بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حدیث فارسی - عربی جلد 2

ghaemiyeh.com

مشخصات كتاب

سرشناسه : محمدي ري‌شهري، محمد، ۱۳۲۵ -

عنوان قراردادي : الجنه والنار في‌الكتاب والسنه. فارسي - عربي

عنوان و نام پديدآور : بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث، فارسي - عربي / محمد محمدي‌ري‌شهري ، با همكاري رسول موسوي؛مترجم حميدرضا شيخي.

مشخصات نشر : قم: موسسه علمي‌فرهنگي دارالحديث،سازمان چاپ و نشر ، ۱۳۸۹ .

مشخصات ظاهري : ۲‌ج.

فروست : پژوهشكده علوم و معارف حديث؛ ۲۱۷.

شابك : ۲۲۰۰۰۰ ريال : دوره‌978-964-493-536-7: ؛ ج.۱‌978-964-493-537-4: ؛ ج. ۲: 978-964-493-538-1

يادداشت : ج. ۲ ( چاپ اول : ۱۳۸۹ ).

يادداشت : ج.۲ (چاپ دوم: ۱۳۹۰).

يادداشت : كتابنامه.

موضوع : بهشت (اسلام)

موضوع : بهشت (اسلام) -- احاديث

موضوع : بهشت (اسلام) -- جنبه‌هاي قرآني

موضوع : دوزخ -- احاديث

موضوع : دوزخ -- جنبه‌هاي قرآني

شناسه افزوده : موسوي، سيدرسول، ۱۳۴۰ -

شناسه افزوده : شيخي، حميدرضا، ۱۳۳۷ -، مترجم

شناسه افزوده : دار الحديث. مركز چاپ و نشر

رده بندي كنگره : BP۲۲۲/۶۵/م۲۸ج۹۰۴۱ ۱۳۸۹

رده بندي ديويي : ۲۹۷/۴۴

شماره كتابشناسي ملي : ۲۵۶۶۷۱۸

اشاره

حكمت خلقت دوزخ

درآمددوزخ ، كانون خشم خداوند ، زندان ابد ، و جايگاه هميشگى متكبّران و جنايت‌پيشگان است . در اين زندان ، كيفرهايى سخت پيش‌بينى شده كه فوق تصوّر انسان‌اند . با نگاهى اجمالى به ويژگى‌هاى اين زندان و شكنجه‌هاى جسمى و روحى آن ، مهم‌ترين پرسشى كه به ذهن مى‌رسد ، اين است كه : حكمت خلقت دوزخ چيست؟

حكمت خلقت دوزخنخستين پرسش ، اين است كه : حكمت خلقت زندان وحشتناكى به نام «دوزخ» با ويژگى‌هايى كه براى آن ذكر شده ، چيست؟ آيا بهتر نبود كه خداوند مهربان ـ كه مهربان‌ترينِ مهربانان است ـ ، چنين زندانى را نمى‌آفريد و همه مجرمان را مى‌بخشيد ، يا در همين جهان با انواع مشكلات ، مجازات مى‌كرد و يا در كيفر آنان به محروم كردنشان از نعمت‌هاى بهشت جاويد ، اكتفا مى‌نمود؟ وانگهى چه تناسبى ميان جرم دنيايى و آن جزا وجود دارد ؛ چرا كه جرم محدود ، هر قدر هم سنگين باشد ، تناسبى با كيفر نامحدود در آن زندان وحشتناك ندارد؟ و سرانجام ، آفريدن چنين زندان مخوفى ، آيا با حكمت و رحمت آفريدگار ، بلكه با عدل الهى ، سازگار است؟

.

انواع كيفرها

۱ . كيفرهاى قانونى (قراردادى)

۲ . كيفرهاى تكوينى دنيوى

انواع كيفرهابراى پاسخ به اين پرسش‌ها ، شناخت انواع كيفرها و ماهيت دوزخ ، ضرورى است . به طور كلّى ، كيفر كارهاى ناشايست را به سه دسته مى‌توان تقسيم كرد :

۱ . كيفرهاى قانونى (قراردادى)خاستگاه اين نوع از كيفرها ، قوانين و مقرّراتى است كه به وسيله قانون‌گذار با هدف ايجاد نظم ، پيشگيرى از جرم ، تربيت مجرم و حمايت از ستم ديده ، وضع گرديده است . بديهى است كه در اين نوع كيفرها براى رعايت عدالت ، تناسب ميان جرم و جزا ، ضرورى است .

۲ . كيفرهاى تكوينى دنيوىخاستگاه اين نوع از كيفرها ، قانون و مقرّرات نيست تا گفته شود : بايد عدل و تناسب جرم و مجازات رعايت شود ؛ بلكه اين نوع از كيفرها اثر طبيعى و ذاتى جرم و جنايت است . اثر طبيعى خوردن سم ، مرگ است . نمى‌توان گفت كه «بين اين جرم ـ كه در مدّت زمان بسيار كوتاه انجام مى‌گيرد ـ و محروم شدن هميشگى از نعمت زندگى ، چه تناسبى وجود دارد ؟!» ؛ زيرا رابطه جرم و كيفر ، قراردادى نيست . در احاديث اسلامى ، به اين گونه كيفرها ـ كه «مكافات عمل» يا اثر «وضعى گناه» نيز ناميده مى‌شوند ـ مكرّر اشاره شده است . (1)

.


1) .. ر . ك : ميزان الحكمة : ج ۱۰ ص ۱۶۶ (كما تدين تدان) .

۳ . كيفرهاى تكوينى اخروى

يك . رابطه كشت و درو

۳ . كيفرهاى تكوينى اخروىمى‌توان گفت خاستگاه كيفرهاى جهان آخرت نيز مانند كيفرهاى تكوينى دنيوى ، اعتبارى و قراردادى نيست ؛ اما رابطه تكوينى آنها با اعمال زشت و كردارهاى ناپسند ، قوى‌تر از رابطه كيفرهاى تكوينى دنيوى است ، بدين معنا كه رابطه تكوينى كيفرهاى دنيوى ، رابطه علّت و معلول است ؛ ولى رابطه كيفرهاى تكوينى اخروى ، رابطه اتّحاد ظاهر و باطن است . گفتنى است كه در نصوص اسلامى ، رابطه عمل و جزاى اخروى ، به دو گونه تصوير شده است :

يك . رابطه كشت و درودر شمارى از احاديث ، رابطه عمل و جزاى اخروى ، رابطه درخت و ميوه آن، معرّفى گرديده است ، مانند آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه مى‌فرمايد : الدُّنيا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ . (1)دنيا، كشتزار آخرت است. مَن يَزرَع خَيرا يوشِكُ أن يَحصُدَ رَغبَةً ، و مَن يَزرَع شَرّا يوشِكُ أن يَحصُدَ نَدامَةً ، و لِكُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ . (2)هر كه خوبى بكارد ، زودا كه منفعت بِدرَوَد و هر كه بدى بكارد ، به زودى پشيمانى مى‌دِرَود. [آرى!] هر كشتگر ، آن درويد كه كاشت.

.


1) .. تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۸۳ ، عوالى اللآلى : ج ۱ ص ۲۶۷ ح ۶۶ ؛ إحياء علوم الدين : ج ۴ ص ۳۱ .

2) .. الأمالي ، طوسى : ص ۵۲۷ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۵ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۳ ، أعلام الدين : ص ۱۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۱۷۶ ح ۱۵ .

كَما لا يُجتَنى مِنَ الشَّوكِ العِنَبُ كَذلكَ لا يَنزِلُ الفُجّارُ مَنازِلَ الأبرارِ ، و هُما طَريقانِ ، فَأيَّهُما أخَذتُم أدرَكتُم إلَيهِ . (1)همان گونه كه از بوته خار، انگور چيده نمى‌شود، بدكاران نيز در منازل نيكوكاران ، فرود نمى‌آيند. دو راه‌اند. هر كدام را در پيش گيريد ، به همان مى‌رسيد. و نيز از امام على عليه السلام روايت شده است كه : ثَمَرَةُ العَمَلِ الصّالِحِ كَأَصلِهِ . (2)ميوه كار نيك، همانند ريشه آن است. ثَمَرَةُ العَمَلِ السَّيِّئِ كَأَصلِهِ . (3)ميوه كار بد، همانند ريشه آن است. بر پايه اين گونه احاديث ، هر كار نيك يا بد انسان ، همانند درختى است كه ميوه آن ، پس از مرگ و در عالم آخرت ظاهر مى‌شود . بهشت ، ميوه خوبى‌ها ، و دوزخ ، ميوه بدى‌هاست . بنا بر اين، باغ دلگشاى بهشت و زندان مخوف دوزخ ، حاصل عمل خود انسان است ، نه چيز ديگر ، و همان طور كه حاصل درخت تيغ و حنظل ، تيغ و حنظل است ، نه ميوه انگور ، محصول كفر و كارهاى زشت نيز زندان دوزخ است ، نه باغ بهشت : «مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صَــلِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ. (4)هر كه كفر ورزد ، كفرش به زيان اوست و كسانى كه كار شايسته كنند، [فرجام نيك را] به سود خودشان آماده مى‌كنند» . بر اين اساس ، كيفرهاى تكوينى اخروى ، همانند كيفرهاى تكوينى دنيوى ، محصول و معلول كارهاى ناشايستند ، با اين تفاوت كه برخى از اعمال ، ميوه‌شان زودرس است و در همين جهان آثار تكوينى آنها ظاهر مى‌گردد ؛ ولى برخى ديگر ، ميوه‌شان پس از مرگ و در عالم آخرت آشكار مى‌شود .

.


1) .. ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۱۴۴ ح ۱۴۳۹۷ .

2) .. ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۱۴۵ ح ۱۴۳۹۹ .

3) .. ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۱۴۵ ح ۱۴۴۰۰ .

4) .. روم : آيه ۴۴ .

دو . رابطه ظاهر و باطن يا تجسّم اعمال

الف ـ پيش فرستادن و پس گرفتن عمل

دو . رابطه ظاهر و باطن يا تجسّم اعمالبا تأمّل در شمارى از آيات و احاديث مى‌توان گفت كه رابطه تكوينى عمل و جزاى اخروى ، بيش از رابطه علّت و معلول است . قرآن كريم و احاديث اسلامى ، تعبيرهاى دقيق و لطيفى در مورد پاداش و كيفر اخروى دارند كه از آنها استفاده مى‌شود كه بهشت و دوزخ ، تجسّم كارهاى نيك و بد انسان در دنيا هستند :

الف ـ پيش فرستادن و پس گرفتن عملقرآن با قاطعيت تمام ، عمل نيك و بد انسان را پيش‌فرستاده خود او براى زندگى پس از مرگ ، مى‌داند : ط «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ. (1)اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! از خدا پروا كنيد ، و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده است» . اين آيه نشان مى‌دهد كه انسان در جهان آخرت عينا كارهايى را كه پيش فرستاده ، تحويل مى‌گيرد ، چنان كه در آيه ديگر مى‌خوانيم : «وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْـلَمُونَ . (2)و از روزى بترسيد كه در آن روز ، شما را به سوى خدا باز مى‌گردانند . سپس به هر كس ، آنچه انجام داده ، به طور كامل باز پس داده مى‌شود و به آنها ستم نخواهد شد» .

.


1) .. حشر : آيه ۱۸ .

2) .. بقره : آيه ۲۸۱ .

ب ـ حاضر يافتن عمل

ب ـ حاضر يافتن عملشمارى از آيات به روشنى دلالت دارند كه انسان ، عمل نيك و بد خود را در قيامت ، حاضر مى‌يابد : «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدَما بَعِيدًا. (1)روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده ، حاضر مى‌بيند و آرزو مى‌كند ميان او و آنچه از اعمال بد انجام داده ، فاصله زمانى زيادى باشد» . «وَ وَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرًا وَلَا يَظْـلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا. (2)و همه اعمال خود را حاضر مى‌بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‌كند» .

.


1) .. آل عمران : آيه ۳۰ .

2) .. كهف : آيه ۴۹ .

ج ـ ديدن عمل
د ـ جزا ، چيزى جز عمل نيست

ج ـ ديدن عملدر سوره زلزال مى‌خوانيم كه انسان‌ها حتّى كوچك‌ترين كار نيك و بد خود را مشاهده مى‌كنند : «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُو * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُو. (1)پس هر كس هموزن ذرّه‌اى كار خير انجام دهد ، آن را مى‌بيند و هر كس هموزن ذرّه‌اى كار بد انجام دهد ، آن را مى‌بيند» .

د ـ جزا ، چيزى جز عمل نيستدر بسيارى از موارد ، هنگامى كه قرآن موضوع عذاب وحشتناك دوزخ را مطرح مى‌نمايد ، براى دفع شبهه ظلم و عدم تناسب جرم و جزا ، تصريح مى‌كند كه اين جزا ، چيزى جز همان عمل دوزخيان نيست . در برخى از آيات ، اين معنا به صورت سؤال ، مطرح شده است ، مانند : «وَ مَن جَآءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. (2)و آنها كه اعمال بدى انجام دهند ، به صورت ، در آتش افكنده مى‌شوند . آيا جزايى جز آنچه عمل مى‌كرديد ، خواهيد داشت ؟ !» . «هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَا مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ. (3)آيا جز آنچه را عمل مى‌كردند ، پاداش داده مى‌شوند ؟!» .همچنين در برخى آيات ، تصريح شده كه آنچه تبهكاران مى‌بينند ، همانا جزاى عمل آنهاست ، مانند :

.


1) .. زلزله : آيه ۷ و ۸ .

2) .. نمل : آيه ۹۰ .

3) .. اعراف : آيه ۱۴۷ ، سبأ : آيه ۳۳ .

ه ـ همراهى هميشگى عمل

«اصْلَوْهَا فَاصْبِرُواْ أَوْ لَا تَصْبِرُواْ سَوَآءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. (1)در آن (آتش) وارد شويد . صبر كنيد يا نكنيد ، براى شما يكسان است ؛ چرا كه تنها به اعمالتان جزا داده مى‌شويد» .و برخى آيات ، تصريح مى‌كنند كه دوزخيان به چيزى جز عمل ، جزا داده نمى‌شوند : «وَ مَا تُجْزَوْنَ إِلَا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ . (2)و جز به آنچه انجام مى‌داديد ، كيفر نمى‌شويد» .در حديثى نيز آمده كه جبرئيل به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد : يا مُحَمَّدُ! عِشْ ما شِئتَ فَإنَّكَ مَيِّتٌ ، و أحبِبْ مَن أحبَبتَ فإنَّكَ مُفارِقُهُ ، وَ اعمَلْ ما شِئتَ فإنَّكَ مُلاقيهِ . (3)اى محمّد! هر چه مى‌خواهى ، زندگى كن، سرانجام مى‌ميرى. هر كس را مى‌خواهى دوست بدار، سرانجام از او جدا مى‌شوى. و هر كارى كه مى‌خواهى بكن ؛ امّا بدان كه آن را ديدار خواهى كرد.

ه ـ همراهى هميشگى عملاز قيس بن عاصم ، يكى از اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، روايت شده كه مى‌گويد : روزى با گروهى از بنى تميم به حضور آن حضرت رسيديم ، من عرض كردم : اى پيامبر خدا ! ما را نصيحتى كن كه از آن بهره‌مند گرديم ؛ چرا كه ما گروهى هستيم كه در صحرا در گردش هستيم . پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ من ضمن مطالبى فرمود : إنَّهُ لا بُدَّ لَكَ يا قَيسُ مِن قَرينٍ يُدفَنُ مَعَكَ وهُوَ حَىٌّ ، و تُدفَنُ مَعَهُ و أنتَ مَيِّتٌ ، فإن كانَ كَريما أكرَمَكَ ، و إن كانَ لَئيما أسلَمَكَ ، ثُمَّ لا يُحشَرُ إلّا مَعَكَ ، و لا تُبعَثُ إلّا مَعَهُ ، و لا تُسأَلُ إلّا عَنهُ ، و لا تَجعَلْهُ إلّا صالِحا ، فإنَّهُ إن صَلُحَ أنِستَ بِه ، و إن فَسَدَ لا تَستَوحِشُ إلّا مِنهُ ، و هُوَ فِعلُكَ . (4)اى قيس! ناچار تو را همدمى است كه با تو دفن مى‌شود و او زنده است و تو با او دفن مى‌شوى ، در حالى كه تو مرده‌اى. اگر كريم و بزرگوار باشد ، تو را گرامى مى‌دارد و اگر پست و فرومايه باشد، تو را به زانو درمى‌آورد . سپس آن همدم جز با تو محشور نمى‌شود و تو جز با آن برانگيخته نمى‌شوى و جز در باره او از تو بازخواست نمى‌شود . پس آن را جز شايسته و صالح قرار مده؛ زيرا اگر خوب باشد، با وى انس مى‌گيرى و اگر بد باشد، جز از او وحشت نمى‌كنى. آن همدم، كردار توست. از امام على عليه السلام نيز روايت شده كه فرمود : أعمالُ العِبادِ فى عاجِلِهم ، نُصبُ أعيُنِهِم فى آجالِهِم . (5)كردار بندگان در دنياى آنان ، پيش ديده‌هاشان در آخرت ايشان است . اين گونه آيات و احاديث را كه به روشنى بر تجسّم اعمال دلالت دارند ، مى‌توان چنين تفسير كرد كه در قيامت ، كارهاى نيك ، زيبا مجسّم مى‌شوند و نيكوكاران در كنار ساير نعمت‌هاى بهشت ، از همراهى آنها نيز بهره‌مند مى‌گردند . شمارى از محقّقان نيز بر اين باورند كه اين آيات و احاديث ، نشان مى‌دهند كه رابطه تكوينى عمل و جزا ، رابطه وحدت ظاهر و باطن است و بهشت ، تجسّم كارهاى نيك و دوزخ ، تجسّم كارهاى زشت است و در جهان آخرت ، اعمال انسان‌ها به صورت بهشت و دوزخ به آنها باز گردانده مى‌شوند ، چنان كه در حديثى ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمده است : إنَّما هِىَ أعمالُكُم تُرَدُّ إلَيكُم . (6)جز اين نيست كه آنها (نعمت‌ها و عذاب‌هاى قيامت) كردار شماست كه به سوى شما باز مى‌گردد . بنا بر اين باور ، جزاى آخرت ، در واقع ، عين كردار دنياست و چيزى جدا از عمل نيست : متّهم كن نفس خود را اى فتى!متّهم كم كن جزاى عدل را توبه كن مردانه سر آور به رهكه فمن يعمل بمثقالٍ يره فعل تو كه زايد از جان و تنتهمچو فرزندت ، بگيرد دامنت اين جهان ، كوه است و فعل ما نداسوى ما آيد نداها را صدا زانچه مى‌بافى همه روزه ، بپوشزانچه مى‌كارى همه روزه ، بنوش گر ز خارى خسته‌اى ، خود كِشته‌اىور حرير و قَزدَرى ، (7)خود رشته‌اى

.


1) .. طور : آيه ۱۶ .

2) .. صافّات : آيه ۳۹ .

3) .. ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۱۸۳ ح ۱۴۵۱۹ .

4) .. ميزان الحكمة : ج ۸ ص ۱۸۴ ح ۱۴۵۲۰ .

5) .. نهج البلاغه : حكمت ۷ .

6) .. بحار الأنوار : ج ۳ ص ۹۰ .

7) .قَزدَر : ديبا ؛ پارچه لطيف .

چون ز دستت زخم بر مظلوم رُستآن درختى گشت از او زقّوم رُست اين سخن‌هاى چو مار و كژدُمتمار و كژدم مى‌شود ، گيرد دُمت .بر اين اساس ، مى‌توان گفت كه بى ترديد ، بخشى از كيفرهاى اخروى، تكوينى و نتيجه كردار زشت انسان و يا تجسّم آن‌اند . از اين رو ، طرح شبهه تناسبِ جرم و جزا در مورد كيفرهاى اخروى ، همانند كيفرهاى تكوينى دنيوى ، بى‌معناست ؛ امّا بايد ديد آيا همه كيفرهاى اخروى ، تكوينى‌اند، يا ممكن است بخشى از آنها قراردادى باشند ، كه به نظر مى‌رسد دليل قاطعى براى نفى كيفرهاى قراردادى در آخرت ، وجود ندارد . حكمت اين نوع كيفر (كيفر قراردادى) ، آثار تربيتى آن در دنياست ؛ زيرا اعتقاد به وجود مجازات شديد اخروى در مقابل كارهاى ناشايست و پاداش بهشت جاويد در برابر كارهاى شايسته يا حتّى احتمال مجازات و پاداش اخروى ، انسان را به نيكوكارى و دادورزى در دنيا ، وادار مى‌نمايد . در روايتى آمده است كه : خَلَقَ اللّه‌ُ تَعالى جَهَنَّمَ مِن فَضلِ رَحمَتِهِ سَوطا يَسوقُ اللّه‌ُ بِهِ عِبادَهُ إلى الجَنَّةِ . (1)خداى بزرگ ، دوزخ را از فزونىِ رحمت خويش ، به سان تازيانه‌اى آفريد كه با آن ، بندگانش را به سوى بهشت براند . گفتنى است كه با توجّه به عدل الهى در كيفر مجرمان ، تناسب جرم و جزا (مجازات) در موضوع كيفرهاى قراردادى اخروى ، همانند كيفرهاى تكوينى ، نه تنها منع عقلى ندارد ، بلكه قطعى و غير قابل ترديد است . نكته بسيار مهم و قابل توجّه درباره تناسب معصيت الهى و كيفرهاى اخروى ، اين است كه از منظر عقل ، نافرمانى كسى كه نعمت‌هايش به انسان ، نامتناهى است ، بى‌نهايت قبيح است و نافرمان از او (گنهكار) ، مستحقّ سخت‌ترين كيفرهاست ، چنان كه از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده كه خطاب به خداوند متعال ، عرضه مى‌دارد : يا إلهى! لَو بَكَيتُ إلَيكَ حَتّى تَسقُطَ أشفارُ عَينَىَّ ، وَ انتَحَبتُ حَتّى يَنقَطِعَ صَوتى و قُمتُ لَكَ حَتّى تَنتَشِرَ قَدَماىَ و رَكَعتُ لَكَ حَتّى يَنخَلِعَ صُلبى و سَجَدتُ لَكَ حَتّى تَتَفَقَّأَ حَدَقَتاىَ ، و أَكَلتُ تُرابَ الأَرضِ طولَ عُمُرى و شَرِبتُ ماءَ الرَّمادِ آخِرَ دَهرى ، و ذَكَرتُكَ في خِلالِ ذلِكَ حَتّى يَكِلَّ لِسانى ، ثُمَّ لَم أرفَع طَرفى إلى آفاقِ السَّماءِ استِحياءً مِنكَ مَا استَوجَبتُ بِذلِكَ مَحوَ سَيّئَةٍ واحِدَةٍ مِن سَيِّئاتى و إن كُنتَ تَغفِرُ لى حينَ أستَوجِبُ مَغفِرَتَكَ ، و تَعفو عنّى حين أستِحَقُّ عَفوَكَ فَإنَّ ذلِكَ غَيرُ واجِبٍ لى بِاستِحقاقٍ وَ لا أنَا أهلٌ لَهُ بِاستيجابٍ ، إذ كانَ جَزائى مِنكَ في أوّلِ ما عَصَيتُكَ النّارَ ، فَإن تُعَذِّبنى فَأنتَ غَيرُ ظالِمٍ لى. (2)خداوندا! اگر به درگاهت ، چندان بنالم كه پلك‌هاى چشمانم بيفتند و چندان زار بزنم كه صدايم بريده شود و چندان در برابرت بِايستم كه پاهايم ورم كنند و چندان برايت ركوع كنم كه استخوان پشتم از هم بگسلد و چندان برايت سجده كنم كه تخم چشمانم از كاسه در ايد و در همه عمر ، خاك زمين بخورم و تا پايان زندگى‌ام آب تيره بنوشم و در اين ميان چندان به ياد تو گويا باشم كه زبانم از كار بيفتد و آن گاه از شرم تو ، گوشه چشمم را به اطراف آسمان نيندازم ، با اين همه ، سزاوار آن نيستم كه گناهى از گناهان من ، پاك شود . حال اگر مستوجب آمرزش تو شوم و تو مرا بيامرزى ، و مستحقّ بخشش تو شوم و تو مرا ببخشايى ، اين آمرزش و بخشايش ، به سبب استحقاق من و سزاوار بودن من نيست ؛ زيرا كيفرم از همان آغاز نافرمانى‌ام، آتش [دوزخ] بود . پس اگر عذابم كنى ، به من ستم نكرده‌اى.

.


1) .ر . ك : ص ۶۶ ح ۳۱ .

2) .الصحيفة السجّادية : ص ۸۸ دعاى ۱۶ ، المزار الكبير : ص ۱۵۹ .

. .

. .

. .

. .

الفصل الأوّل: أسماء جهنّم۱ / ۱النّارُالكتاب«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» . (1)

«فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» . (2)

«فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ» . (3)

الحديث۷۱۰.الإمام عليّ عليه السلام ـ بَعدَ أن بَيَّنَ مَعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : اِعلَموا ـ عِبادَ اللّه‌ِ ـ أنَّ العَبدَ يُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ عَلى ما ماتَ ، وقَد خَلَقَ اللّه‌ُ عز و جل الجَنَّةَ وَالنّارَ ، فَمَنِ اختارَ النّارَ عَلَى الجَنَّةِ انقَلَبَ بِالخَيبَةِ ، ومَنِ اختارَ الجَنَّةَ فَقَد فازَ وَانقَلَبَ بِالفَوزِ ؛ لِقَولِ اللّه‌ِ عَزَّوجَلَّ : «فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ» . (4).


1) .آل عمران : ۱۳۱ .

2) .البقرة : ۲۴ .

3) .آل عمران : ۱۸۵ .

4) .ثواب الأعمال : ص ۳۴۶ ح ۱ عن أبي هريرة و ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۷۳ ح ۳۰ .

فصل يكم : نام هاى دوزخ

۱ / ۱ آتش

فصل يكم : نام‌هاى دوزخ۱ / ۱آتشقرآن«و بترسيد از آتش كه براى كافران ، آماده گرديده است».

«پس بترسيد از آتش كه سوخت آن ، مردمان و سنگ‌هايند و براى كافران ، آماده شده است» .

«پس هر كه را از آتش به دور دارند و به بهشت در آورند ، قطعا كامياب شده است» .

حديث۷۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه بنده در روز قيامت ، بر همان حال كه مرده است ، بر انگيخته مى‌شود. خداوند عز و جل بهشت و آتش را آفريد. پس هر آن كه آتش را بر بهشت بر گزيند ، ناكام مى‌شود، و هر آن كه بهشت را بر گزيند ، كامياب مى‌شود و به كاميابى مى‌رسد، به دليل اين سخن خداوند عز و جل : «پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت در آورند ، قطعا كامياب شده است» .

.

۷۰۰.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام ـ لِعَبدِ اللّه‌ِ بنِ عَبّاسٍ عِندَ استِخلافِهِ عَلَى البَصرَةِ ـ : اِعلَم أنَّ ما قَرَّبَكَ مِنَ اللّه‌ِ يُباعِدُكَ مِنَ النّارِ ، وما باعَدَكَ مِنَ اللّه‌ِ يُقَرِّبُكَ مِنَ النّارِ . (1)۶۹۹.عنه صلى الله عليه و آله ـ في بَيانِ آدابِ كِتاب حلية الأولياء عن الفضيل : أَشرَفتُ لَيلةً عَلى عَلِيٍّ عليه السلام وَهُوَ في صَحنِ الدّارِ ، وَهُوَ يَقُولُ : النّارُ ، ومَتَى الخَلاصُ مِنَ النّارِ ؟! (2)۶۹۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تهذيب الكمال عَن أَبي نوحٍ الأَنصارِيِّ : وَقَعَ حَريقٌ في بَيتٍ فيهِ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام وَهُوَ ساجِدٌ ، فَجَعَلوا يَقُولونَ لَهُ : يا بنَ رَسولِ اللّه‌ِ ، النّارَ ! يَابنَ رَسُولِ اللّه‌ِ ، النّارَ ! فَما رَفَعَ رَأسَهُ حَتّى طَفِئَت .

فَقيلَ لَهُ : مَا الَّذي ألهاكَ عَنها ؟ قالَ : ألهَتني عَنهَا النّارُ الاُخرى . (3)۱ / ۲جَهَنَّمُالكتاب«وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاءِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» . (4)

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ * وَ جَعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ» . (5)

الحديث۶۹۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن رجاء بن أبي الضحّ الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : إلهي ! لَيتَني لَم أسمَع بِذِكرِ جَهَنَّمَ وسَلاسِلِها وتَثقيلِ أغلالِها . إلهي ! لَيتَني كُنتُ طائِرا فَأَطيرَ في الهَواءِ مِن خَوفِكَ . إلهِي ! الوَيلُ لي ثُمَّ الوَيلُ لي إن كانَ إلى جَهَنَّمَ مَحشَري . إلهِي ! الوَيلُ لي ثُمَّ الوَيلُ لي إن كانَ فِي النّارِ مَجلِسي . إلهِي ! الوَيلُ لي ثُمَّ الوَيلُ لي إن كانَ الزَّقّومُ فيها طَعامي . إلهِي ! الوَيلُ لي ثُمَّ الوَيلُ لي إن كانَ الحَميمُ فيها شَرابي . إلهِي ! الوَيلُ لي ثُمَّ الوَيلُ لي إن كانَ الشَّيطانُ وَالكُفّارُ فيها أقراني . (6).


1) .نهج البلاغة : الكتاب ۷۶ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۳۵ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۹۸ ص ۷۰۴ .

2) .حلية الأولياء : ج ۸ ص ۲۹۷ الرقم ۴۳۰ ، تهذيب الكمال : ج ۲۱ ص ۱۰۰ الرقم ۴۱۲۱ ، سير أعلام النبلاء : ج ۸ ص ۴۴۴ الرقم ۱۱۵ .

3) .تهذيب الكمال : ج ۲۰ ص ۳۸۹ الرقم ۴۰۵۰ ، سير أعلام النبلاء : ج ۴ ص ۳۹۱ ، التخويف من النار : ص ۳۹ .

4) .البقرة : ۲۰۶ .

5) .ابراهيم : ۲۸ ـ ۳۰ .

6) .بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۲۲ ح ۱۹ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .

۱ / ۲ جهنّم

۶۹۰.الإمام الرضا عليه السلام : امام على عليه السلام ـ به عبد اللّه بن عبّاس ، هنگامى كه او را به استاندارى بصره گمارد ـ : بدان كه آنچه تو را به خدا نزديك كند ، از آتش دور مى‌كند ، و آنچه تو را از خدا دور كند ، به آتش نزديك مى‌كند .۶۸۹.قرب الإسناد عن حنّان بن سدير : حلية الأولياء ـ به نقل از فضيل ـ : شبى در حالى كه على عليه السلام در حياط خانه‌اش بود ، بر او سرك كشيدم و ديدم كه مى‌گويد: «آتش ! كِى مى‌توان از آتش ، رهايى يافت ؟ !» .۶۸۸.الأمالي عن أبي حفص الصائغ : تهذيب الكمال ـ به نقل از ابو نوح انصارى ـ : در اتاقى كه در آن ، امام زين العابدين عليه السلام در حال سجده بود ، آتش‌سوزى شد . اهل خانه شروع به داد و فرياد كردند و مى‌گفتند: «اى پسر پيامبر خدا ، آتش! اى پسر پيامبر خدا ، آتش!» ؛ ولى ايشان سرش را [از سجده] بر نداشت ، تا آن كه آتش خاموش شد. آن گاه ، به ايشان گفتند: چه چيزى شما را از آتش غافل ساخت؟

فرمود: «آتش ديگر (آتش آخرت) ، مرا از آن غافل ساخت» .۱ / ۲جهنّمقرآن«و هر گاه به او گفته شود: «از خدا بترس» ، نخوت ، وى را به گناه كشانَد. پس جهنّم براى او بس است، و چه بدبسترى است!».

«آيا به كسانى كه در برابر نعمت خدا ناسپاسى كردند و قوم خود را به سراى هلاكت كشاندند ، نمى‌نگرى؟ [قوم خود را] به جهنّم [كشاندند] كه وارد آن مى‌شوند و چه بد قرارگاهى است! و براى خدا مانندهايى قرار دادند تا از راه او گم‌راه كنند. بگو: [از نعمت‌هاى دنيا ]برخوردار شويد كه قطعا بازگشت شما به سوى آتش است».

حديث۶۸۱.الإمام الصادق عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ : خداوندا! كاش خبر جهنّم و زنجيرها و سنگينىِ

غُل‌هايش را نشنيده بودم . خداوندا! كاش پرنده‌اى بودم كه از بيم تو ، در هوا پرواز مى‌كردم . خداوندا! واى بر من ، واى بر من ، اگر جهنّم ، محشر من باشد! خداوندا! واى بر من ، واى بر من ، اگر جاى نشستنم جهنّم باشد ! خداوندا! واى بر من ، واى بر من ، اگر غذايم در جهنّم ، زقّوم باشد! خداوندا! واى بر من ، واى بر من ، اگر آب جوش جهنّم ، آشاميدنى‌ام باشد! خداوندا! واى بر من ، واى بر من ، اگر شيطان و كافران ، همنشينان من در جهنّم باشند!

.

۶۸۰.سنن الدارقطني عن الحكم بن عمير : الإمام العسكريّ عليه السلام ـ في دُعاءِ الصَّباحِ ـ : يا مَن في جَهَنَّمَ سَخَطُهُ ، يا مَن فِي الجَنَّةِ رَحمَتُهُ . (1)۱ / ۳الجَحيمُالكتاب«ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُواْ الْجَحِيمِ» . (2)

«وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ» . (3)

الحديث۶۷۳.الإمام الباقر عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في دُعاءٌ عَلَّمَهُ إيّاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام ـ : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي إذا ذُكِرتَ بِهِ تَزَعزَعَت مِنهُ السَّماواتُ وَانشَقَّت مِنهُ الأَرَضونَ . . . وبِالاِسمِ الَّذي وُضِعَ عَلَى الجَنَّةِ فَاُزلِفَت ، وعَلَى الجَحيمِ فَسُعِّرَت ، وعَلَى النّارِ فَتَوَقَّدَت . (4).


1) .البلد الأمين : ص ۶۰ ، مصباح المتهجّد : ص ۲۲۹ ح ۳۳۷ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۷۶ ح ۴۵ .

2) .المطفّفين : ۱۶ .

3) .التكوير : ۱۲ .

4) .بحار الأنوار : ج ۹۵ ص ۳۶۹ ح ۲۳ .

۱ / ۳ جَحيم (آتش فروخته)

۶۷۲.المستدرك عن أبي هريرة : امام عسكرى عليه السلام ـ در دعاى صباح ـ : اى آن كه خشم[ـِ واقعى]اش در جهنّم است ! اى آن كه رحمت[ـِ حقيقى]اش در بهشت است !۱ / ۳جَحيم (آتش فروخته) (1)قرآن«آن گاه به يقين، آنان به جَحيم در مى‌آيند».

«و آن گاه كه جحيم ، برافروخته شود».

حديث۶۶۵.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعايى كه جبرئيل عليه السلام به او آموخت ـ : بار خدايا ! از تو درخواست مى‌كنم به آن نامت كه هر گاه با آن ياد شوى ، از [عظمتِ] آن ، آسمان‌ها به لرزه مى‌افتند و زمين‌ها از هم مى‌شكافند ... ، و به آن نامى كه بر بهشت ، نهاده شد و بهشت ، نزديك آورده [و خرّم] شد، و بر دوزخ نهاده شد و دوزخ ، بر افروخته گشت، و بر آتش ، نهاده شد و آتش ، شعله‌ور گرديد.

.


1) .واژه «جحيم» در متن عربى و در آيات قرآنى ، به معناى مغاك (گودال) پر از آتش است و يا آتش تو بر تو، آتش بزرگ و مهيب، آتش سخت سوزان.

۶۶۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : بِالمَوتِ تُختَمُ الدُّنيا ، وبِالدُّنيا تُحرَزُ الآخِرَةُ ، وبِالقِيامَةِ تُزلَفُ (1)الجَنَّةُ [لِلمُتَّقينَ] (2)، وتُبَرَّزُ الجَحيمُ لِلغاوينَ . (3)۶۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام ـ فِي الخُطبَةِ المونِقَةِ ـ : ذو لُطفٍ خَفِيٍّ ، وبَطشٍ قَوِيٍّ ، ورَحمَةٍ موسِعَةٍ ، وعُقوبَةٍ موجِعَةٍ ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَريضَةٌ مونِقَةٌ ، وعُقوبَتُهُ جَحيمٌ موصَدَةٌ موبِقَةٌ (4). (5)۱ / ۴السَّعيرُالكتاب«وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِى أَصْحَابِ السَّعِيرِ * فَاعْتَرَفُواْ بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَـبِ السَّعِيرِ » . (6)

«وَ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَ بُكْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا» . (7)

راجع : النساء : ۱۰ ، ۵۵ ، الحج : ۴ ، الفرقان : ۱۱ ، لقمان : ۲۱ ، سبأ : ۱۲ ، الاحزاب : ۶۴ ، فاطر : ۶ ، الشورى : ۷ ، الفتح : ۱۳ ، الملك : ۵ ، الانسان : ۴ ، الانشقاق : ۱۲ .

.


1) .الزُلفَةُ والزُلفى : القُربَةُ . أزلفَهُ : قَرَّبَهُ (المصباح المنير : ص ۲۵۴ «زلف») .

2) .ما بين المعقوفين أثبتناه من المصادر الاُخرى .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۶ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۷۷ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۳۷ ح ۴۰ كلاهما عن قبيصة بن جابر نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۶۷ ح ۲۶ .

4) .المَوبِقُ : المُهلِكُ (النهاية : ج ۵ ص ۱۴۶ «وبق») .

5) .المصباح للكفعمي : ص ۹۶۸ ، أعلام الدين : ص ۷۲ وفيه «ممدودة» بدل «موصدة» ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۳۴۰ ح ۲۸ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۱۹ ص ۱۴۱ ، مطالب السؤول : ص ۶۰ وفيهما «ممدودة» بدل «موصدة» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۱۰ ح ۴۴۲۳۴ عن أبي صالح .

6) .الملك : ۱۰ و ۱۱ .

7) .الإسراء : ۹۷ .

۱ / ۴ سعير (آتش پرشراره)

۶۵۶.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : با مردن ، دنيا به پايان مى‌رسد، و با دنيا آخرت به دست مى‌آيد . با فرا رسيدن قيامت ، بهشت [براى پرهيزگاران] نزديك مى‌شود، و دوزخ براى گم‌راهان ، آشكار مى‌گردد.۶۵۵.المصنّف عن أبيهريرة : امام على عليه السلام ـ در خطبه مونقه ـ : [خداوند] عز و جل داراى لطفى پنهان و ضربتى نيرومند و رحمتى گسترده و كيفرى دردآور است . رحمتش بهشتى است پهناور و زيبا، و كيفرش مغاك آتشينى است فراگير و نابودگر.۱ / ۴سعير (آتش پرشراره)قرآن«و گويند: «اگر شنيده بوديم يا تعقّل كرده بوديم ، در ميان اهلِ آتشِ پرشراره نبوديم» . پس به گناه خود ، اعتراف كنند ، مرگ باد بر اهل آتش فروزان!».

«و هر كه خدا هدايتش كند ، او ره‌يافته است و هر كه را گم‌راه سازد ، در برابر او براى آنان هرگز حاميانى نيابى، و روز قيامت ، آنان را كور و لال و كر، به چهره‌شان در افتاده، بر خواهيم انگيخت . جايگاهشان جهنّم است كه هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند، آتشى پرشراره بر ايشان بيفزاييم».

.

الحديث۶۴۸.الإمام العسكري عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الصَّومُ يُذبِلُ اللَّحمَ ، ويُبعِدُ مِن حَرِّ السَّعيرِ . (1)۶۴۷.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِيا يُقالُ لَهُ : سَعيرٌ ؛ إذا خَبَت جَهَنَّمُ فُتِحَ بِسَعيرِها ، وهُوَ قَولُ اللّه‌ِ : «كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا» . (2)۶۴۶.الإمام زين العابدين عليه السلام : عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : اللّهُمَّ ... وأعِذنا مِن عَذابِ السَّعيرِ . (3)۱ / ۵الحُطَمَةُالكتاب«وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ * كَلَّا لَيُنـبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئدَةِ * إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ * فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ» . (4)

الحديث۶۴۰.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تُعرَضُ لِلنّاسِ جَهَنَّمُ كَأَنَّها سَرابٌ ، يَحطِمُ بَعضُها بَعضا . (5)۶۳۹.الإمام الصادق عليه السلام : تفسيرالقمي ـ في قوله تعالى : «كَلَّا لَيُنـبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ » ـ : وَالحُطَمَةُ النّارُ الَّتي تُحَطِّمُ كُلَّ شَيءٍ ، ثُمَّ قالَ : «وَ مَا أَدْرَاكَ» يا مُحَمَّدُ «مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ *

الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ » قال : تَلتَهِبُ عَلَى الفُؤادِ . (6).


1) .المعجم الأوسط : ج ۹ ص ۱۷۰ ح ۹۴۴۳ عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۸ ص ۴۵۲ ح ۲۳۶۲۰ .

2) .. تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۳۱۸ ح ۱۶۹ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۹ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۹۱ ح ۲۹ .

3) .الصحيفة السجّادية : ص ۱۰۷ الدعاء ۲۵ ، المصباح للكفعمي : ص ۲۲۱ .

4) .الهمزة : ۱ ـ ۹ .

5) .المجازات النبويّة : ص ۱۰۹ ح ۷۰ ؛ المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۲۶ ح ۸۷۳۶ ، تفسير الطبري : ج ۱۴ الجزء ۲۹ ص ۴۱ ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۲۸۵ ح ۶۳۵ كلّها عن أبي سعيد الخدريّ .

6) .تفسيرالقمي : ج ۲ ص ۴۴۱ ؛ تفسير الثعلبي : ج ۱۰ ص ۲۸۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۵۰۱ كلاهما نحوه .

۱ / ۵ حُطَمَه (آتشِ متلاشى كننده)

حديث۶۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روزه، گوشت را آب مى‌كند و [در عوض ،] از گرماى آتش پرشراره ، دور مى‌گرداند.۶۳۶.الإمام الصادق عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : در جهنّم ، درّه‌اى است كه به آن ، «سعير» مى‌گويند و هر گاه آتش دوزخ فرو نشيند، درِ سعير آن ، باز مى‌شود و اين ، معناى سخن خداوند است كه : «و هر بار كه آتش آن فرو نشيند ، شراره‌اى [تازه] بر ايشان مى‌افزاييم» .۶۳۵.عنه صلى الله عليه و آله ـ لِرَجُلٍ مِنَ الأَنصا امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ : بار خدايا ! ... و ما را از عذاب آتشِ پرشراره ، در پناه خويش بدار.۱ / ۵حُطَمَه (آتش متلاشى‌كننده)قرآن«واى بر هر بدگوى عيبجويى كه مالى گرد آورْد و آن را بر شمرد . مى‌پندارد كه مالش او را جاويد كرده ؛ ولى نه! قطعا در آتشِ متلاشى كننده ، فرو افكنده خواهد شد ؛ آن هم چه آتش متلاشى كننده‌اى ، آتشِ افروخته خدا كه بر دل‌ها مى‌رسد ؛ آتشى كه آنان را در ميان مى‌گيرد ، با ستون‌هايى دراز» .

حديث۶۲۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جهنّم چونان سرابى كه شعله‌هاى آن بر يكديگر مى‌كوبند، بر مردم نمايان مى‌شود.۶۲۸.مكارم الأخلاق : تفسير القمّى ـ در مورد فرمايش خداوند : «هرگز! حتماً در حُطَمه ، پرتاب خواهد شد» ـ : حُطَمه ، آتشى است كه همه چيز را مى‌بلعد . آن گاه فرمود : و تو ـ اى محمّد ـ «و تو چه مى‌دانى حُطَمه چيست؟ آتش بر افروخته خداوند است كه به دل‌ها

مى‌رسد» . فرمود : [يعنى] بر دل‌ها شعله مى‌كشد .

.

۱ / ۶سَقَرُالكتاب«إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ» . (1)

«سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ * لَا تُبْقِى وَ لَا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ * عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ» . (2)

«فِى جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» . (3)

الحديث۶۲۰.الإمام الباقر عليه السلام ـ حينَ سُئِلَ عَنِ ال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ هذِهِ الآيَةَ نَزَلَت فِي القَدَرِيَّةِ : «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ ... » . (4)۶۱۹.الإمام الباقر عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ في جَهَنَّمَ لَجَبَلاً يُقالُ لَهُ : الصَّعدى ، وإنَّ فِي الصَّعدى لَوادِيا يُقالُ لَهُ : سَقَرُ ، وإنَّ في سَقَرَ لَجُبّا يُقالُ لَهُ : هَبْهَبٌ ؛ كُلَّما كُشِفَ غِطاءُ ذلِكَ الجُبِّ ضَجَّ أهلُ النّارِ مِن حَرِّهِ ، وذلِكَ مَنازِلُ الجَبّارينَ . (5).


1) .القمر : ۴۷ و ۴۸ .

2) .المدثر : ۲۶ ـ ۳۰ .

3) .المدثر : ۴۰ ـ ۴۶ .

4) .أسباب نزول القرآن : ص ۴۲۰ ح ۷۷۶ عن أبي اُمامة الباهلي ، المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۸۰ ح ۱۱۱۶۳ عن ابن عبّاس من دون اسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ؛ ثواب الأعمال : ص ۲۵۳ ح ۵ عن زرارة بن أعين ومحمد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام ، مسند زيد : ص ۴۰۹ عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۵ ص ۱۱۸ ح ۵۴ .

5) .. ثواب الأعمال: ص ۳۲۴ ح ۱، المحاسن: ج ۱ ص ۲۱۴ ح ۳۹۰ كلاهما عن ميسر، روضة الواعظين: ص ۴۱۸ وفيه «سعر» بدل «سقر» في الموضعين وفيهما «صعود» بدل «الصعدى»، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۹۷ ح ۴۹.

۱ / ۶ سَقَر

۱ / ۶سَقَر (1)قرآن«قطعا بزهكاران در گم‌راهى و جنون‌اند ؛ روزى كه در آتش به صورت ، كشيده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود :] بچشيد [طعم ]سَقَر را» .

«زود است كه او را به سَقَر در آورم ؛ آن هم چه سَقَرى! نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌كند. پوست‌ها را سياه مى‌كند. بر آن ، نوزده [نگهبان ]است» .

«در ميان باغ‌ها از يكديگر در باره مجرمان مى‌پرسند كه : «چه چيزى شما را به سَقَر كشاند؟» . گويند: «از نمازگزاران نبوديم وبه بينوايان غذا نمى‌داديم. با هرزه‌درايان ، هرزه‌درايى مى‌كرديم و روز جزا را دروغ مى‌شمرديم»».

حديث۶۱۱.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اين آيه در باره قَدَريان فرود آمد: «همانا بزهكاران در گم‌راهى و جنون‌اند. روزى كه در آتش ، به صورت ، كشيده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود: ]بچشيد [طعم] سقر را» .۶۱۰.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام : در جهنّم ، كوهى است كه به آن ، «صَعدى» مى‌گويند و در صعدى ، پرتگاهى است كه به آن ، «سَقَر» مى‌گويند و در سقر ، چاهى است كه به آن ، «هَبهَب» مى‌گويند و هر بار كه درِ آن چاه برداشته شود ، دوزخيان از حرارت آن ، فرياد بر مى‌آورند . اين چاه ، جايگاه متكبّران است .

.


1) .واژه «سَقَر» كه در آيات و احاديث به كار رفته ، نامى است عربى، و عَلَم براى آتش آخرت. بعضى گفته‌اند: عرب‌ها مى‌گويند: «سَقَرتْهُ الشمسُ ؛ يعنى آفتاب ، او را آب كرد» و آتش را از آن جهت ، سقر ناميده‌اند كه بدن‌ها و ارواح را ذوب مى‌كند (لسان العرب : ذيل همين مادّه).

۶۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام ـ في بَيانِ صِفَةِ عَذابِ الكافِرينَ يَومَ القِيامَةِ ـ : ويَغضَبُ الحَيُّ القَيّومُ ، فَيَقولُ : يا مالِكُ ! قُل لَهُم : ذوقوا فَلَن نَزيدَكُم إلّا عَذاباً (1)، يا مالِكُ ، سَعِّر سَعِّر ! قَدِ اشتَدَّ غَضَبي عَلى مَن شَتَمَني عَلى عَرشي ، وَاستَخَفَّ بِحَقّي ، وأنَا المَلِكُ الجَبّارُ .

فَيُنادي مالِكٌ : يا أهلَ الضَّلالِ وَالاِستِكبارِ وَالنِّعمَةِ في دارِ الدُّنيا ، كَيفَ تَجِدونَ مَسَّ سَقَرَ؟

قالَ : فَيَقولونَ : قَد أنضَجَت قُلوبَنا ، وأكَلَت لُحومَنا ، وحَطَمَت عِظامَنا ، فَلَيسَ لَنا مُستَغيثٌ ، ولا لَنا مُعينٌ . (2)۶۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ مِن وَصاياهُ ل الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِيا لِلمُتَكَبِّرينَ ، يُقالُ لَهُ : سَقَرُ ؛ شَكا إلَى اللّه‌ِ عَزَّوَجَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ ، وسَأَلَهُ أن يَأذَنَ لَهُ أن يَتَنَفَّسَ ، فَتَنَفَّسُ فَأَحرَقَ جَهَنَّمَ (3)۶۰۷.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الكاظم عليه السلام : إنَّ فِي النّارِ لَوادِيا يُقالُ لَهُ : سَقَرٌ ، لَم يَتَنَفَّس مُنذُ خَلَقَهُ اللّه‌ُ ، لَو أذِنَ اللّه‌ُ عز و جل لَهُ فِي التَّنَفُّسِ بِقَدرِ مِخيَطٍ لَأَحرَقَ ما عَلى وَجهِ الأَرضِ ، وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَعَوَّذونَ مِن حَرِّ ذلِكَ الوادي ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّه‌ُ فيهِ لِأَهلِهِ . وإنَّ في ذلِكَ الوادي لَجَبَلاً ؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الوادي مِن حَرِّ ذلِكَ الجَبَلِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّه‌ُ فيهِ لِأَهلِهِ . وإنَّ في ذلِكَ الجَبَلِ لَشِعباً (4)؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الجَبَلِ مِن حَرِّ ذلِكَ الشِّعبِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّه‌ُ فيهِ لِأَهلِهِ . وإنَّ في ذلِكَ الشِّعبِ لَقَليباً (5)؛ يَتَعَوَّذُ [ جَميعُ] (6)أهلِ ذلِكَ الشِّعبِ مِن حَرِّ ذلِكَ القَليبِ و نَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّه‌ُ فيهِ لِأَهلِهِ . وإنَّ في ذلِكَ القَليبِ لَحَيَّةً ؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ القَليبِ مِن خُبثِ تِلكَ الحَيَّةِ ونَتنِها وقَذَرِها وماأعَدَّ اللّه‌ُ في أنيابِها مِنَ السَّمِّ لِأَهلِها . (7).


