بر کرانه نور سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت سید علی فقیه امامی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

بر کرانۀ نور

سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی فقیه امامی زید عزه

گردآورنده : محمد صالحی

ناشر : نورالحیات

نوبت چاپ : اول / 1403 شمسی

قطع : رقعی / 54 صفحه

شابک : 4- 96-5985-622-978

شمارگان : 1000 نسخه

بر کرانۀ نور

سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی فقیه امامی زید عزه

محرم الحرام 1446 قمری

گردآورنده : محمد صالحی

ویراستار دیجیتالی : روح اله قاسمی

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست

مقدمه ... 7

جلسه اول ... 8

تعریف زیارت ... 8

حدیث جابر بن یزید جعفی ... 9

حدیث امام صادق علیه السلام و قیاس کردن ابلیس ... 10

سؤال محمد بن سنان از امام رضا علیه السلام ... 13

مذاکره در مورد عدل و ظلم در محضر امیرالمؤمنین علیه السلام ... 15

تعبیر زیارت امام حسین علیه السلام ... 16

داستان ظرف های وارونه ... 18

جلسه دوم ... 19

تقسیم بندی اعمال ... 19

داستان مرد اعرابی ... 20

نیرنگ معاویه ... 21

اولین عمل غسل کردن ... 23

داستان ابوبصیر و امام صادق علیه السلام ... 24

تعریف غسل زیارت ... 25

جلسه سوم ... 27

زیارت خواندن ... 27

معانی سلام ... 27

معنای شاهد و داستان شفاعت حضرت نوح علیه السلام ... 29

توصیه امام هادی علیه السلام ... 31

جلسه چهارم ... 33

پرهیز از کلام بیهوده ... 33

تبری جستن ... 34

تواضع داشتن ... 34

بوسیدن عتبه ... 34

تشرّف ابوحمزه و امام سجاد علیه السلام به زیارت جدشان ... 35

تبرک جستن علی بن عبدالله ... 36

جلسه پنجم ... 38

توجه به زیارتنامه ها ... 38

هشدار امام صادق علیه السلام ... 38

محمد بن مسلم و امام باقر علیه السلام ... 42

گریه و علل آن در زیارت معصوم علیه السلام ... 45

داستان نیابت موسی بن قاسم ... 46

داستان آمیرزا حبیب الله گلپایگانی ... 48

اذن دخول و تلاوت قرآن ... 50

نماز زیارت ... 50

نامۀ امام جواد علیه السلام به علی بن مهزیار ... 51

طلب کمک از امام جواد علیه السلام ... 52

منابع و مآخذ ... 53

مقدمه

امام باقر علیه السلام فرموده اند: هر که قصد کند از خانه خود زیارت قبر امامی را که اطاعتش واجب باشد و برای خرج خود یک درهم بیرون آورد، حق تعالی برای او هفتادهزار حسنه بنویسد و از او هفتاد هزار گناه محو کند. و نام او را در دیوان صدیقان و شهیدان بنویسد، خواه در خرج کردن (برای زیارت امام) اسراف کند و خواه اسراف نکند.(1)

در ایام آخر ماه ذی الحجه 1445 قمری توفیقی حاصل شد تا سلسله مباحثی در باب زیارت را استاد مکرم حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای سید علی فقیه امامی دام ظله تحت عنوان «ادب و آداب زیارت» مطر کنند که ما حصل سخنرانی های ایشان در غالب این جزوه به نارم «برکرانۀ نور» جمع آوری گردید. که الحق و الانصاف با تتبع در کتب دیگر آنچه در باب زیارت باید توسط زائر رعایت گردد، توسط صدیق ارجمند بیان شده و از توفیقی که در کتابت این اثر نصیب حقیر گردید خداوند منّان را شاکرم و ثواب این اثر را به محضر حضرت زهرا علیها سلام و فرزندشان امام رضا علیه السلام تقدیم می دارم.

محمد صالحی

صفرالمظفر 1446 قمری


1) . بحارالانوار، ج 100، ص 124.

جلسه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

در رابطۀ با آداب زیارت شیخ عباس قمیu در مفاتیح مبحثی دارد به نام آداب زیارت. بحث را از این جا شروع می کنیم که اولاً درمورد آداب و ثانیاً در مورد زیارت توضیحاتی را ارائه می دهیم. اما ابتدائاً در مورد آداب مباحثی را مطرح می کنیم.

تعریف زیارت

مجموعه ای از رفتارها و گفتارهای شایسته است که در باب زیارت معصومین علیهم سلام در منابع روایی و حدیثی بیان شده است.

آداب یعنی واجب نیست ولی برای بهره مندی بیشتر از یک عملی سفارش و تأکید شده است که اصطلاحاً به آن مستحب می گویند.

دین ما دین ادب و آداب است، دینی است که تربیت برای آن مهم است، دینی است که برای جزئی ترین مسائل آن دستور داریم ما را رها نکرده اند،برای ارتباط با خداوند دستورات ویژه ای داریم که ما باید این گونه با خدا ارتباط برقرار کنیم.

یک مکتبی است که شعارشان فقط خدا است این شعار یک شعار شیطانی است اولین کسی که این شعار را سر داد شیطان بود که در ادامه به یک داستان و روایت در این زمنیه اشاره می کنیم:

مولوی یکی از آن افرادی است که شعار فقط خدا را سر می دهد که ایشان داستانی را بیان می کند به نام داستان موسی علیه السلام و شبان که این داستان را شنیده اید در این داستان به آن جا می رسید که خداوند در غالب شعر این چنین به حضرت موسی علیه السلام امر می کند که آمده که:

هیچ ترتیبی و آدابی مجو *** هر چه می خواهد دل تنگت بگو

این مکتب، مکتب شیطان است که ما وقتی با این تفکر برخورد می کنیم می گویند دلت پاک باشد، حال نماز خواندی که خواندی، نخواندی پاکی دل کفایت می کند یا در مورد بقیۀ واجبات الهی و همچنین مستحبات که اگر هم انجام ندادی طوری نیست دلت پاک باشد کفایت مطلوب را می کند.

حدیث جابر بن یزید جعفی

در حدیث قدسی که از وجود امام صادق علیه السلام توسط جابر جعفی نقل شده است و سلسلۀ سند می رسد به امیرالمؤمنین علی علیه السلام اولین چیزی که خداوند با آن عصیان شده است استکبار بود.

قَالَ فَقَالَ إِبْلِيسُ يَا رَبِّ اعْفُنِي مِنَ السُّجُودِ لِآدَمَ علیه السلام وَ أَنَا أَعْبُدُكَ عِبَادَةً لَمْ يَعْبُدْكَهَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَل. قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَوَ تَعَالَى: لَا حَاجَةَ لِي إِلَى عِبَادَتِكَ- إِنَّمَا أُرِيدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ لَا مِنْ حَيْثُ تُرِيد؛

پروردگار من! مرا از سجدۀ به آدم معاف گردان. (در عوض) من تو را عبادتی خواهم کرد که هیچ فرشته مقرّب و پیامبر فرستاده شده ای، تو را آنگونه عبادت نکرده باشد. خداوند فرمودند: من نیازی به عبادت تو ندارم. من می خواهم فقط از طریقی که خود می خواهم عبادت شوم، نه آن گونه که تو می خواهی. (1)

ارادۀ خدا این است که سِر عبودیت از مقام تعظیم به خلیفة الله باشد.

در خطبۀ قاصعه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: یک نمازی خواند دو رکعتی که شش هزار سال طول کشید.

حدیث امام صادق علیه السلام و قیاس کردن ابلیس

در تعبیری از امام صادق علیه السلام آمده:

فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى «فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ. فَقَالَ إِبْلِيسُ يَا رَبِّ كَيْفَ وَ أَنْتَ الْعَدْلُ الَّذِي لَا تَجُورُ- فَثَوَابُ عَمَلِي بَطَلَ قَالَ لَا- وَ لَكِنِ اسْأَلْ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا مَا شِئْتَ ثَوَاباً لِعَمَلِكَ فَأَعْطَيْتُكَ- فَأَوَّلُ مَا سَأَلَ الْبَقَاءَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ- فَقَالَ اللَّهُ قَدْأَعْطَيْتُكَ قَالَ سَلِّطْنِي عَلَى وُلْدِ آدَمَ قَالَ قَدْ سَلَّطْتُكَ- قَالَ أَجْرِنِي


1) . تفسیر قمی، ج1، ص 42؛ بحارالانوار، ج 11، ص 141.

