در این فضا می باشد.

ب) ضرورت توجّه به مسجد مجازی در جهت تربیت كودكان و نوجوانان

تأسیس مسجد در فضاهای مجازی با صرف نظر از تبلیغ آموزه های اسلامی و دینی، برای تربیت کودکان و نوجوانان ضرورت بسیار دارد و در صورت غفلت از این امر مهم، ممکن است نسل آیندة جوانان که مسئولیت های آینده را بدست خواهند گرفت، به جهت انحرافات تربیتی ناشی از فضای مجازی در دوران کودکی و نوجوانی، نه تنها خود، بلکه جامعه را نیز با مشکلات اساسی مواجه سازند. این امر بدین دلیل است که شخصیت نوجوان و جوان، تحت تأثیر عوامل و مؤلّفه های فراوان شناخته شده و یا ناشناخته بیرونی و درونی شکل می گیرد. در کنار مؤلّفه هایی چون وراثت، خانواده، جامعه، ملّیت، زیست بوم، طبقة اجتماعی، فرهنگ عصری ملّی و جهانی، دیانت، و.... حضور در فضای مجازی و اینترنت نیز میزان اثر گذاری بسیار عمیق و وسیعی دارد. فضای مجازی به ویژه اینترنت و شبکه های اجتماعی، می توانند بر دانش و اعتقادات ملّی مخاطبان و گروه های سنّی مختلف، به ویژه نوجوانان تاثیر زیادی بگذارد. (حسینی انجدانی 1388، 52)

تقریباً در اکثر کشورها، به ویژه کشورهای در حال رشد، تعداد نسل جوان بیش تر و دلبستگی آنان بر رسانه های جمعی فزون تر است. نتایج تحقیقات انجام شده در ایالات متحده نشانگر آن است که استفاده از اینترنت در میان جوانان، بیش از هر گروه سنّی دیگر است. (بولن و هاره 2000، 5) کودکان نیز گروه سنی دیگری هستند که استفاده وسیعی از اینترنت دارند. در سال 2005، بیش از 77 میلیون کودک وارد فضای سایبر شده اند. (غمامی 1384، 45) تحقیقات انجام شده در شهر تهران نیز، حاکی از آن است که بیش تر تماشا کنندگان تلویزیون، کودکان زیر 15 سال و بعد از آنان بانوان خانه دار و سپس جوانان بیش تر از 15 سال هستند.

(شیخاوندی 1373، 344) با توجه به این که بیش ترین کاربران و مخاطبین در محیط سایبر و فضای مجازی را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند، لازم است برنامه ای در محیط سایبر و فضای مجازی برای این قشر عظیم، طرح ریزی نمود که زمینه ساز سوق دادن آن ها به سوی مساجد باشد و بهترین راه، تشویق آن ها به سازوکارهای مسجد در فضای مجازی است. آشنا سازی قشر نوجوان با مبانی دینی و معرفت شناسی در فضای مجازی با محتوای غنی دینی و مناسب؛ آن ها را در برابر هجمه فرهنگ بیگانه، مقاوم خواهد ساخت و می تواند آینده آنان و جامعه را، از حیث حفظ هنجارها و ارزش ها بیمه نماید. با توجه به این که آن ها در مرحله ای از زندگی خویش به سر می برند که بیش از سایر اقشار در معرض تأثیر پذیری فرهنگی قرار دارند و عمدتاً نیز از استفاده کنندگان این پدیده هستند، این ارتباط می تواند در نگاهی مثبت، زمینه تعالی و افزایش آگاهی ها و نیز رشد مهارت های مختلف آن ها را فراهم سازد.

علاوه بر این، خصایصی در وجود کودک و نوجوان است که به صورت طبیعی ضرورت برنامه ریزی در جهت استفاده از فضای مجازی را طلب می کند. جوهره وجودی نوجوان و جوان، تحوّل خواهی و تحوّل گرایی است. ایجاد تحوّل مثبت و رشد و حرکت به جلو از خصیصه های ذاتی آنان می باشد. (لطف آبادی 1380، 112) حضور آنان در برنامه ریزی، برنامه سازی و تعامل دو سویه در فضای مجازی و نیز در نهایت فعالیت در مساجد، آنان را از فعالیّت هایی که موجب روزمرگی خواهد شد، دور کرده و زمینه ساز تحوّل فکری آن ها در زمینه های مختلف متناسب با محتواهایی که فضای مجازی در اختیار آنان قرار می دهد خواهد شد. بر این اساس، لازم است در برنامه ریزی ها و فعالیّت های هدفمند در حوزه تکنولوژی ارتباطی، به ویژه فضای سایبر و مجازی، جایگاه و نگاه ویژه ای نسبت به آن داشته باشیم.

ج) نقش مسجد مجازی در تربیت دینی کودک و نوجوان

1. مسجد مجازی و اصول لازم در تربیت دینی

تربیت دینی عبارت است از مجموعة اعمال عمدی و هدفدار، به منظور آموزش گزاره های معتبر یک دین به افراد دیگر به نحوی که آن افراد در عمل و نظر به آن آموزه ها متعهد و پایبند گردند. (داوودی، 1383، ج 1، ص 26) آموزش گزاره های دینی، مبتنی بر اصول و ویژگی هایی از جمله زمینه سازی، اختیاری بودن، فطری بودن و... دارد که با توجه به آن ها، می توان نقش فضایی را که پیش تر در رابطه با مسجد مجازی ترسیم نمودیم در جهت تربیت کودک و نوجوان مورد تبیین و تحلیل قرار داد. به بیان دیگر، روش ها و شیوه های آموزش مسائل دینی در کودکان و نوجوانان بر اصولی استوار است که با بکارگیری این اصول در فضای مسجد مجازی، می توان اصول تربیتی را در وجود کودک و نوجوان نهادینه ساخت. این اصول و ویژگی ها از این قرارند:

1-1. اصل زمینه سازی و آموزش تدریجی مسائل دینی: در بین متخصصان تعلیم و تربیت در مورد نقطة شروع پرورش مذهبی و آموزش برنامه های معنوی و تعلیمات دینی، دو نظر متفاوت دیده می شود. گروهی معتقدند کودک و نوجوان تا به حدّ بلوغ و رشد نرسد، استعداد درک آموزش های دینی را ندارد و نباید تحت تربیت دینی قرار گیرد؛ گروه دیگری عقیده دارند که کودک و نوجوان نیز لیاقت و استعداد آن را دارند که تحت تربیت دینی قرار گیرند و مربیان می توانند مطالب دینی را ساده و قابل فهم نمایند و به کودکان تلقین کنند. (کریمی نیا، 1386، ص 212) اسلام در این باره دیدگاه های متقن و دقیقی ارائه کرده است. بر اساس نظر شرع مقدّس اسلام، کودکان تا به سن بلوغ نرسند، تکلیفی متوجه آنان نیست؛

اما هنگامی که به سن تکلیف می رسند و با مجموعة تکالیف شرعی مواجه می شوند، در صورت نداشتن آشنایی و آمادگی پیشین، پذیرش و انجام تکالیف دینی برای آنان دشوار می باشد. درست است که پسر بعد از پانزده سال و دختر بعد از نه سال به تکلیف می رسند و قبل از آن تکلیفی ندارند؛ اما انجام تکالیف دینی را نمی توان تا سن بلوغ به تأخیر انداخت. باید انسان از کودکی به انجام عبادات و تکالیف دینی عادت کند تا در سن بلوغ به آن ها رغبت داشته باشد. (امینی 1385، 156)

«بچه ها را از کوچکی باید به نماز تمرین داد. دستور رسیده است که به بچه از هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید. البته بچة هفت ساله نمی تواند نماز صحیح بخواند؛ ولی صورت نماز را می تواند بخواند. از هفت سالگی می تواند به نماز عادت کند؛ چه پسر و چه دختر؛ یعنی همان اولی که بچه به دبستان می رود، باید نماز را در دبستان به او یاد بدهند؛ در خانواده هم باید به او یاد بدهند.» (مطهری، 1373، 100)

بر همین اساس، در واقع یکی از اصول تربیتی در تربیت دینی، اصل «زمینه سازی» و ایجاد آمادگی در کودکان از نظر روحی، روانی و عاطفی نسبت به مسائل دینی است؛ چرا که زمینه های گرایش به فضائل معنوی و اخلاقی در مقطع نوجوانی و جوانی ایجاد می شود. برای زمینه سازی اعمال عبادی در کودکان، باید تمهیداتی فراهم شود. (1)هم چنین باید زمینه ای فراهم شود تا حس و رغبت کودکان نسبت به تکالیف عبادی، به انگیزه و خواست درونی تبدیل شود و این علاقه از درون بجوشد، و لازمة این امر آشنا ساختن کودک و نوجوان با فضای عبادی است. از آن جا که پیش تر بیان شد که اکثر نوجوانان، اوقات خود را در فضای مجازی می گذرانند، می توان ساز و کاری اندیشید تا این زمینه سازی، از طریق آشنا ساختن آن ها با سازو کارهای مسجد در فضای مجازی صورت پذیرد. عادت دادن و آموزش کودکان و نوجوانان به مسائل عبادی و اخلاقی، می تواند به نحو مؤثری از طریق فضای مسجد مجازی به تدریج حاصل شود. با قرار گرفتن در این فضای معنوی، به صورت ناخودآگاه، رفتارها و آموزه های اخلاقی در وجود آن ها نهادینه می شود.

2-1. اصل فطری بودن مسائل دینی: نیاز به پرستش و نیایش یکی از نیازهای اساسی و


1) به همین جهت، مستحب است هنگام تولد در گوش نوزاد، نوای ملکوتی اذان و اقامه نواخته شود. شاید این بدان علت باشد که این عمل آثار روانی و تربیتی بسیار مفیدی را در کودک به جای می گذارد، گرایش فطری كودك را به خدا و پرستش رشد می دهد و نخستین بذر نماز را در دل کودک می کارد. (علی نقی فقیهی، شیوه های ترغیب و جذب به نماز، تهران، مؤسسه مهرتابان، چاپ 1، 1384، 30.)

عمیق است که در عمق روان بشر وجود دارد. در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده است که پرستش جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که این میل و روح پرستش در مسیر صحیحی قرار گرفته و به خدا پرستی ختم می شود، اما گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون مانند سنگ و چوب، ماه، خورشید و... مورد پرستش قرار گرفته و یا به بی دینی منجر شده است.

«یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلّیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود انسان ها حس نیایش و پرستش است. مطالعة آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان، هر جا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست شکل کار و شخص معبود متفاوت شده است.» (مطهری 1387، 21)

لازمة پرورش این استعداد فطری و جلوگیری از انحراف آن، فراهم ساختن شرایطی است که متناسب با این استعداد فطری باشد. از آن جا که پیش تر بیان شد که اکثر نوجوانان، اوقات خود را در فضای مجازی می گذرانند، مسجد مجازی به جهت این که برخوردار از سازو کارهای مسجد واقعی است و نیز به گونه ای جذّاب و متناسب با طبیعت زیبایی پسند انسان ها طراحی شده است، می تواند در جهت پرورش فطرت پاک، نقش قابل توجّهی داشته باشد و اتّفاقاً اگر کودک و نوجوان در این فضا قرار نگیرد، بیش تر اوقات خود را به صورت بی هدف، در سایت های مستهجن خواهد گذراند که در آن ها مسائل غیر اخلاقی در قالب تبلیغات، فیلم و حتّی بازی های رایانه ای برای کودکان و نوجوانانی که قدرت تشخیص و تمایز آن را ندارند، فراهم است. امروزه که نوجوانان، بیش تر اوقات خود را با بازی های رایانه ای و پرسه زدن در فضای مجازی می گذرانند، اگر مشاهده می شود که گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی از جمله نماز، رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، به جهت مذهبی نبودن فضای مجازی است که فطرت کودک را از مسیر خود منحرف کرده است.

3-1. اصل اختیاری بودن مسائل دینی: انسان به اقتضای فطرت الهی خود و به دلیل آن که موجودی چند بُعدی است و به اعتبار کرامتی که خداوند برای او مقرّر نموده، موجودی است مختار و کرامت خویش را می تواند با اختیار خود کسب نماید. در واقع، از دیدگاه اسلام، انسان موجودی است که دارای میل ها و جاذبه های معنوی است که سایر موجودات فاقد آن می باشند. انسان قادر است در برابر میل های درونی خود ایستادگی کند و فرمان آن ها را اجرا نکند یا به بعضی از آن ها پاسخ گوید و بعضی دیگر را مهار نماید یا از آن ها در جهتی خاص

استفاده کند. در قرآن و منابع تعلیم و تربیت اسلامی، دلایل متعددی وجود دارد که دالّ بر آزادی و اختیار انسان است. (1)

بر اساس این اصل، نباید هیچگاه کودکان و نوجوانان را مجبور به دین داری کرد بلکه همواره باید فضایی را برای او فراهم ساخت تا خود او با قرار گرفتن در آن فضا بتواند مسیر خود را انتخاب کند. فضای مسجد اعم از واقعی و مجازی، بهترین فضایی است که زمینه ای را فراهم می سازد تا فرد مسیر دین را انتخاب کرده و اعتقادی درونی یابد؛ اعتقادی که نه برای جلب منفعت، نه به دلیل ترس از اجبار بلکه بر مبنای تناسب با روح و فطرت الهی انسان است. وقتی نوجوان مجبور به دین داری نشود و دین به نحو منطقی و در شرایط و فضای مناسب به او عرضه گردد، هر چند با یک تفکر انتزاعی و در فضایی مجازی به این درک دینی رسیده باشد، دلایل قابل دفاعی را، هر چند در حد توان ذهنیِ خود برای اعتقادات مهیّا خواهد ساخت و دین یا مذهبی را خواهد پذیرفت که نه وراثتی و ریاکارانه، بلکه خالصانه و از روی رغبت خواهد بود. از این رو، اگر والدین می خواهند فرزندان آن ها نماز خوان و معتقد بار آیند، باید سعی کنند که در دوران کودکی، آن ها را با فضای مذهبی مأنوس سازند و یکی از فضاهای مذهبی مهم و پرکاربرد، مسجد مجازی است. حضور پررنگ نوجوانان در فضای مجازی اقتضاء می کند تا تدبیری هم سنخ با فضای مجازی در این راستا اندیشیده شود و به نظر می رسد که مسجد مجازی و نیز بازی های رایانه ای هدفمند، بهترین گزینه در این رابطه هستند که می توانند کاربران بی هدف در فضای مجازی را با استفاده از جذابیّت های خود، به فضای دینی سوق دهند.

4-1. اصل مشاهده و تجربه محسَّنات مسجد: اسلام به مشاهده و تجربه اهمیّت فراوانی می دهد؛ زیرا مشاهده، تجربه، تفکر و تعلیم، و سایلی هستند که به انسان قدرت تشخیص می دهند. کودکان اولین و بهترین درس دین داری و ارتباط معنوی با خدا را در محیط مذهبی از طریق مشاهده و تجربه به ارث می برند. این مشاهده و تجربه، می تواند در فضای واقعی حاصل شود؛ به این شکل که حضور کودکان در اماکن و برنامه های مذهبی، به ویژه نماز جماعت، آنان را به حضور در مسجد و اقامه نماز ترغیب می کند. مشاهده و تجربه هم چنین می تواند در فضای مجازی نیز واقع شود؛ به این شکل که اعمال عبادی و دینی از طریق


1) از جمله بیان شریف قرآن که فرمود: إِنّا هَديناهُ السَّبيلَ اِمّا شاكراً و إمّا كَفوراً (انسان/ 3)؛ ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم؛ یا شکرگزار خواهد بود یا کفران خواهد ورزید.