1) .النباء : ۳۰ ، وفي المتن سقط فاءمن فذوقوا .

2) .الاختصاص : ص ۳۶۴ عن جابربن يزيد الجعفي ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۲۲ ح ۹۹ .

3) .. الكافي: ج ۲ ص ۳۱۰ ح ۱۰، ثواب الأعمال: ص ۲۶۵ ح ۷، الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۰۳ ح ۲۸۱، المحاسن : ج۱ ص۲۱۴ ح۳۸۹، تفسير القمّي : ج۲ ص۲۵۱ كلّها عن ابن بكير، بحارالأنوار : ج۸ ص۲۹۴ ح۳۸ .

4) .الشِّعبُ ـ بالكسر ـ : الطريقُ في الجَبلِ (الصحاح : ج ۱ ص ۱۵۶ «شعب») .

5) .القَليبُ : البِئرُ التي لم تُطوَ (النهاية : ج ۴ ص ۹۸ «قلب») .

6) .ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار .

7) .الخصال : ص ۳۹۸ ح ۱۰۶ ، جامع الأخبار : ص ۴۰۲ ح ۱۱۰۷ كلاهما عن إسحاق بن عمّار ، روضة الواعظين : ص ۵۵۶ ، بحارالأنوار : ج ۱۲ ص ۳۷ ح ۲۰ .

۶۰۶.تهذيب الأحكام عن سماعة : امام باقر عليه السلام ـ در بيان چگونگىِ عذاب كافران در روز رستاخيز ـ : و [خداوندِ ]زنده بيدار ، به خشم مى‌آيد و [به فرشته گماشته بر دوزخ] مى‌فرمايد: «اى مالك! به آنها بگو: بچشيد كه شما را جز عذاب نمى‌افزاييم . اى مالك! بر افروز، [آتش جهنّم را] بر افروز؛ كه خشم من ، بر آن كس كه منِ عرش‌نشين را دشنام داده و ـ با آن كه منم پادشاه پرتوان ـ حق و مقام مرا سبك شمرده، بالا گرفته است».

مالك ندا مى‌دهد كه: اى گم‌راهان و مستكبران و اى كسانى كه در سراى دنيا برخوردار بوده‌ايد ! مزه سَقَر را چگونه يافتيد؟

مى‌گويند: دل‌هاى ما را پخت، گوشت‌هايمان را خورد و استخوان‌هايمان را خُرد كرد . نه فريادمان به جايى مى‌رسد و نه ياورى داريم.۶۰۵.الإمام عليّ عليه السلام ـ كانَ إذا دَخَلَ المَس امام صادق عليه السلام : در جهنّم ، درّه‌اى است مخصوص متكبّران كه به آن ، «سَقَر» مى‌گويند. آن از گرماى زياد خود به خداوند عز و جل شكايت كرد و از او درخواست نمود تا اجازه‌اش دهد نفس بكشد، و نفس كشيد و جهنّم را سوزاند !۶۰۴.جامع الأخبار : امام كاظم عليه السلام : در آتش ، وادى‌اى هست كه به آن «سَقَر» گويند و اين وادى ، از زمانى كه خداوند آن را آفريده ، نفس نكشيده است. اگر خداوند عز و جل به او اجازه دهد تا به اندازه سوزنى نفس بكشد ، هر آنچه را بر روى زمين است ، مى‌سوزاند. دوزخيان از گرماى آن وادى و بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن وادى براى اهلش آماده ساخته است ، به خدا پناه مى‌برند.

در آن وادى ، كوهى است كه باز همه اهل آن وادى ، از گرماى آن و از بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن كوه براى اهلش آماده ساخته است ، به خدا پناه مى‌برند. در آن كوه ، درّه‌اى است كه باز همه اهل آن كوه ، از گرماى آن درّه و از بوى تعفّن و كثافت آن و از آنچه خداوند در آن درّه براى اهلش آماده ساخته است ، به خدا پناه مى‌برند. در آن درّه، چاهى است كه باز همه اهل آن درّه ، از گرماى آن و كثافتش و از آنچه خداوند در آن چاه براى اهلش آماده ساخته است ،

به خدا پناه مى‌برند . در آن چاه نيز مارى است كه همه اهل آن چاه ، از پليدى آن مار و از بوى تعفّن و كثافت آن و از زهرى كه خداوند در نيش‌هاى آن مار براى اهلش فراهم آورده است ، به خدا پناه مى‌برند. .

۱ / ۷لَظىالكتاب«كَلَّا إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى * تَدْعُواْ مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى * وَ جَمَعَ فَأَوْعَى» . (1)

الحديث۵۹۸.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام ـ في وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ : يا كُمَيلُ ، كُلُّ مَصدورٍ يَنفِثُ (2)، فَمَن نَفَثَ إلَيكَ مِنّا بِأَمرٍ أمَرَكَ بِسِترِهِ فَإِيّاكَ أن تُبدِيَهُ ، ولَيسَ لَكَ مِن إبدائِهِ تَوبَةٌ ، وإذا لَم يَكُن تَوبَةٌ فَالمَصيرُ إلى لَظى . (3)۵۹۷.الإمام الباقر عليه السلام : عنه عليه السلام ـ يَذكُرُ أخاهُ عقيلاً حينَ طَلَبَ مِنهُ عليه السلام صاعا مِن بُرٍّ مِن بَيتِ المالِ يَسُدُّ بِهِ جَوعَةَ صِبيَةٍ لَهُ ـ : ... فَأَحمَيتُ لَهُ حَديدَةً ، ثُمَّ أدنَيتُها مِن جِسمِهِ لِيَعتَبِرَ بِها ، فَضَجَّ ضَجيجَ ذي دَنَفٍ (4)مِن ألَمِها ، وكادَ أن يَحتَرِقَ مِن ميسَمِها (5)، فَقُلتُ لَهُ : ثَكِلَتكَ (6)الثَّواكِلُ يا عَقيلُ ، أتَئِنُّ مِن حَديدَةٍ أحماها إنسانُها لِلَعِبِهِ ، وتَجُرُّني إلى نارٍ سَجَّرَها جَبّارُها لِغَضَبِهِ؟! أتَئِنُّ مِنَ الأَذى ، ولا أئِنُّ مِن لَظى؟! (7).


1) .المعارج : ۱۵ ـ ۱۸ .

2) .نَفَثَ : أوحى وألقى (النهاية : ج ۵ ص ۸۸ «نفث») .

3) .تحف العقول : ص ۱۷۳ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶ كلاهما عن كميل بن زياد ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۲۷۰ ح ۱ .

4) .الدَّنَف : المرض الملازم . وقد دنف المريض : أي ثقل . وأدنَفَهُ المَرَض (الصحاح : ج ۴ ص ۱۳۶۰ «دنف») .

5) .الميسَم : الحديدة التي يُكوى بها (النهاية : ج ۵ ص ۱۸۶ «وسم») .

6) .ثَكلَتكَ : أي فَقَدَتكَ (النهاية : ج ۱ ص ۲۱۷ «ثكل») .

7) .نهج البلاغة : الخطبة ۲۲۴ .

۱ / ۷ لَظى (آتشِ زبانه كِش)

۱ / ۷لَظى (آتشِ زبانه‌كِش)قرآن«نه چنين است . آتشِ زبانه‌كش است! بر كَنَنده پوست سر و اندام است . هر كه را پشت كرده و روى بر تافته و [مال حرام] گرد آورده و انباشته ، فرا مى‌خوانَد».

حديث۵۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در سفارش به كميل بن زياد ـ : اى كميل! هر كس كه دردى در سينه دارد ، آن را بيرون مى‌افكند . پس اگر يكى از ما سرّى به تو گفت [و با تو درددلى كرد] و به پوشيده داشتن آن ، فرمانت داد، مبادا آشكارش سازى ؛ چرا كه اگر آشكارش كنى ، جاى توبه برايت نخواهد و هر گاه توبه‌اى نباشد، فرجام[ـِ كار] ، آتش زبانه‌كش خواهد بود .۵۹۰.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام ـ در باره برادرش عقيل كه از ايشان پيمانه‌اى از گندمِ بيت المال خواست تا با آن ، شكم دخترش را سير كند ـ : ... آهنى را تفته كردم و سپس آن را به بدن او نزديك ساختم تا از آن عبرت گيرد . او از حرارت آن ، مانند بيمار مُشرِف به مرگ ، فرياد بر آورد و نزديك بود از داغىِ آن بسوزد. به او گفتم: مادرانِ فرزندمرده، بر تو بگريند ، اى عقيل ! آيا خود از آهنى مى‌نالى كه انسانى از سرِ شوخى ، تفته‌اش كرده است و با اين حال ، مى‌خواهى مرا به سوى آتشى

بكشانى كه پروردگار بزرگش ، آن را با خشم خود ، افروخته است؟! تو از گزندى مى‌نالى و من از آتشِ زبانه‌كش ننالم؟!

.

۵۸۹.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : إلهي ! قَلبٌ حَشَوتَهُ مِن مَحَبَّتِكَ في دارِ الدُّنيا ، كَيفَ تَطَّلِعُ عَلَيهِ نارٌ مُحرِقَةٌ في لَظى؟ إلهي ! نَفسٌ أعزَزتَها بِتَأييدِ إيمانِكَ ، كَيفَ تُذِلُّها بَينَ أطباقِ نيرانِكَ؟ إلهي ! لِسانٌ كَسَوتَهُ مِن تَماجيدِكَ أنيقَ أثوابِها ، كَيفَ تُهوي إلَيهِ مِنَ النّارِ مُشتَعَلاتِ التِهابِها؟! (1)۱ / ۸الهاوِيَةُالكتاب«وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِينُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَاهِيَهْ * نَارٌ حَامِيَةُ» . (2)

الحديث۵۸۳.تحف العقول عن داوود الصرمي : تفسير الطبري عن عبداللّه بن مسعود عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : القَتلُ في سَبيلِ اللّه‌ِ يُكَفِّرُ الذُّنوبَ كُلَّها ـ أو قالَ : يُكَفِّرُ كُلَّ شَيءٍ ـ إلَا الأَمانَةَ ؛ يُؤتى بِصاحِبِ الأَمانَةِ فَيُقالُ لَهُ : أدِّ أمانَتَكَ ، فَيَقولُ : أي رَبِّ ، وقَد ذَهَبَتِ الدُّنيا ـ ثَلاثا ـ ! فَيُقالُ : اِذهَبوا بِهِ إلىَ الهاوِيَةِ .

فيُذهَبُ بِهِ إلَيها ، فَيَهوي فيها حَتّى يَنتَهي إلى قَعرِها ، فَيَجِدُها هُناكَ كَهَيئَتِها ، فَيَحمِلُها فَيَضَعُها عَلى عاتِقِهِ ، فَيَصعَدُ بِها إلى شَفيرِ جَهَنَّمَ ، حَتّى إذا رَأى أنَّهُ قَد خَرَجَ زَلَّت فَهَوى في أثَرِها أبَدَ الآبِدينَ .

قالوا : وَالأَمانَةُ فِي الصَّلاةِ ، وَالأَمانَةُ فِي الصَّومِ ، وَالأَمانَةُ فِي الحَديثِ ، وأشَدُّ ذلِكَ الوَدائِعُ . (3).


1) .المصباح للكفعمي : ص ۴۸۷ ، البلد الأمين : ص ۳۱۳ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۰۱ ح ۱۴ .

2) .القارعة : ۸ ـ ۱۱ .

3) .تفسير الطبري : ج ۱۲ الجزء ۲۲ ص ۵۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۴۷۹ كلاهما عن عبداللّه بن مسعود ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۱۲۱ ح ۵۰ عن عبداللّه بن عمر نحوه .

۱ / ۸ هاويه (سياه چال)

۵۸۲.المراسيل عن أبي مالك : امام على عليه السلام : معبود من! دلى كه در سراى دنيا آن را از محبّتت آكنده ساخته‌اى ، چگونه ممكن است كه آتش سوزنده دوزخ بر آن زبانه كشد؟! معبود من! جانى را كه با نيروى ايمان به خودت ، عزّت بخشيده‌اى ، چگونه در ميان لايه‌هاى آتشت خوار مى‌كنى؟! معبود من! زبانى كه از تمجيدهايت ، زيباترين جامه‌ها را بر آن پوشانده‌اى ، چگونه شعله‌هاى افروخته آتش را به سويش مى‌كشانى؟!۱ / ۸هاويه (سياه‌چال)قرآن«و امّا هر كه سنجيده‌هايش سبك بر آيد، پس جايش هاويه است و تو چه مى‌دانى كه آن چيست؟! آتشى است سوزنده».

حديث۵۷۶.سنن الدار قطني عن عبد خير : تفسير الطبرى ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «كشته شدن در راه خدا ، همه گناهان را پاك مى‌كند» يا فرمود: «هر چيزى را پاك مى‌كند ، بجز امانت را. [روز قيامت] شخصى را كه امانتى نزدش بوده [و آن را ادا نكرده‌است]، مى‌آورند و به او گفته مى‌شود: "امانتت را ادا كن" .

مى‌گويد: پروردگارا ! دنيا سپرى شده است .

سه مرتبه [اين سخنان ، ردّ و بدل مى‌شود] و سپس گفته مى‌شود: "او را به سياه‌چال ببريد" .

او را به آن جا مى‌بَرَند و در آن فرو مى‌افتد و چون به قعرش رسيد ، آن امانت را عينا در آن جا مى‌يابد . پس آن را بر مى‌دارد و بر دوش خود مى‌نهد و تا لبه جهنّم بالا مى‌آورد؛ ولى‌همين كه ديد بيرون آمده است ، دو باره آن امانت در جهنّم فرو مى‌لغزد و او نيز در پىِ آن پايين مى‌رود ، و اين وضع تا ابد تكرار مى‌شود» .

گفته‌اند كه اين امانت ، شامل امانت در نماز، امانت در روزه و امانت در گفتار مى‌شود و از همه مهم‌تر ، سپرده‌ها[ى امانىِ مردم نزد يكديگر] است.

.

۵۷۵.الإمام الحسين عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : ألا وإنَّ الدُّنيا دارٌ غَرّارَةٌ خَدّاعَةٌ ، تَنكِحُ في كُلِّ يَومٍ بَعلاً ، وتَقتُلُ في كُلِّ لَيلَةٍ أهلاً ، وتُفَرِّقُ في كُلِّ ساعَةٍ شَملاً ، فَكَم مِن مُنافِسٍ فيها وراكِنٍ إلَيها مِنَ الاُمَمِ السّالِفَةِ ، قَد قَذَفَتهُم فِي الهاوِيَةِ ، ودَمَّرَتهُم تَدميرا ، وتَبَّرَتهُم (1)تَتبيرا . (2)۵۷۴.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : سَيِّدي ! عَلَيكَ مُعتَمَدي ومُعَوَّلي ورَجائي وتَوَكُّلي ، وبِرَحمَتِكَ تَعَلُّقي ، وبِفِنائِكَ أحُطُّ رَحلي ، ولِجودِكَ أقصِدُ طَلِبَتي ، وبِكَرَمِكَ ـ أي رَبِّ ـ أستَفتِحُ دُعائي ، ولَدَيكَ أرجو غِنى فاقَتي ، وبِغِناكَ أجبُرُ عَيلَتي (3)، وتَحتَ ظِلِّ عَفوِكَ قِيامي ، وإلى جودِكَ وكَرَمِكَ أرفَعُ بَصَري ، وإلى مَعروفِكَ اُديمُ نَظَري ، فَلا تُحرِقني بِالنّارِ وأنتَ مَوضِعُ أمَلي ، ولا تُسكِنِّي الهاوِيَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَيني . (4)۱ / ۹الأثامُالكتاب«وَ الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَـهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إلَّا بِالْحَقِّ وَ لَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ يَلْقَ أَثَامًا * يُضَـعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا» . (5)

.


1) .تَبَّرَهُ تَتبيرا : أي كَسَّرَهُ وأهلَكهُ (النهاية : ج ۱ ص ۱۷۹ «تبر») .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۶۸۵ ح ۱۴۵۶ عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۳۷۴ ح ۳۶ .

3) .العَيلَةُ : الفاقَةُ والفقر (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۲۹۹ «عيل») .

4) .مصباح المتهجّد : ص ۵۹۲ ح ۶۹۱ ، المصباح للكفعمي : ص ۷۹۲ ، الإقبال : ج ۱ ص ۱۶۹ كلّها عن أبي حمزة الثمالي ، بحارالأنوار : ج ۹۸ ص ۹۰ ح ۲ .

5) .الفرقان : ۶۸ ـ ۶۹ .

۱ / ۹ اَثام (كيفرگاه)

۵۶۹.عنه صلى الله عليه و آله ـ كانَ يَقولُ ـ : امام على عليه السلام : آگاه باشيد كه دنيا ، سرايى فريبنده و حيله‌گر است . هر ، روز شويى مى‌كند و هر شب ، همسرى را مى‌كُشد و هر ساعتى ، جمعى را از هم مى‌پراكند. چه بسيارند امّت‌هايى كه در گذشته ، براى اين دنيا سخت كوشيدند و به آن روى آوردند ؛ ولى دنيا آنان را در سياه‌چال دوزخ پرتاب نمود و به كلّى تباه و نابودشان كرد .۵۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ : آقاى من! اعتماد و تكيه و اميد و توكّل من ، به توست . به رحمت تو چنگ در زده‌ام و به آستان تو بار مى‌افكنم . بخشايش تو را مى‌طلبم و به اميد كَرَم تو ـ اى پروردگار من ـ دعايم را آغاز مى‌كنم . رفع درويشى‌ام را از تو اميد دارم و با توانگرىِ تو ، فقر خويش را جبران مى‌كنم . زير سايه عفو تو ايستاده‌ام، به بخشندگى و بزرگوارىِ تو مى‌نگرم و به احسان تو چشم مى‌دوزم . پس مرا به آتش مسوزان ، كه تو نقطه اميد و آرزوىِ منى، و مرا در سياه‌چال دوزخ ، جاى مده ؛ كه تو [مايه دل‌شادى و] نور ديده منى .۱ / ۹اَثام (كيفرگاه)قرآن«[بندگان خدا] كسانى‌اند كه با خداوند ، معبود ديگرى را نمى‌خوانند، و جانى را كه خدا [كشتنش را] حرام كرده ، جز به حق نمى‌كُشند و زنا نمى‌كنند ، و هر كه اينها را انجام دهد ، به اَثام در خواهد آمد . در روز قيامت ، عذابش دوچندان مى‌گردد و در آن ، خوار [و ذليل] ، ماندگار مى‌شود» .

.

الحديث۵۶۲.أسباب نزول القرآن عن عبد اللّه بن مسعود : المعجم الكبير عن لقمان بن عامر : جِئتُ أبا أُمامَةَ الباهِليَّ فَقُلتُ : حَدِّثنا ما سَمِعتَ مِن رَسُولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله . فَقالَ :

قالَ رَسُولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : لَو أَنَّ صَخرَةً وُزِنَت عَشرَ خَلِفاتٍ ، قُذِفَ بِها مِن شَفيرِ جَهَنَّمَ ما بَلَغَت قَعرَها سَبعينَ خَريفا ، حَتّى يَنتَهِىَ إِلى غَيٍّ وَأَثامٍ . قيلَ : وَما غَيٌّ وَأَثامٌ ؟

قالَ : بِئرانِ في أَسفَلِ جَهَنَّمَ يَسيلُ مِنهُما صَديدُ أهلِ النّارِ ، وَهُما اللَّذانِ ذَكَرَهُما اللّه‌ُ في كِتابِهِ : «أَضَاعُوا الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَ تِ فَسَوفَ يَلقَونَ غَيًّا» (1)، «وَمَن يَفعَل ذَ لِكَ يَلقَ أَثَامًا» . (2)۵۶۱.المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس : تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ الَّذِينَ لَا يَدعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلاهاً ءَاخَرَ وَلَا يَقتُلُونَ النَّفسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إلَّا بِالحَقِّ وَ لَا يَزنُونَ وَمَن يَفعَل ذَ لِكَ يَلقَ أَثَامًا » ـ : أَثامٌ وادٍ مِن أَودِيَةِ جَهَنَّمَ مِن صُفرٍ مُذابٍ ، قُدّامَها خُدَّةٌ في جَهَنَّمَ يَكونُ فيهِ مِن عَبَدَ غَيرَ اللّه‌ِ ، وَمَن قَتَلَ النَّفسَ الَّتي حَرَّمَ اللّه‌ُ ، وَيَكونُ فيهِ الزُّناةُ . (3)۱ / ۱۰سِجّينٌالكتاب«كَلَّا إِنَّ كِتَـبَ الْفُجَّارِ لَفِى سِجِّينٍ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ» . (4)

.


1) .. مريم : ۵۹ .

2) .. المعجم الكبير : ج ۸ ص ۱۷۵ ح ۷۷۳۱ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۴۰۵ ح ۱۵۸۹ ، البعث والنشور : ص ۲۷۴ ح ۴۷۴ وفيه «نهران» بدل «بئران» ، تفسير الطبري : ج ۹ الجزء ۱۶ ص ۱۰۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۲۴۰ ، تفسير الثعلبي : ج ۷ ص ۱۴۸ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۴ ح ۳۹۴۹۲ .

3) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۱۶ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۸۹ ح ۲۶ .

4) .المطففين : ۷ ، ۸ .

۱ / ۱۰ سجّين (زندان ابدى)

حديث۵۵۵.تفسير العيّاشي عن سليمان الجعفري : المعجم الكبير ـ به نقل از لقمان بن عامر ـ : نزد ابو امامه باهلى رفتم و گفتم : برايمان حديثى كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيده‌اى ، بگو .

گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر تخته‌سنگى به وزن ده شتر حامله از لبه جهنّم [به درون آن ]پرتاب شود ، هفتاد [سال و] خزان ، طول مى‌كشد تا به غَى و اَثام ، در قعر جهنم برسد» . گفته شد : غَى و اَثام چيست؟ فرمود : «دو چاه‌اند در ته جهنّم كه چركابه دوزخيان از آنها جارى مى‌شود ، و اين دو ، همان است كه خداوند متعال در كتابش فرموده است : «نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پيروى كردند . پس به زودى به غَى خواهند رسيد» ، «و هر كس اين كارها را انجام دهد ، به اَثام مى‌رسد» .۵۵۴.الدرّ المنثور عن ابن عبّاس : تفسير القمّى ـ در باره آيه شريف : «و كسانى كه با خدا ، معبودى ديگر نمى‌خوانند و جانى را كه خدا [كشتنش را ]حرام كرده است ، جز به حق نمى‌كشند و زنا نمى‌كنند ، و هر كه اينها را انجام دهد ، به اثام در خواهد آمد» ـ : اَثام ، درّه‌اى از درّه‌هاى جهنم است كه در آن مس گداخته جارى است ، و جلوى آن ، گودالى است در جهنّم و در آن كسانى هستند كه غير خدا را پرستش كرده‌اند و كسانى كه قتل نفس كرده‌اند و زناكاران نيز در آن جا هستند .۱ / ۱۰سجّين (زندان ابدى)قرآن«نه چنين است [ كه مى‌پندارند ]! كارنامه بدكاران در «سجّين» است و تو چه مى‌دانى كه «سجّين» چيست؟!» .

.

الحديث۵۴۸.الإمام الرضا عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إِنَّ المَلَكَ لَيَصعَدُ بِعَمَلِ العَبدِ مُبتَهِجا بِهِ ، فَإِذا صَعِدَ بِحَسَناتِهِ يَقُولُ اللّه‌ُ عز و جل : اِجعَلوها في سِجّينٍ ؛ إِنَّهُ لَيسَ إِيّاي أَرادَ بِها . (1)۵۴۷.مُهج الدعوات عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق الإمام عليّ عليه السلام : وَصاحِبُ البُخلِ يَقِف حَزينٌتَهوي بِهِ النّارُ إِلى سِجّينٍ . (2)زاجع : ص ۱۲۰ (الفصل الخامس : مواصفات جهنّم / أبواب جهنّم وطبقاتها) ، و ص ۳۴۸ (الفصل العاشر : عوامل دخول النار / إيثار الدنيا على الآخرة) .

.


1) .. الكافي : ج ۲ ص ۲۹۵ ح ۷ عن السّكوني ، منية المريد : ص ۳۱۸ كلاهما عن الإمام الصّادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۲۸۷ ح ۷ ؛ تاريخ بغداد : ج ۷ ص ۷۱ الرقم ۳۵۱۷ عن حسّان بن عطية من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .

2) .. الأمالي للصدوق : ص ۳۳۰ ح ۳۹۰ عن سلمة بن خالد عن الإمام الصّادق عن أبيه عليهماالسلام ، المناقب للكوفي : ج ۱ ص ۱۷۹ ح ۱۰۳ عن ابن عبّاس ، روضة الواعظين : ص ۱۷۸ عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۳۵ ص ۲۳۸ ح ۱ .

حديث۵۴۴.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فرشته با خوش‌حالى ، عمل بنده را [به درگاه خدا] بالا مى‌برد و چون كارهاى نيك او را بالا برد ، خداوند مى‌فرمايد : آنها را در سجّين بگذاريد . او اين كارها را براى من انجام نداده است .۵۴۳.المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس : امام على عليه السلام : مرد بخيل ، اندوهناك مى‌ايستدو آتش ، او را به سجّين فرو مى‌افكند .ر . ك : ص ۱۲۱ (فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم / درهاى جهنّم و طبقه‌هاى آن) ، و ص ۳۴۹ (فصل دهم : آنچه به دخول دوزخ مى‌انجامد / برگزيدن دنيا بر آخرت) .

.

. .

توضيحى در باره نام هاى دوزخ
۱ . جهنّم
واژه شناسى «جهنّم»

توضيحى در باره نام‌هاى دوزخاز نگاه قرآن ، تبهكارانى كه از فرمان عقل و ره‌نمودهاى فرستادگان الهى سرپيچى كرده‌اند و فساد و تباهى ، سراسر زندگى آنها را فرا گرفته ، در رستاخيز ، پس از محاسبه و رسيدگى دقيق به پرونده اعمالشان ، در جايگاهى كه انواع عذاب‌هاى غير قابل تصوّر وجود دارد ، مجازات خواهند شد . قرآن ، از اين جايگاه با تعبيرهاى مختلفى ياد كرده است ، مانند :

۱ . جهنّمجهنّم ، معروف‌ترين نام جايگاه مجازات مجرمان در قيامت است .

واژه‌شناسى «جهنّم»واژه‌شناسان در باره ريشه واژه «جهنّم» اختلاف نظر دارند . برخى بر اين باورند كه اين واژه ، عبرانى است و اصل آن ، «كِهِنّام» بوده و با تعريب ، «جهنّم» شده است . (1)برخى ، ريشه عبرانى آن را «جهينوم» يا «جحينوم» دانسته‌اند ، كه محلّى در چهار كيلومترى قدس بوده و زباله‌هاى شهر و لاشه‌هاى حيوانات را در آن‌جا مى‌ريختند و مى‌سوزاندند . (2)برخى اين كلمه را فارسى معرّب مى‌دانند . (3)به تونل زير حمّام كه حرارت در آن مى‌دمند تا زمين حمّام را گرم كند نيز جهنّم مى‌گويند . (4)شايد به دليل مشكوك بودن عربيت اين واژه ، ابن فارس ، آن را در مقاييس اللغة آن را نياورده ؛ اما ابن منظور در وجه تسميه آن مى‌گويد : الجهنام : القعر البعيد ، و بئر جهنّم و جهنام ، بكسر الجيم و الهاء : بعيدة القعر ، و به سمّيت جهنّم لبعد قعرها . (5)جهنام : عمق زياد . چاه جَهْنَم و جِهْنام ، چاهى كه ژرف باشد . جهنّم را به خاطر عمقش به اين نام ناميده‌اند .

.


1) .. ر . ك : تاج العروس : ج ۱۶ ص ۱۲۶ و لسان العرب : ج ۱۲ ص ۱۱۲ و النهاية : ج ۱ ص ۳۲۳ و الإتقان فى علوم القرآن : ج ۱ ص ۳۹۸ و تفسير الآلوسى : ج ۲ ص ۹۶ .

2) .. المفصّل فى تاريخ العرب : ج ۶ ص ۶۷۹ .

3) .. ر . ك : الصحاح : ج ۵ ص ۱۸۹۲ (مادّه «جهنّم») .

4) .. ر . ك : لغت‌نامه دهخدا : ج ۵ ص ۶۹۶۶ (واژه «جهنّم») .

5) .. لسان العرب : ج ۱۲ ص ۱۱۲ (ماده «جهنم») .

واژه «جهنّم» در قرآن و حديث

واژه «جهنّم» در قرآن و حديثواژه «جهنّم» ، هر ريشه‌اى كه داشته باشد ، در قرآن و حديث ، براى تبيين جايگاه مجازات تبهكاران به كار رفته و به نظر مى‌رسد كه عرب پيش از اسلام نيز با اين واژه آشنا بوده است . گفتنى است كه واژه «جهنّم» در قرآن ، ۷۷ بار تكرار شده و در نُه مورد ، مضافٌ إليه «نار» قرار گرفته است و در همه اين موارد ، مقصود از آن جايگاه مجازات تبهكاران در قيامت است ؛ امّا واژه «نار» در قرآن ، كاربردهاى مختلفى دارد كه توضيح خواهيم داد . تكرار اضافه «نار» به «جهنّم» در قرآن ، بيانگر آن است كه «جهنّم» عين «نار» نيست و اين اضافه به اصطلاح ، اضافه بيانيه نيست . از سوى ديگر ، جهنّم داراى معنايى متناسب با «نار» است . از اين رو معناى «بئر بعيدة القعر» كه لسان العرب براى آن ذكر مى‌كند ، تقويت مى‌يابد ، چنان كه احاديثى با تعابيرى از قبيل : «حُفَر النيران» مؤيّد ديگرى براى اين تفسيراند .

.

۲ . جحيم
واژه شناسى «جحيم»

۲ . جحيمدومين نام دوزخ ، «جحيم» است كه لفظا و معنا مشابه نام نخست آن است .

واژه‌شناسى «جحيم»كلمه «جحيم» در لغت ، به معناى آتشى است كه به شدّت برافروخته شده باشد . خليل بن احمد در اين باره مى‌گويد : الجحيم : النار الشديد التأجّج و الالتهاب . و جاحم الحرب : شدّة القتل فى معركتها . (1)جحيم ، آتش تند ، شعله‌ور و سركش است . حاحم الحرب ، به معناى كشتار هولناك در جنگ است . اما جوهرى در تبيين واژه «جحيم» آورده : الجحيم : اسم من اسماء النار وكلّ نارٍ عظيمة في مهواة فهي جحيم ، من قوله تعالى : «قَالُواْ ابْنُواْ لَهُ بُنْيَـنًا فَأَلْقُوهُ فِى الْجَحِيمِ» (2). و الجاحم : المكان الشديد الحرّ . (3)جحيم ، از نام‌هاى آتش است ، وهر آتش زياد داخل گودال را جحيم گويند كه برگرفته از اين سخن خداوند است : گفتند : «براى او خانه‌اى بسازيد و او را در آتشى بزرگ بيندازيد» . جاحم ، جاى بسيار داغ است . به نظر مى‌رسد همان طور كه بسيارى از واژه‌شناسان گفته‌اند ، (4)اصل در معناى «جحيم» ، همان معناى اوّل يعنى آتشى است كه به شدت برافروخته شده و آنچه جوهرى در معناى آن آورده ، يكى از مصاديق آن است .

.


1) .. العين : ج ۳ ص ۸۷ .

2) .. صافّات : آيه ۹۷ .

3) .. الصحاح : ج ۵ ص ۱۸۸۳ .

4) .. ر . ك : العين : ج ۳ ص ۸۷ و النهاية : ج ۱ ص ۲۴۱ و لسان العرب : ج ۱۲ ص ۸۴ و القاموس المحيط : ج ۴ ص ۸۷ .

واژه «جحيم» در قرآن و حديث
۳ . نار
واژه شناسى «نار»

واژه «جحيم» در قرآن و حديثدر قرآن كريم ، واژه «جحيم» ، ۲۶ بار تكرار شده كه ۲۵ بار ، در آتش دوزخ و يك بار در آتشى كه نمروديان افروختند و حضرت ابراهيم عليه السلام را در آن افكندند ، به كار رفته است . در احاديث نيز اين واژه، مكرّر در معناى آتش دوزخ ، به كار رفته است . بنا بر اين ، قرآن و حديث ، اين واژه را در معناى لغوى آن به كار برده‌اند .

۳ . نارسومين نام دوزخ ، «نار» است .

واژه‌شناسى «نار»كلمه «نار» و «نور» از نگاه برخى از واژه‌شناسان عرب ، به يك ريشه مى‌رسند . ابن فارس در اين باره مى‌گويد : النون و الواو و الراء أصل صحيح يدلّ على إضاءة و اضطراب و قلّة ثبات . منه النور و النار ، سمّيا بذلك من طريقة الإضاءة ، و لأنّ ذلك يكون مضطربا سريع الحركة . (1)ن و ر ، يك ريشه صحيح است كه بر روشنى و موج و كم‌ثباتى دلالت مى‌كند . از همين ريشه‌اند نار و نور ، و ناميده شدنشان به اين نام ، از اين روست كه نورافشان‌اند ، و اين از آن جهت است كه موّاج و شتابان‌اند . برخى از پژوهشگران در تبيين رابطه «نار» و «نور» گفته‌اند : إنّ الضوء و الحرارة متلازمان ؛ فإنّهما يتحصّلان من التموّج و الاهتزاز الشديد فى ذرّات الشى‌ء و داخله. فإذا كان النظر إلى جهة الضوء يقال : إنّه نور و يطلق عليه النور ، و إذا لوحظ النظر إلى جهة الحرارة يطلق عليه النار و يناسبها وجود الألف الدالّ على التشعشع و الارتفاع و التلألؤ . (2)روشنى و حرارت ، همراه هميشگى‌اند ، كه از موج و حركت تند در ذرّات و داخل يك شى‌ء به دست مى‌آيند . وقتى به حيث نور آن نگريسته شود ، به آن نور گفته مى‌شود ، و بر آن ، «نور» اطلاق مى‌گردد ، و وقتى كه به حيث گرمايش آن نگريسته شود ، به آن «نار» گفته مى‌شود . و وجود الف د رنار ، كه دلالت بر شعاع و رفعت و برافروختگى دارد ، با آن مناسبت دارد .

.


1) .. معجم مقاييس اللغة : ج ۵ ص ۳۶۸ .

2) .. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم : ج ۱۲ ص ۲۷۹ .

واژه «نار» در قرآن و حديث

واژه «نار» در قرآن و حديثدر قرآن ، كلمه «نار (بدون الف و لام)» و «النار (با الف و لام)» در مجموع ، ۱۴۵ بار تكرار شده است كه در ۱۱۸ مورد ، آتش جهنّم ، دو مورد ، آتش برزخ و ۲۵ مورد ، معانى مختلف آتش دنيا ، مراد است . كاربردهاى آتش در قرآن را بدين سان مى‌توان خلاصه كرد : ۱ . آتش ، به عنوان يكى از نشانه‌هاى توحيد، (1)۲ . آتش ، مبدأ آفرينش جن و شيطان، (2)۳ . آتش ، مبدأ مشاهدات موسى عليه السلام در آغاز نبوّت، (3)۴ . آتشى كه ابراهيم عليه السلام در آن افكنده شد ، (4)۵ . مَثَل زدن به آتش، (5)۶ . آتش جنگ، (6)۷ . آتش گرفتارى‌ها و سختى‌هاى دنيا، (7)۸ . آتش گناه، (8)۹ . آتش برزخ، (9)۱۰ . آتش دوزخ. (10)گفتنى است كه در قرآن ، كلمه «نار» ، هنگامى كه براى آتش دوزخ به كار رفته ، با كلمه «جهنّم» تركيب گرديده است . در احاديث نيز كلمه «نار» مكرّر در آتش دوزخ به كار رفته است .

.


1) .. يس : آيه ۸۰ ، واقعه : آيه ۷۱ .

2) .. اعراف : آيه ۱۲ ، ص : آيه ۷۶ ، الرحمن : آيه ۱۵ ، حجر : آيه ۲۷ .

3) .. قصص : آيه ۲۹ ، طه : آيه ۱۰ ، نمل : آيه ۷ ـ ۸ .

4) .. انبيا : آيه ۶۹ ، عنكبوت : آيه ۲۴ .

5) .. بقره : آيه ۱۷ ، ۲۶۶ .

6) .. مائده : آيه ۶۴ .

7) .. آل عمران : آيه ۱۸۳ .

8) .. بقره : آيه ۱۷۴ ، نساء : آيه ۱۰ .

9) .. غافر : آيه ۴۶ ، الرحمن : آيه ۳۵ .

10) .. بقره : آيه ۱۲۶ و ۱۶۷ و ۱۷۵ و ۲۱۷ و ۲۲۱ و ۲۵۷ و ۲۷۵ و ... .

. .

۴ . سَقَر
واژه شناسى «سَقَر»
واژه «سقر» در قرآن و حديث

۴ . سَقَرچهارمين نام دوزخ ، «سَقَر» است .

واژه‌شناسى «سَقَر»واژه «سقر» در اصل به معناى سوختن و دگرگون شدن به وسيله آتش است . ابن فارِس مى‌گويد : السين و القاف و الراء أصل يدلّ على إحراق أو تلويح بنار ، يقال : سقرتْهُ الشمس ، إذا لوّحته . (1)س ق ر ، ريشه‌اى است كه بر سوزاندن يا داغ كردن با آتش ، دلالت دارد . گفته مى‌شود . «سقرته الشمس»، يعنى آفتاب ، او را داغ كرد . بعضى اين واژه را عربى مى‌دانند و بر اين باورند كه وجه تسميه آتش دوزخ به «سقر» ، اين است كه جسم را ذوب مى‌نمايد؛ (2)ولى برخى ديگر معتقدند كه اين نام ، عجمى است . (3)

واژه «سقر» در قرآن و حديثدر قرآن ، چهار بار كلمه «سقر» به كار رفته (4)و در همه موارد ، مقصود از آن ، آتش دوزخ است . در يكى از اين موارد ، «سقر» چنين تعريف شده است : «وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَا سَقَرُ * لَا تُبْقِى وَ لَا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ . (5)و تو نمى‌دانى «سقر» چيست ؟ [آتشى است كه] نه چيزى را باقى مى‌گذارد و نه چيزى را رها مى‌سازد» .اين تعريف ، نشان مى‌دهد كه در نام‌گذارى دوزخ به «سقر» ، ريشه لغوى آن مورد توجّه بوده است . با عنايت به اين كه آيات ياد شده ، بيانگر جايگاه يكى از سران شرك و كفر يعنى وليد بن مغيره است ، مى‌توان گفت : «سقر» در دوزخ ، نام جايگاهى است كه عذاب آن ، بيش از ساير مكان‌هاى دوزخ است . به اين معنا در شمارى از احاديث ، تصريح شده است . (6)

.


1) .. معجم مقاييس اللغة : ج ۳ ص ۸۶ .

2) .. ر . ك : النهاية : ج ۲ ص ۳۷۷ ، لسان العرب : ج ۴ ص ۳۷۲ .

3) .. ر . ك : الصحاح : ج ۲ ص ۶۸۷ .

4) .. قمر : آيه ۴۸ ، مدّثر : آيه ۲۶ و ۲۷ و ۴۲ .

5) .. مدّثر : آيه ۲۷ ـ ۲۹ .

6) .. ر . ك : ص ۳۱ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ / سقر) .

۵ . سعير
واژه شناسى «سعير»

۵ . سعيرپنجمين نام دوزخ ، «سعير» است .

واژه‌شناسى «سعير»اين واژه در اصل به معناى افروخته شدن چيزى و بالا آمدن آن است . بدين جهت به آتشى كه زبانه مى‌كشد و بالا مى‌آيد ، «سعير» گفته مى‌شود . ابن فارس مى‌گويد : السين و العين و الراء أصل واحد يدلّ على اشتعال الشى‌ء و اتّقاده و ارتفاعه . من ذلك السعير سعير النار . (1)س ع ر ، ريشه‌اى است كه بر شعله كشيدن ، آتش زدن و بالا رفتن دلالت دارد . از همين واژه است سعير النار (شعله آتش) .

.


1) .. معجم مقاييس اللغة : ج ۳ ص ۷۵ (مادّه «سعر») .

واژه «سعير» در قرآن و حديث
۶ . حُطَمه
اشاره

واژه «سعير» در قرآن و حديثدر قرآن ، واژه «سعير» ، شانزده بار (1)و واژه «سُعِّرتْ» ، يك بار آمده است . در قرآن ، واژه «سعير» گاهى در توصيف آتش دوزخ ، به كار رفته است مانند : «مَّأْوَلـهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا . (2)جايگاهشان دوزخ است . هر زمان آتش آن فرو نشيند ، شعله تازه‌اى بر آنان مى‌افزاييم !» .ولى قرار گرفتن اين واژه در برابر «جنّت (بهشت)» مانند : «فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ . (3)گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزان‌اند» .و تعبير «أصحاب السعير» (4)در چند آيه ديگر ، قرينه‌اند كه «سعير» علاوه بر معناى وصفى ، يكى از نام‌هاى دوزخ نيز هست . در احاديث نيز از دوزخ با عنوان «سعير» ياد شده است ، مانند : «حرّ السعير» و «عذاب السعير» . (5)

۶ . حُطَمهششمين نام دوزخ «حُطَمه» است .

.


1) .. با مشتقات آن ، نوزده مرتبه مى‌شود : سُعُر ، دو مرتبه و سُعّرت يك مرتبه و سعير ، شانزده مرتبه .

2) .. اسرا : آيه ۹۷ .

3) .. شورا : آيه ۷ .

4) .. فاطر : آيه ۶ ، ملك : ۱۰ ـ ۱۱ .

5) .. ر . ك : ص ۲۷ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ / سعير «آتش پرشراره») .

واژه شناسى «حُطَمه»
واژه «حُطَمه» در قرآن و حديث

واژه‌شناسى «حُطَمه»حطمه ، صيغه مبالغه است از مادّه «حطم» به معناى در هم شكستن . از اين رو به سال‌هاى قحطى ، «حُطْمه (بر وزن لقمه)» گفته مى‌شود ؛ زيرا همه چيز را در هم مى‌شكند . نيز به محلّى از اطراف كعبه كه ميان حجر الأسود و درِ خانه واقع شده ، «حطيم» گفته مى‌شود ؛ زيرا در اثر ازدحام و فشار مردم ، گويا استخوان‌ها در هم مى‌شكند . ابن فارس در اين باره آورده است : الحاء و الطاء و الميم أصل واحد ، و هو كسر الشيء . يقال : حطمت الشيء حطما : كسرته ... و الحطمة : السنة الشديدة ، لأنّها تحطم كلّ شى‌ء . (1)ح ط م ، يك ريشه است و آن ، شكستن چيزى است . گفته مى‌شود : «حطمتُ الشى‌ء حطما» ، يعنى : آن را شكستم . حُطمه ، به معناى قحطى شديد است ؛ چون همه چيز را در هم ، مى‌شكند . بنا بر اين ، نام‌گذارى دوزخ به «حُطمه» بدين جهت است كه آتش دوزخ ، همه چيز را در هم مى‌شكند و متلاشى مى‌سازد .

واژه «حُطَمه» در قرآن و حديثواژه «حطمه» دو بار در سوره هُمَزه، تكرار شده است . قرآن در توضيح اين نام ، اوّلاً براى تصوير مبالغه و بيان عظمت آن ، «نار (آتش)» را به «اللّه» اضافه مى‌كند و ثانيا از ويژگى‌هاى آن مى‌گويد كه : آتشى است كه نه تنها ظاهر جسم ، بلكه جان و دل را هم مى‌سوزاند : «وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْـ?دَةِ . (2)و تو چه مى‌دانى «حطمه» چيست ؟ ! آتش برافروخته خداوند است . كه به دل‌ها مى‌رسد» .اين بيان ، مؤيّد آن است كه در كاربرد واژه «حطمه» براى دوزخ معناى لغوى آن ، مورد توجّه بوده ؛ چرا كه آتش دوزخ تا اعماق جان انسانِ تبهكار نفوذ مى‌كند و آن را در هم مى‌شكند . در حديثى آمده است كه آتش دوزخ ، علاوه بر اين كه دوزخيان را به شدّت در هم مى‌شكند و خرد مى‌كند ، خودِ پاره‌ها و توده‌هاى آتش نيز يكديگر را در هم مى‌شكنند . متن حديث چنين است : تُعرَضُ لِلنّاسِ جَهَنَّمُ كَأَنَّها سَرابٌ يَحطِمُ بَعضُها بَعضا . (3)دوزخ ، چونان سرابى كه شعله‌هاى آن بر يكديگر فرو مى‌كوبند ، بر مردم نمايان مى‌شود . سيّد رضى در توضيح اين حديث مى‌گويد : اين گفته، مَجاز است ؛ زيرا منظور پيامبر خدا ـ كه درود و سلام بر او باد ـ شدّت شعله و در هم پيچيدن زبانه‌اش است، چنان كه گويى بخش‌هايى از آن، بخش‌هاى ديگر را در هم مى‌كوبد ؛ يعنى خرد مى‌كند و مى‌شكند. «حَطْم» به معناى شكستن است. احتمال هم دارد كه مراد ، اين باشد كه جهنّم، تن عذاب شوندگان را در هم مى‌شكند و آنها را جزئى از جهنّم قرار مى‌دهد ؛ زيرا آنان مدام در آن ماندگارند و از آن بيرون نمى‌آيند. (4)

.


1) .. معجم مقاييس اللغة : ج ۲ ص ۷۸ (ماده «حطم») .

2) .. همزه : آيه ۵ ـ ۷ .

3) .. ر . ك : ص ۲۹ ح ۱۳ .

4) .. المجازات النبويّة : ص ۱۰۹ ح ۷۰ .

. .

۷ . هاويه
واژه شناسى «هاويه»
واژه «هاويه» در قرآن و حديث

۷ . هاويههفتمين نام دوزخ ، «هاويه» است .

واژه‌شناسى «هاويه»اين واژه در اصل ، از مادّه «هوى» به معناى افتادن به پايين و سقوط كردن از بلندى است . ابن فارس مى‌گويد : الهاء و الواو و الياء : أصل صحيح يدلّ على خلوّ و سقوط ... و يقال : هوى الشيء يهوى : سقط . و هاوية : جهنّم ، لأنّ الكافر يهوى فيها . و الهاوية : كلّ مهواة ، و الهوّة : الوهدة العميقة . (1)ه و ى ، ريشه صحيحى است كه بر رها شدن و فرو افتادن ، دلالت مى‌كند . گفته مى‌شود : «هوى الشى‌ء يهوى» ، يعنى : سقوط كرد . هاويه جهنّم ، براى اين است كه كافر در آن ، سقوط مى‌كند . هاويه ، به هر گودالى گفته مى‌شود . هوّه ، گودال عميق است . بنا بر اين ، ناميده شدن جهنّم به «هاويه» ، بِدان جهت است كه تبهكاران در چنين جايگاه عميق و خطرناكى سقوط مى‌كنند .

واژه «هاويه» در قرآن و حديثواژه «هاويه» تنها يك بار در قرآن آمده است : «وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِينُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ * وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَاهِيَهْ * نَارٌ حَامِيَةُ . (2)و امّا كسى كه ترازوهايش سبُك است ، پناهگاهش «هاويه» است ! و تو چه مى‌دانى «هاويه» چيست ؟! آتشى است سوزان !» .كلمه «اُمّ» در اين آيه ، به معناى جايگاه و قرارگاه است. (3)بنا بر اين ، معناى آيه ، اين است كه جايگاه كسانى كه اعمال نيك آنان وزن و ارزشى ندارد ، پرتگاه سوزان و عميق دوزخ است. گفتنى است كه از برخى احاديث نيز استفاده مى‌شود كه در نام‌گذارى جهنّم به «هاويه» ، عميق بودن دوزخ و سقوط دوزخيان در آن ، مورد عنايت بوده است . (4)

.


1) .. معجم مقاييس اللغة : ج ۶ ص ۱۵ .

2) .. قارعه ، آيه ۸ ـ ۱۱ .

3) .. ر . ك : الصحاح : ج ۶ ص ۲۵۳۹ .

4) .. ر . ك : ص ۳۷ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ / هاويه «سياه چال») .

۸ . لَظى
واژه شناسى «لظى»

۸ . لَظىهشتمين نام دوزخ ، «لَظى» است .

واژه‌شناسى «لظى»برخى از واژه‌شناسان ، اين واژه را به زبانه و شعله خالص آتش ، تفسير كرده‌اند و برخى از آنان ، آن را به معناى آتش مى‌دانند . خليل بن احمد فراهيدى مى‌گويد : لظى : هو اللهب الخالص . (1)لظى ، شعله ناب (بدون دود) است . امّا ابن منظور مى‌گويد : اللظى : النار ، و قيل : اللهب الخالص ... و لظى : اسم جهنّم ، نعوذ باللّه منها ، غير مصروف ، و هى معرفة لا تنوّن و لا تنصرف للعلميّة و التأنيث ، و سمّيت بذلك لأنّها أشدّ النيران . (2)لظى ، آتش است و گفته شده شعله خالص است . لظى ، نام جهنّم است كه از آن به خدا پناه مى‌بريم . اين كلمه ، غير منصرف است و تنوين نمى‌گيرد . غير منصرف بودنش به خاطر علم بودن و مؤنّت بودن است . ناميده شدن دوزخ به «لظى» ، به سبب سخت‌ترين آتش بودن آن است . بنا بر اين ، از نظر واژه‌شناسى ، كلمه «لظى» اگر با تنوين بيايد ، صفت آتش است ؛ ولى اگر بدون تنوين بيايد ، نام عام و يا نام خاصّ آن است . البته از بعضى احاديث استفاده مى‌شود كه لظى ، نام يكى از دركات جهنّم است . (3)

.


