ghaemiyeh.com
سرشناسه:مصطفوی، محمد، 1353 -
عنوان و نام پدیدآور:زیباییها و جاذبههای اسلام/مولف محمد مصطفوی.
مشخصات نشر:قم: قلمخانه، 1403 -
مشخصات ظاهری:3 ج.
شابک:ج.1: 978-622-5283-43-5 ؛ ج.2:978-622-5283-44-2
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
مندرجات:ج.1. جذبه اول: پرتوی از آیات قرآن کریم
.- ج.2. جذبه دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (نهج الفصاحه)
موضوع:اسلام -- مطالب گونهگون
Islam -- Miscellanea
رده بندی کنگره:BP11
رده بندی دیویی:297/02
شماره کتابشناسی ملی:9967584
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
زیبایی ها و جاذبه های اسلام
جذبۀ دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
(نهج الفصاحه)
زیبایی ها و جاذبه های اسلام
جذبۀ دوم: پرتوی از آیات قرآن کریم
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
(نهج الفصاحه)
گردآوری محمد م.
ناشر: قلم خانه
شابک :دوره -8-42-5283-622-978
شابک جلد اول 5-43-5283-622-978
نوبت و تاریخ چاپ: اول بهار 1404
شمارگان: چهار نسخه
تماس با نویسنده: 09023440350
هرگونه نشر و استفاده آزاد است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین
آسمان اسلام - کامل ترین آئین و شریعت الهی - سرشار از ستارگان و سیّارات زیبا و جاذب است که بعضی از آن ها تلألؤ و درخشندگی بیش تری دارند.
در این مجموعه نمونه هایی از زیبایی ها و جاذبه های اسلام - با ترجمۀ واضح و شفّاف و بدون شرح و تفسیر - ذکر شده است تا به سهولت
اوّلاً:انسان های پاک نهاد جویای حقیقت، با چشیدن حلاوت آن و منطبق یافتن آن با فطرت خود، گم شدۀ خویش را بیابند
ثانیاً: انسان های متدیّن به اسلام، قدر این اعظم نعمت ها را بیش تر بدانند و بر شکر و سپاس خود به درگاه حضرت حقّ جلّ و علا بیفزایند
و ثالثاً: مبلّغین ارجمند، این مجموعۀ برگزیده را ره توشۀ دارای اولویّت تبلیغ اسلام عزیز قرار دهند.
تا کنون سه جذبه از این مجموعه منتشر شده است:
جذبۀ اوّل: پرتوی از آیات قرآن کریم
جذبۀ دوم: پرتوی از احادیث پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) (نهج الفصاحه)
جذبۀ سوم: پرتوی از احادیث امیر المؤمنین علیّ (علیه السلام) (نهج البلاغه)
و ان شاء الله تعالی جذبه های دیگر نیز منتشر خواهد شد:
جذبۀ چهارم: پرتوی از سیره و احادیث حضرات چهارده معصوم (علیهم السلام)
جذبۀ پنجم: جلوه ای از سیمای فرزانگان و علمای ربّانی
جذبۀ ششم: جلوه ای از منش شهدا و ایثارگران
(نهج الفصاحه(1))
اگر میخواهید نزد خداوند منزلتی بلند یابید، نسبت به کسی که با شما رفتاری جاهلانه داشت، بردبار باشید و به کسی که از شما دریغ نمود، عطا نمایید.
مبغوض ترین مردان نزد خداوند، فرد لجوج ستیزه جوست.
1) نشانی هر حدیث، در ابتدا - بعد از عنوان - آمده است؛ مثلاً: «بردباری و بزرگواری» ح 10 (یعنی: حکمت شمارۀ 10 از نهج الفصاحه)
سُلْطاناً حاجَةَ مَنْ لايَسْتَطیعُ إِبْلاغَها ثَبَّتَ اللّه قَدَمَيْهِ عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ القِيامَةِ.
نیاز کسی را که از ابلاغ نیاز خود ناتوان است، [به زمام داران و مسؤولان] برسانید؛ هر کس نیاز چنین افرادی را به زمام داری برساند، خداوند در روز قیامت گامهایش را بر صراط استوار دارد.
جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمّد! (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) هر گونه میخواهی زندگی کن که قطعاً میمیری؛ و آن چه را میخواهی دوست بدار که قطعاً از آن جدا میشوی؛ و آن چه را میخواهی انجام بده که قطعاً جزای آن را میبینی و بدان که قطعاً شرافت مؤمن در برخاستن در شب [برای عبادت] و عزّت او در بینیازی جستنش از مردم است.
آیا دوست داری که دلت نرم شود و به حاجت خود برسی؟ بر یتیم رحم نما و دست نوازش بر سرش بکش و او را از غذای خودت بخوران؛ که دلت نرم میشود و به حاجتت میرسی.
آیا میپندارید که نیرومندی در برداشتن سنگ است؟ به راستی که نیرومندی در این است که یکی از شما سرشار از خشم شود و سپس بر خشم خود غلبه کند.
با فقرا دوستی کنید؛ که به راستی روز قیامت، ایشان را دولتی فخیم باشد.
سخن اضافی را رها کن و همان مقدار سخن گفتن که حاجتت را برآورد کافیست.
دنیا را برای اهلش رها کنید؛ که به راستی هر کس بیش از حدّ ضرورت خود از آن برگیرد، در نابودی خویش کوشد در حالی که خود نداند!
34- اِتَّقِ اللّهَ وَ لا تُحَقِّرَنَّ مِنَ المَعْرُوفِ شَيئاً وَ لَوْ أنْ تُفْرِغَ مِنْ دَلْوِكَ فِي اِناءِ المُسْتَسْقی، وَأنْ تَلْقى أخاكَ وَ وَجْهُكَ إليْهِ مُنْبَسِطٌ.
از خداوند پروا نما و هیچ کار نیکی را کوچک مشمار گرچه آن کار، این باشد که از دلو خود در ظرف تشنه بریزی و یا برادرت را با روی گشاده ملاقات کنی.
از محارم بپرهیز؛ که در این صورت عابدترین مردم هستی.
خداپرواترین مردم کسی است که حقّ را بگوید؛ چه به سود او باشد، چه به زیانش.
در مورد زنان از خدا بترسید [و حقّ آنها را ضایع نکنید].
به دنبال کار بد، کار نیک انجام بده؛ که در این صورت آن را از بین می برد.
از ستمگری بپرهیزید؛ که قطعاً ستمگری، تاریکیهایی در روز قیامت است!
دو نفرند که روز قیامت خداوند بدانها نمینگرد: کسی که پیوند با ارحام و خویشان را قطع کند، و همسایۀ بد.
بر شما باد همراهی با جماعت.
دو چیز هست که خداوند در این دنیا در [عذاب] آنها تعجیل میکند: [1] ستم و [2] آزردن و نافرمانی و ناسپاسی پدر و مادر. [پناه بر خدا]
در طلب دنیا به اجمال [اختصار، زیبایی] رفتار کنید؛ زیرا قطعاً همگان، به آنچه که برای شان مقدّر و نوشته شده، به آسانی میرسند.
محبوبترین کارها نزد خداوند، نماز اوّل وقت، سپس نیکی به مادر و پدر و سپس جهاد در راه خداوند میباشد.
محبوبترین بندگان نزد خداوند، خداپروایان گم نام هستند.
محبوبترین کارها نزد خداوند، مستمرّترین آنهاست هر چند اندک باشد.
محبوبترین کارها نزد خداوند آن است که شخصی، گرسنهای را سیر نماید یا از غرامت زدگی او جلوگیری کند، یا اندوه و
گرفتاریاش را برطرف سازد.
محبوبترین کارها نزد خداوند بعد از واجبات، شاد نمودن مسلمان است.
محبوبترین کارها نزد خداوند، حفظ زبان است.
محبوبترین کارها نزد خداوند، دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خداست.
محبوبترین جهاد نزد خداوند، کلمۀ حقّی است که به پیشوای منحرف و ستمگر گویند.
محبوبترین غذا نزد خداوند، غذایی است که بر سر آن دست های زیادی باشد.
محبوبترین بندگان نزد خداوند، خوش اخلاقترین آنهاست.
