عاشورا و شبهه افکنان

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : حسینی شیرازی، سیدصادق، 1320 -

عنوان و نام پديدآور : عاشورا و شبهه افکنان/ از سخنرانیهای مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله‌العظمی‌حاج‌سید‌صادق‌حسینی‌شیرازی؛ به قلم علی خنیفرزاده؛ به اهتمام موسسه فرهنگی رسول اکرم.

مشخصات نشر : قم: سلسله، 1387.

مشخصات ظاهری : 47ص .؛ 16/5×11/5 س‌م.

شابک : 3000 ریال: 978-964-8788-79-2 ؛ 2500 ریال (چاپ اول)

وضعیت فهرست نویسی : برون‌سپاری.

يادداشت : چاپ اول: دی 1386.

يادداشت : چاپ هفتم.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع : واقعه کربلا، 61ق.

عاشورا -- تاثیر

شناسه افزوده : خنیفرزاده، علی

شناسه افزوده : موسسه فرهنگی رسول اکرم (ص)

رده بندی کنگره : BP41/5/ح447ع181387

رده بندی دیویی : 297/9534

شماره کتابشناسی ملی : 1‌2‌5‌7‌5‌9‌1

ویراستار کتاب: شهناز محققیان

اشاره

عاشورا و شبهه افکنان

از سخنرانی های مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی

به قلم علی خنیفرزاده

ویراستار کتاب: شهناز محققیان

«عاشورا و شبهه افکنان»

از سخنرانی های حضرت آیةالله العظمى سیّد صادق حسینی شیرازی (دام ظله)

تدوين / على خنيفر زاده

به اهتمام/ مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله

www.shirazi.ir

info@s-alshirazi.com

نوبت چاپ / پنجم

تاريخ انتشار / زمستان 1386

محرم الحرام 1428 ه-.ق

شمارگان/ 10000

چاپ / گلبرگ

قیمت 250 تومان

ناشر/ انتشارات سلسله

قم - پاساژ قدس شماره 97 کدپستی 13993-37137

تلفن 7730717 / فاکس 7749108

WWW.SELSELE.KETABNAMEH.COM

e.mail : selseleh_pub @hotmail.com

ISBN: 978.964.8788.79.2

شابک : 22-79-8788-964-978

فهرست

عاشورا، آزمون بزرگ الهی...9

عاشورا و شبهه افکنی ها...15

حکم به غير ما انزل الله و اهمیت فتوا...21

عاشورا و تشکیک...28

دعا برای سوگواران حسینی...36

عظمت مصائب کربلا...38

کیفر زود هنگام...43

عاشورا و شبهه افکنان

عاشورا و شبهه افکنان (1)

بسم الله الرحمن الرحيم

عظم الله اجورنا واجوركم بمصابنا بسيدنا الحسين و رزقنا طلب ثاره مع امام مهدى من آل محمد (علیهم السلام)

عاشورای امسال پایان یافت و به سپری شدن آن دو چیز به جا ماند: نخست پاداش عظیم و رحمت واسعه الهي و سعادت


1) این گفتار در شام غریبان 1428ق در جمع شماری از عزاداران حسینی ایراد شده است.

دنیا و آخرت از یک سو و عذاب و غضب شدید الهی و شقاوت دو جهان از سوی دیگر.

عاشورای سال 61 هجری نیز چنین بود و هنگامی که فصل نخست عاشورا با شهادت سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام به پایان رسید، دو گروه خیر و شر کاملا از هم جدا شدند و اصحاب امام حسین علیه السلام مستحق ثواب و رحمت عظیم خدا و دشمنان ایشان مستوجب خشم و کیفر الهی شدند.

خدای متعال درباره روز قیامت فرموده است : يَوْمَنِ يَتَفَرَّقُونَ (1)«در آن روز مردم متفرق و گروه گروه می شوند».

این آیه شریفه هر چند مربوط به قیامت است باید دانست که قیامت ما در همین جا و از اعمال ما در این دنیا نشأت می گیرد و نحوه عملکرد مردم در عاشورا آنان را به دسته های اهل سعادت و اهل شقاوت تقسیم می کند.


1) روم (30)، آیه 14.

عاشورا، آزمون بزرگ الهی

در تاریخ آورده اند که حبیب بن مظاهر اسدى و شمر بن ذى الجوشن همشهری بودند و سال های سال همدیگر را می شناختند. اما سرانجام آن ها فرسنگ ها با هم فاصله داشت و ماجرای عاشورا راهشان را از هم جدا کرد. سرنوشت حبیب این بود که در شمار یاران سیدالشهدا علیه السلام جانفشانی کند و به فیض شهادت در جوار مولایش برسد، در حالی که پایان کار شمر این بود که در صف دشمنان وقاتلان امام حسين علیه السلام در آمد.

زهیر بن قین، عثمانی و منحرف از امیرمؤمنان علیه السلام بود. وهب نیز در ابتدای کار نصرانی بود. اما با این حال ماجرای عاشورا این دو را به جایی رساند که میلیون ها تن از علما، مراجع تقلید، محدثان و عموم مردم از گذشته تاکنون در برابر قبورشان می ایستند و به آن ها عرضه می دارند «بأبي أنتم و أمي؛

پدر و مادرمان فدایتان».

این در حالی است که شخصی چون عبیدالله بن حر جعفی که خود را از شیعیان به شمار می آورد و امام حسین علیه السلام او را هم مثل زهیر بن قین دعوت به همراهی کرد، به دعوت امام پاسخ منفی داد و با رو برتافتن از امام خسران وشقاوت دنیا و آخرت را برگزید و امروزه برای ما معلوم نیست که چه حالی دارد و در چه عذابی به سر می برد.

امسال نیز همان اتفاقی افتاد که در عاشورای سال 61 قمری و عاشوراهای پس از آن رخ داد. بسیاری از افراد در روزهای گذشته در راه امام حسین علیه السلام به خدمتگزاری و عزاداری پرداختند و در راه اقامه شعائر حسینی - که شعائر الله است - از هیچ جانفشانی و کوششی کوتاهی نکردند، در حالی که عده دیگری در مقابل عزاداری آن حضرت به مانع تراشی و تشکیک پرداختند و عزاداران آن حضرت را مورد ریشخند یا آزار قرار دادند.