1) .. العين : ج ۸ ص ۱۶۹ (مادّه «لظى») .

2) .. لسان العرب : ج ۱۵ ص ۲۴۸ (مادّه «لظى»).

3) .. ر . ك : ص ۳۷ ح ۲۲ .

واژه «لظى» در قرآن و حديث

واژه «لظى» در قرآن و حديثواژه «لظى» ، تنها يك بار در قرآن آمده است : «كَلَا إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى . (1)نه چنين است! آن ، شعله‌هاى سوزان آتش است . بر كَننده پوست سر و اندام است» .مرجع ضمير «إنّها» در اين آيه ، اگر «نار» (2)باشد ، «لظى» معناى وصفى آن را در بر دارد و ديگر ، نام دوزخ نخواهد بود ، مانند : «فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى . (3)و من شما را از آتشى كه زبانه مى‌كشد ، بيم مى‌دهم» .امّا اگر ضمير «إنّها» ضمير مبهم و يا ضمير قصّه باشد ـ چنان كه بسيارى از واژه‌شناسان (4)و مفسّران (5)گفته‌اند ـ ، «لظى» نامى از نام‌هاى دوزخ است . گفتنى است كه برخى از احاديث نيز اين معنا را تأييد مى‌نمايد . (6)

.


1) .. معارج : آيه ۱۵ ـ ۱۶ .

2) .. در تفسير الكشّاف ، در باره مرجع اين ضمير آمده : «و الضمير للنار و لم يجرلها ذكر ، لأنّ ذكر العذاب دلّ عليها . ويجوز أن يكون ضميرا مبهما ترجم عنه الخبر ، أو ضمير القصة» مرجع ضمير ، نار است . اين كه از نار ، اسم برده نشده ، براى اين است كه عذاب ذكر شده ، بر آن ، دلالت مى‌كند . اين هم درست است كه گفته شود : ضمير مبهم است و خبر ، حكايتگر آن است . نيز ممكن است ضمير قصّه باشد (الكشّاف : ج ۶ ص ۲۰۷) .

3) .. ليل : آيه ۱۴ .

4) .. ر . ك : العين : ج ۸ ص ۱۶۹ و الصحاح : ج ۶ ص ۲۴۸۲ و النهاية : ج ۴ ص ۲۵۴ و لسان العرب : ج ۱۵ ص ۲۴۸ و القاموس المحيط : ج ۴ ص ۳۸۶ و مجمع البحرين : ج ۴ ص ۱۲۲ (مادّه «لظى») .

5) .. ر . ك : التبيان فى تفسير القرآن : ج ۱۰ ص ۱۱۷ و تفسير غريب القرآن : ص ۶۵ و تفسير الطبرى : ج ۱۴ الجزء ۲۹ ص ۷۴ و تفسير السمرقندى : ص ۴۷۲ .

6) .. ر . ك : ص ۳۵ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ / لظى «آتشِ زبانه‌كِش») .

۹ . اَثام
واژه شناسى «اَثام»

۹ . اَثامنهمين نام دوزخ ، «اَثام» است .

واژه‌شناسى «اَثام»اين واژه از ريشه «إثم» به معناى گناه است و «اَثام» ، به معناى كيفر گناه است . خليل بن احمد مى‌گويد : و الأثام فى جملة التفسير : عقوبة الإثم . (1)اثام در تفاسير ، كيفر گناه ، معنا شده است . همچنين ابن منظور مى‌نويسد : و الأثام جزاء الإثم . (2)اَثام ، كيفر گناه است . از اين رو ، دوزخ را مى‌توان «اَثام» ناميد ؛ زيرا جايگاه كيفر گنهكاران است .

.


1) .. العين : ج ۸ ص ۲۵۰ (مادّه «أثم») .

2) .. لسان العرب : ج ۱۲ ص ۶ (مادّه «أثم») .

واژه «اَثام» در قرآن و حديث

واژه «اَثام» در قرآن و حديثدر قرآن ، يك بار كلمه «اثام» آمده است : «وَ الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَـهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إِلَا بِالْحَقِّ وَ لَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ يَلْقَ أَثَامًا . (1)و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‌خوانند و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده ، جز به حق نمى‌كُشند و زنا نمى‌كنند ، و هر كس چنين كند ، مجازات سختى خواهد ديد !» .مفسّران غالبا همانند واژه‌شناسان ، «أثام» را به كيفر گناه ، تفسير كرده‌اند؛ (2)امّا يكى از آنان اين واژه را به وادى‌اى در جهنّم تفسير كرده است ، (3)اين معنا از ابن عمر ، قتاده ، مجاهد ، عكرمه و سعيد بن جبير نيز گزارش گرديده است. (4)برخى نيز اين واژه را نامى از نام‌هاى دوزخ دانسته‌اند . (5)

.


1) .. فرقان : آيه ۶۸ .

2) .. ر . ك : التبيان فى تفسير القرآن : ج ۷ ص ۵۰۸ و مجمع البيان : ج ۶ ص ۴۳۲ و ج ۷ ص ۳۰۸ و تفسير الطبرى : ج ۱۱ الجزء ۱۹ ص ۴۰ و تفسير ابن كثير : ج ۳ ص ۳۳۹ .

3) .. تفسير القمّى : ج ۲ ص ۱۱۶ ـ ۱۱۷ .

4) .. ر . ك : بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۵۵ و تفسير ابن أبى حاتم : ج ۸ ص ۲۷۳۰ .

5) .. ر . ك : تفسير البحر المحيط : ج ۶ ص ۴۷۲ .

۱۰ . سجّين
واژه شناسى «سجّين»
واژه «سجّين» در قرآن و حديث

۱۰ . سجّيندهمين نام دوزخ ، «سجّين» است .

واژه‌شناسى «سجّين»اين واژه ، صيغه مبالغه از مادّه «سجن» به معناى زندان است . بنا بر اين ، «سجّين» جايگاه ابدى تبهكاران است كه به دليل وجود انواع عذاب‌ها در آن ـ كه قابل مقايسه با سخت‌ترين زندان‌هاى دنيوى نيست ـ ، چنين ناميده شده است . ابن منظور مى‌گويد : سجّين : فِعّيل من السجن ، و السجّين : السجن . و سجّين : وادٍ فى جهنّم ، نعوذ باللّه منها ، مشتقٌّ من ذلك . (1)سجّين ، صيغه مبالغه از «سجن» است . سجّين ، همان سجن (زندان) است . سجّين ، وادى‌اى در جهنّم ـ كه از آن به خدا پناه مى‌بريم ـ ، از همين ريشه مشتق شده است . راغب اصفهانى نيز اين واژه را چنين معنا كرده است : و السجّين : اسم لجهنّم بإزاء عِلّيّين ، و زيد لفظه تنبيها على زيادة معناه . (2)سجّين ، نامى است براى جهنّم در برابر علّيّين . بر اصل آن، براى توجّه به زيادت معنايش [حروفى] افزوده شده است .

واژه «سجّين» در قرآن و حديثدر قرآن ، اين واژه دو بار به كار رفته است : «كَلَا إِنَّ كِتَـبَ الْفُجَّارِ لَفِى سِجِّينٍ * وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَا سِجِّينٌ . (3)نه چنين است [كه آنها مى‌پندارند]! به يقين ، نامه اعمال بدكاران ، در «سجّين» است ، و تو چه مى‌دانى كه «سجّين» چيست ؟!» .كلمه «كتاب» در اين آيه ، به معناى مكتوب است . البتّه نه به معناى نوشته چيزى با قلم در كاغذ ؛ بلكه به معناى قضاى حتمى الهى است ، بدين معنا كه سرنوشت قطعى تبهكاران ، زندانى ابدى است كه به دليل وجود انواع سختى‌ها در آن ، قابل توصيف نيست . بنا بر اين ، آيه «وَ مَآ أَدْرَلـكَ مَا سِجِّينٌ» ، تأكيد بر اين است كه عذاب‌هاى زندان دوزخ ، فوق ادراك و توصيف اند . (4)برخى از روايات نيز به همين معنا اشاره دارند . (5)

.


1) .. لسان العرب : ج ۱۳ ص ۲۰۳ (مادّه «سجن») .

2) .. مفردات ألفاظ القرآن : ص ۳۹۹ (مادّه «سجن») .

3) .. مطفّفين : آيه ۷ ـ ۸ .

4) .. ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ۲۰ ص ۲۳۱ ـ ۲۳۲ .

5) .. ر . ك : ص ۱۲۱ (فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم) .

چند نظريّه در باره نام هاى دوزخ
۱ . اشاره به ويژگى هاى دوزخ

چند نظريّه در باره نام‌هاى دوزخدر تبيين و تحليل نام‌هاى دوزخ ، چند نظريّه و يا احتمال وجود دارد :

۱ . اشاره به ويژگى‌هاى دوزخبسيارى از واژه‌شناسان و مفسّران ، هر يك از نام‌هاى دوزخ را اشاره به بُعدى از ابعاد و ويژگى‌اى از ويژگى‌هاى دوزخ مى‌دانند . مثلاً دوزخ ، «جهنّم» ناميده مى‌شود ؛ چون آتش آن به سختى بر انسان حمله مى‌كند ، يا اين كه از عمق زيادى برخوردار است، (1)يا «جحيم» ناميده مى‌شود ؛ چون به شدّت، افروخته است، (2)يا «لظى» ناميده مى‌شود ؛ چون زبانه مى‌كشد، (3)يا «سقر» ناميده مى‌شود ؛ چون چهره را دگرگون مى‌نمايد، (4)يا «حطمه» ناميده مى‌شود؛ چون همه چيز را در هم مى‌شكند و در عمق جان نفوذ مى‌كند، (5)يا «هاويه» ناميده مى‌شود؛ چون تبهكاران در عمق آن سقوط مى‌نمايند (6)و يا ... .

.


1) .. ر . ك : القاموس الفقهى : ص ۷۲ و مجمع البيان : ج ۲ ص ۲۴۸ و عمدة القارى : ج ۵ ص ۲۰ و تفسير السمعانى : ج ۶ ص ۹ و النهاية : ج ۱ ص ۳۲۳ و تاج العروس : ج ۱۶ ص ۱۲۶ و لسان العرب : ج ۱۲ ص ۱۱۲.

2) .. ر . ك : مفردات الفاظ القرآن : ص ۸۸ و الميزان فى تفسير القرآن : ج ۵ ص ۲۳۸ و رسائل الشريف المرتضى : ج ۴ ص ۱۳۴ و معجم لغة الفقهاء : ص ۱۶۰ و تفسير البيضاوى : ج ۵ ص ۱۹ .

3) .. ر . ك : شرح اُصول الكافى : ج ۲ ص ۱۶۶ و الصحاح : ج ۶ ص ۲۴۸۲ و تفسير الفخر الرازى : ج ۳۱ ص ۲۰۳ و العين : ج ۸ ص ۱۶۹ .

4) .. ر . ك : التبيان فى تفسير القرآن : ج ۱۰ ص ۱۸۰ و ۱۸۶ و الأمثل فى كتاب اللّه المنزل : ج ۱۷ ص ۳۴۵ و مفردات ألفاظ القرآن : ص ۲۳۵ .

5) .. ر . ك : فتح البارى : ج ۸ ص ۵۶۱ و تفسير الطبرى : ج ۵ الجزء ۳۰ ص ۲۹۴ و تفسير الرازى : ج ۳۲ ص ۹۴ و الصحاح : ج ۵ ص ۱۹۰۱ و مجمع البيان : ج ۸ ص ۳۹۲ .

6) .. ر . ك : تفسير الطبرى : ج ۱۵ الجزء ۳۰ ص ۲۸۲ و تفسير السمرقندى : ج ۳۰ ص ۵۸۶ و الصحاح : ج ۶ ص ۲۵۳۹ و معجم مقاييس اللغة : ج ۶ ص ۱۵ .

۲ . اشاره به طبقات دوزخ

۲ . اشاره به طبقات دوزخنظريّه ديگر ، اين است كه شمارى از نام‌هاى ياد شده ، به طبقات دوزخ اشاره دارند، (1)چنان كه در حديثى از امام على عليه السلام آمده است : إنَّ جَهَنَّمَ لَها سَبَعَةُ أَبوابٍ أَطباقٍ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ ـ و وَضَعَ إحدى يَدَيهِ عَلى الاُخرى ، فَقالَ : هَكَذا ـ و إنَّ اللّه‌َ وَضَعَ الجِنانَ عَلى العَرضِ ، و وَضَعَ النِّيرانَ بَعضَها فَوقَ بَعضٍ ، فأَسفَلُها جَهَنَّمُ ، و فَوقُها لَظى ، و فَوقُها الحُطَمَةُ ، و فَوقُها سَقَرُ ، و فَوقُها الجَحِيمُ ، و فَوقُها السَّعِيرُ ، و فَوقُ‌ها الهاوِيَةُ . (2)ـ آن حضرت دستانش را بر روى هم گذاشت و فرمود : اين گونه ـ خداوند باغ‌هاى بهشت را در كنار هم قرار داد ، ولى عذاب‌هاى آتش را بر روى هم . طبقه زيرين آن ، جهنّم است . بالاى آن ، لظى است . بالايش حطمه و بر بالاى آن ، جحيم و بر روى آن ، سعير و بالاى آن ، هاويه است . بنا بر اين روايت ، درهاى دوزخ هماهنگ با طبقات آن است ، بدين معنا كه براى هر طبقه ، درب ويژه‌اى است . اين معنا در احاديث ديگر (3)نيز آمده است . البتّه طولى بودن طبقات جهنّم و عرضى بودن طبقات بهشت در اين حديث ، مؤيّدى ندارد و با توجّه به ضعف سند آن ، چيزى را نمى‌تواند اثبات كند .

.


1) .. ر . ك : مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۱۸۱ .

2) .. مجمع البيان : ج ۶ ص ۵۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۴۵ .

3) .. ر . ك : ص ۱۲۱ (فصل پنجم : ويژگى‌ها جهنّم / درهاى جهنّم و طبقه‌هاى آن) .

۳ . اشاره به درهاى دوزخ
۴ . اشاره به مكان هاى خاصّى در دوزخ

۳ . اشاره به درهاى دوزخاحتمال سوم ، اين است كه نام‌هاى ياد شده به درهاى دوزخ اشاره دارند ، بدين معنا كه درهاى هفتگانه دوزخ كه در قرآن آمده، (1)به اين نام‌ها ، ناميده شده‌اند . (2)

۴ . اشاره به مكان‌هاى خاصّى در دوزخشمارى از احاديث ، دلالت دارند كه برخى از نام‌هاى ياد شده ، مانند «سعير» (3)و «سقر» (4)، نام درّه‌هاى خاصّى در دوزخ‌اند . با توجّه به اين احاديث ، مى‌توان گفت برخى از نام‌هايى كه توضيح داده شدند، نام همه دوزخ و برخى از نام‌ها ، نام نقاط خاصّى از آن هستند ، چنان كه در دوزخ ، نقاط ديگرى نيز به نام‌هاى «حصينه» ، (5)«هبهب»، (6)«غسّاق»، (7)«صعدى» ۸ و ... وجود دارد . گفتنى است كه موارد ياد شده ، احتمالاتى هستند كه نمى‌توانند چيزى را اثبات كنند . بنا بر اين ، اظهار نظر قطعى در مورد چگونگى نام‌هاى دوزخ ، ممكن نيست . آنچه به ذهن نزديك‌تر مى‌رسد ، اين است كه شمارى از نام‌هاى ياد شده ، نام دوزخ و شمارى ، اوصاف آن‌اند ، چنان كه ناميده شدن بخش‌هايى از دوزخ به نام‌هايى كه بدانها اشاره شد ، بعيد نيست .

.


1) .. حجر : آيه ۴۴ .

2) .. ر . ك : فيض القدير : ج ۲ ص ۶۳۹ و التبيان فى تفسير القرآن : ج ۹ ص ۴۶۰ و مجمع البيان : ج ۹ ص ۳۲۴ و تفسير مقاتل بن سليمان : ج ۳ ص ۴۱۸ .

3) .. ر . ك : ص ۲۷ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ / سعير «آتش پرشراره») .

4) .. ر . ك : ص ۵۷۷ ح ۸۶۸ .

5) .. ر . ك : ص ۵۷۷ ح ۸۶۹ .

6) .. ر . ك : ص ۵۷۷ ح ۸۷۰ .

7) .. ر . ك : ص ۵۷۳ ح ۸۶۰ .

. .

الفَصلُ الثّاني: خلقة نار جهنم۲ / ۱حِكمَةُ خَلقِ جَهَنَّمَ۴۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ خَلَقَ الجَنَّةَ ثَوابا لِأَوليائِهِ ، فَحَفَّها بِالجودِ وَالكَرَمِ ، وخَلَقَ النّارَ عِقابا لِأَعدائِهِ ، فَحَفَّها بِاللَّؤمِ وَالبُخلِ . (1)۴۶۵.عدّة الداعي : إحياء علوم الدين : فِي الخَبَرِ : خَلَقَ اللّه‌ُ تَعالى جَهَنَّمَ مِن فَضلِ رَحمَتِهِ سَوطا يَسوقُ اللّه‌ُ بِهِ عِبادَهُ إلى الجَنَّةِ . (2)۲ / ۲مَخلُوقِيَّةُ جَهَنَّمَ الآنَالكتاب«يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكَافِرِينَ» . (3)

«وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّى وَلَا تَفْتِنِّى أَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكَافِرِينَ» . (4)

«وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى» . (5)

.


1) .مستدرك الوسائل : ج ۱۵ ص ۲۵۹ ح ۱۸۱۷۷ نقلاً عن كتاب الأخلاق .

2) .احياء علوم الدين : ج ۴ ص ۲۲۰ ؛ المحجّة البيضاء : ج ۷ ص ۲۶۲ .

3) .العنكبوت : ۵۴ .

4) .التوبة : ۴۹ .

5) .النازعات : ۳۶ .

فصل دوم : آفرينش آتش جهنّم
۲ / ۱ حكمت آفرينش جهنّم
۲ / ۲ جهنّم ، هم اكنون آفريده شده است

فصل دوم : آفرينش آتش جهنّم۲ / ۱حكمت آفرينش جهنّم۴۵۵.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، بهشت را پاداشى براى دوستانش قرار داد و آن را در ميان بخشندگى و آقايى نهاد ، و دوزخ را كيفرى براى دشمنانش قرار داد و آن را در ميان پستى و بخل قرار داد .۴۵۴.الإمام عليّ عليه السلام : إحياء علوم الدين: در خبر است كه: «خداى بزرگ ، جهنّم را از فزونىِ رحمت خويش ، به سان تازيانه‌اى آفريد كه با آن ، بندگانش را سوى بهشت براند».۲ / ۲جهنّم ، هم‌اكنون آفريده شده استقرآن«و شتاب‌زده از تو عذاب مى‌خواهند ، حال آن كه جهنّم ، كافران را در ميان گرفته است».

«و از آنان كسى است كه مى‌گويد: «مرا اجازه[ى ماندن] ده و به فتنه‌ام مينداز» . هان! آنان خود به فتنه افتاده‌اند و بى ترديد ، دوزخ ، كافران را در ميان دارد».

«و دوزخ بر هر كه ببيند ، آشكار مى‌گردد».

.

الحديث۴۴۶.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الجَنَّةُ أقرَبُ إلى أحَدِكُم مِن شِراكِ نَعلِهِ ، وَالنّارُ مِثلُ ذلِكَ . (1)۴۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : اِعلَموا أنَّ الجَنَّةَ وَالنّارَ أقرَبُ إلى أحَدِكُم مِن شِراكِ نَعلِهِ ؛ مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَيرا يَرَهُ ، ومَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ شَرّا يَرَهُ . (2)۴۴۴.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : جَهَنَّمُ تُحيطُ بِالدُّنيا ، وَالجَنَّةُ مِن وَرائِها ؛ فَلِذلِكَ صارَ الصِّراطُ عَلى جَهَنَّمَ طَريقا إلَى الجَنَّةِ . (3)ع : ج ۱ ص ۵۰ (القسم الأوّل : الجنّة / الفصل الثانى : خلقة الجنة) .

۲ / ۳يَومُ خَلقِ جَهَنَّمَ۴۴۰.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ عز و جل خَلَقَ النّارَ يَومَ الأَربِعاءِ ، فَأَوجَبَ صَومَهُ لِيُتَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النّارِ . (4)۴۳۹.الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : تَوَقَّوُا الحِجامَةَ يَومَ الأَربِعاءِ ، وَالنّورَةَ ؛ فَإِنَّ يَومَ الأَربِعاءِ يَومُ نَحسٍ مُستَمِرٍّ ، وفيهِ خُلِقَت جَهَنَّمُ . (5).


1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۸۰ ح ۶۱۲۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۳۲ ح ۳۶۶۷ و ص ۸۷ ح ۳۹۲۳ و ص ۱۴۷ ح ۴۲۱۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۴۳۶ ح ۶۶۱ ، السنن الكبرى : ج ۳ ص ۵۱۴ ح ۶۵۰۴ ، تاريخ دمشق : ج ۸ ص ۳۹۲ ح ۲۲۴۹ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۱۶ ح ۲۶۱۳ كلّها عن ابن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۶ ح ۴۳۰۵۵ .

2) .الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۵۹۷ نقلاً عن ابن مردويه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۹۳۶ ح ۴۳۶۰۷ نقلاً عن الثقفي في الأربعين وأبي القاسم بن بشران في أماليه وكلاهما عن ابن عبّاس .

3) .تاريخ بغداد : ج ۲ ص ۲۹۱ الرقم ۷۷۴ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۱۴ ح ۲۶۰۰ كلاهما عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۳۸۵ ح ۳۹۰۲۸ .

4) .الكافي : ج ۴ ص ۹۳ ح ۱۰ ، ثواب الأعمال : ص ۱۰۵ ح ۵ كلاهما عن حريز عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۹۷ ص ۱۰۱ ح ۲۶ .

5) .الخصال : ص ۳۸۷ ح ۷۶ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام و ص ۶۳۷ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۲۵ وفيه «ويوم الجمعة» بدل «والنورة» ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۱۱۶ ح ۱ .

۲ / ۳ روز آفرينش جهنّم

حديث۴۳۷.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهشت به هر يك از شما ، از بند كفشش نزديك‌تر است . آتش نيز چنين است.۴۳۶.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدانيد كه بهشت و دوزخ ، به هر يك از شما از بند كفشش نزديك‌تر است. هر كس به وزن ذرّه‌اى نيكى كند ، آن را مى‌بيند و هر كس به وزن ذرّه‌اى بدى كند ، آن را مى‌بيند .۴۳۵.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جهنّم ، دنيا را در ميان گرفته و بهشت در پسِ آن است . از همين رو ، [پل] صراط بر روى دوزخ نهاده شده تا راهى به سوى بهشت باشد .ر . ك : ج ۱ ص ۵۱ (فصل دوم : آفرينش بهشت) .

۲ / ۳روز آفرينش جهنّم۴۳۱.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : خداى عز و جل ، آتش [دوزخ] را در روز چهارشنبه آفريد . پس روزه گرفتن در اين روز را واجب فرمود تا از آتش ، بدان پناه آورند .۴۳۰.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : در روز چهارشنبه ، از حجامت كردن و نوره كشيدن خوددارى كنيد؛ زيرا روز چهارشنبه ، روزى است كه پيوسته شوم است و دوزخ نيز

در اين روز آفريده شده است.

.

۴۲۹.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله سُئِلَ عَن صَومِ خَميسَينِ بَينَهُما أربِعاءٌ ، فَقالَ : أمَّا الخَميسُ فَيَومٌ تُعرَضُ فيهِ الأَعمالُ ، وأمَّا الأَربِعاءُ فَيَومٌ خُلِقَت فيهِ النّارُ ، وأمَّا الصَّومُ فَجُنَّةٌ مِنَ النّارِ . (1)۳۹۶.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : خُلِقَتِ يَومَ الثَّلاثاءِ النّارُ ، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «انطَـلِقُواْ إِلَى مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ * انطَـلِقُواْ إِلَى ظِـلٍّ ذِى ثَلَاثِ شُعَبٍ * لَا ظَـلِيلٍ وَ لَا يُغْنِى مِنَ اللَّهَبِ» (2). (3).


1) .الكافي : ج ۴ ص ۹۴ ح ۱۱ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۸۳ ح ۱۷۹۰ كلاهما عن عبداللّه بن سنان ، الخصال : ص ۳۹۰ ح ۸۱ عن الأحول ، الدروع الواقية : ص ۵۸ وليس فيها «النار» ، ثواب الأعمال : ص ۱۰۵ ح ۴ ، بحارالأنوار : ج ۵۹ ص ۴۵ ح ۱۱ .

2) .المرسلات : ۲۹ ـ ۳۱ .

3) .الخصال : ص ۳۸۳ ح ۶۱ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۰۷ ح ۶۹ .

۳۹۷.الإمام عليّ عليه السلام : امام صادق عليه السلام : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره روزه دو پنج‌شنبه و چهارشنبه ميان آنها (1)سؤال شد . فرمود: «پنج‌شنبه روزى است كه در آن ، اعمال عرضه مى‌شوند. (2)چهارشنبه روزى است كه در آن روز ، دوزخ آفريده شد . روزه هم يك سپر [در برابر آتش ]است» .۳۹۸.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : دوزخ در روز سه‌شنبه آفريده شده است ؛ همان چيزى كه خداى عز و جل درباره‌اش مى‌فرمايد: «برويد به سوى آنچه دروغش مى‌شمرديد. برويد به سوى آن دود سه شاخه . نه سايه‌دار است و نه از شعله[ى آتش] حفاظت مى‌كند» . .


1) .مقصود ، پنج‌شنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه است .

2) .به محضر خدا و پيامبر خدا و ائمّه عليهم السلام .

الفَصلُ الثّالث: اَلتَّحذيرُ مِن جَهَنَّمَ۳ / ۱تَحذيرُ اللّه‌ِالكتاب«قُلْ إِنَّ الْخَـسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ أَلَا ذَ لِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ * لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُـلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَ مِن تَحْتِهِمْ ظُـلَلٌ ذَ لِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَـعِبَادِ فَاتَّقُونِ » . (1)

«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِينَ » . (2)

«فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى * لَا يَصْلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى * الَّذِى كَذَّبَ وَ تَوَلَّى * وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى » . (3)

«أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَ نَ اللَّهِ كَمَن بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » . (4)

«وَ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ ءَايَـتُنَا بَيِّنَـتٍ تَعْرِفُ فِى وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمُنكَرَيَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشْرٍّ مِّن ذَ لِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » . (5)

«فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِينَ » . (6)

.


1) .الزمر : ۱۵ و ۱۶ .

2) .آل عمران : ۱۳۱ .

3) .الليل : ۱۴ ـ ۱۷ .

4) .آل عمران : ۱۶۲ .

5) .الحج : ۷۲ .

6) .البقرة : ۲۴ .

فصل سوم : هشدار در باره جهنّم
۳ / ۱ هشدار خدا

فصل سوم : هشدار در باره جهنّم۳ / ۱هشدار خداقرآن«بگو: زيانكاران، در حقيقت ، همان كسانى هستند كه به خود و كسانشان در روز قيامت زيان رسانده‌اند. آرى، اين همان زيان آشكار است. آنان از بالاى سرشان چترهايى از آتش خواهند داشت و از زير پايشان نيز طبق‌هايى [آتشين] . اين ، همان [كيفرى] است كه خدا بندگانش را به آن بيم مى‌دهد. اى بندگان من ! از من بترسيد».

«و بترسيد از آتشى كه براى كافران آماده شده است».

«پس، شما را به آتشى كه زبانه مى‌كشد ، هشدار دادم. جز نگون‌بخت‌ترين [ـِ مردم ، كسى ]در آن در نمى‌آيد ؛ همان كه تكذيب كرد و رُخ بر تافت. و پرهيزگارترين [ـِ مردم] ، از آن دور داشته خواهد شد».

«آيا كسى كه خشنودىِ خدا را پيروى مى‌كند ، همانند كسى است كه به ناخشنودىِ خدا دچار گرديده و جايگاهش دوزخ است؟! و چه بد بازگشتگاهى است!».

«و هر گاه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‌شود، در چهره كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، انكار را در مى‌يابى . چيزى نمانده كه بر كسانى كه آيات ما را بر ايشان تلاوت مى‌كنند ، حمله‌ور شوند. بگو: آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؟ همان آتشى كه خدا آن را به كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، وعده داده است، و چه بدسرانجامى است!».

«پس اگر نكرديد ـ و هرگز نمى‌توانيد كرد ـ ، از آتشى بترسيد كه سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند و براى كافران ، آماده شده است».

.

الحديث۴۲۰.عنه صلى الله عليه و آله ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام : فيما وَعَظَ اللّه‌ُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام : . . . يا عيسى اهرُب إلَيَّ مَعَ مَن يَهرُبُ ، مِن نارٍ ذاتِ لَهَبٍ ، ونارٍ ذاتِ أغلالٍ وأنكالٍ ، لا يَدخُلُها رَوحٌ ، ولا يَخرُجُ مِنها غَمٌّ أبَدا ، قِطَعٌ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ ، مَن يَنجُ مِنها يَفُز ، ولَن يَنجُوَ مِنها مَن كانَ مِنَ الهالِكينَ . هِيَ دارُ الجَبّارينَ وَالعُتاةِ الظّالِمينَ ، وكُلِّ فَظٍّ غَليظٍ ، وكُلِّ مُختالٍ فَخورٍ .

يا عيسى بِئسَتِ الدّارُ لِمَن رَكَنَ إلَيها ! وبِئسَ القَرارُ دارُ الظّالِمينَ ، إنّي اُحَذِّرُكَ نَفسَكَ فَكُن بي خَبيرا . (1)۳ / ۲تَحذيرُ النَّبِيِّ صلّي الله عليه و آله۴۲۳.عنه عليه السلام : المصنّف لابن أبي شيبة عن النعمان بن بشير : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وهُوَ عَلَى المِنبَرِ يَقولُ : أُنذِرُكُمُ النّارَ! حَتّى سَقَطَ إحدى عِطفَي رِدائِهِ عَن مِنكَبَيهِ . (2)۴۲۴.الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في دُعاءِ أبي سنن الدارمي عن النّعمان بن بشير : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَخطُبُ فَقالَ : أنذَرتُكُمُ النّارَ ، أنذَرتُكُمُ النّارَ ، أنذَرتُكُمُ النّارَ! فَمازالَ يَقولُها حَتّى لَو كانَ في مَقامي هذا

لَسَمِعَهُ أهلُ السّوقِ ، وحَتّى سَقَطَت خَميصَةٌ (3)كانَت عَلَيهِ عِندَ رِجلَيهِ . (4).


1) .الكافي : ج ۸ ص ۱۳۶ ح ۱۰۳ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۴۲ ، أعلام الدين : ص ۲۳۰ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۴۹۸ وليس فيه «ولن ينجو منها من كان من الهالكين» و«وكلّ مختال فخور» ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۲۹۳ ح ۱۴ .

2) .المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۴ ح ۲۰ ، الزهد لهناد : ج ۱ ص ۱۶۸ ح ۲۳۹ .

3) .الخَمِيصَة : ثوب خزّ أو صوف مُعلم ، وكانت من لباس الناس قديما (النهاية : ج ۲ ص ۸۱ «خمص») .

4) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۶ ح ۲۷۰۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۳۸۳ ح ۱۸۴۲۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۴۲۴ ح ۱۰۵۸ وفيهما «كانت على عاتقه» بدل «كانت عليه» ، السنن الكبرى : ج ۳ ص ۲۹۳ ح ۵۷۵۶ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۲ ح ۴۳۷۱۵ .

۳ / ۲ هشدار پيامبر صلى الله عليه و آله

حديث۴۲۶.الإمام المهدي عليه السلام : الكافى ـ به نقل از على بن اسباط ـ : از پيامبر صلى الله عليه و آله يا اهل بيت عليهم السلام روايت شده كه در اندرزهاى خداوند عز و جلبه عيسى عليه السلام آمده است : «... اى عيسى! همراه با آنان كه از آتشِ شعله‌ور و آتشِ پر از غُل و زنجير مى‌گريزند، به سوى من بگريز ؛ آتشى كه هرگز هيچ شادى‌اى وارد آن نمى‌شود و هيچ اندوهى از آن خارج نمى‌گردد ؛ آتشى كه پاره‌هايش همچون پاره‌هاى شبِ تار است. هر كه از اين آتش بِرَهَد ، كامياب است و آن كه از هلاكْ شوندگان باشد ، هرگز از اين آتش نخواهد رَست . اين آتش، سراى متكبّران و سركشانِ ستمگر و هر سنگ‌دل درشت‌خوى و هر مغرور خودستايى است .

اى عيسى! چه بد سرايى است [اين سراى آتش] براى آن كه بدان اعتماد كرده، و چه بد جايگاهى است سراى ستمگران ! من هشدارت مى‌دهم كه مراقب خويش باشى . پس حواست به من باشد» .۳ / ۲هشدار پيامبر۹۷۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : المصنّف ، ابن ابى شيبه ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حالى كه بر منبر بود ـ شنيدم كه مى‌فرمايد: «شما را از آتش ، زنهار مى‌دهم !» . [چندان اين جمله را با شور و حرارت فرمود كه ]يكى از گوشه‌هاى ردايش از دوشش افتاد.۷۴۷.عنه صلى الله عليه و آله : سنن الدارمى ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه مشغول سخنرانى بود، شنيدم كه فرمود: «بترسيد از آتش ، بترسيد از آتش، بترسيد از آتش!» و پيوسته اين جمله را مى‌فرمود ، چندان كه اگر در جاى من مى‌بود ، مردم بازار آن

را مى‌شنيدند، و چندان كه پيراهن سياه نقش‌دارى كه بر تن داشت، جلو پاهايش افتاد.

.

۷۴۸.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يا مَعشَرَ المُسلِمينَ ، اِرغَبوا فيما رَغَّبَكُمُ اللّه‌ُ فيهِ ، وَاحذَروا مِمّا حَذَّرَكُمُ اللّه‌ُ مِنهُ ، وخافوا مِمّا خَوَّفَكُمُ اللّه‌ُ بِهِ مِن عَذابِهِ وعِقابِهِ ، ومِن جَهَنَّمَ! فَإِنَّها لَو كانَت قَطرَةٌ مِنَ الجَنَّةِ مَعَكُم في دُنياكُمُ الَّتي أنتُم فيها حَلَّتها لَكُم ، ولَو كانَت قَطرَةٌ مِنَ النّارِ مَعَكُم في دُنياكُمُ الَّتي أنتُم فيها خَبَّثَتها عَلَيكُم . (1)۷۴۹.عنه صلى الله عليه و آله : صحيح مسلم عن أنس : صَلّى بِنا رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ ، فَلَمّا قَضَى الصَّلاةَ أقبَلَ عَلَينا بِوَجهِهِ ، فَقالَ : أيُّهَا النّاسُ ! إنّي إمامُكُم ؛ فَلا تُسبِقوني بِالرُّكوعِ ولا بِالسُّجودِ ، ولا بِالقِيامِ ولا بِالاِنصِرافِ . فَإِنّي أراكُم أمامي ومِن خَلفي .

ثُمَّ قالَ : وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ! لَو رَأَيتُم ما رَأَيتُ لَضَحِكتُم قَليلاً ولَبَكَيتُم كَثيرا . قالوا : وما رَأَيتَ يا رَسولَ اللّه‌ِ ؟ قالَ : رَأَيتُ الجَنَّةَ وَالنّارَ . (2)۷۵۰.المستدرك عن أبي طلحة الأنصاري : مسند البزّار عن عبداللّه بن الزُّبير : إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِقَومٍ يَضحَكونَ ، فَقالَ : أتَضحَكونَ وذِكرُ الجَنَّةِ وَالنّارِ بَينَ أظهُرِكُم ؟!

قالَ : فَما رُئِيَ أحَدٌ مِنهُم ضاحِكا حَتّى ماتَ . قالَ : ونَزَلَت فيهِم : «نَبِّئْ عِبَادِى أَنِّى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ» (3). (4).


1) .البعث والنشور : ص ۳۰۳ ح ۵۴۶ عن أنس .

2) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۳۲۰ ح ۱۲ ، سنن النسائي : ج ۳ ص ۸۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۰۶ ح ۱۱۹۹۷ و ص ۳۰۹ ح ۱۲۵۷۰ كلّها نحوه ، السنن الكبرى : ج ۲ ص ۱۳۱ ح ۲۵۹۲ ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۶۰۷ ح ۲۰۴۸۲ .

3) .الحجر : ۴۹ و ۵۰ .

4) .مسند البزّار : ج ۶ ص ۱۷۴ ح ۲۲۱۶ ، الدرّ المنثور : ج ۵ ص ۸۶ نقلاً عن الطبراني وابن مردويه وفيه «أيديكم» بدل «أظهركم» وليس فيه «فما رئي أحد منهم ضاحكا حتّى مات» .

۷۵۱.مسند ابن حنبل عن ربيعة بن كعب : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى گروه مسلمانان! رغبت كنيد به چيزى كه خداوند ، شما را بدان ترغيب كرده است، و حذر كنيد از آنچه خداوند ، شما را از آن بر حذر داشته است. از عذاب و كيفر خدا و از دوزخ ـ كه شما را از آن ترسانده است ـ بترسيد؛ زيرا در دنيايى كه در آن به سر مى‌بريد ، اگر قطره‌اى از بهشت همراه شما باشد ، دنيا را براى شما روا و [گوارا] مى‌گردانَد، و در دنيايى كه در آن به سر مى‌بريد، اگر قطره‌اى از آتش با شما باشد ، دنيا را بر شما [تلخ و] ناپاك مى‌سازد.۷۵۲.صحيح مسلم عن أبي ذرّ : صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس ـ : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ما نماز خواند و چون نماز را تمام كرد، رو به ما نمود و فرمود: «اى مردم! من امامِ [جماعتِ] شما هستم . پس در ركوع و سجود و قيام و تمام كردن نماز ، بر من پيشى نگيريد؛ زيرا من از پيشِ رو و از پشت سرم [نيز] ، شما را مى‌بينم» .

سپس فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر آنچه من ديده‌ام ، شما هم مى‌ديديد ، كمتر مى‌خنديديد و بيشتر مى‌گريستيد» .

[اصحاب] گفتند : مگر شما چه ديده‌ايد ، اى پيامبر خدا ؟!

فرمود: «بهشت و دوزخ را ديده‌ام» .۷۵۳.سنن الترمذي عن أبي ذرّ ـ أنَّهُ قالَ لِ رَسولِ مُسند البزّار ـ به نقل از عبد اللّه بن زبير ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى گذشت كه مى‌خنديدند . فرمود: «با آن كه ياد بهشت و دوزخ ، در ميان شماست، مى‌خنديد؟!» .

از آن پس، هيچ يك از آنها تا زنده بود ، خندان ديده نشد . نيز اين آيات ، در باره آنان نازل گشت: «به بندگانم خبر ده كه منم آمرزنده مهربان و عذابم ، عذابى دردناك است» . .

۷۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : صحيح مسلم عن أبي هريرة : لَمّا اُنزِلَت هذِهِ الآيَةُ : «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » (1)دَعا رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قُرَيشا ، فَاجتَمَعوا . فَعَمَّ وخَصَّ ، فَقالَ :

يا بَني كَعبِ بنِ لُؤَيٍّ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا بَني مُرَّةَ بنِ كَعبٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا بَني عَبدِ شَمسٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا بَني عَبدِ مَنافٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا بَني هاشِمٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ . يا فاطِمَةُ! أنقِذي نَفسَكِ مِنَ النّارِ ؛ فَإِنّي لا أملِكُ لَكُم مِنَ اللّه‌ِ شَيئا ، غَيرَ أنَّ لَكُم رَحِما سأَبُلُّها بِبَلالِها (2). (3)۷۵۵.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما رَأَيتُ مِثلَ النّارِ نامَ هارِبُها! ولا مِثلَ الجَنَّةِ نامَ طالِبُها! (4)۷۵۶.عنه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أنَّهُ قالَ لِجِبرَئيلِ عليه السلام : ما لي لَم أرَ ميكائيلَ ضاحِكا قَطُّ ؟! قالَ : ما ضَحِكَ ميكائيلُ مُنذُ خُلِقَتِ النّارُ . (5)۷۵۷.الإمام زين العابدين عليه السلام : صحيح البخاري عن ابن عبّاس : اِنخَسَفَتِ (6)الشَّمسُ فَصَلّى رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ قالَ :

اُريتُ النّارَ ، فَلَم أرَ مَنظَرا كَاليَومِ ـ قَطُّ ـ أفظَعَ! (7).


1) .الشعراء : ۲۱۴ .

2) .البَلال : جمع بلَلَ ؛ وهو كلّ ما بلّ الحلق من ماء أو لبن أو غيره (النهاية : ج ۱ ص ۱۵۳ «بلل») .

3) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۹۲ ح ۳۴۸ ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۲ ص ۱۷۷ ، ذخائر العقبى : ص ۳۲ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۳۸ ح ۳۱۸۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۸۴ ح ۸۷۳۴ و ص ۲۳۰ ح ۸۴۱۰ ، سنن النسائي : ج ۶ ص ۲۴۸ والأربعة الأخيرة نحوه ، كنز العمال : ج ۱۶ ص ۱۰ ح ۴۳۷۰۲ .

4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۵ ح ۲۶۰۱ ، الزهد لابن المبارك : ص ۹ ح ۲۷ ، مسند الشهاب : ج ۲ ص ۱۴ ح ۷۹۱ ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۱۷۸ كلّها عن أبي هريرة ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۷۷ ح ۱۶۳۸ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۲۰۰ ح ۴۴۹ عن كليب بن حزن نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۳ ح ۴۳۰۳۹ ؛ نهج البلاغة : الخطبة ۲۸ ، الإرشاد: ج ۱ ص۲۳۶، تحف العقول: ص۱۵۲ كلّها عن الإمام علي عليه السلام ، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص۳۳۳ ح ۲۱.

5) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۴۷ ح ۱۳۳۴۲ ، الزهد لابن حنبل : ص ۸۸ ، فتح الباري : ج ۶ ص ۳۰۷ ، الفردوس : ج ۳ ص ۲۲۵ ح ۴۶۶۱ ، الدرّ المنثور : ج ۱ ص ۲۲۹ نقلاً عن أبي الشيخ ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۱۴۰ ح ۱۵۱۷۰ ؛ بحار الأنوار : ج ۵۹ ص ۲۶۰ ح ۳۲ .

6) .قد ورد الخسوف في الحديث كثيرا للشمس ، والمعروف لها في اللغة الكسوف لا الخسوف (النهاية : ج ۲ ص ۳۱ «خسف») .

7) .صحيح البخاري : ج ۱ ص ۱۶۶ ح ۴۲۱ و ص ۳۵۸ ح ۱۰۰۴ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۶۲۶ ح ۹۰۷ ، سنن النسائي : ج ۳ ص ۱۴۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۶۳۹ ح ۲۷۱۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۷ ص ۷۳ ح ۲۸۳۲ وليس في الأربعة الأخيرة «أفظع» ، الموطّأ : ج ۱ ص ۱۸۷ ح ۲ ، السنن الكبرى : ج ۳ ص ۴۴۸ ح ۶۳۰۲ ، كنز العمّال : ج ۷ ص ۸۲۸ ح ۲۱۵۷۶ .

۷۵۸.الإمام الصادق عليه السلام : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قريش را فرا خواند . چون آنان گرد آمدند ، پيامبر صلى الله عليه و آله ايشان را گروهى و تك‌تك ، مخاطب ساخت و فرمود: «اى فرزندان كعب بن لُؤَى! خويشتن را از آتش ، نجات دهيد. اى فرزندان مُرّة بن كعب! خويشتن را از آتش ، نجات دهيد. اى فرزندان عبد شمس! خويشتن را از آتش ، نجات دهيد. اى فرزندان عبد مناف! خويشتن را از آتش ، نجات دهيد. اى بنى هاشم! خويشتن را از آتش ، نجات دهيد. اى بنى عبد المطّلب! خويشتن را از آتش، نجات دهيد. اى فاطمه! خويشتن را از آتش ، نجات ده ؛ زيرا در برابر خدا ، از من براى شما كارى ساخته نيست، جز آن كه شما [با من] رشته خويشاوندى داريد و من به سبب آن [و براى پذيرايى] ، كام شما را تر خواهم كرد» . (1)۷۵۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چيزى را چون آتش[ـِ جهنّم] نديده‌ام كه گريزان از آن ، خفته باشد! و نه چونان بهشت كه جوينده آن ، خفته باشد!۷۶۰.الإمام الباقر عليه السلام : مسند ابن حنبل ـ به نقل از اَنَس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به جبرئيل عليه السلام فرمود: «از چه روست كه ميكائيل را هرگز خندان نديده‌ام؟» .

جبرئيل عليه السلام گفت: از زمانى كه آتش آفريده شد ، ميكائيل عليه السلام ديگر نخنديد .۷۶۱.سنن أبي داوود عن العرباض بن سارية : صحيح البخارى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : يك بار كه خورشيد گرفتگى رخ داد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز خواند و سپس فرمود: «آتش[ـِ دوزخ] به من نمايانده شد و

من هرگز منظره‌اى وحشتناك‌تر از [منظره ]امروز نديده‌ام» . .


1) .يعنى : به خاطر اين پيوند خويشاوندى، در دنيا با شما صله رحم به جا مى‌آورم ؛ امّا در برابر خداوند ، كارى از من براى شما ساخته نيست.

۷۶۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : كُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ صَغيرٌ ، وكُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ يَسيرٌ . (1)۷۶۳.عنه صلى الله عليه و آله : معاني الأخبار عن أبي ذر : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ! فَما كانَت صُحُفُ موسى عليه السلام ؟ قالَ : كانَت عِبَرا كُلُّها : عَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالمَوتِ لِمَ يَفرَحُ ؟! ولِمَن أيقَنَ بِالنّارِ لِمَ يَضحَكُ ؟! (2)۷۶۴.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِ اللّه‌ِ تَعالى : «وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا» (3)ـ : كانَ تَحتَهُ لَوحٌ مِن ذَهَبٍ مَكتوبٌ فيهِ خَمسَةُ أسطُرٍ ؛ أوَّلُها : عَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالمَوتِ كَيفَ يَفرَحُ ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالنّارِ كَيفَ يَضحَكُ ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالقَدَرِ كَيفَ يَحزَنُ ؟ وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِزَوالِ الدُّنيا وتَقَلُّبِها بِأَهلِها كَيفَ يَطمَئِنُّ إلَيها ؟ وفِي الخامِسِ : لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه‌ِ . (4)۷۶۵.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : عَجِبتُ لِمَن يَحتَمي مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ ، كَيفَ لا يَحتَمي مِنَ الذُّنوبِ

مَخافَةَ النّارِ ؟! (5).


1) .جامع الأخبار : ص ۳۱۷ ح ۸۹۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۹۳ ح ۴۶ .

2) .معاني الأخبار : ص ۳۳۴ ح ۱ ، الأمالي للطوسي : ص ۵۴۰ ح ۱۱۶۳ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۸۳ ح ۲۶۶۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۲ ص ۷۱ ح ۱۴ ؛ صحيح ابن حبّان : ج ۲ ص ۷۸ ح ۳۶۱ ، موارد الظمآن : ص ۵۳ ح ۹۴ ، حلية الأولياء : ج ۱ ص ۱۶۷ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۳۱ ح ۴۴۱۵۸ .

3) .الكهف : ۸۲.

4) .تنبيه الغافلين : ص ۲۰۰ ح ۲۵۳ ، شُعب الإيمان : ج ۱ ص ۲۲۳ ح ۲۱۳ ، عن النزال بن سبرة عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۵۵ ح ۴۴۸۹ ؛ معاني الأخبار : ص ۲۰۰ ح ۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الخصال : ص ۲۳۶ ح ۷۹ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام وفيه «بالحساب» بدل «بالنار» وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۱۴۱ ح ۳۴ .

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۳۵۹ ح ۴۲۷۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۲۴۷ ح ۲۶۵ عن إسماعيل بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۱۵ ح ۱۰۰۶ ، الدعوات : ص ۸۱ ح ۲۰۳ عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۴۷ ح ۳۴ .

۷۶۶.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر نعمتى در برابر بهشت ، خُرد است و هر رنج و بلايى در برابر آتش [جهنّم] ، اندك .۷۶۷.الإمام الصادق عليه السلام : معانى الأخبار ـ به نقل از ابو ذر ـ : گفتم : اى پيامبر خدا ! نبشته‌هاى موسى عليه السلام چه بوده است؟

فرمود: «سراسر اندرز بوده است[ ، از جمله اين كه] : "در شگفتم چرا كسى كه به مردن يقين دارد ، شادى مى‌كند ؟! و چرا كسى كه به آتش يقين دارد ، مى‌خندد ؟!"» .۷۶۸.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال: «و در زير آن [ديوار] ، گنجى بود متعلّق به آن دو [يتيم]» ـ : در زير آن ديوار ، لوحى زرين قرار داشت كه در آن ، پنج سطر نوشته شده بود: اوّل اين كه : «در شگفتم از كسى كه به مرگ يقين دارد ، چگونه شادمانى مى‌كند ؟! [دوم:] در شگفتم از كسى كه به آتش يقين دارد ، چگونه مى‌خندد؟! [سوم: ]در شگفتم از كسى كه به سرنوشت يقين دارد ، چگونه غم مى‌خورَد ؟! [چهارم: ]در شگفتم از كسى كه به ناپايدارىِ دنيا و فراز و نشيب آن نسبت به اهلش يقين دارد، چگونه به آن اعتماد مى‌كند ؟!» و در سطر پنجم آمده بود: «معبودى جز خدا نيست . محمّد ، فرستاده خداست» .۷۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در شگفتم از كسى كه از بيم بيمارى ، از غذا پرهيز مى‌كند،

چگونه از بيم آتش ، از گناهان پرهيز نمى‌كند؟ ! .