خداوند بندهای را که به هنگام خرید و به هنگام فروش و به هنگام پرداخت و به هنگام دریافت، نرم خو و آسان گیر است دوست دارد.
محبوبترین بندگان خداوند کسی است که برای بندگانش سودمندتر باشد.
بر چهرۀ چاپلوسان خاک بپاشید.
مبادا که نشانههای نیکان در ظاهر تو نمودار باشد و تو در واقع از آنها نباشی؛ب که در این صورت با ریاکاران محشور میشوی!
دور اندیشترین مردم کسی است که از همه بیشتر، خشم خود را فرو خورد.
از نعمت های خداوند که پیرامون شماست به نیکی بهره ببرید و آنها را مرانید؛ که کم پیش آید این نعمت ها از قومی دور شوند و دوباره برگردند!
بر امّت خود بیش از هر چیز از شکمبارگی و زیاد خوابیدن و تنبلی و ضعف ایمان بیمناکم!
دینت را خالص گردان؛ که در این صورت، اندکی عمل، تو را کافی باشد.
اگر روزی بر من بگذرد که در آن دانشی بدست نیاورم که مرا به خداوند نزدیک سازد، طلوع خورشید در آن روز بر من مبارک مباد!
هر گاه خداوند تو را مالی داد، باید اثر نعمت الهی و کرامتش بر تو پدیدار باشد.
هر گاه بزرگ و کریم قومی نزد شما آمد، وی را گرامی بدارید.
آن گاه که عالم و عابد بر صراط گرد آیند، به عابد گفته میشود: به بهشت درآی و از عبادت خویش بهره ببر.
وَ قیلَ لِلعالِمِ: قِفْ هُنا فَاشْفَعْ لِمَن أحْبَبْتَ فَإِنَّكَ لاتَشْفَعُ لِاَحَدٍ إلاّ شُفِّعْتَ، فَقامَ مَقامَ الأنْبِياءِ.
و به عالم گفته میشود: اینجا بایست و هر که را خواهی شفاعت نما؛ که به راستی تو برای هیچ کس شفاعت نمیکنی مگر آن که پذیرفته میشود. پس او در جایگاه پیامبران قرار میگیرد.
اگر دوست دارید بدانید بنده نزد خداوند چه جایگاهی دارد، بنگرید که پشت سرش چگونه او را میستایند.
هر گاه خداوند خیر بندهای را بخواه، او را فقیه و دارای فهم عمیق دینی، و زاهد و بی رغبت به دنیا سازد و عیب های او را بدو بنمایاند.
هر گاه خداوند، خیر بندهای را بخواهد، نیازهای مردم را به سوی او حواله سازد.
هر گاه خداوند، خیر بندهاش را بخواهد، کیفر او را در دنیا جلو اندازد. و هر گاه خداوند، بد بندهاش را
بخواهد وی را با گناهش رها سازد تا در روز قیامت او را کیفر دهد!
(اراده نمودن شرّ و بدی نسبت به بنده از سوی خداوند سبحان، جنبۀ کیفری دارد نه ابتدائی؛ زیرا خداوند متعال - که خیر محض و منزّه از عیب و نقص است - هرگز بدی بنده اش را نمی خواهد و برای هدایت و سعادت او، از هیچ رحمت و لطف و عنایتی دریغ نمی ورزد. ولی این خود بنده است که با عناد و تبه کاری، خویش را از فیض حقّ تعالی محروم و مستوجب کیفر می سازد!)
هر گاه خداوند خیر خانوادهای را بخواهد، آنها را فقیه (و دارای فهم عمیق) در دین قرار می دهد و خردسالانشان بزرگسالانشان را ارج می نهند و مدارا در زندگی و میانهروی در خرج را روزی آنها میسازد و عیب هایشان را به آنها نشان میدهد تا از آنها توبه
کنند و اگر برای آنها غیر این را بخواهد آنها را به حال خود وامیگذارد.
هرگاه خواستی کاری انجام دهی، در فرجام آن بیاندیش؛ اگر خوب بود آن را انجام بده و اگر بد بود رهایش کن.
هرگاه خواستی عیب های دیگران را به یاد آوری، عیب های خود را به یاد آر.
هرگاه یکی از شما کسی را اجیر کرد، باید در ابتدا مزدش را به او بگوید.
هرگاه بدی کردی، [به دنبالش] نیکی کن؛ که قطعاً نیکی ها، بدی ها را ببرند.
نیازهای تان را با عزت نفس بجویید؛ که به راستی همۀ امور بر اساس مقدّرات جاری می شود [و نیازی به تملّق، کرنش، ذلّت پذیری، حرص، طمع و... نیست].
هرگاه حسد ورزیدید، ستم مکنید و چون گمان [بد] بردید، آن را حقیقت مپندارید و ترتیب اثر ندهید و هرگاه چیزی را وزن کردید، آن را سنگین تر (و کریمانه) وزن کنید (اعمّ از وزن و سنجش امور مادّی و غیر مادّی).
هرگاه بندهای از خداوند بترسد، خداوند همه چیز را از او میترساند و وقتی بندهای از خداوند نترسد، خداوند او را از همه چیز میترساند.
هرگاه مهمان بر قومی درآید، رزق و روزی خود را میآورد و هرگاه خارج شود، با آمرزش گناهان آنان میرود.
هرگاه در برادرت سه ویژگی را دیدی به او امیدوار باش: حیاء و امانت داری و راستی؛ و اگر این ها را ندیدی به او امید نداشته باش.
هرگاه کسی تو را بدانچه از تو می داند دشنام دهد، تو وی را بدانچه از او میدانی دشنام مده؛ که پاداش این عمل برای تو و وبال و سنگینی آن برای او می باشد.
هرگاه عالمی دانست و عمل نکرد، همچون چراغ است که برای مردم نور میدهد امّا خود را میسوزاند!
هرگاه یکی از شما کاری را انجام داد، باید آن را محکم و کامل و دقیق انجام دهد.
هرگاه یکی از شما از سفر آمد با خود هدیّهای بیاورد، هر چند که در توبرۀ خود، سنگی بیفکند (و به عنوان سوغات بیاورد).
اگر نزد تو چیزی بود که کفایتت نمود، دنبال چیزی مرو که تو را به طغیان وادارد!
هرگاه انسان از دنیا برود، کارهای او قطع می شود جز در سه چیز : صدقۀ جاری، علمی که موجب بهره مندی دیگران شود و فرزند صالحی که برایش دعا کند.
هرگاه یکی از شما در درون خود برای برادرش خیرخواهی و نصیحتی را یافت، آن را به او یادآوری نماید.
خدا را یاد کن؛ که قطعاً او در آن چه می جویی ، یاور توست.
خوارترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند!
چهار چیز هست که اگر به کسی داده شود، خیر دنیا و آخرت را به او دادهاند: زبانی ذاکر، قلبی شکرگزار، تنی شکیبا در گرفتاری و همسری که از جهت ناموسی و مالی، به شوهرش خیانت و ستم روا ندارد.
رحم کنید؛ در این صورت مورد رحم قرار میگیرید. و ببخشایید؛ در این صورت بر شما میبخشایند.
از دنیا چشم بپوش؛ که در این صورت خداوند تو را دوست می دارد. و از آن چه که در دست مردم هست چشم بپوش؛ که در این صورت مردم دوستت می دارند.
زاهدترین مردم کسی است که قبر و بلا و امتحان را از یاد نبرد و بهترین زینت دنیا را رها سازد و آن چه را باقی و ماندنی است بر آن چه از بین میرود و فانی است، ترجیح دهد و فردا را از روزهای خود به شمار نیاورد و خود را در میان مردهها به حساب آورد.
به پایان بردن کار خوب، از آغاز کردن آن بهتر است.
با پرده پوشی و کتمان، بر [سامان بخشی و پیشرفتِ] امورخود یاری جویید؛ که حقیقتاً هر صاحب نعمتی مورد حسادت است!
از مردم بینیازی جویید، هر چند که نیازتان یک قطعه چوب مسواک باشد.
استوارترین کارها سه چیز است: یاد خداوند در هر حال، از خود انصاف دادن، و شریک ساختن برادر دینی در مال خویش.
دعای فرد غایب برای غایب، از همۀ دعاها زودتر اجابت میشود.
شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غالب آید.
در روز قیامت دو کس از همه بیشتر حسرت خورند: مردی که در دنیا توانایی طلب دانش را داشت ولی به دنبال آن نرفت. و مردی که دانشی را [به دیگران] آموخت و هرکس آن را شنید از آن سود برد بدون آن که خودش سودی ببرد!
نیرومندترین شما کسی است که هنگام خشم، بر نفس خود غالب آید. و بردبارترین شما کسی است که با وجود قدرت، عفو کند.
مهربان و مشفق باشید؛ در این صورت مورد ستایش قرار می گیرید و پاداش داده می شوید.
شکرگزارترین مردم کسی است که از همه بیشتر، از مردم تشکّر کند.
برایم شش چیز از طرف خود تعهّد نمایید تا من بهشت را برای تان تضمین کنم: هرگاه سخن گفتید، راست بگویید. هرگاه وعده دادید، وفا نمایید. هرگاه به
شما چیزی را امانت دادند، آن را [صحیح و سالم] باز گردانید. دامان تان را حفظ کنید. چشمهای تان را [از نگاه های ناروا] فرو بندید و دستهای خود را [از اعمال ناپسند] نگه دارید.
در جست و جوی دانش باشید هر چند در چین باشد؛ که به راستی دانش طلبی بر هر مسلمانی واجب است.
إنَّ المَلائِكَةَ تَضَعُ أجْنِحَتَها لِطالِبِ العِلْمِ رِضاً بِما يَطْلُبُ.
به راستی فرشتگان بالهای خود را برای جویندۀ دانش میگسترانند؛ زیرا به آن چه او میجوید، خشنود هستند.
(لازم به یادآوری است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرموده اند که علم فقط سه علم است: «عقائد، اخلاق و احکام»؛ و بقیّه، فضل محسوب می شوند. (إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ)(1)
1) کافی ج1 ص32
البتّه سایر علوم و فنون نیز در شرایطی همچون قطع وابستگی مسلمانان به بیگانگان، واجب کفایی می شوند.)
از گهواره تا گور، دانش بجویید.
برای غیر خود عافیت خواه باش، آن را به خودت روزی می دهند.(1)
1) حضرت آیة الله العظمی بهجت رضوان الله تعالی علیه توصیه می کردند که اگر حاجتی دارید، برای دیگران که حاجتی مشابه حاجت شما دارند دعا کنید، خداوند متعال حاجت تان را برآورده می سازد.
خداوند را به گونهای پرستش نما که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی به یقین او تو را میبیند.
دوست را با دوست ارزیابی نمایید. (افراد را با همراه و یار و دوست شان ارزیابی نمایید.)
عادل ترین مردم کسی است که برای مردم آن چه را پسندد که برای خود میپسندد و آن چه را برای خود ناخوش میدارد، برای آنها هم ناخوش دارد.
با ارزشترین مردم در دنیا کسی است که برای دنیا در نزد خویش، ارزشی قائل نشود.
ارزشمندترین مردم کسی است که آن چه را بدو مربوط نیست رها سازد.
خردمندترین مردم کسی است که از همه بیشتر با مردم مدارا کند.
بدان که اگر تمام خلایق گرد آیند تا چیزی را که خداوند نخواسته، به تو بدهند، نمیتوانند.
أوْ يَصْرِفُوا عَنْكَ شَيْئاً - أرادَ اللّهُ أنْ يُصیبَكَ بِهِ - لَم يَقْدِرُوا عَلى ذلِكَ؛
یا اگر بخواهند چیزی را که خداوند خواسته بر سرت آورد، از تو باز دارند، نمیتوانند.
فَإِذا سَأَلتَ فَاسْأَلِ اللّهَ وَ إذا اِسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللّهِ.
پس هرگاه درخواست میکنی، از خداوند درخواست کن. و هرگاه یاری میجویی، از خداوند یاری بجوی.
بدان که قطعاً پیروزی، با صبر باشد. و قطعاً گشایش، با رنج و گرفتاری باشد. و قطعاً با سختی، آسانیی باشد.
بدانید که هیچ یک از شما نیست جز آن که مال وارث خویش را بیشتر از مال خود دوست دارد! مال تو آن است که پیش فرستادی و مال وارث تو آن است که بر جای گذاردی.
همچون کسی عمل کن که می داند هرگز نمیمیرد (بنا بر این، کارها را محکم و دقیق و کامل انجام ده). و همچون کسی بر حذر باش که بیم دارد فردا بمیرد.
شَبابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ جوانی ات را قبل از پیری ات،
وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ سلامتی ات را قبل از بیماری ات،
وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ ثروتت را قبل از فقرت،
وَ فَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ فراغتت را قبل از مشغولیّتت،
وَ حَياتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ. و زندگیات را قبل از مرگت.
[از خطای دیگران] در گذر. و اگر مجازات کردی به اندازۀ گناه مجازات کن و از [زدن به] صورت بپرهیز.
بهترین کارها سه چیز است: فروتنی به هنگام دولت، گذشت به هنگام قدرت، و عطا بدون منّت.
بهترین کارها این است که برادر مؤمنت را شاد نمایی یا قرضی را از او بپردازی.
بعد از ایمان به خداوند، بهترین کارها، دوستی با مردم است.
بهترین ایمان آن است که برای خداوند دوست بداری و برای خداوند دشمن بداری و زبانت را در یاد خداوند به کار بندی و آن چه را برای خودت دوست داری، برای مردم نیز دوست بداری و آن چه را برای خود نمیپسندی برای آنها هم نپسندی و سخن نیک بگویی یا خاموش باشی.
بهترین نیکیها، گرامی داشتن همنشینان است.
بهترین جهاد آن است که مرد با نفس و هوس خود جهاد کند.
بهترین صدقه آن است که انسان مسلمان، دانشی را فرا گیرد، سپس آن را به برادر مسلمان خود یاد دهد.
بهترین صدقه آن است که میان افراد، آشتی و صلح ایجاد کنی.
بهترین صدقه، صدقه به خویشاوندی است که با تو دشمنی (و کینه) دارد.
بهترین کارها، مستمرّترین آنهاست هر چند اندک باشد.
بهترین کار، نیّت راستین است.
پر اجرترین عبادت، زود برخاستن از نزد بیمار است. (تا او به استراحتش بپردازد.)
بهترین فضایل این است که با کسی که از تو بریده، پیوند برقرار سازی، و به کسی که تو را محروم
ساخته، عطا کنی و از کسی که بر تو ستم نموده، درگذری.
در میان مؤمنان، اسلام آن کس بهتر است که مسلمانان از زبان و دست او آسوده باشند. و خوش ایمانترین مؤمنان، خوش اخلاقترین آنهاست.
بهترین مردم کسی است که در حالت رفعت و بلند پایگی، تواضع نماید و در عین ثروت و غنا، زهد ورزد و به دنیا بیرغبت باشد و در عین قوّت و نیرومندی، انصاف دهد و در حال قدرت، بردبار باشد.
قرآن را تا هنگامی که دل های تان بر آن انس دارد و حضور قلب دارید بخوانید و هرگاه پراکندگی حواسّ و عدم حضور قلب پیدا کردید برخیزید (تا قرائت قرآن، صرفاً لقلقۀ زبان و یک امر تشریفاتی و ظاهری نباشد).
حقّ را از کسی که برایت آورده بپذیر؛ کوچک باشد یا بزرگ، هر چند دشمن و دور باشد.
وَ ارْدُدِ الباطِلَ عَلى مَنْ جاءَكَ بِه مِنْ صَغیرٍ أوْ كَبیرٍ وَ إن كانَ حَبیباً قَریباً.
و باطل را بر کسی که آن را برایت آورده بر گردان و آن را مپذیر؛ چه کوچک باشد چه بزرگ، و هر چند دوست و نزدیک باشد.
آسایش بخیل از همۀ مردم کم تر است!
لذّت حسود از همۀ مردم کم تر است!
از لغزش سخاوتمند در گذرید؛ زیرا هر بار که بلغزد، قطعاً خداوند دستش را می گیرد.
در روز قیامت گناه کسی از همه بیشتر است که در آن چه به او مربوط نیست، بیشتر سخن بگوید.
