ghaemiyeh.com
گردآورنده: آقاشریفیان، مهرداد
سایر نویسندگان
نویسنده: میرجهانی طباطبایی، محمدحسن
نویسنده: مظاهری، حسین
گردآورنده: احمدیان، عبدالرسول
زبان: فارسی
ناشر: شهيد محمد حسين فهميده - اصفهان - ایران
سال نشر: 1384 هجری شمسی
کد کنگره:/آ65 خ9 260 BP
تنظیم متن دیجیتال میثم حیدری
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
پیشگفتار.............٧
أبين مهر ورزى......١١
دوستى و دشمنى در اسلام......١٣٠
جايكاه محبت اولياء الهى.....١٤
بالاترين عبادت.....٢٠
محبت حضرت سيد الشهداء القيام............٢٥
رابطة محبت و رفتار ........٢٩
رسم شيدايى.....٣٩
وظايف بانيان و مديران جلسات عزادارى.....٣١
وظايف سخنرانان وكويندكان........٣٥
وظايف مداحان و ذاكرين...........٣٩
وظايف شركت كنتدكان در مراسم عزادارى.....٥١٠
برسش وياسخ بيرامون شخصيت حضرت سيد الشهداء م ... ٥٣
برسشهاى فقهى......٥٥
پرسشهاى كلامى..........٨٧
برسشهاى عرفانى.........١١٧
پرسشهاى تاريخى........١٣٢
درحسينۀ دلمان مرغان محبت سينه مى زنند و اشكهاى يتيم در خرابۀ چشم، بى قرارى مى كنند. سينه ى ما تكيه اى قديمى است، سياهپوش با كتيبۀ درد و داغ. درب آن با كليد "يا حسين" باز مى شود و زمين آن با اشك و مژگان، آب و جارومى شود
(استاد جواد محدثى)
فرهنگ عاشورا، فرهنگ شور و شعور است. حادثه كربلا جلوۀ حماسه و عرفان است. آنانكه مى خواهند در جريا ن هميشه جارى عاشورا بمانند و در سفينۀ هدايت و نجات امام حسين (ع) جايى داشته باشند بايد خويش را در خانۀ فرهنگ حماسه و عرفان حسينى نام نويسى كنند؛ اين است صراط حسين (ع). دوگروه حقيقت صراط حسين (ع) را درنيافته اند؛ آنان كه در سيماى عقل و عنوان روشنفكرى دست از محبت وشور حسينى كشيدند و ديگرى،
كسانى كه درسيماى عاشق، باطن سراسر شعور اين فرهنگ را به سخره نشستند. و اين هر دو ناخواسته اين نزاع ساختگى را حربه اى در دست بدخواهان نهادند تا به هر دو هجوم آورد و هر دو را نابود سازد. آنچه در اين ميان نصيب ما مى گردد، اجتماعى متفرق و افكارى پريشان است. و حال آنكه قصد ما، قدم در صراط متين و بهره مندى از نور مبين حضرات معصومين و خصوصاً حضرت سيد الشهداء (ع) بوده است.
مجموعه اى كه در پيشگاه شما است، گر چه بخشهاى مختلفى را عرضه مى دارد. اما هدف نهايى آن همان تبيين شور و شعور حسينى است كه هر بخشى جلوه اى از آن را به خواننده نشان مى دهد.
الهى، زبان به حمد و ستايش تو مى گشاييم و به توفيقى كه رفيق نمودى سپاس مى داريم و آسمانى ترين درود ها را به خاندان آسمانى رسول تو، محمد مصطفى نثار مى كنيم و اين اثر را از سر صدق و اخلاص به آستان حضرت محبوب، خون موعود، ابا عبد الله الحسين (ع) تقديم مى داريم؛ باشد كه قبول اُوفتد
از تمام كسانى كه در ارائه اين مجموعه، دستى به يارى گشودند، مخصوصاً مسؤل دفتر زعيم حوزه علميه اصفهان جناب آقاى محمد حسن مظاهرى صميمانه سپاسگذاريم. از خداوند منّان علوّ مرتبت براى عالمان راستين مخصوصاً حضرت امام خمينى (قدس سره) و شهداى راه حق و فضيلت مخصوصاً شهيدِ سعيد محمد رضا احمديان درخواست مى نماييم.
عبد الرسول احمديان
على (مهرداد) آقا شريفيان
اصفهان زمستان 1384
پيرامون حقيقت دوستى و محبت نسبت به خاندان
عصمت و طهارت (عليهم السلام)
برگزيده از باب هفدهم، كتاب البكاء للحسين (ع)
از مرحوم آيت الله سيد محمد حسن ميرجهانى
(1279-1371)
از جمله مهمترين و اصلى ترين مفاهيم دينى، تولّى و تبرّى به معناى دوستى و دشمنى است. در فرهنگ اسلامى اين دو مفهوم آن قدر گسترش يافته اند كه به عنوان اساس دين و پايه آن قرار گرفته اند.
امام صادق (ع) فرمود:
"هَلِ الدّينُ الَّا الحُبِّ وَالبُغض"
آيا دين غير از دوستى ودشمنى است
. همچنين هر يك از مفاهيم تولّى و تبرّى به دو بخش تقسيم مى گردد.
بدان كه تولّى بدون واسطه به معناى دوست داشتن
و تولّى با واسطه، دوست داشتنِ دوستِ دوست خود است. وتبرّى بدون واسطه به معناى دشمن داشتن دشمن وتبرّى با واسطه دشمن داشتن دوستِ دشمن است. چنانچه در اخبار بسيار به آن تصريح شده است.
امير مؤمنان على (ع) فرمود:
دوستان تو سه گروه اند، دوست تو، دوست دوست تو و دشمن دشمن تو؛ و دشمنان تو نيز سه گروه اند، دشمن تو، دشمن دوستان تو و دوست دشمن تو
حضرت رضا (ع) فرمودند:
"مَنْ وَالَي اَعْدَاءَ اللهِ فَقَدْ عَادَي اَولياءَ اللهِ وَ مَنْ عَادي اَولِيَاءَ اللهِ فَقَدْ عَادَي الله و حَقٌ علي الله اَنْ يُدْخِلَهُ نارَ جَهنَّم" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)
كسى كه دوست بدارد دشمنان خدا را، دشمن داشته است دوستان خدا را و
كسى كه دشمن دارد دوستان خدا را، دشمن داشته است خدا را، و بر خداست كه او را در آتش جهنم داخل كند.
حضرت امام صادق (ع) مى فرمايد:
"مَنْ اَحَّبَ كَافِراً فَقدْ اَبْغَضَ اللهَ وَمَنْ اَبغضَ كافِراً فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ وصديق عدوِالله، عدوالله" (وسايل الشيعه ج 16 ص 185)
كسى كه دوست بدارد كافرى ر ا، خدا را دشمن داشته و كسى كه دشمن بدارد كافرى را، خدا را دوست داشته و دوستدار دشمن خدا، دشمن خدا است.
بدانكه بيشتر خلق خدا دلهايشان از محبت خدا خالى است؛ هرچند به زبان بگويند كه ما خدا را دوست مى داريم، به چند دليل؛ كه از جملۀ آنها يقين نداشتن و كم بودن معرفت آنها در حق خداى تعالى است. اما محبت آنها نسبت به دوستان خدا براى ايشان ممكن وتا اندازه اى سهل و آسان است. ومراد ما از اين دوستانِ خدا، وجود مقدسۀ حضرت محمد واهل بيت ايشان (صلوات الله عليهم اجمعين) است كه خداى تعالى آنها را اولياء و حجتهاى ميان خود و بندگان خود وآيينه تمام نماى صفات جمال وجلال وكمالات خود قرار داده است. وحب ايشان را حبّ خود و دشمنى ايشان را
دشمنى خود خوانده است و اطاعت از ايشان را بر تمام مكلفين واجب كرده است و مزاياى بسيار ومعجزات بى شمار و كرامات كثيره و خارق عادات بسيار و اخلاق حميده و صفات پسنديده و كمال مهربانى و رحمت را به ايشان عطا فرموده است؛ به نحوى كه هركسى مى تواند به اندازه درك و استعدادى كه خدا به او عنايت فرموده، محبت ايشان را در دل خود بپروراند. زيرا همۀ اسباب محبت در آنها جمع مى باشد وكسى نيست كه به اين بزرگواران محبت ودلبستگى پيدا نكند مگر آنكه حب دنيا، چشم وگوش و دل او را كور وكر كرده باشد و محبت جاه و رياست و مال دنيا اورا فريب داده باشد كه اينها سد راه هدايت وسبب عداوت و دورى با ايشان در هر عصر وزمان شده و مى شود. و كاملاً واضح است كه هميشه بيشتر اهل ايمان، فقراء و
مستضعفين بوده اند و بايد دانست كه اِكسير اعظم براى تأمين سعادت دو جهان، رسيدن به مرحله كمالِ محبت به خداى تعالى است، و او هم در عين ظهور، غيب الغيوب بوده و از حواس ظاهر پنهان است و در دسترس احدى نيست؛ جز اينكه به وسيله آيات و نشانه ها شناخته شود، و لذا امر فرموده است، براى شناختن او بزرگترين آيات و نشانه هاى او را بشناسيم كه اين آيات، وجود مقدس معصومين و اولياء او هستند. ودوست داشتن ايشان و محبت ايشان را از اصول دين قرار داده تا اينكه بندگان به واسطه ايشان و محبت ايشان پى به محبت خدا ببرند و محبت ايشان را بر همه آنها واجب فرموده است. همچنانكه اطاعت از ايشان را نيز بر آنها لازم دانسته و دوست داشتن ايشان را بزرگترين نشانه دوست داشتن خود خوانده است؛
تا در اثر آن، مستحق رحمت و نعمت و بهشت شوند و بالاتر از آن، شايسته مقام
"و رضوانٌ مِنَ اللهِ اكبر" گردند و "رضيَ الله عنهم و رضوا عنه" در حق آنها صادق شود. پس اگر در ظاهر، خداى تعالى در عالم دنيا، حبّ به معصومين (عليهم السلام (را نياورده بود بندگان هيچ راهى براى شناخت خداى متعال نداشتند.
