ghaemiyeh.com
سرشناسه : مرتضوی، سیدضیاء، ۱۳۳۷ - ، گردآورنده
عنوان و نام پدیدآور : دانشنامه امام خمینی/ به کوشش سیدضیاء مرتضوی.
مشخصات نشر : تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ۱۴۰۰.
مشخصات ظاهری : ۱۰ ج. : مصور، عکس ؛ ۲۲ × ۲۹ سم.
شابک : ۴۹۵۰۰۰۰۰ ریال: دوره978-964-212-573-9 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
مندرجات : ج.۱. آدابالصلاه - اسلام ناب محمدی.--ج.۲. اسم اعظم- بهشت و جهنم.--ج.۳. بهشتی، سیدمحمد - ثقفی، خدیجه.--ج.۴. ثواب و عقاب - حمله به مدرسه فیضیه.--ج.۵. حوزه علمیه قم - روشنفکری.--ج.۶. رهبری - صدور انقلاب.--ج.۷. صدوقی، محمد - فلسطین.--ج.۸. فلسفه - مالکیت.--ج.۹. ماهیت - نامهها.-- ج.۱۰. نبوت - یقین.
موضوع : خمینی ، روحالله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- دایرهالمعارفها
موضوع : Khomeyni, Ruhollah, Leader and Founder of IRI -- Encyclopedias
شناسه افزوده : موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)
شناسه افزوده : Institute for Compilation and Publication of Imam Khomeini's Works
رده بندی کنگره : DSR۱۵۷۶/ض۹د۲ ۱۴۰۰
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۲۰۹۲
شماره کتابشناسی ملی : ۷۸۹۴۴۴۱
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
ما چطور می توانیم جهت قبله را پیدا کنیم؟ آیا می توانیم از ابزار علمی در این زمینه سود بجوئیم؟ چنانکه مستحضر هستید نماز باید روبروی قبله(خانه کعبه که در مکه معظمه هست) خوانده شود ولی کسی که دور است اگر طوری بایستد که بگویند رو به قبله نماز می خواند کافی است و همچنین کارهای دیگر مانند سربریدن حیوانات که باید رو به قبله انجام بگیرد و کسی که نماز واجب را ایستاده می خواند باید طوری بایستد که بگویند رو به قبله ایستاده است. البته کسی که می خواهد نماز بخواند باید برای پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین کند قبله کدام طرف است و می تواند به گفته دو شاهد عادل که از روی نشانه های حسی(نه حدسی و محاسبه ای) شهادت می دهند یا به قول کسی که از روی قاعده علمی قبله را می شناسد و محل اطمینان است، عمل کند و اگر اینها ممکن نبود باید به گمانی که از محراب مساجد مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راههای دیگر پیدا می شود، عمل کند حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که بواسطه قواعد علمی قبله را می شناسد گمان به
قبله پیدا کند، کافی است. [ i ] راما قبله نما و مانند آن، اگر انسان بوسیله آن اطمنیان حاصل کند می تواند طبق تشخیص آن عمل کند. [ ii ] و همچنین ظهر 4 خرداد و 26 تیر، خورشید درست بربالای کعبه قرار می گیرد و کعبه سایه ندارد و اگر شاخصی را بگذاریم درست در لحظه ظهر(به وقت مکه معظمه که باید با ساعت محل زندگی خود آن را تنظیم کنیم) مقابل سایه آن شاخص، قبله محسوب می شود. [ iii ] [ i ] رتوضیح المسائل، امام خمینی(ره)، مسئله 782 [ ii ] رتوضیح المسائل مراجع، ج 1 ص 462، استفتائات از آیت الله خامنه ای ش استفتاء 376. [ iii ] رهمان مأخذ و همان سوال پایگاه حوزه 0002
آیا امام خمینی (ره) گفته است: اینکه امام(ره) رفرموده است: پیامبران نتوانستند آمال و اهداف خود را در دنیا پیاده کنند یک حقیقت مسلم است ولی باید مقصود او را به خوبی متوجه شویم، مقصود امام این نیست که العیاذ بالله آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کرده اند بلکه مقصود این است که طواغیت و عناصر شوم مانع اجرای کامل و دقیق آرمانها و آمال و اهداف آنان می شدند، جنگهای فراوان پیامبر اسلام، تلخی های زیادی که در زندگی او رخ داد و فرصتهایی زیادی که از ایشان صرف این موانع شد، باعث شد که پیامبر آنگونه که می خواهند، نتوانند اسلام را در اقطار عالم نشر داده و یا عدالت را به تمام معنا اجرا نموده و مردم کره خاکی را از شر مظالم شاهان ستمگر خلاصی دهد. چه یاران پاک پیامبر را که نکشتند و چه جنایاتی که مرتکب نشدند و تاریخ انبیاء عموماً اینگونه است حضرت زکریاء را سر بریدند، در یک روز 70 پیامبر را کشتند، مسیح (ع) به آسمان عروج داده شد و... وقتی یکی از علمای درباری مصر به امام ایراد گرفت و با غرض ورزی گفت که امام گفته است: پیامبر شکست
خورده است، در جواب او گفته شد: اگر پیامبر به اهداف عالی خود می رسید الآن تو آخوند درباری وجود نداشتی! و البته امام زمان علیه السلام باذن پروردگار بقیه الله فی الارض است و در زمانی که زمینه مستعد است تمام آمال انبیاء و جد مطهرش را عملی خواهد نمود پایگاه حوزه 1-3691
آیا امام خمینی (ره) در مورد موافقت علی (ع) با صلح در جنگ صفین و نیز به امام حسن (ع) در مورد قبول خلافت معاویه، اعتراض داشته است؟ و گفته است که علی (ع) و حتی پیامبر(ص) نتوانستند حکومت اسلامی را برقرار کنند ؟ اینکه امام راحل به حضرت امیرالمؤمنین(ع) یا امام حسن مجتبی (ع) اعتراض داشته اند سخنی سخیف، زشت و بهتانی عظیم و بی مایه و عاری از حقیقت می باشد. آری امام خمینی مانند هر مؤمن دیگر از بروز این حوادث بسیار رنجیده خاطر بوده است، چنانچه خود امام علی (ع) و امام حسن (ع) رنجیده خاطر بودند ولی این هرگز به معنای اعتراض به امام معصوم نیست و آن ارادتی که امام خمینی به ائمه اطهار علیهم السلام داشت قابل توصیف نیست. آری حضرت امام تأسف می خوردند از اینکه اوضاع جامعه اسلامی به گونه ای شد که امام علی (ع) ناچار به پذیرش حکمیت شد و بسیار متأسف بودند که اوضاع بگونه ای شده است که امام حسن مجتبی علیه السلام بر خلاف میل باطنی خود تن به صلح داد و ای کاش جامعه آن روز این قدر رشید و قدرشناس بود که اطراف این اولیاء خدا را خالی
نمی کردند و تن به آن فضاحت ها نمی دادند، تأسف و تأثر امام در این حوزه بوده است، تمام هستی امام خضوع و انقیاد در برابر اولیاء معصوم خداوند کریم و اهل البیت و عترت رسول اکرم (ص) بود . پایگاه حوزه 3-3691
آیا باید "علی ولی الله"را در آخر تشهد بگوئیم؟ این عمل نه تنها واجب نیست بلکه فقهای بزرگ اجازه آن را نداده اند. ردر استفتائات از امام خمینی رحمه الله علیه همین را پرسیده اند و ایشان فرموده است: نباید گفته شود و باید به همان نحو متعارف تشهد را بجا آورند [1] ، اصولاً در نماز اگر یک کلمه را به قصد ورود در حالی که وارد نشده است بخوانیم نماز اشکال پیدا می کند و اگر به قصد مطلق بخوانیم ایرادی ندارد مگر آن که از جهت دیگر اشکال داشته باشد. قصد ورود یعنی به این نیت که این جمله جزء نماز است. به قصد مطلق یعنی می دانیم این جزء نماز نیست و به عنوان جزء نماز نمی خوانیم ولی می دانیم که ذکر گفتن در هر حال مستحب است ولو اینکه در حال نماز باشیم و به این لحاظ می خوانیم . درست است که علی ولی خداست و همه این ها حق و درست است ولی قرار نیست که هر چه حق و درست باشد در نماز بیاید والا باید گفت: اشهد أن الموت حق و ان الحساب و المیزان و سؤال فی القبر و القیامه و الصراط و... حق ، در حالی که
احدی اینگونه نگفته است. [1] استفتائات امام خمینی (ره)، ج، 1 ص166و167، سوال146 پایگاه حوزه 3781
آیا این درست است که در توضیح المسائل گفته شده: بهتر است برای زن که در خانه نماز بخواند؟ و ترجیحاً در اتاق و یا ترجیح بیشتر در اتاقهای ته خانه؟ اگر زنان بجای رفتن به مسجد به نمازجمعه بروند چقدر ثواب دارد؟ اگر بیان شده است که برای زن بهتر است نمازش را در خانه بخواند و از لزوم حضور در نمازجمعه معاف شده است در راستای مراعات حال زن و حفظ حرمت و آسان گرفتن بر اوست نه برای خانه نشینی زن و عدم حضورش در اجتماعات . لذا زن نیز می تواند در مسجد حاضر گردد و یا در نماز جمعه شرکت کند و مانند سایرین از ثواب این عبادات بهره مند گردد. حضرت امام خمینی (ره) در پاسخ به این سؤال که: آیا شرکت بانوان در نمازهای جماعت و یومیه و نماز جمعه کراهت دارد یا خیر؟ می فرمایند: "کراهت ندارد، بلکه در بعضی موارد مطلوب است." [1] [1] استفتائات امام خمینی(ره) ، ج 1، ص 272، مسأله 456. پایگاه حوزه 1354
آیا تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت واجب است؟ با تکیه برضرورت استمرار زندگی عمومی و نظم سیاسی شیعیان در دوره غیبت، در جستجوی نظامی باید بود که به هر حال جایگزین امامت معصوم (ع) در زمان غیبت باشد. این نظریه است که جمهوری اسلامی بر مبنای آن شکل گرفته و ولایت فقیه نیز از آن استنتاج شده است. ولایت فقیه، اساس نظم سیاسی دوره غیبت در دستگاه فکری امام خمینی است. به نظر امام خمینی در عصر غیبت ولی امر (عج)، نایبان آن حضرت که فقیهان جامع الشرایط برای فتوا و قضاوتند جانشین آن حضرت در اجرای سیاسات و مسایل حکومتی و سایر امور مربوط به امام معصوم هستند که فقیهی عادل و مورد قبول مردم، قدرت را با کمک مردم بدست می گیرد و بقیه فقهاء باید او را در اجرای عدالت و احکام اسلام یاری کنند. پایگاه حوزه 1-9203
من در رساله های مختلف و توضیح المسائل فقهای مختلف خوانده ام که یک شخص می تواند روزه اختیاری هایش را هر وقت خواست بشکند. آیا این بدان معناست که اگر کسی روزه اختیاری اش را بشکند، هیچ کفاره و قضایی ندارد؟ بخاطر خوردن نوشیدن و یا آمیزش جنسی؟ روزه غیر ماه رمضان چند قسم است: روزه مستحبی؛ اگر کسی روزه مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر رساند بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند مستحب است دعوت او را قبل کند و در بین روز افطار نماید. [1] روزه نذری؛ اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل کند باید یک بنده آزاد نماید یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد [2] ،. ولی اگر نذر مطلق باشد می تواند در روزی که قصد کرده روزه بگیرد، افطار نماید چه قبل از ظهر و چه بعد از ظهر. رالبته روزه عهدی هم مثل نذری است. [3] روزه قضای ماه رمضان؛ کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا کاری که روزه را باطل
می کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مُد که تقریبا ده سیر است، طعام بدهد و اگر نمی تواند، بنابر احتیاط واجب باید سه روز پی در پی روزه بگیرد. [4] قضای روزه معین غیر ماه رمضان؛ اگر قضای روزه معین را گرفته باشد، احتیاط واجب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند. [5] روزه قَسَم؛ اگر قسم بخورد که روز معینی را روزه بگیرد، چنان چه عمدا مخالفت کند و آن روز را روزه نگیرد، باید کفاره بدهد. یعنی یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند، باید سه روز روزه بگیرد. [6] [1] - توضیح المسائل، امام خمینی، مسئله 1748. [2] - همان، مسئله 1672. [3] - همان، مسئله 2669. [4] - همان، مسئله 1687. [5] - همان، مسئله 1701. [6] - همان، مسئله 2670. پایگاه حوزه 1-9537
آیا قمه زدن حرام است ؟ بنابر فتوای علماء بزرگ از جمله حضرت امام خمینی (ره) و همچنین رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای و دیگر مراجع تقلید شیعه، قمه زدن به جهاتی جایز نیست که عمده آن وهن مکتب تشیع می باشد. امروزه قمه زنی موجب بی اعتباری مذهب و لطمه زدن به حیثیت آن است و حفظ آبروی مذهب از اوجب واجبات است. پایگاه حوزه 1-1723
آیا ممکن است توضیح کوتاهی در باره خمس و احکام آن بیان کنید؟ 1. خمس از فروع دین است که پرداخت آن در هفت چیز واجب است: اوّل: منفعت کسب.دوم: معدن. سوم: گنج. چهارم: مال حلال مخلوط به حرام. پنجم: جواهری که بواسطه غواصی یعنی فرو رفتن در دریا به دست می آید. ششم: غنیمت جنگ. هفتم: زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد. شرح بیشتر و تفصیل تمام جزئیات و نحوه محاسبه خمس اموال در رساله های عملیه آمده است. 2. خمس به دو بخش سهم سادات و سهم امام(ع) تقسیم می شود که سهم سادات به سادات فقیر تا به اندازه خرج یک سال پرداخت می شود و سهم امام هم توسط مرجع تقلید در امور عام المنفعه و صلاح دید او مانند اداره امور حوزه های علمیه دینی و... مصرف می شود. 3. در بعضی از جزئیات احکام خمس اختلاف نظرهای جزئی وجود دارد که هر کس باید به مرجع تقلید خویش مراجعه نماد. 4. کسی که مال او مشمول خمس شده است حق تصرف در آن بدون پرداخت خمس را ندارد مگر با اجازه مرجع تقلید. 5. نماز خواندن در زمین و خانه و یا پوششی که خمس آن پرداخت نشده باشد در حکم غصب بوده و باطل است و همین
طور غسل کردن و یا وضو گرفتن با آبی که از پول غیر خمس داده شده تهیه شود، باطل است. [ i ] [ i ] -توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2،
ص: 7 پایگاه حوزه 7975
با توجه به ارتباط کاری با کفار، و تماس با آنها، تکلیف من نسبت به طهارت در نماز، خوراک و پوشاک، چگونه است؟ نجاست آن گاه سرا ی ت می کند که ع ی ن نجس ی ا کسی که نجس می شود(متنجس) دارای رطوبت قابل سرا ی ت و انتقال باشد و اگر بدن شما و آنها خشک باشد در واقع با ملاقات نجس، نجس نمی شود. مجرد احتمال تماس دست مرطوب کافر، با مواد غذائی، برای وجوب اجتناب کافی نیست، بلکه تا یقین به تماس حاصل نشود، حکم به طهارت می شود [ i ] . راما در مورد نماز اگر لباس شما تر نباشد ی ا بدن آنان که با شما برخورد می کنند رطوبت نداشته باشد نجس نمی شود و در صورت نجس شدن با ی د آن را تطه ی ر کرد و اگر فرصت برای تطه ی ر نباشد می توان ی د لباسها ی ی که نجس شده مثلا کت خود را درآورده و با بق ی ه لباسها نماز بخوان ی د و اگر آن هم م ی سور ن ی ست و فرصت برای نماز اندک است با همان لباس نجس نماز بگذار ی د و
قضا هم ندارد [ ii ] . و نبا ی د اجازه ده ی د که نماز شما قضا شود. البته طبق نظر آیت الله خامنه ای کافر اگر از اهل کتاب باشد، نجس ذاتی نیست و تماس دست مرطوب او باعث نجاست نمی شود [ iii ] م گر نجاست عرضی در ست یا بدن او باشد . [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 ص 151 س 333، أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة)ص 66. [ ii ] أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة) ص 32 ، س 167. [ iii ] أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة)ص 66 ، س 333 . پایگاه حوزه 1-6935
اگر در مقام ضرورت جنازها را غسل و کفن نداده و نماز نخوانده باشند، حکم چیست؟ 1-بطور کلی اگر مسلمانی از دنیا برود بر سایرین واجب است که به غسل و کفن و نماز او همت بگمارند و اگر بدون اینها دفن شود در صورت عدم هتک حرمت برای غسل و کفن باید نبش قبر شود [1] ولی نماز را بر قبر او می توان گذارد [2] و در شرایط اضطرار مثلاً نبود آب سدر و کافور بجای اغسال ثلاثه به هر مقدار از این اغسال که ممکن است کفایت می شود فرضاً اگر امکان غسل با سدر یا کافور یا هر دوی آنها نباشد به جای آنها غسل با آب خالص می شود و یا اگر آب به اندازه یک غسل فقط باشد بجای دو غسل دیگر تیمم بجا آورده می شود و یا در صورت تعذر از استفاده آب بجای غسل تیممهای سه گانه جایگزین می شود [3] و در کفن هم بایستی سه تکه شامل قمیص و مئزر و ازار داشته باشد لکن در صورت عدم تمکن از بعض از آن به هر مقدار که ممکن است و در صورت عدم تمکن از هیچ یک به قدر ستر عورت کفایت می شود [4] که قطعاً
در مورد حادثه بم با توجه به فرهنگ پوشش آن ناحیه این گونه بوده است. [1] توضیح المسائل امام خمینی احکام طهارت مسأله 643. [2] همان، مسأله 607. [3] همان، مسأله 550.به بعد. [4] همان، مسأله570 به بعد. پایگاه حوزه 2-9784
نگاه کردن به زن نامحرم از داخل آیینه و شیشه چه حکمی دارد؟ 1-در حالت عادی نگاه کردن به نامحرم چه در آئینه و چه در شیشه و آب و مانند آن حرام است. [1] 2-در مقام ناچاری و درمان که جزء با رؤیت ممکن نیست دیدن نامحرم از داخل آئینه و شیشه اشکال ندارد. [2] 3-البته این احکام مربوط به نگاه کردن به نامحرمی است که جایز نیست به او نگاه کنیم یا عضو یا اعضایی از او که نگاه کردنش حرام است می باشد ولی اگر نامحرم از کسانی باشد که نگاه کردن بدون ریبه به او اشکال ندارد (مانند زنان اهل کتاب) [3] یا اموری که از منع نگاه استثناء شده اند مثل وجه و کفین ایرادی ندارد. [1] توضیح المسائل امام خمینی، احکام نگاه، مسأله2436. [2] توضیح المسائل امام خمینی، احکام نگاه، مسأله2442. [3] توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسأله 2434 پایگاه حوزه 1984
علت اختلاف بین علما در مورد رؤبت هلال ماه شوال چیست؟ از جهت فقهی راه های ثبوت هلال در موارد زیر خلاصه می ع شود: دیدن خود شخص. عده ع ای که از گفتن آنها یقین پیدا می ع شود، بگویند ماه را دیده ع ایم و همچنین است هر چیزی که بواسطه آن یقین پیدا شود. گذشتن 30 روز از اول ماه قبل که اول ماه بعد ثابت می ع شود. بینه شرعیه (خبر دو نفر عادل) حکم حاکم شرع اگر علم به خطای او وجود نداشته باشد. [ i ] و در واقع آنچه که یقین آور است می ع تواند ملاک و مستند قرار بگیرد، و از اینجاست که اختلاف حاصل می ع گردد. یعنی برای شخصی از طریق یکی از راهها، یقین حاصل می شود و برای شخص دیگری چنان یقینی حاصل نمی گردد، و البته چنین چیزی، طبیعی تلقی می گردد و مشکلی را هم برای کسی ایجاد نمی کند. چون هر کس وظیفه دارد به یقین خود عمل کند ولو اینکه دیگران از این یقین برخوردار نباشند. البته باید توجه داشت که مبانی و فتاوای علما در این باب هم اختلاف دارد مثلا 1-ر بعضی از مراجع عظیم الشأن فعلی، رؤیت هلال با چشم مسلح را در ثبوت اول ماه کافی می دانند. 2- اما گروهی دیگر از این بزرگواران فقط رؤیت
با چشم غیر مسلح را درست می دانند. 3- مبنای برخی دیگرر از آنان در ثبوت اول ماه، اشتراک در شب (به این معنی که در لحظه رؤیت هلال در نقطه ای از زمین، ماه جدید برای سایر نقاطی هم که در شب قرار گرفته اند، ثابت می شود). 4- مبنای عده ای دیگر اشتراک آفاق است (به این معنی که در هر کجای زمین هلال دیده شود، اول ماه برای تمام نقاط زمین شروع می گردد). 5- اما جمع دیگری از مراجع بزرگوار نیز هستند که هم قائل به اختلاف آفاق هستند و هم بر رؤیت با چشم غیر مسلح تأکید دارند. 6- نظر دیگری که هست این است که اگر منطقه ای ر که در آن منطقه ماه دیده شده در شرق منطقه شما قرار داشته باشد برای منطقه شما هم حجت است. [ i ] توضیح المسایل امام خمینی، مساله 1730 و 1731. پایگاه حوزه 7-3595
من دختر ی هستم که پدرم اجازه داده تا با پسری هر وقت که او به خواستگاریم آمد ازدواج کنم و عقد دائم کنم اما من بدون اجازه او عقد موقت کردم، لطف کنید و بگوئید ازدواج موقت دختر بدون اذن پدر چه حکمی دارد؟ اذن پدر در ازدواج دائم و یا موقّت دختر باکره را بعضی از فقهاء شرط صحت عقد ازدواج و نکاح می دانند و بعضی هم یک وظیفه می دانند ولی عقد را صحیح می دانند. اما اگر کسی باکره نباشد اذن ولی لازم نیست مگر باکره بودن او بر اثر عدم ازدواج شرعی از بین رفته باشد که در این مورد باز اختلاف نظر می باشد. شما که وظیفه دارید مسائل شرعی را از یک مجتهد جامع الشرایط تقلید کنید بهتر آن است که مرجع تقلید خود را معرفی کنید تا احکام مربوط به شما بر اساس فتوای آن مجتهد واضح تر بیان شود. اما در مورد اذنی که پدر به شما داده است اگر منحصر به عقد دائم است نمی توانید بدون اذن او ازدواج موقت کنید ولی اگر اذن او عام باشد و ازدواج دائم و موقّت هر دو را در بر بگیرد می توانید ازدواج موقت هم نمایید. [1] [1] نک: توضیح المسائل(المحشی
للإمام الخمینی) ج2 ص 458 مسأله 2377 . پایگاه حوزه 7364
من مدتی است که با پسری دوست هستم و خانواده ما نیز از این مساله باخبرند و موافقت کردند تا در موقعیت مناسب، با هم ازدواج کنیم. ما بدون نظر آنها صیغه موقّت خواندیم، آیا صیغه موقّت صحیح است یا نه؟ به فتوای بعضی از فقها بدون اذن پدر یا پدر بزرگ نمی توانید به عقد آن پسر در آیید و اگر زن هستید ایرادی ندارد و در هر صورت به توضیح المسائل مرجع تقلید خود رجوع کنید و جهت احتیاط چنان چه ممکن است این عمل را هم با اذن و اجازه پدر انجام دهید. پایگاه حوزه 0264
پدرم امام خمینی )ره) و انقلاب اسلامی ایران را دوست ندارد، او فکر می ظکند که امام خمینی )ره) قاتل 80000 انسان است، بخاطر این مسایل من و فعالیت ظهایم را دوست ندارد و می ظگوید که شما نباید توضیح المسایل و سخنرانی ظهای انقلابی را بخوانید زیرا فکر ترا عوض می کنند. آنانکه به حضرت امام خمینی ) ره) رعشق نمی ورزند و احیانا آن شخصیت عظیم ع الشان را مورد اتهاماتی از قبیل آنچه ذکر شد قرار می ع دهند، به یقین ایشان را نشناخته اند. در ایام انقلاب و پیروزی پرشکوه آن، مأموران شاه به سوی مردم گلوله پرتاب می کردند و مردم به فرمان امام خمینی ) ره) ربه آنها گل هدیه می کردند. امام می کوشید که حتی خون یک انسان بی گناه ریخته نشود و کوچکترین ستمی را بر احدی روا نمی دانست. جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران هم که بر همه روشن است و می دانند که آغازگر جنگ رژیم عراق بوده است. ایران تنها از خاک و ناموس و شرف خود دفاع کرده است. آیا این قتل ع ها را امام خمینی ) ره) رانجام داده است؟ بد نیست یک داستان از تاریخ برایتان بیاوریم، این جمله پیامبر(ص) مشهور و معروف بود که ایشان فرموده بودند عمار را گروهی یاغی و طاغی و سرکش
شهید خواهند کرد و تقریباً بین مسلمانان شهرت همگانی داشت [ i ] . جناب عمار در جنگ صفین در رکاب حضرت امیر(ع) می جنگید. او در همان جنگ به دست لشگریان معاویه به شهادت رسید. تردید و دو دلی در میان سپاهیان شام بالا گرفت و می رفت که شالوده آن سپاه جاهل و بی خبر در هم ریخته شود. معاویه با همکاری دستیار و همدستش حلیه ای اندیشید و گفت به لشکریان من بگویید که علی قاتل عمار است اگر او عمار را به این جنگ نمی آورد چگونه عمار کشته می شد؟ وقتی این سخن سست و بی مایه به گوش حضرت امیر(ع) رسید امام فرمود: بنابر این باید پیامبر اکرم(ص) قاتل حمزه(ع) باشد چون او حمزه را به جنگ مشرکین آورد [ ii ] . حال آیا منطق آنان که امام خمینی ) ره) را قاتل انسان ع ها می دانند مطابق منطق معاویه و امثال اور نیست!. [ i ] مسند أحمد ج 3 ص 91 . و البخاری ج 2 ص 87 . و السیرة النبویة ج 2 ص 142 و ر143 . و سنن الترمذی ص 542 . و خصائص النسائی ص 29 .(به نقل از defar.ten ) [ ii ] رنورالابصار،ص89 (به نقل از سایت پیامبر اعظم) و مروج الذهب ج 2، ص 381(به نقل از سایت نمایندگی رهبری در دانشگاهها)
و کشف الغمة ج : 1 ص : 260 و بحارالأنوار ج : 33 ص : 16. پایگاه حوزه 2-3424
با توجه به روایاتی که در رابطه با لباس شهرت وارد شده است و فقهای بزرگوار و مراجع تقلید نیز بر اساس آنها فتوای به تحریم داده اند، و با توجه به این که بعید نیست این تحریم ، تحریم عقلی بوده باشد به جهت این که عقل به نیکی درک می کند که اگر لباسی موجب تمایز گردد ، زمینه معصیت را برای دیگران فراهم می کند، به عبارتی خودش را در معرض تهمت قرار می دهد، از اینها گذشته فردی که چنین لباسی را می پوشد از لحاظ روحی و فکری آرامش را از دست خواهد داد و همیشه با نوعی التهاب و اضطراب در جامعه حضور خواهد داشت. اگر بخواهیم در رابطه با لباس روحانیت یک بحث فقهی ارائه دهیم، باید ارتباط این لباس را با لباس شهرت، که در روایات ما از آن نهی شده است، بررسی کنیم که آیا لباس روحانیت در شکل متعارف خود (عمامه، عبا، قبا، نعلین)، آیا یکی از مصادیق لباس شهرت هست یا نه؟ در این که لباس شهرت از نظر اسلام حرام است، بحثی نیست و این حکم در روایات ائمه معصومین علیهم السلام در وسائل الشیعه در کتاب
«الملابس» آمده است. بحث در این است، که لباس شهرت چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟ و آیا ویژگی های لباس شهرت شامل ویژگی های لباس روحانیت می شود یا نه؟ برای شناخت ویژگی های لباس شهرت باید به سراغ کلمات فقها برویم زیرا در روایات در این زمینه چیزی بیان نشده است. مرحوم صاحب عروه(ره) در تعریف لباس شهرت فرموده است:«پوشیدن لباس شهرت به این است، که شخصی لباسی که از نظر جنس یا رنگ یا وضع و هیئت یا طرز دوخت، بر خلاف شخصیت اوست، بپوشد مثل این که یک دانشمند دینی(روحانی) لباس نظامی بپوشد، یا بر عکس، و همین طور حرام است که زن، لباس اختصاصی مردان را بپوشد یا مرد، لباس اختصاصی زنان را بپوشد.» در کتاب معجم الفاظ فقه جعفری، در تعریف لباس شهرت آمده است: «لباسی است که پوشیدن آن در نزد مردم، غیر متعارف است و موجب مشهور شدن کسی که آن را می پوشد، در بین مردم می شود، مثل این که مرد لباسهای زنان را بپوشد و زن لباس مردان را بپوشد.» حضرت امام خمینی(ره) در کتاب تحریر الوسیله تعریفی شبیه به تعریف صاحب عروه ارائه داده اند. مرحوم آیت الله العظمی خویی(ره) نیز تعریفی طبق تعریف صاحب عروه الوثقی نموده اند.
