هفتاد نکته فقهی و اخلاقی مورد احتیاج در حج و عمره

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:مظاهری، حسین، 1312 -

عنوان و نام پديدآور: هفتاد نکته فقهی و اخلاقی مورد احتیاج در حج و عمره / حسین مظاهری.

مشخصات نشر:اصفهان: موسسه فرهنگی مطالعاتی الزهرا (س)، 1388.

مشخصات ظاهری:32 ص

فروست:مجموعه آثار؛ 19. اخلاق؛ 8.

شابک:10000 ریال: 978-964-2985-21-0

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع:حج

رده بندی کنگره:BP188/8/م583ح3 1388

رده بندی دیویی:297/357

شماره کتابشناسی ملی:1‌8‌5‌9‌6‌0‌4

تنظیم میثم حیدری

نكات اخلاقى

1) توجّه:

زائران گرامى كه به سفر حجّ تمتّع يا عمرۀ مفرده مشرّف مى شوند، قبل از هر چيز بايد به عظمت و معنويت اين سفر روحانى، توجّه داشته باشند. توجّه به اينكه به چه سفرى مى روند و اين سفر عرفانى چه بركات و فوائدى را مى تواند براى آنان به همراه داشته باشد، ضرورى است. «توجّه داشتن و غافل نبودن»، اوّلين گام در سير و سلوك است. بدين ترتيب زائر خانۀ خدا بايد با هوشيارى و توجّه كامل، از فريضۀ انسان ساز حج، كمال بهره بردارى را بنمايد تا علاوه بر اينكه عبادت او مورد پذيرش حضرت حق «تبارك وتعالى» واقع شود، پيشرفت قابل ملاحظه اى نيز در سير و سلوك داشته باشد.

2) تفكّر:

تفكّر، در آموزه هاى دينى از اهميت والايى برخوردار است. سفر معنوى حج، فرصت بسيار مناسبى براى تفكّر است. خداوند تعالى، در آيات

متعدّدى از قرآن كريم، فلسفۀ نزول قرآن را، تفكّر برمى شمارد: كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اَللّٰهُ لَكُمُ اَلْآيٰاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ(1)

چنانكه در آيات متعدّدى، انسان را به سبب بى توجّهى و عدم تفكّر مؤاخذه مى كند:

قُلْ هَلْ يَسْتَوِي اَلْأَعْمىٰ وَ اَلْبَصِيرُ أَ فَلاٰ تَتَفَكَّرُونَ(2)

هم چنانكه در آيات متعدّدى، تفكّر را ويژۀ انسان هاى خردمند و خردپيشه مى داند:

وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلاّٰ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ(3)

انسان بايد با سلاح تفكّر به مبارزه با شيطان بپردازد. خصوصاً كسى كه به حج مشرّف مى شود بايد بيش از ديگران خود را به سلاح تفكّر مجهّز نمايد. گاهى اوقات عدم تفكّر موجب مى شود حج گزار از ناحيۀ عباداتى كه انجام مى دهد، فريب شيطان را بخورد. اساساً كسى كه اهل تفكّر نباشد، نمى تواند توجّه و آگاهى پيدا كند و به ورطۀ غفلت كشانده مى شود. بنابراين زائر خانۀ خدا بايد در شبانه روز، ساعتى يا ساعاتى را به تفكّر اختصاص دهد و با خود بينديشد كه هدف از خلقت او چيست؟ براى چه در اين دنيا آمده است؟ و به كجا خواهد رفت؟ بايد در مورد حركتى كه به سوى خدا دارد فكر كند. به زاد و توشه اى كه در اين راه پر مشقّت لازم دارد، بينديشد. در مورد اسرار و رازهاى شگفت نهفته در فريضۀ


1) . بقره / 219

2) . انعام / 50

3) . بقره / 269، آل عمران / 7

انسان ساز حج تفكّر كند تا اعمالى كه به جا مى آورد علاوه بر صحّت فقهى، از حقيقت و كمال معنوى نيز برخوردار شود و داراى صحّت اخلاقى نيز باشد و مقبول درگاه پروردگار متعال گردد.

3) محاسبۀ نفس:

كسى كه مى خواهد به حج يا عمره مشرّف شود، بايد قبل از سفر به محاسبۀ نفس بپردازد. يعنى از اعمال و احوال خود، بازرسى دقيقى به عمل آورد و بنگرد كه آيا عباداتى نظير نماز، روزه، خمس، صلۀ رحم، نيكى به ديگران و ساير عبادات را به نحو صحيح انجام داده است؟ آيا اموال و دارايى او حلال است؟ آيا ديگران به ويژه نزديكان و وابستگان او از وى راضى هستند؟ و بدين صورت قبل از سفر به سوى خداوند متعال، متوجّه اعمال خويش گردد و ضمن محاسبۀ آن اعمال، با خود بينديشد كه اگر به جاى سفر حج، به عالم برزخ وارد مى شد، وضع او چگونه بود؟

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ(1)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، تقواى الهى پيشه كنيد و هركس


1) حشر / 18

بايد بنگرد كه براى فردا، چه عملى پيش فرستاده

است. تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند به اعمال شما آگاه است.

