ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدوی، مصلحالدین، ۱۲۹۴-۱۳۷۴.
عنوان و نام پدیدآور : اعلام اصفهان / مصلحالدین مهدوی ؛ تصحیح ، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی؛ [برای] سازمان فرهنگیتفریحی شهرداری اصفهان، مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل ، ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام.
مشخصات نشر : اصفهان: سازمان فرهنگیتفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶ -
مشخصات ظاهری : ۵ ج.
شابک : ۶۵۰۰۰ ریال : ج .۱ : 978-964-2588-48-0 ؛ ۱۰۰۰۰۰ ریال : ج.۲ : 978-964-2947-47-8 ؛ ۱۰۰۰۰۰ ریال : ج.۳ : 978-600-1320-27-9 ؛ ج.۴ 978-600-132-130-6 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : ج.۲ (چاپ اول: ۱۳۸۷).
یادداشت : ج.۳ (چاپ اول : ۱۳۸۹) (فیپا).
یادداشت : ج.۴ (چاپ اول: ۱۳۹۲) (فیپا).
یادداشت : کتابنامه.
یادداشت : نمایه.
مندرجات : ج. ۱. آ - الف.- ج. ۲. ب - ذ.- ج .۳. ر - ظ.- ج.۴. ع
موضوع : مشاهیر -- ایران -- اصفهان-- سرگذشتنامه
موضوع : اصفهان --سرگذشتنامه
شناسه افزوده : نصرالهی، غلامرضا
شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان. مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل
شناسه افزوده : ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام
رده بندی کنگره : DSR۲۰۰۱ /ص۷۲۵م۹ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۹۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۴۲۹۶۴
اعلام اصفهان
جلد سوم
«ر ـ ظ»
دانشمند محقّق، زندهیاد
سیّدمصلحالدّین مهدوی
(1294 ـ 1374ش)
تصحیح، تحقیق و اضافات
غلامرضا نصراللّهی
1388
بار دیگر لطف خداوند شامل حال ما شد و موفق به تنظیم و چاپ سوّمین جلد از کتاب «اعلام اصفهان» شدیم که اینک در اختیار شماست و شامل مدخلهایی است که با حرف (ر، ز، ژ، س، ش، ص، ض، ط، ظ) شروع میشود.
خدمت بزرگی که مرحوم استاد مصلحالدّین مهدوی رحمهالله در این مجموعه عظیم، نمودهاند، گشودن چندین هزار مدخل جدید شرح حال از علماء، شعراء، هنرمندان، سیاستمداران، عرفاء و بزرگانی است که منبع دیگری برای اطلّاع از احوال و آثار آنان موجود نیست و یا در کمتر جایی میتوان از آنان نام و نشانی یافت.
البتّه ممکن است کسانی باشند که این شرح حالها را غیرضروری و بیفایده بدانند. این عزیزان از این مطلب غافلند که بزرگان علم و فرهنگ ما همچون فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی، خواجه نظامالملک، فارابی، ابن سینا، خوارزمی، شیخ بهائی، مجلسی، میرعماد و امثالهم، درست است که خود صاحب نبوغ و قریحه خدادادی بوده و با تلاش و زحمت شبانهروزی قلّههای بلند فرهنگ و هنر و علم را فتح کردهاند. ولی آنان مدیون هزاران چهره گمنامی هستند که فرهنگ و دانش و هنر را پاس داشته و ترویج کرده و به نسلهای آینده انتقال دادهاند و لازم است با این چهرههای گمنام امّا خدوم و مؤثّر در تکامل علمی و فرهنگی کشورمان آشنا شویم. بسیاری از این افراد گمنام با آثار به جای
مانده از خود هویت تاریخی و فرهنگی ما را شکل دادهاند ضمن آنکه بسیاری از آنان از شهرها و روستاهای کوچک و کم اهمیّتی برخاستهاند که بیان شرح حال آنان میتواند در تدوین تواریخ محلّی به کار آید و برای محققّان منبعی ارزشمند تلقّی شود.
البتّه این بدان معنی نیست که مؤلّف فقید هر شخص کم اهمیت و چهره گمنامی را در این کتاب مطرح ساخته و برای او بزرگنمایی کردهاند. چرا که تمامی مطالب این کتاب متّکی بر اسناد و منابع معتبر است و گزینش مدخلهای کتاب تابع ملاکهای علمی و قابل قبول برای محقّقان و صاحب نظران است.
پس از انتشار دو جلد قبلی «اعلام اصفهان» در برخی از سایتهای اینترنتی همچون: «کتابخانه تخصّصی تاریخ اسلام» و «مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل» به معرّفی این اثر پرداخته شد و یا در برخی از نشریات و مجلّات همچون: «آئینه پژوهش» و هفتهنامه «ندای یزد» به معرفی و نقد آن اقدام شد. از تلاش و زحمت مدیران و نویسندگان این سایتها و مطبوعات قدردانی و تشکر میکنیم و از نقدها و راهنمائیهای آنان در تصحیح تکمیل و رفع نواقص کتاب استفاده خواهیم کرد.
به هنگام وفات استاد مهدوی بسیاری از شعرای اصفهان در رثای ایشان شعر سرودند و ما در نظر داشتیم که این اشعار را به همراه مقالات و مطالب دیگر در یادنامهای منتشر کنیم ولی اشتغال به تکمیل و تحقیق این کتاب ما را از تهیه و چاپ یادنامه بازداشت. بدین خاطر اکنون مطالبی را که در مورد ایشان فراهم آوردهایم، به تدریج در مقدمه جلدهای مختلف «اعلام اصفهان» میآوریم تا با فراهم شدن شرایط، این مطالب به همراه سایر مقالات در آینده در یادنامه مخصوص ایشان به چاپ برسد.
در پایان از همه کسانی که در تایپ، نمونهخوانی و غلطگیری، نظارت، چاپ و صحافی و انتشار و پیگیری امور جهت چاپ کتاب فعالیّت کردهاند و در جلدهای قبل به نام آنان اشاره کردهایم صمیمانه تشکر میکنیم و سلامتی و موفقیت آنان را از خداوند متعال خواهانیم. از اساتید معظم حوزه و دانشگاه، محقّقین علاقمندان که مطالبی جهت
نقد و بررسی و تکمیل و تصحیح کتاب دارند تقاضا داریم آنها را در اختیار ما قرار دهند تا در مجلّدات بعدی و یا قسمت (استدراک) کتاب از آنها استفاده کنیم.
و للّه الحمد و السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
15 شعبان المعظم 1430 ه.ق
16/5/88
غلامرضا نصراللّهی
از شمار دو چشم یک تن کم
و از شمار خـرد هزاران بیش
استاد سیّد مصلحالدّین مهدوی«ره»
(1294-1374ش) - (1334-1416ق)
مؤلّف کتاب
بر حیاتی که آن بود چو حباب دل مبندید یا ابوالالباب
زندگی جهان بود تاری که تندوش بافته به لعاب
یا جهان کورهایست از آتش عمر ما اندر آن بود سیماب
یا که سراب سوزانیست که نماید به دیده برکه آب
این جهان آن کلاه بر دادیست که ربود افسر از سر داراب
بین چگونه به تیشه نیرنگ کاخ کسری وجم نمود خراب
پژمرد هر گلی که میبینی در گلستان اگر بود شاداب
مسکنت خاک میشود آخر کاخسازی اگر ز لعل حسّاب
هست اجل چون عقاب و ماصعوه صعوه گر برَهَد ز چنگ عقاب
خاک تنهاست خوانیش خم می خون دلهاست گوئیش می ناب
من نگویم بگوشهای بنشین تا کند مرگ بر تو دق الباب
یا همه سعی و کوشش خود را منحصر کن به پوشش و خور و خواب
گویمت تا نیامدست اجل خویش را ای اسیر تن دریاب
کوش تا سوی ساحل آری دو نه شوی غرق در ته گرداب
گرد خود همچو گردباد مپیچ باش مثمر بسان مهر و سحاب
گر سواری به مرکب منصب اسب هر سو متاز جز به صواب
چون عنان گیرد از کفت آخر گر گرفتت کنون زمانه رکاب
صد هزاران حوادث آید پیش که یکی را ندیدهای در خواب
بین چگونه بزد اجل ناگه بر رخ مهدوی نقاب تراب
آن فضیلت ماب علم پژوه ادبآموز و استاد آداب
آن معلم که دوره تعلیم تا به پیری رساند دور شباب
آن نویسندهای که میباشد شائقی این زمان جو او کمیاب
آنکه نزد عموم مردم بود اهل تقوی و زهد و دین به حساب
آنکه اهل کمال و دانش را بود از جالسین و از اصحاب
آنکه با بینش و سلیقه خود که هم از اهل دانش و کُتاب
کُتبی چند گرد آورده در رجال و تراجم و انساب
آنکه بودند قوم و آبائش همه از صالحین و از اطیاب
بود سبط فقید کرمانی مقتدائی ز توده انجاب
پدرش بود در سپهر ادب تابناک اختری بنام شهاب
سال فوتش سئوال از برنا شد به شمسی و وی بداد جواب
«مصلح الدّین مهدوی از کف دیگر افکند لوح و کلک و کتاب»
1374ش
فضلاله خان اعتمادی خوئی (برنا)
مهدوی مرد علم و عرفان بود هستی او ز جوهر جان بود
سینهاش پر ز درد و بیکینه روشنیبخش آب و آئینه
دل پاکش صفای دریا داشت یک جهان معرفت در او جا داشت
از تبار و قبیله غم بود روح معراجیش چو شبنم بود
داشت در مزرع دلش ریشه سرو عرفان و نخل اندیشه
سایهبان مسافر جان بود روحش از تار و پود عرفان بود
جسته بود آب و لاله را انساب نسبتی داشت با مه و مهتاب
باغ جانش گل ریاضت داشت سکر دل از می رسالت داشت
بود در زهد و دانش و اخلاق به یقین در زمانه خود طاق
سخن او عصاره جان بود مظهر عشق و مهر و ایمان بود
ای دریغا که رفته او از دست شاخه سرو آرزو بشکست
در فراقش اگر دلم خون است شرح دردم ز گفته بیرون است
شادی ای دل دگر حرامت باد ز هر اندوه و غم به کامت باد
تا که شد بلبل سخن خاموش دل فکنده ردای غم بر دوش
خواست تا با زبان الکن خویش سال فوتش بگوید این درویش
خسته بودم ز گردش فلکی هاتفی داد این ندا که یکی
رفت از این جمع و گفت با شیون «خون شد از مرگ مهدوی دل من»
قمری 1416=1-1417
عبدالعلی غفوری
مصلحالدّین مهدوی طی کرد عمر خود را به کسب علم و کمال
در ادب بود کم نظیر و عدیل در هنر بود بیبدیل و مثال
عاشق بیقرار علم و ادب بیتوجه به جمع مال و منال
سینهاش از غرور و کینه تهی از خضوع و خلوص مالامال
بعد یک عمر دوری از محبوب یافت رخصت به بارگاه جلال
کای ز ما دور سالیانی چند شب هجران نهاد رو به زوال
شام ظلمانی فراق گذشت رخ نمود آفتاب صبح وصال
تشنهای چشمه سار میجویی کوثر اینک ترا او آب زلال
مرغ روحش گشود بال و پرید از زمین رو به کعبه آمال
ماه خرداد او ز خلق برید شد به دیدار خالق متعال
توشه راه آخرت بربست ذکر خیری نهاد در دنبال
عندلیب این ادیب جاوید است در دل اهل فضل در هر حال
محمود عندلیب
گذشته است اگر روزگار جوانی نه رفته است از دل تو را شادمانی
هنر کسب کردن به ایام خردی به از آنکه در پیری و ناتوانی
غمی نیست دنیای ما گر ندارد به جز حسرت و درد و نامهربانی
امید است از حق که تا روز محشر تو ای مرد دانا سلامت بمانی
نوشتی به وصف هنرهای این شهر سخنهای شیرین به شیرین زبانی
کتاب فراوان نوشتی و دانیم تو از زمره تا ابد زندگانی
فضا را تو کردی پر از عطر دانش سخن را تو گیسوی عنبرفشانی
چو خواهد تو را وصف گوید زبانم ندارد به جز قدرت ناتوانی
سه چیز است سرمایه رستگاری جوانمردی و همت و مهربانی
تو را هست این هر سه ای مصلحالدّین تویی بهر ما مصلحالدّین ثانی
چگونه توانم ستودن تو را من که هرگونه گویم نکوتر از آنی
چه نیکو نوشتی رجال سپاهان کند فخر بر خامهات اصفهانی
هر آنکس که خواند بیان المفاخر شود آگه از رمز و راز معانی
عیان کردهای رازی از تخت فولاد به دل دارد این خاک رمز نهانی
ستودی تو علامه مجلسی رحمهالله را بمدحش نمودی تو گوهرفشانی
نگهدار هستی تو از علم و دانش ز اهل ادب کردهای دیدهبانی
امید است از لطف بیحد یزدان برتایید حق شاد و خرم بمانی
دو صد سال دیگر به شهر سپاهان کنی با ادیبان آن همزبانی
الا ای ادیب اریب محقّق که فانوس روشنگر کاروانی
مرا مایه زین بیش نبود چه گویم در این مجمع علم و فضل و معانی
چه بهتر که پایان برم چامه را «نصر» بگویم تویی مصلحالدّین ثانی
سلامت در این دهر ای دانشی مرد بمانی بمانی بمانی بمانی
عبدالعلی نصراصفهانی
در غم مهدوی از چشم گهر میریزد لعل و یاقوت ز هر دیدهتر میریزد
مرگ او جامعه علم و ادب را داغیست که به تشییع غمش ابر گهر میریزد
زردرویی کشم از غصه که از رخ گل سرخ برگ زردیست که از چشمه دُر میریزد
این چه سرّیست ندانم که گل ماتم را آسمان بر سر ارباب هنر میریزد
این چه رازیست که تلخ است به عالم کاهش گرچه از کلک هنرمند شکر میریزد
زیر این سقف شکسته منشین با دل امن چون ز هر روزن آن خاک خطر میریزد
کار تحقیق نه کاریست که آسان باشد صد چه سیمرغ در این وادیه پر میریزد
«مهدوی» مصلح دین سیّد والا مقدار که ز داغ دل من خاک به سر میریزد
رفت و بگذاشت ز خود صد اثر جاویدان که ز هریک هنرش لطف دگر میریزد
یاد او تا به ابد زنده و جاوید بود این درختی است کز آن میوهتر میریزد
نه «طلائیست» از این داغ سرشکش جاری «زنده رود» است که اشکش چو گهر میریزد
حاج احمد غفورزاده (طلائی)
مصلحالدّین مهدوی آن مرد بافضل و کمال کرد از این دار فانی سوی جنت ارتحال
مصلحالدّین اسوه ایمان و تقوا و خلوص مهدوی دانای نیکو سیرت و نیکو خصال
زاده زهرای اطهر مرد ایمان و عمل در صفات عالی و فرهنگ و دانش بیهمال
شغل او آموزگاری بود همچون انبیاء داشت بر آموزش آیندهسازان اشتغال
با وضو میرفت در مدرس برای تربیت تا که در اندیشهاش شیطان نیارد اختلال
بر دلش یاد خدا و بر لبش ذکر خدا دست و پای نفس را اینگونه میکردی عقال
آنکه با نیش قلم احیاگر تاریخ بود بهر تاریخ «بزرگان» یافت توفیق و مجال
هست تألیفات ارزشمند او «هشتاد جلد» شرح احوال خردمندان و اعیان و رجال
تا مصون ماند قبور نامداران از گزند تا حوادث قبر نیکان را نسازد پایمال
«سیر اندر تخت فولاد صفاهان» را نوشت چونکه او میداد بر تخریب اینجا احتمال
«تذکره» بنوشت بهر شاعران اصفهان «شرح حال مجلسی» آن بحر عرفان و کمال
بهترین «تاریخ علمی اجتماعی» را نوشت تا فراموشی نگردد باعث محو و زوال
او پی احیای آثار بزرگان بود و بس نه پی عنوان و شهرت، نه پی تحصیل مال
تا کند نام نکویان جاودان زحمت کشید روز و شب با پشتکار بیامان هشتاد سال
روزها را در پی تألیف و تدوین کتب شب بدرگاه خدا راز و نیاز و ابتهال
بهر خود بنهاد بر جا باقیات الصالحات باقیات الصالحاتی را که میبودش مَآل
نیست اندر اصفهان مانند این مرد بزرگ تا برای اهل علم و معرفت آدم مثال
اصفهان شد غرق ماتم از غم فقدان او اهل دانش سینهها آکنده از حزن و ملال
سال شمسی یکهزار و سیصد و هفتاد و چار ارجعی بشنید از درگاه ذات ذوالجلال
بیست و شش روز از محرم چارمین از ماه تیر از سروش غیب بر گوشش ندا آمد تعال
غیر خوبی نیست در طومار عمرش احمدی شرح حال مهدوی بنمودم از هر کس سؤال
روح آن مرد خدا را در جنان محشور کن بارالها از کرامت با رسول اللّه و آل
عباس احمدی
باز غم کاشانه دل را گرفت غصه و ماتم دوباره پا گرفت
بود در ماه محرم دل دو نیم شد ز فقدان رخش شهری یتیم
«مصلحالدّین» رفت و دلها خون شده در غمش چشم جهان جیحون شده
عالمی از کف بشد پر مایهای «آفتابی در میان سایهای»
عمر خود را صرف اصفاهان نمود بر تن این ملک هر دم جان نمود
شاعران اصفهان را زنده کرد آری آری کار بس ارزنده کرد
روزگاری کار حق و دین نمود بس کتاب پر بها تدوین نمود
هم ز صهبای ولایت جام برد تا ز سادات صفاهان نام برد
زندگان علم را چون یاد کرد جستجو در تخته فولاد کرد
از هنرمندان این شهر قدیم از بزرگان و ز مردان عظیم
یادها بنمود و شهری زنده کرد نامشان را تا ابد پاینده کرد
چون که از آثار ایشان یاد شد جمله تألیفات او هشتاد شد
سیّد عباس حسامی (اِحساس)
علامهای که مصلح دین بود و شرع ما ما را به کنج عزلت خود وانهاد و رفت
او مرد علم بود و عمل در جهان زهد معشوق را فدا شد و جان را بداد و رفت
پرواز کرد روح بلندش به آسمان جسمش به یادگار به دوران نهاد و رفت
دریای علم او همه از عشق بود و عشق در بیکرانه عقبا فتاد و رفت
در ادعای خود به هستی دادار لایزال عمرش فدا نمود و به برهان ستاد و رفت
باری نبود فکر تجمل به روزگار پایش گذاشت به سر کی هم قباد و رفت
در حیرت است «ایزدی» از ظلم روزگار کین اسوه چون فتاد بر این گردباد و رفت
گفتا مدام ایزدی از رهروان عشق دلخوش که «مهدوی» بنمودش جهاد و رفت
دکتر سیّد مهدی ایزدی
دارم به سینه درد و ملال نهفته را درد و ملال آن گل از دست رفته را
جز سیل اشک عقده ز دل وا نمیکند از شمع پرس قصه راز نگفته را
سر در نقاب خاک فرو برد «مهدوی» یادش بخیر آن گل در خاک خفته را
دریای علم بود دریغا ز دست رفت دریاب جان خستهدلان جان خسته را
هر لالهای که بردمد از خاک این دیار یادآور است داغ عزیزان رفته را
زین آتشی که در جگر خاک مانده است سوزانده بس به باغ گل نو شکفته را
مصطفی هادوی (شهیر)
رفته از دنیا گرامی مرد حق و مرد دین سیّد عالی مقام و حامی اهل یقین
دائما با نظم و نثر و منطق و علم و بیان بود کارش، رشد دین پاک ختم المرسلین
از امامان یاد کرد و مینوشت و میسرود خاصه آثار و صفات آن امام سومین
دارد او مجموعهای از شاعران اصفهان منتشر شد این کتاب خوب بهر مؤمنین
«مهدوی» دهها کتاب مستطاب از او بماند بر روان پاک او هر دم هزاران آفرین
فوت او ماه محرم هفتهاش ماه صفر ماتم آقا امام عسکری هم اربعین
«شمس» خواهد مصلحالدّین نزد آقایش حسین یادی از او کرده باشد بهر روز واپسین
حسین شمس
اعلام اصفهان
رازی اصفهانی، [از شعراء قرن دهم هجری] برادر کِهتر محمّد شریف هجری بوده و در زمان شاه طهماسب، وزیر اصفهان شده است، غزل میسروده است.(1)
ابومحمّد راشد بن معدان بن عبدالرحیم ثقفی، از محدثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از نعمان روایت نموده و دو فرزندش محمّد و احمد و همچنین نوادهاش محمّد بن احمد بن راشد ثقفی از محدثین آن روزگار بودهاند.(2)
رافائل دومانس، مبلغ مذهبی و دانشمند فرانسوی مقیم اصفهان در قرن یازدهم هجری است. او در سال 1022ق (مطابق 1613م) در فرانسه متولد شد. در سال 1054ق (1647م) به عنوان سرپرست هیأت کاپوسنهای ایران، به اصفهان آمد و به تبلیغ مسیحیت مشغول شد. او در سال 1071ق (1660م) کتابی به نام «وضع ایران» نوشت و به «کلبر» وزیر فرانسه هدیه کرد و در آن، وضعیت ایران به صورت دقیق تشریح کرد.
او در تمام مدّتی که در ایران بود، در دستگاه شاه عباس ثانی و شاه سلیمان سمت مترجمی داشت و غالب مکاتبات و روابط این پادشاهان با کشورهای خارجی در ایام اقامت او در اصفهان توسط وی انجام میشد. میرزا عبداللّه افندی در کتاب «ریاض العلماء» مینویسد: ملّا محمّد صالح روغنی قزوینی در کتاب «نوادر العلوم و الادب» از رافائل یاد کرده و او را دانشمندی بزرگ در علوم مختلف خصوصا ریاضیات دانسته و
مینویسد: او با دانشی که از استادان فرنگی خود آموخته بود، آلتی ساخت که با آن بتوان اجرام آسمانی را مشاهده کرد. همچنین آلتی برای شنیدن ناشنوایان ساخت.
رافائل دومانس در سال 1108ق (1696م) در اصفهان درگذشت و در حوالی مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد.(1)
راهب رنانی، شاعر ادیب، از اهالی قریه رنان [که امروزه به شهر اصفهان پیوسته و آنرا «رهنان» میگویند] بوده و در قرن یازدهم هجری میزیسته است. وی سفری به هند رفته است.
این شعر از اوست:
چنان مکن که ز خاکم غبار برخیزد مباد پردهام از روی کار برخیزد(2)
محمّد ربیع اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال 1069ق نسخهای از «تلخیص الاقوال» استرآبادی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1027 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.(3)
محمّد ربیع اصفهانی، شاعر ادیب، بهرهای از علم داشت و به شغل کتابفروشی امرار معاش میکرد.
از اوست:
بس که در دل داشت جا ذوق گرفتاری مرا مشت خاک من پس از مردن زمین دام شد(1)
ربیع انصاری، نویسنده و روزنامهنگار ادیب در سال 1318ق در اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات خویش را در این شهر انجام داده در اوایل جوانی شعر میگفته و «بهار» تخلّص میکرده و در انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد. در اواخر سال 1319ش روزنامه «کیوان» را منتشر کرد [پس از اینکه جداییطلبان فرقه دموکرات وابسته به شوروی به آذربایجان دست یافتند] در سال 1324ش به اصفهان آمده و دو سال در آنجا روزنامه کیوان را انتشار داد و پس ختم غائله به ارومیه مراجعت کرد. او به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، عربی، ترکی و آشوری آشنا بوده و به کشورهای اروپایی مسافرت کرده بود.
این کتابها از اوست:
از اوست:
گرچه رنج سخت جان از سستی پیمان اوست صد هزاران دست دل از عشق بر دامان اوست
ساغر عیشم شکست او گرچه از سنگ فراق مستی ما جمله از پیمانه پیمان اوست(2)
محمّد ربیع بن محمّد ابراهیم نصیری طوسی، از ادباء و دانشمندان اصفهان در قرن یازدهم هجری است. او در زمان شاه سلیمان صفوی محرری سرکار تفنگچیان را داشته و در عهد همین پادشاه به همراه کاروانی عازم سیام (تایلند) شده و شرح سفر خود را در کتابی به نام «سفینه سلیمانی» آورده است.(1)
این کتاب به تصحیح عباس فاروقی در سال 1356ش توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده است.
سیّد محمّد ربیع بن سیّد احمد عریضی حسینی امامی، از فضلاء گمنام اوایل قرن دوازدهم هجری و از سادات اصیل و قدیمی امامی عریضی اصفهان است. وی در سال 1108ق «اصول کافی» تألیف: شیخ کلینی را به خط نسخ کتابت کرده است که به شماره 8035 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود.(2)
همچنین او در 6 ربیعالثانی 1107ق کتابی به فارسی در اعمال ماهها و ادعیه سفارش شده آن ماهها در یک مقدمه، 9 فصل و یک خاتمه به نام «خلاصة الاعمال» تألیف کرده که به شماره 45 در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان موجود است.(3)
محمّد ربیع بن برخوردار اصفهانی معروف به «رئیس»، خطاط نستعلیقنویس قرن
یازدهم هجری که در چهارشنبه 20 ربیعالاوّل 1092ق نسخهای از «التعلیقة السّجادیّة» تألیف: ملّا مراد تفرشی را به خط نستعلیق خوش نوشته و به شماره 12065 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)همچنین نسخهای از کتاب «شواهد الاسلام» تألیف: میرزا رفیع گیلانی را به خط نسخ در سال 1092ق کتابت کرده که به شماره 1881 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)و نیز نسخهای از «احقاق الحق» تألیف: قاضی نوراللّه شوشتری که در 14 شعبان 1099ق کتابت کرده و به شماره 10195 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)
سیّد ربیع بن شرف جهان بن ابی الصّلاح بن جعفر حسنی اردستانی، از فضلای قرن یازدهم هجری.(4)ظاهرا در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و به احتمال زیاد نزد سیّد علاءالدّین محمّد گلستانه تلمّذ کرده است.
از آثار او کتابت نسخهای از «نهجالبلاغه» است که آن را در یکشنبه 18 جمادیالآخر 1074ق است و در حاشیه نسخه مطالب فراوانی از سیّد علاءالدّین محمّد گلستانه نقل کرده است.(5)
[وی همچنین در 21 رجب 1075ق نسخهای از کتاب «مختلف الشّیعه» تألیف: علّامه حلّی را کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه دامغانی همدان موجود بوده است].(6)
محمّد ربیع بن محمّد شفیع کاتب اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از «الاربعون حدیثا» تألیف: شیخ عزّالدین حسین حارثی عاملی (پدر علّامه شیخ بهائی) را به خط نسخ در 7 ربیعالثانی 1093ق کتابت کرده که اینک در کتابخانه مرحوم سیّد رضا ابوالبرکات در اصفهان موجود است.(1)
ربیع بن حاجی علی عسکر دیمرتینی جی اصفهانی از کاتبان عهد شاه سلطان حسین صفوی در قرن دوازدهم هجری است. او جلد اول «بحارالأنوار» تألیف علّامه مجلسی را در 4 ربیعالاوّل 1134ق کتابت کرده است که در کتابخانه علّامه محقق حاج سیّد محمّد علی روضاتی موجود است.(2)
«دیمرتین» از دهات جی اصفهان است که گویا در روزگار ما به آنجا «تیمیارت» میگویند.
آقا محمّد ربیع بن آقا رضیالدّین محمّد بن آقا حسین خوانساری از فضلاء قرن دوازدهم هجری در اصفهان سکونت داشته و در سال 1159ق به هند رفته و مورد احترام محمّد شاه پادشاه هند واقع شده و میرزا نجفخان به تعظیم او کوشیده است. بهندرت شعر میگفت [لذا نسبت دادن دیوان شعر به او از سوی مؤلّف «الذریعه» جای تأمّل است.]
از اوست:
کی سر و برگ تماشای بهار است مرا گل به چشم از غم هجران تو خار است مرا(3)
محّمد ربیع اصفهانی، متخلّص به «طیری» شاعر ادیب قرن دوازدهم هجری. در اصفهان به شغل زرکشی امرار معاش میکرد و در سرودن شعر طبعی روان داشت، امّا با این حال اغلب حال جنون و سودا بر مزاج او غالب بود، تا جایی که هر سال برای خود مادّه تاریخ فوت میساخت، غیر از سال آخر که از ساختن مادّه تاریخ فوت خود باز ماند. او عاقبت از شدت شوریدگی و پریشانحالی، خود را در چاه افکنده و وفات یافت. سال فوت او 1159ق است. اشعار او در اثر حوادث روزگار از بین رفته و فقط چند بیتی باقی مانده است.
از اوست:
درین گلشن من آن حسرت نگر مرغ گرفتارم که گاهی از شکاف دام بیند آشیانش را(1)
محمّد ربیع، از خوشنویسان اوایل قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و نزد محمّد صالح اصفهانی خط نستعلیق را مشق کرده است. او عاقبت به منصب مستوفی خاصه برگزیده شد.(2)
آقا ربیع نصرآبادی، از معماران قرن یازده هجری و از اهالی روستای «نصرآباد» جرقویه است، وی از معماران و بنّایان مسجد جامع جدید عباسی (مسجد امام فعلی) بوده و پس از وفات در نجف اشرف مدفون شده است.(1)
ربیعالدّین بن رفیعالدّین مستوفی الممالک جابری، از بزرگان خاندان جابری انصاری در اصفهان است. پس از کشته شدن برادرش میرزا حسین در سال 1158ق به دستور نادرشاه؛ مدّتی کلانتر اصفهان بود. بعد از فوتش منصب کلانتری اصفهان به خاندان حکیم سلمانی (که از سادات موسوی اصفهان هستند) منتقل شد.(2)
ابوالفتح رجاء بن ابراهیم بن عمر بن حسن بن یونس بن حسن بن یحیی یونسی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری.
او و پدرش و دو عمویش ابوالعبّاس احمد و ابوعلی حسن از مشاهیر محدّثین میباشند و بزرگتر آنان ابوالعبّاس احمد میباشد. صاحب عنوان از: ابوطاهر محمّد بن ابراهیم حدیث شنیده و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است. وی در ماه ربیعالاوّل سال 517ق وفات یافته است.(3)
ابوالقاسم رجاء بن ابی المطهر حامد بن رجاء معدانی خطیب اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری. خاندان او اهل علم بوده و جد اعلای او در مسجد
جامع قدیم اصفهان به خطابه میپرداخته است. خود او به فضل و دیانت معروف بوده و ابوسعد سمعانی از او با عنوان «امام فاضل و سدید السیرّه» یاد کرده است.
از حافظ ابومسعود سلیمان بن ابراهیم حدیث شنیده و سمعانی از او و برادرش عمر بن حامد - از امالی جرجانی - حدیث شنیده است.(1)
ابوغَسّان (یا ابومحمّد) رجاء بن صهیب جُرواءانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. او از افاضل مردم اصفهان و مستجاب الدعوه بوده و در مسجد فضل بن برغوث اصفهان اذان میگفته است و در سال 251ق وفات یافته است.
رجاء جُرواءانی از روح بن عُباده، بکر بن بکّار، سعید بن عامر، یعقوب حضرمی، محمّد بن زنبور و دیگران نقل حدیث کرده و عبداللّه بن سندة بن ولید و دیگران از او حدیث شنیدهاند.(2)
[جُرواءان، از محلههای معروف اصفهان در شش قرن پس از هجرت بوده ولی در روزگار ما نامش فراموش شده و کمتر کسی از اصفهانیان است که این نام را شنیده باشد].
ابوالفتح رجاء بن عبدالواحد اصفهانی، از محدّثین عامه در قرن پنجم است. ابو داود سیهویة بن اسماعیل بن داود واحدی (معروف به «قزداری») از او حدیث شنیده است.(3)
ابوالفرج رجاء بن محمّد بن احمد بن جعفر بن روح قاضی [اصفهانی]، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری بوده و سیّد ابوالرّضا یحیی بن زید بن خلیفه حسنی ساوهای (م 541ق) از وی حدیث شنیده است.(1)
ابوالفرج رجاء بن نصر اصفهانی، معروف به «بُلفَرَج»، از دانشمندان اصفهان است که مافرّوخی در کتاب خود او را در ردیف فلسفه، ریاضیدانان و منجمین متقدم ذکر کرده است.(2)
رجبعلی اصفهانی [خطاط نسخنویس قرن دوازدهم هجری] وی کتب چندی را کتابت نموده که از آن جمله است:
مجموعهای مشتمل بر ده رساله که در سالهای 1117 و 1118ق نوشته که به شماره 2814 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(3)
«آداب العرب و الفرس» جلد یکم تألیف: ابن مسکویه را در رمضان 1123ق کتابت نموده و به شماره 3494 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(4)
«صراط النّجاة» تألیف: علّامه مجلسی که در سال 1124ق کتابت کرده و در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(5)
در تاریخ سهشنبه 10 شعبان 1116ق نسخهای از «شرح کافی» ملّا محمّد تقی
مجلسی را برای دانشمندی به نام حسامالدّین محمّد اصفهانی به خط نسخ کتابت نموده است. کتاب به شماره 4286 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)محتمل است که او از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی باشد.
رجبعلی اصفهانی، فرزند آقا ابوطالب تاجر. از خوشنویسان نسخنویس در قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «زاد المعاد» تألیف علّامه مجلسی را به خط نسخ در دهه آخر شوال 1237ق کتابت نموده است. این نسخه به شماره 81 در کتابخانه مدرسه آیتاللّه بروجردی در کرمانشاه موجود است.(2)
رجبعلی بن کربلایی ابوعبداللّه نقنهای [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] مجموعهای شامل چند رساله: «رساله در مراتب حساب»، «بیست باب در اسطرلاب»، «تلخیص مفتاح الحساب»، «تحفه» و «تحفه نظامیه» یا «شرح سی فصل» را در سال 1259ق نوشته است. کتاب به شماره 577 در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.(3)
آقا رجبعلی گلزار فرزند حاج ملّا حسین، ادیب فاضل و شاعر ماهر [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].
در 13 رجب 1302ق در اصفهان متولّد شده و مقدمات علوم ادبیّت و عرب را نزد
پدر و سایر اساتید به پایان رسانید. از اوان جوانی به سرودن شعر پرداخته و به انجمنهای ادبی راه یافت و خصوصا در انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد.
او پیرمردی زنده دل و خوش مشرب بود. او در 19 رجب سال 1366ق وفات یافته و در تکیهای به نام خودش (تکیه گلزار) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[تاریخ وفات او را شکیب اصفهانی چنین گفته است:
از باغ جنان بلبل، سر کرد برون گفتا: «گلزار» می گلگون زد از خُم روحانی]
دیوان اشعار گلزار در سال 1369ق به طبع رسیده است.(1)
حاج رجبعلی شمس متخلّص به «افسرده» فرزند حسینعلی، از شعرای معاصر خمینیشهر است. در سال 1302ش متولّد شده و پس از تحصیل در انجمنهای ادبی شرکت کرده است.
از اوست:
میسوزم و میسازم، با عشق چو پروانه مجنونم و سرگردان، آواره ز کاشانه
پیمودهام این ره را، چون قطره اشک شمع سر ریزم و جان و دل، اندر ره جانانه(2)
رجبعلی بن محمّد صالح طوسی اصفهانی بن علینقی، از کاتبان دوره زندیه است. او اوایل قرن سیزدهم هجری را هم درک کرده و خط نسخ را با مهارت مینوشته است. مجموعهای به خط او شامل «اصول فقه» تألیف: ملّا عبداللّه تونی و «شرح وافیه» تألیف: سیّد صدرالدّین محمّد رضوی قمی با تاریخ 1206ق در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(1)
[وی از شاگردان شیخ احمد احسائی بوده و به دستور شاهزاده محمّد ولی میرزا قاجار «الاربعون حدیثا» را به فارسی تألیف کرده که به شماره 2/8787 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)]
رجبعلی بن عبداللّه اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش مینوشت.
از آثار او کتابت «اخوان الصفا» تألیف: بهاءالدّین محمّد فاضل هندی به خط نسخ در سال 1238ق است.
این نسخه به شماره 528 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)همچنین او کتاب «مصاحب الخلوات» تألیف: میرزا فریدون بندپی مستوفی را به خط نسخ در دوشنبه اول جمادیالاوّل 1244ق کتابت نموده است. این کتاب در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(4)[او نسخهای از «النهایة فی شرح الهدایة» تألیف: ملّا محمّد تونی را در پنجشنبه 19 محرّم 1239ق کتابت کرده که جزو کتابهای اهدایی خانواده مرحوم سیّد مصلحالدّین مهدوی به گنجینه نسخ خطی اصفهان موجود است.(5)]
رجبعلی بن خواجه علی مازندرانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در 25 ربیعالثّانی سال 1050ق از کار کتابت رساله «مبادی آراء مدینه فاضله» تألیف: فارابی را به خطّ نستعلیق در اصفهان فراغت یافته و کتاب به شماره 2 ضمن مجموعه شماره 2110 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
رحمان گنجی، روزنامهنگار و نویسنده معاصر اصفهان در حدود سال 1297ش در روستای «اَرجَنگ» در چهارمحال و بختیاری متولّد شد. او در سال 1330ش هفتهنامه «گنج کوهرنگ» را تأسیس کرد و با مقالات انقلابی خود از نهضت ملّی به شدّت حمایت کرد و با سخنرانیهای پرشور مردم را به مبارزه با استبداد و استعمار فرا خواند. به این خاطر در سال 1333ش نشریهاش توقیف شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او در سال 1360ش بار دیگر «گنج کوهرنگ» را منتشر کرد که تا سال 1371ش ادامه یافت.
گنجی در سال 1376ش درگذشت(2)و در قبرستان امامزاده سیّد محمّد خمینیشهر به خاک سپرده شد.
استاد رجبعلی سنمار فرزند استاد غلامحسین، هنرمند معاصر و از اساتید معماری سنتی اصفهان است. در حدود سال 1285ش در اصفهان متولّد شده و از نوجوانی نزد
پدر معماری را فرا گرفته و از سال 1347ش به استخدام دفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی درآمد. او و دو برادرش استاد هاشم و استاد ابوالقاسم اغلب نزد پدر به معماری بناها و مرّمت آثار تاریخ مشغول بودهاند.
او بسیاری از بناها و آثار تاریخی اصفهان همچون سی و سه پل، مسجد آقانور، تالار تیموری، مدرسه چهارباغ، مسجد شاه (مسجد امام فعلی)، مسجد شیخ لطفاللّه، طاقهای بازار بزرگ و بازارهای منشعب از آن، مسجد جامع و مسجد حاج محمّد جعفر (که در اثر بمباران هواپیماهای رژیم عراق در جریان جنگ ایران و عراق به شدت آسیب دیده بودند) را مرمّت کرده است.
او زندگی ساده و زاهدانهای داشت. معلومات خود را در اختیار دیگران قرار میداد و خصوصا دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان از تجربه، و اطلاعات ارزنده او بهرهمند میشدند.(1)
رجبعلی سنمار سرانجام در 9 فروردین 1373ش درگذشت و در قطعه 35 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(2)
آخوند ملّا رجبعلی بن آقا محمّد شفتی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در سال 1238ق در محله درکوشک اصفهان نسخهای از «ترجمة الصلاة» تألیف: مولی محسن فیض کاشانی را کتابت نموده است. نسخه به شماره1276 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(3)
او احتمالاً از شاگردان حاج سیّد محمّد باقر حجّتالاسلام شفتی است. یادداشتی از او بر کتابت «منتخب تحفة الأبرار» سیّد حجّتالاسلام با تاریخهای 1244 و 1258ق
موجود است. این کتاب به شماره 36 در کتابخانه حاج سیّد مرتضی شهشهانی موجود است.(1)
آخوند ملّا رجبعلی تبریزی، عارف حکیم و ادیب شاعر [از مشاهیر فلاسفه اصفهان در قرن یازدهم هجری].
معاصر شاه عباس ثانی [اصلاً از تبریز بوده و از تاریخ ولادت او آگاهی نداریم. در اصفهان نزد جمعی از دانشمندان از جمله میرزا ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته است. او از فلاسفه پیرو مکتب مَشّاء بوده و با عقاید فیلسوف معاصر خود ملّا صدرا درباره موضوعاتی چون حرکت جوهری مخالفت میکرده است و برخی از شاگردانش نیز نحلهای جدا مقابل شاگردان ملّا صدرا را در فلسفه دنبال میکردهاند(2)]
از اَوان شباب تا انتهای عمر لحظهای در تحصیل علم کوتاهی نکرده و عمر را به قناعت و زهد سپری کرده است.
سالهای طولانی به تدریس مشغول بوده و در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان به تدریس [کتابهای فلسفی چون «اشارات» و «شفا»] مشغول بوده است. در عهد شاه عباس ثانی در محلّه عباسآباد ساکن بود. شاه عباس ثانی بنا به ارادتی که به او داشت خانهای در محلّه شمسآباد در بیرون حصار اصفهان برای او خرید.
ملّا رجبعلی در اواخر عمر به عوارض کهولت همچون بیماری و ضعف مبتلا شده و قدرت تدریس را نداشته و لذا خانهنشین شده بود، تا اینکه در سال 1080ق وفات یافته است.(3)
[در باب تاریخ فوت او اقوال مختلفی نقل شده است امّا صحیحترین قول همان است
که میر عبدالحسین خاتونآبادی که معاصر ملّا رجبعلی است، در کتاب خود ذکر کرده و ذیل و قایع سال 1080ق فوت او را ثبت و ضبط نموده است.(1)]
ماده تاریخ وفاتش را میرزا محمّد طاهر نصرآبادی گفته است:
«شهر تقوی و علم و دانش» را کرد «ملّا رجبعلی» خالی
[این بیت با ملاحظه تعمیه آن محاسبه شده ولی تاریخ 1080ق از آن به دست نیامد.]
صاحب ریاض العلماء به او اعتقادی نداشته و مینویسد: ملّا رجبعلی در علوم ادبی و دینی اطلاعاتی نداشته، لیکن در علوم عقلی استاد بوده و «شفا» و «اشارات» را تدریس مینموده، لیکن قدرت به نوشتن عربی نداشته است.(2)
با این همه شاگردان بسیاری را تربیت کرده که از آن جملهاند:
[1. میر محمّد اسماعیل خاتونآبادی 2. میرزا محمّد حسین حکیمباشی قمی[ 3. محمّد رفیع زاهدی معروف به «پیرزاده»4. محمّد شفیع اصفهانی [5. محمّد سعید حکیمباشی قمی معروف به «میرزا کوچک»]6. محمّد سعید قاضی قمی7. ملّا عباس مولوی [8. میرزا عبداللّه یزدی (فرزند میراجری)9. علیقلی بن قرچغای خان ترکمان 10. ملّا فریدون شیرازی 11. لطفعلی بیک افشار] 12. میرزا قوامالدّین محمّد رازی طهرانی [13. ملّا محمّد فاضل سراب 14. آقا جمالالدّین محمّد خوانساری(3)]
او در جوانی شعر میسروده و «واحد» تخلّص میکرده است. [از او رباعیاتی به جای مانده است ولی نسخهای از دیوان او شناسایی نشده است و ظاهرا اشعار او در حدّ یک دیوان نبوده است.]
از اوست:
واحد که به کوی دوست منزل دارد غم نیست اگر غم تو در دل دارد
پیوسته به تعمیر بدن مشغول است بیچاره همیشه دست در گل دارد(1)
کتب زیر از اوست:
«رساله وجودیه» ملّا رجبعلی در کتاب «منتخبات آثار حکمای الهی ایران» (قسمت اوّل) به چاپ رسیده است. 2. «رساله در تطبیق آنچه شرع درباره معاد گفته با صفات نفس» [3. «تعلیقات که مسائل چندی است حکمی از قسمت امور عامه» و به شماره 381 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است(2)]
1) سایر منابع شرح حال: رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص212؛ تذکره ریاض العارفین، (چاپ 1305ش)، ص238؛ طرائق الحقائق، ج3، ص162؛ دانشمندان آذربایجان، ص390؛ سخنوران آذربایجان، ج2، ص768؛ مفاخر آذربایجان، ج3، صص 1364-1366؛ و ج5، صص 2646-2648؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص340؛ ریحانة الادب، ج6، ص285؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «واحد»، ص31؛ تذکره روز روشن، صص 682 و 683؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفاء، ص134.
2) الذریعه، ج1، صص 104 و 105 و ج11، صص 78 و 79 و ج2، ص1247؛ فهرست رضوی، ج4، صص 53 و 151؛ فهرست احیاء، ج5، صص 278؛ فهرست مرعشی، ج31، ص723؛ فهرست امام صادق علیهالسلام اردکان، ج2، ص24؛ آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص115؛ فهرست مجلس، ج2، ص176.
[در اینجا ضروری است تذکر داده شود که دو تألیف منسوب به ملّا رجبعلی تبریزی «کلید بهشت» و «مقالة فی أنّ الواحد لا یصدر عنه الّا الواحد» که با عنوان «الاصول الاصلیة» و «الاصل الأصیل» یا «الاصول الآصفیه» معرفی شده، نیز قطعا از او نیست و مطابق تحقیقات پردامنه و عالمانه علّامه دانشمند جناب آقای حاج سیّد محمّد علی روضاتی هر دو آناناز تألیفات محمّد سعید حکیم فرزند محمّد باقر و معروف به حکیم کوچک قمی است و انتساب این کتابها به شخص دیگری به نام قاضی سعید قمی نیز اشتباه است.(1)]
آقا رجبعلی بُرخواری اصفهانی متخلّص به «زارع» شاعر ادیب [از سخنوران قرن سیزدهم هجری] از علم و ادب بابهره بوده لکن در بلوک بُرخوار اصفهان به زراعت مشغول بوده است. وی در مدح منوچهر معتمدالدّوله حاکم اصفهان قصایدی سروده است.
از اوست:
زد تاج زرنگار مرصّع به سر چمن روییده شد بنفشه بر اطراف جویبار
گل زد به ناز بر سر خود تاج داوری بلبل نمود بر سر او جان خود نثار(2)
ملّا رجبعلی متخلّص به «مینو»، شاعر ادیب، متوفّی در 9 شوّال سال 1325ق مدفون
در صحن امامزاده احمد اصفهان.(1)
رجبعلی نقاش اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. وی نزد میرزا علی نقاش، هنرنگارگری را آموخته و بدین مناسبت در آثار خود «حُسن کلک رجبعلی ز علی است» رقم میزده است.
از آثار او قلمدانهای ارزنده و زیبایی موجود است.(2)
رحمت بن ملک علی اصفهانی، از فضلاء دوره صفویه است. او «شرح کافی» (از اوّل کتاب الدّعا تا آخر کتاب العشره) تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را در دوشنبه 15 جمادی الآخر 1100ق در مدرسه شیخ علیخان کتابت کرده است. این نسخه به شماره 665 در کتابخانه علّامه طباطبائی شیراز موجود است.(3)
دکتر رحمتاللّه برجیان، از اساتید پزشکی و اطبّاء حاذق معاصر. در سال 1302ش متولّد شده و تحصیلات ابتدایی و متوسّطه خود را در اصفهان به پایان رسانیده و در سال 1321ش به دانشکده پزشکی تهران رفت و در سال 1327 به اخذ دکترا نائل و تز خود را با عنوان «سندرمهای دیسانتریفورم» ارائه نمود. سپس در فارس و تهران به
خدمت مشغول شد و در سال 1329ش به عنوان دانشیار کالبدشناسی آموزشگاه عالی بهداری اصفهان به کار مشغول گردید. وی علاوه بر تدریس کالبدشناسی، در بخشهای جراحی بیمارستانهای خورشید و ثُریّا (کاشانی فعلی) به فعالیت مشغول بود. پس از آن در رشته جراحی عمومی و شکستهبندی در دانشگاه تهران دیپلم تخصصی دریافت نمود. از سال 1336ش در دانشکده پزشکی اصفهان به تدریس مشغول شد. در سال 1338ش به فرانسه رفته و در رشته جراحی و کالبدشناسی به تحقیق و تحصیل پرداخت و رساله او با عنوان «درمان شکستگیهای ساق پا به وسیله پیوند استخوانی» مورد پذیرش قرار گرفت. او عضو انجمن انتروپولوژیستهای پاریس بوده و آثاری را تألیف نموده است. از جمله با همکاری دکتر مرتضی حکمی «راهنمای کالبدشکافی» را تألیف کرده است.(1)
[او سرانجام در اوایل ماه خرداد سال 1380ش درگذشت و در قطعه نامآوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.]
استاد رحمتاللّه رضایت فرزند استاد حاج محمّد علی، از معماران زبردست اصفهان است. در سال 1327ش در اصفهان متولّد شد و از کودکی نزد پدر و نیز استاد حاج مهدی رضایت (عمویش) و استاد نعمتاللّه رضایت (برادر بزرگتر خود) کلیه فنون معماری سنتی را فراگرفته و در مرمّت و بازسازی بسیاری از بناهای تاریخی اصفهان نقش فعال داشته است. او در زدن طاق و چشمه مهارتی بهسزا داشته و از جمله در احداث طاق چشمههای بازار جنب درب شرقی مسجد جامع اصفهان (پس از بمباران مسجد جامع توسط هواپیماهای دولت عراق) به همراه سایر معماران اصفهان نقشی فعال ایفا کرده است)
1) راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی، صص 40 و 41.
از دیگر آثار او احداث طاقهای بازارچه مجلسی، احداث تعداد زیادی محراب و سردر در مساجد اصفهان و حومه، اجرای رسمبندی و مقرنسبندی امامزاده کرّار جی اصفهان. ساخت کاسهبندیهای مصلای حضرت عبدالعظیم در شهر ری، ساخت مسجدی در دزفول، ساخت سردر ورودی امامزاده محمّد در خرمآباد لرستان، ساخت سردر امامزاده ابراهیم سعیدآبادگلپایگان، ساخت گنبد مسجد امام خمینی در اراک، ساخت مقرنس نعلبکی یکی از گلدستههای حرم مطهر حضرت زینب (س) در سوریه، بازسازی طاقهای بازارچه حسنآباد اصفهان و غیره بوده است.
وی با اداره باستانشناسی اصفهان (و پس از پیروزی انقلاب با سازمان میراث فرهنگی) و اداره اوقاف در مرمّت آثار و ابنیه مذهبی و تاریخی همکاری داشته و مرحوم استاد حسین معارفی او را مورد تشویق و تقدیر قرار داده است.(1)
حاج شیخ رحمتاللّه فشارکی، عالم فاضل متبحّر، از علمای معاصر. در سال 1348ق در قریه «فشارک» از توابع کوهپایه اصفهان متولّد شد. تحصیلات مقدّماتی را در زادگاه خود طی کرده و در اصفهان ادامه تحصیل داد. سپس به مشهد مقدس هجرت کرده و در مدرسه نواب ساکن شد و تا سطوح درس خواند و به تدریس پرداخت. چندی بعد به قم رفته و سالها در محضر آیات عظام مرعشی نجفی، گلپایگانی، شریعتمداری و امام خمینی به تحصیل درس خارج مشغول شد. و همچنین علم هیئت را از محضر آیةاللّه مجد العلماء نجفی در اصفهان فرا گرفت. او از مدرسین معروف ادبیات و سطوح در قم است.(2)
سیّد رحمتاللّه پیشنماز معروف به «نجفی» عالم فاضل و صالح متّقی [از علماء قرن یازدهم هجری].
در اصفهان ساکن بوده و مورد احترام شاه عباس اوّل قرار داشت و از طرف او در لشکر شاه عباس سمت امامت جمعه را برعهده داشت. [از شاگردان شیخ زینالدّین (شهید ثانی) بوده و در علوم فقه، تفسیر و حدیث مرتبهای عالی داشت و اکثر اوقات را صرف درس و بحث مینمود. شعر عربی را بسیار خوب میگفت.(1)]
محمّد رحیم اصفهانی معروف به «حاجی رحیم» از خوشنویسان اصفهان است. خط نستعلیق را خوش مینوشت. قطعهای به خط او با رقم «المذنب محمّد رحیم المدعو بحاجی رحیم الاصفهانی عفی عنه» در موزه کابل در افغانستان موجود بوده است.(2)
محمّد رحیم اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در عصر صفویه است. معاصر شاه سلطان حسین صفوی و در دفترخانه سلطنتی ناظر بوده و در خط نزد محمّد صالح اصفهانی مشق کرده است.(3)
رحیم اوستا، از روزنامهنگاران معاصر. در اصفهان متولد شده و در این شهر سکونت داشت و در روشن ساختن افکار و رشد اجتماعی جامعه فعّالیت میکرد.
او روزنامه «اوستا» را انتشار داد که از روزنامههای آبرومند اصفهان به شمار میرفت. همچنین او عضو هیأت امناء بقعه شهشهان و مسجد پاگودی بود.
سرانجام در 20 صفر (اربعین) سال 1397ق در اصفهان وفات یافته و در یکی از اطاقهای صحن امامزاده زینبیه اصفهان مدفون گردید.(1)
محمّد رحیم بن محمّد ابراهیم اصفهانی [از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن یازدهم هجری] در تاریخ 20 صفر 1086ق کتابت نسخهای از «کافی» را به خط نستعلیق به پایان رسانیده است و نسخه در حاشیه تصحیح شده و حاشیهنویسی دارد.
کتاب به شماره 2456 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
رحیم صالح فرزند اسداللّه شیرانی اصفهانی، شاعر ادیب [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].
در سال 1306ش در اصفهان متولد گردیده و در کودکی پدرش را از دست داد و تحصیلات مرتبی نداشت. فقط مدّتی در کلاسهای اکابر شرکت کرد و در جوانی به استخدام ارتش درآمد. کم شعر میگفت.(3)
میرزا محمّد رحیم حکیمباشی فرزند میرزا محمّد باقر بن میرزا محمّد رضا حکیمباشی، از سلسله سادات موسوی (حکیم سلمانی) اصفهانی، از اطبّاء دربار شاه سلطان حسین (در قرن دوازدهم هجری) بوده [و از درباریات بسیار بانفوذ بهشمار میرفته و در
تصمیمگیریهای دربار نقش مهمّی داشته] و سرانجام در [25 جمادی الاوّل] سال 1137ق پس از سقوط اصفهان، به دستور افاغنه کشته شده است.(1)
میرزا محمّد رحیم (یا عبدالرّحیم) شیخالاسلام بن ملّا محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، عالم فاضل [از علمای مشهور اصفهان در قرن دوازدهم هجری]. او صاحب مقامات عالیه علمی و جاه و مقام و احترام نزد علماء و رجال حکومتی بوده و ابتدا از طرف نادرشاه به منصب قضاوت و سپس شیخالاسلامی اصفهان منصوب شده است. [در کتابخانه اهدایی آقای مشکات به دانشگاه تهران، نسخهای از «اصول کافی» وجود دارد که در آخر آن میرزا محمّد رحیم جهت شاگردش حاج محمّد هاشم اجازه نوشته است.]
وی سرانجام در شب دوشنبه 21 ذیالحجه سال 1181ق وفات یافت.
این کتابها از اوست: 1. «الرّد علی الفاضل التُّنکابنی» 2. «الرسالة الهلالیّه»(2)
میرزا رحیم اصفهانی فرزند میرزا حسن، از ادباء و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. خط نستعلیق را خوش مینوشته و روزی یک هزار سطر کتابت میکرده است.
لسان الملک سپهر سال فوت او را 1272ق نوشته است.(3)
1) مکارم الآثار، ج4، ص1209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص747.
2) تتمیم امل الآمل، ص152؛ الاجازه الکبیره، ص145؛ وقایع السّنین و الاعوام، ص572؛ اعیان الشیعه، ج37، ص90؛ مکارم الآثار، ج3، ص826؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص772؛ خاندان شیخالاسلام، صص 128 و 129؛ الکواکب المنشره، صص 259 و 260؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص292.
3) تذکره خوشنویسان، ص114؛ احوال و آثار خوشنویسان، ص206.
حاج سیّد رحیم منوّرعلیشاه حقانی بن سیّد حسن دهکردی، از عرفای عالی مقدار و وارسته [در قرن چهاردهم هجری] خواهرزاده عالم جلیل آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی. در حدود سال 1300ق در شهرکرد متولد شده و در موطن خویش و اصفهان به تحصیل علوم قدیمه اشتغال جسته، دست طلب به دامان خالوی بزرگوارش میر سیّد احمد نوربخش معروف به «رحمتعلی شاه» داده، از ایشان اذن ارشاد و هدایت یافته و بعدا خلیفه ایشان گردید.
او از فضلاء مشهور و عرفاء معروف سلسله خاکساریه بود. زمانی در اصفهان و اکثرا در شهرکرد به سر میبرد، تا اینکه در روز 9 محرم (تاسوعا) سال 1368ق در بیروت در مراجعت از مکّه معظمه وفات یافت و در آنجا مدفون گردید [گاهی به مذاق عرفانی خویش شعر میسروده و] در اشعار «منور» تخلّص مینمود. اشعاری از او در کتاب «برهاننامه حقیقت» تألیف: آقا سیّد احمد نوربخش دهکردی به طبع رسیده است.
از اوست:
روزگاریست ز جان در طلب یار شدم دل رها کرده و اندر پی دلدار شدم
خود خلاصی دگر از بهر من بیدل نیست به کمند سر زلفش چو گرفتار شدم(1)
سیّد محمّد رحیم بن سیّد محمّد حسن موسوی شهرستانی [از سادات و اعیان خاندان موسوی شهرستان اصفهان و فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد میر محمّد صالح حسنی بوده و در سهشنبه 14 ذیحجه 1096ق «حاشیه بر شرح عضدی بر مختصرالاصول» ابن
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 177 و 178؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص473؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 233 و 234.
حاجب تألیف: ملّا میرزا جان باغنوی را به خط نستعلیق کتابت نموده که به شماره 620 ضمن مجموعهای در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.(1)
رحیم فرزند آقا حسین بن آقامحمّد رحیم اصفهانی. از خوشنویسان نیمه نخست قرن سیزدهم هجری است. خط نستعلیق را خوش مینوشته است. او کتاب «ابومسلمنامه» را در سال 1237ق کتابت کرده که در کتابخانه دکتر اصغر مهدوی در تهران وجود دارد.(2)
محمّد رحیم بن محمّد رضا، از خوشنویسان هنرمند اوایل قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و با شاه سلطان حسین صفوی معاصر است. خطوط نسخ و ثلث را با مهارت و زیبایی مینوشت.
از آثار او کتیبه سنگ قبر ملّا محمّد مسیح کاشانی به خط ثلث خوش و برجسته بر زمینه مرمر زرد با رقم و تاریخ: «کتبه العبد ابن محمّد رضا محمّد رحیم سنه 1120» است و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان وجود دارد.(3)
ملّا محمّد رحیم بن آخوند ملّا سدید جیلانی (گیلانی) تنکابنی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری. در اصفهان ساکم بوده و نزد جمعی از فضلاء از جمله ملّا محمّد بن عبدالفتاح تنکابنی (فاضل سراب) به تحصیل پرداخته است.
وی در سال 1103ق نسخهای از «سفینة النجّاة» تألیف: فاضل سراب را به خط نسخ خوش خود کتابت نموده و آنرا بر استاد قرائت نموده است. استادش این قرائت را تأیید کرده و ملّا رحیم را به عنوان «الفاضل الکامل الصّالح الدِّین، صاحب اخلاق الرّضیه و الملکات المرضیة» ستوده است نسخه نزد دانشمند معاصر جناب دکتر سیّد احمد تویسرکانی در اصفهان موجود است.(1)
میرزا محمّد رحیم ملقّب به «نظرعلی شاه» بن سعید بن رحیم منوچهری نایینی، عالم فاضل و عارف کامل و ادیب شاعر [از عرفای اوایل قرن سیزدهم هجری] در نایین متولد شده و در اصفهان به کسب علوم ظاهر پرداخته و در فنون علوم ماهر و قادر گردیده و سپس به شوق کسب معرفت و تزکیه و تصفیه نفس به خدمت نورعلی شاه اصفهانی رسیده و دست ارادت بدو داد و به سیر و سلوک مشغول گردید. در شعر گاهی «صحبّت» و گاهی «نظر» تخلّص مینمود.
از اوست:
طوس حریم حرم کبریاست مدفن پاک شه پاکان رضاست
کعبه اگر خانه آب و گل است طوس رضا کعبه جان و دل است(2)
سیّد رحیم بن محمّد شفیع حسینی تنکابنی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و از سیّد یوسف خراسانی قائنی کسب فیض نموده است.(1)
[وی کتاب «الکواکب الضّیائیه» تألیف: سیّد یوسف خراسانی را به خط نسخ در رمضان 1232ق کتابت نموده که به شماره 13223 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
او همچنین بر کتاب «الکواکب الضّیائیه» حاشیه نوشته است. محمّد تقی بن محمّد مقیم موسوی که در سال 1237ق نسخهای از «الکواکب الضیائیه» را کتابت نموده، این حواشی را نیز نقل کرده است. این نسخه به شماره 808 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(3)
سیّد رحیم تنکابنی نسخهای از «مفاتیح الشرایع» تألیف: فیض کاشانی را در سال 1227ق کتابت نموده که در کتابخانه عبدالوهاب فرید تنکابنی در رامسر موجود بوده است.(4)]
حاج محمّد رحیم میناکار فرزند آقا محمّد صادق، از هنرمندان عهد قاجاریه است. در میناکاری استاد بوده و در ماه رجب سال 1281ق وفات یافته و در تکیه فاضلان واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(5)
حاج میرزا رحیم شیخالاسلام فرزند میرزا عبداللّه بن میرزا رحیم بن میرزا مرتضی بن
شیخ عبدالمطلب بن میرزا رحیم اوّل بن میرزا محمّد جعفر سبزواری بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری عالم فاضل جلیل [از علمای صاحب نفوذ در قرن سیزدهم هجری].
در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر خدمت علماء و مجتهدین تلمّذ کرده تا به مقامات عالیه علم و کمال رسیده است. از اساتید او: حاج ملّا حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد محمّد شهشهانی و حاج شیخ محمّد باقر [نجفی] مسجد شاهی را باید نام برد. مشارٌالیه پس از فوت پدر به منصب شیخالاسلامی اصفهان برقرار گردید و دختر استاد بزرگوار خود حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی را به زوجیّت داشته و از این مخدّره صاحب شش فرزند و از جمله حاج میرزا حسن شیخالاسلام گردید. او همچنین امام جماعت مسجد شیخالاسلام در محلّه سینه پایینی بوده و در امر به معروف و نهی از منکر و رسیدگی به امور درماندگان و بیچارگان ساعی و کوشا و در برابر ظلم حکّام و مأمورین سدّی محکم و استوار بوده است. سجع مهر او عبارت «سلام قولاً من رب رحیم» و سجع مهر عیال ایشان جمله «آفتاب برج عصمت فاطمه» است.
این عالم جلیل در سال 1306ق وفات یافت.(1)
حاج آقا رحیم ارباب فرزند علی پناه، [عالم فاضل و حکیم بارع فقیه محقق، عارف ربّانی، قرن چهاردهم هجری در روز 12 جمادیالاولی 1297ق در روستای «چرمهین» از توابع لنجان متولّد شد. پدرش از اعیان و بزرگان ناحیه لنجان بود وی در 7 سالگی به اصفهان رفت. مقدمات دروس حوزوی را نزد ملّا حسن همامی تحصیل کرد و سپس در درس سیّد محمود کلیشادی حاضر شد. آنگاه در درس فقه و اصول حاج میرزا بدیع درب امامی شرکت کرد. همچنین از محضر آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص294؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، صص 137 و 138؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 220-222.
منیرالدّین بروجردی بهره برد قسمتی از دروس فقهی را هم نزد جهانگیرخان قشقایی تحصیل کرد. فلسفه، ریاضیات، هیأت و منطق را نزد دو حکیم عارف: آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقایی آموخت. خارج فقه و اصول را هم از محضر آقا سیّد محمّد باقر درچهای بهره گرفت. او در جامعیّت و احاطه به انواع علوم و معارف اسلامی همچون فقه، اصول، کلام، منطق، فلسفه، ادبیات فارسی و عرب، هیأت، ریاضیات و نجوم کمنظیر بود.
عمر خود را صرف تحصیل، تحقیق، مطالعه، تدریس و بیان احکام دین و تهذیب نفس و عبادت نمود.
از نظر اخلاقی یک انسان کامل بود و وجودش از کینه، خودخواهی و تکبّر و طمع خالی بود. نسبت به کوچک و بزرگ تواضع داشت و از ریاکاری و خودنمایی به دور بود و نسبت به همه با حُسن خلق و احترام رفتار مینمود. عدّه زیادی از بزرگان و دانشمندان در محضر ایشان حاضر میشدند و کسب فیض میکردند از جمله استاد بدیع الزّمان فروزانفر که گفته بود: «وقتی به اصفهان میآیم دو قبله دارم یکی آیتاللّه ارباب و دیگری محمّد باقر الفت».]
مرحوم ارباب از قائلین به وجوب عینی نمازجمعه در زمان غیبت امام علیهالسلام ، بود و سالها آن را در منزل و سپس در مسجد گرک یراق و بعدا در مسجد جامع و چندین سال در مسجد درکوشک اقامه مینمود و چون در ماه صفر سال 1368ق مرحوم آقا میر محمّد مهدی سلطان العلماء به امامت جمعه اصفهان منصوب گردید، مرحوم آقای ارباب تا اواخر عمر نمازجمعه را در مسجد قریه گورتان (در سمت مغرب اصفهان در کنار جاده نجفآباد) اقامه مینمود.
حوزه تدریس او از حوزههای تحقیقی و ممتاز بهشمار میرفت. مدّتی در مسجد حکیم و سپس در منزل خود به تدریس پرداخت و عدّه زیادی از فضلاء و علما معاصر اصفهان از تربیتیافتگان آن مرحوم میباشند.
[از جمله فتاوای ایشان اعتقاد به وجوب نمازجمعه در عصر غیبت، طهارت اهل کتاب، و ارث بردن زوجه از زوج پس از فوت او از تمام ماترک او حتّی زمین بوده است.
این عالم ربانی در اواخر عمر نابینا شد و باقی عمر را به صبر و رضا گذراند] تا اینکه در شب چهارشنبه 18 ذیالحجه سال 1396ق وفات یافت و در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفات او را ضمن قطعهای چنین گفتهاند:
جبرئیل سر فرو کرد در جمع و گشت تاریخ: «حاج آقا رحیم ارباب ازین جهان برفته»(1)
میرزا رحیم کلانتر فرزند میرزا محمّد علی موسوی، از سادات حکیم سلمانی، شاعر و ادیب فاضل. از چهرههای قرن سیزدهم هجری.
او مردی شریف، نجیب و کریم الطّبع بوده و حمام و بازارچه کلانتر در کوچه گلبهار اصفهان منسوب به اوست. سرانجام در جمعه غرّه رمضان 1295ق وفات یافت و در تکیه خاندان کلانتر در تخت فولاد مدفون شد. حاج میرزا بهاء خواجویی شاعر اصفهانی ضمن قطعهای گفته است:
سروش گفت «بها» را برای تاریخش کلانتری جان را رحیم داد بدو(2)
1) تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 186 و 188؛ نقباء البشر، ج2، صص 721 و 722؛ الاجازة الکبیره، ص59؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص76؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص107؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 450-455؛ مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص151؛ روزنامه رسالت، شماره 181، 4 تیر 1365، ص4؛ کارنامه همایی، صص 48-51؛ آیین فرزانگی، ج1، صص 53-66؛ ارباب معرفت: اغلب صفحات.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 612 و 613 و 1023؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص188.
محمّد رحیم بن آقا غلامعلی خوشنویس اصفهانی، خوشنویس هنرمند قرن سیزدهم هجری. خط نسخ را خوش مینوشته و در اصفهان سکونت داشته است. [وی قرآنها و ادعیه بسیاری را به خط خوش خود کتابت کرده که از جمله یکی از آنها را جهت «دبیر الملک» در سوم رجب 1279ق کتابت نموده که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است. قرآن دیگری نیز مورّخ رجب 1281ق ازا و به جای مانده است.
وی ظاهرا خط نسخ را نزد پدر تعلیم دیده است.(1)]
میرزا رحیم بن محمّد قاسم چلبی تبریزی، از ادباء و شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری. در عباسآباد ساکن بوده و ظاهرا به هند رفته و آنجا فوت شده است. او جوانِ قابل آراستهای بود.
از اوست:
میستاند صد دل و یک دل نمیدارد نگاه زلف را این باد دستیها پریشان کرده است(2)
رحیم نقاش اصفهانی فرزند کرمعلی و از نوادگان کاظم بن نجفعلی (آقا نجف نقاش) اصفهانی، از هنرمندان ماهر قلمدانساز و نقاش دوره قاجاریه است.
قلمدانهای زیبایی از او با رقم «رحیم بن کرمعلی» دیده شده است.(1)
محمّد رحیم بن میرزا محمّد، کاتب نستعلیقنویس در روز دوشنبه 10 جمادیالثّانیه 1219ق، از کتابت کتاب «روضة الانوار عباسی» تألیف: ملّا محمّد باقر سبزواری فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 3007 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
آقا محمّد رحیم بن نورالدّین محمّد بن ملّا محمّد صالح مازندرانی، عالم فاضل [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری] در علوم زمان خود خصوصا فقه و حدیث ماهر بوده و بر «حاشیه معالم» جدّش ملّا صالح مازندرانی حاشیه نوشته است.(3)
محمّد رحیم اخوت فرزند سیّد محمّد فرزند سیّد محمود، از منتقدان ادبی و داستاننویسان معاصر اصفهان. در آذر ماه 1324ش در محلّه احمدآباد اصفهان متولّد شد. دوره تحصیلات ابتدایی را در مدرسه جلالیه و سیکل اول متوسّطه را در دبیرستان گلبهار و سیکل دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان کازرونی طی نمود. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، به عنوان «سپاهی دانش» در روستاهای رزن همدان تدریس کرد. پنج سال هم در «ورزنه» اصفهان آموزگار بود. آنگاه در «سگزی» واقع در شرق
اصفهان تدریس کرد و همزمان در دانشسرای راهنمایی در رشته علوم انسانی به تحصیل مشغول شد و بلافاصله در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده و ادامه تحصیل داد و به دریافت لیسانس زبان و ادبیات فارسی نائل شد.
در سال 1360ش پس از چندی تدریس در دبیرستانها، از خدمت در آموزش و پرورش اجبارا بازنشسته شد و به کارهای متفرقه پرداخت. او سالهاست که در امور شهرسازی و معماری به مطالعه مشغول است.
او در نوجوانی شوق نوشتن یافت و داستانهایی را نوشت. اوّلین نوشتههای او در سال 1346ش در مجلّه «فردوسی» به چاپ رسید. او در دور دوم فعالیّت اصحاب جُنگ اصفهان به آنان پیوست و در جلسات آنان شرکت کرد و پس از پراکنده شدن اعضای جُنگ، در هیأت تحریریه فصلنامه «زندهرود» حضور یافت. او مقالات بسیاری در مقولههای گوناگون فرهنگی به چاپ رسانده است.
کتابهای زیر از محمّد رحیم اخوت به چاپ رسیده است:
میرزا محمّد رحیم کبیر (میردامادی) بن میر مرتضی بن میر محمد اشرف بن سیّد عبدالحسیب محمّد میردامادی سدهی بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل، از علمای اواخر قرن دوازدهم هجری بوده و در سِدِه ماربین [خمینیشهر فعلی] به تبلیغ
1) نشریه «هنگام» (ویژه محمّد رحیم اخوت).
و ترویج شریعت میپرداخته است.(1)
میرزا رحیم شیخالاسلام بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میرزا رحیم اول بن میرزا محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، عالم فاضل [از فضلاء قرن سیزدهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و در سال 1226ق پس از فوت پدر، به منصب شیخالاسلامی اصفهان تعیین گردید. در اصفهان تحصیلات علوم دینی را انجام داده بود. سرانجام در جمعه 9 صفر 1249ق وفات یافته و در بقعه تکیه خوانساریها در تخت فولاد مدفون شد. [بر روی قبر او سنگ مرمر نفیسی با حجّاری عالی و خطوط ثلث و نستعلیق خوش نصب است و در حاشیه اشعاری از «حسین ضیاء اصفهانی» در مرثیه او نقر شده که مادّه تاریخ آن چنین آمده است]:
ندای اِرجِعیَش چون به گوش هوش رسید سروش عالم غیبی ز سوی جنّت مأوا
نوشت کلک «ضیاء» از برای سال وفاتش: «رحیم را که کند رحم جز رحیم بِعُقبا»(2)
محمّد رحیم نجفآبادی متخلّص به «آسف» فرزند آقا مسلم بن هادی بن نامدار، شاعر ادیب از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در سال 1185ق در نجفآباد متولّد شده
و در آنجا علم و ادب آموخت. در انواع شعر خصوصا غزل مهارت داشته و دیوان او با عنوان «زِبَرجد سقف لیلیپوش» به کوشش آقای علی یزدانی در سال 1386ش چاپ شده است.
او سرانجام در سال 1270ق وفات یافته و در قبرستان قدیم نجفآباد مدفون شد و امروزه مزار او از بین رفته است.
از دیگر آثار او یک بیاض شامل اشعار «مثنوی پیر و جوان» نصیر اصفهانی، «ترکیب بند» هاتف اصفهانی و چند شعر از شاعران مختلف است که آنرا در سال 1254ق جمعآوری و به خط خود نوشته است.
از اوست:
ای یوسف ثانی که در اقلیم ملاحت مثل تو به هر مصر به بازار نیامد
رحمی به من دلشده کن کز غم هجران یک بار مرا نخل اَمَل بار نیامد(1)
میرزا محمّد رحیم بن محمّد مؤمن عقیلی استرآبادی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری] از نوادگان دختری شیخ لطفاللّه عاملی است.(2)در اصفهان ساکن بود و [به نوشته «محمّد صالح اصفهانی» در کتاب «تذکره خوشنویسان»: «از فضلای عصر و اعاظم سادات بود. قلم تندی داشت. برهنهنویس بود. پس از رشیدا میزیست.(3)]
او در زمره علمایی است که خط او در خطبه اول جامع الرّواة موجود است.(4)
رحیم خان بیگلر بیگی امین الرعایا، از صاحب منصبان نیکوکار قرن سیزدهم هجری در اصفهان.
وی پس از آنکه میر سیّد حسن مدرس از مجتهدین عالی مقام اصفهان مسجدی را در محلّه نو بنا کرد ولی موفق به اتمام آن نشد و وفات یافت را تکمیل نموده و برادرانش محمّد کریم خان و محمّد حسین خان، ساختمان آن را به پایان رساندند. مسجد به نام «رحیم خان» معروف است و از آثار باستانی و نفیس دوره قاجاریه بهشمار میرود.(1)
رحیم زریباف، از هنرمندان موسیقی اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است. او به شغل موروثی زریبافی امرار معاش میکرد و در زمان خود از خوانندگان بسیار مشهور اصفهان بهشمار میرفت. وفاتش در 80 سالگی در حدود سال 1312ق واقع شد.(2)
حاج سیّد محمّد رحیم سدهی معروف به «حاج آقا سدهی» عالم فاضل [در اواخر دوره قاجاریّه] از موثّقین نزد امام جمعه اصفهان بوده و در شب 18 صفر سال 1337ق در سفر زیارت در مشهد مقدّس وفات یافت.(3)
محمّد رحیم طالقانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه شاهزادهها در
اصفهان به تحصیل مشغول بوده و در این مدرسه نسخهای از «حاشیه شرح تجرید جدید» تألیف: ملّا عبدالرزّاق فیاض لاهیجی را در سال 1217ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
رحیم قهدریجانی [از نویسندگان کتب در قرن یازدهم هجری و از اهالی «قهدریجان» لنجان اصفهان] در سال 1218ق نسخهای از «الفوائد الضیائیه» شرح جامی را به خط نسخ جهت میر محمّد جعفر نوشته است. کتاب به شماره 148 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.(2)
شیخ رحیم اصفهانی متخلّص به «مایل» شاعر و خوشنویس ادیب از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته و نزد درویش عبدالمجید مشق خط کرد و خط شکسته را خوش نوشت. امّا بین او و استادش کدورتی واقع شده و او درویش را هجو کرد. بدین خاطر آن حُسن خط را یکسره از دست بداد.
شعر نیز میسرود. از اوست:
دنبال دل فتاده به هر خانه میروم دیوانهام که از پی دیوانه میروم(3)
ملّا محمّد رحیم یزدی [از فضلاء و علمای قرن یازدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] تدریس مینموده و نامش در وقفنامه مسجد مزبور ذکر شده است.
او همچنین وقفنامه مدرسه نوریه را گواهی و امضاء نموده است. سجع مهر او «سلام قولاً من رب رحیم» است.(1)
ابومحمّد رزقاللّه بن عبدالوهاب بن عبدالعزیز بن حارث بن اسد بن لیث بن سلیمان بن اسود بن سفیان بن زید بن اکینه بن عبداللّه تمیمی، از محدّثین حنبلی اصفهان در قرن پنجم هجری. در اصفهان ساکن بوده و از پدرش عبدالوهاب نقل حدیث نموده و عبدالعزیز بن محمّد آدمی و ابوالمعالی مطهر بن مفضل کاتب اصفهانی از او روایت میکنند.(2)
رستم بیگ آققویونلو، در محله درکوشک در جنب مدرسه و مسجد، قبرستان بزرگی بوده که تا این اواخر قسمتی از آن باقی بود و سر در آن از آثار باستانی اصفهان بهشمار میرفت که به چهلستون منتقل گردید. در این قبرستان عدّه کثیری از فضلاء و دانشمندان و عرفاء و وزراء مدفون بودهاند. در پشت سر آن، بقعهای وجود داشته که جزو خانههای اطراف شده، بقعهای در آنجا بود. مشهور در بین عموم مردم آن بود که مقبره متعلّق به رستم بیگ بن مقصود بیگ بن امیرحسن، از حکمرانان آققویونلو
میباشد. مشارالیه در سال 903 به دست احمد بیگ اغرلو محمّد بن امیر حسن عموزاده خود کشته شده است.(1)
میرزا رستم بن عمر شیخ بن امیر تیمور گورکانی، از طرف شاهرخ حکومت اصفهان را داشته و در سال 824ق در اصفهان وفات یافته و مدفون گردید.(2)
قاضی ابوالقاسم رستم بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن زیاد مدینی تانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری. ابوسعد سمعانی از او به عنوان «کان اماما فاضلاً بهی النّظر» یاد کرده و نوشته که متصدی قضاوت اصفهان بوده است. از جدّ خود عبدالرّحمان بن محمّد استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.
فوت او در 8 محرم سال 540ق در اصفهان(3)[اتّفاق افتاد].
آرستم بختیاری، از بزرگزادگان ایل احمد خسروی بختیاری [از شعرای قرن چهاردهم هجری].
در حدود سال 1310ق متولّد شده و علاوه بر معلومات ادبی و تاریخی در نقاشی و گلدوزی استاد هنرمندی بود. اشعار زیادی گفته است.
از اوست:
دنیاست تخته، خلق بود مهره، طاس بخت تا بر که طاس روی کند در قمار عشق(1)
رسول بهروان بن محمّد جواد، شاعر ادیب [از سنخوران قرن چهاردهم هجری [در سال 1315ق در کوهپایه اصفهان متولد گردید. در کسب علوم و فضائل خصوصا تاریخ و ادب رنجها برده و زحمتها کشیده و از اساتید فنّ شعر و ادب در اصفهان بود. او سالها در دبیرستانهای اصفهان به تدریس ادبیات مشغول بود [و سرانجام در 13 فروردین 1344ش وفات یافته و در تکیه خلیلیان واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد]. در شعر طبعی روان داشت.(2)
بهروان برادر شاعر مشهور حسین سخنیار (مسرور اصفهانی) است.
رسول جعفریان (فرزند عباس) نویسنده، محقّق، مورّخ و دانشمند فاضل معاصر، در سال 1343ش در قریه پزوه از شهر «خوراسگان» (از توابع اصفهان) در خانوادهای با ده فرزند به دنیا آمد. دوره دبستان و راهنمایی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تحصیل علوم به اصفهان آمد و به مدرسه ذوالفقار رفت. وی در مدت اقامت در اصفهان، به صورت آزاد از مدارس دینی دیگری چون «نیماورد»، «نوریه» و «جده کوچک» استفاده میکرد.
رسول جعفریان در سال 1357ش و در آستانه پیروزی انقلاب، برای ادامه تحصیلات حوزوی، راهی شهر مقدس قم شد. نخست به مدرسه خان رفت و سپس در مدرسه رسالت، به ادامه تحصیل پرداخت. وی در قم از درس اساتیدی چون آیات: جوادی آملی، مصباح یزدی، ممدوحی، منتظری، گرامی، سیّد مهدی روحانی، سیّد محسن خرازی و نیز علّامه جعفر مرتضی جبل عاملی بهره برد. در سال 1359ش در دوره آموزشی مؤسسه در راه حق شرکت کرد و با بازگشایی دانشگاهها، در سال 1361ش به تدریس معارف اسلامی و تاریخ اسلام در دانشگاههای اصفهان و تهران مشغول شد که تا سال 1373ش ادامه داشت.
اولین اثر جعفریان در سال 1364ش با عنوان «پیش درآمدی بر شناخت تاریخ اسلام» منتشر شد. دومین اثر کتاب «اکذوبة تحریف القرآن بین الشیعة و السنة» بود. از آن پس تاکنون بیشتر نوشتههای وی چهار حوزه تاریخ اسلام، تاریخ شیعه، تاریخ صفوی و تاریخ معاصر است. شماری از کارها تألیف، برخی تصحیح و اندکی هم ترجمه است. وی در سال 1374ش کتابخانه تخصصی اسلام و ایران را در قم تأسیس کرد که تاکنون فعال است. در سال 1379ش عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه شد و در سال 1385ش به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، گروه تاریخ منتقل گردید. وی از سال 1387ش ریاست کتابخانه مجلس شورای اسلامی را بر عهده دارد.
به کوششهای پیگیر خود در زمینه تألیف، تصحیح، ترجمه و نیز تحقیق در تاریخ اسلام، ایران و تشیع همچنان ادامه میدهد.
برخی از آثار وی عبارت است از:
سیاسی امامان شیعه» 10. «دوازده رساله فقهی درباره نماز جمعه از دوره صفوی» تصحیح 11. «تاریخ مکه» ترجمه 12. «رسائل حجابیه» دو مجلد، تصحیح 13. «تشیع در عراق و مناسبات با ایران» 14. «درک شهری از مشروطه (مقایسه مشروطه اصفهان و تبریز)» 15. «تاریخ تحول دولت و خلافت در اسلام، و دهها اثر دیگر.
براستی رسول جعفریان را میتوان از مفاخر فرهنگی اصفهان بلکه ایران دانست. وی از کسانی است که متجاوز از یکصد اثر از او منتشر شده است و این هنوز از نتایج سحر است باش تا صبح دولتش بدمد.
مولی محمّد رشید بن محمّد علی اصفهانی. از فضلاء و محدّثین قرن یازدهم هجری است. در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و نزد علّامه مجلسی فراگیری حدیث و معارف اسلامی مشغول بوده است.
او کتابهای «اختیارات الایام»، «شکیّات»، «صیغ العقود» و «میزان المقادیر» از تألیفات علّامه مجلسی را در سال 1094ق کتابت کرده که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
او همچنین جلد هجدهم «بحارالأنوار» را در 26 ربیعالثّانی 1096ق به خط نسخ کتابت کرده و علّامه مجلسی اَنهائی برای او در آخر کتاب به تاریخ آخر ربیعالاوّل 1096ق نوشته است. این نسخه در کتابخانه مدرسه غرب همدان وجود دارد.(2)
ملّا محمّد رشید بن محمّد مقیم جعفری شیرازی، فاضل ادیب و شاعر، از سخنوران
قرن یازدهم هجری. از اغلب علوم بهره وافی داشت و در خدمت میرزا علیرضا شیخالاسلام به نوشتن سکوک و سِجِلات مشغول بود.(1)
وی نسخهای از کتاب «الروضة البهیه» تألیف: شهید ثانی را در رمضان 1090ق کتابت نموده و در حاشیه آن فواید علمی و تعلیقات عالمانهای افزوده که تاریخ نوشتن آنها 1093ق بوده است و بر تبحّر او دلیلی روشن و آشکار است.(2)
این بیت از اوست:
اشک نگذارد عیان در چهرهام احوال دل خوب نتوان خواند مکتوب در آب افتاده را
رشید تبریزی معروف به «رشیدای زرگر» از شعرای قرن یازدهم هجری است. در فن زرگری و میناکاری مثل و مانند نداشت. در شعر نیز قریحهای توانا داشت و طبعش به هزل و هجو مایل بود. سفری به هند رفت و بازگشت و به خاطر هنر خود نزد شاه سلیمان صفوی کمال احترام را داشت. او از تبریزیان ساکن محلّه عباسآباد اصفهان بود. فوتش قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) اتفاق افتاد.
[«کلیات اشعار رشیدا» (شامل منظومههای «مثنوی در تتبّع مخزن الاسرار»، «حسن گلوسوز»، «رنگ ارژنگ» (یا «سبعه سیّار»)، «قضا و قدر»؛ «ساقینامه» با عنوان «میکده شوق»، «جواهر الاسرار» و مقطعات، ترجیعات، ترکیبات و رباعیات) به شماره 5266 در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.]
از اوست:
مشهور و خفی چو گنج دقیانوسم پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
القصّه درین چمن چو بید مجنون میبالم و در ترقّی معکوسم(1)
محمّد رشید اصفهانی متخلّص به «رشیدی»، از شعرای قرن دهم هجری و معاصر شاه طهماسب صفوی بوده است.
از اوست:
شود از دیگران در خشم و بر من دامن افشاند غباری در دل از هرکس که دارد بر من افشاند(2)
شیخ رشیدالدّین بن شیخ ابراهیم اصفهانی، عالم فاضل، [از دانشمندان قرن دهم هجری] از شاگردان شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی (پدر جناب شیخ بهائی) بوده است. صاحب ریاض (ملّا عبداللّه افندی) مینویسد: در اردبیل نسخهای از «اربعین» تألیف شیخ حسین را دیدم که شیخ به خط خودش به رشیدالدّین اجازه داده و مقام علمی او را ستوده بود.(3)
تاریخ اجازه 19 جمادیالاول 971ق است.
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 553 و 554؛ کاروان هند، ج1، ص442؛ دانشمندان آذربایجان، ص159؛ تذکره روز روشن، صص 292 و 293؛ الذریعه، ج9، صص 360 و 362؛ سخنوران آذربایجان، صص369-373.
2) تذکره روز روشن، ص296، تاریخ نظم و نثر، ص676؛ الذریعه، ج9، ص362؛ اثرآفرینان، ج3، ص116.
3) ریاض العلماء، ج2، ص311 و ج7، صص 104 و 105؛ احیاء الدّاثر، ص87؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص614، اعیان الشیعه، ج32، ص3؛ الذریعه، ج1، ص186، تاریخ تشیع اصفهان، ص353.
محمّد رضا آتشزاد، نقاش و هنرمند معاصر در سال 1337ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مقطع ابتدایی در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان در رشته نقاشی طبیعت به تحصیل پرداخت و دیپلم گرفت. سپس در رشته نقاشی به تحصیل در دانشکده هنرهای زیبای تهران پرداخت ولی عاقبت تغییر رشته داده و در رشته معماری ادامه تحصیل داد و در سال 1366ش از دانشگاه شهید بهشتی تهران فارغالتّحصیل شد.
او از نقاشان آبرنگ است و به نقاشی طبیعت علاقه زیادی دارد و نوآوریها و نوجوییهای او به همراه مطالعه گسترده در نقاشی غرب، به آثار او غنای خاصّی داده است.
آثار او در بسیاری از نمایشگاههای داخلی و خارجی به نمایش گذاشته شده است. همچنین پنج آلبوم از تابلوهای او به چاپ رسیده است.
از تابلوهای او میتوان به «سروهای برف زده»، «انتظار»، «گل نرگس»، «بندر انزلی»، «گلدان و ماه»، «برگها و فنجان»، «رُزهای قرمز»، «چهلستون» و «مردم و پل خواجو»(1)
محمّد رضا آدریانی [از نویسندگان کتب و کاتبان بوده] مجموعهای از «اصول حدیث» از جمله «اصل محمد بن المثنی» را به خط نسخ کتابت نموده که ضمن مجموعه شماره 2939 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[آدریان مرکب از آدر (=آذر) + یان (پسوند مکان) از روستاهای کهن بلوک ماربین و اکنون از محلههای خمینیشهر اصفهان است.]
میرزا رضا آریان، [از شعرای قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1260ش در ملایر متولّد شده و عمر خود را به مشاغل دولتی در شهرهای مختلف خصوصا طهران و اصفهان به سر برده و سالها در اصفهان ساکن بوده است. او از وزارت دارایی بازنشسته شده گاهی شعر میسرود و «رضا» تخلّص میکرد.
از اوست:
شد هوا چون نافه چین عنبرین آمد بهار ماه فروردین چو نوروز برین آمد بهار(1)
حاج سیّد محمّد رضا ابن الرّسول، عالم فاضل معاصر در خمینیشهر متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله: آقا سیّد مهدی درچهای، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، شیخ محمّد حسن عالم نجفآبادی، آقا سیّد محمّد رضا خراسانی، سیّد عبداللّه ثقةالاسلام، حاج سیّد محمّد صادق مدرس خاتونآبادی و شیخ محمّد رضا نجفی مسجد شاهی تحصیل نمود. او در روستای اصغرآباد خمینیشهر به اقامت جماعت و ارشاد مردم مشغول بود. او پس از عمری صداقت و تقوا در نوروز سال 1330ش وفات یافت و در مقبره عمومی درب سیّد فروشان در خمینیشهر مدفون شد.(2)
محمّد رضا اصفهانی متخلّص به «اخگر» شاعر و خوشنویس ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان میزیسته و ظاهرا به خواهش محمود میرزا قاجار به طهران رفته و به کتابت اشعار و آثار او پرداخته است خط شکسته را خوش مینوشته و در شعر
طبعی روان داشته است.
از اوست:
به قتلم وعده داد آن شوخ بیپروا و میدانم کزین طالع که دارم خواهد آخر رفت از یادش(1)
ملّا رضا اصفهانی معروف به «جولاه» شاعر و ادیب قرن دوازدهم هجری. در اوایل جوانی نزد پدر به جولاهی مشغول بود ولی از آن کار دست کشید و به علم و ادب روی آورد. شعرش در کمال ملاحت و استواری و در آداب معاشرت و آیین صحبت کمنظیر بود. سال وفاتش به دست نیامد.
از اوست:
ناله پنداشت که در سینه ما جا تنگ است رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است(2)
محمّد رضا اصفهانی، نقاش هنرمند عهد زندیه است. از آثار او دو پرده نقاشی از مجالس مربوط به واقعه کربلا است که اطرافش به خط نسخ در قابهای بازوبندی کتیبهدار، نام نقاش «محمّد رضا اصفهانی» و تاریخ: جمادیالاولی 1201ق به حروف در هر دو رقم شده است. این دو پرده را یکی از ارامنه اصفهان به موزه دیر میختاری هدیه کرده است.(3)
موزه دیر مختاری در «وین» اطریش قرار دارد.
آقا محمّد رضا اصفهانی، از عرفاء و صوفیه در قرن سیزدهم هجری. مرید منوّرعلی شاه بوده و در اواخر عمر به «خفر» در فارس رفته و قبل از 1300ق در آنجا کشته شده و جنازهاش در قبرستان باب سلم شیراز مدفون گردید.(1)
میرزا محمّد رضا اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] از جمله دانشمندانی است که آقا محمّد علی کرمانشاهی در کتاب «خیراتیه» به قول آنها استشهاد نموده است.(2)
محمّد رضا بیگ اعرج اصفهانی، حاکم یزد در قرن دوازدهم هجری. او در زمان نادرشاه افشار بر یزد حکومت میکرده و مردی بیرحم و سفّاک بوده و عوارض سه ساله یزد را که قبلاً بخشیده شده بود، او در کمال سختی مطالبه میکرد. بالاخره مردم تظلّم کردند و او را از کار برکنار کردند.(3)
استاد رضا اعظمی، از هنرمندان معاصر اصفهان و استاد زبردست گچبری است. او در سال 1334ش در اصفهان متولد شده و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به کار بنایی پرداخت و در کنار آن تا مقطع دیپلم را به صورت شبانه ادامه داد. در نوجوانی به فراگیری گچبری نزد استاد رضا افیونی پرداخت و کمکم در تمامی فنون و ریزهکاریهای
این هنر مهارتی بهسزا یافت.
از آثار او گچبری و مرمت گچبریهای حسینیهای در محلّه سیچان، کنسولگری روسیه، خانه در رحمتآباد نطنز، خانه سوکیاس و خانه داوید در محلّه جلفا، عمارت عالیقاپو، مسجد جامع عتیق، محراب الجاتیو در مسجد جامع، شبستان مسجد علی، بقعه هارونیه، خانه سرهنگ بخردی، خانه شیخالاسلام، خانه همایی، ایوان عمارت چهلستون، تالار اشرف، رکیبخانه، مدرسه قدسیه، مسجد آقانور و غیره در اصفهان، سردر بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی در اردبیل، بقعه هفده تن در گلپایگان، کتیبه گچی مسجد میرعماد کاشان، محراب مسجد جامع یزد، مسجد جامع ارومیه، گنبد اصلی سلطانیه زنجان، کتیبههای محراب گچی بقعه بایزید بسطامی و غیره قابل ذکر هستند.(1)
این هنرمند توانا در انواع فنون گچبری و گچکاری همچون قطاربندی، خطکشی، شبکهکاری، سیم گلکشی و غیره استاد است و از آموزش آن به علاقمندان این هنر دریغ نمیورزد.
استاد محمّد رضا امامی ادهمی اصفهانی، خطاط هنرمند [قرن یازدهم هجری [که با محمّد صالح خطاط اصفهانی در خدمت علیرضا عباسی تبریزی تربیت شدهاند. آثاری ازا و در اصفهان از سال 1038ق (مسجد شاه) (=مسجد امام فعلی) شروع و به سال 1081ق (درب امام) ختم میشود. بنابراین استاد خط در اصفهان بوده و او را «امام الخطاطین» لقب دادهاند.
[خط ثلث را در حدّ اعلای زیبایی مینوشته و کتیبه هایی نیز بر خط نستعلیق ازا و موجود است. غیر از اصفهان در قم و مشهد مقدس نیز کتیبه هایی از او وجود دارد از جمله:
1) معماران و مرمّتگران سنتی اصفهان، صص 240-245.
کتیبههای بقعه شاه صفی و شاه عباس دوم در سالهای 1059 و 1077ق، در شهر مقدس قم، کتیبههای گنبد مطهر امام رضا علیهالسلام در سال 1059ق، ایوان مسجد گوهرشاد در سال 1087ق و کتیبه به خط نستعلیق در مدرسه سعدیه به سال 1087ق همگی در مشهد مقدس.
برخی سال فوت او را 1080ق ذکر کردهاند ولی با مشاهده کتیبههای او در مشهد مقدس معلوم میشود که او تا سال 1087ق زنده بوده است.
فرزندش علینقی و نوهاش محمّد محسن از خطاطان برجسته اواخر عهد صفویه بودهاند.(1)]
حاج آقا سیّد رضا امامی سدهی، از علمای عالیقدر معاصر در سال 1303ش در خمینیشهر اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدّماتی در زادگاه خود و اصفهان، به قم عزیمت کرد و در محضر حضرات آیات بروجردی، مرعشی نجفی، حجّت، گلپایگانی، حاج شیخ عبدالنّبی عراقی و خوانساری تحصیل نمود و از برخی از آنان از جمله آیتاللّه مرعشی اجازه دریافت نمود و سالها از اصحاب استفتاء ایشان بود.
او اغلب در قم ساکن و به وظایف شرعیّه مشغول بود و در ایّام تعطیلی حوزه در خمینیشهر به تبلیغ دین میپرداخت و در اصفهان در درس حضرات آیات بهبهانی و ارباب حاضر میشد.
او عالمی متقّی و زاهد و متواضع و غیور در امر به معروف و نهی از منکر بود.
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 773 و 774؛ وقایع السنین و الاعوام، ص510؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان: صفحات متعدد؛ گنجینه آثار قم، ج1، صص 603 و 607؛ تاریخ قم (ناصرالشریعه)، ص94؛ انجم فروزان، ص106؛ مطلع الشّمس، صص 416 و 418-420 و 432 و 546؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 217 و 218؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1168؛ تاریخ خط و خطاطان، ص112؛ اطلس خط، صص 350 و 351؛ تذکره خوشنویسان، ص33؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 93-97؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، ص51.
سرانجام در روز 6 اسفند 1368ش وفات یافته و پس از اقامه نماز بر پیکر ایشان توسط مرحوم آیتاللّه مرعشی، به خمینیشهر حمل و در مسجد اعظم خمینیشهر به خاک سپرده شد.(1)
حاج سیّد محمّد رضا آل رسول فرزند آقا سیّد محمّد ابراهیم بن آقا سیّد عبداللّه بن میر محمّد علی شمسآبادی بن سیّد محمّد بن سیّد عبداللّه بن سیّد اسماعیل بن سیّد حسین موسوی شاهاندشتی مازندرانی، عالم فاضل معاصر.
در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از بزرگان علماء و مدرّسین تلمّذ نموده. مدّتی با کسب اجازه از مرحوم ملّا حسین فشارکی در دادگستری خدمت نموده و پس از فوت آن مرحوم از خدمت در دادگستری استعفا داده و سالها به خدمت اجتماعی اشتغال داشت. پس از شهادت برادر بزرگوارش حاج سیّد ابوالحسن شمسآبادی (شهید اصفهانی) به جای ایشان در مسجد جناب اَباذر غفاری (مسجد شمسآباد) اقامه جماعت مینمود و مصداق حقیقی «نعم الخلف» بود.(2)سرانجام در 11 رمضان المبارک 1409ق وفات یافته و جنب برادرش در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.(3)
میرزا محمّد رضا بن حاج محمّد ابراهیم کلباسی، عالم فاضل متّقی [از علماء قرن سیزدهم هجری].
در شب 14 رمضان المبارک 1219ق متولّد شده و در این شهر خدمت پدر بزرگوارش و حاج سیّد محمّد باقر حجتالاسلام شفتی و دیگران تحصیل نموده است.
از علماء نافذ الکلمه اصفهان بود و به شیخالاسلام شهرت داشت. در شب جمعه 14 شعبان 1284ق وفات یافته و در بقعه حاجی کلباسی (پدر بزرگوارش) مقابل مسجد حکیم مدفون شد.(1)
میرزا محمّد رضا رشتی فرزند حاج ابوتراب، از علمای معاصر اصفهان. او در اصفهان نزد جمعی از علمای عالیقدر از جمله آقا شیخ مرتضی ریزی به تحصیل پرداخته و سالها امام جماعت مسجد ذکراللّه در محلّه بیدآباد بوده است. او داماد استادش شیخ مرتضی ریزی است و پس از وفات در بقعه استاد واقع در تخت فولاد مدفون شد.(2)
محمّد رضا کاشانی متخلّص به «سیما» فرزند میرزا ابوالحسن بن میرزا صادق. شاعر ادیب و خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری به فارسی و عربی شعر نیکو میگفته و خطوط هفتگانه را خوش مینوشته و در سیاق مهارت بسیار داشته است. شاه سلطان حسین صفوی او را به «عضدالدّوله» ملقّب ساخت.
او در جریان حمله افاغنه به اصفهان در سال 1135ق به قتل رسید. میرزا محمّد تقی سپهر (لسان الملک) از نوادگان اوست.(3)
رضا فلسفی فرزند حاج میرزا ابوتراب، از نویسندگان و روزنامهنگاران اصفهان است. در سال 1286ش در اصفهان متولّد شده و تحصیل نمود. سپس به نوشتن در جراید اصفهان از جمله روزنامه راه نجات پرداخت. او در 8 شهریور 1358ش وفات یافته و در یکی از اطاقهای شرقی تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد مدفون شد. از آثار او کتاب «اندیشههای فلسفی» به چاپ رسیده است.(1)
میر محمّد رضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس بن میر محمّد اسماعیل خاتونآبادی عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری] مدرس و امام مسجد شاه [مسجد امام فعلی [بوده [و ظاهرا نزد پدر بزرگوار خود جمعی از علماء تحصیل کرده است.] او در شب 9 رجب سال 1238ق وفات یافته است.(2)[نام او به عنوان یکی از شهود موقوفات میرزا محمّد حسین خان صدر اصفهانی، در وقفنامه آمده است.(3)]
رضا بدرالسّماء فرزند ابوالقاسم بن عبدالحمید، از نقاشان هنرمند معاصر. در سال 1328ش در محلّه جوباره اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسّطه را در این شهر طی کرد در نوجوانی نزد برادرش عنایتاللّه به میناکاری مشغول شد ولی پس از انجام خدمت سربازی، از میناکاری کناره گرفته و به نقاشی پرداخت و نزد احمد بیضاوی و علی مانی به فراگیری نقاشی مشغول شد. او پس از آشنایی با استاد جواد رستم شیرازی، نقاشی را با جدیّت دنبال کرد و از آن استاد بزرگ تعلیم گرفت. همچنین در زمینه آبرنگ از تجربیات استاد یرواند نهاپطیان بهرهمند شد.
او اگرچه در نقاشی با آبرنگ، گواش و پاستل مهارت دارد امّا علاقه و دلبستگی
خاصّی به مینیاتور ایرانی دارد و در این فن صاحب سبک است. موضوعات مذهبی از جمله وقایع تاریخی زندگی چهارده معصوم مضامین تابلوهای مینیاتور او هستند. از آثار استاد بدرالسّماء تعدادی در نمایشگاههای خارجی و داخلی به نمایش درآمده و تعدادی در مجموعههای خصوصی و موزهها نگهداری میشوند. برخی از آنها نیز در کتابهایی به چاپ رسیدهاند که از جمله میتوان به نقاشیهای کتاب رباعیات خیام اشاره کرد.
برخی از تابلوهای او به قرار زیر است: ظهر عاشورا، آتش به خانه وحی، کشتی نجات، از دامن زن مرد به معراج میرود، مرغ باغ ملکوت و غیره.(1)
حکیم آقا محمّد رضا قمشهای متخلص به «صهبا» فرزند ابوالقاسم، عالم ربّانی و فیلسوف الهی ادیب شاعر و حکیم فاضل از مشاهیر حکماء و مدرسین فلسفه در قرن سیزدهم هجری.
در حدود سال 1241ق در قمشه [شهرضای کنونی] متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از حکماء و علماء از جمله: حاج ملّا محمّد جعفر لنگرودی، سیّد رضی لاریجانی، میرزا حسن نوری به تحصیل پرداخته و سپس به تدریس مشغول شد.
[در واقعه قحطی و گرانی 1288ق بسیاری از املاک خود را فروخته و سرمایه خود را صرف کرد و نیازمندان را از گرسنگی و مرگ نجات داد. در حدود سالهای 1294 یا 1295 به خاطر شکایت از صاحبان قدرت که املاک او را تصرّفکرده بودند به تهران رفته و به تقاضای طلّاب و فضلای آنجا در مدرسه صدر واقع در جلوخان مسجد سلطانی (مسجد شاه) به تدریس پرداخت. با ورود و تدریس او به تهران، شاگردان
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای رضا بدرالسّماء در پنجم مهر 1383ش.
دروس فلسفی میرزا ابوالحسن جلوه، جذب درس آقا محمّد رضا شدند و معروف شد که: «جلوه از جلوه افتاد».
او در تدریس فنون فلسفی اشراقی و صدرایی تسلّط و مهارت زیادی داشت و «فصوص الحکم»، «تمهید القواعد»، «شفا»، «اشارات»، «مصباح الانس»، «فتوحات مکیّه» و غیره را با بیانی گرم و پرشور تدریس میکرد.
او با آنکه فردی متمکن و صاحب ملک و سرمایه بود امّا زندگی زاهدانه و همراه با قناعت خود را ترک ننمود و به لباس روستایی خود قناعت کرده و عمر را به عبادت گذراند. اغلب روزه میگرفت و در خوراک و خواب به اندکی بسنده میکرد او در مراعات آداب و سنن شرع و ادای واجبات و مستحبات و ترک مکروهات و مواظبت بر نوامیس دین چنان محکم و استوار بود که گویی سلمان عصر و ابوذر زمان است.]
حکیم صهبا سرانجام [در غرّه صفر 1306ق و یا به روایتی] در شب پنجشنبه 27 محرم 1306ق وفات یافت [رحلت او مصادف با وفات مجتهد بزرگ تهران ملّا علی کنی بود و همگان در مراسم تشییع او حضور داشتند. لذا پیکر حکیم قمشهای در میان جمع اندکی از علماء و شاگردانش تشییع شده] و در مزار سر قبر آن در تهران مدفون شد.
[مادّه تاریخ وفات او را میرزا اسماعیل دبیر چنین سروده است:
سال فوت ورا چو میجستم شد سروش مرا چنین ناقل
که دبیرا بگو بتاریخش پاک آمد رضا بحق و اصل]
کتب و رسالههای زیر از تألیفات اوست:
اشعار» [غیرمدون که در حاشیه برخی کتابها موجود است و استاد منوچهر صدوقی صهبا آنچه را به دست آمده در «تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفاء» ثبت نموده است.[ 10. «الولایه» 11. «رسالة فی تحقیق الاسفار الاربعه» [12. «تعلیقات مفتاح الغیب» 13. «تعلیقات شواهد الرّبوبیّه» 14. «رساله در تحقیق معنای جوهر و عرض در لسان اهل اللّه» 15. «رسالة فی الرّد علی الاعتراض علی دلیل امتناع انتزاع مفهوم واحد من الحقائق المختلفه» 16. «شرح فرازی از دعای سحر: اللهم انّی اَسئلُکَ مِن بَهائک بِاَبهاهُ و کُلُّ بَهائِکَ بِهی»
این بیت از اوست:
ساغر ز خون ماست به اندازه نوش کن این جام باده نیست که لبریز میکنی(1)]
محمّد رضا بن ابیالقاسم گلپایگانی اصفهانی، از خطاطین نسخنویس قرن سیزدهم است. از آثارش: نسخهای از «بهجة المرضیة فی شرح الالفیه» (سیوطی) مورخ اوّل جمادیالاولی 1266ق که در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.(2)
آخوند ملّا رضا خوانساری فرزند ملّا احمد، واعظ صالح معمّر [در قرن چهاردهم
1) جغرافیای اصفهان (تحویلدار)، ص69؛ چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج 1، ص 222؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 508 و 509؛ اصفهان: کتاب جوانان، صص 227 و 228؛ شمس التواریخ، ص33؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، صص 74-79؛ نقباءالبشر، ج2، صص 732-734؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 618 و 619؛ ریحانة الادب، ج4، ص496؛ سالنامه شهرضا، ص25؛ جغرافیای تاریخی شهرستان شهرضا، صص 36-43؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و شعراء، صص 261-319؛ الذریعه، ج7، ص238؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 606-608؛ شواهد الربوبیه: مقدمه، ص127؛ منتخب معجم الحکماء، صص 95 و 96.