مسجد مجازی به نوجوانانی که بیش تر اوقات خود را با سرگرمی از طریق بازی های رایانه ای و... در فضای مجازی می گذرانند عرضه شود تا از این طریق، معنویت را در فضای مسجد تجربه و مشاهده نمایند. قرار گرفتن کودکان و نوجوانان در محیط و فضای مسجد [اعم از واقعی و مجازی] مشوّق کودک و نوجوان به اعمال عبادی خواهد بود و زمینة گرایش به اعمال عبادی در او به صورت آگاهانه شکل می گیرد. (مطهری، 1373، 100) در واقع هر چه میزان شرکت کودک و فعالیت های او در این محیط بیش تر باشد، به نگرش های دینی والاتری دست خواهد یافت. نکته جالب دیگر در این زمینه آن است که میزان علاقه مندی کودک به این محیط مقدّس نیز با میزان شرکت او و ارتباط و فعالیتش در این محیط، رابطة مستقیم دارد. (باهنر، 1387، 122)

5-1. اصل بصیرت دهی از طریق گفتگو در فضای مجازی: در دوران نوجوانی، سؤالات زیادی از جمله در رابطه با مسائل اعتقادی و ماورائی در ذهن وجود دارد. نوجوان همواره به دنبال این است که بداند از کجا آمده و به کجا خواهد رفت؟ او در خود احساس نیاز به پرستش و ارتباط با یک نیروی مطلق می کند؛ چرا که حس پرستش در فطرت او قرار دارد. (مطهری، 1373، 100) با این حال، پرسش هایی مانند این که فلسفه و هدف این اعمال و عبادت چیست؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید به این شیوه نماز بخوانیم؟ فلسفة روزه چیست؟ همواره ذهن او را به خود مشغول ساخته است.

از طرفی، به جهت این که فاصلة جوانان و نوجوانان با مساجد کم بوده و غالب اوقات خود را در اینترنت و فضای مجازی می گذرانند، آن ها تلاش می کنند تا پاسخ این سؤالات را در فضای مجازی بیابند و این جاست که اگر تمهیدات لازم توسّط مبلّغان دین و متولیان مسجد در فضای مجازی اندیشیده نشده باشد، نوجوان با پاسخ های انحرافی مواجه و گمراه خواهد شد. اگر فضایی برای او فراهم نشده باشد تا او را با فلسفة این امور آشنا کند، ممکن است در او نسبت به اعمال عبادی حالت بی رغبتی حاصل شود و چه بسا به تدریج اصل عمل را کنار بگذارد. در واقع به جرأت می توان گفت یکی از علل ترک یا استخفاف نماز، بی اطلاعی نوجوانان و جوانان از فلسفة عبادات است؛ اما اگر انجام اعمال عبادی در دورة دوم و سومّ کودکی و نوجوانی بر اساس شناخت صورت گیرد، و با ایجاد بصیرت دینی، رفتار از حالت تقلیدی به حالت نگرش همراه با آگاهی تبدیل شود، او هرگز آن عمل را در مراحل بعدی ترک نخواهد کرد.

پس ضروری است ضمن این که تکالیف عبادی را به طور ساده و با زبان کودکانه به کودکان و نوجوانان انتقال دهیم، متناسب با رشد فکری و ظرفیت درک متربّی، فلسفة اعمال و تعلیمات عبادی را نیز برای او بیان کنیم تا بر اساس شناخت و اُنس، به اعمال عبادی روی آورد. این مهم را، محتوای مسجد مجازی در اختیار کودک و نوجوان قرار خواهد داد. فضای مهیّا شده در مسجد مجازی می تواند برای محققان کنجکاو که دنبال حقیقت هستند، این امکان را فراهم سازد تا در حداقل زمان ممکن به اطلاعات مورد نیاز خود برسند و برای سؤالات خود پاسخی مناسب در یابند. در این فضا، تعامل بین کاربر و مبلّغ دین که در قالب منبر مجازی فعّالیت می کند، امکان گفتگو را بین آن ها فراهم می سازد. یک مبلّغ متخصّص، به راحتی پاسخ های قانع کننده ای را به کاربر خواهد داد و از آن جا که کاربر پاسخ های خود را در یک تعامل فکریِ دو طرفه و در فضای گفتگو دریافت نموده است، طبعاً از روی انتخاب و بصیرت تن به پذیرش آن پاسخ خواهد داد و برای همیشه در وجود او باقی خواهد ماند. در واقع آن چه موجب حصول معرفت واقعی دینی می شود، تنها آموزش های نظری معارف دینی نیست؛ بلکه باید آموزش دینی به همراه پرورش حس دینی و به تعبیر دیگر، ایجاد بصیرت معنوی و درونی سازی معارف دینی باشد، تا در نتیجه اعتقاد و علاقة قلبی به دین و تکالیف آن در وجود متربی نهادینه شود. اگر بر اساس اصل بصیرت دهی، احساسات مذهبی در کودک پرورش یابد و مورد تشویق قرار گیرد، او در مراحل بعدی یک فرد معتقد، متعبّد و مؤمن خواهد بود و مهارت های سه گانة گرایش به معنویت، کسب معنویت و تقویت معنویت، با بهره گیری از فضای علمی، در او تحقق خواهد یافت. (کشانی 1388، 126) به همین جهت، در دین اسلام، تأکید فراوان بر این مطلب می شود که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کنیم که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت نماییم و از مبلّغین متخصص در جهت ایجاد فضای گفتگوی صمیمانه در فضای مجازی، کمک بگیریم. باید توجه داشته باشیم که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه و آموزش های نظریِ صرف، مقاومت می کند. (کاظمی، 1377، 87)

6-1. اصل برخورداری از سواد رسانه: سواد رسانه ای امری ضروری برای افراد، و به خصوص جوانان و دانش آموزان در جوامع معاصر است، زیرا بخش زیادی از اوقات خود را در اینترنت می گذراند و رسانه ها تأثیری قدرتمند بر زندگی آن ها دارند. جیمز پاتر می گوید

«سواد رسانه ای چشم اندازی است که با آن، ما خود را در معرض رسانه ها قرار می دهیم و معنای پیامی را که با آن مواجه می شویم، تفسیر می کنیم». (داویس، 1999، 8) دی کیارا سواد رسانه ای را «توانا شدن برای فهم زبان رسانه ها» می داند (دکیارا، 2002) و زیل که از دیگر متخّصان در این زمینه است، سواد رسانه ای را فهم ساختار و کارکرد پیام های رسانه ای و سازمان هایی که آن ها را ایجاد می کند می داند. (زیل، 1998، 10)

مفهوم سواد رسانه ای مبتنی بر این مفروض است که در معرض فضای مجازی بودن، آثاری را بر مخاطب می گذارد که آن آثار را می توان تغییر داد، از آن ها پرهیز کرد یا با انگاره ها یا برنامه های آموزشی و تربیتی متنوع آن ها را به سوی اهداف بهتر و خلّاقانه تر سوق داد.

از آن جا که فاصلة جوانان و نوجوانان با مساجد و فضاهای مذهبی کم بوده و غالب اوقات خود را بی هدف در اینترنت و فضای مجازی می گذرانند، طبعاً از آسیب های فضای مجازی آگاه نبوده و پس از مدّتی انحرافات تربیتی در آن ها بروز خواهد یافت. از این رو، باید چاره ای اندیشید و به نظر می رسد مسجد مجازی، به عنوان یک فضای قابل اعتماد می تواند در بطنِ فضای مجازی، راه کاری برای ایجاد سواد رسانه ای در نوجوانان و نیز والدین آن ها محسوب شود و از طریق آن، می توان سواد رسانه ای لازم را در کاربران ایجاد نمود تا از آثار مخرّب فضای مجازی جلوگیری شود. نقش مبلّغان آگاه در ایجاد منابر مجازی و ارتباط یافتن با کاربران اینترنت و قرار دادن آن ها در فضای گفتگوی دوجانبه، می تواند نقش قابل توجّهی در برملا ساختن ایدئولوژی های نهفته در محتوای نمادین رسانه ها داشته باشد. این امر، هوشیار شدن افراد نسبت به آسیب های اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی را در پی خواهد داشت و باعث امنیّت آن ها در فضای مجازی و در نتیجه قرار گرفتن در مسیر صحیح تربیتی، خواهد شد. در این صورت، به جهت برخوردار بودن نوجوانان از سواد رسانه ای لازم، و نیز با توجّه به این اصل که کاربران بیش تر به دنبال آن نوع استفاده از اینترنت هستند که بیش ترین خشنودی را برای آن ها داشته باشد، (مک کوائیل، 1380، 47) در صورت وجود فضای مناسب مذهبی با محتوای دقیق و متقن، کاربر به سوی دیگر فضاها نخواهد رفت و در عین این که همواره اوقات خود را در فضای مجازی می گذراند، در مسیر تربیت درست قرار خواهد گرفت.

2. منبر مجازی و شکوفایی احساس مذهبي كودكان و نوجوانان

در بخش اوّل بیان شد که یکی از ظرفیت های مناسب در فضای مسجد مجازی، ایجاد

منبر مجازی است که از طریق آن، مبلّغ دینی، محتوا و اطلاعات متناسب با محیط های مختلف فضای مجازی را در قالب منبر مجازی و سخنرانی اینترنتی و یا تنها با یک کلیک و ارسال پیام از طریق پست الکترونیکی هم زمان در اختیار مخاطبان و کاربران مختلف قرار می دهد. در واقع، نمود مسجد مجازی در فضایی محدودتر، منابر مجازی هستند. منبر، از جمله نهادهایی است که در کنار مسجد و از طریق آن، رفتارهای اخلاقی، معنوی و سیاسیِ جوانان، نوجوانان و حتی کودکان سازماندهی می شود. (لطیف پور، 1379، 156- 157) با پیشرفت تکنولوژی و در دسترس بودن اینترنت و فضای مجازی در خانواده ها و سایر اقشار جامعه، منبر مجازی، همان کارکرد خود نسبت به تربیت کودکان و نوجوانان در فضای واقعی را می تواند در فضای مجازی ایفاء کند.

از آن جا که فاصلة جوانان و نوجوانان با منبر در مساجد واقعی کم شده و غالب اوقات خود را در اینترنت و فضای مجازی می گذرانند، و نیز به جهت این که علاقه به کارهای نو و شیوه های جدید از تمایلات طبیعی جوانان و نوجوانان است، (فلسفی، 1348، 137) منابر مجازی می توانند عامل مؤثّری در جهت شکوفایی احساس مذهبی و اخلاقی آن ها واقع شود. در مرحلة بلوغ، تمایلات ایمانی و اخلاقی و نشو و نماهای مذهبی، در جوانان و نوجوانان زنده می شود و آن ها علاقه مند می گردند تا از علل و مفاهیم آن باخبر شوند. به عقیدة برخی از روان شناسان (استانلی هال)، این احساس ها در حدود شانزده سالگی پیدا می شود و برخی دیگر دوازده سالگی را سن آغاز آن ذکر کرده اند. (1)شکفته شدن این تمایلات اخلاقی، آنان را به سوی جست و جوی حق و پی بردن به حقیقت هدایت می کند و آنان را وا می دارد تا در این سن، به زهد و تقوا و عبادت روی آورند. آن ها تلاش می کنند تا درهای معرفت را به روی خود گشوده و فطریات نهفته شده را در خود بیدار سازند. جهش های عارفانه ای در آن ها پدید می آید و روابط انسان با خدا که برای آنان بی مفهوم بوده، در این سن مفهوم پیدا می کند. در این سن، آنان برای آن که در فراگرفتن اخلاق پسندیده و رشد شخصیت به خطا نروند و دچار سیئات اخلاقی نشوند، نیاز به مربیانی دارند که به صورت غیر مستقیم و البته گاهی نیز مستقیم آن ها را به خواسته هایشان برساند و از آن جا که بیش تر در فضای مجازی پرسه می زنند، تلاش می کنند تا مربّیان خود را در همین فضا بیابند. وظیفة مبلّغان دینی در این فضا این است که [با تأسیس منابر مجازی]، برنامة پرورش جوانان و نوجوانان را طوری


1) برای مطالعة بیش تر در این رابطه رک: (علی قائمی، شناخت، هدایت و تربیت نوجوانان، تهران، انتشارت امیری، 1363).

تنظیم نمایند که از طرفی، حاوی تمام ارزش های ایمانی و اخلاقی، علمی، عملی، جسمی، روانی، مادی و معنوی باشد و از طرف دیگر، کیفیت و کمیّت مواد برنامه را طوری اندازه گیری کنند که اجرای آن برای جوانان سنگین و طاقت فرسا نباشد، وجد و نشاط آنان را درهم نشکند و به نیرو و قدرتشان آسیب نرساند. (فلسفی، 1348، 46 - 48) جوانان و نوجوانانی که از برنامه های دینی و عملی بی نصیب مانده اند و جوانانی که مربی لایق در این زمینه ندارند، همواره در معرض انحراف های اخلاقی و بیماری های روانی قرار دارند و احساس های پرشور و حساب نشدة جوانی، آنان را به پرتگاه سقوط و تباهی سوق می دهد. در همین راستا، برخی از شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها، فیلم ها و سریال های تلویزیونی، فرار از خانه، روحیة استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نوجوانی، تنوع طلبی، عدم رعایت احترام نسبت به والدین، پرخاشگری نسبت به بزرگ ترها، ترویج فرهنگ فرزند سالاری و مادی گرایی و.. را ترویج می کنند که دامی برای کاربران و مخاطبانی است که از مربّیان و مبلّغان در فضای مجازی محرومند.

فضای مجازی این امکان را فراهم می سازد تا مربیان با خطابه های خود، یا از طریق منبرهای الکترونیکی و یا از طریق کرسی کلاس های علمی و فرهنگی در فضای وب، در فضایی مجازی و اتّفاقاً با مخاطبان سراسر جهان به شکوفا شدن حس اخلاقی و معنوی در وجود کاربران، که غالباً نوجوانانِ سرگردان در شبکه های اجتماعی هستند، کمک کنند و آن ها را به سوی سلامت فکر و اندیشه سوق دهد. (1)البته ادراۀ منبر مجازی، شرایط خاصی دارد که حتماً باید مورد ملاحظه واقع شود. مبلّغان دینی که مسئولیت منابر مجازی را بر عهده خواهند داشت، باید بدانند که اگر می خواهند حضور تبلیغی قوی در بین جوامع مختلف داشته باشند، می بایست ضمن یادگیری تکنولوژهای نوین، راه ها و روش های نوین ورود در عرصه فضای مجازی را به خوبی دانسته و بکار ببندند. مبلّغ در فضای مجازی اوّلاً باید متخصص و صاحب نظر باشد و به نحوی نباشد که در مورد یک مسئله چندین نظریه و جواب مطرح کند که این خود باعث بی محتوا کردن مسائل و بی رغبتی کاربران می شود. او باید بداند که


1) این شیوه ای موثّر در عرصه تبلیغ محسوب می شود و به نظر می رسد در صورتی که نگرش طلاب به تبلیغ اینترنتی متحوّل شود، شاهد رشد و شکوفایی هر چه بیش تر تعالیم دینی و تربیت اسلامی در فضای مجازی خواهیم بود و طلاب نیز می توانند سریع تر و آسان تر تبلیغات خود را به مردم و جویندگان تعالیم ناب دینی ارائه دهند. در همین راستا، ایجاد حوزه های علمیه و مدارس دینی مجازی، محیط مناسبی را در فضای مجازی ایجاد خواهد نمود تا مخاطبان و کاربران علاقمند به آشنایی بیش تر با مفاهیم؛ محتوا و اطلاعات دینی از سراسر دنیا به راحتی به آن ها دسترسی پیدا کنند.

