ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدوی، مصلحالدین، ۱۲۹۴-۱۳۷۴.
عنوان و نام پدیدآور : اعلام اصفهان / مصلحالدین مهدوی ؛ تصحیح ، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی؛ [برای] سازمان فرهنگیتفریحی شهرداری اصفهان، مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل ، ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام.
مشخصات نشر : اصفهان: سازمان فرهنگیتفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶ -
مشخصات ظاهری : ۵ ج.
شابک : ۶۵۰۰۰ ریال : ج .۱ : 978-964-2588-48-0 ؛ ۱۰۰۰۰۰ ریال : ج.۲ : 978-964-2947-47-8 ؛ ۱۰۰۰۰۰ ریال : ج.۳ : 978-600-1320-27-9 ؛ ج.۴ 978-600-132-130-6 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : ج.۲ (چاپ اول: ۱۳۸۷).
یادداشت : ج.۳ (چاپ اول : ۱۳۸۹) (فیپا).
یادداشت : ج.۴ (چاپ اول: ۱۳۹۲) (فیپا).
یادداشت : کتابنامه.
یادداشت : نمایه.
مندرجات : ج. ۱. آ - الف.- ج. ۲. ب - ذ.- ج .۳. ر - ظ.- ج.۴. ع
موضوع : مشاهیر -- ایران -- اصفهان-- سرگذشتنامه
موضوع : اصفهان --سرگذشتنامه
شناسه افزوده : نصرالهی، غلامرضا
شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان. مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل
شناسه افزوده : ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام
رده بندی کنگره : DSR۲۰۰۱ /ص۷۲۵م۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۹۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۴۲۹۶۴
اعلام اصفهان
جلد چهارم
«ع»
دانشمند محقّق، زندهیاد
سیّدمصلحالدّین مهدوی
(1294 ـ 1374ش)
تصحیح، تحقیق و اضافات
غلامرضا نصراللّهی
1391
پس از دو سال تلاش پیگیر خانواده مرحوم مهدوی، مصحح محترم، همکاران ارجمند مرکز اصفهانشناسی و انتشارات سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان جلد چهارم «اعلام اصفهان» آماده انتشار شده است.
در آغاز یک بار دیگر از خداوند متعال برای مرحوم استاد مصلحالدین مهدوی طلب غفران مینماییم و امیدواریم روح آن فرهیخته تلاشگر با اجداد طاهرینش محشور شود. استاد مهدوی بدون هیچ حمایت خاصی برای تهیه کتاب «اعلام اصفهان» زحمات فراوان متحمل شد؛ اما بزرگی ذخیرههای دینی، علمی و هنری اصفهان بهگونهای است که شایسته است دانشنامهای بزرگ با مشارکت همه نهادهای علمی، فرهنگی و اجرایی به معرفی چهرههای اصفهان بپردازد. انشاء اللّه انتشار کامل «اعلام اصفهان» مقدمهای برای تهیه «دانشنامه اصفهان» شود.
در پایان به استحضار خوانندگان عزیز میرسانیم که ترتیب موردنظر استاد مهدوی در درج مطالب رعایت شده است؛ اما فهرست مطالب برای استفاده بیشتر با اصلاحاتی ارائه میشود. یادآوری این نکته نیز لازم است که اضافات مصحح محترم، که در کتاب با علامت * مشخص شده است، بخش دیگری از شخصیتهای اصفهان را معرفی نموده است؛ اما همچنان بسیاری از عزیزان، بهخصوص در دوره معاصر، ضروری است. از این بابت از همه پوزش میخواهیم.
در پایان لازم است از جناب آقای دکتر سقائیاننژاد، شهردار محترم اصفهان، جناب
آقای مهندس عباس حاج رسولیها، رئیس محترم شورای اسلامی شهر اصفهان؛ جناب آقای تحویلپور، معاون محترم فرهنگی اجتماعی شهردار، و جناب آقای بیک، مدیرعامل سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، بهخاطر حمایت فراوان از مرکز اصفهانشناسی و از همکاران این مرکز آقایان محمّدحسین ریاحی و علیرضا مساح و خانمها پورعصار و خواجه و نیز خانم قپانچی، مدیر انتشارات سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، بهخاطر تلاش در انتشار این کتاب تشکر و قدردانی نمایم.
احمد زمانی
رئیس مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل
بسم اللّه الرحمن الرحیم
با عنایات حضرت باری تعالی که همیشه و هر لحظه همراه ما بوده و هست، کار تکمیل و تحقیق چهارمین جلد از کتاب ارجمند «اعلام اصفهان» (که حرف «ع» را دربرمیگیرد) به پایان رسید. خرسندیم که توانستیم امانتی که به ما سپرده شده بود را تا این مرحله به سامان برسانیم. امید که مورد قبول حضرت حق تعالی واقع شود و روح مرحوم استاد سیّد مصلحالدّین مهدوی مؤلّف فقید کتاب، از ما راضی باشد.
در سالهای پس از رحلت مؤلّف کتاب، کتابها و مقالات فراوانی درباره شرح حال بزرگان و مفاخر اصفهان به چاپ رسیده و ما در حدّ توان، و داشتن وقت و امکان دسترسی به آن منابع، از آنها برای تکمیل کتاب استفاده کردهایم و امیدواریم که در پایان متن کتاب، در قسمت استدراک، شرح حال چهرههایی که از قلم افتادهاند و یا مدخلهایی که نیاز به تکمیل و تصحیح دارند را از منابع جدید به کتاب اضافه کنیم.
در این جلد از کتاب، مصاحبه استاد مهدوی با مجلّه رشد معلّم در سال 1372ش که با همکاری فرهنگی ارجمند آقای عباس دهکردی صورت گرفته است را مجدّدا به چاپ میرسانیم تا بار دیگر یادکردی از مؤلّف گرانقدر کرده باشیم.
بار دیگر لازم به یادآوری است که کتاب براساس اسم کوچک اشخاص و نام پدر
آنها به ترتیب الفبایی تنظیم گردیده است و در آخرین جلد کتاب فهرستهای فنی شامل فهرست اشخاص (براساس شهرت) ، اماکن، کتابها، فرقههای و گروهها خواهد آمد و در پایان متن کتاب تکمله مطالب کتاب و شرح حالهای جدید افزوده خواهد شد.
در پایان از همه کسانی که در کلیه مراحل تهیه، حروفنگاری و چاپ و نشر کتاب ما را یاری دادهاند و در مقدمه جلدهای قبلی به نام آنها اشاره کردهایم مجددا تشکر مینمائیم.
درضمن یادآور میشویم فصل ششم از کتاب تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر یا بیان سبل الهدایة فی ذکر أعقاب صاحب الهدایة تألیف مرحوم علاّمه سیّد مصلحالدّین مهدوی رحمهالله درضمن مجموعه کتابهای همایش مرجع بیداری اسلامی با نام زندگینامه آیتاللّه العظمی آقانجفی اصفهانی به کوشش آقای رحیم قاسمی در تابستان 1390 تجدید طبع شده است.
و السلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
دوشنبه 13 رجب 1433ه . ق.
پانزدهم خرداد 1391 ه . ش.
پژوهشگر غیور تاریخ و فرهنگ اصفهان(1)
پیش درآمد
در سالهای پیش از انقلاب یک بار که به اصفهان رفته بودم، طبق معمول، روزی را به پرسهزدن در کتابفروشیهای شهر اختصاص دادم. بدان امید که اثر یا آثاری از شاعران و نویسندگان ناشناخته آن دیار بیابم و با مردان صاحبقلم شهر، دیداری مکتوب داشته باشم. در همین گشت و گذار بود که نخستین بار با نام استاد سیّد مصلحالدّین مهدوی آشنا شدم. تذکره شعرای معاصر اصفهان اولین اثری بود که مرا با حضرتش آشنا کرد و ماهها انیس و مونسم بود. بعدها آثار دیگر این عزیز را نیز یافتم و با مطالعه و تورّق آنها دریافتم که او مردی صاحبدل و دانشمند است که قدرش چنان که باید شناخته نیست؛ پانزده سال بعد که یاد ماندگار راهاندازی شد، با تحقیقی متوجه شدم که ایشان نیز جوانی را صرف تعلیم و تربیت کرده و در حال، بازنشسته آموزش و پرورش است. این بود که شوق دیدارش، چون آتش زیر خاکستر، زبانه کشید و در پاییز 1371 مرا پروانهوار به محضرش رهنمون ساخت. در این دیدار، دو عزیز اصفهانی با من همراه بودند: آقای ربانی، مدیرکل اسبق دفتر انتشارات کمک آموزشی و جناب دهکردی، معلم خوبی که راهنمای ما در این سفر بود. با سپاس از ایشان، با هم در محضر پیر معلمان اصفهان مینشینیم و درس میپرسیم.
1) یاد ماندگار، گفتگوهای جواد محقّق با معلّمان صاحبنام ایران، تهران، انتشارات مدرسه، 1378، صص 153-166. این مصاحبه قبلاً در سال 1372 در مجله رشد معلّم چاپ شده بود.
آقای مهدوی، با سلام و تشکر از این که لطف کردید و به ما اجازه دادید که خدمتتان برسیم، طبق معمول مصاحبههایی از این دست، از زندگی خودتان شروع میکنیم. لطفا در اینباره مقداری توضیح بفرمایید.
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. من مصلحالدّین مهدوی فرزند سیّد شهابالدّین در نوزدهم محرم سال 1334 قمری در اصفهان، در یک خانواده علمی و روحانی به دنیا آمدم. پدرم از علمای معروف شهر و از متمکّنین و متنفّذین ایشان بود. جدّم مرحوم سیّد محمّدحسن مجتهد اصفهانی صاحب تألیفات متعدّد و مادرم دختر مرحوم آخوند ملاّ حسین کرمانی، یکی از علمای متنفّذ و روحانیهای مجاهد این شهر بود که علاوه بر تدریس و اقامه جماعت، اجرای حدود شرعی هم میکرد. محضرش محضر قضاء شرعی بود و در زمان خودش، با وجودی که در آن زمان اصفهان مرکز علمی بود، عنوان و شهرت کاملی داشت. در همان اوایل کودکی پدرم از دنیا رفت و من تحت سرپرستی برادرانم، که همه اهل علم بودند، بزرگ شدم. هفت ساله بودم که به مدرسه «اقدسیه» رفتم. در آن هنگام مرحوم شیخ محمّدحسین مِشکات زفرهای مدیر مدرسه بود. میرزا نورعلی باستی هم ناظم بود. معلمی داشتم به نام سیّد حسن حکیمیها که بسیار مرد محترم و بزرگواری بود. واقعا علاقهمند به شغل و نمونه یک فرد مسلمان بود. بعدها من به دلایلی از آن مدرسه بیرون آمدم و به مدرسه گلبهار، که در آن زمان از بهترین مدارس اصفهان بود، رفتم که زیر نظر مرحوم سیّد هاشم عدنانی اداره میشد. معلمان این مدرسه همه خوب و خوبتر بودند. مثل: مرحوم آقا سیّد هاشم جبلعاملی، مرحوم شوندی همدانی و دیگر معلمان. در آن جا تا کلاس دوم دبیرستان را طی کردم. بعدا به «مدرسه سعدی»، که در آن وقت زیر نظر مرحوم محمّدتقی خان صدری اداره میشد، رفتم. ناظم این مدرسه، مرحوم سیّد علی خان نوربخش آزاد از شعرا و محترمین اصفهان بود. این مدرسه هم معلمان بسیار عالی داشت. مثل مرحوم ملاّ محمّد همامی که از همدورهایها
و همدرسان آیتاللّه ارباب بود. من در طول سالهای معلمی و شاگردی خودم معلمی جامعتر و کاملتر از مرحوم ملاّ محمّد همامی ندیدم. این مرد، جامع تمام صفات یک انسان کامل بود. مردی ادیب، فقیه و شاعر و کلاس او کلاس انس بود. اگر محصّلی به او میگفت آقای همامی، ذاتا ناراحت میشد! همه به او میگفتند: «آقا جان» چون واقعا برای ما مثل پدر بود.
در خارج از دبیرستان هم در «مدرسه صدر» در خدمت بعضی از بزرگان کم و بیش تحصیلاتی کردم. بعد در سال 1315 به دانشسرای عالی تهران رفتم. در آن جا از مرحوم آقا سیّد کاظم عصّار و محمّدحسین [فاضل] تونی و مرحوم دکتر رضازاده شفق و دیگران، که متأسفانه اسامیشان را فراموش کردهام، استفاده کردم. بعد هم در سال 1316 یا 1317 خدمت نظام رفتم، افسر وظیفه شدم و در پادگان اصفهان خدمت کردم. دورهای که من خدمت کردم، اوّلین دورهای بود که خدمت وظیفه افسرها از یک سال و نیم به دو سال تبدیل شده بود. بعد از آن هم، همین جوری سالها به مطالعه و تحصیل در اصفهان و تهران ادامه دادم تا این که در سال 1331 خورشیدی، در آموزش و پرورش تهران استخدام شدم. مدتی در دبیرستان «پهلوی» تهران تدریس کردم. بعدها به اصفهان منتقل شدم که بیشتر از همه در دبیرستان «ادب» کار کردم. تقریبا 15 سال دبیر دبیرستان ادب بودم.
یاد همه استادانی که آن جا تدریس میکردند به خیر! خدا رحمت کند مردههایشان را و سلامت بدارد زندههایشان را. محیط بسیار خوبی بود. مرحوم عُریضی معلمی علاقهمند و متدیّن بود. دلش میخواست که مدرسه یک مدرسه واقعا دینی بشود. برنامه صبحگاهی مدرسه ایشان، سرمشق بعضی از دبیرستانهای دیگر شد. آنها هم صبحها مراسمی میگذاشتند، آیاتی از قرآن خوانده میشد و موعظه میشد. البته در دبیرستان «گلبهار» که بودیم، تمام کلاسها روزی نیم ساعت تلاوت قرآن داشتند.
آنچه من از قرآن یاد گرفتم از آن دورههاست.
تحصیلاتتان در دانشسرای عالی در چه رشتهای بود؟
فلسفه و امور تربیتی.
تا مقطع لیسانس؟
بله، ولی وسط کار رها کردم. به مسائلی برخوردم که دیگر ادامه ندادم. یعنی هم نخواستم و هم نتوانستم.
از مرحوم پدرتان بیشتر بگویید.
من زیاد حیات پدر را درک نکردم. ولی میدانم که در سال 1263 قمری به دنیا آمدند و تحصیلات عمده ایشان پیش آقا سیّد محمّد شهشهانی و حاج ملاّ حسینعلی تویسرکانی و بالاخص سیّد اسداللّه بیدآبادی معروف به حجتالاسلام دوم بود. ملاّ حسینعلی تویسرکانی از علمای بزرگ اصفهان و از استادان معروف آن زمان بودند و بسیاری از علمای بزرگی که در اصفهان تحصیل کردهاند، از شاگردان ایشان هستند. تألیفاتی هم دارند و شرح حال اجمالی ایشان در تذکرة القبور مرحوم گزی و روضات الجنّات مرحوم خوانساری هست. همچنین در کتابهای دانشمندان و بزرگان اصفهان و سیری در تاریخ تخت فولاد که اخیرا چاپ شده هم اجمالاً موجود است.
اگر درباره مسائل و حوادث اجتماعی زمان مرحوم پدرتان، که ظاهرا معاصر «ظلالسّلطان» بودهاند، توضیح بیشتری بدهید ممنون میشویم.
ظلّالسلطان را کم و بیش همه شناختهاند که چه حاکم قلدر، جابر و ظالمی بوده و تنها کسی که مردانه در برابر او ایستاده، مرحوم آقانجفی است. اگر وجود آقانجفی در اصفهان نبود، شاید اصفهان از دست ظلم و ستم ظلّالسّلطان بدترین شهرهای ایران که سهل است، یکی از بدبختترین شهرهای دنیا میشد. این موجود شرور هر کجا که حس میکرد ممکن است منافع مادی داشته باشد، دست میگذاشت و آن جا را تصرّف
میکرد. املاک مردم، ناموس مردم، همه و همه در اختیار او بود. فقط و فقط قدرت روحانیت و آن عمدتا آقانجفی بوده که تا حدودی آن را کنترل یا منع میکرد. چون در هر زمانی یک عده از روحانیها هستند که گوشهنشیناند و کاری با تشکیلات دولتی ندارند. یک عده هم خودشان را به دستگاه حکومت نزدیک میکنند به قصد این که شاید از این راه ضمن دفع شر حکّام، کمکی هم به مردم بکنند. یعنی به قصد خدمت این کار را میکنند. یک عده هم هستند که آشکارا و مردانه در برابر این قدرتهای استبدادی ایستادگی میکنند که همیشه هم مورد اذیّت و آزار و تهمت و افترا بودهاند. کما این که مرحوم آیتاللّه نجفی هنوز هم در مظانّ تهمت است. علّتش هم این است که در مقابل آن دستگاه ستم ایستاده بود و عمله اکره آنها شب و روز برایش تهمت میتراشیدند و شایعه درست میکردند و به عناوین گوناگون در بین مردم منتشر میکردند.
آقای مهدوی، راجع به آثارتان هم توضیح بفرمایید. اوّلین کاری که چاپ کردید چه بود؟
از زمانی که به دبستان میرفتم، ذوق و شوق نوشتن کتاب در من بود. خوب به خاطر دارم که کلاس سوم یا چهارم دبستان کاغذهای بزرگ را تا میزدم و به صفحات کوچکتر تقسیم میکردم و فهرست کتابهای تاریخ و جغرافیا را تویش مینوشتم. بعدا کتابی در شرح حال علما دیدم، ظاهرا کتاب شمس التّواریخ بود که مال شیخ اسداللّه ایزدگشسب گلپایگانی است. من این کتاب را در عالم بچگی خیلی دوست داشتم. در آن سنین چندین مرتبه از اوّل تا آخر آن را خواندم. هنوز بعد از گذشت شصت و چند سال رئوس مطالبش در خاطرم هست.
مرحوم شیخ اسداللّه ایزدگشسب آن زمان معلم روزمزد مدرسه «گلبهار» بود و بعدها به استخدام رسمی فرهنگ درآمد و مدیر دبستان شد و چندی بعد دبیر شد و این اواخر مرشد و شیخ صوفیهای «گنابادیها» شده بود. با این همه او مردی بسیار دانشمند،
عارف، و شاعر و کارآمد بود. خوب یادم است که یک روز توی کلاس مطلبی مطرح کرد و من چون کتاب شمس التواریخ ایشان را خوانده بودم، اظهار نظری کردم که خیلی خوشش آمد. بهطوری که همان جا توی کلاس جلو آمد و مرا بوسید! میدانید که این کار مرسوم نبود و نیست و نباید هم باشد. اما به قدری از جواب من لذت برد که بیاختیار این کار را کرد. همین عمل ایشان باعث شد که من در این راه بیفتم. سالهای زیادی هم با مرحوم معلم حبیبآبادی محشور بودم و از ایشان استفاده علمی، اخلاقی و دینی کردم، هفتهای دو یا سه روز در مدرسه «کاسهگران»، که ایشان آن جا حجره داشت و عصرها درس سیوطی میگفت، سر درس ایشان حاضر میشدم، البته استفادهای که در خارج از حجره درس میشد، خیلی مهمتر از دروس رسمی بود.
اوّلین چیزی که چاپ کردم حاشیههایی بود که بر تذکرة القبور مرحوم آخوند گزی زدم و اسمش را گذاشتم رجال اصفهان یا تذکرة القبور که از نوشتههای مرحوم معلم حبیبآبادی استفاده کردم. وقتی که این کتاب را مینوشتم، نامهای خدمت مرحوم آیتاللّه نجفی مرعشی نوشتم. چون ایشان یک سفری آمده بودند اصفهان و مطالعاتی روی مقابر اصفهان داشتند. از ایشان خواهش کردم مرا راهنمایی کنند و ایشان با کمال بزرگواری و سعه صدر تمام یادداشتهای خودشان را فرستادند برای من و من به اسم خود ایشان در آن کتاب چاپ کردم و...
بفرمایید که این کتاب چند بار چاپ شده و این چاپها چه تفاوتهایی با هم دارند؟
این کتاب چند مرتبه چاپ شده و چاپ دومش به اسم دانشمندان و بزرگان اصفهان درآمده است. مرحوم آخوند گزی تذکرة القبور را در سال 1324 قمری چاپ کردهاند و حواشی من در سال 1363 قمری منتشر شد. وقتی هم به اصفهان آمدم اوّلین کتابی که نوشتم و چاپ کردم تذکره شعرای معاصر اصفهان بود. ظاهرا 1333 یا 1334 خورشیدی بود. پس از آن دانشمندان و بزرگان اصفهان را درآوردم که همین چاپ سوم
یا دوم تذکرة القبور است. با این تفاوت که تذکرة القبور مرحوم آخوند جمعا حدود صد نفر را ذکر میکند و من در رجال اصفهان حدود هفتصد نفر را ذکر کردهام و در کتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان قریب به دو هزار نفر از بزرگان اصفهان معرفی شدهاند. البته «مرحوم آخوند» منحصرا علما را ذکر کردهاند و من در این کتاب شعرا و عرفا و صوفیه و غیره را هم آوردهام و خیال میکنم کتاب خوبی شده باشد و عده زیادی از دوستان، که در جریان کار بودهاند، مرا تشویق میکردند که آن را تکمیل کنم. اتفاقا از آن سال یعنی حدود سال 35 و 36، تاکنون مطالب زیادی در همان موارد یادداشت کردهام و عده دانشمندان اصفهان تاکنون بیشتر از بیست و دو یا بیست و سه هزار نفر شده است که اجمالاً شرح حالشان را نوشتهام و بعضی هم که نوشته نشده نشانی داده شده است که باید به چه کتابهایی مراجعه شود.
نمیخواهید چاپش کنید؟
چرا؛ از تهران، قم، اصفهان و بعضی جاهای دیگر هم ناشران پیشنهاد کردهاند که آماده چاپش بکنم. امّا خوب، فعلاً حال مقتضی نیست و کار هم سنگین است. دست تنها مشکل است. در این میان هم موضوع خراب کردن «تخت فولاد» پیش آمد. شهردار قبلی اصفهان، که نمیدانم دربارهاش چه بگویم، داشت خرابش میکرد. دیدم وظیفه شرعی من دفاع کردن از حقوق مسلمانهاست. مقالهای نوشتم و این طرف و آن طرف سر و صدایی راه انداختم که در روزنامههای محلی و مجلاّت قم منعکس شد. اما خوب، آقای شهردار به کار خودش ادامه داد! تا سرانجام کتابی به اسم لسان الارض یا سیری در تاریخ تخت فولاد نوشتم که آقا! این زمین مربوط به زمان اسلام هم نیست. از دو هزار سال پیش از اسلام هم این جا موردنظر بوده است و وجود قبر جناب یوشع پیغمبر در این جا دلیل بر این است که قدمت این محل متّصل است به زمانی که یهود را به اصفهان منتقل کردهاند و این قبر تاکنون هست.
هرچند که متأسفانه در زمانهای اخیر این قبر را با زمین برابر کردهاند و اسمش را هم اشتباه نوشتهاند. حال هم یک قبر خیلی مختصری برایش درست کردهاند، یک کهنه سبز هم رویش میاندازند و این قبر جناب یوشع است. در این کتاب ذکر کردهام که در زمان «دیالمه» این جا چه وضعیتی داشته است. جشنی که مردآویج در اصفهان میخواست بگیرد، در این محل بوده و آثارش وجود داشته است. ساختمانی داشته، آثار دیلمی در این جا بوده است که خراب کردهاند. مسجدی هم به اسم «مسجد مصلاّ» داشته است. البته مصلاّی اصفهان در این جا تشکیلاتی داشته از محراب و منبر که قبل از صفویه خرابش کردهاند و باقی را در همین دوره اخیر خراب کردند. سطح مسجد را کوچک کردند و آن را از حالت مسجدی خارج کردند و...
از کتابهایتان میگفتید.
در این کتاب لسان الارض یا سیری در تاریخ تخت فولاد تمام علمایی را که در این گورستان قدیمی مدفون هستند، فهرستوار ذکر کردهام. کتابهای دیگری هم که در شرح احوال و تراجم رجال نوشتهام، اینهاست. یکی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر که درباره خانواده معروف نجفی اصفهانی است در سه جلد. دیگری بیان المفاخر که شرح مفصل زندگی و خانواده مرحوم سیّد محمّدباقر حجتالاسلام شفتی بیدآبادی است در دو جلد. همچنین شرح حال مرحوم بحرالعلوم میردامادی عالم عارف و اخلاقی معاصر اصفهان و نیز شرح حال سیّد هاشم بحرانی، که در ابتدای کتاب لوامع الامور ایشان چاپ شده است. همینطور شرح حال مرحوم شهید حاج میرزا ابوالحسن شمسآبادی و شرح حال مرحوم آیتاللّه بهبهانی که تابستانها وقتی اصفهان تشریف میآوردند، در محضرشان حاضر میشدم و به قدر فهم خودم استفاده علمی و اخلاقی میکردم. کتاب دیگری هم به نام عطیّة الجواد درباره زندگانی حضرت جواد علیهالسلام نوشتهام. علاوه بر اینها، در مطبوعات قم و تهران و بیشتر اصفهان، مقالاتی در شرح
احوال علما و بزرگان معاصر نوشتهام. مثل شرح حال مرحوم آیتاللّه مرعشی که از مشایخ اجازات بنده بودند یا شرح حال مرحوم حاج شیخ مرتضی مظاهری و سیّد کریم نیکزاد حسینی و حاج آقا حسین عمادزاده و دیگران که فعلاً حافظهام یاری نمیکند. مثل مرحوم شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی و خانم امین و... .
از «خانم امین» اسم بردید. اگر اجازه بدهید بپرسم که ایشان را چگونه شناختید؟
من با مرحوم حاج آقا جلال آیت نجفآبادی فرزند مرحوم آیتاللّه حاج سیّد علی نجفآبادی دوست و هم مباحثه بودم. آن وقتها خانم امین شاگرد حاج آقای نجفآبادی بودند و من از همین طریق با ایشان آشنا شدم، حدود پنجاه سال قبل. البته هنوز مراتب فضل و آگاهیشان را به درستی نمیشناختم تا این که اوّلین کتابشان اربعین هاشمیّه منتشر شد و دیدم عدّهای از علمای بزرگ اجتهاد ایشان را تصدیق کرده و اجازاتی برایشان نوشتهاند که بعضی در مقدمه همان کتاب چاپ شده است.
آیا پس از آن با ایشان ارتباط داشتید؟
بله، ولی نه خیلی زیاد. گاهی به مناسبتی تلفن میزدم و بعد میرفتم خدمتشان و مقداری صحبت میکردیم. البته این دیدارها کمتر به مسائل علمی و فقهی مربوط میشد. حقیقتش پسر ایشان یک کارخانه روغن نباتی در نزدیکی منزل ما داشت که در مجموع باعث اذّیت ما بود. چون شکایت به ادارههای مربوطه نتیجهای نداد، ناچار دست به دامن خانم امین شدیم که ایشان را نصیحت کنند. شاید مشکل حل بشود که نشد.
چهقدر از کتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان به زنانی مثل «خانم امین» اختصاص دارد؟ آیا اصلاً زنها جایی در میان دانشمندان داشتهاند؟
بله، زنها هم حضور دارند. هرچند به دلیل شرایط خاص اجتماعی ما عده آنها با مردان برابری نمیکند. در همین کتابی که اسم بردید، یکی فصل مربوط به زنهاست.
البته شاید هیچ کدامشان شأن و مقام علمی و عملی خانم امین را نداشته باشند؛ ولی حدود یکصد و بیست نفری میشوند. نخستین زن اصفهانی را که در تاریخ میشناسیم، زنی است که حافظ ابونعیم اصفهانی صاحب کتاب ذکر اخبار اصفهان نام میبرد و مینویسد: «وقتی که سلمان فارسی وارد مدینه شد و سراغ پیامبر را گرفت، یک زن مسلمان اصفهانی او را به خدمت پیامبر برد.» در زمان حاضر هم خانمهایی هستند که وجودشان مایه مباهات مردم است. مثل همین خانم همایونی که واقعا شایسته احترام است. همچنین دخترعموی خانم امین که متأسفانه فوت شدند. ایشان هم زن دانشمندی بود. باز هم کسانی هستند که یا نامشان را در حافظه ندارم یا این که خیلی نمیشناسمشان.
از بزرگانی که اجازه روایتی به شما دادهاند هم نامی ببرید و یادی بکنید.
ده نفر از بزرگان علما و مجتهدین به بنده اجازه روایتی دادهاند که عبارتاند از: مرحوم آیتاللّه مرعشی نجفی، مرحوم حاج آقابزرگ تهرانی، مرحوم حاج سیّد علی علاّمه فانی، مرحوم حاج سیّد مصطفی صفایی خوانساری، مرحوم حاج سیّد محمّدعلی عراقی معروف [به اراکی]، آقای حاج سیّد اسماعیل هاشمی، آقای سیّد ضیاء علاّمه و آقای شیخ محمّدباقر کمرهای. دو نفر از آقایان هم نوشتهاند فلانی، یعنی من، مجتهد است. ولی خودم میدانم که از این خبرها نیست!
آقای مهدوی، از دیگر معلمان اصفهانی که اهل شعر و ادب و قلم و تألیف و تصنیف بودند، کسانی را که میشناسید، اگر میشود مختصر توضیحی هم درباره آنها بدهید.
یکی از این معلمان، مرحوم برجیس بود که در شعر و ادب دستی توانا داشت. دیوان شعری هم دارد که متأسفانه چاپ نشده است. دیگری مرحوم عریضی بود که قبلاً از او نام بردیم. ایشان مدیر دبیرستان ما بودند. نویسنده و مترجم خوبی بود. بعضی از آثارشان منتشر شده است که از آن جمله ترجمه سفرنامه شاردن است. وقتی از دنیا
رفت، تجلیل فراوانی از ایشان به عمل آمد. آنچنان که خیلی از معلمان شور و شوق مردن پیدا کردند!! میگفتند: «این مردم که تا زندهایم قدر ما را نمیدانند بگذار تا بمیریم شاید بعد از مرگمان ما را بشناسند!» البته این هم از خوششانسیهای مرحوم عریضی بود. و گرنه هنگامی که مرحوم بدرالدّین کتابی از دنیا رفت، با این که مرد متدین و ملاّیی بود و علاوه بر آموزش و پرورش در دانشگاهها هم تدریس داشت و آثار متعددی هم نوشته بود، چنان که باید و شاید از وی تجلیل نشد.
فکر میکنم باز هم کسانی هستند که باید ذکر خیری از آنها بشود مثل آقای «نوابخش» و مرحوم «همایی» و...
بله، آقای جعفر نوابخش از دوستان صمیمی بنده هستند. البته ایشان آن وقتها خیاطی میکردند. ولی بعدها در آموزش و پرورش کار گرفتند و معلم شدند. حال هم پس از سی سال تدریس، بازنشستهاند.
ظاهرا دیوانشان به اسم «نوای آشنا» چاپ و منتشر شده است.
همینطور است. آن وقتها دکان خیاطی ایشان محفل شعرای اصفهان بود. من هم به سابقه دوستی و رفاقتی که با ایشان و شعرای دیگر داشتم به آن جا رفت و آمد میکردم. از نزدیکیهای غروب تا دو سه ساعت از شب رفته، دوستان شاعر یکی یکی میآمدند و توی همان دکان به بحث و جدلهای ادبی میپرداختند و شعرهای تازه خود را میخواندند. آقای نوابخش در جمعآوری و تألیف تذکره شعرای اصفهان هم به من کمک کردهاند و باید از ایشان اظهار تشکر بکنم.
با مرحوم «کتابی» چهقدر ارتباط داشتید؟ اگر میشود از خصوصیات معلمی ایشان هم چیزهایی بگویید.
با ایشان از زمان تحصیل آشنا بودم. سال 1309 یا 1310 به دبیرستان سعدی آمدند. بعد هم به دبیرستان صارمیه منتقل شدند. از همان ایام تا آخرین روزهای
حیاتشان با هم ارتباط داشتیم. ایشان در کلاس حالت استادی به خود نمیگرفت و با بچّهها رفیق میشد. رفتارش با آنها مثل رفتار پدر و پسر بود. خیلی ملایم بود. در طول آشنایی یاد ندارم که ایشان عصبانی شده باشند. بسیار خوددار بود و ناراحتیهایش را بروز نمیداد. مشکلات کلاس را دوستانه حل میکرد. آقای کتابی مدتها مدیر دبیرستان «ادب» بود که من آن وقت در تهران بودم. بعد مدّتی معاون فرهنگ اصفهان شدند. البته در دانشگاه هم تدریس میکردند. آدم جامعی بودند و اگر کسی سؤالی میکرد، ایشان تمام جوانب مسأله را طرح میکردند و پاسخ میدادند. بهطوری که طرف دیگر نیازی به سؤال مجدد نداشت. من سعی میکردم از نظر اخلاقی و کلاسداری به ایشان نزدیک شوم. در تمام سالهای تدریسم عمد داشتم که پشت میز معلم ننشینم! معمولاً سر پا بودم و کار میکردم. وقتی هم که خسته میشدم، میرفتم آخرهای کلاس، روی نیمکت بچّهها، کنار آنها مینشستم و خیلی دوستانه رفتار میکردم. البته مثل آقای کتابی در عین رفاقت و دوستی و ملایمت، فاصله معلم و شاگردی را هم حفظ میکردم.
با مرحوم «همایی» هم آشنا بودید؟ اگر ممکن است با نقل خاطره، ذکر خیری هم از آن عزیز بکنید.
با مرحوم همایی هم دوست بودم. در تهران که بودم، مکرّر خدمتشان میرسیدم. ایشان هم که به اصفهان میآمدند، بندهنوازی میکردند و به دیدن ما میآمدند. بعضی از کتابهایی را که مینوشتم، میدادم خدمت ایشان و راهنمایی میکردند. گاهی حواشی میزدند و برمیگرداندند. از آثار و تألیفات خودشان هم گاهی به رسم هدیه برای بنده میآوردند و یا میفرستادند. یادم است زمانی که من در دبیرستان پهلوی تهران درس میدادم، یک روز مرحوم همایی برای بازرسی به آن جا آمدند. آن سالها ایشان دیگر تدریس نمیکردند و بازپرس مدارس شده بودند. وقتی آمدند آن جا و فهمیدند که من در آن دبیرستان هستم، خیلی خوشحال شدند. از آن به بعد چند باری به اسم بازرسی به
آن مدرسه آمدند که البته بازرسی تبدیل میشد به این که دو تایی توی دفتر بنشینیم و گپ بزنیم. خدا رحمتش کند که مرد بزرگی بود و مسؤولان وقت قدرش را نشناختند.
ظاهرا بعضی از مقامات دانشگاهی آن روزگار، به بهانه این که مدرک دکترا ندارند، مایل نبودند ایشان در دانشگاه تدریس کنند و کارشکنی میکردند.
بله، معروف است. چون ایشان از خیلیها صالحتر بود. مرحوم همایی واقعا آدم دانشمند و روحانی ملاّیی بود. شاعر هم بود. در سال 1359 شمسی فوت کرد. شرح حالش را دو سه جایی نوشتهام. شعرهایش در مجلّه آموزش و پرورش اصفهان و بعضی از ماهنامههای آن روزگار منتشر میشد. در جلسات ادبی، که با شعرا و معلمان اهل ذوق در دبیرستان ادب داشتیم، داماد مرحوم همایی هم که خودش معلم فرزانهای بود شرکت میکرد و گاهی اشعاری از پدرخانمش را در جمع ما میخواند. اینها غالبا فوت کردهاند. الآن نمیدانم از بستگانشان کسی در اصفهان هست یا نه.
آقای مهدوی، چون مجله رشد معلم بیشتر به مراکز تربیت معلم و دانشسراها و مدارس میرود و همکاران معلم غالبا آن را مطالعه میکنند، اگر ارشاد و رهنمودی به معلمان جوان بفرمایید انشاء اللّه مفید خواهد بود.
من خودم احتیاج به ارشاد دارم. امّا آنچه مسلم است، شغل معلمی والاترین مشاغل است. هیچ شغلی بالاتر از شغل معلمی نیست. حالا اگر اجتماع آنطور که باید و شاید قدر معلم را نمیشناسد و ارزش واقعی او را درک نمیکند، لااقل معلمان باید خودشان مقام خودشان را بشناسند و بدانند چه وظیفه و مسؤولیتی دارند. مسؤولیتی بالاتر از تربیت افراد این مملکت نیست و این معلمان هستند که باید مردم را اصلاح کنند. گرچه اصلاحات ظاهرا به دست افراد دیگری است امّا پایهگذار این اصلاحات معلمان هستند. آنها شاگردان را تربیت میکنند و این شاگردان بعدا هرکدام در مشاغل گوناگونی قرار میگیرند. اگر وظایفشان را در کلاسهای درس از معلمان خودشان
بدرستی آموخته باشند و به آن عمل کنند، همه چیز درست میشود. پس بزرگترین وظیفه معلم وظیفهشناسی است. من نمیخواهم راجع به خودم چیزی گفته باشم. اما به جرأت میتوانم ادعا کنم که در طول سی و چند سال معلمی، جمعا ده بار نشد که سر وقت به کلاس نرسیده باشم. تمام وقت هم در کلاس با وضو بودم. چون شغل معلمی را عبادت میدانستم و با وضو بودن در عبادات ثواب بیشتری دارد. سعی هم میکردم هر درسی را که میدهم، چون هم ادبیات داشتم، هم عربی و هم روانشناسی میگفتم و هم فلسفه و... در هر درسی به مناسبت، مطلبی هم درباره دین و مذهب و اخلاق بگویم. در تمام سالها به مدیر دبیرستان میگفتم که من حداقل باید دو ساعت در برنامهام تعلیمات دینی داشته باشم. چون این موضوع را علاوه بر این که خودم وظیفه خودم میدانستم، شرطی هم بود که مرحوم «آیتاللّه بروجردی» با من کرده بودند. اوایلی که میخواستم استخدام بشوم برای گرفتن اجازه استخدام و استفاده از حقوق دولتی نامهای به محضرشان نوشتم. ایشان در جواب مرقوم فرموده بودند: به شرطی که تعلیمات دینی هم درس بدهید و من هم به این شرط تا روز آخر عمل کردم.
حرف دیگری ندارید؟
نه، عرض دیگری ندارم. فقط دنباله آن حرفهایی که برای معلمان گفتم، این را هم اضافه کنم که: «معلمان باید کار را برای رضای خدا انجام بدهند و کاری به این نداشته باشند که مردم میفهمند یا نه و آیا دانشآموزان میخواهند یا نه؟ ما باید وظیفه خودمان را بشناسیم و به آن عمل کنیم. فقط و فقط هم خدا را در نظر داشته باشیم و لا غیر.»
ما که از محضر شما سیر نشدیم. ولی چون وقت تنگ است و شما هم خسته شدهاید، اگر اجازه بفرمایید خداحافظی کنیم. انشاء اللّه که سالهای سال زنده و سلامت باشید و باز هم با زبان و قلم برای جامعه معلمان ما افتخار بیافرینید. خدانگهدار.
اعلام اصفهان
میرعابد حسینی اردبیلی، از علمای ساکن اصفهان در اواخر قرن یازدهم هجری. در اصفهان نزد جمعی از فضلاء به تحصیل مشغول بود. او کتاب «من لا یحضره الفقیه» را نزد میر سیّد محمّدعلی بن میرم حسینی اردبیلی در اصفهان قرائت نموده و استاد در آخر ذیالقعده 1083ق اجازهای جهت او نوشته است. این نسخه به شماره 5056 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
قوامالدّوله والدین عابد اصفهانی، در سال 732ق وزیر و حاکم قم بوده و شمس فخری مؤلّف معیار جمالی به خدمتش رسیده و از او اکرام یافته است.(2)
عابد اصفهانی، شاعر ادیب. معاصر شاه طهماسب بوده و غزل میسروده است. از احوالش بیش از این چیزی به دست نیامد.(3)
عادل بن مراد اردستانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از شاگردان میرداماد است. [او مجموعهای از چند رساله از جمله «الرواشح السّماویه» تألیف: میرداماد را کتابت کرده و استادش در سال 1010ق بر روی یکی از اوراق این کتاب، برای او اجازه نوشته
است. این مجموعه نزد مجدالدین نصیری فرزند صدرالافاضل میرزا لطفعلی شیرازی در تهران موجود بوده است.(1)]
عارضی اصفهانی، از شعرای اواخر قرن دهم هجری است. در اصفهان ساکن بود و این بیت از اوست:
غنچه این باغ را باد به تاراج داد غیر دلِ خونچکان در کف بلبل نماند(2)
عارف اصفهانی، از غزلسرایان قرن دهم هجری بوده و در اصفهان به بیماری فلج درگذشته است.(3)
عارف تبریزی معروف به «عارفا» [از شعرای قرن یازدهم هجری] از تبارزه [تبریزیان] ساکن عباسآباد اصفهان است. در خدمت صائب بوده و دیوان او را مینوشته [است.] در سفر هند مورد تاراج افاغنه واقع شده و مراجعت کرد. از اشعار اوست:
دوران شراب محنت و دردم به جام ریخت دندان شکوفهوار ز باد و کام ریخت(4)
[از جمله آثار او «بیاض بزرگ صائب» است که در تاریخ 1088ق تحریر کرده است. نسخهای از آن در کتابخانه مدیر مجله ارمغان (حسن وحید دستگردی) موجود است.(1)]
ابونجیح عاصم بن رجاء بن محمّد بن محمّد بن عبدالوهاب اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری.] ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث کرده است.(2)
ابوالمؤدّب عاصم بن علی بن فضل بن علی بن ممویه مؤدب اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری.] از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی و دیگران حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی مقدار اندکی از وی استماع حدیث کرده است.(3)
ابوالمعالی عاصم بن محمّد بن غانم بن محمّد بن غانم بن محمّد بن عبدالواحد بن عبیداللّه بن احمد بن فضل بن شهریار اصفهانی، [از محدّثین قرن ششم هجری.]
از اهالی محلّه «باب دریه» اصفهان بوده و سمعانی از او به عنوان «شیخ بهی المنظر جمیل الظّاهر من اولاد المحدّثین» یاد کرده است.
از ابومنصور محمّد بن احمد بن شکرویه و ابومسعود سلیمان بن ابراهیم حافظ
حدیث شنیده است. تولّدش قبل از سال 480ق در اصفهان و فوت او روز پنجشنبه 28 محرم سال 533ق بوده است.(1)
عاقلی یزدی، از سخنوران و هزّالان اوایل قرن یازدهم هجری. در یزد متولّد شده و تحصیل کرده بود امّا در اصفهان بود و در دربار شاه عباس صفوی در شمار هزّالان و دلقکان آن پادشاه در اصفهان روزگار میگذراند و در زمان پادشاهی شاه عباس فوت شد. این رباعی از اوست:
من عاقلیم، اگرچه جاهل شدهام در جاهلیم، اگرچه عاقل شدهام
نه عاقلیم، جاهل مطلق باشم یک لحظه اگر ز دوست غافل شدهام(2)
ابومحمّد عامر بن ابراهیم بن عامر مؤذّن اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری است.] از پدرش و ابراهیم بن محمّد بن مروان عتیق روایت کرده و ابوغالب نضر بن عبداللّه ازدی کوفی و ابووهب حُمید بن وهب قرشی اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند.
عامر بن ابراهیم در سال 306ق وفات یافت.(3)
عامر بن ابراهیم بن واقد بن عبداللّه اصفهانی، مولای ابوموسی اشعری، [از محدّثین
عامّه در قرن دوم هجری.]
از مالک بن انس، حمّاد بن سلمه، مبارک بن فضاله و یعقوب قمی حدیث شنوده و در سال 201 یا 202ق وفات نموده است. نوهاش عامر (بن ابراهیم بن عامر) گوید: جدّم بر یعقوب قمی وارد شده و یک ماه در خانه او بماند و از نوشتههای او حدیث نوشت.
عامر چوبفروش بود اما به علّت فقر به کاتبان نعمان بن عبدالسلام که مردی دولتمند و صاحب ثروت بود پیوسته برای او نویسندگی و کتابت میکرد.(1)
ابوعمر عامر بن اُسید بن واضح سنبلانی اصفهانی، معروف به «واضحی»، [از محدّثین قرن سوم هجری.] اهل محله «سُنبلان» اصفهان و امام مسجد ایوب بن زیاد بوده و از محمّد بن صباح بزّاز، سفیان بن عینیه، یحیی قطان و جمعی دیگر از محدّثین روایت میکند و احمد بن محمود بن صُبیح، حسین بن اسحاق بن ابراهیم خلاّل و محمّد بن احمد بن یزید زهری از او حدیث نقل کردهاند.(2)
عامر بن حمدویه مشتلی عابد (زاهد) اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن دوم هجری.] از اهالی قریه «مشتله» (به فتح میم و ت) اصفهان بوده و در شمار زاهدان و از راویان عارف مشهور سفیان ثوری است. همچنین از شعبه و عامر بن یساف و عبدالوهاب
بن مندلت حدیث شنیده و ابراهیم بن ایوب و عقیل بن یحیی از او روایت میکنند.(1)
عامی اصفهانی، از شعرای اصفهان در اوایل قرن یازدهم هجری. گرچه از عوام النّاس بود امّا در شعر و ادب ترقّی کرده بود. طبعی تنگنظر و خسیس داشت و باوجود مکنت و ثروت فراوان، روزگار به عُسرت و سختی میگذراند. عاقبت برای تجارت به دکن هند رفته و چندی بعد به اردوی جهانگیر پادشاه پیوست اما مورد غضب پادشاه قرار گرفته و در سال 1026ق در قلعهای محبوس شده و به اندک روزی در آنجا وفات یافت. از اوست:
این زمزمه با تار دگر سنج، کزین بیش قانون دلم طاقت مضراب ندارد(2)
سیّد مجدّالدین ابیالفضائل عبّاد بن احمد بن اسماعیل بن علی بن حسن بن شرفشاه گلستانه اصفهانی، [از فقهاء و محدّثین عالیقدر شیعه در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری] در اصفهان منصب قضاوت داشته و معاصر علاّمه حلّی و سلطان محمّد خدابنده (اُلجایتو) بوده است.
کتابهای زیر از اوست:
علی بن یوسف طبری (پدر مؤلف «نفایس الفنون») در عصر شنبه ربیعالاوّل 707ق تألیف آن را به پایان برده است. این نسخه که نظامالدّین عربشاه در سال 822ق آن را کتابت کرده است به شماره 6491 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است. [همچنین نسخه دیگری از آن به شماره 3083 در کتابخانه وزیری یزد موجود است که کاتب و تاریخ کتابت ندارد.](1)«کاشف المعانی فی شرح غرر التمانی»(2)
ابوروح عَبّاد بن احمد بن عمر بن محمّد بن عبداللّه بن محمّد بن علی بن اسحاق غازی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از خاندان علم و حدیث بوده و از ابوعلی حداد استماع حدیث کرده است.(3)
ابوالحسن عَبّاد بن عبّاس بن احمد بن ادریس طالقانی، [از محدّثین و دانشمندان و متکلمین شیعه در قرن چهارم هجری] در طالقان متولّد گردیده و نزد عدّهای از علماء و محدّثین اصفهان و غیره تحصیل کرده تا به مقامات عالیه رسید.
او از: فریانی، ابوخلیفه فضل بن حُباب، ابوعبداللّه بن جعفر بن محمّد اُشنانی، محمّد بن حیّان مازنی، محمّد بن عبدالوهاب و ابراهیم بن احمد مروزی نقل حدیث کرده و
فرزندش اسماعیل (صاحب بن عباد) ، ابواسحاق بن حمزه، ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه، حافظ ابیالشیخ عبداللّه بن محمّد بن جعفر اصفهانی، محمّد بن ابراهیم بن علی و محمّد بن حیان مازنی از او روایت میکنند.
او ابتدا معلم رکنالدّوله حسن بن بابویه دیلمی بوده و چون رکنالدّوله به سلطنت رسید، وی را منصب کتابت و وزارت داد و تا سال 335ق که وفات یافت در این مقام بود.(1)
[وی کتابی درباره «احکام قرآن» نوشته و با حسن بن عبدالرّحمان حماد قاضی مکاتبه داشته است. منشآت او را مدون کرده بودند و در آن روزگار شهرتی داشت. عباد طالقانی در کلام، حدیث، فقه و ادب زبردست بوده است.]
ابونهشل عَبّاد بن ابیغالب محمّد بن ابیمحمّد عبداللّه بن ابیالرّجاء محمّد بن علی بن احمد بن جعفر بن سلیمان بن حیّان تمیمی معدل، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] او از خانواده علم و حدیث بوده و از ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقاش، ابومحمّد عبداللّه بن ابیالرّجاء قاضی (جدّ خود) و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در سال 531ق از او استماع حدیث کرده است. او از شیوخ ابوموسی مدینی اصفهانی است.(2)
ابوالقاسم عَبّاد بن محمّد بن محسن جعفری اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن پنجم و ششم هجری] از خاندان اهل علم و فضل بوده و از ابوسعد عبدالرّحمان بن احمد صفار، ابوبکر محمّد بن ابوالقاسم عبدالجبّار بن علی بن محمّد اصفهانی، ابواحمد محمّد بن علی بن مکفوف و ابوالقاسم علی بن مهران مدینی استماع حدیث کرده و در ذیقعده سال 510ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.
او در روز دوشنبه 22 رجب سال 514ق وفات یافته است.(1)
سیّد عَبّاد بن یحیی بن عبّاد بن احمد بن اسماعیل بن علی بن حسن بن شرفشاه حسینی گلستانه اصفهانی، از محدّثین و فقهای شیعه در قرن هشتم هجری. وفات او بعد از سال 790ق واقع شده است.(2)
دکتر عباس ادیب، استاد دانشگاه و داروشناس دانشمند معاصر. در سال 1304ش در قریه حبیبآباد بُرخوار اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطّه، در سال 1324ش به دانشکده پزشکی تهران وارد شده و با درجه دکتری در سال 1330ش فارغ التحصیل شد و به عنوان دستیاری رشته فیزیولوژی و سپس به عنوان دانشیار رشته داروشناسی به تدریس پرداخت تا اینکه به مرتبه استادی رسید. تحصیلات
تخصصی او در فرانسه در رشته فارماکولوژی در دانشکده بوردو در سال 1339ش پایان پذیرفت و در دانشکده پزشکی اصفهان به تدریس پرداخت. او چندی معاون اداری و مالی دانشگاه اصفهان و مدتی معاون دانشکده پزشکی بود. همچنین عضو انجمن فارماکولوژی ایران و عضو انجمن بینالمللی فارماکولوژی بوده است.
آثار او اعم از ترجمه و تألیف عبارتند از:
ابوالفضل عباس بن ابراهیم بن عباس صوفی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از احمد بن محمّد بن سَکَن روایت میکند و حافظ ابراهیم اصفهانی از او نقل حدیث مینماید.
1) راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی اصفهان، ص31؛ فرهیختگان، صص 11 و 12.
او در سال 370ق وفات یافته است.(1)
استاد عباس شکوهیپور فرزند ابوالقاسم، معمار چیرهدست و توانای معاصر اصفهان در سال 1312ش در اصفهان متولّد شد.
از نوجوانی به بنّایی و معماری روی آورد تا استادی ماهر و معماری زبردست شد و به احداث و یا مرمّت خانههایی با معماری سنّتی پرداخت. از سال 1347ش به همکاری با اداره باستانشناسی اصفهان مشغول شد و مسجد جامع، مسجد شیخ لطفاللّه، عمارت چهلستون، عمارت عالیقاپو و عمارت هشت بهشت را مرمّت کرد. همچنین با سازمان میراث فرهنگی اصفهان همکاری نمود تا اینکه در سال 1373ش بازنشسته شد. او در گچبری، مقرنسسازی، رسمیبندی و داربستزنی مهارت داشت و به فنون معماری و مرمّت بناهای قدیمی آگاه و تا آخرین ساعات عمر خود، به مرمّت آثار تاریخی مشغول بود.
وی در 8 اسفند 1379ش درگذشت و در قطعه نامآوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
مرمّت و تعمیر گچبری کاخ چهلستون، کاخ عالیقاپو، عمارت هشت بهشت، مسجد جامع و مسجد شیخ لطفاللّه در اصفهان، محراب مسجد جامع تبریز و قم، مقرنسکاری بقعه علی بن سهل در اراک، ورودی مسجد جامع دزفول، گچبری امامزاده عبداللّه شوشتر، تعمیرات طاق و ایوان مسجد میرعماد کاشان، گچبری مدرسه فیضیه قم و خانه قاضی نور (پیرنیا) در نائین، مرمّت مدرسه قدسیّه، خانه نیلفروشان، خانه آیتاللّه بهبهانی، خانه
1) ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص142.
سیفاللّه قاسمی و چند خانه تاریخی دیگر در اصفهان از آثار هنرمندانه او در مرمّت و احیاء آثار تاریخی بهشمار میروند.(1)
شیخ عباس بن احمد خوانساری اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان نزد حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی به تحصیل پرداخته است. او کتاب «تأویل الآیات» تألیف سیّد شرفالدّین علی حسینی استرآبادی را به فارسی ترجمه کرده است.(2)همچنین جلد 17 «بحارالأنوار» و «اصول کافی» را هم ترجمه کرده که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
تصحیح جلد بیستم «بحارالأنوار» که در کتابخانه عمومی اصفهان وجود داشته است نیز از آثار اوست.(4)
استاد آقامیرزا عباسخان دهکردی متخلّص به «شیدا» فرزند اسحاق، ادیب شاعر و نویسنده محقّق [از شعراء و دانشمندان عالیقدر قرن چهاردهم هجری] در 14 ذیحجه 1299ق در دهکرد [شهرکرد فعلی] متولّد شد. پدرش در خدمت خوانین بختیاری بهعنوان نایبالحکومه و منشی به خدمت مشغول بود.
استاد شیدا در اصفهان خدمت جمعی از بزرگان علم و ادب در فقه و اصول، صرف و
نحو، منطق و فلسفه، معانی و بیان و ریاضی به تحصیل پرداخته [است] که از آن جمله است: آخوند کاشی، آقا شیخ مرتضی ریزی، میرزا حسین همدانی [و جهانگیرخان قشقائی[ در خط هم نزد فتحاللّه جلالی خط نستعلیق را مشق نمود. او خطوط نسخ و نستعلیق را در کمال استادی مینوشت.
[شیدا در اصفهان به جمع مشروطهخواهان پیوسته و یار و همراه آنان بود. لذا در سال 1325ق به عضویت انجمن بلدیّه اصفهان در آمد و اوّلین شماره مجلّه «بلدیه اصفهان» را در پنجشنبه 4 ذیحجه 1325ق منتشر کرد. پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی به دستور محمّدعلی شاه و دستگیری و کشتار مشروطهخواهان، شیدا هم از بیم جان مدّتی در خانه شیخ محمّدتقی آقانجفی پنهان شد. پس از یورش بختیاریها به اصفهان و فتح این شهر به همراه آنان به تهران رفت و در فتح تهران شرکت داشت. چندی بعد به چهارمحال و بختیاری بازگشت و به منشیگری در دستگاه رضاقلیخان سردار ظفر بختیاری پرداخت. او پس از مدت کوتاهی آن کار را رها کرده و در اصفهان ساکن شد.]
در سال 1333ق در اصفهان انجمن ادبی دانشکده را تأسیس کرد که به انجمن شیدا معروف شد و قریب یکصد تن از شعرای اصفهان در آن انجمن حضور یافتند. این انجمن قریب 14 سال ادامه یافت و شیدا در آن انجمن به ترویج شعر و ادب و تصحیح اشعار گویندگان پرداخت و در سال 1303ش مجله «دانشکده اصفهان» را برای نشر اشعار انجمن منتشر ساخت. [امّا پس از انتشار 7 شماره به علت بیماری شیدا، مجله دانشکده از انتشار بازماند.
9 سال بعد بار دیگر شیدا مجله «دانشکده اصفهان» را بهصورت ماهانه منتشر کرد که آن هم بعد از انتشار 5 شماره برای همیشه تعطیل شد.]
انجمن شیدا بعد از 14 سال به عللی که یکی از آنها علّت مادی بود، تعطیل شد. شیدا
برای این انجمن همه ثروت و سرمایه مالی خود را صرف کرد. با این حال در اواخر عمر با ضعف مزاج و انواع امراض در فقر و تنگدستی به سر برد و چون دارای استغنای طبع و همت بلند بود هرگز زیر بار احسان دیگران نرفت [و از راه کتابت امرار معاش مینمود که آن هم در اواخر عمر به علت مطالعه زیاد و نگارش به ضعف باصره مبتلا شده و از کتابت بازماند و باقی عمر را به استغناء و صبر سپری نمود.]
او پس از یک عمر خدمت به علم و ادب در شب سهشنبه 24 جمادیالاولی 1369ق (مطابق 23 اسفند 1328ش وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[بسیاری از شعرای اصفهان در رثای او شعر و ماده تاریخ گفتهاند از جمله عبدالمجید اوحدی متخلص به «یکتا» این مادّه تاریخ را جهت او گفته است:
نوشت خامه «یکتا» ز بهر تاریخش «ز تاب جلوه معشوق داد دل شیدا»
شیدا کتاب «محرمنامه» که مجموعهای از شعرهای شاعران اصفهان است را در سال 1342ق فراهم آورد که چاپ سنگی شد.
«دیوان شیدا» در سال 1379ش به کوشش مرید محمّدی در شهرکرد به چاپ رسید.
از اوست:
سرمست چون به بزم درآیی قدح به دست آهسته رو که شیشه عمرم به دست توست
عارف ز خانه سوی خرابات شد چو دید پیمانه سرخوش از تو و میخانه مست توست(1)]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 291-294؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص685؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص143؛ تذکرة الشّعراء عارفچه، ج1، ص118؛ دیوان شیدا: مقدمه؛ نامه سخنوران سپاهان، ج2، صص 91-93؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص20-22 و 272-276؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 179-188؛ شرح مجموعه گل، صص 411-427؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 77-85.
عباس باباعلی خواجوئی متخلّص به «عشقی» فرزند اسداللّه از شعرای معاصر اصفهان در سال 1305ش متولّد شده، تحصیلات کمی کرده و بعدا به کسب و کار مشغول شد. از اعضاء انجمن ادبی پروانه بود و در شعر طبعی روان داشت.(1)
[عشقی به سال 1303ش (مطابق سنگنوشته مزارش) در اصفهان متولّد شده و از سن 9 سالگی به کار تلاش برای امرار معاش پرداخت. او از 16 سالگی به شعر و ادب روی آورد و سالها زیر نظر اساتیدی همچون میرزا عباسخان شیدا و محمّدرضا شمشیری (شکیب) به فراگیری فنون شعر و ادب اهتمام ورزید. به سال 1336ش به حاج شیخ محمّدحسن گنابادی ملقّب به «صالح علیشاه» و بعد از فوت او به فرزندش حاج سلطان حسین تابنده ملقّب به «رضاعلی شاه» دست ارادت داد. او در سالهای آخر عمر در انجمنهای ادبی مشتاق و حافظ شرکت میکرد. مجموعه اشعار او بهعنوان «جلوه عشق» به چاپ رسیده است.(2)عشقی در 22 مرداد 1374ش وفات یافته و در قطعه نامآوران واقع در باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(3)]
از اوست:
شانه مویت به رخ آینهگون میریزد یا که بهر دل ما طرح جنون میریزد
تیغ ابروی تو را هر که ببیند داند خون صاحبنظران چشم تو چون میریزد
عباس بن اسماعیل قمشهای، از کاتبان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری است. در طهران ساکن بوده و در تاریخ دهم ربیعالاوّل سال 1261ق در مدرسه فخریه طهران، نسخهای از کتاب «منهاج الهدایه» حاجی کلباسی را به خط نسخ نوشته است. نسخه به شماره 7376 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
عباس بن جعفر اصفهانی، [از فضلاء و ادبای اصفهان]، در کتاب «الوزراء و الکُتّاب» گوید که: دیدم به خط ابیعلی احمد بن اسماعیل که نقل کرده بود از عباس بن جعفر اصفهانی که گفت عبدالحمید بن یحیی کاتب را میخواسته و با ابن مقفع رفیق بود و هر دو در یک خانه بودند. موقعی که مأمورین جهت گرفتن او به آن خانه وارد شدند گفتند: عبدالحمید کدامید؟ هر دو گفتند: من. از آن جهت که شما را به رفیق او ضرری نرسد» الخ.(2)
عباس بن جمال فریدنی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری بوده و در سال 1300ق نسخهای از کتاب «ارشاد القاری» تألیف: مصطفی بن ابراهیم تبریزی را به خط
نستعلیق نوشته [است.] کتاب به شماره 3046 در کتابخانه مجلس شورای ملی ایران موجود است.(1)
عباس کرباسیون فرزند حسن فرزند عباس، هنرمند توانای طرّاحی فرش و کاشی اصفهان در سال 1301ش در محلّه چهارسو علیقلی آقای اصفهان متولّد شد. پدرانش از معماران و بنّایان اصفهان بودند.
او تا ششم ابتدایی تحصیل کرد سپس به هنر طراحی روی آورد و مدّتی شاگرد حاج حسین مصورالملکی بود. آنگاه نزد استاد احمد ارچنگ طراحی فرش را فرا گرفت و از سن 18 سالگی بهطور مستقل به طراحی فرش و کاشی مشغول شد. او در طراحی از سبکهای هنری کاشیکاری و فرش از طرحهای سنّتی ایرانی پیروی میکرد و خصوصا در طراحی اسلیمی و خطائی زبردست بود.
طرحهای کاشیکاری او در دهها ابنیه مذهبی و اداری و تاریخی وجود دارد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد:
تعدادی از طراحان فرش و کاشی اصفهان از شاگردان و دستپروردگان او هستند. استاد عباس کرباسیون در 9 خرداد 1371ش از دنیا رفت و در قطعه 10 قبرستان باغ رضوان به خاک سپرده شد.
حاج شیخ عباس مصباح دستگردی فرزند ملاّ حسین درویش بن محمّدعلی «آرستم»، عالم فاضل، واعظ خبیر و مفسر جلیل، از علمای [معاصر] اصفهان. در حدود سال 1328ق در قریه دستگرد برخوار اصفهان متولد شد و با تشویق آخوند ملاّ عبدالکریم گزی و حاج میرزا محمّدرضا کلباسی به علوم دینی روی آورد.
مقدمات را نزد حاج میرزا رضا کلباسی فرا گرفت. سپس به اصفهان آمده و نزد [علمای عالیقدر] حاج آقا جمالالدّین خوانساری، سیّد آقاجان نوربخش، آقا شیخ محمّدرضا محمودآبادی، حاج شیخ محمود مفید و آقا سیّد محمّدرضا خراسانی، مقدمات سطوح را به همراه دروس منطق و حکمت فرا گرفت و آنگاه در درس خارج ففه و اصول [حضرات آیات] آقا سیّد عبداللّه ثقةالاسلام، حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، آقا سیّد مهدی درچهای، حاج میر سیّد علی بهبهانی و حاج آقا حسین خادمی حاضر شد.
او عالمی عادل و پرهیزگار بود. نماز جماعت را در مسجد پناهی و مسجد امیرالمؤمنین در خیابان فروغی اصفهان اقامه میکرد و به خواندن دعای کمیل نیز اهتمام داشت. گاهی نیز در دستگرد نماز جماعت را اقامه مینمود. سرانجام در چهارشنبه 22 جمادیالاولی سال 1408ق در اصفهان وفات یافت و جنازه وی به زادگاهش منتقل و
در رواق غربی امامزاده ادهم دستگرد مدفون گردید.
او چندین کتاب و رساله تألیف نموده و به چاپ رسانده که از آن جمله است:
میرزا عباسخان ذوالفنون، سومین فرزند (دومین پسر) میرزا حسینخان بن آقانصراللّهخان بن میرزا محمّدخان، هنرمند و عتیقهشناس کمنظیر معاصر در سال 1262ش متولّد شد.
پدر و نیایش از مالکین و ساکنین «اسفرجان» و پدرِ نیایش از همراهان عالم مجاهد حاج ملاّ محمّدشفیع خوئی به اصفهان بوده که با فرزند رضاقلی بیگ بن محبعلیخان (از حفاد فتحعلیخان اعتمادالدّوله داغستانی) ازدواج کرده است و همسر میرزا عباسخان، دخترزاده آقامیرزا محمّدجعفر محلّهنویی (حفید ملاّ محمّدشفیع) و داماد میرزا شکراللّهخان بن رضاقلیخان بن محمّدقلی بیگ بود.
میرزا عباسخان و دو برادرش میرزا نصراللّهخان و حاج میرزا اسداللّهخان از عتیقهشناسان و هنرآگاهان کشور بودند.(2)میرزا عباسخان در اصفهان هنرکدهای تأسیس کرد که انواع صنایع دستی در آن تعلیم داده میشد که بعدا هرکدام از هنرآموزان آن از قبیل حاج میرزا آقا امامی، حاج میرزا محمّدعلیخان نقاش و حسین خوشنویسزاده
از استادان نامی گردیدند. میرزا عباسخان جزو بزرگترین هنرمندان سوخت مُعَرَّق بود و برای ساختن آلیاژها و مایه خمیرهای مجسمهسازی آزمایشهایی انجام داد. همچنین وی در زمینه علم شیمی اطلاعاتی به دست آورد و برای رنگسازی آزمایشهایی انجام داد.
او در سال 1309ش برای یک نمایشگاه بزرگ در انگلستان سردربی به سبک سردرب مسجد امام اصفهان بر روی پوست و کاغذ مخصوص کاشیکاری و نقاشی دوره صفویّه بهصورت سوخت و معرّق تهیه و در محلّ ورودیّه نمایشگاه نصب نمود که تحسین و اعجاب هنرمندان و مقامات داخلی و خارجی را برانگیخت و در ایران به اخذ مدال درجه یک علمی نائل شد.
استاد ذوالفنون در روز شنبه اوّل بهمن 1328ش وفات یافت و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
این آثار هنری بازمانده از پنجههای زبردست و قریحه خلاّق اوست:
«قندیل» جهت آرامگاه فردوسی که در سالهای 1313 تا 1317ش و براساس اشعار فردوسی در شاهنامه ساخته شد و مجسمههای فراوان از شکارگاهها و سواران و در وسط آن مجسمه فردوسی دیده میشود. روی این مجسمه با مینیاتورکاری زینت یافته است.
تابلویی با سوخت معرق که به مناسبت جشنهای هزاره حکیم ابوالقاسم فردوسی تهیه شد و در کاخ موزه سلطنتی سابق در تهران موجود است.(1)
1) بوستان فضیلت، صص 339-342.
مرشد عباس زریری فرزند حسین از مشاهیر نقّالان و شاهنامهخوانان معاصر اصفهان در سال 1327ق (مطابق 1288ش) در محلّه مستهلک اصفهان متولّد شد. در کودکی بر اثر قحطی پدر و مادر و بستگان خود را از دست داد و برای امرار معاش به شغلهای مختلفی روی آورد. در جوانی به نقّالی در قهوهخانههای اصفهان پرداخت و کمکم شهرت و مهارت زیادی یافت، تا جایی که از شهرهای دیگر برای شاهنامهخوانی از او دعوت میشد. او روایات نقالان قدیم از شاهنامه و سایر کتابهای اساطیری ایران را که سینه به سینه به دوره او رسیده بود از حفظ داشت و با بیانی گیرا و جذّاب در جمع کثیر مستمعین حاضر در قهوهخانهها با حرکات دست و پا و عصا روایت میکرد و صحنههای رزم و بزم را برای حاضرین مُجَسّم میساخت. از داستانهای زیبای شاهنامه رزم رستم و سهراب بود که در نقالی به سهرابکشان ختم میشد و پس از بیان آن، مرشد شاهنامهخوان به ماجرای عاشورا و شهادت جوان رعنای امام حسین علیهالسلام حضرت علیاکبر علیهالسلام گریز میزد و مجلس را به گریه میآورد.
مرشد عباس طومارهایی از روایت نقّالان قدیم از داستانهای شاهنامه گردآوری کرده بود که از میان آنها «داستان رستم و سهراب» با تصحیح و ویرایش دکتر جلیل دوستخواه، ادیب و شاهنامهپژوه معاصر، در سال 1369ش به چاپ رسید.
مرشد عباس در 30 تیر 1350ش در سن 62 سالگی در اصفهان درگذشت و در تکیه زرگرها در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. بر سر مزار او بقعه کوچکی بنا کردند.(1)
1) داستان رستم و سهراب، روایت نقّالان: مقدمه، صص چهارده ـ چهل و سه؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.
عباس بن حمدان بن عباس بن مافرّوخ (مافروخی) مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از ابراهیم بن ناصح، احمد بن مهدی، احمد بن یونس، نضر بن هشام و یونس بن حبیب روایت نموده و حسین بن محمّد بن علی زعفرانی از او نقل حدیث کرده است.(1)
ابوالفضل عباس بن حمدان بن محمّد بن سلم حنفی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] او را از جمله راویان ثقه و از صلحاء عهد خویش دانستهاند.
قاضی ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم عسال، طبرانی و عبدالجبار بن علاء از او نقل حدیث کردهاند و خود او از حاتم بن بکر صیرفی، و محمّد بن خالد بن خداش و یوسف بن محمّد بن سابق روایت کرده است. کتاب «مسند» را تألیف کرده و در جمادیالآخر سال 294ق در اصفهان وفات یافته است.(2)
عباس بن حیدر قمی اصفهانی از فضلای قرن یازدهم هجری است. از آثار او:
(1)«دُرَرُ الأسرار فی تَعدُّد فرق اته النّبی المختار» در اعتقادات به عربی که در 6 شوال 1069ق آن را به پایان رسانده است و به شماره 721 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2) همچنین صاحب عنوان در 6 جمادیالاوّل 1063ق نسخهای از کتاب «التبصره فی علم الهیئة» تألیف ابوبکر محمّد بن احمد بن ابیبشر مروزی را به خط نستعلیق نوشته و میکروفیلم آن ضمن مجموعهای در دانشگاه طهران موجود است.(3)
عباس بهشتیان [فرزند حیدرعلی]، فاضل ارجمند، عضو انجمن آثار ملی، مؤلف «بخشی از [گنجینه] آثار ملی» و غیره. فوت 1408ق مدفون در تکیه میر در تخت فولاد.(4)
[وی در سال 1305ش در محلّه دومنار دردشت اصفهان به دنیا آمد. پدرش از اهالی ریز (زرینشهر کنونی) بود. بهشتیان در مدرسه قدسیه به تحصیل پرداخت. او برای امرار معاش به کشاورزی و باغداری مشغول شد و اغلب اوقات را به تحقیق و جستجوی آثار تاریخی اصفهان و نوشتن و مطالعه کتاب گذراند.
او عاشق اصفهان بود. کوچهها و محلههای شهر را قدم به قدم کاویده بود و برای آگاه کردن مردم و مدیران شهری و جلوگیری از تخریب و انهدام خانهها، کاروانسراها، حمامها، تیمچهها، زورخانهها، عصاریها، زیارتگاهها و... خون دل میخورد، نامهنگاری میکرد، اعتراض میکرد و تا رسیدن به مقصود و حفظ آن آثار از پای نمیایستاد. شجاعت و جسارت او بهقدری بود که از هیچ قدرتی پروا نداشت و برای
حفظ آثار تاریخی همهگونه سختی را به جان میخرید. او از اعضای فعّال انجمن آثار ملی اصفهان بود و بارها همقدم با استاد فقید سیّد مصلحالدّین مهدوی و مرحوم دکتر هنرفر به جستجو و شناسایی آثار تاریخی ناشناخته اصفهان پرداخت.
از اقدامات ارزنده او بررسی و ارائه اسامی قدیمی گذرها، میدانها، محلّهها و ابنیه تاریخی اصفهان بود که اغلب مورد استفاده شهرداری اصفهان قرار گرفت. همچنین پیگیری مرمّت و احیای مزار صائب تبریزی و بازار بلند و چند اثر تاریخی دیگر و جلوگیری از رفت و آمد اتومبیل از پلهای تاریخی زایندهرود از دیگر فعالیّتهای اوست.
بهشتیان در بین چهرههای فرهنگ و ادب اصفهان محبوبیّت فراوانی داشت و با اغلب آنان از جمله: صغیر، شکیب، الفت، سپنتا، تاج اصفهانی، قدسی و خاکشیر مصاحبت و معاشرت مینمود. وی در روز 11 اسفند 1366ش بدرود حیات گفت و بنا به وصیت خودش در صحن تکیه میر در تخت فولاد به خاک سپرده شد.
این کتابها از تألیفات اوست:
عباس احمدی شاپورآبادی فرزند رجبعلی از شعرای معاصر اصفهان [در پنجم اردیبهشت 1324ش در روستای «شاپورآباد» برخوار اصفهان متولد شد. از 15 سالگی به سرودن شعر پرداخت که اغلب در باب مضامین اجتماعی، مذهبی و اخلاقی است. او
1) یادنامه عباس بهشتیان؛ دولت دیدار، صص 106-115؛ معماران و مرمتگران سنتی اصفهان، صص 122-130؛ نادرهکاران، ص654؛ دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، صص 324 و 325.
سالها به عنوان کارمند دانشگاه علوم پزشکی اصفهان صادقانه خدمت کرد. گاهی در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن حافظ شرکت میکرد. او نام خانوادگی خود «احمدی» را برای تخلّص خود برگزیده بود. وی سرانجام در 2 خرداد 1386ش وفات یافت و در قطعه نامآوران در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
کتابها و منظومههای زیر از اوست:
از اوست:
همچو پروانه گرد شمع شبها سوختم تا الفبایی ز درس عاشقی آموختم
در بطالت عمر خود را طی نکردم روز و شب در خرابآباد دل گنجینهای اندوختم
روز و شب مانند نی نالیدم از سوز فراق تا که در نیزار دلها آتشی افروختم(1)]
شاه عباس اوّل، فرزند سلطان محمّد خدابنده صفوی و پنجمین پادشاه سلسله
1) هفتهنامه صدا، سال هفتم، شماره 307، شنبه 17 تیرماه 1385ش، ص6؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص41.
صفویّه، در اوّل رمضان 978ق در هرات به دنیا آمد. در دوره کودکی اسما حکومت خراسان را داشت. مرشد قلی استاجلو، حاکم تربت حیدریّه، او را تحت حمایت خود گرفت و در ذیقعده 996ق وی را به عنوان شاه عباس در قزوین به تخت سلطنت نشاند و پدرش، سلطان محمّد خدابنده، را برکنار و زندانی کرد.
شاه عباس پس از سرکوب سران یاغی قزلباش، در سال 998ق با دولت عثمانی صلح کرد و به خراسان تاخت و ازبکها را که خراسان را عرصه تاخت و تاز خود کرده بودند شکست داد و عقب نشاند. آنگاه در سال 1000ق پایتخت دولت صفویّه را از قزوین به اصفهان منتقل و با دعوت از کارشناسان نظامی انگلیسی (برادران شرلی) ارتش ایران را به سلاحهای جدید مجهز کرد. وی در سال 1011ق با دولت عثمانی وارد جنگ شد و سرزمینهای اشغالی ایران و قسمت عمدهای از عراق عرب را به تصرّف خود درآورد. پس از آن، سپاه ایران به فرماندهی اللهوردی خان با اشغالگران پرتغالی که بنادر جنوبی ایران را در تصرّف خود داشتند وارد جنگ شد و آنان را در سال 1023ق از بندر گمبرون (بندرعباس) و در سال 1031ق از جزیره هرمز بیرون راند.
در آن زمان اصفهان، پایتخت صفویه، به اوج شهرت و رونق رسید. در زمان شاه عباس میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطفاللّه، کاخ عالیقاپو، بازار قیصریه، پل اللهوردی خان و دهها مدرسه و مسجد و بنای دیگر ساخته شد. شاه عباس برای رونق دادن به صنعت و تجارت در اصفهان ارامنه را از ارمنستان، که مورد حمله عثمانیها بود، به اصفهان انتقال داد و محلّه جلفای نو را برای اقامت آنان بنا کرد. همچنین تبریزیان را که در فنون زرگری و صنایع ظریفه استاد بودند به اصفهان منتقل و محلّه تبریزآباد (عباسآباد) را برای آنان احداث کرد. در آن دوره، هند و ماوراءالنهر و بسیاری از کشورهای اروپایی در ایران تجارتخانه و نمایندگی سیاسی داشتند. شاه عباس به
بازسازی راههای اصلی کشور پرداخت و دهها کاروانسرا در مسیر این راهها بنا کرد.
شاه عباس دوستدار علم و فرهنگ بود. به تشویق او بسیاری از علمای جبل عامل، عراق عرب و شهرهای مختلف ایران به اصفهان آمدند و دهها مدرسه علمیه بنا شد و فقه، اصول، کلام، ادبیات، حکمت و عرفان رونق گرفت و روحانیون مناصبی مانند صدارت و شیخالاسلامی را به دست آوردند. شاه عباس به هنرمندان و شعرا ارج مینهاد. علیرضا عباسی و صادقی افشار و بسیاری از ادبا و فضلا در کتابخانه سلطنتی به فعالیتهای ادبی و هنری مشغول بودند.
شاه عباس احترام و ارادت زیادی برای علما و سادات قائل بود و برای مرمّت و توسعه آستان قدس رضوی و بقاع متبرکه هزینه میکرد و پای پیاده به مشهد مقدّس میرفت، با این حال مردی سختگیر و بیرحم بود. او پدر خود را محبوس کرد، دو تن از برادران خود را نابینا ساخت، پسر ارشد خود، صفیقلی میرزا، را از سر بدگمانی به قتل رساند و در حمله به گرجستان بیش از 70000 نفر از گرجیان را قتلعام کرد. در سراسر سلطنت او بساط شکنجههای وحشیانه و زجر و آزار برپا بود.
شاه عباس در 24 جمادی الاولی 1038ق پس از ابتلا به یک بیماری سخت در شهر اشرف مازندران درگذشت و ظاهرا در مقبره حبیب بن موسی در کاشان مدفون شد.(1)
شاه عباس گاهی شعر میسرود. این بیت از اوست:
نه ز هر شمع و گلم چون بلبل و پروانه داغ یک چراغم داغ دارد یک گلم در خون کشد(2)
عباس کاظمی کبوترآبادی فرزند محمّدصادق، شاعر و ادیب و موسیقیدان معاصر اصفهان. در سال 1310ش در اصفهان متولّد شده [و از نوجوانی به شعر و موسیقی روی آورد. او نی را از استاد حسین یاوری و آواز را از میرزا علی قاری آموخت و در کنار آن به فراگیری ردیفها و گوشههای موسیقی ایرانی پرداخت.] گاهی نیز شعر میسرود. [او در 15 فروردین 1381 وفات یافته و در قطعه نامآوران در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.]
از اوست:
دوش از میخانه دل عزمش سوی گلزار بود جام بر کف مست و شیدا با بُتی عیّار بود
بلبلی را دید بر شاخ گلی مسکین صفت بینوا اندر درونش نالههای زار بود(1)
عباس غازی اصفهانی، فرزند صفرعلی، هنرمند موسیقیدان معاصر در سال 1299ش در اصفهان متولّد شد. در جوانی به فراگیری موسیقی و نواختن نی پرداخت و از اساتید فن خصوصا استاد حسین یاوری بهره برد. وی با هنرمندانی چون اصغر سامع، عباس مدینهای و نکوزاده همکاری داشت. استاد غازی علاوه بر نواختن نی، گوشهها و ردیفهای موسیقی ایرانی را خوب میشناخت و در سرودن شعر، خوشنویسی و عتیقهشناسی مهارت بهسزایی داشت.(2)وی در روز 17 اسفندماه 1385ش بدرود
حیات گفت و در قطعه هنرمندان واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
شاه عباس دوّم، فرزند شاه صفی بن محمّدباقر میرزا (صفی میرزا) بن شاه عباس اوّل، هفتمین پادشاه صفویه است. او در جمادی الثانیه سال 1043ق متولّد شد و در ماه صفر 1052ق در حالی که کمتر از 10 سال داشت، پس از مرگ پدر به تخت پادشاهی ایران تکیه زد.
در آغاز سلطنت چون هنوز به سن رشد نرسیده بود، ظاهرا تحت نفوذ و تربیت وزرا یک چند، تقوی و درستی نشان داد و میخوارگی را منع کرد. امّا وقتی به سن رشد رسید، خود در عشرت و میخوارگی افراط نمود. او میل زیاد داشت که همچون جدّ خود شاه عباس به آبادانی و عمران کشور بپردازد. در دوران سلطنت او ابنیه و کاخهای متعددی (از جمله کاخ چهلستون اصفهان و پل شاهی = پل خواجو) ساخته شد. رفتار او با شاهزادگان اُزبک که به دربار او پناه آوردند، همراه با جوانمردی و بزرگواری بود.
در سال 1075ق (1664م) در زمان آلکسی میخایلوویچ، امپراطور روسیه و پدر پطر کبیر، هیأتی با 800 نفر و دو مأمور سیاسی به ایران آمدند و مورد استقبال دربار صفویه قرار گرفتند امّا وقتی معلوم شد آنان برای فرار از مالیات، از پوشش مأمورین سیاسی استفاده کردهاند، از دربار اخراج شدند. امپراطور روسیه از این واقعه خشمگین شد و به دستور او عدهای از لشکریان روس به مازندران تاختند و به قتل و غارت پرداختند، امّا سربازان صفویه آنها را از آنجا بیرون راندند. فرانسه هم به دربار ایران سفیر فرستاد که مورد استقبال دربار صفوی واقع شد. مورّخان و سیّاحان اروپایی رفتار شاه عباس نسبت به نمایندگان سیاسی، تُجّار و عیسویان را همراه با مدارا و احترام دانسته و او را
ستودهاند.
شاه عباس چند بار (در سالهای 1059، 1064 و 1068ق) بر سر قندهار با لشکریان پادشاه هند جنگ کرد و جز 6 ماه (در سال 1068ق) که قندهار در تصرّف هندیان بود، همواره فاتح بود. شاه جهان، پادشاه هند، در سال 1056ق سفیری برای ایجاد روابط دوستی نزد شاه عباس فرستاد و او نیز در 1075ق به همین منظور سفیری به دربار اورنگ زیب روانه کرد.
شاه عباس دوم به شعرا و علما احترام میگذاشت و آنان در دولت او دارای جایگاهی بلند بودند. خود او هم اهل شعر و ادب بود. گاهی شعر میسرود و «ثانی» تخلّص میکرد. وی سرانجام در شب سهشنبه 25 ربیع الاوّل 1077ق در بازگشت از خراسان، زمانی که به خسروآباد دامغان رسیده بود بر اثر بیماری درگذشت و در مقبره پدرش (جنب مرقد مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) ) مدفون شد. کتیبههای این بقعه از استاد محمّدرضا امامی است.(1)
این شعر از اوست:
به یاد قامتی در پای سروی گریه سر کردم چو مژگان برگ برگش را به خون دیده تر کردم(2)
آقامیرزا عباس نحوی فرزند میرزا عبدالجواد بن میرزا عبدالحسین بن محمّدتقی بن
1) دائرة المعارف فارسی (مصاحب) ، ج2، صص 1660 و 1661؛ فرهنگ اعلام سخن، ج2، صص 1224 و 1225؛ صفویّه از ظهور تا زوال، صص 298-341 و بنگرید به: قصص الخاقانی، خلد برین (ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم) ؛ عباسنامه.
2) تذکره نصرآبادی، ج1، ص13؛ تذکره شمع انجمن، ص466؛ تذکره ریاض الشعراء، ج1، صص 464 و 465؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص340.
حاج محمّدحسین نایب الصدر بن آقا محمّدجعفر هرندی اصفهانی، ادیب فاضل، از بنیانگذاران فرهنگ جدید در اصفهان در قرن چهاردهم هجری در سال 1300ق در اصفهان متولّد شده، [تا 25 سالگی نزد اساتید علوم قدیمه به تحصیل ادبیات، نحو، صرف، منطق، معانی و بیان، بدیع، فقه و اصول مشغول بود که از آن جمله است آخوند ملاّ عبدالکریم گزی.
او در آغاز جوانی در مدرسه قدسیه تدریس را آغاز کرد و سپس مدرسه دیانت را با همکاری عموزادهاش، عبدالرسول نحوی، تأسیس کرد. او چندین سال مدیریت دبستانهای شهشهان، فردوسی، حکیم نظامی و عصر پهلوی را برعهده داشت و سالها در دبیرستانهای سعدی و صارمیه و دانشسرای دختران و پسران تدریس کرد. مدّتی هم ریاست تحقیق اوقاف و کفالت اداره فرهنگ استان دهم را برعهده داشت.]
او یک سال قبل از فوت از فعالیتهای فرهنگی بازنشسته شده و در شب 4 جمادیالثانیه 1371ق [مطابق آذرماه 1330ش] وفات یافت و در تکیه مجاور تکیه ملک در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.
از آثار او کتابی در صرف و نحو [به نام «تلخیص الصّرف»] و کتابی در شرعیات است که جهت محصّلین مدارس تألیف نموده و هر دو به طبع رسیده است. همچنین رساله مختصری در «شرح حال نحویهای هرندی» نوشته است.(1)
استاد عباس فرزند استاد عبدالرحیم، از حجّاران هنرمند قرن چهاردهم هجری است. ظاهرا از اهالی محلّه بیدآباد بوده است. او نقوش گل و بتّه و شکل فرشته و نقوش
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 444 و 445؛ نشریه اداره فرهنگ استان دهم، شماره 11، ص17؛ آیین فرزانگی، صص 70-73.
هندسی و اسلیمی را با ظرافت و مهارت قابل توجّهی بر روی سنگ حجّاری و آثار زیبا و هنرمندانهای را خلق میکرده است.
برخی از آثار او که در تخت فولاد اصفهان مشاهده شدهاند عبارتند از:
حجاری سنگ قبر مرمر حسین شهناز در سال 1318ه.ش.
حجاری سنگ قبر حاج محمّدحسن بنکدار در سال 1342ق با رقم «عمل استاد عباس ولد استاد عبدالرّحیم حجار».
حجاری سنگ قبر استاد مهدی زادهوش، در سال 1324ه.ش با رقم «عمل استاد عباس ولد استاد رحیم».(1)
عباس سالاری، فرزند عبدالعلی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1322ش در روستای «اسفه سالار» شهرضا متولّد شد. در کودکی با خانواده به آبادان رفت و تحصیلات ابتدایی و سیکل را در آنجا به اتمام رساند. سپس در شهرضا تحصیلات در مقطع متوسطه را تا اخذ دیپلم ادامه داد. در سال 1346ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در مدارس شهرضا تدریس آغاز کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و برخی از اشعارش در مطبوعات چاپ شد. در شعر «سالاری» تخلّص دارد.(2)از آثار او «مرآت صفا» (دیوان اشعار) و «شیفتگان وصال» (مجموعه اشعار مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهمالسلام ) به چاپ رسیده است.
این شعر از اوست:
ما زورق شکسته دریاچه غمیم آماج بیقراری طوفان عالمیم
در دشت بیکران بلاخیز روزگار پیوسته ما شمع بلادیده با همیم
بر ما مگیر خرده که در سنگلاخ دهر مردانه بر ادامه این ره مصمّمیم
استاد عباس بانی، فرزند استاد عبداللّه معمار، از معماران و مرمّتگران آثار تاریخی اصفهان در عصر حاضر در حدود سال 1251ش در اصفهان متولّد شد و از نوجوانی نزد پدر حرفه معماری را بهخوبی آموخت و در ردیف اساتید زبردست درآمد. پس از تأسیس بلدیه (شهرداری) اصفهان مسابقهای برگزار شد و هرکس میتوانست در ابتدای خیابان کمال اسماعیل فعلی یک ایوان بنا کند که در بالای آن یک قطاربندی به سبک صفوی باشد برتر شناخته میشد. استاد بانی این کار را به نحوی شایسته انجام داد و به عنوان نفر نخست این مسابقه برگزیده شد. درنتیجه پادگانسازی برای ارتش در اصفهان و خیابانکشی و شهرسازی بهوسیله شهرداری اصفهان به او محوّل شد.
از جمله اقدامات قابل ذکر او معماری هتل شاه عباس اصفهان، معماری ساختمان بیبی زینب (مزار زینبیه) اصفهان، بازسازی مسجد آببخشان (شهداء) ، مرمت و بازچینی گنبد چهارسو شاه (یکی از زیباترین گنبدهای بازار از لحاظ آجرچینی و شکلهای هندسی) که با وجود ضعف در بینایی، با لمس دست، طرازبندی گنبد و طرحهای هندسی را به انجام رسانید، و همچنین افزودن 6 دهانه به دهانههای پل جویی و تعمیر و بازسازی منارجنبان اصفهان بود.
وی سرانجام در سال 1353ش وفات یافت و در تکیه گلزار واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.(1)
1) هفتهنامه نسل فردا، سال نوزدهم، شماره 3572: دوشنبه 3 آبان 1389ش. مقاله آقای مهدی نجار اعرابی، ص5.
حاج عباس بیاض، فرزند عبدالوهاب، از هنرمندان فلزکار و علامتساز اصفهان در قرن چهاردهم هجری در اصفهان متولّد شد. او در ساختن اشکال پرنده و حیوان از فلز که در علامت استفاده میشد مهارت داشت. او ابتدا در بازار دواتگرها و سپس در کاروانسرای فخر و در اواخر عمر در منزل به علامتسازی مشغول بود. او مدتی در کار علامتسازی با حاج طاهر و حاج محمّدحسن از علامتسازان زبردست اصفهان همکاری میکرد.
او سرانجام در 14 صفر 1380ق در حدود 95 سالگی وفات یافت و در قبرستان فاضلان واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
آقا سیّد عباس صفی دهکردی بن سیّد علی بن سیّد محمّدتقی حسینی دهکردی، عالم عابد فاضل کامل در سال 1304ق در قریه «اشکفتک» در یک فرسنگی شهرکرد متولّد شد. پدرش از علمای محل و مورد احترام عموم اهالی چهارمحال بود.
سیّد عباس مقدمات را نزد آقا جلالالدّین بتشکن دهکردی خواند. سپس به اصفهان آمد و نزد [علمای عالیقدری چون] آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، جهانگیرخان قشقایی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی، حاج شیخ عبدالحسین محلاتی و آخوند ملاّ محمّد کاشانی به تحصیل فقه و اصول و منطق و ادبیات و کلام و حکمت پرداخت و در طب نیز نزد حاج میرزا محمّدباقر حکیمباشی حاضر شد و از اساتید خود و مراجع نجف اشرف به دریافت اجازات روایتی و اجتهاد
1) دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص330؛ تخت فولاد (شفیق) ، ص46؛ مجله میراث جاویدان، سال پنجم: شماره 3 و 4، ص237؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.
مفتخر گردید.
[او سالهای طولانی در مدرسه جده بزرگ اصفهان به تدریس دروس سطح و فلسفه و رجال و درایه مشغول بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد.] آن مرحوم در مسجد یزدآباد و مسجد کرمانی اصفهان به اقامه نماز جماعت میپرداخت. سرانجام در ذیالقعده 1394ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
عباس اسپهپور، فرزند علی بن عباسخان بن غلامعلیخان بن علی بن غلامحسینخان بختیاری، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1315ش متولّد شده. وی در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن حافظ شرکت نموده است. از اوست:
سحر از جانب حق آن مه تابان آمد روشنیبخش جهان نور دل و جان آمد
جلوه ایزد یکتا به جهان کرده طلوع آنکه مهرش همه آفاق گرفت آن آمد(2)
میرزا عباسخان صفاءالسلطنه [فرزند میرزا علیخان صفاءالسلطنه (مشتاقی) بن ملاّ میرزا محمّدهادی راثی نائینی اصفهانی] شعر نیکو میسروده و یکصد و پانزده سال عمر کرده و در حدود سال 1358ق در طهران وفات یافته و در قم مدفون گردید.(3)
1) شناخت سرزمین چهارمحال و بختیاری، ج2، ص448؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 321 و 322؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ شرح مجموعه گل، صص 233-240.
2) تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص53.
3) بیان المفاخر، ج1، ص343؛ تاریخ نائین، ص175؛ مکارم الآثار، ج7، ص2443؛ تذکره سخنوران نائین، ص74؛ نائین بلده طیبه، صص 109 و 110.
[صفاءالسلطنه ثانی، در سال 1282ق در تهران متولّد شد. در جوانی در خدمت پدر، به مشاغل دولتی پرداخت. در سال 1301 منصب خلاصهنویسی عرایض متظلّمین به او تفویض شد و همچنان به خدمات انشاء مشغول بود و تا سال 1317ق سررشتهدار توپخانه شد. در سال 1318ق با پدر خود به زیارت عتبات رفت. در مراجعت پس از مرگ پدر ملقب به لقب پدر خود گردید و در وزارتخانه امور خارجه به سمت منشیگری مشغول کار شد. وی شعر میگفت و نستعلیق را خوش کتابت میکرد.(1)به ادبیات فارسی مسلط بود و به زبان فرانسوی آشنایی داشت. در شعر «صفا» تخلّص میکرد و «دیوان اشعار»ی دارد.(2)
از آثار خطوط او «دیوان مشتاقی» (دیوان پدر خود) که در سال 1322ق و قسمتی از «حدائق السحر» که در سال 1321ق در تهران چاپ سنگی شده است.(3)
این شعر از سرودههای اوست:
ز نارت نورم اندر دیده آمد سرورم در دل غمدیده آمد
ز دشنامت نرنجیدم ولیکن ز هر نیت دلم رنجیده آمد(4)]
درویش عباس گزی متخلّص به «جزی» فرزند علی اُلیک از شعرای قرن سیزدهم هجری در سال 1264ق در قریه «گز» از توابع «بُرخوار» اصفهان متولّد شد. وی در 7 سالگی به مکتبخانه رفت و نزد ملاّ عبداللّه گزی تحصیل کرد اما به علت فقر ترک
تحصیل کرده همراه پدر به مُقنّیگری پرداخت و در کنار آن به مطالعه مشغول شد. در سالهای نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. وی در جوانی به دراویش گز پیوسته و به خانقاه آنان رفت و آمد نمود. او سرانجام در سال 1323ق وفات یافته و در زاویه شرقی بقعه شاه نعمتاللّه در روستای گز مدفون شد. اغلب اشعارش به لهجه محلّی گزی (از لهجههای مرکزی ایران و معروف به «بِشِه بوره») سروده شده است. منتخبی از غزلیات با زبان محلّی که از کتاب «ارشاد الولد» درویش عباس انتخاب شده است به عنوان غزلیات درویش عباس گزی (به لهجه گزی) در سال 1371ش به چاپ رسیده است.(1)اشعاری هم در هزل و هجو داشته که هنوز چاپ نشده است.
آقا میرزا عباس بن حاج میرزا علیاکبر شیخالاسلام [از علماء و خطبای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از علماء و مدرّسین این شهر تحصیل نموده تا فردی فاضل و کامل گردید و سپس به وعظ و ارشاد پرداخت. [او] چون صدایی گیرا و آهنگی دلنواز داشت و در ذکر مصیبت و موعظه نیز مهارت و استادی یافته بود مورد توجه و علاقه عموم مستمعین بود.
[سرانجام] قبل از سال 1370ق در اصفهان وفات یافته، در اطاقی مخصوص در تکیه شیخ مرتضی ریزی [در تخت فولاد] مدفون گردید.(2)
مرشد عباس ملقب به «نثارعلی» فرزند علیهمت، از عرفای اصفهان در عصر حاضر در اصفهان متولّد شد. او مرید مرشد حسین لُنبانی (سروعلی شاه) از عرفای سلسله خاکسار جلالی بود. او از نقالان و پردهخوانان قدیم اصفهان بود و مجال نقل و شاهنامهخوانی او در قهوهخانه حاج رضا سنگتراش در کوی نارون [خیابان طالقانی[ اصفهان مورد توجه مردم بود.
وی در سال 1348ش وفات یافته و در قبرستان بزرگ جنب مصلای تخت فولاد مدفون شد.(1)
حاج میرزا عباس سهیلیان شمسآبادی متخلّص به «فایض» فرزند محمّدعلی سهیلی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان و سخنوران معاصر] در سال 1308ق در محله «شمسآباد» واقع در شمال شهر اصفهان متولّد شد. [پدرش تاجر بوده و طبع شعر داشته است. فایض در اصفهان نزد جمعی از علماء عالیقدر همچون جهانگیرخان قشقایی، میر سیّد علی نجفآبادی، آقا سیّد مهدی درچهای، سیّد محمّدباقر درچهای و حاج آقا رحیم ارباب به تحصیل پرداخت و در فنون ادب و فقه و اصول و منطق و حکمت مهارت یافت. بسیاری از فضلاء و شعراء از خرمن فضل و ادب او خوشه برگرفتهاند. در ادبیات استادی مسلّم و در شعر صاحب قریحهای وقّاد بود. او شاعری روشنضمیر بود که عمر را به استغناء و پرهیز از شهرت و و زخارف دنیوی سپری نمود.]
1) مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای فتحاللّه نثارعلی فرزند مرشد عباس نثارعلی در دوشنبه 20 خرداد 1381ش.
او از اعضای انجمن ادبی شیدا بود و گاهی در انجمن کمال شرکت میکرد.
[مرحوم فایض نماز جماعت را در مسجد صاحبالزمان بابالدشت و مسجد امالبنین شمسآباد اقامه میکرد و مورد اعتماد و احترام فضلاء و ادباء و عموم مردم بود. «دیوان اشعار» او در سال 1384ش به چاپ رسیده است.]
او در روز 23 ذیالقعده 1389ق [مطابق با 11 بهمن 1348ش] وفات یافته و در صحن تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. [شاعر توانا آقای میرزا فضلاللّهخان اعتمادی (برنا) مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
کلک «بُرنا» سال فوتش را نوشت: «جای فایض جنّت جاوید باد»
از اوست:
عمر اگر مرحله پیمای هوی و هوس است تا به این حد که بازیچه تلف گشت بس است
هر حریصی که بَرَد رنج که جمع آرد گنج عنکبوتیست که خوشدل به شکار مگس است
نفسی صحبت اهل دلی ار دست دهد حاصلی دارد اگر عمر همان یک نفس است(1)]
عباس مهوری حبیبآبادی اصفهانی متخلّص به «محور» فرزند غلامرضا بن عباس، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1314ش متولّد شده و تحصیلات مقدماتی را در حبیبآباد بُرخوار نزد حاج شیخ عباسعلی ادیب، سیّد محمّد مرتضوی و حاج محمّدعلی
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 240-342؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص89؛ دیوان اشعار فایض اصفهانی: مقدمه؛ بوستان فضیلت، صص 172-183.
محسنی طی نمود. در 13 سالگی پدرش را از دست داد و جهت امرار معاش به کار پرداخت.
در نوجوانی لب به گفتن اشعار گشوده و ابتدا «یم موج» تخلّص مینمود و بعدا آن را به «محور» تغییر داد.او در انجمنهای ادبی اصفهان همچون کمال، صائب، سعدی، حافظ و صغیر شرکت میکرد. سرانجام در سال 1383ش وفات یافته و در قبرستان عمومی حبیبآباد (معروف به «بهشت زینب (س) » مدفون شد.
این کتابها از تألیفات اوست:
[از اوست:
عقل را با آن درایت ره به کوی عشق نیست با جنون رفتن به سوی محمل لیلا خوش است]
شاطر عباس زمانی فرزند شاطر غلامحسین، از شاعران معاصر اصفهان در سال 1295ش در اصفهان متولّد شده و چون پدر به شغل نانوایی پرداخته است. در شعر طبعی متوسط داشته است. از اوست:
ببخش جرم خلایق به دنیی ار خواهی به روز حشر رضا گردد از تو رب غفور
به هر بلا که رسد از خدا تو صابر باش بدان که روضه رضوان بود جزای صبور(2)
استاد عباس گیاهی [فرزند غلامحسین، شاعر و هنرمند معاصر] در سال 1301ش در اصفهان متولّد شده و اندکی تحصیل نموده و پس از آن ترک تحصیل کرده و ضمن کارهای روزانه به مطالعه کتب و دواوین شعراء مشغول گردید. او برحسب اقتضای طبع خداداد گاهی اشعاری میسرود و در آن «گیاهی» تخلّص مینمود [ولی] در انجمنهای ادبی اصفهان خیلی کم شرکت میکرد.(1)[در جوانی در محضر شاعر و ادیب فرزانه میرزا علی مشفقی مداحی و ادبیات فارسی و عرب را تا حدودی آموخته و هنر قلمکار را به عنوان کسب و کار و وسیله امرار معاش خود برگزیده بود و از اساتید این هنر در اصفهان بهشمار میرفت. اشعارش اغلب در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهمالسلام و پند و اندرز است که با نام «نغمههای ولا یا دیوان گیاهی» در سال 1383ش به چاپ رسیده است. استاد گیاهی سرانجام روز 23 مهر 1389ش وفات یافته و در قطعه نامآوران واقع در آرامستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
این چند بیت از یکی از اشعار اوست:
به که امشب دل یاران گرامی شاد است جان ما از غم و اندوه و اَلَم آزاد است
بزم ما روح فزا گشته، تو گویی ز بهشت خازن خُلد، دری بر رُخ ما بگشاد است
رشک فردوس برین آمده یکسر این بزم چون که زَ احباب پر از وَرد و گل و شمشاد است
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص407.
آن چنان بزم شریفی که ز شیرینی آن مات صد خسرو پرویز و دوصد فرهاد است(1)]
عباس بن قربانعلی کزازی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری در شوال 1219ق کتاب «قوانین المحکمه» میرزای قمی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 4512 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(2)
عباس حبیبآبادی متخلّص به «محزون» فرزند کریم بن حسین بن محسن [از شعرای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری و از اهالی قریه «حبیبآباد بُرخوار» اصفهان] متوفی در صبح روز سهشنبه 2 شوّال سال 1350ق در قریه حبیبآباد.
او در واقعه فوت شیخ محمّدتقی آقانجفی گوید:
آقای آیتاللّه رفت از جهان فانی بر ما حرام گردید ای شیعه زندگانی
قُمری به آه و شیون طوق عزا به گردن با حالت پریشان میکرد نوحهخوانی
«محزون» به آه و ماتم، در یم غم صبح و مسا بگرید، بر آن دُر معانی(3)
شیخ عباس ایزدی نجفآبادی فرزند محمّد، عالم فاضل متقّی مجاهد فی سبیلاللّه
در سال 1301ش در نجفآباد متولّد شد. در نوجوانی نزد شیخ احمد حججی، شیخ غلامحسین منصور، شیخ ابراهیم ریاضی در نجفآباد و حاج آقا رحیم ارباب و شیخ احمد فیاض و مجدالعلماء نجفی در اصفهان به تحصیل مشغول شد. در قم نیز محضر حضرات آیات مرعشی نجفی، محقّق داماد، امام خمینی، بروجردی، گلپایگانی و علاّمه طباطبایی فقه، اصول، کلام، تفسیر، فلسفه و اخلاق را آموخت.
او پس از 20 سال تحصیل، در سال 1338ش به نجفآباد مراجعت کرده و به تدریس علوم دینی، حل و فصل مشکلات شرعی و اجتماعی مردم و تبلیغ دین مشغول شد. او هنگام ورود به نجفآباد نماینده مراجع عظام بروجردی و امام خمینی در آن حدود بود. او طی سالیان متمادی در حکومت پهلوی به ترویج و حمایت از مبارزات امام خمینی در نجفآباد مشغول بود و در تبلیغ مرجعیت ایشان و جمع کردن و جهت دادن به مبارزان مسلمان آنجا نقشی مهم و تأثیرگذار داشت تا جایی که از سوی مأموران امنیتی حکومت پهلوی دستگیر و به زابل تبعید شد و مدّتی نیز زندانی شد.
او قبل از پیروزی انقلاب نماز جمعه را اقامه کرده و پس از پیروزی انقلاب، از سوی امام خمینی به امامت جمعه نجفآباد منصوب شد. در سالهای جنگ ایران و عراق، او در جبهههای نبرد و در میان رزمندگان ایرانی حاضر میشد و به آنان روحیه میداد و در پشت جبهه برای کمک به رزمندگان تلاش میکرد و در این راه فرزند برومند خود احمد را تقدیم نمود و این فرزند در 26 دی 1365 در جبهههای نبرد به شهادت رسید.
از اقدامات ارزنده مرحوم شیخ عباس ایزدی همکاری در ساختن حوزه علمیه فاطمیه جهت بانوان و همکاری در راه ساختن حوزه علمیه (جامعة الإمام المنتظر) در نجفآباد را میتوان نام برد.
او شاگردان زیادی تربیت کرد و سخنرانیها و بیانات او در میان عموم طبقات مردم نجفآباد مورد توجّه واقع میشد. او عالمی متواضع و خیرخواه و اسوه اخلاق حسنه
بود و زاهدانه زندگی سادهای داشت.
او سرانجام در جمعه 8 خرداد 1371ش وفات یافته و پس از تشییع باشکوه مردم نجفآباد در «جنّت الشهداء» مدفون شد.
کتب و آثار زیر از اوست:
مولی عباس مولوی متخلّص به «ناسخ» فرزند محمّدبیگ بن زیاد اوغلی قاجار، عالم فاضل، حکیم عارف و شاعر ادیب در محله عباسآباد اصفهان ساکن بوده [و نزد حکیم ملاّ رجبعلی تبریزی و سایر فضلاء اصفهان به تحصیل مشغول شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به تدریس حکمت پرداخته است.] میرزا محمّدطاهر نصرآبادی که معاصر اوست مینویسد: «نهایت صلاح و سداد را دارد، چنانچه سنتی کم از او فوت میشود. حقا که ملکی است در لباس بشر».(2)
او در شعر طبعی لطیف داشته و قصایدی در مدح حضرات ائمه معصومین علیهمالسلام سروده و در معماگویی نیز مهارت داشته است. [سال فوتش به دست نیامد. او تا سال 1101ق در قید حیات بوده است.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
این بیت از اوست:
در وادیی که قافلهسالار، عشق توست گلبانگ خضر از جرسش میتوان شنید]
عباس بن محمّد بن علی الحسینی المازندرانی از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در 16 ربیعالاوّل 1012ق کتاب «خلاصة الاقوال» علاّمه حلّی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 6589 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
سیّد عباس حسامی متخلّص به «احساس» فرزند سیّد محمّد شاعر ادیب و خطاط معاصر اصفهان است. او در سال 1330ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخته است. او علاوه بر فضل و کمال در شعر و ادب، در زمینه خط نیز به تعلیم پرداخته و به درجه ممتاز در خط نستعلیق نائل شده است و اکنون از مدرسان انجمن خوشنویسان اصفهان بهشمار میرود. او علاوه بر نوشتن قطعات به کتابت قرآن مجید و کتب ادبی و عرفانی نیز پرداخته است و برخی از آنها به چاپ رسیده است که از آن جمله است: «اشک قلم»، «اشک شوق» (دیوان شاهی اصفهانی) ، «دیوان شوقی اصفهانی»، «معلم شمع جمع بشریت» یادنامه «استاد شهریار»، «یادنامه سیّد صمصام». همچنین مجموعهای از اشعار او با عنوان «ساغر حال» چاپ شده است.
این دو بیت از شعری است که در مدح امام زمان (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) سروده است:
جلوهات دیدن و روی تو ندیدن تا کی کو به کو بهر وصال تو دویدن تا کی
1) فهرست رضوی، ج6، ص600.
عاشق روی تو تا چند ملامت بیند هم از اغیار بگو طعنه شنیدن تا کی(1)
سیّد عباس بن سیّد محمّد طباطبایی فشارکی، عالم فاضل و فقیه محقّق معاصر. پدرش از اعاظم فقهاء و دانشمندان عصر خود بود. صاحب عنوان در نجف اشرف متولّد شده و پس از تحصیل دروس مقدماتی و سطح در درس آیات عظام آقا ضیاء عراقی و میرزا حسین نائینی حاضر شد.
او پس از مهاجرت به ایران در تهران ساکن شد و صبیه عالم ربانی میرزا محمّدحسن آشتیانی را به همسری خود برگزید. سالها در مدرسه مروی تهران تدریس مینمود و به «جناب آقازاده» معروف بود.
وی سرانجام در اوّل ربیعالاوّل 1400ق در تهران وفات یافت.(2)
عباس بخشیان فرزند مرتضی از شعرای معاصر اصفهان در سال 1330ش در روستای «لنج» لنجان، از توابع مبارکه متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان طی کرد. این شعر از اوست:
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است گفتا تو در حجابی، ور نه رُخَم عیان است
گفتم من از که پرسم، جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی، آنجا که بینشان است(3)
عباس حقانی پناه متخلّص به «پناه» فرزند مهدی شاعر ادیب عارف [در 19 مهر 1328ش در اصفهان متولّد شد. در آغاز جوانی به شعر و عرفان علاقمند شد و به خانقاه سلسله نعمتاللهی در اصفهان راه یافت و به «محبوبعلی» ملقّب شد.
او در 20 شهریور 1370ش بر اثر حادثه تصادف به دیار باقی شتافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.] استاد میرزا فضلاللّهخان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیهای مادّه تاریخ فوت او را چنین سروده است:
به سوی وادی ایمن و مقام حقّانی «پناه برد به محبوبش از جهان عباس»
[مجموعهای از اشعار او به نام «بر شاخه زمان سیب رسیدهام» در سال 1371ش چاپ شده است و این شعر از آنجاست:
شبها که روز گشته فراموش کوچهها میخوانمت به ناله در آغوش کوچهها
از بس غم تو با در و دیوار گفتهام پیچیده است نام تو در گوش کوچهها
یادت شبی گذشته از این رهگذر هنوز بوی تو میدهند بر و دوش کوچهها
در انتظار تو همه شب تا طلوع صبح میخانهگرد شهرم و مِینوش کوچهها
شبها پگاه میشود امّا نمیشود شبگردی «پناه» فراموش کوچهها(1)]
ابوالفضل عباس بن ولید بن شجاع [از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری] از احمد بن منصور مروزی و محمّد بن یحیی نیشابوری حدیث نقل
1) بر شاخه زمان سیب رسیدهام: مقدمه؛ مزارات اصفهان، ص129؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص146.
کرده و در سال 320ق وفات یافته است.(1)
ابوالفضل عباس بن ولید بن مِرداس جُلَکی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری] از ابوالعباس احمد بن یونس بن مسیّب ضبی، اصرم بن حوشب، قتیبة بن مهران آزادانی و قاسم بن حَکَم عُرَنی روایت کرده است.(2)
[«جُلَک» از دهات قدیمی اصفهان بوده ولی اکنون اطلاعی از آن در دست نیست.]
آقا میرزا عباس پاقلعهای (صابرعلی شاه سوم) فرزند میر محمّدهادی (هادی علی شاه) بن حاج میرزا محمّد حسینی خاتونآبادی، عارف کامل [در قرن چهاردهم هجری در اصفهان متولّد شده و مراحل سیر و سلوک را نزد پدر که از مشایخ نعمتاللهی پاقلعه اصفهان بود طی کرد و پس از وفات میر محمّد اسماعیل (صابر علی شاه دوم) از طرف «وفاعلی شاه» به لقب «صابرعلی» ملقّب و ارشاد سالکان و طالبان به او محوّل شد. او حدود 27 سال در منطقه اصفهان شیخ طریقت نعمتاللهی شمرده میشد و بسیاری از سالکان طریق عرفان از مریدان او بودند.(3)]
او در حسن سلوک و بسط ید و اخلاق و ملکات فاضله از بسیاری از معاصرین ممتاز بود و سرانجام در سهشنبه 5 ربیعالاوّل 1350ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه
آغاباشی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)[استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«صغیر»ش خواست تاریخ وفات آرد خرد گفتا: «بقطب سالکین حیدر شدی صابرعلی واصل»]
و میرزا محمّدعلی معلّم حبیبآبادی نیز گوید:
سر برون کرد یکی ناگه و گفت: «ز جهان عارف ربانی رفت»(2)
او «دیوان نورعلی شاه اصفهانی» را در سال 1312ق به امر ظلالسلطان به خط نستعلیق کتابت کرده و در کتابخانه عمومی اصفهان به شماره 11582 نگهداری میشود.(3)
عباس سروری، هنرمند موسیقیدان معاصر در سال 1289ش در اصفهان متولّد شد. در سال 1329ش مدّتی به تهران رفت و هفتهای یک بار در رادیو تهران به تکنوازی پرداخت. در اواسط همین سال با تأسیس رادیو اصفهان به زادگاه خود بازگشت و ارکستر رادیو اصفهان را تأسیس کرد.
او در نواختن تار سبک مخصوصی داشت. سروری در سال 1352ش به علّت بیماری سرطان از دنیا رفت.(4)
سیّد عباس شاهزاده - که گاهی او را «سید عباس آقا میری» نیز میگویند - از اساتید فنّ نقاشی در اوایل قرن چهاردهم هجری در اصفهان میزیسته و پس از فوت در بقعه درب امام مدفون گردید. از آثار او نقاشیهای داخل بقعه جناب زید و داخل بقعه هارون ولایت میباشد.(1)
آقا سیّد عباس طباطبائی خوراسکانی، عالم فاضل معاصر در فزوه [به ضمّ «ف» و کسر «و»] از قُراء مجاور خوراسکان متولّد گردیده و در اصفهان نزد بسیاری از بزرگان از آن جمله آقا شیخ محمّدرضا نجفی تحصیل کرده و در یکی از مساجد محل خود اقامه جماعت میفرمود و مردم را به حقایق و مسائل دینی با بیان احکام و مواعظ ارشاد و هدایت مینمود. سرانجام در 25 محرم الحرام سال 1395ق وفات یافته و در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد) مدفون گردید.(2)
مرشد عباس ظهیری معروف به «مرشد برزو» از نقالان مشهور اصفهان و از پیشکسوتان هنر نقالی است. سالها در اصفهان به شاهنامهخوانی مشغول بود. سپس به تهران رفت و در قهوهخانههای معتبر تهران مانند قهوهخانه قوامالسلطنه و قهوهخانه حاج قاسم در میدان شوش به اسکندرنامهخوانی پرداخت.(3)
میرزا عبّاس برکت متخلّص به «فنائی» از شعرای معاصر اصفهان در سال 1315ش متولّد گردیده و از سن 10 سالگی لب به گفتن اشعار گشوده است. از کودکی به شعر و ادب علاقمند بوده و در سالهای بعد ارادتی عجیب به خواجه شمسالدّین محمّد حافظ شیرازی یافته و در حلقه دراویش حافظی وارد شد و چون قطب این سلسله خواجه شفیعالدّین محمّد فنائی است تخلّص خود را از نام قطب سلسله خود گرفت. این بیت از اوست:
این چه رِندی است که بیباده و ساغر مستی بیتأمل دل خود بر سر زلفش بستی(1)
آقا عباس قلمدانساز، از هنرمندان زبردست اصفهان در دوره قاجاریه است. در نگارگری و قلمدانسازی مهارت داشته و قلمدانهای ساخت او شهرت زیادی داشته است.(2)
حاج مرشد عباس کسرائی، از شاهنامهخوانان ماهر اصفهان است. مردی درویش مسلک و اهل ادب بوده و با پوشیدن زره و کلاهخود و چکمه و داشتن ریش دوفاق و شمشیر (همانند رستم) در قهوهخانههای اصفهان به نقّالی و شاهنامهخوانی میپرداخته و
شهرتی بهسزا داشته است. شاهنامهخوانهای اصفهان از جمله مرشد میرزا حسن عمرانی شاگرد او بودهاند.
سرانجام در 27 صفر 1370ق وفات یافته و نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی ضمن مرثیهای مادّه تاریخ فوت او را چنین سروده است:
نمود از جمع بیرون هاتفی سر ناگهان گفت: «بگلزار جنان کرد آشیان عباس کسرائی»(1)
عباس مجنون سیچانی اصفهانی، شاعر و ادیب در سال 1271ش در قریه «سیچان» اصفهان متولّد شد و کمی درس خوانده، به شغل زراعت و کشاورزی پرداخت. در سال 1321ش قسمتی از دیوانش به نام «نامه مجنون» به طبع رسید. شاعری زندهدل و صاحب طبع روان و قدرت بیان بود اشعارش بیشتر مثنوی و قطعه است. غزل را نیز خوب میگفت.(2)
[او در سال 1367ق وفات یافته و در قبرستان بزرگ مصلی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را محمّدباقر انواری متخلّص به «لمعه» چنین سروده است:
بیفزود «آه» و گفتا «لمعه» تاریخ: «دل مجنون ما شوریدهتر بود»
1367=6+1361(1)]
از اوست:
یک امشب آن صنم آفتابرو اینجاست گر آفتاب نهان شد چه غم که او اینجاست
چگونه به شکر چنین نعمتی کنم ای دوست از آنکه به دل بودم آرزو اینجاست
عباس مدینهای، هنرمند توانای معاصر، در سال 1317ش در اصفهان متولّد شد. نواختن نی را از استاد حسین یاوری آموخت و نزد استاد علی ساغری نیز شاگردی کرد. صدای نی او صدایی خاص بود. او از کسی تقلید نمیکرد و سبک خاصی در نینوازی داشت و سالها با رادیو اصفهان و تهران همکاری نمود. او هنرمندی متواضع، آراسته و عاشق موسیقی بود. او به استخدام سازمان تأمین اجتماعی درآمد و به تهران رفت و مدتی بعد به اصفهان منتقل شد. امّا مجال هنرنمایی بیشتر را نیافت و در سالهای جوانی عمر به سن 38 سالگی در جمعه 7 مرداد 1354ش (مطابق 29 رجب 1395ق) از دنیا رفت و در تکیه جویبارهایها در قبرستان تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش چنین است:
نایی طبع سال وفاتش چنین سرود: «نی تا ابد به ناله برای مدینهایست»(2)
عباسعلی معروف به «حکیم آذری» [متخلّص به «آذر» از شعرای معاصر اصفهان [از اهالی چالشتر [در چهارمحال و بختیاری] در سال 1320ق متولّد شده و در «چالشتر» و اصفهان تحصیل نموده و علاوه بر علوم عربی و ادبیات، در فنون حکاکی، قلمزنی، نقاشی، مجلّدسازی و صحافی نیز زحمت کشیده و اطلاعاتی اندوخته است.
از اوست:
تا شدم پابست عشقت روزگارم شد سیاه جز که دارم مهرت اندر دل، کدامستم گناه
بر سرم پیوسته ز ابرو تیغ خونریزکشی نی مجال آنکه از دل برکشم یک لحظه آه(1)
عباسعلی صناعی فرزند ابراهیم، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1308ش. در «سهرو فیروزان» اصفهان متولّد شد و پس از مدّتی تحصیل به شغل سنگتراشی پرداخت. از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و گاهی در انجمن ادبی صائب شرکت میکرده است.(2)مجموعهای از اشعار او با عنوان «نغمههای شورانگیز» در سال 1380ش چاپ شده است. این دو بیت از اوست:
نرگس که در چمن به صفا صف کشیده است گویا دو چشم دلبر ما را ندیده است
بوی بهشت از سر زلفش همی جهد یارم مگر بهشت خدا را خریده است
استاد عباسعلی پورصفا فرزند باقر از نقاشان معروف معاصر اصفهان در سال 1300ش متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان علیّه به پایان رساند. سپس وارد هنرستان هنرهای زیبا شد و به مدت 6 سال زیر نظر اساتید آنجا نورمحمّد معیّری و محمّد ناصر صفا و خصوصا استاد عالیقدر طراحی و نقاشی و رئیس هنرستان استاد عیسی بهادری در رشته نقاشی تحصیل کرد و در سال 1322ش با رتبه اوّل از آن هنرستان دیپلم گرفت. سپس به دعوت استاد بهادری به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا مشغول شد.
او برای تکمیل معلومات خود و تحقیق و بررسی درباره نقاشی در اروپا، به چند کشور اروپایی سفر کرد و با بازدید از نمایشگاهها و موزهها به آفاق وسیعتری در نقاشی دست یافت.
استاد پورصفا در زمینههای متنوع نقاشی همچون طبیعتسازی و دورنما، صورتسازی، آبرنگ، پاستل و پرداز مهارت دارد. از ابتکارهای او صراحی به صورت نقطهچین برای انتقال نقاشی به فرش است. با این ابتکار مشکل سایه روشنها و تنوع رنگها که مانع استفاده از نقاشی در نقوش قالی میشد، به کلّی رفع میگردد.
تابلوهای نقاشی استاد پورصفا در بسیاری از نمایشگاههای خارج از کشور همچون نمایشگاه بینالمللی بروکسل و نمایشگاه رُم به نمایش درآمده است.
استاد پورصفا امروزه از اساتید درجه اوّل نقاشی اصفهان بهشمار میرود.(1)
1) مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد پورصفا در 2 شهریور 1370؛ ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 6، شهریورماه 1366، ص52.
عباسعلی موزون فرزند براتعلی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1314ق در اصفهان متولّد شده، اندکی تحصیل کرد. از اعضاء انجمن ادبی مرحوم شیدا بود. روزگار به سراجی در کارخانه ریسباف میگذراند. یک قسمت از اشعارش به نام «اندوهنامه» در مناقب و مراثی در اصفهان به قطع کوچک در 94 صفحه به طبع رسیده است.(1)] ابتدا در بازار اصفهان به سراجی و سپس کلاهدوزی مشغول بوده و به مناسبت مجاورت با مدرسه ملاّ عبداللّه، به مصاحبت و معاشرت با اهل فضل و ادب میپرداخت. پس از آن در کارخانه ریسباف استخدام شد. او با شعرای عارف مسلک همچون صغیر، شکیب و شوقی، مصاحب و معاشر بود و عاقبت به محضر آقا میرزا عباس پاقلعهای (صابرعلی شاه) رسیده و در جرگه ارادتمندان او درآمد. او در حدود 65 سالگی بازنشسته شد و باقی عمر را به شعر و شاعری و مداحی و نوحهسرایی اهلبیت علیهمالسلام گذرانید تا این که در شنبه 5 فروردین 1351ش (مطابق با 9 صفر 1392ق) وفات یافت(2)و در تکیه آغاباشی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفات او را «شکیب اصفهانی» در مرثیهای چنین سروده است:
«شکیب» سر زده، دل گفت بهر تاریخش: «مقیم جنّت موعود روح موزون شد»
دیوان اشعار او در سال 1372ش به چاپ رسیده است.
این دو بیت از اوست:
دل دیوانه در زنجیر زلف یار میخندد ز غربت در وطن هرکس گشاید بار میخندد
اگر از شام هجران خون بگرید دیده عاشق ولی صبح وصال از دولت دیدار میخندد]
سرهنگ عباسعلی بهرامیان سیچانی [فرزند تقی] از شعرای معاصر اصفهان [در سال 1287ش] در محله سیچان اصفهان متولّد شد. [تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود گذراند و متوسطه را در دبیرستان نظام اصفهان به پایان رساند. دوره دانشکده افسری را در تهران طی کرد و پس از عمری خدمت صادقانه با درجه سرهنگی بازنشسته شد. در شعر طبعی روان داشت و «بهرام» تخلّص میکرد و در برخی انجمنها از جمله انجمن ادبی صائب شرکت مینمود. اشعارش در برخی کتابها و مجلّات از جمله کتاب «دویست شاعر» به چاپ رسیده است.
سرهنگ بهرامیان در روز 4 مرداد 1354ش در اصفهان وفات نمود و در صحن تکیه بروجردی (درکوشکی) در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.
از اوست:
تا که شمع رخ او محفل ما روشن کرد باکم از سوختن خویش چو پروانه نبود
چشم او گر ز ازل معنی مستی میگفت تا ابد هیچ سخن از می و میخانه نبود(1)]
حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی فرزند حاج محمّدجعفر، عالم فاضل، ادیب
1) بوستان فضیلت، صص 326-329؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص310؛ تذکره شعرای تخت فولاد، صص 122-124.
شاعر، زاهد متّقی، از علماء و مجتهدین عالیقدر معاصر اصفهان
در روز [جمعه] 13 جمادیالاولی سال 1315ق در قریه حبیبآباد بُرخوار متولّد شده و مقدمات علوم و ادبیات را نزد شیخ محمّدعلی معلم حبیبآبادی تحصیل کرد. سپس به اصفهان آمد و سطوح و خارج فقه و اصول به همراه منطق و کلام و ادبیات را نزد میرزا احمد مدرس، آخوند ملاّ حسین فشارکی، شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتونآبادی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، سیّد عبدالحسین سیّدالعراقین، آقا سیّد مهدی درچهای، حاج آقا نوراللّه نجفی و میرزا یحیی مدرس بیدآبادی تحصیل کرد. در حکمت نیز از شیخ محمّد حکیم خراسانی بهره برد. ریاضیات و هیأت را نیز با مطالعه و تحقیق فراگرفت. [برخی از اساتید ایشان همچون شیخ محمّدرضا نجفی و آخوند فشارکی و نیز حضرات آیات سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، آقا سیّد مهدی درچهای، سیّد محمّدحجت کوهکمری و میرزا محمّدرضا کلباسی به ایشان اجازه دادهاند. اجازه اجتهاد صادره از سوی آخوند فشارکی توسط مرجع عالیقدر سیّد ابوالحسن اصفهانی تنفیذ شده است.]
سپس به تدریس در مدارس نیمآورد، ناصری، صدر، چهارباغ، جدّه بزرگ و مسجد ذوالفقار مشغول شد. او به فارسی و عربی نیکو شعر میگفته و سابقا «نادم» تخلّص مینموده و پس از آنکه نام خانوادگی خود را «ادیب» قرار داد این کلمه را نیز تخلّص خود گردانید. [در فقه، اصول، کلام، منطق، حکمت، ادبیات، ریاضیات و هیأت مهارت داشت.
او عالمی خوشمحضر، خلیق و رئوف بود و به حال نیازمندان رسیدگی مینموده و در رفع حوائج مردم کوشا بود.] از آثار او احیاء و تجدید ساختمان مسجد مقابل مقبره صاحب بن عَبّاد در محله طوقچی اصفهان و اقامه جماعت و موعظه و ارشاد و هدایت مؤمنین در این مسجد، و احیاء نماز عیدین در مصلای تخت فولاد پس از وفات مرحوم
شیخ محمّدباقر زندکرمانی بوده است.
وی سرانجام در چهارشنبه 2 ذیقعدة الحرام 1412ق [مطابق با 14 خرداد 1371ش] وفات یافته و در مقبره صاحب بن عَبّاد مدفون شد. [استاد اعتمادی خوئی (برنا) در مادّه تاریخ وفات او گوید:
برای سال وفاتش نوشت خامه برنا «فقیه بود و منجم ادیب و افهم و فاضل»]
1412
این کتابها از تألیفات اوست:
[این رباعی از اوست:
یا رب تو ز اخلاق بَدَم پاک نما جان طائر سیر کوی افلاک نما
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص29؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 322-324؛ ادیب ماندگار: اغلب صفحات؛ علوم و عقاید، ص9؛ گنجینه دانشمندان، ج8، ص94؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص690؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آیتاللّه ادیب در 24 اردیبهشت 1368ش.
در معرفت ذات و صفات و افعال یا رب تو دلم قابل ادراک نما]
حاج عباسعلی برهانیپور فرزند محمّدرضا، از دانشمندان و محقّقان معاصر اصفهان، در سال 1311ش در اصفهان متولّد شد.
او پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دانشسرا، به تهران رفت و در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و لیسانس گرفت. آنگاه در دبیرستانها و مراکز آموزش عالی به تدریس مشغول شد تا اینکه به افتخار بازنشستگی نائل گردید.
وی از معلّمان انقلابی و متدیّن و دلسوز اصفهان بود که در عصر حکومت پهلوی برای ارشاد جوانان و مبارزه با رژیم روشنگری مینمود و مورد تعقیب مأموران امنیتی قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب نیز با سخنرانی و نوشتن مقاله و کتاب به بیان معارف اسلامی و هدایت نسل جوان پرداخت. فرزند برومند او محمّدرضا در جریان جنگ ایران و عراق در بهمن ماه 1365ش در جبهه شلمچه به شهادت رسید.
این آثار از تألیفات اوست:
میرزا عباسعلی ادیب وخشوری متخلّص به «محزون» فرزند میرزا صادق طبابتخانی، شاعر و ادیب معاصر، در 27 رجب 1316ق متولّد شده و در 26 رمضان 1387 (مطابق
1) مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد عباسعلی برهانیپور در 18 اردیبهشت 1370ش.
با 6 دیماه 1346) وفات یافته و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
او از اهالی محلّه طوقچی بوده و کوچهای در نزدیکی میدان طوقچی به نام «ادیب» و منسوب به اوست.(1)
حاج عباسعلی بن عبدالباقی خوانساری اصفهانی طهرانی، از تُجّار نیکنهاد معاصر شاعر ادیب متخلّص به «ظریف».
عباسعلی حافظپرست فرزند علی شاعر ادیب معاصر متخلّص به «آرام» در سال 1293ش متولّد شده و از سال 1312ش در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن کمال [و انجمن ادبی و هنری سعدی] شرکت داشته است. به قلمزنی مشغول بوده و در کنار آن به کتابفروشی میپرداخته است. سرانجام در شوال 1410ق [مطابق اردیبهشت 1369] وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
از اشعار اوست:
خواهی که سمر شوی به نیکونامی باید که به دل تخم محبّت کاری
با اهل زمانه هیچ دانی چه کنی آن کن که به خویشتن روا میداری(2)
حاج شیخ عباسعلی معینالواعظین معروف به «معین الحسینی» فرزند ملاّ علی محمّد گورتانی اصفهانی، عالم فاضل و محدّث، واعظ زاهد ادیب شاعر متخلّص به «ذاکر» [از وعاظ معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1287ق [در قریه «گورتان» از بلوک ماربین اصفهان که اکنون به شهر اصفهان پیوسته است] متولّد شده و در اصفهان و نجف نزد فضلای آنجا تحصیل نموده و سالها در اصفهان به وعظ و خطابه مشغول بوده و پیوسته مستمعین خویش را با نقل احادیث صحیحه ارشاد مینمود.
سرانجام در چهارشنبه سوم ربیعالثّانی 1360ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید. برادران او نیز از اهل فضل و کمال و از منبریان اصفهان بودهاند.
وی کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
از اشعار اوست:
حبّ دنیا منشاء کل خطاست آنچه از حق میرسد لطف و عطاست
کی شود مضطر کسی کو قانع است وانکه کارش جملگی با صانع است(1)
عباسعلی ملکی نجفآبادی فرزند غلامحسین، از علمای معاصر نجفآباد در سال 1313ش متولّد شد. تحصیلات علوم دینی را در نجفآباد و اصفهان نزد شیخ ابراهیم ریاضی، شیخ غلامحسین منصور، سیّد محمود مدرس و شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی انجام داد و برای تکمیل آن به قم رفته و در درس حضرات آیات سلطانی، طباطبایی، محقّق داماد، بروجردی، امام خمینی، منتظری و علاّمه طباطبایی حاضر شد. او پس از آن به نجفآباد مراجعت کرده و به تدریس و تبلیغ و اقامه جماعت پرداخت.
او از فعالان و مبارزان علیه رژیم پهلوی بود و مورد تعقیب مأموران ساواک قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب یکی از فرزندانش مصطفی ملکی در جبهههای جنگ ایران و عراق به شهادت رسید.(2)
شیخ عباسعلی علویجهای فرزند غلامرضا، عالم فاضل و فقیه جامع در غرّه شعبان 1283ق در علویجه از بلوک عربستان اصفهان متولّد گردیده و در اصفهان مقدمات علوم را فرا گرفته و در سال 1308ق به نجف اشرف مهاجرت نمود و به درس حاج میرزا حسین خلیلی و جمعی دیگر حاضر شد و به آیتاللّه آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص230؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 755 و 756؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص200؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2852 و 2853؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 694 و 695؛ الذریعه، ج16، ص345 و ج25، صص 132 و 213؛ شرح مجموعه گل، صص 295-306؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144.
2) سیمای دانشوران، ص201.
اختصاص یافت.
در حُسن خُلق و تقوی و زهد معروف بود. سرانجام در 7 شعبان 1355ق وفات یافته و در وادیالسلام مدفون گردید.(1)
[در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم نسخهای از «حقایق الأخبار» تألیف عباسعلی کرونی موجود است که در سال 1319ق تألیف شده که شاید همان شیخ عباسعلی علویجهای باشد.(2)]
میرزا عباسعلی خُرم لنبانی [فرزند کاظم از شعرای اواخر دوره قاجاریّه] در سال 1237ق متولّد شده [و از 15 سالگی به سرودن شعر پرداخته و «خرم» تخلّص نمود. مصحح کتاب دشت خرم سال تولّدش را با توجه به برخی اشعارش 1234ق تعیین کرده است. خرم ظاهرا در لنجان و اردستان دارای مناصب اداری و از جمله تحویلداری بوده است. او برخی از بزرگان روزگار خود مانند میرزا سلیمانخان رکنالملک، حاج آقانوراللّه نجفی و حسینقلیخان ایلخان بختیاری را مدح کرده است. همچنین اشعاری در مدح ناصرالدین شاه و ظلّالسلطان دارد.] دیوان اشعار او با نام «دشت خرم» در سال 1311ق چاپ سنگی شده [و بار دیگر با تصحیح آقای علیرضا لطفی (حامد اصفهانی) در سال 1387ش چاپ حروفی گردیده است.
خرم لُنبانی در سال 1324ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
از اوست:
بستی به سرزلف دلا را که تو داری پای دل هر عاشق شیدا که تو داری
دانند همه خلق که خوبان زمانه زشتند بر طلعت زیبا که تو داری
صد گل به گلستان همه دیدیم و ندیدیم یک گل به از آن روی دلآرا که تو داری(1)]
عباسعلی اسکندری فرزند یداللّه، از هنرمندان معاصر اصفهان. در سال 1325ش در اصفهان زاده شد. تا پایان مقطع ابتدایی تحصیل کرد. آموختن قلمزنی را از نوجوانی نزد برادرش استاد محمّد اسکندری آغاز کرد و با علاقه بسیار، دوازده سال از استادانی چون اسداللّه خسروانی، علی خسروانی و محمّدتقی ذوفن تعلیم گرفت و ضمن شاگردی، در کنار ایشان کار نیز میکرد.
اسکندری حدود سی سال است که بهطور مستقل کار میکند. نوع کار وی قلمزنی برجسته است بویژه قلم زدن بر تابلوهای گل و مرغ، گلدانهای برجسته، کار بر روی ضریح امامزادهها، خطهای کوفی و قرآنی و جز آن. وی، به سبب فعالیتهای هنریاش در این رشته، تقدیرنامههایی نیز از سازمان صنایع دستی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته است، از جمله در اولین نمایشگاه آثار برگزیده صنعتگران صنایع دستی کشورهای آسیا و اقیانوسیه در سال 1372ش، در نمایشگاه آثار هنری ماه مبارک
1) مزارات اصفهان، صص 59 و 60؛ الذریعه، ج8، ص171؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ دشت خرم (تصحیح آقای لطفی) ، صص 7-18.
رمضان در نگارستان امام خمینی در سال 1381ش و نیز در نخستین نمایشگاه صنایع دستی کشور. اسکندری در چند نمایشگاه داخلی شرکت کرده است که عبارتند از: نمایشگاه ایرانگردی و جهانگردی در پارک قیطریه تهران و نخستین نمایشگاه سراسری صنایع دستی کشور به مناسبت تشکیل چهاردهمین اجلاس آسیایی شورای جهانی صنایع دستی در باغ چهلستون اصفهان. وی همچنین تعدادی از آثارش را با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای شرکت در نمایشگاههای خارجی به چین، ژاپن و آلمان ارسال کرده است. تصویربرداران ژاپنی، از آثار و نمونهکارهای او فیلمی تهیه کردهاند.
اسکندری هنر قلمزنی را بهطور خصوصی و عمومی تعلیم میدهد و با سازمان صنایع دستی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز همکاری میکند. وی در حال حاضر در اصفهان مغازهای دارد و به قلمزنی مشغول است.
از آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد:
دکتر عباسعلی موحّدیان، از اساتید پزشکی اصفهان، در سال 1305ش متولّد شده و پس از اخذ دیپلم طبیعی از دبیرستان سعدی در سال 1326ش به دانشکده پزشکی
1) فرهنگ ناموران معاصر ایران، ج2، ص535.
طهران راه یافته و در سال 1332 موفق به اخذ درجه دکترا شد. سپس در دانشکده پزشکی اصفهان به تدریس رشته اعصاب و روان مشغول شد.(1)
عباسقلیخان نوری ملقّب به «سیفالملک» فرزند میرزا زکی نوری خوشنویس و ادیب دانشمند در قرن سیزدهم هجری. پسرعموی میرزا آقاخان صدراعظم نوری است. آقاخان پس از مرگ نیکلای اوّل امپراطور روسیه، او را با رتبه میرپنجی به مترجمی نظر آقا یمینالدوله به سنپطرزبورگ (دربار الکساندر دوم) فرستاد.(2)او عاقبت به اصفهان آمده و نزد حاج محمّداسماعیل اصفهانی، از حکماء و علمای عالیقدر اصفهان به تحصیل پرداخته و از جمله کتاب «مفاتیح الغیب» را نزد او خوانده است.(3)کتاب «سفرنامه سنپطرزبورگ» که نسخهای از آن در کتابخانه ملّی ایران(4)و «منتخب التّجارب» در علم طب که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است از تألیفات اوست.(5)
سیفالملک به خطوط نستعلیق و شکسته و رقاع و تعلیق آشنا بوده و نستعلیق را خوش و رقاع را عالی مینوشته و تاریخ کتابت او از سال 1250 تا 1287ق بوده است. در سال 1286 در اواخر عمرش حکومت طوالش را به عهده گرفته و پس از آن تاریخ درگذشته است.
این آثار به خط او در کتابخانهها موجود است: 1. «تحفه سلیمانیّه» تألیف: محمّدنصیر بن میرزا قاضی اردکانی یزدی، به خط شکسته که در سال 1250ق در کرمانشاه آن را کتابت کرده و به شماره 6551 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)2. مجموعهای شامل «کلمات طریفه» فیض کاشانی، «مفاتیح الغیب» ملاّصدرای شیرازی و «شرح حدیث رأس الجالوت»
از: ملاّ محمّداسماعیل بن محمّدجعفر اصفهانی که در دومین دفتر از نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران معرفی شده است. 3. «جلوات ناصریه» از: ملاّ محمّداسماعیل بن محمّدجعفر اصفهانی به خط شکسته در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.4. «اکسیر العارفین» ملاّصدرا، به خط شکسته نستعلیق در جمعه 18 رمضان 1280ق موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران5. «الحکمة العرشیه» ملاّصدرا، به خط شکسته نستعلیق، در سهشنبه 16 شعبان 1280ق، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران(2)6. «ترجمه تاریخ یمینی» از: جرفاذقانی، به خط نستعلیق در سال 1271ق موجود به شماره 1508ف در کتابخانه ملّی ایران.(3)
عباسقلی ترابی [فرزند محمّدقلی] از شعرای معاصر اصفهان [در سال 1305ش در دهستان «درغوک» از توابعآباده متولّد شده و] پس از تحصیل به استخدام اداره فرهنگ درآمده و چندی در شهرضا به شغل آموزگاری مشغول بود [و در سال 1357ش بازنشسته شد. شاعری خوشمشرب، شوخطبع و بااستعداد بود و در اغلب انجمنهای ادبی از جمله انجمن کمال و انجمن حافظ شرکت میکرد و اشعارش در نشریات اصفهان همچون «اولیاء» و «نوید اصفهان» به چاپ میرسید. مجموعه اشعار او با عنوان
«جلوههای عرفانی» در سال 1381ش به چاپ رسیده است.
او در روز 5 اردیبهشت سال 1384ش در اصفهان از دنیا رفت و در قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) به خاک سپرده شد.
از اوست:
ز چشمش تا به مژگان خواب ریزد به جام دل شراب ناب ریزد
به گیسویش وزد هر دم نسیمی از آن صدها دل بیتاب ریزد
ز رخسارش فروغ عالمآرا درون چشمه مهتاب ریزد(1)]
عباسی، از سادات و شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده و به خاطر منادمت شاه عباس اوّل «عباسی» تخلّص میکرد. سفری به هند رفته و اوحدی بلیانی در سال 1005ق در «اجمیر» هند او را دیده است.
از اوست:
جز حرف قتلم آن بت بدخو نمیکرد با من سخن به جز خم ابرو نمیکند(2)
میرزا عبدالأئمه طوسی فرزند میرزا علینقی ملاّباشی، فاضل محترم. از وکلاء مبرّز دادگستری، متوفی 20 جمادی الثّانی 1368ق مدفون در تکیه بروجردی در تخت فولاد
اصفهان.(1)
عبدالباقی اصفهانی [خوشنویس هنرمند خط نسخ] در سده دوازدهم هجری، نسخهای از «صحیفه سجّادیّه» را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 82 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.(2)
میرزا عبدالباقی موسوی اصفهانی متخلّص به «باقی» شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری. مدّتی کلانتری اصفهان را داشته [است. از آن منصب] استعفا نموده و به عتبات رفته و پس از مراجعت، ندیم شاهزاده علی میرزا [قاجار] شده و در سال 1238ق در کرمانشاه وفات یافته [است.] دیوانش قریب به چهار هزار بیت است.(3)
«مدایح امینیه» یا «مدایح حسینیه» تذکرهای مشتمل بر شرح حال شاعران مدحکننده میرزا محمّدحسینخان صدر اعظم اصفهانی ملقب به «امینالدّوله» است که [نسخه خطی آن به شماره 13219 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)]
در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران [هم] نسخهای از «مدایح حسینیه» یا «مدایح
1) سیری در تاریخ تخت فولاد، ص89.
2) فهرست ملک، ص479.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص749؛ دیوان طبیب اصفهانی، صص 78-80؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص182؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج1، ص223؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، ص63؛ تذکره دلگشا، ص621؛ تذکره اختر، ص42؛ تذکره سفینة المحمود، ص179؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص189.
4) فهرست مرعشی، ج33، صص 423 و 424.
امینیه» که در سال 1222ق نوشته شده، به شماره 2969 موجود است.(1)
[از اوست:
ز گلبن تو نباشد گلی هوس ما را همین که غیر نچیند گل تو بس ما را]
میر عبدالباقی امامی، از شعرای اصفهان در قرن دهم هجری است. از مصاحبان و رفقای میر روزبهای صبری اصفهانی بوده و در شعر و شاعری طبعیخوش داشته است. این بیت از اوست:
تا به کی من چو ببوسم لب او را به خیال بود آزرده لبش چون نگرم روز وصال(2)
سیّد عبدالباقی بختیاری، تعزیهخوان و خواننده مذهبی است، معینالبکاء اصفهان، بختیاری و شیراز بود و از ردیفهای موسیقی اطلاع کامل داشته و در عهد ناصرالدینشاه، تعزیههایی را ترتیب میداده و به تربیت تعزیهخوانها میپرداخته و در بعضی از آنها شبیه حضرت عباس میشده است.(3)
عبدالباقی بن بدیع الزمان [گنابادی تونی]، از فضلای قرن یازدهم هجری و از شاگردان ملاّ محمّدتقی مجلسی است. [او در سال 1056ق نسخهای از «تهذیب
الاحکام» (از «زکوة» تا «زیارات») را به خط نسخ کتابت کرده و آن را نزد ملاّ محمّدتقی مجلسی خوانده است. این نسخه در کتابخانه دانشکده حقوق تهران موجود است.(1)همچنین نسخهای از کتاب «من لا یحضره الفقیه» را در اصفهان کتابت کرده و ملاّ محمّدتقی مجلسی أنهایی برای او نوشته است. این نسخه در کتابخانه مدرسه نواب مشهد موجود است.(2)]
ملاّ عبدالباقی تبریزی معروف به «دانشمند» و «صوفی» [فرزند بیرامخان، از مشاهیر خوشنویسان و از عرفاء و شعرای قرن یازدهم هجری. در تبریز متولّد شده و نزد ملاّعلی لنگ به مشق خط پرداخت. سپس به درس ملاّ میرزاجان راه یافته و چندی بعد به هند رفت عاقبت در بغداد رحل اقامت افکنده و در خانقاه مولویها با دده مصطفی مربوط شد ولی عاقبت به اجبار به دستور شاه عباس به اصفهان آورده شد.] او خطوط ثلث و نسخ را عالی مینوشته و برخی از کتیبههای مسجد شاه [مسجد امام [اصفهان به خط زیبای اوست. وفات او در سال 1039ق روی داده است.
[همچنین کتابهای زیر را کتابت کرده است:
او شعر میسروده و «باقی» تخلّص داشته است. [این کتابها و آثار از اوست:
از اوست:
محنتکش روزگار خویشتنم چه کنم؟ درمانده اضطراب خویشتنم چه کنم؟
دور است ز جبر، اختیارم امّا مجبور به اختیار خویشتنم چه کنم؟(1)]
عبدالباقی بن حاجی میرزا تقی اصفهانی، از کاتبان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری بوده و در ذی الحجه 1252ق نسخهای از «دلائل الاحکام فی شرح شرایع الاسلام» تألیف سیّد محمّدابراهیم موسوی قزوینی را به خط نسخ نوشته و به شماره 4429 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(2)
میر عبدالباقی خاتونآبادی بن میر محمّدحسین بن میر محمّدصالح بن میر عبدالواسع حسینی خاتونآبادی اصفهانی، عالم فاضل و مجتهد بارع، از اکابر علمای اصفهان در قرن
1) تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2560 و 2561؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص296؛ ریحانة الادب، ج2، ص211؛ دانشمندان آذربایجان، صص 144-146؛ وقایع السنین و الاعوام، صص 506 و 507؛ کارنامه بزرگان ایران، ص204؛ فهرست مرعشی، ج31، ص719؛ الرّوضة النضره، ص312؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 187 و 188؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 47-50؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، صص 91-93؛ الذریعه، ج9، ص123؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 388-391؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص757؛ منهاج الولایه: مقدمه.
2) فهرست مجلس، ج12، ص118.
دوازدهم هجری.
[در اصفهان متولّد شده] و نزد میرزا ابوالقاسم مدرس و شیخ یوسف بحرینی [و ملاّ محمّدجعفر کشمیری] و جمعی دیگر از فحول علماء تحصیل کرده سالها امام جمعه اصفهان بود. در علوم معقول و منقول استاد بود و تدریس فرمود.
[جمعی از علماء از او روایت میکنند که از آن جمله هستند: سیّد بحرالعلوم، میرزا حیدرعلی مجلسی، آقا سیّد علی کربلائی و حاجی میر محمّدحسین خاتونآبادی (فرزندش) .]
وی در سال 1207ق در اصفهان وفات یافته و در نجف در ایوان علماء مدفون گردید.(1)
وی را تألیفاتی است از جمله:
مصلحالدین مهدوی] موجود است.
میر عبدالباقی خاتونآبادی معروف به «صغیر» فرزند میر محمّدحسین بن میر عبدالباقی (کبیر) بن میر محمّدحسین خاتونآبادی، از علمای اجلاّ مانند دو برادرش میر علینقی و حاج میرزا حسن امام جمعه در اصفهان میزیسته و در سال 1225ق وفات یافته و در داخل بقعه مجلسی مدفون شده است. بر سنگ قبر او اشعاری در مرثیه و ماده تاریخ صاحب عنوان منقور بود و این مصرع مادّه تاریخ وفات اوست: «در جنان شد میر عبدالباقی از دنیای دون». قبر او در تعمیرات اخیر [حدود 1400ق] از بین رفت.(1)
حاج ملاّ عبدالباقی بن محمّدحسین بن حاج عبدالرزاق کاشانی [عالم فاضل از علمای قرن سیزدهم هجری.]
ملاّ حبیباللّه کاشانی در «لباب الالقاب» درباره او مینویسد: «... کان فقیها متتبّعا فی الأخبار فاضلاً جامعا للمعقول و لا سیّما الریاضیات...»
[وی در کاشان متولّد شده و در آنجا] نزد سیّد محمّدتقی کاشانی و در اصفهان نزد حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی تحصیل کرده است. مرحوم سیّد حجةالاسلام در ربیع الاوّل 1260ق اجازهای جهت او مرقوم فرموده و در آن به اجتهاد و عدالتش گواهی فرموده و مردم کاشان را به مراجعه او سفارش نموده است. این اجازه ضمن مجموعه اجازات مرحوم حجةالاسلام در کتابخانه مولی محمّدعلی خوانساری در
1) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 339 و 340؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص760؛ مزارات اصفهان، ص37؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص132.
نجف اشرف میباشد.(1)
عبدالباقی بن حسین حسینی اصفهانی، [عالم فاضل جلیل، جامع معقول و منقول] از فضلای قرن دوازدهم هجری و متوفای حدود سال 1131ق. مؤلف: 1. «ذخیرة یوم المحشر فی شرح الباب الحادی عشر» به فارسی (تاریخ تألیف: پنجشنبه 12 ربیع الثّانی 1109ق) 2. «شرح باب حادی عشر»، به عربی. این دو نسخه به خط مؤلف به شماره 3708 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)[3. «القیود الوافیه» در شرح «کافیه» و «وافیه»4. «حاشیه حاشیه خفری بر شرح تجرید» که در سال 1130ق تألیف شده است.(3)]
میرزا عبدالباقی موسوی طبیب اصفهانی فرزند میرزا محمّدرحیم حکیمباشی بن میرزا محمّدباقر بن میرزا رضا بزرگ بن حکیم احمد بن حکیم سلمان موسوی اصفهانی. شاعر ادیب در قرن دوازدهم هجری. از سلسله سادات حکیم سلمانی است که اصل آنها از جهرم فارس بوده و نسب سادات شاپورآباد اصفهان نیز به حکیم سلمان میرسد.
در سال 1127ق در اصفهان متولّد شده و پدرش به دستور افاغنه در سال 1137ق کشته شده است. طبیب اصفهانی در طبابت، ماهر و حاذق بوده و در رکاب نادرشاه به عنوان حکیمباشی و ندیم او به هند رفته و در آنجا با علیقلیخان لگزی متخلّص به
«واله» مؤلف تذکره «ریاض الشعراء» ملاقات نموده است. طبیب از معاشرین و مصاحبین مشتاق اصفهانی است.
او در سال 1171ق وفات یافته و در تخت فولاد جنب لسان الارض [تکیه شهداء کنونی] مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش را «صهبا» گوید:
کلک «صهبا» از پی تاریخ فوتش زد رقم «بزم جنّت منزل آن زبده سادات باد»
دیوان اشعاری دارد حاوی قریب دو هزار بیت که نمونه بهترین شعر فارسی است. [و به چاپ رسیده است. نسخه خطی دیوان طبیب در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.] مثنوی به نام «محمود و ایاز» نیز گفته است.
از اوست:
غمت در نهانخانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریهام ناقه در گل نشیند
خَلَد گر به پای خاری آسان برآرم چه سازم به خاری که در دل نشیند
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم غباری به دامان محمل نشیند(1)
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص218؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 747 و 748؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص188؛ اصفهان: کتاب جوانان، ص238؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 719-721؛ تذکره روز روشن، ص499؛ مکارم الآثار، ج4، ص1209؛ تذکره آتشکده: نیمه دوم، صص 584-586؛ الذریعه، ج9، ص644؛ دیوان طبیب اصفهانی، ص89؛ تذکره غنی، ص83؛ فهرست گلپایگانی (صدرائی) ، ج2، ص1904؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، صص 1293 و 1294؛ منتخب اللطایف، ص424.
دکتر عبدالباقی نواب فرزند میرزا محمّدرضا خان بن میرزا علی خان مستوفی چهارسو شیرازی اصفهانی، طبیبی حاذق، ادیب شاعر و خوشنویس هنرمند معاصر.
در سال 1296ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، به دانشکده پزشکی طهران راه یافته و موفق به اخذ درجه دکترا شده است. او سالها به تدریس در آموزشگاه عالی بهداری اصفهان و دانشکده پزشکی اصفهان مشغول بوده و درجه D.TM and H. را از دانشکده بیماریهای گرمسیری و بهداشت لندن اخذ نموده است.
وی در پستهای اداری مانند ریاست دانشکده داروسازی، معاونت دانشگاه اصفهان و معاونت دانشکده پزشکی به خدمت پرداخته و در سال 1339ش به سمت نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای ملی انتخاب شده است.(1)
دکتر نواب مردی ادیب و دانشمند و شاعر بوده و خط شکسته را خوش مینوشته و در محافل و انجمنهای ادبی شرکت مینموده است. او طبیبی خوشمحضر، نیکسیرت و خوشرفتار، آشنا به انساب و حالات بسیاری از مردم اصفهان بالاخص علماء و سادات و بهخصوص خاندانهای بهشتی و فشارکی و روضاتی و در قدرت حفظ احاطه به جزئیات کمنظیر و دارای محاسن اخلاق و لطافت طبع و ظریف بوده است.
وی در شب اربعین (20 صفر) 1403ق (سال 1361ش) در طهران وفات یافته، جنازه به اصفهان منتقل گردیده و در مجاورت خاندان بهشتی [واقع در شمال مصلای تخت فولاد] مدفون گردید.(2)
[مرحوم استاد حسن بهنیا متخلّص به «متین» مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:
پی سال تاریخ فوتش «متین» بگفت: «ای دریغ از مسیحای ما»(1)
همچنین شاعر گرامی آقای میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین گفته است:
سال فوتش را رقم بنمود «برنا» با دو هجری هر یکی در بیتی از طبع روان نکته دانی
«جانب جانان جاوید و جهان جاودانی کرده عبدالباقی نواب روی از دار فانی» 1403
«جان عبدالباقی نواب شد از دار فانی جانب جانان جاوید و جنان جاودانی» 1361]
این شعر از دکتر نواب است:
باغبانی گل امید به گلزار نشاند بهر پروردن او خون دل از دیده فشاند
گشت پروانهاش عاشق ولی از جور خزان عاقبت زان گل و پروانه یکی خاطره ماند
کتاب «بیماریهای عفونی» از تألیفات اوست که دکتر عبدالرحیم امامی جمعآوری و در اصفهان به طبع رسانیده است.
آقا عبدالباقی مازندرانی بن ملاّ محمّدصالح ساروی مازندرانی بن احمد، عالم فاضل
1) طاوس خیال، ص441.
کامل [از علمای قرن دوازده هجری.]
مادرش صبیّه ملاّ محمّدتقی مجلسی است. آقا احمد کرمانشاهی در مرآت الاحوال از او به عنوان «جامع الفضائل و حاوی الفواضل و عالم العامل و الفقیه الکامل» یاد کرده است. از او پسری به نام محمّدصالح و معروف به آقابزرگ که اهل علم و فضل بوده به جا مانده است.(1)
امیر عبدالباقی بن میر عبدالباقی [بن سیّد رضیالدّین محمّد آرتیمانی همدانی اصفهانی، عالم فاضل جلیل و شاعر ادیب اریب، از محدّثین و فضلای قرن یازدهم هجری است. جدّش از اهالی «آرتیمان» همدان و از شعرای معروف بوده است. خود او در اصفهان ساکن بوده و گاهی شعر میسروده و «باقی» تخلّص میکرده است.(2)] از شاگردان علاّمه محمّدباقر مجلسی است.(3)
او نسخهای از کتاب «کافی» را در سال 1089ق نوشته و ظاهرا نزد علاّمه مجلسی قرائت نموده و علاّمه مجلسی در پایان جزء اوّل جهت او اجازه مرقوم داشته است. این نسخه در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(4)
همچنین امیر عبدالباقی کتاب «تهذیب الاحکام» را نزد علاّمه مجلسی خوانده و استاد در چندین محل کتاب اَنهاء جهت او نوشته که تاریخ آخرین آن 28 رجب
1092ق است. نسخه به شماره 3183 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(1)
[کتاب «فوائد علیّه و تصحیح النّیّه» یا «نیّات عبادات» از تألیفات اوست که به فارسی و یک مقدمه، 7 مقصد و یک خاتمه در سال 1110ق به نام شاه سلطان حسین صفوی نوشته است. نسخهای از آن به شماره 4/7326 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی و نسخهای دیگر به شماره 2147 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(2)این شعر از اوست:
به کف آوردهام از گلشن بیخار غمت گل داغی که نصیب دل آگاه شود]
میرزا عبدالباقی بن میرزا محمّدعلی بن حاج میر سیّد جعفر بن حاج آقا میرزا بن سیّد حسین نائینی اصفهانی عالم و فاضل بوده و در قرن چهاردهم هجری میزیسته و در اوان جوانی در اصفهان بلاعقب وفات یافت.(3)
عبدالباقی فرزند معینای اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. در هند ساکن بوده و از معتمدان جهانگیر پادشاه است. گاهی در کابل و گاهی در سند به خدمت مشغول بوده و در شعر طبعی خوش داشته است. این شعر از اوست:
با زَهر غم او تریاک ندارم میمیرم و از مردن خود باک ندارم
کیخسرو تجریدم و جمشید قناعت پروای شکوه جم و ضحّاک ندارم(1)
عبدالباقی حسینی [ظاهرا از علمای قرن یازدهم هجری] و از جمله شهود وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان بوده و سجح مهر او: «عبده عبدالباقی الحسینی» است.(2)
ملاّ عبدالباقی سبزواری [عالم فاضل، از فضلای قرن دوازدهم هجری] شاگرد و مجاز از ملاّ محمّدفاضل سراب تنکابنی است. [در اصفهان ساکن بوده و] فاضل سراب در اوراق آغاز «مشیخه» از کتاب «من لا یحضره الفقیه» در اوّل جمادی الاوّل 1106ق جهت او اجازه نوشته است. این کتاب به شماره 7474 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
سیّد عبدالباقی سیفی قزوینی، [از علمای اواخر دوره قاجاریه] از سادات سیفی قزوین، از اجلّه علمای اصفهان و از مدرسین معروف عهد خویش بوده و در مسجد سرخی امامت میفرموده است. در سال 1316ق وفات یافته و در یکی از حجرههای تکیه آقا سیّد رضی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(4)
عبدالباقی قهپائی، از فضلای قرن سیزدهم هجری و از اهلی قهپایه اصفهان است. او مجموعهای را شامل «حاشیة الرسالة الالفیه» و «الجعفریه» هر دو از تألیفات شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) را به خط نستعلیق در سال 970ق کتابت کرده است. این مجموعه در کتابخانه آقای حسین مفتاح در تهران موجود بوده است.(1)
میر عبدالباقی اصفهانی متخلّص به «مقبول» از معاصرین شاه اسماعیل اوّل صفوی بوده و در انواع فنون و هنر ماهر بوده. علاوه بر ادب و شعر و خط، در طباخی استاد بوده و چون در قزوین جهت شاه غذایی طبخ کرد که مقبول واقع شد، «مقبول» را تخلّص خود قرار داد.(2)
[مرحوم عبدالمحمّد ایرانی در کتاب «پیدایش خط و خطاطان» این میر عبدالباقی طبّاخ را با عبدالباقی صوفی تبریزی خطاط مشهور عصر صفوی و کاتب کتیبههای مسجد شاه اصفهان (مسجد امام فعلی) یکی دانسته که قطعا اشتباه است. و این میر عبدالباقی مقبول، به خوشنویسی معروف نبوده است. صاحب عنوان مثنوی در تتبع «سبحة الابرار» جامی و مثنوی در «تصوف اهل سنت» سروده است.]
از اوست:
نازکی بین لب او را چون ببینم به خیال لبش آزرده شود چون نگرم روز وصال
عبدالباقی نائینی متخلّص به «باقی» شاعر، ادیب و موسیقیدان هنرمند قرن یازدهم هجری.
در حدود سال 1003ق در نائین متولّد شده و در نوجوانی به اصفهان آمده و نزد فضلای این شهر به تحصیل علم و ادب مشغول شد و از جمله از محضر حکیم شرفالدّین حسن شفائی اصفهانی، شاعر و طبیب معروف عهد شاه عباس صفوی برخوردار شد. آنگاه به خراسان رفته و با آنان مصاحبت و مراوده ادبی نمود. پس از آن به مناطق و شهرهای هند از جمله: اجمیر، دکن، پتنه و بنارس سفر کرد و به مدح وزراء، شاهزادگان و صاحبمنصبان هند پرداخت و به دریافت صلههای فراوان مفتخر شد. در سال 1046ق در دهلی به دربار شاه جهان، پادشاه هند راه یافته و قصیدهای در وصف نوروز گفت که به دستور پادشاه به زر کشیده شد. او عاقبت هند را به قصد زیارت بیتاللّه الحرام ترک گفته و پس از انجام حج به اصفهان مراجعت نمود و مدتی بعد در این شهر وفات یافت. سال فوتش معلوم نشد. ظاهرا قبل از سال 1055 (آغاز سلطنت شاه عباس ثانی) از دنیا رفته است.
او از موسیقیدانان زبردست عهد صفویه است. علاوه بر موسیقی ایرانی، با موسیقی هندی نیز آشنا بوده و در تصانیف و آهنگهای خود از موسیقی هند تأثیر پذیرفته است. او «رسالهای در موسیقی» تألیف کرده است.
این شعر از اوست:
یار هشیار آمد و از صحبت ما مست رفت حیف چون عمری که در غم بگذرد از دست رفت
«باقیا» بر هر گلی مانند بلبل دل مبند عمر چون باد بهاری تا که گوئی هست رفت(1)
ابوالقاسم عبدالجبّار بن ابیغالب بن ابیزید بن محمّد بن احمد زعفرانی اصفهانی [از محدّثین عامه در قرن ششم هجری که] از ابوبکر محمّد بن احمد بن حسن بن ماجه ابهری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی جزئی از احادیث «لوین» را از او استماع کرده است.(2)
ابوعبداللّه عبدالجبّار بن حسین بن محمّد بن احمد بن محمّد بن حسین بن ماجه ابهری [از محدّثین عامه اصفهان در قرن ششم هجری] جدّش محمّد بن احمد ابهری به «ابن ماجه» معروف بوده و از محدّثین قریه «ابهر» جی اصفهان است.
عبدالجبّار از جدّش حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.(3)
سیّد عبدالجبّار بن محمّد شفیع رضا توفیقی الحسینی الکوه کیلویهای [از فضلای قرن دوازدهم هجری] نسخهای از رساله «شرح احادیث طینت» تألیف آقا جمالالدّین محمّد خوانساری را در زمان حیات مشارالیه کتابت نموده است.
این نسخه جزء متون فارسی در معارف اسلامی به شماره 3 به چاپ رسیده است. احتمالاً مشارالیه از شاگردان آقاجمال بوده است.
فایده: سادات رضا توفیقی تاکنون به همین شهرت در اصفهان ساکن و عموما در حدود محلّه درب امام میباشند و بدین لحاظ به درب امامی شهرت دارند. منهم: العلاّمة الفقیه الادیب البارع الحاج المیرزا بدیع درب امامی.
مشار الیهم از سادات موسوی میباشند و عموما سادات موسوی حسینی امضاء میکردهاند. لا یخفی علی المتتبع البصیر
سیّد مصلحالدّین مهدوی 21/6/59
ابواحمد عبدالجبّار بن عصمت بن شیبان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان محتسب اصفهانی [از محدّثین عامه اصفهان در قرن ششم هجری] عموزاده شیبان که از ابوعلی حداد، ابوالعباس احمد بن عبدالغفار بن اشته حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی احادیث کمی از او استماع کرده است.(1)
1) التّحبیر، ج1، ص422.
ابوبکر عبدالجبّار بن عبداللّه بن محمّد بن فورویه صفّار اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری] ابوالرّضا یحیی بن زید بن خلیفه حسنی ساوهای (468-541ق) از او استماع حدیث کرده است.(1)
ابوالطیّب عبدالجبّار بن فضل بن محمّد بن احمد جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابیعبداللّه محمّد بن ابراهیم جرجانی نقل حدیث کرده و حافظ ابوالقاسم هبةاللّه بن عبدالوارث شیرازی و اسماعیل بن محمّد بن فضل حافظ اصفهانی و ابوالخیر محمّد بن احمد بن محمّد بن عمر بن باغبان از او روایت کردهاند.(2)
[جار = کار = گار از روستاهای شرق اصفهان است و یک مناره تاریخی از دوره سلاجقه در آنجا هنوز باقی است.]
ابوسعد عبدالجبّار بن محمّد بن ابوالقاسم اصفهانی هرّاس. معروف به «خطبه» [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی و ابوعبداللّه قاسم ثقفی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی استماع حدیث کرده است.(3)
ابو احمد عبدالجبّار بن محمّد بن احمد صندوقی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری] از ابوالمعمّر شیبان بن عبداللّه بن احمد بن شیبان محتسب حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی مقدار اندکی از وی استماع حدیث کرده است.(1)
ابوالفضل عبدالجبّار بن محمّد تاجر اصفهانی [از محدّثین و فضلای قرن ششم هجری] که حسین بن مسعود بغوی شافعی و ابومحمّد عبدالرّحمان بن عبداللّه بن عبدالرّحمان بن حسین بن محمّد بن حسین بن عمر بن حفص بن یزید نیهی مرورودی شافعی (متوفی 548ق) از او حدیث شنیدهاند.(2)
شیخ عبدالجلیل بن زینالعابدین اصفهانی، طبیب مخصوص ناصرالدّین شاه و عالمی فاضل و حکیمی ماهر بوده [است.] در سال 1288ق در رودخانه جاجرود غرق شده و جسدش را در سر قبر آقا در طهران دفن کردند. پدرش از خطاطین آن روزگار است.(3)
ابومطیع عبدالجلیل بن ابوعدنان بن محمّد بن احمد بن مطهر بن ابونزار بن محمّد بن علی بن محمّد بن احمد عبدی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری
[ سمعانی از او با عبارت «شیخ صالح مستور من بیت الحدیث» یاد کرده است. در سال 470ق در اصفهان متولّد گردیده و از ابوالفضل مطهر بن عبدالواحد بُزانی، ابوالطیّب محمّد بن محمّد بن ابراهیم بن سلیمان اصفهانی معروف به «سله» حدیث شنیده است.
برادرش ابوتمیم عبدالمغیث هم از محدّثین اصفهان است.(1)
شیخ عبدالجلیل بن عبدالرضا بن اسماعیل، خطاط نسخنویس [در قزن یازدهم هجری] از آثارش جلّد دوم کتاب «کشف الغمه» اربلی که در سهشنبه 9 رمضان 1099ق نوشته و به شماره 18 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(2)
حافظ ابومسعود عبدالجلیل بن محمّد بن عبدالواحد بن محمّد بن ابراهیم بن شهرمرد بن مهرة بن کهیار اصفهانی معروف به «ابن کوتاه» جوباری. [از محدّثین عامه در قرن ششم هجری.]
سمعانی درباره او مینویسد: «من اولاد المحدّثین له معرفة تامة بالحدیث و هو حسن السیرة مرضیّ الطریقة مکرما للغرباء فقیر قنوع (اوحد وقته فی علمه) .
او از حافظ ابوالقاسم اسماعیل بن فضل بن محمّد، ابومحمّد رزقاللّه تمیمی، ابوالفوارس طرّاد بن محمّد زینبی، ابوبکر بن ماجدالدّین، ابومطیع مصری، ابوالحسن احمد بن عبدالرّحمان ذکوانی و ابوعبداللّه محمّد بن احمد بن حسین فرمیشکانی فقیه ادیب ساکن بیضاء حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی استماع
حدیث کرده است.
[در تاریخ وفاتش اختلاف است. برخی نوشتهاند] در اواخر سال 555 و یا اوایل سال 556 وفات یافته است و آخر رجب یا شعبان 553 و یا شب پنجشنبه شعبان 553ق هم نوشتهاند.(1)
میرزا عبدالجواد بن ابراهیم معتمد الذّاکرین عالم فاضل و خطیب ماهر، از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. وی نزد جمعی از علمای اصفهان از جمله شیخ محمّدعلی نوری فشارکی تحصیل کرده است. نوری فشارکی در سوم رمضان المبارک 1347ق جهت او اجازه روایت نوشته است.(2)
میرزا عبدالجواد بن ابیالقاسم اصفهانی، مؤلّف کتاب «حدیقة الطّب» است. نسخه آن به شماره 426 در کتابخانه ملّی فرهنگ در طهران و نسخهای دیگر در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(3)
آقا عبدالجواد فرزند حاج محمّدجعفر آبادهای. [عالم فاضل از علمای اواخر دوره قاجاریه] به جای پدر، پس از فوت او در مسجد ایشان [مسجد حاج محمّدجعفر در
اصفهان] امامت مینموده و پس از سال 1310ق در سفر عتبات در کربلا وفات یافت و در وادی السلام نجف مدفون شد.(1)
[کتب زیر از تألیفات اوست:
«تشریح الصلاة» که در سال 1279ق آن را نوشته است.
«تفسیر سوره واقعه» که در سال 1280ق تألیف شده است.(2)]
پرفسور عبدالجواد حکیمی معروف به «فلاطوری» فرزند حسین فیلسوف دانشمند و اسلامشناس کمنظیر معاصر از اعقاب حکیم ملاّ اسماعیل اصفهانی (واحدالعین) در روز سوم فروردین 1304ش در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد شد. تحصیل در مقطع ابتدایی را در دبستان اقدسیه و دبستان ایران طی کرد و در مقطع متوسّطه در سال 1322ش از هنرستان صنعتی اصفهان دیپلم گرفت و سپس با خانواده به تهران رفت.
