زلال مودت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:مصطفوی، محمد، 1353 -

عنوان و نام پدیدآور:زلال مودت، صلی‌الله‌علیک یا رسول‌الله ... [کتاب]/ نویسنده محمد مصطفوی.

مشخصات نشر:تهران : فرهیزش ، 1393.

مشخصات ظاهری:58 ص.؛ 20/5×10 س‌م.

شابک:978-600-93246-3-7

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

یادداشت:عنوان دیگر: زلال مودت، پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و اله و سلم.

یادداشت:عنوان روی جلد: پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم.

یادداشت:کتابنامه به صورت زیر‌نویس.

عنوان روی جلد:پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم.

عنوان دیگر:زلال مودت، پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و اله و سلم.

موضوع:محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق.

موضوع:محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. -- فضایل

موضوع:محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. -- احادیث

موضوع:Muhammad, Prophet -- Hadiths

رده بندی کنگره:BP22/9/م563ز8 1393

رده بندی دیویی:297/93

شماره کتابشناسی ملی:3509439

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

زلال مودّت

صلّی الله علیک یا رسول الله

شناسنامه

گزیدۀ فضائل و کرامات

چند حدیث ناب

صلوات مخصوص

(با ذکر متن عربی و سند روایات و ترجمۀ توضیحی)

اشاره

شناسنامه پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

شناسنامه پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (1)

نام: محمّد، احمد، مصطفی، طه، یس و ...

لقب(2): حبیب الله(3)، صفیّ الله(4)، سیّد المرسلین، خاتم النبیّین، رحمة للعالمین، نبیّ الرحمة 

کنیه(5): ابو القاسم، ابو الطّاهر، ابو الطّیّب، ابو المساکین، ابو الدُّرّتَین(6)، ابو السِّبطَین(7)

پدر: حضرت عبد الله بن عبد المُطَّلِب 


1) . برگرفته از مقتل معصومین علیهم السلام، تألیف: گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام)وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی

2) . اسمی غیر اسم اوّل که اشاره به مدح دارد.

3) . محبوب خداوند

4) . برگزیده‌ی خداوند

5) . نامی که به عنوان احترام به شخص، یا به عنوان علامت، به او اطلاق می گردد و اوّل آن با کلمۀ «أب» «أمّ» «إبن» «بنت» شروع می‌شود.

6) . پدر دو درّ

7) . پدر دو نواده: حضرت امام حسن و حضرت امام حسین8

مادر: حضرت آمنه بنت وَهْب (علیها السلام)و نیز جناب حلیمه سعدیّه به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) شیر داده بود و مادر رضاعی آن حضرت خوانده می‌شد.

تولّد: جمعه، هفدهم ربیع الاوّل عام الفیل(1)، در مکّۀ مکرّمة

مدّت رسالت: 23 سال (حضرت بعد از مبعوث شدن به رسالت در 40 سالگی، سیزده سال در مکّه اقامت نمودند، آن‌گاه به مدینه هجرت کرده، حکومت اسلامی تأسیس نمودند و بعد از ده سال به شهادت(2)

و نیز فرمایش حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام): «إِنِّي أَمُوتُ بِالسَّمِّ كَمَا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) » قطعاً من با سمّ از دنیا می‌روم، همان‌طور که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این‌گونه از دنیا رفتند. (بحار الانوار ج 43 ص327)]

رسیدند.)

مدّت عمر: 63 سال


1) . عام الفیل: سالی که ابرهه - پادشاه حبشه - به قصد تخریب کعبه لشکرکشی کرد و به اعجاز الهی نابود گشتند.

2) . [از جمله دلائل شهادت آن حضرت، فرمایش حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)است: «... لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله و سلم) رَسُولُ اللَّهِ مَاتَ شَهِيداً» هرگز مپندار کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگان‌اند! بلکه زندگانی هستند که در نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. و گواهی می‌دهم که به راستی حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) با شهادت از دنیا رفتند. (اصول کافی ج1 ص533)

تعداد فرزندان: از حضرت خدیجه (علیها السلام): دو پسر (قاسم و عبد الله) و چهار دختر (زینب، رقیّه، امّ کلثوم و حضرت فاطمه (علیها السلام)و از جناب ماریه قبطیّه: یک پسر (ابراهیم) سلام الله علیهم اجمعین

شهادت: دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری قمری در اثر مسمومیّت توسّط زنی یهودی - لعنة الله علیها - در خیبر.

از فضائل و کرامات پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

اشاره

از فضائل و کرامات پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (1)

میلاد نور

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند که ابلیس - لعنت خدا بر او باد - آسمان‌های هفت‌گانه را می‌شکافت و بالا می‌رفت.

پس هنگامی که حضرت عیسی متولّد شد، از بالا رفتن به سه آسمان ممنوع گردید و تا چهار آسمان بالا می‌رفت.

و زمانی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) متولّد شد، از همۀ آسمان‌ها ممنوع و محجوب گشت.

... در صبح میلاد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همۀ بت‌ها در هر کجای عالم بودند، به رو بر زمین افتادند.

در شب میلاد آن حضرت ایوان کسری به لرزه درآمد و چهارده کنگرۀ آن فرو ریخت ... و آتشکدۀ فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش گشت.


1) . برگرفته از کتاب قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السلام(ترجمه‌ی کتاب «القطرة» تألیف مرحوم علّامه مستنبط)

در آن شب نوری از جانب حجاز ساطع شد تا به مشرق رسید. و تخت هیچ پادشاهی از پادشاهان دنیا باقی نماند مگر این که واژگون شد و خودش نیز در آن روز لال گردید و دانش کاهنان(1)از آنها گرفته شد و سحر جادوگران باطل گشت ...

و حضرت آمنه فرمود: به راستی فرزندم - به خدا سوگند - همین که فرو افتاد، با دستش خود را از زمین نگاه داشت، آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و نظری به آن افکند، سپس نوری از من ساطع گردید که همه چیز از پرتوش روشن شد و در میان آن روشنائی صدای گوینده‌ای را شنیدم که می‌گفت: به راستی تو سیّد و سرور مردم را به دنیا آورده‌ای، نام او را محمّد بگذار. ...(2)(اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)


1) . غیب‌گویان با کمک جنّ

2) . ... وَ قَالَتْ آمِنَةُ إِنَّ ابْنِي وَ اللَّهِ سَقَطَ فَاتَّقَى الْأَرْضَ بِيَدِهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَنَظَرَ إِلَيْهَا ثُمَّ خَرَجَ مِنِّي نُورٌ أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْ‌ءٍ وَ سَمِعْتُ فِي الضَّوْءِ قَائِلًا يَقُولُ إِنَّكِ قَدْ وَلَدْتِ سَيِّدَ النَّاسِ فَسَمِّيهِ مُحَمَّداً ... (همان ج 15 ص257)

سراسر برکت

جناب حلیمۀ سعدیّه، دایۀ سعادت‌مند پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارۀ دوران طفولیّت حضرت گوید: در قبیلۀ بنی سعد درخت خشکیده‌ای بود که هرگز میوه نمی‌داد. روزی در حالی که آن حضرت در بغلم بود، کنار آن درخت فرود آمدیم، هنوز از آن‌جا برنخاسته بودیم که درخت به برکت حضرت سبز شد و میوه داد.

من جایی را سراغ ندارم که با آن حضرت نشسته باشم جز آن که به برکت وجود ایشان، سبز و حاصل‌خیز شد.

روزی زنی از طایفۀ بنی سعد به نام اُمّ مسکین که بد حال بود (و ناتوان و ضعیف)، آن حضرت را در بغل گرفت و به خانه‌اش برد. ناگهان نشاط و توانش را به دست آورد و حالش خوب شد.

من هرگز در حال خواب به آن حضرت نگاه نکردم جز آن که دیدم دیدگان مبارکش باز است و گویا می‌خندد.

(در آن مدّتی که حضرت نزد من بود) هرگز چیزی را در منزلم آرزو نکردم جز آن که فردایش به آن دست یافتم.

روزی گرگی، بچّه بزی را که از من بود ربود. خیلی محزون شدم، ناگاه متوجّه شدم که آن حضرت سر مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد، من چیزی نفهمیدم جز این که دیدم گرگ، بچّه بز را بر پشتش سوار کرده و برمی‌گرداند، در حالی که کوچک‌ترین زخمی به آن نرسانده بود.

هرگز آن حضرت را در میان آفتاب بیرون نبردم جز آن که ابری بر او سایه می‌افکند. و در موقع باران، ابری مانع ریزش باران به ایشان می‌شد.

پیوسته نوری از خیمۀ من میان آسمان و زمین امتداد داشت. مردم از سرما و گرما در آزار بودند ولی از آن موقع که حضرت نزد من بود، هیچ سرما و گرمایی مرا آزار نرسانید.