همین طور حضرت آیت الله تبریزی، حضرت آیت الله العظمی بهجت، و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای [ i ] نیز تعاریفی به همین مضمون دارند. با توجه به این تعاریف، لباس شهرت، لباسی است که حداقل دارای یکی از ویژگی های زیر باشد: 1 قماش(پارچه) آن غیر متعارف باشد. ر2 طرز دوخت آن غیر متعارف باشد. ر3 رنگ آن غیر متعارف باشد. ر4 کیفیت پوشیدن آن غیر متعارف باشد. ر5 لباس خیلی کوتاه یا خیلی بلند و گشاد باشد. اینها ویژگی هایی است که اگر هر کدام، در هر لباسی وجود داشته باشد، موضوع لباس شهرت حاصل می شود، و بدنبال آن حکم لباس شهرت، که حرمت است می آید. و الا ما از پیش خود نمی توانیم برای لباس شهرت مصداق درست کنیم. آیا لباس روحانیت دارای حداقل یکی از این ویژگی هاست؟ کدامیک این ویژگی ها در لباس روحانیت وجود دارد؟ باید گفت که هیچ کدام از این ویژگی ها در لباس روحانیت نیست. زیرا: 1- لباسی که هم اکنون به عنوان لباس روحانیت معروف است (عبا، عمامه، قبا، لباده، نعلین) از زمانهای دور در بین مردم کشورمان متداول بوده و هم اکنون نیز بخشی از مردم عزیز میهن اسلامی ایران مجموعه این لباس یا بخشی
از آن را به عنوان لباس خود استفاده می کنند. به عنوان مثال استفاده از قبا و عبا، در شهرهای جنوبی (استان خوزستان) مرسوم است و هم چنین استفاده از عمامه، در شهرهای استان خراسان زیاد به چشم می خورد. پس این لباس علاوه بر متداول بودنش در بین روحانیت، در بین بعضی اصناف دیگر مردم نیز معمول و متدوال است.و پارچه آن، رنگ آن، دوخت آن، کیفیت پوشیدن آن و اندازه آن خیلی متناسب و موزون است. 2- درست است که بعضی از افرادی که این لباس را می پوشند ممکن است مورد تمسخر و استهزاء خیلی از افراد قرار گیرند، اما این تمسخر، اولا همیشگی نیست و ثانیا عمومیت ندارد بلکه در همین جامعه کنونی اقشار زیادی را می بینیم که برای این لباس احترام و قداست خاصی قائل هستند. و گروههایی نیز اگر چه برای آن قداستی و احترامی قائل نیستند، اما بی احترامی هم نمی کنند و آن را یک لباس صنفی مانند لباس سایر اصناف می دانند، تنها گروه اندکی و در زمانی خاص ممکن است آنها را مورد استهزاء قرار دهند. 3- در همین شرایط فعلی جامعه ما که تبلیغات مسموم و دشمنان بر علیه روحانیت به اوج رسیده است، اگر بزرگانی همچون مراجع
معظم تقلید یا استاد مطهری(ره) یا استاد حسن زاده آملی، استاد سید جلال الدین آشتیانی(ره)، علامه طباطبایی(ره)، الهی قمشه ای(ره) و... با این لباس در مجامع حاضر شود، آیا مورد تمسخر قرار می گیرند؟ یا بالعکس اگر این لباس را بر تن نداشته باشند جای تعجب و سؤال همگان، حتی معاندین است؟ 4- بسیاری از افرادی که این لباس را مورد تمسخر قرار می دهند، اگر با مهربانی و منطق با آنها صحبت شود و علت پوشیدن این لباس و ویژگی های آن برای آنان بیان شود، قانع می شوند و به اشتباه خود پی می برند و معذرت خواهی می کنند، و شما در می یابید که علت تمسخر آنان صرف پوشیدن این لباس نیست، بلکه اینها در حقیقت دین و هویت صنفی روحانیت را تمسخر می کنند، به همین دلیل اگر یک نفر روحانی لباس شخصی بر تن نداشته باشد، ولی کارت عضویت خود در حوزه علمیه را نشان دهد و خود را روحانی معرفی کند، باز مورد تمسخر آنان قرار می گیرد. و یا اگر او را تمسخر نمی کنند به این دلیل است که می پندارند او از هویت صنفی خود کنار گرفته است، ولی اگر دریابند که از هویت خود کنار نگرفته است همان برخورد
را با او دارند. 5- در کشور عزیزمان در برهه های مختلفی نظیر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حتی افراد غیر مسلمان و غیر انقلابی هم، برای همه روحانیت احترام خاصی قائل بودند (تا چه رسد به مسلمانان و انقلابیون) و هر فرد روحانی را به صرف داشتن این لباس مورد احترام قرار می دادند و حاضر بودند تا سر حد جان از او در مقابل ساواک و دژخیمان رژیم پهلوی دفاع نمایند. همه اینها ادله و قرائنی است که به هیچ وجه لباس روحانیت مصداق لباس شهرت نیست و نمی توان آن را به عنوان یکی از صغریات لباس شهرت مطرح کرد. البته انکار نمی کنیم که پوشیدن لباس روحاینت، محدودیت ها و محرومیت هایی را به همراه دارد که فرد روحانی باید قبل از این که ملبس به این لباس شود، از آنها آگاهی داشته باشد و بعد از آن اقدام به پوشیدن آن بکند، تا بتواند با مشکلات احتمالی آن کنار بیاید و یا آنها را رفع نماید. نکته دیگر این که، پوشیدن لباس مقدس روحانیت واجب شرعی نیست. ما برخی از بزرگان را می شناسیم که در حوزه های علمیه تا مدارج عالی (اجتهاد) تحصیل کرده و هم اکنون نیز خدمتگزار اسلام و حوزه های علمیه
بوده اند، ولی به خاطر مسائلی لباس نپوشیده اند و هیچ کس هم آنها را متهم به ترک واجب یا ارتکاب حرام ننموده است. آنان تشخیص داده اند که بدون لباس بهتر می توانند خدمت کنند. بنا بر این در مواردی که لباس واقعا مانع از ارتباط بهتر با جوانان باشد، و مانع از آن وظیفه اصلی و بلکه یک ضد تبلیغ باشد، شاید لازم باشد که فرد روحانی تحصیل کرده حوزه، با لباس دیگری به تبلیغ از دین و وظیفه طبابت روحی جامعه بپردازد. ولی در عین حال که کلام شما را در مورد مشکلات تماس با جوانان و جامعه، انکار نمی کنیم باید بگوئیم، همین امروزه کم نیستند روحانیون موفقی که چه در داخل، و چه در خارج از کشور، در اجتماعات مختلف علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و... شرکت می کنند و در جذب جوانان و حل مشکلات آنها بسیار موفق بوده اند. و این لباس نه تنها مانع آنها نبوده بلکه بسیار در موفقیت آنان مؤثر بوده است. [ i ] لباس شهرت لباسی است که پوشیدن آن برای شخص، بخاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به طوری که اگر آن را در برابر مردم به پوشد توجه آنان را به
خود جلب نموده و انگشت نما می شود. أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة)ر ص ر 304 رر س 1360- توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 ر مسأله 845 لباس شهرت ر ص : 466 پایگاه حوزه 2286
من در مورد موهای زاید بدن و زدن آنها توضیح می خواهم؟ تراشیدن موهای زاید بدن مستحب است و تنها تراشیدن ریش و موهای صورت با تیغ یا مثل تیغ برای مردان به احتیاط واجب [ i ] یا فتوی [ ii ] ، حرام و غیر جایز است. تراشیدن موههای زائد با تیغ اشکالی ندارد و همچنین زدودن آنها با هر وسیله ای که موجب ضرر به بدن نشود اشکال ندارد. [ i ] امام خمینی (ره) چنین دیدگاهی داشتند. [ ii ] فرق ایندو تعبیر در موارد مختلف بیان شده است، لطفا بدان جا رجوع شود. پایگاه حوزه 8394
من یک گزارش بزرگ درباره ایران تهیه می کنم ولی واقعاً قسمت انقلاب را نفهمیده ام، در باره شاه چیزی نمی دانم آیا شما می توانید نکاتی را به صورت ساده در اختیار من قرار دهید. بدون تردید انقلاب اسلامی ایران را باید یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین رخدادهای اجتماعی دانست که نیمه دوم قرن بیستم را فراگرفته است، این انقلاب که در سال 1979 میلادی )1357 شمسی) به رهبری حضرت آیه الله العظمی خمینی(ره) و بعد از مبارزات و قیامهایی دامنه دار که از چندین سال قبل شروع شده بود به پیروزی رسید و مبتنی بر یک مکتب دینی و الهی یعنی اسلام است. ظلم و ستم های رژیم شاهنشاهی، اهانتهایی که در طول حدود نیم قرن (دوره حکومت سلسله پهلوی) به احکام دین و رهبران دینی روا داشته شد، دخالتهایی که دول استعمارگر بالاخص آمریکا و انگلیس در امور کشور می نمودند، غارت منابع ثروت ملت ایران حمایت رژیم شاه از رژیم غاصب صهیونیستی، همچنین فقدان آزادیهای مشروع در جامعه، سانسور شدید، رواج مفاسد فرهنگی و اجتماعی، گسترش دامنه ی فقر و... مجموعه عواملی بود که باعث شد، در سال 1357 شمسی مردم ایران در تظاهراتهای گسترده که همه اقشار مردم در آن شرکت می نمودند و
در تمام شهرها و حتی روستاهای کشور صورت می گرفت خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری حکومت اسلامی گردند. در نتیجه این تظاهرات که تعداد فراوانی شهید و مجروح در پی داشت شاه ایران محمد رضا پهلوی - که از سال 1320 شمسی- پایان جنگ جهانی دوم بر این کشور حکم می راند، مجبور شد که در 26 دی ماه 1357 از کشور بگریزد، 16 روز بعد یعنی در روز 12 بهمن 1357 حضرت امام خمینی که از حدود 15 سال پیش در تبعید بسر می برد (نخست کشور ترکیه و بعداً کشور عراق) به کشور بازگشت و مورد استقبال میلیونها ایرانی قرار گرفت. انقلاب اسلامی ده روز پس از ورود امام خمینی به ایران یعنی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید. و بدین ترتیب سلسله پهلوی که از سال 1304 شمسی (سال تاجگذاری رضا شاه، پدر ِمحمد رضا) روی کار آمده بود، منقرض شد. در اولین سال پیروزی، مردم ایران طی رفراندومی با شکوه، با اکثریت 99% به برپایی نظام جمهوری اسلامی رأی آری دادند. این انقلاب به منظور حاکمیت قوانین دین مبین اسلام، پاسداری از حقوق مردم، قطع کردن دست استعمارگران از کشور، برقراری عدالت و دفاع از ستمدیدگان و مظلومان در سرتاسر جهان تحقق یافته و با حمایت های بی شائبه
مردم، بیش از 20 سال است که علیرغم کارشکنی ها و مخالفتهای دشمنانش بالاخص دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی به مسیر خود ادامه می دهد چنانچه اطلاعات دیگری راجع به انقلاب اسلامی خواسته باشید خوشحال می شویم که ما را مطلع سازید. پایگاه حوزه 1331
نظر فقها درباره امام جماعت شدن زنان در نمازهای مختلط چیست؟ اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد. [ i ] و احتیاط واجب آن است که امام زن نیز مرد باشد. [ ii ] و نیز حضرت امام(ره) در تحریر الوسیله به همین فتوا تصریح دارد که : «اگر مأموم مرد است امام هم باید مرد باشد» [ iii ] اما امامت زن برای زن را هر چند با احتیاط واجب جایز نمی داند ولی بعضی از مراجع تقلید جایز دانسته اند. [ iv ] هم چنین از فقهای شهیر در گذشته مانند مرحوم شیخ طوسی که از علماء و فقهای بر جسته شیعه و بنیان گذار حوزه علمیه نجف اشرف بوده است، امامت زن برای زن را مستحب می داند.« و یستحب للمرئة ان تؤم النساء » [ v ] . [ i ] - به فتوای فوق و مذکور: حضرت امام خمینی، حضرت آیت الله بهجت و حضرت آیت الله خامنه ای تصریح دارند. و نیز آیات عظام تبریزی، خوئی، اراکی و فاضلی با فتوای حضرت امام موافقند و حاشیه ندارند. [ ii ] - رساله مراجع، ج1، ص 819 [ iii ] - تحریر الوسیلة، ص274 [ iv ] - حضرت آیت الله مکارم شیرازی امامت زن برای زن را جایز دانسته است. رساله مراجع ص 819. [ v ] - کتاب خلاف، ج
1، ص 562، مسئله 313، چاپ جامعه مدرسین. پایگاه حوزه 4-7196
آیا امام خمینی مرید یکی از فرق صوفیه که مدعی ارتباط با امام زمان (عج) بودند؟ امام خمینی (ره) که خود مراد همه دلها بود، مرید هیچ فرقه ای از فرق صوفیه نبوده و فقط و فقط مرید امام زمان (عج) ارواحنا فداه و ائمه معصومین (ع) بودند. و هرگونه دنباله روی و پیروی از چنین فرقه هایی که هر روز به لباسی در آمده و ادعاهایی را جهت اغفال عوام الناس بکار می گیرند، نهی می فرمودند. و همیشه به وظیفه اصلی و انتظار به معنای واقعی، که همان انجام اعمال صالحه و دوری از گناهان و دعا در تعجیل فرج و زمینه سازی قیام جهانی حضرت ایشان است را، امر می فرمودند و چگونه خود ایشان (که در مقام بالایی از معنویت بودند)، هیچ وقت حتی به ایماء و اشاره و هیچ لفظی ادعای ارتباط نکردند، پیروی از چنین فرقی را نموده، و یا توصیه به این امور نمایند؟ پایگاه حوزه 3-1355
از میان تفاسیر قرآن کریم کدام تفسیر بیشتر مورد توجه حضرت امام خمینی(ره) قرار داشت؟ امام(ره) می فرماید: به عقیده نویسنده تا کنون تفسیر برای کتاب خدا نوشته نشده به طور کلی معنی (تفسیر) کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید، مفسر وقتی (مقصد) از نزول را به ما فهماند مفسر است نه (سبب) نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است . [ i ] امام در جای دیگری می فرماید: بسیاری از مفسرین که از این دو طایفه[عرفاء و امثال طنطاوی و سید قطب] نبودند اینها تفاسیری دارند مثل مجمع البیان که تفسیر خوبی است و جامع بین اقوال عامه و خاصه هست. [ ii ] از این کلمات ایشان استفاده می شود که هیچ کدام از تفاسیر موجود، تفسیر ایده آل ایشان نبوده است زیرا هیچکدام نتوانسته است مقاصد الهی رابیان نماید. ولی با این حال ایشان تفسیر مجمع البیان را بر دیگر تفاسیر موجود ترجیح داده اند [ i ] آیین انقلاب اسلامی گزیده ای از اندیشه و آراء امام خمینی (ره) ص 84 و 85. [ ii ] همان صفحه 8079. پایگاه حوزه 2854
آیا می توان یکی از چشمهای خود را به یک شخصی "مانند دکترها، معلمان و ..." که کور است اهداء کرد، به کسی اهداء کرد که با خیال راحت تر می تواند به نوع بشر خدمت نماید؟. مطابق با فتوای حضرت امام خمینی (ره) قطع کردن عضوی از شخص زنده و پیوند آن به شخص دیگر با سه شرط جایز است: الف: حیات بیمار، متوقف بر پیوند آن عضو باشد. ب: تا جایی که امکان دارد، عضو مورد نیاز از بدن غیر مسلمان برداشته شود (در صورت امکان استفاده از اعضای بدن غیر مسلمان، قطع عضو بدن مسلمان جایز نیست.) ج: پس از قطع عضو، خطر جانی، متوجه اعطاء کننده نشود. بنابراین پیوند اعضای بدن مانند کلیه و دست و... با وجود شرایط فوق جایز است. [1] [1] منابع : الف:راحکام پزشکان و مشاغل مربوط به پزشکی ص 44. ب:راستفتائات، ج 2، ص 43 44. پایگاه حوزه 3123
اهمیت تحصیل برای خانم ظها چقدر است و در شرایط مختلف آیا باید خانواده در اولویت قرار گیرد یا تحصیل؟ 1- از دیدگاه اسلام تحصیل برای خانم ع ها همان اهمیت را دارد که برای مردها و این یک شعار نیست بلکه حقیقتی است که از زبان فقیه بزرگ و عارف نستوه حضرت امام خمینی به عنوان یک اسلام شناس ر بزرگ می توان دریافت. ایشان می فرماید: نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است. زن و مرد همه آزادند در اینکه دانشگاه بروند. آزادند در اینکه رأی بدهند [ i ] ر در نظام اسلامی زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل حق کار حق مالکیت و حق رأی دادن، حق رأی گرفتن، در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد. لیکن هم در مورد مرد، مواردی است که چیزهایی به دلیل پیدایش مفاسد بر او حرام است و هم در مورد زن، مواردی هست که به دلیل اینکه مفسده می آفریند حرام است. [ ii ] لذا در صدر اسلام رمؤمن ع ترین زنها، دانشمندترین آنان بودند. حضرت فاطمه زهرا (س) از بزرگترین دانشمندان و حضرت زینب کبری (س) همین ع گونه بودند و امروزه در نظام مقدس جمهوری
اسلامی به عنوان سمبل ارزش ع های یک جامعه اسلامی عنایت خاصی در نظام، به تحصیل بانوان بر اساس آموزه های دینی می بینیم که تعداد و میزان دانشجویان دختر پذیرفته شده در کنکور در این سال ع ها بیشتر از آمار پسران پذیرفته شده می باشد. تشویق مکتب اسلام ربه تحصیل علم، شامل مردان و زنان است و هر دو موظفند از گهواره تا گور دانش بجویند. ر 2- بلی چنانچه از بیانات حضرت امام (ره) استفاده می شود اگر تحصیلات خانم ع ها منافات با وظایف خانوادگی داشته باشد از مواردی است که مفسده انگیز است و وظایف خانوادگی مقدم بر تحصیل می ع باشد چرا که وظایف خانوادگی از واجبات و تحصیل خانمها از مستحبات است. البته پر واضح است که اگر تحصیل مرد هم با وظایف خانوادگی منافات داشته باشد برای او هم وظایف خانوادگی مقدم بر تحصیل است. ولی اگر تحصیل مرد و زن بگونه ع ای باشد که اولاً واجب باشد و ثانیاً مهمتر از وظایف خانوادگی باشد اینجا تحصیل مقدم است. ناگفته روشن است که مراد از تحصیل، تحصیل علوم مفید به قصد آگاهی و خدمت به دیگران و برای رضای خدا باشد. وگرنه بسیارند دانشمندانی که دانش آنها آتش سوزنده ای است که جان خود و دیگران را می سوزاند. [ i ] - صحیفه نور، ج 4، ص 60
اگر کسی نداند که مکلف شده و روزه خود را با کار حرامی که نمی داند آن کار حرام است باطل کند چه حکمی دارد؟ 1 ج قضای آن روزه بر شما واجب است. 2 ج اگر مکلف جاهل قاصر بوده است، کفاره ندارد. و اگر جاهل مقصر بوده است، کفاره جمع دارد. یعنی هم 60 روز روزه گرفتن، و هم 60 فقیر را اطعام کردن، چون با کار حرامی روزه خود را شکسته است. 3- جاهل قاصر کسی است که در فهم مسأله کوتاهی نکرده است، بلکه کوتاه بوده است و فکر او به این مسأله نمی رسیده است. مثلا یقین داشته است مسأله این گونه است و فکر نمی کرده که خلاف آن درست باشد یا مثلا در محیطی بوده است که امکان دسترسی به منابع، جهت فهم مسأله نداشته است مثلا علماء یا کتاب در دسترس او نبوده است. و جاهل مقصر کسی است که در فهم مسأله کوتاه نبوده است، بلکه کوتاهی کرده است مثلا در مسأله دست کم شک داشته است، ولی جستجو نکرده و می توانسته است مسائل را بفهمد و به دست آورد ولی دنبال نکرده است [ i ] . [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1،
مسأله 1659 و 1665 ر پایگاه حوزه 2535
مگر اسلام تعلیم نمی دهد که بت پرستی حرام است؟ پس چرا ایرانیان در هنگام نماز عکس شهداء را همراه خود دارند؟ بسیاری از مسلمان ها می گویند که شیعیان کافر هستند. منظور آنها از این مطلب چیست؟ اولا: چنین عملی از مصادیق بت پرستی بحساب نمی آید زیرا بت پرستی بمعنای معبود قرار دادن بت و پرستش نمودن و عبادت کردن آن می باشد، صرف همراه داشتن عکس یا نماز خواندن جهت قبله که مثلاً درختی یا شخصی و یا... در آن جهت باشد این بت پرستی نیست. ثانیاً: ائمه اطهار (ع)، مسلمانان را از این کار باز داشته و نهی فرموده اند (بصورت نهی تنزیهی و کراهتی) و علماء نیز به پیروی از ائمه (ع) به این مسأله فتوا داده و تأکید نموده اند، امام خمینی (ره) در کتاب تحریر الوسیله ج اول ص 139 کتاب الصلاه می فرماید: مکروه است برای نمازگزار که مقابلش آتشی شعله ور یا چراغ یا عکس صاحبان روح، باشد. دیگران که شیعه را کافر می دانند به خاطر سوء تفاهمی است که مسائل شیعه را درست نفهمیده اند به عنوان مثال اگر شیعه به پیامبران و امامان متوسل می شود هرگز به معنای این نیست که اینها شریک خدا هستند آیا توسل شما به دارو برای درمان به این معناست
که شما دارو را شریک خدا می دانید. استفاده از اسباب و علل در صورتی که آنها را مستقل در تأثیر ندانیم شرک نیست ولی دیگران این مسأله را خوب نفهمیده اند لذا شیعه را مشرک می دانند. پایگاه حوزه 3196
در رساله امام(ره) آمده است که:(اگر پدری برای پسرش در دورانی که هنوز پسر بالغ نشده است زن بگیرد پسر موظف است بعد از رسیدن به سن بلوغ)15 سالگی)مهر زن را(درصورت طلب کردن زن)به زن بپردازد.این موضوع چندان با عقل جور در نمی آید زیرا پسر به خواست خودش زن نگرفته است و ممکن است هیچ علاقه ای هم به زنی که برای او گرفته اند نداشته باشد ولی مجبور است مهر زن را تمام و کمال بپردازد.آیا با عقل سالم جور در می آید؟ انصاف داشتن را باید با کسر و انجبار همه جانبه معین کرد آیا انصاف است که پدر بعد از مردن هر چه زحمت کشیده است و مالی را تدارک دیده است بدون کوچکترین تلاش و زحمت فرزندش به او برسد؛ وقتی چنین حقوقی برای فرزند محاسبه شده است این پدر هم یک دسته از حقوق را داراست از جمله این که اگر مصلحت ببیند و واقعاً مصلحتی در کار باشد می تواند از ولایتی که بر فرزند خود دارد دختر یا خانمی را به عقد او در آورد و البته اگر عقد پدر برای فرزندش درست باشد طبیعی است که لوازم این عقد هم خواه ناخواه باید مورد پذیرش
قرار بگیرند بالأخره اگر پدر ولایت دارد و این ولایت داشتن او فلسفة خاص خود را دارد ممکن است در بعضی از موارد هم پی آمدهایی داشته باشد که زیاد مورد علاقه و یا حتی منافع ما نباشد. البته اگر مفسده ای در این عقد باشد موکول به اجازه این پسر بعد از بلوغ می شود که اگر پذیرفت عقد درست است و الا درست نیست و در صورتی این عقد قطعی می شود که آن چه واجب است که رعایت شود پدر رعایت کرده باشد. اگر ولی و پدر فرزند بیش از اندازه مهرالمثل عقد را بسته باشد و مقتضای مصلحت او این عقد باشد مهر بر پسر لازم ولی اگر مصلحت تنها در ازدواج و عقد بود نه در مهر آن، عقد درست است اما پرداختن بیش از مهرالمثل واجب نیست اگر بعد از بلوغ پسر اجازه داد درست است و الا بر می گردد به مهر المثل حال اگر پسر قدرت پرداخت این مهر را نداشت پرداختن آن به عهدة خود پدر است و اگر پدر فوت کند از مال او برداشته می شود. رجوع شود به تحریر الوسیله امام خمینی ج2 کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد. پایگاه حوزه 1-5315
هنر اسلامی چیست؟ تعریف هنر اسلامی چیست؟ می توان گفت هنر تجلی ابعاد و ساحت غیر مادی انسان در عالم طبیعت است که گاهی در خدمت اندیشه متعالی انسانها است و گاهی در خدمت غرائز حیوانی او قرار می گیرد. هنر اسلامی آن هنری است که تجلی معنویت و تعهد انسان باشد و در خدمت تعالی اندیشه و عمل انسان قرار گرفته و موجب سستی و انحراف در فکر و عمل او نشود. هنری که تنها در خدمت غرائز مادی و پست بوده و تنها خدمتگزار جنبه های مادی بشر و احیاناً در خدمت طواغیت و انسانهای پست اندیشه و سست عنصر باشد، هنری مبتذل و غیر دینی محسوب می شود. امام خمینی(ره) در مورد هنر متعهد می گوید: تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهندة اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و سلم، اسلام ائمه هدی علیهم السلام، اسلام فقراء دردمند، اسلام پا برهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیزم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی و اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق نشان
دهنده نقاط کور و مبهم و معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است، هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخ کامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. [1] [1] صحیفه نور، جلد 21، صفحه 30، تاریخ. پایگاه حوزه 4291
ممکن است تعریف دقیقی از موسیقی و غنا برای من ارائه دهید؟ 1- موسیقی و غنا دو امر متفاوت هستند موسیقی مربوط به آلات و ابزار خاص خود است ولی غنا صفت صوت و خوانندگی محسوب می شود [1] . و به هر تقدیر نباید طرب انگیز و محرّک باشند. البته معانی (طرب انگیز، محرّک) معانی روشن و خالی از ابهام هستند گرچه ممکن است در مواردی مشکوک باشند که موارد مشکوک به لحاظ شرعی منعی ندارد. طرب انگیز آن صوت یا صدایی است که حالت سبکی و سبکسری به انسان بدهد که با کرامت ذاتی و انسانی او ناسازگار است و محرّک [2] آن صوت و صدایی است که موجب بر انگیختن شهوات جنسی آدم می شود. و لذا گفته می شود صدای زن باید نازک و همراه با ناز و خضوع در بیان نباشد و الا حرام است قرآن کریم در آیه 32 سوره احزاب صریحاً از آن نهی کرده است: « یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا ، ای همسران پیامبر! شما هم چون یکی از آنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید
که بیمار دلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید! » بنا بر این موسیقی مورد نظر و این خوانندگی حرام و خلاف شرع و محرّک شهوات جنسی هستند. علامه طباطبایی در جلد 16 صفحه 309 المیزان در ذیل این آیه می فرماید: خضوع در قول عبارت از ترقیق، نرم کردن کلام با مردان به گونه ای که او را به ریبه و بر انگیختن شهوات می خواند. امام خمینی(ره) سخن گفتن زن را با مردان به این کیفیت حرام دانسته است. [3] و قهراً گوش دادن مرد هم به چنین صدایی حرام خواهد بود. 2- موسیقی اگر مناسب مجالس لهو و لعب نباشد و (در ضمن از جهت دیگری مانند مدح ظالم، ترویج کذب و تقویت باطل ممنوع نباشد، مباح و بدون اشکال است البته ممکن است دسته ای از فقها مطلق موسیقی را حرام بدانند که آن خود حدیث دیگری است ولی مشهور فقهاء این نظر را ندارند. [1] أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة) س 1137 : مقصود از موسیقی و غنا چیست؟ جواب:ر غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولی موسیقی، نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد،
هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، فی نفسه جائز است و اشکال ندارد. [2] مراد از محرّک اینجا محرّک شهوات جنسی است. [3] تحریر الوسیله ج 2 کتاب نکاح مسأله 29 ص .219. پایگاه حوزه 9564
آیا محاسبه خمس در آمد خانواده، از مجموع در آمد من و شوهرم کفایت می کند، یا من نمی توانم مخارج خانه را که عرفاً بر عهده مرد است، مخارج خود بدانم؟ هر ی ک از زن و شوهر، که در آمد جداگانه ای دارند، با ی د برای خود سال خمسی قرار دهند، و مخارج خانه، بر عهده مرد بوده، و از مؤونه سال ا ی شان حساب می شود، اما شما می توان ی د در مخارج از در آمد خود، به شوهرتان هد ی ه کن ی د، و ی ا خرج کن ی د و از مؤونه سال شما بشود، ولی ه ی چ وجوبی ندارد. بهر حال هر مقدار از حقوق هر یک از زن و شوهر اگر از مخارج سال زیاد بیاید ،صاحب حقوق، مالک آن است و باید خمس آن را بپردازد و چنان چه، زن به شوهرش بخشیده است و چیزی از آن چه بخشیده شده، زیاد بیاید، خمس ندارد. [1] [1] استفتائات امام خمینی(ره) ج 1 ص 386 س 127. پایگاه حوزه 1-6835
فرق بین ازدواج دائم و موقت در چیست؟ صیغه ازدواج موقّت چگونه است؟ ازدواج موقت مانند ازدواج دائم نوعی پیوند زناشوئی و دارای مهر و عقد است با این تفاوت که دارای زمان معیّنی است و باید مقدار مهر و وقت تعیین شده باشد. و با اتمام زمان مورد توافق خود به خود و بدون اجرای طلاق به پایان می رسد و زن باید عده نگه دارد. و در این ازدواج نفقه بر مرد واجب نبوده و از یکدیگر هم ارث نمی برند. طبق نظر اکثر علماء صیغه عقد موقت در صورت امکان باید به صورت عربی باشد و در صورت عجز به غیر زبان عربی هم کفایت می کند [1] . به طور کلی در زناشویی چه دائم و چه موقت باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند و یا دیگری را وکیل می کنند و مرد می تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود عقد کند ولی احتیاط مستحب در آن است که عقد را دو نفر بخوانند دستور خواندن عقد موقت به شرح زیر می باشد. اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند بعد از آن
که مدت و مهر را معین کردند چنان چه زن بگوید به عربی ( زوجتک نفسی فی المدة المعلومه علی المهر المعلوم ) یا به فارسی (من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین در آوردم) بعد مرد بدون فاصله به عربی بگوید ( قبلت ) و یا به فارسی بگوید (قبول کردم) صحیح است و اگر اجرای صیغه عقد را به وکیل واگذار نمودند چنان چه وکیل زن بگوید ( متعت موکلتی موکلک فی المدة المعلومه علی المهر المعلوم ) یعنی بگوید (موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدت معین با مهر معین در آوردم) و وکیل مرد بگوید: ( قبلت لموکلی هکذا ) یعنی (قبول کردم برای موکل خودم همین طور) صحیح است. تذکر چند نکته دیگر: 1- مرد می تواند زنی را که صیغه کرده به عقد دائم در بیاورد. 2- فرزندان متولد شده از ازدواج موقت تمام حقوق فرزندی را دارند و ارث هم می برند. 3- در ازدواج موقت زن بدون اجازه شوهر می تواند از خانه بیرون برود و حتی اگر بچه دار شود حق هم خوابگی و خرجی را ندارد. [2] برای کسب اطلاعات بیشتر به توضیح المسائل مرجع تقلید خود مراجعه نمائید. [1] رتوضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2، ص454،
مسأله 2370. [2] توضیح المسائل امام(ره) احکام نکاح ص 334 مسأله 2424و 2425. پایگاه حوزه 4464
امام(ره) حاشیه بر کتاب فصوص الحکم محی الدین عربی را نوشته است. طبق نقل قول عده ای آن کتاب بر ضد اعتقادات اساسی اسلام و شیعه است و هم چنین نویسنده کتاب یک فرد ضد شیعی است، این مساله چگونه توجیح می شود؟ عرفان و معرفت حضرت حق جل و علا یکی از محصولات غنی و پر ارزش فرهنگ اسلام و بر خاسته از متون دینی این مکتب است. عرفان خود یک دانش و راه و رسمی است که برای خود قواعد و اندیشه های خاصی را دارد. افرادی که جمود بر ظواهر دینی دارند و خیال می کنند که مخاطب دین تنها عامه مردم هستند و انسانهای مقرب و دارای مقامات روحانی را تربیت نمی کند، عموماً با عرفان حقیقی مخالف هستند. و با عرفا و علماء ربانی از در مخالفت و سر معاندت بر می خیزند. البته تردیدی نیست که در میان طبقات صوفیه مانند دیگر طبقات، قشرهای منحرف و بدعت گزار کم نیستند. اما عرفان ناب و خالص و متخذ از متون اصلی دین مانند قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اهل البیت علیهم السلام خود حدیث دیگری است. حضرت امام خمینی(ره) فقیهی جامع و متبحر بودند که در عین