در اصفهان از محضر شیخ محمّدتقی قمشهای و در مدرسه مروی تهران از محضر آیةاللّه حاج شیخ محمّدعلی شاهآبادی بهره گرفت. در سال 1326ش به مشهد رفت و در مدرسه حاج حسن حجره گرفت و در فقه و اصول و ادبیات در محضر علمای عالیقدر آنجا همچون شیخ محمّدتقی ادیب نیشابوری (ادیب ثانی) ، حاج میرزا احمد مدرس یزدی، شیخ کاظم دامغانی، شیخ هاشم قزوینی، شیخ هادی کدکنی، شیخ مجتبی قزوینی، حاج شیخ محمّدرضا کلباسی، حاج شیخ محمّدرضا ترابی خراسانی به کسب فیض مشغول شد. در سال 1326 حاج شیخ محمّدرضا کلباسی جهت او اجازه اجتهاد نوشت. و به تدریس در مشهد مقدّس پرداخت.
در سال 1330ش به تهران بازگشت و برای تکمیل معلومات خود نزد شیخ محمّدتقی آملی، آقا میرزا احمد آشتیانی، میرزا مهدی آشتیانی و سیّد احمد خوانساری حاضر شد. و همزمان به تحصیل در دانشکده الهیات دانشگاه تهران مشغول شد و با «ترجمه مشاعر» ملاّصدرا با درجه ممتاز از آن دانشکده لیسانس گرفت.
در سال 1333 برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و در شهرهای «ماینس»، «کلن» و «بُن» در رشتههای فلسفه، روانشناسی، علوم تربیتی، علوم اجتماعی و تطبیق ادیان در دانشکده فلسفه تحصیلات خود را پی گرفت و در سال 1338ش از دانشگاه کلن مدرک گرفت و به عنوان استادیار در دانشگاه هامبورگ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فلسفه اسلامی پرداخت. او در سال 1340ش با ارائه پایاننامهای با عنوان «تفسیر اخلاق کانت در پرتو احترام» دکترای خود را از دانشگاه «بن» اخذ کرد.
او در سال 1343ش مرکز تحقیقات علوم و عقاید شیعی را تأسیس نموده و بیش از هشت هزار جلد کتاب درباره شیعه را برای کتابخانه آنجا فراهم کرد. آنگاه در دانشگاه کلن به تدریس پرداخت. در سال 1349 رساله «دگرگونی بنیادین فلسفه یونانی در اثر برخورد با اندیشه اسلامی» را ارائه داد و به درجه استادی نائل شد.
از خدمات ارزنده او اصلاح و تدوین کتابهای درسی 17 کشور اروپایی در باب اسلام است. او کاستیها و اشتباهات و تحریفاتی که در کتابهای درسی مدارس اروپایی وجود داشت را بهخوبیاصلاح نمود. برگزاری کنگرههای متعدد درباره اسلام با حضور و سخنرانی مستشرقان و اسلامشناسان و نوشتن دهها مقاله در باب فرهنگ و تمدن و فلسفه اسلامی و تطبیق آن با فلسفه غرب از اقدامات ارجمند او برای معرفی اسلام پیشرو به مردمان مغرب زمین بود. همچنین در سال 1355ش آکادمی علوم اسلامی را تأسیس نمود.
پرفسور فلاطوری در روز یکشنبه 9 دیماه 1375ش در آلمان وفات یافته و جنازه
به اصفهان حمل و در گلستان شهدا نزدیک مزار عالم ربّانی حاج آقا رحیم ارباب مدفون شد.
کتابهای زیر از آثار اوست:
حاج میرزا عبدالجواد اخوت فرزند میرزا رضا، از تجّار و اطبّای ماهر قرن چهاردهم هجری. در ماه اسفند 1267ش (مطابق 1306ق) در اصفهان متولّد شد و در نوجوانی در بازار به کار پرداخت. در جوانی با شاهزاده محمّدحسن میرزا که در اصفهان ساکن بود آشنا شد و از او طب آموخت. چندی بعد به شیراز رفته و در کنار طبابت، به تجارت پرداخت. او پس از 10 سال اقامت در شیراز به تهران رفت و در آنجا اقامت نمود تا این که در روز یکشنبه 3 رمضان 1364ق (مطابق 21 مرداد 1324ش) وفات یافته و در مزار ابنبابویه در شهرری مدفون شد. او خاطرات خود را از تولّد تا 31 سالگی (تا سال
1) فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 448 و 449؛ کتاب «فلاطوری»، ج1، صص 141-165؛ زندگینامه و خدمات فرهنگی دکتر عبدالجواد فلاطوری، صص 23-27 و 135-150؛ تخت فولاد اصفهان (چاپ دوم) ، صص 240 و 241؛ نادرهکاران، صص 885 و 886.
1337ق) نوشته که با عنوان «از طبابت تا تجارت» در سال 1386ش به کوشش آقای مهدی نفیسی به چاپ رسیده است و منبع ارزشمندی در شناخت مردم ایران در عصر مشروطیت است.(1)
میرزا عبدالجواد نحوی بن میرزا عبدالحسین بن محمّدتقی بن حاج محمّدحسین نایب الصدر بن آقا محمّدجعفر بن حاج ملاّ مهدی بن حاج محمّد ظهیر هرندی اصفهانی، [از فضلاء قرن سیزدهم هجری.]
در ذیقعده 1280ق متولّد شده و مقدّمات علوم را از صرف و نحو و معانی و بیان و فقه نزد فضلای اصفهان تحصیل نمود، و خط نستعلیق را در کمال استادی مینوشته است. [مع الاسف] در محرم 1305ق در عنفوان جوانی وفات یافته و در قبرستان سر قبر آقا در اصفهان مدفون شد.(2)
میرزا عبدالجواد متخلّص به «لا اَدری» بن عبدالحمید بن مؤمن بن ملاّ محراب گیلانی، شاعر و ادیب خوشخط [در اواخر دوره قاجاریه] از آثارش کتابت نسخهای از قرآن مجید است که به وسیله رکنالملک به چاپ رسیده است. تاریخ کتابت نسخه سال 1307ق [است.(3)]
حاج ملاّ عبدالجواد بن عبدالرحیم باغبادرانی اصفهانی، [عالم عامل متبحّر، نحریر کامل، متکلم خبیر، از وعاظ و دانشمندان اواخر دوره قاجاریه] اصلاً از کوهگیلویه بوده ولی در باغبادران [که سابقا از دهات بزرگ لنجان بوده و به «باغ وردان» معروف است و اکنون به شهر تبدیل شده است] متولّد شده و در اصفهان نزد علماء و فضلاء این شهر کسب فیض نموده است. [او در اصفهان به وعظ و خطابه و تألیف و تحقیق مشغول بوده و سرانجام در شب ششم ماه مبارک رمضان 1335ق در اصفهان وفات یافته و در نزدیکی مقبره ملاّ اسماعیل خواجویی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مرثیه وفات او را شاعر خطاط و خطیب مشهور «میرزا عبدالجواد خطیب» چنین گفته و بر سنگ مزار او نقر گردیده است:
در پناه رحمت حق شد جواد رحتمش پیوسته بادا بر نهاد
جوهر انسان، جهان مردمی مردم بنیائی اهل رشاد
عالم نحریر حبر بیعدیل کز کمال و فضل و معنی داد داد
بود نشر مذهب اثنیعشر داعیش در منبر و مسجد مراد
بود گنجی از هنر چنگ اجل چون گهر بر بود و در خاکش نهاد
جست تاریخش «خطیب عبدالجواد» تا که تقدیم روان وی کناد
آمد از مجمع یکی بیرون و گفت «در پناه رحمت حق شد جواد»(1)]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «بحر المعجزات» 2. «ریاض المناقب»(2)3. «شجرة المحمّدیه» که در سال
1314ق به فارسی تألیف شده و در کتابخانه ملک تهران موجود است.(1)[ 4. «الصاحب» درباره امام زمان علیهالسلام به عربی در 3 جلد که به شمارههای 248 و 249 و 250 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.5. «مقتل الآل» به عربی، از مقتل حضرت علی تا حضرت رضا علیهماالسلام که به شماره 385 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.6. «موقظ الغافلین»، ردّ بر بابیه و صوفیه در 3 جلد که به شمارههای 646 و 647 و 653 در کتابخانه مسجد اعظم قم نگهداری میشود.(2)7. «نسائم الرّحمه» [به فارسی در اخلاق] که نسخهای از آن در کتابخانه علاّمه مفضال جناب آقای حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است. [نسخه دیگری که شامل باب نخست کتاب است، به شماره 2/12863 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)]
گاهی شعر میسروده است. از اوست:
زینب چو دید رأس برادر به تشت زر نالان کشید آه شرربار از جگر
در بر درید جامه صبر و شکیب را گاهی به سینه میزد و میزد گهی به سر
میگفت ای شهید به خود غرقه یا حسین ای گوشه پاره جگر سیّد بشر
ای نور چشم حیدر و ای زاده بتول جسمت جدا فتاده و رأست به تشت زر(4)
میرزا عبدالجواد خطیب فرزند ملاّ عبداللّه بن ملاّ محمّدحسین بن حسن ریزی لنجانی، ملقب به «لسانالدّین» [از علماء و خطبای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه] عالم فاضل، خطیب ادیب و شاعر ماهر. در [ماه شوال] 1279ق متولّد گردیده و نزد فضلاء اصفهان تحصیل نموده و از طرف امام جمعه اصفهان منصب خطابت یافته و در اعیاد و مجالس فاتحه خطبه میخواند و جهت بسیاری از علماء و بزرگان اصفهان مادّه تاریخ گفته [بود.] طبع شعر روانی داشت. اشعار مصیبت زیادی سروده است. [خط نستعلیق را خوب مینوشت. معلم خط مدرسه قدسیه بود. نمونه خط او در سر درب مدرسه صدر بازار و مسجد رکنالملک و سر درب آب انبار کازرونی تخت فولاد موجود است. او در خط شاگرد عبدالرحیم افسر و فتحاللّه جلالی است.]
او در سهشنبه 21 ربیعالاوّل 1359ق [مطابق با 10 اردیبهشت 1319ش] وفات یافته و جنب آب انبار کازرونی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
اشعارش حدود سه هزار بیت است. این شعر از اوست:
معراج علی فراز او اَدنی شد در خم چو به دست مصطفی بالا شد
قوسین ز قامت نبی بیش نبود ره طی شد و او بر افق اعلی شد(1)
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص70؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 180 و 181؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص762؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص176؛ دیوان طرب، ص80؛ احوال و آثار خوشنویسان، ص368؛ مکارم الآثار، ج7، ص2322؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 383 و 390؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص236؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 104 و 105؛ گلزار مقدّس، صص 319-351.
آقا میرزا عبدالجواد شیخالاسلامی بن حاج میرزا علی [بن میرزا محمّدرحیم بن میرزا عبداللّه بن میرزا محمّدرحیم بن میرزا مرتضی بن شیخ عبدالمطلب بن میرزا محمّدرحیم شیخالاسلام بن ملاّ محمّدجعفر شریف سبزواری بن ملاّ محمّدباقر محقّق سبزواری]، عالم فاضل و ادیب کامل [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در اصفهان متولّد و هم در این شهر نزد علماء تحصیل کرده [بود] عالمی خلیق و مهربان و دوستدار علماء بود.
نویسنده مکرّر ایشان را شبها در مسجد سیّد حجةالاسلام مشاهده و ملاقات میکردم که با مرحوم ملاّ شیخ محمود مفید گاهی به مباحثات علمی اشتغال میجست و مرحوم مفید به او احترام میگذاشت. او داماد عموی خود بوده [است.(1)]
[وی در 14 رجب 1374ق وفات یافته و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مؤلف فقید، به خطا مزارش را در تکیه ریزی نوشته است.(2)]
میرزا عبدالجواد حکیمی فرزند ملاّ علی (معروف به «آخوند شیخی») پدرش از شیخیه خراسان بوده که به امر حاج میرزا باقر قهی، جانشین حاج محمّدکریمخان، به نائین آمده و میرزا عبدالجواد در آنجا متولّد شد.
او در نائین و اصفهان تحصیل کرده و بالاخره در پوده از دهات سمیرم ریاست شیخیه آن حدود را داشته و در سال 1332ش به سن هفتاد سالگی در آنجا وفات
یافت.(1)
حاج ملاّ عبدالجواد (یا محمّدجواد) آدینهای [فرزند حاجی ملاّ محمّدعلی (مدعو به حاجی آدینه) معروف به «نیلفروش» و «رنّاسی»] حکیم فقید زاهد [از علماء و حکمای اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.]
از مبرّزین شاگردان جهانگیرخان قشقائی بوده و خود از مدرسین حکمت در اصفهان میباشد. در مدرسه صدر تدریس میفرمود و جمعی کثیر از محضرش مستفیض میشدند. [از جمله: استاد مهدی حجازی فروشانی، شیخ محمّدعلی کرمانی، شیخ محمّدرضا جرقویهای (دستگردی) ، شیخ محمّدرضا جرقویهای (حسینآبادی) ، میرزا محمّد طبیبزاده، میرزا حسنخان جابری انصاری، آقا سیّد روحاللّه کشفی، حاج میرزا فتحاللّه درب امامی و استاد جلالالدّین همائی] سرانجام در رجب 1339ق وفات یافته و در تکیه آقا شیخ مرتضی ریزی در اطاق سوم مدفون گردید. در ماه رجب این سال سه عالم بزرگوار از علمای اصفهان: حاج ملاّ عبدالجواد آدینهای، آقا جمالالدّین چهارسوقی و حاج میرزا محمّدرضا رضوی خوانساری وفات یافتند. حاج میرزا حسنخان جابری انصاری در مادّه تاریخ آنها گفت:
تاریخ گفت «جابری» از نصّ خبر: «اینک عجب سه ثلمه باسلام در رجب»(2)
[استاد همایی در وصف مرحوم آدینهای مینویسد: «از اساتید معقول و ریاضیات که
در محاورات او را حاجی ملاّ جواد میگفتند وی در تدریس سلیقهای بسیار خوب مستحسن داشت. مطالب را بسیار منقّح و خالی از حشو زواید بیان میفرمود. متون معقول و منقول مثل «شرح منظومه» و «شرح کبیر» و «قوانین» و احیانا «شرح نفیسی» و هیأت و نجوم را تدریس میکرد. خطی پخته و شیرین مینوشت و بیشتر کتب درسی خود را با همان خط خویش تحشیه کرده بود. من بخشی از «شرح منظومه» و «شرح کبیر» فقه و یک دوره کامل فنّ نجوم و «معرفة التّقویم» را از روی متن کتاب خاتونآبادی نزد آن بزرگوار تحصیل کردم. محلّ تدریس و امامت جماعت او مسجد ذوالفقار بود. کتاب خاتونآبادی را هم در ماه رمضان بعد از نماز ظهر و عصر در همان مسجد برای ما تدریس میکرد. هنوز قیافه باوقار و صدای دلنشین او در چشم و گوش من است».(1)
علاوه بر فضائل و مکارم علمی و اخلاقی در خوشنویسی نیز دستی توانا داشته و خط نسخ را خوش مینوشته است.
از نمونه آثار مرحوم آدینهای «میزان الحساب» قوشچی و «حاشیه حاشیه تهذیب» تألیف: علیرضا تجلّی اردکانی است که آن را در سال 1292ق به خط شکسته نستعلیق کتابت کرده و ضمن مجموعه شماره 6313 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران نگهداری میشود.(2)]
آخوند ملاّ عبدالجواد مدرس خراسانی فرزند ملاّ محمّدعلی بن ملاّ احمد تونی خراسانی، از علماء و مدرّسین حکمت در اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] از خراسان
به اصفهان آمده [و در مدرسه شاهزادهها ساکن شده] و نزد آخوند ملاّ علی نوری و جمعی دیگر از علماء و حکماء [از جمله حاج محمّد ابراهیم کلباسی و شیخ محمّدتقی رازی صاحب حاشیه(1)] تحصیل نموده و به قول مؤلّف «المآثر و الآثار»: «در فقه، اصول، طب، ریاضیات و ادبیّات جمله مهارت کلّی و تَدَرُّبی عظیم داشت.»(2)
سالها در اصفهان به تدریس حکمت، ریاضیات و طب مشغول بوده [و جمعی کثیر از علماء و حکماء از جمله: میرزا علی انصاری، میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا عبدالحمید فریدنی، میرزا محمّدحسین عنقای شیرازی اصفهانی، ملاّ حیدرعلی صبّاغ لنجانی، آخوند ملاّ محمّد کاشی، میرزا محمّدباقر حکیمباشی، شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی، میرزا عبدالباقی پاقلعهای و سیّد شهابالدّین نحوی نزد او تحصیل کردهاند.(3)
«گوبینو» وزیرمختار فرانسه در ایران درباره او مینویسد: «از قراری که میگویند در اصول علمی نیز ورزیده است و تار را خوب مینوازد، ولی نظر به این که دین اسلام این کار را حرام دانسته، تاکنون کسی تار زدن او را ندیده است.»(4)]
سرانجام در غرّه صفر 1281ق وفات یافت.(5)میرزا علی جابری انصاری این مصرع را مادّه تاریخ فوت او یافته است: «مات الجواد و مات العلم و العمل»(6)
1) الکرام البرره، ج2، صص 702 و 703.
2) چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج1، ص248.
3) بزرگان فرهنگ و تاریخ اصفهان: خطی.
4) سه سال در آسیا، ص427.
5) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص86؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص145؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 210-212؛ الکرام البرره، ج2، صص 702 و 703؛ مکارم الآثار، ج7، ص 2355.
6) تاریخ اصفهان (جابری) ، ص287.
عبدالجواد زفرهای فرزند ملاّ محمّدعلی رجاء بن حسن زِفرِهای کوهپائی اصفهانی، شاعر ادیب متخلّص به «اختر» [از شعرای اوایل قرن چهاردهم هجری.]
در 25 رمضان 1316ق در قریه «زِفرِه» متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود علم و ادب آموخته و در نوجوانی لب به سرودن اشعار گشود. اما در جوانی در 17 ربیعالاوّل 1343ق وفات یافته و در قبرستان زِفرِه مدفون شد.(1)
حاج میرزا عبدالجواد بن حاج ملاّ محمّدعلی نوری، عالم فاضل و فقیه محقّق، معروف به «شیخ العلماء» وی داماد حاج محمّدابراهیم کلباسی بوده و نزد سیّد محمّد شهشهانی [و آقا محمّدمهدی کلباسی، حاج محمّدجعفر آبادهای و شیخ محمّدباقر نجفی[ به تحصیل پرداخته و پس از آن مرجع حل مشکلات مردم و رفع خصومات و مرافعات بوده است. اهل زهد و عبادت و تَهَجُّد بوده و کراماتی به او منسوب است. مسجد دروازه نو اصفهان به همت او بنیاد شد و او و فرزندان و نوادگانش تا اواسط قرن چهاردهم هجری در آن مسجد اقامه جماعت مینمودند. او عمر طولانی یافته و بسیار پیر و معمّر شده و سرانجام در شب سهشنبه 20 شوال المکرّم 1323ق وفات یافت و در بقعه بابا رکنالدّین در تخت فولاد مدفون شد.
کتب و رسائلی تألیف نموده که از آن جمله است:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص210؛ منتخبات اشعار رجاء، ج2، ص89.
عبدالجواد بن عنایتاللّه [از علمای گمنام اصفهان در قرن یازدهم هجری] از جمله علمایی است که صیغه وقفیّت مدرسه نوریّه در حضور او اجراء گردیده و مشارٌ الیه وقفنامه را تسجیل نموده است.(2)
آخوند ملاّ عبدالجواد بن ملاّ محسن بن ملاّ عبدالصمّد، از علمای اصفهان در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری. متوفی در 22 جمادی الثّانی سال 1317ق. مدفون در نزدیکی مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان.(3)
حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی فرزند ملاّ محمّد، از علمای معاصر اصفهان در سال 1323ق در سده ماربین [خمینیشهر فعلی] متولّد شد، پدرش و اجدادش از علمای آن
1) ریحانة الادب، ج6، ص260؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص65؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 65 و 66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 394 و 395؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73؛ خاندان کلباسی، ص144.
2) تاریخچه اوقاف اصفهان، ص105.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 763 و 823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65؛ بزم معرفت، ص316.
سامان بوده و از اعقاب شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) بهشمار میرفتهاند.
او در سده و اصفهان نزد شیخ محمّدرضا رهنانی، شیخ محمّدرضا جرقویهای، حاج میرزا علی آقا شیرازی، جلالالدّین همایی، حاج آقا رحیم ارباب، شیخ علی مدرس یزدی، شیخ محمود مفید، حاج سیّد علی مجتهد نجفآبادی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، میرزا احمد مدرس اصفهانی و سیّد مهدی درچهای به تحصیل پرداخت سپس به قم رفته و در درس خارج حضرات آیات حائری یزدی، سیّد محمّد حجّت، سیّد محمّدتقی خوانساری، صدر، بروجردی و شیخ محمّدعلی اراکی شرکت کرد و به اجتهاد نائل آمد. در سال 1335ش به امر آیتاللّه بروجردی جهت تبلیغ دین و ترویج احکام شرعی به همراه حاج آقا امام سدهی و شیخ عطاءاللّه اشرفی اصفهانی به کرمانشاه رفت. چندی بعد به قم مراجعت نموده و سالها به تدریس فقه و اصول مشغول بود و علاوه بر آن از اصحاب استفتاء آیتاللّه گلپایگانی بهشمار میرفت.
او عالمی وارسته و خلیق و مهربان بود و عمر را به قناعت و زهد گذراند. [به همت او مسجد جامع ورنوسفادران سِدِه بازسازی شده و حسینیهای جهت زائرین سِدِه (خمینیشهر) در مشهد مقدس بنا شد.]
سرانجام او در فروردین 1368ش وفات یافت.(1)
میرزا عبدالجواد فرزند ملاّ محمّد رجالی [از خوشنویسان و نقاشان هنرمند اوایل قرن چهاردهم هجری قمری] عمده شهرتش در نقاشی است. از آثارش اطاق نقاشی
1) آثار الحجه، ج1، ص152 و ج2، ص97؛ گنجینه دانشمندان، ج2، ص75 و ج7، ص352؛ خمینیشهر شهری که از نو باید شناخت، صص 173 و 174؛ روزنامه اطلاعات، مورخ 28 فروردین 1368ش؛ آینهداران حقیقت، ج1، صص 111-125.
وزارت آموزش و پرورش در طهران است. مشارٌ الیه پدر خطاط هنرمند اسداللّه رجالی است.(1)
[از اساتید طراحی و نقشبندی بوده که برای قالی و پارچههای منقّش و کاشیکاری و غیره نقوش و تصاویر رسم میکرده و نمونه کارهای سوزنزده او چند قطعه در تملّک استاد همایی بوده است. او در حجرات فوقانی مسجد سیّد بیدآباد همه روزه به تعلیم خط و طرح نقشهها اشتغال داشته و در حدود 1340ق فوت نموده و در مقبره سر قبر آقای اصفهان دفن شده است و اکنون آثاری از قبر او باقی نیست.(2)]
حاج میرزا عبدالجواد کلباسی بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل جلیل [از علمای اواخر دوره قاجاریه در اصفهان.]
نزد پدر خود و جمعی دیگر از علماء تحصیل نموده [و در نجف اشرف نزد مجتهدین و مراجع عالیقدر به تکمیل تحصیلات خود پرداخته و از جمله از ملاّ محمّد ایروانی اجازه دریافت نموده است.] و پس از فوت پدر در مسجد حکیم امامت نموده است.
مادرش دختر حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی است.(3)او در ایام تحصیل نزد پدر کتاب «تذهیب الاصول» در شرح «تهذیب الاصول» علاّمه حلّی را در 29 شعبان 1278ق تألیف نموده است، نسخهای از آن که احتمالاً نسخه اصل میباشد و حواشی مؤلف به تاریخ 25 محرم 1281ق در آن مشهود است به شماره 709 در کتابخانه
مدرسه فیضیه قم وجود دارد.(1)[و نسخهای از این کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
از دیگر تألیفات صاحب عنوان «منور العیون» است و آن شرح مزجی بر کتاب «عیون الاصول» پدرش است و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم نگهداری میشود.(3)نسخه دیگری از آن به خط مؤلف در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(4)]
وی در سال 1314ق وفات نموده و نزد پدر و جدّش در مقبره حاجی کلباسی [مقابل در شرقی مسجد حکیم اصفهان] مدفون شد.
حاج میرزا عبدالجواد بن حاج میرزا محمّدهاشم بن میرزا عبدالجواد بن میرزا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل [از علمای قرن چهاردهم هجری.]
مادرش صبیّه حاج شیخ محمّدعلی ثقةالاسلام نجفی است. در ماه رمضان 1319ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت. او از زمره مردانی بود که زندگانیش را به عبادت خالق و خدمت به مخلوق گذرانید و در حقیقت پشت و پناه مردم و درصدد کمک و یاری آنها و رفع گرفتاری از مسلمانها بود.
او نماز جماعت را در مسجد حکیم اقامه مینمود. سرانجام در روز شنبه 19 جمادی الاولی سال 1387ق در اثر حادثه تصادف ماشین در بین راه اصفهان و قم وفات یافت.
جنازه در اصفهان تشییع شده و به قم منتقل و در یکی از حجرههای صحن مرقد مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم مدفون شد. [شاعر گرانمایه استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ فوتش را چنین سروده است:
بهر تاریخ وفاتش مصرعی برنا نوشت: «از جهان رفت در جمادی میرزا عبدالجواد»]
1387
از آثارش کتابی به نام «منهاج السالکین» در آداب حج و زیارت مدینه منوّره به طبع رسیده است.(1)
میرزا عبدالجواد حسینی شهشهانی، فاضل خطاط و ادیب قرن چهاردهم هجری در اصفهان است و عدّهای از فضلاء نزد او مشق کردهاند که از آن جمله است حاج میرزا علیرضا نیّری طباطبائی زوّارهای.(2)
از آثار مرحوم شهشهانی:
[3. «تذکرة الاولیاء» عطار نیشابوری، که به خط نستعلیق خوش در سال 1315ق کتابت شده و به شماره 5968 در کتابخانه ملی ملک در تهران وجود دارد.(2)]
میرزا عبدالجواد شیرازی، عالم فاضل و عارف کامل از بزرگان حکمت و عرفان در قرن سیزدهم هجری.
در اصفهان ساکن بود و نزد آقا محمّد بیدآبادی و ملاّ علی نوری کسب فیض نمود. وی در اصفهان سالها به تدریس عرفان مشغول بود و آقا محمّدرضا قمشهای (حکیم صهبا) از دستپروردگان مجلس درس و بحث اوست.(3)
حاج میرزا عبدالجواد مشکی تاجر اصفهانی، ساکن مصر مؤلف کتاب «العدل الشاهد فی تاریخ المشاهد» مطبوع.(4)
خاندان مشکی اصفهان، از تجار خوشنام و معتبر اصفهان بوده و به نیکوکاری و دیانت معروف بودهاند.
ابوطاهر عبدالحاکم بن ظفر بن احمد بن محمّد بن احمد بن محمود ثقفی جوهری
البیع اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری] از خاندان علم و حدیث بوده و از ابوالخیر محمّد بن احمد بن عبداللّه بن هارون بن رزاء و ابومحمّد رزقاللّه تمیمی و غیر آنان حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.
فوت [او] روز سهشنبه سلخ شعبان 564ق(1)[واقع شد.]
سیّد عبدالحجّه بلاغی نائینی فرزند سیّد حسن بن سیّد محمّدباقر بن سیّد محمّدتقی بن میر صدرالدّین حسینی عریضی، عالم فاضل محقّق و شاعر ادیب عارف [از نویسندگان و دانشمندان معاصر.]
در سال 1313ق در نائین متولّد شده و در نائین نزد میرزا محمّدباقر خان ادیب، حاج ملاّ حسن نائینی، میرزا محمّدحسین بن میرزا عبدالمحمّد نائینی، ملاّ محمّدرضا، مولی علیمحمّد معروف به سیّد صالح، میرزا محمّد بن ابوطالب نظام العلماء و میرزا محمّد بن محمّدعلی مشعل العلماء تحصیل کرد.
آنگاه به اصفهان آمده و نزد آقا میرزا احمد مدرّس، آقا شیخ محمّدجواد فریدنی، آقا شیخ محمّد رضا نجفی، حاج آقا نوراللّه نجفی، [شیخ حسن دشتکی و شیخ فضلاللّه اعضادی خوانساری] تلمّذ نمود و در قم نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد. همچنین از حضرات آیات شیخ آقابزرگ طهرانی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمّدباقر زند کرمانی، حاج شیخ محمّدحسین کاشف الغطاء، سیّد شهابالدّین مرعشی نجفی، آقا صدرالدّین صدر و آقا سیّد محمّدحجّت کوهکمری اجازه دریافت نمود.
سپس در طهران به خدمت شمس العرفاء رسید و بعدا به خدمت حاج ذوالریاستین
1) التّحبیر، ج1، ص506.
وارد شد و از آنان اجازه ارشاد و دستگیری یافت [و لقب «حجتعلی شاه» گرفت.] و پس از فوت ذوالریاستین خود را قطب سلسله نعمتالهی معرّفی نمود.
[او در طهران در سال 1309ش روزنامه «جامع» را منتشر کرد و مدّتی بعد به استخدم اداره ثبت درآمد. بلاغی در فقه، اصول، ادبیات، تفسیر، عرفان، حدیث و تاریخ مهارتی بهسزا داشت.] و سرانجام در دوشنبه 4 صفر 1397ق [مطابق با 4 بهمن 1355ش] وفات یافته و در [قبرستان باغ بهشت] قم مدفون شد. شعر میسرود و گاهی «حجت» و گاهی «بلاغی» تخلّص میکرد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «الاسرار الالهیه فی الاذکار و الاوراد و الادعیة السّریّه»]2. «انساب خاندانهای مردم نائین»3. «تاریخ طهران» در 2 جلد4. «تاریخ مختصر پیامبران اولوالعزم» در 2 جلد5. «تاریخ مقابر اصفهان»6. «تاریخ نائین»7. «مدینة العرفاء» در 2 جلد7. «تاریخ نجف اشرف و حیره» در 2 جلد8. «تاریخ و جغرافیای کاشمر» [9. «ترجمه صحیفه سجادیه»]10. «تفسیر قرآن» موسوم به «حجة التفاسیر» به فارسی در چندین جلد شامل سورههای حمد و بقره 11. «دیوان اشعار» [12. «رساله شعریه» در جبر و تفویض] 13. «زندگانی علی بن سهل اصفهانی» [14. «شطرنج العرفاء» در 5 جلد[ 15. «تاریخ فرهنگ نائین» 16. «فرهنگ سمات» در شرح دعای سمات [17. «کشکول بلاغی» 18. «گلزار بلاغی» 19. «گل نرگس» درباره حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) ] 20. «مقالات الحنفاء فی مقامات شمس العرفاء» 21. «مقامات العرفاء یا زندگانی شمس العرفاء» 22. «مقلاد الرّشاد فی المؤنثات السّماعیة و الاضداد» [24. «نقد الروضات»(1)]
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور: مقدمه؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 324-326؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 93 و 94؛ تربت پاکان قم، ج2، صص 202-205؛ تذکره سخنوران نائین، صص 43 و 44؛ سیمای نائین، ص148؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، ص162؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص715؛ نائین بلده طیّبه، صص 55 و 56؛ نادرهکاران، ص373.
سیّد محمّد عبدالحسیب بن میر کمالالدّین احمد بن زینالعابدین علوی حسینی عاملی، عالم فاضل محقّق کثیر التألیف. [از علمای قرن یازدهم و دوازدهم هجری[ مادرش دختر میرداماد است.
در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخته و مدتی امام جماعت مسجد شاه [مسجد امام فعلی] بوده است. در فقه، اصول، حدیث، تفسیر، ادبیات و حکمت مهارت داشته و عالمی عابد و زاهد و مقدس بوده و در سال 1121ق وفات یافته و در تخت فولاد (تکیه آقا سیّد رضی شیرازی) مدفون گردید. آثار قبر اکنون ظاهر نیست. سجع مهر او: «ان اللّه کان علی کلّ شیئیٍ حسیبا» است.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
دانشگاه طهران موجود است.(1)4. «الجواهر المنثورة فی الادعیة المأثورة»، به عربی که نسخهای از آن در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد(2)و نسخهای دیگر به شماره 11894 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس(3)و نسخهای هم در کتابخانه آیتاللّه سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(4)5. «حواشی بر الهیات شفا» 6. «سدرة المنتهی و العطیة العظمی»، در اصول دین، به فارسی که به روش عرفانی در سال 1062ق برای عبداللّه قطبشاه نوشته است. نسخهای از آن به شماره 667 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(5)یک میکروفیلم از آن نیز در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران وجود دارد(6)در کتابخانه فاضل خوانساری در خوانسار نیز نسخهای موجود است و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم وجود دارد.(7)این کتاب به چاپ رسیده است. 7. «شرح دعای سیفی» که نسخهای از آن نزد سیّد جمالالدّین میردامادی موجود است.(8)8. «شرح دعای صباح» 9. «صراط الزاهدین» 10. «عرش الایمان فی شرح تقویم الایمان» که به شماره 62284 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.(9)11. «عرش سماء التّوفیق» تفسیری است به فارسی که تألیف آن در سهشنبه 15 رجب 1069ق آغاز شده است. نسخهای از جلد اوّل آن (از آغاز تا آخر سوره بقره) در کتابخانه مدرسه بروجردی کرمانشاه و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی موجود است.(10)نسخهای
1) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص569.
2) فهرست گوهرشاد، ص255.
3) فهرست الفبایی رضوی، ص178.
4) فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص254.
5) فهرست الفبائی رضوی، ص303.
6) فهرست میکروفیلمهای دانشگاه، ص117.
7) فهرست عکسی احیاء، ج1، ص334.
8) لطائف غیبیّه: مقدمه.
9) فهرست مجلس، ج16، ص291.
10) فهرست عکسی احیاء، ج5، صص 223 و 224.
نیز نزد آیتاللّه روضاتی در اصفهان و نسخهای دیگر در موزه بریتانیا وجود دارد.(1)12. «غوامض الصلاة» به فارسی، در فقه که در سال 1061ق تألیف شده و نسخه آن به شماره 8697 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)13. «الفرائض» که نسخهای از آن در کتابخانه جامع گوهرشاد موجود است.(3)14. «الفطرة الملکوتیه فی شرح الاثنی عشریه» متن از شیخ بهائی است و شامل طهارة و صلاة میباشد. سیّد عبدالحسیب آن را در سال 1058ق تألیف کرده است، نسخه ی از آن به شماره 517 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران و میکروفیلم آن نیز در همان دانشگاه موجود است.(4)نسخهای دیگر نیز به شماره 2792 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس وجود دارد.(5)15. «قواعد السّلاطین» که در جمعه 28 ربیع الثانی 1081ق به نام شاه سلیمان تألیف شده و نسخه اصل آن در کتابخانه مجلس شورای ملّی و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(6)16. «الکبائر» به فارسی که نسخهای از آن در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(7)17. «مسلک النجاة» 18. «مناهج الشارعین» در اعتقادات و اخلاق، به فارسی که در سال 1068ق تألیف شده که نسخهای از آن به شماره 517 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران(8)و نسخهای در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی(9)و نسخهای دیگر به شماره 224 در کتابخانه آقا میرزا محمّد کاظمینی در یزد(10)و بالاخره نسخهای به شماره 314 در کتابخانه مسجد اعظم قم
1) ادبیات فارسی (استوری) ، ج1، ص186.
2) فهرست الفبائی رضوی، ص421.
3) فهرست گوهرشاد، ص358.
4) فهرست میکروفیلمهای دانشگاه، ج2، ص138.
5) فهرست الفبائی رضوی، ص735.
6) فهرست میکروفیلمهای دانشگاه، ج2، ص145.
7) فهرست مرعشی، ج25، ص3.
8) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1572.
9) فهرستواره کتابهای فارسی، ج6، ص634.
10) فهرست کاظمینی، ج1، ص193.
موجود است.(1)19. «مخزن الدّعوات» به فارسی، که نسخهای از آن به شماره 6029 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
میر عبدالحسین اصفهانی، عالم عامل [از علمای قرن یازدهم هجری.] مدرسه سمیعیه (یا مدرسه ملاّ محمّدباقر) در مشهد مقدس به سال 1083ق به اهتمام وی بنا شده است.(3)
عبدالحسین اصفهانی، از خطاطین قرن سیزدهم هجری بوده و آثاری چند به خط نستعلیق نوشته که از آن جمله است:
عبدالحسین احمدی فرزند ابوالفتحخان احمد خسروی بختیاری [از شعرای معاصر[ در سال 1321ق متولّد شده و در بختیاری و اصفهان و طهران کسب فضائل و معلومات کرده وارد خدمات دولتی شد [نخست با سمت مترجمی در وزارت دارایی و سپس دادگستری به خدمت مشغول شد و به مقام مستشاری دیوان عالی کشور رسید.] دیوان اشعاری دارد حاوی چندین هزار بیت از غزل و قصیده، رباعی و مثنوی که به طبع نرسیده و عموما دارای مضامین عالی است.(1)
[به زبانهای فرانسوی و انگلیسی مسلط بود و در جوانی به ترجمه آثار نویسندگان بزرگ خارجی پرداخت. ترجمه بخشی از اشعار لامارتین و آثاری از راسین و کرنی، نویسندگان کلاسیک فرانسه و همچنین ترجمه «شاتو دو شیفیون» از اوست. اشعارش در مجلاّت ارمغان و مهر در تهران به چاپ میرسید. او سرانجام در پایان اسفندماه 1361ش در تهران درگذشت.(2)] این بیت از اوست:
گر لب جانانه جانفزاست چرا جان در عوض بوسه خواهد او به غدامت
حاج میرزا عبدالحسین بن میرزا ابوالقاسم نوری، عالم فاضل و واعظ کامل [در اواخر دوره قاجاریه] در 10 رجب 1335قق وفات یافته و در تخت فولاد [تکیه شهشهانی[ مدفون گردید.(3)
سیّد عبدالحسین شهشهانی اصفهانی متخلّص به «نیسان» [فرزند میرزا ابوالقاسم بن محمّد]؛ عالم فاضل، مجتهد اصولی، شاعر و ادیب عارف [از دانشمندان معاصر در سال 1269ق در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی به نجف اشرف رفت و نزد مجتهدین و مراجع عظام آن دیار تحصیل کرد. او بعد از مراجعت به ایران در مشهد مقدس ساکن شد [و روزنامه «ادب» را انتشار داد. سپس به هند رفته و به سیاحت پرداخت و «سیر تمدن» را در روزنامه «حبل المتین» به چاپ رسانید] در دور اوّل انتخابات مجلس شورای ملّی، از خراسان به عنوان نماینده ملّت در مجلس شرکت نمود. [بعد از به توپ بسته شدن مجلس ابتدا به مشهد] و سپس همدان رفت. در آنجا دست ارادت به سیّد محمّد غمام همدانی داد. شعر نیز میسرود [و در انجمنهای ادبی همدان حضور داشت.
او سرانجام در سال 1355ق در همدان وفات یافته و در قبرستان عمومی آنجا مدفون شد.
از اوست:
نبودی عاشقان را زندگانی نبود از جلوههای گاه گاهش
خوش آن بخت سفید و رای روشن که شد مفتون چشمان سیاهش(1)]
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص764؛ نقباء البشر، ص1028، مکارم الآثار، ج6، صص 1922 و 1923؛ اثرآفرینان، ج3، ص387؛ بزرگان و سخنسرایان همدان، ج2، ص414؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3782-3785؛ الذریعه، ج9، ص1242؛ دانشنامه الفت، ص13.
عبدالحسین بن احمد اصفهانی، از مردم قرن نهم هجری. مؤلّف کتاب «البثاء» در موسیقی. نسخه خطی آن به شماره 132 در کتابخانه بودلیان موجود است. عکس یکی از نقوش کتاب نامبرده (کرنا و نقاره) در کتاب «تاریخ موسیقی نظامی ایران» موجود است.(1)
عبدالحسین خیامباشی فرزند احمد [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1314ش در اصفهان متولّد گردیده است. او طبع روانی داشته و گاهی بر حسب اقتضای حال اشعاری میسروده است.(2)
عبدالحسین خاکسار اصفهانی متخلّص به «خاکی» فرزند اسماعیل از شعرای معاصر اصفهان در دیماه 1329ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی متوسطه را در این شهر گذراند و به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. از نوجوانی ذوق شعر و ادب داشت و با پدرش به انجمنهای ادبی میرفت. این چند بیت از یک مثنوی او انتخاب شد:
ساقیا بشنو از این دل نای من ماجرای امشب و فردای من
ساغر من هستی من جام توست این دل دیوانهام در دام توست
ساقیا مستم کن از جام الست تا شوم با جرعهای مِی مستِ مست(3)
میر عبدالحسین خاتونآبادی فرزند میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل (شاهمراد) بن میر عمادالدّین محمّد حسینی افطسی خاتونآبادی اصفهانی [از علمای قرن یازدهم هجری] علاّمه جلیل، محدّث، مفّسر موّرخ نسابه. از شاگردان ملاّ محمّدتقی مجلسی و ملاّ محمّدباقر سبزواری است. در شعبان 1037ق متولّد و در 1097ق یا 1100 وفات یافته، در مزار بابا رکنالدّین مدفون گردید.
کتب زیر از اوست:
[مطابق نوشته خود صاحب عنوان در «وقایع السنین و الاعوام» در 8 شبعان 1039ق متولّد شده است. او نزد ملاّ میرزا شیروانی، محقّق سبزواری، میرزا رفیعا، ملاّ محمّدتقی مجلسی، ملاّ محمّدباقر مجلسی، ملاّ احمد تونی و ملاّ عبداللّه تونی فقه، حدیث کلام و تفسیر را آموخته و در ذیحجه 1069ق از ملاّ محمّدتقی مجلسی و در 27 جمادی الثانی 1076ق از محقّق سبزواری اجازه دریافت نموده است. همچنین سیّد محمّدمؤمن بن دوستمحمّد حسینی مجاور مکّه معظمه به او اجازه داده است.
میر عبدالحسین خاتونآبادی در سال 1077ق به حج رفته و در طول عمر خود از بسیاری سرزمینهای اسلامی چون یمن، عتبات عالیات، مصر و اسلامبول دیدار کرده است. او مردی ادیب و دانشمند بوده و کتاب «وقایع السنین و الاعوام» که یک تاریخ
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص191؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73.
عمومی از آغاز تا زمان مؤلف است را در 3 مقصد و 11 فصل تألیف کرده است. او وقایع را تا سال 1097ق به رشته تحریر درآورده و فرزندان و نوادگان او وقایع سالهای بعد را به کتاب افزودهاند.
نسخه اصل کتاب در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود بوده و یک نسخه عکسی هم از روی همین نسخه گرفته شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود. به دستور آیتاللّه مرعشی در سال 1353ق از روی نسخه دیگری از «وقایع السنین» که نسخه آن ظاهرا از ایران خارج شده، نسخهای را کتابت کردهاند که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است. این کتاب در سال 1352ش با مقدمه آیتاللّه مرعشی و آیتاللّه شیخ ابوالحسن شعرانی و به همت آقای محمّدباقر بهبودی به چاپ رسیده است.(1)
فرزندان مؤلف واقعه وفات پدر خود میر عبدالحسین را چنین ثبت نمودهاند:
«سال وفات سیّد سند مدقّق الخیّر الفاضل سنه هزار و صد و پنج و قبر وی در قبرستان بابا رکنالدّین قرب مقبره علاّمه زمان و یگانه دوران آقا حسین خوانساری در مقبرهای که خودشان ساخته بودند»(2)
تذکر: «مزار بابا رکنالدّین» نامی بوده که به قبرستان جنوبی شهر اصفهان و در حاشیه زایندهرود از قرن هشتم تا یازدهم هجری اطلاق میشده است. این قبرستان وسیع که دارای تکایا و مقابر متعددی از عصر صفویه تا آخر دوره پهلوی است اکنون به تخت فولاد شهرت دارد. اوّلین منابعی که به جای «مزار بابا رکنالدّین» از «تخت فولاد» استفاده کردهاند ولی قلی بیگ شاملو در کتاب «قصص الخاقانی» و «سفرنامه شاردن»
اثر سیّاح فرانسوی شوالیه شاردن است.
اما قبر میر عبدالحسین خاتونآبادی در ضلع جنوبی بقعه آقا محمّد بیدآبادی و پایین پای فرزندش میرمعصوم بوده ولی در یک قرن اخیر آثاری از این قبر مشاهده نشده است.]
حاج سیّد عبدالحسین طیّب فرزند آقا سیّد محمّدتقی [میر محمّد صادقی] بن سیّد ابوالقاسم بن علینقی بن میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل واعظ مسجد شاه، عالم عامل، واعظ بصیر و محدّث مفسّر [از علمای معاصر اصفهان.]
در سال 1311ق (1272ش) در اصفهان متولّد گردید و در اصفهان و قم و نجف نزد حجج اسلام و آیات عظام تحصیل نموده و به مقام عالیه اجتهاد نائل گردیده و به اصفهان مراجعت نمود. وی در مدرسه صدر به تدریس پرداخته و در ضمن آن به امامت جماعت و موعظه و ارشاد مردم و بیان و توضیح احادیث و تفسیر قرآن مشغول بود.
از اساتید ایشان در اصفهان: حاج شیخ ابوالقاسم زفرهای معروف به حاج آخوند، آقا سیّد احمد خوانساری، آقا شیخ اسداللّه حکیم قمشهای، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آقا میر محمّدتقی مدرس، آقا شیخ حسن یزدی، حاج میر محمّدصادق خاتونآبادی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا شیخ محمّدعلی دزفولی و آقا سیّد مهدی درچهای و [حضرات آیات] حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قم و آقا شیخ محمّدجواد بلاغی، آقا شیخ محمّدحسین اصفهانی، حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی معروف به کمپانی، آقا میرزا محمّدحسین نائینی، آقا ضیاءالدّین عراقی، [آقا حسین رجائی و سیّد اسماعیل ریزی] در نجف اشرف [بودهاند.]
همچنین از آیات عظام آقا سیّد محمّدباقر درچهای، حاج شیخ عبدالکریم حائری
یزدی، آقا میرزا حسین نائینی، آقا ضیاءالدّین عراقی، میرزا آقا سیّد محمّدابراهیم اصطهباناتی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، حاج آقا حسین قمی، شیخ محمّدکاظم شیرازی و آقا محمود طهرانی اجازه روایت و گواهی اجتهاد دریافت نمود.
سرانجام [این عالم ربّانی] پس از یک قرن که در تحصیل علم و کسب فضائل و ترویج دین و ارشاد و هدایت مسلمین و تدریس و تألیف و امامت جماعت سپری کرد، در 8 محرم 1412ق وفات یافته و در روز یکشنبه نهم محرّم پس از یک تشییع شایسته در اطاق مسجد کازرونی در خیابان میر اصفهان مدفون گردید.
تألیفات ایشان عبارت است از:
[شاعر توانا استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مرثیهای برای مرحوم طیّب سروده که این مادّه تاریخ از آنجاست:
برنا سه بیت گفت به تاریخ فوت او تا هرکدام سال وفاتش دهد نشان
«طیّب که بود عبد حسین او بنام و جان شد در مه محرم از این وادی جهان» 1412
1) مزارات اصفهان، صص 331 و 332.
«عبدالحسین طیّب عالم شد از جهان ساکن شده بمینوی وادی جاودان» 1412
«طیّب که بود عبد حسین و علی و آل همچون حسین شد بمحرم از این جهان» 1370]
میرزا عبدالحسین خوشنویس فرزند حاج میرزا محمّدتقی بن حاج محمّدحسین نایب الصّدر بن آقا محمّدجعفر بن حاج ملاّ مهدی بن حاج محمّد ظهیر بن حاج محمّدسمیع هرندی اصفهانی، [از خوشنویسان اواخر دوره قاجار و]از اساتید فنّ خط بوده و در سال 1253 متولّد و در 1326ق وفات یافته، و در بقعه سر قبر آقای اصفهان مدفون شد.(1)
میرزا عبدالحسین معروف به «حکیم» فرزند حاج میرزا تقی بن میرزا محمّدحسین (شیخالاسلام) اردستانی زوارهای، از فضلاء و هنرمندان اردستان و از سادات محلّه رامیان بود. او علاوه بر طب در نوشتن انواع خطوط خصوصا شکسته استاد بود و حتّی این هنر را بر طبابت ترجیح میداد. نمونه خط او در یک نسخه خطی «دیوان حافظ» نزد فرزندش دکتر سیّد مسیح جلوه موجود بوده است.
او در 5 اسفند 1287 (مطابق با سال 1327ق) در اردستان وفات یافته و در قبرستان محلّه رامیان به خاک سپرده شد.(2)
آقا میرزا عبدالحسین خوئی فرزند آقا میرزا محمّدجعفر محلّهنویی بن آقا عبدالحسین امین العلماء اصفهانی بن حاجی ملاّ محمّدشفیع خوئی، از فضلاء و صلحاء و اهل علم معاصر اصفهان.
جدّ اعلای او ملاّ محمّدشفیع خوئی از علمای بزرگ عهد قاجاریه و مقیم اصفهان بود و اجدادش اغلب از اهل علم و فضل بودهاند که شرح زندگانی آنان در این کتاب مذکور است.
وی در حدود سال 1258ش در اصفهان متولّد شده و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را از آخوند ملاّ علیاصغر مکتبدار فرا گرفت. مقدمات و سطح را از آقا کمالالدین خوانساری بهطور اختصاصی آموخت و سپس در حوزه علمیه اصفهان نزد علمای فاضل و عالیقدری چون میرزا حسین نائینی (از مدرسین مدرسه میرزا حسین بیدآباد) و آخوند ملاّ محمّد کاشی ادامه تحصیل داد و از حضرات آیات میرزا عبدالحسین سیّد العراقین و آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی اجازه کسب نمود.
پس از آن وی در میان مردم و علماء بهخاطر اصابت و شرافت نسب و مراتب علم و فضل دارای احترام و اکرام بود و مردم در حلّ مرافعات و مشکلات از او استمداد مینمودند. در قضایای قحطی و گرانی سال 1336ق او بدون اینکه بخواهد تظاهر و ریاکاری نماید آنچه داشت در طبق اخلاص نهاده و به یاری مردم گرسنه و نیازمند شتافت.
او در اسبسواری ماهر بود و به نگاهداری و پرورش اسبهای اصیل علاقه داشت و نسبت به حیوانات با ترحّم و مهربانی رفتار مینمود و از صید و شکار آنان خودداری میکرد.
در زمان سلطنت رضاشاه و اجرای قانون اتحاد شکل، با آنکه از طرف مرحومین سیّد العراقین و فشارکی مجاز به استفاده از روحانیت بود، از لباس روحانیت خارج شد.
او در اواخر عمر بهخاطر فوت فرزند و عیال و داماد خود انزوا اختیار کرد تا اینکه در جمعه 23 رمضان سال 1367ق (مطابق 8 مرداد 1327ش بر اثر فجأة (مرگ ناگهانی) در قریه کرچکان لنجان وفات یافت و در مقبره خانوادگی در جنوب تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
واعظ ادیب مرحوم سیّد حسن رئیسزاده متخلّص به «صفا» ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
گفتا «رئیس» سال وفات وی از «صفا»: «عبدالحسین بجنّت مینو شدی روان»
عیال او دخترخالهاش صبیه میرزا رضا قلیخان اعتمادی (از اعقاب فتحعلیخان اعتمادالدوله صدراعظم اواخر دوره صفویه) بود و فرزندش استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» شاعر توانای معاصر میباشد.(1)
حاج میرزا عبدالحسین نجفی فرزند آقا جلالالدّین فرزند حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی، عالم فاضل. [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1312ق در اصفهان از دختر آقا سیّد محمّدرضا روضهخوان متولّد گردید. در زمان حیات پدر در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] به امامت پرداخت. [وی] نزد جمعی از بزرگان این شهر تحصیلاتی نمود و در مسجد شاه نیز خود حوزه تدریس تشکیل داد و جمعی از فضلاء و مجتهدین گمنام را در نزد خود نگهداشته و به وسیله آنان به فصل
1) یادداشتهای استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) .
خصومات و رسیدگی به دعوات مردم پرداخت (یکی از فضلاء و مجتهدین حاضر در جلسات او حاج ملاّ اسداللّه معروف به حاج فاضل بیدآبادی بوده است) .
مرحوم بلاغی در اعلاط در انساب به نقل از نسبنامه الفت مینویسد: «بمساعی پدرش جانشین آقانجفی شد و با شور و شعفی مسجد و محراب و منبر و موعظه و کرسی تدریس و تولیّت اوقاف او را تصاحب نمود و آمال و آرزوهای بسیار داشت» (انتهی ملخصا) .
او در شب 22 رجب سال 1348ق در اصفهان وفات یافته، نخست در مقبره آقانجفی مدفون و پس از 3 سال جسد او را به مشاهد مشرّفه ائمه عراق علیهمالسلام حمل کردند. صاحب عنوان دختر آقا محمّدجواد قزوینی دردشتی را به زوجیّت داشته و از این مخدّره چهار فرزند پسر و چهار فرزند دختر یافت. [اسامی پسران] حاج شیخ محمّدعلی، حاج شیخ محمّدحسین، حاج شیخ محمّدتقی و حاج آقا نورالدّین.(1)
میرزا عبدالحسین قالبتراش فرزند آقا محمّدجواد تاجر اصفهانی از هنرمندان قرن چهاردهم هجری. در سال 1264ق در اصفهان متولّد شد. در یکی از حجرههای فوقانی کاروانسرای ساروتقی در بازار اصفهان دکّه داشت و به قالبتراشی معروف بود. خطوط نسخ و نستعلیق را استادانه مینوشت و در نقاشی، حکاکی، مقواسازی، صحّافی و معرّقسازی نیز استادی و مهارت داشت. به علاوه صاحب ذوق ادبی بود و اشعار بسیار از بر داشت که اکثرش منتخب گفتههای شاعران بود. لغز و معمّای ادبی نیز فراوان از بر داشت.
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 107-109؛ اعلاط در انساب، ص20؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص56.
در اواخر عمر بینائی او رو به کاهش گذاشت و وضع معیشت او به اختلال گذشت تا اینکه به فقر و فلاکت و درماندگی (بعد از سال 1348ق) جان سپرد و غریبانه او را به خاک سپردند.(1)
حاج سیّد عبدالحسین روضاتی فرزند حاج میرزا حبیباللّه روضاتی بن میرزا هدایةاللّه بن میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات) ، عالم فاضل جلیل معاصر.
در ماه شهریور سال 1305ش (برابر با 1345ق) در محلّه چهارسو شیرازیهای اصفهان متولّد شد. تحصیل در مدرسه جدید را در دبستان و سپس در دبیرستان فرهنگ ادامه داد. سپس به تحصیلات حوزوی روی آورد. مقدمات را نزد پدر و حاج آقا فخرالدّین روضاتی، شیخ محمّدجواد فریدنی، سیّد رضا ابوالبرکات، شیخ محمّدعلی عالم حبیبآبادی و شیخ محمّدحسین فاضل کوهانی فرا گرفت. «مُغنی اللبیب» را نزد سیّد احمد مقدّس، «معالم» را نزد سیّد مجتبی میر محمّدصادقی، «شرح لمعه» را نزد حاج شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی و «کفایة الاصول» را نزد عموی بزرگوارش سیّد اسداللّه روضاتی آموخت. همچنین از درس حاج شیخ علی مشکوة سِدِهی بهره گرفت. دروس خارج را نزد حضرات آیات: سیّد محمّدرضا خراسانی، حاج آقا حسین خادمی، سیّد مصطفی مهدوی، حاج میر سیّد علی بهبهانی (هنگام اقامت در اصفهان) و حاج میر سیّد علی علاّمه فانی (هنگام اقامت در اصفهان) آموخت.
او پس از وفات پدر، مراسم احیاء و قرائت دعای کمیل و مناجات سحر در تکیه کازرونی و اقامه نماز جماعت در مسجد خیابان (مسجد حاج میرزا حبیباللّه روضاتی) را
1) تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 375 و 376.
به جای پدر برعهده گرفته و اقامه جماعت مغرب و عشاء در مسجد ستّاری را نیز تاکنون برعهده داشته است. او علاوه بر وعظ و خطابه و رسیدگی به مشکلات اجتماعی و شرعی مردم، به خدمات اجتماعی و امور خیریه اهتمام نموده است.
وی از حضرات آیات عظام: خوئی، گلپایگانی، میر سیّد علی بهبهانی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی و سیستانی دارای اجازه روایت و یا امور حسبیه است.
فرزندش مرحوم سیّد محمّدهادی روضاتی از فضلاء و روحانیون ممتاز و باتقوای اصفهان بود که در جوانی وفات نمود.
حاج آقا عبدالحسین روضاتی کتابی در حج و کتابی در ادعیه تألیف نموده و کتابی در احادیث اخبار به نام «طُرَف الاحادیث» نوشته است.(1)
آقا سیّد عبدالحسین مقدّس بن سیّد حسن بن حاج سیّد ابراهیم حسینی سبزواری ساوجی اصفهانی، عالم زاهد معمر [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] عالم زاهد معمّر، از ائمه جماعت محله بیدآباد، پدر دو عالم جلیلالقدر حاج آقا حبیب مقدس و آقا سیّد محمّد مقدس.
او در حدود سال 1350ق وفات یافته، در مقبره سر قبر آقا مدفون و سپس به اعتاب مقدسه نقل شد.(2)
عبدالحسین بن میرزا محمّدحسن خواجوی اصفهانی، از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری بوده و در سال 1278 رسالهای عرفانی به فارسی تألیف کرده، که نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در تهران موجود است.(1)
عبدالحسین شیخ زینالدّینی متخلّص به «صفائی» فرزند میرزا محمّدحسن شیخ زینالدّین واعظ، از شعرای معاصر اصفهان. نسب آنان به شیخ زینالدّین ابن عین علی خوانساری عالم معروف اواخر زمان صفویه میپیوندد.
در سال 1288ش در اصفهان متولّد شده و تا به سن 22 سالگی به کسب علم و دانش از قدیم و جدید پرداخت. بعدا جهت کسب معاش چندین سال در خارج اصفهان بود. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و به حسابداری مشغول شد. گاهی اشعاری میسرود. این بیت از اوست:
حرف بگذار و عمل پیشه نما زانکه به حرف هیچ شیرین نشود کام تو از گفتن قند(2)
میرزا عبدالحسین منشیباشی متخلّص به «نصرت» بن محمّدحسن مستوفی
شمسآبادی اصفهانی، شاعر و ادیب و نویسنده. در سال 1289ق متولّد شده و به سن 7 سالگی از اصفهان به اتفاق پدر به خراسان رفته و در آنجا ساکن گردید. «مثنوی فروزنده» او در مشهد به طبع رسیده است. کتابی به نثر نیز در ردّ بهاییها به نام «فرازنده» نوشته است. «تقویم سال 1286» یا «سعد و نحس ماهها و...» از آثار اوست که به شماره 161 در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد موجود است.(1)
[میرزا عبدالحسین نصرت در مشهد از محضر میرزا حبیباللّه خراسانی، محمّدصادق حکمی سبزواری، میرزا محمّدعلی فاضل، غلامحسین شیخالاسلام و میرزا محمّد خادمباشی، در فقه و اصول، کلام، ادبیات و فلسفه تحصیل کرد. سپس به همراه محمّدتقی میرزا رکنالدوله قاجار به شیراز رفت و منشیگری او را برعهده گرفت. در معیّت او به مشهد مراجعت کرد. مدّتی هم حاکم کاشمر و درگز بود. برخی از فضلاء از او بهره علمی گرفتهاند. نصرت از اعضاء مؤسس انجمن ادبی خراسان بود و سرانجام در روز 15 خرداد 1334ش در مشهد مقدس وفات یافت. «جامع المتفرقات» از دیگر آثار اوست. همچنین «دیوان اشعار» او در سال 1347ش به همت فرزندش عبدالرضا نصرت در تهران چاپ شده است.]
این بیت از اوست:
پای تا سر نگار من ناز است از نکویان به ناز ممتاز است
1) الذریعه، ج16، ص184؛ تذکره خوشنویسان معاصر، ص111؛ فهرست ادبیات مشهد، صص 29 و 88؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص982؛ صد سال شعر خراسان، صص 565 و 566؛ شرح حال رجال ایران، ج5، صص 139 و 140؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج2، صص 198-200؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3645-3649؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص609؛ فرهنگ شاعران زبان فارسی، ص573.
شیخ عبدالحسین حائری اصفهانی فرزند شیخ محمّدحسین صاحب فصول، عالم فاضل. [از علمای قرن سیزدهم هجری] ظاهرا در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از بزرگان این شهر و همچنین پدر علاّمه خود تحصیل نموده تا به مقامات عالیه علم و کمال رسید. ظاهرا به همراه پدر به عتبات عالیات رفته و از محضر شیخ محمّدحسن صاحب جواهر کسب فیض نمود. عاقبت به کربلای معلا مهاجرت فرموده و در آن شهر مقدس سکونت نموده است. تا سال 1294ق زنده بوده و پس آن سال وفات یافته است.(1)
میرزا عبدالحسین خان بن حاجی محمّدحسین خان صدر اصفهانی، [ادیب فاضل و طبیب ماهر، در قرن سیزدهم هجری] مدّتی حکومت سمنان را داشته و مردی خلیق و فاضل و خوشخط و تیزهوش بوده و در علم طب نیز شهرت و مهارت داشته است. قبرش در نجف در سرداب مدرسه صدر.(2)
[از آثار او کتابت «شرح قصیده لامیة اعشی باهلی» است که به خط نستعلیق در حدود 1250ق آن را کتابت کرده و به شماره 14/8951 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)]
میرزا عبدالحسین متخلّص به «احقر» فرزند حاجی حمزه کوشکی، از شعرای قرن چهاردهم هجری در سال 1295ق متولّد شده و در اصفهان تحصیل کرد. طبع شعر داشته و از اعضای قدیمی انجمن ادبی مرحوم شیدا بود و اشعارش در مجلّه دانشکده به طبع میرسید.(1)او در 14 ذی الحجة الحرام 1360ق وفات یافته [و در شمال مقبره ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)]
از اوست:
گشتهام آشفته یاران! کو بُت زنجیر مو؟ تا که اندر بند آرد این دل دیوانه را
عبدالحسین بنانزاده معروف و متخلّص به «ادیب فرهمند» فرزند خلیلخان بنانالسّلطنه، شاعر ادیب، جامع فضائل انسانی و حاوی جمیع کمالات [از سخنوران قرن چهاردهم هجری.]
در ماه صفر 1317ق در بروجن متولّد شد. جهت تحصیل به اصفهان آمده و در این شهر علم و ادب آموخت و به واسطه قریحه خدادادی لب به گفتن شعر باز کرده و ابتدا «دبیر» تخلّص نموده و به انجمن ادبی شیدا راه یافت. وی طبق فرمانی از طرف احمدشاه قاجار در ماه ربیعالثّانی 1341ق به لقب «ادیب الممالک» ملقّب شد.(3)
پس از تعطیل شدن انجمن شیدا، به اذن مرحوم شیدا در منزل خود انجمن تأسیس
نمود و تقریبا مدت 7 سال آن انجمن دایر بود.(1)
او به عنوان سردبیر به همکاری با روزنامه «اختر مسعود» به مدیریت «عبدالوهاب گلشن ایرانپور» پرداخت. در شعبان 1340ق (مطابق برج حمل 1301ش) مجله «تحفة الادباء» را منتشر کرد که پس از 10 شماره در پایان همان سال تعطیل شد. در سال 1306ش امتیاز روزنامه «مداین» و ماهنامه «همایون» را کسب نموده و آنها را منتشر ساخت که خیلی زود از انتشار آن جلوگیری شد. در سال 1309ش مدیریت روزنامه «گیتینما» به صاحب امتیازی «مهدی اژهای» را پذیرفت.(2)
ادیب فرهمند در شب جمعه 9 رجب 1353ق در اصفهان وفات یافته و در یکی از اطاقهای تکیه ملک [که اکنون در تکیه شهداء واقع شده است] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)
مادّه تاریخ وفاتش را «گلشن ایرانپور» گوید:
از بهر سال وفاتش نوشت خامه «گلشن»: «بچرخ ادیب فرهمند پای زد چو مسیحا»(4)
اشعار او دارای حلاوت مخصوصی بوده و به طرز قدیم و جدید شعر و تصنیف سروده است. از آثار او رساله «جشن جغدها» به نظم به طبع رسیده است.
از اوست:
من آن نیم که به یک توبه ترک باده کنم به سادگی نخورم باده ترک باده کنم
مقدّسم ولی از بهر آنکه هر سحری نماز نافله باده را اعاده کنم(1)
حاج شیخ عبدالحسین بغدادی فرزند حاج داود حدیدی، عالم جلیل [از علمای اواخر دوره قاجاریه] اصلش از بغداد و پدرش سنّی مذهب بوده، به اصفهان مهاجرت نموده و زنی از آنجا گرفته و فرزندش از او حاصل شده و به مذهب ما در گروید.
در کاظمین و بغداد تحصیل نموده، مدّتی در سامرا به درس میرزای بزرگ شیرازی و آقا سیّد محمّد فشارکی اصفهانی حاضر شده و در زمان حیات استاد به اصرار جمعی از تجّار اصفهان و بستگان مادرش به اصفهان مهاجرت نموده و به ترویج دین و نشر احکام پرداخته و هم در این شهر وفات یافته است.(2)
عبدالحسین بن حاج محمّدربیع اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در شوال 1262ق کتابت نسخهای از «فقه» مجلد طهارت تألیف: میرزا سیّد حسن [ظاهرا: مدرس میر محمّد صادقی محلّه نوئی]و به دستور آخوند ملاّ شریف اشرفی را به خط نسخ و نستعلیق به انجام رسانیده است. کتاب به شماره 1572 (22510) در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدس موجود است.(3)
شیخ عبدالحسین بن محمّدرضا کلباسی اصفهانی، از فضلاء قرن چهاردهم هجری. مؤلف: «تحفة المجالس» در یک مقدمه و دوازده مجلس و خاتمه. نسخه به شماره 239 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
مولی عبدالحسین بن محمّدزمان نصیری طوسی، از علماء قرن یازدهم هجری بوده و تا سال 1025ق زنده بوده است.(2)
[کتاب «منتخب حبیب السیر» از آثار اوست که نزد مرحوم مهدی بیانی موجود بوده است.(3)او بر روی برگی از نسخه «نهج الحق» علاّمه حلّی که محمّدکاظم بن شکراللّه دزمانی در سال 1025ق کتابت کرده بود یادداشت تملّک نوشته است.(4)]
عبدالحسین بن شیخ سلطان حویزی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] در تاریخ 1147ق برگ آخر نسخهای از تفسیر «مجمع البیان» را در اصفهان نوشته است. نسخه به شماره 3231 در کتابخانه مرعشی قم موجود است.(5)
آقا عبدالحسین امینالعلماء فرزند حاج ملاّ محمّدشفیع خوئی بن ملاّ محمّد بن ملاّ
ابوالقاسم بن ملاّ احمد بن ملاّ علی چورسی بن ملاّ دولتعلی بن ملاّ علیمحمّد قراچهداغی، از اجلّه فضلاء و محترمین اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] بوده و تحصیلاتش در نزد پدر و مرحوم سیّد حجةالاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی [و آخوند ملاّ علی نوری و آقا سیّد محمّد شهشهانی] و جمعی از علماء عراق عرب بوده و در سال 1293ق وفات یافته و در جوار پدر خود در مقبره کوچک مقابل مقبره مرحوم حجةالاسلام شفتی در دالان مسجد سیّد [اصفهان] مدفون گردید.(1)
[فرزند ارشد و از لحاظ علمی افضل فرزندان ملاّ محمّدشفیع خوئی بوده و صاحب مکنت و املاک فراوان و خدم و حشم و دیوانخانه و کتابخانه بوده و صاحب نفوذ و معتبر بهشمار میرفته و از جمله عمارت سه طبقه زیبایی در قریه «کرچکان» از بلوک آیدغمش لنجان اصفهان داشته است. وی در مراجعت از زیارت حضرت ثامنالحجج علیهالسلام از مشهد مقدّس، در تهران مورد عنایت ناصرالدّین شاه قرار گرفته و چهار سال در تهران ماند و امام جمعه تهران طی مکتوبی، نسبت به حفظ احترام و تکریم او به حشمتالدّوله حاکم وقت اصفهان سفارش نمود.
کتابخانه او دارای کتب فراوان و نفیس بوده که بسیاری از آنان از پدران دانشمند و اجداد اهل فضل او، به وی به ارث رسیده بود که متأسفانه در جریان نقل و انتقال مورد غارت قرار گرفته و پراکنده شده است.
آقا عبدالحسین عالمی صالح و اهل فضل و ماهر در علوم گوناگون خاصّه فقه و اصول بوده و در یاری مردم تنگدست و حل مشکلات شرعی مردم روزگار خود اهتمام فراوان و همت عالی داشته است.(2)]
شیخ عبدالحسین بن عبدالرضا کاظمینی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از علمای قرن یازدهم هجری] در 6 شوال 1071ق در کربلا متولّد و در بغداد تحصیل نمود. ساکن اصفهان بود. و در این شهر تحصیلات خویش را به پایان رسانید.
از آثارش کتاب: «العابدیّه» در نظم «جعفریه» در نماز (از آثار محقّق کرکی) است. سال وفاتش به دست نیامد.(1)
دکتر عبدالحسین حکمتیان [فرزند عبدالوهاب جرّاح] از اطباء معروف و از شاگردان دارالفنون طهران و ساکن محله احمدآباد اصفهان در ربیع الثّانی 1382ق [مطابق 11 شهریور 1342ش] وفات یافت. [و در تکیه آقا باقر دردشتی (خلیلیان) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)]
عبدالحسین بن علی اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند اواخر دوره قاجاریه است. خطوط نستعلیق و شکسته را خوش مینوشته است. او «جُنگ الادعیه» گردآوری شده به دست: نصیر بن احمد نصیر الاطبّاء محلاّتی را به خط شکسته نستعلیق در سال 1331ق کتابت نموده و به شماره 1/2009 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.(3)
شیخ عبدالحسین محلاتی بن علی (میرزا بابا) بن حسین بن احمد بن محمّدشفیع اصفهانی (آخوند شفیعا خوشابرو) .
عالم فاضل، ادیب شاعر، محقّق جامع [از علمای عالیقدر اصفهان در اواخر دوره قاجاریّه.] در حدود سال 1270ق در محلاّت متولّد گردیده، در قم و اصفهان و نجف [و کاشان نزد میرزا حبیباللّه شریف کاشانی و در تهران نزد سیّد ریحاناللّه کشفی بروجردی[ تحصیل نموده و از سیّد علیاصغر جاپَلَقی اجازه دریافت نمود و مدّتها به درس حاج میرزا حبیباللّه رشتی [در نجف] حاضر شده و پس از نیل به مقام اجتهاد به اصفهان مهاجرت کرده [و در آنجا به درس میرزا محمّدحسن نجفی حاضر شد.] و خواهر علاّمه فقیه حاج آقا منیرالدّین بروجردی را به زوجیّت گرفته و در مدرسه صدر خارج تدریس میفرموده و جمعی از افاضل به درس او حاضر میشدهاند.
[از جمله شاگردان مشهور او: مرجع عالیقدر آیتاللّه حاج آقا حسین بروجردی، سیّد محمّدباقر احمد آبادی، حاج میرزا علی آقا شیرازی، سیّد عباس صفی دهکردی، میرزا محمّدباقر فقیه ایمانی و سیّد محمّدعلی ابطحی بودهاند.
او با وجود علم و فضل بسیار و مقام عالی تقوا، در فقر و تنگدستی به سر میبرد و حتّی مجبور بود کتب مورد نیاز خود را استنساخ کند.]
او عالمی ادیب و شاعری ماهر بود و به عربی و فارسی شعر میسرود از جمله این دو بیت از اوست:
دلا تا کی به خود گرمی؟ ز خود قطع تمنّا کن ز خودبینی به خود آی و به خود، خود را هویدا کن
ز غفلت تا به کی مستی؟ به خود تا چند پا بستی کزین سختی ره رستی، ز هستی، دل معرّا کن
وی سرانجام در روز جمعه 22 ذی الحجه 1323ق وفات یافته و در تخت فولاد حوالی قبر فاضل هندی مدفون گردید.(1)
کتب زیر از اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 766 و 767؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 168-170؛ نقباء البشر، ج3، صص 1056-1058؛ گلزار فضیلت، صص 183-205؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص164؛ افتخار آفرینان استان مرکزی، ج3، صص 224-228؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص489.
2) فهرست خطی احیاء، ج4، صص 310-312.
3) فهرست مرعشی، ج29، ص101.
4) فهرست مرعشی، ج29، ص1277.
برائت» 17. «رساله در قاعده فحص» 18. «رساله در تعریف علم اصول» 19. «رساله در سهو نماز» 20. «رساله در تطهیر به آب قلیل» 21. «رساله در قاعده بیّنه» 22. «رساله در اصل تعارض» 23. «رساله در تیمّم» 24. «رساله در اصل لزوم عقد» 25. «شرح بر اصول کشف العظاء» 26. «مغتنم الدرر» در سه جزء: 1- در تفسیر 2- در روایات 3- در متفرقات(1)[که در بین سالهای 1314 تا 1321ق آن را تألیف کرده است نزد مرحوم میرزا حبیباللّه نیّر موجود بوده و نسخهای از آن در مجله شهاب (شماره 22) معرفی شده است.] 27. «تسلیتنامه» [که آن را مرحوم محلاّتی جهت دلجوئی و تسلای یک عالم اهل عربستان که وهابی بوده و سپس شیعه شده است، نوشته است.]
حاج عبدالحسین ندیم شهرکی چهارمحالی ملقب به «ندیم الشعراء» فرزند علیمحمّد، شاعر ادیب در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری. در سال 1291ق در «شهرک» از توابع چهارمحال متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی در مکتبخانه مولد خود به اصفهان رفته و به تکمیل معلومات خود پرداخت. سپس به وطن خود مراجعت نموده و به زراعت و گیوهدوزی مشغول شد. در سرودن انواع شعر و مادّه تاریخ مهارت داشته و غیر از مجموعه اشعار، «سفرنامه منظوم مکه و مدینه» و «منظومه خوابنامه» از آثار اوست.
وی عاقبت در سال 1354ق در زادگاه خود وفات یافت. از اوست:
ما در میان زلف رخ یار دیدهایم ما آفتاب را به شب تار دیدهایم
دیوانهوار سر به بیابان نهادهایم تا چین زلف آن بت عبار دیدهایم(2)
میرز عبدالحسین ملقّب به «فیضعلیشاه» فرزند ملاّ محمّدعلی طبسی، عارف سالک، از متصوفه اصفهان در قرن دوازدهم هجری.
پدرانش اهل قریه «رقه» تون بوده و پدرش امامجمعه طبس بوده است. در اصفهان متولّد و در این شهر تحصیل نموده و در شیراز خدمت سیّد معصوم علیشاه رسیده و به توبه و تلقین ارشاد یافت. ریاضتها کشیده و از مرتبه ارادت به خلافت رسیده و لقب «فیضعلیشاه» یافت و به اتفاق مراد خود به اصفهان آمد. علیمراد خان زند نسبت به او ارادت یافته، تکیه فیض را به نام او بنا نمود. در آنجا به ارشاد هدایت پرداخته تا سال 1194ق وفات یافته در تکیه خود مدفون شد.(1)
آقا میرزا عبدالحسین خوشنویس معروف و متخلّص به «قدسی» فرزند میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی بن محمّد، شاعر ادیب و خوشنویس فاضل در قرن چهاردهم هجری. در شب 4 رمضان المبارک 1287ق در اصفهان متولّد گردید. و در خدمت آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند ملاّ محمّد کاشانی و سایر علمای اصفهان تحصیل کرد. انواع خطوط خصوصا نسخ و رقاع را خوش مینوشت. او در ربیعالاوّل 1326ق مدرسه قدسیه را در اصفهان افتتاح کرد و باید او را از پیشروان فرهنگ جدید و خدمتگزاران واقعی علم و ادب نامید.
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص865؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص60؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص169؛ ریاض السیاحه، ص651؛ شمس التواریخ، ص50؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 187 و 188؛ تاریخ سلسلههای طریقه نعمتاللهیه در ایران، صص 48 و 49؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص149؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص337.
قدسی جامع فضائل و کمالات صوری معنوی بود و در انواع فنون شعر خصوصا غزل و مادّه تاریخ مهارت داشت. او در راستی و درستی و صداقت و پاکدامنی به حدّ کمال و در نگاهداشت دوستی بیاندازه باوفا و ثابتقدم بود.
[او دهها جلد کلاماللّه مجید را کتابت کرد.]
قدسی سرانجام در 5 صفر 1366ق [مطابق با 8 دی 1325ش] وفات یافته و در صحن تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.
خواهرزادهاش ادیب دانشمند میرزا حبیباللّه نیّر نیز مادّه تاریخ وفاتش را چنین گفته است:
لما فقدت ادیبا قل لرحلته: «عبدالحسین انّی فی جنّة القدس»
از آثار مرحوم قدسی کتاب «تحفة الفاطمیه» و کتاب «شرعیات» جهت مدارس جدید به طبع رسیده است.(1)
از اوست:
گر عرش شود فرش ره سم سمندش بر خویش ببالد ز چنین بخت بلندش
ماه نو و بدر فلک و خوشه پروین عکسی بود از فعل و سم و میخ سمندش
عبدالحسین بن محمّدعلی حسنی اصفهانی مجموعهای از 5 کتاب (شامل: «السماع
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص38؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 275 و 276؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص767؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ الذریعه، ج3، ص460؛ اعیان الشیعه، ج37، ص105؛ دیوان طرب، ص8؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1097؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 111-118؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2823-2826؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 108-110؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص750.
الطبیعی»، «السماء و العالم»، «الکون و الفساد»، «الآثار العلویه» و «تهافت التّهافت» همه از تألیفات: ابن رشد را در سال 1052ق به خط نستعلیق فراهم آورده که به شماره 62404 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
میرزا عبدالحسین حکیم الهی بن غلامرضا، عالم فاضل و ادیب محقّق در قمشه (شهرضا) متولّد شده و در اصفهان تحصیل نمود. سپس در مدرسه گلبهار به تدریس پرداخت و مدّتی بعد به عنوان وکیل دعاوی در دادگستری به خدمت مشغول شد. گاهی شعر نیز میسروده و مردی عارف و ادیب بوده است.
[سرانجام در 23 شوال 1352ق وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]
وی کتابی مختصر و جامع درباره «تاریخ اسلام» تألیف نموده که در سال 1355ق به طبع رسیده است. همچنین او حواشی مفیدی بر قرآن مجید دارد.(2)
عبدالحسین سپنتا فرزند غلامرضا [شیروانی] ادیب، نویسنده و شاعر توانا، در سال 1282ش (مطابق 1321ق) در طهران متولّد شده و در طهران و اصفهان تحصیلات خویش را به پایان رسانیده، سفری به هندوستان رفته و ده سال در آن حدود ساکن [بود.] و در خدمت دانشمند معروف دینشاه ایرانی به تکمیل فضائل و معلومات خویش
پرداخته و کتب چندی در تاریخ ادبیات ایران باستان ترجمه و انشاء کرده و در چندین فیلم نیز از محصولات هندوستان به عنوان نویسنده و رژیستور شرکت نموده [است.[ سپس به ایران مراجعت کرده و در اصفهان متوطن شده، سرانجام در شب جمعه 9 محرم الحرام 1389ق به مرض سکته وفات یافته و در جنب تکیه بابارکنالدّین در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ وفاتش را آقای عبدالکریم بصیر گوید:
«بصیرا» بگو از پی سال فوتش: «سپنتای آگاه روشنروان کو
کتب زیر از اوست:
[سپنتا تحصیلات خود را در مدرسه سنلوئی و مدرسه زرتشتیان تهران و استیورت موریال کالج اصفهان و کالج آمریکاییها در تهران انجام داد. او اوّلین فیلم ناطق فارسی را در سال 1312ش در کمپانی امپریال فیلم بمبئی ساخت.
پس از آن او فیلمهای «فردوسی»، «شیرین و فرهاد» «چشمهای سیاه» و «لیلی و مجنون را در هندوستان ساخت. همچنین در آنجا روزنامه «دورنمای ایران» و سپس روزنامه «جنگل» را منتشر کرد که هر کدام پس از مدت کوتاهی متوقّف شدند. آخرین روزنامه او در هند «پیام راستی» نام داشت. او برای ادامه فیلمسازی به تهران آمد ولی به علت موانع و مشکلاتی که وجود داشت بهناچار در اصفهان ساکن شد و به نویسندگی
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 235-237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 769 و 770؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص222؛ روزنامه مکرم، شماره 559، مورخ 13 فروردین 1348.
مشغول شد و روزنامه «سپنتا» را منتشر کرد.
مزار او در حاشیه خیابان آب دویست و پنجاه و مقابل مصلای تخت فولاد است.(1)]
از اوست:
شتاب دارد و یار از کنار میگذرد ببین که عمر عجب برقوار میگذرد
گرفته شاخ شکوفه به دست و میگوید پیاله گیر که فصل بهار میگذرد
تو خواب نازی و پروین و ماه میدانند چهها به عاشق شبزندهدار میگذرد
میرزا عبدالحسین صنیع همایون [فرزند آقا محمّدکاظم نقاش فرزند آقانجف اصفهانی]، نقاش و قلمدانساز هنرمند قرن چهاردهم هجری. [در صورتسازی و منظره استاد بوده و قلمدانها و تابلوهای زیادی را با نقاشیهای استادانه خود مزیّن میکرده است او سالها در کارگاه خود واقع در بالاخانه کاروانسرای حاج علینقی (جنب دروازه اشرف) در بازار بزرگ اصفهان به فعالیّت هنری مشغول بوده و جمعی از هنرمندان از جمله شکراللّه صنیعزاده از او تعلیم میگرفتهاند. لقب «صنیع همایون» را مظفرالدّین شاه قاجار به او عطا کرد.]
صنیع همایون در روز سهشنبه 12 محرم 1341ق [در سن متجاوز از هفتاد سالگی[ وفات یافته و در تکیه شهشهانی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
1) تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص 300-302؛ الذریعه، ج9، ص429؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، صص 1732-1735؛ اثرآفرینان، ج3، صص 218 و 219؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 734 و 735؛ دانشمندان و سخنسرایان فارس، ج3، صص 52 و 53؛ روزنامه بهار: سال اوّل، شماره 18، سهشنبه 10 خرداد 1379، ص8.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1023؛ دیوان طرب، ص82؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155؛ فصلنامه وقف میراث جاویدان، شماره 19 و 20، پاییز و زمستان 1376، ص232؛ هنر قلمدان، صص 157 و 158؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، صص 335 و 336؛ دائرةالمعارف هنر، ص354.
سیّد عبدالحسین همتیار فرزند حاج میر سیّد محمّد بن حاج میرزا حسن بن میر سیّد علی وزیر طباطبائی اصفهانی، ادیب و شاعر فاضل. از دانشمندان معاصر اصفهان. در سال 1259ش (برابر با 1297ق) در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را در مدرسه باقریه و مدرسه اسقف (کالج انگلیسیها) در اصفهان و کالج آمریکائیها در طهران به پایان رسانیده وارد مشاغل دولتی شد و به ترتیب در وزارت دادگستری و مالیه و فرهنگ مشغول انجام وظیفه گردید. مدّتها ریاست فرهنگ بنادر جنوب و زمانی ریاست فرهنگ ساوه در مدّتی ریاست فرهنگ شهرستان سمنان را داشته و در این اواخر ریاست دانشسرای مقدّماتی پسران اصفهان بر عهده او بود.
در سال 1329ش بازنشسته شده و در این موقع که فراغتی یافت به تکمیل علوم غریبه که سالها در آن رنج برده بود پرداخت و به مقاماتی رسید. پیشبینیها و غیبگوئیهای وی در این مورد معروف است. سرانجام در شب چهارشنبه 14 ذیحجة الحرام سال 1385ق [برابر با 17 فروردین 1345ش] وفات یافته، در تخت فولاد، جنب تکیه ملک در لسان الارض [تکیه شهدای کنونی] مدفون گردید.(1)
مادّه تاریخ وفاتش را استاد جلالالدّین همایی (سنا) چنین گوید:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 538-540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1024 و 1025؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص189.
از «سنا» تاریخ پرسیدم نوشت «رحمت یزدان به همتیار باد»(1)
شاعر توانا استاد اعتمادی (برنا) نیز گوید:
زد رقم «برنا» بشمسی سال فوت: «یار همّت یار لطف و مهر حق»
1345
سال وفات ورا خامه «برنا» نوشت «بود بمحشر حسین شافع عبدالحسین»
1385
این دو بیت از اوست:
تا خدا دارد خدایی و شهنشاهی در عالم تا شهنشاهی در این کاخ زبرجد بار دارد
نام شاه دین علی در صفحه تاریخ عالم همچو خورشید رخشان جلوه در انظار دارد
آقا عبدالحسین بن محمّد اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. خطوط شکسته و نستعلیق را خوش مینوشته و تا حدود سال 1290ق در قید حیات بوده است.
او نسخهای از «کلیات سعدی» را به خط نستعلیق خوش خود نوشته که نزد حاج سیّد نصراللّه تقوی اخوی موجود بوده است. همچنین ترجمه فارسی «شرح نهجالبلاغه» ابن ابیالحدید، به تاریخ 1273ق از نمونه خطوط خوش نستعلیق اوست که استاد همایی آن را دیده است.(2)همچنین او بخش منطق کتاب «حل مشکلات الاشارات و
التنبیهات» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق خوش در سال 1264ق کتابت نموده که به شماره 28 در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان موجود است.(1)
عبدالحسین بن محمّد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه 14 ذی الحجه سال 1132ق کتابت کرده که به شماره 58 در کتابخانه مؤسّسه امام صادق علیهالسلام قم موجود است.(2)یکی از مُجَلَّدات «صافی» فیض که در سال 1125ق کتابت شده، به شماره 11813 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.(3)
مشکنان از روستاهای قدیمی شرق اصفهان بین کوهپایه و نائین است. ناصر خسرو در قرن پنجم هجری این روستا را دیده و در سفرنامه خود از آن یاد کرده است.
میرزا عبدالحسین صدر فرزند میرزا محمود صدر المحدّثین بن ملاّ عبداللّه خوانساری، از وعاظ معروف ایران [در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از فضلاء این شهر تحصیل نمود. [سپس] به طهران رفته، آنجا نیز چندین سال به تحصیلات قدیم و جدید پرداخته و به ترویج دین مشغول شد. [او صدایی خوش، قدرت بیان عالی و اطلاعات وسیع داشت و آواز دو دانگ را در حدّ اعلی میخواند] او در نهضت تجددخواهی و دگرگونی وضع قدیم به صورت تمدن جدید و تشکیل شرکتها و تأسیس کارخانجات در اصفهان و سایر شهرهای ایران،
مردم را با بیانات شافیه و سحر کلام خویش مشغول میداشت.
[او در ایام اقامت در اصفهان در مدارس جدید به شغل معلمی میپرداخته و در کنار آن نزد شیخ محمود مفید فلسفه میخوانده است.]
در اواخر عمر [زودرنج و حساس شد، و مزاج او تغییر یافته بود و در سخنرانیها تندروی میکرد. حکومت وقت (نظمیه رضاخان پهلوی) او را به شیراز تبعید نمود.[ سودا بر مزاج ایشان غلبه یافته و در حدود سال 1367ق خود را در چاه انداخته و وفات یافت(1)[و در یکی از امامزادههای شیراز مدفون شد.]
آقا عبدالحسین بن ملاّ محمّدمهدی پاشنه طلائی یزدی [بن محمّداسماعیل بن محمّدابراهیم بن ملاّ محمّدصادق اردستانی]، عالم فاضل [در قرن سیزدهم هجری] از اعقاب آخوند ملاّ محمّدصادق اردستانی. پدرش در یزد ساکن بوده و خود او در اصفهان سکونت نموده و پس از وفات در تکیه حاج محمّدجعفر آبادهای در تخت فولاد مدفون شد.(2)
[او نسخهای از «حاشیه بر بهجة المرضیه» از: شیخ علیاکبر یزدی را در سال 1275ق کتابت کرده و آن را نزد پدر دانشمند خود خوانده و تعلیقاتی بر این نسخه نوشته است.(3)]
حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین فرزند آقا میر محمّدمهدی بن حاج میرمعصوم بن حاج میرزا محمّدعلی بن میر محمّداسماعیل بن میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل خاتونآبادی [از علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری] عالم فاضل مجتهد بارع و فقیه عادل اجدادش از علمای اصفهان و ساکن محلّه پاقلعه بوده و بدین مناسبت به سادات پاقلعه معروف بودهاند. [جدّ اعلای او میر محمّداسماعیل بانی مدرسه و تکیه خاتونآبادیها در تخت فولاد و فرزند میر محمّداسماعیل: میر محمّدباقر بوده و منصب ملاّباشی شاه سلطان حسین صفوی را داشته است.]
مرحوم سیّد العراقین در سال 1294ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم را در این شهر آموخته سپس جهت تکمیل به عراق عرب رفت و سالها از محضر اساتید بزرگ آنجا [همچون آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی، آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی، حاج آقا رضا همدانی، ملاّ علی نهاوندی، آقا سیّد محمّد طباطبائی فشارکی و میرزا محمّدتقی شیرازی] در فقه و اصول استفاده نموده [و از بزرگانی چون: میرزا حسین محدّث نوری اجازه دریافت نمود] و به درجه اجتهاد نائل گردید. [او به هنگام بازگشت به خواهش آخوند خراسانی در مسیر راه با بیانات و سخنان گرم خود مردم را به حمایت از نهضت مشروطیت دعوت میکرد.] او پس از مراجعت به اصفهان به اقامه جماعت و تدریس و حلّ مشکلات مردم و پاسخ به مسائل شرعی آنان مشغول شده و تولیت مدرسه چهارباغ را هم به عهده گرفت.
او آخرین مدرس معروف مدرسه چهارباغ بود و پس از فوت او [به خاطر مخالفت رضاشاه با روحانیت] سالها مدرسه چهارباغ تعطیل و خالی از طلبه و محصّل بوده و امورات وقفی آن زیر نظر اداره اوقاف اداره میشد تا پس از وقایع شهریور 1320ش
مجددا مدرسه به تصرف وقف درآمده و طلاب و فضلاء در آن ساکن شده و به تحصیل و تدریس مشغول شدند.
[مرحوم سیّد العراقین در انجمن معارف اصفهان عضو بوده و از اعضاء هیئت علمی اصفهان نیز بود و در حفظ حوزه علمیه اصفهان و رونق بخشیدن به آن تلاش بسیار کرده و رنج فراوان را به جان خرید. پس از آنکه روسها به اصفهان حمله کردند و صدماتی به مدرسه چهارباغ وارد شد، او به عنوان متولّی مدرسه، به مرمت گنبد و منارهها و سایر قسمتهای مدرسه اهتمام ورزیده و آن را از خطر نابودی نجات داد.] همچنین از متولّی مدرسه صدر پاقلعه نیز بود.
سرانجام در شب چهارشنبه 10 شوال 1350ق وفات یافته و در تخت فولاد [جنب مقبره میر محمّدصادق مدرس خاتونآبادی] مدفون شد. سپس بر سر مزار آن دو بقعهای ساخته و تکیهای بنا نمودند که به تکیه سیّد العراقین معروف شد و جمعی از علماء، شعراء و وعاظ اصفهان در بقعه و صحن و حجرههای تکیه مدفون شدند.
مادّه تاریخ وفاتش را استاد همایی چنین گفته است:
لمّا تهدم رکن الفضل و الادب قال المورّخ رکن الفضل منهدم
که به خط آقا شیخ محمّدرضا حسام الواعظین بر سنگ قبر او نوشته شده است.
مرحوم میرزا حسنخان جابری نیز مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
تو هم پا بکش از عراق و بگو «عراقین بی سیّد و سرور است»(1)
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 680-682؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص108؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای سیّد ابراهیم میرعمادی در تابستان 1370ش؛ دیوان سنا، ص174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص142؛ شرح مجموعه گل، صص 124-147.
حاج میرزا عبدالحسین سمسارزاده فرزند حاج محمّدمهدی سمسار اصفهانی، بازرگان نیکوکار و [معاصر که سرمایه خود را صرف ترویج علم و تبلیغ شریعت نموده و] به همت او کتابهای: «ترتیب التهذیب»، «جواهر الاخلاق»، «حجة الاسلام» در شرح «شرایع الاسلام» و «منتخب مفاتیح الجنان» به طبع رسیده است.
مشارٌ الیه در شعبان سال 1409ق وفات یافته در بقعه تکیه مرحوم تویسرکانی [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.(1)
میرزا عبدالحسین قیصر بن نواب میرزا مهدی قزلباش اصفهانی شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری و از احفاد صفویه است. مدت 14 سال سیاحت کرده و خدمت بزرگان رسیده است. از انواع علوم با بهره بوده و غزل و قصیده را خوب میگفته است. در محلّه بیدآباد اصفهان ساکن بوده و تا سال 1280ق حیات داشته است.
از اوست:
ز گیسوی تو تاری وام کردند به عالم صد هزاران دام کردند
نثار اندر رهت عشاق دلخون سر و جان را به اوّل گام کردند(2)
حاج عبدالحسین مشفقی متخلّص به «مشفق» فرزند میرزا، شاعر ادیب [در قرن چهاردهم هجری.]
در سال 1310ق در اصفهان متولّد شده و کمی تحصیل نمود. بعدا به شغل پدری خویش اشتغال جست. در شعر و ادب دارای طبعی روان و ذوقی سرشار بود. دیوان اشعاری بالغ بر چهار هزار بیت دارد. مقداری از اشعارش در طبع سوم «مصیبتنامه صغیر» و مقدار دیگری در «خزائنشکن» تألیف برادرش میرزا علی مشفقی به طبع رسیده است.
مشفق در روز 29 ربیع الاوّل سال 1363ق در اصفهان وفات یافته، در تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.(1)[مادّه تاریخ او را محمّدحسین صغیر اصفهانی چنین سروده است:
گفت تاریخ وفاتش را «صغیر»: «کرد مشفق جا بفردوس برین»
1362
این دو بیت از اشعار اوست:
بر اسب ناز مکان کردی و شهان جهان را تو مات از رخت ای شهسوار کردی و رفتی
به روی همچو قمر زلف همچو مشک افکندی به دهر، روز مرا شام تار کردی و رفتی(2)]
میرزا عبدالحسین متخلّص به «ظفر» از شعرای قرن سیزدهم هجری. دیوان بیگی در سال 1294ق او را در طهران دیده که در کار تحصیل بوده و جوانی معقول و مؤدب بهشمار میرفته است.
از اوست:
اگر برای غمت شیشه دلم تنگ است بزن به سنگ که این شیشه قابل سنگ است
مرا دلی است خروشان چو چنگ از غم تو تو را به محفل اغیار گوش بر چنگ است(1)
مشهدی عبدالحسین متخلّص به «عبدی» از شعراء متوسّط و معاصر اصفهان بود. کتابیاز او به نام «دُرَر المصائب» مشتمل بر حدود هزار بیت در سال 1368ق به طبع رسیده است.
او در ماه ربیع الاوّل سال 1372ق به سن 75 سالگی در اصفهان وفات یافت. از اوست:
زلف پر چین را خم اندر خم مکن از خمش یک عالمی درهم مکن
از خمار چشم میگون و لعل خویش حسرت ساقی و جام جم مکن(2)
عبدالحسین فریدنی [از خطاطین و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در سال 1254ق کتاب «میزان الاوزان» تألیف: محمّد بن حسن مشهدی (متوفی 1222) را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 3768 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
میرزا عبدالحسین فاضل اژهای، عالم فاضل واعظ کامل [از وعاظ اواخر دوره قاجاریّه] در صبح چهارشنبه 17 صفر سال 1329ق وفات یافته و در مزار اژهایها در تخت فولاد مدفون شد.(2)
حاج شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی، واعظ زاهد عادل [از شاگردان آیةاللّه سیّد ابوالقاسم دهکردی] در 20 شوّال 1387ق به سنّ متجاوز از هشتاد وفات یافته و در قسمت شمالی آبانبار حاج ملاّ حسن سمائیان [شمال تکیه فاضلان] در تخت فولاد مدفون گردید.(3)
میرزا عبدالحسین متخلّص به «قشمشم» از شعرای اواخر دوره قاجاریّه. طبعش به هجو و هزل مایل بوده و با آنکه سواد خواندن و نوشتن نداشته، شعر میسروده است. او دکّه کوچکی جنب مسجد جامع داشته و از راه خرید و فروش قند و چای و تنباکو امرار معاش میکرده(1)و سرانجام در سال 1318ق به سن 75 سالگی وفات یافته است.(2)
از اشعار او جز یکی دو قطعه چیزی باقی نمانده است.
ملاّ عبدالحسین مازندرانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن و به تحصیل مشغول بوده و «تهذیب شیخ طوسی» را نزد علاّمه مجلسی در سال 1092ق قرائت و مقابله نموده و علاّمه در پایان کتاب نکاح کتاب «تهذیب» در 26 ذیالقعده 1096ق برای او اجازه نوشته است و از او با عنوان «المولی الفاضل الصّالح الفالح الرّضی» یاد کرده است.
این نسخه از «تهذیب» در کتابخانه فقیه محقّق معاصر حاج شیخ رضا استادی طهرانی در قم موجود است.(3)
میرزا سیّد عبدالحسین خوانساری ملقّب به «معینالاسلام» و معروف به «زایندهرود» ادیب فاضل نویسنده و مدیر روزنامه «زایندهرود» از روزنامههای منتشره اصفهان
مدفون در تخت فولاد.(1)
[او مدّتی در یزد و نیشابور و برخی مناطق دیگر سمت ریاست عدلیّه را داشته و عاقبت ریاست عدلیّه اصفهان را بدست آورده است. در محرم 1327ق نشریه هفتگی «زایندهرود» را منتشر ساخته و تا سال 1332ق به انتشار آن ادامه داده است. او در سال 1334ق با وقوع جنگ جهانی و بروز نااَمنی در اصفهان، به سرزمین بختیاری پناه برد. سال فوت او به دست نیامد.(2)]
حاج سیّد عبدالحسین میرلوحی موسوی یزدآبادی، عالم فاضل متقی از دوستان و ارادتمندان مرحوم آقا سیّد زینالعابدین طباطبائی ابرقوئی. او امام جمعه در قریه «یزدآباد» لنجان اصفهان بوده و از کسانی است که خدمت حضرت ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) مشرّف گردیده است.(3)فرزندانش از جمله مرحوم سیّد ابوالفضل میرلوحی و حاج سیّد حبیباللّه میرلوحی از علمای محل و مورد ارادت و علاقه مردم بوده و هستند.
حاج سیّد عبدالحسین واعظ اصفهانی معروف به عرب ساکن طهران [از وعاظ اواخر دوره قاجاریه] در ماههای مبارک رمضان در مسجد شاه طهران پس از نماز امام جمعه در زمان مظفرالدّین شاه به منبر میرفت و شهرتی داشت.(4)
مولانا عبدالحق قهپایهای متخلّص به «منصف» فرزند ملاّ کمالالدّین پیشنماز قهپایهای، از شعراء و فضلای قرن دهم هجری. به هند رفته و در آنجا سکونت گزید. شعر بسیاری سروده ولی کیفیت آن مطلوب نبوده است. مثنوی لیلی و مجنون از آثار اوست. این بیت از اوست:
زان نرخ جنس غمزه گران بستهای که من محتاج این متاعم و آن در دکان توست(1)
ملاّ عبدالحق ورنوسفادرانی اصفهانی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. در کمال فضیلت و حالت معنوی بود. در فن موسیقی و لغز و معما ماهر بود. در سال 1063ق وفات یافت.
از اشعار اوست:
لعل لب تو را چه زیان از غبار خط مور ار ز کوثر آب خورد کم نمیشود(2)
شیخ عبدالحمید اصفهانی [از عرفای قرن هشتم هجری] از مریدان شاه نعمتاللّه ولی کرمانی بوده است.(3)
حاج سیّد عبدالحمید موسوی خواجوئی بن سیّد محمّدحسین بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّدسعید بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّدباقر بن سیّد محمّدصادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل متّقی [از علمای اواخر دوره قاجاریّه.] در حدود سال 1250ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای اصفهان از آن جمله: حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی، آقا میر سیّد حسن مدرس (محلّه نوئی) تحصیل نموده و سرانجام در 6 رمضان المبارک 1316ق وفات یافته و جنب پدر و جد خویش نزدیک تکیه خاتونآبادیها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
صاحب عنوان عموزاده پدر حقیر: سیّد مصلحالدّین بن سیّد شهابالدّین بن سیّد محمّدحسن مجتهد بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوه است.
عبدالحمید عطاری، هنرمند موسیقیدان [معاصر] مدفون در صحن تکیه سیّد محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) فوت در سال 1385ق.(2)
[عبدالحمید عطاریدار معروف به پاینده، هنرمند ارجمند و موسیقیدان شهیر اصفهان، در خیابان شیخ بهائی دارای بنگاه معاملاتی بود و اهل نواختن و شرکت در مجالس نبود و تنها به آموزش قرائت و رعایت قوانین صدا میپرداخت و عدّهای از اهل منبر و مدّاحان را نیز تعلیم میداد. مادّه تاریخ وفات او چنین است:
پاینده صاحب هنر و ذوق آنکه داشت عطاریدار شهرت و عبدالحمید نام
هم ذکر حق و نام نبی داشت بر زبان هم داشت نام حیدر و اولاد در کلام
«برنا» به شمسی و قمری سال فوت او بنوشت هر کدام به یک مصرع تمام
«پاینده» در جهان بقا کرده است روی» «عبدالحمید کرد بهشت جنان مقام»(1)] 1344ش 1385ق
عبدالحمید سیاوش دستجردی فرزند سیفاللّه، از خوشنویسان توانای معاصر اصفهان در سال 1333ش متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه در رشته مکانیک ادامه تحصیل داده و فارغ التحصیل شد. و در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت.
او خط را از استاد فضائلی و استاد معین آموخت و پس از آن به تعلیم و تدریس خوشنویسی پرداخت و شاگردان بسیاری تربیت کرد. استاد سیاوش علاوه بر اخذ مدرک ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران، از شورای هنرمندان کشور نیز مدرک درجه 2 هنری دریافت نمود. آثار او در بسیاری از نمایشگاههای کشور به نمایش درآمده است.
وی اکنون از مدرسین انجمن خویشنویسان اصفهان است.(2)
عبدالحمید اوحدی معروف به «حمید» و متخلّص به «شهدی» فرزند آقا محمّد کریم بن آقا عباس بن میرزا اسماعیل اصفهانی، از شعرای معاصر اصفهان. در طلوع فجر جمعه 24 رجب المرجب 1337ق در اصفهان متولّد شده. او پس از تکمیل دوره دبیرستان در اصفهان به طهران منتقل گردید. در شاعری صاحب طبعی لطیف بود.
از اوست:
سر زلف پر تابت، چو خرد بدید گفتا نکنم گمان که کس از خم آن رهیده باشد(1)
میرزا عبدالحمید شریف بن میرزا محمّد اصفهانی حائری، از فضلاء اوایل قرن چهاردهم هجری است. او مجموعهای شامل: «نوادر الاثر بعلیٌ خیر البشر» تألیف: جعفر بن احمد بن علی قمی رازی و «کتاب العروس» از همو را در سال 1337ق به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 9704 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)
سیّد عبدالحمید موسوی اصفهانی بن سیّد محمّد [بن سیّد علی بخش بن سیّد محمّد موسوی، از علمای ازکیاء [در قرن سیزدهم هجری] و از شاگردان شیخ محمّدحسن
صاحب جواهر بوده و پس از مراجعت از نجف اشرف در اصفهان و لنجان ساکن شده و هم در این شهر وفات یافته [است.] وی را شرحی است بر کتاب «شرایع الاسلام» تألیف محقّق حلّی (علیه الرّحمه) .(1)
[ظاهرا او همان است که] در ذیقعده 1263ق برگه استشهادی را امضاء کرده و خود را چنین معرفی نموده است: «عبدالحمید موسوی النجفی مسکنا و مدفنا انشاءاللّه».
[تقریرات درس فقه شیخ موسی کاشف الغطاء به قلم او موجود است و آن شرح استدلالی بر کتاب مواریث «شرایع الاسلام» است.(2)]
سیّد عبدالحمید شورابی چهارمحالی اصفهانی نوربخش، شاعر معاصر صاحب «مصیبتنامه» مطبوع.
عبدالحمید نجّار اصفهانی متخلّص به «نجار» از شعرای معاصر اصفهان است که در 15 شعبان 1389ق وفات یافته و در صحن تکیه شهشهانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شده است.(3)
میرزا عبدالحمید هوشیار، از ادباء و فضلای معاصر در حوزه علمیه نجفآباد تحصیل کرده و سپس در قم در محضر اساتید آن شهر به کسب فیض پرداخته است. او در سال
1370ش درگذشت.
از اوست:
در خاک نجف تجلّی خدا میبینم بیپرده ز نور مرتضی میبینم
بر سینه آدم صفی باب علوم از خاتم انبیا به جا میبینم(1)
ملاّ عبدالحی بن محمّدرفیع دیهوکی طبسی گیلکی، عالم فاضل جلیل. [از علمای قرن دوازدهم هجری] در اصفهان به تحصیل پرداخته و در فقه و اصول، ادبیات عرب و منطق و کلام مهارت یافته و به تدریس پرداخته است. ملاّ محمّدعلی بن محمّدرضا رقیّ تونی از افاضل شاگردان او است. [که ملاّ عبدالحی در هامش نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» که اکنون در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است جهت او اجازه نوشته و در آنجا آمده که از میرزا محمّد مشهدی (از مجازین ملاّ احمد و ملاّ عبداللّه تونی) اجازه دریافت نموده است. ملاّ محمّدعلی تونی در ذیل این اجازه نوشته است که استادش[ ملاّ عبدالحی در شب یکشنبه دوم محرم 1133ق وفات یافته و در مقبره ستّی فاطمه اصفهان مدفون شده است.(2)
عبدالخالق خان اصفهانی، از هنرمندان اصفهان و از پیشگامان صنعت عکاسی اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است و قدری از دوره سلطنت رضاشاه پهلوی را نیز درک کرده است. در محلّه لنبان اصفهان متولّد شد. از تسلط او به زبان فرانسوی شاید بتوان نتیجه گرفت که احتمالاً از جوانانی بوده که به منظور تحصیل راهی اروپا شده و
شاید عکاسی را در آنجا فرا گرفته باشد.
در جوانی به دلیل تسلط به عکاسی به عنوان عکاسباشی مخصوص دربار ظلالسّلطان موفق به دریافت مدال مخصوص از او میشود. اغلب عمر او به عکاسی در اصفهان گذشته امّا مدّتی برای دایر کردن عکاسی در شیراز به سر برده و در عکاسخانه مرکزی لشکر جنوب شیراز کار میکرده و در این دوران مکاتباتی با میرزا مهدیخان چهرهنما داشته است. روزهای آخر عمر وی گویا در تهران سپری شده است. امّا تاریخ دقیق فوت او به دست نیامد.
عبدالخالق خان در موسیقی هم دستی داشته و از شاگردان نایب اسداللّه در اصفهان بوده است.
مجموعه عکسهایی که توسّط او درنهایت دقّت و مهارت فنّی گرفته شده، در آلبومهای شخصی ظلالسّلطان موجود است.(1)
عبدالخالق بن حاجی محمّدتقی اژهای [از خطاطین خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری] در روز یکشنبه 29 ربیع الاوّل سال 1242ق کتابت نسخهای از «انوار سهیلی» را به خط نستعلیق شکسته به پایان رسانیده و کتاب به شماره 28 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)
ابوهاشم عبدالخالق بن حیدر بن علی بن حسن بن علی بن حسن بن علی علوی معروف به «برطله شریف» [از محدّثین اصفهان] از حافظ ابوعمر و عبدالوهاب بن محمّد بن منده حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث کرده است.(1)
میرزا عبدالخالق لنجانی فرزند حاج میرزا رضا از خوشنویسان نسخ و ثلث در نیمه اوّل قرن چهاردهم هجری است. از راه کتابت امرار معاش میکرد و برای چاپ سنگی هم کتاب مینوشت.
از آثار او:
عبدالخالق بن محمّدشفیع قائنی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و احتمالاً از شاگردان علاّمه مجلسی است. در تاریخ دوشنبه جمادی الثّانیه 1081ق کتابت مجلد دوم «بحارالانوار» را به خط نسخ به پایان رسانیده و در کتاب
علامت مقابله و حواشی به خط علاّمه مجلسی دارد. نسخه به شماره 4515 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
میرزا عبدالخالق خوراسگانی، از خوشنویسان نازککار اصفهان در قرن سیزدهم هجری و از اقران آقا هاشم و حسن حدّاد است که عصر خوشنویسی او حدود یک قرن قبل از عبدالخالق لنجانی است.
قرآن نفیس به خط او تملک آقای حاج علیرضاخان فاطمی اصفهانی که تاریخ کتابتش سال 1248ق است به رؤیت استاد همائی رسیده است.(2)
عبدالخضر بن زباره فرج آل حسینی جزائری اصفهانی، از نویسندگان کتب است. در تاریخ 1084 کتاب «الدروع الواقیة من الاخطار» تألیف سیّد رضیالدّین علی بن طاوس را نوشته و کتاب به شماره 3317 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)
مولانا عبدالرّحمان، برادرزاده قاضی امینالدّین فضلاللّه [از بزرگان علماء اصفهان در قرن نهم هجری.] مقتول در ساوه به دستور شاهرخ در رمضان 850ق.(4)
شرح گرفتاری او و شاه علاءالدّین محمّد نقیب و خواجه افضلالدّین محمّد ترکه و
دیگران را در تاریخ باید مطالعه کرد.
عبدالرّحمان اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از مختار بن عبداللّه بن ابیلیلی روایت میکند.(1)
ابوالقاسم عبدالرّحمان بن ابیبکر بن احمد ذکوانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] فوت 403ق. از حافظ ابیالشیخ اصفهانی و قباب استماع حدیث کرده است.(2)
عبدالرّحمان بن ابیلیلی یسار اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از مختار بن عبداللّه بن ابیلیلی روایت میکند و محمّد بن عبداللّه بن ابیلیلی یسار برادرزاده او، از او استماع حدیث کرده است.(3)
ابواسماعیل عبدالرّحمان بن ابیکریمه سُدّی اصفهانی [از محدّثین قرن دوم هجری ساکن اصفهان] مولای قیس بن مَخربه بوده و از پدرش نقل حدیث کرده است.
فرزندش اسماعیل سُدّی هم از محدّثین مشهور بوده و از پدر روایت میکند.(1)
[وفاتش در سال 127ق واقع شد.]
ابوسعید عبدالرّحمان بن احمد اصفهانی [از ادبای اصفهان است] در بغداد سکونت داشته و این تألیفات از اوست:
سال فوتش به دست نیامد.
ابوالفضل عبدالرّحمان بن احمد بن حسن رازی الموتی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری] از جعفر بن عبداللّه بن یعقوب نقل حدیث نموده و ابوسهل محمّد بن ابراهیم بن محمّد بن سعدویه زکی اصفهانی و ابوبکر عبدالغفار بن محمّد شیروی جنابدی [گنابادی] در اصفهان از او استماع حدیث کردهاند.(3)
عبدالرحمان بن احمد بن محمّد بن ابیبکر بن علی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن هفتم هجری] پدر شمسالدّین محمود اصفهانی مؤلّف: «شرح تجرید» و استاد جمعی از علماء زمان از آن جمله فرزندش شمسالدّین ابوالثناء محمود بوده است.(4)
نورالدّین عبدالرّحمان بن نظامالدّین احمد بن شمسالدّین محمّد دشتی اصفهانی، شاعر ماهر و ادیب عارف صوفی. پدر و جدّش در محلّه دشت اصفهان ساکن و خود جامی در جام متولّد گردیده و در اوایل «دشتی» تخلّص داشته و بعدا «جامی» را انتخاب نموده است.
در عموم کتب رجال و تذکرههای شعراء نام و تألیفاتش مذکور است و «بهارستان» او که به سبک «گلستان» تألیف شده معروف [است.]
در 23 شعبان 817ق متولّد و در محرم 898ق در هرات وفات یافته [است.]
قریب 40 مُجلَّد کتاب و رساله به نظم و نثر تألیف نموده [است.] از تألیفات معروف او «نفحات الانس» در شرح حال 614نفر از مشایخ صوفیه است. برای اطلاع بیشتر از حالات او به تذکرههای شعراء و تاریخ ادبیات مراجعه شود.(1)
جامی هیچگاه در اصفهان نبوده و فقط پدر و جدّش اصفهانی بودهاند. در سالهای اخیر شهرداری اصفهان یکی از خیابانهای فرعی اصفهان حدّ فاصل خیابان چهارباغ پایین و خیابان خرم را به نام «جامی» نامگذاری کرده است.]
ابومحمّد عبدالرّحمان بن حسن بن موسی بن محمّد ضرّاب اصفهانی، از بزرگان محدّثین و ثقات آن [در قرن سوم هجری] در کوفه و بغداد و واسط کسب حدیث نموده و کتابهای «مسند» و «الابواب» را تألیف کرده است.
از عصام بن حکم عکبری، یحیی بن ورد بن عبداللّه و حسن بن منصور واسطی روایت
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص432؛ ریحانة الادب، ج1، ص385؛ تحفه سامی، صص 143-146.
حدیث میکند و ابوالحسن علی بن محمود بن مالک مدینی، محمّد بن احمد بن ابراهیم، سلیمان بن احمد و ابومحمّد بن حیّان از وی اخذ حدیث کردهاند.(1)
[پدرش نیز از محدّثین بوده و شرح حال او را در اعلام اصفهان، ج2، ص557 آوردهایم.]
ابوسعد عبدالرّحمان بن حسن نیشابوری [از محدّثین و حفّاظ قرن سوم هجری] اصل او از اصفهان است ولی در نیشابور ساکن بوده و در سال 307ق وفات یافته است. کتابهای «مسند» و «شرف المصطفی» از اوست.(2)
حافظ ابوصالح عبدالرّحمان بن سعید بن هارون اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری] در بغداد ساکن بوده و در آنجا در جمادی الآخر 324ق وفات کرده است.
از ابوسعد احمد بن فرات رازی و محمّد بن عیسی عطار و عبدالرّحمان بن رسته نقل حدیث کرده و ابوالحسن علی بن عمر بن مهدی دار قطنی، محمّد بن مظفر و محمّد بن جعفر بن حسین [بغدادی] از او استماع حدیث کردهاند.(3)
عبدالرّحمان بن سلیمان بن اصفهانی جهنی [از محدّثین عامّه در قرن دوم هجری است. ثقه و صالح بوده] و در کوفه میزیسته و در اصفهان تجارت میکرده و اهل محلّه سنبلان است. او در کوفه وفات یافت و اولاد و اهل بیت او در کوفه باقی ماندند.
اسماعیل بن ابوخالد، شُعبه، ثوری، عمرو بن ابوقیس، شریک و ابوعوانه، محمّد بن سعید بن اصفهانی و محمّد بن سلیمان بن اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند و خود عبدالرّحمان از عکرمه، شُعبی، ابیحازم، ابوصالح، عبداللّه بن مَعقِل، انس بن مالک و مجاهد روایت کرده است.(1)
عبدالرّحمان بن عبداللّه کوفی [از محدّثین عامّه اصفهان است و] از عبدالرّحمان بن ابیلیلی روایت میکند و شُعبة بن حجاج از او نقل حدیث مینماید. در زمان حکومت خالد بر عراق وفات یافت.(2)
حافظ ابومسعود عبدالرّحمان بن ابیالوفاء علی بن احمد اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] فوت سال 565ق.(3)
ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد بن احمد بن سیاه دشتی اصفهانی مذکر [از محدّثین عامّه در قرن سوم و چهارم هجری و از اهالی محلّه دشت اصفهان.] از ابراهیم بن زهیر جلودی (حلوانی) استماع حدیث کرده و ابوبکر بن مردویه و ابویحیی عبدالرّحمان بن محمّد بن سلم رازی (ابنسلم) از او روایت میکنند.
او در آخر رجب 346ق در بلخ فوت شده است.(1)
ابونصر (یا ابومحمّد) عبدالرّحمان بن محمّد بن احمد سمسار اصفهانی [از محدّثین عامه اصفهان در قرن پنجم هجری] فوت: محرم 490ق.(2)
ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد بن جعفر بن حیّان مؤدب اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری] برادر حافظ ابومحمّد عبداللّه معروف به «حافظ ابیالشیخ اصفهانی» است. و در سال 359ق به عارضه سکته وفات یافته [است.]
از ابراهیم بن متویه، احمد بن علی خزاعی و ابوجعفر محمّد بن زکریا بن عبداللّه قرشی روایت کرده و حافظ ابونعیم اصفهانی مؤلّف «ذکر اخبار اصفهان» از وی روایت کرده است.(3)
ابوالحسن عبدالرّحمان بن محمّد بن عبداللّه اصفهانی [از محدّثین قرن چهارم هجری[ از سلیمان بن احمد طبرانی روایت میکند و حافظ ابوبکر احمد بن علی بن ثابت از وی نقل حدیث مینماید.(1)
عبدالرّحمان بن محمّد بن علی اصفهانی [از دانایان قرائت و تجوید در قرن هشتم هجری] قراآت سبعه را در خدمت صدرالدّین ابوالخطاب محمّد بن محمود بن محمّد شیرازی (متوفی 776ق) تحصیل کرده است.(2)
ابوالقاسم عبدالرّحمان بن محمّد بن فضل بن محمّد بن احمد حداد اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری] از ابومحمّد رزقاللّه بن عبدالوهاب تمیمی، ابوبکر محمّد بن علی بن جوله ابهری و ابونصر احمد بن محمّد بن صاعد قاضی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.(3)
ابوالفتوح عبدالرّحمان بن محمّد بن محمّد سلمونی، از علماء و زهاد و از اهالی
نیشابور است. مؤلفین از او به عنوان «امامٌ ورعٌ جامع بین العلم و الزهد» یاد کردهاند.
سَلمونی به کرمان مهاجرت کرده، سپس به اصفهان آمده و در «مدینه» (شهرستان) جی در سال 530ق وفات یافته است. او از ابومنصور کراعی و ابونصر عبدالرحیم بن ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری روایت میکند.(1)
ابویحیی عبدالرّحمان بن محمّد بن سلم رازی، از راویان و حفّاظ حدیث در قرن سوم هجری است. امام جامع اصفهان بوده و کتابهای «مسند» و «تفسیر» را نوشته است.
از سهل بن عثمان و عبدالعزیز بن یحیی و حسین بن عیسی زهری و طبقه ایشان روایت نموده و ابواحمد عسال، حافظ ابوالشیخ اصفهانی و طبرانی و دیگران از او نقل حدیث کردهاند. وفاتش در سال 261ق واقع شد.(2)
ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد بن مسلم دارگانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی حدیث شنیده و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.
مصحح «التّحبیر» در پاورقی گوید: «دارکان» یکی از قرای مرو است. نویسنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی] گوید: «دارکان» یا «دارجان» از قرای لنجان اصفهان است و تاکنون به همین اسم مشهور است.(3)
ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد صیدلانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از عبداللّه بن بُندار باطرقانی روایت نموده و ابوبکر بن مقری از او نقل حدیث کرده است.(1)
صیدلانی به معنی داروفروش است.
عبدالرّحمان بن یوسف بن معدان، از محدّثین عامّه اصفهان و چون برادرش محمّد بن یوسف معروف به «شیخ یوسف بنّا» از زهّاد و صلحای عهد بوده و در محله جورجیر اقامت داشته است.
از عثمان بن زائده روایت کرده و ابوسفیان صالح بن مهران، عبدالرّحمان بن عمر رسته و حفص بن معدان و محمّد بن عاصم حدیث شنوده و در سال 260ق وفات یافته است.(2)
نجمالدّین عبدالرّحمان بن یوسف شافعی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] ساکن مکّه. وی در سال 677ق متولّد و در آخر ایام تشریق در منی به سال 750ق فوت نموده است. «المختصر الروضه» (در 2جلد) از آثار اوست.(3)
عبدالرحیم اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. او خط نسخ را زیبا مینوشته و «شرح کتابی در نحو» را در چهارشنبه دهم ذیحجه 1289ق کتابت نموده که به شماره 197 در کتابخانه میرزا محمّد کاظمینی در یزد موجود است.(1)
عبدالرحیم اصفهانی شیرازی، از شاعران قرن هشتم سراینده داستان «سعد و همایون». و در آن از جشن آبمرغان در سهشنبههای ماه رجب و همچنین عشرت دوستی مردم شیراز وصف شده است.
آغاز نسخه:
به نام آن که عالم آفریده است محمّد بر خلایق برگزیده است
خداوندی که روزی داد ما را همی داند نهان و آشکارا
انجام نسخه:
سراسر گفته شد این دوستانم چو گفتم جمله تاریخش بخوانم
بذ و الحجه بود از اوّل ماه که ختم این سخن کردم به ناگاه
به تاریخ این حدیث نغز و شیرین سنه سبعمائه با سبع و تسعین
797
نسخه به شماره 1/3075 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[آبمرغان از تفرّجگاههای شیراز است.]
ملاّ عبدالرّحیم کوشکی بن ملاّ ابراهیم، عالم فاضل. [از علماء اواخر دوره قاجاریه، از اهلی قریه «کوشک» در نزدیک اصفهان] متوفی [10] محرم الحرم 1317ق مدفون در تکیه فاضلان واقع در تخت فولاد اصفهان.(1)
عبدالرحیم بن محمّدابراهیم ورنوسفادرانی [از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در چهارشنبه 26 شوال 1237ق نسخهای از کتاب «گلدسته اندیشه» تألیف: محمّدامین وقاری یزدی را به خط نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 7284 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
عبدالرّحیم بن ابوالحسن اصفهانی خطاط نسخنویس [در قرن دوازدهم هجری] از آثارش: «جلاء العیون» علاّمه مجلسی، مورخ به سال 1024ق (ظاهرا 1124 باشد زیرا تاریخ تألیف 1089ق میباشد) به شماره 15566 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(3)
وی همچنین در دهه آخر رجب 1127ق نسخهای از کتاب «ملاذ الاخیار» علاّمه
مجلسی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 239 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
احتمالاً وی از شاگردان علاّمه مجلسی میباشد.
عبدالرحیم بن محمّدباقر فرقانی کرونی اصفهانی، از خوشنویسان قرن چهاردهم هجری است. او یک نسخه قرآن کریم را به خط نسخ در سال 1353ق کتابت کرده که در همان سال در تهران به همت محمّدحسن علمی چاپ سنگی شده است.(2)
میرزا عبدالرحیم حکیم ملقب به «مؤتمن الحکماء» فرزند میرزا حبیب [روحبخش] بن میرزا بزرگ بن میرزا کوچک طبیب اصفهانی، طبیب حاذق و دانشمند فاضل.(3)
[در محله جوباره اصفهان متولّد شده و در مدرسه دارالفنون تهران طب را آموخت. سپس به اصفهان آمده و به طبابت پرداخت. ظلالسّلطان حاکم اصفهان لقب «مؤتمن الحکماء» را به او داد. وی طبیبی مردمدار و متدیّن و رئوف به حال مستمندان بود. سرانجام در غرّه جمادی الاوّل 1367ق وفات یافته و در تکیه خلیلیان واقع در تخت فولاد مدفون شد.(4)]
وی کتاب «مرض نقرس و معالجات آن» را جهت ظلالسّلطان تألیف کرده که نسخه اصل در کتابخانه عمومی اصفهان به شماره 11568 موجود است.(1)
[وی رساله «شیخ و شوخ» را در سال 1315ق کتابت کرده است. این نسخه نزد میرزا عبدالرزاقخان مهندس بغایری در تهران بوده است.(2)]
حاج میرزا عبدالرحیم قاضی فرزند حاج میرزا محمّدحسن، عالم فاضل، از اعقاب محقّق سبزواری.(3)
[از علمای فاضل خاندان قاضی و ساکن در محلّه علیقلی آقای اصفهان بوده و در فروردین 1325ش وفات یافته و در تکیه حاج آقا مجلس در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(4)
وی کتاب «نهایة الآمال» تألیف: محمّدتقی هروی را در 25 صفر 1322ق به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 3517 در کتابخانه ملی ملک در تهران موجود است.(5)]
عبدالرّحیم بن حسن بن محمّد بن احمد اصفهانی [از نویسندگان کتب و کاتبان قرن یازدهم هجری] در چهارشنبه 23 ربیع الاوّل 1016ق کتابت کتاب «منتهی المطلب» تألیف علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 2841 در کتابخانه
مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
ابوالفتح عبدالرحیم ملقّب به «بهاءالملک» فرزند خواجه نظامالملک حسن طوسی [از دولتمردان عهد سلجوقی در قرن پنجم هجری] در زمان وزارت عزّالملک ابوعبداللّه حسین بن نظامالملک و سلطنت بَرکیارُق متصدی دیوان طغرا و مردی بیکفایت و شرابخوار بوده و در سال 487ق در مراسم بیعت با مستظهر عباسی شرکت داشته است.(2)
سیّد عبدالرحیم میرفروغی قهفرخی متخلّص به «فروغی» فرزند سیّد محمّدحسین، از شعرای معاصر از قریه قهفرخ [فرخشهر کنونی] چهارمحال اصفهان است. [در سال 1335ش] قریب شصت سال از سن او گذشته بود و به امور زراعتی روزگار میگذراند. گاهی شعر میسرود و در آن «فروغی» و «میر فروغی» تخلّص مینمود. از اوست:
دارم عجب که در دل سختش اثر نکرد آن تیر آه کز دل سوزان کشیدهام(3)
میرزا عبدالرّحیم بن میرزا محمّدرضا بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل زاهد [از علمای عالیقدر اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.]
در 9 شعبان 1254ق متولّد شده [و کودکی را تحت نظر عمّ بزرگوارش شیخ جعفر طی نموده و در اصفهان از محضر علمای این شهر خصوصا میرزا محمّدباقر چهارسوقی
(صاحب روضات) و حاج میرزا محمّدهاشم چهارسوقی بهره گرفت.(1)او سفری به مشهد مقدس نموده و سه سفر به عتبات عالیات نمود که در سفر سوم هفت سال آنجا به تحصیل مشغول شد.(2)
اساتید او در عتبات میرزا حبیباللّه رشتی(3)، میرزا حسین خلیلی، ملاّ محمّد ایروانی، ملاّ لطفاللّه مازندرانی حائری، میرزا ابوالقاسم طباطبائی نجفی و شیخ زینالعابدین مازندرانی بودهاند(4)و از برخی از اساتید خود اجازه گرفته است. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به ارشاد مردم پرداخت. او در بیانات منبری تسلط شایانی داشت. در 10 سال آخر عمر به زهد و استغنا طی روزگار نموده و اموال خویش را بر فرزندانش تقسیم نمود. او خط نسخ را خوش مینوشت و اجزائی از قرآن مجید و کتاب «الفیه» را به خط زیبای خود نوشته بود.]
او در [عصر پنجشنبه] 9 شعبان 1335ق وفات یافته و در یکی از حجرههای تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(5)
بر سنگ مرمر نفیس مزار میرزا عبدالرحیم که به خط ثلث نوشته شدهاست، این دو بیت در مادّه تاریخ وفات او بر روی سنگ نقر گردیده است:
عبدالرّحیم در بر ربّ رحیم رفت زاد معاد خویش ز قلب سلیم برد
دل در میانه آمد و تاریخ فوت شد عبدالرّحیم سر بجوار رحیم برد(6)
کتب ذیل از اوست:
1) خاندان کلباسی، ص215.
2) مکارم الآثار، ج5، ص1454.
3) نقباء البشر، ج3، صص 1103 و 1104.
4) خاندان کلباسی، ص215؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، ص187.
5) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص626؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص61.
6) مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، ص190.
ابوالفضل عبدالرّحیم بن عاصم بن عبدالواحد بن عبدالکریم معدل اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] امام جامع جوجیر در اصفهان و از محدّثین عالم و اهل عدالت و اصلاح بوده و در ماه صفر سال 536ق فوت شده است.
او از ابوعمر عبدالوهاب بن محمّد بن اسحاق بن منده عبدی و ابومحمّد رزقاللّه تمیمی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی استماع حدیث کرده است.(2)
حاج شیخ عبدالرّحیم حائری فرزند شیخ عبدالحسین شیخ محمّدحسین صاحب فصول عالم فاضل و ادیب شاعر. [از علمای قرن چهاردهم هجری.]
در دوم ربیع الاوّل 1294ق در کربلا متولّد شده و نزد آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، شیخ زینالعابدین مازندرانی [و شیخ اسماعیل بروجردی] و دیگران تلمّذ نموده و از اساتید خود و جمعی دیگر از علماء موفق به اخذ اجازه اجتهاد گردید. او سالها در طهران ساکن و به وظایف روحانیت، از تبلیغ و ارشاد و اقامه جماعت و رسیدگی به امور شرعی مردم و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر شئونات روحانیت پرداخت.
او از علماء معروف و خوشفکر طهران بود که به واسطه تشکیل جمعیت اخوان اسلامی، خوی و صفات و مسلمانان صدر اسلام را تجدید کرد.
وی سرانجام در شب 6 ذیقعده 1367ق در طهران وفات یافت و در خیابان سلسبیل هاشمی مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
ایمان.(1)
حاج شیخ عبدالرّحیم ملکیان قمشهای فرزند حاج میرزا عبدالکریم، عالم فاضل و ادیب شاعر، از دانشمندان معاصر شهرضا. [در سال 1302ش (مطابق 1342ق) در شهرضا متولّد شد. پس از طی کردن دبستان به تحصیل در حوزه علمیه مشغول شد. سپس به اصفهان رفته و نزد میرزا علی آقا شیرازی، آقا صدر کوپائی، حاج شیخ عباسعلی ادیب و سیّد جواد غروی به فراگیری فقه، اصل و ادبیات مشغول شد. آنگاه برای تکمیل معلومات خود به قم رفت و نزد حضرات آیات حاج آقا حسین بروجردی، علاّمه طباطبائی، سیّد محمّد حُجّت، شیخ محمّد فکور یزدی، میرزا محمّد مجاهد تبریزی و شهید شیخ مرتضی مطهری تحصیلات خود را دنبال نمود. در سال 1341ش به زادگاه خود بازگشته و نزد شیخ محمّدهادی فرزانه کسب فیض نمود. همچنین سالها در محضر شیخ مهدی الهی قمشهای حاضر میشد.
اکنون بیش از 45 سال است که در شهرضا به تدریس و وعظ و ارشاد و حلّ مشکلات مردم مشغول است. به ادبیات فارسی و خصوصا اشعار مولوی، حافظ، سعدی و نظامی علاقه و الفت داشته و اوقات خود را به مطالعه اشعار آنان گذرانده است. خود نیز طبع شعر داشته و «ناصح» تخلّص میکند و از جوانی تا امروز به سرودن شعر پرداخته است. دیوان اشعارش در سال 1376ش در تهران به چاپ رسیده است از دیگر
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 151-155؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 412 و 413؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 231-237؛ نقباء البشر، ج3، ص1104؛ مصفی المقال، ص227؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص115؛ مجلّه خرد: شماره 7، سال 8، ص6؛ الذریعه، ج20، ص17 و ج21، ص47؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 826-828.
آثار او «گنج گوهر» یا «اربعیننامه» (در شرح 40 حدیث) و «گوهر مراد» (در شرح حدیث حقیقت) را میتوان نام برد.(1)] این دو بیت از اوست:
بر شمع رُخَت جانا، عالم همه پروانه سرگشته و حیران است، هر عاقل و دیوانه
از غیر تو بگسستند، صاحبنظران دل را آن کس که تو را بشناخت، شد از همه بیگانه
ابومسعود عبدالرحیم بن علی بن احمد معدّل اصفهانی از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری. از ابوعلی حسن بن احمد بن حسن مقری نقل احادیث میکند و حافظ ابونعیم اصفهانی از او روایت مینماید.(2)
ابواحمد عبدالرّحیم بن علی بن مرزبان طبیب اصفهانی [از دانشمندان قرن سوم هجری] دانا به علوم طبیعی و علوم شریعت. در دولت آلبویه مقام و منزلتی داشته و در خوزستان و شوشتر قاضی بوده و ریاست امور بیمارستان بغداد را یافته و در جمادی الاولی سال 396ق در تستر (شوشتر) وفات یافته است.(3)
میرزا عبدالرحیم ربّانی فرزند آقا ملاّ علی ربّانی خوراسکانی اصفهانی، عالم فاضل معاصر. در سال 1270ش در خوراسکان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدّماتی نزد حضرات آیات: آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، شیخ محمّدرضا نجفی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آقا سیّد مهدی درچهای و حاج آقا رحیم ارباب به تحصیل پرداخت.
او به امر مرحوم ارباب به اقامه نماز جمعه در خوراسکان میپرداخت و سالها به وعظ و ارشاد و حل مشکلات مردم مشغول بود. او عالمی زاهد و قانع، دائم الذکر و یاور فقرا و نیازمندان بود.
وفات او در سحرگاه 28 شعبان 1407ق واقع شد و پیکرش را در داخل بقعه امامزاده ابوالعباس خوراسکان مدفون ساختند.(1)
حاج ملاّ عبدالرّحیم بن ملاّ علی نجفآبادی، عالم فاضل و مجتهد فقیه اصولی [از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری] در اصفهان و نجف اشرف تحصیل نموده، عمده تحصیلاتش نزد شریف العلماء مازندرانی بوده و پس از مراجعت به اصفهان مورد وثوق حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی واقع شد. در محل تولّد خود ساکن و حوزه درس و بحث داشته [است.] و در سال 1279ق جهت مرحوم حاج شیخ عبدالنّبی تویسرکانی مؤلّف «لئالی الأخبار» اجازه مرقوم داشته که در آخر کتاب «حقائق الاصول» با اجازه حاج محمّدجعفر آبادهای جهت همو به چاپ رسیده است.
1) وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.
اجازه صاحب عنوان به شیخ عبدالنّبی تویسرکانی در پشت نسخهای از «فصل الخطاب» تألیف: ملاّ حسینعلی تویسرکانی هم نوشته شده و نسخه به شماره 1495 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
صاحب عنوان تا سال 1286ق زنده بوده و بعد از این سال وفات یافته، جنازه حسب الوصیّه به نجف اشرف نقل شده و در ایوان طلای حضرت مدفون گردیده [است.[ از او دو فرزند عالم [به نامهای] حاج ملاّ محمّدباقر و حاج ملاّ محمّد باقی مانده [است.] بیشتر اولاد ایشان تاکنون در لباس اهل علم و روحانیت و به فامیلهای «تدین» و «فاضل» مشهور و مورد وثوق علماء و مردم نجفآباد میباشند و ریاست علمی و روحانی آنجا را دارند.
کتاب «حقائق الاصول» در علم اصول ایشان در سال 1286ق به طبع رسیده [است.
همچنین کتابی در فقه داشته که نزد نوهاش حاج شیخ جعفر موجود بوده و گاهی مرحوم حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی آن را به امانت میگرفته و استفاده میکرده است.]
از آثار او مسجدی است بزرگ در محلّه حکیم نجفآباد که فعلاً در کنار خیابان حکیم خاقانی قرار دارد.(1)
1) الذریعه، ج7، ص30؛ الکرام البرره، ج2، صص 726 و 727؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص771؛ بیان المفاخر، ج2، ص159؛ احسن الودیعه، صص 58 و 59؛ معجم المؤلّفین، ج3، ص208؛ فهرست مرعشی، ج4، ص300؛ معجم المطبوعات، ص736؛ الاعلام، ج4، ص122؛ دیباچه دیار نون، صص 242-244؛ سیمای دانشوران، صص 133-135؛ آئینه اهل قلم، صص 88-90؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص830.
شیخ عبدالرحیم بن کرمعلی پاچناری اصفهانی، از علماء و فضلای گمنام و صاحب تألیف در قرن سیزدهم هجری است. اهل ذوق و ادب بوده و گاهی شعر میسروده و در تألیفات خود به اشعار عرفاء و صوفیّه استشهاد میکرده است. سال وفات او به دست نیامد. او ظاهرا از اهالی محلّه پاچنار از توابع محلّه بزرگ بیدآباد اصفهان است.(1)
کتابهای زیر از تألیفات اوست:
عبدالرّحیم بن محمّدکریم هرندی، [از فضلاء قرن سیزدهم هجری.]
در 18 ربیع الثّانی 1246 رساله «سؤال و جواب» جلد اوّل و دوم تألیف: سیّد حجّةالاسلام بیدآبادی را به خط نسخ نوشته و نسخه به شماره 5199 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.
وی ظاهرا از شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی است.(1)
ابومحمّد عبدالرحیم بن محمّد بن فضل بن محمّد بن احمد حدّاد اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] برادرش عبدالرّحمان هم از محدّثین است. عبدالرحیم در شوال 541ق فوت نموده است.
او از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی، قاسم ثقفی و کریمه دختر احمد بن حسین کردی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث کرده است.(2)
سیّد عبدالرحیم بن محمّد حسینی موسوی شهرستانی [از فضلاء و سادات شهرستانی اصفهان در اواخر عهد صفویه است] در سهشنبه 15 ربیع الاوّل سال 1104ق کتابت نسخهای از کتاب «المختصر النافع» تألیف: محقّق حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 6531 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
صاحب عنوان کتاب «ثواب الاعمال» شیخ صدوق را به نام شاه سلیمان صفوی به فارسی ترجمه کرده است.(4)
در پایان نسخه «کافی» میرمحمّدصالح خاتونآبادی در روز دحو الارض سال 1100ق انهائی جهت میرزا عبدالرحیم بن میرزا سیّد محمّد موسوی نوشته است که به احتمال قوی همین صاحب عنوان است. نسخه به شماره 7239 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)خاتونآبادی در این نوشته از شاگرد خود چنین یاد کرده است:
«السیّد السنّد، الاجلّ الاکمل صاحب حسب الفاخر و النّسب الظّاهر جامع محامد الخصال حاوی محاسن الخلال المتخلی عن ربقة الجهل المتحلّی بحلیة الفضل...»(2)
عبدالرّحیم بن ملاّ محمّدیار ریزی لنجانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1272ق جلد دوّم کتاب «شرایع الاسلام» محقّق حلّی را نوشته است. نسخه به شماره 446 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(3)
ملاّ عبدالرّحیم بن محمّد یونس دماوندی اصفهانی حائری، عالم فاضل و حکیم عارف [از دانشمندان و عرفای قرن دوازدهم هجری.]
در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله ملاّ محمّدصادق اردستانی و آقا خلیل اصفهانی تلمّذ نموده و در علوم زمان خویش چون فقه، حدیث، کلام، حکمت، ادبیات و عرفان مهارت داشت. وی از مشایخ عرفاء سلسله نوربخشیه بوده و عاقبت به کربلا
مهاجرت نموده و به تألیف و تحقیق و اقامه جماعت پرداخته و بعد از سال 1162ق در آن ارض اقدس وفات یافته و مدفون شد.
این کتب از تألیفات اوست:
عبدالرحیم جزایری، از خوشنویسان معروف اواخر عهد صفویّه است. برخی از خطوط مدرسه چهارباغ که به خط ثلث جلی و نستعلیق نوشته شده، از نوشتههای
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 771 و 772؛ الکواکب المنتشره، صص 428 و 429؛ تراجم الرّجال، ج1، ص283؛ الذریعه، ج13، ص196 و ج6، ص45؛ فهرست ادبیات مشهد، ص93؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص45؛ فهرست مختصر گلپایگانی، ص469؛ فهرست الفبائی رضوی، ص540.
اوست و از سال 1104ق شروع و تا تاریخ 1123ق میرسد.(1)
[علاوه بر کتیبههای مدرسه چهارباغ اصفهان، کتیبههای مدرسه آقا کمال خازن (به سال 1108ق) و مدرسه شمسآباد (1125ق) نیز به خط ثلث زیبای اوست. مرحوم مهدی بیانی هم دو قطعه خوشنویسی به خط ثلث زیبای او به تاریخهای 1111ق و 1121ق در تملک داشته است. عبدالمحمّد ایرانی در کتاب خود تصویر نمونهای از خطوط عبدالرحیم جزایری را به چاپ رسانده که در ایام محاصره اصفهان در سال 1134ق نوشته شده است و ظاهرا آخرین اثر شناخته شده اوست.(2)]
میرزا عبدالرحیم سمیرمی از خوشنویسان زبردست و هنرمند قرن سیزدهم هجری است. تعلیم خط از محمّدباقر سمسوری و میرزا علیاکبر محلاّتی گرفته است. خط نستعلیق را نیکو مینوشت و در کتیبهنگاری استاد بود و در تهذیب نفس و تزکیه کوشیده بود و از علوم ادبی و دینی هم بابهره بود.
در اواخر عمر به تهران رفت و در سلک خوشنویسان دربار ناصرالدّین شاه قرار گرفت و ضمنا به تعلیم خط دیگران نیز پرداخت. ولی شاگردان را فقط در خانه خود میپذیرفت. تاریخ وفات او را هدایتاللّه لسان الملک سپهر 1280ق نوشته ولی فرزند سمیرمی، میرزا محمّدحسین جعفری معروف به «ادیب اصفهانی» سال فوت پدر را 1305ق دانسته است. کتیبه سردر شمسالعماره (که اکنون در جای خود نیست) و کتیبه
آرامگاه میرزا یوسف مستوفی الممالک در ونک شمیران به خط اوست. قطعهای هم در مجموعه مرحوم مهدی بیانی به خط زیبای نستعلیق، شکسته نستعلیق او وجود داشته است.(1)
همچنین خطوط کتیبه سنگ قبر مرمر میرزا محمّدخان، که در حرم حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) وجود داشته و اکنون به موزه آستانه حضرت معصومه منتقل شده است، نیز از نمونه خطوط زیبای اوست.(2)
سیّد عبدالرّحیم حسینی قاضیعسکر اصفهانی [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل. از شاگردان محضر مرحوم حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی.(3)
سیّد عبدالرحیم موسیقیدان اصفهانی فرزند سیّد عباس، از هنرمندان قرن چهاردهم هجری. در سال 1232ش در محلّه کوشک اصفهان متولّد شد و از ابتدای جوانی به خاطر داشتن صدای خوش به شغل روضهخوانی پرداخت و ردیف دستگاههای موسیقی را از ابراهیم آقاباشی آموخت.
او مردی وارسته و درویش مسلک بود و از راه تعلیم موسیقی و تار امرار معاش میکرد. بسیاری از هنرمندان اصفهان همچون تاج اصفهانی، سلیمان کلانتری، ادیب
خوانساری، حبیب شاطرحاجی، حسین شهنازی و ملاّ حسین یزدی، حسین ادیب تخت فولادی، قاضیعسکر و آزاد شهشهانی فنون و اصطلاحات موسیقی را از او آموختند. حسین غضنفری و حسین طاهرزاده نیز غیرمستقیم از تعلیمات او بهره گرفتهاند.
آواز او در ملاحت و رسائی و گیرائی از مواهب آسمانی شمرده میشد. محفوظات بسیار داشت و اشعار مناسب دستگاهها و گوشهها را به مقدار فراوان در حفظ داشت و در مناسبخوانی کمنظیر بود.
اواخر عمر او به فقر وفاقه گذشته تا اینکه در جمعه 22 شوال 1354ق (مطابق 26 دی 1314ش) وفات یافته و در قبرستان بزرگ جنب مصلی (در تخت فولاد اصفهان) مدفون شد.(1)
مولی عبدالرّزاق، از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری است. او کتاب «الروضة البهیة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه» را نزد علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی خوانده و علاّمه مجلسی اَنهائی در ماه رجب 1077ق برای او نوشته و از او با القاب «المولی الفاضل الصّالح التّقی و الذّکی...» یاد کرده است.(2)
ملاّ عبدالرّزاق اصفهانی [از پیشگامان صنعت چاپ ایران] در قرن سیزدهم هجری
چاپخانهای در اصفهان داشته که «رساله نخبه» حاجی محمّدابراهیم کلباسی را در سال 1246ق در آن جا طبع کرده است. نسخه به شماره 8329 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میرزا عبدالرّزاق اصفهانی متخلّص به «افسر» شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری. در غالب علوم زمان خویش مهارت داشته و در کلکته هندوستان ساکن و تا سال 1277ق در قید حیات بوده است.
از اوست:
سرم سودائی آن طُرّه عنبر فشانستی دلم آماجگاه تیر آن ابرو کمانستی(2)
ابیالشیخ عبدالرّزاق بن ابیمحمّد [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری[ پدرش ابوعبداللّه محمّد بن جعفر بن حیّان از محدّثین و متوفی 319ق است.
عبدالرّزاق از ابیعلی صحاف و محدّثین همطبقه او روایت میکند. در سال 350 و اندی در مراجعت از مکّه در «نباج» [منزلگاهی در راه مکّه به بصره] وفات یافته است.(3)
میرزا عبدالرزاق نجفآبادی فرزند میرزا محمّدتقی، از علمای قرن دوازدهم هجری و
قاضی نجفآباد بوده و پدرش داماد ملاّ نورالدّین محمّد بن ملاّ محمّدصالح مازندرانی است.(1)
عبدالرزاق بن عبدالباقی تبریزی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او در مدرسه ملاّ عبداللّه اصفهان ساکن بوده و کتاب «المحاکمات بین شرحی الاشارات» تألیف: قطبالدّین رازی را به خط نسخ در سال 1094ق در آن مدرسه کتابت کرده است. این نسخه به شماره 5048 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. آقا حسین خوانساری بر این نسخه حاشیه نوشته است.(2)
آقا میرزا عبدالرزاق احمدآبادی فرزند سیّد عبدالجواد بن سیّد مهدی بن میر قاضی بن سیّد محمّد نایب الصّدر بن میر محمّدتقی موسوی وزیر شاه صفی (که بعدا شاه سلیمان نامیده شد) ، عالم فاضل ادیب، امام جماعت مسجد امامزاده اسماعیل، از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر نجفی و ملاّ محمّدتقی هروی حائری بوده و دختر حاج میرزا حسین نایبالصّدر خاتونآبادی را به زوجیّت اختیار نموده است.
وی در سال 1319ق در اصفهان پس از یک عمر خدمت به دین و جامعه، از نشر احکام و بیان مسائل حلال و حرام و اقامه جماعت وفات یافته و در تخت فولاد [نزدیک تکیه سال الارض] مدفون شد.(3)
از آثارش کتابت نسخهای از کتاب «ارث» ملاّ محمّدتقی هروی است که آن را با دو رساله دیگر از همین مؤلّف و چند رساله دیگر به خط نسخ و نستعلیق کتابت نموده و از آن مجموعهای فراهم ساخته که به شماره 303 در کتابخانه حضرت آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است. تاریخ برخی از این رسالهها تا 25 ماه ربیع الثّانی 1306ق میباشد.(1)
[صاحب عنوان از آخوند ملا محمّدباقر فشارکی اجازه اجتهاد داشته(2)و از میرزا محمّدهاشم چهارسوقی روایت میکرده است. خط زیبایی داشته و مجموعهای را در سال 1306ق کتابت کرده است.(3)]
ابوالفتح عبدالرّزاق بن عبدالکریم [بن عبدالواحد بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن سلیمان] حسنآبادی اصفهانی، از خاندان تصوف و حدیث در اصفهان.
از ابیبکر احمد بن موسی مردویه حافظ [و ابیعبداللّه محمّد بن ابراهیم بن جعفر جرجانی در اصفهان و اباالحسین علی بن محمّد بن بشران سکری و اباالحسن محمّد بن مخلد در بغداد و ابامحمّد جناح بن نذیر بن جناح قاضی در کوفه] استماع حدیث کرده و ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن فضل و ابوالوفا اسماعیل بن عبدالرّزاق طرقی در اصفهان [و ابونصر احمد بن نظام الملک حسن بن علی بن طوسی در بغداد و ابومحمّد هبةاللّه بن احمد بن طاوس مقری در دمشق] از او حدیث شنیدهاند.
او در ربیع الآخر سال 484ق فوت گردیده است.(4)
ابیمحمّد عبدالرّزاق بن عبداللّه بن احمد اصفهانی [از محدّثین قرن چهارم هجری[ برادر حافظ ابونعیم مؤلف «ذکر اخبار اصفهان» که چون حج به جای آورده و در سال 395ق در برگشت از حج در بادیه وفات یافته [است.]
از طبرانی و شعّار و در عراق عجم و عرب و کوفه و بصره و حرمین شریفین استماع حدیث نموده و غَرباء در بغداد و دیگران از او حدیث نقل کردهاند.(1)
میرزا عبدالرّزاق محدّث حائری همدانی فرزند علیرضا بن عبدالحسین بن ابیطالب بن عبدالکریم بن یحیی بن محمّدشفیع بن محمّدرفیع بن فتحاللّه قزوینی، عالم فاضل و ادیب محقّق [از دانشمندان اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
در سال 1291ق در اصفهان متولّد شده و خدمت جمعی کثیر از فضلای این شهر همچون حاج میرزا بدیع درب امامی، آخوند کاشی، حاج آقا منیر بروجردی، آخوند گزی و آقانجفی و آقا سیّد محمّدباقر درچهای و در همدان از سیّد عبدالمجید گروسی بهره برد و در نجف به درس جمعی از بزرگان حاضر شد. سپس به همدان مهاجرت نموده و تا آخر عمر به ترویج دین و نشر احکام، از راه تألیف و تصنیف و منبر و محراب پرداخت. او سرانجام در اوایل شوال 1383ق در همدان وفات یافت.
تألیفات او بالغ بر هفتاد مجلّد کتاب و رساله است که از آن جمله است:
1) ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص136.
میرزا عبدالرّزاق بن ملاّ علیمحمّد لنگرودی رشتی اصفهانی، عالم فاضل. [در اواخر دوره قاجاریه] از اهالی لنگرود بوده و در اصفهان تحصیل نموده و امام جماعت مسجد پای گلدسته در محلّه دردشت بوده است.
او در 12 ربیع الثّانی 1320ق وفات یافته و در قبرستان سر قبر آقا مدفون شد و پس
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 774 و 775؛ نقباء البشر، ج3، صص 1113 و 1114؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص843؛ الذریعه، ج7، ص339 و ج12، صص 79، 210 228 و 245؛ ج16، ص384؛ ج17، ص59؛ ج23، ص232 و ج25، ص181؛ فهرست مرعشی، ج33، ص231؛ تراجم الرّجال، ج1، ص287.
از خرابی قبرستان مزبور به وسیله شهرداری، استخوانها به تخت فولاد منتقل گردیده و جنب آبانبار مرحوم حاج ملاّ حسین سمائیان [شمال مزار فاضلان] در تخت فولاد مدفون شد.(1)
حاج آقا جلال صحاف فرزند او و دکتر کمال شکوهی نوه او هستند.
میرزا عبدالرّزاق بن آقا علینقی بن آقا محمّدتقی بن آقا محمّدهادی بن ملاّ صالح مازندرانی اصفهانی، از علمای قرن سیزدهم هجری است.
در کتاب «مرآة الاحوال» او را متولی امور شرعی در اصفهان دانسته است. او تا سال 1223ق زنده بوده است.(2)
عبدالرزاق رجائی متخلّص به «اخضر» فرزند میرزا محمّدعلی رجاء زفرهای، شاعر ادیب معاصر در روز 27 ربیع الثانی 1330ق در روستای «زفره» از دهات کوهپایه اصفهان متولّد شده و در خدمت پدر و جمعی دیگر از فضلای محل تحصیلاتی کرده است. وی در سال 1319ق وفات یافت و در قبرستان عمومی زفره مدفون شد.
کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
ابویعلی عبدالرّزاق بن عمر بن ابراهیم طبرانی (طهرانی) حافظ، [از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری.]
شیخ ادیب، در سال 473ق از احمد بن موسی بن مردویه استماع حدیث کرده است. ابوعلی حداد از او حدیث شنیده است.(1)
ابوالطیّب عبدالرّزاق بن عمر بن موسی بن شمه تاجر [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] ابوالقاسم بن... عبدالواحد دقاق از وی استماع حدیث کرده است.(2)
حاج میرزا عبدالرّزاق رشتی بن حاج میرزا محمّدکاظم بن حاج محمّدجعفر بن حاج محمّدصادق لنگرودی رشتی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای اواخر دوره قاجاریّه.]
از شاگردان آقا سیّد محمّد شهشهانی، حاج شیخ محمّدباقر نجفی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده و داماد حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی) است. و فرزندانش حاج آقا مرتضی و حاج میرزا قوامالدّین رشتی که هر دو از فضلاء و اخیار اصفهان هستند. صاحب عنوان در سال 1319ق در سفر عتبات
عالیات در نجف اشرف وفات یافته و در آن ارض مقدّس مدفون گردید.(1)
[او نسخهای از «فرحة الغری» تألیف: سیّد بن طاوس را کتابت کرده و آن را در سال 1308 مقابله نموده است.(2)]
سرتیپ میرزا عبدالرّزاقخان بغایری بن ملاّ محمّدمحسن بن کرمعلی بن فتحعلی بن محمّدقاسم خان بغایری [شمتابادی سبزواری] عالم ادیب ریاضی محقّق رجالی [جغرافیدان و دانشمند عالیقدر قرن چهاردهم هجری] در [چهارشنبه 22 محرم] سال 1286ق در اصفهان [و به نوشته برخی نویسندگان در سبزوار] متولّد شده [در کودکی به همراه خانواده به طهران آمد. قواعد ادبیات عرب را از پدر آموخت و] در دارالفنون تحصیل کرده [و به خصوص از میرزا عبدالغفار نجمالدوله از اساتید آن مدرسه بهره بسیار گرفت و در رشته مهندسی] فارغالتحصیل شد. [سپس به تدریس در مدرسه علوم سیاسی و نظام مشغول شد] و مدرسه خرد را تأسیس کرد [او با زهرا خانم دختر میرزا محمّدحسین فروغی ازدواج کرد. وی پس از ساختن یک کره جغرافیایی و اهداء آن به ناصرالدّین شاه به درجه سرتیپی نائل شد. از مهمترین اقدامات او: ساختن کره جغرافیایی و سماوی، ترسیم نقشه ایران، ترسیم نقشه جامع تهران، کمک به استخراج تقویم دارالفنون که در پاریس چاپ میشد، استخراج قبله 1400 نقطه شهرهای معروف جهان، ثبت آب و هوای ایران با بارومتر و سانتیگراد به مدت 45 سال، و تعیین انحراف قبله بود.] او سالها در سرحدات مأمور تعیین خط مرزی و ترسیم نقشه آنها بود.
میرزا عبدالرزاقخان بغایری [در ادبیات، نجوم، ریاضیات، جغرافیا و تاریخ مهارت
داشت و سرانجام در شنبه 5 شعبان] سال 1372ق وفات یافت [و در آرامگاه خانوادگی فروغی در ابنبابویه در شهر ری مدفون شد. پدرش از عرفای عهد و از نوادگان دختری ملاّ محراب گیلانی بود.(1)]
وی کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
[1. «اسامی و اصطلاحات کره جغرافیایی» مطبوع] 2. «اصول علم جغرافیا» [چاپ شده در سال 1327ق] 3. «تاریخ جدولی» [از تمام سلسلههای خلفاء، پادشاهان، امراء و رجال دوره اسلامی5. «تطبیق تقویمهای شمسی و قمری و میلادی]6. «جغرافیای ابتدائی» [یا «جغرافیای پنج قطعه عالم برای مدارس ابتدائی و متوسطه» که در سال 1327ق چاپ شده است7. «جغرافیای مفصّل برای مدارس عالی» مطبوع[8. «فرهنگ جغرافیایی ایران» در 32 جلد9. «فهرست اقالیم خمسه» که ترجمهای از یک کتاب جغرافیایی از نویسندهای آمریکایی است و میکروفیلم آن به ضمیمه کتاب «افضل التواریخ» در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)10. «قبله» (جدول انحراف قبله در شهرها و ممالک دنیا) [11. «لغات متفرقه» که فرهنگ لغات لهجههای مرزهای ایران است و به خط مؤلّف به شماره 9690 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)] 12. «ما مهندس داریم» 13. «معرفة القبله» [که در سال 1372ق چاپ شده و مؤلّف شرح حال خود را در آن کتاب آورده است.] 14. «نقشه
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص572؛ بیان المفاخر، ج1، ص395؛ دائرةالمعارف دانش بشر، ص304؛ نقباء البشر، ج3، ص1114؛ الذریعه، ج21، ص260؛ شرح حال رجال ایران، ج6، صص 140 و 141؛ جغرافیا در ایران، صص 438-440؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2751 و 2752؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 837 و 838؛ نادرهکاران، ص89؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج2، صص 69-71.
2) فهرست میکروفیلمهای مرکزی دانشگاه تهران، ص15.
3) فهرست مرعشی، ج25، ص56.
ایران» [که در سال 1356ق چاپ شده است. 15. «نقشه تفصیلی سرحدات ایران»]
ابوالفتوح عبدالرزاق بن محمّد بن ابوالفتوح قصری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از محلّه «باب کوشک» [اصفهان بوده و] از ابومحمّد رزقاللّه بن عبدالوهاب تمیمی، ابوعبداللّه قاسم تمیمی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی حدیث ابنکرامه (ابوجعفر محمّد بن عثمان بن کرامه، متوفی 254 یا 256 در کوفه) را از وی شنیده است.
«قصر» و «باب کوشک» از محلاّت یهودیه اصفهان است.(1)
ملاّ عبدالرّزاق بن مختار گیلانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری.] در روز دوشنبه 9 رمضان 1082ق نسخهای از کتاب «کافی» را به خط نسخ کتابت نموده و نزد علاّمه مجلسی قرائت کرده است. و در ذی القعده 1083ق علاّمه مجلسی جهت او اَنهائی مرقوم داشته است. نسخه به شماره 4592 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
علاّمه میر عبدالرزاق رضوی کاشانی بن محمّدیوسف طبیب بن میر محمّدرضا بن میر زینالعابدین رضوی، عالم فاضل، و حکیم جامع از علمای قرن یازدهم هجری.
در اصفهان خدمت جمعی از دانشمندان خصوصا سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان و میر ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته و در فقه، اصول، ادبیات، منطق، کلام، فلسفه، ریاضیات و طب مهارتی بهسزا یافت و چندی در اصفهان به تدریس مشغول شد. عاقبت به کاشان مراجعت نموده و بساط تدریس و تعلیم را در آنجا برپا داشت. او از عواید مستغلات موروثی امرار معاش میکرد و از پذیرش مقرری و هدایای ارباب حکومت پرهیز داشت.(1)
او در 5 شعبان 1046ق نسخهای از «شرح هدایة الاثیریه» ملاّ صدرا را کتاب کرده که جزو کتب اهدایی آقای سیّد محمّد مشکاة به کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.(2)
پسرعمویش میر محمّدهادی در کاشان به طبابت مشغول بوده و ملاّ محمّدعلی واحد قمی هم از شاگردان میر عبدالرزاق در اصفهان است.(3)رمضان بن علی نیز از شاگردان اوست که نزد او کتاب «الهدایا لشیعة ائمة الهدی» تألیف: میرزا محمّد مجذوب تبریزی، که شرح مفصل «کافی» ثقةالاسلام کلینی است را نزد او خوانده و در سال 1088ق در حضور استاد آن را مقابله کرده و از استاد چنین یاد کرده است: «استادنا المحقّق و النّحریر المدقّق السیّد الاجل الرّضوی سیّد عبدالرزاق بن محمّدیوسف الکاشانی» این نسخه در کتابخانه سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان موجود است.(4)
حاج عبدالرزاق اصفهانی معروف به «مخترع نوظهور» نقاش و تذهیبکار و جلدساز
عهد محمّد شاه قاجار است. وی در آبرنگ و رنگ روغن استاد بوده و خط نستعلیق را نیکو مینوشته است. او در صحافی در فنّ لایهچینی استاد بوده و آثار ارزندهای پدید آورده است.
این آثار از اوست:
میرزا عبدالرزاق طبیب اصفهانی متخلّص به «مشرب» ادیب فاضل و شاعر [در قرن دوازدهم هجری] مؤلف کتاب «الطّب».(2)
[در اکثر علوم از جمله طبابت مهارت داشت. در عهد عالمگیر پادشاه به هندوستان رفت و چندی در کشمیر به سر برد. در اواخر عمر در تَتِه میزیست و سرانجام در سال 1127ق وفات یافت این رباعی از اوست:
یک چند در این شهر پریشان گشتیم گفتیم گران شویم ارزان گشتیم
در طالع ما کساد بازاری بود کآئینه فروش شهر کوران گشتیم(3)]
میرزا عبدالرزاق تبریزی اصفهانی متخلّص به «نشئه» از شعرای قرن دوازدهم هجری. سخنشناس بود و عمر در صحبت با شعراء و شعر صرف نموده بود و آنچه میگفت درست و سنجیده بود. در اصفهان وفات یافت.
در پای خمی دیده پیمانه ضیا یافت کوری به قدمگاه می ناب شفا یافت(1)
[بیت فوق متعلق به سراجای نقاش اصفهانی است.(2)
درباره او نوشتهاند که سلسله نسبش به جهانشاه ترکمان میرسد. نسخهای از دیوان اشعار او به شماره 14761 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)]
شیخ عبدالرسول اصفهانی [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] از شاگردان آخوند خراسانی بوده و «شرح خطبه: اوّل الدّین معرفته» را از تقریرات استاد خویش تألیف نموده است. و در حدود سال 1356ق در نجف وفات یافته است.(4)
شیخ عبدالرّسول الیادرانی چهارسوقی، عالم فاضل معاصر [فرزند حاج حسین، از اهالی محلّه «الیادران» اصفهان. ابتدا در مدرسه صدر حجره داشت و به تحصیل مشغول بود و در کنار تحصیل با تلاش و کار امرار معاش میکرد. عاقبت به عتبات عالیات رفته
و به تحصیل پرداخت و در سامرا ساکن شد. او چون دیگران را با لفظ «اخوی» مخاطب قرار میداد، به شیخ عبدالرّسول اخوی شهرت یافته بود.]
حاج سیّد عبدالرّسول شجره متخلّص به «بزمی» [فرزند حاج سیّد اسماعیل و از نوادگان «شجره، ذاکر اصفهانی»] شاعر عارف ادیب و واعظ. [در قرن چهاردهم هجری[ در سال 1285ق در اصفهان متولّد شده، از غزلسرایان اصفهان و از اعضاء قدیمی و محترم انجمن ادبی شیدا بود. ارادت خدمت آقا میرزا عباس صابرعلی پاقلعهای داشت. و علاوه بر فضل و ادب در علم تجوید و قرائت به سبک مرحوم محمّدعاصم کاشانی مهارت داشت و در شناخت آثار هنری خصوصا نقاشی صاحبنظر بود. در سال 1355ق [12 آبان 1312 مطابق سنگ مزار او] وفات یافت و در تخت فولاد [تکیه آغاباشی] مدفون شد.
از اوست:
با یاد دوست سر به گریبان که میبرد زین باغ برگ عیش به دامان که میبرد
جز یاد غنچه دهنت ای گل مراد ما را به سیر باغ و گلستان که میبرد(1)
سیّد عبدالرّسول بن حسن حسینی اعرجی عبیدلی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص219؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 86 و 87؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2708 و 2709؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ یادداشتهای محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان؛ بدایع و نوادر، ص31؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1917؛ دانشوران اصفهان: مخطوط؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص302؛ تذکرة الشعراء (عارفچه) ، ص23.
هجری. او در پشت نسخهای از «ارشاد القلوب» دیلمی، را نوشته است. بر حسب دستور او بهاءالدّین محمّد بن محمّدصالح مازندرانی در سال 1127ق بر این کتاب حواشی نوشته است. این کتاب به شماره 577 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
حاج شیخ عبدالرّسول بن حاج شیخ غلامرضا پناهنده گزی بُرخواری اصفهانی، عالم فاضل، از علمای معروف شهر گز، پس از تحصیل مقدمات به قم رفته و در درس حضرات آیات شیخ حسین نوری، ستوده، شیخ یحیی انصاری، شیخ نعمتاللّه صالحی نجفآبادی، مکارم شیرازی و سلطانی طباطبائی حاضر شد. سپس از درس خارج آیات عظام گلپایگانی، محقّق داماد و سیّد محمّدصادق روحانی بهره گرفت. آنگاه به اصفهان مراجعت نمود. اغلب در اصفهان در مدرسه ملاّ عبداللّه و مدرسه ذوالفقار تدریس مینمود و در گز به راهنمایی و ارشاد مردم میپرداخت.
او از مخالفین رژیم پهلوی بود و فعالیتهای سیاسی او برای مبارزه مورد استقبال و حمایت مردم زادگاهش قرار داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او در دو دوره به عنوان نماینده مردم بُرخوار و میمه به مجلس شورای اسلامی راه یافت. وی سرانجام در ماه شهریور 1380ش وفات یافته و در گلزار شهدای گز به خاک سپرده شد. کتاب «اسلام و آزادی» و چندین حاشیه بر کتب فقهی از آثار اوست.(2)
حاج شیخ عبدالرّسول قائمی فرزند شیخ فرجاللّه دیزیچهای اصفهانی، از علمای معاصر اصفهان.
در 3 رمضان 1316ق در روستای «دیزیچه» اصفهان متولّد شد. مقدمات را در زادگاه خود نزد شیخ فرجاللّه دیزیچهای آموخت. سپس به اصفهان رفته و سطوح را نزد میر سیّد احمد مدرس و شیخ علی مدرس یزدی به پایان رساند و دروس خارج را نزد سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و سیّد محمّدرضا خراسانی فرا گرفت. آنگاه به حوزه علمیه قم رفته و در درس حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد. او در سال 1349ق به نجف اشرف مشرّف شده و از درس حضرات آیات میرزا محمّدحسین نائینی، شیخ ضیاءالدّین عراقی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره گرفت. در سال 1360ق پس از مراجعت از سفر حج به امر آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و درخواست اهالی شهر به آبادان رفت و در آنجا به تبلیغ دین و خدمت به مردم مبادرت ورزید و نماز جماعت را در مسجد نو آن شهر اقامه نمود.
از اقدامات مؤثر او مبارزه با بدعتها و عقاید انحرافی همچون عقاید کسروی و بیان روشن و مستدل حقایق اسلام به مردم بود. از خدمات اجتماعی او احداث و یا تعمیر برخی از مدارس و مساجد همچون مسجد نو، مدرسه قائمیه و دارالایتام و حوزه علمیه در آبادان و مسجد ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) در جزیزه خارک است.
او پس از آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1359ش به اصفهان مراجعت نموده و در مسجد بابالرّحمه واقع در دروازه دولت به اقامه جماعت مشغول شد و در کنار آن به ارشاد مردم و رفع گرفتاریهای نیازمندان پرداخت.
این عالم جلیل القدر سرانجام در صبح روز شنبه 23 شعبان 1412ق (مطابق 16 بهمن 1372ش) در اصفهان وفات یافته و پیکر او به قم منتقل و در یکی از اطاقهای صحن بزرگ مرقد مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) مدفون گردید.
از تألیفات او: 1. «رسالهای در حدیث غدیر»2. «شرح برخی از خطب نهجالبلاغه»3. «یادداشتهایی در فقه» را میتوان نام برد.(1)
سیّد عبدالرّسول حجازی دهاقانی فرزند سیّد هاشم بن میرزا بابا حسینی دهاقانی، عالم فاضل جلیل. در سال 1265ش در دهاقان متولّد شد و جهت تحصیل به اصفهان آمد. او هشت سال از محضر عالم ربانی و حکیم عارف آخوند ملاّ محمّد کاشانی کسب فیض نمود و تربیت شد. همچنین از درس حکیم جهانگیرخان قشقائی، میرزا احمد مدرس، آقا سیّد مهدی درچهای و سیّد عبداللّه ثقةالاسلام بهره گرفت.
وی سرانجام در دی ماه 1358ش وفات یافته و در تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. او از شاگردان و رفقای صمیمی حاج آقا رحیم ارباب بود که پس از نابینائی مرحوم ارباب به جای ایشان امامت مسجد گرگیراقها را به عهده گرفت. همچنین مرحوم حجازی از دوستان صمیمی حاج میرزا آقا دهکردی امام جماعت مسجد سرخی اصفهان بود. و پس از آنکه مرحوم دهکردی به بیماری مبتلا شد، به جای او در مسجد سرخی اقامه جماعت نمود.
او صاحب مکنت بود و به فقراء و طلاب کمک و مساعدت مینمود. از ایشان سقاخانهای در سرای ساروتقی به یادگار مانده است. وی در اواخر عمر در مسجد کرمانی
1) آثار الحجّه، ج2، ص204؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص16؛ آئینه پژوهش: سال چهارم، شماره 6، مورخ 1373ش، ص120؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ تربت پاکان قم، ج2، ص939.