2) فهرست حقوق، ص281.
هجری] متوفّی در دوشنبه 25 ربیعالثّانی 1365ق به سن قریب به یکصد سال. مدفون در جلو قبر آقا سیّد رضوی خوانساری (در تکیه سادات رضوی در تخت فولاد).(1)
حاج میرزا رضا ملّاباشی فرزند حاج میرزا احمد ملّاباشی بن میرزا محمّد حسن منجّم بن میرزا محمّد علی منجّم بن میرزا عبداللّه حسینی تفرشی، عالم فاضل [از علمای اواخر دوره قاجاریه].
در اصفهان متولّد شده و نزد آقا میرزا ابوالمعالی کلباسی و حاج میرزا بدیع موسوی درب امامی و جمعی دیگر از علمای اصفهان تحصیل کرده است. او به افتخار دامادی شیخ محمّد تقّی آقانجفی نائل شده و زهرا خانم دختر او را به زوجیّت گرفته بود. او مردی خیّر و نیکوکار و صاحب موقوفاتی است. همچنین او به همراه شیخالاسلام و رکن الملک، از اعضای عدالتخانه در اصفهان بوده است.
سرانجام در سال 1334ق در اصفهان وفات یافته و در مقبره آقانجفی مدفون گردید. سپس به اعتاب مقدّسه ائمه عراق علیهمالسلام منتقل [و در نجف اشرف مدفون شد].
مرحوم ملّاباشی قسمتی از املاک خود را در لنجان وقف کرده و مصرف آن را کمک به ارحام فقیر خود قرار داده است رحمهالله .(2)
آقا شیخ محمّد رضا باقری بن حاج احمد محمودآبادی، عالم فاضل متّقی [از علمای قرن چهاردهم هجری] متوفی 13 رجب 1378ق مدفون در پای بقعه مقدّس در تخت
فولاد اصفهان.(1)
شیخ رضا بن شیخ احمد حُجَجی نجفآبادی، عالم فاضل معاصر، در سال 1312ش در نجفآباد متولّد شده و پس از تحصیل مقدمات، در قم نزد آیات عظام: بروجردی، امام خمینی، سلطانی، منتظری و علّامه طباطبایی به تحصیل علوم دینی مشغول شد. مدّتی به آبادان رفت و پس از آن به نجفآباد بازگشته و به اقامه نماز جماعت در مسجد سهراه بازار پرداخت. او خدمات اجتماعی ارزندهای در زادگاه خود انجام داده که تأسیس بیمارستان الزهراء و تأسیس کتابخانهای بزرگ با حدود هفتاد هزار جلد کتاب در نجفآباد از آن جمله است.(2)
محمّد رضا بن اسکندر خوراسکانی، از جمله خوشنویسان قرن سیزدهم هجری که دارای خط بسیار زیبایی بوده است. در یکی از مساجد خوراسکان نیم جزء قرآن از پنجاه و نیم جزء دیگر قرآن رؤیت شد که به خط نسخ متمایل به ثلث به خط جلی و بسیار زیبا در سال 1246ق کتابت شده بود.(3)
میرزا رضاخان بنانالملک فرزند حاجی محمّد اسماعیل تاجر شیرازی (مشهور به میناکار). از کارگزاران و رجال عصر قاجاریه. در سال 1255ق متولّد شد. در جوانی مدّتی طب خواند و به میرزا رضاخان حکیم معروف شد. سپس به عنوان پیشکار و منشی
و عکاس به خدمت ظلالسّلطان حاکم اصفهان درآمده و لقب «بنانالملک» گرفت. او شریک در تبهکاریهای ظلالسّلطان در تخریب آثار صفویه از جمله عمارت نمکدان است. او ثروت زیادی به هم زده بود و از ترس ظلالسّلطان، به بهانه زیارت عتبات عالیات، از ایران خارج شده و به عراق و سپس مصر رفت. چندی بعد به لندن رفته و به ایران بازگشت. در سال 1308ق جزو وزرای دارالشّورای کبرای دولتی شد. در سال 1309ق به سمت قنسولگری مصر منصوب شد و دو سال آنجا بود. پس از عزل به اصفهان آمد و در رجب 1313ق ظاهرا به امر ظلالسّلطان مسموم شده و جان سپرد و در ضلع غربی تکیه صاحب روضات در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ فوت او این بیت است:
چون که بگرفت دامن ده و چار بجنان آمده مقام رضا(1)
محمّد رضا بن محمّد امین [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] که در سهشنبه 2 ذیحجه 1259ق در اصفهان مجموعهای فراهم آورده که به شماره 1651 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
محمّد رضا بن محمّد امین اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در 10 شوال 1082ق نسخهای از «حدائق الحقائق» تألیف: سیّد علاءالدّین محمّد گلستانه را کتابت نموده و نسخه به شماره 7518 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(3)
محمّد رضا بن ایوب کاظمی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1100ق نسخهای از «شرح الرّضی» در علم نحو را در اصفهان کتابت کرده است. ظاهرا صاحب عنوان از شاگردان علّامه مجلسی بوده است. در کاظمین خاندان ایوب معروف بودهاند.(1)
حاج سیّد محمّد رضا شفتی بن حاج سیّد محمّد باقر (ثانی) بیدآبادی بن حاج سیّد اسداللّه بن حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی بیدآبادی عالم فاضل جلیل.
در حدود سال 1320ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر نزد عدّهای از فضلاء همچون آخوند ملّا تقی دهقی و حاج آخوند زفرهای و آقا شیخ علی مدرس یزدی و آقا سیّد میرزا اردستانی مقدمات و سطح را فرا گرفته، سپس جهت تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت نمود و پس از آنکه برادر بزرگ ایشان مرحوم علم الهدی به عللی ترک جماعت در مسجد سیّد را نمود، ایشان را از نجف دعوت به اصفهان کردند و قبل از سال 1346ق مراجعت نموده و تا هنگام وفات در مسجد سیّد به اقامه جماعت پرداخته و پس از فوت مرحوم ملاذالاسلام امر تولیّت موقوفات مسجد مُفَوّض به ایشان گردید. و به بهترین صورت به وظیفه شرعی خود با تمام مشکلات و موانعی که اداره اوقاف زمان برای ایشان ایجاد میکرد، انجام وظیفه نمود.
اساتید ایشان پس از مراجعت از اعتاب مقدّسه در اصفهان عبارتند از: آقا میرزا احمد مدرس، آقا شیخ محمّد رضا نجفی مسجد شاهی، مرحوم حاج میر سیّد علی مجتهد
1) الکواکب المنتشره، ص269.
نجفآبادی و بهخصوص مرحوم آقا سیّد مهدی درچهای و غیره.
او عالمی خلیق بود و در سالهایی که مرحوم حاج میر سیّد علی بهبهانی مدت شش ماه به اصفهان تشریف میآوردند از ایشان دعوت مینمود که شبها جهت اقامه جماعت به مسجد سیّد تشریففرما شوند و این ایثار و گذشت سبب محبوبیت بیشتر ایشان شد.
سرانجام در نیمه شب پنجشنبه 3 ذیالحجه 1396ق پس از یک عمل جراحی در بیمارستان وفات یافته، جنازه با کمال احترام و تشییع شایسته به مسجد سیّد منتقل و در بقعه مرحوم سیّد حجةالاسلام مدفون گردید.(1)
آقا محمّد رضا اصفهانی ملقب به «حضورعلی» فرزند آقا محمّد باقر، شاعر و عارف ادیب. [از عرفاء و شعرای اواخر دوره قاجاریه] در سال 1275ق در یزد متولّد شده و در طفولیّت همراه پدر در یزد به سر برد. در سال 1289ق به طهران رفته و در فقه، اصول، صرف، نحو، منطق، معانی و بیان، هیأت، نجوم و حکمت به کسب علم مشغول شده و زبان فرانسه را نیز آموخت. سپس به سیر و سلوک و عبادت پرداخته و از سوی مشایخ صوفیه لقب «حضورعلی» و از سوی دولت قاجاریه لقب «شمس العرفاء» گرفت. مشارءالیه برادر «صفیعلی شاه» از مشایخ مشهور طریقت نعمتالهی است. طبع شعر داشته و گاهی شعر میسروده و مثنوی در باب پرسش جناب کمیل به زیاد از حصرت علی علیهالسلام ، درباره حقیقت سروده است.
از اوست:
1) بیان المفاخر، ج2، صص 188-190؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 314 و 315، مزارات اصفهان، ص165؛ مستدرک دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1059؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص95؛ فهرست نسخههای خطی سه کتابخانه اصفهان، ص7.
من که رند باده نوشم پارسائی چون کنم بتپرستی پیشه دارم خودستائی چون کنم
خادم میخانه گشتم از حرم گویم چرا در خرابات اوفتادم پارسائی چون کنم(1)
شیخ محمّد رضا بن محمّد باقر عاملی [از فضلای قرن سیزدهم هجری] شاگرد میر محمّد حسین خاتونآبادی است. او به دستور استاد خود «حاشیه» شیخ جعفر قاضی بر «الروضة البهیّه» را مقابله و تصحیح نموده و استاد به خط خود، در سال 1149ق شهادت به مقابله داده است. نسخه در کتابخانه خوانساری موجود بوده است.(2)
ملّا محمّد رضا بن علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی عالم فاضل و محدّث محقّق [از علمای قرن دوازدهم هجری] در اصفهان متولّد شده و نزد پدر عالیقدر خود و علمای اصفهان به تحصیل پرداخت. او عالمی حمیده خصال و عالی همت بوده و شاه سلطان حسین صفوی و امراء دولت او و علماء در احترام و تکریم او اهتمام داشتند. وی از جمله علمایی بود که در افتتاح مدرسه چهارباغ اصفهان در سال 1122ق حضور داشت. در فقه، حدیث و ادبیات خصوصا انشاء مهارتی بهسزا داشته و شعر نیز میسروده [و خطوط ثلث و نسخ را خوش مینوشته است] و سرانجام مقارن فتنه افغان در اصفهان وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شد. این کتابها از اوست:
برخی از شاگردان پدرش، در آخر مجلّد اوّل کتاب «من لا یحضره الفقیه» در ماه ربیعالاوّل سال 1112ق به او اجازه روایت دادهاند.(1)
شیخ محمّد رضا فرقانی جرقویهای اصفهانی حائری فرزند محمّد تقی، از اکابر علماء و فقهاء و مجتهدین معاصر. در حدود 1305ق [در قریه دستگرد جرقویه] متولّد گردید. تحصیلات مقدماتی را نزد ملّا محمّد ورزنهای، آقا اسداللّه شریعتی کمالآبادی و ملّا محمّد حسن دهنویی طی کرد. سپس به اصفهان آمده و در درس آقا سیّد مهدی درچهای، میرزا احمد مدرس اصفهانی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آخوند ملّا محمّد کاشانی حاضر شد. طب را نیز از میرزا ابوالقاسم احمدآبادی (ناصر حکمت) فرا گرفت و از محضر درس حاج ملّا عبدالجواد آدینهای نیز بهره گرفت. در اوایل سال 1329ق به نجف اشرف عزیمت کرده و مدّت کمی در درس آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی شرکت کرد. پس از آن نزد آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی و سیّد حسین کوهکمری حاضر شد و تحصیل کرد. آنگاه به اصفهان مراجعت کرده و از محضر آقا سیّد محمّد رضا نجفی اصفهانی، آقا سیّد محمّد نجفآبادی و آقا سیّد مهدی درچهای بهره بُرد. در سال 1337ق به حج بیتاللّه الحرام مُشَرَّف شده و بعد از آن به نجف بازگشت و در جلسات بحث حضرات آیات سیّد ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، میرزا علی آقا شیرازی، میرزا محمّد حسین نایینی و شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی (کمپانی) شرکت
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 330-332؛ مزارات اصفهان، ص36؛ الکواکب المنتشره، ص262؛ تذکره غنی، ص57؛ مرآت الاحوال جهاننما، ج1، ص125؛ الذریعه، ج9، ص 363 و ج21، ص237 و ج26، ص42؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص99؛ وقایع السنین و الاعوام، صص 564 و 553؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص210؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 525-527؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1169.
کرد در سال 1339 به ایران بازگشته و در قم از درس حاج عبدالکریم حائری یزدی بهره بُرد. مدّتی بعد به عتبات عالیات رفته و برای همیشه در کربلا ساکن شد.(1)] و نماز جماعت را در مسجد صافی اقامه نمود و در مدرسه هندیه تدریس کرد. او در اواخر عمر در صحن مطهر مرقد حضرت امام حسین علیهالسلام اقامه جماعت مینمود.
او از قائلین به وجوب عینی نماز جمعه در زمان غیبت حضرت امام مهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) بود و خود آن را در مسجد صافی کربلا برپا میداشت.(2)
او در جمادیالاولی سال 1393ق در کربلا وفات یافته [و در مقبره آلشیرازی واقع در صحن مطهر مرقد حضرت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام مدفون شد(3)].
وی را تألیفاتی است از آن جمله:
ملّا محمّد رضا بن ملّا محمّد تقی مجلسی، از علماء سلسله مجلسی بوده و پس از وفات در مقبره مابین قبر پدر و برادر (ملّا محمّد باقر مجلسی) مدفون گردید.
از کتاب «تذکرة الانساب» برمیآید که ملّا محمّد تقی، غیر از ملّا عزیزاللّه و علّامه ملّا محمّد باقر، فرزندان دیگری هم داشته است از جمله: محمّد رضا. آخوند گزی قبر او را بین مجلسی اوّل و مجلسی دوم مینویسد. به نظر نویسنده این قبر متعلّق به ملّا محمّد
رضا فرزند علّامه مجلسی است و ملّا محمّد رضا برادر علّامه مجلسی در بقعه و یا حوالی آن مدفون است.(1)
سیّد رضا طباطبائی بن سیّد جعفر، عالم فاضل، در سال 1327ش در نجفآباد متولّد شد و پس از تحصیل مقدمات نزد پدر و شیخ عباس ایزدی، سیّد محمود مدرس و سیّد محمّد باقر حسنی در نجفآباد، به نجف اشرف عزیمت کرده و نزد حضرات آیات سیّد اسداللّه مدنی و شیخ مجتبی لنکرانی به تحصیل پرداخت. سپس به قم رفته و نزد حضرات آیات منتظری، گلپایگانی و سبحانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. از آثار او کتاب «مرجعیّت و تقلید» در سال 1379ش به چاپ رسیده است.(2)
محمّد رضا بن محمّد جعفر نجفآبادی، از نویسندگان کُتب و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «ریاض المسائل» (از اجاره تا لعان) را به خط نسخ در سال 1253ق کتابت کرده و به شماره 3 در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم موجود است.(3)او نسخه دیگری از «ریاض المسائل» را در 4 ذیالقعده 1257ق کتابت کرده که در کتابخانه امام جمعه زنجان موجود بوده است.(4)
حاج سیّد محمّد رضا روضاتی بن آقا سیّد جلالالدّین بن میرزا مسیح بن میرزا محمّد باقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات)، عالم فاضل جلیل، در شنبه 10 ربیعالثانی 1335ق در اصفهان متولّد شده و نزد علمای این شهر تحصیل نمود. سپس به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول شد. علاوه بر علم و فضل در زبان انگلیسی هم تسلط داشت. او در سال 1401ق وفات یافت.
ماده تاریخ وفاتش را شاعر توانا استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین سروده است:
خرد سال فوتش ز «برنا» خواست بگفتا «محمّد رضا» در جنان(1)
1401
سیّد محمّد رضا بن آقا جلالالدّین بهشتینژاد، از علمای معاصر اصفهان و امام مسجد قرچقه [مسجد شهید بهشتی کنونی] متوفّی در اوّل ربیعالثّانی 1399ق و مدفون در تکیه سادات بهشتی جنب مصلای تخت فولاد.(2)
حاج سیّد محمّد رضا غروی موسوی چهارسوقی فرزند آقا جمالالدّین بن آقا میرزا محمّد هاشم موسوی چهارسوقی، عالم فاضل جلیل [از علمای معاصر اصفهان] در سال 1308ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد علمای این شهر تحصیل علوم کرده و پس از فوت پدر به جای ایشان در مسجد نو چهارسو شیرازیها معروف به «مسجد آقا میرزا
محمّد هاشم» اقامه جماعت نموده و تا آخرین سالهای عمر ادامه داد. سرانجام در [25 جمادی الثّانی] 1397ق در اصفهان وفات یافته، در پشت تکیه آقا حسین خوانساری (تکیه حاج آقا جمالالدّین نجفی) مدفون گردید.(1)
آقا سیّد محمّد رضا خراسانی بن حاج سیّد محمّد جواد جارچی بن سیّد محمّد رضا بن حاج سیّد یوسف خراسانی، عالم جلیل، فقیه محقّق مدقّق [رئیس حوزه علمیه اصفهان].
در 25 ذیحجه 1311ق درا صفهان متولّد گردیده و در خدمت جمعی از علماء عالیقدر اصفهان همچون حاج سیّد محمّد جواد جارچی (پدرش)، حاج سیّد مرتضی خراسانی (عمویش)، شیخ محمّد رضا نجفی، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، حاج میر محمّد صادق خاتونآبادی، شیخ علی مدرس یزدی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمّد باقر درچهای، [میرزا احمد مدرس و آخوند ملّا محمّد کاشانی] به تحصیل پرداخته و به اجتهاد نائل شد.
او سالها در مساجد اصفهان از جمله مسجد اقصی و مسجد حاج رضا و مسجد جارچی اقامه جماعت مینمود و در مدرسه صدر و مدرسه چهارباغ فقه و اصول را تدریس میکرد.
او عالمی نیکوکار و پرهیزکار بود. در اواخر عمر ریاست و اداره حوزه علمیه اصفهان و رسیدگی به مدارس و طلاب برعهده او بود. از خدمات ایشان تعمیر مدرسه عربان و مدرسه صدر و تأسیس کتابخانه رضویه (در مدرسه صدر بازار) است.
[مرحوم خراسانی در زهد و قناعت و صلاح و پرهیزکاری و رعایت نظم و انضباط در تدریس و امور زندگی نمونهای مثالزدنی بود.]
وی در شب یکشنبه 29 رجب 1397ق وفات یافته و در کنار قبر عالم بزرگ شیعه
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص224؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100.
بهاءالدّین محمّد اصفهانی (فاضل هندی) در تخت فولاد مدفون شد. تقریرات فقهی و اصول برخی از اساتید خود به رشته تحریر درآمده است.(1)
میرزا محمّد رضا بن حاج میرزا حبیباللّه اژهای، عالم فاضل [از فضلای قرن چهاردهم هجری] متوفی در ماه رمضان 1351ق مدفون در تخت فولاد اصفهان، نزدیک مزار ملّا علی اکبر اژهای.(2)
میرزا رضاخان نائینی متخلّص به «رضوان» فرزند میرزا حسن خان مستوفی بن حاجی میرزا حسین خان بن میرزا سیّد محمّد خان بن میرزا معصومخان طباطبائی نائینی، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامهنگار عصر مشروطیت.
او در 1290ق در قریه «حصار» واقع در بین بروجرد و اصفهان متولّد شده و در اصفهان به تحصیل پرداخت و در تهران در مدرسه آمریکایی ادامه تحصیل داد. او از آزادیخواهان و طرفداران مشروطیت بود و بهعنوان عضو انجمن ولایتی اصفهان برگزیده شد و در جلسات و مباحث انجمن شرکت فعالی داشت. پس از آن به تهران رفت و در سال 1326ق روزنامه «تیاتر» را منتشر کرد. آنگاه که محمّد علی شاه به سلطنت رسید و مجلس را به توپ بست و بساط مشروطیت را برچید، دفتر روزنامه او مورد حمله قرار گرفت و غارت شد. میرزا رضاخان پس از شکست در فعالیت
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 315-318؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص91؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص163؛ مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص222؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ص235؛ فهرست کتابخانه صدر بازار، ج3: مقدمه؛ ارشاد النّاس: (نسخه خطی)؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص116.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65.
مطبوعاتی، وارد کارهای دولتی شد. مدّتی معاون وزارت معارف بود. در دادگستری تهران مدّتی دادستان شد. عاقبت از آن کار کناره گرفته و اوقات را به مطالعه گذراند.
در شعر طبعی روان و قدرت فراوان داشت. او کتابخانهای ارزشمند با هزاران نسخه نفیس داشت که در آن زمان پس از کتابخانه مرحوم حاج حسین آقای ملک، دومین کتابخانه بزرگ تهران بود. این کتابخانه به وسیله دختر مرحوم نائینی وقف کتابخانه آستان قدس رضوی شد.
او مقالاتی در مطبوعات نوشته است از جمله: شرح حال مُتنَبّی شاعر بزرگ عرب (در مجله ارمغان) و مقاله «انتقاد ادبی» در علم نحو.
سرانجام در 18 رمضان 1350ق وفات یافته و در جوار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام در مشهد مقدس مدفون شد.(1)
مادّه تاریخ فوتش را عبرت نائینی چنین گفته است:
«عبرت» ز عقل سال و فاتش سؤال کرد آهی کشید و گفت: «صد افسوس از رضا»
1310ش
آقا سیّد محمّد رضا سادات فرزند آقا میرزا حسن بن میرزا محمّد بن میرزا محمّد باقر بن میر محمّد صالح آقا دگمهچین.
عالم فاضل جلیل [از علمای قرن چهاردهم هجری] امام جماعت مسجد علیقلی آقا در اصفهان بوده و در بعدازظهر چهارشنبه 7 جمادیالثّانیه 1378ق در سن 75 سالگی وفات یافته و در صحن تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
[مادّه تاریخ وفاتش را چنین گفتهاند:
«واحدا انقص و اتل تاریخه: السیّد الرّضا اوی فی الجنان(1)]
1378=1-1379
حاج سیّد محمّد رضا جزایری فرزند حاج سیّد حسن موسوی جزایری [از علماء و خطبای معاصر اصفهان] از اعقاب محدّث بزرگوار سیّد نعمتاللّه جزایری شوشتری، عالم جلیل و محقق مدّقق معروف میباشد.
خاندان جزایری ساکن اصفهان در طول چهار قرن به علم و زهد و جامعیّت معروف هستنتد و در بین آنان عدّهای از علماء و وعاظ و ائمه جماعات میباشند. پدر ایشان از محترمین وعاظ اصفهان و داماد مرحوم حاج ملّا حسینعلی صدیقین عالم عابد زاهد عارف بود. مرحوم حاج سیّد رضا در اصفهان متولّد و تحصیلات قدیم و جدید خود را درا ین شهر و قم و طهران انجام داده و پس از دریافت مدارک تحصیلی سالها در اداره آموزش و پرورش به عنوان دبیر ادبیات و علوم دینی در مدارس انجام وظیفه نموده و ضمنا در منبر نیز به ارشاد و هدایت مردم اشتغال داشت. وی دبیر دانا و واعظی توانا بود. سرانجام در 20 رمضان سال 1411ق در اصفهان وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان مدفون شد.(2)
[از اساتید زمان تحصیل ایشان در حوزه علمیه اصفهان شیخ محمّد حسن عالم نجفآبادی است.]
رضا رضایی متخلّص به «بیریا» فرزند حسن، از شعرای معاصر در سال 1324ش در
محلّه «بَرزان» اصفهان متولّد شد. او پس از تحصیل در دبستان به کار پرداخته و چندی بعد در کارخانه زایندهرود به کار پرداخت و در کنار آن تحصیل را ادامه داده و مدرک ششم ابتدایی را دریافت کرد. او پس از 12 سال کار در کارخانه را رها کرد.
این شعر از اوست:
دل مکن خوش بر صدای دلنشین زندگی چون که مضرابش گهی ذیل و گهی بم میزند(1)
آقا سیّد محمّد رضا داماد بن سیّد حسن، عالم فاضل و واعظ ماهر، پدرش داماد حاج میرزا محمود کلباسی بوده و لذا او به «داماد» شهرت داشته است. درا صفهان روزگار به وعظ و خطابه میگذرانده و در 13 جمادیالثّانی 1374ق وفات یافته و در بقعه میرزا ابوالحسن بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. ماده تاریخ وفاتش را میرزا حبیباللّه نیّر اصفهانی چنین سروده است:
فَقَدتُ «ادیبا» انقصه وارّخ «رضا الدّاماد مسکنه الجنان»(2)
1374=18-1392
حاج رضا قدمزن فرزند حسن، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1300ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مکتبخانه، در کارخانههای وطن و ریسباف به کار پرداخت. و در اواخر عمر به کسب مشغول بود. گاهی شعر میسرود ولی در
انجمنهای ادبی شرکت نمیکرد. مضمون اشعار او اغلب در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهمالسلام و پند و حکمت است. در شعر «رضا» تخلّص داشت و اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. سرانجام وی در 21 فروردین 1384ش بدرود حیات گفت و در قطعه 20 قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
از اوست:
آنان که دوستی حق ادّعا کنند باید که صبر در خور این مدعا کنند
بر گرد شمع دوست چو پروانه پر زنند تا جان خویش را به راه او فدا کنند(1)
رضا شجاعت متخلّص به «مینو» فرزند حسن، شاعر ادیب [از سخنوران اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در سال 1295ش] در اصفهان متولّد شده و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، به کسب و کار پرداخته و به حسابداری [در شرکت قند[ مشغول شد. تحصیلات ادبی را نزد حسین مسرور، احمد غفراللّهی (جنّت) و جعفر نوا کسب کرد و در فنون شعر و ادب مهارت یافت.(2)[او کمتر به انجمنهای ادبی میرفت و اغلب در خلوت خود به مطالعه و سرودن شعر مشغول بود و گاه با دوستان صمیمی خود منوچهر سلطانی (شاعر و موسیقیدان)، منوچهر قدسی (شاعر و خوشنویس) و جواد ساعتچی مصاحبت و معاشرت داشت.
او سرانجام در سال 1398ق وفات یافته و در تکیه آبادهای واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
منوچهر قدسی ضمن قطعهای مادّه تاریخ فوتش را چنین یافته است:
«قدسی» به سال رحلتش اینسان رقم زد «مینو ادیب شاعر آزاده رفت آه»(3)
دیوان اشعار او با عنوان «آوای مینو» در سال 1384ش توسط انتشارات رنگینه در اصفهان به چاپ رسیده است.
از اوست:
ای به تأثیر نَفَس عقدهگشا همچو مسیح بازگو داروی درد دل بیچاره کجاست]
آقا شیخ محمّد رضا بن حاج شیخ محمّد حسین بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجدشاهی بن شیخ محمّد تقی رازی ایوان کیفی نجفی اصفهانی، فقیه مجتهد، نابغه بیبدیل و علّامه بینظیر و ادیب دانشمند شاعر [از اکابر علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری].
در روز 20 محرم 1287ق در نجف اشرف متولّد شد مادرش فرزند عالم عالیقدر سیّد محمّد علی آقا مجتهد فرزند سیّد صدرالدین صدر بزرگ بود. او پس از مسافرتی به اصفهان، مجددا به عتبات عالیات رفته و نزد حضرات آیات: سیّد ابراهیم تنکابنی قزوینی، شیخ محمّد حسین نجفی (پدر دانشمند خود)، میرزا فتحاللّه شریعت اصفهانی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی، سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، سیّد اسماعیل صدر، سیّد محمّد فشارکی، حاج میرزا حسین محدّث نوری، سیّد مرتضی کشمیری، ملّا علی نهاوندی، حاج آقا رضا همدانی، حاج ملّا حسینقلی همدانی، حاج میرزا حبیباللّه ذوالفنون عراقی و سیّد جعفر حلّی کسب علم و معرفت کرده و در علوم مختلف خصوصا، فقه، اصول، ادبیات، کلام، حدیث و ریاضی مهارتی بهسزا یافته [و استادی زبردست گردید. او در کنار تحصیل به تصفیه نفس و تهذیب و تزکیه و عبادت پرداخته و از تربیت عالم ربّانی ملّا حسینقلی همدانی برخوردار شد.] عاقبت به اصفهان آمده و به
تدریس و افتاء و قضاوت و ترویج دین مشغول شد و صدها تن از علماء و فضلاء از محضر تدریس و تعلیم او کسب فیض کردند. او عالمی خوشمشرب، حاضر جواب و نسبت به همگان متواضع بوده و در دفاع از دین و امر به معروف و نهی از منکر از هیچ اقدامی فروگذار نمیکرده است.
وی پس از عمری تحصیل و تدریس و تحقیق و تألیف در یکشنبه 24 محرم 1362ق در اصفهان وفات یافته و پس از تشییع باشکوه به تخت فولاد حمل و در بقعه جدّ عالی مقدار خود شیخ محمّد تقی رازی (موسوم به تکیه مادر شاهزاده) مدفون گردید.
میرزا حسن خان جابری انصاری جهت وفات ایشان قطعهای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:
تمنّی الجابری بأن یورّخ و کَلَّ لسانه عند البیان
اذا جاء البشیر و قال ارّخ «لقد اوی الرضا بالجنان»
1321ه . ق
و میرزا حبیباللّه نَیّر گوید:
اراد النّیّر استیضاح فوته ففی شهر المحرم طاب مثواه
فارخ بعد نقص الست العام «رضا النّجفی لبی داعی اللّه»
1362=6-1368ق
وی صاحب تألیفات عدیده است که در «الذریعه» و «تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان» بهطور مفصّل معرفی گردیده، که از آن جمله است:
مرتین]5. «استیضاح المراد من الفاضل الجواد»، مطبوع در آخر کتاب «وقایة الاذهان» [و مجلّه «فقه اهل البیت» شماره 40 عربی با تحقیق آقای رحیم قاسمی و ترجمه ایشان از این رساله نیز در مجله فقه فارسی شماره 44 چاپ شده است.]6. «استقصاء کتب الأصحاب»7. «امجدیه»، [چاپ چهارم]8. «الإیراد و الاصدار فی حلّ مشکلات عویصة فی بعض العلوم»9. «أنا و الایام» 10. «تعریب رساله سیر و سلوک» منسوب به علّامه بحرالعلوم 11. «تنبیهات دلیل الانسداد»، مطبوع 12. «حاشیه بر اُکر ثاوذوسیوس» 13. «حاشیه بر شرح واحدی بر دیوان متنبی» [با تحقیق خانم لیلی نجمی در مجموعه «نصوص و رسائل» چاپ شده است.] 14. «حاشیه بر کتاب روضات الجنات» که با نام «اعلاط الروضات» به طبع رسیده است. 15. «حلی الدّهر العاطل فیمن أدرکته من الأفاضل» 16. «حاشیه بر کافی» 17. «حواشی استدلالی بر رساله نجاة العباد»، [مطبوع] 18. «دیوان أبی المجد»، مطبوع 19. «ذخائر المجتهدین» فی شرح «معالم الدین فی فقه آل یاسین»، که «معالمالدین» تألیف شمسالدّین محمّد بن شجاع انصاری حلّی (ابنقطان) است 20. «رساله فی الردّ علی فصل القضافی عدم حجیّة فقه الرضا علیهالسلام » 21. «الروض العریض فیما قال أو قیل فیه من القریض» 22. «الروضة الغناء فی معنی الغناء و تحدیده حکمه»، مطبوع مکررا 23. «رساله در حکم گرامافون»، [که در مجموعه «غنا و موسیقی» چاپ شده است.] 24. «سقط الدُّر فی احکام الکُر» 25. «سمطا اللئال فی مسئلتی الوضع و الاستعمال»، دو بار چاپ شده 26. «رساله در عدم تنجیس متنجس» 27. «السیف الصنیع لرقاب منکری علم البیع» [مطبوع با تحقیق آقای شیخ مجید هادیزاده] 28. «العقد الثّمین» 29. «غالیة العطر فی حکم الشّعر» 30. «رساله در قبله» 31. «القول الجمیل الی صدقی جمیل» 32. «گوهر گرانبها» در ردّ اتباع عبدالبهاء [با تحقیق آقای مهدی باقری چاپ شده] 33. «نجعة المرتاد» در شرح «نجاة العباد» [با تحقیق آقای رحیم قاسمی در مجموعه میراث حوزه اصفهان، جلد اوّل چاپ شده است.] 34. «نقد فلسفه داروین» در سه مجلّد، دو جلد مطبوع، [و اخیرا با
تحقیق آقای دکتر حامد ناجی اصفهانی چاپ شده است.] 35. «النوافج و الروزنامج» [با تحقیق آقای جویا جهانبخش منتشر شده است.] 36. «وقایة الاذهان و الألباب و لباب اُصول السنة و الکتاب»، مطبوع مرّتین.
[او در فنون شعر و ادب خصوصا معانی و بیان، بدیع، صرف و نحو، انشاء و سرودن شعر از نوادر روزگار بوده و فصیح و زیبا و دلپذیر شعر میسروده است.]
این شعر از اوست:
ألّا إنّ شکل المال فی الدّهر منتج ولکن شکل العلم فیه عقیم
فمن یشتری منی جمیع فضائلی فإنّی بأنحاء العلوم علیم
فقیه اصولی ادیب مفسر طبیب بصیر بالنجوم حکیم
و ماذا انتفاعی بالأصالة و الحجی اذا قیل هذا مقترٌ و عدیمٌ
عففت عن الفحشاء فی زمن الصبا علی إنَّ الشیطان الشباب رجیم(1)
حاج شیخ محمّد رضا صالحی بن شیخ محمّد حسین بن ملّا محمّد صالح جوبارهای، عالم فاضل زاهد [از علمای قرن چهاردهم هجری] در استخاره از قرآن شهرت داشت و الحق تفألات او اغلب صحیح و درست بود.
در شب غرّه رجب 1386ق به سنّ متجاوز از 95 سالگی وفات یافته و در بقعه تکیه
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 76 و 77؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 620-622؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 213-215؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 219-444؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 342-344 و 410؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 213-215؛ الاجازة الکبیرة، صص 181 و 182؛ ریحانة الأدب، ج7، ص252؛ مصفی المقال، ص179؛ نقباء البشر، صص 747-753؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 117-119؛ دیوان ابی المجد: مقدمه؛ وقایة الأذهان: مقدمه؛ رساله امجدیه: مقدمه؛ قبیله عالمان دین، صص 85-115؛ گلشن اهل سلوک، صص 113-142؛ معارف الرجال، ج3، ص245؛ الاعلام، ج3، ص26؛ معجم المؤلفین، ج3، ص163.
فاضل سراب (معروف به تکیه جویبارهایها) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
[مادّه تاریخ فوتش را استاد فرزانه و شاعر توانا آقای میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:
بتاریخ وفاتش زد رقم «برنا» «رضای صالحی بود عابد و عالم»
1386]
استاد محمّد رضا بن استاد حسین بناء اصفهانی، از هنرمندان زبردست عهد صفویه است. اثر جاویدان او بنای مسجد شیخ لطفاللّه اصفهان، زیباترین بنای تاریخ اسلامی جهان است که در زمان شاه عباس اوّل، در سالهای 1012 تا 1028ق ساخته شده است. در داخل محراب کاشیکاری مسجد شیخ لطفاللّه نام او چنین آمده است:
«عمل فقیر محتاج برحمت خدا محمّد رضا بن استاد حسین بنّاء اصفهانی 1028»(2)
رضا قربانی مهر متخلّص به «بینا» فرزند آقا حسین جان، شاعر و ادیب معاصر در سال 1288ش در بندر انزلی متولّد شد. در جوانی به استخدام بانک ملی ایران در آمد و در اصفهان ساکن شد. علاوه بر شعر و ادب به زبانهای فرانسوی و روسی آشنا بود. وی در انجمنهای ادبی اصفهان همچون انجمن کمال [و انجمن صائب] شرکت میکرد [او در 4 ربیع الاول 1402 مطابق با دهم دی 1360ش وفات یافته و در تکیه خلیلیان در تخت فولاد مدفون شد. وی علاوه بر شعر، داستانهای متعددی نیز نوشته و آثارش در
روزنامههای «سایبان» و «سینا» به چاپ رسیده است.]
از اوست:
چشم تو به چالاکی ترکان کمانکش بگرفته به خون ریختنم تیر و کمان را(1)
محمّد رضا متخلّص به «شکیب» فرزند محمّد حسین شمشیری شاعر و ادیب عارف. در سال 1284ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به کسب علم و ادب پرداخت. در 27 سالگی به عرفان روی آورده و مُرید ذوالرّیاستین شیرازی شد در شعر و ادب از محضر سینا کرونی بهره برده و در انجمن ادبی شیدا نیز از اساتید ادب کسب فیض کرد. سپس در انجمنهای ادبی اصفهان همچون انجمن کمال حضور یافت. او به شغل قلمزنی امرار معاش میکرد و به مشایخ نعمتاللهی پاقلعه اصفهان ارادت میورزید. دیوان اشعارش چندین بار به چاپ رسیده است.
وی سرانجام در [دوم ذیحجّه 1402ق مطابق با 28 شهریور 1361ش] وفات یافته و در صحن تکیه آقاباشی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا و ادیب دانشمند آقای میرزا فضلاللّهخان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:
به شمسی خاصه بُرنا وفات او بنوشت: «اجل گرفت قلم از کف شکیب ادیب»(2)
این ابیات از شکیب اصفهانی است:
هر که زد اندر ازل جامی ز مینای محبّت تا ابد در سر هوای خانه خمّار دارد
آب و رنگ لاله روی تو ای سرو خرامان باغ و بستان را به چشمم خوارتر از خار دارد
آقا رضا طلاکوب فرزند حسین بن احمد نقرهکوب، شاعر ادیب [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].
در حدود سال 1263ش در اصفهان متولّد شد. او مدّتی به مشاغل آزاد میگذرانید. در اواخر عمر در اداره شهرداری و بعدا در کارخانه ریسباف کار میکرد. در چند سال آخر عمر خود بینائیاش را از دست داد خیلی کم شعر میگفت و در انجمنهای ادبی شرکت نمیکرد امّا طبع روانی داشت. اشعارش در حدود یکهزار و پانصد بیت میشود. او در یکشنبه 23 رمضان المبارک سال 1372ق وفات یافته و در تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشریعه (معروف به تکیه «حاج آقا مجلس») در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
از اوست:
هر که بینی رو بگرداند ز دیدار رقیب من نمیخواهم ببینم روی یار خویش را(1)
محمّد رضا صغیر اصفهانی متخلّص به «سعید» فرزند استاد محمّد حسین صغیر اصفهانی بن اسداللّه، شاعر و مداح اهل بیت، در سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. [و در دبستان فردوسی و دبستان حکیم نظامی تحصیل کرد سپس به کار بافندگی در کنار پدر مشغول شد و تحت پرورش پدر ذوق ادبی او شکوفا و لب به گفتن شعر باز کرد و در انجمنهای ادبی همچون کمال، دبستان تبریزی، خاکیا، سعدی، حافظ، صائب و صغیر شرکت کرد. او مدّتی به فروش لوازم خانگی مشغول بود و عاقبت انتشارات صغیر را تأسیس نموده و مجموعه اشعار بسیاری از شعرای اصفهان را به چاپ رساند. خود او
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص325؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص146؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص56؛ دانشوران روشندل، ص87.
نیز تألیفاتی دارد که به چاپ رسیدهاند از جمله:
از اوست:
ترک من صبر و دل و دین مرا یکجا برد نازم آن شوخ که این هر سه به یک ایما برد
آنچه اندوخته بودم به نهانخانه دل به نگاهی ز من دلشده آن زیبا برد
خرمن صبر مرا شعله هجرانش سوخت حاصل عمر مرا سیل غمش یکجا برد(1)]
رضا عطاپور فرزند حسین بن حاج تقی کلانتر چهارسوقی اصفهانی، از نویسندگان معاصر اصفهان. در سال 1311ش در محله چهارسوق شیرازیهای اصفهان متولّد شد. و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به عنوان بهداشتیار در اداره بهداری به فعالیت پرداخت. وی کتابهای متعددی را تألیف کرده است که از آن جمله است:
محمّد رضا بخردی متخلّص به «دانا» فرزند محمّد حسین [بن علی محمّد بن محمّد باقر عمدة التّجار بن حاج محمّد حسین بن حاج رسول قزوینی. از شعراء و سخنوران معاصر اصفهان. در شب اوّل دی ماه 1294ق] در اصفهان متولّد شد. [مادرش دختر حاج محمّد علی کلانتر گزی معروف به «برومند» بود. و برادرش سرهنگ بخردی بانی پل سرهنگ در خیابان هفتون اصفهان است. صاحب عنوان ابتدا در مکتبخانه نزد میرزا محمّد حسن مشکی تعلیم گرفت و خط شکسته را آموخت سپس در دبستان اقدسّیه و دبیرستان صارمیّه] تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند. او در شهرکرد مدّتی معلم بود. سپس در اصفهان به استخدام بانک ملّی درآمد و ضمن اشتغال به امور حسابداری بانک، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و لیسانس گرفت. [او پس از بازنشستگی موفق به اخذ پروانه وکالت شده و به وکالت مشغول شد.[ او در شاعری دارای طبعی روان و ذوقی سرشار است و آنچه سروده، نشانه قدرت کلام و تسلط او بر شعر و ادب میباشد.(1)
[او در نوجوانی تحت تأثیر پسرخاله ادیب و دانشمند خود رضاقلی خان برومند و تشویق مرحوم عباس شیدا بهطور جدی به سرودن شعر پرداخت و اشعارش مورد پسند و تشویق حسین مسرور اصفهانی شاعر معروف آن زمان قرار گرفت. او در انجمنهای ادبی شیدا، مدرسه تبریزی، کمال، مکتب صائب حضور فعال داشته است.
این آثار از اوست:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص189.
«نامه سخنوران سپاهان» چاپ شده است.5. «مثنوی در تجلیل بزرگان ادب معاصر اصفهان»6. «نغمه وطنپرستی»(1)]
از اوست:
از سر کوی تو ای یار سفر باید کرد رو به شهر دگر و یار دگر باید کرد
بی وفایی و جفاکار و ستمگر تا کی در بر تیغ ستم سینه سپر باید کرد
حاج آقا رضا مظاهری بن آخوند ملّا محمّد حسین مظاهری کرونی بن محمّد عالم فاضل و واعظ کامل. در سال 1298ش در دهستان «تیران» از توابع «کرون» [به فتح کاف و واو] متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از عالمان این شهر از جمله: حاج آقا جمالالدّین خوانساری، حاج آقا حسین خادمی، حاج میر سیّد علی بهبهانی، آقا کمالالدّین خوانساری، سیّد مصطفی مهدوی هرستانی، [حاج آقا رحیم ارباب، شیخ محمود شریعت ریزی، سیّد محمّد رضا خراسانی و سیّد ابوالحسن شمسآبادی (شهید اصفهانی)] تحصیل کرد.
او واعظی صالح و از محترمین اهل منبر اصفهان بود. در مسجد امام حسین علیهالسلام در محله کیلان [به فتح کاف] و مسجد خیابان جامی اقامه جماعت مینمود. [او در روایات و اخبار و ذکر مصیبت اهل بیت علیهمالسلام و اخلاق و احکام صاحب معلومات فراوان و تبحّر کافی بود.]
او در عصر یکشنبه 2 صفر 1410ق (مطابق با 13 شهریور 1368ش) [بر اثر ابتلاء به سکته قلبی] وفات یافته و جنازه پس از تشییع شکوهمند توسط مردم اصفهان به قبرستان جدید باغ رضوان انتقال یافته و مدفون گردید.(2)
محمّد رضا بن شیخ حسین فتونی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1076ق مجموعه شماره 6469 کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم را به خط نستعلیق در محلّه عباسآباد اصفهان کتابت نموده است.(1)
رضا اکبری دستجردی متخلّص به «وفا» فرزند حسین، شاعر ادیب معاصر، در سال 1318ش در روستای «دستجرد» بُرخوار اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیل در مکتبخانه، به تحصیل مقدمات علوم دینی در دولتآباد بُرخوار نزد حاج شیخ حسین نجفی دولتآبادی مشغول شد. مجموعه اشعار او به نام «سرود وفا» به چاپ رسیده است.
از اوست:
گلوی خویش به منّت ز آبتر نکنیم بزرگواری خود را فدای زر نکنیم
طریق صدق بپوییم اگر که جان بازیم لباس حیله و تزویر را به بر نکنیم(2)
سیّد رضا هاشمی نجفآبادی فرزند سیّد حسین، عالم فاضل و محقّق معاصر. در ماه بهمن سال 1320ش در نجفآباد متولّد شد مقدمات علوم دینی را از پدرش و شیخ غلامحسین منصور و شیخ عباس ایزدی فرا گرفت. سپس به قم عزیمت کرد و در درس حضرات آیات بروجردی، منتظری، علّامه طباطبایی و مطهری حاضر شد. مدّتی به تهران
رفت و سالها در آنجا خدمت کرد. در دوران پیروزی انقلاب، در کنار تحصیلات حوزوی، در دانشگاه نیز تحصیل کرد و فوق لیسانس فلسفه اخذ نمود. سپس در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت. بعد از مدّتی برای تبلیغ به کشور سوئد رفت. در اواخر عمر نیز به زادگاه خود بازگشت و در حوزه علمیّه نجفآباد به تدریس مشغول شد و در آذرماه 1378ش وفات یافت و در قبرستان «جنّت الشّهداء» نجفآباد مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
سیّد رضا هاشمی مانند پدر خود طبع شعر داشت و حدود صد بیت از او باقی مانده است.(1)
میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی. فرزندش میرزا حیدرعلی نقاشباشی نام داشته و قرآنی وقف نموده (که فاقد تاریخ است) و نیم جزو آن به شماره 19 در کتابخانه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.(2)
محمّد رضا راضی تبریزی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری و از تبریزیان ساکن محلّه عباسآباد اصفهان است.
او به شغل زرگری مشغول بود. مدّتی به هند رفته و از آنجا به تبریز بازگشت و مجددا به هند رفت. سال فوتش معلوم نیست.
این رباعی از اوست:
جان اگر از سینه ما شاد برون میآید کی خیال توام از یاد برون میآید
به امیدی که به سرو قد او دل بندد قمری از بیضه فولاد برون میآید(1)
سیّد محمّد رضا حسینی هرندی معروف به «حاج آقا رضا هرندی» فرزند سیّد محمّد حسین عالم فاضل، واعظ کامل. [در قرن چهاردهم هجری] از خطبای معروف اصفهان و محبوب و مقبول عموم طبقات بوده و بیانی دلنشین داشته و مردم را با مواعظ شافیه خود ارشاد میفرموده است. [در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله: شیخ محمّد علی فتحی دزفولی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی، شیخ علی مدرس یزدی، میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی تحصیل کرده و سپس در نجف اشرف از محضر حضرات آیات آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد عبدالهادی شیرازی کسب فیض نموده است.]
سالها در اصفهان به موعظه و ارشاد مشغول بوده و در مسجد دارالشفا اقامه جماعت مینموده تا اینکه در سن 85 سالگی در 7 ربیعالثانی 1402ق (مطابق 12 بهمن 1360ش) وفات یافته و در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.(2)
رضا رهائی فرزند حیدر، از شعرای معاصر نجفآباد، در 14 مرداد 1306ش در نجفآباد متولّد شده و از اوایل جوانی به سرودن شعر پرداخت و در انجمنهای ادبی تهران از جمله «عرفان»، «جماران» و «سعدی» و انجمنهای ادبی نجفآباد از جمله: «پروین اعتصامی» و «مولوی» حضور یافت همچنین اشعارش که اغلب طنز انتقادی و اجتماعی بود در نشریات «فردوسی»، «چلنگر»، «توفیق» و «حاجی بابا» به چاپ میرسید. او از راه شغل بنّایی امرار معاش میکند. مدتها در تهران ساکن بوده و سپس در «ویلاشهر» نجفآباد سکونت گزیده است. در شعر «رهایی» تخلّص دارد.
از اوست:
در بزم خیال تو به رؤیا بنشستم مسرورم از آن لحظه که تنها بنشستم
سیمرغ صفت بر قُلَلِ قاف وصالت پنهان شده از مردم دنیا بنشستم(1)
میرزا محمّد رضا بن میرزا حیدر قمشهای، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. از نجبای قمشه [شهرضای کنونی] بوده و وکیل و همه کاره میرزا حسن خلیفه سلطانی شده بود. جوانی آراسته و نویسندهای زبردست و خوشنویس بوده و در فن معمّا و شعر و انشاء بهره وافی داشت. او به خاطر خوش مشربی و اخلاق حسنه محبوب القلوب خاص و عام بود و حدود سال 1081ق در جوانی وفات یافت.
از اوست:
اوّل عشق تو اشکی بهر سامان داشتم این زمان مژگان به صد خون جگرتر میشود(2)
محمّد رضا بن حاج درویش شهمیرزادی کهدمی اردبیلی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد و مجاز از علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. در اصفهان ساکن بوده و علّامه مجلسی در آخر روضه کافی در 26 صفر 1076ق برای او اجازه نوشته است. کتاب به شماره 304 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میرزا محمّد رضا طبیب اصفهانی متخلّص به «منصور» فرزند رجبعلی شاعر ادیب و طبیب دانشمند [در قرن سیزدهم هجری] در اصفهان در سال 1167ق متولّد شد. او نزد جمعی از علماء و حکماء به تحصیل پرداخته و از جمله در حکمت الهی از درس آقا محمّد بیدآبادی و در طب از محضر محمّد نصیر طبیب اصفهانی بهره گرفته و به طبابت مشغول شد. گویند به خاطر تجویز «شراب» به بیماران به «میرزا رضای شرابی» معروف بود.
وی سالها در کرمان در خدمت میرزا ابراهیمخان ظهیرالدّوله قاجار حاکم کرمان به طبابت مشغول بوده و سرانجام در سال 1238ق وفات یافت. علاوه بر طبابت شعر نیز میسروده و «منصور» تخلّص مینمود.
از آثار او «دیوان اشعار» موسوم به «ابراهیمآباد» است که به شماره 14086 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. همچنین کتاب «هادی المضلّین و زاد المتّقین» در علم کیمیا که آن را از یادداشتهای استادش آقا محمّد بیدآبادی در سال
1) فهرست مرعشی، ج1، ص349؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 30 و 31؛ اجازات الحدیث، ص203؛ تلامذة العلّامة المجلسی، صص 98 و 99.
1209ق اقتباس نموده است.
این بیت از اوست:
نگذاشت سنگ حادثه بر پیکرم پری کاندر قفس به زیر پری آورم سری(1)
میرزا محمّد رضا خلف ارشد آقا رضی، شاعر و ادیب فاضل، از سخنوران قرن یازدهم هجری. مانند پدرش جامع فضایل و کمالات بوده و پس از فوت او وزیر قم شد و در آن منصب در کمال عدالت و راستی و نیک نفسی رفتار مینمود. عاقبت به سعایت بدخواهان از کار عزل شده و در اصفهان ساکن شد(2)و در مدرسه میرزا رضی به تحصیل پرداخت. از آثا او کتابت نسخهای است از کتاب «شفا» تألیف: ابن سینا که آن را در رمضان المبارک 1080ق در مدرسه میرزا رضی اصفهان به خط نستعلیق کتابت کرده و به شماره 85 در کتابخانه سیّد مصلحالدّین مهدوی (اهدایی به گنجینه نسخ خطی اصفهان) موجود است.(3)این بیت از اوست:
خوشا دمی که تو ای یار، یار من باشی ستاره سحر انتظار من باشی
محمّد رضا بن محمّد رفیع اصفهانی از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. [در اصفهان
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص569؛ تذکره اختر، ص190؛ تذکره سفنیة المحمود، ص291؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1014 و 1015؛ تذکره دلگشا، صص 473 و 474؛ الذریعه، ج25، صص 153 و 154؛ فهرست مجلس، ج38، صص 110 و 111؛ طرائق الحقائق، ج3، ص257؛ آشنای حق، صص 65-68؛ مکارم الآثار، ج4، ص1082؛ فهرست الفبایی رضوی، ص765؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3347؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1720؛ تذکره انجمن خاقان، صص 343-345؛ تذکره ممیّز (خطّی)، ص79.
2) تذکره نصرآبادی، ج1، ص161.
3) فهرست سیّد مصلحالدّین مهدوی، ص90.
ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی پرداخته است. سیّد میر علی اکبر حسینی اصفهانی از اساتید اوست.]
او چند کتاب را کتابت کرده است از جمله:
[1. «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجتالاسلام، به خط نسخ در 17 ذیالحجه 1237ق به دستور سیّد میر علی اکبر حسینی اصفهانی که به شماره 1292 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(1)] 2. «حلیة اللّامعه» تألیف: سیّد حجتالاسلام، به خط نسخ در جمعه 10 رجب 1239ق، موجود در کتابخانه علّامه محقّق حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان.(2)[3. «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجتالاسلام به خط نسخ، در سال 1255ق در اصفهان، که به شماره 14801 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی قمی در قم موجود است.(3)]
حاج محمّد رضا جواهری فرزند حاج محمّد رفیع، از فضلاء اصفهان در دوره قاجاریه و از اصحاب محضر حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی (فرزند سیّد حجةالاسلام شفتی) و از ساکنین محله نوی شهیش بیدآباد بوده و به استنساخ کتب اشتغال داشته و به جهت شناسایی دانههای ثمین و نگینهای بهادار، او و پدرش به «جواهری» شهرت یافته بودند.
او در سال 1298ق به سفر حجّ همّت گماشت و معلوم نیست چرا فرزند نورسته و تازه بالغ که نام نیا را بر او نهاده بود، با اوضاع و وسائل نقلیه صعب آن زمان با خود همراه ساخت و چنانکه از مضامین اشعار لوح مزار فرزند (که تا قبل از تغییرات اخیر بقعه علّامه خوانساری در تخت فولاد به جای خود باقی بود) به مجرّد بازگشت از حجّ که
تا جمادی الثّانی طول کشید، فرزندش حاجی محمّد رفیع دوم دار فانی را وداع گفت.
با پدر محترم بهر طواف حرم اوّل تکلیف خویش شد به حرم رهسپر
زان سفر پرخطر چون به وطن بازگشت طایر روحش نمود عزم دیار دگر
در مه دوم جماد جسم جمادی نهاد روح مجسّم شد و ساخت جنان را مقر
و فرزند دیگرش حاج محمّد مهدی که یکی از پسران او هم دارای نام محمّد رفیع بوده، در دوران شباب در محل تدریسش لرستان وفات یافته است. با مزاوجت دختر میرزا اسماعیل بن میرزا ابراهیم حسینی باب الدّشتی (از معاشرین و مشاورین فاضل و فهیم سیّد محمّد امام جمعه) که بعدا خواهر همسرش، از حرمسرایان و همسر مسعود میرزا ظلّ السّلطان شده، صاحب ثروت و عنوان بوده است.
حاج محمّد رضا که در اوایل و حاج محمّد مهدی که در اواسط قرن چهاردهم هجری قمری روی به عالم باقی نهادهاند و حاج محمّد رفیع تازه بالغ و همسر حاج محمّد مهدی در حجره جنوب شرقی بقعه علّامه خوانساری در تخت فولاد مدفونند.(1)
شیخ محمّد رضا بیان الحق فرزند شیخ زینالعابدین واعظ [از وعاظ اهل منبر در قرن چهاردهم هجری] متوفی 11 شعبان 1390ق [مدفون در گورستان عمومی جنب تکیه صیرفیان و کنار مزار مرحوم سیّد علی اکبر هاشمی طالخونچه در تخت فولاد اصفهان(2)]
دکتر رضا زهروی فرزند زینالعابدین، از پزشکان حاذق و شعرای خوش ذوق معاصر اصفهان. در سال 1315ش متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در رشته
پزشکی به تحصیل پرداخت و به درجه دکترا نائل آمد و در اصفهان به طبابت مشغول شد. علاوه بر آن شعر نیز میسروده و «جلالی» تخلّص مینمود و در برخی انجمنهای ادبی از جمله انجمن ادبی فردوسی شرکت میکرد.
از اوست:
گرچه در سودای عشق او بسی بیمایهام با نظربازی اگر سودا کنی دشوار نیست(1)
شیخ محمّد رضا شریعت بن ملّا زینالعابدین طالخونچهای عالم فاضل، ادیب شاعر [از علمای قرن چهاردهم هجری].
در حدود سال 1300ق در «طالخونچه» از روستاهای بین شهرضا و سمیرم متولّد شده و جهت تحصیل به اصفهان آمد و در مدرسه جده ساکن شده و نزد علمای این شهر همچون آقا سیّد محمّد باقر درچهای، آقا سیّد مهدی درچهای، حاج میر محمّد صادق مدرس خاتونآبادی، آقا شیخ محمّد رضا نجفی به تحصیل پرداخت. آنگاه به مولد خویش مراجعت کرده و مرجع شرعیات آن حدود شد و به تبلیغ دین و ارشاد مردم پرداخت و در سال 1373ق در آنجا وفات یافته و مدفون شد.
علاوه بر مقام علمی و دینی شعر نیز میسروده است. از اوست:
گر بگویی دست از عشق تو بردارم ندارم جز طریق عشق راهی در نظر دارم ندارم
چون سر کوی تو جانا منزل و مأوی باشد از چنین منزلگهی قصد سفر دارم ندارم(2)
[صاحب عنوان، پدر دانشمند بزرگوار و استاد دانشگاه آقای دکتر محمّد جواد
شریعت است.]
میرزا سیّد رضا بن میرزا شاه تقی حسینی اصفهانی شاعر ادیب. [از شعرای قرن دوازدهم هجری].
از دوستان صمیمی شیخ محمّد علی حزین بوده و در حسنسلیقه و رنگینی صحبت بینظیر و سخنفهمی و نکتهسنجی مُسَلَّم هر صغیر و کبیر بود. از شکفتهطبعان روزگار بوده و ایّامی مهیّا به عزت و احترام داشت. گاهی به شعر و انشاء رغبت نموده، ابیات بلند از طبع مشکلپسندش سامعهافروز میشد. «سیّد» تخلّص میکرد. سرانجام در سال 1133ق در اصفهان وفات یافت. احتمال دارد او همان شخصی باشد که به عنوان «میرزا رضا حسینی» در بقعه علّامه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون است.
این رباعی از اوست:
در دل ز غم تو خارخاری دارم از داغ به سینه لالهزاری دارم
افسرده شدست گلشن باغ نظر ای گریه بیا که با تو کاری دارم(1)
محمّد رضا بن حاجی محمّد صادق بزّاز اصفهانی، خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری. خط نسخ را خوش مینوشت و در دهه سوم ذیحجةالحرام سال 1199ق از کتابت «قرآن مجید» فراغت حاصل نمود. این نسخه به شماره 29 در کتابخانه ملّی
1) تذکرة المعاصرین حزین، صص 193 و 194؛ تاریخ و سفرنامه حزین، صص 209 و 210؛ تذکره آتشکده، (نیمه نخست از بخش سوم)، ص943؛ تذکره روز روشن، ص299؛ الذریعه، ج9، صص 481 و 364؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 620 و 615؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص319؛ مزارات اصفهان، ص36؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص127.
ملک در تهران موجود است.(1)
ملّا محمّد رضا بن ملّا محمّد صادق بن ملّا مقصودعلی مجلسی، عالم فاضل و محدّث صالح [از دانشوران قرن یازدهم هجری.
از پسرعموی علّامه مجلسی است. در اصفهان نزد جمعی از علماء خصوصا عمویش ملّا محمّد تقی مجلسی و عموزادهاش علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته و موفق به اخذ اجازه روایت از آن دو بزرگوار شد.
کتابِ «الدّعوات الکافیات» را در سال 1069ق تألیف نموده و نسخهای از آنرا شاگردش محمّد نسیم تبریزی کتابت کرده و مؤلّف به خط خودش برای کاتب اجازه نوشته است]. او نسخهای از «من لایحضره الفقیه» را کتابت کرده که به شماره 79ج در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.(2)
ملّا رضا بن صادق علیخان پیکانی، از علمای اواخر دوره قاجاریه، در حدود سال 1290ق در روستای «پیکان» از توابع جرقویه اصفهان متولّد شد و در اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت. او از خوشنویسان چیرهدست عصر خود بود و نستعلیق را خوش مینوشت و گاهی شعر نیز میسرود. او سرانجام در حدود سال 1335ق در زادگاه خود وفات یافت.
از اوست:
اگر گویند چاره دیوانه زنجیر است چرا پس زلف لیلی دید مجنون، گشت دیوانه(1)
سیّد محمّد رضا بن سیّد صالح بن سیّد محمّد رضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس حسینی خاتونآبادی، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری] از شاگردان و تربیت یافتگان مرحوم میر سیّد حسن مدرس میر محمّد صادقی و شیخ مرتضی انصاری و از همدرسان میرزا محمّد همدانی و شیخ روایت اوست. تاریخ اجازه خاتونآبادی به او 1281ق است.
از آثار صاحب عنوان دو جلد تقریرات مرحوم شیخ انصاری است که به خط خود در تاریخ 1282ق نوشته و نسخهای از آن در کتابخانه علّامه مفضال جناب حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است. در حاشیه این نسخه اجازه مرحوم فاضل ایروانی جهت میرزا محمّد همدانی است و مرحوم خاتونآبادی حضور خود در آن مجلس را یادداشت نموده است.
مشارالیه در سال 1291ق وفات یافت.(2)
شیخ محمّد رضا الهی بن ملّا طاهر بن عبداللّه شهرکی دهکردی، عالم فاضل [از علمای قرن چهاردهم هجری].
وی در سال 1299ق در قصبه «شهرک» از توابع چهارمحال متولّد شد. در اصفهان نزد سیّد محمود کلیشادی (مغنیگو)، آقا سیّد محمّد باقر درچهای، شیخ محمّد تقی
آقانجفی و حاج آقا نوراللّه نجفی به تحصیل پرداخت.
او عمری را به ترویج و تبلیغ دین گذرانیده و فرزندانی شایسته تربیت کرد و سرانجام در شب شنبه 15 ربیعالثانی 1361ش وفات یافته و پای بقعه میرزا ابوالحسن بروجردی (در تکیه بروجردی یا درکوشکی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
مادّه تاریخ وفات مرحوم الهی را میر سیّد علی نوربخش (آزاد) چنین گفته است:
سؤال کردم از «آزاد» سال فوتش گفت: «روان شد الهی به پیشگاه خدا»
ملّا محمّد رضا زفرهای متخلّص به «عنبر» فرزند ملّا عباس بن حاج عبدالصمد، شاعر ادیب معاصر، از اهالی روستای «زفره» از توابع کوهپایه بود. او در روستای «حبیبآباد» بُرخوار ساکن شد [و در اواخر عمر به اصفهان آمد و در 22 ربیعالاوّل 1410ق (مطابق با اوّل آبان 1368ش وفات نمود.(2)از اوست:
شکر للّه کز عنایات خداوند جهان شهر اصفاهان ز نو گردید چون باغ جنان
نور و ظلمت، عیش و غم، زهر و شکر بس دیدهام گاه خندان بهر اینیم گاه گریان بهر آن
عیش اگر خواهی طلب کن از خدا جنّات عدن ای خوش آن عبدی که منزل برکَنَد زین خاکدان(3)]
میر محمّد رضا بن میر عباس طباطبایی اصفهانی، از کاتبان قرن دوازدهم هجری است. او در چهارشنبه 4 رمضان 1140ق نسخهای از «تحفة الزّائر» تألیف: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را کتابت کرده و به شماره 734 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(1)
میر محمّد رضا بن میر عبدالباقی حسینی بهشتی، عالم فاضل زاهد صالح متّقی [از علمای قرن سیزدهم هجری] از ائمه جماعت مسجد سرجوی شاه [مسجد دکتر بهشتی فعلی] و مسجد لنبان اصفهان بوده و عمر را به عبادت و قناعت گذرانیده و در جمعه 27 رجب المرجّب سال 1256ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی درشمال مصلای تخت فولاد مدفون شد.(2)
حاج رضا صدریان متخلّص به «زرفشان» فرزند عبدالحسین از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1302ش در اصفهان متولّد شده و گاهی شعر میگوید.
از اوست:
ای نوگل حیات، محمّد خوش آمدی ای چشمه حیات، محمّد خوش آمدی
از جلوه تو سینه ما باز شد چو گل گل از رخ تو مات، محمّد خوش آمدی(3)
میرزا محمّد رضا محلّهنوئی فرزند آقا عبدالحسین امین العلماء بن حاج ملّا محمّد شفیع خوئی (از فضلاء اواخر دوره قاجاریه).
فاضلی ماهر و بالیاقت بوده که در نزد مدرسین علوم زمان در اصفهان به فراگرفتن دانش پرداخته و با همکاری جمعی از اهل فضل محضر شرعی جهت اصلاح مرافعات و رفع خصومات و امور مکاتبات بیع و شراء و رهن و اجاره و عقد و طلاق وصل فسخ و واگذاری نموده و مورد توجّه حاج سیّد جعفر (فرزند حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی) واقع شد. تا جایی که او مراجعین خود را به محضر آن فاضل اصیل میفرستاد و در امور مختلف همچون اتمام نماهای مسجد و یاوری اهل محل از او کمک میگرفت.
میرزا محمّد رضا در 26 ذیحجه 1317ق وفات یافته و در جنوب غربی تکیه علّامه خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
حاج میرزا رضا بن میرزا عبدالرحیم بن میرزا محمّد رضا بن حاج محمّد ابراهیم کلباسی، عالم جلیل، فقیه جامع و مجتهد اصولی در شب 25 ذیالعقدة الحرام 1295ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود تحصیل را آغاز کرد. [در اصفهان نزد جمعی از علماء و حکماء عالیقدر همچون شیخ محمّد علی ثقةالاسلام و برادرش شیخ محمّد تقی آقانجفی، جهانگیرخان قشقایی، آخوند ملّا محمّد کاشانی، ملّا حسین نایینی، شیخ احمد حسینآبادی، میرزا محمّد باقر حکیمباشی، میرزا محمّد حسن شیرازی اصطهباناتی به تحصیل پرداخت. در تهران از درس میرزا حسن آشتیانی و ملّا محمّد آملی بهره برد. درسال 1323ق به عتبات عالیات مشرف شد و از درس حضرات آیات شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی، آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی
1) یادداشتهای استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا).
یزدی در نجف اشرف و میرزا محمّد تقی شیرازی در سامرا کسب فیض نمود و به مقام اجتهاد نائل شده و در سال 1326 به اصفهان مراجعت نمود.
او از پدرش میرزا عبدالرحیم و از شیخ احمد حسینآبادی، شریعت اصفهانی و آقا سیّد محمّد کاظم یزدی اجازه دارد.
حاج میرزا رضا کلباسی سالها در اصفهان به اقامه جماعت در مسجد خیاطها و مسجد تکیه محمّد علی یزدی و تدریس در مدرسه صدر مشغول بود و دهها تن از طلاب و اهل علم از محضر او کسب فیض نمودند. او اهتمام زیادی به تشویق نوجوانان به طلبه شدن و تحصیل علوم حوزوی داشت. [و بسیاری از جوانان مستعد به همت او به لباس روحانیت درآمدند. در تدریس نیز از دروس مقدماتی تا عالی را تدریس میکرد] او شبهای جمعه در مسجد رکنالملک مراسم احیاء را برپا مینمود و دعای کمیل را قرائت میکرد. از کارهای خیریه او احیاء و مرمّت مساجد مخروبه بود.
[سرانجام درسال 1348ق برای همیشه اصفهان را ترک کرده و در جوار آستان قدس رضوی در مشهد مقدس اقامت گزید. او در مسجد گوهرشاد به اقامه جماعت و برگزاری مراسم احیاء در شبهای جمعه میپرداخت و در روز به تدریس مشغول بود و مردم را وعظ و ارشاد مینمود.
او عالمی متّقی و عابد و قانع بود و در عبادت و تهجّد شور و حال خاصّی داشت.]
وی در شب سهشنبه 4 شوال المکرّم 1383ق در مشهد مقدّس وفات یافته [و در جوار مرقد مطهر امام رضا علیهالسلام در ایوان مجاور کشیکخانه (واقع در صحن عتیق) مدفون گردید.]
این کتابها از تألیفات اوست:
[1. «اشراقات الایام فی افاضات الانام»]2. «انیس اللیل» در شرح دعای کمیل - مشهورترین تألیف صاحب عنوان - که در سال 1343ق به ضمیمه «مرآة المصنّف» اثر میرزا یحیی بیدآبادی به چاپ رسید. و بعدها چندین بار دیگر نیز چاپ شد.
محمّد رضا بن عبدالحسین منشیالممالک [بن ادهم بیک مستوفی بن ملک بهرام کلانتر] نصیری طوسی، عالم فاضل و ادیب محقّق [از علمای قرن یازدهم هجری].
وی از اعقاب شیخ طوسی و از مشاهیر خاندان «نصیری طوسی» است. او نزد جمعی از علماء عالیقدر از جمله امیر شرفالدّین علی شولستانی تحصیل کرده [و در علوم زمان خود همچون ادبیات فارسی و عرب، تفسیر، حدیث، کلام و فقه مهارتی بهسزا داشته است. در اصفهان ساکن بوده و ظاهرا مانند پدر منصب «منشی الممالک» را برعهده
1) دانشمندان و برزگان اصفهان، ج2، صص 624 و 625؛ ارشاد الناس، (نسخه خطی)، ص14؛ نقباء البشر، ج2، ص759؛ الذریعه، ج2، ص464 و ج4، ص83 و ج25، ص176؛ المستدرک فهرس التّراث، ص92؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 433 و 434؛ وفیات العلماء، ص256؛ میراث حوزه اصفهان، ج3، صص 39-46؛ خاندان کلباسی، صص 217-220؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341 و 409.
داشته است.(1)]
کتب زیر از اوست:
حاج میرزا محمّد رضا بن سیّد عبدالرّسول رضوی خوانساری، از علماء کاملین و فقهاء و مدرسین اصفهان [در اواخر قرن سیزدهم هجری] وی قبل از طبع مجلدات «وافی»، «مستند»، «بحارالانوار» و برخی دیگر از کتب به تصحیح آنها اقدام کرده است.
وفاتش در 27 رجب 1339ق واقع شد. و در تکیه آقا سیّد محمّد ترک (تکیه
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص418؛ مطلع الشمس، ص699؛ محافل المؤمنین، ص293؛ فوائد الرضویّه، ج2، ص533؛ زندگینامه شیخ طوسی، ص84؛ ریحانة الادب، ج6، ص193؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «نصیری»، ص571؛ تعلیقه امل الآمل، ص272؛ الکواکب المنتشره، صص 270 و 271.
2) الذریعه، ج4، صص 236-239؛ فهرست مرعشی، ج32، ص635.
3) الذریعه، ج18، ص3.
4) دستور شهر یاران: مقدمه، ص چهل و هشت.
جهانگیرخان) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
محمّد رضا اصفهانی معروف به «کر» فرزند عبدالعزیز، از خوشنویسان قرن دوازدهم هجری است.
او در خط شکسته از شاگردان درویش عبدالمجید طالقانی است. درویش عبدالمجید گفته است: «من قطعه را بهتر مینویسم و محمّد رضا کتابت را». محمّد رضا سالها به کتابت کتابهای ادبی مشغول بوده و کاتب مخصوص اسماعیلخان خبوشانی است و نسخهای از «شاهنامه» فردوسی را برای او کتابت کرده است.
از دیگر آثار او کتابت «هفت اورنگ» جامی است که در اوایل شعبان المعظّم 1187ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.(2)
ملّا محمّد رضا متخلّص به شکیبی فرزند خواجه عبداللّه امامی اصفهانی شاعر و ادیب فاضل در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. در سال 964ق در اصفهان متولّد شد. او خواهرزاده امیر روزبهان صبری اصفهانی و از نوادگان پسری خواجه عبداللّه امامی اصفهانی از عرفای مشهور قرن نهم و خواجه امامالدّین حسن اصفهانی (معاصر حافظ شیرازی) بود.
در اصفهان تحصیل را شروع کرد و با شعرای اصفهان به معاشرت و مصاحبت پرداخت سپس در شیراز نزد امیر تقیالدّین محمّد نسّابه شیرازی تحصیل نمود. سپس در آذربایجان و خراسان به مسافرت پرداخت مدّتی در مشهد ساکن بوده و با شعرای آنجا
مراوده داشت. عاقبت به هند رفته و به مدح سپهسالار عبدالرحیم خان ملقب به «خان خانان» پرداخته و مقرّب درگاه او گردید و سالها در خدمت او بود. در سال 1012ق به حج رفت و در بازگشت در ناحیه عدن کشتی حامل او دچار طوفان شده و به ساحل عَدَن کناره گرفت و باقی اسباب و اموال او به دست اهالی عَدَن غارت شد. پس از بازگشت از هند در خدمت «خان خانان» بود، ولی عاقبت از او کناره گرفته، به دهلی رفت و نزد پادشاه هند نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه تقرّب یافته و به منصب «صدر» در دهلی منصوب شد. تا اینکه در سال 1023ق در دهلی وفات یافت. «جسمی همدانی» ماده تاریخ فوت او را در این عبارت یافته است:
«صدر دهلی رفت»
او در ادبیات عربی و فارسی خصوصا فنون شعر و معانی و بیان استاد بوده و از علوم دینی خصوصا فقه و حدیث با بهره بوده و در علم موسیقی و ادوار نیز مهارت داشته است. غیر از «دیوان اشعار»، یک مثنوی در بحر «خسرو و شیرین» و یک «ساقینامه» موسوم به «عشرتآباد» از او به جای ماند.
از اوست:
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود(1)
رضا ابوعطا فرزند علی، نقاش هنرمند و شاعر ادیب معاصر در سال 1299ش در اصفهان متولّد شد. او جزو اولین هنرجویان هنرستانهای هنرهای زیبای اصفهان است
1) تذکره خلاصة الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 355-357؛ تذکره شمع انجمن، ص370؛ تذکره میخانه، صص 300-311؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره آتشکده، بخش سوم از نیمه نخست، ص954؛ تاریخ نظم و نثر، ص433؛ تذکره مجمع الخواص، ص205؛ تذکره خرانه عامره، ص267؛ تذکره سرو آزاد، ص29؛ الذریعه، ج12، ص109.
و نزد استاد عیسی بهادری، صنعتی، مهذّب، کاشیتراش، تمدن، گلریز خاتمی و معصومزاده،تذهیب، مینیاتور و سایر هنرها را آموخت. او پس از استخدام در وزارت پیشه و هنر به تدریس، معاونت و ریاست هنرستان هنرهای زیبا مشغول شد.
او به خاطر استادی در رشتههای تذهیب، مینیاتور و طراحی سنّتی موفق به دریافت نشان درجه یک هنری گردید. در سرودن شعر نیز طبعی روان داشت و «عطا» تخلّص میکرد و در بعضی انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن نقش جهان حضور مییافت. مقداری از اشعار او شامل بیان منظوم ضربالمثلهای معروف زبان فارسی است.
وی در روز 25 خرداد 1377ش وفات نمود و در قطعه نامآوران واقع در قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون شد.
از او آثار ارزندهای در مینیاتور و تذهیب به جای مانده است.
این شعر از اوست:
یکسان نبود مرتبت جاهل و فاضل خر مهره بهای دُر شهوار نکاهد
جاهل رمد از صحبت فاضل عجبی نیست «ارباب کچل نوکر مودار نخواهد»(1)
حاج شیخ محمّد رضا بن حاج ملّا علی بن ملّا محمّد تقی بن حاج علی حسینآبادی جرقویهای، عالم فاضل صالح. پدرش از علمای جرقویه بود.
شیخ محمّد رضا در شب جمعه 26 ذیحجة الحرام 1309ق در قریه حسینآباد
1) آیین فرزانگی، ج6، صص 163-165؛ زندهرود تا حیدربابا، صص 32 و 33؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص39؛ هفتهنامه نوید اصفهان: شماره 511، مورخ 3 تیر 1377، ص7.
جرقویه اصفهان متولّد گردید. در اصفهان نزد آقا سیّد محمّد باقر درچهای، آخوند ملّا محمّد کاشانی و احتمالاً میر محمّد صادق خاتونآبادی، [سیّد محمود کلیشادی، میرزا احمد اصفهانی، حاج ملّا عبدالجواد آدینهای، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، میر محمّد تقی مدرس [تحصیل نموده [و از آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی اجازه اجتهاد دریافت نمود [در عتبات عالیات نیز نزد آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی [و میرزا محمّد حسین نایینی [کسب فیض نمود. پس از آن به اصفهان مراجعت نمود و به تدریس فقه و اصول در منزل خود [و سپس در مدرسه جدّه بزرگ و مدرسه صدر بازار [مشغول شد و جمعی از افاضل طلاب در درس او حاضر میشدند.
[مرحوم جرقویهای عالمی عابد و صالح، متواضع، عاشق اهل بیت عصمت و طهارت و یار و مددکار نیازمندان و غیور در امر به معروف و نهی از منکر و حفظ شعائر دینی بود.
در تیرماه 1331 پس از کنارهگیری دکتر محمّد مصدق از نخست وزیری و انتصاب قوام السلطنه به این مقام و صدور اعلامیه آیتاللّه کاشانی مردم اصفهان در پاسخ به درخواست آیتاللّه کاشانی به خیابانها ریختند. در 28 تیرماه مرحوم جرقویهای در قیام مردم اصفهان شرکت نموده و مورد ضرب و شتم مأمورین حکومت قرار گرفته و چند روز بعد بر اثر صدمات وارده] در شب یکشنبه 8 محرم سال 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 627 و 628؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 225 و 226؛ اَمالی (شیخ محمّد علی معلم حبیبآبادی): خطی؛ گرکویه، (ویرایش دوم)، صص 401 و 402؛ شرح مجموعه گل، صص193-215.
استاد رضا مُنشِئی فرزند استاد علی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران آثار تاریخی اصفهان در عصرهای حاضر در سال 1319ش در خانوادهای هنرمند و ماهر در معماری متولّد شد و در 14سالگی نزد پدر به کار پرداخت و در فنون گوناگون معماری و بنّایی مهارت یافت و در درودگری، شبکهکاری نیز فعالیت نمود و تا آخر عمر پدرش در کنار او به مرمّت آثار تاریخی پرداخت. بسیاری از آثار تاریخی اصفهان همچون کاخ عالیقاپو، چهلستون، مسجد جامع، توحیدخانه، تالار اشرف و در خارج اصفهان مسجد جامع نائین، پل تاریخی ورزنه، مجموعه شیخ صفیالدّین اردبیلی، قلعه جونقان در چهارمحال، مسجد جامع قزوین، مسجد جامع میمه، کاروانسراهای چاله سیاه در بُرخوار اصفهان، امامزاده یحیی زوّاره، مسجد جامع اردستان و بسیاری ابنیه تاریخی دیگر در مرمّت و یا مهاربندی نموده است.
او از معماران برجسته دفتر فنی سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی در اصفهان بود و بسیاری از مرمّتگران در رشتههای مهاربندی، استحکام بخشی، ساخت در و پنجره و کارهای چوبی، سبکهسازی، نصب انواع داربست، و سایر امور فنی مربوط به مرمّت آثار تاریخی زیر نظر او به فعالیّت پرداختهاند. او از سال 1360ش در رشته درودگری به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت.(1)
وی سرانجام در 28 مهر 1378ش از دنیا رفت و در قطعه 15 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.(2)
دکتر رضا هادیزاده فرزند علی فرزند شیخ غلامحسین در سال 1314ش در اصفهان، در خانوادهای متدیّن از محلّه بیدآباد متولّد شد.
او پس از طی تحصیلات ابتدائی، در دبیرستان هراتی مقطع متوسطه را به پایان رساند، و در دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات عرب به تحصیل مشغول شد. سپس در دانشگاه تهران در همین رشته ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس و سپس دکترا گرفت. در این سالها او از اساتید دانشگاه تهران همچون فروزانفر، همائی، یزدگردی و مینوی بهره گرفت.
دکتر هادیزاده پس از آن به تدریس در دانشگاه اصفهان و مراکز آموزش عالی اصفهان پرداخت. او در دانشگاه اصفهان در برخی از پستهای اداری همچون شورای انتشارات دانشگاه به خدمت پرداخت و آخرین پست اداری او ریاست دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان بود.
دکتر هادیزاده در روز 20 دیماه 1369ش درگذشت و در قطعه 6 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
از آثار او: تصحیح «دستوراللّغه» تألیف: ادیب نطنزی و ترجمه «فرائد الادب» تألیف: ثعالبی و رساله «وجوه و نظائر کلمه راه در گلستان سعدی» چاپ شده است. و مقاله «فن ترجمه: از عربی به فارسی و فارسی به عربی» هنوز چاپ نشده است.(1)
سیّد محمّد رضا بن سیّد علی بن سیّد محمّد بن سیّد محمّد تقی حسینی مازندرانی اصفهانی، عالم فاضل و صالح متّقی. [از علمای قرن دوازدهم هجری.
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با محقّق فاضل و دانشمند آقای شیخ مجید هادیزاده (فرزند دکتر هادیزاده).
در اصفهان در درس میر سیّد حسن مدرس حاضر شده و پس از آن به نجف اشرف رفته و از درس شیخ مرتضی انصاری و دیگران بهره برد. وی سالها به تدریس در مدرسه صدر نجف مشغول بود، تا اینکه در 21 رمضان 1292ق وفات یافته و در قبرستان وادیالسّلام مدفون شد. او عالمی متّقی بود و از گرفتن وجوهات شرعی پرهیز داشت.
از آثارش تعلیقاتی است بر برخی از کتب همچون «قوانین»، «مکاسب» و غیره.(1)
حاج سیّد رضا مدرس هاشمی متخلّص به «لاله» فرزند آقا میر سیّد علی بن آقا میر سیّد محمّد بن میر سیّد علی بن علّامه آقا میر سیّد حسن مدرس (بزرگ)، از شعرای معاصر اصفهان در [روز 16 تیرماه [سال 1313ش در اصفهان [محلّه نو نزدیک مسجد رحیمخان] متولّد شده و تحصیلات ابتدایی [در دبستان علیّه [و متوسطه [در دبیرستان علیّه، دبیرستان هاتف و دبیرستان نشاط [خویش را در این شهر به پایان رسانیده و پس از اتمام دوره دبیرستان [به دانشگاه اصفهان راه یافته و در رشته فلسفه و علوم تربیتی لیسانس دریافت نموده و [به خدمت فرهنگ وارد شد [و سالها به تدریس و خدمات آموزشی مشغول بود تا اینکه بازنشسته شد و پس از آن در آموزشگاه امید به فعّالیت آموزشی پرداخت. [از شعرای پرشور و حساس اصفهان است.(2)] در نوجوانی با تشویق دکتر سیّد کمال موسوی و مرحوم سیّد مصلحالدّین مهدوی به سرودن شعر پرداخته و در انجمنهای مختلف از جمله انجمن کمال، انجمن صائب و انجمن سعدی شرکت نموده و اکنون از اعضای مؤثر انجمن ادبی محفل انس است. او علاوه بر فضل و ادب و تبحّر در شعر، به طریق موروثی و همچون پدر و عموی بزرگوارش خط را خوش مینویسد و اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر میگذارند. دیوان اشعار خود را
تدوین و مرتّب نموده ولی هنوز چاپ نشده است.(1)
از اوست:
شوق پرواز است در سر عرصه پرواز کو؟ عرصه پرواز باشد، همرهی دمساز کو؟
بوی گل، رنگ افق، لطف سحر، موج نسیم میبرد دل از کفِ بیننده، چشم باز کو؟
دفتر عشق است برگِ نرگس و گلبرگ یاس آنکه یابد معرفت از این همه اعجاز کو؟
از دل هر ذرّه میآید به گوش آوای عشق آنکه بشناسد نوای پردههای راز کو؟
کیست باشد باخبر در عالم از اسرار عشق؟ گر که آگه باشد او را جرأت ابراز کو؟
پرده ناسازگاری نیست در این نُه فلک هرچه باشد ساز باشد پرده ناساز کو؟
«لاله» بهرِ غوطهور گشتن به بحر ژرف عشق عاشق دریا دل پر زهره جانباز کو؟]
محمّد رضا بن میرزا علی شریف اشتری دولتآبادی اصفهانی، از خوشنویسان گمنام قرن یازدهم هجری است. در زمان شاه عباس ثانی میزیسته و از اهالی قریه دولتآباد اصفهان بوده و خطوط نسخ و نستعلیق را خوش مینوشته است.
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج سیّد رضا مدرس هاشمی در روز هفتم اسفند 1387: تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص688.
او نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» را به خط نسخ در شنبه 5 جمادیالاوّل 1062ق کتابت کرده که در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی قم به شماره 284 موجود است.(1)همچنین نسخهای از «ترجمه اربعین» شیخ بهایی (مترجم: شیخ محمّد خاتون عاملی) را به خط نستعلیق در یکشنبه 24 جمادیالثّانی 1065ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(2)
رضا شاهزیدی متخلّص به «زیدی» فرزند علی، از شعرای معاصر اصفهان. در اوّل دی ماه 1315ش در محلّه تلواسکان اصفهان متولّد شد. او پس از تحصیلات ابتدایی و متوسّطه به کشاورزی روی آورده و در روستای «کجوان» کرارج در نزدیکی اصفهان ساکن شد. در برخی انجمنهای ادبی اصفهان از جمله «انجمن ادبی حافظ» شرکت مینماید و اشعار زیادی در مدح و مرثیه حضرات معصومین علیهمالسلام سروده است.
از اوست:
اصفهان ای به گلستان گل ناز مهرت از جان چنین کنم ابراز
نوعروسی به ملک زیبایی نیست همچون تو در جهان مجاز(3)
محمّد رضا بن میرزا علی کاتب خاتونآبادی [کاتب نستعلیقنویس در قرن یازدهم هجری] در ربیعالثانی سال 1024ق نسخهای از دیوان «جمالالدّین محمّد بن عبدالرزاق اصفهانی» را کتابت نموده و به شماره 921 در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(4)
رضا بن علی منجم اصفهانی [از فضلاء و منجمین قرن سیزدهم هجری [مؤلف «حل العقد» در معرفت تقویم. که آن را به امر شاهزاده حسینعلی میرزا و به اشاره استادش سیّد محمّد منجم در سال 1234ق تألیف نموده است. این کتاب در کتابخانه حسینیه تستریه نجف موجود است.(1)
رضا عباسی [فرزند علی اصغر کاشانی [نقاش زبردست و استاد هنرمند عهد صفویه.
[در سال 974ق متولّد شد. پدرش از نقاشان معروف دربار شاه طهماسب صفوی بود. خود او نیز در زمان شاه عباس اوّل در نقاشی به شهرت فراوان رسید و مورد توجّه شاه عباس قرار گرفت و نقاشیهای کاخهای سلطنتی توسط او و شاگردانش کشیده شد. هنرنمایی رضا عباسی تا بدان پایه بود که شاه عباس بر دست هنرآفرین او بوسه زد.
از خصوصیات نقاشی رضا عباسی، واقعگرایی است. در چهرهسازی و نقاشی طبیعت استاد بوده و در ترسیم خطوط منحنی و بیان حالات و احساسات عناصر موجود در نقاشی خود با مهارت و استادی عمل میکرده است. او از بنیانگذاران نقاشی سبک اصفهان و فرنگیسازی در نقاشی ایرانی بوده و از تابلوهای نقاشی که توسط اروپاییان، از اروپا به ایران آورده و خرید و فروش میشد الهام گرفته و یا تحت تأثیر سبک و شیوه آنان بوده است.
شاگردانش همچون شفیع عباسی، معین مصوّر، افضل الحسینی و محمّد یوسف سبک او را دنبال کرده و تکامل بخشیدهاند.
1) الذریعه، ج7، ص71.
او سرانجام (به نوشته شاگردش معین مصوّر) در ماه ذیقعدة الحرام سال 1044ق در اصفهان وفات یافت.
تابلوهای نقاشی او اغلب در موزههای خارج همچون «آرمیتاژ»، «متروپولیتن»، «بوستون» و «لوور» موجود است.
از نقاشیهای معروف او:
صورت درویش بهشتی، در سال 1034ق.
شاه عباس و حکیم شمسا محمّد، در سال 1042ق.
جوان لمیده و یک قوچ، در سال 1040ق و غیره]
همچنین نقاشیهای عمارت عالیقاپو، سردر قیصریه و کاخ چهلستون به او منسوب است.(1)
محمّد رضا بن علیرضا عباسی تبریزی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و در خط ثلث و نسخ نزد پدر هنرمند خود مشق خط کرده است.
او نسخهای از «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را در یکشنبه 21 صفر 1057ق کتابت کرده که به شماره 108 در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است.(2)
او همچنین نسخهای از «رجال کبیر» را در 5 ذیحجة الحرام 1062ق را به خط نسخ کتابت کرده که جزو مجموعه نصیری در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.(3)
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص616؛ گلستان هنر، صص 149-152؛ فرهنگ معین، ج6، ص596؛ تاریخ صنایع ایران، ص198؛ دائرةالمعارف هنر، صص 254 و 255 و 33 و 34؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص417؛ هنر ایران، صص 115-117؛ تاریخ عمومی هنرهای مصور، ج2، صص 197 و 198؛ کارنامه بزرگان ایران، ص222؛ فهرست مرقعات کتابخانه سلطنتی، ص297؛ مکتب نگارگری اصفهان، صص 150-157.
2) فرهنگ ایران زمین، ج26، ص163.
3) احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1169.
آقا محمّد رضا بن علینقی اصفهانی، از علماء و محدّثین و عرفاء و کاملین بوده، در 1279ق وفات یافته در خارج از تکیه مادر شاهزاده مدفون گردیده است.
[تنها آگاهی به دست آمده از صاحب عنوان مندرجات سنگ نوشته او واقع در تکیه آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد اصفهان است که عبارات سنگ چنین است:
«وفات زبده ارباب دانش و بینش و مرکز دایره فضیلت میرزا محمّد رضا خلف مرحوم آقا علی نقی اصفهانی فی شوّال 1279»
بنابرانی اوصاف مذکور در متن از روی حدس و گمان بوده و مستند نیست.(1)]
محمّد رضا بن مانده علی (محمّد علی) آقاجانی (سدهی)، از نویسندگان و فضلاء قرن سیزدهم هجری.
در تاریخ پنجشنبه 28 ذیالقعده سال 1244ق کتابت نسخهای از «حدائق المقربین» تألیف: میر محمّد صالح خاتونآبادی را به خط نسخ به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 4741 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[همچنین او نسخهای از «خزائن جواهر سلطانی» تألیف: میر محمّد حسین خاتونآبادی را به خط نسخ در ماه جمادیالاوّل 1222ق کتابت کرده که به شماره 12471 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است(3)].
شیخ محمّد رضا حسام الواعظین بن حاج میرزا محمّد علی علاقبند بن ملّا اسماعیل بن علی بن جعفر بن حسن اصفهانی، عالم فاضل، خطیب ماهر و ادیب شاعر، از وعاظ معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری.
در سال 1300ق در محلّه پاقلعه اصفهان متولّد شده و ابتدا در مکتبخانه میرزا عبدالغفار پاقلعهای علوم مقدّماتی را آموخت. ادبیات عرب را نزد سیّد محمود کلیشادی (مغنیگو) فرا گرفت و سپس در درس شیخ محمّد تقی آقانجفی، آقا سیّد محمّد باقر درچهای، آخوند ملّا حسین کرمانی و سیّد محمّد مدرس نجفآبادی حاضر شد. [طب را نیز از میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت و سیّد مصطفی مؤیّد الاطبّاء فرا گرفت.]
او به علت مهارت در وعظ و احاطه به اخبار و احادیث، تاریخ و انساب، کار وعظ و ایراد خطابه را شروع کرد و کمکم شهرت او بالا گرفت و در رده وعاظ طراز اوّل اصفهان درآمد و بین عوام و خواص محبوب القلوب و مورد وثوق و احترام واقع گردید.
او چند سال در طهران به وعظ مشغول بود و آنجا مرید یکی از عرفاء به نام «شمس العرفا» شد.
مرحوم حسام خطوط ثلث، نسخ و رقاع را خوش مینوشت [و این هنر را از آقا محمّد شمس الکُتّاب خواجویی فراگرفته بود. خطوط سنگ مزار میر عبدالحسین سیّد العراقین در تخت فولاد و سنگ مزار برادرش شیخ مهدی حقوقی در تکیه سیّد العراقین، از آثار به جای مانده از اوست. [در سرودن شعر نیز طبعی روان داشت و به فن مادّه تاریخگویی مسلّط بود. وی سرانجام در جمعه 13 ربیعالاوّل 1381ق وفات یافته و جنازه پس از تشییع باشکوه در یکی از اطاقهای تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. [ماده تاریخ وفاتش را استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خویی متخلّص به برنا چنین گفته است:
مصرعی «برنا» نوشت از بهر سال رحلتش: «بود شمشیر علیه کجروی پند حسام»
همچنین شاعر عارف معاصر «شکیب اصفهانی» این ماده تاریخ را جهت سال فوت او به شمسی یافته است:
از پی تاریخ او، گفت به شمسی «شکیب» «کرد حسام از وفا جای بخلد برین»(1)]
محمّد رضا بن محمّد علی بن میرزا محمّد کاظم بن ملّا عزیزاللّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل [از علمای دوره زندیه [در اصفهان ساکن بوده و به «آقا محمّد» معروف بود. او در اواخر ذیحجه 1211ق وفات یافت.(2)
از تألیفات او کتاب «ارشاد الحنفاء فی وصف الخلفاء» در یک مقدمه و چهار فصل و یک خاتمه به شماره 1293 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
استاد محمّد رضا بن استاد محمّد علی حجّار اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. در هنر سنگتراشی زبردست بوده و تا سال 1255ق در قید حیات بوده است.
ظاهرا از شاگردان پدرش بوده و در ریزهکاری و ظرافت در حجاری مهارتی بهسزا داشته است. آثار او در قبرستان تخت فولاد اصفهان موجود است از جمله سنگ قبر شیخ محمّد تقی رازی (صاحب حاشیه) در سال 1248ق، میرزا محمّد رحیم
شیخالاسلام در سال 1249ق و ملّا محمّد مهدی قمبوانی سمیرمی در سال 1255ق.(1)
شیخ محمّد رضا نیلفروشان معروف به «مقدّس» فرزند محمّد علی از علمای معاصر اصفهان، عالم فاضل متّقی. در مسجد علی اکبر بیک واقع در اوّل خیابان شاه عباس دوم [خیابان شهید شریف واقفی فعلی [اقامه جماعت مینموده است. در 26 شعبان المعظّم سال 1392ق وفات یافته و در تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجویی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
حاج میرزا محمّد رضا شریف روحانی فرزند شیخ غلامعلی، عالم فاضل معاصر، در سال 1303ق در خانوادهای روحانی در نجفآباد متولّد شد. از دوران نوجوانی نزد پدر به تحصیل مقدمات و ادبیات و علوم دینی پرداخت. پس از آن به اصفهان رفت و در مدرسه صدر نزد شیخ علی مدرس یزدی و سیّد آقاجان ریزی تحصیل کرد سپس در درس سیّد احمد اصفهانی، سیّد مهدی درچهای، ملّا عبدالکریم گزی، سیّد محمّد باقر درچهای، میرزا محمّد صادق خاتون آبادی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی حاضر شد و تحصیلات خود را تکمیل کرد و به نجفآباد بازگشت و به تدریس و اقامه جماعت (در مسجد ملّا حسین کربلایی» و تبلیغ دین مشغول شد.
او در سهشنبه 25 جمادیالثّانی 1399ق در سن 96 سالگی وفات یافته و در قبرستان «جنّت الشهداء» نجفآباد مدفون شد.(3)
میر محمّد رضا فانی اصفهانی بن محمّد فاضل موسوی هندوستانی، شاعر ادیب و عارف کامل. [از سخنوران قرن سیزدهم هجری].
پدرش از عرفاء بوده و از هند به اصفهان آمد. میر محمّد رضا در اصفهان علم و ادب آموخته و سپس به تهذیب نفس و سیر و سلوک مشغول شد و انزوا اختیار کرد و جز با اندکی از مردمان اهل حال معاشرت و مصاحبت ننمود، تا این که در سال 1222ق در اصفهان وفات یافت. در شعر طبعی روان داشت و اغلب به غزل و مثنوی مایل بود. رضاقلی خان هدایت اشعار او را مدوّن ساخته و «دیوان اشعار» ترتیب داده است.(1)
[میر محمّد رضا نسخهای از «مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز» را به خط نستعلیق کتابت نموده که به شماره 1171 در کتابخانه دکتر حسین مفتاح در تهران موجود بوده است].(2)
از اوست:
منشین از پا و گرنه بست شوی از پای اگر نیفتی، از دست شوی
هشیار گر آیی بر ما مست شوی وز هستی اگر نیست شوی، هست شوی
حاج سیّد رضا بهشتینژاد متخلّص به «دریا» فرزند حاج سیّد فخرالدّین، از شعرای معاصر اصفهان. در 11 جمادیالاولی سال 1335ق [مطابق با 15 اسفند 1295ش [در اصفهان متولّد گردید. [تحصیلات ابتدایی را در مدرسه علیّه و متوسطه را در مدرسه
فرهنگ و مدرسه گلبهار طی نمود و در کنار آن نزد میرزا آقا امامی به فراگیری نقاشی مشغول شد. اما به علّت حادثهای که برای او پیش آمد، از ادامه آن باز ماند. در سال 1337ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس در دبیرستانهای اصفهان مشغول شد. او سالها رییس کتابخانه فرهنگ بود.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و به انجمن ادبی شیدا راه یافت [ابتدا «منظر» و «شکر» تخلّص میکرد. سپس آن را به «دریا» تغییر داد. [او در اغلب انجمنهای ادبی اصفهان همچون صائب، کمال، خاکیا، سرای سخنوران، پیشهوران و سعدی حضور داشت و از شعرای زبردست و خوش قریحه آن انجمنها بود. در سرودن انواع شعر همچون غزل، قصیده، رباعی، ترکیببند و ترجیعبند و مثنوی مهارت داشت و با استادی از عهده برمیآمد. بسیاری از اشعارش در مدح و مرثیه اهل بیت علیهمالسلام و پند و اندرز و تغزل است.] اشعارش در بسیاری از نشریات و مجلات اصفهان و تهران به چاپ میرسید. [اشعار او در کتاب «طوفان دریا» به اهتمام بانو صدیقه بهشتینژاد در سال 1383ش به چاپ رسیده است.
وی سرانجام در دوشنبه سوم فروردین 1383ش بدرود حیات گفته و پیکرش در قطعه نامآوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
مادّه تاریخ وفاتش را آقای رضا صنیعزاده چنین سروده است:
«دی» رفت از این جمع و به تاریخ نوشتند: «دریای ادب را گهری بود بهشتی»
1383=14-1397
استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی (برنا) نیز سروده است:
رقم زد کلک «برنا» در وفاتش «ز دریا مانده نقش و شعر و دیوان»
از اوست:
رفتم از کوی تو امّا دلم آنجاست هنوز دل حسرت زدهام محو تماشاست هنوز
یاد روی تو مهری که فروزش دارد مایه روشنی چشم و دل ماست هنوز
چشم بد دور که با پاکی و صاحب نظری دیده آیینه آن طلعت زیباست هنوز(1)]
محمّد رضا موحّدی نجفآبادی فرزند فرجاللّه، از شعرای معاصر در سال 1324ش در نجفآباد متولّد شد و از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. ابتدا «نوین» تخلّص میکرد و سپس آنرا به «رضا» تغییر داد.
از اوست:
مادر ای بامداد روشن عشق نشوی لحظهای فراموشم
ای بلند آسمان عفت و مهر جام صهبای معرفت نوشم(2)
ملّا محمّد رضا هزارجریبی مازندرانی بن محمّد قاسم، عالم فاضل و محدّث محقّق. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از فضلاء خصوصا علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی کسب فیض نموده است.
او کتاب «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را نزد علّامه مجلسی قرائت نموده و علّامه در پایان کتاب «صوم» أنهائی در اواسط جمادیالاوّل 1073ق برای او نوشته است.(3)
همچنین «اصول کافی» را نزد علّامه قرائت نموده و او جهت ملّا محمّد رضا در سال 1089ق در پشت کتاب «اصول کافی» اجازه مفصّلی نوشته است. عالم عالیقدر میرزا محمّد طهرانی ساکن سامرا آن اجازه را از آنجا استنساخ کرده و به نظر علّامه شیخ آقا بزرگ طهرانی رسیده است.(1)
محمّد رضا بن محمّد کریم پنجانی لنجانی اصفهانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او مجموعهای از چند کتاب «الفوائد الصّمدیه»: شیخ بهایی، «الاربعون حدیثا»:؟، «مثلثات منظوم»: بدیعی و «صیغ العقود و الایقاعات»: محمّد حسن لنجانی را به خط نسخ در سالهای 1282 تا 1285ق کتابت کرده که به شماره 89 در کتابخانه مدرسه صدر خواجو در اصفهان موجود است.(2)
محمّد رضا بن محمّد قدیم بن محمّد کریم تبریزی [از کاتبان و فضلاء قرن سبزدهم هجری] در شب 29 صفر سال 1232ق از کتابت بخش یکم «اسفار» در اصفهان به خط تعلیق شکسته فراغت یافته و کتاب به شماره 386 در کتابخانه مرکزی دانشگاه [جزو کتب اهدایی آقای مشکاة به دانشگاه طهران [موجود است.(3)
ملّا محمّد رضا بن جلالالدّین محمّد اصفهانی [از فضلاء و علمای قرن یازدهم هجری] که «باب حادی عشر» را جهت امیر ابیالفتح بن امیر حبیباللّه حسینی به فارسی
ترجمه نموده و نسخه در کتابخانه سیّد آقا تستری در نجف اشرف موجود بوده است. تاریخ نسخه سال 1068ق میباشد.(1)
حاج سیّد محمّد رضا بختیاری فرزند سیّد محمّد بن سیّد محمّد تقی، عالم فاضل معاصر در سال 1304ق در چهارمحال و بختیاری متولّد شد و پس از کمی تحصیل به اصفهان رفته و نزد شیخ محمّد تقی آقانجفی ادامه تحصیل داد. سپس به عتبات عالیات عزیمت کرده از محضر آیات عظام سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی و میرزا محمّد تقی شیرازی بهره برد و به اجتهاد نائل آمد. پس از قیام عشایر و مردم علیه سلطه انگلیسیها بر عراق و فتوای جهاد علماء، او به مجاهدان پیوست و فرماندهی شصت هزار نفر از آنان را برعهده گرفت. پس از پایان جنگ به ایران مراجعت کرده و در مشهد مقدس ساکن شد و به تدریس و اقامه جماعت مشغول شد و مورد وثوق حاج آقا حسین قمی واقع شد. پس از کشتار مردم و سرکوب قیام مسجد گوهرشاد به بیرجند تبعید شد و پس از شهریور 1320ش به مشهد بازگشت و به تدریس پرداخت تا اینکه در روز یکشنبه 11 اردیبهشت 1339ش (مطابق 4 ذیقعده 1379ق وفات یافت و در یکی از حجرههای سمت راست نقارهخانه (صحن انقلاب کنونی) مدفون شد.(2)
حاج سیّد رضا صدرالحسنی بن سیّد محمّد صدرالواعظین بن سیّد محمّد رضا طباطبایی اصفهانی (صدرالذاکرین)، از علماء و خوشنویسان معاصر اصفهان. در سال 1300ش درا صفهان متولد شده و نزد جمعی از فضلاء از جمله: شیخ محمّدحسن عالم نجفآبادی و میرزا علی آقا شیرازی به تحصیل پرداخت و به وعظ و خطابه روی آورد. امّا به علت بیماری ترک وعظ و خطابه کرده و انزوا اختیار کرد و به مشق از روی خطوط خوشنویسان نمود. اینک او از خوشنویسان قابل و خطاطان ماهر در نستعلیق است. مردی است وارسته و پرهیزکار. نستعلیق را در کمال استادی مینویسد و قطعات متعددی به خط زیبای او موجود است.(1)
ملّا محمّد رضا تنکابنی بن ملّا محمّد فاضل سراب بن عبدالفتاح تنکابنی مازندرانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری [او پسر بزرگ فاضل سراب است. در اصفهان متولّد شده و نزد پدر خود ادبیات عرب و فقه و حدیث را فرا گرفت. [فاضل سراب در ذیحجة الحرام سال 1112ق مشترکا اجازهای برای او و برادرش ملّا محمّد صادق و شاگردش ملّا محمّد شفیع لاهیجانی نوشته است. [به شعر و انشاء رغبت تمام داشته و در شعر «رضا» تخلّص مینموده است.
او حدود سال 1135ق (30 سال قبل از تألیف «تذکرة المعاصرین» حزین) در اصفهان وفات یافته و ظاهرا در جوار قبر پدرش در تخت فولاد اصفهان مدفون شده است.
این شعر از اوست:
هرگز طبیب فکر من مبتلا نداشت گویا برای درد دل من دوا نداشت
1) شرح مجموعه گل، صص 292 و 293؛ و اطلاعات شخصی.
محکم نگشت با تو اساس محبّتم از بس که حرف سست تو هرگز بنا نداشت
هر بیوجود چهره به میگشت همچو عکس بر روی من که را که جفای تو وانداشت
خلوت طلب برای چه میگشت هر زمان گر مدّعی ز وصل تو صد مدّعا نداشت
خاموشیم نبود ز آسودگی «رضا» از بس که تنگ بود دلم ناله جا نداشت(1)
حاج آقا رضا یزدی فرزند حاج شیخ محمّد بن شیخ محمّد علی یزدی، از علمای معاصر اصفهان. در شهر اصفهان متولّد شده و دروس مقدماتی را نزد حاج آقا عطاءاللّه فقیه امامی و سیّد مرتضی موحّد ابطحی خواند. سپس به قم رفته و در درس حضرات آیات شیخ مهدی لاکانی، سیّد حسین بُدَلا، شهید شیخ محمّد صدوقی یزدی، حاج شیخ مرتضی حائری یزدی، حاج شیخ مهدی مازندرانی، سیّد محمّد باقر سلطانی و امام خمینی حاضر شده و تحصیل کرد. آنگاه به دستور آیتاللّه بروجردی به خرمآباد رفت و 7 سال در حوزه علمیه آنجا تدریس کرد. پس از مراجعت به قم از محضر مرحوم بروجردی استفاده کرد، امّا به خاطر بیماری به اصفهان بازگشته و به تدریس و وعظ سخنرانی و انجام خدمات اجتماعی مشغول شد. به سعی و همت او بسیاری از مساجد اصفهان
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص28؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 852 و 853؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص102؛ تذکرة المعاصرین، صص 209 و 369؛ نجوم السّماء، ص204؛ الذریعه، ج9، ص367؛ تذکره غنی، ص57؛ مجموعه مقالات همایش فاضل سراب، صص 276 و 366 و 161؛ الکواکب المنتشره، ص264.
تأسیس و رونق یافت.
او سالها امام جماعت مسجد اللّه بود و به وعظ و ارشاد مردم و حلّ مشکلات آنها میپرداخت.
سرانجام او در روز 5 خرداد 1382ش بر اثر سکته مغزی وفات یافته و در قطعه 12 قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون گردید.(1)
دکتر سیّد رضا ابوالبرکات [فرزند سیّد محمّد بن محمّد مهدی بن بحرالعلوم سدهی[ عالم فاضل معاصر.