۷۷۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله ـ في ذِكرِ المِعراجِ ـ : صَعِدَ جَبرَئيلُ وصَعِدتُ مَعَهُ إلى سَماءِ الدُّنيا ، وعَلَيها مَلَكٌ يُقالُ لَهُ : «إسماعيلُ» وهُوَ صاحِبُ الخَطفَةِ الَّتي قالَ اللّه‌ُ عز و جل «إلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» وتَحتَهُ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ ، تَحتَ كُلِّ مَلَكٍ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ ، فَقالَ : يا جَبرَئيلُ ، مَن هذا مَعَكَ ؟ فَقالَ : مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله . قالَ : أوَقَد بُعِثَ ؟ قالَ : نَعَم . فَفَتَحَ البابَ ، فَسَلَّمتُ عَلَيهِ وسَلَّمَ عَلَيَّ ، وَاستَغفَرتُ لَهُ وَاستَغفَرَ لي ، وقالَ : مَرحَبا بِالأَخِ النّاصِحِ ، وَالنَّبِيِّ الصّالِحِ .

وتَلَقَّتني المَلائِكَةُ حَتّى دَخَلتُ سَماءَ الدُّنيا ، فَما لَقِيَني مَلَكٌ إلّا ضاحِكا مُستَبشِرا ، حَتّى لَقِيَني مَلَكٌ مِنَ المَلائِكَةِ لَم أرَ أعظَمَ خَلقا مِنهُ ، كَريهُ المَنظَرِ ، ظاهِرُ الغَضَبِ ، فَقالَ لي مِثلَ ما قالوا مِنَ الدُّعاءِ ، إلّا أنَّهُ لَم يَضحَك ولَم أرَ فيهِ مِنَ الاِستبِشارِ وما رَأَيتُ مِمَّن ضَحِكَ مِنَ المَلائِكَةِ ، فَقُلتُ : مَن هذا يا جَبرَئيلُ ، فَإِنّي قَد فَزِعتُ ؟

فَقالَ : يَجوزُ أن تَفزَعَ مِنهُ وكُلُّنا نَفزَعُ مِنهُ ، هذا مالِكٌ خازِنُ النّارِ ؛ لَم يَضحَك قَطُّ ولَم يَزَل مُنذُ وَلّاهُ اللّه‌ُ جَهَنَّمَ يَزدادُ كُلَّ يَومٍ غَضَباً وغَيظا عَلى أعداءِ اللّه‌ِ وأهلِ مَعصِيَتِهِ ، فَيَنتَقِمُ اللّه‌ُ بِهِ مِنهُم ، ولَو ضَحِكَ إلى أحَدٍ قَبلَكَ أو كانَ ضاحِكا لِأَحَدٍ بَعدَكَ لَضَحِكَ إلَيكَ ، ولكِنَّهُ لا يَضحَكُ . (1)۷۷۱.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله حَيثُ اُسريَ بِهِ إلَى السَّماءِ لَم يَمُرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ إلّا رَأى مِنهُ ما يُحِبُّ مِنَ البِشرِ وَاللُّطفِ وَالسُّرورِ بِهِ ، حَتّى مَرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ ،

فَلَم يَلتَفِت إلَيهِ ولَم يَقُل لَهُ شَيئا ، فَوَجَدَهُ قاطِبا عابِسا ، فَقالَ صلى الله عليه و آله : يا جَبرَئيلُ ، ما مَرَرتُ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ إلّا رَأَيتُ البِشرَ وَاللُّطفَ وَالسُّرورَ مِنهُ إلّا هذا ، فَمَن هذا ؟!

قالَ : هذا مالِكٌ خازِنُ ، النّارِ وهكَذا خَلَقَهُ رَبُّهُ .

قالَ : فَإِنّي اُحِبُّ أن تَطلُبَ إلَيهِ أن يُريَني النّارَ .

فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ : إنَّ هذا مُحَمَّدٌ (2)رَسولُ اللّه‌ِ ، وقَد سَأَلَني أن أطلُبَ إلَيكَ أن تَريَهُ النّارَ .

قالَ : فَأَخرَجَ لَهُ عُنُقاً مِنها ، فَرَآها ، فَما افتَرَّ ضاحِكا حَتّى قَبَضَهُ اللّه‌ُ عز و جل . (3).


1) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۳۲۱ ح ۳۴ .

2) .في المصدر : «محمّدا» بالنصب ، والصواب ما أثبتناه كما في بحار الأنوار وروضة الواعظين .

3) .الأمالي للصدوق : ص ۶۹۶ ح ۹۵۲ عن زرارة ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۹ عن ابن بكير عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، روضة الواعظين : ص ۵۵۷ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۳۴۱ ح ۴۸ .

۷۷۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در خبر معراج ـ : جبرئيل بالا رفت و من همراه او تا آسمان دنيا بالا رفتم. بر آن آسمان ، فرشته‌اى گماشته شده كه به او اسماعيل مى‌گويند و او مأمور[ـِ پيگيرى] همان استراق سمع است كه خداى عز و جلفرموده است: «مگر كسى كه [از سخن عالم بالا] يك باره استراق سمع كند ، كه [در اين صورت ]شهابى شكافنده ، از پىِ او مى‌تازد» . هفتاد هزار فرشته تحت[ـِ فرمان] او بودند كه تحت [ـِ فرمان] هر يك از آنان نيز هفتاد هزار فرشته بود . آن فرشته گفت: اى جبرئيل! اين همراه تو كيست ؟

جبرئيل گفت: محمّد . گفت: آيا مبعوث گشته است؟ جبرئيل گفت: آرى.

پس [اسماعيل] در[ـِ آسمان دنيا] را گشود و من بر او سلام گفتم و او جواب سلامم را داد. من برايش آمرزش طلبيدم و او نيز برايم آمرزش طلبيد و گفت: خوش آمدى ، اى برادر يك‌دل و پيامبر شايسته !

فرشتگان ديگر نيز به استقبال من آمدند تا آن كه وارد آسمان دنيا شدم. هر فرشته‌اى به من مى‌رسيد ، خندان و شادان بود تا آن كه يكى از فرشتگان به من رسيد كه مخلوقى تنومندتر از او نديده‌ام. ظاهرى زمخت و خشم‌آلود داشت. او نيز همچون ديگر فرشتگان ، برايم دعا كرد ؛ امّا خنده بر لب نداشت و آن شادى‌اى كه در چهره ديگر فرشتگان ديده بودم ، در چهره او نديدم. گفتم: «اين كيست ، اى جبرئيل ؟! من از او ترسيدم» .

جبرئيل گفت: حق دارى كه از او بترسى. همه ما از او مى‌ترسيم. او مالك [نام دارد و] دوزخبان است. او هرگز نخنديده است و از زمانى كه خداوند ، وى را بر دوزخ گماشته ، روز به روز خشم و كين او بر دشمنان خدا و گنهكاران ، افزوده مى‌شود . خداوند به واسطه او ، از ايشان انتقام مى‌گيرد. اگر بنا بود پيش از تو يا پس از تو ، به روى كسى لبخند بزند ، قطعا بر روى تو نيز لبخند مى‌زد ؛ ليكن او [هرگز] نمى‌خندد.۷۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في مَوعِظَتِهِ امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شبى كه به آسمان برده شد، بر هر يك از مخلوقات خدا كه گذشت ، او را نسبت به خود ، خوش‌رو و مهربان و خندان يافت ، تا آن كه

بر يكى از مخلوقات خدا گذشت كه نه به ايشان نگريست و نه به ايشان چيزى گفت، و چهره‌اى در هم و عبوس داشت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى جبرئيل ! من بر هر يك از مخلوقات خدا كه گذشتم ، او را خوش‌رو و مهربان و شادمان ديدم ، مگر اين يكى. او كيست؟» .

جبرئيل گفت: او مالك [نام دارد و] دوزخبان است . پروردگارش او را همين گونه آفريده است.

پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: دوست دارم كه از او بخواهى آتش[ـِ دوزخ] را به من نشان دهد.

جبرئيل به مالك گفت: اين ، محمّد پيامبر خداست. از من خواست تا از تو تقاضا كنم كه آتش را به او بنمايانى.

مالك ، عدّه‌اى را از دوزخ بيرون آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را ديد و با ديدن آنها ـ تا زمانى كه خداوند عز و جل جانش را ستاند ـ ، ديگر نخنديد. .

۷۷۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : كانَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله إذا تَبَسَّمَ يَرُدُّ يَدَهُ عَلى فيهِ ويَقولُ : سَمِعتُ جَبرَئيلَ عليه السلام يَقولُ : ما ضَحِكتُ مُنذُ خُلِقَت جَهَنَّمُ .

فَما رَأَيتُ نَواجِذَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله مِن ضَحِكٍ بَعدَ ذلِكَ حَتّى قَبَضَهُ اللّه‌َ عز و جل . (1)راجع : ص ۱۳۴ (الفصل الخامس : مواصفات جهنم / سواد جهنم) .

۳ / ۳تَحذيرُ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السّلام۷۷۸.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعدَهُ الجَنَّةُ ، وما خَيرٌ بِخَيرٍ بَعدَهُ النّارُ . وكُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ مَحقورٌ ، وكُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ عافيَةٌ . (2).


1) .الكامل في ضعفاء الرجال : ج ۵ ص ۱۷۸۱ عن سويد بن غفلة ، سبل الهدى والرشاد : ج ۷ ص ۱۲۴ راجع : بحار الأنوار : ج ۵۹ ص ۲۶۰ ، الدر المنثور : ج ۱ ص ۹۳ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۴۵ ح ۵۸۹۶ .

2) .الكافي : ج ۸ ص ۲۴ ح ۴ عن جابر بن يزيد الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۹۲ ح ۵۷۳۴ ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۸۷ ، التوحيد : ص ۷۴ ح ۲۷ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۰۰ ح ۵۱۵ كلاهما عن جابر بن يزيد الجعفي عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۱۹۹ ح ۲۰۳ .

۳ / ۳ هشدار امام على عليه السلام

۷۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر گاه تبسّم مى‌كرد، دستش را بر دهانش مى‌نهاد و مى‌فرمود: «از جبرئيل شنيدم كه مى‌گويد: از زمانى كه دوزخ آفريده شد ، من نخنديده‌ام» .

من نيز از آن پس ، تا وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زنده بود ، نديدم طورى بخندد كه دندان‌هاى آسيايش ديده شوند .ر . ك : ص ۱۳۵ (فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم / سياهىِ جهنّم) .

۳ / ۳هشدار امام على عليه السّلام۷۸۳.الخصال عن إسماعيل بن الفضل : امام على عليه السلام : شرّى كه بهشت را در پى داشته باشد ، شر نيست، و خيرى كه در پى‌اش آتش باشد ، خير نيست . هر نعمتى در قياس با بهشت ، ناچيز است، و هر بلا و رنجى در برابر دوزخ ، عافيت است.

.

۷۸۴.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ سَبِّ ) عنه عليه السلام : اِعلَموا أنَّهُ لَيسَ لِهذَا الجِلدِ الرَّقيقِ صَبرٌ عَلَى النّارِ ، فَارحَموا نُفوسَكُم! فَإِنَّكُم قَد جَرَّبتُموها في مَصائِبِ الدُّنيا .

أفَرَأَيتُم جَزَعَ أحَدِكُم مِنَ الشَّوكَةِ تُصيبُهُ ، وَالعَثرَةِ تُدميهِ ، وَالرَّمضاءِ تُحرِقُهُ؟! فَكَيفَ إذا كانَ بَينَ طابِقَينِ مِن نارٍ ، ضَجيعَ حَجَرٍ ، وقَرينَ شَيطانٍ! أعَلِمتُم أنَّ مالِكا إذا غَضِبَ عَلى النّارِ حَطَمَ بَعضُها بَعضا لِغَضَبِهِ ، وإذا زَجَرَها تَوَثَّبَت بَينَ أبوابِها جَزَعا مِن زَجرَتِهِ؟!

أيُّها اليَفَنُ (1)الكَبيرُ ، الَّذي قَد لَهَزَهُ القَتِيرُ (2)! كَيفَ أنتَ إذَا التَحَمَت أطواقُ النّارِ بِعِظامِ الأَعناقِ! ونَشَبَتِ الجَوامِعُ حَتّى أكَلَت لُحومَ السَّواعِدِ؟! (3)۷۸۵.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «وَ مِنَ الَّيْل ) عنه عليه السلام : كَفى بِالنّارِ عِقابا ووَبالاً . (4)۷۸۶.مجمع البيان ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً ط ) عنه عليه السلام : كَفى بِجَهَنَّمَ نَكالاً (5). (6)۷۸۷.بحار الأنوار : عنه عليه السلام : لا خَيرَ في لَذَّةٍ بَعدَهَا النّارُ . (7)۷۸۸.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} « وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَ ) عنه عليه السلام ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَصحابِهِ ـ : ألا وإنَّهُ لا فَقرَ بَعدَ الجَنَّةِ ، ألا وإنَّهُ لا غِنى بَعدَ النّارِ ؛ لايُفَكُّ أسيرُها ، ولا يَبرَأُ ضَريرُها . (8).


1) .اليَفَنُ : الشيخ الكبير : (النهاية : ج ۵ ص ۲۹۹ «يفن») .

2) .لَهزَهُ القَتِير : خالطه الشيب (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۶۵۱ «لهز») .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۳ ، الدروع الواقية : ص ۲۷۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۰۶ ح ۶۸ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۳ ، تحف العقول : ص ۲۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۴۲۷ ح ۴۴ .

5) .النَّكال : العقوبة (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۳۴ «نكل») .

6) .غرر الحكم : ح ۷۰۱۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۸۵ ح ۶۵۰۳ .

7) .كتاب من لايحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۹۲ ح ۵۸۳۴ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۸۷ ح ۸۰۹ عن محمّد بن قيس عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۰۴ ح ۵ .

8) .الكافي : ج ۲ ص ۲۱۶ ح ۲ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۰۲ كلاهما عن أبي جميلة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۲۱۲ ح ۲ .

۷۸۹.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَب ) امام على عليه السلام : بدانيد كه اين پوستِ نازك ، تاب آتش ندارد . پس بر خويشتن رحم كنيد ، كه شما خود را در رنج و سختى‌هاى دنيا آزموده‌ايد [و مى‌دانيد كه ياراى تحمّل كوچك‌ترين سختى‌هاى آن را نداريد ؛ چه رسد به آتش آخرت] .

آيا ديده‌ايد كه هر يك از شما ، از خارى كه در بدن او مى‌خَلَد يا از لغزيدنى كه خونينش مى‌كند يا از ديگى داغ كه پايش را مى‌سوزاند ، چه سان بى‌تابى مى‌كند؟ پس چگونه است آن گاه كه ميان دو لايه از آتش قرار گيرد ، و هم‌بستر سنگ باشد و همدم شيطان؟! آيا مى‌دانيد كه مالك (فرشته دوزخيان) آن گاه كه بر آتش ، خشم گيرد ، از خشم او آتش به تلاطم در مى‌آيد، و آن گاه كه بر آن نهيب بزند، از نهيب او، بى‌تابانه ميان درهايش در هم مى‌جهد؟!

اى پير سال‌خورده، كه موى سپيد [و ناتوانىِ پيرى] وجودت را فرا گرفته است ! چه حالى خواهى داشت آن گاه كه طوق‌هاى آتش به استخوان‌هاى گردن فرو چسبد، و كُنده‌ها[ى آتشين] چنان فرو گيرند كه گوشت ساعدها را بخورند؟!۷۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : آتش، خود، براى كيفر و مجازات ، كافى است .۷۹۱.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام : براى گوشمالى دادن، دوزخ، خود، كافى است .۷۹۲.تهذيب الأحكام عن عقبة بن عامر الجهني : امام على عليه السلام : در لذّتى كه از پى‌اش آتش باشد ، خيرى نيست .۷۹۳.الدعاء للطبراني عن حذيفة : امام على عليه السلام ـ در سفارش به يارانش ـ : آگاه باشيد كه پس از [دستيابى به ]بهشت ، فقرى نيست . آگاه باشيد كه پس از [گرفتار شدن به] دوزخ ، توانگرى‌اى نيست . اسير دوزخ ، آزاد نمى‌گردد و نابينايش بهبود نمى‌يابد . .

۷۹۴.صحيح مسلم عن عائشة : عنه عليه السلام : عِبادَ اللّه‌ِ ! . . . اِرغَبوا في ثَوابِ اللّه‌ِ ، وَارهَبوا عَذابَهُ . (1)۷۹۵.سنن أبي داوود عن عوف بن مالك الأشجعي : عنه عليه السلام : اِتَّقُوا اللّه‌َ حَقَّ تُقاتِهِ ، وَاسعَوا في مَرضاتِهِ ، وَاحذَروا ما حَذَّرَكُم مِن أليمِ عَذابِهِ . (2)۷۹۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : اِجعَل كُلَّ هَمِّكَ وسَعيِكَ لِلخَلاصِ مِن مَحَلِّ الشَّقاءِ وَالعِقابِ ، وَالنَّجاةِ مِن مَقامِ البَلاءِ وَالعَذابِ . (3)۷۹۷.الإمام الصادق عليه السلام : عنه عليه السلام : احذَروا نارا لَجَبُها عَتيدٌ ، ولَهَبُها شَديدٌ ، وعَذابُها أبَداً جَديدٌ . (4)۷۹۸.الكافي عن أبان بن تغلب : عنه عليه السلام : احذَروا نارا قَعرُها بَعيدٌ ، وحَرُّها شَديدٌ ، وعَذابُها جَديدٌ! دارٌ لَيسَ فيها رَحمَةٌ ، ولا تُسمَعُ فيها دَعوَةٌ ، ولا تُفَرَّجُ فيها كُربَةٌ . (5)۷۹۹.الكافي عن أبي بكر الحضرمي : عنه عليه السلام : اِتَّقوا نارَا حَرُّها شَديدٌ ، وقَعرُها بَعيدٌ ، وحِليَتُها حَديدٌ ، وشَرابُها صَديدٌ . (6)۸۰۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «و ) عنه عليه السلام : ـ لِعُثمانَ بنِ حُنَيفٍ ـ : اِتَّقِ اللّه‌ِ يَا بنَ حُنَيفٍ ، وَلتَكفُف (7)أقراصُكَ لِيَكونَ مِنَ النّارِ خَلاصُكَ . (8)۸۰۱.سنن أبي داوود عن أبي برزة الأسلمي : عنه عليه السلام : كَيفَ مَن عَصى (9)بِالسَّمعِ وَالبَصَرِ وَاللِّسانِ وَاليَدِ وَالرِّجلِ وَالفَرْجِ وَالبَطنِ إن لَم يَغفِرِ اللّه‌ُ لَهُ ويَرحَمهُ مِن ذلِكَ اليَومِ ؟! لِأَنَّهُ يُقضى ويَصيرُ إلى غَيرِهِ ، إلى نارٍ قَعرُها

بَعيدٌ ، وحَرُّها شَديدٌ ، وشَرابُها صَديدٌ ، وعَذابُها جَديدٌ ، ومَقامِعُها حَديدٌ ، لا يَفتُرُ (10)عَذابُها ، ولا يَموتُ سُكّانُها ، دارٌ ليس فيها رَحمَةٌ ، ولا يُسمَعُ لِأَهلِها دَعوَةٌ . (11).


1) .تحف العقول : ص ۱۵۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۹۴ ح ۲ ؛ الإمامة والسياسة : ج ۱ ص ۷۰ .

2) .غرر الحكم : ح ۲۵۲۱ .

3) .غرر الحكم : ح ۲۴۳۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۷۶ ح ۱۸۴۹ .

4) .غرر الحكم : ح ۲۶۲۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۰۴ ح ۲۳۳۸ نحوه .

5) .نهج البلاغة : الكتاب ۲۷ ، غرر الحكم : ح ۲۶۱۹ وفيه إلى «حرّها شديد» ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۱ ، أعلام الدين : ص ۲۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۲۴ ح ۱۰۱ .

6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۰۶ ح ۶۷ .

7) .في بحار الأنوار : «وَلتكفِكَ» .

8) .نهج البلاغة : الكتاب ۴۵ ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۷۶ ح ۶۸۶ .

9) .كذا في النسخ ، والظاهر أنّ الصواب : «كيف بمن عصى» (هامش المصدر) .

10) .لا يفتر : لا يسكن ولا ينقطع عنهم العذاب (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۳۵۸ «فتر») .

11) .الأمالي للمفيد : ص ۲۶۶ ح ۳ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۹ ح ۳۱ كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني ، الغارات : ج ۱ ص ۲۴۱ عن عباية نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۳۸۹ ح ۱۱ .

۸۰۲.المستدرك عن عائشة : امام على عليه السلام : بندگان خدا!... به پاداش خدا راغب باشيد و از عذابش بهراسيد.۸۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : از خدا، چنان كه سزاوار پروادارى است، پروا بداريد و در كسب خشنودىِ او بكوشيد، و از عذاب دردناكش ـ كه شما را از آن بر حذر داشته است ـ بپرهيزيد .۸۰۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : تمام همّت و تلاش خويش را براى رهايى از محلّ رنج و كيفر ، و نجات از جايگاه بلا و عذاب ، به كار بگمار .۸۰۵.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : بترسيد از آتشى كه بس پر جوش و خروش است، زبانه‌هايش سخت، و عذابش هماره نو.۸۰۶.الإمام الباقر عليه السلام : امام على عليه السلام : بترسيد از آتشى كه ژرفايش ناپيدا ، گرمايش سخت و عذابش تازه است ! سرايى است كه در آن ، هيچ رحمى نيست ، هيچ دعا و فريادى شنيده نمى‌شود، و هيچ اندوهى گشاده نمى‌گردد.۸۰۷.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : بترسيد از آتشى كه گرمايش سخت است، و ژرفايش دور، زيورش آهن[ـِ تفته] است و نوشيدنى‌اش چركابه .۸۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ به عثمان بن حُنيف ـ : اى پسر حُنيف! از خدا بترس و به چند قُرص نانت بسنده كن تا از آتش ، رهايى يابى.۸۰۹.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : چه آيد بر سرِ كسى كه با گوش و چشم و زبان و دست و پا و فرج و شكم ، گناه نموده است، اگر خداوند ، او را نيامرزد و از [شدايدِ] آن روز ، بر وى رحم نياورد؟! زيرا چنين كسى [از سختى‌هاى آن روز] مى‌گذرد و ره‌سپار مرحله‌اى ديگر مى‌شود : ره‌سپار آتشى كه ژرفايش دور است و گرمايش سخت .

نوشيدنى‌اش چركابه ، عذابش نو به نو و گرزهايش آهنين است . عذابش فروكش نمى‌كند، و ساكنانش هرگز نمى‌ميرند. سرايى كه در آن ، هيچ رحمتى نيست و دعاى اهل آن ، هرگز شنيده [و اجابت] نمى‌شود. .

۸۱۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : ـ في خُطبَةٍ يَذكُرُ فيها جَزاءَ المُذنِبينَ يَومَ القِيامَةِ ـ : أمّا أهلُ المَعصِيَةِ فَأَنزَلَهُم شَرَّ دارٍ ، وغَلَّ الأَيدِيَ إلَى الأَعناقِ ، وقَرَنَ النَّواصِيَ بِالأَقدامِ ، وألبَسَهُم سَرابيلَ القَطِرانِ ومُقَطَّعاتِ النّيرانِ ، في عَذابٍ قَدِ اشتَدَّ حَرُّهُ ، وبابٍ قَد اُطبِقَ عَلى أهلِهِ ، في نارٍ لَها كَلَبٌ (1)ولَجَبٌ (2)، ولَهَبٌ ساطِعٌ ، وقَصيفٌ (3)هائِلٌ ، لا يَظعَنُ مُقيمُها ، ولا يُفادى أسيرُها ، ولا تُفصَمُ (4)كُبولُها (5)، لا مُدَّةَ لِلدّارِ فَتَفنى ، ولا أجَلَ لِلقَومِ فَيُقضى . (6)۸۱۱.الإمام عليّ عليه السلام ـ كانَ إذا سَمِعَ الرَّ عنه عليه السلام : ـ في صِفَةِ نارِ جَهَنَّمَ ـ : فَاللّه‌َ اللّه‌َ عِبادَ اللّه‌ِ! فَإِنَّ الدُّنيا ماضِيَةٌ بِكُم عَلى سَنَنٍ (7)، وأنتُم وَالسّاعَةُ في قَرَنٍ وكَأَنَّها قَد جاءَت بِأَشراطِها ، وأزِفَت بِأَفراطِها (8)، ووَقَفَت بِكُم عَلى صِراطِها . وكَأَنَّها قَد أشرَفَت بِزَلازِلِها ، وأناخَت بِكَلاكِلِها (9)، وَانصَرَمَتِ الدُّنيا بِأَهلِها ، وأخرَجَتهُم مِن حِضنِها ، فَكانَت كَيَومٍ مَضى ، أو شَهرٍ انقَضى ، وصارَ

جَديدُها رَثّا ، وسَمينُها غَثّا ، في مَوقِفٍ ضَنكِ المَقامِ ، واُمورٍ مُشتَبِهَةٍ عِظامٍ ، ونارٍ شَديدٍ كَلَبُها ، عالٍ لَجَبُها ، ساطِعٍ لَهَبُها ، مُتَغَيِّظٍ زَفيرُها ، مُتَأَجِّجٍ سَعيرُها ، بَعيدٍ خُمودُها ، ذاكٍ (10)وَقودُها ، مَخوفٍ وَعيدُها ، عَمٍ (11)قَرارُها ، مُظلِمَةٍ أقطارُها ، حامِيَةٍ قُدورُها ، فَظيعَةٍ أُمورُها . (12).


1) .كَلِبَ : أي اشتدّ ، يقال : كَلَب الدهرُ على أهله ؛ إذا ألحّ عليهم واشتدّ (النهاية : ج ۴ ص ۱۹۵ «كلب») .

2) .اللَّجَبْ : الصوت والصياح (لسان العرب : ج ۱ ص ۷۳۵ «لجب») .

3) .القَصيف : صوت هائل يشبه صوت الرعد (النهاية : ج ۴ ص ۷۴ «قصف») .

4) .الفَصْم : أن ينصدع الشيء فلا يبين ، ويروى بالقاف وهو قريب منه (النهاية : ج ۳ ص ۴۵۲ «فصم») .

5) .الكَبْل : قيد ضخم (النهاية : ج ۴ ص ۱۴۴ «كبل») .

6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۱۴ ح ۴۹ .

7) .السّنن : الطريقة ، وسننُ الطريق : محجّته (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۲۲۶ «سنن») . والمراد إنّ الدنيا تفعل بكم فعلها بمن سبقكم (صبحي الصالح) .

8) .الفَرط : العَلَم المستقيم يُهتدى به ، والفَرَط : الذي يتقدّم (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۳۸۴ «فرط») .

9) .الكَلْكَل : الصّدر من كلّ شيء ، وقيل : هو ما بين التّرقُوَتين (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۵۹۶ «كلل») .

10) .ذَكتَ النار : اشتدّ لهبها واشتعلت (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۲۸۷ «ذكا») .

11) .من التعمية والاخفاء والتلبيس (النهاية : ج ۳ ص ۳۰۴ «عما») .

12) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۷ ح ۹۵ .

۸۱۲.شرح الأخبار عن عيسى بن عبد اللّه بن عمر : امام على عليه السلام ـ در خطبه‌اى كه در آن ، از مجازات گنهكاران در روز رستاخيز ، ياد مى‌كند ـ : گنهكاران را در بدترين سراى ، جاى مى‌دهد، دست‌ها را با كُند و زنجير به گردن‌ها مى‌بندد، زلف‌ها را به پاها گره مى‌زند و جامه‌هايى از قطران و تكّه‌هاى آتش ، بر ايشان مى‌پوشاند ؛ در دوزخى كه گرمايش سخت و سوزان است و درى كه بر روى اهل دوزخ فرو بسته شده است ؛ در آتشى ديوانه‌وار و پرخروش، با شعله‌هايى سركش، كه فريادى رعدآسا و هولناك دارد ؛ ساكنانش از آن جا رخت بر نمى‌بندند، اسيرانش با هيچ بهايى آزاد نمى‌شوند و زنجيرهايش از هم نمى‌گسلد ؛ آن سراى را عمرى نيست كه به سر آيد و ساكنانش را اجلى نيست كه به پايان رسد [تا خلاص شوند].۸۱۳.تفسير العيّاشي عن يونس بن عبد الرحمن عن داوود : امام على عليه السلام ـ در وصف آتش دوزخ ـ : خدا را خدا را ـ اى بندگان خدا ـ كه دنيا همه شما را بر يك راه مى‌برد [همان راه منتهى به آخرت كه گذشتگان نيز رفتند] ، و شما و [زمانِ] قيامت ، به يك ريسمان بسته شده‌ايد (1)و تو گويى قيامت [هم‌اينك] نشانه‌هاى خود را آورده، پرچم‌هايش را نزديك ساخته و شما را بر گذرگاه صراط ، نگه داشته است، و گويا [هم‌اكنون] زلزله‌هايش را پيش آورده و [چونان اشترى] سينه خويش را بر زمين نهاده [و تحقّق يافته ]است. دنيا از اهل خود ، بريده و آنان را از آغوش خويش بيرون افكنده است. گويا روزى بود كه گذشت، يا ماهى بود كه به پايان رسيد . تازه آن ، كهنه گرديده و فربه آن ، لاغر گشته است ؛ در جايگاهى تنگ ، با كارهايى در هم و بزرگ و آتشى سخت گزنده

كه هياهويش بلند است و زبانه‌اش سركش و خروشش خشم‌آلود، شعله‌اش فروزان است و فسرده شدنش دور و دير ، هيمه‌اش پرشعله است و تهديدش خوف‌انگيز ، ژرفاى آن ناپيدا و كران تا كرانش غرقه در تاريكى است، ريگ‌هايش جوشان، و كارهايش وحشتناك است. .


1) .همچون دو شتر ، كه به يك ريسمان بسته شده باشند .

۸۱۴.كتاب من لا يحضره الفقيه : عنه عليه السلام : ـ لِلأَحنَفِ بنِ قَيسٍ بَعدَ أن ذَكَرَ لَهُ نَعيمَ الجَنَّةِ ـ : إن فاتَكَ يا أحنَفُ ما ذَكَرتُ لَكَ في صَدرِ كَلامي لَتُترَكَنَّ في سَرابيلِ القَطِرانِ ، ولَتَطوفَنَّ بَينَها وبَينَ حَميمٍ آنٍ ، ولَتُسقيَنَّ شَرابا حارَّ الغَلَيانِ في إنضاجِهِ ، فَكَم يَومَئِذٍ فِي النّارِ مِن صُلبٍ مَحطومٍ ، ووَجهٍ مَهشومٍ ، ومُشَوَّهٍ مَضروبٍ عَلى الخُرطومِ ، قَد أكَلَتِ الجامِعَةُ كَفَّهُ ، وَالْتَحَمَ الطَّوقُ بِعُنُقِهِ .

فَلَو رَأَيتَهُم يا أحنَفُ يَنحَدِرونَ في أودِيَتِها ، ويَصعَدونَ جِبالَها ، و قَد اُلبِسُوا المُقَطَّعاتِ مِنَ القَطِرانِ ، وَاُقرِنوا مَعَ فُجّارِها وشَياطينِها ، فَإِذَا استَغاثوا بِأَسوَاَ?أخذٍ (1)مِن حَريقٍ ، شَدَّت عَلَيهِم عَقارِبُها و حَيّاتُها .

ولَو رَأَيتَ مُنادِيا يُنادي و هُوَ يَقولُ : يا أهلَ الجَنَّةِ ونَعيمِها! ويا أهلَ حُلِيِّها وحُلَلِها! خُلودٌ فَلا مَوتَ! فَعِندَها يَنقَطِعُ رَجاؤُهُم ، وتُغلَقُ الأَبوابُ ، وتَنقَطِعُ بِهِمُ الأَسبابُ . فَكَم يَومَئِذٍ مِن شَيخٍ يُنادي : وا شَيبَتاه! وكَم مِن شَبابٍ (2)يُنادي : وا شَباباه! وكَم مِنِ امرَأَةٍ تُنادي : وا فَضيحَتاه! هُتِكَت عَنهُمُ السُّتورُ ، فَكَم يَومَئِذٍ مِن مَغموسٍ بَينَ أطباقِها مَحبوسٌ ، يا لَكَ غَمسَةٌ ألبَسَتكَ بَعدَ لِباسِ الكَتّانِ ، وَالماءِ المُبَرَّدِ عَلَى

الجُدرانِ ، وأكلِ الطَّعامِ ألوانا بَعدَ ألوانٍ ؛ لِباسا لَم يَدَع لَكَ شَعرا ناعِما كُنتَ مُطعَمَهُ (3)إلّا بَيَّضَهُ ، ولا عَينا كُنتَ تُبصِرُ بِها إلى حَبيبٍ إلّا فَقَأَها . هذا ما أعَدَّ اللّه‌ُ لِلمُجرِمينَ ! (4).


1) .لا توجد عبارة : «بأسوأ أخذٍ» في بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۲۰ وهو الأنسب للسياق .

2) .في بحار الأنوار : «من شابٍّ» .

3) .كذا ، وليست عبارة : «كنت مطعمه» في ج ۷ من بحار الأنوار .

4) .صفات الشيعة : ص ۱۲۳ ح ۶۳ عن محمّد بن الحنفيّة ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۲۰ ح ۳۲ و ج ۶۸ ص ۱۷۲ ح ۳۱ .

۸۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ پس از بيان نعمت‌هاى بهشت براى احنف بن قيس ـ : اى احنف! اگر آنچه را [از اين نعمت‌ها ]كه در آغاز سخنم برايت گفتم ، از دست دادى، آن گاه است كه بى گمان، در جامه‌هايى از قَطران خواهى بود، و ميان آن [آتش] و ميان آبى جوشان ، سرگردان مى‌شوى، و از نوشيدنى‌اى داغ و جوشان و پَزان ، نوشانده خواهى شد. در آن روز، چه كمرهاى خُرد شده و چهره‌هاى متلاشى شده و بدْريخت و بينى‌هاى در هم شكسته كه در آتش خواهند بود ؛ انسان‌هايى كه كند و زنجير ، دست‌هاى آنها را خورده و طوق‌ها در گردنشان فرو رفته است.

اى احنف! كاش آنان را ببينى كه در دره‌هاى دوزخ ، پايين و از كوه‌هاى آن ، بالا مى‌روند ، در حالى كه جامه‌هايى از قَطران بر ايشان پوشانيده‌اند و با تبهكاران و اهريمنانِ آن جا همدم گشته‌اند. هر گاه از بدترين مجازات آتش ، فرياد كمك سر دهند ، كژدم‌ها و مارهاى دوزخ ، سخت بر آنان يورش مى‌آورند.

كاش آواز دهنده‌اى را ببينى كه مى‌گويد: «اى بهشتيانِ غوطه‌ور در نعمت‌هاى آن ، و اى برخورداران از جامه‌ها و زيورهاى آن! جاودانه بمانيد كه مرگى در كار نيست» . در اين هنگام، اميد آن [دوزخى]ها قطع مى‌گردد، درها [به رويشان ]بسته مى‌شود و رشته‌ها[ى روابط] ميانشان بريده مى‌شود . در آن روز، چه پيرها كه فرياد مى‌زنند: اى داد از پيرى! و چه جوان‌ها كه فرياد بر مى‌آورند: اى داد از جوانى! و چه زن‌ها كه فرياد مى‌زنند: اى داد از رسوايى! پرده‌ها از ايشان دريده مى‌گردد [و رسوا مى‌شوند].

در آن روز، چه بسيار كسانى كه در ميان طبقات دوزخ ، غوطه‌ور و محبوس‌اند. خدا به داد تو رسد [اى احنف] از آن غوطه‌ور شدنى كه ـ بعد از پوشيدن جامه‌هاى كتانى[ـِ نرم و لطيف] و [نوشيدن] آبِ خنك شده در كنار ديوارها، و خوردن غذاهاى رنگارنگ [در دنيا] ـ جامه‌اى بر تو مى‌پوشاند كه هر

موى نرم و

لطيفى را كه به تو ارزانى شده باشد ، سفيد مى‌گرداند و چشمانى را كه با آن ، عزيزى را مى‌ديده‌اى ، از كاسه به در مى‌آورد. اين است آنچه خداوند براى گنهكاران ، آماده ساخته است. .

۸۱۶.المعجم الكبير عن عمران بن الحصين : عنه عليه السلام : ـ في خُطبَةٍ لَهُ طَويلَةٍ ـ : فَتَصيرُ ـ يا ذَا الدّلالِ وَالهَيئَةِ وَالجَمالِ ـ إلى مَنزِلَةٍ شَعثاءَ ، ومَحَلَّةٍ غَبَراءَ ، فَتُنَوَّمُ عَلى خَدِّكَ في لَحدِكَ ، في مَنزِلٍ قَلَّ زُوّارُهُ ، ومَلَّ عُمّالُهُ ، حَتّى تُشَقَّ عَنِ القُبورِ ، وتُبعَثَ إلَى النُّشورِ ، فَإِن خُتِمَ لَكَ بِالسَّعادَةِ صِرتَ إلَى الحُبورِ (1)، وأنتَ مَلِكٌ مُطاعٌ، وآمِنٌ لا يُراعُ، يَطوفُ عَلَيكُم وِلدانٌ كَأَنَّهُمُ الجُمانُ بِكَأسٍ مِن مَعينٍ بَيضاءَ لَذَّةٍ لِلشّارِبينَ . أهلُ الجَنَّةِ فيها يَتَنَعَّمونَ، وأهلُ النّارِ فيها يُعَذَّبونَ، هؤُلاءِ فِي السُّندُسِ وَالحَريرِ يَتَبَختَرونَ، وهؤُلاءِ فِي الجَحيمِ وَالسَّعيرِ يَتَقَلَّبونَ، هؤُلاءِ تُحشى جَماجِمُهُم بِمِسكِ الجِنانِ، وهؤُلاءِ يُضرَبونَ بِمَقامِعِ النّيرانِ، هؤُلاءِ يُعانِقونَ الحورَ في الحِجالِ، وهؤُلاءِ يُطَوَّقونَ أطواقا فِي النّارِ بِالأَغلالِ، في قَلبِهِ فَزَعٌ قَد أعيَا الأَطِبّاءَ ، وبِهِ داءٌ لا يَقبَلُ الدَّواءَ . (2).


1) .الحُبُور : السرور (الصحاح : ج ۲ ص ۶۲۰ «حبر») .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۶۵۲ ح ۱۳۵۳ عن شريح القاضي ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۳۷۱ ح ۳۵ .

۸۱۷.مكارم الأخلاق عن عبد اللّه بن مسعود عن رسول اللّه امام على عليه السلام ـ در خطبه‌اى بلند ـ : تو با آن همه ناز و كرشمه و خوش‌سيمايى و جمالت، به منزلى آشفته و ويرانه و جايگاهى پر از خاك و غبار [يعنى گور ]مى‌روى، و در لحد خويش ، بر گونه‌ات خوابانده مى‌شوى ، در منزلى كه ديدار كنندگانش اندك‌اند و كارگرانش خسته و دل‌تنگ ، تا آن گاه كه از گور ، سر بر آورى و به صحراى محشر روانه شوى. در آن هنگام، اگر مُهر سعادت بر تو خورده باشد، ره‌سپار [سراى] شادمانى مى‌شوى، و پادشاهى مُطاع و آسوده‌خاطرى بى‌هراس خواهى بود . پسركانى مرواريدسان ، با جامى از باده ناب و سپيد كه نوشندگان را لذّتى خاص مى‌دهد، بر گرد شما به گردش در مى‌آيند. بهشتيان در بهشت ، در ناز و نعمت به سر مى‌برند و دوزخيان در دوزخ ، عذاب مى‌كشند. آنان در جامه‌هايى از پرنيان نرم و حرير مى‌خرامند و اينان در دوزخ و آتشِ سوزان ، دست و پا مى‌زنند . آنان جمجمه‌هايشان از مُشك بهشتى پر شده است، و بر سر اينان گرزهاى آتشين ، فرو كوفته مى‌شود. آنان با سيه‌چشمان بهشتى ، در حجله‌ها هم‌آغوش مى‌شوند، و بر گردن اينان طوق‌ها و غل و زنجيرهايى از آتش ، بسته مى‌شود . [اهل دوزخ ،] در دلش وحشتى است كه طبيبان را [از درمانش ]ناتوان ساخته، و در او ، دردى است كه درمان نمى‌پذيرد. .

الفَصلُ الرّابع: الحث على ذكر جهنم والاستعاذة منها۴ / ۱ذِكرُ جَهَنَّمَ۸۲۱.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : اُذكُروا مِنَ النّارِ ما شِئتُم ، فَلا تَذكُرونَ مِنها شَيئا إلّا وهِيَ أشَدُّ مِنهُ . (1)۸۲۲.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن رجاء بن أبي الضحّ المطالب العالية عن عبد اللّه بن عمر : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : لا تَنسَوُا العَظيمَينِ . قُلنا : ومَا العَظيمانِ ؟ قالَ : اَلجَنَّةُ وَالنّارُ .

فَذَكَرَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ما ذَكَرَ ثُمَّ بَكى حَتّى جَرى ـ أو بَلَّ ـ الدَّمعُ جانِبَي لِحيَتِهِ ، ثُمَّ قالَ : وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! لَو تَعلَمونَ مِنَ الأَمرِ ما أعلَمُ لَمَشَيتُم إلى الصَّعيدِ فَحَثَيتُم عَلى رُؤوسِكُمُ التُّرابَ . (2)۸۲۳.الإمام العسكريّ عليه السلام : المستدرك على الصحيحين عن سَهل بن سعد : إنَّ فَتىً مِنَ الأَنصارِ دَخَلَتهُ خَشيَةٌ مِنَ النّارِ فَكانَ يَبكي عِندَ ذِكرِ النّارِ حَتّى حَبَسَهُ ذلِكَ فِي البَيتِ ، فَذُكِرَ ذلِكَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَجاءَهُ في البَيتِ ، فَلَمّا دَخَلَ عَلَيهِ اعتَنَقَهُ الفَتى وخَرَّ مَيِّتا ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : جَهِّزوا

صاحِبَكم ؛ فَإِنَّ الفَرَقَ (3)فَلَّذَ (4)كَبِدَهُ . (5).


1) .تنبيه الغافلين : ص ۷۰ ح ۵۸ ، سير أعلام النبلاء : ج ۴ ص ۴۰۶ عن محمّد بن علي من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله .

2) .المطالب العالية : ج ۳ ص ۲۱۹ ح ۳۳۰۹ ، الرّقة والبكاء لابن أبي الدنيا : ص ۱۰۹ ح ۱۰۲ نحوه ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۱۵ ح ۲ ، التاريخ الكبير : ج ۱ ص ۴۱۷ الرقم ۱۳۳۴ وفيه إلى «الجنّة والنار» ، الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۴۵۷ ح ۱۴ نقلاً عن أبي يعلى .

3) .الفَرَقْ : الخوف والفزع (النهاية : ج ۳ ص ۴۳۸ «فرق») .

4) .يقال : فَلّذتُ اللحم تفليذا ؛ إذا قطّعته (لسان العرب : ج۳ ص ۵۰۳ «فلذ») .

5) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۳۶ ح ۳۸۲۸ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۵۳۰ ح ۹۳۶ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۹۲ ح ۳۲۰ نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۴۶ ح ۵۹۰۰ .

فصل چهارم : تشويق به ياد كردن از جهنّم و پناه بردن از آن به خدا
۴ / ۱ ياد جهنّم

فصل چهارم : تشويق به ياد كردن از جهنّم و پناه بردن از آن به خدا۴ / ۱ياد جهنّم۸۲۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در باره آتش هر چه خواستيد، بگوييد؛ زيرا هر چه از آن بگوييد ، بازهم بدتر و سخت‌تر از آن وجود دارد. (1)۸۲۸.عنه صلى الله عليه و آله : المطالب العالية ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمايد: «دو بزرگ را فراموش نكنيد» .

گفتيم: دو بزرگ چيست؟

فرمود: «بهشت و آتش» .

آن گاه ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [از دوزخ] گفت و گفت . سپس چندان گريست كه اشك از دو گوشه محاسنش جارى شد ـ يا آنها را تر كرد ـ . آن گاه فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر آنچه من در اين باره مى‌دانم ، شما نيز مى‌دانستيد ، سر به صحرا مى‌گذاشتيد و خاك بر سر خود مى‌ريختيد» .۸۲۹.عنه صلى الله عليه و آله : المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از سهل بن سعد ـ : ترس از آتش[ـِ دوزخ] ، وجود جوانى از انصار را فرا گرفت و هنگام يادكرد از دوزخ ، مى‌گريست . سرانجام ، اين حالت ، او را خانه‌نشين كرد. ماجرا را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند و ايشان به خانه‌اش نزد او رفت. چون وارد خانه شد، آن جوان ايشان را در آغوش گرفت

و افتاد و مُرد.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «برادرتان را آماده دفن كنيد ، كه ترس و وحشت ، جگر او را پاره پاره كرد» .

.


1) .يعنى : از سختى‌ها و رنج‌هاى دوزخ ، هر چه بگوييد ، باز كم گفته‌ايد .

۸۳۰.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : أكثِر ذِكرَ الآخِرَةِ وما فيها مِنَ النَّعيمِ وَالعَذابِ الأَليمِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنيا ويُصَغِّرُها عِندَكَ . (1)۸۳۱.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : الجَنَّةُ حَسرَةُ أهلِ النّارِ ، وَالنّارُ مَوعِظَةُ المُتَّقينَ . (2)۸۳۲.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : ـ في وَصفِ المُتَّقينَ ـ : هُم وَالجَنَّةُ كَمَن قَد رَآها ؛ فَهُم فيها مُنَعَّمونَ ، وهُم وَالنّارُ كَمَن قَد رَآها ؛ فَهُم فيها مُعَذَّبونَ . . . أمَّا اللَّيلَ فَصافّونَ أقدامَهُم ، تالينَ لِأَجزاءِ القُرآنِ ، يُرَتِّلونَها تَرتيلاً ، يُحَزِّنونَ بِهِ أنفُسَهُم ، ويَستَثيرونَ بِهِ دَواءَ دائِهِم ؛ فَإِذا مَرّوا بِآيَةٍ فيها تَشويقٌ رَكَنوا إلَيها طَمَعا ، وتَطَلَّعَت نُفوسُهُم إلَيها شَوقا ، وظَنّوا أنَّها نُصبُ أعيُنِهِم ، وإذا مَرّوا بِآيَةٍ فيها تَخويفٌ أصغَوا إلَيها مَسامِعَ قُلوبِهِم ، وظَنّوا أنَّ زَفيرَ جَهَنَّمَ وشَهيقَها في أُصولِ آذانِهِم ، فَهُم حانونَ عَلى أوساطِهِم ، مُفتَرِشونَ لِجِباهِهِم وأكُفِّهِم ورُكَبِهِم وأطرافِ أقدامِهِم يَطلُبونَ إلَى اللّه‌ِ تَعالى في فَكاكَ رِقابِهِم . (3)۸۳۳.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام زين العابدين عليه السلام : ألا ومَنِ اشتاقَ إلَى الجَنَّةِ سَلا (4)عَنِ الشَّهَواتِ ، ومَن أشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ ، ومَن زَهِدَ فِي الدُّنيا هانَت عَلَيهِ المَصائِبُ .

ألا إنَّ للّه‌ِِ عِبادا كَمَن رَأى أهلَ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ مُخَلَّدينَ ، وكَمَن رأى أهلَ النّارِ فِي النّارِ مُعَذَّبينَ ، شُرورُهُم مَأمونَةٌ ، وقُلوبُهُم مَحزونَةٌ ، أنفُسُهُم عَفيفَةٌ ، وحَوائِجُهُم خَفيفَةٌ ، صَبَروا أيّاما قَليلَةً ، فَصاروا بِعُقبى راحَةٍ طَويلَةٍ ، أمَّا اللَّيلَ فَصافّونَ أقدامَهُم ، تَجري دُموعُهُم عَلى خُدودِهِم وهُم يَجأَرونَ إلى رَبِّهِم ، يَسعَونَ في فَكاكَ رِقابِهِم ، وأمَّا النَّهارَ فَحُلَماءُ ، عُلماءُ ، بَرَرَةٌ ، أتقِياءُ ، كَأَنَّهُمُ القِداحُ ، قَد بَراهُمُ الخَوفُ مِنَ العِبادَةِ ، يَنظُرُ إلَيهِمُ النّاظِرِ فَيَقولُ : مَرضى ـ وما بِالقَومِ مِن مَرَضٍ ـ أم خولِطوا! فَقَد خالَطَ القَومَ أمرٌ عَظيمٌ ؛ مِن ذِكرِ النّارِ وما فيها . (5).


1) .تحف العقول : ص ۷۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۰۵ ح ۱ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۵۰ ح ۱ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام عن الأصبغ بن نباتة ، تحف العقول : ص ۱۶۴ ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۵۰ ح ۱۸ .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۳ ، تحف العقول : ص ۱۵۹ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۹۱ ح ۲۶۶۳ ، التمحيص : ص ۷۰ ح ۱۷۰ كلّها عن همام ، الأمالي للصدوق : ص ۶۶۷ ح ۸۹۷ ، صفات الشيعة : ص ۹۷ ح ۳۵ كلاهما عن عبد الرحمن بن كثير الهاشمي عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۳۱۵ ح ۵۰ .

4) .سَلَوتُ : أي صَبَرتُ (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۸۷۵ «سلا») .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۱۳۲ ح ۱۵ عن أبيحمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، تحف العقول : ص ۲۸۱ ، كنز الفوائد : ج ۱ ص ۹۰ عن نوف البكالي عن الإمام عليّ عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۴۳ ح ۱۸ ؛ عيون الأخبار لابن قتيبة : ج ۲ ص ۳۵۳ ، البداية والنهاية : ج ۸ ص ۶ وزاد فيه «ومن طلب الجنّة سارع إلى الطاعات» بعد «المحرّمات» وليس فيهما «قد براهم الخوف من العبادة» و«من ذِكر النار وما فيها» ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۷۱۹ ح ۸۵۶۵ وراجع : مختصر تاريخ دمشق : ج ۲۶ ص ۲۲۲ .