فقاهت به عنوان حکیمی استوار و صاحب رأی شناخته می شد و هم او عارفی کامل و سالکی تمام بود که در پرتو عرفان و معنویت به درجات بلند قرب الهی نائل آمده بود. امام در عین انقیاد به احکام نورانی اسلام و تعبد تام و تمام، انسانی روشن و به دور از تعصب و تحجر بودند و در این مسیر با این که در کتاب معراج السالکین خود بارها صوفیه رسمی را نقد می کند اما از عرفان اسلامی دفاع جدی می کند و مشایخ قوم را تعظیم می کند. عرفان و تشیع در مبحث (ولایت) با هم گره خورده و نزدیکترین موقعیت را نسبت به هم می یابند. همیشه افرادی بوده اند که با استفاده از مطالبی که به مردم پوشیده است خود را ترویج کرده و احیاناً خواسته اند کسانی را بد نام کنند، اما خورشید حقیقت تابان خواهد شد و رو سیاهی و درماندگی از آن کسانی است که از جهل دیگران برای خود نوایی را تدارک دیده اند. به هر تقدیر تعظیم حضرت امام(ره) از مشایخ عرفان و شرح و تفصیل آثار آنان امری فرهنگی اسلامی و مطابق با شریعت اسلام است و برآورنده نیازهای روحی و فطری انسان های تشنة معارف بلند اسلامی است. پایگاه حوزه 1-4238
تکلیف پدر و مادر، در مورد نطفه ای که بر اثر دارو سقط شود، (درماههای اول) چیست؟ 1 اگر عمدا این عمل صورت گرفته باشد، معصیت و حرام است و دیه آن بر عهده کسی است که مباشرتاً به سقط آن اقدام کرده است. مثلاً اگر بر اثر آمپول بوده است، آن کسی که تزریق کرده است، باید دیه را بدهد. و اگر زن عمداً خود را در معرض این سقط قرارداده است، گناه و معصیت کرده و باید استغفار کند و اگر خود زن عمداً دارو خورده است تا سقط جنین شود، باید دیه را بپردازد و معصیت هم کرده است. ر 2 مقدار دیه اگر در چهل روز اول باشد، 20 مثقال شرعی طلا می باشد که اگر مادر عامل سقط جنین بوده است از آن بهره ندارد و به دیگر وراث فرضی آن می رسد (یعنی اگر بچه می شد و می مرد ارثش به چه کسانی می رسید این دیه به همان افراد می رسد). و اگر در چهل روز دوم بوده است چهل مثقال شرعی طلا دیه محسوب می شود [ i ] . [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج2 ر ص 829 . پایگاه حوزه 6855
اگر فردی نیاز به غسل داشته باشد و امکان غسل نداشته باشد، به جای آن می تواندتیمم کند، ولی اگر برای وعده های بعدی نماز نیز امکان غسل نداشته باشد ولی وضو بتواند بگیرد چه باید بکند؟ در صورت بوجود آمدن امکان غسل، آیا نیاز به غسل هست یا تیمم انجام شده کافی است؟ اگر کسی محتاج غسل باشد و آب نیابد تیمم بدل از غسل انجام می دهد. اگر غسل واجب غسل جنابت باشد و بدل از آن تیمم کرده باشد لازم نیست وضو بگیرد. ولی اگر غیر از غسل جنابت باشد (مثل مس میت و...)، ربه فتوای بعضی از علماء (مانند امام خمینی) باید علاوه بر تیمم بدل از غسل چنانچه ممکن است وضو بگیرد و اگر آب برای وضو نیست یک تیمم بدل از وضو هم بگیرد. و در هر صورت برای نمازهای بعدی مادامی که عامل آن غسل تکرار نشده است (مثلاً دوباره جنب نشده است) و آب هم برای غسل پیدا نکرده است یا وضو می گیرد و یا در صورت نبودن آب تیمم بدل از وضو می کند. و اگر عامل غسل تکرار شد [مثلاً دوباره جنب شد] این بار باز یا باید غسل کند یا تیمم بدل از غسل و.... اگر وقت عمل
(مثلاً نماز) گذشته باشد، آن عمل درست است و نیازی به قضا ندارد. ولی اگر داخل وقت باشد (مثلاً ساعت 3 بعدازظهر تیمم کرد و چهار بعد از ظهر آب پیدا کرد) اگر به اندازه لازم جستجو کرده است و آب نیافته است رو در واقع یقین پیدا کرده که تا آخر وقت آب پیدا نمی کند، آن عمل درست است و نیازی به قضا و اعاده ندارد [ i ] . البته برای واجبات بعدی در صورت تمکن باید غسل کند. [ i ] توضیح المسائل مراجع ج2 مساله 715. پایگاه حوزه 9294
آیا فقها(ولی فقیه) تمام اختیارات حضرت ولی عصر(عج) راجع به تصرف در جان مال و ناموس مردم دارا هستند؟ در متون و منابع دینی ولایت به دو معنی به کار رفته است 1 ولایت تکوینی 2 ولایت تشریعی ولایت تکوینی به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. روشن است چنین ولایتی از آن خداست، اوست که همه موجودات تحت اراده و قدرتش قرار دارند. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همه موجودات به دست خداست. از این رو او ولایت تکوینی بر همه چیز دارد. خدای متعال مرتبه ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا می کند. معجزات و کرامات انبیاء و اولیاء علیهم السلام از آثار همین ولایت تکوینی است. آن چه در ولایت فقیه مطرح است ولایت تکوینی نیست. ولایت تشریعی یعنی این که تشریع و امر و نهی و فرمان دادن در اختیار کسی باشد. اگر می گوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد یعنی اوست که فرمان می دهد که چه بکنید و چه نکنید. پیامبر(ص) و امام(ع) هم حق دارند به اذن الهی به مردم امر و نهی کنند، درباره فقیه نیز به همین منوال است. اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم مقصودمان ولایت تشریعی است یعنی او می تواند و شرعاً
حق دارد به مردم امر و نهی کند در طول تاریخ تشیع هیچ فقیهی یافت نمی شود که بگوید فقیه هیچ ولایتی ندارد. آن چه تا حدودی مورد اختلاف فقهاست مراتب و درجات این ولایت است. امام خمینی قدس سره معتقد بودند تمام اختیاراتی که ولی معصوم(ع) داراست ولی فقیه همان اختیارات را دارد. مگر چیزی استثناء شده باشد امام فرموده اند اصل این است که فقیه دارای شرایط حاکمیت در عصر غیبت، همان اختیارات وسیع معصوم را داشته باشد مگر آن که دلیل خاصی داشته باشیم که فلان امر از اختصاصات ولی معصوم(ع) است از جمله جهاد ابتدایی که مشهور بین فقها این است که از اختصاصات ولی معصوم(ع) می باشد. از چنین ولایتی در باب اختیارات ولی فقیه به ولایت مطلقه تعبیر می کنند. معنای ولایت مطلقه این نیست که فقیه مجاز است هر کاری خواست بکند تا موجب شود برخی برای خدشه به این نظریه بگویند طبق ولایت مطلقه فقیه می تواند توحید یا یکی از اصول و ضروریات دین را انکار یا متوقف نماید. تشریع ولایت فقیه برای حفظ اسلام است. اگر فقیه مجاز به انکار اصول دین باشد چه چیزی برای دین باقی می ماند، تا او وظیفه حفظ و نگهبانی آن را داشته باشد. قید مطلقه در مقابل نظر کسانی
است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد. پس اگر برای زیبا سازی شهر نیاز به تخریب خانه ای باشد چون چنین چیزی ضروری نیست فقیه نمی تواند دستور تخریب آن را صادر کند. این فقها به ولایت مقید نه مطلق معتقدند بر خلاف معتقدان به ولایت مطلقه فقیه که تمامی موارد نیاز جامعه اسلامی را چه اضطراری و چه غیر اضطراری در قلمرو تصرفات شرعی فقیه می دانند. پایگاه حوزه 7885
ممکن است مستنداتی از قرآن و روایات و نظرات مراجع در مورد صدای زن و تغییر شرایط زمانی آن ارائه نمائید؟ الف) در مورد موسیقی و غناء آراء و نظرات مختلفی ابراز شده است و برای حرمت غنا هم آیات و روایات متعددی ذکر کرده اند که ذیلاً به صورت مختصر به آن می پردازیم. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِین ، و بعضی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است!» [1] «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ اْلأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ، از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!» [2] و (لهو الحدیث) و (قول الزور) را در آیه های فوق، مصادیق غنا معرفی شده اند [3] . و نیز در آیه 32 سوره مبارکه احزاب خداوند می فرماید:« یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا ، ای همسران پیامبر! شما هم چون یکی از آنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار
دلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!» که حاکی از آن است که زنان نباید صدای خویش را در مقابل مردان نامحرم نازک کنند و اگر چنان کنند مرتکب حرام شده اند، زیرا همان گونه که در متن آیه آمده است آثار نامطلوب و سوئی در پی دارد و آن عبارت است از این که مردان پلید به طمع سوء استفاده می افتند. ب) آقایان مراجع عظام آواز خوانی زن را که همراه با موسیقی و غنا باشد و مرد نامحرم آن را بشنود از جهت این که موجب مفسده بوده و تحریک کننده و باعث معرضیت برای فساد اخلاق و ریبه و التذاذ است حرام قطعی می دانند [4] . ج) نه در این قضیه بلکه در هیچ قضیة دیگری شرایط زمان و مکان موجب تغییر احکام نخواهد شد بلکه شرایط زمان و مکان دخالت در موضوعات دارند و به حسب تغییر موضوعات احکام متغیر خواهند شد به هر حال موسیقی حرام، در هر زمان و مکان حرام است و زمان و مکان خاص موجب حلیت نخواهد شد. [1] سوره لقمان ، آیه 6. [2] سوره حج، آیه 30. [3] الکافی ج 6 ص 431 ر باب الغناء .....ر ص : 431 ، الکافی ج ر 6 ص 434. [4] توضیح المسائل(المحشی
للإمام الخمینی) ج2 موسیقی و غنا .....ر ص : 962. س 1134: دف زدن توسط زنان در عروسی ها چه حکمی دارد؟ ج: استفاده از آلات موسیقی برای نواختن موسیقی لهوی و مطرب جایز نیست، امّا آواز خوانی در مجالس عروسی، بعید نیست برای زنان جایز باشد. أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة) 251 س 1142 ص 251. س 1142: خواندن به صورت غنا توسط هر یک از مرد یا زن چه از طریق نوار کاست باشد و یا از طریق رادیو و چه همراه موسیقی باشد و یا نباشد، چه حکمی دارد؟ ج:غنا حرام است و خواندن به صورت غنا و گوش دادن به آن جایز نیست اعم از این که توسط مرد باشد یا زن و بطور مستقیم باشد یا از طریق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد یا نه. پایگاه حوزه 3384
نظر اسلام پیرامون همجنس بازی چیست؟و احکام مربوط به آن کدام است؟ همجنس گرائی از نظر اسلام جزو گناهان کبیره و از نظر فقهی حرام محسوب می گردد و مجازات های سنگینی بر آن قرار داده شده است. البته باید توجه داشت که: 1. صدق عنوان لواط در صورتی است که به اندازه حشفه دخول انجام شود، در غیر این صورت اصلا لواطی انجام نگرفته است هر چند گناه کبیره ی دیگری غیر لواط صورت گرفته است که به آن تفخیذ می گویند که در صورت ثابت شدن برای آن نیز صد تازیانه تعزیری از طرف حاکم شرع قرار داده شده است. [ i ] اما در باره ی آثار فقهی لواط (مانند حرمت ابدی خواهر و مادر مفعول و...) امام(ره)، حتی دخول کمتر از حشفه را موجب حرمت ابدی ازدواج با خواهر و مادر و دختر مفعول می داند. [ ii ] پس آثار دیگر لواط این است که مادر و خواهر مفعول بر فاعل تا ابد، حرام شده و او نمی تواند با آنها ازدواج کند و لو این که فاعل در حال لواط بالغ نبوده باشد. 2. اگر عمل شنیع لواط به طریق شرعی [ iii ] راثبات شود و فاعل و مفعول با رضایت تن به این عمل ضد انسانی و ضد
اخلاقی داده باشند حکم آنان قتل است که یا دیوار بر آنان خراب می شود یا از بلندی پرتاب می شوند یا با شمشیر کشته و یا در آتش سوزانده می شوند (البته سوزاندن در آتش تنها منحصر به جرم لواط است و به خاطر جرائم دیگر کسی سوزانده نمی شود) [ iv ] . البته چنان چه کسی العیاذ بالله مرتکب این گناه شد و عمل شنیع او مخفی ماند لازم نیست که خود را به محاکم شرعی معرفی کند و تنها توبه بین او و خدایش کافی است. [ i ] تحریر الوسیلة: ج 2 ص 446 مسأله 6. [ ii ] تحریر الوسیله:ج 2 (کتاب النکاح المصاهره و مایلحق بها) ص 268 مسأله 24. [ iii ] - ریعنی یا هر یک از طرفین به این عمل چهار مرتبه اقرار نمایند و یا این که چهار شاهد بر این فعل شهادت دهند. شرایط قبول این شهادت در منابع فقهی آمده است (تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج2 ص423-422(. [ iv ] - رتحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج2 ص423 پایگاه حوزه 3-7196
موسیقی در اسلام حلال است یاحرام؟ امام خمینی(ره) در باره فرموده اند: آن چه در اسلام حرام است موسیقی مطرب است. [1] تشخیص مطرب ر بودن یا نبودن هم بر عهده خود مکلف است و این یک موضوع عرفی است، به این معنا که شارع مقدس احکام را بر موضوعات بار کرده و تشخیص موضوعات نیز بر عهده عرف و مردم واگذار شده است و در صورت شک هم حکم به عدم حرمت می شود. [1] استفتائات امام خمینی(ره) کسبهای حرام ص 11 س 25. پایگاه حوزه 8525
کدام ادوات موسیقی در اسلام اجازه داده شده است؟ ادوات موسیقی که مشترک در اعمال حلال و حرام هستند اگر به قصد حرام استفاده نشوند، خرید و فروش و داشتن آنان اشکال ندارد و اگر به قصد استفاده حرام باشند، قهراً نگهداری و خرید و فروش آنان حرام خواهد بود. [ i ] [ i ] استفتائات از امام خمینی(ره) ص 11 سؤال 25. پایگاه حوزه 3-9064
مردی دختری را عقد دائم می نماید و قبل از نزدیکی، دختر فوت می نماید آیا شوهر از او ارث می برد؟ حکم مهریه اش چیست؟ طبق فتوای امام(ره) در فرض مذکور شوهر از زن ارث می برد [ i ] و نصف مهر هم بر مرد ثابت است [ ii ] . [ i ] مسأله 2776 اگر زن در حال مرض، شوهر کند و به همان مرض بمیرد، شوهرش اگر چه با او نزدیکی نکرده باشد، از او ارث می برد، توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج2 ص 746 . [ ii ] مسألة 14 لو مات أحد الزوجین قبل الدخول فالأقوی تنصیف المهر کالطلاق خصوصا فی موت المرأة، تحریر الوسیلة، ج2،
ص: 301 پایگاه حوزه 1-6025
آیا زن شیعه می تواند با مرد سنی ازدواج کند؟ در این زمینه اقوال متعددی هست و گروهی از فقها آن را نمی پذیرند و بهتر آن است که صورت نگیرد و بعید نیست که جواز همراه کراهت باشد. ولی سزاوار نیست که در این زمینه تا جایی که ممکن است احتیاط ترک شود [ i ] . ر[ i ] تحریر الوسیله امام خمینی، ج 2، کتاب نکاح، القول فی الکفر مسأله 8. پایگاه حوزه 0235
حکم انواع رقص و موسیقی چیست؟ (لطفا متن فتوا و نام مجتهد ذکر شود) متن فتوای آیات عظام امام خمینی، خامنه ای، سیستانی، صافی، فاضل، مکارم،و... درباره رقص چنین است:"رقص بطور کلی اشکال دارد مگر رقص زوجه فقط برای شوهرش و دور از چشم دیگران [1] "،"رقص زن برای شوهر جایز است در صورتی که با موسیقی حرام همراه نشود [2] . در مورد موسیقی فتوای آیات عظام بهجت، تبریزی، خامنه ای، سیستانی، صافی،ر فاضل، مکارم این است :موسیقی مطرب (شادی آور) که مناسب مجلس لهو و فساد باشد حرام است و تشخیص آن با شخص مکلف و با مراجعه به اهل عرف عام است [ iii ] . [1] مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، تهیه و تنظیم سید محسن محمودی، صفحه203و204و205 [2] امام خمینی، استفتائات ج2،س35و25، تبریزی،استفتائات، س1042 خامنه ای، اجوبة الاستفتائات، س1174و1171 سیستانی، inatsis.gro ،رقص،ش2، صافی،جامع الاحکام،ج2،س1580و1585، مکارم، استفتائات، ج1، س 534و 535و520 نوری، استفتائات، ج2، س574 ،دفتر وحید، فاضل،ج1،س1737و989. [ iii ] توضیح المسائل مراجع، ج2،ص810-مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید ،تهیه وتنظیم سید محسن محمودی ،از صفحه45 تا66. پایگاه حوزه 2-9854
اگر بازی شطرنج به قصد قمار نباشد، آیا حرام است یا نه؟ درباره پاسور (ورق) چطور؟ طبق فتوای حضرت امام خمینی(ره) بازی با شطرنج در صورتی که از حالت قمار درآمده باشد و فقط بازی فکری محسوب گردد، جایز است. اما بازی پاسور (ورق) که مسلماً حالت قمار بودن آن ثابت است جایز نیست. برای ا طلاع از نظرات سایر مراجع، نگاه کنید به: مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید، جلد1 صفحه 190-189. پایگاه حوزه 1-1333
آیا آن چه که امروزه در بانکهای جمهوری اسلامی ایران به اسم بانکداری اسلامی عمل می شود واقعا بانکداری اسلامی است؟ آن چه که در بانکها باید عمل شود عمل بر طبق عقود اسلامی و شرعی مانند مضاربه، مساقات، جعاله و اموری از این دست است و اگر طبق این عقود اسلامی عمل شود چیزی به نام ربا وجود نخواهد داشت. اگر ثابت شود که در مورد یا مواردی بر طبق عقود شرعی عمل نمی شود، گرفتن وام همراه بهره و دادن پول جهت گرفتن سود جایز نخواهد بود. [ i ] [ i ] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2، ص: 930،سؤال 50و51 پایگاه حوزه 3975
نظر آیت الله بهجت در مورد زدن قسمتی از ریش چیست؟ حضرت آیت الله بهجت تراشیدن ریش را جایز نمی داند،چه تمام ریش و چه قسمتی از آن . جمله ذیل متن فتوای ایشان است «تراشیدن ریش جایز نیست چه تمام ریش یا قسمتی از آن». [ i ] [ i ] ر توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2،
ص: 913 پایگاه حوزه 3-5184
در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره)، من مقلّد ایشان بودم، هنوز هم مقلّد ایشان هستم، آیا از نظر شرعی اشکال ندارد؟در غیر این صورت تکلیف من چیست؟چگونه باید مرجع تقلیدجدید را انتخاب کنم؟ 1- شما می توانید با تقلید از یک مجتهد زنده بر تقلید حضرت امام (ره)باقی بمانید. 2- فتاوای حضرات مراجع معظم تقلید، متفاوت است گروهی، باقی ماندن بر تقلید از میت را واجب می دانند، البته در صورتی که مجتهد میت، اعلم از مجتهدین حاضر باشد و الا جایز می دانند، و گروهی مطلقا جایز دانسته، و دسته ای دیگر از آنان، در دسته ای از احکام جایز، و در دسته دیگر جایز نمی دانند، و گروهی از فقها، مطلقا جایز نمی دانند، تفصیل این احکام را در رساله های عملیه ملاحظه فرمائید. [1] [1] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 مسأله 9 تقلید ابتدایی از میت .ص 21. پایگاه حوزه 1735
1- یک زن در عده رجعی طلاق است آیا می تواند با یک مرد در مورد ازدواج و خانواده صحبت کند. البته هیچ گونه ارتباط جنسی بین آنها نیست و آنها همدیگر را در مکان ظهای عمومی ملاقات می کنند، عقد بعد از تمام شدن عده خوانده خواهد شد. بطور کلی زنی که توسط شوهرش طلاق رجعی داده شده است همسر شرعی شوهرش تا تمام شدن عده اش محسوب می شود، لذا بدون اجازه شوهر حق بیرون رفتن از منزل را ندارد و همین طور مردهای دیگر حق خواستگاری کردن از این زن را در ایام عده اش ندارند، چه مستقیماً و بدون واسطه خواستگاری کنند و یا با واسطه دیگر و همینطور حق خواستگاری ضمنی و کنایه ع ای از این زن را هم ندارند و فرقی نمی کند واسطه، برادر، مادر، یا یکی از محرمهای زن باشد و یا نسبت به زن نامحرم باشد. [ i ] البته این حکم تکلیفی است یعنی اگر کسی از زنی که در طلاق رجعی است خواستگاری کند کار حرامی انجام داده است ولی ازدواج با آن زن بر او حرام نمی شود ور بعد از تمام شدن عده می تواند با او ازداج کند. و در
مورد صحبت ع های دیگر غیر از خواستگاری، اگر صحبت بین آن دو منجر به فساد نشود و احتمال فساد هم در بین نباشد، جایز است؛ اگر چه بهتر این است که تا ضرورت ایجاب نکرده، انسان با نامحرم صحبت نکند و صحبت کردن با نامحرم از طریق پست الکترونیک اگر باعث مفسده نباشد اشکالی ندارد. [ ii ] [ i ] - العروه الوثقی / باب عدم جواز تزویج المعتده [ ii ] - استفتاءات امام خمینی "ره" ر پایگاه حوزه 3403
در برخی کشورهای غربی و هم چنین در خود ایران محصولات و خوراکیهای فراوانی ( شکلات و مواد خوراکی مخصوص بچه ها) وجود دارد که از ژلاتین در ساخت آنها استفاده شده، آیا این محصولات نجس می باشند یا خیر؟ ژلاتین یا مصنوعی است، که خوردن آن اشکالی ندارد و یا از استخوان و غضروف، و خلاصه از بدن حیوانات، گرفته می شود، طبیعی است که در صورت دوم، تا حلیّت آن احراز نشود، محکوم به نجاست است، مگر آن که در بلاد مسلمین تولید شود، اما اگر در بلاد کفر تولید می شوند، در حکم نجاست است، مگر چنان چه بیان شد، شرعی بودن ذبح حیوان مورد نظر، و حلال بودن گوشت آن، محرز شود . [1] [1] نک: توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج2 مسأله 2059 پایگاه حوزه 5735
خونی که بر اثر زنجیر و یا قمه زدن روی بدن و لباس ریخته می شود چه حکمی دارد؟ آیا با این خون می توان نماز خواند؟ خون حیوان جهنده و انسان نجس است [ i ] و این خون به هر طریقی اگر بیش از یک درهم (تقریباً سر انگشت) به لباس یا بدن ما ریخته شده باشد در حالت عادی نمی توان با آن نماز خواند مگر آن که تا آخر وقت آب برای تطهیر لباس و بدن در اختیار نداشته باشیم که در آن صورت می توان با همان خون نماز را به جا آورد و اگر این خون در مسجد ریخته شود، مسجد را هم آلوده می کند و در این صورت، واجب فوری است که مسجد را تطهیر کرده و سپس به نماز بایستیم. [ ii ] [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 مسأله 96 ص 73. [ ii ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 ص420 مسأله 754 . پایگاه حوزه 1-3364
آیا زنجیر زنی در عزای امام حسین(ع) در حدی که بدن را زخمی یا کبود کند درست است؟ اگر جایز نیست پس چرا اویس قرنی در فراق پیامبر(ص) دندانش را کشید؟ بر طبق نظر همه مراجع بزرگوار شیعه اگر زنجیر زنی در عزای امام حسین(ع) به نحو متعارف باشد و موجب وهن مذهب در بین مردم نشود یا باعث ضرر بدنی قابل توجهی نشود اشکال ندارد. [1] راما در صحت این مطلب (دندان کشیدن اویس قرنی ) باید دقت و تحقیق جدی بشود. ولی دندان کشیدن اویس قرنی به فرض صحت، نمی تواند دلیل بر حکمی باشد چون اویس با مقام شامخی که دارد معصوم تلقی نمی شود و عمل او حجت نیست. ر[1] امام خمینی ره استفتائات ،ج3،سوالات 34و37،خامنه ای ،اجوبه الاسفتائات ،س1441، تبریزی،استفتائات،س2003و2012، مکارم، استفتائات،ج1،س574،فاضل،جامع المسائل ، ج1، س2162و2166و2173، صافی جامع الاحکام ،ج2،س1594. پایگاه حوزه 3993
آیا گفتن «اشهد ان امام المؤمنین و امام المتقین علیا ولی الله» در تشهد نماز جایز است؟ آن چه که در فتوای فقها در توضیح المسائل آنها آمده است این است که تشهد واجب در نماز عبارتست از گفتن: « اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد عبده و رسوله اللهم صل علی محمد و آل محمد » . حضرت امام(ره) فرموده اند:« باید تشهد نماز به همان طور که وارد شده و متعارف است خوانده شود » [1] بنا بر این گفتن« اشهد ان علیا ولی الله » در تشهد نماز جایز نیست. ر[1] امام خمینی (ره)، استفتاءات، ج 1، ص 167، سؤال 146. پایگاه حوزه 2-9786
آیا موسیقی با قصیده، مدح و ستایش، اجازه داده شده است؟ قصیده و مدح و ستایش اگر مدح و ستایش ظالم نباشد و مشتمل بر گناهان دیگر مثل دروغ و غلو نباشد، ایرادی ندارد و موسیقی هم در صورتی حرمت دارد که طرب انگیز و مفسده انگیز باشد [1] . [1] نک: توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2،
ص: 79 6مسأله 2889. پایگاه حوزه 1-9064
موضوع قمه زنی و تیغ زنی چیست ؟ تاریخ آن به چه وقت بر می گردد؟ ریشه در کجا دارد؟ و آیا مورد نظر امام زمان (علیه السلام) هست یا خیر ؟ ما چه باید بکنیم ؟ از لحاظ طبی اشکال ندارد؟ در پایتخت،واشنگتن، و لندن، بسیاری در آن شرکت کردند ما باید موافق باشیم یا مخالف ؟ خانمها هم در آمریکا و در لندن قمه می زنندآیا از نظر شرعی گناه می کنند یا خیر؟آیا قمه زنی سن معینی دارد؟ قمه زنی از مراسمی است که توسط برخی از عزاداران امام حسین(ع) اجرا می شود و در تأسی به مجروح و شهید شدن حضرت ابا عبدالله(ع) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین(ع) انجام می دهند صبح روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی هم چون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر می زنند و خون از سر بر صورت و لباس سفید جاری می شود. بعضی برای قمه زنی نذر می کنند و بعضی هم این نذر را برای کودکان انجام می دهند و بر سر آنان تیغ می زنند، در حدی که از محل آن خون جاری می شود. این کار از نظر شرعی پایه و مبنای دینی
ندارد و صرفاً از روی علاقه شیعیان به حضرت سیدالشهداء(ع) انجام می گیرد البته این احساسات و عواطف دینی باید در مسیر صحیح هدایت شود به نحوی که انگیزه و شور جهاد و شهادت بیافریند، به علاوه آنان که حاضرند به خاطر امام حسین(ع) خون بدهند بهتر است که خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهدا کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران داوطلب در روز عاشورا خون گرفته شود تا از این طریق جان انسانهای نیازمند نجات یابد گرچه این کار شاید مثل قمه زنی بر طرف کننده حس عاطفی فرد نباشد ولی قطعاً رضایت خداوند و حضرت سید الشهداء(ع) و آقا امام زمان(عج) را بیشتر در پی خواهد داشت فقهاء نیز آن را در صورتی که ضرری نداشته باشد مجاز می دانند. اکثر فقهاء معاصر نیز به خاطر تأثیر نامطلوب آن بر افکار دیگران و موجب وهن مذهب، آن را ممنوع دانسته اند، البته شرایط زمانی نیز در این مسأله بی تأثیر نیست. رامام خمینی(ره) در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول انقلاب شده بود فرمودند: (در وضع موجود قمه نزنند...) آیت الله خامنه ای هم در مورد خرافه زدایی از عزاداری فرمودند:(قمه زدن هم از آن کارهای خلاف است... این یک کار غلطی است که
عده ای قمه ها را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون بریزند... کجای این کار عزاداری است؟ این جعلی است. این ها چیزهایی است که از دین نیست) و فی الواقع ایشان این کار را خلاف و خرافه دانسته اند. به هر حال در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله هایی می خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی منطق معرفی کنند، انجام این گونه اعمال که در متن دین وجود ندارد و در حال حاضر موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم می کند و به نظر خلاف عقل است و کاری عقلائی نیست و بایستی به جای آن سراغ مراسمی رفت که عظمت اهداف عاشورای حسینی را بیش از پیش آشکار می سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای شیعه در زمان خود بعضی از این کارها را به دلائلی اجازه فرموده اند، قطعاً در این زمانه با در نظر گرفتن شرایط و اوضاع کنونی نظر دیگر داشتند. اما وظیفه ما در ضمن حفظ وحدت اسلام و یگانگی امت اسلام خصوصاً شیعه امر به معروف و نهی از منکر با وجود شرایط و تبیین منافع و مضرات این حرکات می باشد و اکیداً و شدیداً بایستی از دو دستگی و شکاف و جر و بحثهای بی فایده جداً
خودداری شود و فقط عاملین این نوع کارها را از توطئه دشمنان اسلام و شیعه دید و آنان را به این گونه اعمال آگاه ساخته و واقعاً برای شان تبیین شود که یک فرد غیر مسلمان به این گونه کارها چه دیدی می تواند داشته باشد و آیا او اسلام را محکوم به خشونت و اضرار نفس به پیروان خود نمی کند و آیا ترغیب و تشویقی با این روش برای جذب آنها به اسلام باقی می ماند و یا این که این روش باعث اشمئزاز و دل زدگی و نفرت می شود؟ انشاء الله خداوند تبارک و تعالی ما را از عزاداران و محبین واقعی اهلبیت(ع) خصوصاً حضرت سیدالشهداء قرار دهد و اعمال ما را مرضی حضرت حقتعالی جل و علا و حضرت ولی عصر (عج) قرار دهد. پایگاه حوزه 7315
پدر مرحومم مدت بیست و هفت سال نماز و روزه قضا دارد و مالی نگذاشته و من هم توانایی مالی و قدرت انجام آن را ندارم، نظر مراجع در اینجا چیست؟ طبق فتوای همه مراجع بر پسر بزرگتر واجب است که نماز و روزه هایی که از پدر قضاء شده است و از روی نافرمانی نبوده [1] ، بعد از مرگ پدر، بجا آورد، اگر توانایی بر قضا داشته باشد، بلکه حتی اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، اکثر مراجع احتیاط واجب در بجا آوردن کرده اند. بعضی از مراجع مثل آیت الله مکارم و مقام رهبری در این جا امر به احتیاط مستحب نموده اند [2] . به هر حال شما اگر قدرت بر اجیر گرفتن ندارید چنان چه می توانید خودتان مبادرت به انجام آن ورزید چون بالأخره دست آن مرحوم از دنیا کوتاه گشته، چشم امید به صدقات و خیرات و مبرات و این گونه اعمال بازماندگان دارد و شما با انجام این گونه اعمال مثل قرآن خواندن و صدقه دادن و بجا آوردن نماز و روزه های قضای آن مرحوم بر درجات ایشان بیفزائید و موجب آرامش روح ایشان شوید البته شایان ذکر است که آن چه بر شما واجب است تدارک