من هرگز برای او لباس نشستم؛ هر موقع می‌خواستم بشویم، لباس جدید دیگری بر تن ایشان می‌یافتم.(1)


1) . «... وَ مَا غَسَلْتُ لَهُ ثَوْباً قَطُّ وَ كُلَّمَا هَمَمْتُ بِغَسْلِ ثَوْبِهِ سُبِقْتُ إِلَيْهِ فَوَجَدْتُ عَلَيْهِ ثَوْباً غَيْرَهُ جَدِيداً ...» بحار الانوار ج 15 ص341

نگین آفرینش

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال آفریده‌ای برتر از من نیافریده و گرامی‌تر از من در نزد خود خلق نکرده است.»(1)

امیر المؤمنین (علیه السلام)پرسید: «ای رسول خدا! شما برترید یا جبرئیل؟»

فرمود: «ای علی! به راستی خداوند پر خیر و برکت و بلند مرتبه، پیامبران مرسل خود را بر فرشتگان مقرّب خود برتری داد و مرا بر جمیع پیامبران و رسولان برتری بخشید و بعد از من، فضل و برتری برای تو ای علی و امامان بعد از تو است و به راستی فرشتگان خدمت‌گزار ما و خدمت‌گزار محبّان ما هستند.

ای علی! فرشتگانی که عرش الهی را حمل می‌کنند و کسانی که بر گرد آن هستند، پیوسته با حمد و ستایش پروردگارشان او را تسبیح و تنزیه می‌کنند و برای آنها که ایمان به ولایت ما اهل بیت آورده‌اند از خداوند آمرزش می‌طلبند.

ای علی! اگر ما نبودیم، خداوند آدم و حوّاء و بهشت و جهنّم و آسمان و زمین را نمی‌آفرید. پس چه‌گونه ما


1) . «مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّي وَ لَا أَكْرَمَ عَلَيْهِ مِنِّي» بحار الانوار ج 26 ص335

برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که نسبت به معرفت پروردگارمان و تسبیح و تهلیل(1)و تقدیس او از آنها پیشی گرفتیم. زیرا نخستین چیزی که خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال آفرید، ارواح ما بود، ما را به توحید و حمد و ستایش خود گویا نمود، سپس فرشتگان را آفرید. آنها وقتی ارواح ما را نور یگانه‌ای مشاهده کردند، امر ما را عظیم شمردند، پس ما خداوند را تسبیح و تنزیه کردیم تا فرشتگان بدانند به راستی ما خلقی هستیم که آفریده شده‌ایم و او منزّه از صفات ماست، پس به تسبیح ما فرشتگان خداوند را تسبیح کردند و او را از صفات ما منزّه دانستند.

و هنگامی که عظمت شأن ما را مشاهده کردند گفتیم: لا اله الّا الله تا فرشتگان بدانند که هیچ اله و دلبر قابل عبودیّتی جز خداوند وجود ندارد و حقیقتاً ما بندگان او هستیم و خدایانی نیستیم که همراه با او یا در مقابل او پرستش ما واجب باشد، پس فرشتگان گفتند: لا اله الّا الله.

و هنگامی که بزرگی موقعیّت ما را مشاهده کردند گفتیم: الله اکبر گفتیم تا فرشتگان بدانند که خداوند


1) . گفتن: لا اله الّا الله

بزرگ‌تر از آن است که کسی جز به سبب او به موقعیّت بزرگی برسد.

و هنگامی که عزّت و صلابت و قوّتی را که خداوند برای ما قرار داده بود مشاهده کردند گفتیم: لا حول و لا قوّۀ الّا بالله تا فرشتگان بدانند برای ما هیچ حائلی در برابر بدی‌ها و هیچ قوّتی برای انجام خوبی‌ها جز به سبب خداوند وجود ندارد.

و هنگامی که نعمتی را که خداوند به ما داده و وجوب اطاعت از ما را مشاهده کردند گفتیم: الحمد لله تا فرشتگان بدانند آنچه را که سزاوار خداوند - که یادش متعالی است - و وظیفۀ ماست از حمد و ستایش بر نعمت‌هایش، پس فرشتگان گفتند: الحمد لله.

پس فرشتگان فقط به واسطۀ ما به معرفت توحید خداوند و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید او هدایت شدند.

سپس به راستی خداوند پر خیر و برکت و بلند مرتبه، آدم را آفرید و ما را در صلب او به ودیعه نهاد و آنگاه به فرشتگان امر نمود که او را به خاطر تعظیم و بزرگ‌داشت ما که در صلب او بودیم سجده کنند.

پس سجود آنها برای خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال به خاطر عبودیّت و پرستش، و برای آدم به خاطر

بزرگ داشت و اطاعت بود زیرا ما در صلب او بودیم. پس چه‌گونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که همۀ آنها بدون استثناء برای آدم سجده کردند. ...»(1)

يَا عَلِيُّ لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ آدَمَ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْضَ فَكَيْفَ لَا نَكُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ قَدْ سَبَقْنَاهُمْ إِلَى مَعْرِفَةِ رَبِّنَا وَ تَسْبِيحِهِ وَ تَهْلِيلِهِ وَ تَقْدِيسِهِ لِأَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا فَأَنْطَقَنَا بِتَوْحِيدِهِ وَ تَحْمِيدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْمَلَائِكَةَ فَلَمَّا شَاهَدُوا أَرْوَاحَنَا نُوراً وَاحِداً اسْتَعْظَمُوا أَمْرَنَا فَسَبَّحْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنَّا خَلْقٌ مَخْلُوقُونَ وَ أَنَّهُ مُنَزَّهٌ عَنْ صِفَاتِنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِيحِنَا وَ نَزَّهَتْهُ عَنْ صِفَاتِنَا

فَلَمَّا شَاهَدُوا عِظَمَ شَأْنِنَا هَلَّلْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّا عَبِيدٌ وَ لَسْنَا بِآلِهَةٍ يَجِبُ أَنْ نُعْبَدَ مَعَهُ أَوْ دُونَهُ فَقَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ

فَلَمَّا شَاهَدُوا كِبَرَ مَحَلِّنَا كَبَّرْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنَّ اللَّهَ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُنَالَ عِظَمَ الْمَحَلِّ إِلَّا بِهِ

فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا جَعَلَهُ لَنَا مِنَ الْعِزِّ وَ الْقُوَّةِ قُلْنَا لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ أَنْ لَا حَوْلَ لَنَا وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ

فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْنَا وَ أَوْجَبَهُ لَنَا مِنْ فَرْضِ الطَّاعَةِ قُلْنَا الْحَمْدُ لِلَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِكَةُ مَا يَحِقُّ لِلَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَيْنَا مِنَ الْحَمْدِ عَلَى نِعَمِهِ فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ الْحَمْدُ لِلَّهِ

فَبِنَا اهْتَدَوْا إِلَى مَعْرِفَةِ تَوْحِيدِ اللَّهِ وَ تَسْبِيحِهِ وَ تَهْلِيلِهِ وَ تَحْمِيدِهِ وَ تَمْجِيدِهِ

ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِيماً لَنَا وَ إِكْرَاماً وَ كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِيَّةً وَ لآِدَمَ إِكْرَاماً وَ طَاعَةً لِكَوْنِنَا فِي صُلْبِهِ فَكَيْفَ لَا نَكُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ قَدْ سَجَدُوا لآِدَمَ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» بحار الانوار ج 26 ص335


1) . «يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا يَا عَلِيُّ الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ... وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِوَلَايَتِنَا

مقصود خلقت

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: از جمله نجواهای خداوند با حضرت موسی این بود که به راستی من نماز را قبول نمی‌کنم مگر از کسی که در برابر عظمت من تواضع نماید و قلبش را ملازم خوف من سازد و روزش را به یاد من سپری کند و با حالت اصرار بر گناه، شب را نگذراند و حقّ اولیاء و دوستان مرا بشناسد.

حضرت موسی (علیه السلام)عرض کرد: ای پروردگار من! آیا مقصودت از اولیاء و دوستانت، حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب است؟

فرمود: آنها از اولیاء و دوستان من هستند ولی مقصود من آن کسی است که به خاطر او آدم و حوّاء را آفریدم و آن کسی است که به خاطر او بهشت و جهنّم را خلق کردم.

عرض کرد: او کیست ای پروردگار من؟

فرمود: محمّد، احمد؛ اسم او را از اسم خودم مشتقّ کردم زیرا به راستی منم محمود و اوست محمّد. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)

حضرت موسی عرض کرد: ای پروردگار من! مرا از امّت او قرار ده.

