ghaemiyeh.com
سرشناسه : قهرمانی تبریزی، محمدرضا، 1339 -
عنوان و نام پدیدآور : اگر می خواهید راحت باشید این کتاب را نخوانید [کتاب]/محمدرضا قهرمانی تبریزی.
مشخصات نشر : مشهد: شاملو، 1390-
مشخصات ظاهری : 2ج.
شابک : 15000 ریال: ج.1978-600-116-248-0 : ؛ 30000 ریال: ج.2: 978-600-116-274-9
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
مندرجات : ج.2. زنده شدن مردگان.
موضوع : رستاخیز -- پرسش ها و پاسخ ها
موضوع : معاد -- پرسش ها و پاسخ ها
رده بندی کنگره : BP104 /ر5ق9 1390
رده بندی دیویی : 297/159
شماره کتابشناسی ملی : 2422740
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عج) شهرستان بروجن
ویراستار دیجیتالی: فروغ محمدی
قهرمانی تبریزی، محمدرضا، 1339.
اگر می خواهید راحت باشید این کتاب را نخوانید/ محمدرضا قهرمانی تبریزی.
مشهد: شاملو، 1389-
48ص.
978-600-116-248-0
فیپا.
رستاخیز -- پرسش ها و پاسخ ها.
معاد -- پرسش ها و پاسخ ها.
297/159
BP104 /ر5 ق9 1390
2422740
اگر می خواهید راحت باشید این کتاب را نخوانید (1)
محمدرضا قهرمانی تبریزی (کارشناس فیزیک)
طراح جلد: انسیه شاملو
لیتوگرافی: پارسا
چاپخانه: کتیبه
چاپ اول، تابستان 90
شمارگان: 2000 جلد
قیمت: 1500 تومان
شابک:978-600-116-248-0
انتشارات شاملو
مشهد - خیابان جنت - بين جنت 6 و 8 - پلاک 164
تلفن : 2210857 - همراه : 09151115608
www.shamloopub.com
shamlo.pub@gmail.com
بررسی احتمال وجود حسابرسی روز قیامت با استفاده از علم فیزیک به زبان ساده
برو بابا بیخیال!
حساب و کتاب چی؟
قیامت چیه؟ این حرف ها همه اش کشکیه!
مرگ پایان همه چیز است.
جسم مرده می پوسد و از بین می رود و دیگر هیچ!
عملی که مخفیانه آدم انجام می دهد را کسی متوجه نمی شود که بخواهد مورد حسابرسی قرار دهد.
این طرز فکر نوجوان بی احتیاط، صادق ساده دلی است که با فریاد آن را بیان می کند. میلیون ها نفر در جامعه بشری با این طرز تفکر کار و زندگی می کنند ولی شاید نه به زبان بیاورند و نه هرگز به دنبال پاسخ آن باشند!
گروهی با این تفکر هر حقی را ناحق می کنند و از هیچ حسابی نمی هراسند و عده ای دیگر با حفظ ظاهر، تفکر غیر معادی خود را در چشم خلق با هزاران حجاب از جنس دین و تقوی می پوشانند و چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.
در سرتاسر جهان، این طرز تفکر، گرفتاری مشترک پیروان کلیه ادیان الهی مانند مسلمانان، مسیحیان، یهودیان... و عقاید غیر الهی است.
بی اعتقادی به روز حساب پایه و اساس تهی سازی جامعه بشری از معنویت است و می تواند مبنای طراحی و اجرای هزاران جنایت ضد بشری و هولناک در سطح جوامع کوچک و بزرگ و حتی سطح جهان باشد.
در حال حاضر وظیفه کلیه اندیشمندان معتقد به تک تک ادیان الهی، شناخت سئوالات و نیازهای نسلی است که در قرن حاضر با گسترش علوم ارتباطات و توسعه فناوری و اطلاعات برای پذیرش هر چیز نیاز به استدلال های محسوس تری دارند.
در خصوص قیامت بعضی از سئوالات این نسل به شرح زیر است :
سئوال (1)
الف - چگونه امکان دارد کاری که انسان مخفیانه و بدون حضور هیچ شاهدی انجام داده روزی ملاک محاکمه او قرار گیرد؟
ب - فکر و نیت که هنوز به صحنه ظهور نرسیده، چگونه در قیامت آشکار و ملاک حسابرسی قرار می گیرد؟
پ - نیات و اعمال افراد دو چهره (منافق) چگونه در قیامت از افراد مؤمن و کافر شناسایی و تفکیک و مورد مؤاخذه قرار می گیرد؟
ت – اگر فرد یا افرادی خبیث با نیتی پلید، فرد یا جمعی
ساده لوح را فریب دهند تا با نیت رضای خدا، عملی ناصالح را تحت عنوان عمل صالح انجام دهند، تفکیک این دو فکر و عمل عمل و شناخت مقصر اصلی در روز حساب چگونه امکان پذیر است؟
سئوال (2)
در قیامت چگونه انسان ها زنده و محشور می گردند؟ در حالی که :
الف) بعضی از ادیان مانند مسلمانان اجساد مردگان خود را به خاک می سپارند، این اجساد پوسیده شده و متلاشی می گردد و خوراک مار و مور شده و موجب تقویت خاک می شود.
ب) بعضی از ادیان و عقاید، اجساد مردگان خود را می سوزانند و خاکستر آن ها را به آب می ریزند یا به باد می سپارند.
پ) در قدیم دریانوردان اجساد مردگان خود را به آب می انداختند و آن اجساد مانند غرق شدگان طعمه ماهی های گوشت خوار شده اند؟
ت) برخی از انسان ها به وسیله حیوانات وحشی یا قبائل آدمخوار شکار می شوند و گوشت و استخوان آنان توسط شکارچی خورده شده و قسمتی از وجود موجود دیگری می گردند، در قیامت چگونه ذرات جسم این دو موجود از هم تفکیک می شود و محشور می گردند؟
ث) - مصریان قدیم اجساد مردگان خود را مومیایی می کردند، این مردگان چگونه امکان دارد مجدداً زنده شوند؟
در کلیه موارد فوق یا موارد مشابه، جسم اجساد با جسم دیگر موجودات و یا مواد دیگر ترکیب شده و قسمتی از وجود آن ها می شود. در قیامت چگونه این ذرات از یکدیگر تفکیک می شود که باعث نقص وجود دیگری نگردد؟
به چند روش می توان به سئوالات فوق پاسخ داد :
روش اول: به سئوال کننده گفته شود، خداوند قادر مطلق است و جهان هستی را از هیچ خلق کرده، بنابراین می تواند دوباره انسان را زنده کند و حسابش را رسیدگی نماید و به عنوان دلیل از آیات روایات دینی استفاده شود.
این روش دو قشر را قانع می کند :
قشر اول: افرادی که بر علم توحید مسلط و آگاه هستند و در آیات و روایات به یقین و باور رسیده اند.
قشر دوم: افرادی بی سواد یا اشخاص راحت طلبی که خود را از زحمت تحقیق معاف کرده اند و معتقدند این تحقیقات وظیفه ی علمای دین است و اگر یک عالم دینی سخنی بگوید، بدون نیاز به دلیل و برهان همه چیز را می پذیرند. غافل از اینکه معاد از اصول دین و تحقیقی است و این افراد خود سرانه اصول دین تحقیقی را با به
فروع دین تقلیدی جابجا نموده اند یا به قولی این گونه اشخاص از خود رفع تکلیف کرده اند.
روش دوم: روش برخی از روحانیون و علماست که آیات و روایات را به تنهایی بیان نمی کنند. بلکه با تحقیق و تدبر و با
استفاده از قوانین روان شناختی و جامعه شناختی و مباحثه سعی در قانع کردن سئوال کننده می نمایند. با این روش هم، قشری از مردم قانع می شوند.