بدان كه بعد از يگانه دانستن خدا در ذات، صفات، افعال و عبادت، هيچ عملى بهتروبالاتر ازمحبت حضرت على (ع) و فاطمه زهرا و ائمه طاهرين (صلوات الله وسلامه عليهم) نيست و چنانچه قبلا تذكر داده شده هيچ طاعت و عبادتى به هر شكل اعم از اينكه قلبى باشد يا قالبى، زبانى باشد يا فعلى، بدون محبت و ولايت ايشان در پيشگاه خداى تعالى به هيچ وجه پذيرفته نخواهد شد. وبدون ترديد هر كه ايشان را امام دانسته و اطاعت از ايشان را واجب بداند وايشان را دوست بدارد خدا را دوست داشته وهركه راهى غير راه ايشان را پيش گيرد، وايشان را دشمن بپندارد خدا را دشمن داشته است.
در زيارت جامعه آمده است:
"مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ ومَنْ اَبغضَكمْ فَقَدْ اَبغض اللهَ وَمَنْ اِعتَصَمَ بِكمْ فَقَدْ اِعتصَمَ بالله" (التهذيب ج 6 ص 97)
كسى كه شمارا دوست بدارد حتماً خدا را دوست داشته وكسى كه كينه شما را در دل دارد به يقين كينه خدا را در دل دارد و كسى كه به شما متوسل شود در واقع به خدا متوسل شده است
و در اخبار مربوط به معراج است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند:
چون مرا به معراج بردند و در مقام "اَو اَدنى" رسيدم، ندائى از خداى تعالى به من رسيدكه، اى احمد! در روى زمين چه كسى را دوست دارى؟ عرض كردم هركه را
كه تو دوست مى دارى و مرا به دوست داشتن او امر مى فرمايى؛ خطاب آمد اى
محمّد! تورا امر مى كنم به دوست داشتن على (ع)، زيرا كه من اورا دوست مى دارم. و چون به آسمان چهارم رسيدم و با جبرائيل ملاقات كردم از من پرسيد كه خدا به تو چه فرمود؟ گفتم: مرا به محبت على (ع) امر كرد. جبرئيل گريه كرد وگفت: سوگند به خدائى كه تورا به حق، پيغمبر خود قرار داد اگر اهل زمين دوست مى داشتند على (ع) را آنچنانكه اهل آسمانها اورا دوست مى دارند هرآينه خداوند، جهنم را نمى آفريد. در زيارت عاشورا آمده است:
"يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّي اَتَقَربُ اليَ اللهِ و اِلي رَسولِهِ وَ الي اَميرِ المؤمنينَ وَ الي فاطِمةَ و الي الحسَنِ و اليكَ بِمُوالاتِكَ و بِالبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ و نَصَبَ لَكَ الحَرْبَ"
اى ابا عبدالله من تقرب مى جويم به سوى خدا وبه سوى رسول او و به سوى
اميرمؤمنان و به سوى امام حسن وبه سوى تو به سبب دوستى با تو و به سبب بيزارى جستن از كسى كه با تو قتال نمود و برپا داشت جنگ را براى كشتن تو
اين جمله اخير، اشاره است به لزوم تولّى و تبرّى، زيرا كه دوستى دوست با دوستى دشمن با هم جمع نمى شود و جمع اين دو با همديگر جمع ميان دو ضد است و از وجود هر كدام نفى ديگرى لازم مى شود.
از حضرت امير مؤمنان على (ع) هم روايت شده كه شخصى به حضور آن حضرت عرضه داشت:
انّي احبّك و اتولّي فلاناً فقال (ع) لهُ: الانَ انتَ اعوَر فاِمّا ان تعمي و اِمّا اَن تُبصر "
من تو را دوست مى دارم و فلانى (يكى از دشمنان امير مؤمنان) را هم دوست مى دارم. حضرت فرموند: اكنون تو لوچ (دو بين) هستى؛ يا كور مى شوى يا بينا مى گردى.
پس دوستى با خدا وقتى صادق است كه دوستِ آل محمد باشى، طبق فرمان خدا. ولازمه دوستى با آل محمداين است كه از دشمنان آنها بيزارى جوئى و دشمن ايشان باشى وگرنه اين اظهار دوستى از روى حقيقت نيست.
محبت به حضرت سيد الشهداء ابى عبدالله الحسين (ع) در حقيقت محبت به خدا است. زيرا آن حضرت اصل و ريشه همه فضيلتهاى ممكن و واسطه رحمت خداوند و مصباح هدايت و زينت آسمانها و زمين است. به نصّ صريح حضرت خاتم الانبياء (صلّى الله عليه و آله) براى اهل ايمان كشتى نجات است.
حزن و اندوه در مصيبتهاى آن بزرگوار، كاشف از دوست داشتن او است كه ناشى از
محبت خدا مى باشد. زيرا كه ايشان واجد تمام فضيلت ها ومَثَل اعلاى اوست؛ زيرا ايشان در مقام عبوديت، تسليم، رضا ومحبت خدا، فانى فى الله ومجاهد فى سبيل الله گرديد؛ و جز اراده خدا از خود اراده اى نشان نداد و در اطاعت پروردگارخود، فراتر از تصوّر انجام وظيفه نمود. مصداق كامل حديث قدسى:" عبدى اطعى حتّى
اجعلك مَثَلي اذا قلت لشئ كن فيكون "در حق حضرتش صادق آمد. خداى تعالى اراده او را اراده خود وخواست او را خواست خود ومحبت او را محبت خود قرار داد. و تمام فيضها، عنايات، خيرات، رحمتها، نعمتها، ثوابها و اَجرهائى را كه ايجاد و مهيا فرموده براى دوست و حبيب خود قرار داد و دوستدار حسين را دوست خود به حساب آورد به نحوى كه استحقاق انواع فيضها را پيدا كرد.
و نيز بدان كه محبت و دوستى اهل بيت عصمت و طهارت ازدو طريق حاصل مى شود؛ يكى از جهت قابليت بشر بودن كه آن سبب هدايت و مشاهده حالات خوب وبه وجود آوردن اخلاق پسنديده و ملكات حميده و امتياز يافتن در گفتار، رفتار، كردار، شيرين زبانى، خوش خلقى، دلسوزى، خير خواهى براى خلق، كمك به بندگان خدا، دستگيرى و خوش رفتارى با ايشان بر حسب حال هريك از ايشان درهر مرتبه اى كه هستند، است.
طريق ديگراز محبت ايشان از جهت آنكه نزديكترين وسيله تقرب به خداى تعالى و نماد توحيد و واسطه فيض الهى و آينه هاى خدا نما و مظاهر صفات جمال و جلال و كمال پروردگار تعالى مى باشند و اين قسم محبت درحقيقت ناشى از كمال
محبت به خداى عزّوجلّ وزيادتى محبت او است چنانچه از رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) روايت شده كه مكرر به نور ديده خود حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) مى فرموده:
"اى حسين! من تو را به دوستى خدا دوست دارم"
وبارها بر زبان وفعل خود به او اظهار محبت مى فرمود.
قبل از اين گفته شد كه دشمنى نسبت به هركسى بر دوقسم است. اول، آنكه با او دشمن است. دوم، آنكه بادشمن او دوست است يا با دوست او دشمن است. پس اين دودسته مستحق عذاب و گرفتارى اند.
خداوند متعال مى فرمايد:
"يا اَيُّهَا الذَّينَ آمَنُوا لاتَتَخِّذُوا الْيَهود و النَّصاري اَولياءَ بَعْضُهُمْ اَولِياءَ بَعضٍ وَمَنْ يَتَوَلّهُمْ مِنْكُمْ فَانَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِين" (مائده / 56) اى كسانى كه ايمان آورديد يهود ونصارى را دوست خود نگيريد؛ بعضى از آنها
دوستان بعضى ديگرند و از شما كسى كه آنها را دوست خود بگيرد آن كس هم
از ايشان است، هرآينه خدا راهنمايى نمى كند گروه ستمكاران را.
يعنى كسى كه با دشمن خدا دوستى نمايد، دشمن خدا مى باشد؛ هر چند در لباس اسلام باشد وخود را مسلمان بداند. ونيز مى فرمايد:
"لاتَجِدُ قَوْماً يُؤمِنُونَ بِاللهِ و الْيَومِ آلاخِرِ يُوادّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولهُ وَ لَو كانُوا آباءَ هُمْ اَوْ اَبْناءَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ" (مجادله / 22) نمى يابى گروهى را كه ايمان به خدا مى آورند وبه روز واپسين، كه دوست داشته باشند كسانى را كه مخالف با خدا ورسول او مى باشند هرچند پدرانشان باشند يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خويشاوندان.