خداوند فرمود: ای موسی! تو از امّت او به شمار می‌آیی اگر مقام و منزلت او و مقام و منزلت اهل بیتش را بشناسی. به راستی مثَل او و مثَل اهل بیتش در میان مخلوقات من، مثَل فردوس در میان بهشت است؛ برگ‌های آن نمی‌ریزد و طعم آن تغییر نمی‌کند.(1)

کسی که آنها را بشناسد و به حقّ آنها معرفت داشته باشد، در مواضع جهل و نادانی، برای او علم و دانش، و در جای تاریک، برای او نور و روشنائی قرار می‌دهم و قبل از این که مرا بخواند او را اجابت کنم و قبل از این که از من درخواست کند، به او عطا نمایم. ... (2)

فَمَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفَ حَقَّهُمْ جَعَلْتُ لَهُ عِنْدَ الْجَهْلِ عِلْماً وَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ نُوراً أُجِيبُهُ قَبْلَ أَنْ يَدْعُوَنِي وَ أُعْطِيَهُ قَبْلَ أَنْ يَسْأَلَنِي ... (همان ص267)


1) . شاید کنایه از این باشدکه همواره ثابتند و هیچ‌گاه دچار لغزش و انحراف نمی‌شوند.

2) . ... يَا مُوسَى أَنْتَ مِنْ أُمَّتِهِ إِذَا عَرَفْتَ مَنْزِلَتَهُ وَ مَنْزِلَةَ أَهْلِ بَيْتِهِ إِنَّ مَثَلَهُ وَ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِهِ فِيمَنْ خَلَقْتُ كَمَثَلِ الْفِرْدَوْسِ فِي الْجِنَانِ لَا يَنْتَشِرُ وَرَقُهَا وَ لَا يَتَغَيَّرُ طَعْمُهَا

افتخار فرشتگان

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اسرافیل بر جبرائیل مباهات کرد و گفت: من از تو بهتر هستم.

جبرائیل پرسید: به چه دلیل تو از من بهتر هستی؟

در پاسخ گفت: زیرا من یکی از هشت فرشته‌ای هستم که حامل عرش الهی می‌باشند و (هنگام برپا شدن قیامت) من مأمور دمیدن در صور هستم و من نزدیک‌ترین فرشته به درگاه خداوند متعال می‌باشم.

جبرائیل گفت: من بهتر از تو هستم.

اسرافیل پرسید: به چه دلیل تو از من بهتر هستی؟

در پاسخ گفت: زیرا من امین خداوند بر وحی او هستم و من فرستادۀ خداوند به سوی پیامبران و رسولان می‌باشم و من مأمور ماه‌گرفتگی [و خورشیدگرفتگی] هستم و خداوند هیچ امّتی از امّت‌ها را هلاک نکرده است مگر به دست من.

آنگاه این دو نزاع خود را به پیشگاه خداوند متعال عرضه داشتند. خداوند به آنها وحی کرد: ساکت باشید!

به عزّت و جلالم سوگند، به راستی کسی را آفریده‌ام که از شما بهتر است.

عرض کردند: پروردگارا! آیا مخلوقی بهتر از ما آفریده‌ای در حالی که ما از نور آفریده شده‌ایم؟!

فرمود: آری. آنگاه به حجاب‌های قدرت وحی کرد: کنار روید. پس کنار رفتند، ناگهان دیدند بر ساق راست عرش نوشته شده: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ خَلْقِ اللَّهِ (هیچ اله و دلبر قابل عبودیّتی جز خداوند وجود ندارد. حضرت محمّد و علیّ و فاطمه و حسن و حسین، بهترین آفریدگان خداوند هستند.)

جبرائیل عرض کرد: ای پروردگار من! حقیقتاً از تو مسألت می‌کنم به حقّ آنان بر خودت که مرا خدمت‌گزار آنان قرار دهی.

خداوند متعال فرمود: به راستی تو را خدمت‌گزار آنان قرار دادم.

پس جبرائیل از اهل بیت است و حقیقتاً او خدمت‌گزار ما اهل بیت است.(1)

فَقَالَ جَبْرَائِيلُ يَا رَبِّ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّهِمْ عَلَيْكَ إِلَّا جَعَلْتَنِي خَادِمَهُمْ

قَالَ اللَّهُ تَعَالَى قَدْ جَعَلْتُ

فَجَبْرَائِيلُ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ وَ إِنَّهُ لَخَادِمُنَا (همان ج 16 ص364)


1) . ... وَ أَوحَى إِلَى حُجُبِ الْقُدْرَةِ انْكَشِفِي فَانْكَشَفَتْ فَإِذَا عَلَى سَاقِ الْعَرْشِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوبٌ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ خَلْقِ اللَّهِ

ولایت‌مداری رسولان

نبیّ خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که در معراج آسمانی‌ام فرستاده‌ای از سوی پروردگارم نزد من آمد و گفت: ای محمّد! (صلی الله علیه و آله و سلم) پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید از رسولان بپرس که آنها را پیش از تو، بر چه چیز مبعوث نمودم.

گفتم: ای گروه‌های رسولان! بر چه چیز پروردگارم شما را مبعوث نمود؟

رسولان گفتند: بر ولایت تو و ولایت علیّ بن ابی طالب.(1)

فَقُلْتُ مَعَاشِرَ الرُّسُلِ عَلَى مَا ذَا بَعَثَكُمْ رَبِّي قَبْلِي

فَقَالَ الرُّسُلُ عَلَى وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب (بحار الانوار ج 26 ص307)


1) . ... أَتَانِي آتٍ مِنْ عِنْدِ رَبِّي فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ سَلِ الرُّسُلَ عَلَى مَا ذَا أَرْسَلْتُهُمْ مِنْ قَبْلِكَ

نجات‌بخش انبیاء

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: شخصی یهودی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و در مقابل آن حضرت ایستاد و با دقّت و تیزی به ایشان خیره شد!

حضرت فرمودند: ای یهودی! حاجتت چیست؟

عرض کرد: آیا تو برتر هستی یا موسی بن عمران؟ آن پیامبری که خداوند با او تکلّم کرد و تورات را بر او نازل نمود و معجزۀ عصا را به او عطا کرد و دریا را برایش شکافت و با ابرها بر او سایه افکند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: به راستی ناپسند است که بنده‌ای از خودش تعریف کند ولی در جواب تو می‌گویم:

حضرت آدم وقتی آن ترک اولی را مرتکب شد، توبه‌اش این بود: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِي (بارالها! به راستی من از تو مسألت می‌کنم به حقّ محمّد و آل محمّد که مرا بیامرزی.) و خداوند او را آمرزید.

حضرت نوح وقتی در میان کشتی از غرق شدن هراسید، عرضه داشت: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَيْتَنِي مِنَ الْغَرَقِ (بارالها! به راستی من

از تو مسألت می‌کنم به حقّ محمّد و آل محمّد که مرا از غرق شدن نجات بخشی.) و خداوند او را نجات داد.

حضرت ابراهیم وقتی در آتش افکنده شد، عرضه داشت: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَيْتَنِي مِنْهَا (بارالها! به راستی من از تو مسألت می‌کنم به حقّ محمّد و آل محمّد که مرا از این آتش نجات بخشی.) و خداوند آتش را بر او سرد و بی‌آزار قرار داد.

حضرت موسی وقتی (در مقابل جادوگران فرعون) عصا را افکند و در دلش اندک ترسی احساس کرد، عرضه داشت: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَمَّنْتَنِي (بارالها! به راستی من از تو مسألت می‌کنم به حقّ محمّد و آل محمّد که مرا ایمن گردانی.) و خداوند جلّ جلاله فرمود: نترس؛ زیرا قطعاً تویی که بلندمرتبه‌تری.

... ای یهودی! مهدیّ فقط از ذرّیّه و نسل من است که وقت ظهورش حضرت عیسی بن مریم (از آسمان) برای یاری او نازل می‌شود و هنگام نماز، او را مقدّم می‌دارد و پشت سرش به او اقتدا می‌کند.(1)


1) . ... يَا يَهُودِيُّ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي الْمَهْدِيُّ إِذَا خَرَجَ نَزَلَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِنُصْرَتِهِ وَ قَدَّمَهُ وَ صَلَّى خَلْفَهُ (بحار الانوار ج 16 ص366)

میزبانان بهشت

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من جلوتر از شما بر حوض (کوثر) وارد می‌شوم و تو ای علی! ساقی هستی و حسن، بیگانه‌ها را از کنار حوض دور می‌کند و حسین، در آنجا فرمان می‌دهد و علیّ بن الحسین، پیشاپیش بر آب وارد می‌شود تا آن را آمادۀ بهره‌برداری سازد و محمّد بن علیّ، (جام‌ها را) پخش می‌کند و جعفر بن محمّد، راه‌نما و سوق‌دهندۀ آنهاست و موسی بن جعفر، دوستان و دشمنان را شماره کرده، منافقین را نابود می‌کند و علیّ بن موسی، زینت‌بخش مؤمنان است و محمّد بن علیّ، اهل بهشت را در درجات‌شان منزل می‌دهد و علیّ بن محمّد، خطیب شیعیان است(1)و آنها را به ازدواج حور العین درمی‌آورد و حسن بن علیّ، چراغ فروزان اهل بهشت است که از آن روشنائی می‌جویند و هادی مهدیّ، شفاعت‌کنندۀ آنان است در روز قیامت، آنجا که خداوند اذن شفاعت


1) . سه معنا محتمل است: برای شیعیان خواستگاری می‌کند. خطبه‌ی عقد شیعیان با حور العین را می‌خواند. و برای شیعیان خطابه و سخنرانی می‌کند.

