ghaemiyeh.com
سرشناسه:عصام رودسری، عبدالله، 1334 -
عنوان و نام پديدآور:در جستجوی رستگاری: بررسی کلمه دوزخ برگرفته از تفاسیر لاهیجی،نمونه، المیزان...و سایر منابع / نویسنده و گردآورنده عبدالله عصامرودسری.
وضعيت ويراست:[ویراست2؟].
مشخصات نشر:ساری: انتشارات الحاوی،1402.
مشخصات ظاهری:592ص.؛5/14×5/21سم.
شابک:978-622-93307-2-2
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
عنوان دیگر:بررسی کلمه دوزخ برگرفته از تفاسیر لاهیجی،نمونه، المیزان...و سایر منابع .
موضوع:دوزخ (اسلام) -- جنبههای قرآنی
Hell -- Islam -- Qur'anic teaching
رستگاری (اسلام) -- جنبههای قرآنی
Salvation -- Islam -- Qur'anic teaching
رده بندی کنگره:BP104
رده بندی دیویی:297/159
شماره کتابشناسی ملی:9149837
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فیپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
در جستجوی رستگاری
جلد سوم
پژوهش قرآنی
«بررسی کلمه دوزخ»
برگرفته از تفاسیر لاهیجی، نمونه، المیزان و ...، سایر منابع
نویسنده و گرد آورنده:
عبدالله عصام رودسری
بسمه تعالی
تقدیم به برترین و بالاترین خلایق هستی و
آخرین فرستاده خالق یکتا و ناجی بشریت
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)و امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم
عبدالله عصام رودسری
بسمه تعالی
به حول و فضل الهی و عنایات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیها، بعد از توفیق درنگارش جلد اول و جلد دوم کتاب شریف (درجستجوی رستگاری) در ادامه آن متون، جلد سوم آن تقدیم جویندگان راه حق و حقیقت یعنی طالبان راه شناخت خداوند متعال و رسول برگزیده او و امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم می گردد و ثواب معنوی نگارش آن را تقدیم برترین و بالاترین خلایق جهان یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها می نمایم و امیدوارم که خداوند عظیم الشأن شفاعت این بزرگواران را نصیب عزیزان ما که از دنیا رفته اند و در صدر آنان پدر و مادر و برادرم و دیگر حقداران ما فرماید و بواسطه عظمت وجود آنان خیر دنیا و آخرت را به ما و عزیزان ما عطا فرموده و شر دنیا و آخرت را از ما و عزیزان ما برطرف بفرماید آمین یا رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم. آمین یا رب العالمین.
با ادب و احترام و آرزوی گشایش امر ظهور ولی الله الاعظم حضرت حجه بن الحسن المهدی، کلب آستان حضرت علامه امینی، عبدالله عصام رودسری
بسمه تعالی
سخنی با مخاطبین:
زندگی هر انسان در هر نقطه از جهان به دو عامل اصلی اختیاری و غیراختیاری او وابسته است، یعنی اینکه در کجا به دنیا می آید و در چه شرایط اجتماعی تولد می یابد و...، در اختیار اونیست،اینکه سیاه است یا سفید و یا زرد و ...، یا مرد است یا زن ولی در هر کجا و در هر اجتماع و به هر شکل و ظاهر و ...، که بوجود بیاید عامل دوم یعنی تعقل و تفکر و اندیشه و تشخیص راه خوب از راه بد و شناخت اطراف و در خلقت خود و اینکه از کجا آمده، به کجا آمد، برای چه آمد و به کجا خواهد رفت و ...، دراختیار او است. بنابراین، انسان ها بایستی در این چند صباح عمر خود، تلاش نمایند تا حقایق هستی را درک نمایند و ...، نگارنده در این راستا ذهن جستجوگر خود را معطوف تحری حقیقت جهان نمود، سپس دریافت که جوامع بشری نیازمند زندگی اجتماعی هستند و قوانین اجتماعی آنها و یا پاسخ به سوالات ذهنی آنها از دو ناحیه تأمین می شود، اول از ناحیه اندیشمندان هر جامعه که براساس تفکرات و یافته های ذهن خود سخن گفته و می گویند و گروه دوم کسانی هستند که مدعی هستند اعتقادات و یافته های آنان بر اساس پیام هایی است که خالق این جهان به واسطه پیامبران خود به آنها رسانده است و در این خصوص گروه سومی وجود ندارد، پس ما در ادامه و در طریق جستجوی خود به دنبال حقایقی بودیم که در آنها خلل و نقص و عیب وجود نداشته باشد یعنی همانگونه که از روی عقل به دنبال غذای خوب و سالم و ...، هستیم پس در این راستا تشخیص دادیم که استنباط های انسانی که ناشی از تفکرات
انسانی هستند، نمی توانند خالی از نقص و اشکال باشند، پس به دنبال گروه دوم تحقیق نموده و ملاحظه نمودیم که این گروه، برای اینکه اثبات نمایند که پیام آور ازناحیه خداوند هستند و خالق هستی به آنها وحی نموده و گفتار آنان ازجانب خدواند است، گفتار خود را با آیات و نشانه هایی همراه می نمایند که به آنها معجزه می گویند و به عبارتی معجزه، آیات و نشانه هایی است که خداوند برای اثبات نبوت آنان و راهنمایی بندگان خود، در اختیار پیامبران خود قرار می دهد مانند شکافتن دریا، زنده کردن مردگان و ...، و در این راستا در طول چند هزار سال پیامبران بزرگ الهی از سوی خالق جهان، برای راهنمایی بشر مبعوث شدند، و تا این زمان، مدعیان اصلی پیام آوری و نبوت از جانب خداوند، یعنی کسانی که کلام آنها متکی به معجزات بوده است، عبارتند از حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم و عجّل فرجهم)، که پیروان آنها یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، نامیده می شوند. و نیز با دقت در این نکته که در حال حاضر تمامی انبیاء الهی از جهان رفته اند و از معجزات انها نیز فقط خبر آن نقل شده است، ولی رسول خدا حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم و عجّل فرجهم)، علاوه بر معجزاتی که در زمان خود داشت، کتاب آسمانی خود قرآن مجید را از سوی خداوند به عنوان معجزه باقی خود به جهانیان معرفی فرموده است و این خود در واقع معجزه دیگر و امر عظیمی است که معجزه یک پیامبر ابدی و در تمامی اعصار و قرون باقی و در درخشش و نورافشانی باشد، پس این معجزه جاوید پیامبر اسلام و کلام وحی خداوند است که بواسطه فرشته وحی حضرت جبرائیل امین بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم و عجّل فرجهم) نازل گردیده است که تا ابد باقی است و خداوند علی اعلی در همین قرآن، وعده حفظ و حراست آن را از هر لحاظ اعلام فرموده است و نیز بررسی های نگارنده نشان داد که کتب انبیاء گذشته مانند حضرت موسی و حضرت عیسی علیه السلام، دچار تحریف
و تغییر و تبدیل شده ولی کلام خداوند یعنی قرآن مجید که کتاب آسمانی ما مسلمانان است از گزند هر گونه نغییر و تحریف و تبدیل مصون مانده است، پس در نهایت اسلام، دین پسندیده خداوند، مورد توجه نگارنده قرار گرفت و باز هم بررسی های او نشان داد که مسلمانان پیرو این دین، به دو دسته عمده و اصلی، اهل سنت و شیعیان اثنی عشری تقسیم شده اند، ولی همه اسلام در پیروی از کتاب خدا دارای وحدت نظر هستند، و نکته مهم دیگر در این فراز آن است که کتاب خدا در اجرا متکی به شرح و تفصیل است. همانگونه قوانین دراجرا متکی به بخشنامه و آیین نامه هستند به طور مثال خداوند در قرآن مجید امر به اقامه نماز فرموده ولی کمیت و کیفیت آن بر اساس روایات معلوم می شود که در شیعه این روایات با روش و رویه رسول خدا و امامان معصوم علیه السلام و عجل فرجهم معلوم می شود و باز هم در این راستا، نگارنده دریافت که در این روایات هر جا ین اهل اسلام وحدت نظر وجود داشت این وحدت نظر لازم الاتباع است، بطور مثال وقتی همه اهال اسلام اتفاق نظر دارند که نماز صبح دو رکعت است و یا اینکه همه آنان اتفاق نظر دارند که شخصیت حضرت علی علیه السلام در بین صحابه رسول خدا از جایگاه و منزلت والایی برخوردار است و یا ...، نظرات امت اسلام لازم الاتباع است و لذا باز هم در همین راستا، عدم وقوع هرگونه تحریف و تغییر و تبدیل در کتاب خدا و آیات نازل شده آن یعنی آیات عظیمه قرآن مجید که بر وجود پاک و مطهر رسول خدا نازل شده است، مورد تأیید همه اهل اسلام است، پس نگارنده با تکیه بر این برداشت های عقلی، بررسی خود را بر اساس این تحقیقات به سوی کتاب خدا می برد تا آگاه شود که خالق یکتا در این مجموعه کلام خود، که آن را در قالب وحی و توسط جبرئیل امین بر سینه پاک حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم عجّل فرجهم) نازل فرموده است، چه مطالبی را مد نظر خود داشته ایت، و ما ار امر به توجه به چه مطالبی فرموده است، ...، آری بررسی های نگارنده در این راستا
نشان داد که در یک نظر اجمالی، خداوند تبارک و تعالی در کتاب شریف خود یعنی قرآن مجید، بطور مستقیمو غیر مستقیم به ابدیت انسان ها توجه فرموده است و اهمیت عظیم جایگاه ابدی انسان ها را در بهشت و دوزخ متذکر شده است و لذا در این راستا به فرازهایی اشاره دارد که عمل به آنها، بندگان را مستوجب ورود به بهشت و یا دوزخ که جایگاه ابدی انسان ها است، می نماید، یعنی احکام و فرایض و اوامر و نواهی یعنی مواردی که بایستی انسان به آنها عمل نموده تا رستگار شده و از دوزخ نجات یابد و در این راستا به هیچ وجه بدواً به سوی روایات نمی رویم، بلکه فقط می خواهیم آگاه شویم که حضرت پروردگار جل جلاله در این کتاب شریف خود چه موضوعاتی را بیان فرموده و چه مطالبی را در نظر داشته و چه مواردی از نظر آن ذات اقدس الهی مهم بوده است و ...، پس ما با این هدف در می یابیم که اگر نهایت کار انسان به دوزخ و بهشت است، پس به حکم عقل باید در ابتدا از آنچه که متضمن ورود بندگان به دوزخ است آگاه شویم و از آن امور به ذات اقدس الهی پناه ببریم و چون از این موارد هلاکت آگاه شدیم، پس با توسل به ذات اقدس احدیت از آن پرهیز نمائیم و با این حساب، راهی دیگر جز بهشت جاوید باقی نمی ماند و لذا در این راستا، عندالزوم از آن بخش از تاریخ اسلام که مورد اتفاق همه اهل اسلام باشد بهره گیری خواهیم نمود.
و من الله التوفیق و علیه التکلان
عبدالله عصام رودسری
ضربه تازیانه بزنید و شهادت آنها را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقان هستند....، پس مولای مظلوم ما حضرت رضا علیهالسلام در شرح این آیه فرموده است که: (خداوند عزوجل نسبت ناروا دادن به زنان پاکدامن را حرام فرمودهاست زیرا در آن مفاسدی است به این شرح، فساد و تباه شدن نسب ها، نفی و سلب کردن
فرزند از مادر، ابطال و از بین بردن مواریث، ترک تربیت فرزند، نابود شدن معارف و آنچه در آن است از مساوی و علتهای دیگر که همگی موجب فساد خلایق میباشد...، پس حضرت حق جل جلاله در آیه عظیمه 5 اینسوره مبارکه میفرماید (إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) یعنی مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را میبخشد) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که ما در شرح و تفسیر آیات کتاب خدا تلاش مینماییم که فقط در راستای اهداف این نگارش یعنی شرح کلمه دوزخ طی طریق نماییم و از ورود به سایر موارد اجتناب نماییم زیرا همانگونه که قبلاً معروض گردید قرار ما بر اختصار مطالب و تحدید و تدقیق این نگارش است و لذا از شرح و بیان فرازهای زیبای بسیاری از کتاب خدا محروم میشویم و البته در راستای مسیری که طی مینماییم لحظه و یا کمتر از لحظهای از قرار دادن خود در پناه ذات اقدس احدیت جل جلاله غافل نمیشویم و به لحظه و یا کمتر از لحظهای غافل نمیشویم به اینکه خداوند را به ذات اقدس او و آبروی عزیزان درگاهش از ابتدای آفرینش تا انقضای آن یعنی پیامبران و اوصیاء معصوم الهی و در صدر آنان محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و دیگر مقربان درگاه حضرتش از غیر معصومین قسم بدهیم تا بواسطه این درخواست عاجزانه بر احوال ما ترحم نماید و ما و عزیزان ما را از دوزخ جاوید خود نجات داده و هرچند لیاقت آن را نداریم به بهشت جاویدان خود وارد نماید و تا خدایی میفرماید ما و عزیزان ما را از نعمتهای بیانتهای آن بهرهمند فرماید، پس ای خداوند بزرگ و مهربان هرچند فرموده ای که از رگ گردن به ما نزدیکتر هستی ولی درک ما ناقص و محدود است و نمیتوانیم عظمت وجود تو را درک نماییم و مثال ما مثال کودکانی است که در هنگام بروز خطرات و ناامنیها به پدر و مادر خود پناه میبرند پس ما نیز در این احوالات و این روزگار هراسناک و این ایام نا پیدا و...، به سوی پدران و مادران خود یعنی رسول خدا و امیرالمؤمنین و امامان معصوم و حضرت زهرا و حضرت خدیجه و سایر همسران رسول خدا و امامان معصوم که تو از آنها راضی هستی و آنها را ام المؤمنین خطاب فرمودی و...، پناه میبریم و از آنها میخواهیم تا بهحق تو و مقام و منزلتی که در نزد آنها داری که عظیم و غیر قابلتصور است و به حق آن منزلتی که آنان در نزد تو دارند که عظیم غیرقابل تصور است که لحظهای و کمتر از لحظهای ما و عزیزان ما را به حال خود وا مگذاری و بر بدیهای ما توجه ننمایی و به این
حقیقت که ما امت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم هستیم و طاقت عذاب نداریم، محاسبه خود را از ما برداری پس تو ای خداوند بزرگ و مهربان ما به درگاه تو، این عزیزان تو را شفیع خودقرار میدهیم یعنی نه فقط حضرات معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم بلکه غیر معصومین از مقربین به درگاه تو را به نزد و شفیع میآوریم زیرا جایگاه معصومین به واسطه معرفت عظیم آنها به نزد تو معلوم است ولی غیرمعصومین پس ظرف وجودی آنها مانند معصومین نیست ولی ما به شهادت تاریخ ملاحظه نمودیم که چگونه جان خود را قربان تو و قربان معصومین تو نمودند مانند مادر عزیز و گرامی ما حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها که جان و هستی و زندگی خود را فدای برترین و بالاترین و آخرین پیامبر تو حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم نمود و درحالیکه صاحب شوکت و سلطنت ظاهری بود از تمامی آنها دست کشید تا جاییکه در شعب ابیطالب در نهایت زجر و شکنجه و محنت و...، دیده از جهان فروبست و البته تو شرافت دنیا و آخرت را بر او عرضه فرمودی و او را مفتخر فرمودی به همسری اشرف خلایق و دامادی وصی عالیقدر او و کوثر عظیم یعنی وجود مقدس و مطهر و منزه حضرت زهرا سلاماللهعلیها را به او هدیه نمودی و از نسل پاک و مطهر او امامان معصوم را به جهان هدیه بخشیدی و حسن و حسین دو گوشواره عرش الهی را به او مرحمت فرمودی و او را مفتخر فرمودی به وجود پیام آوران کربلای حسین، یعنی زینبین که اسلام و اسلامیان تا ابدالآباد مدیون فداکاریها و ایثارگریهای آنها هستند، و او را شفیع ما در دنیا و آخرت قرار دادی تا در وقایع ناپیدای هولناک دنیا و آخرت به وجود پاک و منزه و مطهر او پناه ببریم پس سلام و تحیت تو ای خالق حی و دوود تا خدایی میفرمایی بر وجود پاک و مطهر و رنجدیده او نثار و ایثارباد، همان بزرگواری که یاد و یادآوری او چشمان مهربان و گرامی رسول عالیقدر تو را غرق در اشک محبت نسبتبه ایشان میفرمود یعنی مادر گرامی ما حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا ربالعالمین و توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که اگر نگارنده اراده مینمود پس قادر بود تابه حول و فضل الهی و عنایات مخصوصه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها برهمین فراز یعنی بیان عظمت و رفعت مقام و منزلت مادر گرامیمان حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها هزاران صفحه بنگارد ولی افسوس که قرار او بر تحدید وتدقیق
اصل نگارش است پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه به شرح و تفسیر آیات عظیمه سوره مبارکه نور توجه نما یعنی به آیات عظیمه 11 به بعد این سوره مبارکه که ما قبلاً در خصوص آن شرح و تفسیرنمودیم که خلاصه آن بدین قرار است که گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و در راس آنها ابابکر و عمر و دختران آنها و...، در راستای اعمال مجرمانه خود بر علیه رسول خدا و ترور شخصیت آن حضرت و...، تهمت عظیمی را به حضرت ام المؤمنین حضرت ماریه وارد نمودند، آنها در این رقابت گستاخانه خود، از غلافهای خود بیرون آمده ولی ذات اقدس احدیت آنها را رسوا نموده و وعده دوزخ ابدی را به ایشان ابلاغ نموده و اهل ایمان نیز که بهطور ناخواسته در ازای پیروی خود در معرض عذاب خدا افتاده بودند نیز با هشدار عظیم خداوند بسوی توبه توجه نموده و از دوزخ ابدی نجات یافتند و خداوند حکیم نیز با توجه به ماهیت عمل آنها یعنی عالمانه و عمدی بودن عمل فتنهگران و نیز غیرعمدی و ناآگاهانه پیروی نمودن اهل ایمان از ایشان و...، این حقیقت را در کتاب خود بهطور واضح و آشکار بیان فرمود که درواقع شرح و تفسیر عملی آیه عظیمه (كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ) می باشد پس ذات اقدس الهی در آیات عظیمه 11 به بعد میفرماید (إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ ۖ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ) یعنی بهیقین کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند (یعنی عمدا و با سوء نیت بر ضد رسول خدا و در راستای ستیزهگری با آن حضرت به حضرت امالمؤمنین ماریه تهمت زناکاری زدند)، گروهی (خاص و متشکل و توطئه گر) از میان شما (مؤمنین) بودند اما گمان نکنید که این فتنه و ماجرا به زیان شما است بلکه خیر شما در آن است (یعنی خداوند شما را به رحمت خود، توبه شما را که از روی جهل، فریب آن اشقیا یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه را خوردید، میآمرزد ولی آنها را به واسطه جرم عظیم آنها به دوزخ محکوم مینماید) و هر یک از آنها سهم (خاص) خود را از این گناهی که مرتکب شدند، دارند و آن کسی از میان آنان (یعنی رهبر گروه الذین فی قلوبهم مرض که رهبری مینماید این فتنهگریها را) که بخش مهم آن را برعهده داشت عذاب عظیمی برای اوست (یعنی در مدار شقاوت ابدی قرار گرفته و وفق مفاد آیه عظیمه كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ، در دنیا به عذاب ابدی در آخرت محکوم شدهاست) و سپس ذات اقدس احدیت جل جلاله در این فراز به سرزنش اهل ایمان میپردازد و به آنها هشدار میدهد که
آنها میبایست وفق موازین شریعت با این فتنه عظیم گروه الذین فی قلوبهم مرض مواجه میشدند و از روی جهل و نادانی فریب توطئه این شیاطین را بر ضد رسول خدا نمیخوردند در این آیه عظیمه خداوند میفرماید(لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ) یعنی چرا وقتیکه (شما اهل ایمان این تهمت عظیم) را شنیدید پس مردان و زنان باایمان (از شما) نسبت به (این تهمت درباره) کسی که از خودشان بود گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغ بزرگ و آشکار است (و چرا تهمت زنندگان و مرجفه طبق آئین شرع مقدس چهار شاهد برای آن نیاوردند)، یعنی در ادامه آیه شریفه (لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ) یعنی چرا چهار شاهد برای (آن تهمت عظیم خود) نیاوردند و (چرا) وقتی گواهان را نیاوردند (یقین نکردید این تهمت عظیم است و) آنها در پیشگاه خدا از دروغگویان هستند...، پس جناب حسین بن حمدان رحمه الله علیه از مولای مظلوم ما حضرت رضا علیهالسلام روایت نمودهاست که روزی آن حضرت به گروهی از شیعیان که در محضر شریف آن حضرت بودند فرمودند که آیا شما ازتهمتی که (گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه در راستای ستیزهگری با رسول خدا و امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و عجل فرجهم) به ماریه قبطی درباره فرزندش ابراهیم فرزند رسول خدا زدند آگاه هستید پس آنها عرض کردند که ای سرور ما، تو آگاهتر هستی پس ما را نیز آگاه بفرما، پس آن حضرت فرمود مقوقس (پادشاه قبط) از روی محبت و ارادت، ماریه را به جدم رسول خدا هدیه نمود و رسول خدا او را بهعنوان همسر خود برگزید و ماریه خادمی خواجه بنام جریح داشت (که به رسم پادشاهان آن زمان خواجه بوده و بهمنظور آموزش آداب و روشهای زندگی با بزرگان و...، با آنها همراه میشدند) و این دو (یعنی حضرت ماریه و جناب جریح بواسطه عظمت روح و ایمان و تقدیس خود) در اسلام و ایمان جایگاهی رفیع داشتند پس ماریه ( با رفتارهای خوب و از روی صداقت و ایمان و ارادت) مهر و محبت رسول خدا را بدست آورد ولی همسران آن حضرت نسبت به او حسادت کردند و از این جهت عایشه و حفصه (دختران ابوبکر و عمر) نزد پدران خود رفته و از مهر و محبتی که رسول خدا در حق ماریه داشت و او را (به واسطه سجایای اخلاقی و ایمان و ادب، بر آنها ترجیح میداد شکایت بردند تااینکه این چهار نفر یعنی عایشه و حفصه و پدران آنها ابابکر و عمر، دستخوش وسوسههای شیطانی شدند که به ماریه تهمت زنا کاری بزنند و بگویند که (العیاذبالله)
او از جریح به حضرت ابراهیم باردار شدهاست درحالیکه گمان نمیکردند که جریح خواجه است پس پدران این دو زن (فتنهگر یعنی عایشه و حفصه یعنی ابوبکر و عمر)، نزد رسول خدا که در مسجد نشسته بود آمدهو کنار حضرت نشستند (و در نهایت بیشرمی و وقاحت و...) گفتند بر ما حلال و شایسته نیست که جنایتی را که در حق شما شدهاست را پنهان نماییم، پس رسول خدا سؤال کرد چه میگویید آنها گفتند: جریح با ماریه عملی قبیح و بزرگ مرتکب شده و او به واسطه جریح حامله شده نه به واسطه شما، پس این زمان صورت مبارک رسول خدا از شدت خشم و ناراحتی کبود شده و به خاطر گفته سنگین آن دو (شقی) مبهوت گردید و فرمود: ای وای بر شما چه میگویید، آنها (به دروغ) گفتند: ای رسول خدا ما جریح و ماریه را تا مشربه اش و مقصود آنها از مشربه ماریه، اتاق ماریه بود تعقیب کردیم و دیدیم که جریح با او مزاح و بازی مینمود و از او چیزی طلب میکند که مردان از زنان خود طلب دارند، پس تو الان بهدنبال جریح بفرست و در این این صورت است که بدون شک او را در چنین وضعی خواهی دید پس آنگاه حکم خدا را درباره او اجرا کن، پس رسول خدا رو به سوی علی نموده و فرمود: ای برادرم برخیز و با ذوالفقار خود برو تا به اتاق ماریه برسی و اگر ماریه و جریح را بههمین صورت که این دو نفر یعنی (ابابکر و عمر) میگویند دیدی پس هر دو را از دم شمشیر بگذران پس علی از جای برخاست و شمشیر خود را در غلاف نموده و زیر جامه خود قرار داد و وقتی خواست از نزد رسول خدا حرکت کند به ایشان عرض کرد ای رسول خدا در آنچه به من امر فرمودی مانند آهن گداخته در پشم باشم یا مانند حاضری که میبیند آنچه را که غایب نمیبیند؟ (یعنی اگر در عمل با موردی روبرو شدم که نیاز بهتحقیق داشت، تحقیق کنم و عمل نمایم و یا بدون تحقیق دستور را اجرا نمایم) پس رسول خدا فرمود ای علی، جانم فدای تو بلکه مانند حاضری باش که میبیند آنچه را که غایب نمیبیند، پس درحالیکه شمشیر در دست داشت حرکت کرد تا از دیوار حجره ماریه بالا رفت ماریه در میان حجره نشسته و جریح که همراه او بود، آداب و رسوم پادشاهان را به او می آموخت و به او میگفت که رسول خدا را بزرگ و گرامی دار و به درخواست او پاسخ بگو و...، و بههمین صورت سخن میگفت که ناگهان متوجه حضور امیرالمؤمنین گردید که شمشیر خود را از نیام برکشید پس جریح که این صحنه را دید هراسناک شده و از درخت خرمایی که در منزل ماریه بود بالا رفت و امیرالمؤمنین داخل منزل شد پس در این زمان باد لباس جریح را کنار زد و ناگهان
مشخص شد که او خادم خواجه است پس در این زمان امیرالمومنین به جریح فرمود ای جریح پائین بیا پس او عرض ای امیر مؤمنین آیا جانم در امان است حضرت فرمود بله ای جریح در امان هستی پس در این زمانجریح پائین آمد و امیرالمؤمنین دست او را گرفت و نزد رسول خدا آورذ و فرمود ای رسول خدا جریح خادمی خواجه است پس رسول خدا صورت خود را به سمت دیوار برگردانید و فرمود ای جریح خودت را به آن دو نفر نشان بده تا دروغ و رسوایی آنها و گستاخی آنها علیه خدا و رسول او آشکار شود، پس جریح لباس خود را کنار زد و در این زمان اثبات شد که جریح خادم خواجه است، پس این زمان این دو منافق بدست و پای رسول خدا افتادند و گفتند یا رسولالله توبه میکنیم و طلب بخشایش داریم و دیگر به مانند این عمل برنمیگردیم و پس رسول خدا فرمود: خداوند توبه شما را نمیپذیرد و با این گستاخی طلب آمرزش من برای شما سودی ندارد پس خداوند این دو آیه را در مورد این دونفر نازل (و حکم دوزخی بودن آنها را ابلاغ) فرمود: ( یعنی آیه 24 این سوره مبارکه) (إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ)، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که ذات اقدس احدیت در ادامه آیه عظیمه 13 یعنی در هشدار خود به اهل ایمان فریبخورده یعنی در آیه 14 به خطر عظیمی که از آنان برطرف شدهاست یعنی دوزخ جاوید که کیفر ستیزهگران با رسول خداست اشاره و تصریح میفرماید که فضل و رحمت خداوند آنها را دربرگرفته و از دوزخ رهانیده است زیرا در ستیزهگری خود با رسول خدا فریبخورده و با عمد و سوءنیت به مانند گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و پیروان آنها عمل ننمودهاند: (وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ) یعنی اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت شامل حال شما نمیشد بهخاطر این عملی که صورت دادید (مانند گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و پیروان معاند آنها) عذاب سختی به شما میرسید (یعنی اهل دوزخ جاوید میشدید) پس در ادامه یعنی آیه عظیمه 15 این سوره مبارکه، حضرت حق جل جلاله به نکته عظیمی اشاره میفرماید که درواقع درس بزرگی در طول تاریخ برای اهل ایمان است و آن اینکه اهل ایمان بایستی مواظبت نمایند به دهان خود و گفتارهای خود و آنچه به زبان میآورند را کوچک نپندارند زیرا ممکن است آن کلام در نزد خداوند گناهی عظیم باشد: (إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ
عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ) یعنی به یاد آورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر میگرفتید و با دهان خود سخنی میگفتید که به آن یقین نداشتید و آن را ساده و کوچک فرض میکردید درحالیکهنزد خدا عظیم بود، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز آگاه باش که این خداوند عظیم است که دشمنان رسول خدا و اولیاء خود را کیفر میدهد و ستیزهگری با رسول خدا و اهلبیت آن حضرت در نزد خداوند عظیم است و این به واسطه منزلت عظیم ایشان در نزد ذات اقدس الهی است مانند منزلتی که مولانا المظلوم حضرت رضا علیهالسلام در نزد ذات اقدس الهی دارد مانند آنچه در عصر ما بر خاندان شقی رومانوف واقع شد و...، نگارنده به یاد دارد که بین آشنایان فردی بود که به دهان خود جسارتی را به حضرت رضا نمود و درحالیکه تصور میکرد هزار سال عمر میکند و او از قضا بیمار شد و آمپولی را که میبایست تست میکردند بدون تست به او تزریق کردند و او ظرف چند دقیقه دار فانی را وداع گفت و...، و یا کلامی را که یکی از خوانندگان و رقاصه های مشهور در خصوص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر زبان آورد به عنوان خود شیرینی ولی تصور نگارنده آن است که او از جرگه معصیت کاران به جرگه مجرمین وارد شده و در طبقات دوزخ فرورفته است و البته کسی نبود که به آن احمق بگوید که به کار خود برس پس چیکار داری به اینکه ستیزهگری نمایی با امام معصوم و...، مقصود نگارنده از این فراز آن است که تاکید نماید به اینکه قلب و آنچه در آن میگذرد و سپس به استناد این فراز از آیه عظیمه الهی، دهان و آنچه بر او میگذرد و قهراً اعمال و آنچه از آنها صادر میشود در نزد خداوند عظیم است پس تو ای عاقل و دانا و خردمند حال که چنین است پس قلب خود را باایمان به خداوند و پیامبران و اوصیاء معصوم الهی پاک و مطهر فرما و به زبان خود بر آنها شهادت بده و به عمل صالح و به اطاعت از خدا و دوری از زشتیها مشغول باش تا مشمول ایمان و عمل صالح گردی و شایسته ورود به بهشت جاویدان و نجات از دوزخ باشی و همیشه خودت و خاندانت و عزیزان خودت را بیمه نمایی با ذکر صلوات بر محمد و آلمحمد اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یارب العالمین،.... سپس ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 17 و 18 به اهل ایمان اندرز و پند میدهد که اگر اهل ایمان هستید هرگز به این اعمال و مانند آن برگشت نکنید و این حقیقت از آیات الهی است و خدا برای شما بیان مینماید و این حقیقت البته تسری دارد بر تمامی اهل ایمان تا روز قیام قیامت: (يَعِظُكُمُ
اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) یعنی خداوند به شما اندرز و پند میدهد که اگر اهل ایمان هستید هرگز به مانند این عمل برگشت ننمایید و اینگونه خداوند آیاترا برای شما بیان میکند و خداوند دانا و حکیم است، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه شو برکلام ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 19 این سوره مبارکه که اگر نگارنده اراده نماید قادر است تا به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها تا هزاران صفحه در خصوص آن بنگارد و آن داستان اعمال خلاف شرع در این جمعیتهای خداوند است و ما کلام خود را در خصوص عمل بلعام بن بعورکه در زمان حضرت موسی و برعلیه بنیاسرائیل صورت داد و از طریق اشاعه فحشا و زناکاری در بنیاسرائیل موجب شد تا قوم خداوند از نظر خداوند افتاده واسباب نزول بلا را فراهم نماید و...، و آن را در شرح و تفسیر کتاب شریف نورالانوار خود آوردیم و اثبات نمودیم که چگونه اشاعه فحشا در بین اهل ایمان اسباب غضب خداوند رابرای اشاعه دهندگان و فریبخوردگان فراهم میآورد و نگارنده دراین عصر و زمان نمونه بارز دیگر آن را در فضاهای مجازی مانند اینستاگرام و.. ملاحظه مینماید یعنی ملاحظه مینماید که چگونه جماعتی از علم و تکنولوژی بهجای پیشرفت درامور علمی و رفاه بشریت ورشد اخلاق در جامعه و. برضد آن یعنی اشاعه فحشا و زشتیها و...بهرهبرداری مینمایند درحالیکه نمیدانند خواسته ویا ناخواسته به عذاب دردناکی دنیایی و آخرتی دچار خواهند شد ومثال آن در نزد نگارنده مانند آن است که عدهای از مقوله صحیح آزادی زنان بهجای آنکه تحصیل و تعلیم و تربیت در امور علمی و اخلاقی و دانشگاهی و پزشکی و...، را دنبال نمایند این آزادی را به رقاصی و فحشا و بیبندوباری و تعبیر مینمایند درحالیکه هدف بزرگان جامعه از اعطای آزادی به زنان ایجاد فضای رشد و تعالی در جامعه با هدف رسیدن به مدارج عالی علمی و فرهنگی و. زنان جامعه میباشد ولی ملاحظه میشود که چگونه عدهای اراذل و اوباش جامعه از آن تعبیر وارونه نموده و آزادی زنان را در تبدیل آنان به کالاهای مصرفی و اشاعه فحشا و زناکاری و عیاشی و...، تعبیر مینمایند پس البته همه کسانی که دانسته ویا ندانسته برخلاف اراده ذات اقدس احدیت قدم بر میدارند، باید در انتظار عذاب دنیایی و آخرتی ذات اقدس الهی بر اساس این وعده خداوند در آیه عظیمه19 این سوره مبارکه یعنی سوره نور تا قیام قیامت باشند در این آیه عظیمه حضرت پروردگار جل
جلاله میفرماید: (إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ) یعنی بهیقین کسانی که دوستدارند که زشتیها در میان مردم با ایمان شایع شود پس برای آنان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است و خداوند میداند و شما نمیدانید و اگر فضل و رحمت الهی شامل حال شما نمود و اینکه خدا رئوف و مهربان است (البته مجازات سختی دامان شما را فرا میگرفت)...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 21 این سوره مبارکه یعنی نور که حضرت پروردگار جل جلاله در این آیه به اهل ایمان میفرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید از گامهای (قدم به قدم) شیطان پیروی نکنید، هر کسی که از خطوات شیطان پیروی نماید (پس آگاه باشد) که شیطان او را به کارهای زشت و (ناشناخته) منکر فرمان میدهد و اگر فضل و رحمت الهی شامل حال شما نبود پس هرگز احدی از شما پاک نمیشد (یعنی رستگار نمیشد) ولی خداوند هر که را که بخواهد پاکیزه میسازد و خدا شنوا و دانا است پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که نگارنده قادر است بر شرح این فراز عظیم از این آیه عظیم نیز، به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیة الله الاعظم حضرت حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها هزاران صفحه بنگارد ولی قرار او بر تحدید و تدقیق این نگارش است پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که مقصود ذات اقدس احدیت از خطوات شیطان، غرق نمودن گام به گام اهل ایمان یعنی مرحله به مرحله در منجلاب فحشا و منکر یعنی زشتیهای ناشناخته است بررسی وضعیتهای رفتاری جوامع بشری نشان میدهد که چگونه آنها به مرور زمان و گام به گام و قدم به قدم از طهارت ها و پاکیها و کرامتهای انسانی دور شده و چگونه مرحله به مرحله عقل را زیر پا نهاده و با پیروی از هوی و هوس هرکدام تبدیل به اسوههای شقاوت و بیرحمی و بیتفاوتی در برابر زشتیها و اعمال ناروا و...، شدهاند و این شیطان ملعون است که اعمال زشت و ناروای انسانها را در نزد آنها جلوه میدهد و دستها و افکار آنها را به وسوسههای خود و. ملوث مینماید و این
محمد بنعبدالله صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است که آئین و شریعت جاودانه او، و تمامی راههای شیطان را بسته و او را در غل و زنجیر نهاده است و این تعالیم عالیه آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهماست که با شرح و تفسیر آیات کتاب خدا و بیان سنت رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم به منزله چراغهای فروزان و درخشان در بیابانهای گمراهی و ظلالت هستند، بطور مثال در شریعت پسندیده خدا، شرابخواری در هر حد و حدود حرام گردیدهاست پس هر اهل ایمانی که به این فریضه الهی عمل نماید پس او از تمامی تبعات سوء آن در امان است یعنی همان تبعاتی دهشتناک و عظیم که هرگز قابل جبران نیست یعنی همان تبعات ناشی از مستی که حاصل از شرابخواری است یعنی قتل ها، زناها، کشتارها و...، پس توجه نما توبه تمثیلی که نقل کردهاند که شخصی را مجبور نمودند به انجام یکی از این سه عمل تا جان او از مرگ رهایی یابد که یا پدر و مادر خود را به قتل برساند و یا با خواهر خود زنا کند و یا مقداری شراب بخورد پس او از قتل پدر و مادر و زنای با خواهر خود بر خود لرزید و گفت البته شراب خواهد خورد پس شراب خورده و مست و لایعقل گردید ابتدا پدر و مادر خود را به قتل رسانید و سپس با خواهر خود زنا کرد و...، آری ما میدانیم که شاخصه شناخت حق و باطل و راه صحیح از ناصحیح، و خوب از بد و سعادت ابدی و شقاوت ابدی عقل است پس چگونه بشر با ترویج بیعقلی یعنی ترویج شرابخواری به سعادت ابدی خواهد رسید و این کتاب تفسیر شریف ما در مجموعه مهم نورالانوار در رابطه با شرح کتب آسمانی تورات و انجیل و...، است که اثبات نمودهایم که چگونه تحریفگران معاند در راستای خطوات شیطان احکام و فرایض شریعتهای خداوند را نابود کرده و مبانی زشتیها و ستمگریهای بیبازگشت را بهعنوان احکام دین خدا جایگزین نمودهاند و چگونه با تحریف کتب آسمانی ضمن وارد نمودن بدترین تهمتها و نارواییها به پیامبران و اوصیاء گرامی آنان، به ترویج کفر و الحاد در قالب آموزههای دینی و فرایض خداوند پرداخته اند اموری مانند قتل عامهای کودکان و نوزادان، زنا و زناکاری پیامبران، جادو و جادوگری مقدسین و شرک و شرک ورزی انبیاء الهی و....، و البته ما در کتب شریف الاحتجاج، سراج منیر و مجموعه گرامی نورالانوار خود، تحریفی بودن تمامی این تهمتها به ساحت انبیاء الهی و اوصیاء آنان و غیره الهامی بودن آنها را اثبات نمودهایم و نیز اثبات نمودهایم که چگونه این کتب و صحف آسمانی بواسطه تحریفی بودن غیر قابل پیروی است و چگونه
پیروی از شریعت جاودانی اسلام یعنی دین پسندیده خدا به واسطه غیر تحریفی بودن احکام و فرایض و کتاب آسمانی آن برای اهل ایمان تا ابدالآباد واجب است، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس آگاه باش که چراذات اقدس الهی در روز معاد پیروی از هیچ دینی غیر از دین اسلام را از بندگان خود نمیپذیرد و چرا عذاب کسانی که غاصبانه بر مسندهای هدایت امت اسلام تکیه زده و نابکاریهای خود را در پوششهای اسلامی و جاهت بخشیدند تا این حد (که در روایات و آیات بیان شده است)، عظیم است زیرا آنها به عنوان مثال در پوشش جهاد اسلامی که در شریعت اسلام امری دفاعی بوده، به قتل و غارت و تجاوز به نوامیس کشورهای همسایه پرداخته و با قطع نسل و حرث انسانهای بیگناه تا ابدالآباد تخم عداوت و کینه ورزی و...، را در امت ها به واسطه این تهاجمات دد منشانه کاشتند و تصویری زشت از اسلام را در جهان و برای جهانیان تا به ابد و...، ترسیم نمودند و ما در آثار خود به گوشههایی از این فساد در ارض خلفای غاصب اشاره نمودیم و آن را تکرار نمینماییم و البته قادریم که اگر اراده نماییم به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیها هزاران صفحه بر این فراز نیز بنگاریم ولی قرار و مدار ما بر خلاصه نویسی و تحدید و تدقیق موضوع این اثر است پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما که یکی دیگر از راههای خطوات شیطان زینت دادن اعمال انسانها در نظر آنها است مثلاً از شقاوت ها و بیرحمی ها و نسل کشیها بهعنوان شجاعت و انتقامگیری های نظامی و...، نام ببرند بهطور مثال در عهد عتیق تحریف گران به دروغ مدعی شدهاند که دینه دختر یعقوب از سوی شاهزاده منطقهای که یعقوب با سران خود به آن وارد شده بود مورد تجاوز قرار گرفت و دو پسر یعقوب به کیفر این بیاحترامی تمامی مردم آن سرزمین را قتلعام نمودند و....، که ما در جای خود تحریفی بودن این دروغپردازیهای تحریفگران را اثبات نمودیم و یا آنچه که در دیگر فرازهای این کتب تحریفشده و....، مذکور گردیده است، نکته مهم در این کتب آن است که این دروغپردازی ها در قالب آموزههای رفتاری جوامع بشری نهادینه گردیده و به قتلعامها و کشتارهای جمعی و....، منتهی گردیده است و مثل و مانند این آموزههای مشرکانه و ضد بشری ناشی از تحریفات این کتب دینی، در جوامع بشری خارج از حد احصاء است که ما شواهد بسیاری از آنها را نقل وبه بسیاری از آنها استناد نمودیم که بسیاری از این آموزهها هنوز که هنوز است علیرغم تمامی پیشرفتهای
علمی و علوم تکنولوژیک بازهم در جوامع حاکم است مانند اعتقادات به تغییر رفتارهای انسانها به واسطه حلول جن در کالبد آنها تا جاییکه خروج اجنه را از کالبد انسان های بیمار، علیل، مریض، یا زنان فاحشه ویا دیوانگان و یا مصروعان و...، و عطای شفا و تندرستی به آنها را به دروغ در قالب صدور معجزات فراوان به عیسی مسیح نسبت میدهند و یا تسخیر اجنه و یا جادو و جادوگری و...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که شیطان در قالب زینت دادن اعمال ناروا که ممکن است بهنظر جالب و انتقامگیرانه باشد تلاش مینماید تا راه خود را در میان اهل ایمان و جوامع آنان باز نماید و این شریعت اسلام و آئین حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و آموزهها و تعالیم آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم است که راه را برای او و ایادی او میبندد و خلایق را به سوی رستگاری جاوید سوق میدهد پس ما در این فراز به طور خیلی گذرا و تیتروار به بعضی از این موارد بهعنوان نمونه و مشتی از خروار اشاره نمودیم و در ادامه نیز اشاراتی به مصادیق دیگر آن خواهیم نمود، ولی و البته از شرح و توضیح آن به واسطه اراده خود در تحدید و تدقیق این اثر اجتناب مینماییم پس بهعنوان نمونه به روایتی از جناب محمد بن مسلم رحمه الله علیه اشاره مینماییم که از مولای مظلوم خود حضرت امام باقر روایت نمودهاست که گفت از آن حضرت سؤال کردند که زنی با خود قرار کردهاست که اگر با خواهرش (که با او قهر نموده بود) کلامی تکلم نماید تمامی هستی و اموال او هدیه به خانهی خدا شود و تمامی بردگان او نیز در راه خدا آزاد شوند، پس حضرت با قاطعیت نهی نمود و فرمودند (هرگز بلکه) با او سخن بگوید و این امور (یعنی قرارها) هیچ ریشهای ندارد و بهدرستی که این عمل و مانند آن از خطوات شیطان است و سپس این آیه یعنی آیه 21 سوره مبارکه یعنی نور را تلاوت فرمودند، پس در این روایت حضرت اینگونه عمل و تمامی اعمال مانند آن را که از حد احصاء خارج است را از خطوات شیطان و باطل اعلام فرموده اند تا اینگونه روشها و عهد و نذرها و...، در قالب آموزههای رفتاری در جامعه نهادینه نشود...، دیگر از مصادیق نارواییها که میتواند در قالب اعمال شرعی جلوهگری نماید مصداقی است که ذات اقدس احدیت در آیه 22 این سوره شریفه بیان میفرماید حضرت پروردگار در این آیه عظیمه میفرمایند: (وَلَا يَأ ْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ) یعنی آنهایی که در میان شما دارای برتری مالی
و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد نمایند که به نزدیکان و مساکین و مهاجران در راه خدا انفاق نخواهند نمود بلکه باید (از خطاهای آنها) عفو نمایند و چشمپوشی کنند، آیا دوست ندارید که خداوند (هم) شما را بیامرزدبه درستی که خداوند آمرزنده و مهربان است ، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به شرح و تفسیر صادق آلمحمد یعنی حضرت جعفر بنمحمد صادق علیه السلام و ارتباط کلام آن حضرت در اینکه عفو در هنگام قدرت از سنت های پیامبران و متقین است و آن از اوصاف کسانی است که خداوند آنها را آمرزیده و گناهان گذشته و آینده آنها را عفو نموده و...، و ما در این خصوص یعنی بهشتی بودن صاحب این صفت کلام خود را مذکور نموده و تکرار نمینماییم، پس در این فراز توجه نما که آن حضرت میفرمایند (.... عفو در هنگام قدرت از سنتهای پیامبران و پرهیزگاران است و حقیقت عفوآن است که از رفیق خود گذشت نمایی و چیزی را ظاهر ننمایی و سخن ناروای او را فراموش کنی و از اصل قضیه در باطن خود چیزی نگاه نداری و بر احسان خود به آن بیفزایی و کسی به این مقام نخواهد رسید مگر اینکه خداوند او را مورد گذشت خود قرار داده و گناهان گذشته و آینده او را آمرزیده باشد و زینت داده باشد و او را به کرامت خود پوشانیده باشد و از انوار خود بر او بپوشاند)، عفو و غفران دو صفت از صفات خداوند هستند که آنها را در میان بندگان خود به ودیعت قرارداده است تا مردم به اخلاق خداوند متخلق شود و خداوند فرمودهاست :(وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)...، پس چون بر این فراز از شرح این آیه عظیمه که در واقع در مصداق کامل آن بیانگر اوصاف محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم است، آگاه شدی پس در ادامه به آیه عظیمه 23 این سوره مبارکه توجه نما که ما قبلاً شأن نزول آن را در خصوص تهمت زنندگان بر ام المؤمنین حضرت ماریه مذکور نمودیم و معلوم و محرز گردید که چگونه خداوند وعده دوزخ جاوید را به ستیزهگران با رسول برگزیده خود را ابلاغ فرموده است ذات اقدس احدیت در این آیه عظیمه میفرماید: (إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) یعنی کسانی که زنان پاکدامن و بیخبر از (هر گونه آلودگی) و مؤمن را متهم میسازند، در دنیا و آخرت لعنت شده و عذاب سختی برای آنها (مهیا شده)است پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که چگونه گناه این عمل در نزد خداوند عظیم است که در طول تاریخ مرتکب را به دنبال امام آنها یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض به
دوزخ جاوید داخل میفرماید و توجه نما که در رابطه با بحث این اثر یعنی موارد هلاکت و داخل کننده به دوزخ این فراز بسیار اهمیت مییابد، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به حدیثی که از رسول گرامی اسلامحضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم، روایت شده و در راستای مباحث مطروحه این نگارش است در این روایت مذکور است که رسول خدا فرمودهاند : (اجْتَنِبُوا السَّبْعَ المُوبِقَاتِ الشِّرْكُ باللهِ، والسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلاَّ بالحَقِّ، وأكلُ الرِّبَا، وأكْلُ مَالِ اليَتِيمِ، والتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وقَذْفُ المُحْصَنَاتِ المُؤْمِنَاتِ الغَافِلاَتِ) پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که روایات فوق از طریق ابو هریره نقل شدهاست که گفت رسول خدا چنین فرمودهاست و ما نیز در رابطه با بررسی متون احادیث و نحوه تشخیص و سقم روایات تاکید نمودیم که متنشناسی روایات مقدم است بر سندشناسی روایات یعنی رجال ناقل و اثبات نمودیم که چگونه رد نمودن روایات براساس ثقه و یا عدم ثقه بودن راویان شیوهی نادرست و نامعقولی است زیرا بسیاری از روایات که حتی توسط اشخاص معلومالحال نقل شدهاست، و بعد از بررسی با کتاب خدا و احادیث نظیر آن به صحت آن دستیافته میشود و شاهد این ادعا همین روایات فوقالذکر است که راوی آن ابو هریره است پس اساس منطق در شناخت روایات صحیح از ناصحیح راویان آنها نیستند و ما نمیتوانیم به صرف اینکه روایتی را ابوبکر یا عمر و یا عثمان و یا معاویه و یا....، نقل نمودهاست را رد کنیم درحالیکه اساس آن با کتاب خدا مطابقت داشته است و روایت نظیر آن نیز در بین سایر راویان و از طرق دیگر بیان شدهاست بهطور مثال روایت فوق به چند طریق از مولای مظلوم ما حضرت عبدالعظیم حسنی با اندک تفاوتهایی با هم نقل شده و ما از تطبیق این روایات با یکدیگر و استخراج موارد مشترک درمییابیم که هر کدام از فرقههای اسلامی ضمن اینکه میتواند در عمل به روایات به راه خود برود ولی باید بداند که در فصول مشترک برای آنها اجماع حاصل است یعنی بهطور مثال وقتی در موارد معنونه و در تمامی این روایات، شرک به خداوند از گناهان نابخشودنی و همگی در آن وجه اشتراک دارند، پس لازم میشود تبعیت از آن و لذا بسیاری از بزرگان شریعت ما که عالم بر احادیث بودهاند در زمان مراجعه پیروان اهل تسنن اعم از شافعی و حنبلی و مالکی و...، به آنها و پرسش از موضوعات واحد، نظیر فقهی هر یک از فرقههای مذکور را به فرا خور پیروان آنها به آنها اعلام مینمودند پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به طریق های نقل شده
و اختلاف این احادیث و وجه مشترک آنها که مطابقت کامل دارد با آیات کتاب خدا و این فراز را نگارنده بهعنوان شاهد بر نحوه بررسی روایات مذکور نموده و اثبات این حقیقت که توجه به متن روایات در تمامی فرقههای اسلامی وتطبیق آن با کتاب خدا ارجح و صحیحتر است از توجه به راویان احادیث و پیروی از این روش در واقع مطابق است با حکم خدا و رسول و امامان معصوم و روایات وارده در تمامی فرقههای اسلامی در این رابطه، پس چون بر این حقیقت آگاه شدی پس توجه نما به روایات وارده در این خصوص که ما اصل آیات را بهجهت اختصار مذکور ننموده ولی آدرس آن را ذکر مینماییم، در روایت اول راوی احمد بنمحمد از حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام و آن بزرگوار از حضرت امام محمد تقی علیهالسلام و ایشان از پدر بزرگوار خود حضرت رضا و ایشان از باب الحوائج الیالله موسی بنجعفر علیهالسلام با این مضمون روایت نمودهاند که ایشان فرمود که عمرو بن عبید به حضور حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شد و چون نشست (آیه 22 سوره نجم) را تلاوت فرمود و سپس ساکت شد و امام صادق علیهالسلام به ایشان گفت چرا ساکت شدی عرض کرد من میخواهم گناهان کبیره را از روی قرآن خداوند عزوجل بشناسم پس امام فرمود آری ای عمرو 1_ بزرگترین گناهان کبیره شرک به خدا است که خدا میفرماید (آیه 72 سوره مائده) 2_ و سپس نومیدی از رحمت خداست که خدا میفرماید (آیه 78 سوره یوسف) 3_ ایمنی از مکر و عقوبت خداوند زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 99 سوره اعراف) 4_ و از آنها از عقوق و ناسپاسی حق پدر و مادر زیرا خداوند سبحان عاق را جبار و شقی مقرر ساخت (آیه 32 سوره مریم) 5_و قتل نفسی که خدا او را محترم ساخته جز به قانون حق الهی (آیه 93 سوره نساء) 6_ و متهم نمودن زن پاکدامن به زنا زیرا خدای عزوجل میفرماید (آیه 23 سوره نور) 7_ و خوردن مال یتیم زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 10 سوره نساء) 8_ فرار از جبهه جهاد زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 16 سوره انفال) 9_ و خوردن ربا زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 277 سوره بقره) 10_ سحر و جادوگری زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 102 سوره بقره) 11_ زنا نمودن زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 69 سوره فرقان) 12_ سوگند دروغ در راه نابکاری و تبهکاری زیرا خداوند میفرماید (آیه سوره 77 آلعمران) 13_ غلول (یعنی از غنیمت دزدی کند) زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 161 سوره آلعمران) 14_ منع زکات واجب زیرا خداوند عزوجل فرمود (آیه 35 سوره توبه) 15 و 16_ گواهی
ناحق و کتمان شهادت بهحق زیرا خداوند عزوجل میفرماید (آیه 283 سوره بقره) 17_ شرب خمر 18 و 19_ ترک نماز عمدا و یا ترک آنچه خدا واجب نموده (برای نماز) 20 و 21_ عهدشکنی و قطع رحم (آیه 25 سورهرعد ) پس میفرماید که عمرو از خانه امام علیهالسلام بیرون آمد درحالیکه شیون و گریه آشکار مینمود و میگفت هلاک است هر کسی که به رای خود فتوی دهد و با شما ( اهلبیت عصمت و طهارت) در علم و فضل منازعه نماید) پس در روایتی دیگر یعنی به طریقی دیگر از حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام روایت شد....، که فرمود حضرت موسی بن جعفر که عمرو بن عبید نزد امام صادق آمد و...، پس حضرت فرمود بزرگترین گناهان کبیره شرک به خداست (آیه 72 سوره 5)، بعد ناامیدی از رحمت خدا (آیه 78 سوره 12) و سپس ایمنی از مکر خدا آیه 98 سوره 7) عقوق والدین (آیه 32 سوره 19) قتل نفسی که خدا آن را محترم داشته مگر بهحق ... (آیه 93 سوره 4) متهم ساختن زن پاکدامن به زنا (آیه 23 سوره 24) خوردن مال یتیم (آیه 10 سوره 4) فرار از جهاد (آیه 16 سوره 8) رباخواری (آیه 277 سوره 2) سحر و جادوگری (آیه 102 سوره 2) زناکاری (آیه 68 سوره 25) سوگند دروغ برای تبهکاری (آیه 77 سوره 3) خیانت در غنیمت جنگی (آیه 161 سوره 3) منع از زکات واجب (آیه 36 سوره 9) شهادت دروغ و کتمان شهادت حق (آیه 283 سوره 2) شرابخواری، ترک نماز یا واجب دیگر، پیمانشکنی و قطع رحم (آیه 25 سوره 130)... راوی گوید که در این زمان عمرو از خدمت امام بیرون رفت و درحالیکه گریه و شیون او بلند بود میگفت هلاک شد کسی که برای خود فتوی داد و در علم و فضل با شما ستیزهگری نمود) و باز در روایتی دیگر از حضرت عبدالعظیم حسنی از طریق دیگر (... حضرت فرمود آری ای عمرو بزرگترین گناهان کبیره شرک به خدا...، ناامیدی از رحمت خدا....، ایمن بودن از مکر خدا، عقوق والدین...، قتل آن نفس که خدا قتل او را حرام گردانیدهاست مگر بهحق....، تهمت به زن پاکدامن...، خوردن مال یتیم، گریختن در میدان جنگ، رباخواری...، سحر و جادوکردن، زنا کردن، سوگند دروغ، خیانت در غنیمت، شهادت دروغ و کتمان شهادت و خوردن شراب، ترک نماز از روی عمد یا ترک واجبات، قطع رحم...، پس عمرو بن عبید بیرون رفت درحالیکه شیون و گریه بلند مینمود و میگفت هلاک شد هر کسی که برای خود سخن گفت و با شما در فضل و علم منازعه نمود) پس تو ای عاقل دانا و خردمند نگارنده فقط این فراز را بهعنوان نمونه و طرح کلی موضوع مورد بحث عنوان نمود و غرض او بررسی
جامع و کامل آن نبوده و مخاطب ارجمند تصور ننماید که آنچه مذکور گردید تمامی آنچه موجود است میباشد و بلکه فقط هدف شرح شیوه کار و روش بررسی بودهاست، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما درادامه به روایتی عظیم از حضرت صادق علیهالسلام که راوی آن جناب مفضل رحمه الله علیه است و در این حدیث عظیم تاکید شدهاست که غلو در مقام و منزلت دوازده امام و چهارده معصوم از مصادیق بارز تهمت است در این روایت مذکور گردیدهاست (فجاءه هذا الجواب من ابی عبد الله (... و اما ما ذکرت فی آخر کتابک انهم یزعمون ان الله رب العالمین هو النبی (... پس خبر میدهم به تو که خداوند تبارک و تعالی به حقیقت همان خدایی است که خلق را خلقت فرموده و شریکی برای او نیست، آفرینش و امر و دنیا و آخرت در اختیار اوست او آفریننده همهچیز است، خلق فرمود خلایق را و دوستداشت که به وسیله پیامبران خود شناخته شود و به وسیله پیامبران خود محبت را نیز بر آنها تمام کرده و رسول خدا (حضرت محمد صلیالله علیه واله و سلم و عجل فرجهم) که راهنمای به سوی خدا است بنده خلقشده خدا است که خدا پروردگار اوست که خداوند او را برگزیده و اکرام نموده و خلیفه خود و زبان گویای خود در میان آنها و امین خود بر آنها قرار دادهاست و نگهبان او در آسمانها و زمین است گفتار او گفتار خداست و دربارهی خدا جز حقیقت نمیگوید و هر که مطیع او باشد مطیع خداست و هر که به او ستیزهگری کند با خدا ستیزهگری کردهاست و او مولای هر کسی است که خدا مولی و پروردگار اوست و هر کسی که به اطاعت پیامبر اقرار ندارد از اطاعت خدا و بندگی او امتناع ورزیده و هرکه اقرار به طاعت پیامبر کند از خدا اطاعت نموده و هدایت یافته است، پیامبر اکرم مولای جهانیان است چه او را بشناسند و چه انکار کنند و پدر مهربان است و هر کسی که مطیع و دوستدار او باشد فرزندی نیکوکار و پرهیزکار از گناهان است پس بهدرستی که برای تو نوشتم آنچه را از من پرسیدی و بهدرستی که من میدانم که گروهی این اوصاف ما را شنیدهاند ولی در خصوص حقیقت آن کلام خود را نیاوردند بلکه آن را تحریف نموده و بر غیر حدود آن به شرحی که به شما ابلاغ نمودم، قرار دادند خدا و رسول او از گروهی که اعمال زشت و قبیح خبیث خود را به وسیله ما حلال مینمایند بیزار هستند و بهدرستی که مردم به واسطه عمل آنها بر ما تهاجم مینمایند و البته خداوند حکم خواهد کرد بین ما و آنها و بهدرستی که خداوند در قرآن میفرماید: (الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ
وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ...) پس تو ال عاقل دانا و خردمند آگاه باش که از مصادیق عظیم دیگر این آیه مبارکه تهمتهای ناروایی است که به خاندان عصمت و طهارت به لحاظ غلو پردازی میزنند و این امر تسری دارد بههر گونه تهمت از انواع دیگر که برخلاف حقایق اوصاف و فضل ایشان است الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون، و این کلام عظیم مولاتنا حضرت زهرا سلاماللهعلیها است در شرح این فراز که فرمودند در خطبه عظیم خود در برابر طاغیان زمان ( فرض الله اجتناب قذف المحصنات حجبا عن اللعنه) یعنی خداوند متعال واجب فرمود اجتناب از زدن تهمت ناروا به زنان پاکدامن را بهخاطر برحذر ماندن از لعنت خداوند، یعنی ابتلاء به دوزخ الهی...، و درادامه توجه نما به کلام ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 24 این سوره مبارکه و آن رمزگشایی که مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام در شرح و تفسیر این فراز مذکور مینماید، خداوند متعال در این آیه عظیمه میفرماید (يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) یعنی در روزیکه زبانها و دستها و پاهای آنها بر علیه آنها شهادت میدهند در رابطه با آنچه عمل مینمودند، پس مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام در تفسیر این فراز میفرماید که جوارح بر ضد مؤمن گواهی نمیدهند بلکه برای آن گروهی که مستحق عذاب هستند گواهی میدهند و ما البته شأن نزول این آیات عظیمه را مذکور و این تفسیر معانی آن فرازها را تحکیم میفرماید و...، در ادامه یعنی در آیه عظیمه 26 ذات اقدس احدیت بعد از بیان قانونی از قوانین جاری خود، وعده نجات و آمرزش خود را به مظلومان اعلام میفرماید (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ۚ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ ۖ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) یعنی زنان ناپاک برای مردان ناپاک و مردان ناپاک برای زنان ناپاک و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک هستند و پس این گروه مبرا هستند از آنچه (از تهمتهای زشت) در باره آنها گفتهاند و برای آنها مغفرت و رزق کریم (در بهشت جاویدان) خواهد بود، پس تو ای عاقل دانا و خردمند ما در فراز قبل ملاحظه نمودیم که چگونه امام معصوم ما یعنی حضرت صادق علیهالسلام غلو پردازی و تهمتهای ناروای مردم درباره خدا بودن رسول خدا (و قهراً با تسری در حق امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم) را از مصادیق یرمون محصنات و دوزخی بودن تهمت زنندگان مذکور فرمودهاند یعنی مصداق آیه از معنی ظاهری آن به ناروایی تبدیل و تحریف حقیقت وجودی اهلبیت عصمت و
طهارت، تسری یافته و تهمت زننده به استناد آن از اهل دوزخ خواهد بود یعنی به وادی شرک داخل شده و مستحق عذاب الهی میشود در این فراز هم مولانا المظلوم حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام معنی زوجیترا در این آیه عظیمه از معنی ظاهری آن خارج و به مصداق معنوی آن بر معاویه و اصحاب و پیروان او منطبق و زوجیت پاکیزهگی ها را بر مولانا المظلوم علی علیهالسلام و اصحاب بزرگوار او منطبق میفرماید و این است درواقع مفهوم و معنی واقعی و حقیقی این آیه پس در روایت مفسر واقعی قرآن یعنی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام به معاویه میفرماید (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ، ای معاویه تو و اصحاب تو داخل این جماعت خواهد بود و (وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ۚ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ ۖ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) منظور از اینگونه افراد علی بن ابیطالب و یاران و شیعیان آن بزرگوار هستند) پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز به نکته ای عظیم توجه کند و آن اینکه تفسیر قرآن با قرآن و با مفسران قرآن یعنی امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم مانند این دو نمونه که پی در پی مذکور شدهاند یعنی (يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ) و (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ....) که امامان معصوم ما علیهمالسلام و عجل فرجهم برای شرح و تفسیر کلمات آن معانی صحیح آن را مذکور نمودهاند پس یعنی مقدم است در تفسیر قرآن مراجعه به کتاب خدا و تفاسیر امامان معصوم و مؤخر است در تفسیر قرآن مراجعه به کتاب لغت عرب که چندصد سال بعد تدوین شدهاست و خصوصا در تفسیر مولانا المظلوم امام حسن مجتبی علیهالسلام معنی ظاهر کلمه طبق لغتنامه های لغتنامه نویسان مقصود نیست پس آنها بایستی معانی دیگری را نیز به غیر از آنچه آوردهاند در معنی کلمات کلام خدا وارد نمایند زیرا اگر آن معانی که مقصود نظر آنها است را در نظر بگیریم با حقیقت خارجی آن منطبق نیست زیرا حضرت آسیه که همسر فرعون بود زن صالح و اهل بهشت است و تعدادی از زنان پیامبران اهل دوزخ هستند و یا مانند این فراز که در تفسیر کلام خدا در (وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ در آیهی 71 سوره مریم) وجود داشت که ما کلام خود را وفق تفسیر امام معصوم علیهالسلام در خصوص آن مذکور نمودیم و آن روایت حسین بن ابی علاء است که گوید من از امام صادق علیهالسلام در مورد تفسیر آیه (وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ ) سؤال کردم پس حضرت فرمود آیا نمیشنوی که گفته میشود (وردنا ماء بني فلان فهو الورود و لم يدخله) یعنی به آب فلان قبیله وارد شدیم پس این ورود است (یعنی نزدیک شدن به آن
قبیله) و هرگز معنی دخول در قبیله را نمیدهد و...، پس چون بر این فراز یعنی برتری معانی واژگان و اولویت بیان امامان معصوم علیهم السلام که کلام قرآن است بر لغت نامههای تدوینشده علما کلام و...، آگاه شدیپس توجه نما به فراز دیگر از شرح کلام خدا با کلام خدا از مفسر قرآن یعنی حضرت باقر علیهالسلام که در روایتی عظیم به ابواسحاق لیثی میفرماید: (... ای ابراهیم آنچه در شیعیان ما در دنیا از اعمال بد میبینی از ریا، زنا، لواط، جنایت، میخواری و ترک (اعمال) نماز و روزه و زکات و حج و جهاد، همه از دشمن ناصبی است (جرم آن مستحق وجود نجس آنان است) و برخاسته از طبع و مزاج او چون با طینت او آمیختهاست و آنچه (در دنیا) در این دشمن ناصبی (از اعمال خوب ) میبینی از زهد و عبادت و مواظبت بر نماز و پرداخت زکات و روزه و حج و جهاد و کارهای خیر و خوب، همه (شایسته وجود) از مؤمن و طبق و مزاج اوست.... و چون قیامت برپا شود خدا از دشمن ناصبی منش مؤمن و مزاج و سرشت و جوهر و مایه او را با همه کارهای خوب میگیرد و به مؤمن برمیگرداند و از مؤمن نیز منش و مزاج و سرشت و جوهر و مایه او را با هر کار بدی که کرده باشد میگیرد و به ناصبی برمیگرداند و از روی عدالت، خداوند متعال جل جلاله و تقدست اسمائه به ناصبی میفرماید بر تو ستم نشده این کارهای بد از سرشت و مزاج توست و تو به داشتن آنها سزاواری و این کارهای خوب از سرشت و مزاج مؤمن است و او به آنها سزاوار است و امروز کیفر ببیند هر کسی به آنچه به دست آورده و ظلم در این روز نیست و بهدرستی که خداوند سریع الحساب است (سوره غافر آیه 17) و سپس فرمود ای ابراهیم آیا در این خصوص ستم و ناروایی میبینی راوی میگوید من عرض کردم نه ای پسر رسول خدا بلکه حکمتی رسا و روشن بیان فرمودی پس امام فرمود آیا میخواهی از قرآن در این معنی برای تو اضافه کنم پس راوی میگوید عرض کردم بلی یابن رسولالله پس فرمود آیا نشنیدهای که خداوند متعال میفرماید: (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ....) و نیز میفرماید ((انفال آیه 37) وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ) پس راوی عرض میکند که من گفتم سبحانالله چه روشن است آن برای هر کسی که بفهمد و این خلق وارونه در شناخت آنچه چه کوردل هستند، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در شرح و تفسیر این روایت عظیم توجه داشته باشی که مقصود از جوهره و سرشت کافر ناصبی و یا مؤمن پیرو اهلیت اهلبیت عصمت و طهارت خلقت
آنان، در ذات به این وصف نیست زیرا با اصول اختیار در تناقض است بلکه نهایت کار ایشان در دنیا است که براساس اختیار خود یا از عقل پیروی نموده و پیرو محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم میشوند ویا بر اساس اختیار خود از هوی و هوس پیروی نموده و در سلک دشمنان ناصبی درمیآیند و اگر ایشان هرکدام متصف به این اوصاف باشند که امام فرمود بعد از اثرگذاری این اعمال در برزخ بر این مؤمن و این ناصبی و...، پس در آن زمان که به قیامت وارد میشوند عدالت خداوند بر آنان اجرا شده و اعمال نیک از ناصبی بر کنده و بر صاحب حق خود یعنی مؤمن مستقر و به بهشت وارد میشود و بهعکس اعمال بد از مؤمن برکنده و بر ناصبی ملعون مستقر شده و به سوی دوزخ سرازیر میگردد....، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیه عظیمه 30 که میفرماید: (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ) یعنی به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از گناه به نامحرمان) فرو گیرند و دامان خود را (از بیعفتی) حفظ کنند که این برای آنها پاکیزهتر است خداوند به آنچه انجام میدهند آگاه است، پس در تفسیر این فراز مولانا المظلوم حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: تمامی مواردی که در کتاب خداوند متعال در خصوص حفظ و نگهداری فرج یا عورت سخن به میان آمده مقصود خودداری از زنا است جز در این فراز که این آیه آن مربوط به حفظ عورت از دیده شدن و نظر کردن نامحرمان به آن است، و نیز در روایت دیگر از آن حضرت مذکور شدهاست که فرمودند:( کسی به چیزی چنگ نزد (در راستای قرب به خداوند) مانند فروبستن چشم (از حرام)، زیرا چشم از حرامهای الهی بسته نمیشود مگر اینکه قبلاز آن، جلوه عظمت و جلال (خداوندی) در دل ملاحظه گردد، اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله احکام ابدی و فرایض جاودانه خود را در رابطه با حفظ حجاب و احکام تزویج و...، بیان میفرماید و ما در آثار دیگر خود در باب اهمیت عظیم این حکم خداوند، کلام خود را آورده و هشدار عظیم خود را در خصوص کسانی که در جامعه مسئولیت تسهیل امر ازدواج جوانان برعهده آنان است را مذکور نمودیم ونیز هشدار عظیم تر خود را در رابطه با ایجاد هر نوع نا کامی در زندگی جوانان را به کسانی که امور جامعه را تصدی نموده و به مسئولیت
آن بیاعتنا هستند آورده و کلام خداوند متعال را در باب قرار گرفتن آنان در سراشیبی دوزخ بیان نمودیم و نگارنده تأکید مینماید که این جوانان به واسطه بیآلایشی به خداوند از هر انسان دیگر نزدیکتر هستند وخدمت به آنها قطعا موجبات رضایت حضرت پروردگار متعال را فراهم خواهد آورد و لعنت خدا و رسول و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم و لعنت همه لعنت کنندگان تا ابدالآباد بر کسانی نثار و ایثار باد که از ظلم و ثمره ظلم بر مظلومان و خصوصا جوانان اهل ایمان ارتزاق مینمایند و رنجها و محرومیتهای این قشر پاک و محروم، قلوب سخت و تیره آنها را به درد نمیآورد و....، الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا ای منقلب ینقلبون...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 34 و 35 این سوره عظیم و مبارک یعنی سوره نور که در آن خداوند عظیم الشان میفرماید:( وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) پس تو ای مخاطب محترم توجه نما که چگونه خداوند در آیه 34 کلام قرآن عظیم را آیات خود بیان میفرماید و چگونه ما بهدنبال معانی آیات در کتاب خدا بودیم زیرا که ذات اقدس احدیت تکذیب کنندگان آیات خود را به دوزخ بشارت دادهاست ونیز توجه به این نکته مهم که مصادیق و معانی این واژهها را بایستی بدواً از کلام معصومین جستجو شده و سپس به لغتنامهها مراجعه شود همان لغتنامه ها که چند صد سال بعد برای شرح واژههای عربی و از جمله کلام خدا تدوین شدهاست خداوند در این آیات میفرماید:( ما برای شما آیاتی روشنگر فرستادیم و اخباری از کسانی که پیشاز شما بودند و موعظه و نصیحت برای پرهیزکاران، الله نور سموات و زمین است و مثل نور او مانند (مشکوه) چراغدانی باشد که در آن چراغی پرفروغ باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد حبابی شفاف و درخشنده مانند ستارهای فروزان، چراغ که فروخته میشود از روغن درخت پربرکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی روغن آن (آنچنان صاف و خالص است که نزدیک است بدون تماس با آتش شعلهور شود، نوری است بر فراز نوری دیگر و خداوند هر کسی را بخواهد با نور خود هدایت میکند و خدا برای مردم
مثلها میزند و خداوند به هر چیزی دانا است) پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش به عظمت تمثیلها و مثالهایی که خداوند در طول تاریخ برای هدایت خلایق به زبان انبیاء خود بیان فرموده و میفرماید و ما درسلسله کتابهای شریف الاحتیاج و سراج منیر و نورالانوار خود و در بخش بشارات آنان از تمثیلهایی که پیامبران معظم خداوند و خصوصا حضرت عیسی مسیح بیان داشتهاست سخن به میان آوردیم و اثبات نمودیم که چگونه این مثالها و تمثیلها از گزند تحریفات به واسطه تمثیل بودن آن، محفوظ مانده و چگونه مقاصد و ارادههای خداوند در قالب این مثالها در طی قرون و اعصار باقیمانده و چگونه پیامهای عظیم خداوند در آن برای اهل ایمان بیانشده است و چگونه ذات اقدس احدیت در قالب این تمثیلها از ظهور پیامبران خود و وقایع عظیم قیامت و رجعت و...، خبر داده است و ما در خلال این اثر و سایر آثار خود در خصوص معانی مختلف و مقاصد مختلف خداوند از واژههای واحد در آیات مختلف کلام خود را آوردیم و تفاوت آنها را به استناد کلام معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم بیان نمودیم که نمونه آنها معانی مختلف واژگان: (آیات) و (شرک) و (کفر)،... بودهاست و در این فراز مولانا المظلوم علی علیهالسلام درضمن روایتی زیبا در مقدمه آن معانی مختلف (نور) را در کتاب خدا با شرح مختصری بیان و سپس به تفسیر آیه عظیمه 35 آن میپردازد و ما این حدیث شریف را بهعنوان نمونهای از احادیث فراوان در شرح و تفسیر این آیه مذکور مینماییم و این شرح و تفسیرهای عظیم نشان میدهد که چگونه وجود اقدس و مطهر محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم نیز به موازات کتاب عظیم خداوند از آیات خداوند محسوب میشود و چگونه خداوند از وجود این آیات عظیمه خود با عنوان نور علی نور یاد میفرماید در این روایت از مولانا المظلوم علی علیهالسلام در خصوص معنی اقسام نور در فرازهای مختلف آیات قرآن سؤال نمودند پس حضرت فرمود:( نور در جایی به معنی قرآن است، نور درجایی به معنی نامی از نامهای خداوند است، نور در جایی از آیات کتاب خدا به معنی روشنایی است و در جایی نور ماه و در جایی نور سیمای مؤمن و آن نور همان نتیجه دوستی و پیروی مؤمن است که به وسیله آن در قیامت به نور ملبس میشود، نور در مواردی از تورات و انجیل و قرآن حجت الهی بر بندگان است که همان وجود معصوم است....، و خداوند متعال در سوره نور فرمودهاست که خداوند نور سماوات و زمین است... پس مقصود خداوند از مشکوه رسول خدا است و از مصباح وصی آن حضرت و دیگر اوصیاء آن حضرت
و مقصود از زجاجه فاطمه و مقصود از شجره مبارکه رسول خدا و مقصود خداوند از کوکب دری همان امام قائم است که انتظار او را میکشند همان امام که زمین را پر از عدالت خواهد نمود و سپس خداوند میفرماید:(يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ) یعنی گویندهای به آن سخن خواهد گفت و سپس میگوید خداوند متعال (نور علی نور...، آیه 36 و 37 سوره مبارکه نور) که آنها امامان معصوم و جانشینان و اوصیاء رسول خدا هستند، و در این راستا و در شرح این آیات کتاب خدا از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام روایت شدهاست که حضرت در این خصوص میفرمایند:( این تمثیل برای معرفی ما (خاندان عصمت و طهارت) است پس پیامبر و امامان معصوم از دلیلهای خداوند و آیات او هستند همان دلایل و آیات که هدایت مینمایند به سوی توحید و مصالح دین و شرایع اسلام و واجبات و سنتها و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم ) یعنی تمام کلام آوردهشد...، پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به روایت زیبای دیگری از امام مظلوم و شهید ما حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام که میفرماید:( ای مردم تعقل نمایید از کلام پروردگار خود (سوره آلعمران آیه34 )و بهدرستی که (إِنَّ اللّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ) پس ما (آن) خاندان (مقصود خداوند) از فرزندان حضرت آدم می باشیم ما (مقصود خداوند) از اهلبیت نوح میباشیم ما از برگزیدگان حضرت ابراهیم می باشیم ما سلاله حضرت اسماعیل هستیم ما آلمحمد هستیم ما در میان شما مانند آسمان برافراشته شده و زمین گسترده شده و آفتاب درخشنده و مانند ( کالشجره الزیتونه لا شرقیه و لا غربیه) التی بورک زیتها یعنی ثمره و روغن آن با برکت است پس آن شجره و درخت اصل آن رسول خدا و شاخههای آن علی و ما (خاندان عصمت و طهارت یعنی امامان معصوم)، قسم به ذات اقدس الهی ثمره و میوه آن درخت (عظیم) هستیم (که مقصود خلقت است) پس کسی که به یکی از شاخههای این درخت چنگ بزند نجات مییابد و کسی که از آن تخلف ورزد به دوزخ خواهد رفت اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما به اینکه اگر از نعمت عظیم ولایت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم بهرهمند هستی پس آگاه باش به اینکه از کسانی هستی که ذات اقدس احدیت تو را از رحمت خود بهرهمند فرمودهاست و این روایت عظیم مولانا المظلوم حضرت رضا علیهالسلام