روش سوم: در این روش روشنفکران، اندیشمندان و کارشناسان علوم تجربی همه ادیان الهی می توانند با توجه به پیشرفت علوم مختلف و حتی با ارائه نظریات جدید که به احتمال بسیار زیادی به واقعیت نزدیک باشد، پاسخ هایی برای این سئوالات ارائه دهند که مورد توجه نسل علم گرای جامعه که نیاز به ادله محسوس تری دارند، قرار گیرد.
نگارنده بر آن است که با گذری به اصول و نظریه های علم فیزیک، طی دو مقاله در جهت راهیابی به پاسخی مناسب، هرچند احتمالی ولی با احتمال قوی تلاش کند.
در مقاله ی اول حسابرسی اعمال و نیات انسان در قیامت مورد بحث قرار می گیرد و مقاله ی دوم امکان زنده شدن مجدد انسان در قیامت را مورد بررسی قرار خواهد داد.
در این مقالات هر جا سخن از فرض یا تصور به میان آید، منظور بیان نظر نگارنده است که با توجه به پیش زمینه های علمی موجود، احتمال صحت آن فرضیه یا نظریه را زیاد می داند.
نویسنده معتقد است روزی علم آن قدر پیشرفت خواهد نمود که احتمالات فعلی به یقین تبدیل خواهد شد و علوم تجربی با دلایل محکم و مناسبی به سادگی به وجود روز حساب شهادت خواهد داد.
در ضمن لازم به توضیح است، چون این مقاله در دسترس عموم جامعه قرار می گیرد، اکثراً در آن کلی گویی شده و در حدی از اصول و قوانین علم فیزیک استفاده شده است که در حد متوسط اطلاعات علمی اکثریت جامعه باشد.
نگارنده
1- در قیامت چگونه امکان دارد کلیه ی اعمال انسان ها، حتى اعمال مخفی آنان و افکار و نیات آن ها، ملاک حسابرسی و محاکمه فرد قرار گیرد؟
برای پاسخ به این سئوال علمای کلیه ادیان آسمانی می توانند با تحقیق و کاوش در کتب الهی ادله لازم را در خصوص روز حساب و قیامت به پیروان دین خود ارائه دهند.
ما مسلمانان معتقد هستیم اسلام آخرین دین الهی و پیامبر (صل الله علیه و آل وسلم) آن خاتم رسولان خداوند است و معجزه ی بزرگ او قرآن کریم یعنی کتاب است.
بر اساس این اعتقاد معجزه ی قرآن کریم در این است که می تواند نیاز بشر را تا آخرین لحظه وجود دنیای مادی پاسخگو باشد.
قرآن مجید در خصوص حسابرسی اعمال و نیات انسان در روز محشر آیات بسیاری دارد که تعدادی از آن ها عبارتست از :
روزی که زبان و دست و پایشان بر اعمال آن ها گواهی خواهد داد، در آن روز خدا پاداش آن ها را به حق خواهد پرداخت و خواهند دانست که خداوند حق است و آشکار کننده هر آن چه پنهان است
می باشد.
(آیات 24 و 25 سوره ی نور)
روزی که می بینی مردان و زنان مؤمن را که نورشان پیش رو و از سمت راست آنها می تابد... (قسمتی از آیه 12 سوره حدید)
روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می گوید: نظری به ما کنید تا ما نیز از نور شما بهره مند شویم؛ به آن ها گفته می شود: برگردید به پشت سرتان و از آنجا طلب نور کنید... (قسمتی از آیه 13 سوره حدید)
و آنان که به خدا و رسولش ایمان آوردند؛ آن ها راست گویان و شاهدان هستند و پاداش و نور آن ها پیش خداوند است... ( قسمتی از آیه 19 سوره حدید)
نور مؤمنان از پیش رو و سمت راست آن ها می تابد و می گویند خدایا تو نور ما را به کمال برسان و ما را ببخش؛ که تو بر همه چیز توانایی. (قسمتی از آیه 8 سوره تحریم )
از جانب خداوند برای شما نور و کتابی آشکار کننده آمد. (قسمتی از آیه 15 سوره مائده)
همانا فرستادیم تورات را که در آن هدایت و نور است... (قسمتی از آیه 44 سوره مائده)
به تو انجیل را که در آن هدایت و نور است دادیم. (قسمتی از آیه 46 سوره مائده)
و تبعیت کردند از نوری که به پیامبر خاتم نازل شد... ( قسمتی از آیه 157 سوره اعراف)
اعمال آن ها که کافر شدند مثل سراب می ماند... ( قسمتی از آیه 39 سوره نور)ُ
آیات فوق و بسیاری از آیات دیگر قرآن کریم از نور به عنوان حاصل اعمال مؤمنین یاد کرده و هر چه نور مؤمن به نور کتاب خدا و رسول او نزدیک تر باشد، موجب رستگاری او می داند. آیه ی شریفه ی آخر نیز اعمال کافران را مثل سراب دانسته و آن را نیز از خواص بازتاب کلی نور از روی سطح مشترک دو محیط رقیق و غلیظ است؛ بنابراین اعمال آن ها نیز به نوعی نور تشبیه شده است.
برخی از علما و عرفای گرانقدر و گرانمایه معتقدند که علم و آگاهی نسبت به دستورات الهی و انبیاء و اولیا باعث بینشی درست و ذهن و ضمیری روشن می گردد که انسان مسیر هدایت الهی و حق را از ناحق بهتر تشخیص می دهد و این روشن بینی را نور هدایت نامیده اند.
اما اگر این علمای بزرگوار فقط برای یک بار، آن هم به عنوان تحقیق و کاوش به ما اجازه دهند. که فکر کنیم؛ منظور از نور گفته شده در قرآن کریم، همان امواج شناخته شده یا ناشناخته دنیای مادی مانند امواج الکترومغناطیسی است که نور مرئی هم جزئی از آن است؛ در این صورت میدان جدیدی در مقابل دیدگان ما گسترده خواهد شد.
امواجی که طول موج و فرکانس آن ها از نورها و امواج فروسرخ (با خاصیت رادیویی و گرمایی)، نور مرئی (با خاصیت روشنایی) تا
فرا بنفش (با خاصیت شیمیایی) گسترش دارد.
یا امواج و انرژی هایی که به دلیل دیده نشدن و ظاهر نشدن بر روی سیستم های پیشرفته فناوری فعلی هنوز ناشناخته مانده است و البته انتشار همه آن ها نیاز به محیط مادی ندارد و در هر جنس از محیط مادی و خلأ تا عرش اعلا قابل نفوذ است.
ما در این مقاله به دنبال آن هستیم که احتمال باقی ماندن آثار اعمال و افکار انسان را تا زمان های بسیار طولانی در فضای لاینتاهی بررسی کنیم.
بنابراین اگر احتمال دهیم و برای اثبات این ادعا تلاش کنیم که اعمال و افکار انسان به امواجی مانند نور تبدیل می شوند؛ چون این امواج از جنس انرژی هستند و انرژی هیچگاه (حداقل میلیون ها یا میلیارد ها سال) از بین نمی روند؛ تا حدود زیادی موفق شده ایم.
قانون بقای انرژی می گوید :
انرژی به خودی خود به وجود نمی آید؛ هیچگاه از بین نمی رود؛ بلکه از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود و یا از نوعی به نوع دیگر تبدیل می گردد.
تبدیل اعمال و افکار به انرژی و باقی ماندن آن؛ از جهاتی مشابه فیلمبرداری است. با این تفاوت که در فیلم برداری معمولی نور مرئی از روی جسم بازتاب می شود و در هر لحظه در یک جهت فیلم گرفته می شود و در حافظه دوربین یا نوار فیلم ذخیره می گردد.