اعمال واجب ترک شده ایشان اعم از حق الله و حق الناس است. [3] [1] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ر ج1 ر ص ر 761 مسأله 1390. [2] أجوبة الاستفتاءات(بالعربیة) ج1 ص 92 ؛ توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ر ج1 ر ص ر 761 مسأله 1390. [3] أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة) 109 ج ص : 109،قضای نمازهای پدر واجب نیست، مگر آن مقداری که پسر بزرگتر یقین به فوت آن دارد و بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهای پدرش را به هر صورتی که امکان دارد، قضا نماید و اگر از انجام آن حتی از اجیر گرفتن برای انجام آن هم عاجز باشد، معذور است. پایگاه حوزه 2664
گرفتن وام از بانکی که سود به آن تعلق می گیرد، چه حکمی دارد؟ اگر بانکها بر اساس عقود اسلامی عمل می کنند و بر همان اساس سودی به شما می دهند [1] . بهر حال وام گرفتن از بانک در صورتی که در آن شرط سود شده باشد، جایز نیست و ربا و حرام است. [2] [1] نک: توضیح المسائل امام خمینی ، سؤال 76و 77. [2] نک: توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ج2 احکام بانکها ص 909. پایگاه حوزه 2-3364
لاک مالیدن به ناخن پا، در وضو گرفتن چه حکمی دارد؟ در صورتی که ماده مذکور دارای جرم باشد، مانع از رسیدن آب به ناخن است و مسح کشیدن روی آن صحیح نیست؛ ولی اگر روی بعضی از ناخن های پا (و لو یک ناخن) وجود نداشته باشد، می توان روی همان ناخن مسح کرد و وضو صحیح است [ i ] . [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 ص ر 158 مسأله 253 پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است . پایگاه حوزه 1-3873
مبلغ صد هزار تومان از جایی پیدا کردم، وظیفه من چیست؟ باید برای پیدا کردن صاحب آن تا یک سال اعلام نمایید و در صورت یأس از پیدا کردن صاحب آن باید آن مبلغ را از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید. [1] [1] امام خمینی استفتائات جلد2،صفحه600(سؤالات لقطه پایگاه حوزه 0275
اگر کسی در ماه رمضان با همسرخود قبل از اذان صبح همبستر شده و دخول صورت نگرفته ولی منی خارج شود آیا روزه باطل است؟ در شبهای ماه مبارک رمضان جماع و همبستر شدن با همسر، هیچ اشکالی ندارد، اما حتما باید قبل از اذان برای هر عملی که موجب جنابت شود (دخول یا انزال منی) غسل جنابت بجا آورد و در صورت تعذّر مانند تنگی وقت، باید تیمم بدل از غسل جنابت بعمل آورد [ i ] [ i ] پاسخ طبق فتوای حضرت امام می باشد. توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ر ج1 ص891 رر مسأله 1572 به بعد پایگاه حوزه 1-3295
پیامبر اسلام(ص) در زمان خود چگونه از مسلمانان خمس می گرفتند؟ قرآن پیرامون خمس می فرماید:« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ ، یعنی : و بدانید که هر چه غنیمت گرفتید یک پنجم آن برای خدا و رسول و از آن خویشاوندان ] او [ رو یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است. اگر به خدا و آنچه بر بنده خود (حضرت محمد(ص) در روز جدایی (حق از باطل) روزی که آن دو گروه با هم رو به رو شدند نازل کردیم، ایمان آورده اید و خدا بر هر چیزی تواناست» [1] تلقی اهل سنت از این آیه این است که این آیه خمس را فقط برای غنایم جنگی اثبات می نماید. [2] در حالی که مفسرین و فقهای شیعه تلقی دیگری دارند، آنها قائلند که آیه نه تنها دلالت بر وجوب خمس غنایم جنگی دارد بلکه شامل هر گونه در آمد کسب نیز می شود زیرا واژه غنیمت هم از نظر لغت معنای گسترده ای دارد و به
هر گونه درآمد و فایده ای که به انسان می رسد، گفته می شود. [3] و هم از نظر شرع اختصاص به غنایم جنگی ندارد و به هر منفعتی اطلاق می شود چه از طریق جنگ حاصل شود و یا غیر جنگ. [4] در توضیح این مطلب لازم است به طور دقیق مدلول واژه غنیمت و مغنم را بررسی کنیم. 1. در زمان جاهلی و صدر اسلام ماده غنم در ( الفوز بالشی بلا مشقّه ) یعنی دست یافتن به چیزی بدون سختی استعمال می شده است و در ضمن این مدلول اموال مأخوذ از دشمن وجود ندارد و آنها برای چنین حالتی از اصطلاحات و اسامی دیگری مثل سلب و نهب و حرب،استفاده می کردند. 2. در دوره اسلام (بعد از نزول آیه خمس ) ماده غنم در ( الفوز بالشی من جهة العدی و غیرهم ) یعنی دست یافتن به چیزی چه از طریق دشمن و چه غیر آن بکار می رفته است یعنی اسلام آمده آن چیزهایی که از جنگ بدست می آید از مصادیق غنیمت قرار داده است بعد از آنی که از مصادیق آن نبوده چون جنگ در اسلام از نظر ماهوی با جنگ در زمان جاهلیت فرق داشته و از شرایط خاصی برخوردار بوده
است مثلا اذن پیامبر(ص) یا امام(ع) و یا کسی که از امام(ع) اذن دارد،در مشروعیت آن دخالت داشته است و از این جهت متفاوت با نهب و غارت اموال تلقی شده است. و آن چه از کار برد این واژه در حوزه حدیث و سیره در دست داریم این است که گاهی ماده غنم در معنای لغوی استعمال شده است همان گونه که لفظ در معنای حقیقی خود بکار می رود بدون این که نیاز به قرینه باشد و گاهی هم با وجود قرینه ای در کلام یا در حال تخاطب،در معنای شرعی بکار رفته است. [5] 3. این روند ادامه داشت تا زمان گسترش فتوحات در زمان عمر، در این زمان بود که به جهت زیادی استعمال مشتقات ماده غنم با داشتن قرائن حالیه و مقالیه در منفعتی که از ناحیه دشمن و جنگ بدست می آمد، تطور جدیدی، در کار برد این واژه پدید آمد، و همین عدم توجه به این سه دگرگونی موجب تشتت و خلط بعضی از لغویین شده است. [6] پس تحقیق در معنای لغوی و شرعی این نکته را به ما می آموزد که واژه غنیمت در آیه مبارکه، به معنای منافعی است که به دست انسان می رسد چه از دشمن باشد یا
نباشد چون در تطور دوم واژه غنیمت این معنا را داشته است و این روشن است که نمی توان استعمالات و معانی جدیدی که در آینده برای این واژه قرار داده شده است،در مفاد آیه دخیل دانست. ممکن است گفته شود که قبل و بعد آیه در مورد جنگ است پس باید واژه غنائم اختصاص به غنایم جنگی داشته باشد. در جواب می گوئیم که گر چه آیه در مورد خاصی نازل شده است اما شأن نزول و مورد، هیچ گاه نمی توانند مخصص باشند و آیه را به آن محدود کنند. دانشمندان اهل سنت هم در این آیه، مورد را تخصیص دهنده ندانسته اند چون آیه در غزوه بدر نازل شده است ولی آنها آیه را شامل تمامی جنگها می دانند و اگر قرار بود که مورد مخصص آیه باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند. [7] علاوه خود اهل سنت قائلند که به کنز (گنج)، خمس تعلق می گیرد. [8] حال این حکم فقهی را از کجا استفاده کرده اند؟ اگر به استناد به این آیه،چنین حرفی را زده اند خواهیم گفت مراد ما حاصل است چون آنها هم دائره غنیمت را منحصر در غنایم جنگی نمی دانند و اگر روایات پیامبر(ص) را منبعی برای تشریع
تلقی می کنند و لو این که قرآن بدان اشاره ای نداشته باشد، باز باید گفت که تشریع پیامبر(ص) در راستای تفسیر قرآن بوده و بالأخره یک ریشه قرآنی داشته است. (البته در مواردی سنت در کنار قرآن به عنوان منبع تشریع محسوب می گردد) و چون به عقیده ما از این جهت فرقی بین سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) وجود ندارد، ما می توانیم به روایات زیادی از ائمه استناد جوییم که در تفسیر آیه واژه غنیمت را به غنائم جنگی اختصاص نداده اند و معنای گسترده ای از آن ارائه نموده اند، هم موارد آن را تبیین کرده اند و هم...... [9] زمان تشریع خمس: بعضی گفته اند که اگر چه آیه خمس در عصر رسالت نازل شده و پیامبر(ص) این فریضه را به اجرا در آورده اند اما آن چه مسلم است این است که رسول گرامی اسلام(ص) فقط خمس غنایم جنگی را اخذ می کرده و بنا به مصالح و ضرورتهایی، از در خواست و دریافت خمس سود تجارت صرف نظر نموده اند و لذا این امر تا زمان امامان معصوم(ع) به تأخیر افتاد. این ضرورت ها را می توان در احتمالات زیر خلاصه کرد: رالف- خمس با زکات این تفاوت را دارد که منفعت زکات
به عموم مسلمانان بر می گردد ولی موضوع خمس به شخص پیامبر(ص) و خویشان او اختصاص دارد لذا مصلحتی بر اجرای آن نمی دیدند. [10] ب- در عصر رسالت، فقر عمومی بر جامعه حاکم بود و مسلمانان به جهت تنگ دستی، قدرت پرداخت خمس را نداشتند، و از این رو پیامبر گرامی(ص)از بیان و جمع آوری خمسِ درآمد صرف نظر کردند. ج- رویکرد سیاسی مهم ترین عاملی بود که نگذاشت ائمه معصومین تا زمان امام باقر(ع) به بعد این فریضه الهی را به اجرا در آورند. زیرا جلب و جمع اموال، از وظایف سلطان بوده و هر کس با آنان رقابت می کرد به عنوان فرد متمرد از قانون و مخالف حاکمیت و به اتهام جمع آوری سلاح و توطئه علیه رژیم تحت تعقیب قرار می گرفت اما پس از بر قراری آزادی نسبی در عصر عباسیان و شرایط موجود، به ائمه این امکان را داد تا به طور غیر علنی خمس را از مسلمانان دریافت کنند. [11] د- پیامبر اسلام(ص) از یک سو (به جهت ارتباط با غیب) می دانستند که در آینده نه چندان دور امر خلافت و حکومت از مسیر اصلی خود که شایسته آنان است، منحرف شده و به سمت نا اهلان و غاصبان زور گو
می رود و از دیگر سوی خمس وجه الاماره است و باید به دست حاکم و سلطان سپرده شود و اگر حضرت رسول(ص) وجوب خمسِ در آمد کسب را بیان و آشکار می کردند این امر فرصتی را برای حاکمان پیش می آورد تا با دست آویز شرعی اموال مسلمانان را به غارت برند و بر ظلم و ستم خود بیفزایند، این پیش بینی و تیز بینی حضرت(ص) باعث شد که این حکم الهی در پرده خفا پنهان بماند. [12] اما هر یک از این توجیهات، بر اساس پذیرش اصل مدعی قابل طرح و بحث می باشند و برای ما چنین ادعایی در هاله ای از ابهام بسر می برد زیرا در کتب حدیثی، روایاتی بچشم می خورد که حضرت رسول(ص) احکام خمسِ در سود تجارت را برای مردم بیان فرمودند و از مردم هم در خواست کردند که خمس خود را بدهند و قرائنی در دست است که نشان می دهد این در خواست ها بر خمس غنایم جنگی تطبیق نمی کند. این روایات به حدّی است که در انسان شکی باقی نمی گذارد که پیامبر(ص) حکم خمسِ سودِ تجارت را هم برای مردم تبین نموده اند و هم از آنها خمسِ سودِ تجارت در خواست کرده اند. [13]
مثلا در صحیحین بخاری و مسلم و مسند احمد [14] آمده است که نمایندگان قبیله عبدالقیس به پیامبر(ص) گفتند که بین ما و شما، مشرکینِ قبیله مضر قرار دارند و ما نمی توانیم به خدمت شما برسیم مگر در ماههای حرام پس مطالبی بفرمائید که با عمل به آن، داخل در بهشت گردیم. حضرت(ص) فرموده است:چهار چیز را به شما امر و چهار چیز را نهی می کنم، امر می کنم شما را به ایمان به خدا و اقامه صلاة و ایتاء زکات و این که خمس مغنم را بپردازید. و این بدیهی است که پیامبر(ص) از آنها خمس غنایم جنگی را در خواست نکرده است چون معقول نیست در باره قبیله ای که از چنین شرایطی برخوردار بودند و نمی توانستند از دیار و شهر خود از ترس مشرکین مضر خارج گردند، احتمال دهیم که پیامبر(ص) از آنها خواسته است خمس غنایم جنگی خود را پرداخت نمایند علاوه این که جنگ در اسلام باید با اذن پیامبر(ص) یا امام(ع) و یا مأذون از طرف امام(ع) باشد و در زمان پیامبر(ص) این جور نبوده که مسلمانان، از پیشِ خود با قبیله ای بجنگند بلکه با اجازه و هماهنگی و یا با حضور پیامبر(ص) بوده است و پس از جنگ پیامبر(ص)
غنایم جنگی را یک جا جمع می نمودند و آنگاه بعد از اخراج خمس، بین سربازان آن گونه که خود تشخیص می دادند تقسیم می کردند، مگر در تجهیزاتی که در حال نبرد به همراه دشمن بوده است (این تجهیزات نصیب آن کسی می شد که صاحبش را با درگیری کشته بود،مسلمانان از این گونه غنایم جنگی به سلب القتیل تعبیر می آورند). ولی اشیایی که در سلب القتیل جای نداشتند، سربازان اسلام موظف بودند که آنها را به پیامبر(ص) یا امام(ع) و یا نائبانشان تحویل دهند و الا خیانتکار محسوب می گشتند. پس حال که اعلان جنگ و اخراج خمس غنایم جنگ در زمان پیامبر(ص) از شؤونات آن حضرت(ص) بوده است، طلب خمس از مردم چه معنای می تواند داشته باشد و این همه نامه های پشت سر هم، به قبائل برای چیست؟ آیا غیر از این می تواند معنایی داشته باشد که پیامبر(ص) آن چه از آنها در خواست نموده ، خمسِ غنایم جنگی نبوده است؟ و علاوه همان طوری که بیان شد واژه غنیمت، بعدها در غنایم جنگی حقیقت شده است و لذا نمی توان این احادیث را حمل کرد به چیزی که دو قرن بعد معهود مردم گردیده است. [15] پس تاریخ اخذ خمس به زمان
خود پیامبر (ص) بر می گردد. بله می توان گفت که خلفاء خمس را در غیر از غنایم جنگی اخذ نکرده اند و ائمه(ع)ر هم تا مدت ها بدان نپرداخته اند یعنی به خاطر شرایط سیاسی حاکم، توان علنی کردن و بیان این مسأله را نداشته اند. و آنگاه که شرایط تا اندازه ای تغییر کرد هم خمس ِ در غیر غنائم جنگی را برای اصحاب خود بیان فرمودند و هم وکلایی داشتند که خمس را دریافت می نمودند و پس از آن به خدمت ائمه می رساندند. بله جای این سؤال است که کسی بپرسد اگر خلیفه اول و دوم به منظور تأمین نیازهای مالی حکومت، زکات را و لو با زور از مردم می گرفتند و حتی فدک را از حضرت فاطمه(س) غصب کردند،چرا از این لقمه چرب و نرم چشم پوشی نمودند؟ و به چه دلیل آنان از در خواست خمس در غیر غنایم جنگی خود داری کردند؟ اما به نظر می رسد (با توجه به دلایلی متقنی که در بالا بیان شد) که عدم اقدام آنان در اخذ خمس غیر غنایم جنگی دلایل دیگری داشته است نه آن که آنان در عدم در خواست و اقدام، به پیامبر(ص) تأسی کرده باشند و از این طریق کشف
گردد که پیامبر(ص) هم چنین در خواستی نداشتند. همان طوری که بیان شد خمس وجه الأماره است و باید بدست حاکم و سلطان سپرده شود یعنی از شؤونات حاکم اسلامی است [16] اما اجرای چنین حکمی در غیر غنایم جنگی با مشکلاتی مواجه بوده است : حاکم اسلامی گر چه می تواند بگوید که تو خمس سود تجارت و... را بدهکار هستی و باید آن را پرداخت کنی یعنی مردم را به پرداخت خمس وادار کند [17] ولی آنها ضرورتی بر این کار نمی دیدند و در واقع با یک تیر چند نشان می زدند، هم به خاطر وضعیت بد معیشتی مردم، هزینه ای را بر آنها تحمیل نمی کردند و باعث نارضایتی مردم نمی شدند و هم مخالفین موجود خلع سلاح می گردیدند. توضیح این که:خمس با زکات این تفاوت را دارد که منفعت زکات به عموم مسلمانان بر می گردد ولی موضوع خمس به شخص پیامبر(ص) و خویشان او اختصاص دارد. آنها از اساس اهل بیت را از حق خود محروم کردند، خلافت را از مسیر اصلی خود منحرف نمودند و حتی خمس غنیمت جنگی را هم از اهل بیت(ع) دریغ کردند و در این بین تأمین منابع مالی حکومت خود را از طریق خمس غنایم جنگی و
گرفتن فدک و ... کافی می دانستند. پذیرفتن خمس در غنیمت جنگی و غیر آن،هم قبول ضمنیِ مشروعیت اهل بیت و ذی حق بودن آنان را در پی داشت و هم توان اقتصادی آنان را در مبارزه با خلفاء و ستاندن حق اصلی خود بالا می برد،و لذا بدنبال اخذ خمس در غیر غنیمت نرفتند و در غنیمت جنگی هم از دادن خمس به اهل بیت امتناع ورزیدند [18] ، و برای این که این تلقی در بین مردم بوجود نیآید که چرا با این که آنها مشروعیت خمس را در غیر غنایم جنگی پذیرفتند و با این که صدقه هم بر رسول خدا(ص) و ذوالقربایش حرام گردیده بود ( این مسأله که خمس به جای زکات، به اهل بیت اختصاص داده شده است و بر آنان گرفتن صدقه حرام است، از طرف علمای اهل سنت هم مورد پذیرش قرار گرفته است) [19] سهمی از آن به اهل بیت داده نشد؟! روایاتی جعل کردند که ذوالقربی به خاطر کمک به وضعیت بد معیشتی مردم، از گرفتن حق خود صرف نظر نمودند [20] و یا گفتند که این یک امر اجتهادی بوده است و خلفاء در این باب به اجتهاد خود عمل کرده اند. [21] اما راجع به وضعیتی که الان
در آن بسر می بریم: فقهایی که دارای صیانت نفس و تقوا و طهارت و ... هستند طبق احادیثی که وجود دارد [22] نائب عام امام زمان(ع) و ورثه انبیاء در عصر غیبت محسوب می گردند و آن چه از حوادث واقعه، در عصر غیبت رخ می نمایاند،بر مردم است که بدانان رجوع نمایند و پرداخت خمس هم از این قبیل است. [23] [1] سوره انفال، آیه 41. [2] ر.ک. الفقه علی المذاهب الخمسه، مغنیه، محمد جواد ص 186 و مستند العروة الوثقی، سید ابوالقاسم خویی ص 197 [3] ر ر.ک. مجمع البحرین، لسان العرب، تاج الغروس، ماده غنم [4] مفردات راغب ماده غنم، معجم الفاظ قرآن 2/293 ، تهذیب اللغة للازهری (ت:370 ه) 8/149. [5] ماده غنم در سه آیه از قرآن آمده است ،البته در غیر از آنجائی که غنم به معنای گوسفند است: و اعلموا انما غنمتم (سوره انفال آیه 41(. و کلوا ممما غنمتم حلالا طیبا (سوره انفال، آِیه 69(. فعند الله مغانم کثیره (سوره نساء، آیه 94(. در این ر سه کاربرد،ر معنا ندارد که مقصود از آیه سوم غنائم دار الحرب باشدر و الا معنای آیه اینگونه می شود که غنائم دار الحرب در نزد خداست،ر بلکه آیه می خواهد بگوید: فوائد بسیاری که شما
می خواهید از دنیا ببرید و چشم بدان دوخته ع اید نزد خداست و آیه دوم هم از لحاظ مفهوم واژه غنیمت مثل آیه اول است یعنی این بحث در آن مطرح است که آیا غنائم دار الحرب مراد است یا نه؟ در احادیث نبوی ر آمده است: "الرهن لمن رهنه له غنمه و علیه غرمه"، ابن اثیر در ذیل این حدیث در نهایه اللغه ص1999 می گوید: " غنمه: زیادته و نماوه و فاضل قمیمته" و این به صورت ضرب المثل در آمده است که من له الغنم علیه الغرم یعنی هر کسی که سود، مال اوست ضرر هم به او تعلق می گیرد. ابن ماجه هم در سنن خود در حدیث 1797 کتاب زکات می گوید: عن رسول الله اللهم اجعلها مغنما و لا تجعلها مغرما. راحمد در مسندش 2/117 از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند: " غنیمة مجالس الذکر الجنة" و در وصف ماه رمضان دارد که : "هو غنم للمومن". [6] برای آگاهی بیشتر ر.ک.معالم المدرستین ج2 علامه سید مرتضی عسکری ص 123-135 [7] همان ص238، زبده المقال تقریرات درس آیت الله بروجردی ص 5،احکام خمس ،سید مجتبی حسینی ص 27و 28 [8] الفقه علی المذاهب الخمسه،مغنیه ص186 [9] ر.ک.وسایل ج 6 ابواب ما یجب
فیه الخمس و ... [10] مستند العروه الوثقی ، کتاب الخمس ، سید ابوالقاسم خویی ص.196. [11] احکام الخمس ،محمد تقی مدرسی ص 16. [12] کتاب الخمس ،هاشمی شاهرودی ،ج 2 ص 45، احکام خمس ،سید مجتبی حسینی ص 29و30. [13] برای آگاهی بیشتر از این گونه روایات،ر ر.ک.معالم المدرستین ج2 علامه سید مرتضی عسکری ص 137-152. [14] صحیح بخاری 4/205 ج صحیح مسلم 1/35و 36 سنن نسائی 2/333 مسند احمد 3/318و5/136. [15] ر ر.ک.معالم المدرستین ج2 علامه سید مرتضی عسکری ص 152. [16] احکام الخمس ،محمد تقی مدرسی ص 16، المعلقات علی عروه الوثقی ر ج 3 ، محمد علی گرامی ص 750-749، صحیفه نور - امام خمینی (ره) ج 10 ص 19. [17] صحیفه نور - امام خمینی (ره) ج 14 ص 303. [18] .ر بحارالأنوار ج 31 ص : 57، مستدرک الوسائل ج : 7 ص : 290و308 [19] ر.ک.معالم المدرستین ج2 علامه سید مرتضی عسکری ر ص 157 -162. [20] در حالیکه منابع شیعی خلاف این را اثبات می نمایند: قال علی بن أبی طالب ع ما زلنا نقبض سهمنا بهذه الآیة التی أولها تعلیم و آخرها تحرج حتی جاء خمس السوس و جندیسابور إلی عمر و أنا و المسلمون و العباس عنده فقال عمر لنا إنه قد تتابعت
لکم من الخمس أموال فقبضتموها حتی لا حاجة بکم الیوم و بالمسلمین حاجة و خلل فأسلفونا حقکم من هذا المال حتی یأتی الله بقضائه من أول شیء یأتی المسلمین فکففت عنه لأنی لم آمن حین جعله سلفا لو ألححنا علیه فیه أن یقول فی خمسنا مثل قوله فی أعظم منه عنی میراث نبینا ص حین ألححنا علیه فقال له العباس لا تغتمز فی الذی لنا یا عمر فإن الله قد أثبته لنا بأثبت مما أثبت به المواریث بیننا فقال عمر و أنتم أحق من أرفق المسلمین و شفعنی فقبضه عمر ثم قال لا و الله ما أتاهم ما یقضینا حتی لحق بالله ثم ما قدرنا علیه بعده ثم قال علی ع إن الله حرم علی رسوله الصدقة فعوضه منها سهما من الخمس و حرمها علی أهل بیته خاصة دون قومهم و أسهم لصغیرهم و کبیرهم و ذکرهم و أنثاهم و فقیرهم و شاهدهم و غائبهم لأنهم إنما أعطوا سهمهم بأنهم قرابة نبیهم التی لا تزول عنهم الحمد لله الذی جعله منا و جعلنا منه فلم یعط رسول الله ص أحدا من الخمس غیرنا و غیر حلفائنا و موالینا لأنهم منا و أعطی من سهمه ناسا لحرم کانت بینه و بینهم معونة فی الذی کان بینهم فقد أعلمتک ما أوضح الله
من سبیل هذه الأنفال الأربعة و ما وعد من أمره فیهم و نوره بشفاء من البیان و ضیاء من البرهان جاء به الوحی المنزل و عمل به النبی المرسل فمن حرف کلام الله أو بدله بعد ما سمعه و عقله فإنما إثمه علیه و الله حجیجه فیه و السلام علیک و رحمة الله و برکاته.ر بحارالأنوار ج : 93 ص : 209، مستدرک الوسائل ج : 7 ص : 313. ، تحف العقول ص : 348. ر[21] ابن ابی الحدید در دفاع از خلفاء می گوید: فأما أمر الخمس فمن باب الاجتهاد و قد اختلف الناس فیه فمنهم من جعله حقا لذوی القربی و سهما مفردا لهم علی ما یقتضیه ظاهر الآیة و منهم من جعله حقا لهم من جهة الفقر و أجراهم مجری غیرهم و إن کانوا قد خصوا بالذکر کما أجری الأیتام و إن خصوا بالذکر مجری غیرهم فی أنهم یستحقون بالفقر و الکلام فی ذلک یطول فلم یخرج عمر بما حکم به عن طریقة الاجتهاد و من قدح فی ذلک فإنما یقدح فی الاجتهاد الذی هو طریقة الصحابة . ر. ک.شرح نهج البلاغه ج 12 الطعن الخامس ص 210و 211 ... [22] اما من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه ، فللعوام
ان یقلدوه و ذالک لا یکون الا لبعض فقها الشیعه لا کلهم."از میان فقیهان آن که خویشتندار، نگهبان دین ، مخالف هوی و هوس خود و فرمانبردار امر مولای خویش است ، بر مردم است که از وی تفلید نماید و اینان برخی از فقیهان شیعه می باشند نه همه آنان." روسایل الشیعه ج 18-ک.القضاج ب.10-ص95. [23] توجه شما را به عبارت زیر جلب می کنیم: و کیف کان فإمّا یأخذ الفقیه الوجوه الشرعیّة من الناس، لأجل الولایة المنتقلة من المعصوم إلیه کما هو ظاهر التوقیع فی فرعیة ولایة الفقیه عن الإمام المعصوم، لا عن النبی أو اللّه تعالی و إمّا یأخذها من الناس باعتبار انّ الوجوه لشخص الإمام المعصوم والفقیه ولیّ الغائب أو وکیله، أو لجهة إمامته الخاصة الأصیلة و الفقیه یأخذها ولایة أو وکالة. وعلی أیّ حال فالإمام المعصوم هو الأصل و المستحقّ یتصرّف بما انّه مجاز بالواسطة عن المعصوم علیه السَّلام ، وساطة فی الولایة أو فی خصوص الوجوه . المعلقات علی عروه الوثقی ر ج 3 ، محمد علی گرامی ص 750-749 . پایگاه حوزه 1-5075
آیا می ظشود در نماز بجای تسبیحات، سوره حمد را خواند؟ و یا بجای گفتن سه بار تسبیحات اربعه، یک بار آن را ذکر کرد؟ نمازگزار در رکعت سوّم و چهارم نماز می تواند یک حمد بخواند و یا سه بار تسبیحات اربعه را بگوید و اگر تسبیحات اربعه را یک بار هم بگوید کافی است. و همچنین می تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات اربعه را بگوید، ولی بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات را بگوید. اگر در رکعت سوّم و چهارم حمد را می خواند باید آن را آهسته بخواند و بنابر احتیاط واجب باید بسم الله الرحمن الرحیم آن را نیز آهسته بخواند. [1] [1] . توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ر ج1 ص 555 رر مسأله 1005 . پایگاه حوزه 5095
در جاهائی که یقین حاصل نمی کنم که قبله درست است یا نه، و قبله نما نیز به دلیل نبودن کد آن شهر جواب نمی دهد، تکلیف ما برای نماز چیست؟ 1-باید برای پیدا کردن قبله کوشش نماید، تا یقین کندر که قبله کدام طرف است و می تواند به گفته دو شاهد عادل ر که از روی نشانه های حسی شهادت می دهند یا به قول کسی که از روی قاعده علمی قبله را می شناسد و محل اطمینان است عمل کندر و اگر اینها ممکن نشد بایدر به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهای آنان ر یا از راههای دیگر پیدا می شود عمل نماید حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که به واسطه قواعد علمی قبله را می شناسد گمان به قبله پیدا کند کافی است. [1] 2- کسی که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قویتری پیدا کند نمی تواند به گمان خود عمل نماید ، مثلًا اگر میهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند ولی بتواند از راه دیگر گمان قویتری پیدا کند نباید به حرف او عمل نماید . [2] 3- اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد، یا با این که کوشش کرده گمانش به طرفی نمی رود،
چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید چهار نماز به چهار طرف بخواندر و اگر به اندازه چهار نماز وقت، باید به اندازه ی که داردنماز بخواندمثلافقط به اندازه یک نماز وقت دارد، بایدنمازطرفی که می خواهد بخواند . و بایدر نمازها را طوری بخواند که یقین کند یکی از آنها رو به قبله بوده ر یا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسیده است. [3] 4-اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواندر ولی احتیاط مستحب آن است که در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند. [4] شما می توان ی د برای بدست آوردن قبله محلهای مسافرت خود و هم اوقات شرعی آن با سفارت جمهوری اسلامی، مراکز اسلامی آن شهر ی ا کشور و هم مرکز ژئوف ی ز ی ک دانشگاه تهران ارتباط برقرار کن ی د. [1] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) : ج431 / 1 . [2] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) : ج434 / 1. [3] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) : ج434 / 1 [4] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) : ج434 / 1 ر پایگاه حوزه 2-6935
هنگام وضو آبی که به لب می ظرسد و وارد محوطه دهان می ظشود، آیا باعث باطل شدن روزه می ظشود؟ رسیدن آب به فضای دهان موجب بطلان روزه نمی ع باشد و می ع توانید آبی را که به داخل دهان رسیده بیرون بریزید. [ i ] ر پس تا مادامیکه آب به حلق شما نرسد روزه شما باطل نمی گردد، بله اگر آب را برای مضمضه کردن که از اعمال استحبابی وضو است در دهان وارد کند و به حلق برسد، قضای روزه بر او واجب نیست. [ ii ] اما باید توجه نمائید که وسواس از نظر شرع پذیرفته نیست و در چنین حالتی وظیفه شما اکتفا به عمل و عدم توجه به شک است. [ i ] استفتاآت از امام خمینی قدس سره ج1 ر با استفاده از سؤال10و توضیح المسائل امام با استفاده از مسئله 1690و1991 [ ii ] رتوضیح المسائل امام خمینی قدس سره ، مساله 1688. پایگاه حوزه 3-3595
رعایت قواعد تجوید در قرائت قرآن و نماز چه حکمی دارد؟ رعایت تدقیقات اهل تجوید در قرائت لازم نیست و ملاک در صحت قرائت، اداء حروف از مخارج آن است به نحوی که اهل زبان آن را درست بدانند. [1] [1] تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ج 1، القول فی القرائة و الذکر مسأله 13. پایگاه حوزه 1-0164
آیا رعایت قانون تجویدی «تفخیم راء» در نماز (مثلاً در الله اکبر) واجب است؟ در مورد مخارج حروف، ملاک در صحت قرائت اداء کردن حروف از مخارج به وجهی است که اهل آن زبان بگویند فلان حرف را ادا کرده است ولی نیازی به رعایت دقت ع های علماء تجوید نیست اما در موردصفات حروف ( از قبیل شدت و رخوت ج تفخیم و ترقیق و استعلاء و ...) نیازی به رعایت ندارند بلی احتیاط واجب در رعایت مد لازم می ع باشد. [ i ] ر [ i ] رتحریر الوسیله امام خمینی(ره) ج 1، القول فی القرائة و الذکر، مسئله 13. پایگاه حوزه 2-5995
با افراد متجاهر به فسق و تارک نماز و حرام ظخوار و ... که جزء فامیل و بستگان هستند چگونه رفتار کنیم؟ منظور رفتار خوب است یا بی اعتنایی و صحبت نکردن و ... ؟ شرایط متفاوت است، اگر ترک معاشرت موجب می ع شود اشخاص مورد نظر دست از خلاف خود بردارند لازم است از معاشرت با آنان خودداری نمائید. و الاّ گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد،ر بخصوص اگر موجب هدایت آنها شود ولی تصرف در اموال آنها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام درآنچه مورد تصرف است، نباشد. و با مراعات شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر آنان را امر و نهی نمائید [ i ] . [ i ] مستفاد از استفتائات حضرت امام خمینی(س) بخش امر به معروف و نهی از منکر ج 1 ص 484- 485 چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم . ر پایگاه حوزه 1-5995