نمی‌دهد مگر برای کسی که بخواهد و از او راضی باشد (که شفاعت کند یا شفاعت شود).(1)

عقل کلّ

حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «خداوند عقل را آفرید سپس به او فرمود: روی بگردان، پس روی گرداند. بعد به او فرمود: روی آور، پس رو کرد، آنگاه فرمود: موجودی را نیافریدم که نزد من از تو محبوب‌تر باشد!

پس خداوند نود و نه جزء آن را به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) عطا نمود و یک جزء باقی‌مانده را بین سایر بندگان تقسیم کرد.»(2)


1) . «أَنَا وَارِدُكُمْ عَلَى الْحَوْضِ وَ أَنْتَ يَا عَلِيُّ السَّاقِي وَ الْحَسَنُ الذَّائِدُ وَ الْحُسَيْنُ الْآمِرُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْفَارِطُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ النَّاشِرُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّائِقُ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِي الْمُحِبِّينَ وَ الْمُبْغِضِينَ وَ قَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى مُزَيِّنُ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مُنْزِلُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فِي دَرَجَاتِهِمْ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ خَطِيبُ شِيعَتِهِ وَ مُزَوِّجُهُمُ الْحُورَ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ سِرَاجُ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَسْتَضِيئُونَ بِهِ وَ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ شَفِيعُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَيْثُ لَا يَأْذَنُ اللَّهُ إِلَّا لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى» همان ج26 ص316

2) . «خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكَ فَأَعْطَى اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله و سلم) تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ جُزْءاً ثُمَّ قَسَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ جُزْءاً وَاحِداً» همان ج1 ص97

نور خدا

حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)فرمودند: «از جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می‌فرمود: من از نور خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال آفریده شدم و خداوند اهل بیتم را از نور من آفرید و محبّان آنان را از نور ایشان آفرید و بقیّۀ مخلوقات در آتش می‌باشند.»(1)

اسم اعظم

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «به راستی به حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام)دو حرف از اسم اعظم(2)عطا شده بود که با آن دو، معجزاتش را انجام می‌داد. و به حضرت موسی (علیه السلام)چهار حرف و به حضرت ابراهیم


1) . «سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) يَقُولُ: خُلِقْتُ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلَقَ أَهْلَ بَيْتِي مِنْ نُورِي وَ خَلَقَ مُحِبِّيهِمْ مِنْ نُورِهِمْ وَ سَائِرُ الْخَلْقِ فِي النَّارِ» همان ج15 ص20

2) . مرحوم علّامه طباطبایی(قدس سره) فرموده: اسماء الهى- و مخصوصاً اسم اعظم او- هر چند مؤثّر در عالم بوده و اسباب و وسائطى براى نزول فیض از ذات خداى تعالى در این عالم مشهود بوده باشند، لیکن این تأثیرشان به خاطر حقایق‌شان است، نه به الفاظ‌شان که در فلان لغت دلالت بر فلان معنا دارد، و همچنین نه به معانی‌شان که از الفاظ فهمیده می‌شود و در ذهن تصوّر مى‌گردد. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان ج8 ص465)

(علیه السلام)هشت حرف و به حضرت نوح (علیه السلام)پانزده حرف، و به حضرت آدم (علیه السلام)بیست و پنج حرف از آن عطا شده بود.

و به راستی خداوند متعال تمام آنچه را که به آنها عطا کرده بود، برای حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع نمود. و به راستی اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است که به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) هفتاد و دو حرف از آن عطا شد و فقط یک حرف از آن، از حضرت محجوب ماند.»(1)

اتمام حجّت

امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: من با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم، آنگاه که سران قریش نزد او آمدند و گفتند: «اى محمّد! (صلی الله علیه و آله و سلم) تو ادّعاى بزرگى کردى، که هیچ یک از پدران و خاندانت نکردند، ما از تو معجزه‌اى مى‌خواهیم، اگر پاسخ مثبت داده، آن را به ما نشان دهی، مى‌دانیم که تو پیامبر و فرستادۀ خدایى، و اگر انجام ندهی، خواهیم دانست که ساحر و دروغگویى.»


1) . «إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع أُعْطِيَ حَرْفَيْنِ كَانَ يَعْمَلُ بِهِمَا وَ أُعْطِيَ مُوسَى أَرْبَعَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ إِبْرَاهِيمُ ثَمَانِيَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ نُوحٌ خَمْسَةَ عَشَرَ حَرْفاً وَ أُعْطِيَ آدَمُ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَمَعَ ذَلِكَ كُلَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أُعْطِيَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله و سلم) اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ حُجِبَ عَنْهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ» کافی ج1 ص230

پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «شما چه مى‌خواهید؟» گفتند: «این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شود و در پیش تو بایستد.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به راستی خداوند بر همه چیز تواناست. حال اگر خداوند این کار را بکند آیا ایمان مى‌آورید و به حقّ شهادت مى‌دهید؟» گفتند: آری.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من به زودى آنچه را که درخواست کردید نشان‌تان مى‌دهم، و حقیقتاً مى‌دانم که شما به خیر و نیکى باز نخواهید گشت، و به راستی در میان شما کسى هست که (کشته می‌شود و) در چاه بدر دفن خواهد شد،(1)و کسى هست که جنگ احزاب را تدارک خواهد دید.(2)»

سپس به درخت اشاره کردند و فرمودند: «اى درخت! اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارى، و مى‌دانى که به


1) . این پیش‌گویی از آینده، به جنگ بدر (چاهی بین مکّه و مدینه) اختصاص دارد که جسد عُتبه و شیبه - پسران ربیعه و امیّه - و پسران عبد شمس و ابوجهل و برخی دیگر در آن ریخته شد و دسته جمعی در آن دفن شدند. (برگرفته از ترجمه‌ی نهج البلاغه، مرحوم دشتی)

2) . این شخص ابوسفیان است که جنگ احزاب (خندق) را تدارک دید و سرانجام شکست خورد، و این حوادث در سال‌های پس از هجرت به وقوع پیوست. (همان)

راستی من پیامبر خدایم، از زمین با ریشه‌هایت در آى، و در پیش روى من قرار گیر به اذن خدا.»

سوگند به خدایی که پیامبر را به حقّ مبعوث کرد، درخت با ریشه‌هایش از زمین کنده شد و با صداى شدیدی همچون به هم خوردن بال پرندگان، جلو آمد و در پیش روى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاد و بلندترین شاخۀ خود را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و بعضى دیگر را روى دوش من انداخت و من در طرف راست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاده بودم.

وقتى سران قریش این منظره را مشاهده کردند، از روی برتری‌جویی و گردن‌کشی گفتند: «به درخت فرمان ده نصفش جلوتر آید، و نصف دیگر در جاى خود بماند.»

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمان دادند. نیمى از درخت با وضعى شگفت‌آور و صدایى هر چه سخت‌تر به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روی آورد و نزدیک بود دور آن حضرت بپیچد، امّا سران قریش از روى کفر و سرکشى گفتند: «فرمان ده این نصف باز گردد و به نیم دیگر ملحق شود، و به صورت اول در آید.»

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور دادند و چنان شد.

من گفتم: «لا اله الّا اللّه، به راستی من نخستین کسى هستم که به شما ایمان آوردم اى رسول خدا! و نخستین فردى هستم که اقرار مى‌کنم که حقیقتاً درخت آنچه را که به فرمان خداوند متعال انجام داد، براى تصدیق نبوّت شما، و بزرگ‌داشت دعوت رسالت شما بود.» امّا سران قریش همگى گفتند: «بلکه او ساحرى است دروغگو، که سحرى شگفت آور دارد، و سخت با مهارت است.»

و خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند که آیا نبوّت تو را کسى جز امثال علىّ باور مى‌کند؟!(1)

ایمان و اذعان حیوان

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان اصحاب خود بودند که شخصی بادیه‌نشین وارد شد و به همراه خود سوسماری داشت که آن را شکار کرده و در آستین خود قرار داده بود.