است که میفرماید:( یهدی الله لنوره من یشاء یعنی که خداوند متعال هدایت میفرماید به ولایت ما خاندان عصمت و طهارت هر کسی را که دوست بدارد) پس تو ای مخاطب ارجمند به این نعمت عظیم ذات اقدسالهی دستهای خود را به شکرانه آن بالا ببر و وفق کلام حضرت صادق علیهالسلام بالاترین شکر را بجای آور یعنی بگو (الحمدلله ربالعالمین) که امید است، خداوند نام تورا در جمله شاکرین درگاه خود منظور و بر برکات عمر و جان و مال تو بیفزاید و عاقبت تو و عزیزان تو را بهسبب رحمت بیانتهای خود به خیر و سعادت ختم نماید اللهم صلی علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس به کلام عظیم ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 36 این سوره مبارکه نور توجه نما تا از شرح و معنی و تفسیر آن نیز آگاه شوی پس حضرت حق جل جلاله در این آیه عظیمه میفرماید:( في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ) یعنی (این چراغ پرفروغ)، در خانههایی قرار دارد که خداوند اذن داده تا بالا رود (اساس آن) و در آنها نام خدا برده شده و صبح و شام در آنها تسبیح گویند...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به کلام عظیم مولانا المظلوم علی علیهالسلام در شرح و تفسیر این آیه عظیمه و توجه نما به مقام و منزلتی که ذات اقدس احدیت به محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم عطا فرمودهاست و نیز عظمت جایگاهی که برای نجات خلایق جهان برای ایشان نصب فرمودهاست تا جاییکه محرز میگردد که چگونه دوری از هدایت ایشان، فرد طاغی را گمراه و به سوی دوزخ سوق میدهد پس در این روایت عظیم مولانا المظلوم علی علیهالسلام میفرماید:( اصل ایمان علم است و خداوند برای علم، اهلی را معین فرموده و مردم و خلایق را به اطاعت از ایشان و سؤال کردن از آنها (برای کسب علم و ایمان و...)، دعوت و نیز فرمودهاست (در سوره نحل آیه 43 ...فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) و در آیه دیگر میفرماید:( وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ) و مقصود خداوند از بیوت یعنی خانهها در این موضع خانههایی است که خداوند آنها را بزرگ دانسته و فرمودهاست:( في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ)، و اینگونه معنی آن را روشن و واضح فرموده تا جاهلان تصور ننمایند که آن خانهها از نوع خانههای معمولی میباشند و نیز فرمود:( رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) پس هر کسی که علم را ازاینجهت دنبال نماید، به آن میرسد و رسول خدا فرمود: من شهر علم میباشم و در جای دیگر فرمود: من شهر حکمت
میباشم و علی هم باب و دروازه آن شهر میباشد پس اکنون هر کسی طالب حکمت و یا علم است باید از باب و دروازه آن وارد شود و علم و حکمت را فرا گیرد و تمام این مطالبی که مذکور گردید در کتاب خدا به آنتصریحشده است و نیز کسانی هستند که تأویل آن را میدانند پس با این شرایط هر کسی که از پیروی آنها (یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم) عدول نماید و بهطرف کسانی که خود را عالم میدانند متمایل شود، (پس همگی) به سبب فتنهجویی و میل به تأویل از متشابهات پیروی میکنند( آیه 7 سوره آلعمران) و بدون برهان و دلیل خود را هلاک میکنند و دیگران را هم به هلاکت میرسانند پس آنها زیان میکنند و از کوششهای خود بهرهای نمیبرند و آنگاه که (آن) پیشوایان (یعنی پیروی شدگان) عذاب الهی را ببینند از پیروان خود بیزاری میجویند و پیوند میان آنها گسسته میگردد (آیه 166 سوره مبارکه بقره)، (إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ) و تو ای مخاطب ارجمند بسیار واضح و آشکار است که چه کسانی براساس حدس و گمان و بدون اینکه منصوب از طرف خدا باشند به رهبری خلایق اقدام کرده اند و...، و آنها البته درنهایت کیفر کار خود خواهند دید یعنی آنچه را که مولای مظلوم ما در فراز آخر کلام عظیم خود اشاره و آیه عظیم کتاب خدا را به آن تفسیر فرمودهاست اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما به روایت عظیمی که از مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام مذکور گردیدهاست به این مضمون که (زید شحام روایت مینماید قتاده بن دعامه به حضور حضرت امام باقر شرفیاب شد و امام به او فرمود تو فقیه اهل بصره هستی او پاسخ داد آری پس حضرت فرمود وای بر تو ای قتاده بدرستی که خداوند عزوجل خلق فرمودهاست گروهی (خاص) از مخلوقات خود را و سپس آنها را حجت بر خلایق قرار دادهاست (یعنی آنها منصوبشده از سوی ذات اقدس احدیت هستند یعنی انبیاء عظام الهی و اوصیاء ایشان که همگی معصوم هستند) آنها ارکان در زمین هستند (یعنی به واسطه آنان جهان برقرار است) و به پا دارنده اوامر خداوند هستند، این گروه خاص نجباء در علم او هستند و ذات اقدس احدیت آنها را قبلاز خلقت خود بهصورت سایهای در طرف راست عرش خود برگزید پس در این زمان قتاده مدت طولانی سکوت کرد و سپس عرض کرد خداوند به شما نیکویی عطا فرماید به خدا قسم که من در خدمت فقها و دانشمندان و ابنعباس
نشستهام ولی آنگونه که در خدمت شما وجودم به لرزه درآمده در نزد هیچکس چنین حالتی پیدا نکرده ام پس در این زمان امام باقر علیهالسلام فرمودند وای بر تو آیا میدانی که در کجا هستی تو در نزد (کسانیهستی که خداوند در شأن آنها فرمودهاست)، (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ)، پس در این زمان قتاده عرضکرد خداوند مرا فدای شما بفرماید قسم به خداوند متعال شما صحیح میفرمایید آن خانه ها که خداوند در قرآن فرموده است خانههای ساختهشده از سنگ و گل نیست (بلکه وجود اقدس شما امامان معصوم است) اللهم صل علیمحمد وال محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا ربالعالمین، پس چون بر این فراز آگاه شده پس توجه نما به آنچه از امامان معصوم در زمان زیارت قبور پاک و مطهر ایشان روایت شدهاست که چگونه متون این زیارتنامه ها بیانگر گوشههایی از فضایل عظیم ایشان است و چگونه ذات اقدس الهی احترام و عرض ادب و تقدیم صلوات و سلام را بر وجود مقدس ایشان را وسیلهای برای نزول رحمت و کفارهای برای ذنوب زائرین اخبار میفرماید بهعنوان نمونه مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام میفرماید چون به زیارت امامان بقیع رفتی پس نزد قبور ایشان بایست و قبر را مقابل خویش قرار بده و بگو:( السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ التَّقْوىٰ و...، أَنَّكُمْ دَعَائِمُ الدِّينِ وَأَرْكَانُ الْأَرْضِ لَمْ تَزالُوا بِعَيْنِ اللّٰهِ يَنْسَخُكُمْ مِنْ أَصْلابِ كُلِّ مُطَهَّرٍ، وَيَنْقُلُكُمْ مِنْ أَرْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ الْجاهِلِيَّةُ الْجَهْلاءُ، وَلَمْ تَشْرَكْ فِيكُمْ فِتَنُ الْأَهْوَاءِ، طِبْتُمْ وَطَابَ مَنْبَتُكُمْ، مَنَّ بِكُمْ عَلَيْنا دَيَّانُ الدِّينِ فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنا وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنا) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس چون بر فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 37 این سوره مبارکه یعنی سوره نور که در آن میفرماید:( رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ) یعنی مردانی که هیچ تجارت و دادوستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند آنها از روزی میترسند که در آن روز دلها و چشمها (از ترس اهوال آن) دگرگون میگردد، پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که اولاً برای این فراز و امثال آن شأن نزول یعنی دلیل نزول اعلام میشود و این دلایل نزول و...، فقط نشانه و علامت معرفی اهلبیت عصمت و طهارت
علیهمالسلام و عجل فرجهم است و ذات اقدس احدیت در این آیات اراده میفرماید تا عزیزان درگاه خود را به خلایق تا ابدالآباد معرفی فرماید به عنوان نمونه آیاتی که در خصوص مباهله نازل شد پس ذات اقدس احدیتدر آن وجود مقدس و مطهر پنج تن آل عبا را معرفی فرمود پس در سوره انسان یا دهر هم ذات اقدس احدیت عزیزان خود را به خلایق معرفی فرمود نیز در آیه تصدق و دادن زکات در هنگام رکوع پس خداوند متعال اراده فرمود تا وجود مقدس وصی پیامبر آخرالزمان را به خلایق معرفی نماید و اینگونه است آیه ایثارگری امیرالمؤمنین در شب هجرت رسول خدا و اینگونه است این آیه و تمامی آیات دیگر که در این راستا از سوی ذات اقدس الهی نازلشده است و همچنین توجه به مفاد این آیه عظیمه نشان میدهد که اساساً مخاطب کلام خداوند در آیات عظیمه قرآن و از اطلاق مؤمن و یا رجال و یا...، اطلاق بر همه اهل ایمان اعم از زن و مرد است یعنی این فراز دلیل قاطع است بر اینکه در شرح لغات عربی و قرآن بایستی از کلام ائمه و روایات و آیات کتاب خدا بهرهجویی نمود نه اینکه از روی کتاب لغات که چند صد سال بعد تدوین شدهاست قرآن را تفسیر و معنی نمود و بهطور مثال در آیه عظیمه 41 سوره مبارکه ابراهیم که خداوند میفرماید:( رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ) مقصود ذات اقدس الهی از مؤمنین همه اهل ایمان اعم از مردان و زنان با ایمان است و تفسیر اینکه مقصود از مؤمنین فقط مردان مؤمن است از جهل ناشی میشود و در شرح این فراز نیز با توجه به شأن نزول آیه درمییابیم که مقصود ذات اقدس احدیت از (رجال) وجود مطهر و مقدس معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم بودهاست یعنی حضرت زهرا و امیرالمؤمنین و...، پیروان ایشان یعنی در روایت است که:( روزی دحیه کلبی از شام آمد و با خود خواربار همراه داشت پس در کنار احجار زیت فرود آمد و به طبل خود کوبید تا مردم را از آمدن خود آگاه کند و در این زمان رسول خدا در مسجد حاضر و درحال ایراد خطبه بود پس همه مردم رسول خدا را ترک نمودند و به سوی او رفتند به غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین و سلمان و ابوذر و مقداد و صهیب، کسی در مسجد باقی نماند پس خداوند این آیات را نازل فرمود و رسول خدا متذکر شدند که خداوند در ( آن) روز به مسجد من نظر افکند و اگر این گروه که در مسجد من نشسته بودند در مسجد حضور نمیداشتند پس مدینه با مردان آن در آتش میسوختند و مردم آن مانند قوم لوط سنگباران میشدند)....، پس چون بر این نکات آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به این نکات عظیمه ای
که در این آیه و تمامی آیات قرآن وجود دارد و آگاه نیستند از این نکات مگر صاحبان قرآن و کسانی که ذات اقدس احدیت از جانب خود علم و آگاهی به حقایق و رموز آن را به ایشان عطا فرمودهاست یعنی وجود مقدسمعصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم، در این فراز مولانا المظلوم علی علیهالسلام به عظمت و بزرگی پایبندی پیروان به نماز تأکید میفرماید و آن را فریضهای عظیم که مورد توجه ذات اقدس احدیت است معرفی میفرماید پس این عقیل خزاعی است که روایت مینماید که هر گاه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در جنگی شرکت مینمود پس مسلمانان را به جملاتی موعظه کرده و میفرمود:( به نماز پایبند باشید و بر آن مراقبت نمایید و آن را زیاد بخوانید و به وسیله آن به خداوند تقرب بجویید زیرا (در سوره نساء آیه 103خداوند میفرماید..... فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۚ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا) یعنی بهدرستی که آن یعنی نماز وظیفهای ثابت و معین برای مؤمنین است (و نیز توجه نما در این فراز تو ای عاقل دانا و خردمند که مقصود از مؤمنین در این آیه عظیمه تمامی اهل ایمان اعم از مؤمنین و مؤمنات تا انقضای عالم میباشد یعنی مردان و زنان با ایمان و در ادامه روایت) و این حقیقت را زمانی کافران میفهمند که از آنها (در دوزخ) سوال میشود که مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ( که اشاره است به این آیه عظیمه و کلام خداوند در آیه 42 و 43 سوره موثر که میفرماید:( ...في جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ...) که چه چیز شما را به دوزخ انداخت پس میگویند که ما از نمازگزاران نبودیم و البته بهدرستی که از آگاهی به حق نماز را، آن مؤمنینی درمییابند که به آن مواظبت نمایند و به آن احترام کنند همان مؤمنین که رها نمیکنند آن را به واسطه زیبایی کالای دنیا و روشنی چشمان آنها یعنی اموال و فرزندان و خداوند عزوجل میفرماید:( رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ) و این رسول خدا بود که پیوسته خود را برای بهجا آوردن نماز بهزحمت میانداخت درحالیکه قبلاً خداوند به او بشارت بهشت را عطا فرموده بود، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به این روایت عظیم که از مولای مظلوم ما حضرت سجاد علیهالسلام یعنی همان معجزه عظیم که حضرت حق جل جلاله به دست قدرت خود و به وسیله مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها ، آن حضرت را از میان دریای شمشیرهای برکشیده اهریمنان دوزخی نجات عطا فرمود و چراغ روشن شریعت اسلام قرارداد همان امام مظلوم که وارث غمها و مصائب فراموشنشدنی
وقایع عظیم و دهشتناک کربلا و شام خراب...، بودهاست، حضرت در این روایت میفرماید:( عقل راهنمای خیر است (یعنی رسیدن به سعادت دو جهان است) و الهوی مرکب المعاصی (و هوی و هوس مرکب معاصی خداوندو راهنمای شرارتها و بدبختیها ....است) و دانایی ظرف عمل (هر انسان یعنی فهم و عقل و درک و تجزیه و تحلیل هر انسان، شاکله رفتاری او را تشکیل میدهد) و دنیا بازار آخرت است و وجود انسان تاجر این بازار و شبها و روزهای عمر انسان درواقع سرمایه این تجارت است و سودآوری این تجارت در ورود انسان به بهشت جاودانی یعنی به سعادت ابدی رسیدن است و خسران این تجارت آتش ابدی دوزخ است و قسم به حضرت الله که تجارتی است که فانی نمیشود و جنسی است که در معامله آن ضرر نیست (یعنی اگر عاقلانه رفتار شود)) پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که چگونه امام معصوم در قالب چند عبارت، فلسفه خلقت و اصول صحیح رفتاری انسانها یعنی عمل براساس عقل و عدم پیروی از هوی نفس را شرح داد. و چگونه دعوت میفرماید به سعادت ابدی و دوری از شقاوت ابدی، یعنی ورود به بهشت و نجات از دوزخ اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا ربالعالمین، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که مقصود ذات اقدس الهی از (بیوت اذن الله و...) وجود مقدس و مطهر و مظلوم اوصیاء معصوم پیامبر آخرالزمان حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است که اول آنان امیرالمؤمنین و آخر آنان حضرت حجه بن الحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است...، پس ذات اقدس احدیت در ادامه آیات عظیمه این سوره مبارکه یعنی نور در خصوص کافران و اعمال آنان در آیه عظیمه39 این سور مبارکه میفرماید:(... وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ ۗ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ) یعنی پس آن کسانی که کافر شدند اعمال آنان مانند سرابی در یک کویر است که انسان تشنه آن را آب میپندارد ولی وقتی به سراغ آن میآید چیزی نمییابد (و بلکه آن کافر) خدا را نزد آن اعمال پلید خود مییابد که حساب او را بطور کامل میدهد (یعنی او را شدت کیفر مینماید) و بهدرستی که خداوند سریع الحساب است پس مصداق کامل این کافران یعنی ناسپاسان، همانا دشمنان محمد و آلمحمد هستند که تصور می نمودند که ظلم آنان تا به ابد پایدار است ولی در آن زمان که مقهور شدند و آثار عذاب خدا را ملاحظه نمودند پس آن زمان آرزو میکنند که ایکاش خدا آنها را خلق نمینمود، آری آنها فساد
در زمین خداوند را علیرغم علم به بطلان راه خود، بپا نمودند و تصور نمودند که تا به ابد زندگانی خواهند داشت و شیطان اعمال تباه آنان را در نظر آنها زینت داد پس قتل معصومین و قتلعام خاندان محمد وقتلعام پیروان و شیعیان حضرت مرتضی علی و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم در نظر آنها کم و کوچک بهنظر رسید پس به هنگام مرگ به بطلان تصورات خود و انتقام ذات اقدس الهی و کیفر خداوند قهار میرسند و عذاب ابدی
را در انتهای کار خود و در خاتمه کار خود ملاحظه مینمایند و این عمروعاص ملعون بود که در زمان به دوزخ واصل شدن خود خبر از احوال خود میداد و میگفت که حال او مانند کسی است که از سوراخ سوزن نفس میکشد و این خلیفه اول بود که ابراز ندامت مینمود از تهاجم به خانه فاطمه دختر رسول خدا و قتل او ...، و این عمر بن الخطاب است که میگوید ایکاش از زمین تا ماه طلای احمر داشتم و میدادم به کسی که آنچه را که به من نشان داد که دیگر نشان ندهد و...، و مانند این احوالات است برای دیگر سگهای هار دوزخ مانند هارون و مامون و معاویه و سگتوله او یزید و...، الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون...، پس ذات اقدس الهی در ادامه این آیات عظیمه در آیه 41 میفرماید:( أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ ۖ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ) یعنی آیا ندیدی هر آنچه در آسمانها و زمین است به تسبیح خداوند مشغولند و پرندگان نیز در آن زمان که در آسمان بال خود را گسترده و در حال پرواز هستند، هر یک از آنها عبادت و تسبیح خود را میداند و خداوند به آنچه انجام میدهند آگاه است و البته نگارنده بهدنبال شرح و تفسیر این فراز و مانند آن نیست زیرا که با اهداف نگارشی او مطابقت ندارد و اگر اراده نماید البته به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله حضرت حجه بن الحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیهما، قادر است تا هزاران صفحه در خصوص آنها بنگارد پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما که چگونه حضرت حق جل جلاله در ادامه این آیات عظیمه به مالکیت مطلق خود در سراسر جهان هستی که بینهایت است تصریح میفرماید همان بینهایت که تصور آن هر انسان با فهم و شعور را بیهوش و حیران مینماید و مخاطب ارجمند میتواند برای آگاهی از نقطهنظرات نگارنده در بیان عظمت خلقت و حقارت بندگان و محدودیت ادراکات آنان (در آگاهی به حقایق جهان هستی یعنی محدودیت در حواس پنجگانه) به
کتب شریف برهان ذوالفقار اول و دوم ایشان مراجعه نماید، ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 42 این سوره مبارکه میفرماید:( وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ) یعنی و متعلق به خداوند است حکومت ومالکیت آسمانها و زمین و بازگشت همه بسوی اوست، حضرت حق جل جلاله در ادامه این آیات عظیمه از عجایب خلقت و حکمت نزول باران و... پدید آوردن شب و روز و خلقت موجودات به انواع مختلف و...، اشاراتی را بیان و سپس به نازل فرمودن آیات عظیمه خود تصریح میفرماید یعنی آیه عظیمه 46 این سوره مبارکه:( لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ ۚ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) یعنی بهدرستی که ما آیات روشنگری نازل نمودیم و خداوند هرکه را که بخواهد به صراط مستقیم هدایت خواهد نمود...، پس در ادامه یعنی در آیه عظیمه 47 ، ذات اقدس احدیت از نفاق درونی گروهی از اصحاب رسول خدا خبر میدهد و به عدم ایمان ایشان تصریح میفرماید همان گروه که افراد خاص آنها در قالب گروه الذین فی قلوبهم مرض شناسایی شدهاند و ذات اقدس احدیت جل جلاله از این جماعت ستیزهگر با عنوان ظالمین یاد نمودهاست همان ظالمین که وفق مفاد آیات کتاب خدا، از جمله اصحاب دوزخ هستند پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما بر کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 47 به بعد این سوره مبارکه یعنی سوره نور و توجه نما به شأن نزول آن پس حضرت حق جل جلاله در این آیات عظیمه میفرماید:( وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا أُولَٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) یعنی و آنها (یعنی جماعت منافقین یعنی رهبران آنها یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و گروه منافقین پیرو آنها که دو دسته میشدند اول گروه معاند پیرو این اشقیا و اعوان و انصار ایشان یعنی معاونین و همراهان و پیروان ایشان و دیگر گروه منافقین فریبخورده و عادی که امکان هدایت آنها وجود داشته و مخاطب خداوند برای هدایت به سوی سعادت و توبه از اعمال ناروا هستند) میگویند که به خدا و رسول ایمان آورده و اطاعت کردهایم ولی بعد از این ادعا گروهی از آنان (یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض و پیروان خاص ایشان از حق) روی گردان میشوند و آنها
(البته و بهحقیقت از) مؤمنین یعنی اهل ایمان نیستند ( پس ذات اقدس احدیت در این فراز شهادت میدهند که گروه خاص الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و پیروان خاص آنها که بهظاهر به خدا و رسول او ادعا واظهار ایمان میکنند به دلیل وجود نفاق باطنی و رویگردانی از حق و...، مؤمن محسوب نمیشوند یعنی از اصحاب خاص منافقین هستند و این جماعت هستند) که وقتیکه به سوی خدا و رسول او دعوت میشوند تا در میان آنها داوری کند در این زمان گروهی از آنها (یعنی بین جماعت خاص از منافقین یعنی رهبران و پیروان خاص آنها، از حق یعنی خدا و رسول او) رویگردان میشوند (ونیز به دلیل نفاق باطنی و نیاز به ظاهرسازی در ایمان) اگر برای آنها حقی (متصور) باشد (و داوری به نفع آنها باشد) با سرعت و با ادعای تسلیم به سوی او یعنی (خدا و رسول او) میآیند، آیا در قلوب آنها مرض است یا مرتد شده و یا میترسند که خدا و رسول او بر آنها ستم کنند بلکه (حقیقت آن است که این اعمال ایشان یعنی مرض در قلب و یا ارتداد و یا بیایمانی به خدا و رسول او به واسطه آن است که) آنها همان (مصداق واقعی) ظالمان هستند (درحالی که در مقابل آنها) سخن اهل ایمان آن است که وقتی به سوی خدا و رسول او دعوت شوند ( از جانو دل) میگویند (سمعنا و اطعنا) یعنی شنیدیم و اطاعت کردیم و این گروه در واقع همان رستگاران و مؤمنین واقعی هستند و در ادامه آیه شریفه یعنی آیه عظیمه 52 به بعد خداوند متعال میفرماید:( وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ ۖ قُلْ لَا تُقْسِمُوا ۖ طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ) یعنی و هر کسی که اطاعت خدا و رسول او نموده و از خدا خوف داشته و از او بترسد پس این گروه (اهل ایمان و متقین و....) همان رستگاران هستند( ای رسول ما این منافقین خاص و پیروان آنها به دروغ و) با نهایت تاکید به خدا سوگند یاد نمودند که اگر به آنها فرمان دهی (به سوی میدان جهاد و یا اطاعت از خود و... ) پس (سربلند) بیرون میروند (یعنی بسوی اطاعت تمام و کمال از تو ولی به آنها )بگو شما (هرگز) قسم یاد ننمایید که طاعت معروفه( یعنی طاعت نیکو و شایسته اهل ایمان را )دارید زیرا که خداوند به آنچه انجام میدهید (یعنی از روی ریا و دروغ) آگاه است (پس ای رسول ما به همه مسلمانان که در میان آنان فریبخوردگان نیز هستند) بگو
که( نصیحت میکنم و توصیه میکنم و دستور میدهم که) اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از رسول او و اگر سرپیچی نمایید (آگاه باشید) که پیامبر ( فقط) مسئول (تکالیف خود یعنی ابلاغ و دعوت و..) است و شمانیز مسئول تکالیف (عقلی خود در پیروی) هستید و (به این لحاظ اگر) اطاعت نمایید پس هدایت میشوید (یعنی در بستر و مسیر و راه سعادت جاوید و رستگاری قدم گذاشتهاید و به رضای خداوند و بهشت جاوید میرسید و البته در این راستا) بر رسول خدا هیچ وظیفهای جز ابلاغ آشکار وجود ندارد... پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش این آیات عظیمه در خصوص بیان فضیلت مولای مظلوم ما علی علیه السلام و نشاندادن کفر و نفاق دشمنان آن حضرت نازل گردیدهاست در روایت از امام مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام مذکور است که فرمودهاند که این آیه درباره امیرالمؤمنین و عثمان نازلشده است و ماجرا از این قرار بودهاست که بین آن حضرت و عثمان در رابطه با باغی اختلاف بروز کرد پس مولانا المظلوم علی علیهالسلام، به عثمان فرمود آیا به داوری رسول خدا راضی میشوی پس عبدالرحمن به عثمان گفت داوری را به سوی رسول خدا نبر چون او قطعا حکم به نفع علی و برعلیه تو خواهد نمود و بلکه داوری را به سوی ابن شیبه یهودی ببر پس عثمان (در کمال وقاحت و بیشرمی) به امیرالمؤمنین گفت نهفقط به داوری ابن شیبه یهودی راضی میشوم( یعنی پیامبر را به داوری قبول ندارم) پس ابن شیبه یهودی (با همه یهودیت خود از راه استهزا به عثمان گفت با این مضمون که شما چگونه مسلمانی هستید) شما محمد را امانت دار وحی میدانید ولی او را در داوریهای خود متهم (به خیانت) میکنید، پس در این زمان خداوند به پیامبر خود چنین وحی فرمود:(وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) پس ذات اقدس احدیت در این فراز و آیات بعد از این تعداد گروه الذین فی قلوبهم مرض که در قلب و کلام و رفتار خود با رسول خدا، بطور منافقانه ستیزهگری دارند، با عناوین کسانی که از ایمان عاری بوده و از خدا و رسول او اعراض میکنند و در راستای منافع خود از اسلام و قرآن استفاده ابزاری مینمایند و در قلوب آنها مرض هست و در واقع کسانی هستند که نمیتوان آنها را مرتد و یا کسانی نامید که ترس دارند از بیعدالتی خدا و رسول زیرا اینگونه اشخاص از ایمان به سوی این اعمال کفرآمیز میروند ولی این جماعت الذین فی قلوبهم مرض اساساً ظالم هستند زیرا
مرض نفاق و ستیزهگری در قلوب آنها قرار دارد و اعمال ناروای آنها که این مصداقی از دیگر اعمال مجرمانه آنها است ریشه در کفر و نفاق آنها دارد یعنی بهعکس دیگران یعنی مرتدین و فریبخوردگان که ایماناحتمالی در آنها مسبوق به سابقه است و ...، بهعبارتی این جماعت، مجرم حرفه ای هستند و آنها مجرم اتفاقی...، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس در ادامه توجه نما که ذات اقدس احدیت از جماعتی که در نقطه مقابل ایشان قرار دارند یعنی مؤمنین یعنی کسانی که به قلب و جان به حکم خدا و رسول او راضی هستند هرچند آنچه حکم میشود به ضرر آنها باشد، در آیه 51 میفرماید:( إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) یعنی بهدرستی که کلام اهل ایمان در آن زمانی که به سوی حکم خدا و رسول او دعوت شوند، این است که میگویند: شنیدیم و اطاعت نمودیم و این گروه در واقع همان رستگاران هستند، که امام معصوم ما حضرت باقر علیهالسلام در روایت منسوب به شرح این آیه میفرمایند( مقصود ذات اقدس احدیت از این آیه حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است) و مانند این روایت از حضرت صادق علیهالسلام نیز روایت شدهاست که شأن نزول آیه را در خصوص ستیزهگری عثمان بن عفان و...، با رسول خدا و امیرالمؤمنین بیان فرمودهاند و بازهم از جناب ابنعباس رحمه الله علیه روایت شدهاست که آیه بعدی یعنی آیه عظیمه 52 نیز در بیان فضایل مولانا المظلوم علی علیهالسلام از سوی خداوند تبارک و تعالی نازل شدهاست:( وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ) یعنی و آن کسی که اطاعت نماید از خدا و رسول او و از خدا بترسد و (از مخالفت او و فرمان او ) هراس داشته باشد پس چنین کسانی همان جماعت رستگار و سعادتمند( دنیا و آخرت )هستند و این مولای مظلوم ما امام باقر علیهالسلام است که در این راستا از پیروان میخواهد تا ایشان را با (ورع) و تقوا و پرهیزکاری و...، یاری نمایند، پس حضرت پروردگار در آیه عظیمه 53 پرده از دروغپردازیهای جماعت الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و...، برمیدارد و نهی مینماید آنان را از دروغگوئی و دروغپردازی در رابطه با داشتن (طاعه معروفه) که مخصوص اهل ایمان است یعنی کسانی که از جان و دل تسلیم امر خدا و رسول او هستند پس در ادامه ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 54 این سوره مبارکه یعنی نور، راز عظیم و قانون عظیم خود در روند آزمایش از خلایق در این دنیا را بیان میفرماید یعنی (قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا
عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ) یعنی بگو (ای رسول گرامی ما) که اطاعت کنید خدا را و اطاعت نمایید رسول خدا را و اگر سرپیچی نمایید پس پیامبر مسئولتکالیف خود است و شما مسئول تکالیف خود هستید و لذا اگر از او اطاعت نمایید هدایت خواهید شد (یعنی اگر عصیان نمایید بسوی دوزخ خواهید رفت) و بر رسول ما جز ابلاغ مبین (وظیفهای) نیست، پس از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در شرح و تفسیر این آیه مذکور شدهاست که رسول خدا فرمودند:(..
ای مردم مراقب نفس و وجود خود باشید و وقتیکه هدایت شدید پس گمراه شدن دیگران به شما ضرری نمیرساند و علی بهمنزله نفس و وجود من و او برادر من است پس از او اطاعت کنید زیرا او مطهر و معصوم است و به او نه گمراهی راه دارد و نه شقاوت و بدکاری در او حاصل خواهد شد و سپس این آیه را تلاوت فرموند) و مضمون این آیه و این روایت و نیز روایات نظیر آن این است که اگر از علی علیه السلام و امامان معصوم و مطهر علیهمالسلام و عجل فرجهم پیروی نمائید به شاهراه هدایت و بسوی بهشت رهنمون خواهید شد( و مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ ۗ المبین) و رسول خدا جز ابلاغ آشکار این حقیقت وظیفهای ندارد یعنی هرگز از راه جبر و زور و ایجاد ترس و رعب و...، کسی را به سوی خدا و پیروی از خود و امامان معصوم دعوت نمیفرمایند و خداوند نیز هرگز از این طریق بندگان خود را به سوی خود دعوت نمینماید و این است اساس اسلام و قرآن که دنیا مزرعه آخرت است، پس در پایان این جهان دو بیانتهایی در انتظار انسانها است بهشت و جهنم پس آن کسانی که از عقل خود پیروی نموده و از ظلم و ستم پرهیز نمودند و سجایای اخلاقی را زینت خود نمودند و رحم و دوستی و صلح را برای وجود خود و دیگران به ارمغان آوردند و...، به بهشت و آن کسانی که به عقل خود پشت کرده و هوی و هوس را امام و رهبر خود قرار دادند و مانند گروه الذین فی قلوبهم مرض و پیروان شقی خود مانند معاویه و سگتوله او یزید عمل کردند و در زمین خداوند به قتلعام و نابودی حرث و نسل پرداخته و خونهای ناحق بیحد و حصر بر زمین ریخته و به نوامیس خلایق تجاوز نموده و جوانان و کودکان را به نام اسلام و قرآن به قتل رسانیده و قربانی هوسرانی و زن باره گی خود نمودند و...، به دوزخ واصل میشوند ولی آنها تصور میکنند که هیچ اتفاقی نیفتاده و بر ایشان عذاب از سوی خدا نازل نشد و آتش نیامد تا آنها را در بر بگیرد و فراموش کردند که این سنت و قانون خداست که به شیطان و پیروان او مهلت دادهاست
و لذا اهل ایمان میدانند که چگونه از ابتداء تاریخ، ظالمان و ستمگران بر اهل ایمان و مردم بیگناه تاخته و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز کردهاند این چنگیز است که به انتقام قتل داماد خود یک میلیون نفر راسلاخی میکند و...، این حاکمان در جنگهای جهانی اول و دوم هستند که انسانهای بیگناه را تکهتکه کردهاند، این فجایع عظیم است که ما در این عصر ملاحظه مینماییم که چگونه به نام اسلام و قرآن، سر میبرند و قتلعام میکنند و...، آری این تیر رهاشده از سقیفه است که بر گلوی علیاصغر ما در کربلا مینشیند و این آثار سیلی بر صورت مادر ما زهرای اطهر است که در خرابه شام تبدیل به صدای بابا بابا میشود و این سر بریده حسین بنعلی بن ابیطالب است که بر فراز نی قرآن میخواند و اگر گوش هوش تو باز باشد آن صدا و آن تلاوت را خواهی شنید پس خداوند در جمیع این احوال حاضر و ناظر بر اعمال ستمکاران و مظلومیت بندگان خود است و او البته در دنیا و آخرت از ستمکاران انتقام خواهد کشید و او در کمین ستمکاران است پس در ایام رجعت و سپس در ورای آن در دوزخ ابدی انتقام بندگان مظلوم خود را خواهد گرفت و این ظالمان و ستمگران و پیروان هوی و هوس هستند که در آتش ابدی دوزخ که از قهر و غضب ذات اقدس او شعلهور است تا ابدالآباد معذب خواهند بود یعنی تا آن زمان که او خدایی میفرماید پس در آن زمان است که دشمنان او و دشمنان رسولان او و دشمنان اوصیاء رسولان او و دشمنان اهل ایمان و دشمنان مردم بیگناه و مظلوم جهان در تمامی اعصار و ادوار و...، آرزو میکنند که ایکاش خدا آنان را خلق نمیکرد، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به این قانون خداوند یعنی مهلت دادن به ظالمان و آن را تسری بده به همه فرازهای شریعت و آن زمان خواهی دانست که چرا وقتی دختر عظیمالشأن رسول خدا را مضروب نموده و کودک ششماهه او را به قتل رسانیدند و حقوق او را غصب نمودند و حرمت او را شکستند و در عنفوان جوانی او را با هزاران امید و آرزو به زیر خروارهای خاک فرستادند و...، آتشی از آسمان بر ستمکاران نازل نشد و خواهی دانست که چرا وقتی سر امام معصوم حسین بنعلی را از قفا با دوازده ضربه خنجر پولاد و با لب تشنه و مابین دو نهر آب که هر چه فریاد نمود که جگرم از تشنگی میسوزد را در نهایت قساوت و بیرحمی درحالیکه زنده بود در نهایت شکنجه جدا کردند و...، آتش از آسمان بر ستمکاران فرود نیامد و...، زیرا این قانون خداوند است که برای خلایق وضع نمودهاست و این شیطان و پیروان او هستند که مهلت تاختوتاز دارند که تا هر چه
میخواهند را بعمل بیاورند پس همه آن کسانی که صاحب عقل هستند میتوانند به یکی از دو مسیر قدم بگذارند یا در مسیر پیروی از عقل و به سوی ایمان و عمل صالح و بهشت بروند و یا در مسیر پیروی از هویو هوس به ظلم و ستم اقدام و به سوی دوزخ جاوید بروند یعنی یا با خدا باشند و پادشاهی نمایند و یا بیخدا باشند و هر آنچه خواهند انجام دهند اللهم صل علیمحمد وال محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به این حدیث عظیم که حضرت جابر بنعبدالله انصاری از رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه واله و سلم و عجل فرجهم روایت نموده و در آن اراده خداوند در تجلی انوار خود را در ظهور محمد و آلمحمد علیه السلام و عجل فرجهم را به زبان حضرت موسی علیهالسلام اخبار فرمودهاست و این امر بیانگر اراده و مشیت خداوند در ظهور و بعثت انبیاء الهی و اوصیاء معصوم آنها است که قبلاز خلقت دنیایی آنها، در علم ازلی ذات اقدس احدیت جل جلاله، مقدر شده است پس انوار پر جلالت آنان را از میان اصلاب پاک و ارحام مطهره منتقل فرمود تا در جهان متولد شده و به انوار الهی خود جهان پر از ظلمت و جهل را روشنایی بخشند پس در این روایت عظیم که مطابقت دارد با آیات عظیمه الهی، جناب جابر رحمه الله علیه با این مضمون روایت مینمایند که:( روزی جندل بن جناده یهودی خیبری به محضر رسول خدا وارد شد و عرض کرد...، ای رسول خدا من شب گذشته حضرت موسی را در خواب دیدم و به من امر فرمود که ای جندل به محمد ایمان بیاور و به اوصیاء بعد از آن حضرت، متمسک شو و خدا اکنون سعادت اسلام را نصیب من نمود پس بفرمایید که اوصیاء شما چه کسانی هستند تا پساز شما به آنها تمسک جویم فرمود ای جندل تعداد اوصیاء بعد از من به تعداد نقیبان (اسباط) بنیاسرائیل است پس جندل عرض کرد که ایشان دوازده نقیب (سبط) بودند و ما در تورات آنها را اینچنین یافتیم پس رسول خدا فرمود آری و امامان بعد از من هم دوازده نفر هستند پس جندل عرض نمود ای رسول خدا آیا همه آنها در یک زمان خواهند بود، رسول خدا فرمود خیر آنها هر یک جانشین دیگری میشوند و تو فقط سه نفر از آنها را خواهی دید پس جندل عرض کرد پس آنها را برای من نام ببرید پس رسول خدا فرمود آری تو (در مقام امامت و وصایت) سید اوصیا و وارث انبیاء و پدر امامان، علی بن ابیطالب را بعد از من (یعنی شهادت من و ارتحال بسوی ذات اقدس احدیت)، درک خواهی نمود و بعد از شهادت او فرزند او حسن و سپس
حسین را (در مقام امامت) درک خواهی کرد پس به آنها تمسک بجوی و جهل نادانان تو را فریب ندهد...، جندل عرض کرد ای رسول خدا در تورات ما اینگونه یافتیم( الیا یقطوا شبرا و شبیرا) ولی متوجه نامهایایشان نشده بودم پس بفرمایید که تعداد اوصیاء شما بعد از حسین چند نفر است و اسامی آنها چیست، حضرت فرمود نه نفر از نسل حسین هستند و مهدی از جمله آنهاست چون امامت حسین به سر آمد پسرش علی جانشین وی خواهد شد و به زینالعابدین ملقب خواهد شد و چون دوره او بگذرد پسرش باقر امام خواهد بود و چون عمر محمد باقر به سر آید این مسئولیت را پسرش جعفر که صادق نامیده میشود برعهده خواهد گرفت و پساز جعفر فرزند او موسی ملقب به کاظم امامت را برعهده خواهد داشت و پساز موسی فرزند او علی معروف به رضا این مهم را بر عهده خواهد گرفت و پساز پایان یافتن مدت امامت رضا نوبت به پسر او محمد که زکی نامیده میشود خواهد رسید بعد از محمد زکی پسرش علی معروف به نقی امام خواهد بود و چون عمر امامت علی نقی به سر آید پسرش حسن ملقب به امین امام خواهد بود و بعد از وی امام (اهل اسلام) از دید آنها غایب خواهد شد پس جندل عرض کرد یا رسولالله حسن است که از نظرها پنهان میشود فرمود خیر پسرش حجت پس جندل سؤال کرد ای رسول خدا نام او چیست فرمود تا زمانیکه خدا او را آشکار کند نامش برده نمیشود( یعنی حرام است نام حضرت را آوردن بلکه بایستی عرض کرد حجه بنحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس جندل سؤال کرد ای رسول خدا ما ذکر شما را در تورات دیدهایم و موسی بن عمران ما را به شما و اوصیاء بعد از شما که از ذریه شما هستند آشنا ساختهاست پس در این زمان رسول خدا این آیه را تلاوت فرمودند:( سوره نور آیه 55: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) پس جندل سوال کرد که رسول خدا علت ترس آنها چیست فرمود ای جندل در زمان هر یک از آنان (یعنی این امامان معصوم) جباری (طاغی و عصیانگر )خواهد بود که متعرض آنان شده و آنها را آزار و اذیت خواهد کرد پس هنگامیکه خداوند در خروج و ظهور قائم ما تعجیل نماید و او قیام نماید پسزمین را از عدلوداد خود خود مملو خواهد نمود پساز آن که از ظلم و جور آکنده شده باشد و سپس فرمود پس خوشا به حال کسانی که بر دوستی آنها استوار
باشند و آنها کسانی هستند که خداوند آنها را در قرآن وصف نمودهاست (بقره آیه 3) آنها کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند (و مجادله آیه 23)و آنها حزب خداوند هستند و آگاه باشید که جمعیت خداوندیعنی حزب خداوند رستگاران هستند، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که این روایت عظیم دقیقاً براساس وعدههای خداوند و بشارات عظیمه ذات اقدس احدیت در صحف آسمانی و تورات و انجیل است و پیامبران عظیم الشأن خداوند این اخبار را در قالب بشارت به اهل ایمان و به پیروان خود بشارت دادهاند و امر فرموده اند به ایمان به ایشان در زمانیکه درک مینمایند ظهور ایشان یعنی رسول وعدهدادهشده آخرالزمان و اوصیاء عالیقدر او را پس تو ای عاقل دانا و خردمند به این نعمت عظیم یعنی دوستی و محبت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم خداوند عظیمالشأن را شاکر باش و دستهای خود را به آسمان افراشته نما و از صمیم قلب به خداوند عرضه بدار (الحمدلله ربالعالمین) تا ذات اقدس احدیت به حول و فضل خود این شکرگزاری تو را به درگاه خود مورد قبول قرار داده و بر برکات عمر و زندگی و جان و مال تو و...، بیفزاید و رفتگان تو را رحمت فرموده و عزیزان تو را که هستند و یا بعداً پا به جهان خواهند گذاشت را در پناه ذات اقدس خود از جمیع خطرات و بلایا محفوظ دارد اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به جایگاه و منزلت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم در قبلاز خلقت جهان و نیز توجه نما به عظمت جایگاه آنان در میان پیامبران و معصومین الهی و نیز توجه نما به عهد و پیمان آنان در یاری حضرت علی علیهالسلام که آیت عظیم پروردگار است در ایام رجعت و...، در این روایت عظیم که راوی آن، مولانا المظلوم امام باقر علیهالسلام است مذکور است که حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمود(... خداوند تبارک و تعالی یکتای بیهمتا است و یگانگی او مانند ندارد پس خدای متعال در ابتداء کلمهای فرمود و آن کلمه به نور مبدل شد و سپس از آن نورمحمد را آفرید و من و خاندانم را از او آفرید، و سپس کلمهای فرمود که آن کلمه به روح مبدل شد و خداوند آن روح را در آن نور قرار داد و آن را در بدنهای ما جای داد پس ما روح و کلمات و نشانههای خدا هستیم و خدا به واسطه ما حجتهای خود را بر خلق خود تمام گردانید و ما پیوسته در سایه سار سبز بودیم همانجا که نه خورشید و نه ماه و نه شب و نه روزی بود و نه چشمی که پلک زند، ما در آنجا او را
پرستش مینمودیم و تقدیس میکردیم و تسبیح میگفتیم و این قبلاز آن بود که چیزی آفریده شود پس خدا از همه انبیاء خود پیمان ایمان و یاری ما را گرفت و این همان کلام خداوند است (آلعمران آیه 81: وَإِذْأَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ ۚ) یعنی ایمان بیاورید به محمد و یاری نمایید وصی او را و آنها همگی مرا یاری خواهند کرد و خداوند از من و محمد عهد گرفت تا یکدیگر را یاری کنیم پس من محمد را یاری کردم و در رکاب او جنگیدم و دشمنان او را از پای درآوردم و به آن عهدی که خداوند از من گرفته بود وفا کردم و من محمد را یاری کردم ولی هیچیک از انبیاء الهی و رسولان پروردگار مرا یاری نکردند زیرا که خداوند جان آنها را گرفته و نزد خود برده بود ولی آنها قطعا مرا یاری خواهند کرد و از شرق تا غرب عالم از من خواهد بود و خداوند آنان را از آدم تا خاتم زنده نموده و بر می انگیزاند (یعنی) کل نبی مرسل را و آنها در حضور من گردن مردگان و زندگان (کافر) از جن و انس را با شمشیر خواهند زد شگفتا و چگونه در شگفت نمانم از (رستاخیز) مردگانی که خداوند آنان را (در ایام رجعت مقدسین )زنده میفرماید و گروهگروه ندای لبیک سر میدهند: ای دعوتکننده به سوی خدا لبیک لبیک و از راهها و جادههای کوفه نفوذ میکنند و گردن کافران و جباران و پیروان آنها را از اول تا آخر از دم تیغ میگذرانند تااینکه خداوند وعده خود را (در تعذیب دنیایی ایشان و سپس روانه نمودن این نمادهای کفر و الحاد به سوی دوزخ) محقق میسازد یعنی در آنجاکه در کتاب خود میفرماید:( وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) یعنی در حال امنیت مرا میپرستند و از احدی از بندگان نمیترسند و دیگر تقیه نمیکنند پس همانا (لی الکره بعد الکره و الرجعه بعد الرجعه) برای من بازگشتی به دنباله بازگشتی و رجعتی بهدنبال رجعتی خواهد بود و من هستم که یورش میبرم و بر دشمنان بهسختی میتازم و من هستم که صاحب دگرگونیهای شگفت هستم و من هستم شاخی از آهن و بنده خدا و برادر رسول خدا و من هستم امین خداوند و خزانهدار او و رازدار و حجاب (اسرار) او و من هستم صورت و صراط و میزان خداوند) اللهم صل علیمحمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین و تو ای مخاطب ارجمند در عظمت امر رجعت و دقایق مربوط
به آن وفق وعدههای دادهشده در صحف آسمانی به شرحی که ما در سلسله کتب شریف نورالانوار خود ذکر نمودیم و آنچه که ذات اقدس احدیت در کتاب عظیم خود قرآن ذکر فرمودهاست و...، توجه نما که ما کلامخود را آورده و تکرار نمینماییم...، و این مولانا المظلوم امام صادق علیهالسلام است که فرمودند این آیه درباره حضرت قائم و یاران او نازلشده است ، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به روایت عظیم دیگری از مولانا المظلوم علی علیهالسلام که مضمون آن در قبل مذکور و در این روایت به فرازهای کاملتر مزین شدهاست در این روایت علی علیهالسلام در خصوص امر رجعت مقدسین و بازگشت خود و رهبری آنان و... میفرماید:( و خداوند زنده و مبعوث میفرماید از آدم تا خاتم هر پیامبر مرسلی را در رکاب من، تا مغز مردگان و زندگان (کافر) و جن و انس را با شمشیر میکوبد و عجیب است و چگونه تعجب ننمایم از مردگانی که خدا آنها را زنده نموده و گروهگروه با این نوا لبیک میگویند که: ای دعوتکننده لبیک، آنها در میان خیابانهای کوفه ظاهر میشوند و شمشیرهای خود را بر دوشهای خود حمل میکنند تا با آن مغز سر کافران و زورگویان و پیروان آنها از اولین و آخرین را بکوبند تا خداوند عزوجل وعده خود را در خصوص آنها عملی سازد چنانچه میفرماید:( وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) یعنی مرا در امنیت پرستش نمایند و از احدی از بندگانم نهراسند و تقیهای نکنند و من بازگشتی بعد از بازگشتی و رجعتی بعد از رجعتی دارم من صاحب بازگشتها و رجعت ها هستم من صاحب حملهها و ضربات سخت و چیرگیها شگفتآور هستم من دٌر آهنین هستم و من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم من امین خدا و خزانهدار او هستم من جایگاه اسرار و حجاب (رازها) و حقیقت و صراط و میزان هستم من حاشر مردم به سوی خداوند هستم من کلمه خدا هستم که خدا با آن مؤمنان پراکنده را جمع و کفار مجتمع را پراکنده میسازد من نامهای نیکوی خدا و مثلهای بلند و آیات عظیم او هستم من صاحب بهشت و جهنم هستم من بهشتیان را در بهشت جای داده و دوزخیان را به جهنم میفرستم، تزویج اهل بهشت به دست من و عذاب اهل دوزخ نیز به دست من است و به سوی من است بازگشت خلایق و من هستم آن جایگاهی که هر چیزی بعد از فنا به آن برمیگردد و حساب تمامی
خلایق به سوی من است) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس در ادامه توجه نما که وفق کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام تاویل گروهی از آیات کتاب خدا بعد ازنزول آن میباشد و این در واقع معجزه غیبی رسول خدا بودهاست که ذات اقدس احدیت، رسول گرامی خود را از وقوع آنها اخبار فرمودهاست حضرت در این روایت میفرماید:( و اما آیاتی که تاویل آنها بعد از نازل شدن آنها است مواردی است که خداوند عزوجل به پیامبر خود خبر دادهاست و اعلام فرموده که بعد از او اتفاق خواهد افتاد مانند آنچه در مورد قاسطین (معاویه و پیروان او)، مارقین (آتشافروزان جنگ جمل) و خوارج (آتشافروزان جنگ نهروان) خبر دادهاست و نیز کشته شدن عمار( بدست فئه باغیه یعنی گروه طاغی که در جنگ صفین و بدست معاویه طاغی و پیروان ملعون او صورت گرفت)، و اخبار مربوط به وقوع قیامت و ایام رجعت و ویژگیهای قیامت که همگی از این قبیل هستند...)، و نیز جناب مفضل رحمه الله علیه از مولا و سید خود حضرت صادق علیهالسلام روایت نمودهاست که روزی آن حضرت یعنی مولایش از او سوال کرد... ( ای مفضل آیا میدانی کدام آیات قرآن است که کافر را ظالم دانستهاست پس مفضل عرض مینماید بلی ای مولای من این آیه که در آن خداوند میفرماید (و الکافرون هم الظالمون، و الکافرون هم الفاسقون) و کسی که کافر و فاسق و ظالم باشد خداوند او را امام مردم قرار نمیدهد و در این زمان حضرت صادق علیهالسلام فرمود احسنت یا مفضل) آری و مقصود از این روایت کسانی هستند که اشخاص نجس و خبیث چون معاویه و سگتوله او یزید و اربابان آنها و پیروان ناصبی آنها را پرستش میکنند و اجرای اوامر این سگهای دوزخی را واجب و لازم میدانند درحالیکه این اوهام و یاوه هایی است که آنها در ذهن علیل خود آنها را بههم میبافند و بلکه لعنت خداوند بر این ظالمان است الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون....، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 56 و آیات نظیر آن در رابطه با اجرای احکام و فرایض که در شریعت پسندیده او یعنی اسلام ابدی و تحریف نشدنی است و اجرای این اوامر و نواهی، موجبات نزول رحمت را بر اهل ایمان فراهم میآورد و حتی اجرای آن بر کافران نیز عذاب آنها را به تعویق میاندازد به شرحی که در عملکرد آن در دنیا و برزخ مذکور نمودیم که خداوند اجرای این اعمال و سایر اعمال به ظاهر نیک آنها را در دنیا پاداش میدهد یعنی به رفع بلایا و
شفا از بیماریها و...، ولی هرچه به سوی قیامت نزدیک میشوند آثار این خیرات از آنها زایل و آثار عذاب ذات اقدس الهی بر آنها ظاهر میگردد و عکس این حالت برای اهل ایمان است که کیفر داده میشوند بهشداید و بیماریها و غمها و..، و هر چیزی به سوی قیامت میروند آثار رحمت الهی بر آنها بیشتر ظاهر میشود پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 56 این سوره مبارکه یعنی سوره نور:( وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ) یعنی و نماز را به پای دارید و زکات بدهید و پیامبر را اطاعت کنید تا مشمول رحمت الهی شوید و تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که اگر نگارنده اراده نماید بر شرح همین یک آیه قادر است تا به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت حجه بن الحسن عجلالله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیهم، هزاران صفحه بنگارد ولی هدف او تحدید و تدقیق این اثر میباشد پس توجه نماید مخاطب ارجمند که هر مسلمان بایستی بعد از معرفت ذات اقدس احدیت و پرستش بیریا و خالصانه او و...، بهاصطلاح مکارم اخلاق خود، وفق الگوی رفتاری ارائهشده خداوند یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم بپردازد و مهربانی و رحم و نوع دوستی و نشر خوبیها و جلوگیری از بدیها و ظلمها و..، را در وجود خود و اجتماع اطراف خود نهادینه نماید و توجه نماید که تمامی احکام عملی شریعت جاودانی در این راستا میباشد بهطور مثال پرداخت زکوه برای کمک به محرومان و...، در راستای ترویج رحم و دوستی اهل ایمان و مردم محروم در هر تفکر و اعتقادات یعنی همه انسانها و...، و اطاعت از رسول خدا درواقع کسب مکارم اخلاق است که آن حضرت برای تمام نمودن آن از سوی حضرت حق جل جلاله به سوی خلایق جهان مبعوث گردیدهاند و نیز توجه داشته باشند اهل ایمان که با انجام این اوامر و نواهی، رحمت و برکات الهی از زمین و آسمان بر اهل ایمان نازل خواهد شد زیرا رضای ذات اقدس احدیت فراهمآمده و رحمت و برکات خداوند نازل خواهد شد و شاهد عادل و گواه صادق این حقیقت، عمل به وقف توسط متصرفان وقف است که در صورت انجام نیت واقف به سعادت ابدی و خوشبختی دو سرا و در صورت خیانت و دزدی و چپاول موقوفات در شکل سگی دوزخی و محارب با اهل اسلام و ستیزهگر با اهلبیت عصمت و طهارت، بسوی دوزخ روانه خواهند شد و ما در خصوص اهمیت موقوفات و عظیم بودن خطر غارت آنها برای موقوفه خواران که بهمنزله دزدان شقی و مشرک تلقی
میشوند، کلام خود را در کتب شریف مبانی اشتغال و نگهداری اموال دولتی خود آورده و آنها را تکرار نمینماییم، و نیز توجه نمایند مخاطبان ارجمند به اینکه توجه به مکارم اخلاق و اخلاقیات که لازمه زندگیهر انسان شریف است میتواند برای انسانها خیر دنیا و آخرت را به ارمغان بیاورد و نگارنده در شرححال شخصی روستایی مطالعه مینمود که این شخص به شغل دستفروشی مشغول بود پس روزی که از سر کار خود برمیگشت دو گردشگر را دید که سرگردان و غریب و حیران بودند پس ایشان را محبت نموده به خانه روستایی خود و به میان زن و فرزندان خود برد و باصفای قلب و محبت واقعی از آنها پذیرایی نمود پس آنها مدتی را نزد آنها به سر بردند و سپس به کشور خود که آلمان بود بازگشت نمودند و یکی از بستگان آنها که خبرنگار بود شرح احوال آنها را رسانهای نمود و بعد از مدتی سیل گردشگران به سوی روستای این شخص و با مدیریت و اطلاع سازمان جهانی مرتبط و...، سرازیر شدند و این شخص با همان صفا و خلوص و محبت و امنیت و...، از آنها پذیرایی نموده و برای خود و تمامی اهالی روستای خود ایجاد اشتغال نمود و بدینگونه روستای محروم او به یکی از جاذبههای گردشگری ایران تبدیل گردید و اگر سؤال کنندهای از من سؤال کند که عمل این فرد مسلمان و آزاده بالاتر است یا دو حلقه چاه نفت من عرض خواهم کرد عمل این فرد مسلمان، زیرا چاههای نفت بزودی تمام میشود ولی ارز آوری این بزرگوار و اشتغالزایی او پاینده است و در همین راستا اگر برای صنعت گردشگری اتفاقی ناگوار بیفتد پس بایستی برای جوانان و زنان خود گریه نماییم زیرا نوامیس کشور، زمانی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد که کشور ارز آوری خود را از دست بدهد و قادر نباشد که ساختارهای تولید و خدمات خود را سازماندهی نماید پس شایسته است که مخاطب ارجمند دراینراستا و جهت اخذ اطلاعات بیشتر به کتابهای شریف اشتغال و اموال دولتی نگارنده و...، مراجعه نماید، پس در منظر و دیدگاه نگدیدگا، توهین و اهانت به گردشگران و تخریب وجهه جهانی گردشگری در ایران، به منزله به آتش کشیدن چاههای نفت کشور و نابود نمودن مهمترین منابع ارزآور کشور و سوق دادن نوامیس و زنان کشور به دامنه فقر و فحشاء و قتل جوانان و پدران و مادران و مردم محروم و بیپناه و...، پس نگارنده توجه به این امر حیاتی را در راستای اجرای اوامر الهی و پیروی از فرایض و نواهی خداوند به همه اهل اسلام توصیه مینماید و حتی اگر اهل اسلام نمیخواهند بهعنوان یک فریضه دینی و ایمانی این فریضه را انجام داده و از مواهب و
برکات الهی آن بهرهمند شوند (زیرا نشاندادن انسانیت، محبت، امنیت، آسایش و...، به گردشگران بالاترین تبلیغ برای نشاندادن چهره واقعی اسلام یعنی اشاعه مکارم اخلاق رسولالله به خلایق است)، پس بهجهتبهرهبرداری از مصالح دنیایی خود به آن توجه نمایند زیرا بسیاری از کشورهای جهان مانند هندوستان، اسپانیا، فرانسه، اتریش، سوئد، انگلیس و....، از محل صنعت گردشگری به توسعه اقتصادی خود پرداخته اند و این کشور ترکیه است که درآمد از محل میراث فرهنگی آن شش برابر درآمد نفت ایران است درحالی که نسبتبه کشور ما ایران در فقر منابع گردشگری و میراث فرهنگی قرار دارد و...، پس چون بر این فراز و اهمیت عظیم آن در ایجاد اشتغال و رفاه و توسعه اقتصادی و...، در کشور آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 57 و هشدار عظیم خداوند به کافران که تمامی تلاش و سعی خود را در نابودی اهل ایمان به کار میگیرند و در راستای نابودی و قتل و...، نسبت به کسانی که پناهی جز ذات اقدس احدیت ندارند، بطور جنونآمیز تلاش میکنند ولی غافل از اینکه خدا در کمین ستمکاران است و عاقبت نیکو نیز برای متقین و پرهیزکاران پس در این آیه عظیمه یعنی آیه 57 این سوره مبارکه حضرت حق جل جلاله میفرماید:( لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ ۖ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ ) یعنی گمان مبر آن کسانی که کفر ورزیدهاند ما را در زمین درمانده مینمایند (بلکه) جایگاه آنان در آتش دوزخ است و البته چه بد بازگشتگاهی است، و این مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام است که میفرماید با این مضمون که برای حق دولت پایدار و پاینده خواهد بود و برای باطل موفقیتهای کوچک و بیمقدار و اعمال او بهمنزله جولان دادن موقت او است و...، آری این ستمگران از ابتدای تاریخ بودند که از آنها دیگر نام و نشانی نیست و....، کسانی که قتلعام مینمودند و شکمها میدریدند و به نوامیس خلایق تجاوز میکردند و کودکان و نوزادان و زنان و مردان را به قتل میرسانیدند و به بردگی میکشیدند پس در این زمان همگی در زیر خاک آرام گرفتهاند و دستهای پلید آنها از اعمال مجرمانه آنها کوتاه شدهاست این معاویه خونخوار است که زبان او کوتاه شد و افکار و شرارت های او در زیر خاک و گل مدفون شد، این یزید پلید سگتوله نحس و نجس او بود که دیگر از وحشیگریهای او خبری نیست و این ابنزیاد و ابن عمر سعد و این شمرها و حرملهها هستند و...، و دیگر نماد اشقیا هستند که همگی آرام گرفتهاند و قدرت لایزال حضرت حق جل جلاله همگی آنان را به
چنگال فرشته مرگ اسیر فرموده و به زیر خاک فرستاده و همگی آن کسانی که به عذاب خداوند به دوزخ نرفتهاند منتظر بازگشت خود در ایام رجعت و معذب شدن دنیایی و سپس ورود در دوزخ ابدی هستند همانجاییکه آرزو میکنند که ایکاش خدا آنان را خلق نمیکرد پس این جهان محل آزمایش خلایق است پس وفق کلام خداوند متعال، خلایق بایستی در طعام خود بنگرند و به عاقبت کار خود توجه نمایند و از ظلم و ستم بپرهیزند و آگاه باشند که خدا در کمین ستمکاران است و از بندگان مظلوم خود دادخواهی خواهد نمود آری او صدای گریه فرزند شیرخواره حسین را شنیده است او صدای برخورد تیر سه شعبه را بر حنجره نازکتر از گل او را شنیده است او صدای محزون و نالههای جانکاه دختر سهساله او را که از عمق جان خود، پدر مظلوم خود را طلب مینمود شنیدهاست او صدای عزاداران و نالههای حزنآور دوستان و محبان آلالله را که در مصایب عظیم آنان چشمان آنها مجروح و قلوب آنان محزون است را شنیده است آری کافران تا توانستند جنایت و فساد و تباهی به بار آوردند و این جهان پر از ظلم و جور است که وارث فساد و تبهکاریهای آنان است و این ظالمان و تبهکاران این عصر جهان هستند که قدمهای نحس و نجس خود را در جای پای آنها قرار میدهند و این خونهای ناحق اهل ایمان و خلایق بیگناه جهان است که هر روز و هر ساعت و هر لحظه بر زمین ریخته میشود و این نوامیس محترم آنها هستند که به بدترین وضع دچار میشوند و این کودکان و نوزادان آنها هستند که در اثر فتنه و فساد و تبهکاری آنها به کام مرگ فرو میروند و...، و این ظلم و جور آنان است که جهان را از خود مملو نموده و این جهان پر از ظلم و جور است که در انتظار عدالت است و این عدالت است که در انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و این خداوند است که در کمین ستمکاران و وارد کننده آنان به دوزخ جاودانی خود است، همان دوزخ که شعلههای آن از غضب ذات اقدس احدیت تا ابدالآباد ملتهب است یعنی برای تعذیب دشمنان او تا آن زمان که خدایی میفرماید پس لعنت خدا بر ظالمان و ستمگران نثار و ایثار باد الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس در ادامه توجه نما بر کلام عظیم ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیه عظیمه 62 و 63 این سوره مبارکه یعنی نور که میفرماید:( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ۚ فَإِذَا
اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا ۚ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا ۚ فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْتُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)، یعنی مؤمنین واقعی کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آوردهاند و هنگامیکه در کار مهمی در خدمت او باشند بدون اجازه او جایی نمیروند، کسانی که از تو اجازه میگیرند بهراستی به خدا و رسول او ایمان آوردهاند دراینصورت، هر زمان برای بعضی از کارهای خود از تو اجازه بخواهند به هر کدام که میخواهی اجازه بده و برای آنان از خدا طلب آمرزش نما که خدا آمرزنده و مهربان است (ای اهل ایمان) ندا کردن رسول خدا را در میان خود مانند خواندن و خطاب کردن یکدیگر قرار ندهید و بهدرستی که خدا میداند( بیادبی و گستاخی و ستیزهگری) گروهی از شما را که پشت سر دیگران پنهان شده و یکی پساز دیگری (از محضر رسول خدا و یا امر مهم مسلمین) فرار میکنند پس آن کسانی که فرقان او را مخالفت میکنند باید بترسند (از این جنایت بزرگ نسبت به رسول خدا ) از اینکه فتنهای دامنگیر آنان شده و یا عذاب دردناکی به آنان برسد (یعنی به دوزخ وارد شوند)...، پس تو ای مخاطب عاقل و دانا و خردمند محتوای کلام ذات اقدس احدیت بیانگر حال و احوال گروه منافقین و رهبری آنان یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض و دلقکان یعنی مرجفه است که گروهی را نیز فریب داده و بهدنبال خود راه انداخته بودند در این آیات ذات اقدس احدیت به لزوم یکپارچه بودن مسلمانان خصوصا در زمانیکه رسول خدا آنان را در امر مهمی جمع مینمود کاملاً آشکار است و در این راستا طبق معمول گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و یاوران شقی آنها به فریب گروهی از مسلمانان پرداخته از راههای مختلف یعنی بیادبی نسبتبه رسول خدا با خطاب نمودن (یا محمد)، (یا ابوالقاسم) و...، تلاش در جسارت به رسول خدا و ترور شخصیت آن حضرت داشتند و یا با بیادبی و بدون اجازه حضرت، اجتماع و جلسه مسلمانان را بهعنوان تحقیر جلسه ترک میکردند و یا با دلقک بازی بهطور پنهانی از جمع خارج میشدند و در این اعمال گروهی مسلمانان را نیز فریب داده و با خود همراه مینمودند و از این طریق در اتحاد و احترام اهل اسلام نسبت به رسول خدا شکست ایجاد کرده و تلاش می نمودند در ایجاد زمینه بی احترامی به رسول خدا، پس خداوند در این آیات هشدار خود را به این جماعت اعلام و آنها را از ستیزهگری با رسول خدا بر حذر میدارد تا جایی که میترساند فریب خوردگان از آنان را
که اعمال خود را ترک نموده تا مبادا برای تعیین تکلیف دچار آزمایش الهی شده و سر بلند بیرون نیایند و یا در آن مردود شده و به مانند رهبران فتنهگر خود به دوزخ وارد شوند پس چون بر این فرازها آگاه شدی پستو ای مخاطب ارجمند آگاه شو بر جانفشانیهای اهل ایمان در صدر اسلام تا آگاه شوی وفق کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام چگونه اساس اسلام و درخشش قرآن در سایه فداکاریهای عاشقانه دوستان و پیروان و شیعیان محمد رسولالله و سپس در ادامه با ایثارگریهای پیروان و شیعیان آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم شکل گرفت و نیز توجه نما که چگونه حاصل زحمات و مرارتهای آنها در طول تاریخ، ملعبه دست و بازیچه عدهای فرصتطلب و دلقک گردید و چگونه خون اهل اسلام و آبروی اهل اسلام و عرض و ناموس ایشان در طول تاریخ نابود شد و چگونه فتنه انگیزهای آنان یعنی گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و دو نفر از همسران نالایق رسول خدا آسیاب اسلام را از محور خود خارج نموده و در طول تاریخ اسباب گمراهی و نابودی امت اسلام و درگیریهای فرقهای آنان را پدید آورد و یعنی آن گمراهیها که حاصل شد و آن بسیار خلایق که با اعتقادات باطل از دنیا رفته و در سراشیبی دوزخ قرار گرفتند و آن خونهای ناحقی که بر زمین ریخته شد و آن تجاوزهایی که به نوامیس مردم بیگناه صورت گرفت و آن جوانان و کودکان و دختران و زنان بیگناه که قربانی هوسرانیهای این سگهای هار دوزخی و پیروان آنها در طول تاریخ گردیدند و...، که درنهایت تأسف، هنوز هم که هنوز است ماهیت کثیف آنان بر عده ای جاهل و عامی برملا نگردیده و همچنان در تقدیس و توجیه اعمال مشرکانه و خلاف شرع و غیر انسانی و...، آنها میکوشند و برای اعمال مجرمانه آنها که خداوند کیفر آن را دوزخ جاودانی تعیین فرمودهاست، راههای فرار و توجیه و تأویلهای شیطانی قرار میدهند درحالیکه بین قانون خدا و سنت رسول خدا و اوامر ایشان با اعمال تباه و خیانتکارانه آنها فاصلهای به مانند فاصله بین دنیا و آخرت قرار دارد و ما در این خصوص یعنی اعمال تباه خلفای غاصب و عملکرد عایشه و حفصه و معاویه بن ابیسفیان و سگتوله او یزید پلید و پیروان خبیث آنان یعنی خلفای بنیامیه و بنی العباس و...، کلام خود را آورده و تکرار نمیکنیم و واگذار مینماییم آنها و پیروان ناصبی و خبیث آنها را تا زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به انتقام سران آن به تعذیب دنیایی توسط بازوی مقتدر خداوند یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی در ایام رجعت و در زمان برپایی
حکومت عدل و عدالت الهی و تحقق وعده خداوند به جمعیت خداپرستان در ارثیت دادن زمین به صالحین و سپس تعذیب آخرتی این مجرمین و این رئوس اشقیا در دوزخ ابدی خداوند تا ابدالآباد یعنی تا آن زمان کهخدا خدایی میفرماید الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به نمونه این کجروی ها و مثال آن در اینکه که عقلا و بزرگان جهان در صدد شدند تا با اعطای آزادی به زنان فرصتی را فراهم آورند تا این قشر از جامعه در فعالیتهای سازنده و مفید جامعه وارد شده و در رشد و تعالی تمدن بشری نقش مهم خود را ایفا نمایند یعنی پزشک و مهندس و معلم و دانشمند و...، شده و به تربیت و تعالی روح انسانهای آزاده و شریف بپردازند و.... و به عنوان مثال زنان محروم جامعه در اثر شرم و خجالت از مراجعه به پزشکان مرد، دچار انواع بیماریهای حاد نشده و به قبرستانها نروند بلکه به پزشکان و متخصصان زن و پرستاران زن مراجعه و جان خود را احیا نموده و به زندگی عادی خود بازگشت نمایند و بههمینگونه در تمامی ابعاد زندگی و...، ولی در عمل سر از کابارهها و رقاص خانهها و فاحشه خانهها و...، درآورند و توسط عدهای اوباش و اراذل جامعه به فساد و فحشا روی آورند و اساس شهوترانی و زناکاری را پایهگذاری نمودند یعنی به همان راهی رفتند که اشقیا و غاصبان حکومت های دینی رفتند ولی به شکل دیگر و در قالب دیگر پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در ادامه به شرحی تاریخی از این آیه عظیمه تا آگاه شوی از مظلومیت اسلام و قرآن و مظلومیت آلمحمد که چگونه بعد از رسول خدا در شرارت اشرار و ظالمان گرفتار و هر کدام به بدترین شکل و در نهایت زجر و شکنجه به قتل رسیدند و اینگونه وارث تلاشهای مقدسین صدر اسلام گردیدند و اگر البته و البته صبر و شکیبایی های امامان معصوم و در صدر آنها حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نبود البته از اسلام جز نامی و رسمی پوچ و توخالی باقی نمیماند یعنی صبر عظیم و شکیبایی عظیم وجود مقدس آن حضرت و فرزندان معصوم او موجب گردید تا با گذشت زمان درخت اسلام تناور گردیده و در برابر طوفانها و سیلابهای کفر و نفاق اهل ظلم و ستم مقاومت نموده و شاخهها و برگهای آن در اقصی نقاط جهان گسترشیافته و با گذشت زمان ابرهای کفر و نفاق از پیش خورشید درخشان اسلام و قران به کنار رفت و انوار تابان خورشید شریعت پسندیده خداوند در جهان طالع و درخشنده گردید و اینگونه جویندگان حقیقت از
حقایق اسلام و قرآن آگاه شدند و بین حق و باطل قضاوت کردند و سلام خود را به محمد و آلمحمد که وارثان اسلام و قرآن بودند و لعنت خود را به دشمنان آنها که دشمنان اسلام و قرآن بودند نثار کردند پستو ای مخاطب ارجمند در این فراز یادی مینماییم از شهید باعظمت اسلام حضرت حنظله غسیل الملائکه که وجود مبارک او از مصادیق نزول این آیه شریفه بودهاست همانگونه که در تاریخ ضبط شدهاست و سرور ما جناب علی بن ابراهیم رحمه الله علیه نقل میفرماید حضرت حنظله بن ابی عامر بزرگوار از قبیل خزرج بود و او در همان شبی که فردای آن روز جنگ عظیم احد بر پا می شد ازدواج کرد و از رسول خدا برای ماندن در نزد همسرش اجازه گرفت پس خداوند این آیه را نازل فرمود و رسول خدا به او اجازه داد پس او نزد همسر بزرگوار خود ماند و چون صبح شد همسرش بهدنبال چهار نفر از انصار فرستاد و آنها را بر آمیزش همسر خود شاهد گرفت پس کسی از او سوال کرد که علت این عمل تو چه بود ایشان فرمودند شب گذشته در خواب دیدم که گویا آسمان شکافته شد و حنظله در آن شکاف افتاد و شکاف بههمپیوسته شد پس تاویل نمودم که حنظله به شهادت میرسد و لذا میخواستم بر این امر شاهد داشته باشم و ثمره این آمیزش فرزند رشید و سرباز بزرگ اسلام عبدالله بود پس صبح آن روز حنظله از شوق جهاد در راه خدا، به صفوف رزمندگان اسلام پیوست و فرصتی برای غسل نداشت پس چون زمان جنگ فرارسید حنظله با رشادت فراوان به قلب کارزار توجه نموده و نظرش بر ابوسفیان ملعون افتاد که سوار اسبی میان لشکر جولان میداد پس حنظله به سرعت خود را به او رسانیده و پای اسب او را قطع کرد و ابوسفیان از پشت اسب افتاد ولی به سرعت به سوی لشکریان خود فرار نموده و به سپاهیان خود فریاد کرد که ای جماعت قریش من فلانی هستم و این حنظله است که میخواهد مرا به قتل برساند پس در این زمان جناب حنظله سلاماللهعلیه به سوی او حملهور شد ولی یکی از مشرکین با نیزه خود مانع شد و حنظله نیز با او وارد نبرد شد ولی آن ملعون ضربهای به حضرت حنظله زد که در اثر آن به شهادت رسید پس جناب حنظله میان پیکرهای پاک حضرت حمزه سیدالشهدا و عمرو بن جموح و عبد الله بن عمرو بن حرام و گروهی دیگر از شهدای عالیقدر انصار بر روی زمین افتاد و در این زمان رسول خدا فرمود فرشتگان را دیدم که حنظله را در میان آسمان و زمین به آب باران و در ظرفهایی از طلا غسل میدادند پس بههمین واسطه این بزرگوار به حنظله غسیل الملائکة مشهور شد یعنی حنظله که او را
ملائکه و فرشتگان خداوند غسل دادند، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس آگاه باش که حنظله در میان دوستان و دشمنان جایگاه رفیع و خاص داشتهاست و فرزند او حضرت عبدالله نیز که نه ماه بعد به دنیا آمد ازصالحان با فضیلت و بزرگوار و از راویان احادیث رسول خدا مانند پدر بزرگوار خود معرفیشده است، پس آگاه باش تو ای مخاطب ارجمند که شهادت حضرت حنظله برای مشرکین بسیار مهم بودهاست و با نهایت تاسف پدر او ابوعامر در سپاه کفر و شرک بود و پساز پایان جنگ پیکر پاک او به نظر پدرش رسید و ناراحت شد و به همین علت کسی متعرض مثله کردن حنظله نگردید ازجمله فضایل حضرت حنظله آن بود که نام او نیز در میان کاتبان وحی مذکور شدهاست و اما سرنوشت فرزند گرامی او عبدالله بدینگونه بود که او بعد از شهادت امام حسین با هیاتی به شام رفت و گزارش فساد و جنایات سگتوله معاویه و ابوسفیان یعنی یزید پلید را برای مردم مدینه آورد و...، در نهایت برخلاف نهی امام سجاد طاقت نیاورد و اعلام نمود شما مردم مدینه اگر قیام بنمایید یا ننمایید من قیام میکنم حتی اگر فقط با همین هشت فرزندم باشد پس در قیام او که به قیام حره معروف است این پاک فرزند پاک به همراه هشت پسر پاک خود در راه اسلام و قرآن شهید شدند و مرگ آنها و جنایات یزید در مدینه تا ابدالآباد لکه ننگی بر پیشانی طرفداران حزب شیطان خواهد بود، الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون....، پس تو ای عاقل و دانا و خردمند آگاه باش که نگارنده امیدوار است تا بعد از نگارش این اثر، کتابی دیگر را در رابطه با آثار خارجی کلام خداوند بر رفتارهای بشری و یا به عبارت دیگر جلوههای عملی و کاربردی آنها را شرح و بیان نماید بهطور مثال در رابطه با قتل عمدی مؤمن که کیفر آن دوزخ ابدی است، آثار کلام ذات اقدس احدیت را به موضوع خودکشی بعضی از انسانهای احمق و نادان تسری دهد و برای آیندگان عواقب سوء آن را که دوزخ جاودانی است تشریح نماید و البته اینموضوع در کتاب شریف تلبیس ابلیس که در انتقاد به آثار صادق هدایت مذکور گردیده و در آن اثبات گردیدهاست که او نه تنها نویسندهای منفیباف و...، نبوده و بلکه ابر ایده لوگ حزب مارکسیت بودهاست و او بودهاست که در راستای تسریع حرکت تاریخی دیالکتیک و انتقال از جامعه بورژوازی به سمت انقلاب پرولتاریای کارگری و برقراری حکومت جهانی کارگری و...، در تقدیس موضوع خودکشی در جوامع محروم و عقبمانده و...، میکوشید و آثار او در بعضی از اشخاص بیتفکر و بی تعقل...، آنها را به سوی این عمل هولناک
سوق داده و دنیا و آخرت آنها را تباه کردهاست و در این اثر شریف توضیح دادهشده است که چگونه فردی که دست به خودکشی میزند نسل خود و نسلهای دیگری را در قتل خود و قتل کسانی که از او الگو گرفتهاندرا بر گردن دارد ولی شیطان عمل زشت و هولناک او را در نظر او جلوه میدهد و او را در وادی بیبازگشت سوق میدهد و انسانها بهجای ستیزهگری با ظلم و فساد در جامعه به حالت انفعالی تسلیم میرسند و هم دنیا و آخرت خود و هم دنیا و آخرت دیگران را به باد میدهند و آنها اگر برای عمل خود هم مواخذه نشوند قطعا به واسطه سرمشق شدن و الگو شدن برای گروهی ابله و نادان و دست داشتن در ریختن خون آنها به واسطه آن فرزندان که مقدر بودهاست از نسل آنها به دنیا بیایند مورد حساب واقع خواهند شد و...، و لذا زشتیهای این عمل و آثار عظیم هولناک آن در جوامع بشری و غضب خداوند و...، در این کتاب شریف شرح و توضیح دادهشده است پس تو ای عاقل دانا و خردمند مانند این فراز را در تمامی آیات خداوند و بازتاب عملی آن را در رفتارهای بشری تسری بده مثال دیگر قتلعامهای هولناک و نسل کشیهای لجامگسیخته مردم بیگناه در سراسر جهان و در جنگهای قومی و قبیلهای و یا عقیدتی و...، همگی از بیتوجهی به فرمانهای خداوند در امتها بوده است و بدتر از همه جور و فساد و تبهکاری حاکمان امتهای اسلامی بودند که بنام دین و اسلام و قرآن به جعل احادیث پرداخته و بدون توجه به ضدیت این روایات با آیات روشن قرآن و سنتهای رسول خدا و امامان معصوم به فساد در زمین و قتلعامهای بیحد و حصر پرداختهاند و ما در خصوص عملکرد مشرکانه خلیفه دوم در این خصوص کلام خود را آورده و تکرار نمیکنیم یعنی آنچه او در قالب آموزههای رفتاری اسلامی با جعل احادیث در میان اهل اسلام ترویج نمود و با حملههای دد منشانه خود به کشورهای همسایه و چپاول و غارت مردم بیگناه و قتلعام مردان و جوانان و تجاوز به نوامیس آنها و به بردگی کشیدن زنان و دختران و پسران آنها و...، که قلم شرم دارد از شرح این جنایات و اخراج اهلکتاب از عربستان و تقدیس قوم عرب و نابودی تمدنهای با شعار کفرآمیز حسبنا کتابالله درحالیکه آگاه بود کتاب خدا هرگز نهی از تعلیم و تربیت در علوم و فنون و خصوصا علوم پزشکی و فیزیک و شیمی و...، نداشتهاست و این آموزههای او و پیروان متعصب او بود که در طول تاریخ فجایعی را به بارآورد و خونهای ناحقی را بر زمین ریخت که قلم از شرح آن شرم دارد و همگی لکههای ننگ عظیم و پاک نشدنی بر دامان پاک اسلام و اهل