امامت مینمود.(1)
عبدالرّسول منتصر، شاعر ادیب متخلّص به «حقیقت» کارمند بازنشسته بانک ملّی ایران و کارشناس رسمی حسابداری دادگستری اصفهان. وی در روز شنبه 5 ذیقعده 1411ق وفات یافته و در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
این شعر از اوست:
شدم سخت درمانده از کرد خویش پشیمان ز کرد کار و گشتم پریش
بکردم همی روز و شب را تَبَه سراسر بود نامهام پر گُنَه
«حقیقت» ره رادمردان را بگیر تو تا زندهای دست افتاده گیر(2)
میرزا عبدالرّسول مداح شوشتری، شاعر ادیب و مرثیهسرای معروف. [در اوایل قرن سیزدهم هجری] مقبره او در قبرستان سر قبر آقای اصفهان بوده که پس از تخریب و تسطیح قبرستان، قبر او هم از بین رفت.(3)
عبدالرّسول طبیبیان متخلّص به «ناطق» [فرزند سیّد هادی] شاعر ادیب و طبیب حاذق
در سال 1283ش در شهرضا متولّد شد و تحصیلات ابتدائی و متوسطه خود را در [شهرضا] و اصفهان به پایان رسانید و در ضمن تحصیل، علوم قدیمه همچون صرف و نحو و معانی و بیان را آموخت [در طب نیز نزد دکتر احمدخان محیی، دکتر مسیحاللّهخان حافظ الصحّه و میرعلائی تحصیل کرد.] در سال 1311ش پس از موفقیت در آزمون پزشکی، در بهداری شهرضا به فعالیت پرداخت. او در هنگام تحصیل در اصفهان در انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد و [سرانجام در 12 بهمن 1364ش وفات یافته و در صحن امامزاده شهرضا مدفون شد. او از شعرای نامدار دیار خود بود. و در شعر کتابهای «گلچین ناطق»، «رضانامه» و «مادر» را نوشته است.(1)]
این ابیات از او (به مناسبت میلاد مسعود پیامبر اسلام حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله است:
امروز درخشان شده یک کوکب بس تابان کز پرتو نور آن روشن شده هر ایوان
از جانب یزدان گشت، این نور هویدا بین تا محو شود ظلمت، معدوم شود حرمان
عبدالرشید بن محمّد مقیم [از فضلای قرن یازدهم هجری] از شاگردان علاّمه مجلسی است. او نسخهای از جلد یکم «بحارالأنوار» را در سال 1093ق کتابت نموده و در کتابخانه دانشمند عالیقدر جناب آقای دکتر سیّد احمد تویسرکانی در اصفهان موجود است.
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص497؛ تاریخ شهرضا، ج2، ص372.
حاج عبدالرّضا بن شکراللّه بن عارف بن محمّد موغاری اردستانی [از کاتبان و فضلاء قرن دهم هجری] در بامداد روز جمعه 28 محرم 973ق کتابت نسخهای از «مجموعه ورام» را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 5388 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)
[موغار از روستاهای اردستان اصفهان است.]
میرزا عبدالرّضا اصفهانی متخلّص به «متین» فرزند عبداللّه بن عبدالعال بن شیخ حسین نجفی مالکی، شاعر ادیب در قرن دوازدهم هجری. پدرش از نجف اشرف به اصفهان آمده و او در سال 1103ق در اصفهان متولّد شد. در 16 سالگی به هند رفته و به واسطه قریحه و ذوق شعر و ادب مورد توجه اعیان و بزرگان آنجا قرار گرفت. عاقبت در سال 1175ق به بنگاله رفته و در همان سال وفات یافت. دیوان اشعار او قریب به دوازده هزار بیت دارد.
از اوست:
به عزم گلشن امشب برق بیتابانه میآید خسی باقی است پنداری ز خاک آشیان من(2)
مولی عبدالرّضا کاشانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از شاگردان علاّمه مجلسی است. او در شوّال 1077ق جلد دوم «بحارالأنوار» را در اصفهان به خط نسخ کتابت نموده و آن را نزد علاّمه مجلسی قرائت کرده و مجلسی در تاریخ ربیع الاوّل 1078ق گواهی قرائت و اجازه روایت جهت او مرقوم نموده است و با القاب «المولی الفاضل الصّالح التّقی و الزّکی» از او یاد کرده است.(1)
عبدالسّلام اصفهانی، از اصحاب حضرت جواد علیهالسلام است.(2)
ابوالغنائم عبدالسّلام بن عبدالصّمد بن احمد بن فضل بن احمد بن علی عنبری اصفهانی. [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] شیخ صالح از اولاد محدّثین بوده و از ابوالقاسم عبدالرّحمان بن منده، ابوعمرو عبدالوهاب بن مندة و جز آنها حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.(3)
عنبری منسوب به «بنیعنبر» (عنبر بن عمرو بن تمیم) و طائفهای از بنیتمیم میباشند.
عبدالسّلام بن ماجد اصفهانی، معروف به «کمال» از ادبای قرن یازدهم هجری. از
آثار او: «مناظره بغداد و اصفهان» به نظم و نثر فارسی.(1)
ابوالخیر عبدالسّلام بن محمود بن محمّد بن احمد بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن سلیمان حسنآبادی جرواآنی معروف به «ابن ابیعیسی» [از محدّثین قرن ششم هجری.] از اهالی محله «جرواآن».
از حفاظ حدیث و شیخ فاضل و صالح و صادق و از خاندان محدّثین بوده و در سال 449ق متولّد شده است.
از ابومنصور شجاع بن علی بن شجاع مصقلی، ابوالحسن علی بن محمّد بن احمد بن ابیعیسی حسنآبادی (عموزاده صاحب عنوان) و ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی و جز آنان حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی در محله جیران (جرواآن) او را ملاقات کرده و از او حدیث شنوده است.
سرانجام در 25 صفر 534ق در اصفهان وفات یافت.(2)
عبدالسّمیع اصفهانی، از علماء کاملین در قرن دهم هجری بوده و حافظ حسین کربلائی مؤلف «روضات الجنان» گوید: در شهر صفر سال 956ق در اصفهان به خدمت او رسیده است.(3)
شیخ عبدالصالح بن آقا محمّدمهدی پاشنه طلائی یزدی [بن محمّداسماعیل بن محمّدابراهیم بن ملاّ محمّدصادق اردستانی]، عالم فاضل [در اواخر دوره قاجاریّه] از نوادگان ملاّ محمّدصادق اردستانی است و در یزد سکونت داشته است.(1)
ابونهشل عبدالصّمد بن احمد بن فضل بن احمد بن علی بن یحیی بن ابان بن حکم بن مرثد بن جابر بن خیوان بن اخرم بن ذهل بن ذؤیب عنبری ادیب، [از محدّثین و ادباء و فضلای قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری.]
در سال 427ق متولّد شده و از ابوالفضل هارون بن محمّد بن احمد بن عبداللّه بن هارون اصفهانی، ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن زیده ضبّی، ابوالحسن احمد بن محمّد بن حسین بن فادشاه اصفهانی، ابوذر محمّد بن ابراهیم بن علی صالحانی و ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شاذان اعرج و جز آنان حدیث شنیده است.
ابونهشل عنبری در سال 510ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه تمام مسموعاتش را نوشته است. او در ذیحجه 517ق وفات یافته است.(2)
شیخ عبدالصّمد بن حسین محلاّتی، فاضل ادیب [در قرن سیزدهم هجری] سالها در
اصفهان ساکن بوده و از علمای این شهر کسب فیض مینموده و به کتابت کتب علمی و ادبی میپرداخته است.
در اصفهان نزد [ملاّ محمّدباقر فشارکی و میرزا یحیی بیدآبادی و(1)] حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی فقه و اصول را آموخته و در فن قرائت از ملاّ خدابخش بهره گرفته است.(2)
او در 17 جمادی الاولی سال 1273ق کتابت نسخهای از «عروض» سیفی شاعر بُخاری را در اصفهان به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه ضمیمه مجموعه شماره 623 کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
همچنین در تاریخ 20 ربیع الثانی 1284ق کتابت «رسالهای در معما» از: ملاّ حاجی را در مدرسه میرزا حسین جنب مسجد سیّد حجةالاسلام به پایان رسانیده است. رساله ضمن مجموعه شماره 623 در کتابخانه دانشکده الهیات مشهد موجود است.(4)
محلاّتی مجموعهای شامل کتابهای «اشکال الاربعه»، «تعدیل المیزان» و «شرح تهذیب المنطق» را در سالهای 1281 و 1291ق در اصفهان به خط نسخ و نستعلیق کتابت کرده و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. مُهر بیضوی او «عبده الرّاجی عبدالصمد» و تاریخ تملک او بر این نسخه شوال 1295ق است.(5)او تا این سال در قید حیات بوده است.
عبدالصّمد بن عاشور تبریزی از فضلاء قرن یازدهم هجری در سال 1101ق «شرح شرایع» را به فارسی ترجمه کرده و آن را «سفینه توفیق» نام نهاده و کتاب را به نام شاه سلیمان و در مدرسه سلیمانیه اصفهان نوشته است. نسخه این کتاب به خط مؤلّف نامبرده
به نظر مرحوم تربیت رسیده است.(1)
نسخهای از کتاب «سفینه توفیق» در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.(2)
شیخ نورالدّین عبدالصّمد بن علی اصفهانی نطنزی از مشایخ اقطاب صوفیه است. [در علوم دینی علوم خود مهارت داشته و مراتب سیر و سلوک را نزد مشایخ طریقت طی نموده] و از شیخ نجیبالدّین بزغش خرقه پوشیده است. [شیخ عزّالدّین محمود نطنزی کاشانی و] شیخ کمالالدّین عبدالرّزاق کاشانی [سالها نزد او عرفان نظری آموخته و از مقام علمی و معنوی او کسب فیض نموده و] از او خرقه پوشیدهاند.
شیخ نورالدّین در نطنز ساکن بوده و خانقاه داشته و همانجا در سال 699ق وفات یافته و به خاک رفته و مریدانش بقعهای عالی بر سر مزار او بنا کردهاند.(3)
عبدالصّمد شریف بن موسی (بن) رضا امامی، عالم فاضل [از محدّثین و دانشمندان قرن یازدهم هجری] از شاگردان علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی بوده و کتاب «من لا یحضره الفقیه» را نزد او خوانده و در پایان کتاب الصلاة، علاّمه مجلسی اَنهائی را در ذیحجه 1095ق به نام او مرقوم فرموده است. همین عبدالصّمد مینویسد که در دهه آخر سال 1090ق کتاب را در مدرسه سلیمانیه مقابله کرده است. کاتب نسخه
محمّدقاسم بن میرزا علی رازی است و کتاب به شماره 3603 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
صاحب عنوان ظاهرا شارح «توحید مفضل» است.
«شرح توحید مفضل» که در سال 1095ق نگاشته شده ضمن مجموعه شماره 3514 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
همچنین او مجموعهای شامل: «اثبات حدوث العالم» تألیف: شیخ حسین تنکابنی و «الالهیات» تألیف: شمسالدّین محمّد خفری را برای استادش شیخ بهاءالدّین (محمّدفاضل هندی) در سال 1089 کتابت نموده که به شماره 94 در کتابخانه آقای افشین عاطفی در کاشان موجود است.(3)
ابوعبداللّه عبدالصّمد بن یزید (مردویه) از مصاحبین فضیل بن عیاض [است.] صاحب عنوان به «مردویه صائغ» شهرت داشته است. فوت او در سال 235ق(4)[واقع شد.]
عبدالصّمد نَقنِهای [خطاط نستعلیقنویس قرن سیزدهم هجری.] در روز جمعه 19 شوال 1268ق نسخهای از کتاب «تحفه نظامیّه» تألیف: عبدالقادر رویانی را به خط نستعلیق نوشته است. کتاب به شماره 577 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس
موجود است.(1)
[«نقنه» به فتح نون و سکون قاف و کسر نون دوّم، از روستاهای سمیرم اصفهان است.]
عبدالظهیر بن معصوم کرهرودی [خطاط قرن یازدهم هجری] نسخهای از «ترجمه الهیات شفا» را که سیّد علی امامی اصفهانی ترجمه کرده بود را به خط تعلیق نوشته و نسخه جزو کتابهای اهدایی آقای مشکوة به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(2)
سیّد عبدالعال بن سیّد حسین حسینی کرکی عاملی، از علمای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. او از جمله کسانی است که در وقفنامه مدرسه نوریه، به وقف شهادت داده است. و سجع مهر او عبارت: «الواثق برحمة الغنی عبدالعال بن حسین الحسینی» است.(3)
شیخ عبدالعال بن محمّد مقیم فریدنی خوانساری، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری است، ظاهرا از شاگردان علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی بوده و در
اصفهان به تدریس و تحقیق و تألیف مشغول شده است. او تا سال 1149ق در قید حیات بوده و سال وفاتش معلوم نیست. جمعی از فضلاء نزد او تحصیل کردهاند از جمله فرزندش علی و نظامالدّین خوانساری و محمّدرضا بن سلطان احمد قاری خوانساری(1)] به دستور او در جمادی الثّانیه 1107ق، نظامالدّین محمّدفاضل تونی کتاب «الروضة البهیّه» را نوشته و صاحب عنوان آن را با نسخهای که به نظر علاّمه مجلسی رسیده و تصحیح شده است، مقابله و تصحیح کرده است. تاریخ مقابله 1119ق است. این نسخه در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
شیخ عبدالعال «مصباح» کفعمی [موسوم به «جنة الامان الواقیه»] را به فارسی ترجمه کرده [و آن را به شاه طهماسب ثانی تقدیم داشته است.] نسخهای از این کتاب به خط علی بن عبدالعال (فرزند مترجم) و موّرخ شوال 1108ق با حواشی مترجم، به خط نستعلیق و نسخ، به شماره 1259 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)[نسخه دیگری از این کتاب به شماره 2509 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم وجود دارد.(4)
از آثار او کتابیدر «ادعیه» مشتمل بر 40 باب به فارسی نوشته و تاریخ کتابت 6 جمادی الاوّل 1121ق است. نسخه به شماره 15353 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(5)]
او همچنین در حواشی «تفسیر جوامع الجامع» طبرسی، حواشی از «تفسیر بیضاوی» نقل نموده و تعلیقاتی در نقد آن از خود افزوده و کتاب را در 17 رجب 1149ق وقف
نموده است. نسخه به شماره 241 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم نگهداری میشود.(1)
[شیخ عبدالعال «صحیفه سجادیه» را ترجمه کرده و شاگردش نظامالدّین خوانساری در سال 1110ق آن را کتابت کرد. سپس به امر او شاگرد دیگرش محمّدرضا خوانساری در 10 رمضان 1110 ملحقاتی بر «صحیفه سجادیه» را کتابت نمود و مترجم حواشی مفیدی به فارسی به آن کتاب افزود. نسخهای از این کتاب در کتابخانه مرحوم شیخ مهدی مجدالعلماء نجفی در اصفهان موجود است.(2)]
میر عبدالعال متخلّص به «نجات» فرزند میر محمّدمؤمن حسینی کوهگیلویهای. شاعر ادیب و نویسنده ماهر در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. پدرش در دستگاه میرزا حبیباللّه صدر بوده، سپس مستوفی کوهگیلویه و بعدا استرآباد شد. فرزندش در عداد منشیان دستگاه سلاطین صفویه بوده [و مدتی در کتابخانه سلطنتی کار میکرده و خط خوشی داشته است.]
فوتش در سال 1141ق به سن متجاوز از 90 سال روی داده قبرش در تکیه آقا حسین خوانساری است. مادّه تاریخ وفاتش را [میرزا شفیعای] اثر شاعر گوید:
چون میر نجات از جهان کرد عبور شد جای غزل مرثیهخوانی دستور
در ضمن دعا «اثر» به تاریخش گفت: «با سیّد کائنات گردد محشور»
فوتش را در سال 1121ق نیز گفتهاند.
شعر خوب میگفته و در آن «نجات» تخلّص مینموده است. دیوانش قریب به ده هزار بیت است. [نسخههایی از «دیوان نجات» در کتابخانه آکادمی علوم شوروی در
لنینگراد، و کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است. «مثنوی مسیر الطّالبین» که در سال 1085ق سروده شده و حدود هزار و دویست بیت است و «مثنوی گل کشتی» در آداب و رسوم و فنون کُشتی که در سال 1112ق سروده شده و نسخههایی از آن در کتابخانه ملّی تبریز، موزه بریتانیا، کتابخانه ملّی ملک، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه آکادمی علوم شوروی در لنینگراد و کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور در پاکستان موجود است. مقبره «میر نجات» تا سالهای اخیر باقی بود و در تعمیراتی که در سال 1373ش توسط شهرداری اصفهان در تکیه آقا حسین خوانساری صورت گرفت مقبره او را از بین بردند.]
از اوست:
میخواست سوی من نگرد سوی خویش دید خوش نوش کرد شربت بیمار خویش را(1)
شیخ عبدالعال فریدنی متخلّص به همایون، از احفاد شیخ علی بن عبدالعالی کرکی (محقّق ثانی) و خود از شعرای قرن سیزدهم هجری است. در غزلسرائی صاحب طبعی خوش بوده و با هجو دیگران را میآزرده است. عاقبت در سال 1229ق او را در هنگام خواب کشتند.
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 483-485؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص968؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110؛ تذکرة المعاصرین حزین، صص 157-161 و 288-294؛ تاریخ ادبیات فارسی (اته) ، ص199؛ تذکره غنی، ص133؛ کلمات الشعراء، ص113؛ الذریعه، ج9، ص1171؛ ریحانة الادب، ج6، ص133؛ تذکره روز روشن، صص 804-806؛ تذکره شمع انجمن، ص715؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص1367؛ صحف ابراهیم، صص 226 و 227.
از اوست:
بگذشته ز ابروان تو مژگان و من ز جان باید ز جان گذشت چو تیر از کمان گذشت(1)
شیخ عبدالعالی فرزند علاّمه فقیه شیخ نورالدّین علی (محقّق ثانی) [بن حسین بن علی بن محمّد بن عبدالعالی] کرکی عاملی، عالم فاضل، فقیه محقّق. [از علمای قرن دهم هجری.] متولّد در شب جمعه 19 ذیقعده سال 926ق و متوفی به سال 993ق. مدفون در مزار متبرک درب امام اصفهان و پس از گذشت سی سال استخوانها به مشهد مقدّس رضوی منتقل و در دارالسیاده مبارکه مدفون شد.(2)
[مادّه تاریخ وفاتش عبارت «ابن مقتدای شیعه» است. او از پدرش روایت میکند و جمعی از فضلاء همچون: معانی تبریزی، قاضی حبیباللّه بن علی طوسی، نورالدّین محمّد نسّابه اصفهانی، محمّد بن احمد اردکانی، ابوالحسن شریف قائنی، حسین بن حیدر بن قمر کرکی، شیخ بهائی، میرداماد، یونس جزایری، قاضی معزالدّین حسین اصفهانی و دیگران از او روایت کردهاند.
کتابها و رسالههای زیر از اوست:
1) تذکره اختر، ص231؛ تذکره سفینة المحمود، ص209؛ مکارم الآثار، ج3، ص781؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص2098؛ تذکره دلگشا، ص601؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1184 و 1185؛ ریحانة الادب، ج6، ص372؛ تذکره مدایح الحسینیّه: مخطوط، صص 437 و 438؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 204-208؛ دانشمندان خوانسار، ص567.
2) مزارات اصفهان، ص208؛ یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، ص12.
مروی تهران نسخه خطی آن وجود دارد. 3. «رسالة فی البلوغ و بیان حدّه»4. «النّظامیّه»5. «رسالة فی القبلة» خصوصا قبله خراسان6. «مناظرات مع مخدوم الشّریفی السُّنّی»7. «شرح الفیه» شهید(1)]
ابوبکر عبدالعزیز بن احمد بن علی تاجر معروف به «آدمی» از محدّثین [عامّه در قرن چهارم هجری] و از بازرگانان مشهور و به امانت معروف بوده و سال 386ق وفات یافته [است.]
از ابومحمّد عبداللّه بن خالد بن محمّد بن رستم رازانی روایت میکند.(2)
ابوالحسن عبدالعزیز بن احمد جزری اصفهانی، [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری[ وی از فقهاء ظاهری و از اصحاب ابوسلیمان داود بن علی بن خلف اصفهانی قاضی «ربع اسفل» از سمت مشرق بغداد از طرف عضدالدّوله دیلمی بوده است.
او مؤلف «مسائل الخلاف» است و بعد از سال 270ق فوت شده است.(3)
1) لؤلؤ البحرین، ص135؛ الذریعه، ج15، ص73 و ج11، ص132 و ج24، ص195؛ احیاء الدّاثر، صص 122 و 123؛ ریحانة الادب، ج5، ص249؛ روضات الجنّات، ج4، ص199؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «عبدالعال»، ص62؛ فهرست مروی، ص103؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص290؛ هدیة الاحباب، ص255؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص282.
2) ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص127.
3) احقاق الحق، ج1، ص167؛ الفهرست: ابن ندیم، ص273.
ابومحمّد عبدالعزیز بن احمد مافرّوخی از دانشمندان و محدّثین خاندان مافرّوخ اصفهان.(1)
ابوعبداللّه عبدالعزیز بن عبداللّه بن ابیسلمه تیمی ماجشون، [از محدّثین عامّه در قرن دوم هجری] اصلاً از اهالی اصفهان و از حفاظ حدیث و ثقه بوده و در فقه هم مهارت داشت. در مدینه (یثرب) ساکن بوده و سپس به بغداد رفته و در سال 164ق در آنجا وفات کرده [و در مقابر قریش دفن شد] تألیفاتی در احکام دارد.
او از جعفر بن محمّد بن علی (امام صادق علیهالسلام ) و عبداللّه بن دینار و عمر بن عبداللّه بن دلف روایت میکند و احمد بن عبداللّه بن یونس و عبداللّه بن صالح از او روایت میکنند.(2)
سکة ماجشون (کوی ماجشون) در اصفهان به او منسوب بوده و ماجشون به معنی «ماهگون» است.
ابوالقاسم عبدالعزیز بن عبداللّه بن محمّد بن عبدالعزیز دارکی اصفهانی، از بزرگان فقهاء و محدّثین شافعیه [در قرن چهارم هجری.]
پدرش (عبداللّه) و نیای مادری او (حسن بن محمّد دارکی) از محدّثین اصفهان بودهاند. عبدالعزیز در نیشابور و بغداد تحصیل کرده از ابواسحاق مروزی فقه و حدیث آموخته و ابوحامد اسفراینی نزد او بهره علمی برده است. این اسفراینی در حق او گوید:
«فقیهتر از او در روزگار ما ندیدیم.» سالها در بغداد تدریس مینموده و از اکابر فقهاء شافعیه شمرده میشد. تا اینکه در شوال یا ذیقعده 375ق وفات یافته و در مقبره شونیزیه بغداد مدفون شده است.
او از نیای خود حسن دارکی روایت میکند و ابومنصور احمد بن حسین بن علی بن عمر حربی سکری از او روایت میکند.(1)
[«دارک» از قریههای بلوک قُهاب جی اصفهان است و اکنون در شمال شهر اصفهان واقع شده و به شهر پیوسته است.]
ابومحمّد عبدالعزیز بن محمّد بن عبدالعزیز کسائی مقری، [از محدّثین عامّه اصفهان[ از ابیعلی صحّاف، ابیعمرو بن حکیم، عبداللّه بن ابراهیم بن صباح، محمّد بن عمر بن حفص و احمد بن عثمان ابهری روایت نموده و در سال 388ق وفات کرده است.(2)
ابومحمّد عبدالعزیز بن محمّد بن عبید بن ابوعبیده درآوردی جهنی مدنی اصفهانی،
1) معجم البلدان، ج2، ص423؛ احقاق الحق، ج7، ص240؛ میزان الاعتدال، ج2، ص405؛ مجمل فصیحی، ج2، ص91؛ ریحانة الادب، ج2، ص205؛ طبقات الشافعیّه (حسینی) ، ص98؛ طبقات الشافعیه (اسنوی) ، ج1، ص508؛ طبقات الفقهاء، صص 125 و 212؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص224؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص284.
2) ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص128.
[از محدّثین عامّه اصفهان در قرن دوم هجری] از اهالی اصفهان و ساکن «مدینه» است. «زِرِکلی» در «الاعلام» او را به قریه «درآورد» از قراء خراسان منسوب میدارد. امّا حافظ ابونعیم در «اخبار اصفهان» مینویسد: چون شخص میخواست وارد شود میگفت «اندرون» اهالی «مدینه» او را «درآوردی» میگفتند.
او از ابراهیم بن عقبه، صفوان بن سلیم، حرب بن حسن طعان، نعیم بن حداد، عثمان بن عبیداللّه بن ابیرافع، علاء رقی، مکحول، هشام بن عروه، یحیی بن سعید انصاری، عمرو بن ابیعمرو، سهیل بن ابیصالح و زید بن اسلم روایت کرده است و عبداللّه بن عبدالوهاب، سعید بن منصور، احمد بن حنبل و یحیی بن سعین و دیگران از او استماع حدیث کردهاند.
او در سال 186ق [و یا به قولی در سال 182ق] وفات کرد.(1)
شیخ ابوالمبارک عبدالعزیز بن محمّد بن منصور بن ابراهیم بن مرداس آدمی شیرازی، از بزرگان و محدّثین و علمای قرن ششم هجری و ساکن شیراز بوده و در عهد اتابک زنگی بن مودود در جامع شیراز به خطابت مشغول بود و در سال 559ق در شیراز وفات یافت و قبرش در مقابل مسجد خبازه بوده است.
عبدالعظیم اصفهانی، از فضلاء اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری و
1) ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص125؛ طبقات المحدّثین، ج1، ص134؛ میزان الاعتدال، ص135؛ مرآت الجنان، ج1، ص404؛ الاعلام، ج4، ص150.
مؤلّف «شرح فرائد» است. در میان این کتاب اجازهای از «محمّدعلی بن محمّدباقر» (ظاهرا حاج شیخ محمّدعلی ثقةالاسلام فرزند حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی) موجود است که در سال 1304ق برای عبدالعظیم نوشته است. «شرح فرائد» به شماره 3262 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
همچنین او رسالهای اجتهادی در بیع وجوه و غنا و پارهای از مسائل اصول مانند تقلید و غیره به عربی را تألیف نموده و محمّدعلی گواری در سال 1301ق به خط نستعلیق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 3869 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
حاج ملاّ عبدالعظیم بن محمّدتقی بیدگلی کاشانی زوّارهای، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در حدود سال 1170ق در «بیدگُل» کاشان متولّد شده و نزد میرزا ابوالقاسم قمی و ملاّ احمد نراقی به تحصیل پرداخته و به اجتهاد نائل شد. عاقبت در اردستان و زوّاره ساکن شده و به اقامه جماعت و تدریس و وعظ و خطابه پرداخت و در آن حدود صاحب نفوذ و اعتبار شد و هنگامی که لطفعلیخان ترشیزی مدرسهای را در زوّاره احداث کرده و رقباتی را برای آن وقف نمود، ملاّ عبدالعظیم را به تولیت آن مدرسه و موقوفات معیّن نمود.
حاج ملاّ عبدالعظیم خط نسخ را خوش مینوشته و به کتابت قرآن مجید میپرداخته و نسخهای از قرآن مجید را در سال 1248ق کتابت نموده است. [همچنین در سال
1228ق نسخهای از کتاب «آئینه شاهی» را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 1/7542 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)] سال فوتش به دست نیامد. فرزندان و اعقاب او از علمای زوّاره و اصفهان بودهاند.(2)
سیّد عبدالعظیم بن حسن موسوی، [از فضلاء قرن سیزدهم هجری.] کتاب «المیراث» تألیف: حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی را به همراه علی میرزا در سال 1294ق در اصفهان تصحیح و مقابله کرده است. همچنین او در رجب 1293 کتابیدر «امامت» تألیف: حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی را مقابله و تصحیح کرده است.(3)
سیّد عبدالعظیم بن سیّد علیرضا حسینی لنجانی اصفهانی، عالم فاضل محقّق [حکیم و ادیب شاعر، از دانشمندان قرن سیزدهم هجری.] از شاگردان میرزای قمی، سیّد محمّد مجاهد کربلائی و آقا سیّد علی طباطبائی (صاحب ریاض) بوده و خود عالمی جلیل و فقیهی بارع بوده [است. او پس از تحصیل در عتبات عالیات به هند رفته و در حیدرآباد ساکن شده و به تبلیغ پرداخته تا اینکه در شهر «لکهنو» هند] پس از سال 1231ق وفات یافته است.(4)[فرزند سیّد محمّد متخلّص به «صفا» هم از شعراء بوده است.]
کتب زیر از اوست:
«تحفة الاصحاب» رساله عملیه به صورت سؤال و جواب و در آن از فتاوای میرزای قمی و آقا سیّد علی (طباطبائی) استاد خود نقل نموده [است. مؤلف آن را از کتاب دیگر خود «الضیاء اللاّمع» استخراج کرده و به فارسی به رشته تحریر درآورده است. کتاب در سال 1231ق تألیف شده و نسخه آن به خط حاج آقا بابا تبریزی خوئی و مورخ 24 ذیقعده 1264ق در کتابخانه سیّد محمّد جزائری در نجف اشرف موجود بوده است.(1)]
«ضیاء اللاّمع» در شرح مختصر الشرایع 3. «المسطح السنی فی الرّد علی المنسطح الدکنی»، به عربی موضوع کتاب گفتگو و ردّ و ایرادی است بین مؤلّف و یکی از علماء حیدرآباد، پیرامون ربط حادث و قدیم. تاریخ تألیف 22 شوال 1228ق میباشد. نسخه گویا به خط مؤلف است و به شماره 3740 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)4. «نور العرفاء فی شرح الهیات الشّفاء» در فلسفه به عربی، این کتاب محاکمهای است بین حاشیه «ملاّ صدرای شیرازی» و حاشیه «آقا حسین خوانساری» بر «الهرات شفا» جلد اوّل آن به شماره 3960 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)[5. «عین الاصول»(4)6. «شرح صمدیه»، به عربی، که محمّدصالح بن احمد بیدگلی در سال 1219ق کتابت کرده است و نسخه آن در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی موجود است.(5)]
ملاّ عبدالعظیم کاشانی، از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری و شاگرد علاّمه مجلسی است. علاّمه مجلسی اجازه مختصری در اواسط ربیع الثانی 1068ق جهت او در جزء سوم «من لا یحضره الفقیه» نوشته است. این نسخه در کتابخانه مرحوم شیخ عباس قمی در مشهد مقدس موجود بوده است.(1)
شیخ عبدالعلی اصفهانی نجفی، از بزرگان علماء و زاهد و عابد و صاحب کشف و کرامات بوده [و در قرن سیزدهم هجری میزیسته است.] وی را تألیفاتی بوده است که پس از مرگش از بین رفته است. وی دایی حاج عبدالمطلب تاجر بوده که حاجی مزبور دایی جدّ مادری مؤلّف احسن الودیعه است.
صاحب عنوان در نجف اشرف در محضر صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری به تحصیل پرداخته و سپس در آن شهر مقدس تدریس نموده است. سیّد ابوتراب خوانساری و میرزا محمود بن حسن بن میرزا خلیل طبیب رازی نزد او تحصیل کردهاند. وی در حدود سال 1300ق در شهر نجف وفات یافته و مدفون شده است.(2)
[مرحوم شیخ محمّد امامی خوانساری وی را از احفاد آقا محمّد بیدآبادی نوشته است. سیّد ابوتراب خوانساری درباره استاد خود میرزا عبدالعلی اصفهانی گوید:
1) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص51؛ الذریعه، ج1، ص152؛ الرّوضة النّضره، ص327؛ تلامذة العلاّمة المجلسی، ص34؛ اجازات الحدیث، ص75؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص341.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص778؛ احسن الودیعه، ج2، ص17؛ الکرام البرره، ج2، ص743؛ نقباء البشر، ج3، ص1137؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص263.
«انّه کان جامعا للمعقول و المنقول و مصرّحا باجتهاده استاد الکل الشیخ مرتضی الانصاری»(1)]
حاج عبدالعلی باقی، از فضلاء و محقّقین معاصر در فروردین 1304ش. در شهرضا متولّد شد. تحصیلات مقدّماتی را نزد ملاّ علی نوری (اعمی) و سیّد فضلاللّه حجازی انجام داد. سپس به اصفهان رفت و در مدرسه جده و چندی بعد در مدرسه چهارباغ ساکن شد و نزد حضرات آیات شیخ محمّدباقر نجفی، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، سیّد علیاصغر برزانی، شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی فقه و اصول را خواند. همچنین در درس «نهجالبلاغه» میرزای علیآقا شیرازی و «شرح تجرید» حاج آقا صدر کوپائی حضور یافت. پس از آن یک سال در قم بود و از آنجا راهی تهران شد و در دانشکده معقول و منقول نزد اساتید آنجا الهی قمشهای، مشکاة، بهمنیار، عصار، فاضل تونی و راشد تحصیل نمود. در کنار این تحصیلات، دروس حوزوی را نزد علمای تهران: استاد محمود شهابی تربتی، محمّدتقی آملی و سیّد احمد خوانساری تکمیل نمود.
او پس از اتمام تحصیل در کاشمر به تدریس پرداخت و مزار شهید سیّد حسن مدرس در آنجا را تعمیر کرد. در سال 1333ش به خاطر زدن تلگراف به حکومت وقت و اعتراض به بعضی مسائل (به همراه 9 نفر دیگر) به 4 سال زندان محکوم شد و از ادامه فعالیت او در اداره فرهنگ جلوگیری شد. پس از مدّتی به دعوت دکتر علیاکبر شهابی رئیس اوقاف کشور، در اداره اوقاف به کار پرداخت و در اراک، اصفهان و قم خدمت کرد در سال 1354ش بنا به نظر مرحوم آیةاللّه سیّد محمّدهادی میلانی مرجع عالیقدر،
1) دانشمندان خوانسار، ص398.
رئیس اوقاف خراسان شد. مدّتی بعد به خاطر اختلاف با استاندار خراسان (ولیان) به مازندران منتقل شد. در سال 1355ش به خاطر اینکه با تعرضات ثابتی و نصیری در موقوفات نوشهر مخالفت کرد، به فعالیت او در اوقاف خاتمه داده شد.(1)
او نویسندهای توانا و شاعری خوش قریحه است و تألیفاتی را به رشته تحریر درآورده است از جمله:
این بیت از اوست:
چه خوش است حال مرغی که اسیر درد باشد به قفس ترانه خواند به زبان بیزبانی(2)
سیّد عبدالعلی عقدائی فرزند سیّد احمد، عالم فاضل جلیل. در عقدای یزد متولّد شده و مقدمات علوم دینی را در مدرسه کاسهگران و نیمآورد اصفهان تحصیل کرده. آنگاه به محضر آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی حاضر شد و کسب فیض نمود.
سالها در اصفهان به شغل محضرداری مشغول بود. او متولّی مدرسه نیمآورد بود و در بین مردم به تواضع مشهور و عالمی خلیق و مهربان و زیرک و کاردان بود و در کمک به ایتام و فقراء تلاش مینمود. وی در 8 صفر 1371ق (برابر با 16 آبان 1330ش) وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
حاج میرزا عبدالعلی مرندی فرزند سیّد احمد بن سیّد حسین، عالم فاضل زاهد [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] پدرش از اهالی «مرند» در آذربایجان بوده و به اصفهان آمده است. صاحب عنوان، از شاگردان آقا سیّد محمّدباقر درچهای و آقا شیخ مرتضی ریزی بوده و در شب سهشنبه 21 ربیع الثانی 1354ق وفات یافته، در بقعه تکیه مرحوم ریزی مدفون گردید.(2)
عبدالعلی نصراصفهانی متخلّص به «نصر» فرزند محمّدباقر، از نوجوانی لب به سرودن شعر گشوده و از محضر استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهره گرفته است. سالها در اداره راه به فعالیت مشغول بوده تا اینکه بازنشسته شده است. در انجمنهای ادبی اصفهان شرکت میکند.(3)
میرزا عبدالعلی نحوی فرزند میرزا محمّدتقی بن حاج محمّدحسین نایبالصّدر
هرندی اصفهانی، عالم فاضل ادیب [از ادباء و دانشمندان قرن سیزدهم هجری.]
در سال 1222ق متولّد شده و در اصفهان نزد علمای عالیقدری چون شیخ محمّدتقی رازی ایوان کیفی و حاج محمّدابراهیم کلباسی تحصیل کرد و به فراگیری فقه و اصول و ادبیات فارسی و عرب مشغول شد و خصوصا در ادبیات عرب مهارت به سزایی به دست آورد تا جایی که به «نحوی» مشهور شده و به تدریس از مقدمات تا شرح لمعه پرداخت. او عالمی گوشهنشین و دور از شهرت و ریاست بود و علیرغم وسعت علم و فضل ناشناخته بود.
وی در ربیع الاوّل 1306ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا در محلّه خوابجون اصفهان مدفون شد.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1 و 2. دو «شرح بر سیوطی» یکی سی هزار بیت و دیگری شصت هزار بیت 3. «رساله صیغ العقود» در فقه به فارسی که ملاّ عبدالصمد بن ملاّ علی در سال 1308ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 1151 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی موجود است.(2)4. «رساله عیدیه»5. «صحیفة المیراث من عدیم الاثاث» در فقه، به فارسی، در احکام ارث، در یک مقدمه و 12 باب و یک خاتمه، که در جمعه 18 جمادی الاولی 1270ق از تألیف آن فراغت یافته و نسخه به شماره 1810 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)6. رساله در «اوزان نصاب غلاّت چهارگانه» که جمعه 20 رجب 1309ق نوشته شده و ضمن مجموعه شماره 663 در کتابخانه دانشکده الهیات و
معارف اسلامی مشهد مقدس موجود است.(1)7. شرح دعای «یا من ارجوه» از ادعیه ماه مبارک رجب8. حواشی بر «شرح لمعه» و «قوانین».
میرزا عبدالعلی بن میرزا محمّدحسین نائینی اصفهانی از خطاطان قرن سیزدهم هجری است. در نائین بوده و خط نستعلیق را خوش مینوشته است.
او در 5 جمادی الاولی 1277ق در تبریز «ترجمه عهدنامه حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام » تألیف: محمّدکاظم (محمّدفاضل مشهدی) را نوشته است. نسخه آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
ترجمه کتاب «بحارالأنوار» را هم به خط نستعلیق در سوم رجب سال 1297ق کتابت کرده است که به شماره 6549 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
همچنین ترجمه جلد نهم «بحارالأنوار» (که شیخ محمّدتقی آقانجفی آن را به فارسی ترجمه کرده) را درشب نهم ربیع الثانی سال 1297ق به خط نستعلیق به پایان رسانیده و نسخه به شماره 7077 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(4)
عبدالعلی شریف بن محمّدرضا خوزانی اصفهانی، خطاط خط نسخ. کتابهای چندی به خط او به چاپ رسیده است.
عبدالعلی مُذَهِّب اصفهانی فرزند میرزا رضا، نقاش و تذهیبکار عهد ناصرالدّین شاه قاجار است.
از کارهای وی تذهیب و تشعیر کتاب «امتحان الفضلاء» میرزا سنگلاخ است که در احوال خط و خطاطان نوشته و تصویر سیاه قلمی خود میرزا سنگلاخ در اوّل کتاب آمده است و تاریخ 1291ق دارد.(1)
عبدالعلی بن محمّدرفیع جزی [گزی]، از هنرمندان قرن دوازدهم هجری است. از اهالی روستای گز از بلوک بُرخوار اصفهان بوده و در ساختن اسطرلاب مهارت بهسزایی داشته است. از آثار او اسطرلابیاست که با همکاری برادرش محمّدباقر در سال 1124ق ساخته است.(2)
استاد عبدالعلی خسروی متخلّص به «خسرو» و «خسرو قائد» فرزند غلامحسین بن رستم بن خسرو بن محمّدعلی بن میر قائد بابادی بختیاری، شاعر توانا و محقّق و نویسنده پرتلاش معاصر در 12 مهر 1307ش در ایذه خوزستان متولّد شد.
تحصیلات ابتدائی را در ایذه و هفتگل طی کرد و تحصیلات متوسطه را در اهواز به پایان برد و به استخدام اداره راه آهن درآمد و از آن اداره مأمور به تحصیل در رشته
بهداشت گردید. در دانشگاه تهران تا مقطع لیسانس تحصیل نمود. پس از آن به اداره فرهنگ و هنر خوزستان منتقل شده و به عنوان معاون نگارش و کتابخانهها به فعالیّت مشغول شد و در این پست مصدر خدماتی گردید از جمله چندین کتابخانه تأسیس و سایر کتابخانههای استان خوزستان را تجهیز نمود و در طی این سالها در حمایت و تقویت انجمنهای ادبی و هنری خوزستان نقش بهسزایی داشت.
استاد خسروی از کودکی ذوق و قریحه شاعری داشت و به سرودن شعر میپرداخت. او در سال 1360ش بازنشسته شد و در سال 1365ش به اصفهان مهاجرت کرد و تا امروز در این شهر اقامت دارد. در اصفهان ابتدا در انجمن ادبی صائب و انجمن خانه هنرمندان شرکت میکرد. سپس به همراهی دهها تن از ادباء و شعرای بختیاری مقیم اصفهان انجمن ادبی پژمان بختیاری را تأسیس کرد. چندی بعد انجمن ادبی داراب افسر بختیاری را به همراهی جمعی دیگر از شاعران بختیاری در اصفهان تأسیس کرد و ریاست آن را برعهده گرفت.
وی به سبک شعرای قدیم ایران شعر میسراید ولی با شاعران نوگرای شعر نیمایی همچون نیما یوشیج، نادرپور، تولّلی و مشیری همدلی و احساس نزدیکی میکند و شعر آنان را میپسندد. او محقّقی کوشا در گردآوری و احیاء فرهنگ قوم بختیاری است و چندین جلد کتاب در این موضوع به چاپ رسانده است.
این کتابها از تألیفات اوست:
از این کتابها تنها دو مورد آخر به چاپ نرسیدهاند.(1)
این چند بیت از یکی از مدایح استاد خسروی است:
قبر امام هشتم دین قبله من است زیرا که تربتش ز گل خاک میهن است
آن کس که خوانده زار و غریبش در این دیار با همّت غریب نوازانه دشمن است
تا تربتش به دیده ما همچو توتیاست او را به جام مردمک دیده مسکن است
ایران اگر که بارگهش را به زر نهاد نقش کرامتی ز کریمان مبرهن است
[... ]
ما میزبان حیلهگر کوفه نیستیم نام علی رضای دل و قوّت من است
نام رضا به قامت ایمان ما رساست دیوان او به شعر دل و جان مدون است(2)
عبدالعلی غفوری فرزند فضلاللّه، از شعراء و نویسندگان معاصر اصفهان. در مهرماه 1329ش در «وَرزَنه» متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خود به پایان برد.
سپس در دبیرستان ادب اصفهان دوره متوسّطه را گذراند و دیپلم ادبی گرفت. سپس در دانشگاه اصفهان تحصیلات عالی را طی نمود و لیسانس زبان و ادبیات فارسی گرفت. وی پس از استخدام در آموزش و پرورش در سال 1351ش به تدریس در دبیرستانهای اصفهان همچون دبیرستان هاتف و هنرستان سروش پرداخت و در سال 1379ش بازنشسته شد. وی از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در سرودن غزل و رباعی و مثنوی مهارت دارد و در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن ادبی حافظ شرکت میکند. این کتابها از آثار اوست:
از اوست:
به سست عهدی سخت زمانه میخندم فسانه بوده جهان، بر فسانه میخندم
نشسته دجله اشکم به خشکسالی و من به جای گریه و آه شبانه میخندم(2)
عبدالعلی بن محمّدکاظم اصفهانی، [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] نسخهای از «قوانین المحکمه» را کتابت نموده و به شماره 469 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم
موجود است.(1)
ملاّ عبدالعلی بن محمّد هرندی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری] کتابیدر منطق، که شامل حواشی بر «تهذیب المنطق» است را در سال 1279ق تألیف کرده و آن را «طرائف الحبیب» نامیده است. نسخه به شماره 68 در کتابخانه مدرسه رضویه قم موجود است.(2)
عبدالعلی برومند متخلّص «ادیب» فرزند مصطفی قلیخان شاعر ادیب و نویسنده محقّق. [در 21 خرداد 1303ش] در قصبه «گز» از بلوک برخوار اصفهان متولّد شد. خواندن و نوشتن و یادگیری خط را در زادگاه خود انجام داد. سپس به اصفهان رفت و [در مدرسه ملّی فرهنگ تا سوم متوسطه را طی کرد آنگاه به دبیرستان صارمیّه رفته و[ دیپلم گرفت. او در تهران در رشته حقوق ادامه تحصیل داده و در سال 1324ش از دانشگاه تهران لیسانس گرفت و به حرفه وکالت روی آورد.
[از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و به مطالعه اشعار شاعران بزرگ فارسی مشغول شد و اغلب از اشعار «ملک الشعراء بهار» و «ایرج میرزا» پیروی نمود. در سال 1323ش اولین مجموعه شعر خود: «نالههای وطن» را چاپ کرد و از سال بعد اشعارش در مطبوعات تهران به چاپ میرسید. او در فعالیتهای سیاسی ملی شدن نفت نقش فعالی داشت و عضو جبهه ملّی بود و در این اواخر پس از مرحوم پرویز ورجاوند رهبری
این جبهه به او سپرده شد.]
این کتابها از او به چاپ رسیده است:
برخی از آثار چاپ نشده وی نیز اینهاست:
ادیب برومند به عنوان شاعری مردمی و استاد در اشعار سنّتی و مسلط بر ادبیات فارسی، شهرت بهسزایی دارد و همیشه اشعارش با استقبال مخاطبان مواجه بوده است.
این شعر از اوست:
در بهاران سیر گلگشت و چمنزاران خوش است سیر گلگشت و چمن با لالهرخساران خوش است
در کنار جویباران صحبت جانان نکوست در میان سبزهزاران بزم دلداران خوش است(1)]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 31-33؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 235-240؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 878-879؛ حاصل هستی، صص 11-15.
عبدالعلی بن ملاّ محمّد نبی محمّدآبادی جرقویهای [خطاط نسخنویس در قرن سیزدهم هجری] در چهارشنبه 25 جمادی الثّانیه 1252ق کتابت «دیوان مجنون عامری» را به خط نسخ به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 1627 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
[از آثار او کتابت یک جلد قرآن کریم است که آن را به خط نسخ زیبا در 15 ذیحجه سال 1245ق کتابت کرده است.(2)]
شیخ عبدالعلی ماسولهای رشتی [از علمای قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل. در اصفهان ساکن بوده و تدریس مینموده و جمعی از فضلاء از محضر درس او مستفیض میشدهاند. شیخ محسن بن محمّدرفیع رشتی اصفهانی از او اجازه گرفته است.
صاحب عنوان در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.(3)
شیخ عبدالعلی قدسی نجفی، از علمای معاصر اصفهان [پس از تحصیل علوم دینی، به قضاوت در دادگاه پرداخته و] داماد میرزا ابوالحسن بروجردی بوده است. سرانجام در [14 رمضان] 1390ق وفات یافته و در بقعه تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.(4)
عبدالعلی نگارنده، از شعراء و سخنوران معاصر در سال 1278ش در اصفهان متولّد شد و نزد اساتید شعر و ادب به تحصیل پرداخت. سپس به بینالنهرین رفته و در فقه و اصول و ادبیات عرب نزد دانشمندان آن دیار ادامه تحصیل داد. آنگاه به ایران بازگشته و به استخدام ارتش درآمد و به خدمت پرداخت تا اینکه در سال 1336ش با درجه سرگردی بازنشسته شد.
او سالها مقیم مشهد بود و در سال 1326ش انجمن ادبی فردوسی را تأسیس کرد که بسیاری از شعراء و ادبای مشهور خراسان عضو آن بودند. خود او ابتدا «سرباز» تخلّص میکرد ولی آن را به «نگارنده» تغییر داد.
وی سرانجام در سال 1346ش وفات یافته و در مزار ابنبابویه در شهرری مدفون شد. این کتابها از آثار اوست:
این شعر از اوست:
اشکم به یادروی تو چون ریخت روی گل هم شرح حال من شد و هم آبروی گل
هر جا که هست بلبل شوریدهای چو من دارد هماره با دل خود گفتگوی گل(1)
1) سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3680 و 3681.
میر عبدالغفار اردستانی، از سخنوران و شعرای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. ظاهرا از سادات زوّاره است. اغلب در زوّاره و اردستان بود. این رباعی از اوست:
شیرین دهنت گران شکر میریزد رویت که از آن سنبل تر میریزد
خوشحال کسی که صبح از بستر خواب سروی چو تو در کنار بر میخیزد(1)
میرزا عبدالغفار پاقلعهای اصفهانی متخلّص به «سحاب» فرزند محمّدحسن، [خطاط، شاعر و منجم دانشمند اواخر دوره قاجاریه، جامع فضائل علمی و اخلاقی، از اهالی محلّه پاقلعه اصفهان بوده و فقه و اصول را از میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، هیئت و نجوم را از میرزا حسن بن دوستمحمّد منجم و ادبیات را نزد رضاقلیخان همای شیرازی آموخت.
او سالها در محله پاقلعه به تدریس مشغول بود. در انشاء و تحریر اسناد معاملات و قباله مناحکات دستی توانا داشت و خطوط نسخ و نستعلیق را خوش مینوشت. در شعر و شاعری نیز ماهر بود.(2)] وی در سن قریب به هشتاد سالگی در ماه شوال 1336ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)
میرزا عبدالغفار پاقلعهای نسخهای از «دیوان همای شیرازی» را به خط نسخ عالی
کتابت کرده و در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(1)همچنین کتاب «جنگ روسیه و فتح ترکستان» را در 15 محرم 1301ق کتابت کرده که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.(2)
حاج میرزا عبدالغفار بن سیّد محمّدحسین تویسرکانی، عالم فاضل جلیل و مجتهد بارع. [از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه] در تویسرکان متولّد شده و در سال 1266ق به اصفهان مهاجرت نمود. و نزد ملاّ حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد حسن مدرس و دیگران تحصیل کرده و از استاد اوّل و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) اجازه دریافت نموده است.
او همدرس صاحب روضات بوده و از مشوقین او در تألیف کتاب «روضات الجنّات» است. جمعی از خواصّ طلاّب و تُجّار و اخیار اصفهان مرید او بودند و خود او در مسجد حاج محمّدجعفر آبادهای اقامه جماعت مینمود. سرانجام در 22 ربیعالثّانی 1319ق وفات یافته و در تخت فولاد در تکیهای مخصوص مدفون شد.(3)
مادّه تاریخ وفاتش این است:
او پای خود نهاد به جمع و چنین سرود: «افسوس افقه العلماء از جهان برفت»
کتب زیر از تألیفات اوست:
عبدالغفار بن عبداللّه اصفهانی [خوشنویس ادیب در اوایل قرن سیزدهم هجری] در یکم رجب لویئیل 1211ق «دیوان عاشق اصفهانی» را به خط نستعلیق نوشته که به شماره 5204 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
[او همچنین «جهانگشای نادری» تألیف: میرزا محمّدمهدی استرآبادی را به خط نستعلیق در 19 رمضان 1223ق کتابت کرده که به شماره 8333 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(4)]
میرزا عبدالغفار نجمالدّوله فرزند میرزا علیمحمّد محلّهنوئی اصفهانی [دانشمند گرانمایه، منجم، ریاضیدان و جغرافیدان نامدار دوره قاجاریه] از مفاخر علمی ایران، در ذیقعده 1259ق [و به نوشته برخی از نویسندگان: ربیع الاوّل 1255ق] متولّد شده و تحصیلات خود را نزد پدر انجام داده و بسیاری از علوم را با مطالعه آموخت [او قبل از
20 سالگی به تدریس در مدرسه دارالفنون مشغول شد و در آن مدرسه حساب، هندسه، مثلثات، جبر، نقشهکشی، مسّاحی، پلسازی، تدابیر جنگی و جغرافیا را تدریس کرد. از اقدامات او تهیه اولین آمار جمعیت شهر طهران در سال 1284ق و تهیه نقشه شهر طهران در سال 1309ق بود. همچنین در سال 1299ق جهت بررسی اوضاع خوزستان جهت احداث سد در اهواز، با جمعی از مهندسین، به خوزستان رفت که حاصل آن کتاب «سفرنامه عربستان» (خوزستان) است.
او در دربار ناصرالدّین شاه منصب منجمباشی را پذیرفته و در سال 1290ق لقب «نجم الملک» و سپس نجمالدّوله را دریافت کرد. کتابهای او اغلب در مدرسه دارالفنون تدریس میشدند. نجمالدّوله از بنیانگذاران علوم جدید در ایران خصوصا جغرافیا بهشمار میرود.]
او سرانجام در 14 جمادی الاولی 1326ق در طهران وفات یافته [و در مقبره صفائیه شهرری مدفون شد.(1)]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «ابعاد مابین بلاد» که در سال 1279ق تألیف شده و به شماره 4248 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم نگهداری میشود.(2)] 2. «اصول مثلثات مستقیم الخطوط»3. «اصول علم جغرافیا» که در سال 1289ق چاپ سنگی شده است.
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 779 و 780؛ تاریخ طهران (بلاغی) ، ص250؛ الذریعه: مُجَلَّدات مختلف؛ ریحانة الادب، ج6، ص136؛ مکارم الآثار، ج5، صص 1599 و 1600؛ نقباء البشر، ج3، ص1148؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص195؛ فرهنگ معین، ج6، ص2109؛ جغرافیا در ایران، صص 127-129؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، صص 259 و 260؛ تاریخ مؤسسات تمدّنی جدید در ایران، ج1، ص285؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 273 و 274؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 891-894.
2) فهرست مرعشی، ج11، ص247؛ تراجم الرجال، ج1، ص310.
سال 1291ق چاپ سنگی شده است. 20. «مثلثات البسیطه» 21. «نهایة الحساب» 22. «وسیط الحساب» 23. «هیئت جدید» 24. «جدول لگاریتم»
عبدالغفار اصفهانی متخلّص به «فریب» فرزند فتحعلی، خوشنویس شاعر و ادیب دانشمند در قرن سیزدهم هجری. در اغلب علوم زمان خود خصوصا طب مهارت داشته و در اصفهان به طبابت مشغول بوده است. خط نستعلیق را نیکو مینوشته و بدین مناسبت ابتدا «خطاط» تخلّص مینمود سپس آن را به «فریب» تغییر داد.
«رسالهای در طب» به عربیو منظومهای در «تشریح» به فارسی نوشته و تا سال 1288ق در قید حیات بوده است.(1)
از اوست:
این نکویان که به زیبایی و خوبی سمرند حیف و صد حیف کز آیین وفا بیخبرند
ملاّ عبدالغفار بن محمّد بن یحیی رشتی جیلانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از تلامذه میرداماد است. و «رساله لوایح» جامی را در سال 1020ق. کتابت نموده و در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.(2)
[در اصفهان به تحصیل و تحقیق مشغول بوده و اغلب، تألیفات میرداماد را کتابت
مینموده و گاهی در حواشی مطالبی مینوشته است. از جمله «حاشیة الایماضات» که حواشی اوست بر کتاب «ایماضات» استادش میرداماد و در کتابخانه مرحوم مجدالعلماء نجفی در اصفهان موجود بوده است. او همچنین «حاشیة التقدیسات» و «معلّقات علی السّبع الشّداد» (که به شماره 1868 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است) هر دو از تألیفات میرداماد را کتابت کرده است.(1)]
از دیگر تألیفات ملاّ عبدالغفار «حاشیة علی حاشیة خفریه علی شرح جدید تجرید» است که میرزا عبداللّه افندی (صاحب «ریاض العلماء») آن را نزد احفادش در رشت دیده بوده است.(2)
آقا عبدالغفار شیرازی، از خوشنویسان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری. اصلش از شیراز و توطّن او در محلّه لنبان اصفهان و شغلش کتابت قرآن و از معاشران و مصاحبان آقا محمّدکاظم واله بوده است.
میرزا فضلاللّه خاوری شیرازی در سفری که به سال 1222ق (عهد فتحعلی شاه) به اصفهان آمده و مهمان واله بوده است از وی نام میبرد و میگوید: «آقا عبدالغفار شیرازی در منزل رجبعلیخان لنبانی مشغول کتابت قرآن است.»(3)
ملاّ عبدالغفار کرمانی متخلّص به «لوائی» از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری
است. در علوم زمانه خود مهارت داشته و در اصفهان به تدریس میپرداخته است. شعر بسیار گفته که اغلب در مدایح و مراثی معصومین علیهمالسلام است. تا سال 1270ق در قید حیات بوده است.(1)
حاج عبدالغفور قزوینی اصفهانی متخلّص به «عالی» فرزند حاج محمّدباقر، شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری. جدّش حاج عبدالغفور از تجار معروف و اصلاً از قزوین بوده و سلسله او در اصفهان به حاج غفوری شهرت داشتهاند. میرزا عبدالغفور در اصفهان متولّد شده و جهت تحصیل به عتبات عالیات رفت و پس از مدتی تحصیل به اصفهان مراجعت کرد. گاهی به اقتضای حال شعر میگفت و در سال هزار و دویست و هشتاد و اندی وفات یافت.
از اوست:
دوش آشفته دل از زلف تو سودا میکرد تا سحر خون به دل عنبرسا میکرد(2)
میرزا عبدالغفور [شمس الشرق فرزند علیمحمّد، معروف به] شمس القُرّاء از اساتید فن قرائت و تجوید در اصفهان [بود] و در این اواخر استاد مسلّم و وحید بهشمار میرفت. تجوید و قرائت را از شیخ محمّد بن محمّدباقر عاصم کاشانی و سیّد علی
زنجیرهفروش فرا گرفت و در مسجد آقانور جلسه قرائت منعقد نموده و در برخی منازل و مساجد دیگر نیز جلساتی داشت و عموم قرّاء کنونی اصفهان از شاگردان او میباشند.
[دارای صدایی بسیار خوب و جذاب و غرّاء بود و در تیمچه ملک در بازار اصفهان، منشی حاج عبدالعلی فیض بود و در خیابان ابن سینا سکونت داشت. او در اواخر عمر بینایی خود را از دست داد و] در شب سهشنبه 18 شوال 1383ق [مطابق با 18 اسفند 1342ش] به سن قریب به 90 سالگی وفات یافته و در تخت فولاد [صحن تکیه سیّد العراقین] مدفون گردید.
او کتاب استادش محمّدعاصم کاشانی: «وجیزة التّجوید» را کتابت و تصحیح کرده که در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
ملاّ عبدالغفور بن عنایتاللّه رویدشتی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و به احتمال قوی فرزند ملاّ عنایتاللّه قهپائی رویدشتی (صاحب مجمع الرّجال) است. در اصفهان به تحصیل علم مشغول بوده و ظاهرا نزد میر محمّداسماعیل خاتونآبادی کسب فیض مینموده است.
او نسخهای از «تلخیص المقال» را در سهشنبه 8 شعبان 1072ق کتابت نموده و سپس با دقّت آن را مقابله کرده است.(2)او در 20 محرم الحرام 1085ق نسخهای از «کافی» تألیف: شیخ کلینی را کتابت نموده که به شماره 4160 در کتابخانه وزیری یزد وجود دارد.(3)همچنین کتاب «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را در پنجشنبه غرّه ربیع الاوّل سال 1088ق کتابت نموده که در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان وجود
دارد.(1)
میر عبدالغنی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محدّث و محقّق مدقّق از علمای قرن دوازدهم هجری. در کام فیروز فارس ساکن بود. شیخ محمّدعلی حزین در سفر خود به فارس، او را دیده و مدتی معاشر او بوده است. حزین مینویسد: «رسالهای در مواریث نوشته بود، به نظر فقیر رسانید و به غایت منقّح نوشته بود.»(2)
[مرحوم شیخ علی دوانی نام او را «میر عبدالنّبی اصفهانی» ضبط کرده، ولی در «تاریخ حزین» چاپ اصفهان، نام او «میر عبدالغنی» ضبط شده است.]
سیّد عبدالغنی بن عبدالغفار حسین دهدشتی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] در پنجم رجب 1122ق در اصفهان کتابت مجموعهای از سه کتاب را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 525 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
میر عبدالغنی بن میرمعصوم بن میرعبدالحسین خاتونآبادی، عالم فاضل. در 23 رجب 1100ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرده و شیخالاسلام
اصفهان بوده است. مشارالیه در روز دوشنبه غرّه شهر رمضان المبارک سال 1161ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد [پای دیوار بقعه آقا محمّد بیدآبادی] مدفون شد.(1)
میر عبدالغنی تفرشی، [از شعراء و ادبای قرن دوازدهم هجری] از احفاد میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) [به قول میرزا محمّدعلی حزین که معاصر اوست] «فقیر به شعرفهمی و سخنشناسی او کسی ندیدهام. در ذکاء و استقامت سلیقه بینظیر و تحصیل متداولات علوم نموده، در جوانی وداع دیر ناسوتی نموده، داغ جدایی بر دل مستمند گذاشت. اگر فرصت مییافت یکی از افاضل اعلام میشد. طبع مشکلپسندش به گفتن شعر کمتر التفات مینمود.»(2)
[جدّش میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) در شیراز نزد میر ابوالقاسم کازرونی تحصیل کرد. از مریدان ملاّ محمّد صوفی بود. و در عصر شاه عباس اوّل وفات نمود.(3)
میر عبدالغنی تفرشی اوّل «شرح البدایة و الهدایة» از شهید ثانی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 4426 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(4)]
این شعر از او [عبدالغنی تفرشی دوّم] است.
1) رجال اصفهان، ص219؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص783؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، ص46؛ وقایع السنین و الاعوام، ص551؛ دومین دوگفتار، ص75.
2) تذکرة المعاصرین حزین، صص 187 و 188؛ صحف ابراهیم، ص201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص782.
3) تذکره نصرآبادی، ج1، ص375؛ سُلّم السموات، ص321؛ منتخب اللطایف، ص485.
4) فهرست مختصر مجلس، ص474.
عمری به ره وفا نشستیم عبث دل جز تو به دیگری نبستیم عبث
در کوی تو قرب هر سگی بیش از ماست ما این همه استخوان شکستیم عبث
حاج سیّد عبدالغنی [اصفهانی] متخلّص به «غنی» از شعرای قرن چهاردهم هجری. از اعضای قدیمی و محتوم انجمن ادبی شیدا بود و اشعارش در مجلّه دانشکده به طبع میرسید. غزل را به سبک قدما نیکو میساخت. از اشعار اوست:
کسی به جز دلدار از حال دلم آگاه نیست زانکه در این خانه غیر از او کس را راه نیست
از در میخانه گر زاهد عنان تابد چه باک چون که هر بیگانهای محرم در این اسرار نیست(1)
سیّد عبدالغنی نوحی متخلّص به «نوح» فرزند سیّد فتحاللّه از شعرای معاصر. در سال 1272ش در چادگان متولّد گردید و تحصیلات قدیمه و جدیده خویش را در اصفهان انجام داده و از سال 1302ش به خدمت دولت وارد گردید. مدّتی در فریدن و زمانی در دادگستری اصفهان و اخیرا در طهران در بانک ملّی ایران انجام وظیفه مینمود. در حدود سه هزار بیت شعر از غزل و قصیده و رباعی سروده و برخی از آنها را در جراید
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 339 و 340.
طهران به طبع رسانیده است.
از اشعار اوست:
دل دادهام ز دست و ندانم به دست کیست دانم که جز تو دلبری اندر زمانه نیست
از پیچ و تاب زلف گرهگیرت ای صنم پیداست مرغ گمشده من به دام کیست(1)
عبدالغنی یزدی [از دانشمندان قرن یازدهم هجری] در 24 محرم 1043ق در اصفهان کتاب «تحریر اقلیدس» را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 9866 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی بن ضیاءالدّین محمّد بن میر محمّدصادق بن میر محمّدطاهر بن سیّد علی نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفهسلطان، عالم فاضل محقّق در قرن سیزدهم هجری. مؤلف کتابهای:
المجدی» در انساب
شعر نیز میسروده و «نبوی» تخلّص میکرده است.(1)]
عبدالقادر اصفهانی، از معماران چیرهدست قرن نهم هجری است. او در سال 848ق مسجد دباغخانه را در آنقره (آنکارا) در سرزمین عثمانی (ترکیه امروزی) ساخته است.(2)
خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. از اهالی قریه «بسینان» از توابع اصفهان بوده و پدرانش همه از بزرگان و رؤسای آنجا بودهاند. خودش مردی کریم الطبع و سخی بوده و محفل او محلّ اجتماع فضلاء و ادباء و اهل حال بود. چندی به سودای کیمیا سرمایه خویش را هزینه کرد. عاقبت به هند سفر کرده و در سال 1025ق در سن 90 سالگی وفات یافت. این بیت از اوست:
نکردم جان نثار قاصد و شرمندهام از وی که در اوّل سخن بیهوش کرد از ذوق پیغامم(3)
ابوالغنائم عبدالقادر بن محمّد بن شجاع بن محمّد بن علی بن ابراهیم معلّم اصفهانی ] از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] پدرش از اهالی «لفتوان» اصفهان است. خود او از: عبدالواحد بن محمّد بن احمد بن هیثم و شتج، ابیالحسین علی بن هاشم بن طاهر بن علی طباطبائی، ابوعبداللّه هیثم بن محمّد بن هفیم سلمی و غیره استماع حدیث کرده و در سال 531ق ابوسعد سمعانی از او در خدمت پدرش استماع حدیث کرده است.(1)
میرزا عبدالقادر تونی خراسانی اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. از بزرگان ناحیه «تون» خراسان بوده و مدّتی وزیر آنجا بود. در حدود سال 1078ق به اصفهان آمده و چون پسرش را به داشتن آلات و ادوات سحر متهم نموده و کور کردند، او هم از غصه و اندوه در اصفهان وفات یافت.
مثنوی «فتحنامه قندهار» که جهت شاه عباس دوم سروده و «دیوان اشعار» از آثار اوست.(2)
حاج عبدالقادر عاشقآبادی، عارف کامل، از مشایخ صوفیه [در قرن دوازدهم
هجری] بوده. و عدهای کثیر مرید داشته [است.] قبرش در تخت فولاد در کنار جاده و به فاصله قریب به پنجاه متر خارج از بقعه آقا محمّد بیدآبادی قرار داشت و قبری بلند بسته بود که آن را جهت تعریض جاده خراب کردند و استخوانهای او را در صحن تکیه بیدآبادی دفن کردند.(1)
[از مریدان او مولانا شمسالدّین محمّد خلف فاضل مجتهد مولانا محمّدسعید گیلانی است که «بعد از تحصیل بسیاری از فنون علمیّه ذوق سلوک و ریاضات بر و غالب شد و طرفه شوری و استغراقی وی را فرو گرفت. ترک علوم ظاهریه نموده، به حاجی عبدالقادر عاشقآبادی اصفهانی که خود را از مشایخ زمان میدانست و مریدان داشت نسبت ارادت درست کرد». حاج عبدالقادر فرزندی به نام محمّدتقی داشته که در عداد خوشنویسان خط نسخ بوده و بسیار زیبا مینوشته و قرآنی به خط او در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است. «عاشقآباد»، از دهات غرب اصفهان در مسیر جاده اصفهان - تهران (جاده انوشیروان) بوده است.(2)]
عبدالقادر بسطامی اصفهانی متخلّص به «محزون» شاعر و ادیب فاضل در قرن یازدهم هجری.
وی در اصفهان ساکن بوده و در مدرسه سلطان حسین و مدرسه مرتضویه به تحصیل علوم دینی میپرداخته است. او در سال 1114ق جُنگی نزدیک به پانصد بیت و بندهایی به نثر از منشآت و جزآن از آثار خود و دیگران ترتیب داده است. این جُنگ به
شماره 3326 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)[همچنین منظومه «گلشن خیال» از آثار صاحب عنوان است.(2)]
مولانا عبدالقادر نائینی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن هفتم و از اقران سعدی است. مردی تارک دنیا بود و همواره به قناعت روزگار میگذرانید.
از اشعار اوست:
با خیال چشم تو رضوان که چشم جنّت است حور در چشمش نیامد چشمه کوثر ندید(3)
میر عبدالکاظم (محمّدکاظم) بن میر محمّدصادق بن میر عبدالحسین خاتونآبادی، عالم فاضل نسابه [در 27 ذیحجه 1094ق متولّد و] در 21 شعبان 1151ق وفات یافته و در صحن نجف اشرف مدفون گردید. وی مؤلف شجرهنامهای است که در آن سادات خاتونآبادی را تا سال 1139ق نام برده است.(4)
حاج شیخ عبدالکبیر جعفری فرزند شیخ عبدالواحد بن شیخ محمّدجعفر وردنجانی چهارمحالی، عالم فاضل صالح معاصر در سال 1316ش متولّد شد. مقدّمات و لمعتین را نزد پدر آموخت سپس به نجفآباد رفته و نزد علمای عالیقدر شیخ نصراللّه قضاوی معروف به «امام» و شیخ غلامحسین منصور ادامه تحصیل داد. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات: مشکینی، منتظری و سبحانی به کسب فیض پرداخت. امّا به عللی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد و به ناچار در اصفهان ساکن شد و نزد حضرات آیات: میر سیّد علی بهبهانی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج سیّد مصطفی مهدوی و سیّد ابوتراب مرتضوی به تکمیل معلومات خود پرداخت.
ایشان اکنون علاوه بر تدریس فقه و تفسیر و «نهجالبلاغه» در مدرسه نیمآورد، به وعظ و خطابه و ارشاد مردم میپردازد و نماز جماعت را در مسجد میرزا باقر (در محلّه بیدآباد) اقامه مینماید و مورد وثوق قاطبه مؤمنین و متدیّنین اصفهان است.
پدرش شیخ عبدالواحد نیز از فقهاء ناحیه چهارمحال بوده و پس از مدتی تحصیل نزد پدر به نجف اشرف مشرّف گردیده و از درس حضرات آیات: میرزای نائینی، سیّد محمّدکاظم یزدی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره گرفته و بعد از مراجعت به موطن خویش به ترویج دین و بیان مسائل شرعی پرداخته است. او در حکمت از شاگردان عارف الهی شیخ مرتضی طالقانی بوده و از تربیت معنوی او کامیاب گشته است. شیخ محمّدجعفر از علماء و فضلای دوره قاجاریه بوده و از موطن خود قریه «وردنجان» از توابع چهارمحال به اصفهان مهاجرت نموده و در مدرسه الماسیه (در چهارسو مقصود) ساکن شده و نزد علمای اصفهان خصوصا شیخ محمّدتقی آقانجفی به تحصیل پرداخته است. او پس از تحصیل به چهارمحال مراجعت کرده و مرجع مسائل شرعی مردم آن
حدود و مورد وثوق علماء و اهالی آنجا بوده تا اینکه وفات یافته است.(1)
ملاّ عبدالکریم بیرجندی متخلّص به «اشراق»، شاعر ادیب، عالم فاضل و حکیم عارف [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری.]
سالها در اصفهان سکونت داشته و از درس آقا محمّد بیدآبادی و سایر علمای اصفهان بهره برده و سپس به وطن خود مراجعت نموده است.
وی چندی به مسافرت در کابل و کشمیر و هند پرداخته و عاقبت در سال 1229ق وفات یافته و در زادگاه خود بیرجند مدفون گردید.
دیوان اشعار او به ضمیمه منشآت و مراسلات او (از جمله مراسلات او با ملاّ حمزه گیلانی و آقا محمّد بیدآبادی و شعر در مدح بیدآبادی) نزد مرحوم شیخ محمّدحسین آیتی بیرجندی موجود بوده است. همچنین یک مجموعه «ادعیه» به خط او که در سال 1193ق کتابت نموده بود در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.
از اوست:
رشک خورشید و قمر چهره زیبایی هست نور انجم ز رُخ آینه سیمایی هست
چهره لالهعذاران جهان بین و بگوی گل رخسار بتان را چمنآرائی هست(2)
میر عبدالکریم اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری و برادر میر عبدالباقی متخلّص به «مقبول» است. در کسب کمال زحمت کشیده و در علم رمل وقوفی کامل داشته است.
از اوست:
مه من شیوه یاری و دلداری نمیداند طریق مهر و آیین وفاداری نمیداند(1)
عبدالکریم بن ابوالحسن خوراسکانی، از علمای قرن سیزدهم هجری است و دارای خطی نیکو بوده است. در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران آثاری به خط او و مورّخ به سال 1214ق موجود است. که عبارت است از:
مجموعهای در ادعیه (مانند «مصباح الشریعه» منسوب به حضرت صادق علیهالسلام ، «قاطعة الّلجاج» محقّق کرکی و «من لا یحضره التقویم» فیض کاشانی) که به شماره 903 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[او همچنین نسخهای از «زاد المعاد» را به خط نسخ در سال 1220ق کتابت نموده که به شماره 12463 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.(3)]
عبدالکریمخان سالار ارفع بختیاری متخلّص به «آشفته» [فرزند اسفندیارخان سردار اسعد، از شعرای قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق متولّد شد. او اهل شعر و ادب بوده و با فضلاء و ادباء چهارمحال و بختیاری مصاحبت داشت و خود نیز نیکو شعر میسرود. او سرانجام در سال 1363ق [مطابق با 1323ش] وفات یافته و در آرامگاه خانوادگی خوانین بختیاری، در تکیه میر (تخت فولاد) اصفهان مدفون شد. این شعر از اوست:
مهجبین چهره پریوار نداری داری عالمی عاشق و بیمار نداری داری
حسن تو برده گرو از همه خوبان جهان شیوه دلبری ای یار نداری داری
وصل سهل است ولی ناز تو شد مشکل من سر آزار من زار نداری داری(1)
میرزا کریم (عبدالکریم) طبیب [فرزند حاج اسماعیل از اطباء حاذق قرن چهاردهم هجری] اصلاً از مردم پوده سمیرم و در اصفهان ساکن [بوده] و خصوصا در امراض چشم مهارت داشت. کوچهای در محله خواجو به نام میرزا کریم به او منسوب است.(2)
[وی در 27 جمادی الآخر 1363ق وفات یافته و در تکیه آغاباشی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. شاعر مشهور استاد صغیر اصفهانی ضمن مرثیهای مادّه تاریخ او را چنین یافته است:
سالکی سر به جمع کرد و بگفت: «با کریمست جمله کار کریم»(1)]
ملاّ عبدالکریم بن محمّداسماعیل [گزی]، خطاط و نقاش و ادیب شاعر، از شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی [از دانشمندان و ادبای قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «گز» از بلوک «بُرخوار» اصفهان است. پدرش از دهقانان آن دیار بوده و خود او به اصفهان آمده و به تحصیل مشغول شده است. در اکثر علوم مهارت داشته و اغلب خطوط خصوصا ثلث و نسخ را استادانه مینوشته است. در نقاشی و تذهیب و جدولکشی نیز صاحب ذوق و هنر بوده و برخی از کتب استنساخ شده خود را با نقوش زیبا تذهیب و نقاشی میکرده است. در شعر نیز دستی داشته و در مدح استاد خود مرحوم سیّد حجةالاسلام قصایدی سروده است.(2)]
او چندین مجلد از «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجةالاسلام را به خط نسخ زیبای خود کتابت کرده است:
جلد اوّل «مطالع» را در پنجشنبه یکم ماه صفر 1254ق کتابت کرده که در کتابخانه فاضل ارجمند حاج سیّد مرتضی شهشهانی موجود بوده است. جلد دوم آن که در شنبه 16 جمادی الاوّل 1241ق کتابت شده در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران نگهداری
میشود.(1)
نسخه دیگری از «مطالع» شامل یک دوره 5 جلدی که دو مجلّد صحّافی شده به شماره 3281 و 3282 و جلد چهارم «مطالع» که در سال 1245ق کتابت شده به شماره 3304 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)[نسخه دیگری از آن که در چهارشنبه 16 ذیقعده 1263ق کتابت شده که به خط همین عبدالکریم است.(3)]
این چند بیت در تقریظ کتاب «مطالع الانوار» و مدح مؤلّف آن، از اوست:
رمزی نهاده و عدم آورده در وجود نقشی کشیده و قلم صنع را نگار
عبدالکریم کاتب آن مخزن علوم بر پای این خزانه اسرار جاننثار
خطی در آن نوشته که یاقوت از آن خجل برده هم از طلای تجلّی در آن به کار
جلدی بر آن صحیفه زده چون در بهشت نقشی بر آن کشیده که مانی از آن فکار
رنجی کشیده زین همه صنعت به دست خویش گنجی ربوده زین همه همّت به روزگار(4)
سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدرضا حسینی لاهیجی، از فضلای قرن سیزدهم هجری
است. او در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و از درس شیخ محمّدتقی رازی (صاحب هدایة المسترشدین) استفاده کرده است.(1)ظاهرا او از درس سیّد محمّدصادق کتابفروش نیز بهره برده است.
عبدالکریم بصیری متخلّص به «بصیر» فرزند حاج محمّدرضا بن محمّدرحیم خوشنویس بن آقا غلامعلی بن محمّدرحیم اصفهانی، شاعر و ادیب توانای معاصر در سال 1316ق (مطابق سال 1278ش) در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات قدیمه و جدیده وارد کارهای دولتی شد. او از اعضای انجمنهای ادبی شیدا، کمال، ادیب فرهمند و صائب بود و از اساتید شعر و ادب بهشمار میرفت و در شعر دارای طبعی سرشار بود. سرانجام در ماه رجب 1409ق [مطابق 11 اسفند 1367ش] وفات یافته و در [قطعه نامآوران [گورستان باغ رضوان مدفون گردید.
[استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در پایان مرثیهای مفصل، مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
نوشت از پی تاریخ فوت او «برنا»: «بفنّ شاعری عبدالکریم بوده بصیر»]
1409
از اوست:
هر شب اندر بزم من آن رشک مهر و ماه نیست مونسم جز اشک خونین، همدمم جز آه نیست
از صبا میجستم احوال دل گم کرده دوش گفت در گیسوی پرچینش مرا هم راه نیست(2)
عبدالکریم بن شریفاللّه طولی [از فضلاء گمنام قرن یازدهم هجری.] در سال 1013ق در اصفهان نسخهای از کتاب «حاشیه بر حاشیه لوامع الاسرار فی شرح مطالع الانوار» تألیف: مولی میرزاجان باغنوی شیرازی را نوشته و تصحیح نموده [است.] کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 851 موجود است.(1)
عبدالکریم بن محمّدصادق ابهری جی اصفهانی، [خطاط نسخنویس در قرن یازدهم هجری.] در تاریخ پنجشنبه 26 رجب 1091ق کتابت نسخهای از «تلخیص الشّافی» شیخ طوسی را به خط نسخ به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 3199 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
عبدالکریم بن عبدالرّحیم، [خطاط نسخنویس.] در صفر سال 1256ق در «نقنه» سمیرم پائین، «دیوان ادیب صابر» را به خط نسخ خوش نوشته است. کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 712 موجود است.(3)
آخوند حاج ملاّ عبدالکریم دستگردی متخلّص به «سودائی» و معروف به «ادیب الشّریعه» و «حاج آخوند» فرزند ملاّ عبدالرزاق بن اسماعیل، عالم فاضل و ادیب شاعر. از علماء و شعرای قرن چهاردهم هجری. در غرّه محرم 1281ق در قریه «دستگرد خیار» اصفهان متولّد گردیده و در مولد خویش و اصفهان کسب فضائل و علوم از فقه و اصول و صرف و نحو و غیره نموده و نزد آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) و شیخ محمّدتقی آقانجفی و میرزا محمّدحسن نجفی و دیگران تحصیل نموده و از اساتید نامبرده به کسب اجازه مفتخر گردید.
[در ایام تحصیل عمر به قناعت گذرانیده و از راه کتابت اعاشه مینمود.] او پس از اتمام تحصیلات، در زادگاه خود به تدریس در مکتبخانه و یا جهت اهل فضل و حلّ و فصل مشکلات مردم آن حدود مشغول شد. در شعر صاحب قریحه بود و به فارسی و عربی استادانه شعر میگفت و در انجمنهای ادبی اصفهان خصوصا انجمن شیدا شرکت میکرد.
سرانجام در [ربیعالاوّل] 1352ق وفات یافته و در قبرستان عمومی روستای دستگرد مدفون شد.
کتب و رسائل زیر از اوست:
سودائی دستگردی» [که به اهتمام دکتر ابراهیم انواری، فرزند شاعر در سال 1336ش به طبع رسید.]9. «ملتقط اللّغه» که در آن 15 هزار لغت عربی به فارسی ترجمه شده است.10. منظومه «انوار سهیلی» معروفترین اثر اوست. و به همین جهت به «ناظم السهیلی» معروف بود و نام فامیلی خود را «انواری» نهاد. [این منظومه در سال 1371ش به اهتمام مهندس حسین انواری فرزند دکتر ابراهیم انواری به طبع رسید.]
دو فرزندش دکتر ابراهیم انواری و محمّدباقر لمعه از شعراء و ادبای زمان خویش بهشمار میرفتهاند.
این شعر از اوست:
راحت و عشرت و فراغت دل نشود جمع با جهانداری
روغن کنجد ار ببینی صاف یادآور ز سنگ عصّاری(1)
ابوطاهر عبدالکریم ابوالفتح بن عبدالرزاق بن عبدالکریم بن عبدالواحد بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن سلیمان حسنآبادی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از پدرش و ابوبکر باطرقانی [احمد بن فضل و اباعثمان سعید بن ابیسعید عیار و احمد بن محمود ثقفی در اصفهان و ابامحمّد عبداللّه بن محمّد بن هزارمرد صریفینی در بغداد] روایت میکند [و ابوعبداللّه شهردویر بن حسن فواکهی در طبرستان از او استماع حدیث کرده است.]
1) مجله ارمغان، سال دوم، شماره 7، مورخ 1300ش، ص35؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 98 و 99؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 250-252؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 784 و 785؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2347-2350؛ مؤلفین کتب چاپی، ص921.
او پس از سال 500ق وفات یافته است. دخترش آمنه نیز محدّثه و عالمه است.(1)
ابوالوفاء عبدالکریم بن علی بن عیسی بن نعمان اصفهانی جوهری جوباری، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری و از اهالی محلّه جوباره.] از ابوسعید عبدالواحد بن محمّد معلم اصفهانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.(2)
ابوالخیر عبدالکریم بن علی بن محمّد بن علی بن فورجه (فُ - وَ - رَ - جَ - ه) اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
از ابوبکر بن ریذه، ابوالحسین احمد بن محمّد بن فادشاه، ابونصر فضل بن محمّد بن سعد قاشانی، ابومحمّد عبدالعزیز بن احمد بن فاذویه استماع حدیث کرده و در شب دوشنبه 12 شوال 512ق وفات یافته است. تولّدش سال 428ق بوده است.
ابوسعد سمعانی از او به عنوان «شیخٌ سدیدٌ صالح» یاد کرده و از او اجازه روایت گرفته است.(3)
میرزا عبدالکریم متخلّص به «سرمست» و «روحی» فرزند میرزا محمود، ادیب شاعر و
عارف قرن سیزدهم هجری.
در اوائل جوانی به سال 1270ق به طهران منتقل شده و سپس به اصفهان رفته و در دستگاه ظلالسلطان حاکم مقتدر آنجا مأمور نظام گردیده است. وی کتاب «حدیقة الانصاف» را در عرفان به طریق سؤال و جواب در سال 1305ق تألیف کرده که در سال 1307ق چاپ سنگی شده است.(1)
آخوند ملاّ عبدالکریم گزی فرزند ملاّ مهدی بن حاج محمّد بن حاج محمّدباقر بن ملاّ علی گزی برخواری اصفهانی. از اجلّه علماء و فقهاء و مدرّسین و مجتهدین بزرگ و مراجع اصفهان. [در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری] بود.
در حدود سال 1260ق متولّد گردیده و در اصفهان خدمت میر محمّدصادق کتابفروش و میرزا محمّدحسن نجفی و در نجف در محضر حاج سیّد حسین ترک، حاج میرزا حسین خلیلی و میرزا حبیباللّه رشتی تحصیل نمود. [او] پس از مراجعت، در مدرسه نیمآورد [اصفهان] ساکن و به تدریس و تألیف و ترویج اشتغال جسته و در اثر حسنسلیقه و اخلاق پسندیده و صفات حمیده که در بین امثال و اقران خویش بدانها ممتاز بوده خواص و عوام را به خود جذب نموده و مورد توجّه قاطبه طبقات گردیده و ریاست زاید الوصفی به هم رسانید.
[او] تقریبا مدّت ده سال آخر عمر، مرجع تمام مرافعات و حکومات شرعیّه اصفهان و توابع بوده و چون محضر او از کلیّه پیرایهها عاری و مبرّا بوده و خود شخصا به امور رسیدگی میفرموده و ملاحظه هیچکدام از دو طرف دعوا نمینموده و از رشوه و ارتشاء
1) الذریعه، ج6، ص380؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص920؛ ریحانة الادب، ج3، ص17؛ تذکره شاعران فارسیسرا، ص116؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص292.
به غایت دور بوده و دعوت هر فقیری را از محلاّت بعیده اجابت میفرموده، محبوب القلوب عموم واقع شده [است.]
عالمی خوشبیان [بوده] و مجلس درس و مباحثه و مجالس خصوصی او مشحون از لطایف و ظرایف بوده و شوخیهای لطیف و خوشصحبتیها از او نقل میکنند.
مرحوم گزی در شب پنجشنبه 13 ذیحجة الحرام 1339ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون گردید. سپس مرحوم آقا سیّد محمّدباقر درچهای را در جنب او دفن کردند و مرحوم حاج محمّدحسین کازرونی جهت ایشان تکیهای بنیان نهاده که در آن جمعی کثیر از علمای اخیار و فضلاء و تجار مدفون شدهاند.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 786-788؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 6-10؛ الذریعه، ج4، ص44 و ج19، ص93؛ نقباء البشر، ج3، صص 1183 و 1184؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص174؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 181-184؛ زندگانی آیتاللّه چهارسوقی، صص 178 و 179؛ فرهنگ و تاریخ گز و برخوار، صص 118-120؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص929.
این رباعی از اوست:
امروز درخت صنع آورد ورق امروز رسید شام را صبح و شفق
آمد به وجود مهدی آل رسول یعنی زهق الباطل و قد جاء الحق
سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدهادی حسینی دولتآبادی، عالم فاضل زاهد [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری.] کتابی در ادعیه و زیارات جمع نموده [بود] که نگارنده [سید مصلحالدّین مهدوی] آن را در منزل احفادش دیده بود.(1)
کتاب «جامع الفوائد» در دعا، به فارسی در یک مقدمه و شانزده باب و یک خاتمه و هرکدام دارای چندین قسم و فصل است و دو نسخه از آن به شمارههای 3426 و 7306 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ملاّ عبدالکریم بن محمّدهادی طبسی [عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری[ شاگرد و مجاز او بهاءالدّین محمّد فاضل هندی. اجازه در پشت صفحه نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» نوشته شده است. این نسخه به شماره 6806 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. تاریخ تولد فرزندش ابوالفضل محمّدحسین بن عبدالکریم سال 1124ق بوده است.(3)
میرزا عبدالکریم نطنزی متخلّص به «سیما» شاعر ادیب فاضل و عارف دانشمند. از شعرای قرن سیزدهم هجری. در قریه «طالخانی» (طالخونچه) سمیرم متولّد شده و در اصفهان و گیلان به تحصیل پرداخته و در اغلب علوم همچون ادبیات، حکمت، طب و نجوم مهارت یافت. در رشت به خدمت منوچهرخان معتمدالدّوله رسیده و در وصف او قصیده انشاء نموده و مورد التفات او واقع شد. چندی هم نزد قربانعلی شاه جیلستانی و سپس مجذوب علیشاه به تکیمل مراتب عرفانی و طی سیر و سلوک پرداخت. اغلب در نطنز بسر میبرد و برای علماء و عرفا و بزرگان نطنز و کاشان مدایح و مراثی میسرود. [سال وفاتش به دست نیامد. اما تا سال 1281ق در قید حیات بوده است.]
منظومههای زیر از سرودههای اوست:
سیّد عبدالکریم حسینی خوزانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «ترجمة الصلاة» فیض کاشانی را در سالهای 1258 تا 1265ق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 1276 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[«خوزان» یکی از محلّههای سهگانه «سده» ماربین اصفهان است و اکنون از محلههای «خمینیشهر» بهشمار میرود.]
سیّد عبدالکریم حسینی دولتآبادی، [از علمای قرن دوازدهم هجری] جدّ سادات دولتآبادی اصفهان. نسب او به قاضی نوراللّه شوشتری مؤلف کتاب «مجالس المؤمنین» میپیوندد. لکن اتّصال نسب آنها در دست نیست.
سیّد عبدالکریم مجاز از محمّد بن محمّد زمان کاشانی اصفهانی است و اجازه به شماره 3510 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.(1)
او شوهر خواهر میر محمّدحسین خاتونآبادی است.(2)
حاج شیخ عبدالکریم شیرازی، [عالم فاضل، از علمای قرن سیزدهم هجری.] از اهالی شیراز بوده و بر اثر زلزله سخت شیراز [در سال 1239ق] کسان خود را از دست داده و از شیراز به اصفهان مهاجرت نمود و در این شهر متوطن گردیده و دختر شیخ [محمّدتقی رازی صاحب حاشیه] را به زنی گرفته و از او صاحب دو پسر (شیخ محمّدحسن نظامالعلماء و شیخ محمّدحسین واعظ) و یک دختر (خدیجه سلطان زوجه حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی) شد.
شیخ عبدالکریم مردی درویش مسلک و تا اندازهای متصوّف و سحرخیز بوده و حدود یکصد سال عمر کرده است.(3)
شیخ عبدالکریم مصدقخواه، عالم فاضل زاهد. معروف به «مسألهگو» آخرین فرد روحانی ساکن مدرسه مبارکیه اصفهان. متوفی در شعبان 1390ق و مدفون در تکیه زندکرمانی در تخت فولاد.
کتب زیر از او به چاپ رسیده است:
میرزا عبدالکریم ملکیان قمشهای متخلّص به «سالک» [از شعرای قرن چهاردهم هجری] با وجود آن که طبع روان و ذوق سرشار داشته، از شهرت و عنوان گریزان بوده است. این بیت از اوست:
یار بسیار ولی یار وفادار کم است گل فراوان بود امّا گل بیخار کم است(2)
عبداللطیف [از بزرگان علمای قرن پنجم هجری در اصفهان.] در سال 499ق در اصفهان به دست اسماعیلیه کشته شد.(3)
ابوسعید عبداللطیف اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از ابوعلی حداد روایت میکند.(1)
عبداللطیف اصفهانی متخلّص به «لطیف»، از شعرای اوایل قرن سیزدهم هجری است. او در سلک دبیران نایب السلطنه عباس میرزا قاجار قرار داشته و در طهران ساکن شده است. در شعر طبعی روان داشته و به هزل و هجو مایل بوده است.(2)
پیر عبداللطیف بن پیر احمد اصفهانی [از دانشمندان علم کیمیا و ماهر در ادبیات[ مؤلف کتاب «جامع الفوائد فی تسهیل المقاصد» [که به عربی تألیف شده] و نسخهای از آن به ضمیمه «المجموعة الکیمیا» که احتمالاً آن هم از تألیفات اوست، در مجموعه شماره 4066 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
[نسخه دیگری از این کتاب به خط نستعلیق عبدالصمد بن جعفر فسائی که در سال 1264ق کتابت شده، در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد به شماره 1250 موجود است.(4)همچنین نسخه دیگری از این کتاب به شماره 11768 در
کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)]
استاد عبداللطیف تبریزی، از زرگران هنرمند قرن دوازدهم هجری است. او از تبریزیان ساکن محلّه عباسآباد اصفهان بود. این تبریزیها در فنون زرگری، زرکشی، شبکهکاری طلا و نقره، ملیلهکاری و طراحی نقوش زیبا بر طلا و نقره به پیشرفتهای زیادی دست یافته بودند. استاد عبداللطیف، بر روی در زیبا و نفیس مدرسه چهارباغ کارهای زرگری، نقاشی، منبّت، ملیله و قابسازی نموده است و این در سال 1126ق در مدخل مدرسه چهارباغ اصفهان نصب شده است.(2)
میرزا عبداللطیف اصفهانی پنجابی متخلّص به «تنها» شاعر ادیب در اوایل قرن دوازدهم هجری. خواهرزاده میرزا جلال اسیر اصفهانی است. در هندوستان ساکن بوده و حکومت پنجاب را داشته و به سال 1116ق وفات یافته است. دیوان اشعارش در کتابخانه مجلس شورای ملّی است.(3)
از اوست:
به جز ساغر چو موج باده کی گردد زبان من به رنگ از می مغز دارد استخوان من
میرزا سیّد عبداللّه، مترجم زبان روسی در دربار ظلالسّلطان حاکم اصفهان بوده است. او کتاب «سفرنامه اکر اوئیلز به ممالک ایران» را در 22 رجب 1307ق به امر ظلالسّلطان، از روسی به فارسی ترجمه کرده است. این نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.(1)
مولی عبداللّه اردبیلی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و شاگرد آقا حسین خوانساری و مجاز از ایشان و همچنین شاگرد ملاّ محمّدباقر محقّق سبزواری و مجاز از وی و شاگرد و مجاز از علاّمه مجلسی بوده است. اجازه در پشت نسخهای از شرح لمعه نوشته شده است.(2)
عبداللّه اصفهانی [از نویسندگان کتب و خطاط نسخنویس در قرن یازدهم هجری] در اواخر شعبان 1083ق کتابت نسخهای از «شمسیة الحساب» و ذیل آن را در قصبه دلیجان اصفهان به خط نسخ به پایان رسانیده [است.] هر دو کتاب ضمن مجموعه شماره 564 کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
عبداللّه اصفهانی، قلمدانساز در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری است و از آثار وی قلمدانی است که منظره پل اللّهوردی خان کلیسای جلفا و تصاویر زنان بر آن نقش بسته و رقم آن: «رقم عبداللّه» است که در مجموعه آقای کریمزاده تبریزی موجود است.(1)
شیخ عبداللّه اصفهانی، از فضلای قرن سیزدهم هجری و از علمای شیخیه است. وی سؤالاتی را از حاج محمّدکریم خان کرمانی مطرح نموده که خان نامبرده رساله «اجوبة مسائل الشیخ عبداللّه الاصفهانی» را در سهشنبه 9 شعبان 1264ق در جواب آنها نوشته است. نسخه ضمن مجموعه شماره 2392 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
عبداللّه اصفهانی، از علماء و فضلای قرن سیزدهم هجری و مؤلّف «ردّ بر رساله جان ولس عیسوی» است. این نسخه به خط مؤلف و به تاریخ 1267ق، به شماره 10654 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)
خواجه ظهیرالدّین عبداللّه امامی اصفهانی [از عرفای قرن نهم هجری] شاگرد سیّد زینالعابدین علی معروف بن «سید شریف» و مرید «علاءالدّین عطار نقشبندی» بود. او درک محضر شاه نعمتاللّه ولی ماهانی کرمانی مؤسس سلسله نعمت اللهیه را نموده و به او عرض ادب نموده بود.(1)
ملاّ عبداللّه کرمانی، شاعر ادیب متخلّص به «امانی» از شعرای قرن یازدهم هجری.
از اصفهان به هند مسافرت نموده و در آنجا در نزد میرجمله شهرستانی تقرّب یافته و با مُکنت و ثروت زیاد به اصفهان مراجعت نموده است. دیوانش متجاوز از دو هزار بیت است. تا سال 1041ق حیات داشته و در آن سال مادّه تاریخی جهت فوت میرداماد سروده است.(2)
این شعر از اوست:
ای حجاب تو حسن را ناموس ای نصیب از لب خیالت بوس
گرچه زشتیم از توایم آخر پای طاووس باشد از طاووس
میرزا عبداللّه بن حاجی آقاجان خوشنویس اصفهانی [از خوشنویسان ماهر قرن
دوازدهم هجری] در جمادی الثّانیه 1159ق از کتابت «کلیات سعدی» فراغت حاصل نموده است. این نسخه به شماره 2911 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
عبداللّه بن ابراهیم بن ابوسعید بن ترکان شاه اصفهانی، از ادباء و خوشنویسان قرن نهم هجری، کتاب «دراسة الالفاظ» را در اوایل شعبان 803ق در شهر دزفول کتابت کرده است.(2)
ابوابراهیم عبداللّه بن ابراهیم بن محمّد بن عبداللّه بن حماد طهرانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری.]
از ابوالعباس احمد بن عمر بن قاسم طهرانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث نموده است.(3)
«طهران» از قرای اصفهان است. در زمان حاضر آنجا را «تیران و آهنگران» گویند. سه محلّه مجاور یکدیگر: تیران، آهنگران، شمسآباد.
شیخ عبداللّه بن ابراهیم مساعد نعامی حویزاوی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن
یازدهم هجری و] از شاگردان شیخ بهائی است. او نسخهای از «خلاصة الاقوال» را نوشته و نزد شیخ بهائی خوانده و شیخ وی را اجازه داده است. نسخه به شماره 3629 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدّس موجود است.(1)[او همچنین مجموعهای شامل «الجبل المتین» در سال 1007ق کتابت کرده که به شماره 6195 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وجود دارد.(2)]
مولی عبداللّه بن شیخ ابوالبرکات واعظ اصفهانی، از وعاظ و محدّثین مسجد جامع اصفهان است. و با خاندان علاّمه مجلسی معاشر و مصاحب [بوده] و احتمالاً در بقعه خاندان مجلسی و مسجد جامع و یا در حوالی آن مدفون است.(3)
ملاّ عبداللّه [بن ابیالحسن]، عالم عامل و فقیه کامل متوفی در [عصر جمعه از ماه ذیقعده] سال 1184ق بوده و قبرش نزدیک قبر [ملاّ اسماعیل] خواجوئی در تخت فولاد است. مادّه تاریخ وفاتش را «صهبا» [تقی صهبای قمی] گوید:
از جهان رفت آه عبداللّه زان در اخلاق و فضل کامل حیف
کلک «صهبا» نوشت تاریخش: «حیف زان زبده افاضل حیف»(4)
[مؤلف فقید مرحوم مهدوی نام پدر او را «حسن» نوشتهاند ولی با قرائت سنگ لوح
معلوم شد نام پدر او «ابوالحسن» است. این القاب هم روی سنگ مزار او و در وصف مقام علمی و معنوی او نوشته شده است:
«العالم العامل الفاضل الکامل زبدة الفقهاء و المحدّثین وارث علوم الأئمة المعصومین»(1)]
ابومحمّد عبداللّه بن ابیالحسن بن ابیالفرج جَیانی شامی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] مردی ثقه و صالح است، در بغداد و اصفهان تحصیل نموده و در اصفهان نزد مسعود ثقفی و ابیالخیر محمّد بن اوربانلبانی [کذا] تلمّذ نموده و در این شهر اقامت کرد.
وفاتش در 3 جمادی الآخر 605ق در اصفهان روی داده است.(2)
ابومحمّد عبداللّه بن احمد بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری.] جدّش مهران از موالی عبداللّه بن معاویة بن عبداللّه بن جعفر بن ابیطالب بود که مسلمان شد. ابومحمّد در سال 231ق در اصفهان متولّد شد و جهت کسب علم به عراق و شام سفر کرده و به اصفهان مراجعت نمود. او در ماه رجب سال 365ق وفات یافته و در کنار قبر جدّش محمّد بن یوسف بناء صوفی اصفهانی در قبرستان روشاباد اصفهان مدفون گردید.
صاحب عنوان از ابوخلیفه، عبدان، عبداللّه بن ناجیه، جندی، اسحاق خزاعی، ابراهیم بن متویه، محمّد بن یحیی بن منده، ابن اشته، ابوبکر احمد بن محمّد بن عمر لنبانی
روایت میکند.
و فرزندش حافظ ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی مؤلف «ذکر اخبار اصبهان» از او نقل حدیث مینماید.(1)
ابوهمام عبداللّه بن احمد بن قاسم دلال صاحب الخابوطی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی وی را در اصفهان دیده و از او حدیث شنیده و از او اجازه یافته است.(2)
حافظالدّین ابوالبرکات عبداللّه بن احمد بن محمّد نَسَفی، فقیه، مفسر و محدّث حنفی [در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری] از اهالی «ایذج» از نواحی اصفهان متوفی سال 710ق در «ایذج».
کتب زیر از اوست:
ابومحمّد عبداللّه بن احمد خازن اصفهانی، از مشاهیر ادباء و شعراء عهد دیالمه [در قرن چهارم هجری] و از منسوبان به صاحب بن عباد بوده و با ابوبکر خوارزمی مراسلاتی داشته و اشعارش سلیس اللّفظ و لطیف المعنی بوده و از آن جمله است:
و اسال ابطحها و رویّ خفیّها و سقی جداولها و مدّ حیاضها
و الربح و الموج الطموج تصاحبا متلاطمین کجاهلین تعاضها(1)
[در برخی منابع نام پدرش را محمّد ذکر کردهاند.]
ابومحمّد عبداللّه بن اسحاق بن ابراهیم اعرج خیاط، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از اهالی محلّه ویذآباد (بیدآباد) اصفهان بوده و قبل از سال 360ق وفات یافته است. او از ابوخلیفه فضل بن حُباب روایت میکند.(2)
ابومحمّد عبداللّه بن اسحاق بن یوسف دیلمانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از اهالی «دیلمان» از توابع خُرجان اصفهان بوده و از پدرش اسحاق بن
یوسف خرجانی روایت میکند و ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن جعفر بن حیّان (حافظ ابوالشیخ اصفهانی) و ابو عبداللّه وراق: محمّد بن احمد بن شبویه و ابوعمرو بن حکیم مدنی و ابوعبداللّه عسال: محمّد بن احمد بن ابراهیم اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند.(1)
میرزا عبداللّهخان وزیرزاده فرزند میرزا اسداللّهخان وزیر بن فتحاللّه بن محمّدعلی بن رضاقلی بن محبعلی بن فتحعلیخان اعتمادالدّوله، از روزنامهنگاران و معلمان فرهنگ اصفهان [در قرن چهاردهم هجری.] او معلم نقاشی مدارس اصفهان [از جمله از معلمان دبیرستان صارمیه] بوده و در سال 1304ش روزنامه فکاهی «ارژنگ» را به صورت هفتگی منتشر کرد.
[او در اواخر عمر در اداره تحقیق اوقاف اصفهان به خدمت مشغول بود] و سرانجام در سال 1384ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.(2)
میرزا عبداللّه بن علاّمه ملاّ محمّدباقر بن ملاّ محمّدتقی مجلسی، عالم فاضل ادیب [از دانشوران قرن دوازدهم هجری.]
از معاشرین و مصاحبین شیخ محمّدعلی حزین بوده و بعد از محاصره اصفهان و سقوط این شهر به دست افاغنه، به خرمآباد مهاجرت نموده و در رمضان 1137ق در آنجا وفات یافته است. «حزین» در مادّه تاریخ وفاتش گوید:
نور دیده و دل مجلس آرای زمان ملاّ عبداللّه فاضل عالی شأن
در ماه مبارک سفرش شد بجنان تاریخ وفات اوست «ماه رمضان»
صاحب عنوان شعر نیز میسروده و «ذرّه» تخلّص داشته است. این رباعی از اوست:
آرایشی بهر خس و خار از بهار ماند نخل حیات ماست که بیبرگ و بار ماند
چون شاخ خشک دستم از آغوش گل جداست داغی به دل ز لاله رُخی یادگار ماند(1)
آقا محمّدخلیل بن محمّداشرف قائنی «رسالهای در شرح حدیث عمران صابی» منقول از حضرت رضا علیهالسلام را جهت مشار الیه تصحیح کرده است. این رساله به شماره 3339 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
عبداللّه بن بندار بن ابراهیم بن محتضر بن عَتّاب (غیاث) بن خلیفه بن ایاد بن عبیداللّه اصفهانی باطرقانی ضبّی هلالی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] ثقه و صالح بوده و از: محمّد بن مغیره، ابواسحاق اسماعیل بن عمرو بن نُجیح بَجَلی، ابومسعود سهل بن عثمان بن فارس عسکری، ابوحفص عمرو بن علیّ بن بحر صیرفی، ابوالهیثم موسی بن مساور بن موسی و محمّد بن یحیی بن نَجیح مکّی حدیث شنیده و محمّد بن یحیی بن منده، ابواحمد عسال: محمّد بن احمد بن ابراهیم قاضی، حافظ ابوالشّیخ: عبداللّه بن
محمّد بن جعفر و ابوبکر محمّد بن احمد بن یعقوب از او نقل حدیث کردهاند.
وی در سال 294ق وفات یافت.(1)
عبداللّه بن جعفر اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از یونس بن حبیب روایت نموده و ابن فورک (محمّد بن حسن بن فورک) از او نقل حدیث کرده است.(2)
عبداللّه بن محمّدجعفر اصفهانی، از نسخنویسان قرن یازدهم هجری است. از آثارش کتابت نسخهای از «زبدة الاصول» شیخ بهائی [است که] در کتابخانه دانشکده حقوق موجود است.(3)
ابونعیم عبداللّه بن ابوعلی حسن حداد بن احمد اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] مؤلف «اطراف الصّحیحین» عابد زاهد فوت 517ق.(4)
میرزا عبداللّه وثوق الحکماء فرزند محمّدحسن خوراسکانی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان اواخر دوره قاجاریه] مشهور به «ملک النُّحاة» ساکن مدرسه عبداللّه خان در طهران بوده و از فضلای معروف زمان خود بهشمار میرفته و مجلس او مجمع فضلاء و دانشمندان بوده است.(1)
کتب زیر از اوست:
یکی آمد فزون و کرد رقم: «قطرات وثوق» تاریخش(3)
1324=1+1323
[4. «شرح معما» که به شماره 7/898 در کتابخانه مرکزی مطالعات و تحقیقات اسلامی در قم موجود است.5. «رساله در صرف» به فارسی که در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی به شماره 8/898 موجود است.6. «علم المیزان» به فارسی، در شرح «حاشیه تهذیب المنطق» به خط مؤلف در 13 جمادی الاوّل 1312ق
که به شماره 893 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی موجود است.(1)]
سیّد عبداللّه بکاء فرزند سیّد حسین بحرانی نجفی. [از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری.] اصل او از بحرین است. اسلافش به اصفهان مهاجرت نموده و در این شهر ساکن بودهاند.
مشارٌالیه از علمای اجلاء و اهل فضل و صلاح بوده و در جسر کوفه ساکن و وکیل حاج میرزا حسین خلیلی بود. در سال 1327ق وفات یافت. جنازه سردست به نجف منتقل و دفن شد.
فرزندش سیّد احمد نیز عالم جلیل و ساکن کوفه بوده و در مسجد پدر امامت مینموده و در روز سهشنبه 30 ربیعالاوّل 1383ق وفات یافت و جنازه به نجف منتقل شده و در آنجا دفن گردید.(2)
میرزا عبداللّه خان امینالدّوله فرزند ارشد میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی، از سیاستمداران و مردمان نیکوکار قرن سیزدهم هجری. در سال 1193ق متولّد شده و پس از تحصیل در کنار پدر به مشاغل اداری و دیوانی روی آورد. [ابتدا بیگلر بیگی اصفهان بود. سپس مستوفی الممالک دولت قاجاریه شد. کمی بعد به لقب «امینالدّوله» ملّقب شد و در سال 1239ق به صدارت عظمای فتحعلی شاه منصوب شد اما یک سال
بعد به خاطر شرارتهای برادر همسرش یعنی هاشم خان لُر در اصفهان از صدارت عزل شد. او برای بار دوم در سال 1243ق به صدارت منصوب شد.]
پس از مرگ فتحعلی شاه ابتدا به حمایت از حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس و سپس به حمایت از علی شاه ظلالسّلطان که مدعی سلطنت بود پرداخت. ظلالسلطان 90 روز حکومت را به دست گرفت امّا قاجاریه به حمایت از محمّد میرزا ولیعهد پرداخته و ظلالسّلطان را برکنار کردند و محمّد میرزا به عنوان محمّد شاه به تخت نشست. به این خاطر عبداللّه خان در اصفهان به حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی پناه برد و چندی بعد به کمک «مک نیل» وزیر مختار انگلیس، از محمّد شاه تأمین گرفته و از راه بختیاری راهی عتبات عالیات شد و در پنجشنبه 25 شعبان 1263ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی در مدرسه صدر نجف مدفون گردید.
تاریخ وفات او این بیت است:
ثم با قصر العز تاریخه جنة عدن ازلفت بالامین
در کتاب «صدر التّواریخ» درباره او مینویسد: «مروج شریعت سیّد المرسلین که مرحوم شیخ جعفر نجفی و شیخ موسی و حاج سیّد باقر رشتی (اعلی اللّه مقامهم) او را علی بن یقطین خطاب میکردند. در زهد و ورع بیعدیل و در جلالت قدر بیبدیل».
امینالدّوله از مردان خیّر و خدمتگزار و متدیّن [بود] و حقا وی را باید خیرالظّلمه نامید. آثار زیر از او در نجف اشرف به جای مانده است:
غیره.(1)
عزّالدین عبداللّه بن حسین شوشتری، عالم فاضل محقّق مدقّق مجتهد بارع، عابد زاهد، از اکابر علماء و مجتهدین قرن یازدهم هجری.
ظاهرا در اواسط قرن دهم هجری در شوشتر متولّد گردیده و جهت تکمیل تحصیلات به عراق عرب مهاجرت نموده و مدت 30 سال در نجف و کربلا اقامت داشته و در خدمت اساتید آن سامان به مقامات عالیه علم و ایقان رسیده و از اساتید خود اجازه دریافت نموده است. از اساتید و مشایخ اجازه او در کتب فقط چهار نفر را نام میبرند از این قرار: مولی احمد مقدس اردبیلی، شیخ جمالالدّین احمد بن نعمتاللّه معروف به «ابن خاتون عاملی» و پدرش شیخ نعمتاللّه بن علی بن احمد بن محمّد بن خاتون و شیخ ابوالبرکات واعظ اصفهانی.
سپس به ایران مهاجرت نموده و چندین سال در مشهد مقدس مجاورت اختیار کرد و چون صیت علم و دانش او به گوش شاه عباس رسید، شاه از او تقاضا کرد که در اصفهان ساکن شود. در حدود 1006ق به اصفهان آمده و تا آخر عمر خود، در این شهر به نشر معارف اسلامی اشتغال داشت و در برخی از مسافرتهای شاه عباس به مشهد همراه بوده و در تعمیرات بقعه منوّره رضویّه نظارت و سرپرستی کرده است.
قبل از ورود ملاّ عبداللّه شوشتری در اصفهان تعداد طلبه این شهر در داخل و خارج به
1) بیان المفاخر، ج1، صص 176-179، 182-183 و 227؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص389؛ ماضی النّجف و حاضرها، ج2، ص 485؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 278-281؛ صدرالتّواریخ، صص 104 و 105؛ تاریخ عضدی، صص 268 و 269؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص43؛ صدراعظمهای سلسله قاجاریه، صص 73-84.
پنجاه نفر نمیرسید لکن پس از مهاجرت او به این شهر و توجّه نمودنش به امور طلاّب و تدریس آن، طالبان علم و دانش از اطراف و اکناف به دور شمع وجود او پروانهوار جمع شده و در هنگام مرگ متجاوز از هزار نفر طالب علم در این شهر وجود داشته است.
شاه عباس جهت او مدرسهای عالی در اوّل بازار [بزرگ اصفهان] بنا نمود که عالم مزبور در آنجا به تدریس علوم اسلامی مشغول بوده و در شبستان آن اقامه جماعت نماید. مرحوم شوشتری در طول 14 سال که در اصفهان تدریس میفرمود، عدّهای کثیر در نزد او تلمّذ کرده و به مقامات عالیه علم رسیدهاند که از آن جمله است: ملاّ محمّدتقی مجلسی، ملاّ حسنعلی (فرزندش) ، قاضی عبدالمؤمن، ملاّ لطفاللّه میسی عاملی، ملاّ شریفالدّین محمّد رویدشتی اصفهانی، میرزا رفیعالدّین محمّد نائینی، شیخ محمود جزائری، سیّد مصطفی تفریشی
درباره او نقل شده است که هیچ یک از نوافل او ترک نمیشد و مقیّد به اداء نماز در اوّل وقت بوده و بیشتر روزها را روزه داشته و لباس و خوراکش درنهایت سادگی و اختصار بوده است. بهطوری که در بیشتر مواقع خوراک او غیر از غذاهای گوشتی بوده است.
جناب ملاّ عبداللّه در 24 محرم 1021ق مریض شده و در بستر خوابید و در شب جمعه 26 محرم (نزدیک به صبح) وفات یافت. جنازه او را به مسجد جامع عتیق برده و با آب چاه غسل دادند و میر محمّدباقر داماد بر او نماز خواند سپس جنازه را به امامزاده اسماعیل برده و امانت دفن کردند و پس از یک سال جنازه را که هیچ تغییری نکرده بود به کربلا نقل نموده و در آن ارض اقدس دفن نمودند. ملاّ محمود جزائری از شاگردان او این عبارت عربی را برای ماده تاریخ او گفته است: «مات مجتهد الزّمن» همچنین
شخص دیگری گفته است: «حیف از مقتدای ایران حیف»(1)
کتب زیر از تألیفات صاحب عنوان است:
[1. «اربعون حدیثا» که نسخهای از آن به شماره 5/140 در مدرسه جعفریه زهان قائن» موجود است.(2)] 2. «تعلیقه بر استبصار» 3. «جامع الفوائد» در تکمیل «شرح القواعد» تألیف نورالدّین علی محقّق کرکی که آن را در شرح «قواعد» علاّمه حلّی نوشته است. [این کتاب در 7 جلد تنظیم شده و مؤلف در اوائل ذیحجه 1004ق از نوشتن آن فراغت یافته است. نسخههای متعددی از این کتاب در کتابخانهها وجود دارد از جمله نسخهای به خط کرمعلی بن محمّدتقی اصفهانی در سال 1085ق که در کتابخانه شیخ مشکور نجفی در نجف موجود بوده است.(3)نسخهای به خط محمّدیوسف در سال 1014ق به شماره 13418 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.(4)نسخه دیگری از «جامع الفوائد» به شماره 2968 در کتابخانه ملّی ملک در تهران وجود دارد.(5)] 4. «حاشیه شرح ارشاد علاّمه» [که مؤلّف ریاض العلماء در اوایل قرن دوازدهم هجری نسخهای از آن را دیده بود که شامل کتاب الاجاره تا آخر حدود
1) مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص 37-53؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 919 و 920؛ مزارات اصفهان، ص105؛ امل الآمل، ج2، ص160؛ روضات الجنّات، ج4، صص 234-243؛ ریاض العلماء، ج3، صص 195-205؛ روضة النّضره، صص 343-346؛ لباب الالقاب، ص89؛ فوائد الرضویه، صص 245-249؛ تاریخ عالمآرای عباسی، (چ1377ش) ، ج2، صص 1417 و 1418؛ تذکرة الشّعراء امامت کاشانی، ص29؛ معجم المؤلفین، ج6، صص 44 و 45؛ هدایة العارفین، ج1، ص474؛ ایضاح المکنون، ج1، ص356؛ دایرة المعارف تشیع، ج4، صص 249 و 250؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 318-321؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 3-8؛ تذکرة العلماء، ص117؛ وفیات العلماء، صص 76-79؛ ریحانة الادب، ج1، ص334؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص119؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص299.
2) فهرست مدرسه جعفریه، ص109.
3) الذریعه، ج5، ص65 و ج14 و ص20.
4) فهرست الفبائی رضوی، ص161.
5) فهرست ملک، ج1، ص195.
بوده است.(1)] 5. «حاشیه بر الفیه» شهید [که نسخههای متعددی از آن در دست است از جمله: نسخهای که در سال 1007ق در کربلا کتابت شده و به شماره 2/2694 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم وجود دارد.(2)نسخه دیگری به خط جانمحمّد که در سال 1008ق کتابت شده، به شماره 2375 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.(3)همچنین نسخهای به خط ابوالبرکات بن عنایةاللّه حسینی به شماره 1/4968 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم وجود دارد.(4)] 6. «حاشیه بر شرح مختصر عضدی» [7. «حاشیه بر رجال ابن داود» که نسخهای از آن در کتابخانه شیخ محمّدعلی قمی در کربلا وجود دارد.(5)] 8. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه» به فارسی [که یکی از شاگردان ملاّ عبداللّه شوشتری به نام مولی عمادالدّین بن یونس در رسالهاش مطالبی از آن را آورده و معرّب ساخته است. نسخهای به خط میرزا بیگ که در سال 1093ق کتابت شده است، به شماره 7055 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(6)[ 9. «شرح بر الفیه شهید» که غیر از «حاشیه بر الفیه» است. [و نسخهای از آن نزد میرزا عبدالرّزاق واعظ همدانی موجود بوده است.(7)]10. «شرح تهذیب» شیخ طوسی [که شیخ نعمتاللّه جزایری شوشتری در «شرح تهذیب» خود، مطالبی از آن نقل کرده است.(8)11. «مقالة فی اصول الدّین» به فارسی، که در آن به بیان اصول عقاید و فروع دین پرداخته و حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» را شرح کرده است. نسخهای از آن به خط شیخ عبدالوحید بن نعمتاللّه دیلمی که در سال 1025ق کتابت شده است، در
کتابخانه علاّمه جلیل سیّد حسن صدر موجود بوده است.(1)12. «واجبات» به فارسی، که در رساله عملیه ملاّ عبداللّه شوشتری در طهارت و صلاة و صوم و حج و زکات و خمس» است. و در سال 1017ق تألیف شده است. نسخهای از این کتاب در کتابخانه علاّمه جلیل سیّد حسن صدر(2)و نسخه دیگری به خط شاه محمود زنگی عجمی، به شماره 2436 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)همچنین نسخهای از این کتاب به خط محمّدحسن بن محمّدمؤمن که در اواسط ربیع الاوّل 1122ق کتابت شده است. در کتابخانه الزهراء اصفهان نگهداری میشود.(4)13. «جواز التنفّل ممن علیه الفریضة» 14. «جواز الفائتة وقت الحاضرة» 15. «الجهر و الاخفات» 16. «خواصّ القرآن» 17. «رسالة فی ادخال قول ـ علی ولی اللّه ـ فی الشهادة» 18. «رساله فی الاستبراء بالبول» 19. «رسالة فی انّ النّذر یتعلّق بالمباح أم لا؟» 20. «رسالة فی تطوع الصوم لمن علیه فریضة» 21. «رسالة فی التّکبیر و التّهلیل قبل الخطبة فی صلاة الاستسقاء» 22. «رسالة فی تملک الأجیر الاُجرة بالعقد» 23. «رسالة فی طلاق الرّجعی» 24. «رسالة فی الغسل» 25. «رسالة فی المکعب» 26. «رسالة فی کفایة الإصبع الواحدة فی مسح الرأس و الرّجلین» 27. رسالة فی الوصیة بالحج الواجب»(5)
از میان کتابها و رسالههای فوق، از شماره 13 تا 27 در مجموعهای در کتابخانه شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی در نجف اشرف نگهداری میشده است. این مجموعه که در سال 1068ق کتابت شده است را بدر جهان خانم از بانوان دربار صفویّه در سال 1108ق وقف نموده و علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی را متولّی وقف قرار داده است.(6)]
ابومحمّد عبداللّه بن خالد بن محمّد بن رستم رازانی [از محدّثین عامّه اصفهان قرن چهارم هجری] در شهر «خان» لنجان ساکن بوده و از محمّد بن اسماعیل صائغ و عبداللّه بن احمد بن ابیمسرّة (معروف به «ابن اَبیمَسرّه») روایت میکند و ابوبکر احمد بن محمّد بن احمد بن جعفر قصّار حافظ ابونعیم اصفهانی و ابوبکر عبدالعزیز بن احمد بن علی تاجر (آدمی) اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند.(1)
[ظاهرا «رازان» از توابع لنجان بوده و آن را نباید با «راران» از دهات جی اصفهان اشتباه گرفت. «خان» از معروفترین شهرهای لنجان قبل از حمله مغول بوده و امروزه به «خولنجان» معروف است. قلعه «خان» در قرن پنجم هجری محل استقرار فداییان اسماعیلی بوده که سلطان محمّد در سال 570ق آن را ویران کرده است.]
عبداللّه بن درویش علی اصفهانی [خطاط نستعلیقنویس در قرن دوازدهم هجری[ در سال 1155ق نسخهای از «زاد المعاد» علاّمه مجلسی را به خط نستعلیق خوب نوشته است. نسخه به شماره 57 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.(2)
ملاّ عبداللّه بن حاج رحیم بروجردی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری. در ربیع الاوّل 1191ق وفات یافته و در تکیه مجلسی جنب مسجد جامع [اصفهان] مدفون
گردید. و مزار او در تعمیرات اخیر بقعه از بین رفت.(1)
میرزا عبداللّه سبزواری فرزند میرزا محمّدرحیم شیخالاسلام، عالم فاضل، از علماء اصفهان و ائمه جماعت و صاحب محراب و منبر بوده و در سلخ ذیحجة الحرام 1275ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
سیّد عبداللّه میردامادی سدهی بن حاج محمّدرحیم کبیر بن میر مرتضی بن میر محمّداشرف بن میر عبدالحسیب بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل [از دانشمندان قرن سیزدهم هجری.]
در روز چهارشنبه 10 صفر 1165ق متولّد شده و نزد آقا محمّدباقر وحید بهبهانی، میرزا ابوالقاسم قمی و از مصاحبین و مخصوصین حاجی [محمّدابراهیم] کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بوده و در سِدِه [خمینیشهر کنونی] سکونت و امامت مینموده است. در اواخر عمر در اصفهان مقیم شده و در روز 22 محرم 1243ق وفات یافته و پسرش نیز در همین روز وفات نمود و هر دو را در محله خوزان در جایی که به نام خود او به مقبره میر سیّد عبداللّه معروف است [واقع در سِدِه] مدفون ساختند. در این بقعه عدّهای از بزرگان مدفون میباشند [که] از آن جمله است: 1. شیخ ابراهیم عاملی از
اعقاب محقّق کرکی 2. شیخ شمسالدّین 3. سیّد محمّدصالح مازندرانی4. شیخ محمّدعلی زکی و غیره.
کتب زیر از تألیفات اوست:
عبداللّه بن محمّدرضا اصفهانی [خطاط نسخنویس در قرن سیزدهم هجری] در تاریخ 1279ق نسخهای از کتاب «سرّ العاملین» منسوب به غزالی را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 3548 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
عبداللّه شمسنژاد متخلّص به «شمس» فرزند رضا [از شعرای قرن چهاردهم هجری.[ در شهر بابک [در استان کرمان] متولّد گردیده و پس از تحصیل در اصفهان در سمت بازرس استانداری به خدمت مشغول بود. از اوست:
قصه مجنون و لیلی پیش ما افسانه بود زانکه ما خود همچو مجنون ره به کوئی داشتیم(3)
ابومحمّد عبداللّه بن زکریا بن یحیی اصفهانی تمیمی [از محدّثین عامّه اصفهان و[ ساکن کوفه بوده و از حُمید بن جعفر بن حُمید روایت میکند و ابوبکر عبداللّه بن یحیی بن معاویه طلحی از وی نقل حدیث مینماید.(1)
عبداللّه بن سعداللّه بن ابیغالب اصفهانی [از دانشمندان گمنام اصفهان در قرن هشتم هجری.] در روز پنجشنبه 21 ربیع الاولی 725ق در «فیروزان» نسخهای از «تاریخنامه» یا «ترجمه تاریخ طبری» را به خط نسخ نوشته و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[فیروزان از شهرهای قدیمی و معتبر بلوک لنجان اصفهان بوده و امروزه به «سُهروفیروزان» معروف است. ناصرخسرو در اوایل قرن پنجم هجری در سفر طولانی خود از این شهر دیدار کرده است.]
میرزا عبداللّه بن میرزا سلمان جابری، از شعراء و سخنوران اصفهان در قرن دهم هجری. مردی اهل فضل و ادب بوده و شعراء و فضلاء را مورد حمایت قرار میداده است. در زمانی که پدرش وزارت اعظم را بر عهده داشت، او هم وزارت یزد را به عهده گرفته بود. سال وفات او به دست نیامد. همین قدر معلوم است که تا سال 1000ق در
قید حیات بود. از اوست:
عشق تو کجا و سر سودای قیامت با گرمی عشق تو چه پروای قیامت
در حشر چو من از ستمت ناله بر آرم معلوم شود بر همه غوغای قیامت(1)
شمسالدّین عبداللّه بن شاکر بن ابوالمطهر معدانی اصفهانی، از علماء هندسه و نجوم در قرن ششم هجری است. در ادبیات و شعر فارسی و عربی دستی قوی داشت و در حدود 570ق در اصفهان وفات یافت.(2)
ابوالمظفر عبداللّه بن شبیب ضبّی مقری اصفهانی، [از دانشمندان علوم دین در قرن پنجم هجری] در اصفهان به تدریس قرائت و ایراد خطبه و وعظ مشغول بوده و به زهد و صلاح شهرت داشته است.(3)
[روایات قرائت را از بسیاری از قاریان بهخصوص ابراهیم بن محمّد لنبانی آموخته و ابوالقاسم هذلی و اسماعیل سراج و عبداللّه بن احمد خرقی نزد او قرائت را فرا گرفتهاند.(4)]
عبداللّه بن شعبان اُشتُرجانی لنجانی اصفهانی، از هنرمندان قرن نهم هجری است. خط
نستعلیق را خوش مینوشته و نسخهای از «مثنوی معنوی» را در سال 847ق کتابت کرده است. این کتاب به شماره 168 در فهرست آثار موزه رضا عباسی در تهران موجود است.(1)
میرزا عبداللّه مرعشی اصفهانی متخلّص به «عشق» فرزند میرزا محمّدشفیع مستوفی موقوفات [بن میرزا رحمتاللّه بن میرزا ابوالحسن حسینی مرعشی] شاعر و ادیب توانا در قرن یازدهم هجری.
در اصفهان متولّد شده [و در این شهر علم و ادب آموخته و به دامادی یکی از سلاطین صفویه درآمد.] به فارسی و ترکی شعر نیکو میسروده و دیوان او حدود ده هزار بیت شعر داشته است. و نسخهای از آن در کتابخانه آقای حسین کوهی و نسخهای در کتابخانه ملک طهران موجود است. [عاقبت در سال 1074ق در سن 30 سالگی وفات یافته و جسدش به مشهد مقدس نقل و در جوار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام مدفون شد.]
این شعر از اوست:
سیل افتاده است از پا تا خرابم کرده است خورده صد خونابه آتش تا کبابم کرده است
کی توان ز آب و گل عالم مرا تعمیر کرد سیل بیپروای استغنا خرابم کرده است
1) دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص365.
فیضها پُر دیدم از نامهربانیهای چرخ تلخکامیها درین مینا گلابم کرده است(1)
حافظ ابومحمّد عبداللّه بن شیبان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان معلّم محتسب اسدی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] در سال 447ق متولّد شده و در ذیقعده 523ق وفات یافته است.
از صلحاء و نیکوکاران عصر بوده و از پدرش ابومعمر شیبان بن عبداللّه محتسب و ابوالقاسم ابراهیم بن منصور ملنجی خبّاز حدیث استماع کرده است.(2)
ابومحمّد عبداللّه بن طاهر اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.در «تفسیر مجمع البیان» [شیخ طبرسی] حدیثی از او روایت میکند.(3)
ابورشید عبداللّه بن طاهر بن حرب بن عبداللّه بن ابیالحسن بن طاهر خزاعی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
از ابوروح یاسین بن سهل بن محمّد قاینی حَسّاب، ابوالبرکات احمد بن عبداللّه بن
طاوس بغدادی و ابوالمظفر سمعانی اجازه داشته است.
ابوسعد سمعانی گوید: «در جامع اصفهان وی را ملاقات کردم و جهت من اجازهای نوشت.»(1)
عبداللّه بن عاشور رِنانی اصفهانی، از مشاهیر خطاطان قرن دوازدهم و سیزدهم هجری است. بیشتر از یکصد قرآن غیر از کتب ادعیه و زیارات به خط زیبای خود نوشته و تا سال 1238ق حیات داشته است.(2)
[او به کثرت کتابت معروف است هیچگاه از اصفهان بیرون نیامد ولی به اشاره فتحعلی شاه قاجار آثار گرانبهایی را به خط زیبای خود پدید آورد و نزد شاه فرستاد. نخستین اثری که در فهرست نسخ خطی به آن اشاره کردهاند به خط اوست: «قرآن مجید» است که در 5 رجب 1201ق کتابت شده و قرآن سی و نهم اوست.(3)] آخرین قرآن به خط او مورخ 1228ق است و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.(4)
«رِنان» که امروز آن را «رهنان» مینویسند از دهات بلوک ماربین اصفهان است [که در سالهای اخیر به شهر اصفهان پیوسته و یکی از محلّههای غرب آن شهر بهشمار میرود.]
ابواحمد عبداللّه بن عبدالوهاب بن ابراهیم انماطی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] در بغداد و عراق از محدّثین استماع حدیث نموده و بعد از سال 390ق وفات یافته است. با حافظ ابونعیم اصفهانی مراوده و معاشرت داشته و ابونعیم از او حدیث شنوده است.(1)
عبداللّه بن عبدالواحد بن محمّد بن محمود ثقفی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم] و از خاندان علم و حدیث بوده و در سال 516ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.(2)
ابوعمر عبداللّه بن عبدالوهاب سلمی اصفهان مقری [از مقریان و محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری.] فوت سال 394ق.(3)
ابوطاهر عبداللّه بن عبدربه اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان.] از سلیمان بن عبدالرّحمان روایت میکند و ابوبکر بزّاز در کتاب «مسند علی علیهالسلام » از وی روایت
میکند.(1)
عبداللّه بن علی بن اسحاق طوسی، برادر خواجه نظامالملک حسن طوسی وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی است. فرزندش عبدالرزاق هم وزارت سنجر را یافته است. عبداللّه در سال 499ق وفات یافت.(2)
ابومحمّد عبداللّه بن علی بن عبداللّه مؤدّب طادی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] در قریه «طاد» لنجان ساکن بوده و از ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن عمران و محمّد بن نُصَیر روایت نموده است(3)
«طاد» از قرای لنجان اصفهان است.
ابومحمّد عبداللّه بن علی بن محمّد بن احمد بن حماد اصفهانی ساکن نیشابور، صالح ثقه.(4)[از محدّثین عامّه اصفهان.]
شیخ عبداللّه کفرانی رویدشتی (معروف به «شیخ عبداللّه اصفهانی») فرزند علی بن
محمّد بن قدیر کفرانی رویدشتی اصفهانی، عالم فاضل و فقیه محقّق. پدرانش عموما اهل علم و فضل بوده و اخیرا اولاد ملاّ قدیر جدّ مشار الیه که در بین آنها علماء و صلحاء میباشند نام فامیل خود را «قدیری» نهادهاند.
صاحب عنوان در اصفهان متولّد و در نجف خدمت جمعی از افاضل تحصیل نموده و اخیرا به درس حاج میرزا حبیباللّه رشتی حاضر شده و سالها در محضر او تلمُّذ فرموده و به ایشان اختصاص یافت. او مقرّر درس ایشان بوده و پس از فوت استاد، مستقلاً حوزه درس داشته و در مسجد هندی تدریس مینمود و جمعی از افاضل به درس او حاضر میشدهاند.
شیخ عبداللّه کفرانی در سال 1317ق در نجف اشرف وفات یافته و در آن ارض اقدس مدفون گردید.(1)
کتب زیر از اوست:
ابومحمّد عبداللّه بن علی بن مقری ظاهری اصفهانی [از علماء و زهّاد قرن ششم
هجری] استاد شیخ منتجبالدّین بن بابویه قمی بوده و در سال 563ق وفات شده است.(1)
ملاّ عبداللّه بن ملاّ علیاکبر اژهای بن محمّدباقر، عالم فاضل و فقیه محقّق [از علمای قرن سیزدهم هجری]
در اصفهان متولّد شده و نزد علمای این شهر و احتمالاً نزد پدرش [و ملاّ علی نوری، حاج محمّدابراهیم کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر شفتی] و دیگران بهره گرفته است. و پس از وفات پدر به اقامه جماعت در مسجد علی اصفهان پرداخته است.
وی در وقت فجر سهشنبه چهارم ربیعالاوّل 1265ق وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک مزار پدرش مدفون شد.
میرزا حسن کفاش اصفهانی مرثیه و تاریخ فوتش را چنین گفته که بر سنگ مزار او نقر گردیده است:
آسمان علم و حلم و فضل از این خاکدان زد قدم از لطف حق سوی بهشت جاودان
چون به مهر اهلبیت مصطفی آن جان پاک باد عیش... جنة المأوی مکان
از پی تاریخ سال رحلتش «کفاش» گفت: «رفته عبداللّه از دنیا بگلزار جنان»
در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی نسخهای از کتاب «تحفة الخاقانیّة» (شماره
1) مرآت الجنان، ج3، ص372؛ بحارالانوار، ج105، ص198.
1/5940) تألیف: شیخ عبداللّه بن علیاکبر اصفهانی در اثبات واجب و تعدّد صفات باری تعالی و بحث در نبوت و امامت و معاد در یک مقدمه و سه رکن موجود است. این نسخه را شخصی به نام عبدالعلی به خط نستعلیق در سال 1289ق کتابت کرده است. کتاب از طرف مؤلف به محمّد شاه قاجار اهداء شده است که به احتمال بسیار قوی از همین ملاّ عبداللّه اژهای است.(1)
حاج میرزا عبداللّه (معروف به آقا میرزا) شیخالاسلام فرزند میرزا علیاکبر بن محمّدرحیم شیخالاسلام، عالم فاضل معاصر.
در حدود سال 1302ق در اصفهان متولّد گردیده و مقدمات و سطوح را نزد آقا شیخ ابوالقاسم خادم الاسلام خواند و سپس در درس آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، شیخ محمّدحکیم خراسانی و آقا سیّد محمود کلیشادی (مُغنی) حاضر شد و نسبت به مرحوم شیخ محمّدرضا نجفی اختصاص یافته و تا روزهای آخر عمر آن مرحوم از محضر درس فقه و اصول ایشان استفاده میکرد.
پس از آن ریاست یکی از دفاتر رسمی ثبت اسناد و همچنین دفاتر ثبت ازدواج و طلاق را پذیرفته و متجاوز از 30 سال با کمال امانت و درستی آن را انجام داد و پس از بازنشستگی به عبادت و مطالعه روزگار میگذرانید تا اینکه در شب یکشنبه 11 شعبان المعظم سال 1404ق وفات یافته و در گورستان جدید اصفهان موسوم به باغ رضوان
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص66؛ فهرست مرعشی، ج15، ص323؛ تراجم الرجال، ج1، ص328؛ بزم معرفت، صص 132 و 133.
مدفون گردید.(1)
عبداللّه ارباب فرزند علی پناه، خوشنویس هنرمند قرن چهاردهم هجری. خط نسخ را خوش مینوشت و مردی مؤمن و صالح بود. برادرش حاج آقا رحیم ارباب از اعاظم علماء و مجتهدین اصفهان است. مرحوم مهدی بیانی سه اثر از نمونه کتابت او معرفی کرده است:
او در 16 ذیقعده 1298ق متولّد شده و در 20 جمادی الاولی 1379ق وفات یافته و در تکیه مقدس واقع در قبرستان تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
استاد جلالالدّین همائی (سنا) این دو بیت و مادّه تاریخ را برای وفات او سروده است:
چو عبداللّه ارباب از جهان گشت روان زی بارگاه رب الارباب
به شمسی سال تاریخش «سنا» گفت بر حق رفت عبداللّه ارباب
برادر دیگرش حاج عبدالعلی هم از نیکمردان و صلحای روزگار بوده که در ماه
رجب 1384ق وفات نموده و جنب برادر بزرگوارش در تکیه مقدس مدفون شد.(1)
عبداللّه اُشتُرجانی لنجانی اصفهانی معروف به «عبدا» فرزند شیخ محمّدعلی طبعی، از شعراء و سخنوران اصفهان در قرن یازدهم هجری است. شاعر عاشقپیشه و دردمندی بوده و «عبدی» تخلّص مینموده است.(2)نستعلیق را خوش مینوشته و به مطالعه و کتابت و تتبّع دواوین شعرای متقدّم علاقه داشته است. او نسخهای از «دیوان ابن یمین» را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 2370 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در طهران موجود است.(3)
از اوست:
سیل اشکم گرهی در دل جیحون زده است تیر آهم به صف چرخ شبیخون زده است
لاله از خجلت هم چشمی داغ دل من زین چمن خیمه برون بر دل هامون زده است
عبداللّه بن محمّدعلی سیچانی اصفهانی، نویسنده و نسخنویس [در قرن یازدهم هجری] در روز پنجشنبه 4 رجب 1056ق از نوشتن کتاب «مونس العابدین» یا «ترجمه نیک بختیه» فراغت حاصل نموده است. این کتاب ترجمه «مصباح» کفعمی و
مترجم: محمود بن میرزا علی است و کاتب آن را جهت آقا نیکبخت نوشته است. نسخه به شماره 2904 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
[«سیچان» از قرای ناحیه «بَرزرود» جی اصفهان در ساحل جنوبی زایندهرود بوده و اکنون به شهر پیوسته و در شمار محلات جنوبی اصفهان است.]
سیّد عبداللّه بن میرزا محمّدعلی بن سیّد محمّد بن سیّد عبداللّه (موسوی شاهاندشتی مازندرانی) عالم فاضل [از علمای اصفهان در اواخر دوره قاجاریه] در اصفهان نزد علمای اعلام میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی و دیگران به تحصیل پرداخته و سالها امام مسجد قطبیه بوده است.(2)
سیّد عبداللّه چالشتری چهارمحالی متخلّص به «شیدا» فرزند سیّد محمّدعلی شاکر [از شعرای معاصر چهارمحال] در سال 1296ق در چالشتر متولّد شده و تحصیلات مقدّماتی را نزد ملاّ علی فاضل معروف به «جناب» جدّ مادری خویش به انجام رسانیده [و در جوانی نزد احمدخان سالار ریاحی به منشیگری و رتق و فتق امور مشغول شد. پس از آن سالها در اصفهان ساکن بود و در انجمنهای ادبی این شهر خصوصا انجمن مرحوم میرزا عباسخان شیدا شرکت میکرد] و اشعارش در دوره اوّل نشریه «دانشکده» به طبع میرسید. دیوان اشعار او چندین هزار بیت است. عاقبت در سنین کهولت به
زادگاه خود مراجعت نموده و در آنجا ساکن شد. از اوست:
جانا مرا به تیغ محبّت به ناز کُش قدرت که راست از تو طلب خونبها کند(1)
ابومحمّد عبداللّه بن عمران بن ابوعلی اسدی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از موالی سُراقة بن وهب اسدی اصفهانی است. جدّش ابوعلی در زمان خلافت مراوان بن عبدالملک به اصفهان آمد.
صاحب عنوان چندی در اصفهان به استماع حدیث مشغول بوده و آنگاه به ری رفته و آنجا ساکن شده است. از وکیع در تفسیرش و از ابو داود و یحیی بن ضریس و یحیی بن آدم و جریر و عثّام بن علی روایت کرده و ابوالعباس احمد بن اسحاق بن ابراهیم جوهری (حمویه ثقفی) از او نقل حدیث کرده است.(2)
میرزا عبداللّه متخلّص به «اشتها» و «سرگشته» فرزند حاج فریدون گرجی اصفهانی، شاعر خوش ذوق قرن سیزدهم هجری.
از اعضاء انجمن ادبی ابوالفقراء بوده و به سبک بسحاق اطعمه (ابواسحاق نداف شیرازی) شعر میگفته و بیشتر اشعار او در وصف اطعمه و اشربه است. مرحوم عمان سامانی در قصیده انجمنیّه درباره او گوید:
واندگر سرگشته آن بسحق دانشور که هست شعر روح افزایش حلوائی مذاق مرد و زن
مرحوم اشتها در سال 1245ق متولّد و در جوانی به سال 1289ق وفات یافته است. مرحوم میرزا عباسعلی خرم لنبانی در تاریخ وفات او گوید:
افسوس که اشتهای با فضل و هنر از ملک فنا سوی بقا کرد گذر
گفتا پی تاریخ وفاتش «خرم»: «افسوس که اشتها نداریم دگر»
دیوان اشعار او در اصفهان به چاپ رسیده است.(1)[یک نسخه خطی از آن به خط حسن مصاحبی نائینی که در سال 1356ق کتابت شده است به شماره 1/8831 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی وجود دارد.(2)]
این شعر از اوست:
انتظاری مده ای دوست به خوان مهمان را گر پلو نیست بکش یخنی و آور نان را
نیم جانی است مرا در سر و در پا فکنم به کسی کآوردم مژده بادنجان را
اگر از نُقل بسازند مرا زنجیری همه عمر به جان میطلبم زندان را
آقا عبداللّه بن ملاّ محمّدقاسم بن ملاّ محمّدشفیع بن ملاّ محمّدعلی استرآبادی، عالم
فاضل [در اصفهان سکونت داشته و در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری زندگی میکرد.] زوجهاش دختر میرزا حیدرعلی شیروانی بوده است.(1)
ملاّ عبداللّه بن محمّدکاظم بن شاهمحمّد تبریزی اصفهانی، عالم فاضل محقّق [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری است. ظاهرا در محلّه عباسآباد اصفهان ساکن بوده و سپس در نجف اشرف سکونت گزیده است و احتمالاً از شاگردان پدر خود و عمویش (مولی محمّدحسین بن شاهمحمّد) بوده است.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
موجود است.(1)]
آقا سیّد عبداللّه ثقةالاسلام فرزند آقا سیّد محسن میرمحمّد صادقی بن میر محمّدباقر بن میر سیّد علی، عالم فاضل، فقیه اصولی، متکلم و رجالی محقّق [از دانشمندان اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
در 12 ربیعالثانی 1285ق [در محلّه نو] اصفهان متولّد گردیده و مقدمات علوم را در اصفهان نزد علمای این شهر آموخت. در سن هیجده سالگی به عتبات عالیات جهت تکمیل تحصیلات مهاجرت نموده، در آن ارض اقدس مدّتی نزد جمعی از دانشمندان تلمّذ نموده که از آن جمله است: میرزا محمّدعلی رشتی، میرزا محمّدحسن شیرازی، حاج میرزا حبیباللّه رشتی و آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی و آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی. او اغلب تحصیلاتش نزد آخوند خراسانی بوده در سال 1330ق به اصفهان مراجعت نموده و به درس و بحث و اقامه جماعت اشتغال جست. در شعر فارسی و عربی مهارت داشته و گاهی به اقتضای حال اشعاری میسرود.
سرانجام در قبل از ظهر 6 ماه صفر 1382ق وفات یافته و در تکیه خانوادگی جنب تکیه ملک در تخت فولاد مدفون شد. [مادّه تاریخ وفات آن عالم ربانی را شاعر توانا استاد اعتمادی (برنا) گوید:
پی تاریخ فوتش گفت «برنا»: «مدرس یافته منزل بجنّت»]
1382
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) الکشکول: شیخ آقابزرگ طهرانی، چ کتابخانه مجلس، ص223.
میرزا عبداللّه بن میرزا معزالدّین محمّد، مردی فقیه و محدّث اصولی بوده و پس از وفات در قبرستان طوقچی مدفون شده است. او جدّ سلسله جلیله آقایان مُعزّی ساکن اهواز و دزفول و کاظمین میباشد. میرزا معزالدّین محمّد از علماء عهد شاه طهماسب اوّل صفوی بوده است و اعقاب صاحب عنوان ظاهرا در فتنه افغان از اصفهان به
1) ارشاد المسلمین، (خطی) ، ص47؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 438-440؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 426 و 427؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2677-2686؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص214؛ الذریعه، ج6، ص297؛ ج8، ص100؛ ج18، ص382 و ج24، ص363؛ نقباء البشر، ج3، ص1210؛ مصفی المقال، ص245.
خوزستان مهاجرت کردهاند. اعقاب مرحوم میرزا عبداللّه تاکنون در خوزستان ساکن و از علماء و مدرسین آن سامان بهشمار میروند. برخی دیگر از آنان در طهران و کاظمین ساکن و به ترویج احکام و اقامه جماعت و تدریس اشتغال دارند.(1)
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از محمّد بن سعید شافعی روایت میکند.(2)
عبداللّه بن محمّد اصفهانی، از اصحاب حضرت هادی علیهالسلام است. در «ارشاد» مفید حدیثی از امام هادی علیهالسلام به نقل از او نوشته شده است.(3)در «حدیقة الشیعه» وی را از اصحاب حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام میشمارد.(4)[بشار بن احمد که از روات شیعه است از او نقل حدیث کرده است.(5)]
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن ابراهیم بن یحیی کرونی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری] مفتی اصفهان. در بغداد نزد قاضی ابوالطّیب طبری درس خوانده و از جماعتی حدیث شنیده است. و ابوالقاسم غانم بن خالد بن عبدالواحد دقّاق اصفهانی از
او روایت میکند.
فوت او به سال 469ق بوده است.(1)
ابوالوفاء عبداللّه بن محمّد بن ابیالحسن کاغذی قراطیسی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابوطاهر احمد بن محمّد بن محمّد نقاش اصفهانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی در اصفهان استماع حدیث کرده است.(2)
عبداللّه بن حاج محمّد بشرویهای خراسانی در 15 رمضان 1058ق از کتابت نسخهای از «مسالک الافهام» شهید ثانی در اصفهان به خط نسخ و نستعلیق فراغت یافته و نسخه به شماره 1726 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
عبداللّه بن محمّد اصفهانی [از کاتبان نسخنویس قرن سیزدهم هجری] در سال 1235ق نسخهای از «انوار التّنزیل» بیضاوی را به خط نسخ نوشته و کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 73 موجود است.(4)
ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن ابیالقاسم بن احمد بن محمّد بن عبداللّه رویدشتی [از دانشمندان گمنام قرن ششم هجری] در تاریخ چهارشنبه 28 رجب 531ق کتاب «الایضاح» تألیف: قوامالسّنه اصفهانی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 4011 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن حسن بن اُسید ثقفی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] مقبول القول و کثیر الحدیث بوده و در مدینة النّبی صلیاللهعلیهوآله حدیث گفته و در سال 310ق وفات یافته است.(2)
از ابومحمّد نضر بن هشام بن راشد مُکتب اصفهانی روایت نموده و زید بن علی بن ابیهلال کوفی از او نقل حدیث مینماید.(3)
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن زکریا بن یحیی بن ابوزکریا (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] مقبول و ثقه و صاحب مصنّفات کثیره بوده و در سال 286ق وفات یافته است.
از سهل بن بکّار، محرز بن سلمه، ابوالولید، ابن جابر رملی، محمّد بن بکر، اسماعیل بن
عمرو بجلی و سعدویه روایت میکند و محمّد بن یحیی بن منده و ابوعبداللّه محمّد بن احمد بن بطه اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند.(1)
ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن سهل بن محمّد بن ازهر ضَبّی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] برادرزاده علی بن سهل صوفی [است] از ابراهیم بن مَتّویه، اسحاق بن جمیل، محمّد بن نُصَیر و جز آنان روایت حدیث کند و حافظ ابونعیم اصفهانی از او استماع حدیث کرده است.
وی را کتابیاست به نام «اصول». قبل از سال 360ق وفات یافته است.(2)و احتمالاً در بقعه علی به سهل مدفون شده است.
سیّد عبداللّه بن سیّد محمّد بن سیّد محمّدشفیع بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدجواد بن سیّد عبداللّه بن سیّد نورالدّین بن سیّد نعمتاللّه محدّث جزائری موسوی شوشتری [از فضلای قرن چهاردهم هجری] از علماء و ائمه جماعت اصفهان متوفی در جمعه 4 ربیعالثانی 1357ق.(3)
ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن شهمردان اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] صاحب تفسیر [است.] بعد از سال 340ق وفات یافته است. وی از
طاهبر بن اسماعیل خَثعَمی روایت میکند.(1)
مولی عمادالدّین عبداللّه بن محمّد بن عبدالرّزاق [حَسّاب] اصفهانی، از دانشمندان ریاضی در قرن هفتم هجری است که در سال 675ق کتاب «الفوائد البهائیه فی قواعد الحساب الهوائیه» را به نام: خواجه بهاءالدّوله شمسالدّین صاحب دیوان جوینی در اصفهان تألیف نموده است.
مراد از حساب هوائی، حساب به وسیله فکر و دست بدون استفاده از آلات و نوشتن ارقام میباشد.(2)
عبداللّه بن محمّد بن عبدالعزیز دارکی اصفهانی از محدّثین قرن چهارم هجری و منسوب به قریه «دارک» از بلوک قَهاب جِی اصفهان است.(3)
عبداللّه بن محمّد بن عبدالعزیز زهرانی (اصفهانی) [از محدّثین اصفهان] از جعفر بن سلیمان روایت نموده و اباالحسن احمد بن ابراهیم از او نقل حدیث کرده است.(4)
عبداللّه بن محمّد بن عبداللّه [از فضلای قرن سیزدهم هجری] در جمادی الاولی سنه 1266 در دارالسلطنه اصفهان مجموعهای از «تحریر اکر» و «تحریر کتاب المناظر» و «تحریر تکسیر الدّایره» را جهت خود کتابت نموده و این مجموعه به شماره 5428 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
سیّد عبداللّه بن سیّد محمّد بن سیّد عبداللّه بن سیّد اسماعیل بن سیّد حسین موسوی شاهاندشتی مازندرانی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری] امام مسجد قطبیه اصفهان.(2)
حاج ملاّ عبداللّه هرندی معروف به (حاج آقا) فرزند میرزا محمّد بن حاج ملاّ عبداللّه بن حاج محمّدهادی بن حاج محمّدظهیر بن حاج محمّدسمیع هرندی، عالم فاضل، در حکمت و کلام زحمتها کشیده و خدمت اساتید از جمله آخوند کاشی رسیده [و صاحب علم و فضل و تقوا بود] در مسجد محلّه شهشهان اقامه جماعت میفرموده و در 14 رجب سال 1349ق وفات یافته و در تکیه ملک جنب قبر استادش آخوند ملاّ محمّد کاشی در تخت فولاد مدفون گردید.(3)[پس از توسعه تکیه شهدا و خراب شدن تکیه ملک، مزار او هم از بین رفت.]
ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن عبداللّه رفاعی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری] در جمادی الاولی 434ق در واسط بوده و مغازلی: علی بن محمّد شافعی مؤلف: «مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام » از او روایت میکند و ابوالقاسم رفاعی از حسن بن احمد و عبدالغفار بن محمّد بغدادی نقل حدیث کرده است.(1)
ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن عبیداللّه بن علی بن جعفر بن رزیق اسدی مصری حنیعی معروف به «خطیبی» اصفهانی. [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
در دوشنبه 28 ربیع الآخر سال 448ق در خاندان علم و قضا متولّد شده و خطیب مسجد جامع کبیر عتیق اصفهان بوده است.
ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده و از او به عنوان: «کان شیخا فاضلاً عالما حسن السیره، جمیل الامر، ثقةٌ صالحا من اهل الدّین» یاد کرده است.
خطیبی از ابوالطّیب عبدالرّزاق بن شمه، ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی، ابوالفضل عبدالواحد بن احمد بن محمّد بن صالح مقری و جز آنان حدیث شنوده [است.]
فوت او در ربیع الآخر 533ق واقع شد.(2)
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن عقیل باوردی (ابیوردی) خراسانی [از محدّثین معتزلی مذهب در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری.]
یاقوت حموی گوید: معتزلی و غالی مذهب بوده و در اصفهان سکونت نموده و بعد از سال 420ق وفات یافته است.(1)مؤلّف: میزان الاعتدال» گوید: «کان من بقایاء الشّیوخ باصفهان. ادرکه ابومطیع. قال عبدالرّحمان بن منده قال لی: من لم معتزلیّا فلیس بمسلم»(2)
ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن عمر بن عبداللّه بن حسن قاضی (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبدان و جعفر بن احمد بن سنان و عبداللّه بن محمّد بن عباس روایت نموده و در 21 ربیع الاولی سال 362ق وفات یافته است.(3)
ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن احمد بن محمود بن حریس بن صالح بن ازهر بن عبداللّه بن عامر کزیری کرابیسی اصفهانی نیشابوری سمسار [از محدّثین عامّه است. در اصفهان سکونت داشته و سپس به نیشابور رفته و در محلّه سحور سکونت گزیده است.]
از ابوعمرو بن حمدان، ابییعلی زبیری، ابیالحسن بحیری، ابیسعید رارانی، ابیبکر طرازی، ابیالحسن صبغی، ابیبکر بن مهران و همطبقه آنان از محدّثین اصفهان حدیث شنیده و ابوصالح مؤذن از او روایت میکند.(4)
شیخ نجمالدّین عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن علی اصفهانی شافعی [از محدّثین عامّه در قرن هفتم و هشتم هجری.] از اکابر عرفای قرن هفتم هجری است. در سال 643ق متولّد شده و مردی عابد و صالح بوده و پس از تحصیل به تصوّف مایل گشته و مردم به وی اعتقاد زیاد داشتهاند. او از شاگردان ابوالعبّاس احمد بن عمر مُرسی انصاری اسکندری بوده است. او پس از وفات استادش ابوالعباس مُرسی به مکّه معظّمه مشرف شده و بیست و چند سال در آنجا مجاورت نموده و در این مدّت هرگز به زیارت مدینه منوّره مشرّف نشد! عاقبت در ماه جمادی الآخر 721ق در مکّه وفات یافت و در نزدیکی مزار فضیل بن عیاض مدفون شد. «الوجیزه» در فقه از تألیفات اوست. یافعی در «مرآت الجنان» حکایات و کراماتی از وی نقل میکند. طالبین مراجعه کنند.(1)
عمو عبداللّه سقلا بن محمّد بن محمود. شیخ عارف و صوفی زاهد [از عرفای قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری] در 17 ذیحجه 716ق وفات یافت. قبرش در مقبره معروف به منارجنبان [واقع در قریه «کارلادان» از قراء ناحیه ماربین] اصفهان است. شرح حال او مانند بسیاری دیگر از عرفاء و دانشمندان مجهول است.
مقبره او جزو آثار باستانی اصفهان است و منارههای او حرکت کردن یکی از آنها به حرکت دادن دیگری مشهور است و علّت آن را دانشمند بزرگوار جناب آقای معزّالدّین مهدوی که از فضلای معروف و نویسندگان نامدار میباشد در رسالهای به نام
1) شدّ الازار، (حواشی) ، ص474؛ مرآت الجنان، صص 261-265؛ الدرر الکامنه، ج2، صص 401 و 408؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص975.
«منارجُنبان اصفهان» تشریح نمودهاند.(1)
ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن نعمان اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از ابونعیم فضل بن دکین روایت میکند و ابوبکر بن قباب (ابیفورک) از او نقل حدیث مینماید.(2)
قاضی ابوبکر عبداللّه بن محمّد تمیمی اصفهانی از فقهاء و محدّثان قرن ششم هجری است. ابوعلی حسن بن حسین بن جعفر خطیب دینارآبادی از او روایت میکند.(3)
جناب عبداللّه بن معاویة بن عبداللّه الجواد بن جعفر طیّار، مدّتی در اصفهان بوده و بعدا به خراسان رفته و آن جا در سال 131ق به دستور ابومسلم خراسانی در شهر هرات در زندان شهید شده است. عبداللّه مردی شاعر، ادیب، شجاع و بخشنده بود. این شعر معروف از اوست:
وَ عَینُ الرِّضا عَن کُلّ عَیبٍ کَلیلَة ولکن عَین السخْطِ تُبدی المَساویا
در قریه آفاران [که اکنون به شهر پیوسته و جزو محلّههای غرب شهر اصفهان است[ امامزادهای موجود است که شاهزاده عبداللّه میگویند و آن را جناب عبداللّه بن معاویة بن
عبداللّه الجواد بن جعفر طیّار علیهالسلام میدانند. تا چندین سال قبل در جلو مقبره بازارچهای و در سمت شمال آن آثار گورستانی قدیمی وجود داشت که در سالهای اخیر گورستان تبدیل به مدرسه و خانه شده و بازارچه برای کشیدن خیابان خراب گردید و اکنون جاده اصلی شهر به رهنان میباشد و امامزاده در سمت جنوب خیابان قرار دارد و بر آن گنبدی عالی با کاشیکاری مردمان خیّر و نیکوکار و متدیّن ساختهاند و از این راه محبّت و دوستی خود را نسبت به خاندان عصمت و طهارت ثابت گردانیدهاند.(1)
[عبداللّه بن معاویه در کوفه قیام کرد و چون از والی آن شهر شکست خورد، فرار کرد و جمعی را با خود همراه ساخت و به سال 127ق به شهرهای کوفه، بصره، همدان، ری، قم، قومس، اصفهان و فارس دست یافت و اصفهان را پایتخت خود قرار داد. سفّاح و منصور عباسی به همراه عدّهای از بنیهاشم نزد وی آمدند. مروان بن محمّد لشکری انبوه به فرماندهی عامر بن ضباره به جنگ عبداللّه فرستاد. عبداللّه چون سستی یاران خود را دید به خراسان نزد ابومسلم فرار کرد و به دستور وی در زندان کشته شد.(2)]
عبداللّه بن نُمرذ اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از ابراهیم بن محمّد بن حارث معروف به «ابراهیم بن نائله» روایت میکند و محمّد بن علی از او نقل حدیث مینماید.(3)
عبداللّه سامانی متخلّص به «محیط» فرزند نوراللّه عمّان سامانی [بن عبداللّه ذرّه سامانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری] در سال 1290ق متولّد شده و نزد پدر و دیگران آداب شاعری و فنون ادب بیاموخت و پس از فوت پدر به شرحی که در تاریخ چهارمحال مذکور است لقب تاج الشّعرایی یافت. مردی با اطلاع و خوش مجلس بوده و در اواخر عمر دچار فقر و پریشانی شده و بالاخره در اواسط جمادی الاولی سال 1355ق وفات یافت و در بالای قبر دهقان در سامان مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را جلال فرزانه چنین گفته است:
رقم زد ز پی تاریخ کلک «فرزانه»: «محیط رحمت حق شد محیط عمانی»
1355
این بیت از اشعار اوست:
بهر دل بگذشتن از جان کار مردان است و بس هر که در این ره قدم بنهاد مرد آن است و بس(1)]
ابویحیی عبداللّه بن ولید قسام اسفیذباآنی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از اهالی قریه «اسپیدباآن» اصفهان بوده و از ابوالحسین محمّد بن بُکیر بن واصل حضرمی و علی بن قرین بن نَهیَش اصفهانی روایت نموده و فرزندش ابوزکریا یحیی از او نقل حدیث کرده است.(2)
ملاّ عبداللّه هرندی فرزند حاج محمّدهادی بن حاج محمّد ظهیر بن حاج محمّدسمیع هرندی، عالم فاضل [فقیه محقّق و مفسر متبحّر از دانشمندان قرن سیزدهم هجری] در حدود سال 1178ق متولّد شده و در هرند اصفهان تحصیل کرد او در سال 1256ق وفات یافته و در امامزاده اسحاق هرند مدفون شد.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص143؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص447؛ مکارم الآثار، ج5، صص 1531 و 1532؛ فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص283؛ الکرام البرره، ج2، ص791.
2) فهرست گلپایگانی، ج1، صص 169 و 170؛ فهرست صدر خواجو، ص41؛ فهرست مرعشی، ج7، ص47 و ج9، ص33؛ فهرست گوهرشاد، ص115.
3) فهرست گوهرشاد، ص426.
میرزا عبداللّه متخلّص به «محزون» فرزند محمّدهادی عالم فاضل و ادیب زاهد شاعر [از ادباء و فضلای قرن دوازدهم هجری] از احفاد شاه عباس ثانی صفوی بوده و در سال 1171ق وفات یافت. قبرش در قبرستان آببخشان بوده است.(1)
[او کتاب «معین الطّلبه» تألیف: محمّدرضا سبزواری را در دوشنبه 10 شوال 1271ق کتابت نموده و به شماره 8681 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
به نظر میرسد در نقل قول تاریخ وفات از سنگ مزار میرزا عبداللّه محزون اشتباهی رخ داده است.]
سیّد عبداللّه حائری اصفهانی متخلّص به «حالی (حسابی) » فرزند سیّد یحیی، [از شعراء و فضلای قرن دوازدهم هجری] از سادات حائری و صاحب فضایل و کمالات باطنی و ظاهری بوده، خط نسخ را نیکو مینوشته و شعر خوب میگفته [است [دیوانش قریب پنج هزار بیت بوده و به سنّ کهولت در سال 1126ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک مسجد مصلی مدفون شده است.(3)
[این بیت از اوست:
زبان خموش و بردن رازم از دل افتاده است ز شمع کشتهام آتش به محفل افتاده است]
خواجه عبداللّه بن رئیس یوسف اصفهانی [از مردان نیکوکار قرن دهم هجری] بانی مسجد کوچکی مقابل امامزاده شوری (امامزاده عبداللّه) در محله دردشت در سال 919ق [است.(1)]
ابومحمّد عبداللّه بن یوسف بن احمد بن بامویه (بابویه) [صوفی] اردستانی اصفهانی [از محدّثین مشهور و عرفای نامدار قرن چهارم هجری.]
در سال 315ق متولّد شده و در طلب حدیث و کسب علم به هرات، جبال، عراق و حجاز سفر کرده و سالها در نیشابور بود در مکّه مصاحبت اباسعید بن اعرابی را دریافته و از او حدیث اخذ کرده و در نیشابور به خدمت شیخ اباالحسن پوشنگی (بوشنجی) رسیده و از محضر او بهره گرفته است. همچنین از ابوبکر احمد بن سعید بن فرجیح، ابوبکر محمّد بن عبیداللّه بن فتح (در بغداد) ، ابوبکر محمّد بن حسن بن حسین قطّان، ابوسعید اصفهانی، محمّد بن حسن، محمّد بن عبداللّه و بُکیر بن احمد بن سهیل صوفی روایت میکند.
ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، عبدالرّحمان بن محمّد، محمّد بن اسماعیل بن محمّد قرشی، [ابوبکر بغدادی و ابوبکر احمد بن علی بن خلق شیرازی] از او نقل حدیث کردهاند.
او در ماه رمضان 409ق در نیشابور وفات یافته و در همانجا مدفون شد.(2)
عبداللّه تبریزی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و «حواشی بر قوانین» از آثار او در کتابخانه دانشمند گرانمایه آقای دکتر احمد تویسرکانی در اصفهان موجود است.
عبداللّه تویسرکانی [کاتب نسخنویس] در روز دهم ذیالقعده در اصفهان کتاب «خمسه ضروریّه» تألیف مولی محمّدجعفر بن محمّدطاهر خراسانی [معروف به آخوند کرباسی] را به خط نسخ نوشته است. نسخه به شماره 1325 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(1)
عبداللّه حسینی، از خوشنویسان اصفهان در قرن دوازدهم هجری است. او کتیبه اطراف محراب کوچک ایوان جنوبی مسجد خان در محلّه احمدآباد اصفهان را در سال 1124ق نوشته است.(2)
آخوند ملاّ عبداللّه خوانساری، از منبریان معروف و روضهخوانان مشهور اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] بوده و در شدّت مرض نیز ترک ذکر مصیبت ننموده، در روز 7 محرم سال 1292ق وفات یافته در تکیه آبادهای در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش را «پرتو» شاعر گوید:
از پی تاریخ آن «پرتو» سرود: «یا حسینی گفت پس دم در کشید»(1)
سیّد عبداللّه متخلّص به «رعنا» از شعرای اصفهان در اوایل حکومت پهلوی است. از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بود و غزل را نیکو میسرود.
از اوست:
شبی از دو زلف تو مو، بفتد اگر که به چنگ ما به نشاط و رقص و طلب شود، دل و جان به نغمه چنگ ما
تو اگر ز باده و زعفران،طلبی نشاطی و عشرتی بنگر به سرخی لعل او، بنگر به زردی رنگ ما(2)
حاج سیّد عبداللّه رفیعی علویجهای (حسنی حسینی طباطبائی) اصفهانی، عالم فاضل
[از علمای قرن چهاردهم هجری.]
در خوانسار و اصفهان تحصیل کرده و در زادگاه خود «علویجه» به ترویج و تبلیغ دین پرداخته و پیشوای دینی اهالی بلوک عربستان کَروَن بود. وی بانی چند مدرسه و حسینیه و مسجد در علویجه است. وفاتش در حدود سال 1396ق یا 1397ق واقع شد.
خواهرزادهاش آقا سیّد اسماعیل رفیعی عالمی جلیل و فاضل بوده و در نجف اشرف تحصیل کرده بود و عاقبت در سال 1372ق در شط العرب غرق شده و وفات یافت. مسجد آقا سیّد اسماعیل [ظاهرا در علویجه] از آثار خیریه اوست.
شیخ عبداللّه قاضی، عالم فاضل، از مشایخ بیدآباد اصفهان در محرم 1291ق وفات یافته و در رواق کربلا جنب ضریح حبیب بن مظاهر مدفون گردید.(1)
ملاّ عبداللّه قمیشهای از علمای اخیار. متوفی به سال 1261ق. قبرش در صحن تکیه آقا حسین خوانساری.(2)
عبداللّه کاتب اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان هنرمند قرن نهم هجری است. وی
نسخهای از «جامع التّواریخ» تألیف: ملاّ تاجالدّین حسن شهاب منجم یزدی (ابن شهاب) را در سال 880ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(1)
شیخ عبداللّه گیلانی [از علمای قرن دوازدهم هجری] فاضل نحریر به غایت ستوده خصال بود. در اواخر عهد صفویه در اصفهان وفات یافته است.(2)
[وی در سال 1150ق وفات یافته و شیخ محمّدعلی حزین در رثای او قصیدهای گفته که مادّه تاریخ آن این بیت است:
چون مردمک چشم جهان بود ز عرفان گفتم پی تاریخ که «بینش ز جهان رفت»(3)]
1150
عبداللّه مصوّر، نقاش و قلمدانساز اهل اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. وی در رنگ و روغن و آبرنگ و تذهیبکاری مهارت داشته و در حدود سال 1350ق در اصفهان درگذشته است.
این نقاشیها از آثار اوست:
ملاّ عبداللّه معلم اصفهانی، خطاط و خوشنویس نسخ و نستعلیق و شکسته [در قرن دوازدهم هجری] در ذیحجه 1113ق از کتابت نسخهای از «قرآن کریم» فراغت یافته و این نسخه به شماره 1517 در گنجینه قرآن کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.(2)
عبداللّه برجیان متخلّص به «مغموم» از شعرای معاصر در سال 1312ق در «بروجن» [از توابع چهارمحال و بختیاری] متولّد شده. مطابق سبک زمان و مکان تحصیلاتی نموده و خط خوبیدارد. مدّتی کارمند دارایی محل بوده و [سپس] از آن کنارهگیری کرده به مشاغل آزاد روزگار میگذرانید. اشعار بسیاری گفته [است.] این چند بیت در توحید ضمن منظومهای از او، نوشته شد:
هر که گردد بنده فرمان او در دو عالم میشود او کامجو
بندهاش شو تا شوی شاه جهان شو گدایش تا نگردی ناتوان(3)
شیخ عبداللّه موسیانی اصفهانی، از علمای معاصر، عالم ربانی و فقه صمدانی، مجتهد عالیقدر در سال 1330ق در قریه «موسیان» متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی راهی شهر مقدس قم شد و نزد حضرات آیات: سیّد محمّدحجت کوهکمری، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سیّد محمّدتقی خوانساری، حاج آقا سیّد حسین طباطبائی بروجردی، شیخ محمّدعلی حائری قمی (صاحب حاشیه بر کفایه) ، شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و میرزا محمّدحسین غروی نائینی (هنگام اقامت اجباری این دو بزرگوار در قم) ، و آقا شیخ محمّدرضا نجفی اصفهانی و همچنین آقا سیّد محمّدرضا گلپایگانی کسب فیض نموده و فقه و اصول را فراگرفت.
او در قم ساکن بود و از راه وعظ و خطابه و خرید و فروش کتاب امرار معاش میکردو هرگز از سهم امام علیهالسلام استفاده نمیکرد. عالمی مقدس و وارسته و در کمال زهد و تقوا و در فقاهت صاحب علم و بصیرت بود.
او سرانجام در سال 1425ق (مطابق با 1383ش) وفات یافته و در قبرستان باغ بهشت قم مدفون شد.(1)
شیخ عبداللّه میثمی، از روحانیان مبارز و انقلابی معاصر در سال 1334ش. در محلّه مسجد حکیم اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود در دبستان و دبیرستان را در اصفهان طی کرد و برای تحصیل در حوزه علمیه به قم رفت و در مدرسه حقّانی نزد اساتید حوزه
1) گنجینه دانشمندان، ج2، ص76 و اطلاعات متفرقه.