مِنْهُمْ مَجْرَى الدَّمِ فِي الْعُرُوقِ قَالَ قَدْ أَجْرَيْتُكَ- قَالَ وَ لَا يَلِدُ لَهُمْ وَلَدٌ إِلَّا وَ يَلِدُ لِي اثْنَانِ قَالَ وَ أَرَاهُمْ وَ لَا يَرَوْنِي- وَ أَتَصَوَّرُ لَهُمْ فِي كُلِّ صُورَةٍ شِئْتُ فَقَالَ قَدْ أَعْطَيْتُكَ- قَالَ يَا رَبِّ زِدْنِي- قَالَ قَدْ جَعَلْتُ لَكَ فِي صُدُورِهِمْ أَوْطَاناً قَالَ رَبِّ حَسْبِي- فَقَالَ إِبْلِيسُ عِنْدَ ذَلِكَ «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ- وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ»(1)

خداوند فرمود: من می خواهم به دست خود خلقی بیافریدم و از نژادش پیغمبران و مرسلین و بنده های خوب و هدایت یافته خلق کنم امامان بهترین بسازم و آنان را در زمین خلیفه بر خلق خود نمایم و نسناس را از زمین خود براندازم و زمین را از وجودشان پاک کنم و پریان نافرمان را از نزد خلقم و نیکانم به دور کنم و در هوا و اطراف زمین جا دهم تا همسایه نژاد آفریده ام نباشد و میان پریان و خلقم پرده کشم تا نژاد آفریده ام پری را نبینند و با آنها همنشین و آمیخته نباشند. حدیث را کشانده تا گفته خدایی که آدم را آفرید و 40 سال مجسمه اوماند و ابلیس لعین به او گذر می کرد و می گفت: برای کاری آفریده شدی.


1) . بحارالانوار، ج 60، ص 273.

امام علیه السلام فرمود: ابلیس گفت: اگر خدا فرمان دهد برآن سجده کنم او را نافرمانی کنم. سپس در او دیده وانگه به فرشته ها فرمود سجده کنید برای آدم و همه سجده کردند جز ابلیس و او بود که آنچه از حسد در دل داشت به درد آورد و سجده نکرد و خداوند عزوجل فرمود: چه چیزی باز داشت که سجده نکردی چون فرمودم گفت: من بهتر از او هستم من را از آتش و او را از گل آفریدی. « قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين»(1)

امام صادق علیه السلام فرموده اند: نخست کسی که قیاس کرد ابلیس بود که کبر ورزید و کبر نخستین نافرمانی خداوند است.

ابلیس گفت: پروردگارا مرا معاف کن از سجده بر آدم و من تو را عبادتی کنم که هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسلی نکرده باشد. خداوند متعال فرمود: من را نیازی به عبادت تو نیست همانا می خواهم چنانم عبادت کنی که من می خواهم نه چنانکه تو می خواهی و نخواست سجده کند و خداوند تبارک و تعالی فرمود: در آی از آن که تو رجیمی و و راستی لعنتم بر تو تا روز جزاء، زنده ماند خدا فرمود: به تو دادم گفت به فرزندان


1) . اعراف /12.

آدم مسلط کردم گفت: مرا در آنها روان کن چون خون در رگ. فرمود: روان کردم. گفت: برای آنها هیچ نوزادی نیاید جز که برای من دو تا بیاید و من آنها را بینم و آنها من را نبینند. و من برای آنها به هر صورتی خواهم در آیم. فرمود: همه را به تو دادم. گفت: پروردگارا! من را بس است. و در این جا بود که ابلیس گفت: به عزتت سوگند! البته همه را گمراه کنم جز بنده های مخلصت را، و آنگه بر آنها در آیم از پیش و از پس و از راست و از چپ و نیابی بیشترشان را شکرگزار.

تمام دستورات دینی به نفع ما است. خداوند قصد اذیت و آزار بندگانش را ندارد.

سؤال محمد بن سنان از امام رضا علیه السلام

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام كَتَبَ إِلَيْهِ بِمَا فِي هَذَا الْكِتَابِ جَوَابَ كِتَابِهِ إِلَيْهِ يَسْأَلُهُ عَنْهُ جَاءَنِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ أَنَّ بَعْضَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ يَزْعُمُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُحِلَّ شَيْئاً وَ لَمْ يُحَرِّمْهُ لِعِلَّةٍأَكْثَرَ مِنَ التَّعَبُّدِ لِعِبَادِهِ بِذَلِكَ قَدْ ضَلَّ مَنْ قَالَ ذَلِكَ ضَلالًا بَعِيداً وَ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً.

محمد بن سنان به امام رضا علیه السلام نامه ای نوشت و از حضرت سؤال کرد که اهل قبله گمانشان این است که خداوند برای حلال و حرام های

خودش سری نداشته. خدا می خواسته عبودیت بندگان را فقط ببیند. امام در جواب نوشتند:

اگر کسی قائل به این تفکر باشد در ضلالت افتاده است.

إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُم.

بعد حضرت کلام فوق را فرمودند که خداوند در این حلال و حرام های الهی صلاح بنگان را قرار داده است.

و در آخر امام رضا علیه السلام از قول امام صادق علیه السلام می فرمانید:

لَوْ يَعْلَمُ الْعِبَادُ كَيْفَ كَانَ بَدْءُ الْخَلْقِ مَا اخْتَلَفَ اثْنَان.(1)

اگر مردم می دانستند خداوند آنها را برای چه آفریده با هم دعوا نمی کردند.

نکتۀ دیگر امام باقر علیه السلام فرمودند.

زمانی که امام زمان علیه السلام ظهور می کنند.

« إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ.»(2)

هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگانش می نهند و عقل های ایشان را با ان جمع می کند و خردهایشان با او کامل می شود.


1) . علل الشرایع، ج2، ص 592.

2) . کافی، ج1، ص 25.

نتیجه می گیریم که: بعد از فحص در این روایات، یعنی وقتی عقلت کامل شد دیندار می شوی، و وقتی دیندار شدی و با آن صحیح عمل کردی، مؤمن می شوی.

قرآن کریم در سوره بقره آیه 129 می گوید:

وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحين چه کسی از کیش ابراهیم علیه السلام روی بر می تابد جز آنکه خود را بی خرد ساخته باشد؟ ابراهیم را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت نیز از شایستگان است.

از نشانه های حماقت این است که فرد از دین الهی روی بر گرداند.

مذاکره در مورد عدل و ظلم در محضر امیرالمؤمنین علیه السلام

روایت دیگر برای آداب داریم که مرحوم طبرسی در احتجاج جلد اول نقل کرده علامه مجلسی هم در بحارالانوار نقل کرده است.

یک عده ای دور امیرالمؤمنین علی علیه السلام نشسته بودند و داشتند در مورد عدل و ظلم به پروردگار مذاکره می کردند حضرت وقتی حرف این ها را شنیدند رفتند بالای منبر و بعد از حمدو ثنای الهی فرمودند: وقتی خداوند تبارک و تعالی خلقش را خلق کرد خواست که مردم را رشد دهد به آداب رفیع و اخلاق شریف فهیمد که اینها رشدوارتقا پیدا نمی کنند

مگر اینکه خداوند به آنها بگوید که چه چیزی برای آنها خوب و چه چیزی برای آنها بد است و ین شناخت جز با امر و نهی حاصل نمی شود. (یعنی خداوند صلاح ما راخواسته که ما را مکلف به رعایت آداب دینی کرده است).

در آخر همین روایت دو نقل قول از دو نفر از علمای اهل سنت آورده است که یک قول از جاحظ از متعصبین اهل سنت نقل می کند. که می گوید (این حدیث را جز برترین احادیث یافتم).

و همچنین ابوعلی جُبّانی او هم یکی از سران معتزله است که وقتی قول جاحظ را می گویند می گوید حرف جاحظ حرف صحیحی است و این روایت در کسب معرفت واقعا می تواند به ما کمک کند.

اما این بحث آداب و ادب داشتن که برای ما مفید است به این علت که اگر خداوند به ما دستوری داده در پشت این دستور الهی صلاح و مصلحت و حکمت الهی نهفته است و معنی حقیقی دین، رشد ما است.