حسین بن روح رضوان الله تعالى عليه - سومین نایب خاص حضرت ولی عصر -عجل الله تعالى فرجه الشریف - نقل کرده است که وجود مبارک سیدالشهدا علیه السلام در قنوت نمازهایشان دعایی می خواندند که یکی از فقرات آن بسیار تأمل برانگیز و هشدار دهنده است. آن جناب به خدا عرضه می داشتند:

وأعذ اوْلِیآئَکَ من افتتان بی؛ (1)پروردگارا، به اولیای خود رحم کن و آنان را از این که به سبب من مورد آزمون و فتنه قرار گیرند، نجات ده.

در این جا حضرت از خدا می خواهند که اولیای خود را از گرفتار شدن به آزمون های دشوار به سبب حضرت نجات دهد. روشن است که تعبیر «اولیا» شامل کسانی نمی شود که پیروان أهل بيت علیهم السلام نیستند. مسلماً چنین کسانی از اولیای الهی و دوستان خدا نیستند


1) بحار الانوار، ج 82، ص 214

این فقره از دعای امام حسین علیه السلام فوق العاده تأمل برانگیز است و بنده در هیچ یک از دعاهای وارد شده از معصومین علیهم السلام مشابه چنین تعبیری را ندیده ام. در این جا حضرت سال ها پیش از واقعه عاشورا از درگاه باری تعالی می خواستند که اولیای الهی به واسطه ایشان در آزمون دشوار الهی مردود نشوند. در حقیقت این فقره نشان می دهد که ماجرای سیدالشهدا علیه السلام ماجرای حساس و آزمون دشواری است که بسیاری از افراد نمی توانند با سربلندی از آن بیرون آیند.

نخستین طائفه ای که در این آزمون مردود شدند، بیش از یک هزار تن بودند که در رکاب حضرت سیدالشهدا علیه السلام وارد کربلا شدند. این افراد منحرف از سیدالشهدا علیه السلام نبودند. بلکه ایشان را قبول داشتند، حضرت را دوست می داشتند، از اصحاب ایشان به شمار می رفتند، پشت سر ایشان نماز می گزاردند، و مسائل شرعی خود را از حضرت می پرسیدند این افراد تا شب عاشورا دوام آوردند ولی چنین آزمون دشواری

را تاب نیاوردند. در حقیقت خدای متعال آنان را از گرفتار شدن به این آزمون بزرگ پناه نداد. از این رو در دسته های ده بیست نفری با حضرت خداحافظی کردند و کربلا را ترک گفتند.

در حقیقت ماجرای سیدالشهدا علیه السلام ماجرای فیصله و جدایی حق از باطل و سره از ناسره است و البته چنین آزمونی، آزمون دشواری است. در روزگار ما نیز برخی از این آزمون دشوار سربلند بیرون می آیند و همین طور بسیارند کسانی که امروزه و در آینده از دوستداران اهل بیت علیهم السلام به شمار می روند. ولی همانند آن گروه هزار نفری، در این آزمون مردود و شرمسار می شوند.

در کربلا فقط عده قلیلی از این آزمون سربلند بیرون آمدند و این افراد همان کسانی بودند که خدای متعال از سقوط در این آزمون دشوار پناهشان داده بود.

پناه یافتن از این آزمون دشوار - همانند توفیق در همه امور

دیگر- بنا به فرموده قرآن نیازمند دو چیز است: دعا و عمل.

قرآن کریم فرموده است:

قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ (1)[ای پیامبر،] بگو اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما اعتنا نمی کند. نیز در جای دیگر فرموده است:

وَأَن لَّيْسَ لِلإِنسَنِ إلَّا مَا سَعَى (2)برای انسان بهره ای جز حاصل تلاش او نیست. از این دو آیه شریفه دریافت می شود که دعا به تنهایی راهگشا نیست و عمل بدون توسل و دعا نیز چه بسا موجب توفیق نشود. بنابراین دعا و عمل هر دو مطلوبند و باید در کنار هم قرار گیرند تا آدمی را به هدف و توفیق برسانند.


1) فرقان (25)، آیه 77.

2) نجم (53)، آیه 39.

امام حسین علیه السلام برای ما دعا کرده و از درگاه باری تعالی مسئلت کرده اند که ما را از در افتادن و سقوط در آزمون ها پناه دهد، اما خودمان نیز باید جانب عمل را فرونگذاریم و هشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

عاشورا و شبهه افکنی ها

یکی از وظایف ما این است که بدانیم شعائر حسینی شعائر الله است و اظهار نظر در خصوص آن مربوط به مراجع تقلید می باشد که در زمینه احکام الله تخصص کافی دارند. فقط فقهایی که در این زمینه خبره اند می توانند در این زمینه اظهار نظر کنند. از این رو در زمینه شعائر حسینی باید به آنان مراجعه و از آنان پرسش کنیم و از حکم کردن به غیر ما انزل الله بپرهیزیم.

ماجرای سیدالشهدا فیصله دهنده حق از باطل و ماجرای حساسی است که در آن آدمی زود اهل سعادت و بهشت یا خدای

ناکرده اهل شقاوت و دوزخ می شود. بکوشیم از اظهار نظرهای سد لحی در این خصوص خودداری کنیم و خود، خانواده، و برادران جسمانی و ایمانی خود را از مردود شدن در این امتحان دور کنیم و با حکمت و موعظه حسنه (1)آنان را از تشکیک و اظهار نظر در این خصوص باز داریم.

