زلال مودت حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

‌سرشناسه:مصطفوی، محمد، 1353 -

عنوان و نام پديدآور:زلال مودت، صلی‌الله علیک یا امیرالمؤمنین ... [کتاب]/ نویسنده محمد مصطفوی.

مشخصات نشر:تهران : فرهیزش ، 1393.

مشخصات ظاهری:54 ص.؛ 20/5×10 س‌م.

شابک:978-600-93246-4-4

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

يادداشت:عنوان دیگر: زلال مودت، امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه‌السلام.

يادداشت:عنوان روی جلد: امام علی علیه‌السلام.

یادداشت:کتابنامه بصورت زیر‌نویس.

عنوان روی جلد:امام علی علیه‌السلام.

عنوان دیگر:زلال مودت، امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه‌السلام.

موضوع:علی‌بن ابی‌طالب (علیه السلام)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40 ق.

موضوع:علی‌بن ابی‌طالب (علیه السلام)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- فضایل

موضوع:علی‌بن ابی‌طالب (علیه السلام)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- احادیث

موضوع:Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Hadiths

رده بندی کنگره:BP37/35/م555ز8 1393

رده بندی دیویی:297/951

شماره کتابشناسی ملی:3509440

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

زلال مودّت

صلّی الله علیک یا امیر المؤمنین

شناسنامه

گزیدۀ فضائل و کرامات

چند حدیث ناب

صلوات مخصوص

(با ذکر متن عربی و سند روایات و ترجمۀ توضیحی)

اشاره

شناسنامه امیر المؤمنین حضرت امام علیّ (علیه السلام)

شناسنامه امیر المؤمنین حضرت امام علیّ (علیه السلام)(1)

نام: علیّ

لقب(2): امیر المؤمنین(3)، مرتضی(4)وصیّ(5)، قائد الغُرّ المُحُجَّلین(6)، سیّد الوصیّین(7)، الصدّیق الاکبر(8)، الفاروق الاعظم(9)، قسیم الجنّۀ و النار(10)، حَیدَرَة(11)، ابو تراب(12)، ولیّ(13)، وزیر و ... 


1) . برگرفته از مقتل معصومین:، تألیف: گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام)وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی

2) . اسمی غیر اسم اوّل که اشاره به مدح دارد.

3) . فرمانروای جمیع مؤمنان از ازل تا ابد

4) . پسندیده

5) . جانشین

6) . پیشوای پاکان و نیکان و سپید رویان

7) . سَرور و آقای جمیع اوصیاء و جانشینان انبیاء و رسولان الهی

8) . سرآمد راستان

9) . بزرگ‌ترین جداکننده‌ی حقّ از باطل

10) . تقسیم‌کننده بهشت و جهنّم

11) . شیر دلاور

12) . خاک‌نشینِ خاک‌آفرین (سبب خلقت حضرت آدم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام)

13) . مولی و سرپرست و صاحب اختیار

کنیه(1): ابو الحسن، ابو الحسین، ابو تراب، ابو محمّد 

پدر: حضرت ابو طالب 

مادر: حضرت فاطمه بنت اسد 

تولّد: سی سال بعد از عام الفیل(2)در 13 رجب المکرّم در مکّه مکرّمه در میان کعبه

مدّت امامت: سی سال؛ دو سال و چهار ماه در زمان خلافت ابو بکر، نه سال و چند ماه در زمان خلافت عمر، دوازده سال در زمان خلافت عثمان، و پنج سال و چند ماه خلافت ظاهری.

مدّت عمر: 63 سال که سی و سه سال آن را با پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)گذراندند.

تعداد فرزندان: دوازده پسر و شانزده دختر

شهادت: 21 ماه رمضان سال 40 هجری قمری


1) . نامی که به عنوان احترام به شخص، یا به عنوان علامت، به او اطلاق می گردد و اوّل آن با کلمه «أب» «أمّ» «إبن» «بنت» شروع می‌شود.

2) . عام الفیل: سالی که ابرهه - پادشاه حبشه - به قصد تخریب کعبه لشکرکشی کرد و به اعجاز الهی نابود گشتند.

از فضائل و کرامات امیر المؤمنین

حضرت امام علیّ (علیه السلام)

حضرت امام علیّ (علیه السلام)(1)

فضائل بی‌نهایت

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «اگر حقیقتاً دریا مرکّب و درختان جنگل‌ها قلم و انسان‌ها نویسنده و جنّ‌ها حساب‌گر شوند، فضائل تو را ای ابا الحسن! نمی‌توانند احصاء و شمارش کنند.»(2)

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست *** که تر کنم سر انگشت و بشمارم

روح کعبه

حضرت امام صادق (علیه السلام)از پدران بزرگوارشان نقل می‌کنند که عبّاس بن عبد المُطَّلِب و نَوْفَل بن قَعْنَب، رو به روی کعبه نشسته بودند. در این هنگام فاطمه


1) . برگرفته از کتاب قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام) (ترجمه‌ی کتاب «القطرۀ» تألیف مرحوم علّامه مستنبط)

2) . «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ كُتَّابٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ» بحار الانوار ج 40 ص75

بنت اسد - مادر بزرگوار امیر المؤمنین (علیه السلام)آمد و ایستاد و درد زایمان او را گرفت و دعا کرد.

آن دو می‌گویند: خانۀ خدا را دیدیم که از پشت شکافته شد و فاطمه وارد گردید و از چشم ما ناپدید شد. درِ کعبه نیز بسته شد. سپس شکاف دیوار به هم آمد و به هم چسبید. رفتیم که در را باز کنیم تا زن‌ها داخل کعبه بروند، ولی نتوانستیم! فهمیدیم که آن، امری از جانب خداست.

فاطمه (علیها السلام)سه روز در آنجا ماند و همه جای مکّه سخن از او بود.

بعد از سه روز، باز همان جا شکافته شد. فاطمه (علیها السلام) بیرون آمد در حالی که علیّ (علیه السلام)روی دست‌های او بود. فاطمه (علیها السلام)گفت: در این سه روز از میوه‌های بهشت تغذیه می‌کردم.

پس هنگامی که علیّ (علیه السلام)رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)را دید، زبان گشود و گفت: اَلسّلامُ علیکَ یا رسولَ الله! و به روی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)خندید. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)زبان خویش را

در دهان علیّ (علیه السلام)قرار داد؛ پس دوازده چشمه شکافته شد و جوشید.(1)

امیر المؤمنین (علیه السلام)

حضرت فاطمه بنت اسد (علیها السلام)فرمود: «هنگامی که خواستم از درون کعبه خارج شوم، در حالی که فرزندم بر دستانم بود، هاتفی به من ندا کرد: "ای فاطمه! او را «علیّ» بنام؛ که من علیّ اعلی هستم و به راستی من او را از قدرت و عزّت و جلال و قسطِ عدلم آفریدم و نامش را از نام خودم مشتقّ کردم و به ادب خودم او را مؤدّب نمودم و امر خودم را به او تقویض کردم و او را بر غوامض علمم واقف ساختم و در خانۀ من متولّد شد. و او نخستین کسی است که بر فراز خانۀ من اذان می‌گوید و تمام بت‌ها را می‌شکند و به رو بر زمین می‌افکند و مرا بزرگ می‌دارد و تمجید می‌کند و یکتا می‌شمارد و اوست امام بعد از حبیب و پیامبر و برگزیدۀ من از خلقم، محمّد رسولم. و اوست وصیّ و جانشین او.


1) . قالَ اَلسّلامُ علیکَ یا رسولَ الله و ضَحِكَ فِي وَجْهِه وَ وَضَعَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم)لِسانَهُ فی فیهِ فَانْفَجَرَتْ اِثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً (الخرائج و الجرائح، ج1 ص171)

پس زندگی دل‌پذیرتر برای کسی است که او را دوست بدارد و یاری‌اش کند. و شرّ و عذاب برای کسی است که او را نافرمانی کند و دست از یاری‌اش بردارد و حقّش را انکار نماید."»

پس چون پدرش ابوطالب (علیه السلام)او را دید مسرور و شادمان گشت و علیّ (علیه السلام)به او گفت: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَهْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.

آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)داخل شد. در این هنگام امیر المؤمنین (علیه السلام)برای آن حضرت به جنبش و حرکت درآمد و در چهرۀ ایشان خندید و گفت: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.

سپس به اذن خداوند متعال سینه و گلویش را صاف کرد و خواند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُون و تا آخر سورۀ مؤمنون را خواند. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود: به راستی مؤمنان به واسطۀ تو رستگار شدند. و آیات را تا أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ قرائت نمود.

آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود: تو به خدا سوگند امیرشان هستی، امیر جمیع مؤمنان ...(1)

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)أَنْتَ وَ اللَّهِ أَمِيرُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين ... (بحار الانوار ج 35 ص37)

دست‌هایم را مبند

حضرت فاطمه بنت اسد (علیها السلام)فرمود: فرزندم علیّ را با پارچه‌ای قنداق کردم و بستم، آن را پاره کرد. او را با دو قنداق بستم، آن‌ها را پاره کرد. همین‌طور تا سه، چهار، پنج و شش قنداق که بعضی از آن‌ها پوست و بعضی ابریشم بود، باز همه را پاره کرد و فرمود: ای مادر! دست‌های مرا مبند؛ که به راستی من احتیاج دارم که با انگشتانم برای پروردگارم خضوع و خوش‌سخنی کنم.(2)


1) . ... ثُمَّ تَنَحْنَحَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ إِلَى آخِرِ الْآيَاتِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)قَدْ أَفْلَحُوا بِكَ وَ قَرَأَ تَمَامَ الْآيَاتِ إِلَى قَوْلِهِ أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ

2) . «يَا أُمَّاهْ لَا تَشُدِّي يَدَيَّ فَإِنِّي أَحْتَاجُ أَنْ أُبَصْبِصَ لِرَبِّي بِإِصْبَعِي» المناقب مرحوم ابن شهر آشوب ج2 ص287

چهل هزار سال قبل از آدم

جناب ابن عبّاس گوید: در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم که علیّ بن ابی طالب (علیه السلام)وارد شد، همین که چشم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)به علیّ (علیه السلام)افتاد در چهرۀ او تبسّم کرد و فرمود: خوش‌آمد به کسی که خداوند او را چهل هزار سال قبل از خلقت آدم آفرید.

عرض کردم: ای رسول خدا! آیا فرزند قبل از پدر به وجود آمد؟!

فرمود: آری، به راستی خداوند متعال من و علیّ را پیش از خلق نمودن آدم به آن مدّتی که ذکر شد آفرید، و آن هم این طور بود که نوری آفرید و آن را به دو نیم تقسیم کرد، پس مرا از یک نیم و علیّ را از نیم دیگر آفرید قبل از تمام چیزها.

آنگاه چیزها را آفرید و آن‌ها تاریک و ظلمانی بودند، پس نورشان از نور من و نور علیّ است.

سپس ما را در سمت راست عرش قرار داد. آنگاه فرشتگان را آفرید. پس ما خداوند را تسبیح و تنزیه نمودیم و فرشتگان نیز تسبیح و تنزیه نمودند. و ما خداوند را یگانه دانستیم و فرشتگان نیز یگانه دانستند.

و ما خداوند را بزرگ شمردیم و فرشتگان نیز بزرگ

شمردند. و این‌ها را از تعلیم من و تعلیم علیّ آموختند. ...(1)

یاور تمام انبیاء 

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ای علیّ! به راستی خداوند متعال به من فرمود: ای محمّد! (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) علیّ را با همۀ انبیاء به طور باطنی و با تو به طور آشکار برانگیختم و همراه نمودم.(2)

و نیز خطاب به حضرت سلمان سلام الله علیه فرمودند: بدان ای سلمان! قطعاً احدی از انبیاء و اولیاء از زمان آدم تا کنون به بلائی گرفتار نشده است مگر آن که علیّ بوده است که او را نجات بخشیده است.(3)


1) . «مَرْحَباً بِمَنْ خَلَقَهُ اللَّهُ قَبْلَ آدَمَ بِأَرْبَعِينَ أَلْفَ عَامٍ» ... بحار الانوار ج 24 ص88

2) . «یا عَلِیُّ! اِنَّ اللهَ تَعالَی قالَ لی: یا مُحَمّدُ! بَعَثتُ عَلِیّاً مَعَ الاَنبِیاءِ باطِناً و مَعَکَ ظاهِراً» قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام)ج1 ص180 به نقل از الانوار النعمانیّۀ ج1 ص30

3) . «اِعلَم یا سَلمانُ! اَنَّهُ مَا ابتُلِیَ اَحَدٌ مِنَ الاَنبِیاءِ و الاَولِیاءِ مُنذُ عَهدِ آدَمَ اِلَی الآنِ بِبِلاءٍ اِلّا کانَ عَلِیٌّ هُوَ الَّذی نَجّاهُ مِن ذَلِک» همان ج1 ص284 به نقل از نفس الرحمن ص27

گرچه امیر المؤمنین (علیه السلام)از نظر ظهورش در عالم دنیا بعداً آمده است ولی زمان‌ها نسبت به او درنوردیده شده و بین گذشته و حال و آینده برای آن حضرت فرقی وجود ندارد؛ زیرا او بر زمان و زمانیّات احاطه دارد و آن‌ها تحت ولایت و تصرّف او هستند نه این که وجود مقدّس او مقیّد به زمان باشد. چرا که حضرات چهارده معصوم: آئینۀ تمام نمای صفات جمال و جلال الهی هستند؛ لا فَرقَ بَینَکَ و بَینَها الّا اَنَّهُم عِبادُکَ و خَلقُک (هیچ فرقی میان تو ای خدا و حضرات چهارده معصوم:وجود ندارد مگر این که آنان بندگان و مخلوقات تو هستند.)(1)

گوارا و نوش جانت

روزی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)آب خواستند و نزد ایشان امیر المؤمنین و حضرت فاطمه و حضرت حسن و حضرت حسین:حضور داشتند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)آب آشامید و سپس ظرف آب را به حضرت حسن (علیه السلام)مرحمت نمود و چون از آن آب آشامید، حضرت به او فرمود: گوارا و نوش جانت باد ای ابا محمّد!


1) . فرازی از دعای پنجم هر روز ماه رجب المکرّم

بعد از آن ظرف آب را به حضرت حسین (علیه السلام)مرحمت نمود و چون از آن آب آشامید، حضرت به او فرمود: گوارا و نوش جانت باد ای ابا عبدالله!

آنگاه ظرف آب را به حضرت زهراء (علیها السلام)مرحمت نمود و چون آشامید، حضرت به او فرمود: گوارا و نوش جانت باد ای مادر ابرار و نیکوکاران پاک!

سپس ظرف آب را به امیر المؤمنین (علیه السلام)مرحمت نمود و چون آشامید، حضرت سجده کرد.

هنگامی که حضرت سر از سجده برداشت، یکی از همسران ایشان پرسید: چرا بعد از آشامیدن هر کدام به او فرمودید: گوارا و نوش جانت باد. ولی بعد از آشامیدن امیر المؤمنین (علیه السلام)سجده نمودید؟

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: به راستی هنگامی که من از این آب آشامیدم جبرئیل و فرشتگان گفتند: گوارا و نوش جانت باد ای رسول خدا! و بعد از آشامیدن حسن و حسین و فاطمه نیز چنین گفتند و من هم همان طور که جبرئیل و فرشتگان گفتند، به آن‌ها گفتم.

و زمانی که امیر المؤمنین آشامید، خداوند به او فرمود: گوارا و نوش جانت باد ای ولیّ و نماینده و حجّت من بر آفریدگانم!

پس من برای خداوند سجده کردم به خاطر شکر نعمتی که خداوند به من در اهل بیتم عطا نموده است.(1)

مقام و منزلت محبّان

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم)به امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «کسی که تو را دوست داشته باشد، روز قیامت با پیامبران و در درجۀ آنان محشور می‌شود.

و کسی که بمیرد در حالی که تو را دشمن داشته باشد، باکی نیست یهودی بمیرد یا نصرانی.»(2)و نیز فرمودند: «آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، به راستی مرا دوست داشته است. و هر کس مرا دوست داشته باشد، خداوند از او راضی و خشنود است. و کسی که خداوند از او راضی و خشنود باشد، پاداش او را بهشت قرار می‌دهد.


1) . «... وَ لَمَّا شَرِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ اللَّهُ لَهُ هَنِيئاً مَرِيئاً يَا وَلِيِّي وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي فَسَجَدْتُ لِلَّهِ شُكْراً عَلَى مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ فِي أَهْلِ بَيْتِي» بحار الانوار ج 73 ص58

2) . «مَنْ أَحَبَّكَ كَانَ مَعَ النَّبِيِّينَ فِي دَرَجَتِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ يُبْغِضُكَ فَلَا يُبَالِي مَاتَ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً» عیون اخبار الرضا (علیه السلام)ج2 ص58

آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، فرشتگان برای او طلب آمرزش می‌کنند و درهای بهشت برای او گشوده می‌شود تا از هر دری که بخواهد، بدون حساب وارد شود.

... آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، خداوند سختی‌های مرگ را بر او آسان می‌گرداند و قبرش را باغی از باغ‌های بهشت قرار می‌دهد.

آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، خداوند او را در سایۀ عرش خود با صدّیقین و شهداء و صالحین جای دهد و او را از هراس بزرگ و ترس‌های روزی که در صور دمیده شود و آن بانگ شدید کرکننده برآید، ایمنی بخشد.

... آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، خداوند حکمت را در قلبش استوار نماید و راستی و درستی را بر زبان او جاری سازد و درهای رحمت را به روی او بگشاید.

... آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، روز قیامت در حالی که چهره‌اش همانند ماه شب چهاردهم می‌درخشد، به عرصۀ محشر می‌آید.

... آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، خداوند تاج کرامت را بر سر او قرار می‌دهد و او را به حُلّه و جامۀ عزّت ملبّس می‌نماید.