اسلام بودهاست که در میان آنها بهعنوان نمونه میتوان به قتلعام و نسلکشی ارامنه در سال 1915 در سرزمینهای تحت کنترل عثمانی در قالب کشتارهای دستهجمعی یعنی قتلعام حدود یکونیم میلیون انسانبیگناه در حال هولوکاست ارامنه که به گروههای قومی دیگر ازجمله آشوریان و یونانیان و کردها و...، تسری داشت اشاره نمود که در واقع بخشی از سیاستهای مشرکانه و ضد الهی خلیفه دوم عمر بن الخطاب و پیروان متعصب او در برخورد با اهلکتاب و نقل احادیث دروغین او در طول تاریخ بوده است همان جنایات که تا قیام قیامت قلب هر مسلمان و هر انسان شریف و آزاده را به غم عظیم مبتلا مینماید الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون ،پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به شرح و تفسیر کلمه دوزخ در آیات عظیمه سوره مبارکه فرقان به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله حضرت حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها، حضرت حق جل جلاله در آیات عظیمه اول و دوم آن میفرمایند:( تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا) یعنی بابرکت است آن کسی که نازل فرمود فرقان را بر بنده خود تا بیم دهنده جهانیان باشد همان کسی که حکومت آسمانها و زمین به او تعلق دارد و برای او فرزندی نیست و برای او شریکی وجود ندارد و خلق فرمود همهچیز را و تقدیر نمود آنچه را شایسته آن است، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز به کلمات عظیم امام مظلوم ما حضرت باقر توجه نما که میفرماید:( خداوند تبارک و تعالی عالم و قدیم بوده و اشیا را از هیچ آفریده و هر کسی که تصور نماید که خداوند تبارک و تعالی خلق نمودهاست اشیاء را از چیزی (یعنی چیزی را تبدیل نمودهاست) پس بهدرستی که کافر شدهاست زیرا آنچیزی که اشیاء را از آن آفریده، باید قدیم و با حق تعالی از ازل بوده باشد درحالیکه اینطور نیست بلکه حق تعالی کل اشیا را از هیچ آفریدهاست) پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به تأویل و تفسیر عظیم امام معصوم حضرت باقر علیهالسلام که مانند این شرح و تفسیر نیز، از سایر امامان معصوم ما علیهمالسلام و عجل فرجهم درباب خلقت جهان و پیدایش آن و قهرا عدم ازلیت و ابدیت آن و نیز عدم تبدیل آن و پیدایش از عدم و هیچ بودن و...، رسیدهاست و نیز توجه نما که گفتار آنان هرگز منطبق بر یافتهها و
باورهای محدود و متکی به حواس پنجگانه نیست بلکه وابسته به نقطه وحی و کلام الهی و منطبق است بر حقایق هستی که از درک بشر خارج است و ما در دو کتاب شریف برهان ذوالفقار اول و دوم خود (در اصلخداشناسی و رد نظریات خطرناک مشرکان وحدتوجود در دو قالب جهان خدایی و یا نمود جهان خدایی)، کلام خود را آورده و بر اظهارنظرهای فلاسفه جهان و اندیشمندان متفکر که به استناد حواس محدود پنجگانه خود در مورد خداوند و کیفیت و کمیت و اصل و فرع آن یاوههایی بههم بافتهاند کلام خود را آورده و به حد کافی به عقل سخیف آنها استهزا نمودهایم و اثبات نموده ایم حقارت انسانها و درک آنها را از درک اطراف خود که متکی به حواس پنجگانه است که شباهت دارد این محدودیت درک او به محدودیت درک مورچهای که تمامی درک و احساس او از جهان خلقت محدود میشود به فضای ده متر در ده متری که در آن تولد و زندگی و مرگ خود را تجربه میکند و در عین حال، ادعای خود در شناخت فضای محدود خود را به تمامی خلقت بیانتها تسری میدهد و این ذات اقدس الهی است که (به واسطه حکمت خود و در رابطه با هدف خود از خلقت انسانها که همانا شناخت ذات اقدس او از پیدایش خود و دیگر موجودات جهان هستی است و نیز کسب فیض ابدی به واسطه اطاعت از پیامبران او و اوامر خیر او در انجام واجبات و پرهیز از زشتیهای مضر به واسطه نهی او از انجام محرمات، و شناخت و معرفت به عظمت او از طریق توجه به خلقت و عظمت آن و اینکه این خلقت خالقی دارد که حکیم و مهربان است و...)، بندگان خود را محدود فرمودهاست به حواس پنجگانه آنها و ضمن کوبیدن مهر حقارت بر پیشانی آنها به واسطه این محدودیت در حواس پنجگانه، به بهترین وجه حکمت خود را نیز به آنها ثابت فرمودهاست زیرا آنها را مستغنی فرموده است از داشتن آنچه برای آنها سود و نفعی ندارد پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که با پیشرفت زمان و پیشرفت ابزارهای علمی بشر این نیاز یعنی توجه به ذات اقدس الهی و بهرهگیری از راهنماییهای پیامبران او، محسوستر و لازمتر میگردد زیرا آنچه که اساس بشریت را تهدید مینماید انحطاط اخلاقی و فرورفتن در منجلاب های تباهی ظلم و جور و ستمگری است و ما در عمل ملاحظه مینماییم که چگونه بشر راه تکبر و خودبینی و غرور را در پیش گرفته و تصور مینماید که با دست یافتن به ابزارهای علم و دانش و تکنولوژی به شناخت جهان و تمامی حقایق آن رسیدهاست و حال آنکه میداند جهل او در برابر آگاهیهای او
از آنچه وجود دارد به منزله صفر در برابر بینهایت است، و توجه نماید هر عاقل دانا و خردمند که اگر نگارنده اراده نماید به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةاللهالاعظم حضرت حجه بن الحسن المهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است که بر شرح این فراز هزاران صفحه بنگارد ولی نیت او بر تحدید و تدقیق موضوع نگارش است پس چون بر این فراز از عظمت ذات اقدس احدیت و زیبایی حاکمیت او بر جهان هستی و زیبایی کبریایی و اقتدار و جلالت بیانتهای او و...، آگاه شدی پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که حضرت حق جل جلاله در آیه عظیمه اول این سوره مبارکه خبر از نزول کتاب خدا بر بنده عالیمقام خود حضرت محمد صلیالله علیه واله و سلم و عجل فرجهم داده و هدف خود از نزول این برکات عظیم را نجات انسانها بیان میفرماید و این امر نشان میدهد که انسانها حق ندارند حیات خود را وقف عمل به زشتیها و بدیها و ظلمها و نجاستها نمایند بلکه بایستی زندگی آنها توام با داشتن سجایای اخلاقی و محبت و دوستی و خداپرستی و نیل به درجات عالی مکارم اخلاق باشد و بهعبارتی حق ندارند به ظلم و ستم عمل نموده و یا راضی به ظلم و ستم باشند همان گونه که اکنون این روند در جهان ساری و جاری است یعنی که مملو از ظلم و جور و عدوان شدهاست و این مدعیان دین هستند که فساد آنها آشکارتر و ظلم آنها سیاهتر و نجاست آنها متعفن تر است و البته خداوند در کمین ستمکاران است...، پس ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 4 این سوره مبارکه میفرماید:( وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ ۖ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا) یعنی و کافران گفتند این (قرآن) فقط دروغی است که او به خدا افترا بستهاست و گروهی دیگر او را بر این کار یاری داده اند ولی بهدرستی که این کافران ظلم و دروغ بزرگی را مرتکب شدند...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به عظمت کلام خدا و عظمت منزلت رسول خدا که دشمنان آنها را خداوند با عنوان کافران مورد عتابوخطاب قرار دادهاست و نیز در ادامه توجه نما به شرح و تفسیر این آیه عظیمه که آن را ربیعه سعدی از جناب حذیفه بن یمان نقل مینماید و تو ای مخاطب ارجمند قبلاً از جایگاه پر عظمت حذیفه آگاه شدی و دانستی که او صحابی عالیقدر رسول خدا و از نخستین اسلام آورندگان بود و در اکثریت قریب به اتفاق تمامی غزوات رسول خدا حضور داشت وی بعد از رسول خدا از اصحاب و شیعیان خاص حضرت علی علیهالسلام بود، رسول خدا به حذیفه
بسیار اعتماد داشت و اخبار بسیاری از حوادث و فتنههای آینده را به او از روی معجزه خود خبر داده بود و از عاقبت دوزخی بودن گروهی از اصحاب منافق خود خبردار فرموده بود و او بود که رسول خدا در فتنه بازگشتاز تبوک و در جریان سوء قصد به جان خود، نام تکتک منافقین سوء قصد کننده را که قصد راندن مرکب حضرت و قتل آن حضرت را داشتند به او خبر داد و بههمین دلیل او را صاحب سر رسول خدا نامیدهاند و این اعلام بزرگ رسول خدا بود که فرمودند که حذیفه و علی بهتر از همه مردم منافقان را میشناسند، حذیفه از یاران خاص علی علیهالسلام و کسی بود که بر پیکر زهرای شهید نماز خواند و در خاکسپاری او حضور داشت و در جنگ جمل حضرت علی علیهالسلام را یاری نمود و خلایق را به سوی او دعوت کرد و...، او راوی روایت غدیر و امامت دوازده امام معصوم بعد از رسول خدا و...، بوده است حذیفه همان صاحبی عالیقدر است که دو فرزند خود سعد و صفوان را برعلیه شیطان طاغی یعنی معاویه بن ابیسفیان به یاری علی علیهالسلام در جنگ صفین اعزام نمود که هر دو در رکاب امام مظلوم خود به درجه عالی شهادت نایل شدند و سرور ما حضرت علامه امینی رحمه الله علیه نام این بزرگوار را در زمره راویان حدیث عظیم غدیر در اولین جلد کتاب عظیم الغدیر خود نقل فرموده است و...، او کسی است که پیکر پاک و مقدس او (در زمان انتقال به دلیل طغیان رود دجله و، بعد از سیزده قرن یعنی هزار و سیصد سال)، سالم و صحیح بودهاست و...، پس چون بر این فراز از عظمت قدر و منزلت او آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که در این روایت عظیم حضرت حذیفه رحمه الله علیه، شاخصه پیروی از امامان معصوم یعنی دوازده امام معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم را دلیل قاطع و نشانه ورود به بهشت و دشمنی با آنان را تا روز قیامت از شاخصههای ورود به دوزخ بیان میفرمایند و نیز مخاطبان ارجمند توجه داشته باشند که جناب حذیفه و سایر یاران و یاوران وصی عالیقدر رسول خدا یعنی حضرت علی علیهالسلام در تقیه شدید بودهاند و غاصبین حاکم مترصد فرصتی بودهاند تا با کوچکترین غفلت ، آنها و اهلبیت رسول خدا و پیروان ایشان را قتل عام نمایند و این هراس هولناک همچنان با ایشان بودهاست و لذا همراهی ظاهری آنان با خلفا به این دلیل و نیز در راستای جلوگیری از ستمگری های لجامگسیخته آنها در تهاجمات برعلیه اقوام و ملتهای همسایه بودهاست و استنباط رضایت به اعمال آن ستمگران توسط این بزرگان در ذهن کسی تداعی نمیشود مگر آنکه آن شخص عنود و متعصب و یا احمق
باشد و این روایت در واقع بهعنوان مشت نمونه خروار، بیانگر همین حقیقت یعنی وجود جو هراسانگیز حاکم از سوی غاصبان و طرفداران ناصبی ایشان در جامعه بر ضد اوصیاء مظلوم رسول خدا یعنی امامان معصومعلیهمالسلام و عجل فرجهم بوده است در این روایت و روایات مانند آن بهطور واضح و آشکار مظلومیت اصحاب رسول خدا در برابر تهاجمات دد منشانه و آمادگی غاصبان خلافت و طرفداران ناصبی آنها در قتلعام ایشان محرز است و بهخوبی نشان میدهد که آنها بههیچوجه نمیتوانستهاند در برابر دستورات آنها سرپیچی و یا حتی مقاومت نمایند و بلکه کاملا مجبور بودهاند و در عین حال همیشه تلاش بازدارنده خود را برای جلوگیری از دد منشیهای آنها در تهاجمات لجامگسیخته آن ظالمان برعلیه اقوام و ملتهای همسایه بکار گرفته و از هر فرصتی برای نشاندادن حق و حقیقت اسلام و برملا کردن ماهیت کثیف این منافقان سفاک و بدوی جاهلی بهره برداری مینمودند در این روایت نمونه نشان داده میشود که چگونه راوی در برابر مقاومت حذیفه در بیان حق او را تحت فشار قرار میدهد و جناب حذیفه رحمه الله علیه بهطور اجمالی راه بهشت و جهنم را به راوی و به تمامی خلایق عالم تا قیام قیامت نشان میدهد در این روایت، راوی حدیث جناب ربیعه سعدی میگوید:( من نزد حذیفه بن یمان آمدم و گفتم برایم حدیثی از احادیث رسول خدا را که شنیدهای و دیدهای که به آن عمل میکند (یعنی مانند احادیث دروغین دیگر نیست) روایت کن پس میگوید که حذیفه گفت (قرآن را رها نکن) راوی میگوید من (چون مقاومت حذیفه را دیدم) گفتم من قرآن را خواندهام (یعنی کاری به کلام خلیفه غاصب دوم ندارم که گفت حسبنا کتاب الله که تو مرا به آن از روی تقیه امر مینمایی بلکه) آمدهام تا از تو حدیثی بشنوم که از پیامبر اکرم ندیده و نشنیدهام( و سپس برای اینکه جناب حذیفه را در برابر هدایت جویی خود و در برابر خداوند در معذوریت قرار دهد میگوید ) خدایا من تو را گواه میگیرم که نزد حذیفه آمدم و از او درخواست حدیث کردم (تا به وسیله آن هدایت ابدی یابم و به سوی بهشت رهسپار شوم و از دوزخ نجات یابم ولی ) او شنید (درخواست مرا) ولی (از بیان حقیقت و نشاندادن راه نجات به من کلام خود را) کتمان کرد (پس در این زمان حذیفه تسلیم میشود و متوجه میشود که مقصود راوی نجات و سعادت ابدی است و در پی شرارت و گزارش دادن به خلفای جور و ستم نیست پس حذیفه) گفت تو بهطور عجیبی بر من (در برابر حقگویی و ترک تقیه)، دشوار و سخت گرفتی پس حالا (که طالب حقیقت نجات و
سعادت ابدی و رهایی از دوزخ هستی) گوشکن جمله کوتاهی از سخنی طولانی را که جامع تمام امور توست (یعنی من بهطور اجمالی تمام حقیقت و راه سعادت ابدی و نجات از دوزخ را میگویم)، پس حذیفه گفتنشانه بهشت ( آیه الجنه) در این امت در میان آنان طعام میخورد و در میان بازار راه میرود، پس راوی میگوید برای من شرح بده (آیه الجنة یعنی)، نشانه و آیت بهشت را بشناسم و او را امام خود قرار داده و پیرو او شوم و (آیه النار یعنی)، آیت و نشانه دوزخ را هم بشناسم و از آن دوری کنم( تا از دوزخ نجات یابم پس در این زمان چون راه بر حذیفه بستهشده و آگاه شد که راوی در حقیقت بهدنبال پیروی از حق و نجات از باطل است) پس حذیفه گفت قسم به آن کسی که جان حذیفه در اختیار اوست که آیت بهشت و راهنمای به بهشت تا روز قیامت امامان از آلمحمد هستند و بهدرستی که نشانه دوزخ و دعوتکنندگان به سوی جهنم نیز تا روز قیامت دشمنان امامان از آلمحمد هستند) پس توجه نما که چگونه جناب حذیفه رحمه الله علیه در این روایت خبر از طول عمر و غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به خبر غیبی رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم میدهد زیرا در روایت مذکور مقصود او از امامان معصوم یعنی دوازده وصی عالیقدر رسولالله علیهمالسلام و عجل فرجهم است که خبر میدهد برای هدایت آنان تا قیامت و این امر محقق نمیشود جز به طول عمر و غیبت حتمی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا آنکه ظهور فرماید به اذن الله تبارک و تعالی و جهان را از عدلوداد خود پر نماید بعد از آنکه از ظلم و جور مملو شده باشد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین....، پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیه عظیمه 11 این سوره مبارکه یعنی فرقان میفرماید:( بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا)بلکه آنها یعنی کسانی که تو را و قرآن را انکار کردند و... قیامت را تکذیب نمودند و ما برای کسی که قیامت را تکذیب نماید آتش سعیر را آماده نمودهایم....، پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما که این کفر و الحاد به قرآن و رسول خدا که در انکار قیامت تجلییافته است بعد از غلبه اسلام بر شرک و الحاد به، انکار باطنی قرآن و رسول خدا و به دشمنی با اوصیاء الهی آن حضرت یعنی دوازده امام معصوم و در صدر آنان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تجلی یافتهاست یعنی همانگونه که کفر کافران ریشه در انکار قیامت داشتهاست کفر منافقان و در صدر آنان گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه، ریشه در دشمنی
و انکار ولایت امیرمؤمنین علیبنابی طالب و امامان معصوم علیهم السلام و عجل فرجهم داشته است و لذا در روایات کثیره وارده، مقصود از (ساعه) ولایت امیرمؤمنین و اولاد طاهرین آن حضرت است و لذا مولانا المظلومامام صادق علیهالسلام میفرماید (خداوند سال را دوازده ماه آفرید و شب و روز را هر کدام دوازده ساعت قرارداد و از میان ما اهلبیت نیز دوازده امام قرار داد و امیرالمؤمنین نیز ( ساعه من تلک الساعات) ساعتی از آن ساعات بودهاست... و این کلام مولای مظلوم و غریب ما حضرت رضا علیهالسلام است که میفرماید:( منظور از آیه (بل کذبوا بالساعه) یعنی کذبوا بولایه علی) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم پس در ادامه ذات اقدس احدیت در خصوص این دشمنان و این معاندین ظاهری و باطنی یعنی کافرین و منافقین میفرماید:( إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا) یعنی هنگامیکه این آتش آنها را از مکان بعید ببیند آنها صدای خشمآلود او را که با نفس زدن شدید همراه است را میشنوند.... پس ذات اقدس احدیت پساز ذکر احوالات هولناک آنها خطاب خود را به سوی رسول معظم خود نموده و میفرماید یعنی در آیه عظیمه 15 این سوره مبارکه:( قُلْ أَذَٰلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۚ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا) یعنی (ای رسول خدا به بندگان) ما بگو آیا این عذاب هولناک و دهشتناک بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده داده شده است همان بهشت که با دانش اعمال و سرانجام (نیک خداپرستان و متقین یعنی)، آنها است پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما در ادامه به معجزه غیبی حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم در رابطه با اعلام بهشتی بودن حضرت اباذر و گروهی دیگر از پیروان مولانا المظلوم علی علیهالسلام که در راه ولایت آن حضرت و محبت به اهلبیت عصمت و طهارت در بدترین شرایط و حالات شکنجهشده و به قتل رسیدهاند یعنی به توسط غاصبان شقی و بیرحم یعنی خلیفه سوم عثمان بن عفان و معاویه بن ابیسفیان لعنه الله علیهم پس در این روایت مذکور شدهاست که روزی رسول خدا در مسجد قبا نشسته بودند و عدهای نیز از اصحاب آن حضرت در کنار او بودند پس آن حضرت رو به ابوذر غفاری نموده و فرموند: دوست دارم که قوم من آگاه باشند که تو فردی از اهل بهشت هستی و چرا اینگونه نباشد زیرا تو کسی هستی که به خاطر محبت خود به اهلبیت من از شهر مدینه تبعید خواهی شد، تو تنها خواهی زیست و تنها خواهی مرد ولی گروهی عهدهدار کفن نمودن و دفن نمودن تو خواهند شد که
دوستان من در بهشت جاودانی هستند همان بهشت که به متقین وعده داده شدهاست) پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که اگر نگارنده اراده نماید میتواند در مظلومیت های وارده بر حضرت اباذر غفاری و والاییو عظمت قدرو منزلت او و تلاشها و زحمات او در راه تعالی اسلام و قران و....، به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیها هزاران صفحه بنگارد ولی قرار او بر اختصار است و توجه نما که چگونه در این فراز وجود اقدس رسول خدا به حکم خداوند تبارک و تعالی خبر از بهشتی بودن حضرت اباذر و تعدادی دیگر از اصحاب خود را اعلام میفرماید یعنی حکم بهشتی بودن آنها به حکم ذات اقدس در دنیا صادر شدهاست، و توجه نما که حضرت اباذر غفاری کسی بودهاست که رسول خدا در حق او فرمود در این حدیث مشهور که (آسمان سایه نیفکند و زمین در برنگرفت کسی را که راستگو تر از اباذر باشد) ابوذر از اولین مسلمانانی بود که به محضر رسول خدا شرفیاب شد و اسلام آورد به گونهای که بعضی او را چهارمین یا پنجمین نفر در سبقت به اسلام ذکر نمودهاند او به فرمان رسول خدا بعد از اسلام به طایفه خود برگشت نموده و آنان را به اسلام دعوت نمود پس ابتدا برادر و مادر بزرگوار آن حضرت و سپس قبیله او یعنی غفاری مسلمان شدند او در زمان حیات رسول خدا همیشه در کنار آن حضرت بود و پساز غصب خلافت توسط غاصبان ستمگر، در کنار وصی عالیقدر رسول خدا یعنی حضرت علی علیهالسلام حضور داشت و مبارزه بیامان او با چپاولگریهای معاویه و عثمان، موجب شد تا خلیفه هتاک و بیادب و گستاخ و متکبر، آن صحابی ارجمند و حقگو را به ربذه تبعید نماید.... و چون تبعید او برای خلیفه غاصب، اسباب رسوایی را فراهم آورد و...، به وسیله غلامان خود برای حضرت ابوذر پول فرستاد....، حضرت اباذر پیام فرستاد که من به این پولها نیازی ندارم و البته محاکمه و احقاق حق میان من و تو به روز رستاخیز بماند تا خدا میان من و تو بهحق داوری نماید، همانگونه که نگارنده اثبات نمودهاست تمامی صحابی عالیقدر پیرو مولانا المظلوم علی علیهالسلام، ابتدا در راستای برپایی خلافت حق علی علیهالسلام تلاش نمودند و چون مقهور هجمه شیطانی آنها شدند مانند مولای خود برای حفظ اساس اسلام و قرآن مجبور به مماشات و مدارا شدند و توجیه حضور آنها در کنار این شیاطین غاصب، فقط بهمنظور بازداشتن آنها از ظلم و ستم لجامگسیخته و غارتها و کشتارهای بیشتر بودهاست زیرا هرگونه مقابله و مخالفت صریح با این طبقه غاصب
و طرفداران ناصبی آنها، اسباب قتلعام آنها و خانوادهها و قبایل آنها را فراهم میآورد و برخورد غاصب اول با حضرت مالک بن نویره و قبیله مظلوم او و تجاوز به نوامیس ایشان و آنهم به نام اسلام و قرآن از جمله اینرفتارهای دد منشانه و با قساوت کامل بودهاست و...، با این وجود در حد امکان ایشان و سایر صحابی عالیقدر مانند حذیفه و عمار و مقداد و سلمان و...، و علیرغم جو بسیار خطرناک حاکم در دوران اختناق خلفای جور و ستم، درباره عظمت و لزوم پیروی از امیرالمؤمنین و تمسک به ولایت آن حضرت بعد از رسول خدا و تبلیغ برای آشنایی مسلمانان با اسلام واقعی و....، تلاش مینمودند که در خصوص حضرت اباذر منتهی به اقدامات دد منشانه و شرک آمیز معاویه ملعون و عثمان غاصب گردید و...، و این رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم بود که بیست و سه سال قبلاز وقوع این جنایات به علم الهی و معجزه ربانی، خبر این حوادث هولناک را اخبار فرمودند...، آری زمانیکه این راد مرد الهی و فدایی راه خدا و قرآن و رسول معظم و وصی عالیقدر اهلبیت محترم رسول خدا، به جرم حقگویی و دعوت به عدل و عدالت و ولایت به ربذه تبعید و به اندوه غربت و مظلومیت و انواع شکنجههای روحی و جسمی مبتلا شد پس روزبهروز قوای بدنی او تحلیل رفت و به بستر مرگ افتاد و همسر مهربان او به سیمای نورانی او الهی و نظر نموده و می گریست پس ابوذر سوال کرد چرا گریه میکنی او پاسخ داد برای این گریه میکنم که تو اکنون خواهی مرد و لباسی که با آن پیکر تو را کفن کنم ندارم پس حضرت ابوذر خندهای از روی اندوه به روی لب آورد و فرمود آرام باش گریه نکن که من روزی با گروهی از یاران در محضر رسول خدا نشسته بودم پس رسول خدا رو به سوی ما نمود و فرمود که یکی از شما در بیابانها، تنها و دور از جمعیت از دنیا میرود و گروهی از مؤمنین او را به خاک میسپارند....، و من یقین دارم که آن شخصی که رسول خدا از او خبر دادهاست من هستم پس بعد از مرگ من بر سر راه حجاج عراق بنشین و طولی نخواهد کشید که گروهی از مؤمنین میآیند پس آنها را از مرگ من آگاه نما ولی همسرش گفت اکنون زمان عبور کاروانها سپریشده است پس ابوذر فرمود تو مراقب راه باش به خدا سوگند که نه دروغ میگویم و نه دروغ شنیده ام پس این کلام را گفت و از دنیا رفت، پس همسرش به همان وصیت عمل نمود پس کاروان اهل ایمان سر رسید در میان این کاروان بزرگانی چون عبد الله بن مسعود، حجر بن عدی، مالکاشتر...، حاضر بودند، عبد الله بن مسعود تا چشم مبارک او بر پیکر بیجان
ابوذر مظلوم و شهید راه خدا افتاد با چشمان پر از اشک به یاد خبر غیبی رسول خدا در جنگ تبوک افتاد و گفت راست فرموده رسول خدا که تو تنها میروی و تنها میمیری و تنها مبعوث میشوی پس بر پیکر بیجاناو نماز خوانده و چون از دفن او فارغ شدند حضرت مالکاشتر در کنار قبر او ایستاد و گفت: خدایا این ابوذر یار و یاور پیامبر توست که عمری تو را پرستش نمود و در راه تو با مشرکان جهاد کرد و هرگز در پیروی از آیین حق، تغییر روش و مسیر نداد ولی چون با زبان و قلب خود به مبارزه با فساد و زشتیها پرداخت پس مورد ستمگری واقع شد و تبعید گردید و اینگونه سرانجام تنها از دنیا رفت یعنی در نهایت جفا و ستم و محرومیت و تحقیر و تبعید و در سرزمین غربت، مظلومانه جان سپرد الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون ، از رسول عالیقدر اسلام حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم روایت شدهاست که فرمودند:( یا علی تو و اصحابت در بهشت هستید یا علی تو و پیروانت در بهشت خواهید بود) پس ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 16 این سوره مبارکه یعنی فرقان میفرماید:( لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا) یعنی هر چه بخواهند در آنجا برای آنها فراهم است و جاودانه در آن خواهند بود و این وعدهای است قطعی و مسلم که پروردگار تو برعهده گرفتهاست، تو ای خداوند مهربان و رئوف، با ما و عزیزان ما هرچند لایق نیستیم ولی به خاطر محبت و علاقهای که به دوستان و شهیدان راه تو داریم و به واسطه تنفر و انزجاری که از دشمنان شقی و تبهکار تو داریم، از تو استدعا داریم که عیوب ما را پوشانیده و گناهان نابخشودنی ما را ببخشایی یا ستارالعیوب و یا غفارالذنوب دعای مارا به لطف و فضل خود استجابت فرما و بر ما و عزیزان ما ترحم فرما که ما پناهی جز ذات اقدس تو نداریم پس دعای ما را از استجابت فرما به حق ذات اقدس خودت و آبروی همه آبرومندان درگاهت و در صدر آنها محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین... ، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 20 این سوره مبارکه یعنی فرقان که در آن به رسول گرامی خود میفرماید:( وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ ۗ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا) یعنی ما هیچیک از پیامبران قبل از تو را (برای هدایت مردم)، نفرستادیم مگر
آنکه آنها هم (از نوع بشر بودند) و غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند و بعضی از شما را وسیله امتحان بعضی دیگر قرار دادیم، پس آیا صبر و شکیبایی مینمائید (و از عهده آزمون برمیآئید و آگاه باش که) پروردگار تو هموارهبصیر و بینا بودهاست، پس تو ای مخاطب ارجمند در شرح این آیات عظیمه توجه نما به روایتی که فتح بن ترید گرگانی از مولای خود حضرت موسی بنجعفر روایت نمودهاست که میگوید:( من به خدمت حضرت امام کاظم شرفیاب شدم دیدم که حضرت تکیه زده و در مقابل او مقداری گندم بریان بود که آنها را بههم میزد و مخلوط میکرد پس شیطان مرا وسوسه نمود که امامان نباید بخورند و بیاشامند زیرا خوردن آشامیدن یک نوع گرفتاری است و امام نباید مبتلا به گرفتاری گردد پس امام علیهالسلام فرمود ای فتح بنشین و آگاه باش که ما باید پیرو پیامبران باشیم که آنها هم میخورند و میآشامیدند و در میان بازارها راه میرفتند (پس حضرت در این فراز به توصیف خالق و مخلوق و تفاوت آنها اشاره میفرماید که هر حرف و کلمه آن راهنما و هدایتگر هر انسان فهیم و عاقل است تا قیام قیامت، تا مخلوق را به جای خالق به خدایی نگیرند و یا العیاذ بالله مانند گروهی احمق نادان جهان خلقت را خدا و یا نمودی از خدا ندانند و خود و دیگران را به سوی دوزخ رهسپار ننمایند) و هر جسمی احتیاج به غذا دارد مگر خالق رازق زیرا او جسم را به وجود آورده و خود جسم نیست و نمیتوان او را تجزیه کرد و او نه زیاد میشود و نه کم میشود و منزه است از آنچه اختصاص به اجسام داده و او یکتا و بیهمتا است و او بینیاز است که زاییده نشده و نزاییده است و او را نظیری نیست و او بهوجودآورنده اشیاء و اجسام است و او سمیع و علیم و لطیف و خبیر است و منزه و پاکتر از آن عقاید (مشرکانه) است که ستمگران درباره او معتقد هستند و اگر میشد که او را توصیف نمود پس فرقی بین پروردگار و موجودات و خالق و مخلوقات و بهوجودآورنده و به وجود آمده نبود، اما او بین خود و اجسام و اشیاء فرق گذاشته زیرا هیچچیز شبیه او نیست و او نیز شبیه چیزی نیست) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فراز از این روایت عظیم آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به روایت عظیم دیگر از وجود پاک و مقدس سرور کائنات حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم که آن را در باب ابتلاء و آزمون خداوند متعال از آن حضرت و اهلبیت معصوم آن حضرت که قهراً تسری خواهد داشت این آزمون مخصوص تا امام دوازدهم حضرت مهدی عجل الله تعالی
فرجه الشریف، از قول ذات اقدس احدیت بیان میفرمایند در این روایت مذکور است که( روزی رسول خدا، حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین را جمع نموده و در خانه را به روی خود و آنها قفلکرد و فرمود (یا اهلی و اهلالله) بدرستی که خداوند عزوجل بر شما سلام میرساند و این جبرئیل است که با شما در خانه است (و از قول خداوند تبارک و تعالی) میفرماید: بهدرستی که من دشمنان شما را موجب آزمایش شما قرار دادم پس چه میگوئید پس همگی عرض کردند صبر میکنیم یا رسولالله به امر خدای تعالی و آنچه نازل شود از قضای او تا آن زمان که به پیشگاه خداوند عزوجل وارد شویم و پاداش و اجر کامل او را در یابیم و بهدرستی که ما شنیدهایم که خداوند به صابرین وعده خیر کامل دادهاست پس در این زمان رسول خدا گریست بهگونهای که صدای گریه او در خارج از خانه شنیده میشد پس در این زمان این آیه نازل گردید:( وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا) و سپس به خدا عرض کرد که خدایا آنها صبر خواهند کرد یعنی صبر خواهند نمود همانگونه که گفتهاند (یعنی وعده دادند وعده کردند)) یعنی در این فراز حضرت زهرا عهد نمود که اگر شیاطین حاکم شدند و حرمت او را شکسته و بر صورت او سیلی زده و به خانه او هجوم آورده و فرزند ششماهه او را که در کنار قلب او آرامیده بود را به قتل رسانیده و علی وصی را کشان کشان بهمنظور قتل او میبرند و....، صبر خواهد کرد و عهد نمود تا اگر در عنفوان جوانی و با هزاران امید و آرزو و اگر روز روشن او را تبدیل به شب تار و ظلمانی نموده و پیکر پاک و مطهر او را تبدیل به پوست و استخوان نموده و او را شبیه مردگان نمایند و در نهایت زجر و شکنجه روحی و جسمی با بازوی خرد شده و پهلوی شکسته از کنار فرزندان عزیزش به سوی دفن در زیر خروارها خاک بفرستند صبر نماید پس مولای مظلوم ما علی علیهالسلام وصی رسول خدا و فاتح خیبر و نابودکننده دشمنان خونخوار اسلام و قرآن هم، اگر تمامی این ظلمها را نسبت به همسر خود دید صبر نماید مانند کسی که استخوانی در گلو و خار در چشم دارد هر چند این صبر نمودن تا چهل سال طول بکشد و بعد از رسول خدا صبر نماید بر فتنه شیاطین و هجمه آنان برحق الهی او و گمراهی امت و قتلعام خلایق و نابودی حرث و نسل ملتها و... صبر نماید ونیز صبر نماید تا آن زمان که صورت مبارک او را از خون فرق سر او خضاب نمایند و نیز این حسن مجتبی است که وارث غمهای مادر و پدر خواهد بود و چون بی یار و یاور میشود مجبور است برای اینکه شیطان طاغی معاویه
بن ابیسفیان یعنی آن سگ درنده دوزخی دست به نابودی شیعیان و پیروان آلالله نزده و اساس اسلام و قرآن را نابود ننماید، با او عهدنامهای را امضاء کند که او مفاد آن را زیر پای خود قرار خواهد داد و...، صبر خواهدکرد بر قتل شیعیان خاص و پیروان اهلبیت تا جاییکه پیکر مبارک او در اثر سم مهلک معاویه به رنگ سبز درآید و به سوی جد مطهر خود رود درحالیکه پیکر پاک او را بعد از شهادت آماج تیرهای فتنه مینمایند و این حسین بن علی حضرت سیدالشهدا است که عهد مینماید صبر نماید بر مصائب عظیم پدر و مادر و برادر خود و چون اساس اسلام و قرآن را در خطر دید تمام قد در برابر شیطان طاغی و مجسم یعنی سگ هار و درنده دوزخی یعنی یزید بن معاویه نجس قیام نماید و فدای خداوند نماید، خود و اهلبیت و اصحاب و یاران خود را تا جاییکه فرزندان او علیاکبر را تکه تکه نموده و علی اصغر او را بر روی دست او به تیر سه شعبه ذبح نمایند و عهد مینماید که صبر میفرماید بر اسارت حرم رسول خدا و صبر میفرماید بر مقتول شدن خود با لبان تشنه و مابین دو نهر آب و در حالی که زنده است به بریده شدن سر خود از قفابه دوازده ضربه خنجر پولادین و...، و این تعهد صبر برای خداوند، تسری مییابد به دیگر امامان معصوم و این وارث رنجهای عظیم کربلا و غمهای عمو و مادر و پدر و جد بزرگوار خود، حضرت امام سجاد است که با این غمهای جانکاه و با قلبی داغدار و چشمانی اشکبار بعد از عمری زجر و شکنجه به سوی خدا رفت و این امام باقر و امام صادق هستند که گرفتار شیاطین خونخوار زمان خود هستند و...، تا آنکه با پیکر مسموم و شهید خود حضرت حق جل جلاله را ملاقات نمودند و این عبد صالح خداوند حضرت موسی به جعفر است که به دست شیطان سفاک شقی دوران خود یعنی هارون ملعون مبتلا و گرفتار شد و سالهای عمر گرانبهای خود را در اعماق سیاهچالهای این سگ ملعون خبیث و درنهایت شکنجههای جسمی و روحی و در نهایت عذاب در غلوزنجیر سپری نمود که تصور آن سیاهچالهای تاریک و نمدار که شب و روز آن تفاوت نداشت و خرد شدن استخوانهای پیکر مبارک او و تصور یک لحظه از آن لحظات طولانی برای هر انسان شریف و آزاده مرگ را بدنبال دارد...، پس همگی آنها عهد نمودند به این عهد برای خداوند و این مولای غریب ما حضرت رضا علیهالسلام است که مبتلا میشود به سگی هار و خونخوار که با او از در مکر و حیله وارد میشود و در راستای قدرتطلبی خود، او را به زهر جفا در دیار غربت مسموم و مقتول مینماید و این فرزند جوان او امام جواد است که در سنین
جوانی در راه بقای اسلام و قرآن و شریعت پسندیده خداوند بدست سگهای هار دوزخ به شهادت میرسد و این فرزندان گرانقدر او علی و بعد از او حسن هستند که در بدترین شرایط و ترسناکترین شرایط به عهد خوددر برابر خداوند عمل میکنند و سرانجام این مهدی موعود است که وارث تمامی غمهای عالم است و اوست که تمامی روزها و شبهای غربت خود را به عزای اجداد طاهرین و همه مظلومان عالم از ابتدا تا آن زمان که فرمان ظهور او از سوی ذات اقدس الهی صادر گردد و...، سپری مینماید پس تو ای دوست و محب و پیرو محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که سعادت پیروی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف راداری پس عمر شریف خود را در طلب گشایش امر ظهور آن حضرت سپری نما تا نجات تو و نجات همه اهل عالم را موجب شوی اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 23 این سوره مبارکه که در آن در خصوص نابودی اعمال این کافران و مشرکان و... میفرماید:( وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا) یعنی و ما به سراغ اعمالی که (بهنظر این تبهکاران نیکو است و) انجام دادهاند میرویم و همه را مانند غباری پراکنده در هوا قرار میدهیم، پس در روایت از مولای غریب ما حضرت رضا علیهالسلام نقلشده است که میفرمایند:( خداوند نمیپذیرد عملی را از عبد خود مگر به ولایت ما( اهلبیت عصمت و طهارت) پس اگر ولایت ما را نداشته باشد پس او اهل این آیه است که خداوند میفرماید:( وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا) پس در روایت دیگری از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام روایت شدهاست که به جناب سلیمان بن خالد فرمودند:( اعمال بندگان هر پنجشنبه به رسول خدا عرضه میشود پس چون روز عرفه (شناخت حقیقت )میشود پس پروردگار تبارک و تعالی خود داوری خواهد نمود و این است معنی آیه (وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا) پس میگوید من عرض کردم ای فرزند رسول خدا اعمال چه کسانی دچار چنین حالتی میشود پس فرمود: اعمال دشمنان ما و دشمنان شیعیان ما) پس مانند این روایات در خصوص نابودی اعمال زاهدان ناصبی و دخول آنان در دوزخ ابدی فراوان است و ما قبلاً در خصوص خاصیت عمل و اثرات آن بر عامل، کلام خود را در شرح برزخ و رسیدن خلایق به قیامت بیان نمودیم و تکرار نمینماییم و تو ای عاقل دانا و خردمند بحث قرآنی این مقوله اینگونه
اثبات میگردد که دشمن آلمحمد، مشرک و ظالم است پس تمامی مراتب پائینتر از شرک نیز برای او مترتب است پس اعمال نیکوی او به او سود نمیرساند و در مثال اعمال نیکوی او در برابر شرک و کفر و ظلم اوبهمانند غذای طیب و طاهر است که در چاه توالت مملو از مدفوع ریخته میشود و آلوده به نجاست شده و غیر قابل استفاده و نابود شدهاست پس هر فرد باایمان بایستی که ابتدا راه و روش خداپرستی که پیروی از امام معصوم است را، در دستور کار خود قرار دهد و سپس با این مبنا به انجام عمل صالح بپردازد زیرا که خداوند اعمال را از متقین میپذیرد و متقین کسانی هستند که پیروی میکنند از کسانی که خداوند آنها را نجات دهنده و امام و رهبر معصوم قرار دادهاست یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، پس در ادامه به روایت دیگری اشاره میشود که در رابطه با غلو پردازان نسبت به آلمحمد نقل گردیدهاست و نشان میدهد که چگونه شیطان این جماعت را از آن طرف بام بر زمین کفر و ارتداد پرت نموده است در این روایت یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام به حضور حضرت مشرف شده و عرض مینماید که:( بعضی از شیعیان خارجشده از دین چنین میگویند که ارتکاب به محارم خداوند بر ما حلال است و سپس استدلال میکنند که دین معرفت است پس زمانیکه معرفت به امام حاصلشد پس هر عملی که خواستی صورت بده، پس امام فرمودند با ناراحتی انا الله و انا الیه راجعون، و ادامه دادند که این کافران آنچه را نمیدانند تاویل میکنند (یعنی از روی جهل و نادانی، تاویل شیطانی نموده و به سراشیبی دوزخ گرفتار شدهاند) و حالآنکه حق مطلب، شناختن و عمل کردن در مسیر طاعت خدا است که در آن صورت است که عملی پذیرفته میشود زیرا که خداوند عملی را بدون شناخت و معرفت نمیپذیرد و سپس ادامه دادند که اگر شخصی تمامی اعمال نیک را صورت دهد و تمام عمر خود را روزه بگیرد و شبها به عبادت سپری نموده و اموال خود را در راه خدا انفاق نماید و تمام عمر خود را صرف اطاعت خدا کنند ولی پیامبری را که این واجبات را آورده نشناسد و امامزمان خود را اطاعت نکند( یعنی به شرک عظیم دچار شده) و از اعمال خود سودی نبرد و در خصوص چنین افرادی این آیه نازل شدهاست( وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا)) و ما در فرازهای قبل وفق کلام معجزه آسای مولای مظلوم و غریب خود اثبات نمودیم که چگونه حرامهای خدا بواسطه ضرر و بدی و خباثت ذاتی خود برای بندگان حرام گردیده و در این خصوص چگونه میشود که العیاذبالله بعد از معرفت به امام جایز
شود برای اینگونه مدعیان مبادرت به افعال حرام درحالیکه افعال حرام به واسطه خباثت ذاتی خود بر بندگان حرام شدهاست یعنی انجام زنا و شرابخواری و...، همانند خوردن مدفوع است و هرگز حکم مصلحت و سودآوریو...، برای خلایق نخواهد یافت و بلکه این الهام شیطان است که اعمال زشت بندگان را در نظر آنها زینت میدهد تا آنها را به سراشیبی بیبازگشت دوزخ مبتلا نماید و وفق کلام امام عسکری علیهالسلام بعضی از اعمال، موجبات ابطال بعضی از اعمال خیر را سبب میشود یعنی همانگونه که ثواب صدقات ابطال میشود با منت و آزار و...، پس بسیاری از اعمال خیر با برخی از اعمال بد نابود میشوند... پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله در خصوص کلام ندامت آمیز کافران در روز قیامت و حسرت آنان در دوری از اطاعت مولانا المظلوم علی علیهالسلام در آیات عظیمه 26 و 27 این سوره مبارکه یعنی فرقان میفرماید:( الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ ۚ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا) یعنی حکومت در آن روز از آن خداوند رحمان است و آن روز، روز بسیار سختی برای کافران خواهد بود روزیکه ظالم دستان خود را( از شدت ندامت و حسرت) به دندان میگزد و میگوید ایکاش با رسول خدا (حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم) راهی را که مورد رضای خدای تبارک و تعالی بود را برگزیده بودم، پس تو ای عاقل دانا و خردمند ما در فرازهای قبل اثبات نمودیم که چرا ذات اقدس احدیت از قوه قاهره خود برای ایمان آوردن خلایق بهره نمیگیرد و در این راستا به روایت عظیم مولای مظلوم خود امیرالمؤمنین علی علیهالسلام استناد نمودیم که مضمون روایت حضرت این بود که اگر خدا و رسول از قدرت لایزال برای پیشبرد اهداف خود یعنی تعالی دین بهرهگیری مینمودند بهگونهای که مردم از ترس و ارعاب ایمان می آوردند این ایمان از روی ترس ارزشی نداشته و آنها را شایسته ورود به بهشت خداوند نمیکند و بلکه اهل ایمان بایستی از روی عقل و تفکر به خدا و رسول و...، ایمان بیاورند و در راه او فداکاری نموده و مقاتله و تلاش و...، نمایند تا شایسته ورود به بهشت شوند و از دوزخ نجات یابند ونیز در رابطه با مراتب وجودی انسانها کلام خود را آوردیم و اثبات نمودیم که چگونه خداوند متعال جل جلاله با توجه بهمراتب وجودی بندگان خود با آنها برخورد میکند زیرا درجات معرفت و عقول آنها با یکدیگر متفاوت است یعنی معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم هرگز رخصت گناه و معصیت چه صغیره و چه کبیره ندارند
زیرا آن معصوم هستند و لذا خداوند در صورت انجام ترک اولی آنها را مواخذه میفرماید و ترک اولی در واقع همان اعمال مستحب و مکروهی است که انجام و یا عدم انجام آن از سوی بندگان عادی اسباب مؤاخذه الهیرا فراهم نمینماید و...، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس در شرح این آیات عظیم الهی توجه نما که مقصود ذات اقدس احدیت از فراز (يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا) وفق روایت عظیم تماد بن حریز از امام مظلوم ما امام صادق علیهالسلام این راه، راه وصی عالیقدر آن حضرت یعنی راه علی بن ابیطالب است یعنی ولایت آن حضرت که تسری دارد به ولایت دوازده امام و چهارده معصوم و این کلام مولانا المظلوم امام باقر علیهالسلام است که در شرح این فراز یعنی حسرت ظالمان میفرماید: یعنی کسانی که با ولایت مولانا المظلوم علی علیهالسلام ستیزهگری نموده و کلام رسول خدا و آیات عظیم کتاب خدا را امام و رهبر خود قرار نداده و آن حضرت پیروی نکردهاند، حضرت امام باقر علیهالسلام میفرمایند:(( اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ) یعنی ایکاش در کنار رسول خدا، علی را پیروی میکردیم) پس در روایت دیگر از حضرت جابر بنعبدالله انصاری با این مضمون روایت شدهاست که فرمود مردی از یمن با چهره گشاده و بشاش به حضور رسول خدا شرفیاب شد و چون وارد شد رسول خدا فرمود این قوم مردمی دلرحم و دارای ایمانی راسخ هستند و یاری شده از ایشان است که با هفتاد هزار رزمنده برای یاری خلف من و خلف وصی من خروج میکند...، پس سوال کردند یا رسولالله وصی شما کیست حضرت فرمود او کسی است که خدای تعالی امر فرمود که به او متمسک شوید و فرمود خدای عزوجل (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ) پس عرض کردند یا رسولالله برای ما روشن نما که این ریسمان الهی کیست حضرت فرمود: پس او قول خداوند است (إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ) پس ریسمان از سوی خدا کتاب اوست و ریسمان از سوی مردم وصی من است پس گفتند یا رسولالله وصی تو کیست پس حضرت فرمود او کسی است که خداوند متعال در حق او فرمود (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) پس گفتند یا رسولالله این جنب الله کیست حضرت فرمود او کسی است که خداوند درباره او فرمود (وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا) او وصی من است و راه به سوی من بعداز من است... حضرت جابر بنعبدالله انصاری میفرماید در این زمان ابوعامر الاشعری در میان اشعریها و ابو غره الخولانی از خولانی ها و ظبیان و عثمان بن قیس و عرنه دوسی از میان دوسیان و لاحق
بن علاقه، صفوف اهل مسجد را شکافتند و به چهرهها خیره شدند و در میان همه اهل اسلام دست (الانزع الاصلع البطین) یعنی علی را گرفته و گفتند ای رسول خدا این است آن کسی که دلهای ما از کلام تو بهسوی او گرایش یافت، پس رسول خدا فرمود شما به حمد خداوند متعال وصی رسول خدا را شناختید قبلاز آنکه معرفی شود و... (و رسول خدا آنها را دعا فرمود و...) حضرت جابر میفرماید و آنها زنده بودند تااینکه همراه علی در جنگهای جمل و صفین (بدست اشقیای امت) به شهادت رسیدند که خداوند آنها را رحمت نماید)، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس واقف باش که در روایت است که وقتی رسول خدا به معراج رفت خطاب آمد ای محمد خداوند تو را در سه چیز آزمون خواهد نمود تا ببیند صبر تو چگونه است پس حضرت محمد عرض کرد خدایا من تسلیم امر تو هستم ولی ای خدای من، تو باید در صبر کردن به من نیرو عطا بفرمایی پس آن سه چیز کدامند خطاب آمد اول گرسنگی و...، دوم تکذیب خلایق و... سوم کشتار و قتلی که بعد از تو نسبت به اهلبیت تو صورت میگیرد پس رسول خدا عرض کرد انا لله و انا الیه راجعون من قبول کردم ای پروردگارم، و خداوند فرمود...، اما دخترت فاطمه را بهخاطر صبر و تحمل او در برابر مصایب وارده در روز قیامت در کنار عرش خود مینشانم و به وی گفته میشود اکنون خداوند تو را در میان مردم داور قرار دادهاست پس درباره هر کس که به تو و فرزندانت ظلم نموده داوری کن من به استناد داوری تو اجازه میدهم تا آن ظالم را به سوی دوزخ ببرند پس در آن زمان ظالم میگوید( وا حسرتاه علی ما فرطت فی جنب الله) و وعدههای خدا را به مسخره گرفتم و آرزو میکند که دوباره بدنیا بازگردد تا جبران نماید (وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا) و (يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا) فیقال لهم أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ، الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ) پس چون بر این فراز از عظمت جرم دشمنی با اهلبیت عصمت و طهارت و خصوصا حضرت زهرا علیهاالسلام آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 28 و 29 این سورهی مبارکه یعنی فرقان تا آگاه شوی از گفتار حسرت آمیز دشمنان امامت و ولایت معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم در این آیات عظیمه خداوند متعال میفرماید:( يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا، لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي ۗ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا) یعنی (کافران و مشرکان و دشمنان اهلبیت عصمت و طهارت گویند): ای وای بر من
کاش فلان (گمراه ) را به دوستی انتخاب نکرده بودم زیرا او مرا از یادآوری حق گمراه ساخت بعد از آنکه (سعادت یاد حق) به سراغ من آمده بود و شیطان همیشه انسان را تنها و بییاور میگذارد، پس این مولایمظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام است که میفرماید این آیات در مورد آن دو مرد قریشی غاصب نازلشده که با زبان اسلام آورده ولی با رسول خدا نفاق مینمودند و در روز اخوت و برادری بین آنها پیمان برادری ایجاد فرمود و یکی از آن دو، آن دیگری را از راه درست بازداشت و اینگونه هر دو به هلاکت رسیدند و خداوند عزوجل حکایت آن دو و سخنان آنها را در هنگام نزول عذاب بر آنها حکایت میفرماید به اینکه یکی از آنها اندوهگین میشود و بر آنچه انجام داده افسوس میخورد و در جاییکه پشیمانی سودی ندارد، احساس پشیمانی میکند (یعنی آرزو مینماید که ایکاش خدا او را خلق نکرده بود)... پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس الهی در آیه عظیمه 30 این سوره مبارکه یعنی فرقان که در روز قیامت شکوائیه رسول خدا را در خصوص متروک ساختن قرآن بیان میفرماید آری اگر اهل اسلام قرآن را مهجور نمیساختند، پس خیر دنیا و آخرت بر آنها نازل میشد ولی افسوس که پوست را گرفته و مغز آن یعنی معانی آن یعنی ولایت دوازده امام و چهارده معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم را رها کردند خداوند عظیمالشأن در این آیه عظیمه میفرماید:( وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا) یعنی و رسول خدا عرضه میدارد که خدایا بهدرستی که قوم من قرآن را مهجور و متروک ساختند، آری این رسول معظم اسلام حضرت محمد مصطفی است که در خصوص عظمت قرآن و شفاعت او و پناه بودن او و میفرماید:( هر گاه که آشوبها چون شب تاریک شما را فراگرفت به قرآن پناه ببرید زیرا که قرآن شفیعی است که شفاعت او پذیرفته میشود و گزارش بدیها را میدهد و تصدیق میشود پس هر کسی که قرآن را رهبر خود قرار دهد پس او را به بهشت رهنمون میشود و هر کسی که آن را پشت سر خود بیندازد پس او را به دوزخ خواهد راند، پس قرآن همان کتاب راهنما است که بهترین راه را نشان میدهد و کتابی است که در آن تفصیل و بیان و تحصیل مقاصد است و این قرآن است که جداکننده حق و باطل و رافع هر گونه اختلاف است و کتابی است که یاوهگویی ندارد پس ظاهری دارد و باطنی دارد پس ظاهرش حکم و دستورات باطنش علم و دانش است ظاهر آن خرم و زیبا است و باطن آن ژرف و دستنیافتنی، قرآن اخترانی دارد و اختران او نیز اخترانی دارد
(قسمتهایی دارد و قسمتهای آن نیز قسمتهایی دارند) پس شگفتزدگی های آن شماره نشوند و تازگیهای آن کهنه نمیگردند، در قرآن چراغهای هدایت و مشعلهای حکمت و دلیل است برای کسی که راه آن رابسوی معرفت بداند) پس چون بر این فراز از عظمت کتاب خدا آگاه شدی پس توجه نما که اگر نگارنده اراده نماید به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیها قادر است تا هزاران صفحه بر عظمت کتاب خدا یعنی قرآن مجید درج نماید ولی قرار و مدار او بر تحدید و تدقیق است پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام عظیم ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه31 این سوره مبارکه که در آن میفرماید:( وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا) یعنی اینگونه قرار دادیم برای هر پیامبری دشمنی از مجرمین و اما همین بسکه پروردگارت هادی و یاور تو باشد، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش در عظمت این فراز از آیه عظیمه که ذات اقدس احدیت در آن دشمنان خدا و رسولش و امامان معصوم علیهم السلام و حضرت زهرا سلامالله علیهم اجمعین و عجل فرجهم را از گروه دشمنان مجرم یعنی اهل دوزخ جاوید معرفی میفرماید و اینکه به استناد این آیه، هجمه ظلمانی و شقاوت بار و هولناک و دد منشانه و سفاکانه و... این مجرمین در حدی است که خداوند علی اعلی کفایت هدایت و نصرت را به رسول خود و امامان معصوم و حضرت زهرا سلاماللهعلیهم اجمعین و عجل فرجهم را دادهاست و هر ورق صفحات تاریخ گواه عادل و شاهد صادق در رابطه با این حقیقت عظیم بودهاست یعنی در هر زمان که شریعت پسندیده اسلام و قرآن و حیات رسول خدا و حیات اوصیاء گرامی آن حضرت و...، در اثر کفر ورزی و شقاوت شیاطین جن و انس، در معرض نابودی کامل قرار میگرفت، ذات اقدس احدیت شریعت پسندیده خود را نجات عطا فرموده و اساس هدایت را برقرار میفرمود و نگارنده قادر است به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیة الله الاعظم حضرت حجه بن الحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلام الله علیها بر این فراز هزاران صفحه بنگارد ولی قرار او بر تحدید و تدقیق موضوع نگارش است پس آگاه باش که هر ورق تاریخ از قبل از خلقت تا ظهور و تجلی انوار وجود محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که وعدهدادهشده ذات اقدس الهی بودهاند همگی بر عظمت این فراز از کتاب حق تعالی شهادت میدهند که چگونه خداوند انوار
خود را در طی قرون و اعصار از گمراهیها و صدمات حفظ فرموده و انوار خود را در جهان با تولد ایشان متجلی نموده و چگونه آنها را از شرارت اشقیا مجرم به واسطه آیات عظیمه خود حفظ فرموده و چگونه در راستایاین قانون عظیم خود بهزودی نور وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را که وعده داده شده به صالحین جهان است را متجلی خواهد فرمود و به دست او عدل و عدالت را در سرتاسر جهان حاکم خواهد فرمود پساز آنکه اینگونه از ظلم و جور مشحون شده باشند و حکومت جهانی عدل و عدالت او در جهان به ارثیت صالحین خواهد رسید و رئوس دشمنان او از ابتداء تاریخ (بشرط عدم عذاب دنیایی)، در ایام رجعت زنده خواهند شد و پساز تعذیب دنیایی بسوی دوزخ جاوید روانه خواهند شد پس تو ای عاقل دانا و خردمند به دقایق امور توجه نما تا به عظمت کلام حق، به اندازه درک خود واقف شوی و نیز آگاه شوی بر عظمت کلام خدا و عظمت رنجها و مصایب و شدایدی که بواسطه محبت به خداوند متعال، به برگزیدگان معصوم او یعنی پیامبران و اوصیاء او و در صدر آنان به محمد و آلمحمد علیهمالسلام وعجل فرجهم رسیدهاست ولی دست قدرت ذات اقدس حی سبحان حفظ فرمودهاست وجود پاک و شریف و معصوم آنان را از هر نوع گزند و نجات دادهاست آنها را به لطف قدرت خود و اینگونه ارج نهادهاست به تلاشها و کوششهای عاشقانه و جانفرسای ایشان و چگونه تمام نمودهاست این عنایات خود را و تسری دادهاست آن را به عزیزان دیگر درگاه خود که معصوم نبودهاند و...، این عنایات عظیم اوست به مادر بزرگوار ما حضرت خدیجه سلام الله علیها که او را مفتخر فرمود به وجود حضرت زهرا و این وجود مقدس حضرت حمزه سیدالشهدا است که خداوند او را شرف داد به محبت رسول خدا و...، این عباس بنعلی است که خداوند شرف داد او را به باب الحوائج شدن و... و این فرزندان مظلوم حسین بنعلی یعنی حضرت علیاصغر و علیاکبر و سهساله او حضرت رقیه هستند که معصوم نبودند ولی در کارنامه درخشان آنان مظلومیت آلمحمد و ایثارگریهای آنها درج و ثبت است و خون پاک بهناحقریخته شده آنها و نام عظیم متعالی آنها تا ابدالآباد گواه توجه ذات اقدس احدیت به مظلومیتهای معصومین برگزیده خود و کسانی است که به واسطه عشق جدایی ناپذیر خود از ایشان جاودانی شدهاند اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس در ادامه شرح این آیه عظیمه، توجه نما به روایتی از مظلومیت امام معصوم حضرت امام حسن مجتبی، در آن زمان که شیطان طاغی
وسفاک یعنی معاویه بن ابیسفیان لعنت الله علیه بعد از شهادت امیرالمؤمنین و...، به مدینه آمد پس در یکی از روزها بر منبر بالا رفت و در خلال خطبه خود بر امیرالمؤمنین جسارت کرد پس در این زمان امام حسنمجتبی از جای برخاست و خداوند را حمد و ستایش کرد و سپس فرمود ان الله تعالی لم یبعث نبیا إلا جعل له عدوا من المجرمین قال الله تعالی (و کذالک جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین) و سپس فرمود پس ای معاویه من پسر علی بن ابیطالب هستم و تو پسر صخر میباشی و مادر تو هند (جگر خواره و هرزه )است و مادرمن فاطمه و جده تو نثیله ( که هرزه مشهور عرب بوده) است و مادربزرگ من خدیجه کبری است پس ای معاویه خداوند در میان ما دو نفر حکم فرموده و هر کسی را که در اصل و نسب پستتر و در شهرت بهنیکی پایینتر و در کفر به پیشگاه خدا و به درگاه او عظیمتر و در نفاق شدت بیشتری دارد را لعنت فرماید پس در این زمان تمامی خلایق در مسجد به صدای بلند در مدینه آمین گفتند و در این زمان معاویه ملعون خطبه خود را قطع کرد و به منزل خود رفت، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آیا به نظر شما این کلام امام برای این مجرم خبیث درس عبرت شد هرگز، بلکه بهعکس نقشه قتل امام را در سر پر سودای خود کشید تا سرانجام آن حضرت را مسموم نمود الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون پس آگاه شدی تو ای مخاطب ارجمند که چگونه خداوند متعال پدران و مادران ارجمند این انوار مقدس را در پناه عظمت خود و قدرت لایزال خود از خطرات ارضی و سماوی در طول تاریخ حفظ فرمود و وجود مقدس آنها را منتقل فرمود تا به وعده گاه خود رسیدند پس از پدران و مادران پاک و مطهر بدنیا آمدند پس حفظ فرمود آنها را تا آنکه به وظایف خود عمل کردند و ....، تا آنکه جهان ظلمانی را به نور شریعت جاودانی پیامبر گرامی خود منور فرمود و هر زمان که شریعت پسندیده او در معرض نابودی قرار گرفت ذات اقدس احدیت به واسطه آیت کبری خود یعنی وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دین خود را یاری فرمود و چون زمان او سپری شد و وصی عالیقدر او حضرت امام مجتبی و وارث صبرهای عظیم پدر گردید و مکرم و مشرف فرمود او را به صلحی که به واسطه آن جان شیعیان در سراسر جهان حفظ گردد و چون وجود شریفش، به زهر آن مجرم ناپاک از دنیا رفت و سگ توله آن مجرم ناپاک یعنی یزید اریکه قدرت شیطانی حاکم گردید پس به سوی ولی خدا حضرت حسین علیهالسلام تهاجم نمود و تصور نمود که راضی میشود امام معصوم به
نابودی دین و شریعت جد بزرگوار خود پس فدا نمود حسین، جان خود و عزیزان خود و اصحاب و یاران خود را و مذبوح گردید با لبان تشنه در ما بین دو نهر آب تا آنجا که سر مطهر او را از قفا درحالیکه زنده بود بادوازده ضربهی خنجر فولاد از بدن جدا کردند و با خون گلوی او جگر تشنه او را سیراب کردند و سر مطهر او را شهر به شهر و دیار به دیار بههمراه حرم مطهر پیامبر عالیمقام به گردش و نمایش آوردند تا اینکه هدیه بردند آن را به سوی شیطان طاغی و سفاک یعنی یزید فرزند معاویه و...، تا آنکه در نیمه های شب به سوی دختر سهساله او در خرابه شام، ارمغان برده شد و وسیله شد تا پساز به آغوش گرفتن سر مطهر پدر خود، آرام گرفته و جان خود را تقدیم پدر نماید... الا لعنه الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، (زائرین قبر من این شام عبرت خانه است/ مدفنم آباد و قصر دشمنم ویرانه است، دختری بودم سهساله، دستگیر و بیپدر/ مرغ بیبال و پری را این قفس کاشانه است، بود سلطانی ستمگر صاحب قدرت یزید/ فخر میکرد او که مستم در کفم پیمانه است، داشت او کاخی مجلل دستگاهی باشکوه/ خود چه مردی کز غرور سلطنت دیوانه است، داشتم من بستری از خاک و بالینی ز خشت/ همچو مرغی کو بسا محروم ز آبودانه است، تکیه میزد او به تخت سلطنت با کبر و ناز/ این تکبر ظالمان را عادت روزانه است، من به دیوار خرابه مینهادم روی خود/ زین سبب شد روی سفیدم، شهرتم شاهانه است، بر تن رنجور من شد کهنه پیراهن کفن/ پر شکسته بلبلی را این خرابه لانه است، محو شد آثار او تابنده شد آثار من / ذلت او، عزت من هر دو جاویدانه است، کهنمویی چشم عبرت باز کن، بیدار شو/ هر که از اسرار حق آگه نشد بیگانه است) ، پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون قلب خود را مطهر به عزای مظلوم آل الله نمودی و با ابراز این همدردی و محزون شدن، در راه شهادت مظلومانه امامان معصوم و عزیزان آنها که در راستای برپایی خوبیها و محو زشتیها و به حکم خداوند تبارک و تعالی جان شریف خود را فدای خداوند متعال و شریعت پاک حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم نمودند پس در ادامه شرح آیات کتاب خدا توجه نما به این روایت عظیم که وجود مقدس و مطهر رسول خدا حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم در شرح و تفسیر آیه عظیمه 32 این سوره مبارکه و در شرح ترتیل قرآن عظیم و در رابطه با این کلام عظیم از ذات اقدس احدیت جل جلاله که میفرماید:( وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ
فُؤَادَكَ ۖ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا) یعنی و کافران گفتند چرا قرآن یکجا بر او نازل نشدهاست درحالیکه این نزول تدریجی برای این است که قلب تو را به وسیله آن محکم داریم و لذا آن را به تدریج بر تو خواندیم، در این روایت رسولخدا به جناب ابنعباس رحمتاللهعلیه میفرماید:(... ای پسر عباس زمانیکه خواستی قرآن بخوانی آن را با ترتیل بخوان، پس ابنعباس عرض کرد ترتیل چیست فرمود قرآن را واضح بخوانید و مانند ریگ و شن آن را بهم نریزید و مانند خواندن شعر آن را باعجله نخوانید بس توقف نمایید نزد عجایب آن و دلهای خود را به آن متوجه نمایید و کوشش شما آن نباشد که سریع به آخر سوره برسید) پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما که اگر ترتیل این باشد پس کسانی که بتوانند قرآن را با ترتیل قرائت نمایند بسیار اندک خواهند بود زیرا تصور خلایق از ترتیل، قرائت قرآن براساس قوانین مندرآوردی و ابداعی یرملون و...، است درحالی که این قوانین و از جمله این قانون ادغام بهشرح یرملون و...، برخلاف نص صریح این روایت عدم تبیان و در حکم بههم زدن ریگ و شن است زیرا ادغام یعنی به طور مثال محمدرضا بخوانی مم رضا و سپس مم رضا را بخوانی ممی و ممی را بخوانی مم و...، پس توجه نما توای مخاطب ارجمند که قوانین این تجوید ریشه در آموزه های تشیع ندارد و بر اساس غنا است که در شیعه حرام است و...، لذا میبینید که اعمال بعضی از قاریان بر ضد قرآن است زیرا وفق کلام عظیم رسول خدا در عجایب کتاب خدا توقف نمیکنند زیرا توقف در عجایب باعث توجه و تزکیه نفس و دوری از حرام و خشوع و خضوع و تقوا میشود و ما در این خصوص قبلاً کلام خود را آورده و تکرار نمینماییم و تاکید مینماییم که اینگونه قرائت نهتنها قرآن را زیبا نمیکند بلکه به مانند برهم زدن شن و ریگ است و...، و به اعتقاد نگارنده اگر آداب آن در نماز بکار برده شود با توجه به تغییر معنی در قرائت صحیح، از موجبات ابطال نماز است همانگونه که معنی ( اللهم کن لولیک....)، با ( اللهم کل ولیک ....) تفاوت دارد پس در ادامه ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 34 در خصوص دشمنان قرآن ناطق و صامت یعنی قرآن مجید و محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم میفرماید:( الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا) یعنی آنان که بر صورتهای خود به سوی دوزخ محشور میشوند و بدترین محل را دارند و گمراه ترین افراد هستند و در ادامه ذات اقدس احدیت نمونه اینگونه افراد ، یعنی تکذیب کنندگان آیات خود را در امتهای قبل مثال آورده و به تعذیب آنها در آیات عظیمه 35 و 36 تأکید
میفرماید:( وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا) یعنی و ما به موسی کتاب آسمانی دادیم و برادر او هارون را وزیر او قرار دادیم و گفتیم بهسوی این قوم که آیات ما را تکذیب نمودند بروید و چون به مخالفت برخاستند ما آنها را بهطور کامل هلاک نمودیم، یعنی در آخرالزمان نیز خداوند به آخرین رسول خود قرآن را عطا نمود و علی برادر او را وزیر او نمود و در برابر آنها تکذیب کنندگان آیات قرار گرفتند یعنی قرآن صامت و قرآن ناطق را تکذیب نمودند پس همان گونه که آن تکذیب کنندگان آیات به سوی دوزخ رفتند پس این تکذیب کنندگان نیز به سوی دوزخ خواهند رفت یعنی این اصل، سنت و قانون خداوند است...، پس ذات اقدس احدیت جل جلاله در ادامه این آیات عظیمه، همچنان به نزول عذاب بر کافرانی که رسولان او را تکذیب نمودند اشاره فرموده و در آیه 37 این سوره مبارکه، عذاب قوم نوح را آیهای برای خلایق اعلام میفرماید و ما قبلاً در خصوص وجود این هشدارها در ضمایر ناخودآگاه انسانها کلام خود را آورده و تکرار نمینمایم، در آیات عظیمه 37 به بعد این سوره مبارکه خداوند علی اعلی به عذاب نمودن قوم نوح و عاد و ثمود و اصحاب رس و نیز بسیاری اقوام دیگر که در ادوار مابین آنها بودند اشاره نموده و میفرماید:( وَقَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً ۖ وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَٰلِكَ كَثِيرًا) یعنی و قوم نوح را که پیامبران را تکذیب نمودند غرق نمودیم و آنان را نشانه ( آیه) برای مردم قرار دادیم و برای ستمکاران عذاب دردناکی فراهم ساختم ونیز قوم عاد و ثمود و اصحاب رس و اقوام بسیاری را که دراینمیان بودند (هلاک نمودیم)،
پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این آیات عظیمه توجه نما که چگونه ذات اقدس احدیت در خصوص قوم نوح میفرماید که آنها رسولان خدا را انکار و تکذیب نمودند و از این فراز معلوم میشود که ایمان به تمام رسولان پروردگار مورد تاکید خداوند علی اعلی است و از نظر ذات اقدس او، بندگان بایستی به همه رسولان او ایمان داشته باشند یعنی ایمان به تمام رسولانی که از قبل مبعوث شدند و ایمان به پیامبر زمان خود و لذا خداوند در فرازهای دیگر کتاب خدا به این حقیقت و قانون مهم اشاره و تأکید فرمودهاست که از جمله آنها آیه عظیمه 285 و 286 سوره مبارکه بقره است که میفرماید:( آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ
الْمَصِيرُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْلَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ) یعنی پیامبر خود به آن چه از جانب پروردگارش بر او نازلشده است ایمان دارد و همه مؤمنین یعنی مردان و زنان مؤمن به خدا و فرشتگان او و کتابهایش و پیامبران او ایمان دارند و کلام آنها این است که ما تفاوتی میان هیچیک از پیامبران او قائل نیستیم یعنی همه را بندگان او میدانند و...، و در این فراز هم اشارهای داریم به بعضی از معانی واژههای قرآن کریم که اطلاق میشود به معانی گسترده تری که در لغتنامهها وجود ندارند مانند آنچه در قبل آوردیم و این نمونه که مقصود از مؤمنون یعنی مردان و زنان مؤمن و...، است و همچنین قرار دادن عذاب قوم نوح در اثر طوفان عظیم و...، بهعنوان آیه ای برای خلایق که تسری مییابد به خلایق آن زمان و دیگر خلایق تا قیام قیامت و...، پس ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 39 این سوره مبارکه میفرماید:( وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ ۖ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا) و برای هر یک از آنها مثالها زدیم و چون در آنها تأثیری نکرد، همگی را نابود کردیم...، پس ذات اقدس احدیت در ادامه یعنی در آیه عظیمه 40 این سوره مبارکه در خصوص عدم عبرت گرفتن کافران و مشرکان از عاقبت سوء اقوام نابود شده میفرماید:( وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا) یعنی از کنار شهری که باران (غضب) سوء بر آن باریده بود عبور کردند آیا آن را نمیدیدند (تا عبرت بگیرند ولی میدیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند...، پس ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 41 این سوره مبارکه یعنی فرقان به هتاکی و استهزاء گروهی اشاره میکند که هر زمان رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم را میدیدند به مسخره میگفتند آیا این همان کسی است که خدا او را به پیامبری برگزیدهاست و...، و تو ای مخاطب ارجمند هرگز تصور ننما که مخاطب این کلام خداوند مشرکین بوده اند که به اسلام و قرآن ایمان نیاورده و در شمول اهل اسلام نبوده اند یعنی کسانی مانند ابوجهل و ابولهب و...، بلکه اساسا در واقع مخاطب کلام خداوند همه مشرکین تا قیام قیامت هستند چه آنانی که در شمول اهل اسلام هستند مانند منافقین گروه الذین فی قلوبهم مرض و مرجفه و پیروان ناصبی آنها و...، و چه کسانی که در شمول اهل اسلام نیستند، زیرا هر دوی این گروه، اعتقاد به رسالت
رسول خدا نداشته و العیاذ بالله آن حضرت را ساحر و پیشگو و یا مفتری و...، میدانستهاند و لذا ملاحظه میشود که چگونه خداوند در کتاب خود اسن ستیزهگران را نماد ورود به دوزخ قرار داده و دائماً به آنها درمورد اعمال آنها هشدار میداد تا آن زمان که در اطلاق قرار گرفته و در مدار شقاوت شکله اعمال مجرمانه خود قرار گرفته و خبر دوزخی بودن آنها اعلام شد که فساد آنها و پیروان آنها در زمین و قتل معصومین و مردم بی گناه و...، از آثار اعمال مجرمانه آنها بودهاست، همانگونه که قبلاً تشریح گردید پس در این آیات عظیمه یعنی آیه 41 به بعد این سوره مبارکه ذات اقدس احدیت جل جلاله میفرماید:( وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا ۚ وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا) یعنی و هنگامیکه تو را میبینند کاری جز مسخره کردن تو ندارند (و میگویند) آیا این همان کسی است که خدا او را به پیامبری برگزید، اگر ما بر معبودهای خود استقامت نمیکردیم بیم آن میرفت که ما را گمراه سازد ولی وقتی عذاب الهی را ملاحظه کنند به زودی خواهند فهمید که چه کسی گمراهتر بودهاست (پس تو ای رسول ما) آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را معبود خود برگزیدهاست (یعنی به عقل خود پشت کرده و تابع هوای نفس و القائات شیطان شده که اعمال بد او را در نظر او زینت میدهد و او را به بدی و فحشا امر مینماید...) آیا تو میتوانی از مواضع باطل او دفاع کنی (و او را هدایت کنی)، آیا گمان میبری بیشتر آنان (به غیر از گروه فریبخورده آنان که تابع هوی و هوس خود شده و اینگونه از حق و حقیقت کور و کر و بی فهم شدهاند) میشنوند و یا تعقل میکنند (بلکه) آنها مانند چهارپایان هستند بلکه گمراهتر هستند، پس این سرور ما جناب علی بن ابراهیم رحمه الله علیه است که میفرماید گفتار خداوند در ( اتخذ الهه هواه) درباره بتهای قریش نازلشده است که ( از ابتدا) رسالت رسول خدا را پذیرش نکردند و این هوی پرستی جاری شد بعد از رسول خدا در پیروان ایشان یعنی همان کسانی که حق امیرالمؤمنین را غصب کردند و امام خود را هوی پرستی خود قرار دادند، پس این روایت عظیم نیز از مولای مظلوم ما امام هادی علیهالسلام مذکور شدهاست که فرمودند به جناب عبد الله بنمحمد که(... الغوغاء قتله الانبیاء و العامه اسم مشتق من العمی...) یعنی ارازل و اوباش قاتلان پیامبران هستند و عامه( یعنی عامیانه
و بیفرهنگان جامعه) نامی است که از عمی به معنی نابینایی گرفته شده و خداوند نپسندید که اینها (زبالهها) را به چهارپایان تشبیه نماید تا آنکه فرمود( بل هم اضل) یعنی بلکه گمراهتر هستند و این مولای مظلوم ماعلی علیهالسلام است که در صفت این جماعت میفرماید:( الْغَوْغَاءِ: هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا، وَإِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ یُعْرَفُوا. وَقِیلَ بَلْ قال(علیه السلام): هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا، وَإِذَا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا. فَقِیلَ: قَدْ عَرَفْنَا مَضَرَّةَ اجْتِمَاعِهِمْ، فَمَا مَنْفَعَةُ افْتِرَاقِهِمْ؟ فَقَالَ: یَرْجِعُ أَصْحَابُ الْمِهَنِ إِلَى مِهْنَتِهِمْ، فَیَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِمْ،کَرُجُوعِ الْبَنَّاءِ إِلَى بِنَائِهِ، وَالنَّسَّاجِ إِلَى مَنْسَجِهِ، وَالْخَبَّازِ إِلَى مَخْبَزِهِ.) پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون به این اوصاف قاتلان و ستمگران به معصومین یعنی اراذل و اوباش پیرو اشقیا آگاه شدی پس آگاه باش که هرگز غاصبین ملعون و یا پیروان آنها چون معاویه و یزید و اشقیای بنیامیه و بنیعباس و...، لعنت الله علیهم اجمعین، قادر نبودند بر قتلعام اهلبیت حضرت محمد صلیالله علیه واله و سلم و عجل فرجهم مگر به واسطه اجتماع این اشقیا و...، چگونه یزید قادر بود به قتل امام حسین اگر که این اراذل و اوباش جامعه دور او را نمیگرفتند و اگر این معاونتها نبود کجا قادر بود هارون ملعون که عبد صالح خداوند حضرت موسی بن جعفر را چهارده سال در سیاهچالهای ظلمانی و...، زنده به گور نماید و کجا قادر بود مأمون ملعون تا در غربت محض امام معصوم حضرت علی بن موسیالرضا را به زهر جفا مسموم نموده و برای عوامفریبی برای او مراسم عزا برپا نماید.... و کجا قادر بودند پیروان آنها در طول تاریخ به قتلعام پیروان آنها و تجاوز به نوامیس آنها و فساد در زمین و... بپردازند پس تو ای خدای قادر متعال دعای بندگان مضطر و گناهکار خود را بپذیر و نجات خود را به جهانیان مرحمت فرما و هرچند لیاقت آن را ندارند ولی تو به فضل و رحمت خود نجات خود را در جهان ظاهر فرما و امر ظهور آخرین معصوم از سلسله انبیاء الهی یعنی حضرت حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را صادر فرما و جهان را همانگونه که وعده دادی به ارثیت صالحین برسان و عدل و عدالت را در جهان حاکم بفرما زیرا که از ظلم و جور مملو شدهاست و با این ظهور پر جلالت، معاندین خود و دشمنان انبیاء خود را که جهان را به فساد و تباهی کشیدهاند را در ایام معجزه رجعت مقدسین خود، تعذیب و سپس به سوی دوزخ جاوید روانه فرما که تو خداوند بخشنده و مهربان و شنونده دعای بندگان مضطر و بیگناه خود هستی اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه شو که ذات اقدس
احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 45 به بعد این سوره مبارکه یعنی فرقان به عظمت خلقت جهان هستی و خلقت خورشید و گردش افلاک و پدیدار شدن شب و روز و...، و حکمت آن و باد و باران و نعمتهای عظیممتأثر از آنها را، برای مخلوقات بیان میفرماید:( أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ ۚ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَىٰ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا) یعنی آیا ندیدی چگونه پروردگار تو سایه را گسترده نمود و اگر اراده مینمود آن را ساکن قرار میداد پس بهدنبال آن خورشید را دلیلی بر آن قرار دادیم سپس آن را آهسته جمع میکنیم (و نظام حیاتبخش سایه و آفتاب را حاکم میسازیم) و خداوند آن کسی است که شب را برای شما پوشش قرارداد و خواب را مایه استراحت و روز را وسیله حیات (و حرکت) قرار داد و او کسی است که بادها را بشارت کنندگان قبل از (نزول) رحمت خود فرستاد و ما از آسمان آبی پاککننده نازل نمودیم تا به وسیله آن سرزمین مرده را زنده نماییم و آن را به مخلوقاتی که آفریدیم چهارپایان و انسانهای بسیار بنوشانیم ما (بهدرستی که) این آیات را به صورتهای گوناگون برای آنها بیان نمودیم تا متذکر شوند ولی بیشتر مردم جز راه انکار و کفر در پیش نگرفتند و اگر اراده مینمودیم در هر شهر و دیاری بیم دهنده ای مبعوث مینمودیم (ولی این کار را به حکمت خود صورت ندادیم) پساز کافران اطاعت مکن و به وسیله قرآن با آنان مبارزه و جهادی بزرگ بنما، پس تو ای عاقل دانا و خردمند، آگاه باش که اینها از الطاف بی کران ذات اقدس الهی است ولی انسانها با اعمال ناروای خود اسباب ناسپاسی و تخریب و ضرر را در آن فراهم میآورند و از روی ظلم و ستم و شقاوت، آن را به خدا نسبت میدهند و ما قبلاً در این خصوص کلام خود را آورده و مکرر نمینماییم بهطور نمونه انسان شقی و تبهکار برای آزمایش سلاحهای هستهای خود اعماق زمین و یا جو آسمان و...، را مورد تهاجم قرار میدهد و با انواع بمب های مخرب به شهرها و روستاها حمله و مردم و زمینهای آنها را بمباران می نماید و با تشعشعات مخرب حرث و نسل آنها را نابود میکند و با نابودی جنگلها و پوشش های گیاهی موجبات زلزله و سیل و کشتار مردم را فراهم میآورد و کودکان و نسلهای
معیوب و ناقص را به وجود میآورد و یا با استفاده لجامگسیخته از سموم کشاورزی اسباب مرگ انسانها و ابتلاء آنها به سرطان و MS و...، فراهم میآورد ولی گروهی احمق و جاهل و نادان بروز این مصایب را ازناحیه خدا میدانند درحالیکه عمل خداوند خیر محض و عمل انسان تبهکار شر محض است و اوست که فسادش در خشکیها و دریاها ظاهر شدهاست همانگونه که ذات اقدس احدیت شهادت میدهد به شرح آیه عظیمه 41 سوره مبارکه روم:( ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) یعنی فساد در صحرا و یا به واسطه اعمالی که مردم صورت دادهاند، ظاهر شدهاست و خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمال آنها را به آنها بچشاند شاید بسوی او برگردند....، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که کفران های نعمتهای الهی اسباب نکبت و بدبختیها را فراهم میآورد و موجب نزول انواع و اقسام بلاها میگردد و بالاترین کفران های نعمت از سوی بندگان کفران نعمت هدایت است و لذا عظیمترین نماد این کفران نعمت درواقع کفران نعمت به ولایت مولانا المظلوم علی علیهالسلام و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است زیرا درنتیجه ستیزهگری با آنها حقیقت اسلام پوشیده شده و خلایق از نعمت هدایت و درنتیجه نیل به سعادت دنیا و آخرت محروم میشوند و شاهد عادل و گواه صادق این ستمکاری عظیم، غصب غاصبانه خلافت و تصدی جایگاه الهی وصی رسول خدا و به نام اسلام و قرآن و جهاد، اقدام به چپاولگری و غارت و تجاوز به نوامیس ملتهای مظلوم و...، از سوی سردمداران کفر و الحاد و پای بندان به سنتهای چپاولگری اعراب غارتگر و...، بودهاست یعنی همان اقدامات که هرگز مورد تأیید و تصدیق رسول خدا و امامان معصوم نبوده و بلکه به استناد شواهدی که ارائه نمودیم برای تهاجم گران و قاتلین نفوس خلایق و تجاوزگران به نوامیس و...، دوزخ جاودانی را بدنبال داشته و نیز البته برای هر کسی که در طول تاریخ به اعمال شیطانی آنها راضی باشد و یا پای نحس و نجس خود را در جای پای ایشان بنهد که البته برای ایشان دوزخ جاودانی را به شرح آیات کتاب خدا بدنبال خواهد داشت الا لعنة الله علي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ وَ سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، پس ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیهی عظیمه 52 خود، به رسول گرامی خود امر میفرماید که به وسیله قرآن با ستمگران و ستیزهگران مبارزه و جهاد کبیر فرماید و این فراز درواقع بیانگر عظمت لایتناهی کتاب خدا یعنی قرآن مجید است اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و
فرجنابهم آمین یا رب العالمین...، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیه عظیمه 53 این سوره مبارکه که در آن حضرت حق جلجلاله میفرمایند:( وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا) یعنی او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد، این گوارا و شیرین و آن شور و تلخ و در میان آنها برزخی قرار داد( تا با هم مخلوط نشوند گویی هر یک به دیگری میگوید) دورباش و نزدیک نیا پس تو ای مخاطب ارجمند ما میدانیم که وفق کلام معصومین کلام خدا ظاهر و باطن و معانی مختلفی را در بر دارد یعنی هم بهظاهر و هم به باطن و...، دارای مفاهیم و معانی مختلف است و نمونه آن این فراز است که هم به معنی ظاهری آن افاده دارد و هم به معنی باطنی آن مانند طاعت و معرفت و...، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به روایت عظیمی که مولانا المظلوم علی علیهالسلام در رابطه با شرح این آیه بیان میفرمایند در این روایت حضرت با این مضمون میفرماید( ای مردم بر خود لازم و واجب بدانید که در راستای طاعت و معرفت نسبت به کسی که در عدم شناخت او معذور نیستید تلاش نمایید (یعنی شناخت امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم که عدم شناخت آنان طبق روایات اهل اسلام مرگ در جاهلیت است) زیرا که آن دانشی که آدم از آسمان فرود آورد و همه آنچه پیامبران به آن برتری یافتند تا آنجا که به پیامبر شما رسید که خاتمالنبیین است، پس همگی در عترت (معصوم) محمد (یعنی آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم) است پس در کجا سرگردان شده و به کجا میروید، ای کسانی که از صلب های اصحاب کشتی (نوح) کنده شدهاید مثل عترت (رسول خدا) در میان شما مانند کشتی نوح است پس برکشتی آلمحمد سوار شوید و همان گونه که آن نجاتیافتگان با سوار شدن بر کشتی نوح نجات یافتند (شما هم نجات یابید یعنی) هر که در این کشتی در آید نجات یابد و من به آنچه که میگویم با سوگند خود در گرو این گفتار هستم و سخن زور نمیگویم و وای بر آن کسی که (سرپیچی نماید) و رویگردان شود پس وای بر آن کسی که رویگردان شود آیا آنچه که پیامبر شما در خصوص ایشان (یعنی آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم)، فرمودهاست به شما ابلاغ نشدهاست آیا نشنیدهاید که رسول خدا در سفر حجةالوداع فرمود ای مردم همانا من در میان شما دو ثقل گرانبها را قرار میدهم که اگر به آنها چنگ زنید پس بعد از من هرگز گمراه نمیشوید یکی کتاب
خدا و دیگری عترت من اهلبیت من و این دو از هم جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شود پس بنگرید که بعد از من چگونه درباره آن دو رفتار میکنید و آگاه باشید که این تمسک به عترت، آبخوشگوار و شیرین است پساز آن بیاشامید و آن دیگر (یعنی دشمنان اهلبیت عصمت و طهارت یعنی غاصبین و طرفداران ناصبی آنها) آب شور و تلخ است، پساز آن بپرهیزید) و از این فراز از خطبه عام آن حضرت معلوم میشود که چگونه تبلیغات مسموم غاصبان و طرفداران ناصبی آنها در جامعه گسترده و همهجانبه و فراگیر بودهاست که آن حضرت سفارش رسول خدا در حجةالوداع را با ذکر این روایت ثقلین که همان مفاد را دارد و مورد تایید اهل اسلام است تداعی میفرماید زیرا که هیچکس را یارای نبود تا انکار این روایت که از رسول خدا در بین اهل اسلام جاری بودهاست را انکار نماید...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله که در آیه عظیمه 54 این سوره مبارکه میرسیم که هم بر معانی ظاهری و هم بر معانی باطنی دلالت مینماید حضرت حق جل جلاله در این آیه عظیمه میفرماید:( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا ۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا) و او کسی است که از آب انسانی را آفرید سپس او را دارای نسب و سبب قرار داد و نسل او را از این دو طریق گسترش داد و پروردگار تو همواره توانا بودهاست...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند براساس آنچه ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه دوم این سوره مبارکه بیان فرمود و شرحی که از مولای ما حضرت صادق علیهالسلام در خصوص آن برای خلایق مذکور است، بهدنبال غیر رضای حضرت الله رفتن در تمامی عمر کاری عبث و بیهوده است و گروهی تصور مینماید که با خشونت و زور میتوان به رضای خدا دست یافت و حال آن که مقصود خداوند تکامل مکارم اخلاق در انسانها است و بههمین لحاظ حضرت حق جل جلاله رسول خود را مبعوث فرمود پس رحم داشتن و محبت به انسانها و نو عدوستی و بهدنبال پاکیها و خوبیها رفتن و دوری از زشتیها و ظلمها تو را به سوی خدا رهنمون خواهد شد و اگر در این مسیر قدم برداری پس به محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم میرسی زیرا بهترین خلایق هستی، بهلحاظ مکارم اخلاق هستند ولی اگر بهدنبال مکر و حیله و تزویر باشی و دین وسیله دنیای تو باشد و به وسیله آن بخواهی ریاست و شکم چرانی نمایی و اساس کار تو فریب باشد پس امام و رهبر تو کسانی خواهند بود که تو را به سوی دوزخ سوق خواهند داد و نمونه این امامان کذبه و هادیان به سوی دوزخ الهی،
همین غاصبان و ستمگران به اوصیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم هستند که با تغییر اساس رهبری اسلام و قرآن، خلایق را فریب داده و وادار به اعمالی نمودند که کیفر آن اعمال دوزخ الهیاست یعنی انسانهای حر و آزاده و صاحب عقل و انسان های شریف از پیامبر خدا و کسانی که خداوند آنها را برای پیروی امت رسول خود از جانب خود تعین و وصی آن حضرت قرار داد و آنها را برای ادای رسالت و رسانیدن پیام خود به خلایق تا روز قیامت تعین فرمود یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به کلام عظیم امام مظلوم ما حضرت صادق علیهمالسلام که با این مضمون در این خصوص میفرماید:( ...با مذمت اشخاص چیزی از تو کم نمیشود زیرا خداوند عزوجل فرمودهاست ( و شهادت خداوند برای تو کفایت میکند آیه 79 سوره نساء) و کسی که نمیتواند نکوهش را از خود برطرف کند و نمیتواند مدحی را برای خود فراهم نماید (یعنی پیروی از کسی که هیچ جایگاهی در نزد خداوند خدا ندارد و...، هرگز پیروی از او به منزلت عبادت خدا و پرستش او نخواهد بود بلکه پیروی از کسانی که فرستاده و منصوب و معصوم از سوی خدای تبارک و تعالی هستند، به منزله اطاعت خداوند و عبادت خداوند و کسب رضای او خواهد بود پس از غیر آنها هرگز نبایستی اطاعت و پیروی نمود زیرا جایگاه رهبری آنها جایگاه دروغ و تزویر است پس پیروی تو از دروغ و تزویر خواهد بود، آنها در پیشگاه خدا عنوان مجرمانه دارند و ستیزهگر با او محسوب میشوند پس از آنها پیروی مکن زیرا) چه امیدی به ستایش او و چه ترسی از نکوهش اوست( یعنی که اگر از این زبالههای غاصب پیروی نکردی ولی مواخذه شدی پس با خلایق و کلام یاوه آنها نیز کاری نداشته باش) و به مدح و ذم مردم کاری نداشته باش و کاری کن که ستایش خدای عزوجل و رضای او شامل حال تو شود (یعنی آب گوارای هدایت را از سرچشمه پاک و زلال آن نوشجان نما تا حیات ابدی یابی یعنی با پیروی از محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که پیروی از آنها درواقع پیروی از خداوند متعال جل جلاله است و آگاه باش که) مردم از آب پستی خلق شدهاند و فقط کسانی میتوانند سعادت ابدی پیدا نمایند که در کارهای نیک شتاب داشته باشند و خداوند متعال میفرماید:( و اینکه برای انسان بهرهای جز سعی و کوشش او نیست آیه 39 سوره نجم) و نیز فرمودهاست (وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا آیه 3 سوره فرقان))، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس
کلام ما راجع میشود و برمیگردد به شرح آیه عظیمه 54 این سوره مبارکه که در روایت از رسول عالیقدر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم مذکور است(... که جبرئیل به حضرتنازل شد و عرض کرد ای احمد خداوند متعال بر تو سلام میرساند و میفرماید برخیز به سوی علی بن ابیطالب.... و بهدرستی که خداوند متعال امر فرمود به تو که فاطمه را به عقد و ازدواج او در زمین درآوری( پس معلوم میشود که امر آن ازدواج در آسمان امری الهی بوده و در زمین تجلییافته است) و به عثمان بن عفان، (که داماد دیگر رسول خدا بود برای تفهیم امر الهی بودن آن) بگو مگر کلام خدا را در قرآن نشنیدهای (آیه 19 و 20 سوره الرحمن: بسماللهالرحمنالرحیم مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ (یعنی امر آنها الهی و آسمانی و پیوند آنها از جانب خداست)) و یا نشنیدهای کلام مرا در کتاب من (آیه 54 سوره فرقان: وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا ۗ) پس در این زمان چون رسول خدا کلام جبرئیل را شنید بلافاصله بهدنبال عمار بن یاسر و سلمان و عباس فرستاده و آنها را احضار فرمود و سپس به علی فرمود: که خداوند مرا مأمور ازدواج تو با دخترم فرمودهاست) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که در روایتی دیگر از مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام نقل گردیدهاست در آن زمان که آن وصی عالیقدر از جهاد با کافران ناصبی نهروان مراجعت میفرمود و به آن حضرت خبر دادند که آن سگ هار دوزخی یعنی معاویه بن ابیسفیان لعنت الله علیه آن حضرت را دشنام داده و بر او عیب میگیرد و یاران و یاوران آن حضرت را به قتل میرساند پس حضرت در کوفه خطبهای ایراد و در ضمن آن فرمود:( ... انا الصهر یقول الله عزوجل و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا...) یعنی من مقصود ذات اقدس الهی از این فراز هستم و به امر ذات اقدس الهی داماد رسول خدا شدم تا اوصیاء آن حضرت از فرزندان من و زهرای اطهر به دنیا بیایند و جهان را به انوار طیبه و طاهره خود منور نمایند و...، پس خدایا تو لعنت ابدی و بینهایت خود را بر سگهای دوزخی یعنی معاویه و سگ توله او یزید نازل بفرما و عذاب خود را بر آنها و اربابان، پیروان شقی و ناصبی آنها در دنیا و برزخ، دوزخ نازل بفرما و تا خدایی میفرمایی بر عذاب آنها شدت ببخش و نعمتهای ابدی و دائمی و آمرزش با برکت خود را بر پیروان امیرالمؤمنین وصی رسول خدا و امامان معصوم و محبان آنها در دنیا و برزخ و بهشت نثار و
ایثار بفرما و تا خدایی میفرمایی بر رحمت خود بر آنها بیافزا اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس چون بر این فرازها شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند درادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 55 این سوره مبارکه یعنی فرقان که در آن میفرماید:( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ ۗ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِ ظَهِيرًا) یعنی و آنان جز خدا را میپرستند که نه به آنها سودی میرساند و نه زیانی و کافران همیشه در برابر پروردگارشان (در طریق کفر) پشتیبان یکدیگر هستند، آری این مولای مظلوممان علی علیهالسلام بود که مبتلا شد به سگی هار که زاده زنی هرزه و پدری شقی بود یعنی معاویه بن ابیسفیان که به دور خود گروهی کافر را جمع نموده بود که همگی با هم یک دل و یکزبان بر علیه خداوند و ولی او یعنی علیبنابیطالب وصی رسول خدا بودند ولی افسوس که پیروان آن حضرت را بهغیر از گروهی خالص که در کنار او بودند، افرادی سست عنصر و بیمقدار و متشتت تشکیل میدادند و در نهایت او و فرزندان او را تنها گذاشته و دین خدا را به دشمنان خدا و رسول او تسلیم نمودند، و چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به کلام عظیم ذات حضرت احدیت در آیات 56 و 57 این سوره مبارکه که میفرماید:( وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا) یعنی ای رسول گرامی، ما تو را جز بشارتدهنده و بیم دهنده برای خلایق عالم تا قیام قیامت نفرستادیم و به خلایق بگو من در برابر ابلاغ شریعت پسندیده خداوند به شما که راه سعادت ابدی را به شما نشان میدهد و شما را تا ابدالآباد سعادتمند مینماید هیچ اجر و مرادی نمیخواهم مگر (اینکه) کسی بخواهد (با راهنمایی من و اراده خود)، به سوی پروردگار خود راهی برای نجات و سعادت در پیش گیرد، که در واقع این راه سعادت راه پیروی از امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است که هر کدام امام زمان دوره خود میباشند و هر کس به آنها معرفت نداشته باشد به اجماع اهل اسلام به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است و ما به حول و فضل الهی در عصر و زمان آخرین امام حی و مقتدر و بازوی توانای خداوند و آخرین ذخیره الهی و وعده داده شده به امتها در ارثیت دادن زمین به صالحین و انتقام از رئوس شیاطین هستیم یعنی تعذیب دنیایی کافرانی که اسباب فساد در زمین را در طی قرون و اعصار فراهم نموده و جهان را به تباهی کشیده و حقوق الهی اوصیاء خداوند را غصب نموده و قتلهای
فجیع و ستمهای غیرقابل وصف را پایهریزی نمودهاند را در ایام رجعت داریم یعنی با زنده شدن مقدسین ونیز زنده شدن پیکرهای این تبهکاران شقی و سپس عذاب نمودن آنها در دنیا و سپس به سوی دوزخ روانه نمودنایشان و برقراری حکومت جهانی عدل و عدالت خداوند و...، پس تو ای مخاطب ارجمند حال که سعادتمند شدهای به اینکه در عصر و زمان چنین امام عالیقدر باشی پس به بالاترین وظیفه خود که دعای خالصانه برای تعجیل در فرج و ظهور آن حضرت است عمل نما تا بدینوسیله به بالاترین درجه ایمان و قرب الهی دستیابی زیراکه دعا به زبان غیر مستجاب است و نجات تو و نجات همه اهل ایمان در ظهور پر جلالت این وعده داده شده خداوند به امت ها و مقدسین جهان است پس نگاه کن که چگونه جهان مملو از ظلم و جور شده و چگونه جهان در انتظار عدالت و عدالت در انتظار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، و توجه نما تو ای مخاطب گرامی به این فراز از دعای عظیم و شریف ندبه ، که بندگان مضطر و درمانده به سوی ذات اقدس احدیت بدینگونه تضرع مینمایند و به خداوند متعال عرضه میدارند:( ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِي كِتابِكَ ، فَقُلْتَ : قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ (آیه 23 سوره شوری)، وَقُلْتَ : مٰا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ (آیه 47 سوره سبا وَقُلْتَ : ﴿مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً ( آیه 57 فرقان)، فَكانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ ، وَالْمَسْلَكَ إِلَىٰ رِضْوانِكَ) یعنی ای خدای متعال در کتاب خود پاداش محمد (که صلوات تو بر او و آل گرامی او نثار باد) را دوستی آنها مقرر نمودی و فرمودی: بگو من هیچ پاداشی از شما برای ادای رسالت خود درخواست نمیکنم جز مودت و دوستی نزدیکانم (یعنی دوستی اهلبیت عصمت و طهارت) و یا فرمودی هر آنچه از شما خواستم به نفع خود شما است و در جایی دیگر فرمودی من در برابر رسالت خود از شما هیچ پاداشی طلب نمینمایم مگر کسی که بخواهد راهی بسوی پروردگار خود (برای سعادت ابدی خود) برگزیند و بهدرستی که اهلبیت عصمت و طهارت مسیر پسندیده تو برای رسیدن به تو و راه مطمئن و مستقیم برای رسیدن به رضوان و خشنودی تو هستند، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله آموزش میدهد بندگان خود را به آنگونه که به رسول خود امر میفرماید، تا بر ذات اقدس او که حی و پاینده است توکل)
نمایند و تسبیح و حمد گویان بسوی آمرزش گناهان خود بروند زیرا او بر ذنوب بندگان خود آگاه است یعنی به شرح آیه عظیمه 58 این سوره مبارکه یعنی فرقان که میفرماید:( وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْبِحَمْدِهِ ۚ وَكَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا یعنی و توکل نما بر آن زندهای که هرگز نمی میرد و تسبیح و حمد او را بگو و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است، پس تو ای عاقل دانا و خردمند بر کلام ذات اقدس احدیت توجه نما که چگونه امر میفرماید به توکل نمودن و تسبیح و حمد نمودن و توجه نما که چگونه ذات اقدس الهی در این فراز سخن از ذنوب بندگان خود میآور زیرا این ذنوب بندگان او ریشه در غفلت و جهل آنان دارد و اساس آن با جرم که ریشه در ستیزهگری و طغیان علیه خداوند و رسولان او و اوصیاء رسولان او و...، دارد بهکلی در تفاوت است زیرا خداوند در ذنوب، موضوع غفران را مطرح و در جرم موضوع عذاب ابدی را مطرح فرمودهاست زیرا ذنوب ریشه در خطا و نادانی و غفلت و ...،دارد که اساس آن ضدیت با خدا و رسولان و اوصیاء رسولان او نیست پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در خلقت جهان و اساس خلقت که از آن با عنوان کلی (السماوات والأرض و مابینهما) یاد میفرماید یعنی کل هستی یعنی همان خلقت لایتناهی که نزد خداوند ناچیز و محدود است ولی مشرکان وحدت وجودی آن را خدا و یا نمود خدا میدانند و سپس در اوهام خود یاوهها میتراشند و بهم میبافند و تلاش میکنند تا کتاب خدا را بر یاوه های شیطانی خود منطبق کنند و...، و اینگونه شیطان اعمال زشت آنها را در نظر آنها جلوه و زینت داده و با این اعتقادات مشرکانه که در آن بخشایش وجود ندارد ایشان را بسوی دوزخ جاوید سوق میدهد و این کلام زرین نگارنده است که این ایده لوژی مشرکانه و این اعتقاد باطل و نجس وحدت وجودی را در یک عبارت و در دو شکل آن معرفی و سپس در همان عبارت مردود نموده و از خود به یادگار گذاشتهاست که:( پست است پرستش خدایی که این جهان او و یا نمود او باشد) و این احمقان ابله و این بیماران خودبزرگ بین توجه ندارند به کلامها و گفتارهای عظیم امامان معصوم، علیهمالسلام و عجل فرجهم و یا حداقل به عقل خود رجوع نمیکنند تا دریابند که جهان هستی خلقت خداست و مخلوق خداست و حادثشده است به امر ذات اقدس الهی و حادث و مخلوق نمیتواند خالق باشد و این مضمون کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام است که خلقت در مراحل چندگانه جهان هستی، در واقع اثبات مخلوق بودن آن و اراده ذات اقدس احدیت)
در به وجود آوردن آن است پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 59 این سوره مبارکه یعنی فرقان که میفرماید:( الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِوَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا یعنی همان کسی که خلق فرمود آسمانها و زمین و آنچه در بین آنها است را در شش روز (شش مرحله) و سپس بر عرش قرار گرفت و خدای رحمان است پس از او بخواه که از همهچیز آگاه است، و توجه نماید مخاطب ارجمند که ذات اقدس احدیت از ابتدای بعثت انبیاء الهی و راهنمایی انسانهای متفکر و عاقل به پرستش خود، سخن از خلقت جهان هستی در شش روز و قرار گرفتن بر عرش و...، را مطرح فرمودهاست ولی تحریفگران و پیروان ابله و گمراه رسولان الهی و نیز در این امت پیامبر آخرالزمان، تمامی کسانی که آب گوارای حیاتبخش هدایت را از سر چشمه آن، یعنی از تعالیم امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم نمینوشند، به راه تاویلات نابجا و شیطانی میروند و سر خود را در هر باتلاق متعفن و هر چاه مزبله فرومیبرند در حالی که خود میدانند که به راه باطل یعنی به راه ضد عقل خود میروند یعنی به صراط شیطان پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که این دوری از نمایندگان معصوم خداوند و تحریف کتب آسمانی، از ابتداء نبوت انبیاء الهی وجود داشت ولی با بعثت برترین و آخرین انبیاء الهی یعنی حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم، و کتاب آسمانی او قرآن مجید از گزند هر گونه تغییر و تحریف حفظشده و ذات اقدس الهی نیز حفاظت از آن را تا ابدالآباد ضمانت فرمودهاست و این امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم هستند که از سوی ذات اقدس احدیت جهت حفظ و حراست و تفسیر و شرح دین مبین اسلام در هر عصر و زمانه ای حضور داشتهاند و این دوره آخرین آنها یعنی آخرین معصوم از سلسله انبیاء الهی یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که ما افتخار پیروی از ایشان را داریم و حضرت حق جل جلاله ما را ملزم فرمودهاست به دعا برای تعجیل در ظهور آن حضرت زیرا جهان در ظلمت ظلم و جور فرو رفته و این وجود باعظمت و با جلالت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که بازوی خداوند و مأمور خواهد بود برای انتقام از دشمنان او از ابتداء با معجزه رجعت که تمامی مقدسین وعده داده شده برای یاری او از خاک برخواهند خاست و وجود نحس و نجس آن گروه از دشمنان خداوند که سران کفر و نفاق هستند نیز از ابتداء که جهان را به فساد و)
تباهی کشیدهاند زنده خواهند شد و پساز تعذیب دنیایی وفق وعده خداوند به سوی دوزخ جاوید روانه خواهند گشت و زمین طبق وعده خدا، به ارثیت صالحین داده خواهد شد و حکومت جهانی عدل و عدالت خداوند بهوجود شریف و عالیقدر آن حضرت برقرار خواهد شد یعنی از عدل و داد لبریز می شود پساز آنکه از ظلم و جور مشحون شده باشد پس خدایا اکنون جهان پر از ظلم و جور در انتظار عدل و عدل در انتظار مهدی توست پس در ظهور آن حضرت تعجیل فرما آمین آمین آمین یا ربالعالمین پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما به این حقیقت عظیم که کتب آسمانی پیامبران پیشین همگی تحریف شدهاست و خلایق چه مقدسین آنها و چه شیاطین آنها چه از روی جهل و چه از روی عناد به برداشت های شخصی و یا سوق دادن پیروان به اعتقادات مشرکانه روی آوردهاند و این سلسله کتب شریف الاحتیاج نگارنده است که با اقامه یکصد و هفتاد هزار دلیل قاطع، تحریفی بودن آنها را اثبات نمودهاست که انکار نمیکند آن را مگر شخص عنود و متعصب که آتش کینه توزی و سیاهی جهل چشمان حقبین و گوشهای حق شنوای او را کور و کر نموده باشد آری و این تحریفگران هستند که مقصود خداوند را از روز نفهمیده و مقصود خداوند از قرار گرفتن بر روی کرسی درک نکرده و با مقصود خدا از موجودات دیگر جهان مانند جن را درک نکرده و در اوهام خود، شش روز خلقت را شش شب و روز منظومه شمسی و عرش خدا را تختی در آسمان فرض نموده و جن را موجوداتی که در وجود انسانها وارد شده و آنها را دیوانه نموده و یا به کارهای زشت مانند زنا و قتل و...، وادار مینماید و...، تصور نموده و به پیروان جاهل نیز اینگونه القاء نموده و همگی بههمراه یکدیگر، به سوی دوزخ جاوید روانه شدهاند و...، آری این است ثمره دوری از محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و البته به همین دلیل هیچ عذری در روز قیامت پذیرفته نخواهد شد از احدی که دینی غیر دین اسلام و شریعتی غیر از شریعت محمد و امامانی غیر از دوازده امام پاک و معصوم برای رستگاری خود برگزیند، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 60 و 61 این سوره مبارکه یعنی فرقان که در آنها حضرت حق جل جلاله میفرماید:( وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا یعنی و زمانیکه به آنها گفته میشود برای خدای رحمان سجده نمایید میگویند رحمان چیست، آیا ما برای آنچه)
که تو به ما فرمان میدهی سجده نماییم و آنگاه بر نفرتشان افزوده میشود، مبارک است آن خدایی که در آسمان منزل گاه هایی قرار داد و در میان آنها چراغ روشن و ماه تابان قرارداد، پس تو ای مخاطب ارجمندتوجه نما که این آیات عظیم هم بر ظاهر دلالت دارد و هم بر باطن یعنی در ظاهر به ظاهر خلقت و در باطن ، به هدایت خلایق و بهعبارت دیگر این آیات کلام خداوند است که خود آیه الهی است یعنی معجزه ذات اقدس الهی است در ذات خود و بیان آن در ظاهر افاده میفرماید در شرح آیات الهی یعنی در آفاق یعنی در عجایب جهان هستی که از آیات الهی است و نیز دلالت دارد بر انفس یعنی خلایق که آیات او در میان خلایق که همان وجود معصومین یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم است یعنی برترین و والاترین معصومین از ابتداء خلقت تا انتهای آن پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند بر کلام سرور ما أصبغ بن نباته رحمه الله علیه که از جناب ابنعباس رحمه اللهعلیه نقل میفرماید که میگوید من از ابنعباس شنیدم که گفت:( رسول خدا فرمود ذکر خدا عبادت است و ذکر من عبادت است و ذکر علی عبادت است و ذکر امامان از فرزندان او عبادت است و سوگند به آن خدایی که مرا به پیغمبری مبعوث فرمود و مرا بهترین خلایق قرار داد که وصی من بهترین وصی (از بین اوصیاء انبیاء الهی است و بهدرستی که او حجت خدا بر بندگان اوست و خلیفه او بر خلق اوست و از فرزندان او، امامان هدایت برای خلایق بعد از من خواهند برد و به واسطه وجود (مقدس) آنها است که خداوند عذاب را از اهل زمین نگه میدارد و به واسطه وجود (معظم) آنها است که خداوند زمین را نگاه میدارد تا جز به اذن او بر زمین فرود آید و نگه میدارد به واسطه وجود آنها کوهها را از اینکه مردم را به اضطراب درآورند و به برکت وجود آنها خلایق را به وسیله باران سیراب میفرماید و به واسطه ایشان گیاه را میرویاند و این امامان بهراستی اولیای خدا و به درستی که جانشینان من هستند و شماره آنها به شماره ماههای سال است که دوازده ماه است و تعداد آنها به تعداد نقیبان موسی بن عمران است یعنی دوازده سبط بنیاسرائیل و سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود (آیه اول سوره بروج: و السماء ذات البروج) و سپس فرمود ای پسر عباس آیا فکر میکنی که خداوند به آسمان دارای برجها سوگند یاد فرموده و مقصود او (فقط) همین آسمانها و برجها است پس ابنعباس میگوید که من عرض کردم یا رسولالله پس مقصود (دیگر) خداوند چیست حضرت فرمود: آسمان)
من هستم و برجها امامان معصوم بعد از من هستند که اول آنها علی و آخر ایشان مهدی است اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین و چون بر این فرازها آگاه شدی پستوجه نما تو ای مخاطب ارجمند به آیه عظیمه 62 این سوره مبارکه یعنی فرقان که در آن ذات اقدس احدیت تنها همین آیه را کافی میداند برای کسی که بخواهد به وجود ذات اقدس او متذکر و متوجه شود و یا اگر بخواهد شکرگزاری نماید و ما در قبل در خصوص عظمت موضوع شکرگزاری به درگاه خداوند متعال کلام خود را آوردیم و اینکه تمامی سعی و تلاش شیطان ملعون در آن است که سعادت شکرگزاری به درگاه ذات اقدس الهی را از انسانها بگیرد پس ما در خصوص تمامی نعمتهای ظاهر و باطن خداوند عموماً و نعمت هدایت خصوصا یعنی سعادت ولایت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، دو دست خود را بالا میبریم و از صمیم قلب میگوییم (الحمدلله ربالعالمین و این همان روشی است و همان راهی است و همان طریقی است که مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام به ما آموزش داد پس چون بر این فراز آگاه شدی پس به کلام بعدی ذات اقدس احدیت توجه نما ، یعنی در آیه عظیمه 62 سوره مبارکه فرقان که میفرماید:( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا) یعنی و او همان (خدای باعظمت است یعنی) کسی است که شب و روز را بهدنبال هم قرار داد (و این آیه عظیم به تنهایی کفایت مینماید و کافی خواهد بود) برای کسی که بخواهد از روی تعقل و تحری حقیقت متذکر عظمت خداوند و حکمت عظیم او و قدرت لایتناهی و...)، شود و (سر تعظیم و خشوع را به درگاه ذات اقدس او به زمین بساید و سعادتمند شود) و یا (به تمامی نعمتهای عظیم او در خلقت آفرینش و خلقت خود و... شاکر شده) و شکرگزاری نماید و (اینگونه با تقدیم ادب و احترام و قدردانی از نعمتهای عظیم او، به درگاه ذات اقدس او تقرب جوید...)، و در ادامه حضرت حق جل جلاله در آیه عظیمه بعد یعنی آیه 63 میفرماید:( وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا) یعنی بندگان خدای رحمان کسانی هستند که با آرامش و بدون تکبر به روی زمین راه میروند هنگامیکه جاهلان آنها را مخاطب قرار میدهند (و سخنان نابخردانه بکار میبرند)، به آنها سلام میگویند، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به مفهوم و معنی حسن خلق که ذات اقدس احدیت رسول گرامی خود را به این صفت عظیم ستودهاست و آگاه باش که مفهوم حسن خلق)
این نیست که همیشه نیش تو تا بناگوش تو باز باشد بلکه مفهوم آن این است که در برابر اعمال ناپسند دیگران عکس العمل مناسبی را در پیش بگیری یعنی بحرانی را مدیریت نمایی تا بهترین محصول از میانه آن فتنهعظیم خارج شود و اگر با دقت توجه نمایی، تمامی عمر رسول خدا و مشی و طریق او و نیز طریق امامان معصوم و نیز پیروان آن بزرگواران و...، همگی به همین طریق بوده و همگی به همین راه، میرفتهاند و...، یعنی در راه رضایت حضرت الله اینگونه رفتارهای متناسب با رضایت الله را در پیش میگرفته اند، و توجه نما که اگر نگارنده در این باب بخواهد و اراده نماید پس به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است تا هزاران صفحه در این خصوص بنگارد پس توجه نماید مخاطب ارجمند با این مضمون، به نمونههای این رفتارهای عظیم که از این برگزیدگان خلقت سر زد به عنوان نمونه در رابطه با عبادت رسول گرامی و مهربان اسلام از آن شخص یهودی که هر روز به سر و روی حضرت خاکروبه و...، میریخت و چون چند روزی نیامده بود و حضرت جویا شود پس اصحاب عرض کردند که مریض شدهاست و....، رسول خدا به احوالپرسی او رفت و...، و یا مهربانی حضرت علی علیهالسلام با یکی از خادمان خود که حضرت او را در هوای گرم صدا میکرد پس او جواب نمیداد و حضرت چون جستجو کرد او را بیرون خانه پیدا کرد که در سایه ای لم داده بود و استراحت میکرد پس حضرت سوال کرد که آیا این همه تو را صدا کردم نشنیدی او پاسخ داد چرا شنیدم پس حضرت گفت چرا نیامدی گفت در سایه کیف میکردم و حوصله نداشتم و میدانستم تو خیلی مهربان هستی و مرا مواخذه نمیکنی و...، پس حضرت خنده نمود و فرمود بهخاطر این حسنظن ، من تو را در راه خدا آزاد میکنم و...،و یا آن غلامی که حضرت امام مظلوم حضرت سجاد داشت که روزی برای اینکه حضرت را ناراحت کند با چوب دستها و پاهای یکی از گوسفندان حضرت را با قساوت تمام شکست و چون حضرت از او سوال کرد چرا این کار را کردی گفت میخواستم با این کار شما را به غضب درآورم پس حضرت فرمود شیطان خواست تو با این کار زشت مرا به غضب آوری ولی من در عوض تو را در راه خدا آزاد میکنم تا شیطان را به غضب درآورم یعنی نه تنها تو را مجازات نمیکنم بلکه تو را در راه خدا آزاد میکنم و...، این سرور ما حضرت مالکاشتر بود که در کوچهای میرفت پس بقالی از روی مسخره بازی پوست خربزهای بهصورت آن حضرت زد پس حضرت مالکاشتر راه خود را به سوی مسجد تغییر
داد و مردم به آن بقال بدبخت گفتند آن کسی که تو به او اهانت کردی سپهسالار علی علیهالسلام مالکاشتر نخعی بود پس بقال هراسان شده و دنبال حضرت مالکاشتر به مسجد وارد شد و چون نماز حضرت تمام شدشروع به عذرخواهی کرد و...، و حضرت مالکاشتر فرمود من در مسجد کاری نداشتم جز اینکه آمدم برای تو دعا کنم که خدا تو را هدایت کند زیرا فرد نادانی هستی و بیجهت دیگران را آزار میکنی و...، یا داستان آن قصاب که در زمان موسی پیامبر، خدای متعال او را همنشین موسی در بهشت قرار داده بود و چون موسی تحقیق کرد دید که این همنشینی با او در بهشت برای آن قصاب بهخاطر استجابت دعای مادر آن مرد قصاب بود که او را که پیر و فرتوت شده بود پرستاری میکرد تا جایی که مجبور بود بعد از تر و خشک کردن مادر، او را در داخل قفس قرار داده آویزان نماید پس حضرت موسی سؤال کرد از علت این کار گفت مادرم توان دفاع از خود را ندارد و من میترسم حیوانات موذی به او حمله کنند پس چون موسی خوب گوش کرد دید که آن مادر فرزند خود را اینگونه دعا میکند که ای پسرم امیدوارم که همنشین موسی پیامبر در بهشت باشی و...، و یاخاطرهای که از خود نگارنده است که روزی میخواستم که خودروی خود را پارک نمایم پس با خودرویی که در حال خارج شدن بود برخورد نمودم پس راننده آن خودرو که جوانی قویهیکل و عصبانی بود پائین آمده و چند فحش کرد که اگر به آب دریا می زدی تمام آب دریا را نجس میکرد و آنها را حواله نگارنده نمود و با صدای بلند چند بار فریاد زده و نعره کشان آنها را تکرار میکرد پس بسیار ناراحت و..، شده پایین آمده دیدم خسارتی به ماشین طرف وارد نشدهاست پس به آن جوان عصبانی گفتم که اولاً ماشین شما چیزی نشد و ثانیاً اگر میشد من خسارت آن را تقدیم میکردم و ثالثا من از قصد و با تعمد نزدم بلکه اتفاق افتاد پس این حرفهای بد چه بود که شما به زبان آوردی پس او بازهم از روی غرور گفت بشین و برو پی کارت و...، و رفت و من هنوز هم که هنوز است از شنیدن آن حرفها ناراحت هستم ولی میدانم برخورد و عکسالعمل من بسیار آموزنده و صحیح بودهاست زیرا در بسیاری از مواقع برای همین برخوردهای ساده و بیارزش، اتفاقات بسیار ناگوار و جبران ناشدنی واقع میشود که در روز نامههای حوادث، اخبار آن بهوفور یافت می شود و البته تفاوت عکسالعمل نگارنده با سایر اولیا الله در آن بود که آنها برای خدا آن عکسالعملها را داشتند و ما از ترس جان خود ولی بههرحال آموزنده بود، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه
باش که در این آیه عظیمه ذات اقدس احدیت جل جلاله سخن از بندگان خود میفرماید و این امام مظلوم ما حضرت امام عسکری علیهالسلام است که از مولای خود و از امیر خود حضرت علی علیهالسلام روایتی را با اینمضمون نقل میفرماید که امیرالمؤمنین میفرماید:( ...از رسول خدا شنیدم که میفرمود خداوند عظیمالشأن میفرماید من رحمان هستم و آن را رحم (خویشاوندی است اسمی از نام خود را به او اختصاص دادم پس هر کسی به آن بپیوندد به او میپیوندم و هر که آن را قطع نماید از او قطع میکنم...، پس علی علیهالسلام میفرماید: بهدرستی که آن خویشاوندی که خداوند او را جدا کرده با این کلام خود که فرمود من رحمان هستم، در واقع خویشاوندی محمد است و بهدرستی که از جمله (مصادیق) بزرگداشت ها نسبت به خداوند بزرگداشت نسبتبه رسول خداست و از جمله (مصادیق) بزرگداشتهای حضرت محمد بزرگداشت خویشاوند اوست و بهدرستی که کل مردان مؤمن و زنان مؤمنه (امت) از پیروان ما (آلمحمد) همگی خویشاوند محمد محسوب میشوند و احترام به آنها به منزله احترام به محمد است پس وای بر کسی که خوار بشمارد احترام به حضرت محمد را و خوشا به حال آن کسی که بزرگ بشمارد حرمت رسول خدا را و احترام نماید خویشاوندان او را (یعنی مردان مؤمن و زنان مؤمنه امت او را که از شیعیان حضرت علی علیهالسلام هستند) و به آنها بپیوندد پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز عظیم آگاه شدی که خویشاوند حضرت محمد به استناد این روایت سادات نیستند بلکه مردان و زنان باایمان هستند پس اگر سادات، صاحب ایمان باشند پس برای آنها فضیلت است و اگر صاحب ایمان نباشند از شمول خویشاوندان حضرت محمد خارجند یعنی آن ساداتی که در طی قرون و اعصار بر ضد اهل ایمان عمل میکنند و حرث و نسل و اعتقادات آنها را به لجن میکشند هرگز نهتنها خویشاوند حضرت محمد نیستند بلکه به واسطه ستیزهگری خود با شریعت رسول خدا و امت مظلوم او و...، مشرک محسوب شده و وفق آیات کتاب خدا از جمله اهل دوزخ محسوب میشوند و مصداق بارز امثال این جرثومههای فساد و تباهی سید محمد علی باب و...، میباشند که از ابواب دوزخ الهی محسوب گردیده و خلایق پیرو آنها ، از طریق آنها به دوزخ جاوید وارد میشوند پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما به کلام عظیم رسول خدا به ابنمسعود رحمه الله علیه که به ایشان فرمودند:( یَا ابْنَ مَسْعُودٍ عَلَیْکَ بِالسَّکِینَهًِْ وَ الْوَقَارِ وَ کُنْ سَهْلًا لَیِّناً عَفِیفاً مُسْلِماً تَقِیّاً نَقِیّاً بَارّاً طَاهِراً مُطَهَّراً صَادِقاً)
خَالِصاً سَلِیماً صَحِیحاً لَبِیباً صَالِحاً صَبُوراً شَکُوراً مُؤْمِناً وَرِعاً عَابِداً زَاهِداً رَحِیماً عَالِماً فَقِیهاً یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَیأُولئِکَ فِی جَنَّاتٍ مُکْرَمُون... (آیه 75 سوره هود، (آیه 83سوره بقره)، (آیات 72 و 76 فرقان)) یعنی ایپسر مسعود با آرامش و باوقار و سهل گیر و نرمخو و عفیف و پارسا و نیکوکار و راستگو و خالص و سالم و عاقل و شکیبا و شاکر و مؤمن و پاکدامن و عابد و زاهد و دلسوز و دانا و فهیم باش زیرا خدای تعالی در این آیات خود میفرماید ......، : پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به آیات عظیمه 64 به بعد این سورهی مبارکه یعنی فرقان که در آن حضرت حق جل جلاله میفرماید:( وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا) یعنی کسانی که شبانگاه برای عبادت پروردگار خود به سجده و قیام تلاش میکنند برای پروردگار خود سجده و قیام میکنند و کسانی که میگویند خدایا عذاب جهنم را از ما برطرف گردان که عذاب دوزخ عذابی سخت و پانیده است و مسلماً دوزخ جایگاهی بد و محلی بد برای اقامت ابدی است، و این کلام مولای مظلوم ما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است که میفرماید:(... خداوند امامت مرا در قرآن قرار دادهاست و میفرماید کسانی که شبانگاه برای خدای خود سجده و قیام مینمایند و کسانی که میگویند خدایا عطا فرما از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم و ما را برای متقین امام قرار بده، همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت عطا نمودیم نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و امربهمعروف و نهیازمنکر میکنند و پایان همه کارها از آن خداست...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به آیه عظیمه 68 این سوره مبارکه و در آن به عظمت حرمت شرک و قتل و زنا پی ببر و توجه نما که چگونه ذات اقدس احدیت در این آیه تهدید به مجازات سخت نموده و میفرماید:( وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا) یعنی و کسانی که معبود دیگری با خداوند نمیخوانند و انسانی را که خداوند ریختن خون او را حرام شمرده جز بهحق نمیریزند و زنا نمیکنند و هر کس چنین کند مجازات سختی خواهد دید، پس تو ای عاقل دانا و خردمند ما قبلاً در خصوص معانی کلمات و واژگان قرآن از دیدگاه خدا و رسول و امامان علیهمالسلام و عجل فرجهم با آنچه مردم چندصد سال بعد از نزول قرآن ، برای این کلمات و واژههای عربی تدوین نمودند کلام خود را آوردیم و اثبات نمودیم که)
چگونه این تفاوت در معانی و مصادیق، اسباب انحرافات فکری و ایدئولوژیک را برای کسانی که دین خدا ملعبهی دستهای کثیف و افکار نحس و نجس آنها و پیروان ناصبی آنها بودهاست را فراهم آوردهاست ونمونههای آن در معانی کلمات مؤمن که هم به زنان و هم به مردان مؤمن اطلاق میشود و یا معانی واژههای (خبیثات و (طیبات) است که اطلاق میشود در کلام قرآن به اعمال خوب و بد و یا واژه ( واردها) به معنی نزدیک شدن و نه داخل شدن و واژه (یلونکم) به معنی بسوی شما آمدند ( به حالت تهدید) نه اینکه نزدیک شما هستند و یا در این فراز در خصوص زنا که بهنظر میرسد که زنا در معنی ظاهر به ارتباط نامشروع زن و مرد اطلاق میشود و...، درحالیکه امعان نظر به روایت عظیم امام معصوم و مظلوم ما نشان میدهد که چگونه عمل شنیع لواط نیز از دیدگاه خداوند و از منظر کتاب خدا در شمول زنا و از اسباب ورود شخص مرتکب به دوزخ جاودانی است، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که اگر نگارنده اراده نماید به حول و فضل الهی و عنایات مخصوص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است تا بر شرح این فراز یعنی تفاوت معانی واژههای کتاب خدا با تصورات و یافتههای خلایق در کتابهای لغت و...، هزاران صفحه بنگارد ولی نیت او در تحدید و تدقیق این اثر شریف است پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز توجه نما به روایتی که از امام هادی یعنی همان امام که هادی است به سوی حق و حقیقت یعنی به شریعت بی زوال حضرت محمد رسولالله صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم ، در این روایت مذکور گردیدهاست که سگ نجس و هار دربار خلفای ملعون بنی العباس یعنی یحیی بن اکثم، برای توجیه اعمال کثیف لواط کردن خود که به آن مشهور بود در نهایت بی شرافتی به کتاب خدا استناد میکند و در رابطه با توجیه اعمال خود آن را در قالب سوال از جناب موسی بنمحمد برادر حضرت امام هادی مطرح مینماید و آن بزرگوار پاسخ آن را به آن شقی دوزخی اعلام میفرماید در این روایت مذکور است که:( یحیی بن اکثم از موسی بنمحمد از مسائل مختلف پرسید، که یکی از آنها این بود که ما را خبر از موضوع آیه 50 سوره شوری که خداوند میفرماید:( أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا ۖ) یعنی یا اگر بخواهد پسر و دختر هر دو را برای آنان جمع میکند آیا خداوند مردان را به ازدواج هم درمیآورد درحالیکه گروهی را بهخاطر آن یعنی قوم لوط را عقوبت کردهاست، پس جناب موسی رحمه الله علیه این یاوه آن ملعون را به محضر حضرت امام هادی بههمراه سایر)
سؤالات عرض نمود و حضرت به تمامی آنها و از جمله این فراز پاسخ داده و فرمودند:( خداوند متعال مردان مطیع را به ازدواج زنانی از حور العین درمیآورد و زنان مطیع را به ازدواج مردان مطیع و معاذ الله که مقصودخداوند عزوجل آنچیزی باشد که تو خودت را به آن گول زده و فریب دادهای تا به واسطه آن رخصتی و مجوزی و اجازهای را برای ارتکاب گناهان (یعنی لواط کردن با مردان را پیدا کنی درحالیکه لواط کردن در شمول این آیه عظیمه خداوند است که خداوند در آیه 68 فرقان میفرماید:(وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا)، در صورتی که توبه نکند( یعنی لواط کار و زناکار اهل دوزخ جاوید هستند ولی اگر توبه نمایند و اگر توبه آنها را خدا بپذیرد نجات مییابند در غیر این صورت در دوزخ جاودانی مخلد خواهند بود)) پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز به نکات مهمی توجه نما اول اینکه ملاحظه نما که چگونه اسلام و قرآن از ابتدا در معرض فساد و تبهکاری غاصبین و پیروان ناصبی آنها یعنی معاویه و یزید و بنیامیه و بنیعباس و...، بودهاست و چگونه این سگهای هار دوزخی برای فریب خلایق به توجیه و تأویل اعمال شیطانی خود از قرآن بهرهگیری مینمودند و چگونه امامان معصوم که مفسران معصوم کتاب خدا بودند در برابر فساد این دوزخیان مقاومت مینمودند و با بیان احکام خدا مبتلا به انواع و اقسام شکنجههای روحی و جسمی شده و سرانجام مبتلا به زهر جفا و یا شمشیر زهرآلود و یا خنجرهای برنده میشدند و اینکه اثبات میگردد که چگونه قرآن صاحب و مفسر معصوم دارد و چگونه تحری کنندگان حق و حقیقت بایستی آن را در نزد صاحب آن جستجو نمایند و این خداوند است که میداند رسالت خود را در وجود چه کسانی قرار دهد و این خاندان عصمت و طهارت بودند که تمامی عمر خود را در برابر این سگهای هار دوزخی به سر میبرند که لحظهای و آنی از شرارت آنها در امن و امان نبودند و آنها و پیروان آنها را به بدترین وضع شکنجه نموده و به قتل میرسانیدند و نمونه این سگهای هار که در دربار این جرثومههای فساد و تباهی به انواع جنایات مشغول بودند میتوان از خالد بن ولید و مغیره و ولید و شریح قاضی و..، نام برد و همین یحیی بن اکثم ملعون است که او و مانند او فتوا میدادند در پیروی مردم از غاصبین در تهاجم به ملتهای مظلوم، بنام جهاد در دین و توجیه و تأویل شیطانی مینمودند قتلعام بیگناهان و تجاوز به نوامیس مردم و غارت اموال و داراییهای کشورهای همسایه و تجاوز به بردگان و عمل لواط با آنان و....، تلاش جنون آمیز خود را برای برداشتن حکم)
حرمت شرابخوارگی و رواج زنا و لواط از راههای مختلف و ادامه تحریم حکم ازدواج موقت به پیروی از امام خود عمر بن الخطاب و تظاهر به دینداری و....، بکار میگرفتند و تنها موانع سر راه آنها، تعالیم الهی و وجودمقدس امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم جهان بود که اجازه نمیدادند تا دین پسندیده خدا ، ملعبه دست این مشرکان ستیزهگر دین نما باشد هرچند که در این راه به فتوی امثال شریح قاضیها مهمان شمشیرها شده و سرهای مقدس آنان بالای نی رفته و اصحاب و جوانان و خاندان آنها برای حفظ شریعت حضرت محمد بنعبدالله صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم تکهتکه شوند... پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که چگونه در طی قرون و اعصار مانند این اوباش و اراذل بنام دین بر اذهان مردم عوام و جاهل حکومت نموده و با تظاهر به دین و آگاهی بر احکام شریعت، تیشه بر ریشه دین و احکام خداوند زده اند ولی در نهایت، سرهای نحس آنان به طاق لحد های آنها برخورد کرده و آثار عذاب خداوند را ملاحظه نمودند پس بازی آنها به سر رسید و آن زمان آرزو کردند که ایکاش خدا آنها را خلق نمیکرد تا دین و شریعت عظیم خداوند را وسیله هوسرانی و شهوترانی های خود نمایند پس در احوالات یحیی بن اکثم آورده اند که او به مانند یزید ملعون شخصی کریهالمنظر و زشتروی بودهاست و به مانند شریح قاضی از طریق انجام قضاوت و بیان احادیث اظهار وجود نموده و به دربار عباسیان ملعون راهیافت و ابتدا توسط هارون ملعون قاضی بصره شد و شهرت او به لواط کاری چنان بالا گرفت که در دوران مأمون ملعون از سمت خود عزل شد ولی مأمون او را به خود نزدیک نمود و او کسی بود که وقتی مأمون حکم ازدواج موقت را به حکم رسول خدا و سنت او آزاد نمود ، در پیروی از عمر بن الخطاب آنقدر در گوش مأمون یاوهسرایی کرد تا مأمون را از این کار منصرف نمود و بار دیگر در دستگاه او به سمت قاضی القضاتی منصوب شد او که اهلسنت به نقل احادیث او اعتماد دارند کسی بود که در راه ستیزهگری با امامان معصوم تلاش مینمود و مناظرات و مکاتبات او با امام جواد و امام هادی از طریق جناب موسی مبرقع برادر عظیمالشأن حضرت هادی و موسی بنمحمد برادر دیگر حضرت هادی بودهاست، او که به عظمت مقام و منزلت امامان معصوم آگاهی داشته است ، عالماً و عامدا در جهت تقرب به خلفای غاصب بنیعباس با آل محمد یعنی با اوصیاء مظلوم و معصوم رسول خدا ستیزهگری مینمود و ضمن حمایت مادی و معنوی سگان دوزخی بنی العباس که عناوین خلفاء بنی العباس را یدک می
کشیدند به شهوترانی و اعمال خلاف شرع لواط میپرداخت و وقاحت او تا جایی بود که برای حلال نمودن آن به آیات قرآن استناد و با امام مکاتبه نمود که حضرت امام هادی علیهالسلام با صراحت تمام او و امثال اورا وفق آیات عظیم کتاب خدا به دوزخ جاودانی بشارت دادهاست زیرا آنچه مسلم است توبه هرگز برای آنها و مانند آنها متصور نیست زیرا دین و شریعت ابزاری برای شهوترانی و رسیدن کامل آنها به لذایذ دنیایی بوده است...، او در سال 240 هجری به واسطه لجن کاریهای خود به دستور متوکل ملعون از قضاوت عزل و تمام داراییهای او مصادره و تبعید گردید و...، و سرانجام در سن 83 سالگی به دوزخ روانه گردید در احوال او که از امامان و راویان مهم اهلسنت است آوردهاند که از قوم لوط نیز بدنامتر بود تا جاییکه با دیدن هر جوان خوشسیمایی از خود بیخود شده و...، در خیانت این سگ هار دوزخی همین بسکه در راستای خوش خدمتی به خلفای نحس و نجس بنیعباس از راه نفاق، به مسائل اختلاف انگیز دامن میزد تا از این طریق بر جان و عمر پاک و شریف امامان معصوم و پیروان مظلوم آنها تهاجم نماید ولی علیرغم رعایت تقیه بازهم شدیدترین صدمات بر امامان مظلوم و پیروان آنها وارد آمد آری همان گونه که خلفای غاصب ، به شمشیر سگ هار دوزخی خالد بن ولید قاتل، نیاز دارند، یزید نیز به شریح قاضی و دیگر کفتارهای بنیامیه نیاز دارد و بنیعباس نیز به امثال ابن اکثم ها و...، و در این راستا همه ظالمین تا انقضای عالم نیازمند کسانی هستند که به واسطه آنها بر عوام گمراه حکومت نمایند و به واسطه آنها تظاهر به دین داری نمایند و به اهداف خود برسند و این جرثومههای فساد و تباهی نیز اینگونه دین خود را میفروشند تا با این حربه، به طور لجامگسیخته به انواع شهوترانیها و انواع فسادهای دیگر خود و...، برسند و لذا برای آنها موضوع همجنسگرایی و اینکه در این امر نامآورترین آنها باشند اهمیتی ندارد زیرا بهای آن را قبلاً پرداخت کردهاند آری بهای دینفروشی و ستیزهگری با خدا و رسول و امامان معصوم و شریعت پسندیده خداوند همان دوزخی است که در آن عذاب خواهند شد تا ابدالآباد یعنی تا آن زمان که خدا خدایی میفرماید یعنی همانجا که همیشه آرزو کنند ایکاش خدا آنها را خلق نمیکرد....، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که این جرثومههای فساد و تباهی از نجاست امور یکدیگر کاملاً مطلع بوده اند ولی در راستای مصالح یکدیگر با هم تعامل مینمودند از جمله ثعالبی در کتاب خود آوردهاست که روزی مأمون نگاهش به یحیی افتاد درحالی که یحیی به فرزند برادر مامون یعنی
واثق نگاه میکرد درحالی که وی جوانی بود... پس مأمون خندهای به یحیی کرد و گفت ای ابومحمد با ما کار نداشته باش و به سراغ دیگران برو (یعنی آزادی پس پاسخ داد ای امیرمؤمنان سگ نمیتواند با آتش طرفشود یعنی من نمیتوانم با شما کاری داشته باشم آری هرچند عمل شنیع لواط در بین اهل اسلام مردود است و ما در روایت امام معصوم ملاحظه نمودیم که چگونه مرتکب به دوزخ جاوید بشارت داده شده است ولی این فتواهای عجیب و غریب پیروان سقیفه است که از سوی امثال ابو حنیفه صادر شدهاست که البته هر انسانی که ذرهای شرف و دیانت در او باشد زیر بار این فتواهای شیطانی نخواهد رفت...، از جمله فتوا دادهاست ابوحنیفه که در این کار حد جاری نمیشود ولی تعزیر برای مرتکب خواهد بود و تعزیر در نزد علماء این مکتب ، یعنی مجازات به میل حاکم است یا میبخشد و یا تا 79 ضربه شلاق میزند و بخاری نیز در صحیح خود آورده که حد الهی شلاق از ده ضربه تجاوز نمیکند پس این حال علنی این جماعت است پس لعنت خدا و رسول و امامان معصوم و همه لعنت کنندگان بر همه کسانی که مانند این تبهکاران در لباس دین و دیانت به این اعمال مبادرت مینمایند و این اعمال را توجیه و تفسیر میکنند... پس در تاریخ مضبوط است که روزی نوه ابوحنیفه شنید که یحیی بن اکثم از پدر بزرگ او ابوحنیفه بدگویی میکند پس به او گفت آیا این پاداش پدربزرگ من ابوحنیفه است که مسکرات را حلال دانست و حد را از لواط برداشت و....، این آمار تجاوزات علمای مکتب سقیفه به کودکان است که جسته و گریخته به سمع و نظر میرسد و البته آنها و امثال آنها در این امور جریتر و جسورتر هستند زیرا به فکر خود هر کدام به نوعی خود را در برابر خدا قانع میکنند ولی حقیقت آن است که خدا در کمین ستمکاران است و بزودی به حساب همه آنها خواهد رسید و آن زمان است که آرزو میکنند ایکاش خدا آنها را خلق نمینمود الا لعنه الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون ، پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون بر این فراز آگاه شدی پس در این زمان واقف باش به عظمت مقام و منزلت امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم که چگونه در برابر سیل عظیم کفر و نفاق و الحاد غاصبین ملعون ایستادگی نموده و از اساس و ارکان شریعت پسندیده خدا دفاع نمودند و آگاه باش که چرا اساسا محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم تا این حد در نزد خدا منزلت دارند تا جاییکه دوستی آنها شرط اساسی ورود به بهشت و نجات از دوزخ است زیرا محمد رسولالله اساس تمام خوبیها را در جهان)
نهادینه نمود و آلمحمد این اساس را حفظ و حراست نمودند تا مقصود ذات اقدس احدیت از بعثت انبیاء الهی از ابتدا تا انقضاء در جهان برای جویندگان راه حق و حقیقت آشکار باشد و به عبارت دیگر اگر محمد و آلمحمدعلیهمالسلام و عجل فرجهم نبودند بههیچوجه مقصود خداوند از خلقت خلایق آشکار نمیشد و لذا در این راستا جرم تمام کسانی که به هر دلیل موجب میشوند تا به محمد و آلمحمد اهانت و جسارت شود از هر مجرم دیگری بالاتر است و البته خدا در کمین ستمکاران است و هر شخص میداند که چه چیز را برای بعد از مرگ خود ذخیره کردهاست و به زودی به آنچه پیش فرستادهاست خواهد رسید پس در آن زمان مکر مکر کنندگان و شرارت شرارت کنندگان و ظلم ظالمان و...، به خود آنها برگشت خواهد نمود ، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش به کلام عظیم امام مظلوم ما امام باقر علیهالسلام در شرح و تفسیر این فراز از کلام خداوند که میفرماید:( و من یفعل ذالک یلق اثاما( پس امام معصوم ما علیه السلام میفرماید که ( اثاما) درهای از درههای جهنم است که پر است از مواد مذاب و کسی که در آن قدم میگذارد میسوزد و در آن کسی که قدم میگذارد که عبادت غیر خدا را نموده باشد و مرتکب قتل نفس و زنا شده باشد) پس ما ای خدای بزرگ به تو پناه میبریم از عذاب دوزخ جاوید و تو را بهحق ذات اقدس خود و آبروی همه عزیزان درگاهت و در صدر آنها، محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم قسم میدهیم که ما و عزیزان ما را از عذاب دوزخ حفظ فرما و هرچند لایق نیستیم ولی از تو میخواهیم تا به واسطه فضل و مرحمت خود ، ما را و عزیزان ما را در بهشت جاوید خود وارد و تا ابدالآباد یعنی تا آن زمان که خدایی میفرمایی در نعمتهای خود که نه گوشی شنیده و نه چشمی آنها را دیدهاست به انواع نعمتهای خود و بالاتر از همه به رضوان خود متنعم بفرمایی آمین آمین آمین یا ربالعالمین ، پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که ما عبادت غیر الله را شرح دادیم و کلام خود را نیز در خصوص قتل نفس و ارتکاب زنا مذکور نمودیم و اثبات نمودیم که چگونه اطاعت از دشمنان محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم بهمنزله شرک و ستیزهگری با خدا و اطاعت غیر خدا و عبادت غیر او تلقی میشود ونیز چگونه رضایت به اعمال دشمنان خدا و پیروی از ایشان موجب میشود تا فرد در عمل آنها سهیم شود و نیز چگونه درجه دشمنی با محمد و آلمحمد در حد و مرتبهای است که فرد ظالم و ستمگر در نامه اعمال پلید خود ارتکاب زناکاری را نیز درج شده خواهد داشت زیرا چو)
صد آمد نود هم پیش اوست زیرا و ما میدانیم که جرم قتل مؤمن بالاتر از جرم زناکاری است پس کسی که ستیزهگری نماید با محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم یعنی در نامه عمل این مشرک بهطور خودبه خود قتل و زنا درج خواهد بود، همانگونه عذاب هر مشرک ستیزهگر با محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم از عذاب هر قاتل و زناکار بیشتر است، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام عظیم ذات اقدس احدیت جل جلاله از عذاب مضاعف این جماعت مجرم در روز معاد و در دوزخ که در آن جاوید خواهند بود و نیز توجه نما به راه نجات اهل معصیت از این جماعت که از روی جهالت ناخواسته و نه از روی ستیزهگری و عناد با خداوند و...، به این بدبختیهای عظیم دچار شدهاند که ذات اقدس احدیت جل جلاله به فضل و مرحمت خود راه توبه را بر ایشان باز گذاشته تا با ایمان و عمل صالح به جمعیت خداوند وارد شده و بالاتر اینکه، نه تنها خداوند از سر جرایم اعمال آنها میگذرد بلکه سیئات آنها را نیز به حسنات تبدیل میفرماید و این از عظمت محبت خداوند است و پاداش اوست به کسانی که از روی حقیقت به دنبال رضایت خداوند برآمده و در راه کسب رضایت او تلاش نمودهاند که نمونه بارز این افراد وجود پاک و مقدس حضرت حر بن یزید ریاحی سلاماللهعلیه است که چگونه بر سر دو راهی دوزخ و جهنم قرار گرفت ولی به حکم عقل خود توجه نموده و به هوی و هوس خود پشت نموده و رضای حضرت حق جل جلاله را در نظر گرفت پس ذات اقدس حضرت حق جل جلاله او را از مقام گناهکاران به منزلت اولیاء خود وارد فرموده و گناهان او را به حسنات تبدیل فرما به گونهای که باب نجات و توسل گردید که تا قیام قیامت خلایق با توسل به وجود مبارک او از خداوند طلب نجات و سعادت مینمایند و این در واقع تفسیر همین فراز از آیه عظیمه کتاب خداست و این کلام مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام است که میفرماید:( آن کسی که توبه مینماید و خداوند توبه او را میپذیرد پس به اعضای بدن او فرمان میرسد که گناهانی را که به وسیله آنها انجامشده است را پنهان نمایند و به مکانهایی که در آن به گناه آلودهشده فرمان میرسد که گناه او را فاش ننمایند و به فرشتگان نگهبان امر میشود که گناهانی را که نوشتهاند فراموش نمایند و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که توبه نمودن دارای شرایط بسیار سخت و طاقتفرسا است و نگارنده را اعتقاد بر آن است که بنده تا به قیامت نرسیده و بر نتیجه آن آگاه نشده نمیتواند به پذیرش توبه مطمئن شود و این بالاترین درد و رنج است)
پس بندگان هرگز تصور ننمایند که بهمحض ادعای توبه و برگشت، خدا ملزم است به آمرزش پس این البته فکری است که شخص جاهل به خود راه میدهد بلکه بهترین کار آن است که بنده توجه نماید به این کلامعظیم امام عزیز ما حضرت علی علیهالسلام که با این مضمون فرمودند که (گناه نکردن راحتتر از توبه کردن است، پس با این اندیشه از هرگونه نافرمانی پرهیز نماید و اینگونه با کمترین خطر خدای خود را ملاقات و روسفید با او و با محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم ملاقات نماید و بازهم از مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام روایت شدهاست از رسول خدا که فرمودند:( کسی که یکسال قبلاز مرگ خود توبه کند خداوند توبه او را میپذیرد و سپس فرمود یکسال زیاد است هر کس یک ماه قبلاز مرگ خود توبه نماید خداوند توبه او را نیز میپذیرد و سپس فرمود یک ماه هم زیاد است کسی که یک روز قبلاز مرگ خود توبه کند پس خداوند توبه او را میپذیرد و سپس در ادامه فرمود یک روز هم زیاد است و سپس فرمود کسی که هنگامی که جانش به اینجا برسد و با دست مبارک خود اشاره به گلوی خود نمود و توبه کند خداوند توبه او را نیز خواهد پذیرفت) و توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که این توبه مربوط به کسانی است که از روی جهل و غفلت نه از روی ظلم و ستیزهگری و یا از روی علم و عمد به بعضی از امور دست بزنند و سپس پشیمان شوند که در این شرایط شامل این فراز از کلام حضرت رسولالله خواهند بود پس این توبه هرگز شامل قاتلان انبیاء الهی و امامان معصوم و پیروان مظلوم ایشان و قاتلان اهل ایمان و ستیزهگران با شریعت پسندیده خدا و وقفی خوران و...، و کسانی که با اعمال خود دست خود را تا مرفق در خون اهل اسلام برده اند نخواهند بود، یعنی به شرحی که ما در قبل، در این رابطه مذکور نمودیم و حالات اینگونه افراد مکار شباهت دارد به توبه منافقان یعنی کسانی که در تاریخ اسلام قبلاز فتح مکه با رسول خدا ستیزهگری مینمودند مانند ابوسفیان و همسر هرزه او هنده جگر خوار مادر معاویه ملعون و جده سگتوله او یزید و...، که اسلام آوردند ولی هرگز مسلمان نبودند بلکه در شمول منافقان فتنهگر عمل نمودند تا درنهایت به دوزخ واصل شدند پس توبه آنها نیز در زمان مرگ به مانند ایمان منافقانه آنها در زمان غلبه اوضاع و احوال سیاسی و حکومتی روز است پس این جناب محمد بن مسلم ثقفی است که از مولای ما حضرت باقر علیهالسلام روایت کردهاست که آن حضرت در خصوص شرح آیه ( فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما) فرمودند: در روز قیامت)
مؤمن گناهکار را میآورند و در جایگاه حساب قرار میدهند پس خداوند به حساب و کتاب او میپردازد ولی هیچ کس را بر آن مطلع نمیگرداند ولی به آن بنده آن گناهان را نشان میدهد و آن بنده به آن گناهاناعتراف میکند و در این لحظه خداوند تبارک و تعالی به فرشتگان کاتب میگوید (آنها را تبدیل بهنیکی نموده و به مردم نشان دهید و مردم در این زمان میگویند که این بنده حتی یک گناه هم نداشت و سپس خداونددستور میدهد که او را وارد بهشت کند و این است تأویل این آیه که بهویژه و فقط در خصوص گناهکاران از شیعیان ما میباشد)، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما به این روایت عظیم که مولای مظلوم ما علی علیهالسلام آن را به حضرت أصبغ بن نباته فرمود و در واقع بشارتی عظیم است برای همه دوستان آن حضرت و اینکه دلخوش باشند به سعادت ابدی انشاءالله تعالی پس در این روایت أصبغ بن نباته مذکور مینماید: که روزی به نزد امیرالمؤمنین رفتم تا عرض سلام نمایم پس نشستم به انتظار حضرت ماندم پس چون حضرت تشریففرما شدند من به پای حضرت به احترام برخاستم و عرض سلام نمودم پس آن حضرت با دست خود به دست من زد و انگشتان مبارک خود را در انگشتان من قرار داد و فرمود ای اصبغ بن نباته من عرض کردم لبیک و سعدیک یعنی بفرمایید در خدمت هستم ای امیر مؤمنان پس حضرت فرمودند همانا دوستدار ما دوستدار خداست و هر گاه چنین فردی از دنیا برود نزد خداوند میرود و او را از نهری سردتر از برف و شیرینتر از شهد و لطیفتر از روغن مینوشاند پس اصبغ میگوید من عرض کردم پدر و مادر من به فدای تو یا امیرالمؤمنین حتی اگر آن شخص گناهکار باشد پس حضرت فرمودند آری حتی اگر گناهکار باشد آیا تو این آیه را نخواندهای :( فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا) ای اصبغ همانا اگر دوست ما خدا را دیدار کند درحالیکه گناهانی به اندازه کف روی دریا و سنگریزههای بیابان داشته باشد پس خدای متعال او را میآمرزد انشاءالله تعالی) پس این مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام است که در خصوص عظمت عنایات خداوند به زائرین قبر امام حسین علیهالسلام میفرماید:( کمترین چیزی که نصیب زائر امام حسین میشود این است که هر نیکی او هزار هزار برابر میشود ولی برای بدی او یک بدی ثبت میشود و یکی کجا و هزار هزار کجا و سپس فرمود ای صفوان مژده بده که همانا خداوند تبارک و تعالی فرشتگانی دارد که عصاهایی از نور دارند و هر گاه فرشتگان کاتب بخواهند گناهی)
را در دفتر زایر امام حسین ثبت کنند آنها میگویند صبر کنید و آن هم نمینویسند و اگر نیکی صورت دهد آنها به فرشتگان مامور ثبت اعمال میگویند بنویس پس آنها کسانی هستند که خدا تبدیل میکند سیئاتآنها را به حسنات پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به این روایت عظیم که از رسول عالیقدر اسلام حضرت محمد صلالله علی واله و سلم و عجل فرجهم نقل گردیدهاست که آن حضرت فرمودند:( دوستی ما اهلبیت موجب از بین رفتن گناهان میشود و حسنات را نیز مضاعف میگردند و خداوند متعال از دوستان ما اهلبیت آن ظلمهایی را که نسبت به بندگان نمودهاند تحمل مینماید مگر آن دسته از ظلمهایی که در آن اصرار باشد و ظلم به مؤمنین و آنگاه به بدیها دستور میفرماید تا بهنیکی ها تبدیل شوند) و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به این روایت عظیم که رسول معظم اسلام آن را در باب عظمت دوستی وصی عالیقدر خود حضرت علی علیهالسلام فرمودهاست:(( حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ يَأْكُلُ [الذُّنُوبَ] السَّيِّئَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب.) یعنی دوستی علی بن ابیطالب نابود مینماید بدیها را همانگونه که آتش هیزم را نابود می نماید) پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیه عظیمه 71 میفرماید:( وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا) یعنی و کسی که توبه نموده و عمل صالح صورت دهد پس بهدرستی که او بسوی خدا بازگشت نموده و از او پاداش خود را میگیرد و توجه نماید مخاطب ارجمند به کلام عظیم خداوند در آیه عظیمه 72 این سورهی مبارکه یعنی فرقان که در آن میفرماید:( وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا) یعنی و کسانی که شهادت باطل نمیدهند (و در مجالس باطل شرکت نمیکنند) و هنگامیکه با لغو و بیهودگی برخورد کنند بزرگوارانه از آن میگذرند، پس در این فراز از امام مظلوم و معصوم ما حضرت صادق علیهالسلام در خصوص معنی این آیه سؤال شد پس حضرت فرمودند (یعنی در مجالس موسیقی و شطرنج شرکت نمیکنند) پس توجه نماید مخاطب ارجمند که انسان عاقل و فهیم همیشه بهترین گزینه را انتخاب میکند و آن گزینه، تخصیص بهترین بهرهبرداری او از عمر خود به نفع سعادت ابدی اوست و آن به اعتقاد نگارنده مطالعه و تفکر و تعمق و تدبر و تعقل است پس اگر مطالعه میکند، این مطالعه میتواند تنها اختصاص به مطالعه آثار دینی و اخلاقی نداشته باشد بلکه میتواند مطالعه در کتب تاریخی، علمی و علوم طبیعی و...، باشد مثلاً مطالعه تاریخ پیدایش حکومتها و پادشاهان و...، و یا مطالعه کتب علوم طبیعی در رابطه با مثلاً)
زندگانی زنبور عسل، انواع حیوانات و...، و یا مطالعه علوم فیزیک و عجایب ستارگان و...، عجایب دریاها و...، پس در این راستا شخصی که ده ساعت و یا ده روز و یا ده ماه و یا ده سال ...، مطالعه نماید پس اندوختههایفهم و ادراک او تا چه حد خواهد بود و در مقابل کسی که ده ساعت و یا ده روز و یا ده ماه و یا ده سال و...، را در برابر ورقهای بنشیند و مهرههایی را در برابر خود جابهجا کند و نام آن را ورزش فکر بگذارد و یا به انواع موسیقی گوش فرا دهد پس هرگز یافتههای این اشخاص با هم برابر نیست و این در واقع از عظمت کلام خداست که سوق میدهد انسانها را به سوی درک بیشتر و بالاتر و بهترین بهرهگیری از ایام و اوقات زندگی برای نیل به سعادت ابدی و خوشبختی دنیا و آخرت و...، یعنی سوق میدهد آنها را به سوی اعمالی که متضمن رستگاری جاوید برای آنها است و برحذر میدارد آنها را از عمل به اعمالی که وارد مینماید آنها را به دوزخ جاوید و سوق میدهد آنان را که در جوامع خود افراد آگاه و فهیم نسبت به گذشته و حال انسانها باشند و بدانند که از کجا آمدهاند به کجا آمدهاند و به کجا خواهند رفت و این مضمون روایتی است که منسوب است به مولانا المظلوم علی علیهالسلام که فرمودند:( خدا رحمت نماید کسی را که بداند از کجا آمده به کجا آمده و به کجا خواهد رفت پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که فقط یکبار در دنیا میآیی و عمر رفته تو بازنمیگردد و تو قادر به جبران آن نیستی مگر آنکه آنچه را که از عمر تو باقیمانده است را به معرفت ذات اقدس احدیت و پیروی از محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم ، با قدر و با منزلت نمایی و تمامی لحظات زندگی خود را تلاش نمایی تا در رضایت حضرت حق سپری گردد آمین آمین آمین یا ربالعالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 73 به بعد این سوره مبارکه یعنی فرقان تا به شرح آن واقف شوی و به این نکته عظیم برسی که وفق کلام امام معصوم چگونه بعضی از آیات میتواند مخاطبان مختلف داشته باشد یعنی قسمتی از آیه مخاطب با گروهی و قسمتی دیگر مخاطب با گروه دیگر باشد و در عینحال همان آیه مخصوص گروهی خاص باشد و در عینحال بعضی از قسمت آن شامل غیر آن مخاطبی باشد که خداوند قصد فرموده است حضرت حق جلاله در این آیات عظیمه میفرماید:( وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ)
أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا یعنی و کسانی که هر گاه آیات پروردگارشان به آنها یادآوری شود کر و کور روی آن نمیافتند (یعنی وفق کلام امام علیهالسلام به آن آیات بصیرت دارند و به آن آیات شکو تردید ندارند) و کسانی که میگویند پروردگارا همسران و فرزندان ما را مایه روشنی چشم ما قرار بده و ما را برای متقین امام قرار بده، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که اگر اشخاص عادی از اهل ایمان این آیات را تلاوت نمایند قسمت ( ربنا هب لنا تا قره اعین) به آنها مربوط میشود و از ( و اجعلنا للمتقین اماماً) به امامان معصوم و اگر امامان معصوم این آیات را تلاوت نمایند کل آیه بر آنها شامل خواهد بود و این فراز درواقع الگویی خاص برای شرح و تفسیر تمامی آیات الهی مانند این فراز خواهد بود و لذا در روایتی از حضرت صادق علیهالسلام خطاب به شخصی که در حال طواف این آیات را نسبتبه خود از خدا مسئلت میکرد فرمودند:( درخواستن خود از خدا از حد خارج شدی زیرا از او میخواهی که تو را امام مفترض الطاعة برای متقین قرار دهد پس با شنیدن این کلام بعضی از اصحاب سوال کردند فدای شما شویم این آیه در حق چه کسانی نازلشده است حضرت فرمودند قسمت اول آیه در حق شما و قسمت دوم آیه در حق ما نازل شدهاست)، و لذا در روایت دیگر امام مظلوممان فرمودند مقصود از آیه ما اهلبیت هستیم (یعنی مصداق کامل آیه) پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که نگارنده میخواست که در ضمن نگارش این اثر شریف، و در زمان مذکور شدن نام و اسامی شخصیت های والای اسلامی از میان بزرگان و پیروان اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و عجل فرجهم، به گوشههایی از زندگانی و شرح حال وجود شریف آنها اشاره نماید شخصیتهایی مانند جناب ابنمسعود رحمه الله علیه و یا جناب أصبغ بن نباته و...، که نام آنها در زمان نقل احادیث مذکور میگردد یعنی که راوی حدیث از معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم هستند ولی بیم آن داشت که حق مطلب آنها ادا نشود و یا از هدف تحدید و تدقیق نگارش دور بماند بااینوجود از این فراز به بعد تلاش مینماید تا بهطور خیلی خلاصه به گوشههایی از عظمت شخصیت و بزرگواری و فداکاریهای آنها اشاره داشته باشد شاید با ذکر نام بزرگ و با عظمت آنها به نوعی از تلاشهای عاشقانه آنها قدردانی شده و ذات اقدس احدیت جل جلاله نیز به واسطه این عرض ارادتها بر ما ترحم فرموده و ما و عزیزان ما را مورد رحمت و بخشایش خود قرار دهند آمین آمین آمین یا ربالعالمین ،پس تو ای عاقل دانا و خردمند ما در ضمن شرح احادیث)
متأخر به نامهای مبارکی برخورد نمودیم که در میان آنها نام ابنمسعود شاخص بودهاست پس آگاه باش تو ای مخاطب ارجمند که جناب عبدالله بن مسعود که به ابن مسعود معروف است از بزرگان و محترمین صحابهرسول خدا و ششمین کسی بود که به اسلام گروید و از اولین حافظان قرآن در زمان رسول خدا بود و از صحابهای است که تمام اهل اسلام به او احترام میگذارند او جزء مهاجرین بود و در جنگهای بدر و احد حاضر بود و در جنگ بدر ابوجهل دشمن سرسخت رسول خدا را به دوزخ واصل نمود، او در زمان عثمان بن عفان سومین خلیفه غاصب با ولید بن عقبه مشاجره نمود و عثمان او را به مدینه احضار کرد و بر او خشم گرفت و به او ناسزا گفت و دستور داد تا او را مضروب و مسجد بیرون انداختند به گونهای که دندههای او را شکستند و سپس دستور بازداشت او را در مدینه صادر کرد و حق او را از بیتالمال قطع نمود، او کسی بود که بر خلاف میل و رأی عثمان در خصوص حضرت ابوذر به اراده او توجه نکرد و در تدقیق مظلومانه و نماز بر وجود مطهر حضرت ابوذر شرکت نمود و عثمان کثیف کینه او را به دل گرفت و به بهانه تحویل ندادن مصحف خود، او را مضروب نمود، ابن مسعود به واسطه مصاحبت زیاد با رسول خدا احادیث بسیاری را از آن حضرت روایت نمودهاست ، در میان کسانی که از او روایت کردهاند اسامی صحابه دیگر چون ابنعباس، ابوسعید خدری، عبدالله بنعمر، عبدالله بن زبیر، ابوموسی اشعری، انس بن مالک، جابر بنعبدالله انصاری و...، و بسیاری از تابعین مانند علقمه بن قیس، اسود بن یزید، زید بن وهب، عبدالرحمن بن ابی لیلی، ابو الاسود دوئلی و...، دیده میشوند در روایات او، احادیث در خصوص موضوع (ملاحم و فتن به چشم میخورد (و احادیث ملاحم و فتن) به احادیثی گفته میشود که در خصوص اخبار غیبی دوره آخرالزمان روایت شدهاست) از مشهورترین احادیث ابن مسعود در این زمینه تصریح روایی او در خصوص بشارت به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که از طریق بسیاری روایت شدهاست و در خصوص تعداد امامان معصوم اثنی عشر نیز روایت او مشهور است، ابن مسعود در شمار آن صحابهای بود که به دلیل علم فراوان و تقوی ثابت شده و...، برای اهل اسلام فتوی میدادند و مردم در مسائل فقهی به آنها رجوع میکردند نقل احادیث فراوان در تأیید فضایل اهلبیت علیهمالسلام و عجل فرجهم و مسائل مربوط به امامت و خصوصاً حدیث مشهور ( نقبا اثنی عشر) در اثبات امامت دوازده امام معصوم دلالت بر تشیع خالص ابنمسعود رحمه الله علیه است ابنمسعود به واسطه)
معجزهای که از رسول خدا دید اسلام آورد و او همان کسی بود که داوطلبانه سوره مبارکه الرحمن را با صدای بلند بر مشرکین خواند و بههمین دلیل مشرکین قریش او را تا سرحد مرگ مضروب نمودند ولی او درهمانحالتلاوت را به پایان رسانید، در وصف ظاهر او گفتهاند که او قدی کوتاه و ساق پای نازکی داشت و در روزیکه پیامبر به او دستور بالا رفتن از درختی را داد عدهای به نازکی پای او خندیدند ولی رسول خدا فرمود (پای عبدالله در روز قیامت و در میزان اعمال از کوه احد سنگینتر است او بههمراه مادر گرامی خود که اسلام آورده بود در منزل رسول خدا به عزت و شرف خدمتکاری رسول خدا مشرف بود و در سفر و حضر آن حضرت را همراهی میکرد او از کسانی بود که به نقل راویان، در بحبوحه جنگ احد که همه رسول خدا را تنها گذاشتند، او از اندک کسانی بود که رسول خدا را ترک نکرد و از جان او دفاع نمود، و نیز از جمله صحابهای است که رسول خدا به او بشارت بهشت را داده است، منزلت او در علم و فقاهت تا جایی بود که ابنعباس با تمام بزرگی خود بعد از علی علیهالسلام از او قرآن و شرح آن را فراگرفته است....، او از جمله دوازده نفری است که به خلافت ابوبکر اعتراض نموده و تصدی غاصبانه او را رد نموده و از خواص و نزدیکان اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و عجل فرجهم بود، او ازجمله کسانی بود که بر مظلومیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها شاهد و از جمله کسانی بود که در نماز به پیکر مطهر سیدة نساء العالمین حضور داشت و اینگونه کینه توزی عثمان برعلیه ابنمسعود ریشه در محبت او به خاندان رسول خدا داشت و لذا وقتی در زمان حکومت غاصبانه خود و درزمانی که به حاتم بخشی های لجامگسیخته خود عمل میکرد ، حکومت کوفه و بیتالمال مسلمین را به ولید بن عقبه ملعون داد همان کسی که در زمان رسول خدا و به حکم قرآن فاسق معرفی شد و خدا به رسول خود امر نمود تا به او اعتماد نکند و...، پس ابن مسعود به این عمل عثمان اعتراض کرد و ولید به عثمان نوشت که ابنمسعود مردم را بر علیه تو تحریک میکند و...، پس عثمان او را به مدینه احضار نمود و زمانیکه ابن صحابی ارجمند به مدینه و مسجد رسید، عثمان درنهایت بیشرمی او را به حشرهای کثیف تشبیه نمود و...، و دستور داد او را در نهایت خشونت و خفت از مسجد بیرون بیندازند که در اثر این خشونت دندههای حضرت ابنمسعود شکست که در این راستا حضرت علی و حتی عایشه به رفتار دد منشانه عثمان اعتراض کردند ولی عثمان اعتنا نکرد و او را در مدینه بازداشت کرد و او از کسانی بود که تقدیس سیاسی زید بن ثابت)
را که توسط عمال حکومتی تبلیغ میشد یعنی در اعضاری شمردن مصحف او را رد کرد و فرمود آن زمان که زید با کودکان مشغول بازی در کوچهها بود من هفتاد سوره قرآن را از زبان پیامبر حفظ کرده بودم و....، وهمچنین ابن مسعود به واسطه احادیث فراوانی که از رسول خدا در فضایل مولانا المظلوم علی علیهالسلام نقل نمود مورد غصب خلیفه غاصب سوم قرار گرفت او راوی احادیث عظیم از رسول معظم اسلام در خصوص سبقت علی علیهالسلام و موضوع خلافت و ولایت و حکومت آن حضرت بود و اخبار غیبی و معجزه رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم را در قتال وصی عالیقدر او علی علیهالسلام با ناکثین و مارقین و قاسطین و...، نقل نمودهاست که روایات مذکور به واسطه عظمت شخصیت آن بزرگوار در کتب صحاح سته و دیگر کتب معتبر اهل اسلام نیز نقلشده است و....، او در زمره اصحابی بود که توسط خلفای غاصب از نوشتن حدیث نهی شدند و نقل احادیث او موجب برآشفته شدن عمر بن الخطاب گردید، ابنمسعود در زمان خلیفه سوم به بدعتهای مندرآوردی او اعتراض میکرد و بزرگی مقام او درواقع اسباب خشونتهای رفتاری عثمان را فراهم نمود و...، ابنمسعود در زمان شهادت خود در منتها درجه خشم از عثمان از دنیا رفت و او را تهدید کرد که در پیشگاه خداوند حق خود را از او خواهد گرفت الا لعنه الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، و اما در خصوص سرور ما جناب أصبغ بن نباته پس او از یاران خالص مولانا المظلوم علی علیهالسلام و از اعضای مهم شرطه الخمیس بود که ما قبلاً در خصوص آن کلام خود را آورده و تکرار نمیکنیم و معنی عنوان شرطه الخمیس را جناب اصبغ اینگونه روایت فرموده است که گفت (که ما با علی علیهالسلام شرط و پیمان بستیم که تا پای جان در راه او فداکاری کنیم و حضرت نیز بهشت را برای ایشان ضمانت فرمود او از جنگاوران عراق و از سرداران حضرت علی علیهالسلام به شمار میآید و میزان عظمت محبوبیت و منزلت او در نزد مولای او حضرت علی علیهالسلام در برخی از روایات بهخوبی آشکار است، جناب أصبغ بن نباته از راویان رویدادهای جنگ صفین و جمل با کافران و مشرکان امت و ستیزهگران با شریعت پسندیده خدا بودهاست، مایه شهرت او در واقع بعد از خلوص و فداکاری او در راه شریعت پسندیده خدا و یاوری وصی رسول خدا یعنی حضرت علی علیهالسلام، شخصیت والای علمی و روایی اوست أصبغ بن نباته مدتی بعد از شهادت مولای خود علی علیهالسلام زنده بود و موضوع شهادت آن حضرت را گزارش نمودهاست او را از بزرگان زاهد)
و عابد و متقی معرفی نموده اند که پساز عمری تلاش و مجاهده و یاری و یاوری مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام در نهایت مظلومیت و غمهای وارده در سنین بالا به دیدار مولای مظلوم خود دار فانی را وداعفرمود أصبغ بن نباته کسی بود که میگفت هر کسی به ناروا و با سوء نیت به آن حضرت نگاه کند او را تباه خواهیم نمود أصبغ بن نباته کسی بود که بعد از ضربت خوردن حضرت نتوانست از آن حضرت دور شود و اجازه حضور بر بالین آن حضرت را یافت، و این واقعه عظیم را روایت نمود که مضمون آن اینگونه است(... هنگامیکه امیرمؤمنان علی علیهالسلام ضربتی بر فرق مبارکش فرود آمد که به شهادت او انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و...، و امام حسن مردم را دعا نمود و مرخص فرمود.... ولی اصبغ پای رفتن نداشت پس استغاثه حضور خواست و حضرت به او اجازه شرفیابی داد، اصبغ میگوید وقتی وارد شدم امیرمؤمنان را دیدم که دستمال زردی به سر بسته که زردی صورت او بر زردی دستمال غلبه داشت و از شدت درد و کثرت الم پاشنههای پای خود را یکی پساز دیگری بلند میکرد و زمین میگذاشت پس مرا دید فرمود ای اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدی گفتم چرا...، پس حضرت فرمود بنشین و حدیثی از من بشنو که فکر نمیکنم که از این روز به بعد از من حدیثی بشنوی پس آگاه باش ای اصبغ که من به عیادت رسول خدا رفتم همانگونه که تو این زمان آمدی پس رسول خدا به من فرمود ای اباالحسن برو و مردم را جمع کن و بالای منبر برو و یک پله پایینتر از جایگاه من بنشین و به مردم بگو ای مردم آگاه باشید هر کسی که عاق والدین شود لعنت خدا بر او باد، بترسید هر کس از صاحبان خود بگریزد لعنت خدا بر او باد و بترسید هر که مزد اجیر خود را ندهد لعنت خدا بر او باد....، پس حضرت چنین عمل نمود و شخصی شرح آن پیام را خواست پس حضرت میفرماید من مراجعت کردم و سپس فرمود ای اصبغ دست خود را پیش بیاور و سپس حضرت یکی از انگشتان مرا گرفت و فرمود ای اصبغ رسول خدا نیز همینگونه یکی از انگشتان دست مرا گرفت و سپس فرمود ای اباالحسن من و تو پدران این امت هستیم هر که ما را ناخشنود کند لعنت خدا بر او باد، من و تو مولای این امت هستیم هر کس از ما بگریزد لعنت خدا بر او باد و ما برای امت تلاش نموده ایم پس هر کسی که از اجرت ما بکاهد و مزد ما را ندهد پس لعنت خدا بر او باد آنگاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم پس در این زمان حضرت بیهوش شد و چون بههوش آمد فرمود ای اصبغ هنوز هم نشستهای عرض کردم آری ای مولای من پس فرمود
حالا حدیثی دیگر برای تو میگویم: ای اصبغ رسول خدا در یکی از کوچههای مدینه مرا غمگین دید به گونهای که آثار غم از چهره من پدیدار بود پس فرمود ای ابوالحسن تو را غمگین میبینم آیا برای تو حدیثی نگویمکه بعد از آن هرگز غمگین نشوی گفتم آری پس حضرت فرمود: چون روز قیامت شود خداوند منبری بر پا خواهد داشت که برتر از منابر همه پیامبران و شهیدان است پس خداوند مرا امر مینماید که بر آن منبر بالا روم و تو را امر میفرماید تا یک پله پایینتر از من قرار گیری و سپس دو فرشته را امر میفرماید که یک پله پایینتر از تو بنشینند...، و چون بر منبر قرار گیریم احدی از گذشتگان و آیندگان نیست مگر آنکه حاضر میشود پس آنگاه آن فرشته که یک پله پایینتر از تو نشستهاست ندا میکند که ای مردم بدانید که من رضوان دربان بهشت هستم و خداوند به کرم و فضل و جلال خود مرا امر فرمودهاست که کلیدهای بهشت را به محمد بسپارم و محمد نیز مرا امر فرمودهاست که آنها را به علی بن ابیطالب بسپارم پس گواه باشید که به او سپردم و سپس فرشته دیگر.... میگوید: ای مردم ....من مالک دربان دوزخ هستم پس خداوند به فضل و کرم و جلال خود مرا امر فرموده که کلیدهای جهنم را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرمود که آنها را به علی بن ابیطالب بسپارم پس گواه باشید که آنها را به او سپردم پس من کلیدهای بهشت و دوزخ را میگیرم پس در این زمان رسول خدا صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم به من فرمود ای علی تو به من متوسل میشوی و خاندان تو به تو و شیعیان به خاندان تو متوسل میشوند پس من از شادی دست زدم و گفتم ای رسول خدا همه به بهشت میرویم حضرت فرمود آری به پروردگار کعبه قسم پس أصبغ گوید من جز این دو حدیث دیگر چیزی از مولایم نشنیدم که حضرت چشم خود را از جهان فروبست پس درود خدا بر او باد، پس با این وصف جناب أصبغ بن نباته آخرین کسی است که از حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام حدیث شنیده است و این بزرگترین افتخار برای آن بزرگوار است که تا ابد بر کارنامه درخشان او در درخشش است خدایا به حق عشق و محبت جناب أصبغ بن نباته که تا آخرین لحظات در کنار مولای مظلوم ما علی علیهالسلام بود و از یاران با محبت و خالص آن حضرت بود تو را قسم میدهیم که ما و عزیزان ما را هم به آبروی آن بزرگوار در دنیا و آخرت رستگار فرمایی و دعای ما را در حق مولای مظلوم ما حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مستجاب فرمایی و جهان پر از ظلم و جور را از عدل و عدالت خود به واسطه وجود آن حضرت بهرهمند
فرمایی که دعای دائم و بیانقطاع ما این است اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما که ما درخصوص تعدد مخاطبین در کلام خدا،قبلاً شرح داده و نمونههای بارز آن را ذکر نمودهایم به گونهای که بهنظر میرسد سراسر کتاب خدا در راستای شرح اصول کلی در این مسیر باشد پس در ادامه در فراز پایانی این سوره مبارکه به آیه عظیمه 77 این سوره مبارکه میرسیم که خداوند در آن میفرماید:( قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا، یعنی بگو پروردگار من برای شما ارزشی قائل نیست اگر دعای شما نباشد و بهدرستی که شما تکذیب نمودید و (به زودی این تکذیب دامان شما را خواهد گرفت) و از شما جدا نخواهد شد، و شاهد این مدعا تفسیر مستقل و جدایی از فراز دوم آیه توسط امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است و این امر دلالت بر استقلال این دو فراز از یکدیگر دارد، جناب برید عجلی از مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام روایت مینماید که:( ... من به امام باقر عرض کردم کدام یک از این دو عمل در نماز افضل است بیشتر قرآن خواندن و یا طول دادن رکوع و سجود پس حضرت فرمود بسیار طول دادن رکوع و سجود و آیا کلام خداوند متعال را نشنیدهای که میفرماید:( آیه20 مزمل: فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ) یعنی به اندازهای که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را برپا دارید پس قطعا مقصود خداوند از بپا داشتن نماز، طول دادن در رکوع و سجود است پس عرض کردم که کدامیک از این دو افضل است قرائت بسیار قرآن و یا دعای بسیار نمودن پس حضرت فرمود دعای بیشتر مگر فرمایش خداوند متعال را نشنیدهای که میفرماید:( قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ) پس شاهد دیگر کلام مولای معصوم و مظلوم ما حضرت موسیبنجعفر علیهالسلام است که میفرماید:(... دعا برتر از قرائت قرآن است زیرا که خدا میفرماید؛ قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا و روایت نمودم که دعا همه بلاها از آنچه مقدر شده و از آنچه مقدر نشدهاست را دفع میکند پس شخصی سوال کرد: دفع بلای غیر مقدر به چه معنی است پس امام فرمود دعا موجب میشود که بلا از اساس تحقق نگیرد) و این مولای مظلوم ما علی علیهالسلام است که میفرماید:( محبوبترین اعمال در نزد خداوند در روی زمین دعا است و افضلترین عبادتها عفاف و آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ) و بازهم مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام در روایت دیگری میفرماید:( چهار)
چیز است که به نفع انسان میباشد و هیچ بر ضرر او نیست ( و آن ایمان و شکر زیرا خداوند متعال (در آیه 147 سوره نساء) میفرماید:( مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ) یعنی خدا چه نیازی به مجازات شمادارد اگر شکرگزاری نموده و ایمان بیاورید و سپس استغفار زیرا که خداوند متعال (در آیه 33 انفال) میفرماید:( وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ) یعنی ای پیامبر تا زمانیکه تو در میان آنها هستی آنها را عذاب نمیکند و نیز تا زمانیکه استغفار نمایند خدا آنها را عذاب نخواهد کرد و دیگری دعا، زیرا خداوند متعال فرمودهاست؛ (قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ)) و اما در شرح فراز آخر امام مظلوم ما امام باقر میفرماید و حکم آن درباره اهل نجران این است که اگر مباهله میکردند صحرا پر از آتش میشد پساز این کار امتناع کردند و درستی سخن رسول خدا را دریافتند و مانند اینکه فرمود:( فسوف یکون لزاما) و در کلام دیگر (آیه 16 سوره مبارکه دخان) يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ : یعنی در آن روزیکه آنها را با قدرت خواهیم گرفت) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز، شرح این آیات عظیمه در این سوره مبارکه یعنی فرقان به اتمام رسید و در ادامه به شرح آیات عظیمه سوره بعد یعنی سوره مبارکه ( الشعراء) میرسیم ولی قبل از آن یادآوری مینماید نگارنده روایتی را با این مضمون که در آن یکی از پیروان حضرت جعفر بنمحمد الصادق علیهالسلام به حضور حضرت مشرف میشود و ملاحظه مینماید که حضرت بیش از پیش به او اظهار محبت و دوستی مینماید پس عرض میکند ای پسر رسول خدا با من مهربان شدهای حضرت میفرماید این اثر دعای خود تو به درگاه حضرت پروردگار است آیا تو به درگاه خدا دعا نکردی که خدایا قلب امامزمان من حضرت صادق را نسبت به من مهربان نما پس خداوند دعای تو را مستجاب کرد و قلب مرا نسبتبه تو مهربان نمود پس ای خدایی که سر رشته تمامی امور خیر به دست توست پس قلب حضرت مهدی صاحب الزمان را نسبتبه ما و عزیزان ما مهربان بفرما و ما از تو استدعای عاجزانه داریم که در امر ظهور آن حضرت تعجیل بفرمایی زیرا مهدب چشم و گوش تو و خلیفه تو است و او میبیند تمامی ظلمهای عالم را و میشنود صدای مظلومان بیپناه عالم را ولی دستهای او بستهاست و قلب او مجروح است و او وارث تمام غمهای عالم است و بههرحال او بشر است و تو خالق و پروردگار یکتا هستی پس به صبر جمیل پرده ای بر قلب و چشم و گوش)
او بیفکن تا رنج نکشد و زجر نبیند و اگر این امر امکانپذیر نیست پس او را نجات بده به فرمان ظهور تا به دیوار کعبه تکیه داده و ندای (انا بقیةالله او در جهان طنینانداز شود، و آنگاه تعذیب دنیایی رئوس معاندینتو از بین همه ستمکاران به اهل ایمان را با زنده کردن آنها در ایام رجعت مقدسین تو آغاز نماید و سپس آنها را بعد از تعذیب دنیایی به سوی دوزخ جاوید خود روانه کنی همانگونه که به همه انبیاء و اوصیاء و اهل ایمان وعده دادهای پس تو ای خدای قادر حی متعال دعای مضطرین را استجابت فرما که جز تو کسی اجابت نمیکند و اگر اجابت نماید قادر نیست به برطرف نمودن ظلم و جور در عالم مگر تو که قادر هستی که اساس عدل و داد خود را در جهان بگسترانی بعد از آن که از ظلم و جور مملو شده باشد پس تو میدانی و تو آگاه هستی که چگونه جهان زیبای تو به ننگ و نفرت و تعفن ظلم و ستم مشحون شدهاست و تو میبینی همه آن ظلمهایی را که خلایق قادر به درک کمترین آنها نیستند تو میشنوی صدای ضجه و ناله مظلومان و محرومان عالم را و میبینی که چگونه گروه گروه در فجیعترین وضعیتها به چنگال مرگ گرفتار شده و به زیر خروارهای خاک میروند پس برای ما و همه بشریت بس باشد رنجهایی را که مقدسین تو از میان انبیاء و اوصیاء و درصدر آنان بر محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و بر عزیزان آنها از خاندان آنها و اصحاب و پیروان آنها واقعشده است و آنها بر تو شهادت میدهند از همه ظلمهایی که واقع شد و...، قلب مجروح و آگاه محمد رسولالله و فرق شکافته وصی عالیقدر او و پیکر نحیف رنجیده و بازوی خرد شده و پهلوی شکسته و صورت نیلی از سیلی و گل پر پر شده صدیقه طاهره فاطمه زهرا و شهادت میدهد برای تو لب های به سم و خون آغشته امام مجتبی و شهادت میدهد بر تو رگهای بریدهی گردن حسین شهید و بر تو شهادت میدهد خندههای علی او بر پدر مظلوم به هنگام ورود تیر سه شعبه بر حنجر نازکتر از گل او و شهادت میدهد بر تو اسارت آلالله به کوفه و شام و....، شهادت میدهد برای تو ناله های بابا بابای طفل سهساله حسین رقیه بنتالحسین در خرابه شام و بر تو شهادت میدهد وجود در غل و زنجیر بیمار کربلا و بر تو شهادت میدهند رنجهای اسارت امام باقر و امام صادق در چنگال هراس انگیز طاغیان زمان و بر تو شهادت میدهد حلقههای زنجیر و دیوارهای زندانهای مخوف پستترین و سفاکترین و خونخوار ترین موجودات زمین یعنی هارون ملعون و آن مظلومیتهای جان فرسای امام مظلومان موسی بن جعفر و بر تو شهادت میدهد مظلومیت و)
غربت امام رضا که اسیر عفریت مکر و ریا و جنایات سگ هار دوزخی یعنی مامون ملعون بود و بر تو شهادت میدهد جوانی فرزند گرامی او جواد و بر تو شهادت میدهد مظلومیت امام هادی و بر تو شهادت میدهد غربت امام عسکری و بر تو شهادت میدهد رنجهای جانکاه و طاقتفرسای مهدی، که این مقدسین درگاه تو، درواقع نماد مظلومیت مظلومان عالم هستند پس تو شنونده دعا و تو استجابت کننده آن هستی پس به درگاه تو تضرع میکنیم و از تو نجات آخرین معصوم از سلسله مقدسین معصوم تو یعنی انبیاء و اوصیاء یعنی حضرت مهدی را خواستار هستیم زیرا جهان پر از ظلم و جور در انتظار عدالت فراگیر توست که پروردگار عالم هستی و عدالت فراگیر تو نیز به واسطه ظهور بازوی توانمند تو اجرایی خواهد شد پس ای خدای قادر متعال همانگونه که به همه مقدسین و صالحین و بندگان خود وعده فرموده ای نجات خود را در جهان ظاهر فرما و اساس کفر و نفاق و شرک و ظلم را در جهان به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جای خود برکنده بفرما و جهان زیبای خود را به عدلوداد خود آراسته بفرما که تو بهترین استجابت کننده و بهترین پناه و بهترین شفادهنده قلوب مجروح هستی آمین آمین آمین یا ربالعالمین ، پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه دوم و سوم این سوره مبارکه یعنی شعرا:( تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ یعنی ( ای رسول ما) این آیات کتاب مبین (یعنی قرآن عظیم است) گویا تو میخواهی که جان خود را از شدت اندوه از دست بدهی بهخاطر اینکه آنها ایمان نمیآورند، یعنی رسول خدا از شدت اندوه اینکه مشرکان ایمان نمیآورند جان خود را به خطر میانداخت پس عمار بن سوید از حضرت صادق علیهالسلام روایت مینماید که حضرت فرمودند:( رسول خدا میفرماید ای علی من از خدا خواستم که بین من و تو پیوند دوستی برقرار کند پس خداوند اجابت فرمود و باز از او خواستم که بین ما پیوند برادری برقرار کند پس اجابت فرمود پس از خدا خواستم تا تو را وصی من قرار دهد پس خدا چنین نمود (یعنی تو را وصی من قرار داد) پس کسی از قریش گفت به خدا قسم یک پیمانه خرما در داخل مشکی کهنه بهتر از چیزی است که محمد از پروردگارش (درباره علی) خواست چرا (برای یاری خود) از فرشتهای نخواست تا دربرابر دشمنانش او را یاری کند یا گنجینهای نخواست که در برابر فقر از آن کمک بگیرد، پس خداوند این آیه را نازل فرمود) پس ذات اقدس احدیت جل جلاله پاسخ این شیاطین و همه)
شیاطین جن و انس در این رابطه را روز قیامت در ایات عظیمه چهارم به بعد این سورهی مبارکه اینگونه ابلاغ میفرماید:(( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِمُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ یعنی اگر ما اراده نماییم از آسمان بر آنها آیهای نازل مینماییم که (از ترس) گردنهای آنها در برابر آن خاضع گردد (یعنی قرار و مدار بر ایمان از روی تعقل است زیرا وفق کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام ایمان از روی ترس هیچ ارزشی نداشته و شخص را که مستحق بهشت ننموده و برای او شایستگی رسیدن به بهشت را فراهم نمینماید و لذا) و هیچ یادآوری تازهای از سوی خدای رحمان بر آنها نمیآید مگر اینکه از آن رویگردان میشوند، آنها تکذیب نمودند ولی بزودی اخبار (کیفر) آنچه را که استهزاء مینمودند به آنها میرسد، آیا آنها به زمین توجه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویانیدیم ، پس در این آیهای است ولی اکثریت آنها هرگز مؤمن نبودهاند و (البته) پروردگار تو توانا و مهربان است...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز به شرح و تفسیر مولانا المظلوم علی علیهالسلام وصی رسولالله و خلیفه بلا فصل او بر امت اسلام توجه نما و آنگاه به وجود آن حضرت افتخار نما و شکر گزاری کن وفق کلام آنچه مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام امر فرمود یعنی برای سعادت عظیم پیروی از دوازده امام و چهارده معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم، یعنی دستهای خود را به سوی آسمان ببر و از صمیم قلب به خداوند عرضه بفرما (الحمدلله رب العالمین)، پس تو ای مخاطب ارجمند به این روایت عظیم توجه نما و صلوات و درود خالصانه خود را به محضر حضرت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم تقدیم نما یعنی صلواتی که برای آن نهایت و عددی نباشد یعنی به عظمت الله و تا آن زمان که خدا خدایی میفرماید در این روایت حضرت علی علیهالسلام میفرماید:( اگر خداوند (که بزرگ است حمد و ثنای او)، در هنگام بعثت انبیاء الهی اراده میفرمود تا برای آنها درهای گنجهای طلا و معدنهای شهرها و باغهای سرسبز را به روی آنها بگشاید و پرندگان آسمان و حیوانات وحشی زمین را (برای یاری آنها) همراه آنها نماید البته میتوانست چنین اعمالی را صورت دهد ولی اگر چنین مینمود دراینصورت جایی برای آزمون و امتحان باقی نمیماند (یعنی همه از روی ترس و)
اکراه و اجبار ایمان میآوردند و اجر و پاداش باطل میشد و اخبار آسمانی (بشارتها و هشدارهای اله)،ی از میان میرفت و واجب نمیشد برای قبول کنندگان دعوتهای الهی اجرها و پاداشهای کسانی که در راهخداوند به آزمایش و بلا دچار شدهاند و نیز به اهل ایمان ثواب نیکوکاران نمیرسید و (هرگز) نامها (مرتبط در این راه یعنی مؤمن، کافر، مشرک، منافق، مقتول در راه خداوند و...) معانی روشن خود را نداشت (یعنی همه از روی ترس و اکراه و جبر و زور و یا تعقل و تدبر و...، ایمان میآوردند ولی بین آنها هیچ فرقی نبود و از هم شناخته نمیشدند) و به این دلیل اگر خداوند از آسمان آیهای نازل مینمود( فضلت اعناقهم لها خاصعین) و اگر چنین مینمود دیگر آزمایش و امتحان الهی از همه خلایق جهان ساقط میشد) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین...، پس جناب عمر بن حنظله روایت مینماید از مولای خود حضرت صادق علیهالسلام که فرمود قبلاز قیام قائم (آلمحمد علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف) پنج علامت ظاهر میشود (صیحه، سفیانی، خسف، قتل نفس زکیه، یمانی) یعنی (صیحه آسمانی، ظهور سفیانی، فرورفتن زمین، قتل نفس زکیه و خروج یمانی) پس عمر بن حنظله عرض مینماید ای مولای من فدای تو شوم اگر کسی از اهلبیت تو قبلاز ظهور این علامت ها قیام نماید من او را همراهی کنم حضرت فرمود نه، پس من فردا آیه ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ)را خواندم و به آن حضرت عرض کردم آیا این همان فریاد است ایشان فرمود اگر این آیه همان صیحه باشد پس گردن اعداء خداوند عزوجل برای آن خاضع میگردد، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما که علم غیب خصوصا ساعت قیام حضرت مهدی و رجعت مقدسین و برپایی قیامت و....، و بسیاری از علوم دیگر که مربوط به آینده است فقط در نزد ذات اقدس الهی است و بلکه کلیات آن در نزد اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و عجل فرجهم و سایر معصومین از انبیا و اوصیاء الهی علیهمالسلام است و این کلام ما مستند است به روایت عظیمی که منسوب است به مولای مظلوم ما علی علیهالسلام (و سایر معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم) که فرمودند با این مضمون که اگر یک آیه در کتاب خدا نبود من تمامی وقایع تا روز قیامت را اخبار مینمودم پس تلاوت فرمود آیه (يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ) (یعنی آیه 39 سوره مبارکه رعد یعنی خداوند هر چه را بخواهد محو و هرچه بخواهد ثبت میکند و در نزد اوست علم کتاب) و توجه نما که امام)
معصوم ما علیه السلام تمامی شیادان و رمالان و جادوگران و کلاهبردارانی را که ادعای داشتن علم آینده را مینمودند نفی و تعزیر مینمود و ما قبلاً در خصوص برخورد حضرت با شخصی که ادعای پیشگویی از آیندهرا در حضور حضرت داشت را مذکور نمودیم و البته در تاریخ شرح وقایع امثال این رمالان و جادوگران و...، ثبت است و تمامی آنها برگرفتهشده از الهام شیطان و تحریف تحریفگران یهودی است که به این پیشگوهای جادوگر، عنوان نبی اطلاق مینمودند و ما در کتاب شریف نورالانوار خود بهشرح حال آنان پرداختهایم و....، در تاریخ ثبت است که شخصی که مدعی پیشگویی از آینده بود را به نزد استالین جلاد آوردند و به او گفتند شخصی آمده و مدعی است که از آینده اطلاع دارد و میتواند آنها را پیشگویی نماید پس استالین بلافاصله دستور اعدام او را صادر کرد و سپس گفت این احمق اگر میتوانست از آینده خبر دهد قتل خود را پیشبینی میکرد و نیز توجه نماید مخاطب ارجمند که ذات اقدس احدیت به پیامبران خود اخبار آینده را اعلام مینمود و آن قضای حتمی ذات اقدس احدیت است مانند ظهور انبیاء الهی موسی، عیسی، و حضرت محمد علی نبینا وآله و علیهمالسلام و یا وعده ارثیت دادن زمین به صالحین و یا وقوع رجعت یا وقوع قیامت ولی زمان وقوع آنها در علم ذات اقدس الهی جل جلاله است ولیکن برای وقوع آنان علائمی ذکر میشود و نمونه آن در این روایت است که از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام نقل گردید پس توجه نماید مخاطب ارجمند که تمامی روایاتی که از معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم در این باب وارد شدهاست اگر معنی اول را افاده کند صحیح و اگر مفهوم دوم را افاده کند جعلی است و در همین راستا تمامی احادیثی که مفهوم جبر در اعمال و استناد اعمال ظالمانه به خداوند متعال در رابطه با تقدیر آن در اعمال انسانها را افاده مینماید جعلی خواهد بود و در کنار تمام این احوالات حکم وقوع (بداء در امر الهی است که بازهم ریشه در اختیار انسانها و توجه ذات اقدس الهی به عملکرد آنها دارد و بر این اساس تمامی یاوههایی که مشرکین وحدت وجودی و یا سایر تفکرات فرقهای دیگر در این باب دارند باطل و لایق مزبله دانی خواهد بود پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند بر عظمت شخصیت علمی مولانا المظلوم حضرت صادق علیهالسلام که در برهه زمانی امامت ایشان بر جویندگان حقیقت تجلی نمود و البته این فضیلت برای تمامی امامان معصوم ما علیهمالسلام و عجل فرجهم وجود دارد ولی بواسطه جو اختناق حاکمان تبهکار، فرصت جلوه)
برای آنها به وجود نیامد و آنچه مسلم است آن حضرت بیشاز چهار هزار شاگرد بنام داشته است یعنی شاگردانی که اسامی تمامی آنها در صفحات تاریخ مذکور است و این امر دلالت بر استمرار فراگیری آنها درطول سالیان متمادی دارد آنها از سراسر ممالک اسلامی به سوی آن حضرت شرفیاب میشدند و از دریای بیکران علم لدنی آن حضرت بهره میبردند و...، از میان راویان و شاگردان آن حضرت میتوان به ابان بن تغلب اشاره نمود که از ایشان سی هزار حدیث نقل شدهاست نکته مهم اینکه بسیاری از پرورشیافتگان مکتب امام صادق علیهالسلام خود از دانشمندان و بزرگان فقهای زمان خود بودهاند که از جمله آنها میتوان به زراره بن أعین و دو برادر او بکر و حمران اشاره کرد و نیز جمیل بنصالح و جمیل بن دراج و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و هاشم بن حکم و هاشم بن ثابت و ابوبصیر...، اشاره نمود ابن خلکان در شرححال آن حضرت می نویسد که شاگرد او ابوموسی جابر بن حیان است که کتابی در هزار ورق تالیف نمود و پانصد رساله حضرت جعفر بنمحمد را در آن گردآوری نمودهاست جمیل بن دراج از خواص آن حضرت بود و روایت شدهاست که حضرت اسراری به او میآموخت که به دیگران تعلیم نمیداد و یا لیث بن البختری که امام صادق او را که از علم امام باقر نیز بهرهگیری نموده بود را، از ارکان زمین و دانشمندان معرفی مینماید و یا هشام بن حکم که حضرت در مورد او میفرماید که ایشان مراقب و نگهبان حق ما و مؤید صدق ما و نابودکننده نظرات باطل دشمنان ما است و کسی که از او پیروی کند از ما پیروی کرده و کسی که با او مخالفت کند با ما مخالفت کردهاست و یا جابر بن یزید جعفی که امام در حق او فرموده اند که او را جابر نامیدهاند زیرا کمبودهای مؤمنین را با دانش خود جبران میکند و اوست که دریای بیکران از علم در عصر خود است و یا جناب عمران بن اعین که از شاگردان آن حضرت و امام باقر بوده و امام باقر در حق او فرمودهاست که تو شیعه ما هستی در دنیا و آخرت و نیز ابان بن تغلب، ابوحمزه ثمالی، معلی بن خنیس، عبدالله بن ابی یعفور، اسحاق بن عمار، بهلول، مفضل بنعمر.... علاوه بر این بزرگواران که از بزرگان شیعه اثنی عشری هستند، شمار بسیاری از دانشمندان و پیشوایان اهلسنت نیز افتخار شاگردی آن حضرت را داشتهاند...، ابن حجر کسانی مانند ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری، شعبه، ابن جریج، یحیی بنسعید...، را از شاگردان آن حضرت معرفی مینماید و این افتخار شیعه جناب ابن شهر آشوب مازندرانی سروینه باغی است که میفرماید که مالک بن انس در بسیاری از موارد
ادعا کرد که روایات خود را شخصا از امام صادق علیهالسلام دریافت کرده و میگفت:( راوی موثق و بسیار معتمد جعفر بنمحمد برایم اینگونه حدیث نمود و...، ابوحنیفه در خصوص آن حضرت میگوید:( اگر آن دوسالی که شاگردی امام صادق را نمودم نبود قطعا هلاک میشدم و نیز گفت من هیچکس را عالمتر از جعفر بنمحمد نمیدانم)، جابر بن حیان ابتدا از شاگردان امام باقر بود و بعد از شهادت آن حضرت به افتخار شاگردی امام صادق رسید و او از در تمامی علوم و فنون مخصوصاً شیمی تألیفات بسیار دارد و به اقرار خود همه آنها را از امام صادق آموختهاست، او در اکثر آثار و رسالههای خود مینویسد (قال لی جعفر علیهالسلام)، (القی علی جعفر علیهالسلام)، ( حدثنی مولای جعفر علیهالسلام)، ( اخذت هذا العلم من جعفر بنمحمد سید اهل زمانه علیهم السلام) و جابر بن حیان علاوهبر ارائه فرضیات و تئوریهای علمی موفق شد تا آزمایشگاهی متناسب با وسایل آن روز به وجود آورد و تئوریهای خود را عملی نماید، از اختراعات او اسید آزتیک (تیزاب معمولی) و تیزاب سلطانی که ترکیب اسید ازتیک و اسید کلریدریک است میباشد و همچنین کاشف الکل است و اوست که چندین فلز را کشف کرد پیشرفتهای او در علوم طبیعی مخصوصاً شیمی موجب شد که دانشمندان بزرگ مانند زکریای رازی و ابوعلیسینا و ابوعلی مسکویه و..، از آثار او بهرهگیری نمایند... در دوره رنسانس در اروپا حدود سیصد رساله از جابر بن حیان به زبان آلمانی به چاپ رسید او از شاگردان مخصوص حضرت صادق علیهالسلام بود و در تالیفات خود تصریح نمودهاست که توانسته است پانصد رساله خود را با نظر امام صادق علیهالسلام تکمیل نماید که اغلب این رسالات غیر از علوم شرعی و در رشتههای تخصصی دیگر مانند حیات، نجوم، طبیعیات، پزشکی و... غیره تدوین یافتهاست...، از شاگردان بزرگ دیگر آن حضرت مفضل بن عمر است که میگوید یکی از سفارشات امام علیهالسلام به من این بود که میفرمود ای مفضل مطالب را بنویس و علم خود را بین برادران ایمانی خود منتشر کن تا پساز مرگ تو، نوشتههای تو به دیگران به ارث برسد زیرا بر این مردم زمانی خواهد رسید که به چیزی اهمیت نمیدهند مگر به آثار گذشتگان...، و این جمیل بن دراج است که میگوید من از امام صادق علیهالسلام (در عظمت مقام و منزلت چهار شاگرد مخصوص او) شنیدم که میفرمود:( صاحبان محبت را به بهشت بشارت دهید:( برید بن معاویه العجلی)، ( ابوبصیر)، (محمد بن مسلم)، (زراره) این چهار نفر همان چهار مرد نجیب و امین خدا بر حلال و حرام هستند که اگر نبودند آثار نبوت)
قطعشده و از بین میرفت...، پس چون با این کلیات از عظمت شخصیت مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام و والایی منزلت شاگردان آن حضرت آشنا شدی پس در ادامه توجه نما به شرح این آیه عظیمه ازمولای غریب و مسموم و معصوم ما حضرت رضا علیهالسلام که شهید شد در غربت به دست سگ هار طاغی و یاغی یعنی مأمون ملعون، در این روایت که از جناب حسین بن خالد مذکور گردیدهاست حضرت رضا علیهالسلام میفرماید:( کسی که ورع ندارد دین ندارد و کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد (ان اکرمکم عند الله اعملکم بالتقیه قبل خروج قائمنا یعنی بهدرستی که گرامیترین شما نزد خدا بیشترین عملکننده شما به تقیه قبلاز خروج قائم ما است و هر کس فریضه تقیه قبلاز خروج قائم ما ترک نماید از ما (اهلبیت) نیست، پس به حضرت عرض شد که ای فرزند رسول خدا قائم شما کیست فرمود چهارمین فرزند من زاده سیده کنیزان (خداوند) و خداوند به وسیله او زمین را از هر خلافی پاک میکند و از هر ستمی منزه می دارد و اوست همان کسی که مردم در ولادت او شک میکنند و اوست که پیشاز خروج خود غیبت دارد و چون خروج نماید ( اشرقت الارض بنور ربها) و ( وضع میزان العدل بین الناس) یعنی زمین به نور رب او درخشان میشود و میزان عدل در میان مردم برقرار میگردد و هیچکس به دیگری ستم نمیکند و اوست آن کسی که زمین برای او بههم پیچیده میشود و سایه ندارد و اوست آن کسی که منادی از آسمان به نام وی فریاد میزند که همه اهل زمین دعوت به سوی او را میشنوند که میگوید: آگاه باشید بهدرستی که حجت خدا در خانهی خدا ظاهر شد ، پس از او پیروی کنید و بهدرستی که حق با اوست و در اوست و این است تفسیر قول و کلام خداوند عزوجل ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ))، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که در این روایت عظیم نکتههایی عظیم وجود دارد اول اینکه مولای مظلوم و غریب و شهید و مسموم به زهر جفای سگ سفاک عباسی یعنی مامون ملعون، در این روایت تاویل های آیات عظیم الهی در ( ان اکرمکم عند الله اتقیکم)، ( و اشرقت الارض به نور ربها) و (وضع میزان و...)، را بدینگونه که ملاحظه شد بیان فرمودهاست دوم، توجه به این نکته عظیم که هر انسان خداترس باید به عواقب آن توجه نماید و آن عظمت و حرمت حفظ جان و حیات اهل ایمان و اهل ولایت در پیشگاه خداوند است که وظیفه شدهاست برای ایشان که حفظ نمایند جان شریف خود را از تهاجم شیاطین جن و انس با رعایت اصل تقیه ونیز شرکت نکردن در)
هر غوغایی بنام دین تا قبلاز قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا جان شریف ایشان در مهلکه فنا نیفتاده و اساس دین و شریعت که خلاصه میشود در پیروی اهل ایمان از ولایت مولانا المظلوم علیعلیهالسلام و اولاد طاهرین ایشان علیهمالسلام و عجل فرجهم و نیز خبر دادن از وجود اقدس منزلت شاهزاده جهان و دختر شاه شاهان و آن مقدس از نسل عیسی یعنی مادر عزیز و گرامی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که افتخار یافت به عروس بودن حضرت محمد صلی الله علیه واله و سلم و عجل فرجهم و عروس بودن برای حضرت علی و خاندان عصمت و طهارت و عروس بودن برای سیده نساء العالمین من الأولین و الآخرین یعنی حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام و اینکه سعادت یافت که آخرین مقدس از سلسله انبیاء الهی از وجود پاک و مطهر او پای مبارک را جهان قرار دهد همان وجود عظیم که بهجا آورنده وعده خدا در ارثیت دادن زمین به صالحین و در برقراری عدل و عدالت در جهان بعد از مملو شدن از ظلم و جور و...، است و دیگر خبر غیبی در اینکه مردم در ولادت او شک میکنند و...، و اینکه صاحب غیبت طولانی یعنی عمر طولانی است و اوست تفسیر (اشرقت الارض بنور ربها و... و اوست صاحب عجایب و تصرف در کائنات و صاحب صیحه آسمانی که به نام وی ظهور پر جلالت وی را از کنار خانه خدا بر اهل عالم اعلام مینمایند و اوست که امر میشود به پیروی و اوست تأویل آیه عظیم (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ)) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این حدیث عظیم که راوی آن حسین بن خالد رحمه الله علیه است دانستی که چگونه حفظ جان پیروان حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم که پیرو وصی عالیقدر آن حضرت یعنی شیعیان اثنی عشری هستند در قالب فریضه تقیه و عدم شرکت در غوغا های دنیا طلبان، قبلاز خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و...، در نزد خداوند عظیم است پس در نقطه مقابل دوزخ جاودانی است برای کسانی که آنها را مجبور به تقیه مینمایند و یا مرگ را برای آنها و خاندان آنها به طرق مختلف رقم میزنند الا لعنه الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که حسین بن خالد رحمه الله علیه از راویان بزرگ و مقدس سده سوم بودهاست و نام او در زنجیره بسیاری از احادیث وارد شدهاست او دارای عمر طولانی و با برکت بوده و از حضرت صادق و امام کاظم و حضرت رضا)
روایت نقل نموده است او گاهی به صیرفی و گاهی پسر ابو العلاء و گاهی حسین بن خالد بن طهمان و...، خطاب شده و آنچه مسلم است این سروران گرامی و محترم بوده اند که آثار تلاشهای آنها و زحمات آنهاو عشق و محبت آنها به خاندان عصمت و طهارت تمامی اهل ایمان را تا قیام قیامت و تا ظهور مولانا المظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فیض بیانتها و رحمت بی زوال و علم محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم بهرهمند و برخوردار نموده است و کدام اجر و پاداش بالاتر از رضایت و رضوان الهی میتواند پاداش این بزرگواران باشد ما از خداوند متعال علو درجات و رحمت بیانتها را برای ایشان خواستاریم و امیدواریم تا خداوند رحمان ما و عزیزان ما را از شفاعت این بزرگواران در دنیا و آخرت بهرهمند فرماید و خیر دنیا و آخرت را برای ما نازل و شر دنیا و آخرت را از ما و عزیزان ما دفع و رفع بفرماید به حق سید و سالار و بزرگان ایشان یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه به این روایت عظیم توجه نما که با این مضمون نقل شدهاست که شخصی مشرف شد به حضور امام عالیقدر حضرت صادق علیه السلام و عرض کرد که من دبه بزرگ روغن دارم که در داخل آن موشی افتادهاست پس حکم آن چیست حضرت فرمود آیا وقتی پیمانه را در داخل آن زده و بر میداری جای آن پر میشود (یعنی روغن چه مقدار رقیق است پس آن شخص عرض کرد جایش بلافاصله پر میشود پس حضرت فرمود نجس است و آن شخص گفت آیا موش به این کوچکی تمام روغن آن دبه بزرگ را نجس میکند پس حضرت فرمود موش در نظر تو کوچک نیست بلکه دین خدا در نظر تو کوچک است پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در اینکه برای کسانی که غصههای دختران و پسران در موضوع ازدواج و مادر و پدر شدن آنها و یا ضایع شدن نسل امت رسول خدا و یا نحوه معیشت و گذران زندگی آنها و یا نیازها و یا رنج های آنها و یا تامین شدن آنها در برابر خطرات و معضلات جامعه و...، اهمیت ندارد و کوچک است پس دین خدا در نظر آنها کوچک است پس بهزودی به حفرهای که آن را قبر میگویند وارد خواهد شد و خشت لحد را بر فرا روی آنها قرار خواهند داد و آن زمان آرزو میکند که ای کاش خدا آنها را خلق نمیکرد، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 5 به بعد این سوره شریفه یعنی شعراء که در آن خداوند متعال به دشمنان خود و رسولان خود هشدار داده و خلقت)
عظیم گیاهان را از آیات خود برای توجه آنان متذکر میشوند:( وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّزَوْجٍ كَرِيمٍ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ یعنی و هیچ ذکر تازهای از سوی خدای رحمان برای آنها نمیآید مگر آنکه از آن رویگردان میشوند پس آنها تکذیب کردند پس به زودی اخبار (هراسناک عکسالعمل) آنچه را استهزا میکردند به آنها میرسد آیا آنها (برای بیدار شدن و هوشیار شدن از خواب غفلت خود) به (عجایب) زمین نگاه نکردند که چه حد از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم و در این آیه (ای الهی عظیم) است (بر اثبات عظمت و حکمت و رحمت خدا) ولی آنها مؤمن نبوده اند و بهدرستی که پروردگار تو قادر توانا و مهربان است...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 10 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء که در آن حضرت حق جل جلاله موضوع نبوت حضرت موسی و نجات بنیاسرائیل را از فرعون و فرعونیان بیان میفرماید و توجه داشته باش که بعد از ورود یوسف و بنی یعقوب در مصر دوران افول ایشان و اسارت در مصر ظاهر میشود و خداوند حضرت موسی، یعنی نبی معظم خود را وفق وعده های خود به انبیاء سلف، مبعوث فرموده و به نجات بنیاسرائیل از مصر و حرکت به سوی سرزمین موعود مامور میفرماید و خداوند در مصر به استغاثه بنیاسرائیل توجه نموده و نجات آنها را زودتر محقق میفرماید و لذا در روایات عظیمه در دعا برای تعجیل ظهور مولای مظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تأکید گردیده و توجه به تعجیل در نجات جهان و جهانیان و نیز امت اسلام از ظلم و جور، بواسطه دعا و استغاثه به درگاه خداوند، تشبیه شدهاست به استغاثه بنیاسرائیل برای نجات خود و توجه خداوند در تعجیل نجات ایشان بواسطه استجابت دعای ایشان، پس ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 10 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء میفرماید:( وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنْطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَارُونَ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ قَالَ كَلَّا ۖ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا ۖ إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ) یعنی و آن زمانیکه پروردگار تو موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمکار برو (یعنی) قوم فرعون، آیا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمیکنند، پس موسی گفت خدایا)
میترسم که مرا تکذیب کنند، و سینه ام تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس بفرست با من هارون را (تا مرا یاری نماید و برای آنها بر گردن من گناهی است پس میترسم که مرا به قتل برسانند پس گفت (خداوند)هرگز چنین نخواهد بود (یعنی آنها نمیتوانند کاری انجام دهند و صدمهای به تو بزنند) پس شما دونفر (یعنی موسی و هارون) با آیات ما بروید ما با شما هستیم و (کلام شما و آنها را)، میشنویم...، پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 16 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء میفرماید:( فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ) یعنی شما (دونفر یعنی موسی و هارون) بسوی فرعون بروید و بگویید ما فرستادگان پروردگار جهانیان هستیم پس بنیاسرائیل را با ما بفرست پس فرعون گفت آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سرانجام آن کار را (که نمیبایست انجام میدادی) صورت دادی (و یک نفر از ما را کشتی) و تو از کافرین (یعنی ناسپاسان ) بودی، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه شدی در رابطه با آنچه ما در خصوص معانی واژههای قرآنی برخلاف تصورات و معانی متداول و مصطلح مردم عوام، کلام خود را آورده و تکرار نمینماییم در این فراز هم وفق کلام مولانا المظلوم امام رضا علیهالسلام واژههایی از کتاب خدا متمسک عفریت نجس یعنی شیطان مجسم مامون سگتوله هارون خبیث گردیده و تلاش مینماید تا در میان انظار بر ضد آن حضرت و ولایت حضرت علی علیهالسلام کلام خود را القاء نماید پس سرور ما علی بنمحمد رحمةالله تعالی علیه از مولای خود روایت نمودهاست که (روزی مأمون ملعون از حضرت سؤال کرد ای فرزند رسول خدا آیا شما اعتقاد ندارید که پیامبران معصوم هستند حضرت فرمود بلی... پس مأمون سؤال کرد که معنی این کلام موسی که به فرعون گفت:( قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ) پس امام رضا فرمود وقتی موسی نزد فرعون رفت به او گفت( وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ) یعنی از ناسپاسان نسبت ب من بودی موسی گفت من آن کار را انجام دادم درحالیکه از گمراهان بودم یعنی راه را گم کرده بودم و نخواسته به شهری از شهرهای تحت سلطه تو وارد شدم پس وقتیکه از شما ترسیده و فرار کردم پروردگار من به من حکمت و دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد (و سپس امام درادامه بهعنوان شاهد این کلام عظیم خود را میفرماید) خداوند عزوجل به پیامبرش محمد میفرماید:( ضحی_6_ الم یجدک یتیما فاوی))
یعنی آیا او تو را یتیم نیافت و پناه نداد یعنی آیا تو را تنها نیافت و مردم را بسوی تو سوق نداد و ( وجدک ضالا فهدی_ ضحی_7 یعنی آیا تو را تنها نیافت که مردم را به سوی تو سوق داد و نزد قوم خود گمشده وناشناخته بودی و هدایت کرد یعنی قومت را هدایت کرد به شناخت تو و تو را فقیر یافت و بینیاز نمود( ضحی_8) یعنی دعای تو را مستجاب کرد و اینگونه تو را بینیاز نمود) پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که چگونه کتاب خدا دارای واژگانی است که علم معنی آنها در اختیار کسانی است که ذات اقدس احدیت از علم لدنی خود ایشان را آکنده نمود زیرا ظرف وجودی آنها به واسطه عصمتی ذاتی که حضرت حق جل جلاله به آنها عطا فرموده است، این قابلیت را دارد ونیز توجه نما که چگونه معانی صحیح این واژگان عقاید ترا پاک از هرگونه شرک و معانی شیطانی مینماید و چگونه تو را هدایت مینماید به دین پاک و پسندیده خدا و این ولایت محمد و آلمحمد علیهم السلام و عجل فرجهم است که تو را از سر چشمههای پاک و زلال هدایت الهی بهرهمند میسازد ونیز توجه نما که هدایت آنها برای کسانی که عقل را امام و رهبر خود ساختند منتهی به سعادت جاویدان و برای کسانی که هوی و هوس را امام خود قرار دادند اسباب شقاوت را فراهم میآورد یعنی وفق کلام خداوند( وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) یعنی وجود این قرآنهای ناطق مانند قرآن صامت برای ظالمین جز خسارت چیزی را بههمراه ندارد و تو ای مخاطب ارجمند یقین داشته باش که این کلامهای عظیم امام معصوم نه تنها هدایت آن سگ شقی یعنی مأمون نیفزود بلکه بر طغیان او افزود همانگونه که معجزه رسول خدا در نظر شخص همراه او این تصور را ایجاد کرد که العیاذبالله رسول خدا آنگونه که همه میگویند ساحر است وگرنه کشتی و قایق و دریا در ته غار چه معنی دارد و...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه و توجه نما به آیات عظیمه 22 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء که ذات اقدس احدیت در این آیات عظیمه میفرماید:( وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ) یعنی آیا اینکه بنیاسرائیل را برده خود ساختهای نعمتی است که منت آن را بر من میگذاری پس فرعون گفت پروردگار جهانیان چیست پس موسی پاسخ داد پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است اگر خواهان یقین هستید، پس مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در شرح این آیات عظیمه میفرماید:( وقتیکه)
خداوند موسی را به سوی فرعون مبعوث نمود و به نزد فرعون آمد و برای کسب اجازه با عصای خود به در زد و همه درها برای او گشوده شد پس داخل شد بر فرعون و به او خبر داد که من پیامآور از سوی رب العالمینهستم پس در این زمان فرعون گفت ربالعالمین چیست و پرسش فرعون از موسی از کیفیت خدا بود (یعنی موسی، خدا را برای او توصیف کند ولی موسی پاسخ داد« پروردگار آسمانها و زمین و آنچه مابین آنها است اگر اهل یقین هستید، در این زمان فرعون با تعجب به پیروان خود میگوید آیا نمیشنوید این مرد چه میگوید من از او از کیفیت خدا سؤال میکنم و او از آفریدگان به من پاسخ میدهد دراینحال موسی گفت پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است) پس در این راستا جناب حارث الاعور از مولای مظلوم ما امیرالمؤمنین نقل مینماید که روزی حضرت علی علیهالسلام بعد از عصر خطبهای خواند و...، فرمود:(... از انبیا و پیامبران الهی درباره خداوند سؤال شد ولی آنها خدا را به وسیله مقدار و جزء وصف نکردند بلکه او را به وسیله افعال او توصیف نموده و راهنمایی به سوی او نمودند از روی آیات او(... فلم تصفه بحد و لا ببعض بل وصفته بفعاله و دلت علیه بایاته)) پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به عظمت کتاب خدا و به عظمت مفسران آن یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که چگونه خلایق را بسوی خداوند دعوت می نمایند یعنی به خداوند برسند با حواس محدود پنجگانه خود و از طریق توجه به آثار و عجایب خلقت و در ذات حضرت حق جل جلاله تفحص ننمایند که حیران و گمراه و سرگردان میشوند مانند مشرکین وحدتوجود که جهان را خدا و یا نمود آن میدانند و حالآنکه پست است پرستش خدایی که این جهان او و یا نمود او باشد یعنی الله اکبر یعنی خداوند بالاتر است از آنچه وصف شود و وفق مضمون کلام مولانا المظلوم علی علیه السلام در ذات خدا تفکر ننمایید که گمراه میشوید بلکه از توجه به آثار و (عجایب) خلقت حضرت حق، به سوی آن ذات اقدس توجه نمایید ونیز آن کلام دیگر حضرت که میفرماید با این مضمون (تمامی آنچه که شما به اوهام خود میسازید پس آن مخلوق شما است و به سوی شما بازمیگردد( ولی تصور مینمایید به الهام شیطان که بر خدا دست یافتهاید)، آری و این انسان گمراه است که تصور مینماید که با حواس محدود پنجگانه خود میتواند به ذات اقدس الهی راه پیدا نماید و...، درحالیکه عاجز است از درک پیرامون خود در آب و خشکی و آسمان و...، پس در ادامه گفتوگوی حضرت موسی با فرعون شقی و گمراه، فرعون از تکبر و غرور با این مضمون به)
موسی میگوید اگر معبودی غیر از من برای خود بگیری تو را به زندان زندانیان خود میفرستم پس حضرت موسی فرمود حتی اگر برای تو نشانهای آشکار و دلیل قاطع بیاورم پس فرعون گفت اگر راست میگویی بیاورپس در این زمان حضرت موسی عصای خود را بر زمین افکند و ناگهان اژدهای بزرگ آشکار شد یعنی به شرح آیه عظیمه 32 این سوره مبارکه:( فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ پس سرور ما ابان بن عثمان از مولای ما حضرت امام صادق علیه السلام روایت نموده است که... وقتی حضرت موسی عصای خود را بر زمین انداخت و آن عصا تبدیل به اژدهایی سهمناک گردید و...، در این زمان ترس بر مجلس فرعون حاکم شد و خود فرعون نیز از ترس بیاختیار شد و موسی را به خدا و حق رضاعی قسم داد که آن را دور کند پس موسی آن را دور کرد و دست خود را بالا آورد پس برای ناظرین نور افشانی نمود پس وقتیکه موسی عصا را گرفت فرعون به خود آمد و خواست که موسی را به پیامبری تصدیق نماید ولی هامان (وزیر او) وی را فریب داد و به او گفت که اکنون تو خدا هستی و مورد پرستش قرار میگیری پس یکباره میخواهی پیرو یکی از بندگان خود شوی...) آری بسیاری از اوقات همنشین میتواند راه رستگاری را نشان دهد و بسیاری از اوقات همنشین میتواند تو را با خود به سوی دوزخ ببرد پس مانند این وقایع در تاریخ بسیار است و مانند این نیز از خلفای غاصب نیز نقلشده است و اگر نگارنده اراده نماید پس به حول و فضل الهی و عنایات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است هزاران صفحه بر همین فراز بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق این اثر است پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز ما از دو سرور خود جناب حارث اعور و جناب ابان به عثمان یاد نمودیم که از راویان احادیث مولای مظلومان علی علیهالسلام و حضرت صادق علیهالسلام بودهاند پس آگاه باش که جناب حارث بن عبداله همدانی یا حارث اعور از اصحاب خاص مولانا المظلوم علی علیه السلام بوده است او فردی باسواد و متقی و راوی احادیث فراوان بوده است و او نخستین کسی بود که خطبههای امام علی علیه السلام را گردآوری نموده است تقوا و علم او موجب شد تا روایات بسیاری از او در کتب شیعه و سنی مذکور شود او از علی علیه السلام و عبدالله بن مسعود و زید بن ثابت حدیث نقل نموده و ذهبی از او با عناوین بزرگی چون علامه، فقیه، امام و کثیر العلم یاد کرده است، حارث چون یک چشم داشت به اعور مشهور است و...، شیخ بهایی و پدربزرگوار او از نسل حارث همدانی بوده)
و لذا به حارثی و همدانی معروف هستند او در زمره اصحاب دانشمند علی علیهالسلام است و ابن سیرین او را در زمره پنج عالم و فقیه بزرگ کوفه نامبرده است...، حارث محبت و علاقه ویژهای به مولای ما علی علیهالسلامداشتهاست و روایت عظیم ایشان از علی علیه السلام درباره دیدار آن حضرت در هنگام مرگ مشهور است که فرمودند:( هر بندهای که مرا دوست داشته باشد در هنگام مرگ مرا به گونهای که دوست دارد میبیند و کسی که مرا دشمن بدارد پس در هنگام مرگ مرا به گونهای که دوست ندارد میبیند و این سرور ما جناب سید اسماعیل بنمحمد حمیری است که مضمون این روایت را به شعر درآورده و این روایت و این ابیات در میان شیعیان رواج دارد و شیعیان در موضوع دیدار امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت در هنگام احتضار به آن استناد میکنند و این روایت اینگونه نیز مذکور گردیدهاست که شبی حارث به خدمت علی علیهالسلام مشرف شد پس حضرت از او سوال کرد که چه چیز تو را در این شب به نزد من آورد پس حارث گفت قسم به ذات اقدس خداوند که دوستی و علاقه من به شما باعث شد که من در این زمان نزد شما بیایم پس حضرت فرمود: ای حارث آگاه باش که نمی میرد آن کسی که مرا دوست بدارد مگر آن که در وقت جان دادن مرا ببیند و با دیدن من به رحمت الهی امیدوار شود و همچنین نمی میرد کسی که مرا دشمن دارد مگر آنکه در وقت مرگ با دیدن من در عرق خجالت و ناامیدی بنشیند و این شعر منسوب به این فضیلت عظیم آن حضرت، از سید حمیری است:( یا حار همدان من یمت یرنی/ من مؤمن او منافق قبلاً).....، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که در میان اصحاب علی علیه السلام تا حضرت صادق علیه السلام واژه همدانی با سکون میم است و همدان قبیلهای بزرگ در یمن است که همگی شیعه و دوستدار علی علیه السلام بودهاند...، و این روایت نیز از حارث رحمه الله علیه نقل گردیدهاست که میفرماید من روزی هنگام ظهر به حضور امام علی علیهالسلام مشرف شدم و حضرت پرسید برای چه به اینجا آمدهای پس حارث میگوید من عرض کردم محبت و علاقه به شما باعث شد که به محضر شما بیایم پس حضرت فرمود اگر چنین علاقهای داشته باشی پس مرا در سه محل خواهی دید اول آن زمانی که روح تو به حلقوم تو برسد دوم در کنار پل صراط و سوم در کنار حوض کوثر پس خدایا نام ما و نام عزیزان ما را در زمره دوستان امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین او یعنی یازده امام معصوم دیگر ثبت بفرما و از کسانی قرار بده که به سعادت و رحمت و شفاعت او رستگار میشویم آمین آمین)
آمین یا ربالعالمین و تو ای مخاطب ارجمند به این روایت نیز توجه نما که مذکور شدهاست که جمعی در محضر مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام مشرف بودند، پس سخن از منزلت شیعیان و پیروان خاندانعصمت و طهارت در میان آمد پس در این زمان امام صادق علیهالسلام فرمودند پیروان ما در لحظات آخر عمر چیزهایی میبینند که چشمان آنها با دیدن آنها روشن و شاد میگردد، پس یکی از حاضرین پرسید چه میبینند و این سوال را دهبار تکرار کرد و اصرار داشت تا امام علیه سلام به او پاسخ دهد ولی امام در هر بار میفرمود میبینند پس درنهایت امام علیهالسلام آن شخص را مخاطب ساخت و فرمود مثل اینکه اصرار داری تا آگاه شوی که چه میبینند و او عرض کرد آری بهطورقطع میخواهم بدانم و سپس گریه کرد پس امام صادق علیهالسلام بر حال او دلسوزی کرد و فرمود آنها دو نفر را بر بالین خود میبینند و آن شخص باز با اصرار پرسید کدام دو نفر را پس امام صادق علیهالسلام فرمود رسول خدا و علی ما را میبینند پس هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه در لحظات آخر عمر این دو بزرگوار را خواهد دید و این دو بزرگوار به او بشارت میدهند پس فرمود و این مطلب را خداوند متعال در قرآن بیان فرمودهاست پس حاضران پرسیدند خداوند در کجا و در کدام سوره آن را بیان فرموده است امام صادق علیهالسلام فرمود در سوره یونس آیات 63 و 64 آنجاکه میفرماید:( الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۚ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ و بشارت دنیایی آنها همانا حضور رسول خدا و علی در لحظات آخر عمر آنها و بر سر بالین آنها است که آنها را شاد و مسرور میکند اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین....، چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما به عظمت مقام و منزلت جناب ابان بن عثمان احمر بجلی رحمةاللهعلیه که از بزرگان و دانشمندان و از اصحاب خاص حضرت صادق و امام کاظم علیهمالسلام است او روایات بسیاری را با واسطه و بیواسطه از حضرت صادق علیهالسلام روایت نمودهاست و برخی او را با ابان بن عثمان فرزند عثمان بن عفان خلیفه غاصب سوم اشتباه میگیرند ، ابان بن عثمان احمر بجلی از بزرگان علم و ادب و دارای آثار علمی میباشد و بزرگان شیعه از او روایت کردهاند از جمله سرور ما علی بن ابراهیم قمی که در تفسیر عظیم خود از او و آثار او بهرهگیری نمودهاند، در عظمت شخصیت او آوردهاند که از حافظه عجیبی برخوردار بوده است و محمد بن ابی عمیر در خصوص او میگوید:)
ابان از همه انسانها بیشتر حافظ حدیث بودهاست، حافظه این دانشمند چنان قوی بودهاست که برای حفظ هر کتابی تنها یکبار مطالعه آن کتاب برای او کافی بود و سپس او کل آن کتاب را بدون یک حرف پسو بیشتکرار میکردهاست....، او صاحب آثاری بدیع و مهم در تاریخ اسلام بودهاست ولی تمامی آثار او به واسطه تعصبات دشمنان ازبینرفته است، دانشمندان شیعه او را جزء اصحاب اجماع میدانند و اصحاب اجماع تعیینکنندگان احکام و قانونهای دینی و حقوق مذهبی و صاحبان فتوا و مجتهدان مذهب شیعه بودهاند و آنها می بایست احکام خود را از چهار منبع قرآن، سنت عقل و اجماع، تحصیل نمایند، او راوی روایات فراوانی در بابهای مختلف فقه است... رحمت و رضوان ذات اقدس الهی بر این عاشقان و ایثارگران که با تلاشهای عاشقانه خود آثار امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم را تا قیام قیامت و تا زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دوستان و محبان اهلبیت عصمت و طهارت به یادگار قرار دادند همان آثار که هدایت مینمایند خلایق جهان را به سوی رستگاری جاوید پس خدایا بهحق ذات اقدس خود و آبروی همه آبرومندان درگاهت و در صدر آنان محمد وال محمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و بهحق همه شیعیان و پیروان و دوستان حضرت رسول خدا و امامان معصوم و حضرت زهرا، ما و عزیزانمان را در دنیا و آخرت از شرور و فتن آخرالزمان محفوظ بدار و رفتگان ما را در آمرزش و رحمت خود قرار بده و تمامی دعای خیر ما را و در صدر آنان دعا برای سلامتی و ظهور مولانا المظلوم حجه بن الحسن المهدی را مستجاب فرما آمین آمین آمین یا ربالعالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 33 این سوره مبارکه یعنی شعراء که میفرماید:( وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ یعنی و دست خود را در گریبان خود فرو برد و بیرون آورد و در برابر بینندگان نورافشانی میکرد پس در روایت است از حسن بن منصور رحمةاللهعلیه که از برادر خود روایت مینماید که شبی به خدمت حضرت رضا علیهالسلام مشرف شدم حضرت در داخل صندوقخانه در آن شب دست خود را بلند کرد گویی که در اطاق ده چراغ روشن است پس در این زمان مردی اجازه ورود خواست پس حضرت دست خود را پایین آورده و اجازه ورود داد تا آن شخص وارد شود، پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز توجه نما که حضرت برای بعضی از پیروان خود که محرم تر بودند)
بعضی از عجایب آن قدرتی که ذات اقدس احدیت به مقدسین درگاه خود دادهاست را به دست ایشان ظاهر می فرمود و در عین حال همان فضیلت را برای دیگری مخفی می نمود تا آیندگان بر عظمت قدرت ایشان درتمامی موارد آگاه شوند و نیز آگاه شوند که آن بزرگواران چگونه این فضایل را پنهان مینمودند تا خلایق به واسطه اعمال به سوی آنها نروند بلکه به واسطه تفکر و تعقل و بر پایه اندیشههای صحیح به آنها روی آورند پس آن زمان شایسته توجه خداوند و بهرهگیری از حیات جاویدان شوند یعنی آنگونه که مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام فرمودند و ما آن را مذکور نموده و مکرر نمینماییم ونیز توجه نما که نه تنها امامان معصوم بلکه پیروان ایشان قادر به انجام عجایب عظیم بودهاند ولی هرگز حق استفاده از این قدرت را نداشتهاند بلکه بایستی مانند مردم عادی عمل مینمودند و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که اگر نگارنده اراده مینمود به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله حضرت حجه بن الحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر بود تا بر این فراز هزاران صفحه بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق این اثر است و فقط متذکر میشود که ذات اقدس احدیت جل جلاله به هر کس از اولیاء خود که بخواهد عطایای عظیم خود را عطا خواهد نمود اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 34 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعرا:( قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ یعنی فرعون به اطرافیان خود گفت این ساحری دانا است و میخواهد با سحر خود شما را از سرزمین شما بیرون کند پس چه نظر میدهید و آنها گفتند او و برادرش را مهلت بده و ماموران را برای گردآوری ساحران به تمام شهرها اعزام کن تا هر ساحر ماهر و دانایی را نزد تو آورند...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به موضوع سحر و جادو و ساحری و جادوگری و...، که رواج داشته و دارد در اقوام مختلف خصوصاً یهودیان و حتی در اهل اسلام درحالی که ذات اقدس احدیت وفق آیات عظیمه خود ساحران را در زمره کافران و ظالمان و مفتریان به خداوند و..، محسوب و تأکید فرمودهاست که رستگار نخواهند شد یعنی اهل دوزخ هستند، خداوند علی اعلی در آیات عظیمه 77 سوره مبارکه یونس و 69 سوره طه در خصوص سحر و جادو و ساحر و)
جادوگر میفرماید:( قَالَ مُوسَىٰ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ ۖ أَسِحْرٌ هَٰذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ یعنی موسی به آنها گفت آیا به آیات حق که برای شما آمد نسبت سحر میدهید آیا این سحر و جادو است و حالآنکهساحران هرگز رستگار نخواهند شد ونیز آیه 69 سوره طه:( وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ) یعنی و این عصایی که در دست داری بیافکن (تا اژدها شود و یکباره) بساط سحر و ساحری آنها را ببلعد که کار آنها حیلهی ساحر است و ساحر هر جا که رود (و هر چه به عمل آورد و از هر دری وارد شود)، رستگار نخواهد شد پس تو ای مخاطب ارجمند ما میدانیم که وفق بررسیهای قرآنی تا این فراز کسانی که اهل دوزخ هستند مجرمین، ظالمین، کافرین و....، و در این فراز ساحرین هستند به عنوان نمونه کلام خداوند در آیه 17 سوره مبارکه یونس:( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ) یعنی کیست ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ ببندد و یا آیات او را دروغ بشمارد قطعا مجرمان رستگار نمیشوند ونیز آیه 117 سوره مبارکه مؤمنون:(... وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ) یعنی و هر کسی با وجود خداوند معبود دیگری را پرستش نماید که او را بر این پرستش دلیلی نیست پس بهدرستی که به حسب کار او در نزد خداست و بهدرستی که کافران رستگار نخواهند شد و یا آیه عظیمه 135 سوره مبارکه انعام:( قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۗ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) یعنی بگو ای قوم من شما هر چه در خور شماست به عمل آورید و من نیز چنین خواهم نمود پس بهزودی شما آگاه میشوید که برای چه کسی عاقبتبخیر میشود و بهدرستی که ظالمان ستمکار نمیشوند...، پس چون بر این فرازها یعنی عظمت جرم و گناه و ستیزهگری با خدا در رابطه با سحر و جادو بر تو آشکار شد پس توجه نما به این آیات عظیم از مولای غریب و مظلوم و مسموم و ستمدیده ما حضرت رضا علیهالسلام که در حدیثی فرمودند:( سحر واقعیت دارد ولی اما تنها با اجازه خدا میتواند اثرگذار باشد) یعنی برای کسی که توکل او به خداست سحر و جادو اثری ندارد ولی اگر خدا کسی را رها کند و اراده حفظ او را در رابطه با اعمال او نداشته باشد پس سحر به او اثر میکند و در رابطه با حفظ از آثار سحر و جادوگری درادامه فرمودند:( وقتی تو را سحر کردند دستت را تا رو به روی صورتت بالا ببر و بخوان بسمالله العظیم، بسمالله العظیم، ربالعرش العظیم إلا ذهبت و)
انقرضت و آنچه از روایات برمیآید ذات اقدس احدیت نیروهایی در انسانها قرار دادهاست که انسانها به واسطه آن میتوانند اعمالی صورت دهند و بعضی از این قدرت برای عمل خلاف اراده خداوند بهرهگیری مینماید ولذا گروهی میتوانند علم آن را آموزش گرفته و آن جادوها را باطل نمایند، آنچه مسلم است در احادیث عظیمی که از معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم رسیدهاست از سحر و جادو بهشدت نهی شده و کلام خداوند نیز ساحران را به دوزخ جاوید وعده دادهاست و مولانا المظلوم علی علیهالسلام نیز در روایتی میفرماید:(... کسی که جادوگری بیاموزد کم یا زیاد کافر شدهاست و رابطه او با خداوند بهکلی قطع میشود و حد او آن است که کشته شود مگر آنکه توبه نماید پس ازنظر شرع مقدس اسلام ، سحر و جادوگری عملی شیطانی و کفرآمیز است و تعلیم و تعلم و کسب از روی سحر و جادو حرام است و از گناهان کبیره و لذا در بعضی از روایات تعلیم و تعلم سحر و جادو گری را اساس کفر و ورود به دوزخ اعلام نموده اند اما سحر از نظر کتاب خدا دو بخش دارد اول از راه تصور و فریفتن مانند آنچه ساحران در مقابله با حضرت موسی نمودند :( بهشرح آیه 66 سوره طه ، قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ) یعنی هنگامیکه ریسمانهای خود را انداختند در اثر سحر ساحران چنین تصور میشد که حرکت میکنند و در آیه دیگر( اعراف-116 قَالَ أَلْقُوا ۖ فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ) یعنی هنگامیکه طنابهای خود را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و موجب رعب آنها را فراهم آوردند و در آیه ای دیگر (بقره آیه 102، فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ) یعنی سحر هایی را یاد میگرفتند که میان مرد و همسرش جدایی میافکند و ( وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ) یعنی چیزهایی یاد میگرفتند که مضر به حال آنها بود و نفعی برای آنها نداشت پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند از مجموعه این آیات و روایات چنین برمیآید که گروهی به راهی میروند که خدا آنها را نهی مینماید و نهتنها نهی مینماید بلکه به آنها وعده دوزخ میدهد و از طرفی اهل ایمان را خبر میدهد که اگر بر خدا توکل کنند و او اراده نماید ضرری به آنها از این سحر و جادو نمیرسد و بهعبارتی (صوفی نهاد دام و سحر حقه باز کرد/ بنیاد مکر با فلک حقهباز کرد/ بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه/ زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد) پس ذات اقدس احدیت به تعبیر نگارنده صرفنظر از هشدار به دوزخ برای ساحران و جادوگران چه کم و چه زیاد، اهل ایمان را در پناه خود)