ولی در تبدیل اعمال و نیات به انرژی و امواج، نور لازم، از خود
جسم به محیط تابش می شود و در همه ی جهات، حداقل با سرعت نور از جسم دور می شوند و در حافظه میدان های مغناطیسی و الکتریکی فضا - زمان بی منتها ذخیره می گردند.
بعید نیست که این احتمال درست باشد. چون عقیده ی ما بر این است که خداوند عادل است و در محاکمه و محاسبه عدالت یعنی ضربه به ضربه. پس اگر جسم مادی خطا کرده، باید همان جسم مورد مؤاخذه قرار گیرد؛ بنابراین با این استدلال قیامت امری مادی است؛ در این صورت بسیار منطقی به نظر می رسد که نتیجه ی اعمال و افکار انسان نیز تابع قوانین و اصول حاکم بر عالم ماده باشد.
در تاریخ اسلام یکی از عارفانی که در پرداختن به ماوراء الطبیعه؛ دنیای ماده را فراموش نکرده و همواره از تأثیر متقابل ماده و ماورا سخن گفته؛ مولانا جلال الدین محمد بلخی است. او در رابطه ی با نور حق و نور انسان هایی که پیرو حق و پیشوای دین هستند چنین می گوید :
زانکه هفتصد پرده دارد نور حق *** پرده های نوردان چندین طبق صف
از پس هر پرده قومی را مقام *** صف؛ صف اند این پرده هاشان تا امام
اهل صف آخرین از ضعف خویش *** چشمشان طاقت ندارد نور پیش
مولانا از تابش نوری از انسان اشاره کرده که نور رهرو مشابه نور پیشوا است و کافران را از ضعف نور پیش رو سرگردان و حیران دانسته است.
آیا فرضیه ها؛ اصول و قوانين علوم تجربی که تاکنون کشف شده است؛ تابش نور و امواج الکترومغناطیسی را از انسان تأیید می کند؟ برای پاسخ به این سئوال لازم است ساختمان بدن انسان حتی الامکان و در حد این مقاله از دیدگاه میکروسکوپی مورد بررسی قرار گیرد.
بدن انسان یک جسم مادی است و طبق فرضیه اتمی آقای دالتون؛ ماده ساختمانی انفصالی دارد؛ یعنی دانه؛ دانه است. دانه هایی که به یکدیگر متصل شده اند و جسم های بسیار کوچک تا اجرام بزرگ آسمانی را تشکیل می دهند.
این دانه ها که واحدهای ساختمانی ماده هستند، اتم نام دارند. در واقع اتم ها با پیوستن به یکدیگر مولکول را تشکیل می دهند. از قبیل مولکول های آب و سفیده تخم مرغ و غیره. میلیاردها مولکول نیز سلول های بدن انسان را به وجود می آودند.
اتم ها از ذرات کوچک تری به نام پروتون؛ نوترون و الکترون تشکیل شده اند. الکترون ها دارای بار الکتریکی منفی؛ پروتون ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها خنثی هستند.
پروتون ها و نوترون ها در هسته ی اتم قرار دارند و الکترون ها در اطراف هسته در حرکت هستند. در حالت عادی تعداد پروتون های هر اتم با بار الکتریکی مثبت تعداد الکترون های آن با بار منفی برابر است. بنابراین اتم در شرایط عادی از نظر بار الکتریکی خنثی می باشد.
پروتون از اتم جدا نمی شود ولی هر اتم می تواند الکترون از دست بدهد یا الکترون بگیرد. اگر اتمی یک یا چند الکترون از دست بدهد تبدیل به یون مثبت می شود و اگر الکترون بگیرد به یون منفی تبدیل خواهد شد. در این حالت این یون ها نیز ذرات باردار هستند.
بر اساس مدل های اتمی آقای رادرفورد و آقای بور هر الکترون روی مدار و یا دقیق تر بگوییم روی سطحی خاص با فاصله ی معین از هسته اتم با سرعت ثابت دور هسته اتم میچرخد، هر یک از این سطوح را که در اطراف هسته اتم وجود دارد و الکترون روی آن حرکت می کند، یک سطح انرژی گویند.
در هر سطح انرژی، سرعت الکترون و انرژی آن ثابت است. بنا به فرض مثال برای درک بهتر می توانید اتم را به شکل یک پیاز یا قسمتی از یک پیاز در نظر بگیرید و هر لایه پیاز را یک سطح انرژی؛ که احتمال وجود الکترون روی آن سطح زیاد است. البته این
طرح بسیار ابتدایی و کلاسیک اتم است. اگر الکترون از محیط اطراف انرژی دریافت کند، سرعت آن نیز افزایش می یابد و به سطح انرژی بالاتر می رود و فاصله ی آن از هسته اتم بیشتر می شود.
اما الکترون نمی تواند برای مدت طولانی روی سطح انرژی جدید باقی بماند و سریعاً به سطح انرژی اولیه خود برمی گردد و انرژی اضافی خود را به صورت فوتون نور به محیط پس می دهد.
رفت و برگشت الکترون از یک سطح به سطح دیگر به صورت تدریجی نیست بلکه به صورت ناگهانی و جهشی است.
الکترون با دریافت مقدار معینی انرژی به سطح بالاتر پرش می کند و موقع برگشت به سطح اولیه خود می جهد و انرژی اضافی خود را به صورت فوتون نوری به محیط می دهد.
اتم های بدن انسان نیز از این قاعده پیروی می کنند و می توانند در تبادل انرژی با دیگر اجزاء بدن و محیط؛ فوتون های نور را به محیط تابش کنند. از وجود و حرکت ذرات باردار مانند الکترون یا یون؛ میدان الکتریکی، جریان الکتریکی و میدان مغناطیسی تولید می شود که با تغییرات خود امواج الکترومغناطیس را می سازند و نور از امواج الکترومغناطیس است.
از ترکیب اتم های عناصر مولکول تشکیل می شود و تبادل انرژی بین اتم های مولکول؛ شاید باعث شود؛ انرژی ذرات باردار تا حدودی افزایش یابد و در مرز برانگیخته شدن قرار گیرند و با کسب انرژی اندکی از محیط بیرون یا درون، جسم برانگیخته شوند و به تراز
انرژی بالاتری جهش کنند و برگردند و انرژی اضافی را به شکل فوتون نور تابش کنند؛ چون حرکت الکترون ها در یک مولکول چند اتمی با حالت تک اتمی تفاوت زیادی دارد.
فرضیه ی ماکس پلانک در سال 1900 میلادی مبادله ی انرژی بین تابش امواج الکترومغناطیس و محیط را به صورت گسسته و تکه تکه یا به عبارت دیگر مانند بسته های انرژی فرض کرد و هر بسته انرژی را کوانتوم نامید.
آقای انیشتین نیز در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که انرژی نوری و تابش نور هم ذره، ذره است، او ذره های گسسته ی نور او را فوتون نامید.
بنابراین هر شعاع نور خورشید که به زمین می تابد از میلیاردها ذره ی فوتون تشکیل شده که در حقیقت به سمت زمین می بارد. سرعت این ذرات و استمرار آن ها به حدی است که ما فاصله ی بین آن ها را حس نمی کنیم و نور خورشید را پیوسته می بینیم. مانند موقعی که پروانه ی یک پنکه با سرعت زیاد بچرخد، در آن لحظه ما آن پروانه را یکپارچه و مانند یک صفحه دایره ای می بینیم.
بنابراین در درون ذره ی کوچکی به نام اتم دنیایی از حرکت، انرژی و نور وجود دارد. بدن انسان نیز از میلیاردها اتم با همین خصوصیات ساخته شده
است.