آگاه باشید! هر کس علیّ را دوست داشته باشد، مانند برق جهنده از صراط عبور می‌کند و هیچ گونه سختی و صعوبتی را نمی‌بیند. ...»(1)

و نیز فرمودند: «قطعاً ملک الموت (عزرائیل) بر محبّان علیّ بن ابی طالب (صلی الله علیه و آله و سلم)ترحّم می‌کند همان گونه که بر پیامبران:ترحّم می‌نماید.»(2)

فرشتگان دعاگو

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به حضرت ابوذرّ سلام الله علیه فرمودند: «... ای ابا ذرّ! به راستی خداوند متعال بر هر رکنی از ارکان عرش خود هفتاد هزار فرشته قرار داده است که برای آنان تسبیح و عبادتی جز دعا برای علیّ و شیعیانش و نفرین بر دشمنانش نمی‌باشد.


1) . «... أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً وَضَعَ اللَّهُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجَ الْكَرَامَةِ وَ أَلْبَسَهُ حُلَّةَ الْعِزَّةِ أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ وَ لَمْ يَرَ صُعُوبَة ...» بحار الانوار ج 27 ص115

2) . «... وَ إِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ يَتَرَحَّمُ عَلَى مُحِبِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)كَمَا يَتَرَحَّمُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ (علیهم السلام)» کشف الغُمّۀ ج1 ص103

ای ابا ذرّ! اگر علیّ نبود، حقّ از باطل، و مؤمن از کافر تشخیص داده نمی‌شد و خداوند پرستش نمی‌گردید...»(1)

اعجاز محبّت

راوی گوید: کنیزی سیه‌چهره و نابینا دیدم که به مردم آب می‌داد و می‌گفت: بیاشامید به محبّت علیّ بن ابی طالب.

سپس او را در مکّه دیدم که بینا گشته و به مردم آب می‌دهد و می‌گوید: بیاشامید به محبّت کسی که خداوند به خاطر او بینائی‌ام را به من برگردانید.

از او ماجرا را جویا شدم، گفت: مردی را دیدم که به من گفت: ای کنیز! آیا تو اهل ولایت و محبّت علیّ بن ابی طالب (علیه السلام)هستی؟ گفتم: آری. آنگاه دعا کرد و گفت: خدایا! اگر راست می‌گوید بینائی‌اش را به او برگردان. به خدا سوگند فوراً دیدگانم روشن و بینا شد.


1) . «... يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ عَلَى كُلِّ رُكْنٍ مِنْ أَرْكَانِ عَرْشِهِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ لَيْسَ لَهُمْ تَسْبِيحٌ وَ لَا عِبَادَةٌ إِلَّا الدُّعَاءَ لِعَلِيٍّ وَ شِيعَتِهِ وَ الدُّعَاءَ عَلَى أَعْدَائِهِ يَا أَبَا ذَرٍّ لَوْ لَا عَلِيٌّ مَا بَانَ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا مُؤْمِنٌ مِنَ الْكَافِرِ وَ لَا عُبِدَ اللَّه ...» بحار الانوار ج 40 ص56

به او گفتم: شما کیستید؟ فرمود: من خضر و از شیعیان علیّ بن ابی طالب (علیه السلام)هستم.(1)

معراج

پیامبر مکرّم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: آن شب که به آسمان سیر داده شدم و به قابَ قَوسَینِ أو أدنَی (به بالاترین مرتبۀ قرب پروردگار) نائل شدم، خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال به من وحی نمود: ای محمّد! (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) محبوب‌ترین آفریدۀ من نزد تو کیست؟

عرض کردم: پروردگارا! تو داناتر هستی.

خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال فرمود: من داناتر هستم ولی می‌خواهم از دهان خودت بشنوم.

عرض کردم: پسر عمویم علیّ بن ابی طالب.

پس خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال به من وحی نمود که نگاه کن.

همین که نگاه کردم، دیدم علیّ با من ایستاده و همۀ پرده‌ها و موانع آسمان دریده شده و علیّ سر خود را


1) . ... فَقُلْتُ مَنْ أَنْتَ؟ قَالَ: أَنَا الْخَضِرُ وَ أَنَا مِنْ شِيعَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)(بحار الانوار ج 42 ص10)

بلند کرده و گفت و گوی ما را گوش می‌کند. پس برای خداوند متعال به حال سجده فرو افتادم.(1)

لطف و عنایت خاصّ به شیعیان

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)به مردی از شیعیان خاصّ خود به نام رُمَیلَه فرمودند: دچار تب شدیدی شدی ای رمیله! سپس مقداری سبکی احساس کردی و برای نماز به مسجد آمدی؟

عرض کرد: بله ای سرور من! از کجا دانستید؟

فرمودند: ای رمیله! هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که مریض شود مگر این که ما نیز به خاطر مریضی او مریض می‌شویم. و هرگاه محزون گردد ما نیز به خاطر حزن او محزون می‌گردیم. و هنگامی که دعا کند ما به دعای او آمین می‌گوئیم. و زمانی هم که دعائی نکند خود ما برای او دعا می‌کنیم.


1) . لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ صِرْتُ كَقَابِ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيَّ يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ قُلْتُ يَا رَبِّ أَنْتَ أَعْلَمُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا أَعْلَمُ وَ لَكِنْ أُرِيدُ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْ فِيكَ فَقُلْتُ ابْنُ عَمِّي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيَّ أَنِ الْتَفِتْ فَالْتَفَتُّ فَإِذَا بِعَلِيٍّ وَاقِفٌ مَعِي وَ قَدْ خُرِقَتْ حُجُبُ السَّمَاوَاتِ وَ عَلِيٌّ وَاقِفٌ رَافِعٌ رَأْسَهُ يَسْمَعُ مَا نَقُولُ فَخَرَرْتُ لِلَّهِ تَعَالَى سَاجِداً (بحار الانوار ج 25 ص383)

و هیچ مرد و زن مؤمنی در مشارق و مغارب عالم(1)نیست مگر این که ما با او هستیم.(2)

معرفت

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «شناخت و معرفت من به نورانیّت، همان شناخت و معرفت خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال است. و شناخت و معرفت خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال، همان شناخت و معرفت من به نورانیّت است؛ و آن است دین خالص ...

... من بندۀ خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال و جانشین او بر بندگانش هستم. ما را پروردگار خود قرار ندهید و آنگاه در فضل و برتری ما آن‌چه خواستید بگوئید، که قطعاً شما به ژرفا و نهایت آن‌چه در ما (از فضائل و کمالات) هست نمی‌رسید؛ به راستی خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال به ما بزرگ‌تر و عظیم‌تر از آن‌چه کسی یا خودم وصف نماید یا به قلب یکی از شما خطور کند


1) . یعنی تمام نقاط عالم

2) . «يَا رُمَيْلَةُ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ يَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا لِمَرَضِهِ وَ لَا حَزِنَ إِلَّا حَزِنَّا لِحَزَنِهِ وَ لَا دَعَا إِلَّا أَمَّنَّا لِدُعَائِهِ وَ لَا سَكَتَ إِلَّا دَعَوْنَا لَهُ وَ لَا مُؤْمِنٌ وَ لَا مُؤْمِنَةٌ فِي الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ إِلَّا وَ نَحْنُ مَعَهُ» بحار الانوار ج 26 ص155

عطا نموده است! پس هرگاه این‌گونه ما را شناختید، شما مؤمن هستید ...

... به راستی میّت ما (چهارده معصوم) نمرده و غائب ما غائب نگشته و شهدای ما هرگز شهید نشده‌اند (و همواره حیّ و حاضرند) ...

... من امیر هر مرد و زن مؤمنی - از کسانی که گذشته‌اند و کسانی که باقی‌اند - می‌باشم و با روح عظمت تأیید و تقویت شده‌ام. و به راستی من فقط بنده‌ای از بندگان خداوند هستم، ما را پروردگار نام ننهید و آن‌چه در فضیلت و برتری ما خواستید بگوئید، که حقیقتاً شما هرگز به کنه و نهایت آن‌چه خداوند از فضل و برتری برای ما قرار داده نمی‌رسید و حتّی به یک دهم از یک دهم آن نیز نمی‌رسید؛ زیرا به راستی ما نشانه‌های خداوند و راه‌نماهایش و حجّت‌های خداوند و جانشینان و امین‌ها و امامانش و وجه خداوند و چشم خداوند و زبان خداوند هستیم. فقط به واسطۀ ماست که خداوند بندگانش را عذاب می‌کند و یا ثواب و پاداش عطا می‌نماید. و از میان آفریدگانش ما را پاک گردانیده و انتخاب کرده و برگزیده است ...