حفظ نموده و به آنها اطمینان میدهد که اگر بر او توکل نمایند شیطنت شیاطین جن و انس به آنها لطمهای وارد نمینماید و اما اگر لازم شود یعنی در راستای عکس العمل در برابر شیطنت این شیاطین جن و انسیعنی ابطال اعمال شیطانی آنها ، این یادگیری یعنی در این راستا منع شرعی ندارد و در روایت است که شخصی مشرف شد به نزد حضرت امام صادق علیهالسلام و عرض کرد شغل من جادوگری بود و...، ولی اکنون توبه کردم آیا برای من راه نجاتی هست پس حضرت فرمود (گره سحر را باز کن ولی گره جادوگری مزن آری ( گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی/ صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت)، و نیز امعان نظر بر آیه عظیمه چهارم سوره مبارکه فلق:(... وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ...) یعنی از شر زنان جادوگر که در گرهها میدمند، بیانگر آن است که زنان بیشتر از مردان بهدنبال این کفریات و اعمال تباه هستند و تعجیل آنها برای ورود به دوزخ از مردان در این خصوص بیشتر است و این بیان شهید ثانی است که میفرماید جادو و سحر، کلام یا کتابت و یا افسون...، که بر اثر آن ضرری بر غیر وارد شود مانند جادوگری برای اینکه، مرد نتواند از همسر خود بهرهای ببرد که این جادوگری اقسام دارد مانند دود کردن، گره زدن، افسون، صورت کشیدن، دمیدن....، که درنتیجه آن ضرری بر غیر حادث شود که تمام شعب آن حرام است، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند در بین احادیث موجود در این رابطه به روایاتی برخورد مینمایی که خبر از سحر و جادو بر رسول خدا دارد و...، به گونهای که در رفتار و حال و احوال آن حضرت اثر گذاری نمودهاست پس توجه نما که تمامی این احادیث در خصوص آن حضرت و سایر معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم لایق مزبله دانی است زیرا اینگونه آیات بر ضد کلام خداست زیر قول و فعل و کلام و روش رسول خدا و امامان معصوم هرگز نمیتواند مؤثر از شیطان و یا اعمال شیطانی باشد و سحر و جادو از اعمال شیطان است و در معصومین اثرگذار نیست زیرا اگر العیاذبالله اثرگذاری نماید این اثرگذاری با اصل معصومیت و اصل حفظ خداوند از برگزیدگان خود منافات دارد زیرا در اصل عصمت در هدایت آنها خلل ایجاد مینماید و شاهد عادل و گواه صادق ما وجود روایات معارض در این خصوص است که قول ما را در این رابطه تحکیم مینماید پس نهتنها این سحر و جادو در معصومین تاثیر ندارد بلکه در شیعیان ایشان و نیز در دیگر اولیاءالله نیز اثر ندارد و بلکه برعکس اسباب نابودی جادوگران را فراهم مینماید و کید و مکر آنان را به آنان باز میگرداند پس تو ای مخاطب)
ارجمند آگاه باش که چشمزخم و جادو و طلسم و..، حق است یعنی وجود دارد ولی نه برای معصومین و اولیاءالله زیرا اگر چنین باشد موضوع رسالت و ابلاغ کلام خداوند و احکام و شرایع آن غیرقابل اعتماد خواهدبود و....، پس کلیه روایاتی که در این باب آمده است جعلی است و این منافاتی با وجود این مطالب برای افراد عادی ندارد و این روایت از مولای مظلوم ما علی علیهالسلام است که با این مضمون فرمودند:( چشمزخم حق است (یعنی وجود دارد طلسم حق است (وجود دارد) جادوگری حق است (یعنی وجود دارد) و فال نیکو زدن حق است (یعنی راست است) ولی فال بد زدن حقیقت ندارد و سرایت نیز حقیقت ندارد...) پس تو ای عاقل دانا و خردمند منظور حضرت از اینکه چشمزخم و یا طلسم حق است، این نیست که خوب و مورد تایید است بلکه مقصود آن حضرت این است که (بله چنین چیزی هست و اثرات خود را دارد) و بدشگونی حق نیست یعنی حقیقت ندارد و خرافه پردازی است و مقصود حضرت از سرایت آن است که در راستای فال بد، ممکن است شیطان به اشخاص چنین القاء نماید که مانع شوید از اینکه زن شوهر مرده و یا مطلقه و یا دوبار شوهر کرده و...، سر سفره عقد حاضر شود زیرا شومی سرنوشت او به این عروس سرایت میکند یا اگر فلانی بچهدار نمیشود و یا فرزندانش پساز تولد مردهاند نزدیک نشوند و نوعروس هم از لقمه آنها نخورد چون نکبت به او سرایت مینماید و...، تا جاییکه مردم کافر میشوند مثلاً گروهی احمق و جاهل به الهام شیطان میگفتند که بر دختران خود نام زینب مگذارید که دچار بلا میشوند و...، آری مولای مظلوم ما در این راستا میفرماید که سرایت یعنی سرایت سرنوشتها خلاف حق است و خرافی میباشد و اما آن دسته روایات که جعلی بودن آن براساس کلام خداوند محرز است ، به عنوان نمونه روایتی است که در شأن نزول این سوره آوردهاند و آن اینکه پیامبر بیمار شد و جبرئیل خبر داد که لبید بن اعصم یهودی حضرت را جادو کردهاست...، پس رفته و طلسمی را یافتند که در آن ریسمانی بود که یازده گره خورده بود...، اما روایت عظیمی که معارض اینگونه روایات جعلی است و حقیقت آن مطابق با آیات کتاب خداوند است روایتی است که از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام (در کافی، ج 1، ص 204) نقل شدهاست در این روایت عظیم که امام بهحق ناطق حضرت جعفر بنمحمد الصادق آن را در رابطه با ویژگیهای امام معصوم بیان فرمودهاست مذکور شدهاست که:( امام صادق علیهمالسلام درضمن خطبهای که در آن صفات و ویژگیهای امامان معصوم را بیان میفرماید بعد از آنکه به)
این فراز یعنی شرح ویژگیهای امام معصوم میرسد میفرماید...، امام همیشه زیر نظر خدا محافظتشده و (خداوند با (قدرت ) پوشش خود او را حفظ و نگهداری کرده و دامهای ابلیس و لشکرش از او دور شده و (شر هر موجود شروری که در) تاریکی شب وارد میشود و دمیدن هر فاسقی (برای سحر و افسون) از آن دور شدهاست) ( عن ابی عبد الله علیه السلام فی خطبه له یذکر فیها حال الائمه علیهم السلام و صفاتهم ...، لم یزل مرعیا بعین الله یحفظه و یکلوه بستره مطرودا عنه حبائل ابلیس و جنوده مدفوعا عنه وقوب الغواسق و نفوث کل فاسق) و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که امام معصوم علیهم السلام در این فراز دمندگان در گرهها یعنی (نفاثات فی العقد)، را فاسق یعنی اهل دوزخ معرفی فرمودهاست پس در روایت است که زنی به خدمت رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم آمد و گفت یا رسولالله من شوهری دارم که با من بسیار تند خو است و من با او کاری کردم (یعنی جادو و سحر نمودم) تا وی را با خود مهربان نمایم پس رسول خدا به او فرمود( اف لک، کدرت دینک لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک ملائکه السماء، لعنتک ملائکه الارض) یعنی اف بر تو، دین خود را تباه کردی، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان آسمان بر تو باد، لعنت فرشتگان زمین بر تو باد) و تو ای مخاطب محترم آگاه باش از مفاد این آیات و روایات، در بزرگی و زشتی عظیم آن در نزد خداوند تا جاییکه حد جادوگر را مرگ اعلام نموده اند و این امر بهلحاظ از بین بردن آثار سوء و جلوگیری از نهادینه شدن آن در رفتارهای اجتماعی و خصوصا در بین زنان است...، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به روایتی که مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در این خصوص یعنی موضوع جادو و جادوگری بیان فرمودهاند و بهدنبال آن توجه نما به اعمال این تبهکاران و در آن زمان خواهی دانست که کیفر مرگ و دوزخ در دنیا و آخرت برای این جرثومههای فساد و تباهی، کیفر کم و ناچیزی است پس مولای ما حضرت صادق علیهالسلام در پاسخ سوال شخصی بی اعتقاد به اسلام درباره جادوگری و اینکه منشأ جادو چیست و چگونه جادوگر میتواند امور عجیب از خود بروز دهد میفرماید:(... جادو گونههای مختلفی دارد، گونهای از آن به منزله طبابت است، همانگونه که پزشکان برای هر بیماری و درد، دارویی دارند، جادوگران نیز در علم جادوگری برای هر صحتی آفتی و برای هر عافیتی درد و رنجی و برای هر کاری چارهای اندیشیدند،)
گونهای دیگر از آن چشمبندی، چالاکی، مهارت و تردستی است نوع دیگری از آن اموری است که دوستان شیطانها از آنها یاد میگیرند و.. نزدیکترین عقیده درباره جادو به واقعیت آن است که جادو به منزله طبابتاست جادوگر مردی را جادو میکند که نتواند با زن خود نزدیکی نماید و پزشک میآید و او را از طریق دیگر (یعنی دارو معالجه میکند و بهبود مییابد...)، در کتاب خدا یعنی قرآن مجید، خداوند متعال از دو فرشته به نام هاروت و ماروت در سوره مبارکه بقره نام می برد و قضیه این دو فرشته مربوط است به ایامی که در سرزمین بابل، بازار سحر و جادو رواج یافته و به اوج خود رسیده بود و جادوگران از این طریق به آزار و اذیت مردم میپرداختند پس خداوند متعال دو فرشته را در شکل انسانی به زمین فرستاد تا به میان مردم رفته و نکات علم سحر را برای مردم تشریح و اسباب ابطال اعمال جادوگران را به آنها آموزش داده و تاکید میکردند که این علم را در راه باطل بکار گیری ننمایید و کسی که سوءاستفاده نماید پس به خدا کافر شده است...، رسول خدا حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم میفرماید: کسی که نزد ساحر یا کاهن و یا دروغگویی برود و تصدیق نماید آنچه را میگویند به تمام کتب آسمانی که خدا فرستاده کافر شدهاست، و از امام صادق علیهالسلام روایت شدهاست که ساحر را با یک ضربت شمشیر میزنند و او را میکشند، مرحوم سید در وسیله مینویسد:( سحر عبارت است از نوشتن و یا خواندن وردهای مخصوص و یا سوزانیدن با آتش و دود کردن چیزهای مخصوص یا نقش کردن صورت یا دمیدن و گره زدن، یا چند چیز را به وضع خاصی در جاهایی دفن کردن به طوری که در بدن یا قلب یا عقل شخص سحر شده اثر کند مثل اینکه اگر غائب باشد او را ظاهر کنند و یا او را خواب و بیهوش نمایند و یا ایجاد محبت یا دشمنی بین او و دیگری نمایند یا مثل بستن مرد از زن و جدایی انداختن بین آنها و....، پس تو ای مخاطب ارجمند قبل از اینکه نگارنده وارد توضیح و شرح ابعاد گسترده و دهشتناک موضوع جادو و جادوگری و جنایات مرتبط با آن شود بدواً تلاش مینماید تا با آوردن مثالی در رابطه با موضوع جن و اجنه و شراب و شرابخواری موضوع را بهتر معرفی نماید ما میدانیم که خوردن شراب و شرابخوارگی و مسکرات به حکم عقل و شرع امری ناپسند و نامعقول است ولی زمانیکه به ابعاد گسترده فساد ناشی از آن پی میبریم خودبخود به اینکه از پیروان احکام خداوند هستیم افتخار میکنیم و...، و همچنین نگارنده در رابطه با یاوهسراییهای تحریفگران کتاب مقدس یعنی تورات و)
انجیل، کلام خود را در رابطه با دروغپردازیهای آنها در مورد وجود جن در کالبد انسانهای مریض، بیمار، مصروع، دیوانه، فاحشه، قاتل و...، در سلسله کتب شریف الاحتجاج و خصوصا مجموعه شریف نورالانوار مذکورنموده و تحریف شدن کتب آسمانی را با اقامه حدود یکصد و هفتاد هزار دلیل اثبات نموده ونیز اثبات نمود که چگونه این اعتقادات باطل در قالب تحریفات متون جعلی در کتب مقدس راه یافت و چگونه این اعتقادات ناپاک در طی قرون، خونهای بسیاری از انسانهای بیگناه را بر زمینریخت و چگونه خلایق برای بیرون آوردن اجنه از کالبد انسانها و نجات خود و یا آنها از شرارت این اجنه، آنها را به آتش کشیده و یا به قتل رسانیده و یا جمجمه سر آنها را سوراخ کرده اند تا جن وجود آنها از آن طریق خارج شود و...، یعنی اوهام هراسناک حاکم بر جوامع از موهوماتی که تحت عنوان ورود اجنه در کالبد انسانها و...، موجبات بروز انواع و اقسام ناهنجاریهای اجتماعی را موجب گردید ونیز جنایات بیحد و حصری که در طی قرون متمادی نسبتبه انسانهای بیگناه و کودکان و دختران و زنان و مردان و....، متهم به وجود اجنه در کالبد آنها صورت گرفت و چگونه جوامع بشری حتی تا این زمان در ترس ناشی از این موهومات و این مزخرفات گروهی خرافه پرور، گرفتار و بیمار و وحشتزده، عمر خود را سپری نمود و چه بهای سنگینی در طی قرون بابت جهل و حماقت تحریفگران کتب مقدس و پیروان کور و کر و متعصب آنها پرداخت نمودهاند و..، آری جن وجود دارد ولی با ما انسانها کاری ندارد و در کالبد و تن انسانها وارد نمیشود و آنها را وادار به دیوانگی، صرع، فاحشگی و قتل و...، نمینماید و انسانی که دچار اختلالات عصبی است کسی نیست که جن درون تن او رفته و او را مصروع و یا دیوانه نموده باشد و یا شخص فاحشه و یا قاتل آن شخص عاقل بیگناه نیست که قربانی ورود شیطان و یا جن به کالبد خود شده باشد که با فریاد مسیح و یا شاگردان و یا اسقف ها و کشیشها بیرون بیاید و آنگاه شخص دیوانه دانشمند شده و شخص فاحشه تبدیل به زن پارسا و عابد شود و یا...، نگارنده در کتب شریف برهانهای ذوالفقار اول و دوم ونیز کتاب تلبیس ابلیس خود بیشتر به اینموضوع پرداختهاست و این معضل را در کتاب شریف نورالانوار خود خصوصا در جلدهای ششم به بعد بیشتر توضیح و آنها را بطور کامل شرح و بسط دادهاست و تو ای عاقل دانا و خردمند موضوع جادو و جادوگری و سحر و ساحری و...، نیز دقیقاً در طول قرون و اعصار به همان باطلاق متعفن اعتقاد به اجنه و وجوب خوردن مسکرات و فجایع ناشی
از این اعتقادات پست و زشت دچار شدهاست خداوند جل جلاله در شریعت پاک و پسندیده خود ، و امامان معصوم در آموزههای برگرفتهشده از کتاب خدا و سنت محمد رسولالله صلی اللهعلیه واله و سلم و عجلفرجهم، راه راست و راه امن و راه امان را به خلایق نشان دادهاند ولی بهمرور زمان تحریف گران بر این اعتقادات پاک و سالم، الهامات شیطان را اضافه کرده و به مهلکه هایی وارد شدهاند که روح و عواطف پاک هر انسان شریف و حر و آزاده را متأسف و رنجور مینماید آئینهای خرافی قربانیها و خون خوردنها و قتلها و...، همگی گوشههایی از انحرافات فکری برگرفتهشده از حرکت در بستر جادو و جادوگری و سحر و ساحری و...، است و نگارنده دامنه این کلام را جمع می نماید و این فراز از کلام او، فقط برای تذکر و نشان دادن اهمیت آنها در آموزههای بشری و انحرافات اخلاقی جوامع انسانی است و اگر اراده نماید میتواند به حول و فضل الهی و عنایات مخصوصه مولانا المظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها هزاران صفحه در این رابطه بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق موضوع کتاب است، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که دامنه جادو و جادوگری از ابتدا تا این زمان و آینده هرگز در محدوده جدا نمودن زنها از مردها و یا جلب محبت و یا...، محدود نشده بلکه ساحران و جادوگران در راستای نیل به اهداف خود به جنایاتی دست زده اند که شنیدن احوال آنان هر وجدان آزادهای را تا ابدالآباد غمگین و سردر گریبان خواهد نمود...، آری تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که آلت زنا در همه انسانها موجود است و همه قادرند بر زناکاری ولی نهی خداوند را در پیش رو دارند و برای کسب رضای او خودداری از عمل شنیع زنا نموده و خود را پاک و طاهر از اعمال زشت مینمایند تا شایسته توجه خدا و ورود به بهشت شوند و یا همه انسانها میتوانند از عقل پیروی نکرده و با پیروی از هوی و هوس به فساد و زشتی کاری بپردازند و خود را از نعمتهای خدا محروم نمایند، و همچنین هر انسان دستهایی دارد که میتواند با آنها قتل نماید و یا دست خود را از قتل بیگناهان عقب بکشد و یا او پاهایی دارد که میتواند به طرف رضای خدا و یا به طرف غضب خدا حرکت نماید و یا او چشمانی دارد که میتواند به زشتیها بنگرد و از چشم خدا بیفتد و یا به زیباییهای پاک بنگرد و عزیز خداوند شود و...، پس هر انسان میتواند به سوی جادو و جادوگری رفته و با انجام اعمال شیطانی به قدرتهایی دست پیدا کند ولی در برابر خدا قرار میگیرد مستوجب عذاب و مؤاخذه الهی میشود
و یا میتواند به نهی خدا توجه نموده و به سوی اعمال تباه و شیطانی نرفته و مهر رضای خدا را در کارنامه اعمال خود نقش نماید پس او مخیر است و اینگونه نیست که اشخاص خاصی، قادر بر جادو و جادوگری باشندبلکه کسانی قادر به جادو و جادوگری و اعمال شیطانی هستند که وفق کلام حضرت رضا علیهالسلام به خیر و سعادت و منفعت و صلاح و...، خود توجه ننموده و به اعمالی بر خلاف اوامر خداوند عمل می نمایند که در آن ضرر و بدی و زشتی و تباهی برای آنها وجود دارد پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما که ساحران و جادوگران با صورت دادن اعمالی که بر ضد رضای حضرت الله و شریعت پاک و پسندیده او و بر پایه و اساس اعمال و الهام شیطان است، به قدرتهایی دست مییابند و از این قدرتها در راه باطل و خلاف رضای خدا بهرهجویی مینمایند و توجه نما که اینگونه قدرتها و اینگونه سحرها و جادوها گاهی در حدی از شقاوت و پلیدی قرار دارند که هرگز با توصیه دیگر رمالهای شیاد با خوردن ادرار کودکان و دختران و یا سرکه و نمک و یا مدفوع سگ و یا...، برطرف نمیشود بلکه سزای این تبهکاران همان دوزخ جاوید است که خدا به ایشان وعده دادهاست پس تو ای مؤمن و خداپرست به همه آن کسانی که برای تو و برای برادران و خواهران ایمانی تو به سحر و جادو مشغول هستند، در هر سطح و در هر درجه بگو، هر چه میتوانید صورت دهید که دوزخ خداوند برای شما کافی است و البته بد جایگاهی است و...، آری این از مصیبتهای اهل ایمان است که در این قرن و به نام دین ، رخصتی به نام ابطال سحر جعل نموده و بواسطه آن سر کتابباز میکنند و نام آن را انجام معاینه روحانی می نامند و سفارش جفر میگیرند و از آینده اطلاع میدهند و مشکلات مختلف را بررسی و علت و راهکارهای آن را به تو میگویند آنها برای تو دعا نویسی میکنند و طلسمات شرعی میسازند و سحرها و طلسمهای علیه تو را باطل میکنند آنها به دور تو حصار میکشند و درضمن استخاره هم میکنند آنها میگویند که دانای علوم غریبه هستند، آنها برای تو لوح قوی شیر و خورشید درست میکنند که برای محبت است و زبانبند خلایق است، آنها برای تو انواع بخورات را که دافع ترکیبی برای دفع چشمزخم و انرژیهای منفی است را توصیه میکنند آنها ادعیه قوی و مجرب در موضوعات مختلف دارند آنها برای تو انواع و اقسام لوحها را مینویسند آنها برای تو طلسم حضرت علی میسازند آنها به تو ریاضت و چلهنشینی و تسخیر موکل را آموزش میدهند و در مورد انجام ختم در ایام قمر درعقرب پاسخگویی مینمایند آنها
صاحبان گنجینههای گرهگشا هستند آنها دعا نویسی را به تو آموزش میدهند و برای تو طالعبینی فلکی و شمسی میکنند آنها کتب علوم غریبه را به تو بهرایگان میدهند و تجربههای ماورایی و هپروتی خود را القاءمینمایند آنان با اوراد خود زبان دشمنان تو را بند میکنند و بخت و ازدواج تو را موجب میشوند و اگر میخواهی موفقیت تو تضمین شود زبانبند را با تیغ بند همراه کن پس هر کس این تیغ بند را با خود داشته باشد تیغهای آن دشمنان او را نابود میکند و نیز آگاه باش که زبانبند ها انواع و اقسام دارد و درجه قدرت آنها بستگی به میزان گشادی سر کیسه پول شما است، آنها قادرند تا دشمنان شما را طلسم کنند و تو را از سعد و نحس ساعات و کواکب مطلع کنند، آنها میتوانند جوهرهای مخصوص و محلولهایی به تو بدهند که با آنها دعا نویسی کنی و جهانی را به تلاطم درآوری و میگوید اگر خواستی با دعای ایشان به خواب معشوق خود بروی تا در بیداری برای تصاحب شما تلاش نماید پس قبل از خواب دوازده مرتبه صلوات بفرست و دعای زیر را بدون کموکاست بر یک لیوان آب شکر غلیظ بخوان و به آن بدم یعنی فوت کن و سپس انگشت خود را بزن در داخل آب شکر و یک خط بکش به بازوی چپ و وقتی میمالی باید نام و نام مادر شخص موردنظر را بر زبان جاری کنی و...، داغ است، آنها به تو خبر میدهند به نحسی تو در امورات و یا نحسی تو در طالع تو، آنها تو را با انواع ادعیه از خوراکی، مالیدنی، دودی و آویزان کردنی و...، آشنا میکنند آنها به تو کتاب طمطم هندی را که مخصوص طلسمات هندی و تسخیر روحانیات و عزایم جنیان است را مجانی میدهند و تو را با علوم غریبه آشنا میکنند و به تو میگویند کشف الهدایه و مفتاح الولایه چیست، آنها تو را با صمور هندی و خواص سورههای قرآن آشنا میکنند و بازار دعاهای مجرب آنها در بخت گشایی و حاجت روایی و رزقوروزی و کارگشایی و بارداری و چشمزخم و ابطال سحر و جادو و شفای بیمار و...، آنها تو را با سنگ و هفت چاکرا درمان میکنند، آنها برای تو انواع و اقسام خدمات و محصولات علوم غریبه دعا نویسی شرعی را در کیسه دارند مانند سرکتاب قرآنی، دعا و تعویذ نویسی، آنها به دور تو حصار دائمی با پوست آهو میکشند و تو را با انواع الواح و طلسمات شرعی مانند عین علی، لوح شیر و خورشید، هفت شرف شمس و...، و بخور دافع ترکیبی از جمع خطرات محفوظ میدارند آنها انواع سحر و جادو را بدوا با ادرار مخصوص باطل و اگر با ادرار مخصوص نشد با مدفوع سگ و اگر با مدفوع سگ نشد با ریختن ادرار در کفش و حیاط خانه
طرف باطل میکنند و اگر نشد ادرار پسر نابالغ را دمکرده به خورد طرف میدهند و...، پس اگر از آنها سوال کنی که آیا ادرار باعث باطل شدن سحر و جادو میشود پاسخ میدهند بلی ولی همه طلسمات و سحرهااینگونه باطل نمی شوند و بستگی به انواع آنها دارد و یکچهارم آنها با ادرار باطل میشوند و این ادرار البته طلسمات شیطانی و سحر و جادو را باطل میکند و دعاهای رحمانی را نمیشود با ادرار باطل کرد و لذا تشخیص اینکه آن سحر با ادرار باطل میشود یا نه با متخصص این امر یعنی با دعاگر محترم است و او باید اگر تشخیص به ادرار زدن داد باید به ان طلسم و جادو ادرار کرد پس لازم است همه کسانی که سحر و جادو را در محل کار یا منزل خود پیدا میکنند باید بلافاصله و بهطور اورژانسی به دعاگر و رمال متخصص مراجعه و به او اطلاع دهند و نحوه برخورد با آن سحر و جادو را دعاگر بایستی اعلام نماید یعنی اگر دعاگر گفت میتوانی به آن جادو ادرار کنی پس حالا جایز است و نکته مهم اینکه آن ادرار حتما بایستی ادرار پسربچه نابالغ باشد یعنی در آن ادرار نبایستی آثار غریزه جنسی فعال شده باشد پس هر چه سن آن پسربچه کمتر باشد بهتر است، و اگر در منزل یا محیط کار یا هر جای دیگر چیز مشکوک به جادو پیدا کردید که به شکل ابزار سحر و جادو بود بههیچوجه آن را باز نکنید بلکه فورا داخل نایلون قرار داده و سر آن را محکم ببندید و در اولین فرصت به رمال معتبر و شرعی اطلاع بدهید و البته یکی از اشتباهات بسیار خطرناک که اکثر افراد معتقد مرتکب میشوند این است که وقتی دعایی یا چیزی در منزل یا جای دیگر پیدا میکنند بلافاصله از روی کنجکاوی آن را باز میکنند و یا کارهای دیگر مثل سوزاندن و شستن و یا در چاه انداختن را صورت میدهند و یا آن را در سطل زباله میاندازند و...، و نمیدانند که این کار تا چه حد میتواند به آنها آسیب و صدمه بزند آنها باید توجه داشته باشند که بازکردن دعا قاعده و قانون دارد و حتی اگر خودتان هم قبلاً از جایی دعا گرفتهاید هرگز باز نکنید و حتی اگر مدت دعا تمامشده و یا مشکل شما حلشده و میخواهید دعا را معدوم نمائید باید آن را بدون اینکه بازکنید در آب جاری تمیز بیندازید و البته باید در تمامی این احوال به رمال شرعی مراجعه کنید زیرا اگر آن رمال، رمال شرعی نباشد یعنی خودش اهل جادو و جنبل باشد شما را درست راهنمایی نمیکند زیرا ساحرهای شیطانی حق ابطال هیچ سحر و جادویی را ندارند یعنی اگر این کار را انجام دهند آن موکل جن یعنی و آن شیطان مخصوص خود را از دست میدهند زیرا آنها فقط سحر
و جادو میکنند پس ابطال سحر با رمال شرعی است، البته برای باطل کردن سحر با ادرار بایستی یک قطره از ادرار را درون یک لیوان آب بریزید و به فرد جادو شده بدهید تا بخورد و کاری نداشته باشید که ادرار نجساست و یا چگونه میشود موکل جن را از کالبد فرد خارج کرد و یا چگونه باید جن عاشق را از کالبد انسانی که معشوقه اوست خارج کرد...، آری و این اوهام و این یاوهسراییها است که جوامع را به لجن زار موهومات فرومیبرد و جامعهای بیمار و پرهراس، شکاک و...، به وجود میآورد جامعهای که خدا و رسول و امامان معصوم در آن فریاد رس نیستند بلکه ناجی و مددکار و حافظ تو از جمیع بلایای ارضی و سماوی، رمال شیادی است که خود را به شرح فوق رمال شرعی میداند و این شرح حال رمال مقدس این جماعت است پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و این مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام که میفرماید:( الساحر ملعون... و الساحر کالکافر و الکافر فی النار پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش بر علت این نهی عظیم که ذات اقدس احدیت جل جلاله و معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم بر عظمت جرم و عصیان آن ، اینگونه تاکید داشتهاند زیرا جادو و جادوگری ریشه در اعمال انسان دارد که حضرت حق جل جلاله در او نیرو و قدرت شناخت اشیا را قرار دادهاست و انسانها برای دستیابی به قدرت به هر نحو و وسیله چنگ انداخته و در این راستا با پیروی از هوی و هوس به اعمالی مبادرت مینمایند که بر ضد تعالیم خداوند و شریعت پیامبران اوست و ما در سلسله کتب شریف نورالانوار خود خصوصا در تفسیر صحف انبیاء سلف موضوع پرداختن به شرک و شرک ورزی و جادو و جادوگری و بت و بت پرستی و دوستی اصحاب اجنه و راههای رسیدن به این قدرتهای شیطانی را توسط تحریف گران کاملاً تشریح نموده و بیان کردهایم و در واقع اثبات نمودهایم که چگونه آنها این فرهنگ ها و آموزههای شیطانی را در قالب آموزههای الهی در میان فرهنگ های جوامع بشری وارد نموده و به رفتارهای اجتماعی بدل نمودهاند بهگونهای که علیرغم تمامی پیشرفتهای عظیم در علوم و فنون مختلف این اباطیل و یاوه ها همچنان ریشه در افکار و اوهام مردم عوام و گمراه دارد و اینموضوع یعنی جادو و جادوگری و ارتباط با اجنه یعنی ارتباط با شیاطین و انجام اعمالی که در راستای رسیدن به اهداف با شرک ورزی و تقدیم قربانی و...، صورت میدهند که این آموزههای شیطانی همچنان در میان اقوام و جوامع بدوی و حتی مترقی به انحاء مختلف قربانی میگیرد و این اعمال درواقع عدول از راه حق و ورود در)
طریق شیطان و دخول در آتش دوزخ است و این تعالیم خداوند و آموزههای شریعت جاویدان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و تعالیم حافظان قرآن و شریعت پسندیده خداوند یعنی تعالیمامامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است که نهی شدید میفرماید از این اعمال شیطانی و وفق کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام چه کم و چه زیاد آن، به سوی دوزخ جاوید سوق میدهد، بررسیهای آثار تاریخی نشان میدهد که این خدعه و نیرنگ برای فریب انسانها از ابتدای تاریخ به توسط القاء شیطان و اعوان و انصار او با قوت و قدرت جریان داشته و کتیبهها و تصاویر و علائم و اشیایی که از حفاریهای باستان شناسی بدست آمدهاست بر این حقیقت مهر تأیید زند و در این راستا آموزههای تحریفشده کتاب مقدس در بخش عهد عتیق که مربوط به صحف تحریف شده انبیاء سلف در باب جادو و جادوگری و در قالب الهام الهی به پیروان گمراه القاء شده است در واقع دلیل قاطع بر این حقیقت است ونیز این گمراهی آشکار در تحریف تحریفگران یعنی القاء حلول اجنه و شیاطین در کالبد انسانها که میراث کثیف و آلوده کتاب مقدس در عهد جدید و به واسطه تعالیم پولس یهودی گمراه است درواقع سند قاطع پیروی گمراهان از الهامات شیطان در قالب کلمات الهی منتسب به وحی است پس اعتقادات محکم و پا برجای اقوام سلف در رابطه با سحر و جادو و ارتباط با اجنه و بهرهگیری از قدرتهای ایشان از طریق اعمال و رفتارهای جنون آمیز خصوصا تقدیم قربانی و....، که ریشه در کفر و شرک و ستیزهگری با خداوند و تعالیم انبیاء الهی دارد، بیانگر ریشهدار بودن این اعتقادات شدیداً انحرافی و متأثر از الهام شیطان از ابتدا تاریخ میباشد و حمایت پادشاهان و حاکمان فاسد و تبهکار از این حرکتهای شیطانی که در راستای بقای حکومت و حفظ تاجوتخت آنها صورت میگرفت، از عوامل ناگوار انحرافات بشری بودهاست تا جاییکه به شهادت کتاب خدا، یکی از دشمنیهای جنونآمیز با رسولان پروردگار در همین راستا و از سوی همین ستیزهگران صورت میگرفته و لذا رسولان الهی را متهم به جادوگری و یا حضور شیطان در کالبد آنها مینمودند و اطلاق لفظ مجنون بر ایشان به مفهوم بیعقلی و دیوانگی نبوده بلکه آنها را صاحب و حامل و دارای شیطان قوی و برتر میدانسته اند و ذات اقدس احدیت در آیه عظیم 52 سوره مبارکه ذاریات به این حقیقت عظیم اشاره میفرماید؛( كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ یعنی و اینگونه هیچ پیامبری به سوی مردم قبل از ایشان نرفتهاست مگر)
آنکه گفتهاند که او جادوگر و یا مجنون (یعنی صاحب جن میباشد، پس توجه نما که سحر به استناد آیات کتاب خدا به سه معنی آورده شدهاست اول فریب و ایجاد افکار بدون حقیقت و واقعیت یعنی ایجاد خیال وتصور مانند آنچه ساحران فرعون با وسایل خود در مردم ایجاد نمودند، دوم جلب شیاطین و اجنه به روشهای خاص و کمک گرفتن از آنها به شرح آیات عظیمه 221 به بعد سوره مبارکه شعراء:( هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ) یعنی آیا به شما خبر بدهم که شیاطین و اجنه بر چه کسانی نازل میشوند آنها بر کسانی نازل میشوند که کذاب و بسیار گناهکار هستند (یعنی کاهنان و رمالان و پیشگویان مفتری و...، که در واقع دروغگویان و فریبکاران پست میباشند) گوش فرامیدهند و اکثریت آنها دروغگو و کذاب هستند (یعنی از پیش خود برای فریب خلایق بههم میبافند) و دیگر انجام اعمالی که فرد با توسل و تمسک به آنها به شیطان نزدیک میشود اعمال سیاه و رعبآور مانند قتل و خونریزی بیگناهان و یا انجام اعمال شیطانی دیگر مانند تقدیم قربانی و...، و اساسا هر عملی که خداوند رحمان را به غضب درآورد و نیز در این راستا مبادرت نمودن به ریاضت های خلاف شریعت و...، بهمنظور دستیابی به قدرتهای خلاف رضای ذات اقدس احدیت که ما در کتابهای شریف برهانهای ذوالفقار خود و کتاب شریف تلبیس ابلیس خود به آنها اشاره نمودهایم در این روش شخص مرتاض و ریاضتکش و...، با نیروی فکری خود بر اشیاء محیط اثرگذاری مینماید و در بسیاری از اوقات با شیاطین و جنها ارتباط برقرار نموده و از آنها یاری میگیرد و سپس با ایجاد وحشت در اوهام مردم عوام و بر ناشناختههای ذهنی ایشان و باورهای غلط آنها ، مانند ادعا به داشتن اسم اعظم و امثال آن و یا تسخیر اجنه و اینکه اجنه تابع آنها هستند بر قلب و عقل مردم عوام و گمراه حاکم و مسلط میشوند و اینگونه این راه شیطانی یعنی سحر و جادوگری به مرگ بیگناهان و ایجاد اختلالات رفتاری در بین انسانهای بیگناه و اختلاف و تشتت در میان افراد جامعه و..، منجر میشود یعنی به سوء و فحشاء یعنی همان هدف شیطان لعنت الله علیه و اعوان و انصار او لعنه الله علیهم اجمعین، و این خداوند علی اعلی است که در آیه عظیمه 116 اعراف با واژه عظیم از جادوی جادوگران)
معدنهای شهرها و باغهای سرسبز را به روی آنها بگشاید و پرندگان آسمان و حیوانات وحشی زمین را (برای یاری آنها همراه آنها نماید البته میتوانست چنین اعمالی را صورت دهد ولی اگر چنین مینمود دراینصورت جایی برای آزمون و امتحان باقی نمیماند (یعنی همه از روی ترس و اکراه و اجبار ایمان میآوردند) و اجر وپاداش باطل میشد و اخبار آسمانی (بشارتها و هشدارهای اله)،ی از میان میرفت و واجب نمیشد برای قبول کنندگان دعوتهای الهی اجرها و پاداشهای کسانی که در راه خداوند به آزمایش و بلا دچار شدهاند و نیز به اهل ایمان ثواب نیکوکاران نمیرسید و (هرگز) نامها (مرتبط در این راه یعنی مؤمن، کافر، مشرک، منافق، مقتول در راه خداوند و...) معانی روشن خود را نداشت (یعنی همه از روی ترس و اکراه و جبر و زور و یا تعقل و تدبر و...، ایمان میآوردند ولی بین آنها هیچ فرقی نبود و از هم شناخته نمیشدند) و به این دلیل اگر خداوند از آسمان آیهای نازل مینمود( فضلت اعناقهم لها خاصعین) و اگر چنین مینمود دیگر آزمایش و امتحان الهی از همه خلایق جهان ساقط میشد) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین...، پس جناب عمر بن حنظله روایت مینماید از مولای خود حضرت صادق علیهالسلام که فرمود قبلاز قیام قائم (آلمحمد علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف) پنج علامت ظاهر میشود (صیحه، سفیانی، خسف، قتل نفس زکیه، یمانی) یعنی (صیحه آسمانی، ظهور سفیانی، فرورفتن زمین، قتل نفس زکیه و خروج یمانی) پس عمر بن حنظله عرض مینماید ای مولای من فدای تو شوم اگر کسی از اهلبیت تو قبلاز ظهور این علامت ها قیام نماید من او را همراهی کنم حضرت فرمود نه، پس من فردا آیه ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ)را خواندم و به آن حضرت عرض کردم آیا این همان فریاد است ایشان فرمود اگر این آیه همان صیحه باشد پس گردن اعداء خداوند عزوجل برای آن خاضع میگردد، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما که علم غیب خصوصا ساعت قیام حضرت مهدی و رجعت مقدسین و برپایی قیامت و....، و بسیاری از علوم دیگر که مربوط به آینده است فقط در نزد ذات اقدس الهی است و بلکه کلیات آن در نزد اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و عجل فرجهم و سایر معصومین از انبیا و اوصیاء الهی علیهمالسلام است و این کلام ما مستند است به روایت عظیمی که منسوب است به مولای مظلوم ما علی علیهالسلام (و سایر معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم) که فرمودند با این)
مضمون که اگر یک آیه در کتاب خدا نبود من تمامی وقایع تا روز قیامت را اخبار مینمودم پس تلاوت فرمود آیه (يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ (یعنی آیه 39 سوره مبارکه رعد یعنی خداوند هر چه را بخواهد محو و هرچه بخواهد ثبت میکند و در نزد اوست علم کتاب) و توجه نما که امام معصوم ما علیه السلامتمامی شیادان و رمالان و جادوگران و کلاهبردارانی را که ادعای داشتن علم آینده را مینمودند نفی و تعزیر مینمود و ما قبلاً در خصوص برخورد حضرت با شخصی که ادعای پیشگویی از آینده را در حضور حضرت داشت را مذکور نمودیم و البته در تاریخ شرح وقایع امثال این رمالان و جادوگران و...، ثبت است و تمامی آنها برگرفتهشده از الهام شیطان و تحریف تحریفگران یهودی است که به این پیشگوهای جادوگر، عنوان نبی اطلاق مینمودند و ما در کتاب شریف نورالانوار خود بهشرح حال آنان پرداختهایم و....، در تاریخ ثبت است که شخصی که مدعی پیشگویی از آینده بود را به نزد استالین جلاد آوردند و به او گفتند شخصی آمده و مدعی است که از آینده اطلاع دارد و میتواند آنها را پیشگویی نماید پس استالین بلافاصله دستور اعدام او را صادر کرد و سپس گفت این احمق اگر میتوانست از آینده خبر دهد قتل خود را پیشبینی میکرد و نیز توجه نماید مخاطب ارجمند که ذات اقدس احدیت به پیامبران خود اخبار آینده را اعلام مینمود و آن قضای حتمی ذات اقدس احدیت است مانند ظهور انبیاء الهی موسی، عیسی، و حضرت محمد علی نبینا وآله و علیهمالسلام و یا وعده ارثیت دادن زمین به صالحین و یا وقوع رجعت یا وقوع قیامت ولی زمان وقوع آنها در علم ذات اقدس الهی جل جلاله است ولیکن برای وقوع آنان علائمی ذکر میشود و نمونه آن در این روایت است که از مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام نقل گردید پس توجه نماید مخاطب ارجمند که تمامی روایاتی که از معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم در این باب وارد شدهاست اگر معنی اول را افاده کند صحیح و اگر مفهوم دوم را افاده کند جعلی است و در همین راستا تمامی احادیثی که مفهوم جبر در اعمال و استناد اعمال ظالمانه به خداوند متعال در رابطه با تقدیر آن در اعمال انسانها را افاده مینماید جعلی خواهد بود و در کنار تمام این احوالات حکم وقوع (بداء) در امر الهی است که بازهم ریشه در اختیار انسانها و توجه ذات اقدس الهی به عملکرد آنها دارد و بر این اساس تمامی یاوههایی که مشرکین وحدت وجودی و یا سایر تفکرات فرقهای دیگر در این باب دارند باطل و لایق مزبله دانی خواهد بود پس چون بر این فراز آگاه شدی)
پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند بر عظمت شخصیت علمی مولانا المظلوم حضرت صادق علیهالسلام که در برهه زمانی امامت ایشان بر جویندگان حقیقت تجلی نمود و البته این فضیلت برای تمامی امامان معصوم ما علیهمالسلام و عجل فرجهم وجود دارد ولی بواسطه جو اختناق حاکمان تبهکار، فرصت جلوه برای آنها بهوجود نیامد و آنچه مسلم است آن حضرت بیشاز چهار هزار شاگرد بنام داشته است یعنی شاگردانی که اسامی تمامی آنها در صفحات تاریخ مذکور است و این امر دلالت بر استمرار فراگیری آنها در طول سالیان متمادی دارد آنها از سراسر ممالک اسلامی به سوی آن حضرت شرفیاب میشدند و از دریای بیکران علم لدنی آن حضرت بهره میبردند و...، از میان راویان و شاگردان آن حضرت میتوان به ابان بن تغلب اشاره نمود که از ایشان سی هزار حدیث نقل شدهاست نکته مهم اینکه بسیاری از پرورشیافتگان مکتب امام صادق علیهالسلام خود از دانشمندان و بزرگان فقهای زمان خود بودهاند که از جمله آنها میتوان به زراره بن أعین و دو برادر او بکر و حمران اشاره کرد و نیز جمیل بنصالح و جمیل بن دراج و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و هاشم بن حکم و هاشم بن ثابت و ابوبصیر...، اشاره نمود ابن خلکان در شرححال آن حضرت می نویسد که شاگرد او ابوموسی جابر بن حیان است که کتابی در هزار ورق تالیف نمود و پانصد رساله حضرت جعفر بنمحمد را در آن گردآوری نمودهاست جمیل بن دراج از خواص آن حضرت بود و روایت شدهاست که حضرت اسراری به او میآموخت که به دیگران تعلیم نمیداد و یا لیث بن البختری که امام صادق او را که از علم امام باقر نیز بهرهگیری نموده بود را، از ارکان زمین و دانشمندان معرفی مینماید و یا هشام بن حکم که حضرت در مورد او میفرماید که ایشان مراقب و نگهبان حق ما و مؤید صدق ما و نابودکننده نظرات باطل دشمنان ما است و کسی که از او پیروی کند از ما پیروی کرده و کسی که با او مخالفت کند با ما مخالفت کردهاست و یا جابر بن یزید جعفی که امام در حق او فرموده اند که او را جابر نامیدهاند زیرا کمبودهای مؤمنین را با دانش خود جبران میکند و اوست که دریای بیکران از علم در عصر خود است و یا جناب عمران بن اعین که از شاگردان آن حضرت و امام باقر بوده و امام باقر در حق او فرمودهاست که تو شیعه ما هستی در دنیا و آخرت و نیز ابان بن تغلب، ابوحمزه ثمالی، معلی بن خنیس، عبدالله بن ابی یعفور، اسحاق بن عمار، بهلول، مفضل بنعمر....علاوه بر این بزرگواران که از بزرگان شیعه اثنی عشری هستند، شمار بسیاری از دانشمندان و پیشوایان اهلسنت
نیز افتخار شاگردی آن حضرت را داشتهاند...، ابن حجر کسانی مانند ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری، شعبه، ابن جریج، یحیی بنسعید...، را از شاگردان آن حضرت معرفی مینماید و این افتخار شیعه جناب ابن شهر آشوب مازندرانی سروینه باغی است که میفرماید که مالک بن انس در بسیاری از موارد ادعا کرد کهروایات خود را شخصا از امام صادق علیهالسلام دریافت کرده و میگفت:( راوی موثق و بسیار معتمد جعفر بنمحمد برایم اینگونه حدیث نمود و...، ابوحنیفه در خصوص آن حضرت میگوید:( اگر آن دو سالی که شاگردی امام صادق را نمودم نبود قطعا هلاک میشدم و نیز گفت من هیچکس را عالمتر از جعفر بنمحمد نمیدانم)، جابر بن حیان ابتدا از شاگردان امام باقر بود و بعد از شهادت آن حضرت به افتخار شاگردی امام صادق رسید و او از در تمامی علوم و فنون مخصوصاً شیمی تألیفات بسیار دارد و به اقرار خود همه آنها را از امام صادق آموختهاست، او در اکثر آثار و رسالههای خود مینویسد (قال لی جعفر علیهالسلام)، (القی علی جعفر علیهالسلام)، ( حدثنی مولای جعفر علیهالسلام)، ( اخذت هذا العلم من جعفر بنمحمد سید اهل زمانه علیهم السلام) و جابر بن حیان علاوهبر ارائه فرضیات و تئوریهای علمی موفق شد تا آزمایشگاهی متناسب با وسایل آن روز به وجود آورد و تئوریهای خود را عملی نماید، از اختراعات او اسید آزتیک (تیزاب معمولی) و تیزاب سلطانی که ترکیب اسید ازتیک و اسید کلریدریک است میباشد و همچنین کاشف الکل است و اوست که چندین فلز را کشف کرد پیشرفتهای او در علوم طبیعی مخصوصاً شیمی موجب شد که دانشمندان بزرگ مانند زکریای رازی و ابوعلیسینا و ابوعلی مسکویه و..، از آثار او بهرهگیری نمایند... در دوره رنسانس در اروپا حدود سیصد رساله از جابر بن حیان به زبان آلمانی به چاپ رسید او از شاگردان مخصوص حضرت صادق علیهالسلام بود و در تالیفات خود تصریح نمودهاست که توانسته است پانصد رساله خود را با نظر امام صادق علیهالسلام تکمیل نماید که اغلب این رسالات غیر از علوم شرعی و در رشتههای تخصصی دیگر مانند حیات، نجوم، طبیعیات، پزشکی و... غیره تدوین یافتهاست...، از شاگردان بزرگ دیگر آن حضرت مفضل بن عمر است که میگوید یکی از سفارشات امام علیهالسلام به من این بود که میفرمود ای مفضل مطالب را بنویس و علم خود را بین برادران ایمانی خود منتشر کن تا پساز مرگ تو، نوشتههای تو به دیگران به ارث برسد زیرا بر این مردم زمانی خواهد رسید که به چیزی اهمیت نمیدهند مگر به آثار گذشتگان...، و این جمیل بن دراج است)
که میگوید من از امام صادق علیهالسلام (در عظمت مقام و منزلت چهار شاگرد مخصوص او شنیدم که میفرمود:( صاحبان محبت را به بهشت بشارت دهید:( برید بن معاویه العجلی)، ( ابوبصیر)، (محمد بن مسلم)، (زراره) این چهار نفر همان چهار مرد نجیب و امین خدا بر حلال و حرام هستند که اگر نبودند آثار نبوتقطعشده و از بین میرفت...، پس چون با این کلیات از عظمت شخصیت مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام و والایی منزلت شاگردان آن حضرت آشنا شدی پس در ادامه توجه نما به شرح این آیه عظیمه از مولای غریب و مسموم و معصوم ما حضرت رضا علیهالسلام که شهید شد در غربت به دست سگ هار طاغی و یاغی یعنی مأمون ملعون، در این روایت که از جناب حسین بن خالد مذکور گردیدهاست حضرت رضا علیهالسلام میفرماید:( کسی که ورع ندارد دین ندارد و کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد (ان اکرمکم عند الله اعملکم بالتقیه قبل خروج قائمنا) یعنی بهدرستی که گرامیترین شما نزد خدا بیشترین عملکننده شما به تقیه قبلاز خروج قائم ما است و هر کس فریضه تقیه قبلاز خروج قائم ما ترک نماید از ما (اهلبیت) نیست، پس به حضرت عرض شد که ای فرزند رسول خدا قائم شما کیست فرمود چهارمین فرزند من زاده سیده کنیزان (خداوند) و خداوند به وسیله او زمین را از هر خلافی پاک میکند و از هر ستمی منزه می دارد و اوست همان کسی که مردم در ولادت او شک میکنند و اوست که پیشاز خروج خود غیبت دارد و چون خروج نماید ( اشرقت الارض بنور ربها) و ( وضع میزان العدل بین الناس) یعنی زمین به نور رب او درخشان میشود و میزان عدل در میان مردم برقرار میگردد و هیچکس به دیگری ستم نمیکند و اوست آن کسی که زمین برای او بههم پیچیده میشود و سایه ندارد و اوست آن کسی که منادی از آسمان به نام وی فریاد میزند که همه اهل زمین دعوت به سوی او را میشنوند که میگوید: آگاه باشید بهدرستی که حجت خدا در خانهی خدا ظاهر شد ، پس از او پیروی کنید و بهدرستی که حق با اوست و در اوست و این است تفسیر قول و کلام خداوند عزوجل ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ))، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که در این روایت عظیم نکتههایی عظیم وجود دارد اول اینکه مولای مظلوم و غریب و شهید و مسموم به زهر جفای سگ سفاک عباسی یعنی مامون ملعون، در این روایت تاویل های آیات عظیم الهی در ( ان اکرمکم عند الله اتقیکم)، ( و اشرقت الارض به نور ربها) و (وضع میزان و...)، را بدینگونه که ملاحظه شد بیان)
فرمودهاست دوم، توجه به این نکته عظیم که هر انسان خداترس باید به عواقب آن توجه نماید و آن عظمت و حرمت حفظ جان و حیات اهل ایمان و اهل ولایت در پیشگاه خداوند است که وظیفه شدهاست برای ایشان که حفظ نمایند جان شریف خود را از تهاجم شیاطین جن و انس با رعایت اصل تقیه ونیز شرکت نکردن درهر غوغایی بنام دین تا قبلاز قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا جان شریف ایشان در مهلکه فنا نیفتاده و اساس دین و شریعت که خلاصه میشود در پیروی اهل ایمان از ولایت مولانا المظلوم علی علیهالسلام و اولاد طاهرین ایشان علیهمالسلام و عجل فرجهم و نیز خبر دادن از وجود اقدس منزلت شاهزاده جهان و دختر شاه شاهان و آن مقدس از نسل عیسی یعنی مادر عزیز و گرامی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که افتخار یافت به عروس بودن حضرت محمد صلی الله علیه واله و سلم و عجل فرجهم و عروس بودن برای حضرت علی و خاندان عصمت و طهارت و عروس بودن برای سیده نساء العالمین من الأولین و الآخرین یعنی حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام و اینکه سعادت یافت که آخرین مقدس از سلسله انبیاء الهی از وجود پاک و مطهر او پای مبارک را جهان قرار دهد همان وجود عظیم که بهجا آورنده وعده خدا در ارثیت دادن زمین به صالحین و در برقراری عدل و عدالت در جهان بعد از مملو شدن از ظلم و جور و...، است و دیگر خبر غیبی در اینکه مردم در ولادت او شک میکنند و...، و اینکه صاحب غیبت طولانی یعنی عمر طولانی است و اوست تفسیر (اشرقت الارض بنور ربها و... و اوست صاحب عجایب و تصرف در کائنات و صاحب صیحه آسمانی که به نام وی ظهور پر جلالت وی را از کنار خانه خدا بر اهل عالم اعلام مینمایند و اوست که امر میشود به پیروی و اوست تأویل آیه عظیم (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ)) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این حدیث عظیم که راوی آن حسین بن خالد رحمه الله علیه است دانستی که چگونه حفظ جان پیروان حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم که پیرو وصی عالیقدر آن حضرت یعنی شیعیان اثنی عشری هستند در قالب فریضه تقیه و عدم شرکت در غوغا های دنیا طلبان، قبلاز خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و...، در نزد خداوند عظیم است پس در نقطه مقابل دوزخ جاودانی است برای کسانی که آنها را مجبور به تقیه مینمایند و یا مرگ را برای آنها و خاندان آنها به طرق مختلف رقم میزنند)
الا لعنه الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که حسین بن خالد رحمه الله علیه از راویان بزرگ و مقدس سده سوم بودهاست و نام او در زنجیره بسیاری از احادیث وارد شدهاست او دارای عمر طولانی و با برکت بوده و از حضرت صادق و امام کاظم و حضرت رضاروایت نقل نموده است او گاهی به صیرفی و گاهی پسر ابو العلاء و گاهی حسین بن خالد بن طهمان و...، خطاب شده و آنچه مسلم است این سروران گرامی و محترم بوده اند که آثار تلاشهای آنها و زحمات آنها و عشق و محبت آنها به خاندان عصمت و طهارت تمامی اهل ایمان را تا قیام قیامت و تا ظهور مولانا المظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فیض بیانتها و رحمت بی زوال و علم محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم بهرهمند و برخوردار نموده است و کدام اجر و پاداش بالاتر از رضایت و رضوان الهی میتواند پاداش این بزرگواران باشد ما از خداوند متعال علو درجات و رحمت بیانتها را برای ایشان خواستاریم و امیدواریم تا خداوند رحمان ما و عزیزان ما را از شفاعت این بزرگواران در دنیا و آخرت بهرهمند فرماید و خیر دنیا و آخرت را برای ما نازل و شر دنیا و آخرت را از ما و عزیزان ما دفع و رفع بفرماید به حق سید و سالار و بزرگان ایشان یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه به این روایت عظیم توجه نما که با این مضمون نقل شدهاست که شخصی مشرف شد به حضور امام عالیقدر حضرت صادق علیه السلام و عرض کرد که من دبه بزرگ روغن دارم که در داخل آن موشی افتادهاست پس حکم آن چیست حضرت فرمود آیا وقتی پیمانه را در داخل آن زده و بر میداری جای آن پر میشود (یعنی روغن چه مقدار رقیق است پس آن شخص عرض کرد جایش بلافاصله پر میشود پس حضرت فرمود نجس است و آن شخص گفت آیا موش به این کوچکی تمام روغن آن دبه بزرگ را نجس میکند پس حضرت فرمود موش در نظر تو کوچک نیست بلکه دین خدا در نظر تو کوچک است پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در اینکه برای کسانی که غصههای دختران و پسران در موضوع ازدواج و مادر و پدر شدن آنها و یا ضایع شدن نسل امت رسول خدا و یا نحوه معیشت و گذران زندگی آنها و یا نیازها و یا رنج های آنها و یا تامین شدن آنها در برابر خطرات و معضلات جامعه و...، اهمیت ندارد و کوچک است پس دین خدا در نظر آنها کوچک است پس بهزودی به حفرهای که آن را قبر میگویند وارد خواهد شد)
و خشت لحد را بر فرا روی آنها قرار خواهند داد و آن زمان آرزو میکند که ای کاش خدا آنها را خلق نمیکرد، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 5 به بعد این سوره شریفه یعنی شعراء که در آن خداوند متعال به دشمنان خود و رسولان خود هشدار داده و خلقتعظیم گیاهان را از آیات خود برای توجه آنان متذکر میشوند:( وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ یعنی و هیچ ذکر تازهای از سوی خدای رحمان برای آنها نمیآید مگر آنکه از آن رویگردان میشوند پس آنها تکذیب کردند پس به زودی اخبار (هراسناک عکسالعمل) آنچه را استهزا میکردند به آنها میرسد آیا آنها (برای بیدار شدن و هوشیار شدن از خواب غفلت خود) به (عجایب) زمین نگاه نکردند که چه حد از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم و در این آیه (ای الهی عظیم) است (بر اثبات عظمت و حکمت و رحمت خدا) ولی آنها مؤمن نبوده اند و بهدرستی که پروردگار تو قادر توانا و مهربان است...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 10 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء که در آن حضرت حق جل جلاله موضوع نبوت حضرت موسی و نجات بنیاسرائیل را از فرعون و فرعونیان بیان میفرماید و توجه داشته باش که بعد از ورود یوسف و بنی یعقوب در مصر دوران افول ایشان و اسارت در مصر ظاهر میشود و خداوند حضرت موسی، یعنی نبی معظم خود را وفق وعده های خود به انبیاء سلف، مبعوث فرموده و به نجات بنیاسرائیل از مصر و حرکت به سوی سرزمین موعود مامور میفرماید و خداوند در مصر به استغاثه بنیاسرائیل توجه نموده و نجات آنها را زودتر محقق میفرماید و لذا در روایات عظیمه در دعا برای تعجیل ظهور مولای مظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تأکید گردیده و توجه به تعجیل در نجات جهان و جهانیان و نیز امت اسلام از ظلم و جور، بواسطه دعا و استغاثه به درگاه خداوند، تشبیه شدهاست به استغاثه بنیاسرائیل برای نجات خود و توجه خداوند در تعجیل نجات ایشان بواسطه استجابت دعای ایشان، پس ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 10 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء میفرماید:( وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ قَالَ رَبِّ إِنِّي)
أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنْطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَارُونَ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ قَالَ كَلَّا ۖ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا ۖ إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ یعنی و آن زمانیکه پروردگار تو موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمکار برو (یعنی) قوم فرعون، آیا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمیکنند، پس موسی گفت خدایامیترسم که مرا تکذیب کنند، و سینه ام تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس بفرست با من هارون را (تا مرا یاری نماید) و برای آنها بر گردن من گناهی است پس میترسم که مرا به قتل برسانند پس گفت (خداوند) هرگز چنین نخواهد بود (یعنی آنها نمیتوانند کاری انجام دهند و صدمهای به تو بزنند) پس شما دونفر (یعنی موسی و هارون) با آیات ما بروید ما با شما هستیم و (کلام شما و آنها را)، میشنویم...، پس در ادامه ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات عظیمه 16 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء میفرماید:( فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ) یعنی شما (دونفر یعنی موسی و هارون) بسوی فرعون بروید و بگویید ما فرستادگان پروردگار جهانیان هستیم پس بنیاسرائیل را با ما بفرست پس فرعون گفت آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سرانجام آن کار را (که نمیبایست انجام میدادی) صورت دادی (و یک نفر از ما را کشتی) و تو از کافرین (یعنی ناسپاسان ) بودی، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه شدی در رابطه با آنچه ما در خصوص معانی واژههای قرآنی برخلاف تصورات و معانی متداول و مصطلح مردم عوام، کلام خود را آورده و تکرار نمینماییم در این فراز هم وفق کلام مولانا المظلوم امام رضا علیهالسلام واژههایی از کتاب خدا متمسک عفریت نجس یعنی شیطان مجسم مامون سگتوله هارون خبیث گردیده و تلاش مینماید تا در میان انظار بر ضد آن حضرت و ولایت حضرت علی علیهالسلام کلام خود را القاء نماید پس سرور ما علی بنمحمد رحمةالله تعالی علیه از مولای خود روایت نمودهاست که (روزی مأمون ملعون از حضرت سؤال کرد ای فرزند رسول خدا آیا شما اعتقاد ندارید که پیامبران معصوم هستند حضرت فرمود بلی... پس مأمون سؤال کرد که معنی این کلام موسی که به فرعون گفت:( قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ) پس امام رضا فرمود وقتی موسی نزد فرعون رفت به او گفت( وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ) یعنی از ناسپاسان نسبت ب من بودی موسی گفت من آن کار را انجام دادم درحالیکه از گمراهان بودم یعنی راه را گم کرده بودم و)
نخواسته به شهری از شهرهای تحت سلطه تو وارد شدم پس وقتیکه از شما ترسیده و فرار کردم پروردگار من به من حکمت و دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد (و سپس امام درادامه بهعنوان شاهد این کلام عظیم خود را میفرماید خداوند عزوجل به پیامبرش محمد میفرماید:( ضحی_6_ الم یجدک یتیما فاوی)یعنی آیا او تو را یتیم نیافت و پناه نداد یعنی آیا تو را تنها نیافت و مردم را بسوی تو سوق نداد و ( وجدک ضالا فهدی_ ضحی_7) یعنی آیا تو را تنها نیافت که مردم را به سوی تو سوق داد و نزد قوم خود گمشده و ناشناخته بودی و هدایت کرد یعنی قومت را هدایت کرد به شناخت تو و تو را فقیر یافت و بینیاز نمود( ضحی_8) یعنی دعای تو را مستجاب کرد و اینگونه تو را بینیاز نمود) پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که چگونه کتاب خدا دارای واژگانی است که علم معنی آنها در اختیار کسانی است که ذات اقدس احدیت از علم لدنی خود ایشان را آکنده نمود زیرا ظرف وجودی آنها به واسطه عصمتی ذاتی که حضرت حق جل جلاله به آنها عطا فرموده است، این قابلیت را دارد ونیز توجه نما که چگونه معانی صحیح این واژگان عقاید ترا پاک از هرگونه شرک و معانی شیطانی مینماید و چگونه تو را هدایت مینماید به دین پاک و پسندیده خدا و این ولایت محمد و آلمحمد علیهم السلام و عجل فرجهم است که تو را از سر چشمههای پاک و زلال هدایت الهی بهرهمند میسازد ونیز توجه نما که هدایت آنها برای کسانی که عقل را امام و رهبر خود ساختند منتهی به سعادت جاویدان و برای کسانی که هوی و هوس را امام خود قرار دادند اسباب شقاوت را فراهم میآورد یعنی وفق کلام خداوند( وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) یعنی وجود این قرآنهای ناطق مانند قرآن صامت برای ظالمین جز خسارت چیزی را بههمراه ندارد و تو ای مخاطب ارجمند یقین داشته باش که این کلامهای عظیم امام معصوم نه تنها هدایت آن سگ شقی یعنی مأمون نیفزود بلکه بر طغیان او افزود همانگونه که معجزه رسول خدا در نظر شخص همراه او این تصور را ایجاد کرد که العیاذبالله رسول خدا آنگونه که همه میگویند ساحر است وگرنه کشتی و قایق و دریا در ته غار چه معنی دارد و...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه و توجه نما به آیات عظیمه 22 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعراء که ذات اقدس احدیت در این آیات عظیمه میفرماید:( وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ) یعنی آیا)
اینکه بنیاسرائیل را برده خود ساختهای نعمتی است که منت آن را بر من میگذاری پس فرعون گفت پروردگار جهانیان چیست پس موسی پاسخ داد پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است اگر خواهان یقین هستید، پس مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در شرح این آیات عظیمه میفرماید:( وقتیکهخداوند موسی را به سوی فرعون مبعوث نمود و به نزد فرعون آمد و برای کسب اجازه با عصای خود به در زد و همه درها برای او گشوده شد پس داخل شد بر فرعون و به او خبر داد که من پیامآور از سوی رب العالمین هستم پس در این زمان فرعون گفت ربالعالمین چیست و پرسش فرعون از موسی از کیفیت خدا بود (یعنی موسی، خدا را برای او توصیف کند ولی موسی پاسخ داد« پروردگار آسمانها و زمین و آنچه مابین آنها است اگر اهل یقین هستید، در این زمان فرعون با تعجب به پیروان خود میگوید آیا نمیشنوید این مرد چه میگوید من از او از کیفیت خدا سؤال میکنم و او از آفریدگان به من پاسخ میدهد دراینحال موسی گفت پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است) پس در این راستا جناب حارث الاعور از مولای مظلوم ما امیرالمؤمنین نقل مینماید که روزی حضرت علی علیهالسلام بعد از عصر خطبهای خواند و...، فرمود:(... از انبیا و پیامبران الهی درباره خداوند سؤال شد ولی آنها خدا را به وسیله مقدار و جزء وصف نکردند بلکه او را به وسیله افعال او توصیف نموده و راهنمایی به سوی او نمودند از روی آیات او(... فلم تصفه بحد و لا ببعض بل وصفته بفعاله و دلت علیه بایاته)) پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به عظمت کتاب خدا و به عظمت مفسران آن یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که چگونه خلایق را بسوی خداوند دعوت می نمایند یعنی به خداوند برسند با حواس محدود پنجگانه خود و از طریق توجه به آثار و عجایب خلقت و در ذات حضرت حق جل جلاله تفحص ننمایند که حیران و گمراه و سرگردان میشوند مانند مشرکین وحدتوجود که جهان را خدا و یا نمود آن میدانند و حالآنکه پست است پرستش خدایی که این جهان او و یا نمود او باشد یعنی الله اکبر یعنی خداوند بالاتر است از آنچه وصف شود و وفق مضمون کلام مولانا المظلوم علی علیه السلام در ذات خدا تفکر ننمایید که گمراه میشوید بلکه از توجه به آثار و (عجایب) خلقت حضرت حق، به سوی آن ذات اقدس توجه نمایید ونیز آن کلام دیگر حضرت که میفرماید با این مضمون (تمامی آنچه که شما به اوهام خود میسازید پس آن مخلوق شما است و به سوی شما بازمیگردد( ولی تصور مینمایید به الهام شیطان که بر)
خدا دست یافتهاید، آری و این انسان گمراه است که تصور مینماید که با حواس محدود پنجگانه خود میتواند به ذات اقدس الهی راه پیدا نماید و...، درحالیکه عاجز است از درک پیرامون خود در آب و خشکی و آسمان و...، پس در ادامه گفتوگوی حضرت موسی با فرعون شقی و گمراه، فرعون از تکبر و غرور با این مضمون بهموسی میگوید اگر معبودی غیر از من برای خود بگیری تو را به زندان زندانیان خود میفرستم پس حضرت موسی فرمود حتی اگر برای تو نشانهای آشکار و دلیل قاطع بیاورم پس فرعون گفت اگر راست میگویی بیاور پس در این زمان حضرت موسی عصای خود را بر زمین افکند و ناگهان اژدهای بزرگ آشکار شد یعنی به شرح آیه عظیمه 32 این سوره مبارکه:( فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ) پس سرور ما ابان بن عثمان از مولای ما حضرت امام صادق علیه السلام روایت نموده است که... وقتی حضرت موسی عصای خود را بر زمین انداخت و آن عصا تبدیل به اژدهایی سهمناک گردید و...، در این زمان ترس بر مجلس فرعون حاکم شد و خود فرعون نیز از ترس بیاختیار شد و موسی را به خدا و حق رضاعی قسم داد که آن را دور کند پس موسی آن را دور کرد و دست خود را بالا آورد پس برای ناظرین نور افشانی نمود پس وقتیکه موسی عصا را گرفت فرعون به خود آمد و خواست که موسی را به پیامبری تصدیق نماید ولی هامان (وزیر او) وی را فریب داد و به او گفت که اکنون تو خدا هستی و مورد پرستش قرار میگیری پس یکباره میخواهی پیرو یکی از بندگان خود شوی...) آری بسیاری از اوقات همنشین میتواند راه رستگاری را نشان دهد و بسیاری از اوقات همنشین میتواند تو را با خود به سوی دوزخ ببرد پس مانند این وقایع در تاریخ بسیار است و مانند این نیز از خلفای غاصب نیز نقلشده است و اگر نگارنده اراده نماید پس به حول و فضل الهی و عنایات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است هزاران صفحه بر همین فراز بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق این اثر است پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز ما از دو سرور خود جناب حارث اعور و جناب ابان به عثمان یاد نمودیم که از راویان احادیث مولای مظلومان علی علیهالسلام و حضرت صادق علیهالسلام بودهاند پس آگاه باش که جناب حارث بن عبداله همدانی یا حارث اعور از اصحاب خاص مولانا المظلوم علی علیه السلام بوده است او فردی باسواد و متقی و راوی احادیث فراوان بوده است و او نخستین کسی بود که خطبههای امام علی علیه السلام را گردآوری نموده است تقوا و علم او موجب شد تا)
روایات بسیاری از او در کتب شیعه و سنی مذکور شود او از علی علیه السلام و عبدالله بن مسعود و زید بن ثابت حدیث نقل نموده و ذهبی از او با عناوین بزرگی چون علامه، فقیه، امام و کثیر العلم یاد کرده است، حارث چون یک چشم داشت به اعور مشهور است و...، شیخ بهایی و پدربزرگوار او از نسل حارث همدانی بودهو لذا به حارثی و همدانی معروف هستند او در زمره اصحاب دانشمند علی علیهالسلام است و ابن سیرین او را در زمره پنج عالم و فقیه بزرگ کوفه نامبرده است...، حارث محبت و علاقه ویژهای به مولای ما علی علیهالسلام داشتهاست و روایت عظیم ایشان از علی علیه السلام درباره دیدار آن حضرت در هنگام مرگ مشهور است که فرمودند:( هر بندهای که مرا دوست داشته باشد در هنگام مرگ مرا به گونهای که دوست دارد میبیند و کسی که مرا دشمن بدارد پس در هنگام مرگ مرا به گونهای که دوست ندارد میبیند و این سرور ما جناب سید اسماعیل بنمحمد حمیری است که مضمون این روایت را به شعر درآورده و این روایت و این ابیات در میان شیعیان رواج دارد و شیعیان در موضوع دیدار امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت در هنگام احتضار به آن استناد میکنند و این روایت اینگونه نیز مذکور گردیدهاست که شبی حارث به خدمت علی علیهالسلام مشرف شد پس حضرت از او سوال کرد که چه چیز تو را در این شب به نزد من آورد پس حارث گفت قسم به ذات اقدس خداوند که دوستی و علاقه من به شما باعث شد که من در این زمان نزد شما بیایم پس حضرت فرمود: ای حارث آگاه باش که نمی میرد آن کسی که مرا دوست بدارد مگر آن که در وقت جان دادن مرا ببیند و با دیدن من به رحمت الهی امیدوار شود و همچنین نمی میرد کسی که مرا دشمن دارد مگر آنکه در وقت مرگ با دیدن من در عرق خجالت و ناامیدی بنشیند و این شعر منسوب به این فضیلت عظیم آن حضرت، از سید حمیری است:( یا حار همدان من یمت یرنی/ من مؤمن او منافق قبلاً).....، پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که در میان اصحاب علی علیه السلام تا حضرت صادق علیه السلام واژه همدانی با سکون میم است و همدان قبیلهای بزرگ در یمن است که همگی شیعه و دوستدار علی علیه السلام بودهاند...، و این روایت نیز از حارث رحمه الله علیه نقل گردیدهاست که میفرماید من روزی هنگام ظهر به حضور امام علی علیهالسلام مشرف شدم و حضرت پرسید برای چه به اینجا آمدهای پس حارث میگوید من عرض کردم محبت و علاقه به شما باعث شد که به محضر شما بیایم پس حضرت فرمود اگر چنین علاقهای داشته باشی پس مرا در سه)
محل خواهی دید اول آن زمانی که روح تو به حلقوم تو برسد دوم در کنار پل صراط و سوم در کنار حوض کوثر پس خدایا نام ما و نام عزیزان ما را در زمره دوستان امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین او یعنی یازده امام معصوم دیگر ثبت بفرما و از کسانی قرار بده که به سعادت و رحمت و شفاعت او رستگار میشویم آمین آمینآمین یا ربالعالمین و تو ای مخاطب ارجمند به این روایت نیز توجه نما که مذکور شدهاست که جمعی در محضر مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام مشرف بودند، پس سخن از منزلت شیعیان و پیروان خاندان عصمت و طهارت در میان آمد پس در این زمان امام صادق علیهالسلام فرمودند پیروان ما در لحظات آخر عمر چیزهایی میبینند که چشمان آنها با دیدن آنها روشن و شاد میگردد، پس یکی از حاضرین پرسید چه میبینند و این سوال را دهبار تکرار کرد و اصرار داشت تا امام علیه سلام به او پاسخ دهد ولی امام در هر بار میفرمود میبینند پس درنهایت امام علیهالسلام آن شخص را مخاطب ساخت و فرمود مثل اینکه اصرار داری تا آگاه شوی که چه میبینند و او عرض کرد آری بهطورقطع میخواهم بدانم و سپس گریه کرد پس امام صادق علیهالسلام بر حال او دلسوزی کرد و فرمود آنها دو نفر را بر بالین خود میبینند و آن شخص باز با اصرار پرسید کدام دو نفر را پس امام صادق علیهالسلام فرمود رسول خدا و علی ما را میبینند پس هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه در لحظات آخر عمر این دو بزرگوار را خواهد دید و این دو بزرگوار به او بشارت میدهند پس فرمود و این مطلب را خداوند متعال در قرآن بیان فرمودهاست پس حاضران پرسیدند خداوند در کجا و در کدام سوره آن را بیان فرموده است امام صادق علیهالسلام فرمود در سوره یونس آیات 63 و 64 آنجاکه میفرماید:( الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۚ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ و بشارت دنیایی آنها همانا حضور رسول خدا و علی در لحظات آخر عمر آنها و بر سر بالین آنها است که آنها را شاد و مسرور میکند اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین....، چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند توجه نما به عظمت مقام و منزلت جناب ابان بن عثمان احمر بجلی رحمةاللهعلیه که از بزرگان و دانشمندان و از اصحاب خاص حضرت صادق و امام کاظم علیهمالسلام است او روایات بسیاری را با واسطه و بیواسطه از حضرت صادق علیهالسلام روایت نمودهاست و برخی او را با ابان بن عثمان فرزند عثمان بن عفان خلیفه غاصب سوم اشتباه میگیرند ،)
ابان بن عثمان احمر بجلی از بزرگان علم و ادب و دارای آثار علمی میباشد و بزرگان شیعه از او روایت کردهاند از جمله سرور ما علی بن ابراهیم قمی که در تفسیر عظیم خود از او و آثار او بهرهگیری نمودهاند، در عظمت شخصیت او آوردهاند که از حافظه عجیبی برخوردار بوده است و محمد بن ابی عمیر در خصوص او میگوید:ابان از همه انسانها بیشتر حافظ حدیث بودهاست، حافظه این دانشمند چنان قوی بودهاست که برای حفظ هر کتابی تنها یکبار مطالعه آن کتاب برای او کافی بود و سپس او کل آن کتاب را بدون یک حرف پسو بیش تکرار میکردهاست....، او صاحب آثاری بدیع و مهم در تاریخ اسلام بودهاست ولی تمامی آثار او به واسطه تعصبات دشمنان ازبینرفته است، دانشمندان شیعه او را جزء اصحاب اجماع میدانند و اصحاب اجماع تعیینکنندگان احکام و قانونهای دینی و حقوق مذهبی و صاحبان فتوا و مجتهدان مذهب شیعه بودهاند و آنها می بایست احکام خود را از چهار منبع قرآن، سنت عقل و اجماع، تحصیل نمایند، او راوی روایات فراوانی در بابهای مختلف فقه است... رحمت و رضوان ذات اقدس الهی بر این عاشقان و ایثارگران که با تلاشهای عاشقانه خود آثار امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم را تا قیام قیامت و تا زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دوستان و محبان اهلبیت عصمت و طهارت به یادگار قرار دادند همان آثار که هدایت مینمایند خلایق جهان را به سوی رستگاری جاوید پس خدایا بهحق ذات اقدس خود و آبروی همه آبرومندان درگاهت و در صدر آنان محمد وال محمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و بهحق همه شیعیان و پیروان و دوستان حضرت رسول خدا و امامان معصوم و حضرت زهرا، ما و عزیزانمان را در دنیا و آخرت از شرور و فتن آخرالزمان محفوظ بدار و رفتگان ما را در آمرزش و رحمت خود قرار بده و تمامی دعای خیر ما را و در صدر آنان دعا برای سلامتی و ظهور مولانا المظلوم حجه بن الحسن المهدی را مستجاب فرما آمین آمین آمین یا ربالعالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 33 این سوره مبارکه یعنی شعراء که میفرماید:( وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ یعنی و دست خود را در گریبان خود فرو برد و بیرون آورد و در برابر بینندگان نورافشانی میکرد پس در روایت است از حسن بن منصور رحمةاللهعلیه که از برادر خود روایت مینماید که شبی به خدمت حضرت رضا علیهالسلام مشرف شدم حضرت در داخل)
صندوقخانه در آن شب دست خود را بلند کرد گویی که در اطاق ده چراغ روشن است پس در این زمان مردی اجازه ورود خواست پس حضرت دست خود را پایین آورده و اجازه ورود داد تا آن شخص وارد شود، پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز توجه نما که حضرت برای بعضی از پیروان خود که محرم تر بودندبعضی از عجایب آن قدرتی که ذات اقدس احدیت به مقدسین درگاه خود دادهاست را به دست ایشان ظاهر می فرمود و در عین حال همان فضیلت را برای دیگری مخفی می نمود تا آیندگان بر عظمت قدرت ایشان در تمامی موارد آگاه شوند و نیز آگاه شوند که آن بزرگواران چگونه این فضایل را پنهان مینمودند تا خلایق به واسطه اعمال به سوی آنها نروند بلکه به واسطه تفکر و تعقل و بر پایه اندیشههای صحیح به آنها روی آورند پس آن زمان شایسته توجه خداوند و بهرهگیری از حیات جاویدان شوند یعنی آنگونه که مولای مظلوم ما حضرت علی علیهالسلام فرمودند و ما آن را مذکور نموده و مکرر نمینماییم ونیز توجه نما که نه تنها امامان معصوم بلکه پیروان ایشان قادر به انجام عجایب عظیم بودهاند ولی هرگز حق استفاده از این قدرت را نداشتهاند بلکه بایستی مانند مردم عادی عمل مینمودند و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که اگر نگارنده اراده مینمود به حول و فضل الهی و عنایات خاصه حضرت بقیةالله حضرت حجه بن الحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر بود تا بر این فراز هزاران صفحه بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق این اثر است و فقط متذکر میشود که ذات اقدس احدیت جل جلاله به هر کس از اولیاء خود که بخواهد عطایای عظیم خود را عطا خواهد نمود اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 34 به بعد این سوره مبارکه یعنی شعرا:( قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ یعنی فرعون به اطرافیان خود گفت این ساحری دانا است و میخواهد با سحر خود شما را از سرزمین شما بیرون کند پس چه نظر میدهید و آنها گفتند او و برادرش را مهلت بده و ماموران را برای گردآوری ساحران به تمام شهرها اعزام کن تا هر ساحر ماهر و دانایی را نزد تو آورند...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به موضوع سحر و جادو و ساحری و جادوگری و...، که رواج داشته و دارد در اقوام مختلف خصوصاً یهودیان)