تعبیر زیارت امام حسین علیه السلام

در این رابطه باید عرض کنیم در باب زیارت ائمه معصومین علیهم سلام زیاد به آن تأکید شده چه به صورت عام برای همه ائمه وجه به صورت خاص

برای سیدالشهدا علیه السلام که مثلا یک تعبیری دارند خداوند در باب زیارت امام حسین علیه السلام که:

« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَتَجَلَّى لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ علیه السلام قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ يَقْضِي حَوَائِجَهُمْ وَ يَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ يُشَفِّعُهُمْ فِي مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ يَثْنِي بِأَهْلِ عَرَفَاتٍ فَيَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِكَ؛ یعنی خداوند تبارک و تعالی برای زوار قبر امام حسین علیه السلام قبل از اهل عرفات تجلی می کند. و حوائج آنها را برآورده و گناهانشان را آمریزده و در مسائل و خواسته هایشان شفاعتشان را کرده و سپس توجه به اهل عرفات نموده و آنچه در حق زوارحسین علیه السلام منظور کرد بر ایشان نیز ملحوظ می دارد.(1)

یا در حدیث دیگری از قول امام باقر علیه السلام آمده است که:

« لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ علیه السلام مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقا؛ اگر مردم می دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت می مردند.»(2)

برای هر کدام از ائمه به شکلی تأکید به زیارت آنها شده است. یک سری مواردی را باید در باب زیارت رعایت کنند تا بهرۀ وافی و کافی را


1) . کامل الزیارات، ص 165.

2) . همان، ص 142.

ببرند . حال اگر کسی این آداب را رعایت نکرد شاید بهره ای ببرد از این زیارت، لیکن آن بهره مندی او بهره مندی کامل نیست.

داستان ظرف های وارونه

یک شخصی از اهل معنا در باب زیارت می گوید: من خواب دیدم که در بین الحرمین امام حسین علیه السلام هستم و افراد زیادی جهت زیارت مشرف به آن مکان شده اند و دارد باران می بارد و هر کسی یک ظرفی در دست دارد و دو نکته نظرم را جلب کرد یکی درمورد اندازۀ اینظرف که در دست داشتند. دوم یک عده آن کاسه هایی (ظرف هایی) که در دست داشتند سوراخ است هر چه آب باران جمع می کنند از این ظروف می ریزد. وقتی من کنار قبر امام هستم و در جوار ایشان هستم داردم بهره می برم ولی استفاده ای ندارم اگر این آداب زیارت قبر آن بزرگواران را رعایت نکنیم.

نکتۀ حائز اهمیت این است که در روایات می بینیم که تفاوت های مختلفی در باب زیارت ائمه معصومین علیهم سلام نقل شده که یکی از تفاوت های در مورد همین ثواب ها است که هر چه قدر آداب بیشتری در زیارت رعایت شود ثواب بیشتری می برد تا جایی که مثلاً در باب زیارت امام حسین علیه السلام به ثواب دو میلیون حج و عمره اشاره شده است.

جلسه دوم

تقسیم بندی اعمال

بخشی از دستوراتی که در دین ما است در خصوص آداب زیارت است.

قانون اول اینکه من وقتی به زیارت می روم معنایش این است که در مقابل امام مدفون حاضر می شویم. این حضور هم بدنی و هم روحی است و متوجه باشیم کسی در آنجا دفن است این فرد حجت خداوند متعال است.

تعبیر زیارت جامعه این است «خلقکم الله انوارا؛ خداوند متعال شما را به شکل نور آفرید.»

وجود امام معصوم علیه السلام نور بوده بعد آمده روی زمین و تمام عالم را خداوند به خدمت این نور الهی قرار داده است و اولین نکته هم این است که من متوجه باشم در حضور چه کسی هستم.

تکالیف در دو دسته تقسیم بندی می شوند:

1: جوارحی؛ تکالیفی که توسط اعضا ی بدن مانند حرکت دست و پا و سایر جوارح در قالب حالات، سخنان و افعال بروز می کند، مانند قیام، قعود، رفتار و کردار.

2: جوانحی؛ رفتارهایی که با اندام های درونی و قلبی محقق می شود. ریا، شرک، توبه و ...

در مورد آداب زیارت در این رابطه همین توجهی که انسان نسبت به امام داشته باشد مد نظر است و در پس پردۀ تمام این توجهات یک نکته است و آن اینکه ما نمی توانیم معادلات معصومین علیهم سلام را بفهمیم .و گاهی فرد یا افرادی هستند که معرفت فوق العاده ای کسب کرده اند و از باب مثال دو داستان نقل کنیم که در جلد 41 بحارالانوار آمده است.

داستان مرد اعرابی

بعد از قتل عثمان حضرت علی علیه السلام نشسته بودند مرد اعرابی آمد پیش حضرت و گفت من سه تا مشکل دارم.

جَلَسَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام مَقَامَهُ فَجَاءَ أَعْرَابِيٌّ وَ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي مَأْخُوذٌ بِثَلَاثِ عِلَلٍ: عِلَّةِ النَّفْسِ وَ عِلَّةِ الْفَقْرِ وَ عِلَّةِ الْجَهْلِ، فَأَجَابَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ قَالَ: يَا أَخَا الْعَرَبِ عِلَّةُ النَّفْسِ تُعْرَضُ عَلَى الطَّبِيبِ، وَ عِلَّةُ الْجَهْلِ تُعْرَضُ عَلَى الْعَالِمِ، وَ عِلَّةُ الْفَقْرِ تُعْرَضُ عَلَى الْكَرِيمِ.

حضرت به او جواب دادند که در مورد اینکه اولا نفس این فرد مشکل دارد برو سراغ طبیب. در مورد اینکه فقیر هستی برو سراغ یک آدم کریم تا به تو کمک کند. در مورد اینکه نادان سستی برو سراغ یک آدم عالم؛ بعد این اعرابی به حضرت فرمودند: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ الْكَرِيمُ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ وَ أَنْتَ الطَّبِيبُ.

بعد از این مطلب حضرت دستور دادند سه هزار درهم به این فرد بدهند. هزار درهم برای فقر و هراز درهم برای رفع مریضی و هزار درهم برای رفع نادانی.

یا داستان دیگری که در مورد این توجه انسان به امام مد نظر است.

نیرنگ معاویه

این داستان است که ابوالاسود دوئلی دختری داشت که معاویه یک حلوای زعفرانی که غذای اعیانی بود برای او فرستاد. دختر تحفه ای را که معاویه فرستاده بود را می گیرد و آرام آرام از کنار این حلوا می خورد. وقتی ابوالاسود دوئلی به خانه بر می گردد و در جریان این امر قرار می گیرد می گوید: دخترم آنها این حلوا را آورده اند تا دین من را با تو بخرند. وقتی دختر از این حرف پدر و نقشۀ معاویه خبر دار شد که معاویه می خواهد دین ابوالاسود و محبت علی علیه السلام را از آنها بگیرند آمد انگشت در گلو کرد این حلوایی را که خورده بود بالا آورد بعد دو بیت شعر گفت به این مضمون که:

ای پسر هند می خواهی با حلوای زعفرانی دین و محبت علی علیه السلام را از من بخری.

تا وقتی که مولای من علی علیه السلام است ای پسر هند من دین فروشی نمی کنم.

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

علت اینکه خداوند دستور داد به ملائکه که به آدم ابوالبشر سجده کنند این بوده است که چون وجود ائمه معصومین علیهم سلام در صلب حضرت آدم علیه السلام قرار داده شده بود و خداوند می خواست که ملائکه بر وجود نازنین آنها سجده کنند ؛ لذا دستور داد که ملائکه به آدم سجده کنند. و آنها آمدند در این دنیا و مرکز پاکی و طهارت شدند.

امام هشتم در یک تعبیر دیگری وقتی راجع به امام صحبت می کند می فرمایند: الامام معدن القدس و الطهاره. و در تعابیر دیگری که در زیارت جامعۀ کبیرۀ امام هادی علیه السلام داریم می فرمایند: خداوند ولایت اهل البیت را «طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا »

آنچه ما را از ولایت شما به آن مخصوص داشت مایۀ پاکی برای خلقت ما و طهارت برای جان ما و تزکیه برای وجود ما و کفاره گناهان است.

پاکی جنس اهل البیت پاکی است که سرایت می کند در صورتی که حال سلامت سرایت نیست در حالی که حال بیماری سرایت است در حالی که حال فساد این است که سریع سرایت می کند. این پاکی ازپاکی ظاهر شروع می شود که با وضو، غسل باشد و شخص بدون انجام گناهی به زیارت برود.

اولین عمل غسل کردن

در تمام کتبی که مورد آداب زیارت وارد شده است اولین چیزی که وارد شده این است که فرد با غسل باشد گر چه بعضی از علمای معاصر این حکم را نمی دهند که می شود با غسل زیارت نماز خواند. مثلاً آیت الله العظمی سیستانی دام ظله این نظر را دارند که نمی شود با غسل زیارت نماز خواند در حال یکه با غسل جمعه می گویند می شود نماز خواند. ولی بعضی این نظر را دارند که می شود با غسل زیارت نماز خواند. اما اصل غسل کردن برای زیارت برای طهارت باطن است در مقابل افرادی این نظر را دارند که این غسل را مربوط به آن زمانی می دانند که بهداشت نبوده و الآن ما با مواد شوینده می رویم تمام ویروس های بدن کشته می شود، اصلاً این درک را ندارند که غسل صرفاً برای طهارت روح است نه جسم و بحث طهارت نفس است و بحث عمل جوارحی نیست بلکه جوانحی است.