حضرت امام رضا (ع) مى فرمايد:
"اِنَّ ممَّنْ يَنْتَحِلُ مَوَدّتَنا اَهْلَ الْبَيتِ مَنْ هوَ اَشَدُّ فِتْنَةٌ عَلَي شِيعَتِنا مِنَ الدَّجّالِ فَقُلتُ بِماذا، قال بِمُوالاتِ اَعدائِنا وَمُعَادَاةِ اَولِياءِنا" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)
كسى كه (به دروغ) دوستى ما اهل بيت را به خود ببندد. آن سخت ترين فتنه است براى شيعيان ما از دجال (يعنى خطر چنين فردى از دجال بيشتر است)، راوى گفت: گفتم به چه جهت؟ فرمود: براى دوستى او با دشمنان ما و دشمنى او با دوستان ما.
ونيز آن حضرت فرمودند:
"مَنْ وَالَي اَعداءَ اللهِ فَقَدْ عادي اولياءَ اللهِ وَمَنْ عَادي اولياءَ اللهِ فَقَدْ عَادي اللهَ وحقُّ عَلَي اللهِ اَنْ يُدْخِلَهُ نارَ جَهَنَّمَ" (وسايل الشيعه ج 16 ص 179)
هر كه دوستى كند با دشمنان خدا، دشمنى كرده است با دوستان خدا وهر كه دشمنى كند با دوستان خدا، دشمنى كرده است با خدا و حق است بر خدا كه او را داخل آتش جهنم نمايد.
حضرت امام صادق (ع) مى فرمايد:
"مَنْ اَحَبَّ كافِراً فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ ومَنْ اَبْغَضَ كَافِراً فَقَدْ اَحبَّ اللهَ ثُمَّ قالَ
صَديقُ عَدُوِّاللهِ، عَدّواللهِ" (وسايل الشيعه ج 16 ص 180)
هر كه دوست بدارد كافرى را محققاً خدا را به خشم آورده وكسى كه كافر را به خشم در آورد خدا را دوست داشته. پس فرموند: رفيقِ دشمنِ خدا دشمنِ خدا است.
حضرت رضا (ع) در نامه اى كه به مأمون نوشت مى فرمايند:
"وَ حُبّ اولياءالله تعالي واجب وكذلك بغض اعداء الله والبرائة منهم" (عيون الاخبار ج 2 ص 124)
دوست داشتن دوستان خدا واجب است وهمچنين بغض و كينه دشمنان خدا را در دل گرفتن وبا آنها دشمن بودن وبيزار بودن از ايشان نيز واجب است
پس بدان كه هر كسى كه به راستى قبول دين اسلام كرده باشد ممكن نيست كه با كفار دوستى كند وحالات وصفات واخلاق و رفتار و كردار آنها را دوست
بدارد وبپذيرد؛ زيرا كه همه آنها مخالف شرع و دين ودليل منكِر بودن ايشان است به رسالت خاتم انبياء و رُسل الهى و حاكى از كفر و بى دينى آنها است و حال آنكه چگونه ممكن است كسى اسلام را بپذيرد ومسلمان باشد واعمال وافعالى كه دليل بر كفر آنها است وازجهت كفر و از روى كفر از آنها ظاهر مى شود، دوست بدارد كه آن حاكى از دوست داشتن كفر است وبا پذيرش اسلام ومسلمان بودن جمع نمى شود وسازش ندارد.
برادر عزيز، بدانكه لازمه اسلام داشتن ومسلمان بودن دوست داشتن اهل اسلام و اهل طاعت و بندگى خدا ودشمن داشتن كفار وكفر واهل معصيت است. پس
مسلمانى كه به دوست داشتن ودوستى كردن با كفار شرقى وغربى و افعال و روشهاى
آنها علاقه داشته باشد وآنها را تمجيد كند واز آنها تقليد نمايد ومثل آنها زندگى كند، چنين كسى خود را به اسلام بسته ودر حقيقت مسلمان نيست وبه دروغ ادّعاى مسلمانى مى كند.
از حضرت باقر (ع) روايت شده كه فرمود:
"اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعلَمَ اَنَّ فيكَ خيراً فَانْظُرْ الي قَلْبِكَ فَاِنْ كَانَ يُحِبُّ اَهْلَ طَاعَةِ اللهِ وَيُبْغِضُ اَهْلَ مَعْصِيتهِ فَفِيكَ خَيْرٌ واللهُ يُحِبُّكَ واِنْ كانَ يُبْغِضُ اَهْلَ طاعَةِ اللهِ وَ يُحِبُّ اَهْلَ مَعْصيتهِ فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ واللهُ يَبغِضُكَ وَالْمَرءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ" (كافي ج 2 ص
هرگاه بخواهى بدانى كه آيا در تو خير وخوبى و رستگارى هست، به قلب
خودت رجوع كن، اگر دوست مى دارد اهل طاعت خدا را و هم چنين بغض و كينه اهل معصيت را دارد، بدانكه در تو خيرى هست وخدا تو را دوست مى دارد واگردشمنِ اهل طاعت است ودوست مى دارد اهل معصيت را، پس در تو خيرى نيست وخدا تو را دشمن مى دارد وانسان با هركسى كه دوست اوست خواهدبود (يعنى با اومحشور خواهد بود).
واى بر اهل اين زمان كه فقط با دوستى با دشمنان خدا قناعت نكرده اند بلكه خود را در خوراك وپوشاك وگفتار ورفتار وكردار از هر جهت شبيه شرقيها وغربيها
كه دشمنان خدا ودين مقدس اسلام ورسول خدايند، نموده اند وحال آنكه شبيه شدن به كفار آدمى را نزد خدا از آنها دانسته هر چند دوستى قلبى هم نباشد.
چنانچه خداى تعالى فرموده:
"يا اَيُّهَا الذَّينَ آمَنُوا لاتَتَخِّذُوا الْيَهود و النَّصاري اَوْلياءَ بَعْضُهُمْ اَولِياءَ بَعضٍ وَمَنْ يَتَوَلّهُمْ مِنْكُمْ فَانَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِين" (سوره مائده / 51) اى كسانيكه به خدا ورسول او ايمان آورده ايد، يهود ونصارى را دوستان خود نگيريد؛ بعضى از آنها دوستان بعضى ديگرند وكسيكه از شما آنها را دوست خودگيرد او هم ازآنها خواهد بود والبتّه خدا هدايت نمى كند گروه ستمكاران را
ونيز از پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه و آله) روايت شده كه فرموده:
"مَن تشبّه بقومٍ فهو منهم" (عوالى اللالى ج 1 ص 165)
هر كه خود را به گروهى شبيه كند او هم از آن گروه خواهد بود.
و از اين جهت است كه در شريعت مقدس اسلام نهى شده است از نماز خواندن در مقابل مجسمه و تابلو نقاشى، زيرا كه شبيه بت پرستى است وهمچنين روبروى آتش كه آن نيز شباهت به مجوس است. نيز در حديث ديگرى وارد شده كه خداى تعالى به يكى از پيغمبران خود وحى فرمود:
كه به امت خود بگوكه درلباس پوشيدن، خوردن وآشاميدن و رفتن در مجالس، خود را مانند دشمنان من نكنند كه آنها نيز ازدشمنان من خواهند بود.
پس برادران، اگربراستى مسلمان هستيد به دست خود، خودتان را به هلاكت نيندازيد وگمان نداريد كه مسلمانى فقط به اسم حاصل مى شود؛ بلكه در كردار نيز
بايد مسلمان بود تا مشمول سعادت دو جهانى گرديد.
40 ادب ويژه
بانيان و مديران جلسات عزادارى
سخنرانان و گويندگان
مداحان و ذاكرين
شركت كنندگان در مراسم عزادارى
برگزيده از باب نوزدهم كتاب البكاء للحسين (ع)
از آيت الله سيد محمد حسن ميرجهانى
1 - انگيزه ايشان بايد رضاى خداوند باشد و از ريا و خودنمايى پرهيز نمايند.
2 - از سخنرانان ومداحانى دعوت نمايند كه قصدشان رضايت خداوند باشد.
3 - سخنرانان و ذاكرانى را دعوت نمايند كه داراى حسن ظاهر باشند، يعنى معروف به فساد نباشند، تا كلام ايشان در دلها نفوذكند.
4 - رعايت نوبت سخنران و مداح را نمايد.
5 - به ميزان ظرفيت مجلس سخنران ومداح دعوت نمايد تا فرصت بيان احكام و معارف اسلامى و ذكر مصيبت به اندازه كافى باشد.
6 -
به هيچ عنوان به مداح يا سخنران به واسطه دير آمدگى يا خارج از نوبت آمدن و... توهين و تُرش رويى نكند.
7 - اگر در همسايگى مجلس، عالمى يا ذاكرى، جامع شرايط لازم، منزل داشت، احترام او نمايد و او را به ديگران مقدم نمايد.
8 - درحين سخنرانى و مرثيه خوانى از پذيرايى خوددارى نمايد و احترام مجلس را رعايت نمايد.
9 - مجالس عزا را به زينت، تمجل نكند، بلكه مجلس بايد حزن آلود و ماتم زده باشد تا كسانى كه در آن شركت مى كنند محزون گردند، هم چنين امكانات و وسايل مجلس، غصبى نباشد.