اگر فرایند تربیت در قالب مراحل تحوّل روانی کودک و نوجوان، با تسریع بیش از حد همراه باشد، یادگیری مفاهیم و ارزش های اخلاقی- تربیتی ناپایدار خواهد بود تا حدی که کودک قادر به تعمیم اصول یاد گرفته شده به شرایط جدید و موقعیت های تازه نخواهد بود. (کریمی 1381، 181) ثانیاً برخوردار از اخلاق حرفه ای باشد؛ چرا که تربیت اینترنتی (مجازی) و توانایی در مدیریت منبر مجازی موفّق و مؤثّر، نیازمند برخورداری از اخلاق حرفه ای (1)است. علاوه بر این که مواردی چون، مخاطب شناسی (شناخت دقیق مخاطبان خاص و مخاطبان عام) و برنامه ریزی متناسب برای هر یک از آن ها، شناخت نیاز و خواسته های کاربران، به کارگیری روش هایی که از تأثیر گذاری بالا برخوردار هستند، شناخت اقتضائات زمانی، شناخت دقیق جغرافیای مکانی، زمان شناسی و... همه از مواردی هستند که برای داشتن یک منبر مجازی موفق باید مد نظر قرار داده شوند. علاوه بر این که برای گسترش دامنة کاربران و مخاطبان منبر مجازی در سطح جهان، ارائه مطالب و محتوای منبر به زبان های پرمخاطب (عربی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و...) نیز ضروری است که مبلّغ یا مربّی باید خود را بر آن ها مسلّط کند.


1) تعاريف متعددی از اخلاق حرفه ای ارائه شده است از جمله: اخلاق حرفه ای، به منزلة شاخه ای از دانش اخلاق به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و مسائل اخلاقی آن می پردازد و در تعریف حرفه، آن را فعالیت معینی می دانند که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیین شده همراه با اخلاق خاص است. (احد فرامرز قراملکی، اخلاق حرفه ای، ص .137)

د) راهکارهایی برای نهادینه ساختن مساجد مجازی

اشاره

اشاره

با توجه به اهمیّت ساز و کارهای مسجد و منبر در فضای مجازی، به هدف تربیت نوجوانان و جوانان که فاصلة آن ها تا حد قابل توجّهی با مساجد واقعی کم شده و غالب اوقات خود را در اینترنت و فضای مجازی می گذرانند، لازم است به برخی راه کارها جهت نهادینه شدن مساجد مجازی، جهت هموار شدن مسیر تربیت دینی در جامعه، اشاره شود:

1. تشکیل هسته های مختلف علمی، ورزشی و خبری، ویژه دانش آموختگان و دانش آموزان مسجدی: تشکیل این هسته ها در فضای مجازی برای ارتباط و تعامل بیش تر کاربران این حوزه با یکدیگر، باعث ارتقاء سطح دانش علمی، و علاقة بیش تر مخاطبان و کاربران فعّال حوزة مسجد به ورزش خواهد شد. در این صورت، ضمن فراهم سازی زمینة حضور نوجوانان و جوانان در فضای مسجد، می توان مقدمات هدایت هدفمند آن ها را فراهم ساخت. علاوه بر این که، می توان بستری برای ورود نوجوانان و جوانان در عرصة اطلاع رسانی و فعالیت در نشریات و مطبوعات فراهم ساخت. این امر آن ها را از گشت و گذار بی هدف در فضای مجازی باز داشته و باعث ایجاد نوعی حس فعّالیت مثبت در وجود آن ها می شود.
2. اهمیّت دادن به کتابخانه دیجیتالی مساجد: یکی از عرصه هایی که حضور نوجوانان و جوانان در آن پر رنگ می باشد، عرصة کتاب و کتابخوانی است. البته قبل از تشکیل این کتابخانه ضروری است برای دستیابی به نتایج مطلوب، شناخت کافی از سلیقه، ذوق و میزان علاقمندی نوجوانان نسبت به نوع کتاب و موضوعات مورد علاقه و... صورت پذیرد. برگزاری مسابقات کتابخوانی، همراه با تعیین سیر مطالعاتی هدفمند برای کاربران و آموزش کتاب سازی در فضای مجازی و دریافت کتاب های مورد علاقه از سایت های مشخص و...

نیز می تواند در تربیت نوجوانان و جوانان و آشنایی بیش تر آن ها با مفاهیم دینی و اقبال به مساجد مؤثّر باشد.

3. تأسیس شبکه های اجتماعی مجازی ویژه نوجوانان و جوانان با محوریت مسجد و با موضوعات اعتقادی: با بهره گیری از ارتباطات چندرسانه ایِ صوتی و تصویری و با بکارگیریِ محتوا و داده ها و اطلاعات جذاب و مورد علاقة نوجوانان، می توان از حضور آن ها را در شبکه های اجتماعی آسیب زا کاست و آن ها را به مشارکت فعال در شبکه های اجتماعی دینی سوق داد. از جملة این شبکه ها می توان به شبکة خودکنترلیِ صحت نماز اشاره کرد که از طریق آن می توان فرهنگ قرائت صحیح و اعمال درست نماز را در فضای مجازی بسط و گسترش داد. این امر، به ترویج فرهنگ نماز در بین نوجوانان کمک می کند. در این فضا، کاربر بدون حضور فیزیکیِ فرد دیگری، صحّت نماز خود را کنترل می نماید و دیگر مسئلة خجالت و ترس، برای او معنایی ندارد. همین راهکار در رابطه با آشنا ساختن نوجوانان با اصول دین، احکام، اعمال مناسکی و افعالی، آموزش صوت و لحن قرآن و... نیز مؤثّر است.
4. تأسيس «حسينية مجازي» يا «حسينية اينترنتی» با بهره گیری از هنر و معماری اصیل اسلامی: هنر و معماری اصیل اسلامی و ایرانی در طول تاریخ از جایگاه ویژه ای در بین جوامع اسلامی و حتی غیر اسلامی برخوردار بوده و ظرفیتی بسیار بالا برای بسط زمینه های جذب و جذابیت به اماکن مذهبی و اُنس بیش تر کاربران با پایگاههای ترویج دین را فراهم می سازد. علی رغم وجود این ظرفیت عظیم، متأسفانه نتوانسته ایم از این هنرهای زیبا و بسیار جذاب در جهت ارائه محتوا و اطلاعات دینی در فضای مجازی استفاده کنیم. ایجاد فضاهایی از جمله حسینیة اینترنتی و مراسم حج، با استفاده از این معماری سنّتی و دینی می تواند در جذب کاربران مؤثّر باشد به این شکل که قالب تارنما به گونه ای طراحی شود که با استفاده از کاشی کاری های مساجد و معماری اسلامی، و بکار گرفتن اشعار و جملات کلیدیِ اسلامی، فضای حسینیه و مسجد را تداعی کند. ایجاد چنین فضایی سبب می شود که کاربر فضای مجازی، احساس نزدیکی زیادی به فضای حسینة واقعی داشته باشد. چنین فضایی، در صورتی که با محتوای درست، مثلاً با ارائة جدول سخنرانی ها و جدول نوحه خوانی در تمام شب های اول تا سی ام با انواع سخنرانی، نوحه، مراسم عزاداری و فیلم از حرم ائمه علیهم السلام همراه باشد، یک حسینیة اینترنتی تمام و کمال خواهد بود و می تواند ضمن از بین بردن محدودیت های زمانی و مکانی، فرد را در هر مکانی با هر فاصله ای در جریان اعمال دینی

همان لحظه و زمان قرار دهد.

5. فراهم نمودن تمهیدات لازم جهت راه اندازی و گسترش برنامه وبلاگ سازی با موضوعات و محتوای مسجدی برای ترویج و بسط فرهنگ مسجد،

از دیگر موارد جهت نهادینه ساختن کارکردهای مسجد در فضای مجازی است. اعضاء هیئت امنای مساجد، می توانند انجمن وبلاگ نویسان متشکل از نوجوانان و جوانان فعّال را تشکیل دهند که در قالب های مختلف وبلاگ طراحی کنند. از جملة این قالب ها، می توان به وبلاگ های پرسش و پاسخ و رفع شبهات و وبلاگ های شخصیت محور اشاره نمود. در وبلاگ های پرسش و پاسخ و رفع شبهات، نویسندگان برای موفقیت باید ابتدا شناسایی کنند که مخاطب بیش تر در چه موضوعاتی دچار شبهه و اشکال است و در مرحله بعد با استدلال و استنتاج، سعی در روشن کردن موضوع نمایند. در وبلاگ های شخصیت محور نیز، به هدف الگوپذیری کاربران، باید عالمان و اشخاص متدیّن و مقدس شناسایی شده و اطلاعات وسیعی از آنان را در قالب وبلاگ ارائه کرد تا جوانان و نوجوانان از آن ها الگوگیری نموده و در مسیر آنان قرار گیرند.

نتیجه گیری

پس از بررسی و تحلیل نقش سایبر و فضای مجازی در تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان، از مجموع مباحث این گونه بدست می آید که امروزه به دلیل سلطة سایبر و فضای مجازی، فاصلة جوانان و نوجوانان با مساجد، کم شده و غالب اوقات خود را، بی هدف در اینترنت و فضای مجازی می گذرانند. این امر باعث شده تا آن ها غالباً در فضای مجازی به دنبال پاسخ به سؤالات و ابهامات خود باشند. این مسئله، نشان دهندة ضرورت توجّه به منبرهای مجازی و ایجاد سازو کارهای مسجد در فضای مجازی جهت ارئة بخشی از سازو کارهای مسجد واقعی است که امکان عرضه در عرصة سایبر را دارد. بر این اساس، اگر تمهیدات لازم توسّط مبلّغان دین و متولّیان مسجد در فضای مجازی اندیشیده شود، مساجد مجازی و یا به تعبیری دقیق تر، ساز و کارهای مسجد در فضای مجازی، به مقدمه ای برای ورود نوجوانان و نسل آینده به مساجد واقعی خواهد بود و در حد قابل توجّهی، زمینة تربیت دینی و اسلامی آن ها را فراهم خواهد ساخت.

اصول مورد نظر در تربیت دینی کودکان و نوجوانان نشان می دهد که مسجد، مکانی فقط برای انجام مناسک دینی نیست بلکه عاملی است که هویّت افراد در آن شکل می گیرد. با اهمیّت قائل شدن به مساجد مجازی، در زمانی که کودکان و نوجوانان از مسجد فاصله گرفته اند و بخش عظیمی از اوقات خود را در فضای مجازی می گذرانند، می توان زمینه ای فراهم ساخت تا آن ها با هویّتی دینی و اسلامی تربیت شوند. بر اساس اصول تربیت دینی کودکان و نوجوانان از جمله اصل بصیرت دهی، اصل مشاهده و تجربه، اصل اختیاری بودن و نیز فطری بودن مسائل دینی، و اصل لزوم برخورداری از سواد رسانه، مساجد مجازی زمینه ای را فراهم خواهند ساخت تا احساسات مذهبی در کودک پرورش یافته و به فردی معتقد، متعبّد و مؤمن تبدیل شود. مسجد مجازی به جهت این که برخوردار از سازو کارهای مسجد واقعی بوده و متناسب با طبیعت زیبایی پسند انسان طراحی شده، می تواند در جهت پرورش فطرت پاکِ کودکان و نوجوانان، نقش قابل توجّهی داشته باشد. مسجد مجازی، در واقع مهم ترین راه ارضاء نیازهای معنوی در آن سوی مرزها از طریق معنویت شیعی بوده و پلی است برای کاربران اینترنتیِ سرگشته در دامان مدرنیته و گرفتار در میان معنویت های کاذب، تا از طریق آن بتواند خود را به معارف اصیل اسلام برساند.

از این رو، بر نهادهای متولی مساجد لازم است تا با استفاده از محیط سایبر و فضای مجازی به عنوان یک عرصه تبلیغی و اطلاع رسانی، راه کاری بیندیشند تا فرزندان و کودکان از فضای مذهبی دور نشوند. بر کانون های فرهنگی، متولّیان مساجد و ائمّة جماعات، لازم است تا علاوه بر رهبری و مدیرت منابر و مساجد واقعی، مفاهیم دینی و برنامه های مربوط به مسجد را در اینترنت و فضاهای مجازی نیز به نمایش بگذارند و یا در قالب بازی رایانه ای یا هر قالب دیگری به جامعه عرضه کنند. تشکیل اتاق های فکر قرآنی و دینی در فضای مجازی با عضویت نوجوانان فعّال، برگزاری مسابقات وبلاگ نویسی با موضوع مسجد مجازی، فراخوان مسابقه وبلاگ نویسی با عناوین دینی، و پخش برنامه های مساجِد مؤثر در فضای مجازی، از مهم ترین راه کارها در جهت نهادینه ساختن مساجد مجازی و هدایت جوانان به فضای مجازی است که نهادهای فرهنگی باید بدان ها توجّه داشته باشند. طبیعی است که اگر نوجوانِ امروزی که بخش زیادی از وقت خود را با گردش بی هدف در فضای مجازی و سرگرم شدن با بازی های رایانه ای می گذراند، در این فضای تربیتی قرار نگیرد، بیش تر اوقات خود را در سایت های مستهجن و فضاهای نامناسب خواهد گذراند که عامل انحرافات اخلاقی است.

منابع و مآخذ

قرآن کریم.

1.

ابن منظور، جمال الدّین ابوالفضل، لسان العرب، ج3، مجلّدات، الطبعة الأولى، بيروت، دار إحياء التراث العربی، 1405ق.

2.

اتکسیون، ریتا ال و هیلگارد، ارنست، زمینه روانشناسی، ج1، ترجمة محمّد نقی براهنی و دیگران، تهران، رشد، 1371.

3.

اخگر، محمد، زن و رسانه، ماهنامه اطلاعات حکمت و فلسفه، موسسه اطلاعات، شماره 40، تیرماه 1388.

4.

استیون، وایت، خرد، عدالت و نوگرایی، نوشته های اخیر یورگن هابرماس، ترجمه محمد حریری اکبری، تهران، نشر قطره، 1380.

5.

الویری، محسن، مسجد، فصلنامه علمی نامه صادق، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، شماره 31، 1386.

6.

امینی، ابراهیم، تربیت، قم، بوستان کتاب، ج 2، 1385.

7.

باهنر، ناصر، آموزش مفاهیم دینی همگام با روان شناسی رشد، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چ9، 1387.

8.

پستمن، نیل، زوال دوران کودکی، ترجمه صادق طباطبایی تهران، انتشارات اطلاعات، 1378.

9.

جهانگیری سهروردی، یحیی، مسجد مجازی، (به همّت دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد)، قم، انتشارات نينوا، 1388.

10.

حسام الدين هندی، علاء الدین، کنز العمال في سنن الاقوال و الافعال ، ج 5، بیروت، نشر مؤسسه الرساله، 1413ق.

11.

حسینی انجدانی، مریم و دیگران، نقش رسانه ها در رشد هویّت ملّی نوجوانان شهر تهران، فصلنامه پژوهش های ارتباطی، شماره 2. پیاپی 85، 1388)

12.

حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج9، تهران، مؤسسه فرهنگی آرایه، 1385.

13.

داوودی، محمد، سیره تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام، ج2، تربیت دینی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، چ 1، 1383.

14.