بنابر اين آيۀ شريفه، هر انسانى بايد بنگرد كه آيا در محضر خداوند قادر مى تواند پاسخگوى رفتار، گفتار و كردار خويش باشد؟ و سپس بر اين اساس به اصلاح اعمال خود بپردازد و سعى كند خداوند متعال و بندگان خداوند را از خود راضى نموده و آنگاه آمادۀ سفر حج يا عمره شود و به تعبير زيباى اميرمؤمنان (ع):

«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ بِأَعْمَالِهَا وَطَالِبُوهَا بِأَدَاءِ الْمَفْرُوضِ عَلَيْهَا وَ الْأَخْذِ مِنْ فَنَائِهَا لِبَقَائِهَا و تَزَوّدوا وَ تأهبُوا قَبلَ أن تبعَثُوا»(1)

به حساب اعمال نفس خود رسيدگى كنيد و از آن بخواهيد كه وظايف و مسئوليت هاى خود را انجام دهد و از آنچه رفتنى و تمام شدنى است براى آنچه ماندنى و جاودان است بهره برگيرد و پيش از آنكه برانگيخته شويد، توشۀ راه و سفر را برداريد و خود را آماد و مهيا سازيد.

4) توبه:

كسى كه مى خواهد عازم مكّه شود، نبايد در نامۀ اعمال خود، هيچ گناهى را باقى گذارد.

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اَللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً(2)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! به درگاه خداوند توبه كنيد؛


1) . غررالحكم، 4779

2) . تحريم / 8

توبه اى نصوح و خالصانه.

اگر زائر خانۀ خدا قبلاً از شيطان و هواهاى نفسانى پيروى كرده و مرتكب گناه شده است، قبل از تشرّف به حج شايسته است كه از معاصى گذشته توبه نمايد و در برابر رحمت خداوند رحمان و رحيم، شرمسار و خجالت زده باشد. و مطمئن باشد كه اگر واقعاً توبه نمايد، خداوند گناهان او را مى آمرزد و پروندۀ سياه و پر از گناه او را به پرونده اى روشن و درخشان - كه صفحۀ اوّل آن مزين به توبه است - مبدّل مى سازد:

إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صٰالِحاً فَأُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اَللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ وَ كٰانَ اَللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً(1)

كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاى شايسته انجام دهند، خداوند بدى هايشان را به نيكى ها تبديل مى كند و خداوند آمرزنده و مهربان است.

و انجام حج يا عمره با چنين پروندۀ درخشانى بهتر و بيشتر مورد قبول خداوند واقع مى شود، چراكه بنابر فرمودۀ رسول خدا (ص):

«لََيْس شَيْ‌ءٌ أَحَبَّ إِلَي اللَّهِ مِنْ مُؤْمِنٍ تَائِبٍ أَوْ مُؤْمِنَةٍ تَائِبَةٍ»(2)

نزد خداوند هيچ چيز محبوب تر از مرد يا زن توبه كننده نيست.


1) . فرقان / 70

2) . بحارالانوار، ج 6، ص 21

5) اجتناب از گناه:

پس از آنكه زائر خانۀ خدا از گناهان گذشتۀ خود توبه كرد و مشرّف به سفر حج يا عمره شد، بايد مراقبت و مواظبت كامل از اعمال و رفتار خود داشته باشد. از هرگونه گناه و معصيتى اجتناب نمايد و خداوند سبحان را ناظر بر اعمال خود ببيند:

إِنَّ اَللّٰهَ كٰانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً(1)

به درستى خداوند مراقب شما است.

نكتۀ مهمّى كه بايد توجّه داشت اين است كه اگر كسى متّقى شود و تقوا را در عمق جان خود رسوخ دهد، حالتى در او به وجود مى آيد كه ناخود آگاه بين حق و باطل تميز مى دهد و الهامات رحمانى را از وسوسه هاى شيطانى تشخيص مى دهد و به اين ترتيب مى تواند وظيفۀ و مسئوليت «مراقبه» را به خوبى انجام دهد:

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اَللّٰهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقٰاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِيمِ(2)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر تقواى الهى پيشه كنيد، خداوند براى شما نورانيت درون و وسيلۀ تشخيص حق از باطل قرار مى دهد و گناهانتان را مى پوشاند و شما را مى آمرزد؛ و خداوند داراى فضل عظيم است.

چنين كسى وقتى در مراسم حج و عمره، لبّيك مى گويد، مى تواند پاسخ دلنشين خداوند متعال را با گوش دل و جانِ خويش بشنود. بنابراين زائر خانۀ خدا بايد متّقى شود و توجّه داشته باشد كه گناه موجب سقوط و ظلمت است و اين ظلمت، مانع رسيدن رحمت خداوند متعال به او مى شود. و از اين رو از همۀ گناهان


1) . نساء / 1

2) . الانفال / 29

مخصوصاً گناهانى نظير سوءظن، بداخلاقى، غيبت، تهمت، استهزاء، سخن چينى، اهانت و... پرهيز كند و اگر خداى نخواسته گناهى براى او پيش آمد، بايد فوراً به فكر جبران و تدارك آن باشد، يعنى از رحمت خداوند

مأيوس نشود و مجدداً توبه نمايد و با حفظ توبۀ خود، مراقبت كند كه در سراشيبى گناه واقع نشود. گناه متعدّد و گناه روى گناه و خصوصاً توجيه گناه، آدمى را سياه بخت و حج و عمرۀ او و بلكه همۀ اعمال او را ضايع خواهد كرد:

فَأَهْلَكْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ(1)

پس گناهكاران را به خاطر گناهشان هلاك و نابود ساختيم.

6) ذكر:

دوام ذكر و استمرار ارتباط با خداوند متعال و قطع ارتباط با غير خداوند، در اين سفر معنوى از اهميت فراوانى برخوردار است؛ چرا كه باعث مى شود انسان مورد توجّه خداوند واقع شود:

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ(2)

مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم.