[در سال 1309ش در شهرستان خمینیشهر اصفهان متولّد شد. دروس حوزوی را در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ محمّد حسن عالم نجفآبادی، شیخ احمد فیاض، شیخ نورالدّین اشنی، شیخ محمود مفید، سیّد صدرالدّین کوپائی، حاج میرزا علی آقا شیرازی، حاج آقا رحیم ارباب و میر سیّد علی بهبهانی فرا گرفت. همزمان در سال 1337 در کنکور رشته دکترای معقول و منقول شرکت کرد و در سال 1341 آن را به پایان برد. از سال 1348 پس از کسب اجازه از مراجع تقلید از جمله امام خمینی وارد آموزش و پرورش شد و مدّتها در دبیرستان و سپس به دانشگاه به ارشاد و هدایت نسل جوان پرداخت. وی تبحّر خاصّی در علوم مختلف اسلامی داشت. قرآن کریم و اکثر خطب «نهجالبلاغه» و «دیوان حافظ» و بسیاری از اشعار فارسی و عربی را از حفظ داشت. بسیار متواضع و قانع و سخی بود و آثار خیریهای از خود به جا نهاد.
عاقبت در شب دوشنبه 10 شهریور 1365ش (26 ذیحجه 1406ق) وفات یافته و در مسجد سرپل فروشان خمینیشهر که در آن اقامه جماعت مینمود، در کنار پدر و جدّش مدفون شد.(2)]
شیخ نجیبالدّین رضا زرگر [بن ابوحامد محمّد بن محمّد تبریزی [عارف جلیل و شاعر ادیب، از اهالی تبریز و از اقطاب سلسله ذهبیه است. [در سال 1048ق(1)] در اصفهان متولّد شده و ارادت به شیخ محمّد علی مؤذن خراسانی داشته(2)و در اشعار گاهی «رضا» و گاهی «زرگر» و «جوهری» و «نجیبالدّین» تخلّص میکند.
در سال 1075ق [بنا به قول مرحوم تربیت در دانشمندان آذربایجان(3)] و یا سال 1080ق [بنا به نقل مرحوم هدایت در ریاض العارفین(4)] در اصفهان وفات یافته است.
قبرش در قسمت شمالی آب انباری که در اراضی شمالی فرودگاه [قدیم اصفهان واقع در تخت فولاد] و قسمت شرقی تکیه آقا حسین خوانساری و شیخ محمّد تقی رازی است قرار داشت و تا این اواخر موجود بود و نویسنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی [آن را دیده بود و به سرنوشتی مانند سایر قبور گرفتار شد.(5)] و از بین رفت].
کتب زیر از اوست:
از اوست:
شمع و چراغ همه روشن از اوست بوی خوش هر گل و گلشن از اوست
کند کمالش عری از عقل هاست قرب وصالش بری از نقلهاست(7)
1) تحفه عباسی: مقدمه، ص9.
2) طرائق الحقائق، ج3، ص217.
3) دانشمندان آذربایجان، ص374.
4) تذکره ریاض العارفین، ص123.
5) سیری در تاریخ تخت فولاد، ص226.
6) الذریعه، ج7، ص225 و ج12، ص130 و ج19، ص201 و ج21، صص129 و 394 و ج25، ص386؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص213؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص617.
7) الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 273 و 274.
آقا سیّد محمّد رضا بن میر سیّد محمّد بهشتی، عالم فاضل [از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری] در اصفهان متولّد شده و نزد حاج سیّد ابراهیم بهشتی و آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) تحصیل کرده و و سالها در مسجد سرجوی شاه اقامه جماعت مینموده و پس از وفات در تکیه سادات بهشتی نزدیک مصلای تخت فولاد مدفون شد.(1)
سیّد محمّد رضا صدرالذّاکرین بن سیّد محمّد طباطبایی، واعظ کامل و خطیب ماهر [از وعاظ مشهور اصفهان در اواخر دوره قاجاریه] در شب 19 رمضان المبارک 1310ق وفات یافته و در مقبره سر قبر آقا اصفهان مدفون شد.
ماده تاریخ وفاتش را محمّد نصیر طرب اصفهانی چنین گفته است:
چو رخت بست ز دار فنا به عالم قدس ز مرگ او ز «طرب» خواست شور و ناله و شیون
نوشت خامه مشکین برای سال وفاتش «بصدر محفل جنّت نمود منزل و مسکن»
1310
آقا محمّد کاظم غمگین نیز چنین سروده است:
گفت از پی تاریخ وفاتش «غمگین»: «اندر یَم رحمت خدا گشت غریق»(2)
محمّد رضا بن محمّد یزدی [از کاتبان و خوشنویسان است [در قریه ینگآباد جرقویه ساکن بوده و نسخهای از «حمله حیدری» سروده: میرزا محمّد رفیع باذل مشهدی را کتابت نموده که به شماره 482 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
سیّد محمّد رضا میردامادی متخلّص به «ایمن» بن حاج میرزا محمود طبیب سدهی، شاعر ادیب [در قرن چهاردهم هجری میزیسته است]. در سال 1300ق متولد شده و در جوانی به کسب کمالات و فضائل اهتمام جسته و پس از کمی تحصیل به خراسان مسافرت کرد و آنجا ساکن شد.
او در ماه فروردین سال 1333ش (مطابق ماه رجب سال 1372ق) در مشهد مقدّس وفات یافته و همانجا مدفون شد.
از اوست:
من آن رندم که بلبلوار دایم مست و شیدایم به شوق وصل روی گل دمادم غرق غوغایم
من آن پروانهام کز شعله شمع رخ جانان همی سوزم و زین سوختن نیست پروایم
منم آن عاشق یکرنگ کاندر جسم و جان چیزی به جز مهرش ندارم گر بشکافند اعضایم(2)
آقا رضا پزشکی فرزند حاج مراد، از شعرا و ادبای نجفآباد در سال 1277ش متولّد شد. گاهی شعر میسرود و طبع روان و قریحهای پویا داشت.
از اوست:
ابر آسمان گرفت و زمین ابروار تار یادم شد از گذشته و فصل بهار یار
کز هر طرف تلألو خورشید و باغ و دشت محکم گرفته در بغلم چون نگین نگار
کز هر کرانه چویک آبی روان و دشت سرسبز و دلپسند و دلآرا چو نقش یار(1)
سیّد محمّد رضا موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، عالم فاضل جلیل معاصر. در سال 1361ق (مطابق با 1321ش) در اصفهان متولّد شد. مقدمات علوم را تا پایان شرح لمعه و همچنین طب قدیم را نزد پدرش و شرایع را نزد میرزا محمّد طبیبزاده آموخت.
او در سال 1380ق (مطابق با 1340ش) جهت تحصیل به قم مشرّف شد. در دوره سطح مکاسب را نزد برادرش سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی، کفایه را نزد سیّد محمّد باقر سلطانی و درس خارج فقه را نزد حضرات آیات حاج شیخ عباسعلی شاهرودی و حاج سیّد محمّد رضا گلپایگانی (ابوالزّوجه خود) و میرزا هاشم آملی فرا گرفت.
وی در سال 1382ق (1341ش) به افتخار مصاهرت آیتاللّه گلپایگانی نائل شد و سالها در خدمت ایشان به عنوان اصحاب استفتاء به انجام وظیفه مشغول بود.
1) دیباچه دیار نون، ص158.
سیّد محمّد رضا بن محمّد معصوم حسینی رضوی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن دوازدهم هجری] در پنجشنبه 9 ربیعالثّانی 1115ق نسخهای از «شرح تجرید» قوشچی را به خط نسخ در اصفهان کتابت نموده است. نسخه آن به شماره 7422 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
[او همچنین رساله «نسبة ارتفاع اعظم الجبال الی قطر الارض» را در سال 1108ق کتابت کرده که جزو کتابهای محمّد خامنهای در کتابخانه حسینیه تستریه نجف اشرف موجود بوده است.(2)]
میرزا محمّد رضا بن عالیحضرت میرزا محمّد مقیم اصفهانی، استاد کیمیا در اصفهان بوده و ظاهرا محمّد رضا طبیب بن حاج رجبعلی کیمیاگر، نویسنده و جامع جنگ شماره 4385 کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران شاگرد او بوده است.(3)
محمّد رضا بن محمّد مقیم تبریزی عباسآبادی، از خوشنویسان هنرمند قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. در خط نستعلیق نزد ابوتراب اصفهانی مشق کرد و در اصفهان به کتابت مشغول شد. او در ماه رجب 1089ق به دستور شاه سلیمان نسخهای ناتمام از «جامع الحکایات» را که نورالدّین محمّد لاهیجانی آنرا کتابت کرده و
موفق به اتمام آن نشده بود را کتابت کرده و به پایان رساند که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.
او برادر شاعر و خوشنویس هنرمند میر سیّد علیخان جواهر رقم است. محمّد رضا در خوشنویسی از سرآمدان عصر خویش و در صفای نیت و تهذیب اخلاق و حسن خلق کمنظیر بود. او در سال 1118ق در اصفهان وفات یافته و در مزار بابا رکنالدّین (تخت فولاد) اصفهان مدفون شد.(1)
میر محمّد رضا امامی خاتونآبادی بن محمّد مؤمن [بن میر عبدالرّفیع بن میر محمّد صالح بن میر محمّد اسماعیل (شاهمراد) بن میر عمادالدّین حسینی افطسی [عالم فاضل. متبحّر در علوم بالاخص تواریخ ائمه معصومین علیهمالسلام . تا سال 1128ق زنده بوده و پس از وفات در تخت فولاد بالای سر میرمعصوم خاتونآبادی مدفون گردید. ویرا تألیفاتی است:
[وی در اصفهان به دنیا آمده و در اصفهان و در عتبات عالیات به تحصیل پرداخته و سپس به شهرها و ممالک گوناگون سفر کرده است. عاقبت به اصفهان آمده و به تدریس و تحقیق و تألیف مشغول شد. او در انواع علوم زمان خود خصوصا، فقه، حدیث، تفسیر و ادبیات متبحّر بوده و در سرودن شعر به فارسی و عربی صاحب قریحه است و در اشعارش «مطلع» تخلّص میکند. به نوشته مرحوم سیّد حسین خاتونآبادی در کتاب «اغصان طیّبه» او در سال 1135ق وفات یافته است.
کتاب «خزائن الانوار و معادن الاخبار» او به تصحیح مریم ایمانی خوشخو به چاپ
رسیده است. نسخههای خطی این کتاب در کتابخانههای آیتاللّه مرعشی قم، ملک تهران، آستان قدس رضوی، مجلس شورای اسلامی، جامع گوهرشاد، موقوفه خاندان ثقةالاسلام تبریز، فیضیه قم، گلپایگانی و کتابخانه سیّد علی اصغر اصغرزاده موجود است. این کتاب به فارسی و در علم تفسیر با 1 فاتحه و 14 خزانه در سال 1117 در تبریز تألیف شده است.(1)
«جنّات الخلود» نیز به فارسی و در باب شرح اسماء الحسنی و زندگی چهارده معصوم علیهمالسلام و تواریخ سلاطین و خلفاء و برخی اطلاعات متفرقه دیگر تألیف شده و در سال 1128ق تألیف آن به پایان رسیده است. این کتاب بارها چاپ سنگی شده و نسخه خطی آن در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهالسلام قم و چند کتابخانه دیگر موجود است.(2)]
محمّد رضا بن محمّد مهدی اصفهانی، خطاط نسخنویس قرن دوازدهم هجری در سال 1150ق در اصفهان متولّد شده و در سال 1224ق وفات یافته است. او در 8 جمادیالثّانی 1185ق از کتابت نسخهای از «کفایة المقتصد» تألیف: ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری فراغت یافته و نسخه به شماره 889 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(3)
میرزا محمّد رضا خوزانی بن میرزا محمّد مهدی بن ملّا محسن شیرازی، عالم فاضل و خوشنویس ماهر، [در قرن سیزدهم هجری].
جدّش ملّا محسن از شیراز به اصفهان آمده و در «خوزان» از محلّههای «سِدِه» ماربین ساکن شد.
[صاحب عنوان در اصفهان نزد سیّد محمّد شهشهانی و حاج شیخ محمّد باقر نجفی به تحصیل پرداخته است. خط نسخ را بسیار نغز و شیرین مینوشته و در سرعت قلم اعجوبهای بوده است. تا حدّی که روزی هزار بیت کتابت میکرده و در عین حال بسیار خوش و زیبا مینوشته است و میگفتهاند که چهارصد جلد کلاماللّه مجید کتابت کرده است. و تا حدود سال 1306ق زنده بوده است.(1)]
میرزا محمّد رضا خوزانی نسخهای از «ربیع الاسابیع» تألیف: علّامه مجلسی را به خط نسخ کتابت کرده که در سال 1313ق چاپ سنگی شده است.(2)
[همچنین کتاب «انوار الرّیاض» تألیف: سیّد محمّد شهشهانی را در سال 1288ق به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 8619 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)]
سیّد رضا کلاهدوزان فرزند سیّد مهدی از علمای معاصر اصفهان. در سال 1332ش در اصفهان به دنیا آمد.
ادبیات را نزد سیّد ابوالحسن درچهای ابن سیّد محمّد باقر و سیّد بحرالعلوم میردامادی و آقا سیّد حسین سدهی معروف به ساعتساز فرا گرفت. مغنی را از شیخ محمود مشکاتی استفاده کرد. شرح تجرید و شرح شمسیّه را از محضر شیخ محمّد محزون بهره برد.
شرح منظومه و اسفار را در نزد سیّد حسن مدرس هاشمی خواند. لمعه و رسائل و
مکاسب و بحث خارج را از محضر آیةاللّه شیخ ابوالقاسم انصاری استفاده کرد. جهت اصلی پیشرفت وی در علم و دانش مباحثه و تحقیق و تدریس و مطالعات شخصی بوده است. هم بحث وی در همه دروس تا پایان سطوح آقای حاج شیخ حسین عشاقی بوده است.
او اکنون از بزرگان مدرسین مدرسه صدر اصفهان محسوب میگردد و دروس وی مورد توجه فضلاء و طلاب است.
حاج شیخ محمّد رضا مهدوی شهرضایی بن حاج ملّا محمّد مهدی قمشهای، عالم فاضلف فقیه مجتهد [از علمای قرن چهاردهم هجری] درسال 1302ق متولّد شده و در اصفهان به درس آخوند کاشی، جهانگیر قشقایی، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، حاج میر محمّد صادق خاتونآبادی و شیخ محمّد تقی آقانجفی حاضر شده و سپس به نجف اشرف مشرّف شده و نزد حضرات آیات آقا شیخ مرتضی طالقانی، آقا سیّد حسین بادکوبهای و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی استفاده نموده، سپس به موطن خود مراجعت کرده و مقبولیّت تامّه یافته، در علم و عمل بینظیر و تا آخر عمر در انجام وظایف شرعّیه از نشر و تبلیغ احکام و تدریس و اقامه جماعت و اعانه ملهوفین و کمک به ضعفاء دقیقهای اهمال نفرمود.
وی سرانجام در شب چهارشنبه 14 ربیعالثانی 1388ق در زادگاه خود وفات یافته و در امامزاده شاهرضا مدفون گردید. از تاألیفاتش: 1. «رسالهای در اخلاق»2. رسائل متعدد در «فقه و اصول و تفسیر» میباشد که هیچیک به طبع نرسیده است.(1)
1) سالنامه شهرضا، ص36؛ نشریه فرهنگ شهرضا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص632.
محمّد رضا طهرانی بن نجفعلی بن حاج محمود اصفهانی [از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در سال 1269ق از کتابت نسخهای از کتاب «شاهد صادق» تألیف: محمّد صادق بن محمّد صالح اصفهانی به خط نستعلیق فراغت یافته و کتاب به شماره 5028 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(1)
محمّد رضا بن محمّد نصیر خاتونآبادی اصفهانی، عالم فاضل. در مشهد مقدس ساکن بوده و علاوه بر تحقیق و تألیف و تدریس نایب خادمباشی آستانه مقدس رضوی بوده و به نام شاه سلطان حسین صفوی کتاب «شرح اربعین حدیثا» را تألیف نموده است. نسخهای از آن به شماره 2290 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)
محمّد رضا شیرانی فرزند نصیر، شاعر ادیب معاصر. در سال 1326ش در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اصفهان به پایان رسانید و در اداره مسکن و شهرسازی اصفهان به فعالیت پرداخت. پدرش از شعراء اصفهان بود. خود او نیز طبع شعر داشت و در انجمنهای ادبی از جمله انجمن ادبی و هنری سعدی شرکت میکرد. او اشعار پدرش را گردآوری و با نام «راز دل نصیر» به چاپ رسانیده است.(3)
محمّد رضا بن نوروزعلی اصفهانی از کاتبان قرن سیزدهم هجری در سال 1225ق نسخهای از «حاشیة معالم» تألیف: ملّا میرزا محمّد شیروانی را به خط نسخ کتابت کرده و نسخه در مدرسه غرب همدان موجود است.(1)
رضا اشتری فرزند آقا میرزا هادی اشتری، از شعرای اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] در سال 1310ش در اصفهان متولّد گردیده و به تحصیل علوم قدیمه و جدید پرداخته است. از سن 15 سالگی شروع به سرودن اشعار کرده و در آن گاهی «اشتری» و زمانی «رضا» تخلّص میکرده است. او از اعضای انجمن ادبی کمال بوده است. این شعر را در تعریف و تمجید شعرای اصفهان سروده است:
شاعران را محفلی در شهر ماست چند بلبل اندر آن نغمهسراست
یک به یک از نامشان یادی کنیم ز آنکه هر محفل از آنها باصفاست
گفتههای «خاکی» و هم «خاکشیر» پیش اهل فضل همچون کیمیاست
میتوان یابی بصارت از «بصیر» چون که اشعارش به چشمم توتیاست
از «صغیر» و گفتههای او بخواه معرفت زانرو که اهل خانقاست
آنکه اشعارش برای مردم است مرد کامل شخص آقای «نوا»ست
آنکه از علم و ادب دم میزند عاقل و دانا «مهین» گویم رواست
از «شکیبش» تو بجوی علم و هنر کو در اشعارش نصیحتگوی ماست
آن که در مدح علی گوید سخن هم سخندان است پیر ما «رجا»ست
وانکه شاعر نیست در این انجمن بنده هستم «اشتری» نامم «رضا»ست(2)
ملّا محمّد رضا بن ملّا محمّد هادی مترجم بن ملّا محمّد صالح مازندرانی، عالم فاضل. [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری].
در اصفهان به تحصیلات علوم دینی پرداخته و ظاهرا مقارن حمله افغانها و سقوط اصفهان، از این شهر مهاجرت نموده و در بهبهان سکونت گزیده و به تدریس کتب فقه و حدیث پرداخته است. سیّد عبداللّه جزائری در کتاب «الاجازة الکبیره» او را با القاب عالی همچون «فاضل محقّق متکلّم رفیع المنزله» میستاید و مینویسد در مدرسه خیرآباد از اعمال [توابع] بهبهان است و میگوید دو بار او را ملاقات کرده است یک بار در سفری که به زیارت عتبات عالیات میرفته و بار دیگر در بهبهان که جزائری در درس «شرح لمعه» او حاضر شده است.
[وی در یکی از سالهای دههپنجم قرن دوازدهمهجری (بین سالهای 1140-1150) وفات یافته است.(1)]
آقا رضا صدرزاده فرزند آقا سیّد محمّد هادی صدرالعلماء بن سیّد عبدالوهاب شمسآبادی، فاضل محترم. او در مسجد شمسآباد که به نام مسجد صدرالعلماء نیز خوانده میشود، امامت نموده و سپس بر اثر فشار حکومت وقت، تغییر لباس داده و تصدی یکی از دفاتر رسمی ازدواج و طلاق را برعهده گرفت و تا هنگام وفات بدان اشتغال داشت. مشارٌالیه داماد حاج شیخ مهدی نجفی بود.(2)
[وفاتش در 23 آذر 1334ش واقع شد و] در آرامگاه خانوادگی صدر هاشمی در
تخت فولاد مدفون شد.
سیّد محمّد رضا بن سیّد هادی حسینی بهشتی، عالم فاضل متّقی [از علمای قرن دوازده هجری].
در اصفهان متولّد شده و نزد علمای این شهر خصوصا ملّا اسماعیل خواجوایی به تحصیل پرداخته و در علوم زمان خود همچون ادبیات فارسی و عرب، حدیث، فقه و کلام مهارتی بهسزا یافته است. در زهد و ورع در عهد خویش کمنظیر بوده است.
وی سرانجام در روز جمعه 3 جمادیالاول 1195ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی واقع در پای دیوار شمالی مصلای تخت فولاد مدفون شد.
رفیق اصفهانی ضمن مرثیهای مادّه تاریخ فوتش را چنین گوید:
رقم زد به تاریخ کلک «رفیق» «محمّد رضا باد با جد مدام»(1)
محمّد رضا بن محمّد هاشم منجردی جی اصفهانی [از کاتبان نسخنویس قرن یازدهم هجری] در تاریخ 12 صفر سال 1083ق کتابت نسخهای از «منهج الیقین» تألیف: میرزا علاءالدّین گلستانه را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 596 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
سیّد محمّد رضابن سیّد یوسف بن سیّد محمّد حسینی قائنی خراسانی اصفهانی، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و جهت تحصیلات عالیه به عتبات عالیات رفته و نزد شیخ مرتضی انصاری تحصیل نموده و در عداد مخصوصین ایشان واقع شده و در ضمن تحصیل از دوستان میرزای بزرگ شیرازی و میرزا حبیباللّه رشتی بوده است. در اواخر عمر چشمانش ضعیف شده و مشرف به نابینایی بوده که با کرامت و لطف امام رضا علیهالسلام شفا یافته است.
او در 23 ذیقعدة الحرام 1302ق در نجف اشرف وفات یافته و در قبرستان وادیالسلام مدفون شد.(1)
حاج رضا کدخدایی متخلّص به «ثابت» از شعرای معاصر اصفهان در عصر حاضر است، در سال 1307ه .ش در اصفهان متولّد شده و در کودکی آن به تحصیل در کلاسهای شبانه پرداخت. در شعر طبعی روان داشته و از فیض همصحبتی اساتید شعر و ادب اصفهان، شکیب، گلزار و صغیر برخوردار شد. و در انجمنهای ادبی شهر همچون انجمن خاکیا، انجمن کمال شرکت مینموده است. اغلب اشعارش در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهمالسلام است. در سایر انواع شعر خصوصا غزل نیز صاحب قریحه است. «دیوان ثابت اصفهانی» در سال 1384ش چاپ شده است.(2)
از اوست:
هرگز گلی چو روی تو زیبا نمیشود سروی چو قامت تو دلآرا نمیشود
هفت آسمان و هفت زمین گشتهایم ما مهری چو ماه روی تو پیدا نمیشود
رضا جدیدی، از شعراء و نویسندگان معاصر در سال 1317ش در الیگودرز متولّد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنجا طی کرد و دیپلم گرفت. پس از آن به عنوان آموزگار استخدام شد و چند سال بعد تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه داد.(1)او سالها در سمتهای مختلف از جمله ریاست آموزش و پرورش ناحیه 4 اصفهان به خدمت پرداخت و به افتخار بازنشستگی نائل شد. مقالات فرهنگی و اجتماعی او در هفتهنامه «نوید اصفهان» به چاپ میرسید. گاهی شعر میگوید درباره دبیرستان ادب که 10 سال به فعالیت مشغول بوده و از جمله مدتی معاونت آنجا را برعهده داشته است چنین گوید:
ای صبا گو گرد هم آیند یاران ادب تا دمی گردیم با هم خود ثناخوان ادب
در هوای ساحت پاکش پر و بالی زنیم طفل ابجد خوان شویم اندر دبستان ادب
این دبیرستان که سر بر عرش میساید از فخر افتخارش هست بر دانشپژوهان ادب
بس رجال دانشی پرورده در دامان خود ای خوش آن مردی که بوده طفل دامان ادب(2)
میرزا محمّد رضا خلیفه سلطانی جرقویهای متخلّص به «حامد» از شعرای قرن سیزدهم هجری. از اهالی قریه محمّدآباد جرقویه اصفهان.
اشعاری در مدح مرحوم حاج سیّد محمّد باقر حجتالاسلام شفتی سروده که در
کتاب «مآثر الباقریه» نقل شده است. از آن جمله:
ای نهال قد تو سرو گلستان وجود وی ز تأثیر خیال تو حقایق موجود
با ضمیر تو بود فکر ارسطو معدوم با خیال تو بود عقل فلاطون مفقود
گر نبودی سخط و عفو تو اجرام فلک از چه منحوس شدندی و شدندی مسعود
الی آخر.(1)
رضا حجّار، از هنرمندان اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در بازارچه رحیمخان اصفهان به سنگتراشی مشغول بوده و در فنون و ریزهکاریهای این هنر استاد بوده است. زمان فوت او به دست نیامد. ولی مُسَلَّم است که تا سال 1368ق زنده بوده است.(2)
محمّد رضا حکیمباشی، از خوشنویسان اوایل قرن دوازدهم هجری در اصفهان است. او از شاگردان ابوتراب اصفهانی بوده و خط نستعلیق را درنهایت زبردستی و استادی مینوشته است.(3)
آقا رضا اصفهانی متخلّص به «دوری»، از شعراء و ادبای اصفهان است. ظاهرا در دوره صفویّه میزیسته و این بیت از اوست:
کشته کافر زلفی که مسلمانی را
از درش همچو گنهکار بیرون میآورند(4)
رضا رضوانی، از شعرای معاصر اصفهان است.
از اوست:
بیا که موسم گل گشت و ماه فروردین دریده پیرهن از شوق لاله و نسرین
به باغ رو گل و سنبل نگر تو شادی کن غزلسرایی بلبل به شاخسار ببین
زان غنچه شده باز تا بنوشد می خمار دیده نرگس ز باده دوشین
محمّد رضا رنگارنگ اصفهانی، از خوشنویسان و ادبای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. خط شکسته نستعلیق را خوش مینوشته و در اصفهان ساکن بوده است. او نسخهای از «انوار سهیلی» تألیف: واعظ کاشفی را در شوال 1235ق کتابت نموده که در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.(1)
رضا زفرهای از فضلای قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «زفره» از توابع کوهپایه اصفهان است. وی کتاب «انیس الواعظین» را تألیف کرده است. آقای محمّد حسن رجایی زفرهای محقّق معاصر سال فوتش را حدود سال 1267ق ضبط کرده است.(2)
شیخ رضا سامانی متخلّص به «شیخ» شاعر و ادیب فاضل [در قرن چهاردهم هجری[
از معاشرین و معاصرین و دستپروردگان دهقان سامانی است و همین معاشرت او را به وادی شاعری کشانیده بود. او در بهمن ماه سال 1332ش وفات یافت.
از اوست:
نازم نماز عشق که در دهر عابدش از خون دل ببایدش آب وضو بود(1)
استاد محمّد رضا شیخزاده، استاد قلمکار و اهل اصفهان است که در نقاشی پارچه مهارت داشته و در اواسط قرن چهاردهم هجری میزیسته است. از آثار دیده شده وی: تصویر لیلی است سوار بر شتر بر روی یک پرده قلمکار و اشعاری که درباره وی و مجنون نقل شده و رقم آن «محمّد رضا شیخزاده» است.(2)
رضا صیرفی از هنرمندان معاصر در عرصه موسیقی، در سال 1322ش در اصفهان متولّد شده و در 5سالگی با خانواده به تهران رفت. ضرب را از استاد حسین تهرانی آموخت و سپس به همکاری با اداره رادیو تلویزیون پرداخت. وی از سال 1350ش به چند کشور اروپایی و آسیایی سفر کرده و به اجرای برنامه پرداخت.
او سالها به تربیت شاگرد و تعلیم ضرب به سبک استاد تهرانی به علاقمندان بود.(3)
شیخ محمّد رضا طاهری خورزوقی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1306ش در
قریه «خورزوق» از توابع بُرخوار (در شمال شهر اصفهان) متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان نزد حضرات آیات سیّد محمّد رضا خراسانی، حاج آقا حسین خادمی، شیخ مرتضی اردکانی و سیّد ابوالحسن شمسآبادی به انجام رسانده و در زادگاه خود به اقامه جماعت و ارشاد مردم و تبلیغ دین مشغول شد.
او عالمی زاهد و قانع بود و جهت طلاب حوزه درسی در آنجا تشکیل داد. او ذوق سرودن شعر داشت و عمر را به مطالعه و تحقیق و تألیف گذراند.
سرانجام او در تیرماه 1383ش وفات یافته و در همان جا مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
محمّد رضا حسنزاده، معروف به «عبرت گیلانی» از روزنامهنگاران اصفهان در دوره مشروطیّت است. او در سال 1327ق مجلّه حقیقت را تأسیس کرده است. این مجلّه تا سال 1339ق منتشر میشده است.(2)
میرزا محمّد رضا اصفهانی متخلّص به «عیشی» از شعرای اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری است. در سرودن شعر صاحب قریحهای توانا بوده و تا سال 1206ق زنده بوده است. [این مرثیه و مادّه تاریخ را جهت وفات سیّد مهدی حفید سیّد
عبداللّه جزایری در سال 1206ق سروده است:
رکن ایمان سیّد مهدی دریغ زین جهان فانی مغرور شد
زین مصیبت بر همه اهل جهان روز روشن چون شب دیجور شد
زین خرابآباد پر اندوه و رنج بر تماشای جنان مأمور شد
جبرئیل از بهر دفنش در بهشت از پس استبرق و کافور شد
از فروغ روح آن عالیجناب جنت المأوی سراسر نور شد
گفت تاریخ وفاتش پیر عقل با علی و مصطفی محشور شد(1)]
میرزا محمّد رضا فقیه، از علماء و زهاد اصفهان در قرن سیزدهم هجری. در سال 1267ق وفات یافته و در قبرستان آببخشان، نزدیک مسجد [شهدا [مدفون شده است. پس از تسطیح و تخریب قبرستان، قبر او هم از بین رفت.(2)
شیخ محمّد رضا قهدریجانی اصفهانی، از اجلّه علماء و فضلاء [در اوایل قرن چهاردهم هجری [در نجف اشرف نزد آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی تلمّذ کرد و پس از وفات او دو سال به درس میرزا محمّد تقی شیرازی در سامرا حاضر شد سپس جهت زیارت مرقد مطهر امام رضا علیهالسلام به ایران آمده و پس از آن به عتبات عالیات بازگشته و در 7 شعبان 1334ق در کربلا وفات یافته و در اِیوان بزرگ معروف به مقبره میرزا موسی دفن شد.
عالمی خلیق و مهربان و در بحث منصف بوده است. همسرش صبیّه عالم فاضل سیّد محمّد علی بن ابیالقاسم کاشانی نجفی است.
شیخ محمّد رضا قهدریجانی در مجلس درس آخوند خراسانی همدرس با مجتهد عالیقدر آقا شیخ محمّد رضا نجفی مسجد شاهی بوده و او را برای تدوین کتاب «وقایة الاذهان» تشویق کرده است.(1)
محمّد رضا کاتب اصفهانی، از نویسندگان قرن سیزدهم است. از آثارش کتاب «آتشکده آذر بیگدلی» است که به خط شکسته نستعلیق نوشته و به شماره 1100 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.(2)
دکتر محمّد رضا کاویانی، از اساتید دانشگاه و محقّقان معاصر در سال 1316ش در شیراز متولّد شد. او پس از تحصیلات ابتدایی در رشته ادبی و طبیعی در مقطع متوسطه تحصیل کرد و دیپلم گرفت. در سال 1337ش برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و در سال 1342 دانشنامه مهندسی خود را از دانشگاه «یوستوس لیبیگ» شهر «گیسن» اخذ نمود. آنگاه در دانشگاه فنی «هانوور» در رشته هواشناسی و اقلیمشناسی کشاورزی ادامه تحصیل داد و در سال 1350 موفق به اخذ درجه دکتری شد و در آن دانشگاه به عنوان مربی و سپس استادیار به تدریس پرداخت.
او در سال 1354ش به ایران بازگشت و به عنوان استادیار در گروه جغرافیای دانشگاه اصفهان تدریس نمود. او از سال 1364 به دانشیاری و از سال 1375ش به
استادی دانشگاه اصفهان ارتقاء یافت و در سال 1379ش به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شد.
او در بسیاری از همایشهای علمی داخل و خارج از کشور شرکت کرده و مقاله ارائه کرده است. مقالات بسیاری نیز از او در مجلات معتبر علمی همچون محله «فضا»، مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، رشد آموزش جغرافیا و فصلنامه تحقیقات جغرافیایی و مقالاتی در مجلات خارجی به چاپ رسیده است.
دکتر کاویانی برخی از مسؤولیتهای اداری همچون معاونت دانشکده ادبیات و ریاست آن را در دانشگاه اصفهان برعهده داشته است. وی اکنون به تدریس در مقاطع مختلف دانشگاه خصوصا فوق لیسانس و دکترا مشغول است.
از آثار او کتابهای «مبانی آب و هواشناسی» و «میکروکلیماتولوژی» به چاپ رسیده است.(1)
ملّا محمّد رضا کتابدار، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. او کتابدار کتابخانه علّامه مجلسی و نویسنده او بوده است. احتمالاً او نزد علّامه مجلسی تحصیل کرده است.(2)
[محمّد نصیر بن محمّد علی ابهری جی اصفهانی که مُجَلَّد نهم «بحارالانوار» را در سال 1079ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطان المتکلمین در تهران موجود است به نام او اشاره کرده است.(3)]
سیّد محمّد رضا کتابفروش، عالم جلیل [در اوایل قرن چهاردهم هجری] مرحوم جابری انصاری در «تاریخ اصفهان» درباره او مینویسد: «از علماء و دو سه کار مهم انجام داد. اوّل: تغییر محل چیتسازخانه و رنگرزخانه که در وسط شهر و حوالی مسجد حکیم بود و فضلاب آن لطمه به صحیّه همسایگان میزد. دوم: سد فرجان. سوم: تأسیس دارالشّفا که (بعدا) تبدیل به مسجد دارالشّفاء شد» (محل مسجد دارالشّفاء قبلاً محلّ فاضلاب بازار رنگرزها بوده است).
وی پس از وفات در تخت فولاد، تکیه سادات کتابی مدفون شد.(1)
ملّا رضا کفرانی رویدشتی اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری [وی احتمالاً شاگرد آقا سیّد محمّد شهشهانی بوده و نسخهای از «غایة القصوی» جلد دوم، تألیف شهشهانی را به خط نسخ - بدون ذکر تاریخ - کتابت نموده است. کتاب به شماره 398 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
سیّد میر محمّد رضا جرفادقانی (گلپایگانی)، از فضلای قرن یازدهم هجری است. شاگرد علّامه مجلسی بوده و در دوم ذیحجّه سال 1072ق از او اجازه دریافت نموده است.(3)
محمّد رضا محتسب اصفهانی [خطاط نستعلیقنویس قرن سیزدهم هجری] در جمادیالاولی سال 1296ق نسخهای از «انجمن خاقان» تألیف: فاضلخان گروسی را به خط نستعلیق زیبا کتابت نموده که به شماره 7333 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
محمّد رضا، از خوشنویسان هنرمند و فضلائ ادیب قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. او در برخی از آثارش خود را «محمّد رضا معلّم غلامان کوچک سرکار خاصّه شریفه» معرّفی کرده است که نشان میدهد او در دربار شاه سلیمان صفوی به تعلیم و تربیت غلامان درباری مشغول بوده است.
او خطوط ثلث و نسخ را خوش مینوشته و به دستور شاه سلیمان نسخهای از «صحیفه سجّادیه» را به خط نسخ در 28 رجب المرجّب 1093ق کتابت کرده که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.
همچنین قطعاتی به خط نسخ او به تاریخهای 1087 و 1112 در مجموعه مرحوم مهدی بیانی و رقعهای در یک مرقع به خط نسخ در سال 1114ق در کتابخانه مدرسه سپهسالار تهران موجود است.(2)
درد اخل ایوان شرقی مدرسه چهارباغ کتیبهای به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی رنگ حاوی احادیث و جملاتی درباره اهمیّت علم و آموختن آن و اشاره به بنای مدرسه و ساختن آن است مشاهده میشود. رقم و تاریخ کتیبه چنین است:
«کتبه محمّد رضا 1119»(1)
به احتمال زیاد این کتبه هم از خطوط محمّد رضا معلّم غلامان کوچک خاصّه شریفه است.
محمّد ابراهیم نصیری در کتاب خود ذیل وقایع سالهای 1105 و 1106ق از وثیقهای یاد میکند که میرزا ابوالقاسم مجلسنویس آن را در جلسه مشاهیر علماء و معارف فضلاء و صدور و اهالی شرع مطرح کرده و محمّد رضا بیگ خوشنویس آن را به خط رقاع قلمی نموده است.(2)و گویا این محمّد رضا بیگ خوشنویس با صاحب عنوان یکی باشد.
سیّد رضا موسوی نسب مبارکه متخلّص به «رضا» از شعرای معاصر اصفهان در سوم دیماه 1314ش در «مبارکه» لنجان اصفهان متولّد شد. پدر و اجدادشان از علماء و زهّاد عهد خویش بودهاند. گاهی شعر میگوید و اشعارش در مطبوعات اصفهان همچون «نوید اصفهان» و «اولیاء اصفهان» به چاپ رسیده است).
از اوست:
نسیم غنچه حُسنت مرا هوایی کرد شمیم روی تو آورد و دلربایی کرد
به گاه بی تو نشستن به شام تنهایی رهایم از غم هجر شب جدایی کرد(3)
سیّد محمّد رضا حسینی میردامادی سدهی اصفهانی، طبیب ماهر، مدفون در ایوان دالان صحن شرقی و شمالی امامزاده درب امام اصفهان.(4)
محمّد رضا اصفهانی متخلّص به «نایب» شاعر ادیب. از سخنوران قرن دوازدهم هجری است. از او دیوان اشعاری به جای مانده است.(1)
حاج سیّد محمّد رضا نایینی، عالم فاضل، از خواص و ندیمان و شاگردان حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی، در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علم مشغول شده است.(2)
شیخ محمّد رضا نجفی جزنآبادی، عالم فاضل زاهد و فقیه محقق و عابد، از علمای معاصر اصفهان.
در اصفهان و نجف به تحصیل پرداخته و در اصفهان امام جماعت مسجد پامنار دردشت و مسجد شیرهپزها بوده است. او عمری را به قناعت و زهد و انزوا به سر برد.(3)
او سرانجام در 12 ذیحجه 1378ق وفات یافت و در صحن تکیه گلزار واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(4)
رضا نگهبان، از شعرای معاصر اصفهان. به شغل کارگری مشغول بوده و گاهی شعر میسروده است. او در واقعه کشته شدن حسین صرافان چنین گفته است:
در راه وطن شهید شد صرافان اینست سزای نیکی ای هموطنان
یکسر به جنان گشت روان آن ناکام اندر ره اسلام به خون شد غلطان
ای داور پاک داد مظلومان را از جمله ظالمان بیرحم ستان
رضا نور بختیار، هنرمند و عکاس معاصر. در روز 25 دی سال 1320ش در اصفهان متولّد شد. پس از تحصیل در مقطع ابتدایی، در دبیرستان سعدی دوره متوسّطه را گذراند و چون به هنر علاقه فراوان داشت به انگلستان رفت و در دانشکده هنرهای زیبای لندن، به تحصیل پرداخت و عضو تشکل دانشجویی عکاسان بریتانیا شد.
او پس از بازگشت به ایران، در تهران به همکاری با مطبوعات از جمله مجله زن روز پرداخت و در دانشکده علوم ارتباطات به تدریس عکاسی پرداخت. او از سال 1359 به بعد در اصفهان ساکن شد و در مجتمع هنر پردیس، دانشگاه سوره و دانشگاه آزاد، عکاسی را تدریس کرد و در کنار آن فعالیّت عکاسی حرفهای را با جدّیت دنبال کرد.(1)
محمّد رضا بیک همدانی، از شعراء و سخنوران قرن یازدهم هجری. پدر و اجدادش از کلانتران همدان بودهاند. او پس از مدّتی تحصیل منشی بکتاش خان حاکم بغداد شد. پس از فوت او به اصفهان آمده و منشی ساروتقی (وزیر اعظم شاه عباس دوم) شد بعد از قتل او وزیر میرزا علاءالدّین حسین خلیفه سلطان شد. پس از او وزیر محمّد بیک و میرزا
1) روزنامه ایران، شماره 3908، یکشنبه اوّل اردیبهشت 1387.
مهدی بود و عاقبت در زمان وزارت میرزا مهدی وفات یافت.(1)(میرزا مهدی در سال 1071ق به وزارت رسیده و لقب «اعتمادالدّوله» را دریافت نموده است).
از اوست:
بس که از آه من غبار گرفت سرزمینها در آسمان دارم
پیکرم وقف سنگ طفلان باد تا شکستن در استخوان دارم
رضا علی بن جان بیک هزارجریبی [مازندرانی از کاتبان قرن سیزدهم هجری [در سال 1215ق از کتابت مجموعهای شامل «مفاتیح الشرایع» فیض کاشانی و «صیغ العقود» علّامه مجلسی به خط نسخ در داراسلطنه اصفهان فراغت یافته است. کتاب به شماره 1575 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدس موجود است.(2)
رضا قلی شیرازی متخلّص به «ادیب» خوشنویس هنرمند و شاعر ماهر اواخر عهد قاجاریه. از اهالی شیراز است. امّا در اواخر عمر به اصفهان آمده و در انجمنها و محافل ادبی این شهر شرکت نموده است. خط نستعلیق را خوش مینوشت و علاوه بر قطعهنویسی و کتابت، در کتیبهنویسی نیز مهارت داشت. او سرانجام در سال 1330ق در شیراز وفات یافته و در تکیه حافظیه مدفون شد. از تألیفات او کتاب «اخلاقیه» است که در سال 1314ق به خط خود کتابت کرده و به شماره 9506 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
از آثار او در اصفهان اشعار کاشیکاری سرای مخلص در بازار بزرگ اصفهان و اشعار کاشیکاری ایوان مسجد رکنالملک در سال 1319ق هنوز موجود است.
این شعر از اوست:
اوصاف علی که منتهایش نبود مدّاح علی به جز خدایش نبود
تا حشر «ادیب» گر ز وصفش خوانی یک حرف ز دفتر ثنایش نبود(1)
محمّد رضا (رضا قلی) شیرازی متخلّص به «هما» فرزند ملّا بدیع بن ملّا شاه جهان شیرازی [از طایفه فیلی زند].
ادیب و شاعر فرزانه و عارف دانشمند یگانه. از سخنسرایان قرن سیزدهم هجری. در سال 1212ق در شیراز متولّد شد.
در نوجوانی شروع به فراگیری علم و ادب کرد [و فنون ادبی و قواعد شعر و شاعری را از وصال شیرازی آموخت. [او در آغاز جوانی ترک منصب خانی و سرکردگی گفته و وقت خود را صرف تحصیل علوم دینی کرد و از شیراز به عتبات عالیات رفته و 18سال در مجلس درس شیخ محمّد حسن صاحب جواهر حضور یافت.
[در این سالها سه بار به حج رفته و در هر سفر در سایر مناطق مانند حجاز، یمن، شام، مصر، بیتالمقدس، شمال آفریقا نیز سیاحت کرد. [پس از اتمام تحصیلات به هند سفر کرد و به دیدار علماء و عرفاء و اولیاء شتافت. او پس از بازگشت به شیراز چندی در آنجا ماند و پس از آن به اصفهان آمده [مورد توجه و عنایت حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام، مجتهد و مفتی بزرگ آنجا و منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان قرار
1) تذکره شعرای دارالعلم شیراز، ص97؛ آثار العجم، ص545؛ تذکره مرآة الفصاحه، ص52؛ ریحانة الادب، ج1، ص99؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 816 و 821 و 833؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص211؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص90؛ دانشمندان و سخنسرایان فارس، ج1، ص245؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص1156؛ فهرست مرعشی، ج24، ص259.
گرفت و اشعاری در مدح آنان سرود. سپس به طهران رفته به دربار محمّد شاه قاجار راه یافت. از آنجا به خراسان و ترکستان سفر کرده و پس از بازگشت از آن سفر راهی کرمان و اصفهان شد و بالاخره اصفهان را جهت اقامتگاه دائمی خود برگزید].
او در سیر و سلوک طریقت از مریدان میرزا ابوالقاسم سکوت شیرازی بود. همای شیرازی عاقبت پیش از ظهر پنجشنبه 12 ربیعالاوّل 1290ق وفات یافته و در پای ستون جنونی صحن امامزاده احمد اصفهان مدفون شد. خطوط سنگ لوح مزار او از میرزا عبدالحسین قدسی خوشنویس اصفهانی است.
مادّه تاریخ وفاتش را سیّد محمّد بقاء اصفهانی ضمن مرثیهای گوید:
چو از بهر سرای جاودانی هما را زین سرا برچیده شد فرش
«بقا» گفت از برای سال فوتش: «هما شد بال زن در سایه عرش»
[عباسعلی خرم اصفهانی هم قطعهای در مادّه تاریخ «هما» ساخته که مادّه تاریخش این مصراع است:
«طایر روح هما پرواز کرد از آشیان»
دیوان اشعار هما را محمّد حسین عنقا (فرزندش) جمعآوری و کتابت نموده که در کتابخانه عمومی اصفهان وجود دارد. نسخهای دیگر از این دیوان به خط میرزا عبدالغفار پاقلعهای متخلّص به «سحاب» فرزند محمّد حسن، در سال 1293ق کتابت شده که آن هم در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است. دیوان هما به عنوان «شکرستان» به طبع رسیده است. همچنین دیوان هما در 2 جلد به کوشش احمد کرمی در سال 1363ش چاپ شده است.]
سه نفر از پسرانش، میرزا محمّد نصیر (ابوالقاسم) متخلّص به «طرب»، میرزا محمّد حسین ملکالشّعراء متخلّص به «عنقا» و میرزا محمّد متخلّص به «سها» و نیز دو تن از نوادگانش، استاد جلالالدّین همایی متخلّص به «سنا» و ابوالفضل همایی متخلّص به «شادمان» از شعراء و ادبای عهد خویش بودهاند.
این شعر از اوست:
[کاش بودی چو تو در شهر دلارای دگر یا مرا بود چو این دل، دل شیدای دگر
داشتم یک دل و یغمای تو شد اوّل کار کو دلی تا دهمت باز به یغمای دگر(1)]
رضا قلیخان سراجالملک بن عباسخان ایروانی پیشکار مالیه اصفهان. در دستگاه ظلالسّلطان بوده است. مردی عارف مسلک و درویش نهاد و خدمتگزار عرفاء و دانشمندان بوده و در خدمت حاج محمّد کاظم اصفهانی (سعادت علی شاه) به سلسله فقر وارد شده و در اصفهان و شیراز و طهران خانهاش خانقاه درویشان و حاجتمندان بود.
گویند ظلالسلطان، سراجالملک را به طمع نقدینهای که داشت چای مسموم داد و تمام اموال او را مصادره نمود و فرزندان او را به خاک سیاه نشاند.
سال مرگ او 1333ق بوده است و در صحن امامزاده حمزه، جنب مقبره سعادت علی شاه مدفون گردید. بنای مسجد سراجالملک در طهران از اوست.(2)
1) حدیقة الشعراء، ج3، ص2082؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 172 و 173؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1014 و 1015؛ دیوان طرب، صص 3-34؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، صص 104-106؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص109؛ تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1173-1175؛ تذکره مرآة الفصاحه، صص 710 و 711؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 468 و 469؛ دانشمندان و سخنسرایان فارس، ج4، صص 852 و 853؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)ج1، صص 361-368.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1020 و 1021، مجله یادگار، سال پنجم، آذر و دی 1327، ص99؛ طرائق الحقائق، ج3، ص543؛ نابغه علم و عرفان، ص436؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 28-30.
رضا قلی پژوهنده قمشهای متخلّص به «تاراج» فرزند علی اصغر (یا علی عسگر). از شعرای قرن چهاردهم هجری. در سال 1248ش متولّد شد. تحصیلات مقدماتی خود را در شهرضا انجام داده و جهت تکمیل آن به اصفهان رهسپار گردید. از اوان کودکی طبعش به شعر و ادب مایل بوده و بیشتر اوقات در خدمت خالوزاده خود مرحوم آقا شیخاللّه حکیم قمشهای (متخلّص به «دیوانه») به گفتن و خواندن اشعار مشغول بوده است. در اغلب فنون شاعری خصوصا در گفتن مادّه تاریخ مهارت داشت. در اوایل عمر در یکی از ادارات دولتی خدمت میکرد. اما در اواخر عمر از شغل دولتی مستعفی شده و به انزوا و تنهایی عمر را سپری میکرد. در شعر «تاراج» تخلّص میکرد و دیوان اشعارش نزد فرزندش حیدر پژوهنده موجود بوده است. همچنین برخی از اشعار او در روزنامهها و مجلّات: ندای شهرضا، بهبود شهرضا، شهرضا، ارمغان و آینده به چاپ رسیده است.
تاراج قمشهای در 13 دی 1323ش در شهرضا وفات نمود. این دو بیت از اوست:
گر سِرّ عشقم از نگهی فاش شد چه باک هرگز به پنبه شعله آتش نهان نماند
در جستجوی دل پی دلبر شدم ولی در کوی او نشانی از آن بینشان نماند(1)
رضا قلیخان برومند بن محمّد کریمخان برومند گزی، شاعر و ادیب دانشمند معاصر. در سال 1326ق در اصفهان متولّد شده و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به تهران رفته و ادامه تحصیل داد و لیسانس حقوق گرفت. سپس به استخدام دادگستری
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 126-129؛ تاریخ شهرضا، صص 102 و 103.
درآمده و به قضاوت پرداخت. او از قضات پاکدامن و باشهامت بود و سالها در دانشکده ادبیات اصفهان تدریس میکرد. او علاوه بر کلیه فضائل، از حسن معاشرت و نیکسیرتی و خوشمحضر بودن، شعر هم میگفت و «برومند» تخلّص میکرد. لکن کمتر بدان میپرداخت. از نمونه اشعارش در مجله باختر اصفهان قطعهای چاپ شده است و از آنجا آن را در تذکره شعرای معاصر اصفهان نقل کردهایم.
مرحوم برومند در ربیعالثانی سال 1410ق در اصفهان وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان مدفون شد.(1)
رضا قلی خان اعتمادی (یا بیدآبادی) یگانه فرزند محمّد قلی خان بن رضا قلی بیگ بن محب علی خان بن محمّد قلی خان بن فتحعلی خان اعتماد الدوله داغستانی لکزی، از هنرمندان اصفهان در قرن چهاردهم هجری قمری.
مادرش دختر محمّد باقر کیخا بن شاه منصور کیخا بن عبداللّه کیخا بن محمّد نصیر کیخا بن محمّد باقر (از ایل کیخا و سالار و کلانتر قشقایی، از جانب دربار صفوی) بوده و خود با آقا میرزا محمّد جعفر محلّهنوئی باجناق و با جهانگیرخان قشقائی خالهزاده میشد.
در شیرخوارگی به جهت حادثهای که برای پدرش اتفاق افتاد و یتیم شد دچار کمی لکنت زبان شد امّا با این حال به تحصیل علم پرداخته و همچنین به فراگیری نقاشی مشغول شد. تا جایی که در همه انواع نقاشی: طبیعت، مینیاتور، آبرنگ، سیاه قلم و تذهیب، روی سوخت معرّق و قلمدان و جعبه و سرلوحه و جلد کتب و غیره استاد گردید و شاگردانی هم تعلیم داد. مردی صالح، متین، باهوش و محترم نزد مردم عموم
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، 82؛ مزارات اصفهان، ص128.
بوده و سرانجام در 7 محرم 1338ق وفات یافته و در جنوب غربی تکیه حاج آقا مجلس (تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشّریعه) مدفون شد و عیال و دخترش نیز همانجا مدفون شدند و اطاق و مقبرهای آبرومند بر سر مزار آنان ساخته شد. امّا پس از تعریض خیابان مجاور (خیابان سعادتآباد) و خراب شدن سردر و مسجد این تکیه و اطاق مزبور، بقایای اجساد آنان با اجازه آیتین ارباب و خراسانی به زیارتگاه زینبیه در شمال اصفهان نقل و در یکی دو اطاق غیروقفی صحن علیای زینبیه مدفون شد.(1)
آخوند ملّا رضا قلی قاری اصفهانی معروف به «پیشنماز» عالم فاضل صالح [از دانشمندان قرن یازدهم هجری].
او در فقه و حدیث و قرائت و تجوید استاد بوده و در مسجد جامع جدید عباسی [مسجد امام فعلی [به تدریس قرائت و تجوید میپرداخته و هم در آن مسجد اقامه جماعت مینموده است.
وی عمری طولانی یافته و در سال 1072ق در اصفهان وفات یافته است.(2)
[در مجموعه شماره 13674 کتابخانه مجلس برگ 105 و 106 بندی با عنوان «دوازده امام» به عربی از مولا رضا قلی اصفهانی آمده است.(3)]
رضای مشهدی، شاعر ادیب، در اوایل قرن یازدهم هجری میزیسته و در اصفهان ساکن بوده و در زمان تألیف «تذکره عرفات العاشقین» در سال 1022-1024ق
درگذشته است.(1)
آقا رضی اصفهانی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. استاد فن و نقّاد و سخن بوده، سیر هندوستان نموده و برگشته، در سال 1024ق وفات یافت. جمله «آه از رضی» مادّه تاریخ وفات اوست.
در فراق تو خیالی است تن بی جانم که چو فانوس به تحریک نفس میگردد(2)
سیّد رضی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در نجف در خدمت حاج میرزا حسین نوری و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی به تلمّذ پرداخته و پس از فوت آخوند خراسانی به درس میرزا محمّد تقی شیرازی حاضر شده است. او در جوانی حدود سال 1334ق در کربلا وفات یافته و همانجا مدفون گردیده است.(3)
محمّد رضی اصفهانی، عالم فقیه، از دانشمندان گمنامی است که در اصفهان در قرن سیزدهم میزیسته و مانند هزاران عالم دیگر بدون اسم و رسم زندگی نموده و بدرود حیات گفته است. از آثارش اجازه اجتهادی است که به نام آقا سیّد محمّد حسن مجتهد موسوی بعد از سال 1244ق نوشته است.(4)
1) تذکره غنی، ص58؛ کاروان هند، ج1، ص446.
2) تذکره حسینی، صص 133 و 134؛ تذکره آتشکده: بخش سوم، ص943؛ ریحانة الادب، ج1، ص23؛ تذکره غنی، ص58؛ الذریعه، ج9، ص371؛ کاروان هند، ج1، صص 449-451؛ تاریخ نظم و نثر، ص413؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «رضی»، ص500؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص640؛ تذکره سرو آزاد، ص31.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 609 و 644؛ نقباء البشر، ج1، ص783.
4) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 640 و 641.
محمّد رضی بن محمّد شریف اصفهانی، خطاط نسخنویس قرن یازدهم هجری. از آثارش کتابت نسخه «تحفة الابرار» تألیف: سیّد مصطفی بن ابراهیم تبریزی میباشد. نسخه به شماره 4074 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(1)
آقا رضی بن ملّا محمّد نصیر بن عبداللّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری.
وی در اصفهان به تحصیل پرداخته است. در «تذکرة الانساب» درباره او مینویسد: «صبیه مرحوم میرزا محمّد کاظم جدّحقیر در حباله او میبود و میرزا محمّد شفیع و میرزا یحیی و دو همشیره (اولاد او میباشند)».
مشارالیه در سال 1126ق وفات یافته و میرزا عزیزاللّه الماسی در مرثیه و مادّه تاریخ وفاتش گوید:
رضیّ خالق و خلق از قضا چون ز فوتش عالمی را ساخت مغموم
بتاریخ وقوع این مصیبت «غم و سوز ابد» گردید مرقوم
این کتابها از اوست:
(2)«صحیفة المتّقین و منهج الیقین» به فارسی، در تکمیل کتاب «حیوة القلوب» علّامه مجلسی در یک مقدمه و 118 باب.(3)«ترجمه بحارالانوار» مجلد هفتم و هشتم و نهم، که در سال 1297ق در تبریز چاپ شده است.(4)
1) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3054.
2) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3054.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص645؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 278 و 279 و 363؛ الذریعه، ج15، ص23 و ج4، ص92 و 88؛ الکواکب المنتشره، ص278؛ فیض قدسی، ص202؛ مرآة الاحوال جهاننما، ص262؛ نجوم السماء، ص130؛ کشف الحُجَب، ص369.
4) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص645؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 278 و 279 و 363؛ الذریعه، ج15، ص23 و ج4، ص92 و 88؛ الکواکب المنتشره، ص278؛ فیض قدسی، ص202؛ مرآة الاحوال جهاننما، ص262؛ نجوم السماء، ص130؛ کشف الحُجَب، ص369.
سیّد رضی علوی اصفهانی، عالم فاضل جلیل. از تولّد و وفات و اساتید او اطلاعی در دست نیست در نسخهای از کتاب «تفصیل وسائل الشیعه» تألیف: شیخ محمّد حرّ عاملی، کاتب نسخه محمّد مؤمن بن ملّا محمّد طالقانی از صاحب عنوان چنین یاد کرده است:
«بحسب الامر امیرالسّادات العظام و نجباء الکرام حاوی الاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول اعنی مجتهد الزّمان سیّد رضی علوی اصفهانی»
این نسخه در اواسط جمادیالاوّل 1091ق کتابت شده و در کتابخانه علّامه محقّق حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان وجود داشته است.(1)
حاج سیّد رضی لاریجانی، عالم حکیم و فیلسوف جلیل، از اجلّه شاگردان آخوند ملّا علی نوری در اصفهان بوده و در این شهر حکمت متعالیه تدریس میفرموده [است]. به طهران منتقل شده و در آن شهر در سال 1270ق وفات یافته و هم در آنجا مدفون گردیده است. در اعیان الشیعه نام او سیّد رضا ذکر شده است. فرزندش سیّد محمّد شمس الادباء، از دانشمندان و شعرای طهران در آن عصر است.(2)
[ظاهرا در اواخر قرن دوازدهم هجری در «لاریجان» مازندران متولّد شده و بعد از قتل به ناحق پدر، به همراه مادر و برادرش به اصفهان آمده و نزد ملّا علی نوری و ملّا
محمّد اسماعیل واحدالعین حکمت متعالیه را فرا گرفته و حکمت مشاء را از سایر حکماء آموخت. برخی از میرزا عبدالجواد شیرازی و میرزا رفیع شیرازی به عنوان اساتید او نام بردهاند که محلّ تردید و تشکیک است و از این دو نفر مجهول الحال در منابع معتبر تاریخ و تراجم ذکری نشده است.
او جامع حکمت و عرفان بوده و بر فلسفه اشراقی و عرفان محیالدّین عربی تسلط داشته و کتب مربوط به آنها را تدریس میفرموده و در بین اقران در احاطه به مباحث حکمی و عرفانی ممتاز بوده و طلاب و علمای اهل ذوق و حال درس او را بر مدرسین همطبقه او ترجیح میدادهاند. از شاگردان او میتوان به حکیم آقا محمّد رضا قمشهای (صهبا)، حاج ملّا هادی سبزواری، میرزا محمّد حسن شیرازی (میرزای بزرگ)، ملّا محمّد اسماعیل درکوشکی، میرزا محمّد جعفر لواسانی (حکیم الهی) و غیره اشاره کرد.
لاریجانی در سال 1267ق به دعوت میرزا اسماعیل مستوفی گرکانی به تهران رفت و به تدریس ادامه داد تا همانجا مرحوم شد.(1)]
میرزا سیّد رضی اصفهانی متخلّص به «محرم» از شعرای قرن سیزدهم هجری.
او از تُجّار معتبر و خوشنام اصفهان بوده ولی در تجارت ورشکسته شده و در کاظمین (نزدیک بغداد) سکونت گزیده و تا سال 1297ق در قید حیات بوده است. گاهی شعر میسرود.
از اوست:
1) کیهان اندیشه: شماره 62، مهر و آبان 1374ش، صص 65-73؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص462؛ جغرافیای اصفهان، ص68؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران)، ج1، ص235؛ مدینة الادب، ج2، ص675 و ج3، ص81؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، صص 261-263؛ منتخب معجم الحکماء، صص 96 و 97؛ مکارم الآثار، ج6: ص1957؛ الکرام البرره، ج2، ص575؛ بیان المفاخر، ج1، صص 224 و 225؛ شرح مشاعر (لاهیجی): مقدمه؛ قصص العلماء، صص 93 و 127؛ نجوم السماء، ج1، ص112.
به تمنّای توام هوش برون رفته ز سر به تولّای توام عقل شده دیوانه
هاتفی دوش مرا طرفه سروشی در داد که به جز عشق همه قول و غزل افسانه(1)
حاج سیّد رضی لنجانی اصفهانی متخلّص به «مصلح» از فضلاء و ائمه جماعت و شعرای اصفهان [در اوایل قرن چهاردهم هجری [بوده و با مرحوم عباسعلی خرم لنبانی مشاعراتی داشته است.
رفیعای نقاش اصفهانی، شاعر و نقاش، مؤلف کتاب «اوصاف الاوباش» که به روش «اوصاف الاشراف» نگاشته است. نسخه آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[این بیت از اوست:
قماش برگ گل و آن عُذار آل یکیست زِ هَرچه جلوه کند حُسن را قال یکیست(3)]
میرزا محمّد رفیع میردامادی فرزند میرزا محمّد رحیم کبیر بن سیّد مرتضی بن میر محمّد اشرف بن سیّد عبدالحسیب محمّد بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل [در قرن سیزدهم هجری] از محدّثین، فقهاء و متکلمین عالیقدر بوده و نزد آقا
محمّد باقر وحید بهبهانی و میرزا ابوالقاسم قمی تحصیل نموده است. از اصدقاء و معاشرین حاج محمّد ابراهیم کلباسی و حاج سیّد محمّد باقر حجتالاسلام و مورد وثوق و احترام عموم مردم بوده و پس از وفات در نجف اشرف مدفون شده است.(1)
ملّا محمّد رفیع بن رفیع گیلانی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقّق از علمای قرن سیزدهم هجری.
در گیلان متولّد شده و پس از تحصیل مقدّمات به اصفهان مهاجرت نموده و سالها به تکمیل فضائل و معلومات خود گذرانیده و در نجف به درس سیّد بحرالعلوم و دیگران حاضر شده است.
وی در حدود سال 1245ق وفات یافته است.
کتب زیر از اوست:
سیّد محمّد رفیع بن سیّد محمّد صالح خاتونآبادی، عالم جلیل از سلسله
خاتونآبادیها میباشد. به سن 88 سالگی وفات یافته و در تکیه بابا رکنالدّین مدفون گردیده است.(1)
[محدّث قمی در ذکر میر محمّد صالح فرزند میر اسماعیل بن میر عماد مینویسد: همانا میر محمّد صالح را از زوجه خود سیّدة النّساء بنّت سیّد حسین حسینی که منتسب به گلستانه است، دو فرزند بود: سیّد عبدالواسع و سیّد محمّد رفیع. سیّد محمّد رفیع مشغول به عبادت بود. هشتاد و هشت سال عبادت کرد و در اصفهان وفات نمود و در مقبره بابا رکنالدّین مدفون گشت.(2)]
آقا رفیع نقاش زرگر فرزند آقا طالب، از هنرمندان و صنعتگران قرن دوازدهم هجری است. در طراحی طلا و نقره استاد بوده و در 20 جمادی الثّانی 1203ق وفات یافته و در قبرستان مصلی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)
رفیع بن محمّد علی اصفهانی ]غراباغی از کاتبان فاضل قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را زیبا مینوشته و در اصفهان ساکن بوده است و بیش از 40 سال به کتابت مشغول بوده است.(4)] برخی از آثاری که به خط او در کتابخانهها موجود است به شرح زیر است:
1264ق، موجود به شماره 1244 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد(1)[(2)«حاشیه بر شرح ملخص» تألیف عبدالعلی بیرجندی، تاریخ کتابت: سال 1232ق، موجود در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم.(3)[(4)«غایة المرام» تألیف: سیّد نعمتاللّه جزائری، تاریخ کتابت: پنجشنبه 5 شوال 1244 و شعبان 1245ق، موجود بر شماره M802در کتابخانه دانشگاه لسآنجلس آمریکا.(5)(6)«خزائن جواهر سلطانی» تألیف: میر محمّد حسین خاتونآبادی، تاریخ کتابت: 1252ق، موجود به شماره 6453 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس.(7)(8)«اشارات» تألیف: حاج محمّد ابراهیم کلباسی، تاریخ کتابت: جمادیالاوّل 1270ق».(9)]
محمّد رفیع بن فتحاللّه اصفهانی، از کاتبان زبردست و خوشنویسان هنرمند قرن یازدهم هجری است خطوط نسخ، ثلث و رقاع را خوش مینوشت و به کتابت امرار معاش میکرد.
او در سال 1090ق «صحیفه سجّادیه» را به خط نسخ زیبا کتابت کرده که به شماره 878 در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(10)] همچنین در یکشنبه اواخر شوال سال 1081ق نسخهای از قرآن کریم به خط نسخ خوش را کتابت کرده که در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی به شماره 1492 نگهداری میشود.(11)]
1) فهرست الهیات مشهد، ج2، ص378.
2) فهرتس حجتیّه، ص53.
3) فهرتس حجتیّه، ص53.
4) نسخههای خطی، ج11 و 12، ص297.
5) نسخههای خطی، ج11 و 12، ص297.
6) فهرست الفبایی رضوی، ص234.
7) فهرست الفبایی رضوی، ص234.
8) فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص33.
9) فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص33.
10) فهرست کتابخانه ملّی، ج8، ص388.
11) فهرست احیاء، ج8، ص388.
حاج میرزا محمّد رفیع بن میر محمّد طباطبایی اردستانی بن میر محمّد حسین بن رفیعالدّین محمّد بن محمّد مهدی بن ابوالحسن محمّد بن رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نایینی اصفهانی.
از علمای اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] بوده و نزد بزرگان اهل علم تلمّذ نموده، مدّتی به هندوستان مهاجرت نموده، و در آنجا زنی از امرای سِند اختیار نموده، و از آن مخدّره اولادی نداشت. لکن از عیال دیگرش شش فرزند پسر یافته که دو نفر از آنان از اطباء زمان و بدین علم شهرت داشتهاند.
مشارالیه مورد توجّه و عنایت سیّد محمّد باقر حجةالاسلام بوده و پس از معاودت از سفر هند، از طرف ایشان متصدی موقوفات میر جمله اردستانی گردیده و بدین مناسبت از اصفهان به زواره مهاجرت نموده و آنجا سکونت فرموده است.(1)به ظنّ قوی مشارالیه از شاگردان سیّد حجةالاسلام بوده است.
آقا محمّد رفیع بن آقا جمال الدّین محمّد بن آقا حسین خوانساری، عالم فاضل جلیل. مرجع احکام و ارقام و اقاریر. علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی مینویسد: صورت سجّلات مبسوط به خط او و پدرش را در بعضی ارقام اوقاف دیدهام و امضاء او عبارت «ابن جمال الدیّین محمّد الخوانساری محمّد رفیع الشّریف» است.(2)
محمّد رفیع فرزند منشیالممالک، شاعر، ادیب خوشنویس و منشی در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و خط نستعلیق را خوش مینوشته و در انشاء
و گفتن شعر فارسی و ترکی مهارت بهسزایی داشته است.(1)
ظاهرا منظور از منشیالممالک میرزا عبدالحسین نصیری طوسی اردوبادی است.
ملّا محمّد رفیع بن ملّا محمّد مؤمن جیلی (گیلانی)، عالم فاضل، محدّث عالیقدر، محقّق مدقّق و ادیب اریب، از دانشمندان قرن یازدهم هجری.
وی نزد ملّا محمّد تقی مجلسی در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و پس از آن نزد علّامه مجلسی به تلمّذ پرداخته و حضرت علّامه در سال 1087ق جهت او اجازه نوشته است. او همچنین از شیخ محمّد حرّ عاملی در اواخر محرّم الحرام 1088ق اجازه گرفته است.
برخی از تراجمنویسان به اشتباه تألیفات و اجازات او را به یکی از دانشمندان قرن دوازدهم هجری: محمّد رفیع بن فرخ گیلانی متوفی 1160ق نسبت دادهاند.
این کتابها از ملّا محمّد رفیع بن محمّد مؤمن گیلانی است:
رفیعالدّین بن مهدی جابری، از اعیان و افاضل اصفهان بوده و در عهد صفوی منصب مستوفی الممالک ایران را به عهده داشته است.(3)
[او کتاب «دستور الملوک» را در باب نظام اداری و سیاسی دولت صفویه تألیف کرده که اولین بار مرحوم استاد محمّد تقی دانشپژوه در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه
تهران به چاپ رسانده است.(1)]
مولی محمّد رفیع بیدآبادی، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری]. شیخ عبدالنّبی قزوینی در کتاب «تتمیم امل الآمل» درباره او مینویسد:
«کان فاضلاً محقّقا و عالما مدققّا و زاهدا متقّیا و صالحا تقیّا و بالجمله کان من اهل الفوز و الفلاح و العبادة و الصّلاح»
قبرش در گوشه شمال شرقی بقعه، سنگ او شکسته و نیمی از آن از بین رفته و تاریخ فوت نیز به همین علّت نامعلوم است. او پدر حکیم و فیلسوف عالیقدر آقا محمّد بیدآبادی است.(2)
محمّد رفیع زاهدی معروف به «پیرزاده» از حکماء و دانشمندان نیمه دوم قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و از خواصّ اصحاب و شاگردان حکیم ملّا رجبعلی تبریزی است.
او به دستور استادش تقریرات و مطالب درسی او را گردآوری و مدوّن نموده و آن را «المعارف الالهیّه» نامید. نسخهای از این کتاب که در سال 1391ق، از روی نسخهای قدیمی به خط محمّد خلیل بن محمّد حسین رازی، در غرّه رجب 1125ق در دارالسلطنه اصفهان کتابت شده بود در کتابخانه آقای سیّد کاظم مدرسی یزدی در قم موجود است، قسمتی از این کتاب به تصحیح مرحوم استاد سیّد جلالالدّین آشتیانی در کتاب «منتخبات آثار حکمای الهی ایران» به چاپ رسیده است.
ظاهرا پیرزاده تا سال 1080ق (سال وفات ملّا رجبعلی تبریزی) زنده بوده و بعد از آن وفات یافته است.(1)
میرزا رفیع قزوینی [خطاط نستعلیقنویس] در سال 1244ق دیوان مشتاق علی شاه را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته [است] کتاب به شماره 2488 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.(2)
میر رمزی اصفهانی، از شعراء و سخنوران قرن دهم هجری در اصفهان ساکن بود. در جوانی به عیش و نوش و لَهو و لَعِب مشغول بود. امّا موفّق به توبه شده و اوقات خود را صرف عبادت نمود. در رمل مهارت بهسزایی داشت. وی در اواخر عمر به قزوین رفته به مدح شاه طهماسب صفوی پرداخت و صلههای ارجمند گرفت و در بازگشت به اصفهان در سال 978ق در حوالی قم وفات یافت.
از اوست:
رُخَش زِ سبزه تَر بر سمن نقاب کشید ز مُشک تَر خط نسخی بر آفتاب کشید(3)
رمضان شیرنشان اصفهانی فرزند ابراهیم، از روزنامهنگاران معاصر در سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. او در سال 1331ش نشریه «شیرنشان» را با رویه انتشار هفتگی
تأسیس کرد.
از این نشریه از شماره 1 تا 97 در کتابخانه ملّی ایران نگهداری میشود.(1)
او سرانجام در 11 اسفند 1379ش درگذشت و در قطعه 35 گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(2)
[حاج مرشد] رمضان سیچانی متخلّص به «صابر» فرزند حسن [از شعرای معاصر اصفهان] در روز نوزدهم رمضان المبارک سال 1325ق در اصفهان متولّد گردید. زمانی در مدارس قدیم ساکن بوده و به تحصیل علوم اشتغال داشت. [سپس] به بازرگانی پرداخت.(3)
[در شعر طبعی روان داشت و در مادّه تاریخ سرایی صاحب مهارت و ذوق بود. اغلب اشعارش غزل و قصیده و اغلب در مدح و مرثیه حضرات معصومین علیهمالسلام است. او در انجمنهای ادبی اصفهان از جمله انجمن شیدا شرکت میکرد. دیوان اشعار او در سال 1367ش به چاپ رسیده است.
او سرانجام در 6 مهر 1366ش وفات یافته و در قطعه 3 باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(4)
سیّد مرتضی محمّدینژاد (کهتر اصفهانی) مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«کهتر» به شمسی گفت سال فوتش «صابر به دیدار علی از جان رفت»(5)
این شعر از صابر اصفهانی است:
کشیده عشق چو مجنون مرا به دشت جنون جز این نبوده ز سودای عشق حاصل من
ز درس عقل نچیدم گلی ز باغ مراد حدیث عشق تو بنمود حلّ مسائل من(1)]
رمضان بن حسن نجفآبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1264ق کتاب «شرح کبیر» را تا آخر وصیّت، به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 574 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران موجود است.(2)
رمضان تولیّت متخلّص به «هشیار» فرزند محمود، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1311ش در اصفهان متولّد گردیده، اندکی تحصیل کرده و از سال 1330ش لب به گفتن اشعار گشوده و در انجمن ادبی پروانه شرکت میکرد.
از اوست:
بند نقاب از رخ، دلدار باز کرده شرمنده مهر و مه را، آن دلنواز کرده
تا او گره ز زلف پر پیچ و خم گشوده بر ما شب جدایی، آن مه دراز کرده(3)
استاد رمضان طلاکوب، از هنرمندان عصر قاجاریه است در هنر طلاکوبی از اساتید بزرگ اصفهان بوده است. از آثار او ضریح فولادی نفیس آرامگاه سیّد محمّد باقر حجةالاسلام در مسجد سیّد اصفهان است که در سال 1322ق به اتمام رسیده و وی
چنین رقم زده است:«عمل استاد رمضان طلاکوب اصفهانی».(1)
رمضانعلی بن مشهدی تقی سدهی لنجانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او از مجموعهای از چند رساله (از جمله رساله «اصول دین» تألیف: میرزا ابوالقاسم قمی در سال 1267ق و «عقود و ایقاعات» تألیف: حاج محمّد جعفر آبادهای) را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه صدر خواجو در اصفهان نگهداری میشود.(2)
رمضانعلی بن حاج علی بن ملّا ابراهیم اصفهانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او در اوّل شعبان 1299ق از کتابت «الدرّة الثمینه» تألیف: علی اکبر حسنی حسینی لغوی یزدی به خط نسخ فراغت یافته است. نسخه حاضر در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)
رمضانعلی بن محمّد علی رارانی [جی اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان قرن یازدهم هجری، از اهالی قریه «راران» یا «رهروان» جی (که اکنون به شهر اصفهان پیوسته است) احتمالاً از شاگردان ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری است.
او این کتابها را به دست خود کتابت کرده است]:
البهیة» تألیف: محمّد بن قاسم اصفهانی معروف به دیلماج، در سال 1084ق موجود به شماره 689 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم.(1)[3. «فروع کافی» تألیف: شیخ کلینی، در سال 1080 موجود به شماره 849 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.(2)]
حاج شیخ رمضانعلی املائی فرزند ملّا غلامحسین، عالم فاضل و فقیه معاصر. در سال 1333ق در سِدِه ماربین (خمینیشهر) متولّد شد. مقدمات را در زادگاه خود نزد سیّد مصطفی ابطحی آغاز کرد. سپس به اصفهان رفته و نزد علمای عالیقدر حوزه علمیه اصفهان شیخ اسماعیل معزی، سیّد محمّد باقر ابطحی، شیخ محمّد باقر قزوینی، سیّد محمّد باقر درچهای، ملّا محمّد جواد فریدنی، حاج آقا رحیم ارباب، سیّد عباس صفی دهکردی، میرزا علی آقا شیرازی، سیّد علی اصغر برزانی، شیخ محمّد علی عالم حبیبآبادی، سیّد مهدی حجازی فروشانی ادامه تحصیل داد. سپس به قم رفته و در درس خارج آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، حاج آقا حسین بروجردی و سیّد محمّد تقی خوانساری حاضر شد و به اجتهاد نائل آمد.
او سالها در مدرسه جده بزرگ اصفهان به تدریس فقه و اصول مشغول بود و در کنار آن به اقامه جماعت در مسجد قائمیه خمینیشهر و حلّ مشکلات شرعی مردم و ترویج دین پرداخت.
او عالمی متواضع و فقیهی متبحّر بود و عمر خود را با نیکنامی و رعایت تقوا سپری نمود تا اینکه سرانجام در روز جمعه 20 محرم 1428ق برابر با 20 بهمن 1385ش وفات یافت و در امامزاده سیّد محمّد خمینیشهر مدفون شد.
فرزند برومندش شیخ محمّد حسین املائی، عالمی شایسته و انقلابی و مبارز بود که
بر اثر سانحه رانندگی وفات یافت.(1)
ابوعلی روح بن احمد بن عبدالرّحمان بن روح بن حکم تمیمی اصفهانی نیشابوری. از محدّثین ادیب و موثق عامّه در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است.
در نیشابور سکونت داشته و از اَبی عمرو بن حمدان و دیگران حدیث شنیده است. او در جمادیالاولی سال 417ق فوت نموده است.(2)
ابوطاهر روح بن بدر بن ثابت بن روح بن محمّد بن ابوالقاسم بن عبّاس بن جعفر صوفی رارانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری است. در اصفهان و بغداد حدیث گفته است: از ابوعلی حدّاد استماع حدیث نموده و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.
او در سال 532ق وفات نموده است.(3)
[کنیهاش در اغلب منابع «ابوالرّجاء» آمده و «ابوطاهر» کنیه محدّث دیگری به نام «روح بن محمّد رارانی متوفی 491ق است، صاحب عنوان از بیت علم و حدیث بوده و اجداد و اعقابش از محدّثین معروف و از فقهاء صاحب نفوذ در اصفهان بودهاند. «راران» از قریههای بلوک جی اصفهان بوده و اکنون از محلّههای شرق اصفهان است.(4)]
روح بن حاتم اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است [از حسین بن فرج بغدادی روایت کرده و ابوحامد اشعری از او حدیث نقل نموده است.(1)
ابولعلی روح بن عصام بن یزید بن عجلان جَبَّری از محدّثین عامه اصفهان است. او از هیثم بن بشیر هیثم بن عدی، زافر بن سلیمان، عَبّاد بن عَبّاد، ابی اَحوص، ابن عُلیّه، شریک و پدرش عصام حدیث نقل کرده و محمّد بن اسحاق بن منده، احمد بن حسین انصاری و دیگران از او روایت مینمایند.(2)
ابوطاهر روح بن محمّد بن عبدالواحد بن عباس بن حسن بن جعفر صوفی رارانی اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم هجری. او از «اباالحسن علی بن احمد جرجانی» و «ابابکر محمّد بن احمد بن عبدالرّحمان معدّل» حدیث شنیده و در سال 491ق وفات یافته است.
«ابوالقاسم هبةاللّه بن عبدالوارث شیرازی» و دیگران از او حدیث شنیدهاند.(3)
ابو زرعه روح بن محمّد رازی، از محدّثین شافعی در اوایل قرن پنجم هجری. متصدی امر قضاوت در اصفهان بوده(4)و در سال 423ق [در کَرَج ابودلف در استان مرکزی فعلی] وفات نموده است. او فقیهی دیندار بوده و از احمد بن حسن رازی، حفص،
و ابن فارسی لغوی و دیگران روایت میکند.] وی مجموعهای به نام «جم الفواعد» را تألیف نموده است.(1)
روح الامین قمشهای فرزند محمّد حسین بن محمّد علی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1070ق مالک نسخهای از «استبصار» بوده و شیخ راشد بن علی بن راشد بحرانی، بر روی برگی از این کتاب در یادداشتی از او چنین یاد کرده است:
«الاخ العزیز الرّکن القوی الحزیز الاسعد الامجد و الاکرم الافهم صاحب الافعال المجیده و الخصال الحمیده مولانا و مقتدانا حاوی محاسن الجود و الکرم الموصوف با حسن الشّیم»(2)
سیّد روح الامین بن شمسالدّین محمّد بن سیّد محمّد رضا مختاری نایینی اصفهانی، عالم فاضل کامل [از دانشمندان قرن یازدهم هجری [وی از ائمه مسجد جامع جدید عباسی [مسجد شاه، مسجد امام فعلی] بوده و معاصر میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» است.(3)
او در روز 6 شعبان 1102ق وفات یافت.(4)
این تألیفات از اوست:
(1)«هدایة الامّة فی معرفة الائمة» در اعتقادات، به فارسی که در یک مقدّمه، 5 مطلب و یک خاتمه در 5 رجب 1099ق تألیف کرده و نسخهای از آن به خط قاسم بن فتاح خراسانی که در 20 ربیعالثّانی 1231 در «دارالحصار» از توابع همدان کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9198 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2) خاندان سادات حسینی مختاری سبزواری عبیدلی از خاندانهای علمی شیعه هستند که در قرن یازدهم و دوازدهم هجری در اصفهان و نایین ساکن بودهاند و دانشمندان بسیاری از جمله سیّد مرتضی سیّد احمد (فرزندان صاحب عنوان) و زینالعابدین (نواده صاحب عنوان) و بهاءالدّین محمّد مختار نایینی از این خاندان برخاستهاند.(3)]
استاد روحاللّه میناییان فرزند استاد اکبر، از هنرمندان طراح نقشه فرش و کاشی اصفهان در عصر حاضر است. در سال 1314ش در محلّه پاقلعه اصفهان متولّد شد. پدرش در زمینه نقاشی شاگرد استاد صانعی کاشانی و در زمینه طراحی نقشه فرش شاگرد استاد ارچنگ بود. خود او نزد پدر به طراحی پرداخت و سپس نزد استاد ارچنگ حاضر شد و به فراگیری این هنر مشغول شد. مدّتی هم نزد استاد شاکرین به کار ادامه داد تا اینکه استادی ماهر شد و مستقلاً به فعالیّت پرداخت. او در طراحی نقوش زیبای هنری برای فرش، کاشی و گچبری مهارت بهسزایی دارد و شاگردانی نیز تربیت کرده است. دو برادرش حسین و قدرت نیز در این هنر به فعالیّت مشغول بودهاند.(4)
سیّد روحاللّه بن سیّد محمود بن سیّد مصفی بن سیّد جعفر کشفی دارابی، از شعرای معاصر اصفهان. در روز عاشورا (10 محرم) 1317ق در اصفهان متولّد شد. نسب او به جناب «محمّد العابد» فرزند امام موسی کاظم علیهالسلام میرسد. مادرش صبیّه عالم ربّانی سیّد سینا کشفی است.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه دیانت طی نموده و سپس در حوزه علمیه اصفهان نزد شیخ علی مدرس یزدی، میرزا احمد اصفهانی، ملّا عبدالجواد آدینهای تحصیل کرد و آنگاه قسمتی از دروس خارج را نزد آخوند ملّا عبدالکریم گزی طی نمود. در سال 1304ش به استخدام وزارت معارف و اوقاف و امور مستظرفه درآمده و در اصطهبان فارس به تدریس پرداخت. مدتی در لار و اصطهبان به مشاغل اداری مشغول بود. پس از آن به خدمت اداره اوقاف اصفهان در آمده و به ریاست اداره اوقاف نجفآباد منصوب شد و سرانجام در 29 اسفند 1341ش بر اثر ابتلاء به بیماری سرطان وفات یافته و نزدیک قبر میر فندرسکی در تکیه میر واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. او شاعری توانا و خوش قریحه بود و «کشفی» تخلّص میکرد.
این کتابها و آثار از او به جای مانده است:
از اوست:
چه شود گر بنهی پای به ویرانه من کنی از نور رُخَت جلوه به کاشانه من
سنبل آشفته به نسرین که نمودی برگو بازخواهی چه کنی با دل دیوانه من
1) تحفه کشفی: مقدمه، صص 3-8.
خواجه روحاللّه بن نوراللّه فرهانی، از نیکوکاران و خَیّرین قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و در سال 1033ق به همت او مسجد باغ حاجی در اصفهان بنا شده است.(1)
روحاللّه بن هدایتاللّه قهپائی [از فضلاء قرن یازدهم هجری، از اهالی قهپایه (کوهپایه) اصفهان] در سال 1018ق از کتابت نسخهای از «رجال ابن داود» فراغت حاصل نموده است و نسخه در کتابخانه فاضلیه مشهد بوده است.(2)
همچنین او در چهارشنبه سوّم ذیحجه سال 1038ق نسخهای از «مسالک» شهید ثانی (از وقف تا طلاق) را به خط نستعلیق نوشته و به شماره 673 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.(3)
دکتر روحاللّه سازش، رئیس بهداری آموزشگاههای اصفهان در سال 1285ش در اردکان یزد متولّد گردید. تحصیلات خویش را تا دکترای پزشکی در اردکان و طهران انجام داده و در سال 1311ش فارغالتحصیل شد. مدّتها در طهران ساکن و به طبابت مشغول بود. سپس به اصفهان منتقل و به ریاست بهداری آموزشگاهها که خود مؤسس و بنیانگذار آن بود، منصوب و تا سال 1349ش با کمال سعی و کوشش و صداقت در این مؤسسه انجام وظیفه نموده و در این سال بازنشسته شد. سرانجام در شب هفتم دی ماه 1371شمسی (مطابق با یکشنبه 22 جمادیالثّانی سال 1410ق) پس از یک بیماری در اصفهان وفات یافته و در گورستان باغ رضوان مدفون شد.(4)
سیّد روحاللّه فندرسکی، از علماء اصفهان و از اعقاب میر ابوالقاسم فندرسکی است. او پس از وفات جنب مزار جدّ خویش در تکیه میر واقع در تخت فولاد مدفون شد.(1)
امیر روزبهان بن عمادالدّین محمود بن امیر روزبهان صبری اصفهانی، شاعر ادیب و فاضل در قرن یازدهم هجری. از اصفهان به هند آمده و مدّتی در «آگره» بود. سپس در سال 1023ق به اصفهان بازگشت.(2)
میرزا روزبهان اصفهانی، از دانشوران و سیاستمداران قرن یازدهم هجری است. او مردی لایق و باکیاست بوده و در دکن هندوستان ساکن بوده و در دربار سلطان عبداللّه قطبشاه اعتبار فراوان داشته است. او در سال 1041ق پس از عزل میرزا حمزه از منصب سرخیلی، به جای او این منصب را برعهده گرفت.(3)
مولانا روزبهان اصفهانی متخلّص به « صبری» و معروف به «میر صبری» از شعراء و ادبای مشهور قرن دهم هجری.
اصل او از اصفهان است و نسبش به قاضی روزبهان میرسد. ابتدا «فارس» تخلّص میکرد و کمی بعد آنرا به «صبری» تغییر داد. در فنون و شعر و ادب استاد بود و انواع شعر خصوصا غزل را نیکو میسرود. در علوم دینی نیز تحصیلاتی کرده بود و در علم ادوار و موسیقی و نرد و شطرنج ماهر بود.
او از اصفهان به قزوین (پایتخت دولت صفویه در زمان شاه طهماسب) رفته و به ملاقات و معاشرت و مصاحبت با علماء، شعراء و فضلاء میپرداخت. در سال 977ق به اصفهان مراجعت کرد. سال وفات او معلوم نیست. ظاهرا قبل از سال 1000ق از دنیا رفته است.
از اوست:
رحمت بر آن کسی که دلش مایل تو نیست پروانهوار سوخته محفل تو نیست
اظهار دوستیّ زبانی کجا شده است ای سنگدل مترس کسی در دل تو نیست
یا رب دل شکسته من از کجا شنید بوی محبّتی که در آب و گل تو نیست
این بس جزای کشتن «صبری» که روز حشر حسرت نمیکشد که چو او بسمل تو نیست(1)
1) خلاصة الاشعار (بخش اصفهان»، صص 187-192؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، صص 954-956؛ محافل المؤمنین، ص181؛ خلد برین، ص481؛ تذکره غنی، ص79؛ تذکره حسینی، ص186؛ تذکره روز روشن، ص471؛ تاریخ نظم و نثر، ص460؛ الذریعه، ج9، ص593؛ ریحانة الادب، ج3، ص414؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «صبری»، ص134؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص209؛ تذکره شمع انجمن، ص407.
روشن رامی فرزند بهرام، از شاعران نوپرداز معاصر اصفهان. در 7 اسفند 1315ش در اهواز متولّد شد تحصیلات ابتدایی را در اندیمشک و متوسطه را در اهواز طی کرد. سپس به اصفهان آمد و در تربیت معلم درس خواند و از سال 1340ش به تدریس پرداخت.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و در سال 1338ش اوّلین شعرش در مجلّه «امید ایران» چاپ شد. در اصفهان مدّتی در انجمن کمال حاضر میشد امّا کمی بعد با دوستان نویسنده و شاعر جوان خود انجمن صائب را تأسیس کردند، در آن انجمن حاضر میشد. او بعدها به شعر نو روی آورد و مجموعه اشعارش را در کتابهای «ایستگاههای اندوه» و «طعم آفتاب» به چاپ سپرد.(1)
روشن رامی در 7 فروردین 1385ش درگذشت و در قطعه 25 باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
سیّد ریحانالدّین محمّد حسن مهدوی فرزند آقا سیّد شهابالدّین نحوی موسوی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، در دهه سوم ذیالقعده سال 1313ق در اصفهان، از دختر علّامه فقیه مجتهد آخوند ملّا محمّد حسین کرمانی متولّد گردید. پس از گذراندن ایام صباوت در ظل توجّهات پدر دانشمند خود، شروع به فراگرفتن علوم نموده، مقدّمات علوم را نزد عدّهای از علماء و فضلاء از آن جمله مرحوم آقا شیخ ابوالقاسم زفرهای (حاج آخوند) فراگرفت. سپس سطوح متوسطه فقه و اصول را نزد حاج میرزا ابوالحسن بروجردی و آقا میرزا احمد مدرس و آخوند ملّا عبدالکریم گزی آموخت بعدا چند سال به درس خارج فقه و اصول آقا شیخ محمّد رضا نجفی حاضر گردید و از ایشان به اخذ دو اجازه روایتی و اجتهاد مفتخر شد. همچنین نزد حاج آقا جمالالدّین نجفی، آخوند ملّا
1) فصلنامه مهراوه، سال اوّل، زمستان 1384، صص 173-187.
محمّد حسین فشارکی، آقا سیّد مهدی درچهای و سیّد محمّد مدرس درچهای تحصیل کرده و از مرحوم مدرس نجفآبادی اجازه دریافت نموده است.
از آثار او رسالهای است درباره «وجوب جواب نامه همچون جواب سلام» که به دستور استادش آخوند گزی نوشته و مورد تحسین استاد واقع شده است.
سیّد ریحانالدّین مهدوی در ظهر روز یکشنبه 29 ذیالقعده سال 1399ق وفات یافته و در تکیه خانوادگی (مهدوی) در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.
صاحب عنوان برادر بزرگ نویسنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی] است و حقوق بسیاری بر ذمّه این جانب ثابت دارد (رحمة اللّه علیه).(1)
مادّه تاریخ وفات او را شاعر توانا آقای میراز فضلاللّه خان اعتمادی (برنا) چنین سروده است:
کِلک «بُرنا» از پی تاریخ فوت او نوشت: «شد گل گلزار فردوس جنان ریحان دین»
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 318 و 319؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص432؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.
اعلام اصفهان
زادویه بن شاهویه اصفهانی، از ادباء و دانشمندان آشنا به زبانهای عربی و پهلوی بوده و ظاهرا در قرن دوم یا سوم هجری میزیسته است. او کتاب «خداینامه» را از زبان پهلوی به زبان عربی برگردانده است.(1)[«ابن ندیم» در «فهرست» خود از او یاد کرده است. «حمزه اصفهانی» در تألیف کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیاء» از «خداینامه» ترجمه زادویه اصفهانی بهره گرفته است.(2)]
زاون قوکاسیان، از هنرمندان رشته سینما در سال 1329ش در اصفهان به دنیا آمد. او فارغالتحصیل شیمی از دانشگاه اصفهان است. فعّالیّت سینمائی را از زمان دانشجوئی و فیلمسازی را از سال 1350ش در سینمای آزاد آغاز کرد. فیلمهای «در فلق» و «فصلی دیگر» از او در جشنواره سینمای آزاد و فیلم «عروس کهنه» او در جشنواره هیروشیمای ژاپن در سال 1352ش جوایزی کسب کرده است.
او از سال 1360ش با تلویزیون ایران همکاری داشته و فیلمهای «میلاد مسیح» و «عیسی آموزگار است» را برای شبکه اوّل تلویزیون ساخته است.
او در زمینه نقد و بررسی تئاتر و سینما نیز فعالیّت دارد و تاکنون دهها مقاله و دو کتاب «درباره چشمه» و «نقد و معرفی آثار مسعو کیمیایی» را به رشته تحریر درآورده است.(3)
شیخ زاهد ثانی گیلانی اصفهانی، عالم عارف و ادیب شاعر، از اعقاب شیخ زاهد
گیلانی عارف مشهور است. از شاگردان آخوند ملّا علی نوری بوده، پس از تحصیل علوم ظاهر خدمت حسین علی شاه رسیده و در سال 1222ق در سفر حج در کاظمین وفات یافته [است].
از اوست:
عمری به درِ مدرسهها بنشستیم با اهل ریا و کبر و کین پیوستیم
از یک نظر عاشق رندی آخر هم از خود و هم از غیر خود وارستیم(1)
ابوالمجد زاهر بن احمد بن حامد ثقفی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن هفتم هجری است. وی در سال 607ق متولّد شده و مَقدسی در اصفهان از او اخذ حدیث نموده است.(2)
ابونصر زاهر بن محمّد بن ابوالقاسم مغازلی واعظ اصفهانی، از محدّثین و خطبای عامّه اصفهان در قرن ششم هجری. در اصفهان و رُستاقهای آن به وعظ خطابه مشغول بود و چون اشعری مذهب بود، مردم اصفهان به او اعتقاد نداشتهاند. او از ابوعلی حدّاد و ابوالقاسم ثقفی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او حدیث استماع کرده است.
اوائل محرّم سال 537ق فوت شده است.(3)
ابومحمّد زبیر بن محمّد بن احمد جرقوهی، از محدّثین عامّه در اوایل قرن ششم هجری است. [اصلاً از اهالی جرقوه بوده که اکنون به جرقویه معروف است] در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده و به عمل صالح معروف بوده و عمری طولانی یافته است. او از ابوعلی حدّاد، ابوالمحاسن عبدالواحد بن اسماعیل رویانی، ابوالقاسم غانم بن محمّد برجی و احمد بن فضل خواص حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی و ابوالقاسم دمشقی از او روایت میکنند.(1)
زجری اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن دهم هجری است.(2)
ابومضر زرارة بن فاخر (اصفهانی) از ادبای اصفهان است. مافروخی او را در ردیف دانشمندان متقدم عصر خود که در زمینه صرف و نحو و لغت و انشاء مهارت داشتهاند ذکر کرده است.(3)
ابوالهذیل زُفَر بن هذیل بن قیس عنبری تمیمی [از محدّثین عامّه در قرن دوم هجری]. اصل او از اصفهان است. از اصحاب ابوحنیفه است. در بصره ساکن بوده و منصب قضاوت آنجا را داشته و هم در آن شهر به سال 158 مرده است. او از اهل رأی و قیاس است و از گفته هایی اوست که: «تا زمانی که قرآن و حدیث (اثر) باشد ما به رأی عمل
نمیکنیم و گاهی که به حدیث برخوردیم از رأی میگذریم.»(1)
پدرش در زمان خلافت یزید بن عبدالملک در قریه «بَراآن» اصفهان ساکن بوده و سه فرزند به نامهای «زُفَر»، «کوثر» و «هرثمه» داشته است.(2)
زکریا اصفهانی، در کتاب «النقض» او را از فرزندان [نوادگان] بهرام گور و از قرامطه و پیشوای آنان دانسته است.(3)
ابواحمد زکریا بن احمد بن محمّد بن زکریا معدّل خطیب جورجیری اصفهانی، [از محدّثین عامّه در اوایل قرن ششم هجری]. از ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری، ابوبکر احمد بن محمّد بن احمد بن موسی بن مردویه صغیر و ابوالفتح احمد بن محمّد بن احمد حدّاد اجازه داشته و ابوسعد سمعانی از او به عنوان «کان شیخا سدیدا من اهل العلم» یاد کرده و از او اجازه دریافت داشته است.(4)
[جورجیر از محلّههای قدیمی شهر اصفهان است و مسجد جورجیر از عهد دیالمه و جنب آن مسجد حکیم از عهد صفویه مهمترین یادگارهای تاریخی این محلّه به شمار میروند.]
زکریا بن صَلت بن زکریا [از عابدان و عرفاء و محدثین عامه اصفهان در قرن سوم هجری است] پدرش از مصاحبان عارف مشهور محمّد بن یوسف بنّا اصفهانی صوفی بوده و خود نیز عمر را به عابدت و تَهَجُّد گذرانده است. ابویحیی محمّد بن عصام از او حدیث نقل کرده است.(1)
ابویحیی زکریا بن یحیی بن کثیر بن زر اصفهانی، از محدّثین عامه اصفهان است. در مکّه ساکن بوده و از ابن مقری حدیث نقل کرده است.(2)
آخوند مولانا محمّد زکی، از فضلای گمنام عهد صفویه است. میر سیّد عبدالحسین خاتونآبادی درباره برادرش میر سیّد اسماعیل خاتونآبادی مینویسد: قبر سیّد مشارٌالیه در مدرسهای است که خود ساخته بودند در قُرب تکیه آخوند مولانا محمّد زکی».
در پشت خانههای جدید البناء تخت فولاد، در سمت غربی کوچه مقابل غسالخانه، فضایی که قبور جمعی از بزرگان در آن قرار داشت و اخیرا تسطیح و درختکاری شده هنوز یک قبر موجود میباشد.(3)
[محقّق کتاب گوید: فعلاً این قبر هم از بین رفته و آثار آن مشهود نیست.]
خواجه زکی اصفهانی، از اعیان و بزرگان اصفهان در قرن هفتم هجری است. در کتاب
«شکارنامه ایلخانی» تألیف علی بن منصور صوانی (که تا سال 705ق در قید حیات بوده) اسامی برخی از کتابها و عدّهای از افراد برده شده است، نام صاحب عنوان نیز به مناسبتی مذکور است.
«شکارنامه ایلخانی» به شماره 3037 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
شیخ محمّد زکی بن ابراهیم همدانی کرمانشاهی، عالم فاضل و فقیه محقّق [از فقهاء و علمای قرن دوازدهم هجری].
پدر و مادرش سنّی مذهب بودند. در سن 7 سالگی از آنان گریخته و به همدان رفت و زیر نظر حاکم آنجا اسماعیل خان تربیت شد تا به مقامات عالیه رسید و مقام شیخالاسلامی یافت. نادرشاه افشاراز روی نیرنگ وی را قاضی عسکر قرار داد و در سال 1159ق دستور کشتن او را داد.
سیّد عبداللّه جزائری در «اجازه کبیره» وی را عنوان کرده و گوید:
«کان عالما جامعا ذکیا کثیر الکد و الاشتعال واعظا ادیبا. امام الجمعة و شیخالاسلام فی بلاده الی ان تعرف السلطان فاستصحبه و جعله قاضی العسکر»
صورت فرمان شیخالاسلامی او ضمن مجموعه شماره 2214 به صورت میکروفیلم در دانشگاه طهران موجود است. نسخه دیگری از آن هم در کتابخانه ملّی وجود دارد.
همچنین رونوشت نامه امام قلی میرزا فرزند نادرشاه که به مشارالیه نوشته است، در بیاض امام قلی میرزا ضمن جلد پنجم منشات میرزا مهدی خان استرآبادی به نظر علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی رسیده است.
1) فهرست مجلس، ج10، (بخش یکم)، ص569.
از تألیفاتش «رساله در ردّ رساله نجاست غیر امامی» تألیف میرزا حیدرعلی شیروانی است.(1)
ملّا محمّد زکی بن ملّا محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، عالم فاضل کامل، در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و عالمی با فضل و اهل تحقیق است. مع الاسف در سالهای جوانی در سال 1110ق وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
متن لوح مرمرین قبر او به شرح زیر است:
«هو الغفور الرّحیم. تاریخ وفات مرحمت و غفران پناه و جنتٌ و رضوان آرامگاه سلالة النّجباء الکرام و نتیجة الفضلاء العظام الشّاب الفاضل الکامل المحقّق المدقّق النادر فی عصره الشریف مولانا محمّد زکی ابن مولانا محمّد جعفر بن محمّد باقر الشّریف السبزواری طاب ثراه فی سنة1110»(2)
محمّد زکی بن محمّد سلیم بازرجانی، [از فضلاء قرن دوازدهم هجری و مقیم اصفهان] در دوشنبه 27 جمادیالاولی 1129ق برحسب دستور مولانا محمّد جعفر گیلانی ساکن مدرسه ملّا عبداللّه، کتاب «احقاق الحقِ» قاضی نوراللّه شوشتری، را به خط نسخ نوشته و کتاب در کتابخانه مرحوم حاج سیّد احمد زنجانی در قم موجود است.(3)
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج10، ص291 و ج2، ص422؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، ص44؛ الذریعه، ج3، ص169 و ج10، ص99؛ فهرست میکروفیلمهای دانشگاه، ص653؛ فهرست ملّی، ج1، صص 167 و 154؛ تتمیم امل الآمل، صص 174 و 166؛ اجازة الکبیرة، ص140؛ الکواکب المنتشره، صص 290 و 291.
2) تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
3) آشنایی با چند نسخه خطی، ص191.
سیّد محمّد زکی بن حاج محمّد اصفهانی، [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در سال 1118ق نسخهای از «جلاء العیون» علّامه مجلسی را کتابت نموده و کتاب به شماره 698 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)ظاهرا نامبرده از شاگردان علّامه مجلسی است.
میرزا محمّد زکی مشهدی متخلّص به «ندیم»، شاعر و ادیب قرن دوازدهم هجری.
در زمان شاه سلطان حسین صفوی در خدمت محمّد زمان خان بیگدلی سپهسالار خراسان و محمّد قلیخان بیگدلی وزیر اعظم دیوان اعلی بود. پس از آن به اصفهان آمده و همزمان با پیدایش نادرشاه ملازم و همصحبت او شد. هنگامی که نادرشاه به بغداد لشکر کشید، از خدمت نزد او استعفا کرده و در نجف اشرف ساکن شد و سرانجام در سال 1163ق در آنجا وفات یافت.
این کتابها از اوست:
این رباعی از اوست:
در خاک نجف «ندیم» آسوده بخواب اندیشه مکن ز پرسش روز حساب
جایی که بدل به سرکه گردد می ناب بیشبهه گنه شود مبدّل به ثواب(2)
زکی یزدی معروف به «زکیا»، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. پسرعموی خواجه سیفالدّین محمود (از نوادههای خواجه غیاثالدّین نقشبند) بوده و در اصفهان میزیسته و هم در این شهر وفات یافته است. در نقشبندی نیز زبردست و استاد بوده و فوتش قبل از سال 1083ق واقع شد.
از اوست:
باشدم روشن چراغ دیده با طوفان اشک زنده دارم روز و شب در قعر دریا شمع را(1)
محمّد زمان بیگ، از خوشنویسان اواخر دوره صفویّه است. او خط نستعلیق را نزد محمّد صالح اصفهانی مشق کرده و خط را زیبا مینوشته است.(2)
محمّد زمان اصفهانی، موّرخ ادیب، در قرن دوازدهم هجری و مؤلّف کتاب «اخبار ایام الملوک». مؤلف وقایع تاریخی را از زمان پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله تا سال 1116ق آورده و سپس تا سال 1160ق ادامه یافته است. نسخهای از این کتاب در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.(3)
محمّد زمان بن محمّد تقی اصفهانی [از کاتبان نسخنویس قرن یازدهم هجری] در روز شنبه 18 ذیقعده سال 1090ق کتابت «شرح اصول کافی» تألیف: مولی صالح مازندرانی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 123 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.(1)
ملّا محمّد زمان بن محمّد جعفر تیدجانی، عالم فاضل و ادیب شاعر از دانشمندان قرن یازدهم هجری است. از اهالی قریه «تیدجان» یا «تیدگان» از توابع خوانسار بوده و در اصفهان و خوانسار به تحصیل پرداخته است. او محرّر میرزا علیخان، شیخالاسلام گلپایگان بوده و تا هنگام تألیف تذکره نصرآبادی (سال 1083ق) زنده بوده است. مردی صالح و متّقی و خوش مشرب بوده است. مثنوی «مدینة الاحباب» از آثار اوست.
این شعر از اوست:
دل مهبط نور لایزالی است تا از ظلمات غیر خالی است
دل آینه جمال یار است زان قابل فیض بیشمار است(2)
همچنین او نسخهای از «زبدة الاصول» شیخ بهائی را در سال 1076ق کتابت کرده که به شماره 1/1419 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)
محمّد زمان بن حسن اصفهانی، از خوشنویسان عهد صفویه است. وی «دیوان رضیالدّین نیشابوری» را به خط نستعلیق در جمادیالاوّل 1001ق کتابت نموده که در کتابخانه استاد سعید نفیسی در تهران موجود بوده است.(4)این کتاب اکنون در کتابخانه
مرکز احیاء میراث اسلامی در قم نگهداری میشود.(1)
او همچنین کتیبه ضریح بقعه سلطان علی در اردهال کاشان را در سال 1002ق کتابت کرده است.(2)
محمّد زمان بن میر حسین پزوی سبزواری، [از کاتبان قرن دوازدهم هجری]. ظاهرا سبزواری و ساکن اصفهان و یا به عکس بوده است. از آثارش کتابت نسخه «جامع المقال» تألیف: فخرالدّین طریحی است که در پنجشنبه 5 ذیقعده 1105ق آنرا به پایان رسانیده و نسخه به شماره 9079 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)
پزوه [به ضم «پ» و به کسر «واو»] از دهات بلوک جی اصفهان است.
محمّد زمان بن حسین خاتونآبادی، از خوشنویسان هنرمند و کاتبان پرکار قرن یازدهم هجری است. از اهالی روستای «خاتونآباد» جی اصفهان بوده و خط نستعلیق را خوش مینوشته است. او مجموعهای شامل «مجمع الخواص» و «مجالس النّفایس» را به خط نستعلیق خوش در 16 ذیحجه 1030ق کتابت نموده که در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران موجود است.(4)
محمّد زمان خان بن حاج محمّد حسین خان صدر اصفهانی، شاعر ادیب. از
سخنوران قرن سیزدهم هجری [به واسطه برادرش «میرزا عبداللّه امینالدّوله» و بهخاطر خدمات پدرش به قاجاریه در دربار «فتحعلی شاه قاجار» منصب استیفا را به دست آورد. در سال 1231ق به حکومت یزد منسوب شده و تا سال 1236ق حکومت آنجا را در دست داشت. در زمان حکومت او به تحریک «صدرالممالک» یکی از اعیان یزد و ملّا محمّد حسین یزدی» از علمای یزد، شاه خلیلاللّه از سران اسماعیلیه به دست مردم کشته شد و محمّد زمان خان آن دو را جهت مجازات به طهران فرستاد.] در هر صورت در شعر نیز طبعی روان داشته و مذاقش به غزلسرایی مایل بود.