درانی، کمال، استفاده از رسانه های گروهی نزد دانش آموزان دورة راهنمایی و متوسّط شهر تهران در رسانه های تصویری، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، دورة جدید، سال چهارم، شماره 2، 1381.

15.

دفلور ملوین، ای دنیس اورت، شناخت ارتباطات جمعی، ترجمة سیروس مرادی، تهران، دانشکدة صدا و سیما، 1383.

16.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، الطبعة الاولى، قم، مكتبة نشر الكتب، 1404ق.

17.

رشیدپور، حمید، تربیت دینی و اخلاقی، نشریة پیوند، سازمان مدارس غیر دولتی، توسعه مشارکت های مردمی و خانواده، شماره 24، 1384.

18.

زبیدی، محب الدین و حسینی، سید محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 5، تصحیح و تحقیق علی شیری، بیروت- لبنان، دار الفكر للطباعه و النشر، 1414ق.

19.

شیخاوندی، داور، جامعه شناسی انحرافات آسیب شناسی جامعه، تهران، نشر مرندیز، سال 1373.

20.

غمامی، سید محمد مهدی، خطر سایبر برای کودکان، ماهنامه اصلاح و تربیت، سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، شماره 37، فروردین ماه 1384.

21.

فقیهی، علی نقی، شیوه های ترغیب و جذب به نماز، تهران، مؤسسة مهرتابان، ج1، 1384.

22.

فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی؛ جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، هیئت نشر معارف اسلامی، 1348.

23.

قائمی، علی، شناخت، هدایت و تربیت نوجوانان، تهران، انتشارت امیری، 1363.

24.

قراملکی، احد فرامرز، اخلاق حرفه ای، تهران، احد فرامرز قراملکی، 1382.

25.

کاظمی، یحیی، آموزش و پرورش از خردسالی تا جوانی، مشهد، شرکت به نشر، 1377.

26.

کریمی، عبدالعظیم، تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه ای، تهران، سازمان انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، 1381.

27.

کریمی نیا، محمد علی، الگوی های تربیت اجتماعی، قم، پیام مهدی 4، چ 2، 1386.

28.

کشانی، مهدیه، برنامه درسی برای دست یابی به تربیت دینی، در مجموعه مقالات همایش تربیت دینی، قم، مؤسسه امام خمینی قدس سرة، چ 1، 1388.

29.

گربنر، جورج، خشونت و وحشت در رسانه ها ترجمه داوود جعفری، فصلنامه فرهنگ رسانه، 1385.

30.

لطف آبادی، حسین، روان شناسی رشد 2؛ نوجوانی، جوانی و بزرگ سالی، تهران، سمت، 1380.

31.

لطیف پور، ید الله، فرهنگ سیاسی شیعه و انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.

32.

مجلسی، محمّد باقر، بحار الانوار، ج 83، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق.

33.

مددپور، محمد، دین و سینما، تهران، انتشارات سوره مهر، 1388.

34.

مطهری، مرتضی، انسان در قرآن مقدمه ای برجهان بینی اسلامی، تهران، انتشارت صدرا، 1387.

35.

مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، تهران، صدرا، چ 14، 1373.

36.

معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج 3، تهران، امیرکبیر، 1388.

37.

مککوایل، دنیس، مخاطب شناسی، ترجمه مهدی منتظر قائم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای، 1380.

38.

نوری، محدّث، مستدرک الوسائل، ج 14، قم، نشر آل بیت، 1408ق.

39.

.Arpna Seth, The Internet, Addiction or Hobby? Active Karma Ventures Pvt. Ltd, 2003

40.

.FrancisJDavis,MediaLiteracy ،fromActivismtoExploration ,Background paper for the National Leadership conference on media Literacy, 1992

41.

.Jeri Samson., and Beth Keen, Internet Addiction, Webmaster@ notmykid.Org, 2005

42.

.Karen Zill, Media literacy , Television meets the internet, March /April, volume 1998,9

43.

.Pat Bullen., Niki Harré, The Internet، It's Effects on Fatety and Behaviour Implications for Adolescents, Department of Psychology, University of Auckland, November, 2000

44.

.Tina Dechiara, Teaching Basic Concepts of Mass Communication with the Brain in Mind, An Enriched Approach to Introducing Media Literacy at the Middle Level, 2001

45.

.Tori DeAngelis, Is internet addiction real? Monitor on Psychology, Volume 31,No. 4,April, 2005

طرح صالحین، دستاوردها و پیشنهادها/ روح الله حریزاوی

اشاره

*طرح صالحین، دستاوردها و پیشنهادها/ روح الله حریزاوی (1)

اشاره


1) دانش آموخته و مدرس حوزه علمیه قم. Email:r.harzavi1357@gmail.com

چکیده

اشاره

طرح صالحین به عنوان یکی از طرح های گستردة فرهنگی- تربیتیِ اجرا شده در ظرف مساجد کشور، بخش عظیمی از نیروهای دغدغه مندِ انقلابی و روحانیون آگاه را سازماندهی نموده است. ابتکارات ساختاری، روشی و محتوایی در مقولة تعلیم و تربیت و توفیقات کسب شده در جهت گفتمان سازی و زمینه سازی برای کادر سازی نیروهای انقلابی از یک سو و موانع، ناکامی ها و کارشکنی ها از سوی دیگر؛ ضرورت کاوش و علّت یابی در اطراف این حرکت عظیم فرهنگی را دو چندان می نماید. این مقاله درصدد است ضمن شناسایی نقاط قوّت این طرح توصیه هایی در جهت تقویت آن ارائه داده و با بیان نقاط ضعف آن، نکاتی در جهت رفع آن ارائه نماید.

کلیدواژه ها: صالحین، مسجد ،بسیج ،روحانیت ،تربیت ،نوجوان جوان جذب کادرسازی، انسان سازی.

مقدمه

اشاره

اشاره

إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ (توبه/ 18) بی شک اعمار مساجد به احداث ساختمان و گسترش بنای فیزیکی آن خلاصه نمی شود. آن چه آبادانی حقیقی مساجد خدا به شمار می رود، حیات معنوی، بالندگی و نشاط انسانی آن است. مسجد در فرهنگ اصیل اسلامی مرکز حکومت اسلامی و ملجأ تربیت مجاهدان راه خداست. به تعبیر امام خامنه ای دام ظله «مسجد هم مدرسه است هم دانشگاه هم مرکز تفکّر و تأمل است هم مرکز خلوص، مرکز ارتباط بنده و خداست، ارتباط زمین و آسمان است». (75/10/19) انقلاب اسلامی ایران به رهبری یک فقیه جامع الشرایط، زمینه را برای بازگشت به سنن اصیل اسلامی فراهم نمود. یکی از برنامه های اساسی اسلام تأسیس و تحکیم مراکز تربیت و سازماندهی نیروی انسانی سالک الی الله است. تاریخ انقلاب حاکی از آن است که در دورة تظاهرات و شکل گیری نهضت، مساجد با رهبری روحانیت نقش محوری داشته اند. در دورة جنگ تحمیلی نیز مساجد به عنوان مرکز رسیدگی به نیازهای عمومی مردم و به عنوان مرکز اعزام نیرو به جبهه ها نقش اساسی خود را ایفا نمودند. در انتخاب مسئولان خرد و کلان برای مناصب نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز همواره سابقه مسجدی مورد توجّه بوده است.

اما سؤال اصلی این جاست که در دهة هفتاد و به تعبیر دقیق تر با آغاز دورة تهاجم فرهنگی آیا مساجد نقش جدّی خود را در تربیت نسل جوان و کادر سربازان مجاهد مکتب روح الله ایفا نمودند؟ با نگاهی گذرا به تاریخ دهة شصت در می یابیم که در سال های پایانی جنگ تحمیلی نوعی سردی و افول در حرکت مساجد بوجود آمده است. پس از جنگ تحمیلی و

همزمان با افزایش ضربان سازندگی و اقتصاد گرایی، شاهد ارائة نظریاتی در دولت هستیم که با حفظ احترام و قداست مسجد، در جهت ایجاد مراکز هم عرض با مسجد مثل فرهنگ سرا و خانة جوان تلاش می کند. این تفکّر سکولار در دولت اصلاحات NGOها را به عنوان سازمان های مردم نهاد گسترش داد و هزاران نفر از جوانان را در این قالب دموکراتیک و بی روح غربی سازماندهی نمود و هر از گاهی نیز به نفع مقاصد سیاسی استفاده کرد.

در تمام این سال ها در گوشه و کنار کشور، دغدغه مندان اسلام و دلسوزان نظام سعی در حفظ نقش محوری مساجد در هدایت و تعالی نوجوانان و جوانان داشته اند و طرح صالحین یکی از ایده های موفق در این عرصه است. طرح صالحین رانه به عنوان یک طرح مصوّب در یک نهاد نظامی، که به عنوان یک برنامة فرهنگی پیشرو در تربیت و رشد نیروی انسانی کارآمد برای حفظ دین خدا و حکومت اسلامی باید شناخت. صالحین را نه بعنوان یک ابلاغ و دستور، که به عنوان یک جوشش و ابتکار فرهنگی از عمق دغدغه مندی و درد دین باید دانست. صالحین را نه به عنوان یک گل خانة حمایت شده، که به عنوان یک حرکت فی سبیل الله و کاملاً مردمی و جوشیده از قلب تپنده طلّاب و دانشجویان ولایی و انقلابی باید دید.

الف) تاریخچة صالحین

اشاره

اشاره

پس از پذیرفتن قطعنامة 598 و پایان جنگ تحمیلی، رکود خاصی در مراکز فرهنگی پیدا شد. جریان کلی کشور به سوی سازندگی و بازسازی اقتصادی رفت و بسیاری از رزمندگان در صدد تأمین معاش و رسیدگی به امور زندگی بر آمدند. پوشیده نیست که رکود نیروی انسانی در سال های پایانی دفاع مقدس به عنوان یکی از دغدغه های فرماندهان و متولّیان جهاد و دفاع در سال های بعد از جنگ نیز جای نگرانی داشت. در همان سال ها بود که رهبر معظم انقلاب مسئلة تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را مطرح نمودند: «کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می کند یک تهاجم فرهنگی، بلکه باید گفت یک شبیخون و یک قتل عام و غارت فرهنگی است.» (رهبر معظم انقلاب 71/4/22)

این مطالبة حضرت آقا را می توان به عنوان نقطة عطف یک حرکت خودجوش فرهنگی دانست. نگارنده معتقد است این طرح عظیم فرهنگی در پنج مرحلة اساسی شکل گرفت که هر کدام نقطة عطفی در تعالی و رشد آن به شمار می رود.

مرحلة اول:

تاریخ شفاهی خوزستان حاکی از آن است که در سال 1370 تعدادی از رزمندگان مسجدی اهواز که بعد از اتمام جنگ وارد وادی طلبگی شده بودند، طراحی و برنامه ریزی ویژه ای برای فعّالیت فرهنگی در عرصة کودک و نوجوان، را آغاز نمودند. عملکرد این گروه دغدغه مند، با اشراف حجت الاسلام و المسلمین پاکباز خاصیت ویژه ای داشت و آن انتخاب مسجد، به عنوان محور فعّالیت فرهنگی بود. مسجدی که هم ظرف حرکت بود و هم محتوای آن. این

حرکت ظرف مدت کوتاهی در این شهر گسترش یافت و طلّاب بسیجی بصورت خودجوش به عنوان امام جماعت یا مسئول واحد فرهنگی مساجد اهواز مشغول به کار شدند. این حرکت نوپای فرهنگی به مثابه هر حرکت نو مورد نقد فعّالان فرهنگی سنّتی قرار گرفت. مواردی چون مرید پروری و سطحی گرایی از مهم ترین ایرادات مخالفان بود. اما از آن جا که هدایت و رهبری این جریان توسط تعدادی طلبه زبده و خلّاق انجام می شد تا حدود زیادی از آفت ها پیشگیری شد و کار به سرعت توسعه پیدا کرد.

مرحلة دوم:

در سال 1379 و در اوج رخنة طبقه سکولار فرهنگی در قلب دولت وقت و همزمان با فعّالیت منسجم روزنامه های زنجیره ای که رهبر فرزانه انقلاب آنان را پایگاه دشمن نامید، جمعی از روحانیون مبتکر و خلّاق اهواز به فکر ملّی نمودن برنامة فرهنگی تربیتی مساجد خود افتادند. در همان سال و در تاریخ 79/2/17 رهبر معظم انقلاب در جلسه ای محرمانه فرماندهان وقت سپاه و بسیج را به یک طراحی نوین در عرصه فرهنگ و تربیت فراخواندند. در پی فرمان رهبر، مسئولان بسیج به سراغ طرح های موفّق فرهنگی رفتند و در همان سال طرح 300 صفحه ای منشور تشکیلات مسجد در عرض یک ماه بصورت شبانه روزی توسّط جمعی از طلّاب مسجد موسی بن جعفر علیه السلام اهواز تدوین و به تهران ارسال شد و پس از تأیید گروه 14 نفرة بازرسان بسیج مبنای شکل گیری طرح اسوه در بسیج قرار گرفت و به همین منظور حجّت الاسلام دسمى عازم تهران گردید و تصدّی این وظیفة خطیر را به عهده گرفت.

مرحلة سوم:

همزمان با تبیین طرح اسوه در تهران و استان ها در سال 1383، اهواز به عنوان مصدر این طرح، شاهد انجام آن در بیش از یکصد مسجد فعال در بستر حوزة علمیّه و تحت نظر نمایندة محترم ولی فقیه در استان خوزستان حضرت آیت الله موسوی جزایری بود. در این راستا جمعی از اساتید حوزه علمیّه با محوریت آیت الله فرحانی نماینده مرکز مدیریت حوزه های علمیّه، طرح پیوند حوزه و مسجد را تدوین و به عنوان طرح مسجدی با هویت حوزوی به دفتر مقام معظم رهبری دام ظله ارائه نمودند. پس از آن که مسئول دفتر مقام معظم رهبری دام ظله، مسئول ارتباطات

حوزوی دفتر معظم له و رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سرة با حضور در خوزستان جامعیت این طرح را تأیید نمودند، اتفاقی ماندگار در تاریخ حرکت فرهنگی مساجد اهواز رقم خورد و آن دیدار تاریخی 6000 جوان اهوازی با مراد خویش یعنی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای دام ظله بود.

رهبر فرزانة انقلاب در آن دیدار آکنده از شور و احساس، از خاطرات سال های جنگ یاد نمودند و به طلّاب، دانشجویان و دانش آموزان مسجدی و بسیجی خود فرمودند: «همین راه مبارک را ادامه دهید؛ راه ارتقای علمی و عملی نسل جوان.» شنیده ها حاکی از آن است که طرح پیوند حوزه و مسجد توسط معظم له مورد مطالعه و تحشیه قرار گرفته و فیلم مستند کادر سازی پیوست، توسط ایشان مشاهده شده است.

مرحلة چهارم:

در سال 1387 و پس از تغییرات در فرماندهی و ساختار تشکیلاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رویکرد جدید به مسائل فرهنگی و تربیتی در این نهاد مقدس انقلابی پدیدار شد. تولّد «طرح صالحین» و تأکید فرماندة کل سپاه و رئیس سازمان بسیج بر آن و قلمداد شدن آن به عنوان محوری ترین برنامة خود، تحوّلی بزرگ در این مجموعه بزرگ انقلابی بود. حلقه های تربیتی به عنوان مهم ترین رکن ساختار طرح صالحین و در قالب حرکت فرهنگی مساجد، مورد توجّه جدّی متولّیان بسیج قرار گرفت و موجب شد با سرعت و شدّت به سراسر پایگاه های مقاومت ابلاغ شود.