ارزشمندترین مردم کسی است که دانش بیشتری دارد.
بسیار از مرگ یاد کنید؛ که به راستی یاد آن گناهان را پاک میکند و (انسان) را به دنیا بی رغبت میگرداند. پس اگر در حال ثروت آن را یاد کنید،
ثروت را خرد و بی ارزش میسازد و اگر در حال فقر آن را یاد کنید، شما را از زندگیتان خرسند و راضی میسازد.
علما را گرامی دارید که به راستی آنها وارثان پیامبرانند و هر کس آنها را گرامی بدارد، خدا و رسولش را گرامی داشته است.
ایمان مؤمنانی از همه کامل تر است که خوش اخلاقترند. و بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهترین اند.
آیا شما را از چیزی که ارزشش از روزه و نماز و صدقه برتر است با خبر نسازم؟ آشتی و صلح برقرار کردن
میان مردم؛ که یقیناً فساد و اختلاف میان مردم، مایۀ نابودی است!
آیا شما را از کسی که فردا (قیامت) آتش بر او حرام گردد باخبر نسازم؟ (آتش) بر هر انسان ملایم، نرم خو، صمیمی و آسان گیر حرام است.
آیا شما را از عبادتی که از همۀ عبادتها بر بدن آسانتر و راحتتر است خبر ندهم؟ سکوت و خوشاخلاقی.
تا هنگامی که بنده به برادرش کمک می کند، خداوند هم به او کمک می کند.
تفریح و بازی نمایید که من خوش ندارم در دین شما، غلظت و خشکی دیده شود.
امّا بعد؛ کارگزار را چه شده که او را به کاری میفرستیم و او بعد از مأموریّتش نزد ما میآید و میگوید: این (اموال) را برای شما وصول کردم و این یکی هم به من هدیّه شده است. چرا در خانۀ پدر و مادرش ننشست تا ببیند او را هدیّه می دهند یا نه؟!
آزار را از راه مردم کنار بزن؛ در این صورت نیکیهای تو بسیار میگردد.
مادرت، مادرت، مادرت را دریاب! و سپس پدرت را و سپس هر که را به تو نزدیک تر و نزدیک تر است.
اگر دوست دارید خداوند و رسولش شما را دوست بدارند، هرگاه امانتی را به شما سپردند آن را باز گردانید. و هرگاه سخن گفتید، راست بگوئید. و با همسایۀ خود به نیکی رفتار کنید.
(در امور مادّی) به پائین تر از خود بنگرید و به بالاتر از خود منگرید؛ که به راستی این کار، برای این که نعمت های خداوند را خوار نشمرید، سزاوارتر است.
به راستی محبوبترین بندگان نزد خداوند، خیرخواهترین آنها نسبت به بندگانش است.
به راستی بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت میکند، خداپروایی و خوشاخلاقی است.
به راستی که حیاء و ایمان، قرین یکدیگرند و هرگاه یکی گرفته شود، دیگری هم به دنبال آن میرود.
هرگاه مرد به همسرش و همسرش بدو (با مهربانی) بنگرد، خداوند متعال به دیدۀ رحمت به آنها مینگرد.
به راستی که اگر همّت بنده آخرت باشد، خداوند متعال کفاف را در داراییاش قرار میدهد و بینیازیاش را در قلبش مینهد و او همواره بینیاز است.
«پرهیز از اهتمام به دنیا» وَ إذا كانَ هَمُّهُ الدُّنْيا أفْشَى اللّهُ تَعالى ضَيْعَتَهُ وَ جَعَلَ فَقْرَهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ فَلا يُمْسِى إلاّ فَقیراً وَ لا يُصْبِحُ اِلاّ فَقیراً.
و اگر همّت او دنیا باشد، خداوند داراییاش را گسترش میدهد و فقر او را مقابل چشمانش قرار میدهد و پیوسته فقیر است!
به راستی که خودپسندی و غرور، عمل هفتاد ساله را باطل میکند!
664- إنَّ القاضِيَ العَدْلَ لَيُجاءُ بِه يَوْمَ القِيامَةِ فَيَلْقى مِنْ شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى أنْ لا يَكُونَ قَضى بَيْنَ اثْنَيْنِ فی تَمْرَةٍ.
به راستی که قاضی عادل را در روز قیامت بیاورند و از شدّت حساب رسی چیزها میبیند که آرزو میکند کاش میان دو نفر حتّی دربارۀ یک خرما هم قضاوت نمیکرد! (شدّت حساب برای قاضی، اختصاصی به قضات دادگستری ندارد، بلکه شامل همۀ کسانی می شود که به نحوی حکمی یا قضاوتی می کنند. بنا بر این همگان باید مراقب اظهار نظرها و قضاوت های مان در موضوعات مختلف باشیم که با علم و اطمینان و حجّت شرعی باشد، خصوصاً در مواردی که به آبرو و حیثیّت دیگران مربوط می شود.)
سَخِيٌّ يُحِبُّ السَّخاءَ، سخاوتمند و بخشنده است و سخاوت و بخشندگی را دوست میدارد.
نَظیفٌ يُحِبُّ النَّظافَةَ. پاکیزه است و پاکیزگی را دوست میدارد.
و بخشنده است و جود و بخشندگی را دوست می دارد
وَ يُحِبُّ مَعالِيَ الأخْلاقِ وَ يَكْرَهُ سَفسافَها. و اخلاق عالی و شریف را دوست میدارد و اخلاق پست را ناپسند می دارد.
به راستی که خداوند متعال، با حیاء و بزرگوار است و هرگاه فرد، دستانش را به سوی او بالا ببرد، شرم دارد آنها را خالی و نومید باز گرداند.
به راستی که خداوند متعال، ملایم است و ملایمت را دوست دارد، و بر اساس آن، چیزی عطا می کند که بر اساس خشونت عطا نمی کند.
به راستی که خداوند متعال، بسیار گذشت میکند و گذشت کردن را دوست دارد.
به راستی که خداوند متعال، بسیار غیرتمند است و انسان بسیار غیرتمند را دوست دارد.
فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْها كَتَبَهَا اللّهُ تَعالى عِنْدَهُ حَسَنَةً كامِلَةً. پس هرکس قصد عمل نیکی نماید و آن را انجام ندهد، خداوند متعال برایش نیکی کاملی را مینویسد.
فَاِنْ هَمَّ بِها فَعَمِلَها كَتَبَهَا اللّهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَناتٍ إلى سَبْعَمِائَةِ ضِعْفٍ إلى أضْعافٍ كَثیرَةٍ. و اگر قصد آن را نماید و آن را انجام دهد، خداوند برایش ثواب ده عمل نیک تا هفت صد برابر و چند برابر بیشتر را می نویسد.
وَ إن هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْها كَتَبَهَا اللّهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كامِلَةً. و اگر قصد عمل بدی را نماید و آن را انجام ندهد، خداوند برایش ثواب عمل نیک کاملی را مینویسد.
فَاِنْ هَمَّ بِها فَعَمِلَها كَتَبَهَا اللّهُ سَيِّئَةً واحِدَةً. و اگر قصد عمل بدی را نماید و انجامش دهد، برایش یک عمل بد را مینویسد،
وَ لا يَهْلِكُ عَلَى اللّهِ إلّا هالِكٌ.
پس نزد خداوند جز کسی که سزاوار هلاکت است، کسی هلاک نمیگردد.
به راستی که خداوند متعال مرا رنج آور و سرسخت مبعوث نکرد؛ بلکه مرا معلّمی آسان گیر برانگیخت.
به راستی که خداوند متعال نیکی میکند، پس شما هم نیکی نمایید.
به راستی که خداوند متعال به جوان عابد، بر فرشتگان مباهات میکند و میفرماید: بندهام را بنگرید که شهوت و هوسش را به خاطر من رها کرده است.
به راستی که خداوند متعال کسی را که بر برادرانش رو ترش کند، دشمن میدارد!
به راستی که خداوند متعال چرک و ژولیدگی را دشمن میدارد!
به راستی که خداوند متعال دوست دارد که هرگاه یکی از شما کاری را انجام داد، آن را محکم و کامل و دقیق انجام دهد.