كسى كه به حج يا عمره مشرّف مى شود، بايد دنيا و تعلّقات دنيوى و مادّى مربوط به آن را رها كند و دائماً در حالت ذكر و به ياد خداوند سبحان باشد و او را تحميد و تسبيح نمايد و به اين وسيله، آمادگى و آرامش لازم براى درك معنويت


1) . انفال / 54

2) . بقره / 152

حج و عمره را به دست آورد و از اضطراب ها و تشويش هاى ماديت و دنياگرايى رهايى پيدا كند:

اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اَللّٰهِ أَلاٰ بِذِكْرِ اَللّٰهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ(1)آنان كه ايمان آورده اند و دل هايشان با ذكر و ياد خداوند آرامش مى يابد، آگاه باشيد كه دل ها با ياد و ذكر خداوند آرام مى شود.

نماز و دعا و تلاوت قرآن در ايجاد و استمرار اين ارتباط و حالت ذكر، نقش برجسته اى دارد. بنابراين حج گزار نبايد از خواندن نماز اوّل وقت و نماز شب و ساير نمازهاى مستحب غافل شود:

فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ لِذِكْرِي(2)

مرا عبوديت كنيد و براى ذكر و ياد من نماز بگزاريد.

و نيز نبايد از تلاوت قرآن غفلت نمايد و دست كم در اين سفر روحانى، يك دوره قرآن كريم را تلاوت و ختم نمايد و در مفاهيم آيات شريفه، تا حدّى كه براى او ممكن است دقّت و تدبّر كند و چنانكه رسول خدا (ص) فرموده اند:

«عَلَيْكَ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ ذِكْرِ اللَّهِ كَثِيراً فَإِنَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فِي السَّمَاءِ وَ نُورٌ لَكَ فِي الْأَرْض»(3)

بر تو باد به تلاوت قرآن و بسيارى ذكر و ياد خداوند؛ زيرا كه آن در آسمان براى تو نام و آوازه خواهد بود و در زمين موجب نور و روشنايى براى تو خواهد شد.

البته نكتۀ مهم در مسألۀ «ذكر»، توجّه به حقيقت ذكر است. رسول خدا (ص) در اين باره مى فرمايند:


1) . رعد / 28

2) . طه / 14

3) . الخصال، ص 525

«مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ وَ إِنْ قَلَّتْ صَلَاتُهُ وَ صِيَامُهُ وَ تِلَاوَتُهُ لِلْقُرْآنِ»(1)

هركس خداوند را اطاعت و فرمانبردارى كند، به درستى كه ذكر خدا كرده است، هرچند نماز خداوند و روزه گرفتن و قرآن خواندنش، اندك باشد.

و بايد توجّه داشته باشيم كه روى گردانى از ياد و ذكر خداوند تعالى، آثار و تبعات وحشتناك و شكننده اى دارد كه مهم ترين آن، همنشينى و همراهى شيطان با انسان است:

وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ اَلرَّحْمٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطٰاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ(2)

هركس از ياد خداوند رحمان، روى گرداند، شيطانى را بر او مى گماريم تا همدم و همراه او باشد.

7) دعا:

دعا، مغز عبادات و خواسته و محبوبِ الهى و بهترين عبادت و كليد رستگارى و چراغ تاريكى و سلاح مؤمن و قائمۀ دين و به تعبير بلند قرآن كريم، وسيلۀ جلب توجّه خداوند تعالى است:

قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ

بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى كند.(3)


1) . بحارالانوار، ج 77، ص 86

2) . زخرف / 36

3) . فرقان / 77

و حتّى امام باقر (ع) در پاسخ به اين سؤال كه زياد تلاوت قرآن كردن بهتر است يا زياد دعا كردن؟ با استناد به همين آيۀ شريفه فرمودند: «دعا كردن.»(1)بهترين دعاها كه بايد در مواقع استجابت دعا به آن اهميت داده شود، دعا براى ظهور و فرج حضرت ولى عصر «ارواحنافداه» است كه استجابت همۀ دعاهاى ديگر را نيز در بردارد و بعد از آن مى توان به دعا براى عافيت، حسن عاقبت، كسب تقوا، رفع صفات رذيله و تقرّب إلى الله به عنوان بهترين دعاها اشاره نمود. همچنين زائران گرامى بايد دعا براى ديگران را مقدم بر دعاى براى خود بدانند و براى رفع گرفتارى ها و رنج هاى شخصى و اجتماعى مؤمنان دعا نمايند. امام صادق (ع) نقل فرموده اند كه حضرت زهراى اطهر (س) هرگاه به دعا بر مى خاست، براى مردان و زنان مؤمن دعا مى كردند و براى خودشان دعا نمى فرمود. در اين باره از آن حضرت سؤال شد حضرت زهرا (س) فرمودند: اوّل همسايه سپس خانه.(2)


1) . بحارالانوار، ج 93، ص 299

2) . بحارالانوار، ج 93، ص 388

8) توسّل:

توسّل به عترت طاهره (ع) وسيلۀ ارتباط با خداوند است:

يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ(1)

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و براى تقرّب و نزديكى به او، وسيله و واسطه بجوييد.