... من زنده می‌کنم و می‌میرانم به اذن پروردگارم. و من به شما خبر می‌دهم از آن‌چه می‌خورید و از آن‌چه

در خانه‌های‌تان ذخیره می‌کنید به اذن پروردگارم. و من دانای به درون‌های قلب‌های شما هستم و امامان از فرزندان من نیز این امور را می‌دانند و انجام می‌دهند هرگاه دوست داشته باشند و اراده کنند؛ زیرا به راستی ما همگی حقیقتی واحد هستیم؛ اوّلین ما محمّد است، آخرین ما محمّد است، میانی ما محمّد است، و همگی ما محمّد هستیم، پس میان ما جدائی نیفکنید.

و ما هرگاه بخواهیم، خداوند می‌خواهد و هرگاه نپسندیم، خداوند نمی‌پسندد. شرّ و عذاب - تمام شرّ و عذاب - برای کسی است که فضیلت و خصوصیّت ما و آن‌چه را که پروردگارمان به ما عطا نموده انکار کند؛ زیرا قطعاً کسی که چیزی از آن‌چه را که خداوند به ما عطا نموده انکار کند، در واقع قدرت خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال و مشیّت و خواستۀ او در ما را انکار کرده است ...»(1)

... أَنَا عَبْدُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ لَا تَجْعَلُونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ لَا تَبْلُغُونَ كُنْهَ مَا فِينَا وَ لَا نِهَايَتَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَعْطَانَا أَكْبَرَ وَ أَعْظَمَ مِمَّا يَصِفُهُ وَ أَصِفُكُمْ أَوْ يَخْطُرُ عَلَى قَلْبِ أَحَدِكُمْ فَإِذَا عَرَفْتُمُونَا هَكَذَا فَأَنْتُمُ الْمُؤْمِنُون ...

... إِنَّ مَيِّتَنَا لَمْ يَمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ يَغِبْ وَ إِنَّ قَتْلَانَا لَنْ يُقْتَلُوا ...

... أَنَا أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِمَّنْ مَضَى وَ مِمَّنْ بَقِيَ وَ أُيِّدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا كُنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آيَاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَيْنُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا يُعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا يُثِيبُ وَ مِنْ بَيْنِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اخْتَارَنَا وَ اصْطَفَانَا ...

... أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِكُمْ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلَادِي ع يَعْلَمُونَ وَ يَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا لِأَنَّا كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّدٌ فَلَا تَفَرَّقُوا بَيْنَنَا وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا كَرِهْنَا كَرِهَ اللَّهُ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ أَنْكَرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِيَّتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْكَرَ شَيْئاً مِمَّا أَعْطَانَا اللَّهُ فَقَدْ أَنْكَرَ قُدْرَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِيَّتَهُ فِينَا ...» بحار الانوار ج 26 ص2


1) . «... مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ وَ هُوَ الدِّينُ الْخَالِص ...

امام مبین

راوی گوید: چون آیۀ شریفۀ «وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فی إِمامٍ مُبین»(1)(هر چیزی را در امام مبین برشمرده و ثبت کرده‌ایم) نازل شد، آن دو نفر (ابوبکر و عمر) برخاستند و عرض کردند: ای رسول خدا! مقصود از امام مبین چیست؟ آیا تورات است؟ حضرت فرمودند: نه.

عرض کردند: آیا انجیل است؟ حضرت فرمودند: نه.


1) . سوره‌ی مبارکه‌ی یس، آیه‌ی شریفه‌ی 12

عرض کردند: پس حتماً قرآن است. حضرت فرمودند: نه.

در این هنگام امیر المؤمنین (علیه السلام)وارد شدند، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)اشاره به آن حضرت کردند و فرمودند: اوست همان کسی که خداوند علم هر چیز را در او برشمرده و ثبت کرده است. و به راستی خوش‌بخت و سعادت‌مند به تمام معنا کسی است که علیّ را در دوران زندگی و پس از شهادتش دوست داشته باشد. و شقیّ و بدبخت به تمام معنا کسی است که با علیّ در دوران زندگی و پس از شهادتش دشمنی کند.(1)

طنین حلقۀ درِ بهشت

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «به راستی حلقۀ درِ بهشت از یاقوت سرخ است که بر روی پهنه‌ای از طلاست، و هنگامی که آن حلقه کوبیده شود، آوای یا علیّ را طنین افکند.»(2)


1) . ... هُوَ هَذَا الَّذی اَحصَی اللهُ فیهِ عِلمَ کُلِّ شَیءٍ و اِنَّ السَّعِيدَ كُلَّ السَّعِيدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ اِنَّ الشَّقِيَّ كُلَّ الشَّقِيِّ مَنْ أَبْغَضَ عَلِيّاً فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ (قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت  ج1 ص224 به نقل از مشارق الانوار ص55)

2) . «إِنَّ حَلْقَةَ بَابِ الْجَنَّةِ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ عَلَى صَفَائِحِ الذَّهَبِ فَإِذَا دُقَّتِ الْحَلْقَةُ عَلَى الصَّفْحَةِ طَنَّتْ وَ قَالَتْ يَا عَلِيُّ» ارشاد القلوب ج2 ص378

نام والای علیّ 

حضرت خاتم النبیّین (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «شبی که مرا به آسمان سیر دادند، نیافتم بابی و حجابی و درختی و برگی و میوه‌ای را مگر این که بر روی آن نوشته شده بود: علیّ علیّ.(1)و به راستی نام علیّ بر هر چیزی نوشته شده است.»(2)

اسم اعظم

روزی حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)در راهی می‌گذشتند، یک نفر یهودی که از یهودیان خیبر بود با آن حضرت همراه شد، در بین راه به درّه‌ای که بر اثر سیل، آب فراوانی در آن جمع شده بود رسیدند.

یهودی فوراً پارچه‌ای را به خود پیچید و بر روی آب به راه افتاد! مقداری که رفت علیّ (علیه السلام)را صدا زد و گفت: اگر آن‌چه را من می‌دانم تو می‌دانستی، از آب عبور می‌کردی همان طور که من عبور کردم.


1) . شاید علیّ دوم خبر باشد، یعنی: علیّ بلند مرتبه است.

2) . «لَیلَةً اُسرِیَ بی اِلَی السَّماءِ لَم اَجِد باباً و لا حِجاباً و لا شَجَرَةً و لا وَرَقَةً و لا ثَمَرَةً اِلّا مَکتوبٌ عَلَیها عَلِیٌّ عَلِیٌّ و اِنَّ اسمَ عَلِیٍّ مَکتوبٌ عَلَی کُلِّ شَیءٍ» قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام)ج1 ص244 به نقل از مشارق الانوار ص149

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)به او فرمودند: قدری توقّف کن، سپس اشاره‌ای نمودند، فوراً آب منجمد گردید و سفت شد و به روی آن به راه افتادند.

یهودی که چنین دید خود را بر قدم‌های حضرت افکند و عرض کرد: ای جوانمرد! چه چیزی گفتی که آب را به سنگ تبدیل کردی؟

امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: تو چه چیزی گفتی که بر روی آب عبور کردی؟

عرض کرد: من خداوند را به اسم اعظم او خواندم.

حضرت فرمودند: اسم اعظم خداوند چیست؟

عرض کرد: اسم جانشین حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم).

امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: من جانشین حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)هستم.

یهودی به حقّانیّت آن حضرت اقرار کرد و مسلمان شد.(1)

فرمانروای محشر

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «هنگامی که قیامت برپا شود تو ای علیّ! بر مرکبی از


1) . ... أنا دَعَوتُ اللهَ بِاسمِهِ الاَعظَم ... (قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام)ج1 ص251 به نقل از مدینۀ المعاجز ج1 ص430)

نور به آن صحنه آورده می‌شوی در حالی که بر سرت تاجی از نور هست که چهار پایه دارد و بر هر پایه‌ای در سه سطر نوشته شده است: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ.

و کلیدهای بهشت به تو عطا می‌شود. آنگاه تختی که به عنوان تخت کرامت شناخته می‌گردد، برای تو نهاده می‌شود و تو بر آن می‌نشینی. سپس تمام خلائق (جنّ و انس) از ابتدای آفرینش تا انتهای آن در یک سرزمین در حضور تو جمع می‌شوند، پس تو به شیعیانت فرمان دهی که به بهشت روند و به دشمنانت امر کنی که به دوزخ روانه گردند. بنا بر این تو تقسیم‌کنندۀ بهشت و دوزخ هستی. و به خدا سوگند کسی که ولایت تو را داشت رستگار شد و کسی که با تو دشمنی داشت زیان کرد.