حاضر شد.
او در پی مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی در سال 1354ش دستگیر و زندانی شد و پس از یک سال و نیم به اصفهان منتقل شد و به قم بازگشت و نزد حضرات آیات: قدوسی، خزعلی و حائری شیرازی ادامه تحصیل داد.
او پس از پیروزی انقلاب به سپاه پیوست و برای مبارزه با گروههای مسلح ضدّ انقلاب راهی کردستان شد. مدّتی بعد برای تبلیغ و پیشبرد اهداف انقلاب به یاسوج رفت و به مردم محروم کهگیلویه و بویراحمد خدمات ارزندهای نمود. او پس از آن از سوی امام خمینی به نمایندگی امام خمینی در سپاه منطقه 9 کشور منصوب شد و مدّتی بعد به عنوان نماینده امام در قرارگاه عملیاتی خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله منصوب شد و در فرماندهی عملیاتهای رزمندگان در جنگ با عراق نقش فعّالی را ایفا کرد.
شیخ عبداللّه میثمی چند هفته پس از عملیات رزمندگان ایرانی در شرق بصره (عملیات کربلای 5) در روز 12 بهمن 1365ش به شهادت رسید و در تکیه شهدای شهر اصفهان به خاک سپرده شد.(1)
عبداللّهخان نقاشباشی اصفهانی [از نقاشان هنرمند قرن سیزدهم هجری] در «تاریخ قم» موسوم به «مختار البلاد» گوید که: سنگ قبر مرحوم فتحعلی شاه قاجار که تمثال او را نقش نمودهاند و در قم میباشد از آثار اوست.(2)
ملاّ عبداللّه یزدی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. از شاگردان علاّمه مجلسی است [در اصفهان ساکن بوده و] علاّمه در اجازهای که جهت او صادر فرموده، مشارٌ الیه را بدینگونه وصف نموده است: «الاخ الایمانی و الخلیل الرّوحانی جامع مکارم الشیم بمعالی الهمم الآخذ بمجامع الورع و التّقی علی وجه الاتم المولی الرضی الزکی مولانا عبداللّه الیزدی ختم اللّه بالحسنی و جعل آخره خیرا من الاولی...»
مؤلّف «کشف الحجب» نام پدر او را حسین نوشته که محتاج به تحقیق بیشتری است.(1)
عبدالمجیب بن محمّد بن حسن بن عفیف اصفهانی، از ادباء و سرایندگان قرن هشتم هجری است. او مستزادی دارد که در جُنگی که فیلم آن به شماره 573 در کتابخانه دانشگاه طهران میباشد، موجود است. این جُنگ مربوط به قرن هشتم هجری و مورخ ماه ذی الحجه 742ق است.(2)
ابومحمّد عبدالمجید بن ابیطالب بن طاهر بن رجاء بن عبدالواحد بن عبداللّه بن محمّد بن احمد بن محمّد بن عبدویه بن معقل بن منذر بن قولویه اصفهانی [از محدّثین
عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
از خاندان علم و حدیث بوده و از جدّ خود ابوسعد رجاء بن عبدالواحد حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی مقدار کمی از او استماع حدیث کرده است.(1)
عبدالمجید بن محمّدباقر ریزی، [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در پنجشنبه 5 ربیعالثّانی 1123ق در اصفهان کتاب «الحدائق النّاضره» تألیف: شیخ یوسف بحرانی را نوشته و در کتابخانه حقیر [سیّد مصلحالدّین مهدوی] موجود است.(2)
[«ریز» قصبهای در بلوک لنجان اصفهان بوده و امروز به «زرینشهر» معروف است.]
درویش عبدالمجید طالقانی [فرزند عبداللّه]، شاعر ادیب و خطاط شکستهنویس معروف. از اهل طالقان در سال 1150ق [در روستای «مهران» طالقان] متولّد شده و در لباس فقر و درویشی به اصفهان آمده و در این شهر به درویشی و پرسهزنی میگذرانیده، سپس در اثر عشق و علاقه به دنبال کسب کمال و فضائل رفته و در خط شکسته به مقامی رسید که بر همه استادان در این فن مقدّم گردید و به حدّی ترقی کرد که رونق خط شفیعا را شکست. در «مجمع الفصحاء» گوید: بعضی او را بر شفیعا و میرزا حسن رجحان دادند و برخی مانند ایشان شمردند «حاجب شیرازی» درباره او گوید:
ای گشته مثل ز خوشنویسی ز نخست مفتاح خزائن هنر خامه توست
تا کرده خدا لوح و قلم را ایجاد ننوشت کسی شکسته را چون تو درست
[درویش، در خط شکسته شاگردان بسیاری تربیت کرد که مشهورترین آنان: 1.
خواجه ابوالحسن فسائی2. میرزا ابوالقاسم انجوی شیرازی3. میرزا ابوالقاسم خواجوئی (میرزا کوچک) 4. میرزا محمّدباقر سروش اصفهانی5. شیخ رحیم مایل اصفهانی6. آقا محمّدرضا شکستهنویس اصفهانی (آقا رضای کر) 7. میرزا عبدالوهاب کلانتر (حاکم اصفهان) و8. فضعلی بیگ دنبلی خوئی بودهاند.
از آثار گرانبهای او جز قطعات و مرقعات متعدّد، نسخهای از «گلستان سعدی» است که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است.]
در شعر، در اوایل «خموش» تخلّص میکرد. شخصی در حضور او عمدا یا سهوا «خموش» را «چموش» خواند، مرحوم درویش از آن پس تخلّص خود را تغییر داده و نام خود را تخلّص قرار داد. کم شعر میگفت و استادانه میسرود. از اعضاء انجمن مشتاق بود. دیوانش قریب به دو هزار بیت میباشد [که با مقدمه استاد احمد سهیلی خوانساری به چاپ رسیده است.] نسخهای از دیوان اشعارش در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.
مرحوم انصاری در «بدایع و نوادر» گوید: غالبا به مالاریا مبتلا بوده و در [چهارشنبه 15 محرم الحرام] سال 1185ق وفات یافته است. آذر بیگدلی ماده تاریخ وفاتش را گوید:
زد رقم از پی تاریخ وفاتش «آذر»: «شده ایوان جنان، منزل درویش مجید»
و در کتاب «دویست سخنور» تألیف شاعر گرانمایه تبریزی آقای علی نظمی این مادّه تاریخ از ایشان به چاپ رسیده است:
درویش مجید طالقانی آن فاضل خوشدل و وفاکیش
آن قدوه اهل دل که در خط آوازه او ز «میر» شد بیش
روزی که گسست دل ز عالم و آسوده از این تلاش و تشویش
تاریخ وفات او عیان شد خواندند، چون «رحمتی به درویش»
درویش عبدالمجید را پس از وفات در قبرستان مقابل تکیه میر فندرسکی [در تخت فولاد اصفهان] دفن کردند و اینک مزارش معلوم و معیّن است.
از اشعار اوست:
نه آدمی است کسی کو تو را پری داند پری کی این همه شوخی و دلبری داند
تو ای متاع محبّت چگونه کالائی که قیمت تو نه بایع، نه مشتری داند
نه من به بندگی خواجه دگر راضی نه خواجهام روش بندهپروری داند(1)
میرزا عبدالمجید شریعتزاده فرزند آخوند ملاّ عبدالوهاب خرّم [بن حاج مجید[ قهفرخی چهارمحالی، از شعرای معاصر در سال 1284ش. در «قهفرخ» [فرّخشهر کنونی[ متولّد شد(2)[و مقدمات علوم را در زادگاه خود نزد پدر فرا گرفت. سپس به اصفهان رفته
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 105 و 106 و 110؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 600 و 601؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 192 و 193؛ تجربة الاحرار، ج1، صص 439-452؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، صص 634-636؛ تذکره انجمن خاقان، صص 612-614؛ تذکره سفینة المحمود، ص301؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، صص 250 و 251؛ تذکره روز روشن، ص259؛ تذکره محمّد شاهی: مخطوط؛ تذکره نتایج الافکار، ص669؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 931 و 932؛ آثار عجم، ص545؛ تذکره خوشنویسان، ص132؛ پیدایش خط و خطاطان، ص179؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص414 و ج4، صص 1262-1264؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 131-135؛ اطلس خط، ص618؛ ریحانة الادب، ج2، صص 218 و 219؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «درویش»، ص522؛ الذریعه، ج9، صص 304 و 698؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، ص13؛ مجله کلک: شماره 76-79؛ تابستان 1375، صص 510-515؛ طرائق الحقائق، ج3، ص165؛ دویست سخنور، صص 365-366؛ کارنامه بزرگان ایران، صص 276 و 277؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 410 و 411؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص320؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، ص704؛ خوشنویسی در ایران، صص 80-83؛ خط و خطاطان (رفیعی) ، ص156.
2) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص241.
و نزد علمای عالیقدر آنجا تحصیل کرد و به زادگاه خود بازگشت و به خدمات فرهنگی مشغول شد و چند سال بعد به تهران رفت و در اداره راه استخدام شد. این چند بیت از اوست:
سروی از باد مهرگان ریزد رنگ از روی گلستان ریزد
بلبل از هجر گل به روی چمن بال پژمرده ز آشیان ریزد(1)]
عبدالمجید اوحدی متخلّص به «یکتا» فرزند محمّدکریم بن عباس بن اسماعیل اصفهانی، شاعر و ادیب توانا، از شعرای معاصر اصفهان در روز یکشنبه 28 صفر 1330ق در اصفهان متولّد شد و در مدارس ابتدایی و متوسطه به تحصیل پرداخت. از ابتدای شباب به سرودن شعر پرداخته و در خدمت عموی بزرگوار خویش حاج محمّدکاظم غمگین قواعد شعر و فنون ادب را آموخت. زبان فرانسه و انگلیسی را نیز فراگرفت. در علم حساب و دفترداری نیز معلوماتی داشت. انواع خطوط را خوب مینوشت و در موسیقی نیز اطلاعات کافی داشت. او شاعری شیرینبیان و ادیبی نکتهدان بود و در انجمنهای ادبی شیدا، ادیب فرهمند، کمال و صائب شرکت میکرد. ابتدا «فردی» تخلّص داشت و سپس آن را به «یکتا» تبدیل کرد. برخی از اشعارش در مجلات (از جمله مجلّه یغما) و مجموعهها و تذکرهها به چاپ رسیده است.
او در 26 شعبان 1395ق در اصفهان وفات یافته [و در شمال مقبره ملاّ اسماعیل خواجوئی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]
مادّه تاریخ وفاتش را استاد جلالالدّین همایی (سنا) گوید:
1) شناخت سرزمین چهارمحال، صص 351 و 352.
لاجرم از بهر تاریخش نوشت: «دُرّ یکتای سخن ای اوحدی»
[و استاد منوچهری قدسی نیز گوید:
سال تاریخ تو را «قدسی» سرود «آه رفتی نازنین» یکتای من]
کتب چندی تألیف نموده است که از آن جمله است:
از اوست:
عمری پی مهرویان، رفت این دل سودائی تا نقد نکونامی، شد صرف به رسوائی
رفتند نکورویان چون عمر عزیز از کف من ماندم و رسوائی، دل مانده و شیدائی
میرزا عبدالمجید فریدنی، عالم فاضل، مفسر و ادیب، از علمای اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.
در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله آخوند ملاّ عبدالجواد خراسانی و حاج شیخ محمّدباقر نجفی تحصیل نمود و به اجتهاد رسید. در فقه، ادبیات، تفسیر و تجوید مهارت
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 546-549؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، ص3982؛ نامه سخنوران سپاهان، ج3، ص 99-115؛ دولت دیدار، صص 37 و 279؛ بزم معرفت، صص 288-301.
داشت و در اصفهان فقه، تجوید و تفسیر تدریس میکرد. عالمی وارسته و قانع و زاهد بود و از راه زراعت امرار معاش مینمود. سرانجام در سال 1313ق پس از مراجعت از سفر حج، در بین راه وفات یافت.(1)
حاج میرزا عبدالمحمّد مؤدب السلطان ایرانی (چهرهنما) فرزند علیزاده، ادیب فاضل و شاعر نویسنده و موّرخ [در قرن چهاردهم هجری.]
در حدود 1291ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر مقدّمات علوم را آموخته [و به بوشهر و شیراز و عتبات عالیات سفر کرد و پس از مراجعت، از طرف شرکت اسلامیه در اصفهان به مأموریت بادکوبه رفت و سرانجام] به مصر مهاجرت نموده و تا آخر عمر در آنجا ساکن بوده و از محترمین ایرانیان ساکن مصر بوده و روزنامه «چهرهنما» را در آنجا مینوشته. مدّت 32 سال مرتبا انتشار داده است. او در اوّل شعبان 1354ق در قاهره وفات یافته و هم در آنجا مدفون گردید. کتب زیر از تألیفات اوست:
حاج عبدالمحمود اصفهانی متخلّص به «محزون» فرزند حیدرعلی، شاعر ادیب، از
شعرای معاصر اصفهان در 26 ذیحجه 1301ق در اصفهان متولّد شده و در نوجوانی و جوانی مدّتی علوم ادب و دین را تحصیل نمود و از آن به بعد در بازار به کسب و کار مشغول شد. او عمر خود را صرف مطالعه کتب شعراء نمود. او شاعری قابل بوده و در انجمنهای ادبی اصفهان خصوصا انجمن شیدا شرکت مینمود. [او سرانجام در روز جمعه 5 محرم الحرام 1377ق وفات یافته و در صحن تکیه خلیلیان (یا تکیه دردشتی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
از اوست:
باز عشق دلبری یکبارهام دیوانه کرد از غم هجران مرا مخمول در کاشانه کرد
آفتاب روی خود را کرد مخفی در سحاب هم زمانم منتظر بر وصل از افسانه کرد(1)
حاج عبدالمحمود ناظری متخلّص به «سرخوش» بن حاج محمّدصادق ناظر، از شعرای قرن چهاردهم هجری. در شوال 1282ق متولّد شده و در اصفهان در علم و ادب
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 415 و 416؛ علوم و عقاید، صص 45-49؛ الذریعه، ج9، ص975؛ ج15، ص253 و ج16، ص248؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
آموخته است. غزل را به طرز قدما نیکو میگفت و در اغلب مسابقههای ادبی طهران و اصفهان شرکت میجست. او از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بود.
از اوست:
نخست ای مه نامهربان چو با تو نشستم گرفتم از همه خوبان دل و به مهر تو بستم
ز توبه توبه نمودم به رغم زاهد و مفتی ببین درستی عهدم که توبه را نشکستم(1)
عبدالمطلّب اصفهانی، رَسّام و نقّاش هنرمند دوره قاجاریه است. وی تعدادی از نقاشیهای کتاب «کلیله و دمنه» را نقاشی کرده و رقم او «راقم عبدالمطلّب اصفهانی» است. این کتاب چاپ سنگی شده است.(2)
ملاّ عبدالمطلّب بن حسن بن محمّد اصفهانی، عالم فاضل [از علمای اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] مؤلف کتابهای ذیل:
فارسی که در سال 1165ق در مشهد مقدس کتابت شده و در کتابخانه خورشید گردیزی در «مُلتان» پاکستان موجود است.(1)نسخهای دیگر از این کتاب به همراه دو اثر دیگر مؤلف: «هدیة الاجله» و «ذریعة المآرب» به شماره 40 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهالسلام در قم وجود دارد.5. «ذریعة المآرب» در فضیلت و آداب خواندن «دوازده امام» منسوب به خواجه نصیرالدّین طوسی، که ملاّ عبدالمطلّب آن را تصحیح نموده است.(2)]
حاج عبدالمطلّب بن محمّدحسین عباسآبادی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
او اصلاً اهل محلّه عباسآباد اصفهان است. در عتبات عالیات نزد شیخ احمد احسائی به تحصیل پرداخته و در کاظمین ساکن شده است. از علمای مهم شیخیه در آن عهد بوده و در کتابهای خود به مخالفین شیخیه طعن زیاد وارد میکند. وی تا سال 1277ق زنده بوده و فوتش بعد از این سال رخ داده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
شیخ عبدالمطلب سبزواری فرزند میرزا محمّدرحیم شیخالاسلام بن میرزا محمّدجعفر بن ملاّ محمّدباقر مجلسی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری.] در اصفهان به تحصیل پرداخته و در عداد فضلاء اهل علم قرار گرفته و سرانجام در سهشنبه 13 رجب 1160ق وفات یافت و در تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفاتش را «میرزا جعفر طباطبائی اردستانی» متخلّص به «راهب» چنین گفته است:
کلک «راهب» از پی افسوس گفت: «گلبن باغ جنان از پا فتاد»(1)
ملاّ عبدالمطلب بن ملاّ یحیی طالقانی [از فضلاء و دانشمندان قرن یازدهم هجری.[ از شاگردان میر محمّدباقر استرآبادی (میرداماد) است. او در سال 1020ق کتابت کتاب «شرعة التّسمیه» تألیف: میرداماد را به خط نسخ در اصفهان به پایان رسانیده و کتاب حاشیهنویسی از مؤلّف و علامت بلاغ از مؤلّف دارد و در پایان نسخه انهاء و اجازهای است که مؤلف جهت کاتب نسخه به تاریخ 1020ق نوشته است. نسخه ضمن مجموعه شماره 2519 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
وی در سال 1029ق نسخهای از «ضوابط الرّضاع» تألیف: میرداماد را کتابت کرده و
آن را نزد مؤلّف خوانده و با او مقابله نموده و میرداماد به خط خودش در حاشیه کتاب بلاغ و سماع نوشته است. این نسخه در کتابخانه مدرسه فاضلخان مشهد مقدّس موجود بوده است.(1)
[کتب زیر از تألیفات ملاّ عبدالمطلب طالقانی است:
میر عبدالمطلب موسوی جزائری [از فضلاء مقیم اصفهان در قرن یازدهم هجری.[ «اصول کافی» را نزد علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی خوانده و در آخر آن، علاّمه مجلسی جهت وی اجازه مرقوم فرموده [است.] تاریخ آن ششم شوال 1074ق [است.] علاّمه طهرانی در «الذریعه» گوید: پنج اجازه دارد همگی مختصر به تاریخهای مختلف از 1074ق تا 1077ق بر اجزاء اصول کافی [و در یکی از آنها از میر عبدالمطلب چنین یاد شده است:] «السیّد الاید الفاضل الموفّق المسدّد میر عبدالمطلب»(3)
سیّد عبدالمطلب زینالعابدینی شهیر به «سیّد میرزا» موسوی اصفهانی [از فضلای قرن سیزدهم هجری] در سال 1225ق کتاب «مصابیح القلوب» تألیف: میر محمّدحسین خاتونآبادی [امام جمعه] را کتابت نموده است. نسخه به شماره 1557 در کتابخانه
آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
ابوتمیمی عبدالمغیث بن محمّد بن احمد بن مطهر بن محمّد بن علی بن محمّد بن احمد بن بجیر بن ازهر بن بجیر بن ازهر بن بجیر بن سوید... عبدی خطیب [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
در سال 463ق متولّد شده و در قریه لادان، خطیب بوده و سمعانی از او به عنوان «من بیت الحدیث و اهله. کان شیخا صالحا ثقةٌ صدوقا من اهل الخیر» یاد کرده و نوشته که در قریه «لاذان» اصفهان خطیب بوده و در ماه صفر سال 548ق در اصفهان وفات یافته است.
از ابوسهل محمّد بن احمد بن عمر بن دلکیز صیرفی، ابوالعباس احمد بن محمّد بن حسین خیاط و ابوالفضل مطهر بن عبدالواحد بُزانی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی استماع حدیث کرده است.(2)
[«لادان» از روستاهای بلوک ماربین اصفهان بوده و چند سالی است که به شهر پیوسته و از محلّههای غرب اصفهان است.]
عبدالملک بن حُمَید بن ابیغَنیه کوفی اصفهانی الاصل [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] از اعمش و ابیالخطّاب هجری روایت میکند و حافظ ابونعیم اصفهانی از
او اخذ حدیث کرده است.(1)
ابواحمد عبدالملک بن محمّد بن عبدالملک بن حسین بن عبدویه بن سعید واعظ عطار مستملی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] سمعانی از او به عنوان «کان شیخا صالحا سلیم الجانب خیرا» یاد کرده است و از او استماع حدیث نموده است.
عبدالملک از ابوعلی حدّاد، ابوالقاسم بُرجی، ابوزکریا بن منده و ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن حارث صحّاف و جز آنان حدیث شنیده است.(2)
ابومنصور عبدالملک بن محمّد بن عبدالملک زاهد انسربی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] سمعانی از او به عنوان «کان شیخا متمیّزا شیخ الخط، یعلم النّاس الخط» یاد کرده و از او استماع حدیث کرده است.
خود عبدالملک از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی و ابوعبداللّه قاسم ثقفی حدیث شنیده است.(3)
ملاّ عبدالمنّان بن محمّدیحیی نصیری طوسی، عالم فاضل زاهد [از دانشمندان اواخر
قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری در اصفهان] در سال 1219ق وفات یافته و قبرش در کنار جاده [قدیم شیراز] واقع در وسط تخت فولاد مدفون شد.
از آثارش:
[ظاهرا سال کتابت 1215ق است و سال 1115ق هنوز کتاب فوق تألیف نشده بوده است.]
ابوالفتوح عبدالمنعم بن محمّد بن ابراهیم بن محمّد بن احمد بن ابراهیم بن علی بن سعدویه اصفهانی عدل [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوالخیر ررا، ابومسعود سلیمان حافظ و غیر آنان حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی حدیث شنیده است.
تولد [او در] 470ق [بوده] و روز سهشنبه 23 شعبان سال 556ق وفات یافته است.(3)
ابوالمطهر عبدالمنعم بن ابیاحمد نصر بن یعقوب بن احمد بن علی مقری حُرّانی جوباری شامکانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
اصلاً از محلّه حُرّان از توابع جوباره اصفهان بوده و در سال 451ق متولّد شده و در «شامکان» نیشابور اقامت گزیده و در ماه رجب سال 535ق وفات یافته است. از جدّ مادری خود ابوطاهر احمد بن محمود ثقفی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی حدیث شنیده است.(1)
عبدالمولی [دلیجانی اصفهانی متخلّص به «مولی»، شاعر و خوشنویس قرن دوازدهم هجری.] قدوه مستعدّان روزگار. خط نسخ و شکسته را خوب مینوشته و شعر را به حلاوت میگفت. چندین سال قبل از تذکره حزین به کهولت سن وفات یافت.(2)
[آذر بیگدلی گوید: در زمان شاه سلطان حسین صفوی پا به دایره نظم گذاشته و به علوم رسمی مربوط و اکثر خطوط را نیکو مینوشت. در اواخر که سنین عمرش از شصت گذشته بود فقیر (لطفعلی بیگ آذر بیگدلی) به صحبت ایشان فایض شد. خالی از مولوّیتی نبود و در قریه دلیجان من اعمال اصفهان منزوی و کمتر از خانه بیرون میآمد. صحبتش به حدّی شیرین و سخنش به مرتبهای نمکین بود که اگر هفتهای او را نمیدیدم عمری خود را ملامت میکردم. الحق طبعش وقاد و ذهنش نقّاد بود. شعر را نیکو میشناخت و گاهی شعر میگفت. امّا نظر به انقلاب زمانه، افکارش متداول نشد و در سنه 1162ق وفات یافت.
از اشعار اوست:
شبها در آب و آتشم از اشک و آه خویش درماندهام چو شمع به روز سیاه خویش(1)]
عبدالمولی مولوی فرزند حاج شیخ محمّدحسین مولوی کتابفروش بن ملاّ محمّد بن ملاّ علی خوانساری، از روزنامهنگاران و دوستداران فرهنگ در قرن چهاردهم هجری.
او سالها در یزد ساکن بوده و در سال 1312ش در یزد روزنامه «گلبهار» به مدیریت او و سردبیری محمّد کیوانفر چاپ سنگی شده و منتشر گردیده است. او همچنین مطبعه گلبهار یزد را تأسیس نموده است.(2)
او سرانجام به زادگاه خود اصفهان مراجعت نموده و در شب 22 ماه رمضان 1374ق وفات یافت و در بقعه کتابفروش خوانساری نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد مدفون شد.(3)
[بقعه کتابفروشها در جریان بنای آرامگاه خواجوئی در سال 1378ش تخریب شد.]
1) تذکره آتشکده (نیمه دوم) ، صص 652 و 653؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص415؛ ریحانة الادب، ج5، ص23؛ تذکره غنی، ص130؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، ص259؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص412؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «مولی»، ص113؛ الذریعه، ج9، ص1122؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص323.
2) تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج4، صص 156 و 157.
3) تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
ابونصر عبدالمؤمن بن عبدالجلیل بن علی بن بنان اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
از ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن ماجه ابهری حدیث شنیده و جهت ابوسعد سمعانی حدیث نوشته است. فوت [او] در محرم 549ق در اصفهان(1)[واقع شد.]
میرزا عبدالمؤمن شهرستانی، شاعر ادیب و فاضل از سادات عالی مقام ناحیه «شهرستان» اصفهان بوده و نزد سلاطین صفوی دارای احترام و اعتبار بوده و در سال 1108ق تولیت آستان قدس رضوی را به عهده گرفت.(2)او اهل فضل و ادب بوده و کتابخانهای آبرومند داشته و از جمله کتابهای آن «نهایة المرام» علاّمه حلّی بوده که میرزا عبداللّه افندی (صاحب ریاض العلماء) آن را ملاحظه کرده است.(3)
عبدالمؤمن قهپائی [از کاتبان قرن دهم هجری] در سال 996ق نامه علی بن مؤیّد را به شهید اوّل را به دستور تاجالدّین حسین صاعد بن شمسالدّین طوسی، در جُنگی که به نام «دستور» نامیده شده است، به خط خود نوشته است. این مجموعه به شماره 2144 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(4)
عبدالمهدی بن محمود اصفهانی [کتاب نسخنویس.] کتاب «میزان المقادیر» تألیف: حسامالدّین درویش حلّی نجفی را که در 1056ق تألیف نموده را به خط نسخ نوشته و در رجب 1308ق در بمبئی به چاپ رسیده است.(1)
عبدالواحد اصفهانی [از محدّثین است.] از حمزة بن جعفر بن ابیبکر محمّد بن احمد بن اسحاق آجری روایت نموده و حافظ ابومحمّد بن ابیالفوارس در کتاب «اربعین» از او روایت میکند.(2)
ابوبکر عبدالواحد بن احمد بن محمّد بن عبداللّه بن عباس باطرقانی [از ائمه قراءات و محدّثین مشهور و از اکابر علمای عامّه اصفهان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری] از ابواحمد حسن عسکری لغوی روایت نموده و در حمله سربازان سلطان مسعود غزنوی در سال 421ق به اصفهان به همراه جمع کثیری از صلحاء و علمای اصفهان به قتل رسیده است.(3)
ابوالقاسم عبدالواحد بن احمد بن محمّد بن یحیی اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه
اصفهان در قرن چهارم هجری] از حافظ ابیالشیخ اصفهانی [مؤلّف «طبقات المحدّثین باصبهان»] حدیث نقل کرده و قتیبة بن سعید بغلانی از او روایت میکند.(1)
عبدالواحد بن شیخ حسن بن تاجالدّین معلّم اصفهانی [از خطاطان قرن دهم یا یازدهم هجری] نسخهای از کتاب «مختلف الشیعه» (از زکوة تا نکاح) را کتابت کرده و به شماره 113 در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم موجود است.(2)
ابوالمظفر عبدالواحد بن حمد بن عبداللّه مقری سکری معروف به «شیذه» اصفهانی [از محدّثین و علمای قراءآت در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] در سال 444ق متولّد شده و از ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن ابراهیم شفعونی کرونی، ابوعثمان عیار، ابوالفتح عبدالجبار بن عبداللّه بن ابراهیم بن رزه جوهری رازی، ابوطاهر عمر بن محمّد بن علی بن یوسف خرقی، ابوبکر محمّد بن ابراهیم بن علی عطار، سیّد ابوطالب علی بن حسین علوی همدانی و جز اینان حدیث شنیده و جهت ابوسعد سمعانی تمام مسموعات خود را اجازه نوشته است.
قراءآت را از ابونصر محمّد بن عمر بقال فراگرفته است. او در سال 524ق وفات یافت.(3)
ابوالوفاء عبدالواحد بن حمد (حُمید) بن عبدالواحد بن محمود بن صباغ شرابی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری.]
در سال 446ق در خاندان علم و حدیث متولّد شده و از ابوطاهر احمد بن محمود ثقفی، ابوالقاسم ابراهیم بن منصور بن علی سلّمی، ابوعثمان سعید عیّار، حافظ ابوبکر محمّد بن ابراهیم عطار، امّالکرام کریمه بنت ابیسعید عبدالرّحمان بن عمر بن عبداللّه بن ممجه اخذ حدیث کرده و برای نقل حدیث مطالبه اجرت میکرده است. ابوسعد سمعانی نزد او حدیث خوانده و از او حدیث شنیده است.
فوت او در دهه اوّل ماه جمادی الاولی سال 532ق در اصفهان بوده است.(1)
ابوالفضائل عبدالواحد بن سعد بن عبدالواحد بن سعید (اصفهانی) (2)[از محدّثین و دانشمندان اصفهان در قرن پنجم هجری و معاصر مفضل بن سعد مافروخّی است. مافروخی در «محاسن اصفهان» از وی در ردیف دانشمندان معاصر نام برده است.]
ابوعلی عبدالواحد بن عبیداللّه بن احمد بن فضل (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری] حافظ ابونعیم اصفهانی مینویسد: «شیخ دیّنٌ محتشم یرجع الی فضل کثیر و صلابة فی الدّین». او از محدّثین اصفهان و ری نقل
مینموده است و در رجب سال 415ق فوت شده(1)[است.]
ابومسلم عبدالواحد بن محمّد بن احمد بن مرزبان ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از اهالی قریه «اَبهَر» از بلوک جی اصفهان بوده و از جدّش (احمد بن مرزبان) روایت نموده است.(2)
ابوطاهر عبدالواحد بن محمّد بن احمد بن هیثم اصفهانی صبّاغ. معروف به «دشتج» [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری.]
از آخرین اصحاب حافظ ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی بوده و از او روایت میکند. همچنین از: عبدالرّحمان بن احمد بن عمر صفار، ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضبّی، ابوالحسن عبداللّه بن معتز بن منصور بن عبداللّه بن حمزه نیشابوری، ابوالوفاء مهدی بن محمّد بن احمد بغدادی و دیگران حدیث شنیده و جهت ابوسعد سمعانی جمیع مسموعات خود را اجازه نوشته است.
تولدش حدود سال 420 و اندی و فوت دوشنبه یازدهم ربیعالاوّل 518ق در اصفهان(3)[بوده است.]
ابوالحسین عبدالواحد بن محمّد بن شاه شیرازی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم
هجری] جهت تجارت به اصفهان آمده و در این شهر ساکن شده و هم در این شهر بعد از سال 380ق وفات یافته است. نسبت به صوفیان انفاق و اکرام مینموده و سخنان آنان را مینوشته است. حافظ ابونعیم اصفهانی از او روایت میکند.(1)
استاد ابوالقاسم عبدالواحد بن محمّد بن علی بن حریش اصفهانی. ادیب شاعر. در اصفهان متولّد و در ری متوطّن و در نیشابور مدفون است. در نظم و نثر از مُبَرَّزین زمان خود بود. از اوست:
سألت زمانی و هو بالجهل عالم و للسخف مهتر و بالنقض مختص
فقلت له هل من طریق الی الغبا و قال طریقان الوقاحة و النّقض(2)
ابوسعید عبدالواحد بن معلّم اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] ابوالوفاء عبدالکریم بن علی بن عیسی جوباری جوهری از او حدیث شنیده است.(3)
ابوغریب [عبدالواحد] صوفی اصفهانی، از عرفاء و متصوفّه در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری [او با مشایخ عراق و فارس مراودت داشته و با شیخ اجل
ابوعبداللّه بن خفیف رفیق و مصاحب بود. ابوغریب اصفهانی صاحب کرامات بوده و به علّت این که در عشق به عین جمع رسیده بوده و او را «حُلولی» میگفتند] عاقبت به طرطوس رفته و آنجا وفات یافت.(1)
میر عبدالواسع بن میر محمّدصالح بن میر محمّداسماعیل (شاهمراد) حسینی خاتونآبادی اصفهانی، عالم فاضل زاهد متقّی، از علمای قرن یازدهم هجری.
در اصفهان به تحصیل پرداخته و عمر خویش را صرف تهذیب نفس و عبادت نموده و سرانجام در ماه مبارک رمضان سال 1098ق وفات یافته است. مرحوم معلم حبیبآبادی وفات او را در ماه رمضان 1109ق نوشته و اضافه کرده است که جنازه به نجف اشرف حمل شده و در مرقد مطهر علی علیهالسلام مدفون شده است.(2)
میرزا عبدالواسع متخلّص به «صفا» فرزند میرزا محمّدعلی طباطبائی زوارهای (وفا) ، شاعر و ادیب و خوشنویس ماهر در قرن سیزدهم هجری.
در سال 1228ق متولّد شد و در علم و ادب مهارت یافته و خط شکسته را نیز نیکو مینوشت. در اصفهان به خدمت حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی درآمد و کاتب ویژه او شد. پس از وفات مرحوم حجةالاسلام مدّتی در اصفهان و مدّتی در زواره بود تا اینکه در سال 1284ق در زواره وفات یافت و همانجا مدفون شد. غزل و قصیده را نیکو
میسرود. ابتدا «مشرب» تخلّص داشت و سپس آن را به «صفا» تغییر داد. در انشاء و تَرَسُّل نیز مقام استادی داشت. او اشعاری در مدح سیّد حجةالاسلام و میرزا آقاخان نوری (صدراعظم ناصرالدّین شاه) دارد.
این آثار از اوست:
این چند بیت از قصیده در مدح سیّد حجةالاسلام از اوست:
خدایگان جهان صاحب خجسته خصال ظهیر ملّت و دین، مقتدای اهل کمال
خدایگانی کاندر به عهد دولت او کسی نیافت نشانی و نامی از آمال
سخن ز قدرش اگر، گریهها که از گردون سرود قهرش اگر، لرزهها در آجال(1)
ملاّ عبدالواسع دامی همدانی فرزند ملاّ کلب علی. [شاعر و ادیب فاضل. در سال 1164ق متولّد و در 1173ق وفات یافت. قبرش در مقابل تکیه میرزا ابوالمعالی نرسیده به قبر ملاّ علیاکبر اژهای [است.]
مادّه تاریخ وفاتش این است:
1) تذکره مآثر الباقریه، صص 196 و 358-361؛ تاریخ تذکرههای فارسی، صص 69 و 70؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص361.
رقم زد این چنین «کلک رفیق» از بهر تاریخش «بنومیدی ز دنیا رفت عبدالواسع دامی»(1)
[در اصفهان متولّد شده و در این شهر علوم متداول زمان خود خصوصا فقه و حدیث و ادبیات و حکمت و ریاضیات را فرا گرفت و به تدریس مشغول شد. طبعش به سرودن شعر مایل بوده امّا به واسطه بیپروایی در برخی امور و میل به تَجرُّع مورد اتهام واقع میشد. عاقبت در عنفوان جوانی پس از نفرین یکی از اساتید خود وفات یافت. و نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد به خاک رفت. دیوان اشعارش حدود دو هزار بیت شعر داشته است که اکنون در زمان ما نسخهای از آن شناخته نیست.
بر روی سنگ مرمر او علاوه بر مرثیه 11 بیتی رفیق اصفهانی از «دامی» با این القاب یاد شده است:
«... العالم العامل المحقّق و المهندس الکامل المدقّق افصح الشّعراء بل افضلتهم و اشعر الفضلاء و اکملهم...»(2)]
این بیت از اوست:
حاج هیچ آشنا نمیپرسی یا همین حال ما نمیپرسی؟
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 596 و 823؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص53؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص66.
2) بزم معرفت، صص 251-254؛ سفینة المحمود، ج1، صص 191-193؛ تذکره اختر، ج1، صص 77-79؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص290؛ تذکره روز روشن، ص254؛ گلشن مراد، ص406؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص495؛ الذریعه، ج9، ص315؛ بزرگان و سخنسرایان همدان، ج1، صص 271 و 272؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطّی.
میر عبدالواسع بن میر محمّدمهدی خاتونآبادی، عالم فاضل، در سال 1151ق وفات نموده و در قبرستان آببخشان [اصفهان] و مجاور قبر شیخ احمد بن ابوتراب گیلانی مدفون شده است.(1)[این قبرستان و قبور فوق، پس از احداث چهارباغ پایین و فلکه پهلوی (میدان شهدای کنونی) از بین رفتهاند.]
عبدالوهاب اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او شاگرد میرزا محمّد دیلماج اصفهانی بوده و کتاب «من لا یحضره الفقیه» را در سال 1086ق در اصفهان با او مقابله کرده و نزدش فرا گرفته است.(2)
عبدالوهاب اصفهانی، از فضلاء و ادباء بوده و بر اشعار مشکله «دیوان خاقانی» حواشی و تعلیقات نوشته است.(3)
شیخ عبدالوهاب اصفهانی، از فضلاء و حکمای قرن سیزدهم هجری است. از اصفهان
به سبزوار رفته و در مدرسه جدیده سبزوار ساکن شده و از درس حاج ملاّ هادی سبزواری بهره گرفته است.
وی کتاب «شرح غرر الفوائد» تألیف: حاج ملاّ هادی سبزواری را در سال 1273ق به خط نستعلیق در سبزوار کتابت کرده که به شماره 7851 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. کاتب کتاب را به مُهر بیضوی خود به سجع «یا وهاب» ممهور ساخته است.(1)
سیّد عبدالوهاب اصفهانی [دولتآبادی] فرزند سیّد احمد، عالم فاضل جلیل [در قرن چهاردهم هجری.] پدرش از اهل علم و صلاح بوده و برادرش سیّد محمّدصادق در قریه دولتآباد ساکن و به ترویج دین مشغول بوده و در سال 1345ق وفات یافت.
پس از آن صاحب عنوان به تقاضای اهل محل بدانجا رفته و به ارشاد و هدایت مردم پرداخته در سال 1374ق وفات یافته و در مقبره امامزاده نرمی در قریه زمانآباد بُرخوار مدفون گردید. او تألیفاتی داشت.(2)
سیّد عبدالوهاب بن سیّد محمّدامین حسینی شهشهانی اصفهانی، فاضل ادیب [در قرن سیزدهم هجری] مؤلف کتاب «بحرالجواهر» در سیاق که مکرّر به چاپ رسیده [و
نسخههای خطی آن نیز فراوان است] و مؤلف آن تا سال 1253ق زنده بوده است.(1)
شیخ عبدالوهاب نصرآبادی [فرزند شیخ محمّدجواد]، عالم فاضل زاهد [از فضلای اواخر دوره قاجاریه و از اهالی قریه نصرآباد از توابع ماربین، در حومه اصفهان] در اصفهان نزد جمعی از فضلاء و اعاظم فقهاء و حکماء همچون سیّد محمّدباقر درچهای، جهانگیرخان قشقائی و حاج سیّد مهدی نحوی تلمّذ نمود. وی در 10 رجب 1338ق وفات یافته و جنب استاد خود جهانگیرخان در تکیه آقا سیّد محمّد ترک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
میرزا عبدالوهاب خوشنویس فرزند محمّدحسن بن محمّدرحیم بن آقا غلامعلی اوّل بن محمّدرحیم خوشنویس اصفهانی [از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری.] از پیشقدمان تأسیس مدارس جدیده در اصفهان بود. خط نستعلیق را خوش مینوشت و در این فن شاگرد استاد بزرگ نستعلیقنویسان اصفهان میرزا عبدالرحیم افسر بود. وی شایستهترین و نامدارترین اعقاب آقا غلامعلی خوشنویس است.(3)
[خط نستعلیق را نزد فتحاللّه جلالی فرزند افسر تکمیل کرد. وی برخلاف پدرانش که
عبدالوهاب بن محمّدحسین اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق و شکسته در قرن سیزدهم هجری] در 5 شعبان 1257ق «دیوان حکیم سوزنی سمرقندی» را به خط شکسته نستعلیق نوشته و کتاب ضمن مجموعه شماره 4099 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(3)
[در تذکره ممیز، نسخه شماره 904 کتابخانه مجلس شورای اسلامی مینویسد: «اشعر: نامش میرزا عبدالوهاب، اصلش اصفهانی. همه عمر را به کتابت مشغول بود سنه 1258 در تبریز با او ملاقات شد. قریب به سی و پنج از عمرش گذشته مردی درویش...»(4)
احتمالاً این عبدالوهاب اشعر همان عبدالوهاب اصفهانی فوقالذّکر بوده است. واللّه اعلم]
میرزا عبدالوهاب ایرانپور متخلّص به «گلشن» فرزند حاج محمّدحسین بن حاج محمّدعلی اردکانی. شاعر و ادیب نویسنده در قرن چهاردهم هجری در ماه رجب 1296ق در اردکان یزد متولّد شده و در 8 سالگی به اصفهان منتقل شده و نزد فضلای آن
زمان آقا سیّد آقاجان، سیّد یحیی اردکانی و آقا سیّد علی مهریزی یزدی تحصیل کرد و در خط نزد میرزا عبدالرحیم افسر مشق کرده و استفاده نمود و به وسیله او به انجمن شعراء راه یافت و با دهقان و عمان سامانی و دیگر شعراء آشنا شد. دهقان که از استعداد و طبع خوش او مطلع شد تربیت او را برعهده گرفت. در این زمان او به کتابت دواوین شعراء مشغول بود و پدرش که قریحه شاعری او را دید از او خواست تا کتاب «انوار سهیلی» را منظوم سازد. پس از فوت پدرش در خدمت ظلالسلطان، به منشیگری [نزد حاجی عبداللّهخان آغاباشی] پرداخت، [امّا آزادگی و استغناء او باعث شد نتواند استبداد و خودرأیی ظلالسّلطان را تحمل کند و از آن شغل کناره گرفت و به صف آزادیخواهان هوادار مشروطه پیوست. در مبارزات جنبش مشروطیت حضوری فعال داشت و از جمله در مبارزه با استبداد محمّدعلی شاه و حمله بختیاریها برای فتح تهران همراه دیگر مشروطهخواهان شرکت نمود. امّا حوادث بعد از آن، او را از مشروطیت دلسرد کرد.] گلشن ایرانپور 8 سال در اداره اوقاف اصفهان به خدمت پرداخت و در اواخر عمر کارمند اداره ثبت اسناد بود و [در کنار آن به نگارش مقالات ادبی و سیاسی در نشریات اصفهان مانند: «پروانه»، «انجمن اصفهان»، «مفتش ایران»، «کاشف اسرار»، «زایندهرود»، «حقیقت»، «عرفان» و «اخگر» مشغول شد.]
او در سال 1298ش روزنامه «اختر مسعود» را منتشر کرد که فعالیت آن تا سال 1313ش ادامه داشت.
وی عمر خود را در تهیدستی و فقر سپری کرد و قناعت و صبر را پیشه خود ساخت. در اواخر عمر به بیماریهای مختلفی گرفتار شد تا اینکه پس از یک عمر ناکامی و مشقّت در 27 رجب 1356ق مطابق 14 مرداد 1316ش در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) در تخت فولاد مدفون شد.
او از شاعران زبردست و دارای قدرت طبع و از اساتید مسلم شعر و ادب بود و در
انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد.
کتب و رسایل زیر از اوست:
این شعر از اوست:
خسرو حسنی و شکر لب و شیرین دهنی لاله رخسار و سمن پیکر و گلگون بدنی
نیست پیدا دهنت هیچ و در این حیرانم که تو با هیچ سخن گوئی و شیرین دهنی(1)
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص100؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 799 و 800؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 402-404؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج1، صص 66-71؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ گلهای سعادت، ص43؛ نامه سخنوران، ص131؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج5، صص 3064 و 3065؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص326؛ تذکره شعرای یزد، (ویرایش دوم) ، صص 212 و 213؛ دیوان طرب، صص 249 و 250؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص150-167؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 201-204.
میرزا عبدالوهاب کلانتر بن میرزا محمّدرحیم حکیمباشی [از ادباء و بزرگان اصفهان در قرن دوازدهم هجری] برادر کهتر میرزا عبدالباقی طبیب اصفهانی است. او از سلسله سادات حکیم سلمانی اصفهان است و پدر و اجدادش در دربار صفویه به طبابت میپرداختهاند. او پس از استعفای برادر کلانتر اصفهان شد و سپس به حکومت اصفهان رسید. مردی ادبدوست و هنرپرور بوده و در منزل خود انجمن شعراء تشکیل میداد و شاعرانی چون درویش عبدالمجید طالقانی، میر سیّد علی مشتاق، آقا محمّد عاشق، لطفعلی بیگ آذر بیگدلی، ملاّ حسین رفیق و دیگران در آن انجمن شرکت میکردهاند.
[میرزا عبدالوهاب در سال 1184ق وفات یافت.(1)]
سیّد عبدالوهاب موسوی اصفهانی متخلّص به «نشاط» فرزند میرزا محمّدرحیم کلانتر [بن میرزا عبدالباقی بن میرزا محمّدرحیم حکیمباشی] شاعر ادیب، حکیم عارف فاضل، در سال 1175ق در اصفهان متولّد [و در این شهر علم و ادب آموخته و در سال 1218ق به تهران رفت و مورد توجّه فتحعلی شاه واقع شد و جهت او مدایح و قصایدی گفته و به سمت ریاست دیوان رسایل دربار قاجار منصوب شد. نوشتن مراسلات و فرامین شاه و رتق و فتق امور اداری با او بود لذا شاه به او لقب «معتمدالدّوله» داد. نشاط نخستین وزیر خارجه در تاریخ ایران شمرده میشود.]
او دارای قریحه و استعداد سرشار، و در حکمت ریاضی و علوم ادبی عدیم المثال
1) دیوان طبیب اصفهانی، ص78؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص134.
بوده [است.] شاعری نیکمحضر و عارفی خوشمشرب و حکیمی نکتهسنج بود. [در بخشندگی و سخاوت بینظیر بود و بارها اموال خود را وقف نیازمندان و فضلاء و ادباء نمود.و به تربیت و پرورش صاحبان استعداد و اهل فضل اهتمام داشت و اشخاصی چون سیّد حسین مجمر زوّارهای به واسطه او به دربار راه یافته و منظور نظر فتحعلی شاه واقع شدند.] وی در نهضت ادبی ایران [بازگشت ادبی] سهم به سزائی دارد. در نظم و نثر به شیوه قدماء استاد است و در قصیده و غزل توانا. و در نظم و نثر به عربی و فارسی [و ترکی] قادر بوده و اقسام خطوط را نیکو مینوشته و به خصوص در خط شکسته مقام استادی داشته است.
نشاط سرانجام در دوشنبه 5 ذیالحجه 1244ق در طهران به مرض سل وفات یافته و در نجف اشرف مدفون شد.
«مصنف قاجار» در تاریخ وفاتش گوید:
«از قلب جهان نشاط رفته»(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) تذکره دلگشا، صص 491 و 492؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1054 و 1055؛ تذکره ریاض العارفین، ص529؛ مکارم الآثار، ج4، ص1208؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 274-276؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1871؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، صص 379-381؛ تذکره سفینة المحمود، ص49؛ ریحانة الادب، ج6، صص 175 و 176؛ دیوان طبیب اصفهانی، ص81؛ الذریعه، ج9، ص1189؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 418 و 419؛ تاریخ ادبیات فارسی (اته) ، ص201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 800 و 801.
2) فهرست عکسی مرکز احیاء، ج1، ص405؛ فهرست خطی احیاء، ج5، ص57؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص18.
درج میباشد [که بارها چاپ شده است. نسخه خطی آن در کتابخانه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی و برخی از کتابخانهها موجود است.(1)]3. «ساقینامه»4. «کتابی به سبک گلستان»5. «مراسلات و منشآت و مناجات» که به سبک نوشتههای درباری است. قسمتی از آن به طبع رسیده و قسمتی در بایگانی وزارت خارجه برخی کشورها موجود است. [در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی نسخهای از منشآت که مشتمل بر دُرج پنجم «گنجینه» و منشآتی از قائم مقام فراهانی است به شماره 1/11848 موجود است.(2)
از نشاط فرزندانی (از جمله عبدالباقی و عبدالکریم) به جای ماند که در تهران ساکن بودهاند.]
این شعر از اوست:
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
اختران فلکی را اثری در ما نیست حذر از گردش چشم سیهی باید کرد
شب که خورشید جهانتاب نهان از نظر است قطع این مرحله با نور مهی باید کرد
میرزا عبدالوهاب طبیب فرزند میرزا محمّدرفیع اصفهانی معروف به «میرزا کوچک» از
اطبّاء حاذق قرن سیزدهم هجری.
طب را از پدرش آموخته و علاوه بر طبابت به تدریس کُتُب طب مشغول بوده و ملاّ عبدالقادر مولوی طبیب در طب شاگرد او بوده و از او اجازه داشته است. سلسله اجازات صاحب عنوان در طب به بقراط حکیم منتهی میشود.(1)
حاج عبدالوهاب چیتساز متخلّص به «مظهر» فرزند رمضانعلی، از قاریان قرآن در عصر حاضر. در جلسات تجوید و قرائت قرآن به تدریس مشغول بوده و گاهی نیز شعر میسروده است. وی در بهمن 1362ش وفات یافته و در قطعه 3 قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شده است.(2)
ملاّ عبدالوهاب بن ملاّ محمّدطاهر جوشقانی میمهای [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در روز دوشنبه هفتم شوّال سال 1278ق کتابت مجموعهای از «مناسک حج» و «فقه» را به خط نسخ در مدرسه جدّه اصفهان به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 3047 در کتابخانه مرعشی قم موجود است.(3)
شیخ عبدالوهاب بن عبداللّه لاهیجی [گیلانی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم
هجری] در ربیعالاوّل سال 1235ق رساله «بیست فصل» میرزا نصیر اصفهانی، در تقویم و نجوم را در اصفهان به خط شکسته و نستعلیق کتابت نموده است. او در سال 1236ق رساله «هیئت» تألیف: محمّدباقر نجم ثانی را کتابت نموده [که جزو همین مجموعه است.]
مجموعه به شماره 1177 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
میرزا عبدالوهاب منجمباشی فرزند میرزا علی محمّد محلّه نوئی اصفهانی، ریاضیدان و منجم دانشمند در قرن سیزدهم هجری. در 10 ربیعالاوّل 1250ق متولّد گردیده و نزد پدر و دیگران تحصیل نموده و به استخراج تقویم مشغول شد. سالها منجمباشی مهدعلیا بود و در مدرسه دارالفنون تدریس مینمود. سرانجام در روز 15 ربیعالثّانی 1289ق وفات یافت.
از آثارش: 1. «ترجمه کشف الآیات» از لاتین به فارسی 2. «نجوم القرآن فی اطراف الفرقان» به طبع رسیده است.(2)
آقا سیّد عبدالوهاب بدری بن سیّد محمّدعلی حسینی سینی، واعظ صالح، از فضلاء اهل منبر [در قرن چهاردهم هجری.] متوفی در روز 9 رجب 1377ق. مدفون جنب
برادرش سیّد مهدی در تکیه گلزار (واقع در تخت فولاد) .(1)
ملاّ عبدالوهاب فرزند ملاّ کلبعلی همدانی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری. او و برادرش عبدالواسع (متخلّص به «دامی») در اصفهان به تحصیل ادبیات فارسی و عرب، منطق، حکمت، ریاضی و فقه مشغول بودهاند. عبدالواسع در سال 1173 در جوانی وفات یافت ولی عبدالوهاب تا 1185ق زنده بوده و در اصفهان به تحصیل علم و کتابت مشغول بوده است.
او «رساله در معرفت اسطرلاب شمالی و جنوبی را به خط نستعلیق در 11 صفر 1185ق در اصفهان و «رساله در عمل اسطرلاب» را در همان سال کتابت کرده که به شماره 1025 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)
سیّد عبدالوهاب شفیعی اردستانی معروف به «حکیم» و «معین الاطباء» فرزند حاج میرزا محمّد شیخ العلماء بن حاج سیّد باقر بن میر محمّدشفیع اردستانی، طبیب حاذق. از پزشکان نیمه نخست قرن چهاردهم هجری است و نسب او به جناب حسن مُثَنّی فرزند امام حسن مجتبی علیهالسلام میرسد. او در سال 1274ق در محلّه رامیان اردستان متولّد شده و علوم زمان خود خصوصا طب را در اردستان و اصفهان آموخته و سالها در مدرسه نیمآورد اصفهان به طبابت پرداخت.(3)تا اینکه در سال 1355ق وفات یافته و نزدیک
مزار فاضلان در تخت فولاد مدفون شد.(1)
عبدالوهاب بن محمّد بن حسن بن عبداللّه کاتب [از کاتبان نسخنویس قرن سیزدهم هجری.] در روز پنجشنبه چهارم شعبان 1275ق چندین برگ در آخر مجموعه (شماره 3047 کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم) به خط نسخ نوشته است.(2)
میرزا عبدالوهاب منجمباشی متخلّص به «شکوه» فرزند میرزا محمّد [بن میرزا محمّدحسین بن میرزا بدیعالزمان منجم حسینی گنابادی اصفهانی، شاعر ادیب و منشی، [در قرن چهاردهم هجری. او همشیرهزاده تاج الشّعراء شهاب اصفهانی بوده و از او فنون شعر و ادب را فراگرفته است.] او از کارگزاران دستگاه ظلالسلطان بوده [و به منشیگری در دیوانخانه دولتی مشغول بوده است. شعر را نیکو میسروده و قصایدی در مدایح و مراثی معصومین علیهمالسلام دارد.] وی در 4 ربیعالثّانی 1330ق وفات یافته و در [یکی از اطاقهای] تکیه تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
میر ادیب، منی نثر، اوستاد نظم عبدالوهاب کز همه خوبان نشان گرفت
چون رفت از این سرای برون، عقل دور بین از سال فوت او خبر از این و آن گرفت
بیرون یکی شد از پی تاریخ فوت و گفت «عبدالوهاب جای بقصر جنان گرفت»(1)
ابوالفرج عبدالوهاب بن محمّد بن عبداللّه اصفهانی بُزانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن حسن بن بندار مدینی حدیث شنیده و حافظ ابوبکر خطیب از او روایت میکند.(2)
شیخ عبدالوهاب بن شیخ محمّد بیدآبادی اصفهانی معروف به «رجالی» [از علمای اواخر دوره قاجاریّه] ادیب شاعر از سلسله مشایخ بیدآباد. متوفی قبل از سال 1320ق وی «الفیهای در نحو» تألیف نموده است. سیّد ابوالقاسم اصفهانی از شاگردان اوست.(3)
شیخ عبدالوهاب قاضی فرزند شیخ محمّد، عالم فاضل محقّق [از علمای قرن سیزدهم هجری] از سلسله مشایخ بیدآباد بوده و در ماه شعبان 1269ق در اصفهان
وفات یافته و جنب قبر آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد مدفون شده است.(1)
میرزا عبدالوهاب ملقب به «معین العلماء» فرزند سیّد مهدی نحوی بن سیّد محمّدحسن مجتهد اصفهانی بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوة بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّدصادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّدباقر بن میر محمّدصادق موسوی اصفهانی [از روزنامهنگاران فاضل و دانشمند و] از آزادیخواهان صدر مشروطیت.
در سال 1284ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. [در اصفهان از دوستان سیّد جمالالدّین واعظ بود و تحت تأثیر افکار آزادیخواهانه او قرار داشت. در سال 1320ق به تهران رفت. در سال 1322ق انجمن مخفی به نام «مجمع آزادیخواهان» را در تهران تشکیل داد. به هنگام تحصّن علماء در امامزاده عبدالعظیم شهرری، او در ایجاد ارتباط مردم و علماء و روشنگری در اهداف نهضت نقش مهمی داشت. پس از پیروزی نهضت و صدور فرمان مشروطیت و برگزاری انتخابات مجلس شورای ملّی، در انتخابات اصفهان مشکلاتی به وجود آمد که معین العلماء به اصفهان آمده و آن مشکلات را رفع نمود. او در سال 1325ق در تهران روزنامه «نیّر اعظم» را منتشر ساخت که هفتهای دو شماره منتشر میشد و در آن مقالات بسیاری در دفاع از مشروطیّت و مخالفت با استبداد و دخالت بیگانگان در ایران درج میگردید.
او پس از اینکه مقالهای در انتقاد به قرارداد 1907م بین روسیه و انگلستان در «نیّر اعظم» به چاپ رساند و شاه را به حمایت از روسها متهم کرد، روزنامهاش توقیف و خود به یک سال حبس محکوم شد. اما با پادرمیانی بزرگان به عتبات عالیات تبعید شد.
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص120؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص220؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص196؛ بیان المفاخر، ج2، ص235؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
امّا پس از مدّت کوتاهی به ایران بازگشت. پس از آنکه محمّدعلی شاه مجلس را به توپ بست و به تعقیب و دستگیری و قتل آزادیخواهان اقدام کرد، معین العلماء به سفارت عثمانی پناه برد و نامههایی به علمای اصفهان نوشت و آنان را به حمایت از مشروطهخواهان فراخواند. پس از آنکه محمّدعلی شاه شکست خورد و مشروطهخواهان تهران را فتح کردند، او دستگیر و زندانی شد و کمی بعد آزاد شده و عتبات عالیات رفت ولی بعد از بازگشت به ایران فعالیّتهای سیاسی را رها کرد.(1)]
معین العلماء، پس از تأسیس عدلیّه، وارد خدمات دولتی شده و مدّتها ریاست عدلیه مازندران، زنجان و گیلان و سپس قضاوت در محاکم عدلیه فارس و ریاست عدلیه آباده و گلپایگان را داشت. [او در آخرین سال عمر به عدلیه اصفهان منتقل شده و] در شب جمعه 6 رمضان المبارک 1358ق [مطابق 27 مهر 1318ش] در اصفهان وفات یافته و در تکیه سادات مهدوی در تخت فولاد جنب مزار پدران خود مدفون شد.(2)
سیّد عبدالوهاب خان مستشار دفتر متخلّص به «مرشد» فرزند سیّد هاشم. از شعرای معروف و فضلای مشهور اصفهان در اوایل قرن چهاردهم هجری. [در سال 1286ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخت. او از اعضای دفتر انشاء و استیفای اصفهان بود و جزو جمعها را مینوشت. مابین انواع شعر مخصوصا مادّه
تاریخگوئی طبعی آماده و توانا داشت. دیوان اشعارش حدود پنج هزار بیت شعر داشته که دختر سیّد عبدالوهاب خان آنها را به همراه اشعار سیّد مرتضی (فرزند سیّد عبدالوهاب) به سرهنگ دکتر ریاحی جهت چاپ سپرده بود ولی به چاپ نرسید.[ سرانجام در روز 17 صفر 1343ق وفات یافته و در یکی از اطاقهای تکیه ملک [تکیه شهدای کنونی] در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
سال تاریخ فوت پرسیدم از مقیمان روضه رضوان
باغبان سر برون نمود و بگفت مستشار آمده مقیم جنان
این شعر از اوست:
همه عشاق بگیرند اگر یار دگر جز تو ما دل نسپاریم به دلدار دگر
بار اوّل چو بدیدم رُخ او مات شدم دیدهای کاش که بیند رُخ او بار دگر
بار عشق تو مرا کشت دم از هجر مزن نیست حاجت که بر این بار نهی بار دگر(1)
شیخ عبدالوهاب فرزند یارعلی ریزی لنجانی اصفهانی، عالم فاضل و مجتهد جامع [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
از اهالی قصبه «ریز» از توابع لنجان بوده و در اصفهان نزد حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی تحصیل کرد. سپس به نجف اشرف رفته و از درس شیخ محمّدحسن نجفی (صاحب جواهر) بهره برد و ظاهرا از آن اساتید اجازه
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 51 و 52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص802؛ دیوان طرب: مقدمه، ص250؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص173؛ یادداشتهای استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی.
دریافت نمود. او پس از مراجعت به ایران، به زادگاه خود رفته و به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول شده و ظاهرا قبل از سال 1300ق وفات یافته و در همانجا در مسجدی که در آن اقامه جماعت مینمود مدفون شد.
او پدر دو عالم بزرگوار شیخ مرتضی و شیخ ابوالفضل ریزی است.(1)
شیخ عبدالوهاب زاهدی، عالم فاضل ادیب. از فضلاء معاصرین و از سلسله مشایخ بیدآباد.
سالها در دبیرستان عَلیّه (از مدارس جدید) ادبیات فارسی و عربی و فقه تدریس مینمود و در مسجد سیّد نیز جمعی در خدمت او به تحصیل اشتغال داشتند.(2)
عبدالوهاب سالک اصفهانی، از شعرای قرن سیزدهم هجری است. مدّتی در عداد غلامان و پیشخدمتان هلاگو میرزا قاجار بوده و او را مدح مینموده و هلاگو میرزا در «تذکره خرابات» از او یاد کرده است.(3)
میرزا عبدالوهاب سامانی چهارمحالی متخلّص به «قطره» شاعر ادیب [از شاعران قرن سیزدهم هجری. در چهارمحال متولّد شده و علم و ادب آموخت و خصوصا در انشاء و
حساب و امور دیوانی مهارت یافته و چندی نایب الحکومه چهارمحال شد. سفرهایی به شهرهای مختلف کرده و در نهاوند به خدمت شاهزاده محمود میرزا قاجار درآمده و او را مدح کرد. سپس به طهران رفته و به دربار فتحعلی شاه قاجار راه یافت و اشعارش مورد توجّه و قبول شاه قرار گرفته و قصایدی در مدح شاه انشاء نمود. بعد از فوت او به اصفهان آمده و به مدح حاکم اصفهان منوچهرخان معتمدالدّوله پرداخت. او گاه در اصفهان و گاه در چهارمحال بوده و با شعرا و ادبای معاصر خویش مراوده و معاشرت داشته است. سال فوتش به دست نیامد. «هرمان اته» مینویسد تا سال 1284ق در قید حیات بوده است. فرزندان و نوادگان و احفاد او اغلب از شعراء و ادبای عصر خویش بودهاند که از همه معروفتر نوراللّه خان سامانی است.(1)
کتب زیر از آثار اوست:
از اوست:
1) تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره سفینة المحمود، ص443؛ تذکره دلگشا، صص 614-616؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 886-888؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، ص244؛ الذریعه، ج9، ص886؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج2، ص1434.
2) تاریخ و ادبیات فارسی (اته) ، ص202.
3) فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص633؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص 2433.
نه سنگ جور دلداری، نه بند زلف دلبندی فضای بوستان خرسند کی سازد دل ما را]
میرزا عبدالوهاب کُجانی، ادیب شاعر و خوشنویس ماهر در قرن سیزدهم هجری. در روستای «کُجان» اردستان متولّد شد و در اردستان سکونت گزیده است. مدّتی نزد حاجی محمّدعلی خان عرب عامری از حکام آن نواحی به امور دیوانی مشغول بود و چون نتوانست از این راه مخارج خود را تأمین کند به اصفهان آمده و به خدمت مجتهد و مرجع بزرگ آن عهد حاج سیّد محمّدباقر حجّةالاسلام شفتی درآمد و او را مدح گفت.
او غزل و قصیده را نیکو میگفته و خطوط نسخ و شکسته و نستعلیق را نیکو مینوشته و در فن سیاق مهارت داشته است. او اشعاری در مدح سیّد حجةالاسلام دارد.(1)
میر عبدالوهاب معموری متخلّص به «عنایت»، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. از سادات معموری اصفهان است. در هند ساکن بوده و داخل امراء دربار جهانگیر پادشاه به خدمت مشغول بوده است. مدتی هم در دکن در دیوان شاهزاده سلطان پرویز خدمت میکرد. در اغلب علوم خصوصا سیاق و حساب مهارت و در شعر طبعی روان داشت و اشعار بسیار گفته بود. دیوان غزلیاتش پنج هزار بیت است. دفتری در قصیده دارد و یک مثنوی در بحر فرهاد و شیرین سروده است.
1) تذکره مآثر الباقریه، ص107.
این شعر از اوست:
درین چمن منم از بلبلان زار یکی ولی به زاری من نیست از هزار یکی
هزار عاشق جانباز سربلندی یافت در آن میانه سزاوار شد به دار یکی(1)
عبدالوهاب موسوی [از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن یازدهم هجری.] در رجب 1078ق در محلّه عباسآباد اصفهان کتاب «عیون اخبار الرضا» را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
عبدالوهاب واعظ ملکی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری.] در سال 1027ق کتاب «تنبیه الغافلین» در ترجمه نهجالبلاغه تألیف: ملاّ فتحاللّه کاشانی را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 756 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار در طهران موجود است.(3)
شیخ عبدالهادی اصفهانی، از علمای قرن چهاردهم هجری و از مدرسین شهر کربلا است. از جمله شاگردان او شیخ علی حبشی قطیفی است.(4)
ابوالخیر عبدالهادی بن علی بن محمّد بن احمد بن خانبان بن حسن بن علی بن جعفر مؤدّب صوفی اصفهانی [از عرفاء و زُهّاد و محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری.]
از مردان اهل خیر و صلاح و علم بود. نیکو وعظ میکرد و به خوبیبا مردم سلوک مینمود. در اصفهان به زهد و وعظ معروف بود.
در همدان از ابوبکر عبداللّه بن حسین بن محمّد بن جعفر رودزاوری، حافظ ابوشجاع شیرویه بن شهردار دیلمی، ابوالعلاء محمّد بن محمّد بن احمد حافظ و ابومحمّد عبدالرّحمان بن محمّد بن حسن دونی صوفی و در اصفهان از ابوعلی حداد استماع حدیث کرده است.
تولدش در ماه صفر 419 و فوت در عصر پنجشنبه 16 جمادی الاولی 554ق [بود.[ و روز جمعه در مسجد خود مدفون گردید.(1)
حاج عبدالهادی اصفهانی فرزند مهدی معروف به «جراح» [از کاتبان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری] چندین کتاب را به خط نسخ نوشته که از آن جمله است:
این کتابها ضمن مجموعه شماره 4345 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران
1) التّحبیر، ج1، ص504.
محفوظ است.(1)
شیخ عبدالهادی قاضی، عالم فاضل [در قرن سیزدهم هجری.] داماد علاّمه فقیه آقا سیّد صدرالدّین محمّد عاملی بوده و دختر او علویه فاطمه بیگم را به زوجیت داشته است. او ظاهرا شاگرد حاج محمّدابراهیم کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام است. در «گنج شایگان» گوید: وی پنجمین نبیره شیخ محمّدحسن قاضی (اوّلین شخص از این خاندان که در اصفهان به منصب قضاوت نائل شد) است و تا سال 1273ق حیات داشته است. و در مسجد علیقلی آقا اقامه جماعت مینموده است.(2)
عبدان بن محمّد خوزی شاعر فصیح البیان از معاصرین ثعالبی مؤلّف: «یتیمة الدّهر» است. در حدود سال 400 هجری وفات یافته است. از اشعار اوست:
تَرکنا لِخَوفِ الخیل دَوَرنا وللّه صرف الدّهر کیف ترددا
دهالیزنا ضاقت لخوف نزولهم کانّا یهودٌ تدخل الباب سُجّدا
(اشاره به کوتاهی درب خانههای اهل جزیه: یهود) (3)
عبدة بن صالح اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن دوّم هجری] از داود بن سلیمان
از اصحاب حضرت علی بن ابیطالب علیهالسلام روایت میکند.(1)
ابوالعبّاس عبیداللّه بن احمد بن حامد ابهری مؤدب اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم هجری] از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری و ابومسلم عبدالواحد بن محمّد بن احمد ابهری نقل حدیث میکند و ابوطاهر احمد بن محمود ثقفی و ابونصر ابراهیم بن محمّد کسائی و محمّد بن احمد بن محمّد آمِدی از او روایت کردهاند.(2)
ابومسلم عبیداللّه بن احمد بن محمّد بن ماهان مؤدّب [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] در اصفهان و جز آن از محدّثین استماع حدیث نموده و از سهل بن موسی روایت میکند.(3)
«مؤدب» به وزن «محدّث» یعنی ادبآموز
ابوعمرو عبیداللّه بن احمد بن عُقبة بن مَضرِّ (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری] مستجاب الدّعوه بوده و در شوّال 313ق وفات یافته است.(4)
ابومحمّد عبیداللّه معدّل اصفهانی بن حسن بن محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حفص [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از بزّاز و محدّثین همطبقه او روایت میکند.(1)
حافظ ابونعیم عبیداللّه حدّاد اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] تولدش سال 463 و فوت او جمادی الاولی سال 517ق [بوده است.]
ابوعبیداللّه دقاق درباره او گوید:
«جمع ما لم یجمعه من اقرانه من الکتب الکثیرة و السّماعات. صدوقا فی جمعه و کتبه. امینٌ فی قراءته.»
او از عفیفه فارفانی اجازه داشته و از محمّد بن احمد بن محمّد بن عبداللّه ترکه اصفهانی و ابوابراهیم اسعد بن مسعود عتبی نیشابوری نقل حدیث نموده و قاضی ابواسحاق ابراهیم بن علی بن حسین از او روایت میکند.(2)
ابوبکر عبیداللّه خیّاط اصفهانی، نحوی ادیب. وی را دو کتاب در نحو میباشد. یکی بزرگ و دیگری کوچک. در زمانش چنان کتابیبدان جزات نوشته نشده است. اباالفضل
بن محمّد نزد او تلمّذ کرد. ابیمسلم بن حجا الکوفانی در رثای او گوید:
سآتی باکیا شط الفرات لعینی استمد مَدَی حیات
فابکی ثم ابکی ثم ابکی علی من عقد توسّد جندلات
علی قمر الزّمان و زین علم عبیداللّه کنز الفائدات(1)
ابوالحسن عبیداللّه بن طاهر بن حسین روقی [از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری[ سبط ابوبکر بن فورک. سمعانی درباره او نوشته است: «من وجوه العلماء و الائمة و کانت الیه الفتوی فی مذهب الشجره».
در طابران از شاگردان ابومحمّد جوینی بوده و ابوالمناقب سعد بن عبید طابرانی طوسی از او روایت شنیده است. فوت [صاحب عنوان] در رمضان 496ق(2)[بوده است.]
قاضی القضاة ابواسماعیل عبیداللّه بن علی خطیبی مقتول به سال 502ق به دست باطنیان. از مخالفین سعدالملک آبیو خود مردی جاهل و محیل بود و سبب قتل سعدالملک گردید.(3)
ابوالقاسم عبیداللّه بن فضل بن احمد بن عبداللّه بن محمّد قصری ممیّز اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابراهیم طیّان حدیث شنیده و جهت
ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.
فوت رمضان 533ق در اصفهان.(1)
«باب القصر» محله بزرگی در اصفهان (از محلات یهودیه)
ابوالفضل عبیداللّه بن محمّد بن ابراهیم بن محمّد (سعد) بن احمد بن ابراهیم بن علی بن سعدویه جوزدانی عدل اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.]
سمعانی با القاب عالی از او یاد میکند و مینویسد:
«شیخ فاضل، عالم عاقل، ساکن صالح، سدید السیره، متمیز من اهل العلم و العدل و الخیر و مؤمن بیت الحدیث و العدالة و التّزکیة ملیح الشّیبة بِهی المنظر»
در سال 470ق متولّد و از پدرش ابوسهل محمّد، جدّش ابونصر ابراهیم، ابوالفضل مهطر بن عبدالواحد بُزانی، ابومنصور بن شکرویه، ابومسعود سلیم بن ابراهیم، ابوبکر بن ماجه و عدهای دیگر استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی «تاریخ اصفهان» ابوبکر احمد مردویه و چندین کتاب دیگر را از او شنیده است.
صاحب عنوان در روز جمعه 12 ذیحجه 538ق در اصفهان وفات یافته است.(2)
ابوزرعه عبیداللّه بن محمّد بن احمد بن راشد (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از پدرش و ابوبکر بن نعمان روایت کرده و بعد از سال 342ق وفات
یافته است.(1)
ابوالحسین عبیداللّه بن محمّد بن احمد بن معدان عُصفُری مقری خلاّل [از محدّثین قرن چهارم هجری]
از محدّثین عراق و اصفهان حدیث شنیده و در سال 375ق وفات یافته است. وی از ابوعبداللّه احمد بن علی جوزجانی روایت میکند و حافظ ابونعیم اصفهانی از او نقل حدیث میکند.(2)
ابوالحسین عبیداللّه بن محمّد بن صالح طیّان قوّال [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] وی از علی بن سعید عسکری روایت میکند.(3)
ابوالقاسم عبیداللّه بن محمّد بن عبید بن قَمِن بن فیل برجی صوفی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن حسین بن ابراهیم خُرجانی روایت میکند و ابوعلی حدّاد از او روایت مینماید.(4)
[«بُرج» و «خُرجان» از دهات شرق اصفهان بهشمار میروند.]
ابواحمد عبیداللّه بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم بن محمّد بن جمیل (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] او به طلب حدیث به شهرهای مختلف سفر کرده و به بغداد رسیده و از آنجا به اصفهان مراجعت نموده و در سال 386ق فوت شده است. از حسن بن عثمان فسوی کتابهای یعقوب بن سفیان را روایت میکند.(1)
ابوبکر عتیق بن حسین بن محمّد بن حسن بن محمّد بن حسن قطّان رویدشتی سنبلانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] در حدود سال 450ق متولّد شده و در اصفهان تحصیل نموده و از ابوعثمان سعید بن ابیسعید عیّار صوفی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث نموده است.
فوت او روز عرفه سال 540ق در اصفهان(2)[اتفاق افتاد.] «رویدشت» از قرای اصفهان و «سنبلان» از محلاّت اصفهان [است.]
ابوالفرج عثمان بن احمد بن اسحاق بن بُندار کاتب بُرجی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از ابوجعفر محمّد بن عمر بن حفص جورجیری اصفهانی [و ابوعمرو عثمان بن حکیم و علی بن محمّد بن ابان] حدیث نقل نموده و سهل بن محمّد بُرجی و محمّد بن احمد بن احمد بن عبداللّه امام و سلیمان بن ابراهیم بن سلیمان [ورّاق و
ابوالقاسم بن ابیبکر بن علی و ابوالرّبیع استرآبادی و احمد بن جعفر فقیه] از او روایت کردهاند.
او در عید فطر سال 406ق وفات یافت.(1)
ابوعمرو عثمان بن طلحة بن حسین بن ابوذر محمّد بن ابراهیم صالحانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابومطیع محمّد بن عبدالواحد اصفهانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی او را ملاقات کرده و در مسجد جامع جهت او اجازه نوشته است.(2)
دو برادرش ابوعبداللّه حسین و ابوالخیر سعید صالحانی نیز از محدّثین اصفهان و از اهالی محلّه صالحان بودهاند.
ابوعمرو عثمان بن محمّد (احمد) بن عثمان سنوی (نسوی) اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابومحمّد رزقاللّه تمیمی حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی احادیث کمی از او استماع کرده است.(3)
عثمان بن محمّد بن عثمان شهرآبادی یزدی [از فضلای قرن ششم هجری] در سال
600ق کتاب «بیان الحق و معیار الصّدق» لوکری را در اصفهان جهت خود نوشته و نسخه به شماره 876 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران جزو کتب اهدائی مشکوة موجود است.(1)
ابوالحسن عدنان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان مؤدّب بُرجی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از احمد بن محمّد بن موسی بن مردویه روایت نموده و ابوعلی حدّاد از او استماع حدیث کرده است.(2)
«بُرج» از دهات اصفهان است.
عرب اصفهانی، از شعرای اصفهان است و ظاهرا در قرن دهم هجری میزیسته است. از اوست:
بوی جگر سوخته دارد دل من خاصیّت خاک کعبه دارد دل من
با این همه اسباب که از غم دارم عمری است که حل نمیشود مشکل من(3)
میرزا عرب تبریزی متخلّص به «ناصح» شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. وی مقداری در اصفهان تحصیل نموده و سپس به تجارت پرداخت. مردی صالح و
پرهیزکار بود و طبعش در شعر خالی از لطف نبود وفاتش قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) واقع شد.
این رباعی از اوست:
از عشق رسید کار هرکس به نظام بیآتش عشقت هوسها همه خام
در دل عشقت به که بود در سر عقل در خانه چراغ به که مهتاب به بام(1)شد الازار، ص280؛ هزار مزار، ص323.
میر عرفان طهرانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان به کتابفروشی مشغول بود.
از اوست:
تا قیامت لب خمیازه گشاید چو کمان یک بغل هر که تو را تنگ در آغوش کشید2.
شیخ عزالدّین اصفهانی [از دانایان قرائت و تجوید و حافظان قرآن در قرن هفتم هجری] حافظ قرآن با تجوید خوب بوده و به خدمت مشایخ بزرگ رسیده و عدّه زیادی را درک نموده [است.] از آن پس در زاویهای غنوده و به تعلیم اولاد حسین پرداخت. در اواخر عمر از چشم محروم شده، پس از مدّتی چشمش خوب شد و قرآنی نوشت و دو مرتبه کور شده و سنش از نود (90) گذشته و در سال 790 و اندی وفات یافته و در شیراز مدفون گردید.(3)
عزّالدّین بن تاجالدّین اصفهانی، از فلزکاران و قلمزنان سده هشتم هجری است. از آثار وی یک شمعدانی برنزی طلاکوب است که به نام امیرتیمور گروکانی ساخته شده و این اثر تاریخ رمضان 799ق دارد. در کتاب «احوال و آثار نقاشان قدیم ایران» این تاریخ 792ق آمده است.(1)
حاج شیخ عزّالدّین نجفی بن شیخ محمّدرضا بن شیخ محمّدحسین بن حاج شیخ محمّدباقر نجفی (مسجدشاهی) اصفهانی، از علمای معاصر اصفهان.
[در حدود سال 1330ق] در نجف اشرف متولّد شده و در کودکی به همراه پدر به اصفهان آمد. و نزد علمای این شهر خصوصا شیخ اماناللّه گینکانی [کوجانی] و ملاّ فرجاللّه درّی به تحصیل مشغول شد و پس از آن در درس پدر دانشمند خود و حاج آقا نوراللّه نجفی حاضر شد.
او پس از فراغت از تحصیل به امور اجتماعی و اداره و سرپرستی دفتر ثبت اسناد رسمی اشتغال جست و در محلّه بیدآباد کوچه شیخها ساکن شد. او فاضلی نیکونهاد و عالمی خوشاعتقاد، دائم الذکر، خلیق و مهربان و خوش معاشرت بود.
او سرانجام در روز جمعه اوّل شوّال 1399ق [مطابق به دوّم شهریور 1358ش] در سن حدود 69 سالگی وفات یافت. [پیکرش به قم حمل شده و در قبرستان باغ رضوان (جنب قبرستان وادیالسّلام) مدفون شد.]
1) دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص423.
مادرش صبیّه آقا سیّد محمّد امامی خاتونآبادی است. [و خودش صبیه شیخ محمّدعلی بن شیخ جلالالدّین نجفی را به همسری خود اختیار نموده بود.]
از او جزوات و رسالههای مختصری به جای مانده است.(1)
عزّالدّین صنمار اصفهانی والی اصفهان در عهد سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقی بوده و در «راحة الصّدور» و سایر کتب تواریخ سلجوقی از وی یاد شده است.(2)
عزتاللّه جعفرپور متخلّص به «گویا» فرزند غلامرضا بن نصراللّه. از شعرای معاصر اصفهان در ششم اسفندماه 1318ش متولّد شده و تحصیلات خود را به صورت متفرقه تا ششم ابتدایی به پایان رسانیده است. او به شغل حجاری مشغول بوده و به خوشنویسی نیز علاقمند است.
از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در اواخر عمر مرحوم استاد عباس خان شیدا محضر او را درک نموده و همچنین از محضر استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهرهمند گردیده و تخلّص «گویا» را به پیشنهاد ایشان برگزیده است. در اکثر انجمنهای ادبی اصفهانی خصوصا انجمنهای صائب، حافظ، فردوسی و خانه هنرمندان حضور داشته است. دیوان اشعار او هنوز به چاپ نرسیده است. این چند بیت از اشعار اوست:
ای خدای رازدار بندگان در کدامین جا تو را پیدا کنم
تا بیابم پرتوی از نور تو رو به سوی طور چون موسا کنم
همچو مجنون در بیابان وفا این دعا دیوانه را رسوا کنم
هر شب و روز از فراق روی دوست نالهها در دامن صحرا کنم(1)
عزتاللّه ابوطالبی فرزند فیضاللّه، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1322ش در چادگان متولّد شده و تحصیل در مقطع ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان گذرانده و پس ادامه تحصیل فوق دیپلم گرفته و به استخدام کارخانه ذوب آهن اصفهان درآمده و بخش تحقیقات آزمایشگاه مرکزی آنجا به کار مشغول شد و در سال 1377ش بازنشسته شد. این شعر از اوست:
خداوندا کریمی مهربانی صفابخش زمین و آسمانی
گناهان مرا نادیده پندار گناه کرده را ناکرده انگار
به روز واپسین یعنی که محشر ز هرچه بد نمودم جمله بگذر
گناهانم ببخش و هرچه دیدی «ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی»(2)
ابوالقاسم عزیز بن احمد بن محمّد مصری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است و[ از ابوسعید نقاش روایت میکند.(3)
عزیز بن زینالعابدین اصفهانی [خطاط نستعلیقنویس در قرن سیزدهم هجری] در 13 جمادی الاولی سال 1240ق کتاب «ابواب الجنان» مولی رفیع قزوینی را به خط نستعلیق نوشته و به شماره 3017 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
میرزا محمّد عزیز فرزند میرزا محمّدرحیم (وزیر توپخانه) از خوشنویسان خط نستعلیق در اواخر قرن یازدهم هجری است. محمّدصالح اصفهانی که معاصر اوست در تذکره خوشنویسان خود گوید:
«قطع نظر از فضیلت و صفای طینت، در هر فنّی از فنون خطّ نستعلیق، نهایت قدرت و تسلّط داشت و پاکیزه و به مزّه مینوشت و خوشنویس بود».(2)
استاد حاج عزیزاللّه عطریان فرزند محمّدابراهیم. از هنرمندان معاصر در سال 1311ش در محلّه طوقچی اصفهان متولّد شد. پدر و عموها و اجداد او از هنرمندان هنر قلمکاری پارچه بودهاند. در کودکی به مکتبخانه رفت و چندی بعد نزد پدر به فراگیری هنر قلمکاری مشغول شد. چند سال بعد نزد استاد عبدالخالق پورصناعی که در هنر قلمکاری و صنعت رنگسازی سنّتی مهارت داشت و استاد حاج میرزا آقا امامی
استاد هنر مینیاتور و سوخت به تکمیل معلومات خود پرداخت.
او یکی از احیاءگران هنر قلمکاری در عصر حاضر است که در کارهایش از طرحهایی چون نقوش تخت جمشید، شکارگاه، گل و بوته، بتّه جقّه، گل ختائی و سرو استفاده میکرد و تعدادی از علاقمندان این هنر نزد او به فراگیری هنر قلمکاری مشغول بودند. آثار هنری او به بسیاری از کشورها صادر شده و در نمایشگاه دُبی در امارات متحده عربی در سال 1370ش و نمایشگاه جدّه عربستان در سال 1369ش به نمایش درآمد. همچنین در جشنهای تخت جمشید و نقش جهان از دست ساختههای ایشان در فرمدهی و پوشش مردان و زنان استفاده شد. استاد عطریان از مؤسسان تعاونی صنف قلمکاران اصفهان و اتحادیه صادرکنندگان صنایع دستی اصفهان بود و در سال 1376ش از اداره تعاون استان اصفهان به عنوان قلمکار نمونه لوح تقدیر دریافت نمود.
وی پس از ابتلاء به بیماری قلبی در شب جمعه 14 دی 1385ش (مطابق 23 شعبان 1417ق) از دنیا رفت و در قطعه نامآوران در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(1)
ملاّ عزیزاللّه بن میرزا محمّدتقی الماسی بن میرزا محمّدکاظم بن مولی عزیزاللّه بن علاّمه مولی محمّدتقی مجلسی اوّل، عالم فاضل و ادیب محقّق.
سالها در هند اقامت داشته و گاهی شعر میسروده و سرانجام در سال 1163ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه مجلسی (جنب مسجد جامع اصفهان) مدفون شده است. از تألیفات او: «هدایة العاملین» در اصول دین است که برای مؤتمنالملک شجاعالدّین
1) گلشن نامآوران، صص 209-213.
محمّدخان اسعد جنگ، در مقصودآباد از شهرهای بنگاله در سال 1142ق تألیف شده است. وی همچنین نسخهای از «حدیقة المتّقّین» جدّش مجلسی اوّل را به خط نستعلیق در سوم صفر 1144 در بندر سورت کتابت نموده که به شماره 2963 در کتابخانه عمومی اصفهان (کتابخانه فرهنگ اصفهان) موجود است. زوجه مشارٌ الیه دختر مولی صالح ثانی مازندرانی معروف به آقابزرگ فرزند مولی عبدالباقی بن علاّمه مولی صالح بوده است.(1)
میرزا عزیزاللّه بن ملاّ محمّدتقی مجلسی، عالم فاضل و محدّث محقّق. از علماء معروف و محقّقین بوده و در سال 1025ق متولّد و در سال 1074 وفات یافته است.
در «الفیض القدسی» درباره او مینویسد: «حاوی کمالات کثیره و در قدس و تقوی و حسن خلق، به حدّ اعلای مراتب رسیده و مستجاب الدّعوه بوده و در تموّل و ثروت نیز از عموم علماء زمان مقدّم بوده»(2).
نزد پدر و دیگران تلمّذ نموده [است.] کتب زیر از تألیفات اوست:
رعایت نموده است.(1)3. «حاشیه بر تهذیب الاحکام» 4. «حاشیه بر مدارک الاحکام» 5. «حاشیه بر من لا یحضره الفقیه»(2)6. «فوائد متفرقه»
در کتابخانه آستان قدس رضوی نسخهای از «وجیزه» شیخ بهائی موجود است که ملاّ عزیزاللّه در صدر نسخه یک صفحه فوائد اقتباس از «رجال ابن داود» و در آخر نسخه ده برگ فوائد متفرقه از کتاب «منتقی الجمان» را در تاریخ ظاهرا 1071ق نوشته است.(3)
شیخ عزیزاللّه بیدآبادی فرزند شیخ محمّدحسین بن آقا محمّد بیدآبادی، عالم فاضل و فقیه عارف (از علمای قرن سیزدهم هجری) .
در علم رمل و جفر و اعداد استاد بوده و علاوه بر آنها فقیهی عالیقدر بهشمار میرفته، در اواخر قرن سیزدهم وفات یافته است.(4)
نوادهاش آقا شیخ عزیزاللّه بن شیخ محمّدحسین بن شیخ عزیزاللّه هم از فضلاء اوایل قرن چهاردهم هجری بوده و در مسجد سیّد اصفهان مکتبخانه داشته است.(5)
1) فهرست رضوی، ج6، ص601.
2) الذریعه، ج6، صص 52 و 194 و 223.
3) فهرست رضوی، ج6، ص630؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص366؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص421؛ فوائد الرضویّه، ج1، ص263؛ الروضة النّضره، ص366؛ مصفی المقال، صص260 و 261؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص41.
4) بیان المفاخر، ج2، ص231؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار) ، ص83؛ آثار ملّی اصفهان، ص193.
5) بیان المفاخر، ج2، ص99.
میرزا عزیزاللّهخان چادگانی متخلّص به «محتاج» فرزند محمّدحسن [از شعراء و فرهنگیان چادگان در قرن چهاردهم هجری.] در سال 1292ق در «چادگان» متولّد گردید. او دوران کودکی و نوجوانی را به سختی گذرانید و ضمن کار روزانه، شبها در خدمت آخوند ملاّ علی میرزا (که از علماء و فضلای چادگان بود) درس میخواند. مدّتی نزد دانشمند و عارف و حکیم مشهور مرحوم آخوند ملاّ صالح بن ملاّ ابراهیم چادگانی درس خوانده و بعدا مدّتی در افواج فریدن به نویسندگی اشتغال داشت. از آن پس مدت چهل سال مکتبداری نمود و عدّه زیادی از اطفال محل را علم بیاموخت. [پس از آن که به دستور دولت رضاشاه، مکتبخانهها برچیده شد و مدارس جدید جای آن را گرفت، او چندین سال خانهنشین بود تا اینکه با نامهنگاری به مقامات دولتی] به خدمت اداره فرهنگ وارد شد و به آموزگاری مشغول گردید. [او از پیشگامان و پیشکسوتان فرهنگ چادگان و از خادمان حقیقی علم و دانش است.]
وی از جوانی لب به گفتن اشعار گشوده و به فارسی و ترکی و لری شعر میگفت و دو دیوان به فارسی و لری داشت.(1)
[وی سرانجام در روز دهم مهرماه 1338ش (مطابق سال 1378ق) پس از تحملّ مصائب گوناگون و از جمله مرگ جوان برومند خود، از دنیا رفت و در قبرستان عمومی چادگان معروف به «سر قبر آقا» مدفون شد. متأسفانه در سالهای اخیر این قبرستان به فضای سبز تبدیل شد و آثار قبر او را از بین بردند.
این شعر از اوست:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص414.
نکوتر بتاب امشب ای نور ماه که روشن کنی روی این بزمگاه
ببین میگساران به خواب اندرند همه مات و مست رخ دلبرند
بود شمع خاموش و مجلس خراب شکسته دف و نای و چنگ و رباب
حریفان به یکدیگر آمیختند صراحی شکسته قدح ریختند
به موسی بگو خیز و بین بر ملا تجلّی نموده حق در کرب و بلا
مسیحا تا که بیند این رستخیز صلیب و چلیپا کند ریز ریز
محمّد سر از غرفه آرد برون ببیند جگرگوشهاش غرق خون(1)]
عزیزاللّه مخمور فرزند حسینعلی، شاعر ادیب، از سخنوران معاصر. در سال 1300ش در نجفآباد متولّد شد. او از نوادگان بیبیجان متخلّص به «مخموره» از شعرای اواخر دوره قاجار است. به این خاطر نوادهاش «مخمور» تخلّص دارد و از اشعارش دفتری به نام «راز وصال» در سال 1345ش چاپ شده است. از راه خیاطی امرار معاش میکرده و علاوه بر طبع شعر ویولُن را خوش و استادانه مینواخته است. این دو بیت از سرودههای اوست:
چشم جادو ز تو و دیده خونبار ز من رخ زیبا ز تو و عشق شرربار ز من
رمز دل بردن از خلق جهانی از تو جستجو کردن و دانستن اسرار ز من2.
1) یادداشتهای محقّق ارجمند آقای حاج سیّد رضا نوحی چادگانی.2. دیباچه دیار نون، صص 220 و 221؛ بزم ادب، صص 205 و 206.
سرهنگ عزیزاللّهخان شکیبا فرزند میرزا محمودخان نهچیری، از شعرای معاصر اصفهان. در اصفهان متولّد شده و پس از انجام تحصیلات خود به خدمت ارتش درآمده و تا درجه سرهنگی ارتقاء یافت تا اینکه بازنشسته شد. در کلیه فنون شعر و ادب مهارت داشت و اشعارش در روزنامهها و مجلات اصفهان و طهران به طبع میرسید. سرانجام در [24 ربیعالاوّل] 1390ق وفات یافته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد مدفون شد.(1)[استاد میرزا فضلاللّهخان اعتمادی خوئی (برنا) شاعر توانا مادّه تاریخ وفاتش را چنین گوید:
پی فوت او کلک «برنا» بشمسی رقم زد: «روان شد بجنت شکیبا»
1349 ه . ش
و در مادّه تاریخ دیگری گوید:
پی تاریخ فوتش گفت «برنا»: «شکیبای عزیز از دار دون رفت»
1390 ه . ق]
سیّد عزیزاللّه بن یوسف طباطبائی اردستانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در دوشنبه 13 رجب 1063ق نسخهای از «عیون اخبار الرّضا علیهالسلام » را در اصفهان به خط نسخ کتابت نموده است. در پایان نسخه سیّد محمّدسعید بن محمّدقاسم حسنی حسینی طباطبائی [قهپایهای] مینویسد که در شب 26 صفر 1065ق مقابله کتاب را در قریه
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 276 و 277؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص126.
«خشوقان» (ظاهرا باید جِشوِقان باشد) قهپایه به پایان رسانیده است.
کتاب به شماره 2684 در کتابخانه مرعشی قم موجود است.(1)
عزیزاللّه شریفیان گزی متخلّص به «غلام» از شعرای معاصر در سال 1320ش در روستای گز بُرخوار متولّد شد. او سالها به حرفه کفاشی مشغول بوده و در فنّ بنّایی نیز مهارت داشته است. از سن 38 سالگی به سرودن شعر پرداخته و دیوان اشعارش در سال 1387ش به چاپ رسیده است.
این شعر از اوست:
مشتاق به دیدار توام لحظه به لحظه کُنج قفسم با پر و بالی که شکسته
سوزد دل بیچاره من در تب عشقت تا آن که گشائی ز دلم عقده بسته(2)
عزیزاللّه مسعودی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1296ش در اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات مقدّماتی و متوسّطه خویش را در اصفهان انجام داد و سپس در اداره بهداری استان دهم [اصفهان] مشغول به انجام وظیفه شد. گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری میسرود و در آن «مسعودی» تخلّص مینمود. از اوست:
شامگاهان تا سر بر درگهش راز و نیاز هرچه من بیش آورم او ناز را افزون کند(3)
محمّد عسکر بن زینالدّین محمّدرحیم [خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری[ در سهشنبه 21 شعبان 1128ق «دیوان میرنجات» را به خط نستعلیق در اصفهان در 185 برگ نوشته و نسخه اصل در موزه آسیائی آکادمی علوم شوروی در لنینگراد و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
ابوالفوارس عصام بن عثام بن عبدالملک بن عبدالرّحمان بن ابوطاهر محمّد بن احمد بکری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از اعقاب ابوبکر خلیفه اوّل. از مشاهیر اعیان و اعیان اصفهان بوده و از پدرش ابوحرب عثام و قاضی ابوبکر محمّد بن حسن بن محمّد بن سلیم اصفهانی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در خانه او در اصفهان از وی احادیث کمی مرقوم داشته است.
فوت [او] جمادی الاولی سال 549ق در اصفهان(2)[واقع شد.]
ابوسعید عصام بن یزید بن عجلان بلومی (و گاهی آن را بُرخواری گویند) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن دوم هجری جدّش «عجلان» از قریه «بلومیه» بُرخوار اصفهان بوده و به دست دیلمیان اسیر شد و اسلام آورد و در کوفه صاحب فرزند شد و به وطن
خویش مراجعت کرد. عصام 13 سال مصاحب سفیان ثوری بوده و از او روایت نموده و همچنین] از شعبه و مالک روایت میکد. دو فرزندش محمّد بن عصام و روح بن عصام از او نقل حدیث کردهاند.(1)
عصری تبریزی، از شعرای قرن یازدهم هجری. در یزد ساکن بود و پس از اقامت تبریزیان در محلّه عباسآباد، او هم به اصفهان آمد و در آن محلّه ساکن شده و به زرکشی پرداخت. او معاصر شاه عباس اوّل است.
این شعر از اوست:
آمد آن همه سینه را از داغها رنگین کنید پادشاه حُسن آمد شهر را آیین کنید
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید(2)
ملاّ عطاءاللّه، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است و مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی در کتاب «کشکول» گوید:
«برخی از تملکات او را بر تعدادی از کتابهای علمی در اصفهان دیدهام که تاریخ تملک سال 1124ق بوده است.»
سپس میافزاید: «شاید وی مولی عطاءاللّه بن حسان واعظ هروی صاحب (مختارنامه) که به نام محمّد شاه هندی که در سال 1160ق از دنیا رفته است، باشد. این اشعار از اوست:
ای ذات ذوالجلال تو از ماسوی سوی یابد ز خوان مکرمتت بینوا نوا
اشفاق توست شامل هر خاص و عام عام تشریف توست در بر هر نارسا رسا
گم کردگان بادیه تیه غفلتم راهی ز روی لطف تو ای رهنما نما
از چار موج بحر چه غم دارم ای فلک در کشتییی که هست در او ناخدا خدا
ما را به غیر جرم و گنه نیست حاصلی یا رب به ما مده تو به روز جزا جزا
از کثرت گناه بود قائلم دو تا میجوید از خزانه غیبت عطا عطا(1)
ملاّ عطاء هروی معروف به «میرزا اعجاز» از شعرای قرن یازدهم هجری. چندی در اصفهان بوده و ربطی به نظم و نثر داشته و در لباس مدح در باب اصفهان شوخیها نموده بود. میرزا محمّدطاهر نصرآبادی در جواب چند فقره نثر نوشت. عاقبت ملاّ عطاء با نصرآبادی آشتی کرده و عذر خواست. او سفری به هرات رفته و پس از مراجعت در اصفهان فوت شد.(2)
رساله «تعریف اصفهان» از اوست که رساله شیوائی است و در هر عنوان شعری است از خود او و این رساله برای شناخت اصفهان و مردمان آن در روزگار صفویّه بسیار سودمند است. این رساله ضمن مجموعه 3034 در کتابخانه مرکزی دانشگاه
طهران موجود است.(1)این شعر از اوست:
پس از سرگشتگی شد رشته تسبیح زُنّام ز صد منزل گذشتم تا گره افتاد در کارم
عطاء خُشک. اصلاً اصفهانی بوده [و در قرن دوم هجری میزیسته] و در این شهر زاده شده و محلّه «باب عطاء» در اصفهان بدو منسوب است و در خراسان نشو و نما یافته و نزد محدّثین به «عطاء خراسانی» معروف است.(2)
حاج آقا عطاءاللّه فرزند ملاّ اسداللّه سدهی معروف به «اشرفی» امام جمعه کرمانشاه، از علمای معروف و فضلاء مشهور که سالها به امر مرحوم آیتاللّه بروجردی جهت تأسیس حوزه علمیه و ترویج احکام در کرمانشاه ساکن و به وظایف شرعی اقدام میفرمود و بهوسیله مخالفین در جمعه 27 ذیالحجة الحرام 1402 هجری قمری ترور گردید. رحمهالله(3)
[نسب خاندان اشرفی خمینیشهر به ملاّ محمّداشرف ورنوسفادرانی سدهی مؤلّف کتاب «عروة المتّقین» و متوفّی به سال 1135ه.ق میرسد و او بدین طریق از اعقاب شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) است: ملاّ محمّداشرف بن حیدرعلی بن ملاّ کلبعلی بن محمّد بن نورا بن محمّد بن نورالدین علی بن عبدالعالی میسی عاملی.
ملاّ اسداللّه اشرفی از علماء سِدِه ماربین (خمینیشهر کنونی) بوده و فرزندش آقا
عطاءاللّه در شعبان سال 1322ق (مطابق سال 1281ش) در سِدِه متولّد شده و پس از تحصیل مقدمات نزد سیّد مصطفی، از فضلاء آن محل، در 12 سالگی به اصفهان آمده و نزد حضرات آیات شیخ محمّدحسین فشارکی، آقا سیّد مهدی درچهای، میر سیّد محمّد مدرس نجفآبادی و شهید سیّد حسن مدرس تحصیل کرد و پس از 10 سال تحصیل راهی شهر مقدس قم شد و نزد آیات عظام: سیّد محمّدتقی خوانساری، سیّد صدرالدین صدر، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آقا سیّد محمّد حجّت و حاج آقا حسین بروجردی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت تا اینکه در 40 سالگی به اجتهاد نائل و از طرف اساتید خود از جمله مرحوم خوانساری به کسب اجازه مفتخر شد و به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت و مسؤولیت اخذ امتحان طلاب به او و تعدادی از فضلاء مبرّز واگذار شد. او در این سالها از درس فلسفه حضرت امام خمینی نیز بهره گرفت.
وی پس از سالها اقامت در قم، از طرف آیتاللّه بروجردی راهی کرمانشاه شد تا ضمن ترویج دین و بیان احکام شرعی و انجام کارهای مربوط به شریعت، اداره حوزه علمیه کرمانشاه و تدریس در آنجا را نیز برعهده گیرد. او تا آخر عمر در کرمانشاه باقی ماند و ابتدا وکالت آیتاللّه بروجردی و سپس وکالت امام خمینی در آن منطقه را پذیرفت. او از روحانیان سیاسی هوادار امام خمینی بهشمار میرفت و بهخاطر مبارزات خود با رژیم پهلوی مورد تعقیب قرار گرفت و مدّتی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، بازداشت شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1358ش از طرف امام خمینی بهعنوان امام جمعه کرمانشاه منصوب شد و اقامه نماز جمعه را به عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق (شهریور 1359ش) استان کرمانشاه هم درگیر این جنگ شد. آیتاللّه اشرفی با حضور در خط مقدم جبهه به جوانان رزمنده روحیه میبخشید و در کرمانشاه نیز مردم را تشویق به حضور در جبهه و کمک به رزمندگان مینمود و آنان را به پیروی از امام خمینی و مبارزه با جریانهای ضد انقلابی هدایت میکرد. بدین خاطر
مورد بغض و خشم سران سازمان مجاهدین خلق (معروف به «منافقین») قرار گرفت و پس از ترور و شهید ساختن ائمه جمعه تبریز (سیّد اسداللّه مدنی در 20 شهریور 1360ش) ، شیراز (سیّد عبدالحسین دستغیب در 20 آذر 1360ش) و یزد (شیخ محمّد صدوقی در 11 تیر 1361ش) یکی از اعضای این گروه با انفجار نارنجک در نماز جمعه روز 23 مهر 1361ش که در مسجد جامع کرمانشاه برگزار میشد، آیتاللّه اشرفی اصفهانی را به شهادت رساند.
پیکر پاک این شهید پس از تشییع در کرمانشاه به اصفهان حمل و پس از تشییع، در تخت فولاد اصفهان، در کنار مزار شهداء به خاک سپرده شد. امام خمینی در پیامی که صادر کردند از مقام علمی و اخلاقی و سابقه مبارزاتی ایشان تجلیل نمودند.
شهید اشرفی اصفهانی در فقه و اصول از علمای مبرّز بود و در اخلاق و تقوا و اخلاص به مقام والایی دست یافته بود و زندگی زاهدانه و سادهای داشت که تا آخر عمر آن را حفظ کرد.
این کتابها از تألیفات و آثار ایشان به طبع رسیده است:
ایشان در تعمیر مساجد و کمک به نیازمندان در کرمانشاه و خمینیشهر فعالیتهای
ارزندهای انجام دادهاند.(1)]
میرزا عطاءاللّه چهارسوقی فرزند آقا میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات) عالم فاضل زاهد متّقی در روز سهشنبه 29 ربیع الاولی 1266ق متولده شده و نزد پدر جلیل القدر خود و سایر علمای اصفهان تلمّذ نموده و از ایشان و عموی عالی مقام خود میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و همچنین شیخ محمّدتقی آقانجفی و آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی موفق به اخذ اجازه گردیده است.
وی سرانجام در چهارشنبه 6 جمادی الاولی 1335ق وفات یافته و در تکیه آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی جنب پدر بزرگوار خود مدفون گردید. ایشان مؤلّف فهرستی است بر «روضات الجنّات» که آن را «مفتاح الروضات» نامیده است.(2)
آقا عطاءاللّه فرزند حاج محمّدجعفر آبادهای [از علمای در اواخر قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل زاهد متّقی و وارسته. مجاور نجف اشرف بوده و با وجود مریدان فراوان و طالب در اصفهان، اقبال به آمدن به اصفهان نکرده و در ایام طاعون نجف [در حدود سال 1298ق] وفات نموده و در وادیالسّلام نجف نزدیک مقام حضرت
1) آثار الحجه، ج2، ص101؛ گنجینه دانشمندان، ج6، ص370؛ شهدای روحانیت شیعه، ج2، ص617؛ خمینیشهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 146-151؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص 166 و 167؛ دانشنامه تختفولاد، ج1، صص 185-190؛ غروب خورشید در محراب جمعه، صص 19-21.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص343؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ زندگانی آیتاللّه چهارسوقی، صص 170 و 171؛ مکارم الآثار، ج5، صص1819 و 1821؛ نقباء البشر، ج3، ص1372.
صاحب علیهالسلام مدفون شد.(1)
عطاءاللّه بن محمّدزکی حسینی اصفهانی [از دانشمندان نجوم و ریاضی قرن دوازدهم هجری] مردی فاضل و ریاضیدان بوده و کتب زیادی در ریاضی داشته است. در مجموعه شماره 3380 کتابخانه مجلس شورای ملّی چندین کتاب به خط اوست: «خلاصة الحساب»، «شرح خلاصة الحساب» و چند رساله دیگر. تاریخ برخی از آنها اواسط محرم 1176ق میباشد.
او یقینا تا سال 1185ق زنده بوده است.(2)
[همچنین او کتاب «اغراض مقالات اقلیدس» را در ربیعالثّانی 1186ق به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 3/14744 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم وجود دارد.(3)]
عطاءاللّه وصال فرزند علیاصغر وصال دهاقانی (مهجور) شاعر و ادیب معاصر در سال 1274ش در دهاقان متولّد شد. و نزد پدر ادیب و دانشمند خود و سایر فضلای دهاقان تحصیل کرد. او در ذوق عرفانی و طبع رسای شعری وارث پدر و مرهون وی بود. وصال در دوران حیات خویش به جمعآوری و ترتیب اشعار پدر همّت گماشت و آن را در قالب «دیوان صبح وصال» به چاپ رسانید.
او در سن 76 سالگی در اردیبهشت 1355ش در مسیر جاده دهاقان به اصفهان بر اثر تصادف اتومبیل مجروح شد.(1)و در 20 اردیبهشت آن سال وفات یافته و در تکیه لسان الارض (تکیه شهدای فعلی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
از بس ز هجر روی تو جانا گریستم امید زندگی به تو دارم که زیستم
از نیستی به عالم هستی چو آمدم نشناختم هنوز خودم را که کیستم
از پرتو جمال تو ای آفتاب حُسن چون ذرّه از اشعه روی تو نیستم(3)
عطاءاللّه بن محمّد عقیلی اصفهانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در سال 1023ق کتاب «جامع المقاصد» علاّمه حلّی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 3387 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(4)
حاج آقا عطاءاللّه درب امامی فرزند حاج میر سیّد محمّد [بن سیّد عبدالباقی بن میرزا بن میر محمّدصادق بن سیّد علی بن میر محمّد بن سیّد اسداللّه بن میر ابوطالب امامی عریضی حسینی اصفهانی] عالم فاضل ماهر و فقیه معاصر.
در اصفهان متولّد شده و نزد بسیاری از بزرگان اهل علم و مدرسین و مجتهدین این شهر از آن جمله آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند کاشی، آقا میرزا احمد مدرس، آقا شیخ محمّدرضا نجفی [و آقا سیّد مهدی درچهای] تلمّذ نموده [و در نجف اشرف در درس حضرات آیات آقا ضیاءالدّین عراقی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و آقا سیّد محمّد
فیروزآبادی حاضر شد و به اخذ اجازه از آنان و نیز حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی نائل گردید و به مقام عالی اجتهاد دست یافت.]
وی سالها در مسجد باغچه عباسی اصفهان اقامه جماعت مینمود. [و فقه و اصول را در مدرسه نیمآورد تدریس میکرد.]
او عالمی خلیق و مورد وثوق و اعتماد قاطبه اهل علم و متدیّنین بود و سرانجام در روز پنجشنبه 24 جمادی الاولی سال 1387ق وفات یافته و در یکی از اطاقهای تکیه جویبارهایها (تکیه فاضل سراب) در تخت فولاد مدفون شد.
استاد میرزا فضلاللّهخان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
کلک «برنا» از پی تاریخ فوت او رقم زد: «رفت از دار فنا سیّد عطاءاللّه عالم»(1)
سیّد عطاءاللّه جعفرینژاد متخلّص به «جعفری» از شعرای معاصر اصفهان در دی ماه 1320ش در خوانسار متولّد شده و ابتدایی و متوسطه را در الیگودرز و دوره دانشسرای کشاورزی را در بروجرد طی کرد و به خدمت آموزش و پرورش درآمد. چندی بعد در رشته روانشناسی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و لیسانس گرفت. آنگاه در خوانسار، اصفهان و شاهینشهر به تدریس و فعالیت مشغول شد. او پس از بازنشستگی با جمعی از فرهنگیان آموزشگاه حکیم سنائی را تأسیس کرد. از اوست:
رُخت هر آنچه ز عاشقکشی نمیداند ز چشم شوخ سیاه تو یاد میگیرد
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص304؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص104؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص327؛ یادواره آیتاللّه فقیه امامی، ص25.
به غیر رخ منما پیش دیده عارف که شعله غمت اندر نهاد میگیرد(1)
سیّد عطاءاللّه حسینی خاتونآبادی [از فضلاء قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] از شاگردان و مجازین علاّمه مجلسی و مؤلّف کتاب «مجموعة الادعیه و فوائد متفرقة اُخری» است. تاریخ تألیف برخی از قسمتهای کتاب 14 ربیع الاولی 1118ق است. در این مجموعه «ترجمه زیارت جامعه» علاّمه مجلسی نقل شده است.(2)
میرزا محمّدعظیم اصفهانی متخلّص به «اکسیر» شاعر ادیب [در قرن دوازدهم هجری] در اصفهان نزد محمّدنصیر فایض ابهری فنون شعر و ادب را آموخته و سپس به هندوستان رفته و ملازمت نظام الملک آصف جاه و صغدر جنگه را اختیار کرده و عاقبت در سال 1169ق در بنگاله وفات یافته است.(3)
دیوان اشعار او شامل 9326 بیت در کتابخانه میرزا جعفر سلطان القرائی تبریزی وجود داشته و شاعر در آخر آن نوشته است: «حرره العبد الفقیر محمّدعظیم الاکسیر فی قریة کالبی من بلاد هند فی 1150»(4)[نسخه دیگری از دیوان اکسیر به شماره 9023 در
1) تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص190.
2) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص59؛ الذریعه، ج20، ص68؛ الکواکب المنتشره، ص485؛ تلامذة العلاّمة المجلسی، ص40.
3) ریحانة الادب، ج1، صص 165 و 166؛ کاروان هند، ج1، ص82؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «اکسیر اصفهانی»، ص3194؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص335.
4) الذریعه، ج9، ص88.
کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(1)«مثنوی شاهد و مشهود» هم از منظومههای اوست که در کتابخانه معتمدالدّوله فرهاد میرزا وجود داشته است.(2)]
این بیت از اوست:
جلوه آن سرو قامت دیدهام من به چشم خود قیامت دیدهام
میر عظیم بن عنایتاللّه [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] متوفی به سال 1223ق مدفون در بقعه علاّمه مجلسی جنب مسجد جامع عتیق اصفهان.(3)
ابوصالح عقیل بن یحیی بن اسود طهرانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از سفیان بن عینیه، ابوداود طیالسی، یحیی بن سعید قطّان و ابن مهدی روایت میکند [و یوسف بن محمّد مؤذّن و ابومحمّد بن حیّان = حافظ ابوالشّیخ اصفهانی از او نقل حدیث کردهاند.]
در ماه رمضان سال 258ق وفات یافت.(4)
عقیلالدّین بن رکنالدّین مسعود حسینی کاشانی [عالم فاضل جلیل. از دانشمندان قرن یازدهم هجری و از شاگردان ملاّ محسن فیض کاشانی است. سالها در حضور
استاد به تحصیل مشغول بوده و در کاشان و اصفهان در خدمت او به سر برده و تألیفات او را کتابت نموده و نزد علم الهدی فرزند فیض نیز تحصیل کرده است.]
او در رمضان 1075 کتابت نسخهای از کتاب «تسهیل السّجیل» تألیف: فیض را در اصفهان به پایان رسانیده و علم الهدی فرزند فیض آن را با نسخه اصل مقابله نموده است. نسخه به شماره 2312 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
عقیلی اصفهانی، از سخنوران و شاعران اوایل قرن یازدهم هجری. طبعش به هزل مایل و اشعارش متجاوز از بیست هزار بیت بوده است. تا سال 1025ق در قید حیات بوده و این رباعی از اوست:
میرفتم و حسرت از نگاهم میریخت صد دوزخ تابنده از نگاهم میریخت
از هجر تو خون دیده در هر قدمی دریا دریا بر سر راهم میریخت(2)
ابوسعد علاء بن ابراهیم صوفی [از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری] از ابراهیم بن عامر روایت میکند و ابواسحاق سُریجانی از وی نقل حدیث مینماید.(3)
سیّد علاءالدّین مدرس مطلق فرزند سیّد محمّدحسن بن آقا میر سیّد محمّدتقی بن آقا میر سیّد حسن مدرس محلهنویی (میر محمّدصادقی) ، عالم فاضل، فقیه محقّق، از علمای
عالیقدر معاصر اصفهان.
در 24 جمادی الثّانی 1344ق در اصفهان متولّد شد و چندی در یکی از حجرات مسجد سیّد ساکن و به تحصیل مشغول شد و از درس علمایی چون شیخ محمّدتقی قمشهای نجفی، میرزا علیاصغر شریف، آقا سیّد محمّد مقدس، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، سیّد علیاصغر برزانی، شیخ هبةاللّه هرندی، حاج آقا صدر کوپائی، شیخ محمود مفید بهره گرفت. پس از آن به شهر مقدس قم مشرّف شده و پنج سال در خدمت حضرات آیات: حاج آقا حسین بروجردی، سیّد محمّدتقی خوانساری، سیّد محمّد حجّت و شیخ محمّدعلی اراکی تلمّذ نمود. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و در مدرسه صدر بازار به تدریس پرداخت و قریب به 35 سال فقه، اصول، منطق و فلسفه تدریس نمود و خارج از مدرسه نیز به تفسیر قرآن پرداخت. مرحوم سیّد علاءالدّین در اواخر عمر به علت بیماریهای گوناگون انزوا اختیار نموده و باقی عمر را به عبادت پروردگار و صبر و رضا گذراند و در شب دوشنبه 23 ذیقعده 1413ق وفات یافته و جنب مزار اجداد بزرگوارش در مسجد رحیمخان اصفهان مدفون شد.
یکی از شاگردان ادیبش در مادّه تاریخ رحلت او چنین سروده است:
لهفی لمن کان فی الاحکام مجتهدا من اسمه بعلاءالدّین قد صَعِدا
إذا الحقّ الواحد النّحوی ارّخه انّ المدرّس بالجنّات قد سُعِدا
استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی نیز مادّه تاریخ او را چنین سروده است:
رقم نمود بیتی بهر سال فوت او «برنا» چو امر ارجعی را کرد آن عالم ز حق تکمین
«مکین بادا به عدن وادی عقبا و علیین مدرسزاده سیّد حسن، سیّد علاءالدین»
1413=629+874
از آثار ایشان این دو کتاب به طبع رسیده است:
علاءالدّین بن حسن بن محمّد سماعی بصری، از دانشمندان قرن دهم هجری در اصفهان است. او در صفر سال 915ق در شهر اصفهان در جُنگ مالکالدّین (المشیخه) یادگاری نوشته است که در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران به شماره 2143 موجود است.(2)
مولانا علاجی اصفهانی، از اطبّاء و ادباء اوایل قرن یازدهم هجری. در عهد شاه عباس اوّل از طبیبان و جرّاحان معروف بوده و گاهی شعری میگفته است. این بیت از اوست:
بر وضع ما به چشم حقارت نظر مکن ما را به خاک تیره محبّت نشانده است(3)
میر علمالهدی قمی، عالم فاضل از علمای اصفهان [در قرن یازدهم هجری] متوفی به سال 1093ق مدفون در صحن امامزاده ستّی فاطمه اصفهان.(1)
علیخان آجرتراش اصفهانی، از بنّایان هنرمند و زبردست قرن یازدهم هجری است، او بر اثر مصاحبت با شاعران و ادباء در قهوهخانههای اصفهان در جُرگه شعراء وارد شد. این بیت از اوست:
تا به ناکامی نمردم، حسرت از یادم نرفت تا نپاشید استخوانم، بند از من برنخاست(2)
علی دروگر از شاعران باذوق اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] است.
از اشعار اوست:
نبود طمع به غیر سه حرف میان تهی انسان شوی بشر اگر از این سه بگذری
یکدانه گوهری و ندانی تو قدر خود باللّه کز آنچه حکم کند فکر برتری(3)
حاج میرزا علی نقشینه، از تُجّار محترم شاعر ادیب معروف به «ادیب التّجار». در شرکت اسلامیه نائب رئیس و در نهضت مشروطه از اعضاء فعّال بوده است. پس از
سالها که در اصفهان تجارت کرده [بود] به خوزستان مهاجرت نموده و در شهر اهواز (ناصریّه) ساکن و به تجارت اشتغال داشته و هم در این شهر وفات یافته است.
[این شعر را در جشن مشروطیت سروده است:
حضور انجمن خطّه عراق عجم ادیب گوید تبریک و تهنیت توأم
در اصفهان دو سه روز است جشن و شادی و سرور گرفتهاند شب و روز مرد و زن با هم
شب از چراغ و گل و سبزه و بساط نشاط زمین چو روضه رضوان شده خوش و خرّم
به روز عید گرفته از وفور سرور نمودهاند فراموش جشن سده و جم
زِ هَر کناری پاینده باد مشروطه رسیده است ز غبرا به نیّر اعظم
هزار شکر علیرغم مستبد، مردم تمام دست به مشروطه دادهاند به هم(1)]
علی ادایی اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری. طبعش به غزل مایل بوده و آنچه به خیالش میآمد به نظم میکشید. او بسیار مغرور و خودستا بود و به شاعران همعصر خود اهمیّتی نمیداد. وی در سال 955ق وفات یافته و در بیرون دروازه حسنآباد
1) اندیشه سیاسی و نهضت بیدارگرانه حاج آقا نوراللّه اصفهانی، ص158.
اصفهان مدفون شد.(1)سام میرزا مینویسد: قافیه غلط در شعر او بسیار است.(2)دیوان اشعارش اکنون موجود نیست ولی در خلاصة الاشعار تعدادی از ابیات شعرهای او آمده است.
وی به مطالعه اشعار قدماء علاقه داشته و نسخهای از «نه سپهر» امیرخسرو دهلوی را به خط نستعلیق در سال 923ق کتابت کرده که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)
برادرش هم شاعر بوده و «بهاری» تخلّص میکرده است. این بیت از اشعار ادایی اصفهانی است:
در خواب شدم لعل توام پیش نظر بود بیدار شدم دیده پر از خون جگر بود(4)
آقاعلی اصفهانی، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. در کمال دردمندی و نامرادی بوده و به صحبت اهل کمال بسیار رسیده بود. از مخصوصان و مصاحبان میرزا جلال شهرستانی بود. پس از فوت او به نجفآباد رفته و باغ و منزلی فراهم ساخته و ساکن شد و به قناعت و درویشی روزگار سپری نمود. در شعر طبعی روان داشت.
از اوست:
تلاطم چون حبابم داشت در گرداب سرگردان دل از خود یک نفس برداشتم آرام حاصل شد(5)
علی اصفهانی نجفی [از کاتبان اواخر دوره قاجاریّه] در سال 1315ق کتابت نسخهای از کتاب «کشف الغطاء عن وجوه مراسم الاهتلاء» تألیف: مولی محمّدحسن بن محمّدمعصوم قزوینی را به خط نسخ به پایان رسانیده و مؤلف آن را تصحیح و حاشیهنویسی کرده است. نسخه به شماره 3673 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
دکتر علی اصیلیان مهابادی، از اساتید دانشگاه و پزشکان متخصص پوست و بیماریهای آمیزشی، در سال 1335ش در روستای مهاباد اردستان متولّد شد. وی پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه، وارد دانشکده پزشکی اصفهان شد و پس از طی دوره عمومی، تخصص بیماریهای پوست و آمیزش را از همین دانشگاه اخذ نمود. سپس به ایالات متحده آمریکا رفت و در یکی از دانشگاههای ایالت لوئیزیانا در رشته جراحی پوست تحصیلات خود را انجام داد. آنگاه به ایران مراجعت کرده و ضمن تدریس در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، به طبابت و جراحی مشغول شد. او مدّتی معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و مدّتی ریاست مراکز پزشکی نور و علیاصغر علیهالسلام و مسؤول جراحی پوست و لیزر بیمارستان الزهرا (سلاماللّه علیها) اصفهان بوده و در چندین انجمن علمی متخصصان پوست عضویت دارد.
این کتابها از آثار اوست:
1) فهرست مرعشی، ج10، ص65.
علی الاعلی (امیر سیّد علی) اصفهانی، از عرفاء و شعراء مشهور حروفیان در قرن هشتم و نهم هجری.
در سال 754ق متولّد شده و در سال 771ق در اصفهان به طرفداران فضلاللّه استرآبادی پیشوای حروفیه پیوست و چندی بعد مورد توجّه او قرار گرفته و یکی از دختران او را به ازدواج خود درآورد. علی الاعلی پس از قتل فضلاللّه در سال 796ق به آسیای صغیر و شام رفت و به تبلیغ حروفیگری پرداخت و سرانجام در سال 822ق به دست عثمانیان به قتل رسید و در قلعه النجق (نزدیک نخجوان) مدفون شد.
او طبع شعر داشته و عقاید خود را به نظم کشیده است. از آثار او:
1) فرهیختگان، صص 21 و 22.
تهران موجود است.(1)
ملاّ علی اعمی [از حافظان قرآن و اهل ادب در قرن چهاردهم هجری] خادم و مؤذّن مسجد ایلچی. حافظ قرآن و مردی شوخ و بذلهگو بود. طبعی روان و حافظهای قوی داشت و گاهی شعر میگفت. این بیت از اوست:
به رخ چو ماه من برقع ز مُشک ناب میگیرد به چشم اهل دل خورشید عالمتاب میگیرد(2)
سیّد علی امامی بیدآبادی، نقاش و قلمدانساز هنرمند قرن سیزدهم هجری و از اهالی محلّه بیدآباد اصفهان.(3)
درویش میرزا علی، از صوفیان و عرفای قرن یازدهم هجری است. از اهالی قریه «ایوانکیف» (بین تهران و خوار = گرمسار) بوده و سالها در اصفهان به عبادت و ریاضت مشغول بوده است.(4)از تولّد تا وفات و مشایخ طریقتی او اطلاعی در دست نیست.
قطبالدّین علی باب الدشتی، از مردان نیکوکار قرن دهم هجری است وی مسجدی که به نام خود او به مسجد قطبیّه معروف است را در سال 950ق در زمان شاه طهماسب صفوی بنا نموده است که در ضلع شمالی خیابان خشک در اصفهان واقع شده است. در موقع تعریض خیابان خشک که بعدا به نام خیابان خوش و اخیرا به نام خیابان طالقانی نامیده شد، سردرب مسجد را خراب کرده و آن را به چهلستون نقل و در ضلع جنوبی، سردربی بنا کرده، آنها را در آنجا قرار دادند. کلیّه کتیبهها و آثار آن را دانشمند محقّق و دوست بزرگوار جناب آقای دکتر هنرفر در کتاب بسیار نفیس و ارزشمند «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» نقل کردهاند، طالبین مراجعه نمایند.
در ضلع شمال شرقی مسجد، در جنب درب ورودی بقعهای است دارای چهار صفّه و در صفّه شمالی آن قبری است معروف در بین خواص و عوام، قبر بانی مسجد یعنی قطبالدّین علی باب الدشتی میباشد و مورد احترام و زیارت مؤمنین است. لکن در کتیبه این سنگ لوح نام او را: میر مجدالدّین اسماعیل بن امیرمظفر بن امیرمسعود باب الدشتی و تاریخ آن ماه صفر 955 هجری است که به ظنّ یقین از نزدیگان امیرقطبالدّین و شاید برادر مشارٌ إلیه باشد. و العلم عند اللّه.
امیر قطبالدّین نامبرده علاوه بر ساختن مسجد و مقبره، بانی ساختن گنبد چهارسوق شیرازیها نیز بوده که گنبد را به علّت آن که در مسیر خیابان بود و شهرداری وقت برای استفاده از آجرهای آن، گنبد را خراب کرد.(1)
1) مزارات اصفهان، صص 327 و 328؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص869؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 90 و 91؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 382 و 383.
زینالدّین علی بیگ برنا از بزرگان و رجال معتبر اصفهان در قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری در سال 902ق در مجاورت مسجد و مدرسه درکوشک اصفهان سردری زیبا با کاشیکاری نفیس در زمان حکمرانی رستمخان آق قویونلو جهت پدر خود بنا کرد.
از این شخص در کتیبه سردرب درکوشک با القاب «الاشجع الاکرم افتخار الانام و الصّنادید فی العالم مؤیّد (الدّین) سیّد الاملاک و الافلاک زینالدّولة و السّعادة و الدّین علی بیگ برنا» ذکر شده است. کاتب این کتیبه «معین منشی» است.
این سردرب در تاریخ 15/10/1310ش به شماره 97 ثبت آثار تاریخی گردید. لکن شهرداری اصفهان در سالهای اخیر، بدون توجّه به قوانین و مقرّرات کشور و ارزش و اهمیت جایگاه آن، شبانه آن را خراب کرد.(1)
میرزا علی بکائی گزی، عالم فاضل جلیل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در سال 1280ق در قریه «گز» از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد شده و در گز نزد آقا سیّد ابوتراب حسینی (معروف به «آقا معلّم») تحصیلات خود را شروع نموده و سپس به همراه حیدرعلی خان برومند به اصفهان رفته و در مدرسه صدر ساکن شد و در درس علمای بزرگی چون: شیخ محمّدتقی آقانجفی، میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای و حاج آقا رحیم ارباب شرکت نمود.
1) مزارات اصفهان، صص 221 و 222؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص359.
او سرانجام در سال 1347ق وفات یافت.(1)
حاج میرزا علی اصفهانی فرزند میرزا محمّدابراهیم ساغر هنرمند توانای عهد قاجاریه. او از سنتورنوازان مشهور بوده و یکی از نوادگانش میرزا علی ساغری از نوازندگان مشهور تار در اصفهان است.(2)
آقا سیّد علی مقدّس بیدآبادی بن حاج سیّد ابراهیم حسینی ساوجی مختاری سبزواری، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
از شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی و حاج ملاّ حسینعلی تویسرکانی و آقا میر سیّد حسن مدرس و دیگران بوده و زوجهاش دختر ملاّ صالح جویبارهای است.
وی در زهد و تقوا زبانزد خاص و عام بوده است. تولّدش در حدود سال 1235ق و وفاتش در حدود 1300 و اندی اتفاق افتاده است و او را جنب مزار پدرش در قبرستان قبله دعای اصفهان دفن کردند. وی در مسجد محلّه شیش بیدآباد اقامه جماعت مینمود.(3)
[او بر کتاب «منوّر العیون» تألیف: میرزا عبدالجواد کلباسی در سال 1291ق تقریظ
نوشته است.(1)]
آقا میر سیّد علی مقدس فرزند آقا سیّد ابراهیم حسینی، از علماء و ائمه جماعت [در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی] در ذیحجه سال 1361ق وفات یافته و در تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد مدفون شد.(2)
[مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانای معاصر سیّد علی نوربخش (آزاد) چنین سروده است:
خامه «آزاد» زد، به سال فوتش رقم: «مقدّس آرمگه جست بر قدسیان»(3)]
حاج علی بن میرزا ابراهیم. شاعر اصفهانی معروف به «موسیقار» پدرش مؤلّف «تحفة الحسینیّه» و غیره میباشد.
میرزا علی واعظ بروجردی فرزند میرزا ابوتراب، از وعاظ معروف و محدّثین محترم اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] و از شاگردان حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی بود. او واعظی بلیغ و گویندهای راستگفتار و مورد اعتماد بود. در بیان فضایل و مناقب و تفسیر و حدیث و تاریخ معصومین علیهمالسلام اقوالش عموما مستند و خود در نزد عموم طبقات محترم بود.
[به علت احاطه بر احادیث به محدّث معروف بود و همچون پدر در مسجد محلّه شمسآباد اقامه جماعت میکرد.]
او در 25 ربیع الاوّل 1358ق وفات یافته و در صحن تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد مدفون شد.(1)
دکتر سیّد علی قاضینور فرزند ابوتراب بن میرزا محمّدسعید نائینی، از اطبّاء معاصر است. طب را از دکتر احتشام الحکماء اردستانی فراگرفته و در اصفهان طبابت مینموده است.(2)
حاج ملاّ علی ماربینی فرزند مولی ابوتراب، واعظ صالح معمر معاصر. فوت دوشنبه ربیع الثانی 1402ق مدفون در داخل بقعه آقا سیّد محمّد مقدس در تخت فولاد اصفهان.(3)
[وی در سال 1269ش در روستای ماربین اردستان متولّد شد و جهت تحصیل به اصفهان مهاجرت نموده و از حضرات آیات: میرزا احمد مدرس، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، میر سیّد علی بهبهانی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، شیخ محمّدحسین اَشَنی قودجانی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی و شیخ احمد مجتهد بیدآبادی بهره گرفت. همچنین از برخی اساتید همچون فشارکی و نجفی اجازه دریافت نمود.
او عمر خود را صرف ترویج دین و بیان احکام شرعی و ذکر مناقب و مصائب ائمه معصومین علیهمالسلام نمود.
وی سالها در مدرسه درکوشک اصفهان به تدریس برخی کتابهای درسی چون «مغنی»، «معالم»، «شرح تجرید»، «شرح لمعه» و «کفایة الاصول» مشغول بود. برخی از شاگردان او عبارتند از: حاج آقا رضا مظاهری، حاج شیخ مهدی مظاهری، شیخ محمّدرضا ناطق اصفهانی و میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا)
وی سرانجام در روز جمعه 10 ربیع الثّانی 1402ق برابر با 16 بهمن 1360ش (مطابق سنگ نوشته قبر وی) وفات یافت.
شاعر توانا استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
بیتی از بهر سال فوتش گفت طبع «برنا» اگر مکدّر بود
«حاج ملاّ علی ماربینی عالم دوستان حیدر بود»
1402
«حاج ملاّ علی ماربینی یکی از شیعیان جعفر بود»(1)
1360
میرزا علی فخرالواعظین فرزند میرزا ابوطالب چهارسوقی از وعاظ اهل منبر اصفهان. [در قرن چهاردهم هجری.] متوفی 1353ق و مدفون در تکیه صاحب روضات در تخت فولاد. [مادّه تاریخ وفاتش را آقا محمّدکاظم غمگین ضمن قطعهای چنین گفته است:
1) گلزار مقدس، صص 309-318.
شد ز جنّت یکی برون و بگفت: «فخر بنهاد رو بسوی حسین»(1)]
سیّد علی علوی متخلّص به «مسرور» فرزند سیّد ابوطالب، از علماء و ادبای قرن چهاردهم هجری. در روز [18 ذیحجه] عید غدیر سال 1313ق در قریه «بُلداجی» از دهات ناحیه گندمان چهارمحال متولّد گردیده و چود در کودکی یتیم شد، حاج محمّدتقی خان بختیاری از اولاد سهراب خان بختیاری که از خوانین و محترمین آن حدود بود و به سادات و علماء اعتقاد داشت او را تحت کفالت و حمایت و تربیت خویش قرار داد. او چندی در مکاتب قدیم درس خواند. بعدا مجالست دانشمندان و فضلاء را اختیار نمود [پس از آن] به شغل مکتبداری (تا قبل از تأسیس مدارس جدید) اشتغال جسته و [در زادگاه خود] صاحب محراب و منبر بود. از سن 9 سالگی لب به شعر گفتن گشود. از اوست:
گو به صرّاف سخندان بیابان جنون که در این راه تمامست عیار من و دل(2)
سیّد علی بن ابیالقاسم حسینی بختیاری، از علماء و فضلاء معدود بوده [و در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] میزیسته و در سال 1312ق در اصفهان وفات یافته است. وی از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر (نجفی) مسجدشاهی بوده و کتب زیر از اوست:
دکتر علیخان پرتو اعظم فرزند حاج ابوالقاسم اصفهانی [از رجال سیاستمدار و اطباء اواخر دوره قاجاریه] پدرش منشی حاج محمّدحسن امین الضّرب بود. امین الضّرب حاج علیخان را برای تحصیل طب به پاریس فرستاد. او در آنجا به خوبی طب را آموخت و در آنجا با حاج علیقلیخان سردار اسعد رابطه کاملی پیدا کرد. پس از فتح طهران به دست مشروطهخواهان، او به عنوان نماینده به دوره سوم مجلس شورای ملّی راه یافت. پس از تعطیل مجلس در 1329ق به ریاست معارف و اوقاف ایران و همچنین ریاست مجلس حفظ الصحّه منصوب شد.(2)
سال وفاتش معلوم نشد.
سیّد علی ورزنهای متخلّص به «ثابت» فرزند سیّد ابوالقاسم، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. دیوان اشعارش در سال 1328ق در 346 صفحه به طبع رسیده است.
علی بن ابیحفص بن فقیه محمود اصفهانی، از ادباء و فضلای اصفهان است. ظاهرا در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری میزیسته و در علوم زمان خود خصوصا
ادبیات فارسی و عربی و فقه و حدیث مهارت داشته است. وی کتاب «تحفة الملوک» را در پند و اندرز و آداب و اخلاق به فارسی تألیف نموده که در سال 1382ش با تصحیح آقای علیاکبر احمدی دارانی چاپ شده و در مقدمه نسخههای خطی این کتاب معرفی شده است.
کمالالدّین ابوطالب علی بن احمد بن حرب سمیرمی از وزرای سلطان محمود بن محمّد بن ملکشاه سلجوقی است.
ابتدا عامل سمیرم بوده و سپس مشرف دیوان سلطان محمّد شده [و کمی بعد] به وزارت رسید. به غایت صاحب تمکین و باهمّت بوده، لکن ظلم به افراط میکرد.(1)او سلطان مسعود بن محمود سلجوقی را بر آن داشت که طغرایی را بکشد و طغرایی را به الحاد و زندقه متهم کرد و طغرایی را در سال 513ق کشتند. سه سال بعد [در سلخ صفر[ سال 516ق یکی از غلامان طغرایی، سمیرمی را در چهاربازار بغداد (جلو مدرسه نظامیه) کارد زد و او را غفلتا کشت.(2)
علی بن احمد بن عبدالرّحمان غَزّال اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] علی بن محمّد بن علی اُسواری [اصفهانی] در بصره از او اخذ حدیث و روایت کرده است.(3)
ابوالحسن علی بن احمد بن عبداللّه اُسواری اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری] از مشایخ شیخ صدوق است. شیخ صدوق در کتاب «اکمال الدین» و کتاب «توحید» از او حدیث نقل کرده است. [شیخ آقابزرگ درجایی او را «علی بن احمد بن عبداللّه» و در جایی دیگر «علی بن عبداللّه بن احمد» ضبط نموده است.(1)]
شیخ علی مُنشار فرزند احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن هلال کرکی عاملی، فقیه محقّق و محدّث مدقّق [از دانشمندان قرن دهم هجری] از شاگردان شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) است. پدرش معروف به احمد منشار بوده است. بنابراین گفتن و نوشتن شیخ علی بن هلال [که در برخی کتب او را بدین نام و نسب آوردهاند] از باب نسبت به جدّ است که در بین مؤلّفین و مصنّفین متداول است.
نزد شاه طهماسب صفوی مقرّب بوده و صاحب فتوا و حکم در آن عهد است. بدین خاطر از طرف پادشاه مذکور شیخالاسلام اصفهان شده و در دوشنبه 13 ربیع الاوّل 984ق در اصفهان وفات یافته و در امامزاده زینالعابدین علی (درب امام) مدفون شده و سپس به نجف حمل و در دارالسیاده مبارکه حرم رضوی در مشهد مقدّس مدفون شد.
از صاحب عنوان ظاهرا فقط دختری به جای مانده که اهل علم و فضل بوده و به زوجیّت شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی (شیخ بهائی) درآمده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) نوابغ الرّواة، صص 171 و 189؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص230.
همچنین او در چهارشنبه 12 جمادی الاولی 923ق کتابت نسخهای از «ارشاد الاذهان» علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و محقّق کرکی در شعبان 934ق در مشهد مقدس غروی [نجف اشرف] جهت او اجازه مرقوم داشته است. نسخه به شماره 3400 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن حسین خُرجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] پدرش از محدّثین است. خودش از احمد بن محمود خُرناد روایت نموده و ابوالحسن احمد بن محمّد بن معلّم صوفی از او نقل حدیث کرده است.(3)
ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن علی بن عیسی بن مرده جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از ابوبکر قبّاب [معروف به «ابن فورک»: عبداللّه بن محمّد بن محمّد] روایت میکند و علی بن سعد بقّال از او حدیث نوشته
1) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص280؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، ص32؛ مزارات اصفهان، ص209؛ مکارم الآثار، ج3، ص822؛ خلد برین: ایران در روزگار صفویان، ص430؛ تکملة الأخبار، ص28؛ فوائد الرضویّه، صص 306 و 330؛ تاریخ عالمآرای عباسی، (چ1377ش) ، ج1، ص244؛ احیاء الدّاثر، صص 163 و 164؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص355.
2) فهرست مرعشی، ج9، ص184.
3) معجم البلدان، ج2، ص356.
است.(1)
[«گار» که معرّب آن در کتب انساب و رجال «جار» و «کار» آمده، ار روستاهای معروف منطقه «براآن» در شرق اصفهان است و مناره تاریخی و زیبای آجری آن از عهد سلجوقی هنوز پابرجاست.]
مولی شرفالدّین علی بن احمد بهبهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در اوّل جمادی الاولی 1058ق در اصفهان نسخهای از «تذکرة الواصلین» در شرح «نهج المسترشدین» تألیف: سیّد نظامالدّین عبدالحمید اعرجی (خواهرزاده علاّمه حلّی) را نوشته است.(2)
[نسخهای که مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی از آن یاد کردهاند اکنون در کتابخانه فاضل خوانساری در شهر خوانسار نگهداری میشود و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(3)]
علی بن احمد سریجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از ابوالخیر سعد بن عبداللّه سرندینی روایت نموده است.(4)
[«سریجان» از محلّههای مدینه (شهرستان) جِی اصفهان بوده است.]
سیّد علی بن میرزا احمد مستوفی شهشهانی، از ادباء و فضلاء [اواخر دوره قاجاریّه] از خاندان مستوفیهای شهشهان، اعقاب شاه علاءالدّین محمّد شهشهانی و متوفی پنجشنبه 4 صفر سال 1311ق میباشد که در قبرستان سر قبر آقا مدفون گردیده است.
عدّهای از سادات شهشهانی در دوره قاجاریه در اصفهان و غیره مستوفی و نویسنده دفاتر دولتی بودهاند و احتمالاً عدّهای از آنها در صحن و بقعه شهشهان و جمعی نیز در صحن سر قبر آقا مدفون گردیدهاند.(1)
سیّد علی بن احمد حسنی حسینی طباطبائی اصفهانی، فاضل و ادیب شاعر. از اعلام اوایل قرن دوازدهم هجری است. ساکن اصفهان بود و نسخهای «التّحفة القوّامیّة» تألیف: سیّد قوامالدّین سیفی قزوینی را در اصفهان در 7 جمادی الثّانیه سال 1128ق کتابت کرد و به عربی شعری در تقریظ آن سرود.(2)
کمالالدّین سیّد علی بن خواجه میر احمد محتشم کاشانی [از مشاهیر شعرای قرن دهم هجری] در سال 913ق در کاشان متولّد شده. در سال 996 و یا 1000ق وفات یافته. قبرش در کاشان است. مادّه تاریخ وفات او «محتشم رود» میباشد. وی سراینده دوازده بند معروف در مرثیه حضرت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام میباشد. «منظومه جلالیه» به
ضمیمه دیوان اشعارش در بمبئی و تبریز به طبع رسیده است. محتشم این منظومه را در سال 970ق جهت یکی از رامشگران و مطربان به نام شاطر جلال سروده است. از آثار او 6 رباعی است در تاریخ جلوس شاه اسماعیل ثانی که از آن 1128 تاریخ استخراج میشود.
آثار او عبارت است از:
دیوانش قریب به پانزده هزار بیت با دیباچهای از: تقیالدّین محمّد حسینی کاشانی شاگرد او به شماره 2761 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)
[این شعر از اوست:
مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد چو تن به خواب دهم اضطراب نگذارد
ز ناز بسته لب امّا به غمزه فرموده که یک سؤال مرا بیجواب نگذارد(2)]
علی بن احمد نباطی عاملی [از فضلاء و دانشمندان قرن یازدهم هجری] شاگرد شیخ
1) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1621.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 450 و 451؛ تذکره عرفات العاشقین، ج6، صص 3584 و 3585؛ خلاصة الاشعار (بخش کاشان) ، صص 15-18؛ تاریخ نظم و نثر، صص 443 و 444؛ تذکره تحفه سامی، ص373؛ ریحانة الادب، ج5، صص 225-231؛ مکتب وقوع در شعر فارسی، ص406؛ تذکره نتایج الافکار، ص621؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، صص 2058 و 2059؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص452؛ مشاهیر کاشان، صص 147 و 148؛ سفینه خوشگو، صص 625-628؛ تذکره شمع انجمن، ص645.
بهائی [در اصفهان ساکن] بوده و [در ظهر روز پنجشنبه 29 محرم 1012ق کتاب «وجیزه» نوشته است و شیخ به او اجازه داده و مقابله شده است. نسخه شماره 7097 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
[«نباطی» منسوب است به «نبطّیه» (به فتح نون و باء) از توابع جبل عامل لبنان.]
استاد علی اسفرجانی فرزند اسداللّه از هنرمندان معاصر در سال 1299ش در اصفهان به دنیا آمد. پدرش ذوق و علاقه بسیاری به هنر داشت و در گردآوری و شناسایی نُسَخ قدیمی و مرقعّات صاحب سلیقه بود و مجموعهای که فراهم آورده بود شوق و انگیزه او را به هنر خصوصا نقاشی و تذهیب برانگیخت. وی نزد عموی هنرمندش استاد عباس اسفرجانی سوخت و معرّق را آموخت و پس از انتقال پدر به تهران در سال 1313ش، به مدرسه صنایع قدیمه (که به همت استاد حسین طاهرزاده بهزاد تأسیس شده بود) رفت. همچنین در این زمان اصول و فنون مینیاتور را از استاد هادی تجویدی و قواعد و قوانین هنر تذهیب را از استاد علی درودی آموخت. پس از آن برای طراحی تمبر و برچسبهای دولتی به چاپخانه مجلس دعوت شد. او پس از 7 سال کار در این مکان به اتّفاق برادرش دستگاه چاپ و گراورسازی را وارد کشور کرد و در حوزه چاپ نیز از مهارتهای متعددی که داشت بهره برد.
او حتّی در 75 سالگی روزانه 4 ساعت کار میکرد. از این هنرمند توانا بیش از 22 اثر در زمینه سوخت و معرّق، 4 مینیاتور در ابعاد بزرگ شامل بزم خسرو و شیرین، رستم و سهراب، خیام و دلداده، سلطان محمود غزنوی و مراسم انتخاب شعراء. همچنین 13
1) فهرست آستان قدس رضوی، ج6، ص629.
تابلوی کوچک از اشعار حافظ و سعدی به جای مانده است. از آثار او نمایشگاههای متعددی برپا شده است از جمله نمایشگاه «فستیوال هنر ایران» در «دوسلدورف» آلمان (1370ش) نمایشگاه در کاخ موزه سعدآباد (1371ش) نمایشگاه موزه معاصر (سال 1372) نمایشگاه موزه هنرهای ملّی ایران (1372ش) .
وی سرانجام در سپیدهدم 24 دی 1384ش چشم از جهان فرو بست.(1)
شرفالدّین ابوالحسن علی بن اسماعیل اصفهانی [از بزرگان و صاحبمنصبان معروف قرن هفتم هجری] از او با القاب «شرفالدّوله»، «عمادالاسلام»، «مجدالملک»، «سلطان الصّدور» و «مرتضی الملوک» یاد کردهاند.
ابوعلی حسن بن ابراهیم بن ابیبکر سلماسی ورّاق چندین کتاب جهت او تألیف کرده است که از آن جمله است: «ترجمه رساله ذهبیه» حضرت رضا علیهالسلام ، «رسالة الشرقیّه فی تقسیم العلوم الیقینیّه»، «رسالة فی السیاسة الخاصّة و العامّه» (در سال 614ق) ، «مختصر فی الامثال و الاشعار»، «ترجمه تقویم الصّحه» ابن بطلان(2)
ملاّ علی اصفهانی متخلّص به «فنا» [فرزند اسماعیل] شاعر ادیب و خطاط فاضل [در قرن چهاردهم هجری] در سال 1265ق در اصفهان متولّد شد. از فضلاء اهل منبر بود. خط نسخ را در کمال استادی مینوشت] و در حجره خود در مسجد سرخی به کتابت و
نویسندگی میپرداخت و اذان نیز میگفت. در شعر نیز قریحهای توانا داشت و از محترمین انجمن ادبی شیدا بود. سرانجام در سال 1350 در سن متجاوز از 85 سالگی وفات یافت.
از اوست:
فلک امروز زند دور به کام دل ما کآمده ماه من از مهر به سر منزل ما
پیش رخسار تو ای مه ندهد شمع فروغ روز روشن شده امشب ز رُخَت محفل ما
عقده از زلف خم اندر خم تو هست به دل بگشاید لب لعل تو مگر مشکل ما
وی کُتُب بسیاری را کتابت کرده که بسیاری از آنها در همان زمان چاپ سنگی شدهاند. برخی از آثار کتابت شده به دست او عبارتند از:
[ملاّ علی فنا کتاب «علائم الظهور» تألیف: ملاّ عباسعلی معین الواعظین گورتانی را به خط نسخ کتابت کرده که چاپ سنگی شده است.]
حاج سیّد علی احمدی سدهی فرزند حاج سیّد محمّدباقر، عالم فاضل جلیل. در روز 27 شوال 1322ق در سِدِه ماربین (خمینیشهر فعلی) متولّد شد و پس از تحصیل
1) تذکرة الشعراء (عارفچه) ، ص192؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 368 و 369؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص965؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ص126.
مقدمات در اصفهان نزد حضرات آیات سیّد محمّدباقر درچهای و میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و دیگران تحصیل کرد. سپس به دعوت اهالی اهواز به خوزستان مهاجرت نموده و سالها در محلّه لشکرآباد اهواز به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول شد. وی در کنار فعالیتهای مذهبی و اجتماعی در درس حضرات آیات مرعشی و میر سیّد علی بهبهانی در اهواز شرکت مینمود.
این عالم ربّانی در روز 11 ذیقعده 1396ق وفات یافته و در جوار مرقد جناب علی بن مهزیار در اهوار مدفون شد.(1)
حاج شیخ علی بروجنی فرزند حاج ملاّ محمّدباقر، عالم فاضل، محقّق جلیل، در حدود 1265ق متولّد و در اصفهان و نجف تحصیل نموده و پس از مراجعت به اصفهان سالها در مدرسه الماسیّه ساکن و به تدریس فقه و اصول پرداخته است. او مجتهدی بارع و محقّقی کامل بود. ظاهرا در اواخر عمر به موطن خویش مراجعت نموده و حدود سال 1330ق در آنجا وفات یافته است.(2)
کتب جدیدی تألیف نموده که از آن جمله است:
کتاب «تبصره» به چاپ رسیده است.5. «شرح ریاض»6. «شرح بر کتاب نکاح»7. «صلاة المسافر»، رساله استدلالی به فارسی و گاهی به عربی که به خط مؤلف و مورخ محرم 1323ق است که به شماره 1990 در کتابخانه آیةاللّه مرعشی نجفی موجود است.(1)
حاج میر سیّد علی جناب فرزند میر محمّدباقر بن میر محمّدحسین بن میر مرتضی حسینی اصفهانی، ادیب فاضل و دانشمند محقّق [از نویسندگان و مورّخان قرن چهاردهم هجری.]
در جمعه 25 ذیحجه 1287ق در اصفهان متولّد شد. [و مقدمات علوم را از ملاّ مهدی هفشجانی آموخته و سپس نزد آقا میرزا حسن عراقی و جهانگیرخان قشقایی ادامه تحصیل داد. ریاضیات را از میر محمّدعلی حسینی قائنی و هیأت را از ملاّ هادی سدهی فرا گرفت و طب را نزد میرزا محمّدباقر حکیمباشی خواند.]
او در سال 1324ق روزنامه «الجناب» را در اصفهان منتشر کرد و از سال 1343ق تألیف کتاب مهم خود «الاصفهان» را شروع کرد. او در اغلب علوم زمان خود مانند فقه، اصول، ادبیات، حکمت، طب، هیأت، ریاضیات و علوم جدید (اعم از نجوم، ریاضیات و فیزیک) مهارت بهسزایی داشت و تمام عمر خود را صرف تحصیل علوم و اشاعه آن و تنویر افکار، از راه کتاب و روزنامه و تدریس فرمود.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) فهرست مرعشی، ج5، ص392.
مجلدات: رجال و مشاهیر، فرهنگ عامّه و ابنیه تاریخی آن به چاپ رسیده و جلد اوّل کتاب (معرفی اصفهان و اجمالی از تاریخ آن) بارها چاپ شده است.]2. ترجمه «سفرنامه شاردن» که بخشی از آن در جلد اوّل «الاصفهان» به طبع رسیده است.3. «راهبر برای مسافرین اصفهان» [که در سال 1306ش چاپ شده است.]
او سرانجام در شب جمعه 30 شوّال 1349ق در تهران وفات یافته و در صحن امامزاده عبداللّه شهرری مدفون شد.(1)
حاج میر سیّد علی ابطحی فرزند حاج سیّد محمّدباقر بن سیّد محمّدعلی ابطحی سِدِهی، عالم فاضل جلیل.
در عصر روز 18 ذیحجة الحرام (عید غدیر) سال 1329ق در اصفهان متولّد گردید. در اصفهان در خدمت حاج سیّد محمّد سدهی (خالوی معظّم خود) ، حاج سیّد محمّدباقر ابطحی (پدر دانشمند خود) ، آقا میرزا احمد مدرس، آقا سیّد مهدی درچهای، آقا سیّد مدرس نجفآبادی، حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و آقا شیخ محمّدرضا ابوالمجد نجفی تحصیل نمود. سپس به قم رفته و در درس حضرات آیات: حاج سیّد محمّدتقی خوانساری و حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد. همچنین از آیتاللّه سیّد محسن حکیم اجازه داشت.
او پس از نیل به مقامات عالیه علم و کمال در اصفهان به اقامه جماعت در مساجد حریریها در محلّه دردشت و مسجد حاج علی در بازار و بالاخره پس از فوت پدر
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور: مقدمه، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 458 و 459؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج1، صص 245-248؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 52-56؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2841-2845؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، ص172؛ الذریعه، ج3، ص233 و ج10، ص62؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج3، ص103.
علاّمهاش در مسجد جامع اصفهان میپرداخت. او در ایام تحصیل صبح و بعدازظهر در مدرسه کاسهگران سطوح و فقه و اصول [و در مدرسه شفیعیه شرح لمعه] تدریس مینمود و عدّهای از طلاّب از محضر او مستفید میشدند. مرحوم ابطحی عالمی خلیق و مهربان و خوش محضر و نکتهدان، دارای محفوظات زیاد و حاضر الذّهن بود.
او در صبح یکشنبه 11 صفر المظفّر سال 1410ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان جدید (باغ رضوان) مدفون گردید.(1)
علی [بطلانی] اصفهانی متخلّص به «دیوانه» فرزند استاد باقر، شاعر ادیب معاصر در سال 1272ش در اصفهان متولّد گردیده و در آغاز نوجوانی به نانوایی مشغول شد. در جوانی خواندن و نوشتن آموخت و در همان سالها به سرودن شعر پرداخت. بسیاری از اشعارش مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهمالسلام است. وی در ماه رمضان 1407ق [مطابق با 5 اردیبهشت 1366ش] وفات یافته و در [قطعه 9] قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون شد.
[این کتابها از اشعار او به چاپ سیده است:
این شعر از اوست:
شمع فراق، جامه هستی ز کف بسوخت این سوز جانگداز، ز پروانه آرزوست
1) مزارات اصفهان، صص 130 و 131؛ رسالة فی تعارض الید و الاستصحاب، (مقدمه) ، صص 5 و 6؛ خمینیشهر، شهری که از نو باید شناخت، ص138.
چون مرغ خسته دل، به کناری گرفته جای کز دست دوست طعمه بر او دانه آرزوست(1)]
آقا علی فرزند آقا باقر نقاش، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در فن میناکاری از اساتید طراز اوّل عهد خود بوده و اوایل سلطنت محمّدشاه قاجار را نیز درک کرده است.(2)
ملاّ علیبیگ حشمتی بن پرویز علوی خوانساری، از شعرا و خوشنویسان قرن یازدهم هجری. پس از تحصیل از خوانسار به اصفهان آمده و معلّم حوابیگم از شاهزادگان صفویه شد. در قریه نصرآباد ماربین اصفهان نیز بسیاری خواندن و نوشتن و خط را از او آموختند. در پیری در نصرآباد ساکن شده و در سن نود سالگی وفات یافته و نعش او در کربلا مدفون شد. مردی در کمال زهد و صلاح بوده و هفت قلم را خوش مینوشت و به کتابت کلاماللّه مجید امرار معاش میکرد. دیوان اشعارش حدود پنج هزار بیت بوده است.(3)
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 198 و 199؛ مزارات اصفهان، ص130؛ گلشن راز: مقدمه؛ الذریعه، ج9، ص335؛ تذکره شاعران نانوا، صص 135 و 136.
2) جغرافیای اصفهان (تحویلدار) ، ص112؛ هنر نگارگری ایران، ص93؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص319.
3) تذکره نصرآبادی، ج1، ص455؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 440 و 441؛ الذریعه، ج9، ص256؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 43-45؛ تذکره عرفات العاشقین، ج2، ص1166؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 43-45؛ فرزانگان خوانسار، صص 27 و 28؛ دانشمندان خوانسار، صص 537 و 538؛ سفینه خوشگو، ص202؛ تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص631.
از آثار او کتابت «تفسیر» به فارسی است که در سال 1077ق کتابت کرده و در مدرسه سلیمانخان مشهد موجود بوده است.(1)
این رباعی از اوست:
رخسار تو باغی است که بیسعی بهار غیرت برد از رونق آن صد گلزار
قدّ تو نهالی است که طولی کردار هر میوه که آرزو کنی آرد بار
علی بن محمّدتقی اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در چهارشنبه 7 شعبان 1296ق نسخهای از «حاشیه فرائد الاصول» آخوند خراسانی را به خط نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 7788 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ملاّ علی بن ملاّ تقی اصفهانی [از کاتبان اوایل قرن چهاردهم هجری] در تاریخ 16 محرم 1315ق کتابت رساله «ثمرة الفؤاد» تألیف: میرزا زینالعابدین بن محمّدعلی سبزواری را به خط نسخ زیبا به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 2404 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
سیّد علیخان نوربخش متخلّص به «آزاد» فرزند میرزا محمّدتقی مستوفی لنجان،
شاعر ادیب [و روزنامهنگار معاصر] در سال 1268ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات قدیمه و جدیده خویش را در این شهر به پایان رسانید و خصوصا در ادبیات فارسی و عربی زحمت زیاد کشید. او پس از تکمیل تحصیلات خود چندین سال دبیر ادبیات و ناظم دبیرستان سعدی اصفهان بوده است. از شعرای خوشقریحه و توانا بوده و در انجمنهای ادبی شرکت میکرده و اشعارش در روزنامههای اصفهان از جمله: مجله دانشکده به طبع میرسید. [در سال 1324ش به تهران رفته] در دبیرستانهای تهران به تدریس پرداخت. از اعضاء انجمن حکیم نظامی بهشمار میرفت و از اشعار ایشان در مجموعههای «جوان سلحشور» و «منتخبات آزاد» به طبع رسیده است.
[او از سال 1325ش مجله هفتگی نوربخش را به مدت یک سال انتشار داده و از سال 1327ش به عنوان عضو اصلی فرهنگستان منصوب شده است. وی سرانجام در سال 1402ق در تهران وفات یافت.]
از اوست:
ای گلفروش دلبر زیباتر از گُلَم دادی گلم نشان و ربودی ز کف دلم
آری ز نرگس و سمن و یاس و ارغوان خوش بستهای تو دسته گلی در مقابلم(1)
در این شعر از او ایهام لطیفی است.
در دوره پهلوی به تحقیق روی همه دزدها سیاهست
حتی سر زلف یار کان هم دزد است اگرچه در پناهست
هر دزد که بود شد گرفتار دزد نگرفته پادشاه است
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 15-18؛ چهره مطبوعات معاصر، ص45؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص437؛ فرهنگ شاعران زبان فارسی، ص15؛ گلهای ادب، ص13؛ نامه سخنوران، ص12؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 100 و 101.
شیخ نورالدّین علی میسی عاملی معروف به «مفتی» فرزند جعفر بن لطفاللّه بن عبدالکریم بن ابراهیم بن علی بن عبدالعالی بن احمد بن مفلح میسی عاملی جعفری حاتمی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از نوادگان شیخ لطفاللّه است که مسجد شیخ لطفاللّه اصفهان به او منسوب است.
شیخ نورالدّین علی در سال 1044ق در خانه خود که متصل به مسجد جامع جدید عباسی است مجموعهای فقهی را در سال 1044ق کتابت کرده است و مطالبی فقهی و حدیثی را در آنجا آورده است که به مقام عمل و فضل او گواهی میدهد.(1)
علی بن جعفر مُلحَمی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از اهالی عراق حدیث بسیار نوشته و ثقه بوده و تصانیف او نیکوست. دو برادرش، ابوحامد و محمّد هم از محدّثین بودهاند. خودش از محمّد بن ولید عباسی نقل حدیث کرده و سلیمان بن احمد از او استماع حدیث کرده است.(2)
آخوند ملاّ علی بن جمشید نوری مازندرانی، فیلسوف فقیه و حکیم ادیب و شاعر. از متدیّنین حکمای اسلام و متشرعین فلاسفه است.
[در شهر «نور» مازندران متولّد شده و] مقدمات علوم را در مازندران و قزوین نزد آقا سیّد حسن قزوینی به خوبی فرا گرفته، سپس جهت تکمیل علوم خویش به اصفهان مهاجرت نموده و در این شهر نزد مرحوم آقا محمّد بیدآبادی و آقا میرزا ابوالقاسم مدرس خاتونآبادی [و ملاّ محمّدابراهیم جدلی] ادامه داد و ضمنا در خدمت درویش عبدالمجید طالقانی خط شکسته را مشق کرد. [همچنین در کنار تحصیل به عبادت و تزکیه نفس مشغول بود.]
بالجمله مرحوم نوری پس از وصول به مقامات عالیه علم و حکمت به تدریس و تصنیف پرداخت [و حدود 70 سال به تدریس کتب فلسفی خصوصا «شوارق»، «مشاعر«: «اسفار» و «شواهد الرّبوبیه» مشغول بود] و در آن [علم] شهرت و عنوانی یافت، بهطوری که تدریس فلسفه و حکمت [خصوصا آثار ملاّ صدرا] در زمان او در تمام ایران به او منحصر گردید و عدّه زیادی شاگرد تربیت کرد که هرکدام حکیمی بزرگوار و فیلسوفی نامبردار شدند. مرحوم معلم حبیبآبادی در «مکارم الآثار» نام 8 نفر از شاگردان او را ذکر نموده و نویسنده در جزوهای مخصوص به نام سی و سه نفر از آنان اشاره نمودهام [که از مشاهیر آنان میتوان به: ملاّ محمّداسماعیل واحدالعین، ملاّ عبداللّه زنوری، حاج ملاّ محمّدجعفر لنگرودی، حاج ملاّ هادی سبزواری و فرزند دانشمندش ملاّ محمّدحسن نوری و سیّد رضی لاریجانی اشاره کرد.]
صاحب عنوان با میرزای قمی کمال صداقت و ارادت را داشته و در اصفهان به حاجی کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام ارادت میرزیده و در مسجد میرزا باقر بیدآباد به نماز جماعت سیّد حجةالاسلام اقتدا مینموده است. وی صوفیه را تکفیر مینموده و بیش از سایر فقهاء به این امر اهتمام داشته است.
[هنگامی که محمّدحسینخان مروی، مدرسه مروی را در تهران ساخت، از فتحعلی شاه تقاضا کرد ملاّ علی نوری را برای تدریس معقول در این مدرسه، دعوت کند. شاه از
او دعوت کرد و او در جواب نوشت: «متجاوز از هزار محصل مشغول تحصیل هستند که چهارصد نفر از آنها (بلکه بیشتر) شایسته حضور درس این دعاگو هستند و در حوزه درس دعاگو حاضر میشوند. چنانچه به تهران بیایم، این حوزه از هم میپاشد.» شاه مجدّدا از او خواست یکی از بهترین شاگردان خود را برای تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملاّ عبداللّه زنوری را انتخاب کرد و فرستاد.]
او حکیمی خوشذوق بوده و گاهی غزل و رباعی میسروده و «نور» تخلّص مینموده است.
وی در [روز 22] رجب 1246ق به سن شیوخیت وفات یافته و سیّد حجةالاسلام بر او نماز خواند و جنازه جهت دفن به نجف اشرف نقل و در عتبه مقدّسه رواق مطهر [حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در باب شیخ طوسی]، مدفون گردید.
این شعر از اوست:
از آفتاب نکوتر فروغ طلعت اوست به حیرتم که در ایام حسن او جمهور
مثل به خوبی خورشید میزند این است یکی ز جمله غلطهای در جهان مشهور
حقّا که علی ولیّ مطلق باشد حقیقت او چو حقّ مطلق باشد
هرکس که کند حقّ علی را انکار از حق مگذر که منکر حق باشد(1)
1) بیان المفاخر، ج1، صص 82-84؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 79 و 80؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 501 و 502؛ قصص العلماء، (چاپ 1380ش) ، صص 73-75، 140 و 148 و 160؛ فوائد الرضویه، ج1، ص339؛ روضات الجنّات، ج4، ص391؛ تذکره اختر، صص 211-216؛ مجمع الفصحاء، ج6، ص1033؛ شمس التّواریخ، ص31؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 223، 224 و 506؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1938؛ ریاض العارفین، (چاپ 1305ق) ، صص 329 و 330؛ انوار جَلیّه: مقدّمه، ص34؛ ریحانة الادب، ج6، ص262؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «نوری»، ص879؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 143-160؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص263؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1264-1267؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 596 و 597؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 590 و 591؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 358-360؛ شرح حال رجال ایران، ج6، ص154؛ معجم المؤلفین، ج7، ص54؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، صص 346 و 347.
از ملاّ علی نوری دو فرزند دانشمند به نام حاج میرزا علینقی و میرزا محمّدحسن به جای ماند.
کتب زیر از تألیفات او است:
ملاّ صدرا 13. «حجةالاسلام» در رد کتاب «میزان الحق» [تألیف: هنری مارتین، معروف به] پادری نصرانی [که نسخهای در ربیعالثانی 1232ق (در زمان حیات مؤلف) به وسیله محمّد بن محمّدجعفر حسنی کتابت شده و به شماره 76 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)نسخهای دیگر هم که در سال 1233ق کتابت شده به شماره 354د در کتابخانه دانشکده الهیات تهران موجود است.(2)در کتابخانه مرعشی هم نسخهای به شماره 1062 نگهداری میشود.(3)] 14. «دیوان اشعار» 15. «رساله در بقای روح» که پاسخ چندین پرسش است و احتمالاً همان کتاب «اجوبة المسائل» است.(4)16. «الرّقیمة النوریّه» [درباره «وجود» که نسخهای از آن به خط محمّد بن علینقی، در سال 1297ق در تهران کتابت شده و به شماره 1864ع در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(5)] 17. «شرح حدیث زینب العطارة» منقول از حضرت صادق علیهالسلام در «روضه کافی» [نسخهای ناقص از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه به شماره 4/3092 و نسخهای دیگر به شماره 1934 در کتابخانه مجلس شورای ملّی(6)و نسخه دیگری که در سال 1257ق کتابت شده، به شماره 1/2010 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(7)] 18. «شرح حدیث رأیت رجلاً» منقول از حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام که ضمن مجموعه شماره 3840 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(8)
ابوالحسن علی بن حامد خُرجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری] از حافظ ابیاسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزة بن عماره اصفهانی روایت میکند و ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفار بن علی بن اشته اصفهانی از او نقل حدیث مینماید.(1)
«خُرجان» نام یکی از محلاّت اصفهان بوده است.
حاج سیّد علی علاّمه فانی فرزند آقا سیّد محمّدحسن فانی یزدی بن سیّد حسین بن سیّد اسماعیل بن سیّد مرتضی حسینی یزدی، از اکابر علماء و فقهاء و مجتهدین معاصر.
در زوال روز پنجشنبه 26 ربیعالاوّل سال 1333ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، شیخ محمّدحکیم خراسانی، حاج سیّد مرتضی خراسانی، آقا سیّد محمّد مدرس نجفآبادی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی به تحصیل اشتغال جسته و در سال 1362ق به نجف اشرف مهاجرت فرموده و ضمن تکمیل مراتب علمی به تدریس فقه و اصول و تفسیر مشغول گردید. او پس از 30 سال توقّف در نجف اشرف در سال 1393ق به ایران مراجعت نموده و در شهر قم سکونت اختیار نمود و به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و جمعی از افاضل طلاب و مشتغلین حوزه از محضر درس او مستفیض شدند. او همه ساله در ایام تابستان به اصفهان میآمده و در مدرسه جدّه تدریس و اقامه جماعت مینمود.
1) ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص406.
وی در روز 23 شوال المکرم 1409ق [مطابق با 8 خرداد 1368ش] وفات یافته و پس از اقامه نماز بر پیکر ایشان از سوی آیتاللّه گلپایگانی در [یکی از حجرات صحن نوی] حرم مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم مدفون شد.
شیخ آقابزرگ طهرانی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی جهت او اجازه نوشتهاند.
این کتابها از تألیفات اوست:
علی بن حسن بن سلم اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از زیاد بن یحیی قسّام لُنبانی روایت میکند.(2)
میر سیّد علی مدرس فرزند میر سیّد حسن مدرس [بزرگ] بن میر سیّد علی بن محمّدباقر، عالم فاضل صالح [از علمای اواخر دوره قاجاریه در اصفهان] در سال 1253ق متولّد شده و مقدمات علوم را در اصفهان نزد پدر آموخته و سپس به عتبات عالیات مهاجرت نمود و از درس شیخ مرتضی انصاری، [شیخ زینالعابدین مازندرانی و فاضل اردکانی] بهره برد و پس از نیل به اجتهاد در سال 1291ق به اصفهان مراجعت نمود و به درس و بحث و اقامه جماعت در مسجد رحیمخان مشغول شد و در سال 1319ق وفات یافته و در بقعه خانوادگی خاندان مدرس در مسجد رحیمخان (جنب مزار پدر) مدفون شد.(3)
[او به خاطر اوج زهد و تقوا، پرهیز از حرام و موارد شبههناک به «سلمان الزمان» معروف و در وَرَع و زهد و اخلاق حسنه در اصفهان ضربالمثل بود. کتاب «مداین الفضایل و المعاجز فی احوال المعصومین علیهمالسلام » از تألیفات اوست.(1)]
علی بن حسن بن محمّد بن عبدالسّلام بن عبداللّطیف اصفهانی ملقّب به «علاءالدّین رجائی»، از فضلاء قرن نهم هجری است. وی کتاب «حساب» را به خط نسخ معرّب در جامع الازهر کتابت کرده که به شماره 43 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهمالسلام در قم موجود است.(2)
حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی فرزند سیّد حسن بن محمّد بن محمّد بن حسین بن عزیز بن عظیم بن میر محمّد مؤمن بن محمّدزمان تنکابنی، عالم فاضل جلیل، فقیه و ادیب اریب، مجتهد عالیقدر و مرجع تقلید بزرگوار، عابد زاهد متّقی از علمای بزرگ اصفهان در قرن چهاردهم هجری.
در حدود سال 1275ق در نجفآباد متولّد شده و پس از قدری تحصیل به کسب و کار پرداخت و از 20 سالگی به تحصیل علوم دینی و کسب مقدمات در زادگاه خود پرداخته و قبل از 1300ق به اصفهان آمد و در این شهر به تکمیل علوم زمان همچون صرف و نحو، فقه و اصول و حکمت پرداخت و از جمله در درس حاج میرزا بدیع درب
امامی و حاج سیّد مهدی نحوی حاضر شد.
او در سال 1305ه.ق به عتبات عالیات مهاجرت نموده و از درس مراجع عالیقدر و حضرات آیات: حاج سیّد اسماعیل صدر (در کربلا) ، آقا شیخ زینالعابدین مازندرانی (در کربلا) ، حاج ملاّ علی نهاوندی، حاج شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی، آقا میرزا محمّدتقی شیرازی، آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی، آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی، آقا سیّد محمّد فشارکی اصفهانی، آقا شیخ هادی طهرانی و حاج آقا رضا همدانی همگی در نجف اشرف بهره گرفت و به اجتهاد نائل شد و در طهران هم در درس حکمت میرزا ابوالحسن جلوه حاضر شد.