و رسول خدا (ص) هم فرموده اند: «امامان و رهبران اين امّت از نسل حسين بن على (ع) هستند. هركه آنان را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و هركه آنان را نافرمانى كند، خداوند را سرپيچى كرده است. آنان دستگيرۀ محكم اند و آنان وسيلۀ تقرّب و نزديكى به خداوند عزوجل هستند.»(2)بنابراين بايد با توسّل و به واسطۀ اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به درگاه خداوند رفت. توسّل به آن ذوات مقدّس در استجابت دعا و استغفار و قبولى حج و عمره تأثير فراوانى دارد. و از برترين توسّلات، دعا و استغفار در مراقد و مزارات مطهّر آنان است كه در حقيقت دعا و استغفار در محضر آن ها است. از اين رو به زائران محترم توصيه مى شود، خصوصاً زمانى كه در مدينۀ


1) . مائده / 35

2) . عيون اخبار الرّضا، ج 2، ص 52

منوّره به سر مى برند، از توسّل به حضرات معصومين (ع) غفلت ننمايند.

9) اخلاص:

حجّ و عمره بايد تنها و تنها، براى رضاى خداوند متعال به جا آورده شود و هيچ رنگى جُز رنگ خدا كه بهترين رنگ هاست نداشته باشد:

صِبْغَةَ اَللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّٰهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عٰابِدُونَ(1)

رنگ خداوند را بپذيريد و چه رنگى از رنگ خداوند بهتر است؟ و بگوييد ما تنها و تنها او را عبادت مى كنيم.

كسى كه به مكّه مى رود بايد ناخالصى ها را از نيت و قصد خود پاك كند و حج يا عمرۀ خود را فقط براى اطاعت فرمان الهى انجام دهد؛ چرا كه اگر غير از اين باشد، به تعبير رسول خدا (ص) مورد قبول خداوند واقع نخواهد شد:

«إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ لِلَّهِ خَالِصاً لِأَنَّهُ لَا يَقْبَلُ مِنْ عِبَادِهِ الْأَعْمَالَ إِلَّا مَا كَانَ خَالِصا»(2)

هرگاه عملى را انجام دادى، آن را تنها براى خداوند انجام ده، زيرا او تنها، اعمالِ خالص بندگانش را مى پذيرد.

اگر حج يا عمرۀ كسى جنبۀ تفريحى پيدا كند يا براى به دست آوردن عنوان و شهرت يا براى تجارت و استراحت و مانند اين ها باشد، يا تكرار آن از شأن او بالاتر باشد، حقيقتِ عبادىِ خود را از


1) . بقره / 138

2) . بحارالانوار، ج 77، ص 103

دست مى دهد و به ظاهرى بدون مغر و قالبى پوچ تبديل مى گردد و به اين ترتيب نابود مى گردد و به تعبير اميرمؤمنان (ع):

«ضَاع مَن كَان لَه مَقصَد غير الله»(1)

هر كس مقصد و هدفى غير از خداوند داشته باشد، ضايع و تلف و نابود مى شود.

بنابراين شايسته است مؤمنين به جاى حجِّ استحبابى متعدّد يا عمره هاى مكرّر، از همنوعان به ويژه بستگان و نزديكان خويش دستگيرى كنند و آنان را در مشكلات و رنج هايشان يارى و مساعدت نمايند.

10) اغتنام فرصت:

شايسته است زائران گرامى در اين مدّت كوتاه، فرصت ها را غنيمت دانسته و از دست ندهند و نسبت به حضور همراه با توجّه و ادب در حرم هاى شريفه و انجام اعمال و مستحبّات مكّۀ مكرّمه و مدينۀ منوّره و احياء و شب زنده دارى در ايام حج و عمره، غفلت نورزند و وقت خود را به بطالت نگذرانند و به جاى حضور بيش از اندازه در بازار و محلّ اقامت و مكان هاى ديگر، به عبادت در مسجدالحرام يا مسجدالنّبى (ص) مشغول باشند. و از بركات معنوى آن دو مسجد شريف بهره بگيرند و خلاصه فرصت كوتاه و زودگذر


1) . غررالحكم، 5907

اين سفر معنوى را غنيمت بشمارند و از آن به خوبى بهره بردارى نمايند. اميرمؤمنان (ع) مى فرمايند:

«إنْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ فَإِنَّهَا تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب»(1)

فرصت هاى خوب را دريابيد، زيرا فرصت ها همچون ابر مى گذرند.

11) حضور قلب:

زائر مكّه و مدينه، بايد بيش از هر زمان ديگر، در استمرار و افزايش حضور قلب خود، سعى و اهتمام نمايد و توجّه داشته باشد كه در محضر خداوند تعالى و معصومين (ع) است و گفتار و كردار و افكار و نيات او در محضر آن بزرگواران مى باشد و از اين جهت بايد با دلى پاك، ضميرى خالص و با آمادگى كامل به مسجدالحرام، حرم مقدّس نبوى (ص) و قبرستان بقيع وارد شود و ادب حضور را، به كلّى مراعات نمايد و بداند كه خداوند متعال فرموده است:

وَ قُلِ اِعْمَلُوا فَسَيَرَى اَللّٰهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ(2)

و بگو عمل كنيد! خداوند و رسول او و مؤمنان (كه اهل بيت عصمت و طهارت (ع) هستند،) اعمال شما را مى بينند.

لذا با حضور قلبِ هرچه بيشتر از فيض آن اماكن مقدّس


1) . غررالحكم، 2501

2) . توبه / 105

براى سلوك معنوى خود بهره گيرد. چنانكه در زيارت جامعۀ كبيره خطاب به آن بزرگواران مى گوييم: «بِكُمْ يسْلَكُ إِلى الرِّضْوَان» و در دعاى ندبه مى خوانيم: «فَكَانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ وَ الْمَسْلَكَ إِلَي رِضْوَانِكَ»، از آن ذوات مقدّس براى سير و سلوك و كمك و مساعدت بطلبد.