پس تو در آن روز امین خداوند و حجّت آشکار خداوند هستی.»(1)


1) . «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُؤْتَى بِكَ يَا عَلِيُّ عَلَى عَجَلَةٍ [ناقَةٍ] مِنَ نُورٍ وَ عَلَى رَأْسِكَ تَاجٌ لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ عَلَى كُلِّ رُكْنٍ ثَلَاثَةُ أَسْطُرٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ تُعْطَى مَفَاتِيحُ الْجَنَّةِ ثُمَّ يُوضَعُ لَكَ كُرْسِيٌّ يُعْرَفُ بِكُرْسِيِّ الْكَرَامَةِ فَتَقْعُدُ عَلَيْهِ ثُمَّ يُجْمَعُ لَكَ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَتَأْمُرُ بِشِيعَتِكَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ بِأَعْدَائِكَ إِلَى النَّارِ فَأَنْتَ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ أَنْتَ قَسِيمُ النَّارِ وَ لَقَدْ فَازَ مَنْ تَوَلَّاكَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاكَ فَأَنْتَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أَمِينُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ الْوَاضِحَةُ» امالی مرحوم شیخ صدوق ص670

حجّت اهل آسمان و زمین

حضرت مقداد سلام الله علیه نقل می‌کند: مولایم امیر المؤمنین (علیه السلام)به من فرمودند: شمشیر مرا بیاور. آن را خدمتش حاضر کردم، بر زانوی خود نهادند، سپس دیدم به آسمان بالا رفتند تا از دیدگان من پنهان گردیدند و نزدیک ظهر دوباره برگشتند در حالی که از شمشیرشان خون می‌چکید.

عرض کردم: ای مولای من! کجا تشریف بردید؟

فرمودند: در عالم بالا بین عدّه‌ای خصومت و درگیری بود، بالا رفتم و آن‌جا را از اختلاف پاک کردم.

عرض کردم: ای مولای من! آیا امور عالم بالا هم به شما واگذار شده است؟

فرمودند: من حجّت خداوند بر آفریدگانش از اهل آسمان‌ها و زمینش هستم. و در آسمان فرشته‌ای قدم از قدم برنمی‌دارد مگر به اذن من. و فقط در من است که اهل باطل شکّ و تردید می‌کنند.(1)


1) . ... أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِه مِن اَهلِ سَماواتِهِ و اَرضِهِ و ما فِی السَّماءِ مَلَکٌ یَخطُو قَدَماً عَن قَدَمٍ اِلّا بِاِذنی و فِیَّ یَرتابُ المُبطِلون (قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام)ج1 ص255 به نقل از مشارق الانوار ص218)

مفسّر قرآن

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «اگر بخواهم، هفتاد شتر در تفسیر سورۀ حمد بار می‌کنم.»(1)

علیّ از من است و من از علیّ

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به عبد الرحمن بن عَوف فرمودند: «ای عبد الرحمن! شما ملازمان و همراهان من هستید و علیّ بن ابی طالب از من است و من از علیّ هستم؛ پس هر کس او را با دیگران مقایسه کند، قطعاً به من جفا کرده است و کسی که به من جفا کند، قطعاً مرا آزرده است و کسی که مرا بیازارد، پس لعنت پروردگارم بر او باد.

ای عبد الرحمن! به راستی خداوند متعال کتاب روشن و آشکاری بر من نازل نمود و به من فرمان داد تا برای مردم آن‌چه را که به سوی‌شان نازل شده بیان کنم مگر علیّ بن ابی طالب که حقّاً مستغنی از بیان است؛ زیرا خداوند متعال فصاحت و زبان‌آوری او را مانند


1) . «لَوْ شِئْتُ لَأَوْقَرْتُ سَبْعِينَ بَعِيراً فِي تَفْسِيرِ فَاتِحَةِ الْكِتَابِ» المناقب ج2 ص43

فصاحت و زبان‌آوری من، و فهم و بینش او را مانند فهم و بینش من قرار داده است. ...»(1)

یا عَبدَ الرَّحمنِ إنَّ اللهَ تَعالَى أنزَلَ عَلَيَّ كِتاباً مُبیناً و أمَرَنی أن اُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَيهِم ما خَلا عَلِيَّ بنَ أبی طالِبٍ ع فَإنَّهُ يَستَغنِي عَنِ البَيانِ إنَّ اللهَ تَعالَى جَعَلَ فَصاحَتَهُ كَفَصاحَتی و دِرايَتَهُ كَدِرايَتی. ...» مئۀ منقبۀ ص135

زبان خداوند در شب معراج

از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)پرسیده شد: در شب معراج، پروردگارتان با چه زبان و لهجه‌ای با شما صحبت کرد؟

فرمودند: با زبان و لهجۀ علیّ بن ابی طالب (علیه السلام)با من صحبت کرد. پس خداوند به من الهام نمود که بگویم: پروردگارا! تو با من گفت و گو می‌کنی یا علیّ؟

فرمود: ای احمد! من چیزی هستم که مانند چیزها نیست. و نه با مردم قیاس می‌شوم و نه به واسطۀ چیزها وصف می‌گردم. تو را از نور خودم و علیّ را از نور تو آفریدم، پس بر سرائر و پنهانی‌های قلبت اشراف یافتم و احدی را محبوب‌تر از علیّ بن ابی طالب در نزد


1) . «أنتُم أصحابی و عَلِيُّ بنُ أبی طالِبٍ مِنّی و أنا مِن عَلِيٍّ فَمَن قاسَهُ بِغَيرِهِ فَقَد جَفانی و مَن جَفانی فَقَد آذانی و مَن آذانی فَعَلَيهِ لَعنَةُ رَبّی

قلبت نیافتم، بنا بر این با زبان او با تو سخن گفتم تا قلبت آرامش پیدا کند.(1)

جان پیغمبر

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «علیّ نسبت به من، همانند جان من است. اطاعت از او، اطاعت از من است و نافرمانی از او، نافرمانی از من است.»(2)

حضرت امام صادق (صلی الله علیه و آله و سلم)نیز فرمودند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به اهل طائف فرمودند: حتماً به سوی شما مردی را می‌فرستم که مانند جان من است. خداوند به واسطۀ او خیبر را فتح می‌کند ...»(3)

نور جمال علیّ (علیه السلام)

حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «به راستی خداوند - که پر خیر و برکت است و بلند مرتبه - از نور جمال علیّ بن ابی طالب (علیه السلام)فرشتگانی را آفرید که تسبیح و


1) . ... خَلَقْتُكَ مِنْ نُورِي وَ خَلَقْتُ عَلِيّاً مِنْ نُورِكَ فَاطَّلَعْتُ عَلَى سَرَائِرِ قَلْبِكَ فَلَمْ أَجِدْ إِلَى قَلْبِكَ أَحَبَّ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) فَخَاطَبْتُكَ بِلِسَانِهِ كَيْ يَطْمَئِنَّ قَلْبُك (ارشاد القلوب ج2 ص234)

2) . «عَلِيٌّ مِنِّي كَنَفْسِي طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتِي» بشارۀ المصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)ص19

3) . «... لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْكُمْ رَجُلًا كَنَفْسِي يَفْتَحُ اللَّهُ بِهِ الْخَيْبَر ...» بصائر الدرجات ص412

تقدیس خداوند می‌کنند و ثواب آن را برای محبّان آن حضرت و محبّان فرزندانش می‌نویسند.»(1)

عطا به دشمن

روایت شده است که امیر المؤمنین (علیه السلام)در حال نبرد با یکی از مشرکین بودند. او در اثناء جنگ گفت: ای پسر ابی طالب! شمشیرت را به من عطا کن. حضرت فوراً شمشیرشان را به او مرحمت نمودند!

آن مرد مشرک گفت: عجیب است ای پسر ابی طالب! در مانند چنین وقتی شمشیر خود را به من می‌بخشی!؟

حضرت فرمودند: ای شخص! حقیقتاً تو دست نیاز به سوی من دراز کردی و از کرم و بزرگواری نیست که درخواست‌کننده ردّ شود.

پس آن کافر خود را به زمین افکند و گفت: این روش اهل دین است. آن‌گاه قدم مبارک حضرت را بوسید و مسلمان شد.


1) . «اِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ و تَعَالَى خَلَقَ مِنْ نُورِ وَجْهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)مَلائکَةً یُسَبِّحُونَ و یُقَدِّسُونَ و يَكْتُبُونَ ثَوابَ ذَلِكَ لِمُحِبِّيهِ وَ مُحِبِّي وُلْدِهِ (علیه السلام)» مئۀ منقبۀ ص148

و جبرئیل به او گفت: لَا سَيْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَى إِلَّا عَلِيٌّ (شمشیری نیست مگر ذوالفقار. و جوانمردی نیست مگر علیّ).(1)

ذکر فضائل

حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)فرمودند: «به خدا سوگند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)مؤکّداً مرا در میان امّتش جانشین خود ساخت، پس من حجّت خداوند بر آنان - بعد از پیامبرش - هستم. و به راستی ولایت من بر اهل آسمان واجب گردیده است همان طور که بر اهل زمین واجب شده است. و به راستی فرشتگان ذکر فضیلت من می‌کنند و این نزد خداوند، تسبیح آن‌ها می‌باشد.

... من شمشیر خداوند بر دشمنانش و رحمت او بر اولیائش هستم.