چندی پیش شخصی که خود را با سواد می پنداشت نزد من آمد و در خصوص یکی از شیوه های عزاداری تشکیک می کرد. سبب تشکیک وی را که جویا شدم اظهار داشت این کار دو اشکال دارد: نخست آن که این شیوه عزاداری در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین- صلوات الله عليهم اجمعين - وجود


1) قرآن كريم فرموده است ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الحَسَنَةِ وَجَندِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِدِي وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ با حکمت واندرز نیکو به راه وردگارت دعوت نما و با آن ها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن پروردگارت بهتر از هر کسی می داند چه کسی از راه او گمراه شده است واری است انسان داناتر است. [ نحل (16)، آیه 125].

نداشته است. دیگر آن که برخی از کسانی که به این نحوه عزاداری می پردازند، مرتکب برخی از محرمات می شوند.

درباره اشکال نخست به وی گفتم : این اشکال از سخنان وهابیان است و کسی مثل شما نباید آن را بر زبان آورد وهابیان پشتوانه استواری ندارند پشتوانه آنان کسانی چون احمد بن حنبل، ابن تيميه، و محمد بن عبدالوهاب است که اگر بخواهیم جانبشان را نگاه داریم و از واقعیت آنان چشم پوشی کنیم، باید بگوییم مشتی بی سواد بوده اند که از اسلام آگاهی و بهره ای نداشته اند. اما شیعیان از رکن رکین و پشتوانه های استواری چون امیرمؤمنان، امام حسین، امام صادق، و حضرت بقیة الله -صلوات الله علیهم اجمعین - برخوردارند. عقاید شیعه مستند به فقه و اندیشه اهل بیت علیهم السلام می باشد که هیچ شائبه ای در آن راه ندارد و در طی تاریخ بسیاری از افراد مذاهب دیگر را که حقیقت جو

و بدون عناد و غرض بودهاند متحول کرده است.

اگر بخواهیم به صرف نبود این نحوه عزاداری ها در زمان

پیامبر صلی الله علیه و آله آن ها را بی اساس بدانیم، پس با قبه و بارگاه امام رضا- عليه آلاف التحیة والثناء - چه کنیم که نه در زمان پیامبر و نه در زمان ائمه صلوات الله علیهم اجمعین - به این صورت نبوده است ؟! آیا به صرف این که قبه و بارگاه امروزین امام رضا علیه السلام به صورت فعلی در زمان ائمه نبوده است باید آن را باطل بشماریم؟! آیا قبه و بارگاه آستان مقدس مولای متقیان علیه السلام، قبه و بارگاه سیدالشهدا علیه السلام، مدارس علمیه، حسینیه ها، کتاب هایی چون کتب اربعه، وسائل الشیعه، مستدرک الوسائل، دستگاه مرجعیت و روحانیت و هزاران نهاد و دستگاه دیگر به صورت امروزین آن در زمان ائمه معصومین علیهم السلام وجود داشته است؟ هیچ یک از این امور در عصر ائمه علیهم السلام نبوده است ولی آیا می توان بر همه این امور خط بطلان کشید؟ مسلماً اعتقاد به چنین چیزی سخنی سخت بی پایه و اساس است و به صرف نبود چیزی در عصر ائمه علیهم السلام نمی توان آن را مردود انگاشت.

وانگهی برای این عزاداری ها دست کم دو دلیل فقهی و علمی

می توان اقامه نمود:

نخست آنکه ائمه ما قواعد کلی و عموماتی وضع فرموده اند. و این شعائر نیز تحت عمومات قرار می گیرند. همان طور که عمومات قبه و بارگاه و ضریح مطهر امام حسین علیه السلام را - که در زمان ائمه علیهم السلام نبوده است- در بر می گیرد، همه انواع عزاداری را نیز شامل می شود. کسی که چنین اشکالی را مطرح می کند در حقیقت با قرآن و حدیث و عمومات مستفاد از کلمات معصومین علیهم السلام بیگانه است.

دوم آن که این نوع عزاداری ها به اصطلاح فقهی و علمی از مقدمات وجود واجب است. علمای شیعه و بزرگان ما از شیخ مفيد و محقق حلى و علامه حلی تا علمای معاصر در این باره مفصل سخن گفته و فرموده اند: مقدمات وجود واجب نيز واجب عینی یا کفایی است.

پس چنین اشکالی کاملاً بی اساس و مربوط به کسانی است که قرآن و حدیث را نخوانده اند یا اگر خوانده اند نفهمیده اند.

در پاسخ اشکال دوم که از اشکال نخست بی پایه تر است باید گفت حتی اشخاص عادی - چه رسد به اشخاص دین شناس - به خوبی می دانند که اگر جایی یاکاری با معصیت توام شد، این به معنای حرام بودن آن جا یا کار نیست و مشروعیت آن را خدشه دار نمی کند، بلکه فقط نفس آن معصیت حرام است.

برای مثال اگر شخصی از سپیده صبح تا طلوع آفتاب در مسجد باشد و نسبت به نماز سهل انگاری کند و نماز به جا نیاورد، آیا باید در آن مسجد را تخته کنیم؟! یا با سخنان نرم و حکیمانه آن شخص را هدایت کنیم و نسبت به بدی کارش آگاه سازیم. مسلماً نماز نخواندن یا حتی ارتکاب معصیت از سوی یک شخص مشروعیت مسجد را خدشه دار نمی کند و از قدیم گفته اند: برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند.

اهل سنت در کتاب های خود آورده اند که روزی زینب بنت جحش برای رسول خدا صلى الله عليه وسلم که در آن هنگام در خانه عایشه بودند ظرف غذایی فرستاد ولی عایشه با دیدن آن برخاست

و ظرف غذا را بر زمین زد و شکست. (1)

در این ماجرا غذا برای پیامبر فرستاده شده بود، نه عایشه، و عایشه با این کار در مال دیگری تصرف کرد. دیگر آن که ظرف دیگری را شکست و ضامن شد، دیگر آن که نعمت خدا را تبذیر نمود و تلف کرد و از همه مهم تر این که با ارتکاب این فعل ناپسند در محضر رسول الله، حضرت را آزرد. غرض این که بر اساس این روایت عایشه در یک جا مرتکب چندین کار حرام شده است. جا دارد بپرسیم حال که عایشه در خانه پیامبر مرتکب چندین حرام شده است، دیگر خانه پیامبر مشروعیت ندارد و حرام است ؟ !