10 -
دراحترام به شركت كنندگان و اكرام و بذل انفاق نسبت به سخنرانان و مداحان مضايقه ننمايد. زيرا سيره ائمه هدى (عليهم السلام) و روش بزرگان دين، بزرگداشت مقام خادمان فرهنگ اسلامى و احترام نسبت به ايشان بوده ومى باشد. در خاتمۀ اين بخش به چند نمونه از رفتار ائمه هدى اشاره مى كنيم.
حضرت امام زين العابدين على بن الحسين (ع) به فرزدق كه مداح اهلبيت (عليهم السلام) بود پس از آنكه در مسجد الحرام قصيده معروف خود را در مدح آن حضرت بيان كرد آن حضرت، دوازده هزار درهم براى او فرستاد واز او عذرخواهى كرد و فرمود: «اى ابا فراس اگر وجه بيشترى براى ما موجود بود براى تو مى فرستادم.» فرزدق عطاى آن حضرت را قبول نكرد؛ حضرت اورا قسم داد تا آنكه
پذيرفت. ونيز روايت شده كه اشجع سلمى كه يكى از مداحان اهلبيت بود به نزد حضرت صادق (ع) آمد ودو شعر خواند. آن حضرت چهارصد درهم به او عطا فرمود. اشجع گرفت ورفت. حضرت اورا صدا زد و انگشترى به او داد كه ده هزار درهم قيمت آن بود. نيز كميت شاعر نزد امام محمد باقر (ع) قصيده اى خواند كه خودش گفته بود. حضرت فرمود: اگر نزد ما مالى بود به تو مى دادم؛ لكن براى توست آن عبارتى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به حسان بن ثابت فرمود: هميشه مؤيد به روح القدس باشى. پس كميت از نزد آن حضرت بيرون رفت.
حضرت امام محمد باقر (ع) هزار هزار دينار و درهم با لباسهاى گرانبها به ذاكرين و مرثيه خوانان مى داد. دعبل خزاعى نزد حضرت رضا (ع) قصيده اى خواند. آن
حضرت بيست هزار درهم كه به نام خود آن بزرگوار سكه خورده بود به او داد.
همچنين حضرت سيدالشهداء (ع)؛ به شخصى كه در مدح آن حضرت چند شعر گفته بود، چهار هزار دينار عطا فرمود.
1 - هنگام سخنرانى خداوند متعال و رسول اكرم و ائمه هدى (عليهم السلام) را ناظر به خود و گفتار خود بداند و صحبت او خالصانه براى خدا باشد.
2 - در ابتداى سخن "بسم الله الرحمن الرحيم" بگويد و به پيامبر و اهل بيت ايشان درود فرستد و بر دشمنان آنان لعن نمايد.
3 -
درموقع سخنرانى با وضو باشد و هنگام صحبت با ادب و وقار بنشيند.
4 - اين توفيق بزرگ را وسيله كسب و درآمد نداند وچشم طمع به مردم نداشته باشد.
5 - در هنگام سخنرانى ريا وخود نمايى نكند و بر دانش خود مغرور نگردد و تكبر نورزد.
6 - ازشوخى بى جاپرهيز نمايدوازكنايه زدن وآزردن ديگران وهتك حرمت ايشان بپرهيزد.
7 - مطالب راساده وروشن بيان كندودنبال موزون سخن گفتن ورعايت سجع وقافيه نباشد.
8 - اظهارتملق بانى و شنوندگان ننمايد و از تعريف و تمجيد بى جا بپرهيزد؛ و دنبال خوشنودى خداوند و ائمه معصومين باشد.
9 - روايات محكم و معارف متقنِ دين را عنوان نمايد و از گفتن احاديث ضعيف يا موضوعات سست و شبهه افكن مخصوصاً درمجامع عمومى پرهيز نمايد.
10 -
دراحكام و فروع دين اظهار راى و فتوا نكند بلكه آن را از قول مراجع تقليد به صورت صحيح نقل نمايد.
11 - هنگام نام بردن نبى اكرم و ائمه هدى (عليهم السلام) وهمچنين نام علماء دينى به بزرگى و احترام از آنها ياد نمايد.
12 - ازنقل اخبار ناصحيح و حتى بيان مطالبى كه بايد درآنها تقيه كرد و احتمال توليد مفسده اى دارد پرهيز نمايد.
13 - از رفتن به مجالسى كه مورد تهمت و سوءظن مى باشد خود دارى نمايد.
14 - دربيان معارف حق، از ملامت و بدگويى ديگران نهراسد و از تعريف و تمجيد بيجا نيز خوشنود نشود.
15 -
مردم را از رحمت خداوند مايوس نكند و همچنين ايشان را از عذاب خداوند ايمن نگرداند.
16 - رعايت وقت صحبت خود را بنمايد؛ باعث از بين رفتن حق ديگرسخنرانان نگردد وبا صحبتهاى زياد و طولانى شنوندگان را آزرده نكند.
17 - به نيازمندى مخاطبان و سطح علمى شنوندگان توجه نمايد و سعى نمايد شُبهات و اشتباهات ايشان را تصحيح نمايد و اگر مطلب يا مسئله اى را اشتباه بيان كرد، به شنونده بگويد كه اين مسئله اشتباه گفته شده و اذهان مردم را از خطا پاك نمايد.
18 - آنچه را به مردم مى گويد، خود به آن ايمان داشته و عمل نمايد تا مردم از فعل او پند گيرند.
19 -
1 - خلوص نيت داشته و اجتناب از هر گونه تظاهر و ريا نمايد و توجه كامل به خداى متعال داشته باشد.
2 - از نقل حكايات و شعرهاى دروغ اجتناب نمايد و سخنان و اشعار افراطى كه باعث غلوّ و هتك حرمت آل محمد (عليهم السلام) مى باشد، پرهيز كند. همچنين مراقب باشد به خدا و پيامبر و اهل بيت دروغ نبندد.
3 - نقل حديث، مصيبت وحكايت ازكتب معتبر نمايدوسعى نمايدعبارات عربى را صحيح بخواند.
4 -
درذكرمصائب آل محمد (عليهم السلام) هتاكى وپرده درى نكند كه موجب قساوت قلبها مى گردد، همچنين كلمات نامناسب كه ايجاد ذلت و خوارى براى اهلبيت مى كند به كار نبرد.
5 - درهر حال موقعيت مجلس را در نظر بگيرد، مصيبت خواندن را بسيار طول ندهد و سعى نمايد هنگام مصيبت خواندن، خود نيز محزون وغمناك باشد.
6 - درمرثيه خواندن از الحان غير شرعى وغنا و لحن اهل گناه و استفاده از ساز و موسيقى جداً پرهيز نمايد.
7 - درمجالس، شوخى بيرون از ادب نكند، همچنين با ديگران مخصوصاً با همكاران خود جدال نداشته باشد.
1 - شركت در مجالس و خدمت نمودن در آنرا براى خدا و خوشنودى نبى اكرم و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) انجام دهد و بداند اين مجالس مورد توجه و نظر خدا و رسول گرامى او مى باشد.
2 - با فروتنى و خضوع كامل دراين مجالس وارد شود و به دنبال خود نمايى نباشد.
3 -
چون در چنين مجالسى وارد مى شود به معارفى كه گويندگان ارائه مى دهند گوش فرا دهد و به احترام مجلس با همديگر صحبت نكنند و نظم و سكوت جلسه رارعايت نمايد ودرعزادارى شركت كند وبه دنبال كسب فيض وبهره مندى بيشترباشد.
4 - درهنگام شنيدن ذكر مصيبت ساكت بنشيند وگريه نمايد؛ يا خود را محزون و مصيبت ديده بداند و براى خود و ديگران دعا نمايد.
5 - درمجالس عزادارى و نيز درمجالس جشن و سرور اهلبيت و اعياد، از كارهاى نامشروع و كردارهاى زشت و خارج از فرامين اسلام اجتناب كنند و باعث ناخشنودى خدا و رسول اكرم نگردند.
پرسشهاى فقهى * پرسشهاى كلامى
پرسشهاى عرفانى * پرسشهاى تاريخى
از مرجع عالى قدر و فقيه اخلاقى
حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ حسين مظاهرى
زعيم حوزه علميه اصفهان
1 - آيا اصل عزادارى و سوگوارى براى ائمه هدى (عليهم السلام) وامام حسين (ع) مورد تأييد شرع مقدس مى باشد يا خير؟
2 - آيا اصل قمه زدن (يعنى تيغ بر سر زدن و جارى كردن خون) بنفسه مورد جواز شرع مقدس مى باشد؟
3 - آيا مصاديق گوناگون عزادارى (مانند زنجير زنى و سينه زنى و...) در شهرها و كشورها مورد تأييد شرع مقدس مى باشد؟
4 - ما مى دانيم دنياى غرب و دشمنان اسلام همواره به دنبال نابودى احكام اسلامى و شعائر مذهبى مسلمانان بوده اند؛ از آن جمله حكم رجم در زناى محصنه را نيز خلاف عاطفه و حقوق بشر مى نامند. حال با هجوم تبليغاتى دشمن، انعكاس تصاوير و فيلم هاى قمه زدن در دنيا، آيا قمه زدن در زمان ما مصداق واقعى وهن است، دسته اى آنرا موهون مذهب كه نمى دانند بلكه از اصول شعائر هم مى دانند و
دسته ديگر آن را موهون مى شمارند.
لذا حقيقتاً تشخيص اين امر بسيار دشوار است. خواهشمند است با صراحت بفرماييد.