مولانا در این باب می گوید :
گفت روزی می شدم مشتاق وار *** تا ببینم در بشر انوار یار
تا ببینم قلزمی (جهانی) در قطره ای *** آفتابی درج اندر ذره ای
او در این ابیات، اولاً شباهت خلقت اتم با خلقت جهان هستی و آسمانی و ثانیاً تابش امواج را به نام نور از جسم بشر و تابش امواج فوتون در درون ذرات اتم و تشابه آن را با تابش گسسته نور اجسام آسمانی در جهان هستی بیان کرده و ما به سادگی از کنار آن گذشته ایم.
اگر نور سفید مانند نور خورشید یا نور لامپ را از منشور شیشه ای عبور دهیم در موقع خروج نور از منشور، رنگ های نور از هم جدا می شوند. این نوار رنگی نور را طیف نور گویند.
رنگ های طیف نور که مانند رنگین کمان است به ترتیب عبارتند از: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی نیلی و بنفش. البته در مرز مشترک دو رنگ متوالی، طیف هم پوشانی وجود دارد، یعنی رنگ قبلی تا حدودی رنگ بعدی را پوشانده است. به همین دلیل رنگ های مختلفی نیز از ترکیب رنگ ها در این مرزهای مشترک وجود دارد.
اگر نور سفید را از بخار عنصری عبور دهیم، آن عنصر رنگ خاصی از طیف نور را جذب می کند و بقیه ی رنگ ها را از خود عبور می دهد. اگر طیف نور خارج شده از گاز را تشکیل دهیم در آن محل یا محل ها، خطوط یا لکه های سیاهی می بینیم. این نقاط سیاه مربوط به رنگی از نور است که آن عنصر به خود جذب کرده است. به این طیف، طیف جذبی می گویند.
طیف جذبی هر عنصر، فقط مربوط به همان عنصر است و می توان توسط طیف جذبی عناصر را شناخت. مانند اثر انگشت در افراد مختلف.
در فاصله ی بین زمین و خورشید، عناصر مختلفی به صورت گاز وجود دارد، اگر طیف نور خورشید را تشکیل دهیم در آن مکان های تاریکی مشاهده می شود که به وسیله ی این نقاط سیاه می توانیم بفهمیم در این فاصله چه عناصری یافت می شود. مثلاً نور زرد مربوط به عنصر سدیم است.
هر عنصری در دمای خاصی، رنگ های خاصی از نور از خود تابش می کند که آن را طیف نشری عنصر گویند.
مولکول های بدن انسان از عناصر مختلفی تشکیل شده که هر یک طیف مخصوصی دارد. بسیاری از عناصر موجود در بدن انسان ها که در ساختن اعضاء و جوارح به کار رفته در نوع بنی بشر یکسان است و حتی به طور مشابه در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. به همین دلیل علم پزشکی می تواند یک اصل طبی را برای همه انسان ها به کار برد. بنابراین بسیاری از امواج و نورهایی که از نوع بشر و از این عناصر تابش می شود برای همه یکسان و مشابه است و نشان دهد سرچشمه ی تابش این امواج انسان است نه یک حیوان یا جسم بی جان.
ولی در هر انسان ژن ها یا اجزایی وجود دارد که وراثت را مشخص می کند مانند DNA و این جزء یا ترکیب، فقط مخصوص یک نسل، فامیل یا خانواده خاص می باشد. بنابراین از هر فرد امواجی نیز منتشر می شود که نشان دهنده وابستگی فامیلی و خانوادگی اوست که با دیگر خانواده ها متفاوت است.
از طرف دیگر اجزایی در جسم هر فرد وجود دارد که فقط مخصوص شخص اوست، مانند اثر انگشت یا دیگر اجزاء خاص که امواج منتشر شده از آن ها یک فرد خاص را مشخص می کند.
بر این اساس می توان تصور کرد که هر انسان در عرش و حتی فضا یک بارکد نوری مخصوص به خود دارد. مانند بارکدی که روی کالاها ثبت شده. بارکد ها از جنس میدان ها و امواج
الکترومغناطیس و یا مشابه آن.
مثلاً بارکد "1234 5670"
در این بارکد نوری مثلاً نور های اول مربوط به انسان بودن فرد، چند نور بعدی نشان دهنده ی اجداد انسان تا حضرت آدم (علیه السلام) نور هایی نشان دهنده خانواده و نور های آخر نشان دهنده فرد خاص است.
با این تصور جسم هر شخص بدون اختیار امواجی از خود منتشر می کند که بارکد مخصوص به همان فرد را تشکیل می دهد. این بارکد ها به صورتی است که بین میلیارد ها بارکدی که از همه ی انسان ها از اول خلقت تا روز حشر از جوامع بشری در فضا منتشر می شود، کاملاً قابل شناسایی است و دقیقاً بارکد یک فرد خاص قابل تشخیص و جداسازی است.
هر فرد ضمن اینکه بارکد خاصی از خود در فضا منتشر می کند، جسم او می تواند بارکد بستگان نزدیک خود را که بیش از 90 درصد با بارکد خودش مشابه است جذب کند و از آن متأثر شود.
شاید به این دلیل باشد که اگر برای فردی در این طرف کره ی خاکی حادثه ای پیش آید در طرف دیگر با صد ها یا هزار ها کیلومتر دورتر برادر، خواهر یا مادر او مضطرب و دل نگران می شوند، بدون اینکه دلیلش را بدانند.
نگارنده بر این تصور است که کل خلقت از تار های نوری به هم
تنیده تشکیل شده که درون و برون کل کرات و محیط را تا اعماق فضا در بر می گیرد و انتقال این امواج و انرژی ها توسط همین تارها صورت می پذیرد.
مولانا در خصوص طیف نشری و طیف جذبی اجسام خلقت می گوید:
گفتی اندر باطنش دریاستی *** جمله دریا، گوهر گویاستی
نور هر گوهر کز او تابان شدی *** حق و باطل را از او فرقان شدی
نور فرقان، فرق کردی بهر ما *** ذره ذره حق و باطل را جدا
نور گوهر، نور چشم ما شدی *** هم سئوال و هم جواب ما شدی
و در جذب طیف نور و (راه ها) تارهای نوری موجود در خلقت می گوید :
از ره پنهان که دور از حس ماست *** آفتاب چرخ را بس راه هاست
آن رهی که، زر بیابد قوت از او *** آن رهی که، سنگ شد یاقوت از او
و آن رهی که، سرخ سازد لعل را *** و آن رهی که، برق بخشد نعل را
آن رهی که، پخته سازد میوه را *** و آن رهی که، دل دهد کالیوه را
این کنش و واکنش و تبادل انرژی بین محیط و ماده، از جان دار و بی جان، جامد و مایع و گاز دائماً وجود دارد و جذب و تابش نور به طور مستمر اتفاق می افتد.
انتشار امواج الکترومغناطیس و برخی انرژی های مافوق آن نیاز به محیط مادی ندارد و در جامد و مایع و گاز و فضای خلاء منتشر می شود.
آیا بدن انسان می تواند منبع تولید امواج الكترومغناطيس و برخی انرژی های خاص باشد که از هر مانعی عبور کند؟
همان گونه که گفته شد بدن انسان از میلیاردها اتم تشکیل شده است، که هر یک دارای یک یا چند الکترون باردار می باشد که دائماً در حال حرکت به دور هسته اتم هستند.
از طرف دیگر بدن انسان از نوع اجسام رسانا می باشد. اجسام رسانا، اجسامی هستند که دارای الکترون آزاد می باشند. الکترون آزاد، الکترونی است که به هیچ اتمی از جسم وابسته نیست و به طور آزاد و به شکل کاتوره ای به همه جای جسم رفت و آمد می کنند. از طرف دیگر نیز در ترکیبات شیمیایی سلول ها و تولید پروتئین ها، یون های باردار به وجود می آیند.