و حتی در اهل اسلام درحالی که ذات اقدس احدیت وفق آیات عظیمه خود ساحران را در زمره کافران و ظالمان و مفتریان به خداوند و..، محسوب و تأکید فرمودهاست که رستگار نخواهند شد یعنی اهل دوزخ هستند، خداوند علی اعلی در آیات عظیمه 77 سوره مبارکه یونس و 69 سوره طه در خصوص سحر و جادو و ساحر وجادوگر میفرماید:( قَالَ مُوسَىٰ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ ۖ أَسِحْرٌ هَٰذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ یعنی موسی به آنها گفت آیا به آیات حق که برای شما آمد نسبت سحر میدهید آیا این سحر و جادو است و حالآنکه ساحران هرگز رستگار نخواهند شد ونیز آیه 69 سوره طه:( وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ) یعنی و این عصایی که در دست داری بیافکن (تا اژدها شود و یکباره) بساط سحر و ساحری آنها را ببلعد که کار آنها حیلهی ساحر است و ساحر هر جا که رود (و هر چه به عمل آورد و از هر دری وارد شود)، رستگار نخواهد شد پس تو ای مخاطب ارجمند ما میدانیم که وفق بررسیهای قرآنی تا این فراز کسانی که اهل دوزخ هستند مجرمین، ظالمین، کافرین و....، و در این فراز ساحرین هستند به عنوان نمونه کلام خداوند در آیه 17 سوره مبارکه یونس:( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ) یعنی کیست ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ ببندد و یا آیات او را دروغ بشمارد قطعا مجرمان رستگار نمیشوند ونیز آیه 117 سوره مبارکه مؤمنون:(... وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ) یعنی و هر کسی با وجود خداوند معبود دیگری را پرستش نماید که او را بر این پرستش دلیلی نیست پس بهدرستی که به حسب کار او در نزد خداست و بهدرستی که کافران رستگار نخواهند شد و یا آیه عظیمه 135 سوره مبارکه انعام:( قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۗ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) یعنی بگو ای قوم من شما هر چه در خور شماست به عمل آورید و من نیز چنین خواهم نمود پس بهزودی شما آگاه میشوید که برای چه کسی عاقبتبخیر میشود و بهدرستی که ظالمان ستمکار نمیشوند...، پس چون بر این فرازها یعنی عظمت جرم و گناه و ستیزهگری با خدا در رابطه با سحر و جادو بر تو آشکار شد پس توجه نما به این آیات عظیم از مولای غریب و مظلوم و مسموم و ستمدیده ما حضرت رضا علیهالسلام که در حدیثی فرمودند:( سحر واقعیت دارد ولی اما تنها با اجازه خدا میتواند اثرگذار باشد) یعنی برای کسی که توکل او به خداست)
سحر و جادو اثری ندارد ولی اگر خدا کسی را رها کند و اراده حفظ او را در رابطه با اعمال او نداشته باشد پس سحر به او اثر میکند و در رابطه با حفظ از آثار سحر و جادوگری درادامه فرمودند:( وقتی تو را سحر کردند دستت را تا رو به روی صورتت بالا ببر و بخوان بسمالله العظیم، بسمالله العظیم، ربالعرش العظیم إلا ذهبت وانقرضت و آنچه از روایات برمیآید ذات اقدس احدیت نیروهایی در انسانها قرار دادهاست که انسانها به واسطه آن میتوانند اعمالی صورت دهند و بعضی از این قدرت برای عمل خلاف اراده خداوند بهرهگیری مینماید و لذا گروهی میتوانند علم آن را آموزش گرفته و آن جادوها را باطل نمایند، آنچه مسلم است در احادیث عظیمی که از معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم رسیدهاست از سحر و جادو بهشدت نهی شده و کلام خداوند نیز ساحران را به دوزخ جاوید وعده دادهاست و مولانا المظلوم علی علیهالسلام نیز در روایتی میفرماید:(... کسی که جادوگری بیاموزد کم یا زیاد کافر شدهاست و رابطه او با خداوند بهکلی قطع میشود و حد او آن است که کشته شود مگر آنکه توبه نماید پس ازنظر شرع مقدس اسلام ، سحر و جادوگری عملی شیطانی و کفرآمیز است و تعلیم و تعلم و کسب از روی سحر و جادو حرام است و از گناهان کبیره و لذا در بعضی از روایات تعلیم و تعلم سحر و جادو گری را اساس کفر و ورود به دوزخ اعلام نموده اند اما سحر از نظر کتاب خدا دو بخش دارد اول از راه تصور و فریفتن مانند آنچه ساحران در مقابله با حضرت موسی نمودند :( بهشرح آیه 66 سوره طه ، قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ) یعنی هنگامیکه ریسمانهای خود را انداختند در اثر سحر ساحران چنین تصور میشد که حرکت میکنند و در آیه دیگر( اعراف-116 قَالَ أَلْقُوا ۖ فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ) یعنی هنگامیکه طنابهای خود را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و موجب رعب آنها را فراهم آوردند و در آیه ای دیگر (بقره آیه 102، فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ) یعنی سحر هایی را یاد میگرفتند که میان مرد و همسرش جدایی میافکند و ( وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ) یعنی چیزهایی یاد میگرفتند که مضر به حال آنها بود و نفعی برای آنها نداشت پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند از مجموعه این آیات و روایات چنین برمیآید که گروهی به راهی میروند که خدا آنها را نهی مینماید و نهتنها نهی مینماید بلکه به آنها وعده دوزخ میدهد و از طرفی اهل ایمان را خبر میدهد که اگر بر خدا توکل کنند و او اراده نماید ضرری به آنها)
از این سحر و جادو نمیرسد و بهعبارتی (صوفی نهاد دام و سحر حقه باز کرد/ بنیاد مکر با فلک حقهباز کرد/ بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه/ زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد پس ذات اقدس احدیت به تعبیر نگارنده صرفنظر از هشدار به دوزخ برای ساحران و جادوگران چه کم و چه زیاد، اهل ایمان را در پناه خودحفظ نموده و به آنها اطمینان میدهد که اگر بر او توکل نمایند شیطنت شیاطین جن و انس به آنها لطمهای وارد نمینماید و اما اگر لازم شود یعنی در راستای عکس العمل در برابر شیطنت این شیاطین جن و انس یعنی ابطال اعمال شیطانی آنها ، این یادگیری یعنی در این راستا منع شرعی ندارد و در روایت است که شخصی مشرف شد به نزد حضرت امام صادق علیهالسلام و عرض کرد شغل من جادوگری بود و...، ولی اکنون توبه کردم آیا برای من راه نجاتی هست پس حضرت فرمود (گره سحر را باز کن ولی گره جادوگری مزن) آری ( گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی/ صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت)، و نیز امعان نظر بر آیه عظیمه چهارم سوره مبارکه فلق:(... وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ...) یعنی از شر زنان جادوگر که در گرهها میدمند، بیانگر آن است که زنان بیشتر از مردان بهدنبال این کفریات و اعمال تباه هستند و تعجیل آنها برای ورود به دوزخ از مردان در این خصوص بیشتر است و این بیان شهید ثانی است که میفرماید جادو و سحر، کلام یا کتابت و یا افسون...، که بر اثر آن ضرری بر غیر وارد شود مانند جادوگری برای اینکه، مرد نتواند از همسر خود بهرهای ببرد که این جادوگری اقسام دارد مانند دود کردن، گره زدن، افسون، صورت کشیدن، دمیدن....، که درنتیجه آن ضرری بر غیر حادث شود که تمام شعب آن حرام است، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند در بین احادیث موجود در این رابطه به روایاتی برخورد مینمایی که خبر از سحر و جادو بر رسول خدا دارد و...، به گونهای که در رفتار و حال و احوال آن حضرت اثر گذاری نمودهاست پس توجه نما که تمامی این احادیث در خصوص آن حضرت و سایر معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم لایق مزبله دانی است زیرا اینگونه آیات بر ضد کلام خداست زیر قول و فعل و کلام و روش رسول خدا و امامان معصوم هرگز نمیتواند مؤثر از شیطان و یا اعمال شیطانی باشد و سحر و جادو از اعمال شیطان است و در معصومین اثرگذار نیست زیرا اگر العیاذبالله اثرگذاری نماید این اثرگذاری با اصل معصومیت و اصل حفظ خداوند از برگزیدگان خود منافات دارد زیرا در اصل عصمت در هدایت آنها خلل ایجاد مینماید و شاهد عادل و گواه صادق ما)
وجود روایات معارض در این خصوص است که قول ما را در این رابطه تحکیم مینماید پس نهتنها این سحر و جادو در معصومین تاثیر ندارد بلکه در شیعیان ایشان و نیز در دیگر اولیاءالله نیز اثر ندارد و بلکه برعکس اسباب نابودی جادوگران را فراهم مینماید و کید و مکر آنان را به آنان باز میگرداند پس تو ای مخاطبارجمند آگاه باش که چشمزخم و جادو و طلسم و..، حق است یعنی وجود دارد ولی نه برای معصومین و اولیاءالله زیرا اگر چنین باشد موضوع رسالت و ابلاغ کلام خداوند و احکام و شرایع آن غیرقابل اعتماد خواهد بود و....، پس کلیه روایاتی که در این باب آمده است جعلی است و این منافاتی با وجود این مطالب برای افراد عادی ندارد و این روایت از مولای مظلوم ما علی علیهالسلام است که با این مضمون فرمودند:( چشمزخم حق است (یعنی وجود دارد طلسم حق است (وجود دارد) جادوگری حق است (یعنی وجود دارد) و فال نیکو زدن حق است (یعنی راست است) ولی فال بد زدن حقیقت ندارد و سرایت نیز حقیقت ندارد...) پس تو ای عاقل دانا و خردمند منظور حضرت از اینکه چشمزخم و یا طلسم حق است، این نیست که خوب و مورد تایید است بلکه مقصود آن حضرت این است که (بله چنین چیزی هست و اثرات خود را دارد) و بدشگونی حق نیست یعنی حقیقت ندارد و خرافه پردازی است و مقصود حضرت از سرایت آن است که در راستای فال بد، ممکن است شیطان به اشخاص چنین القاء نماید که مانع شوید از اینکه زن شوهر مرده و یا مطلقه و یا دوبار شوهر کرده و...، سر سفره عقد حاضر شود زیرا شومی سرنوشت او به این عروس سرایت میکند یا اگر فلانی بچهدار نمیشود و یا فرزندانش پساز تولد مردهاند نزدیک نشوند و نوعروس هم از لقمه آنها نخورد چون نکبت به او سرایت مینماید و...، تا جاییکه مردم کافر میشوند مثلاً گروهی احمق و جاهل به الهام شیطان میگفتند که بر دختران خود نام زینب مگذارید که دچار بلا میشوند و...، آری مولای مظلوم ما در این راستا میفرماید که سرایت یعنی سرایت سرنوشتها خلاف حق است و خرافی میباشد و اما آن دسته روایات که جعلی بودن آن براساس کلام خداوند محرز است ، به عنوان نمونه روایتی است که در شأن نزول این سوره آوردهاند و آن اینکه پیامبر بیمار شد و جبرئیل خبر داد که لبید بن اعصم یهودی حضرت را جادو کردهاست...، پس رفته و طلسمی را یافتند که در آن ریسمانی بود که یازده گره خورده بود...، اما روایت عظیمی که معارض اینگونه روایات جعلی است و حقیقت آن مطابق با آیات کتاب خداوند است روایتی است که از مولای مظلوم ما حضرت صادق)
علیهالسلام (در کافی، ج 1، ص 204 نقل شدهاست در این روایت عظیم که امام بهحق ناطق حضرت جعفر بنمحمد الصادق آن را در رابطه با ویژگیهای امام معصوم بیان فرمودهاست مذکور شدهاست که:( امام صادق علیهمالسلام درضمن خطبهای که در آن صفات و ویژگیهای امامان معصوم را بیان میفرماید بعد از آنکه بهاین فراز یعنی شرح ویژگیهای امام معصوم میرسد میفرماید...، امام همیشه زیر نظر خدا محافظتشده و (خداوند) با (قدرت ) پوشش خود او را حفظ و نگهداری کرده و دامهای ابلیس و لشکرش از او دور شده و ( شر هر موجود شروری که در) تاریکی شب وارد میشود و دمیدن هر فاسقی (برای سحر و افسون) از آن دور شدهاست) ( عن ابی عبد الله علیه السلام فی خطبه له یذکر فیها حال الائمه علیهم السلام و صفاتهم ...، لم یزل مرعیا بعین الله یحفظه و یکلوه بستره مطرودا عنه حبائل ابلیس و جنوده مدفوعا عنه وقوب الغواسق و نفوث کل فاسق) و توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که امام معصوم علیهم السلام در این فراز دمندگان در گرهها یعنی (نفاثات فی العقد)، را فاسق یعنی اهل دوزخ معرفی فرمودهاست پس در روایت است که زنی به خدمت رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم آمد و گفت یا رسولالله من شوهری دارم که با من بسیار تند خو است و من با او کاری کردم (یعنی جادو و سحر نمودم) تا وی را با خود مهربان نمایم پس رسول خدا به او فرمود( اف لک، کدرت دینک لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک الملائکه الاخیار، لعنتک ملائکه السماء، لعنتک ملائکه الارض) یعنی اف بر تو، دین خود را تباه کردی، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان بزرگ بر تو باد، لعنت فرشتگان آسمان بر تو باد، لعنت فرشتگان زمین بر تو باد) و تو ای مخاطب محترم آگاه باش از مفاد این آیات و روایات، در بزرگی و زشتی عظیم آن در نزد خداوند تا جاییکه حد جادوگر را مرگ اعلام نموده اند و این امر بهلحاظ از بین بردن آثار سوء و جلوگیری از نهادینه شدن آن در رفتارهای اجتماعی و خصوصا در بین زنان است...، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به روایتی که مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در این خصوص یعنی موضوع جادو و جادوگری بیان فرمودهاند و بهدنبال آن توجه نما به اعمال این تبهکاران و در آن زمان خواهی دانست که کیفر مرگ و دوزخ در دنیا و آخرت برای این جرثومههای فساد و تباهی، کیفر کم و ناچیزی است پس مولای ما حضرت صادق علیهالسلام در پاسخ سوال شخصی بی اعتقاد به اسلام درباره جادوگری و اینکه منشأ)
جادو چیست و چگونه جادوگر میتواند امور عجیب از خود بروز دهد میفرماید:(... جادو گونههای مختلفی دارد، گونهای از آن به منزله طبابت است، همانگونه که پزشکان برای هر بیماری و درد، دارویی دارند، جادوگران نیز در علم جادوگری برای هر صحتی آفتی و برای هر عافیتی درد و رنجی و برای هر کاری چارهای اندیشیدند،گونهای دیگر از آن چشمبندی، چالاکی، مهارت و تردستی است نوع دیگری از آن اموری است که دوستان شیطانها از آنها یاد میگیرند و.. نزدیکترین عقیده درباره جادو به واقعیت آن است که جادو به منزله طبابت است جادوگر مردی را جادو میکند که نتواند با زن خود نزدیکی نماید و پزشک میآید و او را از طریق دیگر (یعنی دارو معالجه میکند و بهبود مییابد...)، در کتاب خدا یعنی قرآن مجید، خداوند متعال از دو فرشته به نام هاروت و ماروت در سوره مبارکه بقره نام می برد و قضیه این دو فرشته مربوط است به ایامی که در سرزمین بابل، بازار سحر و جادو رواج یافته و به اوج خود رسیده بود و جادوگران از این طریق به آزار و اذیت مردم میپرداختند پس خداوند متعال دو فرشته را در شکل انسانی به زمین فرستاد تا به میان مردم رفته و نکات علم سحر را برای مردم تشریح و اسباب ابطال اعمال جادوگران را به آنها آموزش داده و تاکید میکردند که این علم را در راه باطل بکار گیری ننمایید و کسی که سوءاستفاده نماید پس به خدا کافر شده است...، رسول خدا حضرت محمد صلی اللهعلیه و آله و سلم و عجل فرجهم میفرماید: کسی که نزد ساحر یا کاهن و یا دروغگویی برود و تصدیق نماید آنچه را میگویند به تمام کتب آسمانی که خدا فرستاده کافر شدهاست، و از امام صادق علیهالسلام روایت شدهاست که ساحر را با یک ضربت شمشیر میزنند و او را میکشند، مرحوم سید در وسیله مینویسد:( سحر عبارت است از نوشتن و یا خواندن وردهای مخصوص و یا سوزانیدن با آتش و دود کردن چیزهای مخصوص یا نقش کردن صورت یا دمیدن و گره زدن، یا چند چیز را به وضع خاصی در جاهایی دفن کردن به طوری که در بدن یا قلب یا عقل شخص سحر شده اثر کند مثل اینکه اگر غائب باشد او را ظاهر کنند و یا او را خواب و بیهوش نمایند و یا ایجاد محبت یا دشمنی بین او و دیگری نمایند یا مثل بستن مرد از زن و جدایی انداختن بین آنها و....، پس تو ای مخاطب ارجمند قبل از اینکه نگارنده وارد توضیح و شرح ابعاد گسترده و دهشتناک موضوع جادو و جادوگری و جنایات مرتبط با آن شود بدواً تلاش مینماید تا با آوردن مثالی در رابطه با موضوع جن و اجنه و شراب و شرابخواری موضوع را بهتر معرفی نماید ما)
میدانیم که خوردن شراب و شرابخوارگی و مسکرات به حکم عقل و شرع امری ناپسند و نامعقول است ولی زمانیکه به ابعاد گسترده فساد ناشی از آن پی میبریم خودبخود به اینکه از پیروان احکام خداوند هستیم افتخار میکنیم و...، و همچنین نگارنده در رابطه با یاوهسراییهای تحریفگران کتاب مقدس یعنی تورات وانجیل، کلام خود را در رابطه با دروغپردازیهای آنها در مورد وجود جن در کالبد انسانهای مریض، بیمار، مصروع، دیوانه، فاحشه، قاتل و...، در سلسله کتب شریف الاحتجاج و خصوصا مجموعه شریف نورالانوار مذکور نموده و تحریف شدن کتب آسمانی را با اقامه حدود یکصد و هفتاد هزار دلیل اثبات نموده ونیز اثبات نمود که چگونه این اعتقادات باطل در قالب تحریفات متون جعلی در کتب مقدس راه یافت و چگونه این اعتقادات ناپاک در طی قرون، خونهای بسیاری از انسانهای بیگناه را بر زمینریخت و چگونه خلایق برای بیرون آوردن اجنه از کالبد انسانها و نجات خود و یا آنها از شرارت این اجنه، آنها را به آتش کشیده و یا به قتل رسانیده و یا جمجمه سر آنها را سوراخ کرده اند تا جن وجود آنها از آن طریق خارج شود و...، یعنی اوهام هراسناک حاکم بر جوامع از موهوماتی که تحت عنوان ورود اجنه در کالبد انسانها و...، موجبات بروز انواع و اقسام ناهنجاریهای اجتماعی را موجب گردید ونیز جنایات بیحد و حصری که در طی قرون متمادی نسبتبه انسانهای بیگناه و کودکان و دختران و زنان و مردان و....، متهم به وجود اجنه در کالبد آنها صورت گرفت و چگونه جوامع بشری حتی تا این زمان در ترس ناشی از این موهومات و این مزخرفات گروهی خرافه پرور، گرفتار و بیمار و وحشتزده، عمر خود را سپری نمود و چه بهای سنگینی در طی قرون بابت جهل و حماقت تحریفگران کتب مقدس و پیروان کور و کر و متعصب آنها پرداخت نمودهاند و..، آری جن وجود دارد ولی با ما انسانها کاری ندارد و در کالبد و تن انسانها وارد نمیشود و آنها را وادار به دیوانگی، صرع، فاحشگی و قتل و...، نمینماید و انسانی که دچار اختلالات عصبی است کسی نیست که جن درون تن او رفته و او را مصروع و یا دیوانه نموده باشد و یا شخص فاحشه و یا قاتل آن شخص عاقل بیگناه نیست که قربانی ورود شیطان و یا جن به کالبد خود شده باشد که با فریاد مسیح و یا شاگردان و یا اسقف ها و کشیشها بیرون بیاید و آنگاه شخص دیوانه دانشمند شده و شخص فاحشه تبدیل به زن پارسا و عابد شود و یا...، نگارنده در کتب شریف برهانهای ذوالفقار اول و دوم ونیز کتاب تلبیس ابلیس خود بیشتر به اینموضوع پرداختهاست و
این معضل را در کتاب شریف نورالانوار خود خصوصا در جلدهای ششم به بعد بیشتر توضیح و آنها را بطور کامل شرح و بسط دادهاست و تو ای عاقل دانا و خردمند موضوع جادو و جادوگری و سحر و ساحری و...، نیز دقیقاً در طول قرون و اعصار به همان باطلاق متعفن اعتقاد به اجنه و وجوب خوردن مسکرات و فجایع ناشیاز این اعتقادات پست و زشت دچار شدهاست خداوند جل جلاله در شریعت پاک و پسندیده خود ، و امامان معصوم در آموزههای برگرفتهشده از کتاب خدا و سنت محمد رسولالله صلی اللهعلیه واله و سلم و عجل فرجهم، راه راست و راه امن و راه امان را به خلایق نشان دادهاند ولی بهمرور زمان تحریف گران بر این اعتقادات پاک و سالم، الهامات شیطان را اضافه کرده و به مهلکه هایی وارد شدهاند که روح و عواطف پاک هر انسان شریف و حر و آزاده را متأسف و رنجور مینماید آئینهای خرافی قربانیها و خون خوردنها و قتلها و...، همگی گوشههایی از انحرافات فکری برگرفتهشده از حرکت در بستر جادو و جادوگری و سحر و ساحری و...، است و نگارنده دامنه این کلام را جمع می نماید و این فراز از کلام او، فقط برای تذکر و نشان دادن اهمیت آنها در آموزههای بشری و انحرافات اخلاقی جوامع انسانی است و اگر اراده نماید میتواند به حول و فضل الهی و عنایات مخصوصه مولانا المظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها هزاران صفحه در این رابطه بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق موضوع کتاب است، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که دامنه جادو و جادوگری از ابتدا تا این زمان و آینده هرگز در محدوده جدا نمودن زنها از مردها و یا جلب محبت و یا...، محدود نشده بلکه ساحران و جادوگران در راستای نیل به اهداف خود به جنایاتی دست زده اند که شنیدن احوال آنان هر وجدان آزادهای را تا ابدالآباد غمگین و سردر گریبان خواهد نمود...، آری تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که آلت زنا در همه انسانها موجود است و همه قادرند بر زناکاری ولی نهی خداوند را در پیش رو دارند و برای کسب رضای او خودداری از عمل شنیع زنا نموده و خود را پاک و طاهر از اعمال زشت مینمایند تا شایسته توجه خدا و ورود به بهشت شوند و یا همه انسانها میتوانند از عقل پیروی نکرده و با پیروی از هوی و هوس به فساد و زشتی کاری بپردازند و خود را از نعمتهای خدا محروم نمایند، و همچنین هر انسان دستهایی دارد که میتواند با آنها قتل نماید و یا دست خود را از قتل بیگناهان عقب بکشد و یا او پاهایی دارد که میتواند به طرف رضای خدا و یا به طرف غضب
خدا حرکت نماید و یا او چشمانی دارد که میتواند به زشتیها بنگرد و از چشم خدا بیفتد و یا به زیباییهای پاک بنگرد و عزیز خداوند شود و...، پس هر انسان میتواند به سوی جادو و جادوگری رفته و با انجام اعمال شیطانی به قدرتهایی دست پیدا کند ولی در برابر خدا قرار میگیرد مستوجب عذاب و مؤاخذه الهی میشودو یا میتواند به نهی خدا توجه نموده و به سوی اعمال تباه و شیطانی نرفته و مهر رضای خدا را در کارنامه اعمال خود نقش نماید پس او مخیر است و اینگونه نیست که اشخاص خاصی، قادر بر جادو و جادوگری باشند بلکه کسانی قادر به جادو و جادوگری و اعمال شیطانی هستند که وفق کلام حضرت رضا علیهالسلام به خیر و سعادت و منفعت و صلاح و...، خود توجه ننموده و به اعمالی بر خلاف اوامر خداوند عمل می نمایند که در آن ضرر و بدی و زشتی و تباهی برای آنها وجود دارد پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس توجه نما که ساحران و جادوگران با صورت دادن اعمالی که بر ضد رضای حضرت الله و شریعت پاک و پسندیده او و بر پایه و اساس اعمال و الهام شیطان است، به قدرتهایی دست مییابند و از این قدرتها در راه باطل و خلاف رضای خدا بهرهجویی مینمایند و توجه نما که اینگونه قدرتها و اینگونه سحرها و جادوها گاهی در حدی از شقاوت و پلیدی قرار دارند که هرگز با توصیه دیگر رمالهای شیاد با خوردن ادرار کودکان و دختران و یا سرکه و نمک و یا مدفوع سگ و یا...، برطرف نمیشود بلکه سزای این تبهکاران همان دوزخ جاوید است که خدا به ایشان وعده دادهاست پس تو ای مؤمن و خداپرست به همه آن کسانی که برای تو و برای برادران و خواهران ایمانی تو به سحر و جادو مشغول هستند، در هر سطح و در هر درجه بگو، هر چه میتوانید صورت دهید که دوزخ خداوند برای شما کافی است و البته بد جایگاهی است و...، آری این از مصیبتهای اهل ایمان است که در این قرن و به نام دین ، رخصتی به نام ابطال سحر جعل نموده و بواسطه آن سر کتابباز میکنند و نام آن را انجام معاینه روحانی می نامند و سفارش جفر میگیرند و از آینده اطلاع میدهند و مشکلات مختلف را بررسی و علت و راهکارهای آن را به تو میگویند آنها برای تو دعا نویسی میکنند و طلسمات شرعی میسازند و سحرها و طلسمهای علیه تو را باطل میکنند آنها به دور تو حصار میکشند و درضمن استخاره هم میکنند آنها میگویند که دانای علوم غریبه هستند، آنها برای تو لوح قوی شیر و خورشید درست میکنند که برای محبت است و زبانبند خلایق است، آنها برای تو انواع بخورات را که دافع ترکیبی برای دفع چشمزخم و
انرژیهای منفی است را توصیه میکنند آنها ادعیه قوی و مجرب در موضوعات مختلف دارند آنها برای تو انواع و اقسام لوحها را مینویسند آنها برای تو طلسم حضرت علی میسازند آنها به تو ریاضت و چلهنشینی و تسخیر موکل را آموزش میدهند و در مورد انجام ختم در ایام قمر درعقرب پاسخگویی مینمایند آنهاصاحبان گنجینههای گرهگشا هستند آنها دعا نویسی را به تو آموزش میدهند و برای تو طالعبینی فلکی و شمسی میکنند آنها کتب علوم غریبه را به تو بهرایگان میدهند و تجربههای ماورایی و هپروتی خود را القاء مینمایند آنان با اوراد خود زبان دشمنان تو را بند میکنند و بخت و ازدواج تو را موجب میشوند و اگر میخواهی موفقیت تو تضمین شود زبانبند را با تیغ بند همراه کن پس هر کس این تیغ بند را با خود داشته باشد تیغهای آن دشمنان او را نابود میکند و نیز آگاه باش که زبانبند ها انواع و اقسام دارد و درجه قدرت آنها بستگی به میزان گشادی سر کیسه پول شما است، آنها قادرند تا دشمنان شما را طلسم کنند و تو را از سعد و نحس ساعات و کواکب مطلع کنند، آنها میتوانند جوهرهای مخصوص و محلولهایی به تو بدهند که با آنها دعا نویسی کنی و جهانی را به تلاطم درآوری و میگوید اگر خواستی با دعای ایشان به خواب معشوق خود بروی تا در بیداری برای تصاحب شما تلاش نماید پس قبل از خواب دوازده مرتبه صلوات بفرست و دعای زیر را بدون کموکاست بر یک لیوان آب شکر غلیظ بخوان و به آن بدم یعنی فوت کن و سپس انگشت خود را بزن در داخل آب شکر و یک خط بکش به بازوی چپ و وقتی میمالی باید نام و نام مادر شخص موردنظر را بر زبان جاری کنی و...، داغ است، آنها به تو خبر میدهند به نحسی تو در امورات و یا نحسی تو در طالع تو، آنها تو را با انواع ادعیه از خوراکی، مالیدنی، دودی و آویزان کردنی و...، آشنا میکنند آنها به تو کتاب طمطم هندی را که مخصوص طلسمات هندی و تسخیر روحانیات و عزایم جنیان است را مجانی میدهند و تو را با علوم غریبه آشنا میکنند و به تو میگویند کشف الهدایه و مفتاح الولایه چیست، آنها تو را با صمور هندی و خواص سورههای قرآن آشنا میکنند و بازار دعاهای مجرب آنها در بخت گشایی و حاجت روایی و رزقوروزی و کارگشایی و بارداری و چشمزخم و ابطال سحر و جادو و شفای بیمار و...، آنها تو را با سنگ و هفت چاکرا درمان میکنند، آنها برای تو انواع و اقسام خدمات و محصولات علوم غریبه دعا نویسی شرعی را در کیسه دارند مانند سرکتاب قرآنی، دعا و تعویذ نویسی، آنها به دور تو حصار دائمی با پوست آهو
میکشند و تو را با انواع الواح و طلسمات شرعی مانند عین علی، لوح شیر و خورشید، هفت شرف شمس و...، و بخور دافع ترکیبی از جمع خطرات محفوظ میدارند آنها انواع سحر و جادو را بدوا با ادرار مخصوص باطل و اگر با ادرار مخصوص نشد با مدفوع سگ و اگر با مدفوع سگ نشد با ریختن ادرار در کفش و حیاط خانهطرف باطل میکنند و اگر نشد ادرار پسر نابالغ را دمکرده به خورد طرف میدهند و...، پس اگر از آنها سوال کنی که آیا ادرار باعث باطل شدن سحر و جادو میشود پاسخ میدهند بلی ولی همه طلسمات و سحرها اینگونه باطل نمی شوند و بستگی به انواع آنها دارد و یکچهارم آنها با ادرار باطل میشوند و این ادرار البته طلسمات شیطانی و سحر و جادو را باطل میکند و دعاهای رحمانی را نمیشود با ادرار باطل کرد و لذا تشخیص اینکه آن سحر با ادرار باطل میشود یا نه با متخصص این امر یعنی با دعاگر محترم است و او باید اگر تشخیص به ادرار زدن داد باید به ان طلسم و جادو ادرار کرد پس لازم است همه کسانی که سحر و جادو را در محل کار یا منزل خود پیدا میکنند باید بلافاصله و بهطور اورژانسی به دعاگر و رمال متخصص مراجعه و به او اطلاع دهند و نحوه برخورد با آن سحر و جادو را دعاگر بایستی اعلام نماید یعنی اگر دعاگر گفت میتوانی به آن جادو ادرار کنی پس حالا جایز است و نکته مهم اینکه آن ادرار حتما بایستی ادرار پسربچه نابالغ باشد یعنی در آن ادرار نبایستی آثار غریزه جنسی فعال شده باشد پس هر چه سن آن پسربچه کمتر باشد بهتر است، و اگر در منزل یا محیط کار یا هر جای دیگر چیز مشکوک به جادو پیدا کردید که به شکل ابزار سحر و جادو بود بههیچوجه آن را باز نکنید بلکه فورا داخل نایلون قرار داده و سر آن را محکم ببندید و در اولین فرصت به رمال معتبر و شرعی اطلاع بدهید و البته یکی از اشتباهات بسیار خطرناک که اکثر افراد معتقد مرتکب میشوند این است که وقتی دعایی یا چیزی در منزل یا جای دیگر پیدا میکنند بلافاصله از روی کنجکاوی آن را باز میکنند و یا کارهای دیگر مثل سوزاندن و شستن و یا در چاه انداختن را صورت میدهند و یا آن را در سطل زباله میاندازند و...، و نمیدانند که این کار تا چه حد میتواند به آنها آسیب و صدمه بزند آنها باید توجه داشته باشند که بازکردن دعا قاعده و قانون دارد و حتی اگر خودتان هم قبلاً از جایی دعا گرفتهاید هرگز باز نکنید و حتی اگر مدت دعا تمامشده و یا مشکل شما حلشده و میخواهید دعا را معدوم نمائید باید آن را بدون اینکه بازکنید در آب جاری تمیز بیندازید و البته باید در تمامی این احوال
به رمال شرعی مراجعه کنید زیرا اگر آن رمال، رمال شرعی نباشد یعنی خودش اهل جادو و جنبل باشد شما را درست راهنمایی نمیکند زیرا ساحرهای شیطانی حق ابطال هیچ سحر و جادویی را ندارند یعنی اگر این کار را انجام دهند آن موکل جن یعنی و آن شیطان مخصوص خود را از دست میدهند زیرا آنها فقط سحرو جادو میکنند پس ابطال سحر با رمال شرعی است، البته برای باطل کردن سحر با ادرار بایستی یک قطره از ادرار را درون یک لیوان آب بریزید و به فرد جادو شده بدهید تا بخورد و کاری نداشته باشید که ادرار نجس است و یا چگونه میشود موکل جن را از کالبد فرد خارج کرد و یا چگونه باید جن عاشق را از کالبد انسانی که معشوقه اوست خارج کرد...، آری و این اوهام و این یاوهسراییها است که جوامع را به لجن زار موهومات فرومیبرد و جامعهای بیمار و پرهراس، شکاک و...، به وجود میآورد جامعهای که خدا و رسول و امامان معصوم در آن فریاد رس نیستند بلکه ناجی و مددکار و حافظ تو از جمیع بلایای ارضی و سماوی، رمال شیادی است که خود را به شرح فوق رمال شرعی میداند و این شرح حال رمال مقدس این جماعت است پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و این مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام که میفرماید:( الساحر ملعون... و الساحر کالکافر و الکافر فی النار پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش بر علت این نهی عظیم که ذات اقدس احدیت جل جلاله و معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم بر عظمت جرم و عصیان آن ، اینگونه تاکید داشتهاند زیرا جادو و جادوگری ریشه در اعمال انسان دارد که حضرت حق جل جلاله در او نیرو و قدرت شناخت اشیا را قرار دادهاست و انسانها برای دستیابی به قدرت به هر نحو و وسیله چنگ انداخته و در این راستا با پیروی از هوی و هوس به اعمالی مبادرت مینمایند که بر ضد تعالیم خداوند و شریعت پیامبران اوست و ما در سلسله کتب شریف نورالانوار خود خصوصا در تفسیر صحف انبیاء سلف موضوع پرداختن به شرک و شرک ورزی و جادو و جادوگری و بت و بت پرستی و دوستی اصحاب اجنه و راههای رسیدن به این قدرتهای شیطانی را توسط تحریف گران کاملاً تشریح نموده و بیان کردهایم و در واقع اثبات نمودهایم که چگونه آنها این فرهنگ ها و آموزههای شیطانی را در قالب آموزههای الهی در میان فرهنگ های جوامع بشری وارد نموده و به رفتارهای اجتماعی بدل نمودهاند بهگونهای که علیرغم تمامی پیشرفتهای عظیم در علوم و فنون مختلف این اباطیل و یاوه ها همچنان ریشه در افکار و اوهام مردم عوام و گمراه دارد و اینموضوع)
یعنی جادو و جادوگری و ارتباط با اجنه یعنی ارتباط با شیاطین و انجام اعمالی که در راستای رسیدن به اهداف با شرک ورزی و تقدیم قربانی و...، صورت میدهند که این آموزههای شیطانی همچنان در میان اقوام و جوامع بدوی و حتی مترقی به انحاء مختلف قربانی میگیرد و این اعمال درواقع عدول از راه حق و ورود درطریق شیطان و دخول در آتش دوزخ است و این تعالیم خداوند و آموزههای شریعت جاویدان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و تعالیم حافظان قرآن و شریعت پسندیده خداوند یعنی تعالیم امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است که نهی شدید میفرماید از این اعمال شیطانی و وفق کلام مولانا المظلوم علی علیهالسلام چه کم و چه زیاد آن، به سوی دوزخ جاوید سوق میدهد، بررسیهای آثار تاریخی نشان میدهد که این خدعه و نیرنگ برای فریب انسانها از ابتدای تاریخ به توسط القاء شیطان و اعوان و انصار او با قوت و قدرت جریان داشته و کتیبهها و تصاویر و علائم و اشیایی که از حفاریهای باستان شناسی بدست آمدهاست بر این حقیقت مهر تأیید زند و در این راستا آموزههای تحریفشده کتاب مقدس در بخش عهد عتیق که مربوط به صحف تحریف شده انبیاء سلف در باب جادو و جادوگری و در قالب الهام الهی به پیروان گمراه القاء شده است در واقع دلیل قاطع بر این حقیقت است ونیز این گمراهی آشکار در تحریف تحریفگران یعنی القاء حلول اجنه و شیاطین در کالبد انسانها که میراث کثیف و آلوده کتاب مقدس در عهد جدید و به واسطه تعالیم پولس یهودی گمراه است درواقع سند قاطع پیروی گمراهان از الهامات شیطان در قالب کلمات الهی منتسب به وحی است پس اعتقادات محکم و پا برجای اقوام سلف در رابطه با سحر و جادو و ارتباط با اجنه و بهرهگیری از قدرتهای ایشان از طریق اعمال و رفتارهای جنون آمیز خصوصا تقدیم قربانی و....، که ریشه در کفر و شرک و ستیزهگری با خداوند و تعالیم انبیاء الهی دارد، بیانگر ریشهدار بودن این اعتقادات شدیداً انحرافی و متأثر از الهام شیطان از ابتدا تاریخ میباشد و حمایت پادشاهان و حاکمان فاسد و تبهکار از این حرکتهای شیطانی که در راستای بقای حکومت و حفظ تاجوتخت آنها صورت میگرفت، از عوامل ناگوار انحرافات بشری بودهاست تا جاییکه به شهادت کتاب خدا، یکی از دشمنیهای جنونآمیز با رسولان پروردگار در همین راستا و از سوی همین ستیزهگران صورت میگرفته و لذا رسولان الهی را متهم به جادوگری و یا حضور شیطان در کالبد آنها مینمودند و اطلاق لفظ مجنون بر ایشان به مفهوم بیعقلی و
دیوانگی نبوده بلکه آنها را صاحب و حامل و دارای شیطان قوی و برتر میدانسته اند و ذات اقدس احدیت در آیه عظیم 52 سوره مبارکه ذاریات به این حقیقت عظیم اشاره میفرماید؛( كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ یعنی و اینگونه هیچ پیامبری به سوی مردم قبل از ایشان نرفتهاست مگرآنکه گفتهاند که او جادوگر و یا مجنون (یعنی صاحب جن) میباشد، پس توجه نما که سحر به استناد آیات کتاب خدا به سه معنی آورده شدهاست اول فریب و ایجاد افکار بدون حقیقت و واقعیت یعنی ایجاد خیال و تصور مانند آنچه ساحران فرعون با وسایل خود در مردم ایجاد نمودند، دوم جلب شیاطین و اجنه به روشهای خاص و کمک گرفتن از آنها به شرح آیات عظیمه 221 به بعد سوره مبارکه شعراء:( هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ) یعنی آیا به شما خبر بدهم که شیاطین و اجنه بر چه کسانی نازل میشوند آنها بر کسانی نازل میشوند که کذاب و بسیار گناهکار هستند (یعنی کاهنان و رمالان و پیشگویان مفتری و...، که در واقع دروغگویان و فریبکاران پست میباشند) گوش فرامیدهند و اکثریت آنها دروغگو و کذاب هستند (یعنی از پیش خود برای فریب خلایق بههم میبافند) و دیگر انجام اعمالی که فرد با توسل و تمسک به آنها به شیطان نزدیک میشود اعمال سیاه و رعبآور مانند قتل و خونریزی بیگناهان و یا انجام اعمال شیطانی دیگر مانند تقدیم قربانی و...، و اساسا هر عملی که خداوند رحمان را به غضب درآورد و نیز در این راستا مبادرت نمودن به ریاضت های خلاف شریعت و...، بهمنظور دستیابی به قدرتهای خلاف رضای ذات اقدس احدیت که ما در کتابهای شریف برهانهای ذوالفقار خود و کتاب شریف تلبیس ابلیس خود به آنها اشاره نمودهایم در این روش شخص مرتاض و ریاضتکش و...، با نیروی فکری خود بر اشیاء محیط اثرگذاری مینماید و در بسیاری از اوقات با شیاطین و جنها ارتباط برقرار نموده و از آنها یاری میگیرد و سپس با ایجاد وحشت در اوهام مردم عوام و بر ناشناختههای ذهنی ایشان و باورهای غلط آنها ، مانند ادعا به داشتن اسم اعظم و امثال آن و یا تسخیر اجنه و اینکه اجنه تابع آنها هستند بر قلب و عقل مردم عوام و گمراه حاکم و مسلط میشوند و اینگونه این راه شیطانی یعنی سحر و جادوگری به مرگ بیگناهان و ایجاد اختلالات رفتاری در بین انسانهای بیگناه و اختلاف و تشتت در میان افراد جامعه و..، منجر میشود یعنی به سوء و فحشاء یعنی همان هدف شیطان لعنت الله علیه و اعوان و انصار)
او لعنه الله علیهم اجمعین، و این خداوند علی اعلی است که در آیه عظیمه 116 اعراف با واژه عظیم از جادوی جادوگران سخن به میان میآورد و این امر دلالت بر قابلیت امکان انحراف عظیم در این حرکت شیطانی و در راستای فریب خلایق و ورود آنها به دوزخ جاوید دارد و بهعبارتی خداوند برای سحر و جادوگری صفت عظیمرا مذکور فرمودهاست و این امر دلالت دارد براینکه گمراهی در این طریق و ستیزهگری در این بستر با خداوند متعال و اهداف او در خلقت انسانها ، از حدود تصور خارج است و لذا به پیروان این راه و این طریق لعنت فرموده و دوزخ خود را وعده دادهاست و بخاری نادان در صحیح خود حدیث مجعولی را در کمال نادانی نقل نموده به اینکه لبید یهودی پیامبر را جادو کرد و از اثر سحر او رسول خدا بیمار شد به حدی که تصور مینمود که کارهایی را که انجام ندادهاست، انجام دادهاست و...، که ما با استدلال قرآنی و روایات معارض و حکم عقل یاوه بودن این روایات و مانند آن را اثبات نمودیم و نیز اثبات نمودیم که چگونه معصومین علیهمالسلام و عجل فرجهم به حکم قرآن و اقرار شیطان، در پناه ذات اقدس احدیت جل جلاله قرار دارند و در این راستا نیز اهل ایمان با توکل بر خداوند در حفظ و حراست ذات اقدس او قرار گرفته و از جمیع شرور و فتن و از جمله این شرارتها ایمن و محفوظ خواهند بود و این ذات اقدس احدیت است که ابطال میفرماید کید و مکر دشمنان خود را...، ولی عوام گمراه و بدبخت از طریقهای شیطانی دیگر، تصور ابطال مکرهای شیطانی، شیاطین جن و انس را دارند مانند نوشیدن ادرار و یا ریختن آنها به داخل کفش و یا در منزل طرف متخاصم و..، و یا کشتن و قربانی حیوانات برای استمداد و یاری گرفتن از شیاطین و اجنه و ارتکاب به گناهان کبیره و اعمالی که اطاعت مرتکب را، از شیاطین و اجنه حاکم اثبات نماید و از این راهها اسباب خشنودی و رضایت ایشان را فراهم نماید...، آری ساحران و جادوگران قبلاز آنکه به دیگران ضرر و صدمه برسانند به خود ضرر و صدمه میزنند یعنی ضدیت با خدا و ورود به دوزخ جاوید و این روایت منسوب به رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است که فرمودند با این مضمون:( از ما نیست کسی که فال بد بگیرد و یا نزد کاهن (و فالگیر و رمال و پیشگو برود یا تقاضای فالگیری نماید (و یا پیشگویی نموده و یا درخواست پیشگویی نماید) و یا اینکه جادو کند یا نزد جادوگری رود تا برای او جادوگری نماید) و یا (کسی که گرهی بست و در آن (به قصد جادوگری) دمید پس بهدرستی که جادوگری نموده و کسی که جادوگری نماید (پس)
مشرک شده و شرک ورزی نمودهاست)، زیرا که که سحر و جادو و ساحری و جادوگری ریشه در نهی خداوند و ترک رضایت او و ستیزهگری با شریعت پسندیده او و آموزههای رسول خدا و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم دارد و لذا قهراً ساحران و جادوگران افرادی فاسق و ماجراجو و فتنهانگیز هستند که جوامع بشریو آرامش انسانها را دچار تشنج و ناآرامی و اختلال مینمایند و با اعمال تباه خود ، خلایق را به انواع انحرافات رفتاری و عقیدتی دچار مینمایند که از جمله این انحرافات فکری و رفتاری، احضار ارواح است و بعضی تصور میکنند که این علمی است که از سال 1848 میلادی و از بین منحرفین آمریکایی منتشر شد و حال آن که ما در کتاب شریف نورالانوار خود به این فراز استدلال و استناد و آن را شرح و تفسیر نموده و اثبات نمودیم که چگونه این عمل در نزد ساحران و جادوگران عهد عتیق عملی عادی بوده و چگونه در راستای اباطیل خود به آن مبادرت مینمودهاند پس توجه نمایند محققان به این فراز که نگارنده استناد مینماید تا تصور نشود که احضار ارواح از سال 1848 میلادی در جهان باب شدهاست بلکه آگاه باشند که داستان احضار ارواح توسط جادوگران گمراه، مسبوق به سابقه در حدود شش هزار سال قبل است پس توجه نماید مخاطب ارجمند به این فراز که نگارنده از عبارت 7 به بعد باب 28 کتاب اول سموئیل به آن استناد مینماید:( ... و شاول به خادمان خود گفت زنی را که صاحب اجنه نباشد برای من بطلبید تا نزد او رفته از او مسئلت نمایم خادمان او گفتند اینک زنی صاحب اجنه درعین دور میباشد و شاول صورت خویش را تبدیل نموده لباس دیگری پوشید و دو نفر همراه خود برداشت و شبانگاه نزد آن زن آمد و گفت تمنا اینکه به واسطه جن برای من فالگیری نمایی و روح کسی را که به تو میگویم از برای من بر آوری (یعنی روح آن کسی را که میگویم برای من احضار نمایی) آن زن وی را گفت اینک آنچه شاول (پادشاه) کردهاست میدانی که چگونه (وفق احکام تورات) اصحاب اجنه و فالگیران (و جادوگران و کسانی که اجنه را در تسخیر خود دارند و با آنها هستند) را از زمین منقطع نمودهاست (یعنی آنها را قتلعام کردهاست) پس تو چرا برای جان من و برای من دام میگذاری تا مرا به قتل رسانی و شاول برای وی به یهوه قسم خورد و گفت به حیات یهوه قسم که از این امر به تو هیچ بدی نخواهد رسید پس آن زن گفت از برای تو که را بیاورم (یعنی روح چه کسی را برای تو احضار کنم) او گفت روح سموئیل نبی را برای من بر آور (یعنی احضار کن) و چون آن زن (سموئیل را احضار کرد و) سموئیل)
را دید به آواز بلند صدا کرد و زن شاول را خطاب کرده گفت (ای پادشاه شاول برای چه مرا فریب دادی زیرا تو شاول پادشاه هستی پادشاه (شاول) وی را گفت مترس چه دیدی، آن زن در جواب شاول گفت خدایی را میبینم که از زمین برمیآید (یعنی پیامبری را که مانند خدا عظمت دارد را میبینم که از میان قبر خودبیرون میآید)، او (شاول) وی را گفت صورت او چگونه است زن گفت مردی پیر برمیآید (یعنی آن کسی که از قبر بیرون آمده احضار شده) و به ردایی ملبس است پس شاول دانست که (او) سموئیل نبی است و رو به زمین خم شده به سموئیل تعظیم کرد و سموئیل نبی به شاول گفت چرا (روح مرا احضار کردی و مرا از داخل زمین و قبر بیرون آوردی) مرا بر آوردی و مضطرب ساختی شاول گفت در شدت تنگی هستم چونکه فلسطینیان با من جنگ میکنند و خدا از من دور شده و مرا نه به واسطه انبیاء (یعنی فالگیران و جادوگران) و نه به خوابها دیگر جواب میدهد و لذا تو را خواندم (یعنی روح تو را احضار کردم) تا مرا اعلام نمایی (خبر دهی) که چه باید انجام دهم... سموئیل گفت...، ( یعنی از آینده خبر داد و سپس) آن زن گوساله پرواری را ذبح کرد و آرد گرفته خمیر ساخت و قرصهای نان فطیر پخت و آنها را نزد شاول و خادمانش گذاشت (و آنها غذای نجس آن جادوگر صاحب اجنه را که روح سموئیل را برای آنها به توسط اجنه ظاهر کرده و آینده را به شاول خبر داده بود و...، در حالی که قتل او طبق حکم تورات واجب بود را خوردند پس برخاسته در آن شب روانه شدند)) پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند بر تحریف تحریف گران عهد عتیق یعنی تورات مقدس که در اثر دروغپردازی های ایشان تبدیل شده است به تقدیس آموزههای جادو و جادوگری و شراب و شرابخواری و زنا و زناکاری و شرک و شرک ورزی و ....، و از این طریق یعنی در قالب کلمات الهامی خداوند، این یاوههای شیطانی، در فکر و جان و روح ملتهای جهان وارد شده و در رفتارهای اجتماعی بشر اثرگذاری نموده است، پس در ادامه نگارنده صرفنظر مینماید از شرح آداب قربانی نمودن کودکان و جوانان و زنان بیگناه به پای بت ها و تقرب به آنها و انجام امور شیطانی دیگر از سوی این جادوگران و ساحران و....، به منظور وقوع وقایع، وفق اراده جادوگران صاحبان اجنه و...، و هدایت مینماید محققین را به مطالعه کتب شریف نورالانوار، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند که مقصود ذات اقدس احدیت از مقابله با ساحران و جادوگران تنها این نیست که مردم نادان از خدا و رسول و امامان معصوم)
علیه السلام و عجل فرجهم و از قرآن عظیم رویگردانی نموده و زندگی خود را عرصه تاختوتاز رمالان می نمایند بلکه اثر عظیم این روی گردانی است و این کلام ذات اقدس احدیت است که در آیه عظیمه 36 زخرف میفرماید:( وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ یعنی و هر کسی که از ذکر خدارویگردان شود پس (گمراه شده و) شیطان قرین و همدم او میشود و...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که حس جاهطلبی و قدرتطلبی و...، و کسب قدرتهای شیطانی از مرحله اوهام گذر نموده و در مرحله عمل گریبانگیر پیروان هوی و هوس و شیطان و....، گردیده و اعمال آنها را در نظر آنها زینت میدهد تا جاییکه برای رسیدن به قدرتهایی که به آنها وعده داده میشود به قتل جوانان و نوجوانان و کودکان و دختران بیگناه باکره و...، میپردازند و این جنایات هولناک را برای تقدیم آرامش و احترام به شیطان در طی مراسمی چندشآور و سهمگین لازم و واجب میدانند، این مراسم که درواقع دنباله تقدیم قربانی برای خدایان و بتها و..، بودهاست در قالب اعمال جادو و جادوگری و تسخیر اجنه و خدمت به شیطان و شیاطین است زیرا در دیدگاه این گمراهان، شیطان از لشکریان آسمان یعنی خدایی از خدایان است که به خدای خدایان خدمت میکند همان خدای خدایان که او را ژوپیتر و یا زئوس و یا ...، هم مینامند و در آسمان بر تخت نشسته و لشکریان آسمان در دور او حلقه زدهاند و....، و ما در کتاب شریف برهان ذوالفقار خود و نیز کتاب شریف نورالانوار خود، تمامی این فرازهای کتاب مقدس را در بخشهایی که تبدیل به آموزههای جادو و جادوگری و....، شدهاست را دقیقاً شناسایی و مورد کنکاش قرار داده و تحریفی بودن و غیرالهی بودن آنها و...، را اثبات نمودهایم، آری در کتاب مقدس یعنی عهد عتیق تحریف شده، ما به مواردی برخورد مینماییم که پیامبران و مقدسین دین یهود در قالب نذر و عهد، دختران خود را برای خشنودی شیطان و به علامت استماع و شنیدن نذر آنها توسط بت هایی که پرستش مینمودند قربانی نموده و این کفر و شرک عظیم را بهعنوان الهام الهی در کتابهای خود وارد کرده و سپس اعلام کردهاند که این دختران قربانی، آگاهانه و با رضا و رغبت خود، به این جنایات هولناک تن دادهاند و سپس این اعمال آنها را تقدیس مینمایند و اینگونه و از این طریق این تبهکاریها در بین اقوام به عنوان پرستش خدا نهادینه نمودند تا کودکان خود را قربانی نمایند و...، و از جمله این جنایات هولناک بهعنوان الهام الهی، فرازی است که تحریفگران عهد عتیق در کتاب داوران در خصوص)
پیامبر خود، یفتاح مقدس، در عبارات 29 به بعد باب 11 آن مذکور و آن را جزء فرازهای عالی و برتر وحی خداوند میدانند:(... و روح خداوند بر یفتاح آمد و او را از جلعاد و منسی گذشت و از مصفه جلعاد عبور کرد ....، و یفتاح برای خداوند نذر کرده گفت اگر قوم بنی عمون را به دست من تسلیم نمایی (یعنی بر آنها پیروزشوم، آن گاه که بهسلامتی از بنی عمون برگردم هر چه به استقبال من از در خانهام بیرون آید از آن خداوند خواهد بود و آن را برای قربانی سوختنی خواهم گذراند( یعنی او را به عنوان قربانی خواهم سوزانید یعنی به پای بت که مظهر خدای خدایان یعنی یهوه است) پس یفتاح به سوی بنی عمون گذشت تا با ایشان جنگ نماید، و خداوند ایشان را به دست او تسلیم کرد (یعنی نذر او را قبول کرد)،.. و یفتاح به مصفه به خانه خود آمد و اینک دخترش به استقبال وی با دف و رقص بیرون آمد و او دختر یگانه او بود (یعنی تنها دختر او بود) و غیر از او پسری یا دختری نداشت و چون او را دید لباس خود را دریده گفت آه ای دختر من مرا بسیار ذلیل کردی و تو یکی از آزارندگان من شدی زیرا دهان را به خداوند (برای نذر) باز نمودم و نمیتوانم (از عهد خودم) برگردم و او وی را گفت ای پدر من دهان خود را نزد خداوند باز کردی پس با من چنانکه از دهانت بیرون آمد عمل نما چونکه خداوند انتقام تو را از دشمنان تو یعنی بنی عمون کشیدهاست و به پدر خود گفت این کار به من معمول شود (یعنی مرا قربانی نما ولی) مرا دو ماه مهلت بده تا رفته بر کوههای گردش نمایم و برای بکریت (دوشیزه بودن خود و به ناکام از دنیا رفتن) خود با دوستانم ماتم گیرم او گفت برو و او را دو ماه روانه نمود....، و واقع شد که بعد از انقضای دو ماه نزد پدر خود برگشت و او موافق نذری که کرده بود (که او را به پای بت که مظهر خدای خدایان یهوه بود) به او عمل نمود (یعنی او را قربانی نمود یعنی آتش زد) و آن دختر مردی را نشناخت (یعنی باکره بود) پس در اسرائیل (این نوع قربانی نمودن) عادت شد و نیز دختران اسرائیل (یعنی دختران قوم بنیاسرائیل) سال به سال میرفتند (تا بر اساس این آموزه دینی و مذهبی یهود) برای دختر یفتاح جلعادی چهار روز در هر سال ماتم بگیرند) پس تو ای عاقل دانا و خردمند تداعی معانی میشود این داستان و این دروغپردازی شیطانی با داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل با این فرق که سررشته کار در داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل در دست خداوند بود که میخواست با این عمل نمادین، به پیروان گمراه و امت ها اثبات نماید که تقدیم قربانی انسانی به درگاه او کفر است و بایستی عنداللزوم گوسفندی را قربانی)
نمایند یعنی جهت تقرب به خدا و در داستان یفتاح جلعادی این سررشته در دست شیطان و تحریفگران کتب تحریفشده بود تا به واسطه این دروغپردازیها ، کفر و شرک و الحاد و ظلم و جنایات دد منشانه را به آموزههای دینی تبدیل نموده و آن را در طی نسلها تقدیس نمایند، ما در کتاب شریف نورالانوار خود که درشرح و تفسیر کتاب مقدس عهدین یعنی عهد عتیق و عهد جدید مشهور به تورات و انجیل است تمامی فرازهایی را که مربوط به این اعمال شیطانی و این آموزههای جادو و جادوگری و قتل کودکان و قربانی نمودن انسانها برای برآورده شدن حاجات و...، را مذکور نمودهایم و اثبات نمودهایم که چگونه این ستیزهگران با خداوند و پیامبران او و اوصیاء مظلوم این پیامبران، در قالب الهامات وحی، یاوههای شیطانی خود را به باورهای دینی و آموزههای شرع یهود تبدیل نموده و در قالب یک عمل نمادی آن را در قوم خود و تمامی اقوام جهان ساری و جاری نمودند و نیز توجه نما که چگونه نگارنده در تمامی فرازهای این صحف کنکاش نموده و تمامی فرازهایی را که مشتمل بر آموزههای جادو و جادوگری و شرک و شرک ورزی بودهاست را شناسایی و تشریح نمودهاست و...، که داستان تجویز لحاف خیس الیشع برای بنهدد پادشاه آرام از این نمونه ها است یعنی عبارات 7 به بعد باب 8 کتاب دوم پادشاهان:( ... و الیشع به دمشق رفت و بنهدد پادشاه آرام بیمار بود و به او خبر داده گفتند که مرد خدا (الیشع به اینجا آمده است پس پادشاه به حزائیل گفت هدیه به دست خود گرفته برای ملاقات مرد خدا برو و به واسطه او از خدا سوال نما که آیا از این مرض شفا خواهم یافت (یعنی دوای مرا که مشتمل بر جادو و جنبل است از او بگیر) و حزائیل برای ملاقات وی رفته هدیه خود را به دست گرفت.... پس حزائیل از نزد الیشع روانه شده نزد آقای خود ( بنهدد پادشاه آرام) آمد و او وی را گفت الیشع تو را چه گفت او جواب داد به من گفت (این کار را بکن) که البته شفا خواهد یافت (و آن کار جادو و جنبلی چه بود اینکه) و در فردای آن روز آمد لحاف را گرفته ( در نزد تمام خاندان سلطنتی و پزشکان دربار و وزیران و بزرگان دربار و خانواده بنهدد بهعنوان تجویز جادویی الیشع) آن را در آب فرو برد و بر رویش گسترد که مرد و حزائیل در جایش پادشاه شد) پس تو ای عاقل دانا و خردمند آگاه باش که این تجویز یک تجویز جادوگری بود و لذا این عمل احمقانه که در حضور تمامی اعضای خاندان سلطنتی انسان سالم را به دیار عدم میفرستاد بدون اعتراض اطرافیان و حتی خود بنهدد روی او قرار گرفت و به امید شفا او را راهی قبرستان نمود و....، پس چون)
بر این فراز آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به عبارات سوم به بعد باب 16 کتاب دوم پادشاهان که میگوید:( آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در اورشلیم سلطنت کرد و آنچه در نظر یهوه خدایش شایسته بود موافق پدرش داود عمل ننمود و نهفقط به راه پادشاهان اسرائیل در (کفر وشرک و جادو و جادوگری و ... سلوک نمود بلکه پسر خود را نیز (به پای بت و در راستای آداب جادو و جادوگری...) از آتش گذرانید (و این عمل او الگو برای تمامی بنیاسراییل و اقوام دیگر شد و همگی به سوزاندن کودکان بیگناه خود برای رضای شیطان اقدام کردند) موافق رجاسات امتهایی که خداوند ایشان را از حضور بنیاسرائیل اخراج نموده بود (پس در این فراز نیز پرده از جنایات هولناک دیگر این قوم فاسد و تبهکار، در راستای تقدیس شیطان و بت و بتپرستی و جادو و جادوگری برداشته میشود در این فراز آمدهاست) و در مکانهای بلند و تل ها و زیر هر درخت سبز، قربانی میگذرانید و بخور میسوزانید (یعنی مکانهای بلند یعنی معابد عظیم در نوک کوههای بلند و تلها یعنی معابد روی تپهها ولی در زیر هر درخت سبز یعنی هر جاییکه ممکن بود به قتل کودکان بیگناه و قربانی نمودن آنها اقدام میکردند)) پس نگارنده این فرازها را به عنوان نمونه مذکور مینماید تا طیف گسترده آداب جادو و جادوگری و تبعات سوء آن را بر انسانها و جوامع و اقوام و رفتارهای بشری در طول تاریخ مذکور نماید و نشان دهد که چگونه نهی خداوند با ابلاغ شریعت جاودانه پیامبر آخر الزمان یعنی حضرت محمد صلی الله علیه واله و سلم و عجل فرجهم ناجی خلایق تا ابدالآباد است و چگونه شیطان و پیروان شیطان در ستیزهگری خود با اسلام و قرآن و تعالیم امامان معصوم به دوزخ جاوید روانه خواهند گردید الا لعنة الله علي الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون ، پس در ادامه شرح و تفسیر آیات عظیمه سوره مبارکه شعراء به آیات عظیمه 38 به بعد میرسیم که ذات اقدس احدیت جل جلاله از عجایب عظیم خود در رابطه با معجزات صادره از ناحیه حضرت موسی علیهالسلام بر علیه فرعون و فرعونیان خبر میدهد در این آیات ساحران فرعون از اقصی نقاط مصر جمع شدند و در حضور مردم به مقابله با حضرت موسی پرداختند:(فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ قَالَ لَهُمْ مُوسَىٰ أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ)
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ یعنی سرانجام ساحران برای وعدهگاه روز معینی جمعآوری شدند و به مردم گفته شد آیا شما نیز اجتماع میکنید تا اگر ساحران پیروز شوند از آنان پیروی نماییم، پس زمانی که ساحران آمدند به فرعون گفتند آیا اگر ما پیروزی شویم پاداش مهمی خواهیم داشت پس فرعونگفت اری و دراینصورت مسلماً شما از مقربان من خواهید بود پس روز موعود فرارسید و همگی جمع شدند موسی به ساحران گفت آنچه میخواهید (از وسایل سحر و جادو) بیفکنید پس بیفکنید پس آنها طنابها و عصاهای خود را انداختند و گفتند سوگند به عزت فرعون که ما بهیقین پیروز هستیم پس موسی نیز عصای خود را افکند که ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به موضوع معجزات الهی که ما در کتاب شریف تلبیس ابلیس خود پاسخی شافی به یاوههای ایده لوگ حزب مارکسیت یعنی هدایت ملعون دادیم او در آثار خود به رغم تصورات جاهلانه خود در باب معجزات انبیاء الهی نتوانست بین آیات الهی و معجزات الهی تفاوت آنها را درک نماید یعنی او فکر میکرد تمامی آیات معجزه است و حالآنکه تمامی معجزات از آیات الهی است ولی تمامی آیات، معجزات الهی نیست بلکه آیات مشتمل است بر آیات که انواع و مصادیق مختلف دارد که یکی از آنها نیز معجزات خداوند است یعنی خلقت زمین و آسمان و آنچه در بین آنهاست یعنی خلقت خلایق و موجودات و خلقت خورشید و....، خلقت پرندگان و حیوانات و....، همگی آیات الهی هستند ونیز معجزات که خداوند آنها را به پیامبران خود برای اثبات نبوت آنها به آنها میدهد پس آنهم آیه و از آیات است پس در ماهیت معجزه بایستی مذکور نمود بدوا چنین تصور میشود که جهان مشحون از قوانین است که بشر به واسطه ادراک محدود خود یعنی حواس پنجگانه به تعداد انگشت شمار آن آگاه میشود و حال آن که ممکن است میلیاردها میلیارد قانون در جهان حاکم باشد و معجزات الهی یکی از قوانین ناشناخته نزد انسانها است که به صورت معجزه یعنی خارقالعاده یعنی عجیب بهنظر میرسد ولی این تصور باطل است بلکه تصور صحیح این است که بدانی که معجزه یعنی شکسته شدن قوانین بدون تغییر و سنت های پولادین حاکم بر جهان هستی، که فقط ذات اقدس احدیت جل جلاله قادر به شکستن آن است مانند بیرون آوردن ناقه حضرت صالح از دل کوه سنگی و یا عصای موسی و یا ید بیضاء و یا زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی و یا شکافتن دریا توسط حضرت موسی و یا شکافتن ماه توسط)
رسول خدا و یا قرآن مجید که معجزه جاویدان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است و یا دو نیم شدن درخت عظیم و حرکت نیمی از آن به سوی رسول خدا و سپس بازگشت آن و بهم آمدن آنها و یا معجزهی غار و یا شهادت سوسمار و گواهی سنگریزه بر رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آلهو سلم و عجل فرجهم و...، یعنی همه این معجزات الهی ، شکستن قوانین حاکم بر جهان هستی بودهاست و یا توقف حرکت خورشید و برگشت آن و...، همگی عین شکستن قوانین عظیم حاکم بر جهان هستی است که صادر نمیشود مگر از ناحیه ذات اقدس احدیت جل جلاله و بهجز از ذات اقدس او امکان صدور آن هرگز وجود ندارد پس اکنون میتوان دریافت که مفهوم بلعیدن وسایل و آلات و ابزار جادوگران توسط عصای موسی چیست و یا میتوان به عظمت معجزه کشتی حضرت نوح پیبرد و یا مفهوم مجسم شدن شیر پرده و بلعیدن دشمنان ناصبی در حضور مأمون ملعون چه معنایی دارد و چرا کافران و معاندان از روی جهل و نفاق و عناد خود بر این معجزات ، عنوان سحر و جادو اطلاق مینمودهاند پس چون بر این فراز یعنی مفهوم معجزه یعنی شکسته شدن قوانین عظیم حاکم در جهان هستی به اذن الهی و تفاوت آن با آیات و نشانههای دیگر خداوند آگاه شدی و دانستی که معجزه ، وقوع واقعهای براساس قوانین دیگر از قوانین الهی نیست پس در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیات عظیمه 46 به بعد این سوره مبارکه یعنی سوره شعراء:( فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُوا لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ یعنی در این زمان همه ساحران به سجده افتادند و گفتند ما ایمان به رب عالمین آوردیم، رب موسی و هارون پس فرعون به آنها گفت آیا پیشاز آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید بهیقین او معلم شما است که به شما جادوگری تعلیم کرده ولی بزودی خواهید دانست که چگونه دستها و پاهای شما را بهعکس یکدیگر قطع میکنم و همه شما را به دار میزنم آنها گفتند مهم نیست (هر کاری که از دست تو برمیآید انجام بده) ما به سوی پروردگار خود بازمیگردیم و ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد چرا که ما اولین ایمان آورندگان بودیم پس چون بر فراز آگاه شدی پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به ادامه کلام خداوند جل جلاله در آیات)
عظیمه 52 به بعد که در این آیات ذات اقدس احدیت درخصوص خروج بنیاسرائیل از مصر و نزول عذاب بر فرعون و فرعونیان میفرماید:( وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَكُنُوزٍوَمَقَامٍ كَرِيمٍ كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ فَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ ۖ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ وَأَنْجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ثمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ یعنی و ما به موسی وحی نمودیم که شبانه بندگانم را از مصر بیرون ببر، زیرا شما مورد تعقیب هستید، فرعون ماموران گردآوری نیرو را به شهرها فرستاد و گفت به یقین اینها گروهی اندک هستند و این جماعت ما را به خشم درآوردند و ما همگی آماده جنگ هستیم و ما آنها را از باغها و چشمهها خارج کردیم و از گنجها و قصرهای مجلل محروم نمودیم و اینگونه بنیاسراییل را وارث آنها نمودیم، آنها به تعقیب بنیاسرائیل اقدام و بههنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند و هنگامیکه دو گروه یکدیگر را دیدند یاران موسی گفتند همه ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم موسی گفت هرگز چنین نیست و بهیقین پروردگار با من است او بزودی مرا هدایت خواهد کرد، پس وحی نمودیم به موسی که عصای خود را به دریا بزن و او چنین کرد پس دریا از هم شکافته شد و هر بخش چون کوهی عظیم گردید و لشکر فرعون را نیز به دریا نزدیک نمودیم و موسی و همه کسانی را که با او بودند نجات دادیم و بقیه را غرق کردیم و در این ماجرا نشانه روشنی بود (آیهای بود) ولی بیشتر آنها ایمان نیاوردند و بهدرستی که پروردگار تو باعزت و پیروز و شکستناپذیر و مهربان است...، در روایتی نگارنده ملاحظه نمود با این مضمون که شخصی مشرف شد به حضور حضرت امام به حق ناطق حضرت جعفر بنمحمد صادق و عرض کرد ای پسر رسول خدا آیا خداوند قادر است که جهان را در یک تخم مرغ قرار دهد بدون آنکه جهان کوچک شود و یا تخممرغ بزرگ شود پس حضرت فرمود به چشمان خودت نگاه کن که چگونه حضرت حق جل جلاله جهانی را در آن قرار داد و آن را میبینی بدون آنکه جهان کوچکشده و یا چشم تو بزرگ شود آری خداوند قادر است و توانا و حکیم و این انسانهای مغرور و جاهل و ستمگر و عنود هستند که بهجای اقرار به عظمت خلقت و اظهار)
کوچکی و بی مقداری به درگاه ذات اقدس او بهدنبال اباطیل و یاوه سرایی هستند و تصور مینمایند که میتوانند تمامی حقایق جهان هستی را با ادراکات محدود به حواس پنجگانه خود درک نمایند و حالآنکه آنچه آنها درمییابند قسمتی بسیار ناچیز از آن چیزهایی است که وجود دارد آری این جهان پر عظمت ولایتناهی است که بشر قادر نیست عظمت آن را درک نماید و اگر بخواهد به معنی آن تفکر نماید دیوانه خواهد شد پس چگونه میتواند العیاذ بالله، به ذات خالق خود پی ببرد، چگونه کوزه میتواند بهحقیقت وجود سازنده خود واقف شود، زمان چیست محصول حرکت در عالم آیا جهان هستی شناخته میشود به طول و عرض و ارتفاع و زمان، آیا امکان ندارد که میلیاردها میلیارد، بعد دیگر در جهان هستی وجود داشته باشد آیا عدم در جهان هستی به معنی نیستی است یا هیچ بودن آیا حرکت در جهان به معنی این نیست که محدود است و حادث و مخلوق است و ابتدا و انتها دارد و...، پس خارج از این ابتدا و انتها چیست و آیا ما نباید از عظمت خلقت به سوی عظمت خدای خود توجه نماییم، آیا این پیامبران او نیستند که از سوی او برای بشر پیامآوردهاند تا انسانها را به سوی خیرات و سعادت ابدی، و ایمان و عمل صالح و دوری از زشتیها دعوت نمایند همان خیرها و خوبیها که در دنیا به نفع اوست ونیز همان دوری از زشتیها و بدیها و اعمال زشت که در دنیا بر ضرر اوست آیا این امام رضا علیهالسلام نیست که اینگونه خیر و صلاح و نجات از زشتیها در دنیا و سعادت ابدی در آخرت و نجات از دوزخ جاوید را در قالب ایمان به شریعت پسندیده خدا و اجرای اوامر و نواهی خداوند و ایمان به محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم که حافظان شریعت جاودانی اسلام هستند را به خلایق اعلام نمودهاند...، خدایا حق و انصاف آن است که ما لحظهای از تو غافل نباشیم و عمر ناقابل و زندگی بیارزش خود را در معرفت تو و عبادت و تقدیس و حمد تو...، سپری نماییم ولی تو شاهد بودی که ما عمر خود را در بطالت و بیهودگی و اعمال زشت سپری کرده و از حق یعنی پرداختن به آنچه میبایست انجام دهیم غافل شدیم و اکنون به این قصور و تقصیر اعتراف و اقرار مینماییم و از تو میخواهیم که با فضل و رحمت و محبت خود ، خطایا و زشتیهای ما را جبران نمایی زیرا ما در برابر تو جز دستخالی و روی سیاه نداریم پس دستهای ما را با هدایای ابدی خود یعنی رضوان و رضایت و بهشت جاویدان خود پر نما و روی های سیاه ما را با وسطه نزول رحمت بیانتهای خود به سپیدی سعادت و سلامت دنیا و آخرت منور بفرما و ما و عزیزان ما
را در دنیا و آخرت نجات عطا و مرحمت بفرما و در صدر خواستههای ما جهانی را که مشحون از ظلم و بیداد و سلطنت بیرحمانه شیطان و سپاهیان او شدهاست را به ظهور آخرین معصوم الهی از سلسله معصومین درگاهت یعنی وجود پاک و مقدس و مطهر حضرت حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفمزین و منور بفرما و این جهان تباه و سیاه را که تشنه عدل و عدالت است را به انوار تابناک عدل و عدالت جهانی خود مفتخر بفرما و وعده خود را در ارثیت دادن زمین به صالحین محقق فرموده و نجات خود را به جهان عرضه بفرما پس ای خدایی که به استحقاق خود پرستش نمیشوی و به استحقاق خود حمد و تسبیح گفته نمیشوی و به استحقاق خود شکر به درگاه تو عرضه نمیشود پس ما به این عجز و به این تقصیر و این قصور به درگاه تو معترف میشویم پس با ما با فضل و مرحمت و بزرگواری خود عمل بفرما همانگونه که انتظار محبت و نجات از تو برای خود و عزیزان خود داریم آمین آمین آمین یا ربالعالمین ، پس تو ای مخاطب ارجمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 62 این سوره مبارکه یعنی شعراء که خداوند متعال از قول پیامبر خود موسی میفرماید:( قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ یعنی موسی گفت چنین نیست بهیقین پروردگارم با من است و مرا نجات خواهد داد، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در شرح معانی واژههای قرآن که در این فراز (سیهدین) یعنی هدایت به معنی نجات و کفایت است نه راهنمایی کردن و این فراز را نگارنده در ارتباط با تحکیم فرازهای قبلی مذکور مینماید تا محققان بهدنبال شرح و تفسیر کلام خدا از روی فرهنگهای لغاتی نباشند که چند صد سال بعد از نزول قرآن، تألیف و تدوینشده بلکه معانی و مفهوم واژههای کتاب خدا در کتاب خدا و کلام حافظان و نگهبانان آنها یعنی محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم جستجو نمایند و این مقوله در تفسیر بهحدی دارای اهمیت است که میتوان ادعا نمود هیچ بخشی مانند آن این اهمیت را در رابطه با کسب معانی قرآن شریف ندارد بهطور مثال مفهوم کلام ( واردها) و ( الی المرافق) و ( یلونکم) است که تعابیر اشتباه از آنها بهدنبال خود گمراهیهای خطرناک را پیش میآورد پس توجه نما به کلام و شرح مولانا المظلوم امام باقر علیهالسلام که در شرح این واژه که میفرماید:( فی قوله معی ربی سیهدین یقول سیکفین) یعنی کفایت میکند و به روایت امام صادق علیهمالسلام( سیهدین ای سینجین) یعنی مرا نجات خواهد داد و کلام سرور ما علی بن ابراهیم که (هدایت در کتاب خدا به معانی)
مختلف بهکاررفته و یکی از آنها نجات دادن است و...، پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در اهمیت درک مفاهیم قرآنی در بخش احکام، اعتقادات و در بخش فتواهای غلط هولناک و برداشتهای سیاسی شیطانی و...، بهطور مثال در بخش احکام تفسیر نمودهاند معنی واژه ( الی) در، ( الی المرافق) را به معنی (بسوی مرافق) ولذا وضو را از پائین به بالا میگیرند در حالی که (الی) در این فراز یعنی (از) نه (به) یعنی از مرافق که میشود وضوی صحیح که از مرفق به پایین است و ما کاری نداریم که به حکم عقل (الی) در (الی المرافق)، نمیتواند به سوی مرافق معنی دهد زیرا حد یقف ندارد درحالی که در معنی الی المرافق یعنی از مرافق به انگشتان دست ختم میشود ولی در معنی فوق تا زیر کتف را نیز میتواند شامل میشود و یا در معنی واردها در بحث اعتقادات که (وارد) را به معنی (داخل) آورده و بر این انحراف، روایت جعل کردهاند و حالآنکه در روایات معارض و صحیح آن وارد به معنی نزدیک شدن است نه داخل شدن و این مطابق است با آیات و روایاتی که وارد شدگان در بهشت و دوزخ هرگز از آنها یعنی بعد از داخل شدن به آنها از آنها خارج نمیشوند و دیگر در بحث فتواهای هولناک و عظیم که وارد کننده مرتکب به دوزخ است مانند تعبیر معنی (یلونکم) را که به معنی (نزدیک شمایند) آوردهاند و به این استناد ، سیاست تهاجمی الد الخصام یعنی عمر بن الخطاب را توجیه نموده و به ملتهای بیگناه که در همسایگی مسلمانان هستند تهاجم مینمایند و بنام جهاد و به نام اسلام مانند بربرها و مغولها و تا تارها عمل میکنند همانگونه که با کشورهای ایران و مصر و...، ملتهای بیگناه آنها در آن زمان و در هولوکاست ارامنه در این زمان و...، عمل نمودند درحالی که مفهوم (یلونکم) یعنی به سوی شما میآیند و به سوی شما نزدیک میشوند یعنی آمدن آنها به سوی شما تهدید کننده است یعنی در مقام دفاع برآئید که در معنی اول از اسلام تعبیر نابجای تهاجم را تداعی مینماید ولی در معنی دوم یعنی معنی صحیح دفاع تلقی میشود که حق هر انسان مسلمان و هر ملت و قوم است پس چون بر این فرازهای عظیم آگاه شدی پس تو ای مخاطب ارجمند آگاه باش که اگر نگارنده اراده نماید در شرح این فراز ها به حول و فضل الهی و عنایت مخصوص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مولاتنا حضرت زینب بنت امیرالمؤمنین سلاماللهعلیها قادر است تا هزاران صفحه بنگارد ولی قرارومدار او بر تحدید و تدقیق موضوع نگارش است....، پس توجه نما در ادامه به کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله در بیان سرگذشت پیامبر)
عظیمالشأن یعنی حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام است یعنی آیات عظیمه 69 به بعد این سوره مبارکه یعنی سوره الشعراء:( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ قَالَ أَفَرَأَيْتُمْمَا كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ یعنی (ای رسول ما) برای آنها سرگذشت ابراهیم را تلاوت کن هنگامیکه به پدرش( یعنی عموی او و سرپرست او در آن زمان که عموی او آزر بود) و قوم او گفت چه چیزی را میپرستید و آنها گفتند ما این بتها را میپرستیم و پیوسته در خدمت آنها به عبادت هستیم پس ابراهیم گفت آیا زمانیکه آنها را میخوانید صدای شما را میشنوند یا سود و یا زیانی به شما میرسانند همه آنها پاسخ دادند بلکه ما پدران خود را بر این روش یافتیم که چنین میکنند و ما هم از آنها پیروی میکنیم، پس ابراهیم گفت آیا خبر دارید این چیزهایی که شما و پدران گذشته شما پرستش میکردید همه آنها دشمن من هستند مگر رب العالمین همان خدایی که مرا آفرید و پیوسته راهنماییم میکند و کسی که مرا غذا میدهد و سیراب مینماید و هنگامیکه بیمار میشوم ، مرا شفا میدهد و کسی که مرا میمیراند و سپس زنده میکند و کسی که امیدوارم خطایم را در روز جزا بیامرزد پس پروردگارا به من علم و دانش عطا بفرما و مرا به صالحان ملحق کن...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت که در خلال شرححال پیامبر گرامی خود حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیهم السلام به اصل تفکر و تعقل در موضوع تحری حقیقت عالم یعنی معرفت و شناخت ذات اقدس او و پرستش آن وجود مبارک و دوری از تقلید بیجا و بدون فکر و از روی عادت و یا تعصب و یا ...، تاکید میفرماید و تو ای مخاطب ارجمند توجه نما که انجام اعمال براساس تفکر و تعقل در تمامی مبادی ذیربط اصلی شریعت ساری و جاری است یعنی توحید، نبوت، امامت و....، یعنی شخص مسلمان هرگز نبایستی این اصول را چشم بسته و از روی تعبد و تقلید و...، بپذیرد یعنی خداشناسی او بایستی از روی تفکر و تعقل باشد و نیز اعتقاد به نبوت که آنهم بایستی از روی دلیل و استدلال و....، باشد ونیز امامت که آنهم بایستی از روی تعقل و تفکر باشد و تمامی این امور در بالاترین)
درجه از اهمیت قرار دارند و خصوصا امامت یعنی ایمان به دوازده امام و چهارده معصوم پاک علیهمالسلام و عجل فرجهم یعنی مسلمانی که ایمان به خدا و رسول داشته باشد ولی منکر امامت و ولایت باشد دین او کامل نیست زیرا او به دستورات خدا و رسول او عمل نکرده و به دینی عمل میکند که رهبرانش او را به دوزخ جاویدمیاندازند و لذا رسول خدا فرمود کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفتهاست یعنی اسلام نیاورده است و نماد کامل اینگونه رهبریها و اینگونه پیروی های منتهی به دوزخ، در فتوای شیطانی شریح قاضی و امثال اوست که فتوا داد که حسین کافر شده و خون او هدر است یعنی قتل او واجب است و یا گمراهانی که فتوا دادند که رهبران شیطان آنها مانند یزید و معاویه و اربابان و پیروان آنها مجتهد بودهاند و اگر خطا هم کردهاند در برابر خطای خود اجر و ثواب میبرند و در همین راستا فتوا دادهاند به کفر و ارتداد پیروان محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و ایشان را کافر و مشرک و...، دانسته و در طول تاریخ به خون و ناموس و اموال آنها تجاوز نموده و همگی با صاحبان گمراه این فتواها و رهبران گمراهتر از آنها، با سر به سوی دوزخ سوق داده شدهاند همان دوزخ که عدم تعقل و تفکر انسانها موجب میشود که تا ابدالآباد در آتش آن که از غضب خداوند قهار و تا آن زمان که خدایی میفرماید ملتهب است در عذاب باشند همان دوزخ که دیدار آن برای کسانی که در دنیا به عقل خود پشت کرده و شقاوت و هوی و هوس را امام و رهبر خود قرار دادهاند این آرزو را فراهم میکند که ایکاش خدا ایشان را خلق نمیکرد پس تو ای عاقل دانا و خردمند چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما که نگارنده از شرح و بسط مواردی که از موضوع نگارش او اندکی انصراف موضوعی دارد ولی به اصل آن مرتبط است خوداری مینماید مگر به اشارهای گذرا وگرنه به حول و فصل الهی و عنایات مولای مظلوم خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مادر معصوم و مظلوم خود حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است که هزاران صفحه در خصوص این موضوعات بنگارد ولی هدف او تحدید و تدقیق نگارش است پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس به این نکته نیز توجه نما که در این آیات عظیمه، ذات اقدس احدیت از قول وجود مقدس حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام درخصوص ذات اقدس خود میفرماید:( الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ..... پس توجه نماید هر عاقل دانا و خردمند به عظمت این آیات عظیمه در این فراز و فرازهایی مانند)