با توجه به اینکه ائمه در همه جا حضور دارند و صدا و دعاهای ما را می شنوند چه لزومی دارد که ما سر قبر آنان برویم؟ درست است که ائمه می توانند در همه جا حضور داشته باشند. خصوصاً بعد از حیات دنیوی و رهایی از این قیودات، با همه عالم در ارتباط هستند. ولی روح آدمی بعد از مرگ به بدن خود نوعی علاقه دارد، اگر چه حقیقت این نوع علاقه و ارتباط بر ما مکشوف نباشد و ما ادله نقلی فراوانی داریم که تشویق به زیارت قبور ائمه علیهم السلام و قبر و روضه منوره پیامبر اکرم(ص) شده است. رمرحوم محقق داماد گفته است که روح با بدن دو نوع علاقه دارد. الف: علاقه صوری ب: علاقه مادی. با مرگ علاقه صوری از بین رفته ولی علاقه مادی باقی می ماند. [ i ] علاوه زیارت قبور ائمه فوائد زیادی دارد که یکی از آنها ایجاد ارتباط روحی با صاحب قبر است و این بدیهی است که انسان در مشاهد مشرفه احساس نزدیکی بیشتری می کند ،خود را مهمان صاحب خانه می داند و ... و این می تواند تاثیرات عمیقی در روان انسان بگذارد البته فوائد زیارت در این امر خلاصه نمی شود و از آن جمله
است تعظیم و اکرام صاحبان آن قبور مشرفه و ایجاد تکافل و تعامل اجتماعی و فراهم شدن زمینه های انتقال فرهنگ اهل بیت در توده های مردم و... همانطوریکه ر به بهانه ی حضور خدا در همه جا نمی توان از رفتن به مسجد و یا رفتن به حج و زیارت خانه خدا چشم پوشی کرد چه اینکه فوائد حضور در آن اماکن تنها اختصاص به ایجاد ارتباط با خدا ندارد.ر [ i ] (ر.ک کتاب معاد از دیدگاه امام خمینی ص 72 به بعد). پایگاه حوزه 2-0294
منظور پیامبر از رهبانیت در حدیث«لم یکتب علینا الرهبانیة إنما رهبانیة أمتی الجهاد فی سبیل الله» چیست؟ حد متناسب و حدود افراط و تفریط آن کدامند؟ هدف پیامبر اکرم(ص) از رهبانیت در این حدیث توجه داشتن مسلمانان به ابعاد اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی اسلام بوده است، یکی از عوامل فرهنگی مؤثر در توسعه، به ویژه توسعه اقتصادی، نوع نگرش و توجه به دنیاست. این، یکی از مسائل پیچیده ای است که در نوع نگرش به آن برای توسعه افراط و تفریط های زیادی صورت گرفته است. عده ای معتقدند که توجه به دنیا و زخارف آن انسان را از کمال باز می دارد و نباید به دنیا دل بسته بود. البته شبیه به این مضمون در روایات و آیات آمده است. از طرفی عده ای از علما معتقدند که جامعه ای که دنیا را مطلوب نداند، نمی تواند به توسعه دست یابد. استدلال این عده بر این است که توسعه باید در این دنیا صورت گیرد این، با به کارگیری عقل در جهت تسخیر نیروها و منابع موجود در طبیعت به نفع بشر ممکن می شود. در آن صورت است که انسان می تواند بر رفاه و آسایش خود بیافزاید. بر این اساس اگر مکتبی، زندگی و حیات این دنیا را مذموم بداند. این
دیدگاه به طور طبیعی در اعمال و افکار افراد جامعه اثر می گذارد. زیرا افکار و اعمال انسان ها، نتیجه فرهنگ و بینش آن هاست. اگر رفتارهای انسان ها معلول طبیعی افکار و اعتقادات آنان باشد، پس لاجرم باید قبول کرد که اعتقاد به مذموم بودن دنیا در رفتار انسان مؤثر است. البته اگر کسی دنیا را به خودی خود مذموم دانست، برای استفاده در حداکثر ممکن از منابع موجود در طبیعت سعی و تلاش نخواهد کرد و هرگز برای دست یابی به سطح بالاتری از رفاه مادی به تلاش فوق العاده دست نخواهد زد بلکه به حداقل ها اکتفا خواهد کرد . سؤال این است که این بینش در تعالیم اسلامی چه جایگاهی دارد و چگونه می توان به زخارف دنیا توجه نداشت در عین حال به توسعه و رشد هم رسید؟ این مساله ای است که به تفاوت نوع توسعه و تعریف آن در اندیشه اسلامی با آنچه در دنیای غرب اتفاق افتاده است باز می گردد. در واقع، این اختلاف دو بینش است. در اندیشه اسلامی، دل بستگی به دنیا مذموم است. اما دنبال دنیا رفتن به صورت ذاتی مذموم نیست. این مساله را می توان با مراجعه به آیات و روایات استنباط کرد، در آیات قرآنی در بعضی موارد دنیا با صفاتی
نظیر لهو و لعب، متاع قلیل، متاع غرور، تکاثر و تفاخر معرفی شده است که همه، صفاتی دارای بار منفی هستند و در برخی مواقع با صفاتی نظیر فضل الهی، خیر، رحمت و حسنه معرفی شده است که همه بار مثبت دارند،البته آیاتی نیز وجود دارند که راز اختلاف این دو دسته از صفات را بیان و تضاد ظاهری این دو دسته ازآیات را حل می کند.به عنوان مثال در قرآن شریف آمده است : «إِنَّ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ أُولئِکَ مَأْواهُمُ النّارُ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ» [ i ] «آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند، (همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می دادند!». نتیجه ای که از محتوای این آیه به دست می آید این است که علت مذمت دنیا بی اعتقادی به قیامت و منحصر کردن زندگی به حیات دنیایی (رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا) است. پس، دنیایی مذموم است که برای آخرت بنا نشود. لذا دنیا به خودی خود مذموم نیست بلکه مطلوب نیز هست. در این باره پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَة» [ ii ] «دنیا
بهترین کمک برای رسیدن به آخرت است» حضرت امام خمینی به این حقیقت که اگر دنیا در جهت اهداف آخرت باشد نه فقط مذموم نیست، بلکه دست یابی به آن واجب است و در مساله حکومت اشاره کرده اند: «و آنچه گفته شده و می شود که انبیاء علیهم السلام به معنویات کار دارند و حکومت و سر رشته داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می کردند و ما نیز باید چنین کنیم اشتباه تأسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملت های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خون خوار است. زیرا آنچه مردود است حکومت های شیطانی و دیکتاتوری و ستم گری است که برای سلطه جوئی و انگیزه های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده اند جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان ابن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام، صلی الله علیه و آله و اوصیاء بزرگوارش برای آن کوشش می کردند، از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالم که در این حکومت ها بوده
از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هشیار ایران با دید اسلامی این توطئه ها را خنثی نمایند و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه گر را قطع نمایند . » چنانچه از سخنان حضرت امام استنباط می شود، دنیاداری به صورت ذاتی مذموم نیست و اگر به وسیله حکومت حق بتوان از ظلم و ستم جلوگیری کرد و به اقامه عدالت پرداخت، نه فقط مذموم نیست بلکه از دیدگاه حضرت امام از والاترین واجبات است . تفاوت دیدگاه امام خمینی با دیدگاه غربیان در نگرش به دنیا و مظاهر آن در این است که برای آن ها رسیدن به این دنیا به صورت ذاتی برایشان هدف است، لذا تمام اهداف توسعه آن ها در همین دنیا خلاصه می شود، ولی از دیدگاه حضرت امام که از اسلام نشات گرفته است، دنیا وسیله ای برای مقاصد عالی تر و اهداف توسعه اسلامی است. لازمه این نگرش و عملکرد آن مستقل بودن انسان در مقابل دنیا و همین طور هدف مطلق ندانستن دنیاست . دلبستگی به دنیا به معنای هدف قرار دادن آن، مانع کمال انسان است و چنانچه گفته شد هدف اصلی توسعه اسلامی هم، کمال انسان است. به همین خاطر در اندیشه اسلامی دلبستگی نداشتن مطلق به دنیا
از جمله ساده زیستی، عدم وابستگی به زخارف دنیا و مال و جاه وارد شده است . حضرت امام خمینی وجود روحیه ساده زیستی را شرط توانایی انسان برای مقابله با باطل و دفاع از حق می دانند و معتقدند که دلبستگی نداشتن به دنیا باعث می شود که مردان بزرگ بتوانند به ملت های خود خدمت کنند و به طور صریح می فرمایند با زندگی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی اسلامی را حفظ کرد. این نکته هدف قرار دادن دنیا و دلبستگی افراطی به آن را نفی می کند وگرنه چنانچه دنیا مقدمه احقاق حق مظلومین و اقامه عدالت باشد، از دیدگاه حضرت امام، دست یابی به آن از اهم واجبات است. البته این موضوع آن چیزی است که از مجموع تعالیم دینی قابل استنباط است. حضرت علی (ع) می فرماید: « بِالدُّنْیَا تُحْرَزُ الْآخِرَةُ» [ iii ] «آخرت به وسیله دنیا به دست می آید.» پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «الدنیا مزرعة الآخرة» [ iv ] دنیا را مزرعه و مقدمه آخرت می دانند. لذا رهبانیت در اسلام مردود است. حضرت امام در مواقع متعددی به این حقیقت اشاره کرده اند. از مجموع سخنان ایشان در این باره، نتایج زیر برداشت می شود. 1 - هدف قرار دادن دنیا و دلبستگی به آن مردود است . 2 - برای دست یابی
به اهداف عالیه توسعه باید دنیا را مقدمه کسب این اهداف قرار داد . 3 - ساده زیستی و داشتن روحیه کوخ نشینی، نه کاخ نشینی، برای خدمت به خلق و سازندگی ضروری است . 4- ترک دنیا و بی اعتنایی به آن به بهانه این که باید به معنویات کار داشت، مردود است . این بینش، سبب می شود که جامعه اسلامی نتواند به بهانه داشتن آخرت، دنیای خود را ترک کند و برای رسیدن به آخرت باید دنیا را مقدمه قرار دهد. به طور طبیعی، روشن است که دعوت به ترک رهبانیت و مطلوب داشتن دنیاداری برای اهداف عالیه اسلام، نقش مثبتی در توسعه دارد. لذا می توان گفت، این بینش که بگوییم پیامبران(ع) به معنویات کار دارند و دنیا مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز کرده اند و ما نیز باید چنین کنیم، از موانع توسعه و سازندگی اسلامی و رشد وکمال انسانی است. علمای اسلام چون حضرت امام برخلاف بقیه اندیشمندان غیرمسلمان معتقدند مسایل مربوط به دنیا نباید خود هدف باشد، نتیجه اش این است که همان اندازه که انسان امروز در غرب برای دنیا تلاش می کند، یک مسلمان باید تلاش کند، بلکه چون می داند که فعالیت دنیایی در آخرت حساب و کتاب دارد، باید حداکثر استفاده مطلوب را از
آن ببرد و هرچه می تواند بیشتر به نفع توسعه گام بردارد. تنها تفاوتی که ممکن است میان نگرش امروزین انسان های مادی غربی با یک انسان مسلمان وجود داشته باشد، این است که آنها همه چیز را در همین دنیا می بینند، ولی فرد مسلمان برای دنیا هدفی برتر قایل است. این دیدگاه به زندگی، معنی و جهت می بخشد. اهداف توسعه در غرب در همین جهان خلاصه می شود، ولی در یک جامعه دینی در عین حال که باید به همه آن بهره مندی های مادی دسترسی یافت، باید آنها را وسیله ای برای رسیدن به غایتی برتر از این دنیا قرار داد و این بینشی است که اسلام، به یک انسان مسلمان می دهد. [ i ] سوره یونس، آیات 7و8 [ ii ] الکافی، ج 5،د ص 2 [ iii ] بحارالأنوار،ج7، ص 47 [ iv ] ، بحارالانوار، ج 3، ص 280 پایگاه حوزه 3085
اگر کسی قضای روزه واجب داشته باشد، آیا می تواند روزه مستحبی بگیرد؟ کسی که روزه واجب به عهده اش باشد نمی تواند روزه مستحبی بگیرد. [ i ] [ i ] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 ص ر 885.رررررر مسأله 1562 ، الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج2، ص: 177. پایگاه حوزه 2-3375
زمان دقیق دست کشیدن از سحری چه موقع است؟ مقتضی است که مؤمنین جهت رعایت احتیاط در مورد امساک روزه هم زمان با شروع اذان صبح از رسانه ها برای روزه امساک نمایند. [1] [1] توضیح المسائل المحشی امام خمینی، ج 1، ص 440، مساله 362 پایگاه حوزه 2-3074
آیا می ظتوانید زندگی ظنامه شهیدظبهشتی را برایم ارسال کنید؟ شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم ع دینی، مدرسه را رها و در سال 1321 وارد حوزه علمیه شد. به سال 1325 یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال 1327 موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در سال 1330 با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در سال 1331 ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال 1333، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال 1342 سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سال های 1335 تا 1338، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سال های 41 و 42 از سوی
ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید. این شهید راست ع قامت تاریخ به پیشنهاد و درخواست آیت الله حائری رحمه ع الله و آیت الله میلانی رحمه ع الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده دار و به فعالیت های عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام رحمه ع الله) انجام داد. سرانجام در سال 1349، به ایران بازگشت و به فعالیت های علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذرماه 1357 به فرمان امام خمینی رحمه ع الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنه های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می پرداخت. حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه گذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می کرد. پس از استعفای دولت موقت در سال 1358، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی رحمه ع الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید. وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که در شامگاه 7 تیر سال 1360 در حین سخنرانی در
تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان 72 نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست. از پیام امام خمینی رحمه ع الله به مناسبت شهادت شهیدبهشتی: ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بی گناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. شهیدبهشتی از منظر مقام معظم رهبری: بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر این که در دوران زندگی اش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. شهیدبهشتی واقعا یک انسان برجسته ای بود در همه ابعاد. شهیدبهشتی به روایت دوستان: او مثل همیشه، با تبسمی بر لب، پیش از غروب به دفتر مرکزی حزب جمهوری آمد و در جلسه اعضای حزب شرکت کرد. پس از پایان جلسه، آوای روح بخش اذان در دفتر طنین انداز شد و همه وضو گرفتند و برای نماز آماده شدند. نماز جماعت به امامت آیت الله بهشتی برپا شد و عده ای از وزرا و نمایندگان مجلس در آن شرکت کردند. گویند: «آن شب نماز جماعتش از همه شب ها طولانی تر بود و اصرار بچه ها هم بسیار بود که می خواهیم پشت سر تو نماز بخوانیم و نماز در حیاط دفتر حزب بود. عکاس آمد و از آن نماز عکس یادگاری گرفت.» پس از نماز، همه به سالن رفتند تا جلسه را که
پیرامون انتخاب آینده ریاست جمهوری بود، برگزار کنند، چون یک هفته از خلع بنی صدر از مقام ریاست جمهوری، توسط مجلس شورای اسلامی می گذشت. جلسه با قرائت قرآن که روح ها را با ملکوت پیوند داد، آغاز شد و پس از تلاوت قرآن، سخنرانی قافله سالار شهدای هفت تیر شروع شد. ساعت حدود نه و هفت دقیقه بود که ناگهان سفیر مرگ آنان را با خود به ملکوت اعلی برد و او و یارانش چنین به خیل راست قامتان تاریخ پیوستند [ i ] . برای تحقیقات بیشتر می توانید به سایت: www.hazwah.ten مراجعه نموده و کلمه مورد نظر را جستجو نمائید. [ i ] بر گرفته از مجله دیدار آشنا شماره13 ر ر پایگاه حوزه 1-3451
کدام یک از آیات قرآن سجده واجب دارند؟ شرایط خاصّ آنها را بیان نمائید؟ چهار آیه از چهار سوره قرآن سجده واجب دارند که عبارتند از: الف: سوره نجم آیه آخر 62. ب: سوره علق: آیه آخر 19. ج: سوره سجده (الم تنزیل) آیه 15. د: سوره فصلت آیه 37. احکام وشرایط خاصّ آنها به این صورت است که : اگر انسان به آیات مذکور گوش فرا دهد واجب است که سجده کند و اگر تنها آنها را بشنود (به گوش او بخورند بدون این که قصد شنیدن داشته باشد) اگر چه سجده واجب نیست ولی احتیاط آن است باز سجده کند. آنچه موجب وجوب سجده می شود شنیدن تمام آیه است ولی اگر بخشی از آیه را هم شنید احتیاطا سجده کند. سجده در هنگام شنیدن این آیات واجب فوری است و نباید تأخیر بیفتد و اگر احیانا تأخیر افتاد در اولین فرصت باید آن را بجا آورد. شنیدن از بچه یا کسی که قصد تلاوت ندارد یا ضبط صوت، سجده کردن را واجب نمی کند اگر چه احتیاط در آن است که سجده بجا آورد. ردر سجده واجب قرآن نمی شود بر چیزهای خوراکی و پوشاکی سجده کرد، ولی سایر شرایط سجده را که در نماز
است لازم نیست مراعات کنند [ i ] . رذکر گفتن در این سجده لازم نیست ، بلکه مستحب است و هر ذکری بگوید کافی است. سوره های سجده دار را نباید در نماز خواند و موجب بطلان نماز می شود. [ ii ] بر فرد جنب و حائض حرام است که حتی یک آیه و کلمه از این سوره ها را قرائت کند چه آیه سجده باشد یا آیات دیگر این چهار سوره. [ iii ] [ i ] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1،
ص: 595 مسأله 1097. [ ii ] تحریر الوسیله امام خمینی(ره) ج 1،ص169. [ iii ] تحریر الوسیله امام خمینی(ره) ج 1،ص40. پایگاه حوزه 1575
آیا کسی که مقداری پول پس انداز کرده حج بر او واجب است؟ آیا می تواند به جای حج رفتن ازدواج کند و در سال های آینده به حج برود یا نه؟ اگر نیاز به ازدواج دارد مستطیع نیست.در صورتی مستطیع است که علاوه بر مصارف ازدواج، مخارج حج را هم داشته باشید. [ i ] [ i ] امام خمینی ،استفتائات،جلد 1،صفحه435،سؤال4 پایگاه حوزه 1475
آیا در اسلام مرد آزاد است همسرش را طلاق دهد؟ و اگر شرایط خاصی دارد بیان فرمایید. 1 ج طلاق در اسلام مذموم و مبغوض است و هیچ گونه مطلوبیتی جز در موارد خاص ندارد و به لحاظ اخلاقی بسیار منفور معرفی شده است و اگر چه به لحاظ حقوقی مرد می ع تواند زن خود را طلاق دهد ولی اگر دلیل موجهی بر این عمل خود نداشته باشد، اخلاقاً امری مذموم و ناپسند انجام داده و یکی از زشت ترین اعمال را صورت بخشیده است. 2 ج مردی که زن خود را طلاق می دهد، باید عاقل و بنا بر احتیاط واجب بالغ باشدر و به اختیار خود طلاق دهد و اگر او را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد، طلاق باطل است و نیز باید قصد طلاق داشته باشد، پس اگر صیغه طلاق را به شوخی ر بگوید صحیح نیست. طلاق باید به صیغه عربی صحیح و با حضور دو شاهد عادل و در زمان پاک بودن زن از حیض و نفاس باشد و شوهرش در آن پاکی (یا در حال نفاس یا حیض که پیش از این پاکی بوده) با او نزدیکی نکرده باشد. [ i ] ررر طلاق شرایط دیگری دارد که باید برای اطلاع از تفصیل آن به توضیح المسائل
رجوع نمایید. [ i ] - توضیح المسائل(للإمام الخمینی)، با استفاده از مسائل2498 و 2499 و 2508. پایگاه حوزه 7145
با توجه به این که شرط سلامت کامل در امام جماعت ذکر شده است پس فلج بودن ولی فقیه چه توجیهی دارد؟ آنچه فقها در این باب گفته اند اینست که "بنا بر احتیاط واجب [1] کسی که مرض خوره یا پیسی دارد یا کسی که حدّ شرعی خورده است، نباید امام جماعت شود. و همچنین بعضی گفته اند: مکروه است، کسی که به جهت مثلًا فلج نمی تواند شرایط قیام را رعایت کند، امام جماعتِ افرادِ سالم شود [2] . و این هم بدیهی است که در عبادات تعبیر به کراهت به معنای کم بودن ثواب است. پس از اساس آنچه در سؤال آمده است مردود می باشد. [1] البته بعضی دیگر از علما احتیاط مستحب دارند. [2] نک: توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ر ج793 1 مسأله 1459. پایگاه حوزه 1-6364
در وضو می ظگویند که از جایی که مو می ظروید صورت را بشویید. در این مورد چقدر باید دقت کرد؟ یعنی اگر کمی پایین تر یا کمی بالاتر باشد باطل است؟ شستن بالاتر از محل روئیدن مو در پیشانی ایرادی ندارد ولی باید به نحوی باشد که هنگام مسح سر رطوبت مسح به تری صورت متصل نشود و شستن صورت از پایین ع تر از محل رویش مو اشکال دارد و موجب بطلان وضو می ع باشد. [ i ] [ i ] رتوضیح المسایل امام خمینی، مساله 237 و 238. پایگاه حوزه 2-5795
اگر در رکعت دوم نماز چهار رکعتی به امام جماعت رسیدیم، بقیه نماز را چگونه کامل کنیم؟ اگر در رکعت دوم به امام جماعت برسد، اقتدا نموده قنوت و تشهد را با امام می ع خواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد، رانگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را به اخفات بخواند و حتی بسم الله الرحمن الرحیم را اخفات و آرام (بدون صدا) بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده، خود را به امام برساند، یا نیت فرادی کند و نمازش صحیح است ولی اگر در سجده به امام برسد بهتر است که احتیاطاًََ نماز را دوباره بخواند، به هر صورت در رکعت دوم خود، که رکعت سوم امام است، باید تشهد را به جا آورده و بقیه نماز را ادامه دهد. (توضیح المسائل امام خمینی (ره) مساله 1439( پایگاه حوزه 2-6555
آیا امام خمینی نماز عصر خود را سریعاً بعد از نماز ظهر می خواند یا آنکه در وقت عصر مانند سنی ها؟ دست اندرکاران خواندن نمازهای ظهر و عصر و همچنین نمازهای مغرب و عشاء در وقت فضیلتش عمل مستحبی است و دارای فضیلت ر می باشد ولی جمع بین آنها نیز از جانب شارع مقدس اجازه داده شده است، امام خمینی (ره) نیز این مسأله را در کتاب تحریر الوسیله آورده است و در مورد وقت فضیلت نماز عصر گفته اند: اظهر اینست که ابتدای وقت فضیلت عصر از وقتی است که سایه شاخص به چهار هفتم خود برسد و لکن بعید نیست وقت فضیلت نماز عصر بلافاصله پس از انجام نماز ظهر باشد، پس طبق نظر ایشان اگر کسی بلافاصله بعد از ادای نماز ظهر ، نماز عصر را بخواند وقت فضیلت نماز عصر را درک کرده است. و در نماز عشا نیز با توجه به اینکه پس از نماز مغرب نماز نافله و غفیله می خواندند بطور طبیعی نماز عشا در وقت فضیلت آن واقع می شده است [ i ] . [ i ] تحریر الوسیله ج1 مقدمات الصلاة مساله 6. پایگاه حوزه 2-3187
اگر انسان در ذهن خود به یاد آیه سجده بیفتد، امّا به زبان نگوید (گاهی می شود که عبارتی و آیه ای نا خود آگاه به ذهن انسان می آید و به اصطلاح «در دل» آن را می گوید، ولی نه به زبان)، آیا باید سجده کند؟ صرف عبور دادن معنا و الفاظ آیه های سجده دار در ذهن بدون تلفظ بدانان موجب وجوب سجده نمی شود. بلکه قرائت و استماع قرائت موجب وجوب سجده می شود [1] . [1] تحریر الوسیلة، امام خمینی(ره)، ج 1، القول فی سجدتی التلاوة و الشکر، مسأله 3-1 و 4 . ر پایگاه حوزه 1-6049
آیا اگر کسی تعداد دقیق روزه هایی که از او قضا شده است را نداند و توانائی انجام قضای آنها را هم نداشته ، و از نظر مالی هم توانایی پرداخت کفاره ندارد، تنها استغفار کافی است؟ (با این فرض که اگر بعدا توانایی مالی پیدا کرد فقراء را اطعام کند) 1- کسی که شک دارد چند روز، روزه قضا بر او واجب است، باید به مقداری که مظنّه حاصل کند که ذمّه اش بریء شده روزه بگیرد [ i ] . 2- در مواردی که قضاء روزه بر انسان واجب است و توانایی قضای روزه را دارد با پرداختن کفاره قضای روزه از او ساقط نمی شود. و اگر واقعا قدرت بر انجام قضای روزه یا پرداخت کفاره (در آنجا که باید کفاره بدهد) ندارد لازم است که استغفار کند [ ii ] و هر گاه قدرت پیدا کرد وظیفه خود را انجام دهد. [ iii ] 3- کسی که روزه قضاء بر عهده دارد هر گاه توانست روزه بگیرد، باید نیّت قضاء کند و ثواب استحباب آن را هم انشاء الله خواهد داشت. به هر صورت کسی که می تواند روزه بگیرد و قضای واجب هم بر عهده دارد نمی تواند نیت روزه مستحبی داشته باشد [ iv ] . [ i ] - مجمع
الرسائل(المحشی لصاحب الجواهر)، ج1، ص: 457. [ ii ] -توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1، ص: 928. [ iii ] -مجمع المسائل(للگلپایگانی)، ج1، ص: 271. [ iv ] -صراط النجاة(المحشی للشیخ الأنصاری)، ص: 181. پایگاه حوزه 3-3375
در زمانی که بنده مرجع را انتخاب کردم در شرایطی نبودم که بتوانم معیارهای صحیحی را در نظر بگیرم و در حقیقت انتخاب بنده بیشتر نظر دوستان بود تا خودم ولی حالا می بینم که قادر به تقلید از مرجع مورد نظر نمی باشم آیا می توانم مرجع دیگری را انتخاب نمایم. طبق نظر برخی مراجع عظام عدول یعنی تغییر تقلید از مجتهدی به مجتهد مساوی جایز است [1] ، برخی دیگر معتقدند در خصوص مسائلی که تقلید کرده رجوع به مساوی جایز نیست [2] و برخی دیگر معتقدند که بنا بر احتیاط واجب رجوع به مساوی جایز نیست [3] . در ذیل توجه شما را به سؤلی از مقام معظم رهبری جلب می کنیم: س 44: وظیفه مقلد در قبال مرجع تقلید خود در صورتی که اعلمیت مرجع دیگری را احراز نماید، چیست؟ ج: بنا بر احتیاط، واجب است در مسائلی که فتوای مرجع فعلی با فتوای مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نماید. [4] [1] امام خمینی و آیت الله فاضل. [2] آیت الله مکارم شیرازی. [3] مقام معظم رهبری. [4] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1، ص: 34، س 44. پایگاه حوزه 4274
آیا کسانی که بر تقلید امام (ره) باقی هستند،می توانند در مسأله نماز مسافر به مرجع تقلید دیگری رجوع کرده و هفته ای یک تا دو روز را که به مأموریت می روند نماز را کامل خوانده و بتوانند روزه بگیرند؟ فتوای کدام یک از مراجع تقلید کامل بودن نماز چنین افرادی است؟ باید معلوم شود که این افراد به فتوای کدام یک از مراجع معظم تقلید بر تقلید امام (ره) باقی هستند. چون باقی ماندن بر تقلید «مرجع تقلید میت» احتیاج به اجازه و فتوای یک مرجع تقلید زنده دارد. که اگر آن مجتهد زنده باقی ماندن بر «مرجع تقلید میت» را جایز بداند [ i ] ، می توانند در این مسأله (نماز مسافر) به فتوای علماء دیگری مثل آیت الله بهجت و آیت الله خامنه ای و آیت الله مکارم شیرازی رجوع کرده و نماز را کامل بخوانند [ ii ] ولی اگر آن مرجع تقلید باقی ماندن بر تقلید «مرجع تقلید میت»ر را در صورتی که اعلم باشد واجب بداند [ iii ] و این افراد حضرت امام(ره) را اعلم بدانند نمی توانند به مرجع دیگر مراجعه کنند. مگر این که برای آنان محرز شود که این مرجع تقلید زنده که قصد تقلید از او را دارم
از حضرت امام (ره) اعلم (عالمتر) است. [ i ] - أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة)،
ص: 8 -توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1،
ص: 21 [ ii ] البته این در صورتی است که مرجع تقلید زنده رجوع به مساوی را جایز بداند و از دیدگاه ما همه مراجع مساوی یا به منزله ی مساوی باشند. [ iii ] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2،
ص: 920 پایگاه حوزه 9875
آیا مردها می توانند با بدن برهنه در حضور زنان زنجیرزنی و سینه زنی و عزاداری کنند ؟ زنجیر زنی و پوشیدن لباسهای سیاه برای عزاداری در ماه محرم چه حکمی دارد؟ بنا بر نظر حضرت امام ره و برخی دیگر از مراجع عالیقدر تقلید زنجیرزنی و سینه زنی مردها با بدن برهنه در حضور زنان، در صورتی که موجب مفسدهای نشود اشکالی ندارد. و بر زنان واجب است که از نگاه کردن به بدن نامحرم اجتناب کنند. [ i ] اما اصل زنجیر زنی ،مادامی که حدود شرعی آن رعایت شود و به نحو متعارف باشد(موجب وهن مذهب در مقابل مردم و یا باعث ضرر بدنی قابل توجه نشود و به عنوان یک عمل عرفی، عامل ابراز حزن و اندوه و احساسات عزادار باشد، اشکال ندارد . ولی چنان چه موجب ضرر بدنی یا عمل حرام دیگری شود، جایز نیست. [ ii ] پوشیدن لباس سیاه جز در عزاداری ائمه علیهم السلام مکروه است. بطور کلی هر عملی که نشانگر نمادی از حادثه خونبار کربلا باشد و عنوان محرمی بر آن صدق نکند و به عنوان یک بدعت نباشد و موجب وهن مذهب نباشد، اشکال ندارند. [ i ] امام خمینی ،استفتائات،ج3،سوالات متفرقه ،س46 [ ii ] همان ، سوالات 34و37 پایگاه حوزه
1-2693
بعضی می ظگویند: چرا سخنرانی امام خمینی (ره) در سال 57 در بهشت زهرا به طور کامل پخش نمی شود مثل این جمله که امام فرمودند: "آب و برق مجانی باشد" و چرا به آن عمل نشده؟ می ع خواهیم از منظر دیگری با قول و حرف شما به این جملات نظر افکنیم. یقیناً ارائه خدمات مجانی در همه بخش ها چه در زمینه آب و برق و چه در زمینه های دیگر، از آرزوهای مسئولین نظام می باشد. اما باید دید چنین چیزی در شرایط فعلی با توجه به جمعیت و درآمد کشور و تورم جهانی و صدمات تحمیل شده به کشور بابت جنگ و مخارج فوق ع العاده بازع سازی بعد از آن، نهادینه نبودن الگوی صحیح مصرف و اسراف و مصرف نادرست منابع طبیعی در اقشار مختلف جامعه (حتی نسبت به دیگر کشورها چه رسد به یک جامعه اسلامی) و... امکان پذیر هست یا نه؟ و شما خود به خوبی می دانید که در زمان حال امکان چنین امری وجود ندارد و اگر امام راحل این جملات را بیان نموده باشند، منظورشان ترسیم دورنمایی از جامعه و نظام اسلامی حقیقی بوده است که ما باید به آن سمت و سو، پیش برویم. پایگاه حوزه 9-3595