... من و حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین جانشینان خداوند در زمینش و امین‌های او بر وحیش


1) . ... يَا هَذَا إِنَّكَ مَدَدْتَ يَدَ الْمَسْأَلَةِ إِلَيَّ وَ لَيْسَ مِنَ الْكَرَمِ أَنْ يُرَدَّ السَّائِلُ ... (بحار الانوار ج 41 ص69)

و امامان مسلمین بعد از پیامبرش و حجّت‌های خداوند بر آفریدگانش هستیم.»(1)

... أنا سَيفُ اللهِ عَلَى أعدائهِ و رَحمَتُهُ عَلَى أولِيائهِ

... أنا و الحَسَنُ و الحُسَينُ و تِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ ع خُلَفاءُ اللهِ فی أرضِهِ و اُمَناؤُهُ عَلَى وَحيِهِ و أئِمَّةُ المُسلِمینَ بَعدَ نَبِيِّهِ و حُجَجُ اللهِ عَلَى بَرِيَّتِهِ» مئۀ منقبۀ ص59

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «خداوند این خلق را عذاب نمی‌کند مگر به خاطر گناهان علمائی که حقّ را کتمان می‌کنند و فضائل علیّ و عترت او را بیان نمی‌کنند.

بدانید! به راستی راه نمی‌رود بر روی زمین بعد از پیامبران و رسولان کسی که مقامش برتر از شیعیان و محبّان علیّ باشد؛ آن‌هایی که امر ولایت او را اظهار و فضائلش را منتشر می‌نمایند. رحمت الهی سر تا پای وجود آن‌ها را فرا می‌گیرد و فرشتگان برای آن‌ها طلب آمرزش می‌کنند.

و شرّ و عذاب به تمام معنا برای کسی است که فضائل او را کتمان می‌کند و امر ولایت او را پنهان می‌دارد. پس چه‌قدر بر آتش شکیبایند!»(2)


1) . «... و إنَّ وَلايَتی لَتَلزَمُ أهلَ السَّماءِ كَما تَلزَمُ أهلَ الأرضِ و إنَّ المَلائكَةَ لَتَتَذاكَرُ فَضلی و ذَلِكَ تَسبیحُها عِندَ

2) . «ألا و اِنَّهُ لَم یَمشِ فَوقَ الاَرضِ بَعدَ النَّبِیّینَ و المُرسَلینَ اَفضَلُ مِن شیعَةِ عَلِیٍّ (علیه السلام)و مُحِبّیهِ الَّذینَ یُظهِرونَ اَمرَهُ و یَنشُرونَ فَضلَهُ اُولَئِکَ تَغشاهُمُ الرَّحمَةُ و تَستَغفِرُ لَهُمُ المَلائِکَةُ ...» قطره‌ای از دریای فضائل اهل بیت (علیهم السلام)ج1 ص247 به نقل از مشارق الانوار ص151 و الدمعۀ الساکبۀ ج2 ص56

سرآمد واجبات

حضرت امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)صد و بیست مرتبه به آسمان عروج داده شد. هیچ مرتبه‌ای نبود مگر این که خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)را به ولایت علیّ و ائمّه:سفارش فرمود بیش‌تر از سفارش به سایر واجبات.»(1)

حضرت امام باقر  نیز فرمودند: «اسلام روى پنج پایه نهاده شده: نماز، زکات، روزه، حجّ، و ولایت؛ و آن طور که براى ولایت فریاد زده شد، براى هیچ چیز دیگر فریاد زده نشد.»(2)


1) . «عُرِجَ بِالنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم)إِلَى السَّمَاءِ مِائَةً وَ عِشْرِينَ مَرَّةً مَا مِنْ مَرَّةٍ إِلَّا وَ قَدْ أَوْصَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا النَّبِيَّ (صلی الله علیه و آله و سلم)بِالْوَلَايَةِ لِعَلِيٍّ وَ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)أَكْثَرَ مِمَّا أَوْصَاهُ بِالْفَرَائِضِ» الخصال مرحوم شیخ صدوق ج2 ص600

2) . «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة» کافی ج2 ص18

اگر ترس از غلوّ نبود

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «ای علیّ! اگر نبود که حقیقتاً می‌ترسم که طوائفی از امّتم دربارۀ تو همان چیزی را بگویند که مسیحیان، دربارۀ مسیح - عیسی بن مریم - گفتند (او را پسر خدا نامیدند!)، حقّاً امروز دربارۀ تو سخنی می‌گفتم که بر جماعتی از مردم نگذری مگر آن که خاک زیر قدم‌هایت را (برای تبرّک) برگیرند!»(1)

یگانه رستگاران قیامت

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرموده‌اند: «فقط شیعیان علیّ، در روز قیامت فائز و رستگارند.»(2)


1) . «يَا عَلِيُّ! لَوْ لَا أَنَّنِي أُشْفِقُ أَنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي الْمَسِيحِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ الْيَوْمَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ النَّاسِ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ» بحار الانوار ج 21 ص79

2) . «شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» امالی مرحوم شیخ صدوق ص89

چند هدیّه آسمانی از امیر المؤمنین حضرت امام علیّ (علیه السلام)

فقط خدا

«کسی که نهان خود را اصلاح کند، خداوند آشکار او را اصلاح می‌کند.

و کسی که برای دین خود کار کند، خداوند دنیای او را کفایت می‌نماید.

و کسی که رابطۀ میان خود و خداوند را نیکو گرداند، خداوند رابطۀ میان او و مردم را نیکو می‌گرداند.»(1)

نشانۀ ایمان

«نشانۀ ایمان آن است که راست‌گفتن را - در آنجا که به زیان توست - بر دروغ‌گفتن - در آنجا که به سود توست - ترجیح دهی.

و آنچه می‌گویی، زیاده بر دانسته‌ات نباشد.


1) . «مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِيَتَهُ وَ مَنْ عَمِلَ لِدِينِهِ كَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ» نهج البلاغۀ، حکمت 423

و در سخن‌گفتن دربارۀ دیگران، از خدا پروا داشته باشی.»(1)

بندگی بی چون و چرا

«خداوند عزّت‌مند و صاحب جلال از بالای عرشش می‌فرماید: ای بندگانم! در آنچه شما را فرمان داده‌ام، مرا بندگی کنید و صلاح و مصلحت‌تان را به من یاد ندهید! چرا که قطعاً من داناتر به آن هستم و نیز برای مصالح شما بخل نمی‌ورزم.»(2)

انجام واجبات و ترک محرّمات

«سبب اصلاح و تقویت ایمان، تقوا (انجام واجبات و ترک محرّمات) است.»(3)

«تقوا و خداپروائی، رئیس و پیشوای اخلاق و خصلت‌های نیکوست.»(4)


1) . «عَلَامَةُ الْإِيمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ وَ أَنْ لَا يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عِلْمِكَ وَ أَنْ تَتَّقِيَ اللَّهَ فِي حَدِيثِ غَيْرِكَ» وسائل الشیعۀ ج 12 ص255

2) . «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ يَا عِبَادِي اعْبُدُونِي فِيمَا أَمَرْتُكُمْ بِهِ وَ لَا تُعَلِّمُونِّي مَا يُصْلِحُكُمْ فَإِنِّي أَعْلَمُ بِهِ وَ لَا أَبْخَلُ عَلَيْكُمْ بِمَصَالِحِكُم» میزان الحکمۀ به نقل از تنبیه الخواطر ص350

3) . «سَبَبُ صَلاحِ الإیمانِ التَّقوى» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم 5911

4) . «التَّقْوَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق» تصنیف غرر الحکم، ص271 حکمت 5921‌

«تقوا، هیچ بدل و جانشینی ندارد.»(1)

«کسی که از لباس تقوا برهنه شود، با هیچ لباسی (و با انجام هیچ عبادت و کار مستحبّی) پوشیده نمی‌شود (بلکه با وجود همۀ آن‌ها، باز رسوا گردد و عیب‌ها و بدی‌هایش فاش و آشکار شود).»(2)

یاد خدا

«اصل و اساس صلاح قلب، اشتغال آن به یاد خداست.»(3)

«هرکه خداوند سبحان را یاد کند، خداوند قلب او را احیاء می‌کند و عقل و مغزش را نورانیّت می‌بخشد.»(4)


1) . «التَّقْوَى لَا عِوَضَ عَنْهُ [عَنْهَا] وَ لَا خَلَفَ فِيه» میزان الحکمۀ به نقل از تصنیف غرر الحکم، ص268 حکمت 5836

2) . «مَنْ تَعَرَّى مِنْ لِبَاسِ التَّقْوَى لَمْ يُسْتَتَرْ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ اللِّبَاس» بحار الانوار ج 74 ص238

3) . «أصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِكرِ الله» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم 3608

4) . «مَن ذَكَرَ اللهَ سُبحانَهُ أحیا اللهُ قَلبَهُ وَ نَوَّرَ عَقلَهُ وَ لُبَّهُ» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم 3645

ذکر و فکر

«مؤمن، دائم الذکر و کثیر الفکر است.» (1)

حضرت آیۀ الله بهجت رحمۀ الله علیه: خدا می‌خواهد ما همیشه با او بوده، به سرچشمه متّصل باشیم. و این به نفع ماست. (جرعه‌ی وصال ص56)