آن که دلالت نموده و گواهی میدهد به عصمت انبیاء الهی و اوصیاء مکرم ایشان و آنها هستند که مخاطب ذات اقدس احدیت در اینگونه آیات هستند و بیتوجهی آنان به این فرازها و مانند آن ترک اولی محسوب و با تخطی از آنها، در برابر مؤاخذه الهی واقع میشوند یعنی همان اموریکه اگر از افراد عادی اهل ایمان سر بزندذات اقدس الهی بر آنها مؤاخذه ای ندارد و لذا اهل ایمان بایستی در کتاب خدا ، به مخاطبین ذات اقدس الهی توجه نمایند و امور مختص و مربوط به آنان را بر خود و امثال خود تسری ندهند زیرا نه در حد آنان است و نه آن جایگاه را دارند و ما قبلاً در خصوص این موارد به عنوان نمونه مخاطبت ذات اقدس الهی را با حضرت نوح و کلام حضرت یوسف و مانند این فرازها را مذکور نمودیم و لذا اهل ایمان چون بیمار شدند بایستی به پزشک مراجعه نمایند و معصومین علیهمالسلام بایستی نظر به خدا داشته و مراجعه آنها به پزشک از باب آموزش و ترویج آموزههای دینی در این رابطه و مانند آن باشد مانند نماز شب که برای آنها واجب و برای دیگران مستحب است مانند توجه صرفاً به خدا و عدم توجه به چیز دیگر که برای آنها ترک اولی و برای دیگران مکروه است مانند گناهان کبیره از قبیل العیاذبالله زنا که برای آنها موجب استحقاق دوزخ میشود و توبه برای آن متصور نیست ولی برای اهل ایمان اگر از روی جهالت و غفلت و عدم ستیزهگری و...، باشد بهشرط توبه شاید مورد قبول خداوند قرار گیرد و لذا وفق کلام مولای مظلومان علی علیهالسلام گناه نکردن راحتتر از توبه کردن است پس اهل ایمان بایستی دوری نمایند از حرام و عمل نمایند بهواجب و عنداللزوم دوری کنند از مکروه و عمل نمایند در صورت توانایی به مستحبات و...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به نکتهای دیگر که مانند آن را در کتاب خدا در رابطه با معنی واژگان، بیشتر از این اشاره نمودیم و آن اینکه معنی واژههای کتاب خدا را بایستی در کتاب خدا و کلام معصومین که صاحب و نگهبان آن هستند جستجو کرد و تفسیر آن از روی لغتنامه هایی که چند صد سال بعد تدوین شدهاست و اصرار و تاکید روی آن، البته اسباب گمراهی و ورود به دوزخ را فراهم میآورد پس یکی دیگر از این واژگان کلام ذات اقدس احدیت است در آیه عظیمه 70 که میفرماید:( إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ که در این فراز واژه ابیه معنی پدر ندارد بلکه به عمو نیزاین کلمه اطلاق میشود و این اعتقاد برای انبیاء و اوصیاء معصوم ایشان است که انوار طیبه و طاهره ایشان از اصلاب و ارحام پاک منتقل میشود و لذا تأویل و تفسیر بر غیر قول معصومین)
که دلالت بر معانی متعدد واژگان قرآنی دارد میتواند اسباب گمراهی فرد عنود و طاغی را فراهم بیاورد، و ما در قبل نمونه این واژگان را در کتاب خدا مانند معانی قرآنی (شرک، کفر، آیه، یلونکم، واردها، الی المرافق و... بیان نمودیم پس در ادامه توجه نما تو ای مخاطب ارجمند به کلام ذات اقدس احدیت در آیه 84 این سورهمبارکه که از قول پیامبر بزرگ خود میفرماید:( وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ) یعنی و برای من در میان امتهای آخر (یعنی امت آخر الزمان) نام نیکی قرار بده، پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما که در روایات عظیمه امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم مذکور است که مقصود از ( لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ) وجود اقدس و مطهر شمس آسمان ولایت و امامت حضرت مولانا المظلوم علی علیهالسلام است و این کلام از معجزات عظیم قرآن کریم است زیرا که نام عظیم حضرت ابراهیم در صحف آسمانی در اثر تحریف تحریف گران و تغییر مطالب به لجن کشیدهشده است و نهتنها آن حضرت بلکه حضرت لوط و داود و موسی و عیسی و...، که تحریفگران ملعون با دروغپردازی های خود بدترین تهمتها از زناکاری و قتل عام کودکان و نوزادان و...، که از بدترین اشقیا و العیاذ بالله حیوانات صادر نمیشود را به پیامبران الهی و اوصیاء عظیمالشان ایشان نسبت داده و کتب خود را با این تهمت های عظیم مشحون نمودهاند یعنی انتساب کفر و ارتداد و زشتیهای عظیم نسبتبه ساحت مقدس این پیامبران و اوصیاء گرامی خداوند و اگر مخاطب ارجمند میخواهد به این معنی آگاه شود پس مراجعه نماید به سلسله کتابهای شریف الاحتجاج ما یعنی الاحتجاج، سراج منیر و کتاب عظیم نورالانوار که در آن با اقامه حدود یکصد و هفتاد هزار دلیل، تحریفی بودن این کتب را ثابت نمودیم و مبرا نمودیم ساحت قدس و مطهر آنها را از یاوه گویی تحریفگران و اثبات نمودیم عظمت قرآن کریم را در رابطه با اینکه حقایق مربوط به تمامی انبیاء سلف و گذشته را در خصوص طهارت و پاکی و عصمت ایشان ثابت فرمودهاست یعنی این وجود مقدس حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است که تمامی زشتیها و تهمت ها را از تمامی انبیاء الهی زدودهاست و....، و در این فراز این معنی یعنی ( لسان صدق) برمیگردد به وجود اقدس مولانا امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین ایشان علیهمالسلام و عجل فرجهم زیرا در تعالیم غیر آل محمد، این تهمتها زدوده نشده و بلکه تمامی زشتیها و تهمتها از ساحت حق مقدس انبیاء عظام و اوصیاء ایشان به واسطه ولایت آن حضرت و امامان معصوم و تعالیم ایشان علیهمالسلام و عجل فرجهم)
از ایشان زدوده شده است و قبول وجود این اصل عصمت در تمامی انبیاء و اوصیاء الهی است که بالاترین اصل اعتقادی شیعیان و پیروان اهلبیت عصمت و طهارت است که ایمان به این اصل، دلیل قاطع است بر برائت تمامی انبیاء الهی و اوصیاء ایشان از تمامی تهمتها و افتراهایی که به آنها وارد شدهاست و این از مفهوم ومعنی( لسان صدق فی الاخرین که مستجاب شد دعای آن حضرت به ظهور برترین و آخرین پیامبر الهی یعنی پیامبر عظیمالشأن مبعوث در آخرالزمان یعنی حضرت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و امامت وصی عالیقدر او حضرت علی علیهالسلام که حفظ فرمود به صبر عظیم خود اصل و اساس اسلام و قرآن را تا آنکه نهال نوپای اسلام پا گرفت و شاخ و برگهای آن در تمامی جهان گسترده گردید و حقایق اسلام و قرآن به تمامی خلایق جهان ابلاغ گردید و این جویندگان حق و حقیقت هستند که با تحقیق و بررسی حقایق اسلام به ماهیت رجاسات وجود مدعیان دروغین اسلام و قرآن پی برده و آثار به وجود آمده از ظلم و بیداد آنها را در حرث و نسل جهانیان ملاحظه و بر آنان لعنت میفرستند و ملاحظه مینمایند و درمییابند حقیقت توحید و نبوت را یعنی ولایت آن حضرت و امامان معصوم را تا قیامت و منتظر هستند بهجهت نجات عالم به ظهور بازوی توانای وعده داده شده خداوند یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دادن زمین به ارثیت صالحین و انتقام از نمادهای کفر و شرک در جهان در ایام معجزه رجعت و برپایی حکومت جهانی عدل و عدالت جهان پس خدایا تورا به عزت خودت و آبروی همه آبرومندان درگاهت و در صدر آنان محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم هر چه زودتر امر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را اصلاح بفرما و جهان پر از ظلم و جور و عدوان را به نور جلال و جمال او روشن و منور بفرما زیرا دشمنان تو جهان زیبا و پرجلال تو را به نجاست ظلم و جور و عدوان مشحون نمودهاند و اینکه جهان در انتظار عدالت و عدالت در انتظار مهدی توست پس ظهور آن حضرت را برسان و اینگونه خیر دنیا و آخرت را بر ما و عزیزان ما ببخش و شر دنیا و آخرت را از ما و عزیزان ما برطرف بفرما آمین آمین آمین یا ربالعالمین ، و این سرور ما چنان به علی بن ابراهیم است که در شرح این فراز میفرماید:( وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ قال هو امیر المومنین) و نیز در شرح آیه عظیمه 50 سوره مبارکه مریم یعنی کلام ذات اقدس احدیت:( وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا) یعنی و از رحمت خود به آنان عطا کردیم)
و برای آنها نام نیک و مقام برجستهای قرار دادیم میفرماید:( وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا یعنی رسول خدا و( وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا) مقصود امیرالمؤمنین است و با همین مضمون از مولانا حضرت صادق علیهالسلام و امام عسکری و امام رضا نیز روایت شدهاست و اما تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز در خصوص سرورمانجناب علی بن ابراهیم قمی باید عرض کنیم که او از دانشمندان عالیمقام و مفسران بزرگ شیعه و از شاگردان مخصوص حضرت امام هادی علیهالسلام است و مشهورترین اثر مکتوب او تفسیر اوست که به تفسیر قمی شهرت دارد پیکر پاک این بزرگوار در شهر مقدس قم مدفون است و زیارتگاه عاشقان اهلبیت عصمت و طهارت است پدر بزرگوار او نیز از محدثان بزرگ شیعه است که موفق به زیارت حضرت رضا نیز شدهاست برادر بزرگوار او و فرزندان او نیز از دانشمندان و رجال بزرگ شیعه میباشند، جناب علی بن ابراهیم در ضمن اینکه از شاگردان مخصوص امام هادی علیهالسلام است ولی دوران امامت حضرت امام حسن عسکری ونیز ایام غیبت صغری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کردهاست، جایگاه علمی او در حدی از عظمت است که عالم بزرگوار کلینی که مؤلف معتبرترین منبع روایی شیعه است از این بزرگوار حدود هفت هزار حدیث نقل نمودهاست و جناب طبرسی او را از بزرگترین راویان احادیث شیعه میداند و عالم بزرگوار و افتخار شیعه جناب محمد بن یعقوب کلینی و عالم جلیلالقدر جناب علی بن بابویه قمی پدر گرامی شیخ صدوق از شاگردان عالیمقام وی بودهاند از دیگر آثار گرانقدر او میتوان به (شرایع، التوحید و الشرک، فضایل امیرالمؤمنین، المغازی، المناقب، اختیار القران و...) را نام برد، پدر بزرگوار او ابراهیم بن هاشم از بزرگان و شیعیان کوفه بود که به قم مهاجرت فرمود، او از اصحاب امام رضا و امام جواد علیهالسلام است، او اولین کسی بود که احادیث امامان معصوم علیهالسلام و عجل فرجهم را که در میان شیعیان کوفه رایج بودهاست را به شهر قم منتقل و نشر دادهاست او روایات بسیاری را از امام جواد علیهالسلام نقل کرده که در کتب مشهور شیعه به ثبت رسیدهاست که مجموع این روایات به حدود شش هزار و پانصد حدیث میرسد، علاقه و دلدادگی جناب علی بن ابراهیم به امامان معصوم بهقدری بود که نهتنها شیعیان را به تعجب وا دار کرده بود بلکه دانشمندان بزرگ اهلسنت ازجمله ابن حجر عسقلانی از او بهعنوان شیعه سرسخت نامبرده است، بزرگترین و بالاترین امتیاز سرور ما جناب علی بن ابراهیم ، تلاش عظیم او در گردآوری، تدوین و تالیف و نقل و نشر روایات امامان)
معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم است، تلاش بیوقفه و زحمات طاقتفرسای او در استماع احادیث و بدست آوردن و یادگیری و آموزش و انتشار این روایات و احادیث و...، نام او را در زمره بزرگترین خادمان به اسلام و قرآن و ولایت ثبت و ضبط کرده است، او در راه جمعآوری احادیث مورد اتفاق شیعه و سنی به نقاط مختلف جهان سفر نمود و لذا علاوه بر بهرهگیری از بزرگان شیعه، نزد حافظان اهلسنت رفته و از آنان نیز حدیثهای ارزندهای را ثبت نمودهاست که عالم بزرگ اهلسنت به نام ابن حجر عسقلانی به این نکته مهم اشاره و تاکید دارد که جناب علی بن ابراهیم رحمه الله علیه و رضوانالله تعالی علیه از بسیاری از بزرگان اهلسنت چون ابو داود سجستانی، ابن عقده و...، افراد دیگر روایت نقل نمودهاست...، پس تو ای عاقل دانا و خردمند در این فراز به نکتهای عظیم در باب روایات جعلی وارده در میان روایات رسیده از این ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت و دیگر ستارگان و پیروان اهلبیت عصمت و طهارت...، توجه نما ونیز دقت نما به اینکه رسول خدا و امامان معصوم حتی در زمان خود به این مصیبت عظیم دچار بودهاند یعنی اینکه مشرکین و دشمنان ناصبی به منظور ستیزهگری با رسول خدا و شریعت پسندیده او ونیز دشمنی با امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم مبادرت به جعل احادیث در ابعاد مختلف نموده و حتی در زمان رسول خدا به رسول خدا و هم در زمان امامان معصوم به امامان معصوم نسبت دروغ میداده اند و این ستیزهگری ایشان همچنان در طول تاریخ از سوی معاندین و دشمنان محمد و آلمحمد در جریان بودهاست و لذا رسول خدا از همان ابتدا روش عظیم خود را در رابطه با نحوه شناسایی روایات جعلی از روایات صحیح بیان فرمودند و اولین نفر که به این امر توجه نمود دختر والا گهر او حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بود که در برابر روایت جعلی خلیفه اول به صحیح بودن روایت از طریق توجه به شخصیت راوی آن و ثقه بودن و یا ثقه نبودن او و یا...، عمل ننمود بلکه بر طبق اوامر پدر بزرگوار خود حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم عمل نموده و جعلی بودن روایت خلیفه اول را از تطبیق موضوعی آن روایت با آیات عظیم قرآن که شاخصه حق و باطل است، ارائه فرمود و این درس عظیمی در طول تاریخ برای همه اهل ایمان و اهل اسلام بود که توجهی به رجال ناقل احادیث ننمایند بلکه برای تشخیص روایات صحیح از غیرصحیح یعنی تشخیص جعلی بودن این روایات، آنها را با آیات قرآن تطبیق دهند اگر منطبق بود بپذیرند و اگر نبود به سینه دیوار بکوبند یعنی به تعبیر نگارنده آن را به تماشای
اهل علم بگذارند تا الگوی ایشان برای رد احادیث باطل باشد، ما در کتاب شریف عروه الوثقی خود که آن را در حین تطبیق و شرح تفسیر روایی حضرت علامه لاهیجی آوردهایم و.....، عملاً به این امر مهم پرداختهایم و روایاتی را که بر ضد قرآن جعل شده بود را مردود اعلام نمودیم و مغایر بودن آن را با آیات عظیمه کتاب خدانشان داده و اصول کلی و مبانی تطبیق را نیز بعد از هزار و چهارصد سال ارائه نمودیم و اثبات نمودیم که تا فتوای حضرت زهرا سلاماللهعلیها و اوامر حضرت رسول خدا در نحوه شناسایی روایات صحیح از روایات جعلی یعنی از روی تطبیق آنها با آیات عظیمه کتاب خدا وجود دارد، نیازی به داشتن علمرجال نیست تا اهل اسلام در ثقه بودن و یا جاعل بودن راویان احادیث اتلاف وقت نمایند و ما در این خصوص رد نمودیم روایاتی را که به دروغ به جناب علی بن ابراهیم منسوب نموده بودند و ضدیت روایات واصله را با کتاب خدا و دیگر روایات معارض آن و...، اثبات نمودیم، همان ضدیت و تفاوت که میان دیگر روایات نقلشده از سرور ما جناب علی بن ابراهیم در کتب معتبر شیعه و مطالب معنونه در کتاب تفسیر منسوب به آن بزرگوار وجود داشتهاست، از مولای مظلوم و غریب ما و آن فرزند زهرای اطهر و آن امام مسموم و شهید و مدفون به ارض خراسان یعنی حضرت رضا علیه السلام روایت شدهاست که فرمودند:( مخالفان ما احادیثی را در فضایل ما ساختند که سهگونه است: غلو، تقصیر در کار ما و تصریح به مثالب ( و این اصطلاح در برابر مناقب است دشمنان ما پس اگر کسی غلو در حق ما را بشنود شیعیان ما را تکفیر میکند و آنها را معتقد به خدایی ما میشمارد و اگر تقصیر را بشنود آن را باور میکند و اگر مثالب را به نامهای آنها بشنود، به ما دشنام میدهد....)، رایجترین روش جعل احادیث توسط دشمنان ناصبی اهلبیت عصمت و طهارت، ساختن احادیث جعلی و نسبت دادن آنها به امامان معصوم و داخل نمودن این احادیث جعلی در میان احادیث صحیح بودهاست که ازجمله این اشخاص ملعون جاعل و ناصبی، مغیره بنسعید بود که ادعا میکرد دوازده هزار حدیث جعلی را در میان احادیث صحیح امام صادق علیهالسلام وارد کردهاست....، و این روایت جناب هشام بن حکم رحمه الله علیه است که از امام صادق علیهالسلام نقل نمودهاست که آن حضرت فرمود:( مغیره بن سعید بهطور عمدی در دفاتر حدیثی شاگردان پدرم، مطالب کفرآمیز وارد کرده و سپس به آنها تحویل دادهاست) که نگارنده هیچ شکی ندارد که قطعا روایات وارده در رابطه با تحریف کتاب خدا ازجمله روایات جعلی این تبهکاران است تا به واسطه شنیدن آن،)
اسباب تنفر و تکفیر اهل اسلام از شیعیان فراهم گردد و... از دیگر روایان خبیث و جاعل اینگونه احادیث میتوان به احمد بن هلال اشاره کرد که از سوی حضرت امام حسن عسکری مورد مذمت واقع شدهاست...، و نیز با بررسی در نام سلسله راویان آن گروه از روایات ضد قرآن که جعلی بودن آنها اظهر من الشمس استبه اسامی اشخاص معلوم الحال چون عمرو بن شمر، سعد بن طریف، علی بن حسان و...، برخورد میشود که غالی بودن ایشان در نزد علماء شریعت اثبات شدهاست...، و نیز توجه نما تو ای مخاطب ارجمند که مهمترین ملاک در پذیرش روایات صحیح، ابتداء تطبیق موضوعی و تعقل نسبت به آن لازم است و سپس عند اللزوم تطبیق آنها با قرآن کریم زیرا در اغلب اوقات به شرحی که در روش معنونه در این رابطه ذکر نمودهایم، بسیاری از اوقات با بررسی موضوعی روایات، نیاز به تطبیق آنها با آیات کتاب خدا از بین میرود بهطور مثال روایاتی که انسانهای چشم زاغ را العیاذبالله حرامزاده و اهل دوزخ معرفی میکند و...، اینگونه روایات از اساس جعلی و لایق و سزاوار کوبیدن به دیوار است زیرا ملاک خداوند ایمان و عمل صالح است نه چشمان زاغ که انسان های دارای آن در داشتن آن نقشی ندارند و...، تحکیم مینماید این کلام را روایت عظیمی که جناب ابن سکیت رحمه الله علیه از امام هادی علیهالسلام نقل مینماید در این روایت ایشان از حضرت سؤال مینمایند که:( امروز حجت بر مردم چیست، امام میفرماید عقل است که به وسیله آن هر کسی که بر خدا راست گوید شناخته شود و تصدیق خواهد شد و هر کسی که به خدا دروغ ببندد نیز شناسایی و تکذیب میگردد و لذا رسول خدا و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم بعد از آنکه حجم عظیمی از احادیث دروغ را که به ایشان نسبتدادهشده بود ملاحظه نمودند، به پیروان امر فرمودند که هیچ روایتی را نپذیرند مگر پساز عرضه بر قرآن و عدم مخالفت آن روایات با نص صریح و ظاهر آن و...، و این زمامداران اموی و عباسی بودند که بر این هجمه عظیم بر ضد شریعت خداوند یعنی ایجاد احادیث جعلی افزودند و گمراهی بر گمراهی ایجاد کردند..... و ما در خصوص روایت جعلی تهمت ناروای بر حضرت داوود، روایت امام رضا علیهالسلام را ذکر نمودیم که چگونه حضرت بعداز شنیدن این روایت جعلی از شدت ناراحتی به پیشانی مبارک زده و فرمود انا لله و انا الیه راجعون، آیا به پیامبری از انبیاء الهی اینچنین نسبتهایی میدهید آیا نشنیدهاید....، آری جاعلان احادیث با وارد نمودن روایات جعلی در بین احادیث شیعه و نسبت دادن آن احادیث جعلی به امامان معصوم)
و یا دست بردن در اسناد روایات و...، سعی در تخریب مکتب شیعه اثنی عشری داشتهاند....، و توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند به شرحی که ما در قبل در اهمیت تشخیص روایات جعلی از روایت صحیح و منطبق بر قرآن، ذکر نمودیم روایات جعلی در طول قرون و اعصار متمسک عالمان فاجر و فاسق و پیروان خشن و متحجرشدهاست و آنها به استناد این روایات و تعابیر شیطانی از آیات قرآن دست به تجاوز و تعدی و قتل و غارت اهل اسلام و دیگر انسانهای بیگناه زدهاند و در واقع لکه ننگی بر دامان اسلام و قرآن تا ابدالآباد شدهاند و این نگارنده است که اگر اراده نماید به حول و فضل الهی و عنایات خاص حضرت حجه بنالحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مادر گرامی روحانی خود مولاتنا حضرت زینب سلاماللهعلیها قادر است تا هزاران صفحه در همین راستا بنگارد ولی قرار او بر تحدید و تدقیق موضوع نگارش است...، و توجه نمایند مخاطبان محترم به این نکته عظیم که علما و دانشمندان بزرگ و متعهد بسیار به اینموضوع توجه و عنایات نمودهاند که از جمله این اعاظم میتوان به حضرت علامه شیخ محمد تقی شوشتری نوه حضرت آیتالله شیخ جعفر شوشتری رحمتالله تعالی علیه اشاره نمود حضرت علامه در این باب خصوصا در کتاب شریف اخبار الدخیله خود، بحث عظیمی در این رابطه را ارائه داده و کتاب قاموس الرجال وی را معجزه قرن میدانند که این زمان در دانشگاه الازهر مصر تدریس میشود کتاب قاموس الرجال کتابی است که حضرت علامه در آن روایان احادیث را مورد شناسایی قرار داده و بر اساس مستندات تاریخی هویت روایی ایشان را مورد بررسی قرار داده و از این طریق احادیث صحیح و احادیث ضعیف و یا جعلی مورد شناسایی ایشان قرار گرفتهاند حضرت علامه در کتاب شریف اخبار الدخیله خود به نقد اخبار و به تصحیح انتقادی و توجه به وضع و تحریف در آنها پرداختهاست در دورانهای پیشین علمای قبل در خلال بحث فقهی و رجالی و...، به ارزیابی احادیث می پرداخته و در برابر اصول علم درایه( یعنی علم دریافت مفهوم و سند حدیث و این زمان مفهوم شناسی را به همان علم فقه حدیث تعبیر نمودهاند، درایه درواقع به معنی دانستن است و آن به معنی فهم حدیث دربرابر روایه به معنی نقل حدیث آمدهاست و به مباحث اصطلاحات مقدمات، روات، راههای اخذ حدیث، نوع حدیث، اوصاف راویان، تعداد آنها... آنها را نقد کرده یا در کتب رجالی خود سند این روایات را بررسی مینمودهاند و این اثر مرحوم شوشتری رحمه الله علیه حرکتی اعجابآور در راستای اوامر رسول خدا صلیالله علیه و آله و)
سلم و عجل فرجهم و فتوی مولاتنا حضرت زهرا صلوات الله علیها تلقی میشود و نگارنده امیدوار است تا آیندگان از تلفیق این دادهها و تکمیل روشی که نگارنده در کتاب شریف عروه الوثقی خود به آن اشاره داشتهاست به اصولی صحیح در راستای اجرای اوامر خدا و رسول و امامان معصوم یعنی تدوین اصول تطبیق متون احادیث با آیات کتاب خدا، به عنوان شاخصه حق و باطل اقدام نمایند مولانا حضرت علامه این کتاب عظیم و شریف یعنی (اخبار الدخیله را در سه باب و هجده فصل تدوین فرمودهاست که باب اول آن اختصاص دارد به احادیث تحریف شده که مشتمل است بر اخباری که ( ضرورت مذهب، مستندات تاریخی سیاق روایت درهمآمیختگی روایت تشابه خطی و افتادگی، حکم به تحریف آن دارد و یا در آن روایت تحریفی، دو امر متقابل را دربرگرفته است، و نیز روایاتی که تحریف در آنها به واسطه تحریف در اسناد آنها واقع شده، احادیثی که تحریف در آنها بهجهت نقل به معنی صورتگرفته است، و یا احادیثی که تحریف در آنها به واسطه افتادگی است، و یا احادیثی که تحریف در آنها بهجهت عدم دقت در نگارش متن یا سند است، و یا احادیثی که تحریف آنها به واسطه دخالت سخن راوی یا مؤلف با اصل حدیث است، و یا احادیثی که تحریف در آنها به واسطه درهم شدن حواشی یا متن است، و باب دوم در اخبار موضوعه که فصل اول اختصاص دارد به جمعی که به دروغ مدعی دیدار با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، فصل دوم اخبار تفسیری که به امام حسن عسکری نسبت داده شدهاست، فصل سوم روایاتی که واژگان آن بهجهت هدفهای فاسد کم و یا زیاد شده است، فصل چهارم در روایات گوناگون باب سوم در ادعیه تحریف شده، در فصل اول دعاهای تحریف شده فصل دوم دعاهایی که به دروغ به امام معصوم نسبتدادهشده است ...حضرت علامه شوشتری در خلال بررسیهای خود به گروههای معاند و شخصیتهای فاسد حدیث ساز و جاعل حدیث اشاره میفرماید که از جمله اشخاص پلید مغیره بن سعید است، این پلید در زمان امام باقر زندگی میکرد...، جناب کشی در کتاب خود از جناب یونس بن عبدالرحمن نقل مینماید که به او گفته شد چرا آنچه را که اصحاب ما روایت میکنند را بهشدت انکار میکنی و ایشان فرمود که جناب هشام بن حکم برای من حدیث نمود که از امام صادق علیهالسلام شنیده است که فرمود (حدیثی از ما نپذیرید مگر آنچه را که موافق قرآن و سنت باشد یا با گواهی از احادیث گذشته ما همراه باشد زیرا مغیره در کتابهای اصحاب پدرم حدیث وارد کرده و)
آنچه را که پدرم نگفتهاست به او نسبت دادهاست پس تقوای الهی پیشه کنید و علیه ما نپذیرید آنچه را که مخالف سخن پروردگار و سنت پیامبر ما باشد پس بدرستی که ما وقتی حدیث نقل میکنیم میگوییم خدا فرمود و رسول خدا فرمود و بازهم جناب کشی در روایت دیگری به نقل از یونس بن عبدالرحمن از قول هشامو از قول حضرت صادق علیهالسلام آوردهاست که حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند:( مغیره بنسعید بطور مداوم و از روی عمد بر پدر من دروغ میبست (یعنی روایات جعلی ساخته و به آن حضرت نسبت میداد به این طریق که) او کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و همینگونه یاران او در بین اصحاب پدرم پنهان بودند و شناخته نمیشدند، آنها نیز کتابها را از اصحاب پدرم میگرفتند و به مغیره میدادند و سپس او مخفیانه در آن کتابها مطالب کفر و زندقه وارد نموده و به پدرم نسبت میداد و سپس آن کتابهای رونویسی شده را که حاوی کفر و زندقه بود را به اصحاب و یاران خود میداد و امر مینمود که آنها را در بین مردم تکثیر نمایند و بین شیعیان پخش نماید پس آنچه که از غلو ( گزافهگویی و از حد خارج شدن ها) در کتابهای اصحاب پدرم هست (آن روایات) همان (دروغهایی) است که مغیره بنسعید (و یاران او لعنت الله علیهم اجمعین) در کتابهای آنها وارد نمودهاست و گروه فاسد دیگر که به جعل احادیث دروغ و انتساب آنها به امامان معصوم و تخریب اذهان اهل اسلام بر علیه امامان معصوم تلاش مینمود، گروه ابو الخطاب است این فرد تبهکار نیز که یکی دیگر از سران سازنده احادیث جعلی بود بهتنهایی هفتاد شاگرد مخصوص داشت و (بهطور جنونآمیز) در به تباهی کشیدن عقاید مردم (شیعیان) تلاش میکرد و این مولای غریب ما حضرت رضا علیهالسلام است که در خصوص این شخص پلید فرمودهاند:( ...ان ابا الخطاب افسد اهل الکوفه) او به اصحاب و یاران مخصوص خود دستور داده بود تا کتاب های امام صادق علیهالسلام را جمعآوری نموده و به بهانه رونویسی و تکثیر، احادیث جعلی را در آن بنام امام وارد نمایند و این کار او و گروه او مدتها بهطور مستمر انجام شد و بسیاری از آثار امام صادق علیهالسلام بدینگونه و از این طریق به جعلیات ابو الخطاب ملعون آلوده شد و در میان مردم پخش گردید، و این جنایات او پنجاه سال ادامه داشت و بگونهای جعل این روایات جعلی با مهارت صورتگرفته بود که آگاهترین اصحاب ائمه نیز نمیتوانستند آنها را تشخیص دهند...، و این امام رضا علیهالسلام است که بسیاری از روایات آن ملعون را شناسایی نموده و در خصوص آن تبهکار فرمود:()
بدون تردید ابوالخطاب بر حضرت صادق دروغ بسته ( و این روایات جعلی است و خدا لعنت کند ابوخطاب را که تا امروز هم (یعنی عصر حضرت امام رضا علیهالسلام) اصحاب او حیلهگرانه و با پنهانکاری این احادیث دروغ را در آثار و کتابهای شاگردان امام صادق وارد میکنند و شما ( البته) هر حدیث مخالف قرآن را با مانسبت میدهند را قبول نکنید زیرا ما هر چه را بگوییم موافق قرآن و سنت رسول خداست و ما از خدا و رسول او حدیث مینماییم) و نیز این روایت عظیم از امام مظلوم و معصوم و غریب ما حضرت رضا علیهالسلام است که مذکور شد و در واقع شاخصهای دیگر برای تشخیص روایات جعلی است و...، که فرمودند:( دشمنان ما سهگونه خبر (روایت) در برتریها و شایستگی ما (علیه ما جعل کرده) و ساختهاند، اول: روایاتی که بیانگر غلو درباره ماست (مثلاً دادن درجه خدایی و یا علم تمامی علوم گذشته و حال و آینده و...، و یا سایر امور و احوالی که مخصوص ذات اقدس احدیت است و آن را تفویض نفرمودهاست به احدی مانند علم به آینده و وقوع ساعت قیامت و یا زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و...)، دوم اخباری که بیانگر تقصیر در امر ما است و سوم اخباری که به طور آشکار در آنها از بدی های دشمنان ما بازگو میشود و در بردارنده دشنام به آنها است پس آن زمان که مردم غلو و گزافهگوییها را درباره ما میشنوند شیعیان ما را تکفیر میکنند و میگویند شیعیان به خدایی امامان خویش اعتقاد دارند و آنگاه که در حق ما کوتاهی را میشنوند به آن باور میکنند و آن زمان که بدیهای دشمنان ما را و دشنام به آنها را با تصریح به نام آنها از ما میشوند با تصریح به نام ما ، مقابله به مثل میکنند و حالآنکه خدا میفرماید( آنان را که به سوی جز خدا میخوانند دشنام ندهید که آنها (مقابله به مثل نموده و) از روی ظلم و بیدانشی به خدا دشنام میدهند) و اما گروهی دیگر که بهوفور مبادرت به ساختن روایات جعلی نمودهاند جماعت صوفی ها هستند، این جماعت برای به حق جلوه دادن خود و محبوبیت در میان مردم عوام دست به جعل حدیث و نقل روایت دروغ کردهاند درحالی که روایت قاطع داریم بر اینکه ( کذاب و دروغگو است هر آن کسی که ادعا نماید که حضرت مهدی را در دوران غیبت کبری آشکارا دیدهاست) پس چگونه است که حضرت بر این جماعت معلوم الحال ظاهر میشود و با آنها بیعت مینماید و...، جماعت دیگر که به جعل احادیث درباره حضرت مهدی پرداختند جماعت زیدیه بودند که ادعا میکردند که بزرگان آنها با حضرت مهدی دیدار کرده و...، تا با این ترفند شیطانی، خود را در میان مردم)
عوام محق جلوه دهند...، دیگر از گروه جاعلان روایت و حدیث، حاکمان و خلفای جور ستم و از جمله خلفای تبهکار اموی و عباسی بودند به طور مثال منصور دوانیقی با توجه به اینکه اعتقاد به ظهور حضرت مهدی در میان اهل اسلام شایع شده بود دستور داد برای اینکه مردم با پسر او مهدی بیعت کنند فرازی را به روایت مشهور رسول خدا در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اضافه نمایند یعنی به روایت:( لو یبق من الدنیا الا یوم لطول الله تعالی ذالک الیوم حتی یبعث رجلا منی یواطی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی یملا الارض عدلا کما ملئت ظلما که فراز (و اسم ابیه اسم ابی) بر روایت رسول خدا اضافه شد زیرا اسم پسر منصور دوانیقی محمد بود و اسم خود منصور ملعون عبدالله پس او با این جعل و با این ادعا به سرتاسر بلاد اسلامی نامه نوشت و به کارگزاران خود دستور داد تا آنها از مردم برای پسرش مهدی با توجه به این روایت بیعت بگیرند و البته این روایت جعلی مسبوق به سابقه و جعل از سوی نواده امام حسن مجتبی نیز میباشد یعنی عبدالله بنحسن که برای پسرش محمد ادعای مهدی بودن نمود به استناد این حدیث جعلی، جدال نمود با امام صادق در این خصوص که جدال او با امام مظلوم و معصوم ما مشهور و معروف است و این منصور بود که متعاقباً خواست تا از این نمد گندیده یعنی روایت دروغ، برای فرزند تبهکار خود کلاهی درست کند...، از جمله شخصیتهای دیگر در جعل احادیث که توسط حضرت علامه شوشتری شناسایی شده و برای تبهکاری آنها اقامه دلیل شدهاست، سیف بن عمرو میباشد که از راویان طبری است و...، ونیز ابوهریره که شاگرد کعبالاحبار یهودی بود و شهرت او در جعل احادیث تا جایی است که ابنکثیر عالم بزرگ اهل تسنن درباره او میگوید:( ... ابوهریره در روایت کردت تدلیس میکرد به این صورت که آنچه را که از کعب (یهودی) شنیده بود و آنچه را که از پیامبر شنیده بود همه را برای مردم روایت میکرد و روایت کعب را از روایت پیامبر جدا نمیکرد و معلوم نمیکرد که کدام روایت به پیامبر و کدام روایات به کعب تعلق دارد) ، آری و این امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم بودند که در برابر این افراد تبهکار و این جریانهای حدیث سازی، ملاکها و شاخصههای دیگری را معرفی نمودند و سپس حضرت علامه این ملاکهای دیگر را از زبان امامان معصوم شماره میفرماید: اول ناسازگاری با قرآن یعنی وفق کلام رسول خدا روایات بایستی با قرآن تطبیق داده شود (یعنی شاخصه اصلی تشخیص روایات جعلی کتاب خدا قرآن مجید یعنی معجزه جاوید رسول خدا حضرت)
محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم است دوم ناسازگاری با سنت رسول خدا حضرت محمد صلیالله علیه واله و سلم و عجل فرجهم سوم: ناسازگاری با مسلمات تاریخ چهارم: ناسازگاری با لغت صحیح، رحمت و رضوان حقتعالی بر روح و روان حضرت علی بن ابراهیم و علامه محمد تقی شوشتری و جناب آیتاللهشیخ جعفر شوشتری و...، ما از ذات اقدس احدیت مسئلت داریم تا به حق خود و به حق همه آبرومندان درگاهش و درصدر آنان محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم اول دعای ما را در باب تعجیل در ظهور پر جلالت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بپذیرد و جهان پر از ظلم و جور را که خود او از همه کس آگاهتر به حقایق دهشتناک آن است را به ظهور آن حضرت از عدلوداد خود مملو نماید و سپس به ما و عزیزان ما به حق خود و مقربین درگاهش و در صدر آنها محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و همه کسانی که در راه شریعت پاک و پسندیده او و اعتلای کلمه حق لا اله الا الله محمد رسولالله و علی ولیالله در طول تاریخ تلاش نموده اند یعنی در راه محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم، خیر دنیا و آخرت عطا فرموده و شر دنیا و آخرت را از ما و عزیزان ما و همه اهل ایمان برطرف بفرماید و هر چند لایق و سزاوار نیستیم ولی به لطف و کرم و فضل خود از دوزخ نجات مرحمت فرموده و در بهشت جاویدان به انواع نعمتهای خود تا ابدالآباد یعنی تا آن زمان که خدایی میفرماید بهرهمند بفرماید آمین آمین آمین یا رب العالمین و صلیالله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین ، پس چون بر این فرازها آگاه شدی پس تو ای عاقل دانا و خردمند در ادامه توجه نما به کلام ذات اقدس احدیت جل جلاله در آیات 85 به بعد این سوره مبارکه یعنی الشعراء که خداوند متعال از قول حضرت ابراهیم میفرماید:( وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِينَ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) یعنی و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار بده و)
پدرم (یعنی عمویم آزر را بیامرز که او از گمراهان بود و در آن روزیکه مردم برانگیخته میشوند مرا خوار مفرما، در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی بخشد مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید (در آن روز) بهشت برای پرهیزکاران نزدیک میشود و دوزخ برای گمراهان آشکار میشود و به آنها گفته میشود کجاهستند آن معبودانی که آنها را پرستش میکردند (یعنی معبودهای) غیر از خدا، آیا آنها شما را یاری میکنند یا کسی به یاری آنها میآید، پس همه (آنها یعنی) آن معبودان و عابدان گمراه به دوزخ افکنده میشوند و نیز همگی لشکریان ابلیس (و به تبع آنها خود ابلیس)، آنها در آنجا درحالی که به مخاصمه برخاسته اند میگویند، به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم، چون شما را با پروردگار جهانیان برابر میشمردیم و کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد پس برای ما (امروز) شفاعت کنندهای وجود ندارد نه دوست صمیمی و پرمحبت، ایکاش بار دیگر برگشت نمودیم به دنیا و از مؤمنین میشدیم، به یقین در این ماجرا آیه است و اکثر آنها مؤمن نبودند و پروردگار تو توانا و مهربان است، پس تو ای عاقل دانا و خردمند توجه نما به معانی عظیم این آیات به اینکه چگونه خداوند از اهل دوزخ به نام غاوین نام میبرد و آنها و معبودان آنها را به دوزخ واصل میفرماید پس توجه نما که این معبودان هرگز نمیتوانند بتهای چوبی و سنگی باشند بلکه آنها رهبران گمراهی های جنونآمیز بودند که پیروی از آنان بهمنزله عبادت و بندگی شیطان بودهاست همانگونه که پیروی از رسول خدا و امامان معصوم که برگزیدگان او بودهاند، در راستای اطاعت خداوند و در راستای پرستش خداوند است زیرا به دستور ذات اقدس احدیت از آنها پیروی میشود و ایشان نمایندگان آن ذات اقدس هستند و اوامر او را به خلایق ابلاغ مینمایند و در ادامه ذات اقدس احدیت از گمراهکنندگان با عنوان مجرمین یاد میفرماید و ایشان در دوزخ با یکدیگر مخاصمه مینمایند...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما به روایتی که سلمان دیلمی رحمةاللهعلیه آن را نقل کردهاست که گفت:( ما نزد امام صادق بودیم که ابوبصیر نفس زنان وارد شد چون نشست امام صادق فرمود این چه حالی است او عرض کرد یا بن رسولالله من پیر شدم و مغز استخوانم آب شده و اجلم نزدیک شده و نمیدانم در آخرت (به درگاه خداوند) چه وضعی خواهم داشت (یعنی آیا آمرزیده میشوم یا نه) پس حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند؛ ای ابا محمد تو هم اینگونه سخن میگویی (یعنی نبایستی مثل تو چنین کلامی را بر زبان بیاورد) پس ابوبصیر)
عرض کرد: فدای شما شوم چگونه این را نگویم، پس حضرت فرمود: یا ابا محمد آیا نمیدانی که خداوند متعال جوانان شما را اکرام مینماید و حیا میکند از پیران شما و خداوند اکراه نموده از اینکه جوانان شما را عذاب کند و یا پیران شما را حسابرسی نماید پس ابا بصیر عرض کرد فدایت شوم آیا این موهبت (عظیم ویژه ما(دوستداران شما اهلبیت عصمت و طهارت و اهل ولایت) است و یا برای تمامی اهل توحید است (یعنی شامل غیر پیروان ولایت معصومین نیز میشود) پس حضرت فرمود: نه این موهبت فقط برای شما است نه دیگران و خداوند متعال میفرماید پیری در مؤمن نور من است و من شرم دارم که نور را به آتش بسوزانم و گفتهاند که پیری زینت عقل و نشان وقار است پس جناب ابا بصیر (با دل شکسته و با ناراحتی و غمگین) میگوید فدای تو شوم ما مورد حملهای (دد منشانه و بیرحمانه از سوی معاندین ولایت) قرار گرفتهایم بهگونهای که پشت ما را شکسته و دلهای ما را میرانده است و این قاضیان آنها هستند که ( قتل ما را واجب و ریختن) خون ما را حلال دانستهاند (آن هم) بهخاطر حدیثی (مجعول) که فقهای آنها برای آنها روایت کردهاند، پس امام صادق علیهالسلام فرمود (منظور تو لقب) رافضه است؟ عرض کرد آری پس حضرت فرمود به خداوند سوگند که آنها شما را با این اسم ننامیدهاند بلکه پروردگار عالمیان شما را به این نام نامید، آیا نمیدانی که هفتاد مرد از بنیاسرائیل هنگامیکه گمراهی فرعون به ایشان آشکار شد او را ترک کرده و به حضرت موسی پیوستند و زمانیکه هدایت موسی بر آنان آشکار شد در لشکر موسی به رافضه مشهور شدند چون فرعون را ترک کردند، و این گروه در بندگی خدا و محبت به موسی و هارون و فرزندان او سرسختترین مردان بودند پس خداوند به موسی وحی فرمود که این اسم را در تورات به نام آنها ثبت کن که من آنها را به این نام نامیدم و این لقب را به آنها عطا کردم، پس موسی این نام را برای ایشان در تورات ثبت فرمود و سپس خداوند متعال این اسم را ذخیره کرد تا به شما عطا فرماید یا ابامحمد آنها ترک خیر کردند و شما بهخاطر خیر، شر را ترک نمودید، مردم متفرق و دستهدسته شدند ولی شما به اهلبیت پیامبر خود پیوستید و به راهی که به خدا میرسد رفتید و آنچه را که خدا اختیار و اراده نمود، اراده و اختیار کردید پس بر شما بشارت باد که مورد رحمت و عنایت خداوند هستید، اعمال نیکوکار از شما مورد پذیرش و اعمال گناهکار شما مورد آمرزش الهی واقع میشود و (البته) اگر کسی از راهی که شما به سوی خدا میروید نرود (یعنی از طریق محبت و پیروی)
از اهلبیت عصمت و طهارت اعمال خیر آنها قبول نشده و گناهان آنها آمرزیده نمیشود ای ابا محمد خداوند فرشتگانی دارد که گناهان شیعیان را میریزند همانگونه که باد، برگ درختان را (در پاییز) میریزد و این مصداق فرمایش خداوند در قرآن مجید است در آنجا میفرماید: سوره شوری آیه 5، (وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَبِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ ۗ) پس ای ابا محمد قسم به خداوند که استغفار فرشتگان فقط برای شما است و ارتباط به این خلایق (که پیرو ولایت ما نیستند) ندارد و سپس فرمود ای ابا محمد حالا بگو آیا مسرور و شاد شدی پس ابا بصیر عرض کرد فدای شما شوم بازهم اضافه کن پس امام صادق علیهالسلام فرمود: ای ابامحمد خداوند عالمیان احدی از اوصیاء پیامبران را استثنا نکرد مگر امیرالمؤمنین و شیعیان او را و در کتاب خود فرمود:( يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ الا من اتی الله بقلب سلیم) یعنی به آن، علی و شیعیان او را اراده فرمودهاست اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین ، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس به روایت عظیم دیگر از مولای مظلوم ما حضرت باقر علیهالسلام توجه نما که در آن میفرماید:( خداوند متعال حضرت محمد را در مکه به رسالت مبعوث فرمودند و در مدت ده سال اعتقاد پیروان آن حضرت این بود که (لاالهالاالله محمد رسولالله) پس هر کسی که به این دو ایمان داشت و از دنیا میرفت به بهشت داخل میشد و لذا همه پیروان حضرت محمد که به این عقیده از دنیا رفتند از پیروان او به حساب میآیند (یعنی وارد بهشت میشوند) مگر آنهایی که مشرک مرده باشند و گواه بر این مطلب این است که خداوند در سوره بنیاسرائیل که در مکه نازل شده است فرمودهاست:( و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و...) ونیز آیات 23 تا 30 سوره اسری....) پس در دوزخ همه (دوزخیان) تلاش مینمایند تا از آن ورطه نجات یابند و از مشکلات آن رهایی یابند ولی دیگر آنجا محل امتحان و آزمایش نیست و معذرت هم قبول نمیشود و راه نجاتی هم نیست، پس این مولای ما حضرت صادق علیهالسلام است که واژه قرآنی (الغاوون) را اینگونه معنی میفرماید:( الْغَاوُونَ هُمُ الَّذِینَ عَرَفُوا الْحَقَّ وَ عَمِلُوا بِخِلَافِهِ، یعنی الغاوون کسانی هستند که حق را شناختند ولی بر خلاف آن عمل کردند)، یعنی ولایت علی علیهالسلام را شناختند ولی به امامت او راضی نشدند یعنی امام تعیینشده از جانب خدا را ترک کردند و روی به سوی کسانی دیگر آوردند ، یعنی از کسانی پیروی کردند که پیرو هوی و هوس خود بودند و بر ضد)
امام تعیینشده از سوی خدا ستیزهگری کردند و شیطان نیز اعمال تباه آنها را در نظر آنها زینت داد پس غیر خدا را با پیروی از دشمنان خدا پرستش کرده و همگی یعنی شیطان و جنود وی و این رهبران کفر و نفاق و همراهان آنها و نیز همگی پیروان ناصبی آنها بسوی دوزخ یعنی راه بیبازگشت سوق داده میشوندزیرا همگی مشرک بودهاند یعنی که عمر خود را در راه ستیزهگری با خدا و رسول او و امامان معصوم علیهمالسلام و عجل فرجهم سپری نمودهاند و این سرور ما جناب علی بن ابراهیم رحمه الله علیه است که در شرح این فراز میفرماید:( وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ یعنی آن گمراهان به کسانی که (در دنیا) از آنها پیروی میکردهاند میگویند از شما چنانکه از خدا اطاعت میکردیم فرمانبرداری نمودیم در نتیجه شما تبدیل به خدایگان شدید ( فصرتم اربابا) و این کلام عظیم مولای مظلوم ما علی علیهالسلام است که از غاصبین حق الهی خود، با کنایه با عنوان قریش نام میبرد و...، حضرت در این روایت میفرماید:( ما را با قریش چکار، تنها چیزی که قریش نسبتبه ما منکر هستند این است که ما اهل بیتی هستیم که خداوند بنیان ما را از بنیان آنها بالاتر برد و مقام ما را از مقام آنها بالاتر قرار داد و ما را بر آنها برگزید، پس بهخاطر این گزینش ما بر آنها از سوی خداوند، باخدا دشمنی کردند و از آن چه که خدا به آن راضی بود خشمگین شدند و آنچه را که خداوند از آن نفرت داشت را دوست داشتند، و آن زمان که خداوند ما را بر آنها انتخاب کرد، ما آنها را در حریم خود شریک کردیم و آنها را با قرآن و نبوت آشنا نمودیم و واجبات دین را به آنها آموزش دادیم و کتابهای مقدس و صحیفه ها را به آنها آموختیم و آنها را با دین و اسلام متدین کردیم ولی آنها به ما هجوم آوردند و فضل ما را منکر شدند و ما را از حق خود منع کردند و اسباب قدرت و اقتدار ما را گرفتند....، پس ای گروه مهاجرین و انصار من نسبتبه خودم آگاهی و بصیرت دارم و نسبتبه دین خود اطمینان دارم، امروز راز و رمز ها را برای شما روشن و آشکار نمودم و این روزی است که راستی راستگویان به آنها نفع میدهد، ما بر مرز حق و باطل ایستادهایم و من شما را از شبهه بیرون آوردم و شما را در حق وارد نمودم و از شک بهیقین آوردم پساز کسی که دو بیعت را شکست و هوای نفس او بر او غالب شده و گمراه شد، تبری بجویید خداوند شما را رحمت نماید، و تبری بجویید خداوند شما را رحمت نماید، از کسی که مکر و خیانت را مخفی کرد و حق را از غیر اهل آن طلب کرد و گمراه شد....،)
تبری بجویید خداوند شما را رحمت نماید از آن شخص گمراه شده، قبل از آنکه فرا برسد روزیکه در آن نه دادوستد و نه دوستی کسی نفع رساند...، قریش در پی سعادت بود ولی به شقاوت رسید (یعنی غاصبین بهدنبال اصلاح بودند ولی به ظلم و فساد و...، رسیدند و در پی رستگاری بود ولی به هلاکت رسید، در پی هدایت بودولی به گمراهی رسید، قریش (یعنی غاصبین) اهل زمانه خود و همه نسلهایی که بعد از آن میآیند را گمراه نمود (یعنی غاصبین گمراه، گناه تمامی خلایق را بر دوش خود گرفتند و آنها را گمراه نمودند و همگی به سوی دوزخ روان شدند) پس تو ای مخاطب ارجمند در این فراز توجه نما به معنی شرک از کلام مولانا المظلوم امام باقر علیهالسلام در شرح این آیات عظیمه که حضرت میفرمایند:( و در کلام خداوند که از قول اهل دوزخ (از امت اسلام) میفرماید:( و ما اضلنا الا المجرمون) یعنی مشرکین (یعنی آن حضرت، واژه مشرک را در معنی قرآنی آن، مجرم تعریف میفرماید) یعنی کسانی که به آنها اقتداء کردند این جماعت (ناصبی یعنی رئوس گمراهان که ستیزهگری نمودند و غصب نمودند و مجرم یعنی مشرک محسوب شدند و قرار گرفتند در محل رهبری و امامت این پیروان و این جماعت متعصب از آنها و شرک آنها پیروی کردند و اینها ، جماعت گمراه یعنی رهبران ضلالت و پیروان آنها که در کلام خداوند مجرم و در معنی ستیزه گر با خدا و مشرک محسوب میگردند) قوم محمد رسولالله هستند که در میان آنها یهود و نصاری قرار ندارند و تصدیق این حقیقت قول خداوند عزوجل است که (به دنبال این آیات میفرماید) (کذبت قبلهم قوم نوح، کذبت اصحاب الایکه کذبت قوم لوط، پس در میان (این جماعت که خدا از آنها نام میبرد یهود و نصاری وجود ندارند که از آنها به واسطه پرستش عزیر و مسیح بهعنوان مشرک یاد نمایی) آنها یهود قرار ندارند که گفتند عزیر فرزند خداست و یا نصاری (مسیحیان) وجود ندارد که گفتند مسیح پسر خداست (یعنی به این واسطه مشرک شدند) پس خدا (همانگونه که) یهود و نصاری را (به واسطه شرک آنها)، وارد دوزخ میفرماید کل اقوام (مشرک) را بواسطه اعمال آنها وارد دوزخ میفرماید و این است معنی ( و ما اضلنا الا المجرمون) یعنی آنها ما را به راه خود دعوت نموده (و اهل دوزخ نمودند بواسطه جرم و شرک خود یعنی ستیزهگری با خدا یعنی دعوت مردم به پیروی از خود و سپس جایگاه الهی را غصب نموده و جهان را به گمراهی و فساد و نابودی حرث و نسل کشیدند) و این کلام مولانا حضرت صادق علیهالسلام است که جناب مفضل و سایرین از آن حضرت نقل)
نمودند که فرمود:( در کلام خداوند (در قرآن مجید از قول اهل دوزخ که به واسطه پیروی از غاصبین مجرم و مشرک شدند میفرماید، ( فمالنا من شافعین و لا صدیق حمیم ) (یعنی مقصود اهل دوزخ از این)، شافعین امامان (معصوم) و مقصود از صدیق حمیم، دوستان از مؤمنین (اهل ولایت) است و در روایت دیگر حضرتصادق علیهالسلام میفرماید: که نازل شدهاست این آیه در حق ما و شیعیان ما و این بهخاطر آن است که خداوند سبحان فضیلت و برتری داد ما و شیعیان ما را زیرا که ما و آنها (به حکم این آیه و اعلام خداوند) اجازه شفاعت خواهیم داشت و هر گاه یکی از غیر شیعیان ما آن را ببیند میگوید: فمالنا من شافعین و لا صدیق حمیم...، و باز هم در روایات عظیم دیگر مولانا المظلوم امام صادق علیهالسلام میفرماید:( خداوند منزلت شفاعت را به حضرت محمد در امت او به ایشان عطا فرمود و به ما نیز منزلت شفاعت شیعیان ما را عطا فرمود و به شیعیان ما هم منزلت شفاعت درباره خویشاوندان ایشان را عطا فرمود و به این حقیقت اشاره دارد کلام خداوند متعال در آیه شریفه ( فمالنا من شافعین) و سپس فرمود که به خدا قسم ما درباره شیعیان خود شفاعت میکنیم تا جاییکه دشمنان ما میگویند( فمالنا من شافعین) و سپس فرمود به خدا قسم که شیعیان ما نیز درباره بستگان و خویشاوندان خود شفاعت میکنند بهگونهای که پیروان دشمنان ما میگویند( ولا صدیق حمیم) اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم پس توجه نما تو ای مخاطب ارجمند در این فراز به قانون عظیم شفاعت محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم یعنی دوازده امام و چهارده معصوم و خصوصا مولاتنا حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها که اگر نگارنده اراده نماید تا در این فراز کلام خود را بیاورد قادر است تا به حول و فضل الهی و عنایت مخصوص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مادر معنوی خود حضرت زینب بنت امیرالمؤمنین سلاماللهعلیها هزاران صفحه در این خصوص بنگارد و این کلام مولانا المظلوم حضرت امام صادق علیهالسلام است که در طی حدیث طولانی در خصوص عظمت شفاعت نمودن حضرت زهرا سلاماللهعلیها در روز جزا و شفاعت محبین ایشان در حق اهل ولایت و...، میفرماید: و قسم به خداوند باقی نمیمانند از خلایق (محروم از شفاعت) مگر شکاک (مجرم) و یا کافر و یا منافق و چون در طبقات (دوزخ) وارد شوند، ندا میکنند همانگونه که خداوند میفرماید:( فمالنا من شافعین و لا صدیق حمیم) و نیز میگویند:( فلو ان لنا کره فنکون من المومنین) یعنی آنها میگویند اگر برای ما برگشتی بود)
در آن دنیا از مؤمنین میشدیم و سپس امام باقر فرمود: هیهات هیهات آنها منع میشوند از آنچه میطلبند و البته اگر برگشت داده میشدند بازهم برگشت میکردند به اعمالی که از آن نهی شده بودند آنها دروغگو میباشند:( لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ سوره انعام آیه 28 یعنی آنها در شاکله و مدار شقاوتقرار گرفته و اهل دوزخ شدهاند یعنی معاویه و یزید و اربابان و پیروان ناصبی ایشان و طرفداران آنها اگر به دنیا نیز برگشت مینمودند بازهم همین راه را میرفتند زیرا در زمان انتخاب بجای پیروی از عقل و انتخاب راه حق، از هوی و هوس پیروی و باطل را انتخاب نمودند پس اینگونه سزاوار دوزخ جاوید شدند یعنی به خاطر جنایات هولناکی که صورت دادند و فساد و تبهکاری که در جهان بشریت حادث نمودند و...، الا لعنت الله علی الظالمین و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون ، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس در ادامه به عظمت منزلت حسین بنعلی و جایگاه او در پیشگاه خدا و عظمت عزاداران حقیقی آن حضرت پی ببر و توجه نما که پیروان و عاشقان آن حضرت و دلسوختگان آن حضرت در چه درجهای خواهند بود پس مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام در این روایت عظیم به زراره که از اصحاب خاص آن حضرت و محرم اسرار آن حضرت است میفرماید:( ای زراره هیچ چشمی که برای حسین گریه کند و هیچ اشکی که برای حسین ریخته شود در نزد خدا محبوبتر وجود ندارد و هیچکس برای امام حسین اشک نمیریزد مگر آنکه محبت او و ارادت او به حضرت فاطمه زهرا ثابت شده و به واسطه این ولایت رستگار میشود ونیز ارادت او به رسول خدا اثبات میگردد (و ولایت او نسبتبه ما خاندان عصمت و طهارت نیز اثبات میگردد و درواقع) حق ما (یعنی حق محمد و آلمحمد را به واسطه دوستی خود با امام حسین که همانا حق هدایت و اطاعت از امر خدا در ولایت ما است) را ادا کرده و به جای آورده است...، ای زراره هر بندهای که فردای قیامت محشور شود پس چشمان او گریان است مگر آن چشمی که برای جدم حسین گریان باشد بهدرستی که چنین شخصی (یعنی شخص عزادار و علاقهمند به حسین بنعلی) در حالی محشور میشود که چشمان او (به جمال محمد و آل طاهرین) او روشن است و با بشارتی که به او داده میشود و آثار سرور و شادی که در صورت او خواهد بود، همه مردم در آن روز (یعنی روز قیامت) دچار جزع و فزع هستند مگر آنها که در امن و امان هستند، خلایق در آن روز برای حساب و کتاب عرضه میشوند ولی آنها در زیر سایه عرش با امام حسین در مجالست هستند و از سوء)
حساب ترسی ندارند به آنها گفته میشود به بهشت وارد شوید ولی نمیپذیرند بلکه نشستن و مجالست با امام حسین را ترجیح میدهند و حورالعین نزد آنها فرستاده میشوند و به ایشان میگویند بهدرستی که ما و این غلامان بهشتی مشتاق شما( مردان و زنان اهل ایمان هستیم ولی آنها به واسطه آن (عشق و آن علاقهو آن سروری که از) شادی و کرامت مجلس امام حسین دارند سرهای خود را بلند نمیکنند (و به آنها اعتنائی نمیکنند) و در عوض دشمنان آنها با صورت به سوی آتش جهنم کشیده میشوند و گروه دیگری میگویند:( فمالنا من شافعین و لا صدیق حمیم) و آنها جایگاه ایشان را میبیند ولی قدرت ندارند که خود را نجات داده و به ایشان نزدیک شده و به ایشان برسند، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین و این کلام مولای مظلوم ما حضرت صادق علیهالسلام است که میفرماید:( چون روز رستاخیز شود، خداوند ما را مأمور بر حساب شیعیان ما قرار میدهد پس هر چه از خدا خیر و خوبی برای شیعیان خود تقاضا کنیم خداوند به واسطه ما به آنها عطا میفرماید و هر آنچه از خیر و خوبی و سعادت برای ما است برای آنها نیز خواهد بود و سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود ( ان الینا ایابهم ثم علینا حسابهم) یعنی ذات اقدس احدیت جل جلاله تفویض میفرماید این امر را و مرحمت میفرماید عطایای خود را به عزیزترین مخلوقات خود یعنی به محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم و به پیروان ایشان اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، پس مانند اینگونه روایت ها در شأن اهلبیت عصمت و طهارت و پیروان ایشان از حد احصاء خارج است...، پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند در رابطه با موضوع نگارش به مفاد آیه عظیمه ای که ذات اقدس احدیت در آیه 67 سوره مبارکه شعرا بعد از ظهور آیت عظیم غرق نمودن فرعون پلید و لشکریان او در دریا اعلام میفرماید:( إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ) ونیز عین همین آیه عظیمه را بعد از ظهور آیت عظیم طوفان نوح و عذاب نمودن کافران بیان میفرماید یعنی آیه عظیمه 121:( ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و این کلام ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 8 این سوره مبارکه یعنی شعراء است که بعد از انکار رسول خدا توسط معاندین و تهدید خداوند به عذاب آنها و عدم توجه معاندین به عجایب خلقت او اعلام میشود:( ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و باز هم عین همین آیه عظیمه بعد از بیان سرگذشت حضرت ابراهیم و تکذیب قوم او و)
تهدید خداوند به سرانجام سوء معاندین در آیه عظیمه 103 تکرار میشود( ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین و در ادامه بازهم ذات اقدس احدیت در آیه عظیمه 121 این فراز را بعد از غرق فرعون پلید و فرعونیان خونخوار اعلام میفرماید و باز در ادامه در آیه عظیمه 139 این سوره مبارکه حضرت حق جل جلاله بعد ازنزول عذاب به قوم عاد یعنی ، انکار پیامبر محترم ایشان یعنی حضرت هود که ایشان را از عذاب یوم عظیم یعنی روز معاد و دوزخ جاودانی ترسانده و بیم دادهاست، بیان میفرماید( فکذبوه فاهلکناهم ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و سپس بهدنبال این آیات ذات اقدس احدیت سرگذشت قوم صالح یعنی ثمود را بیان میفرماید که به انکار حضرت صالح پرداخته و در زمین فساد نمودند و اصلاحپذیر نبودند و چون از حضرت صالح معجزه خواستند پس ذات اقدس احدیت این معجزه را که شتر صالح بود از دل کوه برای آنها بیرون آورد و تاکید فرمود که این شتر معجزه خداوند است پس به آن سوءقصد نکنید که اهل دوزخ خواهید شد پس آنها شتر صالح را پی کردند و سپس از عمل خود نادم شدند و نکته مهم اینکه این ندامت به آنها سودی نرسانید همانگونه که هیچ ندامتی پساز قرار گرفتن در شاکله دوزخ سودی نمیرساند زیرا بهمحض برگشت همان عمل از ایشان تکرار میشود و لذا اینگونه ندامت ها که مانند ندامت در دوزخ است به نادم سود نمیرساند و لذا حضرت حق جل جلاله در ادامه آیه یعنی آیه عظیمه 158 میفرماید:( فاخذهم العذاب ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و سپس حضرت حق جل جلاله کلام عظیم خود را در خصوص قوم لوط بیان میفرماید و چون مستحق عذاب شده و نابود شدند خداوند متعال در آیه عظیمه 174 میفرماید:( ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و باز بهدنبال این آیات عظیمه خداوند متعال سرگذشت قوم شعیب پیامبر یعنی اصحاب (ایکه) را بیان میفرماید و چون ایشان نیز به هشدارهای پیامبر عظیمالشان خود در رابطه با عذاب دوزخ و...، توجه ننمودند پس مستحق عذاب شده و به دنبال آن حضرت حق جل جلاله در آیه عظیمه 191 میفرماید:( ان فی ذالک لایه و ما کان اکثرهم مومنین) و نکته عجیب اینکه ذات اقدس احدیت جل جلاله بهدنبال تمامی این فرازها که در عذاب دنیایی و آخرتی منکران و ستیزهگران با رسولان آنها فرمودهاست بلافاصله میفرماید:( و ان ربک لهو العزیز الرحیم) و نکته بسیار مهم و عظیم این آیات آن است که حضرت حق جل جلاله این روند و این سرگذشت ها را بیان نمودهاست تا قانون عظیم و سنت عظیم خود را در خصوص)
امتها و پیامبران خود و هشدارها و عذاب آنها در دنیا و آخرت بیان فرماید و چون نوبت به پیامبر آخر الزمان او میرسد به لحاظ اختصاص رحمت خود به او، عذاب معاندین خود را مؤخر میفرماید یعنی به عذاب رجعت و سپس این کافران و منافقان را به سوی دوزخ روانه میفرماید پس در آیات پایانی این سوره عظیم ، ذات اقدس احدیت جل جلاله از معجزه و آیت عظیم خود یعنی قرآن مجید یاد فرموده و در آیه عظیمه 192 به بعد میفرماید:( وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ... یعنی در همان راستای هشدار رسولان به امتها با اتکا بر معجزات، به پیامبر عظیمالشان خود فرمان بیم دادن و هشدار دادن به امت را بیان میفرماید و چون رسول مکرم اسلام نبی رحمت الهی است پس عذاب بعد از معصیت بر امت او وارد نمیشود و خداوند به واسطه رسول خدا و سپس امامان معصوم که اوصیاء آنها هستند و نیز فرصتی که برای استغفار عطا فرمودهاست عذاب نابودکننده نازل فرماید همانگونه که به امت های سابق نازل میشد و ذات اقدس احدیت ضمن بیان همان نکته عظیم که بعد از تمامی آن فرازهای عذاب بهعنوان آیه میفرمود یعنی:( ان ربک لهو العزیز الرحیم) در آیه عظیمه 217 به رسول معظم خود حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم میفرماید:( و توکل علی العزیز الرحیم) و در انتهای آیات الهی در این سوره مبارکه یعنی آیه عظیمه 227 میفرماید:( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ) پس ما در خصوص وقوع عذابها بر اقوام پیشین یعنی فرعون و فرعونیان، قوم نوح، قوم ابراهیم، عاد، ثمود، ایکه، قوم لوط و شعیب و...، کلام خود را مذکور نمودیم و موضوع تداعی معانی آنها را در ضمیر ناخودآگاه انسانها بهعنوان بالاترین کمک ذات اقدس احدیت برای عبرت گرفتن بندگان مذکور نمودیم و این زمان و این عصر مربوط است به نبوت بزرگترین و آخرین رسولان پروردگار یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم و این کلام خدا یعنی قرآن عظیم است که معجزه ابدی خداوند متعال است و این انکار معجزات و آیات الهی یعنی انکار محمد و آلمحمد علیهمالسلام و عجل فرجهم ولی انکار آیات الهی و ستیزهگری با آیات الهی و...، مانند امتهای قبل نخواهد بود بلکه ( و سیعلم الَّذِينَ ظلموا آي منقلب ینقلبون) یعنی عذاب رئوس ظالمان و ستمگران بعد از تعذیب دنیایی ایشان در رجعت بهروز رستاخیز و دوزخ جاودانی محول شدهاست ولی برای فریبخوردگان و غافلان و)
بیتوجهان و...، زندگی قبل از مرگ فرصتی طلایی است تا توبه نموده و با ایمان و عمل صالح یعنی پذیرش ولایت آل محمد علیهم السلام و عجل فرجهم که وجود پاک و مطهر ایشان ازجمله آیات عظیمه الهی است، خود را از ورطه هلاک رهانیده و به ساحل نجات رستگاری جاوید برسانند یعنی به حیات جاویدان یعنی به رضوان خداوند و بهشت ابدی و یعنی جایگاهی که تا خداوند خدایی میفرماید از نعمتهای بیزوال او بهرهمند گردند، اللهم صل علی محمد و آلمحمد و عجل فرجهم پس چون بر این شرح موضوعی آگاه شدی پس آگاه باش که خداوند همان قدرتمند شکستناپذیر است و هم توانایی بر ارائه آیات بزرگ دارد و هم در هم کوبنده تکذیب کنندگان است ولی بااینحال رحیم است و رحمت واسعه او همهجا را فراگرفته ولی علیرغم تمامی این هشدارها و...، در طول تاریخ خلایق توجهی به آیات الهی ننموده و اکثریت ایمان نیاورده و...، یعنی وعده کمی به رسولان ایمان آورده و خود را نجات دادهاند یعنی اکثریت پیرو هوی و هوس شده و بر خلاف مصالح دنیایی و آخرتی خود تابع عقل نشده و زیان نمودند...، پس چون بر این فراز آگاه شدی پس توجه نما تو ای عاقل دانا و خردمند بهشرح آیات عظیمه 105 به بعد این سوره مبارکه که در آن ذات اقدس احدیت جل جلاله میفرماید:( كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلا تَتَّقُونَ ﴿106 إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ 107 فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ 108 وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ 109 فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ 110 قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الأرْذَلُونَ 111 قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ 112 إِنْ حِسَابُهُمْ إِلا عَلَى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ 113 وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِینَ 114 إِنْ أَنَا إِلا نَذِیرٌ مُبِینٌ 115 قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یَا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ 116 قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ 117 فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ 118 فَأَنْجَیْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ 119 ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِینَ 120 إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ 121 وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ) پس توجه نما تو ای مخاطب گرامی که خداوند در ابتداء آیه میفرماید که قوم نوح پیامبران را تکذیب نمودند پس عمل آنها در مثال شباهت دارد به اعتقاد کسانی که به امامت امامان تا حضرت موسی بن جعفر اعتقاد دارند و العیاذ بالله به امامت امام رضا ایمان ندارند پس به چنین کسانی اعتقاد به امامت آن هفت امام فایدهای نمیرساند و...، و چون بعد از حضرت رضا فرقهای وجود ندارد پس اعتقاد به امامت امام رضا علیهالسلام به منزله قبول ولایت دوازده امام
و چهارده معصوم پاک است و لذا ثواب زیارت آن حضرت بالاتر از زیارت حضرت سیدالشهدا است زیرا فقط شیعیان دوازدهامامی مشرف میشوند به زیارت امام رضا پس وقتیکه اهل ایمان آن حضرت را امام معصوم برای اطاعت از سوی ذات اقدس احدیت بدانند پس به دوازده امام یعنی تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجهالشریف را اعتقاد دارند و این از عظمت مقام و منزلت مولای مظلوم ما حضرت رضا علیهالسلام است و لذا حضرت حق جل جلاله وقتی ستمگران حضرت نوح را تکذیب نمودند این تکذیب آنان را تسری داد به همه انبیاء دیگر و لذا با بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و عجل فرجهم که آخرین پیامبر وعدهدادهشده پیامبران گذشته است، هیچ پیرو پیامبری حق ندارد در دین پیامبر خود باقی بماند زیرا کتابهای آنها تحریف شده است و قابلیت پیروی ندارد و احکام و فرایض آنها آلوده به آموزههای شیطانی شدهاست یعنی کسی که به رسول خدا ایمان دارد یعنی به همه انبیای الهی ایمان دارد و کسی که به رسول خدا ایمان ندارد یعنی به هیچ پیامبری ایمان ندارد و ما در سلسله کتابهای شریف (الاحتجاج فی تقرب الامام علی بن موسیالرضا) که مشتمل است بر کتابهای شریف (الاحتجاج، سراج منیر، نورالانوار) این مطالب را کاملا تشریح نمودهایم به گونهای که گمان نمیبریم تا هزار سال دیگر کسی بتواند اینگونه حقایق این کتب آسمانی یعنی کتاب مقدس عهد قدیم و عهد جدید که مشهور به تورات و انجیل است را بررسی نماید و البته این توفیق به حول و فضل الهی و عنایات مخصوص مولانا المظلوم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توجهات مادر روحانی ما حضرت زینب سلاماللهعلیها حاصل گردیده است و این دلایل متقن اقامه شده را انکار نمیکند مگر شخص عنود و متعصب که شدت عناد و تعصب، چشمان حقیقت بین او را کور و گوشهای حقیقت شنوای او را کر نموده باشد و لذا کسی که مدعی باشد در دین موسی و عیسی است این ادعای او پذیرفته نیست زیرا موسی و عیسی بهشرح بشارات موجود در این مجموعههای تورات و انجیل به ظهور با جلالت آخرین پیامبر الهی یعنی حضرت محمد صلیالله علیه و سلم و عجل فرجهم بشارت دادهاند و اعلام نمودهاند که هر کس سخن او نشنود یعنی به او ایمان نیاورد از قوم و جمعیت خداوند منقطع خواهد شد یعنی در داخل جمعیت خداوند نخواهد بود، زیرا تکذیب آن حضرت به منزله انکار تمامی پیامبران الهی در پیشگاه ذات اقدس الهی خواهد بود اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم آمین یا رب العالمین، ترجمه آیات:
یعنی قوم نوح پیامبران را تکذیب نمودند و هنگامیکه برادر آنها نوح به آنها گفت آیا تقوا پیشه نمی نمایید به یقین که من برای شما پیامبری امین هستم، پس بترسید و اطاعت کنید، من برای این دعوت هیچ پاداشی از شما نمیطلبم پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است پس تقوای الهی پیشه کرده و مرا اطاعت کنیدپس گفتند آیا ما به تو ایمان بیاوریم درحالی که افراد پست و بیارزش از تو پیروی نمودهاند پس نوح گفت من چه میدانم آنها چه کاری انجام دادهاند حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما ( این مطلب را) درک میکردید و ( لذا )من هرگز مؤمنان را از خود طرد نخواهند نمود من تنها بیم دهنده آشکارم، پس گفتند ای نوح اگر از ادعاهای خود دست برنداری سنگسار خواهی شد نوح گفت خدایا قوم من مرا تکذیب نمودند اکنون میان من و آنها جدایی بینداز و نجات بده مرا و آن کسانی که با من هستند، پس ما او و کسانی را که با او بودند را در آن کشتی مشحون نجات دادیم و سپس باقیماندگان را غرق نمودیم، در این ماجرا آیه است ولی اکثر آنها مؤمن نبودند و بهدرستی که خدای تو عزیز و مهربان است، قوم عاد نیز رسولان را تکذیب نمودند در آن زمانی که هود (برادر ایشان به مهربانی به آنها گفت آیا از خدا نمیترسید بهدرستی که من برای شما پیامبری خیرخواه و امین هستم پساز خدا بترسید و اطاعت کنید و من از شما اجری برای رسالت خود نمیخواهم بلکه اجر و پاداش من بر خدای جهانیان است آیا بر هر مکان مرتفع عمارتی انگشتنما میسازید برای اینکه غافل شوید و یا چیزهای میسازید که جاودانی باشید و هر زمان ظلم میکنید آن را به بی نهایت میرسانید مانند جبارین، پساز خدا بترسید و اطاعت کنید و بترسید از خدایی که شما را یاری کرد به آنچه که میدانید، مدد فرمود به چهارپایان و فرزندان و باغها و چشمهها پس من میترسم بر شما (به واسطه کفران شما) از عذاب یوم عظیم، پس آنها گفتند ما را وعظ کنی یا نکنی برای ما تفاوتی ندارد این داستان جز نهاد این جهان نیست و ما عذابی نخواهیم داشت پس تکذیب نمودند و ما هم آنها را هلاک نمودیم و بهدرستی که در این عذاب آیهای هست که (رسولان با معجزات ایشان را دعوت نمودند ولی سرکشی کرده و عذاب شدند زیرا) اکثریت آنها ایمان نیاورده بودند و بهدرستی که پروردگار تو با عزت و اقتدار و رحیم است و قوم ثمود نیز رسولان پروردگار را تکذیب نمودند در آن زمان که برادر ایشان صالح به آنها گفت آیا از خدا نمیترسید بهدرستی که من برای شما رسول امین هستم پس بترسید و اطاعت کنید من از شما بابت
انجام رسالت خود اجر و مزدی نمیخواهم و بهدرستی که اجر و پاداش من بر کسی نیست جز پروردگار جهانیان، آیا شما تصور میکنید که تا ابد از مرگ در امان خواهید بود ، و در این باغها و چشمهها زندگانی خواهید کرد و از زراعت ها و نخلها و شکوفههای آنها برخوردار خواهید شد و در این خانههایی که در کوههاکنده اید مرفه زندگی خواهید کرد پس بترسید از خدا و اطاعت کنید و اطاعت نکنید از کار مسرفین، همان کسانی که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند پس قوم گفتند بهیقین که تو را سحر و جادو کردند که دعوی نبوت میکنی زیرا تو نیز نیستی مگر انسانی مثل ما و اگر غیر این است پس آیهای برای ما بیاورد اگر از راستگویان هستی ( پس صالح به امر و اذن پروردگار برای آنها ناقه ای از دل کوه بیرون آورد) و گفت این ناقه آیت خدا و معجزه خداست یک روز ناقه از آب نهر بنوشد و روز دیگر شما بنوشید (و روزیکه آب نهر مینوشید از شیر ناقه بهرهمند شوید) و هرگز سوء قصدی به ناقه ننمائید که اگر به آن سوء قصد نمائید عذاب یوم عظیم یعنی دوزخ جاودانی بر شما نازل میشود (ولی آن اشقیا یعنی مباشرین و معاونین یعنی کسانی که این عمل پی کردن ناقه را انجام دادند و آن دیگران که به جنایت آنها راضی بودند، ناقه را که معجزه خداوند بود را پی کردند یعنی کشتند و صبح نمودند درحالی که نادم بودند ولی عذاب آنها را فرا گرفت (یعنی این قانون خداوند است) و بهدرستی که در این سرگذشت آیه خداوند است و در خصوص این قوم نیز اکثریت آنها ایمان نیاوردند ونیز قوم لوط نیز پیامبران را تکذیب نمودند یعنی با تکذیب لوط تمامی پیامبران را تکذیب نمودند در آن زمان که برادر ایشان لوط به آنها گفت آیا از خدا نمیترسید من برای شما پیامبری امین هستم پس بترسید و اطاعت کنید و من از شما اجری برای رسالت خود نمیخواهم و بهدرستی که پاداش من بر کسی نیست مگر بر رب العالمین آیا عمل زشت را با مردان صورت میدهید و رها میکنید آنچه را که خدای شما برای شما خلق نمود که همسران و زنان شما باشند ولی شما قوم سرکش و عصیانگر هستید پس آن اشقیا گفتند اگر ای لوط دست از نهی خود برنداری تو را از سرزمین خود بیرون میکنیم پس لوط گفت من نیز از عمل زشت شما بیزار هستم پس به خداوند عرض کرد خدایا مرا و اهل مرا نجات بده از آنچه به عمل میآورند پس ما نیز او و اهل او همگی را نجات دادیم مگر پیر زنی (که همسر ملعون حضرت لوط بود) که با گناهکاران معذب و به دوزخ واصل شد پس اینگونه همگی آن را (بهغیر از لوط و اهل او) نابود نمودیم و آنها
را به سنگباران که باران بسیار سختی بر سر این بیم داده شدگان بود نابود نمودیم پس در این سرگذشت آیهای است (برای صاحبان عقل) و اکثر این جماعت (هم) مؤمن نبودند و بهدرستی که پروردگار تو بسیار مقتدر و مهربان است و باز هم اصحاب ایکه رسولان را تکذیب نمودند در هنگامیکه شعیب به آنها فرمود آیانمیترسید من برای شما رسولی امین هستم پس بترسید از خدا و اطاعت کنید و من برای انجام رسالت خود اجری نمیخواهم و پاداش من داده نمیشود مگر از سوی پروردگار عالمیان پس آنچه را میفروشید به حجم کامل بدهید و از گروه کم فروشان مباشید و در زمین خداوند فساد بپا نکنید و بترسید از خدایی که شما را خلق نمود و پیشینیان شما را نیز آفرید پس گفتند بهدرستی که با سحر دیگران مسحور شدهای و تو بهجز بشری مثل ما نیستی و گمان ما این است که تو از دروغگویان هستی پس اگر راست میگویی قطعهای از آسمان را بر سر ما بینداز پس شعیب گفت خدای من خدای من آگاهتر است به آنچه شما عمل میکنید پس آنها شعیب را تکذیب کردند