چرا دراسلام گوشت خوک حرام است ؟ استفاده از خوک به عنوان غذا تاریخچه ای چندین هزار ساله دارد به طوری که مصرف گوشت خوک در بین یهودیان نیز ممنوع بوده است . و یکی از غذاهای حرام در شریعت موسی (ع) است. [1] در انجیل حضرت عیسی (ع) نیز گناهکاران به خوک تشبیه شده اند. [2] و در ضمنِ داستانها، خوک به عنوان مظهر شیطان معرفی شده است. [3] با این همه تاکید از طرف ادیان الهی، هنوز مصرف این ماده غذائی در برخی از نقاط دنیا (با وجود اثبات ضررهای جسمی و روحی آن) رواج دارد. در کشورهای اسلامی در اثر مبارزه جدی اسلام گوشت این حیوان مصرف نمی شود و لذا پیامدهای بهداشتی آن نیز مشاهده نمی شود. اما در کشورهای غربی (اروپا و آمریکا) این ممنوعیت اعمال نمی شود. ولی با این حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری می گزینند. در برخی کشورها مثل برخی قسمتهای روسیه در اثر شیوع بیماری های وابسته به خوک (کرم ترکین- ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام کرده اند. [4] احکام: در شریعت اسلام در مورد خوک چند حکم صادر شده است: اول: خوردن گوشت آن حرام و ممنوع و گناه است. ر [5]
دوم: خوردن شیر خوک حرام است. [6] رسوم: خوکی که در خشکی زندگی می کند حیوان نجسی است که پاک نمی شود. [7] چهارم: اگر خوک از ظرف، چیز روانی بخورد یا آن را بلیسد ظرف را با آب هفت بار بشویند. [8] پنجم: خرید و فروش خوک جایز نیست. [9] (چون عین نجس است). حکمت ها و اسرار علمی: در مورد فلسفه حرمت گوشت و نجاست خوک از دو جهت می توان سخن راند: اول: تاثیرات سوء روانی، معنوی و اخلاقی. برخی از مفسران می نویسند: "خوک حتی نزد اروپائیان که بیشتر گوشت آن را می خورند سمبل بی غیرتی است. و حیوانی کثیف است خوک در امور جنسی فوق العاده بی تفاوت و لا ابالی است و علاوه بر تاثیر غذا در روحیات که از نظر علم ثابت است، تاثیر این غذا در خصوص لا ابالی گری در مسائل جنسی مشهود است." [10] یکی از نویسندگان می نویسد: "خوک غیرت ناموسی ندارد (نقطه مقابل خروس است) و دیوثی می کند و جفت خود را در معرض استفاده خوک های نر دیگر قرار داده، از این عمل علاوه بر آنکه باک ندارد لذت هم می برد و این صفات و اخلاق او در گوشتش تاثیراتی دارد.از این جهت اشخاصی
که تغذی به آن می کنند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا می کنند. و این در حالی است که غیرت از صفات کمال الهی است و در اسلام بر صفت غیرت تأکید شده است و غیرت نسبت به دین و ناموس از صفات انبیاء و ائمه طاهرین و مؤمنین است." [11] دوم: ضررهای بهداشتی: بیماریهایی که توسط خوک به انسان منتقل می شود به دو دسته تقسیم می شود: الف- بیماریهایی که از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوک است: اسهال خونی: در امعای خوک انگلهایی به نام بالانتی دیوم muditnalaB iloC رزندگی می کنند که از أهم منابع انتشار این بیماری در سرتاسر جهان است. یرقان عفونی (بیماری وا یل): این بیماری از طریق آب های آلوده به ادرار خوک، سگ یا موش به انسان منتقل می شود. منبع ابتلاء به یرقان عفونی ازنوع anamoR فقط خوک است. انتامیب هیستولتیک acitgdzsiH abematnE : که انسان را به اسهال آمیبی مبتلا می نماید و خوک نقش ناقل این میکروب را به انسان ایفا می کند. بیماری شبه باد سرخ diolepgrE : حیوانات زیادی و از جمله خوک به آن مبتلاء می گردند و از طریق این حیوانات به گروه خاصی از انسانها از قبیل قصاب ها، دبا غ ها و ماهی
فروشان منتقل می گردد. که در انسان به صورت لکه های سرخ و دردناک توأم با سوزش شدید روی دست ها ظاهر می شود. میزان چربی و اسید اوریک موجود در گوشت خوک خیلی زیاد است و به همین دلیل در ابتلاء به بیماریهای بسیاری نقش ر دارد که از جمله آنها می توان از بیماری تصلب شرایین- دردهای مفصلی و مسمویتها، نام برد. [12] خوک از خوردن چیزهای پلید و کثافات حتی مدفوع خود، باک ندارد. و لذا معده خود را لانه انواع و اقسام میکروب های امراض قرار داده و از آنجا به گوشت و خون و شیر آن سرایت می کند. [13] و شاید حکمت اینکه در شریعت اسلام دستور داده شده است که ظرف آبی را که خوک از آن چیز روانی خورده یا لیسیده است هفت بار بشوئیم همین مطلب است. یعنی تماس مداوم و بی پروای خوک از طریق دهان یا کثافات موجب آلودگی زیاد آن است. و لذا دو مرتبه آب ریختن در رفع آن کفایت نمی کند. ب: بیماریهایی که تنها علت آنها خوردن گوشت خوک است: ر1 کرم کدوی خوک muiloS aneaT : طول این کرم 3-2 سانتی متر بوده و دارای آ لت مکیدن و قلاب است. لارو این کرم سیستی سرک
casolulleC sucercitsgS نام دارد و در عضلات و مغز خوک یافت می شود. انسان با خوردن گوشت و یا مغز خام خوک به آن مبتلا می شود. و دچار نارسائی هایی در دستگاه گوارش می گردد. (مثل کم اشتهایی- احساس درد- اسهال و یا یبوست) این بیماری که بصورت گسترده ای در جهان منتشر شده در کشورهای اسلامی که گوشت خوک مصرف نمی کنند، به ندرت دیده می شود. [14] یکی از بیماریهایی که توسط کرم کدو به وسیله گوشت خوک به انسان منتقل می شود مرض لادرری eirerdaL است.این بیماری در شهرهای مسیحی نشین فراوان یافت می شود. اما در بین مسلمانان و یهودیان که از خوردن گوشت خوک احتراز می کنند به کلی پیدا نمی شود. [15] 2- تری شینوز silaripS allenihcirT : عبارت است از یک کرم ریز به طول 5-3 میلی متر و از طریق خوردن گوشت خوک خام یا نیم پز وارد بدن انسان می شود. آثار این کرم در بدن انسان عبارت است از: خراشیدن و ا لتهاب جداره امعاء- پیدایش جوشها و دملهای پراکنده در تم ام بدن- تخم گذاری در عضلات انسان همراه با درد شدید عضلات و سختی تنفس و ناتوانی در سخن گفتن و جویدن غذا- گاهی در اثر فلج شدن عضلات تنفسی
و یا قلب منجر به مرگ می شود که تا کنون درمانی برای این حالت بدست نیامده است و کم خونی و سرگیجه و تب های مخصوص از جمله آثار آن است. [16] برخی نویسندگان از این کرم در فارسی با نام "ترکین" و "ترشین" یاد کرده و می نویسند: "کرم ترشین تنها به وسیله گوشت خوک به انسان منتقل می شود و به ماهیچه های بدن نفوذ کرده و به آسانی از بین نمی رود. و یک گرم گوشت خوک ممکن است هزارها عدد از این کرم همراه داشته باشد. و یک ترشین ماده تقریبا 1500 کرم جوان می زاید. این کرم می تواند به قلب نیز نفوذ کرده، تولید سکته های قلبی نماید. پختن گوشت، این کرم ها را نابود نمی سازد زیرا وقتی گوشت را حرارت می دهند، مواد سفیده ای گوشت، منقعد می شود و کرم در وسط این اجرام منعقده از آسیب حرارت مصون می ماند. این قسمت های منعقده که کرم ها را در وسط خود محفوظ کرده اند، در معده حل نمی شوند و به روده ها می روند." [17] ترکین که داخل معده می شود هیچ دوای کرم کش یا "ورمیفوژی" قادر به دفع آن نیست. کرم ترشین در یک ماه پانزده
هزار تخم ریزی می کند و در یک کیلو گوشت خوک ممکن است 400 میلیون نوزاد این کرم باشد. [18] این کرم اولین بار توسط یک نفر انگلیسی به نام « سرجیمز پاژت » در سال 1835 میلادی کشف شد. [19] این بیماری در تمام دنیا به ویژه آمریکا و کانادا و اروپا شیوع دارد ولی در کشورهای اسلامی به دلیل حرام بودن مصرف گوشت خوک بسیار نادر است. [20] ر3 گوشت خوک ثقیل الهضم است و معده را سخت در زحمت می اندازد. در اثر خوردن گوشت خوک اغلب سمّیّتی به وجود می آید که در اصطلاح علمی آن را « بوتولیسم » می گویند. [21] دکتر سید الجمیلی [22] و دکتر صادق عبدالرضا علی [23] و دکتر حمید النجدی [24] و محمد کامل عبد الصمد [25] و العمید الصیدلی عمر محمود عبدالله ر [26] و سید جواد افتخاریان [27] نیز در کتابهای خود به آثار طبی مشابهی برای گوشت خوک اشاره می کنند. بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1 یکی از برکات ادیان الهی برای بشریت جلوگیری از مبتلا شدن انسانها به بیماری ها و ناراحتی های جسمی و روحی است. ممنوعیت خوردن گوشت خوک و نجاست آن توسط ادیان الهی یکی از معجزات علمی
ادیان است چرا که این حکم در شرایطی صادر شده که هنوز بشر به اسرار علمی و ضررهای بهداشتی خوک پی نبرده بود. و تنها پیروان ادیان الهی (مثل اسلام و یهود) این حکم را به صورت تعدی پذیرفته و عمل می کردند. و از ضررهای خوک بدور ماندند. اما همیشه کسانی بوده و هستند که با وجود علم و اطلاع از ابزار علمی و بهداشتی احکام الهی دست به اقدام می زنند و با آلوده شدن به این امور زندگی خود و دیگران را به خطر می اندازند. ر2 ممنوعیت گوشت خوک که در قرآن کریم مطرح شده است اعجاز علمی انحصاری این کتاب آسمانی نیست چرا که این مطلب در کتب آسمانی قبلی مطرح شده بود. بلی این مطلب به عنوان اعجاز علمی برای انبیاء الهی مطرح می شود چرا که در شرایطی حرمت و نجاست خوک را مطرح کرده اند که بشریت هنوز همه ضررهای بهداشتی و معنوی آن را کشف نکرده بود. ر3 همانطور که در مورد مردار بیان شد، این ضررهای معنوی و بهداشتی گوشت خوک تنها می تواند حکم و فلسفه حکم حرمت و نجاست آن را بیان کند و نمی تواند علت انحصاری آن احکام را بیان کند چرا که در قرآن کریم
تصریح به این علت نشده و از طرف دیگر با پیشرفت علوم پزشکی ممکن است اسرار جدیدی کشف شود که مصالح و مفاسد تازه ای را در مورد این احکام روشن نماید. برخی از ضررهای بهداشتی که در مورد گوشت خوک گفته شد قابل نقد است چون ممکن است کسی بگوید که ما خوک را در شرایط بهداشتی و به دور از این میکروب ها و عوامل بیماری زا پرورش می دهیم و سپس گوشت آن را از آلودگی ها (با روش های مختلف مثل حرارت بالا یا انجماد) دور می سازیم و در آن صورت علتی برای حرمت آن وجود ندارد. مگر آنکه به طور قطعی اثبات شود که کرم ترشین تحت هیچ شرایط در گوشت خوک از بین نمی رود. در مورد تاثیر گوشت خوک در مسائل روانی و روحی (مثل بی غیرتی) نیز باید گفت که این فقط یک حدس قوی است و هنوز از طریق منابع مستقل علمی تایید نشده چون در معرض تجربه در شرایط کنترل شده علمی قرار داده نشده است. نتیجه: پس این ضررهای بهداشتی و اخلاقی فقط می تواند به عنوان فلسفه و حکمت حکم رر- نه علت انحصاری آن- مطرح شود. و هنوز باید منتظر کشفیات جدید علمی در این باره
باشیم [28] . [1] - کتاب مقدس، سفر لاویان، باب یازدهم، آیه 7 (و خوک زیرا شکافته سم است و شکاف تمام دارد لیکن نشخوار نمی کند این برای شما نجس است.) [2] - عهد جدید، رساله دوم پطرس رسول، باب 2، آیه 22. [3] -رر ر.ک: تفسیر نمونه، ج 1، ص 586.رررررر [4] - احمد اهتمام، فلسفه احکام، ص 164. [5] - ر.ک: امام خمینی (ره)، تحریر الوسیله و رساله های عملیه مراجع معظم تقلید، مبحث احکام خوردنی ها. [6] - همان . [7] - همان، مبحث نجاسات. [8] - همان، مبحث مطهرا ت، (البته در مورد کمیت و کیفیت این حکم بین مراجع اختلافاتی هست ولی اصل آن مورد توافق است.) [9] -ر همان، مبحث معاملات حرام. [10] -ر تفسیر نمونه، ج 1، ص 586. [11] - احمد اهتمام، فلسفه احکام، ص 162 با تصرف. [12] - دکتر عبدالمجید دیاب و دکتر قرقوز، طب در قرآن، ص 147-146. [13] - ر.ک: فلسفه احکام، ص 162-161. [14] - طب در قرآن، ص 147-146 . [15] - ر.ک: فلسفه احکام، ص 163-162 و اسلام پزشک بی دارو، ص 55. [16] - طب در قرآن، ص 146- 147 . [17] - اسرار خوراکیها، ص 74 به نقل از اسلام پزشک بی
دارو، ص 53-52 . [18] - تفسیر نمونه، ج 1، ص 587 با تلخیص و نیز فلسفه احکام، ص 164. [19] - اسلام پزشک بی دارو، ص 54-53 . [20] - اسلام پزشک بی دارو، ص 54-53 . [21] - اسلام پزشک بی دارو، ص 56. [22] - ردکتر السید الجمیلی، الاعجاز الطبی الحدیث، دارو مکتبة الهلال بیروت، ص 115 [23] - - ر.ک: القرآن و الطب الحدیث، ص 119 تا 121. [24] - دکتر النجدی، الاعجاز فی القرآن الکریم، ص 32 تا 44. [25] - محمد کامل عبدالصمد، الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم)، ص 235-231. [26] - العمید الصیدلی عمر محمود عبدالله، الطب الوقائی فی الاسلام، ص 166 . [27] - سید جواد افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص 80 تا 86. [28] - پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی ص325-319. پایگاه حوزه 8576
این همه آیات تکراری در قرآن آیا دلیل نقص قرآن نیست؟ تکرار آیات قرآن کریم نشانه اهمیت این آیات و شیوه ای برای القاء حقیقت به آدمیان است و نمی تواند همیشه مذموم باشد " و ذکر فان الذکری تنفع المؤمنین [ i ] "در این مورد به کتاب کشف الاسرار امام خمینی (س) مراجعه فرمائید. [ i ] سوره ذاریات آیه 55 پایگاه حوزه 18-3915
آیا در اسلام فقط زنان باید از مردان اطاعت پذیری کامل داشته باشند، یا اطاعت پذیری دو جانبه و دو طرفه می باشد؟ 1 ازدواج عقد دو طرفه و قرار داد مقدسی است که بین زن و مرد برقرار شده و موجب انس والفت ، مودّت ، دوستی و آرامش و در نتیجه زندگی مشترک آن دو می شود به صورتی که بعد از ازدواج زن و شوهر همدم یکدیگر شده، غرائز خدا دادی خود را به نحو صحیح و اخلاقی اشباع می کنند و جان و دل آنان از فشار غرایز طبیعی خلاصی می یابد تا بتوانند مسیر سعادت و کمال را در کنار یکدیگر طی کرده به درجات عالی برسند. اسلام دین حق و پاک الهی است و شریعت آن برخاسته از علم و اراده خداوند آگاه (به همه نیازهای واقعی انسان ها) می باشد .این دین تمام مصالح واقعی و نیازهای واقعی (و نه کاذب و ظاهری) را در احکام خود لحاظ کرده و از جمیع مفاسد و زشتیها منزه داشته است. اگر چه ممکن است عقل و دانش بشری نتواند بعضی از این مصالح و مفاسد را درک نماید.بنا بر این تمام وظایف و تکالیفی که برای هر یک از زن و
شوهر تعیین کرده است با توجه به در نظر گرفتن منافع و مصالح هر یک به طور جدا گانه و در نظر گرفتن خانواده و اجتماع است. 2 تبعیت و اطاعت زن از شوهر تنها دو مسأله است: الف- اطاعت در امور زناشوئی. ب- اطاعت در خروج از منزل. هر کدام از این دو مسأله دارای شرایطی هستند. مثلا تمکین و زناشوئی در صورتی است که زن در سختی و بیماری و مشکلات دیگر نباشد. اجازه خروج از خانه در صورتی است که با انجام وظایف واجب شرعی منافات نداشته باشد. و الا اطاعت واجب نمی شود. در مقابل این اطاعت، بر شوهر واجب است که مسکن و پوشاک ور خوراک و درمان و استراحت زن را در حد متعارف تامین کند.به نحوی که اگر اگر مرد این وظایف شرعی خود را انجام ندهد و در تهیه مسکن و خوراک و پوشاک مناسب زن کوتاهی کند، بر زن اطاعت این شوهر واجب نخواهد بود . ولی زن در خانه هیچ گونه مسؤولیت مالی و معیشتی ندارد [1] . حتی تهیه غذای خانه و پخت و پز و جارو کردن و ... وظیفه مرد می باشد و زن می تواند در مقابل شیر دادن بچه و کارهای دیگری که در منزل
انجام می دهد(مثل نظافت،تهیه غذا و.. از مرد مطالبه دستمزد کند. در این جا این نکته را متذکر می شویم که اساسا اسلام می خواهد خانواده کانون گرم و صمیمانه ای برای اعضای آن باشد، نه محل کشمکش و دعوا و نزاع، به این جهت توصیه اسلام حاکمیت فضای اخلاقی و مهربانی است، نه اجرای مواد حقوقی و آئین نامه ای، این امور حقوقی فقط برای مواردی است که اختلافات پیش آمده با گفتگو و نصیحت و اخلاق، قابل حلّ نباشد. به این جهت پسندیده آن است که زن کارهای خانه را انجام دهد و مرد کارهای بیرون از خانه که نوعا دارای مشقّت و سختی بیشتری هستند همچنین اگر مردی رعایت مسائل اخلاقی و رفتار نیکو را نکند و به گونه ای باشد که زن را در عسر و حرج قرار دهد و زندگی را بر او سخت نماید، حاکم شرع می تواند مرد را به رعایت آداب و اخلاق نیکو ملزم گرداند.. 3 در امور خانواده بالأخره باید کسی مدیر باشد و چون مردان نوعا در کشاکش بین عواطف و مصالح، مصالح را بر عواطف ترجیح می دهند این مدیریت به آنان سپرده شده است. و زنان هم امین و مشاور آنان می باشند. این مدیریت یک وظیفه
است نه یک حق صرف، و یک امتیاز. 4 اما اصل مطلب که چرا زن باید در دو امر گذشته (تمتع جنسی و خروج از منزل) تابع مرد باشد؟ و چرا باید مرد نان آور خانه و تلاشگر برای حفظ نیازهای عاطفی و معیشتی خانواده باشد، و زن از این جهت معاف است؟ در پاسخ باید بگوئیم : اولا بر مرد هم واجب است که نیازهای جنسی زن را برآورده کند. ثانیا :زنها نوعا از مردان در امور جنسی مقاوم تر هستند و مردان کمتر می توانند در برابر تمایلات جنسی مقاومت کنند. ثالثا: مردان برای برآوردن نیاز جنسی زنان نیازمند مقدماتی هستند، که زنها (به لحاظ فیزیولوژی)نیازمند آن مقدمات نیستند. اگر قرار است که مرد در یک محیط اسلامی زندگی کند و رعایت قوانین شرع را بنماید جز همسر خود راهی برای ارضاء غرایز نخواهد داشت و این زن باید بتواند پاسخگوی نیاز او باشد و اگر هر بار با بهانه و اشکالی، شانه از این مسؤولیت خالی کند، مرد قهرا دچار انحرافات اخلاقی و گرایش به بیرون از خانه خواهد شد، پس بر زن لازم است که او را از این جهت حفظ کرده و مانع طغیان و سرکشی جنسی او شود، البته بر زن و مرد لازم
است که به لحاظ عاطفی نیز همدیگر را اشباع کنند. اما در مورد خروج از منزل ، اولا :گاهی این خروج از منزل بیهوده است و موجب ضایع شدن حقوق مرد می شود . ثانیا :در حالتی که زن اضطرار دارد که برای کار مهمی ر از منزل خارج شود، مرد نمی تواند بدون دلیل مانع از خروج زن از منزل شود [ ii ] .بلکه طبق نظر بعضی از فقهاء این حق مرد در صورتی است که خروج زن از منزل بدون داشتن عذر شرعی باشد [ iii ] ، اما اگر مرد بخواهد بیهوده از این حق خود به عنوان یک اهرم، سوء استفاده کند و اجازه خروج را حتی در شرایطی که زن برای خروج ازمنزل دلیل شرعی داشته باشد به زن ندهد، در واقع دچار سوء خلق گشته و به لحاظ اخلاقی امری ناپسند و غیر مقبول انجام داده است. زیرا مدیریت خروج از منزل زن، به عهده مرد گذاشته شده است تا به خوبی کنترل شود، نه این که مورد سوء استفاده قرار گیرد. 5 نکته آخر این که از نظر اسلام این روح آدمی و جوهره انسانیت است که اصل است و این روح و جوهره نه مؤنث است و نه مذکر، بلکه این احکام (مذکر و مؤنث بودن)،
معطوف به بدن آدمیان می باشد.و احکام ویژه هر کدام نیز معطوف به همان خواص بدنی است نه روحی .زیرا به لحاظ روح، هم زن و هم مرد، انسان هستند و همه شرایط انسانی و مراتب کمال را دارا هستند. البته مشورت بین زن و مرد در امور مربوط به خانواده، امری پسندیده و نیکو است بلکه مشورت با بچه های منزل هم نیکو و پسندیده است و در اسلام بدان سفارش شده است. معنای مدیریت، عمل یک جانبه نیست بلکه معنای مدیریت این است که در موارد اختلافی، بعد از مشورت و به نتیجه یکسان نرسیدن، تصمیم آخر را مدیر اخذ می کند. [1] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2،
ص: 478 -مسأله 2414 [ ii ] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2، ص: 477- مسأله 2412 [ iii ] همان پایگاه حوزه 0886
چرا وقتی صحبت انجام امر به معروف و نهی از منکر می شود مردم تن شان می لرزد؟ (چرا مردم از اجراء امر به معروف و نهی از منکر وحشت دارند؟) (تا زمانی که قلم ها را بشکنند، دهانها را ببندند، افکار را فراری دهند و تهدید به نابودی و نداشتن گوش شنوا باشند دچار نافرجامی های مدنی و بی اعتمادی خواهیم بود.) امر به معروف و نهی منکر از فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب های موجود در یک عضو گرفته نشود ناراحتی و مرض از یک عضو به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد. امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماریهای روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد. مثال امر به معروف و نهی از منکر مثال جلوگیری از انسان نادانی است که سوار کشتی شده و قصد سوراخ کردن آن را دارد که اگر
از این کار او جلو گیری نشود با سوراخ شدن کشتی، خود او و دیگر مسافران کشتی غرق خواهند شد. آیا اگر چنین فردی اعتراض کند که هیچ کس حق ندارد آزادی مرا سلب کند زیرا من تنها زیر صندلی مخصوص خود را که اختیار آن را دارم، سوراخ می کنم و تنها خودم غرق می شوم !!!کسی به اعتراض او توجه می کند؟ مسلما کسی اعتراض او را نمی پذیرد زیرا همگان می دانند که سوراخ شدن یک نقطه از کشتی همان و غرق شدن همه کشتی با تمام سر نشینان هم همان. بنابراین اگر در جامعه ای امر به معروف و نهی از منکر ترک شود گناه و فساد یک نفر یا یک گروه به سایر افراد و سایر گروه ها نیز سرایت می کند و جامعه ای را آلوده می کند. البته ممکن است گاهی در اجراء امر به معروف و نهی از منکر در جمهوری اسلامی اشتباهات یا تخلفاتی صورت گرفته باشد که ما منکر آن نیستیم و شاید دلیل نارضایتی بعضی افراد نیز به سبب خاطرات تلخی است که از آن اشتباهات دارند. ولی توده های مردم مسلمان از امر به معروف و نهی از منکر و اجراء آن به شکل صحیح ، استقبال می
کنند. البته افرادی هم که اهل منکرات هستند همیشه از اجراء امر به معروف و نهی منکر احساس وحشت دارند و اجرای آنرا به ضرر خود می پندارند،در صورتی که اجراء صحیح امر به معروف و نهی از منکر به نفع آنان نیز می باشد. امر به معروف و نهی از منکر مراتب و شرایطی دارد که اگر همگان مخصوصا مجریان و ضابطین این فریضه مهم با آنها آشنا گردند و آن را بصورت صحیح در جامعه پیاده کنند، همه افراد جامعه آنرا اصلی ضروری و مترقی و قابل دفاع خواهند یافت. برای آشنائی بیشتر با مراتب و شرایط آن می توانید به رساله توضیح المسائل امام خمینی(ره) مراجعه فرمائید. [ i ] [ i ] توضیح المسائل مراجع،ج2، از ص618 تاص624 پایگاه حوزه 2-8875
چرا در ایران گروه امر به معروف و نهی از منکر جان مردم را به لبشان رساندند؟ به نظر می رسد که فلسفه امر به معروف و نهی از منکر از جانب شما مورد بی مهری قرار گرفته است در اسلام این دو دستور، ابزاری هستند برای جلوگیری جامعه از غرق شدن در فساد. یعنی به منظور صیانت جامعه از فساد، اسلام گفته است بر هر مسلمان واجب است که امر به معروف و نهی از منکر کند. شما فرض کنید که در درون قایقی نشسته اید و عدهّ ای هم در کنار شما هستند و شما هم شنا بلد نیستید. ناگهان در وسط دریا، کسی می خواهد قایق را سوراخ کند یا کاری انجام دهد که مردم غرق بشوند، در این حالت آیا شما خواهید گفت که این شخص آزادی دارد که هر کاری را بکند، مزاحم او نشوید؟ یقینا شما به منظور جلوگیری از غرق شدن قایق و آسیب نرسیدن به سر نشینان آن، در جای خود نمی نشینید، مگر این که کاری از دست شما بر نیاید. آیا انتظار دارید که دیگران به کمک شما بیایند یا به کمک خرابکار؟ البته ممکن است شما در تلقی خود، جامعه را همانند
کشتی در دریا ندانید که در این بستر انسانها باید به ساحل نجات راه یابند، اما این مبانی خاص خودش را دارد که باید در فرصت دیگری بدان پرداخت. نکته ای که در پایان لازم است متذکر گردیم این است که شاید شما به نوع عملکرد بعضی ها اشکال و اعتراض داشته باشید و آن را موافق دستورات اسلامی ندانید، اما اینها ربطی به اسلام ندارد و اشکالاتی به ما در اجرای احکام اسلام وارد است و کسی هم در این جا این ادعا را ندارد که ما توانسته ایم دستورات اسلام را آن جوری که اسلام از ما خواسته است، اجرا کنیم. پایگاه حوزه 1-5175
فلسفه روی نیاوردن دنیای اسلام به بعضی از هنرها مثل مجسمه سازی و ... چیست؟ امام خمینی و دیگر فقها ساختن مجسمه را حرام می ع دانند. لازم به ذکر است که امام و عده ع ای از علما خرید و فروش و نگه ع داری مجسمه را بی اشکال دانسته و فقط در ساختن آن اشکال کرده ع اند. اما در این باره جالب است کلامی از امام برایتان بیاوریم: حضرت امام خمینی (ره) در کتاب المکاسب المحرمه خود در توجیه روایاتی که نقاشی و مجسمه سازی را منع فرموده است: ظاهر این است که مراد از این اخبار تصویر صورت هایی باشد که بر آن عبادت می ع کردند ...... و گمانی که موافق با اعتبار و طبیعت مردم است این است که جمعی از اعراب بعد از نابود شدن اساس کفرشان و شکسته شدن بت ع هایشان به دست مبارک پیامبر اکرم (ص) و به دست امراء، به آن اشکال و صور، علقه و دلبستگی داشتند و در ته دل خود به آن علاقه داشتند پس امثال آنان را می ع ع ساختند تا آثار گذشتگان خود را به جهت علاقه به بقاء آن حفظ کنند همانطوری که امروزه می ع بینم که گروهی از مجوسیان و آتش پرستان علاقمند به حفظ آثار
خود هستند و برای باقی ماندن آثار اجداد خود تلاش می ع کنند پس پیامبر اکرم (ص) با این شدت و سختی آنان را نهی فرمود که چنین شدتی درنهی فقط مناسب حال کفار و امثال کفار می ع باشد و مقصود پیامبر (ص) از این سختگیری همانا ریشه کن نمودن اساس کفر و بی دینی و دور کردن این زشتی ع ها از محیط توحید بود. [ i ] برای شرح و تفصیل بیشتر به مکاسب محرمه ایشان، ج1، ص 261 به بعد مراجعه نمایید. ولی باید دانست که نظر امام بادر نظر گرفتن مجموع ادله همان است که در ابتداء آوردیم. [ i ] - المکاسب المحرمه، ج1، ص 258، للامام خمینی (ره) چاپ اول مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) تاریخ انتشار 1373. ر پایگاه حوزه 4002
اگر زمین لرزه رخ دهد. برای خواندن نماز آیات چقدر فرصت (زمان) است؟ آیا باید همان جا که هستم بایستم و نماز آیات بخوانم ؟ آیا همین حکم در صورتی که زمین لرزه کوچک رخ دهد، وجود دارد؟ در باره علائم دیگر چه؟ مانند کسوف، رعد و برق، توفان و سیل که آیا باید سریعاً نماز بخوانم؟ نماز آیات واجب فوری است و باید در اولین فرصت ممکن به جا آورده شود البته مقدمات آن مانند وضو و مانند آن هم لحاظ می شود. اولین فرصت یعنی آن چه که عرفاً به آن تأخیر نگویند. در زمین لرزه و رعد و برق نماز آیات را همیشه با نیّت ادا می خوانیم و بعد از زمین لرزه در اولین فرصت واجب می شود و باید به جا آورده شود و اگر به جا نیاورد واجب است در فرصت دوم به جای آورد و همین طور تا زمانی که به جا آورد اما در نمازهای دیگر مثل خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی هنگام وجوب از موقعی است که شروع به باز شدن و آزاد شدن می کند و با تمام شدن کسوف و خسوف وقت آن هم تمام می شود و اگر بعد از آن بخواند باید به نیّت قضاء به جا آورد
نه ادا. در حوادثی که نماز آیات واجب است بعضی مثل زلزله و کسوف و خسوف و لو کم و ناچیز رخ دهد نماز آیات واجب می شود ولی بعضی از آن حوادث مانند رعد و برق و بادهای سیاه سرخ و زرد غیر عادی باید به گونه ای باشد که بیشتر مردم ترسیده باشند تا نماز واجب شود. [ i ] البته منظور از اینکه گفتیم در اولین فرصتی که می توانید مقدمات نماز مانند وضوء و طهارت را کسب کنید و... در صورتی است که وظیفه ای واجب تر از نماز نداشته باشید مانند نجات کسی از زیر آوار. [ i ] رتوضیح المسائل امام خمینی(ره) نماز آیات مسآله 1491 الی ر 1515. پایگاه حوزه 8934
آیا قمه زدن حرام است و دلیل حرمت آن چیست؟ قمه زنی نیز مثل زنجیر زنی و شبیه خوانی و... از دیر باز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن می پرداخته اند. این مراسم، از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفاً روی علاقه شیعیان به ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) انجام می گیرد. فقها نیز آن را در صورتی که ضرری نداشته باشد مجاز می دانند. برخی از فقها نیز به خاطر تأثیر نامطلوب قمه زنی بر افکار دیگران و در پی داشتن وهن مذهب، آن را ممنوع دانسته اند. البته شرایط زمانی در این مسأله بی تأثیر نیست. امام خمینی (ره) در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی در این زمینه از ایشان شده بود، فرمودند: "در وضع موجود، قمه نزنند..." آیت الله خامنه ای نیز در دیدار با روحانیون در آستانه محرم (سال 1373 شمسی) در ضمن بیانات مبسوطی در خرافه زدایی از عزاداری سید الشهدا (علیه السلام) فرمودند: "قمه زدن هم از کارهای خلاف است... این یک کار غلطی است که عده ای قمه را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون بریزند... کجای این کار