شیخ مفید می گویند: اگر غسل نقض شده باشد دوباره آن را انجام دهد و بعضی غسل شب را تا طلوع خورشید معتبر می دانند و بعضی هم غسل روز را تا غروب آفتاب معتبر می دانند و دراین فواصل نیاز به تجدید غسل ندارد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

منظور از زینت کردن برای رفتن به حرم ائمه معصومین علیهم سلام کسب طهارت و پاکی است و این می شود زینت.

داستان ابوبصیر و امام صادق علیه السلام

روایت دیگر این است که از ابوبصیر نقل شده که می گوید:

نیاز به غسل واجب داشتم، در راه رفتن به حمام برای انجام غسل، عده ای را دیدم که قصد رفتن به زیارت امام صادق علیه السلام را داشتند را دیدم که برای دیدن امام عازم بودند با خود گفتم نکند که از فیض این دیدار با این شیعیان که قصد دیدن امام را دارند محروم شوم. حمام و غسل کردن را به تأخیر انداختم و عازم خانۀ حضرت شدم. حضرت وقتی مرا دیدند فرمودند: ای ابابصیر! آیا نمی دانی انسان ناپاک به خانۀ انبیاء و فرزندان آنها قدم نمی گذارد آیا با حالت ناپاکی وارد خانۀ ما می شوی.

ابا بصیر می گوید با پشیمانی و توضع تمام عرض کردم یابن رسول الله! از غضب شما به خداوند پناه می برم و از خداوندطلب آمرزش دارم و تکرار نمی کنم. ابابصیر همانجا از محضر امام پوزش طلبید و توبه کرد.(1)


1) . تحفة الزائر، باب اول، فصل دوم، ص 33؛ موسوعة زیارات معصومین، ج1 ، ص 366.

تعریف غسل زیارت

غسل زیارت یعنی دست و دل شستن در مسیر زندگی از هر چه غیر خداوند است. علاوه بر طهارت جسم، روح هم باید تطهیر کنیم در هر شرایطی باید با پاکی ظاهری و روحی خدمت امام برسیم زیارت همه ائمه نیاز به غسل دارد. اما یک جا استثنا شده است آن هم در زیارت اول سیدالشهدا است که می گوید : غسل لازم نیست.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

إِذَا أَرَدْتَ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ علیه السلام فَزُرْهُ وَ أَنْتَ كَئِيبٌ حَزِينٌ مَكْرُوبٌ شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً فَإِنَّ الْحُسَيْنَ قُتِلَ حَزِيناً مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً- وَ سَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ عَنْهُ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً.

اگر می خواهی زیارت کنی حسین علیه السلام را، او را زیارت کن در حالی که غمگین و مضطرب و ژولیده و غبار آلود و گرسنه و تشنه ای که حسین علیه السلام کشته شد و اندوهگین و مضطرب و ژولیده و غبار آلوده و گرسنه و تشنهکشته شد و (حاجتت را طلب کن)، و از آن دور شود. و آن (کربلا) را وطن نگیرد (که آن عظمت کربلا را از بین نبرد).(1)


1) . کامل الزیارات، ص 131.

اما در مورد نجف بیتوته کردن وارد شده که چقدر ثواب دارد که در این مورد شعری وارد شده که از متن روایت گرفته شده است و موجب بخشش گناهان می شود.

یک شب به بیابان نجف خوابیدم *** وز هاتف غیب این ندا بشنیدم

ای زائر دل خستۀ سلطان نجف *** صد سال گناهان تو را بخشیدم

جلسه سوم

زیارت خواندن

از مهمترین اعمال جوانحی حضور قلب است . یعنی دل من حاضر باشد. وقتی من به محضر امام علیه السلام مشرف می شوم با زیاراتی که من می خوانم توجه به یک نکته ضروری است که توجه به امام توجه واقعی باشد. ما برای امام مرده و زنده قائل نیستیم. درسته که بدن مطهّر در آن جا مدفون است و به حسب ظاهر از میان ما رفته اما باید توجه داشته باشیم این امامی که د ر محضر او هستم احاطه دارد به همه چیز.

اگر این را باور دارم که در مقابل امام قرار می گیرم و در برابر او صحبت می کنم و از او درخواست می کنم و او هم می شنود پس من باید متوجه باشم که در مقابل امامی با این عظمت چه می گویم. اگر توجه به این نکته نداشته باشیم که در حضور امام چه می گوییم این حضور قلب نیست خود توجه به این که چه می گویم خودش حضور قلب است.

معانی سلام

مهمترین کلامی که در محضر امام می گوییم چه از دور و چه از نزدیک همین کلمۀ سلام است.

این سلام را معنا کنیم یعنی چه؟

این همه سلام د ر زیارت عاشورا و بقیه زیارات داریم ببینیم که سلام به چه معنا است؟

برای «سلام» دو معنی بیان کرده اند: اول اینکه : من این پیام رامی دهم که از جانب من خطر و گزندی تو را تهدید نمی کند و از جانب من در امان هستی و در امنیت و سلامتی کامل هستی.

مسلم یعنی چه؟ امام صادق علیه السلام فرمودند:

الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ النَّاسُ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِه؛مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او آسوده باشند.(1)

دوم یعنی من با سلام کردنم دارم برای طرف مقابلم دعا می کنم و جمیع سلامتی ها را برای او خواستارم. بهترین سلم و سلامتی در بهشت است یعنی من دارم با این سلام کردنم برای او بهشت طلب می کنم.

موسی بن جعفر علیهما سلام نشسته بودند فرمودند به اطرافیان خودشان که پیامبر صلي الله عليه و آله را اذیت نکنید. گفتند: یابن رسول الله! مدتها از زمان پیامبر صلي الله عليه و آله گذشته است ما چگونه پیامبر صلي الله عليه و آله را اذیت می کنیم؟

حضرت فرمودند:


1) . معانی الاخبار، ج1 ، ص 239.

مگر نمی دانید هفته ای دو مرتبه نامۀا عمال شما به دست خاتم الانبیا می رسد وقتی آن حضرت نامۀ اعمال شما را می بیند از گناهان شما آزرده می شود.

در تعبیر دیگری از امام رضا علیه السلام داریم که هر روز نامۀ اعمال به حضور امام می رسد تعبیر دو شنبه، جمعه و ... داریم.

گاهی سلام ما سلام واقعی نیست و خلاف واقع است.

معنای شاهد و داستان شفاعت حضرت نوح علیه السلام

تعبیری است از امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ای خطاب به شیعیان در کتاب کشف المحجه:

«فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً صلي الله عليه و آله نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ شَهِيداً عَلَى هَذِهِ الْأُمَّة».

شاهد بحث ما قسمت آخر است در مورد کلمۀ شاهد، پیامبر صلي الله عليه و آله می بیند. شاهد یعنی کسی که چیزی را می بیند . در روایت دیگری است که فردای قیامت جناب نوح علیه السلام به محضر الهی جهت حساب و کتاب حاضر می شود خداوند متعال خطاب به نوح می گوید: چه کردی؟ می گوید: خدایا! آنچه را گفتی به آن عمل کردم. خداوند به او خطاب می کند شاهدی هم داری. می گوید: بله خدایا! شاهد من پیامبر صلي الله عليه و آله است.جناب نوح علیه السلام پیش حضرت خاتم الانبیا می آید و می گوید: یا

رسول الله! داستان این است و تنها کسی که من می توانم به عنوان شاهد بیاورم شما هستید.

پیامبر رو می کند به عموی بزرگوارشان جناب حضرت حمزۀ سیدالشهدا علیه السلام و می گوید شما از جانب من بروید در مورد جناب نوح علیه السلام شهادت دهید.

راوی تعجب می کند و می گوید یا رسول الله! امیرالمؤمنین علیه السلام چرا شهادت نمی دهد پیامبر به این مضمون جواب می دهد که شأن امیرالمؤمنین علیه السلام بالاتر از این است که به این امر برسد و این امور را جناب حضرت حمزه علیه السلام رسیدگی می کنند و شأن امیرالمؤمنین اجل از این امور جزئی است.