الف تشخيص اينكه قمه زدن يا كارهاى ديگر (تعزيه يا شبيه خوانى و...) در زمان ما و در كشور اسلامى ايران و در شهرهايى مانند اصفهان و تهران، مصداق وهن است يا نه، بر عهده چه كسى است؟
ب - اگر فقيهى در مصداق وهن بودن آن ترديد داشت وظيفه مقلدان ايشان و جامعه اسلامى چيست؟
5 - حضرتعالى در پاسخ استفتايى (محرم 1419) فرموده بوديد: "چون مقام معظم رهبرى قمه زدن را منع نموده اند. بر همه لازم است از معظم له متابعت كنند." آيا اين فتوا صحيح است يا خير؟ لطفاً توضيح فرماييد؟
6 - بعضى پا فراتر مى گذارند و مى گويند: "اين كار نزاع عقل و عشق
است" يا "اين امور در محدوده فقه نيست." لطفاً در اين باره نيز توضيح فرماييد؟
7 - آيا خاك ساير اماكن متبركه و ساير مشاهد مشرّفه مانند نجف اشرف، مشهد الرّضا و بقيع، داراى تقدّس مى باشد؟ آيا جهت استشفاءمى توان آنها را خورد؟
8 - آيا تكايا، حسينيه ها و حرم امامان، شامل احكام مسجد هستند؟
9 - برداشتن اشياءگوناگون مانند خاك، سنگ، پرچم، گلدان و... از مشاهد مشرّفه و اماكن مذهبى و جلسات عزادارى براى تبرّك چه حكمى دارد؟ از چه كسى بايد اجازه گرفت؟
** بايد از افراد مسئول مربوطه مثل مُتولى يا نظير او اجازه گرفت. مگر مثل خاك كه ارزش مادى خاصى ندارد.
10 - آيا پوشيدن لباس مشكى در عزاى امام حسين (ع) و ديگر ائمه مكروه است؟
11 - آيا در ماه محرم و صفر و روزهاى سوگوارى اهلبيت (عليهم السلام) آرايش نمودن خانمها، رنگ نمودن موها اشكال دارد؟
12 - گاهى در مجالس عزادارى بانوان، صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آيا اين عمل اشكال دارد؟
13 - آيا نماز جماعت اول وقت مهم تر است يا ادامة عزادارى امام حسين (ع)؟
14 - بالا و پايين پريدن در هنگام عزادارى و سينه زنى كه به هروله
معروف شده است چه حكمى دارد؟
15 - برهنه شدن مردان در هنگام عزادارى چه حكمى دارد؟ اگر زنان نامحرم حضور داشته باشند چه حكمى دارد؟
16 - راههاى صحيح و شرعى عزادارى براى اهلبيت چه چيزهايى است؟
17 - بسيار ديده شده، مردم براى گرفتن يك بشقاب غذا در محل عزادارى امام حسين (ع) صف هاى طولانى مى بندند، آيا غذا، چايى و ساير خوردنيها كه در جلسات عزادارى توزيع مى شود، خاصيت ويژه اى دارد و آيا اين كار صحيح است؟
18 - استفاده از تربت امام حسين (ع) براى غير استشفاء مانند قرار دادن در خانه، ماشين، كفن و سجاده به عنوان تبرك چه حكمى دارد؟ چرا؟
19 - آيا در انتهاى زيارت عاشورا بايستى جملات سلام و لعن را صد مرتبه تكرار كرد يا اينكه گفتن يك مرتبه هم كافى است و ثواب دارد؟ بعضى يك مرتبه مى خوانند و مى گويند: «مأة مَرة»، آيا صحيح است؟
20 - نماز زيارتى كه همراه زيارت عاشورا است، قبل از خواندن متن زيارت بايد انجام گيرد يا بعد از خواندن زيارت نامه؟
21 - بعضى وسايل هست كه فقط جهت مراسم محرم استفاده مى شود مانند ديگ، طبل، عَلَم، فرش، پارچه و... آيا اين، نوعى اسراف نيست و آيا از اين وسايل و اماكن نبايد استفادۀ ديگرى نمود؟
22 - در حكومت اسلامى گاهى اجازۀ قانونى تردد به كشور عراق داده نمى شود، اگر كسى براى زيارت قبر امام حسين (ع) از طُرق ديگر اقدام كرد، آيا عمل او مورد رضايت خداوند است؟
23 - آيا گفتن داستانها و روضه هايى كه از امام حسين (ع) چهره اى ناتوان و خوار مى سازد، صحيح است؟ و به طور كلى بيان داستان و زبان حال تا چه اندازه جايز است؟
24 - محدوده حرم سيد الشهداء (ع) در زمان فعلى كدام است؟
25 - تربتى كه به عنوان استشفاءمعرفى شده، خاك كربلا است يا خاك حرم حسينى؟
26 - آيا بستن نخ، زنجير، قفل و... به درخت، ضريح يا پنجره هاى اماكن مذهبى و مشاهد مشرفه در ايران، عراق يا حجاز صحيح است؟ اين كار چه فايده اى دارد؟
27 - در جلسات عزادارى، سخنرانى افراد غير روحانى يا غير معمم - البته با دانش كافى - چه حكمى دارد؟ استفاده از منبر براى ايشان چه حكمى دارد؟
راه، تضعيف روحانيت نمايند، چنانكه امام جماعت شدن اشخاص غير معمم نيز به همين ترتيب مى باشد.
28 - آيا برگزارى جلسات ويژه براى جوانان، دختر ها، بانوان و... و بيان معارف در سطح هر گروه مفيد و مورد تاييد است؟
29 - وظيفه بانيان و شركت كنندگان در مقابل مداحانى كه بدون سند
معتبر روضه مى خوانند و يا به صورت غنايى مى خوانند چيست؟
توجه داشت كه غالب مُنكراتى كه در مجالس عزادارى، پيدا مى شود، تقصير آن با بانيان و بلكه عزاداران نيز مى باشد.
30 - مرسوم است دهه اول محرم، عزادارى ها صورت مى گيرد اما از ظهر عاشورا خيلى از مراسم ها تعطيل مى گردد، وحال آنكه عزاى واقعى از روز عاشورا آغاز مى گردد، حضرتعالى چه توصيه اى به هيئات محترم عزادارى داريد؟
31 - خواندن روضه هاى دروغ وغير معتبر كه بعضاً موجب تمسخر وهتك مى گردد چه صورت دارد؟
32 - چند سالى است بسيارى از هيئت هاى مذهبى ظهرعاشورا به اقامه نمازظهر مى پردازند و به سيره حضرت سيد الشهداء (ع) اقتدا مى كنند. از آنجايى كه هنوز برخى هيئت ها به اين مهم بى توجه هستند، توصيه حضرتعالى در اين رابطه چيست؟
33 - در برخى مجالس عزادارى بعضى مداحان با الفاظ نامناسب به ائمه (عليهم السلام) خطاب مى كنند، يا به عنوان عزادارى به صورت خود چنگ انداخته ويا زنجير خاردار مى زنند وبر بدن ولباس آنان خون جارى شده ولباس وبدن و منزل ديگران را نجس مى كنند، از آنجائيكه اين گونه روشها در حال ترويج بوده ومجالس را از وزانت ومعنويت تهى ساخته، چه بسا موجب وهن مقدسات مى شود، تكليف ما را در اين رابطه روشن فرماييد؟
34 - لطمه زدن به خود به صورتهاى متفاوت چه حكمى دارد؟ (روى كندن وسينه زدن به صورتى كه زخم يا كبود شود)
35 - استفاده از اُرگ - از آلات موسى قى وشبيه پيانو - در مراسم عزادارى چه صورت دارد؟
36 - در ايام عاشورا زنان به دنبال هيئت هاى عزادارى به راه مى افتند وبعضاًبا حجاب نامناسب و وضع زننده موجب جلب توجه نامحرمان مى شود. لذا برخى خواهران در اين ايام يا به مناسبت هاى ديگر دست
به تشكيل جلسات مخصوص خواهران در تكايا وحسينيه ها زدند تا خواهران مستقلاًبه روضه خوانى و عزادارى بپردازند و از عوارض منفى حضور آنان در منظر نامحرمان بكاهند، آيا حضرتعالى اين روش را تأئيد مى فرماييد؟
37 - آيا خوانندگى زن درمجالس عزادارى با علم به اينكه مردان نامحرم صداى او را مى شنوند، جايز است؟
38 - برپايى مجالس عقد يا عروسى در ايام ولَيالى شهادت ائمه معصومين (عليهم السلام) وراه اندازى كاروان هاى شادى كه موجب هتك حرمت اين ايام ومناسبت ها مى شود چه صورت دارد؟
39 - در حسينيه ها ومساجد بيشتر مناطق بخصوص روستا مراسم شبيه خوانى به اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مى شود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟
40 - دربعضى از مساجد درايام عزادارى ازعَلَم هاى متعددى استفاده مى شود كه داراى تزئينات زياد وگرانبهايى است وگاهى موجب سؤال متدينين از اصل فلسفه آنها مى گردد و در برنامه هاى تبليغى خللى ايجاد مى كند وحتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حكم شرعى در اين رابطه چيست؟
41 - اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سيدالشهداء (ع) نذر كرده
باشد، آيا جايز است مسئولين حسينيه از قبول آن خوددارى كنند؟
42 - اگر بعضى از واجبات از مكلّف به سبب شركت در مجالس عزادارى فوت شود؛ مثلاًنماز صبح قضا شود، آيا بهتر است بعد از اين در اين مجالس شركت نكند يا اينكه عدم شركت او باعث دورى از اهل بيت (عليهم السلام) مى گردد؟
43 - دربعضى از هيئت هاى مذهبى، مصيبت هايى خوانده مى شودكه
مستند به مقتل معتبرى نيست واز هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده اين مصيبت از منبع آن سؤال مى شود پاسخ مى دهند "كه اهل بيت (عليهم السلام) اينگونه به ما فهمانده اند ويا ما را
راهنمايى كرده اند وواقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط گفته هاى علما نمى باشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام ومكاشفه مكشوف مى شود" سؤال اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟
44 - نظر شريف حضرتعالى نسبت به ادامه حركت دسته هاى عزادارى درشبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چيست؟
45 - از ساختمان حسينيه صداى قرائت قرآن ومجالس عزادارى پخش مى شود، بطورى كه صداى آن بيرون از حسينيه هم شنيده مى شود واين امر موجب سلب آسايش همسايگان شده است ومسئولين وسخنرانان حسينيه اصراربه ادامه آن دارند، اين عمل چه حكمى دارد؟
46 - اگر انسان خود را درزيارتگاه هاى ائمه (عليهم السلام) به زمين بيندازد وهمانند بعضى از مردم كه صورت وسينه خود را بر زمين مى مالند تا
از آن خون جارى شود وبه همان حالت وارد حرم مى شوند، عمل كند چه حكمى دارد؟
47 - استفاده از آلات موسيقى در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟
48 - آيا آنچه متداول شده كه به عنوان عزادارى براى امام حسين (ع) گوشت بدن خود را سوراخ كرده، قفل وسنگ كيلو به آن آويزان مى كنند، جايز است؟
49 - باقيمانده اموالى كه به عنوان هزينه هاى مراسم عاشوراى امام حسين (ع) جمع آورى مى شود، درچه موردى بايد خرج شود؟
50 - در بعضى از مناطق, زنان، مراسمى را به اسم سفره حضرت ابوالفضل (ع) يا برنامه هايى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه (عليها السلام) برگزار مى كنند ودرآن شعرهاى عروسى خوانده وكف مى زنند وسپس شروع به رقص مى كنند، انجام اين امور چه حكمى دارد؟
51 - آيا جايزاست در ايام محرم از افراد خير اموالى را جمع آورى كرد وبا تقسيم آنها به سهم هاى مختلف قسمتى را به قارى قرآن ومرثيه خوان وسخنران داد و باقيمانده را براى برگزارى مجالس مصرف كرد؟
52 - آيا جايز است زنان با حفظ حجاب وپوشيدن لباس مناسب كه بدن آنها را بپوشاند، دردسته هاى سينه زنى وزنجير زنى شركت كنند؟
53 - اگر قمه زدن درعزادارى ائمه (عليهم السلام) موجب مرگ شخص شود، آيا اين عمل خودكشى محسوب مى شود؟
54 - آيا قمه زدن بطور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف حضرتعالى عموميت دارد؟
55 - معيار شرعى ضرر، اعمّ از جسمى يا روحى چيست؟
56 - زنجير زدن به بدن همانگونه كه بعضى از مسلمانان انجام مى دهند، چه حكمى دارد؟
57 - برخى از ذاكرين در مدايح اهل بيت (عليهم السلام) تعبيراتى مانند «مست مستم من، هرچه باداباد، على پَرَستم من، همچون زهرا مادرت / از همه خوشگل ترى» را بكارمى برند كه به نظر مى رسد با شأن اهل بيت (عليهم السلام) منافات دارد. بكار بردن اين الفاظ چه صورت دارد؟
اينگونه كلمات نا مناسب كه مربوط به افراد خاص است، درحق ائمه طاهرين (عليهم السلام) حرام است و مورد غضب حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) است.
58 - خواندن مرثيه ومديحه هايى كه شنوندگان را در جشنهاى تولد ائمه (عليهم السلام) وعيد مبعث به گريه بيندازد چه حكمى دارد؟
59 - درروز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغالِ روشن شدن، برگزار مى شود كه علاوه بر اينكه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص
وارد مى كند و همچنين موجب توهين به مذهب مى گردد، نظر شريف حضرتعالى دراين باره چيست؟
60 - آيا اين جمله كه گفته مى شود: «اگر حضرت على اكبر (ع) زنده مى ماندند بعد از پدر، امام مى شدند» صحيح است؟ لطفاً توضيح دهيد؟
از ناحيه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) دركتب روايى وجود دارد. لكن آنچه مسلم است
اينكه مقام حضرت على اكبر (ع)، مقام عظيمى است تا آنجا كه پدر بزرگوارشان در توصيف ايشان فرموده اند: «أشبه الناس خََلقاً و خَُلقاً و منطقاً برسول الله».
61 - در زيارت عاشورا آمده است «و ابدأ به اولاً ثم الثانى و الثالث و الرابع» اينها چه كسانى هستند و چرا نامشان به صراحت برده نشده است؟
62 - در زيارت عاشورا مى خوانيم «عظمت مصيبتك فى السماوات على
جميع اهل السماوات» منظور از اهل سماوات چيست؟
63 - حقيقت معنى «ثار الله» كه در زيارت امام حسين (ع) آمده چيست؟
64 - آيا جلسات عزادارى به شكل كنونى، زنجير زدن، سينه زنى،
دستة عزادارى و... بدعت در دين رسول الله نيست؟
65 - آيا كسانى كه در سفر كربلا، امام حسين (ع) را همراهى نكردند مرتكب گناه شدند؟
در روايت صحيح السند، نامه اى از حضرت امام حسين (ع) به محمد ابن حنفيه
وارد شده كه آن حضرت در اين نامه مى فرمايد: «هر كه با من بيايد، شهيد خواهد شد و هر كه با من نيايد حتماً رستگار نخواهد شد.»
66 - چرا امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) هر صبح و عصر - بنا بر زيارت ناحيه مقدسه - بر امام حسين (ع) گريه مى كنند؟ و اينكه مى فرمايند «بدل الدموع دماً» يعنى چه؟
67 - چرا بر زيارت قبر امام حسين (ع) تأكيد زيادى شده است؟
68 - آيا در زمان حكومت امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) عزادارى امام حسين (ع) برگزار مى شود؟ چرا؟
69 - در زيارت ائمه معصومين مخصوصاً امام حسين (ع)، معناى «لعن» چيست؟
70 - در بعضى روايات، اخبارى آمده مبنى بر گرية انبياء پيشين بر
امام حسين (ع) حكمت آن گريه ها چيست؟
71 - آيا گريه و نوحه اجنه بر امام حسين (ع) صحت دارد؟ چگونه؟
72 - چرا براى زنده نگهداشتن عاشورا و راه امام حسين (ع) به
جلسات سخنرانى، همايش و گفتگو، اكتفاء نمى شود؟ و روضه، گريه، سياه پوشى و دسته عزادارى بر گزار مى شود؟
73 - در سخنان بعضى از بزرگان ديده مى شود كه گفته اند حيوانات، پرندگان و حتى جمادات - درخت يا سنگ - نيز براى امام حسين (ع) اندوهگين مى شوند، گريه مى كنند و خون آلود مى شوند. اين مطلب چه طور ممكن است؟
فراوانى بدان تصريح شده، درك نمى كند. و قال الله تعالى: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوات السَّبْعَ و الارْضُ وَ مَنْ فِيهنَّ وَ إِنْ مِنْ شَئٍ إِلّا يسَبّحُ بِحَمدِهِ وَ لكِنْ لا تَفقَهُونَ تَسبِيحَهُمْ» (44 / اسراء)
74 - عزادارى و سوگوارى در فرهنگ اسلامى تا چه اندازه و به چه كيفيتى مجاز شمرده شده است؟
75 - در زيارت عاشورا مى خوانيم "انَّ هذا يوم تبركت به بنو اميه" آيا اين جمله را در غير روز عاشورا هم مى توان گفت؟
76 - گفته مى شود تربت كربلا در ظهر عاشورا خون آلود مى شود، آيا اين صحيح است؟ اگر صحيح است، آيا اين خون پاك مى باشد؟
77 - عبارت زيارت عاشورا "السلام على الحسين و على على ابن الحسين" منظور از على بن الحسين چه كسى است، امام سجاد يا على اكبر (ع)؟
78 - آيا ماجراى فُطرسِ ملك يا گريه و عزادارى ملائكه براى امام حسين (ع) صحت دارد و حال آنكه ملائكه موجودات غيرمادى هستند؟ دليل آن چيست؟
79 - معناى لعن بر گروههاى مختلف در زيارت عاشورا چيست؟
كسانى كه مسبب جريان كربلا ولو در زمانهاى قبل از اين حادثه، بوده اند و نيز همه كسانى كه صدق متابعت و رضايت به امر، بر آنان مى شود ولو در زمانهاى بعد از اين حادثه، مورد لعن و نفرين هستند؛ و لعن زيارت عاشورا - كه اين زيارت را از قدسيات (احاديث قدسى) و از جانب حضرت حق تعالى دانسته اند - شامل همه آنها مى شود. چنانكه در قرآن كريم نيز افراد و گروههاى متعددى مورد لعن و نفرين الهى قرار گرفته اند و از جمله آنان، كافران، ظالمين، كاذبين، عهد شكنان، كتمان كنندگان حقايق و بينات الهى، يهوديان، افتراء زنندگان به زنان مؤمنه و خود شيطان است. آيات متعدد و فراوانى در قرآن شريف وجود دارد كه اين افراد و گروهها و ديگران، در آن آيات مورد لعن واقع شده اند و حتى در آيه 60 سوره اسراء، سخن از
شجره ملعونه در قرآن رفته است كه تفصيل آن در اين مقام نمى گنجد و بايد به محل آن رجوع كرد. و همه كسانى كه در زيارت مقدسه عاشورا، لعن شده اند، مصاديق همين آيات مورد اشاره اند. و اما معناى لعن در زيارت عاشورا هم، همان معناى لعن در قرآن و به بيان ديگر به معناى «تبرّى» است كه يكى از مهمترين فروع مهم دين است و تولى كه يكى ديگر از فروع مهم دين است جز با تبرى تكميل نمى گردد كما اينكه تبرى نيز جز با توّلى، كه تبرى عملى و عينى و حقيقى است، كامل نمى شود و هر دو ركن بايد در كنار همديگر آورده شود.