1) . ... فَإِنِّي سَأُرِيكُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ وَ [أَنَّ] إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم) يَا أَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّه ... نهج البلاغه، خطبه‌ی 192 (معروف به خطبه‌ی قاصِعَة)

بادیه‌نشین در حالی که به حضرت اشاره می‌کرد گفت: این کیست؟ گفتند: رسول خدا است. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)

گفت: به لات و عزّی(1)قسم، با هیچ کس به اندازۀ تو دشمنی ندارم و تو از همه نزد من مبغوض‌تری! و اگر ترس این نبود که قوم من مرا عجول و شتاب‌زده بنامند، همانا در کشتن تو عجله می کردم.

حضرت فرمودند: چه چیز تو را واداشته که چنین بگوئی؟ به خداوند ایمان بیاور.

گفت: من ایمان نمی‌آورم تا این که این سوسمار ایمان آورد. و آن را از آستین رها کرد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سوسمار را صدا زدند و آن حیوان به زبان عربی - به گونه‌ای که همۀ حاضرین شنیدند - جواب داد: لبّیک، در خدمتم، چه فرمایشی دارید ای زینت کسانی که به عرصۀ قیامت وارد می‌شوند!

فرمودند: چه کسی را عبادت می‌کنی؟

گفت: کسی را که عرش او در آسمان، سلطنت او در زمین، راه شناخت او در دریا، رحمت او در بهشت و عذاب او در آتش جهنّم است.


1) . نام دو بت بزرگ و معروف

فرمودند: من کیستم ای سوسمار؟

گفت: فرستادۀ پروردگار جهانیان و آخرین پیامبر. و به راستی کسی که تو را تصدیق کرد، سعادت‌مند و رستگار شد و کسی که تو را تکذیب نمود، ناکام و نومید ماند.

بادیه‌نشین گفت: بعد از آن که با چشم خود دیدم، دیگر از هیچ اثر و خبری پیروی نمی‌کنم. حقیقتاً پیش تو آمدم در حالی که در روی زمین، احدی مبغوض‌تر از تو در نزدم نبود! ولی به راستی تو الآن در نزد من از جانم و از پدر و مادرم محبوب‌تر هستی! گواهی می‌دهم که هیچ اله و دلبری جز خداوند وجود ندارد و به راستی تو محمّد رسول خدا هستی. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)

آنگاه به سوی قوم خود بازگشت. او از قبیلۀ بنی سُلَیم بود و وقتی که حکایت خود را بازگو کرد، هزار نفر از آن‌ها مسلمان شدند.(1)

قَالَ الْأَعْرَابِيُّ: لَا أَتَّبِعُ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ لَقَدْ جِئْتُكَ وَ مَا عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَيَّ مِنْكَ وَ إِنَّكَ الْآنَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي وَ وَالِدَيَّ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّكَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ (بحار الانوار ج 17 ص406)


1) . ... قَالَ: فَمَنْ أَنَا يَا ضَبُّ؟ قَالَ: رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ خَاتَمُ النَّبِيِّينَ وَ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ صَدَّقَكَ وَ خَابَ مَنْ كَذَّبَكَ

ماه فرو ماند از جمال محمّد

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب تاریک دیده می‌شد، اطراف حضرتش هاله‌ای از نور مشاهده می‌شد که گویا پاره‌ای ماه بود!»(1)

توسّل

حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)فرمودند: روزی سلمان فارسی - رحمت خداوند بر او باد - بر گروهی از یهودیان گذر کرد. آنان از وی خواستند که نزدشان بنشیند و آنچه در آن روز از حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است برای آنان بازگو کند.

سلمان به جهت حرصی که بر مسلمان شدن آنان داشت، در کنارشان نشست و گفت: از حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می‌فرمود: به راستی خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال می‌فرماید: ای بندگان من! مگر نه این است که اگر کسی از شما حوائج بزرگی


1) . «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا رُئِيَ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ رُئِيَ لَهُ نُورٌ كَأَنَّهُ شِقَّةُ قَمَرٍ» کافی ج1 ص446

داشته باشد به او مرحمت نمی‌کنید جز آن که محبوب‌ترین فرد در نزد شما را به سوی شما واسطه نماید، آنگاه شما به جهت کرامت و بزرگواری آن شفیع، حاجتش را بر می‌آورید؟

آگاه باشید و بدانید! به راستی گرامی‌ترین آفریدگان و برترین آنان در نزد من، محمّد و برادرش علیّ و امامان بعد از او هستند؛ همان کسانی که وسیله‌های منحصر به فرد به سوی من می‌باشند.

آگاه باشید! هر که حاجتی دارد و می‌خواهد برآورده شود یا مشکلی دامن‌گیرش شده و می‌خواهد برطرف گردد، مرا به محمّد و آل افضل و طیّب و طاهر او بخواند؛ حاجت او را به بهترین وجهی که عزیزترین کس او برآورده کند، برآورده می‌نمایم.

در این هنگام یهودیان از روی تمسخر و استهزاء به سلمان گفتند: ای ابا عبد الله! چرا از خدا نمی‌خواهی به شفاعت آن‌ها تو را ثروت‌مندترینِ مردم مدینه قرار دهد!؟

سلمان گفت: به راستی من خداوند را به واسطۀ آن‌ها خواندم و از او چیزی را مسألت نمودم که بزرگ‌تر و برتر و سودمندتر از سرتاسر مُلک دنیا است؛ از خداوند به واسطۀ آن‌ها - که صلوات و رحمت خدا بر آنان باد -

مسألت نمودم که به من زبانی ذاکر تمجید و ثنائش، و قلبی شاکر نعمت‌هایش، و بدنی صابر در برابر بلاها و سختی‌ها عطا فرماید و خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال دعای مرا اجابت نموده است که این، برتر است از سرتاسر مُلک دنیا با تمام خیرات و خوبی‌هایش صد هزار هزار مرتبه.(1)

ادامه ی این حدیث بلند نیز بسیار معرفت‌افزا و ایمان‌زاست و گوشه‌ای از مقام والا و کرامات حضرت سلمان سلام الله علیه را بیان می‌فرماید.

در پناه خداوند

روزی ابوجهل - لعنت خدا بر او باد - گفت: من محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌کشم گر چه در مقابل خون او، فرزندان عبد المطّلب مرا بکشند.

اطرافیان ابوجهل گفتند: اگر به چنین عملی اقدام کنی، به مردمان مکّه خدمت خوبی انجام داده‌ای که همیشه تو را یاد خواهند کرد.


1) . «... أَلَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَ الْخَلْقِ عَلَيَّ وَ أَفْضَلَهُمْ لَدَيَّ مُحَمَّدٌ وَ أَخُوهُ عَلِيٌّ وَ مَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ هُمُ الْوَسَائِلُ إِلَیَّ ...» بحار الانوار ج 22 ص369

ابوجهل گفت: او در کنار کعبه زیاد سجده می‌کند، هر گاه کنار کعبه آمد و سجده کرد، سر او را با سنگی خواهم شکست.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد مسجد الحرام شدند و هفت مرتبه دور کعبه طواف نمودند، آن‌گاه شروع به نماز کردند و نماز طولانی گزاردند و سر به سجدۀ معبود نهادند و آن را طول دادند.

ابوجهل سنگی برداشت و از سمت سر مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد. هنگامی که به حضرت نزدیک شد، ناگاه متوجّه شد که حیوان قوی جثّه‌ای در حالی که دهانش را باز کرده، از طرف پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی او حمله‌ور است! وقتی ابوجهل این صحنه را دید وحشت‌زده، دستش لرزید و سنگ از دستش افتاد و پایش را شکست.

او با رنگ پریده، دگرگون و خون‌آلود در حالی که عرق از چهره‌اش سرازیر بود، به نزد دوستانش برگشت.

یارانش گفتند: ما هرگز تو را مثل امروز وحشت‌زده ندیده‌ایم، چه شده!؟

ابوجهل گفت: وای بر شما! مرا معذور دارید؛ هنگامی که می‌خواستم با سنگ بر سر او بکوبم، حیوان قوی جثّه‌ای با دهان باز به سوی من حمله کرد و نزدیک

بود مرا ببلعد! از ترس و وحشت، دستم لرزید و سنگ افتاد و پایم را شکست.(1)

در ادامه، چند معجزه‌ی دیگر نیز از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر شده است.

پیامبر رحمت

رسول مکرّم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامی که خداوند متعال حضرت آدم را آفرید، او را در پیشگاه خود نگاه داشت. حضرت آدم عطسه‌ای نمود، خداوند به او الهام کرد که خدای را حمد و ستایش نماید (و او چنین نمود).