۸۳۴.الإمام الحسن عليه السلام ـ في ذِكرِ أسئِلَةِ ال امام على عليه السلام : از آخرت و نعمت‌ها و عذاب دردناك آن ، بسيار ياد كن؛ زيرا اين كار ، تو را به دنيا بى‌رغبت مى‌سازد و آن را در نزد تو ، خوار و بى‌مقدار مى‌گرداند .۸۳۵.علل الشرايع : امام على عليه السلام : بهشت ، مايه دريغِ دوزخيان است و دوزخ ، مايه پند گرفتن پرهيزگاران .۸۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در وصف پرهيزگاران ـ : آنان به بهشت چنان باور دارند كه گويى آن را مى‌بينند ؛ پس ، [از هم‌اكنون ]از نعمت‌هايش برخوردارند، و آتش را چنان باور دارند كه گويا آن را مشاهده مى‌كنند ؛ پس ، [از هم‌اينك] در آن ، عذاب مى‌كشند ... . شب‌هنگام ، برپا مى‌خيزند و آيات قرآن را شمرده و با درنگ ، تلاوت مى‌كنند . با آن ، جان‌هاى خويش را اندوهناك مى‌سازند و داروى درد خود را در آن مى‌جويند. پس، هر گاه به آيه‌اى تشويق‌آميز برخورند ، به آن اميد مى‌بندند و جان‌هايشان مشتاق آن مى‌شود و آن [نعمت] را در برابر ديدگان خويش مى‌پندارند و هر گاه به آيه‌اى تهديدآميز رسند ، گوش دل به آن مى‌سپارند و چنان مى‌پندارند كه خروشِ دم و بازدمِ دوزخ ، در بيخ گوش‌هايشان است. پس، كمرهاى خويش را [به ركوع] خم مى‌كنند، و پيشانى و دست و زانوان و سرانگشتان پاهاى خود را بر زمين مى‌زنند و از خداوند ، آزادىِ خويش را [از دوزخ] مى‌طلبند .۸۳۷.عنه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام : بدانيد كه هر كس مشتاق بهشت باشد ، از هوس‌هاى خويش غافل مى‌شود و آن كه از آتش بهراسد ، از حرام‌ها روى مى‌گرداند و آن كه به دنيا بى‌رغبت باشد ، مصيبت‌ها بر او آسان مى‌گردند .

بدانيد كه خداوند ، بندگانى دارد كه [در دنيا] چونان كسى هستند كه بهشتيان را در بهشت ، جاويدان مى‌بيند، و نيز چونان كسى هستند كه دوزخيان را در دوزخ ، معذّب مى‌بيند. گزندشان به كس نمى‌رسد و دل‌هايشان اندوهناك است، جان‌هايشان خويشتندار و نيازهايشان اندك. چند روزه اندك[ـِ دنيا ]را تحمّل كرده‌اند و در نتيجه ، به فرجامى آسوده و بى‌پايان ، دست يافته‌اند. شب‌هنگام ، برپا مى‌خيزند و اشك‌هايشان بر گونه‌هايشان روان مى‌شود و به پروردگار خويش پناه مى‌برند، و براى آزادىِ خود [از عذاب دوزخ] مى‌كوشند.

ولى روز هنگام ، مردمانى هستند بردبار، دانا، نيكوكار و پرهيزگار. [از لاغرى و نحيفى ،] گويى تيرهايى تراش‌خورده‌اند. ترس از عبادت ، آنان را تراش داده است. ديگران كه او را مى‌بينند ، يا مى‌گويند: «بيمار است» ـ در حالى كه اين طايفه را هيچ بيمارى‌اى نيست ـ و يا [مى‌گويند:] «قاطى كرده‌اند!» ، در صورتى كه پديده‌اى بزرگ ـ يعنى ياد دوزخ و عذاب‌هاى آن ـ ، با وجود آنان در آميخته است [و آنان را اين گونه ، پريشان و در هم ساخته است]. .

۸۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : اللّهُمَّ وخَلَقتَ نارا لِمَن عَصاكَ، وأعدَدتَ لِأَهلِها مِن أنواعِ العَذابِ فيها ، ووَصَفتَهُ وَصَنَّفتَهُ مِنَ الحَميمِ ، وَالغَسّاقِ ، وَالمُهلِ ، وَالضَّريعِ ، وَالصَّديدِ ، وَالغِسلينِ ، وَالزَّقّومِ ، وَالسَّلاسِلِ وَالأَغلالِ ، ومَقامِعِ الحَديدِ ، وَالعَذابِ الغَليظِ ، وَالعَذابِ الشَّديدِ ، وَالعَذابِ المُهينِ ، وَالعَذابِ المُقيمِ ، وعَذابِ الحَريقِ ، وعَذابِ السَّمومِ ، وظِلٍّ مِن يَحمومٍ ، وسَرابيلِ القَطِرانِ ، وسُرادِقاتِ النّارِ ، وَالنُّحاسِ ، وَالزَّقّومِ ، وَالحُطَمَةِ ، وَالهاوِيَةِ ، ولَظى ، وَالنّارِ الحامِيَةِ ، وَالنّارِ الموقَدَةِ ، الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفئِدَةِ ، وَالنّارِ المُؤصَدَةِ ذاتِ العَمَدِ المُمَدَّدَةِ ، وَالسَّعيرِ ، وَالحَميمِ ، وَالنّارِ الَّتي لا تُطفَأُ ، وَالنّارِ الَّتي تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الغَيظِ ، وَالنّارِ الَّتي وَقودُهَا النّاسُ وَالحِجارَةُ ، وَالنّارِ الَّتي يُقالُ لَها : هَلِ امتَلَأتِ؟ فَتَقولُ : هَل مِن مَزيدٍ! وَالدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ . (1).


1) .بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۳۵ ح ۱۹ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .

۸۳۹.عنه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام : بار خدايا! براى كسى كه نافرمانى تو كند ، آتشى آفريدى و در آن براى اهلش انواع عذاب را آماده ساختى و آن عذاب‌ها را با تعابير گونه‌گون ، وصف و طبقه‌بندى كردى: جوشاب، زردآب دوزخيان، مس گداخته، خارِ تَر، خونابه ، چركابه، دوزخبان، زنجيرها، كُندها، گرزهاى آهنين، شكنجه درشت، شكنجه سخت، شكنجه خوار كننده، شكنجه پايدار، شكنجه سوزان، شكنجه مرگبار، سايه‌اى از دود تار، تن‌پوش‌هاى قطران، سراپرده‌هاى آتش و مس، دوزخبان، آتشِ خرد كننده، سياه‌چال ، زبانه آتش، آتش سوزان، آتشِ افروخته كه بر دل‌ها مى‌رسد، وآتش احاطه كننده با ستون‌هاى بلند و كشيده، شعله، آب داغ، آتش خاموش ناشدنى، آتشى كه نزديك است از خشمْ شكافته شود، آتشى كه سوختش مردم و سنگ‌هايند، آتشى كه به او گفته مى‌شود: «آيا سير شدى؟» و او [كه سيرى‌ناپذير است ،] مى‌گويد: «آيا باز هم هست؟!» و پايين‌ترين طبقه آتش . .

۸۴۰.شعب الإيمان عن أنس : الإمام الباقر عليه السلام : بَكى أبو ذَرٍّ رحمه‌الله مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ عز و جل حَتَّى اشتَكى بَصَرَهُ ، فَقيلَ لَهُ : يا أبا ذَرٍّ ، لَو دَعَوتَ اللّه‌َ أن يَشفِيَ بَصَرَكَ ! فَقالَ : إنّي عَنهُ لَمَشغولٌ ، وما هُوَ مِن أكبَرِ هَمّي . قالوا : وما يَشغَلُكَ عَنهُ ؟ قالَ : اَلعَظيمَتانِ : اَلجَنَّةُ وَالنّارُ . (1)۴ / ۲الاِستِعاذَةُ مِنَ النّارِالكتاب«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَـمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـذَا بَـطِلاً سُبْحَـنَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ» . (2)

«وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا» . (3)

«وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِى الْاخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» . (4)

«الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» . (5)

الحديث۸۴۹.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عوذوا بِاللّه‌ِ مِن عَذابِ القَبرِ ومِن عَذابِ جَهَنَّمَ . (6)۸۵۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ يَعجَبُ مِن سائِلٍ يَسأَلُ غَيرَ الجَنَّةِ ، ومِن مُعطٍ يُعطي لِغَيرِ اللّه‌ِ ، ومِن

مُتَعَوِّذٍ يَتَعَوَّذُ مِن غَيرِ النّارِ . (7).


1) .الخصال : ص ۴۰ ح ۲۵ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۷۰۲ ح ۱۵۰۰ عن موسى بن بكر عن العبد الصالح عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۴۳۱ ح ۴۰ .

2) .آل عمران : ۱۹۱ و ۱۹۲ .

3) .الفرقان : ۶۵ .

4) .البقرة : ۲۰۱ .

5) .آل عمران : ۱۶ .

6) .السنن الكبرى للنسائي : ج ۴ ص ۴۶۲ ح ۷۹۴۶ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۸۴ ح ۲۱۱۹ .

7) .تاريخ بغداد : ج ۹ ص ۲۶۷ الرقم ۴۸۳۲ عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۸۵ ح ۳۲۶۰ .

۴ / ۲ پناه جستن به خدا از آتش

۸۵۱.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام : ابو ذر ـ كه خدايش رحمت كناد ـ از ترس خداى عز و جل چندان گريست كه ديده‌اش آسيب ديد. به او گفته شد: اى ابو ذر! خوب است دعا كنى كه خداوند ديده‌ات را شفا بخشد.

ابو ذر گفت: «من از آن غافلم، و ديده‌ام بزرگ‌ترين غم و اندوه من نيست» .

گفتند: چه چيزى تو را از آن غافل ساخته است؟

گفت: «آن دو امر بزرگ: بهشت و دوزخ» .۴ / ۲پناه جستن به خدا از آتشقرآن«آنان كه ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، خدا را ياد مى‌كنند و در آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‌انديشند [ ، مى‌گويند] : اى پروردگار ما ! اينها را بيهوده نيافريده‌اى، كه تو [از بيهوده‌كارى] منزّهى . پس ما را از عذاب آتش ، نگه بدار. اى پروردگار ما ! تو هر كه را در آتش ببرى، بى گمان ، خوارش ساخته‌اى، و ستمكاران را هيچ ياورى نيست».

«و كسانى كه مى‌گويند: اى پروردگار ما ! عذاب دوزخ را از ما بگردان كه به راستى ، عذابش سخت و دائمى است».

«و برخى از آنان مى‌گويند: اى پروردگار ما ! در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت نيز نيكى عطا كن، و ما را از عذاب آتش ، نگه دار» .

«كسانى كه مى‌گويند: اى پروردگار ما ! ما ايمان آورديم . پس گناهانمان را بيامرز و از عذاب آتش ، نگاهمان بدار».

حديث۸۶۰.السنن الكبرى عن ربيعة بن كعب الأسلمي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از عذاب قبر و از عذاب دوزخ ، به خدا پناه ببريد.۸۶۱.البلد الأمين عن الإمام الباقر عن الإمام عليّ عليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، تعجّب مى‌كند از درخواستْ كننده‌اى كه غير بهشت را درخواست مى‌كند، و از عطا كننده‌اى كه براى غير خدا عطا مى‌كند، و از پناه

برنده‌اى كه از غير آتش ، [به خدا] پناه مى‌برد.

.

۸۶۲.حلية الأولياء عن عبد الرحمن بن قرط : عنه صلى الله عليه و آله : أعوذُ بِاللّه‌ِ مِن حالِ أهلِ النّارِ . (1)۸۶۳.ثواب الأعمال عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى عنه صلى الله عليه و آله : أعوذُ بِاللّه‌ِ مِنَ النّارِ ، وَيلٌ لِأَهلِ النّارِ . (2)۸۶۴.سنن أبي داوود عن سعد بن أبي وقّاص عن رسول اللّه ص عنه صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ الفَقرِ ، ومِن وَسواسِ الصَّدرِ ، ومِن شَتاتِ الأَمرِ ، ومِن عَذابِ النّارِ . (3)۸۶۵.السنن الكبرى عن محمّد بن سعد بن زرارة عن أبي اُما عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن عَبدٍ يَقولُ كُلَّ يَومٍ سَبعَ مَرّاتٍ : «أسأَلُ اللّه‌َ الجَنَّةَ ، وأعوذُ بِهِ مِنَ النّارِ» إلّا قالَتِ النّارُ : يا رَبِّ أعِذهُ مِنّي . (4)۸۶۶.سنن النسائي عن ابن عبّاس عن جويريّة بنت الحارث : صحيح البخاري عن أنس : كانَ النَّبِي صلى الله عليه و آله يَقولُ : اللّهُمَّ رَبَّنا ! آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً ، وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً ، وقِنا عَذابَ النّارِ . (5).


1) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۷۸ ح ۳۵۹۹ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۵۰ ح ۳۸۰۴ ، مشكاة المصابيح : ج ۱ ص ۷۶۳ ح ۲۴۹۳ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۱۸۱ ح ۳۶۳۸ .

2) .سنن أبي داود : ج ۱ ص ۲۳۳ ح ۸۸۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۴۳۰ ح ۱۳۵۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۵ ح ۱۹۰۷۷ ، السنن الكبرى : ج ۲ ص ۴۴۰ ح ۳۶۹۰ ، المعجم الكبير : ج ۷ ص ۷۹ ح ۶۴۲۷ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۱ ، كلّها عن عبد الرحمن بن أبي ليلى عن أبيه ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۴۸۷ ح ۲۱۳۵ .

3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۴۳ ح ۳۱۳۵ عن معاوية بن عمار عن الإمام الصادق عليه السلام ، الإقبال : ج ۲ ص ۱۸۰ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۸۵ .

4) .الدعوات : ص ۳۹ ح ۹۶ عن ربيعة ، الأمالي للصدوق : ص ۱۵۸ ح ۱۵۳ عن زيد الشحام عن الإمام الصادق عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۵۷ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۹۷ ح ۵ .

5) .صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۶۴۴ ح ۴۲۵۰ و ج ۵ ص ۲۳۴۷ ح ۶۰۲۶ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۷۱ ح ۲۶ ، سنن أبي داود : ج ۲ ص ۸۵ ح ۱۵۱۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۰۳ ح ۱۱۹۸۱ و ص ۴۱۴ ح ۱۳۱۶۲ و ص ۴۱۸ ح ۱۳۱۸۵ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۲۲ ح ۳۴۸۷ كلّها عن أنس ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۹۸۵ ح ۲۹۵۷ عن أبي هريرة ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۶۲۵ ح ۱۶۷۳ ، السنن الكبرى : ج ۵ ص ۱۳۷ ح ۹۲۹۰ كلاهما عن عبد اللّه بن السائب وفيهما «سمعت رسول اللّه صلى الله عليه و آله يقول بين الركنين» ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۶۹۴ ح ۵۱۰۷ ؛ الاحتجاج : ج ۱ ص ۵۳۰ ح ۱۲۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات : ص ۱۱۵ ح ۲۶۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۴۵ ح ۱ .

۸۶۷.كنز العمّال عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به خدا پناه مى‌برم از حال و روز دوزخيان.۸۶۸.مُهج الدعوات عن إبراهيم بن أبي يحيى عن الإمام الص پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به خدا پناه مى‌برم از آتش. واى بر اهل آتش !۸۶۹.كنز العمّال عن الإمام عليّ عليه السلام عن رسول ال پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! من از نادارى و از وسوسه سينه و از پراكندگى كار و از عذاب آتش ، به تو پناه مى‌برم.۸۷۰.الكافي عن أحمد بن الحسن الميثمي رفعه ، قال : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده‌اى نيست كه روزى هفت مرتبه بگويد: «از خدا بهشت را درخواست مى‌كنم و از آتش به او پناه مى‌برم» ، مگر آن كه آتش مى‌گويد: اى پروردگار من! او را از من ، در پناه خود بگير.۸۷۱.فلاح السائل عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فراوان مى‌فرمود : خدايا، اى پروردگار ما ! در دنيا به ما نيكى و در آخرت نيز نيكى عطا فرما، و ما را از عذاب آتش ، نگاه دار . .

۸۷۲.البلد الأمين عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله صحيح البخاري عن أبي هريرة: كانَ رَسولُ‌اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَدعو : اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن عَذابِ‌القَبرِ، ومِن‌عَذابِ‌النّارِ، ومِن فِتنَةِ المَحيا وَالمَماتِ ، ومِن فِتنَةِ المَسيحِ الدَّجّالِ. (1)۸۷۳.سنن الترمذي عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله ع فاطمة عليهاالسلام ـ في دُعائِها ـ : رَبِّ أستَجيرُكَ مِنَ النّارِ فَأَجِرني ، رَبِّ أعوذُ بِكَ مِنَ النّارِ فَأَعِذني . (2)۸۷۴.المعجم الكبير عن عبد اللّه بن مسعود عن رسول اللّه الإمام عليّ عليه السلام : مَنِ استَجارَ مِنَ النّارِ قالَتِ النّارُ : يا رَبِّ أجِر عَبدَكَ مِمَّا استَجارَكَ . (3)۸۷۵.المصباح عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في عنه عليه السلام ـ في أحوالِ الآخِرَةِ ـ : وأعظَمُ ما هُنالِكَ بَلِيَّةً نُزولُ الحَميمِ ، وتَصليَةُ الجَحيمِ ، وفَوراتُ السَّعيرِ ، وسَوراتُ الزَّفيرِ . لا فَترَةٌ مُريحَةٌ ، ولا دَعَةٌ مُزيحَةٌ ، ولا قُوَّةٌ حاجِزَةٌ ، ولا مَوتَةٌ ناجِزَةٌ ، ولا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ ، بَينَ أطوارِ المَوتاتِ ، وعَذابِ السّاعاتِ ، إنّا بِاللّه‌ِ عائِذونَ . (4)۸۷۶.المصباح عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ فِي عنه عليه السلام ـ مِمّا كانَ يَدعو بِهِ في قُنوتِ صَلاةِ الوَترِ ـ : يا مَن كَرَّمَني وشَرَّفَني ونَعَّمَني ، أعوذُ بِكَ مِنَ الزَّقّومِ ، وأعوذُ بِكَ مِنَ الحَميمِ ، وأعوذُ بِكَ مِن مَقيلٍ فِي النّارِ ، بَينَ أطباقِ النّارِ ، في ظِلالِ النّارِ ، يَومَ النّارِ ، يا رَبَّ النّارِ .

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ مَقيلاً فِي الجَنَّةِ بَينَ أنهارِها وأشجارِها وثِمارِها ورَيحانِها وخَدَمِها وأزواجِها .

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ خَيرَ الخَيرِ : رِضوانَكَ وَالجَنَّةَ ، وأعوذُ بِكَ مِن شَرِّ الشَّرِّ :

سَخَطِكَ وَالنّارِ . هذا مَقامُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّارِ . (5).


1) .صحيح البخاري : ج ۱ ص ۴۶۳ ح ۱۳۱۱ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۴۱۳ ح ۱۲۸ كلاهما عن أبي هريرة ، سنن أبي داود : ج ۲ ص ۹۱ ح ۱۵۴۲ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۶۲ ح ۳۸۴۰ ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۵۲۵ ح ۳۴۹۴ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۱۹۰ ح ۳۶۹۵ ؛ بحار الأنوار : ج ۹۱ ص ۷۵ ح ۳ نقلاً عن الإقبال .

2) .فلاح السائل : ص ۴۲۲ ح ۲۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۰۴ ح ۸ .

3) .الخصال : ص ۶۳۱ ح ۱۰ عن أبي بصير و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۹ ح ۱۷ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۳ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۴۴ ح ۶۹ .

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۴۹۲ ح ۱۴۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۸۷ ص ۲۷۰ ح ۶۷ .

۸۷۷.البلد الأمين : صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين دعا را فراوان مى‌خواند : بار خدايا ! به تو پناه مى‌برم از عذاب قبر، و از عذاب آتش، و از فتنه زندگى و مرگ، و از فتنه مسيح دجّال. (1)۸۷۸.مُهَج الدعوات عن الإمام عليّ عليه السلام عن رسول فاطمه عليهاالسلام ـ در دعايش ـ : پروردگارا ! در برابر آتش ، از تو حمايت مى‌طلبم، پس مرا حمايت فرما . پروردگارا ! از آتش ، به تو پناه مى‌برم، پس مرا پناه ده .۸۷۹.رجال الكشّي عن سعيد بن المسيّب : امام على عليه السلام : هر كه در برابر آتش ، از خداوند حمايت بطلبد ، آتش مى‌گويد: «پروردگارا ! بنده‌ات را در برابر آنچه از تو حمايت طلبيد، حمايت كن» .۸۸۰.مستدرك الوسائل عن النوفلي بإسناده عن رسول اللّه ص امام على عليه السلام ـ در احوال آخرت ـ : بزرگ‌ترين بلاى آن جا ، پذيرايى شدن با آب جوشان است و در افتادن در دوزخ فروزان و فَوَران‌هاى آتش سوزان، و غليان‌هاى شعله‌هاى خروشان. نه دَمى آتش فروكش مى‌كند تا آسايشى بيايد و نه رها شدنى در كار است تا رنج بزدايد، و نه نيرويى كه [عذاب را] باز دارد، و نه مرگى يك‌باره، و نه اندك خوابى كه آرامش بخشد ؛ بلكه با انواع مرگ‌ها [و شكنجه‌هاى مرگ‌آور] و عذاب‌هاى پياپى ، سپرى مى‌شود . ما به خدا پناه مى‌بريم !۸۸۱.وقعة صفّين عن عبد الرحمن بن عبيد بن أبي الكنود عن امام على عليه السلام ـ در دعايى كه در قنوت نماز وَتْر مى‌خواند ـ : اى آن كه مرا گرامى داشتى و شرافت بخشيدى و نعمتم دادى! از زَقّوم ، به تو پناه مى‌برم و از آب جوشان ، به تو پناه مى‌برم و ـ اى پروردگار آتش ـ ! از خفتن در آتش در ميان طبقات آتش ، در سايه‌هاى آتش ، در روز آتش ، به تو پناه مى‌برم .

بار خدايا! آسودن در بهشت را در ميان جويباران و درختان و ميوه‌ها و گل‌ها و خدمتكاران و همسران بهشتى ، از تو مى‌خواهم .

بار خدايا ! بهترينِ بهترين‌ها را كه همان خشنودى‌ات و بهشت است ، از تو مى‌خواهم و از بدترينِ بدها كه همان ، خشم تو و آتشت است ، به تو پناه

مى‌برم. اينك در پيشگاه تو ، كسى ايستاده است كه از آتش به تو پناه آورده است. .


1) .او را به اين خاطر «مسيح» گفته‌اند كه در سراسر كره خاك ، بجز مكّه و مدينه ، سفر (مسح / سياحت) و در همه جا فتنه و اضلال مى‌كند و «دجّال» نيز به معناى فريبكار و دروغ پرداز است .

۸۸۲.نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الحسين عليه السلام : اللّهُمَّ ... أسأَلُكَ فَكاكَ رَقَبَتي مِنَ النّارِ . (1)۸۸۳.إثبات الوصيّة عن الإمام عليّ عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ فَكاكَ رَقَبَتي مِنَ النّارِ . (2)۸۸۴.الأمالي للطوسي عن زيد بن عليّ عن الإمام زين العاب عنه عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ في صَلاةِ اللَّيلِ ـ : اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن نارٍ تَغَلَّظْتَ بِها عَلى مَن عَصاكَ ، وتَوَعَّدْتَ بِها مَن صَدَفَ (3)عَن رِضاكَ ، ومِن نارٍ نورُها ظُلمَةٌ ، وهَيِّنُها أليمٌ ، وبَعيدُها قَريبٌ ، ومِن نارٍ يَأكُلُ بَعضَها بَعضٌ ، ويَصولُ بَعضُها عَلى بَعضٍ ، ومِن نارٍ تَذَرُ العِظامَ رَميما ، وتَسقي أهلَها حَميما ، ومِن نارٍ لا تُبقي عَلى مَن تَضَرَّعَ إلَيها ، ولا تَرحَمُ مَنِ استَعطَفَها ، ولا تَقدِرُ عَلَى التَّخفيفِ عَمَّن خَشَعَ لَها وَاستَسلَمَ إلَيها ، تَلقى سُكّانَها بِأَحَرِّ ما لَدَيها مِن أليمِ النَّكالِ وشَديدِ الوَبالِ .

وأعوذُ بِكَ مِن عَقارِبِهَا الفاغِرَةِ أفواهَها ، وحَيّاتِهَا الصّالِقَةِ بِأَنيابِها ، وشَرابِهَا الَّذي يَقطَعُ أمعاءَ وأفئِدَةَ سُكّانِها ، ويَنزِعُ قُلوبَهُم ! و أستَهديكَ لِما باعَدَ مِنها وأخَّرَ عَنها . (4)۸۸۵.كنز الفوائد عن الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِكِتابِكَ المُنزَلِ وما فيهِ ، وفيهِ اسمُكَ الأَعظَمُ الأَكبَرُ وأسماؤُكَ الحُسنى وما يُخافُ ويُرجى ؛ أن تَجعَلَني مِن عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ . (5)۸۸۶.نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ عافِيَتَكَ في أُموري كُلِّها ، وأعوذُ بِكَ مِن خِزيِ الدُّنيا وعَذابِ الآخِرَةِ . (6).


1) .الإقبال : ج ۲ ص ۸۷ ، البلد الأمين : ص ۲۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۲۵ ح ۳ .

2) .المزار للمفيد : ص ۱۶۰ ، الإقبال : ج ۲ ص ۱۰۸ ، البلد الأمين : ص ۲۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۳۲ ح ۴ .

3) .صَدَف عنه : عَدَل ، وأعرَضَ (لسان العرب : ج ۹ ص ۱۸۷ «صدف») .

4) .الصحيفة السجّادية: ص۱۳۳ الدعاء ۳۲. مصباح المتهجّد: ص۱۹۱ ح ۲۷۲ ، بحار الأنوار: ج ۸ ص۳۲۴ ح۱۰۰.

5) .الكافي : ج ۲ ص ۶۲۹ ح ۹ عن زرارة ، الإقبال : ج ۱ ص ۳۴۶ عن حريز بن عبد اللّه السجستاني ، عدّة الداعي : ص ۵۵ ، الدعوات : ص ۲۰۶ ح ۵۶۰ عن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۱۱۴ ح ۳ .

6) .الكافي : ج ۳ ص ۳۴۳ ح ۱۶ ، تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۴۰۷ كلاهما عن زرارة ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۳۲۳ ح ۹۴۸ ، معاني الأخبار : ص ۳۹۴ ح ۴۶ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۳۳ ح ۳۷ .

۸۸۷.العقد الفريد عن الإمام عليّ عليه السلام : امام حسين عليه السلام : بار خدايا ! ... از تو درخواست مى‌كنم كه مرا از آتش بِرَهانى.۸۸۸.نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : بار خدايا ! آزادى‌ام را از آتش ، از تو درخواست مى‌كنم.۸۸۹.مُهج الدعوات عن الإمام عليّ عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى نماز شب ـ : بار الها! به تو پناه مى‌برم از آتشى كه هر كه نافرمانى تو كند ، با آن ، به سختى مجازاتش مى‌كنى و هر كه از خشنودى تو دورى گزيند ، بِدان تهديدش كرده‌اى ؛ از آتشى كه روشنايى‌اش تاريكى ، اندكش دردناك و دورش نزديك است ؛ از آتشى كه شعله‌هايش يكديگر را فرو مى‌بلعند و بر يكديگر تازيانه مى‌كوبند ؛ از آتشى كه استخوان‌ها را مى‌پوساند و ساكنانش را آب جوشان مى‌نوشاند ؛ از آتشى كه نه بر جان كسى كه به پايش زارى كند ، دلسوزى مى‌كند، و نه بر كسى كه از او خواهش و التماس كند ، رحم مى‌آورد، و نه قادر است كه بر كسى كه در برابرش خاكسارى مى‌كند و سر تسليم فرود مى‌آورد ، سبك گيرد ؛ بلكه با ساكنان خويش ، با دردناك‌ترين شكنجه و سخت‌ترين كيفر برخورد مى‌كند .

و به تو پناه مى‌برم از كژدم‌هاى آن [آتش] ، كه دهان‌هايشان را گشوده مى‌دارند ، و از مارهاى آن ، كه نيش‌هايشان را به هم مى‌سايند ، و از نوشاك آن ، كه دل و روده ساكنانش را تكه تكه مى‌كند و قلبشان را از بيخ بر مى‌كَند! از تو مى‌خواهم كه مرا به چيزى ره‌نمون شوى كه از چنين آتشى دور گردانَد و آن را به تأخير اندازد .۸۹۰.التوحيد عن الحصين بن عبد الرحمن عن أبيه عن الإمام امام باقر عليه السلام : بار خدايا! به حقّ كتاب آسمانى‌ات و آنچه در آن است ـ از جمله : شكوهمندترين و بزرگ‌ترين نامت و ديگر نام‌هاى نيكويت و مايه‌هاى بيم و اميد ـ ، از تو درخواست مى‌كنم كه مرا در شمار آزاد شدگانت از آتش قرار دهى.۸۹۱.نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام ـ مِن خُ امام باقر عليه السلام : بار خدايا! عافيت تو را در همه كارهايم ، از تو مى‌خواهم و از خوارى در دنيا و عذاب آخرت ، به تو پناه مى‌برم. .

۸۹۲.شرح نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام ـ فِ عنه عليه السلام : اللّهُمَّ ارفَع ظَنّي صاعِدا ، ولا تُطمِع فِيَّ عَدُوّا ولا حاسِدا ، وَاحفَظني قائِما وقاعِدا ويَقظانا وراقِدا ، اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني وَاهدِني سَبيلَكَ الأَقوَمَ ، وقِني حَرَّ جَهَنَّمَ . (1)۸۹۳.شرح نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام ـ أي الإمام الصادق عليه السلام : اللّهُمَّ فُكَّني مِنَ النّارِ . (2)۸۹۴.نهج البلاغة عن الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِعَزائِمِ مَغفِرَتِكَ ، وبِواجِبِ رَحمَتِكَ ، السَّلامَةَ مِن كُلِّ إثمٍ ، وَالغَنيمَةَ مِن كُلِّ بِرٍّ ، وَالفَوزَ بِالجِنَّةِ ، وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ . (3)۸۹۵.مصباح المتهجّد عن الإمام الصادق عليه السلام ـ ف عنه عليه السلام : اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ النِّسيانِ وَالكَسَلِ وَالتَّواني في طاعَتِكَ ، ومِن عِقابِكَ الأَدنى وعَذابِكَ الأَكبَرِ . (4)۸۹۶.كامل الزيارات عن أبي سعيد المدائني : عنه عليه السلام : إنَّ القُرآنَ لا يُقرَأُ هَذرَمَةً (5)، ولكِن يُرَتَّلُ تَرتيلاً ، فَإِذا مَرَرتَ بِآيَةٍ فيها ذِكرُ الجَنَّةِ فَقِف عِندَها وسَلِ اللّه‌َ عز و جل الجَنَّةَ ، وإذا مَرَرتَ بِآيَةٍ فيها ذِكرُ النّارِ فَقِف عِندَها وتَعَوَّذ بِاللّه‌ِ مِنَ النّارِ . (6)۸۹۷.فلاح السائل عن الإمام عليّ عليه السلام ـ مِن دُ عنه عليه السلام : تَدعو في أعقابِ الصَّلَواتِ الفَرائِضِ بِهذِهِ الأَدعِيَةِ : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ بَراءَةً مِنَ النّارِ فَاكتُب لَنا بَراءَتَنا ، وفي جَهَنَّمَ فَلا تَجعَلنا ، وفي عَذابِكَ

وهوانِكَ فَلا تَبتَلِنا ، ومِنَ الضَّريعِ وَالزَّقّومِ فَلا تُطعِمنا ، ومَعَ الشَّياطينِ فِي النّارِ فَلا تَجمَعنا ، وعَلى وُجوهِنا فَلا تَكبُبنا ، ومِن ثِيابِ النّارِ وسَرابيلِ القَطِرانِ فَلا تُلبِسنا ، ومِن كُلِّ سوءٍ لا إلهَ إلّا أنتَ يَومَ القِيامَةِ فَنَجِّنا . (7).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۵۸۵ ح ۲۱ ، مصباح المتهجّد : ص ۲۷۱ ح ۳۸۱ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۹ ص ۲۹۷ ح ۸ .

2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۵۴۲ ح ۳۱۳۴ عن أبي بصير ، المزار الكبير : ص ۲۳۶ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۲۲۱ ح ۱۸ .

3) .تهذيب الأحكام : ج ۳ ص ۷۴ ح ۲۳۳ ، الإقبال : ج ۱ ص ۱۰۱ ، بحار الأنوار : ج ۹۷ ص ۳۷۴ ح ۱ .

4) .الإقبال : ج ۲ ص ۱۴۶ ، مصباح المتهجّد : ص ۴۷۷ ، البلد الأمين : ص ۱۳۱ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۶۰ ح ۳ .

5) .الهَذْرَمَة : السرعة في القراءة (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۶۹ «هذرم») .

6) .الكافي : ج ۲ ص ۶۱۷ ح ۲ و ص ۶۱۸ ح ۵ وليس فيه «فإذا مررت بآية فيها ذكر الجنّة فقف عندها وسل اللّه عز و جل الجنّة» وكلاهما عن عليّ بن أبي حمزة ، مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۶۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۱۶ ح ۲۰ .

7) .فلاح السائل : ص ۳۱۶ ح ۲۱۳ عن أبي بصير ، مصباح المتهجّد : ص ۶۲ ح ۹۸ ، الإقبال : ج ۱ ص ۲۲۴ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۲ ح ۱۰ .

۸۹۸.البلد الأمين عن الإمام عليّ عليه السلام : امام باقر عليه السلام : بار خدايا ! گمان مرا بالا بِبَر ، (1)طمع هيچ دشمنى و حسودى را بر من مَيَنگيز و مرا ، ايستاده باشم يا نشسته، بيدار باشم يا خفته ، [در همه حال ]محافظت فرما. بار خدايا ! مرا بيامرز و بر من رحم آور، به درست‌ترين راهت راه‌نمايى‌ام كن، و از گرماى جهنّم نگاهم دار.۸۹۹.جمال الاُسبوع عن عبد اللّه بن عطاء عن الإمام البا امام صادق عليه السلام : بار خدايا! مرا از آتش بِرَهان.۹۰۰.فلاح السائل عن فاطمة عليهاالسلام ـ مِن دُعائِها امام صادق عليه السلام : بار خدايا! به حقّ موجبات آمرزشت و به رحمت واجب گشته‌ات [بر خويش] ، از تو مى‌خواهم كه مرا از هر گناهى به سلامت دارى، از هر نيكى [و طاعتى ]بهره‌مند سازى ، به بهشت نائل گردانى و از آتش برهانى .۹۰۱.فلاح السائل عن فاطمة عليهاالسلام ـ مِن دُعائِها امام صادق عليه السلام : بار خدايا! از فراموشى و تنبلى و سستى در طاعتت ، و از كيفر نزديكت و از عذاب بزرگ‌ترت ، به تو پناه مى‌برم .۹۰۲.كامل الزيارات عن أبي سعيد المدائني : امام صادق عليه السلام : قرآن را نبايد تند تند خواند ؛ بلكه بايد شمرده و با درنگ ، تلاوت كرد . هر گاه به آيه‌اى رسيدى كه در آن از بهشت ياد شده است ، لختى [از تلاوت ]دست نگه دار و از خداوند عز و جل بهشت را بخواه، و هر گاه به آيه‌اى رسيدى كه در آن از دوزخ ياد شده است ، لختى دست نگه دار و از آتش به خدا پناه ببر .۹۰۳.الإقبال عن الإمام الحسين عليه السلام ـ مِن دُعا امام صادق عليه السلام : در تعقيبات نمازهاى واجب ، اين دعا را مى‌خوانى: «بار خدايا! به حقّ محمّد و خاندان محمّد ، خلاصى از آتش را از تو مى‌خواهم . پس خلاصىِ ما را برايمان بنويس، در دوزخ قرارمان مده، به عذاب و تحقيرت

گرفتارمان مساز، از [خوراك دوزخيان ، يعنى] خارِ تر و زقّوم به ما مخوران، ما را در آتش با اهريمنان گرد مياور، در آتش سرنگونمان مكن، از جامه‌هاى آتش و پوشش‌هاى قَطرانى بر ما مپوشان، و از هر گونه گزند و بدى‌اى در روز قيامت ـ اى كه معبودى جز تو نيست ـ نجاتمان بخش» . .


1) .يعنى : حسن ظنّى را كه به تو و رحمت و آمرزش تو دارم ، به درگاهت بالا ببر و آن را بپذير.

۹۰۴.تحف العقول عن الإمام زين العابدين عليه السلام : الإمام الكاظم عليه السلام : اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَارحَمنا وأعتِقنا مِنَ النّارِ . (1)۹۰۵.الصحيفة السجّاديّة عن الإمام زين العابدين عليه ال عنه عليه السلام : اَللّهُمَّ . . . و أستَجيرُ بِكَ مِن جَميعِ عَذابِكَ فَأَجِرني . (2)۹۰۶.الصحيفة السجّاديّة عن الإمام زين العابدين عليه ال الكافي عن زياد بن مروان : كانَ أبُو الحَسَنِ عليه السلام يَقولُ في سُجودِهِ : أعوذُ بِكَ مِن نارٍ حَرُّها لا يُطفَأُ ، وأعوذُ بِكَ مِن نارٍ جَديدُها لا يُبلى ، وأعوذُ بِكَ مِن نارٍ عَطشانُها لا يُروى ، وأعوذُ بِكَ مِن نارٍ مَسلوبُها لا يُكسى . (3)۹۰۷.الكافي عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه الإمام الرضا عليه السلام : اللّهُمَّ أجِرني مِن عَذابِكَ ومِن سَخَطِكَ . (4)۹۰۸.فلاح السائل عن الإمام الباقر عليه السلام ـ مِمّ عنه عليه السلام : مَن تَعَوَّذَ بِاللّه‌ِ مِنَ النّارِ ولَم يَترُكِ الشَّهَواتِ فَقَدِ استَهزَأَ بِنَفسِهِ . (5)۴ / ۳الاِستِغاثَةُ مِنَ النّارِالكتاب«قُلْ إِنِّى أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» . (6)

.


1) .مهج الدعوات : ص ۲۹۰ ، البلد الأمين : ص ۳۹۳ ، بحار الأنوار : ج ۹۵ ص ۴۵۰ ح ۱ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي .

2) .مصباح المتهجّد : ص ۵۰۸ ح ۵۸۷ ، المصباح للكفعمي : ص ۱۶۴ ، البلد الأمين : ص ۱۲۴ ، بحار الأنوار : ج ۹۰ ص ۱۸۸ ح ۲۶ .

3) .الكافي : ج ۳ ص ۳۲۸ ح ۲۲ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۲۳۸ ح ۶۰ .

4) .مستدرك الوسائل : ج ۹ ص ۳۶۵ ح ۱۱۰۹۱ نقلاً عن بعض نسخ الرضوي .

5) .كنز الفوائد : ج ۱ ص ۳۳۰ عن أيّوب بن نوح ، معدن الجواهر : ص ۵۹ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۰ وفيه «شهوات الدنيا» بدل «الشهوات» ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۵۶ ح ۱۱ .

6) .الأنعام : ۱۵ ، يونس : ۱۵ .

۴ / ۳ فريادخواهى از آتش

۹۱۳.جمال الاُسبوع عن أبان عن الإمام الصادق عليه السلا امام كاظم عليه السلام : بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر ما رحمت آور و از آتش ، آزادمان گردان .۹۱۴.الدروع الواقية عن الإمام الصادق عليه السلام ـ ف امام كاظم عليه السلام : بار خدايا!... از همه عذاب‌هايت به تو پناه مى‌آورم ، پس پناهم ده.۹۱۵.بحار الأنوار عن الإمام الصادق عليه السلام : الكافى ـ به نقل از زياد بن مروان ـ : امام كاظم عليه السلام در سجودش مى‌فرمود : از آتشى كه حرارتش فروكش نمى‌كند ، به تو پناه مى‌برم . از آتشى كه دمادم تازه است و كهنه نمى‌شود ، به تو پناه مى‌برم . از آتشى كه تشنه‌اش هرگز سيراب نمى‌شود ، به تو پناه مى‌برم . و از آتشى كه برهنه‌اش پوشانده نمى‌شود ، به تو پناه مى‌برم.۹۱۶.الإقبال عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام امام رضا عليه السلام : بار خدايا! مرا از عذابت و از ناخشنودى‌ات ، در پناه خويش بدار .۹۱۷.الكافي عن هلقام بن أبي هلقام : امام رضا عليه السلام : كسى كه از آتش به خدا پناه بَرَد ، ولى از هوس‌ها دست بر ندارد ، در واقع ، خود را مسخره كرده است.۴ / ۳فريادخواهى از آتشقرآن«بگو: اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم».

.

الحديث۹۲۳.الدعوات : الإمام عليّ عليه السلام : إلهي ! إن أخَذتَني بِجُرمي أخَذتُكَ بِعَفوِكَ ، وإن أخَذتَني بِذُنوبي أخَذتُكَ بِمَغفِرَتِكَ ، وإن أدخَلتَنِي النّارَ أعلَمتُ أهلَها أنّي اُحِبُّكَ . (1)۹۲۴.المصباح عن ابن عبّاس يرفعه : عنه عليه السلام : آهٍ مِن نارٍ تُنضِجُ الأَكبادَ وَالكُلى ! آهٍ مِن نارٍ نَزّاعَةٍ لِلشَّوى ! آهٍ مِن غَمرَةٍ مِن مُلهَباتٍ لَظى ! (2)۹۲۵.المصباح : عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ : أفَتُراكَ سُبحانَكَ يا إلهي وبِحَمدِكَ ، تَسمَعُ فيها صَوتَ عَبدٍ مُسلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ ، وذاقَ طَعمَ عَذابِها بِمَعصِيَتِهِ ، وحُبِسَ بَينَ أطباقِها بِجُرمِهِ وجَريرَتِهِ ، وهُوَ يَضِجُّ إلَيكَ ضَجيحَ مُؤَمِّلٍ لِرَحمَتِكَ ، ويُناديكَ بِلِسانِ أهلِ تَوحيدِكَ ، ويَتَوَسَّلُ إلَيكَ بِرُبوبِيَّتِكَ ، يا مَولايَ ! فَكَيفَ يَبقى فِي العَذابِ وهُوَ يَرجو ما سَلَفَ مِن حِلمِكَ ؟! أم كَيفَ تُؤلِمُهُ النّارُ وهُوَ يَأمُلُ فَضلَكَ ورَحمَتَكَ ؟! أم كَيفَ يُحرِقُهُ لَهيبُها وأنتَ تَسمَعُ صَوتَهُ وتَرى مَكانَهُ ؟! أم كَيفَ يَشتَمِلُ عَلَيهِ زَفيرُها وأنتَ تَعلَمُ ضَعفَهُ ؟! أم كَيفَ يَتَغَلغَلُ بَينَ أطباقِها وأنتَ تَعلَمُ صِدقَهُ ؟! أم كَيفَ تَزجُرُهُ زَبانِيَتُها وهُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ ؟! أم كَيفَ تُنزِلُهُ فيها وهُوَ يَرجو فَضلَكَ في عِتقِهِ مِنها فَتَترُكُهُ ؟! هَيهاتَ ، ما ذلِكَ الظَّنُّ بِكَ ، ولَا المَعروفُ مِن فَضلِكَ ، ولا مُشبِهٌ لِما عامَلتَ بِهِ المُوَحِّدينَ مِن بِرِّكَ وإحسانِكَ . (3)۹۲۶.كنز العمّال عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و عنه عليه السلام ـ أيضا ـ : يا كَريمُ يا رَبِّ ، وأنتَ تَعلَمُ ضَعفي عَن قَليلٍ مِن بَلاءِ الدُّنيا وعُقوباتِها ، وما يَجري فيها مِنَ المَكارِهِ عَلى أهلِها! عَلى أنَّ ذلِكَ بَلاءٌ ومَكروهٌ قَليلٌ

مَكثُهُ ، يَسيرٌ بَقاؤُهُ ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ ، فَكَيفَ احتِمالي لِبَلاءِ الآخِرَةِ وجَليلِ وُقوعِ المَكارِهِ فيها ! وهُوَ بَلاءٌ تَطولُ مُدَّتُهُ ، وَيَدومُ مَقامُهُ ، ولا يُخَفَّفُ عَن أهلِهِ ؛ لِأَنَّهُ لا يَكونُ إلّا عَن غَضَبِكَ وَانتِقامِكَ وَسَخَطِكَ . (4).


1) .الإقبال : ج ۳ ص ۲۹۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۹۸ ح ۱۳ .

2) .الأمالي للصدوق : ص ۱۳۸ ح ۱۳۶ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۵۷ ، روضة الواعظين : ص ۱۲۶ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۲ ص ۱۲۴ كلّها عن أبي الدرداء ، بحار الأنوار : ج ۸۷ ص ۱۹۶ ح ۲ .

3) .مصباح المتهجّد : ص ۸۴۸ ح ۹۱۰ ، الإقبال : ج ۳ ص ۳۳۵ كلاهما عن كميل بن زياد ، المصباح للكفعمي : ص ۷۴۱ ، البلد الأمين : ص ۱۹۰ .

4) .مصباح المتهجّد : ص ۸۴۷ ح ۹۱۰ ، الإقبال : ج ۳ ص ۳۳۴ كلاهما عن كميل بن زياد ، المصباح للكفعمي : ص ۷۴۰ ، البلد الأمين : ص ۱۸۹ .

حديث۹۲۸.الكافي عن محمّد بن عيسى بإسناده عن الصالحين عليهم ( ـ في ذِكرِ أعمالِ العَشرِ الأَواخِرِ مِن شَهرِ رَ ) امام على عليه السلام : خداوندا! اگر تو مرا در باره جرمم به پرسش‌گيرى، من درباره گذشتت تو را به پرسش مى‌گيرم و اگر تو مرا در باره گناهانم به پرسش‌گيرى، من در باره آمرزشت ، تو را به پرسش مى‌گيرم و اگر وارد آتشم كنى ، به اهل آتش اعلام مى‌كنم كه دوستت دارم .۹۲۹.الإمام الباقر عليه السلام : امام على عليه السلام : آه از آتشى كه جگرها و كليه‌ها را مى‌پزد ! آه از آتشى كه پوست سر و اندام را بر مى‌كَنَد ! آه از فرو رفتن در شعله‌هاى سركش!۹۳۰.الإمام الصادق عليه السلام ـ لِأَبي هارونَ المَك امام على عليه السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : آيا به راستى ، به تو چنين گمانى مى‌رود ـ اى معبود پاك و ستودنىِ من ـ كه در دوزخ ، صداى بنده مسلمانى را بشنوى كه بر اثر مخالفتش ، در آن جا زندانى شده و به سبب نافرمانى‌اش ، طعم عذاب را چشيده و به واسطه جرم و جنايتش ، در ميان طبقات آن محبوس گشته و با ضجّه اميدوار به رحمت تو، به درگاهت ضجّه مى‌زند و به زبان آنان كه تو را به يكتايى پرستيده‌اند ، تو را مى‌خواند و به ربوبيّتت به تو توسّل مى‌جويد؟! آقاى من! [چنين كسى] چگونه در عذاب بماند ، در حالى كه به بردبارىِ ازلى تو اميد دارد ؟! يا چگونه آتش ، او را به درد آورَد ، در حالى كه به بخشايش و مهر تو آرزومند است ؟! يا چگونه زبانه‌هاى آتش ، بسوزانندش ، در حالى كه تو بانگ او را مى‌شنوى و جايش را مى‌بينى ؟! يا چگونه شعله سركش آتش ، او را فرا گيرد ، در حالى كه تو خود مى‌دانى كه او ناتوان است ؟! يا چگونه در ميان طبقات دوزخ غوطه‌ور شود ، در حالى كه از راستگويىِ او آگاهى ؟! يا چگونه دوزخبانان بر او نهيب زنند ، در حالى كه او تو را با فرياد «يا ربّ !» مى‌خواند ؟! يا چگونه او را در آتش جاى دهى و او اميد دارد كه به فضل و بخشايش خود ، از آن برهانى‌اش ؛ ولى تو در آن رهايش سازى؟!

هرگز! چنين گمانى به تو نمى‌رود و اين گونه رفتارى ، با لطف و بخشايش شناخته شده‌ات نمى‌سازد و به نيكى و احسانى كه هماره با يكتاپرستان كرده‌اى ، نمى‌ماند !۹۳۱.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام ـ در دعاى كميل ـ : كريما! پروردگارا ! تو خود مى‌دانى كه در برابر اندكْ بلاى دنيا و كيفرهاى دنيايى و ناملايماتى كه بر اهل آن مى‌گذرد ، چه سان

ناتوانم . اين ، در حالى است كه اين بلا و ناملايمات ، درنگش اندك و ماندگارى‌اش ناچيز و مدّتش كوتاه است . پس چگونه بتوانم بلاى آخرت و ناملايمات بزرگ آن را تاب آورم ، در حالى كه آن بلا مدّتش طولانى و ماندگارى‌اش ديرپاست و با اهل آن ، مدارا نمى‌شود ؛ چرا كه آن بلا ، جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو بر نمى‌خيزد؟! .