مرحلة پنجم:

مسئولان بسیج با ارائة گزارش به محضر مقام معظم رهبری دام ظله، پیوسته از ارشادات معظم له بهره می جستند، تا این که در سال 1390 و در پی عنایت و حمایت این رهبر فرزانه «شجره طیبه صالحین» شکل گرفت. علت اطلاق لفظ شجره (متخذ از پیام تاریخی حضرت امام خمینی رحمة الله) بر صالحین این بود که شبکة تربیتی صالحین به شبکة روحانیت کشور متصل گردید و یک تشکیلات هرمی را شکل داد. شنیده ها حاکی از آن است که رهبر فرزانة انقلاب ضمن تأکید بر تأسیس شبکة صالحین از بالا به پایین در سال 1391، اولویت را در دیدار سالانة هفته بسیج به دست اندرکاران و سرمربیان اختصاص دادند. معظم له در این دیدار که در تاریخ

7 محرم الحرام 1433 انجام شد فرمودند: «اصل تشکیل مجموعه های صالحین بر اساس همین دید به وجود آمد که از لحاظ معنوی، از لحاظ تربیتی و از لحاظ تعلیمی عمق بخشیده شود به فکر و به روحیه جوانان بسیجی ما در بخش های مختلف».

ب) ساختار شناسی صالحین

1. شجرة طیّبه صالحین چیست؟

برنامة اصلی طرح صالحین تشکیل یک گروه تربیتی 15 - 20 نفره در یک مسجد با محوریّت یک سرگروه بود. حال اگر سرگروه های چند مسجد تحت نظر یک مربّی قرار گیرند، حلقة جدیدی به نام حلقة سرگروه ها شکل می گیرد و اگر مربّیان یک منطقه یا یک شهر تحت نظر یک سرمربّی قرار گیرند، حلقة جدیدی بنام حلقة مربّیان شکل می گیرد و به همین منوال اگر سرمربّیان یک حلقه تشکیل دهند، استادی فرزانه اشراف بر حلقة سرمربّیان را بر عهده خواهد گرفت. در کتاب راهنمای سرگروه آمده است: «شجره طیّبه صالحین، نظام تربیتی، معرفتی و بصیرتی در سطوح مختلف سازمان بسیج مستضعفین است که با استفاده از ظرفیت های علمی و معنوی نظام اسلامی، موجبات ارتقای آحاد بسیجیان را در ابعاد مختلف فراهم می نماید.»

2. تعریف ماهیت ارکان شجرة صالحین:
1-2. حلقه تربیتی جمع محدودی از افراد هم سطح که به صورت هدفمند به وسیلة شرکت در جلسات تربیتی و ارتباط اثر بخش خارج از جلسات، با هدایت گری، کنترل و جهت بخشی سرگروه با مشارکت تمامی اعضای حلقه و هم افزایی مؤثّر، سیر مشخصی در عرصه های تربیتی، معرفتی و بصیرتی می گذرانند و مراتب رشد و تکامل خویش را با مطالعه، هم اندیشی، مشاوره و عمل صالح در ابعاد مختلف طی می نمایند.
2-2. سرگروه: فردی آگاه، دلسوز و آشنا به روش های تربیت اسلامی که مهارت های
اشاره

تشکیل و ادارۀ حلقة تربیتی را متناسب با متربیان دارا می باشد.

3-2. مربی: فردی با تجربه و مسلّط به روش های تربیت اسلامی که توانایی نظارت و قدرت رشد و تعالی حلقه های تربیتی با استفاده از ظرفیت سرگروه را دارا می باشد.
4-2. سرمربی: فردی فاضل، آگاه و مسلّط به اصول و روش های تربیت اسلامی است.
5-2. استاد: فردی اندیشمند و صاحب نظر در مبانی و اصول تربیت اسلامی است.

توضیح آن که در ساختار فعلی بسیج محلّات، اساتید غالباً مجتهد ي--ا قریب الاجتهادند و در حیطة استانی یا بسیج فعّالیت می کنند. سرمربّیان به عنوان عالمان دینی در حیطة شهرها و مربّیان در حیطة مناطق مختلف شهری فعّالیت می کنند.

6-2. مرکز تولید اندیشة بسیج: به منظور ایجاد هم گرایی فکری و هدایتی در قوة عاقلة صالحین و خصوصاً رسیدگی به عمق و تعالی اساتید و سرمربّیان، مرکزی به نام مرکز تولید اندیشه و پاسخ گویی به شبهات (مرکز تابش ولایت) در قم تأسیس گردید و مأموریت اصلی این مرکز تولید اندیشه و محتوای مورد نیاز حلقات و پاسخگویی به شبهات آحاد بسیجیان است، و 10 وظیفة مهم را بر عهده دارد. این مرکز که از سال 89 تأسیس شده است زیر نظر شورای عالی تعلیم و تربیت صالحین فعّالیت می نماید و رئیس آن با حکم رئیس سازمان بسیج منصوب گردیده است. شنیده ها حاکی از آن است که رهبر معظم انقلاب دام ظله عنایت خاصی به تأسیس و انتخاب رئیس این مرکز داشته اند.

ج) روش شناسی صالحین

اشاره

اشاره

آن چه صالحین را در محافل فرهنگی و مجموعه های تربیتی متمایز کرده است ابداع و تبیین روش های نوین تربیتی ملهم از انسان شناسی اسلامی است. حقیقت آن است که در طول سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی روش های سنّتی در تشکیلات های فرهنگی رایج بود و نیاز چندانی به نوآوری و فرآوری متدولوژی تربیتی احساس نمی شد که شاید بتوان علت آن را غلبة شعارهای انقلابی و عدم هجوم فرهنگی همه جانبة دشمن دانست. اما با شدت گرفتن تهاجم فرهنگی دشمن و از رونق افتادن برخی از سبک های کار فرهنگی نیاز به بازنگری در این روش ها ضرورت دو چندان یافت. نظریه پردازان صالحین با عنایت به مراحلی که انسان در دریافت و پردازش علم تا رسیدن به مرحلة عمل و تعمیق آن طی می کند، برنامة خاص تربیتی خود را پایه گذاری نمودند. در انسان شناسی اسلامی مراحل تبدیل علم به عمل از این قرار است:

دانش- بینش- نگرش- انگیزش-کنش-منش

توضیح آن که یک فاعل مختار و یک انسان عاقل ابتدا در خصوص یک پدیده کسب علم می نماید و سپس با تعمیق این علم، زمینة ایجاد باور و ایمان به آن معلومات را فراهم می آورد. ایمان که همان باور عمیق و دقیق است، مقدمة عمل است. بدین نحو که ذهن انسان با تأمل بر آن تصورات، آن ها را تبدیل به تصدیقات می کند. توجّه انسان به تصدیقات

موجب یافتن انگیزه برای عمل است و این همان اراده است. اراده و تصمیم باعث فرمان مغز به عضلات و صدور عمل است. نهایت آن که هر عمل و رفتاری که از انسان سر می زند در صورت تکرار و توجّه به مبدأ علمی، تبدیل به ملکه می شود که جزیی از شخصیت و منش انسان است.

مرحله اول: جذب

نخستین مرحلة تربیت، جذب است. اگر متولّیان امر تربیت سعی کنند مقدّمات فصل اختیاری را بر اساس آن چه گفته شد به درستی فراهم آورند، زمینه دین گریزی جوانان به حدّاقل خواهد رسید و موجبات اتصال آنان به معنویت فراهم خواهد شد. اگر در مرحلة اول تربیت سعی شود معلومات تبدیل به باور و ایمان شود و بجای تأکید بر افزایش اطلاعات (تعلیم) به تغییر رفتارها (به عنوان مقدّمۀ تربیت) توجّه شود، رشد انسان در مسیر فطری و حقیقی خود قرار خواهد گرفت. صالحین سعی دارد این گفتمان را جا بیندازد که اگر جوانان به درستی جذب نشوند، زمینة رشد و تعالی وی فراهم نخواهد شد. لازم به ذکر است که جذب با جذاب ملازمه دارد. یعنی لازم است یک رابطة دو طرفه میان مربّی و متربّی فراهم شود که متربّی به مربّی جذب شود و مربّی نیز متقابلاً زمینة مناسب و پذیرش لازم برای جذب شدن او را در خود فراهم آورد. این سخن حاکی از نوعی مطاوعه و اثر پذیری است که هم در خصوص مربّی و هم در خصوص متربّی صادق است.

از دیگر تأکیدات موجود در مباحث جذب، تفکیک میان نیروهای داوطلب و غیر داوطلب است. آن چه در محافل فرهنگی رایج است جذب نیروهای داوطلب است که راحت ترین نوع جذب است. نیروهای داوطلب با انگیزه های مختلف به عضویت مجموعه در می آیند و از باب «هر کسی از ظن خود شد یار من» پس از احساس عدم تحقّق انگیزة اولیه خود، مجموعه را ترک می کنند. اما نیروهای غیر داوطلب از قبل انگیزة چندانی ندارند. فلذا لازم است متولّیان مجموعه پس از ارتباط اولیه و گفتگو پیرامون اهداف و برنامه های خود، در آنان ایجاد انگیزه نمایند و آنان را با انگیزه های متعالی و همگن جذب نمایند. طبیعتاً این گونه جذب، مدیریت شده تر و هدفمندتر است و دوام بیش تری خواهد داشت.

آخرین نکته قابل ذکر در این خصوص سطح جذب و مجذوبٌ به می باشد. باید توجّه داشت که جذب نیروها چه مقدار دقیق است و اساساً نیروها به چه چیز جذب می شوند؟ به نظر می رسد غالباً در مرحلة اول کار تربیتیِ مجموعه های فرهنگی، افراد، جذب به اشخاص

می شوند و رفتارهای فردی و حتّی طرز لباس پوشیدن و خندیدن و لوازم شخص سرگروه و متصدی جذب مورد توجّه و الگوگیری مخاطب قرار می گیرد. اما با پیشرفت حرکت تربیتی می توان انتظار داشت در مراحل آتی (تثبیت و رشد) جذب عمیق تر شود و افراد، جذب به باورها و اندیشه ها شوند و این همان هدف مورد انتظار از تربیت اسلامی است.

مرحله دوم: تثبیت

بسیاری از مجموعه های فرهنگی بر این باورند که ما مشکل جذب نداریم. آنان عنوان می کنند که در مرحلة جذب می توانند تعداد قابل توجّهی از جوانان و نوجوانان را به عضویت مجموعة خود در آورند، امّا بعد از مدّت کوتاهی با ریزش مواجه می شوند و به همین دلیل غالباً دچار یأس و ناامیدی می گردند. در گفتمان صالحین برای حل این معضل، اصطلاحی به نام تثبیت جعل شده است. نظریه پردازان تربیتیِ این گفتمان معتقدند که ریزش های شدید، ناشی از عدم توجّه به ملزومات مرحلة تثبیت است و چون اتفاقی که باید در مرحلة تثبیت بیفتد، نمی افتد مقولة جذب دچار شکست می گردد. آن چه لازم است از لحاظ تربیتی مورد توجّه متصدیان جذب قرار گیرد توجّه به درونی سازی و باورپذیری مفاهیم دینی است و مهارتی که لازم است در امر تربیت مورد استفاده مربّیان و متصدّیان قرار گیرد، مهارت تبدیل علم به ایمان است. مرحوم استاد مطهری رحمة الله در کتاب انسان و ایمان بصورت مبسوط تفاوت های علم و ایمان را مورد مداقه قرار داده است که طالبان را به آن نوشتار فوق العاده ارجاع می دهیم. آن چه در حوصلة این مقاله است عبارتست از لزوم ایجاد بی قراری، عطش تربیتی برای ارائة مفاهیم دینی:

«آب کم جوتشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست»

متأسفانه بسیاری از مبلّغان دینی و حتّی والدین به دلیل دلسوزی مفرط به رشد و کمال فرزندان و مخاطبان خود، به توزیع گسترده معارف دینی و ارشادات اخلاقی می پردازند؛ بی آن که احساس نیاز لازم را در مخاطب فراهم آورند. این اشتباه تربیتی منجر به خام خواری و به اصطلاح بی اشتهایی تربیتی خواهد شد که نتیجة آن عدم هضم صحیح مفاهیم دینی است. مربّی موفق کسی است که ابتدا در ذهن مخاطب ایجاد سؤال نماید، سپس ذهن وی را بی قرار نماید و در آخر با ذکر بخشی از جواب منابع مناسب را برای کشف پاسخ به جان های تشنه معرفی نماید.

آخرین نکتة قابل ذکر در این مقوله تناسب بین علایق و نیازهاست. در مقالات تربیتی نگاشته

شده توسط محققین صالحین تأکید شده که در مرحلة جذب لازم است به علاقه مندی ها و خواسته های مخاطبان توجّه بیش تری نمود. این امر در مرحلة تثبیت و سپس در مرحلة رشد به صورت تدریجی، جای خود را به نیازهای حقیقی مخاطبان خواهد داد. اگر نوجوانان در مرحلة جذب تمایل به تفریح سالم و ورزش زیاد دارند نباید با آن مخالفت نمود اما در مراحل بعدی با گفتمان سازی و فرهنگ سازی، زمینه را برای توجّه آنان به نیازهای روحی و معنوی فراهم آورد و اصطلاحاً به تغییر مبدأ میل آن ها مبادرت ورزید. به نظر می رسد نفس توجّه به اصل تدریج و تغییر هدفمند علاقه مندی های سطحی یک نوجوان به امور مفید و لازم الأكتساب مانند مطالعه، تحقیق، عبادت و خودسازی به مربّیان تربیتی کمک ویژه ای خواهد نمود.

مرحلة سوم: رشد

پیچیده ترین و طولانی ترین مرحلة تربیت، مرحلة رشد است. در مراحل قبل مشاهده می شود که مخاطبان روحیّات و رفتارهای متغیری دارند؛ اما در مرحلة رشد رفتارها به نوعی استقرار و ثبات می یابند؛ ثباتی که خود زمینه ای برای کمال و سعادت حقیقی است. گاهی جوانان در مرحلة جذب از نوعی بی اعتمادی به اهل ایمان رنج می برند؛ این حالت در دورة تثبیت به اعتماد نسبی و در مرحلة رشد به اعتماد کافی تبدیل می شود. در مرحلة جذب افراد از نوعی اعتماد به نفس کاذب و غیر سازنده برخور دارند؛ اما در مرحلة تثبیت این اعتماد به نفس تبدیل به سوءظن به نفس امّاره می شود و در مرحلة رشد تبدیل به عدم اعتماد به آن می شود که ملازم با شناخت نفس مطمئنه و لوّامه و حرکت در مسیر هدایت الهی است. در طرح صالحین رشد افراد به صورت جامع مورد تأکید قرار گرفته و ابعاد رشد عبارتند از: رشد عقلانی، رشد عاطفی، رشد رفتاری. هم چنین ساحت های رشد عبارتند از رشد فردی و رشد اجتماعی، و هم چنین موضوعاتی که لازم است در آن رشد صورت پذیرد از این قرار است:

رشد اقتصادی، رشد عبادی، رشد جنسی، رشد هیجانی، رشد مهارتی، رشد تحصیلی و....