12) حُسن خُلق:

زائران خانۀ خدا بايد از نظر اخلاقى، نمونه و اسوه باشند و در عمل، موجب اعتلاى آبروى اسلام و مسلمانان و تشيع و نيز مايۀ زينت و فخر ائمّۀ طاهرين (ع) باشند. امام صادق (ع) خطاب به شيعيان مى فرمايند:

«مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِيحِ الْقَوْلِ»(1)

اى جماعت شيعه! مايۀ آبروى ما باشيد نه باعث بدنامى ما. با مردم به زيبايى و خوبى، سخن بگوييد. زبان هايتان را حفظ و مواظبت كنيد و آن ها را از بيهوده گويى و سخنان زشت، باز داريد.

بنابراين لازم است زائرين گرامى به حكم آيۀ مباركۀ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ...(2)با يكديگر رفتارى همراه با گذشت و بردبارى، ايثار و


1) . امالى الصّدوق، ص 327

2) . حجرات / 10

فداكارى، حُسن خلق و مهربانى داشته باشند و عطوفت و مهرورزى و محبّت در ميان آنان حكمفرما باشد و بدانندكه به فرمودۀ امام حسن عسكرى (ع):

«شِيعَةُ عَلِيٍّ (ع) هُمُ الَّذِينَ يَقْتَدُونَ بِعَلِيٍّ (ع) فِي إِكْرَامِ إِخْوَانِهِمُ الْمُؤْمِنِين»(1)شيعيان على (ع)، آنانند كه در اكرام و احسان و گرامى داشت برادران مؤمن خويش به على (ع) اقتدا مى كنند.

در حقيقت همانگونه كه خداوند تعالى هميشه به بندگان خويش نيكى و خوبى مى كند، آنان نيز به همديگر

نيكى و خوبى مى نمايند و به دنبال فسادانگيزى و شرّ و بدى نيستند؛ چرا كه خداوند مفسده انگيزان را دوست نمى دارد:

وَ أَحْسِنْ كَمٰا أَحْسَنَ اَللّٰهُ إِلَيْكَ وَ لاٰ تَبْغِ اَلْفَسٰادَ فِي اَلْأَرْضِ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ اَلْمُفْسِدِينَ(2)


1) . قصص / 77

2) . بحارالانوار، ج 68، ص 162

نكات فقهى

13.

رعايت عفاف و پوشش اسلامى و اخلاقى براى همگان، اعمّ از مردان و زنان، لازم و ضرورى است. به ويژه بانوان محترمه بايد با چادر مشكى كه نشانه و نمادِ بارز عفاف است، باشند و ارتباط آنان با نامحرم به اندازۀ متعارف و به قدر ضرورت باشد.

14.

انجام هر عملى كه موجب وهن شيعه و بى احترامى به پيشوايان دين و اولياء معصومين (ع) و هتك حرمت شيعيان مى شود، جايز نيست؛ بنابراين زائران بايد از امورى نظير دست كشيدن و بوسيدن در و ديوار حرمين شريفين، ضريح پيامبراكرم (ص) و نرده هاى بقيع و يا نمازخواندن در قبرستان هاى بقيع و ابوطالب و نيز برداشتن خاك از بقيع يا ساير اماكن متبرّكه و اعمالى از اين قبيل جدّاً پرهيز نمايند.

15.

شايسته است انسان به نيابت از انبياى عظام و

حضرات ائمّۀ معصومين (ع) و اولياى الهى و بزرگان دين، حج مستحب يا عمرۀ مفرده يا طواف مستحب به جا آورد.

16.

يكى از شرايط قبولى حج و عمره، استفاده از مال حلال و اداء واجبات مالى براى اين سفر معنوى است و اگر كسى با مال غصبى يا با مالى كه خمس يا زكات آن را نداده است، به حج يا عمره مشرّف شود، هرچند حج و عمرۀ او صحيح است، ولى گناه بسيار بزرگى مرتكب شده كه ثواب حج و عمره نمى تواند موجب جبران آن گناه شود و خداوند سبحان چنين حج و عمره اى را قبول نمى كند.

17.

كسى كه تا كنون مقلّد هيچ يك از فقهاى عظام نبوده، براى انجام اعمال حج يا عمره بايد از يك مجتهد جامع الشّرايط زنده تقليد كند و اعمال گذشته را حمل بر صحّت نمايد.

18.

كسى كه حجّة الاسلام (حجّ واجب) بر ذمّه اش باشد و موفّق به انجام آن نشده باشد، واجب است پيش از مرگ خود به انجام آن وصيت كند. و بر ورثۀ اوواجب است حجّ او را از اصل باقيماندۀ

اموال وى ادا كنند، هرچند وصيّت نكرده باشد.

19.

بيرون بردن قرآن و ديگر اشياء از مسجد الحرام و مسجدالنّبى (ص) جايز نيست و موجب ضمان مى باشد.

20.

برداشتن سنگ از صفا و مروه جايز نيست و به طور كلّى برداشتن هر شيئى كه بدون اجازه، از حرمين شريفين و يا ساير مكان هاى مكّه و مدينه برداشته شود، موجب ضمان است.

21.

مستحبّ مؤكّد است كه نمازهاى پنجگانه در مسجدالحرام و مسجدالنّبى (ص) خوانده شود و سزاوار نيست مؤمنين فضيلت نماز در اين دو مسجد گرانقدر را از دست بدهند.

22.