۹۳۲.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ أَسأَلُكَ اللّهُمَّ بِالمَخزونِ مِن أسمائِكَ ، وبِما وارَتهُ الحُجُبُ مِن بَهائِكَ ، إلّا رَحِمتَ هذِهِ النَّفسَ الجَزوعَةَ ، وهذِهِ الرُّمَّةَ الهَلوعَةَ ، الَّتي لا تَستَطيعُ حَرَّ شَمسِكَ ، فَكَيفَ تَستَطيعُ حَرَّ نارِكَ ؟! وَالَّتي لا تَستَطيعُ صَوتَ رَعدِكَ ، فَكَيفَ تَستَطيعُ صَوتَ غَضَبِكَ ؟! (1)۹۳۳.تأويل الآيات الظاهرة عن إسماعيل بن عمّار : عنه عليه السلام : إلهي وسَيِّدي ! وعِزَّتِكَ وجَلالِكَ ، لَئِن طالَبتَني بِذُنوبي لَاُطالِبَنَّكَ بِعَفوِكَ ، ولَئِن طالَبتَني بِلُؤمي لَاُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ ، ولَئِن أدخَلتَنِي النّارَ لَاُخبِرَنَّ أهلَ النّارِ بِحُبّي لَكَ .

إلهي وسَيِّدي ! إن كُنتَ لا تَغفِرُ إلّا لِأَولِيائِكَ وأهلِ طاعَتِكَ ، فَإِلى مَن يَفزَعُ المُذنِبونَ ؟! وإن كُنتَ لا تُكرِمُ إلّا أهلَ الوَفاءِ بِكَ ، فَبِمَن يَستَغيثُ المُسيؤونَ ؟!

إلهي ! إن أدخَلتَنِي النّارَ فَفي ذلِكَ سُرورُ عَدُوِّكَ ، وإن أدخَلتَنِي الجَنَّةَ فَفي ذلِكَ سُرورُ نَبِيِّكَ ، وأنا وَاللّه‌ِ أعلَمُ أنَّ سُرورَ نَبِيِّكَ أحَبُّ إلَيكَ مِن سُرورِ عَدُوِّكَ . (2)۹۳۴.الإمام الصادق عليه السلام : عنه عليه السلام ـ في مُناجاةٍ لَهُ ـ : سَيِّدي ! ألِضَربِ المَقامِعِ خَلَقتَ أعضائي ؟! أم لِشُربِ الحَميمِ خَلَقتَ أمعائي! (3)۹۳۵.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ وَجهي وكانَ لَكَ مُصَلِّيا ؟ إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ عَيني وكانَت مِن خَوفِكَ باكِيَةً ؟ إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ لِساني وكانَ لِلقُرآنِ تالِيا ؟ إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ قَلبي وكانَ لَكَ مُحِبّا ؟ إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ جِسمي وكانَ لَكَ خاشِعا ؟ إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ أركاني وكانَت لَكَ رُكَّعا سُجَّدا ؟! (4).


1) .الصحيفة السجّاديّة : ص ۲۱۶ الدعاء ۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۸۷ ص ۲۲۹ ح ۴۲ نقلاً عن المحاسن .

2) .مصباح المتهجد : ص ۵۹۶ ح ۶۹۱ ، الإقبال : ج ۱ ص ۱۷۲ ، المصباح للكفعمي : ص ۷۹۵ كلّها عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۹۲ ح ۲ .

3) .الأمالي للصدوق : ص ۲۸۸ ح ۳۲۱ ، المزار للشهيد الأوّل : ص ۲۶۷ ، روضة الواعظين : ص ۲۱۹ كلّها عن طاووس اليماني ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۴۶ ح ۷ .

4) .بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۰ نقلاً عن بعض الكتب .

۹۳۶.عنه عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ : بار الها! به حقّ آن نامِ نهانت، و به آن شكوه و روشنايى‌ات كه پرده‌ها آن را فرو پوشانده‌اند ، از تو درخواست مى‌كنم كه بر اين جانِ بى‌تاب و بر اين پيكر ناشكيبا رحم آورى كه حتّى تاب گرماى آفتاب تو را ندارد . پس چه سان بتواند گرماى آتش تو را تاب آورد ؟! پيكرى كه تحمّل بانگ آذرخش تو را ندارد، چگونه تحمّل بانگ خشم تو را داشته باشد ؟!۹۳۷.عنه عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : خداوندا و سَرورا! به عزّت و جلالت سوگند ، اگر تو در پىِ گناه من باشى ، من در پىِ گذشت تو خواهم بود و اگر تو در پىِ سرزنش من باشى ، من در پىِ كَرَم تو خواهم بود و اگر مرا وارد آتش كنى ، علاقه‌ام را به تو ، به اهل آتش اعلام مى‌كنم .

خداوندا و سَرورا! اگر تو جز دوستان و اهل طاعتت را نيامرزى ، گناهكاران ، فريادشان را پيش چه كسى ببرند؟ و اگر تو جز وفاداران را گرامى ندارى ، بدكاران به چه كسى پناه ببرند؟

خداوندا! اگر مرا وارد آتش كنى ، اين ، [مايه] خوش‌حالى دشمنت خواهد شد ، و اگر مرا وارد بهشت كنى ، [مايه] خوش‌حالى پيامبرت خواهد شد . به خدا سوگند ، من مى‌دانم كه خوش‌حالى پيامبرت ، برايت دوست‌داشتنى‌تر از خوش‌حالىِ دشمنت است .۹۳۸.مشكاة الأنوار : امام زين العابدين عليه السلام ـ در يكى از مناجات‌هايش ـ : سَرورم! آيا اندام‌هاى مرا براى كوبيدن با گرزها آفريده‌اى ؟! يا معده و روده‌هايم را براى نوشيدن آب جوشان خلق كرده‌اى ؟!۹۳۹.الإمام عليّ عليه السلام ـ لِرَجُلٍ مِن بَني سَع امام زين العابدين عليه السلام : معبود من! آيا رخسار مرا كه براى تو نماز گزارده است ،

در آتش مى‌سوزانى؟! معبود من! آيا چشم مرا كه از ترس تو گريان بوده است ، با آتش مى‌سوزانى؟! معبود من! آيا زبان مرا كه قرآن تلاوت كرده است ، با آتش مى‌سوزانى؟! معبود من! آيا قلب مرا كه عاشق و دوستدار تو بوده است ، با آتش مى‌سوزانى؟! معبود من! آيا جسم مرا كه در برابر تو خاكسار بوده است ، در آتش مى‌سوزنى؟! معبود من! آيا اعضاى بدن مرا كه در پيشگاه تو ركوع و سجود مى‌كرده است ، با آتش مى‌سوزانى؟! .

۹۴۰.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ فِي الصَّلاةِ عَلى حَمَلَةِ العَرشِ ـ : اللّهُمَّ ... فَصَلِّ عَلَيهِم وعَلَى المَلائِكَةِ الَّذينَ مِن دونِهِم ؛ مِن سُكّانِ سَماواتِكَ ، وأهلِ الأَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ ، وَالَّذينَ لا تَدخُلُهُم سَأمَةٌ مِن دُؤوبٍ ، ولا إعياءُ مِن لُغوبٍ ، ولا فُتورٌ ، ولا تَشغَلُهُم عَن تَسبيحِكَ الشَّهَواتُ ، ولا يَقطَعُهُم عَن تَعظيمِكَ سَهوُ الغَفَلاتِ ، الخُشَّعُ الأَبصارِ فَلا يَرومونَ النَّظَرَ إلَيكَ ، النَّواكِسُ الأَذقانِ (1)الَّذينَ قَد طالَت رَغبَتُهُم فيما لَدَيكَ ، المُستَهتَرونَ بِذِكرِ آلائِكَ ، وَالمُتَواضِعونَ دونَ عَظَمَتِكَ وجَلالِ كِبرِيائِكَ ، وَالّذينَ يَقولونَ إذا نَظَروا إلى جَهَنَّمَ تَزفِرُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِكَ : سُبحانَكَ ! ما عَبَدناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ . (2).


1) .في بحار الأنوار : «الأعناق» بدل «الأذقان» .

2) .الصحيفة السجّاديّة : ص ۲۷ الدعاء ۳ ، بحار الأنوار : ج ۵۹ ص ۲۱۷ ح ۸۵ .

۹۴۱.الكافي عن محمّد بن عذافر : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا براى درود فرستادن بر فرشتگان حامل عرش الهى ـ : بار خدايا ! درود فرست بر آنان و بر فرشتگانى كه فروتر از آنان‌اند و در آسمان‌هاى تو جاى دارند و امانتداران پيام‌هاى تو اند ؛ همانان كه هر چه بكوشند ، بيزارى به آنان راه نمى‌يابد و هر اندازه رنج برند ، خستگى و سستى نمى‌گيرند . نه خواهشى دارند كه آنها را از ذكر تسبيح تو باز دارد، و نه سهو و غفلتى كه از بزرگداشت تو مانعشان شود. [از هيبت تو ،] ديدگانْ فرو هشته‌اند و به تو نمى‌نگرند، و چانه‌ها فرو داشته‌اند [و سر به زيرند] ؛ همانان كه آنچه را از نزد تو باشد ، بسى خواهان‌اند، به ياد كردن از نعمت‌هاى تو آزمندند، و در برابر بزرگىِ تو و شكوه كبرياى تو خاكسارند ؛ همانان كه هر گاه به جهنّم مى‌نگرند ـ كه بر نافرمانان از تو نهيب مى‌زند ـ ، مى‌گويند: «پاكا تو! ما تو را چنان كه شايسته بندگىِ توست ، بندگى نكرديم» . .

الفصل الخامِسُ: مُواصَفاتِ جَهَنَّمَ۵ / ۱أبوابُ جَهَنَّمَ وطَبَقاتُهاالكتاب«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ * لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَ بٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ» . (1)

«وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَ بُهَاوَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَاتِ رَبِّكُمْ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ بَلَى وَ لَـكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ * قِيلَ ادْخُلُواْ أَبْوَ بَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» . (2)

الحديث۹۴۹.الإمام عليّ عليه السلام ـ لِنَوفٍ البِكالِيِّ ـ رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ لِلنّارِ سَبعَةَ أبوابٍ . (3).


1) .الحجر : ۴۳ و ۴۴ .

2) .الزمر : ۷۱ و ۷۲ وراجع : غافر : ۷۶ ، النحل : ۲۹ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۰۷ ح ۸۶۸۳ عن لقيط بن عامر ، الفردوس : ج ۳ ص ۳۲۸ ح ۴۹۸۱ عن عقبة بن عبدالسلمي ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۷۵۸ ح ۸۶۷۳ ؛ الخصال : ص ۳۶۱ ح ۵۱ عن محمد بن الفضل الزرقي عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۱۲۳ ح ۱۱۳ عن أنس بن مالك ، مسكّن الفؤاد : ص ۲۰ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۷۰ ح ۱۱۲ .

فصل پنجم : ويژگى هاى جهنّم
۵ / ۱ درهاى جهنّم و طبقه هاى آن

فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم۵ / ۱درهاى جهنّم و طبقه‌هاى آنقرآن«و قطعا وعده‌گاه همه آنان ، جهنّم است كه هفت در دارد و از هر درى ، بخشى معيّن از آنان [وارد مى‌شوند]» .

«و كسانى كه كافر شده‌اند، گروه گروه به سوى جهنّم رانده مى‌شوند تا اين كه بِدان مى‌رسند ، درهاى آن گشوده مى‌گردد و نگهبانانش به آنان مى‌گويند: «مگر فرستادگانى از خودتان بر شما نيامدند كه آيات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به ديدار چنين روزى هشدار دهند؟». مى‌گويند: «چرا»؛ ولى فرمان عذاب ، بر كافران ، واجب آمد. و گفته مى‌شود: «از درهاى دوزخ وارد شويد . جاودانه در آن بمانيد». وه ، كه چه بد جايى است جاى سركشان !» .

حديث۹۵۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش، هفت در دارد.

.

۹۵۸.الإمام الصادق عليه السلام ـ لَمّا سُئِلَ عَنِ ا البعث والنشور عن الخليل بن مرّة : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله كانَ لا يَنامُ حَتّى يَقرَأَ «تَبارَكَ» و«حم» السَّجدَةَ ، وقالَ : الحَواميمُ سَبعٌ، وأبوابُ جَهَنَّمَ سَبعٌ : جَهَنَّمُ ، وَالحُطَمَةُ ، ولَظى، وسَعيرٌ، وسَقَرُ ، وَالهاوِيَةُ ، وَالجَحيمُ . قالَ : يَجيءُ كُلٌّ «حم» مِنها يَومَ القِيامَةِ ـ أحسَبُهُ قالَ : ـ تَقِفُ عَلى بابٍ مِن هذِهِ الأَبوابِ فَتَقولُ : «اللّهُمَّ لا يَدخُلُ هذا البابَ مَن كانَ يُؤمِنُ بي ويَقرَؤُني» . (1)۹۵۹.كمال الدين عن داوود بن فرقد : الخصال عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام ـ حينَ سَألَهُ اليَهوديُّ : فَمَا السَّبعَةُ؟ ـ قالَ : سَبعَةُ أبوابِ النّارِ مُتَطابِقاتٌ . قالَ : فَمَا الثَّمانِيَةُ ؟ قالَ : ثَمانِيَةُ أبوابِ الجَنَّةِ . (2)۹۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : أبوابُ النّارِ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ، يُبدَأُ بِالأَسفَلِ فَيُملَأُ فَهُوَ أسفَلُ سافِلينَ ، ثُمَّ الَّذي يَليهِ، ثُمَّ الَّذي يَليهِ ، حَتّى يُملَأَ النّارُ . (3)۹۶۱.عنه صلى الله عليه و آله : الزهد لابن حنبل عن حطان بن عبداللّه : قالَ عَلِيٌّ عليه السلام : أتَدرونَ كَيفَ أبوابُ جَهَنَّمَ؟ قالَ : قُلنا : كَنَحوِ هذِهِ الأَبوابِ . قالَ : لا، ولكِنَّها هكَذا ـ ووَضَعَ يَدَهُ فَوقَ ، وبَسَطَ أبو عَمرٍو (4)يَدَهُ عَلى يَدِهِ ـ . (5)۹۶۲.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لِجَهَنَّمَ سَبعَةُ أبوابٍ ؛ بابٌ مِنها لِمَن سَلَّ السَّيفَ عَلى أُمَّتي . (6).


1) .البعث والنشور : ص ۲۶۸ ح ۴۶۱ ، شعب الإيمان : ج ۲ ص ۴۸۶ ح ۲۴۷۹ وليس فيه أسماء أبواب جهنّم ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۵۷۹ ح ۲۶۲۱ ؛ مستدرك الوسائل : ج ۴ ص ۲۱۸ ح ۴۵۳۵ نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي وفيه «لا تدع قارئها ممّن آمن باللّه أن يذهب به إلى النار» بدل «فتقول : اللّهمّ ...» .

2) .الخصال : ص ۵۹۷ ح ۱ ، إرشاد القلوب : ص ۳۱۸ كلاهما عن عبداللّه بن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۲۸ ح ۲۸ .

3) .المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۲ ح ۱۰ ، تفسير الطبري : ج ۸ الجزء ۱۴ ص ۳۵ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۱۷۳ ح ۲۴۷ كلاهما نحوه وكلّها عن هبيرة ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۶۵۷ ح ۳۹۷۸۸ .

4) .أبو عمرو الأزدي نصر بن عليّ ممّن وقع في سلسلة سند هذا الحديث.

5) .الزهد لابن حنبل : ص ۱۶۳ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۲ ح ۱۱ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۵ ح ۲۹۴ ، تفسير الطبري : ج ۸ الجزء ۱۴ ص ۳۵ ، البعث والنشور : ص ۲۶۸ ح ۴۶۰ نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۶۵۷ ح ۳۹۷۸۹ .

6) .سنن الترمذي : ج ۵ ص ۲۹۷ ح ۳۱۲۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۴۰۸ ح ۵۶۹۳ كلاهما عن ابن عمر .

۹۶۳.الدرّ المنثور عن عائشة عن رسول اللّه صلى الله علي البعث و النشور ـ به نقل از خليل بن مُرّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نمى‌خوابيد ، مگر آن كه [سوره‌هاى] ملك و سجده را مى‌خواند. ايشان فرمود : «حاميم‌ها ، هفت تا هستند و درهاى جهنّم نيز هفت تا: جهنّم، آتشِ خرد كننده، آتش زبانه زننده، آتش فروزان، دوزخ، سياه‌چال، مغاك آتشين» .

نيز فرمود: «در روز رستاخيز ، هر يك از اين حاميم‌ها مى‌آيد» و به گمانم فرمود : «و جلوى يكى از اين درها مى‌ايستد و مى‌گويد: بار خدايا! كسى كه به من ايمان داشته و مرا تلاوت مى‌كرده است ، از اين در وارد نشود» .۹۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الخصال ـ به نقل از ابن عبّاس ، در بيان گفتگوى امام على عليه السلام با مرد يهودى ـ : پرسيد : آن هفت تا ، كدام‌اند؟

فرمود: «هفت درِ آتش كه روى هم نهاده شده‌اند» .

پرسيد: آن هشت چيست؟

فرمود: «هشت درِ بهشت» .۹۶۵.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : درهاى دوزخ ، يكى بر روى ديگرى است كه از پايين‌ترين ـ كه همان اسفلُ السافلين است ـ آغاز مى‌شود و پر مى‌گردد . سپس نوبت ديگرى مى‌رسد و سپس ديگرى ، تا آن كه دوزخ [از دوزخيان] پر مى‌شود .۹۶۶.عنه عليه السلام : الزهد ، ابن حنبل ـ به نقل از حطان بن عبد اللّه ـ : على عليه السلام فرمود: «آيا مى‌دانيد درهاى جهنّم چگونه است؟» .

گفتيم : مانند همين درها.

فرمود: «نه ؛ بلكه آنها چنين‌اند» و دستش را بالا گرفت و ابو عمرو دستش را بالاى دست ايشان قرار داد [يعنى بر روى هم‌اند] .۹۶۷.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جهنّم ، هفت در دارد كه يكى از آنها براى [ورود] كسى است كه بر روى امّت من ، شمشير بكشد. .

۹۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لِلنّارِ بابٌ لا يَدخُلُ مِنهُ إلّا مَن شَفى غَيظَهُ بِسَخَطِ اللّه‌ِ عز و جل . (1)۹۶۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ قالَ لي جَبرَئيلُ عليه السلام : قَد اُمِرتُ بِعَرضِ الجَنَّةِ وَالنّارِ عَلَيكَ . قالَ : فَرَأَيتُ الجَنَّةَ وما فيها مِنَ النَّعيمِ ، ورَأَيتُ النّارَ وما فيها مِن عَذابٍ أليمٍ ...

ثُمَّ رَأَيتُ أبوابَ جَهَنَّمَ ، فَإِذا عَلَى البابِ الأَوَّلِ مِنها مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ ، وهِيَ : مَن رَجا اللّه‌َ تَعالى سَعِدَ ، ومَن خافَ اللّه‌َ تَعالى أمِنَ ، وَالهالِكُ المَغرورُ مَن رَجا غَيرَ اللّه‌ِ وخافَ سِواهُ .

وعَلَى البابِ الثّاني مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ : مَن أرادَ أن لا يَكونَ عُريانا يَومَ القِيامَةِ فَليَكسُ الجُلودَ العارِيَةَ فِي الدُّنيا ، ومَن أرادَ أن لا يَكونَ عَطشانا يَومَ العَطَشِ فَليَسقِ العَطشانَ فِي الدُّنيا ، ومَن أرادَ أن لا يَكونَ جائِعا فِي القِيامَةِ فَليُطعِمِ البُطونَ الجائِعَةَ فِي الدُّنيا .

وعَلَى البابِ الثالِثِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ : لَعَنَ اللّه‌ُ الكاذِبينَ ، لَعَنَ اللّه‌ُ الباخِلينَ ، لَعَنَ اللّه‌ُ الظّالِمينَ .

وعَلَى البابِ الرّابِعِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ : أذَلَّ اللّه‌ُ مَن أهانَ الإِسلامَ ، أذَلَّ اللّه‌ُ مَن أهانَ أهلَ بَيتِ النَّبِيِّ ، لَعَنَ اللّه‌ُ مَن أعانَ الظّالِمينَ عَلى ظُلمِ المَخلوقينَ .

وعَلَى البابِ الخامِسِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ : لا تَتَّبِعِ الهَوى فَإِنَّ الهَوى مُجانِبُ الإيمانِ ، ولا تُكثِر مَنطِقَكَ فيما لا يَعنيكَ فَتَقنُطُ مِن رَحمَةِ اللّه‌ِ تَعالى ، ولا تَكُن عَونا لِلظّالِمينَ .

وعَلَى البابِ السّادِسِ مَكتوبٌ : أنَا حَرامٌ عَلى المُتَهَجِّدينَ ، أنَا حَرامٌ عَلَى المُتَصَدِّقينَ ، أنَا حَرامٌ عَلَى الصّائِمينَ .

وعَلَى البابِ السّابِعِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ : حاسِبوا أنفُسَكُم قَبلَ أن تُحاسَبوا ، وَبِّخوا أنفُسَكُم قَبلَ أن تُوَبَّخوا ، اُدعُوا اللّه‌َ عز و جل قَبلَ أن تَرِدوا عَلَيهِ ولا تَقدِرونَ عَلى ذلِكَ . (2).


1) .شعب الإيمان : ج ۶ ص ۳۲۰ ح ۸۳۳۱ ، نوادر الاُصول : ج ۱ ص ۱۸۸ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۰۵ ح ۷۸۴ وفيه «في معصيته» بدل «بسخط» ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۵۲۰ ح ۷۶۹۹ نقلاً عن ابن أبي الدنيا في ذمّ الغصب وفيه «بمعصية» بدل «بسخط» وكلّها عن ابن عبّاس ؛ تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۹ .

2) .الفضائل : ص ۱۲۸ عن ابن مسعود ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۴۴ ح ۷ .

۹۷۰.فاطمة عليهاالسلام ـ في الدُّعاءِ ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش ، درى دارد كه از آن وارد نمى‌شود ، مگر كسى كه دقّ دل خود را به قيمتِ به خشم آوردن خداوند، خالى كند .۹۷۱.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم» .

پس من بهشت و نعمت‌هاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم... . سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن ، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد ، به سعادت مى‌رسد . آن كه از خداى بزرگ بترسد ، در امان است . تباه شده فريب خورده ، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد» .

بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مى‌خواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد ، بر بدن‌هاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مى‌خواهد در روز تشنگى تشنه نباشد ، در دنيا تشنه را سيراب كند . هر كه مى‌خواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد ، در دنيا شكم‌هاى گرسنه را غذا دهد» .

بر درِ سوم ، اين سه جمله نوشته شده بود: «لعنت خدا بر دروغگويان! لعنت خدا بر بخل‌ورزان! لعنت خدا بر ستمكاران !» .

بر درِ چهارم ، اين سه جمله نوشته شده بود: «خدا خوار گردانَد كسى را كه اسلام را خوار مى‌كند! خدا خوار گردانَد كسى را كه اهل بيت پيامبر را خوار مى‌كند! خدا لعنت كند كسى را كه به ستمگران ، در ستم كردن به مخلوقان ، يارى مى‌رسانَد!» .

بر درِ پنجم ، اين سه جمله نوشته شده بود: «پيروى هوس مكن ؛ زيرا هوس ، از ايمان به دور است . بيهوده بسيار سخن مگو ؛ چرا كه از رحمت خداى بزرگ نوميد مى‌گردى . و ياور ستمگران مباش» .

بر درِ ششم ، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شب‌زنده‌داران ، حرام هستم . من بر صدقه دهندگان ، حرام هستم . من بر روزه‌گيران ، حرام هستم» .

بر درِ هفتم ، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد ، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود . خويشتن را سرزنش كنيد ، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد . خداى عز و جل را بخوانيد ، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد» . .

۹۷۲.الإمام الصادق عليه السلام ـ فِي الدَّوابِّ ـ الإمام زين العابدين عليه السلام : لِلنّارِ سَبعَةُ أبوابٍ : بابٌ يَدخُلُ مِنهُ فِرعونُ وهامانُ وقارونُ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ المُشرِكونَ وَالكُفّارُ مِمَّن لَم يُؤمِن بِاللّه‌ِ طَرفَةَ عَينٍ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ بَنو أُمَيَّةَ ؛ هُوَ لَهُم خاصَّةً لا يُزاحِمُهُم فيهِ أحَدٌ وهُوَ بابُ لَظى، وهُوَ بابُ سَقَرَ، وهُوَ بابُ الهاوِيَةِ تَهوي سَبعينَ خَريفا، وكُلَّما هَوى بِهِم سَبعينَ خَريفا فارَ بِهِم فَورَةً قَذَفَ بِهِم في أعلاها سَبعينَ خَريفا، ثُمَّ تَهوي بِهِم كَذلِكَ سَبعينَ خَريفا، فَلا يَزالونَ هكَذا أبَدا خالِدينَ مُخَلَّدينَ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ مُبغِضونا ومُحارِبونا وخاذِلونا ، وإنَّهُ لَأَعظَمُ الأَبوابِ وأشَدُّها حَرّا . (1)۹۷۳.عنه عليه السلام : الكافي عن محمّد بن مسلم : كُنتُ قاعِدا عِندَ أبي جَعفَرٍ عليه السلام عَلى بابِ دارِهِ بِالمَدينَةِ، فَنَظَرَ إلَى النّاسِ يَمُرّونَ أفواجا ، فَقالَ لِبَعضِ مَن عِندَهُ : حَدَثَ بِالمَدينَةِ أمَرٌ ؟ فَقالَ : جُعِلتُ فِداكَ ، وَلِيَ المَدينَةَ والٍ فَغَدَا النّاسُ يُهَنِّؤونَهُ . فَقالَ : إنَّ الرَّجُلَ لِيُغدى عَلَيهِ بِالأَمرِ تَهَنَّأَ بِهِ (2)، وإنَّهُ لَبابٌ مِن أبوابِ النّارِ . (3)راجع : ص ۲۰ (الفصل الأوّل : أسماء جهنّم) .

.


1) .الخصال : ص ۳۶۱ ح ۵۱ عن محمّد بن الفضيل الزرقي عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۵ ح ۱۱ .

2) .في وسائل الشيعة : «يُهَنّى بِهِ» بدل «تَهَنّأَ بِهِ» .

3) .الكافي : ج ۵ ص ۱۰۷ ح ۶ ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۳۵ ح ۲۲۳۱۳ .

۹۷۵.الإمام الصادق عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : آتش ، هفت در دارد كه از يك درِ آن ، فرعون و هامان و قارون وارد مى‌شوند . از يك درش مشركان و كافرانى داخل مى‌شوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياورده‌اند . از يك درش بنى اميّه داخل مى‌شوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در ، وارد نمى‌شود .

و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانه‌زننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياه‌چال كه تا عمق آن ، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند ، چنان فَوَرانى مى‌كند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مى‌كند و اين نيز هفتاد سال طول مى‌كشد [تا به بالاى سياه‌چال برسند] . سپس بار ديگر در آن فرو مى‌افتند و باز هفتاد سال طول مى‌كشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت ،] جاويدان و ابدى مى‌مانند.

از يك درِ ديگر [كه درِ هفتم است] ، دشمنان ما و كسانى كه با ما مى‌جنگند و [كسانى كه] تنهايمان مى‌گذارند ، داخل مى‌شوند . اين ، بزرگ‌ترين و سوزان‌ترين درِ جهنّم است . (1)۹۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافى ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : نزد امام باقر عليه السلام بر درِ خانه ايشان در مدينه نشسته بودم كه ديد مردم ، گروه گروه مى‌گذرند. به يكى از كسانى كه نزد ايشان بود، فرمود: «در مدينه اتّفاقى افتاده است؟» .

او گفت: فدايت شوم ! حكمرانى براى مدينه آمده است و مردم براى شادباشگويى نزدش مى‌روند.

فرمود: «چه بسا سِمَتى به كسى واگذار مى‌شود و به وى شادباش گفته مى‌شود ، در حالى كه آن سِمَت ، درى از درهاى آتش است» .ر . ك : ص ۲۱ (فصل يكم : نام‌هاى دوزخ) .

.


1) .شايد مراد از «ابواب» در اين جا ، طبقات يا به تعبير درست‌تر، دَرَكات جهنّم باشد .

۵ / ۲وَقودُ جَهَنَّمَالكتاب«فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» . (1)

«وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا» . (2)

«وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِىَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَاوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِى غَفْلَةٍ مِّنْ هَـذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ * إِنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَ رِدُونَ * لَوْ كَانَ هَـؤُلَاءِ ءَالِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَ كُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ * لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ» . (3)

الحديث۹۸۵.الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي المُناجاة الرقّة والبكاء لابن قدامة عن محمّد بن هاشم : لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ : «وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ» قَرَأهَا النَّبيُّ صلى الله عليه و آله فَسَمِعَها شابٌّ إلى جَنبِهِ فَصَعِقَ ، فَجَعَلَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله رَأسَهُ في حِجرِهِ رَحمَةً لَهُ ، فَمَكَثَ ما شاءَ اللّه‌ُ أن يَمكُثَ ثُمَّ فَتَحَ عَينَيهِ ، فَإِذا رَأسُهُ في حِجرِ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : بِأَبي أنتَ واُمّي مِثلُ أيِّ شَيءٍ الحَجَرُ ؟ فَقالَ : أما يَكفيكَ ما أصابَكَ؟! عَلى أنَّ الحَجَرَ مِنها لَو وُضِعَ عَلى جِبالِ الدُّنيا لَذابَت مِنهُ ، وإنَّ مَعَ كُلِّ إنسانٍ مِنهُم حَجَرا وشَيطانا . (4)۹۸۶.الإمام الصادق عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ ... الغُلولَ (5)مِن جَمرِ جَهَنَّمَ ، وَالسُّكرَ جَمرُ النّارِ . (6).


1) .البقرة : ۲۴ .

2) .الجنّ : ۱۵ .

3) .الأنبياء : ۹۷ ـ ۱۰۰ .

4) .الرّقة والبكاء لابن قدامة : ص ۱۶۷ ح ۱۴۴ ، الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۲۲۶ نقلاً عن ابن أبي الدنيا .

5) .الغُلُول : هو الخيانة في المغنم ، والسرقة من الغنيمة قبل القسمة (النهاية : ج ۳ ص ۳۸۰ «غلل») .

6) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۲۹۱ ، الاختصاص : ص ۳۴۳ ، كنزالفوائد : ج ۱ ص ۲۱۶ ، بحارالأنوار : ج ۲۱ ص ۲۱۱ ح ۲ ؛ مسند الشهاب : ج ۱ ص ۶۶ وليس فيه ذيله .

۵ / ۲ سوخت جهنّم

۵ / ۲سوخت جهنّمقرآن«پس اگر اين كار (آورده يك سوره مانند قرآن) را نكنيد ـ كه نمى‌توانيد كرد ـ ، پس بترسيد از آتشى كه سوخت آن ، مردمان و سنگ‌هايند و براى كافران ، آماده گشته است».

«و امّا كجروان ، هيزم جهنّم خواهند بود».

«و وعده حق نزديك مى‌گردد . ناگهان ديدگان كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، خيره مى‌شود [و مى‌گويند] كه : «اى واى بر ما كه از اين روز در غفلت بوديم ! بلكه ما ستمگر بوديم» . در حقيقت، شما و آنچه غير از خدا مى‌پرستيد ، هيمه جهنّم هستيد . شما وارد آن خواهيد شد. اگر اينها خدايانى [واقعى] بودند ، وارد آن نمى‌شدند و حال آن كه جملگى در آن ، ماندگارند . آنان در آن جا ، ناله‌اى زار دارند و در آن جا [چيزى ]نمى‌شنوند».

حديث۹۹۴.طبّ الأئمّة عن الحارث بن المغيرة : الرقّة و البكاء ، ابن قدامه ـ به نقل از محمّد بن هاشم ـ : چون آيه «و سوخت آن ، مردمان و سنگ‌هايند» فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را خواند. جوانى كه در كنار وى بود ، آن را شنيد و از هوش رفت. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر او ترحّم فرمود و سرش را در دامن خويش نهاد. مدّتى كه گذشت، آن جوان چشمانش را گشود و ديد سرش در دامن پيامبر خداست. گفت : پدر و مادرم به فدايت ! آن سنگ‌ها مانند چه چيزند؟

فرمود: «آنچه بر سرت آمد ، برايت كافى نيست؟! هر سنگ آن [چنان است كه ]اگر بر كوه‌هاى دنيا نهاده شود ، كوه‌ها از حرارت آن ، آب مى‌شوند . و با هر انسانى از ايشان (دوزخيان) ، يك سنگ و يك شيطان همراه است» .۹۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في فَضلِ التَّمرِ البَرنِيِّ {-۱-} ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دستبرد به غنايم ، از اخگر جهنّم است، و مستى نيز اخگر آتش است.

.

۹۹۶.الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في مُناجاتِهِ الإمام عليّ عليه السلام : وَقودُ النّارِ يَومَ القِيامَةِ كُلُّ غَنِيٍّ بَخِلَ بِمالِهِ عَلَى الفُقَراءِ ، وكُلُّ عالِمٍ باعَ الدّينَ بِالدُّنيا . (1)۹۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في دُعاءِ الأَ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد عن أبي الحسن المدائني : كانَ الحَسَنُ عليه السلام ... تَزَوَّجَ ... امرأَةً مِن بَني شَيبانَ مِن آلِ هَمّامِ بنِ مُرَّةَ ، فَقيلَ لَهُ : إنَّها تَرى رَأيَ الخَوارِجِ ، فَطَلَّقَها ، وقالَ : إنّي أكرَهُ أن أضُمَّ إلى نَحري جَمرَةً مِن جَمرِ جَهَنَّمَ . (2)۹۹۸.تفسير القمّي : الكافي عن عثمان بن عيسى عن رجل عن الإمام الباقر عليه السلام : إنَّهُ كانَت عِندَهُ امرَأَةٌ تُعجِبُهُ ، وكانَ لَها مُحِبّا، فَأَصبَحَ يَوما وقَد طَلَّقَها وَاغتَمَّ لِذلِكَ ، فَقالَ لَهُ بَعضُ مَواليهِ : جُعِلتُ فِداكَ ، لِمَ طَلَّقتَها ؟ فَقالَ : إنّي ذَكَرتُ عَلِيّا عليه السلام فَتَنَقَّصَتْهُ ، فَكَرِهتُ أن اُلصِقَ جَمرَةً مِن جَمرِ جَهَنَّمَ بِجِلدي . (3)۵ / ۳حَرارَةُ جَهَنَّمَالكتاب«فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِى الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُواْ يَفْقَهُونَ * فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» . (4)

الحديث۱۰۰۴.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : نارُكُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ ، لِكُلِّ جُزءٍ مِنها حَرُّها . (5).


1) .غرر الحكم : ح ۱۰۱۲۶ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۰۳ ح ۹۲۲۷ .

2) .شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ص ۱۶ ح ۲۱ ؛ بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۱۷۳ ح ۹ .

3) .الكافي : ج ۶ ص ۵۵ ح ۱ ، وسائل الشيعة : ج ۱۵ ص ۲۶۹ ح ۲۷۸۸۵ .

4) .التوبة : ۸۱ و ۸۲ .

5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۰ ح ۲۵۹۰ عن أبي سعيد ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۹۷ ح ۲۷۴۰ ، تنبيه الغافلين : ص ۳۵۷ ح ۵۳۳ كلاهما عن أبي هريرة وليس فيها ذيله ، البعث والنشور : ص ۲۸۴ ح ۴۹۷ عن المغيرة نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۱ ح ۳۹۴۷۷ .

۵ / ۳ گرماى جهنّم

۱۰۰۵.الإمام زين العابدين عليه السلام : امام على عليه السلام : سوخت آتش روز قيامت، هر توانگرى است كه از بخشيدن مال خويش به تهى‌دستان ، بخل ورزد، و نيز هر عالمى كه دين را به دنيا بفروشد.۱۰۰۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ـ به نقل از ابو الحسن مدائنى ـ : حسن عليه السلام ... با زنى از بنى شيبان، از خاندان همّام بن مُرّه، ازدواج كرده بود . به ايشان گفته شد كه او هم‌عقيده خوارج است.

ايشان ، وى را طلاق داد و فرمود: «من خوش ندارم كه اخگرى از اخگرهاى جهنّم را به سينه‌ام بچسبانم» .۱۰۰۷.الإمام الحسن عليه السلام : الكافى ـ به نقل از عثمان بن عيسى ، از مردى ديگر ـ : امام باقر عليه السلام به يكى از همسران خود ، علاقه شديدى داشت . روزى او را طلاق داد و از طلاق دادنش غمگين بود. يكى از خدمتكاران ايشان گفت : فدايت شوم ! چرا طلاقش داديد؟

فرمود: «من از على عليه السلام ياد كردم و او از ايشان ، بد گفت. بنا بر اين، خوش نداشتم كه اخگرى از اخگرهاى جهنّم را به پوستم بچسبانم» .۵ / ۳گرماى جهنّمقرآن«بر جاى ماندگان، به [در خانه] نشستنِ خود پس از پيامبر خدا [و همراه نشدن با او]، شادمان شدند و از اين كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد كنند ، كراهت داشتند و [به ديگر مسلمانان نيز] گفتند: «در اين گرما بيرون نرويد» . بگو: «اگر در يابيد ، آتش جهنّم گرم‌تر است». از اين پس ، كم بخندند و به [جزاى ]آنچه به دست مى‌آورند، بسيار بگريند».

حديث۱۰۱۳.بحار الأنوار عن محمّد بن عليّ بن إبراهيم في كتاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اين آتشِ [دنيايىِ] شما ، يكى از هفتاد جزء آتش جهنّم است كه هر جزئى از آن ، گرماى خود را دارد. (1)

.


1) .يعنى : حرارت آتش جهنّم ، هفتاد برابر بيشتر از آتش متعارف دنيوى است .

۱۰۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : صحيح البخاري عن أبي هريرة : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ : نارُكُم جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ . قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، إن كانَت لَكافِيَةً ! قالَ : فُضِّلَت عَلَيهِنَّ بِتِسعَةٍ وسِتّينَ جُزءا ، كُلُّهُنَّ مِثلُ حَرِّها . (1)۱۰۱۵.الأمالي عن أنس : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ نارَكُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ ، ولَولا أنَّها أُطفِئَت بِالماءِ مَرَّتَينِ مَا انتَفَعتُم بِها ، وإنَّها لَتَدعُو اللّه‌َ عز و جل ألّا يُعيدَها فيها . (2)۱۰۱۶.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ نارَكُم هذِه لَجُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ ، ولَقَد أُطفِئَت سَبعينَ مَرَّةً بِالماءِ ثُمَّ التَهَبَت ، ولَولا ذلِكَ لَمَا استَطاعَ آدَمِيٌّ أن يُطفِئَها إذَا التَهَبَت ، وإنَّهُ لَيُؤتى بِها يَومَ القِيامَةِ حَتّى توضَعَ عَلَى النّارِ فَتَصرُخُ صَرخَةً ما يَبقى مَلَكُ مُقَرَّبٌ ولا نَبِيٌّ مُرسَلٌ إلّا جَثا عَلَى رُكبَتَيهِ فَزَعا مِن صَرخَتِها . (3)۱۰۱۷.الإمام الكاظم عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لَو كانَ فِي المَسجِدِ مِئَةُ ألفٍ أو يَزيدونَ ، فَتَنَفَّسَ رَجُلٌ مِن أهلِ النّارِ فَأَصابَهُم نَفَسُهُ لَأَحرَقَ المَسجِدَ ومَن فيهِ . (4).


1) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۹۱ ح ۳۰۹۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۴ ح ۲۸۴۳ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۹ ح ۲۵۸۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۸۸ ح ۸۱۳۲ ، الموطّأ : ج ۲ ص ۹۹۴ ح ۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۰۳ ح ۷۴۶۲ مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۲۸۹ ح ۲۶۳ وفيه «ضعّفت» بدل «فضّلت» وليس في الثلاثة الأخيرة «كلّهنّ مثل حرّها» ، البعث والنشور : ص ۲۸۵ ح ۴۹۸ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۸ ح ۳۰۸ ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۰ ح ۳۹۴۷۴ .

2) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۴ ح ۴۳۱۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۵ ح ۸۷۵۳ كلاهما عن أنس ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۹ ح ۷۳۳۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۰۴ ح ۷۴۶۳ ، البعث والنشور : ص ۲۸۵ ح ۵۰۰ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۱ ح ۳۹۴۷۶ .

3) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۸۳ ح ۲۷۸ عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام ، تفسير القميّ : ج ۱ ص ۳۶۶ عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «يطفيها» بدل «يطيقها» ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۸ ح ۲۱ .

4) .البعث والنشور : ص ۳۳۰ ح ۶۰۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۱۳۱ ح ۶۶۴۰ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۳۰۷ ، المطالب العالية : ج ۴ ص ۳۹۷ ح ۴۶۶۷ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۴ ح ۳۹۵۴۰ ؛ روضة الواعظين : ص ۵۵۷ .

۱۰۱۸.عنه عليه السلام : صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آتشِ شما، يكى از هفتاد جزء آتش جهنّم است».

گفته شد: اى پيامبر خدا ! به راستى كه [براى سوزاندن مجرمان ،] كافى است!

فرمود: «شصت و نه جزء بيشتر از اين آتش دارد كه همه آنها همانند آن ، داغ‌اند».۱۰۱۹.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اين آتش شما ، يك جزء از هفتاد جزء آتش جهنّم است، در حالى كه اگر نبود كه [همين آتش معمولى ]دو بار با آب خاموش شود ، شما نمى‌توانستيد از آن استفاده كنيد، و اين آتش به درگاه خداوند عز و جل دعا مى‌كند كه آن را به آن (آتش جهنّم) باز نگردانَد.۱۰۲۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اين آتش شما ، جزئى از هفتاد جزء آتش جهنّم است كه هفتاد بار با آب ، خاموش شد و آن گاه شعله‌ور گشت، و اگر اين [سرد شدن‌ها ]نبود ، هيچ انسانى نمى‌توانست آن را هنگام شعله‌ور شدنش تحمّل كند. در روز قيامت ، همين آتش را مى‌آورند و بر آتش[ـِ دوزخ] مى‌نهند . پس چنان فريادى مى‌زند كه تمام فرشتگان مقرّب و پيامبران مُرسَل ، از وحشت فرياد آن ، به زانو در مى‌آيند.۱۰۲۱.الحاوي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر در [اين] مسجد ، صد هزار نفر يا بيشتر باشند و مردى از اهل دوزخ نفسى بكشد و نفس او به آنان برسد ، مسجد و همه كسانى را كه در آن‌اند ، مى‌سوزاند. .

۱۰۲۲.البداية والنهاية : الإمام عليّ عليه السلام : نارُكُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ ، ولَولا أنَّها غُسِلتُ بِسَبعينَ ماءً ما أطاقَ آدَمِيٌّ أن يُسعِرَها ، وإنَّ لَها يَومَ القِيامَةِ لَصَرخَةً لا يَبقى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ولا نَبِيٌّ مُرسَلٌ إلّا جَثا عَلى رُكبَتَيهِ مِن صَرخَتِها ، ولَو أنَّ رَجُلاً مِن أهلِ النّارِ عُلِّقَ بِالمَشرِقِ لَاحتَرَقَ أهلُ المَغرِبِ مِن حَرِّهِ . (1)۵ / ۴سَوادُ جَهَنَّمَ۱۰۲۵.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تَحسَبونَ أنَّ نارَ جَهَنَّمَ مِثلُ نارِكُم هذِهِ؟ هِيَ أشَدُّ سَوادا مِنَ القارِ، هِيَ جُزءٌ مِن بِضعَةٍ وسِتّينَ جُزءا مِنها ، أو نَيِّفٍ وأربَعينَ جُزءا . (2)۱۰۲۶.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : اُوقِدَ عَلَى النّارِ ألفَ سَنَةٍ حَتَّى احمَرَّت ، ثُمَّ اُوقِدَ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى ابيَضَّت ، ثُمَّ اُوقِدُ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى اسوَدَّت ، فَهِيَ سَوداءُ مُظلِمَةٌ . (3)۱۰۲۷.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : يُنشِئُ اللّه‌ُ سَحابَةً لِأَهلِ النّارِ سَوداءَ مُظلِمَةً، فَيُقالُ : يا أهلَ النّارِ، أيَّ شَيءٍ تَطلُبونَ؟ فَيَذكُرونَ بِها سَحابَةَ الدُّنيا، فَيَقولونَ : يا رَبَّنَا الشَّرابُ! فَيُمطِرُهُم أغلالاً تَزيدُ في أغلالِهِم ، وسَلاسِلَ تَزيدُ في سَلاسِلِهِم ، وجَمرا تَلتَهِبُ عَلَيهِم . (4)۱۰۲۸.عنه عليه السلام ـ وقَد سُئِلَ عَنِ استِعمالِ ال تفسير القميّ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : قُلتُ لَهُ : يَابنَ رَسولِ اللّه‌ِ خَوِّفني ؛ فَإِنَّ قَلبي قَد قَسا .

فَقالَ عليه السلام : يا أبا مُحَمَّدٍ ، استَعِدَّ لِلحَياةِ الطَّويلَةِ ؛ فَإِنَّ جَبرَئيلَ جاءَ إلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وهُوَ قاطِبٌ وقَد كانَ قَبلَ ذلِكَ يَجيءُ وهُوَ مُبتَسِمٌ ، فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : يا جَبرَئيلَ ، جِئتَنِي اليَومَ قاطِباً ؟ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، قَد وُضِعَت مَنافِخُ النّارِ . فَقالَ : وما مَنافِخُ النّارِ يا جَبرَئيلَ ؟

فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّه‌َ عز و جل أمَرَ بِالنّارِ فَنُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى ابيَضَّت ، ونُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى احمَرَّت ، ثُمَّ نُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى اسوَدَّت ، فَهِيَ سَوداءُ مُظلِمَةٌ . لَو أنَّ قَطرَةً مِنَ الضَّريعِ قَطَرَت في شَرابِ أهلِ الدُّنيا لَماتَ أهلُها مِن نَتنِها . ولَو أنَّ حَلقَةً مِنَ السِّلسِلَةِ ـ الَّتي طولُها سَبعونَ ذِراعا ـ وُضِعَت عَلَى الدُّنيا لَذابَتِ الدُّنيا مِن حَرِّها . ولَو أنَّ سِربالاً مِن سَرابيلِ أهلِ النّارِ عُلِّقَ بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ لَماتَ أهلُ الأَرضِ مِن ريحِهِ ووَهَجِهِ !

فَبَكى رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وبَكى جَبرَئيلُ ، فَبَعَثَ اللّه‌ُ إلَيهِما مَلَكاً ، فَقالَ لَهُما : إنَّ رَبَّكُما يُقرِئُكُمَا السَّلامَ ويَقولُ : قَد آمَنتُكُما أن تُذنِبا ذَنباً اُعَذِّبُكُما عَلَيهِ .

فَقالَ أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : فَما رَأى رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله جَبرَئيلَ مُبتَسِماً بَعدَ ذلِكَ .

ثُمَّ قالَ : إنَّ أهلَ النّارِ يُعَظِّمونَ النّارَ ، وإنَّ أهلَ الجَنَّةِ يُعَظِّمونَ الجَنَّةَ وَالنَّعيمَ . وإنَّ أهلَ جَهَنَّمَ إذا دَخَلوها هَوَوا فيها مَسيرَةَ سَبعينَ عاماً ، فَإِذا بَلَغوا أعلاها قُمِعوا بِمَقامِعِ الحَديدِ واُعيدوا في دَرَكِها . هذِهِ حالُهُم ، وهُوَ قَولُ اللّه‌ِ عز و جل : «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا» اِلَخ ، ثُمَّ تُبَدَّلُ جُلودُهُم جُلوداً غَيرَ الجُلودِ الَّتي كانَت عَلَيهِم .

فَقالَ أبو عبدِاللّه‌ِ عليه السلام : حَسبُكَ يا أبا مُحَمَّدٍ ؟ قُلتُ : حَسبي ، حَسبي . (5).


1) .مسند زيد : ص ۴۱۶ عن الإمام زين العابدين عن أبيه عليهماالسلام .

2) .البعث والنشور : ص ۲۸۶ ح ۵۰۱ عن أبي هريرة .

3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۰ ح ۲۵۹۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۵ ح ۴۳۲۰ وزاد فيه «كالليل المظلم» وكلاهما عن أبي هريرة ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۹۰ ح ۲۵۸۳ عن عمر وزاد في آخره «لا يضيء شررها ، ولا يطفأ لهبها» ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۴۸۹ ح ۷۹۹ عن أنس وزاد في آخره «لا يطفأ لهبها» ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۲ ح ۳۹۴۸۳ ؛ تفسير القمّي : ج ۲ ص ۸۱ عن أبي بصير ، روضة الواعظين : ص ۵۵۶ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عن جبرئيل عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۰ ح ۱ وراجع : الدروع الواقية : ص ۲۷۲ .

4) .المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۲۴۷ ح ۴۱۰۳ .

5) .تفسير القميّ : ج ۲ ص ۸۱ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۰ ح ۱ .

۵ / ۴ سياهىِ جهنّم

۱۰۲۹.تهذيب الأحكام عن محمّد بن عبد اللّه بن جعفر الحمي امام على عليه السلام : اين آتش شما ، جزئى از هفتاد جزء آتش جهنّم است، در حالى كه [همين آتش نيز] اگر با هفتاد آب شسته نشده بود ، هيچ آدمى طاقت نداشت كه آن را بر افروزد. همين آتش در روز قيامت ، [از داغىِ آتش دوزخ ]چنان فريادى مى‌كشد كه تمام فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل ، از فرياد آن به زانو در مى‌آيند. اگر مردى از اهل آتش دوزخ ، در مشرق آويزان شود ، اهالى مغرب از گرماى آن مى‌سوزند.۵ / ۴سياهىِ جهنّم۱۰۳۲.الاحتجاج ـ في ذِكرِ مَسائِلِ الحِمَيرِيِّ لِلإِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مى‌پنداريد كه آتش جهنّم ، همانند اين آتش شماست؟ [نه، ]آتش جهنّم، از قير هم سياه‌تر است. اين آتش دنيا ، جزئى است از شصت و اندى جزء آن، يا چهل و اندى جزء آن .۱۰۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هزار سال در آتش [جهنّم] دميده شد تا سرخ گرديد . سپس هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سفيد گشت . سپس هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش جهنّم سياه و تاريك است.۱۰۳۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، ابر سياه تاريكى را براى اهل آتش پديد مى‌آورد و گفته مى‌شود: «اى اهل آتش! چه مى‌خواهيد؟» .