حالا چه کنم که حضور قلب پیدا کنم نه تنها در زیارت و نماز و .. اولین قدم این است که من بدانم در مقابل چه عظمتی ایستاده ام. بدانیم که ما فقیر محضیم. من باید در طول روز هم هر کاری می کنم بدانم که تمام اعمال و رفتارم در حضور امام است و حتی در نماز و زیارت و .... اما در زیارت باید کمتر حرف زد تا حضور قلب حاصل شود.

نکته دیگری که از بزرگان نقل شده است است که وقتی می روی زیارت امام این طور با خودت فرض کن که داری می روی محضر امام جهت درس خواندن. همانطور که در درس رعایت ادب می کنی چندین

برابر آن را باید در مورد حضور در محضر امام علیه السلام رعایت کنی و با حضرت صحبت کنی.

پس ادب رادر سخن گفتن رعایت کنیم. چون این تعبیر در بسیاری از زیارات ما تکرار شده «تَسْمَعُ كَلَامِي وَ تَرُدُّ سَلَامِي » شهادت می دهم که کلام من را می شنوی و جواب سلام من را می دهی. (زیارت امام رضا علیه السلام )

توصیه امام هادی علیه السلام

سید بن طاووس در کتاب «کشف المحجه» یک مجموعه وصایایی داشته به پسرانش محمد و علی که در وصیتی به پسرش محمد می گوید:

بدان پسرم من تو را عبد ولی عصر عجل الله تعالی فرجه قرار دادم و تو را این چنین تربیت کردم که هر حاجت و مشکلی داری از امامت بخواه. بعد حدیثی را نقل می کند از امام هادی علیه السلام که حضرت به یکی از دوستانش گفت: هر موقعی که مشکلی داشتی «فَحَرِّكْ شَفَتَيْكَ» لبانت را حرکت بده کنایه از اینکه هر موقع مشکلی داشتی با امام خودت صحبت کن ایشان می شنود و مشکلت را حل می کند. اولین قدم هم در زیارت همین است که بدانیم امام می شنود و من دارم با او حرف می زنم.

هستۀ اصلی حضور قلب حقیقی این جملۀ معروف است که در ادعیه فرموده اند: «عارفاً بحقه» عرفان به حق اهل بیت پیدا کردن و باور

به زنده بودن امام و اینکه این آقا کیست که عالم به ید قدرت او می چرخد.

صدر الاسلام همدانی از شاگردان مکتب میرزای شیرازی که با واسطۀ محدث نوری جزء شاگردان میرزای شیرازی است. کتابی دارد به نام «تکالیف الانام فی غیبة الامام» مکتب میرزا مکتب توجه به وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده، صدرالاسلام که 70 الی 80 سال بعد از میرزا کتاب را نوشته می گوید من این احساس تکلیفی که میرزا نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کرد و رفت سامرا می گوید: من می بینم مردم حتی در نجف هم نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بی تفاوت شده اند. مرحوم میرزای شیرازی تنها مرجعی است که نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فتوای خودش می نویسد.

«بسم الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است» مردم را متوجه امام زمان علیه السلام می کند.

همین صدر الاسلام در مقدمۀ کتابش می گوید:

افراد مختلف هستند طایفه ای از عوام و طایفه ای از خواص هستند و بعد دوباره تقسیم بندی می کند و می گوید افراد معرفتشان نسبت به اهل بیت متفاوت است همانطور که در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام ، حضرت را خلیفه سوم و بعضی حضرت را بالاتر از آن خلفا می دانند. معرفت ها هم نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متفاوت است.

جلسه چهارم

پرهیز از کلام بیهوده

مورد دیگری که باید در آ داب زیارت رعایت کرد این است که: وقتی در مسیر و مکان زیارت هستیم از کلام بیهوده بپرهیزیم؛ زیرا نه منفعت دنیایی دارد نه منفعت اخروی. در این باره اشاره به روایتی کنیم از وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام ،عده ای دور حضرت نشسته بودند و گفتند: یابن رسول الله! تا کی باید برای دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف منتظر باشیم؟

حضرت فرمودند: آیا شما آمادۀ جنگ هستید.گفتند: بله یابن رسول الله! ما حتی حاضریم جان خود را فدا کنیم.

بعد حضرت فرمودند: کمتر از این ها را از شما خواسته ایم عمل نکرده اید. یکی از آنها گفت: چه چیزی خواسته اید که انجام نداده ایم.

حضرت فرمودند: ما به شما گفتیم ساکت باشید ولی شما ساکت نشده اید. اگر سکوت می کردید و آرام بودید ما از شما رضایت داشتیم.

در این روایت هم می بینیم که سکوت کردن و آرام بودن در خصوص رؤیت و فرج امام مؤثر است که حضرت در غالب این حدیث به اطرافیان خود توصیه می کند که این آرام بودن و سکوت کردن دلیل نجات است.

تبری جستن

مورد بعدی که در زیارت تأثیر به سزایی دارد و سفارش شده بحث برائت از غاصبین خلافت نبوی است. لعن چهار ضرب با 14 صلوات قبل و بعد از آن بدون اینکه بین آن حرف بزند، هم ازمواردی است که مجرب است.

تواضع داشتن

یکی دیگر از آداب زیارت، تواضع و خشوع داشتن نسبت به اهل بیت علیهم سلام است. یعنی رفتار من این را نشان دهد که یعنی من فهمیده ام به کجا آمده ام و برای چه آمده ام. وقار و سکینه در راه رفتن، نحوه نشستن و ...

لذا به قدم برداشتن کوتاه به صورت خاص سفارش کرده اند.

بوسیدن عتبه

یکی دیگر از کارهایی که سفارش شده و دلیل خاص دارد بوسیدن عتبۀ حرم اهل البیت علیهم سلام است البته باید به این نکته توجه کرد که در مقابل اهل البیت جوری رفتار نکنیم که اگر کسی دید بگوید اهل یبت علیهم سلام را در جای خداوند در مقام پرستش قرار داده و آنها را می پرستد. عتبه بوسی آستان مقدّس سنت رایج بین علما بزرگ بوده است.

تشرّف ابوحمزه و امام سجاد علیه السلام به زیارت جدشان

در مورد بوسیدن عتبۀ مولی الموحدین حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما سلام در کتاب «فرحة الغري في تعيين قبر أميرالمؤمنين علي بن أبيطالب علیهما سلام في النجف » که کتابی کم حجم و بسیار سودمند است و اثر سید عبدالکریم بن طاووس است و علامه مجلسی با قدری تلخیص به فارسی ترجمه کرده است.

ایشان روایتی را نقل کرده که مربوط به ابوحمزه ثمالی است که اولین دیدارش با امام سجاد علیه السلام مربوط به واقعه ای که رخ داده است می گوید: حضرت سجاد علیه السلام آمده بودند مسجد کوفه و من نگاه کردم دیدم که در مسجد آقایی است که حالات و رفتار او عجیب است و نوع حرکات و سکنات و رفتارش در عبادت متفاوت است و دیدم اقا یک نماز دو رکعتی بسیار عجیب خواند و بعد بلند شد و از مسجد خارج شد و از شهر هم بیرون رفت ، شتربانی را دیدم با شترش ایستادهاز او سؤال کردم این آقا کیست؟ گفت: این آقا زین العابدین علیه السلام است رفتم جلو و روی پای حضرت افتادم و شروع کردم به بوسیدن. آقا فرمودند: بلند شو، بلند شدم. بعد حضرت فرمودند: می خواهی با هم به زیارت قبر جدّم عازم شویم گفتم: بله یابن رسول الله. یک مقدار رفتیم به منطقه ای رسیدیم که نور از آن متبلور بود وقتی نزدیک تر شدیم حضرت شروع کردند به آهسته قدم برداشتن و شروع کردند به گریه کردن و دیدم امام سجاد علیه السلام صورت

به قبر جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام می کشد. این نشان دهندۀ کمال خضوع و خشوع محضر اهل بیت علیهم سلام است. فعل امام حجت بر ما است و ما گفتیم که سجده چند نوع داریم سجدۀ ملائکه بر آدم، سجده از باب خضوع، سجده عبودیت. و سجدۀ عبودیت غیر از سجدۀ خضوع است.

آنچه بزرگان و فقها به آن اشکال کرده اند این است که جوری سجده نکنیم که اگر کسی ببیند این فکر را بکند که ما داریم به جای خدا اهل البیت را پرستش می کنیم. اما ما اجازه داریم عتبه ببوسیم و صورت بر خاک بگذاریم و هیچ مانعی هم ندارد و از آداب زیارت نمایش و تظاهر تواضع مقابل اهل البیت است و هر چه این تواضع بیشتر باشد بهره مندی ما از زیارت بیشتر خواهد بود.