پس خداوند فرمود: ای آدم! آیا مرا حمد و ستایش کردی؟ به عزّت و جلالم سوگند، اگر نبودند دو بنده ای که می‌خواهم در آخر الزمان بیافرینم، تو را خلق نمی‌کردم.

حضرت آدم (علیه السلام) عرض کرد: ای پروردگار من! تو را به مقام و منزلت آنان در نزد خودت سوگند می‌دهم، اسم آن‌ها چیست؟

خداوند متعال فرمود: نگاه کن به جانب عرش.


1) . بحار الانوار ج 17 ص285

حضرت آدم (علیه السلام) نگاهی کرد و دو سطر از نور دید: در سطر اوّل نوشته شده بود: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ نَبِيُّ الرَّحْمَةِ وَ عَلِيٌّ مِفْتَاحُ الْجَنَّةِ (هیچ اله و دلبری جز خداوند وجود ندارد. محمّد پیامبر رحمت است و علیّ کلید بهشت است.)

و در سطر دوم نوشته شده بود: آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي أَنْ أَرْحَمَ مَنْ وَالَاهُمَا وَ أُعَذِّبَ مَنْ عَادَاهُمَا (بر خویش سوگند یاد کرده‌ام که هر کس از آن دو تبعیّت کند و دوست‌شان دارد و یاری‌شان نماید و فقط به آن‌ها تمایل پیدا کند،(1)به او رحم کنم و هر کس با آن دو دشمنی کند، او را عذاب نمایم.)(2)

اعجاز رویش

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دانه را در دهان مبارک‌شان می‌مکیدند و می‌کاشتند و در همان لحظه می‌روئید و سبز می‌گشت.»(3)


1) . (والی) بین الامرین موالاةً، و وِلاءً: تابع. و - الشیءَ: تابعه. و - فلاناً: أحبّه. و - نصره. و - حاباه (اختصّه و مال الیه). (المعجم الوسیط، مادّة ولی)

2) . بحار الانوار ج 11 ص114

3) . «... وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ () يَمَصُّ النَّوَى بِفِيهِ وَ يَغْرِسُهُ فَيَطْلُعُ مِنْ سَاعَتِه» کافی ج5 ص74‌

کلّ علم

حضرت امام علیّ بن الحسین (علیه السلام)فرمودند: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آن که بخشی از علم را به او عطا نمود، به جز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که حقّاً کلّ علم را به او عطا کرد.»(1)

تابلوی بهشت

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «وارد بهشت شدم، دیدم که بر درب آن با نور نوشته شده: لا إلهَ إلّا الله مُحَمَّدٌ رَسولُ الله عَلِيٌّ وَلِيُّ الله فاطِمَةُ اَمَةُ الله اَلحَسَنُ و الحُسَينُ صَفوَةُ الله عَلَى مُحِبّیهِم رَحمَةُ الله و عَلَى مُبغِضیهِم لَعنَةُ الله.» (هیچ اله و دلبری جز خداوند وجود ندارد. محمّد، رسول خداست. علیّ، ولیّ و نمایندۀ خداست. فاطمه، عبد محض خداست. و حسن و حسین، برگزیدۀ خدا هستند. فقط بر محبّان آنان، رحمت خدا باد. و فقط بر دشمنان آنان لعنت خدا باد.)(2)


1) . «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ بَعْضَهُ مَا خَلَا النَّبِيَّ () فَإِنَّهُ أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ كُلَّه» بحار الانوار ج 26 ص64

2) . «دَخَلتُ الجَنَّةَ فَرَأیتُ عَلَى بابِها مَكتوباً بِالنّورِ ...» مئة منقبة ص87

چند هدیه آسمانی از پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

وحدت

«بر شما باد جماعت (و وحدت)؛ که به راستی دست خداوند، بر سر جماعت است.»(1)

«جماعت (و وحدت)، رحمت است. و تفرقه، عذاب است.»(2)

شرکت در مسجد و نماز جماعت

«هر کس به سوی مسجدی به طلب نماز جماعت برود، به ازاء هر قدمش، هفتاد هزار حسنه دارد و مانند آن، برای او درجات بالا می‌رود.»(3)

«هر کس بر نماز جماعت در هر مکان و در هر شرائط محافظت داشته باشد، بر صراط همچون برق جهندۀ


1) . «عَلَيكُم بِالجَماعَةِ فَاِنَّ یَدَ اللهِ عَلَی الجَماعَۀ» میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال ج1 ص205

2) . «اَلجَماعَۀُ رَحمَۀٌ وَ الفُرقَۀُ عَذابٌ» میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال خبر 20242

3) . «مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ يَطْلُبُ فِيهِ الْجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِك» وسائل الشیعة ج8 ص287

درخشان - در اوّلین گروه، همراه سبقت‌گیرندگان - عبور می‌کند در حالی که چهره‌اش از ماه شب چهارده نورانی‌تر است. و به ازاء هر روز و شبی که بر نماز جماعت، محافظت داشته است، ثواب شهیدی به او عطا می‌شود.»(1)

عدالت

«اندک زمانی اجرای عدالت، بهتر از هفتاد سال عبادت است، که هر شب آن به تهجّد و عبادت، و هر روز آن به روزه سپری شده باشد.

و اندک زمانی اجرای حکم ناحقّ، شدیدتر و عظیم‌تر است در نزد خداوند از گناهان شصت سال.»(2)


1) . «وَ مَنْ حَافَظَ عَلَى الْجَمَاعَةِ أَيْنَ كَانَ وَ حَيْثُ مَا كَانَ مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ اللَّامِعِ فِي أَوَّلِ زُمْرَةٍ مَعَ السَّابِقِينَ وَ وَجْهُهُ أَضْوَأُ مِنَ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ يُحَافِظُ عَلَيْهَا ثَوَابُ شَهِيد» بحار الانوار ج 73 ص370

2) . «عَدْلُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ سَنَةً قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ جَوْرُ سَاعَةٍ فِي حُكْمٍ أَشَدُّ وَ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ مَعَاصِي سِتِّينَ سَنَة» میزان الحکمة به نقل از بحار الانوار ج 72 ص352

خدمت به مسلمانان

«هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند، خداوند به عدد آنان، خدمت‌گزارانی در بهشت، به او عطا می‌فرماید.»(1)

فریادرسی

«کسی که بشنود شخصی(2)ندا سر می‌دهد: ای مسلمانان! (به فریادم برسید ...) ولی به او جواب ندهد، مسلمان نیست.»(3)

شرکت در نماز جمعه

«به راستی برای شما در هر جمعه، یک حجّ و یک عمره وجود دارد؛ پس حجّ، هجرت به سوی نماز جمعه است، و عمره، انتظار کشیدن نماز عصر بعد از نماز جمعه می‌باشد.»(4)


1) . «أَيُّمَا مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْماً مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدَّاماً فِي الْجَنَّةِ» میزان الحکمة به نقل از کافی ج2 ص207

2) . هرچند غیر مسلمان

3) . «مَنْ يَسْمَعْ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم» بحار الانوار ج 71 ص339

4) . «إِنَّ لَكُمْ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَالْحَجَّةُ الْهِجْرَةُ إِلَى الْجُمُعَةِ وَ الْعُمْرَةُ انْتِظَارُ الْعَصْرِ بَعْدَ الْجُمُعَةِ» بحار الانوار ج 86 ص214

«هر کس از روی ایمان و به حساب خدا گذاشتن، به نماز جمعه بیاید، (اعمالش کاملاً پاک و تصفیه می‌شود، پس) اعمالش را از سر می‌گیرد.»(1)

نگاه نکردن به نامحرم

«نگاه به نامحرم، تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس است! پس کسی که آن را به خاطر ترس از خدا ترک کند، خداوند ایمانی به او عطا می‌فرماید که حلاوت و شیرینی‌اش را در قلبش احساس کند.»(2)

مذاکرۀ علم

«اندک زمانی نشستن و به مذاکرۀ علم پرداختن، محبوب‌تر است به سوی خداوند متعال، از قرائت تمام قرآن دوازده هزار مرتبه.