به راستی که خداوند متعال شخص آسان گیر و گشاده رو را دوست دارد.
به راستی که خداوند متعال، فریادرسی محزون را دوست میدارد.
به راستی که خداوند متعال میفرماید: من با بندهام هستم مادامی که مرا به یاد آرد و لبانش به نام من به حرکت در آید.
به راستی که خداوند متعال میفرماید: من نزد گمان بندهام هستم؛ اگر به من گمان خوب ببرد، خوبی بیند و اگر گمان بد ببرد، بدی بیند.
به راستی که خداوند متعال به اندازۀ هزینه و حاجت، یاری میفرستد (بنا بر این، جای نگرانی و تشویش خاطر نیست.) و به اندازۀ بلا، صبر نازل می کند. ( بنا بر این احدی حقّ جزع و فزع و ناشکیبایی ندارد و نمی تواند بگوید این بلا و امتحان، بیش از طاقت و تحمّل من بود. )
به راستی روزی که خداوند، آسمان ها و زمین را آفرید، صد رحمت بیافرید که هر رحمتی فاصلۀ میان آسمان و زمین را در بر میگیرد.
فَجَعَلَ مِنْها فی الأرْضِ رَحْمَةً فَبِها تَعْطِفُ الوالِدَةُ عَلى وَلَدِها وَ الوَحْشُ وَ الطَّيْرُ بَعْضُها عَلى بَعْضٍ از آن صد رحمت یکی را در زمین قرار داد که به واسطۀ همان یکی است که مادر بر بچّهاش و حیوانات وحشی و پرندگان بر همدیگر مهربانی میکنند،
وَ أخَّرَ تِسْعاً وَ تِسْعینَ فَإِذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ أكْمَلَها بِهذِهِ الرَّحْمَةِ.
و نود و نُه رحمت را نگه داشته است و هنگامی که قیامت شود آن صد رحمت را با این یکی کامل میگرداند!
به راستی که خداوند، بر بندگانش رحم نمی کند مگر بر رحم کنندگان.
به راستی که خداوند شما را از قیل و قال (گفت و گوی بیهوده) نهی میفرماید.
به راستی نمازگزار درِ بارگاه پادشاه هستی را می کوبد، و هر کس پیوسته دری را بکوبد، دیری نپاید که برایش باز شود.
به راستی که دادگران، در روز قیامت نزد خداوند بر منبرهایی از نور در جانب (دستِ) راست خدای رحمان قرار دارند و هر دو دست خداوند راست است.(1)این دادگران کسانی هستند که در حکم
1) این تعبیر، کنایه از قدرت و ... است؛ زیرا خداوند سبحان، منزّه از جسم است.
نمودن خود و دربارۀ خویشان خود و در آن چه بر عهدۀ آنها گذاشته شده، عدالت ورزیدهاند.
به راستی که هرگاه مردم، ستمگر را ببینند و دو دست او را نگیرند و از ستم بازش ندارند، نزدیک باشد که خداوند عذاب خود را بر همۀ آنها فرود آورد!
به راستی که در روز قیامت، بدترین جایگاه را نزد خداوند کسی دارد که مردم از شرّ او در هراسند!
به راستی که چیزی را به خاطر پروای از خداوند رها نمیکنی، مگر آن که خداوند بهتر از آن را به تو عطا می کند.
به راستی که پاسخ نامه، حقّی همچون پاسخ سلام دارد (که واجب است).
به راستی که کسی که می خورد و شکر میگزارد، پاداشی همچون روزه دار صبور دارد.
به راستی که هر چیزی را اساسی هست، و اساس این دین، فقه (فهم عمیق دینی) است. و یک فقیه، برای شیطان از هزار عابد سختتر است!
به راستی از سنّت [من] است که مرد، همراه مهمانش بیرون بیاید و تا درِ خانه او را همراهی کند.
به راستی که این دین استوار است، پس با ملایمت در آن پیش برو و عبادت خداوند را برای خود منفور مگردان؛ که افراط کننده نه زمینی را پیمود و نه پشتی (برای مرکب) باقی گذاشت!
به راستی که این قلبها زنگار می زند همچنان که بر آهن زنگار مینشیند. عرض شد: چه چیز آنها را جلا میدهد؟ حضرت فرمودند: یاد مرگ و تلاوت قرآن.
به راستی که هلاکت پیشینیان شما، فقط بدان خاطر بود که هر گاه شخص محترمی در میان آنها دزدی
میکرد، رهایش میساختند و هرگاه فرد ضعیفی در میان آنها دزدی مینمود، بر او حدّ جاری میکردند!
به راستی من فقط برای کامل کردن مکارم اخلاق (بزرگواری های خُلق و خوها) برانگیخته شدهام.
«از مکارم اخلاق» ح 1245- ثَلاثَةٌ مِنْ مَكارِمِ الأخْلاقِ عِنْدَ اللهِ: أنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ.
سه چیز نزد خداوند از مکارم اخلاق است: در گذشتن از کسی که به تو ستم نموده است. عطا و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته است. و پیوند با کسی که از تو بریده است.
به راستی تمامی خیر، فقط با عقل به دست میآید و کسی که عقل ندارد دین ندارد.
تو را به پروای از خداوند متعال در نهان و آشکار سفارش میکنم.
وَ إذا أسَأتَ فَاَحْسِنْ
و هرگاه بدی کردی نیکی نما.
وَ لا تَسْألَنَّ أحَداً شَيْئاً
و هرگز از احدی چیزی مخواه.
وَ لا تَقْبِضْ أمانَةً
و امانتی را مپذیر (چه مادّی و چه غیر مادّی نظیر مقام و منصب؛ چون مسؤولیّت سنگینی است؛ مگر در صورت ضرورت و اطمینان از اداء امانت).
وَ لا تَقْضِ بَيْنَ اثْنَيْنِ.
و میان دو کس قضاوت مکن. (چون امری بس خطیر است!)
اوّلین چیزی که مالکِ مدبّرم بعد از نهی از بت پرستی مرا از آن نهی فرمود، نوشیدن شراب و نزاع و کشمکش مردان با یکدیگر بود!
شما را از غیبت (بیان عیب مخفی مؤمن) بر حذر میدارم؛ که قطعاً غیبت از زنا شدیدتر است!
از دروغ بپرهیزید؛ که قطعاً دروغ، ایمان را دور میکند.
از هوی و هوس بپرهیزید؛ که قطعاً هوی و هوس، آدمی را کور و کر میسازد!
از در خواست و تقاضا بپرهیز؛ که به یقین آن، ذلّت نقد و فقری است که در رسیدن آن شتاب میکنی!
کدام درد از بخل بدتر است؟!
هر شخصی که عهده دار کاری از امور مسلمانان گردد و در کار آنها مانند کار خود دل سوزی نکند، بوی بهشت هم به مشام او نخواهد رسید!
هر کس مردی را بر ده تن ریاست دهد و بداند که در میان آن ده تن کسی برتر از او هست، قطعاً به خدا خیانت کرده است و به رسول او خیانت کرده است و به جماعت مسلمین خیانت کرده است!
هر مردی که یک وجب زمین را غصب نماید، خداوند متعال او را وا می دارد که آن را تا عمق هفتم زمین حفر کند؛ و سپس آن را به گردن او آویزد تا آن که حساب رسی و رسیدگی میان مردم به پایان رسد!
هر زمامداری که عهده دار کاری از امور امّتم گردد امّا آنچنان که برای خود خیرخواه و کوشاست برای آنها خیرخواه و کوشا نباشد، خداوند متعال در روز قیامت او را با صورت در آتش میاندازد!
ای مردم! به راستی که خدای شما یکی است و پدرتان نیز یکی است، همۀ شما از آدم هستید و آدم از خاک.
إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أتْقاكُم لا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلى عَجَمِيٍّ إلّا بالتَّقْوى.
به راستی گرامیترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست و عرب را بر عجم هیچ برتری نباشد مگر به تقوی و خداپروایی.
پاکیزه باشید به وسیلۀ هر چیزی که میتوانید؛ که به راستی خداوند متعال اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده است و جز پاکیزگان کسی وارد بهشت نمیشود.
خوب پرسیدن، نیمی از دانش است.
تأنّی و آرامش، از خداوند است. و عجله نمودن، از شیطان.