تبرک جستن علی بن عبدالله

داستان دیگری که به عنوان تبرک جستن به امام علیه السلام است این داستان است که شخصی به نام علی بن عبدالله (ابن حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب) می گوید:

می خواستم به دیدن امام رضا علیه السلام بروم ولی از مواجهه شدن با حضرت حیا می کردم تا اینکه روزی با ترغیب دوستش سلیمان بن جعفر به من خبر داد که حضرت رضا علیه السلام دچار مریضی شده اند که مردم دارند به دیدن حضرت می روند. تو هم اگر می خواهی بروی دیدن حضرت

برو. این شخص هم وقت را غنیمت شمرد و رفت دیدن حضرت. و حضرت هم او را تحویل گرفت در حالی که این شخص توقع این همه تکریم را نداشت تا اینکه روزی خودش مریض شد و حضرت آمدند دیدن این شخص و حضرت آنقدر نشستند تا اینکه بقیه رفتند و خود حضرت ماندند با علی بن عبدالله، وقتی حضرت از جا بلند شدند خودشان از اتاق به همراه علی بن عبدالله بیرون آمدند زن این علی بن عبیدالله نقل می کند که من داخل اندرونی خانه بودم حضرت را مشاهده می کردم وقتی حضرت رضا علیه السلام از اتاق بیرون آمدند من خودم را انداختم جایی که حضرت در اتاق لحظاتی را آنجا نشسته بودند و شروع کردم به بوسیدن آن مکان. «فلنا فرح خرج و ان کبت علی موضع ابی الحسن فیه جالساً ...» و دست کشیدن و تبرک جستن ازجایگاه امام، وقتی سلیمان خبر این ماجرا را به امام گزارش می دهد حضرت فرمودند: علی و همسرش و فرزندانش اهل بهشت اند و در حق آنها دعا کرد.(1)


1) . رجال کشی، ص .

جلسه پنجم

توجه به زیارتنامه ها

نکتۀ بعدی : توجه به زیارت نامه و مستمر خواندن ادعیه است، و توجه به این نکته که بدانیم به هر زبانی و هر طریقی می توان با امام صحبت کنیم. زیرا این زیارت نامه ها نکاتی دارند که می شود از آنها مطالب مهمی را فهمید و فقط به یک دعای خاص اکتفا نکرد و از ادعیه مختلف در محضر امام بهره جست ولی مراقبت باید کرد که چیزی به آن ادعیه از جانب خود به آنها اضافه نکنیم و به متن دعا بسنده کنیم.

هشدار امام صادق علیه السلام

محمد بن یعقوب کلینی در الکافی در این مورد که گاهی افراد از جانب خودشان مطالبی به ادعیه اضافه می کنند روایتی نقل می کند که:

عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي اخْتَرَعْتُ دُعَاءً قَالَ دَعْنِي مِنِ اخْتِرَاعِكَ إِذَا نَزَلَ بِكَ أَمْرٌ فَافْزَعْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ تُهْدِيهِمَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله قُلْتُ كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ تَسْتَفْتِحُ بِهِمَا افْتِتَاحَ الْفَرِيضَةِ وَ تَشَهَّدُ تَشَهُّدَ الْفَرِيضَةِ فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُّدِ وَ سَلَّمْتَ قُلْتَ اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلَامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّيالسَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ارْدُدْ عَلَيَّ

مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ تَمُدُّ يَدَكَ وَ تَقُولُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ تَرُدُّ يَدَكَ إِلَى رَقَبَتِكَ وَ تَلُوذُ بِسَبَّابَتِكَ وَ تَقُولُ ذَلِكَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ خُذْ لِحْيَتَكَ بِيَدِكَ الْيُسْرَى وَ ابْكِ أَوْ تَبَاكَ وَ قُلْ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَشْكُو إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَ بِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ حَتَّى يَنْقَطِعَ نَفَسُكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يَبْرَحَ حَتَّى تُقْضَى حَاجَتُهُ.(1)

از عبد الرّحيم قصير روايت شده كه گفت: خدمت امام صادق علیه السلام رسيدم و عرض كردم: فدايتان گردم من دعائى از خود ساخته‌ام، آن حضرت فرمود: براى من دعايت را (يا نو آوريت را) فروگذار و رها كن و دعاى ساختگى و بهاصطلاح من درآوردى خود را عنوان نكن (و يا اينكه دعاى جديد ساختن را به من واگذار). هر گاه مشكلى برايت پيش آمد به


1) . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج3، ص476. کتاب الصلاة باب صلاة الحوائج.

رسول خدا صلي الله عليه و آله پناه ببر بدين نحو كه دو ركعت نماز كن و آن را هديه رسول خدا صلي الله عليه و آله ساز، عرض كردم: چگونه اين كار را انجام دهم؟ فرمود: نخست غسل می كنى آنگاه دو ركعت نماز می خوانى بدين نحو كه تكبيرات افتتاح آن را همانند افتتاح نماز واجب می كنى، و تشهّد را نيز مانند نماز واجب می خوانى (طولانى و مشتمل بر آداب و اذكار واجب و مستحبّ، نه كوتاه) و چون از تشهد فارغ گشتى و سلام نماز را گفتى چنين دعا می كنى: «اللّهمّ أنت السّلام و منك السّلام و إليك يرجع السّلام. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، و بلّغ روح محمّد و آل محمّد عنّي السّلام، و السّلام عليهم و رحمة اللَّه و بركاته، اللّهمّ إنّ هاتين الرّكعتين هديّة منّي إلى رسولك صلي الله عليه و آله فأثبني عليهما ما أمّلت و رجوت منك و في رسولك يا ولي المؤمنين». (يعنى: بار خدايا سلام و سلامت از همه عيب و نقص‌ها توئى و سلامتى از بدی ها و بلاها موهبتى از جانب توست، و سلام به سوى تو بر می گردد، بار خدايا بر محمّد و آل او درود و صلوات فرست و از جانب من به روح محمّد وآل محمّد سلام و درود رسان، و برايشان سلام باد و رحمت و بركات خداوند متعال. بار خدايا! اين دو ركعت نماز هديّه‌اى از من به رسول تو است پس مرا بپاداش اين دو ركعت ثواب

عطا فرما آنچه را كه آرزو دارم و در مورد رسولت آن (شفاعت) را كه اميد ميدارم اى ولی مؤمنان) آنگاه به سجده می روى و چهل بار اين دعا را می خوانى: «يا حيّ يا قيّوم، يا حيّا لا يموت، يا حيّ لا إله إلا أنت، يا ذا الجلال و الإكرام، يا أرحم الرّاحمين؛ اى زنده‌اى كه مرگ به ساحتت راه ندارد و زوال در وجود تو نيست و همه چيز از تو موجود و بر پا گشته است، اى زنده هميشه جاويد كه نيستى و مرگ ندارد، اى زنده كه نيست خدائى جز تو، اى صاحب جلال و شكوه كه عظمت و اكرام مخصوص تو است اى مهربان‌ترين مهربانان». آنگاه گونه راستت را بر خاك می گذارى و چهل مرتبه ديگر همان دعا را تكرار می كنى، و بعد گونه چپت را بر خاك نهاده و همان دعا را چهل مرتبه ديگر می خوانى، آنگاه سر خود را بلند ميكنى و دستهايت را برمی دارى و باز همان دعا را چهل بار می خوانى، آنگاه دست خود را بر گردنت نهاده و چهل بار انگشت سبابه‌ات را حركت می دهى (يعنى به چپ و راست يا بالا و پائين حركت می دهى) پس محاسنت را با دست چپبگير و به گريه پرداز و اگر نتوانستى خود را بحال گريه بدار و اين دعا را بخوان: «يا محمّد يا رسول اللَّه أشكو إلى اللَّه و إليك حاجتي، و أشكو إلى أهل بيتك الرّاشدين حاجتي، و

بكم أتوجّه إلى اللَّه في حاجتي» (يعنى اى محمّد! اى فرستاده خدا! من حاجتم را بخدا و به تو شكوه می كنم، و نيز حاجتم را به اهل بيت تو كه هدايت‌كنندگان به راه راست‌اند شكوه مى‌برم، و به آبروى و شفاعت شما به خداوند روى مى‌آورم و حاجت خود را مى‌طلبم) آنگاه به سجده می روى و می گوئى: «يا اللَّه، يا اللَّه- آنقدر تكرار ميكنى تا نفست تمام‌شود و می گویى- صلّ على محمّد و آل محمّد» يعنى بر محمد و آل او صلوات فرست و با من چنين و چنان كن (بجاى چنين و چنان دعا و حاجتت را می گوئى) امام صادق علیه السلام اضافه فرمود: چنانچه شخص به اين ترتيب عمل نمايد من نزد خداوند عزّ و جلّ ضامنم كه از جاى خود حركت نكرده باشد مگر آنكه حاجتش برآورده شده.