از اوست:
هر کجا حکایتی شود از کُشتگان عشق ای راویان دهر ز ما هم روایتی(1)
محمّد زمان بن عبدالباقی اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند قرن دوازدهم هجری است. خط ثلث را خوش مینوشته و کتیبه کاشیکاری محراب ایوان استاد در مسجد جامع اصفهان به خط زیبای اوست که در سال 1112ق نوشته شده است.(2)
محمّد زمان اصفهانی متخلّص به «زمانی» فرزند استاد علی اجری طبّاخ در عهد صفویّه. در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. سپس با یکی از دوستان
شاعر خود به نام «مجلسی اصفهانی» به هند مسافرت کرد و از شهرها و مناطق آنجا دیدار کرد. او در خطاطی و قاطعی و سایر هنرها مهارت بهسزایی داشت و تا اوایل قرن یازدهم هجری در قید حیات بود.(1)
محمّد زمان بن درویش علی هزارجریبی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری[ ساکن مدرسه شاهپوریه، در یکشنبه محرم 1087ق کتاب «ارشاد الاذهانِ» علّامه حلّی را نوشته است.(2)
محمّد زمان بن محمّد علی اصفهانی [کاتب نسخنویس] نسخهای از «نورالعیون» تألیف: سیّد محمّد باقر رضوی اصفهانی قمی را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه در حاشیه تصحیح شده و علامت بلاغ دارد. این نسخه به شماره 2689 در کتابخانه مرعشی قم موجود است.(3)
محمّد زمان بن حاجی محمّد قاسم، از کاتبان فاضل قرن دوازدهم هجری است. در شب چهارشنبه 3 محرم 1114ق نسخهای از «صیغ عقود نکاح متعه» تألیف: سیّد محمّد باقر خاتونآبادی را به خط شکسته نستعلیق نوشته و در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(4)همچنین در سهشنبه 7 ذیحجه 1130ق نسخهای از «مخزن الدّعوات» تألیف:
عبدالحسیب محمّد علوی عاملی را به خط نستعلیق کتابت نموده که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی موجود است.(1)
آقا زمان اصفهانی فرزند پهلوان قاسم. شاعر ادیب، از شعرای قرن یازدهم هجری. اجدادش از بلوک لنجان بوده و مناصب صاحب جمع هوایی و راهداری را برعهده داشتند. او از کارهای دولتی کناره گرفته و با قناعت به زندگی فقیرانه خود ادامه میداد. و اوقات خودرا به مجالست و مصاحبت ادباء و فضلاء اصفهان میگذرانید. در شعر طبعی روان داشته و در شعر قدماء تَتَبُّع بسیار کرده بود.(2)او تا سال 1067ق در قید حیات بوده و در این سال به مناسبت بنای مسجد حکیم قطعهای سروده است.(3)در شعر «واضع» تخلّص میکرد.
از اوست:
مرد را پامال خواری میکند طغیان حرص شمع کوته میشود چون شعله بالا میکشد
ملّا محمّد زمان بن ملّا کلب علی تبریزی، عالم فاضل و ادیب شاعر. در اصفهان سکونت داشته و از درس علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی، آقا حسین خوانساری و شیخ جعفر قاضی بهرهمند شده و سپس تولیت و تدریس مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان را به عهده گرفته است. سال وفات او به دست نیامد و احتمالاً در دوره فترت افغانها
میباشد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
امیر زمان بن محمّد هستهای. [کاتب نسخنویس قرن یازدهم هجری] در چهارشنبه شعبان 1053ق کتابت «حاشیه مطول» از: میر سیّد شریف جرجانی را به خط نسخ به پایان رسانیده و نسخه تصحیح شده و حاشیهنویسی دارد. نسخه به شماره 1676 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم وجود دارد.(2)
وی همچنین دو جلد «مسالک الافهام» را به خط نسخ در 5 رمضان 1048ق و 6 رجب 1049ق کتابت نموده و در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(3)
محمّد زمان بن قاضی مرتضی انصاری، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان به تحصیل مشغول بوده و در 14 رمضان 1030ق از کتابت نسخهای از کتاب «شرح مختصر الاصول» تألیف: قاضی عضدالدّین
1) فوائد الرضویه، ج2، ص537؛ مصفی المقال، ص183؛ الذریعه، ج13، ص300 و ج21، ص19؛ الکواکب المنتشره، صص 292 و 293؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص654؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 34 و 35؛ تراجم الرّجال، ج2، ص704؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص102؛ روضات الجنات، ج3، ص150؛ دانشمندان آذربایجان، ص166.
2) فهرست مرعشی، ج5، ص72.
3) فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص302.
ایجی فراغت یافته است. این نسخه به شماره 2473 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(1)
زمان بن هدایتاللّه اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. خط نستعلیق را زیبا مینوشته [و مدّتی در شیراز به تحصیل علوم عقلی و نقلی مشغول بوده است. و به احتمال زیاد شاگرد سیّد محمّد کشمیری است.
از آثار او کتابت «اثبات اللّه» تألیف: میر فخرالدّین حسینی استرآبادی است که آن را در چهارشنبه 29 رمضان 1046ق در مدرسه رفیعیه شیراز به پایان آورده است و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)همچنین] نسخهای از «اثبات الواجب» تألیف: میر نظامالدّین احمد دشتکی را در 14 رمضان 1048ق به دستور میر سیّد محمّد کشمیری کتابت کرده است. این نسخه به شماره 5632 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(3)
آقا محمّد زمان فرنگیساز فرزند محمّد یوسف قمی، از نقاشان معروف عهد شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی است.
برخی از محققان اروپایی و ایرانی نوشتهاند که شاه عباس ا ورا برای فراگیری نقاشی به ایتالیا فرستاد و او در آنجا به کیش مسیحیّت گرویده و نام خود را به «پائولو» تغییر داد. او پس از بازگشت به ایران از ترس به خطر افتادن جان خود به هند پناه برد ولی پس از مدتی به ایران آمده و دوباره اسلام پذیرفت.
مطبق تحقیقات محققان در سالهای اخیر این داستان، خیالپردازی و حدس و گمان بیش نبوده و از بُن اشتباه است و آقا محمّد زمان هرگز از ایران خارج نشده و تغییر مذهب نداده است.
وی در نقاشی پیرو سبک نقاشان فلاندری بوده و آثار نقاشی آنان در ایران و هند خرید و فروش میشده است. او یکی از نقاشان برجستهای است که با تلفیق نقاشی غربی و ایرانی سبک جدیدی به وجود آورد که در اواخر عهد صفویه رونق فراوانی میان نقاشان ایرانی یافت.
آقا محمّد زمان علاوه بر نقاشی در قلمدانسازی نیز استاد بوده و در این زمینه آثاری از او موجود است.
تابلوها، قلمدانها و سایر آثار او که بین سالهای 1070 تا 1109ق آفریده شده در موزهها و مجموعههای خصوصی و دولتی ایران و اروپا و آمریکا موجود است که از جمله مشهورترین آنها تابلوی «ملاقات حضرت مریم با الیصابات» در سال 1089ق، قلمدان با تصویر «شاه سلطان حسین در گردشگاه» مورخ سال 1109ق تابلو«نزول روح القُدُس بر مسیح» به سال 1092ق و تابلو «شکوفه بادام» در سال 1105ق هستند. همچنین او سه تابلو به «خسمه نظامی» شاه طهماسبی اضافه کرده که تاریخ آن 1086ق است.
رقم او در آثارش «محمّد زمان»، «زمان»، «صاحب الزّمان» بوده است.
وی احتمالاً تا سال 1120ق در قید حیات بوده و تا آخرین روزهای زندگی در دربار شاه سلطان حسین صفوی مورد توجه و عنایت خاص شاه و درباریان قرار داشته است.(1)
1) هنر ایران، ص118؛ هنر نگارگری ایران (رابینسون)، صص 79 و 80؛ دائرة المعارف هنر، صص518-520؛ هنر قلمدان، صص 96-98؛ مجلهنامه بهارستان، شماره 6، سال 1381 و شماره 7، سال 1382؛ هفتهنامه نوید اصفهان، شماره 353، مورخ 17 خرداد 1374؛ مکتب نگارگری اصفهان، صص 223-228.
ملّا محمّد زمان تنکابنی اصفهانی، از علماء اواخر عهد صفویه در اصفهان بوده و کتاب «اسرار الصلاة» شهید ثانی را به فارسی ترجمه نموده است. نسخهای از آن که در سال 1118ق کتابت شده در کتابخانه صدر (در عراق) موجود است.(1)
محمّد زمان حسینی اصفهانی [از فضلاء قرن دهم هجری] در یکشنبه 26 ربیعالثّانی 926ق نسخهای از «شرح مختصر الاصولِ» ابن حاجب را به خط نستعلیق در مدرسه نظامیه اصفهان کتابت نموده و کتاب به شماره 1834 در مدرسه فیضیه قم موجود است.(2)
زمانای حناتراش، از شعرای قرن یازدهم هجری. در اصفهان سکونت داشت. به هند رفت و به علّت بدخوئی و طبع تند او، اُمراء و اعیان هند به او بیاعتنایی کردند و او یکی از آنان یعنی جعفرخان، از صاحبمنصبان عالی رتبه ایران هند را هجو کرد و به ایران بازگشت امّا در هرات به بیماری سختی گرفتار شده و در منزل شیخالاسلام هرات فوت شد.
این بیت از اوست:
چیست مانع بهر قتلم تیغ بیداد تو را از تو شیرینتر که خواهد کشت فرهاد تو را(3)
[حناتراش: آنکه خانه زین از چوب تراشد.]
زمان اصفهانی معروف به «زمانای نقاش» و متخلّص به «راضی» شاعر ادیب و نقاش ماهر. از هنرمندان و سخنوران اواخر دوره صفویه. در سال 1122ق در قید حیات بوده و صاحب «دیوان اشعار» و «مثنوی» است.
از اشعار اوست:
گر وحشیانه از روش خل میرمم عذرم بسی بجاست که مردم ندیدهام(1)
[شاید او «آقا محمّد زمان نقاش فرنگیساز فرزند محمّد یوسف قمی» نقاش معروف اواخر صفویه که شرح حال او را در این کتاب آوردهایم باشد.]
محمّد زمان اصفهانی متخلّص به «زمانی» شاعر و ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان متولّد شد. در جوانی شعر میسرود و «فریبی» تخلّص میکرد و با «حکیم شفائی»، «میرزا فصیحی» و «میرزا ملک مشرقی» مصاحب بود. او ظریف طبع و بیپروا بوده و در وصف محمّد رضای قهوهچی اشعاری سروده بود. عاقبت تخلّص خود را به «زمانی» تغییر داده و شغل زرکشی را رها کرد و جهت کسب معاش راهی هند شد و در سال 1054ق در لاهور وفات یافت. فرزندش میرزا مسعود نیز شاعر بوده است.
از اوست:
خوش آرمیده قافله عمر ما گذشت گردی نشد ز رفتن این کاروان بلند(2)
محمّد زمان اصفهانی، شمشیرساز و فلزکار و نگارگر فلزات سخت است. وی در اواخر سده دوازدهم هجری میزیسته است. از آثار دیده شده وی یک قبضه شمشیر است که با طلاکوبی و نقوش گل و برگ زینت شده و نام صاحب آن بر روی تیغه آن طلاکوبی شده و رقم آن «عمل محمّد زمان اصفهانی» بوده است.(1)
محمّد زمان طباطبائی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری که در محرم سال 1123ق تملّک خود را بر نسخه «قاموس» نوشته است. این نسخه به شماره 4571 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
محمّد زمان فرنگیخوان، از ادباء و فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در اصفهان ساکن بوده و به خاطر آشنایی با زبانهای اروپایی به فرنگی خوان معروف بوده است. وی سرانجام به هند رفته و در آنجا ساکن شده است. در کتابخانه گنجبخش نسخهای از «رسائل ملّا طغرای مشهدی» به شماره 2086 موجود است. در این رسائل رقعهای از «ملّا طغرا» به «محمّد زمان فرنگیخوان» در طلب «جامع الالحان» ملّا عبدالقادر مراغهای آمده است.
از تألیفات و آثار او:
ملّا زمان قهپایهای، شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در قهپایه تولّد یافته و در اصفهان نشو نما نموده و علم و ادب آموخته است. مدّتها در محلّه جماله کُلِه معلّمی میکرد و حدود دویست نفر در مکتب او حاضر میشدند. در سرودن شعر طبعی داشته و به تتبّع اشعار خاقانی میپرداخته است. «ناطق» تخلّص میکرد. در اواسط سلطنت شاه عباس ثانی (حدود سال 1070ق) فوت شد. دیوانش شامل قصیده و غزل و رباعی نزدیه به دویست بیت ضمن مجموعه 3294 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.
چو مرغ دل به آن زلف آشیان کرد پریشانی مرا زنجیربان کرد
به آن زلف پریشانی که داری به ما یک روز هم شب میتوان کرد(2)
محمّد زمان نطنزی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در ذیحجه 1019ق کتابت جلد یکم «قواعد الاحکام» علّامه حلّی را در اصفهان به خط نستعلیق به پایان رسانیده است، کتاب به شماره 443 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(3)
محمّد زمان دوم معروف به «آقا زمان» از نقاشان هنرمند دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه است. وی در گل و بته و گل و مرغسازی استاد بوده و در صورتسازی و منظرهپردازی نیز مهارت بسیار داشته است. از او آینههای نفیس و جلدهای روغنی ممتاز و قلمدانهای کمنظیر به یادگار مانده است.(1)
زیاد ارزنانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان، در شهرهای مختلف به سفر پرداخته و در شام تحصیل نموده و اساتید اخذ حدیث نموده است. و در اصفهان از احمد بن مهران بن خالد روایت میکند. او به علم و زهد و ورع و اتّقان در نقل موصوف بوده است.
صاحب عنوان جدّ ابوجعفر محمّد بن عبدالرّحمان بن زیاد ارزنانی اصفهانی از محدّثین است.(2)
کمالالدّین زیاد اصفهانی، از شاعران نیمه دوم قرن ششم هجری و از معاصران خاقانی و جمالالدّین عبدالرّزاق اصفهانی و مجیرالدّین بیلقانی است. عوفی از او به صورت «الامام العالم کمالالدّین زیاد اصفهانی» نام برده و یک قصیده و دو رباعی از او نقل کرده است. مجیر بیلقانی در دیوان خود، قصیدهای در مدح او دارد.(3)
این رباعی از اوست:
دوشم همه شب درد در افزایش بود گریان شدم از هجر تو و جایش بود
وین طرفه که با این همه محنت، شب دوش با نسبت شبها شب آسایش بود
ابو اَمامه زیاد بن سلیمان (یا سلیم) اعجم عبدی، از شعراء دولت بنی اُمیّه، در زبانش لکنتی بود، از این رو وی را «اعجم» گفتند. در اصفهان متولّد گردیده و بزرگ گردید و سپس به خراسان منتقل شده عمر زیادی یافته و در آنجا وفات یافته است.
بیشتر اشعارش در مدح امراء زمان است. از جمله مدیحهای که جهت جناب عبداللّه الجواد فرزند جعفر طیّار سروده است. او در حدود سال 100ق وفات یافته است.(1)
ابوحمزه زیاد بن طلحه اصفهانی [از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم هجری است[ از «اَعمش» و «حمزه زیّات» حدیث نقل کرده و عامر از او روایت میکند.(2)
ابوالعبّاس زیاد بن محمّد بن زیاد بن هیثم خرجانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از «حسن بن محمّد دارکی»، «محمّد بن حمزة بن عماره» و «محمّد بن احمد بن عمرو ابهری» و دیگران روایت نموده و ظاهرا در سال 378ق در اصفهان وفات یافته است.(3)
ابوحمزه زیاد کوفی، از محدّثین عامه است. از کوفه به اصفهان آمده و عامر بن ابراهیم از او حدیث شنیده است. خود ابوحمزه از حمزه زَیّات و مُقاتل بن سلیمان نقل حدیث کرده است.(1)
ابوجعفر زید بن ابیموسی بن زید اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان. حافظ ابونعیم اصفهانی در باب او نوشته است که از محدّثین متقدّم اصفهان بوده و سال فوت او معلوم نیست. «صحّاف» از او روایت میکند.(2)
ابوالحسن زید بن احمد بن بحر اصفهانی، از بزرگان شیعه در قرن چهارم هجری است. او عامل قم بود و برای تعمیر و توسعه مرقد مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم در سال 350ق فعالیّتهایی را انجام داد.(3)
به احتمال زیاد او از بستگان و خویشان ابومسلم محمّد بن بحر اصفهانی متوفی 322ق است که مدّتی حاکم قم بوده است.
ابوجعفر زید بن بُندار بن زید نُخانی فقیه اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن
سوم هجری است. وی از عثمان بن ابیشعبه و دیگران روایت نموده و احمد بن محمّد بن نصر اصفهانی از او استماع حدیث نموده است.
وفاتش در سال 273ق واقع شده است. وی و زن و فرزندش چهل سال روزه گرفتهاند.(1)
«نُخان» قریهای نزدیک «جی» (شهرستان) اصفهان بوده است.
زید بن ثابت بن روح بن محمّد بن عبدالواحد بن عباس رارانی اصفهانی، از محدّثین عامّه در اوایل قرن ششم هجری است.(2)[او در خاندانی اهل علم و حدیث تربیت شده و ظاهرا از پدرش روایت میکند. پدران، عموها، عموزادهها و برادرزادههای او همه از محدّثین اصفهان بودهاند.
«راران» از دهات جِی درشرق اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و از محلّههای اصفهان است].
ابومحمّد زید بن رضا بن زید بن علی جعفری هاشمی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری. در سال 460 و اندی متولّد شده و از «ابوعمرو بن منده»، «ابوالحسن سهل بن عبداللّه غازی»، «ابوالفوارس طراد بن محمّد زینبی» و جز آنان حدیث شنیده است. وی در ماه جمادیالآخر سال 546ق در اصفهان وفات یافته است.
«ابوسعد سمعانی» از او به عنوان «شریف، نسیب، صالح، حسن السیره» یاد کرده است.(3)
قاضی ابوطاهر زید بن عبدالوهاب بن محمّد اردستانی، ادیب و شاعر، از اصحاب اصم حدیث شنیده و عبدالغافر فارسی از او روایت میکند.(1)
ابونصر زید بن عثمان بن محمّد بن عثمان یزدی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری است. از «ابوعثمان سعید عیّار»، «ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی»، «ابوسعد عبدالکریم بن احمد وراق» و جز اینان حدیث شنیده و جهت «ابوسعد سمعانی» اجازه نوشته است.(2)
ابوالحسن زید بن هارون بن محمّد بن محمّد رستمی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری است] در طلب حدیث به خراسان سفر کرده و مدّتی در نیشابور به سر برده است. سپس به بصره رفته و از ابی عمر هاشمی حدیث نقل کرده و [در بغداد از ابی الحسن ابن صلت روایت کرده]. همچنین از علی بن قاسم شاهد روایت کرده است.(3)
شیخ ابوصالح مؤذن از او حدیث شنیده [و مینویسد: او را در کهولت در اصفهان دیدم.(4)]
میر زینالدّین اصفهانی، از نقاشان هنرمند عهد تیموری و شاگرد میر مصور سلطانیهای است.(1)
شیخ زینالدّین بن ابوالعلاء کمرهای فراهانی طغایی، عالم فاضل و جامع معقول و منقلو، از علمای اواخر دوره صفویه است. در اصفهان ساکن بود سال وفاتش به دست نیامد.
او برادر عالم عالیقدر شیخ علینقلی کمرهای شیخالاسلام اصفهان است.(2)
استاد زینالدّین بن استاد احمد اصفهانی، از هنرمندان قرن هفتم هجری است. در هنر مُنَبَّت و چوبتراشی استاد بوده است. از آثار نفیس و ارزنده او محراب چوبی زیبای مسجد جامع ابیانه نطنز که در سال 772ق ساخته شده است، هنوز باقی است.(3)
شیخ زینالدّین نجفی به حاج شیخ محمّد اسماعیل بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی اصفهانی، عالم فاضل و صالح متقی، از علمای معاصر اصفهان، در روز سهشنبه 10 ربیعالثّانی سال 1328ق در کربلا متولّد شد و پس از طی تحصیلات مقدماتی به اصفهان آمده و نزد حاج ملّا فرجاللّه دری و شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی به تحصیل مشغول شد. او عالمی خلیق و مهربان و ساعی و کوشا در مساعدت به
نیازمندان و به دور از خودنمایی و ریا بود.
سرانجام در صبح یکشنبه 15 ذیقعدة الحرام 1407ق پس از یک عمل جرّاحی وفات یافته و در بقعه جدّ اعلای خود شیخ محمّد تقی رازی در تکیه مادرشاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
ادیب فرزانه و شاعر توانا استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در تاریخ وفاتش گوید:
در وفاتش مصرعی «برنا» نوشت «سوی جنت زین دین رفت از جهان»(1)
1407ق
شیخ زینالّدین صغیر بن شیخ علی بن محمّد بن شیخ حسن بن شیخ زینالدّین عاملی (شهید ثانی)، عالم فاضل صالح. در ظهر روز سهشنبه 18 ذیحجه 1078ق متولّد و در حدود 1100ق در جوانی وفات یافت. او را شیخ زینالدّین «صغیر» گویند و عمّ بزرگوارش شیخ زینالدّین محمّد را «اوسط» و شهید ثانی را «کبیر» گویند. فاضل صالح بوده و پدرش در کتاب «الدّرُرَ المنثور» مجملی از شرح حال او را نوشته و گوید: در اصفهان متولّد و هم در این شهر وفات یافته، در مشهد مقدس مدفون گردید.(2)
میر زینالدّین جزی معروف به «شیخ جنتی» و متخلّص به «جنّتی» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری] در کمال درویش و صلاح بوده و اعیان و فضلاء اصفهان
از جمله میرزا رفیع صدرخواهان صحبت او بودند. [در سال 1055ق وفات یافته و در موطن خود قریه «گز» از توابع بلوک بُرخوار اصفهان مدفون شد] دیوان اشعارش بالغ بر بیست هزار بیت بوده امّا مدوّن نشده بود.
از دیگر آثار او: «مثنوی شاپور و شهناز» است.
این رباعی از اوست:
هر چند مناعت همه عصیان و خطاست وین جسم شکسته کشتی موج فناست
ای «جنّتی» از کثرت طوفات گناه منَدیش که ناخدای این بحر خداست(1)
شیخ زینالدّین عاملی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب محقّق و ادیب شاعر، او عمّهزاده سیّد عباس بن علی بن نورالدّین عاملی بوده و تا رجب 1131ق در قید حیات بوده است.(2)
زینالدّین لُنبانی، از شعرای قرن هفتم هجری و از اهالی محلّه «لُنبان» اصفهان است.(3)
زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «آفرین» از شعراء و گویندگان قرن دوازدهم
هجری. چندی ملازم ولی محمّد خان بیگدلی عمّ لطفعلی بیگ آذر بود. در شعر طبعی روان داشت. او در سال 1135ق وفات یافت. اگرچه برخی تذکرهنویسان نوشتهاند که دیوان شعر او در حوادث محاصره و سقوط اصفهان به دست افغانها از میان رفته، امّا شیخ آقابزرگ طهرانی نسخهای از «دیوان آفرین» که در کتابخانه مرحوم نخجوانی در تبریز موجود بوده است و بالغ بر پنج هزار بیت شعر دارد را ذکر میکند.
از اوست:
ز کِشتیم خبری نیست اینقدر دانم که تخته پاره چندی به ساحل افتادست(1)
میرزا زینالعابدین ادیب مجلسی، از خوشنویسان و فضلای اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] است.
از آثار او کتیبهای به خط نستعلیق در قسمت جلوخان مسجد شاه اصفهان [مسجد امام] است که آن را چنین رقم زده است:
«کتبه العبد المذنب الراجی ادیب مجلسی»
به ظنّ نگارنده این سطور، کاتب کتیبه فوق منسوب به خاندان ملّا مقصود علی مجلسی میباشد. شرح حالش در کتب مربوط به خطاطین به نظر نرسیده است.(2)
[میرزا زینالعابدین ادیب مجلسی در اواخر دوره قاجاریه در مسجد مریم بیگم به مکتبداری مشغول بوده و پس از وفات در تکیه سیّد ابوالقاسم خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)]
1) تذکره آتشکده: نیمه دوم، ص483؛ سفینة المحمود، ص145؛ تذکره روز روشن، ص11؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص165؛ ریحانة الادب، ج1، ص50؛ الذریعه، ج9، ص10؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «آفرین»، ص139؛ دائرة المعارف المسمی بمقتبس الاثر، ج2، ص213.
2) زندگینامه علّامه مجلسی، ج17 ص270.
3) هفتهنامه نوید اصفهان، شماره 508، چهارشنبه 13 خرداد 1377، ص5.
زینالعابدین بن محمّد باقر ابهری [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در تاریخ شنبه 28 ذیقعده 1075ق از کتابت نسخهای از «اصول کافی» به خط نسخ فراغت یافته است. کتاب به شماره 1695 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
[ابهر از دهات بلوک جی اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و از محلات اصفهان است.]
سیّد زینالعابدین بیدآبادی بن حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی، عالم فاضل و صالح متقی.
علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی درباره او مینویسد: «از اهل فضل و براعت و علم و کمال و شهرت و وجاهت و اعتبار بوده» است.
او در اصفهان تحصیل کرده و در شمار علمای معتبر اصفهان درآمد. در شورش مردم اصفهان در سال 1265ق که مردم بیپناه بدو پناه بردند، از دستگاه حکومت ظلمها کشیده و ستمها دیده است. وی قبل از سال 1290ق وفات یافته و در مقبره پدر بزرگوار خود در مسجد سیّد اصفهان مدفون گردید.(2)
ملّا زینالعابدین اشرف الکتاب بن محمّد تقی اصفهانی، یکی از بزرگترین خوشنویسان قرن سیزدهم هجری.
[او در سال 1187ق در اصفهان متولّد شده(1)] و نزد آقا محمود اصفهانی و [عبدالغفار اصفهانی(2)] مشق خط کرده و در انواع خطوط خصوصا ثلث و نسخ به مقامی عالی رسیده و در بین خوشنویسان عهد خویش ممتاز گشته است.
اعتمادالسلطنه در مقام بلند او مینویسد:
«آقا زینالعابدین خطاط، از مفاخر عظیمه این دولت است که در قلم نسخ کرامت اظهار میفرمود.»(3)
به پیش خط خوش نغز اشرف الکتاب ز خط سبزنکویان همه دهان بستند(4)
[جمعی از خوشنویسان زبده در اصفهان نزد او مشق خط کردهاند از جمله: میرزا محمّد علی سلطان الکتاب، میرزا محمّد علی مطلق، میرزا علی تنباکوفروش، سیّد محمّد بقاء اصفهانی، میرزا علیرضا پرتو، میرزا محمّد علی قاری و دیگران.(5)
اشرف الکُتّاب در پیری نیز بدون عینک و در کمال پختگی و استادی خط مینوشت. بسیاری از قرآنها و ادعیه را به سفارش ناصرالدّین شاه و رجال و اعیان قاجاریه کتابت کرد و بدین خاطر از سوی ناصرالدّین شاه به «اشرف الکُتّاب» و «سلطانی» لقب گرفت.(6)]
تاریخ وفات او را «اعتماد السلطنه» و به تبعیّت از ازاو سایر زندگینامهنویسان 9 شعبان 1296ق نوشتهاند.(7)[ولی صحیحتر آن است که در همان روز ماه ولی در
1) تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
2) فهرست خوشنویسان اصفهان: خطی.
3) چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج1، ص286.
4) تذکره خوشنویسان معاصر، ص65.
5) تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص78.
6) احوال و آثار خوشنویسان، ج4، صص 1071 و 1072.
7) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص292؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص213؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص226؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص107؛ کارنامه بزرگان ایران، ص347؛ فرهنگ معیّن ج5، ص182؛ مرقع (استاد قدسی)، ص21.
1295ق او از دنیا رفته است. مدفن او در تکیه آقا حسین خوانساری واقع در تخت فولاد اصفهان است. سنگ مزار او سالیان دراز در زیر انبوهی از خاک از دیدهها پنهان بود. نگارنده (غلامرضا نصرالهی) در تابستان 1378 موفق به شناسایی قبر او شد.]
قرآنها، ادعیه و قطعات فراوانی از او اغلب با خطوط نسخ و رقاع ممتاز در کتابخانههای مختلف ایران و خارج موجود است. از نمونه خطوط زیبای او خطوط سنگ لوح مرمرین قبر میرزا ابوالحسن سلطان الاطباء (متوفی به سال 1269ق) به خط ثلث عالی در تخت فولاد اصفهان است.(1)
سیّد زینالعابدین بن محمّد تقی حسینی اصفهانی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] که در محرم 1132ق نسخهای از «استبصار» شیخ صدوق را با نسخه علّامه مجلسی و نسخه ملّا محمّد تقی مجلسی مقابله کرده و حواشی آنها را نقل نموده است. نسخه به شماره 7049 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی وجود دارد. او در آخر نسخه تصریح کرده که نزد علّامه مجلسی تحصیل کرده و از او چنین یاد کرده است:
«شیخنا و مقتدانا و استادنا و من به استنادنا...»(2)
حاج زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «عابد» [فرزند محمّد جعفر]، شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری.
در مشهد مقدس به تجارت مشغول بود. عاقبت در سال 1229ق وفات یافت. شعر را نیکو میسرود و در سرودن قصیده و غزل و مثنوی مهارت داشت.
او در سال 1224ق «جلاء العیون» تألیف: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را به بحر
متقارب به نظم کشیده و آن را «چهارده گنج مثنوی» یا «مثنوی روضة المؤمنین» نام نهاده است، که در کتابخانه حاج محمّد نخجوانی در تبریز موجود بوده است. از اوست:
رایحه خلق او نفحه عنبر ببرد چاشنی نطق او رونق شکر شکست
باد به هر سو که برد خاک سر کوی او مجمره عود سوخت، طبله عنبر شکست
صاعقه میغ او، شعله در اخگر نشاند شعشعه تیغ او، لمعه در اختر شکست
کلک تو از یک کنار بر ورق روزگار نامه بهزاد شست، خامه آذر شکست(1)
میرزا زینالعابدین بن ابوالقاسم جعفر بن آقا سیّد حسین موسوی اصفهانی خوانساری، از علماء اتقیاء و مجتهدین بزرگ اصفهان.
وی در 8 ذیقعده 1190ق در خوانسار متولّد شد و به اصفهان مراجعت کرده و در محلّه چهارسوق شیرازیها ساکن شده و به تحصیل مشغول شد. اساتید او در خوانسار پسرعمویش سیّد ابوالقاسم بن سیّد حسن خوانساری و پدر دانشمند خود و سیّد محمّد مهدی خوانساری (صاحب رساله ابوبصیر) بودهاند. او پس از آن به نجف اشرف مهاجرت کرده و ادامه تحصیل داد. آنگاه به اصفهان آمده و از درس حاج محمّد ابراهیم کلباسی، ملّا علی اکبر اژهای و ملّا علی نوری بهره برده و از جمعی از علماء از جمله میر محمّد حسین امام جمعه، حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام، آقا سیّد محمّد قصیر رضوی مشهدی، سیّد صدرالدّین محمّد عاملی، شیخ حسین بحرانی و حاج محمّد ابراهیم کلباسی موفق به اخذ اجازه گردید.
او عالمی دانشمند و زاهد و متّقی و مورد احترام علماء و مردم بوده و به قداست و عبادت شهرت داشته و اهل تهجّد و تزکیه و تهذیب بوده است و در مسجدی از محلّه
1) تذکره دلگشا، صص 427 و 428؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج2، صص 1139 و 1140؛ الذریعه، ج5، ص312؛ تذکره اختر، ص141؛ تذکره سفینة المحمود، ج2، ص407؛ تذکره نگارستان دارا، ص232؛ مکارم الآثار، ج3، ص869؛ ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ج2، ص852.
چهارسوق شیرازیها (در فلکه چهارسوق کنونی) اقامه جماعت مینموده است.
جمعی از علماء و مجتهدین از او اجازه گرفتهاند که از آن جملهاند:
دو فرزند بزرگوارش میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات)، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و نیز مجتهد عالیقدر میر سیّد حسن مدرس (میر محمّد صادقی).
وی سرانجام در 1275ق وفات یافته و در بقعه تکیه مادرشاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. خط ثلث زیبای سنگ لوح مرمرین مزار او به خط خوشنویس توانا میر محمّد حسین حسینی قائنی است.
وی را تألیفات عدیده است که از آن جمله است:
علاوه بر اینها تعلیقات و حواشی زیادی بر کتابها نوشته است. در شعر صاحب طبع عالی بوده و خطب و اشعار او که مُشَعَّر بر مقام شامخش در ادبیّت و عربیّت است موجود است. از جمله این شعر از اوست:
لب لعل شکر باری که از یارم درخشان است شرف دارد بر آن لعلی که در کوه بدخشان است
نیستان شکرها را به هندستان سمرقند است به از آنها لب شیرین ترکان سمرقند است
میرزا زینالعابدین خطوط ثلث و نسخ را بسیار زیبا مینوشته و از جمله در سالهای جوانی در سال 1217ق نسخهای از قرآن کریم را کتابت کرده و در حاشیه آن مطالب
تفسیری نوشته است.(1)
آقا سیّد زینالعابدین رضوی خوانساری بن سیّد محمّد حسن بن محمّد بن میر علی اکبر نقوی، عالم فاضل زاهد.
در حدود سال 1225ق متولّد شده و در اصفهان خدمت جمعی از اعاظم علماء همچون میر سیّد حسن مدرس، ملّا حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد محمّد شهشهانی و احتمالاً حاج شیخ محمّد باقر نجفی تلمّذ نموده و به آقایان مسجد شاه [علمای خاندان نجفی اصفهان] اختصاص یافته است. در محله مسجد حکیم سکونت داشته و در مسجد علی اکبر امامت مینموده است.
وی از جمله کسانی است که به شرف ملاقات حضرت ولیعصر (عجلاللّه تعالی فرجه الشّریف) نایل گردیده و از او کرامات و استجابت دعوات منقول است.
او در 13 ربیع المولود 1307ق وفات یافته و نزدیک تکیه لسان الارض در تخت فولاد مدفون گردید.
تألیفاتی دارد که از آن جمله است:
1) مناهج المعارف (مقدمه)، صص 220-225؛ زندگانی آیتاللّه چهارسوقی، صص 97-100؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2084-2090؛ دو گفتار، ص104؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 112-116؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 128 و 129؛ الکرام البرره، ص590؛ ریحانة الادب، ج2، ص190؛ دانشمندان خوانسار، صص 367-375؛ فرزانگان خوانسار، صص 83-85؛ الذریعه، ج1، ص280 و ج13، ص300 و ج11، ص141؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص49؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 339 و 340؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65؛ بیان المفاخر، ج1، صص 322 و 323.
2) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص660؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 371 و 377؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص138؛ الذریعه، ج7، ص12؛ فهرست مرعشی، ج7، ص171.
حاج زینالعابدین بن آقا حسن قناد، عارف سالک، از عرفای قرن سیزدهم هجری. بر روی سنگ مزار او یان القاب مشاهده میشود: «النّاشر الشّریعه النّبویّه و سالک المسالک المرتضویّه».
وی در ماه جمادی الاولی سال 1231ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد مدفون شد.(1)
آقا سیّد زینالعابدین مطهری (معروف به «افتخار الواعظین» فرزند سیّد محمّد حسن سلطان الواعظین کاشانی (سیّد حسن کاشی)، عالم فاضل، واعظ کامل از شاگردان شیخ محمّد تقی آقانجفی. مؤلّف کتاب «دفینة الدّرر» درباره امامزادههای اصفهان. متوفی در 3 رمضان المبارک 1360ق به سن متجاوز از 85 سالگی مدفون جنب قبر پدر خود در یکی از اطاقهای تکیه میرزا ابوالمعالی واقع در تخت فولاد اصفهان.(2)
زینالعابدین شکوه فرزند میرزا حسین خان، از شعراء و نویسندگان معاصر، از دودمان میرزاهای سرجوبشاهی اصفهان. در سال 1309ش در اصفهان متولّد شد. در منزل او را «حسن» میگفتند. پدرش نایب الحکومه بود و سپس در فلاورجان بخشدار شد. عمویش از کارمندان خوشنام و باسابقه استانداری اصفهان بود.
پس از طی تحصیل در مقطع ابتدائی، تا سیکل اوّل را در دبیرستان فرهنگ و تا دیپلم را در دبیرستان ادب طی نمود. در این سالها که مقارن با جنبش ملّی شدن نفت بود به سازمان دانشآموزان طرفدار ملّی شده نفت پیوست. او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و وارد دانشگاه تهران شد. در این سالها او عضو حزب زحمتکشان بود و پس از انشعاب خلیل ملکی و همفکرانش، او نیز به حزب نیروی سوم پیوست. پس از کودتای 28 مرداد 1332ش به علّت مبارزات سیاسی، از ادامه تحصیل او جلوگیری شد. او به ناچار در آموزشگاه برادرش محمود شکوه به تدریس پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، او به تحصیل ادامه داد و عاقبت فوق لیسانس گرفت. او عمر را بدون همسر و در تجرّد به سر برد و در اواخر عمر در کرج ساکن شد. تا اینکه بر اثر حمله سارقان به او در پارک به شدّت مجروح شده و چند روز بعد در سهشنبه 21 آبان 1381ش (7 رمضان 1423ق) در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمود و جسدش در قبرستان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
شکوه مردی نیک رفتار، دیندار، میهن دوست و طالب ترقّی مسلمین بود (و بسیاری از اشعارش درباره انقلاب اسلامی است و اشعاری در رثای فوت دکتر مصدق و شهادت استاد شهید مطهری و مدح امام خمینی (ره) و توصیف انقلاب اسلامی سروده است.)
اشعار و مقالات سیاسی او در چهار جزوه به نامهای1. «بهار دوم»2. «حسینیّه»3. «سرود استقلال» و4. «سه قصیده» به چاپ رسیده است.
استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در رثاء و مادّه تاریخ فوت او این شعر را سروده است:
شکوه اصیل مبارز که با بیان و قلم پی عقاید خود بود راسخ و نستوه
علیه مستبدّ و تودهای بسی کوشید به طور منفرد و در صفوف و بین گروه
دریغ و درد که دوران چه بر سرش آورد کسی که جان و دلش بود از صفا انبوه
دچار کیفرُبا گشت و سارق شهری هزار مرتبه بدتر ز رهزن کوه
ز حمله با موتور و ضربه و شکست عِظام شد از جهان ز پس هفتهای قرین ستوه
به دست سارق جانی اجل سپرد او را که تا کند دل «برنا» غمین و پراندوه
نوشت از پی تاریخ رحلتش: «گردید شهید زجر و جفا زینالعابدین شکوه»
1423=238+1185
این شعر از اوست:
تا به راه عشق جانان، ترک جان و سر گرفتم محو در او لذّتی بیرون ز حدّ و مَر گرفتم
زنده میماندم که سازم زنده جاوید حق را ور نه جان را در رهش از هرچه کم، کمتر گرفتم
بوالعجب کاری به گیتی کردم و از کَرّ و فَرَّش پرچم آزادگی بر دوش تا محشر گرفتم
لکّه ننگ و سیاهی شُستم و نسل بشر را از تباهی وا رهاندم، زندگی از سر گرفتم
راه جمعی رهزن دنیا و دین و عقل و ایمان با تنی معدود از مردان جنگاور گرفتم
در جهاد اکبر آوردم جوان و پیر و هر کودک ترک ظاهر از برادر و اصغر و اکبر گرفتم
انقلاب افکندم اندر خلق عالم تا ز عشقت بینوا را زیر خون چون قُلزُم احمر گرفتم
نخل آزادی به خون خویش کردم آبیاری جای در قلب همه عالم به بحر و بر گرفتم
شور در سر باید و شوقی به دل، ملک سخن را گر گرفتم ای «شکوها» با همین لشگر گرفتم(1)
میر زینالعابدین بن میر محمّد حسین کرمانی، از علمای قرن یازدهم هجری. او در روستای «رامشه» (رامشن) جرقویه ساکن بوده و تحصیلات دینی خود را در نجف انجام داده است.
سرانجام در سال 1038ق در رامشه وفات یافته و در امامزاده آنجا مدفون شده است. ماده تاریخ وفاتش این مصرع است:
«بزودی رفت پیش جدّ و آباء»(2)
زینالعابدین بن رجب اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از «اصول کافی» تألیف: شیخ کلینی را در 28 محرم 1087ق کتابت نموده است. این نسخه در کتابخانه امام جمعه زنجان موجود است.(3)
زینالعابدین بن محممّد رفیع اصفهانی، از کاتبان قرن دوازدهم هجری است. در یزد ساکن بود و در نوشتن خط نسخ مهارت داشت. او مجموعهای شامل «حاشیه مدارک الاحکام» تألیف: میرزا ابراهیم خلیفه سلطانی و «مقدّمة الواجب» تألیف: محمّد باقر سبزواری را به خواست شیخ عبدالنّبی شیرازی در یزد، در نیمه ربیعالثّانی 1175ق کتابت نموده است. این مجموعه در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(1)
ملّا زینالعابدین بن سعید خوانساری، از علمای اخیار و فضلای ابرار بوده، در ذیقعده سال 1288ق وفات یافته جنب فاضلان در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.(2)
زینالعابدین بن محمّد صادق طالخانچهای اصفهانی [از کاتبان نسخنویس قرن سیزدهم هجری و از اهالی روستای «طالخونچه» سمیرم] در عصر پنجشنبه 19 جمادیالثّانی 1231ق کتابت «منیة اللّبیب» تألیف: عمیدالدّین عبدالمطلب حسینی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 7401 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)
میر سیّد زینالعابدین بن میر محمّد صالح بن میر عبدالواسع خاتونآبادی، عالم فاضل [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] و از علماء سلسله خاتونآبادی، در اصفهان به تحصیل
پرداخته و به افتخار مصاهرت علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی نائل آمده است.
سال وفاتش به دست نیامد.(1)
زینالعابدین بن طیّب بن سیّد قاسم رشتی [از ادباء و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری] در روز چهارشنبه جمادی الثانیة 1255ق از کتابت «مثنوی معنوی» به خط نستعلیق در اصفهان فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 4104 کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
میرزا زینالعابدین نعمتاللهی ملقب به «نعمت علی» فرزند آقا میرزا عباس بن میر محمّد هادی پاقلعهای بن حاج میرزا محمّد حسینی خاتونآبادی اصفهانی، عارف سالک [از مشایخ صوفیه نعمتاللهی اصفهان در عصر حاضر] در اصفهان متولّد شده و پس از طی مراحل سیر و سلوک شیخِ فقرای نعمتاللهی اصفهان شد و سرانجام در روز شنبه 4 جمادی الثّانی 1401ق وفات یافته و در تکیه آقاباشی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(3)
[استاد منوچهر قدسی ضمن قطعهای در مرثیه او مادّه تاریخ وفاتش را چنین یافته است:
از پی سال وفاتش خامه «قدسی» نوشت: «شاد بادا جان زینالعابدین در وصل دوست»(4)]
مولی زینالعابدین بن عبدالحسین خاتونآبادی [از فضلاء و دانایان علم قرائت و تجوید] مؤلّف «تجوید القرآن» به فارسی در تجوید، برحسب قرائت عاصم، نسخه آن در کتابخانه آقا سیّد شهابالدّین مرعشی در قم موجود است و در آنجا گوید شاید عبدالحسین بن زینالعابدین باشد.(1)
میرزا زینالعابدین نصیری طوسی اصفهانی متخلّص به «منشی» فرزند میرزا عبدالحسین منشی الممالک. از ادباء و فضلای قرن یازدهم هجری.
در اصفهان متولّد شده و تحصیل کرده و پس از فوت پدر منصب منشیالممالک را در زمان سلطنت شاه عباس ثانی برعهده گرفت. سال فوت او معلوم نیست امّا تا حدود سال 1065ق زنده بوده است. گاهی شعر میسرود.
از اوست:
گه چرخ مرا ز عیش مستی افزود گاهی ز خمار تنگدستی افزود
روشن دل را سپهر چون فوّاره چندان که بلند میکرد پستی افزود(2)
ملّا زینالعابدین بن ملّا عبداللّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل، محدّث فقیه و زاهد عابد [از علمای اصفهان در قرن یازدهم هجری].
در اصفهان نزد جمعی از فحول علماء خصوصا عمّ بزرگوار علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی تلمّذ کرده است. او کتاب «استبصار» را نزد علّامه خوانده و علّامه مجلسی در آخر نسخه انهائی برای او نوشته و از او با این القاب یاد کرده است:
«المولی الفاضل الصّالح المتوقّد الذّکی قرة عینی مولانا زینالعابدین»
این نسخه (کتاب «استبصار») به شماره 4484 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در طهران موجود است.
[سال وفاتش به دست نیامد. امّا تا سال 1097ق در قید حیات بوده است.] مدفن او خارج بقعه علّامه مجلسی، جنب مسجد جامع اصفهان است.(1)
زینالعابدین بن عبدالمطلب موسوی اصفهانی از کاتبان نسخنویس قرن سیزدهم هجری. وی به «سیّد میرزا» معروف بوده و در سال 1225ق کتاب «مصابیح القلوب» تألیف میر محمّد حسین خاتونآبادی به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 9826 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
میر زینالعابدین میر محمّد صادقی بن میر سیّد علی بن میر محمّد باقر حسینی اصفهانی، عالم فاضل متقی [از علماء و فقهاء اصفهان در قرن سیزدهم هجری].
وی برادر علّامه میر سیّد حسن مدرس بوده و به اتّفاق او به نجف اشرف رفته و در خدمت اساتید آنجا تحصیل نموده، به اصفهان مراجعت کرد و به دستور برادر بزرگوار
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 35 و 333؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص128؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص658؛ مزارات اصفهان، ص37؛ اجازات الحدیث، ص47؛ تلامذة العلّامة المجلسی، صص 26 و 27؛ الکواکب المنتشره، ص303؛ فهرست مجلس، ج12، ص382؛ فیض قدسی، صص 206 و 207؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 340 و 544.
2) فهرست الفبایی رضوی، صص 522 و 751.
خود و خواهش مردم، به بلوک کرون رفته و به نشر احکام و تبلیغ و ترویج پرداخته، در حدود سال 1300ق در آنجا وفات یافته و مدفون گردید.(1)
زینالعابدین بن علی ریزی لنجانی، از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «زاد المعاد» را در رجب 1260 به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 57 در کتابخانه مدرسه صدر خواجو در اصفهان موجود است.(2)
آقا میرزا زینالعابدین شهشهانی بن میرزا محمّد علی بن میرزا مرتضی به میرزا عبدالمطلب بن حاج محمّد رحیم شیخالاسلام بن شیخ محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقق سبزواری، عالم فاضل ادیب از دانایان علوم قرآنی و تجوید [در اواخر دوره قاجاریه].
در حدود سال 1245ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی کثیر از فحول دانشمندان همچون: میرزا عبدالعلی هرندی، میرزا محمّد مهدی نایب الصّدر، میرزا محمّد علی حسینی، میرزا محمّد اسماعیل طباطبائی زوّارهای در علام تجوید و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی و دیگران تحصیل نموده و نزد مرحوم بیدآبادی معزّر و محترم و مقبول القول بوده است. وی به تدریس قرائت و تجوید میپرداخته و در مسجد صفا در محلّه شهشهان اقامه جماعت مینموده است.
سرانجام در سال 1318ق وفات یافته و در مقبره سهتنان جنب مسجد آقانور اصفهان مدفون شد.(3)
1) ارشاد المسلمین، (خطی)، ص43؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص659.
2) فهرست صدر خواجو، ص50.
3) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 187 و 188؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 436 و 437؛ بیان المفاخر، ج2، صص261 و 262؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، صص 179 و 180؛ مزارات اصفهان، صص 262 و 263؛ تراجم الرجال، ج1، ص226.
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «اعتصام المرید فی توضیح معضلات کلام اللّه المجید»، که در 3 ذیحجه 1285ق تألیف شده و در کتابخانه توفیق وهبی در بغداد موجود بوده است.(1)] 2. «اعراب ستّ سور و تفسیرآن» شامل سورههای بنی اسرائیل، یس، الرّحمن، آیه نور، جمعه، مُلک، دهر و خاتمه در فضیلت قرآن میباشد. تاریخ ختم تألیف 1265ق است. نسخه در کتابخانه علّامه مفضال حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است.(2)3. «تذکرة القرّاء» به عربی، در یک مقدّمه و 14 باب که تألیف آن در سال 1267ق به پایان رسیده است و به شماره 1540 در کتابخانه مرعشی موجود است.(3)4. «ثمرة الفؤاد فی حظّ الاحبّة و الاولاد»، در فقه، به عربی در قواعد ارث به صورت مشجّر در یک مقدمه و پنج باب و خاتمه میباشد.(4)5. «درّة الدّارین فی رضاع النّجدین» در فقه، به عربی، در قواعد رضاع، در چند فصل و خاتمه به صورت مشجّر میباشد. تاریخ ختم تألیف سال 1312ق است.(5)6. «شجرة التّجوید» ترجمه «شجره طیبه» به فارسی، مطبوع 7. «غنیمة القبور فی عمل الشّهور» در 12 باب، به فارسی که نسخهای از آن به شماره 2440 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم و نسخه دیگر به شماره 2771 در همان کتابخانه موجود است.(6)] 8. «الفوائد التّجویدیه فی بیان القراءة القرآنیة»9. «قواعد در طرز ادای آیات قرآن»(7)10. «کنوز الاعلام و رموز الاحکام» در فقه، به فارسی که در 14 رمضان المبارک 1313ق از تألیف آن فراغت یافته است.(8)11. «کنوز الطّاعات فی رموز الواجبات»، فقه به فارسی 12. «لمحة الالبان فی رضاع الصبیان» در
فقه فارسی که نسخهای از آن به شماره 1627 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)1(2)«شجرة الطیبة» به فارسی در تجوید [که در محرم 1283ق آنرا نوشته و کاتبی گمنام به خط زیبای نسخ در 18 رمضان 1309ق کتابت نموده و به شماره 7977 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است. نسخهای دیگر نیز که ظاهرا نسخه اصل وبه خط مؤلف است به شماره 2/8920 در همان کتابخانه وجود دارد.(3)] 1(4)«التشجیرات» [به عربی که در جمعه 27 جمادیالاوّل 1267ق تألیف آن را آغاز کرده و در 12 باب و یک خاتمه در جمادیالآخر آن سال به پایان رسانده است. دو نسخه از این کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. نسخهای به شماره 2/1540 که در ربیعالاوّل 1258ق کتابت شده و نسخه شماره 1/8920 که از برگ اوّل تا باب هفتم افتادگی دارد و در محرم 1283ق کتابت شده است.(5)]
زینالعابدین بن محمّد علی تبریزی، از فضلاء قرن سیزدهم است. در اصفهان ساکن بوده و احتمالاً کتاب «زینة الصالحین» (در آداب دعا و شرایط آن و اذکار و فضیلت آن و اسرار طهارات و غیره) از تألیفات اوست. تاریخ نسخه 1263ق است ولی معلوم نیست که سال تألیف است و یا کتابت نسخه. زینالعابدین تبریزی این نسخه را تصحیح نموده و مطالبی را بر آن افزوده است.(6)
زینالعابدی رمّال فرزند محمّد قاسم اصفهانی، از مردان قرن دهم هجری است در
عمل به رمل و اسطرلاب استاد بوده و تألیفاتی در این موضوعات دارد. ظاهرا اوایل قرن یازدهم هجری را هم درک کرده است. این کتابها از اوست:
زینالعابدین بن قربانعلی قهفرخی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری و از اهالی «قهفرخ» از توابع چهارمحال] کتابهای «کبری» و «بهجة الطالبین» را در شنبه 17 رجب 1273ق به خط نسخ به پایان رسانیده است. این دو نسخه به شماره 7298 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(4)
سیّد زینالعابدین مختاری نایینی بن سیّد محمّد بن سیّد روحالامین حسینی مختاری عبیدلی سبزواری، عالم فاضل، از علماء قرن دوازدهم هجری، ساکن اصفهان.
وی تا سال 1122ق زنده بوده و در این سال تملک خود را بر کتاب «لوامع النّجوم»
1) فهرست مجلس، ج36، ص173؛ فهرست سناج، ج2، ص75؛ فهرست ملی، ج1، ص321؛ فهرست مرعشی، ج21، صص 332-334 و ج22، ص253.
2) فهرست مجلس، ج21، ص163.
3) فهرست مجلس، ج21، صص 163-165 و ج36، صص 94 و 202؛ فهرست الفبایی رضوی، ص471؛ فهرست ملّی، ج5، ص579؛ فهرست دائرة المعارف، ج1، ص326؛ فهرست مرعشی، ج14، ص218.
4) فهرست مرعشی، ج19، ص89.
نگاشته است.(1)
زینالعابدین بن حاج محمّد رارانی اصفهانی [از کاتبان فاضل قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و خط نسخ را خوش مینوشته است. اصل او از قریه «راران» جِی اصفهان است که اکنون به شهر پیوسته و در شمار محلّههای اصفهان محسوب است.(2)] ظاهرا او از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است.(3)
[این کتابها به خط او در کتابخانهها موجود است]:
1.. «لوامع صاحبقرانی» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی، تاریخ کتابت 23 ربیعالثّانی 1066ق موجود به شماره 2986 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران.(4)2. «من لا یحضره الفقیه» تألیف: شیخ صدوق، تاریخ کتابت: یکشنبه 22 جمادیالثّانیه 1077ق، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران.(5)علّامه مجلسی گواهی کرده که این نسخه از روی نسخه درستی که من نزد پدرم خواندم نوشته شده است. [3. «الامالی» تألیف: شیخ صدوق، تاریخ کتابت: شب شنبه 24 شعبان 1063ق، موجود در کتابخانه علّامه مفضال حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان(6)]
میرزا زینالعابدین بن رفیعالدّین محمّد صدر شهرستانی، شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری] او نوه دختری شاه عباس اوّل بوده و در کودکی به دستور شاه صفی کور شد. با این حال به تحصیل علم و ادب پرداخته و شعر نیز میسرود و در اصفهان
روزگار میگذراند.
از اوست:
الهی نوگل ما را بهار بیخزان باشد تبسّم در لبش چون میبه ساغر کامران باشد(1)
میرزا زینالعابدین بن سیّد محمّد طباطبائی خوراسکانی، عالم فاضل، در قرن سیزدهم هجری میزیسته و پس از وفات در تکیه فاضلان واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. وی نسخهای از «شرح لمعه» را کتابت نموده که نزد احفاد او موجود بوده است.(2)
زینالعابدین بن نجمالدّین انصاری [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. وی مؤلف کتابی است در «ارث» به فارسی و آن شرح کتاب «ارث» شرایع است. تاریخ فراغت از تألیف: شنبه 23 ذیحجه 1124ق [بوده و] در آنجا از علّامه مجلسی با عبارت: «خاتم المجتهدین استادنا و مولانا محمّد باقر المجلسی» تعبیر میکند. نسخه آن به نظر علّامه [شیخ آقابزرگ] طهرانی رسیده است.(3)
میرزا زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «بیخود»، شاعر ادیب [از شعرای قرن
سیزدهم هجری] از نجباء و بزرگزادگان اصفهان بوده و در آنجا مُحصِّص بوده است. در شعر طبعی روان داشته است.
از اوست:
خوشا کز مرگ من سازند آگاه آن جفاجو را به این تقریب گردانند خرّم خاطر او را(1)
سیّد زینالعابدین خاتونآبادی، عالم فاضل جلیل از علمای قرن چهاردهم در اصفهان. متوفی 28 ذیالحجّه سال 1378ق. مدفون در قبرستان شمال تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد.(2)
زینالعابدین خادم شریف اصفهانی [از نیکوکاران قرن دوازدهم هجری] در ماه رجب 116ق تعدادی کتاب قرآن را وقف بر آستانه رضویّه نموده است.(3)
میرزا زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «خاموش» شاعر ادیب [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].
در سال 1285ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته و از اعضاء قدیمی انجمن شیدا و جزو مؤسّسین اولیّه آن بوده است. غزل به سبک قدما، را خوب
میگفت. او در 20 ذیحجه 1352ق وفات یافت.
از اوست:
به امیدی دم تیرش دل ما گشت سپر که سرکشته ما پای نهد قاتل ما
تیر نازی نزدی از مژه بر سینه او هرچه برزد به سر کوی تو مرغ دل ما(1)
زینالعابدین اصفهانی، [از خطاطان هنرمند قرن سیزدهم هجری] خط نسخ را خوش مینوشته و به خوشنویسی معروف بوده است. فرزندش شیخ عبدالجلیل و نوهاش میرزا علیخان اعلم الممالک از اطبّاء معروف ساکن طهران بودهاند.(2)
زینالعابدین در سال 1270ق کتاب «الفیة الفنون» را به خط زیبای خود کتابت کرده و چاپ سنگی شده است.(3)
آقا زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «دلّال» فرزند آقا میرزا از شعرای قرن سیزدهم هجری.
در سال 1233ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته است. در سرودن شعر طبع متوسطّی داشته و دیوان اشعاری به نام «گنج المحب» دارد که در سال 1306ق آن را تحریر کرده و حدود پانزده هزار بیت است. این کتاب به شماره 339 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم وجود دارد.(4)
زینالعابدین ریزی لنجانی اصفهانی [از کاتبان] در قرن یازدهم میزیسته و در دوشنبه 26 ربیعالاوّل 1061ق از کتابت نسخهای از «مدارک الاحکام» فراغت حاصل نموده است و نسخهای از آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(1)
زینالعابدین ساوجبلاغی اصفهانی [خطاط نسخنویس قرن یازدهم هجری ساکن اصفهان] در 7 ربیعالثّانی سال 1099ق از نوشتن «صحیفه سجادیه» فراغت حاصل نموده است. تعلیقات کتاب اکثرا از علّامه مجلسی است.(2)
سیّد زینالعابدین طباطبائی ابرقوئی، عالم زاهد، فاضل متّقی و محدّث خبیر، ادیب شاعر [در ابرقو متولد شد و پس از فوت پدر و مادر جهت تحصیل به اصفهان آمده و در مدارس عربان، جدّه و صدر به تحصیل پرداخت] و نزد بسیاری از بزرگان اهل علم و عرفان از جمله آخوند ملّا محمّد کاشانی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّد باقر درچهای، آقا شیخ محمد رضا نجفی، حاج میرزا عبدالحسین نجفی، حاج [میرزا محمّد صادق خاتونآبادی، سیّد محمّد مدرس نجفآبادی و حاج آقا رحیم ارباب] کسب فیض نمود و از برخی از آنان مفتخر به اخذ اجازه روایت و اجتهاد گردید. او سالها خدمت عارف مشهور حاج محمّد جواد بیدآبادی معروف به سرجوئی شرفیاب شده و دست ارادت به او داده و از انفاس قدسی آن پیر روشن ضمیر بهرهمند شده و به مقام انسانیّت رسید.
او مردی خلیق و مهربان بود و از جمله کسانی بود که عملاً درس دین و اخلاق به مردم میآموخت و مستحبّی از مستحبّات را ترک نمیکرد و مکروهات را عملاً جزو محرمات دانست قول و فعلش مطابق اوامر خداوند و همیشه به ذکر حضرت حقّ مشغول بود. الحق فرشتهای بود در لباس آدمی.
او در 8 صفر سال 1372ق در منزل مسکونی خود جنب امامزاده باقر در محلّه خواجو وفات یافته و در تخت فولاد [در جنوب غربی تکیه ملک و مجاور تکیه شهداء] اصفهان مدفون گردید.
کتب و رسایل عدیدهای نوشته بود که از آن جمله است:
مرحوم ابرقوئی بنا به اقتضای حال گاهی شعر میسروده و در آنها «عابد» یا «عابدین» تخلّص مینموده است.]
این شعر از اوست:
جز صبر از هجوم بلا نیست چارهای غیر از رضا به سرّ قضا نیست چارهای
خواهی اگر نجات ز امواج حادثات جز التجا به آن عبا نیست چارهای(1)
زینالعابدین طبیب اصفهانی، از اطبّاء و شعراء اصفهان در قرن سیزدهم هجری. در
1) ولایة المتقین، مقدمه؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص 80 و 81؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 658 و 659؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 319 و 320؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص163.
اصفهان به طبابت مشغول بوده و احمد بیگ اختر از دوستان صمیمی اوست که او را در حُسن اخلاق بینظیر دانسته و او را مردی وارسته و در کمال استغنا وصف میکند. غزل را نیکو میسروده و «طبیب» تخلّص میکرده است.
از اوست:
میتوان یافت ز سوز سخنم کآتش عشق بتان سوخت تنم(1)
میرزا زینالعابدین طبیب اصفهانی، از اطبّاء حاذق قرن سیزدهم هجری است. در کرمانشاه ساکن بود.
آقا احمد کرمانشاهی در کتاب «مرآة الاحوال» در ذکر مشاهیر کرمانشاه مینویسد:
«عالی جناب مقدس القاب سلالة الاطیاب جالینوس الزّمان میرزا زینالعابدین طبیب اصفهانی. وی در لوای برتری از اکثر اطبّاء بلندمرتبه برافراشته است و صبیه مرضیهاش در حباله نور چشمی آقا محمّد اسماعیل است».(2)
میرزا زینالعابدین اصفهانی متخلّص به «نشاط» [از شعرای قرن دوازدهم هجری].
[در اصفهان ساکن بوده و لطفعلی بیگ آذر بیگدلی او را ملاقات کرده و مینویسد علاوه بر طبع شعر، خط را خوش مینوشته است] «نشاط» در سال 1172ق در شیراز وفات یافت. از اوست:
همعنان با غیر و از ما گرم استغنا گذشت نگذرد پیش خدا این ظلم اگر بر ما گذشت(3)
زینالعابدین نقاش اصفهانی، از هنرمندان خوش قریحه عصر قاجاریه است. معاصر ناصرالّدین شاه بوده و در نقاشی و تزیین جلد کتابها و قلمدانها مهارت وافی داشته است. او قاب آینههای زیبایی با شکل گل و مرغ و گل زنبق پدیده آورده است.(1)
از نمونه آثار هنرمندانه او: نقاشی و تزیین جلد «صحیفه سجادیّه» و تذهیب و تزیین و نقاشیهای زیبا در صفحات داخلی آن است، که آن را در سال 1259ق به پایان رسانیده است.(2)
اعلام اصفهان
ژولیده اصفهانی، از شعرای قرن سیزدهم هجری. در شیراز به تحصیل دروس مقدماتی مشغول بوده و از راه تعلیم اطفال اعیان آنجا امرار معاش مینمود. از اوست:
در عالم اگر آب حیات و ظلمات است زلفت ظلمات است و لبت آب حیات است(1)
1) تذکره حدیقة الشعراء، ج1، ص714.
اعلام اصفهان
سابق اصفهانی، از شعرای قرن سیزدهم هجری است. با آنکه بیسواد بود، شعر را نیکو میسرود و از قریحهای خدادادی برخوردار بود. او در سرای ناصری شیراز به شغل خیاطی مشغول بود. وفات او بعد از سال 1240ق اتفاق افتاد و او در قبرستان درب سلم شیراز دفن کردند.
از اوست:
چشم داری بگشا طلعت جانانه ببین پرتوی از مه رویش به همه خانه ببین
تاب آن زلف بود باعث بیتابی دل مستی ما همه زان نرگس مستانه ببین
نسخه عاشقی و دفتر جانبازی را شمع روشن کن و اندر پر پروانه ببین(1)
دکتر ساسان سپنتا فرزند عبدالحسین، پژوهشگر، موسیقیشناس و استاد دانشگاه در سال 1313ش در اصفهان متولّد شد. او پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، به دانشگاه رفته و پس از اخذ لیسانس زبان و ادبیات فارسی و فوق لیسانس زبانشناسی، در مقطع دکترا در رشته زبانشناسی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و با ارائه تز «بررسی فونوتیکی خصوصیات واجهای زبان فارسی» موفق به اخذ درجه دکترا شد. او ضمن تحصیل، در رشتههای موسیقی و الکترونیک نیز به مطالعه و تحصیل پرداخته و به استخدام اداره فنی بیسیم وزارت راه درآمد و با استفاده از بورس تحصیلی به آمریکا رفته و تخصص فنّی را کسب نمود و در اداره راه تا سرپرست فنی شبکه بیسیم ارتقاء یافت.
او از نوجوانی به فراگیری ویولن پرداخت و ضمن حضور در کلاسهای شبانه هنرستان عالی موسیقی ملّی نزد استاد ابوالحسن صبا به فراگیری دورههای ویولن
1) تذکره حدیقة الشعراء، ج1، ص716.
پرداخت. پس از فوت استاد، تعلیم ویولن را نزد استاد محمود تاجبخش ادامه داد و در کنار آن از محضر استاد علینقی وزیری، استاد روحاللّه خالقی و دکتر مهدی برکشلی بهرهمند گشت.
یکی از خدمات دکتر سپنتا این بود که آثار استادان موسیقی عصر ناصرالدّین شاه را از استوانههای مومی «فنوگراف» که برای مدّتی بیش از 60 سال متروک مانده بود در سال 1338ش با استفاده از معلومات فنّی و تخصّصی خود بازیافت صوتی کرد و آن آثار را که اثر پنجه و نوازندگی استادانی چون میرزا محمّد صادق خان سرورالملک، میرزا حبیب سماع حضور، میرزا عبداللّه، آقا حسینقلی و دیگران بود و بخشی از ردیف آنان را با اجرای خود آنان در بر داشت بر نوار مغناطیسی منتقل کرد و با توضیحات لازم و تحلیل مکتب و سبک آنان در برنامههای متعدّد رادیویی و تلویزیونی برای علاقمندان عرضه کرد.
از سال 1336ش تاکنون مقالات بسیاری در مورد موسیقی زبانشناسی و ادبیات در نشریههای تخصّصی مانند: مجله موزیک ایران، مجله موسیقی و سایر نشریات چون: وحید، آینده، زبانشناسی، ادبستان و ماهور و نشریات دانشگاهی داخلی و خارجی و مجموعه مقالات کنگرههای تحقیقات ایرانی ازا و به چاپ رسیده است.
او سالها در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران و خارج همچون دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان، دانشگاه دورهام انگلستان به تدریس اشتغال داشته است.
این کتابها از اوست که به چاپ رسیده است:
1) چهره افروختگان خطه زندهرود، صص 174 و 175؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، صص 267 و 268.
سائب بن اقرع ثقفی، از صحابه. گویند رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله سر او را مَسح کرد (دست بر سر او کشید) از عمر بن خطاب مأمور تقسیم غنایم در جنگ نهاوند شد. او جانشین «عبداللّه بن بُدیل» شده و حکومت اصفهان را یافت. گفته شده است که در اصفهان فوت شد.(1)
سالم اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان است. از «طاوس» روایت میکند. «حازم بن جبلة بن ابی نَضرة» از او نقل حدیث نموده است.(2)
سایر مشهدی معروف به «سایرا» از شعراء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری. از مشهد به اصفهان آمد و در این شهر ساکن شد. در تکیه حیدر واقع در چهارباغ اصفهان ساکن بود و با درویشی و قناعت روزگار میگذراند. او خط نستعلیق را خوش مینوشت و از راه کتابت امرار معاش میکرد. در شعر و ادب نیز دستی توانا داشت. «دیوان سایرا مشهدی» نزد استاد حسن وحید دستگردی موجود بوده است.
سال وفاتش معلوم نیست اما مسلما تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) زنده بوده است.
از اوست:
هر نفس دل در شکنج غم سرودی میکند هایهای گریهام آهنگ رودی میکند
من نمیدانم که دل میسوزد از غم یا جگر آتش افتاده است در جایی و دودی میکند(3)
سبزعلی بابا احمدی بختیاری [خوشنویس ادیب در قرن یازدهم هجری]. در غرّه ذیحجه 1086ق کتابت «تذکرة الشعراء نصرآبادی» را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و به نظر مؤلف آن: میرزا محمّد طاهر نصرآبادی رسانیده و یادداشتی در محرم 1098ق بر آن نوشته و گواهی کرده که نسخه متنا و حاشیتا به نظرش رسیده است. نسخه به شماره 3016 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
سحاب عمّانی سامانی متخلّص به «سحاب» فرزند عبداللّه محیط سامانی چهارمحالی، از شعرای معاصر است. در سال 1301ق در «سامان» چهارمحال متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل، در 16 سالگی برای کار به اصفهان آمد.
از اوست:
مرغ حق برخیز و خلق خفته را بیدار کن ملّت ما را باخبر زین وضع ناهنجار کن(2)
سَحبَل بن محمّد بن ابی یحیی اسلمی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن دوم هجری است. وی از پدرش روایت میکند.(3)
آخوند ملّا محمّد سدید بن ملّا احمد جیلی (گیلانی) تنکابنی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علم مشغول بوده است. وی از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. علّامه در پایان کتاب «تهذیب الاحکام» قبل از «مشیخه» اَنهائی در 4 جمادیالثّانی 1075ق نوشته است. این کتاب به شماره 2471 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(1)
فرزندش محمّد رحیم نیز از فضلاء اهل علم در اصفهان است.
سراج ازهری مافرّوخی اصفهانی، شاعر ادیب. به فارسی شعر گفته.(2)[و ظاهرا در قرن سوم هجری میزیسته و از خاندان مشهور به علم و ادب بوده است.]
حاج شیخ سراجالدّین هدایت فرزند حاج میرزا علی بن میرزا محمّد مجتهد قمشهای، عالم فاضل. در سال 1284ق در شهرضا (قمشه) متولّد شده و نزد شیخ محمّد رضا مهدوی در شهرضا و حاج میر سیّد علی مجتهد نجفآبادی، میرزا احمد مدرس اصفهانی (ساکن محله نیمآورد)، شیخ محمود مفید و شیخ علی مدرس یزدی در اصفهان تحصیل کرده و از حضرات آیات آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و آخوند ملّا حسین فشارکی اجازه اجتهاد دریافت نمود. او علاوه بر انجام وظایف دینی، به زراعت نیز میپرداخته و در راه کمک به نیازمندان و امور خیریه و آزادی در بندان اهتمام فراوان داشته است.(3)
سرانجام او در آذر 1373ش وفات یافته و در صحن امامزاده شهرضا مدفون شد.
سراجالدّین بن میر مسعود اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. وی کتاب «مدارک الاحکام» (از صلاة الکسوف تا کتاب الحج) را به خط نسخ در سال 1046ق کتابت کرده است. این کتاب به شماره 924 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(1)
آقا سیّد سراجالدّین صدر، عالم فاضل آزادیخواه [از روزنامهنگاران قرن چهاردهم هجری] در سال 1290ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر نزد جمعی از علماء از جمله شیخ محمّد تقی آقانجفی تحصیل کرد. در 24 ذیقعده 1324ق روزنامه انجمن اصفهان (یا مجله انجمن مقدس ملّی اصفهان) به مدیریت او و به عنوان ناشر افکار و بیانات و نظرات انجمن مقدس ملّی اصفهان انتشار یافت. او نویسندهای توانا بود و برخی از نوشته هایش در روزنامه فوقالذّکر به چاپ میرسید.
سراجالدّین صدر جبل عاملی موسوی در سال 1354ق وفات یافته و در تکیه مادر شاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(2)
[روزنامه انجمن مقدّس ملّی اصفهان در سال 1386ش به اهتمام شهرداری اصفهان تجدید طبع شده است.]
سراجای حکاک، شاعر و ادیب و هنرمند. [از شعرای قرن یازدهم هجری] در فن حکّاکی مثل و مانند نداشته و تا آخر عمر به هنر حکّاکی مشغول بوده است. مردی درویش طبیعت و پرهیزکار بوده و قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در اصفهان وفات یافته است.
از اوست:
از گریهها به هر جا که گذشتیم چمن شد وز ضعف به هر جا که نشستیم وطن شد(1)
سراج حجّار، از استادان حجّاری در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. از اهالی لنجان اصفهان بوده و از آثار هنری او: حجاری و سنگتراشی سنگ بزرگ مرمری منصوب بر مزار محمّد بن بکران (از عرفای عالیقدر قرن هفتم هجری) در شهر پیربکران لنجان است. این سنگ حاوی آیةالکرسی و صلوات کبیره به خط ثلث است و حجّاری آن در سال 703ق به پایان رسیده است.(2)
سرمستی، از نیزنهای ماهر اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است. او از بدو تولّد نابینا بوده و نِی را با استادی مینواخته است. او دو نِی داشت که یکی را «نهنگی» و دیگری را «پلنگی» مینامید. او معاصر «نایب اسداللّه» بود ولی در نواختن نی استادی و شهرت «نایب» را نداشت.(3)
سرور اصفهانی، از ادباء و شعرای اصفهان است که در هند ساکن بوده است. این شعر از اوست:
تو که هر دم از تغافل، فکنی به خاک راهم چه شود اگر نوازی، به نگاه گاه گاهم
اگرم کشی به جایی، نروم ز درگه تو که به غیر آستانت، نبود گریزگاهم(1)
سرور بن عبداللّه، خوشنویس هنرمند قرن یازدهم هجری. خط نسخ را خوش مینوشته است و در اصفهان ساکن بوده است.
او نسخهای از «شواهد الاسلام» تألیف: ملّا رفیعا گیلانی را به خط نسخ در ماه ذیقعده سال 1092ق کتابت نموده است که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
سری بن سلامه اصفهانی، از محدّثین شیعه در قرن سوم هجری است. شیخ طوسی وی را از اصحاب امام هادی علیهالسلام دانسته است. وی را کتابی است که احمد بن ابیعبداللّه بن محمّد بن خالد برقی (صاحب محاسن) از او نقل کرده است.(3)
1) تذکره روز روشن، ص354.
2) فهرست مرعشی، ج4، ص223؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1079.
3) فهرست شیخ طوسی، ص151؛ معالم العلماء، ص51؛ اعیان الشیعه، ج34، ص148؛ مجمع الرجال قهپائی، ج3، ص98؛ معجم رجال الحدیث، ج8، ص41؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 192 و 193؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص675؛ دائرة المعارف تشیّع، ج9، ص150.
سعد بن ابیالفتح (اصفهانی)، از ادبای اصفهانی در قرون اوّلیه هجری است. مافروخی او را در ردیف دانشمندان متقدّم صرف و نحو و لغت و انشاء که در اصفهان سکونت داشتهاند نام برده است.(1)
ابومحمّد سعد بن ابینصر بن ابیالقاسم بن علی بن هاجر اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان است که در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری زندگی میکرده و از «عبدالرّحمان بن عبداللّه بن منده»، «ابوعمرو عبدالوهاب بن عبداللّه بن منده»، «ابوالمظفّر محمّد بن جعفر بن محمّد بن احمد کوسج تمیمی» و «ابوالفوارس طراد زینبی» و غیره حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» کتاب «معرفة الصّحابه» تألیف: «ابوعبداللّه بن منده» را در سه جزء ستوده است.
تولّدش در 461ق بوده و سال وفاتش معلوم نیست.(2)
ابوالفضل سعد بن حسین مافرّوخی اصفهانی، ادیب شاعر.
در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری میزیسته و ظاهرا پدر مفضل بن سعد بن حسین مافرّوخی مؤلف کتاب «محاسن اصفهان» است.(3)
سعد بن عبدالرّحمان فهمی، از محدّثین اصفهان در قرون دوم هجری است. اصلاً از اهالی ماربین اصفهان بوده و در سال 42ق متولّد شده و بعد از سال 100ق وفات نموده
است.(1)
ابوالخیر سعد بن عبداللّه سرندینی اصفهان، از محدّثین عامّه است. «یحیی بن منده» گوید: به اصفهان آمد و از «عبدالوهاب کلابی» نقل حدیث نموده و آنرا نوشت. و «ابوعلی لبّاد» از او روایت میکند.(2)
سعد بن عصمه (اصفهانی)، از شعرای پارسیگوی اوایل قرن پنجم هجری است. مافرّوخی در کتاب خود از او نام برده است.(3)
سعدای اردستانی، از شعراء اوایل قرن یازدهم هجری. از اهالی اردستان اصفهان بوده و به دکن در هندوستان سفر کرد و پس از چندی به وطن مراجعت کرده و فوت شد. قصیدهای در مدح شاه عباس اوّل صفوی سروده که این دو بیت از آنجاست:
ای به صد معنی ز شاهان جهانت برتری بر تو شاهی ختم و بر خیرالبشر پیغمبری
من نمیگویم نبوّت یا امامت لیک هست حسن خلقت احمدی آثار تیغت حیدری(4)
شیخ سعدالدّین بن نجمالدّین بن حسن بن علی طبری از علماء قرن هفتم هجری. وی در سال 673ق به اصفهان وارد شده و مشاهده کرد که مردم این شهر برخی صحابه را مقدّم بر خویشان پیغمبر میداشتند (اهل سنّت) و عدّهای خویشان را برتر از صحابه میدانستند. (شیعه) لذا او کتاب «تفضیل القرابة علی الصّحابه» را تألیف نمود. به همین دلیل علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی وی را شیعه دانسته است.(1)
مولی سعدی رشتی گیلانی، از فضلاء و علماء قرن یازدهم هجری است. وی در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان ساکن بوده و به تدریس میپرداخته است. در کتاب «فرائد القوائد» ذکری از او شده است.(2)
محمّد سعید ابهری، عالم فاضل [در قرن یازدهم هجری] احتمالاً از شاگردان علّامه مولی محمّد باقر مجلسی است.
از آثارش: کتابت نسخهای است از مجلد سیزدهم کتاب «بحارالانوار» که آنرا در سال 1088 به خط نسخ کتابت نموده و نسخه در حاشیه تصحیح شده است. علّامه مجلسی در صفحه آخر در ربیعالثّانی 1096ق مینویسد که با نسخه اصل مقابله شده است. کتاب به شماره 3577 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
فایده: «ابهر» از بلوک «جی» و متّصل به شهر [است] و اکنون به نام «اَبَر» (به فتح اول و دوم) معروف است.
میرزا سعیدا اردستانی، از علمای قرن سیزدهم هجری. از احفاد میرزا رفیعای نائینی است. در سال 1190ق متولّد شده و در اصفهان سکونت یافته و به تحصیل پرداخته است. وی در سال 1251ق در اصفهان وفات یافته و در صحن تکیه میرزا رفیعا در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. قبرش به همراه کثیری از قبور علماء و عرفاء به هنگام احداث فرودگاه قدیم اصفهان تسطیح شده و از بین رفت. از او مجموعهای به جای مانده که در کتابخانه میرزا ابوالهدی کلباسی در اصفهان موجود بوده است.(1)
محمّد سعید اصفهانی تبریزی از فضلاء قرن یازدهم هجری. وی نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی در اصفهان به فراگیری فقه و حدیث پرداخته است. علّامه مجلسی در آخر باب مزار کتاب «تهذیب الاحکام» در سال 1076ق برای او اجازه نوشته است. این کتاب نزد میرزا محمّد اردبیلی در نجف اشرف موجود بوده است.(2)
ملّا محمّد سعید بن ملّا ابراهیم گیلانی اصفهانی، عالم فاضل صالح در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علماء از جمله علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است. ملّا محمّد باقر بن علی تبریزی نیز در 20 ربیعالاوّل 1159ق به ملّا محمّد سعید
اجازه داده است.(1)ملّا عبدالنبی قزوینی وی را در عتبات عالیات زیارت کرده است. سال وفاتش معلوم نشد.(2)
وی در سال 1129ق کتاب «ابطال وحدة الوجود» را تألیف نموده که نسخهای از آن جزو کتب اهدایی آقای مشکاة به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)
وی همچنین نسخهای از «من لایحضره الفقیه» را در دوشنبه 29 جمادیالثّانیه سال 1101ق کتابت نموده است.(4)این نسخه به شماره 2726 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی موجود است.(5)
شیخ ابوالفرج سعید بن ابیالرّجاء صیرفی اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری است. «ملّا عبداللّه افندی» مینویسد: «شیخ ابوالفرج صیرفی» از مشایخ «قطبالدّین راوندی» است و «راوندی» در کتاب «خرایج و جرایح» اخباری از او نقل نموده است.
ظاهرا صاحب عنوان از محدّثین و علمای شیعه است. تولّدش در سال 444ق و وفاتش در سال 532ق اتّفاق افتاد.(6)
سعید بن ابی هانی اسماعیل بن خلیفه (اصفهانی)، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن
1) تراجم الرجال، ج2، ص706؛ الکواکب المنتشره، ص313.
2) تتمیم امل الامل، ص175.
3) فهرست اهدایی مشکاة، ج3، ص405؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص161؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص36.
4) تراجم الرجال: ج2، ص706.
5) فهرست مرعشی، ج7، ص289.
6) ریاض العلماء، ج2، ص418؛ اعیان الشیعه، ج34، ص230؛ الخرایج و الجرایح، ج2، صص 577-582؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص277؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص669.
چهارم هجری است.
پدرش در اصفهان متصدی امر قضا بوده و صاحب عنوان از محدّثین اصفهان و پدرش حدیث روایت میکند. محمّد بن یحیی بن منده هم از سعید بن ابی هانی مذکور حدیث نقل کرده است.(1)
ابوالقاسم سعید بن احمد بن عبدالواحد طیوری امین اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. در شعبان 467ق در اصفهان متولّد شده و از «ابوعمرو عبدالوهاب بن مَنده» حدیث شنیده است. وی در اواخر عمر در نیشابور ساکن شده و با «ابوسعد سمعانی» در آنجا دیدار کرده و «سمعانی» از او حدیث نقل میکند. فوت او در روز دوشنبه 22 شوّال 537ق به عارضه سکته در نیشابور واقع شد و او را در «قبرستان میدان» دفن کردند.(2)
ابوعثمان سعید بن احمد بن محمّد بن نعیم بن اشکاب صوفی نیشابوری معروف به «عیّار»، از محدّثین عامّه قرن پنجم هجری. در سال 345ق متولّد شده و به اصفهان مسافرت کرده و در آنجا حدیث گفته است. از «ابی علی محمّد بن عمر شبوی» استماع حدیث نموده و «ابوالحسن علی بن احمد بن علی سجزی بلخی معروف اسلامی» از وی نقل حدیث کرده است.(3)
محمّد سعید بن حاجی احمد ملک احمدآبادی جرقوئی، از خوشنویسان قرن دوازدهم هجری است. او از نوادگان خواجه علی سربداری است. در روستای «احمدآباد» از توابع جرقویه اصفهان ساکن بود و خط نسخ را خوش مینوشت. وی «قرآن مجید» را به خط نسخ زیبا در سال 1120ق کتابت کرده است.(1)
میرزا محمّد سعید حکیم فرزند حکیم محمّد باقر قمی، طبیب حاذق، ادیب شاعر و دانشمند فاضل قرن یازدهم هجری.
در قم متولّد شده و طبابت را نزد پدرش و برادر بزرگترش (میرزا محمّد حسین حکیم) فراگرفت. او در قم و اصفهان به فراگیری ادبیات فارسی و عربی، حکمت، منطق و ریاضیات پرداخت و به همراه برادرش به درباه شاه عباس ثانی صفوی راه یافت و در اصفهان به عنوان طبیب خاصّه به فعالیت مشغول شد. و به «حکیم کوچک» شهرت یافت. او نزد شاه عباس ثانی احترام بسیار داشته و علاوه بر طبابت، انجام برخی امور دربار و دیوانی را برعهده داشته است. از جمله سرپرستی ساختن تکیه فیض را در اصفهان عهدهدار شده است.
هنگامی که شاه سلیمان به سلطنت رسید، به خاطر بدگویی مخالفان به دو برادر بدگمان شده و آنان را از منصب طبابت خاصه عزل کرد و آنان را در قلعه الموت زندانی کردند. مدتی بعد شاه سلیمان آنان را عفو کرده و اجازه داد تا در قم به زندگی خود ادامه دهند.
حکیم کوچک در قم صاحب املاک و عمارات قابل توجهی بوده و در منزل خود از فضلاء، عرفاء و بزرگان مملکت پذیرایی میکرده است. در فنون شعر و ادب استاد بوده
1) گرکویه، (ویرایش دوم)، ص211.
و طبعی روان داشته است. متأسفانه دیوان اشعار او به نام دانشمند و فیلسوف معاصر و همنامش «قاضی سعید قمی» به چاپ رسیده است! در این اشعار او «حکیم» و «سعید» تخلّص کرده است. در تذکرهها تخلّص او را «تنها» ذکر کردهاند.
سال وفات میرزا محمّد سعید حکیم، به روشنی معلوم نیست ظاهرا پس از وفات برادر بزرگترش در سال 1084ق چند سالی زیسته است.
مجموعهای از تألیفات او در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است که شامل رسالههای زیر است:
و سایر تألیفات او نیز به قرار زیر است:
نسخهای از «اسرار الصنایع» در کتابخانه آیتاللّه فاضل خوانساری در خوانسار موجود است.
متأسفانه اکثر شرح حالنویسان و فهرستنگاران تألیفات میرزا محمّد سعید حکیم را به دیگران نسبت دادهاند. از جمله «اسرار الصنایع» و «کلید بهشت» را از قاضی سعید قمی و برخی از ملّا رجبعلی تبریزی دانستهاند.
علّامه محقّق آیتاللّه حاج سیّد محمّد علی روضاتی (مدظله) در اولین گفتار از کتاب «دومین دوگفتار» بهطور مفصّل، مستند و دقیق، به درستی دو شخصیّت جداگانه «قاضی سعید قمی» و «میرزا محمّد سعید حکیم» را از یکدیگر باز شناسانده و آمیختگیها و اشتباهات دیگران را باز نموده و تألیفات «میرزا محمّد سعید حکیم» را که به دیگران نسبت دادهاند، مشخص نموده و حق را به حقدار رسانیدهاند سعیهم مشکورا.
این بیت از میرزا محمّد سعید حکیم است:
عندلیبان چون طواف گلشن آن کو کنند دست گلچین تو را چون دسته گل بو کنند(1)
ابوعمرو سعید بن بشر بن عماد جرواءآنی قرشی از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم هجری است.
اهل فضل بوده و پسرش امور حسبه اصفهان را برعهده داشته است. خود او از جمعی از محدّثین همچون مقری، خلّاد، بکر بن بکار و عاصم بن یوسف حدیث نقل کرده و عبداللّه بن جعفر، جعفر بن عبداللّه بن فارس و ابوعبد الرّحمان عبداللّه بن محمّد بن عیسی مقری از او روایت میکنند.(2)
سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر بن میر محمّد صادق موسوی اصفهانی.
از فضلاء خاندان موسوی اصفهان بوده و در زمان حیات پدر به هندوستان رفته، دیگر خبری از او نشد.(3)
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص241؛ دومین دوگفتار، صص 33-48؛ خلد برین: ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم، صص 540 و 592 و 622 و 628؛ تذکره غنی، ص34؛ تذکره حسینی، ص78؛ الذریعه، ج2، ص51 و ج18، ص132؛ تذکره سخنوران قم، صص 63-73؛ الکواکب المنتشره، صص 309 و 310.
2) ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص 327 و 328.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 415 و 416.
محمّد سعید بن محمّد تقی خاتونآبادی [از کاتبان نسخنویس در قرن یازدهم هجری] در 18 ذیحجةالحرام سال 1082ق کتابت نسخهای از «رواشح السّماویه» تألیف: میرداماد را به پایان رسانیده و کتاب به شماره 2718 در مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
سعید بن جبیر اسدی کوفی، از محدّثین عالیمقام شیعه در قرن اول هجری است. او در سال 45ق متولّد شده و یکی از 5نفری از شیعیان است که پس از شهادت امام حسین علیهالسلام ، به امامت امام سجاد علیهالسلام اعتقاد داشتند و امام برحق را به شیعیان دیگر معرفی کردند.
سعید بن جبیر از مصاحبان عبداللّه بن عباس بوده و از عبداللّه بن عمر نیز روایت نقل کرد.
هنگامی که عبدالرّحمان بن محمّد بن اشعث بن قیس علیه حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق در سال 84ق خروج کرد، سعید بن جبیر جزو قشون عبدالرّحمان بود و چون عبدالرّحمان در دیرالجماجم شکست خورد و قشون او پراکنده شدند، سعید بن جبیر به اصفهان آمد و مدّت دو سال در این شهر میزیست او در محله سنبلان سکونت داشته و در مسجد جلجلة بن بدیل تمیمی [که بعدا به مسجد سعید بن جبیر معروف شد و اکنون جنب امامزاده درب امام در محلّه سنبلستان اصفهان واقع شده است] نماز میخوانده است. در مدّت اقامت او در اصفهان برخی از محدّثین از جمله: ابومحمّد دُلَیل بن ابراهیم بن دُلَیل در محضر او حاضر میشدهاند.
عاقبت سعید بن جبیر به مکّه رفت و در آنجا به دست خالد قسری گرفتار شده، او را
1) فهرست مجلس، ج9، بخش یکم، ص39.
نزد حجاج فرستاد [پس از سخنانی که بین حجاج و سعید ردّ و بدل شد، حجاج از پاسخگویی به ایرادات و استدلالهای او ناتوان شد و] دستور داد او را بکشند. شهادت سعید بن جبیر در سال 95ق اتّفاق افتاد. 15 روز بعد حجاج به مرض آکله مبتلا شده و پس از چند روز هلاک شد.
قبر جناب سعید بن جبیر در شهر واسط است.(1)
ابوسهل سعید بن حسن اصفهانی، از محدّثین عامه اصفهان است. در شهر صور در ساحل شام [کشور لبنان فعلی] ساکن بود. اسماعیل بن بابشاد بن حرام نجیرمی از او روایت کرده است.(2)
میرزا محمّد سعید امامی بن میرزا محمّد حسین امامی نائینی بن حاج عبدالمحمّد بن میرزا علی اکبر بن حاج میرزا مغیث بن حاج میرزا زینالعابدین نائینی، از شعراء و ادبای قرن چهاردهم هجری.
در سال 1285ش در نائین متولّد شده و در نائین نزد پدر مقدّمات را فرا گرفته و پس از آن کمی تحصیل کرد. در اوان جوانی به خدمت فرهنگ وارد شده و مدّتها در سده ماربین اصفهان [خمینیشهر فعلی] مدیر دبستان و نماینده فرهنگ بوده و در آذر ماه 1329ش در همانجا وفات یافته و مدفون شد. گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری میسرود و در اشعارش «فردی» تخلّص میکرد.
از اوست:
از دیده حق بین نظری کردم دوش بر ساحب گلزار و خم باده فروش
هر بیخ گل از چهره یاری دیدم وز کوزه هزار جانان به فروش(1)
ابوعمرو سعید بن زید بن خارجه، از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم هجری است. از بکر بن بکار نقل حدیث کرده و اسحاق بن ابیاسحاق از او روایت میکند.(2)
محمّد سعید بن محمّد صادق طبیب اصفهانی، مترجم کتاب «رجوع الشّیخ الی الصباه فی القوة علی الباه» تألیف: مولی احمد بن سلیمان مشهور به «ابن کحال پاشا» (متوفی 940ق) میباشد. نسخهای از این کتاب [ به شماره 5062 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)]
ملّا محمّد سعید اشرف بن ملّا محمّد صالح بن احمد مازندرانی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از شعرای اصفهان در اواخر دوره صفویّه].
در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خود را ملّا محمّد صالح مازندرانی پدر دانشمند خود، میرزا قاضی شیخالاسلام و آقا حسین خوانساری انجام داده و فنون شعر و ادب را از صائب تبریزی و خط را از عبدالرّشید دیلمی آموخت.
در سال 1070ق پس از آنکه طفل رضیع او محمّد رفیع و جدّ مادریش ملّا محمّد
تقی مجلسی وفات کردند، همسر و طفل دو ساله خود محمّد امین را در اصفهان گذاشته و از خراسان به هند رفت و در آنجا مورد توجّه «اورنگ زیب» واقع شده و معلّم دخترش «زیب النّساء» متخلّص به «مخفی» شده و به او علم و ادب و خوشنویسی آموخت. در سال 1083ق به اصفهان مراجعت کرده و چندی در آنجا بود. عاقبت با خانواده به هند رفته و در «عظیمآباد پتنه» ساکن شده و مورد عنایت حاکم آنجا واقع شد. در اواخر عمر اراده حج کرده و از بنگاله راهی سفر شد اما در شهر «منگیر» از توابع عظیمآباد، در سال 1116ق وفات یافته و همانجا مدفون شد.
[او شاعری وارسته و در کمال صلاح و سداد و درنهایت فضل و رشاد بوده و اشعارش در ایران و هند مقبول و مطبوع خواص و عوام بود. خط نستعلیق را خوش مینوشت. در یکی از مرقعهای کتابخانه سلطنتی سابق قطعهای به خط نستعلیق خوش بدون تاریخ و با رقم «بنده شاه دین اشرف در دارالسلطنه اصفهان مرقوم شد» موجود است که ممکن است از او باشد.] اشرف در نقاشی هم استاد بوده ولی معلوم نیست که نزد چه کسی آنرا آموخته است.
[کلیات اشعار اشرف در سالهای اخیر به طبع رسیده است و شامل «ساقینامه»، «شهرآشوب»، «قضا و قدر» و چند منظومه دیگر میباشد] کتاب «شرح احادیث مستصحبه» را هم از تألیفات او دانستهاند.
زینب بیگم، محمّد هادی، میرزا محمّد علی و محمّد امین از فرزندان او هستند که دو نفر اخیر اهل فضل و ادب بهشمار میروند.
از اوست:
جز به جولانگاه خوبرویان کی توان دیدن مرا ذرّهام در پرتو خورشید پیدا میشوم
خورشید از فروغ رُخَت آب گشت و ریخت وز شرم رویت آینه سیماب گشت و ریخت
برداشتی نقاب ز رخسار و چون سرشک از شرم عارضت نگهم آب گشت و ریخت(1)
میرزا محمّد سعید بن میرزا محمّد طاهر خلیفه سلطانی بن سیّد علی نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی مرعشی اصفهانی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری.
وی در 24 صفر 1126ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آببخشان مدفون شده است.
بر لوح قبر او این القاب آمده بود: «الفقیه الزّاهد. الحکیم المتألّه، العابد النّاسک، السّاجد الادیب الشاعر...»
به هنگام تسطیح و تخریب قبرستان قبر او را از بین بردند و سنگ لوح آن نیز مفقود و ناپدید شد.(2)
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 351 و 352؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص670؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 258 و 259؛ تذکرة المعاصرین (حزین)، صص 165-168 و 309-317؛ صحف ابراهیم، صص 54 و 53؛ تذکره شمع انجمن، صص 65-68؛ تذکره نتایج الافکار، صص 54-56؛ تذکره کلمات الشعراء، صص 7 و 8؛ تذکرة الشعراء غنی، ص14؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 158 و 159؛ تذکره مآثر الکرام، ص116؛ الذریعه، ج9، ص 78 و ج12، ص103 و ج17، ص145 و ج19، صص 82 و 228؛ الکواکب المنتشره، صص 314 و 315؛ مرآت الاحوال جهاننما، ج1، صص 132 و 133؛ فیض قدسی، صص 216 و 217؛ شهرآشوب در شعر فارسی، ص69؛ کاروان هند، ج1، صص 62-74؛ دانشمندان و رجال مازندران، ص24؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، صص 773-775؛ الکواکب المنتشره، صص 314 و 315؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «اشرف»، ص2655؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 552 و 553؛ خزانه عامره، ص262؛ تذکره پیمانه، صص 91-95.
2) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص327؛ مزارات اصفهان، ص28.
ابوالخیر سعید بن طلحه بن حسین بن ابیذر بن ابراهیم بن علی صالحانی اصفهانی، از محدّثین عامّه و ادبای قرن پنجم و ششم هجری. از اهالی محلّه «صالحان» اصفهان و از خاندان علم و ادب و فقه و حدیث بوده و خود مردی صالح و فاضل و دانشمند در علم لغت و مدرس ادبیات در اصفهان است.
در حدود سال 450ق متولّد شده و از «عایشه ورکانی» حدیث شنیده و از «ابوبکر احمد باطرقانی» اجازه داشته است. «ابوسعد سمعانی» از او و برادرش «حسین بن طلحه» و زوجهاش «فاطمه صالحانی» حدیث شنیده است. فوتش در چهارشنبه 11 شعبان 531ق (و یا سال 532ق) اتّفاق افتاد.(1)
سعید بن عطاء بن سعید جَرواآنی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. از عامر بن ابراهیم بن واقد روایت میکند و احمد بن حسین انصاری از او نقل حدیث کرده است.(2)
ملّا محمّد سعید بن ملّا عطاءاللّه رودسری گیلانی، عالم فاضل حکیم بارع [از دانشوران قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] سالها به همراه پدر در اصفهان میزیسته و از اجلّه شاگردان ملّا محمّد باقر محقق سبزواری بوده است. وی به همراه ملّا محمّد تنکابنی (فاضل سراب) از طرف محقّق سبزواری، در جلسه علماء درباره حکم نماز جمعه در عصر غیبت که به خواهش شیخ علیخان زنگنه وزیر اعظم شاه سلیمان
صفوی تشکیل میشده شرکت مینموده است.
شیخ عبدالنبّی قزوینی در «تتمیم امل الآمل» وی را بسیار ستوده و ماجرایی در باب نهی از منکر او در شهر کرمانشاه نقل میکند. رساله در «وحدت وجود» از تألیفات اوست.(1)
محمّد سعید بن حاجی علی ابهری جی اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در 15 رمضان 1074ق کتابت نسخهای از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 1725 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.(2)
[او در سال 1084ق جلد بیست و دوم «بحارالانوار» را به خط نسخ خوش کتابت نموده و علّامه مجلسی در آخر این نسخه اجازهای برای او نوشته است.(3)]
ابوسعد سعید بن ابوطاهر علی بن عبدالواحد بن فادشاه تانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری. از خاندان علم و حدیث بوده و از پدرش و همچنین از «ابوسهل حمد بن احمد بن عمر بن دلکیز صیرفی»، «ابوعمرو عبدالوهاب بن منده» و «ابوعیسی عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن زیاد تانی» و دیگران حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او در اصفهان حدیث نوشته است.(4)
محمّد سعید بن محمّد علی اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از «حاشیة علی الحاشیة الخطائیه علی المختصر» تألیف: عبداللّه شهابادی یزدی را به خط نسخ در 14 شعبان 1086ق کتابت کرده که به شماره 8295 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(1)
ابوالخیر سعید بن فضل بن احمد بن عبداللّه بن محمّد بن ممیز قصری اصفهانی، از محدّثین عامّه در قرن پنجم و ششم هجری، قبل از سال 470ق متولّد شده و از «ابوبکر محمّد بن احمد بن ماجد» و «ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقاش» و «ابوالمظفر محمود بن جعفر کوسج» و جز آنان حدیث شنیده است. او در قریه «کوهارسباران» ساکن بوده و «ابوسعد سمعانی» جزئی از احادیث «لوین» را به روایت «ابن ماجه» از او استماع کرده است. او سرانجام در رجب سال 532ق فوت شده است.
دو برادرش «ابوالعباس احمد» و «ابوالوفا عمر» نام دارند.(2)
سیّد محمّد سعید بن سیّد سراجالدّین قاسم طباطبائی قهپایهای عالم فاضل کامل و عابد صالح زاهد. [از علمای اصفهان در قرن یازدهم هجری است].
در سال 1012ق متولّد شده و نزد جمعی از علماء اصفهان خصوصا پدر دانشمند خود تحصیل کرده و به مقام بلند علم و فضل نائل شد و صبیه یکی از فضلاء قهپایه، میرزا جلال قهپایهای را به عقد همسری خود درآورد.
سالها در اصفهان به تدریس و تألیف و ترویج دین مشغول بود و جمعی از فضلاء از
جمله: میر محمّد معصوم عقیلی شیرازی از محضر او کسب فیض کردند. میر معصوم عقیلی در جمادیالثّانی 1082ق از او اجازه روایت گرفته است.
وی در سال 1092ق وفات یافت.
کتب زیر از تألیفات اوست:
محمّد سعید نقشبند [بن لطفاللّه یزدی] معروف به «سعیدای نقشبند» از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری.
سالها در اصفهان ساکن بود و در فن نقشبندی استاد بود. پسرانش هم به شعربافی مشغول بودهاند. علاوه بر هنر نقشبندی، از علم و فضل با بهره بوده و شعر را نیکو میسرود و از دوستان «صائب تبریزی» و «جلالای یقین» بود و در شعر «مجنون» تخلّص میکرد.
[در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی مجموعهای به شماره 9263 شامل چند رساله (از جمله رسالههای خواجه صائنالدّین علی ترکه) وجود دارد که سعیدای نقشبند مالک آنها بوده و در محرم 1063ق یادداشت تملک بر آن نوشته و مهر خود «موفق ز لطف
1) جامع الرّواة، ج2، ص118؛ نجوم السّماء، ص267؛ الذریعه، ج11، ص275 و ج13، ص302 و ج21، ص299؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص671؛ فهرست مجلس، ج12، ص199؛ فهرست مرعشی، ج6، ص149؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص148؛ تراجم الرّجال، ج2، ص773.
محمّد سعید» را بر آن کتاب نقش نموده است.]
سال وفاتش به دست نیامد. ظاهرا تا سال 1083ق زنده بوده است.
از اوست:
دور از وصال او تب و تابم گرفته است آن ماهیم که خاک ز آبم گرفته است
نقش قدم به همرهیم قطره میزند در راه شوق بس که شتابم گرفته است(1)
ابوالقاسم سعید بن محمّد بن احمد بن سعید بن صالح بقال اصفهانی، از محدّثین عامّه قرن پنجم هجری. از «ابی اسحاق تاجر اصفهانی» و «احمد بن محمّد بن مرزبان اصفهانی» و «ابی عبداللّه بن منده» و دیگران روایت میکند. «ابوصالح مؤذن» از او روایت نموده است. او محدّثی «ثقه» و «سریع الکتابه» بوده و «الابواب» و «المشایخ» و «التراجم» را تألیف نموده است. در سال 430 و اندی وفات نمود.(2)
ملّا محمّد سعید بن میرزا محمّد لاهیجی گیلانی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری].
1) جامع مفیدی، ج3، ص455؛ الذریعه، ج9، ص452؛ تذکره شبستان، ص478؛ تذکره سخنوران یزد، ص156؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 474 و 475؛ فهرست مرعشی، ج24، ص58؛ تذکره سرو آزاد، ص55؛ تذکره آتشکده: نیمه سوم، صص 107 و 108؛ تذکره محمّد شاهی: خطی؛ تذکره شمع انجمن، ص330؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص329؛ تذکره شعرای یزد، ص76؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص750؛ تذکره شبستان، ص478.
2) المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ص93؛ تاریخ نیشابور، ص738؛ تاریخ بغداد، ج8، ص94.
در اصفهان ساکن بوده و شیخ عبدالنبی قزوینی او را در سال 1175ق ملاقات نموده و از علم و دانش او تمجید و تحسین نموده است. [قزوینی مینویسد: از علماء صلحاء و از وابستگان سلسله حکیم داود است و او را در سفر زیارت عتبات عالیات ملاقات کردهام(1)]
شیخ محمّد علی حزین در تذکره خود در شرح حال فرزند صاحب عنوان مینویسد:
«مولانا شمسالدّین محمّد گیلانی خلف ارجمند مجتهدالزّمان مولانا محمّد سعید گیلانی...»(2)
«شرح حرز الامانی» یا «شرح شاطبیّه» از تألیفات اوست که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود بوده است.(3)
ابواسماعیل سعید بن مطهر بن احمد بن عبداللّه سکری کاتب اصفهانی، از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری است. او مردی محتشم و صاحب ثروت بوده و از «ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی»، «ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس حافظ» و «ابومسعود سلمان ابراهیم» حدیث شنیده است.
«ابوسعد سمعانی» در خانه او در جلسه، یکی: احادیث «احمد بن فضل» و دیگری: «ابوعلی یونس» را استماع کرده است.(4)
محمّد سعید اردستانی متخلّص به «فدا» فرزند سیّد محمّد مهدی بن محمّد سعید بن
میر محمّد حسین بن میر یحیی حسینی اصفهانی، شاعر ادیب و دانشمند فاضل [از سخنوران قرن سیزدهم هجری در سال 1204ق در محلّه «فهره» اردستان متولّد شده و تحصیلات مقدماتی را در آنجا آغاز کرد. نسب او به حکیمالملک اردستانی (بانی مدرسه نیمآورد اصفهان) منتهی میشود. او برای تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات رفته و 7 سال به فراگیری فقه و اصول و کلام و تفسیر مشغول بود. سپس به اصفهان آمده و در ادبیات، منطق، فلسفه، ریاضیات و نجوم مهارتی بهسزا کسب کرد و تحصیلات خود را به پایان رساند. او جهت احداث حصار نجف توسط حاج محمّد حسین خان صدر اصفهانی قصیدهای سرود و مورد عنایت صدر واقع شد. فتحعلی شاه قاجار هم که شهرت او را دریافت او را به طهران طلبید و فدا در طهران مورد احترام شاه و درباریان و اعیان دولت و مملکت قرار گرفت. پس از فوت فتحعلی شاه، جانشین او محمّد شاه نیز همواره در احترام او میکوشید. فدا اغلب عمر خود را در اصفهان گذراند تا اینکه در سال 1267ق وفات یافته و] در قبرستان جنب پل خواجو، در کنار قبر ملّا محمّد صادق اردستانی (آخوند پلویی) مدفون شد. [در اوایل قرن چهاردهم هجری، به خاطر احداث خیابان آبشار قبرستان را خراب کردند، یکی از نوادگانش استخوانهای فدا را در تکیه ملک واقع در تخت فولاد مدفون کرد.] «دیوان فدا» حدود چهار هزار بیت شعر داشته و هنوز به طبع نرسیده است. اشعارش اغلب در مدح و مرثیه ائمه هدی و حضرت معصومین علیهمالسلام است.
از اوست:
زاهد به هوای خُلد سرگردان است دوزخ محک تجربه مردان است
گویند که درد و غم نباشد به بهشت معلومم شد که جای بیدرد آنست(1)
1) تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره شبستان، صص 217 و 218؛ تذکره نگارستان دارا، صص 243 و 244؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 805 و 806؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 62. 63؛ تذکره سفینه المحمود، ص134؛ تذکره دلگشا، ص334؛ تذکره اختر، صص 159-161؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج2، صص 1296 و 1297؛ تذکره انجمن خاقان، ص 602 و 603؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 22 و 23؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص669؛ مزارات اصفهان، ص151؛ الکواکب المنتشره، ص306؛ الذریعه، ج9، ص814؛ نامه سخنوران سپاهان، صص 75-85؛ آتشکده اردستان، ج3، صص 63-75.
سعید بن مهران بن محمّد طهرانی اصفهانی، از محدّثین عامه اصفهان است و از «عبداللّه بن عبدالوهاب خوارزمی» حدیث شنیده است. «شعار» و «عبدالرّحمان بن سیاه» از او استماع حدیث کردهاند.(1)
[«طهران» از دهات قدیم جِی در شمال شهر اصفهان بوده و آنجا را زادگاه «کاوه آهنگر» دانستهاند. اکنون به «تیران آهنگران» معروف است و جزو محلّههای اصفهان بهشمار میرود.]