حکم به غیر ما انزل الله و اهمیت فتوا

نکته مهمی که در این مقام می خواهم بدان توجه دهم خطر


1) بدر الدین عینی عمده القارى فى شرح البخارى، ج 13، ص 36؛ ابن حمر عسقلانی، فتح الباری، ج 5، ص 125؛ ابن حزم اندلسی، المحلى، ج 8، ص121

حکم کردن به غیر ما انزل الله و اظهار نظرهای غیرکارشناسانه در مسائل شرعی است. مؤمنان باید از اظهار نظر در این خصوص خودداری نمایند و این کار را به کسانی واگذارند که حق افتا و بیان احکام الله را دارند؛ زیرا احکام خدای سبحان فوق العاده حساس و مهم است و از سوی دیگر دست یافتن ب-ه احکام الهی آسان نیست و تلاش بسیاری می طلبد. از همین روست که می بینیم فقهای بزرگوار سال های سال عمر خود را صرف آموختن مسائل شرعی و راه های استنباط احکام می کنند. چه بسا یک فقیه و کارشناس خبره دین هفته ها و ماه ها را صرف بحث و مطالعه و اندیشه در باب یک فرع کوتاه فقهی کند تا بتواند به نتیجه برسد و فتوا دهد، و چه بسا پس از صرف هفته ها و ماه ها همچنان به نتیجه نرسد و مجبور شود فتوا به احتیاط دهد.

مرحوم والد ما- قدس الله نفسه الزكيه - می فرمودند که به همراه چند فقیه برجسته دیگر سه هفته در باب یک مسئله به بحث

و تبادل نظر پرداختند ولی با این حال نتوانستند به نتیجه روشنی برسند و فتوا دهند.

وقتی به موسوعه عظیم الفقه مرحوم اخوی مراجعه می کنیم مشاهده می نماییم که ایشان در موارد بسیاری درباره مسئله ای که چه بسا فقط چند کلمه بیشتر نیست ده ها صفحه پژوهش علمی کرده اند. روشن است که این پژوهش های فقهی وقایع نگاری یومیه نیست که به آسانی نوشته شود و چه بسا هر کدام یک ماه از ایشان وقت گرفته باشد.

غرض اینکه فتوا دادن کار آسانی نیست و از همین رو در روایت آمده است:

المفتى على شفير جهنم (1)فتوادهنده بر کرانه دوزخ قرار دارد.

همین روایات باعث شده است که دست و دل فقهای واقعی


1) شهید ثانی، منية المريد، ص 47.

را از فتوا دادن بلرزاند؛ زیرا خدای ناکرده کم ترین لغزشی در این خصوص انسان را گرفتار آتش دوزخ می کند.

در میان ابواب فقهی، باب حج هزاران فرع و مسئله پیچیده دارد. شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: ما چهل سال است که درباره مسائل حج از شما پرسش می کنیم ولی هنوز این مسائل تمام نشده است. حضرت پاسخ دادند : آیا می خواهی مسائل حج در چهل سال تمام شود؟ (1)این در حالی است که امام صادق علیه السلام، همانند ما نیاز نداشتند که پژوهش و جستجو و تأمل کنند، بلکه بی درنگ پاسخ هر مسئله ای را می فرمودند؛ زیرا دانش فراوان آن حضرت از نوع علم لدنی و متصل به سرچشمه دانش لا یزال الهی بود.

در میان مسائل بیشمار حج و دیگر ابواب فقهی، مسئله ای وجود دارد که در نوع خود کاملاً بی نظیر است. در تمام ابواب حج هرگاه کسی سبب شود دیگری مرتکب حرام شود، کفاره


1) وسائل الشيعه، ج 8، ص7، حدیث 12.

فقط بر عهده کسی است که مرتکب حرام شده است. به عبارت دیگر هرگاه کسی سبب وقوع دیگری در حرام شد بی شک خود نیز کار حرامی انجام داده است، ولی کفاره ای برگردن او نیست و فقط کسی که آن کار حرام را انجام داده است باید کفاره بپردازد. این اصل کلی فقط یک استثنا دارد و آن مربوط به جایی است که شخص فتوای به غیر ما انزل الله دهد و دیگری را در حرام افکند. به عنوان مثال اگر یک حاجی از شخصی مسئله ای پرسید و آن شخص مسئله را به صورت نادرست پاسخ داد و سبب شد که آن حاجی عمل مورد نظر را صحیح انجام ندهد، در این جا کفاره بر هر دو واجب است. این تنها جایی در باب حج است که کفاره هم بر سبب واجب است و هم بر مسبب، و این خود نشان از حساسیت بی اندازه حکم به غیر ما انزل الله و بازی کردن با احکام خدا دارد.

رسول گرامی اسلام صلى الله عليه وسلم عزیزترین وافضل آفریده های خدا است. خدای متعال برای ایشان نظیری نیافریده و مشیت الهی چنان است که برای ایشان نظیری آفریده نشود. حتی کسی چون

مولای متقیان که خود پیامبر و نفس نفیس ایشان است (1)در حق رسول خدا فرموده اند: أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ (2)«من یکی از بندگان پیامبرم».

خدی متعال بارها پیامبر خود را ستوده و از جمله در حق ایشان فرموده است: وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ (3)«تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری».

خدای متعال مقام والایی به رسول خدا عنایت فرموده و در معراج چنان جایگاهی به ایشان داده که فرموده است:

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (4)تا آن که فاصله پیامبر با ساحت قدس ربوبی به قدر طول دو انتهای کمان یا نزدیک تر شد.


1) رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماجرای مباهله از مولای متقیان علیه السلام با تعبیر «انفسنا» یاد فرمودند.

2) کافی، ج 1، ص 89.

3) قلم (68)، آیه 4.