و حرکت، عزاداری است؟ این جعلی است. اینها چیزهایی است که از دین نیست..." و آن را بدعت، خلاف و خرافه دانستند. و در پاسخ به نامة امام جمعه اردبیل، نوشتند: "امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است و لذا قمه زدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است" علمای دیگر نیز در تأیید موضع و سخن رهبر انقلاب، آنرا موجب وهن مذهب و نا مشروع دانستند. البته این احساس مذهبی و عواطف دینی که سبب می شود به عشق حسین علیه السلام چنین کارهایی کنند باید در مسیر صحیحی هدایت شود تا شور و انگیزه جهاد و شهادت بیافریند بعلاوه آنان که به خاطر امام حسین (علیه السلام) حاضرند خون بدهند، چه بهتر که خون خود را در درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهداء کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران، در روز عاشورا خون گرفته شود و نگهداری گردد تا از آن طریق، جان انسانهای بسیاری که نیازمند خونند، نجات یابد. گرچه این کارمثل قمه زنی، تأمین کننده احساس عاطفی فرد نباشد ولی قطعاً رضایت خداوند و سید الشهداء علیه السلام را بیشتر در پی دارد. کاش روزی صدقه دادن خون نیز مثل صدقه و کمک مالی لباس و غذا و ... مرسوم گردد
و با قصد قربت انجام گیرد. کی گفت حسین، بر سرخویش بزن؟ با تیغ، به فرق خویشتن نیش بزن؟ تیغی که زنی بر سرخود، ای غافل بر فرق ستمگران بد کیش بزن [1] [1] رجوع شود به کتاب فرهنگ عاشورا جواد محدثی ص359-358. پایگاه حوزه 1206
اگر شخصی که در حال احتضار است دارای اموالی باشد که ورثه از آن اطلاع دارند و همچنین اموالی دارد که ورثه از آن بی اطلاع هستند. با توجه به اینکه کلیه ماترک وی به وراث تعلق خواهد داشت آیا اگر این محتضر به وراث از وجود اموال مخفی مثل گنج یا طلبی که دیگری دارد خبر ندهد، به وراث بدهکار خواهد بود؟ 1(- کسی که نشانه با مرگ را در خود می بیند، اگر مالی پیش کسی دارد یا در جائی پنهان کرده است که ورثه نمی داند چنانچه به واسطه ندانستن حقشان از بین برود باید به آنان اطلاع دهد . [1] 2(- فتوای امام خمینی و نظر دیگر فقها مطلق است و شامل زیاده بر ثلث و به مقدارر ثلث و یا کمتر از آن هم می شود. 3(- وصیت محتضر در ثلث مال خودش نافذ است و بیش از آن موکول به اجازه وارث است. 4(- اگر مال محتضر در جایی پنهان باشد علاوه بر اینکه تضییع حق وارث است اضاعه و تلف مال هم محسوب می شود و جایز نیست و اگر پیش کسی باشد یا باید تحت یکی از عناوین مانند وصیت، هبه و... او را مالک
قرار دهد که تخصصا از بحث ما خارج است، یا باید وارث را در جریان آن مال قرار دهد و نمی تواند آن مال را معلق رها کند . [1] توضیح المسایل امام خمینی مساله 2703 پایگاه حوزه 3149
آیا بعد از تکبیرة الاحرام نماز و قبل از سوره حمد، مستحب است که انسان بخواند: « وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ ...»؟ مستحب است که انسان علاوه بر تکبیرة الاحرام ، شش تکبیر دیگر بگوید یا قبل از تکبیرة الاحرام و یا بعد از آن و یا در وسط آنها تکبیرة الاحرام را بگوید و موافق با احتیاط، اولی است و افضل اینست که بعد از آخرین تکبیر (تکبیر هفتم) بگوید: « وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ ... [1] » [2] [1] ر ر ر- ر ر رر ررسوره انعلم، آیه 79. [2] تحریر الوسیله امام خمینی (س)، ج 1، القول فی تکبیرة الاحرام مسأله 2. پایگاه حوزه 2-6069
آیا می توان نذوراتی که در دسته جات و هیئت های عزاداری جمع می شوند را در ساخت مدرسه هزینه کرد؟ به جهت نذر بستگی دارد اگر نذورات جهت هزینه شدن در هیئات عزاداری پرداخت شده اند نمی توان در غیر مورد آن را مصرف کرد. [1] [1] توضیح المسائل امام خمینی(ره) مسأله 2663. پایگاه حوزه 4425
لطفا کتابهایی در باره اسرار مناسک حج معرفی نمایید؟ پیام های حضرت امام خمینی(ره) به حجاج بیت الله الحرام و مجموعه بیانات ایشان در این مورد، و همچنین پیام های مقام معظم رهبری در این خصوص و کتاب اسرار الحج و صهبای حج حضرت آیت الله استاد جوادی آملی و همچنین آقای ضیاء آبادی و آقای قرائتی را مطالعه فرمایید. پایگاه حوزه 3173
معروفترین کلام حضرت امام خمینی(ره) پیرامون نقش موثرتربیتی زن در اسلام که در ان موجبات کسب مراتب و مدارج ایمانی مردان می گردد، را بیان نمایید. از دامن زن مرد به معراج می رود. 2 زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند. 3قرآن کریم انسان ساز است و زنان نیز انسان ساز. پایگاه حوزه 7472
یکی از دوستان سنی من می ظگوید در کتاب ظهای امام خمینی آمده است که همه پیامبران برای اقامه عدل در جهان آمده ظ اند ولی همگی در انجام این مهم موفق نشده ظ اند، حتی حضرت محمد (ص) نیز اگر چه برای اصلاح بشریت و اقامه عدل آمده است موفق نشده است و تنها کسی که در انجام این مهم موفق می ظشود حضرت مهدی (عج) است که ذخیره الهی است و خواهد توانست در جهان اقامه عدل کند سعی کنید در این گونه موارد آدرس منابع خود را مشخص تر بیان کنید و اینک جواب مطالب: 1- پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ع) وظایف خود را به نحو احسن انجام دادند و ذره ع ای فروگذار ننمودند. کوچکترین تقصیری و یا قصوری از آنان صادر نشده است اما زمینه و بستر عملی شدن همه برنامه ع های الهی آنان وجود نداشت. پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) چندین سال پیامبری خود را از عموم مردم مکه پنهان می ع داشت، از مکه به مدینه هجرت کرد و در دو سالی که در مدینه بود قریب 70 جنگ داشت. آرزوها و آرمان ع های او که آرمان قرآن و اسلام بود، در زمان حیات ایشان به
وقوع نپیوست چون موانعی باعث جلوگیری از اجرای آنها می ع شد. امیرالمؤمنین(ع) نیز می ع خواست که معاویه برانداخته شود و شام از چنگال فریب او بیرون بیاید ولی نشد و..... مقصود حضرت امام خمینی(ره) این بوده است و نه آنکه خدای نکرده آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کرده ع اند؛ اصولاً علمای شیعه از جمله امام خمینی ره، معصومین علیهم السلام را معصوم از خطا و گناه می ع دانند؛ یعنی نه جهل و نادانی به ساحت آنان راه دارد و نه گناه و معصیت. مقدر الهی شده است که بالاخره روزی دین خدا جهان را تسخیر کند و آن زمانی است که زمینه ع ها فراهم باشد و انشاءالله به تقدیر و اذن الهی این مهم در حکومت امام زمان(عج) رخ خواهد داد و عدل اسلامی با تمام جوانب آن اقامه خواهد شد. اینکه می ع گوئیم آن حضرت نتوانستند به این معنا نیست که پیامبر اکرم (ص) یا امامان (ع) قدرت این کار را نداشتند و یا کوتاهی کردند، بلکه مراد این است، همانطور که مشیت الهی بر این قرار گرفته تا انسان ها با اختیار خود راه کمال را انتخاب کنند، مسئله حکومت نیز همینطور است. امامان تلاش خود را نمودند و در جایی که مردم آنان را همراهی ننمودند و حکومت غیر مشروع را ترجیح
دادند، وظیفه امامان آن نیست که آنان را با زور به حکومت اسلامی بکشانند، البته تبلیغ و ارشاد می ع نمودند. پس علت عدم موفقیت امامان به عدم اراده مردم از داشتن یک حکومت مشروع بر می ع گردد والا از راه غیر عادی آنان می ع توانستند بر انسان ع ع ها مسلط شوند. 2- آن چیزی که راجع به حضرت فاطمه(س) نقل شده است و به عنوان مصحف فاطمه معروف است که آنچه بر ذریه آن حضرت تا روز قیامت وارد می ع شود در آن مکتوب است، چیزی نیست که امام خمینی از پیش خود گفته باشد، بلکه این حدیث از امام صادق(ع) و دیگر ائمه وارد است و امام این حدیث شریف را تحلیل و تفسیر نموده است. [ i ] 3- در مورد امام حسن (ع) علاوه بر آنچه که در شماره یک آمد باید گفت که امام ره از وضعیت زمان امام حسن مجتبی (ع) و امیرالمؤمنین (ع) متأثر است نه از امام علی بن ابی طالب و حسن بن علی علیهما السلام که برای روشن شدن موضوع چند جمله از بیانات ایشان را نقل می ع کنیم: امام راجع به مشکلات زمان حضرت امیرالمؤمنین (ع) می ع فرماید: آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است و نمونه بارز آن
مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام است که درتاریخ روش است. [ ii ] این پنج سال حکومت یا پنج شش سال حکومت حضرت امیر این با همه گرفتاری ع هایی که بوده است و با همه زحمت ع هایی که برای حضرت امیر فراهم شد، سَلبش(نبودش) عزای بزرگ است و همین پنج یا شش ساله، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند جشن برای عدالت جشن برای بسط عدالت. [ iii ] امام راجع به امام حسن مجتبی(ع) می ع فرمایند: امام حسن مجتبی(ع) قیام کرد تا وقتی که می ع توانست. وقتی که یک دسته علاف نگذاشتند که کار را انجام بدهد، با آن شرایط صلح کرد که مفتضح کرد معاویه را، آنقدر که حضرت امام حسن(ع) معاویه را مفتضح کرد به همانقدر بود که سیدالشهداء یزید را مفتضح کرد. [ iv ] امام حسن علیه السلام آنقدر گرفتاری که از این دوستان و اصحابش داشت از دیگران نداشت. اصحابی که توجه نداشتند که امام زمانشان روی چه نقشه دارد عمل می ع کند، با خیال ع های کوچکشان با افکار ناحقشان در مقابلش می ع ایستادند و غارتش کردند و اذیتش کردند و عرض می ع کنم که شکستش دادند. معاهده با دشمنش کردند و هزار جور بساط درست کردند. [ v ] خوب چناچه ملاحظه شد امام به اوضاعی اعتراض دارند که امام علی(ع) و امام حسن(ع) به آن
اعتراض داشتند نه نعوذ بالله به ائمه (ع). خداوند همه ما را هدایت کند. [ i ] - در این رابطه به اصول کافی ج2 ص 355 رجوع فرمائید. [ ii ] -ر صحیفه نور، ج21 ص92 . [ iii ] - صحیفه نورج1 ص168-167. [ iv ] - صحیفه نور ج1 ص173. [ v ] - صحیفه نورج8 ص89. پایگاه حوزه 8002
حجاب ظهای سبعه (هفت ظگانه) که امام خمینی(ره) در کتاب آداب الصلوة گفته ظ اند کدامند؟ حجاب در اصطلاح عرفا عبارت است از انطباع صور کائنات در قلب (قلب انسان را مادیات پر کند) بنحوی که مانع از تجلی نور حق گردد. حجاب در نزد عارفان به حجاب ع های نورانی و ظلمانی تقسیم می ع شود و این نیز گرفته شده از روایات نبوی «ص» و ائمه معصومین علیهم السلام است. حجب ظلمانی در عالم جسمانی است و حجب نورانی در ماوراء الطبیعه که مجرداتند، می ع باشد. این حجاب ع ها آدمی را از مشاهده ملکوت و جمال حق که کمال حقیقی است، باز می ع دارد. پس انسان سالک برای وصول به شمس حقیقت باید از این حجاب ع ها خلاصی یابد تا فانی در حق و باقی در حق گردد. [ i ] حضرت امام راحل «ره» می ع فرماید [ ii ] : «اول شرط تحقق سیر الی الله، خروج از بیت مظلم نفس و خودی و خود خواهی است. چنانچه در سفر حسی عینی تا انسان به منزل و جایگاه خویش است، هر چه گمان مسافرت کند بگوید من مسافرم، مسافرت تحقق پیدا نکند، مگر به خروج از منزل و اختفای آثار بد، همین طور این سفر عرفانی الی الله و مهاجرت شهودی، تحقق
پیدا نکند مگر به خروج از بیت مظلم نفس و اختفای آثار آن. تا جولان تعینات و دعوت اذان کثرت در کار است، انسان مسافر نیست، گمان مسافرت است و دعوی سیر و سلوک است، قال الله تبارک و تعالی: «وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِرًا إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللّهِ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا » [ iii ] (پایان کلام امام ره)ر موانع سیر و سلوک: مانع از وصول و رسیدن به قرب خداوند، حرکت نکردن و به راه نیافتادن است و مانع از حرکت نکردن، اراده نکردن است و مانع از اراده نکردن، عدم ایمان است و سبب عدم ایمان، هدایت نشدن است. [ iv ] و کسی که اراده سیر و سلوک می ع نماید، شرط اولش این است که سدّها و حجاب ع های بین خودش و خدای خودش را برطرف کند و سدّها، مال و تعصب و جاه توأم با معصیت می ع باشد. [ v ] و اما حجاب ع هایی که در آداب الصلوة ج 2، ص 110 به آن اشاره شده است، حجاب ع های است مه مانع بهره بردن کامل از قرآن می شود، نه حجاب ع های میان خلق و حق و حجاب ع های مصطلح عرفانی. امام راحل «ره» می ع فرماید: بر متعلم و مستفید از کتاب خدا لازم است که یکی
دیگر از آداب مهم را بکار ببرند تا استفاده حاصل شود و آن رفع موانع استفاده است که ما از آنها تعبیر می ع کنیم به حجب بین مستفید و قرآن و این حجاب ها بسیار است که ما به بعضی از آنها اشاره می ع کنیم: یکی از حجاب ع های بزرگ، حجاب خود بینی است که شخص متعلم خود را بواسطه این حجاب مستغنی ببیند. خلاصه برداشت از حجاب اول که امام ره ذکر می ع کند این است که آن کمالی که دارد مانع شود و طبق همان فنی که دارد، در فهم قرآن به آن بسنده کند و از افکار علما در فنون دیگر استفاده نکنند و حال اینکه موسی (ع) در مقابل خضر به علم خودش بسنده نکرد و حضرت ابراهیم (ع) از پروردگار ایمان و اطمینان شهودی خواست و "قل رب زدنی علما " [ vi ] درباره حضرت رسول «ص» نازل شده، که انبیا به آنچه داشتند بسنده نکردند و از خدا زیاده ع اش را خواستند. امام راحل می ع فرماید: حجاب دیگر حجاب آراء فاسده و مسالک و مذاهب باطل است و خلاصه آنچه در این مبحث توسط حضرت امام ره بیان شده را می ع توان چنین بیان نمود که معنی این حجاب، آن عقائد فاسدی است که در ذهن رسوخ کرده، مانند اینکه پنداشته است
راه معرفت الله بکلی مسدود است و دنبال فهم آیاتی که راجع به معرفت است نرود و حال اینکه معرفت الله غایت بعثت انبیاء است، الخ. یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از قرآن است، اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا فهمیده ع اند، کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را با تفسیری که ممنوع است اشتباه نموده ع اند...... در صورتی که استفاده اخلاقی و ایمانی و عرفانی بهیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رای باشد..... پس محتمل است تفسیر به رای راجع به آیات احکام باشد که دست آرا و عقول از آن کوتاه است و از ائمه سلام الله علیهم باید اخذ شود. یکی دیگر از حجب که مانع از فهم قرآن شریف است، حجاب معاصی و کدورات حاصله از طغیان و سرکشی نسبت بساحت مقدس پروردگار عالمیان است که قلب را حاجب شود از ادارک حقائق الخ. یکی دیگر از حجب غلیظه که پرده ضخیم است بین ما و معارف و مواعظ قرآن، حجاب حب دنیا است که بواسطه آن قلب تمام هم خود را صرف آن کند و وجهه قلب یکسره دنیا می شود و قلب بواسطه این محبت از ذکر
خدا غافل شود الخ. [ iiv ] در این صفحات، از آداب الصلوة که ذکر کردیم، پنج حجاب در رابطه با فهم معانی و معارف و مواعظ قرآن امام راحل ذکر می فرماید که بطور مختصر و خلاصه ذکر کردیم. و اما فرمایش امام راحل «ره» در کتاب "چهل حدیث" راجع به هفت حجاب که بطور خلاصه نقل می ع کنیم آن است که می ع فرماید: در این فقره از حدیث شریف که می ع فرماید: "کیف یوصف عبدا احتجب الله عز و جل بسبع " [ iiiv ] احتمالاتی داده ع اند که بعضی از آنها را ذکر می ع کنیم: احتمال اول: از فیض کاشانی است که می ع فرماید: برای خداوند هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است از این هفتاد هزار 7 حجاب برای رسول اکرم (ص) باقی مانده است. احتمال دوم: امام ره این احتمال را از علامه مجلسی «ره» نقل می ع نماید که مقصود این است: چطور می ع توان بنده ع ای (رسول اکرم) را توصیف کردر که خداوند که از بندگان به هفت حجاب پنهان است، اطاعت از او را (رسول اکرم) در زمین مثل طاعت خود (خدا) در آسمان قرار داده است. علامه مجلسی ره در اینجا مراد از سبع حجاب را هفت آسمانی که وحی حق از ماوراء آنها توسط پیامبر به ما می ع رسد گرفته است. احتمال سوم: قریب
به این احتمال، ولی هفت حجاب را حجب نوریه اسمائیه گرفته ع اند. احتمال چهارم: معنای حدیث این طور می ع شود: چگونه می ع تواند بنده ع ای را توصیف کرد که حق تعالی محتجب نموده او را به هفت حجاب الخ. هفت حجاب از طبیعت تا مرتبه مشیت مطلقه. بررسی: این هفت حجاب مربوط به حجب نوریه که مخصوص رسول اکرم می باشد و مقصود آنرا خدا و رسول الله و ائمه می ع دانند گفته شد مقصود آن هفت حجب یا هفت آسمان یا هفت حجب نوریه سمائیه یا هفت حجب از طبیعت تا مشیة مطلقه رسول اکرم است که این سه قول را از علما ذکر کردیم. و این هفت حجاب در این حدیث عمومی نبود و مخصوص رسول اکرم بود. والله عالم باالصواب. و اما حجب هفت گانه ع ای که در فرمایش حضرت امام راحل در سرّ الصلوةر ص 129 آمده است این است که می ع فرماید: هشام به حضرت موسی ابن جعفر «ع» می ع گوید: به چه علت تکبیرات مستحبه اول هر نماز هفت تکبیر شد؟ امام (ع) می ع فرماید: خداوند هفت آسمان و زمین را هفت طبقه و حجب را هفت حجاب خلق کرد، وقتی رسول اکرم شبانگاه به معراج رفت و میان او مقام پروردگار، قاب قوسین او ادنی بیشتر فاصله نبود، خداوند تبارک و تعالی
برای رسول اکرم یک حجاب از هفت حجاب را برداشت. رسول اکرم هم یک تکبیر گفتند. حضرت رسول کلماتی که در اول نماز می خوانند را قرائت فرمودند. حجاب دوم برداشته شد، باز رسول اکرم تکبیر گفتند، و هر حجابی که برداشته می شد یک تکبیر می گفتند تا حجاب های هفت گانه مرتفع شد و هفت تکبیر کامل شد. بعد از گفتن هفت تکبیر، خداوند متعال فرمود: الان به مقام مخصوص من رسیدی. پس نام مرا بر زبان جاری کن. بعد از اینکه گفته شد حدیثی که عدد هفت حجاب داشت مربوط به پیامبر (ص) بود، گفته می ع شود حجب میان خلق و حق زیاد است و قابل شمارش نیست. همین طور که در حدیث اشاره شد ان لله سبعین حجاب من نور و ظلم . حجاب ع های ظلمانی عبارت از حجاب های معصیت و حجاب ع های نوری عبارت از حجاب ع های فضائل و کمالات و مکاشفات است و انسان سالک در مثالی که از امام راحل «ره» نقل شد، مانند مسافری که وقتی تمام دیوارهای وطن را پشت سر گذاشت و دیوارها را ندید مسافر می ع شود، وقتی تمام چیزهایی که غیر خداست (تعینات مادی و معنوی) را ندید و مانند مسافر در راه توقف نکرد و هر حجاب نوری ور ظلمانی را
با قدم همت و ایمان طی کرد و همیشه مقام پروردگار را در نظر داشت به مقام پروردگار نزدیک می ع شود. آنوقت است که می ع تواند به اذن پرودرگار کار خدایی بکند. [ i ] - دائره المعارف تشیع، ج 6، ص 81. [ ii ] - چهل حدیث امام «ره»، ص 625. [ iii ] - وَ مَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی اْلأَرْضِ مُراغَمًا کَثیرًا وَ سَعَةً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِرًا إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللّهِ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امنِ فراوان و گسترده ای در زمین می یابد. و هر کس بعنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست؛ و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (سوره نساء، آیه 100( [ iv ] - احیاء العلوم، ج 3، ص 80. [ v ] - احیاء العلوم، ج 3، ص 81. [ vi ] - فَتَعالَی اللّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضی إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی عِلْمًا (طه 114( رپس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: «پروردگارا!
علم مرا افزون کن!» [ iiv ] - آداب الصلوة، ج 2، ص 117. [ iiiv ] - کافی ج 2 ص 182 حدیث 16. پایگاه حوزه 6-3627
آیا در قرائت نماز لازم است که مخارج و صفات حروف لحاظ گردد؟ ررر مدار و ملاک در صحت قرائت اداء کردن حروف از مخارج به وجهی است که اهل آن زبان بگویند فلان حرف را ادا کرده است ولی دقتهای علماء تجوید نیازی به رعایت ندارند این در مورد مخارج حروف بود اما صفات حروف ( از قبیل شدت و رخوت ج تفخیم و ترقیق و استعلاء و ...) نیازی به رعایت ندارند بلی احتیاط واجب در رعایت مد لازم می باشد [1] [1] تحریر الوسیله امام خمینی (ره) ج 1 القول فی القرائة و الذکر، مسئله 13. پایگاه حوزه 9-6132
ملاکها و شاخصهای اصلی تفکر دینی که از طریق نهادینه کردن آنها می توان احیای تفکر دینی کرد در کلام بزرگان مخصوصا امام و مقام معظم رهبری چیست؟ از زمان غیبت کبری تا کنون، اسلام از میان دانشمندان و متفکران و دلسوزان، احیاء گران بزرگی را دیده است که همواره سعی در احیاء تفکر دینی در میان مسلمانان و نجات آنان از چنگال استعمارگران و استثمارگران را داشته اند. از آنجایی که اسلام دارای ابعاد متعدد عرفانی، کلامی، فلسفی، اخلاقی و فقهی و... می باشد هر یک از این احیاءگران سعی کرده اند با احیاء بعدی از این ابعاد به احیاء تفکر دینی بپردازند. امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری از بعد فقهی اسلام به این مهم همت گماشته اند و این وجه تمایز احیاگری امام خمینی (ره) از سایر احیاگران است که موفقیت های چشمگیری را عاید جامعه اسلامی کرده است. این روش احیاء دارای ملاک ها و شاخص های زیادی است که در میان آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: [1] 1- فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است. 2- فقه جوابگوی تمام مسائل مطرح (مسائل روز جامعه) می باشد. 3- فقه ادعای سازگاری میان مدرنیته
و دین را ندارد و این مدرنیته است که باید حل مسائل خود را از دین طلب کند. 4- فقه قافله سالار احیاء دین است. بنابر این فقه باید قوی شود و فقیه در رأس قدرت قرار گیرد. 5- قدرت فقیه در سطح قدرت معصوم علیه السلام (صاحب احکام ولایتی و حکومتی) است. 6- فقیه باید به زمان خود آگاهی داشته باشد. 7- دگرگون شدن اجتهاد سنتی با در نظر گرفتن دو عنصر زمان و مکان در آن در جهت افزاش توانمندی فقیه. 8- تکیه بر اجتهاد سنتی جواهری، با حفظ پویایی فقه در همه زمینه ها. 9- حضور دین در زندگی اجتماعی مردم و حل مسائل بشری و جهت دهی زندگی اجتماعی از زندگی تا حکومت. 10- اعتماد بر مردم و نشان دادن قدرت عملی مسلمانان در برخورد با مسائل و مشکلات و توطئه های شوم. 11- حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمام زوایای زندگی بشریت و برخورد با تمامی مشکلات و معضلات اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی است. 12- حکومت دینی باید واجد مصلحتی فراتر از هر مصلحت دینی تصور گردد و مصلحت نظام باید در زمره احکام اولیه باشد. 13- حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص) است یکی
از احکام اولیه اسلام است و بر تمام احکام فرعیه مثل نماز و روزه و حج و... مقدم است. ر اینها مهم ترین شاخص هایی است که با نهادینه کردن آنها می توان به احیاء تفکر دینی موفق شد. [1] مجله حوزه و دانشگاه، ش 30، ص 62- مقاله امام خمینی و احیا دین و نظریه ولایت فقیه، ص 62 به بعد. پایگاه حوزه 3556
استفاده از حریر تا چه حد جائز است؟ 1- در فقه شیعه پوشیدن لباس، از حریر خالص برای مردان حرام می باشد و نیز برای مردان خواندن نماز با آن حرام ورموجب بطلان نمازراست [1] . 2-اگر لباس حریر ناخالص باشد و الیاف دیگری در آن بکار رفته باشد پوشیدن آن و نماز خواندن با آن اشکال ندارد. 3-نماز خواندن بر روی سجاده ای که از حریر باشد اشکال ندارد و می توان در هنگام خوابیدن هم جنس حریر را به خود پیچانده وربعنوان پتو و لحاف راز آن استفاده رکردرولی لباس پوشیدن از حریر خالص برای مردان در نماز خواندن و غیر نماز اشکال دارد [2] . [1] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)ج1 ص 464 مسأله 834 . [2] تحریر الوسیله ج1 ص139 مساله 15، مقدمات الصلاة، الستر و الساتر. پایگاه حوزه 7564
چه موقع باید نماز آیات را باید بجا آورد؟ نماز آیات به واسطه چهار چیز واجب می شود: 1- گرفتن خورشید 2- گرفتن ماه گر چه مقداری کمی از آنها گرفته شود و کسی هم نترسد.3- زلزله اگر چه کسی نترسد 4- رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند که بنا بر احتیاط واجب برای اینها هم باید نماز بخواند. از وقتی خورشید یا ماه شروع به گرفتن می کند انسان باید نماز را بخواند و بنا بر احتیاط واجب باید به قدری تأخیر نیاندازد که شروع به باز شدن نماید. رموقعی که زلزله و رعد و برق اتفاق می افتاد انسان باید فوراً نماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند ادا است. [1] [1] توضیح المسائل امام خمینی(ره) ص 214 مسأله های 1491.تا 1506. پایگاه حوزه 6635
آیا می شود در مورد موسیقی و موردهای جائز و غیر جائز آن توضیح دهید؟ 1- در میان فقهای عظام بحثی مطرح است که آیا غنا حرمتی ذاتی دارد یا وقتی همراه با باطل و اشاعه فحشاء و فساد و یا سخنی که انسان را از خدا دور کند حرام می شود؟ عده اول بر اثبات حرمت غنا به قرآن و سنت و اجماع استدلال کرده اند ولی دسته دوم این استدلال را کافی ندانسته و می گویند همه ادله فی الجمله دلالت بر حرمت می کند مثلاً خداوند با آوردن (لهو الحدیث) نوع غنای (آواز) حرام را مشخص کرده است. با توجه به این که این بحث کاملاً تخصصی است و از ورود به آن صرف نظر می کنیم، به هرحال فقهای معاصر اکثراً قائل به عدم حرمت ذاتی غنا شده اند. 2- در استفتائی که از محضر امام خمینی(ره) شده است ایشان فرموده اند(آن چه در اسلام حرام است موسیقی مطرب است)ر تشخیص مطرب بودن یا نبودن هم بر عهده خود مکلف است و این یک موضوع عرفی است به این معنا که شارع مقدس احکام را بر موضوعات بار کرده و تشخیص موضوعات نیز بر عهده عرف و مردم واگذار شده است و در صورت شک هم حکم به عدم حرمت
می شود [ i ] . [ i ] معصومی سید مسعود، احکام روابط زن و مرد ص216-201. پایگاه حوزه 2-8705
موسیقی مجاز از دید اسلام به طور دقیق به چه نوع موسیقی ظ ای گفته می ظشود؟ برای ر آگاهی از نظر حضرت امام خمینی «ره» و دیگر مراجع تقلید متن استفتاء و جواب ایشان را عینا می آوریم: س- حکم موسیقی چیست و به چه آهنگ ع هائی موسیقی گفته می ع شود و با صدای مشکوک چه فرقی دارد و آیا آهنگ ع هایی که رادیو و تلویزیون پخش می ع کند از نظر شرعی اشکال دارد؟ جواب حضرت امام خمینی «ره» : موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانعی ندارد و تشخیص با عرف است. [ i ] فتوای حضرت آیت الله خامنه ع ای: س- ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ ج- هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی و مطرب که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می شود.. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد به خودی خود اشکال ندارد. [ ii ] س- منظور از موسیقی مطرب و لهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟ ج- موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگی ع هائی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی بندوباری و گناه سوق دهد و مرجع تشخیص
موضوع عُرف است. [ iii ] فتوای حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: صوتی که با ترجیع و طرب همراه باشد و مناسب مجالس لهو لعب باشد«غنا»و حرام است. و در پاسخ این سؤال که غنا چیست؟ فرموده ع اند: غنا آوازی است که در آن صدا را در گلو می ع گردانند (که در زبان عرفی چهچهه می ع گویند) که طرب انگیز و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد و این حرام است. [ iv ] فتوای حضرت آیت الله مکارم شیرازی: کلیه صداها و آهنگ ع هایی که مناسب مجالس لهو و فساد باشد حرام و غیر آن حلال است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف «متدینین» خواهد بود. [ v ] [ i ] - کتاب استفتائات از محضر امام ج 2، ص 14. [ ii ] - أجوبة الاستفتاءات(ترجمه فارسی) ص 248 سؤال 1127. [ iii ] - أجوبة الاستفتاءات(ترجمه فارسی) ص 248 سؤال 1129. [ iv ] - جامع المسائل، ج 1، ص 252. [ v ] - بخش استفتائات توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 803، و قید متدینین را ایشان در کتاب استفتائات خود ذکر کرده است. پایگاه حوزه 2327
موضوع وصیت نامه امام خمینی(ره) چیست؟ وصیت نامه حضرت امام(ره) یک وصیت سیاسی، الهی، عبادی، اخلاقی، اجتماعی است که ایشان محصول عمر خود را که تماماً در مسیر کمال و تعالی جسم و روح بوده تقدیم کرده است، عمری که تماماً خودسازی و معرفت و تفقه و عرفان و مبارزه بوده، مبارزه با تمامی مظاهر شرک، تمامی ابر قدرتها با همه قوای سیاسی و نظامیش. حضرت امام(ره) در این وصیت نامه چگونگی رسیدن به کمال در پرتو قرآن و ائمه معصومین سلام الله علیهم و حقانیت مذهب تشیع (دوازده امامی) و بطلان عقائدی چون وهّابیّت و جامعیّت اسلام به عنوان دین واحد و مسائل مهمی چون اتّحاد دین و سیاست، مراکز تعلیم و تربیت، دانشگاهها و حوزه های، مجلس شورای اسلامی و جایگاه آن، اهمیت قوای مسلح و... اشاره کرده است. پایگاه حوزه 2-6364
نام چهار نوع روزه مستحبی که خیلی سفارش شده است چیست؟ به جز روزهای عید قربان و عید فطر که روزه گرفتن حرام و عاشورا که روزه گرفتن مکروه و ماه مبارک رمضان که روزه گرفتن واجب است، درتمام روزهای سال، روزه گرفتن مستحب است. ولی استحباب بعضی از روزها و ایام سال بیشتر تأکید شده است مانند: الف- تمام روز های ماه رجب و ماه شعبان ب- روز های پنجشنبه اول و آخر هر ماه. ج- روز های 29 ذی القعده و اول تا نهم ذی الحجه و 18 ذی الحجه و اول و سوم محرم د- روز مبعث پیامبر اکرم(ص) )27 رجب) روز میلاد پیامبر اکرم(ص)) 17 ربیع الاول) روز 25 ذی القعده (دحو الارض) روز 24 ذی الحجه (روز مباهله) تمام روزهای پنجشنبه و جمعه های سال و روزهای 13 و 14 و 15 هر ماه (ایام البیض) [ i ] . [ i ] - توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1، ص:967، 968 پایگاه حوزه 1-3375