1) . «مَنْ أَتَى الْجُمُعَةَ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً اسْتَأْنَفَ الْعَمَلَ» بحار الانوار ج 86 ص192

2) . «النَّظْرَةُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ فَمَنْ تَرَكَهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ إِيمَاناً يَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِي قَلْبِهِ » مستدرک الوسائل ج14 ص268

بر شما باد مذاکرۀ علم؛ که به راستی فقط به واسطۀ علم است که حلال را از حرام باز می‌شناسید.»(1)

مشورت

«هیچ فردی نیست که با یکی مشورت کند، مگر آن که به رشد و راه راست هدایت می‌شود.»(2)

تلاش برای حاجت مؤمن

«کسی که برای حاجت برادر مؤمنش تلاش کند، پس گویا خداوند را نُه هزار سال عبادت کرده است؛ در حالی که تمام روزها را روزه گرفته، و تمام شب ها را به تهجّد و عبادت قیام کرده است!»(3)


1) . «الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّةٍ عَلَيْكُمْ بِمُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ فَإِنَّ بِالْعِلْمِ تَعْرِفُونَ الْحَلَالَ مِنَ الْحَرَام» مستدرک الوسائل ج5 ص396

2) . «ما مِن رَجُلٍ یُشاوِرُ اَحَداً اِلّا هُدِیَ اِلَی الرُّشدِ» میزان الحکمة به نقل از تفسیر نور الثقلین ج4 ص584

3) . «مَنْ سَعَى فِي حَاجَةِ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَيْلَه» بحار الانوار ج 71 ص315

کم‌حرفی

«سخن اضافی را رها کن و همان مقدار سخن گفتن که حاجتت را برآورد، کافیست.»(1)

عابدترین مردم

«از حرام‌ها بپرهیز؛ که در این صورت عابدترین مردم هستی.»(2)

بی‌نیاز‌ترین مردم

«به آن چه که خداوند برایت تقسیم کرده خشنود باش که در این صورت بی‌نیازترین مردم هستی.»(3)

خداپرواترین مردم

«خداپرواترین مردم کسی است که حقّ را بگوید؛ چه به سود او باشد، چه به زیانش.»(4)


1) . «اتْرُكْ فُضُولَ الْكَلَامِ وَ حَسْبُكَ مِنَ الْكَلَامِ مَا تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَك» وسائل الشیعة ج 12 ص188

2) . «اِتَّقِ المَحارِمَ تَكُنْ أعْبَدَ النّاسِ» ارشاد القلوب ج1 ص184

3) . «وَارْضَ بِما قَسَمَ اللّه لَكَ تَكُنْ أغْنَى النّاسِ» همان

4) . «أتْقَى النّاسِ مَنْ قالَ الحقّ فیما لَهُ وَ عَلَيْهِ» مَن لا یَحضُرُه الفقیه ج4 ص394

محبوب‌ترین بندگان خداوند

«به راستی محبوب‌ترین بندگان خداوند به سوی خداوند متعال کسی است که برای بندگانش سودمندتر و به عهد و پیمانش وفادارتر باشد.»(1)

دوراندیش‌ترین مردم

«دوراندیش‌ترین مردم کسی است که از همه بیشتر، خشم خود را فرو خورد.»(2)

رعایت خداوند

«[جانب] خداوند را نگه دار؛(3)در این صورت خداوند [جانب] تو را نگه می‌دارد. [جانب] خداوند را نگه دار؛ در این صورت او را رو به روی خود می‌یابی.»(4)


1) . «إِنَّ أَحَبَّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِهِ وَ أَوْفَاهُمْ بِعَهْدِهِ» مستدرک الوسائل ج12 ص390

2) . «أحزَمُ النّاسِ أكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظِ» من لا یحضره الفقیه ج4 ص394

3) . به تعبیر بعض بزرگان: خدا را بپائید ...

4) . «احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَك» وسائل الشیعة ج 7 ص42

فقه، زهد، آگاهی از عیوب

«هر گاه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، او را فقیه و دارای فهم عمیق دینی نماید، و زاهد و بی‌رغبت به دنیا سازد و عیب‌های او را بدو بنمایاند.»(1)

اتقان کارها

«هرگاه یکی از شما کاری را انجام داد، باید آن را محکم و کامل و دقیق انجام دهد.»(2)

مهار خشم

«هر گاه به خشم آمدی، خاموش باش (و سخنی بر زبان جاری مکن).»(3)

تفریح و بازی

«تفریح نمائید و بازی کنید؛ که به راستی من دوست ندارم که در دین شما خشکی و غلظتی دیده شود.»(4)


1) . «إذا أرادَ اللّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا فَقَّهَهُ فِي الدِّيْنِ، وَ زَهَّدَهُ فِي الدُّنْيا وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَهُ» اَعلام الدین ص194

2) . «إِذَا عَمِلَ أَحَدُكُمْ عَمَلًا فَلْيُتْقِن» کافی ج3 ص262

3) . «إذا غَضِبْتَ فَاسْكُتْ» جامع الاخبار ص160

4) . «اُلهُوا وَ العَبُوا فَإنّی اَكرَهُ أن يُرَى فی دینِكُم غِلظَةً» میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال خبر 40616

استمرار عمل تا بعد از مرگ

«هرگاه انسان از دنیا برود، عمل او قطع می شود جز در سه چیز : علمی که موجب بهره‌مندی دیگران شود. صدقۀ جاری. و فرزند صالحی که برایش دعا کند.»(1)

پرهیز از اهانت به مردم

«خوارترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند!»(2)

استغناء

«از مردم بی‌نیازی جویید، هر چند که نیازتان یک قطعه چوب مسواک باشد.»(3)

عمل به علم

«عذاب عالمی که علمش به او سودی نرساند، در روز قیامت از همۀ مردم بیشتر است!»(4)


1) . «إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ صَدَقَةٍ تَجْرِي لَهُ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ» روضة الواعظین ج1 ص11

2) . «أذَلُّ النّاسِ مَنْ أهانَ النّاسَ» امالی مرحوم شیخ صدوق ص20

3) . «اِسْتَغْنُوا عَنِ النّاسِ وَ لَو بِشَوْصِ السِّواكِ» وسائل الشیعة ج 9 ص441

4) . «أشَدُّ النَّاسِ عذاباً يَوْمَ القِيامَةِ: عالِمٌ لَمْ يَنْفَعْهُ عِلمُهُ» مُنیَة المُرید ص135

ادب خداپرستی

«خداوند را به گونه‌ای پرستش نما که گویا او را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی حقّاً او تو را می‌بیند.»(1)

عاقل‌ترین مردم

«خردمندترین مردم کسی است که از همه بیشتر با مردم مدارا کند.»(2)

مغتنم شمردن نعمت‌ها

«پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانی‌ات را قبل از پیری‌ات، سلامتی‌ات را قبل از بیماری‌ات، ثروتت را قبل از فقرت، فراغتت را قبل از مشغولیّتت، و زندگی‌ات را قبل از مرگت.»(3)


1) . «اُعْبُدِ اللّهَ كَاَنَّكَ تَراهُ فَإِنْ كُنْتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ» بحار الانوار ج 74 ص75

2) . «أعْقَلُ النَّاسِ: أشَدُّهُمْ مُداراةً لِلنّاسِ» من لا یحضره الفقیه ج4 ص394

3) . «اِغتَنِم خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ: شَبابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حَياتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ.» الدعوات ص113

خوش‌اخلاقی

«خوش‌ایمان‌ترین مردم، خوش‌اخلاق‌ترین آنهاست.»(1)

کثرت یاد مرگ

«بسیار از مرگ یاد کنید؛ که به راستی یاد آن گناهان را پاک می‌کند و مایۀ زهد و بی‌رغبتی به دنیا می‌شود.»(2)

طلب رزق در پرتو نکاح

«رزق و روزی را با ازدواج بجویید.»(3)(رزق، معنایی گسترده دارد و شامل امور مادّی و معنوی(4)می‌شود و در خورد و خوراک خلاصه نمی‌گردد. بنا بر این، پیشرفت تحصیلی، شغل مناسب، زندگی آبرومندانه و ... همه از مصادیق رزق‌اند که به برکت ازدواج - که سنّت مؤکّد پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) است - نصیب انسان می‌شود.)