4) نجم (53)، آیه 9

اما به رغم این جایگاه بالا و والایی که پیامبر نزد خدای متعال دارد، وقتی نوبت به احکام می رسد خدای متعال با تندی سخن می گوید و می فرماید:

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَجِزِینَ (1)اگر او سخنی دروغ بر ما می بست او را با قدرت می گرفتیم و سپس رگ دلش را قطع می کردیم و هیچ کدام شما نمی توانست ما را از مجازات او باز دارد. به قول علما قضیه شرطیه حتی در صورت کذب دو طرف آن صادق است. شکی نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله که امین و حیاند، دامن پاکشان از گرد هرگونه خطا و لغزشی پاک است، و خدای متعال در این آیه در حقیقت می خواهد پرده از واقعیت مهمی بردارد و آن عظمت و اهمیت احکام الهي و حرمت فوق العاده


1) حاقه (69) آیات 44 تا 46

دروغ بستن به خدا و دست بردن در احکام الهی است. به عبارت دیگر وقتی نوبت به احکام الله می رسد، این مسئله چنان حساس و مهم می باشد که خدا حتی با اشرف خلایق و برترین انسان ها نیز این گونه رفتار می کند، چه رسد به دیگران که مقامشان با رسول الله فرسنگ ها فاصله دارد.

باری، از پیش خود سخن گفتن درباره احکام الهی چنین کیفری نزد خدای متعال دارد، حال چه رسد به فتوای به غیر ما انزل الله در حق سیدالشهدا علیه السلام و شعائر و مسائل مربوط به ایشان. در حقیقت حکم به غیر ما انزل الله در مسائل مربوط به سیدالشهدا علیه السلام حرام اندر حرام است و گناهی به مراتب سنگین تر دارد.

عاشورا و تشکیک

در کتاب شریف کامل الزیارات روایتی وجود دارد که با بحث ما مناسبت تام دارد. توضیحاً عرض می شود این کتاب از اعتبار فراوان برخوردار است و بسیاری از عالمان شیعه در

گذشته و حال بر این اعتقاد بوده اند که این کتاب از تمام کتاب های شیعه صحیح تر است و اگر در رأس همه کتب شیعه نباشد، جزو چند کتاب فوق العاده و دست اول می باشد.

در این کتاب روایت وَلَيَجْتَهِدَنْ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَأَشْياعُ الضَّلالِ (1)از زبان حضرت زینب کبری علیها السلام و به نقل از ام ایمن از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است. در عین حال حضرت زینب یادآور شده است که درباره صحت روایت ام ایمن از پدر بزرگوارشان پرسش کردند و ایشان بر این روایت صحه نهادند و فرمودند:

يَا بُنَيَّةِ الْحَدِيثُ كَمَا حَدَّثَتْكِ أُمُّ أَيْمَنَ وَ كَأَنِّي بِكِ وَ...بِنِسَاءِ أَهْلِكِ سَبَايَا بِهَذَا الْبَلَدِ أَذِلَّاءَ خَاشِعِينَ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النّاسُ فَصَبْراً صَبْراً فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا لِلَّهِ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ وَلِيٌّ غَيْرُكُمْ وَ غَيْرُ مُحِبِّيكُمْ


1) كامل الزيارات، ص 265 (باب 88)

وَ شِيعَتِكُمْ وَ لَقَدْ قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله حِينَ أَخْبَرَنَا بِهَذَا الْخَبَرِ- إِنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ يَطِيرُ فَرَحاً فَيَجُولُ الْأَرْضَ كُلَّهَا بِشَيَاطِينِهِ وَ عَفَارِيتِهِ فَيَقُولُ يَا مَعَاشِرَ الشَّيَاطِينِ قَدْ أَدْرَكْنَا مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ الطَّلِبَةَ وَ بَلَغْنَا فِي هَلَاكِهِمْ الْغَايَةَ وَ أَوْرَثْنَاهُمُ النَّارَ إِلَّا مَنِ اعْتَصَمَ بِهَذِهِ الْعِصَابَةِ فَاجْعَلُوا شُغُلَكُمْ بِتَشْكِيكِ النَّاسِ فِيهِمْ وَ حَمْلِهِمْ عَلَى عَدَاوَتِهِمْ وَ إِغْرَائِهِم بِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ حَتَّى تَسْتَحْكِمُوا ضَلَالَةَ الْخَلْقِ وَ كُفْرَهُمْ وَ لَا يَنْجُو مِنْهُمْ نَاجٍ...) (1)دخترم حدیثی که ام ایمن برایت نقل کرده صحیح است. گویا می بینم که در آن روز تو و زنان خاندانت در این شهر (كوفه) ذلیل و هراسناکید و می ترسید که مبادا مردم شما را بربایند. صبر کنید و صبر کنید؛ زیرا به حق خدایی که دانه را می شکافد و آدمی را جان می بخشد در آن روز خدای متعال جز شما و دوستان و شیعیانتان در روی زمین


1) همام

دوستی ندارد. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله این خبر را به ما داد فرمود: ابلیس در آن روز از خوشحالی پرواز می کند و تمام زمین را در می نوردد و به شیاطین خود می گوید ای جماعت شیاطین ما به هدفی که در مورد فرزندان آدم داشتیم رسیدیم و هلاکت آنان را به نهایت رساندیم و آنان را اهل آتش نمودیم، جز عده ای که به این گروه (یعنی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله) متوسل می شوند. تمام تلاشتان این باشد که درباره آنان در دل مردم شک و شبهه ایجاد کنید و مردم را بر دشمنی با آنان و دوستانشان برانگیزید و تحریک نمایید تا خوب گمراه شوند و در کفرشان استوار گردند و دیگر هیچ کدامشان روی رستگاری را نبیند.

همان طور که می بینیم این حدیث شریف را حضرت زینب کبری علیها السلام هم به نقل از پدر بزرگوارشان علیه السلام و هم ام ایمن -رحمة الله عليها - نقل نموده است. شاهد ما در این حدیث

آن جاست که شیطان هنگام شهادت سالار شهیدان به دیگر شیاطین می گوید: فَاجْعَلُوا شُغُلَكُمْ بِتَشْكِيكِ النَّاسِ؛ «تمام تلاش خود را مصروف شبهه افکنی در میان مردم نمایید».