او از سال 1320ق تا وفات، در مدارس جدّه بزرگ و صدر بازار، به تدریس فقه و اصول و حکمت و تفسیر مشغول بود و صدها تن از علماء و فضلاء در محضر درس او حاضر میشدند.
او از علمای آگاه و مسؤولیتشناس بوده و در قضایای مشروطیّت، به پیروی از اساتید خود آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی به حمایت از جنبش مشروطیت پرداخته ست. در سال 1329ق که روسها اصفهان را اشغال کردند، او را زندانی نمودند و او نذر کرد اگر از این مهلکه جان به سلامت ببرد به ذکر مصیبت حضرت سیّد الشهداء بپردازد و پس از آزادی به این نذر عمل میکند و در کنار تدریس و حل مشکلات مردم به منبر رفته و به موعظه و ذکر مصیبت و روضهخوانی میپردازد.
او عالمی زاهد و قانع بود. زندگی سادهای داشت. از راه کسب و تجارت و زراعت امرار معاش میکرد و از مصرف وجوهات شرعی برای خود پرهیز میکرد. نسبت به رسیدگی به وضع نیازمندان اهتمام فراوان داشت و در برابر شداید و ناملایمات و خصوصا تهمتها و غیبتهای دیگران با صبوری و حلم و بزرگواری رفتار میکرد. او در زندگی معتقد به نظم و ملتزم به رعایت وقت و زمان بود و اوقات خود را اغلب صرف
مطالعه و یا استنساخ کتب مینمود. رفتار او با طلاب پدرانه و دلسوزانه بود و برای حلّ مشکلات آنان از هیچ اقدامی دریغ نداشت.
او تألیف و تحقیقی از خود به جای نگذاشت و تنها حواشی بر «حاشیه کفایة الاصول» تألیف: آقا ضیاءالدّین عراقی از او موجود است.
او در اوائل صفر المظفّر سال 1362ق دچار سکته گردیده و معالجات پزشکان اثری نبخشید و سرانجام در صبح جمعه 13 صفر وفات یافته و به جهان ابدیت پیوست. و پس از تشییع عظیم و بیسابقه مردم اصفهان و نواحی اطراف و دستههای عزادار به تخت فولاد حمل و در بقعه تکیه تویسرکانی مدفون گردید.
کتابخانه مرحوم نجفآبادی از کتابخانههای نفیس و گرانبها و دارای چندین هزار نسخه خطی و چاپی ارزشمند بود [اسامی 71 نسخه خطی از این کتابخانه که برخی از آنها از جمله «الاجزاء» و «الرضاع» و «شرح منظومة الرضاع» به خط مرحوم نجفآبادی (صاحب عنوان) میباشد، در ضمن کتاب «مجتهد نجفآبادی» به چاپ رسیده است.(1)]
سیّد علی حسامی فرزند سیّد محمّدحسن، از علماء و ادبای معاصر اصفهان در سال 1297ش در محلّه تلواژگان اصفهان متولّد و در حوزه علمیه این شهر تحصیل کرد. پس از آن به تدریس برای اطفال و نونهالان در بلوک کراج اصفهان مشغول بود. در سال
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 37 و 38؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 811 و 812؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 216 و 217؛ سیمای دانشوران، صص 27-33؛ آئینه اهل قلم، صص 21 و 22؛ بزم قدسیان، صص 92-194؛ مجتهد نجفآبادی: اغلب صفحات.
1321ش به اصفهان مراجعت نموده و امامت نماز جماعت مسجد و حسینیه نورباران را به عهده گرفت تا اینکه در سال 1346ش به علت بیماری حنجره وفات یافت و در تکیه آقا سیّد محمّد ترک (تکیه جهانگیر قشقائی) مدفون شد. از او «دیوان شعر»ی باقی مانده است. از اوست:
ای حسین من عاشق روی توام واله و شیدای در کوی توام
آخر ای روح روان خورشید جان قبلهام هستی و من سوی توام(1)
میرزا علی متخلّص به «شریف» فرزند محمّدحسن [از شعرای قرن چهاردهم هجری[ در سال 1286ش در اصفهان متولّد شده و به شغل قنادی روزگار میگذرانید و گاهی برحسب اقتضای حال شعر میسرود. از اوست:
عاشق که بود قبلهگهش ابروی جانان دیگر چه کند کیفیّت دیر و حرم را(2)
میرزا علی میر سعیدی معروف به «قاری» و «بیدآبادی» فرزند ملاّ حسن قاری از اساتید فن قرائت و تجوید در قرن چهاردهم هجری.
در قرائت قرآن صوتی دلنشین داشت. اهل محله بیدآباد اصفهان بود و به فنون موسیقی همچون گوشههای موسیقی، آواز و الحان آشنا بود. او جلسات قرائت قرآن را در مسجد سیّد و مسجد علیقلی آقا برپا میکرد و شاگردان علاقمند نزد او تعلیم
میگرفتند. وی سرانجام در شب شنبه 11 ربیع الاوّل 1380ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
زینالدّین علی بن حسن گیلانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در جمعه 27 جمادی الاوّل سال 1050ق نسخهای از «حاشیه حاشیه شریف بر شرح مطالع» تألیف: ملاّ جلالالدّین دوانی را در اصفهان کتابت کرده و نسخه به شماره 7759 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ابوالفضل علی بن حسنعلی بن منصور خطیب اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] از ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث نموده است.(3)
آقا میر سیّد علی [فاتحی] برزانی فرزند سیّد محمّدحسین حسینی بَرزانی، عالم فاضل، زاهد متّقی [مجتهد عالیقدر، از علمای قرن چهاردهم هجری] در یکی از مساجد «بَرزان» اقامه جماعت مینمود و شبهای جمعه در تکیه بابارکنالدّین (در تخت فولاد) مراسم قرائت دعای کمیل و احیاء برپا میداشت و الحق جلسه دعای مرغوبی
بود. سرانجام در ماه رجب 1369ق وفات یافته و در بقعه وسط تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
[سیّد علی برزانی در اصفهان از محضر حضرات آیات: شیخ مرتضی ریزی، آخوند ملا محمّدحسین فشارکی و آقا سیّد محمّدباقر درچهای و در نجف اشرف از محضر آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی و دیگران بهره گرفته و به درجه اجتهاد نائل آمد. حضرات آیات: میرزا محمّدعلی شاهآبادی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، سیّد محمّدرضا رضوی خوانساری، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد صدرالدّین صدر جهت او اجازه روایت و اجتهاد نوشتهاند و او را در مراتب علم و فضل و تقوا و عبادت ستودهاند.
از او رسالهای در «حکم فرار از حقوق» در 112 برگ و کتاب مفصّلی در «اصول فقه» در 660 صفحه باقی مانده است.(2)
سیّد علی بدیعزادگان «هور» ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«هور» وفاتش نوشت، ز خامه اشک و آه: «نوحهسرا بر علی هست محمّد یقین»
و استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی «برنا» نیز گوید:
سال فوتش را به شمسی خامه «برنا»: «حامی شرع پیمبر بود میر سیّد علی»]
شیخ علی بن حسین بن عارف موغاری [از کاتبان قرن دهم هجری و از اهالی قریه «موغار» اردستان] در سهشنبه 20 شوال 973ق در اصفهان کتاب «حاشیه مختصر
نافع» را کتابت کرده است. نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(1)
شیخ علی بن حسین بن عبدالرّزاق بن اسماعیل بن عباس بن حمزة بحرانی اصفهانی معروف به «کاتب» [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] نسخهای از «مفتاح الکرامه» تألیف: سیّد جواد عاملی را از قسمت «شفعه» تا «بیع» کتابت نموده است، نسخه به شماره 972 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.(2)
ابوالحسن علی بن حسین بن علی ضریر اصفهانی نحوی معروف به «جامع العلوم» و «جامع باقولی» [از ادباء و دانشمندان قرن ششم هجری] در علم نحو و فنون اعراب از اساتید بهشمار میرفته و کتب زیر از اوست:
[یاقوت حموی به نقل از «الوشاح» فرید خراسان ابوالحسن علی بن زید بیهقی پس از معرفی و تجلیل از او گوید: باقولی در نحو و اِعراب به کعبه مانند است که فضلای عصر در درگاه اویند. آنگاه از نامههایی حکایت میکند که وی به سال 535ق مبنی بر سؤال از معنای شعر فرزدق:
ولیت خراسان الّتی کان خالد بها اسدا اذ کان سیفا امیرها
به فضلای خراسان نوشته و هرکدام به شرح آن شعر پرداختهاند.(1)]
استاد علی ظریفی اصفهانی فرزند حسین بن غلامعلی، هنرمند توانای معاصر. در روز 2 اردیبهشت 1315ش در محلّه مسجد جامع اصفهانی متولّد شد. در کودکی و نوجوانی به هنر قلمزنی پرداخت و نزد استاد تقی پشوتن آن فن را فراگرفت. وی در این هنر ابتکارها و نوآوریهای قابل توجهی انجام داده و نقوش زیبائی را بر فلزات حکاکی کرده است.
استاد ظریفی علاقه خاصی به گیاهان و خصوصا برگ درخت انگور داشته و طرحهای خلاقانه زیبائی به وجود آورده و بر اشیاء فلزی قلمزنی کرده است. انگور و حاصل آن یعنی مِی در عرفان ایرانی نماد عشق و تکامل یافتن انسان عارف است.
بسیاری از آثار او در موزههای داخل و خارج کشور نگهداری میشوند. از جمله یک گل لاله که نقوش چنگ و اسلیمی به صورت مُشَبَّک بر روی آن قلمزنی و اجرا شده است و نزد استاد اصغر رستمیان موجود بوده است.
وی چندین سال در دانشکده پردیس (دانشگاه هنر) اصفهان برای هنرجویان تدریس نموده است. از زندگی این هنرمند فرهیخته فیلم مستند «درویش فلزات» به
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 431 و 432؛ ریحانة الادب، ج1، ص250؛ بغیه الوعاة، ص335؛ ثقات العیون، صص 185 و 186؛ معجم الادباء، ج13، صص 164-167؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص278؛ الاعلام، ج5، ص9؛ روضات الجنّات، ج5، ص251؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص138؛ معجم المؤلفین، ج7، ص75؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «ابوالحسن»، ص409؛ الذریعه، ج4، ص266؛ هدیة العارفین، ج1، ص697؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص353.
کارگردانی محمّد یارمحمّدلو ساخته شده است.(1)
نواب میر سیّد علی خلیفه سلطانی فرزند سیّد علاءالدّین حسین سلطان العلماء (خلیفه سلطان) بن رفیعالدّین محمّد حسینی مرعشی، عالم فاضل محقّق زاهد متقی [از علمای قرن یازدهم هجری.]
مادرش مخدّره «جان آغا بیگم» دختر شاه عباس کبیر صفوی بوده است. در اصفهان نزد پدر و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل نموده و هم در این شهر تدریس میکرده و پس از فوت در مزار ستّی فاطمه، جنب برادر مدفون گردید.(2)
استاد علی حیاتی فرزند حسین، از هنرمندان معاصر در سال 1304ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه قدسیّه طی کرد. سپس نزد نیای مادری خود استاد اسماعیلِ نجف، گچبری، مقرنسکاری و آئینهکاری آموخت و به همراه پدربزرگ به همدان رفت و در مرمّت گچبری و آئینهکاری بقعه باباطاهر شرکت جُست.
او در تعمیر گچبری و آئینهکاری کاخ چهلستون، کاخ عالیقاپو، مسجد جامع و بسیاری از بناهای تاریخی مهارت خود را نشان داد و مورد تحسین اساتید فن و مقامات مربوطه قرار گرفت. استاد حیاتی مدّتی هم از تجربیات استاد عیسی بهادری مدیر هنرستان هنرهای زیبای اصفهان بهره برد و درباره نقاشی و مینیاتور معلوماتی به دست
آورد. آنگاه به همکاری با اداره باستانشناسی اصفهان پرداخت و از طرف آن اداره به قم رفت و کار مرمّت، تعمیر و استحکامبخشی آئینهکاریهای ایوان و داخل حرم حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) را به انجام رساند. او چند سال در تهران به کارهای ساختمانی و گچبری مشغول بود سپس به اصفهان بازگشت و به استخدام شهرداری اصفهان درآمد و در کنار آن به کار در زمینه گچبری، مقرنسکاری، آئینهکاری و طراحی ادامه داد. در زمینه نقاشی و طراحی نیز تجربیات ارزندهای اندوخته بود و در سیاهقلم، گل و مرغ و اسلیمی و خطایی مهارت داشت. استاد حیاتی 2 سال در آلمان به معرفی هنر ایرانی مشغول بود. او پس از 25 سال فعالیت در سال 1367ش از کار در شهرداری بازنشسته شده و سرانجام در روز 31 شهریور 1384 پس از مدتی بیماری دار فانی را وداع گفت و در قطعه نامآوران واقع در قبرستان باغ رضوان در اصفهان به خاک سپرده شد.(1)
دکتر سیّد علی دانشور فرزانگان [فرزند سیّد حسین طبیب]، طبیب حاذق. در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به دانشکده پزشکی اصفهان رفته و دکترای پزشکی دریافت کرد و سالها به تدریس در دانشکده پزشکی اصفهان مشغول بود. او طبیبی متدیّن، خلیق و مهربان و محبوب القلوب خاص و عام بود. سرانجام در 20 ذیحجه 1402ق (مطابق با 16 مهر 1360ش) وفات یافته [و در تکیه شهدا] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. کتاب «انگلشناسی علمی و عملی» از او به چاپ رسیده است.(2)
علی رستمیان فرزند حسین، در سال 1328ش در اصفهان متولّد شد. او از موسیقیدانان و خوانندگان معاصر اصفهان است. از اوایل جوانی با آشکار شدن استعدادش در آواز به محضر استاد علیخان ساغری حاضر شد. در سال 1345ش محضر استاد جلال تاج را دریافته و از او ردیفهای موسیقی را آموخت و پس از آن از استاد محمود کریمی بهره گرفت. همچنین از آموزشهای استاد محمّدرضا شجریان، استاد حسن کسائی، حسین علیزاده و امیرهوشنگ ابتهاج برخوردار شد.
او با اساتید گرانقدری چون فرامرز پایور، جلیل شهناز، اصغر بهاری، محمّد موسوی، محمّد اسماعیلی و هوشنگ ظریف همکاری داشته است.
او چندین کنسرت در اصفهان و تهران برگزار کرده و سالها به تعلیم علاقمندان موسیقی و آواز مشغول بوده است. از آثار معروف او: «چهارباغ»، «خزان عشق»، «مویه»، «حکایت دل» و «ارغوان» را میتوان نام برد.(1)
سیّد علی سقّائی متخلّص به «سقّا» فرزند سیّد میر حسین، شاعر و مداح اهلبیت علیهمالسلام در سال 1309ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد و در شعر و ادب و مدّاحی از میرزا علی مشفقی کسب فیض نمود. از اعضای انجمن ادبی صغیر اصفهانی است. این دو بیت از اوست:
بزن تو بوسه لب جام و دست ساقی را به رغم زاهد خودبین که ادعا دارد
مس وجود طلا کن ز خاک میخانه که خاک میکده در خویش کیمیا دارد(2)
ابوالفتوح علی بن حسین کاتب اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] «ابن جنّی» در کتاب «نوادر الممتّعة» از او روایت کند.(1)
سیّد علی بن حسین موسوی درب امامی اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] از شاگردان سیّد [محمّدباقر] حجةالاسلام در اصفهان بوده و مشارٌ الیه در شب 10 شعبان سال 1263 کتابت نسخهای از کتاب «الحلیة اللاّمعة لبهجة المرضیة» یعنی حاشیه مرحوم سیّد حجةالاسلام را بر سیوطی به خط نسخ به پایان رسانیده است.
نسخه به شماره 746 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)
سیّد علی بن حسین موسوی اصفهانی گنجوی [عالم فاضل جلیل] متوفی به سال 1335ق مؤلف کتابهای 1. «خیط البیاض» در فقه 2. «مرقاة الایمان» مطبوع به سال 1351ق.(3)
[«گنجه» از دهات بلوک لنجان اصفهان است.]
کیا ابوالفتح علی بن حسین اردستانی طغرایی ملقّب به «مجیرالدّوله» و «مجیرالملک» از وزراء و بزرگان علم و ادب و از خوشنویسان قرن پنجم هجری قمری.
در اردستان متولّد و در آنجا و اصفهان تحصیل کرد و در اندک زمانی در فن ترسّل و انشاء مشهور شد. او در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظامالملک، سمت طغرانویسی را برعهده گرفت و به «مجیرالدّوله» ملقّب شد و سمت نایب وزیر رسائل را برعهده گرفت. پس از مرگ ملکشاه به خدمت سنجر درآمد و وزیر او شد و لقب «مجیرالملک» گرفت. عاقبت فخرالملک (فرزند ارشد نظامالملک با تحریک کردن درباریان سنجر و مادر سلطان و سعایت نزد سنجر باعث بدبینی سنجر نسبت به او شد و در سال 490ق سلطان سنجر که به همراه مجیرالملک و فخرالملک برای سرکشی به خراسان و خوارزم میرفت، به محض رسیدن به آنجا مجیرالملک را عزل و فخرالملک را به وزارت منصوب کرد.
مجیرالملک پس از مدتها حبس، با دادن رشوه به سلطان سنجر به عنوان سفیر او به غزنین رفت و تا آخر عمر آنجا ماند و ندیم بهرامشاه شد. سال درگذشت او معلوم نیست.
امیر معزی در اشعار خود او را مدح کرده و امام محمّد غزإلی سه نامه خطاب به او نوشته که در کتاب «فضائل الإمام فی رسائل حجةالاسلام» آمده است.
برخی منابع به اشتباه نام او را عبدالمجید نوشتهاند که صحیح نیست.(1)
علی آزادی فرزند حسینعلی، از شعرای معاصر در سال 1326ش در قریه «گز» (که اکنون به شهر تبدیل شده است) از توابع بلوک بُرخوار اصفهان متولّد شده و به تحصیل مشغول شده و از نوجوانی لب به سرودن شعر گشوده است.
از اوست:
1) نسائم الاسحار، ص57؛ آثار الوزراء، ص233؛ آتشکده اردستان، ج2، صص 238 و 239.
کاش در دل جای غم عشق نگاری داشتم یا به سر وصل گلی یا گلعذاری داشتم(1)
زینالدّین علی بن حسینعلی نیریزی، از خوشنویسان هنرمند اوایل قرن دوازدهم هجری و معاصر میرزا احمد نیریزی و به احتمال زیاد از بستگان نزدیک اوست. در اصفهان ساکن بوده و خطوط ثلث و نسخ را خوش مینوشته است.
او نسخهای از قرآن مجید را «از سوره مریم تا آخر قرآن مجید» به خط نسخ در رمضان 1125ق کتابت کرده است. و اکنون در کتابخانه الزاهراء اصفهان موجود است.(2)
علی بن حمزة بن عمارة بن حمزة بن یسار بن عثمان اصفهانی، از ادباء و فضلاء اصفهان در قرن چهارم هجری. «یاقوت حموی» گوید: عثمان قبل از اسلام نامش «بنداد هرمزد بهزادان» بوده که پس از اسلام به عثمان نامیده شد و دو پسر داشته: ابومسلم و یسار که جدّ صاحب ترجمه باشد [و ابومسلم خراسانی از کسانی است که باعث سقوط امویان و تأسیس خلافت آل عباس شد.]
بین او و ابوالحسن بن طباطباء اصفهانی مشاعرات و مفاوضاتی بوده است. وی را تألیفاتی است که از آن جمله است:
[به احتمال زیاد او شیعه بوده و رفاقت با ابوالحسن بن طباطباء و ترتیب دادن دیوان ابیتمام طائی (شاعر شیعی) از شواهد این مدعاست.] او در مرثیه وفات ابومسلم محمّد بن بحر اصفهانی شعری سروده و در آنجا گفته است:
و قالوا الا ترنی ابن بحر محمدا فقلت لهم ردوا فؤادی و اسمعوا
فلن یستطیع القول من طار قلبه جریحا قریحا بالمصائب یقرع
و من بان عنه الفه و خلیله فلیس له الا الی البعث مرجع(1)
علی ابریشمکار اصفهانی فرزند حیدرعلی، خوشنویس هنرمند در سال 1293ش در اصفهان متولّد شد. پدرش در کار رنگرزی و جلا دادن ابریشم بود و به ابریشمکار شهرت داشت. مادرش «مرحمت» دختر محمّدحسین مذهبّ (از اساتید هنر تذهیب و تشعیر در اواخر دوره قاجاریه) است.
استاد ابریشمکار در 4 سالگی به مکتبخانه رفت و قرآن و حساب آموخت سپس به قالیبافی پرداخت. او پس از مدّتی وقفه در 16 سالگی ادامه تحصیل داده و دوره ابتدایی را در مدرسه قدسیه طی کرد و در آن مدرسه خوشنویسی را از استاد عبدالحسین قدسی و برادرانش فرا گرفت. سپس به دبیرستان سعدی رفت و در آنجا در خط نزد میرزا عبدالجواد خطیب، مشق خط کرد. در سال 1316ش دوره متوسطّه را به پایان برد. آنگاه برای امرار معاش مدتی قالیبافی و رنگرزی کرد امّا با وقوع جنگ جهانی دوّم و کسادی بازار، ناچار به خوشنویسی روی آورد. مدّتی بعد چون خوشنویسی کفاف
1) معجم الادباء، ج13، ص203؛ بیست مقاله (قزوینی) ، ص232؛ الذریعه، ج9، صص 38 و 43، ج13، ص264؛ هدیة العارفین، ج1، ص673؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص211؛ فهرست سپهسالار، ج2، ص553.
معاش او را نمیکرد در بخش رادیولوژی بیمارستان کازرونی اصفهان استخدام شد. در سال 1333ش به تهران مهاجرت کرد و به استخدام رادیولوژی بیمارستان راهآهن درآمد و دوره آموزشی رادیولوژی را در 2 سال طی کرد. او در سال 1354ش بازنشسته شد. او در کنار فعالیتهای روزانه به مشق خط پرداخت و نزد استاد علیاکبر کاوه به تکمیل خط مشغول شد و از سبک استاد خود پیروی کرد و در خط نستعلیق از خفی تا جلّی تبحّر فراوانی به دست آورد. او در خوشنویسی درجه استادی داشت و در اواخر در انجمن خوشنویسان تدریس میکرد.
وی سرانجام در 30 خرداد 1382ش درگذشت.
این آثار از نمونه خطوط زیبای اوست:
میرزا سیّد علی طبیب فرزند سیّد محمّدجعفر، از اطبّاء حاذق و متبحّر قرن چهاردهم
1) فرهنگ ناموران معاصر ایران، ج2، صص 64 و 65؛ تذکره خوشنویسان معاصر، صص 190-194؛ روزنامه جوان، شماره 1222: اوّل تیر 1382ش، ص12.
هجری است. سالها در اصفهان طبابت مینموده و مردی متدیّن و انساندوست و غمخوار بیماران نیازمند بوده است. وی سرانجام در روز 2 رمضان 1367ق (مطابق با سال 1327ش) وفات یافت و نزدیک تکیه لسان الارض جنب مزار علاّمه جلیل سیّد محمّدتقی فقیه احمدآبادی مدفون شد.
یداللّه تائب (برخوردار) شاعر توانا ضمن مرثیهای مادّه تاریخ او را چنین گفته است:
به سال رحلتش از صدق «برخوردار» گفت: «کز صفا فتّاح شد اندر جنان او با ادب»(1)
صائنالدّین علی بن داود بن سلیمان اصفهانی حنبلی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن نهم هجری] متوفی به سال 836ق.(2)
میر علیخان بن میر ذوالفقار جرفادقانی (گلپایگانی) ، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشوران اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری.]
نصرآبادی در «تذکره» خود گوید: «عمهزاده بندگان مخدومی آقا حسین خوانساری است. شیخالاسلام جرفادقان است... جوان آراسته قابلی است، درنهایت صلاح. مدّتی در اصفهان خدمت آقا حسین به تحصیل مشغول بود. به تکلیف اهالی آنجا شیخالاسلام جرفادقان شد. چون خداشناسی دارد مسموع شد که اراده استعفا دارد و از دست مردم جرفادقان به تنگ آمده»
[محدّث نوری] در «الفیض القدسی» [به نقل از أنهایی که علاّمه مجلسی برای او نوشته] گوید: «السیّد الایّد الحسیب النّسیب اللبیب الادیب الفاضل الکامل المتوقّد الزّکی البارع الالمعی الامیر علی خان الجرفادقانی».
اجازه علاّمه مجلسی به او در آخر کتاب «تهذیب» و تاریخ آن جمادی الاولی سنه 1097ق میباشد.
«حزین» در تذکره خود درباره او گوید: «از اعاظم بلده گلپایگان و از مستفیدان از رئیس العلماء آقا حسین خوانساری بود و به فضائل صوری و معنوی آراسته. ذهن دقیقش کشّاف غوامض حقایق و سلیقه مستقیمش در هر فن به استقلال و استحقاق فائق، تعلیقات شریفه و فوائد ارجمند دارد. و در شعر و انشاء افاضت مآب به غایت دقیقهسنج و نکتهیاب بود... چند سال هم به صفای خاطر در گلپایگان زندگانی نموده، در همان بلده به جنت جاودان انتقال فرموده».
این تألیفات از اوست:
صاحب عنوان در حدود سال 1130ق در گلپایگان وفات یافته است.
این اشعار از اوست:
چون صبح در جوانی اگر پیر میشدم مانند آفتاب جهانگیر میشدم
زین بیش بود قابل پرواز شهپرم هم آشیان اگر به پر تیر میشدم
اگرچه هست صراف عمل بینا به هر نقدی ز روی لطف میگیرد زر سرخ خجالت هم(1)
استاد حاج علی پرورش فرزند استاد محمّدرحیم بن استاد نوروز ریزی لنجانی اصفهانی، از صنعتگران هنرمند معاصر در سال 1335ق در قصبه ریز (زرینشهر کنونی) به دنیا آمد و نزد پدر صنعت آهنگری را فرا گرفت. علاوه بر آن در زمینه قرائت و تجوید قرآن مجید نیز به تحصیل پرداخت و به مقامی رسید که بسیاری از اهالی «ریز» نزد او قرآن آموختند. فنّ زرگری را هم در اصفهان آموخت و چندی در آنجا به زرگری مشغول بود، امّا عاقبت به زادگاه خود مراجعت کرد. او سرانجام در 31 تیر 1364ش در زادگاه خود بدرود حیات گفت و در گلستان شهدای آنجا به خاک سپرده شد.
از آثار جالب توجّه و ارزنده او ساختن پل معلق زیبا و هنرمندانه است که آن را با وسایل آهنگری آن روزها ساخت و روی رودخانه زایندهرود در شهر زرینشهر نصب و طی مراسمی با حضور استاندار وقت اصفهان و اهالی زرینشهر در سال 1337ش افتتاح شد. مرحوم صغیر اصفهانی جهت این واقعه شعری سروده و مادّه تاریخ تهیّه و نصب پل فلزی زرینشهر را چنین گفته است:
«صغیر» از اصفهان بهر تماشا در آنجا رفت و تاریخش چنین ساخت
1) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 59-61؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 264 و 265؛ الفیض القدسی، ص18؛ فیض قدسی، ص170؛ الذریعه، ج1، ص153 و ج7، ص202 و ج9، ص753 و ج14، ص10؛ فهرست مختصر مجلس، ص502؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص342؛ الکواکب المنتشره، ص342؛ تلامذة العلامة المجلسی، ص43؛ دانشمندان خوانسار، صص 141 و 142؛ تذکره روز روشن، ص565.
که پا بر روی پل بنهاد و گفتا: «پلی زیبا ز عزم آهنین ساخت»(1)
سیّد علی طاهری سِدِهی متخلّص به «شیوا» فرزند سیّد محمّدرحیم، عالم فاضل و ادیب شاعر [در قرن چهاردهم هجری] از اعقاب سیّد صالح قصیر است. در حدود سال 1320ق در سِدِه ماربین [خمینیشهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد علمای اصفهان [و احتمالاً آقا سیّد محمّدباقر درچهای و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی] به تحصیل پرداخت. او سپس برای تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات مشرّف شده و در مدرسه حسنخان کربلا و مدرسه شیخ جعفر در نجف سکونت گزیده و به تحصیل ادامه داد. پس از آن به سیاحت پرداخته و در جنوب و شمال کشور به ترویج دین و تبلیغ شریعت مشغول بود و در کنار آن به تکمیل معلومات ادبی خود پرداخت و از جمله در مشهد مقدس در خدمت ادیب نیشابوری کسب فیض نمود.
او عاقبت در طهران سکونت گزیده و در همان شهر وفات یافت. اشعارش بالغ بر بیست هزار بیت و موضوع آن اغلب در پند و حکمت و انتقاد از اوضاع اجتماعی است. مقداری از اشعار او [با عنوان «دیوان غزلیات و قصاید سیّد علی طاهری سدهی متخلّص به شیوا»] در سال 1333ش در طهران به طبع رسیده است.
از اوست:
گردش چشمان یار، آفت جان و تن است سرو قد آن نگار، روح و روان من است
1) تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 362-364؛ تاریخ ریز (زرینشهر) ، صص 161-166.
طُرّه طرّار او، دامِ ره اهل دل نرگس جادوی او، آهوی شیرافکن است(1)
ابوالحسن علی بن رستم بن مطیار طهرانی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری] از محمّد بن سلیمان اصفهانی ملقب به «لوین»، ابوجعفر احمد بن معاویة بن هذیل جَبَّر، عبداللّه بن عمر اخو رُسته، ابوصالح عقیل بن صالح بن اسود طهرانی اصفهانی و دیگران روایت نموده است.
در مسجد جامع اصفهان حدیث میگفته و جمعی از حفّاظ حدیث نزد او حاضر میشدهاند. او در سال 303ق در اصفهان وفات یافت.(2)
[«طهران» معروف به «تیران و آهنگران» از دهات حومه شمال اصفهان بوده و در عصر حاضر به شهر پیوسته و از محلّههای اصفهان شمرده میشود.]
حاج میرزا علی هستهای فرزند محمّدرضا، عالم فاضل و واعظ کامل. [از وعاظ و علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری] از اعقاب شیخ زینالدین بن عینعلی خوانساری. [در حدود سال 1295ق در اصفهان متولّد شد و پس از طی دروس مقدمات و سطح نزد حضرات آیات: آقا سیّد محمّدباقر درچهای و جهانگیرخان قشقائی تحصیل کرد آنگاه به نجف اشرف رفت و از محضر آیات عظام: ملاّ محمّدکاظم خراسانی، سیّد محمّدکاظم
طباطبائی یزدی و شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی بهره گرفت] و در حدود سال 1325ق به اصفهان مراجعت کرده و سالها در این شهر امامت و تدریس نمود. سپس به طهران مسافرت کرده و در دستگاه مرحوم حاج شیخ فضلاللّه نوری وارد شده و از خواص آن عالم جلیل القدر واقع شد. پس از واقعه شهادت او به اصفهان آمده و تا آخر عمر گاهی در اصفهان و زمانی در طهران ساکن و به وعظ و خطابه و ارشاد مردم از راه مواعظ میپرداخت و الحق واعظی شیرین زبان و گویندهای طلیق اللسان بود. [در عصر مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی زیاد در قم مانده و منبر میرفت و عموم مراجع و علماء برای استفاده از بیاناتش شرکت میکردند.]
سرانجام در 16 ربیع الثّانی 1387ق در طهران وفات یافته و در [قبرستان شیخان[ قم مدفون گردید.
از آثار قلمی و حواشی بر «اعتقادات» علاّمه مجلسی [در سال 1339ق] به طبع رسیده است.(1)[وی در سال 1331ق در معیّت سیّد محمّد طباطبائی فرزند آیتاللّه سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی به سفر حج مشرّف شده و سفرنامهای را در 23 شوال 1332ق نوشته و از خود به عنوان «میرزا علی اصفهانی» یاد کرده است. این سفرنامه با عنوان «سفرنامه مکّه» به تصحیح و تحقیق محقّق و دانشمند پرتلاش دکتر شیخ رسول جعفریان در کتاب «پنجاه سفرنامه حج قاجاری» (ج7، صص 673-738) به چاپ رسیده است.]
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 555 و 556؛ گنجینه دانشمندان، ج2، ص426؛ معجم رجال الفکر و الادب فی النجّف، ج1، ص144؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص442؛ فرزانگان خوانسار، ص61؛ تربت پاکان قم، صص 529-531.
علی بن کربلائی رضاقلی ایروانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه جدّه کوچک ساکن بوده و به تحصیل علم میپرداخته است. او در پنجشنبه 16 رجب 1239ق کتاب «حاشیه زبدة الاصول» تألیف: شیخ بهائی را در مدرسه جدّه کوچک اصفهان کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه علاّمه محقّق حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(1)
شیخ علی (معروف به «صغیر») فرزند شیخ زینالدّین بن شیخ محمّد بن شیخ حسن بن شیخ زینالدّین عاملی جزینی (شهید ثانی) از علمای اواخر عهد صفویّه و ساکن اصفهان که بعد از سال 1104ق وفات یافته است. وی را تألیفاتی است.(2)
[از شاگردان عمویش شیخ علی بن محمّد بن حسن صاحب «الدُّر المنثور» بوده و در سال 1085ق از او اجازه گرفته است.(3)
این کتابها از تألیفات اوست:
خوانساری در خوانسار و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(1)4. «تعلیقات بر رجال کبیر»]
علی بن زینالعابدین بن حاج محمّدجعفر اصفهانی عابد [از فضلای قرن سیزدهم هجری] در دهه دوم رمضان سال 1225ق جُنگی ترتیب داده است این مجموعه به شماره 4216 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[وی فرزند زینالعابدین عابد اصفهانی شاعر دوره قاجاریه است که شرح حالش در جلد دوم این کتاب آمده است.]
دکتر میرزا علیخان بن زینالعابدین بن عبدالجلیل اصفهانی طهرانی، از اطباء معروف اواخر دوره قاجاریه. به «اعلم الممالک» و «ناصر الحکماء» شهرت داشته و در طهران سرتیپ اوّل معلم کلّ علوم طب و جراحی و کحالی و حکمت طبیعی است. در سال 1284ق متولّد شده و سال فوت او معلوم نیست. کتابهای «تشریح» به فارسی و «حفظ الصّحه» (در سال 1315ق) به چاپ رسیده است.(3)
ملاّ علی اعلاء فرزند زینالعابدین بنّای کوساری اصفهانی، شاعر ادیب و خوشنویس
و موسیقیدان هنرمند [در قرن دوازدهم هجری] از اهالی قریه «کوسار» در یک فرسنگی اصفهان بوده و همه خطوط را خوش مینوشته و علاوه بر حُسنصوت، به علم موسیقی آشنا بوده و از علوم متداول بهرهمند و شعر فراوان از بر داشته و به علم قرائت مسلط بوده است.
او از کودکی تا پایان عمر رفیق و معاشر و مصاحب حزین لاهیجی بود. [ظاهرا در فتنه افاغنه در حدود سال 1135ق به همدان پناه برده] و در حمله قوای دولت عثمانی به همدان در سال 1136ق به شهادت رسیده است.
از اوست:
شمع با پروانه یار و گل به بلبل آشناست آن گل آتش طبیعت با تغافل آشناست(1)
حاج شیخ علی مشکوة سِدِهی فرزند حاج زینالعابدین، عالم فاضل و فقیه عالیمقام معاصر در سال 1319ق در محلّه خوزان سِدِه ماربین [خمینیشهر] متولّد شده و در اصفهان [نزد میرزا ابوالقاسم (حاج آخوند) زفرهای و سیّد آقاجان نوربخش] دروس مقدماتی و ادبیات را تحصیل کرد و [سطوح را نزد حاج شیخ حسینعلی صدیقین و شیخ محمّدحکیم خراسانی آموخت.] همچنین از درس [آقا سیّد مهدی درچهای، سیّد مرتضی خراسانی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، شیخ احمد حسینآبادی]، حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی بهره برد. [سپس به قم رفته و در درس حضرات آیات: حائری یزدی، حجت دهکردی و خوانساری حاضر شد.
1) تذکرة المعاصرین حزین، صص 216-218؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص435؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج3، صص 1499-1502.
او جهت تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و در طی 7 سال اقامت در آن ارض اقدس از درس آیات عظام: آقا ضیاءالدّین عراقی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمّدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) و سیّد محسن حکیم بهره گرفت و به اجتهاد نائل آمد و از برخی اساتید خود موفّق به اخذ اجازه گردید.
او پس از مراجعت به اصفهان در مسجد قدسیه به اقامه جماعت و در مدرسه صدر بازار و مدرسه چهارباغ به تدریس فقه و اصول مشغول شد و در اواخر هفته در خمینیشهر به اقامه جماعت و ارشاد مردم و حل مشکلات شرعی آنان پرداخت.]
از آثار او مدرسه علمیه مشکوتیّه در سِدِه میباشد که به امر و اجازه مرحوم آیتاللّه بروجردی بنا فرموده است.
وی در روز سهشنبه 18 ذیقعدة الحرام سال 1410ق [مطابق با 22 خرداد 1369ش[ وفات یافته و در تکیه شهداء اصفهان جنب مزار داماد خود سیّد ابوالحسن شمسآبادی (شهید اصفهانی) مدفون گردید.
[از آثار ایشان تقریرات درس آیات عظام اصفهانی و عراقی و حائری یزدی به جای مانده است.(1)]
شیخ رضیالدّین علی بن سعید بن عبدالجلیل غزنوی جوینی، از بزرگان عرفا [در قرن هفتم هجری] است. گویند: از 164 شیخ خرقه گرفته و در هند صحبت ابوالرّضا بابا رتن جوکی را دریافته، از مریدان شیخ نجمالدّین کبری است در نسب او گویند: عموزاده و یا نوه عموی حکیم سنائی بوده و در سال 643ق وفات یافته [است.]
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 327 و 328؛ خمینیشهر شهری که از نو باید شناخت، صص 196-198؛ هفتهنامه نوید اصفهان، شماره 93، مورّخ 30 تیر 1369.
برخی مدفن او را در حوالی اصفهان دانسته و گویند قبرش به گنبد لالا مشهور بوده است. در ریحانة الادب گوید: مابین روضه سلطان محمود غزنوی به خاک رفته است.(1)]
شاردن در سفرنامه خود راجع به اراضی جنوبی رودخانه (تخت فولاد) پس از ذکر تکیه بابا لکات و تکیه و خانقاه میرمعز صوفی و میل شاطران و غیره گوید: در سمت چپ همین برج و میل، مقبره عظیمی زیر گنبد گردی واقع شده است که گنبد لاله خوانده میشود. سپس لاله را به معنی و مفهوم بلند تفسیر میکند و دانشمند محترم جناب آقای محمّد عباسی در پاورقی پس از بیانی گوید: شاید هم که لله باشد.
مرحوم انصاری فوت او را به سال 642 و قبرش را در حوالی اصفهان مینویسد. در ریاض العارفین نیز قبر او را در حوالی اصفهان و مشهور به گنبد لالا میداند. در تذکره غنی گوید: در اصفهان فوت کرد و همانجا مدفون شد. بنابراین گنبدی که شاردن مینویسد مربوط به شیخ رضیالدّین لالا غزنوی و گنبد لالا میباشد نه گنبد لاله یا لَلِه. این شعر از اوست:
هم جان به هزار دل گرفتار تو است هم دل به هزار جان خریدار تو است
اندر طلبت نه خواب دارد نه قرار هرکس که در آرزوی دیدار تو است
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص213؛ ریاض العارفین، ص117؛ ریحانة الادب، ج2، ص317؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص644؛ ریاض السیّاحه، صص 505 و 506؛ تذکرة الشعراء دولتشاه، ص166؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 183 و 184؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص818؛ تذکره عرفات العاشقین، ج3، ص1402؛ تاریخ نظم و نثر، ص746؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج2، صص 1013-1016؛ الذریعه، ج9، ص374؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «رضی»، ص501؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص358؛ منتخب اللطایف، ص286.
استاد دکتر سیّد علی میرلوحی فلاورجانی فرزند سیّد سلیمان بن سیّد رضا بن سیّد علی بن سیّد محمّدرضا میرلوحی از علماء، محقّقان و اساتید دانشگاه، در 15 رمضان 1360ق (مطابق با 10 مهر 1320ش) در فلاورجان متولّد شد.
تحصیلات ابتدائی را در دبستان مینوی فلاورجان به پایان رساند. سپس به اصفهان آمد و چندی در مدرسه ناصریه و مدرسه جدّه به تحصیلات حوزوی مشغول شد و از درس علمای عالیقدر آقا سیّد احمد مقدّس، ملاّ محمّدعلی عالم حبیبآبادی، حاج شیخ محمّدحسین فقیه، حاج آقا سیّد حسن امامی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج شیخ احمد فیاض، حاج شیخ علی سدهی و حاج شیخ هبتاللّه شریعت هرندی بهره گرفت. چندین سال نیز در قم نزد حضرات آیات ستوده و سبحانی و همچنین حاج شیخ مصطفی اعتمادی ادامه تحصیل داد.
وی در کنار تحصیلات حوزوی، در مدارس جدید ادامه تحصیل داده و دیپلم گرفت و در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران به تحصیل در رشته زبان و ادبیات عرب پرداخت و در سال 1353ش به اخذ درجه دکترا نائل شد. او از سال 1353 تا 1357 در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد به تدریس مشغول بود. پس از آن به دانشگاه اصفهان منتقل شده و در دانشکده زبانهای خارجی در گروه زبان و ادبیات عرب تدریس نمود و در سال 1375ش به درجه استادی رسید. او از مؤسسان و رؤسای دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان است. همچنین چندین سال رئیس گروه زبان و ادبیات عرب و مدّتی رئیس دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان بوده و به خاطر فعالیّتهای علمی، در سال 1381ش به عنوان استاد نمونه کشور معرفی شده است.
وی علاوه بر تدریس در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به عنوان استاد راهنما و مشاور دوره کارشناسی ارشد و دکترا به فعالیّت پرداخته است.
آثار و کتابهای زیر از آثار اوست که به چاپ رسیده است.
ابوالحسن علی بن سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی [از عرفاء و متصوفه قرن سوم هجری] عالم عارف زاهد از قدمای مشایخ اصفهان. در عموم تذکرهها نامش به عظمت برده شده است.
از اصحاب صوفی مشهور شیخ محمّد بن یوسف بنّااست و به مرتبهای رسیده که با جنید بن محمّد بغدادی و اقران او مکاتبه میکرد. از یونس به حبیب بن عبدالقاهر در مدینه اصفهان (شهرستان) و احمد بن مهدی حدیث نقل کرده است.
جماعتی کثیر از علماء و عرفاء در حدیث و عرفان نزد او تلمُّذ نمودهاند که از آن جمله است: سلیمان بن احمد طبرانی، قشیری، ممشاد دینوری، ابوبکر محمّد بن عبداللّه طبرانی
او در سال 280ق (و بنا به قول مؤلف «ذکر اخبار اصفهان» سال 307ق) وفات یافته و در قبرستان طوقچی مدفون گردید و از حین فوت تاکنون قبرش مورد توجّه عُبّاد و
1) دستنوشته آقای دکتر میرلوحی (بهار 1370ش) موجود نزد غلامرضا نصراللهی؛ گنجینههای علمی دانشگاه اصفهان، صص 245-250.
زُهّاد بوده، در رحله ابن بطوطه و کشکول شیخ بهائی راجع به مزار او مطالبی است، طالبین مراجعه نمایند.
مرحوم رفیعی مهرآبادی از قول ابونعیم اصفهانی نقل میکند که «یوان» قریهای بود از دهات اصفهان. بر دروازه اصفهان و قبر علی بن سهل صوفی آنجاست. نویسنده گوید: در کتاب ذکر اخبار اصفهان، در این محل و جای دیگر ذکری از محل قبر علی بن سهل که در قریه یوان قرار دارد، نشده است.
مقبره او در قدیم دارای دستگاه بوده و فعلاً از آن اطاقی بیش نمانده [است.] در سالهای اخیر یکی از مشایخ خاکساریه آنجا را خانقاه خود ساخته و بساط ارشاد گسترده است.
فرزندش سهل و برادرزادهاش ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن سهل از عرفاء و محدّثین قرن چهارم هجری هستند که محتمل است در بقعه علی بن سهل دفن شده باشند.(1)
آقا میر سیّد علی بن میر محمّدصادق بن میر محمّدرضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس خاتونآبادی، عالم فاضل ادیب در اواخر دوره قاجاریّه در ماه ذیحجة الحرام 1244ق در اصفهان متولّد شد. در اصفهان نزد جمعی از علماء اعلام از جمله ملاّ حسینعلی تویسرکانی به تحصیل پرداخت. سپس به نجف اشرف رفت و از محضر درس مراجع و
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 812-814؛ مزارات اصفهان، صص 322-325؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص14؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 139 و 140؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 259-265؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 394 و 395؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 203-205؛ سفرنامه ابن بطوطه، صص 212-215.
مجتهدین عالیقدر شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمّدحسین قزوینی بهره گرفت تا عالمی مبرّز و مجتهدی مُسَلَّم گردید. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و به تبلیغ دین و حلّ مشکلات مردم مشغول شد.(1)
وی سرانجام در شب 16 جمادی الاولی 1309ق وفات یافت.(2)
«ترجمه تنبیهات علیه» از تألیفات اوست.
این بیت هم از اوست:
اگر آن شوخ بازاری نبودی کسی را با کسی کاری نبودی(3)
علی بن صدرالدّین صفّار، از اساتید هنر کاشیکاری در قرن نهم هجری است. وی کاشیکاری مسجد جامع ورزنه را در سال 884ق انجام داده است.(4)
میر سیّد علی بن محمّدطاهر بن محمّدشاه تستری (شوشتری) ، عالم فاضل و عابد صالح. از علمای قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علماء خصوصا حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی تحصیل کرده بود.
او حدود سال 1299ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد. برای او کراماتی ذکر کردهاند.(5)
دکتر علی پزشکی فرزند عباس (معروف به «ملاّ عباس حکیم») از شعراء و اطبّاء معاصر. در سال 1288ش در نجفآباد متولّد شد. پدرش از اطبّاء قدیمی آنجا بود. خود او تحصیلاتش را تا اخذ دکترای پزشکی ادامه داد و در زادگاه خود به طبابت پرداخت. مدّتی رئیس بهداری نجفآباد و زمانی رئیس درمانگاه امین اصفهان بود. گاهی به اقتضای حال شعر میسرود. این دو بیت از اوست:
عمری اندر طلب راحت مردم بودیم رنج بردیم و نمودیم علاج دل ریش
خدمت خلق چو کردی تو پزشکی همه عمر در دل خاک نداری به دل خود تشویش(1)
علی غفورزاده ورنوسفادرانی متخلّص به «قیام» فرزند حاج عباس، شاعر و ادیب معاصر در [آذرماه] 1306ش در محلّه «زاغآباد» ورنوسفادران سِدِه [خمینیشهر فعلی[ ماربین متولّد شده، تحصیلات ابتدائی را در [دبستان اسلامی] سده [و دوره متوسطه را در آموزشگاههای شبانه اصفهان] به پایان رسانیده و بعدا در کارخانجات اصفهان وارد کار شد. [در کودکی لب به سرودن شعر گشوده و] در انجمنهای ادبی پروانه و کمال [و سعدی و صائب] شرکت میکرده است. او شاعری عارف مسلک بوده و برخی از اشعارش در مجلات و روزنامههای اصفهان به چاپ میرسید. [قیام در آذرماه 1372ش در اصفهان وفات یافته و در صحن امامزاده سیّد محمّد خمینیشهر مدفون
1) دیباچه دیار نون، ص159؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص137.
شد. برادرش حاج احمد غفورزاده (طلائی) جهت او مرثیهای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:
چو شد آزاد از بند قفس روح قیام ما «طلائی» خواست با شمسی کند تاریخ او انشا
«قیام» آورد سر در جمع و خود تاریخ خود گفتا: «قیام آسوده شد از دست این دنیا و مافیها»
1372=100+1272
و استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) نیز سروده است:
«قیام کرد اجل ناگهان بمرگ قیام که بود ادیب و محب علی بنام علی»]
1372
کتب زیر از تألیفات اوست:
از اوست:
[دلبرا در آتش عشق تو میسوزم هنوز شمع شد خاموش و من شمع شب افروزم هنوز
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 382 و 383؛ صبح امید، صص 129 و 130؛ هفتهنامه نوید اصفهان، شماره 276 به تاریخ 17 آذر 1372، ص3.
سرد شد بزم جهان خورشید افتاد از شرار بیوفا من در تب عشق تو میسوزم هنوز]
علی مظاهری کَروَنی متخلّص به «مظاهر» فرزند عباسقلی، شاعر و ادیب معاصر در سال 1303ش در «تیران» از توابع ناحیه کرون (به فتح کاف و واو) اصفهان متولّد شده و پس از تحصیل در مکتبخانه در 10 سالگی به همراه پدر به اصفهان آمده و روزها به کار و فعالیّت و شبها به تحصیل پرداخت و [در 18 سالگی] به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمده و به عنوان آموزگار [در روستای نهضتآباد (شاهدان) ] تدریس کرد. [سپس به خمینیشهر انتقال یافته و با دریافت مدرک دیپلم ششم ادبی، در دبیرستانهای آن شهر به تدریس مشغول شد. چند سال بعد به اصفهان منتقل و به تدریس ادامه داد. در سال 1343 به تحصیل در دانشسرای عالی تهران مشغول شد و لیسانس گرفت. او پس از سالها تدریس در سال 1369ش بازنشسته شد و در کنار تدریس در دبیرستانها، در مراکز تربیت معلم و دانشگاههای آزاد اسلامی نجفآباد و خوراسکان و دانشسراها و مراکز آموزش عالی و ضمن خدمت فرهنگیان به تدریس پرداخت.] از 20 سالگی لب به سرودن اشعار گشوده و در انجمن ادبی شیدا و سپس انجمن کمال شرکت کرد. [و از محضر اساتیدی چون میرزا عباسخان شیدا، محمّدحسین صغیر اصفهانی، عبدالکریم بصیری، محمّدرضا شمشیری (شکیب) ، حسن بهنیا (متین) و جعفر نوا در زمینه شعر و ادب بهره گرفت. از اشعار دوره جوانی او در مجموعهای با عنوان «این لحظهها» در سال 1349ش به چاپ رسیده و باقی اشعار او هنوز چاپ نشده است. وی سرانجام در 24 اردیبهشت 1387ش وفات یافته و در قطعه هنرمندان در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد. [استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی
(برنا) ضمن مرثیهای که برای او سروده، مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
رقم کرد «برنا» به شمسی وفاتش: «مظاهر ادیب نکوطبع ما کو»]
1387
از اوست:
ما پرتو جمال تو در خواب دیدهایم مهتاب را در آینه آب دیدهایم
با سایه دو زلف چلیپا بر ابرویت نقش صلیب در دل محراب دیدهایم
با زلف و روی خنده دندان نمای تو شاخ شکوفه در شب مهتاب دیدهایم(1)]
میرزا علیخان مستوفی خزانه فرزند عبدالباقی نواب اصفهانی از میرزاهای چهارسو شیرازیها [در اصفهان.] فاضل و ادیب بوده و در دستگاه ظلالسّلطان اهمّیتی داشته و در شب 17 جمادی الثّانیه سال 1309ق به شرحی که مرحوم انصاری در تاریخ اصفهان و ری در وقایع سال مزبور مینویسد مسموما فوت شده است. در شب فوت او «میرزا حبیباللّه مشیر انصاری، حاج میرزا حسن شیخالاسلام و میرزا محمّدخان امینالدّوله نیز مسموما وفات یافتند.(2)
از آثار او: 1. «احسن التواریخ» در ترجمه تاریخ سلاطین آلعثمان تألیف: محمّد فریدبیک که در 1332ق در طهران به طبع رسیده است.(3)2. «هدیه رمضان» ترجمه از کتابی از: امین ارسلان مصری در سال 1307ق در طهران به طبع رسیده است.(4)
مشارٌ الیه جدّ دانشمند شاعر و طبیب فاضل دکتر عبدالباقی نواب فرزند میرزا محمّدرضا بن میرزا عبدالباقی نواب (مستوفی خزانه) است.
میر سیّد علی بدیعزادگان متخلّص به «هور» فرزند حاج میرزا عبدالحسین، شاعر و ادیب معاصر. او نواده دختری عالم جلیل حاج میرزا بدیع درب امامی است. در 5 مرداد 1291ش (برابر با رمضان 1330ق) در اصفهان متولّد گردیده و تا سال 1309ش در مدارس جدید تحصیل کرد و بعدا به جهت تأمین معاش به کارخانه وطن رفته و مکانیسین ماشینآلات بافندگی شد و سپس در کارخانه زایندهرود به کار خود ادامه داد. او در ضمن کار روزانه، به تکمیل تحصیلات خویش همت گماشته و سه زبان عربی، فرانسه و آلمانی را فراگرفت. دارای طبع شعر بوده و در کلیه فنون شعر قادر است. مادّه تاریخ را بهخوبی می سروده و 28 قصیده تاریخیّه ساخته که تمام مصرعهای آن دارای مادّه تاریخ است. وی سرانجام در 5 شوال 1387ق وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ فوتش این مصرع است:
«هور منزل نمود در مینو»
از آثارش جزوه کوچکی به نام «تحفة المسلمین» به طبع رسیده است. [دیوان اشعار او با عنوان «فراتر از شعر» به کوشش دکتر محمّد تویسرکانی در سال 1358ش به چاپ رسیده است.(1)]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص352؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.
ابوالحسن علی بن عبدالرّحمان بن محمّد سمنجانی [از دانشمندان و زهّاد قرن ششم هجری] «عالم فاضل، حسن السیره، کثیر العبادة، دائم التلاوة» [ساکن اصفهان بوده و] به سال 552ق در اصفهان وفات یافت.(1)
در بخارا از ابوعلی سهل ابیوردی فقه آموخته است و ابوالصّفا ثامر بن سعد بن ثامر بن علی کرجی بلدی از او استماع حدیث کرده است. سمنجانی یکی از فقهای شافعیّه بوده است.(2)
ابوطالب علی بن عبدالرّزاق بن محمّد صغیر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] از: ابوطاهر محمّد بن احمد بن محمّد بن عبدالرّحیم کاتب استماع حدیث کرده و در سال 508ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است. فوت او در روز یکشنبه 20 جمادی الاولی سال 515ق [واقع شد.(3)]
دکتر علی عبدالرسولی متخلّص به «ثابت» فرزند ملاّ عبدالرسول فیروزکوهی مازندرانی، ادیب دانشمند و محقّق. در حدود 1298ق متولّد و نزد اساتید معروف تحصیل کرده بود. از دانشمندان و ادباء و شعراء مشهور است. وی علاوه بر تسلط در
علوم عقلی و نقلی خطوط ثلث و شکسته و نسخ را در کمال خوبی و استادی مینوشته و شعر نیکو میگفته است. او در شب جمعه 4 شعبان سال 1362ق در ضمن مسافرت به اصفهان وفات یافته در تکیه سیّد العراقین مدفون گردید.
کتب زیر از اوست:
[علی عبدالرسولی علاوه بر پدر، از معلومات اساتیدی چون حاج شیخ مسیح طالقانی، سیّد عبدالکریم لاهیجی، میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا عبداللّه ریاضی و سیّد احمد پیشاوری (ادیب پیشاوری) (که حدود 34 سال ملازم و مصاحب او بود) بهره گرفت و خط را نزد سیّد محمّد بقاء اصفهانی (شرف المعالی) مشق کرد و در صرف و نحو، لغت، معانی و بیان و عروض و قافیه، مهارت فراوانی یافت. او در سال 1314ش رسالهای در باب عرفان و تصوف نگاشت و از دانشگاه تهران به اخذ دکترا و مقام استادی نائل گردید. شعر را در کمال استادی میسرود. در غزل پیرو سبک سعدی و در قصیده متمایل به سبک فرّخی سیستانی بود. از نمونه خطوط زیبای وی خطوط «شرح زیارت عاشورا» تألیف پدرش است که به خط او در تهران به چاپ رسیده است. او بسیاری از دیوانهای شعرای متقدّم همچون: منوچهری، عنصری، سروش اصفهانی، میرزا ابوالحسن جلوه، ملکشعراء صبای کاشانی، ارزقی هروی و حکیم قطران تبریزی را تصحیح نمود. همچنین مثنوی رزمی حماسی «قیصرنامه» ادیب پیشاوری را به خط زیبای خود کتابت کرده که میکروفیلم آن در کتابخانه مجلس شورای ملّی به شماره 145 موجود است.
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص133؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص687؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص109.
از اوست:
آن شب که بیتو باشم شامم سحر ندارد بویی ز صبح وصلت بر من گذر ندارد
از سوز ناله ام تن، چون موی شد به زاری دردا که ناله من در تو اثر ندارد(1)]
حاج میر سیّد علی بن سیّد عبدالکریم بروجردی بن سیّد علی بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد مراد طباطبائی اصفهانی، عالم فاضل کامل [از علمای اواخر دوره قاجاریه] در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر و نجف تحصیل نمود. مرجع امورات شرعیّه و پشت و پناه مردم بود و در مسجد درب کوشک اقامه جماعت مینمود. از شاگردان حاج ملاّ اسداللّه بروجردی و حاج محمّدجعفر آبادهای و آقا محمّدمهدی کلباسی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده و در شب شنبه 10 ربیعالاوّل سال 1306ق وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش این است:
رحمت حق از پی تاریخ گفت: «انّ لدنیا لعلی عظیم»
این کتابها از تألیفات اوست:
1) شرح مجموعه گل، صص 440-457 و بنگرید به: آینهدار طلعت یار، صص 578 و 579؛ گلزار معانی، صص 205-215؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج2، صص 953-958؛ شرح حال رجال ایران، ج3، ص163؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج4، ص308.
2) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص90؛ تاریخچه شهر سامرا، ص115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص815؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص111؛ بیان المفاخر، ج2، ص264؛ الذریعه، ج2، ص207؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310؛ الکرام البرره، ج2، ص823؛ نقباء البشر، ج4، ص1470؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص141؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص167.
ملاّ علیخان گُرگابی فرزند عبدالکریم، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1296ق در قریه «گُرگاب» از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان مدّت زمانی به کسب علوم و فضایل اشتغال جسته، سپس به مولد خویش مراجعت نمود. او تا آخر عمر گاهی در ده و گاهی در شهر بود. بالاخره در سال 1372ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان تخت فولاد مدفون گردید. گاهی شعر میسرود و در آن اشعار «ذرّه» تخلّص مینمود.
از اوست:
ای طُرّه روی تو یکی روم و یکی زنگ چشمت ز میان تیر کشیده ز پی جنگ
روی تو به صلح است ولی چشم سیاهت جلاد صفت بسته پی قتل، میان تنگ(1)
ابوالحسن علی بن عبداللّه بن احمد بن جابر ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری حدیث نقل میکند و احمد
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص201.
بن فضل مقری از او استماع حدیث کرده است.(1)
علی بن عبداللّه خطیبی اصفهانی فقیه [از فقهاء و محدّثین عامّه اصفهان است.] در کتاب «فوائد البهیه» در تراجم حنفیه در ضمن شرح حال عبدالجبّار بن عبدالکریم خوارزمی رازی گوید: در خدمت علی بن عبداللّه در اصفهان تحصیل فقه کرده است.(2)
استاد علی مُنشِئی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران چیرهدست معاصر اصفهان. در سال 1287ش در اصفهان متولّد شد. در نوجوانی نزد پدر و عموهایش فنون بنّایی و معماری سنتی اصفهان را فراگرفت و از سال 1309ش به همکاری با اداره عتیقهجات کشور پرداخت. او در طراحی، اجراء، مهاربندی، شبکهکاری و گرهچینی مهارتی بهسزا داشت. و سرانجام در سال 1349ش در اصفهان درگذشت. دو پسرش استاد رضا منشئی و مهندس محمود منشئی نزد پدر به یادگیری این هنر پرداخته و در مرمت ابنیه تاریخی کشور منشاء خدماتی شدهاند.
استاد علی منشئی آثار ارزندهای از مرمت و احیاء آثار تاریخی از خود به جای گذاشت از جمله: مرمّت سردر ورودی مسجد جامع، کتیبه گریو گنبد مسجد امام، صفه شاگرد در مسجد جامع، سقف و ستونهای عالیقاپو، مهاربندی و استحکامبخشی تالار تیموری، عمارت هشت بهشت همگی در اصفهان و گنبد اصلی مجموعه برسیان (در براآن اصفهان) و قلعه مخصوص چادگان. همچنین در زمینه شبکهکاری، پنجرههای مشبک زیادی را طراحی و در حرم امام رضا علیهالسلام در مشهد مقدس نصب نمود.(3)
میرزا علی خلیلیان متخلّص به «رجاء» فرزند عبدالمحمود شاعر ادیب معاصر در سال 1317ق در اصفهان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل به بافندگی مشغول شد. از جوانی لب به گفتن شعر گشوده و در انجمنهای ادبی اصفهان مانند شیدا، ادیب فرهمند، پروانه و کمال شرکت میکرده است.
او شاعری خوشذوق و باقریحه و متدیّن و عارف بوده و عاقبت در ذیقعده 1411ق (برابر با اردیبهشت 1370ش) وفات یافته و در قطعه نامآوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
[مادّه تاریخ فوتش را «محور اصفهانی» ضمن مرثیهای گوید:
عارفی خواست وفاتش چو به شمسی گفتم: «بود در جمع از اخلاص و وفا یار ادب»
1370شمسی
این کتابها مجموعه اشعار چاپ شده اوست:
این شعر از اوست:
یوسفا خوارتر از این به عزیزان منگر که تو در اوج جلالی و من اندر چاهم
نرسد دست تمنّا به تو ای نخل بلند سر فرود آر و بده بوسه که من کوتاهم(1)]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 204 و 205؛ مزارات اصفهان، ص131؛ بزم ادب، ص332؛ دیوان محور اصفهانی، ص365.
سیّد علی بن عزیزاللّه موسوی جزائری [از فضلاء عصر صفویّه] در تاریخ چهارشنبه 20 ربیعالثّانی 1101ق «شرح شواهد ابنناظم» تألیف: سیّد محمّد بن علی عاملی را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است. این نسخه به شماره 7429 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
عمادالدّین علی بن عمادالدّین علی بن نجمالدین محمود شریف استرآبادی [از دانایان به قرائت و تجوید در قرن دهم هجری و ساکن اصفهان بوده از عزالدّین حسین بن عبدالصمد عاملی حارثی (پدر شیخ بهائی و ملاّ عبداللّه شوشتری شهید روایت نموده است و خود او برای سالکالدین محمّد یزدی در سال 988ق در یزد اجازه نوشته است.(2)] کتب زیر از تألیفات اوست:
علی بن علی اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در دهه سوم صفر سال 995ق نسخهای از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ درشت نوشته و شیخ بهائی با خط نستعلیق خویش در تاریخ 9 ربیع الاوّل 995ق در اصفهان نوشته است که برادرم کمالالدّین ابوتراب عبدالصّمد عاملی این «اربعین» را نزد من خوانده است. و سپس برای او اجازه روایت نوشته است. نسخه به شماره 686 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
علی بن علی اصفهانی نسخه دیگری از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ نوشته که به شماره 4672 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(2)
غیاثالدّین علی بن علی امیران حسینی اصفهانی، از فضلای قرن نهم هجری است در بدخشان ساکن بوده(3)[و در علوم زمان خود خصوصا ریاضیات، هندسه، نجوم و حکمت مهارتی بهسزا داشته است. سال وفاتش به دست نیامد امّا ظاهرا تا آخرین سالهای قرن نهم زنده بوده است.]
وی را کتب چندی است که از آن جمله است:
(4)«خلاصة التّنجیم و برهان التّقویم» که نسخهای از آن ضمن مجموعه 1997 به
شماره 46 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)2. «دانشنامه جهان» که معروفترین تألیف اوست و در سال 879ق آن را در حکمت طبیعی در ده فصل و خاتمه به نام سلطان محمود بن ابوسعید بهادرخان بن میرانشاه بن امیرتیمور گورکانی تألیف نموده است. نسخهای از آن ضمن مجموعه شماره 565 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)[نسخههای این کتاب فراوان است و در سال 1291ق در هندوستان هم چاپ سنگی شده است.] 3. «قوانین» = «قواعد نجوم» = «سی و شش باب» که در سال 869ق تألیف شده و نسخه ضمن مجموعه شماره 662 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
[غیر از آثار فوق کتب زیر نیز از تألیفات غیاثالدّین علی امیران اصفهانی است: 4. «آثار حروفی»5. «اسرار الحروف»6. «بازنامه»7. «تدبیرنامه انفس و آفاق»8. «درّة المساحه»9. «مقصد اشیاء وفقی در تحصیل مرام رتقی و فتقی»10. «نزهة الصّنایع»(4)]
علی بن آقاعلی سیچانی اصفهانی [از کاتبان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در دهم شعبان 1241ق کتابت نسخهای از کتاب «روضة الانوار» تألیف: شرفالدّین حاج حسن بن محمّد یزدی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1092ق
در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
شیخ ابوالقاسم علی بن محمّد بن بهدل اصفهانی، از دانشمندان اصفهان و ظاهرا شیعه امامی است. در آخر کتاب «الاثنی عشریه» تألیف: سیّد محمّد بن محمّد بن حسن حسینی عاملی از یکی از تألیفات او «تحفة الکبرا فی معجم الشّعراء» برخی از اشعار او در مناجات را نقل کرده است.(2)
حاج میرزا علیآقا شیرازی فرزند حاج علیاکبر بن حاج قاسم، عالم فاضل زاهد عابد، ادیب کامل و طبیب ماهر. از نوادر زمان و مفاخر علمی و عملی اصفهان بهشمار میرفت. در زهد و تقوا وحید و یگانه بود.
در شعبان 1294ق متولّد و در نزد جمعی کثیر از فضلاء تحصیل نمود که از آن جمله است: شیخ عبدالحسین محلاّتی، حاج آقاحسین بروجردی (در موقع تحصیل در اصفهان) ، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند کاشی و حاج میرزا محمّدباقر حکیمباشی و در نجف از محضر شیخالشریعه اصفهانی و آقا سیّد محمّدکاظم یزدی و آخوند خراسانی و غیره استفادهها برد. او پس از مراجعت به اصفهان سالها به شغل تجارت مشغول بود. سپس مدّتی طبابت میفرمود. پس از آن ترک تجارت و طب گفته و جهت ارشاد مردم به منبر رفته و به مداوای روحی مردم پرداخت.
واعظی بود شیرینبیان و متکلّمی فصیحاللّسان. منابرش شامل مواعظ شافیه و
نصایح کافیه از حدیث و اخبار و تفسیر و تاریخ بود. در مدرسه صدر اصفهان [و در قم[ ادبیات و نهجالبلاغه و تفسیر میفرمود و عدّهای از طلاّب از محضرش مستفید میشدند.
در شب 24 جمادی الاولی 1375ق وفات یافته، جنازه با احترامات لازم به قم منتقل گردیده و در مقبره شیخان مدفون گردید.
از آثارش تصحیح و مقابله قسمتی از تفسیر «تبیان» شیخ طوسی است که به طبع رسیده است.
پدرش از تجّار و فضلاء بوده و در نجف نزد مولی محمّدحسین کاظمینی تحصیل نموده و کتابی در شرح چهل حدیث در فضیلت صلوات بر پیغمبر و آل او نوشته و در سال 1305ق وفات یافته است.(1)
علی پروین متخلّص به «رونق» فرزند حاجی علیاکبر آقاسی شاعر و ادیب معاصر در سال 1327ق در شهرضا متولّد شده و در موطن خویش کسب علم و دانش کرده و مخصوصا از خدمت آقای شیخ محمّدعلی زاهد که از فضلای عصر خود بود درکِ فیوضات نموده و مدّتی در اداره دارایی و از آن پس در اداره ارتش مشغول کار بود. و عاقبت به یزد منتقل شد. [وی مردی خوشمشرب و ملایمطبع بود. اشعارش گیرا و روان است. وی در سال 1356ش وفات یافت.] این بیت از اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 816 و 817؛ سیری در نهجالبلاغه، (چ 1354ش) ، صص 9-11؛ زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقائی، صص 140-143؛ الذریعه، ج13، ص70؛ طبیب جسم و جان: اغلب صفحات؛ نقباء البشر، ج4، صص 1305 و 1388؛ تربت پاکان قم، ج2، صص 453-457.
گر زنی شانه بر آن طّره خم در خم خویش آنچه هستند در این سلسله آزاد کنی(1)
سیّد علی حسینی رفیعیپور علوی متخلّص به «دلشده» فرزند سیّد محمّدعلی بن سیّد زینالعابدین حسینی علویجهای اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر معاصر در 6 جمادی الاولی 1333ق. در قریه علویجه از دهستان عربستان اصفهان متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان مشغول تحصیل علوم قدیمه گردیده [و نزد شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی و شیخ محمود مفید تحصیل کرد. مدّتی هم در قم به تحصیل مشغول بود و سرانجام در پاییز سال 1353ش (سال 1394ق) وفات یافت و در جوار مرقد سیّد شمسالدّین محمّد در علویجه مدفون شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
گاهی به مقتضای حال شعر میسروده است. این شعر از اوست:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 223 و 224؛ تاریخ شهرضا (ویرایش دوم) ، ص366.
خاک پای تو سر تاجوَری نیست که نیست بندهات خسرو زرّین کمری نیست که نیست
از دو گیسوی تو بر گردن جانهاست کمند بسته قید تو اهل نظری نیست که نیست(1)
ملاّ علی ساروی مازندرانی متخلّص به «جاوید» [فرزند ملاّ محمّدعلی از شعرای قرن یازدهم هجری. نسب او به بلال حبشی از صحابه مشهور رسول خدا صلیاللهعلیهوآله باز میگردد. در ساری متولّد شده و جهت تحصیل به مشهد مقدّس رفت. [عاقبت به اصفهان آمده و در سال 1070ق وفات یافت و در بقعه محمّدعلی بیگ ناظر در مزار بابارکنالدّین [تخت فولاد] اصفهان مدفون شد.
ابتدا «دانش» تخلّص داشته و سپس آن را به «جاوید» تغییر داد.(2)[در شعر و ادب خصوصا سرودن قصیده و غزل و طرح معما مهارت داشت. این شعر از اوست:
گذشتن از لبِ میگون به وقت سبزه خط چنان بود که کسی توبه در بهار کند]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 197 و 198؛ آئینه اهل قلم، ص28؛ الذریعه، ج25، ص244؛ فهرست کتابخانه حضرت عبدالعظیم، ج1، ص66.
2) تذکره نصرآبادی، ج1، ص530؛ قصص الخاقانی، ج2، صص 147 و 148؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص211؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص596؛ الذریعه، ج9، ص191؛ تذکره غنی، ص35؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «علی مازندرانی»، ص256؛ ریحانة الادب، ج2، ص211؛ تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص533.
علی خدائی فرزند محمّدعلی، از داستاننویسان معاصر اصفهان در روز 13 فروردین1337ش در تهران متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان روش نو و متوسطه تا سیکل اوّل را در دبیرستان البرز در تهران و تا دیپلم را در دبیرستان حکیم سنائی در اصفهان سپری کرد. سپس در رشته علوم آزمایشگاهی در دانشگاه اصفهان ادامه تحصیل داده و به اخذ لیسانس نائل شد.
او پس از مهاجرت خانواده به اصفهان و ادامه تحصیل در این شهر بنا به تشویق استاد محمّدعلی موسوی فریدنی داستاننویسی را آغاز کرد و اولین داستان او چند سال بعد در مجلّه مفید با عنوان «از میان شیشه، از میان مه» به چاپ رسید. از مجموعه داستانهای او تاکنون کتابهای زیر به چاپ رسیده است:
تعدادی از داستانهای او در نشریات: مفید، دنیای سخن، فصلنامه زندهرود، دوران، عصر پنجشنبه و روزنامههای نشاط، خرداد، نوروز و شرق به چاپ رسیده و برخی نیز هنوز چاپ نشدهاند. همچنین کتاب «خاطرات اصفهان» از وی آماده چاپ است.
آقای خدائی علاوه بر داستاننویسی، در داوری برخی جشنوارههای ادبی و نگارش فیلمنامه و گفتار فیلم مستند برای صدا و سیما نیز فعالیّت داشته است.(1)
1) مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای علی خدائی در مرداد ماه 1388.
ابوالحسن علی بن عمر بن عبدالعزیز بن عمران فُرسانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از ابوجعفر محمّد بن سهل بن صباح معدّل و یحیی ذراع حدیث شنیده و در مجالس بیان و ضبط حدیث در اصفهان شرکت مینموده و بعد از سال 270ق وفات یافته است. ابن مردویه در تاریخ (اصفهان) خود از او حدیث نقل کرده است.(1)
معینالدّین علی بن عنایت اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در روز سهشنبه 27 ربیعالثّانی 1044ق از کتابت نسخه «مصباح المتهجّد» به خط نسخ فراغت حاصل نموده است. نسخ به شماره 2353 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود میباشد.(2)
آقاعلی بن عینعلی فروشانی اصفهانی، شاعر ادیب و فاضل، از سخنوران قرن یازدهم هجری. از اهالی قریه «فروشان» از توابع سِدِه ماربین [خمینیشهر کنونی] بود. در اصفهان نزد ملاّ حسنعلی شوشتری فقه و حدیث و نزد حکیم شفائی طب را آموخته و سپس به هند رفته و چندی در خدمت نواب میرزا رستم بود. عاقبت به ایران بازگشته در مشهد مقدس ساکن شده و همانجا وفات یافت. در شعر صاحب قریحه بوده و شعرش
خالی از لطف نبود. «عشرتی» تخلّص داشت. از اوست:
ایّام ریخت در قدح ما ستمکشان خونی که حسن او به دل آفتاب کرد(1)
علی بن فتحاللّه معدانی انصاری اصفهانی معروف به «صابری»، از کاتبان گمنام قرن نهم هجری است. او کتاب «شفاء» ابوعلی سینا را در سال 871ق به خط نستعلیق کتابت کرده است که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)کتاب «مناظرة اللیل و النهار» هم از تألیفات اوست که در موزه کتابخانه دانشگاه استانبول در ترکیه موجود است.(3)
میر سیّد علی بن میر قاسم حسینی مشهدی [از کاتبان و فضلاء قرن یازدهم هجری] در پنجشنبه 17 ذیالحجه 1079ق کتابت نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» را در اصفهان به پایان رسانیده است. در این کتاب اجازه علاّمه مجلسی جهت خانمحمّد به تاریخ اواخر جمادی الثّانی 1071ق و اجازه مولی عبداللّه، برادر علاّمه مجلسی جهت همین خانمحمّد به تاریخ اواخر ربیعالثّانی 1071ق موجود است. نسخه به شماره 2304 در
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص480؛ تذکره منتخب اللطایف، ص458؛ ریحانة الادب، ج4، ص139؛ الذریعه، ج9، ص721؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص371؛ خمینی شهر، ص358؛ تذکره ریاض الشعراء، ج3، ص1491؛ سفینه خوشگو، صص 470 و 471؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج2، ص123.
2) احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص485 و ج4، ص1123؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص99.
3) فهرست دانشگاه استانبول، ص241.
کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود میباشد.(1)
باتوجّه به سال اجازه و تاریخ ختم کتابت نسخه به نظر میرسد که تاریخ کتابت مربوط به تکمیل و تتمیم کتاب میباشد، نه اصل کتابت. فَتَدَبِّر
حاج میرزا علی قمشهای شمسآبادی فرزند ملاّ قاسم، واعظ صالح، زاهد عابد، از اعقاب دختری عالم جلیل میرزا حیدرعلی مجلسی [و از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] است.
در اصفهان نزد جمعی از علماء خصوصا شیخ محمّدتقی آقانجفی تحصیل نمود و به وعظ و خطابه و ارشاد مردم مشغول شد.
وی سرانجام در جمعه 18 ذیالحجة الحرام سال 1370ق به سن متجاوز از 80 سالگی وفات یافته و در بقعه میرزا ابوالحسن درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
شیخ علی بن قاسم مسکنانی اصفهانی، فقیه اصولی، عالم فاضل از علمای قرن دوازدهم هجری. از اهالی قریه «مسکنان» (که آن را «مشکنان» میگویند) از روستاهای کوهپایه اصفهان بوده است(3)و این کتابها از تألیفات اوست:
در قم موجود است.(1)2. «زبدة الاذکار» در ادعیه، به عربی، که در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم وجود دارد.(2)3. «منتخب الصنایع فی شرح مفاتیح الشرایع» که در سالهای 1184 تا 1186ق، تألیف شده است و به شماره 5463 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(3)
استاد علی شیخالاسلام فرزند کمال بن احمد بن حسن بن میرزا عبداللّه بن میرزا محمّدرحیم (دوم) بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میراز محمّدرحیم (اوّل) شیخالاسلام بن میرزا محمّدجعفر شریف سبزواری بن ملاّ محمّدباقر محقّق سبزواری.
از هنرمندان توانای معاصر در سوم بهمن 1309ش در اصفهان متولّد شد. وی نزد اساتید فن، هنر ملیلهکاری را فراگرفت. او سالهای طولانی به این هنر میپرداخت و چندین شاگرد ماهر تربیت کرد. وی سرانجام در 17 شهریور 1388ش از دنیا رفت و در قطعه 7 قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(4)
علی بن محمّد اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در سال 1162ق نسخهای از کتاب «مرآت الزّمان» تألیف: مولی محمّد بن محمّدزمان کاشانی اصفهانی را به خط نسخ خوش نوشته است و کتاب به شماره 873 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران
موجود است.
نسخه به دستور مؤلف نوشته شده است و دارای حاشیه (منه دام ظلّه العالی) میباشد. شیخ جعفر نیز در برگ 140 حاشیهای به فارسی دارد.(1)
علی بن محمّد بن ملاّ ابوالحسن هرندی، از فضلاء و ادباء قرن سیزدهم هجری. او در 28 ذیالحجّه سال 1248ق نسخهای از «دیوان مجنون عامری» را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 8764 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)
ابوالحسن علی بن محمّد بن احمد بن ابیعیسی حسنآبادی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از ابوبکر بن مردویه حدیث شنیده و عموزاده او عبدالسّلام بن محمود حسنآبادی از او حدیث استماع کرده است. صاحب عنوان پس از سال 460ق وفات یافته است.(3)
وجیهالدّین ابوالحسن علی بن محمّد بن احمد علوی هروی، ساکن اصفهان. از محدّثین قرن ششم هجری. شیخ روایت مولی هاشم بن محمّد مؤلّف کتاب «مصباح الانوار فی فضائل امام الابرار» در دو مجلد در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام در این کتاب
گوید: «اخبرنا وجیهالدّین ابوالحسن علی بن محمّد بن احمد العلوی الهروی باصفهان فی سابع عشر ذیالحجة 552».(1)
آقا سیّد علی علویجهای فرزند حاج سیّد میرزا محمّد بن میرزا احمد طباطبائی زوّارهای، عالم فاضل و فقیه زاهد. از علمای قرن سیزدهم هجری.
او از علوم گوناگون بهرهمند بود و در ادبیات، منطق، فقه، اصولِ فقه مهارت داشت. علاوه بر آن، هنروری توانا بود و خطوط نسخ و نستعلیق را بسیار زیبا مینگاشت. چون خواهش ساکنان علویجه اصفهان برای فرستادن عالمی ربّانی بالا گرفت. مرجع پاکرای شهر حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی این عالم وارسته را به آن دیار فرستاد تا راهنمایی مردم را عهدهدار شود. او 46 سال در علویجه زندگی کرد و سرانجام در سال 1292ق وفات یافته و همانجا مدفون شد.(2)
سیّد علی امامی فرزند سیّد محمّد بن سیّد اسداللّه بن سیّد ابوطالب بن اسداللّه بن شاهحیدر عریضی اصفهانی.
عالم فاضل و ادیب ماهر [از علمای قرن یازدهم هجری] نسب شریفش به امامزاده واجب التعظیم زینالعابدین (معروف به درب امام) مدفون در محلّه چلمان (سنبلستان= سنبلان) اصفهان منتهی میشود.
در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علماء خصوصا آقاحسین خوانساری و علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی و میر ابوالقاسم فندرسکی تلمّذ کرده و ظاهرا با پدرش سفری به
هند رفته است. سال وفات و محل دفن او معلوم نیست. به ظن نویسنده در صحن درب امام یا رواق آنجا مدفون شده است. و علم و روحانیّت تاکنون در خاندان و اعقاب او باقی است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 62 و 63؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 817 و 818؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310؛ الکواکب المنتشره، صص 500-502؛ فوائد الرضویه، ص320؛ روضات الجنات، ج4، ص208؛ ریاض العلماء، ج4، صص 186 و 187؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص56؛ ریحانة الادب، ج1، ص173؛ تلامذة العلاّمة المجلسی، صص 44 و 54؛ فهرست وزیری، ج1، ص139.
2) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج17، ص288.
3) فهرست سه کتابخانه اصفهان، ص67.
ابوالحسین علی بن محمّد بن بابویه اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از متموّلین است که متورّع و متدیّن بوده و از ابیعمران موسی بن بیان روایت میکند و ابواحمد کَرَخی از او روایت مینماید.(1)
«اسوار» از دهات حومه شهر اصفهان بوده است.
حاج میر سیّد علی زنجیرهفروش فرزند آقا سیّد محمّد بن حسن بن هاشم بن میرزا محمّد موسوی [از اساتید قرائت و تجوید در قرن چهاردهم هجری] سیّد سند و فاضل معتمد. از اساتید فن تجوید و قرائت بوده نزد عاصم کاشانی قراءات دهگانه را بیاموخته و سالها تدریس «شاطبی» در اصفهان منحصر به او بود و عدّهای زیاد شاگرد تربیت نموده که هریک استاد فن بهشمار رفتهاند.
در حدود 1275ق متولّد در 1351ق وفات یافته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی [در تخت فولاد] مدفون و سپس به عتبات مقدّسه منتقل گردید.
پدر و جدّش از علمای اصفهان بوده و جهت امرار معاش به شغل زنجیرهبافی مشغول بودهاند.(2)
علی بن محمّد بن حسن خوراسکانی جی اصفهانی [از کاتبان و خوشنویسان پرکار و اهل فضل در قرن یازدهم هجری بوده و حدود نیم قرن به کتابت مشغول بوده است. خط نسخ را خوش مینوشته و تا سال 1037ق در قید حیات بوده است. چندی در اصفهان و چندی در زادگاه خود قصبه «خوراسکان» از بلوک جی در شرق اصفهان ساکن بوده و احتمالاً در همانجا به خاک رفته است.] کتب زیادی را کتابت نموده است که از آن جمله است:
موجود است.(1)6. «ایضاح الاشتباه» تألیف: علاّمه حلّی که در جمعه 16 رمضان 1037ق به خط نستعلیق کتابت آن را به پایان رسانیده و ضمن مجموعه شماره 1176 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ابوالحسن علی بن محمّد بن حمزه بن محمّد بن حمزه بن محمّد فِلکی اصفهانی همدانی [از قاریان و محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] سمعانی از او چنین یاد کرده است: «کان شیخا صالحا حسن السیرة قائی بالیسیر متمیّزا ساکنا حسن الخط، حافظ القرآن، کثیر التّلاؤة».
در حدود 489 یا 490ق در اصفهان متولّد شده و نزد ابوعلی حداد و دیگران حدیث خوانده و در طلب علم و حدیث به شهرهای مختلف سفر کرد و در سال 550ق به سمرقند رسید و سپس به اصفهان مراجعت کرد. ابوسعد سمعانی نزد او حدیث خوانده است.(3)
«فلکی» [به کسر «ف» و فتح «ل»] از وسایل چرخریسی است
سیّد علی گلبهار فرزند جلالالدّین محمّد بن حیدر، از سادات عالیقدر و معروف اصفهان در قرن نهم هجری و معاصر شاهرخ فرزند امیرتیمور گورکانی است و در کُتُب تاریخ از اهمیّت و شخصیّت او مطالبی نقل شده است. نسب او به جناب حسن افطس فرزند علی الاصغر بن الإمام سجاد علیهالسلام میرسد.
محلّه «گلبار» یا «جلبهار» یا «گلبهار» در اصفهان به جهت سکونت و یا دفن سیّد
علی (صاحب عنوان) است.(1)
سیّد علی بن سیّد محمّد چهارسوقی بن سیّد زینالعابدین موسوی اصفهانی خوانساری، عالم فاضل متّقی [از علمای قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] در سال 1247ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی تحصیل کرد. وی در سال 1326ق وفات یافته و جنازه به نجف اشرف حمل و در مقبره حاج میرزا هاشم چهارسوقی در قبرستان وادیالسّلام مدفون گردید. مشار الیه را حاشیهای است بر «احکام الایمان» که نزد علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(2)
ابوالحسن علی بن محمّد بن سعید بن هلال ثقفی کوفی [از محدّثین شیعه در قرن سوم هجری] از: احمد بن یونس بن مسیّب ضَبّی کوفی، مِنجاب و علی بن حکیم روایت میکند و ابوجعفر احمد بن جعفر بن مَعبد سمسار و ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن فورک از او نقل حدیث میکنند.
او به اصفهان آمده و در این شهر سکونت گزیده و در سال 282ق در این شهر وفات
یافته است.(1)او [برادر محدّث عالیقدر «ابراهیم بن محمّد بن سعید ثقفی» مؤلف کتاب «الغارات» است.]
علی بن محمّد بن علی اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است.] از علی بن احمد بن عبدالرّحمان غزّال اصفهانی روایت میکند و فرزندش ابوبکر محمّد از او نقل حدیث کرده است.(2)
آقا میر سیّد علی مدرّس هاشمی فرزند میر سیّد محمّد بن میر سیّد علی بن میر سیّد حسن مدرس محلهنویی (میر محمّد صادقی) ، عالم فاضل جلیل معاصر.
در شب سهشنبه 8 رمضان المبارک 1320ق متولّد شد و تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار آغاز کرد و نزد حضرات آیات: حاج آخوند زفرهای، شیخ علی مدرس یزدی، سیّد محمّدکاظم مرتضوی، میرزا حسن داورپناه، سیّد مرتضی خراسانی (جارچی) و میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی ادامه تحصیل داد.
او سالها در مسجد رحیمخان به اقامه جماعت و وعظ و ارشاد مردم مشغول بود. او عالمی خوشخلق، عابد و متقی و دوستدار اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام بود و سرانجام در روز چهارشنبه 28 جمادی الثّانی 1400ق (مطابق با 14 اردیبهشت 1359ش) وفات یافته و در مزار اجداد گرامی خود در مسجد رحیمخان اصفهان مدفون شد.
استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ زیر را جهت فوت ایشان سروده است:
خامه «برنا» به هر دو سال هجری این چنین کرد در بیتی رقم تاریخ فوتش را جلا
«باد از لطف علی جای مدرس هاشمی مینوی جاوید و عدن و وادی ملک علا»
«باد با حبّ علی جای مدرس هاشمی منزل مینوی جاوید عدن بقا(1)
ه . ق 1400=918+482
ه . ش 1359=555+804
ابوالقاسم علی بن محمّد بن علی بن مهران جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از محدّثین اصفهان استماع حدیث کرده و لفتوانی از او روایت مینماید.(2)
علی بن محمّد بن حاجی مقیم ولدان [از کاتبان قرن دهم هجری] در وقت نماز ظهر 24 جمادی الثّانی 902ق «رساله تعریف اراده و قدرت و حیات و حکمت» تألیف:
ابنسینا را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 142 ضمن کتب اهدایی آقای مشکوة به دانشگاه طهران موجود است.(1)
«ولدان» از قراء ماربین اصفهان است.
جلالالدّین علی بن جمالالدّین محمّد بن منصور اصفهانی، از بزرگان و دانشمندان اواخر قرن ششم و اواخر قرن هفتم هجری بوده و «ابن اثیر» مؤلف «نهایة اللّغه» در غریب حدیث به موصل آمده نیابت وزیر جلالالدّین اصفهانی را قبول نموده است.
میر سیّد علی طباطبائی نائینی فرزند رفیعالدّین محمّد بن محمّدمهدی بن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیعالدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری.]
مرحوم معلّم حبیبآبادی در «مکارم الاثار» شرح حال او را مرقوم داشته و پس از شرح حال نسبتا مفصّلی که درباره اجداد او مینویسد گوید: از علماء و فقهاء عصر خود بوده و در نجوم و طب و ریاضیات تسلّط داشته و شعر هم میگفته و در نزد پدر خود درس خوانده و چندین کتاب تألیف کرده است:
1) فهرست اهدایی مشکوة، ج3، ص204.
صاحب عنوان در روز عاشورای سال 1195ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان ستی فاطمه ضلع شمالی کوچه مدفون گردید و قبر او تا این تاریخ موجود و زیارتگاه مؤمنین و مقدّسین میباشد. نویسنده آن را مکرّر زیارت کرده است.(1)
میرزا علیخان منشی نائینی ملقّب به «صفاء السّلطنه» فرزند ملاّ میرزا محمّد بن میرزا محمّدهادی راثی نائینی ادیب و شاعر و منشی متخلّص به «مشتاقی» است. دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. او متوفی سال 1328ق در کربلا و مدفون در ایوان صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیهالسلام(2)[است.]
[در سال 1246ق در نائین متولّد شد و در نوجوانی به اصفهان رفت و نزد آخوند ملاّ حسن نائینی (آرندی) به تحصیل پرداخت. سپس به اتفاق دایی خود میرزا عبدالحسینخان به تهران و سپس رشت رفت. چندی بعد به همراه دایی دیگر خود میرزا علینقی مشیر لشکر نائینی عازم قزوین شد و در آنجا منشی و نایب وزارت خسروخان گرجی (والی قزوین) شد.
او پس از بازگشت به تهران نزد میرزا اسداللّه نائینی که از اساتید خط بود به مشق خط و فراگیری علم و ادب مشغول شد. همچنین دست ارادت به استاد حاج غلامرضا شیشهگر شیرازی ساروی (مشتاق علیشاه) داده و از او لقب «صفاعلی» گرفته و تخلّص خود را از «نایب» به «مشتاقی» تغییر داد. او در خدمت میرزا عبدالجواد عنقای اصفهانی، خوشنویس، شاعر و دانشمند مقیم تهران حاضر شد و خوشنویسی را نزد او تکمیل کرد.
در تهران چندی نیابت وزارت انطباعات را به عهده داشت و با روزنامههای: ملّت سنیّه ایران، ملّتی، ایران، اطلاّع، علمی و مرآت السّفر همکاری کرد و ظاهرا خطوط برخی از این روزنامهها از اوست. پس از آن نزد میرزا عباسخان معاون الملک (قوامالدّوله) و سپس عباس میرزا ملکآرا به منشیگری پرداخت.
هنگامی که میرزا حسینخان مشیرالدّوله (سپهسالار) فرمانروای خراسان بود، او به همراه دایی خود حاج میرزا علینقی مشیر لشکر که وزیر خراسان شده بود به خراسان رفت و به منشیگری مشغول شد. او پس از اینکه به تهران بازگشت، مدتی در وزارت داخله به فعالیت پرداخت، آنگاه به وزارت خارجه وارد شد و در سال 1314ق از طرف ناصرالدّین شاه به لقب «صفاء السلطّنه» ملقب شد و دو سال بعد به نیابت وزارت خارجه منصوب شد.او سرانجام در سال 1318 به عنوان کارپردازی ایران در کربلا به همراه پسرش میرزا عباسخان به کربلا رفت و در 23 ذیقعده 1318ق در کربلا وفات یافته و در ایوان حرم حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام به خاک سپرده شد.
این تألیفات از آثار اوست:
این کتابها به خط نستعلیق او در کتابخانهها و مجموعههای شخصی موجود است:
این دو بیت از اشعار اوست:
به گرد خوان لئیمان مرا حواله نکرد رهین منّت دونان نخواست یار مرا
ز آب دیده کنار ار کنم چو رود رواست که عنقریب کشد خاک در کنار مرا(1)]
1) سفرنامه کویر: مقدمه، صص نه ـ سیزده و 18-22؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 488-490؛ تذکره سخنوران نائین، ص125؛ نائین بلده طیبه، صص 104-109؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص476؛ فرهنگ اعلام سخن، ج3، صص 1935 و 1936؛ الذریعه، ج3، ص439؛ فهرست مختصر مجلس، ص141؛ فهرست الفبائی رضوی، صص 113 و 473؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص71 و ج3، ص1745؛ حدیقة الشعراء، ج3، ص1645؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 399 و 400.
ابوالحسن علی بن محمّد بن هیثم اُسواری اصفهانی، زاهد صوفی [از محدّثین و عرفای قرن پنجم هجری.] کثیر الحدیث بوده و از ابوبکر احمد نهردیری و دیگران نقل حدیث کرده و عبدالرّحمان بن محمّد و اسحاق بن عبدالوهاب بن منده از او روایت میکنند.
وی در سال 437ق وفات یافته است.(1)
علی وحید دستگردی متخلّص به «برزگر» فرزند محمّد. متولّد 1316ش در دستگرد خیار از توابع اصفهان. عضو انجمن ادبی سرای سخنوران [و انجمنهای ادبی: صائب، سعدی، حکیم نظامی، حافظ، خانه هنرمندان. از نوجوانی به سرودن شعر و حضور در مراسم تعزیه پرداخته و از راه کشاورزی امرار معاش کرده است.] از آثار او مجموعه شعر: 1. «خوشهای از خرمن» در سال 1354ش [2. «بهارستان برزگر» در سال 1378ش] به چاپ رسیده است. [«بهار آزادی» و «خوشه دیگر بهارستان» هم از کتابهای اوست.]
از اوست:
هر دل که شود ز نور ایمان زنده شک نیست که چون مهر شود تابنده
1) معجم البلدان، ج1، ص291.
آزاد چو من زیست به عالم هرکس بر درگه مرتضی علی شد بنده(1)
شیخ علی بن محمّد رودسری گیلانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال 1075ق از کتابت نسخهای از کتاب «اصول کافی» در اصفهان فراغت حاصل نموده و حواشی با رمز «ح ق»، «صالح»، «میرزا رفیعا» نشان دارد. نسخه به شماره 270 در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد مقدّس موجود است.(2)
حاج علی زمانی سودرجانی متخلّص به «زمانی» فرزند محمّد. از شعرای معاصر اصفهان در سال 1317ش متولّد شد. او تا ششم ابتدائی تحصیل کرده و پس از سالها کار در کارخانه سیمان سپاهان بازنشسته شد. از سال 1350ش به بعد به سرودن شعر پرداخته و اشعارش اغلب اشعار مذهبی است. این دو بیت در مدح امام زمان (عجلاللّه تعالی فرجه الشّریف) از اوست:
عمریست که اندر ره سودای تو هستیم اندر طلب روی دلآرای تو هستیم
در پرده غیبت شدهای نور هدایت از دور همه محو تماشای تو هستیم(3)
مشهدی علی بَرزانی اصفهانی متخلّص به «شاهین» فرزند محمّد، از شعرای معاصر
اصفهان و از اهالی قریه «بَرزان» بود. اگرچه تحصیلاتی نداشت به مقتضای استعداد ذاتی گاهی اشعاری میسرود و دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت شعر داشت. او به شغل ماستبندی روزگار میگذراند. این بیت از اوست:
بر در میخانه سرمستم گذارا دوش بود بر فلک از میخواران فریاد نوشانوش بود(1)
سیّد علی بن ضیاءالدّین محمّد طباطبائی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. او نسخهای از کتاب «تهذیب الاحکام» تألیف: شیخ طوسی را در جمعه غرّه ربیع الاوّل 1116ق کتابت کرده است. نسخه از آغاز کتاب تا آخر زیادات کتاب الصلاة را شامل است. این نسخه در کتابخانه علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(2)
شیخ علی مدرّس یزدی فرزند آقامحمّد [مسگر یزدی.] عالم فاضل محقّق، زاهد متّقی [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در سال 1278ق در یزد متولّد شده و از سن 7 سالگی تحصیل را آغاز کرد و پس از طی مقدمات به فراگیری ادبیات عرب و منطق مشغول شد و سپس تحصیل فقه را آغاز کرد و در محضر علمای یزد از جمله سیّد علی مدرس یزدی حاضر گردید. در سال 1310ق به اصفهان آمد و در درس خارج عالم جلیل القدر شیخ مرتضی ریزی حاضر شد و به مقام عالیه اجتهاد نائل شد.(3)]
او تمام سطوح فقه و ادبیات عرب را در مدرسه صدر اصفهان تدریس میفرموده و عدّهای کثیر از محضرش مستفید میشدند.
[در تدریس صدای خوش و رسائی داشت و صدای خوب او هنگام تدریس در تمام صحن حیاط مدرسه صدر طنینانداز میشد تا جائی که این شعر زبانزد طلاب اصفهان بود:
واقعا مدرسه صدر صفائی دارد بلبلی شیخ علی نام نوائی دارد]
تصحیح برخی از مجلّدات «بحارالانوار» به سعی ایشان انجام یافته است. او عمری را به قناعت و زهد و استغنای طبع گذرانید و از راه تصحیح کتب اعاشه میفرمود. [سرانجام] در جمعه 15 شعبان 1353ق وفات یافته و در یکی از اطاقهای شمالی تکیه بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.(1)
[مادّه تاریخ وفات او را عالم فرزانه میرزا محمّدعلی معلّم حبیبآبادی سروده است:
پا از ادب نهاد «معلم» درون و گفت: «رفت از جهان مدرس یزدی بسا فسوس»
و شیخ عبدالجواد خطیب نیز گوید:
نوشت از پی تاریخ آن «لسان الدّین»: «علی مدرس بخلد مأوا کرد»]
معینالدّین علی معلّم بن جلالالدّین محمّد یزدی [از مورخان و ادبای قرن هشتم هجری] از شاگردان قاضی عضدالدّین ایجی است. در 745ق در کرمان و در 758ق در اصفهان بوده و کتاب «مواهب الهی» را شروع نموده و در 789ق فوت شده است. کتاب «مواهب الهی» در تاریخ آلمظفراست و تا سال 768ق را شامل میشود. «اساس
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 155 و 156؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87؛ هفتهنامه ندای یزد، شماره 525، مهرماه 1375، ص3؛ بوستان فضیلت، صص 119-129.
السلطنه»، «ترجمه رشف النصائح الایمانیّه» و «نزهة السرور» هم از تألیفات اوست.(1)
وی گرچه اصفهانی نیست ولکن چون شروع کتابش در اصفهان شده و چندین مرتبه به اصفهان به عنوان مأموریّت و یا همراه با امیر مبارزالدّین آلمظفر بدین شهر آمده، نامش ذکر شد.
[علاوه بر ادب و تاریخ، در تمامی علوم زمان خود اعم از عقلی و نقلی مهارت داشته و در سال 755ق به امر امیر مبارزالدّین محمّد مدرس دارالسّیاده میبد شد. شاه شجاع در درس او حاضر میشد. او در سال 760ق واسطه میان شاه شجاع و برادرش شاه محمود شد و آنها را صلح داد.
معینالدّین در محلّه اهرستان یزد مسجدی ساخت و پس از وفات در آن مسجد مدفون شد. در نظم و نثر ماهر بود. این بیت از اشعار اوست:
خون میچکدم به جای آب از دیده کار من و دل هست خراب از دیده
برخیز و بیا که تا تو رفتی رفته است رنگ از رخ و صبر از دل و خواب از دیده(2)]
در تذکره عرفات العاشقین اشعار فوق به شاعری به نام «معینالدّین دادا» نسبت داده شده است و واله داغستانی او را از متوطّنین یزد نوشته است.(3)
علی بن محمّد موسوی، از کاتبان اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. او در چهارشنبه 10 شوال 1268ق از کتابت نسخهای از کتاب «عیون الاصول» تألیف: ملاّ محمّدمهدی کلباسی (به خط نسخ خوش) فراغت یافته است. این نسخه به شماره 122 در کتابخانه آیتاللّه جلیلی در کرمانشاه موجود است.(1)
شیخ علی بن محمّد نخجوانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری و از شاگردان و مجازین از سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی میباشد. و سیّد شفتی در اجازهای که برای او نوشته از او به عنوان «العالم الفاضل الکامل عزیزنا شیخ الاجل الاعز الاکمل» یاد کرده است.
نخجوانی جهت تحصیل در اصفهان ساکن بوده است.(2)
حاج میرزا علی انصاری ملقّب به «امین الوزاره» فرزند محمود [مشهور به میرزا آقاسی اصفهانی]، فاضل و ادیب شاعر [از دانشوران قرن سیزدهم هجری در 22 شوال 1248ق در اصفهان متولّد شده و با دوست شفیق و یار و رفیق خود میرزا ابوالحسن جلوه در خدمت میرزا حسن نوری حاضر شد و همچنین] از شاگردان ملاّ عبدالجواد مدرس خراسانی [است.]
[پس از آن به شیراز رفته و نزد ظلالسّلطان (فرزند ناصرالدّین شاه) به خدمات دیوانی مشغول شد ولی پس از عزل ظلالسّلطان از حکومت فارس، به همراه او به اصفهان آمد و به امور دیوانی پرداخت تا اینکه] در [13 محرّم] سال 1305ق [بر اثر بیماری ایلاوس (=قولنج رودهای) ] وفات یافت.
[او مردی نیکخواه و بخشنده بود و برای رفع گرفتاری مردم و کمک به نیازمندان کوشش بسیار مینمود. فرزندش میرزا حسنخان جابری انصاری از ادباء و مورّخین معروف اصفهان است. میرزا محمّدحسن عنقا این مصرع را مادّه تاریخ فوت او یافته است:
«شده جنّت مقامی انصاری»
و شوریده شیرازی هم گفته است:
یازده تن به علی یار شدند و گفتند: «سوی انصار علی شد علی انصاری»(1)
این شعر از حاج میرزا علی انصاری است:
تا خاک رهگذار تو باشد نشست ما برتر ز نُه رواق بود جای پست ما
ما پا نهادهایم به دوش جناب عشق دست کسی کجا برسد فوق دست ما
در جام می چو باده وحدت فکندهاند زین مِی رواست، ساقی اگر هست مست ما
ما با فنا خوشیم و چو عود اندر آتشیم در نیستی نمود کند بود و هست ما
گفتیم صد هزار بلی در ملا و باز هر دم صلا زنند به هستِ الست ما(2)]
ابوالحسن علی بن محمود بن علی بن مالک بن اخطل مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] ثقه و کثیر الحدیث بوده و مؤلف «اصول» و کتابهای دیگر در حدیث است. عاقبت بعد از سال 360ق وفات یافت.
از محمّد بن ابراهیم بن عامر بن ابراهیم مؤذّن مدینی و ابومحمّد عبدالرّحمان بن حسن بن موسی ضرّاب روایت نموده و حافظ ابونعیم اصفهانی از وی نقل حدیث مینماید.(1)
علی بن محمود بن حاجی محمّد معلم باب الدّشتی اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در سوم صفر 959ق به خط نسخ نسخهای از کتاب «المنتخب من مسائل الخلاف» یا «منتخب الخلاف» تألیف: شیخ ابوعلی فضل طبرسی را نوشته است. میکروفیلم این نسخه در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
ابوالفیض مولی ظهیرالدّین علی تفرشی اصفهانی فرزند ملاّ مراد بن علیخان تفرشی، عالم فاضل، فقیه متکلم، حکیم محقّق، فیلسوف مدقّق و ادیب شاعر، از دانشمندان عهد صفویه.
پدرش از مدرسین علوم دین و حکمت در اصفهان بوده و خود او نزد پدر و علمای اصفهان تحصیل کرد و از طرف شاه سلیمان به منصب وزارت و پیشنمازی ولایت
گرجستان منصوب شد و به همراه شاه نظرخان والی کاخت راهی آنجا شد.(1)
در تفلیس با یکی از مبلغین مسیحیت با نام «پادری گبرائیل افرنجی» (که در اصفهان به تبلیغ مسیحیت مشغول بود و کتابی به فارسی در ردّ دین اسلام نوشته بود و برای بحث با ظهیرالدین به تفلیس آمده بود) مناظره کرد. سپس در تبریز کتابی به عربی به نام «نصرة الحق» در ردّ عقاید «گبرائیل افرنجی» نوشت و چندی بعد به خواهش شاه سلیمان آن را به فارسی ترجمه کرد.(2)
وی پس از بازگشت از گرجستان، مدتی در تبریز بود. در سال 1086ق در قزوین و در سال 1096ق در مشهد مقدس بود.
میرزا محمّدعلی حزین لاهیجی که در کودکی (حوالی سالهای 1106 تا 1109ق) به همراه پدر به منزل او میرفته است از او چنین یاد میکند: «... به ذکاء و حدّت فهم و استقامت طبع و جامعیّت فنون علمیّه خصوصا علم حساب و هندسه و هیأت موصوف و بین الافاضل به تبحّر معروف، طبعش محک ناقص و کامل و نقّاد رایج و کاسد، ردّ و قبول او را مسلّم میداشتند.»
حزین اشاره میکند که در اواخر عمر از مناصب دولتی و معاشرت با مردم کناره گرفته و فقط جمعی از خواصّ دوستان در منزلش با و ملاقات میکرده و از فیض سخن او کامیاب میشدهاند.(3)
تاریخ دقیق تولّد و وفات او به دست نیامد. امّا ظاهرا تا سال 1110ق زنده بوده است. از فرزندان او تنها از دختری اطلاع داریم که مادر محمّد مؤمنا تفرشی بوده و شاه سلطان حسین طی فرمانی مقداری از نقد و جنس برای او و سایر نوادگان مقرری برقرار
نموده است. این فرمان نزد امام جمعه تفرش موجود بوده است.(1)
مولی ظهیرالدین چندین کتاب را کتابت کرده است. از جمله کتاب «شفا» که در کتابخانه امام جمعه تفرش وجود دارد. همچنین نسخهای از «تعلیقة السجادیه» را در سال 1093ق به خط نسخ کتابت نموده که به شاره 3953 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(2)
این کتابها از تألیفات اوست:
شورای اسلامی موجود است.(1)4. «جواب الشّبهتین» که به عربی نوشته و در محرم 1104ق از آن فراغت یافته است. این نسخه به شماره 44د در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران موجود است.(2)5. «چمن سخن» که مهدی حسینی در آخر ذیحجه 1092ق آنرا کتابت کرده است و به شماره 84/13443 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)6. «دیوان اشعار» که نسخهای از آن در دست نیست ولی برخی از ابیات او در تذکره نصرآبادی و تذکره حزین نقل شده است.(4)7. «شبنم شاداب» یا «باغ و بهار» در تعریف عباسآباد جدید، به نثر که نسخهای از آن به خط شکسته زیبای میرزا حسن کرمانی در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(5)همچنین نسخهای در کتابخانه ملّی و نسخهای در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. نسخه اخیر را احتمالاً شخصی به نام «محمّد» در بهمنآباد به سال 1133ق به خط نستعلیق کتابت کرده است و در شماره 4118 در آن کتابخانه وجود دارد.(6)این کتاب در لکهنو هندوستان در سالهای 1877 و 1899 و 1913ق به همراه «فرهنگ نایاب» چاپ سنگی شده است.(7)8. «فرهنگ نایاب» 9. «المحاسن» که در سال 1096ق در مشهد مقدس نوشته و به شماره 8947 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(8)10. «المطالع و المغارب» به فارسی که در روز 20 محرم 1114ق ضیاءالدّین بن محمّدمسیح حسینی خورزنی (شاید: خورزانی؟) کتابت شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(9)11. «منشآت» که تعدادی از آنها در «مجمع الافکار»
تألیف محمّدحکیم هندی نوشته شده و به شماره 210/14209 در کتابخانه مجلس موجود است.(1)12. «نصرة الحق» که آن را در پاسخ به مبلغ مسیحی «گبرائیل افرنجی» به عربی نوشته است. نسخهای از آن به شماره 54/244 در کتابخانه سالتیکف شچدرین در روسیه موجود است.(2)نسخه دیگری هم به شماره 258 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.(3)13. کتابی در «هیأت» 14. «حاشیه انوار التّنزیل» در کتابخانه علاّمه علیاکبر دهخدا به شماره 6/283 موجود است.(4)15. «دیباچه هفتبند» غیاثالدین محمّد علوی اصفهانی (خیال) (5)16. «جُنگ» مجموعهای ارزنده که در یکی از بندهای آن تاریخ شنبه 3 رمضان 1096ق در مشهد مقدس دارد.(6)17. «ردّ بر رساله آصفیّه» ملاّ میرزا شیروانی (که احتمالاً همان «اثبات الواجب» است که آن را در هنگام بازگشت از زیارت مشهد مقدس رضوی در اوقات اقامت در قم نوشته و بعدا در ضمن «جُنگ» خود قرار داده و در کتابخانه حاج سیّد مهدی لاجوردی قمی قرار داشته است.(7)
این شعر از اوست:
عرفان به گفتگو نگشاید نقاب را مینا ز سرمه کنند این نقاب را
ناراست را ز مالش دوران گریز نیست از رشته پیچ و تاب برد پیچ و تاب را
گو میرد از خمار و نبیند کسی به چشم ابرو بلند کردن موج سراب را
میخانه را ز مدرسه نتوان شناختن از بس که رهن باده نمودم کتاب را(8)
1) فهرست مجلس، ج38، ص303.
2) نسخههای خطی، ج8، صص 107-109.
3) فهرست الفبائی رضوی، ص583.
4) نسخههای خطی، ج3، ص419.
5) تذکرة المعاصرین، ص152.
6) آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
7) آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
8) سایر منابع: صحف ابراهیم، صص 180 و 181؛ الکواکب المنتشره، ص405؛ تذکره غنی، ص85؛ ریحانة الادب، ج4، ص77؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص255؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 611 و 612.
سیّد علی بن سیّد مرتضی بن نواب میرزا سیّد علی بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی، عالم فاضل [از علمای اوایل قرن دوازدهم هجری] مدفون در قبرستان ستّی فاطمه اصفهان.(1)
استاد میر سیّد علی ظهیر معروف به «ظهیرالاسلام» فرزند سیّد مرتضی ظهیرالاسلام بن حاج سیّد علی زنجیرهفروش بن آقا سیّد محمّد موسوی اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند معاصر اصفهان است. در سال 1321ش در محله شیش بیدآباد اصفهان متولّد شد. نیای مادری او میر سیّد محمّدمهدی خلیقیپور از اساتید مسلّم خوشنویسی اصفهان و پدرش از وعاظ مشهور اصفهان است. او با سفارش آنها به خوشنویسی روی آورد و پس از تحصیلات ابتدائی، هنگامی که در مقطع متوسطّه تحصیل میکرد. نزد استاد حبیباللّه فضائلی به مشق خط پرداخت. او پس از اتمام تحصیلات خود، باتوجّه به ذوق هنری و مهارت در خطاطی، طراحی و نقاشی به استخدام آموزش و پرورش درآمده و به عنوان دبیر هنر به تدریس در مدارس و مراکز تربیت معلّم مشغول شد و برای این آموزشگاهها نیز دورههای خوشنویسی را برگزار نمود. استاد ظهیر سالها نزد استاد فضائلی خطوط نسخ، نستعلیق و کتابت نستعلیق را آموخت و دوره عالی را طی نموده و در سال 1364 موفق به اخذ ممتاز گردید. او سالها در انجمن خوشنویسان اصفهان به آموزش خوشنویسی به علاقمندان مشغول است و صدها شاگرد هنرمند از او تعلیم دیدهاند.(2)
او هنرمندی وارسته و متواضع و صاحب خلق نیکو است و هنر را وسیلهای برای تعالی و رسیدن به قرب خدا میداند.
سیّد علی موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، عالم فاضل جلیل، معاصر در سال 1359ق (مطابق با 1319ش) در اصفهان متولّد شد. مقدّمات علوم تا پایان شرح لمعه را نزد پدر، شرایع را نزد میرزا محمّد طبیبزاده، رسائل را نزد حاج شیخ محمّدحسن نجفآبادی و هیأت را نزد مرحوم مجدالعلماء فراگرفت. همچنین طب قدیم را نیز از پدرش فراگرفت.
در سال 1379ق (1339ش) جهت تحصیل به قم مشرف شده و جلد اوّل کفایه را نزد شیخ محمّد مجاهدی و جلد دوم آن را نزد حاج سیّد محمّدباقر سلطانی و منظومه را نزد شیخ عبداللّه جوادی آملی، حاج آقا مصطفی خمینی و اسفار را از علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبائی آموخت. مکاسب را نزد حاج سیّد محمّدباقر موحد ابطحی (برادرش) فراگرفت.
پس از آن در درس خارج اصول امام خمینی و آیتاللّه حاج شیخ محمّدعلی اراکی و خارج فقه را نزد حضرات آیات: گلپایگانی (حدود 15 سال) و شریعتمداری (حدود 8 سال) سیّد محمّد داماد (حدود 8 سال) و برادرش حاج سیّد محمّدباقر موحّد ابطحی آموخت. سپس برای تکمیل تحصیلات خود، در حدود 1382ق (1342ش) به نجف اشرف مشرف شده و نزد آیات عظام: حاج سیّد محمود شاهرودی، حاج سیّد ابوالقاسم خوئی، شیخ حسین حلّی و میرزا باقر زنجانی کسب فیض نمود.
وی در ایّام تحصیل در قم، در ایّام تابستان به اصفهان میآمد و از درس حضرات آیات خراسانی، خادمی و بهبهانی استفاده مینمود.
کتب زیر از ایشان به چاپ رسیده است:
همچنین کتابهای: 1. «شفاء الصّدور فی شرح زیارت العاشورا» تألیف: میرزا ابوالفضل ثقفی طهرانی در 2 جلد2. «مفردات مخزن الادویه» تألیف: میرزا محمّد حسینخان عقلی علوی»، در 4 جلد3. «قانونچه» را تصحیح و منتشر کرده است.
علی بیرژندی متخلّص به «محزون» فرزند مرتضی، از شعرای معاصر. در عید نوروز سال 1316ش متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه قدسیّه به پایان رسانید. گاهی شعر میسرود و در انجمن ادبی کمال شرکت میکرد. از اوست:
هر شب از هجران رویت ای صنم اختر شمارم اخگر سوزان و اشک بیحساب از دیده بارم(1)
سیّد علی بن سیّد مساعد جبل عاملی اصفهانی، معروف به «مهری عرب» و متخلّص به «سیّد» و «مهری». در اواخر عهد صفویّه به اتفاق پدر به اصفهان آمده و در محلّه
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 417 و 418.
عباسآباد سکونت نموده و کمی فارسی آموخته [است.] شعر میگفته و در آن کلمات فارسی را به سبک و اسلوب عربی استعمال مینمود. و این طرز شعر مورد پسند بسیار واقع شد. پدر و پسر در این شهر وفات یافتهاند.(1)
کتب زیر از اوست:
از اوست:
به روی تازه جوانان به مذهب «سیّد» نگاه، واجب عینی و بوسه تخییری است
ابوالحسن علی بن مظفر اصفهانی بغدادی [از محدّثین عامّه اصفهان] از ابیبکر شافعی
روایت میکند و خطیب از وی روایت مینماید.(1)
میرزا علی بن مظفر جعفری کاتب خاتونآبادی [از کاتبان و خوشنویسان اوایل قرن یازدهم هجری] در 25 شعبان سال 1009ق جلد سوم «حبیب السیّر» را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 4451 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
میر سیّد علی حسینی کاشانی متخلّص به «قانعی» فرزند میرمعصوم، شاعر و ادیب در قرن یازدهم هجری.
در سال 1041ق متولّد شده و در اصفهان علم و ادب آموخت و با صبیه آقا مؤمن مصنّف ازدواج کرد. در اصفهان ساکن بود و در سال 1074ق وفات یافت. دیوان اشعار او حدود چهل هزار بیت است. این بیت از اوست:
از کدورت پاک کن تا میتوانی سینه را خاک بر سر میکند آخر غبار آئینه را(3)
علی بن معین منجم اصفهانی، از ادباء قرن نهم هجری است. او در 19 ذیالحجه 871ق نسخهای از «کشف الحقایق» تألیف: عبدالعزیز نسفی را به خط نستعلیق کتابت نموده که به شماره 14924 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(4)
علی بن محمّد مفید اصفهانی، خطاط (در قرن سیزدهم هجری در سال 1272ق) از کتابت نسخهای از «شمسیه» در طب (به فارسی) تألیف: شمسالدّین بن نعمتاللّه طبیب فراغت حاصل نموده است. نسخه این کتاب در کتابخانه عمومی معارف موجود بوده است.(1)
شیخ علی مفید فرزند شیخ مفید، عالم فاضل، حکیم زاهد محقّق، از مدرّسین مدرسه صدر. در جمادی الاولی سال 1345ق وفات یافته و در تخت فولاد پای دیوار بقعه آقا محمّد بیدآبادی مدفون گردید.(2)
سیّد علی بن محمّد مقیم تبریزی، خوشنویس و شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. نواده میرشاهمیر از سادات حسینی تبریز و از اهالی محلّه عباسآباد اصفهان بود، پدرش از خوشنویسان خط نستعلیق بود. او و پدرش به هندوستان رفتند. سیّد علی به معلّمی عالمگیر گماشته شد و شاه جهان پادشاه گورکانی هند به او لقب «جواهررقم» داد و چندی بعد در دربار عالمگیر به لقب «خان» و عنوان «هزاری» و سپس «خدمتنویسی» مفتخر گردیده و کتابدار کتابخانه سلطنتی هند شد. او از کسانی بود که در سفر عالمگیر به کشمیر، دکن و سایر مناطق هند در رکاب پادشاه به سفر میرفت. وی سرانجام پس از
یک بیماری در سال 1094ق در اورنگآباد وفات یافت. جنازه او به شاهجهانآباد حمل و همانجا دفن شد.
در خط نستعلیق استادی توانا بوده و نزد پدر مشق خط کرده بود و شعر را نیکو میسرود و به نام خود (علی) تخلّص میکرد. از او دهها قطعه خوشنویسی در کتابخانه سلطنتی تهران، موزه دولتی افغانستان در کابل، موزه باستانشناسی دهلی، کتابخانه آقای سلطان القرائی در تبریز، موزه آثار اسلامی ترک در استانبول، کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران و مجموعه مهدی بیانی در تهران موجود است. این بیت از اوست:
چه جلوه بود که در صحن باغ پیدا شد که شاخ گل قفس بلبلان شیدا شد(1)
ابوعلی علی بن منصور بن عبیداللّه خطیبی اصفهانی معروف به «اجل»، ادیب، نحوی، لغوی و فقیه شافعی در قرن ششم هجری. در سال 547ق در بغداد متولّد شده و در مدرسه نظامیه به تحصیل پرداخت. در زمان خود اعلم و افقه از او کسی نبود. خصوصا در لغت کسی را با وی حدّ برابری نبود و اکثر کتب لغت، اشعار و اخبار و کتب دیگر را حفظ بود. [در سال 622ق وفات یافت.]
از اشعار اوست:
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 298 و 299؛ احوال و آثار خوشنویسان، صص 447-449؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص1024؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 186 و 187؛ کلمات الشعراء، ص49؛ دانشمندان آذربایجان، ص182؛ تاریخ خط و خطاطان، صص 143-145؛ فرهنگ معین، ج5، ص435؛ کارنامه بزرگان ایران، ص255؛ الذریعه، ج9، ص753؛ ریحانة الادب، ج3، ص36؛ سخنوران آذربایجان، ص553؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص391؛ اطلس خط، صص 540 و 541.
لمن غزال یا علی رامه سخا فعاود القلب سکرٌ کان عنه صحا
مقسمٌ بین اضداد فطرته جنح و غرته فی الجنح ضَوء ضحا(1)
علی بن منصور ثقفی اصفهانی [از محدّثین عامّه اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری] ابواسحاق تقیالدّین ابراهیم بن محمّد بن ازهر بن احمد بن محمّد صریفینی عراقی (متوفی 641ق در دمشق) از او استماع حدیث کرده است.(2)
علی بن ملاّ مهدی [اصفهانی]، کاتب نسخنویس در قرن سیزدهم هجری] در ذیقعده 1215ق نسخهای از «حاشیه تهذیب» مولی عبداللّه یزدی را در اصفهان به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1707 در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد موجود است.(3)
حاج میر سیّد علی امام جمعه سدهی متخلّص به «ضیائی» و معروف به «حاج آقابزرگ» فرزند سیّد محمّدمهدی بن سیّد اسماعیل بن سیّد حسین دیباجی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل و محقّق جلیل، ادیب شاعر جامع معقول و منقول.
در سال 1264ق در سِدِه ماربین [خمینیشهر کنونی] متولّد شده و پس از تحصیل
علوم مقدّماتی به اصفهان آمده و در محضر علمای عالیقدر شیخ محمّدتقی آقانجفی، آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی تحصیل کرده [و از مرحومین آقانجفی و چهارسوقی اجازه دریافت نموده و مورد توجّه آقانجفی بوده و زمانی در محضر ایشان به مشورت در امور فقهی میپرداخته] است.
او در علوم مختلفه از فقه و اصول و حکمت و ریاضی و طب زحمت کشیده و خصوصا در علوم جفر و رمل و اعداد و طلسمات شهرتی داشت. او پس از وصول به مقامات عالیه علم و اجتهاد، به سِدِه مراجعت نموده و مرجع شرعی آن حدود گردیده و به اقامه جماعت مشغول بوده و باقی اوقات را صرف عبادت و تزکیه نفس و تألیف و تصنیف مینموده است.
[در سال 1307ق چند نفر از فرقه بابیّه با بعضی از متّهمین از اصفهان اخراج شدند و ناصرالدّین شاه فرمان عودت آنها را داده و مردم سده به ریاست حاجی آقای سدهی (حاج میر سیّد علی امام جمعه) از آنها جلوگیری و در نتیجه یک نفر بابی و شش نفر از متّهمین کشته شدند. او همچنین در قضایای مشروطه از طرفداران حاج آقا نوراللّه نجفی و از مروّجین فکر مشروطیّت بوده و در این راه تلاش بسیاری به خرج داده بود.] امام جمعه سدهی سرانجام در دوشنبه 10 صفر المظّفر 1358ق وفات یافته و در انتهای شبستان مسجد جامع فروشان سده مدفون شد.
فرزندش حاج سیّد حسن امام جمعه معروف به «حاج آقا امام سدهی» جهت او مرثیهای سروده که بر سنگ مزارش نقر گردیده و دو بیت از آن چنین است:
پیچیده دست گلچین اجل در فصل فروردین بیفکنده قضا نخلی ز پا از جویبار دین
ز روح پنجمین جستم مدد گفتا به تاریخش: «علی آن سائل شرع نبی شد سوی علیین»
وی را کتب و رسایل عدیدهای است که از آن جمله است:
این شعر از اوست:
بنمای رخ که روی تو امروز دیدنی است ور تلخ گویی، از لب شیرین شنیدنی است
بار فراق تو شکند کوه را کمر امّا به یاد وصل تو باری کشیدنی است
در بوستان روی تو هر گل که بشکفد آن گل به دست مردمک دیده چیدنی است
آن کو درید جامه یوسف نهفته گفت هر جامهای که عشق ندارد دریدنی است
جان را به آب و دانه دنیا چه پروری کاین مرغ آخر از قفس تن پریدنی است
1) تذکرة القبور یا رجال اصفهان، ص220؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص819؛ خمینیشهر: شهری که از نو باید شناخت، صص 108-110؛ نقباء البشر، ص1541؛ ریحانة الادب، ج2، ص453؛ مخزن الادب (راجی) : مخطوط؛ مکارم الآثار، ج5، صص1758-1761؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص389؛ حکم نافذ آقانجفی، ص168.
ابوالحسن علی بن مهدی بن علی بن مهدی اصفهانی طبری بغدادی معروف به «کسروی» [نحوی، لغوی، متکلم و فقیه شافعی در قرن سوم و چهارم هجری[ خواهرزاده علی بن عاصم بن حریص از علماء و شعراء و نحویّین بوده و در زمان بدر معتضدی در سال 330ق در اصفهان وفات یافت. علم کلام را از ابیالحسن اشعری فراگرفته و سعید بن هاشم طبرانی از او روایت میکند.
این کتابها از تألیفات اوست:
میر سیّد علی بن محمّدمهدی موسوی درب امامی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری. در سال 1264ق نسخهای از «فهرست کافی» تألیف: حاج محمّدجعفر آبادهای را به خط نسخ کتابت نموده و حاجی آبادهای مقابله او را گواهی داده است. این کتاب در مجموعه شماره 3208 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است و دو کتاب دیگر: «مشیخه من لا یحضره» و «امل الآمل» در این مجموعه نیز به خط همین درب
1) معجم الادباء، ج15، ص91؛ بغیة الوعاة، ص356؛ روضات الجنات، ج5، ص106؛ معجم المؤلفین، ج7، ص247؛ کشف الظّنون، ج1، ص705؛ ایضاح المکنون، ج1، ص220؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «علی»، ص251؛ ریحانة الادب، ج5، ص58؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص393.
امامی میباشد.(1)
[اثر دیگر او کتابت «اختیارات» علاّمه مجلسی است که آن را به خط نسخ در 15 ذیالحجّه 1268ق کتابت نموده و ضمن مجموعهای در کتابخانه اهدائی مرحوم سیّد محمّد صدر هاشمی در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان موجود است.(2)]
آقا میرزا علی دهاقانی فرزند مشهدی میرزا، عالم فاضل متّقی، از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری است. در اصفهان نزد جمعی از علمای عالیقدر خصوصا جهانگیرخان قشقائی و آخوند ملاّ محمّد کاشانی کسب فیض نمود. سپس به دهاقان بازگشته و به ارشاد مردم و تبلیغ دین مشغول شد تا اینکه در حدود سال 1355ق (1315ش) وفات یافته و همانجا مدفون شد. او جدّ عالم عالیقدر و فاضل جلیل حاج شیخ نعمتاللّه اسماعیلی دهاقانی است.
میرزا علی مشفقی فرزند مشهدی میرزا، شاعر و ادیب فاضل معاصر [در سال 1279ش در محلّه مسجد حکیم اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت و نزد حاج آقا رحیم ارباب و سایر علماء کسب فیض نمود و در اغلب علوم زمان چون، ادبیات، ریاضیات، نجوم و تاریخ مهارت یافت و برای تکمیل دانش خود به مشهد مقدّس سفر کرد.] او از آشنایان به علوم ریاضی و دانا به علوم غریبه بود. گاهی شعر
میسروده و سالها در انجمن ادبی شیدا شرکت مینمود. [وی در جلسات خصوصی و جلسه هیأت مداحان به تدریس ادبیات و خصوصا ادای صحیح شعر جهت مداحان و شعراء میپرداخت و جمعی از مدّاحان و شاعران اصفهان همچون آقایان عباس گیاهی و مهدی داروغه دفتر (فرزانه) از شاگردان او بودهاند. در فن اسطرلاب نیز مهارت داشت. او سالها در اصفهان به استخراج تقویم مشغول بود و جدول اوقات شرعی و تقویم او به چاپ میرسید. وفات او در 13 ربیع الثّانی 1399ق (برابر با 21 اسفند 1357ش) اتفاق افتاد و پیکرش در تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد.]
کتب زیر از اوست:
[از اوست:
این بارگاه قدس اعلا که جانفزاست دربار پادشاهی سلطان دین رضاست
این خسروی که خفته در اینجا به عزّ و شأن گرد و غبار خاک درش مایه شفاست
این گنبد مَشَیَّد خورشید تابناک بدر الدُّجی و معنی و الشّمس و الضّحاست
«مشفق» به این مقام مقدّس پناه برد اینجا پناهگاه مساکن و اغنیاست(1)]
1) سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی؛ هفتهنامه نوید اصفهان، شماره 188، در تاریخ 9 اردیبهشت 1371، ص3؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص717.
حاج شیخ علی قدیری فرزند نصراللّه بن قاسم به ملاّ علی بن محمّد بن قدیر کفرانی رویدشتی اصفهانی، عالم فاضل معاصر در اصفهان متولّد گردید و در اصفهان [نزد میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی] و قم [نزد امام خمینی و دیگران] و نجف خدمت اساتید و آیات عظام تحصیل نموده و با کسب اجازات به اصفهان مراجعت کرده و به وظائف و شئون روحانیت از تدریس و ارشاد و موعظه و امامت در مسجد «الهادی» (واقع در خیابان سیّد علیخان) پرداخته و سرانجام پس از یک بیماری نسبتا طولانی در [12] جمادی الاولی سال 1407ق [مطابق با 16 دی 1365ش] در اصفهان وفات یافته و [در صحن آستانه حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) ] در قم مدفون گردید. [«حاشیه بر وقایة الاصول» از تألیفات اوست.(1)]
استاد علی تجویدی فرزند میرزا هادی خان مختار تجویدی بن میرزا محمّدعلی سلطان الکُتّاب اصفهانی، از مشاهیر موسیقیدانان و آهنگسازان معاصر در سال 1298ش در تهران متولّد شد.
پدرش نقاش و موسیقیشناس هنرمند و شاگرد کمال الملک بود و زمینه فعالیت او را در موسیقی فراهم کرد. استاد تجویدی ابتدا نزد استاد پرویز یاحقی و سپس نزد استاد ابوالحسن صبا نواختن ویولن را آموخت و با دستگاههای موسیقی ایرانی آشنا شد. سپس نزد اساتیدی چون روحاللّه خالقی، عبداللّه خان دوامی، اسماعیل خان قهرمانی، اقبال آذر، سلیمان میرقاسمی، طاهرزاده، نورعلی برومند و عدّهای دیگر به خوبی موسیقی
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص328؛ نقباء البشر، ج3، ص1204؛ تربت پاکان قم، ج2، ص1177.
را آموخت. استاد تجویدی آهنگسازی خبره و چیرهدست بود و ویلن و سهتار را استادانه مینواخت.
همکاری با واحد موسیقی رادیو، همکاری با برنامه گلها و اجرای دهها اثر ماندگار، آهنگسازی برای بسیاری از خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی همچون: استان بنان، استاد قوامی، خواجه امیری، افتخاری و دیگران، تدریس در هنرستان عالی موسیقی دانشگاه هنر و کلاسهای خصوصی و نگارش کتاب 10 جلدی: «ردیف و آواز موسیقی سنتی ایران» که 3 جلد آن به چاپ رسیده است، از مهمترین فعالیتهای استاد تجویدی است.
او هنرمندی متواضع و مردمی و خوشمشرب بود و سرانجام در اسفند 1386ش در تهران دیده از جهان فروبست ودر قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرای تهران در خاک آرام گرفت.(1)
علی شیرانی بیدآبادی متخلّص به «صحّت» فرزند هاشم بن کربلائی آقا، از شعرای توانای معاصر اصفهان در روز اوّل بهمن 1325ش در محلّه بیدآباد متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در دبستان صدیق اعلم و متوسطه را تا سیکل اوّل در دبیرستان حافظ ابونعیم و تا دیپلم را در دبیرستان کازرونی گذراند. سپس به سربازی رفت. پس از آن به استخدام بانک تجارت درآمد تا اینکه در سال 1377ش بازنشسته شد.
او از حدود 13 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و تحت تربیت دائی خود عیسی قلی
1) تاریخ موسیقی ایران، صص 599 و 600؛ نامنامه موسیقی ایران، ج3، صص 129-131؛ چهره افروختگان خطه زندهرود، صص 155 و 156؛ فرهنگ هنرمندان ایرانی، ص125؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، ص464؛ برگی از باغ، ص191؛ مجله ادبستان، سال اوّل، شماره 2: بهمن 1368، صص 49 و 50؛ مجلّه هنر موسیقی: سال ششم، شماره 45: تیر 1382، صص 6-10.
شیرانی (متخلّص به «سالم») قرار گرفت. سپس به انجمن ادبی سعدی راه یافت و از راهنمایی استاد طلایی مدیر انجمن برخوردار شد. او در اغلب انجمنهای ادبی اصفهان مانند سعدی، صائب، بیدل، دکتر سیاسی، مشتاق، فردوسی، حافظ و حکیم نظامی شرکت نموده و اکنون از اعضای فعّال انجمن ادبی صائب است. در شعر خود را پیرو سبک هندی (اصفهانی) میداند و به شعر صائب و شعرای این سبک اشتیاق فراوان دارد. دیوان اشعار او حدود چهل هزار بیت است ولی به چاپ نرسیده است ولی منتخبی از غزلیات او با عنوان «زلال زمزمهها» به چاپ رسیده است.
او اوقات فراغت خود را به مطالعه خصوصا کتابهای ادبی و دیوان شعرای دوره صفویه میگذراند و در خط نستعلیق مشق میکند. وی حدود سه ماه نزد استاد فضائلی در خوشنویسی تعلیم دیده است.
این غزل از اوست:
ز موج گریه شد دامان ما گلپوش نیلوفر لبالب بود اینجا برکهها از جوش نیلوفر
پر از عطر سکوتم با بهار ناله رنگین گل شیپوریش بین و لب خاموش نیلوفر
ز بس پیچیده دود آهم اشکم مانده ناپیدا مرا دریاست پنهان در ته سرپوش نیلوفر
فراتر سبز فکران راست فیض از گنبد نیلی میان آب جز آئینه کو بر دوش نیلوفر
زُلالان سحر سِیرند مست بزم سرسبزان به جز شبنم نغلطد صبح در آغوش نیلوفر
بهاری میکند دل را به پای جان دویدنها تلاشی سبز دارد جوشش پرکوش نیلوفر
ز عشق است آنچنان در وادی ما عالم آبی که چون ما نیست رود نیل هم فرنوش نیلوفر
به چنگ ناز بگرفتست زلفت گردن دل را که شوخ است و دلآرا شاخ بازیگوش نیلوفر
زَ سُکر آبیش دادند دل را سبزی مینا که در پیمانه ما نیست جز سرجوش نیلوفر
به یاد زلف پرپیج و خَمَت در خویش میپیچد به غیر از حلقه شوق تو کو در گوش نیلوفر
خط سبز تو شد سطر سخن مستانه «صحّت» را کسی چون او نشد در این چمن مدهوش نیلوفر(1)
علی بن یحیی بن جعفر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از سلیمان بن احمد طبرانی و ابوالحسن احمد بن قاسم بن ریان (در بصره) روایت نموده و ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی و محمّد بن قیس اسدی از او نقل حدیث کردهاند.(2)
علی بن یحیی طهرانی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن دوم و سوم هجری] از قتیبة بن مهران آزادانی روایت میکند. [او از اهالی قریه «طهران» اصفهان است که امروزه از محلّههای اصفهان است و به «تیران و آهنگران» معروف است.(1)]
علی بهرامی متخلّص به «بهرام» از شعرای معاصر اصفهان در شرکت پالایش نفت اصفهان به خدمت مشغول است و گاهی شعر میسراید و در شعر از معلومات آقای هادوی فرد (شهیر) بهره برده است. این سه بیت از اوست:
ای غم تو برو ز خانه من آتش مزن آشیانه من
باز آمدهای که خوش نشینی بر سینه پرفسانه من
همراه منی به هر کجا تو ای همسفر شبانه من(2)
میرزا علی قهفرخی ملقّب به «ثابت» از عرفاء و متصّوفه قرن سیزدهم هجری و از اهالی قصبه «قهفرخ» در چهارمحال بوده و از مشایخ سلسله نعمتاللهی است. شعر میسروده و در چهارمحال به دستگیری و ارشاد طالبین سیر و سلوک مشغول بوده است.
او کتابیموسوم به «تراجم» در بیان احوال سلسله تصوف در 87 بیت به نظم کشیده که در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز موجود بوده است.(1)
استاد علی اصفهانی، از هنرمندان زبردست دوره قاجاریه است. در اصفهان به شغل چاقوسازی مشغول بوده و چاقوها و قیچیهای ساخته او از نظر ظرافت و استحکام شهرت زیادی داشته است.(2)
حاج سیّد علی حجازی دهاقانی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1301ش در دهاقان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل، چند سالی آموزگار بوده و در سال 1320ش ضمن تدریس، در کارخانه زایندهرود اصفهان سمت حسابداری کارخانه را به عهده داشت. مردی متدیّن و باتقوا بوده و گاهی شعر میسروده و مجموعهای از ادعیه و اشعار خود را به خط نستعلیق متوسّط نوشته و به عنوان «بهار قرآن» در سال 1363ش به چاپ رسانده است. از اوست:
به چشمی که شبها به یادت نخفت به گوشی که حرف تو را میشنفت
به حق زبانی که جز تو نگفت به آن کس که این دُر به یاد تو سفت
مرا در حریم خودت راه ده به دل شوق و بر سینه ام آه ده(3)
علیخان بیگ اصفهانی متخلّص به «حسرت» شاعر ادیب [در قرن سیزدهم هجری[ در جوانی به تحصیل پرداخته و سپس به خدمت شاهزاده محمّدرضا میرزا افسر قاجار رسیده و وزارت او را در حکومت طالش و گیلان داشت. اما از آن مقام معزول و به شیراز رفت. امّا سرانجام از طرف دربار قاجار به طهران فراخوانده شده و راهی آنجا شد.
از اوست:
نزدیکتر از جانی و دوری ز بر ما از مایی و از ما به تو بسیار منازل
یکتایی و از توست ظهور همه اشیاء یک شمعی و از پرتو تو نور مشاعل(1)
سیّد امیر شمسالدّین علی حسینی خلخالی [از دانشمندان و فضلای قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان] شاگرد شیخ بهائی، مؤلف: «شرح خلاصة الحساب»(2)[نسخهای از این کتاب به شماره 13704 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدّس موجود است.(3)]
سیّد علی رامشهای (رامشنی) جرقویهای معروف به «سَعَری» خوشنویس هنرمند قرن
سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش مینوشته و در علم و ادب شاگرد سیّد حسن طباطبائی (ترسای رامشنی) است. از آثار او کتابت قرآن مجید است که در سال 1296ق آن را نوشته است. ظاهرا وی در اوایل قرن چهاردهم هجری در موطن خود روستای «رامشه» از توابع جرقویه اصفهان وفات یافته است.(1)
شیخ شهابالدّین علی رجاء اصفهانی، از عرفاء و متصوّفه قرن هفتم هجری و از مریدان شیخ شهابالدّین ابوحفص عمر سهروردی است. ابن بطوطه جهانگرد مراکشی هنگامی که وارد اصفهان شد به خانقاه علی به سهل آمد و با یکی از نوادگان او: شیخ قطبالدّین حسین بن شیخ ولیاللّه شمسالدّین محمّد بن محمود بن شهابالدّین علی رجاء اصفهانی ملاقات کرد و مورد احترام و پذیرایی قرار گرفت.(2)
مولانا علی رویدشتی واعظ [از دانشمندان قرن هشتم هجری] از بزرگان دین و در وعظ و خطابه خوشصحبت و متین بود و به غیر از تفسیر و حدیث، شصت هزار بیت فارسی و عربی به یاد داشت. و تمام سلاطین آل مظفر معتقد به او بودند. پس از وفات در مقابر باغ مولائی در خارج یزد نزدیک دروازه کوشک نو مدفون شد.(3)
آخوند ملاّ علی ریزی لنجانی، عالم فاضل و فقیه زاهد، از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری و پیشوای دینی مردم قصبه ریز (زرینشهر فعلی) بوده است. او در برابر قدرتمندان و خوانین محلّی یار و پشت و پناه مردم فرودست بوده و علاوه بر آن مرجع حلّ مشکلات شرعی مردم آن ناحیه بهشمار میرفته است. او از رفقاء و دوستان حکیم جهانگیرخان قشقائی بوده و پس از فوت، جهانگیرخان بر پیکر او نماز خوانده و او را در زادگاه خود به خاک سپردهاند.(1)
استاد میرزا علی زرگر، از هنرمندان قرن یازدهم هجری و از تبریزیان محلّه عباسآباد اصفهان است که به هنر زرگری در عهد شاه عباس کبیر شهرت داشت. پسرش میرزا مقیم جوهری از شغل پدری دست کشیده، به تجارت مشغول شد و از سفر هندوستان مکنتی اندوخت و در شاعری «جوهری» تخلّص میکرد.(2)
آقاعلی سیمکش، از شعراء و صنعتگران هنرمند قرن سیزدهم هجری است. او به شغل سیمکشی که عبارت از تهیّه سیم و مفتول از فلزات گرانبهاست (طلا و نقره و...) مشغول بوده و در محله شیش (شهیش) بیدآباد اصفهان سکونت داشته است. او از افراد خاندان
حاجی دوست محمّد (از تجّار معروف و از مریدان عالم مجاهد حاج ملاّ محمد شفیع خوئی) بوده است. او هرچند دیوان اشعاری داشته ولی اثری از آن به جای نمانده است. این شعر از اوست:
شاعری را ایاغ میباید حجرهای رو به باغ میباید
نه که خود را به غصّه بسپردن روی در جِیب غم فرو بردن
یا به اندوه خون دل خوردن سر به دفتر نهادن و مردن(1)
علی شفیعی نیکآبادی، محقّق کوشای معاصر در سال 1332ش در روستای یَنگآباد (نیکآباد کنونی) در جرقویه متولّد شد. وی پس از طی تحصیلات ابتدائی و سربازی به استخدام کارخانه خودروسازی ایران ناسیونال در تهران درآمد و همزمان با کار، در آموزشگاه شیخ بهائی تهران دوره راهنمایی تحصیلی را طی کرد. در سال 1356 به اصفهان منتقل گردید و در شرکت برق اصفهان در سمت تکنیسین برق فعالیت نمود و دوره متوسطه را در هنرستان فنی سروش گذراند او در سال 1385ش بازنشسته شد.
کتاب «گرکویه، سرزمینی ناشناخته بر کران کویر» اثر تحقیقی مهم او در شناخت تاریخ و فرهنگ منطقه جرقویه اصفهان در سال 1372 به چاپ رسیده و بار دیگر با حجم بیشتر و تحقیقات وسیعتر در سال 1378 چاپ شده است.
این شعر از اوست:
دیری است همگرایی یارانم آرزوست پیوند دشت و گلشن و جانانم آرزوست
1) یادداشتهای استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) .
پژمرده گشته باغ دلم زین گسستگی همچون هزار گلبن و بستانم آرزوست
با آن که سرخوشم به نواهای زندهرود پژواکهای قاف و زاگرس و تفتانم آرزوست(1)
ابوالحسن علی شیرازی فستجانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری است] به اصفهان وارد شده و نزد ابیالمظفر عبداللّه بن شبیب ضبی اصفهانی قرآن آموخته و هم در این شهر وفات یافته است.(2)
دکتر علی صادقی، از پزشکان معاصر اصفهان. در سال 1311ش متولّد شده و دوره متوسطه را در اصفهان تحصیل کرد. سپس به دانشکده پزشکی اصفهان رفته و با اخذ درجه دکترا از آن فارغ التحصیل شده و به تدریس در دانشکده پزشکی اصفهان پرداخت.
کتابهای «تشخیص بالینی سمیولوژی و غدد مترشّح داخلی» و «بیماریهای کلیه» از تألیفات اوست.(3)
میر سیّد علی صوتی یزدی، از شعراء و موسیقیدانان قرن یازدهم هجری. در فن موسیقی وارد بوده و سفری به حجاز نموده و سپس به هند رفته، مقتضی المرام به ایران بازگشت و مورد عنایت شاه عباس دوم قرار گرفته و سرانجام در سال 1078ق در اصفهان وفات یافته است.
از اشعار اوست:
از وجود من وجود هر گناهی قائم است میتوان گفتن مرا پروردگار معصیت(1)
مولانا علی صورتی اصفهانی، از شعرای اصفهان در اواخر دهم هجری است. در اصفهان به معرکهگیری و صورتخوانی مشغول بود و «صورتی» تخلّص میکرد و صورتخوانی عبارت از نمایش صور ملائکه و عاصیان و شرح ماجرای آنها در حشر است.
علی صورتی، در عمر خود به فراق ناشی از مرگ فرزندش محمّدرضا مبتلا شد.
این شعر از اوست:
من آن صیدم که تیری خورده باشد من آن شامم که صبحش مرده باشد
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص611؛ جامع مفیدی، ج3، صص 440 و 441؛ ریحانة الادب، ج3، ص473؛ آتشکده یزدان، ص303؛ آینه دانشوران، ص144؛ تذکره شعرای یزد، ص95؛ تذکره شبستان، صص 478 و 488؛ نامنامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص547؛ الذریعه، ج9، ص620؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص359.
من آن یعقوب پیر کوربختم که گرگی یوسفش را خورده باشد(1)
حکیم علی صوفی اصفهانی، دانشمند ادیب و فاضل، طبیب ماهر و حاذق، از بزرگان اوایل قرن یازدهم هجری.
در اصفهان به طبابت مشغول بوده و در شعر و ادب دستی داشته و از علوم دینی بابهره بوده است. تاریخ تولد و وفاتش به دست نیامد. این کتابها از تألیفات اوست:
ما صورت خود به کاغذی ساخته ایم زین ره به خیال هرکسی تاختهایم
این نغمه مستانه در این باغ نبود ما گوش به حرف هرکس انداختهایم(2)
خواجه صدرالدّین علی طبیب، جدّ اعلای میرزا محمّدطاهر نصرآبادی مؤلّف تذکره نصرآبادی است. در اصفهان سمت حکمرانی داشته و بانی مدرسه و خانقاه میرزا ابوالقاسم نصرآبادی در نصرآباد است.(3)
[میرزا طاهر نصرآبادی در شرح حال خود نوشته است که جد اعلای او خواجه
صدرالدّین علی در زمان میرزا سلطان محمّد گورکان (که از طرف شاهرخ حاکم اصفهان بود) دارای اعتبار فراوان بوده و مالک آب و زمین بسیار بوده و سه مدرسه ساخته است: یکی در حوالی مسجد جامع قدیم که دارای کتیبهای بوده که از بین رفته است. دیگری در محلّه باباقاسم و دیگری در نصرآباد و موقوفاتی بر آن معین نموده که در سردر مدرسه بر روی چوب نوشته و حکّاکی کرده بودند که شامل تمامی نصرآباد و چند محل در اطراف آن و تمامی قریه بیدهند گلپایگان و دودانگ خوانسار.(1)
متأسفانه قسمتهای مهمی از کاشیکاریها، تزئینات و کتیبههای نفیس و ساختمان قدیم خانقاه و مدرسه نصرآباد در تعمیرات و تغییرات سالهای اخیر از بین رفته است. شرح مفصّل تزئینات هنری و خصوصیات معماری این اثر را مرحوم استاد دکتر هنرفر در کتاب خود آوردهاند.(2)]
صدرالدّین علی اصفهانی (معروف به «صدرعلیا») از اطباء ماهر عهد صفویه است. از تولّد و وفات و اساتید او اطلاعی در دست نیست. وی مؤلف کتابی در طب به فارسی موسوم به «ادویة العین منتخب از مجرّبات صدرعلیا طبیب اصفهانی» است که به شماره 4/13449 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است و ظاهرا در اواخر قرن دهم هجری کتابت شده است.(3)
از مدفونین امامزاده ابراهیم (در قریه زمانآباد، معروف به نرمی، نزدیک دولتآباد) حاج ملاّ علی عاشقآبادی، از شاگردان آقا سیّد محمّدباقر درچهای(1)[است.
شیخ علی عاشقآبادی، از علماء و مدرسین فقه و اصول، عالمی بااستعداد و پرحافظه و خوشبیان بود. در مدرسه نیمآورد و جدّه بزرگ فقه و اصول را درس میداد. بسیاری از فضلاء در حوزه درس او حاضر شده و هماکنون در قم به تدریس اشتغال دارند. خود آن مرحوم نزد شیخ محمّدحسین فشارکی، سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، حاج میرزا محمّدصادق یزدآبادی (خاتونآبادی) و سایر علماء درس خوانده بود.
شیخ هبةاللّه هرندی، شیخ محمّدعلی حبیبآبادی، شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی، شیخ احمد فیاض سدهی، حاج سیّد مصطفی مهدوی،(2)(سیّد نصراللّه درچهای و سیّد احمد منتظری مهریزی) (3)نزد او درس خواندهاند.
او در سال 1309ش در سن 40 سالگی وفات نمود و در قبرستانی در جاده انوشیروان دفن شد. در زمان محمّدرضا شاه پهلوی جاده را از آن قبرستان گذرانیده، خیابان کشیدند و آن قبرستان از بین رفت.
پسرش شیخ محمّدرضا عاشقآبادی که از وعاظ اصفهان و عاشقآباد است، در سال 1302ش متولّد شده و نزد شیخ محمّدعلی عالم حبیبآبادی، شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی، فیاض سدهی و سیّد علیاصغر برزانی درس خوانده و فعلاً در مدرسه
چهارباغ حجره دارد و به بیماری قند مبتلا شده است.]
دکتر علی غیور، طبیب و شاعر ادیب معاصر در سال 1309ش در نجفآباد متولّد شد و تحصیلات خود را تا اخذ دکترای پزشکی ادامه داد. در سرودن شعر طبعی روان دارد و «غیور» تخلّص میکند. از اوست:
متاع عشق تو را گر به زر خرید رقیب مکن معامله چون من به جان خریدارم
در این زمانه که هر کسی به سیم و زر دل داد منم که دل به کف آورده پیش دلدارم(1)
خواجه غیاثالدّین علی اصفهانی متخلّص به «فراقی» شاعر و ادیب توانا در اواخر قرن دهم هجری. مردی دیندار و متقّی و پرهیزکار بود. گاهی شعر میسرود.(2)او کتابی در شیوه نامهنگاری و انشاء نوشته که به «دستور نامهنگاری» یا «منشآت» معروف است و نسخهای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و نسخه دیگری نزد دکتر اصغر مهدوی در تهران موجود است.(3)
این رباعی از اوست:
تا چند به یاد تو هماغوش شوم تا کی به خیالی ز تو خاموش شوم
ترسم که ز امتداد ایام فراق یکباره ز خاطرت فراموش شوم
آقا شیخ علی فقیه فریدنی، عالم فاضل ادیب [از علمای قرن چهاردهم هجری] در فریدن متولّد شده و نزد ملاّ صالح چادگانی تحصیل نمود. سپس به اصفهان آمد و در درس آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند ملاّ محمّد کاشانی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّد مدرس نجفآبادی [و شیخ اسداللّه حکیم قمشهای] حاضر شد و در مدرسه جدّه [«فرائد» و «متاجر» و «شرح تجرید» علاّمه و «منظومه» را] تدریس نمود.
در اواخر عمر در اداره اوقاف به فعالیت پرداخت و رئیس دادگاه تحقیق اوقاف اصفهان شد. او سرانجام در 3 ذیحجه 1373ق وفات یافت و در تکیه گلزار در تختفولاد اصفهان مدفون شد.(1)
ملاّ علی اورگانی لنجانی اصفهانی متخلّص به «فنا»، از شعراء و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری. در نوجوانی به اصفهان آمده به تحصیل پرداخت. همچنین خطوط شکسته، ثلث، رقاع و نسخ را مشق نمود و آنها را خوش نوشت.
او پس از آزارها و سختیهایی که از بدخواهان دید به واسطه آقا میر سیّد محمّد امامجمعه، به دستگاه منوچهرخان معتمدالدوله راه یافت و با سرودن قصایدی او را مدح کرد. همچنین در مدح حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی اشعاری سرود. از سال وفات او اطلاعی در دست نیست.
او «تذکره مدایح المعتمدیه» تألیف میرزا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی متخلّص به
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص876؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص82؛ علوم و عقاید، ص10.
«بهار» را با مختصر تغییراتی رونویس کرده و به نام خود کرد و به منوچهرخان معتمدالدوله تقدیم داشت!
ملاّ علی (فنا) بن اسماعیل اصفهانی که از خوشنویسان و کاتبان نیمه اول قرن چهاردهم هجری است و در مسجد سرخی اصفهان ساکن بوده به احتمال قوی از نوادگان اوست.(1)
حاج میرزا علی فقیهی خوراسکانی، عالم فاضل صالح متوفی به سال 1380ق و مدفون در تکیه ملک در تخت فولاد اصفهان. این شعر بر سنگ قبر او نوشته شده است و سروده خود اوست:
سمّی شاه ولایت برفت از دنیا به عشق دیدن مولای خود سوی عُقبی
تمام عمر به وعظ و مصائب شه دین بُد اشتغال وی آنکه ز روی صدق و یقین
بُدی نبیره زهرا ز نسل دختر او خدای بخش ز رحمت پدر و مادر او
نداشت توشه ره جز امید غفّور اِله که ما خَلَق همه باشند فقیر آن درگاه
هزار و سیصد و هشتاد بود از هجرت که بار بست به جنّت حَقَّش کند رحمت
حاج سیّد علی قاضیعسکر، از علماء معاصر اصفهان در 5 خرداد 1333ش (مطابق با 23 رمضان 1373ق) در اصفهان متولّد شد و از 15 سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد و نزد شهید سیّد حسن بهشتینژاد و مرحوم حاج آقا طه کافی دروس مقدماتی را
1) تذکره مآثر الباقریه، صص 116 و 331-333؛ تاریخ تذکرههای فارسی، ج2، صص 191-201.
فراگرفت. سپس به قم رفته و نزد حضرات آیات: ستوده، خزعلی، شهید مطهری، مشکینی، فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی و جوادی آملی تا مرحله خارج ادامه تحصیل داد.
او قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (در سال 1357ش) از مبارزان و فعالان انقلابی و از طرفداران امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب از کسانی بود که تدوین و تنظیم پیشنویس اساسنامه نهاد نمازجمعه را برعهده داشت. سپس به عنوان عضو شورای مرکزی ائمه جمعه و مسؤول امور فرهنگی دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه و پس از رحلت امام خمینی (سال 1368ش) با حکم رهبر انقلاب به عضویت شورای سیاستگذاری ائمه جمعه منصوب شد.
او در سال 1372ش دانشکده علوم حدیث و کتابخانه تخصصی آن را تأسیس کرد. همچنین سالهای متمادی در امور حج فعال بود و در بعثه امام خمینی و رهبری انقلاب آیتاللّه خامنهای در پستهای مختلف به خدمت مشغول بوده است که تأسیس مرکز تحقیقات و کتابخانه تخصصی و موزه حج از فعالیتهای مهم او بهشمار میروند.
او در سال 1376ش به عنوان امام جمعه موقت اصفهان منصوب شد و تا 5 سال به اقامه نماز جمعه پرداخت. رهبری انقلاب در سال 1388 وی را به عنوان نماینده رهبری و سرپرست حجاج ایرانی منصوب کرد.
آقای قاضی عسکر عالمی دانشمند و محققی پرکار بهشمار میرود که علاوه بر تألیف 16 جلد کتاب و نوشتن دهها مقاله، مجلات تخصصی میقات حج، میقات الحج، فرهنگ زیارت و علوم الحدیث را مدیریت کرده است.(1)
1) دو ماهنامه «صفا» سال چهارم: شماره 30، آذر و دی 1388، صص 5 و 6.
درویش [علی] قائنی، شاعر ادیب در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی میپرداخته و به خوشطبعی و سلاست شعر موصوف بوده است و او را «ملاّ درویش» میگفتهاند. وفاتش را در سال 1185ق نوشتهاند [و این اشتباه است زیرا به همراه معتمدالدّوله نشاط (متوفی 1234ق) در اوایل قرن سیزدهم هجری سفری به شیراز داشته است.
از اوست:
من و رقیب نشستیم هر دو بر راهت به جانب که افتد تا ز راه لطف نگاهت(1)]
ملال علی کُهیازی (شیخالاسلام) ، عالم فاضل زاهد متّقی. در روستای کُهیاز اردستان متولّد شد و در اصفهان نزد علمای عالیقدر حوزه شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، شیخ مرتضی ریزی و آقا سیّد مهدی درچهای کسب فیض نمود.
او عمر خود را به عبادت خدا و تبلیغ دین و عمل به دستورات قرآن کریم و خدمت به خلق خدا گذراند و سرانجام در سال 1375ق وفات یافته و نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
آخوند ملاّ علی لنجانی اصفهانی متخلّص به «بهمن» و ملقّب به «بهمن علی» [از عرفاء و علماء اواخر دوره قاجاریه.
در جوانی برای تحصیل به عتبات عالیات رفته و در نجف اشرف به اجتهاد نائل شد و سپس به سیاحت پرداخت] و به شیراز رسید و به «رحمتعلی شاه» دست ارادت داد. پس از وفات او به «حاج محمّدکاظم سعادت علیشاه اصفهانی» پیوسته و به «بهمنعلی» ملقّب شد. [پس از مهاجرت «سعادتعلی شاه» جهت تعلیم فرزندانش همراه او راهی تهران شد. و پس از وفات مراد و شیخ خود، با حاج ملاّ سلطان محمّد گنابادی تجدید عهد کرد و] در زاویه حضرت عبدالعظیم در شهرری معتکف گردید و در ماه صفر 1309ق وفات نمود و جنب مزار شیخ خود «سعادتعلی شاه» مدفون شد.(1)
[این شعر از اوست:
گر ساکن میخانه و گر سوی کنشتیم ما دامن معشوق خود از دست نهشتیم
در کعبه و بتخانه و در دیر و کلیسا جز یار ندیدیم به هر جای که گشتیم
ما طالب اوییم که اندر تک و پوئیم گر قاعد بحریم و اگر سائر دشتیم(2)]
مهندس علی محمودیان، از طراحان فرش و مرمّتگران نقاشی در عصر حاضر در سال 1326ش در جونقان از توابع استان چهارمحال و بختیاری متولّد شد و پس از طی
تحصیلات ابتدایی به اصفهان آمد و در هنرستان هنرهای زیبا به تحصیل پرداخت. ابتدا زیر نظر استاد جزیزاده طراحی را شروع کرد. سپس از اساتیدی چون عیسی بهادری، رضا ابوعطا و مصور الملکی بهره گرفت و در کنار آن در زمینه طراحی فرش نزد استاد احمد ارچنگ شاگردی کرد.
او پس از اتمام سربازی به استخدام دفترفنی سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی درآمد و به دنبال همکاری با مؤسسه ایتالیائی ایزمئو، به ایتالیا رفت و در رشته مرمت آثار لیسانس گرفت. او در بسیاری از مرمتها به عنوان کارشناس مرمّت آثار نقاشی فعالیت نموده و پس از بازنشستگی به رشته طراحی فرش بازگشت.(1)
علی مدرّس شهرضائی از شعرای معاصر است. در جلد دوم تاریخ تجدید حیات ایران این اشعار را بدو نسبت داده است:
میرسد روز سعادت شاد و خرسندیم ما غرقه در خون همچو گل در حال لبخندیم ما
بهر خوشبختی خود طرح نو افکندیم ما ریشه بیگانه از این خانه برکندیم ما
خانه خود را دلازین پس خداوندیم ما(2)
دکتر علی مستشفی در سال 1317ق در قریه حبیبآباد بُرخوار اصفهان متولّد گردید. در اصفهان و طهران تحصیل نمود. از اطبای حاذق بهشمار میرفت. در شب 11 جمادی الاولی سال 1373ق در طهران وفات یافت.
کتب زیر از اوست:
میر سیّد علی حسینی اصفهانی متخلّص به «مشتاق» شاعر ادیب و از بزرگان شعراء و ادباء [در قرن دوازدهم هجری] در حدود سال 1100 متولّد شد. از سادات عباسآباد اصفهان است. انجمن ادبی داشته و در برگشت سبک نامطلوب هندی به سبک عراقی رنجها برده تا بالاخره به کمک دوستان و شاگردان خود [از جمله: آذر، هاتف، صهبا، صباحی، عاشق، رفیق، نصیر، طبیب، درویش عبدالمجید، صبوح و شعله] موفّق گردیده است.
مشتاق در سال 1171ق وفات یافته است. در مقدمه دیوان مشتاق درباره آرامگاه او گوید: در تکیه شیخ زینالدّین اصفهان به خاک رفت. تاکنون تکیهای به نام شیخ زینالدّین در اصفهان نمیشناسیم و محل قبر مشتاق را نیز بهطور قطع نمیدانیم. در بین مردم مشهور بوده که قبر مشتاق در تکیه آقا رضی (سیّد رضیالدّین محمّد شیرازی) در
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 809 و 810.
تخت فولاد است. ولی آثار قبر مشهود نیست.
مادّه تاریخ وفاتش را «رفیق اصفهانی» چنین گفته است:
بهر تاریخ او نوشت «رفیق» «جای مشتاق در جنان بادا»
دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت بوده و آذر و هاتف و صهبا آن را جمعآوری و تنظیم کردهاند. نسخههای زیادی از این دیوان در کتابخانهها موجود است. آقای حسین مکّی دیوان او را تصحیح کرده که چندین بار به چاپ رسیده است.(1)
این شعر از اوست:
[بس شیشه دلها که شکستی ای عشق بس رشته جانها که گسستی ای عشق
دست همه را ز پشت بستی ای عشق دستی ای عشق و پشت دستی ای عشق]
دلم دانسته در دام تو افتاد تو پنداری که صید غافلی بود
تاجالدّین علی معلّم، از خوشنویسان اصفهان در قرن دهم هجری است. از او کتیبهای به خط ثلث بر روی کاشی در ایوان جنوبی مسجد جامع اصفهان موجود است که در
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص95؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 642 و 643؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص638؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 938-940؛ تذکره اختر، ص168؛ تذکره سفینة المحمود، ص295؛ تذکره روز روشن، صص 738-740؛ دیوان مشتاق: مقدّمه؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، ص581؛ ریحانة الادب، ج5، ص317؛ الذریعه، ج9، ص1043؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2198؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «مشتاق»، ص475؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص390.
حدود سال 938ق نوشته شده است.(1)
میرعلی معمار، از هنرمندان و خوشنویسان اصفهان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است. از او کتیبهای کاشیکاری به خط ثلث و مورّخ به سال 1002ق وجود دارد که رقم آن «کتبه میرعلی معمار» است. این کتیبه در ایوان جلوی امامزاده ابراهیم در روستای کاج از توابع براآن اصفهان واقع شده است.(2)
ملاّ علی میرزا، کتابفروش فاضل [در اواخر دوره قاجاریه] عموم فضلاء اصفهان خواهان کتابهای او بودند و با او مراوده داشتند. او علاوه بر کتابفروشی در زمان حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند سیّد حجةالاسلام) مؤذن مسجد سیّد اصفهان بوده است.(3)
خواجه صدرالدّین علی نصرآبادی، بانی تکیه و خانقاه نصرآباد، که از بین رفته و فعلاً قسمتی از سردرب آن باقی است.(4)میرزا محمّدطاهر نصرآبادی مؤلف «تذکره نصرآبادی» از اعقاب اوست و در مقدمه تذکره از جدّ خود یاد کرده است.
حاج ملاّ علی نوری (اعمی) ، عالم فاضل جلیل القدر از علمای قرن چهاردهم هجری، در قمشه (شهرضا) متولّد گردید و از سن صباوت که خواندن و نوشتن را فراگرفت، فاقد بینائی چشم ظاهری گردید. سپس در فقه و اصول تحصیل کرد. در علوم غریبه نظیر اعداد و طلسمات مهارت داشت. او از فضلاء مورد احترام علمای شهرضا و اصفهان بوده و از جمله آخوند ملاّ حسین فشارکی در سال 1347ق و آقا سیّد محمّدشریف تقوی شیرازی به او اجازه روایت و نقل احادیث دادهاند.
وی سالها در شهرضا به تدریس مقدّمات و سطح مشغول بود. زندگی را با قناعت و شکر و رضا سپری مینمود و در تقویت روح به صوم و سلوک و اذکار قلبی میپرداخت.
دهها تن از فضلای برجسته شهرضا نزد او تحصیل کرده و کسب معرفت نمودهاند از جمله: حاج سیّد علی حجازی و حاج شیخ مظفر فرزانه.
وی سرانجام در سال 1365ق وفات یافته و در صحن مقبره سیّد خاتون شهرضا مدفون شد. مرحوم محمّدحسین مدرسی اسفهای متخلّص به «قانع» ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
گفت «قانع» بسال تاریخش رفته نوری بجنب نورانی(1)
1365
1) تاریخ شهرضا، ج2، صص 328-331.
علی اشرف بن محمّدقاسم اصفهانی [کاتب نستعلیقنویس قرن دوازدهم هجری] در 4 جمادی الثّانی 1174ق کتابت نسخهای از زادالمعاد علاّمه مجلسی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 628 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
روی برگ اوّل این جمله دیده میشود: ««اعمال السنه» للعلامه المیر علی اشرف بن المولی محمّدقاسم الاصفهانی و هو کتاب نفیس جدّا فرغ من تألیفه سنة 1170»(1)و این گفته اشتباه محض است. [و کتاب همان «زادالمعاد» تألیف: علاّمه مجلسی است.]
علیاصغر اصفهانی، از صنعتگران هنرمند قرن دوازدهم هجری است. او در شمشیرسازی و فلزکاری زبردست بوده است. از آثار او شمشیر بسیار زیبا و هنرمندانهای است که در سال 1189ق برای کریمخان زند ساخته است.(2)
دکتر علیاصغر اعتمادی دانشمند و محقّق معاصر در سال 1293ش در اصفهان متولّد شد و در این شهر تحصیلات ابتدائی و متوسّطه را انجام داده و سپس در رشته علوم، به تحصیل در دانشگاه تهران مشغول شد و پس از اخذ لیسانس و انجام خدمت سربازی به تدریس در دبیرستانهای اصفهان پرداخت. چندی بعد در رشته زیستشناسی در
دانشکده پزشکی اصفهان ادامه تحصیل داده و دکترا اخذ نمود و به تدریس در آنجا پرداخت.
کتابهای: 1. «گیاهشناسی» 2. «راهنمای کارهای عملی زیستشناسی جانوران»3. «کارهای آزمایشگاهی بیولوژی گیاهی» از آثار اوست.
سیّد علیاصغر هاشمی متخلّص به «بقا» از شعرای معاصر اصفهان در سال 1335ش در روستای امینآباد شهرضا متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در شهرضا و متوسطه را در تهران (در کنار کار در کارگاه فرش) انجام داد. در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. او در سال 1362ش به اصفهان بازگشت.(1)
استاد حاج علیاصغر صنیعی آبادهای فرزند احمد، هنرمند معاصر، در منبّتکاری و معرّق چوب استاد بوده است. در سال 1314ش متولّد شده و در 8 مهرماه 1372ش در اصفهان درگذشت و در قطعه هنرمندان واقع در قبرستان باغ رضوان به خاک سپرده شد. او یکی از هنرمندانی است که به همراه استاد محمّد گلریز خاتمی کارهای منبّت و خاتم کاخ مرمر در تهران را انجام داد.(2)
سیّد علیاصغر میر محمّد صادقی فرزند سیّد جعفر، عالم فاضل [از علمای اواخر دوره قاجاریّه] ساکن در قریه زمانآباد بُرخوار اصفهان و امام جماعت و پیشوای اهل محل بود. در جمعه 20 شعبان 1331ق وفات یافته و در حرم امامزاده نرمی [در زمانآباد[ مدفون گردید.(1)
علیاصغر بن حسن فومنی جیلانی [از فضلای قرن سیزدهم هجری] در سال 1227ق «شرح هیئت» قوشچی تألیف: مصلحالدّین لاری را در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان کتابت نموده است. نسخه به شماره 907 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
علیاصغر افرهی متخلّص به «کافی» فرزند میرزا حسنخان شیرازی، از کارمندان اداره دارایی اصفهان بوده و گاهی شعر میگفته است.
از اوست:
آن شنیدم که گفت برزگری با خداوند مال بیهنری
کای به جاه و جلال خود مغرور وی شده از طریق معرفت دور
ای نکوهیده خوی بیفرهنگ همچو طبل تهی پر از آهنگ
هیچ دانی ز چیست سیم و زرت این همه حشمت و جلال و فرت
سیمت از اشک دیدگان من است زرت از خون طفلکان من است
صبحگاه آن که خوش به بستر ناز بودهای با پریرخی دمساز
موسم دی به فصل تابستان بودهام من به سوی دشت روان
شب و روزم گذشته با غم و رنج تا که حاصل مراشد این همه گنج
چون زنی مایه حیات تو راست اینقدر نخوت و غرور چراست
گر که خواهی که رستگار شوی بایدت نیک و راستکار شوی
نیست مردی و رسم دینداری که دلی را ز خود بیازاری
علیاصغر بن حاج محمّدحسن نجفآبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1225ق کتابت سه مُجَلَّد کتاب «تذکرة الفقهاء» علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و نسخه به شمارههای 3328 و 3329 و 3330 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
آقا سیّد علیاصغر برزانی (مدرس نجفی) فرزند سیّد محمّدحسین حسینی برزانی، عالم فاضل زاهد، فقیه مجتهد محقّق [از علماء و مدرسین عالیقدر اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علماء اصفهان از
1) فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص810.
جمله: آقا سیّد محمّدباقر درچهای تحصیل کرد. سپس در نجف اشرف از محضر درس آیات عظام: آقا ضیاءالدّین عراقی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره برده و به مقامعالی اجتهاد نائل شده و به اصفهان مراجعت نمود.