بنابراین در بدن انسان میلیاردها ذرات بارداری وجود دارد که دائماً در حرکت هستند.
جریان الکتریکی از حرکت پیوسته بارهای الکتریکی حاصل می شود، بنابراین در بدن انسان جریان های الکتریکی بسیاری وجود دارد.
در اطراف راستایی که حامل جریان الکتریکی است، فضایی وجود
دارد که در آن فضا، خاصیت آهن ربایی مشاهده می شود. به آن فضا میدان مغناطیسی گویند.
یک بار الکتریکی در هر نقطه از فضای اطراف خود، خاصیتی ایجاد می کند که در آن فضا به ذرات باردار دیگر نیرو وارد می شود. به آن فضا میدان الکتریکی گویند.
میدان الکتریکی در اطراف بار مثبت به طرف خارج و در اطراف بار منفی به طرف داخل است.
نكته: امواج الکترومغناطیس از تغییرات میدان های الکتریکی و مغناطیسی حاصل می شود.
به بدن انسان برمی گردیم: وجود ذرات باردار در بدن انسان باعث ایجاد میدان الکتریکی و حرکت این ذرات موجب به وجود آمدن جریان الکتریکی است. جریان الکتریکی نیز در اطراف خود میدان مغناطیسی را به وجود می آورد. بنابراین همه ی شرایط برای اینکه بدن انسان امواج الکترومغناطیس تولید نماید، موجود است.
در علم پزشکی نیز از میدان های مغناطیسی اتم های بدن برای تشخیص و درمان درد استفاده می شود. به عنوان مثال میدان
مغناطیسی حاصل از برخی اتم های بدن مانند اتم هیدروژن که بسیاری از آن در بدن وجود دارد. به وسیله دستگاه M.R.I تحت تأثیر قرار می گیرد و در زمان وصل و قطع جریان دستگاه، تغییرات جهت میدان مغناطیسی وابسته به این اتم ها، مورد مطالعه قرار می گیرد.
از طرف دیگر اتم ها و مولکول های بدن منابعی هستند که با کسب انرژی اضافی می توانند فوتون های نور به محیط تابش کنند. علم کوانتوم در خصوص بر انگیخته شدن اتم هایی مانند اتم هیدروژن نظرات روشنی بیان نموده است. لیکن در خصوص مولکول های مرکبی که از اتم های عناصر مختلف تشکیل شده است، مانند مولکول های بدن انسان، پیچیدگی های خاصی وجود دارد. مخصوصاً مولکول های بدن که سلول های زنده ای را تشکیل می دهند.
اتم ها و مولکول های جامدات و گازها برای برانگیخته شدن و تولید فوتون نور نیاز به کسب مقدار معینی انرژی از محیط برای رسیدن به دمای خاصی دارند. اما در مورد سلول های زنده ای مانند سلول های بدن انسان با احتمال زیاد می توان تصور کرد که چون سلول زنده است، بین اتم های عناصر مختلف و اجزای تشکیل دهنده سلول، دائماً تبادل انرژی وجود دارد. از طرف دیگر هر سلول با محیط اطراف خود تبادل انرژی دارد.
این تبادل انرژی آنقدر ادامه می یابد تا جایی که اعضاء و اندام بدن انسان با یکدیگر و با محیط دائما در حال تبادل انرژی هستند.
بنابراین با درصد احتمال بسیار خوبی می توان تصور کرد: امکان دارد اتم های بدن انسان، با این مقدار تبادل انرژی درونی و بیرونی، هر لحظه میلیون ها بار برانگیخته شوند و انرژی کسب کرده را به محیط تابش کنند. البته این داد و ستد انرژی ذرات به طور ناگهانی و حرکت الکترون به صورت جهشی است. به طوری که در هر لحظه تبادل انرژی میلیون ها بار قطع و وصل می شود.
این حالت تبادل انرژی با نظریه حرکت جوهری نیز به گونه ای سازگاری دارد. در این پدیده سرعت این تبادل انرژی و تابش به محیط به حدی زیاد است، که نه تنها هیچ انقطایی در آن مشاهده نمی شود، بلکه جزئی نامحسوس از ذات محیط شده که توجه را به خود جلب نمی کند.
سلول های بدن انسان نیز دائماً در حال جایگزینی و نو شدن است. یحیی و يُميت و يُمیت و یحیی که قرآن کریم می فرماید در طول زندگی انسان به طور مکرر اتفاق می افتد این مرگ و رجعت در طول عمر آنقدر لحظه ای، آنی و سریع است که هیچ انقطاعی در زنده بودن حس نمی شود. همه ی این حالات جز تبادل انرژی درونی و بیرونی بدن انسان نیست.
به قول مولانا :
صورت از بی صورتی آمد برون *** باز شد که انا الیه راجعون
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است *** مصطفی فرمود دنیا ساعتی است
فکر ما تیری است از هو در هوا *** در هوا کی پاید آید تا خدا
هر نفس نو می شود دنیا و ما *** بی خبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوی نو، نو می رسد *** مستمری می نماید در جسد
آن ز تیزی، مستمر شکل آمدست *** چون شرر که اش تیز جنبانی بدست
شاخ آتش را بجنبانی به ساز *** در نظر آتش نماید بس دراز
این درازی مدت از تیزی صنع *** می نماید سرعت انگیزی صنع
... بنابر آنچه گفته شد، جسم انسان دائماً در حال جذب و انتشار امواج و انرژی و به قولی نور است.
در نتیجه در هر لحظه میلیون ها تصویر سه بعدی نوری از جسم منتشر می شود. این تصویر ها مشابه مجسمه های بلورینی هستند که همه چیز درونشان پیداست.
برای درک بهتر آدمکی از جنس نور را فرض کنید که لباسی از جنس نور پوشیده، آن هم نوری که از ذرات نخ جامد لباس منتشر می شود و با نور های دیگر متفاوت است و از زیر لباس بدنی فرض کنید که از جنس نور پوست و عضلات و درون آن، قلب، ریه و حتی جریان خون که هر یک نور های متفاوتی منتشر می کنند.
این آدمک ها (تصاویر سه بعدی) از جنس نور، وقتی که انسان راه می رود، آنها راه می روند انسان می نشیند، آنها می نشینند و غیره. در هر لحظه دقیقاً انسان در هر حالتی که هست. تصاویر نوری با همان حالت از او منتشر می شوند.
این تصاویر در همه ی ابعاد، جلو، عقب، بالا و پایین از انسان انتشار می یابند و چون از جنس انرژی و امواج الکترومغناطیسی هستند، حداقل با سرعت نور یعنی 300/000 کیلومتر در ثانیه از فرد دور می گردند و در فضا منتشر می شوند.
با این تصور و با توجه به سرعت نور می توان گفت انسان در هر لحظه میلیون ها میلیون، آدمک نوری که حامل خصوصیات او هستند و بارکد مخصوص او را دارا می باشند از همه طرف در فضا می پاشد.
در نتیجه، از جسم هر فرد به خودی خود و ناخودآگاه نوری با کد مخصوص فرد منتشر می شود که چون از جنس انرژی است نابود نمی شود و به طور نامحدود، حداقل تا روز معاد می تواند در حافظه (فضا - زمان) خلقت ذخیره گردد.