وقتی ابلیس لعین می بیند که خود و اتباعش هرگز یارای مقابله با ماجرای سیدالشهدا علیه السلام را ندارند، از آنان می خواهد که دست به شبهه افکنی در ماجرای سیدالشهدا علیه السلام زنند. حال که نمی توانند این شاخسار تنومند را از بن برکنند، دست کم از تشکیک فروگذاری نکنند و غبار تردید را بر دل مرد مرد بنشانند.

با توجه به این فقره فوق العاده تأمل برانگیز دیگر جای شگفت نیست اگر می بینیم برخی از افراد پی در پی درباره ماجرای سیدالشهدا علیه السلام به شبهه افکنی می پردازند. چنین افرادی دنباله رو ابلیس هستند و مانند شیطان توان مقابله مستقیم با امام حسین علیه السلام را ندارند و لذا بنیاد عقاید مردم را سست می کنند. اما مؤمنان باید به هوش باشند تا مبادا در دام این شبهه افکنان افتند کسانی که حضرت سیدالشهدا علیه السلام در

قنوت آنان را اولیای خدا خوانده و از خدا خواسته است به واسطه او مورد آزمون دشوار قرار نگیرد، نباید به وسوسه های ابلیس گوش سپارند و اجازه دهند شیاطین انس و جان باورهای آنان را سست کنند.

این افراد در بسیاری از موارد نبود سند را بهانه می کنند و مثلاً می گویند درباره فلان آیین یا فلان باور روایتی نداریم. غافل از این که از نصوص مربوط به ماجرای عاشورا جز مقداری اندک به دست ما نرسیده است. بسیاری از روایات اهل بیت علیهم السلام در گذر روزگار از بین رفته و بسیاری از کتاب های حديث و تاریخ شیعه طی حوادث دردناک به کام شعله های آتش فرستاده شده است. از این رو بسیاری از روایات مرتبط با ماجرای عاشورا از بین رفته و ما به همه آن ها دسترسی نداریم؛ تا جایی که می توان گفت حتی یک صدم روایات عاشورا به دست ما نرسیده است.

حضرت سیدالشهدا علیه السلام در هشتم ذی حجه از مکه خارج و

روز دوم محرم الحرام وارد کربلا شدند. به عبارت دیگر این سفرشان 24 روز به طول انجامیده است. بنا به گفته مرحوم علامه مجلسی - رضوان الله تعالی علیه- هزار و پانصد تن در رکاب سيد الشهدا علیه السلام وارد کربلا شدند. آیا این جمعیت پرشمار طی این مدت 24 روزه از امام چیزی نپرسیدند؟ آیا هیچ یک از این افراد بعدها درباره این مقطع تاریخی خبر یا گزارشی بازگو نکرده است ؟ ما اعتقاد داریم که گفتار و کردار و تأیید امام معصوم حجت است. ولی متأسفانه خبر چندانی مربوط به این مدت که حاکی از گفتار یا کردار امام باشد به دست ما نرسیده است.

در تاریخ آمده است که مرحوم سید سید مرتضی کتابخانه بزرگی شامل هشتاد هزار کتاب داشت که پس از فوت ایشان به شاگردشان شیخ طوسی انتقال یافت. ولی هم چنان که در تاریخ گفته اند کتابخانه بزرگ شیخ طوسی در بغداد سوزانده شد.

در کتاب های رجال و فهرست و تذکره فراوان می خوانیم که

فلان راوی مثلاً سی هزار روایت از امامان معصوم علیهم السلام نقل کرده است، در حالی که امروز از آن همه روایت حتی هزار مورد نیز به دست ما نرسیده است. یا مثلاً می خوانیم که فلان محدث ده هزار روایت از امام معصوم نقل کرده است ولی امروزه فقط صد روایت از آن راوی در دست داریم. پس بقیه این روایات به چه سرنوشتی دچار شده است؟

حاصل کلام این که بسیاری از روایات مرتبط با قضایای امام حسين علیه السلام و عاشورا و سوگواری به دست ما نرسیده است. بنابراین نباید تشکیکات شبهه افکنان در ما اثری ایجاد کند، با خدای نخواسته با این شبهه افکنان همنوا و همراه شویم. تشکیک در اقامه شعائر حسینی از بازی کردن با آتش و ذغال گداخته نیز خطرناک تر است؛ زیرا آتش فقط در همین دنیا به ما آسیب می رساند، ولی تضعیف دستگاه امام حسین علیه السلام، دنیا وآخرت آدمی را بر باد می دهد.

دعا برای سوگواران حسینی

همان طور که شبهه افکنی و تشکیک در ماجرای عاشوراکار بسیار ناپسندی است، خدمت به دستگاه سیدالشهدا علیه السلام و دعا کردن برای زائران و سوگواران آن حضرت از مستحبات است. استحباب این کار از روایتی دریافت می شود که اگر متواتر نباشد دست کم تواتر اجمالی دارد و بسیاری از علمای بزرگ آن را نقل کرده اند. بر اساس این روایت امام صادق علیه السلام در حال سجده، برای زائران قبر اباعبدالله الحسين علیه السلام و کسانی که در اقامه شعائر حسینی تلاش می کنند دعا می کردند و به درگاه الهی عرضه می داشتند:

فَارْحَمْ تِلک الوُجوهَ الَّتی غَیَّرَتْهَا الشَّمسُ، وَارْحَمْ تِلک الخُدودَ الَّتی تَقَلَّبَتْ علیٰ قَبرِ أبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام، وَارْحَمْ تِلک الأعیُنَ الَّتی جرَت دُموعُها رحمهً لنا، وارحَمْ تِلکَ القُلوبَ الّتِی جَزَعَتْ وَاحْتَرَقَتْ لَنا، وَارْحَمْ تِلک الصَّرخَهَ الَّتی

کانَتْ لَنا (1)پروردگارا آن چهره هایی که آفتاب رنگشان را دگرگون کرده است، آنگونه هایی که بر قبر ابا عبدالله نهاده می شود دیدگانی که به مهر ما گریان می شوند دل هایی که برای ما بیتاب می شود و می سوزد و فریادهایی که برای ماست همه و همه را مشمول مهر و رحمت خود ساز. امام صادق در این نیایش و در حال سجده با اشک جاری برای سوگواران حسینی توفیق و صبر و اخلاص و رحمت الهی را مسئلت نموده است.