دوزخيان با ديدن آن ، به ياد ابرهاى دنيا مى‌افتند و مى‌گويند: پروردگارا ! نوشيدنى!

پس خداوند بر آنان كُند و زنجيرهايى فرو مى‌بارانَد كه بر كُند و زنجيرهايشان مى‌افزايد، و اخگرهايى مى‌بارانَد كه بر آنان شعله‌ور مى‌شوند .۱۰۳۵.عنه صلى الله عليه و آله : تفسير القمّى ـ به نقل از ابو بصير ـ : به امام صادق عليه السلام گفتم : اى پسر پيامبر خدا ! در من خوف ايجاد كن كه دلم سخت گشته است.

فرمود: «اى ابو محمّد! براى زندگىِ طولانى آماده شو؛ چرا كه جبرئيل با چهره‌اى گرفته ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد، در حالى كه پيش از آن ، تبسّم‌كنان مى‌آمد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: "اى جبرئيل! [چرا] امروز با چهره‌اى گرفته ، نزد من آمده‌اى؟".

جبرئيل گفت: اى محمّد! دَمه‌هاى آتش نصب شد.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: "دمه‌هاى آتش چيست، اى جبرئيل؟" .

گفت: اى محمّد! به دستور خداوند عز و جل ، هزار سال در آتش دميده شد تا سفيد گرديد، و هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سرخ گشت . ديگر بار ، هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش دوزخ ، سياه و تاريك است. اگر قطره‌اى از خارِ سمّ در نوشيدنىِ اهل دنيا بچكد ، همه آنها از بوى تعفّن آن مى‌ميرند و اگر حلقه‌اى از زنجيرِ هفتاد گزى آن ، بر اهل دنيا نهاده شود، همه آنان از حرارتش آب مى‌شوند و اگر جامه‌اى از جامه‌هاى اهل آتش ، ميان آسمان و زمين آويزان گردد ، همه اهل زمين از بوى آن و از برافروختگى‌اش مى‌ميرند.

در اين هنگام، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و جبرئيل گريستند. پس خداوند ، فرشته‌اى را به سوى آن دو فرستاد كه به ايشان گفت: پروردگارتان به شما سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد : شما را از اين كه گناهى كنيد تا به سبب آن عذابتان كنم، مصون داشتم .

از آن زمان به بعد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ديگر جبرئيل را متبسّم نديد».

امام صادق عليه السلام فرمود : «اهل آتش، آتش را بزرگ مى‌شمارند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمت‌هاى آن را بزرگ مى‌شمارند . اهل جهنّم چون وارد آن شوند ، بعد از هفتاد سال در قعرش فرو مى‌افتند و چون [دو باره] به بالاى آن رسند ، با گرزهاى آهنى بر سرشان كوفته مى‌شود و به قعر آن باز مى‌گردند، و پيوسته بر اين حال‌اند. اين ، همان سخن خداى عز و جل است كه : «هر گاه بخواهند از آن خارج شوند ، ...» . سپس پوست‌هايشان به پوستى ديگر تبديل مى‌شود».

امام صادق عليه السلام فرمود: «كافى است ، اى ابو محمّد؟!» .

گفتم : كافى است، كافى است .

.

. .

. .

۵ / ۵سُرادِقُ جَهَنَّمَالكتاب«وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَ مَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّـا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَاءَتْ مُرْتَفَقًا» . (1)

الحديث۱۰۴۱.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لِسُرادِقِ النّارِ أربَعَةُ جُدُرٍ، كَثفُ كُلِّ جِدارٍ مِثلُ مَسيرَةِ أربَعينَ سَنَةً . (2)۱۰۴۲.الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوب الإمام الباقر عليه السلام ـ كانَ يَقولُ ـ : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جُعِلَ سُرادِقُ مِن نارٍ، وجُعِلَ فيهِ أعوانُ الظّالِمينَ ، وتُجعَلُ لَهُم أظافيرُ مِن حَديدٍ يَحُكّونَ بِها أبدانَهُم ، حَتّى تَبدُوَ أفئِدَتُهُم ، ويَقولونَ : رَبَّنا ألَم نَعبُدكَ ؟ فَيُقالُ : بَلى ، ولكِنَّكُم كُنتُم أعوانا لِلظّالِمينَ . (3)۱۰۴۳.عنه عليه السلام ـ في كِتابِهِ إلى مَلِكِ الرّوم الكافي عن ابن أبي يعفور : كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام إذ دَخَلَ عَلَيهِ رَجُلٌ مِن أصحابِنا فَقالَ لَهُ : أصلَحَكَ اللّه‌ُ ، إنَّهُ رُبَّما أصابَ الرَّجُلَ مِنَّا الضِّيقُ أو الشِّدَةُ ، فَيُدعى إلَى البِناءِ يَبنيهِ أو النَّهرِ يَكريهِ ، أوِ المُسَنّاةِ يُصلِحُها ، فَما تَقولُ في ذلِكَ؟ فَقالَ أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : ما اُحِبُّ أنّي عَقَدتُ لَهُم (4)عُقدَةً أو وَكَيتُ لَهُم وِكاءً وإنَّ لي ما بَينَ لابِتَيها (5)، لا ولا مَدَّةً

بِقَلَمٍ ! إنَّ أعوانَ الظَّلَمَةِ يَومَ القيامَةِ في سُرادِقٍ مِن نارٍ حَتّى يَحكُمَ اللّه‌ُ بَينَ العِبادِ . (6).


1) .الكهف : ۲۹ .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۶ ح ۲۵۸۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۸ ح ۱۱۲۳۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۳ ح ۸۷۷۵ وليس فيه «كثف» وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۰ ح ۳۹۴۷۲ .

3) .درر الأحاديث النبويّة : ص ۳۶ .

4) .أي للحكّام الظلمة .

5) .اللَّوبَةُ : الحَرَّةُ ، وبين لابتي المدينة : هما حَرَّتان تكتنفانها ، (تاج العروس : ج ۲ ص ۴۰۹ «لوب») . وهي للدلالة على الكثرة والوسعة .

6) .الكافي : ج ۵ ص ۱۰۷ ح ۷ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۳۱ ح ۹۱۹ ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۲۹ ح ۶ .

۵ / ۵ سراپرده جهنّم

۵ / ۵سراپرده جهنّمقرآن«و بگو: حق ، از پروردگارتان [رسيده] است . پس هر كه خواست ، بگرود و هر كه خواست ، انكار كند . ما براى ستمگران ، آتشى آماده كرده‌ايم كه سراپرده‌اش آنان را در بر مى‌گيرد و اگر فريادرسى جويند ، به آبى چون مسِ گداخته كه چهره‌هايشان را بريان مى‌كند ، يارى مى‌شوند. وه ، چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است!».

حديث۱۰۴۹.مكارم الأخلاق : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سراپرده دوزخ ، چهار ديوار دارد كه ضخامت هر ديوارى ، به اندازه چهل سال راه است.۱۰۵۰.الكافي عن حمّاد بن عثمان : امام باقر عليه السلام ـ همواره مى‌فرمود ـ : چون روز قيامت شود ، سراپرده‌اى از آتش برپا مى‌گردد و دستياران ستمگران را در آن ، جاى مى‌دهند و ناخن‌هايى از آهن برايشان قرار مى‌دهند كه با آنها بدن‌هايشان را مى‌خارانند ، چندان كه قلب‌هايشان نمايان مى‌شود و مى‌گويند: پروردگارا ! مگر ما تو را عبادت نكرديم؟

گفته مى‌شود: «چرا ؛ ليكن شما يار ستمگران بوديد» .۱۰۵۱.الكافي عن أبي بصير : الكافى ـ به نقل از عبد اللّه بن ابى يعفور ـ : در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مردى از يارانمان وارد شد و گفت : خداوند ، شما را به سلامت بدارد ! ممكن است مردى از ما ، دچار مضيقه و فشار گردد و از او خواسته شود كه [براى دولت و حكومت جور] بنايى را بسازد يا نهرى حفر كند يا آب‌بندى درست كند . در اين باره چه مى‌فرماييد؟

امام صادق عليه السلام فرمود: «من دوست نمى‌دارم كه براى آنان [حتّى] گرهى بزنم يا بند كيسه‌اى را ببندم ، اگرچه از شرق تا غرب مدينه را به من بدهند . نه چنين مى‌كنم و نه حتّى‌حاضرم قلمى را به مركّب ، آغشته كنم. كسانى كه به ستمگران

كمك كنند ، در روز رستاخيز ، در خيمه‌هايى از آتش‌اند تا آن گاه كه خدا ميان بندگان ، داورى كند» .

.

۱۰۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافي عن زياد ابن أبي سلمة : دَخَلتُ عَلى أبِي الحَسَنِ موسى عليه السلام فَقالَ لي : يا زِيادُ ، إنَّكَ لَتَعمَلُ عَمَلَ السُّلطانِ ؟ قالَ : قُلتُ : أجَل ، قالَ لي : ولِمَ؟ قُلتُ : أنَا رَجُلٌ لي مُرُوَّةٌ وعَلَيَّ عِيالٌ ولَيسَ وَراءَ ظَهري شَيءٌ .

فَقالَ لي : يا زِيادُ ، لَئِن أسقُطَ مِن جالِقٍ (1)فَأَتَقَطَّعُ قِطعَةً قِطعَةً أحَبُّ إلَيَّ مِن أن أتَوَلّى لِأَحَدٍ مِنهُم عَمَلاً ، أو أطَأَ بِساطَ أحَدِهِم إلّا لِماذا ؟ قُلتُ : لا أدري جُعِلتُ فِداكَ ! فَقالَ : إلّا لِتَفريجِ كُربَةٍ عَن مُؤمِنٍ ، أو فَكِّ أسرِهِ ، أو قَضاءِ دَينِهِ .

يا زيادُ ، إنَّ أهوَنَ ما يَصنَعُ اللّه‌ُ بِمَن تَوَلّى لَهُم عَمَلاً أن يَضرِبَ عَلَيهِ سُرادِقٌ مِن نارٍ إلى أن يَفرُغَ اللّه‌ُ مِن حِسابِ الخَلائِقِ . (2)۵ / ۶سَمومُ جَهَنَّمَالكتاب«وَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ * فِى سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ * وَ ظِـلٍّ مِّن يَحْمُومٍ * لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ * إِنَّهُمْ كَانُواْ قَبْلَ ذَ لِكَ مُتْرَفِينَ * وَ كَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ * وَ كَانُواْ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابًا وَ عِظَامًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَوَ ءَابَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ * قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْاخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ» . (3)

الحديث۱۰۵۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو فَتَحَ اللّه‌ُ مِن عَذابِ السَّمومِ عَلى أهلِ الأرضِ مِثلَ الأَنمُلَةِ أحرَقَتِ

الأَرضَ ومَن عَلَيها . (4).


1) .الجالق : الجبل المرتفع (مرآة العقول : ج ۱۹ ص۶۷) . ولعلّ الصحيح : «حالِق» كما في تهذيب الأحكام .

2) .الكافي : ج ۵ ص ۱۰۹ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۳۳ ح ۹۲۴ ، بحارالأنوار : ج ۴۸ ص ۱۷۲ ح ۱۳ .

3) .الواقعة : ۴۱ ـ ۵۰ .

4) .الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۶۳۴ نقلاً عن ابن مردويه عن عائشة .

۵ / ۶ باد سوزان جهنّم

۱۰۵۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافى ـ به نقل از زياد بن ابى سلمه ـ : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم. به من فرمود: «اى زياد! تو براى حكومت ، كار مى‌كنى؟» .

گفتم : بله .

فرمود: «چرا؟» .

گفتم : من مردى آبرومند و عيالوارم و پشتوانه‌اى [مالى] هم ندارم.

فرمود: «اى زياد! اگر از فراز كوهى بلند فرو افتم و تكّه تكّه شوم، برايم خوش‌تر از آن است كه براى يكى از اينها (ظلمه و حكّام جور) عهده‌دار كارى شوم، يا بر فرش يكى از آنان قدم بگذارم، مگر براى چه؟» .

گفتم : نمى‌دانم، قربانت گردم !

فرمود: «مگر براى غم گساردن از مؤمنى، يا آزاد كردن او از بند، يا اداى دَينش . اى زياد! هر كس براى اينان عهده‌دار كارى شود، كمترين كارى كه خدا با او مى‌كند ، اين است كه خيمه‌اى از آتش بر او مى‌زند تا آن گاه كه خداوند از حسابرسىِ خلايق ، آسوده گردد» .۵ / ۶باد سوزان جهنّمقرآن«و ياران دست چپ ؛ چه ياران دست چپى! در ميان بادِ سوزان و آب جوشاننده و در سايه‌اى از دود تار ؛ نه خنك و نه خوش. ايشان بودند كه پيش از اين ، نازپروردگان بودند و بر گناه بزرگ ، پافشارى مى‌كردند و مى‌گفتند: «آيا چون مُرديم و خاك و استخوان شديم، واقعا [باز ]زنده مى‌گرديم؟ و آيا پدران گذشته ما [نيز زنده مى‌شوند]؟» . بگو: در حقيقت، اوّلين و آخرين[ـِ آدميان] ، قطعا همه در وعده‌گاه روزى معلوم ، گرد آورده مى‌شوند».

حديث۱۰۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في جَوابِ اليَ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر خداوند از عذاب بادِ سوزان ، به اندازه سرِ انگشتى بر اهل زمين

بفرستد ، زمين و زمينيان را مى‌سوزاند.

.

۵ / ۷مَقامِعُ جَهَنَّمَالكتاب«هَـذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُواْ فِى رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُواْ قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ * يُصْهَرُ بِهِ مَا فِى بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ * وَ لَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ * كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» . (1)

الحديث۱۰۷۱.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو ضُرِبَ مِقمَعٌ مِن حَديدِ جَهَنَّمَ الجَبَلَ لَتَفَتَّتَ ـ كَما يُضرَبُ بِهِ أهلُ النّارِ ـ فَصارَ رَمادا . (2)۱۰۷۲.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ مِقمَعا مِن حَديدٍ وُضِعَ فِي الأَرضِ، فَاجتَمَعُ لَهُ الثَّقَلانِ ما أقَلّوهُ مِنَ الأَرضِ . (3)۱۰۷۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لَو أنَّ مِقماعا واحِدا مِمّا ذَكَرَهُ اللّه‌ُ في كِتابِهِ وُضِعَ عَلى جِبالِ الأَرضِ لَساخَت إلى أسفَلِ سَبعِ أرَضينَ ، ولَما أطاقَتهُ ، فَكَيفَ بِمَن يُقمَعُ بِهِ

يَومَ القِيامَةِ فِي النّارِ . (4).


1) .الحجّ : ۱۹ ـ ۲۲ .

2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۴ ح ۸۷۷۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۶۶ ح ۱۱۷۸۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۰ ح ۱۳۷۲ ، الفردوس : ج ۳ ص ۳۶۷ ح ۵۱۱۶ كلّها عن أبي سعيد الخدري نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۹۰ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۳۰۱ عن أبي سعيد الخدري نحوه .

3) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۸ ح ۱۱۲۳۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۲ ح ۸۷۷۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۴ ح ۱۳۸۴ ، البعث والنشور : ص ۲۹۹ ح ۵۳۷ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۹۰ ؛ مجمع البيان : ج ۷ ص ۱۲۴ عن أبي سعيد الخدري ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۵۲ .

4) .الدروع الواقية : ص ۲۷۴ عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۰۲ ح ۶۱ .

۵ / ۷ گرزهاى جهنّم

۵ / ۷گرزهاى جهنّمقرآن«اين دو گروه ، دشمنان يكديگرند كه در باره پروردگارشان با هم ستيزه مى‌كنند، و كسانى كه كفر ورزيدند ، جامه‌هايى از آتش برايشان بريده شده و از بالاى سرشان ، آب جوشان ريخته مى‌شود تا آنچه در شكم‌هاى آنهاست با پوستشان ، بِدان گداخته گردد. و براى آنان گرزهايى آهنين است. هر بار كه بخواهند از اندوه آن بيرون آيند ، به درون آن باز گردانيده مى‌شوند، و [به آنها گفته مى‌شود :] بچشيد آتش سوزان را».

حديث۱۰۷۹.الإمام الرضا عليه السلام ـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر يكى از گرزهاى آهنين جهنّم بر كوه كوبيده شود ، از هم مى‌پاشد، چنان كه با آن بر اهل دوزخ كوبيده مى‌شود و خاكستر مى‌گردند.۱۰۸۰.الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر يكى از گرزهاى آهنين[ـِ جهنّم] در زمين نهاده شود و جنّ و انس جمع شوند ، نمى‌توانند آن را از زمين بلند كنند.۱۰۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، اگر يك گرز از گرزهايى كه خداوند در كتابش از آنها ياد كرده، بر كوه‌هاى زمين نهاده شود ، كوه‌ها به قعر زمين هفتم فرو مى‌روند و آن را تحمّل نتوانند كرد ، چه رسد به كسى كه در روز

قيامت ، با آن گرزها در آتش بر او بكوبند.

.

۱۰۸۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : مَرَّ سَلمانُ رضى‌الله‌عنه عَلَى الحَدّادينَ بِالكوفَةِ ، فَرَأى شابّا صَعِقَ وَالنّاسُ قَدِ اجتَمَعوا حَولَهُ ، فَقالوا لَهُ : يا أبا عَبدِاللّه‌ِ ، هذَا الشابُّ قَد صُرِعَ ، فَلَو قَرَأتَ في اُذُنِهِ . قالَ : فَدَنا مِنهُ سَلمانُ ، فَلَمّا رَآهُ الشابُّ أفاقَ، وقالَ : يا أبا عَبدِاللّه‌ِ ؛ لَيسَ بي ما يَقولُ هؤُلاءِ القَومُ ، ولكِنّي مَرَرتُ بِهؤُلاءِ الحَدّادينَ وهُم يَضرِبونَ بِالمِرزَباتِ ، فَذَكَرتُ قَولَهُ تَعالى : «وَ لَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ» (1)فَذَهَبَ عَقلي خَوفا مِن عِقابِ اللّه‌ِ تَعالى .

فَاتَّخَذَهُ سَلمانُ أخا ، ودَخَلَ قَلبَهُ حَلاوَةُ مَحَبَّتِهِ فِي اللّه‌ِ تَعالى ، فَلَم يَزَل مَعَهُ حَتّى مَرِضَ الشابُّ ، فَجاءَهُ سَلمانُ فَجَلَسَ عِندَ رَأسِهِ وهُوَ يَجودُ بِنَفسِهِ ، فَقالَ : يا مَلَكَ المَوتِ اُرفُق بِأَخي ، فَقالَ : يا أبا عَبدِاللّه‌ِ ، إنّي بِكُلِّ مُؤمِنٍ رَفيقٌ . (2)۵ / ۸سَلاسِلُ جَهَنَّمَالكتاب«إِنَّـا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَاْ وَ أَغْلَالاً وَ سَعِيرًا» . (3)

«خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِى سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ» . (4)

«الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِالْكِتَابِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ * إِذِ الْأَغْلَالُ فِى أَعْنَاقِهِمْ وَ السَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ * فِى الْحَمِيمِ ثُمَّ فِى النَّارِ يُسْجَرُونَ» . (5)

.


1) .الحجّ : ۲۱ .

2) .الأمالي للمفيد : ص ۱۳۶ ح ۴ ، رجال الكشي : ج ۱ ص ۷۲ ح ۳ كلاهما عن عمر بن يزيد ، بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۳۸۵ ح ۲۶ .

3) .الدهر : ۴ .

4) .الحاقّة : ۳۰ ـ ۳۲ .

5) .غافر : ۷۰ ـ ۷۲ .

۵ / ۸ زنجيرهاى جهنّم

۱۰۸۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : سلمان رضى‌الله‌عنه در كوفه از بازار آهنگران ، گذر كرد . جوانى را ديد كه از هوش رفته و مردم ، پيرامون او گرد آمده‌اند. به سلمان گفتند: اى ابو عبد اللّه! اين جوان غش كرده است. خوب است دعايى در گوش او بخوانى.

سلمان نزديك او رفت . چشم جوان كه به او افتاد ، به هوش آمد و گفت: اى ابو عبد اللّه! من آن طور كه اين جماعت مى‌گويند ، [صرعى] نيستم ؛ بلكه چون گذرم بر اين آهنگران افتاد و ديدم كه با پتك مى‌كوبند، به ياد اين سخن خداوند متعال افتادم كه: «براى آنان گُرزهايى آهنين است» . پس ، از ترس كيفر خداى متعال ، هوش از سرم رفت.

پس از آن ، سلمان ، او را به برادرى گرفت و شيرينىِ عشق او به خداوند متعال ، در دل سلمان افتاد و هميشه با او بود ، تا اين كه آن جوان بيمار شد. سلمان نزد او آمد و او در حال جان دادن بود . بر بالينش نشست و گفت: «اى فرشته مرگ ! با برادرم مدارا كن» .

فرشته مرگ گفت: اى ابو عبد اللّه! من با هر مؤمنى مدارا مى‌كنم.۵ / ۸زنجيرهاى جهنّمقرآن«ما براى كافران ، زنجيرها و كُندها و شراره آتش ، آماده ساخته‌ايم».

«او را بگيريد و به كند و زنجيرش كشيد. سپس او را به آتش افروخته در افكنيد . آن گاه به زنجيرى كه هفتاد گز درازاى آن است، بكِشيد».

«كسانى كه كتاب را و آنچه فرستادگانمان را با آن فرستاديم ، تكذيب كردند ، به زودى خواهند دانست ، آن گاه كه كُندها در گردن‌هايشان [افتد ]و با زنجيرها كشانيده شوند، در ميان جوشاب . سپس در آتش ، برافروخته شوند».

.

الحديث۱۰۹۷.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الحسن عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ تَعالى لَم يَجعَلِ الأَغلالَ في أعناقِ أهلِ النّارِ لِأَنَّهُم أعجَزوهُ ، ولكِن إذا اُطفِئَ بِهِمُ اللَّهَبُ أرسَبَهُم في قَعرِها ـ ثُمَّ غُشيَ عَلَيهِ ، فَلَمّا أفاقَ مِن غَشوَتِهِ قالَ : ـ يَابنَ آدَمَ ، نَفسَكَ نَفسَكَ! فَإِنَّما هِيَ نَفسٌ واحِدَةٌ ؛ إن نَجَت نَجَوتَ ، وإن هَلَكَت لَم يَنفَعكَ نَجاةٌ مِن نَجاةٍ . (1)۱۰۹۸.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ جَبرَئيلَ جاءَ إلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وهُوَ قاطِبٌ ... فَقالَ : ... لَو أنَّ حَلقَةً مِنَ‌السِّلسِلَةِ الَّتيطولُها سَبعونَ‌ذِراعا وُضِعَت‌عَلَى‌الدُّنيا لَذابَتِ‌الدُّنيا مِن حَرِّها. (2)۵ / ۹حَيّاتُ جَهَنَّمَ۱۱۰۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في جَوابِ حِبرٍ {-۱-} مِن أحبارِ اليَهودِ لَمّا ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ فِي النّارِ حَيّاتٍ كَأَمثالِ أعناقِ البُختِ (3)، تَلسَعُ إحداهُنَّ اللَّسعَةَ ، فَيَجِدُ حُمُوَّتَها أربَعينَ خَريفا . وإنَّ فِي النّارِ عَقارِبَ كَأَمثالِ البِغالِ المُؤكَفَةِ (4)، تَلسَعُ إحداهُنَّ اللَّسعَةَ فَيَجِدُ حُمُوَّتَها أربَعينَ سَنَةً . (5).


1) .إرشاد القلوب : ص ۳۶ ؛ الدرّ المنثور : ج ۴ ص ۶۰۶ نقلاً عن ابن أبي شيبة والخطيب نحوه .

2) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۸۱ عن أبي بصير ، روضة الواعظين : ص ۵۵۶ ، الدروع الواقية : ص ۲۷۳ عن الحسن نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۰ ح ۱ .

3) .البُخت : جمالٌ طوال الأعناق (النهاية : ج ۱ ص ۱۰۱ «بخت») .

4) .إكافُ الحِمارِ : بُردَعتُهُ ، وهي في المراكب شبه الرحال والأقتاب (تاج العروس : ج ۱۲ ص ۸۷ «أكف») .

5) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۱۷ ح ۱۷۷۲۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۵ ح ۸۷۵۴ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۱۲ ح ۷۴۷۱ وفيهما صدره إلى «خريفا» ، البعث والنشور : ص ۳۱۱ ح ۵۶۱ ، تاريخ دمشق : ج ۱۷ ص ۲۱۹ ح ۴۱۱۶ كلّها عن عبداللّه بن الحارث بن جزء ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۶ ح ۳۹۵۰۳ وراجع : الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۲۵۹ .

۵ / ۹ مارهاى جهنّم

حديث۱۱۰۳.وقعة صفّين عن حبّة العرني ـ عَن كِتابٍ كَتَبَهُ امام حسن عليه السلام : اين كه خداى متعال ، گردن دوزخيان را در كُند و زنجير مى‌كند ، به اين دليل نيست كه از عهده مهار آنان بر نمى‌آيد ؛ بلكه هر گاه شعله آتش خاموش گردد ، آنان را به قعر دوزخ مى‌فرستد، سپس از هوش مى‌روند و چون به هوش مى‌آيند، مى‌فرمايد: «اى پسر آدم! جان خويش را در ياب، جان خويش را در ياب! كه يك جان بيش نيست ؛ اگر به سلامت رست ، نجات مى‌يابى و اگر تباه شد، هيچ چيز در نجات تو سود نخواهد بخشيد» .۱۱۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : جبرئيل با چهره‌اى در هم ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد... و گفت: «... اگر يك حلقه از آن زنجير هفتاد گزى ، در دنيا نهاده شود، از حرارتش دنيا ذوب مى‌گردد» .۵ / ۹مارهاى جهنّم۱۱۰۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آتش ، مارهايى هستند چونان گردنِ بُختى ، (1)و هر يك از آنها چنان نيشى مى‌زند كه [دوزخى ]سوزش آن را تا چهل سال احساس مى‌كند . (2)[نيز] در آتش ، كژدم‌هايى هستند به سان قاطر پالان شده، و هر يك از آنها چنان نيشى مى‌زند كه [دوزخى] سوزش آن را تا چهل سال احساس مى‌كند.

.


1) .بُختى يا شتر خراسانى كه گردنى دراز دارد.

2) .يا: از فاصله چهل سال راه ، احساس مى‌كند .

۵ / ۱۰كِلابُ جَهَنَّمَ۱۱۱۰.عنه عليه السلام ـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في مَوعِظَتِهِ لِمُعاذِ بنِ جَبَلٍ ـ : لا تُمَزِّقِ النّاسَ فَيُمَزِّقَكَ كِلابُ أهلِ النّارِ، قالَ اللّه‌ُ : «وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا» (1)أتَدري مَا النّاشِطاتُ ؟ كِلابُ أهلِ النّارِ، تَنشِطُ اللَّحمَ وَالعَظمَ . (2)۱۱۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : صفة النار لابن أبي الدنيا عن حذيفة بن اليمان : أسَرَّ إلَيَّ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله حَديثا فِي النّارِ ، فَقالَ : يا حُذَيفَةُ ، إنَّ في جَهَنَّمَ لَسِباعا مِن نارٍ، وكِلابا مِن نارٍ ، وكَلاليبَ مِن نارٍ ، وسُيوفا مِن نارٍ ، وإنَّهُ يُبعَثُ مَلائِكَةٌ يُعَلِّقونَ أهلَ النّارِ بِتِلكَ الكَلاليبِ بِأَحناكِهِم ، ويُقَطِّعونَهُم بِتِلكَ السُّيوفِ عُضوا عُضوا ، ويُلقونَهُم إلى تِلكَ السِّباعِ وَالكِلابِ ، كُلَّما قَطَعوا عُضوا عادَ مَكانَهُ غَضّا جَديدا . (3)۱۱۱۲.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا تُجالِسوا مَعَ شارِبِ الخَمرِ ، ولا تَعودوا مَرضاهُم ، ولا تُشَيِّعوا جَنائِزَهُم ، ولا تُصَلّوا عَلى أمواتِهِم ؛ فَإِنَّهُم كِلابُ أهلِ النّارِ ، كَما قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «قَالَ اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» (4). (5)۱۱۱۳.كتاب الدعاء المأثور : عنه صلى الله عليه و آله : الخَوارِجُ كِلابُ النّارِ . (6).


1) .النازعات : ۲ .

2) .فلاح السائل : ص ۲۳۱ ح ۱۲۸ ، عدّة الداعي : ص ۲۲۹ كلاهما عن معاذ ، بحارالأنوار : ج ۷۰ ص ۲۴۸ ح ۲۰ ؛ الدرّ المنثور : ج ۸ ص ۴۰۵ نقلاً عن ابن مردويه عن معاذ .

3) .صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۸۶ ح ۱۲۱ ، الدر المنثور : ج ۲ ص ۵۶۹ .

4) .المؤمنون : ۱۰۸ .

5) .جامع الأخبار : ص ۴۲۴ ح ۱۱۸۱ ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۴۸ ح ۶۴ .

6) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۶۱ ح ۱۷۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۵۱ ح ۱۹۱۵۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۷۳۰ ح ۴ كلّها عن ابن أبي أوفى ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۲۷۰ ح ۸۰۴۲ عن أبي أمامة ، كنزالعمّال : ج ۱۱ ص ۲۰۷ ح ۳۱۲۵۴ ؛ الأمالي للطوسي : ص ۴۸۷ ح ۱۰۶۸ عن عبداللّه بن أبي أوفى ، الملاحم والفتن : ص ۳۳۱ ح ۴۸۰ مرسلاً ، بحارالأنوار : ج ۳۳ ص ۳۲۶ ح ۵۷۱ .

۵ / ۱۰ سگ هاى جهنّم

۵ / ۱۰سگ‌هاى جهنّم۱۱۱۶.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در اندرز به معاذ بن جبل ـ : مردم را از هم مَدَر كه [اگر چنين كنى ، ]سگ‌هاى اهل دوزخ نيز تو را از هم مى‌درند. خداوند فرموده است: «وَ النَّـشِطَـتِ نَشْطًا» . آيا مى‌دانى «ناشطات» چيست؟ سگ‌هاى اهل دوزخ كه گوشت و استخوان را به دندان مى‌گزند .۱۱۱۷.الإمام الصادق عليه السلام : صفة النار ، ابن ابى الدنيا ـ به نقل از حُذَيفة بن يمان ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره آتش، حديثى را نهانى با من در ميان نهاد و فرمود: «اى حذيفه! در جهنّم ، درندگان و سگ‌ها و چنگك‌ها و شمشيرهايى از آتش وجود دارد. فرشتگانى فرستاده مى‌شوند و دوزخيان را از كمرهايشان به آن چنگك‌ها آويزان مى‌كنند و با آن شمشيرها اعضايشان را مى‌بُرند و جلوى آن درندگان و سگ‌ها مى‌اندازند، و هر عضوى را كه قطع كنند ، عضو جديدى به جاى آن مى‌رويد» .۱۱۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : با شرابخواران ، هم‌نشينى نكنيد و اگر بيمار شدند ، به عيادتشان نرويد و در تشييع جنازه‌هايشان شركت ننماييد و بر مرده‌شان نماز نخوانيد؛ زيرا آنها سگ‌هاى اهل آتش‌اند و خداى عز و جل[ در باره آنان] فرموده است: «مى‌فرمايد: در آن [آتش] گم شويد (1)و با من سخن مگوييد» .۱۱۱۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خوارج، سگ‌هاى دوزخ‌اند .

.


1) .در آيه قرآن ، واژه «اخسأ» آمده كه بيشتر براى راندن حيوانات و از جمله سگ ، به كار مى‌رود ؛ چِخ .

۵ / ۱۱شُواظُ جَهَنَّمَالكتاب«يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَ نُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ * فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» . (1)

الحديث۱۱۲۵.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَعاشِرَ النّاسِ! لا تَمُنّوا عَلَيَّ بِإِسلامِكُم ، بَل لا تَمُنّوا عَلَى اللّه‌ِ فَيُحبِطَ عَمَلَكُم ، ويَسخَطَ عَلَيكُم ، ويَبتَلِيَكُم بِشُواظٍ (2).

قالَ : وهَل كانَتِ العَرَبُ تَعرِفُ ذلِكَ قَبلَ أن يَنزِلَ الكِتابُ عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ؟ قالَ : نَعَم ، أما سَمِعتَ قَولَ اُمَيَّةَ بنِ أبِي الصَّلتِ :...

يَمانِيّا يَظَلُّ يَشُبُّ كيراويَنفُخُ دائِبا لَهَبَ الشُّواظِ .(3)مِن نارٍ و نُحاسٌ ، إنَّ رَبَّكُم لَبِالمِرصادِ . (4)۵ / ۱۲شَرَرُ جَهَنَّمَالكتاب«إِنَّهَا تَرْمِى بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ * كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ» . (5)

.


1) .الرحمن : ۳۵ و ۳۶ .

2) .عن الضحاك بن مزاحم الهلالي ـ في ذِكرِ احتِجاجٍ جَرى بَينَ نافِعِ بنِ الأَرزَقِ وعَبدِ اللّه‌ِ بنِ عَبّاسٍ ـ : قالَ لَهُ نافِعُ بنُ الأَرزَقُ : أخبِرني عَن قَولِ اللّه‌ِ عَزَّ وجَلَّ : «يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ» مَا الشُّواظُ ؟ قالَ : اللَّهَبُ الَّذي لا دُخانَ فيهِ

3) .المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۴۸ ح ۱۰۵۹۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۴۷۲ .

4) .اليقين : ص ۳۵۴ ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۱۵۰ كلاهما عن علقمة بن محمد الحضرمي ، روضة الواعظين : ص ۱۰۸ كلّها عن الإمام الباقر عليه السلام ، العدد القويّة : ص ۱۷۶ ح ۸ عن زيد بن أرقم كلّها عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار : ج ۳۷ ص ۲۱۱ ح ۸۶ .

5) .المرسلات : ۳۲ و ۳۳ .

۵ / ۱۱ زبانه جهنّم
۵ / ۱۲ شراره جهنّم

۵ / ۱۱زبانه جهنّم (1)قرآن«پس، بر سرِ شما از آتش و مس ، فرو فرستاده خواهد شد و [از كسى] يارى نتوانيد طلبيد. پس كدام يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را منكريد ؟!».

حديث۱۱۳۵.الكافي عن عليّ بن الحكم عن دعبل بن عليّ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى مردم! براى اسلام آوردنتان ، بر من منّت مگذاريد، و بلكه بر خدا هم منّت منهيد كه [در اين صورت ،] عمل شما را بى‌حاصل مى‌گرداند، بر شما خشم مى‌گيرد و به شراره‌هايى از آتش و مس[ـِ گداخته] ، گرفتارتان مى‌سازد . به راستى كه پروردگار شما در كمين [گنه‌كاران] است.۵ / ۱۲شراره جهنّمقرآن«[دوزخ] چون كاخى [بلند] ، شراره مى‌افكند ؛ [شراره‌هايى كه] گويى شتران زردرنگ اند» .

.


1) .يا: شعله بى‌دود.

الحديث۱۱۴۱.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ولَو أنَّ شَرَرَةً مِن شَرَرِ جَهَنَّمَ بِالمَشرِقِ ، لَوَجَدَ حَرَّها مَن بِالمَغرِبِ . (1)۵ / ۱۳أشجارُ جَهَنَّمَالكتاب«أَذَ لِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ * إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ * إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِى أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَـلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَأَكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئونَ مِنْهَا الْبُطُونَ * ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ * ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَاءِلَى الْجَحِيمِ» . (2)

الحديث۱۱۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : رُبَّما خَوَّفَنا رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، فَيَقولُ : والَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ! لَو أنَّ قَطرَةً مِنَ الزَّقّومِ (3)قَطَرَت عَلى جِبالِ الأَرضِ لَساخَت أسفَلَ سَبعِ أرَضينَ ولَما أطاقَتهُ ، فَكَيفَ بِمَن هُوَ طَعامُهُ ؟! (4)۱۱۴۸.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : البُخلُ شَجَرَةٌ مِن أشجارِ النّارِ ، لَها أغصانٌ مُتَدَلِيَّةٌ فِي الدُّنيا ، فَمَن كانَ بَخيلاً تَعَلَّقَ بِغُصنٍ مِن أغصانِها ، فَساقَهُ ذلِكَ الغُصنُ إلَى النّارِ . (5)ع : ص ۱۹۸ (الفصل الثامن : معيشة أهل النار / طعامهم) .

.


1) .المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۸۸ ح ۳۶۸۱ ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۸۷ وص ۵۲۶ ح ۳۹۵۰۱ كلاهما نقلاً عن ابن مردويه وكلّها عن أنس .

2) .الصافّات : ۶۲ ـ ۶۸ .

3) .الزَقُّوم : شجرة مُرّة كريهة الطعم والرائحة ، يُكره أهل النار على تناولها (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۷۷۵ «زقم») .

4) .الدروع الواقية : ص ۲۷۳ ، جامع الأحاديث للقمّي : ص ۳۴۱ وفيه «شرابه» بدل «طعامه» وكلاهما عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۰۲ ح ۶۱ .

5) .الأمالي للطوسي : ص ۴۷۵ ح ۱۰۳۶ عن سعيد بن مسلمة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، قرب الإسناد : ص ۱۱۷ ح ۴۰۹ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، الاختصاص : ص ۲۵۳ عن العالم عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۷۱ ح ۱۱۴ ؛ شعب الأيمان : ج ۷ ص ۴۳۵ ح ۱۰۸۷۵ عن سعيد بن مسلمة الأموي عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۹۲ ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۳۳۷ ح ۱۵۹۲۷ .

۵ / ۱۳ درختان جهنّم

حديث۱۱۵۱.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر زبانه‌اى از شعله‌هاى دوزخ در مشرق باشد ، گرمايش را كسى كه در مغرب است ، حس مى‌كند .۵ / ۱۳درختان جهنّمقرآن«آيا براى پذيرايى ، اين بهتر است يا درخت زقّوم؟! ما آن را عذابى براى ستمكاران گردانيديم . آن، درختى است كه از قعر جَحيم مى‌رويد. ميوه‌اش گويى چون كلّه‌هاى ديوان است. پس دوزخيان از آن مى‌خورند و شكم‌ها را از آن پر مى‌كنند. سپس بر سر آن ، معجونى از آب جوشان براى آنان است. آن گاه ، بازگشت آنان بى گمان ، به سوى جحيم است».

حديث۱۱۵۷.الإمام الباقر عليه السلام : امام على عليه السلام : گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ما را بيم مى‌داد و مى‌فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر يك قطره از زقّوم بر كوه‌هاى زمين بچكد ، كوه‌ها به زير زمين هفتم فرو مى‌روند و در برابر آن قطره ، تاب نمى‌آورند . پس چگونه خواهد بود كسى كه زقّوم ، خوراك اوست ؟» .۱۱۵۸.الكافي عن أبي حمزة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بُخل، درختى از درختان جهنّم است كه شاخه‌هايى از آن در دنيا آويزان شده‌اند. پس هر كه بخيل است ، [در واقع ،] به شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن درخت ، آويخته است و آن شاخه او را به سوى آتش مى‌كشد.ر . ك : ص ۱۹۹ (فصل هشتم : زندگى اهل آتش / خوراك آنان) .

.

۵ / ۱۴أظلالُ جَهَنَّمَالكتاب«انطَـلِقُواْ إِلَى مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ * انطَـلِقُواْ إِلَى ظِـلٍّ ذِى ثَلَاثِ شُعَبٍ * لَا ظَـلِيلٍ وَ لَا يُغْنِى مِنَ اللَّهَبِ» . (1)

الحديث۱۱۶۵.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : إذا استَوى أهلُ النّارِ إلَى النّارِ لِيُنطَلقَ بِهِم قَبلَ أن يَدخُلُوا النّارَ ، فَيُقالُ لَهُم : اُدخُلوا إلى ظِلٍّ ذي ثَلاثِ شُعَبٍ مِن دُخانِ النّارِ ، فَيَحسَبونَ أنَّهَا الجَنَّةُ ، ثُمَّ يُدخَلونَ النّارَ أفواجا أفواجا ، وذلِكَ نِصفَ النَّهارِ . (2)۵ / ۱۵قَعرُ جَهَنَّمَ۱۱۶۸.مصباح المتهجّد عن معاوية بن عمّار {-۱-} : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ! إنَّ قَدرَ ما بَينَ شَفيرِ النّارِ وقَعرِها كَصَخرَةٍ زِنَتُها سَبعُ خَلِفاتٍ (3)بِشُحومِهِنَّ ولُحومِهِنَّ وأولادِهِنَّ ، تَهوي فيما بَينَ شَفيرِ النّارِ وقَعرِها إلى أن تَقَعَ قَعرَها سَبعينَ خَريفا . (4).


1) .المرسلات : ۲۹ ـ ۳۱ وراجع : الزمر : ۱۶ ، الواقعة : ۴۳ .

2) .تفسير القميّ : ج ۲ ص ۱۱۳ عن أبي الجارود ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۱۲۴ ح ۲۲ .

3) .خَلِفَة : الحامل من النوق ، تجمع على خَلِفَات وخَلائِف (النهاية : ج ۲ ص ۶۸ «خلف») .

4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۹ ح ۸۷۶۷ عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۱۶۹ ح ۳۶۱ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۶ ح ۳۰۱ وفيه «شفة» بدل «شفير» وكلاهما عن معاذ بن جبل ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۴ ح ۳۹۴۹۵ .

۵ / ۱۴ سايه هاى جهنّم
۵ / ۱۵ قعر جهنّم

۵ / ۱۴سايه‌هاى جهنّمقرآن«برويد به سوى همان چيزى كه تكذيبش مى‌كرديد . برويد به سوى آن سايه سه شاخه كه نه سايه مى‌كند و نه از شعله[ى آتش ]نگه مى‌دارد».

حديث۱۱۷۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام : آن گاه كه اهل آتش به سوى آتش صف مى‌كشند تا ايشان را ببرند، پيش از آن كه وارد آتش شوند ، به آنان مى‌گويند: «به سايه‌اى سه شاخه از دود آتش برويد» . آنان مى‌پندارند كه آن بهشت است . پس گروه گروه وارد آتش مى‌شوند . و آن ، هنگام نيم‌روز است.۵ / ۱۵قعر جهنّم۱۱۷۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، از لب دوزخ تا قعر آن ، به اندازه‌اى است كه اگر تخته‌سنگى به وزن هفت ناقه باردار با چربى‌ها و گوشت‌ها و بچّه‌هاى آنها، در آن بيفتد ، هفتاد پاييز (1)طول مى‌كشد تا به قعر آن برسد.

.


1) .واژه «خريف» كه در متن عربى آمده ، افزون بر معناى پاييز ، به معناى يك سال، هفتاد سال ، و چهل سال نيز آمده است (مجمع البحرين : ذيل همين مادّه) .

۱۱۷۸.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ حَجَرا يُقذَفُ بِهِ في جَهَنَّمَ ، هَوى سَبعينَ خَريفا قَبلَ أن يَبلُغَ قَعرَها . (1)۱۱۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أُخِذَ سَبعُ خَلِفاتٍ بِشُحومِهِنَّ فَيُلقَينَ مِن شَفيرِ جَهَنَّمَ ، مَا انتَهَينَ إلى آخِرِها سَبعينَ عاما . (2)۱۱۸۰.الإقبال : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ الصَّخرَةَ العَظيمَةَ لَتُلقى مِن شَفيرِ جَهَنَّمَ ، فَتَهوي فيها سَبعينَ عاما وما تُفضي إلى قَرارِها . (3)۱۱۸۱.سنن الترمذي عن أبي اُمامة : المعجم الأوسط عن أبي سعيد الخدري : سَمِعَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله صَوتا هالَهُ ، فَأتاهُ جِبريلُ عليه السلام ، فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : ما هذَا الصَّوتُ يا جِبريلُ؟! فَقالَ : هذِهِ صَخرَةٌ هَوَت مِن شَفيرِ جَهَنَّمَ مِن سَبعينَ عاما ، فَهذا حينَ بَلَغَت قَعرَها ؛ فَأَحَبَّ اللّه‌ُ أن يُسمِعَكَ صَوتَها .

فَما رُؤِيَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله بَعدَ ذلِكَ اليَومِ ضاحِكا مِل‌ءَ فيهِ حَتّى قَبَضَهُ اللّه‌ُ . (4)۱۱۸۲.سنن أبي داوود عن أبي سعيد الخدري : صحيح مسلم عن أبي هريرة : كُنّا مَعَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله إذ سَمِعَ وَجبَةً (5)فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : تَدرونَ ما هذا ؟ قالَ : قُلنا : اَللّه‌ُ ورَسولُهُ أعلَمُ ! قالَ : هذا حَجَرٌ رُمِىَ بِهِ فِي النّارِ مُنذُ سَبعينَ خَريفا ، فَهُوَ يَهوي فِي النّارِ الآنَ حَتّى انتَهى إلى قَعرِها . (6).


1) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۰۹ ح ۷۴۶۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۳۸۷ ح ۷۲۰۷ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۱۷۵ ح ۲۵۱ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۲۲ ح ۱۲ ، البعث والنشور : ص ۲۷۹ ح ۴۸۳ ، الفردوس : ج ۳ ص ۳۶۷ ح ۵۱۱۵ كلّها عن أبي موسى الأشعري ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۶ ح ۳۱ عن أنس نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۴ ح ۳۹۴۹۳ ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۱۲۵ ح ۶۰ .

2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۸ ح ۸۷۹۲ عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۶ ح ۳۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۱۴۶ ح ۴۰۸۹ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۱۷۵ ح ۲۵۲ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۲۴ ح ۱۴ كلّها عن أنس نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۸۵ .

3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۲ ح ۲۵۷۵ عن عتبة بن غزوان ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۰ ح ۳۹۴۷۱ .

4) .المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۲۴۹ ح ۸۱۵ ، تاريخ بغداد : ج ۴ ص ۲۷۰ الرقم ۲۰۱۶ .

5) .الوَجبَةُ : الهَدَّهُ وصَوتُ السقوطِ (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۹۰۷ «وجب») .

6) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۴ ح ۳۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۵ ح ۸۸۴۸ ، صحيح ابن حبان : ج ۱۶ ص ۵۱۰ ح ۷۴۶۹ ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۱ ح ۳۳۴۷۸ ؛ كشف الغمّة : ج ۲ ص ۲۶۱ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۲۸۰ ح ۱۱۶ كلاهما نحوه .

۱۱۸۳.صحيح البخاري عن أبي اُمامة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر سنگى در جهنّم انداخته شود ، هفتاد پاييز طول مى‌كشد تا به تَهِ آن برسد.۱۱۸۴.مسند ابن حنبل عن نعيم بن سلامة عن رجل من بني سليم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر هفت ناقه باردار با پيه و چربى‌هايشان گرفته و از لبه جهنّم [به پايين آن] انداخته شوند ، تا هفتاد سال هم به قعر آن نمى‌رسند.۱۱۸۵.مكارم الأخلاق : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تخته‌سنگ غول‌پيكرى از لبه جهنّم انداخته مى‌شود و تا هفتاد سال همچنان پايين مى‌رود ؛ ولى به كف آن نمى‌رسد.۱۱۸۶.سنن أبي داوود عن أبي أيّوب الأنصاري : المعجم الأوسط ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله صدايى شنيد كه او را به وحشت انداخت. جبرئيل عليه السلام نزدش آمد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: «اين ، چه صدايى بود ، اى جبرئيل؟» .

گفت: تخته‌سنگى بود كه هفتاد سال پيش ، از لبه دوزخ فرو افتاده بود و اكنون به قعر آن رسيد . خدا دوست داشت كه صداى آن را به گوش تو برساند.

از آن روز به بعد ، تا وقتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زنده بود ، ديده نشد كه دهانش را كاملاً به خنده بگشايد .۱۱۸۷.الشكر عن أنس : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : ما با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوديم كه صداى سقوط چيزى را شنيد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مى‌دانيد كه اين ، چه صدايى بود؟» .

گفتيم: خدا و پيامبر او بهتر مى‌دانند.

فرمود: «اين سنگى بود كه هفتاد سال پيش ، در آتش پرتاب شد و تا كنون در حال سقوط بود و اينك به قعر دوزخ رسيد» . .

۱۱۸۸.الإمام الباقر عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ رُضَاضَةً مِثلُ هذِهِ ـ وأشارَ إلى مِثلِ الجُمجُمَةِ ـ أُرسِلَت مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وهيَ مَسيرَةُ خَمسِمِئَةِ سَنَةٍ لَبَلَغَتِ الأَرضَ قَبلَ اللَّيلِ ، ولَو أنَّها أُرسِلَت مِن رَأسِ السِّلسِلَةِ لَصارَت (1)أربَعينَ خَريفا اللَّيلَ وَالنَّهارَ قَبلَ أن تَبلُغَ أصلَها ـ أو قَعرَها ـ . (2)۵ / ۱۶ريحُ جَهَنَّمَ۱۱۹۱.المحاسن عن أبي بصير : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ غَربا (3)مِن جَهَنَّمَ جُعِلَ وَسَطَ الأَرضِ ، لَاذى نَتنُ ريحِهِ وشِدَّةُ حَرِّهِ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ . (4)۱۱۹۲.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لَو اُخرِجَ رَجُلٌ مِن أهلِ النّارِ ثُمَّ اُقيمَ بِالمَشرِقِ ، واُقيمَ رَجُلٌ بِالمَغرِبِ ؛ لَماتَ ذلِكَ الرَّجُلُ مِن نَتنِ ذلِكَ الرَّجُلِ . (5)۵ / ۱۷مَجيءُ جَهَنَّمَالكتاب«وَ جِاْى‌ءَ يَوْمَـئِذِ بِجَهَنَّمَ يَوْمَـئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْاءِنسَانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرَى * يَقُولُ يَالَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى * فَيَوْمَـئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ * وَ لَا يُوثِقُ وَ ثَاقَهُ أَحَدٌ» . (6)

.