او سالها در مدرسه چهارباغ و مدرسه صدر بازار تدریس مینمود. و در تدریس کتاب «قوانین الاصول» استاد منحصر به فرد و بینظیر و در تدریس «فرائد» فرید و وحید بود.
وی در روز جمعه 17 ذیقعدة الحرام سال 1395ق [مطابق با 30 آبان 1354ش[ وفات یافته و در تکیه صاحب روضات در تخت فولاد مدفون شد.(1)
[مشارٌ الیه داماد شاعر و عالم ادیب ملاّ محمّدکاظم مروّج بیدآبادی است. «بَرزان» قبلاً از دهات ماربین در غرب اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و در شمار محلاّت اصفهان است. «برز» به معنی کشت و زرع و زمین زراعتی است. حاشیه جنوبی اصفهان به «بَرز رود» جِی معروف بوده و دهی به همین نام «برز رود» از توابع شهرستان نطنز است.]
علیاصغر بن زینالعابدین نجفآبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در ذیقعده 1256ق کتاب «شرح منظومه خلاصة الابحاث» [تألیف:] شیخ محمّدفاضل مشهدی را نوشته است که ضمن مجموعه شماره 4332 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(2)
او در سال 1265ق رساله «عیشة راضیه» مرحوم آقا سیّد محمّد شهشهانی را به خط
نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7340 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
شاید کاتب شاگرد مرحوم شهشهانی باشد.
[همچنین] در قرن 13 مجموعهای شامل چند رساله را به خط نسخ نوشته که به شماره 3740 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(2)
علیاصغر بن عبدالجبّار اصفهانی [از فضلای قرن سیزدهم هجری] بین سالهای 1265 و 1273ق کتاب «السّامی فی الاسامی» میدانی را با چند نسخه تطبیق نموده و لغات عربیرا از «قاموس» و ترجمه آن و لغات فارسی آن را از «برهان» استخراج و تصحیح نموده (و بنا به قول آقای منزوی گاهی تصحیف) و در طهران به چاپ سنگی منتشر ساخته است.(3)
دکتر علیاصغر انصاری [فرزند علی]، طبیب ماهر. [در سال 1300ش در اصفهان متولّد شد. او از دانشگاه اصفهان و شیراز تخصص چشمپزشکی گرفت و دوره طبّ قانونی را در دانشگاه پاریس گذراند و همچنین در رشته قضایی دارالفنون تهران تحصیل کرد. سپس در خدمت دادگستری در مشاغل مختلف از جمله دادستان کل در استانهای فارس، کرمانشاه و اصفهان خدمت نمود. آخرین سمت او ریاست یکی از
شعب دیوان عالی کشور و رئیس پزشکی قانونی کشور بود. وی به زبانهای انگلیسی و فرانسه کاملاً مسلّط بود و اطلاعات زیادی در تاریخ ادبیات فارسی و علم انساب داشت. از او مقالاتی درباره «تراخم» موجود است.(1)]
وی در سال 1387ق وفات یافته و در اراضی غربی تکیه بابا رکنالدّین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا و ادیب گرانقدر میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (بُرنا) گوید:
زد رقم سال وفاتش «برنا» «دکتر انصاری ما شد ز جهان»(2)
سیّد علیاصغر بن محمّدقاسم [بن علیعسکر بن قاسم بن علی] طباطبائی زوارهای، [عالم فاضل جلیل، از سادات طباطبایی مدینة السادات زواره است. پدرانش از زواره به کاشان مهاجرت کردند و صاحب عنوان در کاشان متولّد شده و جهت تحصیل به اصفهان آمد و نزد عدّهای از اعلام آن شهر خصوصا ملاّ علیاکبر اژهای تحصیل کرد. وی در چهارشنبه 20 ذیالقعده 1235ق کتاب «مفاتیح الشرایع» را به خط نسخ کتابت کرد.(3)]
او در سال 1229ق کتاب «زبدة المعارف» استادش اژهای را به خط نسخ نوشته که به شماره 3952 در کتابخانه مجلس شورای ملی ایران موجود است.(4)
علیاصغر بن محمّدکریم نصرآبادی جرقویهای، از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. او در 13 رجب 1253ق کتاب «جنّات الوصال» نورعلی شاه اصفهانی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 6315 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
استاد علیاصغر صانعیپور فرزند آقامحمّد، از هنرمندان توانای معاصر در اول اردیبهشت 1300ش در محلّه «شیش» بیدآباد اصفهان متولّد شد و در این شهر تحصیل در مکتبخانه و سپس ابتدائی و متوسّطه را انجام داد. از حدود 8 سالگی نزد استاد یداللهی به فراگیری رسم و گره (از تزئینات هنری نقاشی) مشغول شده و پس از آن گچبری را آموخت. همچنین نزد استاد حسین خوشنویسزاده، مینیاتور، سوخت، تذهیب و تشعیر را یاد گرفت و از تجارب اساتید نقاشی اصفهان حاج مصور الملکی، میرزا آقا امامی و میرزا عبداللّه مصوّر طاهری بهره گرفت. و در تهیه رنگ و روغن کمان، طلاکوبی نقاشی آبرنگ و رنگ روغن مهارت بهسزایی یافت.
او در سال 1318ش به تهران رفت و از تجارب استاد حسین بهزاد بهره گرفت.
او پس از بازگشت به اصفهان در کنار نقاشی، به دکورسازی برای صحنههای نمایش پرداخت و به تئاتر اصفهان خدمات ارزندهای نمود. همچنین با علاقهای که به تئاتر داشت، به همکاری با هنرمندان نمایش پرداخت و چندین نمایشنامه نوشت و در
1) فهرست الفبائی رضوی، ص169.
طراحی لباس، گریم و ماکتسازی برای نمایش فعالیّت نمود.
او در نقاشی از رنگهای سنّتی به جای رنگهای شیمیایی و به شیوه سنّتی، از روغن کمان برای نقاشی روغنی استفاده میکرد و در مینیاتور صاحب سبک مخصوص بود و به خاطر آثار هنرمندانه خود چندین تقدیرنامه از مقامات استانی و کشوری دریافت نمود.
استاد صانعی در هفتم آذر 1383ش بدرود حیات گفت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان (قطعه نامآوران) به خاک سپرده شد.
از آثار ارزنده او نقاشیهای تزئینی هتل شاه عباس اصفهان است. بسیاری از آثار او در نمایشگاههایی در ایران، انگلستان، فرانسه، آلمان و ایالات متّحده آمریکا به نمایش گذاشته شده است. او شاگردان زیادی پرورش داده و سالها در مراکز هنری و دانشگاهی خصوصا دانشکده پردیس اصفهان و دانشگاه هنر تهران به تدریس نقاشی و راهنمایی هنرجویان مشغول بوده است.(1)
سیّد علیاصغر قریشی فرزند سیّد محمّد، عالم فاضل جلیل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در سال 1276ش در روستای «ونک» سمیرم متولّد شد. در نوجوانی به اصفهان آمد و نزد علمای این شهر خصوصا حکیم جهانگیرخان قشقائی و آخوند ملاّ محمّد کاشانی تحصیل کرد، آنگاه به دهاقان رفت. او در نواحی سمیرم و بختیاری به تبلیغ دین مشغول بود و از طرف آیتاللّه بروجردی مسؤول پاسخگویی به مسائل شرعی و جمعآوری وجوهات بود.
1) تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 316 و 317؛ گلشن نامآوران، صص 200-205.
سرانجام در سال 1322ش در روستای «سونک و بوگر» از توابع لُردگان درگذشت و همانجا مدفون شد.(1)
علیاصغر بن بابا مرتضی اصفهانی [از خوشنویسان قرن یازدهم و دوازدهم هجری[ در سال 1078ق کتاب «الزّوراء» تألیف: ملاّ جلال دوانی را کتابت نموده و نسخه ضمن مجموعه شماره 649 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)
[همچنین در سال 1115ق «گلشن خیال» تألیف: میرزا محمّدطاهر نصرآبادی را کتابت کرده است و به شماره 1/12144 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(3)]
علیاصغر چهارمحالی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در تاریخ شنبه 23 محرّم 1235ق کتابت نسخهای از «نهایة الوصول الی علم الاصول» تألیف: علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده است و نسخه تصحیح شده و به شماره 1927 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)
علیاصغر دهنوی از فضلاء و نویسندگان کتاب در قرن سیزدهم هجری بوده است. از آثارش کتابت نسخهای است از: «شرح نفیسی» که کتابت آن را در ربیع الاوّل سال 1262ق به خط نسخ به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 22460 (1522) در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدس موجود است.(1)
ملاّ علیاصغر قهپایهای اصفهانی، شاعر ادیب [از شاعران قرن یازدهم هجری] در شیراز ساکن بوده و همانجا فوت شده است. شاعری ملایم طبع و نمکین و خوشصحبت بوده و در زمان وزارت محمّدخان، تصدی محال حومه شیراز را به عهده گرفته است.
از اوست:
بیوفا دلبر ما حرف وفا نشنیده است جز جفا نام دگر نام خدا نشنیده است(2)
علیاکبر اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری است. از او دو قطعه خوشنویسی، به تاریخ 1266ق به خط نستعلیق خوش در کتابخانه سلطنتی سابق در تهران موجود است.(3)
علیاکبر بیک ارمنی اصفهانی، مؤلّف رساله «شناخت» در شرح آزارهایی که از ارمنیان به او رسیده است. کتاب اعترافنامه مانند است. نسخه فیلم آن به شماره 3024 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
میرزا علیاکبر اصفهانی قائنی، شاعر ادیب. معاصر نادرشاه افشار بوده و بیرجندی در «بغیة الطالب» (در شرح حال علمای قائن) او را نام برده است.
وی را تألیفاتی است از جمله:
آخوند ملاّ علیاکبر بن ابراهیم خوانساری اصفهانی، عالم فاضل زاهد متقی [از علمای قرن سیزدهم هجری] از خواص اصحاب و شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بوده و از محضر سیّد صدرالدّین محمّد عاملی و حاج سیّد محمّد قصیر در وقتی که در اصفهان سکونت داشته بهره برده و احتمالاً درک محضر مرحوم بحرالعلوم را نیز
نموده است و ظاهرا از آقا شیخ محمّدتقی بن ابیطالب اردکانی نیز بهرههای علمی یافته و از مرحوم صدر و آقا سیّد محمّد قصیر مجاز بوده و حاج سیّد شفیع جاپلقی از او اجازه داشته است.
مرحوم جاپلقی در روضة البهیه درباره او مینویسد: «و من مشایخ المعاصرین الّذین استجزت منهم و اجازتی العالم العامل الزّاهد المحقّق المدقّق الاخ المسدّد و الرّفیق الممجد الاکبر آخوند ملاّ علیاکبر الخوانساری اصلاً الاصفهانی موطنا».
مرحوم سیّد حجةالاسلام در اوایل امر در مسجد میرزا باقر (در محلّه بیدآباد) اقامه جماعت مینمود و چون مسجد سیّد را بنا کرد مرحوم مولی علیاکبر را به جای خود نصب نمود و پس از فوت صاحب عنوان، فرزند او آخوند ملاّ حسین و پس از مرگ او مرحوم آقا کمالالدّین فرزندش به جای او امامت مینمود.
او سرانجام در سال 1271ق وفات یافته و جنازه به نجف اشرف منتقل شده و در وادیالسّلام مدفون گردید.
کتب و رسایل زیر از تألیفات صاحب عنوان است:
رساله «جعفریّه» محقّق کرکی. نسخه به خط مؤلّف به شماره 89 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.8. «عدم جواز الرّد فی الوقف» فقه، عربی استدلالی بسیار مفصّل9. «عدم جواز مصالحة حق الرّجوع فی العدّة»10. «نکاح بنت المزنی بها من الرّضاعة» فقه، عربی 11. «الوقف علی من یصح و من لا یصح»(1)
سیّد علیاکبر گلستانه ملقّب به «احتشام السادات» فرزند سیّد محمّدابراهیم، از اعاظم خوشنویسان خط شکسته [در دوره قاجاریه] است. در انواع خطوط بالاخص نستعلیق و شکسته مهارت داشته و آن را به شیوه درویش عبدالمجید مینوشته و در تهران ساکن بوده است.
در سال 1274ق متولّد شده و در سال 1319ق ضمن عمل جراحی وفات یافته و در قم مدفون گردید.
[قطعاتی از خطوط زیبای او در کتابخانه سلطنتی سابق و مجموعه خصوصی آقای افخم السّلطنه اعتضادی موجود است. مجموعهای از قطعات خوشنویسی او با عنوان «گلستان گلستانه» به وسیله انتشارات مجلس شورای اسلامی به چاپ رسیده است.(2)]
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص153؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص548؛ تکمله نجوم السماء، ص419؛ روضة البهیّه، ص52؛ چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار) ، ج1، ص240؛ بیان المفاخر، ج1، صص 354-356.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص807؛ کارنامه بزرگان ایران، ص418؛ احوال و آثار خوشنویسان، صص 437 و 438؛ تذکره خوشنویسان معاصر، صص 65 و 66؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 179-181؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص466؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 438 و 439؛ فرهنگ معین، ج6، ص1711؛ بیان المفاخر، ج2، ص381.
دکتر علیاکبر احتشامی فرزند اسداللّهبیگ، از فضلاء و ادبای قرن چهاردهم هجری. در 18 شعبان 1291ق در شیراز متولّد شد. خاندانش از خانوادههای قدیم خوراسکان بودند. پدرش که در دستگاه والی فارس (حسامالسلطنه) به نظامیگری میپرداخت، عاقبت به اصفهان آمده و در خوراسکان ساکن شد.
صاحب عنوان پس از طی دروس مقدماتی به مدرسه کاسهگران رفته و ادامه تحصیل داد و در اوایل جوانی به خدمت ظلالسلطان درآمد. چندی بعد از آن کار کناره گرفت و دندانپزشکی آموخت و از وزارت فرهنگ و صنایع مستظرفه مدرک دریافت کرد. او گاهی شعر میسرود. سرانجام در 26 بهمن 1331ش وفات یافته و در تکیه میر واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
این شعر از اوست:
اوّل فصل بهار است مه فروردین گشته زمرّدنما، سبزه به روی زمین
قطره باران ز شب، در اوّل آفتاب ز باد موج آورد، به سبزه گندمین
ز احتشامی نشان، اگر ز حشمت دهی این سخن نظم او، توصیه تا واپسین
ز عمر باقی تو را، اگر دو روزی بود به شادمانی گرای، مباش اندوهگین(1)
همسرش قدسیه احتشامی نیز از شعرای آن عهد بوده است.
حاج میرزا علیاکبر موافق علیشاه نعمتاللهی متخلّص به «موافق» فرزند آقا میر
1) دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، صص 140 و 141.
محمّداسماعیل خاتونآبادی اصفهانی (ملقّب به «صابرعلی» ثانی بن میرزا ابوالقاسم مدرس، عالم فاضل عارف کامل، ادیب شاعر [از ادباء و عرفای قرن چهاردهم هجری[ در نیمه شب پنجشنبه 15 شوال المکرّم سال 1288ق در اصفهان متولّد شد. دوره تحصیلات خویش را از فقه و اصول و فلسفه و عرفان و علوم ادب و تفسیر در خدمت اساتید اصفهان به پایان رسانید [و از جمله حکمت را از جهانگیرخان قشقائی آموخت.[ از اوایل جوانی قدم در جاده سیر و سلوک نهاد و در خدمت عمّ بزرگوار خود میر محمّدهادی پاقلعهای (هادی علیشاه) به تصفیه نفس و تزکیه باطل اشتغال جست و در این راه ریاضتها کشیده و خدمتها کرد. [او مدّتی در مشهد مقدّس و زمانی در تهران بود. دو سفر به مکّه معظمه نمود و حج به جای آورد. آنگاه به خدمت میرزا علی ذوالرّیاستین شیرازی (وفاعلی شاه) قطب سلسله نعمتاللهی در آن عهد درآمده و ارادت بدو داد و از او لقب «موافق علی شاه» گرفت و تخلّص شعری خود ر از «فانی» به «موافق» تبدیل کرد و از سوی «وفاعلی شاه» مأمور ارشاد و دستگیری فقرای آباده فارس و نواحی تابعه گردید.]
پس از وفات میرزا عباس پاقلعهای [ (صابرعلی شاه) در سال 1350ق از سوی میرزا عبدالحسین ذوالرّیاستین شیرازی (مونسعلی) ] مأمور دستگیری و ارشاد فقرای اصفهان گردید تا اینکه] در شب سهشنبه 28 شوّال 1352ق وفات یافته و در تکیه آغاباشی جنب تکیه خاتونآبادیها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. [استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
بنوشت «صغیر» از پی تاریخ وفاتش: «شد مونس صابرعلی آن یار موافق»]
«او در فقه و حدیث و تفسیر و کلام ماهر و در علم هیأت و کواکب دستی داشت و منشآتش را کمتر کسی مینگاشت. دارای جزوهها و رسالات متعدّده است و مخصوصا شرحی در موضوع عهد و میثاق و بیعت تدوین و به زبان قلم، فضل خود را تعیین
فرموده» [است.
دیوان موافق یک بار در سال 1329ش و بار دیگر در سال 1409ق به خط محمّدابراهیم کشوریزاده چاپ افست شده و میرزا عبدالحسین ذوالریاستین مقدّمهای در شرح حال سراینده دیوان نوشته است.
از اشعار اوست:
خروش ناقه لیلی ز عشق نگذارد صدای ناله مجنون به ساربان برسد
مرا که دل به تو دادم، به راه عشق چه غم از این معامله بر جانم ار زیان برسد
به تمنّای گل روی تو چون بلبل مست مرغ جان از قفس جسم به پرواز آید(1)]
سیّد علیاکبر میر محمّد صادقی فرزند حاج میرزا محمّداسماعیل بن محمّدباقر بن امیراسماعیل حسینی اصفهانی، عالم فاضل. [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در اصفهان نزد جمعی از علماء همچون حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی تلمّذ نموده است. در اخلاق و زهد و تقوا معروف بوده و سرانجام در سال 1300ق به سن متجاوز از 90 سال در اصفهان وفات یافت.
1) دیوان قصاید و غزلیات حضرت موافق علیشاه، صص 11-22 و 85؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 474 و 475؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2890 و 2891؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 281 و 282؛ گلستان جاوید، صص 113-115؛ الذریعه، ج9، ص1115؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص53؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 415-419.
آقا سیّد عبداللّه ثقةالاسلام میر محمّد صادقی در رساله «ارشاد المسلمین» مینویسد: مؤلف درک آن مرحوم را نمودم در حالی که سن آن مرحوم متجاوز از نود سال بود و چشمهایشان نابینا بود و در اخلاق و زهد یگانه عصر بود.
وی کتبی چند تألیف نموده از آن جمله است:
ملاّ علیاکبر اژهای فرزند محمّدباقر [از اعقاب ملاّ شریفالدّین محمّد رویدشتی اصفهانی] عالم فاضل محقّق زاهد متّقی [مجتهدی عالیقدر، از اکابر علمای اصفهان در اوایل قرن سیزدهم هجری. از تاریخ تولّد و اساتید او آگاهی نداریم. او به احتمال زیاد از میرزا ابوالقاسم مدرس، آقا محمّد بیدآبادی، میرزا محمّدعلیِ میرزا مظفر، آخوند ملاّ ابراهیم جدلی، آقا محمّد بن شیخ زینالدّین، میر عبدالباقی خاتونآبادی، میرزا حیدرعلی مجلسی و ملاّ حسین تفلیسی کسب فیض نموده است.] سالها در اصفهان ساکن [بوده] و در مسجد علی امامت و تدریس مینموده و در علم کلام و حکمت و فقه و اخلاق و موعظه کمنظیر بوده است.
[پس از تجاوز روسها به ایران و اشغال سرزمین مسلمانان ملاّ علیاکبر اژهای و تعداد دیگری از علمای بزرگ و مجتهدین علیه اشغالگران روسی در سال 1223ق فرمان جهاد صادر کردند.] مرحوم اژهای عالمی غیور بوده و در برابر جریانهای فکری معارض همچون تبلیغات هنری مارتین (پادری نصرانی) ، میرزا محمّد اخباری و شیخ احمد احسائی دست به فعالیت زده و با تألیف کتاب به شبهات آنان پاسخ داده است. [او
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 824 و 825؛ بیان المفاخر، ج1، ص356؛ ارشاد المسلمین، (خطی) ، ص35.
عالمی عارف و وارسته و در سیر و سلوک از مریدان درویش کافی نجفآبادی بوده است.]
مرحوم اژهای در 11 شوال 1232 وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک قبر [حکیم عالیقدر ملاّ اسماعیل] خواجوئی دفن گردید. مادّه تاریخ وفات او این مصرع است:
«اکبر اهل علم رفته ز عالم» 1232
در اطراف قبر او عدّهای از اعقاب او و برخی دانشمندان مدفون شدهاند.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 820 و 821؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 51 و 52؛ بیان المفاخر، ج1، ص229؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 63 و 64؛ روضات الجنات، ج4، صص 306-308؛ الکرام البرره: مخطوط؛ معجم المؤلفین، ص773؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص105؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص94؛ مکارم الآثار، ج3، صص 945-947؛ فوائد الرضویه، ج1، صص 274 و 275؛ نجوم السماء، ص418.
2) الذریعه، ج15، ص85.
عبادات»10. «رساله در رؤس مسائل عبادات» [که ظاهرا همان «رساله دستورالعمل» است که در کتابخانه سیّد محمّدباقر حجت وجود دارد.] 11. «رساله در رد پادری نصرانی» 12. «رساله در رد شیخ احمد احسائی» 13. «رساله در ردّ اخباریّه» [ردیّهای است بر نظرات میرزا محمّد اخباری نیشابوری، که در سال 1222ق تألیف شده و نسخهای از آن به خط احمد بن محمّدصادق خوانساری که در 1227ق کتابت شده، در کتابخانه آیتاللّه مرعشی به شماره 4/12821 نگهداری میشود.(1)] 14. «زبدة المعارف» در اصول دین و اعتقادات، بسیار مفصّل، از معروفترین تألیفات مرحوم اژهای [که یک بار چاپ سنگی و بار دیگر چاپ سربی شده است. نسخههای متعددی از این کتاب که در زمان حیات مؤلّف کتابت شدهاند در کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، مجلس شورای اسلامی، مرکزی دانشگاه تهران، مدرسه مروی تهران و ملک تهران وجود دارند.(2)] 15. «شرح اعتقادات حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام » که بر امام علی النّقی علیهالسلام عرضه داشت. نسخهای از آن در کتابخانه میرزا محمّد طهرانی در سامرا موجود است. [16. «احکام الحدود» که نسخهای از آن در کتابخانه علاّمه محقّق حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است. 17. «رساله در معارف الهیّه» که نسخهای از آن را ملاّ علیمحمّد شریف اژهای (از نوادگان مؤلف) در سال 1298ق کتابت نموده و به وسیله فاضل معاصر آقای شیخ مجید هادیزاده تصحیح و در کتاب «نصوص و رسائل» (جلد چهارم) به طبع رسیده است. 18. «تعلیقه بر تفسیر صافی» که نسخهای از آن در کتابخانه علاّمه محقّق آقای حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است. 19. «رساله در تیمّم» که نسخه خطی آن به خط میرزا محمّدحسین بن علیمحمّد اژهای موجود است. 20. «ترجمة الصلاة» که در پایان «آداب نماز شب» به آن اشاره
شده است. 21. «رساله جهادیه» که خلاصهای از این رساله فارسی را میرزا عیسی قائممقام فراهانی در کتاب «احکام الجهاد و اسباب الرشاد» آورده است. 22. «رساله در صید و ذباحه» 23. «شرح کافی» 24. «شرح زبدة البیان» مقدّس اردبیلی 25. «شرح مفاتیح الاحکام» فیض کاشانی 26. «شرح اسفار» ملاّ صدرا (جلد اوّل) (1)]
حاج میرزا علیاکبر فرومند فرزند حاج محمّدباقر، فاضل ادیب معاصر. از معلمین مدارس اصفهان، مؤلّف: 1. «الوان الرّیاحین» 2. «نخبة الاشعار». دو جلد کتاب مجموعهای از برگزیده اشعار برخی از شاعران، در مدایح و مراثی حضرات معصومین علیهمالسلام نسخه آنها در کتابخانه حضرت آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[وی سرانجام در روز 5 جمادی الاولی سال 1396ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)]
مشارٌ إلیه برادر مرحوم آقا میرزا علیاصغر شریف [عالم فاضل ربانی] مدفون در تکیه بروجردی در تخت فولاد است.
حاج علیاکبر بن استاد جونعلی بنّا، از حجّاران چیرهدست اواخر دوره صفویه است. او در سال 1110ق سنگ عصارخانهای در میدان میر اصفهان را حجاری کرده است. بر روی این سنگ نقوش زیبائی کندهکاری شده است. این سنگ عصاری هنگام تخریب
عصارخانه در سال 1311ش به اهالی قهفرخ فروخته شده و به آن دیار منتقل شده است.(1)
علیاکبر بروجنی متخلّص به «صهبا» فرزند محمّدجواد [از شعرای قرن چهاردهم هجری] در سال 1277ش (برابر با 1317ق) متولّد شده و در مکاتب قدیم اندکی تحصیل کرده و پس از فوت پدر ناگزیر به ترک تحصیل شده به کسب و کار مشغول گشت. در حدود دو سه هزار بیت شعر از قصیده و غزل سروده است.
از اشعار اوست:
هر دم که یاد از آن مه فرخنده پی کنم دیوانهوار نالم و افغان چو نی کنم
در این امید میگذرد روزگار من شاید شبی نظر به رخ خوب وی کنم(2)
علیاکبر اسماعیلپور متخلّص به «رفیعی» فرزند حسن از شعرای معاصر در سال 1307ش در روستای «طالخونچه» متولّد شد. در سرودن شعر صاحب ذوق قریحه است. بیشتر اشعارش در مدح و منقبت و مرثیه اهلبیت علیهمالسلام است. نام آثار او چنین است.
«مولودنامه چهارده معصوم»
این شعر از اوست:
ز نقطه بسمله طلب کنم راه را ز رحمن الرّحیم بجویم اللّه را
گناه بخشنده گدا و هم شاه را پس این زمان گوش کن تو قل هو اللّه را
که معنیش را بیان کنم ز راه یقین
قل بگو ای مصطفی خدای بنده نواز واحد و یکتا بود صانع و هم چاره ساز
هست خدای صمد بیبدل و بینیاز دست خلایق همه به درگه او دراز
که اعطنا رزقنا اللّه و الرّازقین(1)
استاد سیّد علیاکبر ابرقوئی فرزند سیّد حسین، دانشمند فاضل و ادیب ماهر. در سال 1276ش در ابرقو متولّد شد و در اصفهان نزد شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، شیخ محمّدحسین جزنآبادی و دیگران به تحصیل پرداخت. آنگاه به تدریس در دبیرستانهای اصفهان پرداخت. پس از تأسیس دانشگاه اصفهان، برای تدریس فراخوانده شد و سالها در دانشکده ادبیات، ادبیات عرب را تدریس نمود. همچنین چندین سال ریاست اوقاف اصفهان را برعهده گرفت. او از فعّالان سیاسی و اجتماعی عصر خویش بود و سرانجام در 15 اسفند 1356ش وفات یافته و نزدیک مزار عالم ربّانی شیخ محمّدباقر زند کرمانی در تخت فولاد مدفون گردید.
از او علاوه بر مقالاتی که در برخی از مطبوعات اصفهان به چاپ رسیده است، تصحیح و تعلیق «مقامات حمیدی» است که در سال 1344ش چاپ شده است.(2)
علیاکبر جمشیدیان معروف به «اکبر جمشیدی» و متخلّص به «جمشیدی» فرزند محمّدحسین [از مشاهیر شعرای اصفهان در عصر حاضر] در سال 1301ش در اصفهان متولّد شد. از نوجوانی به کارگری پرداخته و پس از 7 سال در کارخانه دخانیات، به کار در کارخانه پارچهبافی زایندهرود مشغول شد. در شعر از معلومات استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهره گرفته و عضو انجمنهای ادبی شیدا و کمال بوده است. گاهی برحسب اقتضای حال از هزل و جدّ اشعاری میسراید و در فکاهی تسلط دارد.(1)
[بنا بر نوشته مقدمه «شلوغ و پلوغ» در بهار 1301ش متولّد شده و در کودکی پدر را از دست داد و به ناچار به کار مشغول شد. و در کنار کار به فراگیری خواندن و نوشتن پرداخت.
او به دعوت جلال برجیس چندی سال در آموزشگاه فروغ تدریس کرد و سرانجام در 12 اردیبهشت 1382ش از دنیا رفت و در قطعه نامآوران باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. مجموعهای از اشعار او در این کتابها به چاپ رسیده است:
از اوست:
تو رفتی و بگذشت از گذشتنت بس ماه ز سینهام به درآید هنوز ناله و آه
کجا روم به که گویم که از فراق رُخَت شده است روز من دل فسرده شام سیاه]
حاج شیخ علیاکبر فقیه فرزند حاج شیخ محمّدحسین فقیه نطنزی. از علمای معاصر اصفهان، فقیه ماهر و عالم عامل و زاهد صالح. در سال 1326ش در اصفهان متولّد شد. دروس مقدّماتی را نزد پدر خود خواند و بنا به تشویق پدر جهت ادامه تحصیل در مدرسه شیخ محمّدعلی در اصفهان ساکن شد.
او نزد علمای عالیقدر اصفهان حضرات آیات: شیخ احمد فیاض، حاج آقا حسن فقیه امامی، شیخ مجتبی حاتمی لنکرانی، حاج آقا حسین خادمی، سیّد محمّدرضا خراسانی و شیخ حسن صافی تحصیل کرد و به درجه اجتهاد نائل شد.
او سالها به تدریس فقه و اصول در مدرسه ذوالفقار اصفهان مشغول بود و در تعمیر و احیای این مدرسه سهم مهمی داشت. او عالمی متّقی و زاهد و قانع بود. در اواخر عمر 14 سال بیمار و خانهنشین بود ولی در این سالها همواره شاکر خداوند بود و از جادّه صبر و رضا خارج نگردید.
این عالم ربانی در روز چهارشنبه 16 شعبان 1431ق (مطابق با 6 مرداد 1389ش) وفات یافته پس از تشییع در امامزاده احمد اصفهان مدفون شد.(1)
سیّد علیاکبر واعظ فرزند سیّد حسین واعظ برزانی، عالم فاضل جلیل. در سال
1) کتاب «حجّتی بر همگان» و مصاحبه با خانواده مرحوم فقیه.
1324ش در اصفهان متولّد شد. و در نجف اشرف نزد حضرات آیات: شیخ حسین راستی کاشانی، شهید سیّد اسداللّه مدنی تبریزی و حاج سیّد عباس خاتم یزدی تحصیل کرد. او پس از 6 سال به اصفهان آمده و در درس سیّد علیاصغر مدرس نجفی، شیخ علی مشکوة سدهی و ملاّ هاشم جنّتی حاضر شد. سپس به قم رفته و نزد آیات عظام: گلپایگانی و اراکی و حضرات آیات: شیخ مرتضی حائری یزدی، شیخ علی فیض (مشکینی) ، شیخ عبداللّه جوادی آملی و انصاری شیرازی به تکمیل معلومات خود پرداخت.
او عاقبت در سال 1361ش به اصفهان مراجعت کرده و در حوزه علمیه اصفهان و دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت. همچنین از درس خارج مرحوم شیخ حسن صافی بهره گرفت.
او پس از عمری ترویج و تبلیغ دین در 15 بهمن 1382ش (مصادف با 12 ذیحجه 1424ق) بر اثر ابتلاء به بیماری سرطان خون وفات یافت.(1)
حاج میرزا علیاکبر شیخالاسلام فرزند حاج میرزا محمّدرحیم (سوم) بن میرزا عبداللّه (دوم) بن میرزا محمّدرحیم (دوم) بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میرزا محمّدرحیم (اوّل) شیخالاسلام بن ملاّ محمّدجعفر بن آخوند ملاّ محمّدباقر محقّق سبزواری، از علماء و متنفّذین اصفهان [در اواخر دوره قاجاریه.]
قبل از سال 1290ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر تحصیل کرد و از محضر درس علمای عالیقدر حاج میرزا بدیع درب امامی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی، جهانگیرخان قشقائی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی و آخوند ملاّ
1) نوری از مصباح واعظ، صص 11-13.
محمّد کاشی بهره برد سپس دو سال در اعتاب مقدسه ساکن و از محضر علمای آنجا استفاده علمی کرد.
او پس از فوت برادرش میرزا محمّدحسن شیخالاسلام در سال 1309ق به منصب شیخالاسلامی در اصفهان رسیده [و در تحولاّت اجتماعی و سیاسی آن دوره در شهر اصفهان نقش مهمّی داشت.] او در نهضت مشروطیت در اصفهان به زعامت حاج آقا نوراللّه نجفی، یار و مددکار بود و از اعضای فعال شرکت اسلامیّه و انجمن ولایتی اصفهان و انجمن مقدس ملّی اصفهان بهشمار میرفت. از سال 1342ق به بعد نیز عضو هیئت علمیه اصفهان بود، او پس از استقرار مشروطیت رئیس بلدیه اصفهان بود و در دوره چهارم مجلس شورای ملّی به عنوان نماینده اصفهان به وکالت انتخاب شده و در مجلس شرکت نمود. او در جریان مخالفت حاج آقا نوراللّه نجفی با قانون نظام وظیفه و مهاجرت او و علمای اصفهان به قم همراه معترضین بود. پس از آنکه قانون اتّحاد شکل [تبدیل لباس سنّتی ایران و لباس روحانیت به لباس جدید و متحدالشّکل] به اجراء گذاشته شد. او در سال 1348ق با عدّهای خانواده از اصفهان به مشهد مقدس مهاجرت کرده و در شب 22 ذیالقعده سال 1350ق به عارضه سکته وفات یافت و در مدرسه میرزا جعفر مشهد مقدّس مدفون شد.(1)
علیاکبر بن شمسالدّین کدهبونی [اصفهانی، از کاتبان نسخنویس قرن یازدهم هجری] در سال 1083 نسخهای از «ترجمه جعفریه» را به خط نستعلیق نوشته است.
1) خاندان شیخالاسلام اصفهان، صص 140-158؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 235 و 236؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 357 و 358؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص262.
مؤلف جعفریّه نورالدّین علی بن عبدالعال کرکی (محقّق کرکی) و مترجم حسن بن عبدالغفار [است که] در حیات مؤلف نوشته است. نسخه به شماره 3112 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
«کتهبونی» (یا «کتابونی» یا «کتابونچه» یا «کِتِبنی» از قُراء اصفهان است.)
علیاکبر بیک بن محمّدصالح بیک، شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. از غلامان خاصّه دربار شاه سلیمان صفوی بوده و به درویشان نیز ارادت داشته و از آنان تعلیم میگرفته است. در شعر طبعی روان داشته و «وجهی» تخلّص مینمود.
از اوست:
رباعی
ای کاش که یار آید و نوروز کنیم از آتش شوق سینه پرسوز کنیم
بر گرد سرش چو گردش لیل و نهار روزی به شب آریم و شبی روز کنیم(2)
شهید شیخ علیاکبر اژهای فرزند شیخ علیمحمّد، عالم فاضل و مبارز انقلابی در سال 1331ش در اصفهان متولّد شده و پس از طیّ تحصیلات ابتدائی و متوسّطه در حوزه علمیّه اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و همزمان در دانشگاه اصفهان در رشته روانشناسی و فلسفه ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ درجه لیسانس گردید. او در قم
نزد جمعی از فضلاء همچون علیاکبر فومنی و محمّدباقر امانی ادامه تحصیل داد و همچنین بهطور خصوصی در درس فلسفه شهید دکتر سیّد محمّد بهشتی شرکت میکرد.
وی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی خود را از سال 1344ش در کانون علمی تربیتی جهان اسلام شروع کرد و پس از بسته شدن آن در سال 1352ش فعّالیّتهای خود را در مسجد امام علی علیهالسلام اصفهان متمرکز نموده و همکاری نزدیکی با گروههای انقلابی مهدویون و توحیدی صف داشت. او در سال 1353ش به وسیله ساواک دستگیر و سپس آزاد شد.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمده و به شورای مرکزی حزب راه یافت و در جهت افشاگری جریانهای سیاسی ملّیگرا و سازمان مجاهدین (موسوم به منافقین) تلاش فراوان نمود.
وی سرانجام در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران به همراه استادش دکتر بهشتی و جمعی دیگر از اعضای حزب و مسؤولین نظام جمهوری اسلامی در روز 7 تیر 1360ش به شهادت رسید.
این کتابها از تألیفات اوست که به چاپ رسیده است:
علیاکبر بن محمّدعلی ابهری جی اصفهانی [از کاتبان خط نسخ در قرن دوازدهم هجری] در سال 1119ق کتاب «زاد المعاد» علاّمه مجلسی را کتابت نموده و در همین
1) شرح مبارزات مردم اصفهان، ج1، صص 192 و 193؛ دانشنامه تختفولاد اصفهان، ج1، صص 161-163.
سال حسن حسینی آن را مقابله کرده است. نسخه به شماره 672 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
مشارٌ الیه احتمالاً از شاگردان علاّمه مجلسی است.
علیاکبر بن محمّدعلی خانعلی زفره [از ادبای قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «زفره» قهپایه اصفهان] متوفی بعد از سال 1297ق صاحب «حواشی بر نصاب الصبیان» که نسخه آن نزد آقای محمّدحسن رجائی زفرهای موجود بوده است.(2)
حاج سیّد علیاکبر زوّارهای متخلّص به «فتوحی» فرزند سیّد محمّدعلی حکیم، از شعرای معاصر. در سال 1324ق متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان و طهران تحصیل کرده و در طهران مدّتی به شغل وکالت در دادگستری مشغول گردید. سپس سالها در قصبه حضرت عبدالعظیم (شهرری) ساکن و به کار زراعت و کشاورزی مشغول بود. او مردی فاضل و مطّلع و شخصی متدیّن و باتقوا بوده و گاهی شعر میسرود. این بیت از اوست:
حُسن صورتگر بود زِ آرایش عفّت بَری عقل گوید مر تو را زان حُسن دوری احسن است(3)
علیاکبر محمّد هاشمی حبیبآبادی فرزند غلامرضا، شاعر ادیب معاصر. در سال 1324ش در روستای حبیبآباد بُرخوار متولّد شد و پس از تحصیل به استخدام هوانیروز درآمد. گاهی شعر میسراید و در انجمنهای ادبی اصفهان شرکت میکند. اشعارش اغلب در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهمالسلام است.(1)
حاج سیّد علیاکبر فرزند سیّد محسن میر محمّد صادقی بن آقا سیّد محمّدباقر بن میر سیّد علی حسینی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری] در سوم جمادی الاولی 1288ق متولّد شده و در نجف از محضر آخوند خراسانی و آقا سیّد محمّدکاظم یزدی استفاده برد. در اصفهان اقامه جماعت در مسجد شیشه و ترویج احکام پرداخته و در اواخر عمر در قریه «گز» به ارشاد و هدایت مشغول بود.
او در چهارشنبه 23 شعبان 1386ق وفات یافته [و در آرامگاه خاندان میر محمّد صادقی، جنب تکیه ملک] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
حاج علیاکبر اصفهانی فرزند حاج ملک محمّد، از مردان نیکوکار ساکن مشهد مقدس است. او در سال 1104ق قسمتی از املاک خود را وقف آستانه مقدسه رضویه نموده که شرح آن در کتاب «آثار الرضویه» تألیف: اسماعیل بن حاج میرزا حبیباللّه
مستوفی همدانی است.(1)
علیاکبر بن غیاثالدّین منصور اَنداآنی اصفهانی، نویسنده مقدمه «دیوان وحشی جوشقانی کاشانی». او مستوفی و وزیر نظامالدّین اغورلو بیک یوزباشی بوده است. نسخه دیوان با مقدمه در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران میباشد.(2)
[«اَنداآن» از محلّههای خمینیشهر (همایونشهر = سِدِه ماربین) اصفهان است.]
حاج میرزا علیاکبر تابش فرزند حاج میرزا مهدی، ادیب شاعر مقدّس [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
او از خاندان میرزا هادی بیدآباد است که نسب آنان به میرزا مهدی اشتهاردی نویسنده عصر نادری و بانی مدرسه میرزا مهدی در بیدآباد میپیوندد.
در حدود سال 1305ق در اصفهان متولّد شده و نزد فضلای اصفهان مقدمات علوم را آموخت. او در انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد و در فنون شعر و ادب مهارتی بهسزا و در سرودن شعر قریحهای توانا داشت. همچنین در ادبیات و ریاضی و سیاق ماهر بود. اشعارش در مجلّه دانشکده اصفهان به طبع میرسید. دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت است.
وی در روز 15 شعبان 1370ق در طهران وفات یافت و در [قبرستان حاج شیخ] قم مدفون گردید.
از اوست:
در نقاب زمردین زان غنچه پوشد روی خویش تا چو گل بر باد ندهد آب و رنگ و بوی خویش
میشود بازیچه دست حوادث همچو گل غنچه گر بیرون گذارد پای از مشکوی خویش(1)
علیاکبر بن میرزا محمّدمهدی گلستانه [خوشنویس و ادیب قرن سیزدهم هجری] در تاریخ هفتم جمادی الاولی 1277ق نسخهای از «بحرالجواهر» میرزا عبدالوهاب بن محمّدامین شهشهانی اصفهانی را به خط نستعلیق زیبا نوشته و نسخه به شماره 2299 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
سیّد علیاکبر صدر الاطباء حسینی بن میرزا هادی بن میرزا کوچک طبیب [از پزشکان اواخر دوره قاجاریّه] سالها در اصفهان به طبابت مشغول بوده و در سال 1335ق نزدیک قبر فاضل هندی در تخت فولاد مدفون شد. «فصول العلاج» از تألیفات اوست.
[در طب از شاگردان میرزا عبدالجواد خراسانی است و میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت و شیخ محمّدرضا جرقویهای حائری از شاگردان او بودهاند.(3)]
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 122-126؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 556 و 557؛ تربت پاکان قم، ج2، صص 1057 و 1058؛ نامه سخنوران، ص157.
2) فهرست مرعشی، ج6، ص284.
3) تاریخ نائین، ص207؛ گلزار فضیلت، صص 309-311؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص820؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص164.
استاد علیاکبر پرورش، فعال سیاسی و نویسنده محقّق معاصر در سال 1321ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات ابتدائی و دبیرستان در اصفهان، در دوره دانشسرای عالی شرکت نمود و تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته ادبیات و کارآموزی دبیری ادامه داد.
وی قبل از انقلاب دبیر دبیرستانهای اصفهان بود که با ایجاد ارتباط با افرادی چون شهید بهشتی نقش بهسزائی در سازماندهی جوانان مبارز داشت. در جریان تحصّن منزل آیتاللّه خادمی از گردانندگان اصلی محسوب میگردید که پس از اعلام حکومت نظامی در اصفهان به عنوان یکی از محرّکین دستگیر و مدّتی زندانی گردید. او پس از آزادی به همراه عدّهای از فرهنگیان اقدام به تأسیس «جامعه معلمان اصفهان» نمود که در سازماندهی اعتصابات و تظاهرات فرهنگیان اصفهان نقش بهسزائی داشت.
استاد پرورش در سال 1358ش از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و در سال 1359 نیز به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در مجلس به عنوان نایب رئیس انتخاب شد و به نمایندگی از مجلس در شورای عالی دفاع شرکت مینمود. و از سال 1360ش به عنوان وزیر آموزش و پرورش در کابینه شهید محمّدعلی رجائی، شهید محمّدجواد باهنر و مهندس موسوی شرکت داشت.(1)
استاد پرورش در سالهای اخیر به فعالیتهای فرهنگی و تدریس و تحقیق ادامه داده و به عنوان یکی از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی در فعالیّتهای سیاسی حضور داشته است. این کتابها از تألیفات اوست: که به چاپ رسیده است:
1) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (شرح مبارزات مردم اصفهان) ، ج1، ص237.
آقا علیاکبر فروشانی اصفهانی متخلّص به «پیمان» شاعر و ادیب در قرن سیزدهم 657هجری، برادرِ «پریشان».
از اهالی محلّه «فروشان» سده ماربین (خمینیشهر فعلی) بود. و به شکایت از دست عُمّال صدراعظم اصفهانی میرزا محمّدحسین خان، به تهران رفته و عریضه تقدیم فتحعلی شاه نمود امّا او را عقوبت نموده زبانش را بریدند. اما صدراعظم او را مورد لطف و دلجوئی قرار داد. پس او نیز زبان به اعتذار گشوده و قصیده در مدح صدراعظم انشاء نمود. این دو بیت از آغاز این قصیده است:
شکر خدا که دهر کهن باز شد جوان آمد بهار و رفت ز ملک جهان خزان
سلطان گل فراشت دگر خیمه در چمن بر طرف جویبار دگر سرد شد جمان(1)
سیّد علیاکبر حسینی خارکی نطنزی، شاعر ادیب در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری.
یکی اجدادش از جزیره «خارک» در استان بوشهر به اصفهان آمده و ساکن گردیده و علیاکبر در اصفهان تولد یافته است. وی در اصفهان به تحصیل پرداخته است. او از
1) تذکره مدایح الحسینیه: مخطوط، ص170.
جوانی طبع شعر داشته و ظاهرا از محضر هاتف اصفهانی کسب فیض نموده و به افتخار دامادی او نائل آمده و دختر هاتف «رشحه بیگم» که زنی شاعره و اهل ادب بوده را به همسری خویش برگزیده است. حاصل این ازدواج پسری به نام سیّد احمد بوده که او نیز به شعر روی آورده و «کشته» تخلّص نموده است.
صاحب عنوان مدتی در اصفهان و کاشان به سر برده و مدّتی نیز در نطنز به زراعت مشغول بوده و عاقبت پس از عمری طولانی در سال 1237ق در کاشان وفات نموده است.
از اوست:
زین سان که به گل پای من از دیده فرو رفت مشکل که توانم قدمی در پی او رفت(1)
حاج علیاکبر صالحی اصفهانی مؤلّف: «قنات با کاریز» که در سال 1336 تألیف شده است. نسخه آن در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.(2)
حاج سیّد علیاکبر صدر الشّریعه، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. متولّد در سده ماربین [خمینیشهر فعلی] مردی بود عالم و شجاع و سخی الطبّع و بااستعداد در امر به معروف و نهی از منکر ساعی و جدی مورد ارادت و احترام اتابک اعظم قرار
گرفت و در طهران متوطن شد و با دختر شریف العلماء خراسانی ازدواج کرد.(1)
میرزا علیاکبر محلاّتی، از اساتید خط نستعلیق و شکسته در قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و قبل از سال 1294ق وفات یافته است.(2)
لسان الملک سپهر در تذکره خود سال وفاتش را 1245ق ضبط نموده که صحیح نیست.
استاد علیاکبر معمارباشی اصفهانی، از معماران چابکدست قرن یازدهم هجری است. از آثار وی ساختمان مسجد شاه [مسجد امام] اصفهان است که بنای آن به سال 1025ق به پایان رسیده است. در کتیبه کاشیکاری ثلث سردر این مسجد از او چنین یاد شده است:
«... بمعماریة من فی العمل کالمهندسین و هو النّادر الاوانی استاد علیاکبر الاصفهانی...»(3)
نصرآبادی درباره او مینویسد:
«مرد کدخدائی درنهایت آرام و صلاح و درویشی است.»(4)
استاد علیاکبر علاوه بر هنر معماری، گاهی بنا به اقتضای حال شعری میسروده است. سال فوت او بهدست نیامد.
این شعر از اوست:
آن کس که به نفس خود نبردی دارد با خویش همیشه سوز و دردی دارد
گر خاک شود عدو و بر باد رود غافل نشوی که باز گردی دارد(1)
علیاکبر اصفهانی متخلّص به «واضح» از شاعران قرن یازدهم هجری است. به شغل زرکشی مشغول بود. عاقبت به دکن در هند رفته و به سال 1030ق وفات یافت.
از اوست:
پس از ریزش ندارد روی ماندن ابر نیسانی فراری میکند ارباب همّت را پریشانی(2)
سیّد علیاکبر هاشمی طالخونچهای، عالم فاضل جلیل و سیّد کامل عادل زاهد خلیق [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در «طالخونچه» از قُرای سمیرم متولّد گردید و در اصفهان و قم تحصیلات خویش را به پایان رسانید. در علم و کمال و خصوصا اخلاق، سرآمد علمای زمان بهشمار میرفت. خط نستعلیق را در کمال استادی مینوشت.
سالها در مولد خود مرجع امور شرعیه بود. تا این اواخر به علّت اختلافات محلّی به
اصفهان مهاجرت نموده، مورد توجّه و عنایت واقع شده، در مسجد سلمان، در خیابان شیخ بهائی امامت میفرمود.
در شب دوشنبه 11 رمضان المبارک 1388ق به عارضه سکته وفات یافته، در تخت فولاد مدفون گردید.(1)
علیجان مصباح فرزند عبداللّه، [از شعرای قرن چهاردهم هجری] در سال 1283ق در قهفرّخ [فرّخشهر فعلی] متولّد گردیده و در سال 1358ق در همانجا وفات یافت. از اشعار اوست:
آنچه با فرهاد از کین تیشه فولاد کرد یار شیرین با من از سرپنجه فرهاد کرد(2)
علیجان حجارزاده سدهی، از شعرای معاصر اصفهان در سِدِه ماربین [خمینیشهر کنونی] متولّد گردیده، تحصیلات مقدّماتی خویش را در مکاتب قدیم انجام داده و بعدا به کسب اشتغال جُست. گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری میگفت. طبع شعر متوسّطی داشت. از اوست:
نباشد به ز دوران جوانی از این نعمت بباید قدردانی
عزیزش دان و میدارش غنیمت همه دانش طلب تا هست فرصت(3)
علیجان معلم، از خوشنویسان قرن دهم هجری است. او کتیبهای به خط ثلث را در سال 987ق نوشته است که بر سردر مسجد فتح در محله باب الدّشت اصفهان نصب شده است.(1)
باباعلی جعفر امامی اصفهانی واحدالعین، از خوشنویسان هنرمند و شعرای زبردست اوایل قرن یازدهم هجری است. اقسام خطوط خصوصا ثلث و نسخ و رقاع را خوش مینوشت و در مکتبخانه به تعلیم اطفال مشغول بود. مردی عابد و زاهد و صالح و قانع بوده و در حدود 1020ق در اصفهان وفات یافت.(2)
علاوه بر قطعهنویسی، در کتیبهنویسی نیز آثاری دارد از جمله:
این شعر از اوست:
دارم ولی از غمت به دو نیمه چو تار چشمی ز ندیدن جمالت خونبار
رویی ز طپانچه در فراقت نیلی جانی ز کشاکش خیالت افگار
علی داد رحیمی متخلّص به «رحیمی» از شعرای معاصر اصفهان. در بهمن 1320ش در «جونقان» چهارمحال و بختیاری متولّد شد. وی پس از مدّتی تحصیل به کارهای ساختمان مشغول شد و با علاقه و پشتکاری که از خود بروز داد، به زودی گواهی معماری منطقه را دریافت کرد. در سال 1350ش به اصفهان آمده و در این شهر سکونت گزید و بهطور شبانه ادامه تحصیل داد و تا اخذ مدرک فوق دیپلم آن را دنبال کرد. او به عنوان سرپرست ماشینآلات در کارخانه ذوب آهن اصفهان، سالها به خدمت مشغول بود.
وی از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمنهای: صائب، پژمان بختیاری، حافظ و داراب افسر شرکت میکند. این چند بیت از اشعار اوست:
بگیر ای آفتاب عشق ملک جسم و جانم را برافروزان به مهر دوست سر تا پا روانم را
نشانی تا به چند از سوز دل در آتش و آبم گدازی تا به کی چون شمع از غم استخوانم را
هنوز از جان و دل روشنگرم بزم حقیقت را به گلگشت محبّت گر کنی خامش زبانم را(1)
1) تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص297؛ زندهرود تا حیدربابا، ص110.
علیرضا بیک، از فضلاء و شعرای قرن یازدهم هجری. در خدمت ملاّ محمّدباقر سبزواری به مقابله احادیث پرداخته و مردی صالح و باتقوا بود. مدّتی مستوفی ایروان و زمانی مستوفی شیروان بود. عاقبت استعفا کرده و در اصفهان به عبادت مشغول شد.
[در نسخه تذکره نصرآبادی موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نام او «علیرضا بیک» از ولایت «درین» ضبط شده و در نسخه کتابخانه وزیری یزد «علی میرزا بیگ» از ولایت «درمن» نوشته شده است. و اللّه اعلم]
از اوست:
ای دل چو جرس به هرزه گویا نشوی از موج هوا غنچه صفت و انشوی
در دشت طلب که لخت دل شبنم اوست تا خون نشوی چو نافه بویا نشوی(1)
سیّد علیرضا اصفهانی، از خوشنویسان مسلّم خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری است. از آثار او خوشنویسی در کتاب «شرح نهجالبلاغه» ابن ابیالحدید است. متن خطبهها به خط نسخ زینالعابدین اشرف الکتاب و ترجمه فارسی به خط آقا عبدالحسین اصفهانی و شرح عربی آن به خط نستعلیق سیّد علیرضا است. رقم او در این نسخه «اقل السادات علیرضا 1276» و رقم آقا عبدالحسین: «کتبه العبد الفقیر الحقیر الجانی ابن
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص271.
مرحوم مغفور محمّد عبدالحسین الاصفهانی 1273» بوده است. این نسخه را استاد جلالالدّین همایی دیده است.(1)
میرزا علیرضا اصفهانی صاحب «حاشیه حاشیه بر تهذیب» که مکرّرا در طهران و غیره به طبع رسیده است. و یک نسخه از آن که در سال 1290ق به طبع رسیده در کتابخانه فاضلیه موجود بوده است.(2)
علیرضا اصفهانی خطاط نستعیلقنویس [در قرن سیزدهم هجری] از آثارش: کتابت «دیوان نورعلی شاه» صوفی است که در سال 1207ق نوشته و به شماره 2221 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران است.(3)
ملاّ علیرضا اصفهانی [از فضلاء اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] به دستور او یوسف بن علی شیرازی در شوال 1301ق رساله «الرّد علی الرّد الشیخیه» حاج محمّدرحیم خان کرمانی را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 6966 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(4)
احتمالاً ملاّ علیرضا اصفهانی از علماء شیخیه در اصفهان بوده است.
سیّد علیرضا موسوی متخص به «انجم» از شعراء و ادبای اصفهان در اواخر عهد قاجاریه است. وی در تاریخ تعمیر امامزاده شاهزاده حسین و شاهزاده ابراهیم در شهرستان به سال 1316ق به وسیله بانوئی به نام افتخارالدّوله چنین گفته است:
افتخارالدّوله از باب کرم گشت باعث بهر تعمیر حرم
«انجم» بیدل به تاریخش بگفت: بود الف و سیصد و شانزده رقم(1)
علیرضا قانونی متخلّص به «صرام» فرزند ابوالقاسم، شاعر ادیب معاصر در سال 1315ق متولّد گردیده و از اعضاء قدیمی انجمن ادبی شیدا بود. در انواع فنون سخن از غزل و قصیده ماهر بود. چندین مثنوی گفته [است.] یکی «حجابنامه» دیگری به اسم «رمز آفرینش» و غیره. مدّتی در دادگستری وکالت میکرد. سپس به تجارت و چرمفروشی روزگار میگذراند.
از اوست:
تا جلوه کرد رویِ مهِ دلنواز من شد فاش سرّ عشق و عیان گشت راز من
بودم هر آنچه گوهر یکدانه ز اشک چشم در پای دوست ریخت دل پاکباز من(2)
علیرضا حقانی فرزند احمد، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1313ش در اصفهان متولّد شد و در مقطع ابتدائی و متوسطه تحصیل کرد. گاهی شعر میسرود. از اوست:
بهار عمر در عشقت به سر رفت خوشا عمری که با فکرت هدر رفت
شباب عمر و وقت کامیابی بدین بیهوده خوش بودن به سر رفت(1)
علیرضا متخلّص به «رفعت» فرزند احمدی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. مدّتی در اصفهان، در خدمت اساتید به کسب علوم قدیمه (از صرف و نحو و فقه) اشتغال داشت. عاقبت در طهران ساکن شده و به شغل خرازیفروشی پرداخت.
گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری میسرود. این دو بیت در مدح حضرت ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) از اوست:
شما را مژدهای یاران که آن آرام جان آید برون از پرده روی مهدی صاحب زمان آید
چو از پشت حجاب غیب ماه من نماید رُخ شب غم طی شود، صبح نشاط دوستان آید(2)
سیّد علیرضا بن سیّد اسداللّه مرعشی حسینی، از فضلاء اصفهان در قرن دوازدهم هجری. یادداشت ملکیّت او بر کتاب «مختصر النّافع» محقّق حلّی در رجب 1191ق مشاهده میشود. نسخه به شماره 6531 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میرزا علیرضا بن میرزا محمّداسماعیل حسینی قائنی، ادیب شاعر و طبیب حاذق، از دانشوران اواخر دوره قاجاریه.
در اصفهان به تحصیل پرداخت و در علم و ادب، حکمت و طب مهارتی بهسزا یافت. او علاوه بر طبابت، شعر نیز میسرود و «صفا» تخلّص میکرد و در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن ابوالفقراء شرکت داشت. غزل را نیکو میسرود. خط خوشی داشت و نستعلیق و شکسته را خوش مینوشت و در نقاشی صاحب ذوق بود.
وی سرانجام در شنبه 24 ربیعالاوّل 1313ق وفات یافته و در تکیه میرزا رفیعا واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مزار او پس از احداث فرودگاه قدیم اصفهان از بین رفت.
وی برای نسخهای از «مثنوی معنوی» که برادرش میرزا محمّدعلی قائنی آن را کتابت نموده بود، نقاشیهایی را کشیده است. دیوان اشعار او به خط نستعلیق و شکسته خوش خود او که در سال 1308ق کتابت شده در کتابخانه «سلطان القرائی» در تبریز موجود
1) فهرست مرعشی، ج17، ص116.
بوده است. نسخه دیگری از دیوان صفا نزد خانوادهاش نگهداری میشود.(1)همچنین کتاب «الادوار» تألیف صفیالدین ارموی را به خط شکسته نستعلیق در سال 1275ق کتابت کرده که به شماره 1/28301 در کتابخانه ملک تهران وجود دارد.(2)
از اوست:
هوا عبیرفشان گشت و غالیه بوی مگر که زلف تو امروز در کف باد است
سیّد علیرضا عاملی فرزند میرزا محمّدباقر پیشنماز، عالم فاضل و محقّق جلیل [از علمای قرن دوازدهم هجری.]
امام مسجد شاه اصفهان بوده و در دوشنبه 17 ربیع الثّانی سال 1175ق وفات یافته و جنب پدر در تکیه آقا سیّد رضیالدّین محمّد شیرازی (آقا رضی) مدفون گردید. [بر مزار او لوحهای مرمرین با خط ثلث خوش است که با القاب عالی از او یاد شده و دو مادّه تاریخ فوت برای او آورده است.]
مادّه تاریخ وفاتش این است:
«رفع منازله الکریم الرّفیع»
«حشره اللّه الجواد مع محمّد و آله الطّاهرین»(3)
حاج میرزا علیرضا نیّری فرزند سیّد محمّدباقر زوّارهای اردستانی، از بزرگان اخیار و از
1) کارنامه خاندان بشارت، ص121؛ مقالات ادبی استاد همایی، ص440؛ الذریعه، ج9، ص609؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص463.
2) فهرست ملک، ج6، ص126.
3) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص826؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص88؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص187؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
خوشنویسان هنرمند زوّاره در قرن چهاردهم هجری است.
در سال 1298ق متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی در زواره، به اصفهان رفت و به تحصیل خود ادامه داد و خط را نزد میرزا عبدالجواد شهشهانی مشق کرد. خط شکسته معروف به «دبیری» را بسیار خوش مینوشت. او در 4 محرم 1364ق در تهران وفات کرد و جنازهاش به زوّاره حمل شده و مدفون گردید.(1)
میرزا علیرضا بن میرزا جعفر طباطبائی نائینی اصفهانی، از فضلاء و ادبای قرن دوازدهم هجری است. در هند سکونت داشته و تا سال 1174ق در قید حیات بوده است.(2)
میرزا علیرضا شیخالاسلام فرزند میرزا حبیباللّه صدر بن حسین بن حسن موسوی عاملی کرکی [از کارگزاران دولت صفویه در قرن یازدهم هجری.]
شیخ حرّ عاملی درباره او گوید:
«کان فاضلاً عالما محقّقا فقیها متکلما جلیل القدر عظیم الشأن...»
لکن مؤلّف «ریاض العلماء» درباره او و برادرش و فرزندش میرزا معصوم مینویسد:
«فان عد هولاء من اجلة العلماء و ادخاله فی رجال هولاء الکبراء من وقاحة شنعاء لا سیما مع غایة المدح و الاطرء کما لا یخفی»
مادرش دختر شیخ لطفاللّه میسی عاملی بوده است.
میرزا علیرضا در زمان شاه عباس دوم، در مرض موت پدرش شیخالاسلام شد. و در مراسم تاجگذاری شاه سلیمان نیز حاضر بوده و تا حدود سال 1074ق این منصب را
برعهده داشته است.
میرزا علیرضا در سال 1091ق وفات یافت.(1)[برخی از فضلاء و شعرای آن دوره مانند: ملاّ محمّدرشید جعفری، شیرازی و حاج محمّدتقی دامغانی و تقیا قهپایهای در دفترخانه میرزا علیرضا به کارهای اداری و نویسندگی و رسیدگی مراسلات و مکاتبات مشغول بودهاند.(2)]
ملاّ علیرضا اردکانی شیرازی متخلّص به «تجلّی» فرزند ملاّ کمالالدّین حسین، عالم فاضل زاهد و شاعر ادیب دانشمند از فضلاء و ادبای قرن یازدهم هجری.
در اردکان فارس متولّد شده و در جوانی جهت تحصیل به اصفهان آمد و از درس جمعی از دانشمندان آنجا خصوصا آقا حسین خوانساری بهره گرفت. آنگاه به هندوستان رفته و به تعلیم ابراهیمخان فرزند علیمردانخان مشغول شد. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و تألیف مشغول شد و مورد توجّه شاه عباس ثانی واقع شده و تدریس مدرسه والده و سیورغال محلّی از محال اردکان در سال 1072ق به او واگذار شد. در زمان شاه سلیمان نیز مورد توجّه و در یکی از سفرهای شاه در رکاب او بود.
در اواخر عمر از تدریس کناره گرفته و عازم سفر حج شد و سپس به شیراز رفته و در سال 1085ق در آنجا وفات یافت. در نظم و نثر دستی توانا داشته و منشآتی از خود به جا گذاشته و قصیده و غزل و رباعی را نیکو میگفته و به قول برخی از تراجمنویسان
شاعری فضائل و کمالات علمی او را تحت الشّعاع قرار داده بود. او در علوم عقلی و نقلی خصوصا حکمت، منطق، فقه و اصول، کلام و ادبیات فارسی و عربی مهارت داشته و با دانشمندان و ادبای عهد مراوده و مباحثه داشته است.(1)
کتب زیر از اوست:
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 242-244؛ قصص الخاقانی، ج2، صص 94 و 95؛ ریاض العلماء، ج4، صص 95 و 96؛ روضات الجنات، ج2، ص343؛ تذکره سرو آزاد، ص115؛ تذکره روز روشن، ص147؛ تذکره منتخب اللطایف، صص 186 و 187؛ تذکره شمع انجمن، صص 154 و 155؛ تذکره مرآة الفصاحه، ص114؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص125؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص1249؛ تذکره نتایج الافکار، صص 126-128؛ تذکره سخنوران یزد، صص 63-65؛ تذکره شعرای یزد، ص108؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص118؛ ریحانة الادب، ج1، ص328؛ الروضة النّضره، ص399؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «تجلی»، ص397.
2) ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ص189؛ الذریعه، ج4، ص267.
3) ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ص189؛ الذریعه، ج4، ص267.
4) الذریعه، ج6، ص61.
موجود است. کاتب این مجموعه علینقی بن عبدالقادر و مورّخ به سال 1108ق است.(1)در این نسخه «مثنوی معراج الخیال» او هم آمده است. نسخه دیگری نیز به شماره 290 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع تهران موجود است که در سال 1100ق به خط شکسته نستعلیق نوشته شده و نام کاتب معلوم نیست.(2)6. «صلاة الجمعه» که آن را به فارسی برای شاه سلیمان صفوی نوشته و چون خود معتقد به حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت بوده، در آن، کتاب «صلاة الجمعه» ملاّ محمّدباقر سبزواری را که معتقد به وجوب عینی نماز جمعه در عصر غیبت بوده را رد کرده است. نسخهای از این کتاب که در سال 1082ق کتابت شده در کتابخانه مدرسه جعفریه قائن و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(3)نسخه دیگری از آن به به شماره 4659 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(4)7. «رد بر رساله صلاة الجمعه» ملاّ محمّدفاضل سراب تنکابنی که به وجوب عینی اقامه نمازجمعه در عصر غیبت معتقد بوده است. این رساله هم در مجموعه 4659 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(5)8. «ترجمه و شرح عهدنامه مالک اشتر»(6)9. «سفینة النّجاة» در اصول دین و خصوصا اثبات امامت مشتمل بر سه مقام و یک خاتمه، به فارسی که در روز 7 ربیعالثّانی 1067ق آن را در هنگام اقامت در هند تألیف کرده است. از این کتاب نسخههای فراوانی موجود است که اغلب تاریخ کتابت آنها معلوم نیست. یکی از
نسخههای نزدیک به زمان مؤلف و شاید زمان حیات او، نسخه شماره 378 کتابخانه آستانه حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم است که فاقد نام کاتب و تاریخ کتابت است اما مالک آن «عبدالملک بن محمّدابراهیم بواناتی» معاصر موّلف است.(1)10. «معراج الخیال» که مثنوی عرفانی است. از بین نسخههای فراوانی که در کتابخانهها از این منظومه موجود است، نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی که ضمن جنگ 14183 و به عنوان پانزدهمین رساله آن محسوب میشود و در سال 1079ق به دست نظر علی بن امیرعلی تبریزی کتابت شده از اقدم نُسخ «معراج الخیال» بهشمار میرود.(2)11. «منشآت» که قسمتی از آن در کتب «مجمع الافکار» آمده و به شماره 14209 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)
این رباعی از اوست:
آن را که منزّه نبود ذات و صفات از درس کلام و حکمتش نیست نجات
در طبع بَدان به جهل بر میگردد علم در طینت مار سم شود آب حیات
ملاّ علیرضا بن رئیس حسین، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. از اهالی روستای «سیچی» بلوک رویدشتین اصفهان بوده و در مکتبخانه با خواندن «دیوان ظهیر فاریابی» طبعش به گفتن شعر مایل گشته است. در شعر روش قدماء را داشته. در هفتاد سالگی پیری زندهدل و خوشصحبت بوده. وی در اصفهان ساکن و معاصر میرزا محمّدطاهر نصرآبادی بوده است.
این دو بیت را خطاب به علاءالدّین محمّد شهرستانی سروده است:
ای خداوندی که پیش دست دریا بخششت هست بیقدر زر، چونان که بیمقدار کاه
نیست مستبعد که گردد قابل نشو و نما از نسیم و خُلق تو در کهگل دیوار کاه(1)
میرزا علیرضا شفیعی متخلّص به «فاتحی» فرزند شیخ محمّدحسین (معروف به «گل و بلبل») از شعراء و خطبای معاصر اصفهان. در سال 1289ش در اصفهان متولّد گردیده و مدتی در مدارس جدید تحصیل نمود و کمی از علوم قدیمه را خواند. او روزگار به آموزگاری میگذراند و در مواقع فراغت روضه میخواند. شاعر خوشطبعی بود و اشعارش عموما فکاهی بود. [این کتابها از آثار اوست:]
این شعر از اوست:
یا رب نشود کسی دچار زن بد چون کس نبود بَتَر زِ مار و زن بد
روزی دو سه بار میکشد شوهر خویش مردن به از اینکه زیر بار زن بد]
علیرضا بن میر عبدالفتاح جورتی قهاب [اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری] در جمادی الاوّل 1093ق نسخهای از «زبدة البیان فی براهین احکام القرآن» تألیف: مقدّس اردبیلی را به خط نسخ نوشته است. کتاب در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد موجود است.(1)
[«جورت» یا «گورت»، به فتح اوّل و دوّم از دهات بلوک قهاب جی اصفهان است و مزار میر عمادالدّین حسینی خاتونآبادی و قبرستان جدید باغ رضوان در نزدیکی آن واقع شدهاند.]
میرزا علیرضا لنجانی اصفهانی متخلّص به «پرتو» و معروف به «آقاجان» فرزند محمّدعلی. شاعر ادیب و خطاط [ماهر و فاضل در قرن سیزدهم هجری] خط نسخ را در کمال استادی مینوشته و دیوان اشعارش به طبع رسیده است. در «المآثر و الآثار» درباره او گوید: «از خطاطین مشهور قلم نسخ است و استاد اجلّ خطاطین اصفهان» او در جمادی الاولی 1304ق به سن 90 سالگی وفات یافته است.(2)
[پرتو اصلاً از اهالی قریه «اُشیان» لنجان بوده و جهت تحصیل به اصفهان آمده و پس کسب علم و ادب نزد میرزا زینالعابدین اشرف الکُتّاب به مشق نسخ و ثلث پرداخته و خود استادی هنرمند و ماهر گردید. اغلب در مدرسه نوریّه ساکن بوده و جمعی از شاگردانش نزد او مشق خط میکردهاند و بسیاری از شعراء و فضلاء در حجره او حضور
یافتهاند. از شعرای متبحّر اصفهان بوده و در قصیده و غزل و قطعه اشعار خوبیگفته و در مادّه تاریخگوئی نیز توانا بوده و برای وفات بسیاری از بزرگان عهد خود و بنای مساجد و ابنیه در اصفهان مادّه تاریخ گفته است. روزگارش اغلب به کتابت میگذشته و قطعات و کتابهای بسیاری به خط زیبای او در کتابخانههای مختلف موجود است. از جمله نسخهای از «قرآن مجید» در کتابخانه سلطنتی سابق، به خط نسخ عالی که در سال 1277ق کتابت کرده و میر علی شیرازی ترجمه آن را به فارسی کتابت نموده و عبدالوهاب مُذهِّب آن را تذهیب کرده و از نفایس آن کتابخانه بهشمار است. پرتو به دعوت ناصرالدّین شاه به تهران رفت و سالها برای دربار قاجار به کتابت مشغول بود تا اینکه وفات یافت. تذکرهنویسان او را شاعری نکتهدان و خوش طبع و خوش مشرب و مهربان دانسته و اخلاق حمیده او را ستودهاند.(1)
از اوست:
گرفته پرده ز رخ راه شیخ و شاب زده مهی که طعنه جمالش بر آفتاب زده
شکسته نرخ شکّر تا گشوده لب به سخن فزوده رونق گل تا به رخ گلاب زده
تو آفتابی و تا گشتهای ز چشمم دور ز گریه دیده من خنده بر سحاب زده]
1) چهل سال تاریخ ایران یا «المآثر و الآثار»، ج1، ص277؛ تذکره حدیقة الشّعراء، ج1، صص 313 و 314؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 173-177؛ دیوان غمگین: مقدمه؛ تذکره مدایح معتمدیّه: خطی؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، صص 1118 و 1119؛ کارنامه بزرگان ایران، ص366؛ تذکره خوشنویسان معاصر، ص59؛ سفینه فرخ، ج2، ص101؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 81 و 82.
علیرضا بن حاج محمّدکاظم اصفهانی [از عرفاء و ادبای اواخر دوره قاجاریّه] در سال 1302ق و 1305ق دو رساله: 1. «زاد المسافرین» از: سیّد حسین هروی 2. «آداب المشق» را به خط نستعلیق زیبا نوشته است. نسخه به شماره 3439 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
در پایان مجموعه 2 قصیده در مدح حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام و تاریخ درگذشت حاج محمّدکاظم سعادتعلی اصفهانی (پدر کاتب) را در سال 1293ق نوشته است.(1)
علیرضا بن محمّد اصفهانی معروف به آقاجانی. پدرش و خودش از فضلای قرن یازدهم هجری بودهاند. وی نسخهای از «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را در ذیقعده 1016ق در مکّه معظّمه مقابله نموده و بلاغ نوشته است. میرزا محمّد استرآبادی در پایان کتاب دیات این کتاب، اجازهای در اواخر ذیحجه 1016ق برای او نوشته است و از او با القاب «المولی الفاضل الورع خلاصة الافاضل و المتورعین مولانا علیرضا» یاد کرده است. این نسخه به شماره 5319 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
علیرضا [بن زینالعابدین] خوانساری [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] احتمالاً شاگرد سیّد حجةالاسلام [حاج سیّد محمّدباقر شفتی بیدآبادی] بوده و در سال 1241ق کتاب
«مطالع الانوار» تألیف سیّد [حجةالاسلام] را به خط نسخ زیبا مرقوم داشته است. نسخه به شماره 4554 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(1)
سیّد علیرضا خاتونآبادی [از علمای اواخر دوره صفویه] در سال 1116ق وفات یافته و در تکیه خاتونآبادیها در تخت فولاد مدفون شد.(2)
دکتر علیرضا سپاهی، از دانشمندان و اساتید دانشگاه در سال 1317ش در خانوادهای قدیمی از طایفه دِنبِلی در تهران در دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران طی کرد و سپس به لبنان رفت و در رشته کشاورزی در دانشگاه آمریکائی بیروت لیسانس و فوقلیسانس گرفت. چندی بعد به کانادا رفت و در دانشگاه «مک گیل» در رشته «اصلاح نباتات» دکترا گرفت. در سال 1353ش به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و تدریس را آغاز کرد. دوره دو ساله فوقدکترا در رشته طراحی فضای سبز را در دانشگاه پلیتکنیک کالیفرنیا در آمریکا سپری نمود. او طراحی فضای سبز مجتمعهای صنعتی فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خراسان، پلیاکریل اصفهان و شهرهای مجلسی، فولادشهر و بهارستان را انجام داده است.
وی مقالات متعددی به زبان انگلیسی در رشته خود تألیف نموده و در مجلات معتبر علمی خارج از کشور به چاپ رسانیده است. او علاوه بر تدریس به راهنمائی دانشجویان در نگارش پایاننامه دورههای فوقلیسانس و دکتری پرداخته و همچنین عضو گروه علوم کشاورزی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است و در
سال 1379ش به عنوان استاد نمونه دانشگاه اصفهان برگزیده شده است.
دکتر سپاهی در هنر نقاشی نیز مهارت دارد و در کودکی و نوجوانی نزد استادانی چون کریمی و پتگر آن را فراگرفته و در خارج از کشور نزد اساتید نقاشی آن را تکمیل کرده است.
او در سال 1380ش به درخواست خود بازنشسته گردید. کتابهای زیر از او به چاپ رسیده است:
ملاّ علیرضا صوفی معمار متخلّص به «علی» از معماران زبردست در عهد شاه عباس اوّل صفوی بوده و در سال 1017ق به هند سفر کرده است. در شعر طبع خوشی داشت. ظرفای شوخطبع اصفهان تخلّص «سیمگل» را برگزیده و شهرت داده بودند. ولی خاطر او از این تخلّص مُکَدَّر بود. در شعر تتبع کتاب «تحفة العراقین» را نموده و در نثر نیز کتابی دارد. این رباعی از اوست:
یاران سر و برگ باغ هستیم نماند وان دست و دل هواپرستیم نماند
زین خمِّ سفالینه برون آرم سر کش باده خمار داد و مستیم نماند(2)
میرزا علیرضا طبیب اصفهانی، از اطبّاء حاذق و چیرهدست قرن دوازدهم هجری است. وی مورد توجه کریمخان زند قرار داشته و همواره در دربار زندیه به طبابت میپرداخته است. سال وفات او معلوم نیست ولی روشن است که تا سال 1192ق زنده بوده است.(1)
علیرضا عباسی تبریزی ملقّب به «شاهنواز» از مفاخر عهد شاه عباس صفوی است. در انواع خطوط و نقاشی و تذهیب و طراحی استادی بینظیر بوده و برخی از کتیبههای مساجد اصفهان که در عصر شاه عباس بنا شده است به خط اوست. سال وفاتش معلوم نیست.(2)
[او در تبریز شاگرد ملاّ محمّدحسین تبریزی و علاءالدّین محمّد بن محمّد تبریزی (معروف به علاء بیگ) بود. پس از آنکه سپاه عثمانی تبریز را تصرف کرد، وی از تبریز به قزوین رفت و در مسجد جامع آنجا به کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبههای آن مسجد و چند قرآن را در آنجا تمام کرد. او در سال 1001ق به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وی داخل شد و تا پایان عمر در زمره مقربّان شاه بود و در سفر و حَضَر همراه شاه عباس بود و مورد تفقد و عنایات ویژه او قرار داشت تا جائی که گاهی شاه پهلوی او مینشست و شمعی به دست میگرفت تا علیرضا در روشنایی آن کتابت کند.(3)
در شرح حال او نوشتهاند که به مقام و عظمت میرعماد نزد شاه عباس رشک میبرده و غبطه میخورده و به واسطه احساس خطر از میر و از دست رفتن جایگاه خود نقشه قتل او را کشیده است. ولی در منابع دست اوّل صفوی چنین مسألهای دیده نمیشود و علیرضا عباسی با داشتن آن مقام و نفوذ در دربار صفوی نمیتوانسته از یک خوشنویس دیگر که از حشر و نشر و رفت و آمد به دربار شاه پرهیز میکرده خطری را احساس کند.
او در سال 1007ق پس از آنکه صادقی بیگ افشار از منصب کتابداری کتابخانه سلطنتی کنار گذاشته شد. به این منصب گماشته شد و تا سال 1025ق در قید حیات بود.(1)
علیرضا عباسی در شعر و ادب هم دستی داشته و گاه اشعاری میسروده است از جمله:
تا خانهنشین شدی تو ای دُرّ خوشاب پیوسته مراست از غمت دیده پر آب
من خانه دل خراب کردم ز غمت تو خانهنشین شدی و من خانه خراب(2)
آثار به جای مانده از او به قرار زیر است:
دو کتیبه فوقانی داخل مسجد شیخ لطفاللّه اصفهان به خط ثلث در سال 1025ق
کتیبه سردر مسجد شیخ لطفاللّه اصفهان به خط ثلث در سال 1012ق
1) برای اطلاع بیشتر بنگرید به: کارنامه بزرگان ایران، ص198؛ تذکره خوشنویسان، ص30؛ فرهنگ معین، ج5، ص1203؛ دانشمندان آذربایجان، ص280؛ دایرة المعارف هنر، ص359؛ ریحانة الادب، ج4، ص94؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 304-310؛ الذریعه، ج9، ص757؛ سخنوران آذربایجان، ج1، ص555؛ لغتنامه دهخدا، ذیل «عباسی»، ص45؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 180-187؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص361؛ زندگانی شاه عباس اوّل، ج2، صص 53-57؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 35-38.
2) تذکره نصرآبادی، ج1، ص297؛ تذکره ریاض الشعراء، ج3، ص487.
کتیبه سردر باشکوه مسجد شاه [مسجد امام فعلی] اصفهان به خط ثلث، در سال 1025ق
کتیبه محراب مسجد مقصود بیگ در اصفهان به خط ثلث در سال 1011ق(1)
کتیبه سردر عمارت عالیقاپوی قزوین به خط ثلث(2)(که قسمتی از کتیبه فرو ریخته و تاریخ کتیبه مشخص نیست.)
کتیبه سنگی سردر کاروانسرای گنجعلی خان کرمان در سال 1007ق(3)
کتیبهای در صحن عتیق آستان قدس رضوی به خط ثلث
کتیبه زیر گنبد حرم مطهر آستان قدس رضوی به خط ثلث بر روی خشتهای طلا در سال 1016ق
کتیبه داخل بقعه خواجه ربیع در مشهد مقدس به خط ثلث (که قسمتی از کتیبه شامل تاریخ آن فرو ریخته است.) (4)
کتیبه سنگی رباط خرگوشی در ندوشن یزد، به خط ثلث در سال 1023ق(5)
کتاب «یوسف و زلیخا»یِ جامی که به خط نستعلیق در سال 980ق کتابت کرده و در کتابخانه آقای وحیدنیا در تهران وجود داشته است.(6)
مرحوم استاد مهدی بیانی چندین قطعه از آثار خوشنویسی خط نستعلیق او را که بین سالهای 1008 تا 1025ق نوشته شده است و در کتابخانههای سلطنتی سابق، ملک
(تهران) ، ملّی (تهران) ، آستان قدس رضوی، خزینه اوقاف استانبول، ملّی پاریس، عمومی لنینگراد (سن پطرزبورگ روسیه) ، بادلیان و چند مجموعه و کتابخانه خصوصی در تهران موجود است را معرفی کردهاند.(1)]
علیشاه اردستانی معروف به «ملاّ ذوقی» شاعر عارف [در قرن یازدهم هجری] در اصفهان گیوهدوزی داشته، با حکیم شفائی معاصر بوده و حکیم در هجو او و بیتی بزرگش قریب صد رباعی گفته [است.] در سال 1045ق در اصفهان وفات یافته، در مقبره پیر پینهدوز مدفون گردید.
از اشعار اوست:
نه شکوفهای نه برگی نه ثمر نه میوه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را(2)
علی صالح خسروی، از طایفه احمد خسروی بختیاری [از شعراء و ادبای قرن چهاردهم هجری] تولّدش به سال 1321ق (1282ش) جوانی بود تحصیل کرده و باذوق. چند سالی پس از اتمام معلومات مقدماتی، در کالج اصفهان به فراگرفتن زبان
1) احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص459.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص607؛ مزارات اصفهان، ص157؛ آتشکده اردستان، ج2، صص 408-410؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص389؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344) ، صص 115 و 116؛ تذکره آتشکده، (بخش سوم) ، ص942؛ تذکره غنی، ص53؛ تذکره حسینی، ص126؛ تذکره عرفات العاشقین، ج2، ص1340.
انگلیسی مشغول شد و سپس در سال 1309ش چندی به استخدام دادگستری و ثبت نجفآباد درآمد. دارای ذوقی شاعرانه و استعداد سرشاری بود. در سال 1322ش در سن چهل سالگی وفات کرد. از او اشعار زیادی باقی مانده است. از اوست:
تا شد ز چشم سرو قد آن نگار من صد جوی خون روان شده اندر کنار من
این روی زرد و دامن پرخون و چشم تر هستند ترجمان دل داغدار من(1)
آقا علیعسکر اصفهانی شیرازی متخلّص به «شایق» از شعراء و سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در بدو عمر از اصفهان به شیراز رفته و مصاحبت اهل حال و اصحاب ذوق و کمال را اختیار کرده است. عاقبت انزوا گزید و در کمال استغناء به دسترنج خیاطی امرار معاش مینمود. او اشعاری در مدح میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی سروده است. «دیوان اشعار» هم داشته است. رضاقلی هدایت در «مجمع الفصحاء» و میرزا عبدالباقی طبیب در «تذکره مدایح الحسینیّه» نام او را «علیاصغر» ضبط کردهاند.
این بیت از اوست:
دور از گل رخسار تو، در دیده دارم خارها خوار آیدم اندر نظر، بیروی تو گلزارها(2)
علیقلی آقا، از خَیّرین نیکوکار اواخر دوره صفوی و از خواجهسرایان حرم شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی بوده است. وی از ریشسفیدان و غلامان خاصّه دربار و برادر خسرو آقا بوده و آثار باقیمانده از وی قدرت و مکنت وی را میرساند. او دارای منصب یوزباشی غلامان خاصّه بوده است. علیقلی آقا بانی مجموعه بناهایی بوده که تاکنون اکثر آنها به صورت اولیّه موجود و مورد استفاده است.
آثار او در محلّهای که به نام خودش ساخته عبارتند از: چهارسوق و بازارچه و مسجد و حمام، سقاخانه، کاروانسرا، غسالخانه و مقدار زیادی موقوفات دیگر است.(1)
علیقلی خان چالشتری متخلّص به «شاهین» فرزند محمّدزمان خان بن محمّدمهدی خان چالشتری چهارمحالی [از شعرای قرن چهاردهم هجری.] در سال 1305ق در چالشتر متولّد شده و در سال 1362ق وفات یافته است.(2)[چندی در قصبات اصفهان مانند قمیشه و اردستان حکمرانی نموده و عاقبت آن امور را رها کرده و در زادگاه خود به زندگی عادی مشغول شده است.] این بیت از اوست:
از زلف تا فکنده تو به صورت نقاب را گردیده ابر تیره حجاب آفتاب را(3)
علیقلی خان لگزی داغستانی متخلّص به «واله» فرزند محمّدعلی خان بن مهرعلی خان بن الخاص میرزا (ملقب به صفیقلی خان) بیگلر بیگی ایروان شاعر ادیب، از شعرای قرن دوازدهم هجری.
پدر و جدّش از امرای معروف عهد صفوی و مصدر خدمات و صاحب مناصب بوده و نسب آنان به بنیعباس میرسد. و عم پدرش لطفعلی خان معروف به اعتمادالدّوله وزیر شاه سلطان حسین صفوی بوده و در موقع محاصره اصفهان از شغل خود معزول گردید. کوچه اعتمادالدّوله در محلّه بیدآباد اصفهان منسوب به اوست.
علیقالی خان در سال 1124ق متولّد گردید [در دو سالگی به همراه پدر که بیگلر بیگی ایروان بود به ایروان رفت و پس از فوت پدر در سال 1128ق به اصفهان مراجعت کرد.] پس از حمله افاغنه و محاصره اصفهان، از اصفهان فرار کرده [به بندرعباس رفت و از آنجا] به هند رفت و به خدمت سلاطین و امرای آنجا [از جمله محمّد شاه، پادشاه هند] وارد شده [مناصب چهار هزاری و پنج هزاری را به او دادند] و به «ظفرخان» ملقّب گردید.
وی سرانجام در سال 1170ق در شاه جهانآباد (دهلی) وفات یافت. مادّه تاریخ او این عبارت است:
«پیوست واله برحمت»
کتب زیر از اوست:
واله در سرودن غزل و رباعی طبعی روان داشته و به فارسی و ترکی شعر میسروده و در فراق دخترعموی خود اشعار بسیاری سروده است.
این بیت از اوست:
حُسن ز هر کجا کشد دامن ناز بر زمین عشق به پای او نهد روی نیاز بر زمین
علیقلی خان بن قرچقای خان ترکمان [از حکماء و دانشمندان قرن یازدهم هجری] در سال 1020ق متولّد گردیده و از شاگردان آقا حسین خوانساری و شمسالدّین حکیم جیلانی است. او در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان ساکن بوده است.(2)
[او در سال 1049ق با فرمان شاه صفی کتابدار کتابخانه سلطنتی در اصفهان شده است.(3)اغلب کتابهای او درباره حکمت و عرفان است. این کتابها از تألیفات اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 992 و 993؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص681؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344ش) ، صص 255 و 256؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1153 و 1154؛ فرهنگ معین، ج6، ص2189؛ ریحانة الادب، ج6، صص 298-300؛ تذکره حسینی، ص362؛ تذکره غنی، ص142؛ الذریعه، ج4، ص33؛ خزانه عامره، ص446؛ تاریخ تذکرههای فارسی، ج1، ص658.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص826؛ الرّوضة النّضره، ص410؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310.
3) خلاصة السّیر، ص286.
است و آن را در یک مقدمه و 3 باب تنظیم کرده است. نسخهای از آن نزد سیّد محمّدمهدی صدر موجود بوده است.(1)21. «نزهة الزّاهدین و تحفة العابدین» 22. «زبور العارفین و براق العاشقین» به عربی، در یک مقدمه و چهار زبور و یک خاتمه، که ملاّ یارعلی در سال 1247ق کتابت کرده و به شماره 757 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی قم موجود است.(2)]
ملاّ علیقلی بن محمّد خلخالی، از علمای ساکن مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان [در قرن یازدهم هجری] مؤلّف «شرح الوقت و القبله» از کتاب «روضة البهیه»(3)
[نحوی فاضل، عالم ادیب و شاعر منشی(4)از شاگردان آقا حسین خوانساری و حکیم شمسالدّین محمّد گیلانی(5)است. همشیره ملاّ نصراللّه واقف خلخالی است. در اغلب علوم زمان خود همچون: صرف و نحو، شعر و ادب، حکمت، معانی بیان و انشاء و نویسندگی مهارت داشت. شعر خصوصا غزل و قصیده را نیکو میسروده و «واقف» تخلّص داشت و در اصفهان به تدریس و افاده مشغول بود.(6)تا اینکه در سال 1115ق بر اثر ابتلاء به مرض استسقاء در اصفهان وفات یافت. کتابهای زیر از تألیفات اوست:
این بیت از اوست:
نیست روشنطینتان را از غم گردون ملال در دل دریا گره کی موج دریا میشود]
علیقلی جدیدالاسلام از علمای شیعه در اواخر دوره صفویه است. او کشیشی پرتغالی بود و اصلاً «آنتونیو دوژزو» نام داشت و برای تبلیغ مسیحیّت به اصفهان آمد و ریاست دیر آگوستینها را برعهده گرفت. او در 17 ربیع الاوّل 1109ق (14 سپتامبر 1697م به اسلام گروید و نام خود را به «علیقلی» تغییر داد.
او به اخباریگری گرایش داشت و شدیدا مخالف صوفیّه بود. همچنین در نقد عقاید مسیحیان و یهودیان کتابهایی را تألیف نمود و سرانجام در شوال 1146ق در اصفهان وفات یافت. کتب زیر از تألیفات اوست:
1) میراث اسلامی ایران، ج7، صص 11 و 12؛ الذریعه، ج12، صص 89 و 25 و ج25، ص179؛ فهرست خطی احیاء، ج7، ص332؛ تاریخ ایران اسلامی (صفویه از ظهور تا زوال) ، ج4، صص 430 و 431؛ دومین دوگفتار، ص67.
میرزا علیقلی خان مازندرانی اصفهانی [از فضلاء دوره قاجاریه] مؤلف تاریخ قاجاریه موسوم به «تاریخ ملکآرا» به نام شاهزاده محمّدقلی میرزا ملکآرا نوشته شده است. نسخه خطی آن به شماره 416 در کتابخانه ملک طهران موجود است.(1)
ملاّ علیقلی معانی، از گویندگان اوایل قرن یازدهم هجری. در ملازمت کارخانه شاه عباس روزگار به سر میکرد و گاهی شعر میسرود. امّا مابین او و حکیم شفائی کدورت و نقاری حاصل شده بود. این بیت از اوست:
زحمت مکش و روی مگردان ز گناهم بر دیده من پرده بود بخت سیاهم(2)
شیخ علیمحمّد [بن ابراهیم] دهاقانی، عالم فاضل [از علمای اواخر دوره قاجاریه است. در سال 1251ش در دهاقان متولّد شد و در نوجوانی پس از خواندن دروس مقدماتی نزد پدر به اصفهان رفت و] نزد حاج ملاّ حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد محمّد شهشهانی، حاج شیخ محمّدباقر مسجدشاهی نجفی تحصیل نمود. [و سپس به عتبات عالیات مشرّف شد و از حضرات آیات شیخ مرتضی انصاری و شیخ عبداللّه مازندرانی کمال استفاده را برده و به درجه اجتهاد نائل شد و به موطن خود مراجعت کرد امّا به دعوت آقانجفی به اصفهان آمده و] در دستگاه آقانجفی به فصل دعاوی و خصومات
پرداخته است. [او در حمایت از جنبش تنباکو رابط بین مرحوم میرزای شیرازی و آقانجفی اصفهانی بود که به همراه آقا منیرالدّین بروجردی که از طرف علمای اصفهان به سامرا رفت.
او سرانجام در سال 1326ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.(1)]
او پدرِ ادیب دانشمند شیخ نوراللّه دهاقانی مدیر روزنامه «نور شرق» است.
میرزا علیمحمّد شرف الواعظین بن ملاّ اسماعیل بن حاج ملاّ محمّدعلی بن حاج ملاّ عبدالعظیم بن محمّدتقی بیدگلی زوارهای از وعاظ اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در اصفهان سکونت نموده و در این شهر وفات یافته است. فرزندش محمّدعلی شرف الواعظین و پدرانش از علماء و وعاظ بودهاند.(2)
علیمحمّد بن اسماعیل سِدِهی اصفهانی [از خطاطان نسخنویس قرن سیزدهم هجری] نیمه دوم جلد پنجم «بحارالانوار» علاّمه مجلسی را در قرن سیزدهم هجری به خط نسخ کتابت نموده و خود نیز آن را مقابله کرده است. کتاب به شماره 7048 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
او در 6 ربیع الثّانی 1225ق کتابت نسخهای از «المناهج السّویّه» فاضل هندی را به
خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 1323 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(1)
همچنین در سال 1229ق کتابت نسخهای از «نقد الرّجال» میر مصطفی [تفریشی] را به خط نسخ به پایان رسانیده است. این کتاب به شماره 1307 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)
در اصفهان دو ناحیه به نام سده معروف است:
سِدِه لنجان معروف به سده غلامخاص
سِدِه ماربین مشهور به خوزان [و ورنوسفادران و فروشان، سه محلّه از سِدِه قدیم بوده و با پیوستن روستاهای مجاور آن مانند اَندوان، آدریان، هُرِستان به نام «همایونشهر» به شهر تبدیل شده و از سال 1357ش به نام «خمینیشهر» معروف شده است.]
شیخ علیمحمّد بن محمّدجعفر بن محمّدرحیم بن محمّدصالح بن محمّدشفیع بن حبیباللّه نجفآبادی اصفهانی نجفی، عالم فاضل و عابد زاهد. [از علمای قرن چهاردهم هجری] اجدادش از تجار خوشنام و معتبر بودند.
[او در نجفآباد متولّد شد و در اصفهان نزد جهانگیرخان قشقائی و آخوند کاشی تحصیل کرد. سپس به نجف رفت و در درس مرجع عالیقدر شیعه میرزا حسن شیرازی حاضر شد و سالها از درس او بهره برد. آنگاه به نجف اشرف بازگشته و در مدرسه هندی به تدریس معقول و منقول پرداخت. او از جامعه عزلت و دوری اختیار کرده و تا
آخر عمر بدون همسر و فرزند زندگی کرد و تمام روزهای سال (به جز ایّام عید فطر و قربان که روزه در آن حرام است) روزه میگرفت و همیشه در حال ذکر و مراقبه بود.
او جز کتابهایش دوست و مصاحبی نداشت. کتابخانه او در نجف بیش از چهار هزار مجلد کتاب داشت. وصی او حاج نظری شوشتری (صاحب حسینیه شوشتریها، کتابهای او را به کتابخانه شوشتریها منتقل کرد و در اختیار عموم قرار داد.
از شاگردان او میتوان به حضرات آیات: شیخ آقابزرگ طهرانی، سیّد جمالالدّین گلپایگانی، شیخ محمّدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) ، سیّد عبدالهادی شیرازی، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، حاج میرزا علی آقا ایروانی، سیّد شمسالدّین محمود مرعشی نجفی و سیّد شهابالدّین مرعشی نجفی اشاره کرد.]
وی سرانجام در سال 1332ق در نجف اشرف وفات یافت. [عارف ربانی سیّد احمد کربلائی تهرانی بر پیکرش نماز خواند] و در آن ارض اقدس مدفون گردید.(1)
شیخ علیمحمّد شریف فرزند آقا شیخ محمّدجواد بن محمّدحسن، از علماء و فضلاء [قرن چهاردهم هجری، مجتهد عالیقدر و زاهد صالح.] برادرِ شیخ احمد بیدآبادی و شیخ محمّدعلی شاهآبادی [در سال 1291ق در اصفهان متولّد شد] در نزد پدر و برادر تحصیل نمود. [پس از وفات پدر دانشمند خود به عتبات عالیات مشرّف شده و چندین سال در کاظمین به تحصیل پرداخت و از علاّمه جلیل مرحوم سیّد حسن صدر و شیخ محمّدتقی بن حسن آل اسداللّه کاظمی اجازه روایتی اخذ نمود. سپس به نجف اشرف رفته و چندین سال در آنجا اقامت نمود. آنگاه به ایران مراجعت نموده و مدّتی در تهران
1) نقباء البشر، ج4، صص 1622 و 1623؛ الذریعه، ج6، ص274؛ میرزای شیرازی، صص 172 و 173؛ دیباچه دیار نون، صص 244 و 245؛ آئینه اهل قلم، ص90.
نماز جماعت را در مسجد سراجالملک اقامه نمود.] مدّتی هم در مدرسه میرزا مهدی [در محلّه بیدآباد اصفهان] ساکن و به نوشتن سجلات شرعی اشتغال داشت. در اواخر عمر به نجف اشرف مهاجرت نموده و در آن ارض اقدس در سال 1373ق وفات یافته و در وادیالسلام مدفون گردید. [محلّ دقیق مدفن او را کنار مزار مرحوم فیروزآبادی، جنب باب طوسی در حرم مطهر حضرت علی علیهالسلام نوشتهاند از ایشان «رسالهای در صلاة مسافر» باقی مانده است.(1)]
میرزا علیمحمّد شریف قائنی متخلّص به «سُهائی» فرزند حاج محمّدحسن، شاعر و ادیب فاضل، از دانشوران اواخر دوره قاجاریه.
او نوه دختری میرزا محمّداسماعیل حسینی قائنی بوده و در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر علم و ادب آموخته است. او در اداره تلگراف اصفهان به فعالیّت پرداخته و به درجه سرهنگی نائل شده است. وی از نخستین عکاسان اصفهان بود و عکسهای زیبایی از آثار او به جای مانده است. در نقاشی و قلمدانسازی نیز مهارت داشته است. از جمله قلمدان زیبایی با موضوع جنگ هرات از او به جای مانده که آن را به حسامالسّلطنه فاتح هرات تقدیم کرده که نزد مهندس محسن فروغی موجود بوده است.
او سرانجام در سال 1316ق وفات یافته و در تکیه بابا رکنالدّین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
او شاعری قابل و ادیبی ماهر بوده و دیوان اشعارش نزد خانواده او موجود است.(2)
از اوست:
تا خم زلف دو تای تو شکن در شکن است دل شوریده ما کلبه بیت الحزن است
تار زلفت شکند رونق تاتار مگر حلقه زلف بتان خطّه چین و شکن است
میرزا علیمحمّد بن میرزا محمّدحسن میردامادی سدهی از اعقاب میر محمّداشرف علوی عاملی، عالم فاضل زاهد [از علمای قرن چهاردهم هجری] نزد علمای اصفهان بالاخص آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، حاج میرزا محمّدصادق مدرس خاتونآبادی، شیخ محمّدحکیم خراسانی، آقا سیّد مهدی درچهای و آقا میرزا احمد اصفهانی بوده و در سال 1352ق وفات یافته و جنب پدر در مقبره شاهزاده ابراهیم در قریه ورنوسفادران سِدِه اصفهان [خمینیشهر فعلی] مدفون گردید.(1)
علیمحمّد بن محمّدحسین اصفهانی، از کاتبان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. و نسخهای از «قرآن مجید» را در جمعه 18 صفر 1279ق به خط نسخ خوش کتابت نموده و در همان سال در مطبعه آقا میر محمّدباقر تهرانی چاپ سنگی شده است.(2)
میرزا علیمحمّد اژهای فرزند میرزا محمّدحسین بن میرزا علیمحمّد بن میرزا محمّدعلی بن ملاّ عبداللّه بن ملاّ علیاکبر اژهای، عالم فاضل متقّی و فقیه محقّق اصولی، از علمای معاصر اصفهان.
قبل از سال 1300ش در اصفهان متولّد شده و نزد علمای این شهر از جمله: سیّد صدرالدّین کوپائی، میرزا محمّدعلی معلم حبیبآبادی، مجدالعلماء نجفی، میرزا محمّد طبیبزاده، شیخ محمود مفید و سیّد مرتضی موحد ابطحی به تحصیل پرداخته و از آیات عظام سیّد محمّدحجت کوهکمری و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی به اخذ اجازه اجتهاد مفتخر شده است.
او سالهای طولانی اقامه جماعت در مسجد علی اصفهان را برعهده داشته و در عداد علمای طراز اوّل اصفهان بهشمار میرود. عمر شریفش را صرف عبادت و تحقیق و تحصیل و ارشاد مردم و حل مشکلات آنان نموده و یار معین ضعفاء بوده است. فرزند برومند او شیخ علیاکبر اژهای از مبارزان انقلاب اسلامی بود. که در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در تهران در روز 7 تیر 1360ش به شهادت رسید.(1)این عالم گرانمایه سرانجام در تاریخ 30 محرم 1432ق (مطابق با 15 دی 1389ش) وفات یافت و در مزار هارون ولایت اصفهان مدفون شد.
ملاّ علیمحمّد محلّهنوئی اصفهانی معروف به «غیاثالدّین جمشید ثانی» فرزند
1) بزم معرفت، صص 141-143.
محمّدحسین، عالم فاضل، از علماء ریاضی و مفاخر علمی [در قرن سیزدهم هجری.]
در سال 1215ق متولّد شده و تحصیل کرد. علیقلی میرزا اعتضادالسّلطنه وزیر علوم او را از اصفهان به طهران برده و مورد توجّه و التفات قرار داد. و او به تدریس و تألیف کتب پرداخته تا اینکه در 17 ماه صفر 1293ق در طهران وفات یافته و به خاک رفت.
وی اوّلین کسی از دانشمندان ایران است که جدول لگاریتم را اختراع نمود و شایسته بود که از تحقیقات علمیش به نفع مملکت استفاده شود.
کتب زیر از اوست:
دو فرزند صاحب عنوان میرزا عبدالوهاب منجم و میرزا عبدالغفار نجمالدّوله از دانشمندان آن عصر بودهاند.
ملاّ علیمحمّد محلّهنوئی برخی از کتب ادبی و ریاضی را کتابت کرده است از جمله «غیث الادب الذی انسجم فی شرح لامیة العجم» که آن را در سهشنبه 28 شوال 1267ق کتابت کرده و به شماره 2001 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 780 و 781؛ بیان المفاخر، ج2، ص235؛ مکارم الآثار، ج2، ص553؛ دائرة المعارف دانش بشر، ص37؛ دائرة المعارف الاسلامیه (جواهر کلام) ، ص59؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص268؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص482؛ زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی، ص439.
2) فهرست مشکوة، ج4، ص925.
است.(1)
میرزا علیمحمّد میردامادی بن حاج میرزا محمّدحسین سدهی، عالم فاضل و روحانی متنفّذ [در اواخر دوره قاجاریه] از شاگردان آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و برادر عالیقدرش میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) و حاج میرزا بدیع درب امامی [و شیخ محمّدباقر مسجدشاهی نجفی] و دیگران بوده و قبل از نیل به اجتهاد به سِدِه [خمینیشهر فعلی] مراجعت نموده و به اقامه جماعت در مسجد ملاّ محسن محلّه خوزان و ارشاد مردم پرداخت.
وی در رجب 1342ق به سن قریب به هفتاد سالگی وفات یافته در مقبره ملاّ محسن محلّه شمسآباد خوزان مدفون گردید.(2)
علیمحمّد بن حسین نجفآبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1260ق نسخهای از کتاب: «الهدایا» در نحو تألیف: ابوحیّان محمّد بن یوسف اَندُلُسی ساکن قاهره را کتابت نموده است.(3)
علیمحمّد بن محمّدحسین همدانی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] متوفّی 1079 مؤلف: «مرآة الصلاة فی اسرار الصلاة»(1)
علیمحمّد متخلّص به «شوّاخ» فرزند رجبعلی آرانی کاشانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. در «آران» کاشان متولّد شده و سپس به اردستان مهاجرت کرده و در روستای «قهساره» ساکن شده است. وی شاعری با فضل بوده و با شاعر مشهور میرزا محمّدعلی رجاء زفرهای معاشرت و رفاقت داشته است. سرانجام به حبیبآباد برخوار رفته و در آنجا وفات یافته است.(2)
درویش علیمحمّد حبیبآبادی بُرخواری متخلّص به «مسکین» فرزند عباس بن محمّدعلی بن باقر [از شعرای قرن چهاردهم هجری.] روزگار به مدّاحی و روضهخوانی میگذرانید و گاهی شعری میگفت. از شعراء متوسط بهشمار میرفت. بیشتر اشعارش در مدائح و مصائب میباشد. او در شب چهارشنبه 12 شوّال سال 1351ق در قریه حبیبآباد وفات یافت و در قبرستان عمومی آنجا مدفون گردید. این چند بیت در ورود حضرت امام حسین علیهالسلام به زمین کربلا از اوست:
چون که در میقاتگاه یار شد در تکلّم آن شه ابرار شد
با خدای خویشتن همراز گشت گوش حق با وحی حق انباز گشت
گفت آیم هر کجا دلخواه توست آیم آنجا من که قربانگاه توست(1)
حاج علی محمّد کثیری فرزند ملاّ عبداللّه، از دانایان قرائت و تجوید در عصر حاضر است. وی به تدریس قرآن و آموزش فنون قرائت مشغول بوده و کتابیدر «مناسک حج» مطابق با فتاوای آیةاللّه بروجردی به فارسی تألیف نموده که به چاپ رسیده است.
او در روز 18 اردیبهشت 1355ش وفات یافته و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شده است.(2)
میرزا علیمحمّد نظامالدّوله فرزند میرزا عبداللّه خان امینالدّوله بن حاج میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان قرن سیزدهم هجری.] در سال 1222ق متولّد شده و در اصفهان و طهران تحصیل علوم نموده، در سال 1247ق به اتفاق پدر به نجف اشرف مهاجرت نموده و به تکمیل علوم و تهذیب نفس و تألیف و تصنیف پرداخت. در فقه و اصول و حدیث و رجال و علوم ادبی و ریاضیات مهارت داشته [و شعر نیکو میگفته و «شعراء» تخلّص میکرده است.] او قریب 18 مجلّد کتاب تألیف کرده است.
مشارٌ الیه نزد صاحب جواهر و ملاّ مقصودعلی غروی و میرزا حسن بن ملاّ علی نوری و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل علوم و دانش نموده و از حاج ملاّ احمد نراقی اجازه روایت و اجتهاد داشته است (تاریخ اجازه مربوط به زمانی است که حاکم کاشان بوده است.)
[در حسن سیرت و صورت و کفایت و درایت معروف بود. پیوسته با ارباب کمال به سر میبرد و در نظم و نثر فارسی و عربی دست داشت و از علوم ریاضی و دینی بهرهور بود و در سواری و تیراندازی کمتر نظیر داشت. خط نستعلیق و نسخ را خوش مینوشت.
وقتی او به عتبات رفت شیخ مرتضی انصاری مکرّر میگفت: «وقتی نظامالدّوله در مجلس درس من نیست نمیدانم چه میگویم و وقتی هست آنچه میگویم با ملاحظه میگویم...»
مقام وی در دربار فتحعلی شاه به آنجا رسید که خواستگار خورشید کلاه (شمسالدّوله) دختر شاه (و طاوس خاتم تاجالدّوله اصفهانی) شد و با تشریفات مفصّل به عقد ازدواج وی درآمد ولی دیری نپائید که مورد بیمهری شاه واقع و به عراق فراری شد و در آنجا مدتی بلند آوازه زیست.]
سرانجام در 8 ذیحجه سال 1276ق در نجف وفات یافته در مدرسه صدر مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم وجود دارد.8. «شهاب الثّاقب» در ردّ «صواعق» ابنحجر9. «کشف الابهام» در فقه 10 و 11. دو کتاب در «رجال» 12. «کتابی در ترجمه 19 نفر از بزرگان اهل سنّت و ردّ بر آنها از کتب اهل سنّت» 14. «معارج القدس» در حکمت و کلام و توحید و عدل 15. «نورالابصار» و غیره
شش پسر داشته [که از فضلاء آن عهد بودهاند] حاج اسداللّه خان نظامالعلماء، حاج امین آقا، حاج علی آقا، مرتضی قلیخان، حاج نجفعلی میرزا و شیخ بهاءالدّین محمّد
این شعر از اوست:
دوش که بودم حریف چنگ و چغانه مطرب مجلس نواخت این به ترانه
زلف طرب را می است شانه به تحقیق می چو نباشد نه زلف باد نه شانه(1)
علیمحمّد بن آقا علی سیچانی اصفهانی [از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری.] در چهارشنبه 4 شوال 1244ق به دستور آخوند ملاّ حسین جزینی کتابت نسخه ای از «روادع النّفوس» میر محمّدصالح خاتونآبادی را به خط نسخ به پایان رسانیده و نسخه به شماره 1931 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی قم موجود است.(2)
همچنین او در روز 27 محرم سال 1245ق نسخهای از کتاب «انساب النواصب» تألیف: مولی علی بن داود خادم استرآبادی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 4309
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 390 و 391؛ ماضی النّجف، ج3، ص482؛ فوائد البهیه، ص83؛ فهرست مرعشی، ج8، ص38؛ صدر التواریخ، ص108؛ تاریخ عضدی، صص 71-78؛ الکرام البرره: خطی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 483 و 484؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2111 و 2112؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص485.
2) فهرست مرعشی، ج5، ص299.
در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
میرزا علیمحمّد ابریشمکار متخلّص به «فنائی» [فرزند ملاّ علی] شاعر ادیب معاصر متوفّی در جمعه 29 صفر 1368ق مدفون در صحن تکیه ریزی در تخت فولاد اصفهان. این دو بیت از اوست:
رخش سعادت همه جا تاختم در دل هر ذرّه تو را یافتم
در دل هر ذرّه تو ای نوربخش از ره بخشندگی ما را ببخش(2)
میرزا علیمحمّد زفرهای متخلّص به «ینبوع» فرزند ملاّ محمّدعلی بن حاج محمّداسماعیل زفرهای کوهپایهای اصفهانی، فاضل طبیب و شاعر ادیب، از دانشوران قرن چهاردهم هجری. طبع روانی در شعر داشته و اغلب اشعارش در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهمالسلام است و «منبع الرّزیّه» نام دارد و نزد محقّق ارجمند آقای محمّدحسن رجائی زفرهای موجود بوده است. علاوه بر شاعری طبابت هم میکرده و در طب شاگرد میرزا حیدرعلی طبیب (حیدرزاده) فرزند ملاّ محمّدعلی حکیمباشی زفرهای بوده است.
سرانجام او در راه مسافرت به مشهد مقدس در سال 1383ق (مطابق 1342ش) وفات یافت و در قبرستان سه دختران شهر ری به خاک رفت.(3)
میرزا علیمحمّد بن ملاّ محمّدعلی بن ملاّ عبداللّه بن ملاّ علیاکبر اژهای، عالم فاضل، فقیه محقّق عابد زاهد و ادیب شاعر [از علمای اواخر دوره قاجاریّه] متخلّص به «شریفی» [در شب 15 شعبان] 1266ق متولّد شده [و در 18 سالگی به نجف اشرف رفته و مدت 9 سال نزد اساتید آنجا از جمله ملاّ محمّدفاضل ایروانی تحصیل نمود. آنگاه به اصفهان آمده به ارشاد مردم و اقامه جماعت در مسجد علی پرداخت.(1)]
او مؤلف مجموعهای در آداب و اخلاق است که آن را در آخر کتاب «نماز شب» جدّش ملاّ علیاکبر اژهای به طبع رسانیده است. سرانجام در شب شنبه 12 صفر سال 1232ق وفات یافته و جنب مزار پدرانش در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
این شعر از اوست:
خدایا به حق بنی فاطمه مرا با خودت آشنائی بده
که خورسند باشم به وقت رحیل مرا دستگیری کن ای من دخیل
همه عمر ضایع چو من کردهام ز اعمال و کردار شرمندهام
به حق حقّانیّتت ای خدا کنی رحم بر ما بهر دو سرا
تو توفیق ده تا که مردانهوار گذشتی کنم من از این روزگار
همه حال من حال مجذوب کن که امر تو باشد یکن بعد کن
«شریفی» چو همیان عصیان شده است ندارد به جز رحمت تو به دست(3)]
شیخ علیمحمّد بن شیخ غلامحسین شوشتری، عالم زاهد از علمای اخیار [در اواخر دوره قاجاریّه] و از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر نجفی بود. در 8 شوال 1336ق وفات یافته و جنب لسان الارض مدفون گردید.(1)
حاج سیّد علیمحمّد مدرس صادقی بن آقا سیّد محسن میر محمّد صادقی، شاعر و ادیب اصفهان در قرن چهاردهم هجری.
در 19 صفر 1294ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیلات خود را انجام داده و از بدو تأسیس تشکیلات دادگستری به عنوان وکیل به خدمت پرداخته و در عداد وکلای طراز اوّل دادگستری اصفهان قرار گرفت. گاهی شعر میگفت و «مدرس» تخلّص میکرد. او در یکی از مساجد اصفهان نماز جماعت را اقامه مینمود.
وی در پنجشنبه 19 ذیحجة الحرام 1392ق وفات یافت و در تکیه میر محمّد صادقیها [واقع در گلستان شهدای فعلی] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
او تألیفاتی داشته که از آنها فقط «شرح دعای سمات» و «شرح دعای صباح» به چاپ رسیده است.(2)
علیمحمّد طبیب بن میرزا محمّد اصفهانی [از اطبّاء قرن سیزدهم هجری] ساکن طهران. در سال 1295ق حیات داشته است. به دستور او کتاب «احکام الامراض» تألیف: عبدالکریم طبیب طهرانی را نوشتهاند. نسخه به شماره 6431 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میرزا علیمحمّد اصفهانی متخلّص به «حکیم» فرزند محمّد بن علیمحمّد بن محمّدقلی کرونی اصفهانی، عالم فاضل، حکیم عارف و ادیب شاعر، از دانشمندان دوره قاجاریه.(2)[در حدود سال 1261ق در فریدن، از توابع استان اصفهان متولّد شده و به همراه برادرش صفای اصفهانی به اصفهان آمده و نزد علمای این شهر به تحصیل پرداخت. سپس به طهران رفته و نزد آقا محمّدرضا قمشهای و آقا علی مدرس زنوزی حکمت و عرفان را فراگرفت. او حجرهای در مدرسه صدر واقع در جلو خان مسجد شاه طهران گرفته و به تدریس پرداخت، اما به خاطر کجخُلقی به خاطر ابتلا به بیماری شاگردان چندانی نداشت. شیخ فاضل بن حسن لنکرانی مؤلف «حاشیه بر شرح منظومه» از شاگردان اوست. حکیم در اواخر عمر به تدریس در مدرسه علوم سیاسی طهران مشغول شد. و سرانجام در شب پنجشنبه 21 جمادی الاولی سال 1343ق (مطابق 26 قوس 1303ش) در حجره خود در مدرسه صدر وفات یافت. او مانند برادرش حکیم صفای اصفهانی تا آخر عمر مجرّد زیست و همسر اختیار نکرد. از او اشعاری به جای مانده که هنوز به طبع نرسیده است.
از اوست:
از دور عکس روی تو دیدن چه فایده دیدن گل و به گل نچیدن چه فایده
دیدن خوش است لالهرخان را به چشم خویش تعریفشان ز غیر شنیدن چه فایده(1)]
میرزا علیمحمّد چهارمحالی اصفهانی متخلّص به «طغرل» ملقب به «شمسالشّعراء» فرزند میرزا محمود بن ملاّ محمّد بن ملاّ ملک احمد لاوی سمیرمی، شاعر و ادیب فاضل. در سال 1274ق متولّد شده و در اصفهان به کسب علم و ادب پرداخت. ابتدا «شهاب» تخلّص مینموده و سپس آن را به «طُغُرل» تغییر داد. در شعر و ادب دستی توانا داشته و انواع شعر خصوصا غزل و قصیده را نیکو میسروده و در فن مادّه تاریخگوئی مهارت داشته است. نمونه قطعات مادّه تاریخش در ابنیه و عمارات اصفهان نظیر مسجد جنب حمام کوچه قصر منشی، مسجد رکنالملک و تکیه حاج محمّدجعفر آبادهای در تخت فولاد موجود است و بر قدرت شاعری او دلالت دارد.
وی سرانجام در سفر خراسان، در سمنان در دوشنبه 13 رجب المرجب سال 1332ق وفات یافته و جنازهاش توسط مرتضی قلیخان نایبالسّلطنه به مشهد مقدس حمل و در پای پنجره فولاد در حرم مطهر حضرت امام رضا علیهالسلام مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) منتخب معجم الحکماء، ص134؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفاء، ص300؛ دیوان اشعار حکیم صفای اصفهانی: مقدمه؛ شواهد الرّبوبیه: مقدمه، ص صد و بیست و نه؛ شرح حال رجال ایران، ج6، ص170؛ دیباچه دیار نون، صص 215 و 216؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص188.
تألیف قبل است 3. «منتخبات اشعار مسعودی»4. «جزائر بریطانیا»5. «تاریخ روسیه» این کتابها در کتابخانه عمومی فرهنگ اصفهان موجود بوده است.(1)
میرزا علیمحمّد معلّم بن میرزا یوسفخان شهدادی نائینی [فاضل و ادیب خوشنویس در اوایل قرن چهاردهم هجری] ساکن اصفهان. پدرش طبیب و داروساز بود. صاحب عنوان در اصفهان تحصیل کرد. مدّتی در نائین مدرسه ایجاد کرد. پس از تعطیلی آن به اصفهان آمد و در کمال عزّت به شغل مُحَرّری روزگار میگذرانید. خط نسخ را شیرین مینوشت. مردی وارسته و درویش مسلک بود و در فروردین 1325ش در اصفهان وفات یافت.(2)
میرزا علیمحمّد بن حاج میرزا هادی بن سیّد عبدالکریم بن میر محمّدهادی حسینی دولتآبادی، از فضلاء قرن چهاردهم هجری. در حدود 1290ق متولّد و در 7 محرم 1345ق در طهران وفات یافت.(3)
سیّد علیمحمّد موسوی طلب متخلّص به «حشمت» از فضلای اوایل قرن سیزدهم
1) حدیقة الشعراء، ج2، صص 1121 و 1122؛ دیوان طرب: مقدمه، ص247؛ مکارم الآثار، ج6، ص2072؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، صص 124-126، 158 و 348؛ ماهنامه وحید، شماره مسلسل 57، سال پنجم، ص565؛ نامه سخنوران، ص116؛ آثار ملّی اصفهان، ص628؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج2، صص 116 و 117.
2) تاریخ نائین، ج4، ص44.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1000.
هجری. در جمعه 21 صفر 1208ق کتاب «تحفة الابرار» یا «شرح صحیفه هرمس» تألیف: شیخ محمّد قمری مصری را به خط نسخ و به دستور میرزا محمّدحسن شهریار ملکی دارالسّلطنه اصفهان کتابت کرده است. این کتاب در کتابخانه آیتاللّه حججی در نجفآباد موجود است.(1)
علیمحمّد ساوجی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در شنبه غرّه رمضان 1244ق کتابت نسخهای از جلد دوّم «قوانین» را به خط نسخ در اصفهان به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 450 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(2)
شیخ علیمحمّد سدهی، از اهالی فتحآباد خوزان از بلوک سده ماربین [خمینیشهر فعلی] بود. از ادباء و شعرای قرن چهاردهم هجری است و بیشتر اشعارش در مرثیه و مصیبت میباشد. در حدود سال 1365ق وفات یافت.(3)
میرزا علیمحمّد طبیب کرونی اصفهانی [از دانشمندان و اطباء فاضل اواخر دوره قاجاریه.] در طهران ساکن بوده و به طبابت میپرداخته و منظور نظر ناصرالدّین شاه قاجار بوده است.
از تألیفات اوست:
میرزا علیمحمّد فرهوشی (مترجم همایون) فاضل ادیب. از فرهنگیان قدیمی [در قرن چهاردهم هجری] سالها در اصفهان و طهران مصدر خدمات بود. به زبان عربی، فرانسه و انگلیسی تسلط داشته و کتب زیادی ترجمه نموده و بسیاری از آنها را به طبع رسانده است.
[او در سال 1254ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل علوم مقدماتی، در تهران و استانبول تحصیل کرد و سالهای دراز در مدارس تهران و ولایات عهدهدار تدریس زبان فرانسه بود. او مدارس همایونی زنجان و انوشیروان دادگر و فیروز بهرام را پایهگذاری کرد و در بسیاری از شهرهای ایران چون زنجان، ارومیه، کرمان، تبریز و اصفهان سمتهای فرهنگی داشت تا اینکه در سال 1328ش بازنشسته شد. او را باید از مؤلّفین نخستین کتب درسی جدید شمرد.]
وی در شعبان 1388ق [مطابق 1347ش] در طهران وفات یافت. این کتابها از آثار اوست:
داستانهای تاریخی و باستانی3. هفت مجلد «حساب» و «هندسه» جهت دبستانها و دبیرستانها4. ترجمه «سفرنامه از خراسان تا بختیاری» تألیف: هاری رنه دالمانی5. ترجمه «سفرنامه مادام دیولافوا» [6. «اصول جبر و مقابله»7. «جغرافیای رهنما»8. «حساب جدید مظفری»9. «حساب ابتدائی» مفصل10. «حلل المسائل جبر» 11. «دستور دانش» 12. ترجمه «ربنس سویس» 13. «علم الاشیاء» 14. «کتاب نیکلا» درباره تاریخ باب 15. ترجمه «ایران، کلده، شوش» نوشته: مادام دیولافوا
فرزندش دکتر بهرام فرهوشی (1304-1371ش) دانشآموخته دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دارنده دکتری تمدن و السنه و ادیان ایرانی از دانشگاه پاریس، از محقّقین پرکار زبان و فرهنگ ایران قبل از اسلام بوده و کتب فراوانی در این باب منتشر ساخته است.(1)]
شیخ علیمحمّد فقیه حبیبآبادی، عالم فاضل، در روستای «حبیبآباد» بُرخوار متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از فضلاء از جمله آقا سیّد محمّدباقر درچهای و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی [و جهانگیرخان قشقائی] به تحصیل پرداخته و سپس به انجام وظایف شرعی مشغول شد. وی در شب جمعه 17 ربیعالاوّل سال 1385ق وفات یافته و در صحن تکیه جویبارهایها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
حاج ملاّ علیمحمّد کربکندی طبیب، از شاگردان حاج محمّدباقر حکیمباشی و در حذاقت و اصابت رأی و تشخیص بیماریها شهرت و عنوان داشته است. وی پس از وفات در قبرستان شاهزاده محمود واقع در دولتآباد بُرخوار اصفهان مدفون شد.(1)
علیمراد رئوفی متخلّص به «مسرور» فرزند محمّدحسین از شعرای قرن چهاردهم هجری. در حدود سال 1315ق در بروجن متولّد شده و تحصیلات خود را در مکاتب قدیم انجام داد. از اوان جوانی به شعر و شاعری رغبت مینمود. دیوانی قریب 2500 بیت (از غزل و مخمس و غیره) داشت. از اوست:
سر زلفت بود حبل المتینم جمالت قبله دنیا و دینم
صراط المستقیم ابروانت لبت سرچشمه ماء معینم(2)
حاج میرزا علینقی، از خوشنویسان اصفهان در اواخر عهد قاجاریه است. خط نستعلیق را خوش مینوشت. از آثار او خطوط کتیبه سقاخانه امامزاده احمد اصفهان به تاریخ ربیعالاوّل 1321ق است.(3)
میر علینقی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری. وفاتش در سال 1205ق روی داده و قبرش در تکیه مجلسی جنب مسجد جامع(1)[واقع شده است.]
علینقی اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در اوایل قرن یازدهم هجری است. در مجموعه آقای آیدین آغداشلو در تهران قطعهای به خط او و مورّخ به سال 1002ق وجود دارد.(2)
علینقی اصفهانی متخلّص به «انور» [از سخنوران قرن دوازدهم هجری] شاعر ادیب. پیشه صحّافی داشت.(3)[در علوم غریبه هم مهارت داشت. در هنگام محاصره اصفهان به دست افاغنه، به قصد فرار از شهر بیرون آمد، امّا در همین اوقات وفات یافت. این مطلع از اوست:
در جهان ای جان به تنگ از عالم جسمانیم تا اسیر قید هستی گشتهام زندانیم(4)]
میرزا سیّد علینقی خان سرتیپ متخلّص به «اوحدی» فرزند میرزا احمد طبیب [از شعراء و ادبای اواخر دوره قاجاریه در اصفهان] از خاندان حکیم سلمانی (کلانتری) و از منسوبین به معتمدالدّوله نشاط بوده و غالبا خود را «نشاطی» میخوانده است. مردی فاضل و عارف مسلک بوده و با نابینائی، هم تأسیس مدرسه برای فرهنگ کرده و هم تشکیل انجمن ادبی داده و در ترویج علم و فرهنگ بسیار کوشا بود و مشارٌ الیه را باید یکی از بنیانگزاران فرهنگ جدید در اصفهان دانست.
او در 9 جمادی الاولی 1339ق وفات یافته است.(1)
میرزا علینقی حکیم الممالک بن حاج آقا اسماعیل جدیدالاسلام بن ملاّ بابا کلیمی اصفهانی، فاضل ادیب و شعر. [از فضلای اواخر دوره قاجاریه] پدرش در دستگاه فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه پیشخدمت سلام بود. پس از فوت او پسرش علینقی جانشین او شد. او در دارالفنون طب را آموخت. در سال 1272ق به سمت نایب سفارت عازم اروپا شد. در سفر دوم ناصرالدّین شاه به اروپا ملازم رکاب بود. او حکومت برخی از شهرهای ایران را یافته و عاقبت در سال 1321ق در طهران وفات یافت.(2)
[در طب شاگرد میرزا ابوالحسن سلطان الاطبّاء اصفهانی بوده و «روزنامه سفر به خراسان» از تألیفات او به چاپ رسیده است.]
حاج میرزا علینقی مسألهگو فرزند سیّد اسماعیل بن میر محمّدعلی حسینی [بن میر محمّداسماعیل بن احمد بن میر محمّدمهدی حسینی خاتونآبادی]، واعظ خبیر و عالم جلیل، [از وعاظ اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
به علم و فضل و تقوی بین الاقران معروف بود و پس از فوت [در روز 23 شعبان 1352ق] در قسمت شمال غربی مسجد مصلی در فضای تخت فولاد مدفون گردیده و پس از چندین سال به اعتاب مقدسّه نقل گردید.(1)
[شیخ عبدالجواد خطیب ضمن مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین گوید:
از پی تاریخ او «خطیب» رقم زد: «در مه شعبان علینقی بجنان شد»(2)]
سیّد علینقی بن اسماعیل موسوی بیدآبادی، از فضلای قرن سیزدهم هجری و از اهالی محلّه بیدآباد اصفهان. در سال 1231ق مجموعهای شامل کتابهای «معارج» علاّمه مجلسی، «مبادی» علاّمه حلّی، «تهذیب» علاّمه حلّی و «شرح بدایه» شهید ثانی را به خط نسخ خود کتابت نموده که به شماره 119 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
سیّد علینقی بن محمّداسماعیل واعظ قاری اصفهانی [از وعاظ اهل منبر در قرن چهاردهم هجری] در شب 29 جمادی الثّانی سال 1316ق کتاب «التبر المذن» در فضائل و مناقب حضرات معصومین را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7330 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
شیخ علینقی بن شیخ محمّدتقی کمرهای اصفهانی، از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری است. وی در روز 23 صفر 1130ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
علینقی بن رمضانعلی، عالم فاضل ادیب در قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از کتاب «تهذیب الاحکام» را کتابت کرده و علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی در اواخر جمادی الثّانی 1071ق جهت او اجازه نوشته و از او به عنوان «المولی التّقی الورع» یاد کرده است.(3)
این رباعی از اوست:
ای آنکه به بزم احدیّت یکتای جز احمد مرسل تو نداری همتای
مدّاح تو در لجّه غم غوطه خورد دستش ز کرم گیر و بگو با ما آی(1)
ملاّ علینقی مازندرانی متخلّص به «سابق» فرزند ملاّ محمّدصالح ساروی مازندرانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [در سال 1042ق.] در اصفهان متولّد شده و تحصیل نموده است. سرانجام به هند رفته و اورنگ زیب را مدح نمود. [و به امر او مثنوی در غزوات اورنگ زیب سروده است. او در حدود سال 1082ق وفات یافته است.]
نویسنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی] گوید: در «تذکرة الانساب» و «الفیض القدسی» وی را از اولاد مولی محمّدصالح مازندرانی، از آمنه خاتون نام نبردهاند. لکن علاّمه طهرانی در «الذریعه» وی را سبط مولی محمّدتقی مجلسی مینویسد.(2)
[این شعر از اوست:
رام ما گشت فلک از غم پنهانی ما هست داغ دل ما مهر سلیمانی ما
دیده به هر سو فکنم از تو نشان میبینم نیست بیهوده درین بادیه حیرانی ما]
علینقی بن علیبیگ ابهری جی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در نیمه
ذیقعده سال 1120ق کتابت نسخهای از «منهج الیقین و صحیفة المتقین» در فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام تألیف: مولی محمّدرضی بن محمّدنصیر مجلسی را به پایان رسانیده و کتاب به شماره 226 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
[همچنین نسخهای از «مقباس المصابیح» تألیف علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی را در 28 جمادی الاوّل 1125ق کتابت کرده که به شماره 98 در کتابخانه مدرسه بروجردی کرمانشاه موجود است.(2)]
حاج میرزا علینقی بن ملاّ علی بن جمشید نوری، عالم فاضل ادیب شاعر. از فضلای قرن سیزدهم هجری در اصفهان است. اشعاری بر حاشیه «رقیمة النوریّه» تألیف پدر خود، به مناسبت مقام سروده است.(3)
[از تألیفات حاج میرزا علینقی «شرح شواهد مغنی اللّبیب» است که در سال 1281ق تألیف کرده که به خط نستعلیق زیبای مؤلّف به شماره 4756 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)همچنین به دستور او در سال 1253ق نسخهای از «منتهی السؤل فی شرح الفصول النّصیریه» را کتابت نمودهاند.
این شعر از اوست که در حاشیه «الرقیمة النوریّه» نوشته است:
فعل ما شد لفظ و معنی فاعل است از جهان بیرون و در وی داخل است
آنکه در دیوار قالب نقش شد در فلک هم حق یکتا قابل است(5)]
میرزا علینقی سجادالواعظین فرزند میر سیّد علی طباطبائی بن سیّد محمّدرضا صدرالذّاکرین، از خطباء و وعاظ اصفهان در قرن چهاردهم هجری. وی در 10 شعبان 1404ق وفات یافته و در تکیه جویبارهایها واقع در تخت فولاد مدفون شد.(1)
حاج میرزا علینقی بن میرزا محمّدعلی بن امیرمحسن بن محمّدسلیم بن امیر برهانالدّین موسوی زنجانی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، فقیه ادیب نبیل [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن سیزدهم هجری که در زنجان متولّد شده و برای تحصیل] به اصفهان مهاجرت نموده است و در این شهر پس از وصول به مقامات عالیه علم و اجتهاد به تدریس و اقامه جماعت در مسجد خیاطها که آن را مسجد زنجانیها نیز گویند اشتغال جسته [است.] دارای تألیف و تصنیف بوده و در [روز جمعه 26] صفر المظفّر 1258ق وفات یافته و در تخت فولاد جنب فاضلان مدفون گردید.
دارای خطی نیکو بوده و حواشی بر کتاب «ذریعة الضّراعه» تألیف فیض کاشانی نگاشته و نسخه آن در کتابخانه آستانه رضویه موجود است.(2)
[محمّدحسین ضیاء اصفهانی شاعر معاصر میرزا علینقی در مرثیه او شعری سروده و در آن مادّه تاریخ وفات را چنین گفته است:
از پی تاریخ او کلک «ضیا» زد رقم: «رفت بسوی جنان هادی راه یقین»
این نسخهها به دست میرزا علینقی زنجانی کتابت شده است:
حاج سیّد علینقی ثقةالشّریعه فرزند سیّد محسن میر محمّد صادقی بن آقا سیّد محمّدباقر بن میر سیّد علی حسینی، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
در غرّه صفر 1291ق در اصفهان متولّد [شده] و به درس آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آقا میر محمّدتقی مدرس و آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی حاضر شد. سپس در مسجد محلّه نو به امامت و نشر احکام پرداخته و هم در این شهر در سال 1376ق وفات یافت.(4)
علینقی بن محمّدمحسن بن محمّدرضا امامی [از خطاطان و کتیبهنگاران بزرگ عهد صفویه] که در بیشتر مساجد اصفهان از نوشتههای او آثاری موجود است و از سال 1112ق (مسجد جامع) شروع و به 1122ق (مسجد علیقلی آقا) ختم میشود.(1)
[در ثلثِ شیوه جدّش محمّدرضا (ثلث شیوه ایرانی) از اساتید مسلّم و کتیبهنگاران چیرهدست تاریخ هنر ایران بهشمار میرود. علاوه بر ثلثنویسی، خط نستعلیق را نیز خوش مینوشته و کتیبههای نستعلیق او در مساجد اصفهان موجود است.(2)]
حاج سیّد علینقی فیضالاسلام فرزند آقا سیّد محمّد دیباجی سدهی اصفهانی، از علمای عالیقدر معاصر در سال 1322ق (مطابق با 1284ق) در «فروشان» از توابع سِدِه ماربین (خمینیشهر کنونی) متولّد شد و علوم مقدماتی را نزد مادرش حیات سلطان (دختر آقا ملاّ محمّدصادق بن ملاّ آقابابا سدهی) که زنی عالمه و فاضله و زاهده بود فرا گرفت. همچنین نزد برادرش آقا سیّد غیاثالدّین درس خواند. سپس به اصفهان رفت و چندی به تحصیل مشغول بود. آنگاه راهی عتبات عالیات شد و نزد حضرات آیات: آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج شیخ محمّدکاظم شیرازی، حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ علیاکبر نهاوندی در فقه و اصول کسب فیض کرد. همچنین فلسفه و عرفان را از شیخ علی اکبر نهاوندی فرا گرفت.
او پس از سالها تحصیل، با دریافت اجازات نقل حدیث و اجتهاد از اساتید خود به ایران بازگشت و در تهران ساکن شد و در طول 40 سال اقامت در این شهر به ترجمه و تفسیر قرآن، نهجالبلاغه و صحیفه سجّادیه پرداخت که به چاپ رسید. ترجمه او از این سه کتاب و خصوصا «نهجالبلاغه» مورد استقبال زیاد قرار گرفت و چندین بار تجدید چاپ شد.
او عالمی سادهزیست، متواضع و عاشق خاندان اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام بود و سرانجام در اردیبهشت 1364ش وفات یافته و در قبرستان بهشت زهرای تهران مدفون شد.
از آثار دیگر او میتوان به «خاتون دو سرا» در شرح حال حضرت زینب (سلاماللّه علیها) و «الافاضات الغرویّه فی اصول الفقهیّه» اشاره کرد.(1)
علینقی بن شمسالدّین محمّد قهپایهای اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. او در 27 شعبان 1085ق نسخهای از کتاب «الکافیة فی النّحو» را به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 8746 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)
میرزا علینقی ملقّب به «مشیرلشکر» فرزند میرزا محمّدفروغ نائینی اصفهانی، ادیب فاضل و منشی دانشمند، در قرن سیزدهم هجری.
او در خاندان علم و فضیلت که اغلب اهل ادب و دانش و عالمان دین بودهاند زاده شد و تربیت یافت. در نائین و اصفهان و تهران علم و ادب آموخت. اعتماد السّلطنه در
«المآثر و الآثار» او را در ذیل اصحاب علم و کمال آورده و نوشته است:
«در فروع و اصول و غالب فنون منقول، از اساتید و فحول است. سطوح فقهیه لا سیّما روضه بهیّه را به اقتداری تدریس میکند که متفقّهی محتشم بلکه مجتهدی مُسلَّم»
مشیرلشکر در دستگاه نایب السلطنه کامران میرزا که عهدهدار وزارت جنگ بود به عنوان لشکرنویس و با لقب «مشیرلشکر» به نویسندگی و منشیگری مشغول بوده است.
سال وفات او به دست نیامد.
از آثار او رساله «مآثر الصّدریه» است که نسخهای از آن نزد آقای جلال بقائی نائینی موجود بوده است و محقّق یگانه استاد ایرج افشار این رساله را تصحیح و در کتاب دفتر تاریخ به چاپ رسانده است.(1)
علینقی بن محمّدمؤمن بن حاج محمّد بن حاج میرزا علی ابهری جی اصفهانی، از کاتبان اواخر قرن یازدهم هجری است. خط نسخ را خوش مینوشته و همچون پدرانش به کتابت مشغول بوده است. او ظاهرا در اوایل قرن دوازدهم هجری نسخهای از جلد دهم کتاب «تفسیر الائمه» تألیف: میرزا محمّدرضا نصیری طوسی واقعهنویس را کتابت کرده که در کتابخانه علاّمه محقّق حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(2)
شیخ عزالدّین علینقی بن ابوالعلا محمّدهاشم طغائی کمرهای شیرازی اصفهانی [از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل، فقیه زاهد جلیل القدر، جامع معقول
و منقول. در شیراز خدمت سیّد ماجد بحرانی و در اصفهان نزد شیخ بهائی و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل نموده و در شیراز منصب قضاوت [داشت.] و در اصفهان پس از عزل میرزا قاضی از شیخالاسلامی، به دستور جناب خلیفه سلطان، شیخالاسلام گردیده و تا سال فوت یعنی سال 1060ق در این منصب بوده است.
مرحوم شیخ علینقی در اصفهان وفات یافته و در زمین تخت فولاد مدفون گردیده و قبر او را در حدود تکیه آقا رضی شیرازی جنب تکیه آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی مینویسند. [امّا] آثار قبر ظاهر نیست.(1)
[مؤلّف فقید و اغلب شرح حال نویسان، شرح حال شیخ علینقی کمرهای (شاعر عصر شاه عباس صفوی) با شیخ علینقی طغائی کمرهای (شیخالاسلام اصفهان) را در هم آمیخته و آن دو نفر را یک نفر دانستهاند که چنین نیست.
آنچه هم که در مورد محل دفن شیخ علینقی طغائی کمرهای نوشته شده، صحیح نیست. زیرا کمرهای در شیراز وفات یافته و ظاهرا همانجا به خاک رفته است.]
کتب زیر از اوست:
[1. «اثبات الواجب» موجود در کتابخانه میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران(2)] 2. «الادعیة و الاحراز» [که آن را در سال 1048ق در هنگام جنگ سپاهیان سلطان مراد چهارم عثمانی با شاه صفی در بغداد تألیف نموده است.(3)3. «التّحفة الفاخرة» که پس از تألیف آن را به شاه صفی اهداء کرده است.] 4. «الجامع الصفوی» [کتابی مفصّل در
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص830؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، صص 36 و 37؛ امل الآمل، ج2، ص208؛ ریاض العلماء، ج4، صص 271-276؛ روضات الجنّات، ج4، صص 366-374؛ ریحانة الادب، ج6، ص234؛ معجم المؤلّفین، ج7، ص255؛ الروضة النضره، صص 419 و 471؛ الاعلام، ج5، ص182؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص386؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص461.
2) الروضة النضرة، ص419.
3) الذریعه، ج1، ص392.
امامت است و در آن به اثبات حقانیّت شیعه امامیه پرداخته و جوابهای مفصّل به اعتراضات شیخ نوح حنفی (از علمای سنّی سرزمین عثمانی) داده است. نسخههایی از این کتاب در کتابخانههای آستان قدس رضوی(1)، ملک تهران(2)، مرکز احیاء میراث اسلامی در قم(3)و شیخ علی کاشف الغطاء در نجف اشرف(4)موجود است.] 5. «حدوث العالم» [که صاحب ریاض العلماء نوشته است، کمرهای ابتدا کتابی موسوم به «مقاصد العالیه» نوشته و در مقصد نهم به حدوث عالم پرداخته و پس از آن مطالب عمده آن را در رساله مستقلی فراهم آورده و مطالبی بدان افزوده است.(5)6. «الرّد علی القول بقدم العالم» 7. «رساله در استقلال باکره رشیده در نکاح» که در کتابخانه میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران موجود بوده است. 8. «رساله در تحریم نماز در مکان غصبی»، که آن را در سال 1042ق تألیف نموده و نزد میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران وجود داشته است.(6)] 9. «رساله در حرمت کشیدن توتون» [کتابی مفصّل و استدلالی است که مؤلف برای اثبات نظر خود 14 دلیل اقامه نموده است.(7)] کتاب در سال 1048ق در شیراز نوشته شده است. 10. «رساله در حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت» 11. «مسار الشیعه» [که مؤلّف با تکیه بر 12 حدیث از کتب معتبر و شرح مفصّل آنها به اثبات حقانیّت شیعه به عنوان فرقه ناجیه پرداخته و کتاب را در یک افتتاح و 12 فصل و خاتمه مرتّب کرده است. نسخهای از این کتاب در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار(8)و نسخهای دیگر در کتابخانه ملّی ملک در تهران وجود دارد.(9)] 12. «المقاصد العالیه فی
الحکمة الیمانیه» [که در چندین مقصد مرتّب شده است.(1)] 13. «مناسک حج» [که در حواشی کتاب «عوالی اللئالی» مطالبی از آن نقل شده است.(2)] 14. «الولایة و القضاء» [که در سال 1042ق برای میرزا حبیباللّه صدر تألیف کرده است. نسخهای از آن نزد شیخ حسن کمرهای موجود بوده است.(3)] 15. «همم الثّواقب» [درباره حقوق متقابل مردم و حکومت مشتمل بر 12 فصل که در سال 1043ق به نام شاه صفی تألیف کرده است.(4)نسخهای از آن در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(5)]
مولی علینقی خوئی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد علاّمه مجلسی رساله «صیغ العقود و النکاح» را قرائت نموده و علاّمه جهت او اجازه نوشته و او را با القاب «المولی الفاضل الصالح الزّکی الرّضی» ستوده است. این رساله جزو مجموعهای در کتابخانه عالم جلیلالقدر شیخ علی فاضل قائینی در قم موجود است.(6)
میرزا علینقی اصفهانی، از اطباء اواخر قرن دوازدهم هجری (عهد زندیه) بوده(7)و خاندان وثوقی اصفهان از احفاد او هستند.
علینقی قزوینی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن سیزدهم هجری] در 2 شوال المکرّم 1264ق یادداشتهایی در «بیاض» آقا سیّد شفیع جزائری نوشته است. نسخه در کتابخانه آقای سیّد مصطفی حسینی موجود [بوده] است.
سیّد محمّدعلی ابرقوئی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است.] حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی در ماه شوال 1257ق اجازه مختصری جهت مشارٌ الیه مرقوم فرموده و به اجتهادش از روی امتحان و اختبار گواهی فرموده است.(1)
محمّدعلی اسلامی، از شعراء معاصر اصفهان در سال 1310ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، در رشته ادبیات به تحصیل ادامه داد و به اخذ درجه لیسانس نائل شد. سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس در دبیرستانها و مراکز آموزش عالی مشغول شد. کتاب «دستور زبان فارسی» از تألیفات اوست. گاهی شعر میسراید.
از اوست:
1) بیان المفاخر، ج1، صص 356 و 357؛ الکرام البرره، ج2، ص820؛ فهرست عکسی مرکز احیاء، ج1، ص75؛ الذریعه، ج1، ص157.
روزی آخر میزنم آتش بر این هستی خویش تا که ماند از وجود من به جا خاکستری
باد هم روزی بَرَد همراه خود خاکسترم تا درآید عاقبت جایی به شکل دیگری(1)
حاج محمّدعلی اصفهانی، گویا از اهالی «مهاباد» اردستان بوده و از شاعران قرن یازدهم هجری است. با آنکه تحصیلاتی نداشت اما شعر میسرود و ذوق تصوف داشت و به پیروی از مثنوی و غزلیات مولوی اشعاری گفته بود. او سفری به هندوستان رفت و پس از مراجعت به ایران در مشهد مقدس وفات یافت. این شعر از اوست:
دل که فرو شد به عشق یار نمیرد ماهی دریای بیکنار نمیرد
ترک تعلّق چو شد ز مرگ چه بیم است هیچ کسی در جهان دو بار نمیرد(2)
حاج ملاّ محمّدعلی اصفهانی، عالم فاضل، متوفی 10 جمادی الاولی سال 1310ق، مدفون در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد.(3)
محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در ماه رمضان 1273ق کتابت
نسخهای از «الفوائد الغرویه» تألیف حاج شیخ محمّد طهرانی (اصفهانی) را در مشهد مقدس به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 12 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] نسخهای از «حاشیه بر شرح تجرید» آقا جمال خوانساری را در تاریخ 28 ربیع الثّانی 1199ق در اصفهان نوشته که ضمن مجموعه شماره 62240 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)
محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در 25 صفر 1151ق نسخهای از «استبصار» را به خط نسخ نوشته و با نسخه علاّمه مجلسی مقابله نموده و حواشی آنها را نقل کرده است. کتاب به شماره 64737 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)
محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در 26 ذیالحجه 1291ق نسخهای از کتاب «باقیات الصّالحات» تألیف: احمد بن حسن یزدی مشهدی را به خط نسخ نوشته و نسخه به شماره 324 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)
ملاّ محمّدعلی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد علاّمه مجلسی. در آخر نسخه کتاب «کافی» به شماره 2607 کتابخانه آیتاللّه مرعشی، أنهائی از علاّمه مجلسی جهت صاحب عنوان است و تاریخ آن اواسط جمادی الثانی 1070ق میباشد.(1)
میرزا محمّدعلی اصفهانی، از خطاطین معروف [در قرن سیزدهم هجری] بوده و حاج محمّدکریم خان کرمانی در خدمت او مشق میکرده است.
میرزا محمّدعلی اصفهانی، شاعر و ادیب و صوفی در قرن دوازدهم هجری. در اوایل حکومت احمدخان دنبلی به خوی آمد و در سال 1181ق در آنجا وفات یافت. او قطعهای در وصف حمام احمدخان ساخته بوده که دور خزینه حمام ثبت کرده بودهاند.(2)
استاد محمّدعلی اصفهانی، از منبّتکاران هنرمند قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1133ق یک جفت در نفیس را جهت مسجد جامع نوشآباد کاشان ساخته است.
و به طرزی هنرمندانه، طرحها و اشکال هندسی زیبائی را گرهکشی نموده است.(1)
محمّدعلی اصفهانی، خطاط و خوشنویس خط نسخ [در قرن یازدهم هجری] از آثارش: کتابت «مهج الدّعوات» سیّد بن طاوس، مورّخ به ربیعالثّانی 1042ق در کتابخانه وزیری یزد به شماره 14036 موجود است.(2)
محمّدعلی اصفهانی [خوشنویس خط نسخ در اواخر دوره قاجاریه] در سال 1310ق از کتابت نسخهای از «قرآن مجید» فراغت یافته و این نسخه به وسیله میرزا رضاخان نائینی وقف بر آستانه مبارکه رضویه شده است.(3)
میرزا محمّدعلی بیگ اصفهانی متلخص به «افسر» از شعرای قرن دوازدهم هجری است. از غلامزادگان دربار صفویه بوده و در جوانی به هند رفته است.(4)[در هند مقارن حکومت عالمگیر پادشاه، ترقی نموده و به «معزّز خان» ملقّب شده و در بنگاله وفات یافت.(5)]
از اوست:
چنان دلسرد از اهل جهانم که چشم گرمی از آتش ندارم
حاج محمّدعلی امامی بیستجانی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1305ش. در روستای «بیستجان» اصفهان متولّد شد و برای تحصیل به اصفهان آمد و نزد علمای بزرگوار شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، حاج سیّد عباس صفی دهکردی، حاج ملاّ رمضانعلی املائی و شیخ حیدرعلی صلواتی به کسب علم پرداخت. پس از آن به تهران رفته و در دانشکده الهیات دانشگاه تهران تحصیل نمود. آنگاه به اصفهان مراجعت کرده و در دبیرستانهای این شهر تدریس کرد.
او در سالهای اخیر مدیریت مدرسه صدر خواجو و دفتر ثبت ازدواج و طلاق را برعهده داشته و در مسجد بقیةاللّه در محلّه خواجو اقامه جماعت نموده است.(1)
محمّدعلی بختیاری [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1242ق نسخهای از «الواقی» در شرح وافی تونی، تألیف: سیّد محسن کاظمینی را به خط نسخ نوشته و نسخه شماره 239 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(2)
محمّدعلی بقائیپور، از شعرای معاصر اصفهان است. در سال 1323ش متولّد شده و
مجموعهای از اشعارش در سال 1380ش به نام «شمع سوزان» به چاپ رسیده است. این شعر از اوست:
شب تاریک ما را نور ماهی تو خدا را رحم کن بنما نگاهی تو
به لبخند ملیحی جان و دل بردی دل و جان بردهای دیگر چه خواهی تو
محمّدعلی توکلی متخلّص به «بلیغ» از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1317ش متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به تهران رفت و در آنجا به عکاسی پرداخت. او پس از بازگشت به اصفهان به حرفه خود ادامه داد. در 70 سالگی لب به سرودن شعر باز نموده و زندگی خود را وقف شعر نمود. او اگرچه در زمینه شعر از محضر هیچ استادی استفاده نکرده امّا ذوق و استعدادی فطری در سرودن شعر دارد.
این شعر از اوست:
اشک را گفتم بگو، در چشم من جایت کجاست گفت جای من درون چشمه لطف خداست
اشک را دردانه پندارند مردان خدا چون به پای دوست جز دردانه افشاندن خطاست(1)
محمّدعلی بیگ نقاشباشی بن ابدال بیگ بن علیقگی بیگ جبادار (آرناوت) ، نقاش و شاعر ادیب قرن دوازدهم هجری. پدر و جدّش ساکن اصفهان و از نقاشان معروف
1) تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص883.
دوره صفویه بودهاند. خود او در دربار طهماسب دوم و نادرشاه به نقاشی مشغول بود. در نقاشی از سبک فرنگیسازی پیروی میکرده و تحت تأثیر نقاشی هندی قرار داشته است. در شعر نیز طبعی روان داشت. در اواخر عمر به ضعف بینائی گرفتار شده و در مازندران ساکن شد و در سال 1176ق وفات یافت.
از آثار او: 1. تابلو نقاشی: مرد جوان قوش به دست (سال 1164ق) 2. تصویر: مهدیخان استرآبادی (منشی نادرشاه) 3. تصاویر نسخه خطی جهانگشای نادری، که در مجموعه آقای عبدالعلی ادیب برومند وجود دارد.
این بیت از اشعار اوست:
غمی کز مژه خون گشاید مرا گر او را خوش آید، خوش آید مرا(1)
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی فرزند حاج محمّدابراهیم، شاعر و روزنامهنگار معاصر. پدرش از خانزادگان و مشاهیر خوراسکان است. در سال 1280ش در قریه خوراسکان در یک فرسنگی شهر اصفهان از بلوک جی متولّد گردیده و در مدارس قدیمه اصفهان تحصیل کرد. مدّتی درک محضر استاد سخن گلشن ایرانپور را نموده و از خدمت او استفاده علمی و ادبی برده و زمانی مدیر داخلی روزنامه «اختر مسعود» بوده از سال 1309ش روزنامه «دانش» را با سبک ادبی مخلوط با فکاهی بهطور غیر مرتّب منتشر نمود.
او به قدرت حفظ و حاضرجوابیو خوش محضری در اصفهان معروف بود. از
1) تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص331؛ تذکره روز روشن، ص564؛ دائرة المعارف هنر، ص522؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 750 و 751.
شعرای متوسط اصفهان بهشمار میرفته و اشعارش در روزنامه دانش به طبع میرسید.(1)
[دانش در شهرداری اصفهان به خدمت مشغول بود. وی سرانجام در روز پنجم بهمن 1359ش بدرود حیات گفته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)]
از اوست:
گل ندارد قیمت ار بیخار باشد در جهان زین جهت اندر جهان هرگز گل بیخار نیست
آقا محمّدعلی مُذَّهِب اصفهانی متخلّص به «بهار» و «فرهنگ» فرزند ابوطالب اصفهانی، [از شعراء و هنرمندان قرن سیزدهم هجری] به اجماع معاصرین در صنعت تذهیب و صناعت شعر سیّما غزل مقام استادی داشت. «رساله یخچالیه» از اختراعات فکر بکر اوست و آن تذکره شعرایی است انتقادی که به طبع رسیده است. وفاتش در سال 1275ق روی داد. [تذکره مدایح معتمدیه نیز از تألیفات اوست که هنوز به طبع نرسیده و نسخهای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران و نسخه دیگر آن در کتابخنه جعفر سلطان القرائی در تبریز موجود است. مؤلّف با نثری منشیانه و مصنوع شرح حال و اشعار شاعران مدحکننده منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان را آورده است.
مذّهب مردی نیکنقش و پاک طبع و خوشصحبت بوده است. او در اواخر عمر به دعوت دفتر آستان قدس رضوی به مشهد مقدّس رفت و عهدهدار نگارش و تذهیب
فرمانهای آستان قدس گردید و پس از دو سال در سال 1275ق وفات یافت.
این شعر از اوست:
غیر سرو قدّ او کآورده زلف مشکبار سرو را هرگز ندیدستم که آرد مُشکبار(1)]
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی اصفهانی فرزند شیخ ابوطالب زاهدی بن ملاّ عبداللّه بن علی بن عطاءاللّه لاهیجی گیلانی، شاعر ادیب و عالم فاضل از مشاهیر سخنوران قرن دوازدهم هجری و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی.
به سال 1103ق در اصفهان متولّد شد و با اشتیاقی تمام در اصفهان به تحصیل معارف پرداخت و شب و روز دمی نیاسود و با پشتکار زیاده از حد و استعداد فراوان او و حافظه بیمانندش، موجب شد که او از جمیع دانشهای آن زمان بهرهمند گردد و در حکمت و عرفان و شعر و ادب و معارف اسلامی سرآمد اقران گردد. [اساتید او عبارتند از: شیخ ابراهیم زاهدی گیلانی، شیخ خلیلاللّه طالقانی، شیخ بهاءالدّین گیلانی، آقا هادی مازندرانی (مترجم) ، میرزا کمالالدّین محمّد فسائی، حاج محمّدطاهر اصفهانی، شیخ عنایتاللّه گیلانی، میر سیّد حسن طالقانی، میرزا محمّدطاهر قائنی، ملاّ محمّدباقر صوفی، ملاّ لطفاللّه شیرازی، ملاّ محمّدصادق اردستانی، قوامالدّین محمّد سیفی قزوینی، محمّدمسیح فسائی، ملاّ شاه محمّد شیرازی.
1) تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 168 و 347-349؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص840؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج1، صص 262 و 263؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2102 و 2103؛ الذریعه، ج20، ص203؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1139؛ هنر قلمدان، ص111؛ آگهی شهان از کار جهان، ج3، ص66؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص288؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر) ، ص157.
حزین سپس به شیراز، بیضاء، اردکان، فسا، کازرون، شولستان، جهرم، داراب، لار، بندرعباس و بحرین سفر کرد و به اصفهان مراجعت نمود. پس از محاصره اصفهان به دست افغانها از این شهر به خوانسار و خرمآباد رفته و پس از حمله عثمانیها به خرمآباد و همدان، به خوزستان رفته و به عزم زیارت بیتاللّه الحرام راهی مکه شد امّا موفق نشده و به یمن رفت و پس از بازگشت در شهرهای غربی ایران به سفر پرداخته و به عتبات عالیات رفت و از آنجا به شمال ایران رفته و به مشهد مقدّس مشرّف شد. آنگاه به اصفهان و شیراز آمده و عزم سفر حج نموده و به این هدف نائل شد. او پس از بازگشت به ایران و سفر به لار و بندرعباس و کرمان، عاقبت در سال 1146ق راهی هند شد و به شهرهای مختلف سفر کرد و در بنارس ساکن شد. تا این که در شب 11 جمادی الاولی] سال 1180ق در آنجا وفات یافت و همانجا مدفون شد.
او متجاوز از یکصد جلد کتاب تألیف کرده که از آن جمله است:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 165 و 166؛ تذکرة المعاصرین، (مقدمه) ، صص 42-83؛ تاریخ و سفرنامه حزین، (مقدمه) ، صص 9-45؛ الذریعه: مجلّدات مختلف؛ خزانه عامره، ص193؛ تذکره حسینی، ص106؛ تذکره سرو آزاد، ص225؛ تذکره سفینة المحمود، ص624؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 162-164؛ تذکره غنی، ص42؛ طرائق الحقائق، ج3، ص530؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص488؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «حزین لاهیجی»، صص 516 و 517؛ تاریخ ادبیات فارسی (اِتِه) ، ص196؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 219 و 220؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص210؛ دویست سخنور، صص 76-78؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص632؛ ریحانة الادب، ج2، ص41؛ تذکره شمع انجمن، صص 201-203؛ مجمع النّفایس، صص 73-75؛ منتخب اللطایف، صص 242-244؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج1، صص 632-635.
حزین علاوه بر نظم، در نثر نیز توانا بوده و قصیده و غزل و رباعی را نیکو میگفته است. این دو بیت از اوست:
نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است هرگز نشنیدم ز پروانه صدائی
از صحبت صوفیمنشان سوخت دماغم ای بادهپرستان ره میخانه کدامست
سیّد محمّدعلی مصطفوی فرزند سیّد ابوالقاسم، واعظ سدهی عالم فاضل و واعظ خبیر، از علمای معاصر.
وی سالها در مدرسه جده بزرگ نزد علمای بزرگی چون: میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی و آقا سیّد محمّدمدرس نجفآبادی کسب فیض نمود و مورد علاقه و امید استادش مجتهد نجفآبادی قرار داشت. مع الاسف به علت گرفتاریها و مشکلات درس را رها کرده و به کسب و تجارت مشغول شد. با این حال به وعظ و خطابه مشغول بود و در روضهخوانی و مرثیهخوانی کمال اخلاص و صفا را داشت. وی سرانجام در شب 22 صفر 1403ق وفات یافته و در گلزار مصطفویه سِدِه (خمینیشهر فعلی) مدفون
گردید.(1)
محمّدعلی بن احمد اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری.] در تاریخ 1287ق کتاب «زاد المعاد» علاّمه مجلسی را به خط نسخ خوب نوشته و کتاب به شماره 6461 در کتابخانه آستان رضوی موجود است.(2)
مولی کمالالدّین محمّدعلی بن احمد بن کمالالدّین حسین استرآبادی، عالم فاضل محقّق، عابد صالح متّقی، داماد ملاّ محمّدتقی مجلسی.
در سال 1010ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از فحول علماء از جمله ملاّ محمّدتقی مجلسی، میر محمّدقاسم طباطبائی قهپایهای [و ملاّ عنایتاللّه قهپایهای] تلمّذ نموده است. عدّهای از بزرگان نیز در خدمت او کسب فیض نموده و یا به اخذ اجازه روایت مفتخر شدهاند که از آن جمله است: مولی محمّد بن عبدالفتاح تنکابنی (معروف به «فاضل سراب») و حاج محمّد بن علی اردبیلی مؤلّف «جامع الرواة» که در این کتاب از استادش با این القاب یاد میکند: «شیخنا و استادنا الإمام العلاّمه المحقّق النحریر جلیل القدر و رفیع المنزلة عظیم الشّأن ذکیّ الخاطر حدید الذّهن ثقة ثبت عین وحید عصره فرید دهره اورع اهل زمانه و اتقاهم و اعبدهم...»
او از جمله علمائی است که وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان را در تاریخ 25 جمادی الاوّل سال 1059ق گواهی و امضاء فرموده است سجع مهر او «محمّد نبیاللّه و علی ولیاللّه» است.
استرآبادی در شب جمعه اوّل ماه رجب 1094ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه علاّمه مجلسی [جنب مسجد جامع عتیق اصفهان] مدفون شده است.
اولاد و اعقابش عموما اهل علم و کمال بوده و در اصفهان سکونت داشتهاند. این آثار از تألیفات اوست:
ملاّ محمّدعلی بن احمد بیدگلی کاشانی [از علماء و کاتبان فاضل قرن سیزدهم هجری است. از کاشان به جرقویه مهاجرت کرده و در قریه «پیکان» اقامت نموده و علاوه بر حلّ و فصل مشکلات شرعی مردم به کتابت مشغول بوده است. او] در روز سهشنبه 10 ربیع الاوّل 1235ق از کتابت نسخه «مناظرات» عباس مولوی ـ که به دست چپ آن را نوشته ـ فراغت یافته است. نسخه به شماره 2485 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
ملاّ محمّدعلی بن احمد عقدائی یزدی اصفهانی [عالم فاضل، ادیب شاعر و خطاط هنرمند قرن سیزدهم هجری در اصفهان ساکن و سالها به تدریس مشغول بوده است.
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 128 و 130؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص697؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 341-343؛ مزارات اصفهان، ص38؛ مرآة الاحوال جهاننما، ج1، صص 108 و 272؛ فیض قدسی، صص 225 و 263؛ الروضة النّضره، صص 371 و 372؛ الذریعه، ج21، ص40؛ وقایع السنین و الاعوام، ص532؛ مصفی المقال، ص308؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 322-324.
2) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص1255.
[ کتابهای «اجاره» و «بیع فضولی» از تألیفات آقا محمّدعلی کرمانشاهی را به خط نسخ جهت حاج شیخ محمّد طهرانی در نجف نوشته است. نسخه به شماره 1228 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
او در 6 ربیع الاوّل 1277ق نسخهای از «الاستیعاب فی معرفة الاصحاب» را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1351 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
[همچنین] در جمادی الثّانی 1282ق کتابت نسخهای از «لؤلؤ البحرین» را به پایان رسانیده و کتاب به شماره 3852 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.(3)
[شاگرد دانشمند او میرزا محمّدجعفر طرب نائینی در باب او نوشته است: «کفیل مهم تعلیم مقدّمات علوم، علاّمه نحریر ملاّ محمّدعلی عقدائی است که اطراف علوم صرف و نحو و منطق و معانی و بیان و تفسیر را مستطرف است و درین فنون دستی بالاتر از دست وی نیست».(4)عقدائی شعر نیز میسروده و «خطائی» تخلّص میکرده است.
از اوست:
از آن دنبال دل دارم فغانی که شاید جویم از دلبر نشانی(5)]
آقا سیّد محمّدعلی فصیح الواعظین مارنانی [فرزند آقا سیّد احمد واعظ]، از واعظان و منبریان اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] از فضلاء اهل منبر و ذاکرین مصائب که علاوه بر جامعیّت در فضل و ادب و شعر دارای آوازی دلنواز بود. تقریبا چهل و پنج
سال عمر کرد [و در زمان حیات پدرش در چهارم ربیع الاوّل 1355ق مطابق با ششم خرداد 1315ش وفات یافته] در تکیه مرحوم حاج میرزا ابوالحسن درکوشکی (بروجردی) در یکی از اطاقهای غربی مدفون گردید که در سالهای اخیر شهرداری آنجا را خراب کرد. او این دو بیت را به خط خود در جُنگ دانشمند محترم آقای حاج آقا حسین عمادزاده نوشته است:
یارب بر من نیامد آن مه دیشب فریاد زدم چو کودک مهدی شب
تا سر نزده از افق آن ماه منیر هر روز بود ز غیب آن مهدی شب(1)
[استاد] محمّدعلی صاعدی متخلّص به «صاعد» فرزند اسداللّه، [از شعرای معاصر اصفهان.] در سال 1304ش در اصفهان متولّد گردیده، مدّتی در مدارس جدید و پس از آن، ضمن اشتغال به کسب، اندکی تحصیل علوم قدیمه کرده و اکنون روزگار به رنگزنی اتومبیل میگذراند. دارای طبعی روان میباشد. از اعضای انجمن ادبی کمال است.(2)
[مطابق یادداشتی از پدر ایشان که بر یکی از اوراق کتاب «اختیارات» مجلسی نوشته است. نسب و تاریخ دقیق تولّد او چنین است: محمّدعلی بن میرزا اسداللّه بن آمحمّدعلی صرّاف بن حاج علیمحمّداعدادی (قهفرخی) بن آمحمّدحسین بن آفتحعلی بن آخداداد (ساکن قهفرخ) در روز 8 جمادی الثانی 1346ق.
وی تحصیلات خود را در مدرسه نوریه ـ از مدارس جدید ـ و تحت تربیت عالم ربّانی سیّد نوراللّه قاضیعسکر آغاز کرد. از سن 13 سالگی برای کمک به خانواده، به
شغل نقاشی اتومبیل روی آورد و چندی بعد در کنار شغل خود به تحصیلات حوزوی پرداخت. صرف و نحو را نزد شیخ محمّدتقی نجفی شهرضایی (در مدرسه میرزا مهدی) آموخت. سیوطی و مقداری از مغنی را نزد شیخ محمدحسین فرزانه (در مدرسه چهارباغ) فرا گرفت و باقی مغنی و مطول را از آقا علاءالدین مدرس بهره گرفت. همچنین مدتی از درس فلسفه مرحوم شیخ عباسعلی ادیب و تفسیر مرحومین طیّب و شیخ حیدرعلی صلواتی کامیاب گردید.
او از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و با تشویق مرحوم صغیر اصفهانی و شیدا به انجمنهای ادبی اصفهان راه یافت. ابتدا در انجمن پیشهوران (معروف به انجمن عشیق) و سپس انجمن خاکیا و انجمن کمال شرکت کرد. در سال 1345ش وی به همراه عدّهای از شاعران اصفهان انجمن ادبی صائب را در محلّ آرامگاه صائب تأسیس کردند که ریاست آن برعهده مرحوم بیریای گیلانی (شیدا) بود و پس از مهاجرت شیدا به تهران، از سال 1354ش ریاست انجمن تاکنون برعهده استاد صاعد بوده است.
او از دوران جوانی به فعالیتهای مذهبی و اجتماعی پرداخته و برای جلوگیری از مفاسد و انحرافات عهد پهلوی مبارزاتی داشته که مورد تعقیب مأموران حکومت وقت قرار گرفته است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی داوری برخی از مسابقات شعر و جشنوارهها را برعهده داشته است.
وی غیر از فعالیتهای ادبی و راهنمایی شاعران جوان در انجمن، مقالات متعددی در مجلّه دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، فصلنامه فرهنگ اصفهان و نشریات دیگر نوشته و کتابهایی تألیف کرده که به چاپ رسیدهاند که عبارتند از:
تبریزی»(1)
این شعر از اوست:
به زرق و برق جهان هرکسی نظر بسته است تلألؤ صدفش چشم از گهر بسته است
گشاده جبهه آن کس به هر دو عالم باد که بهر خدمت نوع بشر کمر بسته است
گرهگشای تو گردد گرهگشائیها که کار مردم عالم به یکدگر بسته است
نگاه لطف ز دلخستگان دریغ مدار که گاه رشته جانی به یک نظر بسته است
گشوده است به لطف حق به ما «صاعد» چه غم که بر روی ما هر در دگر بسته است]
محمّدعلی بن محمّداسماعیل اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری] در ربیع الثّانی 1232ق کتابت نسخهای از «لیلی و مجنون» مکتبی شیرازی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 4926 در کتابخانه آستان مقدس رضوی موجود است.(2)
[همچنین] در جمعه 25 ربیع الثّانی 1224ق کتابت نسخهای از برهان قاطع را به خط
نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 4564 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(1)
حاج محمّدعلی بن محمّداسماعیل حمصی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «توضیح المقال» تألیف: محمّد استرآبادی را در روز 26 ربیع الاوّل 1221ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 8545 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)
حاج میرزا محمّدعلی علاقهبند [فرزند ملاّ اسماعیل بن علی بن جعفر بن حسن اصفهانی] از محترمین اهل منبر اصفهان بوده و پدرانش همگی اهل علم و منبر اصفهان بوده و در این شهر میزیستهاند. [در سال 1300ق (مطابق با سال 1261ش) در محلّه پاقلعه اصفهان متولّد شده و از جوانی به واسطه استعداد و قریحه سرشار به وعظ خطابه روی آورد. مقدمات و سطوح را نزد علمای اصفهان آموخته و در درس خارج عالم جلیل القدر آقا سیّد محمّد مدرس نجفآبدی حاضر و به اجتهاد نائل شد.]
او سالها به وعظ و ارشاد و هدایت مردمان پرداخته و در سال 1325ق وفات یافت [و بیرون تکیه آقا سیّد محمّد ترک در تخت فولاد مدفون شد. پس از تعریض خیابان فیض، فرزندش شیخ محمّدرضا حسام الواعظین جسد پدر را مجدّدا کفن کرده و در یکی
از اطاقهای تکیه سیّد العراقین دفن کرد.(1)]
میرزا محمّدعلی بن سیّد محمّداسماعیل حسینی قائنی حکیم، ریاضیدان، ادیب و خوشنویس دانشمند قرن سیزدهم هجری.
[در 15 ربیعالاوّل 1224ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از حکماء و علمای اصفهان خصوصا ملاّ علیمحمّد محلّهنوئی به تحصیل پرداخته و در علوم زمان خود خصوصا حکمت و ریاضیات تبحّر یافت و به استادی رسید. چندی در اصفهان به تدریس مشغول بود] و عاقبت به تهران رفته و در آنجا به تدریس و تحقیق و تألیف ادامه داد و شاگردان زبدهای همچون عبدالعلی میرزا قاجار متخلّص به «عبدی» و ملقّب به «معتمدالدّوله»، سلطان اویس میرزا قاجار، حاج ملاّ شکراللّه لواسانی و میرزا عبداللّه طبری را تربیت کرد.