تعبير «صرخة» در این روایت به معنای فریاد و ناله است گاهی اوقات شدت مصیبت به حدی است که گریه به تنهایی رنج آدمی را التیام نمی بخشد و آدمی فریاد می کشد. در روایت آمده است که روزی عبدالله بن غالب نزد امام صادق علیه السلام شعری در


1) کافی، ج 4، ص 582 (باب فضل زيارة أبي عبدالله علیه السلام).

رثای حضرت سیدالشهدا علیه السلام خواند که این بیت در آن بود:

لبلية تسقو حسينا *** بمسقاة الثرى غير التراب؛

وقتی به این بیت رسید فریاد زنی را از پشت پرده شنید که صحیحه زد: «وا ابتاه (1)ای وای پدرم»

عظمت مصائب کربلا

آن روز بیش از صد سال از واقعه کربلا می گذشت ولی با این حال هرگاه نزد امام صادق و دیگر امامان معصوم علیهم السلام مصائب سیدالشهدا علیه السلام یاد می شد، اندوه و مصیبت آن بزرگواران تازه می گشت. وقتی مختار ثقفی پنج سال پس از واقعه کربلا قاتلان امام حسین را به درک واصل نمود روزی منهال بن عمر و نزد حضرت امام سجاد علیه السلام رفت و حضرت از او پرسیدند: حرمله بن کاهل اسدی چه کرد [و در چه حالی است]؟


1) كامل الزيارت، ص 116.

علت این امر عظمت فوق العاده و بی مانند مصائب سالار شهیدان علیه السلام است. شهادت حضرت علی اکبر، قمر بنی هاشم، حضرت قاسم و ماجرای وداع هرکدام مصیبت سنگینی است که فولاد را آب می کند. اما در این میان مصیبت کودک شش ماهه امام حسین از نوع دیگری است و دل ها را می گدازد. بر اساس روایات، حضرت آن کودک را که از فرط تشنگی بال بال می زد در آغوش گرفتند و از آن قوم جفاپیشه برای وی آب طلبیدند ولی هم چنان که می دانیم حرمله سیاه دل - لعنة الله عليه - آن جنایت هولناک را آفرید و خدا می داند که این مصیبت با قلب مبارک امام حسین چه کرد...

حضرت در آن صحنه دردناک چه می توانستند بکنند؟ آیا آن طفل سر بریده را با همان حال به مادرش تسلیم کند یا او را به خاک بسپارد و سپس مادرش را با خبر کند؟! او کودک را برای سیراب کردن از مادر ستانده بود و حال چه جوابی برای مادرش داشت و در برابر عواطف آن مادر چه واکنشی می توانست نشان

دهد؟ به هر حال مادر آن کودک که مثل امام معصوم نبود. راستی که این صحنه و حیرتِ ولی الله در این حال، چیز شگفتی بود. به هر حال امام در میان این دو گزینه ای که هر یک دشوارتر از دیگری بود، ترجیح دادند برای او قبر کوچکی حفر کنند و او را به سمت خیمه ها نبرند.

این مصیبت های جانگداز همگی بر دل امام دشوار است؛ ولی همچنان که عاطفه و رأفت امام از همه بیشتر است عقل ایشان نیز در نهایت کمال است و در پرتو این عقل، سر در فرمان خدای متعال دارد. اما حضرت زینب علیها السلام در مرتبه امامت نیستند و از همین رو امام دست مبارکشان را بر دل ایشان نهادند و از خدا برای ایشان صبر و تحمل مسئلت کردند. اگر این تصرف و نیروی امامت نبود شانه مبارک حضرت زینب نیز زیر بار این همه مصایب آسمان فرسا خم می شد و تاب نمی آورد.

عظمت این حادثه چنان بود که حتی زمین و آسمان و فرشتگان الهی آن را تاب نیاوردند و از پروردگار متعال

خواستند آن قوم جفاپیشه را به زمین لرزه یا صاعقه ای هولناک در دم نابود کند.

در روایت آمده است: هنگامی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند ملائکه الهی به درگاه خدا ضجه وزاری کردند و گفتند: ای پروردگار و مولای ما آیا از کسانی که گزیده تو و فرزند گزیده ات و بهترین آفریده هایت را می کشد غفلت می کنی؟ خدای متعال به آنان وحی کرد: ای فرشتگان من آرام باشید. به عزت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت، هر چند پس از گذشت روزگاری باشد. (1)نیز در روایت آمده است که پس از شهادت امام حسین علیه السلام فضای میان زمین و آسمان پر از فرشتگانی شد که هرکدام حربه ای آتشین در دست داشتند و منتظر اجازه امام بودند تا دشمنان ایشان را دردم بسوزانند (2)اما امام همان چیزی را اراده فرمودند که


1) بحار الانوار، ج45، ص 221

2) معالى السبطين، ج 1، ص18.

خدای متعال اراده فرموده بود؛ آن حضرت تن به خواسته خدا دادند و خون خود و خاندانشان را برای بقای اسلام و اقامه نماز بذل فرمودند.

آری اگر خون پاک آن حضرت و جانفشانی های ایشان نبود از اسلام حتی نامی هم برجا نمی ماند و رسم و راه مسلمانی از یادها فراموش می شد. نقل است که مرحوم سید عبدالهادی شیرازی - رضوان الله علیه از مراجع بزرگ تقلید - قبل از هر نماز جماعت عرضه می داشتند: السَّلامُ عَلَیْکَ یَااباعبدالله اشْهَدُ انَّکَ قَدْ اقَمْتَ الصَّلاهَ؛ «سلام بر تو یا اباعبدالله، من گواهی می دهم که نماز را برپاکردی».