حاج میرزا محمّد سعید بن میرزا نصراللّه بن سعید طباطبائی نائینی، از فضلاء و ادبای قرن چهاردهم هجری. [در سال 1293ق در نائین متولّد شد و در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخت. او از علاقمندان به پیشرفت و اشاعه فرهنگ بود و در سال 1320ق مدرسه گلبهار را در اصفهان تأسیس کرد و در تأسیس چندین مدرسه دیگر همکاری نمود. او چاپخانهای به نام «مطبعه سعادت» تأسیس کرد و دهها کتاب ارزنده را به چاپ رساند و خود نیز برای مدارس جدید کتاب درسی تألیف کرد.
او در زمان مشروطیت، به هواداری آن به آزادیخواهان اصفهان پیوست و در انتشار جراید و مطبوعات همکاری نمود. او در سال 1348ق در مشهد مقدس اقامت گزید [و در مسجد گوهرشاد کتابخانهای تأسیس کرد و کتابهای خود را به آنجا بخشید و
1) معجم البلدان، ج4، ص52؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص328.
[سرانجام در جمعه 23 جمادیالآخر 1378ق مطابق جمعه 21 دیماه 1337ش وفات یافته و در ایوان شمالی صحن قدس] در جوار بارگاه امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام مدفون گردید.(1)
محمّد سعید بن میر نظام حسنی مازندرانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. در نیمه شعبان 1091ق کتاب «شفا»ی ابن سینا را به خط نستعلیق در اصفهان کتابت نموده و به شماره 2284 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
ابوعبداللّه (یا ابوعمر) سعید بن وهب بن ابیسُکین جرواءانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری بوده و] از حفاظ حدیث است. از مسلم بن ابراهیم، سلیمان بن حرب، مسدّد، عمرو بن مرزوق، علی بن المدینی، محمّد بن کثیر حوضی و عمرو بن حکّام روایت کرده و ابوعبدالرّحمان مقری و محمّد بن احمد بن یزید زُهَری از او حدیث نقل کردهاند.(3)
سعید بن یحیی بن سعید اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان [در قرن سوم هجری[ است. «قاسم بن مَنده بن کوشید» از او روایت میکند.(4)
سعید بن یحیی بن طویل معروف به «سعدویه اصفهانی» [از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن سوم هجری].
در محلّه «شروانشادان» ساکن بوده و از: مسلم بن خالد زنجی، ابیبکر بن عیاش، سلمة بن صالح احر حدیث نقل کرده است. عبداللّه بن محمّد بن زکرّیا و عبداللّه بن بندار از او روایت کردهاند.
«سعدویه اصفهانی در سال 277ق وفات یافت.(1)
ابوعثمان سعید بن یعقوب بن سعید قرشی سرّاج از محدّثین عامّه اصفهان است. او از نصر بن علی، بُندار، محمّد بن منصور جَوّاز، محمّد بن وزیر واسطی و محدّثین اصفهان نقل حدیث کرده است.(2)
سعید میرنظامی متخلّص به «سعید» فرزند حاج سیّد یعقوب [از شعراء معاصر اصفهان]. در شب 21 رمضان المبارک سال 1351ق در اصفهان متولّد شد. نسب او از طرف پدر به «میرنظامالدّین» از علماء و متنفذّین قرن ششم هجری و از طرف مادر به حاج آقا محسن اراکی (م 1325ق) از علماء مشهور قرن چهاردهم هجری میپیوندد. وی پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه، در دانشکده ادبیات دانشگاه طهران تحصیل کرد. گاهی شعر میسرود و «سعید» تخلّص میکرد.
از اوست:
دوست بگذاشت قدم دوش به کاشانه ما گشت چون خلد برین خانه ویرانه ما
ما خرابات نشینان همه مخمور توایم مستی چشم تو باشد می میخانه ما(1)
سیّد محمّد سعید موسوی بحرینی، عالم فاضل متّقی، در فتنه افغان وفات یافته و در منزل خود مدفون، سپس قبر در داخل چهلستون مسجد سیّد قرار گرفت که تاکنون معروف و معیّن است.(2)
محمّد سعید سبزواری اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. در سلخ محرم 1191ق در اصفهان نسخهای از کتاب «مناقب» که مؤلف آن مجهول است را نوشته و در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)همچنین نسخهای از کتاب «وافی» را در سال 1091 کتابت نموده که در همان کتابخانه وجود دارد.(4)
سعید قاری اصفهانی، از دانایان به علوم قرآن بوده و در مسجد جامع اصفهان جلسه قرائت و تجوید داشته و شیخ محمّد بن شمسالدّین کاظمینی نزد او تلمُّذ نموده است. از فضلاء عهد شاه سلیمان صفوی است.(5)
میرزا سعید قمشهای، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. مردی در کمال آدمیّت و همواری و نهایت مردمی و بردباری بوده و به انجام فرایض و مستحبّات اهتمام فراوان داشته است. مدّتی وزیر سیستان بود. در فنون شعر و ادب و انشاء مهارتی کافی داشت و گاهی شعر میسرود. برادرش میرزا احمد نیز شاعر بوده است.
از اوست:
تا به کی از درد بیدرمان به جان باشد کسی تا به کی درمانده کار جهان باشد کسی
گرد هستی از وجود خویشتن باید فشاند تا به کی در زیر این بار گران باشد کسی(1)
میر محمّد سعید محیط اصفهانی، از شعرای قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و پس از محاصره آنجا توسط افغانها کشته شد.
این رباعی از اوست:
ای آه بیا دامن آن ماه بگیر وی ناله گریبان سحرگاه بگیر
دلبر زِ بَر خانه ما میگذرد ای اشک برون آی و سر راه بگیر(2)
میرزا سعید نطنزی، از کارگزاران اداری دولت صفویّه و نواده خواجه قاسم مستوفی نطنزی است.
او به اعتبار سابقه خانوادگی مورد عنایت شاه عباس صفوی قرار گرفته و ابتدا اوراجهنویس آذربایجان شد. در سال 1029ق پس از فوت میرزا قوامالدّین محمّد کفرانی، به جای او منصب مستوفی الممالکی را برعهده گرفت و در زمان شاه صفی نیز این منصب را حفظ کرد.(1)
میرزا نوراللّه کفرانی رویدشتی اصفهانی متخلّص به ضیاء که اعضاء دفترخانه سلطنتی و مسؤول تحریر جلد توجیه بوده از میرزا سعید مستوفی دل خوشی نداشته و این شعر را جهت او سروده است:
صبا به خدمت مستوفی الممالک دهر اگر رسی ز مَنَش هیچ دردسر مرسان
ور او کند گله از من به حقّ نکهت گل که هرچه بشنوی از وی مرا خبر مرسان
مگو چرا ز تو نفعی نمیرسد به ضیا که من گذشتهام از نفع گو ضرر مرسان
همین بس است که گویی ز خیر و شر با او مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان(2)
ابوعبداللّه سفیان بن احمد بن محمّد بن محمّد بن علی بن عمر خرقی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری است. بسیار مشتاق کسب علم بوده و از خاندان علم و حدیث است. از پدرش «ابوالفضل احمد بن ابیطاهر محمّد» و «سیّد ابومحمّد حمزة بن عباس علوی»، «ابوالقاسم غانم بُرجی» و «ابوالفضل جعفر بن عبدالواحد ثقفی» استماع حدیث کرده است.
«ابوسعد سمعانی» از او حدیث شنیده و او نیز از «ابوسعد» استماع حدیث کرده است.(3)
سلاماللّه بن عارف بن محمّد موغاری [از کاتبان نسخنویس قرن دهم هجری] در اوّل رمضان 939ق مجموعهای شامل «مختصر تفسیر علی بن ابراهیم» و «تفسیر امام حسن عسکری علیهالسلام » را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 464 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
[موغار از دهات اردستان است. برای آشنایی با تاریخ و جغرافیا و مشاهیر این روستا به کتاب «آتشکده اردستان» رجوع شود.]
سلامی اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در شعر صاحب قریحه و استعداد بود. سام میرزا که معاصر اوست مینویسد: «به قابضی اردو بازار اوقات میگذرانَد و ضایع میکند و از بسیار خوردن افیون نزدیک است که جان به قابض ارواح بسپارد». امین احمد رازی او و برادرش را به طمع فراوان و وقاحت متهم میکند. کلامی برادر کوچکتر او هم شاعر بوده است. این دو برادر هنگامی که میرزا محمّد شریف هجری طهرانی وزارت اصفهان را برعهده داشت و خود شاعری قابل بود، نزد او حاضر میشده و با خواندن اشعار خود در مدح او، طلب صله و پاداش میکردند و چنان اصرار میورزیدند که ممدوح خود را به تنگ میآوردهاند تا جایی که او سروده است:
دو چیز است بدتر از تیز حرامی سلام کلامی و کلام سلامی
سلامی و برادرش با اغلب شعرای اصفهان همچون ضمیری، حزنی و نیکی معاشرت و مصاحبت داشتهاند. ولی امیر نظامالدّین هاشمی کاشانی با دو برادر مشاعره و معارضه
1) فهرست مرعشی قم، ج2، ص72.
داشته است.
سال وفات او معلوم نیست، اما روشن است که قبل از سال 987ق (سال وفات ضمیری اصفهانی) فوت شده است.
از اوست:
بی گل روی تو نرگس چشمتر دارد بسی غنچه بیلعل لبت خون در جگر دارد بسی(1)
سلطان علی اصفهانی [از فضلاء قرن دهم هجری] در یکشنبه 22 ربیعالثّانی 991ق کتابت نسخهای از «جامع المقاصد» محقّق کرکی را در نجف به پایان رسانیده است و کتاب به شماره 884 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
سلطان علی خان شهاب السلطنه فرزند عباسقلی خان بختیاری [از خوانین دانشمند و هنرپرور بختیاری بوده و دبیرستان جمالالدّین و دبستان شهاب، از آثار خیریه و باقیه او در بروجن است و جزو اولین مدارس فرهنگ چهارمحال و بختیاری بهشمار میرود. در سال 1323ش وفات یافته و در اطاقی مخصوص در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
«مشفق ضرغام بروجنی» مادّه تاریخ وفاتش را چنین یافته است:
خواهی اگر تاریخ او چون «مشفق» بیدل بگو: «حاجی شهاب السّلطنه باشد بگلزار ارم»(3)]
سلطان علی بن عبداللّه خلخالی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1055ق نسخهای از «ارشاد الاذهان» علّامه حلّی را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است. کتاب در جامع گوهرشاد به شماره 286 موجود است.(1)
سلطان علی بیگ متخلّص به «رهی» فرزند ولی قلی بیگ بن علی قلی بیگ شاملو، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. پدرانش از صاحبمنصبان عالیرتبه دولت صفویه بودند. خودش منصب «یساول صحبت» را در عهد شاه عباس دوم برعهده داشت. در شعر و فنون ادبی زبردست بوده و با ادباء و شعراء مجالست و مشاعره داشت. در سال 1064ق در اصفهان فوت نموده و در جوار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام در مشهد مقدّس مدفون شد. «دیوان اشعار»ش از پنج هزار بیت بوده و مثنوی «تحفة الصباحین» را در بحر «تحفة العراقین» سروده و قریب به سه هزار بیت داشته است.
از اوست:
فروغ حسن که آتش در این بیابان زد که دشت مجمره گردید و روزگار سپند(2)
سلطان محمّد اصفهانی، مؤلّف رساله «التّجلی علی الطّور» که به طریقه حروفیه تألیف شده است. دو نسخه از آن در کتابخانه اهدایی آقای مشکاة به دانشگاه طهران
موجود است.(1)
سلطان محمّد اصفهانی، از خوشنویسان ثلث و نسخ نیمه اوّل قرن دوازدهم هجری. معاصر شاه سلطان حسین صفوی است. [مرحوم استاد همایی مینویسد:
«قطعات بسیار خوب از وی دیدهام که تاریخش 1132ق است در همان ایّام که میرزای نیریزی خوشنویس معروف بوده است».(2)]
سلطان محمّد در صفر سال 1101ق از کتابت نسخهای از قرآن کریم به خط نسخ فراغت یافته و این قرآن به شماره 150 در گنجینه قرآن کتابخانه آستانه رضویه موجود است.(3)
وی جنگی را که شامل 11 رساله است و برخی از آن در مکه کتابت شده است را در ماه شعبان 1095ق کتابت نموده و به شماره 2711 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(4)
سلطان محمّد بن کمالالدّین حسین اصفهانی، از کاتبان فاضل قرن دهم هجری است. او نسخهای از «المعتبر» تألیف: شیخ جعفر محقّق حلّی را به خط نسخ در یکشنبه 21 محرم 973ق کتابت کرده و به شماره 7213 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(5)
همچنین کتاب «الاربعین» تألیف: شهید اوّل را در سال 980ق کتابت کرده است.(6)
سلطان محمّد بن حیدر اصفهانی، از نویسندگان کُتُب در قرن دهم هجری بوده و در 17 ربیعالاوّل 980ق نسخهای از کتاب «مطوّل» تفتازانی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه مؤلف فقید سیّد مصلحالدّین مهدوی موجود بوده و پس از وفات ایشان به کتابخانه ابن مسکویه اصفهان منتقل شده است.(1)
سلطان محمّد بن محمّد علی بن قاسم بن حسن حکمآبادی نطنزی، از عرفاء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است.
[وی در بقعه شیخ ابومسعود رازی در اصفهان به سیر و سلوک و تهذیب نفس میپرداخته و مراتب عرفانی را نزد مشایخ طریقت طی مینموده است.] از آثار او کتابت نسخهای از «اکمال الدّین» شیخ صدوق در بقعه شیخ ابومسعود در جمعه 19 رمضان 1041ق است که به شماره 797 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)[همچنین «مصحف فاطمة الزّهرا علیهاالسلام » را به خط نسخ در ماه رمضان 1054ق کتابت نموده که به شماره 52 در کتابخانه امام جمعه گلپایگان نگهداری میشود.(3)از آثار دیگر او کتابت «علل الشّرایع» در 2 شوال 1054ق است.(4)]
سلطان محمّد میرزا قاجار متخلّص به «سلطان» و ملقّب به «سیفالدّوله» فرزند
فتحعلی شاه قاجار شاعر و ادیب هنرمند، حکمران اصفهان در قرن سیزدهم هجری. مادرش طاووس خانم اصفهانی از زنان فتحعلی شاه قاجار است.
[در 26 جمادی الاوّل 1228ق در تهران متولّد شده و در سال 1240ق در حالی که 13 سال بیشتر نداشت حکومت اصفهان برعهده او گذاشته شد و یوسف خان گرجی سپهدار وزیر سیفالدّوله شد. در این زمان قیومیت او را زنی به نام مریم بیگم دایه برعهده داشت. هم از این رو بود که پس از وفات دایه، بقعه و تکیهای باشکوه به دستور سیفالدّوله در تخت فولاد بر مزار مریم بیگم ساخته شد که به «تکیه مادرشازده» معروف است.
سیفالدّوله ده سالی در اصفهان حکومت کرد. هنگامی که پدرش مُرد و محمّد شاه به حکومت رسید، او را از حکومت اصفهان کنار گذاشته و به تهران احضار کرد و دو سه سالی او را تحت نظر گرفت و حکومت اصفهان به خسروخان گرجی سپرده شد. عاقبت سلطان محمّد میرزا از شاه اجازه یافت تا به اتفاق مادر در عتبات عالیات مجاور شود. چندی در نجف و بغداد ساکن بود. آنگاه به مسافرت شامات، حمص اسکندریه، دیار بکر و موصل و استانبول و قیروان رفته و سفرنامهای نوشت و به تهران مراجعت کرد. در سال 1288ق به دستور ناصرالدّین شاه متولّی آستان قدس رضوی شد و در سال 1299ق وفات یافت. او مردی ادیب و هنرمند بود و سیاه قلم را به خوبی نقاشی میکرد.(1)]
شعر میسروده و «سلطان» تخلّص مینموده، دیوان اشعارش به شماره 3723 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)[این دیوان در تهران به چاپ رسیده
است اثر دیگر او مثنوی «سیف الرّسائل» در باب سرگذشت خود و دشمنی حاج میرزا آقاسی با او و سفرش به عراق است که نسخه هایی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)]
سلطان محمّد بن قطبالدّین اصفهانی، از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری است. وی مؤلف کتاب «معارف» است که به شماره 2085 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. این نسخه را محمّد جعفر بن غضنفر [خرمآبادی] به خط نسخ خوش در سال 1088ق کتابت کرده است.(2)
سلطان محمّد بن رفیعالدّین محمّد اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان پرکار عصر صفویه است. در اصفهان ساکن بوده و بیش از 30 سال به خوشنویسی و کتابت گذران زندگی کرده است. احتمال دارد او همان «سلطان محمّد اصفهانی» کاتب «قرآن مجید» که در صفحات قبل شرح حال او را آوردهایم باشد.
او نسخهای از «الحبل المتین» تألیف: شیخ بهائی را به خط نسخ در دوشنبه 3 رمضان 1063ق کتابت کرده که به شماره 7337 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)همچنین او نسخهای از «شرح کافی» تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ در سلخ ذیحجه 1087ق کتابت کرده و به شماره 8681 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(4)
سلطان محمّد بن شمسالدّین محمّد اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. از آثار وی نسخهای از «شرح کافی» مولی محمّد صالح مازندرانی شامل کتاب ایمان و کفر تا کتاب الرّوضه است که به خطّ نسخ در اوّل جمادی الثّانیه 1081ق (در زمان حیات مؤلف) نوشته است. کتاب به شماره 4808 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
سلطان محمّد ندوشنی یزدی فرزند محمّد، از علماء و فقهای عالیقدر قرن یازدهم هجری است. در فقه، کلام، حدیث و ادبیات مهارت داشته و در اصفهان به تدریس مشغول بوده است. از اساتید او آگاهی در دست نیست ولی بسیاری از علمای آن عهد همچون: ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، آقا حسین خوانساری، سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان (سلطان العلماء) و ملّا خلیل قزوینی نزد او تحصیل کردهاند. شاه عباس به او ارادت داشته و از هرگونه احترام به او خودداری نمینموده است. حتّی یک بار او را به سفارت به دربار امپراطور عثمانی فرستاده است.
این کتابها از اوست:
سلطان محمّد تربتی اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن
بوده و روزگار به تجارت میگذرانیده است. در سرودن شعر نیز صاحب طبع و قریحه بوده است.(1)
سلطان محمود بن غلامعلی طبسی [از علماء اواخر دوره صفویه] ظاهرا در مشهد به تحصیل پرداخته و به منصب قضاوت درآن شهر منصوب شده است. پس از آن به اصفهان آمده و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تکمیل تحصیلات خود پرداخته و در 14 ربیعالاوّل 1096ق و بار دیگر در سال 1109ق موفق به اخذ اجازه از علّامه شده است.(2)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) تذکره غنی، ص65.
2) امل الآمل، ج2، ص316؛ ریاض العلماء، ج2، صص 355؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص38؛ الکواکب المنتشره، ص317؛ تلامذُة العلّامة المجلسی، ص27.
3) فهرست وزیری، ج3، ص862.
4) فهرست فیضیه، ج2، ص161.
5) فهرست مجلس، ج36، ص389.
6) فهرست ملک، ص456.
7) فهرست مرعشی، ج13، صص 22 و 23.
8) الذریعه، ج20، ص199.
عروض» [(1)«مختصر الاشباه و النّظائر النحویه»5. «مختصر الاذکار بالمسائل الفقیّه» دو کتاب اخیر به شماره 7115 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)]
ابو اُمیّه سلم بن عصام بن سلم بن مغیره بن عبداللّه ثقفی، [از محدثان عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] نوشتهها و احادیث زیاد و از جمله احادیث غریب داشت. از عبیداللّه بن حجاج بن منهال و بشر بن آدم و دیگران نقل حدیث کردته و قاضی محمّد بن احمد بن ابراهیم اصفهانی (ابواحمد عسّال) از او روایت میکند.(3)
سلمان اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن دهم هجری است. [او «تاریخ بلعمی» را در محرم 927ق کتابت نموده و اکنون در کتابخانه «شچدرین» سنپطرزبورگ روسیه وجود دارد.(4)]
او همچنین «اسکندرنامه» ترکی، تألیف: تاجالدّین احمد بن ابراهیم احمدی کرمیانی را به خط نستعلیق در صفر 924ق کتابت نموده و به شماره 4948 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(5)
سلمان بن خلیل بن غازی قزوینی اصفهانی [عالم فاضل از دانشوران اواخر عهد صفویّه [در نیمه رمضان 1099ق در اصفهان کتاب «صافی) شرح فارسی «کافی» پدر خود را مقابله کرده است. نسخه به شماره 450 در مجلس شورای ملّی موجود است.
سجع او «سلمان منا اهلالبیت» بوده است.(1)
میرزا سلمان جابری بن علی، شاعر ادیب [از شعرای قرن دهم هجری] از رجال و اعیان دولت صفویّه و جدّ خاندان جابری انصاری اصفهان. [پدرش چند سال وزیر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم فارس بود. او در شیراز به کسب علم و ادب پرداخته و به خدمات دیوانی مشغول شد. در زمان شاه طهماسب صفوی ناظر بیوتات سلطنتی شد. شاه اسماعیل دوم او را به وزارت برگزیده و پس از مرگ او، در زمان سلطنت سلطان محمّد خدابنده به لقب «اعتماد السلطنه» ملقّب گردیده و منصب وزارت اعظم دولت صفوی را برعهده گرفت. نفوذ و قدرت او در دربار صفویه و تسلّط و چیرگی او بر ارکان دولت و مملکت نگرانی و حسادت را در بین برخی دولتمردان و امرای قزلباش برانگیخت تا جایی که توطئه چیدند تا او را از پیش پای خود بردارند. آنان از ضعف و بیکفایتی شاه استفاده کرده و در سال 991ق در هرات او را به قتل رسانده و اموالش را مصادره کردند.
شعر را نیکو میسروده و در علوم زمان خود خصوصا حساب و سیاق مهارت داشته است.
از اوست:
عنان زلف به چشمان فتنه بار مده به دست مردم پرفتنه اختیار مده
ز زلف پرده به رخسار لالهگون مفکن کلید گنج سعادت به دست مار مده(2)]
1) فهرست مجلس، ج12، ص179.
2) احسن التواریخ، صص 655 و 716؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ 1377ش)، ج1، صص 441-445؛ تذکره آتشکده (بخش سوم از نیمه نخست)، ص946؛ تذکره روز روشن، ص263؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «سلمان»، ص601؛ تاریخ نظم و نثر، صص 461-463؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513؛ منتخب اللطایف، ص330؛ تذکره مجمع الخواص، ص41.
ابوعبداللّه سلمان فارسی، نامش روزبه و از اهالی جی اصفهان بوده و در طلب تحقیق دین رنجها برده و مسافرتها نموده و سرانجام به شرف حضور محضر پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مشرّف گردیده، از بزرگترین صحابه آن حضرت معدود بوده و به خطاب «السّلمان منّا اهل البیت» مفتخر گردیده [است].
در سال 33 یا 36ق در مداین وفات یافته، قبرش معروف است. در سنین عمر سلمان اختلاف زیاد است و عموم مورّخین وی را از معمّرین نام بردهاند.
ظاهرا وی را سه فرزند بوده: 1. عبداللّه 2. کثیر3. محمّد و برادری در شیراز و خواهر و دختری در اصفهان داشته و جمعی کثیر از محدّثین از اولاد اویند و سوزنی سمرقندی و ضیاءالدّین خجندی خود را از اولاد او میدانستهاند.(1)
میرزا سلمان نطنزی متخلّص به «حسابی» از شعراء و ادبای قرن دهم هجری. او برادرزاده خواجه قاسم مستوفی الممالک نطنزی است. در کاشان نشو و نما یافته و در اصفهان ساکن شده است. اغلب عمر را به تحصیل علم گذرانیده و در ادبیات فارسی و عرب، طب، عرفان، موسیقی، انشاء و غیره دارای معلوماتی بوده اما هیچ علمی را به کمال نرسانده بود و بدین جهت ظرفاء او را دکان پس کوچه میگفتند (چرا در دکان او
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص672؛ طبقات ابن سعد، ج4، ص53؛ ذکر اخبار اصبهان، ج1، صص 49-52؛ حلیة الاولیاء، ج1، صص 185-208؛ طبقات المحدثین، ج1، صص 203-236؛ اُسد الغابه، ج12، ص417؛ محاسن اصفهان، ص23؛ مروج الهذب، ج1، ص320؛ مجالس المؤمنین، ج2، صص 205-208؛ نفس الرحمان فی فضائل سلمان؛ بررسی سیر زندگی و حکمت و حکومت سلمان فارسی؛ سلمان محمّدی (عبدالواحد مظفر)؛ سلمان فارسی (جعفر مرتضی عاملی)؛ سلمان فارسی، استاندار مدائن (احمد صادقی اردستانی)؛ روزبه یا سلمان فارسی؛ سلمان پاک؛ تاریخ تشیع اصفهان؛ صص 71-73؛ خورشید جی، صص127-201؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج2، ص1251.
هر چیزی پیدا نمیشود). در موسیقی و ادوار مهارت داشته و تصنیفهای او زبانزد گویندگان (خوانندگان) آن عهد بوده است. سال وفات او معلوم نیست.
کتب زیر از آثار اوست:
حسابی در وصف زادگاه خود نطنز گفته است:
در بدخشان گر عقیق از سنگ میآید برون از نطنز ما مِی گلرنگ میآید برون
این رباعی از اوست:
ای عقل خجل گشته زِ نادانی ما درهم شده خلق از پریشانی ما
بُت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما(1)
سیّد محمّد سلیم بن برهانالدّین بن سیّد شاهی موسوی زنجانی، از علماء و فقهاء قرن دوازدهم هجری است.
در اصفهان ساکن بوده و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی تحصیل نموده است. وی در سال 1131ق 75جلد کتاب وقف نموده است. در مقدمه یکی از آن کتابها («شرح لمعه» جلد دوم، موجود در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان) یکی از نوادگانش حاج میرزا علینقی زنجانی بن میرزا محمّد علی بن امیر محسن بن میر محمّد سلیم موسوی اصفهانی، به شاگردی میر محمّد سلیم نزد علّامه مجلسی تصریح کرده است.(2)
1) تذکره هفت اقلیم، صص 431-439؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ 1377)، ج1، ص287؛ تذکره آتشکده: بخش سوم نیمه نخست، ص940؛ مکتب وقوع در شعر فارسی، صص 71-73؛ تاریخ نظم و نثر، ص460؛ الذریعه، ج9، ص236؛ تذکره غنی، ص42؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 76 و 77.
2) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص38؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص103؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص350 الکواکب المنتشره، ص326.
محمّد سلیم بن ملک حسنی نوری، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است. او در یکشنبه شب عید اضحی (10 ذیحجه) 1132ق در مدرسه شیخ جعفر اصفهان نسخهای از «هیأت» فارسی تألیف: علاءالدّین علی قوشچی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 127 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهالسلام در قم نگهداری میشود.(1)
محمّد سلیم بن محمّد علی جِشوِقانی [به کسر جیم و سکون شین و کسر واو] قهپائی اصفهانی [از فضلاء و کاتبان قرن یازدهم هجری] در نیمه ربیعالثّانی سال 1061ق کتاب «کافی» را به خط نسخ نوشته و به شماره 827 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
حاج سیّد سلیمان ابطحی، از وعاظ و خطبای معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری.
او در سِدِه ماربین (خمینیشهر) متولّد شد نسب او به سیّد محمّد دیباج فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام منتهی میشود. او پس از انجام تحصیلات خود به وعظ و ارشاد مشغول شده و نماز جماعت را در مسجد حناسابهای اصفهان اقامه میکرد. او عمری را به زهد و استغنا گذرانیده و به ذکر مصائب و مناقب اهل بیت علیهمالسلام کوشید تا اینکه در
روز جمعه 7 شعبان 1363ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
ابو داود سلیمان اصفهانی، وی جزو جماعتی از اهل اصفهان بوده که در کوفه موفّق به زیارت حضرت علی علیهالسلام شدهاند.
وی گوید که با پدرم بودم در «کناسه» کوفه. مردی را دیدار کردیم. از نام او پرسش کردیم. گفته شد وی: شاهان شاه عرب یعنی علی بن ابیطالب علیهالسلام است.(2)
سلیمان اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. وی در نواختن نی مهارت بهسزائی داشته و حتّی برخی نوازندگی او را به نوازندگی نایب اسداللّه ترجیح دادهاند. مهدی نوائی نواختن نی را نزد او آموخته است.(3)
سلیمان بیگ نوه محب علی بیگ لَلِه، شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری[ از رجال و اعیان مورد احترام دوره صفویه بوده و مشرب صوفیگری و درویشی داشته و همچون پدر و جدّش متولّی مسجد جامع کبیر عباسی [مسجد شاه = مسجد امام فعلی] در اصفهان بوده است.
از اوست:
حیرت افزاست خیال سر زلفت چندان که به خود گم چو سیاهی به شب تار شدم(1)
حافظ سلیمان بن ابراهیم، از محدّثین قرن پنجم هجری است. او از «ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه» روایت میکند و «شهاب الاسلام ابوالنّجیب سعد بن عبداللّه همدانی» از وی نقل حدیث مینماید.
او در سال 488ق زنده بوده است.(2)
حافظ ابومسعود سلیمان بن ابراهیم بن محمّد بن سلیمان اصفهانی مَلِنْجی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری است. او در سال 397ق متولّد شده و جهت اخذ حدیث به بصره و بغداد و فارس و جبال مسافرت کرده و از «ابونعیم احمد بن عبداللّه حافظ اصفهانی»، «محمّد بن ابراهیم جرجانی» و «ابیبکر بن مردویه» و دیگران استماع حدیث کرده و متجاوز از 30نفر در شام و خراسان و عراق از جمله «ابوالقاسم جنید بن محمّد صوفی قائنی»، «ابوبکر محمّد بن شجاع لفتوانی» و «ابوبکر محمّد بن طاهر اشتر طوسی» از او حدیث شنیدهاند. او کتب چندی در حدیث و استخراج بر صحیحین تألیف کرده است.
او در سال 486ق وفات یافته است.(3)
«ملنجه» یکی از محلّات یاقرای اصفهان است.
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص44؛ تذکره روز روشن، ص367؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص677 و 678.
2) احقاق الحق، ج4، ص334 و ج7، ص393 و ج8، ص317 و ج9، ص521 و ج10، ص436.
3) مرآت الجنان، ج3، ص142؛ التّحبیر، ج1، ص169؛ الانساب، ج5، ص382؛ تذکرة الحفاظ، ج3، ص1093؛ میزان الاعتدال، ج1، ص409؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج1، ص501.
خواجه سعدالدّین سلیمان بن شرفالدّین ابوالحسن بن طالوت دامغانی، از اعیان و خیرّین نیکوکا قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. او از مریدان عارف ربّانی محمّد بن ابوالقاسم اصفهانی معروف به «بابا قاسم» بوده و پس از وفات مراد خود، بقعهای شکوهمند را در سال 741ق بر سر مزار او بنا کرده است.(1)
حافظ ابوالقاسم سلیمان بن احمد بن ایّوب بن مطیر لخمی طبرانی، از مشاهیر محدّثین و حُفّاظ عامّه در قرن سوم و چهارم هجری است. در سال 260ق در عکّا متولّد گردید و جهت کسب علم و حدیث به شهرهای حجاز و مصر و عراق و فارس و اصفهان و جزائر مسافرت نمود. در سال 290ق به اصفهان وارد گردید و بعدا به شهرهای دیگر رفته و از سال 300ق مجدّدا به اصفهان آمده و مدّت شصت سال در این شهر به نقل حدیث پرداخته، تعداد مشایخ او را قریب یک هزار نفر مینویسند. او را «مسند دنیا» لقب دادهاند. و خود از زمره حُفّاظ و علماء اهل سنّت بوده و نسب به شیعه به نظر احترام مینگریسته است.
برخی از محدّثین که طبرانی از آنها روایت نموده عبارتند از: «ابن عقده احمد بن محمّد»، «احمد بن یحیی حلوانی»، «محمّد بن عبداللّه بن بجیر»، «محمّد بن علی بن اسحاق»، «محمّد بن علی بن الولید»، «یحیی بن عثمان با صالح» و غیره.
از جمله کسانی که از وی اخذ حدیث کردهاند: «حافظ ابونعیم اصفهانی»، «ابوخلیفه جمحی»، «عبداللّه بن احمد» و جماعتی دیگر میباشند.
1) آثار ایران، ج4، صص 226 و 228.
«طبرانی» در 28 ذیقعده 360ق در سن یکصد سالگی در اصفهان وفات یافته، «حافظ ابونعیم اصفهانی» بر وی نماز گزارده و سپس جنب مزار «حممة بن ابی حممه» (از اصحاب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ) در باب تیره اصفهان مدفون شد.
در محلّه طوقچی مجاور مقبره «صاحب بن عَبّاد» مقبره قدیمی با گنبد خِشتی بود که اخیرا آنرا خراب کرده و حسینیّه بنا کردند. معروف بین عوام آن بود که نام مدفون در بقعه « تبردار» است و ظاهرا « تبردار» تصحیف شده «طبرانی» است.
کتابهای زیر از تألیفات اوست:
پیر سلیمان هفشوئی اصفهانی بن پیر احمد یاناکی هفشوئی، شاعر و ادیب فاضل. از شعراء و دانشمندان قرن یازدهم هجری.
اصلاً از اهالی قریه «هفشویه» از بلوک قُهاب اصفهان بوده و جهت تحصیل به
1) ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص335؛ راهنمای دانشوران، ج2، ص100؛ وفیات الاعیان، ج1، ص215؛ هدایة العارفین، ج1، ص396؛ الکتی و الالقاب، ج2، صص 443 و 444؛ روضات الجنات، ج4، ص79؛ هدایة الاحباب، ص213؛ کشف الظّنون، ج2، ص1737؛ الاعلام، ج3، ص181؛ اللّباب، ج2، ص273؛ غایة النّهایه، ج1، ص311؛ طبقات المفسرین، ج1، صص 198-200؛ ریحانة الادب، ج4، ص31؛ معجم المؤلفین، ج4، ص253؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «طبرانی»، ص132؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص746؛ مزارات اصفهان، صص 175 و 176.
اصفهان آمد و در مدرسه والده ساکن شد.(1)نزد جمعی از فضلاء و علماء خصوصا سیّد شرفالدّین علی شولستانی نجفی و آخوند نصیرا قزوینی به تحصیل پرداخت و از سیّد شرفالدّین شولستانی در 4 رجب سال 1054ق اجازه دریافت نمود.(2)
[او در سال 1033ق کتاب «ذکری الشیعه» تألیف: شهید اوّل را کتابت نموده که به شماره 11215 در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.(3)]
در فنون شعر و ادب خصوصا عروض و قافیه و معما و صنایع بدیعی استاد بوده و گاهی شعر میسروده است.
این معما به نام «صدر» از اوست و حلّ آن در تذکره نصرآبادی آمده است:
چون صبا زلف از جمال یارم دور کرد بر کنار لب دو خال هندویم رنجور کرد
[پیر نور و پیر محمّد مقیم از سلسله پیران قریه هفشویه و از بستگان و خویشان پیر سلیمان بودهاند و فرزندانش محمّد صالح و صمد نیز از فضلاء آن عهد بودهاند.]
سیّد سلیمان بن سیّد محمّد باقر گلستانه، خوشنویس ادیب قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و خط نسخ را خوش مینوشته و معاصر شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی است و ظاهرا تا سال 1090ق در قید حیات بوده است.
او یک جلد قرآن کریم را به خط نسخ خوش در سال 1076ق کتابت کرده که به شماره 12169 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. همچنین نسخهای از «من لا یحضره الفقیه» را در سال 1087ق کتابت کرده که به شماره 100 در کتابخانه صدوقی یزدی در یزد موجود است.(4)
سلیمان بن محمّد حسین اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او کتاب «ذخیره خوارزمشاهی را در شوال 1079ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق در تهران موجود است.(1)
ابو ایوب سلیمان بن داود بن بُشر منقری شاذکونی اصفهان کوفی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری. پدرش در یمن تجارت میکرد و دوخته هایی را میفروخت که در یمن به «شاذکونه» معروف بود. لذا به «شاذکونی» معروف شد. خود او جهت طلب حدیث به بغداد و کوفه رفته و در اصفهان ساکن شده و «رسته»، «محمّد بن عاصم»، «اسید» و «ابوزرعه رازی» از او حدیث نقل کردهاند.
شاذکونی از برخی از شاگردان امام جعفر صادق علیهالسلام حدیث نقل میکند امّا رجالشناسان شیعه او را ضعیف دانستهاند.
وی در سال 236ق در اصفهان وفات یافت.(2)
ابوالحسین سلیمان بن داود بن سلیمان وکیل [از محدّثان عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] وی از «علیّ بن محمّد بن ابان قاضی» و «علی بن حسن بن علی مظالمی» روایت میکند.(3)
ابوالعلاء سلیمان بن عبدالرّحیم بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن سلیمان رفّاء حسنآبادی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از «ابی عبداللّه بن منده»، «ابی اسحاق بن خُرشید قوله»، «ابی عمر بن طلحی» استماع حدیث نموده و «ابونصر احمد بن محمّد خوزی اصفهانی» و «ابوبکر محمّد بن علی کابلی» از او اخذ حدیث کردهاند. او مردی فاضل بوده و در سال 469ق وفات یافته است.(1)[ظاهرا منظور از «حسنآباد»، حسنآباد جرقویه اصفهان است.]
سیّد سلیمان بن محمّد علی، از علماء اتقیاء. وفاتش در 19 ذیقعدة الحرام 1234ق روی داده و قبرش در تخت فولاد اصفهان است.(2)
میرزا سلیمان خان امینپور متخلّص به «کوثر» فرزند میرزا فضلاللّه، [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1290ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات ابتدائی و متوسطه خویش را در این شهر به پایان رسانیده، وارد خدمت فرهنگ شده و از دبیران خوب و مجرب فرهنگ اصفهان بهشمار میرفت. گاهی به مقتضای حال اشعاری میسرود و «کوثر» تخلّص میکرد. برادرش هاشم بهروش متخلّص به «روشن» نیز از شعرای اصفهان و مقیم یزد بود.
از اوست:
باور مکن اگر که وجودم عدم شود اندر دلم ز مهر تو یک ذرّه کم شود(1)
حاج میرزا سلیمان رکنالملک شیرازی بن محمّد کاظم [خلف بیگی بن محمّد حسین بن محمّد اسماعیل بن ابراهیم سلطان بن امام وردی بیگ بن خلف بیک ثانی (سفرهچی)، شاعر و ادیب منشی. از سخنوران و بزرگان اواخر دوره قاجاریه.
او از خاندان خلف بیگی شیراز است که نسب آنان به خلف بیگ طالش از امرای شاه اسماعیل صفوی منتهی میشود. خلف بیگ سفرهچی معروف به «خلف بیگ ثانی» بانی مسجد سرخی اصفهان هم از اجداد اوست و امام وردی بیگ مدّتی والی فارس بود.]
صاحب عنوان در سال 1254ق در شیراز متولّد شده و در آنجا علم و ادب آموخته و خطوط نستعلیق و نسخ را مشق نموده و در صنایع و فنون ادب خصوصا انشاء مهارتی وافر کسب کرد.
[در سال 1277ق کارگزار بحرین شده و سپس به دستگاه ظلّالسلطان والی فارس پیوست و در خدمت او به منشیگری پرداخت. پس از ضمیمه شدن حکومت اصفهان و مناطق تابعه به قلمرو حکمرانی ظلّالسّلطان، به اصفهان منتقل شده و «نایب الحکومه» اصفهان گردیده و لقب «رکن الملک» گرفت و عامل ابرقو و جرقویه علیا و سفلا شد.]
او از مردان نیکوکار و خلیق و مهربان و فردی لایق و کاردان بوده و در مقایسه با عموم کارمندان دستگاه ظلّالسّلطان، از همه بهتر و نسبت به قاطبه مراجعین خصوصا علماء و دانشمندان خوشرفتار بوده و در دستگیری از فقراء و ضعفاء اهتمام داشته است. آثار خیریهای از او باقی مانده است. از آن جمله:
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص391.
در سخنوری و فنون شعر و ادب نیز استاد بوده و در شعر «خلف» تخلّص مینموده است. وی سرانجام در روز سهشنبه 7 جمادیالاولی سال 1331ق وفات یافته و در مسجد خود در اطاق مخصوص مدفون شد. عدّهای از شعراء جهت او مرثیه و مادّه تاریخ گفتهاند. از جمله «اعوری» شاعر اصفهانی گوید:
باده مرگ ساقی دوران ریختش چون به کام رکنالملک
اثر کار خیر او دارد تا ابد زنده نام رکنالملک
«اعوری» گفت بهر تاریخش «شد بجنت مقام رکنالملک»
این دو بیت از رکنالملک است:
دلِ غمین به وصال بتی ز نوشاد است که رشک لعبت فرخار و شوخ نوشاد است
به کوی خسرو و شیرین ما دلا بگذر ببین که تیشه بر فرق هزار فرهاد است(1)
1) آثار عجم، ص503؛ تذکره مرآة الفصاحه، ص199؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص916؛ مجله یادگار، سال سوم، شماره 9، ص33؛ حدیقة الشعراء، ج2، ص573؛ دانشمندان و سخنسریان فارس، ج2، صص 454-459؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص285؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص31؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 652 و 653؛ بیان المفاخر، ج2، ص115؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص121.
ابو داود سلیمان بن محمّد بن علی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری[ در شوال 455ق متولّد شده و سرانجام در نیشابور ساکن شده است. او به همراه «ابوسعد سمعانی» از «ابوبکر... بن طاهر شمامی» حدیث شنیده است. وفاتش در سال 541ق اتفاق افتاد.(1)
ملّا سلیمان بن محمّد تنکابنی گیلانی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر، جامع معقول و منقول. از علمای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از بزرگان فقه و ادب خصوصا علّامه ملاّ محمّد باقر مجلسی کسب فیض نمود.
وی در سال 1077ق نسخهای از کتاب «کافی» را کتابت کرده که در مسجد اعظم قم موجود است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
سلیمان بن درویش محمود کلاردشتی مازندرانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری ساکن اصفهان] در 17 صفر 1092ق از کتابت «حاشیه مطول» میر سیّد شریف جرجانی، در اصفهان فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 1639 در کتابخانه مرکزی
دانشگاه طهران موجود است.(1)
سلیمان بن میرزا جان اصفهانی، از کاتبان و فضلای قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «ایضاح الاشتباه» تألیف: علّامه حلّی را به خط نسخ (ظاهرا در اوایل قرن چهاردهم هجری) کتابت کرده است. این کتاب به شماره 1/14685 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)
سلیمان بن یوسف بن صالح بن زیاد بن عبداللّه عقیلی فابزانی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری. از «نعمان بن عبدالسّلام» روایت میکند.] فرزندش «ابوجعفر احمد» از او نقل حدیث کرده است.(3)
[«فابزان» به احتمال قوی همان «خابجان» (خابجون) فعلی، از محلّههای اصفهان است.]
شیخ سلیمان دارانی، از مشاهیر عرفای عهد صفوی است. مدفنش در داران (فریدن) اصفهان است.(4)
آقا سلیمان کلانتری، از هنرمندان معاصر اصفهان. از شاگردان سیّد رحیم اصفهانی بود و در خوانندگی مهارت داشت و به سبک سیّد رحیم آواز میخواند. و در موسیقی اطلاعات کافی داشت، وی در سال 1348ش درگذشت.(1)
ملّا سلیمان گرجی [از علماء قرن دوازدهم هجری] معاصر شاه سلطان حسین صفوی و مؤلف: 1. «کشکول اللّغه» در شش جلد که نسخه آن در کتابخانه آیةاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. [2. ترجمه «ریاض السالکین» سیّد علی خان در شش جلد 3. «ام العرفان فی تفسیر القرآن»]
سلیمان مبارکهای لنجانی، [از ادباء و عرفاء اواخر دوره قاجاریه] کتاب «ترجمه مروج الذهب» را در محرم 1316ق در مبارکه لنجان اصفهان به خط نسخ نوشته و آنجا «اقلُّ الطُّلاب و اَفقَر الفُقَراء النّعمتیّه سلیمان» خود را معرفی میکند.(2)
سیّد سلیمان میرلوحی فلاورجانی، از علماء و واعظ معاصر است. در سال 1291ش متولّد شد. در 12 سالگی به اصفهان رفته و در مدرسه جدّه بزرگ ساکن شد و نزد علمای عالیقدری چون شیخ عباسعلی ادیب حبیبآبادی و سیّد عباس صفی دهکردی به تحصیل پرداخت. او از سال 1325ش تا آخر عمر در فلاورجان و مناطق اطراف آن به وعظ و خطابه و ترویج دین مشغول بود و در مسجد امام حسن مجتبی علیهالسلام فلاورجان و مسجد جامع ریاخون به اقامه جماعت میپرداخت.
او سرانجام در روز 22 مهر 1366ش (مصادف با شب اربعین) وفات یافت.(1)
سُمبات دِرگیورقیان، نقاش و هنرمند معاصر. در سال 1293ش (برابر با 1913م) در محلّه جلفای اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود را در مدرسه ارامنه و سپس در کالج انگلیس اصفهان به اتمام رسانید.
از سال 1311 به مدّت سه سال از آموزشهای نقاش هنرمند سرکیس خاچاطوریان بهرهمند شد. در سال 1337ش اولین نمایشگاه آثار خود را در باشگاه صنعت نفت آبادان برپا کرد. یک سال بعد راهی ایتالیا و فرانسه شد و با آثار هنرمندان آبرنگ و سبکهای آنان آشنا شد. آنگاه به لندن رفت و با آبرنگکار انگلیسی «سِر ویلیام داسل فلینت» آشنا شد و مورد توجّه و تایید آن هنرمند قرار گرفت، او در یک سال اقامت در لندن نقاشی و طراحی را دنبال کرد و معلومات و تجربیات ارزشمندی به دست آورد.
او پس از بازگشت به ایران نمایشگاههای متعدّدی را در شهرهای آبادان و مسجد سلیمان و همچنین در کشور عربستان سعودی برپا داشت. همچنین در سال 1323ش در چهارمین بینیال تهران شرکت کرد. او دارای کارگاهی بود که شاگردان بسیاری در آنجا تعلیم دیدهاند.
آثار به نمایش گذاشته از او در نمایشگاههای داخل و خارج کشور با استقبال فراوان هنرشناسان روبرو شده و شماری از کارهایش در موزههای داخل و خارج و در مجموعههای خصوصی نگهداری میشود. در سال 1372ش نمایشگاه آثار او در ایروان، پایتخت ارمنستان با استقبال بسیاری مواجه گردید.
سُمبات علاوه بر چیرهدستی در آبرنگ، در نقاشی رنگ و روغن، گواش، پاستل، آب مرکب و سیاه قلم نیز مهارت داشت. بسیاری از موضوعات نقاشی او زندگی مردم
1) شرح مجموعه گل، ص240.
ایران در آثار تاریخی هستند.
این هنرمند توانا از جامعه ارامنه اصفهان در سال 1378ش درگذشت.(1)
ملّا محمّد سمیع اصفهانی [از فضلاء قرن چهاردهم هجری] فاضل ادیب. کتب چندی وقف نموده که از آن جمله است: نسخهای از «ارشاد القلوب» دیلمی که به نظر علّامه [شیخ آقابزرگ] طهرانی رسیده است.(2)وی در نجف اشرف ساکن بود. او عالمی صالح زاهد و متقی و در جمع کتب مولع بوده و اغلب آن کتابها را وقف یا وصیّت به وقف نموده است. سرانجام در سال 1327ق وفات یافته و در قبرستان «وادیالسلام» نجف مدفون شد.(3)
ابی الحسن سوار بن احمد بن ابی سوار عسکری. از روایان بصره حدیث نقل کرده است. چندین سال در اصفهان سمت قضاوت داشته و در ماه شعبان سال 94ق در این شهر وفات یافته است.(4)
ابوالحسن سهل بن احمد بن عباس ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از «ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن نعمان بن عبدالسّلام» روایت نموده و
«ابوبکر بن مقری» از او نقل حدیث مینماید.(1)
ابهر (اَبَر) از دهات بلوک جِی اصفهان بوده و اکنون جزو شهر محسوب میشود.
ابوطاهر سهل بن عبداللّه بن فَرُّخان اسیهفردیسی مدینی اصفهانی [از زُهّاد و عُبّاد و محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] زاهد و مستجاب الدعوه بوده و به مصر و شام سفر کرده و حدیث نوشته است. [از «ابن شر حبیل»، «ابوایّوب سلیمان بن عبدالرّحمان» و «محمّد بن مصفّی» روایت نموده و «احمد بن ابراهیم بن یوسف ضریر» از او نقل حدیث کرده است.(2)] او در سال 296ق وفات یافت.
«اسیهفردیس» از روستاهای «مدینه» (شهرستان) اصفهان است.
سهل بن علی بن سهل اصفهانی، از عرفاء و صوفیه [در قرن چهارم هجری] است. ابونصر سراج در «لمع» از قول او گوید: «حرام است اصحاب ما را فقرا بنامند، زیرا آنها غنیترین خلق خدایند»(3)
ابوالمظفر سهل بن محمّد بن احمد اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است[ از «ابی عبداللّه محمّد بن اسحاق»، «ابیبکر طلحی» و «ابی اسحاق ابن ابراهیم نیلی» روایت میکند.(4)
«اُسوار» از روستاهای حومه اصفهان بوده [و احتمالاً همان جایی است که به حال حاضر آن «سواری باغ» گفته میشود.]
ابوطاهر سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در فقه مهارت داشته و از یونس بن حبیب حدیث شنیده و از ابومسعود حدیث نوشته است. او پدر صوفی و عارف مشهور «علی بن سهل اصفهانی» است.
سهل اصفهانی در سال 286ق وفات یافت.(1)
ابوالطّیب سهل بن ابوسهل محمّد بن سلیمان بن محمّد صُعلوکی نیشابوری اصفهانی، از فقهاء و محدّثین مشهور شافعی در قرن چهارم هجری. نزد پدر فقه را آموخته و علاوه بر فقه در ادبیات نیز توانا بود و ریاست شرعی و دنیوی را با هم داشت. گویند در مجلس درس او در نیشابور قریب پانصد قلم و دوات به کار میرفته و فضلاء حاضر در مجلس، مطالب او را مینوشتهاند.
وی در سال 404ق وفات یافت [سالهای 402 و یا 387ق که برخی نوشتهاند اشتباه است.] وی مؤلف کتابی است به نام «المذهب فی ذکر شیوخ المذهب» یعنی طبقات الشافعیه.(2)
1) ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص339.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص732؛ ریحانة الادب، ج3، ص445؛ وقایع السنین و الاعوام، ص246؛ هدیة العارفین، ج1، ص412؛ طبقات الشّافعیّه (اسنوی)، ج2، صص 126 و 127؛ طبقات الفقهاء، صص 129 و 222؛ روضات الجنات، ج4، ص96؛ الاعلام، ج3، ص210؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص416؛ محاسن اصفهان، ص30؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «سهل»، ص734.
سهل بن محمّد بن ابی الفرج سهل بُرجی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از جدش ابوالفرج سهل بُرجی نقل حدیث نموده و محدّثین اصفهان از او حدیث شنیدهاند. یحیی بن منده در کتاب خود از او یاد کرده و از او اجازه نقل حدیث دارد.(1)
ابوالقاسم سهل بن محمّد بن عبداللّه بن محمّد اصفهانی ندیم [از محدّثین فاضل قرن ششم هجری] متوفی در ربیعالثّانی 446ق، ساکن نیشابور.(2)از «سیّد ابوالحسن محمّد بن علی بن حسین بن علی حسنی» روایت نموده و «حاکم حسکانی» از او نقل حدیث کرده است.(3)
[حافظ ابوالحسن فارسی او را با عنوان «شیخٌ فاضلٌ ثقةٌ کثیر الشیوخ ثقة فی الرّوایة» ستوده و نوشته است که در اعتقادات اهل سنّت تعصب داشته و در نیشابور و هرات حدیث شنیده و حدیث گفته است.(4)]
در محلّه جوباره اصفهان در نزدیکی تکیه حاج میرزا داود در مقبرهای متصل به مسجد محمّد علی سلمانی در ضلع جنوبی خیابان کمال قبر ساروتقی معروف است. در حوالی آن سه قبر وجود داشته که در طول تاریخ از بین رفته ولکن نام آنها علی المشهور «سه موافق» بوده و در اثر کثرت استعمال به «سه مافق» شهرت یافته است.
این سه قبر یکی داخل دکان مقابل مسجد و دیگری در خانه پشت مسجد و سومین نیز در مسجد و احتمالاً در همین بقعه قرار داشته است. نام و شرح حال آنان تاکنون بر
نویسنده مجهول مانده و به احتمال قوی، قبور متعلق به بزرگان و علماء اسماعیلیه که در قرن پنجم تا هفتم در اصفهان قدرت و شهرت و عنوانی داشتهاند، بوده است.
شاردن فرانسوی در سفرنامه خود پس از ذکر افسانهای درباره کمالالدّین اسماعیل مینویسد: «چند قدم پایینتر از این قبرستان (قبر کمال اسماعیل) قبر یکی از شجاعان اسلام است که در قرن چهارم میزیسته و سنیّان که دشمن مذهب ایرانیانند را در همه جا تعاقب میکرده و...»
مرحوم عریضی مینویسد که «نام صاحب این قبر سیّد احمد و در دیگری قبر امینالدّین حسن وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی و سومی قبر دیوانه بابلی است. سپس شرحی درباره دیوانه بابلی مینویسد که شباهت به نوشته قبلی او دارد. به ظنّ قوی، قبری را که نزدیک قبر کمالالدّین اسماعیل نقل میکند و جزو سه قبری است که قبلاً به عنوان «سه موافق» نوشتیم، مربوط به همین فرد میباشد.(1)
ابوالسّحماء سهیل بن حسّان اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان است. از اصفهان به مصر رفته و در آنجا حدیث گفته است. عبداللّه بن وهب از او روایت کرده است.(2)
ابونصر سیّار بن خزیمة بن سیّار بن عبدالرّحمان [از محدّثان عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در اصفهان میزیسته و محل زندگی او سالها به کوی سیّار معروف بوده است. مردی بسیار عابد و زاهد بوده و از حاتم بن عبیداللّه نَمَری بصری و حسین بن حفص بن فضل ذکوانی همدانی و ابراهیم بن ایوب عنبری فُرسانی حدیث شنیده است.(3)
سیاوش کسرائی فرزند رحیم شاعر نوپرداز معاصر، در حدود سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. پس از گذراندن تحصیلات مقدّماتی و متوسّطه در زادگاه خود به تهران رفت و موفق به دریافت مدرک لیسانس از دانشکده حقوق شد. او تحت تأثیر نیما یوشیج به شعر نو روی آورد و جزو اولین نسل پیروان و مروجّان نیمائی قرار گرفت. در جوانی به مبارزه سیاسی روی آورد و رژیم پهلوی از چاپ آثار او جلوگیری کرد و او مجبور به مهاجرت به افغانستان شد. پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشته و مدّتی به فعالیّت ادبی مشغول بود، سرانجام به شوروی (روسیه کنونی) رفت. او سالهای آخر عمر را در اطریش به سر آورد تا اینکه پس از یک عمل جراحی، در پنجشنبه 19 بهمن 1374ش در «وین» (پایتخت اطریش) درگذشت و در قبرستان آن شهر به خاک سپرده شد.
از اشعار معروف او «آرش کمانگیر» است که در بین مردم معروف بود و در کتابهای درسی درج شده بود.
این کتابها که مجموعه اشعار اوست به چاپ رسیده است:
1) سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1863؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 470 و 471؛ هفتهنامه «امید جوان»، سال اوّل: شماره 4، روز ششم اسفند 1374، ص10؛ ماهنامه جهان کتاب، شماره 192: سال نهم، ص50.
دکتر سیاوش صحّت، از پزشکان جراح و اساتید پزشکی معاصر در سال 1313ش متولّد شد. پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه در اصفهان، دوره دانشکده پزشکی اصفهان را به پایان رسانیده و سپس در دوره تخصصی جراحی شرکت کرد. سپس به آمریکا رفت و در «پنسیلوانیا» و «ماساچوست» و بیمارستان «مموریال» نیویورک به ادامه تحصیل در رشته جراحی پرداخته و دیپلم تخصصی در این رشته را اخذ نمود. سپس به اصفهان بازگشته و در سال 1344ش به سمت دانشیاری جراحی عمومی دانشکده پزشکی اصفهان منصوب شد.(1)
دکتر سیروس شفتی فرزند علی اکبر، جغرافیدان و استاد دانشگاه، در سال 1312ش در ارومیه متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی به تبریز رفت و پس از طی دوره متوسطه، در دانشگاه تبریز در رشتههای علوم تربیتی و تاریخ و جغرافیا لیسانس گرفت.
سپس به آلمان رفت و در سال 1344ش از دانشکده علوم طبیعی و ریاضی دانشگاه کُلن، دکترای جغرافیا اخذ نمود و تز دکترای خود «جغرافیای شهری تبریز» را ارائه نمود. در سال 1345ش به اصفهان آمده و رشته جغرافیا را در دانشگاه اصفهان تأسیس کرد و در سال 1356ش به درجه استادی رسید.
وی در سمتهای مختلف مانند مدیر گروه جغرافیا، رئیس دوره شبانه دانشگاه اصفهان، رئیس دانشکده اقتصاد و علوم اداری و ریاست مرکز تحقیقات جغرافیای اصفهان به انجام وظیفه پرداخته و در برخی از شوراهای فرهنگی و دانشگاهی و گروههای تحقیقاتی عضو بوده است.
از او مقالات متعددی در مجلات کشور همچون هنر و مردم، نشریه دانشکده ادبیات
1) راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی، ص108.
و علوم انسانی تبریز، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان، نشریه هواشناسی کشور، نشریه مسائل ایران، فصلنامه فرهنگ اصفهان، فصلنامه وقف میراث جاویدان و غیره به چاپ رسیده و چندین مقاله نیز به زبان آلمانی چاپ شده است. همچنین از او مقالات متعددی در همایشهای داخلی و خارجی ارائه شده است.
کتب زیر از او به چاپ رسیده است:
سیّد سیفالدّین سیّد موسوی متخلّص به «آذر» فرزند سیّد فخرالدّین، از شعرای معاصر. در روز سوم مهر 1320ش در قزوین متولّد شد. عاقبت در نجفآباد ساکن شده و در کارخانه ذوب آهن به کار پرداخت. و چندی بعد در دانشگاه پیام نور در رشته ادبیات تحصیل نمود. جدّش حاج سیّد مناف، مجتهد معروف طارم علیا است.
از اوست:
دل را خدای کرده بلورین سرای مهر مگذار سنگ غم بخورد بر بنای دل
از جور بیحساب حذر کن نگار من آتش مزن ز غصّه بُتا بر سرای دل(2)
سیفاللّه آشوری متخلّص به «سیفی» فرزند میرزا باقر متخلّص به «خاص»، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1303ش متولّد شد. او به علّت عدم تمکُّن مالی به مدرسه نرفت و تحصیلاتی مطابق ذوق و استعداد خود ننمود. لکن به علت شوق و ذوق
تحصیل، اندکی در خارج از محیط مدرسه درس خوانده و از اوّل جوانی سرودن شعر را شروع نمود. دو جزوه از دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. مشارالیه در انجمن ادبی پروانه شرکت مینمود.
او در اواسط رمضان المبارک 1411ق وفات یافته و در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
از اوست:
عهد با رشته زلف تو پری چون بستم رشته مهر و وفا از همه کس بگسستم
ساقیا زان مِی پر نَشئه که دادی به کفم نه عجب گویم اگر تا به قیامت مستم(1)
سیفاللّه قیصری متخلّص به «شباویز» فرزند درویش علی بن نعمتاللّه، شاعر ادیب معاصر اصفهان، در اوّل مهر 1319ش در خانوادهای از قوم بختیاری در منطقه «سرخون» از توابع اردل (در چهارمحال و بختیاری) متولّد شد. در کودکی به همراه خانواده به آبادان منتقل و در دبستان فرهنگ آبادان تحصیلات ابتدایی را به پایان رساند. دوره دبیرستان را هم در دبیرستان رازی آبادان طی نمود. آنگاه در دانشگاه اصفهان پذیرفته شد و در رشته زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت و در سال 1343 موفق به اخذ لیسانس گردیدو او 10 سال در آبادان و بهبهان به تدریس مشغول بود. سپس به اصفهان منتقل شده و به تدریس در دبیرستانهای این شهر ادامه داد تا اینکه در سال 1377ش بازنشسته شد. او از ورزشکاران به نام خوزستان بوده و بنا به تشویق مرحوم نامجو به وزنهبرداری پرداخته و در سال 1343ش در مسابقات کشوری وزنهبرداری نایب قهرمان شد. او 20 سال به ورزش وزنهبرداری مشغول بوده و دوره آموزش بینالمللی داوری وزنهبرداری را نیز دیده است.
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص258؛ مزارات اصفهان، ص128.
وی در هنگام تحصیل در دبیرستان، به سرودن شعر پرداخت و با تشویق محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) و حسن پستا که دبیران او بودند به شعر ادامه داد. او در اصفهان در برخی انجمنها خصوصا انجمن صائب و انجمن حافظ حضور یافته است، ولی کمتر در انجمنها شرکت میکند. برخی از اشعارش در مجلات فردوسی، امید ایران و سپید و سیاه به چاپ رسیده است.
آثار او هنوز هیچکدام به چاپ نرسیده است که عبارتند از:
ابن غزل از اوست:
آیینه دلی داشتم آن را به تو دادم این آینه نورفشان را به تو دادم
صد شور درون دل من خانهنشین بود یارا همه شور نهان را به تو دادم
میخواستی از من همه دار و ندارم جانان جهان من دل و جان را به تو دادم
آسودگی و شور و نشاطی که مرا بود یکجا به تو بخشیده جهان را به تو دادم
هر نام و نشانی که مرا بود به هر جای آن نام تو را داده، نشان را به تو دادم
گفتی نزدم صیدی و آن صید تو هستی قربان تو صیّاد! کمان را به تو دادم
سلطان وجود من و معبود دلم باش سلطانی و این جاه و مکان را به تو دادم
در کنج دل گرم «شباویز» نهان شو این خانه نُه توی زمان را به تو دادم(1)
ملّا سیفاللّه بن سلطان علی قاری، از فضلاء و قاریان قرن دوازدهم هجری است. وی ظاهرا در اصفهان ساکن بوده و در خدمت آقا جمالالدّین محمّد خوانساری به تحصیل
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای سیفاللّه قیصری در تابستان 1387، تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص407.
پرداخته است.
وی «ترجمه مفتاح الفلاح» آقا جمال خوانساری را در سال 1118ق مقابله نموده است.(1)
شیخ سیفاللّه نور محمّدی نجفآبادی فرزند عباس، عالم فاضل محقّق. در سال 1312ش در نجفآباد متولّد شد. در نوجوانی به کربلا رفت و در درس حضرات آیات شیخ یوسف خراسانی و سیّد اسداللّه صدر هاشمی و سیّد محمّد شیرازی حاضر شد. سپس به نجف رفته و از درس علمای اعلام شیخ محمّد حسین حلّی و شیخ غلامرضا باقری نجفآبادی و آیات عظام خوئی، امام خمینی و سیّد عبدالأعلی سبزواری بهره گرفت و پس از 24 سال سکونت در عراق به قم آمده و از درس آیات عظام علّامه فانی و گلپایگانی کسب فیض نمود و در آن شهر به تدریس سطوح عالیه پرداخت.
او تألیفاتی دارد که هنوز به طبع نرسیدهاند. از جمله:
سیفاللّه خادمی راوندی متخلّص به «خادم» از شعرای معاصر در سال 1333ش در کاشان به دنیا آمد. او تا لیسانس رشته ادبیات فارسی تحصیل کرد و از سال 1353ش به سرودن شعر پرداخت. او در برخی انجمنهای ادبی اصفهان حضور یافته و به تدریس ادبیات نیز میپردازد. وی در هوانیروز اصفهان به خدمت مشغول بوده است.
از اوست:
ز کوچههای شهر ما عبور کن و شهر را پر از نشاط و شور کن
به سرزمین پاک اشتیاق ها بیا به جام شب شراب نور کن
بیا به خانه دلم سری بزن فضای خانه را پر از سرور کن(1)
سیّد سینا بن سیّد جعفر کشفی بن اسحاق دارابی، عالم فاضل کامل و ادیب، فقیه و مفسر محقّق. [از علماء عالیقدر اواخر دوره قاجاریّه].
در اغلب علوم زمان خود همچون ادبیات، فقه، تفسیر و کلام مهارت داشته(2)و در اصفهان به تدریس میپرداخته است. [جلسات درس تفسیر او رونق کافی داشته و بزرگانی چون عارف الهی شیخ حسنعلی اصفهانی در آن جلسات شرکت میکردهاند.(3)]
وی سرانجام در [جمادی الثّانی] سال 1325ق وفات یافته و [در حجره بالا سر مقبره میر ابوالقاسم فندرسکی (در جوار قبر میر محمّد طاهر تویسرکانی) واقع در تکیه میر در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(4)]
از او فرزندانی به جای مانده و اعقابش در اصفهان و نجفآباد ساکن و به «کشفی» معروفند.(5)[یکی از دختران سیّد سینا در صحن تکیه میر مدفون است و شعر مرثیه روی سنگ قبر او سروده «حقایق»: سیّد محمّد بن سیّد مصفّی بن سیّد جعفر کشفی است.(6)
از آثار به جای مانده از صاحب عنوان نسخهای از «خلاصة البیان فی حل المشکلات القرآن» تألیف شیخ محمّد تقی هروی است که آن را در 12 محرم الحرام 1276ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 12057 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود.(7)]
اعلام اصفهان
ابومنصور شاپور بن محمّد بن محمّد بن محمّد فارقانی (فارفانی) اصفهانی، [از محدّثین اوایل قرن ششم هجری] از «ابوعبداللّه قاسم ثقفی» استماع حدیث کرده و «ابوسعد سمعانی» جزء دوم «فوائد» «قاسم ثقفی» را از شنیده است. او در قریه «فارفان» قاضی بوده است.(1)
[فارفاآن، از روستاهای شرق اصفهان است.]
ابونصر شادی بن فرج بن عبداللّه اصفهانی [از محدّثین عامّه ساکن نیشابور] در «تاریخ نیشابور» او را «هندی الاصل و اسلامی المولد و المنشاء» نوشته است. از «اباالحسن علی بن محمّد بن یحیی سجزی» حدیث شنیده [و «ابوعبداللّه فارسی» از او روایت میکند.(2)]
ابوبکر شافع بن محمّد بن علی حبّال اصفهانی [از محدّثین قرن ششم هجری] از «ابوبکر لاحق بن اسکاف»، «ابوالحسن مکی بن منصور بن علان» استماع حدیث کرده و جهت «ابوسعد سمعانی» در سال 545ق حدیث نوشته است.(3)
ابوالفضل شاکر بن علی بن احمد بن علی اسواری اصفهانی [از محدّثین قرن ششم
هجری] از: «ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او و برادرش «ابوالوفاء ذاکر» استماع حدیث کرده است.
در شب شنبه 14 رمضان 553ق (و یا اواخر رمضان 563ق) وفات یافته است.(1)
ابوالمطهر شاکر بن محمّد بن طاهر بن محمّد بن طاهر انصاری صفّار اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] ابوسعد سمعانی به قدر یک برگ از او حدیث شنیده و از او با عبارت: «کان شیخا جلیل القدر کثیرالمال مشهورا من مباسیر اهل اصبهان» یاد کرده است.
او از «ابوالفتح احمد بن محمّد بن علی بن لؤلؤ انصاری معروف به «ترکجه» حدیث شنیده است.(2)
شاهپور بن خداداد شاهپور اصفهانی، [خطاط نستعلیقنویس] در روز سهشنبه 4 شعبان 888ق نسخهای از «دیوان کمالالدّین اسماعیل» را fه خط نستعلیق نوشته و نسخه اصل در موزه بریتانیا و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
میرزا شاه حسین اصفهانی، از وزراء معروف دولت صفویّه در قرن دهم هجری است. نسب او به شیخ محمّد بن یوسف بنّا (از عرفای قرن سوم هجری اصفهان) منتهی میشود. [او و خاندانش در اصفهان متولّی موقوفات هارون ولایت بودهاند. در جوانی به
معماری و بنّایی مشغول بوده و چندی بعد وزیر داروغه که ملازم دورمیش خان شاملو بود گردید. کمکم کار او پیشرفت کرد و در دستگاه حکومتی شاه اسماعیل راه یافته و به وزارت برگزیده شد. و با سخاوت و گشادهدستی به نیازمندان اعانت نمود. امّا چون امراء و اعیان پیرامون شاه اسماعیل را حرمت نمینهاد، برخی از امراء کینه او را به دل گرفته و کمر به نابودی او بستند و هنگامی که میرزا شاه حسین از دولتخانه شاه اسماعیل در تبریز به خانه برمیگشت مهتر شاهقلی رکابدار و جمعی از فتنهجویان بر سر او ریخته] در چهارشنبه 28 جمادیالاوّل سال 929ق او را به قتل رساندند. [شاه اسماعیل از مرگ او متأسف شده و شاهقلی را که به شیروان گریخته بود دستگیر کرده و به خانواده شاه میرزا حسین سپرد و آنان قاتل را قصاص کردند.
ضیاءالدّین میرم مرثیهای جهت او سروده و مادّه تاریخ آن عبارت «شاه شهیدان کربلا» است.
برخی تذکرهنویسان شرح حال انی میرزا شاه حسین اصفهانی را با شاعر دیگری به نام شاه حسین میوهفروش اصفهانی (متخلّص به «سیاقی» و متوفی به سال 941ق در هم آمیخته و آن دو نفر را یکی پنداشتهاند. همچنین برخی شغل او را که بنّایی بوده، «ثنایی» خوانده و گمان کردهاند که تخلّص اوست و این پندارها اشتباه است.
میرزا شاه حسین بسیار کم شعر میگفته و این بیت از اوست:
عاشقان هجر تو را مونس جان ساخته اند وصل چون نیست میسّر به همان ساختهاند(1)]
1) احسن التّواریخ، صص 231-235؛ تذکره تحفه سامی، صص 89 و 90؛ وقایع السّنین و الاعوام، ص454؛ آثار الشیعه، ج4، ص94؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص945؛ تذکره روز روشن، ص342؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 529 و 530؛ رجال حبیب السیر، صص 257-262.
درویش شاه حسین بن مولانا محمّد رضا اصفهانی، ادیب و خطاط هنرمند قرن یازدهم هجری. در هندوستان ساکن بوده و معاصر شاه جهان است.(1)
شاه حسین رستمداری [مازندرانی، از فضلاء ساکن اصفهان] در نیمه شوال... در اصفهان نسخهای از «خصال» شیخ صدوق را کتابت نموده و نسخهای از آن در کتابخانه فرهنگ مشهد مقدس موجود بوده است.(2)
شاهرضا بن محمّد بن ابراهیم بن زید بن حسن بن علی ؛ علیهالسلام بن ابیطالب، از امامزادگان بزرگوار و جلیلالقدر واقع در قمیشه اصفهان.
پس از آنکه جناب شاهرضا را در قمیشه شهید کردند [و مدفن ایشان در آنجاست[ سر او را به اصفهان نزد حاکم آن شهر فرستادند. اکنون در قسمت شمالی مقبره جناب صاحب بن عباد مقبرهای میباشد که از قدیم الایّام به «سر شاهرضا» معروف بود و اخیرا در آن جا تعمیراتی شایسته به همّت مردم دیندار و دوستدار خاندان پیغمبر صلیاللهعلیهوآله انجام گردیده است.
در کتاب «تاریخ شهرضا» مینویسد: سر امامزاده شاهرضا در مسجد «خواهران» اصفهان در دروازه طوقچی مدفون و زیارتگاه ارادتمندان امامزاده است.
ساختمان امامزاده شاهرضا از آثار باستانی میباشد. برای آگهی از وضع ساختمان به کتاب نفیس «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» مراجعه فرمایید.(3)
[شهر «شهرضا»ی کنونی منسوب به همین امامزاده بزرگوار است که از قرنهای گذشته تا اوایل قرن چهاردهم هجری به «قومیشه» و «قمشه» شهرت داشته است.]
شاهعلی بن عمادالدّین زوّارهای [از کاتبان قرن دهم هجری] در سلخ رجب 973ق از کتابت «ارشاد الاذهان» علّامه حلّی فراغت یافته و کتاب در کتابخانه وزیری یزد موجود است.(1)
آقا شاهعلی دولتآبادی از کارگزاران اداری و رجال معتبر حکومت صفویه است. از اهالی قصبه «دولتآباد» از توابع بُرخوار اصفهان بوده و در اصفهان تحصیل کرده و کمکم در امور اداری پیشرفت کرده و به مقام مستوفی الممالک دربار شاه عباس اوّل دست یافت. در ادبیات و حساب و سیاق استاد بوده. او مردی نیکنفس و پرهیزکار بود و آثار خیریه بسیاری همچون حمام شاهعلی و کاروانسرای شاهعلی را در میدان کهنه اصفهان از خود به جای گذاشت.
آقا شاهعلی در سال 1005ق وفات یافت. در رثای او این شعر و مادّه تاریخ را سرودهاند:
مستوفی پادشاه ایران از دهر به جای راستان رفت
زین واقعه شیون خلایق از غصّه به هفتم آسمان رفت
یک نقطه ز قاف سر زد و گفت قانون حساب از میان رفت(2)
خواجه شاهکی اصفهانی متخلّص به «فنائی» از شعرای قرن دهم هجری. از اهالی قریه «رنان» ماربین اصفهان است (که اکنون به شهر پیوسته و از محلههای اصفهان است). در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخت و در فنون ادب و سیاق و حساب و موسیقی مهارتی بهسزا کسب کرد. او از مردان متمکّن و معتبر قریه رنان و از بستگان نزدیک رئیس امیر یوسف رنانی بود. در جوانی شعر میسرود امّا در میانسالی دیگر شعر نگفت. «دیوان فنائی» بالغ بر پنج هزار بیت است. سال وفاتش معلوم نیست، امّا تا سال 989ق در قید حیات بوده است.
از اوست:
عشقی داریم و سینه سوزانی دردی داریم و دیده گریانی
عشقی و چه عشقی عالم سوزی دردی و چه درد بیدرمانی(1)
شاه محمّد اصفهانی، از نقاشان هنرمند قرن دهم هجری است. وی پیرو سبک نقاشی سلطان محمّد بوده است. از آثار او «شاهزاده صفوی گل به دست» را میتوان نام برد که در موزه هنرهای زیبای «بوستون» در آمریکا موجود است.(2)
شاه مراد خوانساری، موسیقیدان هنرمند قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و
در فن موسیقی و ترکیب تصنیف و قول و عمل بیمثل و مانند بود. شاه عباس اوّل توجّه بسیاری به او داشت و او را با پاداشها و بخشش خلعت مینواخت. او تصنیفهای فراوانی سروده است.
این رباعی از اوست:
دمساز به من چرخ بدآموز نشد این سفلهنواز کینهاندوز نشد
یک صبح به کام خطار ما ندمید یک شب به مراد دل ما روز نشد(1)
شاه میرک بن میر سیّد علی قائنی خراسانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. وی سالها در اصفهان به تحصیل علوم عقلی و نقلی مشغول بوده و از محضر علمای عالیقدر همچون آقا حسین خوانساری و میر سیّد محمّد اسماعیل خاتونآبادی بهره برده است.
او نسخهای از کتاب «التّحفة الرّضویه» تألیف: میر سیّد محمّد اسماعیل خاتونآبادی را کتابت کرده و حواشی و تعلیقاتی بر آن نوشته است.(2)
شیخ شاهنظر قمشهای متخلّص به «نذری» از شعرای قرن یازدهم هجری. او متولّی امامزاده شاه رضا در قمشه از توابع اصفهان بود. او با سرمایه موروثی به هند رفته و با طالب آملی و کلیم کاشانی معاشرت و مصاحبت نمود. مدّتی هم در برهانپور به مدح میرزا عبدالرّحیم خان خانان سپهسالار مشغول شد. عاقبت به قمشه مراجعت نموده و
تأهل اختیار کرد. در اواخر عمر به فقر و فاقه گرفتار بود و از عایدات امامزاده شاه رضا امرار معاش میکرد تا اینکه در سال 1055ق وفات یافته و در جواز امامزاده شاه رضا مدفون شد، او در انواع شعر خصوصا قصیده و رباعی مهارت داشته و به شیوه پیر و استاد خود میر مغیث همدانی رباعی میسروده است.
از اوست:
خورشید که هر طرف سپاهی دارد دزدیده بر هر طرف نگاهی دارد
چون نابلدان به کُنج عزلت منشین هر کوره دهی به شهر راهی دارد(1)
[ظاهرا خاندان «شاهنظری» در شهرضا که متولّی امامزاده شاه رضا هستند از نوادگان و اعقاب او هستند.]
ابوالمظفر شبیب بن عبداللّه بن محمّد بن احمد بن خوره ماربانانی اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری]. از «ابوبکر احمد باطرقانی» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او در منزلش حدیث شنیده است و در کتابش از او به عنوان «شیخ صالح من اهل الخیر» یاد کرده است.(2)
شبیب بن محمّد اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری است] در نهاوند
1) قصص الخاقانی، ج2، صص 110 و 111؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 391 و 392؛ تذکره آتشکده، بخش سوم، ص947؛ الذریعه، ج9، صص 501 و 502؛ تذکره میخانه، صص 832-836؛ تذکره شمع انجمن، ص717؛ منتخب اللّطایف، ص376؛ نتایج الافکار، ص383؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 474 و 893؛ اثرآفرینان، ج3، ص321.
2) التّحبیر، ج1، ص323؛ معجم البلدان، ج5، ص34؛ شرح روضات الجنّات، ج1، ص36؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص692؛ معجم الادباء، ج17، ص32.
ساکن بوده و از «ابی سعید اشیح» روایت نموده است. «محمّد بن سفیان بن هارون [رِباطی اصفهانی] از او نقل حدیث نموده است.(1)
حاجی شجاع اصفهانی، عارف سالک در قرن یازدهم هجری در اوایل حال به خدمت اربابی در قریه «ماربینان» (ماربانان؟) اشتغال داشت و املاک موروثی در آن قریه داشت. چندی بعد به سیر و سلوک پرداخته در خانقاه ساکن شده و سپس در قریه خود به عبادت و تزکیه نفس مشغول شد. تا سال 1074ق در قید حیات بوده و عمر را به طاعت پروردگار گذرانیده است.(2)
ابونصر شجاع بن ابیبکر بن علی بن ابراهیم لفتوانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری. از «ابی طاهر بن عبدالرّحیم کاتب» و «ابی العباس قصاص» روایت نموده و «ابوالقاسم هبةاللّه بن عبدالوارث شیرازی» و فرزند خودش «ابوبکر محمّد بن شجاع» از او روایت کردهاند.(3)
«لفتوان» و «هفتان» از قریههای بلوک جی اصفهان بودهاند و اکنون از محلّههای اصفهان بهشمار میروند.
شجاع بن علی بن شجاع اصفهانی [از دانشمندان قرن پنجم هجری] از اساتید خواجه
نظامالملک طوسی است.(1)
استاد حاجی شجاع بن استاد قاسم بناء اصفهانی، از هنرمندان قرن یازدهم هجری. از بنایان زبردست اصفهان بوده و نزد پدرش شاگردی کرده و به استادی رسیده است. از آثار او: قسمت الحاقی مسجد شاه [مسجد امام کنونی] معروف به مسجد شاه سلیمان است که آنرا در سال 1078ق به پایان رسانیده است [و رقم او در این اثر چنین است:
«عمل فقیر شجاع بن مرحوم استاد قاسم البنّاء الاصفهانی».
از آثار او بنای «مصلا» در امتداد خیابان مشهد مقدس در سال 1087ق و مرمت تعمیر مسجد جامع گوهرشاد مشهد در سال 1088ق هنوز باقی است.(2)]
میرزا شجاع سیستانی، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. پسرعموی ملک حمزه سیستانی است. از سیستان به اصفهان آمد و در محلّه عباسآباد اصفهان ساکن شد. در سخنشناسی و معنیپردازی کمال مهارت را داشت و انواع شعر را نیکو میسرود. در زمان تألیف تذکره نصرآبادی (حدود 1083ق) هنوز جوان بود.
این رباعی از اوست:
گر سکّه دل بر سخن خویش زنی کی حرف بدی ز دشمن خویش زنی
بدگویی خلق همچو چنگ و دُهُلست منواز که خود بر دهن خویش زنی(3)
1) مدارس نظامیه، ص57؛ طبقات (سبکی)، ج4، ص318.
2) کارنامه بزرگان ایران، ص246؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص457؛ بناهای تاریخی خراسان، ص25؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص354؛ مطلع الشّمس، ص428؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص692؛ آثار ملّی اصفهان، ص471؛ دائرة المعارف تشیّع، ج9، ص524.
3) تذکره نصرآبادی، ج1، ص52؛ بزرگان سیستان، ص228؛ الذریعه، ج9، ص507.
ابوالهیثم شدرة بن ابراهیم بن شدرة بن موسی بن شدره کبیر [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] فرزندش ابراهیم و نیز «ابوعمرو احمد بن محمّد بن ابراهیم اَبرش» از او نقل حدیث کردهاند.(1)
[ظاهرا او و فرزندش در «مدینه» (شهرستان) اصفهان ساکن بودهاند.]
شرفالدّین سلطانی، از خوشنویسان هنرمند قرن نهم هجری است. وی در اصفهان ساکن و معاصر سلطان محمّد بن باسینقر گورکانی بوده و خطوط ثلث و نسخ را خوش مینوشته است.
از آثار او خطوط کتیبههای سر در مدرسه و خانقاه شیخ ابوالقاسم نصرآبادی در روستای نصرآباد ماربین اصفهان است که در سال 954ق آنرا نوشته است.(2)
سیّد ابوعلی شرف شاه بن عبدالمطلب بن جعفر حسینی افطسی اصفهانی، فاضل نسّابه شریف، از علماء عالیقدر و سادات عظیمالشأن شیعه در اصفهان بوده و «شیخ مُنتَجَب الدّین» در «الفهرست» از او یاد کرده است. ولی اطّلاعات دیگری از زندگی او در دست نیست.(3)
1) ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص 186 و 345.
2) گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329-331؛ آثار ملّی اصفهان، ص820؛ تذکره نصرآبادی (وحید): مقدمه؛ دائرة المعارف تشیّع، ج9، ص256.
3) تاریخ تشیّع اصفهان، ص290؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص693؛ اعیان الشیعه، ج36، ص53؛ امل الآمل، ج2، ص395؛ الفهرست، ص70؛ ثقات العیون، ص130؛ جامع الرواة، ج1، ص399.
[نسب سادات افطسی به جناب «حسن افطس» بن «علی اصغر» بن امام هُمام حضرت زینالعابدین «علی بن حسین علیهماالسلام » منتهی میشود.]
آخوند مولانا محمّد شریف ساکن مدرسه جدّه بزرگ در سال 1089ق [از علمای قرن یازدهم هجری].
در عبارتی که پشت نسخه «شرح تجرید» (شوارق) که در جامع گوهرشاد مشهد نگهداری میشود از او یاد شده است.(1)
محمّد شریف، از فضلاء گمنام قرن یازدهم هجری است. او در سال 1054ق حاشیه وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان را سجل نوشته است. سجع مهر او این عبارت است:
«سیفاللّه الغالب کل غالب علی عبده محمّد الشریف 1054»
آخوند ملّا محمّد شریف اشرفی (احتمالاً سِدِهی ماربینی) اصفهانی، از علمای قرن سیزدهم هجری در اصفهان.
وی شاگرد میر سیّد حسن مدرس بوده و در شوال 1262ق بنا به دستور او عبدالحسین بن حاج محمّد ربیع اصفهانی، نسخهای از کتاب «الطّهارة» تألیف: امیر سیّد حسن (ظاهرا میر محمّد صادقی معروف به مدرّس) را کتابت نموده است. کتاب به شماره 1571 در
1) فهرست گوهرشاد، ص342.
کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)
محمّد شریف اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در تاریخ 5 محرم سال 972ق نسخهای از کتاب «مطوّل» را در شیراز به خط نستعلیق و نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7404 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
میرزا شریف اصفهانی متخلّص به «الهام» از شعرای قرن یازدهم هجری است. از نزدیکان و خویشان میر روزبهان صبری اصفهانی بود. تولیت امامزاده قیسعلی در سرحدّ گندمان چهارمحال با خاندان او بود. مدّتی در هند بود و در سال 1076ق به اصفهان مراجعت کرد. گاهی شعر میسرود. او تا سال 1083ق زنده بوده است.از اوست:
دل عبث لب به شکوه وا نکند شیشه تا نشکند صدا نکند
وعدهگر یک نفس بود عمری است بلکه عمر این قدر وفا نکند(3)
میر شریف اصفهانی متخلّص به «امانی» از شعرای قرن دهم هجری در اصفهان میزیست. او به هرات رفته و مدّتی نیز در کابل بود و از آنجا عازم هندوستان شد. در هندوستان حدود بیست سال مجرّد زیسته و اغلب عمر را به افیون معتاد بوده است.
شعر خصوصا غزل را نیکو میسرود.
از اوست:
لعلت که آب زندگی از وی نشان دهند کو خضر تا ببیند و از ذوق جان دهد(1)
سیّد محمّد شریف ونکی سمیرمی (تقوی) بن سیّد محمّد حسن بن حسین بن سیّد علی بن سیّد محسن بن سیّد شاه حسین بن سیّد زبیر موسوی، عالم فاضل، فقیه جامع و مجتهد بارع. [از علمای قرن چهاردهم هجری].
در سال 1270ق در قریه «وَنَک» از توابع سمیرم متولّد شده و پس از تحصیل مقدمات به اصفهان آمده از محضر حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجدشاهی و حاج میرزا بدیع درب امامی و دیگران بهره گرفت. [او در اصفهان همدرس مرجع عالیقدر شیعه آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی بود] سپس به عتبات عالیات مهاجرت فرموده و در نجف در درس حضرات آیات ملّا محمّد فاضل ایروانی، شیخ لطفاللّه ماندرانی، حاج میرزا حبیباللّه رشتی، سیّد حسین کوهکمری و میرزا حسن شیرازی (میرزای بزرگ) حاضر شده و پس از آن در کربلا در درس شیخ زینالعابدین مازندرانی شرکت کرد. او پس از نائل شدن به اجتهاد به تدریس پرداخت امّا به علت بیماری به شیراز آمده و به ترویج دین و تألیف و تدریس مشغول شده و به هنگام آغاز جنبش مشروطیّت، او که مانند رفیق و همدرس خود سیّد محمّد کاظم یزدی مخالف مشروطیّت بود به ناچار از شیراز به طهران رفت و پس از به دار کشیده شدن و شهادت شیخ فضلاللّه نوری به دست فاتحان طهران، راهی نجف شده و درباره مشروطیّت با آخوند خراسانی به گفتگو پرداخت. بعد از آن مدّتی در شیراز و اصفهان بود. عاقبت به طهران رفته و در 28 رمضان
1) تذکره شمع انجمن، ص98؛ تاریخ نظم و نثر، صص 430 و 453.
المبارک 1352ق وفات یافت و جنازه به قم حمل و در مرقد جناب موسی مُبَرقع مدفون شد. فرزندان و نوادگان او در طهران و شاهرضا ساکن بودهاند.
کتب زیر از تألیفات ایشان است:
آقا محمّد شریف اصفهانی فرزند آقا رجبعلی رزّاز، از فضلای قرن سیزدهم هجری است. او در دوشنبه 26 جمادی الآخر 1230ق در مدرسه نوریّه اصفهان نسخهای از «بحارالانوار» (کتاب السّماء و العالم) را کتابت نموده که به شماره 510 در کتابخانه میرزا محمّد کاظمینی در یزد نگهداری میشود.(2)
شریف بن رضا حسینی [از فضلاء اصفهان در قرن سیزدهم هجری] در 29 رمضان 1250ق نسخهای از «شوارق الالهام» لاهیجی را کتابت نموده است.(3)
1) دانشمندان و سخنسرایان فارس، ج2، صص 34-36؛ نقباء البشر، ج2، ص835؛ الذریعه، ج24، صص 11 و 155؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 693-695؛ الاجازة الکبیره، ص191؛ گنجینه دانشمندان، ج6، ص195؛ مستدرک فهرس التراث، صص 35 و 36؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص423؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج2، ص274؛ تربت پاکان قم، ج3، صص 1673-1675؛ تاریخ شهرضا، ص72.
2) فهرست کاظمینی، ج2، ص193.
3) فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص271.
محمّد شریف بن محمّد رضا لاهیجی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در شنبه 15 ربیعالاوّل 1092ق کتابت نسخهای از «التّلخیص» ابن رشد اندلسی را در اصفهان به خط شکسته نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3980 در کتابخانه ملک طهران موجود است.(1)
آقا محمّد شریف بن محمّد رضی، [از علمای قرن دوازدهم هجری] وی در تاریخ جمادی الثّانی 1121ق حاشیه وقفنامه مدرسه چهارباغ اصفهان را مهر نموده است.(2)
[به احتمال زیاد او محمّد شریف بن آقا رضیالدّین محمّد = محمّد رضی بن آقا حسین خوانساری است.]
میرزا محمّد شریف، متخلّص به «تجرید» [بن میرزا محمّد زمان] شاعر ادیب و خوشنویس [از شعرای قرن یازدهم هجری]. از کدخدازادگان اصفهان بوده امّا به علم و ادب روی آورده و مشق خط نمود. نستعلیق را خوش مینوشت و به وسیله کتابت «قرآن مجید» و «صحیفه» امرار معاش میکرد. مردی صالح و زاهد بود. دیوان اشعارش حدود بیست هزار بیت بوده و تا سال 1083 در قید حیات بود.
از اوست:
از بس ز آشنایی مردم رمیدهام دایم تلاش معنی بیگانه میکنم(3)
محمّد شریف بن شیرعلی ابهری اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] نسخهای از «مرآة العقول» تألیف: علّامه مجلسی را به خط نسخ در 427 برگ کتابت نموده و نسخه از روی خط مؤلف توسط «کرمعلی» تصحیح شده است. نسخه به شماره 3472 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
وی همچنین نسخهای از «ارشاد الاذهان» علّامه حلّی را به خط نسخ کتابت نموده که در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.(2)
[اثر دیگر او کتابت «شرح الشّافیه» تألیف: آقا محمّد هادی مازندرانی است که آن را به خط نسخ در چهارشنبه 16 ذیحجه 1128ق کتابت کرده و به شماره 44 در کتابخانه حوزه علمیه امام صادق علیهالسلام اردکان یزد موجود است.(3)]
مولی محمّد شریف بن محمّد صادق خاتونآبادی، از فضلاء و اطبّاء معروف قرن دوازدهم هجری، در اصفهان است که به حذاقت و استادی معروف بوده و کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
[1. «تحفة الابرار»، که در سال 1111ق تألیف شده است.] 2. «حافظ الابدان» که در سال 1121ق تألیف شده و نسخه آن نزد نگارنده (سیّد مصلحالدّین مهدوی) موجود است. 3. «شرح طبّ النّبی صلیاللهعلیهوآله »4. «شرح طبّ الائمه»5. «شرح طب الرّضا علیهالسلام »
شریف بن طباطبا نسابه اصفهانی. در کتاب «معالم العلماء» وی را از شعرای شیعه مینویسد.
سیّد شریف بن سیّد عباس خلخالی، عالم جلیل [از علماء قرن سیزدهم هجری، مقیم اصفهان]
علّامه طهرانی در «الکرام البرره» مینویسد:
«نسخهای از مُجَلَّد دوم کتاب «مطالع الانوار» از تألیفات مرحوم سیّد حجّةالاسلام را در کتابخانه شیخ قاسم محیالدّین در نجف اشرف دیدم که صاحب عنوان حواشی از خود بر آن نوشته بود و نشانه آن «لمحرره» بود و تاریخ آن سالهای 1240 و 1243ق. همچنین برخی از حواشی استاد را بر کتاب نقل نموده بود با نشانه (منه مد ظله)».
بنابراین مشارالیه تا سال 1243ق در قید حیات بوده و از شاگردان حاج سیّد محمّد باقر حجّةالاسلام شفتی میباشد.(2)
محمّد شریف بن عبدالحسین بن عنایت اللّه اصفهانی، از فضلای قرن سیزدهم هجری است. او کتابی به نام «پند و اندرز» را تألیف کرده که به شماره 2/8924 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است. تاریخ کتابت نسخه سال 1267ق میباشد.(1)
محمّد شریف بن عبدالغفار اصفهانی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و نسخهای از کتاب «لسان الذّاکرین» تألیف: میرزا محمّد هادی نائینی را در شنبه 12 رجب 1242ق کتابت کرده و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم نگهداری میشود.(2)
ملّا محمّد شریف بن استاد کلبعلی سنگتراش ورنوسفادرانی اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری.
از اهالی «ورنوسفادران» از قریههای سهگانه سده ماربین [خمینیشهر فعلی] بوده و نزد ملّا عبدالحق ورنوسفادرانی تحصیل کرده است. مدتی نزد پدر به سنگتراشی مشغول بود و در این هنر استاد شده بود امّا به خاطر ضعف چشم، به خواهش میرزا محمّد طاهر نصرآبادی آن شغل را رها کرده و نزد حکّام شرع به نوشتن سجلات و اسناد مشغول شد. در فنون شعر و ادب خصوصا لغز و معما و مادّه تاریخگویی مهارتی بهسزا داشت. وی علاوه بر «دیوان اشعار»، «مثنوی در بحر مخزن الاسرار» سروده است. سال وفاتش معلوم نیست امّا تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است.
از اوست:
سر که نبود گوی چوگانی وبال گردن است جان که قربان نیست در راه بتی بار تن است
گریه و سوزت به کُنج خلوتِ دربسته به شمع اندر خانه تاریک بهتر روشن است(1)
میرزا شریف متخلّص به «خازن» فرزند نوری بیک خازن تبریزی، شاعر و ادیب خوشنویس قرن یازدهم هجری. در محلّه عباسآباد اصفهان ساکن بوده و علاوه بر سرودن شعر مستوفی محال موقوفات مسجد جامع عباسی [مسجد امام فعلی] در اصفهان بوده است. از آن شغل کناره گرفته و وزیر یوسف خان حاکم ایل بختیاری شد.
از اوست:
تا گیرمش در آغوش همچو عکس هر جا که یار جلوه کند آب میشوم(2)
محمّد شریف جزهای قهپایهای، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او جلد اوّل کتاب «احقاق الحق» تألیف: قاضی سیّد نوراللّه شوشتری را در روز 21 محرم 1131ق در اصفهان کتابت کرده است. همچنین او نسخهای از «تحریر وسائل الشیعه» را کتابت کرده که در کتابخانه خوانساری موجود بوده است.(3)
«جزه» (به کسر جیم و زاء)، از دهات کوهپایه اصفهان است.
ملّا محمّد شریف اصفهانی متخلّص به «سرمدی» از شعراء و دانشوران اواخر قرن دهم ا وایل قرن یازدهم هجری است.
از اصفهان به هند مسافرت کرده و در دربار جلالالدّین اکبر شاه پادشاه آنجا مرتبهای بلند یافت و چندی مناصب دولتی را برعهده داشت. عاقبت در سال 1015ق در هندوستان وفات یافت. در نظم و نثر یدی طولی داشت و شعر نیکو میسرود ابتدا «فیضی» تخلّص میکرد، امّا چون «فیضی دکنی» هم آن تخلّص را داشت، به ناچار آن را به «سرمدی» تغییر داد.
از اوست:
عشق آنقدر خوش است که عاشق به راه دوست جایی رسد که یار طلبکار او بود(1)
محمّد شریف مجلسی [از فضلاء خاندان مجلسی اصفهان در قرن سیزدهم هجری[ در سال 1225ق نسخهای از کتاب «محرق القلوب» تألیف: مولی مهدی نراقی را به خط نسخ کتابت نموده است.(2)
حاجی شریف قناد اصفهانی متخلّص به «منشور» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری] در جوانی مانند پدرش در قنادخانه به کار مشغول بود. امّا از آن پیشه دست کشیده و اوقات خود را صرف شعر و مصاحبت با ادباء نمود. طبعش خالی از لطف نبود، امّا به عسرت روزگار میگذرانید.(1)[در سال 1075ق در اصفهان وفات یافته و در مزار امامزاده اسماعیل اصفهان مدفون شد.(2)]
از اوست:
دید سروت را و آغوشش ز حسرت باز ماند بال قُمری چو کمان در حسرت پرواز ماند
خواجه محمّد شریف هجری طهرانی، از شعرای قرن دهم هجری. از اهالی طهران و برادرزاده امیدی طهرانی است. ابتدا وزیر محمّد خان تکلّو حاکم خراسان بود. پس از فوت او به خدمت شاه طهماسب درآمد و از طرف او وزیر دارالعباده یزد شد. مدّتی بعد از آن منصب عزل و به وزارت اصفهان منصوب شد. او سالها در اصفهان ساکن بود و با شعراء و ادبای اصفهان معاشرت و مجالست داشت. دو تن از شعرای متوسط اصفهان «سلامی» و «کلامی» که دو برادر بودند هر روز شعری نزد او آورده و از او صله طلب میکردند. او در هجو دو برادر چنین سرود:
دو چیز است بدتر ز تیغ حرامی کلام سلامی، سلام کلامی
هجری طهرانی عاقبت به یزد رفته و در سن حدود 70 سالگی در سال 982ق وفات یافت.
از اوست:
آه چه بودی اگر، روزی هجری شدی هجر به مقدار وصل، وصل به مقدار هجر(1)
شعاع صدری اصفهانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. شاعر ادیب و خطیب، متولّد 1305 و ساکن کرمان. از آثار او: 1. «آثارالملل» در تاریخ 2. «دیوان اشعار» به طبع رسیده است.
شعبانعلی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «ترجمه رساله حسنیه» اثر: ملّا ابراهیم واعظ استرآبادی را به خط نستعلیق در ماه ربیع الآخر 1232ق در مدرسه ملّا عبداللّه اصفهان کتابت کرده است. این نسخه به شماره 1/767 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی موجود است.(2)
شعبان خان تارزن از هنرمندان موسیقی اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در نواختن تار از نوادر روزگار بود. در ادوار موسیقی و شناختن الحان و گوشهها و دانشتن اصطلاحات قدیم مهارت داشت. او با وجود اینکه خود، کامی از هنر موسیقی ندید و در ایّام پیری به فقر و فاقه مبتلا گردید، پسران خود حسین شهناز و استاد جلیل شهناز را مثل خود تربیت کرد.
شعبان خان در حوالی 1368 قمری فوت شد. سنش از هشتاد متجاوز بود. غلامرضا
1) تذکره تحفه سامی، صص 246 و 247؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561؛ تاریخ نظم و نثر، ص513؛ الذریعه، ج9، ص1291؛ ریحانة الادب، ج6، ص353؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «هجری»، ص150؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص515؛ تذکره سخنوران یزد، صص 352 و 353؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص349؛ منتخب اللّطایف، ص717؛ تذکره روز روشن، صص 775 و 776؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561.
2) فهرست مطالعات و تحقیقات، ج2، ص47.
سارنج (کمانچه زن» پسر برادر اوست.(1)
شعیا، از بزرگان قوم یهود در اصفهان و به روایتی از پیامبران آنان بوده و پس از وفات در قریه «خُشینان» از توابع یهودیه [در اصفهان قدیم] مدفون شده و قرنها بعد یکی از سادات عالیقدر مقیم اصفهان یعنی «اسماعیل» از احفاد امام حسن مجتبی علیهالسلام در جوار قبر «شعیا» مدفون شد و آنجا به امامزاده اسماعیل معروف شد.
در حال حاضر بقعه شعیا جنب بقعه امامزاده اسماعیل واقع شده و یک ضریح چوبی بر روی قبر نصب شده است.
خواجه شعیب جوشقانی کاشانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن و در زمان شاه عباس اوّل وزیر زراعت ارامنه بود. در فنون شعر و ادب مهارت داشت و میرشوقی از بستگان او در شعر و ادب از محضر او استفاده کرد. سال وفات او معلوم نیست. مثنوی «وامق و عذرا» از سرودههای اوست.
از اوست:
لبت ز خنده نمک بر جراحت جان ریخت نمک ز تنگی جابر لب نمکدان ریخت
زمانه دفتر اوصاف حسن یوسف را ز شرم روی تو برد و به چاه کنعان ریخت(2)
ملّا شعیب خوانساری معروف به «ملّا شعیبا» عالم فاضل و ادیب شاعر [از سخنوران قرن یازدهم هجری].
در خوانسار متولّد شده و در اصفهان، در مدرسه جدّه سکونت گزیده و نزد آقا حسین خوانساری کسب فیض نموده است و مورد توجه بسیار استاد قرار گرفته است. وی در سال 1083ق وفات یافته [در کتاب «اختران فروزان خوانسار» به نقل از «خوانسارنامه» مینویسد: در قبرستان سنگ شیر، شیر سنگی نسبتا بزرگی بر روی قبر ملّا شعیبا قرار داشته که تاریخ منقور بر آن یکهزار و شصت و سه بوده است و دارای مادّه تاریخ نیز بوده و به دست غارتگران میراث فرهنگی به یغما رفته است.
در باب تاریخ فوت او باید گفت «ولی قلی بیگ شاملو» که تذکره مختصر خود را در خاتمه کتاب تاریخی «قصص الخاقانی» نوشته، در باب فوت شعیب خوانساری مینویسد: «در سنه هزار و هفتاد و سه در ولایت اصفهان وفات یافته، مدفنش در اراضی چملان در قرب جوار حضرت شیخ ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر...» و چون «شاملو» قبل از «نصرآبادی» تذکرهاش را نوشته و آدرس دقیق قبر او را داده، باید سال فوت و محل دفن شعیب را همان چیزی که «شاملو» نوشته پذیرفت و باقی تواریخ و مدفنهای ادعا شده صحیح نیست. تنها نکته قابل توجّه اینکه شیخ ابوالفتوح رازی در ری مدفون است و این شیخ ابوالفتوح، عالم سنّی معروف به شیخ ابوالفتوح عجلی است که در جلد اوّل اعلام اصفهان شرح حال و مدفن او ذکر شده است.]
این شعر از شعیب خوانساری است:
با هر که حرف دوستی اظهار میکنم خوابیده دشمنی است که بیدار میکنم
از بس که در زمانه یکی اهل درد نیست اظهار درد خویش به دیوار میکنم(1)
1) قصص الخاقانی، ج2، ص85؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص278؛ تذکره روز روشن، ص425؛ تذکره غنی، ص73؛ الذریعه، ج9، ص529؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 134 و 135؛ الروضّة النضّره، صص 262 و 263؛ اختران فروزان خوانسار، صص 179 و 180؛ دانشمندان خوانسار، صص 127 و 549.
شفاءاللّه قلزم فرزند آقا شیخ محمّد قلزم نافجی چهارمحالی، شاعر و ادیب فاضل. در اوّل خرداد 1311ش در قریه «نافج» چهارمحال متولّد شد. و نزد پدر و برخی از دانشوران به تحصیل پرداخت. سپس در فرهنگ شهرکرد به سمت دبیری و آموزگاری وارد خدمت شده و به تدریس مشغول شد. در شعر صاحب طبعی روان است. مقدمات علوم عربیت و ادب را نیکو آموخته و در صرف و نحو مهارت دارد.(1)
محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. او در سال 1179ق نسخهای از «دیوان فیض کاشانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 118 در کتابخانه عمومی ساری موجود است.(2)
محمّد شفیع بن احمد اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری]. در سال 1229ق نسخهای از کتاب «دعا» مؤلف: مجهول که شاید خود او باشد، را به خط نسخ معرّب زیبا کتابت نموده است که به شماره 3 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
[شاید صاحب عنوان همان «محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی» که قبل از این مدخل آمده، باشد و آن دو یک نفر باشند.]
محمّد شفیع بن ملّا محمّد باقر نیشابوری، از فضلاء قرن یازدهم هجری.
وی در اصفهان به تحصیل علوم دینی خصوصا فقه و حدیث مشغول بوده و از محضر علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی بهره گرفته است. او نسخهای از «زاد المعاد» را کتابت کرده و در آخر آن علّامه مجلسی جهت او و جمیع مؤمنین اجازه مرقوم فرموده است. کتاب به شماره 1443 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.
[همچنین نسخهای از «لوامع صاحبقرانی» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را در سال 1095ق کتابت کرده است.(1)]
میرزا محمّد شفیع محلّهنوئی فرزند ملّا محمّد تقی بن ملّا محمّد شفیع خوئی، از عرفای سلسله خاکساریه بوده و در سال 1350ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی جنب تکیه خوانساریها در تخت فولاد مدفون شد.(2)
[تنها ولد ذکور ملّا محمّد تقی خوئی است و در محلّه نو شهیش اصفهان متولّد شده و نزد علمای عالیقدر اصفهان خصوصا آخوند کاشی تحصیل نموده و گویا از او و یا شیخ مرتضی ریزی مجاز شده است. او عالمی فاضل و صاحب وقار و متانت و تواضع و حلم و حسن سلوک بوده و مورد احترام و توجّه عموم طبقات بود و سرانجام در 18 آبان 1310ش (مطابق 29 جمادی الثّانی 1350ق) در اصفهان وفات یافته و در مقبره خاندان خوئی در جنوب غربی تکیه علّامه خوانساری در تخت فولاد مدفون شد. او
وابستگی به صوفیه نداشته و انتساب او به فرقه خاکساریه صحیح نیست.(1)]
محمّد شفیع بن محمّد تقی لاری [از خطاطان اواخر دوره قاجاریه] در سالهای 1297 و 1300 و 1302 در دهکرد [شهرکرد کنونی] در محکمه خانه آقازاده ملّا محمّد حسن مجموعهای نوشته که به شماره 4389 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
محمّد شفیع اصفهانی متخلّص به «سالم» فرزند میرزا محمّد حسین از شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری است.
او مردی هنرمند بوده که در شبکه و طرحی طلا و نقره نظیر نداشته و مورد قبول اساتید فن قرار گرفته است. شعر نیز میسروده ولی اثری از دیوان اشعار او نیست. وی تا سال 1089ق (سال اتمام تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است.
از اوست:
ز سینه تا دل ناکام برطرف شد و رفت بهانهجوئی ایام برطرف شد و رفت(3)
آخوند ملّا محمّد شفیع قاری بحار بن محمّد رفیع اصفهانی، عالم فاضل و محدّث
محقّق [از علماء اواخر عهد صفویّه].