فرض کنید شما در حال سخن گفتن باشید، دقیقاً مجسمه های نوری مخصوص شما نیز در حال سخن گفتن از شما منتشر می شوند. در این حالت حنجره، زبان، لب ها و کلاً دهان شما با ادای کلمه به طور خاصی پرده های هوا را به ارتعاش در می آورد و تولید صوت می کند که در محیط مادی شنیده می شود، در همین حین حرکت اجزای دهان شما و ارتعاش پرده های هوا، ذرات باردار سر و دهان و محیط اطراف را برانگیخته کرده و امواج و میدان های الکترومغناطیس تولید می گردد و بر کد نوری شما سوار می شود و
در حافظه ی مخصوص شما در خلقت ذخیره می گردد. درک این مطلب، با پیشرفت فعلی فناوری که صدا را از یک طرف کره زمین توسط فیبر نوری یا بی سیم به طرف دیگر آن منتقل می کنند کار سختی نیست.
و یا فوتبالیستی که یک توپ را شوت می کند. توپ در اثر ضربه تغییر شکل داده و سپس به حالت اول بر می گردد و در مسیر پرده های هوا را می شکافد و جلو می رود.
در این حرکت چند انتقال و تبدیل و تغییر انرژی وجود دارد که باعث برانگیخته شدن ذرات باردار بدن شوت زننده، توپ و هوا می شود و تابش الکترومغناطیس آن بر مجسمه نوری فرد شوت زننده بار شده و در فضا منتشر می شود.
و یا فرض کنید شما خشمگین باشید، در حالت خشم هورمون های خاصی در بدن ترشح می شود، ضربان قلب تغییر می کند و کار بسیاری از اجزای بدن حالت عادی خود را از دست می دهد. به همین دلیل تبادل انرژی ها بین ذرات بدن تغییرات خاصی می نماید و انرژی و امواج منتشر شده از فرد دقیقاً حالت خشم را نشان می دهد و مجسمه های نوری فرد با نشانه های خشم در فضا انتشار می یابد.
از کلیه اعمال و رفتار انسان مانند اعمال فوق الذکر انرژی، امواج و انواری منتشر می شود که از هر در و دیوار و مانعی عبور می کند و مانند امواج رادیویی و بی سیم، تصاویر متحرک نوری شما که با بارکد خاصی هر فرد را از دیگری مجزا می سازد در محیط
انتشار می یابد.در عمل حسابرسی حق یا باطل، صالح یا ناصالح بودن این اعمال را در رابطه با نیات اعمال می سنجند. آیا نیت عمل هم قابل آشکارسازی است؟
فرض کنید در خلوت تنهایی خود نشسته اید، ناگهان فکر نگران کننده ای از مغز شما خطور کند، پس از چند لحظه دلهره و اضطراب می گیرید و شاید اسید معده شما بیش از حد ترشح شود و تپش قلب شما نیز تغییر کند.
اگر فکری که از مغز شما می گذرد باعث عصبانیت شما شود، چهره ی شما برافروخته می گردد، تپش قلب تغییر می کند، عضلات فشرده می شود، خون رسانی به اعضای بدن تغییر می کند و غیره و یا در گوشه ای که افسرده نشسته اید، فکر دیگری امید را در شما زنده می کند، خاطرات شیرین را به یاد می آورید و در خود احساس آرامش می کنید و حتی در عضلات و اعضای بدن احساس شادابی می کنید و لبخند بر لب هایتان نقش می بندد.
بسیار اتفاق افتاده که برخی از افکار ناشی از غم و اندوه باعث بیماری یا احتمالاً سکته و مرگ شده اند.
از طرف دیگر بسیار دیده شده که بیماران با رفتار امیدبخش پزشکان و پرستاران زبردست، با تلقین افکار مثبت، بیماری های
خطرناک را پشت سر گذاشته و سلامت یافته اند. موارد فوق و موارد مشابه آن، نشان دهنده تأثیر متقابل فکر و جسم انسان است. هر فکر باعث نوعی فعل و انفعالات در جسم می گردد و موجب عکس العمل خاصی در جسم بدن انسان می شود.
مغز انسان جسمی مادی است و از ذرات ریز بارداری تشکیل شده که دائماً در حرکت هستند و میدان های الکتریکی و مغناطیسی و امواج الکتریکی متغیر و در نتیجه امواج الکترومغناطیس تولید می کند.
مغز انسان آنقدر پیچیده است که حتی می توان تصور کرد که وقتی در حال فعالیت است امکان دارد انرژی ها و امواجی از آن تابش یابد که هنوز توسط علم شناسایی نشده است.
مغز از طریق ذرات باردار دستورات خود را به وسیله سلسله اعصاب به اعضاء و اجزای بدن می رساند تا آنچه در مغز به عنوان فکر شکل گرفته به مرحله اجرا درآورند.
مغز انسان از قسمت های متفاوتی تشکیل شده، در قسمت هایی از آن ذرات باردار ناخودآگاه میدان ها و جریان ها و انرژی های مشخص تولید می کنند که اثرات ناشی از آن ها مانند حرکت عضلات، فعالیت اجزاء بدن، خوابیدن، دیدن و غیره را ناشی می شوند که در اختیار انسان نیست. ولی قسمت های دیگری از مغز حاوی ذرات بارداری هستند که نوع آرایش و حرکت آن ها اختیاری است و نحوه ی آرایش، حرکت و تبادل انرژی آن ها به نوع تصمیم، نیت و فکر انسان بستگی دارد.
بنابراین انرژی و امواجی که از مغز انسانی با کد نوری خاص تابش می شود، نشان دهنده و مخصوص نیت و فکری است که در لحظه تابش داشته است.
از طرف دیگر این تفکر موجب تأثیر در اجزای جسم شده و باعث عملی می شود که قبلاً فکر آن از مغز گذشته است. نحوه ی تحریک اعضای جسم برای هر نیت و فکر، با فکر دیگر فرق دارد، بنابراین دقيقاً مشخص است کدام عمل مربوط به کدام فکر است.
وقتی اعضای بدن به وسیله هر فکر عملی را انجام می دهد، نحوه ی تبادل انرژی بین اجزاء و ذرات جسم متفاوت است و انرژی و امواج (نور هایی) که از جسم ناشی می شود با انرژی، امواج (نور ها) که در اثر فکر مربوط به عمل، از مغز تابش شده، هر دو با هم بر مجسمه ی نوری فرد حمل شده و در حافظه خلقت ذخیره می شود. در این حالت چون عمل و فکر هر دو به انرژی (نور) تبدیل شده آشکارسازی مجدد آن ها بعید نیست و چون مشخص است کدام عمل مربوط به کدام فکر و نیت است و بر کد نوری چه کسی حمل می شود، حسابرسی به اعمال و افکار فرد امکان پذیر است.
اعوذبالله: اگر روزی با پیشرفت علم، تصاویر سه بعدی نوری انسان از حافظه فضا برای بشر قابل آشکارسازی باشد و افراد از نیات یکدیگر آگاه شوند و پرده ها دریده شود. دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود.
يا ستار العیوب !!
فرض کنید یک پیمانکار بخواهد یک عملیات عمرانی را انجام دهد که طرح و نقشه ی آن توسط کارفرما به وی ارائه شده است. مراحل انجام کار پیمانکار به ترتیب زیر است :
1_ تأمين وسايل، تجهیزات، ماشین آلات و نیروی انسانی مورد نیاز پروژه.
2_ تجهیز کارگاه، در این مرحله پیمانکار در محل اجرای پروژه یا در نزدیکی آن، محلی را برای انبار کالا و تجهیزات، محلی را برای نگهداری و تعمیرات ماشین آلات، مکانی را برای دفتر کار مهندسی، کارشناسان و مسئولین ستادی پروژه و در صورت نیاز محلی را برای استراحت گاه کارگران در نظر گرفته و تجهیز می کند.
3_ در این مرحله عملیات اجرایی طرح آغاز شده و به انجام می رسد.