محمد بن مسلم و امام باقر علیه السلام

در ادامه بحث آداب زیارت به بیان روایتی از جناب محمد بن مسلم می پردازیم. (در مورد محمد بن مسلم باید به این نکته اشاره کنیم کهایشان آن قدر مورد توجه امام صادق علیه السلام بوده اند که وجود نازنین امام در مورد ایشان می فرمایند: «مَا كَانَ أَحَدٌ مِنَ الشِّيعَةِ أَفْقَهَ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ». و همچنین اگر بخواهیم یکی از ارکان اصحاب اجماع را نام ببریم یکی از

این ارکان جناب محمد بن مسلم است همچنین بیش از 46 هزار حدیث نقل کرده حقیقتا فقه و اصول شیعه مدیون این شخصیت بی نظیر است که مورد توجه صادقین علیهما سلام بوده است) در جایی محمد بن مسلم می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

قُلْتُ لَهُ إِذَا خَرَجْنَا إِلَى أَبِيكَ أَ فَلَسْنَا فِي حَجٍّ قَالَ بَلَى قُلْتُ فَيَلْزَمُنَا مَا يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ مَا ذَا قُلْتُ مِنَ الْأَشْيَاءِ الَّتِي يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ يَلْزَمُكَ حُسْنُ الصِّحَابَةِ لِمَنْ يَصْحَبُكَ وَ يَلْزَمُكَ قِلَّةُ الْكَلَامِ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ يَلْزَمُكَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اللَّهِ وَ يَلْزَمُكَ نَظَافَةُ الثِّيَابِ وَ يَلْزَمُكَ الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِيَ الْحَيْرَ وَ يَلْزَمُكَ الْخُشُوعُ وَ كَثْرَةُ الصَّلَاةِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَلْزَمُكَ التَّوْقِيرُ لِأَخْذِ مَا لَيْسَ لَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَعُودَ عَلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِكَ إِذَا رَأَيْتَ مُنْقَطِعاً وَ الْمُوَاسَاةُ وَ يَلْزَمُكَ التَّقِيَّةُ الَّتِي قِوَامُ دِينِكَ بِهَا وَ الْوَرَعُ عَمَّا نُهِيتَ عَنْهُ وَ الْخُصُومَةِ وَ كَثْرَةِ الْأَيْمَانِ وَ الْجِدَالِ الَّذِي فِيهِ الْأَيْمَانُ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ تَمَّ حَجُّكَ وَ عُمْرَتُك؛

محمد بن مسلم می گوید: به امام علیه السلام عرض کردم: اگر به زیارت پدر شما برویم حج کرده ایم؟ فرمود: آری. پرسیدم: پس آنچه بر حاجی لازم است بر ما نیز لازم است؟ فرمود: چه چیز؟ عرض کردم: چیزهایی که برای حاجی لازم است. فرمود: لازم است.1. با همسفرت خوش رفتار باشی، 2. لازم

است کمتر حرف بزنی مگر به خیر و خوبی. 3. لازم است یاد خدا بسیار کنی، 4. لازم است جامه ات تمیز باشئ. 5. لازم است پیش از رسیدن به حائر (حسینی) غسل کنی، 6. لازم است خاشع باشی، 7. نماز زیاد بخوانی، 8. بر محمد و آل بسیار صلوات بفرستی، 9. لازم است از برداشتن آنچه مال خودت نیست خودداری کنی، 10. لازم است چشمت را فرو بندی، 11. اگر دیدی یکی از برادران همسفرت توشه اش تمام شده و از سفر بازمانده، لازم است به او رسیدگی و کمک کنی. 12. لازم است که تقیّه را که قوام و استحکام دین تو به آن است رعایت کنی، 13. و از منهیات دوری کنی، 14. از ستیزه جویی 15. جرو بحث 16. قسم خوردن زیاد، 17. جدال و بحث که در آن سوگند خورده شدهدوری کنی. پس، اگر اینها را رعایت کردی حج و عمره تو به طور کامل انجام شده است.(1)


1) . کامل الزیارت، ص 130.

گریه و علل آن در زیارت معصوم علیه السلام

یکی دیگر از آداب زیارت، گریه کردن است اما بر چه چیزی گریه کنیم، (1) (توجه به خطاها و کوتاهی هایی که نسبت به مقام امام داشته ایم) در بحث زیارت رفتن هم زیارت رفتن ابوحمزه ثمالی را مطرح کردیم که با امام سحاد علیه السلام به زیارت رفتند آن هم زیارت قبر امیرالمؤمنین علیه السلام . و هم زیارت رفتن صفوان جمال با امام صادق علیه السلام که صفوان می گوید حضرت از مرکب پیاده شدند و پاها را برهنه کردند و چند قدمی که رفتند و چشمشان که به قبر جد بزرگوارشان امیرالمؤمنین علیه السلام افتاد تعبیر این است: «ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ فَارَقَ الدُّنْيَا» حضرت کفی از خاک برداشتند و مدت زیادی بو کردند و چند قدم آمدند تا موضعی که اکنون موضع قبر آن حضرت است و به دست مبارک قبضه ای از خاک برداشتند و بوئید و فریادی سر دادند و از هوش رفتند که من گمان کردم حضرت از دنیا مفارقت کردند.(1)

(2) جواب دومی که می توان به سؤال فوق بدهیم این است که (گریه کنیم که در جوار امام گناه می شود) (مانند آنچه در حرم امام رضا علیه السلام مشاهده می کنیم که افرادی در داخل حرم می آیند ولی از نظر پوشش


1) . بحارالانوار، ج 100، ص235، چاپ بیروت.

ظاهری ناقص هستند و حتی افرادی را گمارده اند که به این افراد در حرم مطهّر تذکر بدهند).

(3) و جواب سوم گریه بر مصائبی که بر معصوم وارد شده است.

داستان نیابت موسی بن قاسم

روایت دیگر از موسی بن قاسم است که نقل می کند از علی بن مهزیار (غیر آن علی بن مهزیار معروف است که این فرد حضور چهار امام آقا موسی بن جعفر، امام رضا، امام جواد، و امام هادی علیهم سلام را درک کرده است). و آن علی بن مهزیار معروف از نوادگان این فرد بوده است. 33 کتاب دارد و شیخ طوسی این فرد را توثیق کرده. علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل می کند که جزء بزرگان ثقات روات است که از روایات صحیحه است و علما در باب مستحبات به آن استناد می کنند.

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي علیه السلام قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَطُوفَ عَنْكَ وَ عَنْ أَبِيكَ فَقِيلَ لِي إِنَّ الْأَوْصِيَاءَ لَا يُطَافُ عَنْهُمْ فَقَالَ لِي بَلْ طُفْ مَا أَمْكَنَكَ فَإِنَّهُ جَائِز؛

موسی بن قاسم می گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم تصمیم گرفتم به نیابت از شماو پدرتان طواف کنم ولی به من گفتند به نیابت از اوصیا طواف نمی کنند. حضرت فرمود: هر چه می توانی طواف کن که جایز است.

سه سال بعد به آن حضرت عرض کردم در گذشته از شما دربارۀ طواف به نیابت از شماو پدرتان اجازه گرفتم اجازه دادید و من از سوی شما طواف بسیار کردم. پس چیزی بر دلم افتاد و به آن عمل کردم. حضرت پرسیدند چه چیزی به ذهنت خطور کرد؟ گفتم: یک روز از جانب پیامبر صلي الله عليه و آله طواف کردم. حضرت سه بار فرمود: درود خدا بر پیامبر صلي الله عليه و آله و پس روز دوم به نیابت از امیرالمؤمنین علیه السلام و روز سوم به نیابت از امام حسن علیه السلام و روز چهارم به نیابت از امام حسین علیه السلام روز پنجم به نیابت از امام سجاد علیه السلام روز ششم به نیابت از امام باقر علیه السلام روز هفتم به نیابت از امام جعفر صادق علیه السلام روز هشتم به نیابت از جد شما موسی بن جعفر علیهما سلام و روز نهم به نیابت از شما سرورم. و اینان کسانی هستند که من به ولایتشان معتقدم. حضرت فرمودند در این صورت، به دینی معتقدی که خداوند جز آن دین، دیندیگری را از بندگانش نمی پذیرد. عرض کردم: گاهی هم از سوی مادرتان حضرت فاطمه3 طواف کردم. گاهی هم برای خودم. حضرت فرمودند: اسْتَكْثِرْ مِنْ هَذَا فَإِنَّهُ أَفْضَلُ مَا أَنْتَ عَامِلُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

این زیارت به نیابت از حضرت زهرا3را زیاد انجام بده. این برترین کاری است که انجام می دهی.