1) . «أفْضَلُ النّاسِ إِيْماناً: أحْسَنُهُم خُلُقاً» مشکاة الانوار ص212

2) . «أكْثِرُوا مِن ذِكْرِ المَوْتِ فَإِنَّهُ يُمَحِّصُ الذُّنُوبَ وَ يُزَهِّدُ فی الدُّنْيا» مجموعۀ وَرّام ج1 ص269

3) . «اِْلتَمِسُوا الرِّزْقَ بِالنِّكاحِ» مکارم الاخلاق ص196

4) . مانند این دعای شریف: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلًا كَامِلًا وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً زَاكِياً وَ عَمَلًا كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً ...» مستدرک الوسائل ج10 ص222

نگاه محبّت‌آمیز به والدین

«نگاه توأم با رأفت و رحمت به پدر و مادر، عبادتی فخیم است.»(1)

کمک به برادران

«تا هنگامی که بنده به برادرش کمک می‌کند، خداوند هم به او کمک می‌کند.»(2)

تکثیر نسل مسلمانان

«ازدواج کنید، ایجاد نسل نمائید، که در این صورت جمعیّت‌تان زیاد می‌شود؛ پس به راستی من در روز قیامت، به کثرت جمعیّت شما امّت اسلام، به سایر امّت‌ها مباهات می‌کنم، حتّی به فرزندان سقط‌شدۀ شما.» (3)

در نسخۀ الحکم الزاهره: تَکَثَّرُوا


1) . «النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَة» بحار الانوار ج 38 ص196

2) . «اللّهُ فی عَوْنِ العَبْدِ ما کانَ العَبْدُ فی عَوْنِ أخیهِ» عوالی اللآلی ج1 ص107

3) . «تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْط» جامع الاخبار ص101

بوسیدن فرزندان

«فرزندان تان را زیاد ببوسید؛ که به راستی برای شما به ازاء هر بوسیدن، درجه ای در بهشت هست، که بلندای آن درجه، به اندازۀ مسیر پانصد سال است!» (1)

بهترین شیوۀ تربیت فرزند

«فرزندان‌تان را گرامی بدارید (به آنها شخصیّت بدهید) و ادب‌شان را زیبا نمائید؛ در این صورت آمرزیده می‌شوید.» (2)

آشتی دادن

«هر کس براى صلح و آشتی میان دو تن گام بردارد، خداوند و فرشتگانش بر او درود مى‌فرستند تا زمانی که بازگردد؛ و پاداش شب قدر به او عطا می‌شود.»(3)


1) . «أَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِكُمْ فَإِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ مَسِيرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ» وسائل الشیعة ج 21 ص485

2) . «أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا اَدَبَهُمْ يُغْفَرْ لَكُمْ» مکارم الاخلاق ص222

3) . «مَنْ مَشَى فِي صُلْحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ مَلَائِكَتُهُ حَتَّى يَرْجِعَ وَ أُعْطِيَ أَجْرَ لَيْلَةِ الْقَدْر» ثواب الاعمال ص 288

شایسته‌سالاری

«هر کس از بین مسلمانان، کسی را بر سر کار بیاورد در حالی که بداند در بین آنان، فردی وجود دارد که برای آن کار سزاوارتر، و به کتاب خدا و سنّت پیامبر، داناتر است، آن کس به خدا و رسول خدا و جمیع امّت اسلامی خیانت کرده است!»(1)

پیشی گرفتن در سلام

«به راستی نزدیک‌ترین مردم به خدا و رسولش کسی است که (زودتر از دیگران) آغاز به سلام کند.»(2)

مسؤولیّت‌پذیری رؤسا

«کسی که ریاست و سرپرستی گروهی را به عهده بگیرد و با آنان به نیکی رفتار نکند، در قیامت، به ازاء هر روزی که بر آنان ریاست کرده، هزار سال در جانبی


1) . «مَنِ استَعمَلَ عامِلاً مِنَ المُسلِمینَ و هُوَ یَعلَمُ اَنَّ فیهِم اَولَی بِذَلِکَ مِنهُ و اَعلَمَ بِکِتابِ اللهِ و سُنَّۀِ نَبِیِّهِ فَقَد خانَ اللهَ و رَسولَهُ و جَمیعَ المُسلِمینَ» مجموعه‌ی پرسش‌های دانشجویی (7) به نقل از الغدیر ج8 ص291 (به نقل از سنن بیهقی ج2 ص118)

2) . «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلَام» میزان الحکمة به نقل از بحار الانوار ج 73 ص12

از جهنّم زندانی می‌شود! و با دست های به گردن غل شده، محشور می‌گردد!»(1)

مرزبانی و جهاد

«کسی که برای مرزبانی در راه خداوند متعال، یا جهاد کردن، از خانه خارج شود، پس در ازاء هر قدمی که برمی‌دارد، هفتصد هزار حسنه برای اوست؛ و هفتصد هزار بدی و سیّئه از او محو می‌شود؛ و هفتصد هزار درجه، رتبه اش بالا می‌رود؛ و تا وقت جان سپردن، در ضمانت و تعهّد خداوند متعال است؛ و هر گونه از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است.

و چنانچه زنده از جهاد بازگردد، آمرزیده بازگشته؛ و دعایش مستجاب است.»(2)

ناگفته نماند که مرزبانی از دین و عقائد و فرهنگ مسلمانان، و جهاد فرهنگی نیز مصداق این سنخ احادیث شریف است.


1) . «مَنْ تَوَلَّى عِرَافَةَ قَوْمٍ وَ لَمْ يُحْسِنْ فِيهِمْ حُبِسَ عَلَى شَفِيرِ جَهَنَّمَ بِكُلِّ يَوْمٍ أَلْفَ سَنَةٍ وَ حُشِرَ وَ يَدُهُ مَغْلُولَةٌ إِلَى عُنُقِه» ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص288‌

2) . «مَنْ خَرَجَ مُرَابِطاً فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى أَوْ مُجَاهِداً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُمِائَةِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ سَبْعُمِائَةِ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ سَبْعُمِائَةِ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَانَ فِي ضَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى حَتَّى يَتَوَفَّاهُ بِأَيِّ حَتْفٍ كَانَ كَانَ شَهِيداً فَإِنْ رَجَعَ رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ مُسْتَجَاباً دُعَاؤُه» ثواب الاعمال ص293

شهادت

«بر فراز هر کار نیکی، کار نیک دیگری هست، تا این که آدمی در راه خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال به شهادت رسد؛ که چون در راه خدا شهید شد، دیگر بر فراز آن، کار نیکی وجود ندارد.»(1)


1) . «فَوْقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ» الخصال ج1 ص9

صلوات مخصوص پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

صلوات مخصوص پیامبر اعظم حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (1)

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا حَمَلَ وَحْيَكَ وَ بَلَّغَ رِسَالَاتِكَ

بارالها! صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که حامل وحی تو بود و پیام‌های تو را تبلیغ نمود.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَحَلَّ حَلَالَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ وَ عَلَّمَ كِتَابَكَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که حلال تو را حلال و حرام تو را حرام کرد و کتاب تو قرآن را به مردم تعلیم داد.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَقَامَ الصَّلَاةَ وَ أَدَّى الزَّكَاةَ وَ دَعَا إِلَى دِينِكَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که نماز را برپا داشت و زکات را ادا نمود و به دین تو فرا خواند.


1) . مفاتیح الجنان

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا صَدَقَ بِوَعْدِكَ وَ أَشْفَقَ مِنْ وَعِيدِكَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که وعدۀ تو را تصدیق کرد و از تهدید تو ترسید.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُيُوبَ وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْكُرُوبَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که به واسطۀ او گناهان را آمرزیدى و به واسطۀ او عیوب را پوشاندی و به واسطۀ او غم‌ها و گرفتاری‌ها را برطرف کردی.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا دَفَعْتَ بِهِ الشَّقَاءَ وَ كَشَفْتَ بِهِ الْعَمَاءَ وَ أَجَبْتَ بِهِ الدُّعَاءَ وَ نَجَّيْتَ بِهِ مِنَ الْبَلَاءِ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که به واسطۀ او شقاوت و بدبختی را دفع کردى. و به واسطۀ او اندوه و پریشانى را زدودی. و به واسطۀ او دعا را مستجاب نمودی. و به واسطۀ او از بلا نجات دادى.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلَادَ وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَ أَهْلَكْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَةَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که به واسطۀ او بر بندگان ترحّم کردى و به واسطۀ او سرزمین‌ها را زنده ساختى و به واسطۀ او سلطه‌گران را

در هم شکستی و به واسطۀ او فرعون‌ها را هلاک ساختى.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَضْعَفْتَ بِهِ الْأَمْوَالَ وَ حَذَّرْتَ بِهِ مِنَ الْأَهْوَالِ وَ كَسَّرْتَ بِهِ الْأَصْنَامَ وَ رَحِمْتَ بِهِ الْأَنَامَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که به واسطۀ او ثروت و مال (مادّی و معنوی) را مضاعف نمودی و به واسطۀ او از حوادث هولناک نگه داشتی و به واسطۀ او بت‌ها را در هم شکستى و به واسطۀ او بر مردمان ترحّم نمودی.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا بَعَثْتَهُ بِخَيْرِ الْأَدْيَانِ وَ أَعْزَزْتَ بِهِ الْإِيمَانَ وَ تَبَّرْتَ بِهِ الْأَوْثَانَ وَ عَصَمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرَامَ

و صلوات و رحمت فرست بر حضرت محمّد همان‌گونه که او را بر بهترین ادیان مبعوث کردى و به واسطۀ او ایمان را عزّت بخشیدى و بت‌ها را نابود کردی و به واسطۀ او بیت الحرام (کعبه) را شکوه و عظمت بخشیدى.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ وَ سَلِّم تَسْلِيماً

و بر حضرت محمّد و اهل بیت پاک و برگزیده‌اش صلوات و رحمت فرست و سلام کامل و مخصوص نثار فرما.