و یا فرض کنید به یک گروه نظامی فرمان انجام عملیات خاصی داده می شود، برای انجام آن مراحل زیر به اجرا در می آید :
1_ آماده باش؛ در این مرحله کلیه نیروها و تسلیحات و عدوات مورد نیاز در محل گروه یا پادگان جمع آوری و آماده می گردد.
2_ در این مرحله با طرح و نقشه خاصی عملیات آغاز می شود.
در مثال های فوق امکان دارد پیمانکار انتخاب محل کارگاه یا حتى تجهیز کارگاه را انجام دهد ولی هرگز پروژه ای اجرا نشود و یا در مثالی دیگر امکان دارد در یک گروه نظامی به هر دلیل بارها
آماده باش کاملی داده شود، در حالی که عملیاتی انجام نمی شود.
1_ ذرات باردار معینی، بسته به نوع پندار و نیت در محل معینی از مغز صف آرایی خاصی می کنند و آماده می گردند تا با هر تفکری به نوعی خاص به حرکت درآیند و امواج، میدان ها و انرژی های خاصی را تولید کنند و به وسیله ی سیستم عصبی به اعضای بدن دستور انجام عمل مخصوصی را بدهند. بنابراین: الف) در موقع نیت و با هر پندار، که ذرات باردار مغز به صورت خاصی آماده صف آرایی نموده اند، انرژی و میدان های خاصی از خود متصاعد می کنند. نباید تصور کرد که این ذرات در حال آماده ساکن هستند، چون سکون مطلق در عالم خلقت وجود ندارد و حداقل حرکت این ذرات باردار، حرکت ارتعاشی است، در حرکت ارتعاشی نیز جریان الکتریکی، انرژی و میدان ها در حال تولیدند، بنابراین پندار و نیت هم امواج خاص از مغز متصاعد می کنند.
امواج فرضی ناشی از ذرات مغز در موقع داشتن نیت و پندار
نكته: اجسام جامدی، مانند یک قطعه سنگ و یا یک گلوله ی فلزی سخت هم از ذرات اتم و در نتیجه از ذرات باردار تشکیل شده اند، که هر یک در مکان خود در حال ارتعاش هستند و دارای میدان های الکتریکی و مغناطیسی و انرژی هستند، که از جسم جامه به محیط منتشر می شود.
به قول مولانا :
آنکه او را نبود از اسرار داد *** کی کند تصدیق، او ناله ی جماد
به هر صورت، امکان دارد نیت در مغز انسان باشد ولی هیچ عملی بر اساس آن نیت از انسان سر نزند، در این حالت نیز بنابر آنچه گفته شد، انرژی و امواج نیت بر مجسمه ی نوری فرد با بارکد مخصوص نوری او حمل شده و در حافظه خلقت ذخیره می شود.
ب) مرحله ی دوم فکر پس از نیت؛ تفکر در طراحی نحوه ی انجام و صدور دستور مغز به اعضای بدن برای انجام عمل است.
در این مرحله، بسته به نوع اندیشه و فکر، ذرات باردار آماده، به نحوی خاص به حرکت در می آیند و میدان های الکتریکی و مغناطیسی متغیری را به وجود می آورند که منشأ تولید امواج الکترومغناطیس هستند. امواج الکترومغناطیس تولید شده از هر فکر با افکار دیگر متفاوت است. حرکت ذرات باردار مغز مربوط به یک فکر، دستورات خاص آن فکر را از طریق سلسله اعصاب به اعضای
بدن می دهند و موجب انجام عمل می شوند.
در این مرحله از مغز امواج الکترومغناطیس (نور) مربوط به هر فکر در محیط منتشر می شود. امواج فکر (فرضی)
از جسم نیز در اثر تبادل انرژی بین ذرات باردار و میدان های مغناطیسی آن امواج مخصوص به عمل منتشر می شود.
امواج مربوط به جسم از عملی خاص (فرضی)
امواج، انرژی ها و نور های مربوط به فکر و عمل نیز بر مجسمه نوری متصاعد شده از جسم هر فرد در لحظه خاص انجام عمل، حمل شده و در حافظه خلقت ذخیره می گردد.
بنابراین با توجه به فرضیات و دلایلی که در این مقاله ذکر شده، امواج و انرژی هایی (نور هایی) که از انسان منتشر می شود عبارتست از:
1- امواجی (نور هایی) که در اثر تبادل انرژی بین ذرات باردار جسم بدن و تغییرات میدان های الکتریکی و مغناطیسی آنها از
جسم انتشار می یابد.
این امواج با بارکد نوری مشخص، هر انسان را از انسان های دیگر مجزا می سازد.
2- امواج (انواری) که از عمل انسان ناشی می شود، طول موج و فرکانس این امواج (رنگ این امواج) با امواج جسم انسان متفاوت است و نوع عمل را مشخص می کند، ولی نمی تواند حق و باطل یا صالح یا ناصالح بودن عمل را مشخص سازد.
3- امواج (انواری) که از اندیشه ی اولیه، نیت و پندار انسان از مغز تراوش می کند، تولید و نشر این امواج کاملاً اختیاری است و می تواند مقدمه هر عملی قرار گیرد. خواه آن عمل انجام شود یا نشود. این انوار اختیاری چنانچه با نور خدا و رسولش هم خوانی داشته باشد حق و چنانچه ناهم خوان باشد، باطل است و می تواند ملاک حسابرسی قرار گیرد.
همچنان که در ادیان الهی به آن توجه شده، مثلاً در اسلام گفته شده: الاعمال بنیات (حسابرسی هر عملی با توجه به نیت عمل انجام می شود) و در زرتشت به پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک تأکید شده است.
4- امواج (انواری) که از اندیشه ثانویه یعنی مرحله طراحی و انتخاب روش برای انجام عمل و صدور دستور مغز به اعضای بدن برای اقدام به عمل متصاعد می شود. این امواج نیز کاملاً در اختیار انسان است که هر گونه که بخواهد می تواند آن را شکل دهی و
کنترل کند. بنابراین این انوار هم می تواند قابل قیاس با نور حق باشند و ملاک تشخیص حق و باطل قرار گیرند. کلیه ی انوار فوق بر مجسمه نوری با بارکد مخصوص نوری فرد حمل شده و در حافظه ی خلقت که شاید عالم مثال باشد که در آنجا همه چیز و همه کس از نور است، ذخیره شود.
چون خداوند از روح خود در انسان دمیده و به قول باری تعالی خداوند نور علی نور است، حتماً پرتوی از نور الهی در مجسمه ی نوری انسان وجود دارد. به همین دلیل انسان تا زمانی که فطرت پاک دارد و قلبش کاملاً سیاه نشده، بدون هیچ تذکری فقط با مراجعه به فطرت انسانی خود می تواند تا حد زیادی حق و باطل را از هم تشخیص دهد.
سئوال: چگونه نیت با عمل قابل ارزیابی می شود؟
پاسخ: از هر فرد بارکد نوری مشخص: ( عمل صالح با نیت صالح)
1- امواج (نور هایی) که از نیت او متصاعد می شود مشخص است.
امواج فرضی نیت
2- امواج (نور هایی) که از اندیشه ثانویه که طراحی عمل و صدور دستور انجام عمل را به عهده دارد با نور هایی که از عمل متصاعد می شود هم خوانی دارد و مشخص است.
امواج فرضی طراحی و عمل
3- وقتی نیت با عمل هماهنگ باشد از تداخل امواج نیت و عمل نور تشدید شده ای حاصل شده و بر مجسمه نوری فرد حمل می گردد.
نمودار عملی که با نیت عمل هم خانواده است. (فرضی)
خصوصیات امواج نیت و عمل و هماهنگی و عدم هماهنگی آن ها با هارمونی خلقت، رنگ این نور ها را مشخص می کند.