دیانت و سیاست

«آگاه باشید! سوگند به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود، و یاران، حجّت را بر من تمام نمى‌کردند، و اگر خداوند از علماء، عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمگران، و گرسنگى مظلومان، قرار و آرام نگیرند و سکوت نکنند،(2)مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش مى‌ساختم، و آخر خلافت را با جام اوّل آن آب می دادم(3)، آنگاه مى‌دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بزغاله‌اى بى ارزش‌تر است.»(4)


1) . «المُؤمِنُ دائمُ الذِّكرِ كَثیرُ الفِكرِ» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم 1533

2) . نفى سکولاریسم ( تفکّر جدائى دین از سیاست) و اثبات تئوکراسى ( حکومت مذهبى) - از ترجمه‌ی نهج البلاغۀ مرحوم دشتی -

3) . یعنی چنان که در اوّل، (به خاطر غصب خلافت) مباشر آن نشدم و آن را از جام نومیدى از خود آب دادم، در آخر نیز چنین مى‌کردم و آن را از همان جام جرعه مى‌دادم. (برگرفته از شرح مرحوم آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم ج6 ص258)

4) . «أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْز» نهج البلاغۀ، خطبه‌ی سوم (شقشقیّۀ)

بصیرت

«هر کس پند و عبرت گیرد، بصیرت و بینایی یابد؛ و کسى که بصیرت یابد، فهم و درک پیدا می‌کند؛ و کسى که فهم و درک پیدا کند، علم و دانش به دست می‌آورد.»(1)

استقامت

«کسی که بر راه مستقیم قرار گرفت و استقامت ورزید، به سوی بهشت است. و کسی که لغزید، به سوی جهنّم است.»(2)


1) . «مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِم» نهج البلاغۀ حکمت 208

2) . «مَنِ اسْتَقَامَ فَإِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ زَلَّ فَإِلَى النَّار» میزان الحکمۀ به نقل از نهج البلاغۀ، خطبه‌ی 119

عزّت

«مرگ، آری؛ پستی، هرگز.

کمبود، آری؛ خواهش، هرگز.»(1)

بیدار باش

«... حرکت کنید - خدایتان رحمت کناد - به سوی جهاد با دشمن‌تان. و بر زمین سنگینی نکنید (و سستی به خرج ندهید)؛ که به ستم گرفتار، و به خوارى دچار خواهید شد، و بهره زندگى‌تان از همه پست‌تر خواهد بود! و حقّاً برادر جنگ، بیدارى و هوشیارى است؛ هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید! والسّلام.»(2)

معیار نبودن افراد و شخصیّت‌ها

«... قطعاً دین خدا با افراد و شخصیّت‌ها شناخته نمی‌شود (و آنها معیار نیستند)، بلکه با آیت و نشانۀ


1) . «الْمَنِيَّةُ وَ لَا الدَّنِيَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّل» نهج البلاغۀ، حکمت 396

2) . «... انْفِرُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ إِلَى قِتَالِ عَدُوِّكُمْ وَ لَا تَثَّاقَلُوا إِلَى الْأَرْضِ فَتُقِرُّوا بِالْخَسْفِ وَ تَبُوءُوا بِالذُّلِّ وَ يَكُونَ نَصِيبُكُمُ الْأَخَسَّ وَ إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ وَ السَّلَامُ» نهج البلاغۀ، نامه‌ی 31

حقّ شناخته مى‌شود؛ حقّ را بشناس، اهل حقّ را خواهى شناخت.»(1)

مقابله با فتنه و فتنه‌گران

«... آگاه باشید! قطعاً من با دو کس پیکار می‌کنم: کسی که ادّعا کند چیزی را که حقّ او نیست؛ و آن کس که از اداء حقّی که بر عهده‌اش هست، امتناع ورزد.

سفارش می‌کنم شما را - ای بندگان خدا! - به تقوا و خداپروایی؛ که به راستی تقوا، بهترین سفارش بندگان به یکدیگر است، و نزد خداوند، بهترین کارها آن است که به تقوا ختم شود.

و باب جنگ میان شما و اهل قبله! گشوده شده است! و این پرچم را به دوش نمی‌کشد، مگر اهل بصیرت و صبر و آگاه به مواضع حقّ؛

پس آنچه را که (از سوی ولایت) امر می‌شوید، انجام دهید، و از آنچه که نهی می‌شوید، باز ایستید، و در


1) . «... إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ وَ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه» میزان الحکمۀ (حقّ)، و ارشاد القلوب ج2 ص296

هیچ کاری شتاب مورزید تا زمانی که درباره‌اش تحقیق کنید و صواب بودنش بر شما آشکار شود ...»(1)

امر به معروف و نهی از منکر

«کارهاى نیک همگی‌شان، و حتّی جهاد در راه خدا، در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر، همچون دمیدن و فوتى است به دریایى موّاج و پهناور!

و به راستی امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مى‌کند و نه از مقدار روزى مى‌کاهد.

و از همۀ این‌ها برتر، کلمۀ عدلی است در مقابل حاکمی ستمگر.»(2)


1) . «... أَلَا وَ إِنِّي أُقَاتِلُ رَجُلَيْنِ رَجُلًا ادَّعَى مَا لَيْسَ لَهُ وَ آخَرَ مَنَعَ الَّذِي عَلَيْهِ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا خَيْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ وَ خَيْرُ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنُوا ...» نهج البلاغۀ، خطبه‌ی 173

2) . «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِر» نهج البلاغۀ، حکمت 374

جهاد

«به راستی جهاد، درى از درهاى بهشت است که خداوند آن را به روى اولیاء و دوستان خاصّ و برگزیدۀ خود گشوده است و آن، لباس تقوا، و زره محکم خداوند، و سپر مطمئنّ اوست.»(1)

شهادت‌طلبی

«به راستی گرامی‌ترین مرگ، شهادت است. سوگند به آن کس که جان پسر ابو طالب در دست اوست، هزار ضربت شمشیر، بر من آسان‌تر است از مرگ در بستر در غیر طاعت خداوند.»(2)

عدالت

«فقط در پرتو عدالت، امور جامعه اصلاح می‌شود.»(3)


1) . «... فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ» نهج البلاغۀ، خطبه‌ی 27

2) . «إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِي نَفْسُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّه» نهج البلاغۀ، خطبه‌ی 123

3) . «بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ الرَّعِيَّة» میزان الحکمۀ، و تصنیف غرر الحکم ص340، حکمت 7759

پرهیز از حرام

«این گونه نیست که مجاهد شهید در راه خداوند، اجر و پاداشش، عظیم‌تر از کسی باشد که قدرت بر حرام دارد و پاکی می ورزد و از حرام پرهیز می‌کند؛ به راستی نزدیک است که پرهیزکنندۀ از حرام، فرشته‌ای از فرشتگان محسوب شود.»(1)

معیار منزلت در نزد خداوند

«هر کس می‌خواهد بداند منزلتش در نزد خداوند چگونه است، بنگرد که در هنگام معاصی، منزلت خداوند در نزد او چگونه است.»(2)


1) . «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَة» نهج البلاغۀ، حکمت 474 (عَفَّ) -ِ عِفَّۀ، و عَفافاً: کَفٌّ عَمّا لا یَحِلُّ و لا یَجمُلُ مِن قولٍ او فعلِ. (المعجم الوسیط) یعنی: عفاف به معنای پرهیز از آنچه حلال و زیبا نیست - اعمّ از قول و فعل - می‌باشد؛ بنا بر این، پاک‌دامنی، یکی از مصادیق عفاف است، نه تمام معنای آن.

2) . «مَنْ أَرَادَ مِنْكُمْ أَنْ يَعْلَمَ كَيْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَنْظُرْ كَيْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوب» تحف العقول ص107‌

فریادرسی و غم‌گساری

«از کفّارات و جبران‌کنندگان گناهان بزرگ، به فریاد مظلوم و محزون رسیدن، و غم‌گساری و گره‌گشایی از غمگین و گرفتار است.»(1)

صداقت و اداء امانت

«صداقت و راستی، رأس دین است.»(2)

«به کثرت نماز و روزه و حجّ و کارهاى نیک و زمزمه هاى (عبادتِ) شبانۀ کسى نگاه نکنید؛ بلکه بنگرید به صداقت در گفتار و اداء امانت او.»(3)

انصاف

«انصاف، برترین فضیلت‌هاست.»(4)


1) . «مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ- وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوب» نهج البلاغۀ، حکمت 24

2) . «الصِّدْقُ رَأْسُ الدِّين» میزان الحکمۀ و تصنیف غرر الحکم ص218، حکمت 4309

3) . «لَا تَنْظُرُوا إِلَى كَثْرَةِ صَلَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّيْلِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ» وسائل الشیعۀ ج 19 ص69

4) . «الْإِنْصَافُ أَفْضَلُ الْفَضَائِل» میزان الحکمۀ و تصنیف غرر الحکم ص394 حکمت 9096

طلب رحمت برای همگان

«مؤثّرترین سبب فراوان شدن رحمت الهی، این است که در باطن خود، برای جمیع مردم طالب رحمت باشی.»(1)

حتّی برای کفّار و معاندان طلب رحمت کنیم؛ به این نحو که از خداوند، هدایت آنان را مسألت کنیم.