داستان آمیرزا حبیب الله گلپایگانی

توصیه مرجع بزرگوار آیت الله العظمی آقای وحید خراسانی هم به افرادی که عازم حج می شدند این بود که به نیت حضرت زهرا3 بیشتر طواف کنید.

خاطره دیگری که ایشان در سال 1372 شمسی نقل می کند این است که می گویند وقتی طلبه شدم در مشهد به مدرسه ای رفتم به نام مدرسۀ حاج حسن، نزدیک حرم امام رضا علیه السلام و شیخی مسؤل این مدرسه بود که از اوتاد بود. بین اهل گلپایگان معروف بود به میرزا حبیب الله گلپایگانی(1)، خیلی معروف بین عوام مردم نبود. ولی اهل معنا او را می شناختند. آیت الله العظمی وحید دام ظله می گوید:(2)

گاهی دروس و جلسات اخلاقی می گذاشت که من از این دروس ایشان و درس اخلاق ایشان بهره می بردم تا اینکه گذشت و من عازم نجف شدم. ایشان می گوید یکی از حالات شیخ حبیب الله این بود که 40 سال در زمستان سرد مشهد که برف آمده بود ایشان بلند می شد و قبل از نماز صبح می رفت پشت در حرم امام رضا علیه السلام و نماز شبش را می خواند بعد می رفت و اولین نفری بود که واردحرم می شد 40 سال


1) . متولد 1258 ، متوفی 1343. محل دفن: رواق دارالسلام.

2) . ماهنامه کوثر، شماره 53؛ گنجینه دانشمندان، ج7، ص 512. سایت تبیان.

برنامه اش این بود و در شهر مشهد مشهور شده بود و در بین اهل معنا مشهور بود که ایشان دست به هر دردی که می زد آرام می شود.

آیت اللّه العظمی وحیدخراسانی دام ظله می گوید: در برگشت از نجف با خودم گفتم یک سری به استادم بزنم و احوال پرسی کنم. رسیدم محضرش و گفتم: چه شد که شما به این مقام رسیدید.

گفتند: من مریض شدم و چندین روز در بیمارستان بودم تا حالم منقلب شد. رو به قبۀ امام رضا علیه السلام کردم و گفتم: یا امام رضا! 40 سال اولین نفری بودم که وارد حرم شما می شدم شما امروز از من دستگیری کنید نگذارید من اینجا بمانم.

تعبیر ایشان برای آقای وحید این بوده که حالتی حاصل شد که نه خواب بودم و نه بیدار، یک مرتبه دیدم پرده ها کنار رفت و دیدم در یک باغ و باغستانی هستم، تخت بسیار زیبایی بود و حضرت روی تخت نشسته بودند من چیزی نگفتم دیدم حضرت یک لحظه دست بردند ویک قبضه گل چیدند و به دست من دادند و در همان حال دیدم فضا تغییر کرد و داخل بیمارستان هستم از آن روز تا به حال دست به هر دردی گذاشتم آن درد درمان شد ، این اکسیر اعظم است. ایشان فرموده بودند که از وقتی با افراد معصیت کار و بی توجه یا کم توجه به معنویات دست دادم،اثر دستم کم شده است و باید بیشتر دست بگذارم و بیشتر دعا بخوانم، تا آن درد درمان شود و یا دردش کم شود و علاج پیدا کند.

در آخر متن نامۀ امام جواد علیه السلام به یکی از خواص اصحاب خود به نام علی بن مهزیار اهوازی را خدمت شما تقدیم می کنم که ببینید که اگر کسی مورد توجه و مرحمت امام زمانش یا بقیۀ ائمه معصومین علیهم سلام قرار گیرد چطور از او تجلیل می کنند.

اذن دخول و تلاوت قرآن

بر در روضۀ مقدّسه ایستادن و رخصت طلبیدن و سعی کردن در حصول رقت و خضوع و بعد از حصول داخل شدن است. « لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُم». یعنی داخل نشوید به خانه های پیامبر صلي الله عليه و آله مگر آنکه رخصت دهند شما را. که مؤیّد این معنی است.

تلاوت قرآن نزد ضریح هر امام بکند و ثوابش را هدیه به روح مقدس آن حضرت کند.(1)

نماز زیارت

سنت است در نماز زیارت، در رکعت اول بعد از سوره حمد، «سوره یس» و در رکعت دوم «سورۀ الرحمن» بخوانند.(2)


1) . همان، ج 100، ص 135.

2) . موسوعة زیارات معصومین، ج 3، ص291، ح 1155.

نامۀ امام جواد علیه السلام به علی بن مهزیار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَا عَلِيُّ أَحْسَنَ اللَّهُ جَزَاكَ وَ أَسْكَنَكَ جَنَّتَهُ وَ مَنَعَكَ مِنَ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ حَشَرَكَ اللَّهُ مَعَنَا يَا عَلِيُّ قَدْ بَلَوْتُكَ وَ خَبَرْتُكَ فِي النَّصِيحَةِ وَ الطَّاعَةِ وَ الْخِدْمَةِ وَ التَّوْقِيرِ وَ الْقِيَامِ بِمَا يَجِبُ عَلَيْكَ فَلَوْ قُلْتَ إِنِّي لَمْ أَرَ مِثْلَكَ لَرَجَوْتُ أَنْ أَكُونَ صَادِقاً فَجَزَاكَ اللَّهُ جَنَّاتِ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا فَمَا خَفِيَ عَلَى مَقَامِكَ وَ لَا خِدْمَتِكَ فِي الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَأَسْأَلُ اللَّهَ إِذَا جَمَعَ الْخَلَائِقَ لِلْقِيَامَةِ أَنْ يَحْبُوَكَ بِرَحْمَةٍ تُغْتَبَطُ بِهَا إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ؛(1)

به نام خداوند بخشایندۀ مهربان. ای علی بن مهزیار! خداوند به تو جزای نیکو عنایت فرماید و جایگاه تو را بهشت قرار دهد و از خواری دنیا و آخرت مصون دارد و تو را با ما محشور بگرداند. خداوند تو را به پند واندرز و اطاعت و خوف و وقار و مسکنت آزموده است و در آنچه واجب است امتحان خوبی داده ای. اگر بگویم مانند تو را در اصحاب ندیده ام امیدوارم راست باشد. خداوند جزای اعمال نیک تو را بهشت برین قرار دهد. البته مقام تو بر ما پنهان نیست و خدمت تو هم پوشیده نیست که در سرما و گرما و شب و روز به واجبات قیام کردی.


1) . کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 622؛ بحارالانوار، ج 5، ص 501.

من از پیشگاه خداوند تقاضا دارم روزی که همۀ خلایق را جمع می کند تو را به پاس دوستی ما به رحمت خودش متنعم سازد به طوری که مورد غبطه دیگران گردد. او خداوندی است که شنوندۀ هر دعایی است.

طلب کمک از امام جواد علیه السلام

در مورد علی بن مهزیار در نامه ای به امام جواد علیه السلام نوشت که چون در شهر اهواز زلزله زیاد می شود آیا اجازه می فرمایید از آن شهر به جای دیگر نقل مکان کنیم؟ امام در پاسخ نامه اودستور دادند که از اهواز بیرون نرو و روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرد درروز جمعه جامۀ پاکیزه به تن کنند و غسل نمایند و از شهر بیرون رو و دعا کند تا خداوند این بلا را از آنجا دفع کند. علی بن مهزیار می گوید دستور امام را به کار بردم دیگر زلزله ساکت شد.(1)


1) . بحارالانوار، ج 5، ص 101.

منابع و مآخذ

قرآن کریم

1.

تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی.

2.

تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی.

3.

بحارالانوار، علامه محمدتقی مجلسی.

4.

علل الشیرایع، ابوجعفر، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی.

5.

الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی.

6.

کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه.

7.

تحفة الزائر، علامه محمد تقی مجلسی.

8.

موسوعة زیارات معصومین علیهم سلام ، مؤسسه امام هادی علیه السلام ، قم، 1426ق.

9.

معانی الاخبار، شیخ صدوق.

10.

رجال کشی، محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی.

11.

الغیبه، محمد بن ابراهیم نعمانی.

12.

پایگاه اطلاع رسانی تبیان، 1381، سازمان تبلیغات اسلامی.