شركت در نماز جماعت اهل سنّت كه در حرمين شريفين برگزار مى شود، مستحب است و زائرين گرامى بايد نماز را به همان صورتى كه آنان مى خوانند، بخوانند. ولى اكتفا كردن به آن نماز صحيح نيست و بايد اعاده كنند.

23.

هنگام اقامۀ نماز جماعت مسجدالحرام و مسجدالنّبى (ص) خروج از اين دو مسجد جايز

نيست. همچنين سزاوار نيست زائرين، هنگام برگزارى نماز جماعت به كارهاى ديگرى نظير مراجعه به بازار و نظاير آن بپردازند.

24.

سجده بر انواع سنگ هايى كه در مسجد الحرام و مسجدالنّبى (ص) به كار رفته است، صحيح مى باشد.

25.

استفاده از مهر، حصير، كاغذ و نظائر آن براى سجده در مسجدالحرام و مسجدالنّبى (ص) موجب انگشت نما شدن و وهن شيعه مى شود و جايز نيست.

26.

در راه رفت و برگشت سفر حجّ و عمره، در هواپيما، اگر وقت نماز واجب تنگ باشد، زائرين مى توانند به همان صورتى كه در صندلى نشسته اند، نماز خود را بخوانند و رعايت قبله و ساير موارد لازم نيست. بلكه اگر مسئولين هواپيما اجازه ندهند، قبله يابى، ايستادن و... جايز نيست.

27.

زائران مى توانند نماز خود را در تمام شهر جديد و قديم مكّه و مدينه و مكان هايى كه بعداً به اين شهرها افزوده مى شود، به صورت تمام بخوانند،

بلكه تمام خواندن نمازها، افضل و بهتر است.

28.

روزۀ مستحبّ مسافر صحيح است و نياز به قصد ده روز ندارد. بنابراين كسى كه در مكّه يا در مدينه حضور دارد، مى تواند بدون قصد يا نذر، روزۀ مستحب بگيرد، هرچند روزۀ قضا بر عهده داشته باشد.

29.

هر غسلى - چه واجب و چه مستحب - كفايت از وضو مى كند و مى شود با آن، طواف و نماز واجب و مستحب را به جا آورد، مگر غسل استحاضه. بنابراين اگر كسى با غسل احرام يا غسل زيارت يا غسل طهارت و نظائر آن طواف كند يا نماز بخواند، طواف و نماز او صحيح است، گرچه بهتر است وضو هم بگيرد.

30.

كسى كه از ترك محرّمات حج يا از به جا آوردن اعمال حج به طور متعارف معذور است، نظير اينكه بايد در حال احرام، زير سايه برود يا در طواف و رمى نايب بگيرد، يا به ناچار بايد بعد از نيمه شب از مشعر به مِنى برود، مى تواند نايب شخص ديگرى شود و حجّى كه مطابق وظيفه و طبق فتواى مرجع

تقليد خودش به جا مى آورد، كافى از حجّ منوبٌعنه مى باشد. همچنين نايب شدن مرد از طرف زن يا زن از طرف مرد در حج يا عمره يا برخى اعمال، اشكال ندارد.

31.

انجام حج در هر سال براى كسانى كه حجّ واجب خود را به جا آورده اند، مستحب است، ولى در شرايطى كه عزيمت به حج موجب تأخير نوبت كسانى مى شود كه تاكنون به حج مشرّف نشده اند، سزاوار است به جاى حجّ مستحب، عمرۀ مفرده يا كار خير ديگرى انجام شود.

32.

انجام حجّ مستحب يا عمرۀ مفرده براى زن شوهردار يا زنى كه در عدۀ طلاق رجعى است، نياز به اذن شوهر دارد. ولى اذن شوهر براى زنى كه در عدۀ طلاق بائن يا وفات است، شرط نيست.

33.

اگر انجام حجّ مستحب يا عمرۀ مفردۀ فرزند، موجب آزار و اذيت پدر و مادر شود و يا او را از رفتن نهى نمايند، رفتن او اشكال دارد.

34.

حجّ مستحب و عمرۀ مفرده را مى توان به

نيابت از افراد بى شمارى به جا آورد و فرقى نمى كند كه آن افراد قبلاً حج يا عمره به جا آورده باشند يا خير. همچنين مى توان ثواب حج و عمره را به ديگران هديه نمود، گرچه در حين عمل يا بعد از اتمام آن باشد.

35.

عمرۀ مفرده بر كسى واجب نيست، گرچه استطاعت آن را داشته باشد يا براى حجّ نايب شده باشد، ولى به جا آوردن آن خصوصاً در ماه رجب مستحبّ است.

36.

در هر زمانى - حتى در ايّام حجّ تمتّع مى شود عمرۀ مفرده به جا آورد. و فرقى نمى كند كسى كه مى خواهد عمرۀ مفرده به جا بياورد، اهل مكّه باشد يا نباشد و قبل از عمرۀ تمتّع باشد يا بعد ازآن و بالأخره در هر زمانى انجام عمرۀ مفرده جايز است.

37.

لازم نيست فاصله اى بين دو عمرۀ مفرده يا عمرۀ تمتّع و عمرۀ مفرده باشد. بنابراين هر روز مى شود به نيّت خود يا ديگران، عمرۀ مفرده به جا آورد. بلكه در شبانه روز مى توان چندين عمرۀ مفرده به جا آورد و قصد رجاء هم لازم نيست.

38.

حجّاج بايد براى تعيين روز عرفه و عيد قربان و ساير ايام حج، تابع اعلام كشور سعودى باشند و هماهنگ با ساير حجّاج عمل كنند. و لازم نيست شيعيان در اين امور تحقيق كنند و نبايد به شك يا گمان خود اعتنا نمايند، بلكه اگر بر فرض نادر يقين به خلاف كنند، انجام اعمال در همان ايام صحيح است.