در اصفهان خدمت جمعی از علماء به تحصیل پرداخته و به خاطر حضور در مجلس مباحثه و تدوین و تصحیح کتاب «بحارالانوار» و قرائت آن کتاب بر مؤلّف (علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی) به «قاری بحار» معروف بوده است. او از شاگردان علّامه مجلسی است.(1)مرحوم علّامه در شعبان 1088ق اجازهای جهت او نوشته که نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی موجود است.(2)همچنین علّامه مجلسی در مجلد «فتن» از کتاب «بحارالانوار» در سه موضع سه اجازه به تاریخهای رجب 1095ق و دوم صفر 1097ق و رجب 1097ق جهت او نوشته و در هر سه مورد فرماید: «قرائه تنقیحا و تدقیقا»(3)علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی او را با شخصی دیگر به نام «محمّد شفیع بن محمّد رفیع جیلانی اصفهانی» مجاز از «سیّد ماجد بحرانی» در 1087ق و محقّق سبزواری در 1085ق یکی دانسته و از تألیفاتش به کتاب «تحدیق النّظر فی کیفیة ادراک البصر» اشاره کرده است.(4)
از آثار او کتابت مجلد دوم «بحارالانوار» موسوم به «کتاب التوحید» است که آنرا در میانههای رجب 1088ق کتابت کرده و بر مؤلّف قرائت نموده است. نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی موجود است.(5)
این کتابها از تألیفات اوست:
آخوند ملّا محمّد شفیع طالقانی متخلّص به «موحّد» بن محمّد رفیع، ادیب فاضل و شاعر عارف، از شعراء و عرفای قرن دوازدهم هجری. معروف به «آخوند شفیعا ابرو» از اساتید او اطلاعی دردست نیست ولی در سیر و سلوک مرید ملّا حسین موزهدور بوده و عمر را به ریاضتهای شاقّه و عبادت میگذرانیده و از او خوارق عادات و کراماتی به ظهور رسیده است.
اصلاً از اهالی طالقان قزوین بوده ولی سالها در اصفهان اقامت داشته است. میرزا معزالدین بن میرزا حسن تبریزی در علوم عقلی و نقلی نزد او تحصیل کرده است. او سرانجام در سال 1161ق (مطابق نوشته کتاب «وقایع السنین و الاعوام») در اصفهان وفات یافته و در قبرستان شاه میر حمزه مدفون شد. در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی که قبرستان را خراب کردند، قبر او هم از بین رفت. گاهی شعر میسروده است.
از اوست:
آن شوخ که عشق را هوس میداند بلبل با زاغ همقفس میداند
گفتا که مگوی راز عشقم به کسی من با که نگویم همه کس میداند(3)
1) الذریعه، ج5، ص85.
2) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص40.
3) تذکره نگارستان دارا، ج1، ص258؛ وقایع السنین و الاعوام، ص570؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 169 و 216؛ الکواکب المنتشره، صص 346 و 343؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص35؛ مزارات اصفهان، ص274؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1745؛ تذکره خزانه عامره، ص429؛ الکواکب المنتشره، ص343.
عالم ربّانی شیخ عبدالحسین محلاّتی اصفهانی از نوادگان اوست.
محمّد شفیع بن محمّد زمان اصفهانی [فاضل نسخنویس قرن یازدهم هجری] در سهشنبه 26 ربیعالاوّل 1071ق کتابت نسخهای از «ریاض العابدین» تألیف «بدیع الزّمان قهپائی هرندی اصفهانی» را به خط نسخ به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3803 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(1)
محمّد شفیع بن محمّد زمان جوناقانی (جونقانی) [از کاتبان و نویسندگان کتب در قرن دوازدهم هجری] در سال 1133ق نسخهای از کتاب «اختیارات الایام» تألیف: علّامه مجلسی را نوشته که به شماره 678 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.
جوناقان من محال مزدج اصفهان.(2)
محمّد شفیع بن محمّد زمان خوراسکانی اصفهانی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن سیزدهم هجری. وی کتابی را در مقتل تألیف نموده که به شماره 2054 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است. تاریخ کتابت نسخه سال 1243ق است.(3)
محمّد شفیع بن عبدالرحیم شریف نائینی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «الحدائق الناظره» تألیف شیخ یوسف بحرانی را در پنجشنبه 8 ذیقعده 1212ق در قریه خوراسکان جی، از بلوک اصفهان، جهت میر محمّد حسین امام جمعه، به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 36 در کتابخانه مدرسه صدر خواجو در اصفهان موجود است.(1)
محمّد شفیع خوشنویس بن استاد عبدالجبار اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. در برخی کتب او را قزوینی نوشتهاند که صحیح نیست. خط نسخ را خوش مینوشته و پدرش نیز در خط نستعلیق از اساتید نامدار عصر خویش بوده است.
همایی سال فوت او را 1081ق نوشته که صحیح نیست.(2)
محمّد شفیع سرانجام پس از وفات در مزار بابا رکنالدین اصفهان مدفون شد.(3)
محمّد شفیع نسخهای از «ابواب الجنان» تألیف رفیعالدّین محمّد قزوینی را در سال 1097ق به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 273ط در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(4)
محمّد شفیع بن علی مازندرانی، [از فضلاء اواخر دوره صفویّه] در مدرسه ملّا عبداللّه اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی میپرداخته است. او در رجب 1104ق در مدرسه ملّا عبداللّه کتابت «اصول کافی» را به پایان رسانیده و نسخه تصحیح شده و با
حواشی و با نشان بلاغ که گویا از علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. این نسخه به شماره 1757 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است. بنابراین به احتمال قوی صاحب عنوان از شاگردان علّامه مجلسی است.(1)
محمّد شفیع بن علینقی قهپایهای، از کاتبان قرن دوازدهم هجری است. او نسخهای از «شرح الشافیه» تألیف: محمّد هادی مترجم بن ملّا محمّد صالح مازندرانی را در 26 شعبان 1115ق به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 15200 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)
ملّا محمّد شفیع بن ملّا محمّد علی بن احمد بن کمالالدّین حسین استرآبادی، عالم فاضل، صالح متّقی و محقّق مدقّق، از علمای اواخر دوره صفویّه.
شیخ عبدالنبّی قزوینی در کتاب خود او را چنین میستاید: «من الفضلاء الاعلام و العلماء الاحکام و الکبراء العظام و ذوی المجد و الاحترام»(3)
او نوه دختری مجلسی اوّل (ملّا محمّد تقی) است. [در اصفهان متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود و جمعی از دانشمندان اصفهان تحصیل نموده و از برخی از آنان از جمله: ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری و میر ماجد بن میر جمالالدّین محمّد حسینی دشتکی (روایت صحیفه سجّادیه) روایت نموده است. که در بخش اجازات «بحارالانوار» آمده است.(4)
او سالها در اصفهان به تدریس مشغول بوده و شاگردانی تربیت کرده است از جمله:
ملّا محمّد اکمل اصفهانی (پدر علّامه بزرگوار آقا محمّد باقر وحید بهبهانی)، ملّا اسماعیل که در سال 1062ق برای او اجازه نوشته است. و محمّد بن علی بن حیدر مکّی و دو فرزندش محمّد طاهر و محمّد قاسم.(1)
ملّا محمّد شفیع استرآبادی تا سال 1117ق زنده بوده و به گمان ما حدود 80 سال عمر کرده است.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
همچنین در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نسخهای از کتاب «اعادة المعدوم» تألیف: ملّا محمّد شفیع استرآبادی ساکن هند موجود است که به احتمال زیاد از صاحب عنوان است.(5)]
فرزندان او محمّد طاهر و محمّد قاسم نیز از علمای آن روزگار بودند.(6)
1) الکواکب المنتشره، صص 342 و 343.
2) فهرست الهیات مشهد، ج2، ص95.
3) فهرست مرعشی، ج9، ص264.
4) فهرست احیاء، ج6، ص52.
5) الکواکب المنتشره، ص343.
6) منابع: فیض قدسی، صص 225 و 226؛ الذریعه، ج6، ص105 و ج14، ص13 و ج11، ص92؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص554؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، صص 696 و 697؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص373.
محمّد شفیع بن فرج گیلانی، [از علما و فقهای عالیقدر قرن دوازدهم هجری] داماد میر ابوالمعالی کبیر طباطبائی اصفهانی. شیخ محمّد علی حزین در سفرنامه (تاریخ) خود دو جا از او نام میبرد. یک جا مینویسد: «ساکن مشهد مقدّس و فاضل جامع محقّق مولانا محمّد شفیع گیلانی، از ازکیاء علماء و در اواسط حکمت نادره زمان»(1)و در جای دیگر میگوید: «در آن وقت (یعنی پس از شکست و فرار افاغنه سال 1142ق) مولانای فاضل ملّا محمّد شفیع گیلانی که پیش مذکور شد، به اصفهان آمده و شیخالاسلام بود و همانجا رحلت کرد.(2)
فرمانی از شاه طهماسب دوم درباره موقوفه امامزاده درب امام اصفهان موجود است که آنرا در ربیعالثّانی 1143ق صادر نمودهاند و او را بدینگونه نام میبرد: «شریعت و افادت و افاضت و کمالات دستگاه حقایق آگاه، جامع المعقول و المنقول، علّامی فهامی شمسا للشّریعة و الافادة و الفضیلة مولانا محمّد شفیع شیخالاسلام داراالسّلطنه اصفهان».(3)
میرزا عبدالنبی قزوینی او را دانشمندی متکلم، فاضل مفخم، محقّق متین و مدقّق رزین دانسته و مینویسد در رشت و شیراز شیخالاسلام بوده است. در پاورقی مصحح کتاب مینویسد: وی از امیر ماجد بن جمالالدّین محمّد دشتکی در سال 1087ق و از ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری در محرم 1085ق اجازه دریافت نموده است.(4)
ظاهرا وی شاگرد علّامه محمّد باقر مجلسی نیز بوده است.(5)او سرانجام در ماه شعبان
1) تاریخ و سفرنامه حزین، ص226.
2) تاریخ و سفرنامه حزین، ص237.
3) مجلّه وحید، شماره 228 و 229، ص89.
4) تتمیم امل الآمل، ص184.
5) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص41 و ج1، صص 290 و 291؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، صص 44 و 45؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 700 و 701؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص163؛ الکواکب المنتشره، صص 347 و 348.
1144ق در اصفهان وفات یافته است.(1)
از تألیفات او «رساله در تحقیق بداء» است که آنرا در سال 1163 کتابت نمودهاند و به شماره 10910 در کتابخانه وزیری یزد نگهداری میشود.(2)وی همچنین بر کتاب «معالم» حاشیه نوشته است.(3)
حاج ملّا محمّد شفیع خوئی بن ملّا محمّد بن ملّا ابوالقاسم بن ملّا احمد خوئی بن ملّا علی چورسی بن ملّا دولتعلی قراجه داغی، عالم فاضل متّقی [از علماء معروف قرن سیزدهم هجری] در خوی از شهرهای آذربایجان متولّد گردیده و پس از تحصیل مقدمات نزد علمای آذربایجان به عتبات عالیات رفته و نزد علمای عالیقدر شیخ جعفر کاشفالغطاء نجفی، سیّد محمّد مهدی بحرالعلوم و سیّد محمّد مجاهد درس خواند و به درجه اجتهاد نائل شد. و پس از پایان تحصیل به زادگاه خود مراجعت کرد. او در آنجا مشغول ارشاد مردم و حل مشکلات شرعی آنان بود تا اینکه ایران و روسیه آغاز شد و او به ناچار با خانواده از خوی مهاجرت کرده و به [دعوت جمعی از تجّار و اخیار اصفهان از جمله حاجی دوست محمّد خوئی، میرزا محمّد کاظم (مشهور به میرزا کوچک) و پسرش میرزا علینقی به] اصفهان آمد و در محلّه بیدآباد ساکن شده و در مسجد میرزا باقر به اقامه جماعت پرداخت و به حل مشکلات شرعی مردم و مرجعیت و فتوا و تدریس علوم دینی مشغول شد.
[او فقیهی متبحّر و اصولی مبرّز و ادیبی توانا و صاحب خلق حسنه و مورد احترام عموم علماء و فضلاء و طبقات مختلف مردم بود و علمای بزرگ اصفهان در آن عهد
همچون میر سیّد حسن مدرس (محلّهنوئی)، حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی، ملّا جعفر فشارکی، میرزا حسن بن ملّا علی نوری، سیّد ابوتراب، میر سیّد محمّد علی بن میر سیّد محمّد حسینی خاتونآبادی و میرزا علینقلی بن محمّد باقر حسینی در یک استشهاد (درباره مالکیت او بر املاکی بر کرچکان لنجان اصفهان) از او با القاب عالی یاد کردهاند و از این القاب معلوم میشود که از سرآمدان علماء و مجتهدین و مقدّم بر علمای اصفهان و سایر بلاد در آن عهد بوده است. امّا بنا به دلایلی نامش تحت الشعاع نام یکی دو تن از علماء مشهور آن روزگار قرار گرفته و همچنین به خاطر تدفین او در بقعه حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام چندان که شایسته مقام علم و فضل اوست شهرت نیافته است.]
او سرانجام در سال 1266ق وفات یافته [و به اهتمام حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی[ فرزند سیّد حجةالاسلام در مقبره کوچک مسجد سیّد اصفهان مدفون شد [و متأسفانه سنگ مزار او و اعقابش را که آنجا بود در تعمیرات سالهای اخیر از بین بردند.[ فرزندان و اعقاب او اغلب از علماء و ادباء اهل فضل اصفهان بودهاند.(1)
[از ایشان کتابی در «فقه استدلالی» باقی مانده که اکنون نزد استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» موجود است.]
آقا سیّد شفیع بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد جواد بن سیّد عبداللّه بن سیّد نورالدّین علی بن سیّد نعمتاللّه موسوی جزائری شوشتری، عالم فاضل صالح [از علمای قرن سیزدهم هجری.] در سال 1211ق در شوشتر متولّد شد و در 20 سالگی به اصفهان آمده نزد جمعی از فضلاء و علماء خصوصا حاج محمّد ابراهیم کلباسی به تحصیل پرداخت و در علوم مختلف خصوصا فقه و حدیث و رجال مهارتی بهسزا یافت.
1) مکارم الآثار، ج5، صص 1084-1086؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص698؛ تذکره شبگرد، ص191؛ یادداشتهای استاد میرزا فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا).
او در محله شهشهان ساکن بوده و عمر خود را به تدریس و اقامه جماعت و تألیف و تصنیف گذرانیده و سرانجام در روز 21 ذیحجة الحرام 1274ق وفات یافته و در صحن تکیه خوانساریها مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
ملّا محمّد شفیع بن رفیعالدّین محمّد بن فتحاللّه واعظ قزوینی، عالم فاضل، ادیب شاعر و واعظ ماهر [از شعراء و خطبای قرن یازدهم هجری].
در قزوین ساکن بود و در آنجا کسب علم و ادب نموده بود. در سال 1088ق به اصفهان آمد و در مسجد حکیم داود در نهایت فصاحت و بلاغت به موعظه برای مردم پرداخت. گاهی شعر نیز میگفت.
از اوست:
پیش ما سرگشتگان یکسان نماند خوب و زشت یک روش گردد به آب تلخ و شیرین آسیا(2)
ملّا محمّد شفیع بن نورالدّین محمّد خاتونآبادی، عالم فاضل [از علماء قرن دوازدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از بزرگان علم و فضل از جمله علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است. همچنین میر محمّد حسین بن
محمّد صالح خاتونآبادی در سال 1131ق برای او و فرزندش نورالدّین محمّد (صغیر) اجازه نوشته است.
صاحب عنوان در فقه، حدیث و رجال مهارت بهسزایی داشته است.(1)
محمّد شفیع بن جمالالدّین محمّد خوزانی اصفهانی، از نیکوکاران عهد صفویّه است. او در دفترخانه سلطنتی صفویه به کار اداری مشغول بود. از مردان متمکّن اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده و مدرسه شفیعیه را در محلّه دردشت اصفهان و نزدیک مدرس ابنسینا ساخته و موقوفاتی را برای آن معیّن نموده است. سال بنای مدرسه شفیعیه 1067ق مقارن سلطنت شاه عباس ثانی است. [او جُنگ شعر (مجموعه)ای فراهم ساخته که ظاهرا از بین رفته است.(2)]
محمّد شفیع بن محمود گنابادی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در سالهای 1014 و 1015ق کتابت بخشهای سوم و چهارم و خاتمه «حبیب السیّر» را در اصفهان به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3159 در کتابخانه مجلس وجود دارد. مهر بیضی شکل کاتب با نقش «عبده محمّد شفیع بن محمود 1016» بر برخی از صفحات کتاب مشهود است.(3)
میرزا محمّد شفیع منجّم فرزند میرزا مظفر منجّم گنابادی از منجّمان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان نزد پدر نجوم را آموخته و در دربار شاه عباس صفوی وارد شد. او و برادرش میرزا محمّد تققی، در دربار شاه صفی به پیشگویی و استخراج احکام نجوم مشغول بودند. منزل میرزا محمّد شفیع پشت مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه= مسجد امام فعلی) واقع شده بود.
از او دو فرزند به نامهای میرزا محمّد باقر و میرزا محمّد مقیم به جای ماند که اهل فضل و ادب و آشنا به نجوم بودند.(1)
سیّد محمّد شفیع بن سیّد محمّد نصیر خلیفه سلطانی بن نواب میرزا سیّد حسن بن علّامه سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی مرعشی، عالم فاضل. در قرن دوازدهم هجری زندگی میکرده و از طرف برادر خود میرزا محمّد مقیم، نایب التّولیه آستان مقدّس رضوی بوده است.(2)
محمّد شفیع تویسرکانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل مشغول شده است. علّامه مجلسی در آخر نسخهای از «اصول کافی» برای او اجازه نوشته است.(3)
محمّد شفیع عباسی از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. برخی او را فرزند آقا رضا عباسی دانستهاند ولی مدرک معتبری برای اثبات آن به دست نیامده است. او از نقاشان طراز اوّل عهد شاه عباس دوم و شاه صفی است.
او غالبا به ترسیم گلهای مختلف و پرندگان میپرداخته و از نخستین کسانی بوده که نقاشی گل و مرغ را رواج دادند. علاوه بر این در صورتسازی نیز مهارت بهسزائی داشته و طرحهایی نیز برای پارچه ارائه داده و در قلمدانسازی و خوشنویسی نیز زبردست بوده است.
وی تقریبا از سال 1037ق تا 1084ق در اصفهان به فعالیت هنری مشغول بوده و در آخر عمر به هند مهاجرت کرده و در سال 1085ق در شهر «آگره» هند وفات یافته است. فرزندش محمّد تقی نیز از نقاشان ماهر آن عهد بوده است.
او آثار خود را با عبارات «کمینه شفیع عباسی» و «محمّد شد شفیع هر دو عالم» رقم میزده است. از آثار معروف او میتوان به «درویش خفته» (1061ق)، «بوته گل بنفشه» (سال 1054ق)، «کبک روی شاخه گل سیب» (سال 1066ق) و «پرنده، پروانهها و شکوفهها» (سال 1062ق) اشاره کرد.(1)
سیّد محمّد شفیع مستوفی (حسینی مازندرانی اصفهانی)، عالم فاضل و ادیب شاعر. [از دانشمندان و سخنسرایان قرن یازدهم هجری].
اصلاً از سادات علاقهبند مازندران بوده و در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته
1) سیری در تاریخ نقاشی ایران، ص384؛ هنر قلمدان، ص99؛ دائرة المعارف هنر، صص 330 و 331؛ جلوههای هنر در اصفهان، ص142؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص169؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 314 و 315؛ فرهنگ فارسی (معین)، ج5، ص906؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص64.
است. در اوایل حال مُشِرف باغات سلطنتی بوده و کمکم به مقامات بالاتر دست یافته و عاقبت مستوفی الممالک موقوفات دولت صفویّه شد. پس از آنکه میرزا مهدی اعتمادالدّوله، به صدارت رسید، او از آن منصب عزل شده و در منزل عزلت گزید و به تحقیق و تألیف و مصاحبت با دانشمندان و شعراء پرداخت. [و سرانجام در سال 1095ق وفات یافت.]
گاهی شعر نیز میسرود. این بیت از اوست:
سوخت ما را ز آشنایی هر که بزم افروز شد آفت پروانه باشد شمع چون روشن شود(1)
در اغلب علوم چون کلام، تاریخ و ادبیات مهارت داشته و سال وفاتش معلوم نیست.
کتاب «بحرالفوائد و عقد الفرائد» به فارسی، در علم تاریخ از اوست که آن را به نام شاه عباس دوّم نوشته و در 5 جلد آن را به پایان رسانیده است. نسخههای فراوانی از این کتاب در کتابخانهها موجود است. این کتاب هنوز به طبع نرسیده است.(2)[2. «نسبنامه» که در سال 1090ق به نام شاه سلیمان صفوی آن را تألیف کرده و نسخهای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)]
میرزا محمّد شفیع ورزنهای اصفهانی، از صاحبمنصبان دولت صفوی است. او وزارت دارالعباده یزد را برعهده داشته و در سال 1106ق وفات یافته است.(4)
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 99 و 100؛ تذکره غنی، ص74.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص699؛ الذریعه، ج3، ص44؛ الرّوضة النّضره، ص263؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص567؛ فهرست وزیری، ج1، ص336؛ فهرست مرعشی، ج11، ص301 و ج19، ص43؛ فهرست مدرسه حجّتیه، ص100؛ فهرست احیاء، ج6، صص114 و 124 و ج7، ص131؛ فهرست عکسی احیاء، ج2، ص128.
3) فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص58؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج2، ص1094.
4) دستور شهر یاران، ص81.
در سال 1099ق به دستور او در زادگاهش (ورزنه) مسجد جامع ورزنه مرّمت گردیده و این عمل در کتیبه کاشیکاری به خط ثلث در سردر مسجد جامع ذکر شده است.(1)
ابوزید شکر بن احمد بن محمّد بن ابیبکر ابهری مؤدّب اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری]. از «ابو عبداللّه قاسم ثقفی» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از وی استماع حدیث کرده است. او در ماه ذیالقعده سال 546ق وفات یافت.(2)
[«ابهر» از دهات جِی اصفهان بوده و اکنون از محلّههای اصفهان است و به آن «اَبَر» میگویند.]
میرزا شکراللّه مستوفی [بن خواجه حبیباللّه شهرستانی، از دانشوران اهل قلم قرن دهم هجری و از سادات جلیلالقدر شهرستان اصفهان است. او پس از تحصیل در اصفهان به قزوین رفته و در دربار شاه طهماسب صفوی به خدمات دیوانی مشغول شد. در اواخر سلطنت شاه طهماسب، به منصب «مستوفی الممالک ممالک محروسه» منصوب شد. در سال 984ق شاه اسماعیل ثانی او را به وزارت دیوان اعلی برگزید اما یک سال بعد که شاه اسماعیل ثانی فوت نمود، شاه محمّد خدابنده او را از این منصب عزل کرده و او را به عنوان «وزیر» و «ممیزی» خراسان و تولیت آستان قدس رضوی به مشهد مقدس فرستاد، اما بیگلربیگیان خراسان به مخالفت با او برخاستند. سرانجام او در هنگام مراجعت از خراسان، در دامغان وفات یافت.
او مردی سلیم النّفس، باوقار، خوش خلق و ماهر در انشاء، سیاق، حساب، خوشنویسی و امور دیوانی بود.(1)]
از او آثار خیریهای به جای ماند از جمله: 1. مسجد مستوفی در محلّه خواجوی اصفهان 2. بازار مستوفی در محلّه خواجو 3. باغ مستوفی (واقع در خیابان فیض فعلی) در اصفهان.(2)
شکراللّه بن علیرضا ورنامخواستی لنجانی اصفهانی، [از کاتبان قرن یازدهم هجری [در سال 1092ق کتاب «النّخبة الوجیزة» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته است. کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 1/1179 موجود است.(3)
[ورنامخواست از دهات بلوک لنجان اصفهان است.]
استاد شکراللّه صنیعزاده فرزند عبدالمحمود غفّاریان، هنرمند نقاش و میناکار معاصر اصفهان، در 20 ذیحجه 1324ق (برابر با 15 بهمن 1285ش) در محلّه درب امام اصفهان متولّد شد. او تحصیلات ابتدائی و اوایل متوسّطه را در مدرسه قدسیّه گذراند امّا در نوجوانی ترک تحصیل کرده و نزد پدربزرگ مادریش میرزا عبدالحسین صنیع همایون به فراگیری نقاشی و میناکاری پرداخت. همچنین از استاد مصورالملکی تذهیب، تشعیر، نقاشی طبیعت، صورتسازی، گل و مرغ و بوتهپردازی را آموخت.
صنیعزاده در زمان سلطنت رضا شاه، با یک مهندس آلمانی به نام «شونِمان» که در اصفهان به سر میبرد آشنا شده و برای راهاندازی کوره و رنگها و لوازم کار میناکاری ازاو بهره فراوان برد، تا اینکه کمکم استادی قابل و هنرمندی ماهر شد. آثار میناکاری او در نمایشگاه بینالمللی بروکسل یک دیپلم افتخار و مدال بُرنز به ارمغان آورد. همچنین تقدیرنامهای از مرجع عالیقدر شیعه سیّد محسن حکیم دریافت نمود.(1)
او سرانجام در جمادی الاولی 1404ق (بهمن 1362ش) در اصفهان وفات یافته و در تکیه آغاباشی در تخت فولاد مدفون شد.(2)
درهای نفیس میناکاری شده آستان حضرت رضا علیهالسلام ، میناکاری ضریح حضرت عباس علیهالسلام در کربلا و میناکاری در حرم مطهر حضرت علی علیهالسلام در نجف اشرف از آثار ارزنده اوست.
شکراللّه خاکسار فرزند علی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1311ش متولّد شد. او در انجمنهای ادبی اصفهان شرکت میکرد و از اعضای انجمن صائب بود. سرانجام در سال 1381 پس از پیدا شدن پیکر فرزندش که در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده بود، به عارضه قلبی دچار شد و در تهران درگذشت.
از اوست:
چه کردی با محبّت ای که میدانی نمیماند غمی افسانهای عکس خیالی زندگانی را
مرا کُشتی ولیکن دل به یادت زندگی دارد بنازم این تحمّل سخت جانی را(3)
میرزا شکراللّه منعم بن میرزا محمّد علی مسکین اصفهانی، شاعر ادیب و فاضل، از سخنوران قرن چهاردهم هجری.
در اصفهان به سال 1286ق متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته و فنون شعر و ادب را از میرزا محمّد حسین عنقا فرا گرفت و چون در سرودن شعر صاحب طبع روان و قریحه خدادادی بود در انجمن ادبی شیدا حضور یافت. او از راه زرگری امرار معاش میکرد. او مردی عارف مسلک و سخنسنجی ماهر بود. قصیده و غزل را نیکو میسرود و در گفتن مادّه تاریخ مهارتی بهسزا داشت.
منعم در روز شنبه 4 جمادی الاولی 1360ق وفات یافته [و در تکیه آغاباشی واقع[ در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
برخی از اشعار او در کتاب «دانشنامه» به طبع رسیده و مجموعهای از اشعارش با عنوان «سفره منعم» در سال 1360ق چاپ سنگی شده است.
از اوست:
دم ز چشم تو بزد نرگس و هشیار نبود حرف بیهوده زدن دور ز بیمار نبود
دوش گفتم ننمودی ز چه رخ بر خورشید گفت این بی سر و پا لایق دیدار نبود(1)
پدرش «مسکین» و برادرش «میرزا عبدالرحیم افسر» و برادرزادهاش «فتحاللّه
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص471؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص350؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114؛ دیوان طرب، ص250؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2706 و 2707؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1732؛ الذریعه، ج9، ص1111.
جلالی» نیز شاعر و اهل فضل و ادب بودهاند.
شکراللّه بن محمّد حسینی خوراسکانی [از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن یازدهم هجری] در سه دهه اوّل ربیعالثّانی 1097ق نسخهای از «مجمع البحرین» طریحی را به پایان رسانیده است و در 1098ق شیخ صفیالدّین طریحی فرزند مؤلّف جهت او اجازه مرقوم داشته است (پایان جزء سوم و چهارم) نسخه به شماره 1180 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)همچنین او در جمعه 12 رجب 1094ق کتابت نسخهای از کتاب «السرائر الحاوی» تألیف: ابن ادریس را به خط زیبا به پایان رسانیده و نسخه مقابله شده و به شماره 2166 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
شکراللّه اربابزاده متخلّص به «پیمان» از شعرای معاصر در سال 1320ق در بروجن متولّد شده و در آنجا تحصیل نمود. او مدّتی رئیس اداره اقتصادی بروجن بود.
از اوست:
کوهکن در بیستون از جان شیرین چون گذشت تیشه انسان زد به سر کز کوه موج خون گذشت(3)
شکوهی همدانی معروف به «ملّا شکوهی» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری].
در اصفهان ساکن بوده و در قهوهخانههای اصفهان با شاعران و فضلاء معاشرت و
مصاحبت داشته و گاهی شاه عباس اوّل برای دیدار آنها قهوهخانه میآمده است.
شکوهی و زکی همدانی در همدان نزد میرزا ابراهیم همدانی به تحصیل پرداخته بودند. او علاوه بر سرودن شعر خط نستعلیق را نیز زیبا مینوشت.
سال وفات او معلوم نیست. فرزندش همایون محمّد نیز از خوشنویسان عهد صفویه است.
از اوست:
دوش در چشمم خیال روی جانان مینشست شبنم یاد جمالش بر گل جان مینشست(1)
شکیبی اصفهانی، از عرفاء و دانشمندان قرن نهم هجری و از مریدان خواجه علاءالدّین عطاء نقشبندی بوده و در نجوم و رمل دست داشته است.(2)
شمخال بیک اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. از خانهزادهای میر سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان بود. او به سفرهای زیادی رفته و از جمله مدّتی را در سفر هندوستان گذرانیده و به اصفهان بازگشته بود.
این رباعی از اوست:
در قید حیات هر که چون من باشد کارش همگی ناله و شیون باشد
گر زندگی این است که من میبینم عمر ابدی نصیب دشمن باشد(3)
میرزا شمسا، از فضلاء و دانشمندان گمنام اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. در کتاب «تاریخ تذکرههای فارسی» در ضمن شرح حال میرزا عبدالباقی شریف رضوی متخلّص به «وفا» گوید:
«در آنجا (اصفهان) پیش علمای عصر مثلاً ملّا علی اکبر و میرزا محمّد اسماعیل و میرزا شمسا و غیره هم استفاده علوم عقلیّه و فنون طبّیّه ساخت»(1)
ملّا شمسالدّین بحرانی معروف به «ملّا شمسی» عالم فاضل، علاوه بر تحصیل علم جهت معاش تجارت هم مینموده و به همین قصد از بحرین به ایران آمده و در قمشه ساکن دشه و هم در آنجا وفات یافته و در جوار امامزاده شاه سیّد علی اکبر نزدیک قمشه (شهرضای کنونی) مدفون شد.(2)
حاج آقا شمسالدّین خادمی فرزند حاج سیّد ابوجعفر صدر عاملی [از علمای معاصر اصفهان] در سال 1316ق در اصفهان متولّد شد. در کودکی پدر را از دست داده و تحت سرپرستی مادر تربیت شد. او تحصیلات خود را در اصفهان نزد علماء عالیقدری چون میرزا احمد مدرس، آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی، آقا شیخ محمّد رضا نجفی، حاج میر محمّد صادق مدرس خاتونآبادی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آقا شیخ علی مدرس یزدی، آقا میرزا محمّد علی تویسرکانی و آقا سیّد محمّد مدرس نجفآبادی انجام داد و برای تکمیل آن به عتبات و عالیات مشرّف شده و از درس آیات عظام: آقا سیّد
ابوالحسن اصفهانی، آقا میرزا محمّد حسین غروی نائینی و جمعی دیگر از افاضل حاضر گردید. لکن به مناسبت ابتلاء به بیماری به اصفهان مراجعت کرده و فقط توانست به اقامه جماعت در مسجد نو حاج رسولیها و موعظه و ارشاد مردم در آن مسجد بپردازد.
او سرانجام در 25 شعبان سال 1399ق وفات یافته و جنب قبر پدرش در تکیه حاج آقا مجلس (تکیه سیّد ابوجعفر) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
حاج شمسالدّین دینانی اصفهانی متخلّص به «شمس» فرزند آقا احمد ملقّب به «شمس الشّعراء»، از شعرای اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری. در سال 1247ش در روستای «دینان» از توابع اصفهان متولّد شده و به کسب علم و ادب مشغول شد. او دارای صدایی خوش بوده و در خوشنویسی نیز مهارت داشته است. در سرودن شعر زبردست و خوش قریحه بوده و خصوصا غزل را نیکو میسروده است. «مجموعه اشعار شمس اصفهانی دینانی» به اهتمام حسین توسلّی دینانی در سال 1384ش به چاپ رسیده است. او در سال 1312ش در زادگاه خود وفات یافته و همانجا مدفون شد.(2)
از اوست:
تا شدم عاشق نمیدانی چهها میخواستم اوّل از معشوق خود مهر و وفا میخواستم
عاقبت نگذاشت جان سازم فدایش از وفا چون که من یک بوسه از وی خونبها میخواستم
شمشالدّین (شمسا) بن اسماعیل طالش [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال های1067، 1070، و 1093ق در مدرسه فاطمیه اصفهان نسخهای از کتاب «من لایحضره الفقیه» را کتابت نموده که در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.(1)
سیّد شمسالدّین حسینی نائینی فرزند سیّد محمّد رضا، از ادبای معاصر اصفهان است. در 22 ربیعالثّانی 1352ق در «مزرعه سلطان نصیر» از توابع نائین متولّد شده و از سن 4 سالگی به اتفاق پدر در قریه «اژیه» از بلوک رویدشت اصفهان ساکن شده. سپس به اصفهان آمده به تحصیل علوم قدیمه مشغول شد. او از سن 14 سالگی شعر میگفت. این شعر از اوست:
بزن ای مطرب مهوش به یاد روی جانانه که نزدیک است از عشقش بسوزم همچو پروانه
به یاد روی ماه وی شدم حیران و دیوانه دل از کف رفت و مجنون گشتم و از خویش بیگانه
تمنّای لب لعلش به جانم میزند اخگر(2)
شمسالدّین تاج اصفهانی فرزند میرزا عبدالحسین تاج العلماء بن ابراهیم تاج اصفهانی، ادیب و هنرمند فرزانه.
در سال 1301ش متولّد شده و به تهران رفت. مقدمات را در آنجا فرا گرفت و ضمن اشتغال به کار، نزد اساتیدی چون حاج میرزا خلیل کمرهای تحصیل نمود. در سال 1320ش به اصفهان مراجعت کرده و نزد شیخ عبدالعظیم مهرابی کوشکی، شیخ احمد قمینژاد و شیخ محمّد باقر زند کرمانی کسب فیض نمود.
او آواز را نزد دایی خود جعفر مشایخزاده و میرزا عبدالحسین صدرالواعظین فرا گرفت. او اشعار مثنوی را با تسلطی که به ردیف و دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی داشت با سبکی مخصوص به خود با نوائی دلنشین قرائت میکرد.
وی در بهمن 1383ش وفات نمود و در بقعه نامآوران باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(1)
استاد شمسالدّین بن عبدالحسین اصفهانی بنّا، از هنرمندان قرن دهم هجری است. در هنر گچبری زبردست و استاد بوده است. از آثار او گچبری دیوار غربی حرم امامزاده حمزه در بوانات فارس است که آنرا در سال 953ق ساخته است.(2)
حاج آقا شمسالدّین بن حاج ملّا عبداللّه بن میرزا محمّد بن حاج ملّا عبداللّه بن حاج محمّدهادی بن حاج محمّد ظهیر هرندی، عالم فاضل [از علمای قرن چهاردهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و نزد پدر خود و آقا سیّد محمّد باقر درچهای و دیگران تحصیل کرده و به اقامه جماعت در یکی از مساجد محلّه شهشهان پرداخت. او در حدود سال 1366ق در طهران وفات یافت.(3)
دکتر سیّد شمسالدّین جناب فرزند مرحوم حاج میر سیّد علی جناب حسینی. دکتر داروساز، از متخصصین فن داروسازی و از دوستان قدیمی نویسنده [سیّد مصلحالدّین مهدوی که در شب چهارشنبه عرّه ذیالاحجّه 1393ق (مطابق 6 دیماه 1352 در تهران وفات یافت و] در تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
شمسالدّین دولتآبادی فرزند آقا محمود بن میرزا احمد بن حاجی میرزا هادی دولتآبادی، از شعرای قرن چهاردهم هجری.
در سال 1293ش (مطابق 1332ق) متولّد گردیده و در محرم 1353ق در جوانی وفات یافت. جوانی قابل و آراسته بود. شعر میگفت و «شمس» تخلّص میکرد.(2)
استاد شمسالدّین کاشیتراش، از هنرمندان قرن دهم هجری در اصفهان است. از آثارش: تزئینات ایوان جبهه جنونی مسجد جامع اصفهان است که در زمان شاه طهماسب اوّل صفوی انجام گردیده است.(3)
شمسالدّین تبریزی، از خوشنویسان ماهر قرن دهم هجری است. خط ثلث را خوش
مینوشته و در اصفهان ساکن بوده است. او در سال 929ق کتیبه سردر مسجد علی اصفهان را به خط ثلث نوشته است.(1)
میر شمسالدّین هاشمی، از شاعران اصفهان در قرن یازدهم هجری است. در اصفهان تحصیل کرده و به هند سفر کرد و به «بیجاپور» رسید و به «صدر جهان» مخاطب شد و در ردیف شاعران مدّاح عادلشاه، فرمانروای دکن قرار گرفت.
از اوست:
مرا هر شب خیال یار در آغوش میآید غلط کردم که جانی در تن بیهوش میآید(2)
استاد سیّد شمسالدّین ابوالوفا حسینی فرزند حاج آقا رضا بن سیّد محمّد، از خوشنویسان هنرمند معاصر اصفهان.
در روز 30 بهمن 1326ش در قریه «دستنا» از توابع شهرکرد در خانوادهای از سادات عالیقدر که نسب آنان به امام زینالعابدین علیهالسلام میرسید، متولّد شد. پدرش از علمای دینی و اهل فضل و تقوا بود. او در زادگاه خود به مکتبخانه رفته و سپس نزد پدر مقدّمات و سیوطی را آموخت. سپس برای ادامه تحصیلات عالیقدری چون شیخ اماناللّه کوجانی تلمُّذ کرد. او در کنار این تحصیل، به طور متفرقه به تحصیل ادامه داده و دوره ابتدائی، سیکل و متوسطه را طی کرد. آنگاه در دانشگاه گیلان در رشته مدیریت
اداری ادامه تحصیل داده و به درجه لیسانس نائل شد.
پس از آن در اصفهان اقامت گزید. او به خاطر تشویق پدر جهت حفظ اشعار عربی و فارسی و خوشنویسی، به هنر خط علاقمند شد و در هنگام اقامت در اصفهان نزد استاد فضائلی در خط نسخ و نستعلیق و نزد استاد نصراللّه معین در خط نستعلیق به مشق پرداخت. و در سال 1358ش موفق به اخذ درجه ممتاز شد آنگاه در تهران از راهنمائی اساتید خوشنویس پایتخت همچون استاد فرادی و سایرین بهره برد.
او جهت امرار معاش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در دبیرستانها و هنرستانها و مراکز آموزش عالی و تربیت معلم و دانشگاه هنر اصفهان به تدریس پرداخت.
استاد حسینی از جمله پایهگذاران انجمن خوشنویسان اصفهان بعد از انقلاب و خود مؤسس انجمن خوشنویسان چهارمحال و بختیاری است. او سالهای طولانی به تعلیم خط در انجمن مشغول بوده و مدّتی سمت سرپرست انجمن خوشنویسان اصفهان و مدّتی بازرس اصلی انجمن خوشنویسان ایران بود. حاصل زحمات این استاد هنرمند تربیت صدها خوشنویس برجسته است و به پاس این زحمات به دریافت نشان درجه یک هنری معادل دکترا نائل آمده و در سال 1386ش به درجه استادی در خوشنویسی دست یافته است.
استاد حسینی در نمایشگاههای جمعی بسیاری در داخل و خارج از کشور شرکت نموده و آثار خود را به نمایش گذاشته است. او به گردآوری نمونه خطوط خوش خوشنویسان گذشتته و مطالعه درباره خط و خوشنویسی علاقه فراوان داشته و در شناخت خطوط نسخههای خطی و قطعات خوشنویسی صاحبنظر است و در کنار آن به مطالعه تاریخ و ادبیات میپردازد.(1)
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با استاد شمسالدّین ابوالوفا حسینی در هشتم شهریور 1388ش.
شمس تیشی شیرازی، از شعراء هنرمندان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در علم موسیقی و صوت و عمل مهارتی بهسزا داشته و شعر و تصنیف نیکو میسروده است. شاه عباس صفوی به او علاقه فراوان داشت و دستور داد در چهارباغ اصفهان برای او قهوهخانهای بسازند.
از اوست:
ابروانم شده پل چشم ترم چشمه آن داد من این سر پل میدهی یا آن سر پل(1)
شمس شیرازی معروف به «شمسا بینی» خوشنویس هنرمند. سالها در اصفهان ساکن بوده و نزد میرعماد به مشق خط پرداخته است. خط نستعلیق را خوش مینوشت. برادرش «جمالا» متخلّص به «واله» شاعر و خوشنویس بوده و در هندوستان ساکن شده و وفات نموده است.(2)
شمسی اصفهانی، از شعرای قرن هشتم هجری است.(3)
سیّد شهابالدّین محمّد تقی نحوی فرزند سیّد محمّد حسن مجتهد اصفهانی بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر بن میر محمّد صادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل زاهد [از علمای عالیقدر قاجاریه].
او در شب غرّه رجب سال 1263ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات و سطوح را نزد برادر خود حاج سیّد مهدی نحوی و برادر دیگرش سیّد محمّد (که در جوانی به سال 1275ق وفات یافت) فرا گرفته و سپس جهت تکمیل در محضر مرحومین حجتین ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا میر سیّد محمّد شهشهانی حاضر شده و سالها از محضر آنان مستفید گشت و ضمنا به درس آخوند ملّا عبدالجواد خراسانی حکیم حاضر شده، سپس به مجلس حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی اختصاص یافته و از خواص اصحاب ایشان گردید. مدّتی نیز از درس مرحوم میر محمّد صادق کتابفروش استفاده برده و مدّت دو سال به درس حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی حاضر شد. در اغلب علوم، از ریاضی و طبیعی و حکمت و فقه و اصول و ادب تبحّر یافت. او ارادت خدمت عارف مشهور مرحوم فیض علی شاه ثانی داشت و تا آخر عمر به خدمت خلق و عبادت خالق پرداخته و مورد احترام خاص و عام قرار گرفته و نزد عموم طبقات، محترم و مقبول القول بود.
او در شب چهارشنبه غرّه رجب المرّجب سال 1340ق وفات یافته و در تخت فولاد، جنب مقبره پدر مدفون شد. پس از گذشت چندین سال، استخوانهای ایشان به نجف اشرف نقل و در وادی السّلام جنب مقبره علّامه آقا میرزا محمّد هاشم چهارسوقی مدفون گردید.
از آثارش کتابی است «جُنگ» مانند در دو قسمت: 1. در فوائد متفرقه از نظم و نثر عربی و فارسی و فقه و حدیث و تفسیر2. مجموعهای از مراسلات استادش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی که به علماء و غیره نوشته است.(1)
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص705؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.
سیّد شهابالدّین آل دیباج عالم کامل مدّت 17 سال در کربلای معلی تحصیل نموده و به درجه اجتهاد نائل گردیده و از بزرگانی همچون شیخ زینالعابدین مازندرانی اجازه اجتهاد دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران در مسجد محلّه «لادره» خمینیشهر به امامت جماعت و تبلیغ احکام مشغول شد. وی در سال 1333ق وفات یافت و در مقبره مسجد خود (امام جعفر صادق علیهالسلام ) مدفون گردید. وی پسر عموی سیّد بحرالعلوم سدهی (شاگرد شیخ انصاری) و جدّ مادری مرحوم دکتر سیّد رضا ابوالبرکات بود.
شیخ شهابالدّین اَزیرانی اصفهانی [از عرفای قرن هشتم هجری] متوفی به سال 769ق مدفون در قریه «ازیران» از توابع «براآن» اصفهان.(1)
سیّد شهابالدّین صفوی قمی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1304ش در روستای «سُه» از توابع شهرستان نطنز (و فعلاً تابع شهرستان بُرخوار و میمه) متولّد شد و پس از تحصیل مقدّمات به قم رفته و سطح را نزد برخی از علماء آنجا از جمله شیخ علی فیض (مشکینی) تحصیل کرد و در درس خارج مرجع عالیقدر حاج آقا حسین بروجردی حاضر شد امّا با رحلت او به اصفهان مراجعت کرده و از درس حضرات آیات خادمی، فانی و حاج آقا رحیم ارباب بهره برد. پس از آن به وعظ ارشاد مشغول شده و با بیانی شیوا و سخنانی گیرا مردم را جذب معارف اهل بیت علیهمالسلام نمود. او حامی مستمندان و
1) مزارات اصفهان، ص98.
یاور مظلومان بود و برای کمک به آنان همواره پیشقدم میشد.
او به عبادت فراوان و انجام واجبات و مستحبّات و تلاوت قرآن اهتمام بسیار داشت. و با برخی از عرفاء و علمای ربّانی خصوصا حاج آقا رحیم ارباب حشر و نشر داشت و از انفاس قدسیه آنان فیض میبرد.
او در اواخر عمر به سکته مبتلا شده و از قوای جسمانیش کاسته شد و عاقبت پس از بازگشت از زیارت حضرت ثامنالائمه علیهالسلام در پاییز سال 1382ش دچار سانحه تصادف شده و چند روز پس از عمل جراحی روز 5 رمضان 1424ق وفات یافت.
فرزند او حاج سیّد عبدالحمید صفوی در جبهههای نبرد ایران و عراق به شهادت رسید و دو فرزند دیگرش حاج سیّد محمّد باقر و سیّد حسامالدّین در زمان حیات پدر وفات یافتند و بار سنگین فراق بر سینه پدر نشست. امّا او تا آخر عمر از جادّه صبر و رضا خارج نشد و مصائب را تحمّل کرد.(1)
سیّد شهابالدّین ضیاء الواعظین حسینی، از خطباء اهل منبر، متوفی 1363ق به سن قریب به 90 سالگی و مدفون در بیرون بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد.(2)
شهدی اصفهانی، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. او از دوستان میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر طرب اصفهانی بوده و طرب در قصیده انجمنیه خود، او را به عنوان شاعر اطعمهساز ذکر کرده است.(3)
شهدی بختیاری، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان علم و ادب آموخته و به تهران رفت و به مدح ناصرالدّین شاه پرداخت و شمس الشعراء میرزا محمّد علی سروش را هجو کرد. سال فوت او معلوم نیست.(1)
او در پنجشنبه از ماه رمضان سال 1261ق نسخهای از «دیوان فرخی سیستانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده است. میرزا محمّد حسین عنقا در سال 1291ق این نسخه را در اختیار داشته است. این کتاب به شماره 5493 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(2)
ابوبکر شهریار بن محمّد بن احمد بن محمّد بن شهریار اسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] به مکّه و بصره سفر کرده و از «ابی یعقوب یوسف بن یعقوب نُجِیری» و «ابی قلابه محمّد بن احمد بن حمدان» امامِ جامعِ بصره در شهر بصره و از «ابا علی حسن بن داود بن سلیمان بن خلف مصری» در مکّه حدیث شنیده است.
«عبدالعزیز» و «عبدالواحد» فرزندان «عبداللّه بن احمد قاذویه»، «عبدالرّحمان بن محمّد بن اسحاق» و «محمّد بن علی جوزدانی» از او حدیث شنیدهاند.(3)
شهریار یاربخت اصفهانی متخلّص به «نوذر» از شعرا و نویسندگان معاصر است. در سال 1316ش متولّد و در طهران ساکن بود. او در بهمن 1369ش درگذشت. از آثار او: 1. «داستان لیلی و مجنون» [2. «نغمههای نوذر» 3. «سرگذشت حاج علی بابا»
[ شهسوار بیک] لاهیجی متخلّص به «نادم» شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. [در حدود سال 990ق در «سیّد اشرف» لاهیجان متولّد شده] و در جوانی به سرودن شعر پرداخته و «صدقی» تخلّص مینمود و بعدا آنرا به «نادم» تغییر داد. به هند سفر کرده و در آگره با شاعران پارسیگوی هندی و ایرانی همصحبت شده و به مشاعره پرداخت، آنگاه به گجرات رفته و در خدمت «نظیری نیشابوری» به کسب علم و ادب پرداخته [و به واسطه او در برهانپور به ملازمت «میرزا عبدالرّحیم خان خانان» نائل شد. در سال 1021ق پس از فوت «نظیری» به بیماری سختی دچار شد. عاقبت پس از چندی اقامت در «عظیمآباد» در «پتنه» و «بنگاله» و «دکن» به ایران مراجعت نموده و باقی عمر را در اصفهان طی نمود تا اینکه در حدود سال 1060ق] در سن قریب به 70 سالگی وفات یافته و در تختگاه هارون ولایت اصفهان مدفون شد.
از اوست:
تا باغ از گل تو شناسد نسیم را پیوند کرده است به زلفت نسیم را
از گریه تیره روزی عاشق نمیرود تا کی به آب دیده بشوییم گلیم را(1)
ابوالهیجاء شهفیروز (شاه فیروز) بن شُعیب بن عبدالسیّد بن منصور بن ابوالفوارس بغدادی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن ششم هجری. از «ابی جعفر محمّد بن احمد بن
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 344 و 345؛ کاروان هند، ج2، صص 1399-1405؛ تذکره روز روشن، صص 789-790؛ کلمات الشعراء، صص 112 و 113؛ تذکره حسینی، ص356؛ تذکره غنی، ص131؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص969؛ مزارات اصفهان، صص 347 و 348.
مسلمه» و دیگران بهره برده و کتاب «مقامات» را در سال 490ق و کتاب «الرشاد الارب» را تألیف نموده است.
وی در سال 530ق در بغداد در کهولت و پیری وفات یافت. به عربی شعر میسرود و اشعارش لطیف و دلپذیر است.(1)
میر شهنشاه اصفهانی متخلّص به «شکیب» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری].
از سادات و متولّیان امامزاده زینالعابدین (درب امام) اصفهان و پسرعموی مستوفی موقوفات در عهد شاه سلیمان بود. خود او مدّتی مستوفی استرآباد بود. گاهی شعر میسرود [و قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) وفات یافت.
از اوست:
واعظ به مزخرفات خود غرّه مشو خورشید صفت واله هر ذرّه مشو
بر تخته منبر آمد و رفت مکن سوهان طبیعت شدهای ارّه مشو(2)]
ابوسعید شیبان بن ابومحمّد عبداللّه بن شیبان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان بن محمّد بن سمرة بن مفضل بن قیس بن عدنان بن نزار بن حرب بن ربیعة بن حسن بن مفضّل محتسب مؤدی اسدی الملقن اصفهانی [از محدّثین عامّه قرن ششم هجری[ مردی صالح و عالم بوده و به تعلیم قرآن به اطفال مشغول بوده است.
او از پدرش «ابو محمّد عبداللّه»، «احمد بن عبدالغفار بن احمد»، «قاضی ابو منصور
محمّد بن سکرویه»، »ابوبکر بن ماجه»، «محمّد بن عبدالواحد بن محمّد»، «ابواسحاق ابراهیم بن محمّد طیان»، «ابوالمظفر سمعانی»، «ابوالفوارس طراد زینبی» و «ابو محمّد رزقاللّه تمیمی» و غیر آنان حدیث شنیده و «حافظ ابن عساکرد مشق» و «ابوسعد سمعانی» از او روایت میکند.
تولّدش در حدود 470ق و فوت او در رمضان 538ق در اصفهان [اتفاق افتاد].(1)
[یاقوت حموی او را از اهالی روستای «بُرج» اصفهان دانسته و کنیهاش را «ابومعمر» ضبط کرده و نوشته است که صاحب «سُنّة» بوده و در اطراف اصفهان مردم را موعظه میکرده و از «ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن منده» حدیث شنیده و از «ابیبکر بن مردویه»، «ابیسعد احمد بن محمّد مالینی»، «ابی عبداللّه جرجانی» و «ابیبکر بن ابیعلی» و دیگران حدیث نوشته است. «یحیی بن منده» از او حدیث نقل کرده است.(2)]
شیخ عباسی، از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. او در سالهای 1060 تا 1098ق در اصفهان به فعّالیّت هنری مشغول بوده و نزد بهرام سفرهکش، نقاش زبردست آن روزگار تعلیم دیده و به واسطه تقرّب به دربار شاه عباس دوم به «عباسی» معروف شده است.
شیخ عباسی از نخستین نقاشانی است که شیوه فرنگیسازی را در نقاشی خود به کار گرفتند. او در صورتسازی، مجالس رزمی و بزمی و پرندهسازی مهارت داشته و به قلمدانسازی نیز میپرداخته است. رقم او در آثارش «بها گرفت چو گردید شیخ عباسی» بوده و از معروفترین آثار او «جلوس شاه عباس دوم و سفیر هند» (در سال 1074ق)، «تیراندازی شاهزاده صفوی در حال اسب دوانی» (سال 1065ق)، «حلقه
درویشان» (سال 1098ق) را میتوان نام برد.(1)
شیخعلی خان زنگنه [فرزند علی بیگ، از صاحبمنصبان معروف عهد صفویه است. او در سال 1020 یا 1022ق متولّد شده است.] در سال 1064ق حکومت کرمانشاه را داشته و سپس به مقام میرآخوری رسیده و در ذیالحجه سال 1079ق به مقام صدارت عظمی رسیده و مدت 21 سال در کمال قدرت صدرات نموده است. او وزیر مقتدر و دانا و با تدبیر شاه سلیمان صفوی بوده که به مناسبت عقل و کفایت و کاردانی او شاه جوان و کمتجربه صفوی در کمال رفاه و آسودگی سلطنت نموده است.
در «منتظم ناصری» در ضمن وقایع سال 1079ق درباره صاحب عنوان گوید: «مکارم اخلاق شیخعلی خان و بلندی همّت او معروف است و از صفات او این که در تعظیم و تکریم علماء و ارباب فضل مبالغتی وافر مینمود و شبها در لباس مبدّل، در محلّات گردش میکرد و از اوضاع مملکت خبردار میگردید و به فقراء و ضعفاء و طلّاب علوم و ایتام بذل و بخشش میکرد و حمامات نیکو و رباطات در شهر و عرض راه عتبات عالیات بنا کرده که هنوز آثار آن باقی است.»
آثار زیر از شیخ علیخان زنگنه فعلاً در اصفهان و حوالی موجود است: 1. مسجد خان در محلّه تلواسکان مورّخ به سال 1090ق از آثار باستانی اصفهان2. حمام خان در جنب مسجد مزبور در محلّه تلواسکان3. کاروانسرای چاله سیاه بر سر راه اصفهان به غرب مورّخ به سال 1098ق.
اولاد و اعقاب او در اصفهان ساکن میباشند که از جمله آنهاست: حاج ملّا عباس احتشام الواعظین زنگنه.
1) هنر قلمدان، ص94؛ دائرة المعارف هنر، ص336؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص107؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص73.
تذکّر: در اصفهان چندین بازارچه و مسجد و حمام به نام خان معروف است که آنها منسوب به اشخاصی غیر از صاحب عنوان میباشد.
شیخعلی خان سرانجام در [شب یازدهم محرم الحرام] سال 1101ق وفات یافت.(1)
شیخ وردی اصفهانی، از نقاشان قرن نهم هجری است. او در سال 816ق در اصفهان ساکن بوده و به نوشته استاد کریمزاده از آثار وی نسخه مصوّری است که نقشهای خیالانگیز و عجیب تصویر شده و هر نگاره دارای شرحهایی است. این اثر در موزه «توپ قاپوسرای» استانبول است. امضای هنرمند به صورت «کار شیخ وردی» آمده است.(2)
حافظ شیرعلی اصفهانی [ظاهرا از هنرمندان قرن یازدهم هجری است که به خاطر حُسن صوت و احاطه بر و الحان موسیقی به «حافظ» معروف شده است.]
نامه او به «صفی قلی خان» حاکم نخجوان که «محمّد یوسف بیک» غلام خاصّه نوشته و در مجموعه شماره 2591 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(3)
شیرعلی بن ذوالفقار علی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم و دوازدهم هجری است.[ ظاهرا نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است.
او جلد پنجم «بحارالانوار» را به خط نسخ نوشته و حواشی با نشان «منه دام ظله» دارد. قسمتهای اوّل این نسخه نزد مؤلف خوانده شده و تصحیح گردیده و علّامه مجلسی با خط خود در چند جا بلاغ نوشتهاند. کتاب به شماره 615 در مدرسه فیضیه قم موجود است.(1)
او نسخهای از «تهذیب الاحکام» تألیف: شیخ طوسی را به خط نسخ در 8 جمادی الثّانی 1101ق کتابت نموده که به شماره 1962 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
شیرمردان بیگ گرجی متخلّص به «برهمن» از شعرای قرن یازدهم هجری. از جماعت گرجیانی است که در لشکرکشی شاه عباس اوّل به گرجستان اسیر شده و به اصفهان آورده شدند. او از غلامان دربار شاه سلیمان بوده و نزد شاه و درباریان دارای اعتبار و احترام بوده است. او تا سال 1083ق در قید حیات بود.
از اوست:
شب ز گرمیهای اشک دشتپیما سوختم چون چراغ ناخدا بر روی دریا سوختم
بس که شوق دام او در آشیانم گرم داشت همچو برق از یک پرافشانی سراپا سوختم(3)
اعلام اصفهان
میر صابر اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. از اصفهان به هند رفته و مورد عنایت جهانگیر پادشاه قرار گرفته و از سوی او وقایعنگاری گجرات و سپس دکن را بر عهده گرفت. آثار خیریّه زیادی از او به جای ماند. او در سال 1029ق استخوانهای عرفی شیرازی را که در هند وفات کرده و دفن شده بود را به نجف اشرف انتقال داده و مدفون ساخت.
[ظاهرا تا آخر عمر مجرّد و بدون همسر زیسته و در سال 1064ق در «برهانپور» هند وفات یافته است. در سرودن شعر طبعی روان داشت.]
از اوست:
آن کز نگاه خانه خلقی خراب کرد تنها همین نه با من مسکین عتاب کرد
مجنون و کوهکن همه هستند، لیک عشق انداخت قرعهای و مرا انتخاب کرد
ساقی بیار باده که ایّام روزه رفت بلبل به باغ آمد و گل هم شتاب کرد
«صابر» بنوش باده که رزّاق در ازل رزق تو را حواله به جام شراب کرد(1)
صابر علی شاه نصرآبادی جرقویهای اصفهانی، عارف سالک [از عرفای قرن سیزدهم
1) تذکره میخانه، صص 225-227؛ تذکره شمع انجمن، ص393؛ کاروان هند، ج2، صص 667 و 668؛ تذکره روز روشن، ص454؛ تذکره غنی، ص78؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص711؛ تذکره خزانه عامره، ص319.
هجری. به راهنمایی میرزا زینالعابدین شیروانی (مست علی شاه) به خدمت مجذوب علی شاه رسید. آنگاه به خدمت رحمت علی شاه رسیده و پس از فوت میرزا زینالعابدین، مجاز و مأذون از رحمت علی شاه گردید.] در صدق و صفا، مهر و وفا و جود و سخا ممتاز و در کسر نفس و طهارت ذیل و صفوت ضمیر و حسن معاشرت با امتیاز بود.
سالها در نصرآباد جرقویه در مسند شیخ طریقت به ارشاد فقراء نعمتاللهی مشغول بوده و سرانجام در ماه رمضان 1268ق در آنجا وفات یافت.(1)
صابر گلپایگانی [شاعر ادیب و خوشنویس قرن یازدهم هجری]. در سال 1096ق کتاب «ایساغوجی» ابهری را در اصفهان به خط شکسته نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 5/1152 در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.(2)
[عجالتا از نام و زندگی او اطلاعی به دست نیامد. مرحوم خیامپور در «فرهنگ سخنوران» نیز که تذکرهها را دیده و شعرای آنرا فهرست کرده نامی از «صابر گلپایگانی» نمیبرد. اگر «صابر» نام کوچک او نباشد. معلوم میشود که اهل شعر و ادب بوده و به تحصیل علوم عقلی نیز رغبت داشته است.]
حاج میرزا صادق، از محترمین تجّار عهد فتحعلی شاه بوده و مسجدی در محلّه خواجو جنب چهارسوق آجری در سال 1242ق بنا کرده که به نام او به مسجد حاج میرزا صادق معروف است.
حاج میرزا صادق در 21 ذیالقعدة الحرام سال 1248ق وفات یافته و در ایوان شمالی مسجد خود مدفون گردید. بر روی سنگ قبر اشعاری در هفت بیت به خط نستعلیق برجسته منقور است با این مطلع:
معدن جود و سخا، جامع دنیا و دین مجمع صدق و صفا، پیرو اهل یقین
آن که به تأیید حق، برد سبق از سبق کرد بنا مسجدی، رشک سپهر برین
تا آنجا که گوید:
از پی تاریخ او خواست برآرد خرد از صدف بحر نظم، لؤلؤ دُرّ ثمین
جلوهگر افتاد عقل، از پی تاریخ فوت گفت: «لکان هو جامع فضل مبین»(1)
حاج ملّا محمّد صادق، عالم فاضل [از علمای گمنام قرن سیزدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و در 20 ذیقعده 1264ق وفات یافته و جنب مزار فاضلان در تخت فولاد مدفون شد.(2)
[مؤلف فقید نام او را با نسبت «یزدی» آورده و نوشتهاند که در یزد متولّد شده و در اواخر عمر به اصفهان آمده است. اما بر روی سنگ نوشته مرمر منصوب بر قبر این عالم نسبت «یزدی» دیده نمیشود و چنین مطلبی در منابع معتبر هم دیده نشد.]
صادق اصفهانی معروف به «صادقای گاو» شاعر ادیب [در قرن یازدهم هجری]. خادم مسجد جامع اصفهان بوده و گاهی شعر میسروده و بسیار شوخ طبع و خوش
مشرب بوده است.
از اوست:
ای صادق آن کسان که طریق تو میروند ایشان خرند و خرروش گاوش آرزوست
گیرم که خر کند تن خود را به شکل گاو کو شاخ بهر دشمن و کو شیر بهر دوست(1)
میرزا محمّد صادق اصفهانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1194ق کتاب «تحقیق الاعراب» در باب واژههای جغرافیایی را تألیف کرده است. این نسخه در کتابخانه «بادلیان» موجود است.(2)
محمّد صادق اصفهانی، ادیب فاضل در قرن سیزدهم هجری و مؤلّف کتاب «انوار المعتمدیه» به خواهش منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان. نسخه آن در کتابخانه ملک تهران موجود است.(3)
محمّد صادق اصفهانی، از فضلاء اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. او در 24
ذیحجه 1255ق نسخهای از «حاشیه تحریر القواعد المنطقیّه» از: میر سیّد شریف جرجانی را بر خط نستعلیق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 12952 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(1)
سیّد محمّد صادق اصفهانی، عالم فاضل جلیل. از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری است. ظاهرا در نجف اشرف ساکن بوده و نزد آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی به تحصیل پرداخته است. او در سال 1309ق کتاب «حاشیه فرائد الاصول» را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
صادق بیگ افشار متخلّص به «صادقی» و معروف به «صادقی کتابدار»، شاعر، ادیب و نقاش هنرمند قرن یازدهم هجری.
او از بزرگان ایل خدابنده لوی افشار بوده است. پدرش در زمان شاه اسماعیل، با ایل افشار، از شام به ایران آمد و «صادقی» در سال 940ق (و یا به روایتی در 933ق) در محله «ورجو» یا «ویجویه» تبریز متولّد شد. در 20 سالگی پدرش کشته شد. پس از آن مدّتی با امیرخان موصلوی و بدرخان و اسکندرخان افشار بود. در عهد شاه اسماعیل ثانی داخل کتابخانه سلطنتی شده و در زمان شاه عباس صفوی به اصفهان منتقل شده و به منصب «کتابداری» برگزیده شد.
او از آغاز جوانی به نقاشی علاقه نشان داد و به شاگردی نزد مظفرعلی، نقاش معروف آن روزگار پرداخت و خود نیز به تمرین پرداخته و نقاشی ماهر گردید و در دربار
صفوی خصوصا نزد شاه عباس صفوی صاحب ارج و قرب فراوان شد. تا آنکه علیرضا عباسی منصب کتابداری را از او گرفت. ولی او تا آخر عمر مواجب کتابداری را دریافت میکرد.
چنان که نوشتهاند، او بدمزاج و تندخو و تنگ حوصله بود و با همه به درشتی رفتار میکرد. «صادقی» در شعر نیز دستی توانا داشت و به فارسی و ترکی شعر میسرود. در جنگاوری و فنون رزم نیز ماهر بود.
عاقبت او در سال 1017ق در اصفهان وفات یافت. میر الهی همدانی این مصرع را مادّه تاریخ فوت او یافته است:
«دگر عجب که دمد صبح صادق از شب ما»
این کتابها از اوست:
از اوست:
ز غیر با دل پر شکوه پیش یار شدم گرفت جانب اغیار و شرمسار شدم
رباعی
در عشق تو ای از میخود کامی مست در گوشه بیغمی نشستم پیوست
از بس که گزیدم سر انگشت دریغ کوتاه شد از دامن امیدم دست(1)
میرزا صادق خان انصاری، [از ادباء و فرهنگیان قرن چهاردهم هجری است] در طهران سکونت داشته و در سال 1379ق وفات یافته است. در این سال حبیباللّه نیّر، و حسن اهتمام از شعرای اصفهان نیز وفات یافتند. استاد فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (بُرنا) در مادّه تاریخ وفات این سه نفر چنین سروده است.:
سال تاریخشان ز مقطع جو همچو «برنا» اگر که هشیاری
«سه ادیب معزّز و دانا نیّر و اهتمام و انصاری»(2)
محمّد صادق اصفهانی متخلّص به «انیس» شاعر ادیب. [از سخنوران قرن سیزدهم هجری] در اصفهان به تجارت مشغول بوده و به حُسن خُلق معروف بوده است.
از اوست:
جان به سختی میدهد از دوری جانان انیس مژده بادا خلق، یک چندی اَجَل بیکار نیست(3)
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 58-60؛ گلستان هنر، صص 152 و 153؛ تذکره منتخب اللطایف، ص395؛ تذکره شمع انجمن، ص395؛ تذکره حسینی، ص186؛ ریحانة الادب، ج3، ص405؛ دانشمندان آذربایجان، صص 212 و 213؛ فرهنگ معین، ج6، ص973؛ الذریعه، ج9، ص581 و ج20، ص27 و ج23، ص31؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «صادقی»، ص65؛ تاریخ نظم و نثر، ص457؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 298-302.
2) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص331.
3) تذکره نگارستان دارا، ج1، ص171؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج1، ص198؛ تذکره منظوم رشحه، ص18؛ تذکره اختر، ص23؛ تذکره دلگشا، صص 482 و 483؛ مصطبه خراب، ص10؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص139؛ تذکره شبستان، صص 63 و 64؛ تذکره انجمن خاقان، صص 470 و 471.
شیخ محمّد صادق بن ابیالفتح اصفهانی، ادیب فاضل [از دانشوران قرن سیزدهم هجری]. وی برخی از کتابهای علمی و درسی را در سال 1206ق در مدرسه باقریه اصفهان کتابت نموده است که از جمله کتاب «مغنی اللّبیب» است و علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی آنرا در کتابخانه شیخ علی قمی در نجف اشرف مشاهده نموده است.(1)
محمّد صادق بن ابیالفتوح [اصفهانی]، از علمای قرن دوازدهم هجری. او در سال 1144ق کتاب «حدیقة المتّقین» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را در اصفهان به خط نسخ خوش نوشته است. نسخه به شماره 702 در کتابخانه جامع گوهرشاد موجود است.(2)
سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم موسوی خواجوئی اصفهانی بن سیّد محمّد باقر بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی، از علمای اخیار و فضلای ابرار [در قرن دوازدهم هجری] بوده و در سال 1203ق وفات یافته و در تکیه خاتونآبادیها مدفون شده است.(3)
ملّا محمّد صادق بن احمد پیکانی، عالم فاضل و فقیه محقّق، [از اهالی قریه «پیکان» ازj وابع جرقویه اصفهان بوده و پس از تحصیل در اصفهان به عتبات عالیات رفته و[ نزد شیخ مرتضی انصاری به تحصیل پرداخت سپس به اصفهان بازگشته و به تدریس فقه و اصول مشغول شد. عالمی با تحقیق و تدقیق بود و به او امید ترقیّات زیاد میرفت ولی دنیا با او موافقت نکرده و در جوانی وفات یافته و در ایوانچه بیرون بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
او رساله موسوم به «هدایة الطّالبین» میر سیّد حسن مدرس اصفهانی را مختصر نموده و شخصی به نام «محمّد علی بن محمّد رضا» در سال 1267ق آن را تصحیح و مقابله نموده است که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی موجود است.(2)نسخههای دیگری از آن نیز در کتابخانه سیّد آقا شوشتری در نجف اشرف و کتابخانه شیخ قاسم محیالدّین جامعی در نجف موجود است.(3)
[مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی او را به عنوان «شیخ محمّد صادق تنکابنی» آورده و «تنکابنی» تعریف شده «پیکانی» است. او اضافه میکند که شیخ فتحاللّه شریعت اصفهانی در ابتدای تحصیل خود در اصفهان نزد این شخص تحصیل نموده است و از او تجلیل زیاد مینموده است.(4)]
[سنگ قبر اصلی او در تعمیرات تکیه خوانساریها در سال 1373ش ناپدید شده و در قطعه سنگ کوچکی که به جای آن نهادهاند سال 1286ق به عنوان سال فوت او نوشته شده است.(5)]
محمّد صادق بن ملّا اسکندر اصفهانی، از کاتبان قرن دوازدهم هجری. در کرمان ساکن بوده و کتاب «خلاصة المنهج» (جلد دوم) را در سال 1148ق به خط نسخ کتابت نموده که در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ وجود دارد.(1)
میر صادق بن میر اسماعیل حسینی خوراسکانی، [از فضلاء و کاتبان قرن دوازدهم هجری] در سال 1104ق نسخهای از «شرح کافی» ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ نوشته و این نسخه در کتابخانه جامع گوهرشاد موجود است.(2)
[همچنین او در سهشنبه دهه اوّل ربیعالاوّل 1126ق نسخهای از کتاب «مناهج السّویّه» تألیف: بهاءالدّین محمّد اصفهانی معروف به «فاضل هندی» را به خط نسخ کتابت نموده که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(3)]
صادق بن امین، از فضلای قرن یازدهم هجری است. در مدرسه جعفریه اصفهان ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی مشغول شده است. او نسخهای از «مطوّل» را در سال 1050ق در مدرسه جعفریه اصفهان کتابت کرده و اکنون در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.(4)
دکتر سیّد محمّد صادق صدیق الاطبّاء لقمانی بن سیّد محمّد باقر بن محمّد صادق موسوی اصفهانی، طبیب حاذق و عارف کامل در ربیعالاوّل 1296ق در اصفهان متولّد شد.
[او در مدرسه نوریه اصفهان حجرهای گرفت و نزد علماء و حکماء عالیقدری چون جهانگیرخان قشقائی، آخوند کاشی، آقا سیّد محمّد باقر درچهای و آخوند ملّا عبدالکریم گزی به تحصیل مشغول شد. کمی بعد تصمیم گرفت برای تحصیل طب به طهران برود. استادش آخوند گزی نیز او را تشویق کرد. او در مدرسه دارالفنون نزد اساتید آنجا خصوصا میرزا علی اکبر خان نفیسی (ناظم الاطباء) تحصیل کرد و به اصفهان بازگشت و در بهداری شهربانی اصفهان به خدمت پرداخت. او طبابت را عبادت میدانست و نه تجارت و با دلسوزی به معالجه بیماران میپرداخت. او در دهه اوّل محرم هر سال در خانه خود روضهخوانی برپا میکرد و چون با تاریخ اسلام آشنایی کامل داشت، اجازه نمیداد وعاظ و خطباء بدون سند مطلبی را در این مراسم بیان کنند. علاوه بر آن او به عرفان علاقه بسیار داشت و از فقرای سلسه گنابادی اصفهان و مرید مشایخ این طایفه بود. وی رسالهای در حصبه تألیف کرده که چاپ نشده است.(1)] رسالهای هم در مورد وبا نوشته که به طبع رسیده است.
صدیق الاطبّاء در 5 جمادی الاولی 1374ق وفات یافته و در اطاق اختصاصی خود در تکیه کازرونی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفاتش را استاد حسن بهنیا (متین) چنین سروده است:
به جمع آورد سر جبریل و گفت ز بهر تاریخش: «بِجَنّت کرد مأوی صادق صدیق لقمانی»(2)
سیّد محمّد صادق بن محمّد باقر حسینی اصفهانی، خطیب ادیب و واعظ کامل [از علمای قرن سیزدهم هجری].
او معاصر فتحعلی شاه قاجار بوده و کتاب «جارح العینین» در مصائب حضرت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام را به نام فتحعلی شاه تألیف کرده است. او در این کتاب به تألیف دیگر خود « عین الدّموع» اشاره میکند. مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی نسخهای ز «جارح العینین» را که در سال 1222ق کتابت شده بود را دیده است.(1)
سیّد محمّد صادق بن سیّد محمّد باقر حسینی از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. او در اصفهان در محضر علمای این شهر از جمله ملّا محمّد فاضل سراب به تحصیل پرداخته است. و فاضل در اوایل شعبان 1109ق اجازه متوسطی جهت او در آخر نسخهای از «من لایحضره الفقیه» نوشته است. این نسخه در کتابخانه امیرالمؤمنین علیهالسلام نجف موجود بوده است.(2)
محمّد صادق بن آقا محمّد باقر صحاف، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. از اساتید برجسته صحافی اصفهان بوده و در این شهر به فعالیّت مشغول بوده است. وی در سال 1267ق نسخهای از جلد دهم «بحارالانوار» را صحافی نموده است و جلد زیبا و
هنرمندانه آن را پدید آورده و «صادق بن محمّد باقر» رقم زده است.(1)
ملّا محمّد صادق بن علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی، عالم فاضل محدّث جلیل. [از علمای قرن یازدهم هجری].
مادرش خواهر علّامه جلیل میرزا علاءالدّین محمّد گلستانه بوده است. او در اصفهان متولّد شده و در خدمت پدر و جمعی دیگر از علماء اصفهان تلمّذ نموده و پدرش علّامه مجلسی کتابهای «مرآة العقول» و «شرح تهذیب» را بنا به خواهش او تألیف نموده است.
او در زمان حیات پدر (قبل از سال 1110ق) وفات یافته و در خارج از بقعه خاندان مجلسی، جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شد.(2)
آخوند ملّا محمّد صادق بن آقا محمّد باقر هزارجریبی مازندرانی، از جمله علماء اخیار [در قرن دوازدهم هجری] بوده و در سال 1203ق وفات یافته [است]. قبرش در صحن تکیه میرزا رفیعا قرار داشت که بعد از احداث فرودگاه قدیم در اراضی جنوبی تخت فولاد، قبر او و بسیاری از فضلاء و علماء و مؤمنین تسطیح شده و از بین رفت.(3)
1) فهرست مرکز احیاء، ج7، ص271؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص368.
2) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص128؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص716؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص333؛ مزارات اصفهان، ص37؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص524؛ فیض قدسی، ص243؛ مرآة الاحوال جهاننما، صص 122 و 265.
3) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص217؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص505؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص119.
حاج میرزا محمّد صادق کتابی فرزند حاج میرزا محمّد تقی کتابفروش فرزند حاج میرزا محمّد صادق اصفهانی (کتابفروش) عالم فاضل زاهد. بعد از سال 1315ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد علماء این شهر تحصیل نموده، عالمی عامل و عابدی زاهد و دائم الذّکر و مواظب مستحبّات و نوافل، در نزد عموم طبقات بالاخص علماء و دانشمندان و مؤمنین محترم و معزّز بود. او عالمی بود خلیق و مهربان و به دور از ریا و تظاهر.
سرانجام در شب سهشنبه 22 ماه صفر المظفّر 1401ق وفات یافته و پس از اقامه نماز توسط آیتاللّه خادمی بر او، جنازه به مشهد مقدّس منتقل و در آن ارض اقدس مدفون شد. مشارٌالیه داماد حاج شیخ محمّد علی نجفی (ثقةالاسلام) بود.(1)
میر محمّد صادق بن محمّد تقی حسینی سِدِهی اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در یکشنبه 11 ربیعالاوّل 1235ق «رجال بحرالعلوم» را نوشته و در پایان اجازات زیادی از دیگران جهت بحرالعلوم و از بحرالعلوم جهت علماء را نقل کرده است. نسخه به شماره 3473 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(2)
آقا محمّد صادق فرزند شیخ محمّد جعفر شیخالاسلام اصفهانی [ظاهرا از اطبّاء قرن دوازدهم هجری بوده و ] در رساله «معالجات» که در سال 1141ق در اصفهان تألیف شده (و نسخه به شماره 1530 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است)
نسخهای از او نقل شده است.(1)
حاج میرزا محمّد صادق بن میرزا محمّد جعفر گلستانه، از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری است. او تا سال 1236ق در قید حیات بوده و کتابخانهای نفیس داشته که آن را وقف نموده و فرزندش میرزا محمّد کاظم را مأمور اجرای وقف نموده است.(2)
محمّد صادق معروف به «نجم ثانی» بن محمّد جعفر اصفهانی، از دانشمندان قرن سیزدهم هجری در اصفهان است.
از آثار او کتابت نسخهای از «روضة الانوار عباسی» تألیف: ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری است که آن را به خط نستعلیق در غره ماه صفر 1233ق به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 1317 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد موجود است.(3)
میرزا محمّد صادق نمازی شیرازی ملقب به «فیض علی شاه» فرزند محمّد جواد، عارف کامل [از مشایخ صوفیه در قرن سیزدهم هجری] در اصفهان متولّد شده و چون پدرش از تُجّار بود، خود نیز سالها تجارت میکرد. خدمت حاج محمّد کاظم سعادت علی شاه رسیده و مجذوب گشته و پس از فوت او روانه گناباد شده، خدمت حاج سلطان محمّد رسیده و تجدید عهد نموده، در سال 1297ق مأذون به ارشاد شده و «فیض علی» لقب یافته، در اصفهان دستگاه ارشاد گسترده و با اعیانیّت و تجمّل از فقیران و مریدان
پذیرایی مینموده است.
در ذیقعده 1301ق وفات یافته و جنب میرزا عبدالحسین فیض علی شاه اوّل در بقعه فیض واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مشارالیه برادر علّامه جلیل حاج میرزا فتحاللّه شریعت اصفهانی بوده و به همین علّت او را طریقت میگفتهاند.(1)
[مادّه تاریخ وفاتش این بیت است:
بهر تاریخ رحلتش گفتم: «صادق الوعد بود شیخ جلیل»(2)]
صادق بن حسنعلی نجفآبادی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او نسخهای از «مسالک الافهام» شهید ثانی را به خط نسخ در سال 1252ق کتابت کرده که به شماره 936 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.(3)
محمّد صادق بن محمّد حسین اصفهانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او در ذیقعده 1224ق نسخهای از «اصول دین» تألیف: عبداللّه شبر کاظمی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 14 در کتابخانه امام صادق علیهالسلام قزوین موجود است.(4)
1) طرائق الحقائق، ج3، ص542؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 865 و 866؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص60؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص168؛ شمس التواریخ، صص 58 و 59؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص584؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص369.
2) تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
3) فهرست صدر بازار، ج3، ص697.
4) فهرست کتابخانه امام صادق علیهالسلام قزوین، ص34.
حاج میر محمّد صادق مدرّس خاتونآبادی بن حاج میرزا حسین نایب الصّدر بن میر محمّد صادق بن میر محمّد رضا بن میرزا ابوالقاسم مدرّس، عالم زاهد و فقیه مجتهد [از علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری].
او در سال 1285ق در اصفهان متولّد شد. [در نوجوانی به تحصیل نزد جمعی از فضلاء اصفهان از جمله حاج ملّا حسن دُرّی و میرزا محمّد حسن نجفی پرداخته و در 17 سالگی] به عتبات عالیات سفر کرده و درس آیات عظام آقا سیّد محمّد کاظم طباطبائی یزدی و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی حاضر شد و به اجتهاد نائل آمد و در سال 1324ق به وطن مراجعت نمود. او سالها در مدرسه جده بزرگ به تدریس خارج فقه و اصول مشغول بود و بسیاری از فضلاء و علمای معاصر اصفهان از شاگردان او هستند.
او از جمله علمای اصفهان که به دعوت حاج آقا نوراللّه نجفی در اعتراض به قانون نظام وظیفه و سایر اقدامات رضاشاه به قم مهاجرت کردند بود.
حاج میر محمّد صادق خاتونآبادی، عالمی وارسته و به دور از علایق دنیوی بود و عمر خود را به قناعت و زهد سپری نمود تا اینکه در هفتم جمادی الاولی 1348ق وفات یافته و در قبرستان مقابل غسالخانه تخت فولاد (جنب تکیه خاتون آبادیها) مدفون شد. دو سال بعد عالم عالیقدر سیّد عبدالحسین سیّد العراقین را در کنار او مدفون نموده و بقعهای برای آن دو ساختند و تکیه هم به «تکیه سیّد العراقین» معروف شد.
[از آثار او «حاشیه بر رسائل» شیخ انصاری که تقریرات درس آخوند خراسانی است و در سال 1309ق تألیف شده، در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است. همچنین وی «تقریرات درس اصول فقه آخوند خراسانی» را در سالهای 1311 و 1312ق نوشته که نسخهای از آن به خط حاج سیّد مهدی حجازی فروشانی نزد فرزندش حاج سیّد محمّد تقی حجازی موجود است.]
مرحوم میرزا محمّد علی معلم حبیبآبادی در مادّه تاریخ وفات او گوید:
جمع گشتند پی جستن سالش جمعی تا بگردند کدامین یک از آنها سابق
پس «معلم» شد از آن جمع برون ناگه و گفت: «گشت قاطن بجنان میر محمّد صادق»(1)
[همچنین ادیب فرزانه و شاعر توانا آقای فضلاللّه اعتمادی خوئی (برنا) مرثیهای جهت مرحوم مدرس خاتونآبادی سروده و مادّه تاریخ فوتش را چنین گفته است:
در جواب این سؤال اهل تحقیق و تجسّس نکتهیابان خبرها و پژوهان حقایق
چار تاریخ جدا از هم رقم بنمود «بُرنا» هر یکی با هجری دو قمر باشد مطابق
«بوده صادق رهرو و از شیعیان نیک صادق»
1348ق
«رهبری از شعیان نیک صادق بوده صادق»
1348ق
«بوده در احکام و فقه صـادقی استـاد صادق
1348ق
«حاج میر سیّد محمّد صادق مفتی صادق»]
1348ق
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص108؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 716 و 717؛ نقباء البشر، ج1، صص 869 و 870؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص143؛ شرح مجموعه گل، صص 44-84؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص209؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 346 و 347؛ فهرست گلپایگانی، ج3، ص7.
محمّد صادق بن حسین سمنانی، ساکن خاتونآباد اصفهان. از فضلاء و خطاطین قرن یازدهم هجری.
از آثارش کتابت نسخهای است از کتاب «خلاصة الادعیة» که آن را به خط نسخ در چهارشنبه 27 ربیعالثّانی سال 1041ق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 1163 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد مقدس موجود است.(1)
[یکی از خاندانهای هنرمند عصر صفویه خاندان خاتونآبادی است که در قرن دهم هجری از سمنان به روستای «خاتونآباد» از توابع ناحیه جی اصفهان مهاجرت کرده و شماری از آنان به کتابت پرداخته و در قرن یازدهم و دوازدهم هجری به خوشنویسی معروف شدند. این خاندان را نباید با سادات خاتونآبادی که در محلّه پاقلعه اصفهان ساکن بودند اشتباه گرفت.]
میر محمّد صادق بن میر محمّد حسین لاریجانی مازندرانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل فقه و حدیث میپرداخته است. او در دوشنبه صفر 1098ق از کتابت «استبصار» شیخ طوسی فراغت یافته و آنرا نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی قرائت کرده و علّامه در آخر جلد دوّم «استبصار» اَنهائی در جمادی الاولی سال 1092ق برای او نوشته است. و از او با القاب «المولی السیّد الایّد الفاضل الکامل الحسیب النّسیب الادیب اللّبیب التّقی الزکی» یاد کرده است. این نسخه به شماره 837 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
محمّد صادق جاویدانی متخلّص به «جاودان» فرزند حاج حسینعلی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1282ش در اصفهان متولّد شده و پس از طی دوره ابتدائی و مدتی کسب و کار به کار در اداره دارایی پرداخت. سپس به استخدام بانک ملّی ایران درآمد. گاهی شعر میسرود. از اوست:
زین جلوهای که آن بت آهو خرام کرد آسودگی برای خلایق حرام کرد
باید جفای سنگ ملامت کند قبول هر کو چو خاک بر سر کویش مقام کرد(1)
صادق بن محمّد خلیل، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه کاسهگران اصفهان ساکن بود و به تحصیل علم اشتغال داشت. او کتاب «حاشیه معالم» تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را در سال 1238ق در آن مدرسه کتابت کرد. نسخهای از آن در کتابخانه ملّی ایران موجود است.(2)
صادق شیرانی متخلّص به «رهبر» فرزند خیراللّه [از شعرای اصفهان در قرن چهارهم هجری] در سال 1281ش در اصفهان متولّد گردید. او از مریدان آقا میرزا زینالعابدین پاقلعهای (نعمتاللهی) بوده و از نوجوانی قدم در جاده سیر و سلوک نهاده و خدمت جمعی از مشایخ و اقطاب رسیده است.
از اوست:
منم از عشق او سوزان سمندروار در آتش ز هجر او شده بیرون ز تن تاب و توان من
نه روز آرام دارم نی شب از عشقش برد خوابم تنم فرسود و رفت از کالبد هوش و روان من(1)
ملّا محمّد صادق بن ملّا رجبعلی اصفهانی معروف به «صادقِ ملّا رجب» از شعرای هزلسرا و خوشنویسان اصفهان در قرن سیزدهم هجری است.
در شعر طبعی روان داشته و به لهجه اصفهانی شعر میگفته و طبعش به هزل و هجو مایل بوده است. از راه کتابت امرار معاش مینموده(2)[و خطوط نسخ و ثلث را نیکو مینوشته است. میرزا یحیی دولتآبادی او را در کهولت و اواخر عمرش ملاقات کرده و توصیفی جالب و ظریف از زندگی شاعرانه او ارائه داده است.(3)]
وی سرانجام در سال 1305ق وفات یافته و در قبرستان سر قبر آقای اصفهان مدفون شد.(4)و پس از تخریب قبرستان، مزاراو را هم از بین بردند.
[دیوان صادق ملّا رجب در سال 1309ق چاپ سنگی شده است. دو نسخه خطی از آن نیز موجود است. یکی نسخهای به خط نستعلیق و مورخ چهارشنبه 25 جمادی الاوّل 1319ق موجود در کتابخانه دکتر حسین مفتاح در تهران.(5)و نسخهای دیگر به خط نسخ، به سال 1304ق، به شماره 2105 در کتابخانه ملّی ایران.(6)
او همچنین در جمادی الثّانی 1288ق به فرمایش آقا میرزا محمّد قوامالدّین قرآن مجید را کتابت کرده که به شماره 152 در کتابخانه سلطنتی سابق در تهران موجود بوده است.(1)]
محمّد صادق بن حاج محمّد رضا اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او «الرّسالة السّعدیه» تألیف علّامه حلّی را به خط نسخ در 4 جمادی الآخر سال 1038ق کتابت کرده است و به شماره 1/8900 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(2)
محمّد صادق بن محمّد رضا اصفهانی، از فضلاء و دانشمندان گمنام اصفهان در قرن دوازدهم هجری است. او در رمضان سال 1125ق «شرح دعای صباح» را تألیف کرده است. این نسخه در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(3)
میر محمّد صادق بن میرزا محمّد رضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس بن میر محمّد اسماعیل خاتونآبادی، عالم فاضل، عابد زاهد [از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری[ در سال 1207ق در اصفهان متولّد شد. [او نزد میرزا ابوالقاسم قمی و شیخ محمّد تقی رازی (صاحب حاشیه) فقه و اصول را خواند و علوم عقلی را از ملّا علی نوری، ملّا اسماعیل واحدالعین و ملّآ محمّد علی نوری آموخت. او پس از برادرش میر محمّد صالح چندین سال در مسجد شاه (مسجد امام فعلی) اصفهان اقامه جماعت مینمود و سالها به
تدریس و تربیت شاگردان فاضل مشغول بود.
در زهد و تقوا و عبادت کمنظیر بود. مدت 40 سال روزه گرفت و به کمترین چیزی امرار معاش نمود. در مجلس حکام و سلاطین هرگز حاضر نشد مگر زمانی که در منزل منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان به همراه سایر علماء به مناظره با سیّد علی محمّد باب پرداخت و باب در این مباحثات مغلوب شد.
میر محمّد صادق خاتونآبادی در اغلب علوم زمان خود چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام، ریاضیات، علم حروف و علوم غربیه مهارتی بهسزا داشت.(1)]
او سرانجام در شب جمعه 14 رجب المرجّب 1272ق در اصفهان وفات یافت. او کتابی در شرح چهل حدیث درباره حضرت مهدی (عجلاللّه تعالی فرجه الشّریف) به نام «کشف الحق» تألیف کرده [که در سال 1361ش توسط مؤسسة الامام المهدی در تهران به طبع رسیده است.(2)]
محمّد صادق بن محمّد رضا تویسرکانی [خطاط نسخنویس] در دهه اوّل ماه رجب سال 1310ق کتاب «حقیقت ایمان» تألیف: میرزا عبدالغفار تویسرکانی را به خط نسخ زیبا کتابت نموده است. نسخه به شماره 7550 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
احتمال دارد که کاتب شاگرد مؤلف کتاب فوق باشد.
آقا سیّد محمّد صادق چهارسوقی بن سیّد زینالعابدین بن میر ابوالقاسم جعفر بن آقا سیّد حسین بن حاج میرزا ابوالقاسم جعفر (میر کبیر) موسوی خوانساری اصفهانی، عالم فاضل مجتهد محقق [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری].
در 26 صفر سال 1228ق در خوانسار متولّد شد و تحصیلاتش را در اصفهان نزد والد ماجد خود و آقا میر سیّد محمّد شهشهانی و آقا میر سیّد حسن مدرس انجام داد و از هر سه نفر آنان اجازه روایت و اجتهاد اخذ نمود. همچنین مدّتی نزد حاج محمّد ابراهیم کلباسی و آقا محمّد مهدی نایبالصدر کسب فیض نمود.
او عمر خود را به عبادت و تحقیق و تألیف گذرانید و سرانجام در شب 21 شعبان المعظم سال 1289ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه مادر شاهزاده (جنب مزار پدر عالیقدر خود) واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
وی را تألیفاتی عدیدهای است که از آن جمله است:
صادق بن سمیع دارجانی لنجانی اصفهانی، [از کاتبان نسخنویس قرن سیزدهم
1) زندگانی آیتاللّه چهارسوقی، ص81؛ مناهج المعارف: مقدمه، صص 292-296؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص76؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص112؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95؛ بیان المفاخر، ج2، صص 25 و 26؛ الکرام البرره، ج1، ص639؛ مکارم الآثار، ج3، صص 850-851؛ دانشمندان خوانسار، صص 450 و 451؛ معجم المؤلفین، ص76.
هجری] در 25 رجب 1273ق کتاب «روضة البهیّه» در شرح لمعه را به خط نسخ نوشته است نسخه در کتابخانه عمومی فرهنگ اصفهان موجود است.(1)
میر صادق حسینی قهفرخی فرزند میر محمّد شفیع از فضلای در قرن دوازدهم هجری است. او کتابی در خواص اَدعیه و سُوَر به نام «رفع اَنات و دفع بلیات» به فارسی تألیف کرده که نسخه اصل آن به خط نستعلیق زیبا، در محرم 1125ق کتابت شده و در کتابخانه مرحوم سیّد رضا ابوالبرکات در اصفهان به شماره 54 موجود است.(2)
[قهفرخ اکنون فرخشهر خوانده میشود و در چهارمحال و بختیاری واقع است. در دوره صفویه چهارمحال، از توابع اصفهان بوده است.]
نایب محمّد صادق نوذری متخلّص به «نایب» فرزند صادق ینگآبادی جرقویهای اصفهانی، شاعر ادیب قرن چهاردهم هجری.
از اهالی قریه «ینگآباد» [نیکآباد فعلی] جرقویه است. آوایی رسا و دلنشین داشت و از تعزیهخوانهای معروف آن سامان بود و شعر نیز میسرود. عاقبت در سال 1320ش وفات یافت.
از اوست:
در ده هر آنکه بود غافل از خدا نامش میان خدا گشته کدخدا
در ده اگر به پیرزنی خر زند لگد فحاشی زیاد نماید به کدخدا
مشمول اگر به غرب به مرگ خدا بمرد مسئول او به شرق بود شخص کدخدا
تثبیت غلّه جنس اگر خواست از بلوک مأمور جلب میرود از بهر کدخدا
«نایب» روا مدار به دوران زندگی کاری که نیست موجب خشنودی خدا(1)
ملّا محمّد صادق مینا بن محمّد صالح آزادانی اصفهانی، شاعر و ادیب دانشمند قرن یازدهم هجری.
[او در یکشنبه 3 شعبان 1018ق در بندر سورت هند متولّد شد.] نسب او به صدرالدّین محمّد طبیب زبیری اصفهانی (م 888ق) میرسد و میرزا محمّد طاهر نصرآبادی مؤلف «تذکره نصرآبادی» نوه اوست. در هندوستان به تحصیل و مطالعه و جستجو پرداخته و در علوم مختلف خصوصا ادبیات، هندسه، حساب، اسطرلاب مهارت بهسزائی یافت. علت شهرت او به «مینا» این بود که هنگام اسبسواری از اسب افتاد و یک چشم او آسیب دید. او چشمی از مینا ساخته و به جای آن گذاشت. او در سپاهیگری و شجاع و تهوّر ممتاز بود و با یاغیان بنگاله بارها جنگ کرده و شرح آن را به صورت منظوم برای میرزا محمّد طاهر نصرآبادی (نوهاش) فرستاده بود.
[او سالها در بنگاله ملازم شاهزاده شجاع فرزند شاه جهان (پادشاه هند) بود و کتاب «شاهد صادق» را به نام او در 4 جلد تألیف کرد. او سرانجام در 19 ربیعالاوّل 1062ق در هندوستان وفات یافت. در سرودن انواع شعر خصوصا مثنوی مهارت داشت و
1) گرکویه، (ویرایش دوم)، ص384.
«صادقی» تخلّص میکرد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[از اوست:
سوی میخانه به تأیید جنون خواهم رفت باز از عالم اسباب برون خواهم رفت
حدّ این بادیه جز اشک ندیدست کسی آه خواهم شد و از اشک فزون خواهم رفت
راه گم کردهام و میکده را میجویم گر نیابم، زِ خَم چرخ برون خواهم رفت(1)]
میرزا محمّد صادق بن میرزا محمّد طاهر خلیفه سلطانی بن نواب میر سیّد علی بن میر سیّد علاءالدّین حسین حسینی مرعشی (خلیفه سلطان)، عالم فاضل، ادیب شاعر و محقّق مدقّق.
1) تذکره نصرآبادی، ج1، صص 90 و 91؛ کاروان هند، ص678؛ الروضة النضره، ص275؛ مداومت در اصول موسیقی ایران، ص167؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، صص 632-634 و 189؛ الذریعه، ج1، ص105 و ج 13، ص15 و ج9، ص582؛ ریحانة الادب، ج6، ص83؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص244؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص180.
میر عبدالحسین خاتونآبادی که معاصر اوست در کتاب خود مینویسد: «علّامة الزّمانی آقای میرزا محمّد صادق الحسینی ـ دامت برکاته ـ که مدّتی خدمت سراسر سعادت مولینا آخوند ملّا محمّد باقر مجلسی اکتساب حدیث فرمودی و از ایشان روایت مینماید و از رشحات خامه او حاشیه نفیسه بر شرح هدایه میبدی میباشد.»(1)
در الذریعه گوید: «دارای اجازه مختصری است در پشت «استبصار» تاریخ آن 1092 میباشد.»(2)
وی مدّتی به هندوستان مهاجرت نموده و در آنجا به مباحثه علوم اشتغال جسته و پس از مدّتی به اصفهان مراجعت نموده، در این شهر در سال 1135ق وفات یافته، در قبرستان ستّی فاطمه که بسیاری از افراد خاندان او نیز در آنجا مدفون بودند به خاک رفت.(3)
کتابهای زیر از اوست:
او همچنین «حاشیه روضة البهیه» تألیف عمویش میرزا محمّد ابراهیم خلیفه سلطانی را جمعآوری و مدوّن ساخته و در 25 شعبان 1125ق آن را به خط نستعلیق کتابت نموده که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی موجود است.(5)
محمّد صادق بن عباسعلی اصفهانی [از کاتبان نستعلیقنویس قرن سیزدهم هجری[
1) وقایع السنین و الاعوام، ص519.
2) الذریعه، ج1، ص152.
3) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص186؛ مزارات اصفهان، ص251؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص327؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص350.
4) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 42 و 43؛ الکواکب المنتشره، صص 358 و 264؛ الذریعه، ج9، ص581 و ج18، ص74.
5) فهرست مرعشی، ج8، ص282؛ تراجم الرّجال، ج2، ص722.
در سال 1292ق کتابت نسخهای از کتاب «لسان الواعظین» تألیف: شیخ محمّد علی رضوی کاظمی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و نسخه به شماره 1010 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میر محمّد صادق بن میر عبدالباقی بن میر محمّد رضا حسینی بهشتی، عالم فاضل و عابد زاهد [از علمای اواخر دوره قاجاریه].
او نزد علمای اصفهان تحصیل کرده و سپس در محلّه لنبان مرجع مسائل شرعی مردم بود و در مسجد لنبان اقامه جماعت میکرد و از شدّت زهد و احتیاط در مسائل شرعی به «سلمان الزمان» معروف بود و سرانجام در سلخ ربیعالثّانی سال 1308ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی واقع در شمال مصلای تخت فولاد مدفون شد.(2)
میر سیّد محمّد صادق خاتونآبادی فرزند میر سیّد عبدالحسین بن میر سیّد محمّد باقر حسینی خاتونآبادی، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن دوازدهم هجری].
در سال 1070 در اصفهان متولّد شده و نزد پدر عالیقدر خود و احتمالاً عمویش میر محمّد اسماعیل و دیگران تحصیل کرده است. وی در روز 27 ربیعالثانی 1134ق به شهادت رسیده و در تخت فولاد اصفهان مدفون شده است.(3)
ظاهرا وی مؤلف کتاب «میزان المقادیر» است که نسخه خطی آن در کتابخانه
دانشمند محقق آقای دکتر سیّد احمد تویسرکانی در اصفهان نگهداری میشود.
میرزا صادق نصیری طوسی فرزند میرزا عبدالحسین منشی الممالک، از شعرای قرن یازدهم هجری است. او به فضل و ادب موصوف و به کمالات صدری و معنوی آراسته بود. مع الاسف در جوانی در اصفهان وفات یافت.
از اوست:
پاس نفس بدار که آئینه طینتان در موج میروند چو آب از دم نسیم(1)
میر محمّد صادق بن میر عبدالکاظم بن میر محمّد صادق بن میر عبدالحسین خاتونآبادی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری] در جمادی الاولی سال 1134ق متولّد و در سال 1219ق وفات یافته و در ایوان علماء در مرقد مطهر حضرت علی علیهالسلام در نجف اشرف مدفون شد.(2)
ملّا محمّد صادق بن عبدالمجید مازندرانی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری]. در سال 1197ق کتاب «سفینة النجّاة» تألیف ملّا محمّد تنکابنی (فاضل سراب) را در اصفهان استنساخ نموده است. این نسخه در کتابخانه میرزا علی شهرستانی در نجف اشرف موجود میباشد.(3)
میرزا محمّد صادق امام جمعه بن میرزا محمّد علی بن میرزا جعفر بن حاج میر سیّد محمّد بن میر عبدالباقی خاتونآبادی [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری].
پس از فوت میرزا هاشم امام جمعه، فرمان امامت جمعه به نام فرزند صغیر او میرزا سیّد حسن صادر گردید و صاحب عنون به جای مشارالیه به سمت نایب الامام تعیین شد. و وقتی میرزا سیّد حسن به بلوغ رسید چون علمی و نفوذ معنوی نداشت فرمان امامت جمعه به نام میرزا محمّد صادق صادر گردید.
وی در 3 رمضان 1348ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی پیش قبر پدر مدفون گردید و قبرش در تعمیرات اخیر بقعه محو شد.(1)
محمّد صادق بن محمّد علی واعظ اصفهانی، از فضلاء و وعاظ اصفهان [در سیزدهم هجری] در روز سهشنبه چهارم رجب 1270ق نسخهای از «بصائر الدّرجات» تألیف: ابو جعفر محمّد صفّار قمی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 6091 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.
همچنین او قسمتی از «فروع کافی» را کتابت نموده که به شماره 2871 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(2)
از دیگر آثار او کتابت نسخهای از «شرح شرایع» تألیف یکی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری است که آن را به خط نسخ در سلخ محرم الحرام سال 1279ق به پایان رسانیده است و به شماره 1557 در کتابخانه دانشکده الهیات مشهد موجود است.(3)
محمّد صادق واعظ بن محمّد علی کرونی اصفهانی، از وعاظ و فضلای قرن سیزدهم هجری است. او کتاب «دلایل العباد فی شرح الارشاد» تألیف: محمّد تقی نوری را به خط نسخ در صفر 1277ق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9599 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(1)
میر محمّد صادق بن میر علینقی بن میر عبداللّه خاتونآبادی (برادر میر محمّد اسماعیل اوّل) عالم فاضل محقّق جامع در سال 1123ق وفات یافته است.(2)
سیّد محمّد صادق بن علینقی بن محمّد علی موسوی زنجانی اصفهانی، عالم فاضل ادیب شاعر [از علمای قرن سیزدهم هجری. ساکن اصفهان] مؤلف کتاب «دُرّ المنثور» (شعر عربی) که در سال 1309ق به ضمیمه کتاب «معیّنالواثقین» به خط محمّد در جزینی چاپ سنگی شده است.(3)
[وی اهل شعر و ادب بوده و نشانة تملک او بر کتاب «ذریعة الضّراعه» تألیف فیض کاشانی که پدرش سیّد علینقی آنرا کتابت کرده بود، مشهود است. او در آخر این کتاب در سال 1274ق قصیدهای در توحید از سرودههای خودش را آورد که 30 بیت است و با این بیت شروع میشود:
ای منزّه ذات پاکت از زوال وی برون حُسنت ز مرآتِ خیال(4)]
صادق بن علینقی خوانساری اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری. وی مؤلف «بدیعیه» در اسطرلاب است به فارسی که آن را در سال 1193ق تألیف نموده و کتاب دارای یک مقدمه و شصت باب و خاتمه است. نسخه به شماره 2158 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
صادق بن قاسم خولنجانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. کتاب «الرّعایه فی علم الدّرایه» تألیف شهید ثانی را به خط نستعلیق با حواشی مختلف نوشته است. نسخه به شماره 1980 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[خولنجان از دهات لنجان است. در قرون اولیّه بعد از اسلام به «خان لنجان» شهرت داشته و از قصبات و بلکه شهرهای معتبر لنجانات شمرده میشده و سیّاحان در سفرنامههای خود به توصیف آن پرداختهاند. فدائیان اسماعیلی نیز در عصر سلجوقی درکوهها و قلعههای آنجا پایگاه داشتند.]
محمّد صادق بن محمّد کاظم اصفهانی . [از کاتبان نستعلیقنویس در قرن سیزدهم هجری]در یکشنبه 24 رجب 1209ق کتابت کتاب «تحفة النّاظرین» در نجوم به فارسی از مؤلّفی ناشناس را به خط نستعلیق را به پایان رسانیده و نسخه به شماره
2484 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
محمّد صادق بن محمّد کاظم پریشانی اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری.
از آثارش کتابت نسخهای است از «جامع المقال» تألیف: شیخ فخرالدّین طریحی که آن را به خط نستعلیق در محرّم سال 1310ق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 1625 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد مقدس موجود است.(2)
پریشان (فروشان) از قُراء ثلثه سِدِه ماربین اصفهان است. [اکنون از محلّههای خمینیشهر اصفهان بهشمار میرود.
صاحب عنوان نسخهای از «اثبات الوصیّه» تألیف: ابوالحسن علی مسعودی را در رمضان 1309ق کتابت نموده که در کتابخانه بنیاد فارسشناسی در شیراز موجود است.(3)]
ملّا محمّد صادق بن محمّد کاظم خوانساری اصفهانی، [از فضلاء و محدّثین اصفهان در قرن یازدهم هجری].
او در اصفهان نزد جمعی از علماء همچون علّامه مجلسی تلمذ کرده و از او و شیخ ابوتراب اصفهانی اجازه دریافت کرده است.
ملّا محمّد صادق خوانساری در 7 جمادی الثانی سال 1091ق نسخهای از «روضه کافی» را کتابت کرده و علّامه مجلسی و شیخ ابوتراب اجازات خود را روی برگهای این
کتاب نوشتهاند. این نسخه در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)
محمّد صادق بن محب علی اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. در نوشتن خط نسخ مهارت داشته و تا سال 1096ق در قید حیات بوده است. او آثاری را کتابت کرده که از آن جمله است:
صادق بن محمّد، نستعلیقنویس در قرن سیزدهم هجری. از آثارش کتابت «حاشیه تحریر القواعد المنطقیّة» تألیف: میر سیّد شریف جرجانی است که در اوّل ربیعالاوّل 1236ق به پایان رسانیده است. نسخه در کتابخانه دانشکده حقوق در طهران موجود است.(4)
ملّا محمّد صادق بن ملّا محمّد (فاضل سراب) بن عبدالفتّاح تنکابنی، عالم فاضل و
فقیه محدّث [از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری].
او در سال 1082ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای اصفهان به تحصیل پرداخت از جمله: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی، ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، آقا حسین خوانساری، شیخ علی سبط شهید ثانی، ملّا محمّد علی استرآبادی و ملّا محمّد فاضل سراب، که برخی از اساتید درس او هستند و برخی اجازه روایت به او دادهاند.
او سپس در اصفهان به تدریس پرداخت. برخی از محدّثین نیز از او روایت میکنند از جمله: سیّد حسین بن سیّد ابوالقاسم موسوی خوانساری، ملّا حسین بن حسن دیلمانی گیلانی (لنبانی)، ملّا محمّد حسین بن محمّد سعید گیلانی و زینالدّین علی بن عین علی خوانساری.