ح 2804- مَنْ تَاَنّى أصابَ أوْ كادَ وَ مَنْ عَجَّلَ اَخْطَأ أوْ كادَ.
کسی که با تأنّی و آرامش کار کند، به مقصد خود میرسد یا نزدیک است که برسد. و کسی که شتاب ورزد، به خطا میرود یا نزدیک است که برود.
ایمان دو قسمت است: نیمی در صبر و نیمی در شکر.
ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچ یک جز با دیگری کارساز نیست.
پر خوری، قساوت قلب میآورد!
گریه، از رحمت است و فریاد و شیون، از شیطان!
تمام سرزمینها، سرزمینهای خداوند است و همۀ بندگان، بندگان خداوندند؛ پس هر کجا به خیری دست یافتی، در آن جا اقامت گزین.
لبخند تو بر روی برادرت، برای تو صدقه است.
وَ أمْرُكَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْيُكَ عَنِ المُنْكَرِ صَدَقَةٌ،
و امر به معروف و نهی از منکر نمودنت صدقه است.
و إِرْشادُكَ الرَّجُلَ فی أرْضِ الضَّلالِ لَكَ صَدَقَةٌ،
و راه نمایی نمودنت نسبت به کسی که راه را گم کرده، برای تو صدقه است.
و إِماطَتُكَ الحَجَرَ وَ الشَّوْكَ وَ العَظْمَ عَنِ الطَّریقِ لَكَ صَدَقَةٌ.
و کنار زدنت سنگ و خار و استخوان را از راه، برای تو صدقه است.
از لغزش های جوانمردان درگذرید؛ که قسم به آن که جانم در دست اوست، یکی از ایشان میلغزد، در حالی که به راستی دستش در دست خداوند است.
مؤمنان را در ترّحم و دوستی و مهربانی به همدیگر، بسان (اعضای یک) پیکر میبینی که چون عضوی بیمار شود، سایر اعضاء با شب نخوابیدن و تب، با او همدردی میکنند.
با یکدیگر دست بدهید؛ در این صورت کینه از دل هایتان رخت بر میبندد.
به همدیگر هدیّه بدهید؛ در این صورت همدیگر را دوست خواهید داشت؛ که به راستی هدیّه، محبّت را چند برابر می کند و کدورتهای سینه را از میان میبرد.
تاجر بسیار راست گوی درست کار، همراه با پیامبران و صدیقّین و شهداست.
تدبیر، نیمی از زندگی است.
به فردا انداختن کارها، شعار (رسم و علامت) شیطان است که آن را به دلهای مؤمنان القاء میکند!
تواضع جز بر بلندمرتبگی بنده نمیافزاید؛ پس تواضع نمایید، خداوند شما را بالا میبرد.
سه چیز هست که اگر در کسی باشد، خداوند او را در پناه خود قرار میدهد و رحمتش را بر او میگسترد و او را در بهشت خود جای دهد: کسی که وقتی به او عطا شود، سپاس گزارد. و آن گاه که قدرت دارد، درگذرد. و چون به خشم آید، سستی پیشه کند.
بنده با سه چیز به آرزوهای دنیا و آخرت می رسد: شکیبایی بر بلاء (و امتحان الهی). خرسندی به قضاء. و دعا کردن در آسایش و رفاه.
سه چیز، محبّت برادرت را نسبت به تو خالص میگرداند: این که چون او را دیدی سلام کنی. در مجلس برای او جا بازکنی. و او را به نامی که بیشتر دوست دارد صدا بزنی.
بهشت، زیر پای مادران است.
شیفتگی نسبت به ستایش مردم، (آدمی را) کور و کر میسازد!
دوست داشتن دنیا، رأس هر گناهی است! (سرآغاز و اساس هر گناهی است!)
خداوند را نزد بندگانش، محبوب و دوست داشتنی بسازید؛ در این صورت، خداوند شما را دوست می دارد.
حرمت همسایه بر همسایه، همچون حرمت خون اوست!
برای جهل تو همین کافیست که هرچه را میدانی آشکار کنی (و موقعیّت سنج نباشی).
لباس خود را زیبا سازید و لوازم خود را سامان بخشید چنان که در میان مردم چون خالی باشید (که در چهره نمایان است).(1)
«پرهیز از فخرفروشی» ح 2664- ما مِنْ اَحَدٍ يَلْبَسُ ثَوباً لِيُباهِى بِهِ فَيَنْظُرَ النّاسُ إلَيْهِ اِلاّ لَمْ يَنْظُرِ اللهُ اِلَيْهِ حَتّى يَنْزِعَهُ.
احدی لباسی را برای مباهات و جلب نظر مردم نمی پوشد، مگر آن که خداوند به او نظر نمی کند، تا وقتی که آن را در آورَد.
حقّ همسایه این است که اگر بیمار شد او را عیادت نمایی، و اگر از دنیا رفت به تشییع او بروی، و اگر از تو قرض خواست بدو قرض دهی، و اگر خیری بدو رسید به او تهنیت بگویی، و اگر مصیبتی بر او وارد
1) البتّه این به معنای تجمّل گرایی و خودنمایی نیست.
شد او را تسلّی دهی، و خانهات را بالاتر از خانۀ او بنا نکنی که مانع وزیدن باد بر او شوی.
خدمت تو به زوجه ات، صدقه است.
دو خصلت هست که هیچ نیکي برتر از آنها نیست: ایمان به خداوند، و سود رساندن به بندگان خداوند.
دو خصلت هست که در هر کس باشد خداوند او را در زمرۀ شاکران و صابران مینویسد و در هر کس نباشد او را نه در زمرۀ شاکران مینویسد نه صابران:
مَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَاقْتَدى بِهِ وَ نَظَرَ فی دُنْياهُ إلى مَنْ هُوَ دُونَهُ فَحَمِدَ اللهَ عَلى ما فَضَّلَهُ بِه عَلَيْهِ كَتَبَهُ اللهُ شاكِراً صابِراً.
کسی که در دین خود به برتر از خود مینگرد و بدو اقتدا میکند و در دنیای خویش به پایینتر از خود مینگرد و خداوند را بر آن چه که به وی بیشتر از او داده، حمد و ستایش می نماید، خداوند او را شاکر و صابر مینویسد.
وَ مَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ نَظَرَ فی دُنْياهُ إلى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَأسِفَ عَلى ما فاتَهُ مِنْهُ لَمْ يَكْتُبْهُ اللهُ شاكِراً وَ لا صابِراً.
و هر کس در دینش به پایینتر از خود و در دنیایش به بالاتر از خود بنگرد و بدانچه بدو نرسیده افسوس خورد، خداوند او را نه شاکر مینویسد نه صابر.
... هرگاه خداوند خیر بندهای را بخواهد، او را برای انجام نیازهای مردم به کار میگیرد.
بهترین های شما کسانیاند که دَین خود را نیکوتر ادا میکنند.
بهترین های شما کسی است که دیدنش شما را به یاد خدا آورد، و گفتارش بر علم شما بیافزاید، و عملش شما را مشتاق آخرت سازد.
بهترین امور، میانهترین آنهاست.
بهترین برادران شما کسی است که عیبهایتان را به شما هدیّه دهد. (با احترام و خوش رویی و مخفیانه به شما تذکّر دهد.)
بهترین شما کسی است که برای خانوادۀ خود بهتر است و من بهترین شما نسبت به خانوادهام هستم . جز بزرگوار کسی زنان را گرامی نمیدارد و جز فرومایه، کسی آنها را خوار نمیسازد.
دعای مسلمان پشت سر برادر خود مستجاب است؛ بر سر او فرشتهای موکَّل است که هر وقت برای برادرش دعای خیر نماید آن فرشته میگوید: «آمین (خدایا! اجابت فرما) و برای تو نیز مانند آن باشد.»
دین، فقط خیرخواهی است. (دین، جز خیر خواهی نیست.)
آدم دو چهره در دنیا، در روز قیامت میآید در حالی که دو چهره از آتش دارد!
اساس عقل بعد از ایمان به خداوند، دوستی با مردم و نیکی کردن به هر انسان خوب و بد است.
دل ها را ساعت به ساعت (در همۀ زمان ها) نشاط ببخشید.