یکی از تأکیدات جدّی بنیانگذاران صالحین نقش بی بدیل مربّی و مرشد در رشد جامع انسان است که ریشه در تأکیدات ائمة معصومین علیهم السلام دارد. امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند:

هَلَکَ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَکِیمٌ یُرْشِدُهُ. (بحار الأنوار ج 75 ص 128) در خصوص نقش مربّی در تربیت، نظریاتی میان اساتید فن مطرح شده است: حجة الاسلام و المسلمین پاکباز تربیت را دارای 3 ضلع می داند: فعّالیت، آموزش، نظارت.

حجت الاسلام والمسلمين دسمى (مؤسس طرح صالحین در بسیج) نیز با تعابیری مشابه، وظیفة نوجوانان و جوانان را این چنین عنوان می کند: درس، کار، اخلاق.

نگارنده معتقد است فرایند رشد انسان ترکیبی از نقش مربّی و متربّی است که مربّی نقش نظارتی و هدایتی بر عهده دارد و متربّی باید در سه حیطه مربوط به رابطه با خدا، با خود و با خلق خدا حرکت و تلاش نماید.

عکس

در خصوص مرحلة رشد و ابعاد آن نکات ذی قیمتی در کتب مرحوم استاد شهید مطهری رحمة الله وجود دارد که طالبان تحقیق بیش تر را به کتاب های «تعلیم و تربیت در اسلام» «انسان کامل» «ده گفتار» و «گفتارهای معنوی (آزادی معنوی)» ارجاع می دهم.

مرحلة چهارم: سازماندهی

توجّه توأم به به مسائل تربیتی و تشکیلاتی از امتیازات طرح صالحین است که شاید بخشی از آن مربوط به فضای تحقّق آن یعنی سازمان گسترش بسیج باشد. بسیج به عنوان نیروی مدافع انقلاب و شبکة شریانی نظام مقدس جمهوری اسلامی، نیازمند برنامه ای است که نیروها را پس از آماده سازی تربیتی به خدمت در آورد و از ظرفیت آنان استفاده نماید.

متأسفانه یک نگاه ناصواب نسبت به فعّالیت و سازماندهی وجود دارد که ناشی از توجّه صرف به نتایج و فواید آن است. برخی برای تبیین ضرورت فعّالیت و خدمت، فقط به آثار و اهدافی که برای نظام و انقلاب و اسلام پدید می آید اشاره می کنند. غافل از آن که اول کسی که از فعّالیت و خدمت بهره مند می شود، خود فرد فعاّل است. آیت الله شهید مرتضی مطهری رحمة الله در کتاب

تعلیم و تربیت در اسلام به نقش بی بدیل کار و فعّالیت در تربیت انسان اشاره می کند و با استفاده از روایتی از نهج البلاغه تفاوت درخت بیابان و درخت باغ را در استقامت و صبوری بیان می کند: وَ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَائِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً (نهج البلاغه، من كلام له 45)

بنابراین مسئلة سازماندهی صرف نظر از ابعاد و فواید تشکیلاتی آن، از لحاظ تربیتی و معنوی واجد آثار ذی قیمتی برای جوانان و نوجوانان می باشد و از این جهت توجّه به این معنی در طرح صالحین ستودنی است.

مرحلة پنجم: کادر سازی

از منظر پایه گزاران صالحین، یک تشکیلات کوچک فرهنگی از همان بدو تأسیس لازم است به فکر تأمین نیروی انسانی کار آمد برای آینده خود باشد. این ضرورت برای همة مجموعه های فرهنگی و نهادهای انقلابی نیز پر واضح و مبرهن است. کادرسازی فرایندی دو طرفه است که میان مربّی و متربّی اتفاق می افتد و ناشی از بروز استعدادها از یک سو و رصد توانمندی ها و ظرفیت ها از سوی دیگر است. مربّی موظف است از اوان جذب نیرو، توانایی ها و قابلیت های خاص افراد را شناسایی و آن ها را به فعلیّت برساند. لذا کارسپاری و مسئولیت دهی از وظایف مربّیان تربیتی است که از بدو حضور نیروها در مجموعه باید مورد توجّه قرار گیرد. در این مرحله نیز همانند مرحلة قبل متربّی نفع بیش تری از تشکیلات می برد و از رشد توانایی های فکری و اجتماعی خود سود می برد و این رشد را در خود احساس می کند. یکی از تفاوت های مجموعه های تربیتی با گروه های سیاسی و احزاب در این است که در تشکل های سیاسی افراد همیشه نگران سوء استفاده و نردبان شدن خود می باشند؛ اما در تشکل های تربیت جوهر، هیچگاه چنین احساسی به وجود نمی آید؛ مشروط بر این که موازین شرع و اخلاق اسلامی رعایت شود.

مرحلة نهایی: نخبه پروری

این مرحله جزو مراحل رسمی صالحین نیست و در اسناد این طرح ارزشمند مورد اشاره قرار نگرفته است و شاید از لحاظ مفهومی معادل همان مرحلة قبل باشد. لیکن مطالبة جدّی رهبر معظم انقلاب دام ظله از حوزه و دانشگاه ضرورت توجّه به آن را دو چندان می نماید: «باید برای نخبگان حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است؛ اما تبعیض

همه جا غیر عادلانه نیست... این حساب باز کردن برای نخبگان عین عدل است؛ به خاطر این که ما باید نخبه و هوشمند را در حدی که می تواند رشد کند، رشد بدهیم». (1381/7/3)

از آن جا که شبکة گسترده شجرة طیّبه صالحین از اساتید، سرمربّیان، مربّیان و سرگروه ها تشکیل شده است و در طرح اولیة نظام شجره ای ایدة ارتقای رتبة ارکان شجرة صالحین وجود داشت؛ می توان برنامة نخبه پروری را به عنوان یک برنامه منظم در طرح صالحین مورد اشاره قرار داد. لیکن از آن جا که هنوز محصولات انسانی صالحین تولید نشده است و صالحین ارکان خود را از ظرفیت های موجود جامعه حوزوی و دانشگاهی انتخاب نموده است؛ باید انتظار داشت در یک چشم انداز 10 ساله نخبگان تربیتی و فرهنگی مورد انتظار تولید شود. بدیهی است در صورت طراحی چشم انداز نخبگانی برای صالحین و توجّه به منویات رهبر حکیم انقلاب اسلامی در این زمینه موجبات ارائة طرحی نو در صالحین فراهم خواهد گشت. شایان ذکر است در حال حاضر برخی از تشکل های تربیتی و فرهنگیِ هم افق با صالحين مانند حوزة علوم اسلامی دانشگاهیان یا طرح حکمت نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ضمن توجّه به این رسالت خطیر اقدام به برنامه ریزی نخبگانی نموده اند، و بستر رشد نخبگان را دو عنصر تربیت و جهاد قرار داده اند. نگارنده بر این پندار است که در سالی که مطالبه حضرت ولی امر، حرکت ملی و جهادی به سوی اقتصاد و فرهنگ است، ضرورت هم افزایی جریان های تربیتی و فرهنگی ضرورت دو چندان پیدا کرده است و لازم است رویکردهای جامع شبیه آن چه توسط متولّیان قرارگاه خاتم الاوصیاء صلی الله علیه و آله در صدد آن هستند، انجام پذیرد و کارهای موازی به حداقل برسد.

د) محتوا شناسی صالحین

1. اندیشه های امام و رهبری

تمرکز صالحین بر مطالعة روشمند افکار و اندیشه های رهبران انقلاب اسلامی یعنی امام خمینی رحمة الله و امام خامنه ای دام ظله و کشف نظام فکری این دو حکیم فرزانه، از ویژگی های منحصر به فرد طرح صالحین است. در کتاب راهنمای سرگروه که دستورالعمل تشکیل حلقات تربیتی می باشد، تأکید ویژه ای بر تعقیب و شناخت ابعاد فکری امام و آقا صورت گرفته است، تا جایی که یکی از وظایف سرگروه استماع سخنرانی های ولی فقیه و پیگیری مطالبات ایشان است. در این زمینه نکات قابل توجّهی وجود دارد که از حوصلة این نوشتار خارج است.

2. اندیشه های شهید مطهری رحمة الله

طرح بینش مطهّر که توسط جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان متعهّد دانشگاه امام صادق علیه السلام ارائه گردیده است، به عنوان یکی از متون اصلی طرح صالحین پذیرفته شده و در دروس آموزشی مربّیان و سرگروه ها ارائه گردیده است. کتب منتشره توسّط دفتر این طرح در ابتدا با رویکرد خلاصه نویسی کتب استاد مطهری رحمة الله توسط دانشجویان در دانشگاه مزبور آغاز گردیده و در حال حاضر رویکرد موضوعی پیدا کرده است. هر چند، نفسِ طرح مطالعاتی بینش مطهر نوعی سیر مطالعاتی از آسان به مشکل است، امّا ناشران این کتب معتقدند برخی از کتاب ها که پس از شهادت استاد مطهری رحمة الله توسط انتشارات صدرا چاپ شده است، فاقد موضوع بندی صحیح است و لازم است سخنرانی ها و یادداشت های استاد بر اساس

موضوعات دسته بندی شود. به همین جهت اقدام به تدوین و نشر کتبی از قبیل مسألة نفاق، آزادی انسان، امر به معروف و نهی از منکر و... نمودند.

3. مدرسة مجازی و پرتال صالحین

در سال های گذشته بیش از یکصد سایت خبری و محتوایی در جهت تأمین محتوای مورد نیاز حلقات تربیتی و سرگروه ها و مربّیان آن ها طراحی گردیده است، مرکز آموزش های مجازی بسیج که با نشانی esalehin.ir فعّالیت می کند دوره هایی تحت عنوان مفاهیم پایه فناوری اطلاعات، درس های قرآنی، امر به معروف و نهی از منکر، کاربری کامپیوتر ICDL برگزار می نماید که در قیاس با نیازهای شبکة گسترده صالحین بسیار ناچیز می باشد. پرتال صالحین به نشانی salehin.ir نیز شامل بخش های شاخص، ثاقب، انعکاس و میزان است که بیش تر یک سایت ترویجی است و با رقبای مطرح و قوی پنجه تری در عرصة مجازی رقابت می نماید. البته در بخش ثاقب این پورتال محتواهای متنوعی در چهار بخش معرفتی، بصیرتی، تربیتی و مهارتی وجود دارد که می تواند در حلقه های تربیتی مورد استفاده قرار گیرند.

4. مرکز تولید اندیشه و پاسخگویی

این مرکز بیش از 4 سال است در قم راه اندازی گردیده است و دو رکن اصلی دارد: یکی هیأت های علمی که با حضور چند تن از مجتهدین طراز اول در سه عرصة تربیتی، بصیرتی، معرفتی آغاز به کار نمود. رئیس بخش معرفتی آیت الله ممدوحی بودند که با استفاده از تعداد قابل توجهی از شاگردان خود (که از اساتید و فضلای حوزة علمیّه قم به شمار می روند،) کار تدوین و پاسخگویی به سؤالات و شبهات اعتقادی و تربیتی را بر عهده گرفتند و به مدت 2 سال فعّالیت نمودند. رئیس بخش بصیرتی آیت الله کعبی بودند که با استفاده از چند تن از اعضای هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله و پژوهشکده فقه سیاسی مجلس خبرگان رهبری به فعّالیت سیاسی بصیرتی مشغول بودند.

بخش تربیتی نیز قرار بود با تصدّی حجت الاسلام و المسلمين صدیقی (امام جمعه موقت تهران) فعّالیت نماید که این امر محقق نشد. متأسفانه با اختلاف نظر سازمان بسیج و حوزة نمایندگی ولی فقیه در سپاه این سه بخش مهم از مرکز تولید اندیشه جدا شد و این مرکز

فقط در زمینة موضوعات مهارتی تحت نظر آیت الله فرحانی (معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه های علمیّه) و جمعی از شاگردان ایشان به فعّالیت مشغول است.

رکن دوم این مرکز، معاونت پاسخگویی به شبهات است که در دو بخش مجازی (آنلاین و آفلاین) به نشانی pasokhgooi.ir و تلفنی (صوتی و پیامکی) مشغول به خدمت است و تاکنون بیش از 2000 سؤال را پاسخ داده است. نگارنده که تأسیس و مدیریت معاونت پاسخگویی را به مدت شش ماه بر عهده داشته، معتقد است نیاز محتوای شبکة عظیم بسیجیان عضو در شجره طیبه صالحین، سرگروه ها، مربّیان و سرمربّیان آن ها بسیار بیش تر از توان و فعّالیت فعلی این مرکز است که به دلیل فراز و نشیب های مختلف مدیریتی، آن طور که باید و شاید به این شبکة عظیم متّصل نگردیده است. هم اکنون بیش از 40 مرکز پاسخگویی به شبهات در سطح کشور وجود دارد که برخی از آن ها به مراتب از مرکز پاسخگویی بسیج توانمندترند و با هزینه ای به مراتب کم تر اداره می شوند. به عنوان مثال سایت پرسمان نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در 2 اتاق مدیریت می شود و یا سایت طلبه پاسخگو با هزینة شخصی یک طلبة دلسوز و دردمند در فضای مجازی مشغول به خدمت رسانی است و مخاطبین جدّی و پر تعداد دارد.

5. منشورات صالحین

صالحین در جنبة مطبوعاتی اقدام به انتشار چند مجله ترویجی تحت عنوان راه صالحین نموده است که به ارائة مقالات، گزارشات و مصاحبه هایی در موضوعات تربیتی و مهارتی، معرفتی و بصیرتی می پردازد. هم چنین سالنامة صالحین به منظور استفادة سرگروه ها با بخش های متنوع منتشر می گردد. علاوه بر آن نرم افزارهای متعدّدی توسّط مجموعه های مرتبط مانند مؤسسة اسوة صدیقین اهواز تولید شده است و در اختیار مربّیان و سرگروه ها قرار گرفته است.

6. مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی

این مرکز با حضور تعدادی از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق علیه السلام در تهران راه اندازی شده است و کانون هایی از قبیل تربیت و دانشگاه، مدرسه، مسجد، رسانه، اقتصاد و... که همگی مضاف به تربیت هستند را در خود جای داده است. این مجموعه با همکاری دانشگاه امام حسین علیه السلام سعی دارد علاقه مندان دانشگاهی را تغذیه علمی کند. و اخیراً اقدام به تأسیس رشتة مدیریت فرهنگی در این دانشگاه نموده است.

7. مدرسه علمیّه بقیه الله تهران

مؤسّسان صالحین از بدو حضور در تهران، به منظور کادرسازی محتوایی و تربیت نیروی انسانی کار آمد و فاضل، اقدام به تأسیس مدرسة علمیّه امام خمینی رحمة الله از گل تحت اشراف حجت الاسلام و المسلمین صدیقی نمودند. با گذشت 7 سال از فعّالیت این مجموعة حوزوی، تأسيس مدارس بقیة الله در تهران آغاز گردید که اکنون در چند مرکز حوزوی برادران و خواهران تحت نظر مرکز مدیریت حوزه های علمیّه استان تهران به جذب و تربیت طلّاب و فضلا اشتغال دارد. تلاش متولّیان این مدارس علمیّه بر تربیت طلّابی فاضل و مجاهد است که دغدغه انقلاب و درد دین داشته باشند و بتوانند دورة تحصیل را در حداقل زمان لازم طی نمایند.

8. دوره های آموزشی صالحین

معاونت تعلیم و تربیت سازمان بسیج مستضعفین با در دست داشتن چندین مرکز آموزشی در تهران، قم، مشهد و اهواز دوره های متعدّدی جهت رشد و ارتقای سرگروه ها، مربّیان و سرمربّیان شجرة طیبه برگزار نموده است و بالغ بر 50/000 نفر در این دوره ها شرکت نموده اند که از دروس محتوایی در دو عرصه انگیزشی و بینشی بهره مند شده اند.