سال وفات او معلوم نیست. ولی او تا سال 1123ق در قید حیات بوده است. مدفن او جنب قبر پدرش در تکیه فاضل سراب (معروف به تکیه جویبارهایها) در تخت فولاد اصفهان است.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
میر محمّد صادق کتابفروش بن میر سیّد محمّد بن سیّد محمّد علی بن هادی حسینی
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 43 و 44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص853؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص103؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص107؛ فیض قدسی، ص165؛ الکواکب المنتشره، صص 360 و 361؛ نجوم السّماء، ص231؛ تراجم الرّجال، ج2، ص720؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص28؛ بزرگان رامسر، صص 183-186؛ دانشمندان خوانسار، ص163؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص350؛ فهرست دائرةالمعارف اسلامی، ج1، ص260.
افطسی، عالم فاضل متقی و فقیه محقّق [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری].
در حدود سال 1210ق در اصفهان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل به عتبات عالیات رفته [و نزد شیخ محمّد حسن صاحب جواهر و دیگران] تحصیلات خود را تکمیل کرده و به اصفهان مراجعت نمود.
او سالها به تدریس فقه و اصول مشغول بوده و خصوصا شرح لمعه را با دقّت و غور و تحقیق، تدریس مینموده است.
میرزا حسن خان جابری انصاری، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، حاج میرزا محمّد باقر حکیمباشی و حاج میرزا بدیع درب امامی از شاگردان برجسته او بهشمار میروند.
او عالمی منزوی و قانع و زاهد بوده و عمر خود را به مطالعه و تألیف و تدریس و عبادت و تهجّد گذرانیده است. همسرش دختر علّامه فقیه حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی است.
او در پنجشنبه 12 شعبان 1304ق وفات یافته و در بقعهای مخصوص در تخت فولاد مدفون شد. در قرن چهاردهم هجری پس از احداث فرودگاه قدیم تکیه سادات کتابفروش در محدوده آنجا واقع شده است.
از تألیفات او «شرح بر شرایع» است که آنرا در سال 1225ق تألیف کرده است. نسخه آن به خط مؤلف در کتابخانه دانشمند گرامی مرحوم آقا میرزا ابوالحسن کتابی (نواده صاحب عنوان) موجود بوده است.(1)
ملّا محمّد صادق اردستانی بن حاج محمّد بن قاسم بن کمالالدّین محمّد بن پیر
1) رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 62 و 63؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص720؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 139 و 140؛ بیان المفاخر، ج1، ص327؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص141؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص346؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، ص443.
جمالالدّین محمّد معروف به پیر جمالی اردستانی، حکیم متألّه، فیلسوف و عارف زاهد [از فلاسفه و عرفای بزرگ اصفهان در قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. از تولّد و تحصیلات او اطلاعی در دست نیست. مرحوم رفیعی مهرآبادی تولّد او را حدود سال 1054ق تعیین کرده که حدس و گمان است و مستند به منبعی نیست.(1)از اساتید او هم آگاهی نداریم. تنها مرحوم آشتیانی نوشته است: «ملّا اسماعیل خواجوئی شاگرد ملّا محمّد صادق اردستانی، و او شاگرد ملّا رجبعلی تبریزی و محقّق لاهیجی و شیخ حسین تنکابنی و یا فیض میباشد.»(2)]
مشارالیه در اصفهان حکمت عالیه تدریس مینموده و جمعی کثیر از محضر او مستفید میگشتهاند از جمله: 1. ملّا حمزه گیلانی 2. شیخ محمّد علی حزین3. ملّا محمّد صالح بن سعید خلخالی4. آقا محمّد صادق تفرشی [5. محمّد ماجد بن ابراهیم حسینی6. ملّا عبدالرحیم دماوندی و غیره].
[حاجی زینالعابدین شیروانی (مست علی شاه) در کتابهای «ریاض السیاحه» و «بستان السّیاحه» و به تبعیّت از او «معصوم علی شاه شیرازی» در کتاب «طرائق الحقائق» و دیگران نوشتهاند که: ملّا صادق اردستانی مردی صوفی مشرب بوده و شاه سلطان حسین به اشاره علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی، او را از اصفهان اخراج کرده و در عرض راه طفل صغیر او بر اثر شدت سرما فوت شده، ولی بعدا مجلسی تغییر عقیده داده و او را به شهر دعوت نموده است. امّا ملّا صادق در بیرون شهر و در قبرستان تخت فولاد منزل کرده، تا فوت شده است.
این ماجرا بنا به دلایلی مورد تردید است. جوانی اردستانی مقارن پیری علّامه مجلسی بوده و اردستانی شهرت و نفوذی نداشته که باعث هراس مخالفان صوفیه از او شود. همچنین هیچیک از معاصرین اردستانی از جمله شاگرد او شیخ محمّد علی حزین
به این ماجرا کمترین اشارهای نکردهاند. از طرف دیگر هیچ مدرکی در دست نیست که را او از صوفیان و صاحبان خانقاه و خرقه و... بداند. بلکه او عارفی الهی و عابدی زاهد بوده که عارف مشرب بوده است. هرچند برخی از صوفیه همچون شیروانی و معصوم علی شاه او را به خود منسوب داشتهاند.(1)
ملّا صادق در حکمت مقامی ارجمند داشته و حزین لاهیجی او را با القاب «سلطان المحققّین، افضل الحکماء الرّاسخین المولی الاعظم البحر الاعلم مظهر معارف و حقایق مکمل علوم سوابق و لواحق محی الحکمه ابوالفضائل مولانا محمّد صادق الاردستانی علیه الرحمه» ستوده و افزوده است که: «از اساطین حکماء بود و قرنها باید که مثل او از دانشمندان برخیزد»(2)]
او سرانجام در سال 1134ق در اصفهان وفات یافته و در سمت جنوب شرقی پل خواجو، بر روی سکویی دفن شده و در موقع تعریض خیابان، به تخت فولاد منتقل شده و قابل تکیه کازرونی و در کنار قبر ناصر علی گلکار اصفهانی مدفون شد.
در زمان قدیم مزار او به مزار آخوند پلویی شهرت داشته و عوام اصفهان را این عقیده بوده که خواندن فاتحه بر قبر او باعث میشود که به زودی پلو نصیب آنان شود. اما صحیح آن است که مزار سابق اردستانی بهخاطر مجاورت با پُل خواجو، به مزار آخوند پُلی و سپس آخوند پلویی معروف بوده است.(3)
فرزندانش حاج محمّد ابراهیم، ملّا محمّد طاهر و ملّا محمّد شفیع نیز از فضلاء قرن
1) بستان السّیاحه، (چاپ اصفهان)، ص33؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 165 و 166؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص22؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 191 و 192؛ شواهد الرّبوبیّه: مقدمه استاد آشتیانی، ص109؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 102 و 103؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 315 و 316؛ آسیای هفتسنگ، ص204؛ تاریخ و سفرنامه حزین: تعلیقات، صص 350 و 351؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص398.
2) تاریخ و سفرنامه حزین، ص192؛ نجوم السماء، ص231.
3) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص722؛ ریحانة الادب، ج1، ص104؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص516؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 486-488 و 236-238؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص176.
دوازدهم هجری بهشمار میروند و اعقاب او نیز اغلب از علماء، شعراء و فضلای روزگار خویش بودهاند.
رسائل زیر از اوست:
1 و(1)«رساله جعلیه» در معنی جعل و ایجاد در فلسفه، که در شوال 1121ق نوشته شده و در اختیار آقای سیّد حسین شهشهانی بوده(2)و به ضمیمه رساله کوتاه دیگری در جعل از اردستانی در کتاب آتشکده اردستان به طبع رسیده است.(3)«حکمت صادقیّه» [تقریرات درس فلسفه ملّا صادق اردستانی است که شاگردش ملّا حمزه گیلانی آن را جمعآوری و مدوّن ساخته و به این نام نامیده است.(4)](5)«رساله در تفسیر آیه نور»، مختصر5. «رساله تباشیر»6. «حواشی بر شفا» [کتاب «کلید بهشت» را برخی از او و برخی از ملّا رجبعلی تبریزی دانستهاند امّا در تحقیقات اخیر علّامه مفضال حاج سیّد محمّد علی روضاتی معلوم شده که متعلّقبه حکیم محمّد سعید قمی است.(6)]
میر محمّد صادق خاتونآبادی بن میر محمّد بن سیّد هادی بن سیّد محسن بن کریم بن سیّد علی حسینی افطسی، عالم فاضل و منجّم ماهر از خاندان مشهور به علم و تقوا بوده و در اصفهان متولّد شده و تحصیل کرده و خصوصا در نجوم و هیأت و استخراج تقویم استاد بوده است. او تقریبا هفتاد سال از «زیج الغ بیگ»، تقویم استخراج نموده است. سرانجام در سال 1244ق وفات یافت.(7)
[میر محمّد صادق خاتونآبادی در سال 1226ق نسخهای از «تشریح الافلاک»
1) الکواکب المنتشره، صص 359 و 360.
2) الذریعه، ج11، ص164.
3) دومین دوگفتار، صص 31 و 35 و 43.
4) الکواکب المنتشره، صص 359 و 360.
5) چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، صص 284. 285؛ مکارم الآثار، ج4، ص1221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص190.
6) دومین دوگفتار، صص 31 و 35 و 43.
7) چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، صص 284. 285؛ مکارم الآثار، ج4، ص1221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص190.
تألیف: شیخ بهائی را به خط نسخ کتابت کرده و در حاشیه مطالبی مرقوم نموده است. این نسخه به شماره 6136 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.(1)]
محمّد صادق بن محمّد حسینی لاریجانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در اصفهان نزد علّامه مجلسی به تحصیل پرداخته است. او در دوشنبه از ماه صفر 1089ق از کتابت جلد دوم «استبصار» شیخ طوسی فراغت یافته و در آخر کتاب علّامه مجلسی جهت او اجازه نوشته است. نسخه به شماره 837 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
ملّا محمّد صادق بن ملّا مقصود علی مجلسی، عالم فاضل، از علمای قرن یازدهم هجری. او برادر ملّا محمّد تقی مجلسی و عموی علّامه مجلسی است. ملّا حیدر علی مجلسی از قول میر عبدالباقی خاتونآبادی نقل میکند که ملّا مقصود علی دو فرزندش محمّد تقی و محمّد صادق را جهت تحصیل به ملّا عبداللّه شوشتری سپرده است. و بیش از این از زندگی او اطلاعی در دست نیست.(3)
1) فهرست مجلس، ج19، ص160.
2) زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص43؛ تلامذة العلّامة المجلسی، ص106؛ فهرست مجلسی، ج3، ص35؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص350؛ اجازات الحدیث، ص213؛ فیض قدسی، ص161.
3) مرآة الاحوال جهاننما، ص100؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص355؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص31؛ الرّوضة النضره، ص277.
محمّد صادق بن محمّد مقیم اصفهانی [از نویسندگان کتب در قرن دوازدهم هجری[ در تاریخ 12 جمادیالثّانی 1126ق نسخهای از کتاب «مفاتیح الشرایع» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 4265 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)
محمّد صادق بن محمّد مؤمن اصفهانی [از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن یازدهم و دوازدهم هجری] از آثار اوست:
محمّد صادق بن حاجی مهر علی اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری که] در 16 ذیحجه 1221ق نسخهای از «تهذیب الاحکام» را به خط نسخ کتابت نموده و به شماره 6313 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(4)
حاج محمّد صادق تاجر اصفهانی، از نیکوکاران و خَیّرین قرن سیزدهم هجری است. او در شیراز ساکن بوده و آثار خیریه بسیاری را ساخته و وقف کرده است که از آن جمله است کاروانسرای احمدی در شش فرسنگی برازجان.(1)
حاج صادق تخت فولادی عارف کامل و عابد زاهد [از عرفاء و اهل سلوک اصفهان در قرن سیزدهم هجری. در جوانی در شغل رنگرزی مشغول بود. هنگامی که با عارف روشن ضمیر بابا رستم بختیاری آشنا شده دگرگون شده و به سیر و سلوک روی آورد و به دستور استاد به تهجّد و عبادت مشغول شد. او سالها تحت تعلیمات مراد خود به تزکیه نفس مشغول بود تا اینکه پس از فوت او] در تکیه مادرشاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان رحل اقامت افکنده و به تهجّد و عبادت پرداخت. با وجودی که عامی و بیسواد بوده، در اثر ریاضت و تقوا دارای صفای باطن شده بود معروفترین شاگرد و مرید او شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی است که مراتب سیر و سلوک را نزد حاج صادق طی نموده است.
این سالک و عارف الهی سرانجام در شب دوشنبه پانزدهم ذیالقعده 1290ق وفات یافته و در صحن تکیه مادرشاهزاده (تکیه شیخ محمّد تقی رازی) مدفون شد(2)
میرزا صادق اصفهانی متخلّص به «تسلیم»، شاعر و عارف ادیب [از سخنوران قرن سیزدهم هجری] چندی به سفر مشغول بوده و عاقبت به سلسله جلالیه پیوسته و دست
ارادت به غلام علی شاه جلالی هندی داده و به سیر و سلوک مشغول شد. دیوان اشعارش قریب به پنج هزار بیت بود.
از اوست:
صوفی که گوید برملا، روی تو دیدم بارها گر راست میگوید چرا، بانگ انا الحق میزند(1)
میر محمّد صادق حسینی خاتونآبادی از علماء و دانشمندان در قرن دوازدهم هجری. در سال 1140ق وفات یافته و در تکیه خاتونآبادی واقع در تخت فولاد مدفون شد.(2)
ملّا صادق ذاکری سدهی [از شعرای قرن سیزدهم هجری و از اهالی سِدِه ماربین (خمینیشهر) اصفهان است.]
این شعر از اوست:
اندر دل شب ناله شبگیر خوش است در وقت سحر توبه ز تقصیر خوش است
مطلوب سحرگهان بود استغفار چون فجر دمد صدای تکبیر خوش است(3)
ملّا محمّد صادق متخلّص به «روشن» از شعراء و عرفای قرن سیزدهم هجری. از نوادگان ملّا محمّد صادق اردستانی عارف و حکیم اواخر عهد صفویه است. در اصفهان
علم و ادب آموخته و به حرفه صحافی مشغول شده است. [آنگاه به طهران رفته و در کارخانه دارالطّباعه خاصّه (چاپخانه دولتی) به صحافی پرداخته است.] در فنون شعر و ادب مهارت داشته و دیوان اشعارش به طبع رسیده است. از مردان صافی ضمیر و عارف مسلک بوده و مرید حاج محمّد کاظم سعادت علی شاه اصفهانی شده و به لقب «روشن علی» ملقّب شده است. او سرانجام در سال 1305ق وفات یافته و جنازهاش به نجف اشرف حمل شده و مدفون گردید. در انواع شعر قصیده و غزل را خوب میگفته و با شعراء و فضلای طهران معاشر و مأنوس بوده است.
از اوست:
ما نشناسیم هیچ، نیک و بد روزگار در دل ما یاد دوست، بر لب ما ذکر یار
عقل من و هوش من، بُرد و به تاراج برد عشوه عابد فریب، غمزه زاهد شکار(1)
محمّد صادق بن محمّد علی سرکانی همدانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری[ مجموعهای شامل 26 رساله و مقاله ترجمه از جمله «شرح فارسی موجز»، «ترجمه رساله شهید در عمل بقول میّت»، «ترجمه رساله جمعه» کرکی و «ترجمه رساله اجتهاد» شهید که در یکشنبه 7 ربیعالاولی 1033ق در اصفهان به خط نسخ نوشته و اصل آن در کتابخانه وزیری یزد و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
در فهرست کتابخانه وزیری از مجموعه فوق با عنوان «پراکندههایی از اصول، کلام، فقه و ادب و غیرها، ترجمه مانند» ذکر شده که از آثار محمّد صادق سرکانی است و به شماره 1283 در آن کتابخانه موجود است.(1)
همچنین در روز سهشنبه 16 جمادی الثّانی 1028ق از کتابت «مفاوضات» صدرالدّین قونیوی فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 2681 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
کتاب «التّصریح بمضمون التّوضیح» تألیف: شیخ خالد بن عبداللّه ازهری، را به خط نسخ در رجب 1047ق در دارالسّلطنه اصفهان نوشته که در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.(3)
سیّد محمّد صادق شهاب (افتخاری) هنرمند قرن چهاردهم هجری در سال 1254ش (حدود 1292ق) در محلّه لنبان اصفهان متولّد شد. در جوانی در جرگه آزادیخواهان قرار گرفت و همراه برادرش «افتخارالسادات» در فتح تهران به وسیله قوای بختیاری شرکت کرد و به لقب «شهاب السادات اصفهانی» ملقّب شد. او موفق شد از صدراعظم آن روزگار امین السلطان دستخط بگیرد و باغ هشت بهشت را به باغ ملّی تبدیل کند. او به کشاورزی علاقه فراوان داشت و از مزارع خود امرار معاش میکرد.
سیّد صادق شهاب از جوانی صدای خوشی داشت و قرآن را با صدای نیکو و زیبا میخواند. او از محضر حبیب شاطر حاجی برخوردار شده و آواز را از او آموخت و کمکم استادی نامور شد. او صدای دو دانگ بم و گرم و پخته و گیرا داشت، امّا متأسّفانه اثری از او ضبط نشده است. شهاب علاقه زیادی به موسیقیدان هنرمند ابوالحسن صبا داشت
و هر وقت به تهران میرفت به او سری میزد و صبا در سفر به اصفهان، سراغ شهاب میرفت. در یکی از سفرها به تهران، شهاب به همراه صدای ویولون صبا، بیات ترک خواند و گوشهای را خواند که صبا آنرا برای اولین بار میشنید. لذا صبا این گوشه را «شهابی» نام نهاد.(1)
شهاب مردی شوخطبع و بذلهگو، حاضر جواب و رُکگو بود و در راه کمک به نیازمندان از هیچ کمکی دریغ نداشت. او سرانجام در 29 مهر 1328ش بر اثر بیماری سل درگذشت و در قبرستان بزرگ مصلای اصفهان (نزدیک خیابان آب 250 در تخت فولاد) به خاک سپرده شد.
مادّه تاریخ وفات او را یداللّه بر خوردار متخلّص به «تائب» چنین گفته است:
خرد گفت با «تائب» دل پریش بتاریخ فوتش چنین کن حساب
بنه پا بجمع و بتاریخ گوی: «بسوی جنان رفت صادق شهاب»(2)
حاج ملّا محمّد صادق صبّاغ کاشانی، عالم فاضل، فقیه ماهر و حکیم متبحّر. وی با وجود کهولت و پیری به تحصیل مشغول بوده و از حاج ملّا هادی سبزواری بهره برده و به مراتب عالی فضل و دانش دست یافته و در کاشان به تدریس پرداخته است. ملّا حبیباللّه شریف کاشانی از شاگردان اوست. در زهد و تقوا و حُسن اخلاق از نوادر عهد بوده و بنا به ادّعای مرحوم میرزا محمّد علی معلم حبیبآبادی اصلاً اصفهانی است و کتابی در «شرح تشریح الافلاک» نوشته است.(3)
[او از شاگردان حاج محمّد ابراهیم کلباسی بوده و در اوایل سلطنت ناصرالدّین شاه
وفات یافته است.]
مولی محمّد صادق معروف به «فاضل هرندی» مؤلّف کتاب «زاد الواعظین» به فارسی در دو مُجَلَّد، در فهرست کتب مطبوعه خان بابا مشار نامش محمّد باقر هرندی ذکر شده است و تربیت او را مرندی نوشته است و کتاب در سال 1323 در 132صفحه به طبع رسیده است.(1)
آخوند ملّا محمّد صادق اصفهانی کرباسی همدانی، عالم فاضل محقّق. در اصفهان ساکن بوده و ملّا محمّد تقی مجلسی در سال 1068ق به او اجازه داده و او را با القاب «المولی الجلیل و الفاضل النّبیل جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع و الاصول» ستوده است. این اجازه در مُجَلَّد اجازات «بحارالانوار» آورده شده است.(2)
محمّد حسین بن حیدرعلی شوشتری در سال 1072ق نسخهای از «اصول کافی» را نزد صاحب عنوان خوانده و سپس این کتاب را نزد علّامه مجلسی خوانده است. این نسخه در کتابخانه «حسینیه تستریه» نجف اشرف موجود بوده است.(3)
محمّد صادق گلستانه [از فضلاء خاندان گلستانه اصفهان در عصر صفویه] در هفتم ربیعالاوّل سال 1001ق نسخهای از «من لایحضره الفقیه» را کتابت نموده که به شماره
311 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.(1)
کتاب دارای حواشی متعددی به نقل از مجلسی اوّل است که شخصی غیر از کاتب متن کتاب آنرا نوشته است. زیرا تولّد ملّا محمّد تقی مجلسی در سال 1003ق و بعد از کتابت این کتاب بوده است.
[مؤلف فقید در «زندگینامه علّامه مجلسی» صاحب عنوان را به عنوان یکی از شاگردان و یا مجازین ملّا محمّد تقی مجلسی ذکر کرده که صحیح نیست.]
میرزا صادق حسینی نطنزی متخلّص به «گویا»، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. او برادرزاده میر ابوالمعالی حسینی برزرودی نطنزی واقعهنویس و داماد او بود. در اصفهان به تحصیل علوم نقلی و عقلی نزد جمعی از دانشمندان اصفهان از جمله علّامه ملّا سلطان حسین ندوشنی یزدی پرداخت. چندی نگذشت که به او شوریدگی و سودا غالب شد. او ترک درس و بحث کرده، به کاشان رفت و قهوهخانهای خریده و در آنجا فوت شد. سال فوتش معلوم نیست ولی مُسَلّم است که قبل از سال 1083ق اتّفاق افتاده است.(2)
از اوست:
جایی که ترک سر اوّلین قدم بود غفلت نگر که طره به دستار میزنند
میر محمّد صادق موسوی خواجوئی، عالم فاضل کامل [از علمای قرن دوازدهم هجری] در ماه شعبان المعظّم سال 1203ق وفات یافته و در یکی از اطاقهای تکیه خاتونآبادیها در تخت فولاد مدفون شد.(3)
صادق موسوی مازندرانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری ساکن اصفهان] در سال 1224ق در اصفهان کتاب «شرح درایه» شهید ثانی را کتابت نموده که ضمن مجموعه شماره 1143 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است. همچنین او در سال 1244ق «رساله مشاعر» ملّا صدرا و «رساله تصوّر و تصدیق» و «شواهد الرّبوبیّه» وی را کتابت نموده و ضمن مجموعه شماره 1270 در همان کتابخانه نگهداری میشود.(1)
میرزا محمّد صادق، خوشنویس ادیب قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در دستگاه اداری صفویه در منصب مستوفی الممالکی به خدمت مشغول بود. در حساب و سیاق مهارت بهسزایی داشت و اهل فضل و ادب بود و خط نستعلیق را خوش مینوشت.
او در سال 1084ق نسخهای از کتاب «هشت بهشت» تألیف: ادریس بدلیسی رومی را به خط نستعلیق خوش کتابت کرده که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
میرزا محمّد صادق اصفهانی متخلّص به «ناطق» از شعراء و ادبای قرن سیزدهم هجری. پدرش از اَتراک [ترکها] و مادرش از اهالی مدینه منوّره است. مدّتی در خوزستان و آذربایجان مسافرت کرد و عاقبت در اصفهان ساکن شد. در فن مادّه
تاریخسرایی ید طولایی داشته است. از شاهکارهای او قصیده 62 بیتی سراپا تاریخ درباره تذهیب گنبد مطهر حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم است که به «قصیده معجزیّه» معروف است و در سال 1218ق سروده شده است و از هر مصرع آن به حروف ابجد عدد 1218 به دست میآید. عجیبتر آنکه از جملههای زیر نیز همان تاریخ به دست میآید.
«بسم اللّه الرحمن الرحیم باسم موجود کریم» 1218
«این قصیده مسما بقصیده معجزیه است» 1218
«یکصد و بیست و چهار مصراع» 1218
ناطق اصفهانی در سال 1235ق وفات یافت. [از آثار او کتاب «بحر الفاظ» در باب ساختن مادّه تاریخ است که 5 سال مشغول نگارش آن بوده و در این کتاب از کتاب لطفاللّه بن عبدالکریم کاشانی بهره گرفته است. نسخهای از آن به شماره 403 در کتابخانه مسجد اعظم قم نگهداری میشود. نسخه هایی از «دیوان اشعار» او در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، کتابخانه ملّی و کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.]
این چند بیت از قصیده معجزیه اوست:
این قُبّه راست جای بجایی که پایهاش از اوج ماه و مهر و زحل برتر آمده
وین قُبّه رفیع بدانجا رسانده قدر کز قدر با سپهر برین همسر آمده
زهرا عفاف فاطمه بنت موسی آنک بر وی شرف ز فاطمه و حیدر آمده
سلطان عهد فتحعلی شاه آن کز او بستان ملک و گلبن جان را برآمده(1)
1) تذکره نگارستان دارا، ص272؛ ریحانة الادب، ج6، صص 111-121؛ تذکره اختر، ج1، ص213؛ تذکره سفینة المحمود، ج1، ص337؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، ص1088؛ طرائق الحقائق، ج3، ص252؛ تذکره دلگشا، صص 529-531؛ مکارم الآثار، ج3، ص1012؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص569 و ج2، ص971؛ فهرست اعظم قم، ص40؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص509؛ دویست سخنور، ص461.
محمّد صادق تبریزی متخلّص به «ناظم» شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در محلّه عباسآباد اصفهان ساکن بود. وی به دستور شاه عباس از سال 1028ق تألیف تذکره خود را شروع کرده و در سال 1030ق به مکّه معظّمه سفر نموده و در آن ارض مقدّس ساکن شده و در سال 1036ق تذکره را به پایان رساند. سال وفاتش معلوم نیست. گفتهاند که در اواخر عمر به هند رفته و در مراجعت از آنجا در سفر دریایی وفات یافت.
از آثار او: 1. «تذکره نظم گزیده»2. «دیوان اشعار»3. «مثنوی فیروز و شهناز»
از اوست:
سوختم ز آتش شوق تو ز پا تا سر خویش کو نسیمی که فرستم به تو خاکستر خویش(1)
میرزا محمّد صادق موسوی اصفهانی متخلّص به «نامی» شاعر، ادیب و مورّخ توانای قرن دوازدهم هجری.
از سلسله سادات موسوم به «حکیم سلمانی» اسفهان است. اجدادش منصب حکیمباشی دربار صفویه را برعهده داشتهاند و خود او برادرزاده میرزا محمّد رحیم حکیمباشی است.
[در اصفهان متولّد شده و در این شهر به کسب علم و فضیلت مشغول شد و چندی بعد به شیراز رفته، به خدمت کریمخان زند درآمد و به خواهش او تألیف کتابی درباره
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص589؛ کاروان هند، ج2، صص 1413-1416؛ تذکره روز روشن، ص796؛ تذکره غنی، ص133؛ دانشمندان آذربایجان، ص369؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «ناظم تبریزی»، ص186.
تاریخ زندیه را آغاز کرده و آنرا «تاریخ گیتیگشا» نامید. او در شعر طبعی روان داشت و در انجمن ادبی صباحی شرکت میکرد و از شاعران طرفدار سبک بازگشت بود. او به تتبّع و نظیرهسازی آثار نظامی گنجوی علاقه زیاد داشت لذا خمسهای موسوم به «نامینامه» (و شامل «دُرج گهر»، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «یوسف و زلیخا» و «وامق و عذرا») را به تقلید از خمسه نظامی سرود.پس از درگیریهای فراوان زندیه و قاجاریه خصوصا آقا محمّدخان قاجار با جعفرخان و لطفعلی خان زند و انقراض سلسله زندیه، «نامی» مورد بیاعتنایی قرار گرفته و به فقر و فاقه مبتلا شد و در خوردن افیون افراط کرد]، تا اینکه در سال 1204ق وفات کرد.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «خسرو و شیرین» که به شماره 3594 در کتابخانه مرحوم حاج محمّد نخجوانی در تبریز وجود داشت.(2)2. «لیلی و مجنون» که نسخههای آن در کتابخانههای نخجوانی و آیتاللّه گلپایگانی، ملّی، مجلس سنای مرکزی دانشگاه تهران، ملک، دارالکتب قاهره و چند کتابخانه دیگر وجود دارد.(3)3. «وامق و عذرا» که در کتابخانههای نخجوانی، ملّی تبریز و ملّی ایران نسخه هایی از آن موجود است. این منظومه در سال 1381ش به تصحیح رضا انزابینژاد و غلامرضا طباطبایی مجد به چاپ رسیده است.(4)4. «یوسف و زلیخا» 5. «درج گوهر» که در کتابخانه نخجوانی موجود است. 6. «ساقینامه» که نسخهای از آن را مرحوم گلچین معانی داشته است.(5)7. «دیوان اشعار»(6)8. «تاریخ
1) تذکره آتشکده: نیمه دوم، صص 654 و 655؛ تذکره مجمع الصفحاء، ج6، صص 1082 و 1083؛ تذکره سفینة المحمود، ج1، ص339؛ انجمنهای ادبی شیراز، ص58؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «نامی اصفهانی»، ص263؛ الکرام البرره، ج2، ص629؛ تاریخ گیتیگشا: مقدمه؛ وامق و عذرا: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص714؛ ماهنامه حافظ، شماره 20، مورخ آبان ماه 1384، ص40؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1814.
2) وامق و عذرا: مقدمه.
3) فهرست نسخههای خطی فارسی، ج4، ص3108.
4) وامق و عذرا: مقدمه.
5) فهرست نسخههای خطی فارسی، ج4، ص2888.
6) الذریعه، ج9، ص1165.
گیتیگشا» که نسخههای متعددی از آن موجود است و بارها به طبع رسیده است. مؤلف وقایع عصر زندیه را تا محرم سال 1200ق آورده و شاگردش میرزا عبدالکریم بن علیرضا شیرازی ذیلی بر آن نوشته و محمّد رضا شیرازی نیز ذیل دیگری نوشته است.(1)]9. «منشآت» که ملّا عبدالکریم کرمانی آن را انتخاب نموده است.
صادق نوری مازندرانی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و] در سال 1197ق کتاب «حقایق» فیض کاشانی را به خط نستعلیق در مدرسه جدیده اصفهان نوشته است. نسخه به شماره 7625 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
[ظاهرا صحیح آن باید مدرسه جدّه اصفهان باشد.]
صادق یزدانی، از فرهنگیان باسابقه و شعرای خوش ذوق اصفهان در سال 1300ه .ش در قریه «چالشتر» منطقه چهارمحال متولّد شد. پدرانش از خوانین معتبر آن ناحیه بودند. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود طی کرد. سپس به دبیرستان سعدی رفت و پس از 3 سال در دانشسرای مقدماتی اصفهان ادامه تحصیل داد و دیپلم گرفت و به استخدام وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش فعلی) درآمد و طی سالهای خدمت به تدریس و مدیریت مدارس و دبیرستانهای اصفهان پرداخت و در حین تحصیل، در دانشگاه، در رشته زبان فرانسه تحصیل کرد و لیسانس گرفت.
او در سال 1357ش بنا به تقاضای شخصی بازنشسته شد و چند سال بعد عضو
هیأت مدیره کانون بازنشستگان گردید. او در سالهای خدمت در آموزش و پرورش، از طرف رؤسای دبیرستانها، هنرستانها و دانشسراها به عضویت شورای آموزش و پرورش انتخاب شد.
گاهی شعر میسرود. از اوست:
راستی زندگی ست هم چو سراب پایه کاخ آرزوست بر آب
دور هستی مرا چو خوابی بود من چه گویم که چون حبابی بود(1)
صاعدای اصفهانی از سخنوران و شاعران قرن دوازدهم هجری است. منظومه «لیلی و مجنون» در 2900 بیت از آثار اوست که با این بیت آغاز میشود:
این نام به نام آن یگانه کو راست بقای جاودانه
و انجام آن نیز این بیت است:
جاوید بماند این در ایّام محبوب قلوب خاصه و عام
نسخه در سال 1171ق کتابت شده و یادداشت برادرزاده شاعر «میرزا ابوطالب» بر روی یکی از برگهای کتاب مشهود است. این نسخه به شماره 2669 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.(2)
میرزا محمّد صالح آزادانی، شاعر و ادیب فاضل قرن یازدهم هجری. از اهالی قریه «آزادان» ماربین اصفهان بوده و در اوایل قرن یازدهم هجری به هندوستان سفر کرده و به خدمت عبدالرحیم خان (خان خانان) در آمده و وزیر سورت شد. در سال 1021ق از
آن شغل کناره گرفته به گجرات رفت و به خدمت شاه جهان پادشاه هند درآمد و وزارت بندر سورت را به دست آورده به سورت بازگشت.
او سرانجام در 18 شوال 1043ق وفات یافت. از او چهار پسر به جای ماند: محمّد تقی (پدر میرزا محمّد طاهر نصرآبادی) که به ایران آمد، میرزا محمّد صادق مینا، میرزا محمّد سعید و میرزا محمّد جعفر که در هند باقی ماندند.
میرزا محمّد صالح، در ریاضیات و سیاق و فنون شعر و ادب استاد بود و قصاید و غزلیات او حدود سه هزار بیت بوده است.
این رباعی از اوست:
بر گرد چمن بسی دویدیم چو آب جز عکس گل و لاله ندیدیم در آب
از باد ز بی دلی طپیدیم چو آب در خاک ز ماندگی خزیدیم چو آب(1)
صالح ابهری [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. در سال 1080ق کتاب «الفی کتاب بین شرحی الاشارات» قطب رازی را در مدرسة النّاظر کتابت نموده است. قسمت «طبیعیات» کتاب به شماره 1614 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)
محمّد صالح اردستانی [از فضلای قرن یازدهم هجری]. وی نسخهای از «قواعد الاحکام» تألیف: علّامه حلّی را به خط نسخ در سال 1084ق کتابت نموده است. این نسخه به شماره 2522 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)
مولی محمّد صالح استرآبادی، از دانشمندان و محدّثین و فقهای قرن یازدهم هجری است. در مدرسه شیخ لطفاللّه اصفهان ساکن بوده و در آنجا تدریس میکرده است. ملّا محمّد زمان تبریزی در کتاب خود «فرائد الفوائد» از او نام برده است.(1)
محمّد صالح اصفهانی [از فضلاء و کاتبان نستعلیقنویس قرن یازدهم هجری] در یکشنبه 17 جمادیالثّانیه 1074ق کتابت مجموعه 19 رساله از رسائل صائنالدّین علی بن محمّد ترکه اصفهانی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3035 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
آخوند ملّا محمّد صالح چادگانی فریدنی فرزند ملّا ابراهیم، عالم فاضل، حکیم عارف و فقیه زاهد [از عرفاء و فضلای دوره قاجاریه]
در سال 1240ق در «چادگان» فریدن اصفهان متولّد شده، مقدمات علوم را در اصفهان آموخته، سپس سالها در سبزوار از محضر حاجی ملّا هادی حکیم سبزواری در حکمت استفاده نمود.
او به وسیله آقا محمّد کاظم سعادت علی شاه اصفهانی به سلسله فقر و سلوک وارد شده، با حاج ملّا سلطان محمّد گنابادی تجدید عهد نموده سالها در موطن خویش منزوی بوده و به عبادت و ریاضت میگذرانیده(3)[است. سرانجام در 15 شوّال 1330ق وفات
یافته و مدفون گردید.(1)]
وی نسخهای از «مبداء و معاد» ملّا صدرا را به خط نسخه در جمادی الاولی 1276ق کتابت نموده که به شماره 2283 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
محمّد صالح بن میرزا ابوتراب اصفهانی، از خوشنویسان مشهور عهد صفویه است. در اواسط قرن یازدهم هجری در اصفهان متولّد شده و نزد پدرش که شاگرد میرعماد بود به مشق خط نستعلیق مشغول شد و به مقامی والا در خوشنویسی نستعلیق دست یافت. او عمر خود را صرف تعلیم خط به علاقمندان، کتابت و قطعهنویسی و کتیبهنویسی ابنیه و سنگنوشتهها گذرانید تا اینکه در روز 18 ربیعالاوّل 1126ق در اصفهان وفات یافت و جنب مزار پدرش در مسجد لنبان مدفون شد. او تذکرهای درشرح حال خوشنویسان عهد خویش نوشته که ارزشمند و مفید است.
از خطوط نستعلیق او بر روی کاشی، کتیبههای مدخل مدرسه چهارباغ (به سال 1119ق) بالای ایوان چهلستون (1118ق) و کتیبه بر روی سنگ مزار صائب تبریزی (سال 1087ق) و میر عبدالعال نجات (سال 1122ق) را میتوان نام برد. همچنین او دهها قطعه خوشنویسی به خط زیبای خود نوشته که در کتابخانه سلطنتی سابق و کتابخانههای ملّی ایران، مدرسه عالی سپهسالار، ملک، آستان قدس رضوی، دانشگاه استانبول ترکیه و در مجموعههای خصوصی داخل و خارج از کشور موجود است.
محمّد صالح اصفهانی گاهی شعر میسروده و این رباعی از اوست:
آنها که درین دیر فنا یار همند پیوسته پی شکست بازار همند
ارباب کمال را هنر معشوق است گر نیست چنین بهر چه اغیار همند(3)
محمّد صالح بن ابوالفتوح اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. او جزء اوّل و دوم کتاب «من لایحضره الفقیه» را به خط نسخ در سال 1119ق و جزء سوم و چهارم آن را در سال 1124ق کتابت نموده است که به ترتیب، به شمارههای 1874 و 1879 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران موجود است.(1)
صالح بن احمد اصفهانی، از کاتبان قرن دوازدهم هجری است. او نسخهای از «بحارالانوار» (جلد سوم: مباحث عدل و معاد و جلد چهاردهم: کتاب سماء و العالم) تألیف: علّامه مجلسی را در سال 1140ق در نجف اشرف کتابت کرده است. این نسخه به شماره 60 در کتابخانه آیتاللّه جلیلی در کرمانشاه موجود است.(2)
میر محمّد صالح بن میر سیّد احمد بن سیّد محمّد حسین بن میر سیّد محمّد اشرف دوم بن میر محمّد حفیظ حسینی عاملی میردامادی، عالم فاضل جلیل عابد زاهد کامل.
در اصفهان نزد علماء این شهر تلمّذ نموده، در سده ساکن و در مسجد آنجا امامت مینموده و مورد توجّه و عنایت عموم علماء و مؤمنین بود و در شبهای جمعه در مساجد خوزان و بقعه امامزاده سیّد محمّد سده و در اصفهان در مسجد جناب سعید بن
جبیر اسدی کوفی واقع در زاویه شرقی ـ جنوبی صحن امامزاده واجب التّعظیم و التّکریم درب امام احیاء و قرائت دعای کمیل را به جای میآورده است.
او پس از وفات در بقعه جدّ اعلای خویش میر محمّد اشرف در قبرستان ورنوسفادران [در خمینیشهر] مدفون شد.(1)
ابی الفضل صالح بن احمد بن حنبل [شیبانی] از فقهاء و محدّثین عامّه در قرن سوم هجری.
وی در سال 203ق متولّد شده و از پدرش و از «ابی الولید طیالسی»، «عفّان»، «علی بن مدینی» و «ابراهیم بن ابی سوید» حدیث شنیده و «ابوعبداللّه احمد بن محمّد بن یحیی قصّار»، «ابوعلی حصائری»، «ابن صاعد»، «زهیر»، «محمّد بن اسحاق»، «محمّد بن احمد بن یزید»، «ابیبکر بن ابیعاصم بغوی»، «محمّد بن مَخلَد»، «عبدالرّحمان بن ابی حاتم»، «محمّد بن جعفر خزائطی»، «محمّد بن عمر بن عبداللّه» و دیگران از او حدیث نقل کردهاند.
جهت قضاوت به اصفهان آمده و در این شهر بود تا در رمضان 266ق در اصفهان وفات یافته و در مقبره «باب طیره» واقع در «مدینه» (شهرستان) اصفهان مدفون شد.
او را در حدیث «ثقه و صدوق» دانستهاند.(2)
ابوالفضایل حسامالدّین آخوند ملّا محمّد صالح مازندرانی بن احمد بن شمسالدّین
طبری مازندرانی، عالم فاضل، فقیه محقّق و محدّث مدقّق، عابد زاهد متّقی [از اکابر علمای قرن یازدهم هجری]
سال تولد و هجرت او از زادگاهش به اصفهان معلوم نیست. در اصفهان در نهایت فقر و فاقه به سر میبرده امّا با همت و پشتکار به تحصیل پرداخته و از محضر درس ملّا عبداللّه شوشتری و فرزندش ملّا حسنعلی شوشتری، شیخ بهائی و ملّا محمّد تقی مجلسی حاضر شده و به افتخار دامادی استادش مجلسی اوّل نائل شده و خود عالمی جامع و فقیهی مبرّز گردید. او عمر را به زهد و قناعت گذرانیده و از مقام و منصب دوری گزیده و به انزوا زندگی کرده و به تحقیق و تألیف و تدریس مشغول بوده است.
او سرانجام در سال 1086ق وفات یافته و در بقعه خاندان مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شد.
ملّا محمّد صالح مازندرانی از آمنه بیگم دختر ملّا محمّد تقی مجلسی صاحب شش پسر به نامهای: ملّا حسنعلی، ملّا محمّد حسن، ملّا محمّد سعید اشرف، ملّا عبدالباقی، ملّا نورالدّین محمّد و آقا هادی مترجم گردید. یکی از دخترانش همسر ملّا محمّد اکمل اصفهانی و مادر آقا محمّد باقر وحید بهبهانی است.(1)
محمّد قاسم تبریزی عباسآبادی متخلّص به «زاهد» این مرثیه را در واقعه فوت او سروده که بر سنگ لوح قبر او منقور بوده است:
1) امل الآمل، ج2، ص276؛ جامع الروّاة، ج2، ص131؛ وقایع السنین و الاعوام، ص533؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص127؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 723-725؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 334-339؛ مزارات اصفهان، ص37؛ روضات الجنات، ج4، ص115؛ فیض قدسی، صص 208-211؛ مرآت الاحوال جهاننما، ج1، صص 127-130؛ فوائد الرضویه، صص 542-545؛ ریحانة الادب، ج5، صص 146-148؛ لباب الالقاب، ص90؛ قصص العلماء، (چاپ 1380ش)، صص 220-222؛ تلامذة العلّامة المجلسی، صص 163 و 164؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 317-322؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 20-25؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 469-471؛ الذریعه، ج6، صص 207 و 131 و ج13، صص 297 و 300 و ج14، ص27.
آه و افسوس و فغان و فریاد افضل و اعلم و امجد شده فوت
یعنی آخوند ملّا محمّد صالح کز همه بود سرآمد، شده فوت
او مَلَک بود عجب نیست اگر گویمش روح مُجرّد شده فوت
جُست تاریخ وفاتش «زاهد» که کی آن ذات مؤیّد شده فوت
هاتفی گفت بتاریخ که: «آه صالح دین محمّد شده فوت»
وی را تألیفات چندی است که دلالت بر عُلُومّ مقام علمی و احاطه و جامعیّت او میکند بدین قرار:
آیتاللّه روضاتی در اصفهان موجود است و در آخر شرح به نام مؤلّف تصریح شده است.(1)9. «شرح قصیده دُریدیّه» 10. «شرح بر من لایحضره الفقیه».
ملّا محمّد صالح بن احمد بیدگلی کاشانی، از فضلای قرن سیزدهم هجری است. در جرقویه اصفهان ساکن بوده و ظاهرا به تدریس ادبیات و تبلیغ دین و کتابت مشغول بوده است. او «شرح صمدیه» تألیف: عبدالعظیم بن محمّد بن عبدالغنی حسینی را در یکشنبه اوّل جمادی الاوّل 1216ق در جرقویه به خط نستعلیق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 302 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(2)برادرش آخوند ملّا محمّد علی بیدگلی و فرزندش «محمّد تقی بن محمّد صالح» از فضلاء آن روزگار بوده و در قریه «پیکان» جرقویه سکونت داشتهاند.
ملّا محمّد صالح بن محمّد باقر روغنی قزوینی، [عالم فاضل، محدّث و ادیب دانشمند، از علمای قرن یازدهم هجری] در قزوین متولّد شده و در زادگاه خود و اصفهان به تحصیل پرداخته و از شاگردان میرداماد بوده است. وی سالها در اصفهان به تحصیل و تدریس و تألیف مشغول بوده و پس از چندی به مشهد مقدس رفته و تا آخر عمر آنجا بوده و ظاهرا در اوایل قرن دوازدهم هجری وفات یافته است.(3)
کتب زیر از تألیفات اوست:
مرعشی موجود است.(1)17. «ترجمه فضائل ادعیه»، به عربی و فارسی در 13 باب، که نسخهای از آن در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)18. «ترجمه کلمات قصار» یا «حکمت اسلام» به فارسی که به شماره 9230 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. به کوشش مرحوم محدث ارموی به چاپ رسیده است.(3)19. «الامامة» که امامت را با استفاده از خطبههای نهجالبلاغه اثبات کرده است. نسخه به خط مؤلف نزد سیّد میرزا هادی خراسانی حائری در کربلا موجود بوده است.(4)
محمّد صالح بن پیرزاد [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال 1074ق از کتابت نسخهای از کتاب «تحریر اکر نادوسیوس» به خط نسخ در اصفهان فراغت یافته و نسخه به شماره 3293 در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.(5)
[شاید او فرزند محمّد رفیع زاهدی معروف به «پیرزاده» (از شاگردان ملّا رجبعلی تبریزی) باشد.]
میر محمّد صالح خاتونآبادی معروف به «آقا دگمهچین» بن سیّد جعفر بن میر محمّد صالح، عالم فاضل جلیل. [از علمای قرن سیزدهم هجری] در محلّه چهارسو علیقلی آقا از متفرّعات محلّه بیدآباد اصفهان ساکن و در مسجد علیقلی آقا امامت مینموده و به آقای دگمهچین (تکمهچین) مشهور بوده این شهرت تا این زمان در بین اعقاب او مشهور [است] در سالهای اخیر کلمه «سادات» را نام خانوادگی خود قرار دادند.(6)
محمّد صالح بن حاج حسنعلی باغ سهیلی [از کاتبان اوایل عهد صفویه] دو رساله از شهید ثانی به نامهای «رساله در حکم کسی که در محل ساکن است و...» و «رساله در طواف حائض» را در ربیعالاوّل سال 1001ق کتابت نموده است.(1)
باغ سهیل از محلّههای اصفهان است و قبرستان باغ سهیل و شیرسبز در حوالی طوقچی، مقبره جماعتی از سادات گلستانه بوده که از بین رفته و در اراضی ان در سالهای اخیر مسجد ساختهاند.(2)[احتمالاً صاحب عنوان هم در این گورستان مدفون شده است.]
ابویوسف صالح بن حمّاد بن عبدالعزیز [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری [از «بکر به بکار قیسی بصری» روایت نموده و «اسحاق بن شاذه» از او حدیث نقل کرده است.(3)
میرزا محمّد صالح مجلسی معروف به «آقابزرگ» فرزند میرزا حیدرعلی بن میرزا عزیزاللّه بن میرزا محمّد تقی الماسی بن میرزا کاظم بن میرزا عزیزاللّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل [در اوایل قرن سیزدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و به تحصیل
پرداخته و از پدر دانشمند خود اجازه دریافت نموده است.
مادر او دختر آقا محمّد هادی (ثانی) بن آقا محمّد علی بن آقا محمّد هادی (مترجم) بن ملّا محمّد صالح مازندرانی است.(1)
محمّد صالح بن محمّد رضا اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است که در 14 رمضان 1042ق نسخهای از «شافیه» ابن حاجب را کتابت نموده و به شماره 13041 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
آخوند ملّا محمّد صالح بن رضاقلی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری. در خوبیها و فضائل نفسانی ممتاز بوده و پس از وفات پدر، به جای او در مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه = مسجد امام فعلی) در اصفهان پیشنماز شده است. وی در سال 1097ق در اصفهان وفات یافت.(3)]
کتاب «عقاید المؤمنین» در اصول عقاید، به فارسی در یک مقدمه و 5 باب از تألیفات اوست که ضمن مجموعه شماره 4386 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(4)
شیخ محمّد صالح بن شیخ زینالعابدین بیدآبادی، عالم فاضل ادیب [از فضلای قرن سیزدهم هجری] او برادر میرزا محمّد طاهر دیباچهنگار (شعری) اصفهانی است او از سلسله مشایخ بیدآباد و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی بوده و در اصفهان خدمت جمعی از بزرگان علم و دانش تلمّذ نموده و خدمت مرحوم حجةالاسلام شفتی و دیگران را درک نموده سپس به طهران رفته و آنجا در مدرسه دارالفنون به تدریس علوم ادبی و غیره پرداخته و هم در مسجد دارالفنون امامت مینموده و تا سال تألیف گنج شایگان یعنی سال 1273 ق حیات داشته است.(1)
مولی محمّد صالح زجاجی بن سلطان محمّد اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری[ در نسخهای از «تهذیب الوصول» تألیف: علّامه حلّی که در سال 953ق کتابت شده و دارای حواشی است یکی از حواشی از: محمّد صالح بن سلطان محمّد اصفهانی است که در سهشنبه 10 شعبان سال 009 (ارقام عشرات و مآت از بین رفته است). نسخه به شماره 809 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.(2)
[وی به توسط وکیلش شیخ یونس صیمری جزائری به علی بن محمّد خوراسکانی سفارش کتابت نسخه «تهذیب الاحکام» را داده و خوراسکانی در سال 1008ق آنرا نوشته و زُجاجی در سفر مشهد مقدس در دهه اوّل صفر 1013ق آن را مقابله کرده است.(3)]
محمّد صالح بن پیر سلیمان هفشوئی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است.
پدرش از فضلاء و ادباء اصفهان و از اهالی قریه «هَفشویه» از بلوک قُهاب جی اصفهان بوده است. او نسخهای از «مشارق الانوار الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام » تألیف: شیخ رجب برسی را به خط نسخ در 19 رمضان 1076ق کتابت کرده که به شماره 9525 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(1)
محمّد صالح بن حاج محمّد شفیع اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او نسخهای از «انساب النّواصب» تألیف: علی استرآبادی را در یکشنبه 11 شوال 1083ق به خط نسخ کتابت کرده که در مدرسه غرب همدان موجود بوده است.(2)
ابوالفضل صالح بن صباح اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. او از «ابن عُینیه» روایت میکند. حسن بن سلم نیز از صالح اصفهانی نقل حدیث کرده است.
شیخ ابومسعود رازی گفته است که صالح مستجاب الدّعوه بوده است.(3)
ملّا محمّد صالح بن ملّا محمّد طاهر مازندرانی، عالم فاضل، متوفی 10 ربیعالثانی 1190ق و مدفون نزدیک قبر ملّا اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد اصفهان.(4)
ملّا محمّد صالح معروف به «آقابزرگ» فرزند ملّا عبدالباقی بن ملّا محمّد صالح ساروی مازندرانی، عالم فاضل محقق [از علمای قرن دوازدهم هجری] در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای اصفهان تحصیل کرده و از عمویش آقا محمّد هادی مترجم روایت نموده است. او در اوایل جوانی به هند رفته و مورد توجّه و احترام اعیان و فضلاء آن دیار واقع شده و عاقبت در بنگاله ساکن شده و به تبلیغ دین و تدریس مشغول شد. مولی عبدالغنی بن ابیطالب کشمیری از او اجازه نقل حدیث گرفته است. ظاهرا وی قبل از سال 1194ق وفات یافته است. از تألیفات او «تهذیب الاخلاق» یا «اخلاق محمّد صالح» است.(1)
میر محمّد صالح بن میر عبدالواسع بن میر محمّد صالح بن میر محمّد اسماعیل (شاهمراد) حسینی خاتونآبادی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقّق، محدّث و مفسر جلیل القدر. در سال 1058ق در خاندان علم و فضیلت در اصفهان متولّد شده و سالها نزد علمای عالیقدر خصوصا ملّا میرزا شیروانی، علّامه مجلسی و آقا حسین خوانساری علوم عقلی و نقلی را آموخته و به مراتب عالی علم و فضیلت نائل شد.
او همچنین از استادش علّامه مجلسی در سال 1085ق و نیز ملّا ابوالحسن فتونی عاملی و شیخ احمد بن اسماعیل جزایری اجازه کسب نموده است.
او صبیّه علّامه مجلسی را به زوجیّت داشته و از آن مخدّره صاحب فرزندانی شده که از آن جمله است میر محمّد حسین خاتونآبادی او پس از وفات علّامه مجلسی در سال
1) زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص359؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص47؛ مرآت الاحوال جهاننما، صص 134 و 271؛ فیض قدسی، ص217؛ الذریعه، ج1، ص375 و ج4، ص507 و ج5، ص54؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص553؛ الکواکب المنتشره، صص 375 و 376.
1110ق امام جمعه اصفهان و در سال 1115ق به امر شاه سلطان حسین صفوی به منصب شیخالاسلامی اصفهان منصوب شد.
او سالها در اصفهان به اقامه جماعت، تدریس، نهی از منکر، ترویج شریعت و تحقیق و تألیف مشغول بوده تا اینکه در سال 1126ق در اصفهان وفات یافته و جنازه به نجف اشرف حمل و در حرم مطهر حضرت علی بن ابیطالب علیهالسلام مدفون شده است. در برخی مواضع وفاتش را 1116ق نوشتهاند که اشتباه است.(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
نجیب از پی ساعت نحس دیدن چو تاریخ شد به آیین تقوی
برآورد (جزوی) ز (تقویم شرعی) ز (تقویم شرعی) برآورد (جزوی)
1110=26-1136
[نسخههای مختلفی از کتاب «تقویم شرعی» در کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، ملک، مجلس شورا، دانشکده الهیات تهران و دانشکده الهیات مشهد موجود است.
1) وقایع السنین و الاعوام، ص555؛ تاریخ و سفرنامه حزین، صص 209 و 358 و 359؛ مرآت الاحوال جهاننما، ج1، ص123؛ فیض قدسی، ص148؛ فوائد الرضویه، ج2، ص546؛ الکواکب المنتشره، صص 368 و 369؛ ریحانة الادب، ج2، ص102؛ معجم المؤلفین، ج10، ص84؛ تلامذة العلّامة المجلسی، صص 110 و 111؛ مصفی المقال، ص201؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 288 و 289 و ج2، صص 46 و 47؛ خاندان شیخالاسلام اصفهان، ص41؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 726 و 727؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 54-57؛ نجوم السماء، ص209؛ نابغه فقه و حدیث، صص 370-376؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 366-374؛ دانشمندان خوانسار، صص 164-166.
نسخه اصل به خط مؤلف که در جمادی الاوّل 1111ق تحریر شده در کتابخانه دانشکده الهیات دانشگاه تهران موجود است.(1)] 10. «تقویم المؤمنین» [در یک مقدمه و 14 باب و یک خاتمه و به فارسی تألیف شده است. نسخهای از آن به خط مؤلف به ضمیمه «تقویم شرعی» در کتابخانه دانشکده الهیات تهران و نسخهای دیگر به شماره 3/4127 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)] 11. «تکمله مرآت العقول» 12. «التهلیلیه» در حکم تهلیل آخر اقامه 13. «الجامع فی الاصول و العقائد» 14. «حدائق المقرّبین» معروفترین تألیف او، به فارسی [در فضیلت بعضی از ملائکه بر بعضی دیگر و فضیلت انبیاء بر ملائکه و فضیلت حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله بر تمام موجودات. کتاب به نام شاه سلطان حسین صفوی در 5 حدیقه و در رمضان 1115ق تألیف شده است. دو نسخه از این کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی یک نسخه در کتابخانه مرحوم سیّد ضیاءالدّین علّامه در اصفهان و نسخهای هم در کتابخانه علّامه مفضال سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است و این 4 نسخه جملگی در دوره قاجار کتابت شدهاند.(3)] 15. «الحدیقة السلیمانیّه» 16. «خلف الوعد» 17. «ذریعة النّجاح» به زبان فارسی، در اعمال سال، که در زمان شاه سلیمان صفوی تألیف شده است [کتاب در یک مقدمه و 12 باب و یک خاتمه در سال 1088ق تألیف شده و نسخه هایی از آن در کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، آیتاللّه گلپایگانی، مدرسه فیضیه در قم، آیتاللّه روضاتی در اصفهان، وزیری یزد، آستان قدس رضوی در مشهد، فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان، آیتاللّه جلیلی در کرمانشاه و آصفیه موجود است. نسخه کتابخانه آصفیه در سال 1110ق کتابت شده و نسخه کتابخانه آیتاللّه حاج سیّد محمّد
1) الذریعه، ج4، ص397؛ فهرست ملک، ج8، ص493؛ فهرست مجلس، ج7، ص 52 و 275؛ فهرست الهیات تهران، صص 301 و 302؛ فهرست الهیات مشهد، ج2، ص604.
2) فهرست الهیات تهران، ص301 و 302؛ فهرست مرعشی، ج11، ص145.
3) فهرست مرعشی، ج12، ص309 و ج18، ص330؛ فهرست سه کتابخانه اصفهان، صص 143 و 146؛ فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص346.
علی روضاتی، به دست عنایتاللّه حسینی نهاوندی در سال 1101ق و نسخه شماره 14912 کتابخانه آیتاللّه مرعشی به دست سیّد محمّد مهدی حسینی در سال 1102ق کتابت شده که همگی در زمان حیات مؤلف بودهاند.(1)] 18. «روادع النّفوس در اخلاق» [که به فارسی در سال 1092ق در یک مقدمه و 3 باب و خاتمه تألیف شده و نسخه هایی از آن در کتابخانههای خوانساری در نجف اشرف، سیّد مرتضی بن علم الهدی حسینی طالقانی و مرکز احیاء اسلامی و آیتاللّه مرعشی در قم موجود است. قدیمیترین نسخهها یکی متعلق به کتابخانه آیتاللّه روضاتی در اصفهان که ظاهرا عبدالوهاب دماوندی آن را در سال 1105ق کتابت کرده و دیگری در کتابخانه مجلس شورای اسلامی که محمّد صادق بن علی ابهری در سال 1104ق کتابت نموده است.(2)[ 19. «شرح بر استبصار» 20. «شرح بر من لایحضره الفقیه» [که نسخهای از آن به خط احمد بن محمّد مهدی شریف خاتونآبادی به عنوان «حاشیه من لایحضره الفقیه» در کتابخانه علّامه محقّق سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است.(3)] 21. «کشف النقّاب» [که نسخهای از آن که در سال 1128ق کتابت شده، در کتابخانه میرزا محمّد طهرانی در سامرا موجود بوده است.(4)] 22. «کتاب المزار» 23. «النّجم الثّاثب فی اثبات الواجب» 24. «الهلالیه» [فی حکم اثبات رؤیة الهلال بحکم الحاکم] که در سال 1128ق کتابت شده و در مجموعهای در کتابخانه میرزا محمّد طهرانی در سامرا موجود است.(5)] 25. «آداب السّنیّه» درباره چگونگی رفتار با بردگان، به فارسی، دارای سه
1) فهرست مختصر گلپایگانی، ج1، ص338؛ فهرست مرعشی، ج37، ص 554 و ج4، صص 171 و 172؛ فهرست فیضیه، ج2، ص60؛ فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص387؛ فهرست مرعشی، ج1، صص 413 و 414؛ فهرست الفبایی رضوی، ص272؛ فهرست ارشاد کاشان، ص93؛ فهرست جلیلی، ص119؛ فهرست وزیری، ج2، ص616.
2) الذریعه، ج11، ص256؛ فهرست خطی احیاء، ج7، ص251؛ فهرست مرعشی، ج5، صص 299 و 300؛ فهرست مجلس، ج6، ص189؛ فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، صص 415 و 416.
3) فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص334.
4) الذریعه، ج18، ص65.
5) الذریعه، ج25، ص 239 و ج11، ص160؛ فهرست خطی احیاء، ج2، ص45.
مقاله و هر مقاله چند باب که در سال 1120ق تألیف شده است. نسخه اصل به خط مؤلف به شماره 3611 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است. نسخهای هم در کتابخانه علّامه مفضال حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است.(1)26. «برق و صاعقه» به فارسی، که نسخه اصل به خط مؤلف به شماره 2/4127 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)27. «حدائق الجنان» در زیارات حضرات معصومین علیهمالسلام که به فارسی و به نام شاه سلطان حسین در سال 1113ق تألیف شده و شامل یک مقدمه و 7 حدیقه و یک خاتمه است و در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم به شماره 6242 موجود است.(3)28. «رساله در اختلاجات» که حدیثی از امام صادق علیهالسلام در این موضوع را شرح نموده است. نسخه آن نزد مرحوم آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود بوده است.(4)29. «زینة المتقین» درباره اخلاق، به فارسی، در یک مقدمه و 12 باب و یک خاتمه که نسخه اصل به خط مؤلف به شماره 1/4127 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(5)30. «شرح حدیث الهلال» که در باب نوادر کتاب «تهذیب» آمده است. این نسخه در کتابخانه میرزا محمّد طهرانی در سامرا موجود بوده است.(6)
شیخ محمّد صالح بن علی جِزِهای قهپائی اصفهانی، عالم فاضل در قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده و بر روی نسخهای از «ارشاد القلوب» دیلمی در سال 1024ق تملک خود را نوشته است. نسخه به نظر شیخ آقابزرگ طهرانی رسیده است.(7)
[جِزِه (به کسر جیم و زاء) از دهات کوهپایه اصفهان است.]
محمّد صالح بن میرزا علی کاتب خاتونآبادی، خوشنویس هنرمند عهد صفویّه. درا صفهان نزد میرعماد مشق خط کرده و به سرعت ترقّی نمود و سالها به کتابت کُتُب شعر و ادب مشغول بود. او ظاهرا تا حدود سال 1072ق در قید حیات بوده و پس از آن تاریخ وفات یافته است.
از نمونه آثار زیبای او: «دیوان حافظ» و «دیوان عرفی»، در کتابخانه ملّی ایران و «نگارستان» و «دیوان صائب» در کتابخانه سلطنتی سابق را میتوان نام برد.(1)
خاتونآباد، از روستاهای جی در شرق اصفهان است و در دوره صفویه بیش از پنجاه خوشنویس هنرمند از این روستا برخاستهاند.
محمّد صالح بن محمّد علی اصفهانی [از خوشنویسان نستعلیقنویس قرن سیزدهم هجری] در پنجشنبه 2 رجب 1225ق «دیوان مشتاق اصفهانی» را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 742 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.(2)
میرزا محمّد صالح مازندرانی معروف به «سامعا» و متخلّص به «سامع» فرزند حاجی محمّد علی، شاعر و ادیب فاضل از سخنوران قرن یازدهم هجری.
نسب او به جناب ابراهیم بن مالک اشتر نخعی منتهی میشود. وی در علوم مختلف
خصوصا ادبیات، حکمت و کلام به تحصیل پرداخته و در اصفهان ساکن شد و از معاشران و مصاحبان ساروتقی (میرزا تقیالدّین محمّد) وزیر اعظم شاه صفی گردید و مادام حیات تحت عنایات این وزیر بود. پس از قتل ساروتقی، آزرده خاطر شده به هندوستان رفت و در حیدرآباد به خدمت عبداللّه قطبشاه پادشاه دکن رسید و مورد عنایت او قرار گرفت و در مدح او قصیده گفته و صله گرفت. چند سال بعد به ایران بازگشته و در سال 1075ق وارد اصفهان شد. و در آنجا بود تا اینکه قبل از سال 1083ق وفات یافت.
از اوست:
عکس رویت در نظرها شمع و در دلها گل است باده در پیمانه خورشید است و در مینا گل است
همچو شاخ ارغوان، معشوق آتش پارهام پای تا سر شعله سوزان و سر تا پا گل است(1)
ابوشعیب صالح بن عمر قصّار اصفهانی، از محدّثین اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و از رُسته حدیث شنیده است. عبدالرّحمان بن محمّد بن سیاه از او روایت میکند.(2)
صالح بن غلامعلی جیلانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در سال 1241ق «شرح کلمة العین» تألیف: انوری را به خط نستعلیق در مدرسه چهارباغ اصفهان کتابت نموده که به شماره 1217 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.(3)
محمّد صالح خاتونآبادی فرزند محمّد کاظم [از خوشنویسان معروف عهد صفویه است. خطوط نستعلیق و نسخ را خوش مینوشته و اغلب کتب متعلق به علماء و اعیان اصفهان را به خط زیبای خود کتابت میکرده است. اصلاً از اهالی قریه «خاتونآباد» جی اصفهان است و ظاهرا اوایل قرن دوازدهم هجری را هم درک کرده است.(1)]
ملّا محمّد صالح جویبارهای بن ملّا محسن مازندرانی، عالم فاضل و فقیه محقق [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری. ظاهرا از اعقاب ملّا محمّد فاضل سراب تنکابنی عالم مشهور عصر صفویّه است.]
در اصفهان متولّد شده و جهت تحصیل به عتبات عالیات رفته و از درس شریف
العلماء مازندرانی، شیخ علی کاشف الغطاء و شیخ موسی کاشف الغطاء بهره برده و به اجتهاد نائل شده و به اصفهان مراجعت نمود. در آنجا مرجعیت کلی یافته و به دامادی سیّد صدرالّدین عاملی استاد خود مفتخر گردید [در مسجد شیرهپزها امامت و قضاوت مینمود. از دوستان حاج محمّد جعفر آبادهای بوده است]. عاقبت او در [شب شنبه[ غرّه محرم 1285ق وفات یافته و در بقعه تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. دو فرزندش شیخ محمّد حسین جویبارهای و حاج میرزا مهدی از علمای اصفهان بودهاند.
[میرزا آقاجان پرتو مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:
حیف از مقتدای دین صالح که یگانه بد از صلاح و سرشت
گفت «پرتو» برای تاریخش: «صالحین را مقام باد بهشت»(1)
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص472؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص347؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، ص74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 727 و 728؛ بیان المفاخر، ج2، صص 175 و 176؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 271 و 272؛ الکرام البرره، ج2، ص651؛ الذریعه، ج18، ص177؛ گلشن اهل سلوک، صص 79-86؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95.
2) الذریعه، ج2، ص205.
3) فهرست روضاتی، صص 115 و 17.
4) فهرست مروی، ص288.
اعم» موجود در کتابخانه مدرسه مروی تهران(1)8. «کواشف الحجب عن مشکلات الکتب»، در اصول فقه، به عربی، مشهورترین تألیف صاحب عنوان، [در دو جزء که در سال 1247ق تألیف شده است. نسخههای مختلفی از این کتاب در کتابخانهها موجود است. از جمله نسخهای در کتابخانه عمومی ساری که در ماه رمضان 1252ق کتابت شده و دارای حواشی مؤلف است و با نسخه اصل مقابله شده است.(2)نسخهای هم در کتابخانه آستان قدس رضوی (به شماره 11323) موجود است.(3)نسخه دیگری از جلد اوّل کتاب ضمن مجموعه شماره 4510 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است که آن را محمّد ابراهیم بن محمّد اسماعیل بن محمّد جعفر خراسانی در پنجشنبه 21 محرم سال 1252ق در اصفهان به خط نسخ کتابت کرده است.(4)]
صالح بن محمّد بن سعید ثقفی، از محدّثین [قرن سوم هجری] اصفهان است. در روایت حدیث ثقه بوده و از سلمه و شیخ ابومسعود رازی و دیگران نقل حدیث کرده است.(5)
[ظاهرا او برادر ابراهیم بن محمّد بن سعید ثقفی کوفی محدّث شیعی است که در اصفهان میزیسته است. در این صورت او نیز مانند برادرش شیعه بوده است.]
صالح بن محمّد بن عبدالائمه سلامی [از فضلاء قرن دهم هجری ساکن اصفهان] دو جلد کتاب از مجموعه شماره 6896 کتابخانه آیتاللّه مرعشی را به خط نسخ در سال
995ق کتابت نموده است.(1)
میرزا محمّد صالح بن محمّد بن میرزا علی ابهری جی اصفهانی، از فضلاء و دانشمندان قرن یازدهم هجری است. خاندان او اغلب از کاتبان ماهر و پرکار آن روزگار بودهاند و به حُسن خط و سرعت قلم شهرت داشتهاند.(2)میرزا محمّد صالح در اصفهان نزد عدّهای از علماء از جمله ملّا محمّد تقی مجلسی به تحصیل پرداخته و مجلسی جهت او در آخر «مشیخه» از کتاب «من لایحضره الفقیه»، در سال 1052ق اجازه نوشته است.(3)
محمّد صالح بن مطیعاللّه اصفهانی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. وی نسخهای از «تحریر مجسطی» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق در سال 1056ق کتابت کرده است که به شماره 411ط در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(4)
محمّد صالح بیگ تبریزی اصفهانی فرزند میرزا مؤمن بن خواجه میرزا بیگ تبریزی، از شعرای قرن یازدهم هجری. به همراه پدرش و برادرش میرزا امین ساکت به مشهد رفته و چندی در آن دیار بود. سپس به اصفهان آمد. آنگاه برای دیدار برادرش میرزا امین به هند رفت ولی در بازگشت به ایران کِشتی او دچار توفان شد و او به زحمت خود را نجات
داده و چندی به بلاد فرنگ رفت. عاقبت به اصفهان آمده و ظاهرا تا آخر عمر در این شهر زندگی کرد. این رباعی از اوست:
هرگز نشنفت این دل زار از طرفی نشنید نوید وصل یار از طرفی
القصّه مرا کشاکش دارند یار از طرفی و روزگار از طرفی(1)
ابوسفیان صالح بن مهران خراسانی الاصل [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] او مولای زکریا بن مصقلة بن هبیره بوده و اهل تقوی و ورع و به علت گفتن سخنان حکیمانه به حکیم معروف بوده است. جمعی از محدّثین از او روایت کردهاند که از آن جملهاند: «عمرو بن علی»، «محمّد بن عاصم» و «اُسید بن عاصم».(2)
محمّد صالح حسینی مازندرانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری و ساکن اصفهان] در جمادی الاولی 1235ق نسخهای از «اسفار» ملّا صدرا را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است و کتاب به شماره 2900 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.(3)
شیخ صالح رستمی [از محدّثین عامه اصفهان است] او در سال 562ق در اصفهان وفات یافت.(4)
محمّد صالح اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری. ابتدا به شغل رنگرزی (صبّاغی) مشغول بوده، سپس آن شغل را ترک کرده، بابائی قهوهخانه را قبول کرده است.
این رباعی از اوست:
در بحر یقین درآ که تحقیق بَس است گرداب درو چو دام و کشتی قَفَس است
هر گوش صدف حلقه چشمی است پر آب هر موج اشارهای ز ابروی کَس است(1)
محمّد صالح شیرازی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. او پس از مقداری تحصیل مقدّمات، در شیراز به زرکشی مشغول بود. عاقبت به اصفهان آمده و آنجا وفات یافت. این رباعی از اوست:
در آتش عشق او کبابم کردند تعمیر طلب شدم خرابم کردند
گفتم بنمائید به من خصم مرا هم صحبت آیینه و آبم کردند(2)
درویش محمّد صالح لنبانی اصفهانی، عارف سالک [در قرن یازدهم هجری] سالها به عبادت و ریاضت مشغول بوده و بسیاری از فضلاء و اعیان اصفهان مرید او بودند. ابتدا
در تکیهای جنب مسجد لنبان ساکن بود. سپس شاه عباس ثانی در کنار نهر طاقنما برای او تکیه مصفّایی ساخت و کمی بعد [در سال 1073ق] وفات یافته و همانجا مدفون شد. [محل تکیه درویش صالح فعلاً به آرامگاه صائب شهرت دارد و از قبر درویش صالح در آنجا اثری نیست.]
از اوست:
مطرب جان مینوازد سازها میرسد در گوش جان آوازها
بس که ناز نازنینان میکشم میکنم بر ناز نازنینان نازها(1)
میرزا صالح منشی، شاعر و ادیب و منشی قرن یازدهم هجری. او برادرزاده اسکندربیک منشی (ترکمان) مؤلّف کتاب «تاریخ عالمآرای عباسی» است. در جوانی به مناصب اداری به مجالست و معاشرت با شعراء میپرداخت و آنان را با کمکهای خود مینواخت. امّا در اواخر عمر به خاطر سختگیری مأموران دولتی به فقر و بیچارگی مبتلا شده و مبلغ اندکی مستمرّی جهت او معیّن شد و او در اثر غصّه از این وضع در شهر اصفهان وفات یافت.
غزل و قصیده و مادّه تاریخ را نیکو میگفته و در نظم و نثر مهارت داشته و مجموعهای از نظم و نثر معاصرانش را فراهم کرده بود.
این رباعی از اوست:
ای مصرع انتخاب دیوان وفا چون شعر بدیهه از در لطف درآ
در آینه باطن خود کن نظری گر چشم به راه تو نباشیم میا(2)
محمّد صالح اصفهانی مولوی، از خوشنویسان برجسته عهد شاه عباس اوّل صفوی است. خط ثلث را عالی مینوشته و خطوط ثلث کتیبه کاشیکاری محراب نفیس مرمرین مسجد شاه [مسجد امام] و کتیبه کاشیکاری سردر بقعه بابا رکنالدّین در تخت فولاد اصفهان به سال 1039ق از آثار هنری ارزشمند اوست.(1)
ملّا محمّد صالح شوشتری، از فضلاء و شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و در شعر طبعی روان داشته و «نسبت» تخلّص مینموده است.
از اوست:
آب تیغت را مگر از آتش گل دادهاند بر سر زخم تو بلبل میخورد خون مرا(2)
محمّد صالح وامق اصفهانی، از شعراء و ادبای اوایل عهد قاجاریه است. به انسانیّت و اخلاق فاضله معروف بود و با تجارت امرار معاش میکرد. دیوان او حدود چهار هزار بیت شعر دارد. سال وفاتش به دست نیامد.
از اوست:
رشکم آید که دهد گوش به حرف دگران گر بود یک سخن و آنهم از افسانه ما
گشته دیوانه و سنگی نخورد از طفلی کس به حسرت نبود چون دل دیوانه ما
«وامق» از یک دو سه پیمانه خرابش کردیم هر که آمد پی ویرانی میخانه ما(1)
جمالالدّین محمّد صالح هزارجریبی [مازندرانی] از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری. از آثارش کتابت نسخهای از «من لایحضره الفقیه» که کتابت آن را در یکشنبه 17 شعبان 1087ق در مدرسه نواب عِلیّه [اصفهان] به پایان رسانیده است. نسخه ضمن مجموعه شماره 4699 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.(2)
صائب کاشانی معروف به «میرزا صائبا» از شعرای قرن دوازدهم هجری و از اهالی کاشان است. در اصفهان سکونت داشته و در این شهر وفات یافته است شعر نیکو میسرود.
از اوست:
از سینه و دل ما نشنید کس صدایی مردیم از جدایی، ای سنگدل کجایی(3)
[در ذکره صحف ابراهیم، او را به عنوان «محمّد رضا صبای کاشانی» ذکر کرده، ولی نمیتوان به این مطلب اعتماد کرد.]
1) تذکره مجمع الفصحاء، ج6، ص1155؛ تذکره دلگشا، ص531؛ تذکره شبستان، ص390؛ ریحانة الادب، ج6، ص303؛ تذکره حدیقة الشعراء، ج3، ص1972؛ تذکره انجمن خاقان، صص 640 و 641؛ تذکره اختر، ص227؛ تذکره سفینة المحمود، ص225.
2) فهرست مجلس، ج13، ص80.
3) تذکرة المعاصرین، ص221؛ مردان بزرگ کاشان، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص711؛ تذکره صحف ابراهیم، ص170.
آقا صائبا رازی اصفهانی متخلّص به «مستعد» شاعر ادیب قرن دوازدهم هجری.
اصلاً از اهالی ری بوده ولی در اصفهان نشو و نما یافت و علم و ادب آموخت. در عهد حکومت عالمگیر پادشاه، به هند رفته و در دکن ساکن شد. او خوبروی و نیکوسیرت و بذلهگو بوده و شعر نیکو میسروده است. لذا اُمرای دکن به او عنایت فراوان داشتهاند و یکی از آنان: نواب نظامالدّوله او را به «مستعدخان» ملّقب ساخت. به این خاطر او «مستعد» و «مستعدّ فنا» تخلّص میکرد.
او عاقبت در آخر عمر به شوریدگی و جنون مبتلا شد و معالجات فایدهای نبخشید تا این که در سال 1163ق وفات یافت. «دیوان اشعار» او در دست نیست. مرحوم گلچین معانی حدود هفتاد و هفت بیت اشعار او را به ضمیمه نسخه خطی «دیوان امید همدانی» دیده است.
این چند بیت از اوست:
تا یاد زلف او به برم جلوه میکند سودای طرفهای به سرم جلوه میکند
تا چشم میزنم به هم از یاد اصفهان زایندهرود در نظرم جلوه میکند
برق هزار خرمن هوش است «مستعد» این سوز دل که از شررم جلوه میکند(1)
حافظ صاینالدّین بن غزال اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] از «حافظ ابونعیم اصفهانی» روایت میکند و «شیخ نجمالدّین عثمان بن موفّق اردکانی» از وی حدیث شنیده و نقل میکند.(2)
صباح بن سالم اصفهانی [از محدثین عامّه اصفهان در قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری است] از انس به مالک حدیث نقل کرده و حجّاج بن یوسف از او روایت میکند.(1)
ابوالخیر صباغ بن شعبه اصفهانی [از محدّثین عامّه در اواخر قرن پنجم هجری] از «ابوبکر زنجوئی» روایت میکند.(2)
صبحی بیگ اصفهانی، از شعرای اواخر قرن دهم هجری است. مدّتها در هند به سیاحت مشغول بود. سال فوت او به دست نیامد.
از اوست:
گر کشد قاتل من چشم مبندید مرا زانکه یک دیدن او قاتل صد جان باشد(3)
ملّا صحیفی شیرازی، شاعر ادیب و خوشنویس قرن یازدهم هجری. او از اعقاب صوفی خلیل ذوالقدر است. در شیراز متولّد شده و سالها در اصفهان سکونت داشته است. خطوط ثلث و نستعلیق را خوش مینوشته و برای بسیاری از مساجد و امامزادههای اصفهان کتیبه نوشته است. آثار خطوط او در اصفهان در سال 985ق
(مسجد جامع) تا سال 1019ق (مسجد جارچی) یعنی در مدت 34 سال باقی است. در اصفهان شغل صحّافی و کتیبهنویسی داشته و گاهی برای بزرگان و اشراف مدیحه میسروده و صله دریافت میکرده است. در شعر و ادب نیز دارای مهارتی بهسزا بوده تا جایی که حکیم شفائی شعر او را تحسین میکرده است. صحیفی به فارسی و ترکی شعر سروده است.
او بیش از هشتاد سال عمر کرد. پسرش ابوعلی در هند وفات یافت و او از شدت تأثّر در سال 1022ق وفات یافته و در بقعه سهتنان واقع در مسجد آقانور اصفهان مدفون شد.
حکیم شفایی جهت او مرثیه و مادّه تاریخ سروده که به شرح زیر است:
چون صحیفی جوهری ز قضا از جهان رفت جانب عقبا
دل خلق جهان بسوخت بر او همه را دیده گشت خون پالا
بیبدل بود در فنون سخن در فنون شعر بود بیهمتا
تا قیامت بر این کتابه دهر رقم خط او بُوَد پابرجا
سال فوتش ز عقل جستم گفت: «رفت ملّا صحیفی از دنیا»
غیر از «دیوان اشعار»، «ساقینامه» نیز سروده که مطلع آن این بیت است:
بده ساقی آن آب فکرت گداز که بیرون دهد دل از این پرده راز
این رباعی هم از صحیفی شیرازی است:
بستند ملایک کمر از صدق و یقین در خدمت شمع روضه خلد برین
مقراض به احتیاط زن ای خادم ترسم بِبُری شهیر جبریل امین(1)
1) تذکره مجمع الخواص، ص218؛ تذکره گلشن بیخار، ص24؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 146-149؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص432؛ تذکره میخانه، صص 316 و 317؛ تذکره غنی، ص80؛ تذکره حسینی، ص188؛ دانشمندان و سخنسرایان فارس، ج3، ص433؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 437 و 438؛ مزارات اصفهان، صص 263-265؛ الذریعه، ج9، ص599؛ تذکره شمع انجمن، ص408؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص327؛ خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، صص 58-65؛ لغتنامه دهخدا: ذیل (صحیفی)، ص103؛ تاریخ نظم و نثر، ص516.
سیّد صدرالدّین نجفی دهکردی فرزند آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی شاعر و ادیب معاصر در سال 1311ش در اصفهان متولّد شد. پدرش از مراجع و مجتهدین معروف اصفهان است. سیّد صدرالدّین در اصفهان تحصیل نموده و سپس به استخدام اداره فرهنگ درآمد و به تدریس در مدارس پرداخت. گاهی شعر میسرود.
[او در روز 23 ذیقعده 1405ق وفات یافته و جنب مزار پدرش در یکی از حجرههای امامزاده زینبیه اصفهان مدفون شد.] این دو بیت از اوست:
تا دل گرفت رسم و ره عاشقانه را بر خود خرید رنج و غم جاودانه را
بیرون پرید از قفس سینه مرغ دل بیچاره تا کجا بنهد آشیانه را(1)
حاج سیّد صدرالدّین هاطلی کوهپایی بن سیّد حسن بن سیّد جعفر حسینی، عالم زاهد، حکیم محقّق و مفسّر مدقّق [از فقهاء و حکمای قرن چهاردهم هجری] در شب 20 صفر (اربعین) 1301ق در کوهپایه اصفهان متولّد شد. در اصفهان از محضر درس آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی [و آقانجفی] بهره گرفت سپس به عتبات عالیات مشرّف شده و در نجف اشرف نزد شیخ عبدالصمد سبزواری و شیخ احمد شانهساز شیرازی به کسب علوم عقلی مشغول شد و فقه و اصول را نزد شیخ ابراهیم اردبیلی، سیّد محمّد فیروزآبادی یزدی، آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی و سیّد حسین بادکوبهای فرا گرفت.
او قبل از وفات آخوند خراسانی به اصفهان مراجعت نموده و به آقایان مسجد شاهی
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص303.
[شیخ محمّد تقی آقانجفی و فرزندش شیخ جلالالدّین نجفی] اختصاص یافت. همچنین در مدرسه صدر به تدریس کتابهای حکمت مانند «اسفار»، «منظومه»، «شرح تجرید» و غیره میپرداخته و در مجالس خصوصی تفسیر میگفته است.
او مردی وارسته و جامع جمیع ملکات و فضائل انسانی بود و الحق ملکی بود به صورت بشر. در عین فقر و تهیدستی به متموّلین و اغنیاء بیاعتناء و فقط متوجّه حضرت باری تعالی بود. وی در شب شنبه 5 جمادی الاولی سال 1372 به عارضه سکته وفات یافته و در بقعه تکیه درکوشکی مدفون گردید. و قابل توجّه آن که روز قبل در مجلس ختم علّامه فقیه مرحوم آقا سیّد محمّد کوهکمری در مدرسه صدر در حضور جمعی فرمود: «فردا نوبت من است» و فردا به همان کیفیّت وفات یافته، در همان محل جهت او مجلس ختم گرفتند.
[در وفات او میرزا حبیباللّه متخلّص به «نیر» مرثیهای به عربی سروده و مادّه تاریخ او را چنین گفته است:
فَیا نَیّر اُکتُب فی الجواب بسؤال من دعاک هنا عن عام فقد لذا الحبر
ثلاثا اذا نقصت من ذا تؤرّخه «فخلد جنانٍ منزل السیّد الصدر»
1372=3-1375]
از آثارش کتاب «شروق الحکمه» است، در حل معضلات اسفار و منظومه که آن را در دوره اشتغال خود در نجف [و تحصیل نزد شیخ عبدالصمد سبزواری] نوشته است. اثر دیگرش «شرح کفایه الاصول» استادش آخوند خراسانی است.
پدرش از فضلاء اصفهان بوده و قبل از سال 1323 فوت شده است.(1)
1) علوم و عقاید، ص26-35؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص348؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 430 و 431؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 181 و 182؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 731 و 732؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86؛ بوستان فضیلت، صص 88-112.
سیّد صدرالدّین محمّد تقی بلاغی نایینی معروف به «صدر بلاغی» فرزند سیّد حسن حسینی عریضی، واعظ کامل، ادیب بارع و فقیه جامع [از خطبای مشهور معاصر] در سال 1290ه .ش در نایین متولّد شده و در اصفهان و شیراز به تحصیل پرداخته و در علوم عقلی و نقلی رحمتها کشید. سپس به طهران رفته و آنجا ساکن شد. از سخنرانان مذهبی رادیو طهران بود که بیشتر مردم متدیّن ایران به بیانات او اظهار علاقه میکردند. [او علاوه بر ایراد سخنرانی و وعظ و خطابه در دارالفنون و دبیرستانهای مشهور تدریس میکرد. او سرانجام در اوّل اردیبهشت 1373ش وفات کرد.]
در سرودن شعر نیز توانا بود و گاهی بنا به اقتصای حال اشعاری میگفته است.
کتب زیر از تألیفات او به چاپ رسیده است:
از اوست:
من دلبری ز جمله جهان برگزیدهام و ز غیر او علاقه دل را بریدهام
نشنیدهام جز از لب لعلش پیام روح جز عارضش حقیقت جان را ندیدهام(1)
1) تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 91 و 92؛ تذکره سخنوران نایین، ص28؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 543-549؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 533 و 533؛ نایین بلده طیبه، صص 54 و 55؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن،صص 95 و 96.
حاج آقا صدرالدّین کلباسی فرزند شیخ محمّد رضا بن میرزا عبدالرّحیم بن میرزا محمّد رضا بن حاج محمّد ابراهیم کلباسی، عالم فاضل، از علمای معاصر اصفهان، در ماه ربیع الثّانی 1334ق (مطابق سال 1294ش) در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیل در مدرسه عَلیّه از مدارس جدید، وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر دانشمند خود و شیخ محمّد تقی فشارکی (شوهر خواهر خود) و دیگران به تحصیل پرداخت. سپس به مشهد مقدّس سفر کرده و به همراه شیخ حبیباللّه گلپایگانی، از درس علمای آنجا بهره گرفت. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات و آیات عظام مرعشی نجفی، محقّق داماد، میرزا محمّد علی ادیب تهرانی به تحصیل پرداخت. او در اصفهان در درس خارج سیّد علی مجتهد نجفآبادی و آقا سیّد مهدی درچهای حضور یافت. مدتی هم در بروجرد از محضر مرجع عالیقدر حاج آقا حسین بروجردی و در قم از حضرات آیات سیّد محمّد تقی خوانساری، حجت کوهکمری و مرعشی نجفی کسب فیض نمود.
او پس از بازگشت به اصفهان به تدریس، و اقامه جماعت و منبر مشغول گردیده و مردم را از مواعظ و بیانات خود بهرهمند مینمود. سرانجام در 23 رمضان المبارک 1411ق وفات یافته و در یکی از اطاقهای مسجد رکنالملک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
حاج سیّد صدرالدّین روضاتی فرزند آقا میر سیّد علی بن آقا میرزا مهدی بن آقا میرزا محمّد باقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات الجنّات)، عالم فاضل جلیل.
[در سال 1308ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت و سپس
1) وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ خاندان کلباسی، ص222؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
به ترویج دین و تحقیق و تألیف مشغول شد. سرانجام در روز 19 ذیحجه] سال 1392ق وفات یافته و در تکیه صاحب روضات (جدّ عالیقدر خود) در تخت فولاد مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را شاعر فرزانه استاد فضلاللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین گوید:
نوشت از پی تاریخ فوت او «برنا» «شدی بگلشن مینو مقام صدرالدّین»
کتب زیر از تألیفات اوست:
صدرالدّین بن محمّد بن صدرالدّین اصفهانی. از خوشنویسان خط نسخ در قرن دهم هجری است. او نسخهای از کتاب «منیه اللبیب» را در سال 954ق کتابت نموده که در کتابخانه وزیری یزد موجود است. همچنین کتاب «مختلف الشیعه» را در غرّه رجب 960ق کتابت کرده است که در کتابخانه آیتاللّه مرعشی موجود است.(2)
سیّد صدرالدّین بن سیّد مهدی بهشتی، از علماء اواخر دوره قاجاریه و امام جماعت مسجد سیچان اصفهان متوفی در 29 رجب 1338ق مدفون در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد).(3)
حاج سیّد صدرالدّین امامی فرزند استاد میرزا آقا امامی اصفهانی، از هنرمندان معاصر. در سال 1298ه .ش در محلّه بیدآباد متولّد شد و پس از کمی تحصیل نزد پدر به فراگیری نقاشی پرداخت. هنر سوخت را هم از استاد عباس اسفرجانی فرا گرفت.
او بیش از 40 سال به نقاشی مشغول بود ولی پس از آن دست از این هنر کشید. در نقاشی از سبک مینیاتورهای صفویه پیروی نموده است و نقاشی را نه در هنرستان هنرهای زیبا بلکه سینه به سینه از پدران خویش فراگرفته است.(1)
استاد صدرالدّین سنگتراش، از هنرمندان قرن دهم هجری است. در حجاری استاد بوده و آثار ارزندهای به وجود آورده است از جمله: حجاری سنگ قبر استاد فولاد بن شجاع حلوائی که در سال 959ق حجاری شده است و حجاری سنگ قبر صفیالدّین محمّد بن عمدة القضاة غیاثالدّین علی زوارهای در سال 995ق.
اثر اوّل در تخت فولاد و اثر دوم در امامزاده اسماعیل اصفهان موجود است.(2)
صفای اصفهانی، از شعرای اصفهان است. ظاهرا در قرن سیزدهم هجری میزیسته است. مدّتی سرداری نمود و شجاعت داشت. عاقبت به تصوّف روی آورده و سر و پای برهنه سیاحت میکرد تا فوت شد.
این رباعی از اوست:
غمگین دل خود به دهر شاد از که کنیم چون دلبر خود خودیم، یاد از که کنیم
مردم ز فلک داد ز بیداد کنند ما خود فلک خودیم داد از که کنیم(1)
دکتر صفدر صانعی، پزشک متدیّن و نیکوکار معاصر. در سال 1309ش در روستای «بهمن» از توابع آباده متولّد شد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود طی کرد. سپس در اصفهان جهت امرار معاش به کار پرداخت. پس از ازدواج موفق به ادامه تحصیل شد و چند سال بعد در آزمون ورودی دانشگاه در رشته پزشکی پذیرفته شد و این رشته را تا دریافت دکترای بیماریهای داخلی ادامه داد.
او عمر خود را به خدمت به مردم، تحقیق درباره گیاهان دارویی و تألیف کتابهای ارزنده گذراند.
وی سرانجام در روز 23 اردیبهشت 1369ش (برابر با 7 صفر 1421ق) در اصفهان وفات یافته و در قبرستان جدید اصفهان معروف به «باغ رضوان» به خاک سپرده شد.
کتابهای زیر از تألیفات اوست که هر کدام چندین بار تجدید چاپ شده است.
استاد صفرعلی اصفهانی، از معماران چیرهدست و توانای عصر قاجاریه است. وی
1) تذکره ریاض العارفین، (چاپ 1344ش)، ص156.
معماری مسجد شاه (سابق) سمنان را برعهده داشت و در سال 1243ق آن مسجد را به پایان رساند.(1)
صفرعلی بن اسماعیل نجفآبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] سالها در نجفآباد و اصفهان به کتابت مشغول بوده و خط نسخ را نیکو مینوشته و کتب زیر را کتابت نموده است:
حاج صفرعلی شریعت فرزند حاج شیخ محمّد حسین شریعت فلاورجانی، از علماء معاصر اصفهان. در سال 1315ش در فلاورجان متولّد شد. و نزد علمای اصفهان همچون: شیخ علی فقیه فریدنی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج آقا حسین خادمی، سیّد علی مشکاة سدهی شیخ احمد فیاض و سیّد علی اصغر برزانی تحصیل نمود. سپس به قم رفته و درس حضرات آیات: بروجردی، امام خمینی، محقّق داماد و حائری یزدی حاضر شد.
او سالها در فلاورجان به تبلیغ دین و اقامه جماعت و حل مشکلات شرعی مردم مشغول بوده و 8 سال امام جمعه آن شهر را برعهده داشت و در جریان جنگ ایران و عراق برای کمک به جبهه تلاش فراوانی را انجام داد و یکی از فرزندانش نیز در این جنگ به شهادت رسید. از دیگر اقدامات صاحب عنوان تأسیس حوزه علمیه امام خمینی در فلاورجان است.
آقا شیخ صفرعلی بن شیخ غلامعلی همدانی، عالم فاضل مُعَمَّر [از علمای اصفهان در نیمه اوّل قرن چهاردهم هجری].
در همدان متولّد گردیده و جهت کسب علم به اصفهان مهاجرت نمود. و خدمت اساتید این شهر همچون حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی و آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) تحصیل نموده و اجازه دریافت نمود. او در محلّه دردشت ساکن بوده و در مسجد کوچه باغ دردشت امامت مینمود.
در سال 1350ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته، در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد اصفهان) بالای سر قبر آخوند کاشی، استاد خود مدفون گردید. مشارالیه برخی از تقریرات اساتید خود را در فقه و اصول به رشته تحریر درآورده است.(1)
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص733؛ سیری در تارخ تخت فولاد، ص203.
صفرعلی لطفآبادی بن آخوند ملّا محمّد، شاعر ادیب [از ادباء و نویسندگان قرن چهاردهم هجری].
در سال 1296ش در «لطفآباد» از توابع درگز خراسان متولّد شد. مردی ادیب و شاعر و سادهلوح و خوش طینت بود و از کارمندان اداره قند و شکر شهرضا بهشمار میرفت.
او در سال 1386ق در شهرضا وفات یافته در صحن امامزاده شاه رضا مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
صفیخان اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری. او کتاب «عقد الدُّرَر» تألیف: حسین بن شعبان را در 25 جمادی الاول 1089ق به خط نسخ کتابت کرده و اکنون آن کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم است.(2)
محمّد صفی اصفهانی [از کاتبان نستعلیقنویس قرن یازدهم هجری] در سال 1066ق کتابت «سفینة السّلوک» تألیف: ملّا ادهم واعظ قرشی خلخالی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 290 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف
اسلامی مشهد مقدّس موجود است.(1)
آقا صفی فرزند آقا احمد معرّف اصفهانی، [از خوشنویسان و ادبای قرن یازدهم هجری]
پدرش سالها منصب معرّفی اصفهان را داشت. خود وی مردی خوشطبع و شعرشناس بود. [جز نستعلیق، تعلیق را نیز خوش مینوشت و از انشاء وقوف داشت و تا حدود سال 1010ق (سال تألیف «خلاصة الاشعار») هنوز در قید حیات بود.(2)]
محمّد صفی بن جلالالدّین هرندی، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. یادداشت تملّک او بر نسخهای از کتاب «النّهایه» تألیف: شیخ طوسی به تاریخ 1024ق دیده شده است. ظاهرا او در اصفهان مدرسه معینیّه را بنیاد گذاشته است.(3)
آقا صفی اصفهانی معروف به «صفیا» فرزند خواجه قاسم مستوفی اصفهانی [شاید خواجه قاسم نطنزی؟!] شاعر و ادیب دانشمند قرن یازدهم هجری.
در سال 965ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخت و در علوم مختلف چون ادبیات، سیاق، حساب و رمل مهارت کافی یافت. در جوانی در اصفهان ساکن بوده و با حکیم شفایی معارضه داشت. مدّتی بعد راهی هند شد و در شهر
«برهانپور» به خدمت یکی از امرای مشهور آنجا سپهسالار (عبدالرحیم خان خانان) درآمد. عاقبت لباس قلندران و درویشان را پوشیده و به سیاحت در شهرهای هند پرداخت. یکی دیگر از امرای صاحب نام هند، مهابت خان از حال او آگاهی یافته و او را از لباس فقر خارج ساخت و مناصبی چون اداره سپاه و امور اداری را به او سپرد و آقا صفی با کاردانی آن وظیفه را انجام داد.
وی سرانجام در سال 1028ق در کابل وفات یافت.
از آثار او:
از اوست:
به جلوه بود بازار خودفروشی گل چو دید روی تو از شرم در چمن بگریخت(1)
صفی حنفی اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه است.] در کتاب «انباء الرّواة» او را فرزند باقولی (علی بن حسین بن علی اصفهانی» دانسته است.(2)«ابوالسّرایا خلیقة بن سلیمان بن خلیفة قرشی خوارزمی» از شاگردان اوست.(3)
1) تذکره میخانه، صص 429-433؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص432؛ تذکره روز روشن، ص475؛ تاریخ نظم و نثر، ص684؛ فهرست کتابخانه گوهرشاد، ص119؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص40؛ الذریعه، ج9، ص614 و ج12، ص109؛ تذکره منتخب الّطایف، ص393.
2) معجم الادباء، ج13، ص163، پاورقی.
3) الفوائد البهیّه فی طبقات الحنفیّه، ص71.
خواجه امام صفیالدّین اصفهانی، از علمای اهل سنّت در زمان سلجوقیان است. وی در مدرسهای که مادر ارسلان بن طغرل در همدان بنا کرده بود، به تدریس میپرداخت.(1)
صفی قلی بیک، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. وی از اتراک بوده و در دربار شاه سلیمان صفوی صاحب جمع هیمه خانه بود و در آن منصب کاردانی و مهارت خود را به اثبات رساند. وی تا حدود 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده و پس از این تاریخ در کهولت و کِبَر سن وفات یافته است.
از اوست:
نرفت از دل گردون غبار کینیه ما شکست در بغل سنگ آبگینه ما(2)
صفی قلی بیگ اصفهانی فرزند محمّد علی بیگ ناظر، از سخنوران قرن یازدهم هجری است. پدرش از رجال معتبر و کارگزاران نامدار آن روزگار بود که در این کتاب شرح حال او را خواهید خواند.
صفی قلی بیگ جوان قابل معقولی بود و در ظاهر و باطن کمال قبول و اهلیت را داشت. در زمان شاه عباس ثانی به وزارت دارالعباده یزد منصوب شد.(3)و سرانجام در ماه محرم 1085ق وفات یافته و در تکیه بابا رکنالدّین اصفهان مدفون شد.
نگارنده (غلامرضا نصرالهی) در آبان 1381 هنگامی که سنگ لوح مزار او در هنگام بازسازی تکیه بابا رکنالدّین توسط مجموعه فرهنگی تخت فولاد (وابسته به شهرداری
اصفهان) از زیر انبوه خاک در صحن تکیه بیرون آورده شد مشاهده کردم. قسمت بالای سنگ لوح شکسته شده و باقی آن به خط نستعلیق حاوی این عبارت بود:
«... / صفی قلی بیک خلف / عالی جاه محمّد علی بیک / ناظر سابق فی شهر / محرم سنه 1085»(1)
از اوست:
سروش به هر مکان که ز جامی شود بلند تا ساق عرش نام خدا میشود بلند
سرگشتهایم گرد جهان همچو آسمان تا دست و تیغ او ز کجا میشود بلند
چون برق آه از سر افلاک بگذرد این دود از آتش دل ما میشود بلند
غم را نهفتهایم به خلوت سرای دل ای ناله دم مزن که صدا میشود بلند
صفی قلی بیگ فرزند قزاقخان چرکس، از شعرای قرن یازدهم هجری است. پدرش از خوانین چرکس و بیگلربیگی شیروان بود. صفی قلی بیگ در سپاهیگری و جنگاوری مهارت داشت و در کنار آن صاحب ذوق و قریحه بود و شعر میسرود. عاقبت به سلک درویشان در آمده و خاموشی گزید. او تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) زنده بوده و در اصفهان اقامت داشته است.(2)دیوان اشعار او به شماره 4697 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(3)
از اوست:
فارغند از گفتگوی عرض مطلب لالها چشم گویای تو میفهمد زبان حالها
صلت بن زکرّیا زاهد [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. به زهد و تقوا معروف بوده و] از اصحاب محمّد بن یوسف معدانی اصفهانی است. «عبدالرّحمان بن عمر رسته» و «محمّد بن عاصم» از او روایت میکنند.(1)
صلحی کرانی، از شعرای اصفهان است. زمان زندگی او معلوم نیست. «کران» نام محلّهای از محلّههای اصفهان است.
این رباعی وی در هجو «امیر احمد جگربخون» در اصفهان شهرت داشته است:
ای آن که ز گوهر زبون آمدهای از روز ازل لجوج و دون آمدهای
از کاوش همچو من دلت خون شده است کز پشت پدر جگر به خون آمدهای(2)
صمد بن سلیمان بن احمد هفشویی [از فضلاء عهد صفویه] مؤلف کتابی به نام «لمعات» در مواعظ، به فارسی شامل احادیث اخلاقی و غیره است. کتاب به شماره 692 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است. نسخه به سال 1259ق کتابت
شده و آغاز نسخه چنین است:
آغاز: «الحمدللّه... و بعد مخفی نماند که حسب الالتماس یکی از اخوان...»(1)
[پدرش پیر سلیمان از شعراء و عرفاء قرن یازدهم هجری بوده و در تذکره نصرآبادی از او یاد شده است. هفشویه از دهات بلوک قهاب جی اصفهان بوده و مسجدی تاریخی در آن هنوز باقی است.]
ملّا صوفی، از عرفای گمنام اصفهان است. مقبره او در قریه روشن دشت واقع در کنار جاده قدیم اصفهان بوده و او را «مولینا صوفی» میگفتهاند. [اطلاعات بیشتری از این شخص در دست نیست. مرحوم مهدوی مؤلف فقید احتمال دادهاند او یکی از این سه نفر (صوفی همدانی، میرزا علاءالدّین محمّد صوفی و یا میر معزّ صوفی) باشد.(2)]
خواجه صوفی اردستانی شاعر و ادیب خوشطبع و از معاصرین مؤلف تحفه سامی [و از سخنوران قرن دهم هجری] است.
[آذر بیگدلی در «تذکره آتشکده» نامش را ملّا محمّد نوشته و گفته که بعضی او را خالوی ملّا جامی دانستهاند. چون جامی مقدّم بر صوفی اردستانی است و حداقل یک قرن قبل از او میزیسته، ظاهرا او را با یک نفر دیگر به اشتباه یکسان گرفتهاند.]
از اوست:
مرشد ماست خم باده که در روی زمین نیست پیری به از اوصاف دل و گوشه نشین(3)
صوفی همدانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در اصفهان ساکن و به تحصیل علوم دینی مشغول بود، عاقبت بر اثر بیماری در اصفهان وفات یافت.
از اوست:
به من دارد سپاه خرّمی روی غریبی، بینوایی، بیکسی هوی(1)
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص444؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735؛ مزارات اصفهان، ص220.
اعلام اصفهان
ابوبکر ضحّاک بن ابیالفضل بن احمد بن حباب مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم هجری] در سال 450 و اَندی در مدینه (شهرستان) جِی اصفهان متولّد شده و از «ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن حسن قصّار مدینی» حدیث شنیده است.
«سمعانی» از او با عبارت «شیخ صالح زاهد معمر» یاد کرده است.(1)
ابوالقاسم ضحّاک بن علی ابوالقاسم اصفهانی جوزدانی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] او جهت اخذ حدیث به نیشابور رفته و از «زاهر شحامی» و «ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه حاکم نیشابوری» حدیث شنیده است.(2)
ابومحمّد ضحّاک بن محمّد بن ابی محمّد بن ابیبکر مدینی اصفهانی [از محدّثین اوایل قرن ششم هجری] از «ابوالفتح احمد بن محمّد بن احمد بن سعد حداد» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» او را ملاقات کرده و از او با عبارت «کان شابا صالحا سدید السیره» ستوده و از وی در سال 531ق استماع حدیث کرده است.(3)
ضحّاک بن مزید بن عجلان [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در
اصفهان متولّد شده و از محدّثین اخذ حدیث نموده است. او نوه دختری «ابن متویه» (ابراهیم بن محمّد بن حسن) بود.(1)[از «حسین بن حفص» روایت نموده و «احمد بن محمود بن صبیح» از او نقل حدیث مینماید.(2)]
ابوالحسن ضرار بن احمد بن ضرار اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] جدّش ضرّار قریه «ضرارآباد» را احداث نموده و قسمتی از «جامع یهودیه» را بنا کرده است.
«سلمان بن احمد» از صاحب عنوان روایت میکند و خود او از «احمد بن یونس ضبّی» نقل حدیث مینماید.(3)
دکتر ضیاء موحّد فرزند سیّد مصطفی موحّد محمّدی، از شعراء و محقّقان و دانشمندان معاصر در 12 دی 1321ش در اصفهان متولّد شد. پدرش از روحانیون و علمای دینی بهشمار میرفت و مقدّمات علوم دینی را به فرزند آموخت.
او مقطع ابتدائی را در دبستان خواجه نظامالملک و دبستان جلالیه طی کرد. سپس به دبیرستان سعدی رفت و پس از تحصیل در رشته ریاضی دیپلم گرفت آنگاه در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1343 لیسانس گرفت و به تدریس در «پارچین» ورامین مشغول شد. سه سال بعد به سربازی رفت و بعد از آن در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس فیزیک گرفت و از سال 1348 تا 1354ش در مرکز اسناد ایران به کار مشغول شد. در سال 1354 با بورسیه آموزش
عالی به تحصیل در رشته فلسفه و منطق در «یونیورسیتی کالج» لندن پرداخت و در سال 1361 با ارائه تز «ساختار صوری اندیشه در فسلفه فرگه» دکترا گرفت و به ایران بازگشت و در مرکز اسناد و مدارک ملّی به خدمت پرداخت. کمی بعد به مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و علوم انسانی (پژوهشگاه) دعوت شد و به تدریس فلسفه و خصوصا منطق جدید مشغول شد و در برخی مراکز آموزشی عالی تهران نیز تدریس کرد. او از صاحبنظران منطق جدید است و در کنفرانسهای داخلی و خارجی سخنرانی نموده و مقالاتی تألیف کرده و پژوهشهایی را به انجام رسانده است.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و به انجمن ادبی کمال اصفهان راه یافت و اشعارش مورد شگفتی شاعران انجمن قرار گرفت. پس از آن در انجمن صائب که جمعی از دوستان شاعر و نویسنده جوان تأسیس کرده بودند شرکت کرد. او مدّتی در قالبهای سنّتی شعر میسرود تا اینکه با شعر نو و خصوصا آثار مهدی اخوان ثالث آشنا شد و از سرودن شعر سنّتی کناره گرفته و به شعر نیمایی روی آورد. و کمی بعد او به سرودن شعر سپید پرداخت. او در ایام اقامت در تهران برای کار و تحصیل، در اغلب جلسات جُنگ اصفهان که در اصفهان با حضور دوستان نوگرای او برگزار میشد شرکت میکرد و برخی از اشعارش در نشریه جُنگ اصفهان به چاپ میرسید. از او دهها مقاله، نقد و مصاحبه درباره شعر و ادبیات و منطق در مطبوعات به چاپ رسیده است.