39.

حدودى كه اهل سنّت براى عرفات و مشعر و منى و مسلخ و مانند اين ها تعيين كرده اند، كفايت مى كند و لازم نيست شيعيان در اين امور تحقيق كنند و نبايد به شك يا گمان خود اعتنا نمايند بلكه اگر بر فرض نادر يقين به خلاف پيدا كنند، انجام اعمال در همان حدود تعيين شده كفايت مى كند.

40.

همه جاى مسجدالحرام مطاف است. بنابراين طواف - چه واجب و چه مستحب - در پشت مقام ابراهيم (ع) و مكان هاى دورتر مسجد و در طبقات بالا هم صحيح است. گرچه بهترين مكان براى طواف، بين خانۀ كعبه و مقام ابراهيم (ع) است.

41.

كارهايى كه اهل وسواس براى به دست آوردن

محاذات حجرالاسود انجام مى دهند، مثل اينكه توقف مى كنند يا عقب و جلو مى روند چه قبل از شروع طواف باشد و چه در بين طواف، حرام است.

42.

در حال طواف لازم نيست در همۀ حالات، شانۀ چپ طواف كننده به طرف كعبۀ معظّمه باشد و اگر در موقع دور زدن به واسطۀ رسيدن به حجر اسماعيل يا رسيدن به گوشه هاى خانۀ كعبه و نظائر آن شانۀ چپ طواف كننده قدرى از سمت كعبه خارج و يا متمايل به پشت شود، اشكال ندارد. و به طور كلّى طواف كننده بايد به طور متعارف و همان طور كه همۀ مسلمين طواف مى كنند، دور بزند و از كارهايى كه اهل وسواس مى كنند، پرهيز نمايد.

43.

اگر طواف كننده به واسطۀ كثرت جمعيت، بى اختيار به اين سو و آن سو كشيده شود يا در حال اقامۀ نماز طواف قدرى جابه جا شود، طواف و نماز طواف او صحيح است.

44.

نماز طواف واجب بايد پشت مقام ابراهيم (ع) خوانده شود. ولى لازم نيست حتماً نزديك مقام ابراهيم (ع) باشد، بلكه نماز طواف در پشت مقام

ابراهيم (ع) و دو طرف آن تا آخر مسجدالحرام و در همۀ طبقات مسجد صحيح است. هر چند بهتر است در صورتى كه امكان آن باشد و مزاحمتى براى نمازگزار و ديگران ايجاد نشود، نماز طواف در پشت مقام و نزديك به آن خوانده شود.

45.

نماز طواف مستحبّرا در همه جاى مسجد الحرام مى شود خواند، گرچه بهتر است در صورت امكان و در صورتى كه مزاحمت براى ديگران ايجاد نشود، پشت مقام ابراهيم (ع) و هرچه نزديك تر به آن خوانده شود.

46.

نماز طواف واجب را مى توان به جماعت خواند. به شرط آنكه امام جماعت هم مشغول خواندن نماز طواف واجب يا ساير نمازهاى واجب يوميّه باشد.

47.

لازم نيست در نماز طواف مرد جلوتر از زن بايستد و اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، نماز هر دو صحيح است.

48.

كثيرالشّك، در عدد شوطهاى (دورهاى) طواف و سعى، نبايد به شك خود اعتنا كند و بايد بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.

49.

قطع طواف مستحب به جهت رفع حوائج مسلمانان، جايز بلكه مستحب است و قطع طواف واجب به جهت رفع حوائج مسلمانان، اگر قبل از شوط چهارم باشد، جايز بلكه مستحب است، ولى بعد از اتمام شوط چهارم، جايز نيست. 50) انجام طواف نساء و نماز آن در حجّ تمتّع و عمرۀ مفرده بر همه - اعمّ از مرد و زن، پير و جوان و بالغ و نابالغ - واجب است.

50.

سعى مستحبّ نداريم و شايسته است كسانى كه سعى واجب خود را انجام داده اند، مكان سعى را براى سايرين كه سعى واجب دارند، ترك نمايند.

51.

مكان سعى، حدّ فاصل دو كوه صفا و مروه است. و فرقى نمى كند كه در طبقۀ اوّل باشد يا در طبقات بالا و اگر در آينده طبقات فوقانى اضافه شود يا زيرزمين در اين مكان احداث شود، سعى از آنجا هم صحيح است. و همچنين اگر مكان سعى عريض تر شود، گرچه از دو كوه صفا و مروه بگذرد، سعى در آنجا نيز صحيح است.

52.

كسى كه سعى صفا و مروه به جا مى آورد،

لازم نيست در هر شوطى روى كوه صفا يا مروه برود و همين مقدار كه از ابتداى سراشيبى صفا شروع و به ابتداى سراشيبى مروه ختم كند و يا به عكس، يك شوطمحسوب مى شود.

54.

مُحرم مى تواند قبل از تقصير خودش، مو يا ناخن ديگرى را به عنوان تقصير كوتاه نمايد و ضررى به احرام خود يا ديگرى نمى زند.

55.

محلّ احرام حج، شهر مكّۀ مكرّمه است و در هر موضع از شهر مكّه حتّى نقاط تازه ساز، انجام احرام كفايت مى كند. ولى مستحبّ است در مسجدالحرام و نزد مقام ابراهيم (ع) يا در حجر اسماعيل (ع) باشد.

56.