او علاوه بر تبحّر در علوم عقلی و نقلی، در ادبیات نیز صاحب اطلاع و سلیقهای پاکیزه بود و خطوط نستعلیق و شکسته را خوش مینوشت. و سرانجام در سال 1305ق در تهران وفات یافته و در مزار امامزاده یحیی مدفون شد.(2)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص222؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص631؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص282؛ شرح مجموعه گل، صص 245-247.
2) (چهل سال تاریخ ایران) یا المآثر و الآثار، ج1، ص270؛ کارنامه خاندان قائنی (بشارت) ، صص 11-33؛ مقالات ادبی استاد همایی، ص439؛ نقباء البشر، ج4، ص1308؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص836؛ تاریخ علوم اسلامی، صص 148 و 149؛ مکارم الآثار، ج3، صص 776 و 777.
دانشگاه تهران موجود است.(1)[2. «تحقیق در اقسام زمان حقیقی در تقاویم و فرق بین مین تا یم (زمان وسطی) و سن تایم (زمان شخصی و حقیقی) » 3. «تقریرات درس میرزا محمّدعلی قائنی» که شاگردش میرزا عبداللّه طبری آن را گردآوری کرده و در مجموعه شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.(2)4. «تنقیح و تصحیح رساله کیفیة تسطیح الکره» 5. «حاشیه بر تحریر رساله کره و اسطوانه» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی 6. «حاشیه بر تنقیح المناظر» تألیف: ابوعلی فارسی] 7. «رساله در ساعت و وقتشناسی» که در سال 1300ق تألیف شده و در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در طهران موجود است.(3)[8. «رساله در برهان اینکه ابصار با خروج شعاع از چشم نیست» 9. «سؤالات یا مسائل هندسه» 10. «سؤال و جواب» (در پاسخ به شاگردش طبری) ] 11. «رساله در صنعت اسطرلاب» که در سال 1299ق در طهران تألیف کرده و به شماره 4911 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(4)12. «شفق و فلق» که آن را «صبح و شفق» و «فجر و فلق» نیز نوشتهاند. نسخهای از آن به خط شاگردش میرزا عبداللّه طبری، به شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(5)13. «مشارق الاضواء» در علم هیئت، به عربی، که در شنبه غرّه رجب 1257ق تألیف شده و نسخهای از آن ضمن مجموعه 2736 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی(6)[و نسخهای دیگر در کتابخانه علاّمه طباطبایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز] موجود است.(7)[14. «نهایة الایضاح» در شرح باب مساحت (مقاله چهارم) از کتاب «مفتاح الحساب» غیاثالدّین جمشید کاشانی، که
نسخهای از آن به خط مؤلف که در دهه آخر شعبان 1274ق در اصفهان تحریر شده، در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران(1)و نسخهای دیگر به شماره 1533 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)
وی نسخههای متعددی از کتب و رسالههای ریاضی، فلسفی و منطقی را کتابت کرده که در کتابخانههای مجلس و آستان قدس نگهداری میشوند. وی همچنین نسخهای از «مثنوی معنوی» را به خط نستعلیق عالی در سال 1266ق کتابت کرده که در کتابخانه سلطنتی سابق وجود دارد.(3)
محمّدعلی شجره طوبی متخلّص به «معرفت» فرزند مشهدی اسماعیل، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1295ش در اصفهان متولّد شده و اندکی تحصیل کرد. پس از آن در مغازه سلمانی نزد پدر به کار مشغول شد. از اعضای انجمن ادبی کمال و از نزدیکان و خواص آقا سیّد جعفر خاکشیر بهشمار میرفت و اغلب اشعار او را از حفظ بود. «معرفت» شاعری خوشقریحه و باذوق است. گاهی اشعار فکاهی میسراید و نیکو از عهده برمیآید.(4)[در انجمن ادبی سعدی و انجمن ادبی صائب نیز شرکت نموده و اشعارش در مطبوعات اصفهان و مجله توفیق در تهران به چاپ رسیده است. در زمینه نثر نیز تجربیاتی دارد.(5)این ابیات از اوست:
دشمنان در کار ما از رشک بلوا میکنند بیسبب نبود که ما در ماجرا افتادهایم
آبروی ما مگو رفته است بر باد فنا کسب کردیم آبرو در عشق تا افتادهایم]
آخوند حاج ملاّ محمّدعلی بن محمّداسماعیل نوری مازندرانی، عالم فاضل، حکیم عارف و فقیه [ماهر، از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در قصبه نور مازندران متولّد شده و در اصفهان تحصیل علوم فقه و اصول و حکمت نموده، جهت تصفیه نفس به هندوستان مسافرت نموده و ریاضت کشید و پس از مراجعت در اصفهان ساکن شده و عزلت و انزوا اختیار نموده و کمتر با مردم معاشرت و مراوده مینموده است. [نزد آقا سیّد محمّدمجاهد تحصیل کرد و به امر استاد کتاب «نخبة الاصول» را نوشت. حکمت را نزد ملاّ علی نوری آموخته و در عرفان، از شاگردان و مریدان محمّدحسین (حسین علی شاه) اصفهانی بوده است. سالها در اصفهان به تدریس فقه و حکمت (از جمله شرح لمعه و کتب حکمت مشّاء) مشغول بود و جمعی از فضلاء در جلسات درس او حاضر میشدهاند. که از آن جمله است: میرزا سلیمان تنکابنی و میرزا محمّدصادق خاتونآبادی.]
در 22 ذیقعدة الحرام 1253ق وفات یافته و در صحن تکیه بابارکنالدّین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 393 و 394؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73؛ ریحانة الادب، ج6، ص260؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 59 و 60، قصص العلماء، صص 73 و 138.
ملاّ محمّدعلی به محمّدامین قدریجانی لنجانی از فضلاء و شعرای دوره قاجاریه.
وی مؤلف: 1. «بحار الغموم» در مصائب (در 3 جلد) 2. «مفاتیح الجنان» در تاریخ و مناقب ائمه علیهمالسلام است و این دو نسخه به خط مؤلف در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
شیخ محمّدعلی نجفآبادی فرزند شیخ محمّدامین، [عالم فاضل، از علمای قرن سیزدهم هجری] در نجف اشرف در خدمت آیات عظام شیخ مرتضی انصاری [و سپس آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی] به تحصیل پرداخت [و از جمله خواصّ شاگردان
آخوند بود و در جلسات درس آخوند که در مسجد طوسی نجف برای شاگردان زبدهاش برقرار کرده بود شرکت میکرد. وی با خواهر سیّد عبداللّه بُکاء (از علماء ساکن کوفه و وکیل عالم جلیل میرزا حسن خلیلی) ازدواج کرده و حاصل این پیوند فرزندی به نام میرزا حسین قاری است که از علماء و فقهاء متّقی ساکن نجف بود.]
شیخ محمّدعلی در حدود سال 1298ق وفات یافت.(1)
محمّدعلی بن محمّدباقر اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش مینوشت. او «کتاب دعا» را به خط نسخ نیکو در سال 1249ق کتابت نموده که در کتابخانه خورشید گردیزی در «مُلتان» پاکستان موجود است.(2)
حاج شیخ محمّدعلی نجفی مسجدشاهی معروف به «ثقةالاسلام» فرزند حاج شیخ محمّدباقر نجفی بن شیخ محمّدتقی رازی (صاحب هدایة المسترشدین) عالم فاضل زاهد و فقیه مجتهد اصولی از مشاهیر علماء و فقهاء و مدرسین اصفهان [در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری.] مادرش دختر سیّد صدرالدّین عاملی بوده و بدین جهت از طرف پدر و مادر هر دو، نواده شیخ جعفر کبیر است.
در ربیع الاوّل 1271ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم و قسمتی از سطح و
خارج را نزد پدر دانشمند خود و جمعی دیگر از بزرگان فراگرفت و در سال 1288ق رهسپار نجف اشرف گردیده و در آن ارض اقدس نزد [حضرات آیات] حاج میرزا حبیباللّه رشتی، شیخ راضی نجفی و شیخ مهدی کاشف الغطاء به کسب علوم و معارف پرداخته و سپس به سامراء رفته و نزد [مرجع عالیقدر شیعه] میرزا محمّدحسن شیرازی به تکمیل تحصیلات خود مشغول شد. او پس از وصول به مقام اجتهاد به اصفهان مراجعت نموده و در مسجدشاه و مدرسه عربان به تدریس مشغول شد.
میرزا حسنخان جابری در «تاریخ اصفهان و ری» درباره او گوید: اَعقَل و اَکمَل آقایان مسجد شاه بوده و به کارهای خوب اقدام نمود. یکی دادن سالی هزار تومان به دولت عوض مالیات قهوهخانههای اصفهان و بستن آن انجمن مفاسد و کارخانه اتلاف مال و جان و حال و وقت و شرافت و آسایش مردم را. دوم: جلوگیری از خیالات سطحی برادرش آقای حاج شیخ نوراللّه»! مرحوم جابری منظور از خیالات سطحی را بیان نمیکند.
مرحوم ثقةالاسلام همراه دو برادر دیگر خود آقانجفی و حاج آقا نوراللّه در مبارزه با سلطه بیگانگان و مقابله با منحرفین از اسلام و طرفداران فرقه ضالّه غیور و کوشا بوده است.
او سرانجام در شب سهشنبه 4 شعبان المعظّم سال 1318ق در اصفهان وفات یافته و جنازه به نجف اشرف حمل و در یکی از اطاقهای حرم مطهر [حضرت علی علیهالسلام ] جنب برادر خود شیخ محمّدحسین نجفی مدفون گردید. مرحوم حاج میرزا حسنخان جابری انصاری در تاریخ وفات او گوید: «ثقةالاسلام آوی بالجنان»
و ملاّ عبدالجواد خطیب ضمن مرثیهای گوید:
تاریخ این مصیبت جانسوز گفت آه اسلام را پدید شده ثلمه عجب
کتب زیر از تألیفات اوست:
میرزا محمّدعلی خان گلستانه فرزند محمّدباقر بن حسین بن سیّد علاءالدّین محمّد گلستانه، فاضل ادیب، در اواخر قرن سیزدهم هجری. در اصفهان محترم و معزّز میزیسته و منصب استیفا داشته و در سال 1290ق مسجد صفا واقع در محلّه شهشهان را بنا نموده و اثر خیری از خود به یادگار نهاد. کتیبه مسجد به خط محمّدتقی بن محمّدابراهیم خطاط اصفهانی [آقا محمّدتقی صحّاف] است. مادّه تاریخ بنای این مسجد را شاعر و خوشنویس ادیب میرزا علیرضا لنجانی متخلّص به «پرتو» سروده است:
بنا شد چو این مسجد باصفا بعون خداوند رکن و حطیم
ز «پرتو» بتاریخ آن شد سؤال بگفتا: «لساعیه فوزٌ عظیم»(2)
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 427-429؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 109-132؛ ترجمه ارشاد الأذهان: مقدمه، به قلم فرزندش آیةاللّه حاج شیخ مهدی نجفی؛ مکارم الآثار، ج6، صص 1973-1976؛ نقباء البشر، ج4، ص1348؛ الذریعه، ج11، صص 4 و 87؛ ج17، ص259؛ ج18، ص305 و ج25، ص142؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص228.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص808.
حاج میرزا محمّدعلی بن آقا میرزا محمّدباقر بن حاج میرزا علینقی بن میرزا محمّدعلی بن امیرمحسن موسوی زنجانی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای نیمه نخست قرن سیزدهم هجری. در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. او برادر میرزا ابوالقاسم زنجانی است.] این دو برادر قضایای بابیکشی اصفهان در سال 1321ق را راه انداختند و برحسب نقل برخی، میرزا محمّدعلی در قضایای بابیکشی یزد نیز مؤثّر بوده است.
وی در 19 محرم سال 1347ق وفات یافته و جنب برادرش حاج میرزا ابوالقاسم در تکیه زنجانی واقع در تخت فولاد مدفون شد.(1)
حاج سیّد محمّدعلی عریضی فرزند حاج سیّد محمّدباقر بن سیّد محمّد بن سیّد رحیم حسینی عریضی، عالم فاضل، ادیب فاضل [از دانشمندان قرائت و تجوید در قرن چهاردهم هجری.]
در حدود سال 1302ق متولّد گردیده و سالها در تحصیل علوم از فقه و اصول و خصوصا ادبیّات عرب زحمت کشید و به مرحوم حاج سیّد علی زنجیرهفروش اختصاص یافته، از اساتید فنّ قرائت و تجوید در اصفهان بهشمار میرفت و پس از فوت استاد خود در مسجد تلّ عاشقان حوزه قرائت دایر نموده و مدّتها نگارنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی] از محضرش مستفید میشد.
نسب ایشان از طرف مادر به سیّد اسماعیل طبیب میرسد که در عهد صفویّه از مشهد
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص196؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص130.
به اصفهان منتقل شد و اولادش در این شهر ساکن بودهاند. جدّ مادری او حاج سیّد محمّد حکیمباشی، از اطبای معروف به حذاقت و مهارت بود.
مرحوم عریضی را تألیفاتی است، از آن جمله است:
صاحب عنوان در غروب روز شنبه 26 ربیعالثّانی سال 1373ق وفات یافته و در تکیه ملک مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش را مرحوم سیّد علی بدیعزاده گوید:
دو مصرع هلالیّ و شمسی رقم زد پی رحلتش «هور» سخندان:
«ز سیّد محمّدعلی عریضی نبی مانده تنها علی جسته مهمان»(1)
1373 1332
حاج سیّد محمّدعلی بن حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی بن نقی شفتی گیلانی، عالم فاضل محقّق و عابد متّقی [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن سیزدهم هجری] از ائمه جماعات در مسجد سیّد بوده و قبرش جنب قبر پدر در بقعه مسجد سیّد است.(2)
[او در سال 1227ق در اصفهان متولّد شده و در اصفهان به تحصیل پرداخت. سپس به عتبات عالیات مُشَرَّف شده و از درس شیخ محمّدحسن (صاحب جواهر) و سایر علمای اعلام بهره گرفت. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده، به حل مشکلات مردم و تألیف و تحقیق مشغول بود تا اینکه در آخر ماه شعبان 1282ق (مطابق نوشته فرزند
دانشمندش سیّد محمّدمهدی در کتاب «غرقاب») وفات یافت.(1)]
در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم مجموعهای به شماره 1995 وجود دارد و شامل چهار رساله از تألیفات حاج سیّد محمّدعلی است بدین شرح: 1. «اتلاف العبد مال المولی و جنایته علیه» 2. «الصلاة فی مکان المغصوب» که در 1263ق در نجف نوشته شده است. 3. «شرح شرایع الاسلام» که در سال 1263ق در نجف نوشته شده است. 4. «شرح لمعه» (تقریرات درس صاحب جواهر) در ضمن این مجموعه صورت اجازه مرحوم آقا شیخ محمّدحسن صاحب جواهر الکلام جهت مرحوم حاج سیّد محمّدعلی نقل گردیده است.(2)
[«جامع الغرر فی شرح الشرایع» در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است. جلد اوّل آن به خط مؤلف نزد حفید او آقای سیّد محمّدتقی شفتی موجود است.(3)]
آخوند ملاّ محمّدعلی بن میرزا محمّدباقر خوانساری، از علماء و فضلاء [قرن چهاردهم هجری] در 14 ربیع الاوّل 1350ق وفات یافته و جنب استاد خود جهانگیرخان قشقائی مدفون گردید.(4)[او از طلاّب ساکن مدرسه صدر و از خواص اصحاب و خدمتگزاران جهانگیرخان بود تا حدّی که او را به خاطر ملازمت با جهانگیرخان، «ملاّ محمّدعلی خان» میگفتهاند، بعد از وفات جهانگیرخان، در حجره او
ساکن شد و پس از وفات خود او، حجره به آقا سیّد محمّدرضا خراسانی رسید. او اواخر عمر را به فقر و تنگدستی گذراند.(1)]
میرزا محمّدعلی عالم نائینی [متخلّص به «محیط»] فرزند محمّدباقر [از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریّه، عالم فاضل، ادیب شاعر خوشنویس ماهر و عابد صالح، در سال 1278ق در نائین متولّد شد و پس از تحصیل مقدمات به اصفهان و نجف اشرف سفر کرد و در سامرا نزد میرزا حسن شیرازی (میرزای بزرگ) تحصیلات خود را تکمیل نموده و به اجتهاد نائل شده و به نائین بازگشت.]
او از قائدین مشروطیّت و جنگ شیخیّه و متشرّعه نائین بود. در حفظ آیتی عجیب به شمار میرفت. شعر عربی و فارسی را خوب میگفت [و خطوط شکسته و نستعلیق را خوش مینوشت.] او در سال 1333ق در اصفهان وفات یافته و جنب قبر جهانگیرخان قشقائی [در تخت فولاد] مدفون شد. [تاریخ وفات او را در این بیت به نظم آوردهاند:
در هزار و سیصد و سی و سه بود که اجل شمعی ز بزم دین ربود]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[این شعر از اوست:
دلبرا بیرخ تو آه و فغان کار من است زعفرانی ز غمت عارض گلنار من است
1) تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 279 و 280.
هرکسی داشت به سر سِرّی از اسرار تو لیک سِرّ سِرها همه یک نکته ز اسرار من است(1)]
محمّدعلی بن محمّدباقر کاتب اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در پنجشنبه 17 شوال 1207ق «زیج خاقانی» در تکیمل شرح ایلخانی کتاب را نوشته است. میکروفیلم کتاب در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
همچنین در سال 1217ق «مختصر زیج الغ بیگ» را نوشته است. نسخه به شماره 49 در کتابخانه ملّی فرهنگ موجود است.(3)
محمّدعلی بن محمّدباقر محمّدآبادی جرقویهای اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. وی قرآن مجید را در 17 صفر 1231ق به خط نسخ جلی کتابت کرده و به شماره 74 در کتابخانه امام صادق علیهالسلام در قزوین موجود است.(4)
همچنین او نسخهای از کتاب «جلاء العیون» علاّمه مجلسی را در سال 1277ق در جرقویه به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه فرهنگ رشت موجود است.(5)
1) تاریخ نائین، صص 190 و 191؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص222؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1072؛ تذکره سخنوران نائین، صص 117 و 118؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص105؛ نقباء البشر، ج4، صص 1317 و 1349؛ میرزای شیرازی، ص177؛ گنجینه دانشمندان، ج7، ص22؛ نائین بلده طیّبه، صص 115-117.
2) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ص115.
3) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ص60.
4) فهرست امام صادق علیهالسلام قزوین، ج1، ص197.
5) فهرست کتابخانههای رشت و همدان، ص1085.
آقا محمّدعلی هزارجریبی فرزند آقا محمّدباقر هزارجریبی مازندرانی، عالم فاضل، محقّق مدقّق [معروف به «فقیه مطلق» از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در روز 12 رجب 1188ق در نجف اشرف متولّد شده و نزد علمای عالیقدر در عتبات عالیات: آقا سیّد جواد عاملی، سیّد مهدی بحرالعلوم، آقا شیخ جعفر نجفی (کاشف الغطاء) و احتمالاً پدر بزرگوار خویش به تحصیل پرداخته و دختر استاد خود شیخ جعفر را به زوجیت اختیار کرد و پس از وفات پدر در سال 1205ق به ایران آمده و چندی در ارومیه و تبریز بود و در آنجا تدریس میفرمود. پس از آن به قم رفته و نزد میرزا ابوالقاسم قمی (صاحب قوانین) و سپس در کاشان نزد ملاّ احمد نراقی کسب فیض نمود. عاقبت به اصفهان آمده و پس از فوت زوجهاش داماد میرزا محمّدباقر نواب لاهیجی شد. او سالها در اصفهان تدریس و در مسجد ذوالفقار اقامه جماعت مینمود.
آقا محمّدعلی در اواخر عمر به استدعای اهالی قمشه [شهرضای کنونی] از اصفهان به قمشه رفته و پس از شیوع وبا در آن شهر به قریه «شاه سیّد علیاکبر» در نزدیکی قمشه مهاجرت نموده و در شب شنبه 18 ربیع الثّانی 1245ق وفات یافته و در بقعه شاه سیّد علیاکبر مدفون شد.
دو فرزندش آقا محمّدحسن نجفی و شیخ محمّدحسین نجفی از علماء و فقهای معروف اصفهان بودهاند. و چون پدر آنها آقا محمّدعلی در اواخر عمر نابینا و مبتلا به بیماری سل بود تألیفات او را شیخ محمّدحسن گردآوری و پاکنویس نمود.(1)
[این کتابهای و رسالهها از تألیفات اوست:
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 163-165؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 503 و 504؛ بیان المفاخر، ج1، ص228؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص113 و ج3، صص 244 و 245؛ دانشمندان و رجال مازندران، صص 18 و 19؛ وحید بهبهانی، ص160.
1) الذریعه، ج1، صص 139 و 145.
2) فهرست وزیری، ج2، ص476؛ فهرست مجلس، ج24، ص203؛ فهرست مرعشی، ج8، صص 151 و 152 و ج12، صص 95 و 331 و 332 و ج22، صص 203 و 204 و ج29، ص45.
3) الذریعه، ج3، ص67.
4) الذریعه، ج3، ص323.
5) فهرست الفبائی رضوی، ص145؛ الذریعه، ج4، ص415.
6) الذریعه، ج11، ص30.
7) فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص413.
«شرایع» 19. «سراج المنیر» در فوائد رجالیّه 20. «شرح احادیث مشکله» مرتب شده بر چندین صدیقه، موجود در کتابخانه شیخ محمّدامین صدرالاسلام خوئی(1)21. «رسالة فی ظنّ ضیق الوقت» موجود در کتابخانه شیخ محمّدامین صدرالاسلام(2)22. «قاطع النّزاع فی تحقیق مسائل الرضاع» که در یک مقدمه، 4 فصل و یک خاتمه در نجف اشرف تألیف شده و نسخههایی از آن در کتابخانههای مسجد اعظم قم، مجلس شورای اسلامی، آستان قدس رضوی، آیتاللّه مرعشی و ملک تهران موجود است.(3)23. «کتاب القضاء» که تقریرات درس استادش سیّد بحرالعلوم است. 24. «کنز الکنوز» که تعلیقات بر طهارت کتاب «مدارک» است. 25. «الکواکب الباهر» در حواشی بر «قواعد» شهید 26. «لآلی المتلألاة» در اصول فقه، به عربی، در یک مقدمه و 13 فصل که نسخهای از آن در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)27. «مجمع العرایس الوجیهه» که حاشیهای است بر «معالم» در اصول فقه، به عربی و آن را در 1224ق تألیف کرده و فرزندش محمّدحسین آن را از مبیضه مسوّده نموده و در آخر نسخه شرح حال مؤلف و خاندان او را نوشته است. نسخههایی از این کتاب در کتابخانه مسجد اعظم قم، آیتاللّه مرعشی و کتابخانه ملّی ایران موجود است.(5)28. «محی الوفاة» در شرح بعضی قصاید عربی 29. «متفرعات مسائل کتاب الصلاة» 30. «مخزن الاسرار الفقهیه» یا «تکملة الرّوضة» در حاشیه شرح لمعه، به عربی در 3 جلد که نسخههایی از آن در کتابخانههای وزیری یزد، آستان قدس رضوی، مرکزی دانشگاه اصفهان، آیتاللّه گلپایگانی قم، شیخ
محمّدعلی دیانی، مدرسه جعفریه قائن، آیتاللّه مرعشی قم وجود دارد.(1)31. «مفتاح الکنوز» در تعلیقه بر شوارق و تجرید است که فرزندش شیخ محمّدحسین آن را مرتب کرده است و در آخر آن شرح حال مؤلف را آورده است. نسخهای از این کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)]
محمّدعلی بن محمّدتقی اصفهانی [از کاتبان دوازدهم هجری] در چهارشنبه 21 جمادی الثّانی 1126ق کتاب «غناء الادیب فی فهم مغنی اللّبیب» تألیف: ملاّ محمّدمهدی بن علیاصغر قزوینی را به خط نسخ نوشته و ضمن مجموعه شماره 766 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(3)
محمّدعلی بن محمّدتقی اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق در قرن دوازدهم هجری] در روز سهشنبه 12 جمادی الثّانی سال 1175ق کتابت نسخهای از «حرز الامان فی فتن الزّمان» تألیف: صفیالدّین علی بن حسین بن علی بیهقی را به خط نستعلیق خوش به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 7625 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(4)
1) فهرست وزیری، ج2، ص544؛ فهرست الفبائی رضوی، ص506؛ فهرست مرکزی دانشگاه اصفهان، ج2، ص439؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص164؛ فهرست دیّانی، ص27؛ فهرست جعفریه قائن، ص153؛ فهرست مرعشی، ج7، ص61؛ ج12، ص84؛ ج14، ص62 و ج22، ص11.
2) فهرست مرعشی، ج6، ص282؛ الذریعه، ج21، ص343.
3) فهرست مرعشی، ج2، ص376.
4) فهرست مرعشی، ج20، ص31.
شیخ محمّدعلی اعتزاریان فرزند شیخ محمّدتقی، عالم فاضل زاهد صالح معاصر. در سال 1275ش در اصفهان متولّد شد. مقدّمات را نزد پدر خود و ملاّ محمّدعلی عالم حبیبآبادی و شیخ عباسعلی ادیب آموخت. سپس از محضر حضرات آیات: میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، حاج سیّد حسین خادمی، سیّد محمّدرضا خراسانی و حاج میر سیّد علی بهبهانی بهره برد.
او از ائمه جماعات مساجد دوغازی و پامنار دردشت بود و از راه زرگری و نقرهکاری در منزل خویش امرار معاش میکرد و زبان انگلیسی را نیز آموخته بود.
وی در 2 فروردین 1362ش وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
آقا محمّدعلی هرندی فرزند محمّدتقی بن محمّدمهدی، عالم فاضل، از علمای اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و تدریس مینموده و جمعی از فضلاء از جمله حاج محمّدابراهیم کلباسی از محضر او مستفیض میشدهاند. شیخ آقابزرگ طهرانی نسخهای از کتاب «دروس» که یادداشت مالکیت او به تاریخ 16 جمادی الاوّل 1207ق مشهود بود را رؤیت نموده است.(2)
میرزا محمّدعلی نوری متخلّص به «حیرت» فرزند حاج میرزا محمّدتقی مُعَبِّر نوری، از
فضلاء اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] مردی زاهد و گوشهنشین بوده و کمتر با مردم معاشرت مینمود. گاهی شعر میسرود [سال وفات و مدفن او به دست نیامد.(1)]
سیّد محمّدعلی صدرالشّریعه فرزند آقا میرزا محمّدجعفر بن حاج میرزا محمّدعلی میردامادی، از علمای قرن چهاردهم هجری، عالم فاضل جلیل، از شاگردان آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا سیّد مهدی درچهای، آقا میرزا احمد اصفهانی بود. او عالمی رشید و شجاع بوده و در اواخر عمر دفتر رسمی ثبت اسناد را تأسیس کرد و در حدود سال 1342ش رحلت فرمود و در قبرستان ورنوسفادران در مقبره خانوادگی مدفون گردید. او برادر واعظ خبیر حاج آقا سیّد جمالالدّین صهری است.(2)
میرزا محمّدعلی امامجمعه فرزند میرزا جعفر بن حاج میر سیّد محمّد [از علمای قرن سیزدهم هجری و از سادات خاتونآبادی اصفهان] عالم فاضل محقّق، در حُسن اخلاق و آداب معاشرت و فضایل و کمالات ممتاز بوده و مدت چهار سال امام جمعه اصفهان بود [او از شاگردان میر محمّدرضا و ملاّ حسینعلی تویسرکانی است.] کتب و رسایل چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
او قبل از غروب آفتاب روز دوشنبه 12 ربیع الاوّل سال 1300ق وفات یافته و در بقعه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شد. قبر او را در سالهای اخیر محو نمودند. وفاتش را حاج میرزا علی انصاری گوید: گفت انصاری: «لقد غاب امام»(1)
میرزا محمّدعلی متخلّص به «شایق» فرزند میرزا محمّدجعفر طبیب اصفهانی متخلّص به «اسیر»، از شعرای قرن سیزدهم هجری. او مانند پدر در یزد ساکن بوده و طبابت میکرده و شعر میسروده است.(2)[در کتابخانه ملک در یک مجموعه غزلیاتی به تاریخ 1262ق از او وجود دارد.]
این دو بیت از اوست:
دوره کوس و کی دور فلک کرد طی نیست امانش که کی از تو برآرد دمار
«شایق» بیدل نگر همچو صراحی مدام گریهاش اندر گلو خون دلش در کنار
دکتر محمّدعلی اژهای فرزند جلالالدّین، از اساتید دانشگاه و محقّقان معاصر در سال 1323ش. در یک خانواده مذهبی در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد و در کنار آن در حوزه علمیه اصفهان تحصیل کرد. در
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص838؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص315؛ الکرام البرره: مخطوط؛ منتهی الآمال، ص669؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص248؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص196.
2) تذکره میکده، صص 404 و 612؛ حدیقة الشعراء، ج2، ص825؛ الذریعه، ج9، ص504؛ آینه دانشوران، (چاپ سوم) ، ص547؛ تذکره شبستان، ص725؛ فهرست ملک، ج8، ص116.
سال 1344ش در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان به تحصیل پرداخت و سپس در دانشگاه تهران دوره فوقلیسانس را طی نمود. آنگاه به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. چندی بعد به انگلستان رفته و در رشته فلسفه از دانشگاه لندن دکترا گرفت.
او مقالات بسیاری در نشریات علمی و دائرة المعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسانده و کتاب «مبانی منطق» او نیز به چاپ رسیده است. همچنین مقالات بسیاری به همایشهای علمی ارائه داده است. وی علاوه بر تدریس فلسفه در دانشگاه اصفهان به عنوان استاد راهنمای دانشجویان در تألیف پایاننامههای فوقلیسانس و دکترا به فعالیّت پرداخته است.
همچنین در مناصب اداری متعدد دانشگاهی از جمله مسؤول دوره لیسانس شبانه، معاون آموزشی، معاون پژوهشی، رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیر گروه فلسفه (همگی در دانشگاه اصفهان) به انجام وظیفه پرداخته است.(1)
سیّد محمّدعلی جمالزاده فرزند سیّد جمالالدّین واعظ اصفهانی بن سیّد عیسی بن سیّد محمّدعلی بن سیّد صالح موسوی عاملی.
از نویسندگان معاصر در سال 1309ق (حدود 1270ش) در اصفهان متولّد شد. در سال 1321ق به تهران رفت و تحصیلات مقدّماتی را در آنجا گذراند. در سال 1326ق به بیروت رفت و دو سال بعد به فرانسه رفت در دانشگاه دیژون در رشته حقوق ادامه تحصیل داد. با شروع جنگ جهانی اوّل به برلین رفت و در کنار آزادیخواهان ایرانی به فعالیت پرداخت. او اوّلین داستانهای خود را در مجله «کاوه» در برلین به چاپ رساند.
1) گنجینههای علمی دانشگاه اصفهان، صص 13-17.
پس از تعطیل شدن «کاوه» به خدمت در سفارت ایران در برلین در سمت سرپرستی محصلین ایرانی مشغول شد. و پس از 8 سال در دفتر بینالمللی کار وابسته به جامعه ملل فعّالیّت کرد و در سال 1315ش بازنشسته شد. پس از آن از برلین به ژِنِو (در سوئیس) مهاجرت کرد و تا آخر عمر در آنجا زندگی کرد تا اینکه در 17 آبان 1376 در منزل مسکونی خود در ژنو (در کنار رود لمان) درگذشت.
او از نخستین داستاننویسان زبان فارسی (به سبک اروپایی) است و نقش او در پایهگذاری داستاننویسی ایران انکارناپذیر است. همچنین تحقیقات متعددی درباره فرهنگ و اقتصاد و عقاید عامّه انجام داده است. این کتابها از تألیفات اوست:
1) نادرهکاران، صص 886-907؛ چون سبوی تشنه، صص 193 و 194؛ چهرههایی از پیشروان، ص54؛ فرهنگ داستاننویسان ایران، صص 74 و 75؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 162-167؛ از نیما تا روزگار ما، صص 273-298؛ از کاروان حلّه، صص 322-336؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، صص 542 و 543؛ تاریخچه ترجمه به فارسی در ایران، صص 112 و 113.
آقا شیخ محمّدعلی شاهآبادی فرزند حاج شیخ محمّدجواد حسینآبادی بن حسن، عالم فقیه، مجتهد اصولی، جامع معقول و منقول [از علماء عالیقدر و مراجع تقلید در عصر حاضر] در سال 1292ق [در محله بیدآباد اصفهان متولّد شد.]
تحصیلات خود را نزد پدر و برادر (شیخ احمد) خود آغاز کرده [و سپس در درس میرزا محمّدهاشم چهارسوقی حاضر شد. ریاضیات را هم از میرزا عبدالرزاق خان سرتیپ (بغایری) آموخت. در سال 1304ق پس از آنکه پدرش به دستور ناصرالدّین شاه به طهران تبعید شد به همراه او به طهران آمد] و در طهران به درس میرزا محمّدحسن آشتیانی حاضر شد [و فلسفه و عرفان را نزد میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا هاشم رشتی آموخت آنگاه به عتبات عالیات مشرف شده] و در نجف خدمت آخوند خراسانی و حاج میرزا حسین خلیلی [و شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی و در سامرا خدمت [میرزا محمّدتقی شیرازی تحصیل نموده [و به درجه اجتهاد نائل شد و از اساتید خود اجازه دریافت نمود که از آن میان اجازه میرزا محمّدتقی شیرازی موجود است.] پس از آن به طهران مراجعت نموده و به اقامه جماعت و تدریس و ارشاد مردم مشغول شد و چون در محله شاهآباد طهران ساکن بود به «شاهآبادی» شهرت یافت. [او ابتدا در مسجد سراج الملک و پس از آن در مسجد جامع طهران اقامه جماعت مینمود. او در سال 1347ق به دعوت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم رفته و 7 سال تدریس نمود. در اواخر عمر به طهران مراجعت نموده و در اعتراض به جنایات رضاشاه یازده ماه در امامزاده عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در شهرری تحصّن نمود.]
او در عصر پنجشنبه 3 صفر 1369ق [مطابق با سوم آذر 1328ش] وفات یافته [و در مقبره شیخ ابوالفتوح رازی جنب زاویه حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در شهرری
مدفون شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[جمعی کثیر از فضلاء و علماء عالیقدر طهران و قم نزد وی کسب فیض نموده و از مجلس درس او بهره بردهاند از جمله:
حضرات آیات عظام: امام خمینی، مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی و حضرات آیات: آخوند ملاّ علی همدانی، میرزا محمّد ثقفی، حاج سیّد علی بهشتی، حاج میرزا خلیل کمرهای، حاج میرزا حسن یزدی، حاج شیخ راضی، حاج شیخ شهابالدّین ملایری و حاج سیّد موسی مازندرانی.
ایشان دارای 10 فرزند پسر بودند که 7 نفر از آنان در سلک روحانیت وارد شدند. از جمله آنان شهید حاج شیخ مهدی شاهآبادی است که در 6 اردیبهشت 1363ش در جبهههای نبرد ایران و عراق به شهادت رسید.(1)]
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص239؛ آثار الحجّه، ج1، صص 217 و 218؛ ریحانة الادب، ج3، صص 167 و 168؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 615 و 616؛ نقباء البشر، ج4، صص 1370 و 1371؛ گنجینه دانشمندان، ج4، صص 483-485؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، صص 173 و 174؛ استادزاده، صص 33-79؛ فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، سال دوم، شماره پنجم: پاییز 1371؛ صص 180-192؛ کاروان علم و عرفان، ج2، صص 10-33؛ گلشن اهل سلوک، (ویرایش دوم) ، صص 380-389؛ الذریعه، ج17، ص59.
محمّدعلی بن حاجی کرونی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری و از اهالی بلوک کرون (به فتح کاف و واو) اصفهان است. او در 22 صفر 1257ق نسخهای از «شرح الشّافیه» تألیف: نظامالدّین حسن نیشابوری را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه آیتاللّه حججی در نجفآباد موجود است.(1)همچنین او در سال 1227ق نسخهای از «فارسی هیأت» تألیف: ملاّ علی قوشچی را در قریه طهران کرون کتابت کرده است.(2)
حاج سیّد محمّدعلی امینالتّجار اصفهانی فرزند سیّد محمّدحسن، از بازرگانان نیکوکار و خوشنام اصفهان در دوره قاجاریه و از خاندان سادات خاتونآبادی است. وی پدر بانوی مجتهده حاجیه نصرت خانم امین است. سرانجام در 26 شوال 1326ق وفات یافته و در تکیه خانوادگی واقع در تخت فولاد مدفون شد.
فتحاللّه جلالی شاعر معاصر او در مرثیهاش شعری سروده که مادّه تاریخ آن این بیت است:
با «جلالی» کسی از غیب بتاریخش گفت: «همره روحالامین شد بجنان روح امین»(3)
محمّدعلی بوجار اصفهانی فرزند حسن، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1306ش در اصفهان متولّد شد. در کودکی در مکتبخانه تحصیل کرد. چندی به کار آزاد پرداخت و عاقبت در کارخانه وطن به کار مشغول شد. گاهی شعر میسرود و مداحی میکرد. از اوست:
بخوان این خط که یادگار من است باغ عشق است و کسب و کار من است(1)
حاج شیخ محمّدعلی ابراهیمی فرزند حسن فرزند حاج رضا، از فقهاء و علمای عالیقدر و مدرسین مبرّز حوزه علمیه اصفهان.
وی در روز 6 مرداد 1326ش در محله آفاران اصفهان در خانوادهای متدیّن متولّد شد. در کودکی در محلّه خود به مکتبخانه رفت و تحصیلات حوزوی را از 15 سالگی آغاز کرد. مقدمات را از آقا میرزا احمد روضاتی و برخی دروس مقدماتی و سیوطی را نزد حاج آقا محمّد فقیهی طی نمود. مغنی را از حاج آقا سیّد حسن فقیهامامی، شرح لمعه را از حاج آقا سیّد مصطفی بهشتی، قسمتی از سیوطی را از آقای محمود فقهی و رسائل را نزد حاج شیخ احمد فیاض خواند و برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و در یک سال اقامت در آن ارض مقدس قوانین را نزد مدرس افغانی و شرح لمعه را نزد مرحومین شیخ غلامحسین باقری نجفآبادی و شیخ محمّدهادی معرفت آموخت. آنگاه به علت فراهم نشدن مجوّز اقامت در کشور عراق، بهناچار به اصفهان مراجعت نمود.
1) تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص121.
پس از مراجعت مرحوم آیةاللّه حاج شیخ حسن صافی به اصفهان، از آن زمان تا زمان رحلت ایشان در خدمت این عالم جلیلالقدر حاضر شده و دروس خارج فقه و اصول را خواند و علاوه بر آن از درس اخلاق ایشان بهره کامل گرفت.
او از روحانیون فعال در مبارزه علیه رژیم پهلوی بود و به دنبال سخنرانی و افشاگری جنایات این رژیم در مردادماه 1357ش در منزل مرحوم آیتاللّه خادمی، مورد تعقیب مأموران قرار گرفته و به مشهد مقدس و قم رفت. وی در قم از درس تفسیر عالم گرانمایه آقای خزعلی بهره گرفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دفتر بیت امام خمینی در قم فعالیّت نمود و پس از گذشت یک سال به اصفهان بازگشت و با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران به جبهههای جنگ رفته و به تبلیغ مشغول شد. همچنین بسیاری از طلاب حوزه علمیه اصفهان (خصوصا مدرسه علمیه ذوالفقار) به تشویق ایشان راهی جبهههای نبرد شده و حدود یکصد تن از آنان به افتخار شهادت نائل آمدند.
ایشان از سال 1343 تاکنون بهعنوان نماینده مراجع، حضرات آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، خوئی، اراکی و بهجت رحمهمالله به فعالیت میپرداخت.
از جمله اقدامات وی احیاء و تعمیر و راهاندازی مدرسه علمیه ذوالفقار در بازار اصفهان (به همراه علمای عالیقدر حاج آقا سیّد حسن فقیهامامی، حاج آقا سیّد حجت موحّد ابطحی و حاج شیخ علیاکبر فقیه) و خارج کردن مدرسه علمیه خالصیّه از تصرّف اشخاص بود که به همت مرحوم حاج آقا حسن فقیهامامی، این مدرسه به شکل آبرومندی تجدید بنا و طلبهنشین گردید. همچنین تأسیس چندین صندوق قرضالحسنه و اعزام مبلغ به اقصی نقاط کشور از جمله: استانهای کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، فارس، خوزستان، بوشهر و تأسیس حوزه علمیه در گچساران و نورآباد ممسنی از دیگر اقدامات ایشان بوده است.
حاج آقا ابراهیمی سالهای طولانی در مسجد حبیب بن مظاهر در محله جاوان پایین به اقامه جماعت پرداختهاند و اکنون دو سال است که بهعنوان امام جماعت، در وقت شرعی ظهر نماز جماعت را در مدرسه صدر بازار برپا میدارند. و در باقی اوقات به تدریس خارج فقه و اصول و مطالعه و تحقیق و رسیدگی به امور مردم و حل مشکلات شرعی آنان مشغول میباشند.
این کتابها از تألیفات ایشان است:
میرزا محمّدعلی رجاء فرزند حسن بن محمّد بن علی بن نعمتاللّه زفرهای کوهپائی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب کامل، از شعرای معاصر اصفهان در محرم 1281ق در قریه زفره متولّد شد.
از کودکی در اثر ابتلا به مرض آبله دست راست او فلج شده و با دست چپ مینوشت در اثر سعی و مجاهدت و کوشش، با نبودن وسایل عادی در اثر استعداد و هوش خدادادی در اغلب علوم از صرف و نحو و فقه و اصول و رمل و جفر و اعداد و طلسمات صاحب ربط گردید. او مدتی در اصفهان نزد ملاّ هادی سدهی و غلامحسین میدان کهنهای علوم غریبه و رمل و اسطرلاب آموخت. سپس در قریه زفره به امور شرعیّه از قبیل تدریس و وعظ و تحریرات شرعی و امور دیگر روزگار میگذرانید و
مورد وثوق و احترام عموم اهالی بود و در خلال آن به مطالعه و تألیف و تصنیف پرداخته و در حدود 24 مجلد کتاب و رساله تألیف نمود که از آن جمله است:
میرزا محمّدعلی رجاء در عصر روز شنبه 28 محرم 1361ق در زفره وفات یافت و در قبرستان عمومی آنجا مدفون شد. فرزندش عبدالرزاق اخضر این شعر و مادّه تاریخ را برای فوت او سروده است:
در وفات باب خود آن تاج سر با دل بریان و با چشمان تر
«هَمِّ» اخضر شد ز یاد و پس بگفت: «خاک بر سر از جدائی پدر»(1)
1361=45+1316
این شعر از اوست:
ای دلا فصل ربیع است و بهار من و تو عقل حیران شده بِالمرِّه ز کار من و تو
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص211؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 207-209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 210 و 211؛ منتخبی از آثار رجاء زفرهای، صص 2-5 و 92؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2352-2354.
چشم انجم نگران است به کار من و تو نور خورشید مکدّر ز بهار من و تو
ای «رجا» تا که زنی چشم به هم میگذرد عمر و آثار نماند ز دیار من و تو
محمّدعلی پورحقانی فرزند محمّدحسن بن حاج مصطفی معمار، از شعرای معاصر اصفهان در محلّه دروازه نو اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مقطع ابتدائی به کار پرداخته و هنر خاتمسازی را آموخت. او در سال 1368ش اتحادیه صادراتی صنایعدستی اصفهان را تأسیس کرد و تا سال 1371 ریاست آن را برعهده داشت. بنا به اقتضای حال گاهی شعر میگوید و «حقی» و «پوریا» تخلّص میکند. این بیت از اوست:
از پرتو مهرش که جهان کرده منوّر بر جامعه انوار خدائیست معلّم(1)
استاد حاج محمّدعلی حجار فرزند حاج محمّدحسن، هنرمند توانا و زبردست قرن چهاردهم هجری. در هنر حجاری از عجایب عصر از نوابغ دهر بوده و سنگ خارا در دستان او چون موم رام و مطیع بوده است. در ریزهکاری و ظرافت در حجّاری دقّتی کمنظیر داشته و شاهد این مدعا سنگ نوشته مرمر قبر حاج علیقلی خان سردار اسعد بختیاری (متوفی 1336ق) در تخت فولاد اصفهان است که اوج هنر خود را به نمایش گذاشته است. همچنین سنگ نوشته مرمر قبر نجفعلی خان صمصام السّلطنه بختیاری
1) تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش اوّل) ، ص160.
(متوفی 1349ق) در تخت فولاد از آثار زیبای حجاری اوست.(1)
سیّد محمّدعلی داعیالاسلام متخلّص به «داعی» فرزند سیّد حسن، شاعر ادیب، روزنامهنگار و نویسنده دانشمند معاصر در سال 1295ق در لاریجان متولّد شد. مقدمات را در آمل خواند و برای ادامه تحصیل به طهران رفت و ادبیات فارسی و عربی، منطق، حکمت و فقه و اصول، ریاضیات، هیأت و هندسه را آموخت. سپس به اصفهان رهسپار شده و در این شهر به خدمت علماء عالیقدر شیخ محمّدتقی آقانجفی، آخوند ملاّ محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی رسیده و کسب فیض نمود. چندی بعد با میرزا سلیمانخان رکنالملک (نایب الحکومه اصفهان) آشنا شده و به وسیله او در حوزه علمیه راه یافت و به خواهش آنان در محلّه جلفا دعوتخانهای جهت ارشاد و هدایت مسیحیان و جوابگوئی از مبلغین آنها درست کرد و مذاکرات خود را با آنها تحت عنوان «مجلّة الاسلام» منتشر ساخت که مورد توجّه تمام مسلمین واقع شده، از طرف مظفّرالدّین شاه لقب «داعی الاسلام» یافت. در این مدّت زبانهای عبری و انگلیسی را نیز فراگرفت. در سال 1324ق به مکّه و از آنجا به هندوستان رفت و دو سال در بمبئی ساکن شد و مجلّه «دعوت الاسلام» را در آنجا منتشر ساخت. چون مقام علمی او مورد توجّه قرار گرفت، او را به عنوان استاد دانشگاه دکن انتخاب کردند. در هند زبانهای پهلوی و اوستا و سنسکریت را نیز فراگرفت. او در شهریور 1321ش به ایران آمد و در سال 1325ش به هند بازگشت و در 26 آبان 1330ش در سن 75 سالگی وفات یافت.
او کتب چندی تألیف و ترجمه نموده است بدین قرار:
1) تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، ص357؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
از اشعار اوست:
به دل افروزی روی تو گلستان نرسد به درخشنده لبت لعل بدخشان نرسد
دامنش در کف من بود که رفتم از خویش عشق دردی است که از وصل به درمان نرسد(1)
محمّدعلی بن محمّدحسن دهنوی سمیرمی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «الارشاد فی احوال الصاحب الکافی اسماعیل» تألیف: سیّد احمد حسنی حسینی قهپائی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9308 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)
محمّدعلی بن محمّدحسن طبیب اصفهانی، از فضلاء و اطبّاء اصفهان در قرن
دوازدهم هجری. تملّک او بر کتاب «الهیئة» تألیف: غیاثالدّین منصور دشتکی مشهود است. این نسخه به شماره 6565 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
ملاّ محمّدعلی بن حسنعلی کوهساری اصفهانی معروف به ملاّ «علی قاری» از اساتید قرائت و تجوید در قرن دوازدهم هجری است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
[«کوسار» از روستاهای بلوک قهاب جی اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و در حاشیه خیابان پروین اعتصامی تنها نامی از آن به جای مانده است.]
محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «مهجور» فرزند حاج حسنعلی، شاعر عارف و ادیب خوشنویس [از شعراء و عرفای اواخر دوره قاجاریه به کتابت کتب دینی و عرفانی و سرودن شعر مشغول بوده و چنانچه از قرائن برمیآید حدود 40 سال از عمر خود را به کتابت گذرانده است و تا سال 1316ق در قید حیات بوده است. او ذوقی عرفانی داشته و به مشایخ سلسله نعمتاللهی ارادت میورزیده است.(3)]
این کتابها از تألیفات اوست:
مهجور نعمتاللهی این کتابها را نیز کتابت کرده است:
1316ق کتابت نموده و به شماره 975 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی موجود است.(1)7. «نجاة السّالکین» تألیف: شیخ محمّدعلی واعظ کرمانشاهی که در 26 رجب 1289ق کتابت شده و به شماره 7094 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ملاّ محمّدعلی بن محمّدحسین حسینآبادی اصفهانی متخلّص به «صبوری» عالم فاضل و ادیب شاعر. مؤلّف کتابهای:
[«حسینآباد» قبلاً از روستاهای جنوب زایندهرود در اصفهان بوده و در زمان صفویه که اصفهان رو به توسعه و گسترش نهاد، به شهر پیوست. کاخ ویران شده فرحآباد (از یادگارهای شاه سلطان حسین صفوی) در نزدیکی این محلّه قرار داشته است.]
حاج شیخ محمّدعلی کرمانی فرزند آخوند ملاّ محمّدحسین بن ملاّ اسداللّه کرمانی، عالم فاضل [از علمای عالیقدر اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]
در ذیحجه 1295ق متولّد شده و در اصفهان خدمت جمعی کثیر از علماء همچون:
حاج ملاّ جواد آدینهای، میرزا محمّدعلی رنانی اصفهانی، آقا سیّد محمود مغنی، شیخ محمّدحسن حکیم شیرازی [اصطهباناتی]، آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا محمّدعلی حکیم [نراقی] کاشانی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، میرزا حسین همدانی و آیتاللّه بروجردی (قبل از مهاجرت به نجف) تحصیل نمود. سپس در سال 1319ق به نجف مهاجرت کرده و در آنجا خدمت آقا سیّد محمّدکاظم یزدی، شیخ الشّریعه اصفهانی و آخوند خراسانی تحصیل نموده و نسبت به آخوند خصوصیّت داشته و از جمعی از اساتید خود به اخذ اجازه روایت و اجتهاد نایل گردید. در سال 1330ق به اصفهان مراجعت فرموده و مدّتی به درس و بحث اشتغال یافته سپس ترک مباحثه و تدریس نموده و تقریبا مدّت 10 سال آخر عمر بهطور تجرّد و انزوا میزیست [تا اینکه [در شب جمعه 6 جمادی الاولی سال 1380ق وفات یافته، در تخت فولاد مقابل تکیه میرزا ابوالمعالی [کلباسی] مدفون گردید.
[وی رسائل عدیدهای در فقه و اصول از تقریرات درس استادش آخوند خراسانی نگاشته که نسخ خطی آن با بیش از هزار صفحه در کتابخانه مسجد اعظم قم نگهداری میشود.]
همچنین از تألیفات او: «شرح خطبه نهجالبلاغه»: «اوّل الدّین معرفة اللّه» و حدود بیست رساله و کتاب دیگر.(1)
میرزا محمّدعلی عارفچه بن میرزا محمّدحسین عارفچه بن ملاّ اسماعیل طبسی خراسانی، واعظ فاضل صالح و ادیب شاعر. از فضلای اهل منبر و از مرثیهخوانان و
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 534 و 535؛ بزم معرفت، صص 214-217؛ فهرست مسجد اعظم، ص201.
مدّاحین خاندان نبوّت بود. پدرش از طرف امام جمعه به «عارفچه» ملقّب شده و این لقب به او به ارث رسید. شعر میسرود و در انجمن ادبی شیدا شرکت مینمود. عمری را به قناعت به سر برده و اوقات را صرف مطالعه و سرودن شعر و وعظ و ارشاد و تألیف و تصنیف نمود. [او تولیت امامزاده جعفر اصفهان را نیز برعهده داشت.] عاقبت در شب 19 ذیعقدة الحرام 1380ق به سن متجاوز از هشتاد وفات یافته و جنب پدر در تکیه آقا سیّد رضی در تخت فولاد مدفون شد.
[استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفات او را چنین گوید:
رقم زد خامه «برنا» پی تاریخ فوت او: «محمّد یار شد مهر علی حامی عارفچه»
1380ق]
کتب زیر از اوست که همگی به طبع رسیده است:
از اشعار اوست:
رو به سوی بارگاه کبریا آوردهام از سر اخلاص نزد وی ریا آوردهام
گر بپرسندم چه آوردی تو در فردای حشر نیست خوفی که گویم من رجا آوردهام(1)
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص326؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص536؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص118؛ فهرست کاظمینی، ج1، ص139.
میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «جامع» فرزند میرزا حسینخان بن جانی عزّتی شیرازی، ادیب فاضل، از شعرای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و منصب نویسندگی غلامان را برعهده داشته است.
از اوست:
از بس دل مردم به رهت چشم به راه است در کوی تو هر نقش قدم قافلهگاه است(1)
میرزا محمّدعلی بن حاج ملاّ محمّدحسین بن ملاّ عبدالعظیم بن محمّدتقی بیدگلی اردستانی، عالم فاضل از علمای ساکن اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] خود و پدرش امامت مسجد قطبیه در محلّه چهارسوق شیرازیها در اصفهان را داشتهاند.
در خدمت جمعی از علماء اصفهان تلمّذ نموده و محضر حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی را نیز درک نموده و عهده تحصیلاتش نزد آقا میر سیّد حسن مدرس و آقا سیّد محمّد شهشهانی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده است.(2)
آقا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی معروف به «تذهیبی» فرزند آقا محمّدحسین هلال بن آقا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی (متخلّص به «بهار» و «فرهنگ») بن آقا ابوطالب مُذَهِّب
اصفهانی، [هنرمند و ادیب عارف در قرن چهاردهم هجری.]
پدرانش اهل هنر و ادب و به شعر و تذهیب معروف بودهاند. [در اصفهان متولّد شده و نزد پدر فنون تذهیب را آموخت و در تشعیر و تذهیب مهارتی بهسزا یافت و در زرافشانی، طلااندازی و قلمدانسازی در شمار اساتید فن درآمد.] او در اصفهان مرید سیّد احمد دهکردی (حقیقت) شده و به فرقه خاکساریه پیوست و ریاضات سخت را بر خود هموار ساخت. عاقبت [در سال 1310ش به تهران رفته و در مدرسه کمال الملک به عنوان معلم نقشه قالی استخدام شده و به آموزش دادن به شاگردان مدرسه مشغول بود تا اینکه در سال 1312ش] در تهران وفات یافت.(1)
میرزا محمّدعلی خان فروغی [ملقّب به ذکاء الملک ثانی] فرزند میرزا محمّدحسین خان ادیب ذکاء الملک فروغی بن میرزا محمّدمهدی ارباب اصفهانی، از نویسندگان معروف و فضلاء مشهور سیاستمداران و وزراء عصر حاضر. در 22 جمادی الثّانیه 1294ق در تهران متولّد شد. [او پس از تحصیلات مقدماتی به فراگیری طب در مدرسه دارالفنون مشغول شد ولی آن را رها کرده و به مطالعه کتب تاریخ و ادبیات و فلسفه پرداخت. او در سالهای آخر سلطنت ناصرالدّین شاه به مترجمی در وزارت انطباعات مشغول شد. سپس در مدارس دارالفنون، علمیه و ادب به تدریس تاریخ، فیزیک و زبان فرانسه مشغول شد. هنگامی که پدرش رئیس مدرسه علوم سیاسی بود، او نیز در آنجا تدریس میکرد و پس از فوت پدر، به ریاست آن مدرسه منصوب شد.
او در دور دوم مجلس شورای ملّی از تهران به عنوان نماینده به مجلس راه یافت و در دوره سوم نیز به نمایندگی انتخاب شد امّا به دعوت صمصام السّلطنه، وزارت مالیه را
1) تاریخ نائین، ج2، ص300؛ هنر قلمدان، صص 165-167؛ دیوان طرب، ص83.
در کابینه او پذیرفت. پس از آن تا پایان حکومت قاجاریه به عنوان رئیس دیوان عالی تمیز، وزیر عدلیه، وزیر خارجه و وزیر مالیه در کابینههای عصر مشروطیت به کار پرداخت.
پس از به سلطنت رسیدن رضاخان پهلوی در سال 1304 او نخست وزیر شد و یک سال بعد برکنار شده و به عنوان وزیر جنگ، سفیر کبرای ایران در ترکیه، وزیر اقتصاد و وزیر خارجه در کابینههای بعدی حضور یافت. او بار دیگر از سال 1312 تا 1314ش نخست وزیر شد و پس از آن به دستور رضاشاه عزل و خانهنشین شد. پس از شروع جنگ جهانی دوم و نقض بیطرفی ایران توسط متفقین و اشغال ایران، با وساطت انگلیسیها فروغی مأمور تشکیل دولت، اخذ استعفا از رضاشاه و انتقال سلطنت به پسرش محمّدرضا پهلوی شد که آن را به انجام رساند و چند ماه بعد از نخست وزیری استعفا داد و در آذرماه 1321ش مطابق با 18 ذیقعده سال 1361ق در سن 67 سالگی از دنیا رفت و در مزار ابن بابویه در شهرری مدفون شد. مادّه تاریخ فوتش را استاد همایی (سنا) چنین گفته است:
خواستم تاریخ فوتش از سنا با جمع و خرج گفت: شد «خورشید فضل و نور دانش» بی «فروغ»
او نمونه کامل وزراء و صدور زمانهای سابق چون خواجه نظامالملک و دیگران بود. در فضل و ادب، شعر و حکمت و تاریخ و ریاضی کمنظیر میبود. [از اقداماتی که به همت او در دوره رضا شاه صورت گرفت. برگزاری جشن هزاره فردوسی، تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. هرچه قدر حیات علمی و ادبی فروغی و خدمات فرهنگی او مورد تکریم و احترام است، فعالیتهای سیاسی او همچون حضور در لِژ فراماسونری، حضور و نقش پررنگ او در روشنفکری مروّج فرهنگ غربی و دلبستگی و جهتگیری او به نفع انگلستان، مورد انتقاد محقّقین و مورخین قرار گرفته
است.] گاهی شعر میسرود ولی اشعارش بیش از پانصد بیت نیست.
کتب زیر از تألیفات و آثار اوست:
آقا محمّدعلی معروف به «آقابزرگ» و متخلّص به «دانش» فرزند محمّدحسین محرر اصفهانی، شاعر ادیب و خوشنویس در قرن سیزدهم هجری. در جوانی به شغل چینیفروشی مشغول بوده و سپس به کتابت پرداخته و خط نسخ را خوش مینوشته است. از جمله نسخهای از «مصابیح القلوب» تألیف: میر محمّدحسین بن میر عبدالباقی
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 838 و 839؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 359-361؛ رجال عصر مشروطیّت، صص 49 و 50؛ شرح حال رجال ایران، ج3، صص 450 و 451؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص67؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، صص 334-338؛ نادرهکاران، صص 33 و 34؛ فرهنگ معین، ج6، ص135؛ صدر التّواریخ، ص100.
خاتونآبادی را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 420 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(1)
او مردی آراسته، خوش محاوره و نیکوخصال و بخشنده بوده و اغلب شعرای سایر بلاد که به اصفهان میآمدند را مورد اکرام قرار میداده و در صورت فوت به تغسیل و تکفین آنان میپرداخت و به این خاطر به «وارث الشّعراء» معروف بود. [نوادهاش: ملاّ حسن چینی بن عبدالغفار بن محمّدعلی دانش از حکمای معروف عهد قاجاریه است و دانش در تربیت او اهتمام فراوان داشته است.
سال وفات او به دست نیامد. او پس از فوت در قبرستان بزرگ مصلای تخت فولاد جنب تکیه سادات بهشتی اصفهان مدفون شد. متأسفانه به دلیل شکستگی قسمتی از سنگ مزار او که حاوی تاریخ فوت اوست، امکان تعیین تاریخ وفات او میسّر نشد.]
از اوست:
سوختم از تَف آه دل خود پیکر خویش پهلوی خویش نهادیم به خاکستر خویش
کارم از طعنه رسیده است به جائی «دانش» که نمایم رخ او را به ملامتگر خویش(2)
1) فهرست مرعشی، ج2، ص25.
2) تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص290؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج1، صص 595 و 596؛ تذکره دلگشا، صص 484-486؛ تذکره منظوم رشحه، ص39؛ تذکره اختر، صص 72-76؛ تذکره نگارستان دارا، ص191؛ تذکره سفینة المحمود، صص 193-195؛ تذکره انجمن خاقان، صص 501-503؛ الذریعه، ج9، ص315؛ تذکره شبستان، ص103؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ج2، صص 506 و 507؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
سیّد محمّدعلی رضوی متخلّص به «سیّد» فرزند آقا سیّد محمّدحسین سدهی از شعرای اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] است. گاهی اشعاری میسراید. از اوست:
دودکش را جز زیان حاصل نمیگردد ز دود ای گروه دودکش زین کار بیحاصل چه سود
از صراط عقل گر بیرون نباشد آدمی اندرون خویش هرگز پر نمیسازد ز دود(1)
حاج میرزا محمّدعلی بن آخوند ملاّ محمّدحسین شریعتی دهاقانی، عالم فاضل از علمای قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. در حدود 1240ش در دهاقان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدّماتی به اصفهان رفت و نزد جهانگیرخان قشقائی و دیگران به تحصیل پرداخت. وی سرانجام در سال 1349ش وفات یافت.(2)
حاج محمّدعلی محسنی حبیبآبادی متخلّص به «فارغ» فرزند حاج ملاّ حسین، شاعر و ادیب فاصل. در روز 4 رجب 1327ق (مطابق سال 1288ش) در روستای حبیبآباد بُرخوار اصفهان متولّد شد و در نوجوانی از محضر عالم جلیلالقدر حاج شیخ
عباسعلی ادیب حبیبآبادی بهره گرفت. او 10 سال در اداره مالیه به کار پرداخت امّا بهخاطر علاقه به فرهنگ، سالها به تدریس در مدرسه و مکتبخانه و تعلیم و تربیت نوباوگان در حبیبآباد مشغول بود. وی سرانجام در 16 مرداد 1371ش وفات یافته و در صحن امامزاده شاهزاده حسن حبیبآباد بُرخوار مدفون شد. این کتابها از اوست:
این شعر از اوست:
آن که را اعظم اکسیر سعادت دادند از خم خون جگر شهد شهادت دادند
آن که را محرم اسرار حقایق خواندند مُهر مکتوم به لبهای ارادت دادند
حسّ ظلمت نکند نور حواسش زنهار آن که را لذّت اسحار سعادت دادند(2)
میرزا محمّدعلی بن محمّدحسین شریف نیریزی معروف به «پاقلعهای» عالم فاضل و خوشنویس ماهر. در اواخر قرن سیزدهم هجری در محله پاقلعه اصفهان میزیسته و از شاگردان آقا محمّدمهدی و میرزا ابوالمعالی کلباسی و ملاّ حسینعلی تویسرکانی بوده است. مرحوم تویسرکانی در سال 1262ق برای او اجازه روایت نوشته است.
او انواع خطوط (نسخ، ثلث، شکسته و نستعلیق را خوش مینوشته و در ماه جمادی الثّانی 1262ق نسخهای از «هدایة الطّالبین» تألیف: آقا محمّدمهدی کلباسی به خط زیبای خود نوشته که نزد علاّمه مفضال و محقّق عالیقدر حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(3)
شیخ محمّدعلی واعظ تلواسکانی فرزند محمّدحسین از وعاظ و علمای اواخر دوره قاجاریه است. اهل علم و فضل بوده و در اصفهان به وعظ و خطابه میپرداخته است. کتابخانهای نفیس و ارزشمند داشته که برخی از کتب آن به کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم منتقل شده است.(1)
«تلواسکان» از محلّههای قدیمی اصفهان است که حجاران آن مشهور به مهارت در هنر حجاری بودهاند.
حاج میرزا محمّدعلی کلانتر بن میرزا محمّدرحیم کلانتر بن میرزا محمّدعلی موسوی حکیم سلمانی اصفهانی، مانند عموم خاندان خود مردی شریف و ادبدوست بوده و در 27 محرم 1350ق وفات یافته، در یکی از اطاقهای تکیه ملک [آرامگاه خانوادگی کلانتر] در تخت فولاد مدفون شد و با فوت او عنوان کلانتری که از تشکیلات حکومتی و مناصب دولتی قدیم بود از بین رفت.(2)
دکتر محمّدعلی لسانی فشارکی فرزند خلیل بن شیخ محمّدباقر بن شیخ محمّدمهدی بن آخوند ملاّ محمّدباقر فشارکی، از اساتید دانشگاه و پژوهشگران معاصر.
در سال 1332ش متولّد شد و چندی در حوزه علمیه اصفهان و قم تحصیل کرد. او پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در دانشگاه تهران در رشته قرآن و حدیث به تحصیل پرداخت و پس از اتمام آن به عضویت هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران درآمد. او همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم تحقیقات) و دانشکده علوم قرآنی شهرری و دانشگاه امام صادق علیهالسلام تدریس نموده و همچنین از اعضای هیأت علمی دائرة المعارف بزرگ اسلامی است و مقالات متعددی برای این دائرةالمعارف تألیف نموده است.
این کتابها از آثار او به چاپ رسیده است:
محمّدعلی بن ملاّ محمّدرضا اصفهانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. او نسخهای از «شرح اصول کافی» (شرح کتاب التوحید از اصول کافی) را به خط نسخ در پنچشنبه 17 ربیع الاوّل 1107ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه سیّد احمد
1) سایت اینترنتی فشارک: شرح حال دکتر محمّدعلی فشارکی، نوشته: سیّد منصور هاشمی فشارکی و محسن جعفری فشارکی، در بهار 1386؛ قرآنپژوهان اصفهان، صص 209 و 210.
روضاتی در اصفهان موجود است.(1)
محمّدعلی برهانی فرزند رضا، از شعرای معاصر اصفهان. در 10 شهریور 1311ش در روستای «شیدان» اصفهان متولّد شد و نزد پدر علم و ادب آموخت. از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقمند شد و در اصفهان به تحصیل ادامه داد و در این شهر سکونت گزید. او در انجمنهای ادبی حافظ، خانه هنرمندان، خانه کارگر و حکیم نظامی شرکت میکند و به شغل کتابفروشی روزگار میگذراند.
از اوست:
بر لب بود چو غنچه تبسّم نکو ولی چون گل مباد خنده ما پرده در شود(2)
میرزا محمّدعلی حکیمباشی فرزند میرزا محمّدرضا بن میرزا احمد بن حکیم سلمان موسوی اصفهانی، از اطباء حاذق قرن دوازدهم هجری. بعد از وفات والد ماجد خود، در دارالسّلطنه اصفهان به لقب و منصب ارثی خود برقرار گردید.(3)
حاج سیّد محمّدعلی بهشتینژاد فرزند حاج سیّد رضا بهشتینژاد بن سیّد جلال بن میر محمّدصادق حسینی بهشتی، عالم فاضل و محقّق متتبّع معاصر. در دیماه 1324ش در اصفهان متولّد شده و ضمن تحصیل در دبستان مفید نزد پدر گرامی خود و همچنین دایی
خود: حاج سیّد مصطفی بهشتینژاد به تحصیل مشغول شد. و پس از کسب علوم مقدماتی در درس شیخ فضلاللّه ذوعلم، حاج شیخ احمد فیاض و شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی حاضر شد. همچنین طب را از حاج آقا مرتضی موحّد ابطحی، «خلاصة الحساب» را از حاج آقا حسن امامی و هیئت را از مجدالعلماء نجفی آموخت. سپس در درس حاج سیّد محمّدعلی صادقی و حاج شیخ حسن صافی حضور یافت.
او برای تکمیل تحصیلات خود به قم عزیمت نموده و در درس حضرات آیات: محمّدی گیلانی و دوزدوزانی، شهید مطهری و شیخ مرتضی حائری حضور یافت. او از سال 1342ش در مبارزات روحانیّت با رژیم پهلوی حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تدریس در دانشگاه و تبلیغ در شهرهای مختلف و اقامه نماز در برخی مساجد اصفهان مشغول شد.
کتابهای زیر از تألیفات اوست:
محمّدعلی دادور متخلّص به «فرهاد» فرزند حاج رضا فرزند حاج عباس. از شعراء و ادبای توانای معاصر در روز 15 فروردین 1329ش در محلّه حسینآباد اصفهان متولّد
شد. تحصیل در مقطع ابتدائی را در دبستان کشاورزان و دبستان رضوی طی نمود. آنگاه در رشته علوم تجربیدر دبیرستان شاه عباس ادامه تحصیل داد. او پس از اخذ دیپلم به سربازی رفت و پس از آن در رشته تاریخ در دانشگاه اصفهان تحصیل کرد و با رتبه نخست در آن رشته لیسانس گرفت و از سال 1357ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد. وی پس از دو سال تدریس در نیشابور و یک سال در تهران، به اصفهان منتقل شد و تا زمان بازنشستگی در سال 1385ش به تدریس ادبیات در دبیرستانهای اصفهان مشغول بود.
او از اوان نوجوانی طبعی موزون داشت و مشوق او در سرودن شعر مادربزرگش بود. در سن دوم متوسطه به انجمن ادبی برجیس (فروغ) راه یافت و پس از آن کم و بیش در انجمنهای ادبی اصفهان همچون صائب، سعدی، سرور و دکتر سیاسی حضور مییافت.
معلومات گسترده استاد دادور در زمینه ادبیات و فرهنگ و فلسفه و جامعهشناسی حاصل مطالعات و تحقیقات شخصی اوست. در اغلب قالبهای شعر همچون: غزل، قصیده، رباعی، مثنوی، نیمائی و سپید طبعآزمائی نموده و قدرت طبع، نوجوئی و تازگی و محتوای غنی شعر خود را به نمایش گذاشته است تا حدّی که میتوان وی را از سخنوران طراز اوّل امروز اصفهان بهشمار آورد.
اشعار او در کتابهای زیر به چاپ رسیده است:
همچنین مجموعه شعر نو «پری در شیشه ساعت»، مجموعه غزلهای عاشقانه «بیدار باش عشق»، مجموعه قصاید «کودکان»، مجموعه شعر «مرغ قطا و برگ سبز»، رُمانِ «کلاغ» و چندین داستان کوتاه از او هنوز به چاپ نرسیدهاند.(1)
1) مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای دادور در تیرماه 1389.
این شعر از اوست:
مرا به خواب چه خوانی که صبح بیداریست هزار چشمه خورشید از افق جاریست
گِلوی نغمه به آهنگ شوق ساز کنیم زمان نو شدن این سرود تکراریست
درآمدی ز حصار مخالف اکنون کن حزین مخوان که نوا در سپهر افشاریست
چه جای مرهم و بستر که گرم پیکاریم اگرچه زخم عمیق است و ضربهها کاریست
زِ بس بخور پلیدی زِ بام و در جوشد نفس کشیدن آزادگان به دشواریست
شنیدهها همه درد است و دیدهها همه رنج زمانهایست که نور و نسیم بیماریست
به هوش باش که رسوای عالمی نشوی حریف عشق چو از شاهدان بازاریست
به هیچ چیز ندادم عنان طبع بلند به غیر بال که سرمایه گرفتاریست
کجاست آینه دل یار آتشین نفسم که گرچه تلخ بود، نقل بزم عیّاریست
جهان بیخبری را به هیچ نفروشم اگر هنوز به هوشم به حکم ناچاریست
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّدرضا تبریزی، از خوشنویسان قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. از شاگردان محمّدصالح اصفهانی بوده و خط نستعلیق را خوش مینوشته و در کتابخانه سلطنتی صفویه در اصفهان ملازم بوده است.(1)
ملاّ محمّدعلی بن محمّدرضا رقیی تونی خراسانی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب ماهر، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری ظاهرا در شهر «تون» (که امروزه آن را «فردوس» نامیدهاند) در خراسان متولّد شده و در مشهد مقدس نزد جمعی از فضلاء از جمله حاجی محمّدحسین بُغمچی مشهدی درس خواند. سپس به اصفهان آمده و به تحصیل و تحقیق و تألیف مشغول شد و سالها در این شهر ساکن و شاهد حوادث این شهر از جمله محاصره و سقوط اصفهان به دست افاغنه بود. مدّتی در مدرسه مریم بیگم ساکن بوده و کتابهایی را کتابت کرده است. در اصفهان از محضر میر بهاءالدّین محمّد مختاری نائینی و ملاّ عبدالحی دیهوکی طبسی و دیگران بهره گرفت. او تا حدود سال 1164ق زنده بود.
وی را تألیفاتی است که از آن جمله است:
1) احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص790.
سخن گفتهاند. 2. «تحفة الطّلبه»3. «الاربعین» یا «روضة المؤمنین»4. «علاج الاسقام و دفاع الآلام» به فارسی، درباره درمان بیماریهای گوناگون، در یک مقدمه، 24 باب و خاتمه که نسخههایی از آن در کتابخانهها موجود است. علاّمه شیخ آقابزرگ طهرانی نسخهای از آن را در سامرا دیدهاند.5. «کفایة المتعبّدین» به فارسی، در ادعیه و زیارات، در یک مقدمه و 14 باب و یک خاتمه(1)
صاحب عنوان در سال 1145ق نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» را در اصفهان در مدرسه نواب به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 2725 در کتابخانه مرعشی قم موجود است. کاتب نسخه مجاز از ملاّ عبدالحی بن محمّدرفیع دیهوکی طبسی است. اجازه در کتاب قبل از مشیخه نوشته شده است.(2)
میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «فروغ» فرزند میرزا محمّدرضا، از شعرای قرن دوازدهم هجری. پدرش از اصفهان به هند رفته و او در سال 1140ق در آنجا متولّد شد. [در جوانی برای تحصیل به بصره و بغداد سفر کرده و عاقبت به هند مراجعت کرده و مورد عنایت اُمَراء و بزرگان آنجا قرار گرفت و در سال 1200ق] در شهر بنارس وفات یافت.
از اوست:
باده رنگین مینماید روی تابان تو را آبیاری میکند آتش گلستان تو را
از خدنگت هر نفس دل را نشاطی رو دهد دادهاند از باده گویا آب پیکان تو را(1)
حاج محمّدعلی خان اوحدی [فرزند حاج شیخ رمضان واعظ سدهی، از علماء و سیاستمداران اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1260ش در سده ماربین (خمینیشهر) متولّد شده(2)] و در اصفهان و نجف تحصیل کرد. سپس در تهران ساکن شد و در چند دوره از مجلس شورای ملّی نماینده اصفهان بود. او در ایام تحصیل در نجف با آقا سیّد مهدی درچهای معاشر و همحجره بود و از زهد و تقوای آقا سیّد مهدی حکایتها نقل مینمود.
سرانجام در شب دوشنبه 11 جمادی الثانیه 1381ق در طهران وفات یافت.(3)
محمّدعلی بن آقا محمّدزمان اصفهانی، نقاش و قلمدانساز و صاحب قریحه. اواخر عهد صفوی و فرزند هنرمند نامی محمّدزمان اوّل و برادر نقاش چیرهدست محمّدیوسف است. او به سیاق فرنگیسازی پدرش صحنههای بزم و گل و مرغ را بر روی قلمدان نقاشی میکرد ولی در این شیوه به پایه هنر پدر نمیرسید. او در اواخر دوره صفویه مورد عنایت شاه سلطان حسین و بزرگان دربار و دولت خصوصا میرزا فتحعلیخان داغستانی بود. به روایتی علی اشرف از شاگردان اوست.
این آثار از اوست:
قلمدان تابوتی با گل و مرغ که رویه آن با نگاره مجلس بزمی زینت شده و با تصویر نوازدگان و زنان زیبا که رقم آن «راقمه ابن محمّدزمان محمّدعلی فی شهور سنه 1119» است و اکنون در مجموعه کرمل القانیان است.
قلمدان گل و مرغ و بزمی با نگاره مناظر دلفریب و قصر سلطنتی و چهرههای بسیار با رقم «محمّدعلی بن محمّدزمان 1130» که در حال حاضر در مجموعه کرمل القانیان است.
تصویر شاه سلطان حسین صفوی که هدایای نوروز را پخش میکند با رقم «محمّدعلی بن محمّدزمان 1133» این اثر متعلق به کتابخانه برتیش میوزیوم است.
قلمدان بسیار زیبائی با نگاره بزم عاشقانه یک شاهزاده و زنی طناز و مناظر دیگر و رقم «راقمة ابن محمّدزمان محمّدعلی» این قلمدان تاریخ 1144 دارد.
قلمدان با تصویر شاهزاده و انواع مناظر اصفهان بدون رقم و تاریخ که استاد کریمزاده تبریزی آن را از کارهای محمّدعلی بن محمّدزمان دانسته است.(1)
شیخ محمّدعلی احمدیان فرزند حاج رمضان نجفآبادی [از علمای فاضل معاصر[ در سال 1300ش (مطابق 1340ق) در نجفآباد متولّد شد. در نوجوانی در نجفآباد و اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و از درس شیخ احمد حججی، شیخ غلامحسین منصور، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی و شیخ ابراهیم ریاضی بهره برد. سپس به قم عزیمت کرده و در درس حضرات آیات: میرزا محمّدعلی ادیب تهرانی، مرعشی نجفی،
1) دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 748 و 749؛ دائرة المعارف هنر، ص521؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، صص 78 و 79؛ فرهنگ اعلام سخن، ج3، ص1935.
سیّد مرتضی علوی فریدنی، شیخ عبدالرزاق قائینی، سیّد محمّدباقر قزوینی و سیّد محمّدرضا گلپایگانی حاضر شد. آنگاه در سال 1360ق به سفر حج مشرّف شده و در بازگشت در نجف اشرف ساکن شده و سطوح عالی و خارج را نزد حضرات آیات: میرزا عبدالهادی شیرازی، سیّد جمالالدّین گلپایگانی، شیخ عبدالرّسول جواهری، سیّد محسن حکیم، میرزا باقر زنجانی و سیّد ابوالقاسم خوئی طی نموده و به درجه اجتهاد نائل آمد.
او در نجف اشرف به تدریس پرداخت. او عضو شورای استفتاء مرجع عالیقدر سیّد عبدالهادی شیرازی بود.
وی در سال 1393ق به خاطر فشارهای رژیم بعثی عراق مجبور به مراجعت به ایران شد و در قم سکونت گزید و به تدریس مشغول شد. این عالم ربانی در شب یکشنبه 26 ذیقعده سال 1417ق (مطابق 16 فروردین 1376ش) در نجفآباد وفات یافت و پیکرش به قم حمل و پس از تشییع در قبرستان شیخان قم مدفون گردید.
از خدمات اجتماعی او همکاری در تجدید بنای مسجد جامع نجفآباد همکاری و پیگیری برای کانالکشی آب زراعی نجفآباد و کمک به توسعه حسینیه اعظم نجفآباد را میتوان نام برد.
کتابهای زیر از تألیفات اوست:
أمالی» (تألیف: شیخ طوسی) 15. «فهرست حاشیة المکاسب» (تألیف: غروی اصفهانی) 16. «قاعدة لا ضرر» 17. «تحقیق و شرح مسالک الافهام» 18. «منتخب الاشعار و المطالب»(1)19. «احوال رجال و الاصول السّتتة عشر علی رأی المامقانی» که به شماره 18/12714 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
محمّدعلی بن زینالعابدین اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در روز دوشنبه آخر رجب 1277ق به دستور عباسقلی خان سیف الملک، نسخهای از «شرح قصیده رائیه» ابن بدرون را به خط نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 6162 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.(3)
میرزا محمّدعلی معلم حبیبآبادی فرزند زینالعابدین بن حسین بن علیاکبر بن محمّد بن حسین، عالم ادیب متتبّع و مورّخ متضلّع شاعر کامل. [از نویسندگان مورّخان دانشمند معاصر] در سال 1308ق در قریه حبیبآباد بُرخوار اصفهان متولّد گردیده و در زادگاه خود دروس مقدماتی را آموخت. او بیشتر دانش خود را از طریق مطالعه و تحقیق به دست آورده و علوم ریاضی، هیأت و نجوم قدیم و تقویم را از میرزا محمّدعلی رجاء زفرهای و بهطور پراکنده فقه و اصول را از آقا شیخ محمّدرضا قمشهای و میرزا رضا کلباسی کسب نمود. از سال 1348ق به اصفهان منتقل شده و در مدرسه کاسهگران ساکن
شد و به تدریس جامع المقدّمات و سیوطی مشغول شد و در کنار آن در قرائتخانه شهرداری، به کتابداری پرداخت.
او عالمی متواضع و زاهد و عابد بود. حافظهای قوی داشت و در تحقیق بسیار دقیق، امانتدار و علوم انساب، رجال و ادبیات عرب و تفسیر مهارتی بهسزا داشت.
در شعر ابتدا «مستعصم» و سپس «آذر» تخلّص میکرد و عاقبت آن را به «معلم» تغییر داد. این دانشمند عالیقدر در سهشنبه 22 رجب 1396ق [مطابق با 29 تیر 1355ش] وفات یافته و در زادگاه خود حبیبآباد بُرخوار مدفون شد. استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» ضمن قطعهای مادّه تاریخ وفاتش را گوید:
نوشت از پی تاریخ فوت او «برنا»: «اجل ز دست معلم ربود کلک و کتاب»
استاد مرتضی هادویفرد متخلّص به «نامی» نیز ضمن قطعهای سروده است:
خواست چو «نامی» کند سال وفاتش بیان گفت که: «از دار دون رفته معلم برون»
کتب زیر از تألیفات اوست:
حجةالاسلام بیدآبادی» 14. «فهرست تألیفات خود و اساتید و مشایخ خود» 15. «فهرست مجالس المؤمنین» 16. «فهرست کُتُب مِلکی خود» 17. «فهرست باب دهم المآثر و الآثار» 18. «قبور عتبات» [و سایر قبور مشاهد مشرفه و بلاد ایران و عراق[ 19. «کشف الخبیئه از مقبره زینبیه 20. «الکلمات العالیات» در حاشیه بر «روضات الجنّات» 22. «لئالی البحر در توقیعات ایام و شهور» 23. «مختصر تقاویم» از سال 1157ق تا 1321ق 24. «مختصر التّواریخ» 25. «مختصر المکارم» 26. «مکارم الآثار» در فضلای دوره قاجار [که تاکنون به همت علاّمه مفضال آیتاللّه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی (سلمه اللّه تعالی) و با حواشی و تعلیقات محققانه ایشان 8 جلد از آن به چاپ رسیده است.] 27. «مقالات مبسوطه» در ذکر فضلای دوره مشروطه 28. «مکمل الافهام» و آن ارجوزهایست در رجال 29. «نمونه مختصر المکارم» 30. «کتابی در حدیث» 31. «شرح حال خاندان حاج محمّدابراهیم کلباسی» 32. «اشعریان قم»
همچنین مقالات متفرقه، که در کتابها و پشت رسالهها پراکنده است و حواشی بر اغلب کتب رجالی همچون «روضات الجنّات»، «تذکرة القبور»، «شمس التّواریخ»، «انساب خاندان مجلسی»، «قصص العلماء»، «المآثر و الآثار»، «فارسنامه ناصری» و غیره از آثار اوست. او با فضلای دوره خود مراسلاتی داشته و در آنها مباحث علمی را مطرح نموده است.(1)
این ابیات از اشعار اوست:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 458-460؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور: مقدمه؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص332؛ مصفی المقال، ص336؛ مزارات اصفهان، صص 161-163؛ گنجینه دانشمندان، ج8، ص310؛ زندگانی آیتاللّه چهارسوقی، صص 144-148؛ مکارم الآثار، ج5: مقدمه؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص 107 و 108؛ بزم ادب، ص329؛ نادرهکاران، صص 371 و 372؛ فرهنگ اعلام سخن، ج3، ص2009؛ ادیب ماندگار، صص 267 و 268.
شوخی که از او هرچه رسد جور و ستم به در جور تو ریزد اگر ای دل همه سم به
در مرحله عشق و وفا چون و چرا نیست گر او بپسندد سر ما خاک قدم به
شیخ محمّدعلی فشارکی فرزند زینالعابدین بن کاظم، از علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری. فقیه محقّق دانشمند فاضل. در حدود سال 1295ق در اصفهان متولّد شده و نزد علمای عالیقدر این شهر تحصیل کرد. نیای مادری او شیخ جعفر فشارکی و داییهای او از مجتهدین و مراجع عالیقدر اصفهان آخوند ملاّ محمّدباقر فشارکی و آخوند ملاّ حسین فشارکی بودهاند.
نوری فشارکی سالها در اصفهان به تدریس مقدمات مشغول بوده و اغلب اوقات را به مطالعه و تحقیق و تألیف و عبادت میگذرانیده و در عزلت میزیسته تا اینکه در شب دوشنبه 12 شوال المکرم 1369ق وفات یافته و در تکیه زرگرها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. گاهی به فارسی و عربی شعر میگفته است. او به برخی از علمای اصفهان مانند میرزا عبدالجواد متعمدالذاکرین اجازه داده و از آخوند ملاّ محمّد اصفهانی اجازه دریافت نموده است.
این کتابها از تألیفات اوست:
اوراد7. «منظومهای در اصول الدّین» به فارسی8. «مجموعهای در اشعار و منشآت»(1)
شیخ محمّدعلی بن حاج زینالعابدین جبل عاملی اصفهانی، [از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری] در 20 جمادی الآخره 1282ق مجموعهای به خط نستعلیق زیبا کتابت نموده است. نسخه به شماره 974 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[همچنین او کتب «شرح الواصلین» تألیف: پیر جمالالدّین محمّد اردستانی را در سال 1259ق به خط نستعلیق کتابت نموده که به شماره 145ط در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)]
سیّد محمّدعلی بن زینالعابدین حسینی علویجهای اصفهانی، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. مؤلف:
حاج شیخ محمّدعلی یزدی فرزند زینالعابدین، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن چهاردهم هجری.]
در سال 1273ق در محلّه قلعه کهنه یزد متولّد شده و در نوجوانی نزد سیّد علی مدرّس یزدی و سیّد مرتضی یزدی (معروف به شیخ مرتضی) درس خوانده و در سال 1311ق به همراه استادش سیّد علی به مشهد مقدس رفت و پس از فوت او، در سال 1312ق به اصفهان آمده و از محضر علمای آنجا همچون آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، حاج آقا منیرالدّین بروجردی و آقا میرزا محمّدحسن نجفی درس خوانده و به مقامات عالیه علمی نائل شده و پس از وفات میرزا محمّدحسن نجفی در سال 1317ق به تدریس پرداخت.
وی سالها در یکی از مساجد جوباره اقامه جماعت مینمود و مورد وثوق قاطبه اهالی بود و در اواخر عمر به محله احمدآباد رفته و در مسجد محلّه حمام کوچک آنجا امامت نمود تا اینکه در 18 ربیع الاوّل 1351ق وفات یافته و در تکیه ملک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مشارٌ الیه در سال 1323ق با یکی از ارامنه جلفای اصفهان به مناظره پرداخته و پس از دو سال بر او غلبه یافته و شرح آن «مناظرات» را در رسالهای مخصوص نوشت.(1)
[مادّه تاریخ وفاتش را آقا محمّدکاظم غمگین ضمن قطعهای چنین گفته است:
دل از سینه سر کرد بیرون و گفتا: «محمّدعلی را چنان گشت منزل»]
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 834 و 835؛ مکارم الآثار، ج6، ص2055؛ بزم معرفت، صص 280 و 281.
میرزا محمّدعلی فرزند میرزا سراجای ضابطهنویس، از خوشنویسان خط نستعلیق در اواخر قرن یازدهم هجری است و محمّدصالح اصفهانی که معاصر اوست، در تذکره خوشنویسان خود از او یاد کرده است.(1)
سیّد محمّدعلی بن سلطان محمّد حسینی عریضی جزی اصفهانی، از فضلای قرن دهم هجری.
وی از شاگردان شیخ علی بن ابراهیم بن سلیمان قطیفی بحرانی بوده و در سال 955ق کتاب «شرح تردّدات کتاب مختصر الشرایع» استادش را کتابت نموده است.(2)[او همچنین کتاب «شکیّات» تألیف: سیّد محمّد طباطبائی را کتابت کرده که در کتابخانه دکتر حسین مفتاح در تهران موجود بوده است.(3)]
میرزا محمّدعلی متخلّص به «دانا» فرزند ملاّ محمّدسعید اشرف بن ملاّ محمّدصالح مازندرانی، شاعر ادیب. در مرشدآباد [بنگاله] هند وفات یافت.(4)
[خوش اختلاط و لطیفهسنج بوده و به سبب قرابت با آخوند ملاّ محمّدباقر مجلسی
کمال عزّت و احترام داشت. از آثار او:
این بیت از اوست:
اشکم از شرم گناه از بس که میپیچد به خود در نظر هر قطرهای گرداب میآید مرا(1)]
محمّدعلی بن محمّدسعید جرفادقانی (گلپایگانی) ، از خوشنویسان و فضلای قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه صدر اصفهان ساکن و به کسب علم مشغول بوده است. او در سهشنبه سوم محرم 1260ق در مدرسه صدر نسخهای از «حاشیه معالم الاصول» (یا «هدایة المسترشدین») جلد دوم تألیف: شیخ محمّدتقی رازی نجفی را به خط نستعلیق نیکو کتابت کرده و آن را تصحیح نموده که به شماره 33 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهالسلام قم موجود است.(2)
مولی محمّدعلی بن شاهبیگ مازندرانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علماء از جمله علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی تحصیل میکرده است.
او نسخهای از کتاب «کافی» را بین سالهای 1077ق تا 1080ق در مدرسه جدّه
اصفهان کتابت نموده و سپس آن را نزد علاّمه مجلسی خوانده و علاّمه جهت او اجازه نوشته است. این نسخه از «کافی» در کتابخانه فخرالدّین نصیری در تهران موجود بوده است.
محمّدعلی بن شاهوردی بیگ توشمالباشی، از ادباء و فضلای اواخر دوره صفویّه مؤلف کتابی در ادعیه و احراز موسوم به «شجره طیبه» به فارسی در یک مقدمه، 12 باب و یک خاتمه که به نام شاه سلیمان صفوی تألیف شده و تاریخ کتابت آن 1112ق است. این نسخه به شماره 695 در مجموعه کتب اهدایی خاندان طباطبائی به کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(1)
میرزا محمّدعلی متخلّص به «صبوح» فرزند محمّدشفیع اصفهانی، شاعر و ادیب فاضل و خوشنویس هنرمند در قرن دوازدهم هجری.
در مدرسه کاسهگران اصفهان ساکن بوده و روزگار به نوشتن کتب ادعیه و قرآن میگذرانید. کتاب «ریاض رضوان» از تألیفات: امیر عبدالباقی خاتونآبادی را به خط زیبای خود نوشته و در حواشی آن گاهی اشعاری دارد. نسخه این کتاب در نزد نگارنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی] موجود است و در سال 1184ق نوشته شده است.(2)[این نسخه به همراه تعداد دیگری از نسخههای خطی کتابخانه شخصی مرحوم استاد سیّد مصلحالدّین مهدوی، پس از وفات ایشان به کتابخانه ابن مسکویه منتقل شد.(3)
علاوه بر حُسن خط و طبع شعر، در اغلب علوم مهارت داشته و چهار تار را خوب میزد.(1)و از بررسی اشعارش برمیآید که از شاعران پیشرو مکتب بازگشت و از اعضای حلقه یاران مشتاق اصفهانی بوده است. وی نسخهای از «حلّ و عقد» در معرفت تقویم و نجوم تألیف قطبالدّین عبدالحی لاری را در دوم جمادی الثّانی 1176ق کتابت کرده که در کتابخانه محمّدعلی خوانساری در نجف اشرف موجود است.(2)] همچنین نسخهای از «مرآة العقول» تألیف: علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی را در سال 1182ق در مدرسه کاسهگران کتابت کرده که به شماره 1445 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
این بیت از اوست:
به این امید که افتد به روی یار نگاهم نشستهام به ره انتظار چشم به راهم
شیخ محمّدعلی غروی فرزند شیخ الرئیس سدهی، عالم فاضل معاصر. در اصفهان نزد شیخ محمود مفید، سیّد عبدالحسین طیّب، شیخ محمّدرضا جرقویهای و شیخ علی قدیری تحصیل کرد. سپس در قم نزد علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبائی و دیگران ادامه تحصیل داد و عاقبت در تهران ساکن شد.(4)
محمّدعلی بن ملاّ محمّدصادق اصفهانی، خطاط نسخنویس [از خوشنویسان اصفهان در عهد زندیه و اوایل دوره قاجاریه بوده و اغلب به کتابت قرآن مجید و ادعیه مشغول بوده است.]
این آثار از اوست:
سیّد محمّدعلی صادقی فرزند سیّد محمّدصادق، عالم فاضل جلیل معاصر، فقیه محقّق و مفسر جلیلالقدر، از سلسله جلیله سادات میرمحمّدصادقی در روز 11 شوال 1346ق در اصفهان متولّد شد.
تحصیلات مقدماتی و سطوح را نزد حضرات آیات: شیخ محمّدحسن عالم حبیبآبادی، سیّد مصطفی بهشتینژاد، شیخ محمّدجواد اصولی، شیخ محمّدرضا
جرقویهای، سیّد علیاصغر برزانی، سیّد صدرالدّین کوپائی، سیّد عبدالحسین طیب، سیّد ابوالحسن شمسآبادی (شهید اصفهانی) ، سیّد محمّدباقر رجائی و حاج آقا حسین خادمی طی نمود.
وی در سال 1372ق جهت تکمیل تحصیلات خود راهی نجف اشرف شد و در درس حضرات آیات عظام: سیّد محمود شاهرودی، شیخ حسین حلّی، میر سیّد علی علاّمه فانی خارج فقه و اصول را تحصیل کرده و به درجه اجتهاد نائل شد و در آن ارض اقدس به تدریس پرداخت. امّا در سال 1390ق به خاطر بیماری بهناچار به زادگاه خود مراجعت نموده و تا آخر عمر به تدریس دروس خارج فقه و اصول در مدرسه صدر اصفهان مشغول شد و شاگردان بسیاری تربیت کرد. همچنین سالها در مسجد شفیعی در دروازه تهران (میدان جمهوری اسلامی) اقامه جماعت نمود. وجود این فقیه گرانقدر منشاء خدمات زیادی در اصفهان بود که از آن جمله همکاری در ساخت بیش از چهل مسجد در استانهای اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و کرمان را میتوان ذکر کرد.
وی سرانجام در روز 20 ربیعالثّانی 1417ق (مطابق با 15 شهریور 1375ش پس از یک بیماری طولانی وفات یافت و در نزدیکی مزار حاج آقا رحیم ارباب و تکیه خاندان میرمحمّدصادقی (تکیه شهداء فعلی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات ایشان است:
استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی ضمن مرثیهای در مادّه تاریخ وفات مرحوم صادقی گوید:
طبع «برنا» تا کند معلوم سال رحلتش گفت بیتی را به ابجد از پی تاریخ آن
«حلمی دین محمّد بود و احکام علی صادقی روحانی را دو نکویِ اصفهان»
1417=413+1004
محمّدعلی بن محمّدصادق ورنوسفادرانی سِدِهی اصفهانی، از فضلاء و خوشنویسان [اوایل قرن چهاردهم هجری.] در رمضان 1313ق از کتابت «رساله در ولایات» از تألیفات حاج شیخ محمّدعلی نجفی ثقةالاسلام به خط نسخ فراغت یافته و نسخه در همان سال به طبع رسیده است. او در این کتاب از خود چنین یاد میکند: «اقل الطّلاب و احقر الکُتّاب»(2)
میرزا محمّدعلی ناصح فرزند آقا محمّدصادق بازرگان اصفهانی، از شعرای معاصر. در ماه ذیقعده 1316ق در اصفهان متولّد گردیده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، به تحصیلات قدیمه پرداخت و در صرف و نحو، معانی و بیان، بدیع و عروض و منطق
مهارت یافت. [و از محضر اساتیدی چون وحید دستگردی، میرزا رضاخان نائینی، حبیباللّه مظفری و میرزا ابوالحسن شعرانی بهره گرفت.] همچنین زبانهای انگلیسی و فرانسوی را آموخت. در سال 1300ش به استخدام وزارت معارف درآمده و به تدریس در مدارس تهران مشغول شده [و به نشان درجه یک علمی نائل شد.] شکسته و نستعلیق را خوش مینوشت. شعر را نیکو میسرود و عضو انجمن ادبی ایران و در اواخر رئیس آن بود. او چندگاهی در اداره نگارش مسؤلیّت آرایش و پیرایش و ویرایش انتشارات اداره معارف را برعهده داشت.
[وی سرانجام در 18 شهریور 1365ش در تهران وفات یافت. آقای ابوالقاسم حالت قطعهای در رثای او سروده و در آن گفته است:
رفت ناصح که با نصایح خویش همه را بود هادی و حامی
در چه تاریخ زین مصبت زد شعله در جان عارف و عامی
اشکریزان به پاسخم گفتند: «رفته از دست ناصح نامی»]
او رسائل چندی ترجمه و تألیف [و تصحیح] نموده است از آن جمله:
از اوست:
آمد نگار پرده از چهره برگرفته رسم سیاهکاری زلفش ز سر گرفته
هر لحظه چشم مستش در کار دلربائی طرزی دگر نهاده شکلی دگر گرفته(1)
محمّدعلی بن محمّدصالح ابهری جی اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. وی نسخهای از «تهذیب الاحکام» (کتاب جهاد تا قصاص) را به خط نستعلیق در جمادی الثّانیه 1060ق کتابت کرده که به شماره 57 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.(2)همچنین وی «اصول کافی» را در سال 1060ق کتابت کرده که در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم وجود دارد.(3)دیگر اثر وی کتابت «مجمع البیان» طبرسی است که آن را به خط نسخ در 2 جلد در سال 1066ق کتابت نموده و به شمارههای 1817 و 1824 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.(4)
درویش محمّدعلی بن درویش عباس حبیبآبادی، از شعرای معاصر اصفهان. در حدود سال 1310ق در قریه حبیبآباد از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد گردیده [است.[ تحصیلاتی نکرده، فقط چندی در مکاتب محلّی مشغول بود [سپس] در مولد خویش به روضهخوانی و دعانویسی مشغول شد. گاهی بر حسب حال اشعاری میسرود و «مدّاح» تخلّص میکرد. از اوست:
مداح از این جهان سفر باید کرد رو بر سوی عالمی دگر باید کرد
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 494-496؛ نادرهکاران، ص601؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 427 و 428؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3559-3564؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص598؛ شاعران تهران، ج2، صص 1092-1097.
2) فهرست اعظم قم، ص97.
3) فهرست گلپایگانی، ج2، ص146.
4) فهرست گوهرشاد، ج5، صص 231 و 236.
این کهنه رباطی است که هر قافلهای هر روز ازو همی گذر باید کرد(1)
حاج میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالجواد بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، از علمای متنفّذ اصفهان [در اوایل قرن چهاردهم هجری] بوده و به «آقای کلباسی» و در بین عوام به «آقا مشدی» شهرت داشته و در قضایای رضاخان [جوزدانی[ و جعفرقلی (دو نفر از یاغیان اصفهان در دوره جنگ بینالملل اوّل) مطالبی از او نقل میشود که مناسب ذکر نیست.
شب 12 صفر 1342ق در اصفهان وفات یافت(2)[و در مقبره خاندان کلباسی مقابل مسجد حکیم اصفهان مدفون شد. او در جریان نهضت مشروطیت از طرفداران آن بوده و از سوی طلاب و روحانیت اصفهان در سال 1325ق به انجمن مقدّس ملّی اصفهان راه یافته و در جلسات آن شرکت نموده است.(3)همچنین مدّتی نماز جماعت را در مسجد حکیم اقامه میکرده و همه ساله در روز نیمه شعبان به مناسبت ولادت حضرت ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه الشریف) جشن مفصّلی در مقبره جدّش حاج محمّدابراهیم کلباسی منعقد مینموده است.(4)]
میرزا محمّدعلی بن سیّد عبدالحفیظ بن سیّد ابراهیم موسوی کابلی، ادیب فاضل و
خطاط [در قرن سیزدهم هجری.]
او از بنی اعمام حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی است و نزد فرزندش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی تحصیل کرده و به امر حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند دیگر سیّد حجةالاسلام) چندین کتاب و رساله را کتابت نموده است از جمله:
[وی سرانجام در سال 1317ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)]
میرزا محمّدعلی مصاحبی نائینی متخلّص به «عبرت» فرزند عبدالخالق بن حبیباللّه بن علیاکبر بن یوسف حاج میرزا حسن بن محمّدجعفر بن امیر نظامالدّین محمّد میر حسینا معروف به «مصاحب نائینی» ادیب شاعر، خوشنویس ماهر و عارف کامل در ماه رمضان 1285ق در اصفهان [و به روایت صحیحتر در روستای «محمّدیه» نائین] متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان نزد اساتید فن به پایان رسانید. [و از جمله بدیع و بیان و منطق و حکمت را نزد آخوند ملاّ محمّد کاشانی خواند.] در سال 1304ق که پدرش در اصفهان وفات یافت، عبرت به سیر آفاق و انفس روی نهاد و 17 سال به سیاحت
پرداخت. خدمت جمعی از عرفاء و مشایخ رسید و در سلک خاکسار وارد گشت [و لقب «عارفعلی» یافت.]
او در سال 1321ق به اصفهان و بعدا به نائین رفته، ازدواج کرده و از آن پس به طهران رهسپار شد و تا آخر عمر در آنجا ساکن بود. او دارای طبعی روان بود و غزل را به سبک قدماء نیکو میسرود. اشعارش عموما دارای مضامین عالی است و در اغلب مجلات و روزنامههای طهران به طبع میرسید.
او زندگی را با قناعت و مناعت طبع زندگی کرد و با کتابت و استنساخ کتب به امرار معاش پرداخت. عبرت در ذیحجه 1361ق [و بنا به نوشته بعضی نویسندگان شنبه دوّم محرم الحرام 1362ش] وفات یافته و در امامزاده عبداللّه شهرری [جنب مقبره حسن وحید دستگردی] مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
این چند بیت از اوست:
شب عشاق دل آشفته شد و صبح دمید سخن از حلقه زلفش به میانست هنوز
ترک چشمش به نگاهی دل صاحبنظران برده از دست و پی غارت جانست هنوز
فتنه خوابیده ز آشوب، جهان ایمن شد چشم فتّان تو آشوب جهانست هنوز(1)
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی اصفهانی فرزند عبدالرحیم. شاعر و ادیب فاضل [از بزرگترین شعرای قرن یازدهم هجری و معروفترین شاعر سبک اصفهانی (سبک هندی) ] در سال 1016ق در محلّه عباسآباد اصفهان متولّد گردیده و چون پدرش تبریزی بوده آنها را تبارزه (تبریزیان) میگفتهاند.
[در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته و فنون شعر و ادب را از حکیم رکنای کاشانی و حکیم شفایی فراگرفت.] در سال 1034ق به قصد هندوستان از اصفهان مهاجرت کرده به هرات و کابل رفت [و مورد اکرام و احترام حاکم هرات ظفرخان احسن شاملو قرار گرفت] و در سال 1039ق وارد دکن شده و از آنجا به برهانپور رسیده و در دربار شاه جهان شهرت و اقتدار یافت و در آنجا به لقب مستعدخان و منصب ملک الکلامی مفتخر شد. در سال 1042ق به قصد زیارت پدر به ایران مراجعت نموده، مدّتی در تبریز، قم، قزوین، اردبیل و یزد ساکن بوده، سرانجام به اصفهان آمده و مورد عنایت شاه عباس ثانی واقع شده و منصب ملک الشعرائی یافت.
در اصفهان خانه او مجمع ارباب ادب و مرکز شعراء و ادباء بوده، در کمال صفا و
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 331-333؛ مدینة الادب، ج3، صص 233-246؛ ادبیات معاصر، ص70؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج4، صص 2478-2482؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 317 و 318؛ تذکره سخنوران یزد، ج2، ص603؛ نقباء البشر، ج4، ص1466؛ الذریعه، ج9، ص705؛ ج19، ص245؛ ج20، ص251 و ج24، ص24؛ تذکره سخنوران نائین، صص 89 و 90؛ نائین بلده طیّبه، صص 125-127.
گرمی از آنان پذیرایی مینموده و در حقیقت، انجمن ادبی شعراء بوده که هریک از آنان اشعار خود را جهت اصلاح بر او میخواندهاند و او آنها را اصلاح مینموده [است.]
در تاریخ فوت صائب در کتابها اختلاف است و از 1077 تا 1086ق نوشتهاند. لکن مطابق تحقیق و یقین فوت او در سال 1081 واقع گردیده [است.] چنان که سعیدا اشرف در مادّه تاریخ فوت او و عبدالرشید دیلمی خواهرزاده میرعماد قطعهای گفته و مادّه تاریخ این است:
روی با من کرد و گفت اشرف بگو تاریخ آن چون تو را بودند ایشان استاد و پیشوا
گفتم از ارشاد پیر عقل در تاریخ آن بود با هم مردن آقا رشید و صائبا
صائب در باغ مسکونی خود در کنار مادی نیاصرم در انتهای محلّه عباسآباد اصفهان به خاک رفته است. قبر او تا این اواخر نامعلوم بود. لکن در چند سال قبل ظاهر شده و اداره انجمن آثار ملّی جهت او مقبرهای زیبا بنا کرد. فعلاً در روزهای جمعه در کنار قبر او انجمن شعراء به نام او برقرار است.
[کلیات] اشعارش در حدود بیست هزار بیت [است] و هر قسمتی به نامی معروف است:
منتخبات اشعاراو را مرحوم حیدرعلی کمالی انتخاب نموده و به طبع رسانیده [است[ منتخبات دیگری از او را شهید نورائی انتخاب نموده [است.]
در مقبره صائب چندین قبر دیگر از خاندان اوست از جمله1. میرزا ابوالقاسم فرزند صائب فوت 13 ذیقعدة الحرام 1140ق2. میرزا محمّدحسن (محمّدمحسنا) فرزند صائب. فوت 7 محرم الحرام 1149ق3. میرزا محمّدعلی بن محمّدرحیم صائب فوت در یکشنبه 8 جمادی الثّانیه 1141ق
[استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» شاعر توانای اصفهان برای اینجانب (محقّق و مصحح کتاب حاضر) تعریف کردند که مزار صائب در باغی متعلق به یکی از اهالی محلّه لنبان به نام «خلدی نسب» بوده و نامبرده از آشکار شدن مزار صائب و باز کردن در باغ به روی علاقمندان خودداری میکرد. استاد برنا نامهها و مکاتبات فراوانی با مقامات اداری و فرهنگی اصفهان و تهران داشت و با جمعآوری امضاء و حمایت برخی از فرهیختگان اصفهان بالاخره باغ مزبور از شخص مزبور گرفته شده و آرامگاهی بر سر مزار صائب ساخته شد و روز جمعه 5 مهر 1342 با حضور مقامات رسمی و شعراء و فضلای شهر افتتاح گردید.
جالب این که برخی اشخاصی که از امضای آن نامهها و شکوائیهها خودداری کرده و حاضر به همکاری نشده بودند، بعدها مدعی کشف و احیاء مزار صائب شده و در کتابهای خود آن را جزو افتخارات خود دانستند!]
صائب شاعری است بسیار توانا و در کلیه فنون شعری به ویژه در غزلسرائی و بدیههگویی استاد [است.] وی پیرو سعدی و حافظ و مروّج سبک معروف هندی است. در نازک خیالی و اندیشههای باریک بینظیر و برخی از ابیاتش جالب و جاذب است که در حکم امثال سائره قرار گرفته است.
این اشعار از اوست:
من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها
دست طمع چو پیش خسان میکنی دراز پل بستهای که بگذری از آبروی خویش
اظهار عجز پیش خسان ابلهی بود اشک کباب باعث طغیان آتش است
مرا به روز قیامت غمی که هست اینست که روی مردم دنیا دوباره باید دید(1)
استاد محمّدعلی مقضی فرزند عبدالرّزاق، از هنرمندان معاصر در سال 1298ش. در محلّه دردشت اصفهان متولّد شد. در 8 سالگی نزد دائیهای خود استاد احمد، استاد
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 707-710؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص217؛ مزارات اصفهان، صص 282 و 283؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 634-637؛ الذریعه: مواضع متفرقه؛ ریحانة الادب، ج3، ص341؛ مجلّه مهر، سال 8، شماره 4، مقاله دکتر مهدی مجتهدی؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص316؛ قصص الخاقانی، ج2، صص 62-66؛ سفینه خوشگو (بخش دوم) ، صص 374-381؛ تذکره حسینی، صص 188-193؛ تذکره غنی، ص79؛ کلمات الشعراء، صص 62-65؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، صص 1206-1208؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 44 و 45؛ دانشمندان آذربایجان، صص 217-225؛ تاریخ ادبیات (اته) ، صص 199 و 200؛ منتخب اللطایف، صص 399-401؛ تذکره شمع انجمن، صص 400 و 401؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، صص 370-373؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص1271؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «صائب»، صص 1 و 2؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 239 و 240؛ دایرةالمعارف فارسی (مصاحب) ، ج2، ص1545؛ فرهنگ اعلام سخن، ج2، صص 1153 و 1154؛ با کاروان حله، صص 299-307؛ کارنامه بزرگان ایران، ص289؛ فهرست مشاهیر ایران، ج2، ص118؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص313؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص551؛ فرهنگ شاعران زبان فارسی، ج1، صص 334 و 335؛ نامنامه موسیقی ایران زمین، ج3، صص 331-333.
عبدالغفار مصدقزاده به کاشیکاری پرداخت تا اینکه در انواع فنون کاشیسازی، کاشی تراشی، کاشیکاری و مرّمت کاشی به مهارت و استادی رسید و به همکاری با اداره باستانشناسی اصفهان و اداره اوقاف پرداخت و دهها مسجد، بقعه متبرکه، مدرسه دینی و بناهای قدیمی را مرمّت نمود و به خاطر فعالیتهایی که در هنر کاشیکاری انجام داد. چندین تقدیرنامه از مقامات دولتی دریافت نمود.
این هنرمند ارزنده در 18 اسفند 1384ش چشم از جهان فروبست و پیکر او را در قطعه نامآوران واقع در باغ رضوان (قبرستان جدید اصفهان) به خاک سپردند.
تعمیر و مرمّت کاشیهای مسجد شیخ لطفاللّه، مسجد جامع و مدرسه چهارباغ از آثار به جای مانده از اوست. او کاشیکاری مسجد سرهنگ زاهدی (مسجد الرضا فعلی) در خیابان خرم، دبیرستان هراتی، ساختمان یادبود علاّمه امینی (در باغ غدیر) را هم انجام داد و در شهرهای کرمان، یزد و اردبیل و... نیز به کاشیکاری و مرمّت پرداخت. مرمّت و کاشیکاری در حرم حضرت امام حسین علیهالسلام و حضرت ابوالفضل در کربلا، حرم امام علی علیهالسلام در نجف اشرف و حرم مقدس کاظمین علیهالسلام در شهر کاظمین نیز از افتخارات او بهشمار میرود.(1)
میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالصمّد شهشهانی بن سیّد محمّد بن ابراهیم حسنی حسینی خُرزوقی اصفهانی، عالم فاضل و عابد متّقی. [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در اصفهان نزد علمای عصر خود به تحصیل پرداخت. او عمر خویش را به عبادت و طاعت پروردگار سپری نموده و سرانجام در [دوّم جمادی الثّانی] سال 1265ق وفات
1) گلشن نامآوران، صص 243-245.
یافته و در تخت فولاد جنب مزار فاضل هندی مدفون شد.
وی برادرِ مجتهد عالیقدر آقا سیّد محمّد شهشهانی است.(1)
[یادداشت تملک و مهر بیضوی او به تاریخ 1232ق بر نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» که در کتابخانه سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان موجود است، وجود دارد.(2)]
محمّدعلی بن عبدالعظیم گلپایگانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. وی در مدرسه یاقوتیه اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و نسخهای از «تهذیب الاحکام» را در یکشنبه 22 ذیحجه 1105ق در این مدرسه کتابت کرده است. این کتاب به شماره 11879 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
میرزا محمّدعلی طباطبائی اصفهانی بن عبدالکریم طبیب، مؤلف کتاب «راحة الانسان» در طب، به فارسی در ادویه مفرده و مرکبّه.(4)
[در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز نسخهای از «راحة الانسان» و نسخهای از «خواص الاشیاء» هر دو از تألیفات میرزا محمّدعلی به شماره 164 موجود است.(5)]
شیخ محمّدعلی بن ملاّ عبداللّه بن ملاّ علیاکبر اژهای، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری. که در اصفهان متولّد شده و در عتبات عالیات تحصیل کرده و به مقام شامخ اجتهاد نائل گردیده است. از جمله اساتید او فقیه محقّق شیخ محمّد کاشف الغطاء (فرزند شیخ علی بن شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی) بوده که در سال 1268ق به او اجازه اجتهاد داده است. این اجازه در مقدمه کتاب «زواهر الجواهر» به طبع رسیده است.(1)
سرانجام در سال 1289ق وفات یافته و در تخت فولاد جنب مزار پدر و جدّ خود مدفون شد.
او «وافیة الاصول» تألیف: ملاّ عبداللّه تونی را به خط نسخ در 12 ذیحجه 1261ق کتابت کرده و در آخر رساله خود را «محمّدعلی شریف بن عبداللّه» معرفی نموده است. این نسخه به شماره 1/53 در کتابخانه مرحوم سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان وجود دارد.(2)]
میرزا محمّدعلی متخلّص به «رهبان» فرزند میرزا عبداللّه طبیب اصفهانی»، شاعر و ادیب فاضل. در قرن دوازدهم هجری در اصفهان متولّد شده و طب را نزد برادر خود میرزا محمّدنصیر طبیب اصفهانی فراگرفت و به طبابت مشغول شد. گاهی شعر میگفت.
این بیت از اوست:
صبح است و فصل گل، می و بارانم آرزوست دیدار یار و صحبت یارانم آرزوست(1)
محمّدعلی بن عبداللّه سدهی اصفهانی [از کاتبان اواخر دوره قاجاریه] در سال 1323ق نسخهای از کتاب «فوائد السّمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السّبطَین» تألیف: ابوعبداللّه ابراهیم بن محمّد حموئی را به خط نسخ ـ به دستور عبدالکریم ـ نوشته است. نسخه به شماره 2552 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی قم موجود است.(2)
میرزا محمّدعلی منجّم فرزند سیّد عبداللّه حسینی تفرشی، از فضلاء و منجمین اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] و همشیرزاده میر محمّدصادق خاتونآبادی منجّم است. در «المآثر و الآثار» گوید: در علم اخترشماری و ستارهشناسی از اعاجیب وقت بوده و در غالب علوم از فقه و نجوم استاد بود.
میرزا محمّدعلی منجّم از شیراز به اصفهان آمده و در [روز 4 جمادی الثّانی] 1282ق وفات یافته است و بعد از او [پسرش] میرزا محمّدحسن به منصب منجمباشیگری مفتخر شد.
مزار صاحب عنوان در فضای برون تکیه مادرشاهزاده در تخت فولاد اصفهان واقع
شده است.(1)
محمّدعلی پروانه [حقیقت متخلّص به «پروانه» فرزند عبدالوهاب] شاعر و ادیب معاصر [در سال 1275ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته است] از شعراء و غزلسرایان اصفهان است. عشق و علاقه مفرط او به شعر و ادب، وی را بر آن داشته که با وجود مشکلات فراوان که در راه روزنامهنگاری و انجمنداری است دست از هر دو بر ندارد. او مدیر روزنامه «شمع حقیقت» و مؤسس انجمن ادبی پروانه است. اغلب اشعارش غزلهای عاشقانه و اشعار اجتماعی است که در روزنامه خود و دیگر روزنامههای محلی اصفهان چاپ کرده است.(2)[منزل او در نزدیکی امامزاده اسماعیل در محلّه گلبهار و محل انجمن در دروازه دولت، ساختمان سلطانی بوده است. دیوان اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. وی در روز پنجم مهرماه سال 1355ش وفات یافته و در تکیه مقدّس در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفات وی را چنین سروده است:
گفت برنا «سوی نور حب یار بال زد پروانه با شوق وصال]
1396=553+843
از اوست:
ماه من تا از رُخ زیبا نقاب انداخته جلوه خورشیدم از چشم پر آب انداخته
شانه بر گیسوی پرچین تا زده آن ماهرو سایه بر مهر درخشان از سحاب انداخته
میرزا محمّدعلی مُکرَم حبیبآبادی فرزند علیخان بن صادق بن عبدالمطلب بن علی خان بن علی نقی. شاعر و ادیب روزنامهنگار معاصر در سال 1304ق در قریه «حبیبآباد» بُرخوار اصفهان متولّد شده مقدمات علوم را در مولد خویش بیاموخت. از 17 سالگی به اصفهان آمده مدتی در مدارس قدیمه [مانند مَدرَس امامزاده اسماعیل و مدرسه کاسهگران] به کسب علوم اشتغال جست.
مکرم در اوائل مشروطیت جزو آزادیخواهان وارد شده و با آنها همکاری مینمود. [او شعر خود را در خدمت به نهضت مشروطیت درآورده و پس از فتح اصفهان به دست بختیاریهای مشروطهخواه در سال 1327ق مثنوی «فتح المجاهدین» را سرود. او با هدف مبارزه با خرافات و پیرایهها به سرودن اشعاری در انتقاد و هجو از برخی اعتقادات دینی، خرافات و برخی رفتارهای روحانیون آن دوره پرداخته و از لباس روحانیت خارج شد و اشعار تند و تیزی سرود که باعث خشم برخی از روحانیون شد و تا تکفیر او پیش رفت.]
او در سال 1339ق روزنامه «صدای اصفهان» و در سال 1340ق مجله «سپاهان» را منتشر کرد. [پس از به سلطنت رسیدن سلسله پهلوی با جرأت و جسارت بیشتری به سرودن اشعار خود بر ضد روحانیت و عقاید مذهبی پرداخت که مطابق برخی اسناد مورد حمایت حکومت وقت نیز قرار گرفت. با این حال برخی اشعار ساده و همه فهم او
در نقد عقاید و خرافات عامّه تأثیر زیادی در خرافهزدائی در میان مردم اصفهان داشت.]
او از جوانی به وکالت دادگستری پرداخت [همچنین نظارت و کنترل برنامههای رادیو اصفهان و ریاست کتابخانه شهرداری اصفهان را نیز برعهده داشت.]
مکرم مردی بذلهگو، حاضرجواب، خوشمشرب و متلکگو بود بهطوری که همه طالب معاشرت با او بودند. دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. او در 24 ذیقعده 1384ق [مطابق با فروردین 1344ش] وفات یافته و در [تکیه آقا محمّدلطیف در[ تخت فولاد اصفهان مدفون شد. استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفاتش را در دو مرثیه جداگانه چنین سروده است:
مصرعی گفت پی سال وفاتش «برنا» «خصم اوهام و ریا بوده بدنیا مکرم»
1384
طبع «برنا» گفت از بهر وفاتش مصرعی «لطف حق مکرم بدارد دشمن اوهام را»
1384
[استاد منوچهر قدسی نیز ضمن قطعهای گوید:
از جمع یکی بیرون گردید به تاریخش: «قدسی» ز وفا گفتا: «مکرم بخدا پیوست»(1)]
از اوست:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 464-467؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 924 و 925؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج3، صص 24-28 و 117-119؛ دولت دیدار، صص 17 و 172-184؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 179-190؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 206-210.
رفتی و رفت از کف من اختیار من باز آ که بی تو باز نیاید قرار من
ای سروناز گر به گلستان نظر کنی از لاله پرس حال دل داغدار من
بر روی خود اگر گره از زلف وا کنی چون موی خود سیاه کنی روزگار من
حاج سیّد محمّدعلی مبارکهای متخلّص به «صفائی» فرزند سیّد علی امام جمعه بن محمّدعلی بن علی موسوی مبارکهای، عالم فاضل و واعظ کامل، از مشاهیر اهل منبر اصفهان [نسب شریفش از طرف پدر به حمزة بن موسی کاظم علیهالسلام میرسد.]
در روز 17 ذیحجه 1316ق در مبارکه از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد گردیده [و نزد پدر به تحصیل مقدمات پرداخت. آنگاه در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ علی مدرس یزدی، شیخ علی فقیه فریدنی، میرزا محمّد اصفهانی، سیّد مهدی درچهای، شیخ محمّدحکیم خراسانی، شیخ عبدالکریم گزی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتونآبادی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی و میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی ادامه تحصیل داد و درس خارج را نزد حضرات آیات سیّد محمّدباقر درچهای، سیّد ابوالقاسم دهکردی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی خواند. آنگاه به قم رفته و نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تحصیل کرد و در عتبات عالیات از خدمت آیات عظام میرزا حسین نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمود. در تهران هم از محضر درس شهید سیّد حسن مدرس اسفهای بهره گرفت. چندی در اصفهان و خراسان به تبلیغ و وعظ و خطابه مشغول بود. پس از آن به افغانستان و هندوستان رفته و به سیاحت در بلاد آنجا و سپس چین و سنگاپور پرداخت و در بازگشت به سفر حج مشرّف شده و به هند رفت. همچنین به شام و مصر و ممالک عربی و آفریقا سفر نمود و با دانشمندان و علمای هر دیار دیدار و مذاکره نموده و حتّی الامکان کسب فیض نمود. او پس از بازگشت به اصفهان به ایراد
خطابه و موعظه مشغول شده و در اندک زمانی به جامعیت و گفتار خوش و بیان فصیح معروف شده و منبر و سخنرانی او طرفداران بسیار یافت. او در برخورد با مسائل اجتماعی روز فعّال بوده و به خاطر دفاع از دین و صراحت لهجه و افشاگری برنامههای ضدّ دینی حکومت رضاشاه، در سال 1358ق حدود 9 ماه را در زندان به سر برد. همچنین در پاسخ به شبهات مطرح شده توسط سیّد احمد کسروی، مقالاتی نوشت که در روزنامههای آن عهد از جمله روزنامه «نقش جهان» به چاپ رسید.] او در حسن بیان و طاقت لسان در بین معاصرین کمنظیر مینمود. قدرت حفظ عجیبی داشت. اهل مطالعه و تحقیق و تتبّع و تألیف بود و کتابخانه آبرومندی فراهم کرده بود.
سرانجام در قبل از ظهر روز جمعه 7 رجب 1365ق در منزل خود [واقع در یکی از کوچههای پشت آرامگاه مجلسی] بر اثر سکته وفات یافت و در میان مردم شایع شد که او را مسموم کردهاند. جنازه او با کمال احترام به سوی تخت فولاد تشییع شده و در بقعه مرحوم سیّد عبدالغفار تویسرکانی مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را شاعر معاصر استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین سروده است:
بشمسی ز «برنا» شنو سال فوتش «محمّدعلی سیّد واعظین بود»]
1325
او دانشمندی ادیب و شاعر بوده و در اشعار خود «صفائی» تخلّص میکرده است.
این کتابها از تألیفات اوست:
ریاضیات» 15. «سرادق دوشیزگان» در حجاب [مطبوع] 16. «سوانح غرب» 17. «سوانح العمر» 18. «صراط المستقیم»، در نماز، مطبوع 19. «کشف المهمّات فی سموم المهلکات» (در 4 مُجَلَّد) 20. «کشف الغیب» 21. «مرآت الغیب» 22. «منهج القویم» 23. «مثنوی سقراطیّه» در عرفان 24. «مواعظ» 25. «نور الانور» در اولاد حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام مطبوع 26. «نور القدسی» در احوال علاّمه مجلسی و غیره.
از اشعار اوست:
مرا یاری است که نامش گفتنی نیست لب لعلش عقیق سفتنی نیست
بدو گفتم که شب آیی به خوابم بگفتا چشم عاشق خفتنی نیست(1)
محمّدعلی سلطانی نجفآبادی فرزند علی، شاعر، ادیب نویسنده و محقّق معاصر. در سال 1322ش در نجفآباد متولّد شد و تحصیلاتش را تا اخذ فوقلیسانس ادبیات فارسی ادامه داد و به تدریس در دبیرستانها و سپس دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد پرداخت و مدّتی مدیرگروه ادبیات آن دانشگاه بود. در شعر طبعی خوش و ذوقی پسندیده دارد و از انواع شعر به قطعه راغبتر است و آن را نیکو میسازد. ابتدا «سعد» تخلّص داشته و سپس به «سلطانی» تخلّص کرده است و در انجمن ادبی مولوی نجفآباد و سایر محافل ادبی شرکت مینماید.
این کتابها از آثار اوست که به چاپ رسیده است:
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 36 و 37؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 313 و 314؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 840 و 841؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100؛ مجموعه مقالات کنگره جهانی بزرگداشت اصفهان، صص 482-487.
او این ابیات را در وصف نجفآباد سروده است:
محور عشق است خطّه نجفآباد روضه خُلد است یا بهشت خداداد
شهر من ای جایگاه بصیرت شهر من ای زادگاه مردم آزاد
خاک تو باشد کنام شوکت شیران نام تو همنام شهر سرور اوتاد(1)
محمّدعلی مدرسزاده فرزند شیخ علی مدرس یزدی، از خطاطین و خوشنویسان معروف اصفهان و از معلمین مدارس این شهر بوده و در روز سوم صفر 1403ق وفات یافته(2)[و در تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد. او خط نسخ را با مهارت مینوشت و به کتابت برخی از کتابها مشغول بود که به خط او به چاپ رسیده است از جمله: «رهآورد قانع» تألیف: محمّدحسین مدرسی اسفهای در سال 1360ق، «قرآن مجید» در سال 1363ق و «کشف المراد» در سال 1352ق.(3)]
میرزا محمّدعلی علم فرزند آخوند ملاّ علیاکبر فشارکی، مردی فاضل و دانشمند بوده و در روزنامه جهاد اکبر [که در سالهای 1325 تا 1327ق منتشر میشد] نویسندگی
آن را برعهده داشت. او قبل از سال 1360ق در اصفهان وفات یافت.(1)
محمّدعلی قسیمی فرزند علیاکبر [از شعرای قرن چهاردهم هجری.] در سال 1300ش در خمین متولّد شده و تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی پسران اصفهان به پایان رسانید و در اداره فرهنگ اصفهان به خدمت مشغول شد.
از اوست:
رخت بربست از جهان فصل بهار و شد خزان شد مسخّر در کف مسیر خزان یکسر جهان
هر طرف افتان و خیزان برگهای زرد بین کز درختان همچو زر ریزد فرو بر رایگان(2)
حاج محمّدعلی اولیاء فرزند علیرضا. مدیر روزنامه اولیاء، از نویسندگان و خدمتگزاران به مطبوعات در سال 1300ش. در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه قدسیه و متوسطه را در دبیرستان گلبهار طی کرد. سپس در دانشسرا ادامه تحصیل داد و در کسوت معلّمی به تدریس و تعلیم و تربیت پرداخت.
او فعالیّت مطبوعاتی را با توزیع مطبوعات آغاز کرد در سال 1331ش امتیاز هفتهنامه اولیاء را به نام پدرش اخذ نمود، امّا تمام توان خود را در اداره این هفتهنامه
گذاشت و تا آخرین روزهای حیات به فعالیّت مطبوعاتی ادامه داد تا اینکه در سال 1370ش درگذشت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
هفتهنامه اولیاء، قدیمیترین نشریه فعلی استان اصفهان هنوز تحت مدیریت دختر مرحوم اولیاء: خانم منیژه اولیاء انتشار مییابد.(1)
میرزا محمّدعلی عظیمی ملقب به «شرف الواعظین» فرزند میرزا علیمحمّد شرف الواعظین بن ملاّ اسماعیل بن حاج ملاّ محمّدعلی بن حاج ملاّ عبدالعظیم بیدگلی زوّارهای، واعظ کامل [از خطبای قرن چهاردهم هجری.] از محترمین اهل منبر که در محلّه باب الدّشت ساکن بوده و داماد آقا شیخ صفرعلی همدانی میباشد.
او در حدود 1365ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین [در تخت فولاد اصفهان[ مدفون گردید.(2)
حاج میرزا محمّدعلی نحوی فرزند علیمحمّد هرندی، فاضل ادیب خطاط (از فضلای قرن چهاردهم هجری) در یکی از مساجد محلّه شهشهان (جنب کوچه بنّاها) امامت مینموده و در 21 ذیحجة الحرام 1381ق به سن قریب 75 سالگی وفات یافته و در تکیه گلزار واقع در تخت فولاد مدفون گردید. او خطوط مختلف خصوصا نستعلیق
را خوب و شیرین مینوشت.(1)
[او سالها در محله شهشهان مکتبخانهای تأسیس کرده و به تعلیم و تربیت اطفال مشغول بود.]
محمّدعلی بن محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در پسین روز شنبه 28 رجب 1215ق کتاب «مفاتیح الشرایع» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته است. نسخه به شماره 1563 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
محمّدعلی بن محمّدعلی جزی سینی برخواری [کاتب فاضل در قرن یازدهم هجری[ که «غایة المراد فی شرح فلک الارشاد» را در سال 1041ق و «منشات و نامههای پادشاهان صفوی» را در دوشنبه 1 محرم 1087ق کتابت کرده و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
حاج سیّد محمّدعلی گلستانه موسوی [فرزند سیّد محمّدعلی] از علمای بزرگوار و دانشمندان و مؤلّفین اصفهان، ساکن مشهد مقدس [در قرن چهاردهم هجری] بوده که پس از تکمیل تحصیلات در اصفهان و نجف به مشهد مهاجرت نموده و به ترویج احکام
و نشر عقاید و اقامه جماعت پرداخت.
[در سال 1277ق در کربلای معلاّ متولّد شده و در کربلا و نجف تحصیل کرده و از جمعی از علمای عالیقدر آنجا اجازه دریافت نموده است که از آن جمله است حاج میرزا حسین خلیلی. او اصلاً در اصفهان ساکن نبوده و تحصیلاتش در عتبات عالیات طی شده است. در مسجد کله واقع در کوچه پهنو مشهد مقدس به اقامه جماعت میپرداخته است و ده بار به سفر حج رفته است.]
سرانجام در 16 رمضان 1361ق وفات یافته و در ایوان طلا [واقع در صحن نو آستان مقدّس رضوی علیهالسلام ] مدفون گردید.(1)کتب زیر از اوست:
مرحوم گلستانه گاهی شعر میسرود. از اوست:
ببین چون گرفتند از ما کنار رفیقان پیرار و یاران پار
شب و روز بی ما بیاید بسی که از روز ما یاد نارد کسی
بسی دوستان بر زمین پا نهند که بیباک، پا بر سر ما نهند
بیاید در جهان سوگ و سور که ما خفته باشیم در خاک گور
جهان را بسی بگذرد صبح و شام که از ما نباشد در ایام نام
دریغا که تا چشم بر هم زنی در این عالم از ما نبینی تنی(1)]
ملاّ محمّدعلی جامی فرزند عین علی فروشانی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب کامل و شاعر ماهر، از اعقاب شیخ حُرّ عاملی. در سال 1220ق در قریه فروشان وفات یافت.
از آثار و منظومه «جام گیتینما» است نظیر منظومه «حمله حیدری» مشتمل بر احوالات حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در بحر تقارب، قریب بیست و پنج هزار بیت که به طبع رسیده است. نسخهای از این کتاب به شماره 1130 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد و نسخهای دیگر در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
حاج محمّدعلی بن حاج غدیر [اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری.] علاّمه مجلسی جهت او در حدود سال 1088ق پشت نسخهای از کتاب «مهج الدّعوات» تألیف: سیّد بن طاوس اجازه نوشته است. نسخه یک مرتبه به وسیله مولی محمّدنصیر بن مولی عبداللّه [مجلسی] در اوائل ذیقعده 1087ق مقابله شده و یک بار نیز به وسیله علاّمه مجلسی در رجب 1088ق مقابله گردیده است.
نسخه به شماره 1282 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
محمّدعلی بن حاجی فتحی [از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری.] در دوشنبه سوم جمادی الثّانیه 1067ق نسخهای از کتاب «کافی» را به خط نسخ نوشته و ظاهرا در محضر علاّمه مجلسی قرائت نموده است. نسخه در حواشی تصحیح شده و علامت بلاغ به خط علاّمه مجلسی دارد. نسخه به شماره 857 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
شیخ محمّدعلی بن فخرالدّین بن مهدی بن ملاّ محمّدباقر فشارکی، عالم فاضل محقّق، از علمای عالیقدر معاصر اصفهان. در سال 1303ش در اصفهان متولّد شد. در بیست سالگی تحصیل علوم دینیه را در حوزه علمیه اصفهان آغاز کرد.
مقدمات را نزد آقایان: ملاّ هاشم جنتی، ملاّ رمضانعلی املائی، شیخ ابوالقاسم فلاورجانی، سیّد محمّدجواد غروی فرا گرفت.
در نزد شیخ مرتضی اردکانی شرح شمسیه در منطق را خواند، و قسمتی از مطول و قوانین علاّمه حلّی و منظومه سبزواری در منطق را از حاج آقا صدر کوپائی بهره برد. قسمتی دیگر از قوانین را از درس سیّد علیاصغر برزانی استفاده کرد. معالم و شرح لمعه
را بر حاج شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی حاضر شد. رسائل را از شهید ابوالحسن شمسآبادی فرا گرفت. قسمتی از کفایه را نیز در نزد حاج آقا باقر رجائی تلمّذ نمود.
خارج فقه و اصول را از آیةاللّه سیّد عبدالحسین طیب و آیةاللّه سیّد حسین خادمی بهره برد. وی مدت 27 سال در درس آیةاللّه خادمی حاضر میشد. و قسمتی از دروس فقتهی وی چون صلاة جمعه را تقریر نموده است. و از این دو استاد اخیرش (طیب و خادمی) مجاز در نقل روایت مشافهتا میباشد.
مدت تحصیل او جمعا 38 سال میباشد. زبان انگلیسی را نیز در نزد سیّد حسین مدرس آموخت. او 50 سال امامت مسجد الحبیب واقع در محلّه نو بیدآباد اصفهان را برعهده داشت. و از اوّل انقلاب به امر استادش آیةاللّه خادمی وارد قوه قضائیه شد و به قضاوت و حلّ و فصل دعاوی مردم اصفهان پرداخت. وی اکنون در منزل دوران کهولت و بازنشستگی خود را سپری میکند.(1)
میرزا محمّدعلی بن قنبرعلی سِدِهی اصفهانی متلخص به «سروش» از شاعران معروف و ادبای مشهور قرن سیزدهم هجری.
[در سال 1228ق] در [محلّه فروشان] سِدِه ماربین اصفهان [خمینیشهر فعلی[ متولّد شده [پدرش از کسبه و دهقانان سِدِه بود. او در نوجوانی لب به سرودن اشعار باز کرده و بنا به دلائلی به اصفهان آمد و به واسطه قریحه و استعداد قابل توجّه او در شعر مورد عنایت و توجّه حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی، از مجتهدین و مراجع بزرگ اصفهان واقع شد و به مدح سیّد پرداخت و به تشویق او به تحصیل مشغول شد و
1) مصاحبه آیةاللّه شیخ هادی نجفی با معظم له در نوروز 1388ش.
نزد میرزا محمّدعلی وفای زوارهای کسب علم کرد. سروش به خاطر بدگوئی مخالفان مجبور به ترک اصفهان شده و به گلپایگان رفت و از آنجا راهی تهران شد و با سرودن «فتحنامه»ای مورد توجّه عباس میرزا (فرزند فتحعلی شاه) قرار گرفت و به دریافت صله مفتخر شد. آنگاه راهی آذربایجان شده و برای حکام آنجا (شاهزادگان قاجاری) همچون قهرمان میرزا، میرزا محمّدمحسن میرزا سلطانی و ابوالفتح فریدون میرزا و بهمن میرزا قاجار مدیحه سرود. او در سال 1259ق به امر بهمن میرزا (فرزند عباس میرزا) اشعار عربی کتاب «الف لیله و لیله» که میرزا عبداللطیف طسوجی به فارسی برگردانده بود را منظوم ساخت و این کتاب در سال 1261ق در تبریز چاپ سنگی شد.]
در آن زمان ناصرالدّین میرزا در تبریز ولیعهد بود. سروش به وسیله محسن میرزا میرآخور به دربار ناصرالدّین شاه راه یافته و چون ناصرالدّین شاه به سلطنت رسید با او به تهران آمده و معروف و مشهور گردید و به لقب «شمس الشّعراء» ملقّب شد.
وی در 1285ق در تهران وفات یافت [و جسدش به قم حمل شده و به خاک سپرده شد.]
این آثار از اوست:
[سروش از قصیدهسرایان توانای دوره قاجاریه و جزو شعرای رده اوّل سبک
بازگشت در قرن سیزدهم هجری است و در اشعار خود اغلب از «فرخی سیستانی» تقلید کرده است.(1)
این غزل از اوست:
تا سر زلف عنبرین، حلقه به دوش میکنی سوی تو هر که بنگرد، حلقه به گوش میکنی
همره باد میکنی، نکهت زلف خویش را کوچه به کوچه باد را، مشکفروش میکنی
دوش اگر میان ما و تو رفت اگر حکایتی ما خجلیم و باز تو شِکوِه دوش میکنی
پند مده تو ناصحا، کز سر عشق او گذر چون که ندیدهای رُخش، عیب «سروش» میکنی]
ملاّ محمّدعلی بن محمّدقلی تبریزی، شاعر ادیب متخلّص به «مفرد» [از شعرای قرن یازدهم هجری] ساکن عباسآباد اصفهان و مردی درویش دردمند و محجوب بوده و
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص665؛ بیان المفاخر، ج2، صص 115 و 116؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 199-215؛ حدیقة الشعراء، ج1، صص 767-773؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 406 و 407؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص276؛ مجلّه یادگار، (سال پنجم) ، شماره 1 و 2: شهریور و مهر 1327، ص102؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «سروش اصفهانی»، ص496؛ ریحانة الادب، ج3، ص20؛ مکارم الآثار، ج3، صص 756-758؛ فرهنگ معین، ج5، ص752؛ سیری در شعر فارسی، ص175؛ حماسهسرائی در ایران، ص387؛ تاریخ ادبیات ایران (شفق) ، صص 599-601؛ سبک شعر در عصر قاجاریه، صص 105-108؛ مقالات ادبی (استاد همایی) ، صص 443-466؛ دیوان سروش اصفهانی: مقدمه؛ الذریعه، ج9، ص343؛ ج11، ص288؛ ج14، ص227 و ج19، ص112.
مدارش به کتابت احادیث میگذشت. از اشعار اوست:
کسی پا در ره عشق تو کافرکیش بگذارد من آنجا سر نهادم تا کسی پا پیش نگذارد
چه حسرتها که خرمن کردهام از دانه خالت سلیمان قناعت مور را درویش نگذارد(1)
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّدکاظم الماسی بن ملاّ عزیزاللّه بن ملاّ محمّدتقی به ملاّ مقصودعلی مجلسی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری [برادر میرزا محمّدتقی الماسی است. ظاهرا پس از وفات در حوالی بقعه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شده است.(2)
در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران جُنگی به شماره 4333 حاوی یازده رساله میباشد که بیشتر آنها به خط صاحب عنوان است و یکی از رسائل منتخبی است از کتاب: «اربعین» تألیف: ملاّ محمّدشفیع بن ملاّ محمّدعلی استرآبادی. ظاهرا انتخابکننده، صاحب عنوان است.(3)
ملاّ محمّدعلی بن محمّدمحسن بن محمّدباقر بن محمّدمهدی هرندی اصفهانی [عالم فاضل در قرن سیزدهم هجری] در تاریخ 20 جمادی الثّانی 1214ق کتابت کتاب
«ایادی سبا» از: محمّدجعفر بن محمّدطاهر خبوشانی [آخوند کرباسی] را به پایان رسانیده است. سایر کتب این مجموعه از تألیفات علاّمه مجلسی و دیگران به همراه «ایادی سبا» به شماره 602 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
او در دوشنبه 18 ربیع الاولی 1228ق مجموعهای شامل «بغیة الطالب» تألیف: شیخ جعفر و «تکملة بغیة الطالب» تألیف: شیخ حسن بن شیخ جعفر را در نجف اشرف مقابله نموده که به شماره 602 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(1)
آقا شیخ محمّدعلی اشتری فرزند حاج شیخ محمّد بن شیخ محمّدحسن یزدی، واعظ فاضل و زاهد متّقی، از موثّقین اهل منبر اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] در شب جمعه 18 رجب سال 1375ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته و در بقعه حاج محمّدجعفر آبادهای [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.(2)
سیّد محمّدعلی آقامجتهد فرزند سیّد صدرالدّین محمّد موسوی عاملی، عالم فاضل، علاّمه فقیه، محقّق و ادیب شاعر [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در حدود سال 1239ق متولّد گردید. مادرش مخدّره «جانجان خاتون» دختر علاّمه فقیه شیخ جعفر کاشف الغطاء میباشد. او در اصفهان نزد پدر بزرگوار خود و حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل نموده و قبل از رسیدن به سن بلوغ به مرتبه اجتهاد نائل گردید. در همان سالها امامجمعه حاج میرزا
حسن بن حاج میر محمّدحسین امامجمعه سؤالاتی از او نمود و چون سیّد محمّدعلی آنها را به بهترین صورت پاسخ گفت امامجمعه به او گفت: «آقا مجتهد» است و از آن به بعد به «آقامجتهد» معروف شد.
عموم نویسندگان کتب تراجم رجال که نامی از او بردهاند، وی را به علم و عمل و هوش و فطانت و استعداد و حسن قریحه و کثرت تحقیقات علمی و قدرت حافظه ستودهاند. وی پس از فوت پدر، به جای ایشان اقامه مینمود و پس از فراغت از نماز به منبر رفته و مردم را موعظه مینموده و مسائل مشکل توحید و سایر مسائل اعتقادی را بهطوری ساده و روشن بیان میفرموده که حتی عوام النّاس نیز از منبر ایشان بهره علمی مییافتهاند. در حوزههای درس، مسائل فقهی و اصولی را نیز به علّت کثرت علم و تعمّق در مسائل با حسن بیان تقریر میفرموده و جماعتی زیاد از فضلاء و علماء اصفهان به مجلس درس او حاضر میشدهاند که از جمله آنها برادر بزرگوارش مرحوم حاج سیّد اسماعیل صدر یکی از مراجع بزرگ تقلید میباشد.
آقامجتهد در شب جمعه 18 ذیحجه (عید غدیر) سال 1274ق در اصفهان وفات یافته و به نجف اشرف حمل شد و در ایوان اطاقی که پدر بزرگوارش در آن مدفون بود در حرم حضرت علی علیهالسلام مدفون شد.
کتابها و رسایل زیر از اوست:
الفوائد» در اصول فقه7. «منظومهای در مواریث» ناتمام8. «منظومهای در وقف»9. «نفائس الفرائد» که مختصر کتاب «فرائد الفوائد» است.
او علاوه بر کلیه فضایل و کمالات، شعر را نیز در کمال سلاست وجودت میسروده و «عارف» تخلّص میکرده است. از جمله این ابیات:
به استشاره رندان گسستهام تسبیح بیار خوشه تاکی که استخاره کنم
خرمن حسن تو را روزی که میکردند جمع آفتاب از دامن یک خوشهچین افتاده بود
مرحوم آقامجتهد صبیه استادش سیّد حجةالاسلام (زینتبیگم) را به زوجیّت گرفته و آقا میرزا بهاءالدّین صدر از این مخدّره میباشد. فرزند دیگر او حاج سیّد محمّدجواد عاملی (معروف به «مسجدشاهی») از زوجه منقطعه میباشد.(1)
میر محمّدعلی شمسآبادی بن سیّد محمّدبن عبداللّه بن اسماعیل بن حسین موسوی شاهاندشتی مازندرانی، علاّمه جلیل، فقیه زاهد. در حدود سال 1220ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر در خدمت جمعی از بزرگان همچون حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی و دیگران تحصیل نموده تا به مقامات
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 78 و 79؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 50 و 51؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 236-243؛ بیان المفاخر، ج1، صص 360 و 361 و ج2، ص164؛ اعیان الشیعه، ج46، ص102؛ ریحانة الادب، ج1، ص57؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1095-1097؛ زندگانی آیةاللّه چهارسوقی، ص216؛ الذریعه، ج1، ص308؛ ج3، ص141؛ ج15، ص308؛ ج16، ص141؛ ج23، صص 139 و 147 و ج24، ص141؛ تکملة امل الآمل، صص 385-387؛ معجم المؤلفین، ج11، ص50؛ شهداء الفضیله، ص319؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص554.
عالیه رسید. در مسجد قطبیه امامت و تدریس مینموده و سرانجام در سال 1288ق در این شهر وفات یافته، جنازهاش را به نجف اشرف منتقل و در وادی السّلام مدفون گردید.
مشارالیه سه دوره کتاب «بحارالانوار» و یازده مرتبه مجلد دهم آن را به خط زیبای خود نوشته است. نویسنده، مجلدات «ترجمه بحارالانوار» مشارالیه را نزد نوادهاش مرحوم حاج سیّد محمّدعلی معینالاسلام فرزند آقا سیّد عبداللّه فرزند آقا محمّدعلی رؤیت نمودم. رحمةاللّه علیهم اجمعین.(1)
[صاحب عنوان «الفصول المختاره» تألیف: شریف مرتضی را در 22 ذیحجه 1264ق تصحیح کرده و چند حاشیه بر آن نگاشته است. این کتاب در کتابخانه سیّد مهدی شفتی در اصفهان موجود است.(2)همچنین کتاب: «الافصاح» شیخ مفید را در سال 1262ق کتابت کرده که در کتابخانه آیتاللّه سیّد ابوالحسن اصفهانی در نجف وجود داشته است.(3)]
کتب زیر از تألیفات اوست:
میرزا محمّدعلی سلطان الکتاب [فرزند محمّد. از خوشنویسان هنرمند اواخر دوره
قاجاریه و اساتید خطوط نسخ و ثلث و رقاع. در اصفهان متولّد شد و در خط نزد آقا زینالعابدین اشرف الکتاب مشق خط کرد(1)و عمر را به کتابت گذراند. او برای ناصرالدّین شاه قاجار آثاری را کتابت کرد و از طرف ا و به لقب «سلطان الکتاب» ملقّب شد و مورد تشویق او قرار گرفت و مقرری برای او تعیین شد. وی سرانجام در سال 1330ق وفات یافته و در تکیه آقا سیّد محمّد ترک (تکیه جهانگیرخان) در تخت فولاد مدفون شد.(2)]
این آثار از اوست:
کتاب دعا، به خط نسخ که در شعبان 1314ق برای مظفرالدّین شاه قاجار نوشته است. این نسخه به شماره 2158 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
گواهی خط نیریزی در سال 1324ق در یک قطعه خوشنویسی، که به شماره 706 در کتابخانه دانشکده الهیات مشهد موجود است.(4)
[3. خطوط ثلث کتیبه سنگنوشته مرمرین مزار حاج محمّدحسن واعظ، به تاریخ 1307ق.(5)
«قرآن مجید» به خط نسخ و رقاع عالی، در ذیحجة الحرام 1289ق به جهت سلطان مراد میرزا حسام السلطنه، موجود در کتابخانه سلطنتی سابق.
سوره یس و ادعیه، به خط نسخ و رقاع خوش در سال 1268ق به جهت هدیه حضور میرزا محمّدحسین، موجود در مجموعه مهدوی در تهران.
«ادعیه ایام هفته» به خط نسخ و رقاع عالی، در سال 1314ق، به جهت مظفرالدّین شاه، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (مجموعه آقای نصیری) .
«قرآن مجید» به خط نسخ و رقاع خوش در سال 1317ق به امر میرزا علیرضا مستوفی، موجود نزد آقای رمضانی ابنسینا.
یک قطعه از مرقع به خط نسخ و رقاع خوش بلکه عالی در قرن سیزدهم، موجود در مجموعه شاهزاده افخم اعتضادی.(1)]
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّد طبیب اصفهانی، از خوشنویسان اواخر قرن سیزدهم هجری است. خطوط نسخ و ثلث را خوش مینوشته است. نسخهای از «اعمال ماه رمضان» را در سال 1300ق کتابت نموده که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است. «یک رقعه» هم به خط او در مجموعه مرحوم حاج حسین آقا نخجوانی در تبریز موجود بوده است.(2)همچنین کتاب «التقویم المستقیم» تألیف: ملاّ محمّدعلی بن احمد قراچهداغی را در شعبان 1300ق کتابت کرده که چاپ سنگی شده است.(3)
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّدقاری اصفهانی، خوشنویس ماهر و استاد قابل خط نسخ در عهد ناصری و جد خاندان قدسی اصفهان. در 12 جمادی الاولی 1255ق متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی نزد آقا زینالعابدین اشرف الکتاب مشق خط کرد و
به استادی رسید و عمر را به کتابت کلاماللّه مجید و ادعیه گزارد تا اینکه در سال 1313ق در نجف اشرف وفات یافته و همانجا مدفون شد.
در استحکام و پختگی خط پیرو استاد خود اشرف الکتاب و در تندنویسی و تند و تیزی پیرو آقا غلامعلی اصفهانی بود بهطوری که روزی یک جزو قرآن را به خط خوش کتابت میکرد و تمام سوره توحید را روی یک دانه برنج مینوشت. در مدت عمرش حدود سیصد قرآن کوچک و بزرگ (غیر از کتب ادعیه و احراز) نوشته است او در مدرسه نیمآورد حجره داشت و محل کتابتش حجره مدرسه بود و پسرانش در همین مدرسه تحصیل خط و سواد میکردهاند.(1)چهار پسر او: عبدالحسین قدسی، حسن قدسی، میرزا ابوالقاسم خوشنویس و میرزا مهدی خوشنویس از خطاطان اصفهان بودند. خصوصا عبدالحسین و ابوالقاسم که شهرت بهسزایی در کتابت به دست آوردند.
این آثار از اوست:
قرآن رحلی بزرگ معروف به «سراج الملکی» که چاپ سنگی شده است.
قرآن به خط نسخ غبار خوش که در سال 1276ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.
سیّد محمّدعلی متخلّص به «وفا» [فرزند سیّد محمّد] طباطبائی زوّارهای، فاضل ادیب. از شعرای عهد فتحعلی شاه [که در 29 صفر 1195ق در اصفهان متولّد شد و چندی بعد او را به زوّاره بردند و او نزد ملاّ عبدالعظیم بیدگلی کاشانی به تحصیل پرداخت. در 19 سالگی به اصفهان آمده و نزد علمای این شهر خصوصا سیّد یوسف حکیم نوری مازندرانی معروف به «سید یوسف اَعمی» ادامه تحصیل داد و در اغلب علوم زمان خود مهارت یافت. آنگاه متولّی مدرسه حاج لطفعلی خان عرب عامری در زوّاره شد. امّا چون اغلب در اصفهان به سر میبرد غاصبین، به موقوفات دستاندازی کردند و او برای کوتاه کردن دست غاصبین به تهران رفت و در آنجا منظور نظر فتحعلی خان صبای کاشانی (ملکالشُّعرای دربار فتحعلی شاه) قرار گرفت و در سفری دیگر محمّدحسینخان صدراعظم اصفهانی به او اکرام فراوان نموده و از محل مالیات نطنز و اردستان برایش مستمری معیّن کرد. فعالیّتهای وفا برای کوتاه کردن دست غاصبین باعث شد آنان نزد حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی مجتهد بزرگ اصفهان از او بدگوئی کنند و او را به ساختن اشعاری در هجو سیّد متّهم سازند. امّا عاقبت بیگناهی او بر سیّد آشکار شد و مورد لطف سیّد قرار گرفت به این خاطر وفا تذکرهای موسوم به «مآثر الباقریه» نوشت و در آن شرح حال و قصاید کسانی که در مدح سیّد حجةالاسلام سرودهاند و یا در وصف مسجد بنا شده به دست سیّد حجةالاسلام اشعاری انشاء کردهاند را آورد. این تذکره به کوشش دکتر حسین مسجدی در سال 1385ش به چاپ رسیده است.
وفا سرانجام در ماه صفر 1248ق وفات یافته و در تکیه میرزا رفیعا در تخت فولاد
اصفهان مدفون شد.(1)ولی در هنگام احداث فرودگاه قدیم اصفهان، مزار او و بسیاری از بزرگان مدفون در تکایای آن حدود تسطیح شده و از بین رفت.
این شعر از اوست:
ز رخ غبار دَرَت شست اشکم اَر نه چه باک که نقش هستیم از صفحه وجود بشست]
و این شعر را در مدح گفته است:
جهان ز ملک جلالش یکی خرابه مکان فلک ز بحر کمالش یکی فسرده حباب
اگر به وجه عنایت کند به دشت ادب دگر ز روی سیاست کند به بحر عتاب
میاه این همه گرد و بخار آتش رنگ جبال آن همه گرد و سهیل بیضاتاب
حاج سیّد محمّدعلی ابن الرضا خوانساری فرزند سیّد محمود رضوی بن سیّد محمود بن حاج سیّد حسن بن حاج میر جعفر بن سیّد محمّدعلی خوانساری، عالم فاضل، مجتهد جلیلالقدر و صالح زاهد.
در ربیع المولود 1331ق (1291ش) در خوانسار متولّد شد. ادبیات عرب، منطق و معانی بیان را نزد آخوند ملاّ محمّدحسن شاکریان، میرزا یوسف مهدویانی و میرزا
1) تذکره مآثر الباقریه، صص 12-40؛ تاریخ تذکرههای فارسی، ج2، ص116؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص993؛ تذکره سفینة المحمود، ج1، ص223؛ تذکره انجمن خاقان، ص639؛ ریحانة الادب، ج6، ص333؛ الذریعه، ج9، ص1272؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص553؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص2005.
عبدالجواد موسوی و برادر خودش آقا میرزا رضا ابن الرضا و سطح فقه و اصول را از محضر پدر عالیمقامش فراگرفت. آنگاه راهی قم شد و نزد حجج اسلام و حضرات آیات: ادیب تهرانی، حاج میرزا خلیل کمرهای، سیّد شهابالدّین مرعشی نجفی، سیّد محمّدرضا گلپایگانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و سیّد محمّدتقی خوانساری ادامه تحصیل داد.
او پس از وفات پدر به خوانسار مراجعت کرد و به تدریس، اقامه جماعت، موعظه و ارشاد و حل مشکلات مردم و فعالیتهای خیریّه مشغول شد و جهت طلاب علوم دینی حوزه علمیه ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه) را تأسیس نمود.
مرحوم ابن الرضا از بسیاری از علماء و مراجع تقلید اجازه دریافت داشته است از جمله حضرات آیات: سیّد ابوالحسن اصفهانی، میرزا حسین نائینی، بروجردی، خوئی، سیّد محمّدتقی خوانساری، میرزا ابراهیم اصطهباناتی، سیّد جمالالدّین گلپایگانی، سیّد احمد خوانساری، مرعشی نجفی و گلپایگانی.
او در تفسیر، حدیث، ادبیات، کلام و فقه و اصول مهارتی بهسزا داشت. او عالمی زاهد و قانع، متواضع و اهل عبادت و تهجّد بود و نسبت به حلّ مشکلات نیازمندان و ارشاد گمراهان و گرهگشائی از کار مردم همواره اقدام مینمود. این عالم فرزانه در سن یکصد سالگی در شامگاه سهشنبه 10 فروردین 1389ش (مطابق) 14 ربیع الثانی 1431ق وفات یافته و پس از تشییع باشکوه در قبرستان مصلای خوانسار جنب اجداد بزرگوار خود مدفون گردید.
از او علاوه بر جزوات مختلف و یادداشت درباره تفسیر، تاریخ، ادبیات، فقه و روایت کتاب «انوار فروزان هدایت» به فارسی که به عربی و اردو ترجمه شده است و
«تفسیر قرآن مجید»، (شامل سورههای لقمان و حجرات) به جای مانده است.(1)
میرزا محمّدعلی طبیب بن سیّد میرزا مراد طباطبائی، از اطباء قرن یازدهم هجری. خود و پدرش از اطباء معروف و پزشکان اصفهان بوده و به استادی و حذاقت مشهور بودهاند. در کتاب «مجربات الطّبیّه» که در حوالی سال 1092ق نوشته شده، از مجربات او نقل شده است.(2)
سیّد محمّدعلی موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، از علمای عالیقدر معاصر در 28 صفر 1349ق (مطابق با 1309ش) در اصفهان متولّد شد. پدرش از علمای برجسته اصفهان و مادرش صبیّه فقیه و عالم ربانی سیّد محمّدتقی فقیه احمدآبادی است.
مقدّمات و برخی از دروس سطح و علم طب را نزد پدر بزرگوارش آموخت. معانی و بیان را از سیّد آقاجان نوربخش و فقه و اصول را از حضرات آیات: شیخ محمّد طبیبزاده، شیخ محمود مفید، سیّد محمّدباقر ابطحی سدهی، شیخ هبةاللّه هرندی، سیّد عبدالحسین طیّب و حاج آقا رحیم ارباب فرا گرفت. «منظومه» و منطق و حکمت را نزد میرزا رضا کلباسی، علم هیأت را نزد شیخ محمّدباقر قزوینی و طب را از میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت و حاج میرزا علی آقا شیرازی آموخت.
در سال 1364ق به قم مهاجرت نمود و نزد آیات عظام: بروجردی، حجّت کوهکمری،
میرزا رضی تبریزی، سیّد محمّد محقّق داماد، سیّد احمد خوانساری، سیّد محمّدرضا گلپایگانی، امام خمینی، شیخ عبدالنّبی عراقی، سیّد زینالعابدین کاشانی به تحصیل فقه و اصول پرداخت و حکمت و فلسفه را از علاّمه طباطبائی، دکتر مهدی حائری یزدی و شیخ مهدی مازندرانی آموخت. و برخی دیگر از دروس هیأت را بهطور خصوصی نزد علاّمه طباطبائی تلمّذ نمود.
آنگاه در سال 1373ق در سن 25 سالگی به نجف اشرف مهاجرت نمود و به مدت 21 سال در آن سرزمین مقدّس به تحصیل و تألیف و تحقیق و سپس تدریس درس خارج فقه و اصول و علم رجال مشغول شد. اساتید او در نجف اشرف عبارتند از حضرات آیات عظام: سیّد محسن حکیم، سیّد عبدالهادی شیرازی، سیّد جمالالدّین گلپایگانی، سیّد محمود شاهرودی و سیّد ابوالقاسم خوئی.
وی سرانجام در سال 1394ق مجبور به بازگشت به ایران شد و در اصفهان ساکن گردید و به تدریس خارج فقه و اصول مشغول شد. در سال 1410ق به قم هجرت نمود و تا آخر عمر در آن مکان به درس و بحث و افاده پرداخت.
سرانجام آن عالم ربانی در شب 13 رجب سال 1423ق پس از مدّتی بیماری، در بیمارستانی در تهران وفات یافته و پیکر او پس از تشییع در حسینیهای که خود بنا نموده بود، در شهر قم مدفون گردید.
تألیفات او متجاوز از 140 رساله و کتاب است که از آن جمله است:
کافی»9. «شرح تهذیب»10. «شرح وافی» 11. «اخبار الرّوات» در دهها جلد 12. «شرح رجال کَشّی» در 5 جلد 13. «شرح رجال شیخ طوسی» 14. «شرح فهرست شیخ طوسی» 15. «الطّبقات الکبری» در چندین جلد 16. «القواعد الرّجالیّه» 17. «شرح زیارت جامعه» 18. «شرح زیارت عاشورا» 19. «شرح دعای سحر» 20. «شرح دعای افتتاح» 21. «شرح دعای کمیل» 22. «شرح دعای ابوحمزه ثمالی» 23. «شرح دعای ندبه» و غیره.(1)
محمّدعلی بن مصطفی [بن سلطان] اصفهانی [از خوشنویسان نستعلیقنویس در قرن یازدهم هجری] در سلخ رمضان 1034ق نسخهای از «القواعد الفوائد» شهید اوّل را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 207 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)[همچنین نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» را در سالهای 1037 تا 1046ق کتابت کرده که در کتابخانه سیّد محمّد یزدی در نجف اشرف موجود بوده است.(3)]
محمّدعلی نقدکوزاده فرزند استاد مصطفی زرکش، از هنرمندان معاصر اصفهان در اوّل مهر 1305ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه اقدسیّه انجام داد و آنگاه نزد پدر به فعالیت هنری پرداخت و هنر آب کردن طلا و نقره برای زنجیرهبافی و یراقهای دور ترمه و تور نقده را فرا گرفت. وی از اساتید این هنر بهشمار
میرفت.
سرانجام در 18 شهریور 1388ش (مطابق 19 رمضان 1430ق) وفات یافته و در قطعه 11 قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(1)
میرزا محمّدعلی بن میرزا مظفر [حسین منّجم بن محمّدعلی] اصفهانی، عالم زاهد جلیل [از حکماء و عرفای قرن دوازدهم هجری.] از زهاد و عبّاد بوده [و نزد علمای اصفهان همچون آقا محمّد بیدآبادی و سیّد حسن طالقانی تحصیل کرده] و در مسجد علی امامت مینموده [است.] با وضع فقر کمال مواظبت در آداب شریعت داشته و نسبت به مردم دنیا از غنی و فقیر و شاه و وزیر بیاعتنا بوده است.
وفاتش در سهشنبه 13 شوال 1198ق روی داده و قبرش واقع در خارج بقعه تکیه میرزا رفیعا [در تخت فولاد اصفهان] بود و سنگ سیاهی به خط رقاع بسیار خوب داشت که در موقع تسطیح و توسیع فرودگاه اصفهان از بین رفت.(2)
در «طرائق» گوید: در حکمیّات خصوص الهیات ید باسطی داشته و در زهد و عبادت سلمان عهد بود.(3)
در تاریخ حکماء و عرفاء متأخّر از صدر المتألّهین گوید: «سیّد حسن طالقانی استاد او بوده است». [همچنین در این کتاب نوشتهاند که میرزا محمّدعلی کتب حکمت و
عرفان همچون «فصوص الحکم» و «تمهید القواعد» را تدریس نموده است.(1)]
در «رستم التواریخ» در ذکر فضلای عهد کریمخان زند در اصفهان میگوید: «عالیجناب سلالة السّادات و النّجبائی افضل العلماء و اشرف الفقهاء علاّمی فهامی میرزا محمّدعلی ولد میرزا مظفر خلیفه سلطانی.(2)
[مؤلف «تجریة الاحرار» درباره او مینویسد: «وارث زهد بوذری و سلمانی، حائز انواع فضائل نفسانی، جامع فقاهت نعمانی و مسائل حکمای یونانی میرزا محمّدعلی ابن مرحوم ملاّ مظفر اصفهانی که از تلامذة علاّمه بیدآبادی بود و در اعتراض از زخارف دنیا و مراسم و نُسُک و تقوی مولانا احمد اردبیلی را ثانی».(3)
صاحب عنوان «شرح کتاب توحید» از: قاضی سعید قمی را در سال 1187ق به خط شکسته نستعلیق کتابت نموده است. شرح خواندنی و جامعی از مؤلف و کاتب دانشمندان را علاّمه محقّق آیتاللّه سیّد محمّدعلی روضاتی در کتاب خود آوردهاند.(4)]
میر محمّدعلی بن میر معصوم ثانی خاتونآبادی، عالم فاضل متوفی سال 1346ق و مدفون در ایوان اطاق (آرامگاه) میر سیّد محمّداسماعیل خاتونآبادی در تخت فولاد اصفهان.(5)
ملاّ محمّدعلی قمی متخلّص به «واحد» [معروف به «کهنه» فرزند منصوربیک ترکمان]، شاعر، خوشنویس و ادیب فاضل، از مفاخر قرن یازدهم هجری. [در قم متولّد شده و] نزد ملاّ عبدالرزاق کاشانی به تحصیل پرداخت.(1)[سپس به اصفهان آمده و به خاطر خط خوش، به کتابت در کتابخانه سلطنتی دعوت شده و شاه عباس دوّم برای او مستمری تعیین کرد. شعر و معما و انشاء را به خوبی میدانسته و مثنوی به نام «گلشن خیال»(2)] و دیوان اشعار سروده است.
[خط نستعلیق را خوش مینوشته و از جمله «اخلاق ناصری» را در آخر ماه صفر 1072ق کتابت نموده که در کتابخانه سلطنتی سابق در طهران موجود بوده است.(3)]
همچنین او کتابت نسخهای از «تحریر اصول اقلیدس» خواجه نصیر طوسی به خط نستعلیق است که در چهارشنبه 4 جمادی الثّانی 1091ق در اصفهان آن را به پایان رسانیده و به شماره 4078 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(4)
سال فوتش معلوم نیست ولی تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است.
از اوست:
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص518؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص611؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص168؛ تذکره غنی، ص140؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، صص 797 و 803؛ ریاض الشعراء، ج4، ص2473؛ تذکره سخنوران قم، صص 322 و 323.
2) قصص الخاقانی، ج2، ص106؛ الذریعه، ج18، ص226.
3) احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص801.
4) فهرست مجلس، ج11، ص74.
از غبارم شاخ گل بر سر ملایک میزنند تا بتان از نقش پا گل بر مزارم ریختند
مولی محمّدعلی بن مولی محمّدمؤمن ابهری جی [از خوشنویسان اصفهان در قرن یازدهم هجری.] نسخهای از «احقاق الحق» قاضی نوراللّه شوشتری را در اواخر عشر ثانی از ماه دهم در سال ششم از دهه نهم از قرن یازدهم هجری (در ماه شوال 1085ق) کتابت نموده است.(1)
محمّدعلی حسنی اردستانی ملقّب به «کاتب السلطان» بن محمّدمؤمن. [از کاتبان و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری] در سال 1259ق از کتابت نسخهای از «قرآن مجید» فراغت یافته است. این قرآن به وسیله محمّد شاه قاجار بر کتابخانه آستان قدس رضوی وقف شده است و [این نسخه اکنون] به شماره 114 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
حاج سیّد محمّدعلی ابطحی سدهی فرزند سیّد محمّدمهدی حسینی، عالم فاضل محقّق مدقّق [از علمای قرن چهاردهم هجری] از سلسله سادات حکیمی.
در ماه صفر 1294ق در سِدِه [خمینیشهر کنونی] متولّد شده و در اصفهان در خدمت آقا شیخ مرتضی ریزی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، شیخ عبدالحسین محلاّتی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا هدایتاللّه چهارسوقی [و شیخ محمّدتقی آقانجفی] تحصیل نموده [و سپس به نجف اشرف عزیمت نمود و نزد آیات عظام آخوند خراسانی و سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی ادامه تحصیل داده و به مقام شامخ اجتهاد نائل شد. همچنین از شیخ عبدالحسین محلاّتی، شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی، آخوند خراسانی، سیّد محمّدکاظم یزدی، شیخ محمّدحسن مامقانی، فاضل شرابیانی، شیخ محمّدطه نجف نجفی و شیخ عبداللّه مازندرانی اجازه دریافت نمود. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول شد و در مدرسه چهارباغ و مدرسه جدّه بزرگ تدریس نمود.]
او سرانجام در ماه رجب 1371ق در سفر زیارت مشهد مقدّس، در آن شهر وفات یافته و در صحن دار الضّیافه (در جوار مرقد مطهر امام رضا علیهالسلام ) مدفون گردید.
مشارٌ الیه متجاوز از 50 جلد کتاب و رساله تألیف نموده که از آن جمله است:
[«شرح شرایع» به عربی در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است. یک جلد از آن شامل «کتاب طهارة» و جلد دیگر شامل «کتاب صلاة» تا «احکام مساجد» است.(1)]
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 358 و 359؛ الاجازة الکبیره، صص 201 و 202؛ گلزار فضیلت، صص 197-201؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص62؛ فهرست مرعشی، ج6، صص 124 و 125.
محمّدعلی بن مهرعلی سینی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. وی در روستای «سین» بُرخوار ساکن بوده و در غرّه محرم 1077ق کتاب «اکمال الدّین» تألیف: شیخ صدوق را کتابت نموده است و اینک در کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان موجود است.(1)
محمّدعلی نقّاش اصفهانی فرزند نجفعلی (آقانجف) نقاش، از نقاشان و قلمدانسازان هنرمند اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است. او کوچکترین فرزند آقانجف بوده و همچون پدرش و سایر برادران (محمّدکاظم، محمّدجعفر و احمد) در قلمدانسازی و نقاشی گل و بته و منظره و مجلس و شکارگاه استاد بوده و تا سال 1335ق در قید حیات بوده است.
از آثار او قلمدان دراویش است که نزد یکی از مجموعهداران موجود بوده است.(2)
حاج محمّدعلی اسماعیلپور فرزند نصراللّه، عالم فاضل و فقیه محقّق، از علمای معاصر. در سال 1319ش در شهرضا متولّد شده و در شهرضا نزد حاج میرزا محمّدرضا مهدوی و آقا شیخ محمّدهادی فرزانه علوم دینی را تحصیل کرد و قسمتی از طب را از
دکتر محمّدحسین مدرسی اسفهای آموخت. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات: امام خمینی، گلپایگانی، سیّد محمّد محقّق داماد و حاج میرزا هاشم آملی کسب فیض نمود. در فلسفه نزد علاّمه طباطبائی در قم و حکیم فرزانه در شهرضا تحصیل کرد.