با فاصله دیدار نما؛ در این صورت محبوبیّت تو افزون می گردد.
1) ترویح: ایجاد نشاط، استراحت دادن، خنک کردن در معرض نسیم
زهد (بی رغبتی) در دنیا قلب و تن را آسوده میسازد.
وَ الرَّغْبَةُ فیها تُكْثِرُ الهَمَّ وَ الحَزَنَ،
و تمایل به دنیا، غم و اندوه را فراوان میکند!
وَ البِطانَةُ تُقْسِى القَلْبَ.
و شکم بارگی، مایۀ قساوت قلب است!
یک لحظۀ عالم که در آن به بستر خود تکیه زده و در علم خود تأمّل میکند، بهتر از هفتاد سال عبادت عابد است.
در عطاء و بخشش میان فرزندان خود مساوات داشته باشید؛ منتهی اگر قرار بود من کسی را برتری دهم، دختران را برتری میدادم.
همه چیز را از خداوند بخواهید حتّی بند کفش را؛ که به راستی اگر خداوند آن را فراهم نکند، فراهم نمیشود.
آقا و سرور قوم، خادم آنهاست و ساقی (آب دهندۀ) آنها خود آخرین نفری است که مینوشد.
أنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ، که با کسی که عمل جاهلانهای نسبت به او انجام داد، بردباری کند،
1) در بعضی نسخه ها: « شُرباً»
وَيَتَجاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، و از کسی که بدو ستم کرده در گذرد،
وَيَتَواضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ، و در برابر پایینتر از خود فروتنی نماید،
وَيُسابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فی طَلَبِ البِرِّ، و در طلب نیکی، بر بالاتر از خود پیشی جوید،
وَ إذا أرادَ أنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِنْ كانَ خَيْراً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ إن كانَ شَرّاً سَكَتَ فَسَلِمَ.
و وقتی میخواهد سخن بگوید بیاندیشد؛ اگر نیک باشد سخن گوید و بهره برد، و اگر بد باشد سکوت نماید و سالم ماند.
... و از آن چه در دست مردم هست دل بکن؛ در این صورت بینیاز زندگی می کنی.
وَ اِيّاكَ وَ ما يُعْتَذَرُ مِنْهُ.
و از آن چه مایۀ عذرخواهی میگردد، بپرهیز.
خاموشی، سَرور اخلاق است. و هرکس شوخی (بیجا) کند، سبک داشته میشود!
مهمان، با رزقش می آید و با گناهان افراد میزبان می رود؛ یعنی گناهان آنها را پاک می سازد.
خوشا به حال آنان که به سوی سایۀ خداوند پیشی میگیرند؛ کسانی که چون با حقّ رو به رو شوند آن را می پذیرند، و کسانی که برای مردم چنان حکم میکنند که برای خویش حکم مینمایند.
1) مؤنّث «اَطيَب» (گواراتر، دلچسب تر) است. و موصوف محذوفش، به خاطر سیاق، «حَياة» و یا «مَعیشَة» است. بنا بر این معنای دقیق «طوبی لَهُ» این است: زندگی گواراتر، برای اوست. ( تفسیر شریف المیزان، سوره مبارکه رعد، آیه شریفه 29 )
خوشا به حال آن که عیب خودش، او را از عیب های دیگران بازداشت.
به عیادت و دیدار کسی برو که به عیادت و دیدار تو نمیآید. و به کسی که به تو هدیّه نمیدهد هدیّه بده.
اندک زمانی عدالت پیشگی، از یک سال عبادت بهتر است.
... و هرکس برادرش به عذرخواهی نزد او آمد باید از او بپذیرد چه عذرش حقّ باشد و چه باطل؛ که اگر
این کار را نکند، (فردای قیامت) بر سر حوض (کوثر) بر من وارد نمی شود!
یاد دهید و آسان بگیرید و سخت نگیرید،
و بَشِّرُوا وَ لا تُنَفِّرُوا.
و مژده دهید و بیزار نسازید.
بر تو باد ملایمت و مدارا، و از خشونت و ناسزا بپرهیز.
قلبهایتان را به مراقبه عادت دهید و زیاد اندیشه نمایید.
به راستی که خداوند عزّت مند و صاحب جلال و فرشتگانش و اهل آسمان ها و زمینها و حتّی مورچه
در لانۀ خود و حتّی ماهی، بر کسی که به مردم خیر و نیکی میآموزد، صلوات و رحمت نثار می کنند. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)
لحظاتی اندیشیدن، از شصت سال عبادت بهتر است!
حضرت داوود فرموده است: اگر دستت را تا آرنج در دهان اژدها فرو کنی و آن را خرد سازد، بهتر از آن است که از کسی که تازه به چیزی رسیده، چیزی بخواهی!
(بعض بزرگان فرموده اند: مراد از «من لم یکن له شیء ثم کان»، مطلق مخلوق است.)
اندکی فقه (فهم عمیق)، بهتر از عبادت بسیار (بدون فقه و فهم عمیق) است.
«بندگی خدا و پرهیز از عجب» وَ كَفى بِالْمَرْءِ فِقْهاً إذا عَبَدَ اللهَ وَ كَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً إذا أعْجَبَ بِرَأيِهِ
و برای فقه و فهم عمیق فرد همین بس که خدا را بنده باشد و برای جهل او همین بس که شیفتَة رأی و نظر خویش (و مغرور به آن) باشد!
آن (شتر) را ببند و توکّل کن. ( باید وظیفۀ خود را انجام داد و اسباب را به کار گرفت و در ضمن، اثر و نتیجه را به خداوند - مسبِّب الاسباب - واگذار کرد؛ زیرا هیچ چیز غیر از خداوند، مستقلّ و قابل اعتماد و اتّکاء نیست. پس توکّل یعنی در عین استفاده از اسباب، به آنها اعتماد نداشتن و فقط به خداوند متعال، اعتماد و اتّکاء داشتن.
نزدیک است که فقر به کفر انجامد!
شاخۀ درختی در راه بود که مردم را میآزرد، مردی آن را کنار زد و (بدان سبب) به بهشت برده شد.
همۀ شما سرپرستید و همۀ شما دربارۀ رعیّت خود سؤال میشوید. (پس احدی حقّ ندارد بیتفاوت باشد.)
همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است: مالش، آبرویش و خونش.
هر دانشی در روز قیامت وبال و عذاب است، مگر کسی که به آن دانش عمل کرده باشد.
هر آزار دهندهای در آتش است!
همگی با هم بخورید و پراکنده نشوید؛ که به راستی برکت با جماعت است.
همانگونه که هستید، بر شما حکومت میشود. (اشاره به تناسب حکومتها با مردم)
به راستی این که خداوند به دستان تو مردی را هدایت کند، برایت بهتر است از آن چه که خورشید بر آن طلوع و غروب میکند!
هرگز مردی پس از مشورت، هلاک نمیشود.
اگر گناه کنید تا حدّی که گناهانتان به آسمان رسد! و آن گاه توبه نمایید، خداوند توبۀ شما را میپذیرد.
آن چه که از خویش میدانی، باید تو را از (عیبهای) مردم بازدارد، و زبانت را نگه دار مگر از خیر؛ که به راستی بدین وسیله بر شیطان غلبه میکنی.
سود گرفتن از برادران (در معاملات) از جوانمردی نیست. (ظاهراً یعنی: بعد از تأمین شدن نیاز زندگی)
هرگز حقّ و وظیفهای را (که مربوط به امروز است) برای فردا مگذار؛ که بیگمان هر روزی وظائف خویش را دارد.
با همدیگر دشمنی نکنید و به هم پشت ننمایید و هم چشمی و رقابت نداشته باشید و ای بندگان خدا! برادر باشید ...
از مردم چیزی مخواه؛ حتّی اگر تازیانهات افتاد، خودت پایین بیا و آن را بردار.
هرگز با کسی که آن چنان ارزشی که تو برایش قائلی، او برای تو قائل نیست، مصاحبت و معاشرت مکن.
از اتّفاق بدی که برای برادرت پیش آمده اظهار شادمانی مک؛ که خداوند به او عافیت میدهد و تو را گرفتار مینماید!