عالم خلقت، هارمونی حساب شده ی خاص و زیبایی دارد که ناشی از حق است. هر چه با این هارمونی هم خانواده باشد، زیبا و حق است و هر که سازش ناکوک باشد و آهنگ ناهمگون با این هارمونی بنوازد، عملش ناحق و در هارمونی طبیعت تولید کثیفی، زشتی و سیاهی می کند.
نکته: تمامی نمودار امواج رسم شده در این مقاله فرضی است شكل حقیقی آن را با تحقیق باید به دست آورد.
مولوی می گوید:
حق فشاند آن نور را بر جان ما *** مقبلان برداشتند دامان ما
و آن نثار نور را او یافته *** روی از غیر خدا برتافته
جزو ها را روی ها سوی کل است *** بلبلان را عشق بازی با گل است
گاو را رنگ از برون و مرد را *** از درون جو رنگ سرخ و زرد را
صبغة الله نام آن رنگ لطیف *** لعنة الله بوی آن رنگ کثیف
رنگ های نیک از خُم صفاست *** رنگ زشتان از سیاه آبه ی جفاست
آنچه از دریا به دریا می رود *** از همان جا کآمد آنجا می رود
بنابراین:
پس تو هر جفتی که می خواهی برو *** محو و هم شکل صفات دوست شو
نور خواهی، مستعد نور شو *** دور خواهی، خویش بین و دور شو
اما اعمال ناخالص و اعمال منافقانه چگونه توسط مجسمه ی نوری انسان در عالم انرژی و نور مشخص می شود؟
مثال: اگر بر روی سطح آب یک ظرف بزرگ قطره ای آب چکانده شود، در اطراف محل چکیدن قطره، امواجی دایره ای شکل تولید می شود، که دارای برآمدگی و فرو رفتگی هایی در سطح آب می گردد.
اگر در نقطه ی دیگری از همین ظرف آب، قطره ی دیگری بچکانیم، موج تولید شده توسط قطره دوم، با موج قطره اول تداخل می کند. اگر در محل تداخل بلندی های دو موج به هم برسند،
همدیگر را تقویت کرده و سطح آب بیشتر بالا می آید و هر جا فرو رفتگی های دو موج به هم برسند، باز یکدیگر را تقویت کرده و فرو رفتگی سطح آب بیشتر می شود. ولی اگر در نقطه ای یک بلندی و یک فرو رفتگی موج به هم برسند، اثر یکدیگر را خنثی کرده و سطح آب را تقریباً یا کاملاً صاف می کنند. حدود خنثی شدن موج ها بستگی به شدت و ضعف هر یک از دو موج دارد.
در تداخل امواج الکترومغناطیس و نوری نیز همین اتفاق می افتد، اگر دو پرتو نوری را با هم تداخل دهیم و طیف حاصل از آن را بر روی پرده ای ظاهر کنیم، در شرایطی نقاط و نوار هایی تاریک و سیاه رنگ در آن طیف مشاهده می کنیم. و یا اگر دو موج ناهمگون رادیویی یا بی سیم را تداخل دهیم، در دستگاه گیرنده و آشکارساز پارازیت مشاهده می شود.
تداخل در امواج، نور ها و انرژی های حاصل از نیت و عمل انسان نیز نتیجه ای مشابه دارد.
فرض کنید شخصی نیت می کند در ماه مبارک رمضان، چند روز یا کل ماه را افطاری دهد. تا اینجا نیت صالح است. اما تصمیم می گیرد عده ای از تجار و بزرگان شهر و بازار را نیز دعوت کند تا ایمان و ایثار و کار خیرش را مشاهده کنند و اعتبارش در شهر و اطرافیان افزایش یابد تا به موقع استفاده لازم را از این اعتبار بنماید.
البته نیت اول افطاری دادن او برای رضای خداست و تصمیم هم ندارد به وسیله این اعتبار کار خلاف شرعی انجام دهد، بلکه فقط می خواهد در موقع لزوم در جهت منافع خود و اطرافیانش از این اعتبار استفاده کند. در اینجا دیگر نیت ناخالص می شود و از شدت آن کاسته می شود.
نمودار ضعیف شده ی نیت
(فرضی)
از طرف دیگر عمل بسیار صالح و خداپسندانه است، ولی در بعضی نقاط با نیت هم خوانی ندارد.
نمودار عمل
(فرضی)
تداخل امواج نیت و عمل باعث تضعیف نمودار عمل می گردد.
نمودار ضعیف شده نتیجه عمل
به دلیل ناخالصی نیت
(فرضی)
در اعمال منافقانه، انسان ها دو چهره دارند. نیت و باطنی خبیث اما ظاهری آراسته و اعمالی صالح!
هر چه نیت منافق پلیدتر باشد، ظاهر اعمال او آراسته تر است و تقریباً در اوج نفاق شدت امواج تولید شده از نیت و عمل با هم برابرند ولی با هم در تقابلند.
امواج عمل صالح، امواج نیت پلید (نمودار فرضی)
عمل صالح
نیت پلید
نوار سیاه حاصل تداخل امواج نیت و عمل انسان منافق
به قول مولانا
آن منافق با موافق در نماز *** از پی استیزه آید نی نیاز
در نماز و روزه و حج و زکات *** مؤمنان را با منافق، برد و مات
واقعاً مؤمنان در مقابل عمل منافقانه ی منافقان، مانند کسانی که در شطرنج کیش و مات می شوند، مات و مبهوت می مانند.
مجسمه ی نوری (تصویر سه بعدی نوری) افراد منافق در حافظه (مکان - زمان) پر است از نوار ها، صفحات و حجم های تیره و تاریک که به وسیله بارکد نوری فرد منافق تا روز حشر برای حسابرسی حمل می گردد.
امواج و نور هایی که از جسم انسان تابش می شود که از روح الهی در آن دمیده شده، با هم خوانی کامل، زیبا و لطیف است و بارکد نوری فرد را نیز با خود حمل می کند. نیت و اعمال افراد پلید از خانواده ی نور های مربوط به انسان کامل نیست و نور هایی که تولید می کند در تصویر سه بعدی نوری او آشفتگی و در هم ریختگی های خاصی ایجاد می کند که تصویر سه بعدی نوری او را زشت و کثیف و بدمنظر می کند.
پیشرفت علم و اختراع انواع دستگاه های مهندسی پزشکی انتشار امواج را از نقطه نقطه جسم انسان ثابت می کند که امید است در مدعا و فرضیات نگارنده در این مقاله کمکی باشد و این مقاله منشأ تحقیقاتی قرار گیرد که حقایقی را آشکار سازد، هر چند برخی فرضیات نویسنده در این تحقیقات مردود شناخته شوند.
به قول مولانا:
شرح آن را گفتمی من از مری *** لیک ترسم تا نلغزد خاطری
نکته ها چون تیغ پولادست تیز *** گر نداری تو سپر واپس گریز
زان سبب من تیغ کردم در غلاف *** تا که انسانی نخواند بر خلاف
این سخن پایان ندارد خیز زید *** بر براق ناطقه بر بند قید
ناطقه چون فاضح آمد عیب را *** می دراند پرده های غیب را
غیب مطلوب حق آمد چندگاه *** این دهل زن را بران، بر بند راه
تک مران، در کش عنان، مستور به *** هر کس از پندار خود، مسرور به
حق همی خواهم که نومیدان او *** زین عبادت هم نگردانند رو
هم بر امیدی مشرف می شوند *** چند روزی در رکابش می دوند
والسلام
If You Want To Be Relaxed'
Don't Read This Book!
Survey Of The Possibility Of Inspection
Existence In Resurrection Day.
By Using The Simple Words Of Physics' Science.