ایشان تأکید داشتند اگر امام حسین علیه السلام نبودند ما امروزه نماز نمی گزاردیم. البته این سخن را از نزد خود نمی گفتند و امامان معصوم ما نیز خطاب به جدشان عرضه می داشتند: اشْهَدُ انَّکَ قَدْ اقَمْتَ الصَّلاهَ....

کیفر زودهنگام

خدای متعال در موارد بسیار به ظالمان مهلت داده و در عقوبت آنان شتاب کرده است. در برخی از موارد خدای متعال به سبب ظلم ستمگران حکم خود را تغییر داده است. برای نمونه می دانیم که سیزده سال که سیزده سال پس از بعثت وقتی مشرکان قصد جان پیامبر را کردند، حضرت در ليلة المبيت حضرت امیر علیه السلام را به جای خود نهادند. آن جناب به نیکی می دانستند که هشت سال بعد پیروزمندانه به این شهر بازخواهند گشت ولی به هر حال شهر مکه شهر ایشان و نیاکان بزرگوارشان بود و این خروج اجباری برای حضرت ناگوار بود. به همین دلیل خدای متعال بر شهر خود و خانه ای که نام مبارک خود را بر آن نهاده بود غضب کرد و بیتوته شبانه در این شهر را مکروه گردانید. (1)در روایات آمده است که رسول خدا و پس از ایشان


1) شیخ صدوق آورده است: «ویکره المقام بمكة لأن رسول الله أخرج» عنها والمقيم بها يقسو قلبه.... اقامت در مکه مکروه است؛ زیرا پیامبر خدا را از آن شهر بیرون کردند و کسی که در این شهر اقامت کند دل وی سخت می گردد» (من لا یحضره الفقيه، ج 2، ص (194)؛ نیز نگ: وسائل الشیعه، ج 13، باب 16 (باب كراهة سكنى مكة و....)

امیرمؤمنان نیز هرگاه به حج مشرف می شدند روزها را در مکه می گذراندند و شب به بیرون مکه می رفتند و در مکه نمی ماندند. این در حالی بود که در آن روزگار رفت و آمد آن کار آسانی نبوده است. به هر حال فقها امروزه می گویند کسیکه به حج یا عمره می رود مستحب است که شب در مکه نخوابد.

شاهد ما در این ماجرا این است که خدای متعال به اندوه پیامبر خود بدینسان حتی بر خانه و شهر خود غضب نموده است.

شاهد دیگر این سخن ماجرای قوم صالح است که قرآن مجید درباره آنان فرموده است:

فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّهَا (1)آنان


1) شمس(91)، آیه 14.

ناقه را پی کردند و پروردگارشان به سبب این گناه سرزمینشان را در هم کوبید و با خاک یکسان کرد.

فاء در «فَدَمْدَمَ» به اصطلاح ادبی، بر ترتیب اتصالی دلالت دارد. در تاریخ آورده اند که قوم ثمود آن ناقه را در روز کشتند و خدای متعال مهلتشان نداد و در همان شب آنان را به کیفر رساند.

در حقیقت فرشتگان الهی چنین ماجراهایی را دیده بودند و از آن جا که می دانستند ماجرای عاشورا از همه مه این وقایع عظیم تر است از خدا خواستند مانع وقوع این رخداد شود.

در زمان پهلوی اول که برگزاری عزاداری امام حسین ممنوع بود مردم قم نیمه های شب در خانه ها و به صورت کاملاً پنهانی به سوگواری می پرداختند و پیش از سپیده صبح متفرق می شدند. یکی از پیرمردها نقل می کرد که یکی از مأموران دولتی روی سقف بازار قم ایستاده بود و خانه های شهر را وارسی می کرد تا اگر چراغ روشن یا رفت و آمدی ببیند که نشان از

مجلس عزاداری دارد مانع شود و گزارش دهد. هنوز هم روی سقف بازار دریچه هایی دایره وار برای عبور نور و هوا قرار دارد. او از داخل دریچه سرش را به سمت پایین فرو برد تا نشان یک مجلس سوگواری را به همکارش بگوید که بی اختیار از بالای سقف بر روی زمین سقوط کرد و صدای غریبی داد. او را به بیمارستان بردند و پیش از اذان صبح به درک واصل شد.

غرض این که شواهد این معنا بسیار است. همان قدر که اقامه شعائر حسینی و خدمت به دستگاه سیدالشهدا علیه السلام اجر ومقام عظیم در بر دارد مبارزه با آن و تشکیک در این امور و آزردن سوگواران حضرت با عذاب دردناک توام است. کسانی که با امام حسین علیه السلام مبارزه می کنند یا در سوگواری های حضرت به شبهه افکنی می پردازند و مردمان را دلسرد می کنند انصافاً دست به کار خطرناکی می زنند و باید از این کار بترسند. چنین چیزی به راستی جای ترس بسیار دارد.

سوگواری هایی که در نقاط گوناگون زمین به زبان ها

و شکل های گوناگون صورت می گیرد از حد شمار بیرون است ولی خدا می داند که سوگواری هایی که در میان فرشتگان و ساکنان عالم بالا صورت می پذیرد بسیار بسیار بیشتر است. بکوشیم ما نیز در این میان سهمی داشته باشیم و به جای تشکیک یا دل سپردن به نغمه های سرد شبهه افکنان در شمار سوگواران واقعی حضرت باشیم و هر رنج و اندوهی را در این راه به جان بخریم و به حساب مولایمان سیدالشهدا علیه السلام بنویسیم و داوری درباره برخی از انواع عزاداری ها را به مجتهدان و خبرگان کار بسپاریم.

از خدای متعال می خواهم ما را در شمار خادمان حضرت قرار دهد و سوگواری هایمان را به احسن وجه بپذیرد.

و صلى الله على محمد وآله الطاهرين