مرد مُحرم اگر در روز مسير ميقات تا مكّه را طى مى كند يا در حال مسافرت ديگرى باشد، نمى تواند در ماشين سقف دار بنشيند ولى سايه قرار دادن او در مكّه يا مكان ديگرى كه براى استراحت و... اسكان مى كند و يا در شب (بين راه يا مكّه) اشكال ندارد و كفّاره هم ندارد. همچنين سايه قرار دادن زن ها و بچه هاى مُحرم - اعمّ از دختر و پسر -

در هر زمانى اشكال ندارد.

57.

افراد دائم السّفر كه به واسطۀ شغل خود، زياد از مكّه خارج مى شوند نظير راننده ها و متصدّيان امور حجّاج، مى توانند بدون احرام از ميقات گذشته و وارد مكّه شوند.

58.

احرام عمره در همۀ مكان هاى توسعه يافته اى كه امروزه به عنوان مسجد شجره شناخته مى شود، صحيح است و لازم نيست حتماً در مكان مسجد قبلى باشد. همچنين لازم نيست كه احرام در مسجدشجره يا ساير مواقيت باشد، گرچه بهتر است. بنابراين اشخاص جنب و حائض بايد نزديك مسجد و يا در حال عبور از مسجد محرم شوند.

59.

پوشيدن چيزهايى كه به آن ها لباس نمى گويند نظير كمربند، زانو بند، مُچ بند، فتق بند، هميان، كوله بار، ساعت و مانند اين ها براى محرم مانعى ندارد، هرچند دوخته باشد.

60.

كسى كه در اثر بيمارى، قادر به نگهدارى از بول خود نيست مى توانند لباس كوچكى كه براى نگهدارى ادرار استفاده مى شود بپوشد، هرچند آن

لباس دوخته باشد.

61.

كسى كه در اثر بيمارى، قادر به نگهدارى بول يا باد معدۀ خود نيست، يك وضو يا غسل براى انجام طواف و نماز طواف او كفايت مى كند، هر چند آن طواف، طواف واجب باشد. همچنين اگر بدن و لباس او نيز مرتباً نجس مى شود، مى تواند با همان بدن و لباس، طواف را ادامه دهد.

62.

طواف با چيز نجسى كه جزو لباس طواف كننده نيست، صحيح است. مثل در بغل گرفتن بچه با بدن و لباس نجس يا همراه داشتن انگشتر و عينك و دستمال نجس و نظائر آن.

63.

رطوبت هايى كه در اثر شستشوى كف مسجدالحرام يا مسجدالنّبى (ص) ايجاد مى شود، محكوم به طهارت است و اجتناب از آن ها لازم نيست.

64.

گره زدن لباس احرام اشكال ندارد، گرچه گره نزدن آن مخصوصاً گره نزدن لنگ بهتر است. همچنين قرار دادن سنگ و اشياء مانند آن در لباس احرام و بستن آن با نخ و كش و امثال آن و يا وصل

كردن دو طرف جامۀ احرام با سنجاق و نظائر آن به همديگر، اشكال ندارد.

65.

كفّارات انجام محرّمات احرام مربوط به وقتى است كه آن محرّمات با علم و عمد و با اختيار و بدون عذر، انجام شود. ولى اگر از روى جهل يا نسيان يا عذر واقع شود، به صحّت عمره ضررى نمى رساند و كفّاره نيز ندارد.

66.

رمى تمامى ديوارى كه در مِنى ساخته اند و ديوارى كه احياناً در آينده اضافه مى شود و رمى از طبقۀ دوّم و طبقاتى كه احياناً در آينده اضافه مى شود، جايز است.

67.

قربانى در هر نقطه از مِنى - مسلخ جديد و قديم - و حدودى كه اهل سنّت براى مسلخ تعيين كرده اند، جايز است، ولى در مكان ديگرى خارج از مِنى جايز نيست.

68.

ذبح قربانى با كاردهاى استيل كه آهنى بودن آن مشخّص نيست و نيز ذبح قربانى با وسايل ماشينى - در صورت رعايت احكام ذبح جايز است.

69.

در عمرۀ مفرده و عمرۀ تمتّع، فقط تقصير (كوتاه كردن موى سر)، جايز است و حَلق (تراشيدن

سر) جايز نيست، ولى در حجّ واجب، مردها بين حلق و يا تقصير مخيرند، هر چند سال اوّل حجّ آن ها باشد يا نايب باشند. ولى زن ها بايد تقصير كنند و حلق براى آن ها كافى نيست.

70. كسانى كه از حجّ تمتّع يا عمرۀ مفرده به وطن خود باز مى گردند، بايد از نظر رفتار و گفتار و روش و منش و خلاصه در اخلاق فردى و اجتماعى، سرمشق و نمونه براى ديگران بشوند. حُسن خلق و مهربانى و گذشت و ايثار و فداكارى را سرلوحۀ اعمال خود قرار دهند و با اهتمام به فرائض دينى نظير نماز خصوصاً نماز جماعت، اهميت اين فرائض را به طور عملى به ديگران بياموزند.

غفلت از نماز و ساير واجبات، يا اهميت ندادن و كوچك شمردن خمس و زكات، يا عدم رسيدگى به همنوعان يا عدم اجتناب از گناه و يا عدم پرهيز از رذائل و مفاسد اخلاقى، بعد از اتمام حج يا عمره، حاكى از اين است كه زائر بهره اى از حج يا عمرۀ خود نبرده است. همچنين بانوان بايد پس از بازگشت از حج يا عمره، در حجاب و عفاف اسوه و نمونۀ ديگران واقع شوند.