ه) دستاوردهای صالحین

اشاره

اشاره

تمامی طرح هایی که بعد از انقلاب اسلامی توسط دغدغه مندان و دلسوزان نظام و روحانیّت مجاهد طراحی گردیده اند، دارای امتیاز مختص به خود می باشند، چنان چه از ضعف هایی نیز برخوردارند. از آن جا که این نوشتار در مقام بررسی طرح صالحین می باشد، ناگفته روشن است که تجلیل از این طرح مستلزم نفی امتیازات دیگر طرح ها نیست و به تعبیر طلبگی اثبات شئ نفی ما عدا نمی کند. در این مقام بر 10 ویژگی برجسته که تا حدودی صالحین را از سایر برنامه ها و طرح ها متمایز می کند اشاره می کنیم و صد البته ممکن است امتیازات بیش تری قابل طرح باشد که از دید نگارنده مخفی مانده است که پیشاپیش عذر می طلبم.

1. گفتمان سازی تربیتی

همان طور که در مبحث روش شناسی صالحین مختصراً اشاره شد، علی رغم دغدغه های مبنایی معمار کبیر انقلاب و رهبر معظم انقلاب، تربیت به عنوان یک فضیلت فراموش شده نیاز به احیا داشته و دارد، مراجعه به تاریخ انقلاب اسلامی نشان می دهد که تلاش شهیدان رجایی و باهنر در جهت تأسیس امور پرورشی و تبدیل دانش سراها به مراکز تربیت معلم، حاکی از خلاء جدی تربیت در نظام آموزشی کشور است؛ ضرورتی که با روی کار آمدن دولت اصلاحات فراموش شد و از وزارت آموزش و پرورش ریشه کن شد. اما این عمق مصیبت نیست! مصیبت اصلی آن جاست که در نهادهای فرهنگی- تبلیغی دیگر نظام نیز دغدغة تربیت و پرورش نفوس مهذّب بسیار کم رنگ و کم فروغ شده است.

سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد و تمامی نهادهای این چنین و حتّی حوزه های علمیّه نوعی

رویکرد آموزشی و تبلیغی را وجهة همّت خویش قرار داده اند که شاید دلیل آن را بتوان ساده تر بودن، زود بازده بودن و قابل ارزیابی بودن فرایند تعلیم و تبلیغ دانست. تربیت یک فرایند پییچیده و دیر بازده است و غالباً مؤسّسین یک مجموعه تربیتی شاهد نتایج کار خویش نیستند؛ فلذا رغبت خاصی به این گونه فعّالیت ها نیست. خصوصاً که ارزیابی کیفی فعّالیت های تربیتی بسیار مشکل است و امکان تبدیل شاخص های کیفی به کمّی معمولاً فراهم نیست. در حالی که آموزش یک فرایند معیّن و مدرّج است که پس از پایان مراحل تحصیلی و اعطای مدرک قابل ارزیابی کمیّ است. شاید بتوان گفت مهم ترین خدمتی که طرح صالحین به انقلاب اسلامی و متولّیان امر فرهنگ و تربیت نموده احیای گفتمان تربیت و انسان سازی است. صالحین توانست به مخالفان خود این ادبیات را منتقل کند که باید دست از روش های سنّتی برداشت و به روش های اصیل بازگشت. باید به جای کلاس اخلاق، جلسة اخلاق برگزار کرد. باید به جای معلّمی، مربّی گری کرد. باید کنار منبر، حلقه تشکیل داد. باید طبیبٌ دوّار بطبه بود. باید مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله به سراغ بیماران رفت. باید برای هر مخاطبی متناسب با نیازهای آنان خوراک آماده کرد. باید سطح بندی نمود. باید مخاطب شناسی کرد. نباید به مجالس بزرگ و پرتعداد اکتفا کرد. نباید مسجد را با هیئت معاوضه کرد. نباید به تبلیغ و تدریس اکتفا کرد. نباید به ارتباطات مجازی قانع شد. نباید از کار چهره به چهره غافل شد.

2. احیای نقش مسجد در تربیت

آن چه به تربیت هویّت می دهد معنویت است. در غیر این صورت غربی ها نیز سودای تربیت در سر دارند و تربیت سکولار را ترویج می کنند. تربیت اسلامی همان تربیت معنوی است که در غیر از مسجد محقق نمی شود. تربیت اسلامی در یک کلام تربیت مسجدی است. فرهنگ مسجد رنگ و بوی خاصی دارد. صبغه الله از آن استشمام می شود. به تعبیر یکی از دانشمندان، بازار مسجدی با غیر مسجدی متفاوت است. معلّم مسجدی با غیر مسجدی متفاوت است. پاسدار مسجدی با غیر مسجدی متفاوت است. حتی روحانی مسجدی با غیر مسجدی متفاوت است! فرهنگ مسجد شور و حرارت و سوزی ایجاد می کند که در غیر آن وجود ندارد. فرهنگ مسجد درد دین را در نهاد مسجدیان نهادینه می کند. فرهنگ مسجد درد غیر را در جان ها زنده می کند و بی تفاوتی را بر می کند. از آن جا که خاستگاه صالحین مسجد است و الگوی

ارتباطی مدرسه و مسجد را در بدو تأسیس توصیه نموده است می توان گفت این طرح وثیق، هویّت تربیت دینی را در یک بستر صحیح قرار داد و در یک کلام تربیت را بیمه کرد و به اهلش سپرد. در حال حاضر نهادهای مختلف فرهنگی مانند کانون پروش فکری کودک و نوجوان، حوزة هنری سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرهنگ سراها و شهرداری های کلان شهرهای کشور و... وجود دارند و سالانه میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را صرف مقولۀ فرهنگ و تربیت می کنند؛ اما شاید بتوان ادعا کرد، هیچ یک به صورت مشخص دغدغة تربیت مسجدی را ندارند. صالحین باید افتخار کند که بستر تربیت را مسجد قرار داد و علاوه بر معرفی یک قالب مقدس، محتوای مربوط به این قالب را به مخاطب منتقل کرد. صالحین با عنایت به رهنمود ارزشمند امام خامنه ای دام ظله که «امام جماعت رئیس طبیعی یک مسجد است» و با توجّه به نقش بی بدیل علمای ربّانی در تربیت نفوس و با استفاده از بستر پاک بسیج، مثلث حوزه، بسیج و مسجد را با این رویکرد پایه گذاری کرد:

•

الف) حوزة علمیّه به عنوان پایگاه اندیشة دینی و پشتوانه فکری و محتوایی؛

•

ب) مسجد به عنوان ظرف تحقق اهداف تربیتی اسلام و تربیت نفوس؛

•

ج) و بسیج به عنوان ساختاری ولایی برای تربیت مجاهدان راه خدا.

3. احیای کتب شهید مطهری

امام خمینی رحمة الله فرمود: «من به دانشجویان و طبقة روشنفکران متعهّد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود.» هم چنین امام خامنه ای می فرمایند: «یکی از عناصری که بنیه اصلی فکر اسلامی من را پایه گذاری کرده است، سخنرانی های بیست سال پیش آقای مطهری است... آثار شهید مطهری مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی است... اگر کسی آثار وی را با دقت و به طور کامل بخواند، کافی است که او را به یک سطح راقی از معارف اسلامی برساند.» (69/2/12-79/6/14 سایت دفتر رهبری)

جملات متعدّدی از حضرت امام و حضرت آقا وجود دارد که ناظر به ابعاد مختلف اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری رحمة الله است. افکار استاد مطهری رحمة الله چه نه به عنوان یک نویسنده و سخنران چیره دست، بلکه به عنوان معمار فکری انقلاب اسلامی و طراح مدل جدید جهان بینی اسلامی نیاز به توزیع گسترده و هدفمند داشته و دارد. آن چه تا کنون وجود داشته اهتمام به انتشار و توصیة علاقه مندان به مطالعه کتب شهید مطهری رحمة الله است. اما

صالحین توانست عدّه ای را علاقه مند به مطالعه روشمند این کتب نماید. و علاقه مندان را نیز ملتزم به این کار نماید. می توان گفت صالحین مشکل جامعة جوان ما را به درستی تشخیص داده است. مشکل عمدة جوان ما این نیست که نمی دانند کتب شهید مطهری رحمة الله یا علّامه مصباح و علّامه جوادی و سایر اندیشمندان اسلامی مفید است. بلکه مشکل اصلی آن ها این است که انگیزه ای برای مطالعه کتب این بزرگان ندارند. صالحین با ایجاد یک ساختار گسترده و تزریق کتب شهید مطهری رحمة الله در آن توانست ضمن تبیین ضرورت مطالعه کتب استاد، مخاطبان خود را نسبت به ادامة مطالعه تشویق نماید و از طریق تشکیل جلسات مطالعاتی توسط سرگروه ها و مربّیان استمرار این فعّالیت علمی ارزشمند را تا وصول به نتیجه دنبال نماید.

4. ابداع روش های نوین تشکیلاتی

یکی از نیازهای نیروهای حزب الهی و انقلابی، آگاهی از روش های علم مدیریت و ابعاد آن می باشد. مقوله هایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و ارزشیابی و مهارت هایی چون تصمیم گیری، هدایت و رهبری، مدیریت زمان و از همه مهم تر مدیریت فرهنگی و مدیریت تربیتی، همگی اموری هستند که نیاز به مطالعة عالمانه و تخصصی دارند. یکی از امتیازات صالحین را می توان ترویج گفتمان مدیریت و تشکیلات و تعریف نسبت میان روحیة جهادی و نظم تشکیلات دانست. کما این که یکی از چالش های صالحین تحقق این نظم تشکیلاتی در بسیج است. یکی از آفاتی که در خصوص مجموعه های انقلابی مطرح است «تز نظم در بی نظمی» است که به تعبیر امام راحل رحمة الله از القائات دشمنان اسلام است و بسیج از این آفت مستثنی نیست. به نظر می رسد صالحین توفیق زیادی در تبیین ضرورت و ماهیت تشکیلات اسلامی و نحوة تحقق مرحله بندی شدة آن داشته است. نگارنده معتقد است تدوین و تبیین مراحل تربیت (جذب، تثبیت، رشد، سازماندهی و کادر سازی) توسط جمعی از طلّاب انقلابی که در بخش روش شناسی مورد بررسی قرار گرفت، نوعی مهندسی تربیت در ظرف تشکیلات فرهنگی است و در نوع خود ابتکاری ارزشمند است که نیازمند تدقیق و تعمیق بیش تر می باشد.

از ابداعات مرتبط با این مسئله می توان به ارائه بحث مبانی تربیتی تشکیلات و پافشاری برای گفتمان شدن آن توسط بنیان گذاران صالحین اشاره کرد. واقعیت این است که در

گفتمان نسل اول اساتید و طراحان صالحین بیش از دیگر مدافعان آن، توجّه و تأکید بر مبانی تربیت و التفات به هسته بیش از پوسته به چشم می خورد. آنان معتقدند تقوی، اخلاص و توکّل فقط توصیه های اخلاقی نیستند، بلکه باید از اصول مدیریت اسلامی محسوب شوند. هم چنین اصل «لا مؤثر فى الوجود الا الله» تنها یک اصل اعتقادی نیست، بلکه زیر بنای مهارت ارتباط است که توجّه به آن آثار شگرفی در تغییر نگرش و بینش مخاطب خواهد داشت.

5. کادر سازی برای انقلاب اسلامی

رهبر معظم انقلاب در خصوص اهمیّت توجّه به نیروی انسانی می فرمایند: «حقیقت این است که در طول 35 سال از عمر انقلاب اسلامی، آن طور که باید و شاید، به مقوله کادرسازی و نیروسازی برای آیندة نظام اسلامی توجّه نشده است.» شاهد این مدعی در حال حاضر دغدغة جدی بسیاری از نهادهای انقلابی نسبت به بازنشستگی ناگهانی نیروهای انقلابی و رزمنده و عدم وجود نیروی کافی برای سپردن سمت ها و پست های کلیدی به آن هاست. بحمد الله توجّه جدّی طرح صالحین به مقوله کادر سازی و نظام پلّکانی شجرة طیبه، زمینه را برای تحقق این امر فراهم کرده است. در حال حاضر صدها دانشجو و طلبة فاضل، انقلابی و دغدغه مند در بستر صالحین تربیت شده اند و به عنوان مدافع، مبیّن و مدرس منویات امام و رهبری در مساجد و دانشگاه ها مشغول خدمت می باشند. متأسفانه نمی توان به ذکر نام تمام کسانی پرداخت که در طول بیست سال حیات صالحین رشد و نمو یافته اند و اکنون به عنوان اساتید مبارز حوزة علمیّه و اعضای هیأت علمی دانشگاه یا مدیران برجسته انقلاب و... مشغول به انجام وظیفه و خدمتند.

6. هویت بخشی به بسیج

پس از پایان دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آرایش سازمانی جدید یافت. هویت بسیج همانند 4 نیروی دیگر نظامی سپاه، تا حدودی نظامی تعریف شد و عمده توجّهات فرماندهان به سازماندهی دفاع محور این نیروی عظیم انقلاب معطوف گردید. تشکیل گردان های عاشورا و الزهرا علیهما السلام و تقویت معاونت هایی چون آموزش و عملیّات در نیروی مقاومت بسیج شاهدی بر این مدعاست. فعالیت های فرهنگی اجتماعی بسیج نیز در این قالب طرح هایی چون طرح میثاق (طرح تابستانه اوقات فراغت) ارائه می شد و تشکیل

معاونت هایی چون امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد مبارزه با منکرات و تقویت مراکز اجرایی سپاه، خاطرات فراز و نشیب های دوران فعّالیت کمیته های انقلاب اسلامی را تداعی می کرد. در این فضا بود که طرح اسوه و سپس طرح صالحین، باعث تغییرات اساسی در شاخص ها و معیارهای فعّالیت بسیج گردید. اگر تا قبل از آن ملاک انتخاب پایگاه نمونة بسیج را تعداد ایست و بازرسی ها و نیروهای آماده رزم می دانستند، با روی کار آمدن اندیشه صالحین تعداد جذب فعال و تعداد حلقات تربیتی و مربّیان توانمند، معیار اصلی انتخاب پایگاه های برتر گردید. نگارنده که سال ها تجربة فرماندهی پایگاه بسیج را دارد خوب به خاطر دارد که هنگام مراجعه به حوزه مقاومت بسیج برای میدان تیر پاسخ مثبت شنیده می شد ولی هنگام پیگیری یک دستگاه مینی بوس برای برگزاری اردوی فرهنگی تربیتی پاسخ ها منفی بود. طرح صالحین با حاکم کردن گفتمان تربیت و ایجاد نقش هایی چون سرگروه و مربّی در نمودار سازمانی بسیج در همة سطوح، توانست روحی تازه در کالبد بسیج بدمد و زمینه را برای رشد و تعالی بسیج فراهم کند. امروزه ده ها هزار سرگروه، هزاران مربی، صدها سر مربّی و ده ها استاد در ساختار بسیج دارای مسئولیت و جایگاه تعریف شده اند، و این امر هویّت جدیدی برای بسیج به شمار می رود.