این کتابها از آثار اوست که چاپ شده است:
1) ضیاء موحّد (از مجموعه: تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران) با تلخیص؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص333.
آقای محمّد رحیم اخوت در فصلی از کتاب «چهار فصل» خود به شرح و تحلیل اشعار او پرداخته است.
استاد سیّد ضیاءالدّین امامی فرزند سیّد محمّد باقر امامی دهکردی، نقاش هنرمند معاصر در سال 1301ش در محلّه جلوخان شهرکرد متولّد شد. در کودکی به مکتبخانه رفت و سپس در دبستان تحصیل کرد. در سال 1314ش به همراه خانواده به اصفهان آمد و کمی در مدرسه صدر بازار و دبیرستان فرهنگ به تحصیل ادامه داد. امّا عاقبت به هنرستانهای هنرهای زیبا رفت و تحت نظر استاد عیسی بهادری نقاشی را آموخت. پس از پایان تحصیل به تدریس در دبیرستانهای اصفهان مشغول شد و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. چندی بعد تدریس را رها کرده به تهران رفت و در دانشکده هنرهای تزیینی ادامه تحصیل داد و در سال 1347ش از آنجا فارغالتحصیل شد. و حدود 10 سال به تدریس در دانشگاهها و دبیرستانهای تهران پرداخت. او در سال 1357ش به اصفهان بازگشت و در دانشکده پردیس تدریس نمود.
استاد امامی در روز سهشنبه 11 تیرماه 1387ش وفات یافت و در قطعه نامآوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(1)
او در نقاشی صاحب سبک ویژهای بود و معمولاً در نقاشی خود از خط، تذهیب و نقاشی استفاده میکرد و عرفان و ادب در آثار او تبلور داشت.
از نمونه تابلوهای او میتوان به «تصویری از جهنّم»، «اصحاب کهف»، «غار حرا» و «پیامبران اولوالعزم» اشاره کرد.(2)
او مردی متدیّن، متواضع و گریزان از شهرت و خودنمایی در حقیقت کلمه عارف
بود. شرح مفصل زندگی او در کتاب «نگاره سایهها» آمده است.
ضیاءالدین بن میر محمّد باقر حسینی باقری الموتی [از فضلاء گمنام قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و نزد فضلاء این شهر از جمله ملّا محمّد قاسم بن ملّا محمّد شفیع بن ملّا محمّد علی استرآبادی به تحصیل پرداخته است.] در سال 1102ق برای استادش مولانا محمّد قاسم بن مولانا محمّد شفیع کتاب «المحاکمات» تألیف: قطب الدّین محمّد رازی را نوشته که در کتابخانه حقیر [سیّد مصلحالدّین مهدوی[ موجود است.(1)
سیّد ضیاءالدّین علّامه فرزند سیّد حسن فانی یزدی، عالم فاضل خطیب ادیب و محدّث خبیر، از علمای معاصر اصفهان.
در سال 1292ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات جدید در مدارس آموزش و پرورش، در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول شد. و از دروس شیخ محمود مفید، حاج میرزا رضا کلباسی و دیگران بهره گرفت و به تبلیغ و وعظ و ارشاد مشغول شد. او عالمی غیور و شجاع بود و در اعتراض به مفاسدی که رژیم پهلوی به آن دامن میزد به سخنرانی پرداخته و تحت تعقیب مأموران رژیم قرار گرفت و به عتبات عالیات رفت و به مدت 10 سال از درس خارج آیات عظام سیّد ابوالقاسم خویی، سیّد محمود شاهرودی، سیّد عبدالهادی شیرازی و سیّد محسن حکیم بهرهمند شد. مدّتی هم ملازم کتابشناس و رجالی کمنظیر آقابزرگ طهرانی بود و از خرمن معلومات او در رجال
1) فهرست سیّد مصلحالدّین مهدوی، صص 25 و 26.
و کتابشناسی خوشهها چید.
چندی بعد او به اصفهان بازگشته و از محضر فقیه جامع میر سیّد علی بهبهانی کسب فیض نمود.
او در اصفهان از فعالان انجمن تبلیغات دینی و انجمن دین و دانش بود و به مبارزه با تبلیغات مسیحیان و بهاییان میپرداخت. از اقدامات او انتشار هفتهنامه «ندای دین» است که با مقالاتی از نهضت ملّی شدن نفت و مبارزات فداییان اسلام حمایت کرده است.
سیّد ضیاءالدّین علّامه دانشمندی پرکار و سختکوش و خبره و صاحبنظر در علوم رجال، درایه، حدیث و تفسیر بود. او سرانجام در 14 شوال 1419ق (مطابق 11 بهمن 1377ش) وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی (جنب مسجد جامع اصفهان) مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
حاج سیّد ضیاءالدّین تجویدی بن حاج میرزا علینقی بن سیّد اسماعیل بن میر محمّد علی حسینی، عالم فاضل. در سال 1320ق در اصفهان متولّد گردید. مقدّمات علوم را نزد اساتید فرا گرفته و در زمان رضاخان سواد کوهی چندین سال در مدرسه قدسیه به تدریس ادبیات و قرآن پرداخته و پس از رفع خفقان به تحصیلات خود نزد اساتید و
1) وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی؛ مزارات اصفهان، صص 43 و 44.
مجتهدین ادامه داد. اسامی برخی از اساتید او عبارتند از: آقا شیخ اسماعیل معزّی، آقا سیّد محمّد رضا خراسانی، حاج میر سیّد علی نجفآبادی، آقا سیّد محمّد نجفآبادی، آقا سیّد مهدی درچهای و غیره.
مرحوم حاج آقا ضیاءالدّین در محراب و منبر به هدایت و ارشاد مردم اشتغال داشت و در بیان مسائل حلال و حرام تسلطی کامل داشت. سرانجام او در شب 6 صفر 1408ق در اصفهان وفات یافته و پس از تشییع شایسته در مقبره زینبیه مدفون گردید.(1)
[مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا استاد فضلاللّه خان اعتمادی خویی (برنا) چنین گفته است:
به ابجد خواست تاریخی برای رحلتش «برنا» به شمسی شد وفاتش «کو ضیاءالدّین تجویدی»
[
آقا ضیاءالدّین دُرّی فرزند ملّا غلامرضا بن محمّد علی بن تقی بن باقر بن محمّد سعید بن محمّد زکی اصفهانی، عالم فاضل، ادیب حکیم. از دانشمندان قرن اخیر است.
در سال 1293ق در قریه «دُرّ» متولّد گردیده و در اصفهان [نزد آخوند کاشی، میرزا محمّد حسن کاشانی و جهانگیر قشقایی] و نجف اشرف و طهران [نزد میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا محمّد حسن کرمانشاهی] تحصیل نموده و به مرتبه اجتهاد نائل گردید. او در نشر و اشاعه فرهنگ جدید رنجها برده و تا آخرین لحظات خود دقیقهای اهمال ننمود. [او مدرسه «اتحادیه» که بعدها بهخاطر تقدیر از خدمات ارزنده او به «مدرسه دُرّی» نامیده شده را تأسیس کرد.]
سرانجام در 21 جمادی الثّانیه 1375ق [مطابق با بهمن 1334ش] در طهران وفات
1) مصاحبه غلامرضا نصرالهی با فاضل ارجمند سیّد فضلاللّه تجویدی (فرزند سیّد ضیاءالدّین) در 16 آذر 1369ش؛ مزارات اصفهان، صص 236 و 237.
یافت [و جنازه به عتبات عالیات منتقل و به خاک سپرده شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
آقا سیّد ضیاءالدّین بن حاج میرزا هاشم چهارسوقی بن آقا سیّد زینالعابدین موسوی اصفهانی، از علمای قرن چهاردهم هجری. در «نسبنامه الفت» راجع به او نوشتهاند:
1) مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 566-570؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 736 و 737؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج3، صص 213 و 214؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 222 و 223؛ نادره کاران، صص 119 و 120؛ تراجم الرجال، (چاپ 1422ق)، ج1، ص424.
«مردی وارسته و دارای اطواری غیرعادی بوده». تولّدش در سال 1289ق و وفاتش در سال 1348ق واقع شد و در پشت تکیه صاحب روضات نزدیک دیوار مسجد مصلی مدفون گردید. او مردی با سخاوت و بذّال بود و هرچه داشت به فقراء و محتاجین کمک میکرد و در این خصوص راه افراط میپیمود.(1)
استاد ضیاءالدین جناب، دانشمند فاضل و متدیّن از پیشگامان آموزش و پرورش در اصفهان. در سال 1272ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اتّحاد طی کرد. دروس مقدماتی را نزد پدرش و نیز عمویش میر سیّد علی جناب آغاز نمود. صرف و نحو را از میرزا ابوالقاسم زفرهای، ادبیات فارسی را از سیّد آقاجان نوربخش، حساب را از عمویش میر سیّد علی جناب، زبان فرانسه را از میرزا اسداللّه منشی کنسولگری روسیه و خط را از ملک الکتاب فرا گرفت. سپس به مدرسه باقریه رفت و تا سال 1323ق به تحصیل ادامه داد. با شروع جنبش مشروطیت آن مدرسه تعطیل شد. او به مدرسه آلیانس رفته و زبان فرانسه را آموخت. و در کنار آن در مدرسه نیمآورد نزد میرزا احمد اصفهانی شرح لمعه و نزد آقا سیّد مهدی درچهای قوانین و نزد شیخ اسداللّه قمشهای شرح منظومه را خواند.
او در روز 11 ربیعالاوّل 1331ق به همراه سیّد سعید طباطبائی نائینی مدرسه گلبهار را در اصفهان تأسیس نمود و ریاست آن را بر عهده گرفت. مدّتی بعد به ریاست مدرسه متوسطه اصفهان (دبیرستان صارمیه بعدی) منصوب شد و تا سال 1309ش به خدمت پرداخت. سپس به تهران منتقل شده و کمی بعد به عنوان رئیس مدرسه شاپور رشت راهی گیلان شد. و چندی بعد به ریاست معارف گرگان رسید. او از علاقمندان به ادب و
1) تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص280؛ مناهج المعارف: مقدمه، ص321.
هنر بود و در رشت و گیلان نمایش «رستم و سهراب» نوشته کاظمزاده ایرانشهر را به روی صحنه برد.
او سرانجام پس از عمری خدمت به فرهنگ در اسفند ماه 1355ش وفات یافت. حسامالدّین دولتآبادی در رثای او مرثیهای گفته که مادّه تاریخ آن این بیت است:
حسام آورد تاریخش به هجری: «جناب استاد با ایمان من رفت»
از مرحوم جناب علاوه بر مقالاتی که در روزنامه اصفهان (به مدیریت امیرقلی امینی) به چاپ رسیده است، ترجمه «تربیت پرنس چالز ولیعهد انگلیس» و «شاهکارهای فن تعلیم و تربیت» نیز به جای مانده است.(1)
سیّد ضیاءالدّین شهشهانی، فاضل خطاط، در سال 1304ق کتاب «آب زندگانی» (ترجمه کتاب «رجوع الشّیخ الی صباه» را به خط زیبای خود نوشته و در بمبئی هند به چاپ رسیده است.(2)
اعلام اصفهان
طالب اصفهانی معروف به «بابا طالب» از شعراء و ادبای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری.
سالها در اصفهان بوده و در لباس فقر و درویشی روزگار میگذراند. بالاخره به سفر پرداخته و به کشمیر رفته و به خدمت یوسف شاه والی کشمیر در آمده و از لباس درویشان خارج شد. پس از حمله جلالالدّین اکبر، پادشاه هند به کشمیر و سقوط حکومت آنجا، به درباه اکبر شاه راه یافته و نزد او احترام و اعتبار بسیار یافت، تا جایی که به عنوان ایلچیگری و سفارت از طرف اکبر شاه نزد حاکم تبّت رفت و پس از مراجعت رساله «غرائب و نوادر تبّت» را نوشته و به ابوالفضل علامی داد که عینا در کتاب «اکبرنامه» درج گردید.
بابا طالب در اواخر عمر به همراه فرزندانش در کشمیر زندگی میکرد تا اینکه در سال 1032ق وفات یافته و در محلّه باباپوره کشمیر نزدیک مزار بابا خلیل مدفون شد.
او در شعر و ادب مهارتی بهسزا داشت و در هند با دانشمندان و شاعران پارسیگوی آنجا همچون فیضی دکنی، ابوالفضل علّامی، حکیم ابوالفتح، مولانا نظیری، مولانا قاسم کاهی و دیگران مصاحبت و مجالست داشت. نمونهای از اشعارش ضمن مجموعهای در کتابخانه بادلیان موجود است و میکروفیلم آن به شماره 1221 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران وجود دارد.
از اشعار اوست:
به مهر اهل وفا عهد بسته میآیی بیا بیا که به دلها نشسته میآیی
گلم به دامن و شوقم به خرمنست که تو شکفته چون گل و خندان چو پسته میآیی
رباعی
غمنامه من نخوانی و کهنه شود مهجوری من ندانی و کهنه شود
دیر آمدنت مباد کاین زخم فراق ترسم که تو دیر مانی و کهنه شود(1)
محمّد طالب بن محمّد تقی جشوقانی قهپایی اصفهانی [از فضلاء قریه «جِشوِقان» از توابع کوهپایه اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده و ظاهرا در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.] در سال 1072ق کتابت «نسخهای از کتاب «بیان» تألیف: شهید اوّل را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 3474 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.(2)
[او همچنین در سلخ محرم 1073ق نسخهای از «حاشیه حکمة العین» را کتابت کرده که در کتابخانه جلالالدّین محدّث ارموی موجود است.(3)]
ملّا محمّد طالب بن حیدرعلی اصفهانی، عالم فاضل. در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و به حکمت و کلام و ریاضیات علاقه فراوان داشته است. سال وفاتش به دست نیامد. او تا سال 1066ق در قید حیات بوده است. او مجموعهای شامل چندین رساله را به خط خود کتابت کرده که از جمله رساله «مولد النّبی» تألیف میرزا قاضی اردکانی است. همچنین نسخهای از «حاشیه شرح عضدی بر مختصر ابن حاجب» نوشته تفتازانی را در سال 1044ق مقابله و تصحیح کرده است. همچنین نسخهای از «توحید» شیخ صدوق را مقابله کرده که در کتابخانه محمّد باقر حجت در کربلا موجود بوده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
ابوالنّجم طالب بن زید بن علی بن شهریار ببع [کذا فی الاصل] اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری] از «ابو زید احمد بن علی مصقلی»، «شجاع بن علی مصقلی»، «ابو ربیع عبدالجبّار بن عبداللّه بن ابراهیم بن برزه رازی جوهری واعظ» و «ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس حافظ» و دیگران حدیث شنیده است. «ابوسعد سمعانی» از او استماع حدیث کرده است.
در سال 450ق متولّد و در روز سهشنبه دوّم یا سوّم رمضان سال 533ق وفات یافته است.(2)
طالب بن خواجه علی قهپایی اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1075ق کتاب «شرح اصول و روضه کافی» (کتاب العقل) تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم (به شماره 132) موجود است.(3)
حاجی طالب بن حاجی مقصود چیتساز اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری.
ابتدا در خدمت پدر به شغل چیتسازی امرار معاش میکرد پس از فوت پدر به تجارت پرداخته و به هند رفت. در شعر طبعش خالی از لطف نبود و «نصیب» تخلّص میکرد.
این رباعی از اوست:
از خویش به یک نگاه میباید رفت بیمنت پا به راه میباید رفت
آواز درآ ز شش جهت میآید آیا به کدام راه میباید رفت(1)
میرزا طالب تبریزی عباسآبادی فرزند حاج میرزا خان کمال بیگ از شعرای قرن یازدهم هجری.
از اهالی محلّه عباسآباد اصفهان است. پدرش از تجّار صاحب مکنت و ثروت بود. او پس از فوت پدر اموال او را صرف کرد و عاقبت به تنگدستی و ناداری مبتلا شد، امّا روزگار را به قناعت و درویشی گذراند. در جوانی مقدار زیادی تحصیل کرد، امّا پس از فوت پدر آنرا رها کرد. در سرودن شعر طبع روانی داشته و تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است. از آثار او غیر از «دیوان اشعار» میتوان به «ساقینامه» و «مثنوی در جواب تحفة العراقین» اشاره کرد.
از اوست:
با این که بتان شکوه ما گوش نکردند جرمی که نکردیم فراموش نکردند
1) تذکره نصرآبادی، ج1، ص510؛ تذکره روز روشن، ص155؛ کاروان هند، ج2، صص 1435 و 1436؛ الذریعه، ج9، ص172.
آغوش گشادیم برین کبک خرامان یک جلوه به اندازه آغوش نکردند(1)
محمّد طالب مهابادی اردستانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است. او در سال 1086ق «نهجالبلاغه» را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 3216 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)
آقا سیّد طه (طاها) بهشتی فرزند آقا سیّد محمّد باقر، عالم فاضل محقّق و شاعر و ادیب ماهر [از ادباء و فضلای معاصر اصفهان] در 4 صفر 1322ق در اصفهان متولّد شد و نزد شیخ علی یزدی، حاج میر سیّد علی نجفآبادی و آقا میرزا احمد اصفهانی و دیگران به تحصیل مشغول شد. دو پسر او در سالهای نوجوانی عمر وفات یافته و پدر را به مفارقت خود گرفتار ساختند. امّا او به وعظ و خطابه و تحصیل و تألیف ادامه تا این که در سال 1374ق به علت بیماری رماتیسم و معالجات غلط پزشکان فلج شده و تا آخر عمر خانهنشین گردید. امّا از جادّه صبر و رضا خارج نشد. و پیوسته به یاد خدا بود و به مطالعه و تحقیق و سرودن شعر میپرداخت. سرانجام در 17 رمضان 1403ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد) مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
در 3 جلد، مطبوع7. «کنز المواعظ» در 51 مجلس8. «لئالی المواعظ»9. «نوادر المواعظ» 10. «نور الایمان» در خطبه آخر شعبان در فضیلت ماه رمضان، شامل 42 مجلس 11. «هدیة الصّالحین»، مطبوع.
این رباعی از اوست:
چون نوبت باغ و موسم گلزار است بلبل به نوا و نغمه و گفتار است
با سروقدان رویم اندر بُستان چون باغ پر از شاهد گلرخسار است(1)
شیخ طه (طاها) کافی، عالم فاضل معاصر در سال 1318ش در اصفهان متولّد شده و پس از گذرانیدن دروس مقدّماتی و سطوح اولیّه، سطوح عالی را بهطور عمده از مرحوم شیخ احمد فیاض فراگرفت و در درس خارج عالم مجاهد حاج آقا حسین خادمی شرکت نمود و همچنین از درس مرحوم سیّد علی بهبهانی بهره برد و تقریراتی از دروس او فراهم کرد.
آنگاه در قم از محضر حضرات آیات سیّد محمّد رضا گلپایگانی، شیخ مرتضی حائری (در فقه) و شیخ عبداللّه جوادی آملی (در فلسفه) بهره گرفت. پس از آن در قم و اصفهان به تدریس سطح مشغول شد و در کنار آن به تدریس معارف اسلامی در دانشکده سپاه پرداخت.
او سرانجام در سال 1365ش بر اثر سانحه رانندگی وفات یافته و در تکیه لسان الارض تخت فولاد (واقع در تکیه شهداء فعلی) مدفون شد.(2)
ملّا محمّد طاهر بن محمّد زمان اصفهانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در پشت جلد هفتم «بحارالانوار» موجود در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران (نسخه شماره 4400) نوشته است که صاحب عنوان آن را نزد علّامه مجلسی قرائت نموده و در تاریخ 27 ربیعالاوّل 1096ق مجلسی به وی اجازه داده است. بنابراین مشارالیه شاگرد و مجاز از علّامه مجلسی میباشد.(1)[وی در شب شنبه 14 ربیعالثانی 1100ق بر کتاب «اصول کافی» حاشیه نوشته است. این نسخه نزد میرزا صادق بن محمّد حسن جولائی همدانی در همدان موجود بوده است.(2)]
حاج محمّد طاهر اصفهانی، از علماء و فقهاء قرن سیزدهم هجری است. او معاصر ملّا اسماعیل عقدایی از مراجع و فقهای عالیقدر یزد بوده و در یزد سکونت داشته و خود مرجع امور شرعی در یزد بوده است.(3)
محمّد طاهر اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است که در ربیعالاوّل 1038ق کتاب «صریح الملک» را تألیف نموده و در موزه ایران باستان نگهداری میشود. در این کتاب قبالههای املاک آستان شیخ صفیالدّین اردبیلی گردآوری شده است. نسخههایی از این کتاب در موزه ایران باستان در تهران موجود است.(4)
طاهر بن ابوالحسن قاضی اصفهانی، از فضلای اوایل قرن یازدهم هجری است. در هندوستان ساکن بوده و خط نسخ را خوش مینوشته است. او کتاب «ارشاد الاذهان» را به خواهش میر مخدوم در شهر حیدرآباد هندوستان در اواخر شوال 1025ق کتابت نموده است. این کتاب در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(1)
میرزا محمّد طاهر بن میرزا ابوالحسن [بن محمّد هادی بن محتشم بن عمیدالملک بن شهنشاه قائنی] عالم و ریاضیدان ماهر [در قرن دوازدهم هجری و ساکن اصفهان] در ریاضیات و حکمت نادره زمان بوده و «شرح تذکره»، «تحریر اقلیدس» و «تحریر مجسطی» را تدریس میکرده و شیخ محمّد علی حزین نزد او به تحصیل پرداخته است.(2)[اجدادش محتشم و محمّد هادی و همچنین برادرش محمّد حسین از فضلاء و دانشمندان آن روزگار بودهاند. در مدرسه مروی تهران «رسالهای در اقسام ساعات» از شخصی به نام محمّد طاهر موجود است که ظاهرا همین میرزا محمّد طاهر قائنی است.(3)]
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی فرزند میرزا محمّد تقی بن میرزا صالح آزادانی، شاعر، ادیب و منشی توانا در قرن یازدهم هجری. در سال 1027ق در قریه «نصرآباد» بلوک ماربین اصفهان متولّد شد و تحت نظر پدر به تعلیم پرداخت و به راهنمایی پدر نزد ملّا عبدالباقی تبریزی مشق خط کرد. در سال 1044ق پدر او وفات نمود و میرزا طاهر به لهو و لعب پرداخت و چندی را به غفلت به سر آورد. عاقبت از آن افعال توبه کرده و در محضر
فضلای اصفهان خصوصا آخوند نصیرا قزوینی و آقا حسین خوانساری به کسب علم و ادب پرداخت. او در شعر طبعی روان داشت و «طاهر» تخلّص میکرد و در سرودن غزل و قصیده و مادّه تاریخ و معمّا مهارتی بهسزا داشت. او شاعری خوش محضر و مهماننواز بود و اغلب شعراء و فضلاء به منزل او در قریه نصرآباد میآمده و مورد اکرام او قرار میگرفتند.
او سخت پایبند به اعتقادات مذهبی خود بود و سفری به حج و سفری به مشهد مقدس نمود و در سالهای آخر عمر در مسجد لنبان عزلت اختیار کرد و عبادت مشغول شد و در این مکان بود که بسیاری از فضلاء و شعراء نزد او آمده و از او کسب فیض میکردند.
میرزا طاهر در نیمه دوم عمر خود به گردآوری احوال و اشعار شاعران پارسیگوی ایران و هند و ماوراءالنهر در آن روزگار پرداخت و پس از سالها تلاش تذکرهای ارزنده موسوم به «تذکرة الشعراء نصرآبادی» مشتمل بر احوال بیش از یکهزار شاعر از عهد صفویه را تألیف کرد که بعدها از منابع اصلی بسیاری از تذکرهنویسان همچون واله داغستانی، آذر بیگدلی، رضاقلی خان هدایت قرار گرفت. از ملاحظه این تذکره معلوم میشود که او مردی دقیق و نکتهسنج و با صداقت بوده است.
ظاهرا او در آخرین سالهای قرن یازدهم هجری وفات یافته و در خانقاه میرزا ابوالقاسم نصرآبادی واقع در زادگاه خود مدفون شده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
نصرآبادی در 2 جلد به زیور طبع آراسته شده است.2. «دیوان طاهر» که نسخهای از آن تاکنون شناسایی نشده است.3. «گلشن خیال» که نسخههای متعدد از آن موجود است و آقای ناجی نصرآبادی آنرا به ضمیمه تذکره نصرآبادی به طبع رسانیده است. این کتاب نمونهای از انشاء میرزا طاهر است.4. «گل و رعنا» که آن هم نثر منشیانه است و به ضمیمه تذکره (تصحیح آقای ناجی) چاپ شده است.5. «منتخب دیوان صائب» که در یکی از کتابخانههای ترکیه وجود دارد.6. «منتخب شاهنامه» که نسخهای از آن شناسایی نشده است.7. «مجموعه نصرآبادی» که جُنگی است از اشعار و خطوط شعر معاصر نصرآبادی و متأسّفانه نسخهای از آن به دست نیامده است.
این شعر از اوست:
پرتو شمع جمالت چون شود روشن در آب میکند ماهی ز شوق سوختن شیون در آب
صاف شد چون دل بود آیینه روی یار را کی شود مه عکس خود را مانع بودن در آب
جسم را جان مانع است از سیر بحر معرفت چون شوی از جامه عریان میتوان رفتن در آب
غرق دریای فنا شو تا گشاید هر طرف چشم ماهی بر جهان باقیات روزن در آب(1)
1) اصفهان، کتاب جوانان، صص 240 و 241؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح وحید): مقدمه؛ تذکره نصرآبادی (تصحیح ناجی)، مقدّمه؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح مدقق): مقدّمه؛ رجال اصفهان یا تذکرة القبور، صص 204-206؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص181؛ فرهنگ معیّن ج6، ص2124؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص133؛ تاریخ تذکرههای فارسی، ج2، صص 399-406؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329 و 627-630؛ الکواکب المنتشره، ص399؛ مجمع الفصحاء، ج1: مقدمه؛ هفتهنامه صدا، شماره 305، سوم تیر 1385، ص3؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 1784-1787؛ لغتنامه دهخدا: ذیل «نصرآبادی»، ص549؛ ریحانة الادب، ج6، ص179؛ معجم المؤلفین، ج10، ص101؛ دانشمندان خوانسار، صص 167 و 168؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص520.
محمّد طاهر بن محمّد تقی شاه میرزایی، [از فضلاء قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] او مجموعهای از تألیفات علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را در سال 1103ق کتابت کرده است. او احتمالاً از شاگردان علّامه مجلسی است. این مجموعه به شماره 1223 در کتابخانه آیتاللّه گلپایگانی در قم موجود است.(1)
محمّد طاهر بن حسنعلی معلم کوهساری، از ادباء و فضلای قرن یازدهم هجری و از اهالی قریه «کوسار» جی اصفهان است. (کوسار) اکنون به شهر پیوسته و در خیابان پروین اعتصامی واقع شده ولی از بافت معماری قدیمی و کشاورزی آنجا هیچ اثری به جا نمانده است.)
او در سال 1073ق «استبصار» تألیف: شیخ طوسی و در اواخر رمضان 1081ق «مشیخه» را کتابت کرده است.(2)او همچنین در 17 محرّم 1102ق نسخهای از کتاب «مشرق الشمسین» تألیف: شیخ بهایی را کتابت کرده که نزد سیّد علی شبّر نجفی در نجف موجود بوده است.(3)
میرزا محمّد طاهر قزوینی متخلّص به «وحید» فرزند میرزا حسین خان، شاعر، مورّخ، منشی و خوشنویس نامدار عصر صفویه. در اوایل قرن یازدهم هجری متولّد شد. او اگر
چه بهطور رسمی نزد دانشمندان عصر تحصیلاتی نداشت امّا با مطالعه و تلاش بسیار در زمینههای مختلف مهارت به دست آورد و در عهد شاه عباس اوّل به اصفهان رفت و نزد میرزا صالح بن میرزا باقر صاحب توجیه دیوانخانه سلطنتی صفویه به محاسبه و دفترداری و خدمات دیوانی مشغول شد و پس از مرگ میرزا صالح منصب توجیه دیوان اعلی را برعهده گرفت. چندی بعد به خدمت ساروتقی، وزیر اعظم درآمد و پس از مرگ او چندی نزد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، وزیر اعظم به خدمت مشغول بود. در سال 1055 به منصب مجلسنویسی دربار صفویه برگزیده شد و در اوایل سلطنت شاه سلیمان به وزارت اعظم منصوب شد. چندی بعد مورد غضب قرار گرفته و از آن مقام مستعفی شد. پس از مرگ شیخعلی خان زنگنه، دیگر بار به وزارت اعظم منصوب شد. امّا در سال 1105ق به علّت کهولت از آن مقام استعفا داد و در سال 1112ق در سن نزدیک به بکصد سالگی در اصفهان وفات یافت.
او اغلب در محفل و انجمن شاعران و دانشمندان شرکت میکرد و با آنان (از جمله صائب تبریزی) مراوده و معاشرت داشت. برخی از صاحبطبعان و نوشاعران نیز همچون محمّد رضا قزلباش همدانی (امید) از شاگردان محفل ادبی او بودند.
تذکرهنویسان و ناقدان سخن اغلب نظم و نثر او را نپسندیده و آنرا میانمایه، مغلق، دشوار و مبهم دانستهاند، هرچند از پرکارترین شاعران عهد خویش بوده و شمار ابیات کلیات اشعارش را بین چهل هزار تا نود هزار بیت تخمین زدهاند.
منظومهها و آثار زیر از اوست: (در تعلیقات تذکرة المعاصرین حزین، به قلم بانو معصومه سالک بهطور مفصل به معرفی نسخ خطی و چاپی وحید قزوینی پرداخته است.)
مثنوی 10. «فتحنامه قندهار» 11. «عاشق و معشوق»، مثنوی 12. «ساغر سرشار»، مثنوی 13. «ناز و نیاز»، مثنوی 14. «خلوت راز»، مثنوی 15. «تعریف عمارات شاهی»، مثنوی 16. «کلام» 17. «وصف نرد»، مثنوی 18. «مرآة الاعجاز»
سه برادر میرزا طاهر وحید، «میرزا فصیح»، «میرزا یوسف» (متخلّص به واله) و «میرزا امین»، از شعراء و ادبای آن عهد بودهاند.
این بیت از اوست:
مانده بر خارانشان صورت شیرین هنوز شیشه دل را ببین فرهاد چون بر سنگ زد(1)
محمّد طاهر بن محمّد رضا اصفهانی [خطاط نستعلیقنویس در قرن یازدهم هجری[ ظاهرا در تاریخ 1036ق نسخهای از کتاب «جام جهاننمای عباسی» تألیف: قاضی بن کاشفالدّین یزدی را به خط نستعلیق نوشته و نسخه به شماره 3445 در کتابخانه ملّی تبریز جزو کتب اهدایی حاج محمّد نخجوانی موجود است.(2)
همچنین نسخهای از «تبصرة المتعلمین» تألیف: علّامه حلّی را کتابت نموده که در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.(3)
1) قصص الخاقانی، ج2، صص 68-72؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 26-29؛ تذکرة المعاصرین (حزین)، صص 141-146 و 262-273؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، صص 2460-2464؛ تذکره آتشکده (بخش سوم از نیمه نخست)، 1211-1220؛ شهرآشوب، صص 5-7؛ تذکره کلمات الشعراء، صص 119-121؛ تذکره حسینی، ص359؛ تذکرة الشعراء غنی، ص142؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 151 و 152؛ تذکره شمع انجمن، صص 792-794؛ تذکره منتخب اللطایف، ص696؛ تذکره پیمانه، صص 566-570؛ تذکره سرو آزاد، ص132؛ تذکره نتایج الافکار، ص740؛ ریحانة الادب، ج10، صص 310 و 311؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص1346؛ الذریعه: مجلدات مختلف؛ الکواکب المنتشره، صص 399-401؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص784.
2) فهرست ملّی تبریز، ج1، ص324.
3) فهرست اعظم قم، ص62.
استاد طاهر ولد استاد رضا بنای اصفهانی، از معماران معروف زمان شاه سلیمان صفوی است. از آثارش: ساختمان کاروانسرای شیخ علیخان زنگنه در سال 1098 میباشد.(1)
میرزا محمّد طاهر شعری بن شیخ زینالعابدین بیدآبادی اصفهانی، شاعر و ادیب فاضل در قرن سیزدهم هجری.
او از سلسله مشایخ بیدآباد اصفهان است و نسب آنان به عارف نامدار شیخ زاهد گیلانی منتهی میشود. پدرش هنگامی که او در رحم مادر بود فوت کرد. او در روز 10 ذیحجه 1224ق در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل علم در این شهر به همراه برادرش شیخ صالح بیدآبادی راهی طهران شده و در مدرسه دارالشّفا ساکن شد و به تحصیل ادامه داد. مدّتی بعد مورد توجّه و عنایت علیقلی میرزا اعتضادالسّلطنه قرار گرفته و مأمور تألیف تذکرهای در شرح حال شاعرانی که میرزا آقاجان صدراعظم را مدح کردهاند و مدایح آنان شد که او آنرا در سهشنبه غرّه ذیالقعده 1273ق به پایان آورد و آن را «گنج شایگان» نامید.
او لقب «دیباچه نگار» داشت و در شعر «شعری» تخلّص میکرد. [دیوان بیگی در تذکره خود او را بسیار نکوهش کرده است.]
سال دقیق فوت او معلوم نیست. برخی تذکرهها سال فوت او را 1270 نوشتهاند که باتوجه به تاریخ اتمام کتاب «گنج شایگان» (1273ق) نادرست است. و باید گفت فوت او در سال 1274 یا 1275ق واقع شده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1) دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص743.
[1. «بهجتنامه» منظومهای مذهبی در شش دفتر که به شماره 4685 در کتابخانه ملّی ملک در طهران موجود است.] 2. «دیوان اشعار» به عربی و فارسی [3. «سفرنامه نور و کجور» که به همراه منظومه «بهجتنامه» در کتابخانه ملک طهران موجود است.[4. «گنج شایگان» که شرح حال و اشعار 48 شاعر (از مداحان میرزا آقاجان نوری) را در بر دارد. [حاجی محمّد بیدل کرمانشاهی مادّه تاریخ اتمام کتاب (سال 1273ق) را چنین سروده است:
«بیدل» به خامه گوهر تاریخ سفت و گفت: «آکنده شد بدرج گهر گنج شایگان»
این کتاب در همان سال در طهران چاپ سنگی شده است.(1)]
ملّا محمّد طاهر [بن ملّا محمّد صادق بن ملّا محمّد طاهر بن حکیم ملّا محمّد صادق[ اردستانی، عالم فاضل [از فضلای ساکن اصفهان در قرن سیزدهم هجری] او پدر شاعر عارف: ملّا محمّد صادق روشن است.(2)
محمّد طاهر بن محمّد صالح حسینی مازندرانی [از فضلاء و علماء قرن سیزدهم هجری] در تاریخ 23 ربیعالاوّل 1243ق کتابت نسخهای از «اصول دین» تألیف: شیخ
1) تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 532 و 533؛ چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج1، ص275؛ تذکره حدیقة الشّعراء، ج2، صص 842-846؛ ریحانة الادب، ج3، ص225؛ مکارم الآثار، ج3، صص 779 و 780؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص741؛ الکرام البرره، ص679؛ بیان المفاخر، ج2، ص234؛ تاریخ تذکرههای فارسی، ج2، صص 73-77؛ الذریعه، ج9، ص527 و ج18، ص238؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، ص584؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، صص 130 و 131؛ فهرست ملک، ج2، صص 63 و 64؛ دیوان طرب، ص169.
2) آتشکده اردستان، ج1، ص47 و ج2، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص722.
احمد احسائی و در تاریخ پنجشنبه ربیعالثّانی 1243ق کتابت رساله در «مبحث معاد و مرگ» را در اصفهان به پایان رسانیده و هر دو نسخه ضمن مجموعه به شماره 6333 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است. همچنین در چهارشنبه 23 شوال 1243ق کتاب «لب اللّباب» تألیف: مولی محمّد جعفر استرآبادی را در کربلا کتابت نموده و نسخه ضمن مجموعه قبل موجود است.(1)
فخرالدّین ابوالحسن [ابوالحسین] طاهر بن عرب بن ابراهیم قاری اصفهانی، عالم فاضل محدّث، قاری بصیر. از اساتید فن تجوید و قرائت در اصفهان بوده. کتب عدیده در فن تجوید تألیف نموده و عدّهای کثیر شاگرد تربیت نموده و جهت برخی از آنها اجازه نوشته است.
[و در 7 محرم 786ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدرش و] محمّد بن محمّد بن جزری به فراگیری قرائت و تجوید پرداخته و در سال 857ق به شاگردش ابی المعارف نجمالدّین محمّد سعدی حموی اجازه داده است.
کتب زیر از اوست:
موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران.
سیّد محمّد طاهر بن حاجی علاءالدّین محمّد بن امیرحسن موسوی حسینی ابهری جی اصفهانی [کاتب و خطاط و نسخنویس در قرن یازدهم هجری] در 15 ذیقعده سال 1077ق کتابت «فروع کافی» را به خط نسخ به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 452 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.(1)همچنین در سال 1090ق کتابت «روضة المتّقین» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را به خط نسخ به پایان رسانیده و نسخه به شماره 2630 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(2)
[و نسخهای از «توحید مفضل» را هم در 17 ذیقعده 1082ق کتابت نموده که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.(3)]
طاهر بن علی اصفهانی، از معماران قرن چهارم هجری. نام وی در کتیبه مسجدی است که در حفریات غرناطه [در اسپانیا] از زیر خاک درآمده و مربوط به دوره سلطنت امویان در آن حدود است.(4)
ناصرالدّین طاهر بن فخرالملک بن نظامالملک طوسی، از وزرای عهد سلجوقی که پس از قتل ابراهیم درگزینی به وزارت سلطان سنجر رسیده و مدت 19 سال وزیر او بوده و پس از خواجه نظامالملک، هیچیک از وزرای سلجوقیان به اندازه او وزارت نکردهاند.
پس از سنجر مدّتی وزارت شاه سلیمان را یافته و مدّتی بعد درگذشته است.(1)
ملّا محمّد طاهر بن محمّد کاظم اصفهانی، عالم فاضل. در اصفهان متولّد شده و جهت تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفته، به درس فاضل ایروانی و حاج میرزا حبیباللّه رشتی و شیخ زینالعابدین مازندرانی و غیره حاضر شده و از این سه استاد اجازه روایت گرفت.
او پس از مراجعت به ایران، در شهر ری ساکن شده و مرجعیّت تامّه یافته و به ترویج دین و دفع بدعتهای معاندین و مخالفین اهتمام زیاد به عمل آورد. او در حدود سال 1310ق وفات یافت و در صحن امامزاده عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در شهر ری مدفون شد. از او جزواتی در فقه و اصول باقی مانده است. پدرش از علمای اعلام بوده و شیخ محمّد جواد نیز از علماء و فضلاء میباشد.(2)
محمّد طاهر بن حاجی محمّد قلی تبریزی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. وی نزد عباس مولوی (از شاگردان ملّا رجبعلی تبریزی) به تحصیل فلسفه مشغول بوده و سالها در اصفهان اقامت داشته است. وی در سال 1075ق نسخهای از «حل
مشکلات الاشارات» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را در خدمت عباس مولوی به خط نسخ کتابت نموده است. این کتاب در کتابخانه آستانه حضرت معصومه (سلاماللّه علیها) در قم موجود است.(1)
ابوالقاسم طاهر بن محمّد بن احمد بن عبداللّه عکلی جورجیری اصفهانی [از محدّثین اوایل قرن پنجم هجری] از «ابیبکر مقری» حدیث روایت نموده و در ماه جمادی الاولی سال 439ق وفات یافته است.
محلّه «جورجیر» از محلّات قدیم اصفهان است.(2)و اکنون به نام محلّه «مسجد حکیم» معروف است.
ابومسلم طاهر بن محمّد عبداللّه بن حمزه مافرّوخی جوزدانی اصفهانی، جدّ مادری مؤلف «محاسن اصفهان» بوده و نسب او به «ابومسلم خراسانی اصفهانی» میپیوندد. در «ترجمه محاسن اصفهان» شرح مفصّلی از کیاست و فراست او نقل نموده و همچنین اشعاری بدو نسبت داده است.(3)
میرزا محمّد طاهر حسینی شهرستانی بن سیّد رضیالدّین محمّد صدر شهرستانی اصفهانی، شاعر ادیب [از شعرای قرن یازدهم هجری. مادرش حوابیگم دختر شاه عباس اوّل صفوی است. در زمان کودکی به دستور شاه صفی کور شد، اما از تحصیل علم و ادب غافل نشد. در شعر طبعی روان داشت.(4)]
کتاب «تقویم الصلاة» به او منسوب است، در زمان شاه سلطان حسین تألیف شده و در قرن چهاردهم هجری چاپ سنگی شده است.(1)
محمّد طاهر بن حاج محمود اشتهاردی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در سال 1084ق کتاب «شفا» تألیف: ابن سینا را در مدرسه نجفیّه معروف به مدرسه تو شمالباشی در اصفهان کتابت نموده است. نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.(2)
طاهر بن محمود اصفهانی، از فضلاء و دانشمندان اصفهان است و در ریاضیات خصوصا در هندسه مهارتی بهسزا داشته و ظاهرا او در قرن نهم هجری میزیسته است.(3)
ابوالمعالی طاهر بن مفضل (فضل) بن محمّد بن طاهر بن سلمه کاتب اصفهانی [از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری.] در اصفهان از: «ابومحمّد رزقاللّه بن عبدالوهاب فقیه تمیمی» حدیث شنیده است. «ابوسعد سمعانی» در اصفهان از وی استماع حدیث کرده است.(4)
حاج محمّد طاهر بن حاج مقصود علی ورنوسفادرانی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محدّث و صالح متّقی، از علمای اواخر دوره صفویه.
اصلاً از قریه «ورنوسفادران» از قرای سِدِه ماربین [خمینیشهر فعلی] اصفهان است. آقا محمّد باقر هزارجریبی نجفی در اجازهای که در سال 1195ق برای سیّد محمّد مهدی بحرالعلوم نوشته، از او با این القاب یاد کرده است:
«الفقیه العالم الورع التّقی النّقی الثّقه العدل العالم الرّبانی»
وی در اصفهان نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تلمّذ پرداخته و به اجازاتی از او مفتخر شده است. از جمله «الرّوضة البهیّه» را نزد او خوانده و علّامه در پشت جلد اوّل کتاب «الروضه» برای او اجازه نوشته است. همچنین کتاب «بحارالانوار» جلد ششم را نزد او قرائت کرده که استاد در 16 شعبان 1102ق در آخر این کتاب برای او اجازه نوشته است. که این نسخه در کتابخانه اهدایی آقای مشکات به دانشگاه طهران موجود است. اجازه دیگری نیز در آخر «اصول کافی» در 10 جمادی الاوّل 1087ق برای او نوشته است. این نسخه در کتابخانه مدرسه بروجردی در نجف موجود بوده است.
حاج محمّد طاهر در اصفهان به تدریس مشغول بوده و اغلب فقه و حدیث درس میداده و جمعی از فضلاء از درس او بهره میبردند. شیخ محمّد علی حزین «استبصار» شیخ طوسی و «شرح لمعه» را از او آموخته است. سیّد ابوالقاسم جعفر خوانساری نیز «صحیفه سجادیه» را نزد او قرائت کرده و استاد در آخر صحیفه در روز 18 محرم الحرام 1129ق جهت شاگرد اجازه نوشته است. امیر محمّد حسین بن عبدالباقی خاتونآبادی، ملّا محمّد بن محمّد زمان کاشانی و میرزا ابراهیم قاضی نیز از او روایت
میکنند. نوهاش محمّد باقر بن محمّد قاسم هم در 10 جمادی الثانی 1131ق از او اجازه اخذ کرده است.
«مجموعة الادعیة و الزّیارات» از تألیفات اوست که آن را در 7 محرم 1129ق در کربلای مُعلّی به رشته تحریر در آورده است.
سال وفات او معلوم نشد.(1)
محمّد طاهر بن محمّد مؤمن حافظ اصفهانی [از دانشمندان و دانایان به قرائت و تجوید در قرن یازدهم هجری] وی مؤلف «التجرید فی التجوید» یا «عین التّنزیل» است که آن را به فارسی در یک مقدّمه و چند ضابطه در سال 1044ق نوشته و نسخه به شماره 3451 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.(2)
نسخه دیگری از «التّجرید» به شماره 3195 در کتابخانه آیتاللّه مرعشی در قم موجود است.(3)
طاهر بن یحیی، از علماء قرن یازدهم هجری در اصفهان. وی از جمله کسانی است که به جریان وقف مدرسه نوریّه اصفهان شهادت داده است. سجع مهر او: «الطاهر بن یحیی 1034» بوده است.(4)
1) تاریخ و سفرنامه حزین، ص169؛ نجوم السماء، ص230؛ اجازات الحدیث، ص225؛ الکواکب المنتشره، صص 395 و 396؛ تلامذة العلّامة المجلسی، صص 113 و 114؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 744 و 745؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 48 و 49؛ تراجم الرّجال، ج2، ص733؛ الذریعه، ج20، ص65؛ فیض قدسی، ص153؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص334؛ فهرست مرعشی، ج18، ص189؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1519.
2) فهرست مجلس، ج10، بخش سوم، ص1309.
3) فهرست مرعشی، ج8، ص416.
4) تاریخچه اوقاف اصفهان، ص95.
محمّد طاهر تبریزی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در سال 1077ق کتابت نسخهای از کتاب «استبصار» تألیف: شیخ طوسی را به خط نسخ در اصفهان به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 49 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدس.(1)
سیّد محمّد طاهر تویسرکانی، عالم فاضل و عارف زاهد، از علمای اواخر دوره قاجاریه.
در همدان مقدّمات علوم دینی را فرا گرفت. سپس به تهران رفته و در جنب مدرسه دارالفنون، در مدرسهای به ادامه تحصیل پرداخت امّا چون آوازه جامعیّت حوزه علمیه اصفهان را شنید به اصفهان آمده و در مدرسه صدر حجره گرفت و به تحصیل مشغول شد. جهانگیرخان قشقائی و آخوند کاشی از مصاحبان و همدرسان او بودند و در روحیه با صفای او تأثیر فراوان به جا گذاشتند.
وی در مسجد سرخی اصفهان اقامه جماعت مینموده و از نزدیکی به حکام و بزرگان شهر پرهیز داشته است. ظلالسّلطان حاکم ستمگر اصفهان کیسهای پر از سکههای طلا نزد او میفرستد تا آنرا سیّد تویسرکانی میان فقراء تقسیم کند. سیّد که آنرا حاصل زورگویی به زحمتکشان و گرفتن حق آنان به زور میدانسته است، پولها را پس میفرستد و در نامهای این بیت را برای ظلالسّلطان مینویسد:
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم با پادشه بگوی که روزی مقدّر است
1) فهرست گوهرشاد، ص211.
وی سرانجام در ماه جمادی الاولی سال 1327ق وفات یافته و در اطاق بالا سر قبر میر ابوالقاسم فندرسکی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
فرزندش سیّد حسین طاهرزاده از هنرمندان برجسته موسیقی و استاد مُسَلّم آواز ایران است.(1)
محمّد طاهر حجار اصفهانی، از هنرمندان دوره صفویه است. در سنگتراشی استاد بوده و تا سال 1133ق در قید حیات بوده است. از آثار او: حجاری سنگاب مدرسه چهارباغ است که رقم آن چنین است:
«در شهر شعبان المعظم سنه 1110ق به انجام رسید عمل کمترین محمّد طاهر»(2)
همچنین حجاری سنگاب بقعه امامزاده سلطانعلی بن امام محمّد باقر علیهالسلام در مشهد اردهال کاشان که در سال 1133ق کار حجاری آن پایان پذیرفته است.(3)
حاج محمّد طاهر حکاک اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری. در حکاکی بر روی سنگهای قیمتی استاد بوده و حکاکیهای او بر روی عقیق بسیار مشهور و قیمتی است. در خوشنویسی، و کتیبهنگاری و ترکیببندی استاد بوده و برای ناصرالدّین شاه مُهر میساخته است. وی حدود 90 سال عمر کرده و در اصفهان درگذشته است.(4)
1) مجله مقام: شماره 5، دوره جدید، ص28؛ یادداشتهای آقای رسول دادنجانی؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
2) گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 695-697؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص847.
3) آثار تاریخی شهرستانهای کاشان و نطنز، ص84؛ دائرة المعارف تشیّع، ج9، ص310.
4) تاریخ برگزیدگان و عدهای از مشاهیر ایران و عرب، صص 523 و 524؛ روزنامه توس، یکشنبه 4 مرداد 1377، ص5.
محمّد طاهر اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری در محله درکوشک اصفهان ساکن بوده و به شغل شعربافی امرار معاش میکرده است. عاقبت به هند رفته و قبل از سال 1083ق وفات یافت. گاهی شعر میسرود.
این شعر را در مذمّت مردم هندوستان سروده است:
در هند کسانی که گرفتند وطن مانند غلیواج نه مردند و نه زن
این رسم عجب نگر که در ملکت هند زن شوهر شوهر است و شوهر زن زن(1)
میرزا محمّد طاهر اصفهانی متخلّص به «شهاب» شاعر و ادیب خوشنویس قرن سیزدهم هجری.
در اصفهان متولّد شد و با اینکه از خاندان تجار معتبر اصفهان بود، به علم و ادب روی آورده به تحصیل مشغول شد و در کنار آن به مشق خط پرداخته و به مقام عالی در خوشنویسی رسید. خطوط نسخ و ثلث و رقاع را خوش مینوشت. او نسخهای از «قرآن مجید» را کتابت کرده و خدمت فتحعلی شاه فرستاد. او سالها در اصفهان ساکن بود تا اینکه در سال 1233ق از اصفهان به شیراز رفت و مورد عنایت فرمانفرما حسینعلی میرزا قرار گرفت و مصاحب فرزند فرمانفرما، نجفقلی میرزا گردید و به همراه او به بهبهان رفت. پس از مرگ فتحعلی شاه، او به شوشتر و هویزه رفته و در آنجا انزوا اختیار کرد. او قصایدی در مدح منوچهرخان گرجی معتمدالدّوله حاکم اصفهان سروده که در تذکره مدایح معتمدیه آمده است.(2)
از آثار او بحر طویلی به نام «ذم زنان» است که ضمن مجموعه شماره 23/1287 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم نگهداری میشود. محمّد بن محمّد کریم تاجر
شوشتری در سالهای 1301 تا 1308ق این مجموعه را کتابت کرده است.(1)
این چند بیت از یکی از قصاید اوست:
ای قد سروت به جلوه قامت طوبی وز گل رویت به رشک لاله حمرا
لاله حمرا کجا و گلشن رویت قامت سروت کجا و جلوه طوبا
طره حور است پیچ زلف تو آری لعل لبت حوض کوثریست مهیّا
حاجی طاهر شیرازی، عالم فاضل، از علماء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و به تدریس فقه و حدیث میپرداخته و جمعی از فضلاء از محضر او مستفیض میشدهاند که از آن جمله است. میر ابوالقاسم موسوی بیضاوی (متخلّص به قاسم).(2)
میر محمّد طاهر علوی کاشانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن دوازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود سپس در عهد عالمگیر پادشاه به هند رفته و در کشمیر ساکن شد و در سال 1136ق در همانجا وفات یافت. وی غیر از «دیوان اشعار» منظومهای به نام «حدّاد و حلّاج» داشته است.
از اوست:
امشبم چون شیشه مِی، دل ز تنهایی پُر است همچو ساغر همدمی کو، تا دلی خالی کنم(3)
میرزا طاهر، مستوفی و مشرف مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه) [مسجد امام کنونی] بوده و نامش در وقفنامه مسجد مزبور ذکر شده است.(1)
در هر حال از بزرگان اصفهان در قرن یازدهم هجری است.
طاهر محتسب، از ادبای اصفهان در قرن سوم هجری است. مافرّوخی (مؤلف محاسن اصفهان) او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء که متقدّم بر عهد مافرّوخی بودهاند، آورده است.(2)
محمّد طاهر نایینی، عالم فاضل [و محدّث محقّق از دانشوران قرن یازدهم هجری[ در اصفهان نزد جمعی از فضلاء به تحصیل مشغول بوده و علّامه مجلسی در ذیقعدة الحرام سال 1095ق بر روی برگی از یکی از مُجلَّدات «بحارالانوار» اجازه مختصری برای او نوشته است.(3)
میرزا طاهر انصاری متخلّص به «نزهت» از شعرای قرن چهاردهم هجری. او در حدود سال 1300ق در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را مطابق سبک زمان نزد
اساتید اصفهان به پایان رسانید. او در شعر و ادب دارای طبعی روان بود و در انجمن ادبی شیدا شرکت میکرد و سرانجام در شوّال 1351ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.(1)
این شعر از اوست:
تو را دو زلف سیه تا به روی گلگون است مرا ز غصه دل آشفته و ز غم خون است
چنانکه میروی آخر دمی نگاهی کن ببین که حال دل از دست رفتگان چون است
ملّا طاهری نایینی، از شعرای قرن یازدهم هجری. خوش طبع و لطیف خیال بود و چندی در اصفهان ساکن بود. گویند آلوده هوا و هوس بوده و بدین خاطر شاه عباس لب و دهان او را سوزانده است.
این شعر از اوست:
ای پری از من دیوانه رمیدن زود است رشته عهد به یکباره بریدن زود است
صید خال تو نشد دل، چه زنی چین به جبین مرغ چون رام نشد دام کشیدن زود است(2)
طبعی قزوینی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در
خدمت و مصاحبت حکیم شفایی به تحصیل و علم و ادب میپرداخت و همچون استاد، طبعش به هزل و هجو مایل بوده و در هجو برخی از شعرای روزگار خود مانند کاملای کاشی و شاپور طهرانی شعر سروده است.
از اوست:
لذّت تنگدلی باد بر آن غنچه حرام که به امداد صبا میل شکفتن دارد(1)
ابوالهیثم طلحة بن اعلم حنفی جیانی اصفهانی، از محدّثین عامه اصفهان. از «عامر شعبی» روایت نموده و «سفیان ثوری» از او روایت کرده است.
«جیان» از دهات بلوک «قهاب» اصفهان است و در آنجا جایی به نام «مشهد سلمان فارسی» شهرت داشته است. از «هبةاللّه بن عبدالوارث شیرازی» نقل شده که سلمان فارسی به ایران بازگشته و در فتح اصفهان شرکت داشته و مسجدی در زادگاه خود قریه «جیان» بنا نهاده است.(2)
طلحة بن حسین بن ابیذر محمّد بن ابراهیم بن علی صالحانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] در اواخر عمر کور شده و در سال 515ق وفات یافته است.(3)
«صالحان» از محلّههای اصفهان بوده است.
از «ابوذر محمّد بن ابراهیم صالحانی» (جدّ خود) و «ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضبّی» حدیث شنیده و از آنان روایت کرده است. او در سال 506 یا 510ق جهت «ابوسعد سمعانی» اجازه نوشته است.(4)
ابوزید طلحة بن عبدالرّزاق بن احمد بن عبداللّه [اصفهانی] برادرزاده «حافظ ابراهیم اصفهانی تاجر» [از محدّثین قرن چهارم هجری، در سال 374ق متولّد شده و از «ابن مقری» روایت میکند. در نیشابور حدیث میگفته است. «ابوعلی حسن بن احمدبن حسن خلّاد اصفهانی» از او روایت میکند.(1)
1) التّحبیر، ج1، ص178؛ المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ص151.
اعلام اصفهان
ابونصر ظفر بن احمد بن حسین نیشابوری (معروف به «جبیلی»)، از بزرگان صوفیه [در قرن چهارم هجری [به اصفهان رفت و در آنجا در محرم 382ق وفات یافت.
حافظ ابونعیم اصفهانی از او و «ابونصر» از «ابوجعفر محمّد بن حسن بن علی بن عمار مؤدب نیشابوری» روایت میکند.(1)
ابوالفتح ظفر بن عبدالرّحیم حسنآبادی اصفهانی، از محدّثین عامّه در قرن پنجم هجری است. او از ابی اسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن خُرشیدقوله تاجر حدیث نقل کرده است. وفاتش در ماه جمادی الآخر سال 468ق واقع شد.(2)
ابوالفضل ظفر بن محمّد بن احمد بن حسین بن طاهر بن بکران معلّم اصفهانی [از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری].
از «ابومحمّد رزقاللّه تمیمی»، «ابوالقاسم ثقفی»، «ابومطیع مصری» و دیگران حدیث شنیده است. «ابوسعد سمعانی» او را ملاقات کرده و از او به عنوان «شیخ صالح سدید السیره» یاد کرده و مینویسد: در اصفهان معلّم قرآن اطفال بوده است. «سمعانی» در اصفهان از او استماع حدیث نموده است.(3)
ملّا ظفرعلی اصفهانی متخلّص به «جرأت»، از شعرای اصفهان در عصر صفویه است.
در جوانی به سیاحت پرداخت و مدّتی در مدرسه اصفهان ساکن شد. این شعر از اوست:
ساقی است ستیزهکار با ما آیا چه کند خمار با ما؟
امروزی نیست، از قدیم است ناسازی روزگار با ما(1)
محمّد ظهیر بن محمّد معصوم اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در سال 1111ق نیمه اوّل تفسیر «الوجیزه» تألیف: ابی الحسن علی واحدی نیشابوری ساوجی را کتابت نموده است. این نسخه در مدرسه سبزواری در خراسان موجود است.(2)
ظهیر فارسی [از دانشمندان و حکمای قرن ششم هجری] در اصفهان ساکن بود و «شیخ شهابالدّین یحیی بن حبش سهروردی» کتاب «بصائر النّصریّه» را در منطق نزد او تلمُّذ نموده است.(3)
مقدمه تحقیق ••• 7
سوگنامه ••• 11
«ر»
رازی اصفهانی ••• 27
راشد ثقفی اصفهانی ••• 27
رافائل دومانس ••• 27
راهب رنانی ••• 28
محمّد ربیع اصفهانی ••• 28
محمّد ربیع اصفهانی ••• 29
ربیع انصاری ••• 29
محمّد ربیع نصیری طوسی ••• 30
سیّد محمّد ربیع امامی ••• 30
محمّد ربیع اصفهانی (رئیس) ••• 31
سیّد ربیع اردستانی ••• 31
محمّد ربیع کاتب اصفهانی ••• 32
ربیع دیمرتینی ••• 32
آقا محمّد ربیع خوانساری ••• 33
محمّد ربیع طیری اصفهانی ••• 33
محمّد ربیع مستوفی ••• 34
آقا ربیع نصرآبادی ••• 34
ربیعالدّین جابری ••• 34
رجاء یونسی اصفهانی ••• 35
رجاء مَعدانی اصفهانی ••• 35
رجاء جرواءانی اصفهانی ••• 35
رجاء اصفهانی ••• 36
رجاء اصفهانی ••• 36
رجاء اصفهانی ••• 36
رجبعلی اصفهانی ••• 37
رجبعلی اصفهانی ••• 37
رجبعلی نقنهای ••• 38
رجبعلی گلزار ••• 38
حاج رجبعلی افسرده ••• 39
رجبعلی طوسی اصفهانی ••• 39
رجبعلی اصفهانی ••• 40
رجبعلی مازندرانی ••• 41
رحمان گنجی ••• 41
استاد رجبعلی سنمار ••• 41
ملّا رجبعلی شفتی ••• 42
ملّا رجبعلی تبریزی ••• 43
آقا رجبعلی زارع اصفهانی ••• 46
ملّا رجبعلی مینو ••• 47
رجبعلی نقاش اصفهانی ••• 47
رحمت اصفهانی ••• 47
دکتر رحمتاللّه برجیان ••• 48
استاد رحمتاللّه رضایت ••• 49
شیخ رحمتاللّه فشارکی ••• 50
رحمتاللّه نجفی ••• 50
محمّدرحیم اصفهانی ••• 51
محمّد رحیم ناظر ••• 51
رحیم اوستا ••• 51
محمّد رحیم اصفهانی ••• 52
رحیم صالح اصفهانی ••• 52
میرزا محمّد رحیم حکیمباشی ••• 52
میرزا محمّد رحیم شیخالاسلام ••• 53
میرزا رحیم اصفهانی ••• 53
حاج سیّد رحیم منورعلیشاه دهکردی••• 54
سیّد محمّد رحیم موسوی شهرستانی ••• 54
رحیم اصفهانی ••• 55
محمّد رحیم بن محمّد رضا ••• 55
ملّا محمّد رحیم تنکابنی ••• 56
میرزا محمّد رحیم نظرعلی شاه نایینی••• 56
سیّد رحیم حسینی تنکابنی ••• 57
حاج محمّد رحیم میناکار ••• 58
حاج میرزا محمّد رحیم شیخالاسلام ••• 58
حاج آقا رحیم ارباب ••• 59
میرزا رحیم کلانتر ••• 61
محمّد رحیم خوشنویش اصفهانی ••• 61
میرزا رحیم چلبی ••• 62
رحیم نقاش اصفهانی ••• 62
محمّد رحیم بن میرزا محمّد ••• 63
آقا محمّد رحیم مازندرانی ••• 63
محمّد رحیم اخوت ••• 63
میرزا محمّد رحیم میردامادی ••• 64
میرزا رحیم شیخالاسلام ••• 65
محمّد رحیم آسف نجفآبادی ••• 66
میرزا محمّد رحیم عقیلی ••• 66
رحیم خان بیگلر بیگی ••• 67
رحیم زریباف ••• 67
سیّد محمّد رحیم سدهی ••• 67
محمّد رحیم طالقانی ••• 68
رحیم قهدریجانی ••• 68
شیخ رحیم مایل اصفهانی ••• 68
ملّا محمّد رحیم یزدی ••• 69
رزقاللّه تمیمی اصفهانی ••• 69
رستم بیگ آققویونلو ••• 70
میرزا رستم گورکانی ••• 70
رستم مدینی اصفهانی ••• 70
رستم خسروی بختیاری ••• 71
رسول بهروان ••• 71
شیخ رسول جعفریان ••• 72
محمّد رشید اصفهانی ••• 74
ملّا محمّد رشید جعفری شیرازی ••• 74
رشید تبریزی ••• 75
محمّد رشید رشیدی اصفهانی ••• 76
شیخ رشیدالدّین اصفهانی ••• 76
محمّد رضا آتشزاد ••• 76
محمّد رضا آدریانی ••• 77
میرزا رضا آریان ••• 78
سیّد محمّد رضا ابن الرّسول ••• 78
محمّد رضا اخگر اصفهانی ••• 78
ملّا رضا اصفهانی ••• 79
محمّد رضا اصفهانی ••• 79
آقا محمّد رضا اصفهانی ••• 80
میرزا محمّد رضا اصفهانی ••• 80
محمّد رضا بیگ اعرج اصفهانی ••• 80
استاد رضا اعظمی ••• 81
استاد محمّد رضا امامی ••• 82
حاج آقا رضا امامی سِدِهی ••• 83
سیّد محمّد رضا آل رسول ••• 83
میرزا محمّد رضا کلباسی ••• 84
میرزا محمّد رضا رشتی ••• 84
محمّد رضا سیمای کاشانی ••• 85
رضا فلسفی ••• 85
میر محمّد رضا خاتونآبادی ••• 86
رضا بدرالسّماء ••• 86
آقا محمّد رضا صهبای قمشهای ••• 87
محمّد رضا گلپایگانی ••• 89
ملّا رضا خوانساری ••• 89
میرزا رضا ملّاباشی ••• 90
شیخ محمّد رضا باقری محمودآبادی ••• 90
شیخ رضا حُجَجی نجفآبادی ••• 91
محمّد رضا خوراسکانی ••• 91
میرزا رضاخان بنانالملک ••• 92
محمّد رضا بن محمّد امین ••• 92
محمّد رضا اصفهانی ••• 93
محمّد رضا کاظمی ••• 93
حاج سیّد محمّد رضا شفتی ••• 93
آقا محمّد رضا حضورعلی اصفهانی ••• 94
شیخ محمّد رضا عاملی ••• 95
ملّا محمّد رضا مجلسی ••• 96
شیخ محمّد رضا جرقویهای حائری ••• 96
ملّا محمّد رضا مجلسی ••• 98
سیّد رضا طباطبائی نجفآبادی ••• 98
محمّد رضا نجفآبادی ••• 99
سیّد محمّد رضا روضاتی ••• 99
سیّد محمّد رضا بهشتینژاد ••• 100
حاج سیّد محمّد رضا غروی چهارسوقی ••• 100
آقا سیّد محمّد رضا خراسانی ••• 101
میرزا محمّد رضا اژهای ••• 102
میرزا رضاخان نائینی ••• 102
آقا سیّد محمّد رضا سادات ••• 103
حاج سیّد محمّد رضا جزایری ••• 104
رضا بیریا اصفهانی ••• 105
آقا سیّد محمّد رضا داماد ••• 105
رضا قدمزن اصفهانی ••• 106
رضا مینوی اصفهانی ••• 106
آقا شیخ محمّد رضا نجفی اصفهانی ••• 107
شیخ محمّد رضا صالحی جوبارهای ••• 111
استاد محمّد رضا اصفهانی ••• 112
رضا بینا ••• 112
محمّد رضا شکیب اصفهانی ••• 113
رضا طلاکوب ••• 114
محمّد رضا صغیر اصفهانی ••• 114
رضا عطاپور ••• 115
محمّد رضا دانای اصفهانی ••• 116
حاج آقا رضا مظاهری ••• 117
محمّد رضا فتونی ••• 118
رضا وفا دستجردی ••• 118
سیّد رضا هاشمی نجفآبادی ••• 119
میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی ••• 120
محمّد رضا راضی تبریزی ••• 120
سیّد محمّد رضا هرندی ••• 120
رضا رهائی نجفآبادی ••• 121
میرزا محمّد رضا قمشهای ••• 122
محمّد ضا شهمیرزادی ••• 122
محمّد رضا منصور اصفهانی ••• 122
میرزا محمّد رضا قمی ••• 123
محمّد رضا اصفهانی ••• 124
حاج محمّد رضا جواهری ••• 125
شیخ محمّد رضا بیان الحق ••• 126
دکتر رضا زهروی ••• 126
شیخ محمّد رضا شریعت طالخونچهای ••• 127
میرزا سیّد رضا حسینی اصفهانی ••• 127
محمّد رضا اصفهانی ••• 128
ملّا محمّد رضا مجلسی ••• 129
ملّا رضا پیکانی جرقوئی ••• 129
سیّد محمّد رضا خاتونآبادی ••• 130
شیخ محمّد رضا الهی شهرکی ••• 130
ملّا محمّد رضا زفرهای ••• 131
میر محمّد رضا طباطبایی اصفهانی ••• 132
میر محمّد رضا بهشتی ••• 132
حاج رضا زرفشان ••• 132
میرزا محمّد رضا محلّهنوئی ••• 133
حاج میرزا رضا کلباسی ••• 133
محمّد رضا نصیری طوسی ••• 136
حاج میرزا محمّد رضا رضوی خوانساری ••• 137
محمّد رضا اصفهانی ••• 137
ملّا محمّد رضا شکیبی اصفهانی ••• 138
رضا ابوعطا ••• 139
حاج شیخ محمّد رضا جرقویهای ••• 140
استاد رضا مُنشِئی ••• 142
دکتر رضا هادیزاده ••• 143
سیّد محمّد رضا حسینی مازندرانی ••• 143
سیّد رضا لاله اصفهانی ••• 144
محمّد رضا دولتآبادی ••• 146
رضا شاهزیدی ••• 146
محمّد رضا کاتب خاتونآبادی ••• 147
رضا منجم اصفهانی ••• 147
رضا عباسی ••• 147
محمّد رضا عباسی ••• 149
آقا محمّد رضا اصفهانی ••• 149
محمّد رضا آقاجانی ••• 150
شیخ محمّد رضا حسام الواعظین ••• 150
محمّد رضا مجلسی ••• 152
استاد محمّد رضا حجّار ••• 152
شیخ محمّد رضا نیلفروشان ••• 152
میرزا محمّد رضا شریف روحانی ••• 153
میر محمّد رضا فانی هندوستانی ••• 153
سیّد رضا دریای اصفهانی ••• 154
محمّد رضا موحّدی نجفآبادی ••• 156
ملّا محمّد رضا هزارجریبی ••• 156
محمّد رضا لنجانی ••• 157
محمّد رضا تبریزی ••• 157
ملّا محمّد رضا اصفهانی ••• 158
سیّد محمّد رضا بختیاری ••• 158
سیّد رضا صدرالحسنی ••• 159
ملّا محمّد رضا تنکابنی ••• 159
حاج آقا رضا یزدی ••• 160
دکتر سیّد رضا ابوالبرکات ••• 161
شیخ نجیبالدّین رضا زرگر تبریزی ••• 162
سیّد محمّد رضا بهشتی ••• 163
سیّد محمّد رضا صدرالذاکرین ••• 164
محمّد رضا یزدی ••• 164
سیّد محمّد رضا ایمن سدهی ••• 165
رضا پزشکی نجفآبادی ••• 165
سیّد محمّد رضا موحّد ابطحی ••• 166
سیّد محمّد رضا حسینی رضوی ••• 166
میرزا محمّد رضا اصفهانی ••• 167
محمّد رضا تبریزی عباسآبادی ••• 167
میر محمّد رضا امامی خاتونآبادی ••• 168
محمّد رضا اصفهانی ••• 169
میرزا محمّد رضا خوزانی ••• 170
سیّد رضا کلاهدوزان ••• 170
حاج شیخ محمّد رضا مهدوی شهرضایی ••• 171
محمّد رضا طهرانی اصفهانی ••• 172
محمّد رضا خاتونآبادی ••• 172
محمّد رضا عطاء اصفهانی ••• 172
محمّد رضا اصفهانی ••• 173
رضا اشتری ••• 173
ملّا محمّد رضا مازندرانی ••• 174
سیّد رضا صدرزاده ••• 175
سیّد محمّد رضا بهشتی ••• 175
محمّد رضا منجردی اصفهانی ••• 176
سیّد محمّد رضا خراسانی ••• 176
رضا ثابت اصفهانی ••• 176
رضا جدیدی ••• 177
میرزا محمّد رضا حامد جرقویهای ••• 178
رضا حجار ••• 179
محمّد رضا حکیمباشی ••• 179
آقا رضا دوری اصفهانی ••• 179
رضا رضوانی ••• 179
محمّد رضا رنگارنگ اصفهانی ••• 180
رضا زفرهای ••• 180
شیخ رضا سامانی ••• 180
محمّد رضا شیخزاده ••• 181
رضا صیرفی ••• 181
شیخ محمّد رضا طاهری خورزوقی ••• 181
محمّد رضا عبرت گیلانی ••• 182
میرزا محمّد رضا عیشی اصفهانی ••• 182
میرزا محمّد رضا فقیه ••• 183
شیخ محمّد رضا قهدریجانی ••• 183
محمّد رضا کاتب اصفهانی ••• 184
دکتر محمّد رضا کاویانی ••• 184
ملّا محمّد رضا کتابدار ••• 185
سیّد محمّد رضا کتابفروش ••• 186
ملّا رضا کفرانی ••• 186
سیّد محمّد رضا گلپایگانی ••• 186
محمّد رضا محتسب اصفهانی ••• 187
محمّد رضا معلّم ••• 187
سیّد رضا موسوی نسب مبارکه ••• 188
سیّد محمّد رضا میردامادی ••• 189
محمّد رضا نایب اصفهانی ••• 189
حاج سیّد محمّد رضا نایینی ••• 189
شیخ محمّد رضا نجفی جزنآبادی ••• 190
رضا نگهبان ••• 190
رضا نور بختیار ••• 190
محمّد رضا بیک همدانی ••• 191
رضا علی هزارجریبی ••• 191
رضا قلی ادیب شیرازی ••• 192
رضا قلی همای شیرازی ••• 193
رضا قلیخان سراجالملک ••• 195
رضا قلی تاراج قمشهای ••• 195
رضا قلیخان برومند گزی ••• 196
رضا قلی خان اعتمادی ••• 197
ملّا رضا قلی پیشنماز ••• 198
رضایی مشهدی ••• 198
آقا رضی اصفهانی ••• 199
سیّد رضی اصفهانی ••• 199
محمّد رضی اصفهانی ••• 200
محمّد رضی اصفهانی ••• 200
آقا رضی مجلسی ••• 200
سیّد رضی علوی اصفهانی ••• 201
سیّد رضی لاریجانی ••• 202
میرزا سیّد رضی اصفهانی ••• 203
سیّد رضی مصلح لنجانی ••• 203
رفیعای نقاش اصفهانی ••• 203
میرزا محمّد رفیع میردامادی ••• 204
محمّد رفیع رشتی گیلانی ••• 204
سیّد محمّد رفیع خاتونآبادی ••• 205
آقا رفیع نقاش زرگر ••• 206
رفیع اصفهانی ••• 206
محمّد رفیع اصفهانی ••• 207
حاج میرزا رفیع طباطبایی نایینی اردستانی ••• 207
آقا محمّد رفیع خوانساری ••• 208
محمّد رفیع ••• 208
ملّا محمّد رفیع گیلانی ••• 208
رفیعالدّین جابری ••• 209
ملّا محمّد رفیع گیلانی ••• 210
محمّد رفیع پیرزاده ••• 210
میرزا رفیع قزوینی ••• 211
میر رمزی اصفهانی ••• 211
رمضان شیرنشان ••• 211
رمضان صابر اصفهانی ••• 212
رمضان نجفآبادی ••• 213
رمضان هشیار ••• 213
رمضان طلاکوب ••• 214
رمضانعلی سدهی لنجانی ••• 214
رمضانعلی اصفهانی ••• 214
رمضانعلی رارانی اصفهانی ••• 215
شیخ رمضانعلی املائی خوزانی ••• 215
روح تمیمی اصفهانی ••• 216
روح رارانی اصفهانی ••• 216
روح اصفهانی ••• 217
روح جَبَّری اصفهانی ••• 217
روح رارانی اصفهانی ••• 218
روح رازی ••• 218
روح الامین قمشهای ••• 218
سیّد روحالامین مختاری نایینی ••• 219
استاد روحاللّه میناییان ••• 220
سیّد روحاللّه کشفی ••• 220
روحاللّه فراهانی ••• 221
روحاللّه قهپائی ••• 222
دکتر روحاللّه سازش ••• 222
سیّد روحاللّه فندرسکی ••• 223
روزبهان اصفهانی ••• 223
میرزا روزبهان اصفهانی ••• 223
روزبهان صبری اصفهانی ••• 223
روشن رامی ••• 225
سیّد ریحانالدّین مهدوی ••• 225
«ز»
زادویه اصفهانی ••• 229
زاوِن قوکاسیان ••• 229
شیخ زاهد ثانی گیلانی ••• 230
زاهر ثقفی اصفهانی ••• 230
زاهر مغازلی ••• 230
زبیر جرقوهی ••• 231
زجری اصفهانی ••• 231
زراره اصفهانی ••• 231
زُفَر عنبری تمیمی ••• 232
زکریا اصفهانی ••• 232
زکریا جورجیری ••• 232
زکریا اصفهانی ••• 233
زکریا اصفهانی ••• 233
ملّا محمّد زکی ••• 233
خواجه زکی اصفهانی ••• 234
محمّد زکی کرمانشاهی ••• 234
ملّا محمّد زکی سبزواری ••• 235
محمّد زکی بازرجانی ••• 236
سیّد محمّد زکی اصفهانی ••• 236
زکی ندیم مشهدی ••• 236
زکی یزدی ••• 237
محمّد زمان بیگ ••• 238
محمّد زمان اصفهانی ••• 238
محمّد زمان اصفهانی ••• 238
ملّا محمّد زمان تیدجانی خوانساری ••• 239
محمّد زمان کاتب اصفهانی ••• 239
محمّد زمان پزوی ••• 240
محمّد زمان خاتونآبادی ••• 240
محمّد زمان خان سخای اصفهانی ••• 240
محمّد زمان اصفهانی ••• 241
محمّد زمان اصفهانی ••• 241
محمّد زمان هزارجریبی ••• 242
محمّد زمان اصفهانی ••• 242
محمّد زمان بن محمّد قاسم ••• 242
آقا زمان واضع اصفهانی ••• 243
ملّا محمّد زمان تبریزی ••• 243
زمان هستهای ••• 244
محمّد زمان انصاری ••• 245
زمان اصفهانی ••• 245
آقا محمّد زمان نقاش ••• 246
ملّا محمّد زمان تنکابنی ••• 247
محمّد زمان حسینی اصفهانی ••• 247
زمان حناتراش ••• 248
زمان راضی اصفهانی ••• 248
محمّد زمان زرکش اصفهانی ••• 249
محمّد زمان شمشیرساز اصفهانی ••• 249
محمّد زمان طباطبائی اصفهانی ••• 249
محمّد زمان فرنگیخوان ••• 250
ملّا زمان ناطق قهپایهای ••• 250
محمّد زمان نطنزی ••• 251
محمّد زمان نقاش ••• 251
زیاد اَرزِنانی ••• 252
کمالالدّین زیاد اصفهانی ••• 252
زیاد اعجم ••• 253
زیاد اصفهانی ••• 253
زیاد خرجانی اصفهانی ••• 253
زیاد کوفی ••• 253
زید اصفهانی ••• 254
زید اصفهانی ••• 254
زید نُخانی اصفهانی ••• 254
زید رارانی ••• 255
زید جعفری هاشمی ••• 255
زید اردستانی ••• 256
زید یزدی ••• 256
زید رستمی اصفهانی ••• 256
میر زینالدّین اصفهانی ••• 257
شیخ زینالدّین کمرهای ••• 257
استاد زینالدّین اصفهانی ••• 257
شیخ زینالدّین نجفی ••• 257
شیخ زینالدّین صغیر ••• 258
میر زینالدّین جنتی جزی ••• 259
شیخ زینالدّین عاملی ••• 259
زینالدّین لُنبانی ••• 260
زینالعابدین آفرین اصفهانی ••• 260
میرزا زینالعابدین ادیب مجلسی ••• 260
زینالعابدین ابهری ••• 261
سیّد زینالعابدین بیدآبادی ••• 261
زینالعابدین اشرف الکتاب اصفهانی ••• 262
سیّد زینالعابدین حسینی اصفهانی ••• 264
زینالعابدین عابد اصفهانی ••• 264
میرزا زینالعابدین موسوی خوانساری ••• 265
سیّد زینالعابدین رضوی خوانساری ••• 267
حاج زینالعابدین اصفهانی ••• 268
سیّد زینالعابدین مطهری ••• 268
زینالعابدین شکوه ••• 268
میر زینالعابدین کرمانی ••• 271
زینالعابدین اصفهانی ••• 272
زینالعابدین اصفهانی ••• 272
ملّا زینالعابدین خوانساری ••• 272
زینالعابدین طالخانچهای ••• 272
میر سیّد زینالعابدین خاتونآبادی ••• 273
زینالعابدین رشتی ••• 273
میرزا زینالعابدین نعمتاللهی ••• 273
ملّا زینالعابدین خاتونآبادی ••• 274
میرزا زینالعابدین منشی اصفهانی ••• 274
ملّا زینالعابدین مجلسی ••• 275
زینالعابدین موسوی اصفهانی ••• 276
میر زینالعابدین میر محمّد صادقی ••• 276
زینالعابدین ریزی لنجانی ••• 276
آقا میرزا زینالعابدین شهشهانی ••• 277
زینالعابدین تبریزی ••• 279
زینالعابدین رمّال اصفهانی ••• 279
زینالعابدین قهفرخی ••• 280
سیّد زینالعابدین مختاری نایینی ••• 280
زینالعابدین رارانی اصفهانی ••• 281
میرزا زینالعابدین شهرستانی ••• 282
میرزا زینالعابدین طباطبائی خوراسکانی ••• 282
زینالعابدین انصاری ••• 282
میرزا زینالعابدین بیخود اصفهانی ••• 283
سیّد زینالعابدین خاتونآبادی ••• 283
زینالعابدین خادم اصفهانی ••• 283
زینالعابدین خاموش اصفهانی ••• 284
زینالعابدین خطاط اصفهانی ••• 284
آقا زینالعابدین دلال اصفهانی ••• 284
زینالعابدین ریزی لنجانی ••• 285
زینالعابدین ساوجبلاغی ••• 285
سیّد زینالعابدین طباطبائی ابرقوئی ••• 285
زینالعابدین طبیب اصفهانی ••• 287
میرزا زینالعابدین طبیب اصفهانی ••• 287
زینالعابدین نشاط اصفهانی ••• 288
زینالعابدین نقاش اصفهانی ••• 288
«ژ»
ژولیده اصفهانی ••• 291
«س»
سابق اصفهانی ••• 295
ساسان سپنتا ••• 295
سائب ثقفی ••• 297
سالم اصفهانی ••• 297
سایر مشهدی ••• 297
سبزعلی بابا احمدی ••• 298
سحاب سامانی ••• 298
سَحبَل اَسلَمی ••• 299
آخوند ملّا محمّد سدید تنکابنی ••• 299
سراج مافَرُّوخی ••• 299
شیخ سراجالدّین هدایت ••• 300
سراجالدّین اصفهانی ••• 300
سیّد سراجالدّین صدر ••• 300
سراجای حکاک ••• 301
سراج حجّار ••• 302
سرمستی اصفهانی ••• 302
سرور اصفهانی ••• 302
سرور بن عبداللّه ••• 303
سری اصفهانی ••• 303
سعد اصفهانی ••• 303
سعد اصفهانی ••• 304
سعد مافرّوخی ••• 304
سعد فهمی اصفهانی ••• 304
سعد سرندینی اصفهانی ••• 305
سعد اصفهانی ••• 305
سعدای اردستانی ••• 305
شیخ سعدالدّین طبری ••• 306
ملّا سعدی رشتی ••• 306
محمّد سعید ابهری ••• 306
میرزا سعیدا اردستانی ••• 307
محمّد سعید اصفهانی تبریزی ••• 307
ملّا محمّد سعید گیلانی ••• 308
سعید صیرفی اصفهانی ••• 308
سعید اصفهانی ••• 309
سعید طیوری اصفهانی ••• 309
سعید عیّار نیشابوری ••• 310
محمّد سعید احمدآبادی جرقوئی ••• 310
میرزا محمّد سعید حکیم قمی ••• 310
سعید جُرواءآنی اصفهانی ••• 312
سیّد محمّد سعید موسوی اصفهانی ••• 313
محمّد سعید خاتونآبادی ••• 313
سعید بن جبیر ••• 313
سعید اصفهانی ••• 315
محمّد سعید امامی نایینی ••• 315
سعید بن زیاد ••• 315
محمّد سعید طبیب اصفهانی ••• 316
محمّد سعید اشرف مازندرانی ••• 316
میرزا محمّد سعید خلیفه سلطان ••• 318
سعید صالحانی ••• 319
سعید جرواآنی ••• 319
ملّا محمّد سعید رودسری ••• 319
محمّد سعید ابهری اصفهانی ••• 320
سعید تانی اصفهانی ••• 320
محمّد سعید اصفهانی ••• 321
سعید قصری اصفهانی ••• 321
سیّد محمّد سعید قهپائی ••• 322
محمّد سعید نقشبند یزدی (مجنون) ••• 322
سعید بقال اصفهانی ••• 324
ملّا محمّد سعید لاهیجی ••• 324
سعید سکری کاتب اصفهانی ••• 325
محمّد سعید فدای اردستانی ••• 325
سعید طهرانی اصفهانی ••• 326
میرزا محمّد سعید طباطبائی نائینی ••• 327
محمّد سعید حسینی مازندرانی ••• 328
سعید جُرواءآنی اصفهانی ••• 328
سعید اصفهانی ••• 328
سعید سعدویه اصفهانی ••• 328
سعید سرّاج ••• 329
سعید میرنظامی ••• 329
سیّد محمّد سعید بحرینی ••• 330
محمّد سعید سبزواری ••• 330
سعید قاری اصفهانی ••• 330
میرزا سعید قمشهای ••• 331
میر محمّد سعید محیط اصفهانی ••• 331
میرزا سعید مستوفی نطنزی ••• 332
سفیان خرقی اصفهانی ••• 332
سلاماللّه عارفی موغاری ••• 333
سلامی اصفهانی ••• 333
سلطان علی اصفهانی ••• 334
سلطان علی خان شهاب السلطنه ••• 335
سلطان علی خلخالی ••• 335
سلطان علی بیگ رهی شاملو ••• 335
سلطان محمّد اصفهانی ••• 336
سلطان محمّد اصفهانی ••• 336
سلطان محمّد اصفهانی ••• 337
سلطان محمّد اصفهانی ••• 337
سلطان محمّد نطنزی ••• 338
سلطان محمّد میرزا سیفالدوله قاجار ••• 338
سلطان محمّد اصفهانی ••• 340
سلطان محمّد اصفهانی ••• 340
سلطان محمّد اصفهانی ••• 340
سلطان محمّد ندوشنی یزدی ••• 341
سلطان محمّد تربتی ••• 341
سلطان محمود طبسی ••• 342
سلم ثقفی ••• 343
سلمان اصفهانی ••• 343
سلمان قزوینی ••• 344
میرزا سلمان جابری ••• 344
سلمان فارسی ••• 345
میرزا سلمان حسابی نطنزی ••• 346
سیّد محمّد سلیم زنجانی ••• 347
محمّد سلیم نوری ••• 347
محمّد سلیم جِشوِقانی قهپائی ••• 348
حاج سیّد سلیمان ابطحی سدهی ••• 348
سلیمان اصفهانی ••• 348
سلیمان اصفهانی ••• 349
سلیمان بیگ اصفهانی ••• 349
سلیمان اصفهانی ••• 350
سلیمان مَلِنْجی اصفهانی ••• 350
سلیمان دامغانی ••• 351
سلیمان طبرانی ••• 351
پیر سلیمان هفشوئی ••• 352
سیّد سلیمان گلستانه ••• 353
سلیمان اصفهانی ••• 354
سلیمان منقری شاذکونی ••• 354
سلیمان وکیل ••• 355
سلیمان حسنآبادی ••• 355
سیّد سلیمان ••• 355
میرزا سلیمان کوثر اصفهانی ••• 355
حاج میرزا سلیمان رکنالملک ••• 356
سلیمان اصفهانی ••• 358
ملّا سلیمان تنکابنی ••• 358
سلیمان کلاردشتی ••• 359
سلیمان اصفهانی ••• 359
سلیمان فابزانی ••• 359
شیخ سلیمان دارانی ••• 360
آقا سلیمان کلانتری ••• 360
ملّا سلیمان گرجی ••• 360
سلیمان مبارکهای لنجانی ••• 361
سیّد سلیمان میرلوحی فلاورجانی ••• 361
سُمبات درگیورقیان ••• 361
ملّا محمّد سمیع اصفهانی ••• 362
سوار عسکری ••• 363
سهل ابهری ••• 363
سهل اسیهفردیسی ••• 364
سهل اصفهانی ••• 364
سهل اُسواری ••• 364
سهل اصفهانی ••• 365
سهل صعلوکی ••• 365
سهل بُرجی ••• 366
سهل اصفهانی ••• 366
سه موافق ••• 366
سهیل اصفهانی ••• 367
سیّار بن خزیمه ••• 368
سیاوش کسرائی ••• 368
دکتر سیاوش صحّت ••• 369
دکتر سیروس شفقی ••• 369
سیفالدّین آذر نجفآبادی ••• 370
سیفاللّه سیفی اصفهانی ••• 371
سیفاللّه شباویز اصفهانی ••• 372
ملّا سیفاللّه قاری اصفهانی ••• 373
شیخ سیفاللّه نور محمّدی نجفآبادی••• 373
سیفاللّه خادم راوندی ••• 374
سیّد سینا کشفی ••• 375
«ش»
شاپور فارقانی اصفهانی ••• 379
شادی اصفهانی ••• 379
شافع حَبّال اصفهانی ••• 379
شاکر اسواری اصفهانی ••• 380
شاکر انصاری اصفهانی ••• 380
شاهپور اصفهانی ••• 380
میرزا شاه حسین اصفهانی ••• 381
شاه حسین اصفهانی ••• 382
شاه حسین رستمداری ••• 382
شاه رضا ••• 382
شاهعلی زوارهای ••• 383
آقا شاهعلی دولتآبادی ••• 383
خواجه شاهکی فنائی اصفهانی ••• 384
شاه محمّد اصفهانی ••• 385
شاه مراد خوانساری ••• 385
شاه میرک قائنی ••• 386
شیخ شاهنظر نذری قمشهای ••• 386
شبیب ماربانانی اصفهانی ••• 387
شبیب اصفهانی ••• 387
حاجی شجاع اصفهانی ••• 387
شجاع لفتوانی ••• 388
شجاع اصفهانی ••• 388
حاجی شجاع بناء اصفهانی ••• 388
میرزا شجاع سیستانی ••• 389
شدره کبیر ••• 389
شرفالدّین سلطانی ••• 390
شرف شاه افطسی ••• 390
ملّا محمّد شریف ••• 391
محمّد شریف ••• 391
ملّا محمّد شریف اشرفی ••• 391
محمّد شریف اصفهانی ••• 392
میرزا شریف الهام اصفهانی ••• 392
میر شریف امانی اصفهانی ••• 392
سیّد محمّد شریف ونکی سمیرمی ••• 393
آقا محمّد شریف اصفهانی ••• 394
شریف حسینی ••• 395
محمّد شریف لاهیجی ••• 395
آقا محمّد شریف [خوانساری] ••• 395
میرزا محمّد شریف تجرید اصفهانی ••• 395
محمّد شریف ابهری اصفهانی ••• 396
ملّا محمّد شریف خاتونآبادی ••• 397
شریف نسابه اصفهانی ••• 397
سیّد شریف خلخالی ••• 397
محمّد شریف اصفهانی ••• 398
محمّد شریف اصفهانی ••• 398
ملّا محمّد شریف ورنوسفادرانی ••• 399
میرزا شریف خازن تبریزی ••• 399
محمّد شریف جِزِهای ••• 400
ملّا محمّد شریف سرمدی اصفهانی ••• 400
محمّد شریف مجلسی ••• 401
حاجی شریف منشور اصفهانی ••• 401
خواجه محمّد شریف هجری طهرانی ••• 402
شعاع صدری اصفهانی ••• 403
شعبانعلی اصفهانی ••• 403
شعبان خان تارزن ••• 403
شعیا نبی علیهالسلام ••• 404
خواجه شعیب جوشقانی ••• 404
شعیب خوانساری ••• 405
شفاءاللّه قلزم چهارمحالی ••• 406
محمّد شفیع اصفهانی ••• 406
محمّد شفیع اصفهانی ••• 406
محمّد شفیع نیشابوری ••• 407
میرزا محمّد شفیع محلّهنوئی ••• 407
محمّد شفیع لاری ••• 408
محمّد شفیع سالم اصفهانی ••• 408
ملّا محمّد شفیع قاری بحار ••• 409
آخوند ملّا محمّد شفیع موحّد طالقانی ••• 410
محمّد شفیع اصفهانی ••• 411
محمّد شفیع جونقانی ••• 412
محمّد شفیع خوراسکانی ••• 412
محمّد شفیع نائینی خوراسکانی ••• 412
محمّد شفیع خوشنویس اصفهانی ••• 413
محمّد شفیع مازندرانی ••• 413
محمّد شفیع قهپائی ••• 414
ملّا محمّد شفیع استرآبادی ••• 414
محمّد شفیع گیلانی ••• 416
حاج ملّا محمّد شفیع خوئی ••• 417
آقا سیّد شفیع شوشتری ••• 419
ملّا محمّد شفیع واعظ قزوینی ••• 419
ملّا محمّد شفیع خاتونآبادی ••• 420
محمّد شفیع خوزانی ••• 420
محمّد شفیع گنابادی ••• 421
میرزا محمّد شفیع منجّم ••• 421
سیّد محمّد شفیع خلیفه سلطانی ••• 421
محمّد شفیع تویسرکانی ••• 422
محمّد شفیع عباسی ••• 422
سیّد محمّد شفیع مستوفی ••• 423
میرزا محمّد شفیع ورزنهای ••• 424
شکر ابهری اصفهانی ••• 424
میرزا شکراللّه مستوفی شهرستانی ••• 425
شکراللّه ورنامخواستی لنجانی ••• 426
استاد شکراللّه صنیعزاده ••• 426
شکراللّه خاکسار ••• 427
میرزا شکراللّه منعم اصفهانی ••• 428
شکراللّه حسینی خوراسکانی ••• 429
شکراللّه پیمان بروجنی ••• 429
شکوهی همدانی ••• 430
شکیبی اصفهانی ••• 430
شمخال بیک اصفهانی ••• 430
میرزا شمسا ••• 431
ملّا شمسالدّین بحرانی ••• 431
حاج آقا شمسالدّین خادمی ••• 432
شمسالدّین دینانی ••• 432
شمسالدّین طالش ••• 433
سیّد شمسالدّین حسینی نائینی ••• 433
شمسالدّین تاج اصفهانی ••• 434
شمسالدّین بناء اصفهانی ••• 435
حاج آقا شمسالدّین هرندی ••• 435
دکتر سیّد شمسالدّین جناب ••• 435
شمسالدّین دولتآبادی ••• 436
استاد شمسالدّین کاشیتراش ••• 436
شمسالدّین تبریزی ••• 436
شمسالدّین هاشمی اصفهانی ••• 437
استاد شمسالدّین ابوالوفا حسینی ••• 437
شمس تیشی شیرازی ••• 439
شمس شیرازی ••• 439
شمسی اصفهانی ••• 439
سیّد شهابالدّین نحوی [پدر مؤلّف] ••• 440
سیّد شهابالدّین آل دیباج ••• 441
شیخ شهابالدّین اَزیرانی ••• 441
سیّد شهابالدّین صفوی قمی ••• 441
سیّد شهابالدّین ضیاء الواعظین ••• 442
شهدی اصفهانی ••• 443
شهدی بختیاری ••• 443
شهریار اُسواری اصفهانی ••• 443
شهریار نوذر اصفهانی ••• 444
شهسوار بیک نادم لاهیجی ••• 444
شهفیروز اصفهانی ••• 445
میر شهنشاه شکیب اصفهانی ••• 445
شیبان اسدی ••• 446
شیخ عباسی ••• 447
شیخعلی خان زنگنه ••• 447
شیخ وردی اصفهانی ••• 448
حافظ شیرعلی اصفهانی ••• 449
شیرعلی اصفهانی ••• 449
شیرمردان بیگ برهمن گرجی ••• 450
«ص»
میر صابر اصفهانی ••• 453
صابر علی شاه نصرآبادی ••• 454
صابر گلپایگانی ••• 454
حاج میرزا صادق ••• 455
حاج ملّا محمّد صادق ••• 455
صادق اصفهانی ••• 456
میرزا محمّد صادق اصفهانی ••• 456
محمّد صادق اصفهانی ••• 456
محمّد صادق اصفهانی ••• 457
سیّد محمّد صادق اصفهانی ••• 457
صادق بیگ افشار ••• 457
میرزا صادق خان انصاری ••• 459
محمّد صادق انیس اصفهانی ••• 460
شیخ محمّد صادق اصفهانی ••• 460
محمّد صادق اصفهانی ••• 460
سیّد محمّد صادق موسوی اصفهانی ••• 461
ملّا محمّد صادق پیکانی ••• 461
محمّد صادق اصفهانی ••• 462
میر صادق حسین خوراسکانی ••• 462
صادق به امین ••• 463
دکتر سیّد محمّد صادق صدیق الاطبّاء ••• 463
سیّد محمّد صادق حسینی اصفهانی ••• 464
سیّد محمّد صادق حسینی ••• 465
آقا محمّد صادق صحّاف ••• 465
ملّا محمّد صادق مجلسی ••• 465
ملّا محمّد صادق هزارجریبی ••• 466
میرزا محمّد صادق کتابی ••• 466
میر محمّد صادق حسینی سدهی ••• 467
آقا محمّد صادق اصفهانی ••• 467
حاج میرزا محمّد صادق گلستانه ••• 468
محمّد صادق نجم ثانی ••• 468
محمّد صادق فیض علی شاه ثانی ••• 468
صادق نجفآبادی ••• 469
محمّد صادق اصفهانی ••• 469
حاج میر محمّد صادق مدرّس خاتونآبادی ••• 470
محمّد صادق سمنانی ••• 472
میر محمّد صادق لاریجانی ••• 472
محمّد صادق جاودان اصفهانی ••• 473
صادق بن محمّد خلیل ••• 473
صادق رهبر اصفهانی ••• 474
صادقِ ملّا رجب ••• 474
محمّد صادق اصفهانی ••• 475
محمّد صادق اصفهانی ••• 476
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 476
محمّد صادق تویسرکانی ••• 477
آقا سیّد محمّد صادق چهارسوقی ••• 477
صادق دارجانی لنجانی ••• 478
میر صادق قهفرخی ••• 478
محمّد صادق نایب جرقویهای ••• 479
ملّا محمّد صادق مینای اصفهانی ••• 480
میرزا محمّد صادق خلیفه سلطانی ••• 481
محمّد صادق اصفهانی ••• 483
میر محمّد صادق بهشتی ••• 483
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 483
میرزا صادق نصیری طوسی ••• 484
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 484
ملّا محمّد صادق مازندرانی ••• 485
میرزا محمّد صادق امام جمعه ••• 485
محمّد صادق واعظ اصفهانی ••• 485
محمّد صادق واعظ کرونی ••• 486
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 486
سیّد محمّد صادق زنجانی ••• 487
صادق خوانساری ••• 487
صادق خولنجانی ••• 487
محمّد صادق اصفهانی ••• 488
محمّد صادق پریشانی ••• 488
ملّا محمّد صادق خوانساری ••• 489
محمّد صادق اصفهانی ••• 489
صادق بن محمّد ••• 490
ملّا محمّد صادق تنکابنی ••• 490
میر محمّد صادق کتابفروش ••• 491
ملّا محمّد صادق اردستانی ••• 492
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 495
محمّد صادق لاریجانی ••• 496
ملّا محمّد صادق مجلسی ••• 496
محمّد صادق اصفهانی ••• 497
محمّد صادق اصفهانی ••• 497
محمّد صادق اصفهانی ••• 498
حاج محمّد صادق تاجر اصفهانی ••• 498
حاج صادق تخت فولادی ••• 498
میرزا صادق تسلیم اصفهانی ••• 499
میر محمّد صادق خاتونآبادی ••• 499
ملّا صادق ذاکری سدهی ••• 500
ملّا محمّد صادق روشن اردستانی ••• 500
محمّد صادق سرکانی ••• 501
سیّد محمّد صادق شهاب ••• 502
ملّا محمّد صادق صبّاغ کاشانی ••• 503
ملّا محمّد صادق فاضل هرندی ••• 503
ملّا محمّد صادق کرباسی ••• 504
محمّد صادق گلستانه ••• 504
میرزا صادق گویای نطنزی ••• 505
میر محمّد صادق موسوی خواجوئی ••• 505
صادق موسوی مازندرانی ••• 506
میرزا محمّد صادق مستوفی ••• 506
میرزا محمّد صادق ناطق اصفهانی ••• 506
محمّد صادق ناظم تبریزی ••• 508
میرزا محمّد صادق نامی اصفهانی ••• 508
صادق نوری مازندرانی ••• 510
صادق یزدانی ••• 511
صاعدای اصفهانی ••• 511
میرزا محمّد صالح آزادانی ••• 512
صالح ابهری ••• 513
محمّد صالح اردستانی ••• 513
محمّد صالح استرآبادی ••• 513
محمّد صالح اصفهانی ••• 513
ملّا محمّد صالح چادگانی ••• 514
محمّد صالح اصفهانی ••• 514
محمّد صالح اصفهانی ••• 515
صالح اصفهانی ••• 516
میر محمّد صالح میردامادی ••• 516
صالح بن احمد ••• 517
ملّا محمّد صالح مازندرانی ••• 517
ملّا محمّد صالح بیدگلی ••• 520
ملّا محمّد صالح روغنی قزوینی ••• 520
محمّد صالح بن پیرزاد ••• 523
میر محمّد صالح آقا دگمهچین ••• 524
محمّد صالح باغ سهیلی ••• 524
صالح اصفهانی ••• 524
میرزا محمّد صالح مجلسی ••• 525
محمّد صالح اصفهانی ••• 525
ملّا محمّد صالح اصفهانی ••• 525
شیخ محمّد صالح بیدآبادی ••• 526
ملّا محمّد صالح زجاجی ••• 526
محمّد صالح هفشوئی اصفهانی ••• 527
محمّد صالح اصفهانی ••• 527
صالح اصفهانی ••• 528
ملّا محمّد صالح مازندرانی ••• 528
ملّا محمّد صالح (آقابزرگ) مازندرانی ••• 528
میر محمّد صالح خاتونآبادی ••• 529
شیخ محمّد صالح جزهای قهپائی ••• 533
محمّد صالح کاتب خاتونآبادی ••• 534
محمّد صالح اصفهانی ••• 534
میرزا محمّد صالح سامع مازندرانی ••• 535
صالح قصار ••• 535
صالح گیلانی ••• 536
محمّد صالح خاتونآبادی ••• 536
ملّا محمّد صالح جویبارهای ••• 537
صالح ثقفی ••• 539
صالح سلامی ••• 539
میرزا محمّد صالح ابهری اصفهانی ••• 539
محمّد صالح اصفهانی ••• 540
محمّد صالح تبریزی ••• 540
صالح خراسانی ••• 540
محمّد صالح حسینی مازندرانی ••• 541
شیخ صالح رستمی ••• 541
محمّد صالح رنگرز ••• 541
محمّد صالح زرکش شیرازی ••• 542
محمّد صالح لنبانی ••• 542
میرزا صالح منشی ••• 543
محمّد صالح مولوی ••• 543
ملّا محمّد صالح نسبت شوشتری ••• 544
محمّد صالح وامق اصفهانی ••• 544
جمالالدّین محمّد صالح هزارجریبی ••• 545
صائب کاشانی ••• 545
صائب مستعد رازی ••• 546
صاینالدّین اصفهانی ••• 546
صباح اصفهانی ••• 547
صباغ اصفهانی ••• 547
صبحی اصفهانی ••• 547
ملّا صحیفی شیرازی ••• 548
سیّد صدرالدّین نجفی دهکردی ••• 549
حاج سیّد صدرالدّین هاطلی کوپایی ••• 549
سیّد صدرالدّین بلاغی ••• 551
حاج آقا صدرالدّین کلباسی ••• 552
سیّد صدرالدّین روضاتی ••• 553
صدرالدّین اصفهانی ••• 554
سیّد صدرالدّین بهشتی ••• 554
سیّد صدرالدّین امامی ••• 554
صدرالدّین سنگتراش ••• 555
صفایی اصفهانی ••• 555
دکتر صفدر صانعی ••• 555
استاد صفرعلی اصفهانی ••• 556
صفرعلی نجفآبادی ••• 556
شیخ صفرعلی شریعت فلاورجانی ••• 557
شیخ صفرعلی همدانی ••• 558
صفرعلی لطفآبادی ••• 558
صفیخان اصفهانی ••• 559
محمّد صفی اصفهانی ••• 559
آقا صفی اصفهانی ••• 560
محمّد صفی هرندی ••• 560
آقا صفی اصفهانی ••• 560
صفی حنفی اصفهانی ••• 561
خواجه صفیالدّین اصفهانی ••• 562
صفی قلی بیک ••• 562
صفی قلی بیک اصفهانی ••• 562
صفی قلی بیگ چرکس ••• 563
صلت زاهد ••• 564
صلحی کرانی ••• 564
صمد هفشویی ••• 565
ملّا صوفی ••• 565
صوفی اردستانی ••• 566
صوفی همدانی ••• 566
«ض»
ضحّاک مدینی ••• 569
ضحّاک جوزدانی ••• 569
ضحّاک مدینی ••• 569
ضحّاک اصفهانی ••• 570
ضرار اصفهانی ••• 570
دکتر ضیاء موحّد ••• 570
سیّد ضیاءالدّین امامی ••• 572
ضیاءالدین حسینی الموتی ••• 573
سیّد ضیاءالدّین علّامه ••• 573
حاج سیّد ضیاءالدّین تجویدی ••• 575
آقا ضیاءالدّین دُرّی ••• 576
آقا ضیاءالدّین چهارسوقی ••• 577
ضیاءالدین جناب ••• 577
سیّد ضیاءالدّین شهشهانی ••• 579
«ط»
طالب اصفهانی ••• 583
محمّد طالب جِشوِقانی ••• 584
ملّا محمّد طالب اصفهانی ••• 584
طالب اصفهانی ••• 585
طالب قهپایی ••• 585
حاجی طالب نصیب اصفهانی ••• 586
میرزا طالب تبریزی ••• 586
محمّد طالب مهابادی ••• 587
سیّد طه بهشتی ••• 587
شیخ طه کافی ••• 588
ملّا محمّد طاهر اصفهانی ••• 589
حاج محمّد طاهر اصفهانی ••• 589
محمّد طاهر اصفهانی ••• 590
طاهر اصفهانی ••• 590
میرزا محمّد طاهر قائنی ••• 590
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی ••• 591
محمّد طاهر شاه میرزایی ••• 593
محمّد طاهر کوهساری ••• 594
میرزا محمّد طاهر وحید قزوینی ••• 594
محمّد طاهر اصفهانی ••• 596
استاد طاهر بنای اصفهانی ••• 597
میرزا محمّد طاهر شعری اصفهانی ••• 597
ملاّ محمّد طاهر اردستانی ••• 598
محمّد طاهر حسینی مازندرانی ••• 599
طاهر قاری اصفهانی ••• 599
محمّد طاهر ابهری اصفهانی ••• 600
طاهر اصفهانی ••• 601
طاهر طوسی ••• 601
ملّا محمّد طاهر اصفهانی ••• 601
محمّد طاهر تبریزی ••• 602
طاهر جورجیری اصفهانی ••• 602
طاهر مافرّوخی اصفهانی ••• 603
میرزا محمّد طاهر شهرستانی ••• 603
محمّد طاهر اشتهاردی ••• 603
طاهر اصفهانی ••• 604
طاهر کاتب اصفهانی ••• 604
حاج محمّد طاهر ورنوسفادرانی ••• 604
محمّد طاهر حافظ اصفهانی ••• 606
طاهر اصفهانی ••• 606
محمّد طاهر تبریزی ••• 606
سیّد محمّد طاهر تویسرکانی ••• 607
محمّد طاهر حجار اصفهانی ••• 608
حاج محمّد طاهر حکاک ••• 608
محمّد طاهر درکوشکی ••• 608
میرزا محمّد طاهر شهاب اصفهانی ••• 609
حاج طاهر شیرازی ••• 610
میر محمّد طاهر علوی کاشانی ••• 610
میرزا طاهر مستوفی ••• 611
طاهر محتسب ••• 611
میرزا محمّد طاهر نایینی ••• 611
میرزا طاهر نزهت اصفهانی ••• 612
طاهری نایینی ••• 612
طبعی قزوینی ••• 613
طلحه جیانی اصفهانی ••• 613
طلحه صالحانی ••• 614
طلحه اصفهانی ••• 614
«ظ»
ظفر نیشابوری ••• 617
ظفر حسنآبادی ••• 617
ظفر معلّم اصفهانی ••• 617
ملّا ظفرعلی جرأت اصفهانی ••• 618
محمّد ظهیر اصفهانی ••• 618
ظهیر فارسی ••• 618