سکوت

«... سکوتت را زیاد کن؛ فکر و اندیشه‌ات افزون می‌شود، و قلبت نورانی می‌گردد، و مردم از دستت سالم می‌مانند.»(2)

از مصادیق بارز سکوت و خاموشی، پرهیز از امور لغو، همچون دیدن انواع فیلم ها و برنامه های غیر لازم و نه چندان مفید، و شرکت در مجالس بی حاصل است؛ تا مجالی برای فزونی تفکّر و نورانیّت قلب پیدا شود.

«هیچ خیری در سکوت از حکمت نیست، همان طور که حقیقتاً هیچ خیری در گفتار جاهلانه نیست.»(3)

دو چیز طیره عقل است: دم فرو بستن *** به وقت گفتن، و گفتن به وقت خاموشى


1) . « أبلَغُ ما تُسْتَدَرُّ بِهِ الرَّحمَةُ أن تُضمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحمَةَ» غرر الحکم 10344

2) . «... أَكْثِرْ صَمْتَكَ يَتَوَفَّرْ فِكْرُكَ وَ يَسْتَنِرْ قَلْبُكَ وَ يَسْلَمِ النَّاسُ مِنْ يَدِك» میزان الحکمۀ و تصنیف غرر الحکم ص216 حکمت 4252

3) . «لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْل» میزان الحکمۀ به نقل از نهج البلاغۀ، حکمت 182

ایثار

«ایثار و از خود گذشتگی، زیباترین احسان، و بلندترین مراتب ایمان است.»(1)

سخاوت و شجاعت

«سخاوت و شجاعت، سرشت‌هایی شریف‌اند که خداوند سبحان، آنها را در کسانی که دوست‌شان دارد و امتحان‌شان نموده است، قرار می‌دهد.»(2)


1) . «اَلإیثارُ أحسَنُ الإحسانِ و أعلَى مَراتِبِ الإیمان» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم ص396 حکمت 9162

2) . «اَلسَّخاءُ وَ الشَّجاعَةُ غَرائِزُ شَریفَةٌ يَضَعُهَا اللهُ سُبحانَهُ فیمَن أحَبَّهُ وَ امتَحَنَهُ» میزان الحکمۀ به نقل از غرر الحکم ص375 حکمت 8443

عفو و گذشت

«عفو و گذشت، تاج مکارم و بزرگواری‌هاست.»

«عفو و گذشت، تاج مکارم و بزرگواری‌هاست.»(1)

عوض بهتر

«کسی که برای خداوند سبحان، چیزی را ترک کند، خداوند، بهتر از آن را به او عوض می‌دهد.»(2)

تضمین خوشی

«کسی که بتواند نفسش را از چهار چیز منع کند، لایق است که ابداً هیچ ناخوشی بر او فرود نیاید: عجله، لجاجت، خودشگفتی، و سستی.»(3)

قناعت

«یاری‌کننده‌ترین چیز برای اصلاح نفس، قناعت و راضی شدن به قسمت خود است.»(4)


1) . «الْعَفْوُ تَاجُ الْمَكَارِم» میزان الحکمۀ و تصنیف غرر الحکم ص245 حکمت 5001

2) . «مَن تَرَكَ لِلّهِ سُبحانَهُ شَيئاً عَوَّضَهُ اللهُ خَيراً مِمّا تَرَكَ» غرر الحکم ص240 حکمت 4855

3) . «مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يَمْنَعَ نَفْسَهُ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ خَلِيقٌ بِأَنْ لَا يَنْزِلَ بِهِ مَكْرُوهٌ أَبَداً» قِيلَ: وَ مَا هُنَّ؟ قَالَ (علیه السلام): «الْعَجَلَةُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْعُجْبُ وَ التَّوَانِي» تحف العقول ص206

4) . «أَعْوَنُ شَيْ‌ءٍ عَلَى صَلَاحِ النَّفْسِ الْقَنَاعَة» میزان الحکمۀ، و تصنیف غرر الحکم ص391، حکمت 8984

مهمان‌دوستی

«هیچ مؤمنی نیست که مهمان‌دوست باشد، مگر آن که (در قیامت) از قبرش برمی‌خیزد در حالی که چهره‌اش مانند ماه شب چهارده می‌درخشد! پس اهل محشر می‌نگرند و می گویند: "این شخص، نمی‌باشد مگر پیامبری مرسل." فرشته‌ای می‌گوید: "این شخص، مؤمنی است که مهمان‌دوست و مهمان‌نواز است؛ و راهی برایش نیست مگرآن که داخل بهشت شود."»(1)

خوش‌همسایگی

«خوش‌همسایگی (فقط) این نیست که آزار و اذیّتت را از همسایه‌ات بازداری؛ بلکه خوش‌همسایگی این است که آزار و اذیّت همسایه‌ات را تحمّل کنی (و اعتراض نکنی).»(2)


1) . «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُحِبُّ الضَّيْفَ إِلَّا وَ يَقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ فَيَنْظُرُ أَهْلُ الْجَمْعِ فَيَقُولُونَ مَا هَذَا إِلَّا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ فَيَقُولُ مَلَكٌ هَذَا مُؤْمِنٌ يُحِبُّ الضَّيْفَ وَ يُكْرِمُ الضَّيْفَ وَ لَا سَبِيلَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّة» بحار الانوار ج 72 ص461

2) . «لَيْسَ حُسْنُ الْجِوَارِ أَنْ تَكُفَّ أَذَاكَ عَنْ جَارِكَ بَلْ حُسْنُ الْجِوَارِ أَنْ تَحْتَمِلَ أَذَى جَارِك» مستدرک الوسائل ج8 ص419

سراپا رحمت در نماز

«اگر نمازگزار از رحمت خداوند که سراپای او را فرا گرفته خبر داشته باشد، دل از نماز نکند و خوش ندارد که سر از سجده بردارد.»(1)

پرهیز از وعدۀ دور و دراز

«منع زیبا، نیکوتر از وعدۀ دور و دراز است.»(2)


1) . «لَوْ يَعْلَمُ الْمُصَلِّي مَا يَغْشَاهُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ مَا انْفَتَلَ وَ لَا سَرَّهُ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَة» تحف العقول ص122

2) . «اَلْمَنْعُ الْجَمِيلُ أَحْسَنُ مِنَ الْوَعْدِ الطَّوِيل» غرر الحکم ص381

صلوات مخصوص امیر المؤمنین حضرت امام علیّ (علیه السلام)

امیر المؤمنین حضرت امام علیّ (علیه السلام) (1)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَخِي نَبِيِّكَ وَ وَلِيِّهِ وَ صَفِیِّهِ و وَصِيِّهِ وَ وَزِيرِهِ

بارالها! صلوات و رحمت فرست بر امیر المؤمنین علىّ بن ابى طالب برادر پیامبرت و ولیّ و دوست خاصّ او (یا سرپرست امور او) و برگزیدۀ او و وصیّ و جانشین او وزیر او

وَ مُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعِ سِرِّهِ وَ بَابِ حِكْمَتِهِ وَ النَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ وَ الدَّاعِي إِلَى شَرِيعَتِهِ وَ خَلِيفَتِهِ فِي أُمَّتِهِ

و محلّ سپردن علم او و جایگاه راز او و باب حکمت او و گویا به حجّت و برهان او و دعوت‌کننده به شریعت و آئین او و جانشین او در میان امّت او

وَ مُفَرِّجِ الْكُرُوبِ عَنْ وَجْهِهِ وَ قَاصِمِ الْكَفَرَةِ وَ مُرْغِمِ الْفَجَرَةِ الَّذِي جَعَلْتَهُ مِنْ نَبِيِّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى

و زدایندۀ غم و اندوه از چهرۀ او و در هم شکنندۀ کافران و به خاک افکنندۀ فاجران؛ آن بزرگوارى که او


1) . مفاتیح الجنان

را نسبت به پیامبرت به منزلۀ هارون نسبت به موسى قرار دادى

اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ

بارالها! دوست بدار و یاری نما و مورد عنایت اختصاصی‌ات قرار ده، کسی را که از او تبعیّت کرد و دوستش داشت و یاری‌اش نمود و فقط به او تمایل پیدا کرد،(1)

(المعجم الوسیط، مادّۀ ولی)

و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کرد، و یارى کن هر کسی را که او را یارى کند و خوار و رها کن هر کسی را که او را رها کند و تنها گذارد.

وَ الْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ

و لعنت و دور از رحمت خود کن هر کسی را که به دشمنی او برخیزد، از اوّلین تا آخرین خلق.

وَ صَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَاءِ أَنْبِيَائِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ

و صلوات و رحمت فرست بر آن حضرت، بهترین صلوات و رحمتی که بر یکی از اوصیای پیامبرانت می‌فرستی. ای مالک مدبّر تمام جهان‌ها!


1) . (والی) بین الامرین مُوالاۀً، و وِلاءً: تابع. و - الشیءَ: تابعه. و - فلاناً: أحبّه. و - نصره. و - حاباه (اختصّه و مال الیه).