7. بکارگیری طلّاب و روحانیت

یکی از مسائل جدی نظام که از موضوعات اختلافی میان علما نیز به شمار می رود مسئلة ورود روحانیت به عرصه های خدمت گزاری دینی و کیفیت آن است. ایدة غالب این است که طلبه پس از اتمام لمعتین (سطح یک) معمم شده و در ایام تبلیغ به نقاط دور و نزدیک برود و به منبر و ارشاد مردم بپردازد. سؤالی که مطرح است این که آیا نمی توان زودتر از این موعد طلّاب را به تبلیغ فرستاد و سؤال مهم تر آن که آیا اساساً این روش سنّتی تبلیغ نافع است؟ پاسخ روشن است. شاید صد سال قبل از این اگر یک مبلّغ یک دهه از محرم را به روستایی می رفت و چند مسئله شرعی و حدیث را بیان می کرد، می توانست در دهة آخر صفر مطالب ارائه شده را تکمیل نماید. اما در دورانی که رسانه ها لحظه ای مردم را تنها نمی گذارند روش های سنّتی تبلیغ ناکارآمد است. باید طرحی نو در انداخت و ارتباطات تبلیغی را بر محور ارتباط چهره به چهره بصورت پر تکرار و صمیمی برگزار کرد. باید روحانیت شیعه با حفظ جایگاه رسمی خود، به سراغ خانواده ها و اعضای آن برود و به مثابه عضوی از اعضای خانواده

به انتقال باورها و مفاهیم دینی بپردازد. می توان گفت: صالحین با تأکید بر این تفکر، فصل جدیدی در مهارت های تبلیغی گشوده و با تعریف جایگاه مربّیگری برای مبلّغان، آنان را به قلب جامعه اسلامی فرستاده است. صالحین توانست بیش از 5000 طلبه را در سطوح مختلف تربیتی و مدیریتی در سطح کشور سازماندهی نماید و به یکی از نهادهای فعّال در عرصة اعزام و به کارگیری طلّاب علوم دینی مبدل گردد.

هم اکنون چند مجموعة مقتدر تبلیغی مانند دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقات، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و معاونت تبلیغ حوزه های علمیّه در زمینة اعزام مبلغ به نقاط دور و نزدیک کشور فعّالیت می نمایند که تنها مورد آخر در قالب طرح هجرت مستقر (بلند مدت) روحانیون را در مناطق محروم اسکان می دهد. لیکن صالحین با استفاده از شبکة مویرگی بسیج، در تمام شهرها، روستاها، عشایر کشور از همه صنوف و اقشار نفوذ نموده و مبلغ را نه به صورت موقّت بلکه به صورت مستمر و با عنوان مربّی استفاده می نماید. شاید بتوان گفت این وظیفة ذاتی حوزه های علمیّه است که در صدد بازار کار فرهنگی تربیتی برای نیروهای خود برآید و در خلال آن دغدغة معاش طلّاب را نیز پاسخ گو باشد.

8. ساماندهی و سازماندهی فعّالان فرهنگی

مسئلة سازماندهی و شبکه سازی نیروهای فرهنگی و دغدغه مند انقلابی اختصاص به طلّاب و روحانیون ندارد؛ بلکه مسئله ای فراگیر است که لازم است در خصوص آن برنامه ریزی شود. در حال حاضر نوعی بی نظمی و لجام گسیختگی در زمینه امور فرهنگی وجود دارد و بسیاری از مجموعه ها به صورت منفصل مشغول به فعّالیت های موازی هستند. صالحین به سهم خود توانست بسیاری از نیروهای فرهنگی دغدغه مند را در زمینة تربیت اسلامی از لحاظ تشکیلاتی سازماندهی نماید و از جنبه فکری ساماندهی کند. همان طور که قبلاً اشاره شد با فعّال شدن قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء صلى الله عليه و آله حرکت قابل ستایشی در زمینة سازماندهی جبهة فعّالان فرهنگی انقلاب اسلامی با محوریّت روحانیت به وجود آمده است که می تواند مکمل فعّالیت های صالحین به شمار رود.

و) پیشنهادهایی به طرح صالحین

اشاره

اشاره

ما در این نوشتار، نقائص، ناکامی ها و ضعف هایی را که در حرکت ارزشمند صالحین مشاهده می کنیم تحت عنوان توصیه هایی مشفقانه با دست اندرکاران صالحین مطرح می کنیم. نگارنده که خود از نویسندگان و مدرّسان دوره های صالحین است و در مجالی مختصر، در عرصة مدیریت و برنامه ریزی نیز همکاری هایی داشته است، معتقد است طرح صالحین یکی از جامع ترین و بدیع ترین طرح های فرهنگی- تربیتی پس از انقلاب است که اگر ایرادات آن بر طرف شود می تواند تا آخر پیشرو بماند. بدیهی است که است که عیوب و مشکلات تابع موانع و عوامل متعددی است و متغیرهای مختلفی در تحقق آن ها دست داشته است که برخی از آن ها درونی و برخی دیگر بیرونی محسوب می شود.

1. لزوم توجّه به محدودیت های ساختاری

یکی از مشکلاتی که حرکت صالحین را با کندی مواجه کرده است ساختار نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این نهاد انقلابی به دلیل حسّاسیت هایی که ارگان های نظامی دارند سخت گیری ها و مراقبت هایی بر عملکرد مجریان و متولّیان صالحین داشته است. البته سازمان بسیج مستضعفین به عنوان یک سازمان گستردة مردمی، نهایت تلاش خود را در جهت کاهش بار روانی مذکور مبذول داشته است. اما به هر حال برخی از نیروهای مذهبی و انقلابی به دلیل حسّاسیت های مربوط به نهاد متبوع بسیج از همکاری رسمی با آن استنکاف داشته اند.

2. لزوم ارتباط با حوزه نمایندگی ولی فقیه

این مجموعه که نقش نظارتی و مشروعیت بخشی به اعضاء و فعّالیت های سپاه و بسیج را ایفا می کند، از بدو تأسیس این طرح ارزشمند بر اساس وظیفة ذاتی خود اقدام به کنترل و مراقبت از افراد و برنامه های صالحین نموده است. یکی از ایرادات متولّیان حوزة نمایندگی ساز و کار اجرایی حضور طلّاب در سازمان سپاه است که باید با هماهنگی و نظارت آن ها انجام شود. اشکال دیگر آن مجموعه، موضوعات موازی و مشترک صالحین و حوزة نمایندگی است و دخالت صالحین در حیطة وظایف آن هاست. به نظر می رسد ایراد اول که امری اعتباری است ارزش چندانی ندارد. لیکن در خصوص ایراد دوم باید گفت برنامه های حوزة نمایندگی نیازمند تحوّل و نوآوری است و با این انرژی و توان نمی توان پاسخگوی نیاز گستردة بسیجیان بود. نفس حضور و فعّالیت صالحین نشان دهندة خلأ جدّی در وضع جاری برنامه های فرهنگی و تربیتی است؛ البته اگر نگویم که تقریباً هیچ برنامه تربیتی برای کادر سازی وجود نداشته است.

حال این مانع موجب کُندی کار صالحین گردیده و خساراتی را نیز در برداشته است و ضرورت تعامل دو طرفه صالحین و آنان را جدّی تر می نماید.

3. ضرورت توسعة منطقی

توسعة کمی و ابلاغ سراسری صالحین به تمام اقشار و پایگاه های بسیج کشور موجب شده تا ابعاد کیفی کار در برخی استان ها به شکل قابل توجّهی کاهش یابد و به یک برنامه یکنواخت و قالبی تبدیل گردد. به نظر می رسد اگر متولّیان امر قدری حوصله به خرج می دادند و به جای دستور همگانی از روش گلخانه ای (pilot) استفاده می کردند و در هر استان چند پایگاه را به عنوان مراکز صالحین انتخاب می کردند و رسیدگی های خاص انجام می دادند؛ آثار عمیق تری بر این حرکت ارزشمند تربیتی- فرهنگی می گذاشت.

4. ضرورت گزینش دقیق

گسترش کمی و توسعة جغرافیایی و قشری طرح صالحین در تمام کشور منجر به نیاز شدید این شبکة تربیتی به سرگروه و مربّی شد. برخی متولّیان امر در سطح استان ها با دقّت تمام، گزینش و انتخاب سرگروه و مربّی را انجام دادند. اما بسیاری از استان ها افراد غیر ذی صلاح را برای تصدّی این امر خطیر به دوره های آموزشی اعزام نمودند. نگارنده که طی

دو سال متوالی به عنوان مصاحبه گر صالحین مسئولیت بررسی صلاحیت شرکت کنندگان در دوره های مربّیان را داشت، شاهد بود که افراد زیادی بدون توجیه و فهم صحیح نسبت به جایگاه خطیر مربّیگری، به دوره های صالحین نگاهی چون سایر دوره های بسیج داشتند و آن را یک اردوی زیارتی تلقی می کردند و به دلیل عدم صلاحیت گاهی تا 50٪ ریزش داشتند. در مراحل بعد نیز که آموزش و گزینش به استان ها واگذار گردید وضعیت تغییر چندانی نیافت و دغدغة حضور افراد ناتوان کماکان باقی ماند. البته اکنون که اهمیّت صعوبت تربیت و هدایت مشخص شده است، دقت و وسواس بیش تری اعمال می شود و وضعیت قدری بهبود یافته است. شاید بتوان کمبود کادر توانمند و نیروی اثر گذار در استان ها را به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده ارزیابی کرد.

5. ضرورت طراحی الگوی ویژه دانش آموزی و دانشجویی

قبلاً گفته شد که یکی از امتیازات صالحین توجّه خاص به جذب نوجوانان و جوانان به مسجد می باشد، لیکن به دلیل وجود دو سازمان بسیج دانش آموزی و بسیج دانشجویی و نظامات آموزشی و اداری حاکم بر آن ها برنامه ها و ایدة خاص برای نفوذ طرح صالحین به این دو عرصه مهم لازم بود. در بسیج دانش آموزی طرح هایی مانند پیشگامان و در بسیج دانشجویی طرح هایی مثل ولایت وجود داشت که ماهیّت آموزشی آن ها بر کارکرد تربیتی آن ها غلبه و ترجیح دارد. برای ارائة طرحی جامع در این دو عرصه، لازم است تمامی اقتضائات محیطی مورد بررسی قرار گیرد؛ تاریخچه و ابعاد محتوایی طرح های حاکم دقیقاً مطالعه شود؛ نیروهای کارآمد و تازه نفس انتخاب شود؛ رایزنی لازم با همة ذی نفعان و فعالان در عرصه دانشگاه به ویژه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری صورت پذیرد و در نهایت طبق یک برنامة هماهنگ و مدوّن عملیاتی، عملیات فرهنگی آغاز گردد. ناگفته واضح است که عرصة دانشگاه و مدرسه به دلیل حساسیت بالا و روحیة لطیف نسل جوان و نوجوان به هیچ وجه عرصة آزمون و خطا نیست و نمی توان بدون ملاحظه اطراف تعامل وارد این عرصه گردید.

نگارنده که به حسب موقعیت فعلی خدمتگزاری در حوزة علوم اسلامی دانشگاهیان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها از فعّالیت های صورت گرفته عزیزان صالحین در دانشگاه های تهران کمابیش مطلع است، امید دارد اخلاص و تلاش طلّاب فاضل و انقلابی فعّال در این عرصه، زمینه را برای ارتقای قابل توجّه در محیط هدف فراهم آورد و توفیقات

این مجموعه ها نیز قابل ستایش است. در همین جا می توان به ضرورت طراحی مدل های اختصاصی برای سایر اقشار بسیج مانند هنرمندان، ورزشکاران، مهندسان، اساتید و... اشاره کرد که فعّالیت هایی در این زمینه صورت گرفته است.

6. لزوم تعامل جدی با حوزه های علمیّه

بی شک یکی از منابع نیروی انسانی مورد نیاز حلقات صالحین، روحانیت و طلّاب مجاهد است که لازم است به عنوان سرگروه، مربی، سرمربی، استاد و هم چنین مدیر تعلیم و تربیت سپاه های شهری و استانی انجام وظیفه کنند و در صورتی که تعامل وثيق مدارس علمیّه و بسیج به صورت هدفمند و مستمر صورت پذیرد؛ تأثیر قابل توجّهی در رشد و تعالی مجموعه های فرهنگی و تربیتی خواهد داشت.

متأسفانه اشتغال مدارس علمیّه به برنامه های آموزشی و تبلیغی مانع از تعامل ارگانیک آن ها با نهادهای انقلابی گردیده است و موجب ضعف همکاری های فیمابین شده است. ضرورت دارد از هر دو سو، استفاده صحیح از ظرفیت آنان در شکل دهی و تعالی حلقات صالحین صورت گیرد. به نظر می رسد اگر یک طلبه از همان ابتدای طلبگی خود در یک جمع کوچک دانش آموزی به تدریس و تربیت بپردازد، توفیقات قابل توجّهی در مراحل آتی خواهد داشت.

7. لزوم حضور جدی تر در عرصة مجازی

با مراجعه به سایت ها و پایگاه های اطلاع رسانی صالحین می توان دریافت که علیرغم هزینه های گزافی که در این زمینه صورت گرفته، توفیقات قابل توجهی کسب نشده است. شاید بتوان گفت سایت های صالحین به عنوان سایت مطرح در عرصه مجازی شناخته نمی شود. لازم است سیاست گذاران این طرح ارزشمند با برنامه ریزی های راهبردی، زمینه حضور در رقابت جدّی تر را در دنیای مجازی فراهم آوردند.

8. لزوم تأسیس شبکه های اجتماعی

دنیای امروز، دنیای ارتباطات مجازی و حضور خیره کننده مردم در شبکه های اجتماعی است؛ تا جایی که شبکة فیس بوک ادعای تشکیل بزرگ ترین کشور جهان را نموده است. علاقة زاید الوصف ایرانیان به حضور در شبکه های اجتماعی و داشتن صفحة شخصی برای

خود و تعامل بی هدف، تهدیدی است که اگر تبدیل به فرصت نشود، بنیان های فرهنگ دینی و ملی کشور را دچار آسیب جدی خواهد کرد. ارتباط لجام گسیخته محرم و نامحرم، تبرج، نفاق، کذب و افترا از خلقیاتی است که سکة رایج شبکه های اجتماعی است. در شبکه های اجتماعی بسیاری از افراد با نام غیر واقعی، جنسیت غیر واقعی و حتی عکس های دیگران حضور می یابند و ساعات ارزشمند عمر خود را صرف وبگردی و هرزه نگاری می نمایند. اضافه بر این معضلات، خطر جاسوسی و توطئه های سیاسی و فرهنگی متنوعی است که دشمنان اسلام و انقلاب از ظرفیت شبکه های اجتماعی برای تحقق آن بهره می جویند.

شبکة میلیونی صالحین در کنار ارتباطات چهره به چهره و حقیقی که اساس تربیت و انسان سازی را شکل می دهد، نیاز به شبکه سازی مجازی و ایجاد شبکه های اجتماعی متنوع برای مخاطبان متعدد خود دارد.

خاتمه

پرواضح است که جریان صالحین به عنوان یک ثمرة مترقی انقلاب و نتیجة مجاهدت های امام خمینی رحمة الله و شاگردان مجاهد ایشان به ویژه خلف صالح امام یعنی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مدظله الشریف دستاوردی برای تربیت سرباز مخلص و منتظر حقیقی امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد و می تواند به عنوان الگوی تربیت و کادرسازی در جهان اسلام مورد استفاده قرار گیرد. باشد تا با رفع موانع و تقویت عوامل موفقیت، زمینه رشد و بالندگی هر چه تمام تر شجرة طیبه صالحین فراهم گردد.

منابع

1.

قرآن کریم.

2.

نهج البلاغه.

3.

بحارالأنوار.

4.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری دام ظله رحمها الله

5.

پایگاه اطلاع رسانی صالحین.

6.

سامانه پاسخگویی بسیج.