از کار کسی دچار شگفتی نشوید تا این که ببینید به چه ختم میشود (عاقبش چه میشود).
اسلام مردی، شما را به شگفتی واندارد تا این که به ژرفای عقل او پی ببرید.
هرگز ترس از مردم، احدی از شما را از به پاداشتن حقّی که میداند، بازندارد. (ترس از مردم مانند: ترس از همراهی نکردن مردم، ترس از سرزنش مردم، ترس از استهزاء مردم و ...)
هیچ فقری شدیدتر از جهل نیست.
«عقل» وَ لامالَ أعْوَدُ مِنَ العَقْلِ.
و هیچ دارایی و مالی سودمندتر از عقل نمیباشد.
«پرهیز از عُجب» وَ لا وَحْدَةَ أوْحَشُ مِنَ العُجْبِ.
و هیچ تنهایی ای، اندوهبارتر و ترسناکتر و دلتنگ کنندهتر از خودپسندی و خودشیفتگی وجود ندارد.
«خوش اخلاقی» وَ لا حَسَبَ كَحُسْنِ الخُلُقِ.
و هیچ شرافتی همچون خوشاخلاقی نباشد.
«اندیشه» وَ لا عِبادَةَ مِثْلُُ التَّفَكُّرِ.
و هیچ عبادتی همچون تفکّر نیست.
کسی که مالش دزدیده شده است، پیوسته به کسانی که بیگناهاند تهمت میزند تا این که گناه خودش از سارق بیشتر میگردد!
مؤمن، از یک سوراخ، دوبار گزیده نمیشود.
چیزی که آدمی با آن آبرویش را حفظ نماید، برایش صدقه نوشته میشود.
ما ذِئْبانِ ضارِيانِ فی زَریبَةِ غَنَمٍ بأسْرَعَ فیها مِنْ حُبِّ الشَّرَفِ وَ المالِ فی دینِ المَرْءِ المُسْلِمِ.
سرعت درندگی دو گرگ گرسنه در آغل گوسفندان، بیشتر از سرعت درندگی حبّ جاه و مال، در دین مرد مسلمان نیست! (پناه بر خدا)
هیچ اکتساب کنندهای چیزی بسان فضیلت علم و دانشی که صاحبش را به هدایت رهنمون شود یا از هلاکت بازگرداند، بدست نیاورد.
وَ لا اسْتَقامَ دینُهُ حَتّى يَسْتَقیمَ عَقْلُهُ.
و دین کسی مستقیم و استوار نشد مگر آن که (قبل از آن) عقلش مستقیم و استوار شود.
هیچ بندهای چیزی را فقط و فقط برای خدا ترک نکرد مگر این که خدا به عوض آن، چیزی به او داد که هم برای دین او و هم برای دنیای او بهتر از آن چیز است.
هیچ قومی به ذکر و یاد خداوند متعال ننشستند و سپس برنخاستند، مگر آن که به آنها گفته شد: برخیزید که خداوند گناهان تان را آمرزید و بدیهای تان را به نیکیها مبدّل ساخت.
هیچ مردی درختی نکاشت مگر آن که خداوند به اندازۀ ثمر و میوهای که از آن درخت به دست میآید، برایش پاداش نوشت.
هیچ مردی به دیدۀ رحمت به چهرۀ پدر و مادر خویش ننگریست، مگر آن که به واسطۀ آن، خداوند یک حجّ مقبولِ نیکو برایش نوشت.
هیچ بندهای در دنیا به بلیّهای مبتلا نمیشود، مگر به خاطر گناهی که مرتکب شده است. و خداوند کریمتر و بزرگتر از آن است که روز قیامت او را از آن گناه بازخواست کند.
هیچ مسلمانی نیست که یک بار نگاهش به زنی افتد آن گاه چشم فرو بندد، مگر این که خداوند متعال برایش عبادتی ایجاد کند که شیرینیاش را در قلبش احساس نماید!
حکایت خاندان من، حکایت کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات یافت، و هر کس از آن باز ماند غرق شد. (اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد)
حکایت دو برادر، همچون دو دست است که یکی دیگری را میشوید.
کسی که زحمت و سنگینی خویش را بر مردم افکند، ملعون و از رحمت خدا دور است!
کسی که شخصی را که در سختی است آسانی بخشد، خداوند در دنیا و آخرت، او را آسانی می بخشد.
وَ مَنْ سَتَرَ عَلى مُسْلِمٍ سَتَرَ اللهُ عَلَيْهِ فی الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ.
و هر کس بر مؤمنی پرده پوشی کند، خداوند در دنیا و آخرت بر او پردهپوشی میکند.
کسی که در غیاب برادرش او را یاری نماید، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری میدهد.
کسی که بیش از سه روز با برادرش قهر کند و بمیرد، به جهنّم میرود!
کسی که با تأنی و آرامش کار کرد، به آرزویش رسید.
کسی که بخورد در حالی که موجود چشم داری (اعمّ از انسان و حیوان) او را نظاره میکند و او را شریک خود نسازد، به بلایی بیدرمان مبتلا میگردد!
کسی که به دیدۀ محبّت و با قلبی خالی از کینه به برادرش بنگرد، دیده بر هم نمینهد مگر آن که خداوند گناهان گذشتهاش را میآمرزد.
کسی که دوست دارد بینیازترین مردم باشد، باید به آن چه در دست خداست بیشتر مطمئنّ باشد تا آن چه در دست خود دارد.
کسی که کار قومی را - چه خوب و چه بد - دوست بدارد، مانند کسی است که آن را انجام داده است.
کسی که خود را به قومی شبیه سازد، از آنهاست.(1)
1) چه قدر حضرت امام خامنه ای روحی فداه در این باره تذکّر داده اند که از جمله مصادیق آن «لباس و پوشش» مردم ایران است که سال هاست که معظّم له طرّاحی و تولید «لباس ملّی» را از مسؤولین امر مطالبه نموده اند. و نیز تأکید بر مصرف تولیدات داخلی. و نیز اصرار براجتناب از به کار بردن واژگان بیگانه.
کسی که از او دربارۀ دانشی بپرسند امّا وی آن را پنهان سازد، لگامی از آتش بر او زده میشود! (اشاره به کیفر بخل و انحصار علمی)
از خوش اسلامی مرد این است که آن چه را به او مربوط نیست (و فایده ای ندارد) رها کند.
کسی که زبانش را از آبروی مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت از لغزش او صرف نظر مینماید.
کسی که معاملۀ فرد پشیمانی را فسخ کند (و از قرارداد صرف نظر نماید)، خداوند متعال از لغزشش صرف نظر مینماید.
کسی که در (پی برآوردن) نیاز برادرش باشد، خداوند در (پی برآوردن) نیاز اوست.
کسی که بابی از خیر برایش گشوده شود، باید آن را غنیمت شمرد؛ که بیگمان او نمیداند چه وقت بسته میشود.
از گنجهای نیکی، کتمان «مصیبت ها و بیماریها و صدقه» است.
کسی که برادرش را بر گناهی سرزنش نماید، از دنیا نمیرود مگر آن که خودش نیز مرتکب آن شود!
کسی که به دنبال دانش باشد تا به وسیلۀ آن با علماء هم چشمی کند یا به مجادله با بیخردان برخیزد یا توجّه مردم را به خویش جلب نماید، خداوند او را به آتش در میآورد!
کسی که چیز معیوبی را بفروشد در حالی که عیب آن را بیان نکند، پیوسته مورد خشم خداوند و نفرین فرشتگان می باشد.
کسی که میانهروی کند، خداوند او را بینیاز میسازد.
وَ مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللهُ.
و کسی که اسراف نماید، خداوند او را فقیر میگرداند.
کسی که میخواهد بداند نزد خداوند چه (منزلتی) دارد، باید ببیند خداوند نزد او چه (منزلتی) دارد.
کسی که عمل زشتی را پخش کند (به سایرین خبر دهد)، همچون کسی است که آن را آغاز کرده است (مرتکب شده است).(1)
کسی که بدون دانش عمل کند، بیش از آن که اصلاح کند، تباه سازد!
کسی که به دنبال چیزی باشد و بکوشد، بدان میرسد.
1) قابل توجّه رسانه ها و پایگاه های اطّلاع رسانی!