در رساله آیت الله فاضل لنکرانی بیان شده است که: بودن موی گربه بر لباس نمازگزار باعث باطل شدن نماز می شود، می خواستم سؤال کنم که آیا مراجع تقلید دیگر با این نظر موافق می باشند؟ از شرایط لباس نمازگزار این است که از اجزای حیوان حرام گوشت، همراه آن نباشد. حضرت امام خمینی- آیت الله بهجت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی و دیگر فقهاء در فرض مرقوم نماز را باطل می دانند ولی حضرت آیت الله سیستانی یک موی حیوان حرام گوشت (مثل گربه) یا چیزی از آن که مثلا در قوطی باشد و با خود حمل کند مبطل نماز نمی دانند (اگر چه اجزاء حیوان حرام گوشت را در لباس جایز نمی داند). ر(ر.ک رساله عملیه دوازده مرجع، بحث مربوط به لباس نمازگزار مسأله 824( موارد مربوط: شرایط لباس نمازگزار راحکام نماز - (وقت شناسی - قبله شناسی و پوشش) - فصل چهارم: پوشش - محمد وحیدی شرط سوم لباس نمازگزار... رتوضیح المسائل حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف) - لباس نمازگزار - شرط چهارم پایگاه حوزه 6209
اگر با همسر خود که در زمان عادت ماهانه است همبستر شویم؛ حکم آن چیست؟ جماع کردن در ایام پریود (عادت ماهانه) هم برای مرد و هم برای زن حرام است و اگر شماره روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اوّل آن با زن خود در قبل [ i ] رجماع کند، بنابر احتیاط واجب هیجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد. و اگر در قسمت دوم جماع کند، نه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند، باید چهار نخود و نیم بدهد. مثلا زنی که شش روز خون حیض می بیند، اگر شوهرش در شب یا روز اول و دوم با او جماع کند باید هیجده نخود طلا بدهد و در شب یا روز سوم و چهارم نه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار نخود و نیم بدهد. [ ii ] [ i ] مقصود نزدیکی در فرج و عضو جنسی می ع باشد. [ ii ] جواب طبق فتوای حضرت امام می باشد. توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی) ج1 رر ص 261 رر مسأله 452 . پایگاه حوزه 2-3295
امام خمینی (ره) فرمودند که شیعه و سنی برادران همدیگر هستند و ما با هم متحد هستیم، اما من از یک شخص شنیدم که امام خمینی (ره) این را فرمود تا از سنی ها در جهت اسلام استفاده کنند و در واقع امام خمینی(ره) با گفتن شیعه و سنی برادر هم هستند تقیه کرده است. حال من می خواهم بدانم آیا سنی ها واقعاً برادر ما هستند؟ 1- ما با برادران اهل سنت خود در بعضی از مسائل اعتقادی اختلافاتی داریم اما دعوا و درگیری نداریم زیرا در تمام زمینه ها اشتراکات زیادی داریم. ما می گوییم شیعه و سنی باید بر مشترکات خود تکیه کرده و اختلافات خود را با منطق و گفتگو و دور از احساسات غلط و ضد عقل و درایت به بحث بگذارند و دشمنان جدی جهان اسلام یعنی صهیونیست ها و مشابه آنان را هدف قرار دهند. وحدت بین شیعه و سنی یک ضرورت عقلی و لازم است. 2- روایات رسیده از بزرگان تشیع و خاصه ائمه اهل البیت علیهم السلام حاکی از سفارش آن حضرات به حفظ وحدت و در عین حال حفظ حدود حقیقی تشیع می باشد. ائمه اهل الیت علیهم السلام سفارش کرده اند که تفرقه ایجاد نشود و حتی به نماز خواندن
پشت سر برادران اهل سنت، جهت تقویت شوکت جهان اسلام سفارش و تشویق نموده اند. 3- حضرت امام خمینی (ره) هم که منادی اسلام ناب محمدی (ص) بودند، بر احوال مسلمین غیرت می ورزیدند و از وضعیت آنان بسیار متأثر بودند و به طور جد و حقیقی خواهان وحدت کلمه مسلمین بر علیه دشمنان مشترک آنان و دشمنان اصل اسلام و دیانت بودند و در این بیان خود محتاج به تقیه و امثال آن نبودند. پایگاه حوزه 7545
چند نفر از علما شرکت در نماز جمعه را واجب می ظدانند؟ اگر ممکن است نام ببرید؟ و نظر آقای بهجت و سیستانی را هم بگویید؟ حضرت امام خمینی (قدس سره) و آیت الله العظمی اراکی (ره) نماز جمعه را واجب تخییری می دانند یعنی مکلف در ظهر جمعه مخیر است که نماز ظهر را بجای آورد یا نماز جمعه. گرچه طبق نظر این دو مرجع نماز جمعه افضل از نماز ظهر است و کافی از نماز ظهر است. آیت الله العظمی فاضل لنکرانی نیز قائل به وجوب تخییری می ع باشند و همچنین حضرات آیات عظام خوئی [ i ] (ره) و سیستانی (مدظله) نظر به وجوب تخییری نماز جمعه دارند حضرات آیات عظام گلپایگانی (ره) و صافی (مد ظله) نمازجمعه را واجب نمی دانند بلکه جایز می دانند و آن را کافی از نماز ظهر نمی دانند. آیت الله العظمی بهجت نماز جمعه را واجب تخییری می دانند و کفایت از نماز ظهر می کند . قائد عظیم الشأن انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نماز جمعه را واجب تخییری می داند ور طبق نظر ایشان کفایت از ظهر می کند. آیت الله العظمی جواد تبریزی در صورت اقامه نمازجمعه با شرائط آن، آن را بنابر احتیاط، واجب می دانند. آیت الله العظمی مکارم شیرازی نماز جمعه
را واجب تخییری می دانند [ ii ] . [ i ] - ایشان می گویند: اصل اقامه ی آن واجب تخییری است اما وقتی با شرایطش اقامه شد مثلا امام جمعه عدالت داشت و...، حضور در نماز به احتیاط وجوبی واجب است.صراط النجاة (للخوئی مع حواشی التبریزی)، ج2،
ص: 81 [ ii ] -ر جواب با استفاده از توضیح المسائل مراجع تهیه شده است. پایگاه حوزه 4603
نماز جمعه از نظر کدام یک از مراجع عظام فعلی واجب عینی و یا حرام و یا مباح می باشد؟لطفا مدارک این سه قول را بیان بفرمائید. نماز جمعه از نظر حضرات امام خمینی(ره)، آیت الله اراکی، آیت الله خامنه ای: واجب تخییری است. واز نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در زمان تشکیل حکومت اسلامی احتیاط در انجام نمازجمعه است اما رعایت این احتیاط لازم نیست. واز نظر حضرت آیت الله شبیری زنجانی: در زمان غیبت حضرت علیه السلام خواندن نماز ظهر در وقتِ امکان حضور در نماز جمعه با شرایط معتبر، خلاف احتیاط است. از مراجع عظام فعلی نظر کسی را که قائل به حرمت نماز جمعه باشد نیافتیم. [ i ] [ i ] -توضیح المسائل مراجع،جلد1،صفحه 871 به بعد. پایگاه حوزه 5754
نظرات مراجع در خصوص تراشیدن ریش، چیست؟ مراجع بزرگی هم چون حضرت امام(ره)، فاضل لنکرانی، سیستانی، وحید خراسانی، تبریزی و مقام معظم رهبری احتیاط واجب در ترک می دانند و دیگر بزرگانی چون آقایان بهجت، نوری همدانی، شبیری زنجانی و صافی قائل به حرمت شده اند [1] . [1] توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج2، ص: 1019و 1018، س 1412و 1413 و 1414 و 1415 و 1417و ر1019. پایگاه حوزه 6135
آیا باید قضای نمازهایی که در مکه برای حفظ وحدت با اهل تسنن به جماعت می خوانند به جا آورند؟ ( از آیت الله مکارم شیرازی تقلید می کنم ) فتوای آیت الله مکارم شیرازی در مورد نمازهایی که در مکه با اهل سنت به جماعت خوانده شده است این است که قضا و اعاده لازم نیست و کافی است [ i ] . [ i ] مناسک حج امام خمینی باحواشی مراجع صفحه 508،مسأله 1313 . پایگاه حوزه 1-9854
آیا کسی که مقلد امام خمینی (ره) است و حداقل هفته ای یک یا دو روز به مأموریت می رود و باید طبق فتوای ایشان نمازها را شکسته بخواند، می تواند به فتوای مرجع تقلید دیگری که نماز چنین شخصی را کامل می داند، مراجعه کند؟ بستگی دارد که این شخص به تقلید کدام مجتهد زنده به تقلید امام(ره) باقی مانده است. اگر آن مجتهد بقاء بر میت مجتهد را در صورتی که اعلم باشد واجب می داند و این شخص هم امام (ره) را اعلم می داند، نمی تواند به مجتهدین کنونی عدول نماید. [ i ] [ i ] توضیح المسائل مراجع،ج1،ص25 پایگاه حوزه 1775
می خواهم روش خواندن نماز شب را یاد بگیرم؟ 1. نماز شب و فضیلت آن الف: از منظر آیات: ردر بین نوافع، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن درباره آن تأکید و سفارش بسیار شده است. خدای متعال به پیامبرش می فرماید: مقداری از شب را به تهجد بپرداز این برای تو مستحب است شاید خدا تو را به مقام برگزیده ای مبعوث گرداند [1] و در تعریف بندگان خاص الهی می گوید: کسانی که شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می کنند [2] و در توصیف مؤمنین می فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا کنند و با بیم و امید خدای را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند، پس کسی نمی داند چه نعمتهایی که موجب چشم روشنی آنها می شود و در پاداش اعمالشان ذخیره شده است [3] ب: از منظر روایات: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می کند خدا قلبش را نورانی می گرداند، وقتی می گوید: یارب یارب از جانب خدا گفته می شود: لبیک عبدی، هر
چه می خواهی طلب کن تا عطا کنم و خدا به فرشتگانش گوید... شما شاهد باشید که بنده ام را آمرزیدم. [4] و رسول خدا (ص) فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده داران هستند [5] و هم فرمود: آن قدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم نیکان امت من شب را نخواهند خوابید [6] و باز فرمود: دو رکعت نماز در وسط شب از دنیا و ما فیها نزد من محبوبتر است. [7] آثار نماز شب در روایات: رامام صادق (ع) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می کند، رزق را زیاد و قرض را ادا می کند و اندوه را برطرف می سازد و چشم را جلا می دهد. [8] پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: نماز شب وسیله ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه، نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می باشد. بدن را آرامش می دهد و شیطان را خشمگین می کند سلاحی بر علیه دشمنان و وسیله ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال، روزی انسان را توسعه می دهد شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می شود، چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می باشد. در قبر تا قیامت مونس
و زائر نمازگزار خواهد بود نماز بر سرش سایه می افکند، تاجی برسرش و لباسی بر بدنش می گردد، نور پیش رویش حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود، برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می باشد زیرا نماز تکبیر است و حمد و ستایش و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا و البته بهترین اعمال خواندن نماز در اول وقت آن است [9] 2 . کیفیت نماز شب الف: وقت نماز شب: از نصف شب تا فجر صادق (اذان صبح) وقت نماز شب است و نماز شب در سحر از فضیلت بیشتری برخوردار است و تمام ثلث آخر شب سحر محسوب می شود و بهترین وقت سحر هم نزدیک فجر صادق است و بهتر از این آن است که نماز شب به تفریق خوانده شود چنانچه این سنت پیامبر (ص) بوده است (یعنی پشت سر هم نخواند و با فاصله بخواند) ب:رکعات نماز شب: 11 رکعت است که 8 رکعت آن )4 نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب خوانده می شود که شکل آن مانند نماز صبح است [با این تفاوت که اولاً به نیت نافله شب می خواند و مستحب است و ثانیاً
می تواند بلند یا آهسته بخواند] و بعد از آن 2 رکعت به نیت شفع می خواند و در آخر هم یک رکعت به نام وتر بجای می آورد. ج: مستحب است که در قنوت نماز وتر 70 مرتبه " استغفرالله ربی و اتوب الیه " و برای 40 مؤمن دعا و استغفار کند مثلاً 1. اللهم اغفر الامام الخمینی 2. اللهم اغفر آیت الله البروجردی 3 اللهم اغفر شهید چمران و... و 300 مرتبه الهی العفو بگوید و هفت مرتبه " اللهم هذا مقام العائذ بک من النار" بخواند. البته اگر بعضی از اینها)70 مرتبه استغفار و یا دعا برای 40 مؤمن و یا 300 مرتبه العفو گفتن) را هم بخواند ایرادی ندارد. و: چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند. ه: اگر وقت کم باشد می تواند تنها شفع و وتر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد تنها شفع را بخواند. ج: خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است. د: برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید. (با استفاده از تحریر الوسیله ج 1 ص 123 حضرت امام خمینی ره
و کتاب خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس) آیت الله ابراهیم امینی ص 281 279(. [1] سوره اسراء، آیه 79 [2] سوره فرقان، آیه 64 [3] سوره سجده، آیه 16. [4] بحار الأنوار ج 87 ص 139 [5] بحار ج 87 ص 138 [6] بحار ج 87 ص 130 [7] بحار ج 87 ص 148 [8] بحار ج 87 ص 153 [9] بحار الأنوار ج 87 ص 161، خودسازی تهذیب و تزکیه، ابراهیم امینی ص 279. پایگاه حوزه 1221
نگه داری و تنبیه بچه یتیم 7 ساله چه حکمی دارد؟ 1(- خدمت و محبت به یتیم بسیار قابل ستایش و مورد رضایت خداوند است یتیم از آن جهت که پدر که منبع لایزال محبت به فرزند است را از دست داده است نیازمند جبران نسبی این کاستی در محبت است و البته ابراز محبت می تواند به شکل خدمت هایی متنوع ظهور یابد. گاهی با خریدن لباس نو و گاهی با خوراندن غذای دلخواه او و گاهی با تفریحات سالم و گاهی هم با تأدیب و آموختن آداب فردی و اجتماعی و وادار کردن او به رعایت اخلاق انسانی و پیشرفت در علوم و فنون. 2(- تنبیه بدنی جز در موارد اندک شیوه ای ناپسند و غیر مقبول است خصوصاً اگر در این تنبیه بدنی به جای توجه به آثار تربیتی آن دنبال تخلیه عصبانیت ها و عقده های خود باشیم و این بدترین نوع تنبیه بدنی و سرکوفت های زجرآور است. نصیحت به جوانان و نوجوانان و کودکان باید غیر مستقیم و مهربانانه باشد. 3(- به لحاظ احکام شریعت اگر کتک زدن کودک موجب سیاه یا سرخ یا کبود شدن بدن او شود دیه دارد و باید دیه آن به آن کودک پرداخته شود.
[1] [1] توضیح المسائل المحشی للإمام الخمینی، ج 2،سؤال 22، ص 831. پایگاه حوزه 0674
اطلاعاتی درباره ی طرز برخورد و رفتار بزرگان دینی و اولیاء الهی در مصائب، برای من ارسال نمایید. قرآن از فلسفه خلقت انسان به عبادت و بندگی خدا یاد نموده است، و بندگی که خود سیر تکاملی است همراه با گرفتاری و مشکلات است، چنانچه در قرآن به این معنا توجه شده است: یا أَیُّهَا اْلإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقیهِ [1] راغب « کدح » را بمعنی تلاش نمودن و خسته شدن دانسته است. و از این کلمه « سیر » هم استفاده می شود چون با کلمه « الی » متعدی شده است، و از کلمه « فملاقیه » هم استفاده می شود که هدف نهائی این سیر و تلاش خدای سبحان و ملاقات با اوست. [2] انسان در این سیر تکاملی دائما با سختی و گرفتاریها و مصائب روبرو است، به همین جهت قرآن و عترت انسان را دعوت به پایداری و مقاومت نموده چنانچه آن بزرگواران از گرفتاریها و مصائب در راه خدا و بندگی استقبال نموده اند نه آن که از سر بی اطلاعی با گرفتاریها روبرو شوند. بلکه در متون روایی آمده است: « البلاء للولاء » [3] یعنی بلا و گرفتاری برای ولی خداست. اگر
خدا نسبت به بنده ای لطف مخصوص دارد، او را گرفتار سختی ها می کند. « ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا ». [4] خدا زمانیکه بنده ای را دوست دارد او را در دریای شدائد غوطه ور می سازد. [5] مانند مربی شنا که شاگرد تازه کار خود را وارد آب دریا می کند تا تلاش کند و دست و پا بزند، در نتیجه ورزیده شود. و شناگری که شنا را یاد گیرد، خدا هم بندگانی را که می خواهد به کمال برساند در بلاها غوطه ور می سازد. [6] نمونه بارز این معنا قیام ابا عبدالله (ع)، امام سجاد (ع) حضرت زینب کبری (س) و سایر شهدا و اسرا ء در جریان کربلا است. واقعا زینب کبری (س) نه تنها صبر کرد، ربلکه صبر را از کار خود حیران نمود، چنانچه از سخنان آن حضرت پیداست: « اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان » [7] این سخن نمایشگر عظمت عرفان و صبر و پایداری حضرت زینب (س) است. زینب (س) تربیت شده دامن فاطمه زهرا (ع) است حضرت زینب (س) که جای خود دارد بلکه اسماء بنت عمیس که افتخار خدمتگذاری حضرت زهرا را دارد، از این خاندان فر ا گرفته است که رچگونه باید
در گرفتاریها صبر پیشه کند. این بانوی بزرگوار وقتی خبر شهادت فرزندش محمد بن ابی بکر را - که در سن 28 سالگی عمال معاویه سر او را بریدند سپس در شکم الاغ قرار دادند و بعد او را سوزاندند ، ربه او دادند ، این بانوی بزرگ گر چه این خبر برایش سنگین بود تا آنجا که از پستانش خون جاری شد لکن صبر کرد . همچنین شهادت شهید ثانی به جرم شیعه گری که به طور وحشیانه ای انجام گرفت، او را سوزاندند و خاکسترش را به باد دادند. و نیز مرحوم حضرت امام خمینی (ره) وقتی در نجف اشرف با مرگ آقا مصطفی روبرو می شود می فرماید: « مرگ مصطفی از الطاف خفیه الهی بود » . [8] جهت اطلاع از اینکه اولیاء خدا و علماء بزرگ چگونه با مصائب برخورد نموده اند به کتابهای : « آرامش بخش دلهای داغدیده » ، ترجمه مسکن الفؤاد، شهید ثانی. شهدای راه فضیلت، از علامه امینی (ره). قصص العلماء. عدل الهی، شهید مطهری. قصص الانبیاء . مراجعه نمائید. و نیز تفسیر قرآن ذیل آیاتی که در رابطه با صبر و گرفتاری بحث می کند. [1] - رسوره انشقاق، آیه 6 . [2] - المیزان، ج 2، ذیل آیه
6 سوره انشقاق . [3] - مبزان الحکمه ج1، ص520 . و نیز ر. ک: تفسیر المیزان ج 5، ص 250 . [4] -اصول کافی ج2، ص 253. [5] - عدل الهی، ص 141. [6] - عدل الهی، ص 141 . [7] - ربه نقل از کتاب بانوی شجاع کربلا، ص 142 . [8] - ترجمه مسکن الفؤاد، از شهید ثانی، ص 18. پایگاه حوزه 6676
اگر انسان در انجام رعایت طهارت و نجاست به حالت وسواس برسد آیا رعایت آن ضروری است یا خیر ؟ اولا تا یقین به نجس بودن چیزی نداشتیم اجتناب از آن لازم نیست ، و ثانیا در جایی که یقین به نجاست چیزی داشتیم لازم است رعایت شود و در شرائطی که به حد وسواس رسید نباید اعتناء شود. [ i ] - [ i ] کتاب استفتاء از محضر حضرت امام خمینی ج 1 ص 110. ر پایگاه حوزه 5714
آیا در ماه مبارک رمضان می توان با اذان برادران اهل سنت (که زمان پنهان شدن خورشید را اذان مغرب می دانند) افطار کرد ؟ لازم است که فاصله بین غروب و مغرب را صبر کند و البته بعد از مغرب که حدود 15 الی 20 دقیقه با غروب فاصله دارد، هم نماز را می توان خواند و هم می توان افطار کرد. [ i ] [ i ] -توضیح المسائل(المحشی للإمام الخمینی)، ج1،
ص: 979 پایگاه حوزه 9975
وقت نماز مغرب و عشاء تا چه ساعتی می ظباشد و هرکدام در چه ساعتی قضاء می ظشوند؟ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسی در این وقت اشتباها نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفت شود،نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد. [ i ] ر آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتیاط واجب آن است که برای نماز مغرب و عشا و مانند اینها، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و برای نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمایند. [ ii ] ر (امام خمینی،اراکی،گلپایگانی،صافی،فاضل،مکارم: تقریبا یازده ساعت و ربع بعد از ظهر شرعی، آخروقت
نماز مغرب و عشا است. خوئی و تبریزی: دوازده ساعت بعد از ظهر شرعی، آخر وقت نماز مغرب و عشا است.) [ iii ] ر اگر از روی معصیت یا به واسطه عذری نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت ادا و قضا کند، بجا آورد. [ iv ] [ i ] توضیح ع المسائل مراجع ج1 مسئله736 . [ ii ] توضیح ع المسائل مراجع ج1 مسئله739 . [ iii ] توضیح ع المسائل مراجع ج1 پاورقی مربوط به مسئله739 . [ iv ] توضیح ع المسائل مراجع ج1 مسئله740 . پایگاه حوزه 1-3417
چرا بچه های طلاق توسط پدر نگهداری می شوند و چرا پیش مادر گذاشته نمی شوند؟ یکی از آثار سوء و نتیجه بد طلاق، مشکل سرپرستی و نگهداری فرزندان است؛ و این مشکل هیچ گاه به صورت کامل حل نخواهد شد، بلکه باید تدبیری اندیشید تا بتوان از شدت بحران و مشکل کاست. برای سرپرستی چنین فرزندانی، چند صورت قابل تصور است: هیچ کس حق نگهداری آنها را نداشته باشد، یعنی بی سرپرست باشند. فردی (حقیقی یا حقوقی) غیر از پدر و مادر، این حق را داشته باشند. پدر و مادر، به طور اشتراکی دارای چنین حقی باشند. این حق را به "مادر" بدهیم. "پدر" را صاحب این حق بدانیم. فرض اول مقبول نیست، چون مستلزم فساد و انحراف فرزندان است، و صورت دوم نیز چون دیگران چنان دلسوزی برای این فرزندان ندارند، و فرض سوم به دلیل اینکه اختلاف زن و شوهر که علت طلاق آنها بوده موجب سرگردانی بچه ها خواهد شد، مقبول نیستند. اما در میان دو صورت معقول باقیمانده، اسلام بهترین راه را انتخاب نموده که مشکلات کمتری دارد، (هر چند مشکل به طول کامل حل نخواهد شد) و آن اینکه می گوید: "بچه هائیکه نتیجه طلاق هستند
اگر پسر باشند، تا سن دو سالگی؛ و اگر دختر باشند، تا سن هفت سالگی، حق نگهداری آنها مربوط به مادر است؛ و حق نگهداری پدر، از این سن به بالاتر شروع می شود. [1] و به نظر می رسد این فرض مشکلات کمتری دارد، چون پسر ها تا دو سال و دختر تا هفت سال، وابستگی زیادی به مادر دارند، بهمین جهت حق نگهداری تا این سن به مادر داده شده است؛ اما بعد از آن، بخاطر رعایت مصلحت "فرزند" و "مادر" این حق به پدر داده شده است. چون اولا: معمولا زنها استقلال اقتصادی ندارند، و کار کردن در بیرون خانه، برای آنها مشکل است، در نتیجه در تامین زندگی خود و فرزندان، و نیز تربیت آنها، دچار مشکلاتی خواهند شد. ثانیا: زنهای طلاق گرفته، معمولا به ازدواج نیاز دارند (حال یا بخاطر مسائل اقتصادی یا نیازهای جنسی)؛ و چون در اغلب جوامع، بلکه در طبیعت زن و مرد چنین است، که محوریت خانواده، به دست مرد است؛ و زن حالت تبعیت از مرد دارد، به این جهت، وجود بچه های زن، در نزد شوهر جدید مشکلاتی برای زن و فرزندان، به وجود می آورد. اما این مشکلات برای مرد، بدلیل استقلال اقتصادی، و توانائی کار در بیرون
منزل و محوریت داشتن در خانواده، کمتر خواهد بود، در نتیجه زمینه تربیت برای فرزندان بهتر فراهم خواهد شد. [1] تحریر الوسیله، امام خمینی، کتاب النکاح، احکام الولاده، ج 2، ص 297. پایگاه حوزه 1-6337
حکم نماز مستحبّی در حین حرکت (مثلاً راه رفتن یا در اتومبیل) چیست و چگونه انجام می گیرد؟ نمازهای مستحبی لازم است در حال استقرار، رو به قبله باشد اما در حال حرکت و یا سوار بودن و در کشتی بودن مثلا، رعایت قبله لازم نیست. [1] در این حالات، شرایط دیگر نماز گذار (مثل نزدن حرف اضافه عمدا دارای طهارت بودن و...) را رعایت کرده و برای رکوع و سجود اشاره کرده و سپس تشهد و سلام نماز را هم می دهیم. [1] ر ر ر- تحریر الوسیلة امام خمینی(ره)،ررج1، کتاب الصلاة المقدمة الثانیة فی القبله- مسأله 1، ص141. پایگاه حوزه 2-6049
رفتار ما با افراد فاسق و فاجر عضو خانواده و بستگان که با آنها معاشرت می کنیم، چگونه باید باشد؟ در شرایط متفاوت باید رفتارهای متفاوتی را در پیش گرفت . اگر ترک معاشرت موجب می شود اشخاص مورد نظر دست از خلاف خود بردارند لازم است از معاشرت با آنان خودداری نمائید .و الّا گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد بخصوص اگر موجب هدایت آنها شود ولی تصرف در اموال آنها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام درآنچه مورد تصرف است نباشد و با مراعات شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر آنان را امر و نهی نمائید [1] [1] مستفاد از استفتائات حضرت امام خمینی ( س ) بخش امر به معروف و نهی از منکر ج 1 ص 484- 485 چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پایگاه حوزه 10-6132
آیا کسی در ایران واقعاً (امام) خمینی ره را دوست دارد، شاه منابع گازی و نفتی را می فروخت بمنظور تأمین کردن کشور و تقویت و تکمیل اقتصاد در حالیکه وقتی خمینی (ره) به قدرت رسید بدترین چیزی که می شد اتفاق بیافتد رخ داد آیا هنوز هم مردم عقیده دارند که خمینی (ره) انتخاب خوبی بوده است؟ چرا؟ در مورد عملکرد اقتصادی دوران شاه باید گفت که دوران شکوفایی اقتصادی قبل از انقلاب اسلامی مقطعی بین سالهای 54 50 بود که در اثر افزایش ناگهانی قیمت نفت حجم عظیمی از پولهای نفتی در اختیار رژیم شاه قرار گرفت. بنابراین می توان گفت که افزایش درآمدهای سرانه ایران در یک مقطع کوتاه چند ساله، ارتباط به برنامه ها و عملکرد اقتصادی رژیم و مدیران اجرایی او نداشت، بلکه ناشی از تغییر و تحولات بین المللی قیمت نفت بوده حتی نحوه استفاده از این حجم عظیم سرمایه در دوره شاه بی کفایتی و عدم کارآمدی اقتصادی رژیم شاه را نشان می دهد. چون بخش عمده این درآمدهای نفتی یا صرف خریدهای کلان تسلیحاتی شد که در آن مقطع ایران هیچ نیازی به آنها نداشت، یا در اثر فساد اقتصادی حیف و میل شده و تبدیل به اموال خصوصی
وابستگان دربار شد. در مورد حرکت شاه جهت جلوگیری از سرمایه داری و انحصار در اقتصاد باید گفت که اتفاقاً در آن دوره بدترین نوع انحصار اتفاق افتاد تا مدتی که بخش عمده بازرگانی خارجی و پیمانکاریهای بزرگ داخلی در انحصار خانواده پهلوی و وابستگان نزدیک آنها بود. (برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به کتب "ایران میان دو انقلاب" نوشته یرواند آبراهامیان ( noitulover wot neewteb narI ) و کتاب "اقتصاد سیاسی ایران" نوشته محمد علی کاتوزیان ر lacitilop ymonoce ) nainarI ) مراجعه کنید. اما در مورد تلاش امام خمینی برای رسیدن به قدرت باید گفت که همگان می دانند که هدف ایشان از انقلاب هرگز رسیدن به قدرت نبوده و هیچگاه برای قدرت شخصی خود تلاش نمی کرد. ایشان بر اساس احساس مسئولیت و تکلیف الهی، حرکت خود را آغاز کردند و هر آنچه که به مردم گفتند از روی صداقت بود. ایشان در گفته ها و نوشته ها پرده از استبداد، ظلم و وابستگی برمی داشتند که همگی درست بود. به همین دلیل است که هنوز هم میلیون ع ها نفر نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز امام خمینی را دوست می دارند و او را مراد و مقتدای خویش می دانند و علت آن، شخصیت بزرگ و بی نظیر امام خمینی قدس سره در دنیای اسلام و جهان
معاصر است. شخصیتی که در راه هدف مقدسی که در پیش گرفته بود، تا پای جان ایستاد. رمز موفقیت امام صداقت وی با مردم بود، در غم و شادی با آنها شریک بود خود را مدیون و خدمتگزار آنها می دانست. قدرت خود را در حکومت از مردم می دانست و لذا در طول انقلاب بارها در تظاهرات میلیونی او را به رهبری معرفی کردند و بلافاصله پس از پیروزی انقلاب رفراندم و انتخابات قانون اساسی و ریاست جمهوری و مجلس یکی پس از دیگری راه را برای اظهار نظر مردم در امور اساسی انقلاب باز کرد. امام ده سال انقلاب و جنگ را اداره کرد و خود، از مال دنیا چیزی نیندوخت و همیشه از مردم به خاطر اشتباهات و کوتاهی ع های دیگران عذرخواهی می کرد. در طول تاریخ کمتر موردی از صداقت و اعتماد بین یک رهبر با یک ملت مثل امام و امت او سراغ داریم. پایگاه حوزه 3803
به طور کلی چه نوع مطالعات و کتاب هایی را در رابطه با علوم اسلامی و اخلاقی توصیه می کنید؟ چهل حدیث امام خمینی (س)، معراج السعاده مرحوم نراقی، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی شهید مطهری که در چندین موضوع است، تفسیر المیزان، تفسیر نمونه و همینچنن کتاب پر اهمیت و ارزشمند نهج البلاغه امام علی (ع)را برای مطالعه سفارش می کنیم. پایگاه حوزه 6-2674
اگر فرد سید با وجود توانایی لازم از دیگران تقاضایی کند حکمش چیست؟ 1- تکدی و گدایی یک امر مکروه است البته اگر همراه با دروغ و فریب نباشد [1] . 2 ج سعی کنید به لحاظ اخلاقی اگر امکان ارشاد وجود دارد او را ارشاد و راهنمایی کنید. 3 ج چه سید و چه غیر سید اگر از شما تقاضای کمک کرد و توانستید به او کمک کنید کمک کنید اگرچه کم باشد این در حالی است که می دانید دروغ می گوید یا مستحق نیست اما اگر بدانید راست می گوید و مستحق است و به او کمک نکنید کار شما به لحاظ اخلاقی مذموم و ناپسند است. 4- آن چه حرام است که به سادات داده شود، صدقه واجب مثل کفارات و زکات فطره و زکات مال، می باشد. [1] استفتائات امام خمینی، ج 2، ص 45 پایگاه حوزه 3365