80 - آيا امام حسين (ع) مى دانستند شهيد مى شوند؟ و در اين صورت آيا حركت به سمت كربلا نوعى به مهلكه انداختن خويش نيست؛ در حالى كه در آيه داريم "ولا تلقوا بايديكم الى التهلكه" ؟
طبق آن عامل بوده اند و اين مطالب را تفاصيلى لازم است كه بايد به محل آن مراجعه كرد.
80 - چرا امام عصربه لقب «طلب كننده خون امام حسين» لقب گرفته اند - دعاى ندبهو آيا امام عصر طالب خون ساير ائمه هدى نمى باشند؟
81 - چرا امام حسين (ع) از نيروى غيبى - ملائكه و اجنّه و... - براى از بين بردن يزيد استفاده نكردند؟
83 - در زيارت عاشورا مى خوانيم "اللّهمَّ اللْعَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد" منظور از اول ظالم كيست؟ و آن ظلم چه بوده است؟
(عليهم السلام) و اولويت در شمول لعن و عذاب الهى دارد و بقيه كسانى كه بعد از آنان ولايت شكنى مى كنند و تضعيف ولايت و تشيع نمايند، همانند آنها بوده، آخريت دارند.
84 - چگونه ممكن است سر بريده، قرآن تلاوت كند؟ آيا اين يك معجزه است؟ دليل قرائت قرآن چيست؟
أياتِنَا عَجَباً»(كهف/ 9) آيات الهى بسيار است و هيچ يك محل استبعاد نيست و چنانكه نقل شده سر مطهر، همين آيۀ شريفه را تلاوت كرده است.
85 - رواياتى كه بيانگر دگرگونى آسمان و زمين، خون باريدن آسمان و... موقع شهادت سيد الشهداء (ع) است به چه معنا است؟ آيا بيان واقع است يا مجاز گويى؟
اين گونه امور را مى توان شهود كرد و در آن صورت اينگونه امور، حقايق خود را نمايان خواهد كرد.
86 - در زيارت عاشورا مى خوانيم
"اَللّهمَّ اللْعَنْ... و شايَعَت وَ بايَعَت و تابَعَت عَلي قَتْلِه" منظور از اين سه گروه چه كسانى هستند؟ و چرا برايشان لعن و نفرين مى باشد؟
** چنانكه گفته شد - پاسخ سؤال 83 - گفته شد تضعيف كنندگان و تخريب كنندگان ولايت بالاترين ظلم را مرتكب گشتند و هركسى به هر شكلى از آنان پيروى نمايد و در تخريب و تضعيف ولايت و تشيع، نقشى داشته باشد، مثل آنان مشمول لعن و عذاب است.
87 - منظور از اين حديث شريف كه نبى اكرم فرمودند
«حُسينٌ مِنِّي وَ أنا مِنْ حُسين» يعنى چه؟
88 - چرا حضرت امام حسين (ع) با خانواده و زنان و كودكان خود به كربلا عزيمت نمودند؟
89 - آيا قاتلين امام حسين (ع) به دست امام زمان (عجل الله فرجه) قصاص مى شوند؟ چه زمانى؟
90 - حكمت عزادارى براى ائمه هدى، خصوصاً امام حسين چيست؟
خواهى و قيام براى اقامه قسط و اجراى دستورات الهى و فرياد عليه ظلم و تعدى به حدود الهى؛ بدين جهت عزادارى، شعار تشيع و يكى از نمادهاى بزرگ شيعه گرى است كه همراه با شعور و عبرت و درس آموزى است.
91 - هدف از گريه كردن بر اهل بيت و تباكى - خود را به گريه واداشتن - و معنى گريه ما بر امام حسين (ع) چيست؟
92 - چرا عزادارى براى حضرات معصومين به گستردگى عزاى امام حسين (ع) نيست؟
جريان آن بزرگوار، تحريك عواطف و تنوير عقول به نحو اَتَمْ و اكمل وجود دارد و شور و شعورى كه در حماسه بى همتا و تمام نشدنى كربلا و عاشورا وجود دارد موجب احياء و تقويت روح عدالت خواهى و ظلم ستيزى است و به همين دليل، سِرّ بقاء تشيع و ادامه حيات پر بركت آن در اقامه عزادارى حسينى است و به همين دليل هم دشمنان تشيع، هميشه به دنبال برچيدن اين برنامه عظيم يا كم رنگ كردن آن و
يا آميختن آن به خرافات و اباطيل بوده اند. لكن بحمد الله هيچگاه موفق نشده اند و هيچگاه هم موفق نخواهند شد. انشاءالله.
93 - آيا اين مطلب كه شمر ملعون موقع جدا كردن سر امام حسين (ع) صداى آه وناله حضرت زهرا (عليهاالسلام) را شنيد، درست است؟
94 - هدف از تشكيل هيئت، دسته هاى عزادارى و سياه پوش كردن شهر چيست؟
استمرار شيعه است.
95 - آيا كثرت جمعيت در عزادارى امام حسين (ع) مهم است؟ آيا جمعيت زياد نشانه عنايت ويژه اهلبيت است يا خير؟
96 - آيا صحيح است كه امام حسين (ع) براى خود، از دشمن درخواست آب نمود؟
«هيهات منا الذلة»
97 - آيا يزيد ملعون بعد از به شهادت رساندن امام حسين (ع) توبه كرد؟ و آيا توبه فردى مانند يزيد پذيرفته مى شود يا نه؟
(لعنة الله و ملائكته و انبيائه و رسله و اوليائه عليه) قطعاً توبه نكرده است؛ زيرا توفيق توبه كه ازجانب خداوند متعال است به مثل يزيد ملعون، عنايت نمى شود. بلكه بالاتر از اين، از آيات و روايات شريفه به خوبى استفاده مى شود كه گناه اينگونه افراد، معصيت نابخشودنى و ذنب لايغفَر است و زمينه براى ترحم و جلب رحمت خداوند رحمان و رحيم را از دست مى دهند؛ و به بيان عبرت انگيز قرآن كريم، اينگونه افراد نه تنها اهل جهنم بلكه تبديل به هيزم جهنم شده اند.
قال الله تعالى: «إنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدونَ مِنْ دُونِ الله حَصَبُ جَهَنَّمَ»(98 / انبياء)
وقال الله تعالى: «وَ أمّا الْقاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطباً»(15 / جن)
98 - آيا كسانى كه در مقابل حضرت امام حسين (ع) در كربلا صف آرايى كردند همه منافق، كافر و فاسق بودند و همه اهل جهنم هستند؟
قال الله تعالى: «إنَّ شَرَّ الْدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الْصُّمُّ الْبُكْم الَّذِينَ لَا يَعقِلونَ»(22 / انفال)
و از اين جهت هم مورد لعن صريح خداوند سبحان هستند.
قال الله تعالى: «أَولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهمُ اللهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعمَي أَبْصارَهُمْ»(23 / محمد)
و نيز از اين جهت هم، كه موجب اذيت و آزار خداوند و رسول او بوده اند، مستوجب لعن و عذاب دنيوى و اخروى هستند.
قال الله تعالى: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ الله فِي الدُّنيا و الاخِرَة وَ أعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِيناً(57 / احزاب)
و اساساً كسانى كه در قرآن كريم مورد لعن خداوند تعالى واقع شده اند، به تصريح آيات و روايات شريفه، اهل جهنم و حتى بنابر برخى از آيات كريمه، اهل خلود در عذاب بوده و هيچ نصرت و كمكى براى آنان متصور نيست،
قال الله تعالى: «... و مَنْ يَلْعَنِ اللهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً»(52 / نساء) فأعاذنا الله منهم -.
99 - از علامه طباطبايى (رضوان الله تعالى عليه) صاحب تفسير الميزان نقل شده كه فرمودند: حضرت اباعبدالله (ع) براى رفع حجاب و موانع سير الى الله به سالكين راه خدا عناياتى عظيم دارند، خواهشمند است اين جمله را شرح فرماييد؟
100 - رابطة گريه بر امام حسين (ع) وسير و سلوك الى الله چيست؟
101 - آيا ابراز عطش و درخواست آب از جانب حضرت على اكبر (ع) با علم ايشان به عدم وجود آب، صحيح است يا اينكه حكمت ديگرى دارد؟ و همچنين زبان در كام نهادن حضرت سيد الشهداء (ع) چه حكمتى داشته است؟
بعضى از بزرگان، اين قضيه را توجيه بسيار خوبى كرده اند كه چون مفصّل است، جاى ذكر آن نيست و حقير در برخى از صحبتها و ذكر مصائب، آنرا يادآور شده ام.