او از مدرسین خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم است و علاوه بر آن به بیان تفسیر قرآن میپردازد. وی در ایام تابستان در شهرضا به ایراد و وعظ و خطابه میپردازد و به حلّ مشکلات شرعی مردم اقدام میکند.
وی تألیفات بسیاری دارد که از آن جمله است:
سایر تألیفات ایشان که هنوز چاپ نشدهاند به شرح زیر است:
شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی معروف به «مدرس دزفولی» فرزند [خواجه] نصراللّه بن [خواجه] ابوالحسن بن [حاج] لطفعلی بن حاج فتحاللّه بن میر کلبعلی منکرهای، عالم
1) تاریخ شهرضا، ج2، صص 334-336.
فاضل محقّق کامل [از علمای قرن چهاردهم هجری.] از اجلّه علماء و مدرّسین و بزرگان فقهاء و مجتهدین.
در سال 1271ق در دزفول متولّد گردید [و از سن 16 سالگی به تحصیل پرداخته و از 19 سالگی نزد آقا شیخ محمّدحسن معزی دزفولی و برادرش آقا شیخ محمّدطاهر معزّی به تحصیل و فقه و اصول و ادبیات عرب مشغول شده و اغلب کتب را با تلاش و مطالعه شخصی فراگرفت و همزمان به تدریس پرداخت. او به علّت بیماری به عراق (اراک) مهاجرت کرده و 4 سال در آنجا به تدریس مشغول بود(1)عاقبت به اصفهان آمد و برای همیشه در این شهر ساکن شد.]
در ادبیات عرب از نوادر بهشمار میرفت. مقدمات علوم ادبیّت و کلیه مراحل منقول را در کمال استادی تدریس مینمود و سالها در مدرسه جدّه به تدریس مشغول بود و در این اواخر مطابق تصدیق بزرگان دو کتاب «فرائد» و «متاجر» شیخ انصاری را کسی بهخوبیاو تدریس نمیکرد. [همچنین] در علوم غریبه و تسخیر جن مهارت و استادی داشت.
او در زهد و تقوی و اعراض از دنیا بینظیر و در علم و عمل کمنظیر بود. در شب عرفه [سال] 1358ق وفات یافته در تکیه سیّد العراقین [در قبرستان تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.(2)
[مادّه تاریخ وفات او را عالم ربّانی و ادیب توانا سیّد حسن مدرس هاشمی چنین سروده است:
ز بهر تاریخ او کرد «مدرس» سؤال: ز پیشگاه خرد، گفت ز روی بیان
اضافه کن چهارده به سال شمسی و گو «شدی محمّدعلی بسوی جنّت روان»(1)
و خوشنویس ادیب و شاعر فاضل شیخ غلامعلی بکائی گوید:
«بکاء» از بهر تاریخش به فکرت بود و ملهم شد ز روح القدس ملهم شد پی اهدای دزفولی
یکی آمد برون از جمع و گفت از بهر تاریخش «بهشت آمد مقام و مسکن آقای دزفولی»(2)
1358ق]
کتب زیر از تألیفات اوست:
محمّدعلی پورشکیبائی متخلّص به «شکیبائی» فرزند حاجی نصراللّه، از شعرای معاصر. در سال 1287ش در کرمان متولّد گردیده و پس از تحصیل به استخدام ارتش
درآمده و در اداره نظام وظیفه اصفهان به خدمت پرداخت. گاهی در انجمن ادبی کمال شرکت میکرد [و در منزلش از شعراء و هنرمندان پذیرایی میکرد و محفل شعر و ادب را در آنجا برپا میداشت. وی سرانجام در تیرماه 1367ش وفات یافت. مجموعه اشعار او با عنوان «تاب شکیبائی» در سال 1388ش چاپ شده است.(1)] از اوست:
نگارا بر من بیدل ز وصل خویش لطفی کن که میترسم ز هجرانت کشد کارم به رسوائی(2)
میرزا محمّدعلی ملاّباشی فرزند میرزا نصراللّه، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری.] در شنبه 25 شعبان 1287ق وفات یافته، در ایوانچه بالای حوض، در تکیه مادرشاهزاده مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش این است:
بنوشت «وحیدی» از پی تاریخش: «در کوی محمّد و علی گشت مکین»(3)
میرزا محمّدعلی بن محمّدنصیر بن ملاّ احمد بن ملاّ مهدی نراقی کاشانی، عالم فاضل و فقیه متبحّر. در کاشان ساکن بود و پس از مدّتی تحصیل به اصفهان آمد و درس را ادامه داد و پس از رسیدن به مراتب عالی علم و فضل به تدریس در مدرسه جده بزرگ مشغول شد و شاگردانی تربیت کرد از جمله: شیخ اسماعیل معزی و شیخ محمّدعلی کرمانی. وی در سال 1321ق در اصفهان وفات یافته و در یکی از اطاقهای جنوبی تکیه
تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتاب «هدایة الاصول» از تألیفات اوست که در سال 1287ق نوشته شده ولی ناتمام است و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(1)
محمّدعلی شریف بن محمّدنصیر بن محمّد اردستانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. به فلسفه علاقه داشته و در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.(2)او کتاب «شفا» ابنسینا را در 22 شعبان 1076ق در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان کتابت کرده که به شماره 9403 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(3)نسخه دیگری از «شفا» را در 26 ذیحجه 1072ق کتابت کرده که در کتابخانه دکتر مهدوی در تهران موجود بوده است.(4)
ملاّ محمّدعلی قدرتی اصفهانی فرزند خواجه نصیرالدین، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. در سال 1024ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. سپس برای تجارت به هند رفت امّا سرمایه چندانی به دست نیاورد و در اصفهان به بزّازی مشغول شد و چون در این شغل وقوف نداشت کاری از پیش نبرد. وفاتش قبل از سال 1080ق در اصفهان واقع شد.
او «دیوان شعر» با حدود بیست و پنج هزار بیت و یک مجموعه شامل شعر شاعران
عهد خویش را نوشته بود که اکنون از آنها اثری وجود ندارد.
این شعر از اوست:
لبالب است ز معنی محیط سینه ما به روی آب گهر میرود سفینه ما(1)
میرزا محمّدعلی تویسرکانی [فرزند میرزا محمّدنقی نایب الصّدر] عالم فاضل و فقیه زاهد. از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر نجفی، [میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، آخوند ملاّ محمّدباقر فشارکی و سیّد عبدالغفار تویسرکانی] بوده و در مدرسه نیمآورد تدریس میکرده است. او در سال 1329ق وفات یافته و در بقعه تکیه تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[حضرات آیات: سیّد احمد خوانساری، ملاّ محمّدجواد صافی و میرزا محمّد طبیبزاده، سیّد محمّدباقر تویسرکانی، سیّد شمسالدین خادمی، سیّد محمود خوانساری، شیخ محمّدعلی مظاهری و شیخ اسداللّه ایزدگشسب از شاگردان او بودهاند. در خط نیز مهارت داشته و خوش مینوشته است.(2)
این کتابها از اوست:
در اصفهان وجود دارد.(1)]
سیّد محمّدعلی بن سیّد ولی حسینی اصفهانی، از فضلاء [و دانشمندان] قرن یازدهم هجری و از شاگردان شیخ بهائی و میرداماد بوده و در مسجد جامع عتیق اصفهان امامت مینموده است.(2)همچنین در ربیع الاوّل 1015ق از سیّد میرزا محمّد بن علی بن ابراهیم حسینی استرآبادی ساکن مکّه معظّمه اجازه دریافت نموده است.(3)[ظاهرا در اصفهان به تدریس مشغول بوده و جمعی از درس او مستفیض میشدهاند که از آن جمله است:[ خواهرزادهاش امیرفیاض بن هدایةاللّه حسینی مؤلف کتاب «التّصوّف و العرفان»(4)
محمّدعلی بن محمّدهادی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در 13 ذیقعده 1117ق نسخهای از «شرح حکمة العین» میرزا سیّد والی را نوشته است. نسخه در کتابخانه فرهنگ مشهد موجود است.(5)
محمّدعلی امامی نائینی [فرزند حاج میرزا محمّدهادی]، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1306ش در نائین متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطّه را در مولد خود به
پایان رسانیده و از سال 1324ش وارد خدمت فرهنگ شده و از آموزگاران خوب و باایمان اصفهان است. از اوست:
باز گل و سبزه به هم آمیختند سوسن و سنبل به هم آمیختند
نیلفر و سرو نگه کن که چون لیلی و مجنون به هم آمیختند
تا بن عشق کهن از نو نهند(1)
حاج میرزا محمّدعلی دولتآبادی فرزند حاج میرزا هادی بن سیّد عبدالکریم بن میر محمّدهادی حسینی، از آزادیخواهان و رجال سیاسی و علمی و ادبی زمان خود بوده [است.] در سال 1285ق متولّد شده و در طهران و اصفهان تحصیل نموده و در دوره چهارم به عنوان نماینده بروجرد و خرمآباد در مجلس شرکت نموده، در اواسط وکالت در قبل از ظهر هشتم شوّال سال 1341ق وفات یافته، و در آرامگاه خانوادگی دولتآبادی در مزار ابن بابویه واقع در شهرری مدفون گردید.
او کتابی درباره سرگذشت احوال خود و خاندان خود نوشته است.(2)
ملاّ محمّدعلی بن ملاّ محمّدهادی مظاهری کرونی، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در سال 1287ق در «تیران» از بلوک کرون (به فتح کاف و واو) اصفهان متولّد شد. تحصیلات مقدّماتی را نزد پدر آغاز کرد. سپس به اصفهان رفته و در مدرسه میرزا حسین و سپس در مدرسه الماسیه ساکن شد و نزد حضرات آیات آخوند
ملاّ محمّدباقر فشارکی، آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) ، و دیگران به تحصیل پرداخته و از آقا میرزا محمّدعلی تویسرکانی، آخوند فشارکی و آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی اجازه دریافت نموده و به اجتهاد نائل شد. سپس به زادگاهش «تیران» مراجعت نموده و به تبلیغ و ارشاد مردم و تدریس فقه و اصول و حل و فصل مشکلات و رفع خصومات و مرافعات و اجرای حدود شرعی پرداخت.
او عالمی وارسته و قانع بود و از راه مختصر زراعتی که داشت امرار معاش میکرد و در عین حال سخاوتمند و مهماننواز بود.
گویند تألیفاتی داشته و در سن 72 سالگی بر اثر عارضه ذات الرّیه در شب 25 شوّال 1350ق وفات یافته و در مقبرهای مخصوص جنب حسینیّه و مسجد خود در تیران مدفون گردید.(1)
میرزا محمّدعلی ملاذالاسلام جعفری فرزند آقا میرزا هاشم بن حاج سیّد جعفر بن حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی، از محترمین علمای اصفهان [در قرن چهاردهم هجری.]
قبل از سال 1305ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر نزد فضلاء و علماء فی الجمله تحصیلاتی نموده، از علماء مورد توجّه مردم و خدمتگزاران به دین و اجتماع بهشمار میرفت. طبع شعری داشت و در اشعار «عاصی» تخلّص مینمود. دیوان مختصری قریب یکهزار و پانصد بیت دارد. در 21 ربیع الاول سال 1372ق در اصفهان
1) دیباچه دیار نون، ص229.
وفات یافته، در بقعه مرحوم سیّد حجةالاسلام [واقع در مسجد سیّد اصفهان] مدفون گردید. مرحوم حاج میرزا حبیباللّه نَیِّر در مرثیهای مادّه تاریخ وفات او را چنین نوشته است:
نیر نقص الاثنین فصار تاریخ «جعل القدس مکانا لملاذالاسلام»
صاحب عنوان پس از فوت برادرش مرحوم حاج میرزا محمّدحسین جعفری صبحها در مسجد سیّد امامت مینمود. این شعر از اوست:
دهید مژده که بوی بهار میآید هزار شکر رفیقان که یار میآید
به میکده خبری بر، صبا ز روی وفا بگو که آن صنم گلعذار میآید(1)
استاد علاّمه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی فرزند آقا میرزا محمّدهاشم بن آقا سیّد جلالالدّین روضاتی بن آقا میرزا مسیح چهارسوقی بن آقا میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات الجنّات) .
فقیه محقّق و محدّث مدقّق، عالم عامل و صالح فاضل رجالی متتبّع و کتابشناس جامع در روز 13 رجب المرجّب سال 1348ق مطابق با 1308ش در اصفهان متولّد شد. در 8 سالگی پدر عالیقدر و دانشمند خود را از دست داد و تحت سرپرستی جدّ مادری خود عالم فاضل جلیلالقدر حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی قرار گرفت و از تربیت و تعلیم آن بزرگمرد بهرهور شد.
تحصیلات خود در مدارس جدید را در اصفهان تا اواخر متوسطّه انجام داد. تحصیلات حوزوی را در مدارس دینی اصفهان آغاز کرد. «معالم» را از آقا شیخ محمّدحسین مشکی (مقدّس) ، «شرح لمعه» را از آقا شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی
1) بیان المفاخر، ج2، صص 199-201؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 327-329؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 379 و 380؛ مزارات اصفهان، ص166.
و شیخ هبةاللّه هرندی و «مکاسب» را از شیخ محمّدرضا جرقویهای صلصالی (حسینآبادی) آموخت.
علاّمه روضاتی پس از طیّ دوره مقدّمات و پارهای از سطوح به قم رفت و در دروس حضرات آیات: شیخ محمّد صدوقی یزدی («شرح لمعه») ، سیّد محمّدباقر سلطانی طباطبائی («مکاسب») حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی («رسائل» و «مکاسب») ، میرزا محمّد مجاهدی («کفایه») و حاج شیخ مرتضی حائری یزدی («کفایه») حاضر شد و از آنان کسب فیض نمود. عمده تحصیلات ایشان در خارج فقه نزد آیتاللّه العظمی بروجردی صورت گرفت.
استاد روضاتی از آغاز جوانی به تحقیق و تألیف روی آورد و آثار ارزنده و پرباری را به وجود آورد.
او پس از اتمام تحصیلات و مراجعت به اصفهان بنا به خواسته مردم متدیّن اصفهان و سابقه این خاندان، با همکاری دوست قدیمی و همدرس صمیمی خود مرحوم شیخ محمّدمهدی نواب لاهیجی به تنظیم و تهیه اسناد شرعی مورد حاجت مردم و حل و فصل مشکلات آنان پرداخت. همچنین مدّتی در مسجد آقا میرزا هاشم (در خیابان طالقانی) به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول بود. ایشان پس از این، و تا پایان عمر خویش از این امور کناره گرفته و در انزوا و خلوت خویش به مطالعه، تحقیق و تألیف مشغول بود.
علاّمه روضاتی از افزون بر سی نفر از اعلام و فضلای عهد خویش اجازه دریافت نمودند؛ از جمله حضرات آیات عظام: شیخ آقابزرگ طهرانی، آقا سیّد محمّدمهدی موسوی اصفهانی، حاج سیّد صدرالدّین صدر، آقا میرزا محمّد طهرانی، سیّد عبدالحسین شرفالدّین، سیّد محسن امین عاملی، سیّد هبةالدّین شهرستانی، شیخ محمّدحسین آل کاشف الغطاء، حاج سیّد محمّدهادی میلانی، حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی، سیّد
جمالالدّین گلپایگانی، میرزا آقا سیّد ابراهیم حسینی اصطهباناتی و حاج سیّد محسن حکیم. (رحمة اللّه علیهم اجمعین)
آثار ذیل از تألیفات ایشان است که تاکنون چاپ شدهاند:
مصلحالدّین مهدوی که به خط مجیز در آغاز جلد دوم همین کتاب (اعلام اصفهان) به چاپ رسید. 20. «مرآة الزمن أو الوجیز المستحسن فی الاجازة لسیّدنا الفقیه الامامی الحسن» که در جلد اوّل فهرست نسخههای خطی مجاز طبع شد. 21. «الدلیل الاحسن فی الاجازة للأخ الفاضل المظاهری الحسن» 22. «شجرهنامه خانوادگی» طبع اوّل در تهران 1367ق، طبع دوم در بغداد 1369ق. 23. «مجالس اهل ایمان» 24. «اسناد خاندان روضاتیان» و چند اثر دیگر.
همچنین این آثار از حضرت ایشان هنوز به زیور چاپ آراسته نشده است:
علاّمه روضاتی کتابخانهای ارزشمند شامل نسخ چاپی و خطی نفیس و کمیاب دارند که برخی از آنها از میراث خاندان با فضیلت خود و برخی نیز خریداری شده و گنجینهای ارزشمند را تشکیل میدهد.(2)
سرانجام این دانشمند کمنظیر پس از دو ماه بیماری در صبح روز پنجشنبه 29 شعبان المعظم 1433ق (مطابق با 29 تیر 1391ش) در منزل مسکونی خود واقع در محلّه
چهارسوی شیرازیها وفات یافته و عصر همان روز در منزل خود تغسیل و تکفین و به سوی تخت فولاد تشییع گردید و در جوار اجداد عالیقدر خود در بقعه علاّمه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) مدفون شد.
میرزا محمّدعلی متخلّص به «مَحرَم» فرزند آقا محمّدهاشم خوشنویس اصفهانی، شاعر و ادیب از هنرمندان و ادبای قرن سیزدهم هجری. پدرش از اصفهان به یزد آمده و او در یزد متولّد شد. در جوانی چندی در اصفهان و تهران بود. سپس به یزد مراجعت کرده و در یکی از حجرات مصلای صفدرخان سکونت گزید و به شغل تذهیب امرار معاش نمود و حجرهاش محفل ادباء و فضلاء و بزرگان اهل حال بود. عاقبت در سال 1231ق در یزد وفات یافت.
[قضائی یزدی مادّه تاریخ فوتش را در این بیت سروده است:
بهر تاریخ «قضائی» گفتا: «حَرَمِ قصر جنان را محرم»]
او در غزل و قصیده مهارت بهسزائی داشته ولی ظاهرا دیوان اشعار او از میان رفته است.(1)
از اوست:
بُرد آن چنان ز گردش چشمی مرا ز کار کز یاد رفت فتنه دور زمانهام
1) تذکره میکده، صص 470-472؛ تذکره شبستان، صص 780 و 781؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص932؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1555؛ تذکره سفینة المحمود، ج1، ص303؛ تذکره انجمن خاقان، ص614؛ تذکره اختر، ج1، ص174؛ تذکره سخنوران یزد، صص 295 و 296؛ آینه دانشوران، (چاپ سوم) ، ص560؛ تذکره شعرای یزد، صص 163 و 164.
ز آمد شد رقیب نسازد مرا خبر با آنکه «محرم» سگ این آستانهام
کار من و دل در عشق افتاده بسی مشکل من در پی مستوری دل طالب رسوائی
شیخ محمّدعلی صانعی فرزند ملاّ یوسف ینگآبادی جرقویهای بن مشهدی حسینعلی بن یعقوب بن علی بن محمّد بن مشهدی علی. عالم فاضل و فقیه ماهر از علمای قرن چهاردهم هجری.
در روز دوشنبه 19 محرم 1310ق در قریه «ینگآباد» از توابع جرقویه اصفهان متولّد شده و در 6 سالگی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر بزرگ شد. در آغاز جوانی دروس مقدماتی و نصاب را نزد میرزا حسین طباطبائی ینگآبادی فراگرفت. سپس به اصفهان رفت و در مدرسه کاسهگران ساکن شد و از درس حضرات آیات: حاج سیّد محمّدباقر ابطحی سدهی، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، آخوند ملاّ محمّد کاشانی، آقا سیّد محمّدباقر درچهای، حاج شیخ عباسعلی ادیب و میرزا احمد مدرس بهره گرفت. آنگاه به زادگاه خود مراجعت نموده و به اقامه جماعت و ارشاد مردم و حل مشکلات شرعی آنان و تنظیم اسناد و قبالجات مشغول شد.
او عالمی زاهد و اهل عبادت و تهجّد و الگوی علم و عمل بود و سرانجام در روز 6 ربیعالثانی 1393ق در شهر مقدّس قم وفات یافت. دو فرزندش حضرات آیات شیخ حسن و شیخ یوسف صانعی از علماء معروف عصر حاضر میباشند. شرح حال شیخ
محمّدعلی صانعی در سال 1387ش در کتاب «حدیث زندگی» به چاپ رسیده است.(1)
استاد محمّدعلی رضایت فرزند یداللّه، از معماران چیرهدست اصفهان در عصر حاضر. در سال 1295ش در اصفهان متولّد شد و از نوجوانی به کار بنّایی و معماری پرداخته و نزد اساتید فن کار کرد تا به مرتبه استادی رسید. و مساجد بسیاری را به شیوه سنّتی در اصفهان بنا کرد از جمله عمارتی در حاشیه زایندهرود (واقع در پارک ایثارگران فعلی) جهت رحیمزاده و مجموعه بیمارستان رحیمزاده (امیرالمؤمنین) ، همچنین مرمت شبستان بیت الشّتاء در مسجد جامع، گنبد حرم رأس الرضا در طوقچی، گنبد مقبره صاحب بن عباد و غیره از آثار ارزنده اوست.
استاد رضایت در طراحی، رسمبندی و طاق چشمه مهارت داشت و برادرش استاد مهدی و دو پسرش استاد نعمتاللّه و استاد رحمتاللّه از شاگردان زبده او بودند. او پس از سالها فعالیت برای سازمان میراث فرهنگی (و اداره باستانشناسی) و اداره اوقاف در 24 فروردین 1376ش درگذشت و در قطعه 16 قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(2)
محمّدعلی بنّای اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری.] در تاریخ 15 ربیع الاول 1035ق در شهر مشهد «حاشیه مختصر نافع» تألیف: شهید ثانی را به خط نسخ نوشته است. نسخه ضمن مجموعه شماره 62231 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود
است.(1)
محمّدعلی بیدگلی کاشانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او در اصفهان ساکن بوده و] در تاریخ 9 ذیالقعده سال 1243ق کتابت نسخهای از کتاب «الحلیة اللاّمعة» در شرح سیوطی را به پایان رسانیده است. کتاب در کتابخانه سیّد هادی اشکوری به نظر علاّمه (شیخ آقابزرگ) طهرانی رسیده است.(2)مشارٌ الیه احتمالاً از شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی بوده است.
دکتر محمّدعلی جعفریان محمّدی، از مفاخر و دانشمندان معاصر اصفهان. در سال 1313ش در یک خانواده متوسّط روستایی در محمّدیه نائین چشم به جهان گشود. و از 5 سالگی در مکتبخانه آبادی به فراگیری قرآن و خط پرداخت. سپس در دبستان آن روستا تا چهارم ابتدائی تحصیل کرد و سال پنجم و ششم را در نائین و شیراز سپری کرد. دوره دبیرستان را نیز در نائین و شیراز خواند و در رشته کشاورزی از دانشسرای کشاورزی شیراز دیپلم گرفت. آنگاه همزمان در تهران در دانشسرای عالی و دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و از دانشسرای عالی لیسانس طبیعی و از دانشگاه تهران لیسانس علوم طبیعی (زمینشناسی و زیستشناسی) گرفت و به تدریس در دبیرستانهای اصفهان و نجفآباد مشغول شد. در سال 1344ش در دانشگاه اصفهان
تدریس را آغاز کرد. در سال 1350 به فرانسه رفت و در رشته «مجموعههای رسوبی (D.E.A) » از دانشگاه کلود برنارد فرانسه فوقلیسانس گرفت. دکترا را نیز از دانشگاه لیون فرانسه در رشته بیواستراتیگرافی و فسیلشناسی دریافت نمود. در سال 1353 به ایران بازگشت و در گروه زمینشناسی دانشگاه اصفهان تدریس را ادامه داد تا اینکه در سال 1382ش به افتخار بازنشستگی نائل شد. از اقدامات ارزنده ایشان تأسیس تجهیز و اداره موزه تاریخ طبیعی اصفهان است. او در سال 1372 استاد نمونه کشوری، در سال 1380 برنده جایزه ترویج علم و در سال 1381 زمینشناس نمونه کشوری شده است.
دکتر جعفریان عضو انجمن زمینشناسان نفت آمریکا از سال 1976م، عضو آکادمی علوم جمهوری اسلامی ایران از سال 1381ش و عضو مؤسس و هیئت مدیره انجمن زمینشناسی ایران در سالهای 77-1375ش بوده است.
او مقالات علمی بسیاری تألیف نموده که در همایشهای علمی داخلی و خارجی و یا مجلاّت معتبر علمی داخلی و خارجی ارائه نموده و یا به چاپ رسانده است. او مدیر مسوؤل و مؤسس مجله پژوهشی علوم پایه دانشگاه اصفهان و عضو شورای سردبیری مجله عمران و گسترش بوده است.
این کتابها از تحقیقات اوست که به چاپ رسیده است:
در کتاب «گنجینههای علمی دانشگاه اصفهان» فهرست مقالات و گزارش جامعی از فعالیتهای علمی و خدمات دکتر جعفریان به چاپ رسیده است.
1) گنجینههای علمی دانشگاه اصفهان، صص 297-307.
محمّدعلی اصفهانی جلدساز، [از صحافان زبردست قرن دهم هجری که] جلد نسخهای از «قرآن مجید» مورخ سال 985ق کار اوست. جلد روغنی و مُزَیَّن به گل و بوته است و در کتابخانه عمومی معارف موجود بوده است.(1)
شیخ محمّدعلی حسینی، فاضل محترم. از منبریان و ذاکرین و خدمتگزاران آستان قدس حضرت سیّد الشهداء علیهالسلام [از وعاظ معاصر اصفهان] که عمری را به زهد و قناعت گذرانیده و از راه منبر و موعظه و ذکر مصیبت خدمتها انجام داده است. وی در اوایل تحصیل در مدرسه الماسیّه اصفهان ساکن بوده و از جمله مجازین مرحوم آقا شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی (با اجازه روایتی) میباشد.(2)
محمّدعلی حسینی اصفهانی، [از کاتبان قرن سیزدهم هجری.] در رجب سال 1276ق کتابت نسخهای از «دانشنامه جهان» تألیف: غیاثالدّین علی بن امیران حسینی اصفهانی را که در سال 899ق در بدخشان تألیف نموده است را به خط نستعلیق کتابت نموده است. کتاب ضمن مجموعه شماره 565 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
محمّدعلی حسینی قزوینی، از حجاران هنرمند قرن سیزدهم هجری است. ظاهرا در جوانی در اصفهان نزد اساتید فن حجاری را آموخته و یک چند در این شهر به حجاری مشغول بوده و سپس به تبریز مهاجرت کرده است. در فنون و ریزهکاریهای حجّاری مهارت و تسلّط خاصی داشته و آثار زیبائی پدید آورده و سنگ مزار بزرگان و اعیان و اشراف را با پنجههای هنرمند خویش حجاری میکرده است.
از آثار او حجاری سنگ قبری زیبا و هنرمندانه متعلق به شخصی به نام «حاج آقا» (متوفی 1225ق) در تخت فولاد اصفهان(1)و حجاری سنگ قبر میرزا عیسی قائم مقام فراهانی (متوفی 1237ق) در تبریز و میرزا محمّدجعفر مجذوب علی شاه (متوفی 1238ق) در تبریز را میتوان نام برد.(2)
شیخ محمّدعلی حکیمالهی فریدنی، فاضل ادیب شاعر. از دانشمندان و فرهنگیان مشهور ایران [در قرن چهاردهم هجری.] در خوانسار و اصفهان و بروجرد نزد علمای بزرگ تحصیل نموده و عمده تحصیلاتش در اصفهان نزد مرحوم جهانگیرخان بود.
در قریه چادگان در حدود 1284ق متولّد و مقدّمات را در محل فراگرفته، سپس به اصفهان مهاجرت نموده و سالها به درس بزرگان حاضر شده، در فقه و اصول و خصوصا ادبیات فارسی و عربی زحمتها کشید و پس از وصول به مقامات عالیه علم و دانش به طهران رفته و در آنجا به خدمت فرهنگ وارد شده و تا اواخر عمر به شغل
دبیری ادبیات فارسی و عربی مشغول بود و متجاوز از یکصد سال عمر نمود.
مشارٌ الیه در روز سهشنبه 12 ذیقعدة الحرام 1384ق در طهران وفات یافت.
از آثار قلمیش «شرح قصیده عینیّه» ابنسینا به شعر فارسی 2. «لطائف الحکم و وظائف الامم» به چاپ رسیده است.(1)
حاج میرزا محمّدعلی طبیب معروف به «حکیم» از احفاد میر محمّداشرف [علوی عاملی]، از اطبّاء معروف و به حذاقت و دیانت مشهور بوده [و در اواخر دوره قاجاریّه میزیسته است] و مردم برای معالچه امراض صعب از شهر و دهات بدو مراجعه میکردهاند و اعتقاد تامّی به او داشتهاند. دارای چندین فرزند بوده که عموما از اطبّاء بودهاند که از آن جمله است: 1. حاجی میرزا ابوالقاسم طبیب 2. حاج میرزا احمد طبیب3. حاج میرزا محمود طبیب. [مزار میرزا محمّدعلی حکیم در امامزاده سیّد محمّد سده (خمینیشهر) واقع شده است.(2)]
محمّدعلی خالصی، از شعرای معاصر در سال 1323ش در شیراز متولّد و از 17 سالگی لب به شاعری گشوده و دارای دیپلم ادبی است. برخی از تحصیلات نظامی خود را در آمریکا و ایتالیا طی نموده است و سالها به خدمت در هوانیروز اصفهان مشغول بوده است. وی شاعری اهل عرفان و از مریدان سلطان حسین تابنده گنابادی است. و در
سال 1372ش بازنشسته شده و در انجمنهای ادبی اصفهان خصوصا انجمن مشتاق شرکت میکند. از اوست:
در ساغر مِی کشان شرابی در صافی باده شکر نابی
در حلّه عاشقان شب خیز باران مشعشع شهابی
بر تشنه لبان وادی عشق سرچشمه بیزوال آبی(1)
آقا محمّدعلی خیامباشی متخلّص به «خیّام» [از شعرای قرن چهاردهم هجری در اصفهان] از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بوده و اشعارش در مجلّه دانشکده به طبع میرسید.
این دو بیت از اوست:
چون به یاد لب آن نوش دهان برخیزم همچو خضر از پی آب حیوان برخیزم
با نشان بر سر کوی تو نشستم اوّل آخر از کوی تو بی نام و نشان برخیزم(2)
دکتر محمّدعلی دانشگر، طبیب انساندوست و متدیّن معاصر و ادیب فاضل. از اهالی شهرضا بوده و علاقه بر طب، در ادبیات نیز مهارت داشته و شعر میسروده و به عربی و فرانسوی مسلّط بوده است. او از بنیانگزاران اولین انجمن ادبی شهرضا در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی است. همچنین از ارادتمندان مشایخ گنابادی بهشمار میرفته و ذوق عرفانی داشته است. دو فرزندش دکتر منوچهر دانشگر و دکتر هوشنگ دانشگر از پزشکان مشهور اصفهان بودهاند.
از آثار او ترجمه چند داستان از نویسندهای فرانسوی به نام «پراسکوی» را ترجمه کرده است. دکتر دانشگر سرانجام در 27 آذر 1331ش وفات یافته و در بقعه تکیه ایزدگشسب (معروف به تکیه گنابادیها) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
این شعر از اوست:
جهان به چشم خردمند پر کاهی نیست به غیر دید نادان بر آن نگاهی نیست
کجا روی دل مسکین ز دست جور حیات به غیر مرگ یقین دان تو را پناهی نیست(1)
میرزا محمّدعلی درب امامی، از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش مینوشته و از اساتید بوده است. عمده امتیاز او خوشنویسی با سرعت قلم بود که میگویند هر ماهی یک جلد قرآن تمام میساخت. وفات او در سنه هزار و سیصد و اند اتّفاق افتاد.(2)
محمّدعلی بیگ دیهیم اصفهانی، شاعر ادیب. از غلامزادگان سلاطین صفویّه و مولدش اصفهان است. طبعی موزون داشت. در مجموعهای (که شیخ محمّدعلی حزین آن را دیده است) به خط خود اشعارش را نوشته بود. وی در سال 1105ق در اصفهان
وفات یافت.
از اوست:
لبی تر از تراوشهای داغی میتوان کردن از این ته جرعه تر طیب دماغی میتوان کردن(1)
میرزا محمّدعلی انصاری متخلّص به «ذرّه»، خطاط و شاعر ادیب قرن چهاردهم هجری. نسخهای از «لیلی و مجنون» مکتبی را به خط نستعلیق خوب نوشته است. نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(2)
[وی همچنین نسخهای از «دیوان حافظ» را به خط نستعلیق خوش در 29 جمادی الثانی 1323ق به امر ظلالسّلطان، حاکم اصفهان کتابت کرده که در کتابخانه فرهنگ اصفهان موجود است.]
حاج شیخ محمّدعلی ربّانینژاد، عالم فاضل فقیه محقّق و زاهد کامل. در سال 1302ش در اصفهان متولّد شد و پس از طی تحصیلات مقدماتی به نجف اشرف عزیمت کرد و از آیات عظام: میر سیّد علی فانی یزدی، سیّد محسن حکیم، سیّد ابوالقاسم خوئی و سیّد محمود شاهرودی بهره برد و خود نیز در آنجا به تدریس و اقامه جماعت در صحن مطهر علوی پرداخت. او در سال 1349ش به موطن خود مراجعت نمود. پس از پیروزی انقلاب، در خدمت نظام جمهوری اسلامی بود و در خطّ مقدم جبهههای جنگ ایران و عراق حضور مییافت و به فعالیتهای تبلیغی میپرداخت که باعث مجروحیّت
و جانبازی او گردید. همچنین دو تن از فرزندانش به نامهای حسین و جعفر در جبهههای نبرد به شهادت رسیدند و دو فرزند دیگرش مجروح و جانباز شدند. وی عالمی عابد و متهجّد و زاهد بود و عمر خود را به طاعت پروردگار و حلّ مشکلات مردم سپری نمود تا این که در روز 10 خرداد 1379ش در بیمارستان ارتش وفات یافته و به مشهد مقدس منتقل و در روز 27 صفر 1421ق در مزار خواجه ربیع مدفون شد.
تألیفات ایشان به 49 عدد میرسد که از جمله میتوان به این کتابها و رسالهها اشاره کرد:
سیّد محمّدعلی رزمی، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. در اصفهان ساکن بوده و در سال 1314ق در شکارگاه از کوه پرت شده و وفات یافته است. میرزا شکراللّه منعم این مصرع را برای مادّه تاریخ فوت او گفت است:
«رزمی بمحمّد و علی واصل گشت) (2)
محمّدعلی روحی، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در حدود سال 1328ق در اصفهان متولّد شده و ضمن شغل روزانهاش که نقاشی بود به تحصیل علوم قدیمه اشتغال داشت و در مقدمات و سطح زحمتها کشید و خصوصا ادبیّات عرب را به خوبی آموخت. چند سال آخر عمر خویش را در طهران ساکن بوده و در مدرسه مروی به تدریس «مغنی» و «مطوّل» و «شرح نظام» و غیره مشغول بوده و الحق نیکو از عهده بر میآمد.
او در سال 1372ق در طهران وفات یافته و در قم مدفون شد.(1)
از اوست:
یا سادتی و حبذا من سادة فحبّذا یا آل خیر من بعث قلبی الیکم نبذا
اتیتُکُم معترفا عن بحرکم مغترفا عن غیرکم منصرفا فانقذ و المستنقذا
میرزا محمّدعلی طباطبائی تفرشی متخلّص به «رفیقی»، شاعر و ادیب فاضل [در قرن سیزدهم هجری] و از نوادگان میرزا صادق تفرشی. سالها در اصفهان تحصیل مینموده و در ریاضی مهارتی داشته و گاهی مبادرت به غزلگوئی میکرده است. این بیت از اوست:
کند دیوانه را زنجیر عاقل میندانستم که از زنجیر زلف آن پری دیوانه خواهم شد(2)
آقا محمّدعلی اصفهانی متلخص به «رهی»، شاعر ادیب [در قرن دوازدهم هجری.[ از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در جوانی به هندوستان رفته است. این بیت از اوست:
تا کی بود به حسرت چشمم به راه ماهی یا رب مباد هرگز چشم کسی به راهی(1)
میرزا محمّدعلی خلیفه سلطانی متخلّص به «سالم» شاعر ادیب از اعقاب سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان وزیر اعظم شاه عباس دوم و شاه صفی است. جوان مهربان و صاحب خرد و صاحب برخی کمالات بوده و در سال 1187ق در بغداد بر اثر ابتلا به طاعون وفات یافته است.(2)
محمّدعلی ایروانی محمّدآبادی متخلّص به «سائق»، شاعر ادیب. در سال 1304ش در روستای محمّدآباد جرقویه متولّد شد. در نوجوانی قرآن و مقدمات (ادبیات فارسی
و عربی) را نزد شیخ عطاءاللّه فقیهی محمّدآبادی فرا گرفت و سپس در دبستان جدید التأسیس زادگاه خود به تدریس پرداخت. پس از انحلال مدرسه نزد محمّدعلی مستوفی ادامه تحصیل داد. چندی بعد به دنبال به بازار آمدن خودروهای سنگین، در شمار یکی از پیمانکاران شرکت نفت درآمد. او در کنار شغل خود به نویسندگی نیز میپرداخت. کتابهای «جُنگ گلشن» و «تاریخ یادگار» از آثار اوست. این شعر از اوست:
بیا و ساقی مرا، شراب احمر بیار که سیزده را بِدَر، کنم برِ جویبار
تو مطرب خوشنوا، ز خمه بزن بر سه تار بزن از این نغمهها، بَرَم دمی آشکار
ز شور و شهناز و ترک، ز چارگاه و حصار
بده تو ساقی شراب، به جمع یاران من پیاله را پر نما، بده در این انجمن
به من بده ساقیا، از این شراب کهن ز باده هجر و غم، تو می بنوشان به من
که تا کنی قلب من، لالهصفت داغدار
بلبل شیرین سخن، به نغمه پرداخته مست سرور و شعف، قمری و هم فاخته
درخت از برگ سبز، چادر خود ساخته برقع خود از زمین، ز سبزه انداخته
باغ حجازی شده، در این میان لالهزار
به بانگ نوشآفرین، به پای آب روان نشسته صاحبدلان، زده می ارغوان
طبق زده رویشان، چنان گل اکحوان شده است نیلی فقط، ز غم رخ ایروان
چرا که گردید دور، ز شهر و یار و دیار(1)
میرزا محمّدعلی چهارمحالی متخلّص به «ستوده»، عالم فاضل، خوشنویس و ادیب شاعر. از ادبای قرن یازدهم هجری.
علاوه بر مراتب علم و فضل و ادب خطوط نسخ و نستعلیق را در کمال استادی مینوشته است. این بیت از اوست:
حاسد همیشه در الم و ماتم است سوزد به آتش جگر خویش چون چنار(2)
میرزا محمّدعلی سینی، از علماء و ائمه جماعت [در اواخر دوره قاجاریه] از سادات صحیح النسّب قریه «سین» از توابع بلوک بُرخوار اصفهان است.
در قریه «سین» متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی تحصیل کرد.(3)او سالها در یکی از مساجد محله شهشهان
اصفهان اقامه جماعت مینمود.(1)تا اینکه در سال 1332ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا در محله خوابجون اصفهان مدفون شد.(2)
مشارٌ الیه جدّ خاندان «بدری» از خانوادههای علمی و روحانی اصفهان و از خدمتگزاران آستان حسینی علیهالسلام است که چندین عالم، خطیب و پزشک از آن خاندان به خدمت به اسلام و مسلمین پرداختهاند.
بابا محمّدعلی شالفروش اصفهانی، در قیصریه اصفهان سکونت داشته و با حکیم شفائی دوستی و مصاحبت داشت. در نظم مثنوی ماهر بوده و دو سال قبل از تألیف تذکره نصرآبادی (سال 1083ق) وفات یافته است. وی را دیوان اشعاری است. شعرش این است:
صباحی دلگشا چون خنده یار که جوش گل شفق میزد به گلزار
به شوخی گل به شاخ از شعله سرکش در و ریحان چو روی دود آتش
طلا و نقره نرگس ز صافی به گلشن در پی زربفت بافی
شود تا چشم نرگس باز روشن از آن شد لاله را سرمه به هاون(3)
دکتر محمّدعلی شاهزمانیان، از محقّقان و اساتید دانشگاه. در روز 23 تیر 1325ش در اصفهان متولّد شد و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد. در سال
1344ش به تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه اصفهان پرداخت و لیسانس گرفت. مقطع فوقلیسانس فیزیک را در دانشگاه شیراز سپری نمود و جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در سال 1354ش در رشته فیزیک از دانشگاه «ساسکس» دکترا اخذ نمود. پس از آن به تدریس در دانشگاه اصفهان مشغول شد.
او از ابتدای تأسیس انجمن فیزیک ایران عضو آن بوده و همچنین از سال 1352ش تاکنون عضو انجمن فیزیک آمریکا و از سال 1371ش عضو فرهنگستان علوم پایه جمهوری اسلامی ایران بوده است.
از مسؤولیتهای او ریاست دانشکده علوم، ریاست دانشگاه و معاون پژوهشی دانشگاه (همگی در دانشگاه اصفهان) را میتوان نام برد.
دکتر شاهزمانیان مقالات علمی بسیاری به زبان فارسی و انگلیسی تألیف نموده که در مجلات معتبر علمی داخلی و خارجی به چاپ رسیده و یا در همایشهای علمی عرضه شده است. او سالها در دانشگاه اصفهان به تدریس و همچنین راهنمایی پایاننامههای دانشجویی لیسانس و فوقلیسانس مشغول بوده است.
این کتابها از تحقیقات و ترجمههای او در علم فیزیک به چاپ رسیده است:
میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «شکیب»، از شعراء و ادبای قرن سیزدهم هجری. مدّتی در طهران و گاهی در شیراز بوده و چندی به سیاحت در کردستان و
1) گنجینههای علمی دانشگاه اصفهان، صص 113-119.
هندوستان و عراق عرب و عراق عجم پرداخت. خط شکسته را بد نمینوشت و در شعر طبعی متوسط داشت.
از اوست:
منعم از صورت زیبای بتان گر نکند چه کند زاهد بیچاره که صورت بین است(1)
آقا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «شیدا»، شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در اصفهان متولّد شده و در این شهر نزد فضلاء و ادباء از جمله سیّد احمد هاتف اصفهانی به تحصیل علم و ادب پرداخته و در جوانی در شیراز رفت. مردی عاشقپیشه و لاابالی بوده و دل به گلرخان و نکورویان سپرده بود. طبعی روان داشت و اوقات را با ادباء و شعرای شیراز سپری مینمود و به شغل آیینهسازی امرار معاش میکرد. سرانجام در سال 1214ق وفات یافته و در تکیه مشرقی واقع در خارج شیراز مدفون شد. دیوان اشعارش بالغ بر شش هزار بیت بوده است.
از اوست:
اسیر دام نشد تا دلم ندانستم شکسته بالی مرغان رشته بر پا را(2)
1) تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص544؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344) ، ص442؛ تذکره انجمن خاقان، ص523؛ تذکره سفینة المحمود، ج2، ص490؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج2، ص869؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «شکیب»، ص531؛ ریحانة الادب، ج3، ص233؛ الذریعه، ج9، ص536؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص553.
2) تذکره اختر، ج1، ص101؛ تذکره دلگشا، صص 314-316؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج2، صص 926-929؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 538 و 539؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «شیدا»، ص161؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص686؛ مجلّه ارمغان: سال هیجدهم، شماره 4، صص 175-180؛ تذکره سفینة المحمود، ج2، ص484.
میرزا محمّدعلی تبریزی متخلّص به «صباح»، از علماء و شعراء و ادباء (در قرن دوازدهم هجری) بوده و در سال 1169ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آببخشان مدفون شده است. اعقاب او در آذربایجان هستند و تذکرة الشّعرایی هم دارد.(1)
شیخ محمّدعلی صفر نوراللهی نجفآبادی، از علمای معاصر نجفآباد. در سال 1310ش متولّد شد. او در نجفآباد و اصفهان نزد علمای عالیقدر شیخ احمد حججی، شیخ ابراهیم ریاضی، شیخ عباس ایزدی، بروجردی، منتظری، اردکانی، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، خادمی و فیاض تحصیل کرد. سپس از طرف مرحوم حاج آقا حسین خادمی به فریدونشهر و شهرکرد رفت و در آن نواحی به تربیت طلاب و تبلیغ دین و حل و فصل مشکلات مردم مشغول شد و مصدر خدماتی به مردم محروم آنجا گردید و چندین مسجد، مدرسه، حمام و پل و حوزه علمیه را ساخت و یا تعمیر نمود.
او پس از پیروزی انقلاب یک سال رئیس بنیاد شهید مبارکه بود. با شروع جنگ ایران و عراق، به جبههها میرفت و با سخنرانی در جمع رزمندگان باعث دلگرمی آنان میشد. فرزندش علی هم در زمستان 1362 در جبهه عملیاتی خیبر به شهادت رسید.
او در اواخر عمر به امامت نمازجمعه فریدونشهر انتخاب شد و سرانجام در سال
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص146؛ مزارات اصفهان، ص28.
1372ش وفات یافته و در جنّت الشهدای نجفآباد مدفون شد.(1)
حاج سیّد محمّدعلی طباطبائی فانی زوّارهای، فاضل ارجمند از عرفای معاصر اصفهان. سالها در مدارس این شهر به تعلیم و تربیت نوآموزان اشتغال داشت. سپس به اداره منتقل گردیده و چندین سال ریاست حسابداری را برعهده داشت تا سرانجام بازنشسته شد.
وی به تصوّف و عرفان روی آورده و به تصفیه نفس پرداخته و در این اواخر از طرف آقای حاج سلطان حسین تابنده «رضاعلی شاه» گنابادی به عنوان شیخ صوفیه اصفهان تعیین گردید و به ارشاد و هدایت مستعدّین پرداخت. سرانجام در ماه رجب 1409ق وفات یافته، در گورستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون شد.(2)
شیخ محمّدعلی اُشترجانی متخلّص به «طبعی»، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. از مشایخ اُشتُرجان از توابع لنجان اصفهان بوده است. فرزندش عبدی نیز شاعر بود.(3)
محمّدعلی طبیب اصفهانی، [از اطبّاء اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.] در ربیعالآخر سال 1314ق روی برگ قبل از کتاب «جاماسبنامه» یادداشتی نوشته است. این کتاب
به شماره 8005 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
ملاّ محمّدعلی عالم حبیبآبادی، عالم فاضل و واعظ کامل، [از علمای معاصر اصفهان که در قریه «حبیبآباد» بُرخوار اصفهان متولّد شده و نزد آخوند کاشی، حاج ملاّ عبدالجواد آدینهای، شیخ محمّدحکیم خراسانی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، میر محمّدصادق مدرس خاتونآبادی، میر محمّدتقی مدرس، شیخ جلالالدین نجفی، جهانگیرخان قشقائی، آخوند گزی و آقا سیّد محمّدباقر درچهای تحصیل نمود.]
او از مدرسین سطوح در اصفهان بود و سالها در مدرسه نیمآورد [و مسجد نو و مسجد جارچی] تدریس میفرمود و جماعت زیادی از افاضل طلاّب به جلسه درس او حاضر میشدند، و از بیانات علمی و مواعظ او بهرهمند میگردیدند [و علاوه بر آن در مجالس عمومی و خصوصی منبر میرفت و به وعظ روضهخوانی میپرداخت.] در سال 1396 در اصفهان وفات یافته، [در قریه حبیبآباد مدفون شد.(2)]
آقا محمّدعلی اصفهانی معروف به عصّار، از خوشنویسان هنرمند قرن دوازدهم و سیزدهم هجری است. در عهد خود از مشاهیر خطاطان شمرده میشده و خط نسخ را در کمال استادی مینوشته و به کتابت «کلاماللّه مجید» و «ادعیه» میپرداخته است.
محمّدهاشم آصف (رستم الحکماء) معاصر او بوده و در کتاب خود تنها نامی از او
برده است.(1)سال وفاتش معلوم نشد. لسان الملک سپهر سال فوت او را 1228ق نوشته(2)ولی ممکن است تا مدتی بعد از این تاریخ هم آقا محمّدعلی زندگی کرده باشد.
از آثار او کتابت «قرآن مجید» به خط نسخ خوش در سال 1225ق است که مرحوم مهدی بیانی آن را نزد آقای رمضانی دیده است.(3)همچنین نسخهای دیگر از «قرآن مجید» که آن را به دستور اللهوردی خان به خط نسخ خوش در 15 رجب 1191ق کتابت کرده و به شماره 88 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدّس موجود است.(4)
محمّدعلی فقیهی، از شعرای معاصر. در سال 1309ش در اردستان متولّد شد و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه، به شغل آموزگاری پرداخت. چند سال بعد در دانشگاه اصفهان در رشته ادبیات فرانسه تحصیل کرد و لیسانس گرفت. او سالها در دبیرستانهای اصفهان تدریس کرد تا اینکه بازنشسته شد و سرانجام در سال 1369ش بر اثر حادثه تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.
از اوست:
کی روی از یاد عشاق ای امید زندگی چون به یادت دیده گوهرفشانی داشتم(5)
محمّدعلی قزوینی، از ادباء و دانشمندان عهد صفویه است. وی در اصفهان ساکن بوده و مؤلف کتابی در آداب اجتماعی و اخلاقی و حکمت عملی است که «رفیق توفیق» یا «آداب عِلیّه» نامیده است. نسخههایی از این کتاب در کتابخانه مجلس شورای اسلامی، کتابخانه ملک و کتابخانه ملی ایران موجود است.(1)
محمّدعلی آشتیانی [معروف به] «قصیر» ادیب و شاعر خطاط [از خوشنویسان و کاتبان زبردست اواخر دوره قاجاریه است که در اصفهان سکونت داشته و در دیوان دولتی ظلالسلطان به منشیگری و کتابت میپرداخته و منصب منشی خلوت را داشته و تا حدود سال 1330ق در قید حیات بوده است.]
از آثارش: «دیوان حافظ» است که در 29 جمادی الثّانیه 1323ق به امر ظلالسلطان به خط نستعلیق نوشته است و در کتابخانه عمومی فرهنگ اصفهان موجود است.(2)در همان سال نسخهای از «گلستان سعدی» را کتابت کرده و در همان کتابخانه موجود است.(3)
همچنین در سال 1321ق «اشعار انوار سهیلی» را به امر ظلالسلطان، به خط نستعلیق عالی نوشته است که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(4)او در سال 1322 به دستور ظلالسلطان اشعار کتاب «رموز حمزه» به خط شکسته نستعلیق
بیروننویس کرده و نسخه آن به شماره 2/1155 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(1)[همچنین] «تاریخ کاشغر» را در ذیقعدة الحرام 1307ق به خط نستعلیق خوش در اصفهان نوشته است که در کتابخانه عمومی اصفهان است.(2)[همچنین کتابهای «فوائد الأخبار» و «فالنامه» را در سال 1329ق به خط شکسته نستعلیق کتابت کرده که در مجموعه شماره 4501 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)و «تاریخ سرگذشت مسعودی» را هم در سال 1324ق به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 10096 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی وجود دارد.(4)]
مولی محمّدعلی کشمیری، [عالم فاضل، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری.] از شاگردان [بهاءالدّین محمّد] فاضل هندی است. او بر کتاب «کشف اللثّام» استاد خود حواشی نوشته و ظاهرا کتاب نیز به خط کشمیری است. فاضل هندی انهائی جهت شاگرد خود در صفحه آخر آن نسخه مورخ جمادی الاول 1129ق در اصفهان نوشته است. نسخه به شماره 3767 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی قم موجود است.(5)
کشمیری در سال 1127ق نسخهای از کتاب «الطهارة» را کتابت کرده و فاضل اصفهانی [هندی] بر روی برگی از این کتاب برای او اجازه سماع نوشته است.(6)
محمّدعلی کهپائی، [از کاتبان خط نسخ در قرن یازدهم هجری و ظاهرا از اهالی کوهپایه = قهپایه اصفهان است.] در 15 صفر 1092ق کتاب «العین» تألیف: خلیل بن احمد بصری را به خط نسخ نوشته و نسخه به شماره 5348 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(1)
میرزا محمّدعلی کیمیاگر اصفهانی، [از دانایان علم کیمیا در قرن سیزدهم هجری.[ نامش در کتاب «مفاخر الاخیار و مناقب الابرار» تألیف: میرزا ابوالقاسم شیرازی مذکور است. این کتاب به شماره 4164 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
حاج میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «محتاج»، شاعر ادیب فاضل، [از سخنوران قرن سیزدهم هجری.] سالها در تهران ساکن بوده و روضهخوانی میکرده و مجالس او مورد توجه بزرگان و اشراف و اخیار شهر بود. اغلب اشعارش در مدایح و مراثی معصومین علیهمالسلام است. او تا سال 1300ق در قید حیات بوده و پس از این تاریخ وفات یافته است.
از اوست:
ای دل از هر که موافق نبود در ره عشق دیده بردوز که دیدار مخالف شوم است(1)
میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «مسکین»، شاعر و ادیب خطاط در قرن سیزدهم هجری. [در حدود سال 1223ق در اصفهان متولّد شده و علیرغم میل باطنی، مانند پدران خود به تجارت تریاک و کسب و کار در بازار اصفهان مشغول شد. ولی در کنار آن به تحصیل فضائل و تکمیل کمالات خود مشغول بود.] او از شعراء انجمن ادبی ابوالفقراء در اصفهان است که میرزا محمّدباقر ابوالفقراء گزی بُرخواری اصفهانی آن را تأسیس کرده بود [و قصیده انجمنیه جهت آن سروده است.]
مسکین خط نستعلیق را نیز خوش مینوشته [و از جمله «کلیات سعدی» را در سال 1314ق کتابت کرده که در اصفهان چاپ سنگی شده است.] و سرانجام در 27 صفر 1303ق در اصفهان وفات یافته است [مزار او در تکیه مادرشاهزاده بدون سنگ لوح وجود داشته است. میرزا محمّدحسین عنقا مادّه تاریخ وفات او را چنین آورده است:
نیمه قوس و در ایّام صفر شنبه چون «مسکین» چو ز تن رفت بهشت
گفت «عنقا» ز پی تاریخش: «کرده مسکینی مسکن در بهشت»]
دو فرزندش میرزا شکراللّه منعم و میرزا عبدالرّحیم افسر نیز از شعرای اصفهان بودهاند.
[مسکین در مادّه تاریخسرائی و مدیحهگوئی توانا بوده و برای بزرگان عهد خود
1) تذکره حدیقة الشّعراء، ج3، ص1539.
همچون حاج سیّد محمّدباقر حجةالاسلام شفتی و منوچهر خان معتمدالدّوله (حاکم اصفهان) قصیده سروده است. از او تذکرهای مختصر در احوال و اشعار شعرای معاصر خودش موجود است که هنوز به طبع نرسیده است.(1)این بیت از سرودههای اوست:
با دل زارم بس آزار آن دل سنگین کند عاقبت با آبگینه الفت سنگ این کند]
حاج محمّدعلی خان معینالسّلطنه رشتی اصفهان، مؤلّف «سفرنامه شیکاگو» که در سال 1318ش در پاریس به طبع رسیده است.(2)
حاج شیخ محمّدعلی مفاخر انصاری اهوازی، عالم جلیل، از علماء و بزرگان [معاصر] خوزستان. در ذی الحجة الحرام سال 1394ق در مسافرت به اصفهان در این شهر وفات یافته و در مزار زینبیه مدفون گردید.(3)
حاج سیّد محمّدعلی موسوی جروکانی، عالم فاضل متّقی، از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. از اهالی قریه «جروکان» بلوک ماربین اصفهان. او پس از تحصیل علوم مقدماتی در اصفهان نزد حضرات آیات آقا سیّد محمّدباقر درچهای، آقا سیّد
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص349؛ دیوان طرب، ص86؛ تذکره مدایح معتمدیّه: خطی؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 240-242؛ تذکره حدیقة الشّعراء، ج3، صص 1633-1635؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 91-93؛ گلشن اهل سلوک، (ویرایش دوم) ، صص 455-464.
2) الذریعه، ج12، ص187؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص835.
3) تاریخچه ارزنان و مقبره علیا جناب زینب خاتون، ص44؛ مزارات اصفهان، ص237.
مهدی درچهای، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی و حاج میر محمّدصادق مدرس خاتونآبادی به تحصیل پرداخت و عاقبت به زادگاه خود مراجعت نموده و به وعظ و ارشاد مردم و رسیدگی به مسائل شرعی منطقه ماربین مشغول شد. وی سرانجام در روز 14 رمضان 1368ق وفات یافته و در تکیه آقا سیّد رضی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. او عالمی زاهد و عابد و اهل ورع و تقوا بوده و بین عموم مردم محبوب القلوب و صاحب نفوذ معنوی بود.
از او کتابی به نام «ضیاء المجالس» باقی مانده که به چاپ نرسیده است.(1)
محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «مهجور» از شعرای قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان به تعلیم اطفال مشغول بوده و در جوانی در اصفهان وفات یافته است.
این بیت از اوست:
هنگام نزع، یوسف من از سفر رسید عمرم بسر رسید چو عمرم به سر رسید(2)
محمّدعلی پوستی متخلّص به «مهجور»، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1303ش در اصفهان متولّد گردیده [و] پس از انجام تحصیلات ابتدائی در کارخانه ریسباف اصفهان به کارگری اشتغال جسته [است.] از اشعار اوست:
به نام صلح شد آغاز داستان محبّت که جغد جنگ به هم ریزد آشیان محبّت
شمیم مهر و وفا از گلی توانی یافت که جسته تربیت از دست باغبان محبّت(1)
محمّدعلی بیگ ناظر، از صاحبمنصبان بانفوذ و مشهور و از مردان نیکوکار عهد صفویه است.
او در زمان شاه عباس اوّل منصب گرگیراقی را برعهده داشت و مورد اعتماد و همصحبّت شاه عباس بود.(2)در سال 1039ق از طرف شاه صفی به عنوان ایلچی هند به حجابت (سفارت) عازم هندوستان شد و به شایستگی مأموریت خود را به پایان رساند.(3)در سال 1046ق وزارت اصفهان به او داده شد(4)و سرانجام در سال 1048ق به عنوان ناظر بیوتات سلطنتی منصوب شد. و در این منصب به خدمت مشغول بود(5)تا اینکه در سال 1060ق در اصفهان وفات یافت(6)و در مزار بابا رکنالدّین (نزدیک تخت فولاد) در بقعهای مخصوص مدفون شد.(7)در این بقعه ملاّ علی حبش ساروی مازندرانی متخلّص به «جاوید» (متوفی به سال 1070ق) نیز به خاک سپرده شده است.(8)
محمّدعلی بیگ آثار خیریه فراوانی از جمله رباط، مسجد، بازار و تکیه از خود به جای نهاد از جمله بازار و مسجد و تکیهای در نزدیکی تخت فولاد و تکیه گرگیراق در محله سینه پائینی اصفهان.(9)همچنین به اهل فضل و ادب عنایت داشته و آنان را مورد
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص477.
2) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 101 و 102.
3) خلاصة السّیر، صص 76 و 64.
4) خلاصة السّیر، ص250.
5) خلد برین (ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم) ، ص290.
6) خلد برین، صص 497 و 498.
7) سفرنامه شاردن (بخش اصفهان) ، ص157.
8) تذکره نصرآبادی، ج1، ص530.
9) سفرنامه پیترو دلاواله، ص639.
حمایت و کمک خود قرار میداد. فرزندش صفی قلی بیگ(1)و یکی از غلامانش مرتضی قلی بیگ سروشی هم اهل شعر و ادب بودهاند.(2)
ظاهرا از آثار محمّدعلی بیگ ناظر فقط تکیه گرگیراقها باقی مانده و قبر او و سایر ابنیه و آثار خیریه او از بین رفتهاند.
میرزا محمّدعلی حسینی اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. او نیز مانند «سید محمّدمعصوم حسینی نامی»، «نامی» تخلّص داشته است. وی در سال 1025ق وفات یافته و در امامزاده هارون ولایت اصفهان مدفون شد.(3)[دیوان اشعار او به خط هادی ارفع، در کتابخانه آقای ناصر میبدی در مشهد مقدس موجود است.(4)]
میرزا محمّدعلی اصفهانی، [از خطاطان قرن سیزدهم هجری.] در سال 1237ق به خط نسخ زیبای خود نسخهای از «تعقیبات نمازهای پنجگانه» مروی از حضرت سجاد علیهالسلام را نوشته و نسخه به شماره 34 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.(5)
ملاّ محمّدعلی نوری مازندرانی، عالم فاضل و عارف کامل، از علمای قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در این شهر تحصیل کرده و در ماه ذیحجة الحرام 1285ق وفات یافته و در بقعه آقا محمّد بیدآبادی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
وی عالمی غیر از حاج ملاّ محمّدعلی نوری مؤلف کتاب «نخبة الاصول» است، که او نیز در تخت فولاد مدفون شده است.
محمّدعلی نوری ملقّب به «فارسی»، [از فضلای قرن سیزدهم هجری.] در مدرسه میرزا حسین اصفهان بوده و نسخهای از «حاشیه شرح تجرید» تألیف: ملاّ عبدالرّزاق فیاض لاهیجی را کتابت کرده و در کتابخانه حقیر [سیّد مصلحالدّین مهدوی] موجود است.(2)
میرزا محمّدعلی موسوی اصفهانی متخلّص به «هاشمی» شاعر و ادیب ماهر در قرن سیزدهم هجری. او برادرزاده شاعر توانای اوایل دوره قاجاریه میرزا محمّدجعفر غیرت اصفهانی است. در نوجوانی بنا به استعداد خدادادی لب به سرودن شعر گشوده و در آن فن صاحب مهارت گردید. این دو بیت از مدیحهای از او در مدح میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی در کتاب «مدایح الحسینیه» انتخاب شد:
ای فلک آستان خاک دَرَت تارک آرای خلق ایام است
وی قمر پاسبان که گرد رهت توتیابخش چشم اجرام است(1)
شیخ عماد بن ابراهیم تبریزی، شاعر ادیب، [از سخنوران قرن یازدهم هجری.] در مسجد جامع عباسآباد اصفهان حجره داشته و عمر را به قناعت و درویشی به سر آورده و بر فقر و مسکنت خود صبر نموده است. شعر نیز میسروده و «اِرفع» تخلّص میکرده است. این رباعی از اوست:
خواهی که دلت محرم اسرار شود از جمله علم حق خبردار شود
از گریه بشو غبار آیینه دل مگذار ز گرد معصیت تار شود(2)
عماد بن حیدر حسینی، [از فضلاء قرن دوازدهم هجری.] مجموعهای از چند رساله را در سال 1111ق در مدرسه باب القصر اصفهان به خط نستعلیق نوشته است. این مجموعه به شماره 1157 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است. و شامل: 1. «رساله در جفر» 2. «حاشیه بر شرح الملحض» قاضیزاده رومی، از بیرجندی 3. «تشریح الافلاک» شیخ بهائی4. «شرح بر شرح چغمینی» میباشد.(3)
عماد بن منجم اصفهانی، از فضلاء قرن نهم هجری. کتاب «شرح سی فصل» در تقویم، تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی (که شارح آن به عربی: بدرالدّین طبری است) را در 22 ربیع الثّانی 884ق کتابت کرده است. و نسخه آن نزد سیّد محمّدباقر یزدی در نجف اشرف موجود است.(1)
ابوطاهر عمر بن ابراهیم بن محمّد بن فاخر سُریجانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری]، در عراق از احمد بن سلیمان نجّاد و جعفر خالدی و از محدثان ری و همچنین از ابوجعفر هاشمی روایت نموده و ابونصر کسائی، ابوبکر باطرقانی، ابوالقاسم (پدر ابوعبداللّه دقاق) و ابوالقاسم ذکوانی از او روایت کردهاند.
او در روز هفتم صفر 405ق وفات یافت.(2)«سُریجان» قریهای از قرای اصفهان [است.]
ابوحفص عمر بن ابراهیم بن محمّد جوزدانی معروف به «بوبه» اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضَبّی اصفهانی روایت میکند و ابوسعد سمعانی از او اجازه داشته است.(3)
ابوبکر عمر بن احمد بن عبداللّه سروشانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از: اسماعیل حافظ، ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری صحّاف و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.
در 14 رمضان سال 557ق وفات یافته است.(1)«سروشان» از قُرای اصفهان است.
ابوطاهر عمر بن حامد بن رجاء بن عمر بن محمّد بن علی بن مَعدان مَعدانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] تولد [او] در حدود سال 480ق [بوده و] از حافظ سلیمان بن ابراهیم و ابوالعباس بن اشته و غیر آنها حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او حدیث نوشته است.(2)
ابوحفص عمر بن حسین بن شاذی بن فرج اصفهانی نیشابوری، [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری] و از خاندان علم و حدیث بوده و برادر «ضاحک» است. از ابوالعباس فضل بن عبدالواحد تاجر حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی احادیث کمی از او استماع کرده است.(3)
عمر به خلیل بن محمّد بن محمّد اصفهانی، از ادباء و فضلاء اصفهان در قرن هفتم هجری است. او کتاب «الکشف عن مشکلات الکشّاف» تألیف: عمر بن عبدالرّحمان بهبهانی را در سال 763ق به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9369 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(1)
عمرو بن مبارک بجلی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] در یهودیه ساکن بوده و تا سال 280ق در قید حیات بوده است. از قیس و عمر بن بشیر ابوهانی و اسرائیل و مَندل حدیث شنیده است.(2)
ابوبکر عمر بن عبدالعزیز بن محمّد بن علی اُسواری اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از ابوالقاسم عبیداللّه بن عبداللّه و ابیزفر هذلی بن عبداللّه جیرانی ضبّی حدیث شنیده و محمّدبن علی جوزدانی از او روایت میکند.(3)
ابواحمد عمر بن عبیداللّه بن ابراهیم وراق اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] امام مسجد جامع اصفهان بوده و در سال 368ق فوت شده است.
وی از عبداللّه بن محمّد بن عبدالعزیز روایت میکند و حافظ ابونعیم از وی روایت مینماید.(1)
ابوحفص عمر بن محمّد بن احمد بن ابیالحسین رِنانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفّار بن علی بن اشته اصفهانی استماع حدیث کرده و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.(2)
ابونصر عمر بن محمّد بن شجاع بن ابوبکر بن ابراهیم بن علی لفتوانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] در عصر روز جمعه 3 ربیع الاوّل سال 500ق در خاندان محدّثین و حافظان حدیث در اصفهان متولّد شده و از ابوسعد محمّد بن محمّد بن عبداللّه مطرز، ابوسعد محمّد بن علی بن محمّد کاتب معروف به «سرفرنج» و ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن مندویه و غیر آنان حدیث شنیده است.(3)
[«هفتون» و «لفتون» از دهاب بلوک قُهاب جی اصفهان بودهاند و اکنون به شهر پیوسته و از محلات شهر بهشمار میآیند.]
ابوطاهر عمر بن محمّد بن علی بن عمر بن یوسف بن محمّد بن عمرو بن زاده خرقی دلال اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از ابوبکر بن مقری
حدیث شنیده است.(1)
مشارٌ الیه جدّ اعلای ابوطاهر عمر بن منصور بن محمّد بن عمر میباشد.
ابوطاهر عمر بن محمّد بن علی بن معدان ادیب ورّاق اصفهانی معدانی، از محدّثین و ادبای قرن پنجم هجری. از ابوعبداللّه بن منده (محمّد بن اسحاق بن یحیی) و ابوعمرو عبدالوهاب بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن منده اصفهانی و دیگران حدیث شنیده و در حدود سال 450ق وفات یافته است.(2)
ابوطاهر عمر بن منصور بن محمّد بن عمر بن محمّد بن علی بن عمر بن یوسف بن محمّد بن عمرو بن زاده خرقی بزّاز اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از خاندان علم و حدیث بوده و از ابوالمظفّر محمود بن جعفر بن محمّد تمیمی دلال، ابوالخیر محمّد بن احمد بن رزاء و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در سال 530ق در اصفهان از وی حدیث استماع کرده است.(3)
عمر بن نُصیر اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از ابومسعود [احمد بن فرات رازی] روایت میکند.(4)
عمر بن یحیی بن احمد بن عصام (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از جدّ خود احمد بن عصام روایت میکند و ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه مؤدب از وی روایت مینماید.(1)
عمر هرندی ادیب، [از ادباء و فضلای قرن هفتم هجری.] مؤلّف کتاب «الدّرة و الصّدقه» متضمّن نظم و نثر اوست که جهت محبوب خود نوشته است. حافظ ابن نجّار از او روایت میکند.(2)
شریف ابومحمّد عمران بن علی بن معروف بکری اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوحرب نمنام بن ملک بکری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث نموده و در سال 545 عمران بکری جهت او اجازه نوشته است.(3)
عمرانی اصفهانی، از شاعران پارسیگوی ایران در قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است. او از یهودیان اصفهان است که از اصفهان به کاشان مهاجرت کرده است. عمرانی و
شاهین را از شاعران بزرگ پارسیگوی یهودی ایران دانستهاند. عمرانی در اشعارش از خیام، سعدی و حافظ تأثیر گرفته است. از او منظومههای و اشعار زیادی به جای مانده است که از آن جمله است:
میرزا عنایت بن میرزا مؤمن خوزانی اصفهانی، ادیب شاعر [از شاعران قرن یازدهم هجری.] در هند متولّد شده و همراه پدرش به اصفهان آمده و پس از تحصیل در دفترخانه مستوفی موقوفات چهارده معصوم به محرری پرداخته است. علاوه بر شاعری در سیاق هم مهارت داشته است.
از اوست:
زاهدان را ناله مستانه ز هر قاتل است نعره شیر است تکبیر فنا روباه را(2)
عنایتاللّه اصفهانی، خطاط [در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری.] نمونه خط نسخ او مورخ چهارشنبه 11 شعبان 1322ق کتاب «ترجمه تاریخ رشیدی» است که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(3)
آقا عنایتاللّه اصفهانی، از نقاشان معروف عهد صفوی است که نمونهکارش در کتاب «پوپ» کلیشه شده است.(1)
آقا عنایتاللّه اصفهانی، از مینیاتورسازان اصفهان در سده یازدهم هجری قمری است که در تشعیر و تذهیب و حلکاری نیز استاد بوده است.(2)
میرزا عنایتاللّه نجفی جزنآبادی فرزند شیخ محمّدرضا، عالم فاضل جلیل. در سال 1312ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدماتی در درس حضرات آیات: حاج آقا صدرالدّین کوپائی، شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی، سیّد حسن مدرس هاشمی، سیّد علیاصغر برزانی و شیخ احمد فیاض حاضر شد.
پس از آن به قم رفته و در درس حضرات آیات: حاج آقا حسین بروجردی و سیّد محمّدمحقّق داماد حضور یافت. امّا پس از مدّتی به خاطر بیماری پدر به اصفهان مراجعت نموده و به پرستاری از او پرداخت. در اصفهان نزد حضرات آیات: سیّد ابوالحسن شمسآبادی، سیّد محمّدرضا خراسانی و میر سیّد علی بهبهانی دروس خارج را طی نمود و حکمت و فلسفه را از حاج آقا صدرالدین کوپائی و شیخ محمود مفید فرا
گرفت و سالها از محضر عالم ربّانی شیخ محمّدباقر زند کرمانی بهره گرفت.
او پس از وفات پدرش در مسجد شیرهپزها (در محلّه مسجد جامع اصفهان) به اقامه جماعت پرداخت و تا پایان عمر به وعظ و خطابه و ارشاد مردم مشغول بود، تا اینکه در روز 19 آذر 1381ش وفات نمود و در صحن امامزاده ابوالعباس خوراسکان مدفون شد.(1)
مولی رکنالدّین عنایتاللّه بن شرفالدّین علی بن محمود بن شرفالدّین علی قهپائی اصفهانی نجفی، [از دانشمندان بزرگ علم رجال در قرن یازدهم هجری.] عالم فاضل محقّق، رجالی کبیر معروف به «زکی نجفی». از شاگردان مقدّس اردبیلی، ملاّ عبداللّه شوشتری و شیخ بهائی و جمعی دیگر بوده و در جمیع علوم متداوله بالاخص رجال و درایه تبحّر و بصیرتی داشته(2)[است.]
کتب چندی تألیف نموده، از آن جمله است:
1) گلزار فضیلت، صص 285 و 286.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص845؛ ریاض العلماء، ج4، صص 302-304؛ روضات الجنّات، ج4، ص393؛ الکنی و الالقاب، ج3، صص 96 و 97؛ فوائد الرضویه، ج1، ص343؛ ریحانة الادب، ج4، صص 497 و 498؛ اعیان الشیعه، ج42، ص225؛ معجم المؤلفین، ج8، ص14؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «قهپائی»، ص537؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص11؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص404؛ روضة النضره، صص 420 و 421؛ مصفی المقال، ص343.
3) فهرست مختصر مجلس، ص154.
رسیده و نسخههایی از آن در کتابخانه علاّمه مفضال آیتاللّه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.(1)همچنین نسخهای از این کتاب در کتابخانه علاّمه بزرگوار سیّد حسن صدر کاظمی و نسخه دیگر در کتابخانه شیخ عبدالحسین تهرانی در کربلا موجود بوده است.(2)] 3. «ترتیب رجال نجاشی» که به خط مؤلف در تاریخ 11 محرم 1018ق و به شماره 9707 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)همچنین نسخهای از آن در کتابخانه علاّمه سیّد حسن صدر و نسخه دیگر در کتابخانه محدّث نوری در نجف اشرف موجود بوده است.(4)نسخهای هم به شماره 13749 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(5)] 4. «ترتیب فهرست شیخ طوسی» که نسخهای از آن به خط مؤلف در کتابخانه ملک و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی موجود است. نسخه دیگری هم به شماره 15401 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(6)5. «حاشیه بر نقد الرّجال» 6. «مجمع الرّجال» که به همت عالم محقّق مرحوم سیّد ضیاءالدّین علاّمه در 7 جلد در سال 1388ق به طبع رسیده و تاریخ تألیف آن سال 1016ق بوده است [و نسخههای خطی متعددی از آن موجود است.
فرزندان ملاّ عنایتاللّه (حسن، محمّدمؤمن، نعمتاللّه، عبدالغفور، عبدالحسین) از فضلای قرن یازدهم هجری بودهاند. هرچند در مقام و شهرت به پایه و مایه پدر نرسیدند.]
میرزا عنایتاللّه حکیم معروف به «نجم الاطباء» فرزند فتحاللّه، از اطبّاء حاذق شهرضا در قرن چهاردهم هجری. در سال 1286ق در شهرضا متولّد شد و تحصیلات مقدماتی را در آنجا سپری کرد. سپس به اصفهان رفت و نزد جهانگیرخان قشقایی و سایر علمای آن دیار تحصیل کرد. در طب نزد یک طبیب انگلیسی به نام پولاک نمساوی به فراگیری مشغول شد. سپس به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون به تحصیلات عالی مشغول شد. او پس از پایان تحصیل به شهرضا مراجعت نموده و به طبابت مشغول بود، تا اینکه در سهشنبه 23 ذیالحجه 1343ق وفات یافت و در مزار امامزاده شهرضا مدفون شد.(1)
دکتر عنایتاللّه بقراطیان فرزند میرزا محمّدکاظم حکیمباشی، طبیب حاذق و عارف سالک در قرن چهاردهم هجری. سالها در اصفهان به مداوای بیماران مشغول بودو از مریدان مشایخ سلسله گنابادی در اصفهان بهشمار میرفت و در روز 5 ذیقعده سال 1369ق وفات یافته و در تکیه ایزدگشسب (معروف به تکیه گنابادیها) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)وی نسخهای از «مفرّح الرّوح و مفتّح الفتوح» تألیف: میر سیّد فتحاللّه بن محمّدرضا مرعشی شوشتری را در 4 رمضان 1328ق کتابت کرده که در کتابخانه علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان وجود دارد.(3)
اجداد او از دوره صفویه تاکنون به طبابت مشغول بودهاند.
میرزا عنایتاللّه بن محمّدمؤمن بن محمّدباقر اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری.]
مشارٌ الیه دائی صاحب ریاض العلماء (میرزا عبداللّه افندی اصفهانی) بوده و قبل از سال 1074ق یعنی سال وفات پدر صاحب ریاض وفات یافته است.
وی مردی عالم و دانشمند و از شاگردان خلیفه سلطان بوده است. خاندانش اهل دولت و مکنت بوده لکن وی دوستدار علم و دانش گردیده و خدمت جمعی از بزرگان علماء زمان تحصیل کرده و با میرزا عیسی بیگ پدر صاحب ریاض در نزد اساتید همدرس بوده، لکن در جوانی وفات یافته است. وی را کتابهای نفیس و نسخههای زیادی بوده و در کنار برخی از آنها حواشی نوشته است و از آن جمله است «حواشی بر شافیه» ابن حاجب در صرف و غیره.(1)
دکتر عنایتاللّه تابش فرزند حاج میرزا هدایتاللّه، از پزشکان حاذق و دانشمند معاصر. در سال 1310ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به دانشکده پزشکی اصفهان راه یافته و موفق به اخذ درجه دکترا شد. در سال 1336ش به آمریکا عزیمت نموده و در رشته قلب ادامه تحصیل داد. در سال 1342ش به ایران بازگشته و ضمن طبابت به تدریس در دانشکده پزشکی اصفهان مشغول شد. کتاب
1) الذریعه، ج6، ص105؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، صص 174 و 175.
«فشار خون در اثر ضایعات عروق کلیه» و چندین مقاله در مجلات معتبر علمی از آثار اوست.(1)
عنایتاللّه حسینی اصفهانی [از کاتبان اصفهان در قرن یازدهم هجری.] در سال 1009ق کتابت نسخهای از کتاب «توضیح التّذکره» تألیف: نظامالدّین حسن قمی نیشابوری را به خط نسخ به پایان رسانیده است. این نسخه با نسخه اصل به خط مؤلف مقابله شده است. در کتابخانه ملی ملک به شماره 5751 موجود است.(2)
حکیم عنایتاللّه طبعی اصفهانی معروف به «حکیم خبّاز»، شاعر ادیب و طبیب حاذق. غزل میسروده و در سال 944ق وفات یافته است.(3)[پسرش ابوعلی نیز از شعرای آن روزگار است.]
از اوست:
از آن نمیکنم اظهار درد پنهانی که عاشقی تو و احوال عشق میدانی
شیخ عنایتاللّه گیلانی، [عالم فاضل و حکیم ماهر از دانشمندان قرن دوازدهم هجری. جهت تحصیل به اصفهان آمده و در معقول و منقول تحصیل کرده و خصوصا در فلسفه و کلام متبحّر شده و به تدریس در مدارس دینی اصفهان مشغول شد. شیخ
محمّدعلی حزین لاهیجی که از خرمن حکمت و معرفت درس او خوشهها چیده، ضمن شرح حال و ذکر اساتید خود مینویسد:
«در این زمان صیت دانش قدوة الحکماء شیخ عنایتاللّه گیلانی رحمهالله که در اصفهان به افاده مشغول بود و با والد مرحوم دوستی داشت مرا خواهان استفاده ساخت. در خدمت ایشان منطق «تجرید» که از نفایس کتب منطق است با کتاب «نجات» شیخ الرئیس شروع نموده، به انجام رسانیدم و تا آن حکیم دانشمند در اصفهان بود نسبت استفاده در میان بود. پس عازم گیلان شده، در قزوین رحلت کرد.»(1)
ملاّ صدرالدین گیلانی متخلّص به «بینا» نیز در اصفهان نزد او تحصیل کرده است. علیقلی واله داغستانی در ضمن شرح حال این ملاّ صدرالدین از ملاّ عنایتاللّه با القاب «علاّمه و نادره دوران» و «از اعاظم حکمای عصر یاد کرده است.»(2)]
در پشت نسخهای از «الرّسالة القشیریّه» به شماره 4233 در کتابخانه مجلس شورای ملّی یادداشتی است که در آنجا نویسنده گوید: شیخ عنایتاللّه گیلانی را در سال 1131ق در قهوهخانه چهارباغ اصفهان دیدار کردم.(3)
میرزا عوضبیگ اصفهانی متخلّص به «اکسیر»، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. در عصر سلطنت شاه جهان پادشاه هندوستان به دهلی رفت و در دارالانشاء شاهی ملازم گردید.
از اوست:
تمام عمر نگاهم به بام و در فرسود چو یار جلوهگر آمد نظر ز پا افتاد(1)
عوضبیگ بن محمّدصالحبیگ، از اُمراء و بزرگان اواخر عهد صفویه و دوران نادرشاه شاعر ادیب متوفی به سال 1175ق مدفون در گورستان ستّی فاطمه جنب قبر علاّمه میر سیّد علی طباطبائی. صاحب «دیوان اشعار» و «سفینة الشعراء»(2)
حزین گوید: عوضخان حاکم لار، معدلت شعار و در کمال سنجیدگی و مردمی است. این شعر از اوست:
دلم را بس که چین جبهه زاهد غمین دارد نمیخواهم ببینم روی زلفی را که چین دارد(3)
عوضعلی رضوانی فرزند کربلائی فتحاللّه لای بیدی، از شعرای معاصر ناحیه لنجان اصفهان. در سال 1305ش در قریه «لای بید» میمه متولّد شد و پس از تحصیل در شهرهای اصفهان و تهران و روستاهای چهارمحال و بختیاری ساکن بود و علوم ادبی و قرآن را تدریس میکرد. شعر نیز میگفت و «رضوانی» تخلّص میکرد. اغلب اشعارش در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهمالسلام است. رضوانی در جمعه 11 صفر 1400ق مطابق با 28 آذر 1359ش در «باغبادران» لنجان وفات یافته و در گلستان شهدای آنجا به خاک سپرده شد. اشعارش با عنوان در دیوان اشعار فرزندش غلامعلی رضوانی به چاپ رسیده
است.
این رباعی از اوست:
دانی ز چه بیحجاب میخندد صبح افکنده ز رخ نقاب میخندد صبح
این غمکده چون مقام خندیدن نیست بر خنده آفتاب میخندد صبح
عیسی، مترجم مخصوص ظلالسّلطان، مترجم «تاریخ پرتغال» که آن را در ربیعالآخر 1302ق به خط نستعلیق نوشته و نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(1)
استاد عیسی اصفهانی، معمار و بنّا در قرن دهم هجری. [او] متصدی ساختمان تاجمحل در هندوستان [است که] به دستور شاه جهان در قرن دهم هجری (1612م) [آن را ساخته است.]
سرهنگ دکتر سیّد عیسی علاج فرزند بهاءالدین بن محمّدحسین طباطبائی زوارهای، از پزشکان معروف به حذاقت و استادی مشهور [در قرن چهاردهم هجری.] فوت شب سوّم شعبان 1360ق (مطابق 3 شهریور 1320ش) مدفون در اطاق حیاط کوچکی در جنوب تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد.(2)
[از سادات سیّد روحاللّه و از احفاد دختری میر محمّدمهدی حکیم الملک اردستانی بود. در حدود سال 1300ق در محلّه فهره اردستان متولّد شد. در اردستان و اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و در رشته طب در مدرسه دارالفنون به اخذ درجه دکترا نائل شد.
در جنگ جهانی اوّل به استخدام پلیس جنوب (که از طرف دولت انگلستان تأسیس شده بود) درآمد و مدّتها به طبابت مشغول بود. او جرّاحی را از پزشکان انگلیسی آموخت و در این رشته مهارت یافت. او با انحلال پلیس جنوب، به بهداری ارتش منتقل شد و تا مدّتها ریاست بهداری لشکر شیراز و اصفهان را عهدهدار بود. وی بعدها با درجه سرهنگی بازنشسته شد و در اصفهان مطب دایر کرد.(1)
شاعر توانا استاد فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیهای در مادّه تاریخ فوت او گوید:
کلک «بُرنا» از پس سال وفات او نوشت: «در علاج و در طبابت ماهری جو چون علاج»(2)]
عیسی بیگ بن محمّدصالح بیگ جیرانی تبریزی اصفهانی، از علماء و فضلاء و محقّقین [در قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان] بوده و [در اصفهان از درس محمّد بن علی اصفهانی (شاگرد شیخ بهائی و میرداماد) میرزا علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، مولی محمّدتقی مجلسی، مولی حسنعلی شوشتری، میرزا رفیعای نائینی، آقا حسین خوانساری، علاّمه ملا محمّدباقر مجلسی، علاءالدّین محمّد گلستانه و مولی محمّدصادق کرباسی
بهره گرفت. او از مشاغل دنیوی و مناصب دولتی احتراز کرده و عمر خود را به تحقیق و تألیف گذرانیده و به کتابت و تصحیح نسخ خطی مشغول بود و خط زیبائی داشت. او در حدود سال 1033ق متولّد و] در سال 1074ق وفات یافت. فرزندش دانشمند و تراجمنویس مشهور به میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» است. کتب زیر از اوست:
ابوموسی عیسی بن عبدالسّلام اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن محمّد بن یزداد اصفهانی حدیث شنیده و هشام بن عبیداللّه از او روایت میکند.(2)
دکتر عیسی صدیق ملقّب به «صدیق اعلم» فرزند میرزا عبداللّه صدیق التّجار اصفهانی، [نویسنده و دانشمند معاصر.] در سال 1273ش متولّد گردیده [و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در طهران طی نمود. سپس به فرانسه رفت و در رشته ریاضی تحصیل کرد و به ایران بازگشت. مدّتی مدیر داخلی روزنامه «مرد آزاد» بود. در سال 1309ش به
آمریکا رفت و در رشته فلسفه در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و دکترا گرفت و به ایران بازگشت و ریاست دانشسرای عالی را برعهده گرفت. او در تأسیس دانشگاه تهران هم نقش داشت. او در چندین کابینه وزیر فرهنگ بود و نمایندگی مجلس سنا از دیگر فعالیتهای او بود.] وی سرانجام در سال 1398ق [مطابق با 16 آذر 1357ش] وفات یافت.
دکتر عیسی صدیق دارای تألیفات عدیده است:
عیسی بن محمّدعلی اصفهانی، از فضلاء قرن 13 و مولف کتاب «سراج الانوار» به فارسی، در حکایات اخلاقی و مواعظ در بیست باب [است.] تاریخ تألیف 1215ق میباشد. نسخه در کتابخانه سیّد جلالالدّین محدّث ارموی موجود بوده است.(2)
ابوعقیل عیسی بن محمّد بن عیسی مذکر اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن جعفر و جمعی دیگر روایت نموده است.(3)
میرزا عیسیخان افتخار الحکماء فرزند میرزا موسیخان ناظم الاطبّاء طبیب حاذق، ادیب کامل و شاعر فاضل. [از اطباء اواخر دوره قاجاریه.] از خاندان علم و حکمت. در 20 ماه صفر سال 1320ق در طهران وفات یافته و در ایوان مقبره ناصرالدّین شاه [در شهرری] مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
پوشید سیه چه «شارق» اندر تاریخ: «سوسن ز عزای میرزا عیسیخان»(1)
استاد عیسی بهادری، هنرمند توانای معاصر. در سال 1284ه.ش در یکی از بخشهای تابعه اراک به نام «بزچللو» در مزرعه خانوادگی به نام «آقچه کهریز» متولّد شد و پس از تحصیلات معمول به تهران رفت و در مدرسه کمال الملک (مدرسه صنایع مستظرفه) به فراگیری نقاشی طبیعت پرداخت. او از روی عشق و علاقه به اصفهان میآمد و با دقت نقوش و تزئینات هنرمندانه کاشیکاریها و گچبریهای آثار تاریخی اصفهان را مینگریست و درباره آنان تحقیق میکرد.
او پس از اتمام تحصیل به استخدام اداره هنرستان هنرهای زیبای تهران درآمد و ضمن تدریس در آنجا به خلق نقشههای فرش مشغول شد. در سال 1315ش به اصفهان آمده و سرپرستی هنرستان هنرهای زیبای این شهر را به عهده گرفت و برای پیریزی این هنرستان زحمات بسیار کشید.
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص847؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص232.
وی در خلق نقشههای ابتکاری فرش مهارتی استثنائی داشت و در نقاشی چیرهدست بود. از ابتکارات قابل توجّه او استفاده هنرمندانه از گل و برگ و پرنده به جای اشکال هندسی بر روی میزهای خاتم است. او در طراحی نقوش منبّت، موزاییک کاشی، زری، قلمزنی و غیره مهارت داشت و تمامی آثارش ابتکاری و خلاقانه هستند. او در عمر خود به دریافت نشانهای هنری متعددی از نمایشگاههای دنیا از جمله «دونور» و مدال طلا از نمایشگاههای «بروکسل» و نشان علم و هنر از فرانسه نائل شد.
استاد بهادری معلّمی هنرمند و دلسوز بود و آنچه را که میدانست در اختیار شاگردان خود میگذاشت و شاگردان ارزندهای همچون رستم شیرازی، پورصفا و فرشچیان را تربیت کرد که اکنون شهرت آنان از مرزهای کشور به بیرون رفته است.
وی 30 سال عاشقانه و صادقانه در مقام ریاست هنرستان هنرهای زیبای اصفهان خدمت کرد و به اشاعه هنر و تربیت اساتید هنرمند اهتمام ورزید و آنگاه که از آنجا به عنوان مدیرکلی صنایع اصفهان منصوب شد دو سالی بیشتر در آن مقام نماند و بازنشسته شد.
او پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به فرانسه رفته و در سال 1365ش درگذشت و در قبرستان «پرلاشز» پاریس به خاک سپرده شد.
آقای حسن صدر متخلّص به «سالک» مادّه تاریخ وفات او را طی مرثیهای چنین گوید:
گذارد پای ادب را به پیش «سالک» و گفت: «در آسمان هنر زنده است و جاویدان»
1365=3+1362
از آثار هنرمندانه او طرح یک قالی با عنوان «بشریت» و تابلوهای نقاشی «مجلس
ابنسینا» (موجود در موزه «لوور» فرانسه) را میتوان نام برد.(1)
عیسی حسینخانی نائینی متخلّص به «شعاعی» فرزند محمود، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1307ش در نائین متولّد شد. در کودکی پدر را از دست داد و به این خاطر در 10 سالگی به اصفهان آمد و پس از طی تحصیلات ابتدائی، ابتدا در شهرداری نائین و سپس در شهرداری اصفهان به خدمت پرداخت. وی از سال 1337ش در اغلب انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمنهای کمال، صائب و سعدی شرکت میکرده و اشعارش در برخی نشریات و مجموعهها به چاپ رسیده است. مرحوم بقائی در کتاب خود، تخلّص او را «شجاعی» ذکر کرده است. این بیت از اوست:
ساقی بریز باده که آمد بهار گل می خور به یاد سرو قدی در کنار گل(2)
عیسی قلی شیرانی بیدآبادی متخلّص به «سالم» فرزند نوروزعلی، شاعر ادیب معاصر. در سال 1300ش در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد شده و پس از اندکی تحصیل به شغل بافندگی مشغول گردید. از نوجوانی طبع شعر داشته و در انجمنهای ادبی همچون کمال و سعدی شرکت مینموده است. در سرودن انواع شعر بهویژه تضمین و اشعار انتقادی و اجتماعی توانایی داشت. [او در 30 مهر 1371ش وفات یافت و در قطعه 24 قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد. شاعر توانا میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در
ضمن مرثیهای مادّه تاریخ او را چنین سروده است:
سال وفات وِرا، خامه «برنا» نوشت: «مکین مینو شود سالم اهل سخن»]
از اوست:
تا گشته ام بر آن بت لیلی صفت اسیر دیوانهوار کوه و بیابانم آرزوست
بیماه عارض تو شده روز من چو شب نور رخت به کلبه ویرانم آرزوست
از بس که خار هجر خلیده به پای دل از باغ وصل تو گل و ریحانم آرزوست(1)
عیسی قلیخان [بهادرزاده] متخلّص به «عیسی» [فرزند موسیخان بهادرالسّلطنه بختیاری] در سال 1330ق متولّد شده و در محل تولّد خویش به اندازه مقدور تحصیلات کرد و سپس به زراعت و شکار روزگار گذراند. گاهی شعر میسرود.(2)[تحصیلات ابتدائی را در مدرسه بختیاری شهرکرد انجام داد. مدتی در اصفهان و تهران بود. زمانی هم در دوران قدرت خوانین در کرمان مصدر خدماتی گردید. اخیرا به کمک سلطان مراد بختیار در کارخانه قند اصفهان به کار مشغول شد.(3)وی سرانجام در روز 11 1365ش وفات یافته و در قطعه 6 قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(4)]
این بیت از اوست:
سخن از لبت شیرین چو بیاید به میان یادی از درد درون دل فرهاد کنید
عینالقضات بن محمّد اصفهانی، خطاط نسخنویس [در قرن دهم هجری.] از آثارش: کتابت «قواعد الاحکام» علاّمه حلّی که به خط نسخ در سال 909ق کتابت نموده و نسخه به شماره 11418 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(1)
1) فهرست وزیری، ج1، ص409.
پیشگفتار••• 5
مقدمه مصحح ••• 7
گفت و گو با سیّد مصلحالدّین مهدوی (مؤلّف) ••• 9
«ع»
میرعابد اردبیلی ••• 25
عابد اصفهانی ••• 25
عابد اصفهانی ••• 25
عادل اردستانی ••• 25
عارضی اصفهانی ••• 26
عارف اصفهانی ••• 26
عارف تبریزی ••• 26
عاصم اصفهانی ••• 27
عاصم اصفهانی ••• 27
عاصم اصفهانی ••• 27
عاقلی یزدی ••• 28
عامر مؤذّن اصفهانی ••• 28
عامر اصفهانی ••• 28
عامر واضحی سنبلانی ••• 29
عامر مشتلی اصفهانی ••• 29
عامی اصفهانی ••• 30
سیّد عَبّاد گلستانه ••• 30
عَبّاد غازی اصفهانی ••• 31
عَبّاد طالقانی ••• 31
عباد تمیمی ••• 32
عَبّاد جعفری اصفهانی ••• 33
سیّد عباد گلستانه ••• 33
دکتر عباس ادیب ••• 33
عباس صوفی ••• 34
استاد عباس شکوهیپور ••• 35
شیخ عباس خوانساری ••• 36
میرزا عباسخان شیدای دهکردی ••• 36
عباس عشقی اصفهانی ••• 39
عباس قمشهای ••• 40
عباس اصفهانی ••• 40
عباس فریدنی ••• 40
عباس کرباسیون ••• 41
شیخ عباس مصباح دستگردی ••• 42
میرزا عباسخان ذوالفنون ••• 43
مرشد عباس زریری ••• 45
عباس مافَرّوخی ••• 46
عباس حنفی اصفهانی ••• 46
عباس قمی ••• 46
عباس بهشتیان ••• 47
عباس احمدی ••• 48
شاه عباس صفوی ••• 49
عباس کاظمی ••• 52
عباس غازی اصفهانی ••• 52
شاه عباس دوّم صفوی ••• 53
میرزا عباس نحوی ••• 54
استاد عباسِ عبدالرحیم ••• 55
عباس سالاری ••• 56
استاد عباس بانی ••• 57
حاج عباس بیاض ••• 58
سیّد عباس صفی دهکردی ••• 58
عباس اسپهپور ••• 59
میرزا عباسخان صفاءالسلطنه ••• 59
درویش عباس گزی ••• 60
میرزا عباس شیخالاسلام ••• 61
مرشد عباس نثارعلی ••• 62
میرزا عباس فایض شمسآبادی ••• 62
عباس محور اصفهانی ••• 63
عباس زمانی ••• 64
عباس گیاهی ••• 65
عباس کزّازی ••• 66
عباس محزون حبیبآبادی ••• 66
شیخ عباس ایزدی نجفآبادی ••• 66
ملاّ عباس مولوی ••• 68
عباس حسینی مازندرانی ••• 70
سیّد عباس احساس اصفهانی ••• 70
سیّد عباس فشارکی ••• 71
عباس بخشیان ••• 71
عباس حقانیپناه ••• 72
عباس بن ولید ••• 72
عباس جُلَکی اصفهانی ••• 73
میرزا عباس پاقلعهای ••• 73
عباس سروری ••• 74
سیّد عباس شاهزاده ••• 75
سیّد عباس طباطبائی خوراسکانی ••• 75
مرشد عباس ظهیری (برزو) ••• 75
میرزا عباس فنائی اصفهانی ••• 76
آقا عباس قلمدانساز ••• 76
مرشد عباس کسرائی ••• 76
عباس مجنون سیچانی ••• 77
عباس مدینهای ••• 78
عباسعلی آذر چالشتری ••• 79
عباسعلی صناعی سهرو فیروزانی ••• 79
استاد عباسعلی پورصفا ••• 80
عباسعلی موزون اصفهانی ••• 81
عباسعلی بهرامیان ••• 82
حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی ••• 82
عباسعلی برهانیپور ••• 85
میرزا عباسعلی محزون اصفهانی ••• 85
عباسعلی ظریف خوانساری ••• 86
عباسعلی آرام اصفهانی ••• 86
شیخ عباسعلی معین الواعظین ••• 87
عباسعلی ملکی نجفآبادی ••• 88
شیخ عباسعلی علویجهای ••• 88
عباسعلی خرم لنبانی ••• 89
عباسعلی اسکندری ••• 90
دکتر عباسعلی موحّدیان ••• 91
عباسقلیخان سیفالملک نوری ••• 92
عباسقلی ترابی ••• 93
عباسی اصفهانی ••• 94
میرزا عبدالأئمه طوسی ••• 94
عبدالباقی اصفهانی ••• 95
میرزا عبدالباقی (باقی) اصفهانی ••• 95
میر عبدالباقی امامی ••• 96
سیّد عبدالباقی بختیاری ••• 96
عبدالباقی گنابادی تونی ••• 96
ملاّ عبدالباقی تبریزی ••• 97
عبدالباقی اصفهانی ••• 98
میر عبدالباقی خاتونآبادی (کبیر) ••• 98
میر عبدالباقی خاتونآبادی (صغیر) ••• 100
ملاّ عبدالباقی کاشانی ••• 100
عبدالباقی حسینی اصفهانی ••• 101
میرزا عبدالباقی طبیب اصفهانی ••• 101
دکتر عبدالباقی نواب ••• 103
آقا عبدالباقی مازندرانی ••• 104
میر عبدالباقی آرتیمانی ••• 105
میرزا عبدالباقی نائینی ••• 106
عبدالباقی اصفهانی ••• 106
عبدالباقی حسینی ••• 107
ملاّ عبدالباقی سبزواری ••• 107
سیّد عبدالباقی سیفی قزوینی ••• 107
عبدالباقی قهپائی ••• 108
میر عبدالباقی مقبول اصفهانی ••• 108
عبدالباقی نائینی ••• 109
عبدالجبّار زعفرانی ••• 110
عبدالجبّار ابهری ••• 110
سیّد عبدالجبّار رضا توفیقی کوهگیلویهای ••• 111
عبدالجبّار محتسب ••• 111
عبدالجبّار صفار ••• 112
عبدالجبّار جاری اصفهانی ••• 112
عبدالجبّار خطبه اصفهانی ••• 112
عبدالجبّار صندوقی اصفهانی ••• 113
عبدالجبّار اصفهانی ••• 113
شیخ عبدالجلیل اصفهانی ••• 113
عبدالجلیل عبدی اصفهانی ••• 113
شیخ عبدالجلیل (اصفهانی) ••• 114
عبدالجلیل جوباری اصفهانی ••• 114
میرزا عبدالجواد معتمد الذّاکرین ••• 115
میرزا عبدالجواد اصفهانی ••• 115
آقا عبدالجواد آبادهای ••• 115
پرفسور عبدالجواد فلاطوری ••• 116
میرزا عبدالجواد اخوّت ••• 118
میرزا عبدالجواد نحوی ••• 119
میرزا عبدالجواد لا اَدری ••• 119
حاج ملاّ عبدالجواد باغبادرانی ••• 120
میرزا عبدالجواد خطیب ••• 122
میرزا عبدالجواد شیخالاسلامی ••• 123
میرزا عبدالجواد حکیم ••• 123
حاج ملاّ عبدالجواد آدینهای ••• 124
ملاّ عبدالجواد خراسانی ••• 125
عبدالجواد اختر زفرهای ••• 127
حاج میرزا عبدالجواد نوری ••• 127
عبدالجواد ••• 128
ملاّ عبدالجواد بن محسن ••• 128
حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی ••• 128
میرزا عبدالجواد رجالی ••• 129
میرزا عبدالجواد کلباسی ••• 130
حاج میرزا عبدالجواد کلباسی ••• 131
میرزا عبدالجواد شهشهانی ••• 132
میرزا عبدالجواد شیرازی ••• 133
حاج میرزا عبدالجواد مشکی ••• 133
عبدالحاکم ثقفی ••• 133
سیّد عبدالحجّه بلاغی ••• 134
سیّد عبدالحسیب علوی عاملی ••• 136
میر عبدالحسین اصفهانی ••• 139
عبدالحسین اصفهانی ••• 139
عبدالحسین احمدی بختیاری ••• 140
حاج میرزا عبدالحسین نوری ••• 140
سیّد عبدالحسین نیسان اصفهانی ••• 141
عبدالحسین اصفهانی ••• 142
عبدالحسین خیامباشی ••• 142
عبدالحسین خاکسار ••• 142
میر عبدالحسین خاتونآبادی ••• 143
سیّد عبدالحسین طیّب ••• 145
میرزا عبدالحسین خوشنویس هرندی ••• 147
میرزا عبدالحسین حکیم اردستانی ••• 147
آقا میرزا عبدالحسین خوئی ••• 148
میرزا عبدالحسین نجفی ••• 149
میرزا عبدالحسین قالبتراش ••• 150
سید عبدالحسین روضاتی ••• 151
آقا سیّد عبدالحسین مقدّس ••• 152
عبدالحسین خواجوی اصفهانی ••• 153
عبدالحسین صفائی ••• 153
سیّد عبدالحسین نصرت اصفهانی ••• 153
شیخ عبدالحسین حائری اصفهانی ••• 155
میرزا عبدالحسینخان صدر ••• 155
میرزا عبدالحسین احقر ••• 156
عبدالحسین ادیب فرهمند ••• 156
شیخ عبدالحسین بغدادی ••• 158
عبدالحسین اصفهانی ••• 158
شیخ عبدالحسین کلباسی ••• 159
ملاّ عبدالحسین نصیری طوسی ••• 159
عبدالحسین حویزی ••• 159
آقا عبدالحسین امینالعلماء ••• 159
شیخ عبدالحسین کاظمینی ••• 161
میرزا عبدالحسین حکمتیان ••• 161
عبدالحسین اصفهانی ••• 161
شیخ عبدالحسین محلاتی ••• 162
عبدالحسین ندیم چهارمحالی ••• 164
میرزا عبدالحسین فیضعلیشاه ••• 165
میرزا عبدالحسین قدسی ••• 165
عبدالحسین حسنی اصفهانی ••• 166
میرزا عبدالحسین حکیم الهی قمشهای ••• 167
عبدالحسین سپنتا ••• 167
میرزا عبدالحسین صنیع همایون ••• 169
سیّد عبدالحسین همتیار ••• 170
آقا عبدالحسین شکستهنویس ••• 171
عبدالحسین مُشکنانی ••• 172
میرزا عبدالحسین صدر ••• 172
آقا عبدالحسین پاشنه طلائی یزدی ••• 173
حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین ••• 174
میرزا عبدالحسین سمسارزاده ••• 176
میرزا عبدالحسین قیصر بیدآبادی ••• 176
حاج عبدالحسین مشفق اصفهانی ••• 177
میرزا عبدالحسین ظفر اصفهانی ••• 178
عبدالحسین عبدی اصفهانی ••• 178
عبدالحسین فریدنی ••• 179
عبدالحسین فاضل اژهای ••• 179
شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی ••• 179
میرزا عبدالحسین قشمشم اصفهانی ••• 180
ملاّ عبدالحسین مازندرانی ••• 180
سیّد عبدالحسین معینالاسلام ••• 180
سیّد عبدالحسین میرلوحی ••• 181
سیّد عبدالحسین واعظ اصفهانی ••• 181
ملاّ عبدالحق منصف قهپایهای ••• 182
ملاّ عبدالحق ورنوسفادرانی ••• 182
شیخ عبدالحمید اصفهانی ••• 182
سیّد عبدالحمید موسوی خواجوئی ••• 183
عبدالحمید عطاریدار (پاینده) ••• 183
عبدالحمید سیاوش ••• 184
عبدالحمید شهدی اصفهانی ••• 185
میرزا عبدالحمید شریف اصفهانی ••• 185
سیّد عبدالحمید موسوی اصفهانی ••• 185
سیّد عبدالحمید نوربخش چهارمحالی ••• 186
عبدالحمید نجّار اصفهانی ••• 186
میرزا عبدالحمید هوشیار نجفآبادی••• 186
ملاّ عبدالحی دیهوکی طبسی ••• 187
عبدالخالق خان اصفهانی ••• 187
عبدالخالق اژهای ••• 188
عبدالخالق علوی ••• 189
میرزا عبدالخالق لنجانی ••• 189
عبدالخالق قائنی ••• 189
میرزا عبدالخالق خوراسگانی ••• 190
عبدالخضر جزائری ••• 190
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 190
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 191
عبدالرّحمان ذکوانی اصفهانی ••• 191
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 191
عبدالرّحمان سُدّی ••• 191
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 192
عبدالرّحمان رازی ••• 192
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 192
نورالدّین عبدالرّحمان جامی ••• 193
عبدالرّحمان ضراب ••• 193
عبدالرّحمان اصفهانی نیشابوری ••• 194
عبدالرّحمان اصفهانی بغدادی ••• 194
عبدالرّحمان جَهنی اصفهانی ••• 195
عبدالرّحمان کوفی اصفهانی ••• 195
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 195
عبدالرّحمان دشتی اصفهانی ••• 196
عبدالرّحمان سمسار اصفهانی ••• 196
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 196
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 197
عبدالرّحمان اصفهانی ••• 197
عبدالرّحمان حداد اصفهانی ••• 197
عبدالرّحمان سَلمونی نیشابوری ••• 197
عبدالرّحمان رازی ••• 198
عبدالرّحمان دارگانی اصفهانی ••• 198
عبدالرّحمان صیدلانی ••• 199
عبدالرّحمان معدانی اصفهانی ••• 199
عبدالرّحمان شافعی اصفهانی ••• 199
عبدالرحیم اصفهانی ••• 200
عبدالرحیم اصفهانی شیرازی ••• 200
ملاّ عبدالرحیم کوشکی ••• 201
عبدالرحیم ورنوسفادرانی ••• 201
عبدالرّحیم اصفهانی ••• 201
عبدالرحیم فرقانی کرونی ••• 202
میرزا عبدالرّحیم مؤتمن الحکماء ••• 202
میرزا عبدالرحیم قاضی ••• 203
عبدالرّحیم اصفهانی ••• 203
عبدالرّحیم بهاءالملک ••• 204
سیّد عبدالرحیم فروغی قهفرخی ••• 204
میرزا عبدالرحیم کلباسی ••• 204
عبدالرحیم معدّل اصفهانی ••• 206
شیخ عبدالرّحیم حائری ••• 206
حاج شیخ عبدالرّحیم ملکیان ••• 208
عبدالرحیم معدّل اصفهانی ••• 209
عبدالرّحیم طبیب اصفهانی ••• 209
میرزا عبدالرحیم ربّانی خوراسکانی ••• 210
ملاّ عبدالرّحیم نجفآبادی ••• 210
شیخ عبدالرحیم پاچناری ••• 212
عبدالرّحیم هرندی ••• 212
عبدالرحیم حداد اصفهانی ••• 213
سیّد عبدالرّحیم شهرستانی ••• 213
عبدالرّحیم ریزی لنجانی ••• 214
ملاّ عبدالرّحیم دماوندی ••• 214
عبدالرحیم جزایری ••• 215
میرزا عبدالرحیم سمیرمی ••• 216
سیّد عبدالرّحیم قاضیعسکر ••• 217
سیّد عبدالرّحیم موسیقیدان ••• 217
مولی عبدالرّزاق ••• 218
ملاّ عبدالرزاق اصفهانی ••• 218
میرزا عبدالرزاق افسر اصفهانی ••• 219
عبدالرّزاق بن ابیمحمّد ••• 219
میرزا عبدالرّزاق نجفآبادی ••• 219
عبدالرزاق تبریزی ••• 220
میرزا عبدالرّزاق احمدآبادی ••• 220
عبدالرّزاق حسنآبادی ••• 221
عبدالرزاق اصفهانی ••• 222
میرزا عبدالرّزاق حائری همدانی ••• 222
میرزا عبدالرّزاق لنگرودی ••• 223
میرزا عبدالرّزاق مازندرانی ••• 224
عبدالرزاق اخضر زفرهای ••• 224
عبدالرّزاق طبرانی ••• 225
عبدالرّزاق تاجر ••• 225
میرزا عبدالرّزاق رشتی ••• 225
میرزا عبدالرزاقخان بغایری ••• 226
عبدالرزاق قصری اصفهانی ••• 228
ملاّ عبدالرّزاق گیلانی ••• 228
میر عبدالرزاق رضوی کاشانی ••• 228
حاج عبدالرزاق مخترع ••• 229
میرزا عبدالرزاق مشرب اصفهانی ••• 230
میرزا عبدالرزاق نشئه ••• 231
شیخ عبدالرسول اصفهانی ••• 231
شیخ عبدالرسول الیادرانی ••• 231
سیّد عبدالرّسول بزمی اصفهانی ••• 232
سیّد عبدالرّسول اعرجی ••• 232
شیخ عبدالرّسول پناهنده گزی ••• 233
شیخ عبدالرّسول قائمی ••• 234
سیّد عبدالرّسول حجازی دهاقانی ••• 235
عبدالرّسول منتصر ••• 236
میرزا عبدالرّسول مداح شوشتری ••• 236
عبدالرّسول ناطق شهرضائی ••• 236
عبدالرشید ••• 237
حاج عبدالرّضا موغاری اردستانی ••• 238
عبدالرضا متین اصفهانی ••• 238
ملاّ عبدالرّضا کاشانی ••• 239
عبدالسّلام اصفهانی ••• 239
عبدالسّلام عنبری اصفهانی ••• 239
عبدالسّلام کمال اصفهانی ••• 239
عبدالسّلام حسنآبادی ••• 240
عبدالسّمیع اصفهانی ••• 240
شیخ عبدالصالح پاشنه طلائی ••• 241
عبدالصّمد عنبری ••• 241
شیخ عبدالصّمد محلاّتی ••• 241
عبدالصّمد تبریزی ••• 242
شیخ نورالدّین عبدالصّمد نطنزی ••• 243
عبدالصّمد امامی ••• 243
عبدالصّمد مردویه ••• 244
عبدالصّمد نَقنِهای ••• 244
عبدالظهیر کرهرودی ••• 245
سیّد عبدالعال کرکی ••• 245
شیخ عبدالعال فریدنی ••• 245
میر عبدالعال نجات کوهگیلویهای ••• 247
شیخ عبدالعال همایون فریدنی ••• 248
شیخ عبدالعالی کرکی ••• 249
عبدالعزیز آدمی اصفهانی ••• 250
عبدالعزیز جزری اصفهانی ••• 250
عبدالعزیز مافرّوخی ••• 251
عبدالعزیز ماجشون اصفهانی ••• 251
عبدالعزیز دارکی اصفهانی ••• 251
عبدالعزیز کسائی ••• 252
عبدالعزیز درآوردی اصفهانی ••• 252
عبدالعزیز آدمی شیرازی ••• 253
عبدالعظیم اصفهانی ••• 253
ملاّ عبدالعظیم بیدگلی زوّارهای ••• 254
سیّد عبدالعظیم موسوی ••• 255
سیّد عبدالعظیم لنجانی ••• 255
ملاّ عبدالعظیم کاشانی ••• 257
شیخ عبدالعلی اصفهانی ••• 257
حاج عبدالعلی باقی ••• 258
سیّد عبدالعلی عقدائی ••• 259
حاج میرزا عبدالعلی مرندی ••• 260
عبدالعلی نصراصفهانی ••• 260
میرزا عبدالعلی نحوی ••• 260
میرزا عبدالعلی نائینی ••• 262
عبدالعلی خوزانی ••• 262
عبدالعلی مُذَهِّب اصفهانی ••• 263
عبدالعلی جزی ••• 263
عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری) ••• 263
عبدالعلی غفوری ••• 265
عبدالعلی اصفهانی ••• 266
ملاّ عبدالعلی هرندی ••• 267
عبدالعلی ادیب برومند ••• 267
عبدالعلی محمّدآبادی جرقویهای ••• 269
شیخ عبدالعلی رشتی ••• 269
شیخ عبدالعلی قدسی نجفی ••• 269
عبدالعلی نگارنده ••• 270
میر عبدالغفار اردستانی ••• 271
میرزا عبدالغفار پاقلعهای ••• 271
حاج میرزا عبدالغفار تویسرکانی ••• 272
عبدالغفار اصفهانی ••• 273
میرزا عبدالغفار نجمالدّوله ••• 273
عبدالغفار فریب اصفهانی ••• 276
ملاّ عبدالغفار رشتی ••• 276
آقا عبدالغفار شیرازی ••• 277
ملاّ عبدالغفار لوائی کرمانی ••• 277
حاج عبدالغفور عالی قزوینی ••• 278
میرزا عبدالغفور شمس القُرّاء ••• 278
ملاّ عبدالغفور رویدشتی ••• 279
میر عبدالغنی اصفهانی ••• 280
سیّد عبدالغنی حسینی دهدشتی ••• 280
میر عبدالغنی خاتونآبادی ••• 280
میر عبدالغنی تفرشی ••• 281
سیّد عبدالغنی (غنی) ••• 282
سیّد عبدالغنی نوحی چادگانی ••• 282
عبدالغنی یزدی ••• 283
سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی ••• 283
عبدالقادر اصفهانی ••• 284
خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی ••• 284
عبدالقادر معلّم اصفهانی ••• 285
میرزا عبدالقادر تونی ••• 285
حاج عبدالقادر عاشقآبادی ••• 285
عبدالقادر محزون بسطامی ••• 286
عبدالقادر نائینی ••• 287
میر عبدالکاظم خاتونآبادی ••• 287
شیخ عبدالکبیر جعفری ••• 288
ملاّ عبدالکریم اشراق بیرجندی ••• 289
میر عبدالکریم اصفهانی ••• 290
عبدالکریم خوراسکانی ••• 290
عبدالکریم آشفته بختیاری ••• 291
میرزا عبدالکریم طبیب پودهای ••• 291
ملاّ عبدالکریم گزی ••• 292
سیّد عبدالکریم لاهیجی ••• 293
عبدالکریم بصیر اصفهانی ••• 294
عبدالکریم طولی ••• 295
عبدالکریم ابهری اصفهانی ••• 295
عبدالکریم نَقنِهای ••• 295
ملاّ عبدالکریم سودائی دستگردی ••• 296
عبدالکریم حسنآبادی اصفهانی ••• 297
عبدالکریم جوباری اصفهانی ••• 298
عبدالکریم اصفهانی ••• 298
میرزا عبدالکریم سرمست ••• 298
ملاّ عبدالکریم گزی ••• 299
سیّد عبدالکریم دولتآبادی ••• 301
ملاّ عبدالکریم طبسی ••• 301
میرزا عبدالکریم سیمای نطنزی ••• 302
سیّد عبدالکریم حسینی خوزانی ••• 302
سیّد عبدالکریم دولتآبادی ••• 303
شیخ عبدالکریم شیرازی ••• 303
شیخ عبدالکریم مصدقخواه ••• 304
میرزا عبدالکریم ملکیان (سالک) ••• 304
عبداللطیف ••• 304
عبداللطیف اصفهانی ••• 305
عبداللطیف اصفهانی ••• 305
پیر عبداللطیف اصفهانی ••• 305
عبداللطیف تبریزی ••• 306
میرزا عبداللطیف تنهای اصفهانی ••• 306
میرزا سیّد عبداللّه ••• 307
ملاّ عبداللّه اردبیلی ••• 307
عبداللّه اصفهانی ••• 307
عبداللّه اصفهانی ••• 308
شیخ عبداللّه اصفهانی ••• 308
عبداللّه اصفهانی ••• 308
خواجه ظهیرالدّین عبداللّه امامی اصفهانی ••• 309
ملاّ عبداللّه امانی کرمانی ••• 309
میرزا عبداللّه خوشنویس اصفهانی ••• 309
عبداللّه اصفهانی ••• 310
عبداللّه طهرانی اصفهانی ••• 310
عبداللّه نعامی حویزاوی ••• 310
ملاّ عبداللّه واعظ اصفهانی ••• 311
ملاّ عبداللّه بن ابیالحسن ••• 311
عبداللّه جیانی اصفهانی ••• 312
عبداللّه اصفهانی ••• 312
عبداللّه دلال اصفهانی ••• 313
عبداللّه ایذجی اصفهانی ••• 313
عبداللّه خازن ••• 314
عبداللّه اعرج ویذآبادی ••• 314
عبداللّه دیلمانی خُرجانی ••• 314
میرزا عبداللّهخان وزیرزاده ••• 315
میرزا عبداللّه مجلسی ••• 315
عبداللّه هلالی باطرقانی ••• 316
عبداللّه اصفهانی ••• 317
عبداللّه اصفهانی ••• 317
عبداللّه اصفهانی ••• 317
میرزا عبداللّه وثوق الحکماء خوراسکانی ••• 318
سیّد عبداللّه بکاء ••• 319
میرزا عبداللّه خان امینالدّوله ••• 319
ملاّ عبداللّه شوشتری ••• 321
عبداللّه رازانی لنجانی ••• 326
عبداللّه اصفهانی ••• 326
ملاّ عبداللّه بروجردی ••• 326
میرزا عبداللّه سبزواری اصفهانی ••• 327
سیّد عبداللّه میردامادی ••• 327
عبداللّه اصفهانی ••• 328
عبداللّه شمسنژاد ••• 328
عبداللّه اکفائی ••• 329
عبداللّه اصفهانی ••• 329
میرزا عبداللّه جابری ••• 329
عبداللّه معدانی ••• 330
عبداللّه ضبّی ••• 330
عبداللّه اُشتُرجانی ••• 330
میرزا عبداللّه عشق ••• 331
عبداللّه اسدی اصفهانی ••• 332
عبداللّه اصفهانی ••• 332
عبداللّه خزاعی اصفهانی ••• 332
عبداللّه رنانی ••• 333
عبداللّه انماطی ••• 334
عبداللّه ثقفی اصفهانی ••• 334
عبداللّه سلمی اصفهانی ••• 334
عبداللّه اصفهانی ••• 334
عبداللّه طوسی ••• 335
عبداللّه طادی لنجانی ••• 335
عبداللّه اصفهانی نیشابوری ••• 335
شیخ عبداللّه کفرانی ••• 335
عبداللّه مقری اصفهانی ••• 336
ملاّ عبداللّه اژهای ••• 337
میرزا عبداللّه شیخالاسلام ••• 338
عبداللّه ارباب ••• 339
عبداللّه اشترجانی اصفهانی ••• 340
عبداللّه سیچانی ••• 340
سیّد عبداللّه مازندرانی شاهاندشتی ••• 341
سیّد عبداللّه شیدای چالشتری ••• 341
عبداللّه اسدی اصفهانی ••• 342
میرزا عبداللّه اشتهای گرجی ••• 342
آقا عبداللّه استرآبادی ••• 343
ملاّ عبداللّه تبریزی ••• 344
سیّد عبداللّه ثقةالاسلام ••• 345
عبداللّه بن معزالدّین محمّد ••• 346
عبداللّه اصفهانی ••• 347
عبداللّه اصفهانی ••• 347
عبداللّه کَروَنی اصفهانی ••• 347
عبداللّه قراطیسی اصفهانی ••• 348
عبداللّه بشرویهای خراسانی ••• 348
عبداللّه اصفهانی ••• 348
عبداللّه رویدشتی ••• 349
عبداللّه ثقفی اصفهانی ••• 349
عبداللّه اصفهانی ••• 349
عبداللّه ضَبّی اصفهانی ••• 350
سیّد عبداللّه جزایری ••• 350
عبداللّه اصفهانی ••• 350
عبداللّه حَسّاب اصفهانی ••• 351
عبداللّه دارکی اصفهانی ••• 351
عبداللّه زهرانی ••• 351
عبداللّه بن محمّد ••• 352
سیّد عبداللّه شمسآبادی ••• 352
ملاّ عبداللّه هرندی ••• 352
عبداللّه رفاعی اصفهانی ••• 353
عبداللّه اسدی خطیبی ••• 353
عبداللّه باوردی ••• 354
عبداللّه قاضی ••• 354
عبداللّه کرابیسی نیشابوری ••• 354
نجمالدّین عبداللّه اصفهانی ••• 355
عمو عبداللّه سقلا ••• 355
عبداللّه اصفهانی ••• 356
عبداللّه تمیمی اصفهانی ••• 356
عبداللّه بن معاویه ••• 356
عبداللّه اصفهانی ••• 357
عبداللّه محیط سامانی ••• 358
عبداللّه اسفیذباآنی اصفهانی ••• 358
ملاّ عبداللّه هرندی ••• 359
میرزا عبداللّه محزون ••• 360
سیّد عبداللّه حالی اصفهانی ••• 360
خواجه عبداللّه اصفهانی ••• 361
عبداللّه صوفی اردستانی ••• 361
عبداللّه تبریزی ••• 362
عبداللّه تویسرکانی ••• 362
عبداللّه حسینی ••• 362
ملاّ عبداللّه خوانساری ••• 363
سیّد عبداللّه رعنای اصفهانی ••• 363
سیّد عبداللّه رفیعی علویجهای ••• 363
شیخ عبداللّه قاضی ••• 364
ملاّ عبداللّه قمیشهای ••• 364
عبداللّه کاتب اصفهانی ••• 364
شیخ عبداللّه گیلانی ••• 365
عبداللّه مصوّر ••• 365
ملاّ عبداللّه معلّم اصفهانی ••• 366
عبداللّه مغموم بروجنی ••• 366
شیخ عبداللّه موسیانی اصفهانی ••• 367
شیخ عبداللّه میثمی ••• 367
عبداللّه نقاشباشی اصفهانی ••• 368
ملاّ عبداللّه یزدی ••• 369
عبدالمجیب اصفهانی ••• 369
عبدالمجید اصفهانی ••• 369
عبدالمجید ریزی لنجانی ••• 370
درویش عبدالمجید طالقانی ••• 370
میرزا عبدالمجید سرشار قهفرخی ••• 372
عبدالمجید یکتای اصفهانی ••• 373
میرزا عبدالمجید فریدنی ••• 374
میرزا عبدالمحمّد ایرانی (چهرهنما) ••• 375
عبدالمحمود محزون اصفهانی ••• 375
حاج عبدالمحمود سرخوش اصفهانی ••• 376
عبدالمطلّب اصفهانی ••• 377
ملاّ عبدالمطلّب اصفهانی ••• 377
حاج عبدالمطلّب عباسآبادی ••• 378
شیخ عبدالمطلب سبزواری ••• 379
ملاّ عبدالمطلب طالقانی ••• 379
میر عبدالمطلب جزائری ••• 380
سیّد عبدالمطلب موسوی اصفهانی ••• 380
عبدالمغیث عبدی اصفهانی ••• 381
عبدالملک کوفی اصفهانی ••• 381
عبدالملک واعظ ••• 382
عبدالملک زاهد ••• 382
ملاّ عبدالمنّان نصیری طوسی ••• 382
عبدالمنعم اصفهانی ••• 383
عبدالمنعم حُرّانی اصفهانی ••• 384
عبدالمولی اصفهانی ••• 384
عبدالمولی مولوی ••• 385
عبدالمؤمن اصفهانی ••• 386
میرزا عبدالمؤمن شهرستانی ••• 386
عبدالمؤمن قهپائی ••• 386
عبدالمهدی اصفهانی ••• 387
عبدالواحد اصفهانی ••• 387
عبدالواحد باطرقانی اصفهانی ••• 387
عبدالواحد اُسواری اصفهانی ••• 387
عبدالواحد معلّم اصفهانی ••• 388
عبدالواحد سکری اصفهانی ••• 388
عبدالواحد شرابی اصفهانی ••• 389
عبدالواحد اصفهانی ••• 389
عبدالواحد اصفهانی ••• 389
عبدالواحد ابهری اصفهانی ••• 390
عبدالواحد صباغ اصفهانی ••• 390
عبدالواحد شیرازی ••• 390
عبدالواحد اصفهانی رازی ••• 391
عبدالواحد معلّم اصفهانی ••• 391
عبدالواحد صوفی اصفهانی ••• 391
میر عبدالواسع خاتونآبادی ••• 392
میرزا عبدالواسع صفا زوارهای ••• 392
ملاّ عبدالواسع دامی همدانی ••• 393
میر عبدالواسع خاتونآبادی ••• 395
عبدالوهاب اصفهانی ••• 395
عبدالوهاب اصفهانی ••• 395
شیخ عبدالوهاب اصفهانی ••• 395
سیّد عبدالوهاب اصفهانی دولتآبادی ••• 396
سیّد عبدالوهاب شهشهانی ••• 396
شیخ عبدالوهاب نصرآبادی ••• 397
میرزا عبدالوهاب خوشنویس ••• 397
عبدالوهاب اصفهانی ••• 398
میرزا عبدالوهاب گلشن ایرانپور ••• 398
میرزا عبدالوهاب کلانتر ••• 401
سیّد عبدالوهاب نشاط اصفهانی ••• 401
میرزا عبدالوهاب طبیب اصفهانی ••• 403
حاج عبدالوهاب مظهر اصفهانی ••• 404
ملاّ عبدالوهاب میمهای ••• 404
شیخ عبدالوهاب لاهیجی ••• 404
میرزا عبدالوهاب منجمباشی ••• 405
سیّد عبدالوهاب بدری ••• 405
ملاّ عبدالوهاب همدانی ••• 406
سیّد عبدالوهاب معین الاطباء اردستانی••• 406
عبدالوهاب کاتب ••• 407
میرزا عبدالوهاب شکوه اصفهانی ••• 407
عبدالوهاب بُزانی اصفهانی ••• 408
شیخ عبدالوهاب بیدآبادی ••• 408
شیخ عبدالوهاب قاضی ••• 408
میرزا عبدالوهاب معین العلماء ••• 409
سیّد عبدالوهاب مرشد اصفهانی ••• 410
شیخ عبدالوهاب ریزی ••• 411
شیخ عبدالوهاب زاهدی ••• 412
عبدالوهاب سالک اصفهانی ••• 412
میرزا عبدالوهاب قطره چهارمحالی ••• 412
میرزا عبدالوهاب کُجانی اردستانی ••• 414
میر عبدالوهاب معموری ••• 414
عبدالوهاب موسوی ••• 415
عبدالوهاب واعظ ملکی اصفهانی ••• 415
شیخ عبدالهادی اصفهانی ••• 415
عبدالهادی صوفی اصفهانی ••• 416
حاج عبدالهادی اصفهانی ••• 416
شیخ عبدالهادی قاضی ••• 417
عبدان خوزی ••• 417
عبده اصفهانی ••• 417
عبیداللّه ابهری اصفهانی ••• 418
عبیداللّه مؤدّب اصفهانی ••• 418
عبیداللّه اصفهانی ••• 418
عبیداللّه اصفهانی ••• 419
عبیداللّه حداد اصفهانی ••• 419
عبیداللّه خیاط اصفهانی ••• 419
عبیداللّه روقی اصفهانی ••• 420
عبیداللّه خطیبی ••• 420
عبیداللّه قصری ••• 420
عبیداللّه جوزدانی اصفهانی ••• 421
عبیداللّه اصفهانی ••• 421
عبیداللّه عُصفُری ••• 422
عبیداللّه طیّان ••• 422
عبیداللّه بُرجی اصفهانی ••• 422
عبیداللّه جمیلی اصفهانی ••• 423
عتیق رویدشتی ••• 423
عثمان بُرجی اصفهانی ••• 423
عثمان صالحانی ••• 424
عثمان سنوی اصفهانی ••• 424
عثمان شهرآبادی یزدی ••• 424
عدنان بُرجی اصفهانی ••• 425
عرب اصفهانی ••• 425
میرزا عَرَب ناصح تبریزی ••• 425
عرفان طهرانی ••• 426
شیخ عزّالدّین اصفهانی ••• 426
عزّالدّین اصفهانی ••• 427
شیخ عزّالدّین نجفی ••• 427
عزّالدّین صنمار اصفهانی ••• 428
عزتاللّه جعفرپور (گویا اصفهانی) ••• 428
عزتاللّه ابوطالبی چادگانی ••• 429
عزیز اصفهانی ••• 429
عزیز اصفهانی ••• 430
محمّد عزیز ••• 430
حاج عزیزاللّه عطریان ••• 430
ملاّ عزیزاللّه مجلسی ••• 431
میرزا عزیزاللّه مجلسی ••• 432
شیخ عزیزاللّه بیدآبادی ••• 433
میرزا عزیزاللّه محتاج چادگانی ••• 434
عزیزاللّه مخمور نجفآبادی ••• 435
عزیزاللّه شکیبا ••• 436
سیّد عزیزاللّه طباطبائی اردستانی ••• 436
عزیزاللّه شریفیان (غلام) گزی ••• 437
عزیزاللّه مسعودی ••• 437
محمّد عسکر ••• 438
عصام بکری اصفهانی ••• 438
عصام بُرخواری اصفهانی (جبّر) ••• 438
عصری تبریزی ••• 439
ملاّ عطاءاللّه ••• 439
ملاّ عطاء اعجاز هروی ••• 440
عطاء خُشک اصفهانی ••• 441
شهید عطاءاللّه اشرفی اصفهانی ••• 441
میرزا عطاءاللّه چهارسوقی ••• 444
آقا عطاءاللّه آبادهای ••• 444
عطاءاللّه حسینی اصفهانی ••• 445
عطاءاللّه وصال دهاقانی ••• 445
عطاءاللّه عقیلی اصفهانی ••• 446
حاج آقا عطاءاللّه فقیه امامی ••• 446
سیّد عطاءاللّه جعفری ••• 447
سیّد عطاءاللّه خاتونآبادی ••• 448
میرزا محمّدعظیم اکسیر اصفهانی ••• 448
میر عظیم بن عنایتاللّه ••• 449
عقیل طهرانی اصفهانی ••• 449
عقیلالدّین حسینی کاشانی ••• 449
عقیلی اصفهانی ••• 450
علاء صوفی ••• 450
سید علاءالدّین مدرس مطلق ••• 450
علاءالدّین سماعی بصری ••• 452
علاجی اصفهانی ••• 452
میر علمالهدی قمی ••• 453
علیخان آجرتراش ••• 453
علی آرام اصفهانی ••• 453
میرزا علی ادیب التُّجار ••• 453
علی ادایی اصفهانی ••• 454
آقاعلی اصفهانی ••• 455
علی اصفهانی نجفی ••• 456
دکتر علی اصیلیان ••• 456
علی الاعلی اصفهانی ••• 457
ملاّ علی اعمی ••• 458
سیّد علی امامی ••• 458
میرزا علی ایوانکیفی ••• 458
قطبالدّین علی باب الدشتی ••• 459
علی بیک بُرنا ••• 460
میرزا علی بکائی گزی ••• 460
میرزا علی اصفهانی ••• 461
سیّد علی مقدّس بیدآبادی ••• 461
آقا میر سیّد علی مقدّس ••• 462
حاج علی موسیقار ••• 462
میرزا علی بروجردی ••• 462
دکتر سیّد علی قاضینور ••• 463
حاج ملاّ علی ماربینی ••• 463
میرزا علی فخرالواعظین چهارسوقی ••• 464
سیّد علی مسرور بلداجی ••• 465
سیّد علی بختیاری ••• 465
دکتر علیخان پرتو اعظم ••• 466
سیّد علی ثابت ورزنهای ••• 466
علی اصفهانی ••• 466
کمالالدّین علی سمیرمی ••• 467
علی غزّال اصفهانی ••• 467
علی اُسواری اصفهانی ••• 468
شیخ علی منشار ••• 468
علی خُرجانی اصفهانی ••• 469
علی جاری اصفهانی ••• 469
علی بهبهانی ••• 470
علی سریجانی اصفهانی ••• 470
سیّد علی مستوفی شهشهانی ••• 471
سیّد علی طباطبائی ••• 471
سیّد علی محتشم کاشانی ••• 471
علی نباطی عاملی ••• 472
استاد علی اسفرجانی ••• 473
شرفالدّین علی اصفهانی ••• 474
ملاّ علی فنای اصفهانی ••• 474
سیّد علی احمدی سدهی ••• 475
شیخ علی بروجنی ••• 476
میر سیّد علی جناب ••• 477
سیّد علی ابطحی ••• 478
علی دیوانه اصفهانی ••• 479
آقا علی میناکار ••• 480
ملاّ علیبیگ حشمتی خوانساری ••• 480
علی اصفهانی ••• 481
ملاّ علی اصفهانی ••• 481
سیّد علی نوربخش (آزاد) ••• 481
شیخ نورالدّین علی میسی ••• 483
علی مُلحَمی اصفهانی ••• 483
ملاّ علی نوری ••• 483
علی خُرجانی اصفهانی ••• 488
حاج سیّد علی علاّمه فانی ••• 488
علی اصفهانی ••• 490
میر سیّد علی مدرس ••• 490
علاءالدّین علی رجائی اصفهانی ••• 491
حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی ••• 491
سیّد علی حسامی ••• 493
میرزا علی شریف ••• 494
میرزا علی قاری ••• 494
زینالدّین علی گیلانی ••• 495
علی خطیب اصفهانی ••• 495
میر سیّد علی برزانی ••• 495
شیخ علی موغاری اردستانی ••• 496
شیخ علی بحرانی کاتب ••• 497
علی جامع باقولی اصفهانی ••• 497
استاد علی ظریفی ••• 498
سیّد علی خلیفه سلطانی ••• 499
استاد علی حیاتی ••• 499
دکتر سیّد علی دانشور فرزانگان ••• 500
علی رستمیان ••• 501
سیّد علی سقّائی ••• 501
علی کاتب اصفهانی ••• 502
سیّد علی درب امامی ••• 502
سیّد علی گنجوی ••• 502
علی مجیرالملک اردستانی ••• 502
علی آزادی گزی ••• 503
زینالدّین علی نیریزی ••• 504
علی اصفهانی (صاحب «قلائد») ••• 504
علی ابریشمکار اصفهانی ••• 505
سیّد علی طبیب (فتّاح) ••• 506
صائنالدّین علی اصفهانی ••• 507
میر علیخان گلپایگانی ••• 507
استاد علی پرورش ••• 509
سیّد علی شیوای سدهی ••• 510
علی طهرانی اصفهانی ••• 511
میرزا علی هستهای ••• 511
علی ایروانی ••• 513
شیخ علی صغیر ••• 513
علی اصفهانی ••• 514
دکتر میرزا علیخان ناصرالحکماء ••• 514
ملاّ علی اعلا کوساری اصفهانی ••• 514
شیخ علی مشکوة سِدِهی ••• 515
شیخ رضیالدّین علی لالا ••• 516
دکتر سیّد علی میرلوحی ••• 518
علی بن سهل ••• 519
میر سیّد علی خاتونآبادی ••• 520
علی صفار ••• 521
میر سیّد علی شوشتری ••• 521
دکتر علی پزشکی نجفآبادی ••• 522
علی قیام اصفهانی ••• 522
علی مظاهری ••• 524
میرزا علیخان مستوفی خزانه ••• 525
سیّد علی بدیعزادگان (هور) ••• 526
علی سمنجانی ••• 527
علی اصفهانی ••• 527
دکتر علی عبدالرسولی ••• 527
حاج میر سیّد علی بروجردی ••• 529
ملاّ علی گرگابی (ذرّه) ••• 530
علی ابهری اصفهانی ••• 530
علی خطیبی اصفهانی ••• 531
استاد علی منشئی ••• 531
میرزا علی رجاء اصفهانی ••• 532
سیّد علی جزائری ••• 533
عمادالدّین علی استرآبادی ••• 533
علی اصفهانی ••• 534
غیاثالدّین علی امیران اصفهانی ••• 534
علی سیچانی ••• 535
علی اصفهانی ••• 536
حاج میرزا علیآقا شیرازی ••• 536
علی رونق شهرضائی ••• 537
سیّد علی رفیعیپور علویجه ••• 538
ملاّ علی جاوید مازندرانی ••• 539
علی خدائی ••• 540
علی فُرسانی اصفهانی ••• 541
معینالدّین علی اصفهانی ••• 541
آقاعلی عشرتی فروشانی ••• 541
علی معدانی اصفهانی ••• 542
میر سیّد علی حسینی مشهدی ••• 542
میرزا علی قمشهای شمسآبادی ••• 543
شیخ علی مسکنانی ••• 543
علی شیخالاسلام ••• 544
علی اصفهانی ••• 544
علی هرندی ••• 545
علی حسنآبادی اصفهانی ••• 545
وجیهالدّین علی علوی هروی ••• 545
آقا سیّد علی علویجهای ••• 546
سیّد علی امامی ••• 546
علی اُسواری اصفهانی ••• 548
میر سیّد علی زنجیرهفروش ••• 548
علی خوراسکانی اصفهانی ••• 549
علی فِلکی اصفهانی ••• 550
سیّد علی گلبهار ••• 550
سیّد علی چهارسوقی ••• 551
علی ثقفی کوفی ••• 551
علی اُسواری اصفهانی ••• 552
سیّد علی مدرس هاشمی ••• 552
علی جاری مدینی ••• 553
علی ولدانی اصفهانی ••• 553
جلالالدّین علی اصفهانی ••• 554
میر سیّد علی طباطبائی نائینی ••• 554
میرزا علیخان صفاء السّلطنه ••• 555
علی اُسواری اصفهانی ••• 558
علی برزگر دستگردی ••• 558
شیخ علی رودسری گیلانی ••• 559
علی زمانی سودرجانی ••• 559
علی شاهین بَرزانی ••• 559
سیّد علی طباطبائی اصفهانی ••• 560
شیخ علی مدرس یزدی ••• 560
معینالدّین علی معلّم یزدی ••• 561
علی موسوی ••• 563
شیخ علی نخجوانی ••• 563
میرزا علی انصاری ••• 563
علی مدینی ••• 565
علی باب الدّشتی اصفهانی ••• 565
ظهیرالدّین علی تفرشی ••• 565
سیّد علی خلیفه سلطان ••• 570
استاد سیّد علی ظهیر ••• 570
سیّد علی موحد ابطحی ••• 571
علی محزون اصفهانی ••• 572
سیّد علی مهری عرب ••• 572
علی اصفهانی بغدادی ••• 573
میرزا علی کاتب خاتونآبادی ••• 574
سیّد علی قانعی کاشانی ••• 574
علی منجم اصفهانی ••• 574
علی اصفهانی ••• 575
شیخ علی مفید ••• 575
سیّد علی جواهررقم تبریزی ••• 575
علی خطیبی اصفهانی ••• 576
علی ثقفی ••• 577
علی اصفهانی ••• 577
میر سیّد علی امام جمعه سدهی ••• 577
علی کسروی اصفهانی ••• 580
میر سیّد علی درب امامی ••• 580
آقا میرزا علی دهاقانی ••• 581
میرزا علی مشفقی ••• 581
شیخ علی قدیری کفرانی ••• 583
استاد علی تجویدی ••• 583
علی شیرانی (صحّت) ••• 584
علی اصفهانی ••• 586
علی طهرانی اصفهانی ••• 587
علی بهرامی ••• 587
میرزا علی ثابت قهفرخی ••• 587
استاد علی چاقوساز ••• 588
سیّد علی حجازی دهاقانی ••• 588
علیخان بیگ حسرت اصفهانی ••• 589
سیّد شمسالدّین علی حسینی خلخالی••• 589
سیّد علی رامشهای جرقویهای ••• 589
شیخ شهابالدّین علی رجاء ••• 590
علی رویدشتی ••• 590
ملاّ علی ریزی ••• 591
میرزا علی زرگر تبریزی ••• 591
آقاعلی سیمکش اصفهانی ••• 591
علی شفیعی نیکآبادی ••• 592
علی شیرازی فستجانی ••• 593
دکتر علی صادقی ••• 593
سیّد علی صوتی یزدی ••• 594
علی صورتی اصفهانی ••• 594
حکیم علی صوفی اصفهانی ••• 595
خواجه صدرالدّین علی طبیب ••• 595
صدرالدّین علی طبیب اصفهانی ••• 596
شیخ علی عاشقآبادی ••• 597
دکتر علی غیور نجفآبادی ••• 598
غیاثالدّین علی فراقی ••• 598
شیخ علی فقیه فریدنی ••• 599
ملاّ علی فناء اورگانی ••• 599
میرزا علی فقیهی خوراسکانی ••• 600
حاج سیّد علی قاضیعسکر ••• 600
درویش علی قائنی ••• 602
ملاّ علی کُهیازی (شیخالاسلام) ••• 602
ملاّ علی لنجانی (بهمنعلی) ••• 603
مهندس علی محمودیان ••• 603
علی مدرس شهرضائی ••• 604
دکتر علی مستشفی ••• 605
میر سیّد علی مشتاق اصفهانی ••• 605
تاجالدّین علی معلّم ••• 606
میرعلی معمار ••• 607
ملاّ علی میرزا کتابفروش ••• 607
صدرالدّین علی نصرآبادی ••• 607
حاج ملاّ علی نوری قمشهای ••• 608
علی اشرف اصفهانی ••• 609
علیاصغر اصفهانی ••• 609
دکتر علیاصغر اعتمادی ••• 609
سیّد علیاصغر بقاء شهرضائی ••• 610
استاد علیاصغر صنیعی آبادهای ••• 610
سیّد علیاصغر میر محمّد صادقی ••• 611
علیاصغر فومنی ••• 611
علیاصغر کافی ••• 611
علیاصغر نجفآبادی ••• 612
سیّد علیاصغر برزانی ••• 612
علیاصغر نجفآبادی ••• 613
علیاصغر اصفهانی ••• 614
دکتر علیاصغر انصاری ••• 614
سیّد علیاصغر طباطبائی زوارهای ••• 615
علیاصغر نصرآبادی جرقویهای ••• 616
استاد علیاصغر صانعیپور ••• 616
سیّد علیاصغر قریشی سمیرمی ••• 617
علیاصغر اصفهانی ••• 618
علیاصغر چهارمحالی ••• 618
علیاصغر دهنوی ••• 619
ملاّ علیاصغر قهپایهای ••• 619
علیاکبر اصفهانی ••• 619
علیاکبر بیک ارمنی اصفهانی ••• 620
میرزا علیاکبر اصفهانی قائنی ••• 620
ملاّ علیاکبر خوانساری ••• 620
سیّد علیاکبر گلستانه ••• 622
علیاکبر احتشامی ••• 623
میرزا علیاکبر موافق علیشاه ••• 623
سیّد علیاکبر میر محمّد صادقی ••• 625
ملاّ علیاکبر اژهای ••• 626
میرزا علیاکبر فرومند ••• 629
حاج علیاکبر حجّار ••• 629
علیاکبر صهبای بروجنی ••• 630
علیاکبر رفیعی طالخونچه ••• 630
سیّد علیاکبر ابرقوئی ••• 631
علیاکبر جمشیدیان (جمشیدی) ••• 632
شیخ علیاکبر فقیه ••• 633
سیّد علیاکبر واعظ برزانی ••• 633
میرزا علیاکبر شیخالاسلام ••• 634
علیاکبر کدهبونی اصفهانی ••• 635
علیاکبر وجهی اصفهانی ••• 636
شیخ علیاکبر اژهای ••• 636
علیاکبر ابهری اصفهانی ••• 637
علیاکبر خانعلی زفرهای ••• 638
سیّد علیاکبر فتوحی زوّارهای ••• 638
علیاکبر محمّد هاشمی حبیبآبادی ••• 639
حاج سیّد علیاکبر میر محمّد صادقی ••• 639
حاج علیاکبر اصفهانی ••• 639
علیاکبر اَنداآنی اصفهانی ••• 640
میرزا علیاکبر تابش ••• 640
علیاکبر گلستانه ••• 641
سیّد علیاکبر صدر الاطبّاء ••• 641
استاد علیاکبر پرورش ••• 642
علیاکبر پیمان فروشانی ••• 643
سیّد علیاکبر خارکی نطنزی ••• 643
حاج علیاکبر صالحی ••• 644
حاج سیّد علیاکبر صدرالشریعه ••• 644
میرزا علیاکبر محلاتی ••• 645
استاد علیاکبر معمارباشی ••• 645
علیاکبر واضح اصفهانی ••• 646
سیّد علیاکبر هاشمی طالخونچهای ••• 646
علیجان مصباح قهفرخی ••• 647
علیجان حجارزاده سِدِهی ••• 647
علیجان معلم ••• 648
علی جعفر امامی ••• 648
علی داد رحیمی ••• 649
علیرضا بیک ••• 650
سیّد علیرضا اصفهانی ••• 650
میرزا علیرضا اصفهانی ••• 651
علیرضا اصفهانی ••• 651
ملاّ علیرضا اصفهانی ••• 651
سیّد علیرضا انجم اصفهانی ••• 652
علیرضا صرّام اصفهانی ••• 652
علیرضا حقانی ••• 653
علیرضا رفعت اصفهانی ••• 653
سیّد علیرضا مرعشی ••• 654
میرزا علیرضا صفای قائنی ••• 654
سیّد علیرضا عاملی ••• 655
میرزا علیرضا نیّری زوّارهای ••• 655
میرزا علیرضا طباطبائی نائینی ••• 656
میرزا علیرضا شیخالاسلام ••• 656
ملاّ علیرضا تجلّی اردکانی ••• 657
ملاّ علیرضا رویدشتی ••• 660
میرزا علیرضا فاتحی ••• 661
علیرضا جورتی اصفهانی ••• 662
میرزا علیرضا پرتو اصفهانی ••• 662
علیرضا اصفهانی ••• 664
علیرضا آقاجانی اصفهانی ••• 664
علیرضا خوانساری ••• 664
سیّد علیرضا خاتونآبادی ••• 665
دکتر علیرضا سپاهی ••• 665
علیرضا صوفی معمار ••• 666
میرزا علیرضا طبیب اصفهانی ••• 667
علیرضا عباسی تبریزی ••• 667
علیشاه ذوقی ارستانی ••• 670
علی صالح خسروی بختیاری ••• 670
علیعسکر شایق اصفهانی ••• 671
علیقلی آقا ••• 672
علیقلی خان شاهین چالشتری ••• 672
علیقلی خان واله داغستانی ••• 673
علیقلی خان ترکمان ••• 674
ملاّ علیقلی خلخالی ••• 676
علیقلی جدیدالاسلام ••• 677
میرزا علیقلی خان مازندرانی ••• 678
علیقلی معانی ••• 678
شیخ علیمحمّد دهاقانی ••• 678
میرزا علیمحمّد شرفالواعظین ••• 679
علیمحمّد سِدِهی لنجانی ••• 679
شیخ علیمحمّد نجفآبادی ••• 680
شیخ علیمحمّد شریف ••• 681
میرزا علیمحمّد سهائی قائنی ••• 682
میرزا علیمحمّد میردامادی ••• 683
علیمحمّد اصفهانی ••• 683
میرزا علیمحمّد اژهای ••• 684
ملاّ علیمحمّد محلّهنوئی اصفهانی ••• 684
میرزا علیمحمّد میردامادی ••• 686
علیمحمّد نجفآبادی ••• 686
علیمحمّد همدانی ••• 687
علیمحمّد شوّاخ آرانی کاشانی ••• 687
علیمحمّد مسکین حبیبآبادی ••• 687
علی محمّد کثیری ••• 688
میرزا علیمحمّد نظامالدّوله ••• 688
علیمحمّد سیچانی ••• 690
میرزا علیمحمّد فنائی ••• 691
میرزا علیمحمّد ینبوع زفرهای ••• 691
میرزا علیمحمّد شریفی اژهای ••• 692
شیخ علیمحمّد شوشتری ••• 693
سیّد علیمحمّد مدرس ••• 693
علیمحمّد طبیب اصفهانی ••• 694
میرزا علیمحمّد حکیم ••• 694
میرزا علیمحمّد طغرل اصفهانی ••• 695
میرزا علیمحمّد شهدادی نائینی ••• 696
میرزا علیمحمّد دولتآبادی ••• 696
سیّد علیمحمّد حشمت ••• 696
علیمحمّد ساوجی ••• 697
شیخ علیمحمّد سدهی ••• 697
میرزا علیمحمّد طبیب کرونی ••• 697
میرزا علیمحمّد فرهوشی (مترجم همایون) ••• 698
شیخ علیمحمّد فقیه حبیبآبادی ••• 699
ملاّ علیمحمّد کربکندی ••• 700
علیمراد مسرور بروجنی ••• 700
حاج میرزا علینقی ••• 700
میر علینقی ••• 701
علینقی اصفهانی ••• 701
علینقی انور اصفهانی ••• 701
میرزا علینقیخان سرتیپ (اوحدی) ••• 702
میرزا علینقی حکیم الممالک ••• 702
میرزا علینقی مسألهگو ••• 703
سیّد علینقی بیدآبادی ••• 703
سیّد علینقی واعظ ••• 704
شیخ علینقی کمرهای ••• 704
علینقی بن رمضانعلی ••• 704
ملاّ علینقی سابق مازندرانی ••• 705
علینقی ابهری اصفهانی ••• 705
میرزا علینقی نوری ••• 706
میرزا علینقی سجادالواعظین ••• 707
میرزا علینقی زنجانی ••• 707
حاج سیّد علینقی ثقةالشّریعه ••• 708
علینقی امامی ••• 709
حاج سیّد علینقی فیضالاسلام ••• 709
علینقی قهپایهای ••• 710
میرزا علینقی مشیرلشکر نائینی ••• 710
علینقی ابهری ••• 711
شیخ علینقی کمرهای ••• 711
ملاّ علینقی خوئی ••• 714
میرزا علینقی طبیب اصفهانی ••• 714
علینقی قزوینی ••• 715
سیّد محمّدعلی ابرقوئی ••• 715
محمّدعلی اسلامی ••• 715
حاج محمّدعلی اصفهانی ••• 716
ملاّ محمّدعلی اصفهانی ••• 716
محمّدعلی اصفهانی ••• 716
محمّدعلی اصفهانی ••• 717
محمّدعلی اصفهانی ••• 717
محمّدعلی اصفهانی ••• 717
ملاّ محمّدعلی اصفهانی ••• 718
میرزا محمّدعلی اصفهانی ••• 718
میرزا محمّدعلی اصفهانی ••• 718
استاد محمّدعلی اصفهانی ••• 718
محمّدعلی اصفهانی ••• 719
محمّدعلی اصفهانی ••• 719
میرزا محمّدعلی افسر اصفهانی ••• 719
حاج محمّدعلی امامی ••• 720
محمّدعلی بختیاری ••• 720
محمّدعلی بقائیپور ••• 720
محمّدعلی بلیغ اصفهانی ••• 721
محمّدعلی بیگ نقاشباشی ••• 721
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی ••• 722
آقا محمّدعلی بهار اصفهانی ••• 723
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی ••• 724
سیّد محمّدعلی مصطفوی ••• 726
محمّدعلی اصفهانی ••• 727
ملاّ محمّدعلی استرآبادی ••• 727
ملاّ محمّدعلی بیدگلی کاشانی ••• 728
ملاّ محمّدعلی عقدائی ••• 728
سیّد محمّدعلی فصیح الواعظین ••• 729
محمّدعلی صاعد اصفهانی ••• 730
محمّدعلی اصفهانی ••• 732
محمّدعلی اصفهانی ••• 733
حاج میرزا محمّدعلی علاقهبند ••• 733
میرزا محمّدعلی قائنی ••• 734
محمّدعلی معرفت ••• 736
حاج ملاّ محمّدعلی نوری ••• 737
ملاّ محمّدعلی قهدریجانی ••• 738
شیخ محمّدعلی نجفآبادی ••• 738
محمّدعلی اصفهانی ••• 739
حاج شیخ محمّدعلی نجفی اصفهانی (ثقةالاسلام) ••• 739
میرزا محمّدعلی خان گلستانه ••• 741
میرزا محمّدعلی زنجانی ••• 742
سیّد محمّدعلی عریضی ••• 742
حاج سیّد محمّدعلی بیدآبادی ••• 743
ملاّ محمّدعلی خوانساری ••• 744
میرزا محمّدعلی عالم نائینی ••• 745
محمّدعلی کاتب اصفهانی ••• 746
محمّدعلی محمّدآبادی جرقویهای ••• 746
آقا محمّدعلی هزارجریبی ••• 747
محمّدعلی اصفهانی ••• 750
محمّدعلی اصفهانی ••• 750
شیخ محمّدعلی اعتزاریان ••• 751
آقا محمّدعلی هرندی ••• 751
میرزا محمّدعلی حیرت ••• 751
سیّد محمّدعلی صدرالشّریعه ••• 752
میرزا محمّدعلی امامجمعه ••• 752
میرزا محمّدعلی شایق اصفهانی ••• 753
دکتر محمّدعلی اژهای ••• 753
سید محمّدعلی جمالزاده ••• 754
شیخ محمّدعلی شاهآبادی ••• 756
محمّدعلی کرونی ••• 758
حاج سیّد محمّدعلی امینالتّجار ••• 758
محمّدعلی بوجار اصفهانی ••• 759
حاج شیخ محمّدعلی ابراهیمی ••• 759
میرزا محمّدعلی رجاء زفرهای ••• 761
محمّدعلی پورحقانی (پوریا) ••• 763
حاج محمّدعلی حجار ••• 763
سیّد محمّدعلی داعیالاسلام ••• 764
محمّدعلی دهنوی سمیرمی ••• 765
محمّدعلی طبیب اصفهانی ••• 765
ملاّ محمّدعلی کوساری اصفهانی ••• 766
محمّدعلی مهجور اصفهانی ••• 766
ملاّ محمّدعلی صبوری حسینآبادی ••• 768
شیخ محمّدعلی کرمانی ••• 768
میرزا محمّدعلی عارفچه ••• 769
میرزا محمّدعلی جامع اصفهانی ••• 771
میرزا محمّدعلی بیدگلی اردستانی ••• 771
آقا محمّدعلی تذهیبی ••• 771
میرزا محمّدعلی فروغی ••• 772
آقا محمّدعلی دانش اصفهانی ••• 774
سیّد محمّدعلی رضوی سدهی ••• 776
حاج میرزا محمّدعلی شریعتی دهاقانی ••• 776
محمّدعلی فارغ حبیبآبادی ••• 776
میرزا محمّدعلی نیریزی ••• 777
شیخ محمّدعلی واعظ تلواسکانی ••• 778
حاج میرزا محمّدعلی کلانتر ••• 778
دکتر محمّدعلی لسانی فشارکی ••• 778
محمّدعلی اصفهانی ••• 779
محمّدعلی برهانی ••• 780
میرزا محمّدعلی حکیمباشی ••• 780
حاج سیّد محمّدعلی بهشتینژاد ••• 780
محمّدعلی دادور (فرهاد) ••• 781
میرزا محمّدعلی تبریزی ••• 784
ملاّ محمّدعلی تونی خراسانی ••• 784
میرزا محمّدعلی فروغ اصفهانی ••• 785
حاج محمّدعلی خان اوحدی سدهی ••• 786
محمّدعلی نقاش اصفهانی ••• 786
شیخ محمّدعلی احمدیان نجفآبادی••• 787
محمّدعلی اصفهانی ••• 789
میرزا محمّدعلی معلم حبیبآبادی ••• 789
شیخ محمّدعلی نوری فشارکی ••• 792
شیخ محمّدعلی جبل عاملی اصفهانی ••• 793
سیّد محمّدعلی علویجهای ••• 793
شیخ محمّدعلی یزدی ••• 794
محمّدعلی بن سراج ••• 795
سیّد محمّدعلی عریضی گزی ••• 795
میرزا محمّدعلی دانای اصفهانی ••• 795
محمّدعلی گلپایگانی ••• 796
ملاّ محمّدعلی مازندرانی ••• 796
محمّدعلی توشمالباشی ••• 797
میرزا محمّدعلی صبوح اصفهانی ••• 797
شیخ محمّدعلی غروی ••• 798
محمّدعلی اصفهانی ••• 799
سیّد محمّدعلی صادقی ••• 799
محمّدعلی وِرنوسفادرانی سِدِهی ••• 801
میرزا محمّدعلی ناصح ••• 801
محمّدعلی ابهری اصفهانی ••• 803
محمّدعلی مدّاح حبیبآبادی ••• 803
میرزا محمّدعلی کلباسی ••• 804
میرزا محمّدعلی کابلی ••• 804
میرزا محمّدعلی عبرت نائینی ••• 805
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی ••• 807
استاد محمّدعلی مُقضی ••• 810
میرزا محمّدعلی شهشهانی ••• 811
محمّدعلی گلپایگانی ••• 812
میرزا محمّدعلی طباطبائی ••• 812
شیخ محمّدعلی اژهای ••• 813
میرزا محمّدعلی رهبان اصفهانی ••• 813
محمّدعلی سدهی اصفهانی ••• 814
میرزا محمّدعلی منجّم تفرشی ••• 814
محمّدعلی پروانه اصفهانی ••• 815
میرزا محمّدعلی مکرم حبیبآبادی ••• 816
حاج سیّد محمّدعلی صفائی مبارکهای ••• 818
محمّدعلی سلطانی نجفآبادی ••• 820
محمّدعلی مدرسزاده ••• 821
میرزا محمّدعلی علم ••• 821
محمّدعلی قسیمی ••• 822
محمّدعلی اولیاء ••• 822
میرزا محمّدعلی شرف الواعظین ••• 823
حاج میرزا محمّدعلی نحوی ••• 823
محمّدعلی اصفهانی ••• 824
محمّدعلی سینی بُرخواری ••• 824
سیّد محمّدعلی گلستانه موسوی ••• 824
ملاّ محمّدعلی جامی ••• 826
محمّدعلی اصفهانی ••• 826
محمّدعلی بن فتحی ••• 827
شیخ محمّدعلی فشارکی ••• 827
میرزا محمّدعلی سروش ••• 828
ملاّ محمّدعلی مفرد تبریزی ••• 830
میرزا محمّدعلی الماسی ••• 831
ملاّ محمّدعلی هرندی ••• 831
شیخ محمّدعلی اشتری ••• 832
سیّد محمّدعلی آقامجتهد ••• 832
میر محمّدعلی شمسآبادی ••• 834
میرزا محمّدعلی سلطان الکتاب ••• 835
میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی••• 837
میرزا محمّدعلی خوشنویس اصفهانی••• 837
سیّد محمّدعلی وفای زوّارهای ••• 839
حاج سیّد محمّدعلی ابن الرّضا ••• 840
میرزا محمّدعلی طبیب ••• 842
سیّد محمّدعلی موحّد ابطحی ••• 842
محمّدعلی اصفهانی ••• 844
محمّدعلی نقدکوزاده ••• 844
میرزا محمّدعلی میرزا مظفر ••• 845
میر محمّدعلی خاتونآبادی ••• 846
ملاّ محمّدعلی واحد قمی ••• 847
ملاّ محمّدعلی ابهری جی اصفهانی ••• 848
محمّدعلی کاتب السّلطان اردستانی ••• 848
سیّد محمّدعلی ابطحی ••• 848
محمّدعلی سینی بُرخواری ••• 850
محمّدعلی نقّاش اصفهانی ••• 850
حاج محمّدعلی اسماعیلپور شهرضائی ••• 850
شیخ محمّدعلی مدرس دزفولی ••• 851
محمّدعلی شکیبائی ••• 853
میرزا محمّدعلی ملاّباشی ••• 854
میرزا محمّدعلی نراقی ••• 854
محمّدعلی اردستانی ••• 855
ملاّ محمّدعلی قدرتی اصفهانی ••• 855
میرزا محمّدعلی تویسرکانی ••• 856
سیّد محمّدعلی حسینی اصفهانی ••• 857
محمّدعلی اصفهانی ••• 857
محمّدعلی امامی نائینی ••• 857
حاج میرزا محمّدعلی دولتآبادی ••• 858
ملاّ محمّدعلی مظاهری کرونی ••• 858
میرزا محمّدعلی ملاذالاسلام ••• 859
علاّمه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی ••• 860
میرزا محمّدعلی مَحرَم یزدی ••• 864
شیخ محمّدعلی صانعی ••• 865
استاد محمّدعلی رضایت ••• 866
محمّدعلی بنّای اصفهانی ••• 866
محمّدعلی بیدگلی کاشانی ••• 867
دکتر محمّدعلی جعفریان ••• 867
محمّدعلی جلدساز اصفهانی ••• 869
شیخ محمّدعلی حسینی ••• 869
محمّدعلی حسینی اصفهانی ••• 869
محمّدعلی حسینی قزوینی ••• 870
شیخ محمّدعلی حکیمالهی فریدنی ••• 870
حاج میرزا محمّدعلی حکیم سِدِهی ••• 871
محمّدعلی خالصی شیرازی ••• 871
محمّدعلی خیامباشی ••• 872
دکتر محمّدعلی دانشگر شهرضائی ••• 872
میرزا محمّدعلی درب امامی ••• 873
محمّدعلی بیگ دیهیم اصفهانی ••• 873
میرزا محمّدعلی ذرّه اصفهانی ••• 874
شیخ محمّدعلی ربّانی خوراسکانی ••• 874
سیّد محمّدعلی رزمی ••• 875
محمّدعلی روحی ••• 876
میرزا محمّدعلی رفیقی تفرشی ••• 876
آقا محمّدعلی رهی اصفهانی ••• 877
میرزا محمّدعلی سالم اصفهانی ••• 877
محمّدعلی سائق جرقویهای ••• 877
میرزا محمّدعلی ستوده چهارمحالی ••• 879
میرزا محمّدعلی سینی ••• 879
بابا محمّدعلی شالفروش اصفهانی ••• 880
دکتر محمّدعلی شاهزمانیان ••• 880
میرزا محمّدعلی شکیب اصفهانی ••• 881
محمّدعلی شیدای اصفهانی ••• 882
میرزا محمّدعلی صباح تبریزی ••• 883
شیخ محمّدعلی صفر نوراللهی ••• 883
سیّد محمّدعلی طباطبائی فانی ••• 884
شیخ محمّدعلی طبعی اُشتُرجانی ••• 884
محمّدعلی طبیب اصفهانی ••• 884
ملاّ محمّدعلی عالم حبیبآبادی ••• 885
آقا محمّدعلی عصّار اصفهانی ••• 885
محمّدعلی فقیهی اردستانی ••• 886
محمّدعلی قزوینی ••• 887
محمّدعلی قصیر آشتیانی ••• 887
ملاّ محمّدعلی کشمیری ••• 888
محمّدعلی کهپائی ••• 889
میرزا محمّدعلی کیمیاگر اصفهانی ••• 889
میرزا محمّدعلی محتاج اصفهانی ••• 889
میرزا محمّدعلی مسکین اصفهانی ••• 890
حاج محمّدعلی خان معینالسّلطنه ••• 891
شیخ محمّدعلی مفاخر انصاری ••• 891
سیّد محمّدعلی موسوی جروکانی ••• 891
محمّدعلی مهجور اصفهانی ••• 892
محمّدعلی مهجور اصفهانی ••• 892
محمّدعلی بیگ ناظر ••• 893
سیّد محمّدعلی نامی اصفهانی ••• 894
میرزا محمّدعلی نقیب اصفهانی ••• 894
ملاّ محمّدعلی نوری ••• 895
محمّدعلی نوری ••• 895
میرزا محمّدعلی هاشمی اصفهانی ••• 895
شیخ عماد اِرفع تبریزی ••• 896
عماد حسینی ••• 896
عماد اصفهانی ••• 897
عمر سُریجانی اصفهانی ••• 897
عمر جوزدانی ••• 897
عمر سروشانی اصفهانی ••• 898
عمر معدانی اصفهانی ••• 898
عمر اصفهانی نیشابوری ••• 898
عمر اصفهانی ••• 899
عمرو بجلی اصفهانی ••• 899
عمر اُسواری اصفهانی ••• 899
عمر ورّاق اصفهانی ••• 899
عمر رُنانی اصفهانی ••• 900
عمر لفتوانی اصفهانی ••• 900
عمر خرقی اصفهانی ••• 900
عمر معدانی اصفهانی ••• 901
عمر خرقی اصفهانی ••• 901
عمر اصفهانی ••• 901
عمر اصفهانی ••• 902
عمر هرندی ••• 902
عمران بکری اصفهانی ••• 902
عمرانی اصفهانی ••• 902
میرزا عنایت خوزانی ••• 903
عنایتاللّه اصفهانی ••• 903
آقا عنایتاللّه اصفهانی ••• 904
آقا عنایتاللّه اصفهانی ••• 904
میرزا عنایتاللّه نجفی جزنآبادی ••• 904
ملاّ عنایتاللّه قهپائی ••• 905
میرزا عنایتاللّه حکیم شهرضائی ••• 907
دکتر عنایتاللّه بقراطیان ••• 907
میرزا عنایتاللّه اصفهانی ••• 908
دکتر عنایتاللّه تابش ••• 908
عنایتاللّه حسینی اصفهانی ••• 909
عنایتاللّه طبعی اصفهانی ••• 909
شیخ عنایتاللّه گیلانی ••• 909
میرزا عوضبیگ اکسیر اصفهانی ••• 910
عوضبیگ بن صالحبیگ ••• 911
عوضعلی رضوانی باغبادرانی ••• 911
عیسی مترجم ••• 912
استاد عیسی اصفهانی ••• 912
دکتر عیسی علاج ••• 912
عیسی بیگ جیرانی تبریزی ••• 913
عیسی اصفهانی ••• 914
دکتر عیسی صدیق ••• 914
عیسی اصفهانی ••• 915
عیسی مذکر اصفهانی ••• 915
میرزا عیسیخان افتخار الحکماء ••• 916
استاد عیسی بهادری ••• 916
عیسی شعاعی نائینی ••• 918
عیسی قلی سالم اصفهانی ••• 918
عیسی قلیخان بختیاری ••• 919
عینالقضات اصفهانی ••• 920
برخی از منشورات کتابخانه عمومی آیةاللّه نجفی••• 923
ایران ـ اصفهان ـ مسجد نو بازار
تبصرة الفقهاء (3 جلد) ، تألیف: فقیه محقّق و اصولی مدقّق آیةاللّه العظمی آقای شیخ محمّدتقی رازی نجفی اصفهانی صاحب هدایة المسترشدین فی شرح اصول معالمالدین (متوفی 1348ق) ، تحقیق: سیّد صادق حسینی اشکوری.
رساله صلاتیه، تألیف همو، تحقیق: شیخ مهدی باقری سیانی.
شرح هدایة المسترشدین، تألیف: آیةاللّه العظمی حاج شیخ محمّدباقر نجفی اصفهانی (متوفی 1301ق) ، تحقیق: شیخ مهدی باقری سیانی.
اشارات ایمانیه، تألیف: آیةاللّه حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی اصفهانی (متوفی 1332ق) ، تحقیق: مهدی رضوی، با همکاری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران.
مجدالبیان در تفسیر قرآن، تألیف: آیةاللّه العظمی حاج شیخ محمّدحسین نجفی اصفهانی، گزینش و ترجمه: سیّد مهدی حائری قزوینی، با همکاری دارالتفسیر قم.
نقد فلسفة دارون، تألیف: آیةاللّه العظمی ابوالمجد شیخ محمّدرضا نجفی اصفهانی، تحقیق: دکتر حامد ناجی اصفهانی، با همکاری کتابخانه مجلس شورای اسلامی.
ترجمه ارشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، تألیف: علاّمه حلّی، ترجمه: آیةاللّه حاج شیخ مهدی نجفی اصفهانی، تصحیح و تحقیق: مهدی باقری سیانی و محمود نعمتی، با همکاری انجمن مفاخر فرهنگی ایران.
أساور من ذهب در شرح حال حضرت زینب علیهاالسلام ، تألیف: آیةاللّه حاج شیخ مهدی نجفی اصفهانی (متوفی 1393ق) ، تحقیق: جویا جهانبخش.
الأرائک فی علم الاصول، تألیف: آیةاللّه حاج شیخ مهدی نجفی اصفهانی، توسط The open school شیکاگوی آمریکا.
ترجمه توحید مفضل به انگلیسی، به امر آیةاللّه حاج شیخ مهدی نجفی اصفهانی (متوفی 1393ق) ، توسط The open school شیکاگوی آمریکا، و انتشارات انصاریان قم.
الآراءُ الفقهیّة ـ قسم المکاسب المحرمة ـ (3 جلد) و قسم البیع (1) و (2) ، جمعا تاکنون 5 جلد، تألیف: آیةاللّه شیخ هادی نجفی.
أجود البیان فی تفسیر القرآن (الجزء الثالث) ، تألیف: آیةاللّه شیخ هادی نجفی.
غرقاب، تألیف: علاّمه سیّد محمّدمهدی شفتی (متوفی 1326ق) ، تحقیق: مهدی باقری سیانی و محمود نعمتی.