102 - در زيارت عاشورا مى فرمايد «اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم»، منظور از شُكر بر مصيبت سيد الشهدا (ع) چيست؟
103 - در زيارت عاشورا مى خوانيم «الحمد الله على عظيم رزيتى» آيا براى مصيبت بزرگ بايد خدا را شكر كرد؟ شكر چه چيز؟
104 - چه كنيم در جلسات عزادارى اشكمان جارى شود و دلمان بسوزد؟
دلهايمان صاف تر خواهد شد و هر چه دلهايمان صاف تر شود، اشكهايمان جارى تر خواهد بود.
105 - آيا جلو تير قرار گرفتن بعضى از اصحاب در نماز ظهر عاشورا مصداقِ خود را به مهلكه انداختن نيست؟
106 - معروف است شب عاشورا، حضرت فرمودند: هر كس مى خواهد، ميتواند برود. آيا كسانى كه رفتند معصيت كردند؟
مى خواهد برود، براى آن بوده كه صالح از طالح شناخته شود و در اين غربال، آنچه ناخالصى و ناپاكى است برود و آنچه خالص است باقى بماند.
107 - چرا حضرت زينب (سلام الله عليها) فرمودند: "ما رأيتُ الّا جميلاً" ايشان چه چيز زيبايى مشاهده كردند؟
اسلام علوى و حتى برچيدن اسلام ظاهرى ادامه داشت را حتى خنثى نمود و از طرف ديگر در اين حادثه، حضرت سيد الشهداء (ع) و ياران با وفاى ايشان به فوز و فلاح ابدى نائل آمدند. بنابر اين از نظر شخصيت بى همتايى مانند حضرت زينب (عليهاالسلام)، آنچه واقع شده زيبايى، فوز و سعادت است و از هر لطف جلى بالاتر و بهتر است.
108 - آيا اينكه بعضى مى گويند: كار امام حسين (ع) در روز عاشورا عاشقانه بود و نه عاقلانه, يعنى كارهاى آن حضرت مخالف عقل بود يا فراتر از عقل، صحيح است؟
حقيقى انجام شد؛ زيرا عشقى كه در اين چهارچوب نباشد، عشق نيست، هواى نفس است و يا دست كم عشق نما است نه عشق حقيقى.
109 - جناب حر بن يزيد، جلو حركت كاروان امام حسين (ع) را گرفت. آيا ايشان توبه نمود و آيا توبه او مورد قبول خداوند قرار گرفت؟
110 - آيا مقام معنوى شهداى كربلا و ياران امام حسين (ع) همگى يكسان است؟ آيا توسل به ياران امام حسين (ع) صحيح است؟
111 - سلام نمودن بر امام حسين (ع) «السَّلامُ عَليكَ يا...» در زيارات ايشان به چه معنى است؟ و آيا ايشان پاسخ سلام را مى دهند؟
كلامى و ترد سلامى» و يا در اذن دخول مشاهد مشرفه مى خوانيم «الهم انى... أعلم أن رسولك و خلفائك عليهم السلام احياءُ عندك يرزقون يرون مقامى و يسمعون كلامى و يردون سلامى و انك حجبت عن سمعى كلامهم و فتحت باب فهمى بلذيذ مناجاتهم» و البته كسانى هم هستند از اولياء الهى كه به لطف و اذن خداى تعالى، جواب و پاسخ سلام را از ائمه هدى (عليهم السلام) مى شوند. فهنيئاً لهم.
112 - بعضى مى گويند: "قبل از اذان صبح در حرم امام حسين (ع) بوى سيب به مشام مى رسد" آيا صحيح است؟
درجاتى دست يافته باشند؛ همچنانكه در همان روايات به اين مطلب تصريح شده كه «فإنه يجده اذا كان مخلصاً» (بحار الاانوار/ جلد 45 /صفحه 91 / حديث 31)
113 - آيا اين گفته صحيح است كه هر كس چهل روز زيارت عاشورا بخواند به زيارت امام حسين (ع) نائل مى شود؟
114 - آيا شهادت امام حسين (ع) وياران ايشان كه ملاقات خداوند و عروج به سعادت ابدى ايشان است، باعث حزن و اندوه ما است يا عامل شادى ما مى باشد؟
و شعارهاست كه عقل و شعور انسان به تكامل مى رسد و عبرت ها و درسهاى عاشورا در درون آدمى، رسوخ مى كند.
115 - آيا صحيح است كه بگوييم: چون كه مجالس اهلبيت خيلى اهميت دارد، پس هر كس به نام ايشان هر كارى بكند درست است؟
و موجب قهر و ناراحتى قلوب مبارك آن حضرات است؛ چنانكه اهل دل و شهود
نيز، فراوان نقل كرده اند كه وجود منكرات در مجالس اهل بيت (عليهم السلام) باعث قهر و نگرانى آن بزرگواران است و به جِد بايد از آن پرهيز نمود.
116 - افرادى كه فقط در مجلس سخنرانى شركت مى كنند و در مراسم روضه ومرثيه شركت نمى كنند و يا برعكس، آيا صحيح است؟
ابى عبدالله الحسين (ع) كه به وسيله روضه خوانى انجام مى شود و لذا بى اعتنايى به هر كدام از آن، درست نيست و اگر صورت اعراض يا وهن پيدا كند، جايز نمى باشد.
117 - آيا در مورد برگزارى يك دهه روضه، سوم، هفتم، چهلم، روضة هفتگى و... براى امام حسين (ع) يا ساير ائمه (عليهم السلام) مستنداتى از ائمه هدى وجود دارد؟
118 - آيا اين مطلب صحيح است كه زنان بنى هاشم در طول راه اسارت، بدون حجاب بودند؟
119 - آيا عزادارى براى امام حسين (ع) به اين شكل را سلسله صفويه به وجود آورده اند؟
خداوند تبارك و تعالى است كه براى انبياء عظام الهى عزاى حسين بن على (ع) را بيان فرموده است و سپس جبرئيل امين (ع) وبعد از آنها نبى مكرم اسلام (صلى الله عليه و آله) و سپس ائمۀ هدى (عليهم السلام) از هر فرصتى براى برپايى مراسم عزاى سيد الشهداء (ع) بهره بردارى مى فرمودند و اين سنت بزرگ را به شيعيان خود منتقل فرمودند و اين مسائل در روايات مختلف آمده است كه به محل آن بايد رجوع كرد. لكن در اينكه در زمان صفويه، به واسطۀ تدبير و كوشش علماى بزرگ شيعه، معارف شيعى احياء گرديده و از اين جهت كار بزرگى انجام گرفته است، جاى ترديد نيست.
120 - توابين از چه گناهى توبه كردند و آيا قيام آنها صحيح بود و ثواب دارد؟
121 - از زيارت امام حسين (ع) كداميك معتبرتر و از نظر مفاهيم عميق تر است؟
محتوا و سر شار از معارف نبوى، علوى، فاطمى و حسينى است و از نظر سند هم داراى اعتبار بسيار است؛ به خصوص زيارت امين الله كه از حيث سند، اعتبار بالايى دارد؛ لكن مضمون هر دو زيارت به خوبى حكايت از آن دارد كه صادره از معصوم (ع) است و لاغير. و در ميان زيارات مخصوصه، زيارت مقدسۀ عاشورا كه از قدسيات (احاديث قدسى) و صادره از حق جلّ و اعلى مى باشد و نزد اهل عرفان و ولايت، داراى مرتبه ويژه و مخصوصه است و مداومت بر آن ولو با يك لعن و يك سلام، اثرات عميقى در نفس و روح انسان دارد و اهل سير و سلوك، نوعاً مداومت بر اين زيارت دارند.
122 - چرا حضرت سيد الشهداء (ع) حج خود را ناتمام گذاشتند؟ آيا ايشان در اعمال حج وارد شده بودند يا فقط عمره به جا آوردند؟
123 - مكان دفن رأس امام حسين (ع) كجا است؟
124 - تعداد ياران امام حسين (ع) در كربلا چند نفر بوده است؟ تعداد شهداء چند نفر بوده؟
125 - با اينكه خلفا و حكّام ستمگر، چندين مرتبه حرم سيد الشّهداء (ع) را با خاك يكسان كرده و به آب بستند، آيا مكان حرم مطهّر و قبر كنونى، جايگاه اصلى و مدفن حضرت است؟ از چه راهى اثبات مى شود؟
126 - نام فرزند شش ماهة امام حسين (ع) كه در كربلا به شهادت رسيد على بوده يا چيز ديگرى؟
127 - تشنگى شديد خاندان و ياران سيد الشهداء (ع) مخصوص چه زمانى است؟ روز عاشورا يا قبل آن؟
كه موجب شهادت بعضى از كودكان و اطفال شده، در روز عاشورا بوده است.
الا لعنة الله علي القوم الظالمين -
128 - آيا امام حسين (ع) فرزندى به نام رُقيه - سه ساله - داشته اند كه در خرابه شام با سر مبارك مواجه شده و جان داده است؟ و آيا اين مرقد كه براى ايشان مى باشد، درست است؟
129 - با توجه به اينكه ياران سيد الشهدا (ع) همگى كشته شدند، حادثة كربلا با اين دقت در جزئيات، چگونه نقل شده است؟
منوال بوده و مقاتل بسيار معتبر همانند مقتل شيخ مفيد عليه الرحمه نيز بر همين اساس ثبت و ضبط گرديده است.
130 - آيا حركت با دسته هاى عزادارى به صورت پا برهنه جايزاست؟