1) .كذا في المصدر ، وفي المصادر الاُخرى : «لسارت» ، والظاهر أنّها الصواب .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۹ ح ۲۵۸۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۳۵ ح ۶۸۷۳ ، الزهد لابن حنبل : ص ۲۶ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۴ ح ۲۹۰ وفيها «رضاصة» بدل «رضاضة» و «لسارت» بدل «لصارت» ، البعث والنشور : ص ۲۹۶ ح ۵۲۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۷۶ ح ۳۶۴۰ وليس فيهما «ولو أنّها اُرسلت ...» وكلّها عن عبداللّه بن عمرو ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۰ ح ۳۹۴۷۳ .

3) .الغَرْب : الدلو العظيمة التي تتّخذ من جلد ثور (النهاية : ج ۳ ص ۳۴۸ «غرب») .

4) .المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۸۸ ح ۳۶۸۱ ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۸۷ وص ۵۲۶ ح ۳۹۵۰۱ كلاهما نقلاً عن ابن مردويه وكلّها عن أنس .

5) .الفردوس : ج ۳ ص ۳۷۸ ح ۵۱۵۱ عن أبي سعيد ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۴ ح ۳۹۵۳۹ .

6) .الفجر : ۲۳ ـ ۲۶ .

۵ / ۱۶ بوى جهنّم
۵ / ۱۷ آمدن جهنّم

۱۱۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ با اشاره به چيزى مانند كاسه سر ـ : اگر قطعه سربى به اندازه اين ، از آسمان به زمين رها شود كه فاصله‌اش پنجاه سال است، پيش از شب به زمين مى‌رسد ، در حالى كه اگر همين قطعه از بالاى زنجير (1)رها شود و شب و روز حركت كند، چهل سال طول مى‌كشد تا به تَهِ آن زنجير برسد.۵ / ۱۶بوى جهنّم۱۲۰۰.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر به مقدار دلو بزرگى از آتش جهنّم در وسط زمين گذاشته شود، بوى بد آن و شدّت گرماى آن ، تمام زمينيان را آزار مى‌دهد .۱۲۰۱.كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبي عبيدة الحذّاء عن ا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر مردى از اهل آتش را بيرون آورند و در مشرق بگذارند و مرد ديگرى در مغرب باشد ، آن مرد از بوى تعفّن او مى‌ميرد.۵ / ۱۷آمدن جهنّمقرآن«و جهنّم را در آن روز بياورند . آن روز است كه انسان پند مى‌گيرد ؛ ولى كجا او را جاى پند گرفتن است ؟! مى‌گويد: «كاش براى زندگانىِ خود ، چيزى پيش فرستاده بودم» . پس در آن روز ، هيچ كس چون عذاب كردن او، عذاب نمى‌كند و هيچ كس چون در بند كشيدن او، در بند نمى‌كشد» .

.


1) .مراد ايشان ، زنجيرى است كه در آيه ۳۲ از سوره حاقّه آمده كه طول آن ، هفتاد گز است .

الحديث۱۲۰۷.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِجَهَنَّمَ يَومَئِذٍ لَها سَبعونَ ألفَ زِمامٍ ، مَعَ كُلِّ زِمامٍ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ يَجُرّونَها . (1)۱۲۰۸.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : أخبَرَنِي الرّوحُ الأَمينُ أنَّ اللّه‌َ لا إلهَ غَيرُهُ إذا وَقَفَ الخَلائِقَ وجَمَعَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ ، اُتِيَ بِجَهَنَّمَ تُقادُ بِأَلفِ زِمامٍ ، أخَذَ بِكُلِّ زِمامٍ مِئَةُ ألفِ مَلَكٍ مِنَ الغِلاظِ الشِّدادِ ، ولَها هَدَّةٌ وتَحَطُّمٌ وزَفيرٌ وشَهيقٌ ، وإنَّها لَتَزفِرُ الزَّفرَةَ فَلَولا أنَّ اللّه‌َ عز و جلأخَّرَها إلَى الحِسابِ لَأَهلَكَتِ الجَميعَ . ثُمَّ يَخرُجُ مِنها عُنُقٌ يُحيطُ بِالخَلائِقِ ؛ البِرِّ مِنهُم وَالفاجِرِ ، فَما خَلَقَ اللّه‌ُ عَبدا مِن عِبادِهِ ـ مَلَكٍ ولا نَبِيٍّ ـ إلّا ويُنادي : يا رَبِّ ، نَفسي نَفسي !! وأنتَ تَقولُ : يا رَبِّ ، اُمَّتي اُمَّتي !! (2)۱۲۰۹.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن جعفر : عنه صلى الله عليه و آله : هَل تَدرونَ ما تَفسيرُ هذِهِ الآيَةِ : «كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا» ؟ قالَ : إذا كانَ يَومُ القيامَةِ تُقادُ جَهَنَّمُ بِسَبعينَ ألفَ زِمامٍ بِيَدِ سَبعينَ ألفَ مَلَكٍ ، فَتَشرُدُ شَردَةً ، لَولا أنَّ اللّه‌َ تَعالى حَبَسَها لَأَحرَقتِ السَّماواتِ وَالأَرضَ . (3).


1) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۸۴ ح ۲۹ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۱ ح ۲۵۷۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۷ ح ۸۷۵۸ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۹۲ ح ۱۰۴۲۸ كلّها عن عبداللّه بن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۲ ح ۳۹۴۸۰ .

2) .الكافي : ج ۸ ص ۳۱۲ ح ۴۸۶ ، الأمالي للصدوق : ص ۲۴۱ ح ۲۵۶ وفيه «تغيظ» بدل «تخطّم» وليس فيه «وقف الخلائق» وكلاهما عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۲۱ عن عمرو بن عثمان عن الإمام الباقر عليه السلام وفيه «غضب» بدل «تحطّم» ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۱۲۵ ح ۱ .

3) .الأمالي للطوسي : ص ۳۳۷ ح ۶۸۴ عن داود بن سليمان عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۵۳ ح ۹۴ ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۱۲۶ ح ۲ ؛ كنزالعمّال : ج ۲ ص ۵۵۱ ح ۴۷۰۴ نقلاً عن ابن مردويه عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .

حديث۱۲۱۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آن روز ، جهنّم را در حالى مى‌آورند كه هفتاد هزار افسار بر اوست و هر افسارش را هفتاد هزار فرشته مى‌كشند.۱۲۱۲.مسند ابن حنبل عن أبي هريرة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روح الأمين عليه السلام به من خبر داد كه خداوند يگانه و يكتا، هر گاه خلايق را به موقف آورَد و همه مردمان را، از اوّلين تا آخرين نفر، جمع كند ، جهنّم را در حالى مى‌آورند كه هزار افسار بر اوست و هر افسارى را صد هزار فرشته دژخيم و درشت‌خوى مى‌كشند و او نيز لگد مى‌كوبد و هر چيزى را در هم مى‌شكند و مى‌غرّد و مى‌خروشد و آه و ناله سر مى‌دهد، و اگر نبود كه خداوند عز و جل آن را تا پس از حسابرسى مهلت داده است ، همگان را نابود مى‌كرد .

سپس گردنى از آن بيرون مى‌زند كه خلايق را، از نيك و بد، در ميان مى‌گيرد . خداوند ، هيچ بنده‌اى از بندگانش را نيافريده است، از فرشته و پيامبر، مگر آن كه [در اين هنگام] فرياد خواهد زد : «پروردگارا ! به دادم برس، به دادم برس» ؛ ولى تو مى‌گويى: «پروردگارا ! امّتم را در ياب، امّتم را در ياب».۱۲۱۳.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آيا مى‌دانيد كه تفسير اين آيه چيست: «نه چنان است، آن گاه كه زمين سخت در هم كوبيده شود» ؟ چون روز قيامت شود ، جهنّم را در حالى كه هفتاد هزار افسار دارد و هفتاد هزار فرشته آن را مى‌كشند، مى‌آورند و جهنّم چنان مى‌گريزد كه اگر خداوند آن را نگه ندارد ، آسمان‌ها و زمين را مى‌سوزاند. .

۱۲۱۴.عنه عليه السلام : مجمع البيان عن أبي سعيد الخدريّ : لَمّا نَزَلَت «وَ جِى‌ءَ يَوْمَـئِذِ بِجَهَنَّمَ» (1)

تَغَيَّرَ وَجهُ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، وعُرِفَ في وَجهِهِ حَتَّى اشتَدَّ عَلى أصحابِهِ ما رَأَوا مِن حالِهِ ، وَانطَلَقَ بَعضُهُم إلى عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام فَقالوا : يا عَلِيُّ ، لَقَد حَدَثَ أمرٌ قَد رَأَيناهُ في نَبِيِّ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله .

فَجاءَ عَلِيٌّ عليه السلام فَاحتَضَنَهُ مِن خَلفِهِ وقَبَّلَ بَينَ عاتِقَيهِ ، ثُمَّ قالَ : يا نَبِيَّ اللّه‌ِ ، بِأَبي أنتَ وأُمّي ، ما الَّذي حَدَثَ اليَومَ؟ قالَ : جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَأَقرَأَني «وَ جِى‌ءَ يَوْمَـئِذِ بِجَهَنَّمَ» .

قالَ : فَقُلتُ : كَيفَ يُجاءُ بِها ؟ قالَ : يَجيءُ بِها سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ يَقودونَها بِسَبعينَ ألفَ زِمامٍ ، فَتَشرُدُ شَرَدَةً لَو تُرِكَت لَأَحرَقَت أهلَ الجَمعِ ، ثُمَّ أتَعَرَّضُ لِجَهَنَّمَ فَتَقولُ : ما لي ولَكَ يا مُحَمَّدُ ؟ فَقَد حَرَّمَ اللّه‌ُ لَحمَكَ عَلَيَّ ! فَلا يَبقى أحَدٌ إلّا قالَ : نَفسي نَفسي ! وإنَّ مُحَمَّدا يَقولُ : رَبِّ ، اُمَّتي اُمَّتي ! (2)۵ / ۱۸شُعورُ جَهَنَّمَالكتاب«وَ أَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا * إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانِ بَعِيدٍ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظًا وَ زَفِيرًا» . (3)

«يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ» . (4)

«كَلَّا إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى * تَدْعُواْ مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى» . (5)

.


1) .الفجر : ۲۳ .

2) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۴۱ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۹۴ ح ۴ ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۱۲۴ وراجع : الأمالي للطوسي : ص ۴۹۹ ح ۶۸۵ وصحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۵۲ ح ۹۲ وكنزالعمّال : ج ۲ ص ۵۵۱ ح ۴۷۰۴ .

3) .الفرقان : ۱۱ و ۱۲ .

4) .ق : ۳۰ .

5) .المعارج : ۱۵ ـ ۱۷ .

۵ / ۱۸ آگاهى جهنّم

۱۲۲۱.الإمام عليّ عليه السلام : مجمع البيان ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : چون آيه «و در آن روز ، جهنّم را بياورند» نازل شد، رخسار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دگرگون شد و چنان منقلب گشت كه يارانش از ديدن حال او نگران شدند. عدّه‌اى از آنان نزد على بن ابى طالب عليه السلام رفتند و گفتند: اى على! براى پيامبر خدا ، اتّفاقى افتاده است.

على عليه السلام آمد و پيامبر را از پشت سرش در آغوش گرفت و ميان دو شانه‌اش را بوسيد و گفت: پدر و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! امروز چه رخ داده است؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل عليه السلام نزدم آمد و برايم [اين آيه را] خواند: «و آن روز ، جهنّم را بياورند» » .

على عليه السلام گفت : گفتم : چگونه آن را مى‌آورند؟

فرمود: هفتاد هزار فرشته آن را مى‌آورند و با هفتاد هزار افسار ، آن را مى‌كِشند و آن ، چنان مى‌گريزد كه اگر رها شود ، همه اهل محشر را مى‌سوزاند. من معترض جهنّم مى‌شوم و او مى‌گويد: مرا با تو كارى نيست ـ اى محمّد ـ ؛ زيرا خداوند ، گوشت تو را بر من حرام ساخته است» .

پس در آن روز ، هر كسى به فكر نجات خويش است ؛ ولى [تنها] محمّد مى‌گويد: "پروردگارا! امّتم، امّتم !"» .۵ / ۱۸آگاهى جهنّمقرآن«براى كسى كه قيامت را تكذيب كند ، آتشى پرشراره مهيّا كرديم . هر گاه كه آنها را از جايى دور ببيند ، خشم و خروش آن را مى‌شنوند» .

«روزى كه به جهنّم مى‌گوييم : «آيا پُر شدى ؟»، مى‌گويد : آيا باز هم هست؟!» .

«نه چنين است . آتشِ زبانه‌كش است . بر كَنَنده پوستِ سر و اندام است . هر كه را پشت كرده و روى بر تافته ، فرا مى‌خواند» .

.

الحديث۱۲۲۹.كنزالعمّال عن عائشة : مجمع البيان : رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ سُئِلَ عَن مَعنَى الآيَةِ : «ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا» (1)فَقالَ : إنَّ اللّه‌َ تَعالى يَجعَلُ النّارَ كَالسَّمنِ الجامِدِ، ويَجمَعُ عَلَيهَا الخَلقَ ، ثُمَّ يُنادي المُنادي : أن خُذي أصحابَكِ وذَري أصحابي ، قالَ صلى الله عليه و آله : فَوَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَهِيَ أعرَفُ بِأَصحابِها مِنَ الوالِدَةِ بِوَلَدِها . (2)۱۲۳۰.الأمالي عن علي بن ربيعة الأسدي : التخويف من النار : خَرَّجَ ابنُ أبي حاتِمٍ مِن حَديثِ خالِدِ بنِ دُرَيكٍ ، عَن رَجُلٍ مِنَ الصَّحابَةِ ، قالَ : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : مَن تَقَوَّلَ عَلَيَّ ما لَم أقُل ، فَليَتَبَوَّأ بَينَ عَينَي جَهَنَّمَ مَقعَدا .

قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ! وهَل لَها عَينانِ ؟

قالَ : نَعَم ، أوَ لَم تَسمَع قَولَ اللّه‌ِ عز و جل : «إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانِ بَعِيدٍ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظًا وَ زَفِيرًا » (3)؟ (4)۵ / ۱۹كَلامُ جَهَنَّمَالكتاب«يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ» . (5)

.


1) .مريم : ۷۲ .

2) .مجمع البيان : ج ۶ ص ۸۱۲ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۵۰ .

3) .الفرقان : ۱۲ .

4) .التخويف من النار : ص ۱۰۹ ، تفسير القرطبي : ج ۱۳ ص ۷ نحوه .

5) .ق : ۳۰ .

۵ / ۱۹ سخن گفتن جهنّم

حديث۱۲۳۶.الإمام الصادق عليه السلام : مجمع البيان: روايت شده است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره معناى آيه «سپس كسانى را كه پروا داشته‌اند ، نجات مى‌دهيم و ستمگران را در آتش ، به زانو در افتاده ، رها مى‌سازيم» سؤال شد . فرمود: «خداى متعال ، آتش را مانند روغن جامد مى‌گرداند، و آفريدگان را بر روى آن گرد مى‌آورد . آن گاه ، جارچى بانگ مى‌زند كه: "يارانت را بگير و ياران مرا رها كن"» .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، جهنّم ياران خود را بهتر مى‌شناسد تا مادر ، فرزندش را» .۱۲۳۷.الإمام الصادق عليه السلام : التخويف من النّار : ابن ابى حاتم از حديث خالد بن دُرَيكْ تخريج كرده ، از مردى صحابى كه گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس چيزى به من نسبت دهد كه نگفته‌ام ، در برابر دو چشم جهنّم ، جايگاه خود را فراهم مى‌كند» .

گفته شد : اى پيامبر خدا! آيا جهنّم ، دو چشم دارد؟

فرمود : «آرى . آيا اين سخن خداى عز و جل را نشنيده‌اى : «هر گاه آنها را از فاصله‌اى دور ببيند ، خشم و خروش آن را مى‌شنوند» .۵ / ۱۹سخن گفتن جهنّمقرآن«روزى كه به جهنّم مى‌گوييم: «آيا پر شدى؟» ، مى‌گويد: آيا باز هم هست؟!».

.

الحديث۱۲۴۳.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تُكَلِّمُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ ثَلاثَةً : أميرا ، وقارِئا ، وذا ثَروَةٍ مِنَ المالِ . فَتَقولُ لِلأَميرِ : يا مَن وَهَبَ اللّه‌ُ لَهُ سُلطانا فَلَم يَعدِل! فَتَزدَرِدُهُ (1)كَما يَزدَرِدُ الطَّيرُ حَبَّ السِّمسِمِ . وتَقولُ لِلقارِىِ?: يا مَن تَزَيَّنَ لِلنّاسِ وبارَزَ اللّه‌َ بِالمَعاصي ! فَتَزدَرِدُهُ . وتَقولُ لِلغَنِيِّ : يا مَن وَهَبَ اللّه‌ُ لَه دُنيا كَثيرَةً واسِعَةً فَيضا ، وسَأَلَهُ الفَقيرُ اليَسيرَ قَرضا، فَأَبى إلّا بُخلاً! فَتَزدَرِدُهُ . (2)۱۲۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : ما يَسأَلُ رَجُلٌ مُسلِمٌ اللّه‌َ الجَنَّةَ ثَلاثا إلّا قالَتِ الجَنَّةُ : اللّهُمَّ أدخِلهُ . ولَا استَجارَ رَجُلٌ مُسلِمٌ اللّه‌َ مِنَ النّارِ ثَلاثا إلّا قالَتِ النّارُ : اللّهُمَّ أجِرهُ . (3)۱۲۴۵.الاحتجاج عن ابن عبّاس ـ في خَبرِ احتِجاجِ النَّ عنه صلى الله عليه و آله : مَن سَأَلَ اللّه‌َ الجَنَّةَ ثَلاثَ مَرّاتٍ قالَتِ الجَنَّةُ : اللّهُمَّ أدخِلهُ الجَنَّةَ . ومَنِ استَجارَ مِنَ النّارِ ثَلاثَ مَرّاتٍ قالَتِ النّارُ : اللّهُمَّ أجِرهُ مِنَ النّارِ . (4)۱۲۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا صَلَّى العَبدُ ، فَلَم يَسأَلِ اللّه‌َ الجَنَّةَ ، قالَتِ الجَنَّةُ : يا وَيحَ هذا ، أما كانَ يَنبَغي لَهُ أن يَسأَلَ رَبَّهُ الجَنَّةَ ؟! فَإِذا لَم يَتَعَوَّذ بِاللّه‌ِ مِنَ النّارِ ، قالَتِ النّارُ : يا وَيحَ هذا ، ما كانَ يَنبَغي لَهُ أن يَتَعَوَّذَ بِاللّه‌ِ مِنّي ؟! (5)۱۲۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ فِي الدُّعاءِ الإمام عليّ عليه السلام : مَن سَأَلَ اللّه‌َ الجَنَّةَ قالَتِ الجَنَّةُ : يا رَبِّ ! أعطِ عَبدَكَ ما سَأَلَهُ . ومَنِ استَجارَ مِنَ النّارِ قالَتِ النّارُ : يا رَبِّ ! أجِر عَبدَكَ مِمَّا استَجارَكَ . (6).


1) .الازدراد : الابتلاع (لسان العرب : ج ۳ ص ۱۹۴ «زرد») .

2) .الخصال : ص ۱۱۱ ح ۸۴ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۵ ح ۱۲ .

3) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۸۴ ح ۱۲۴۴۲ و ص ۵۲۱ ح ۱۳۷۵۷ ، صحيح ابن حبان : ج ۳ ص ۲۳۹ ح ۱۰۱۴ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۱۹۵ ح ۳۷۲۰ .

4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۰ ح ۲۵۷۲ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۵۳ ح ۴۳۴۰ ، سنن النسائي : ج ۸ ص ۲۷۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۳۶ ح ۱۲۱۷۱ نحوه ، صحيح ابن حبّان : ج ۳ ص ۳۰۸ ح ۱۰۳۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۷۱۷ ح ۱۹۶۰ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۷۸ ح ۳۲۱۹ .

5) .الفردوس : ج ۱ ص ۲۹۰ ح ۱۱۴۱ ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۱۳۶ ح ۳۴۸۴ .

6) .الخصال : ص ۶۳۱ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۲۰ ، عدّة الداعي : ص ۱۵۲ ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۱۰۹ ح ۱ .

حديث۱۲۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جهنّم در روز رستاخيز، با سه كس سخن مى‌گويد: فرمان‌روا، قارى قرآن، و توانگر مالدار. به فرمان‌روا مى‌گويد: «اى كسى كه خدا قدرتش بخشيد و دادگرى نكرد!» . سپس او را فرو مى‌بلعد ، چنان كه مرغ دانه كنجد را مى‌بلعد .

به قارى مى‌گويد: «اى كسى كه در ظاهر ، خود را براى مردم آراست ؛ ولى [در باطن] با گناهان به مبارزه با خدا بر خاست!» و او را نيز فرو مى‌بلعد .

و به توانگر مى‌گويد: «اى كسى كه خداوند ، دنياى بسيار و سرشار به او بخشيد و نادار ، اندكى وام از او خواست ؛ ولى او بخل ورزيد!» و او را هم فرو مى‌بلعد.۱۲۵۰.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مرد مسلمانى سه بار از خداوند ، بهشت را درخواست نمى‌كند ، مگر آن كه بهشت مى‌گويد: «خدايا ! او را داخل گردان» و هيچ مرد مسلمانى سه بار از آتش به خدا پناه نمى‌برد ، مگر آن كه آتش مى‌گويد: «خدايا ! پناهش ده» .۱۲۵۱.عمل اليوم والليلة عن أنس : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از خداوند ، بهشت را سه بار درخواست كند، بهشت مى‌گويد: «بار خدايا ! او را به بهشت در آور» و هر كس از آتش سه بار به خدا پناه برد، آتش مى‌گويد: «بار خدايا ! او را از آتش پناه ده».۱۲۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه بنده نماز بگزارد و بهشت را از خدا نخواهد، بهشت مى‌گويد: «بيچاره او! آيا سزاوارش نبود كه از پروردگارش بهشت بخواهد؟!» و اگر از آتش به خدا پناه نبرد ، آتش مى‌گويد: «اى بيچاره او! آيا سزاوارش نبود كه از من به خدا پناه ببرد؟!» .۱۲۵۳.البلد الأمين : امام على عليه السلام : هر كس از خدا بهشت را درخواست كند، بهشت مى‌گويد: «پروردگارا ! آنچه بنده‌ات خواست ، به او عطا فرما» و هر كس از آتش به خدا پناه برد، آتش

مى‌گويد: «پروردگارا ! بنده‌ات را از آنچه از تو زنهار خواست، زنهار ده» . .

۱۲۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : إذا حُمِلَ أهلُ وَلايَتِنا عَلى صِراطِ يَومِ القِيامَةِ نادى مُنادٍ : يا نارُ اخمُدي . فَتَقولُ النّارُ : عَجِّلوا جُوزوني ، فَقَد أطفَأَ نورُكُم لَهَبي! (1)راجع : ص ۱۰۲ (الفصل الرابع : الحث على ذكر جهنم والاستعاذة منها / الاستعاذة من النار) .

۵ / ۲۰زَفيرُ جَهَنَّمَالكتاب«إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانِ بَعِيدٍ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظًا وَ زَفِيرًا» . (2)

«وَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ * إِذَا أُلْقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقًا وَ هِىَ تَفُورُ» . (3)

الحديث۱۲۶۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام ـ في أحوالِ الآخِرَةِ ـ : وأعظَمُ ما هُنالِكَ بَلِيَّةً نُزولُ الحَميمِ ، وتَصليَةُ الجَحيمِ ، وفَوراتُ السَّعيرِ ، وسَوراتُ الزَّفيرِ . (4)۱۲۶۳.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام ـ في بَيانِ صِفَةِ عَذابِ الكافِرينَ يَومَ القِيامَةِ ـ : فَمِن ضيقِ مَنازِلِهِم عَلَيهِم ، ومِن ريحِها وشِدَّةِ سَوادِها ، وزَفيرِها وشَهيقِها وتَغَيُّظِها ونَتنِهَا ، اسودَّ

وُجوهُهُم وعَظُمَت ديدانُهُم . (5)راجع : ص ۱۵۸ (مجيء جهنم) وص ۱۱۲ (الفصل الرابع : ذكر جهنم / الإستغاثة من النار) .

.


1) .قرب الإسناد : ص ۱۰۲ ح ۳۴۳ عن ابن علوان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۶۸ ص ۱۶ ح ۱۹ .

2) .الفرقان : ۱۲ .

3) .الملك : ۷ و ۸ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۸۳ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۴۴ ح ۶۹ .

5) .الاختصاص : ص ۳۶۲ عن جابر بن يزيد الجعفي ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۲۱ ح ۹۹ .

۵ / ۲۰ خروش جهنّم

۱۲۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : هر گاه ولايتمدارانِ ما بر صراط روز قيامت بگذرند، منادى‌اى بانگ مى‌زند كه: اى آتش! فرو نشين.

و آتش مى‌گويد: زود از من بگذريد، كه نور شما شعله مرا خاموش كرد!ر . ك : ص ۱۰۳ (فصل چهارم : تشويق به ياد كردن از جهنّم و پناه بردن از آن به خدا / پناه جستن از آن به خدا)

۵ / ۲۰خروش جهنّمقرآن«هر گاه آنها را از فاصله دور ببيند ، خشم و خروش آن را مى‌شنوند» .

«سزاى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند ، عذاب جهنّم است ، و بد جايگاهى است جهنّم! آن گاه كه در آن ، افكنده شوند ، خروشى از آن مى‌شنوند ، در حالى كه مى‌جوشد» .

حديث۱۲۷۳.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در احوال آخرت ـ : بزرگ‌ترين بلاى آن جا ، پذيرايى شدن با آب جوشان است و در افتادن در دوزخ افروخته و فَوَران‌هاى شراره آتش ، و غليان‌هاى شعله‌هاى خروشان.۱۲۷۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام ـ در بيان چگونگى عذاب كافران در روز رستاخيز ـ : از تنگىِ جايگاه‌هايشان ، از بوى [تعفّن] آن جا ، از شدّت سياهى‌اش ، و از فرياد و خروش و خشم سختگيرانه و بوى گند آن جايگاه‌ها ، چهره‌هايشان سياه مى‌گردد

و كِرم‌هايشان [كه در قبر يا در جهنّم ، او را مى‌خورند] بزرگ مى‌شود .

ر . ك : ص ۱۵۹ (آمدن جنّهم) و ص ۱۱۳ (فصل چهارم : ياد جهنّم / فرياد خواهى از آتش) .

.

۵ / ۲۱تَسبِيحُ جَهَنَّمَ۱۲۷۷.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِالأَسماءِ الحُسنى ـ : يا اللّه‌ُ وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي أثبَتَّ بِهِ البَردَةَ مُطبِقَةً (1)عَلَى النّارِ بِقُدرَتِكَ ، فَهِيَ مُسَبِّحَةٌ لَكَ بِذلِكَ الاِسمِ ، لا تَفتُرُ مِنَ التَّسبيحِ وَالتَّقديسِ خَشيَةَ أن تَذوبَ مِن وَهَجِ النّارِ الكُبرى .

يا اللّه‌ُ وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي أثبَتَّ بِهِ جَهَنَّمَ بِجَميعِ ما خَلَقتَ فيها عَلَى مَتنِ الرّيحِ فَاستَقَرَّت عَلَيهِ بِقُدرَتِكَ ، فَهِيَ مُسَبِّحَةٌ لَكَ بِذلِكَ الاِسمِ ، لا تَفتُرُ مِنَ التَّسبيحِ وَالتَّقديسِ لِئَلّا تَختَرِقَ بِهَا الرّيحُ فَتَذرِيَها . (2).


1) .في بحار الأنوار : «مُطيفَةً» بدل «مطبقة» .

2) .البلد الأمين : ص ۴۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۵۷ ح ۱ .

۵ / ۲۱ تسبيح جهنّم

۵ / ۲۱تسبيح جهنّم۱۲۸۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى معروف به «أسماءُ الحُسنى» ـ : اى خداوند يكتا! درخواست مى‌كنم ، به نام تو كه با آن با قدرت خود ، برف را بر روى آتش ، مستقر كردى و آن برف ، به خاطر آن نام ، تسبيحگوى توست و از تسبيح و تقديس تو ، كوتاهى نمى‌كند ، از ترس اين كه مبادا از زبانه‌هاى آتش بزرگ ، ذوب شود .

اى خداوند يكتا! درخواست مى‌كنم به نام تو كه با آن ، جهنّم را در ميان باد ، مستقر كردى و با قدرت تو در آن قرار گرفت و جهنّم به خاطر آن نام ، تسبيحگوى توست و از تسبيح و تقديس ، كوتاهى نمى‌كند ، تا مبادا آن باد ، توفانى شود و جهنّم را بپراكَنَد .

.

الفَصلُ السّادِسُ: الآم النفسيه في النار۶ / ۱شِدَّةُ الخِزيِالكتاب«رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ» . (1)

«وَ لَعَذَابُ الْاخِرَةِ أَخْزَى وَ هُمْ لَا يُنصَرُونَ» . (2)

الحديث۱۲۸۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ العارَ لَيَلزَمُ المَرءَ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يَقولَ : يا رَبِّ ! لَاءِرسالُكَ بي إلَى النّارِ أيسَرُ عَلَيَّ مِمّا ألقى . وإنَّهُ لَيَعلَمُ ما فيها مِن شِدَّةِ العَذابِ! (3)۱۲۸۹.عنه عليه السلام : الإقبال عن أميرالمؤمنين والأئمّة من ولده عليهم السلام ـ في مُناجاةٍ كانوا يَدعونَ بِها في شَهرِ شَعبانَ ـ : ... إلهي! قَد سَتَرتَ عَلَيَّ ذُنوبا فِي الدُّنيا وأنَا أحوَجُ إلى سَترِها عَلَيَّ مِنكَ فِي الاُخرى ، إلهي ! قَد أحسَنتَ إلَيَّ إذ لَم تُظهِرها لِأَحَدٍ مِن عِبادِكَ الصّالِحينَ ، فَلا

تَفضَحني يَومَ القِيامَةِ عَلى رُؤوسِ الأَشهادِ . (4).


1) .آل عمران : ۱۹۲ .

2) .فصلت : ۱۶ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۲۰ ح ۸۷۲۰ عن جابر بن عبداللّه، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۵۱۲ ح ۷۶۶۶ .

4) .الإقبال : ج ۳ ص ۲۹۷ ، المصباح للكفعمي : ص ۴۹۴ ، البلد الأمين : ص ۳۱۶ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۹۷ ح ۱۳ نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي وكلاهما عن ابن خالويه .

فصل ششم : دردهاى روحى در آتش
۶ / ۱ خوارى بسيار

فصل ششم : دردهاى روحى در آتش۶ / ۱خوارى بسيارقرآن«پروردگارا! هر كه را وارد آتش [دوزخ] كردى ، به راستى كه خوارش كردى ، و ستمكاران ، هيچ ياورى ندارند» .

«عذاب آخرت ، خوار كننده‌تر است و به آنها ، كمكى نمى‌شود» .

حديث۱۲۹۷.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ننگ در روز قيامت ، آدمى را رها نمى‌كند، چندان كه مى‌گويد: «پروردگارا ! مرا به آتش بفرستى ، برايم آسان‌تر است از اين حالى كه دارم»، با آن كه از سختىِ عذاب آن آگاه است.۱۲۹۸.عنه عليه السلام : الإقبال - به نقل از امير مؤمنان و امامان از نسل او عليهم السلام ، در مناجاتى كه در ماه شعبان داشتند ـ : ... خداوندا! در دنيا گناهان بسيارى را از من پوشاندى كه من به پوشاندن آنها در آخرت ، نيازمندترم .

خداوندا! به من فراوانْ احسان كردى ، به گونه‌اى كه براى هيچ يك از بندگان

خوبت ، آنها را بر ملا نكردى . پس در روز قيامت ، در ملأ عام ، رسوايم مكن .

.

۱۲۹۹.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في دُعاءٍ مَنسوبٍ إلَيهِ ـ : يا غَفّارُ يا سَتّارُ! نَجِّني بِرَحمَتِكَ مِن عَذابِ النّارِ وفَضيحَةِ العارِ ، إذَا امتازَ الأَخيارُ مِنَ الأَشرارِ ، وحالَتِ الأَهوالُ ، وقَرُبَ المُحسِنونَ وبَعُدَ المُسيؤونَ ، ووُفِّيَت كُلُّ نَفسٍ ما كَسَبَت وهُم لا يُظلَمونَ . (1)۶ / ۲شِدَّةُ التَّحقيرِالكتاب«تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيهَا كَــلِحُونَ * أَلَمْ تَكُنْ ءَايَـتِى تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ * قَالُواْ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَ كُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ * رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَــلِمُونَ * قَالَ اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» . (2)

الحديث۱۳۰۵.عنه عليه السلام : صحيح مسلم عن أنس بن مالك : إنَّ رَجُلاً قالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، كَيفَ يُحشَرُ الكافِرُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ ؟ قال : ألَيسَ الَّذي أمشاهُ عَلى رِجلَيهِ في الدُّنيا قادِرا عَلى أن يُمشِيَهُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ ؟ (3).


1) .بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۴ .

2) .المؤمنون : ۱۰۴ ـ ۱۰۸ .

3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۶۱ ح ۵۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۵۶ ح ۱۳۳۹۱ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۱۵ ح ۷۳۲۳ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۶۶۶ ح ۳۹۷۹۸ ؛ مجمع البيان : ج ۶ ص ۶۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۵۵ .

۶ / ۲ تحقيرِ بسيار

۱۳۰۶.عنه عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى منسوب به ايشان ـ : اى بخشنده و اى پوشاننده! به رحمت خودت ، مرا از عذاب جهنّم و رسوايى ننگين ، نجات ده ، در آن روز كه صف خوبان ، از بدان ، جدا مى‌شود و وحشت‌ها ، برانگيخته مى‌شوند و خوبانْ نزديك و بَدانْ دور مى‌شوند و به هر كسى هر چه به دست آورده ، كاملاً داده مى‌شود ، بى آن كه ستمى بر آنها روا داشته شود .۶ / ۲تحقيرِ بسيارقرآن«آتش ، چهره آنها را مى‌سوزانَد و آنها در آن ، ترش‌رويند . آيا آيات من بر شما خوانده نشد و شما ، آنها را تكذيب كرديد؟ مى‌گويند : پروردگارا! شقاوت ما ، بر ما چيره شد و ما ، گروهى گم‌راه بوديم . پروردگارا! ما را از جهنّم ، بيرون ببر ، و اگر به همان كارها باز گشتيم ، ستم پيشه كرده‌ايم . خداوند مى‌گويد : «[برويد و] در آن ، گم شويد و با من ، سخن مگوييد»» .

حديث۱۳۱۲.عنه عليه السلام : صحيح مسلم ـ به نقل از انس بن مالك ـ : مردى گفت : اى پيامبر خدا! چگونه كافر در روز قيامت ، واژگونه به محشر مى‌آيد؟

فرمود : «آيا كسى كه او را در دنيا روى دو پايش راه مى‌برد ، قادر نيست كه در روز قيامت وى را سرنگون راه ببرد؟» .

.

۱۳۱۳.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : يا كُمَيلُ ، مَن لا يُسكَنُ الجَنَّةَ فَبَشِّرهُ بِعَذابٍ أليمٍ وخِزيٍ مُقيمٍ ، وأكبالٍ ومَقامِعَ وسَلاسِلَ طُوالٍ ومُقَطَّعاتِ النِّيرانِ ... يا كُمَيلُ ، ثُمَّ يُنادونَ اللّه‌َ تَقَدَّسَت أسماؤُهُ بَعدَ أن يَمكُثُوا أحقابَا : اِجْعَلْنا عَلَى الرَّخاءِ (1)، فَيُجيبُهُم : «اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» . (2)۱۳۱۴.عنه عليه السلام : تفسير القمّي : قُولُهُ تعالى : «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيهَا كَــلِحُونَ» قال : أي تَلهَبُ عَلَيهِم فَتُحْرِقُهُم «وَ هُمْ فِيهَا كَــلِحُونَ» أي مَفتُوحي الفَمِ ، مُتَرَبِّدي الوجُوهِ . (3)راجع : ص ۱۸۴ (الفصل السابع : خصائص أهل النار / قبح الوجوه) .

۶ / ۳دَوامُ الحُزنِالكتاب«كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» . (4)

الحديث۱۳۲۱.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : كُلُّ هَمٍّ مُنقَطِعٌ ، إلّا هَمُّ أهلِ النّارِ . (5)۱۳۲۲.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن هَمٍّ إلّا ولَهُ فَرَجٌ ، إلّا هَمُّ أهلِ النّارِ . (6)۱۳۲۳.عنه عليه السلام : سنن الترمذي عن أبي هريرة : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : تَعَوَّذوا بِاللّه‌ِ مِن جُبِّ الحُزنِ . قالوا : يا

رسولَ اللّه‌ِ ، وما جُبُّ الحُزنِ ؟ قالَ : وادٍ في جَهَنَّمَ تَتَعَوَّذُ مِنهُ جَهَنَّمُ كُلَّ يَومٍ مِئَةَ مَرَّةٍ . قُلنا : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، ومَن يَدخُلُهُ ؟ قالَ : اَلقُرّاءُ المُراؤونَ بِأَعمالِهِم . (7).


1) .. في المصدر : «الرجا» ، والتصويب من بحارالأنوار .

2) .بشارة المصطفى : ص ۳۰ عن كميل بن زياد ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۷۶ .

3) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۹۴ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۳۹ ح ۴ .

4) .الحجّ : ۲۲ .

5) .الفردوس : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۴۷۵۳ عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۳ ح ۳۹۳۱۴ .

6) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۶۴ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۲۴۲ ح ۲ .

7) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۵۹۳ ح ۲۳۸۳ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۹۴ ح ۲۵۶ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۰۲ ح ۶۱۸۹ وفيه «الغرّارون» بدل «القرّاء» ، وفيهما «أربعمئة» بدل «مئة» ، تفسير القرطبي : ج ۱ ص ۱۹ ، البعث والنشور : ص ۲۷۷ ح ۴۸۱ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۴۷۲ ح ۷۴۸۰ .

۶ / ۳ اندوه پايدار

۱۳۲۴.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : اى كميل! كسى را كه در بهشت ساكن نمى‌شود ، به عذابى دردناك و خوارى پايدار و گرزها و زنجيرهاى ضخيم و بلند و پاره‌هاى آتش ، بشارت ده ... . سپس پس از آن كه دوران‌هايى چند را در آن مى‌مانند ، خداوندِ پاك‌نام را ندا مى‌دهند كه : «ما را در كرانه (1)[ى جهنّم] قرار ده» و خدا پاسخشان مى‌دهد كه : «در آن گم شويد و با من سخن مگوييد» .۱۳۲۵.عنه عليه السلام : تفسير القمّى : سخن خداوند : «آتش ، چهره آنان را مى‌سوزاند» يعنى بر آنان شعله مى‌كشد و آنها را مى‌سوزاند «و آنان در آن جا چهره در هم كشيده‌اند» يعنى دهانشان باز است و رو ترش كرده‌اند . ر . ك : ص ۱۸۵ (فصل هفتم : ويژگى‌هاى اهل آتش / زشتى چهره) . ۶ / ۳اندوه پايدارقرآن«هر زمان كه بخواهند از اندوهى از آن بيرون آيند ، دو باره به آن باز گردانيده مى‌شوند و [گفته مى‌شود: ]بچشيد عذاب سوزان را».

حديث۱۳۳۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر اندوهى به پايان مى‌رسد، بجز اندوه اهل آتش .۱۳۳۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ اندوهى نيست ، مگر آن كه [سرانجام ،] گشايشى دارد ، جز اندوه اهل آتش .۱۳۳۳.عنه عليه السلام : سنن الترمذى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «از چاه غم ، به خدا پناه

ببريد» .

[اصحاب] گفتند : اى پيامبر خدا ! چاه غم چيست؟

فرمود: «منطقه‌اى است در جهنّم كه خود جهنّم ، روزى صد بار از آن به خدا پناه مى‌برد» .

گفتيم : اى پيامبر خدا ! چه كسى وارد آن مى‌شود؟

فرمود: «قاريان رياكار» .

.


1) .در بحار الأنوار ، «الرخاء» آمده است ، به معناى آسايش و رفاه .

۱۳۳۴.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : مَن يَبتَغِ غَيرَ الإِسلامِ دِينا تَتَحَقَّقُ شِقوَتُهُ ، وتَنفَصِمُ عُروَتُهُ ، وتَعظُمُ كَبوَتُهُ ، ويَكُن مَآبَهُ إلَى الحُزنِ الطَّويلِ وَالعَذابِ الوَبيلِ . (1)۶ / ۴شِدَّةُ الحَسرَةِالكتاب«أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَـحَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنـبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّـخِرِينَ» . (2)

«كَذَ لِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَــلَهُمْ حَسَرَ تٍ عَلَيْهِمْ وَ مَا هُم بِخَـرِجِينَ مِنَ النَّارِ» . (3)

«يَقُولُ يَــلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى * فَيَوْمَـئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ» . (4)

«وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً» . (5)

الحديث۱۳۴۳.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ أحَدٌ الجَنَّةَ إلّا اُرِيَ مَقعَدَهُ مِنَ النّارِ لَو أساءَ ؛ لِيَزدادَ شُكرا . ولا يَدخُلُ النّارَ أحَدٌ إلّا أُرِيَ مَقعَدَهُ مِنَ الجَنَّةِ لَو أحسَنَ ؛ لِيَكونَ عَلَيهِ حَسرَةً . (6).


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۶۱ .

2) .الزمر : ۵۶ .

3) .البقرة : ۱۶۷.

4) .الفجر : ۲۴ و ۲۵ .

5) .الفرقان : ۲۷ .

6) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۲ ح ۶۲۰۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۶۵۰ ح ۱۰۹۸۰ ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۹ ح ۷۶۲۷ كلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۴۸۱ ح ۳۹۳۴۶ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۴۵۰ ، جامع الأخبار : ص ۵۱۵ ح ۱۴۵۱ كلاهما نحوه .

۶ / ۴ افسوس بسيار

۱۳۴۴.عنه عليه السلام ـ في ذَمِّ العاصينَ مِن أصحابِه امام على عليه السلام : هر كس دينى غير از اسلام بجويد، بدبختى‌اش محقّق مى‌شود و دستگيره‌اش مى‌گسلد و فرو افتادنش سخت و فرجامش اندوهِ دور و دراز و عذاب دل‌خراش خواهد بود .۶ / ۴افسوس بسيارقرآن«تا آن كه [ مبادا ] كسى بگويد: «دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم . بى‌ترديد ، من از ريشخند كنندگان بودم»» .

«كارهايشان را ـ كه بر آنان مايه حسرت‌هاست ـ به ايشان مى‌نماياند و از آتش بيرون آمدنى نيستند» .

«گويد: «كاش براى زندگانى خود، [ چيزى ] پيش فرستاده بودم» . پس در آن روز ، هيچ كس چون عذاب كردن او، عذاب نمى‌كند» .

«و روزى است كه ستمكار ، دست‌هاى خود را مى‌گَزد [ و ] مى‌گويد: «اى كاش با پيامبر ، راهى بر مى‌گرفتم!»» .

حديث۱۳۵۳.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ كس نيست كه وارد بهشت شود ، مگر آن كه جايگاهش در آتش ـ كه اگر بدى مى‌كرد ، به آن جا مى‌رفت ـ به او نشان داده مى‌شود تا سپاس‌گزارى‌اش افزون شود، و هيچ كس نيست كه وارد آتش شود ، مگر آن كه جايگاهش در بهشت ـ كه اگر كار نيك مى‌كرد ، به آن جا مى‌رفت ـ به او نمايانده مى‌شود تا مايه [افزايش] دريغ و افسوس او گردد.

.

۱۳۵۴.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : كُلُّ أهلِ النّارِ يَرى مَقعَدَهُ مِنَ الجَنَّةِ ، فَيَقولُ : لَو أنَّ اللّه‌َ هَداني . فَيَكونُ عَلَيهِم حَسرَةً ... وكُلُّ أهلِ الجَنَّةِ يَرى مَقعَدَهُ مِنَ النّارِ ، فَيَقولُ : لَولا أنَّ اللّه‌َ هَداني . قالَ : فَيَكونُ لَهُ شُكرا . (1)۱۳۵۵.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام ـ في صِفَةِ جَهَنَّمَ ـ : يا كُمَيلُ ، فَعِندَها يَيأَسونَ مِنَ الكَرَّةِ ، واشتَدَّتِ الحَسْرَةُ ، وأيقَنوا بِالهَلَكَةِ والمَكْثِ جَزاءً بِما كَسَبُوا وعُذِّبُوا . (2)راجع : ج ۱ ص ۵۸۶ (القسم الأوّل : الجنّة / الفصل الخامس عشر : نظام الجنّة / وراثة أهل الجنّة) .

۶ / ۵نارُ الفُرقَةِالكتاب«كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَـئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ» . (3)

الحديث۱۳۶۲.فاطمة عليهاالسلام : الإمام عليّ عليه السلام : نارُ الفُرقَةِ أحَرُّ مِن نارِ جَهَنَّمَ . (4)۱۳۶۳.عنها عليهاالسلام : عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ : يا إلهي ورَبّي وسَيِّدي ومَولايَ ! لِأَيِّ الأُمورِ إلَيكَ أشكو ، ولِما مِنها أضِجُّ وأبكي ؟ ألِأَليمِ العَذابِ وشِدَّتِهِ ، أم لِطولِ البَلاءِ ومُدَّتِهِ ؟ فَلَئِن صَيَّرتَني لِلعُقوباتِ مَعَ أعدائِكَ ، وجَمَعتَ بَيني وبَينَ أهلِ بَلائِكَ ، وفَرَّقتَ بَيني وبَينَ أحِبّائِكَ وأولِيائِكَ ، فَهَبني ـ يا إلهي وسَيِّدي ومَولايَ ورَبّي ـ صَبَرتُ عَلى عَذابِكَ ، فَكَيفَ أصبِرُ عَلى فِراقِكَ ؟! وهَبني صَبَرتُ عَلى حَرِّ نارِكَ ، فَكَيفَ أصبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلى كَرامَتِكَ ؟! أم كَيفَ أسكُنُ فِي النّارِ ورَجائي عَفوُكَ؟! (5)راجع : ص ۲۱۶ (الفصل التاسع : أحوال أهل النار) .

.


1) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۹۱ ح ۱۰۶۵۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۷۳ ح ۳۶۲۹ كلاهما عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۴۷۳ ح ۳۹۳۱۲ .

2) .بشارة المصطفى : ص ۳۰ عن كميل بن زياد ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۷۶ .

3) .المطففين : ۱۵ .

4) .المواعظ العدديّة : ص ۶۱ .

5) .مصباح المتهجّد : ص ۸۴۷ ح ۹۱۰ ، الإقبال : ج ۳ ص ۳۳۵ كلاهما عن كميل ، المصباح للكفعمي : ص ۷۴۰ ، البلد الأمين : ص ۱۹۰ .

۶ / ۵ آتش جدايى

۱۳۶۵.عنها عليهاالسلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به هر اهل آتشى، جايگاهش در بهشت ، نشان داده مى‌شود و او مى‌گويد: «كاش خدا هدايتم كرده بود!» و افسوس مى‌خورند... و به هر اهل بهشتى نيز جايگاهش در آتش نشان داده مى‌شود و او مى‌گويد: «اگر خدا هدايتم نكرده بود[ ، سرنوشتم جز اين بود] !» . و اين ، شكرگزارى او شمرده مى‌شود.۱۳۶۶.الإمام الحسن عليه السلام : امام على عليه السلام : اى كميل! در اين هنگام ، از باز گشت ، مأيوس مى‌شوند و دچار حسرت شديد مى‌گردند ، و به هلاكت خويش و ماندگارى در آتش ، يقين مى‌كنند ، به سزاى اعمالى كه كرده‌اند ، و عذاب و شكنجه مى‌شوند .

ر . ك : ج ۱ ص ۵۸۷ (بخش يكم : بهشت / فصل پانزدهم : نظام بهشت / وراثت بهشتيان) . ۶ / ۵آتش جدايىقرآن«نه! آنان در آن روز ، از پروردگارشان پوشيده‌اند» .

حديث۱۳۷۲.عنه عليه السلام ـ في خُطبَتِهِ بَعدَ وَفاةِ أبي امام على عليه السلام : آتشِ جدايى ، سوزان‌تر از آتش جهنّم است.۱۳۷۳.التوحيد عن محمّد بن أحمد بن يحيى عن بعض أصحابنا ر امام على عليه السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : اى معبود و پروردگار من و اى آقا و سَرور من! از كدامين كار به تو شكوه كنم ، و براى كدام يك از آنها بنالم و بگريم؟ براى دردناكى و سختىِ عذاب يا براى درازناكى گرفتارى و بلا؟ كه اگر مرا با دشمنانت هم‌كيفر گردانى و مرا با سزامندانِ گرفتارى و بلايت در يك جا گرد آورى، و بين من و دوستان و اوليايت جدايى افكنى، گيرم كه ـ اى معبود

و پروردگار من و اى آقا و سَرورم ـ بر عذابت شكيب ورزيدم ؛ امّا چگونه بر جدايى از تو شكيبايى كنم؟! گيرم كه بر سوز آتش تو شكيب ورزيدم ؛ امّا چگونه بر محروم ماندن از ديدن كرامت تو شكيبايى كنم؟! يا چگونه در آتش جاى گيرم ، در حالى كه به بخشايش تو اميد بسته‌ام؟!ر . ك : ص ۲۱۷ (فصل نهم : احوال دوزخيان) .

.

. .

. .

الفَصلُ السّابِعُ: خَصائِصُ أهلِ النّارِ۷ / ۱قُبحُ الوُجوهِالكتاب«وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِينُهُ فَأُوْلَـائِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فِى جَهَنَّمَ خَالِدُونَ * تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيهَا كَالِحُونَ * أَلَمْ تَكُنْ ءَايَاتِى تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ * قَالُواْ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَ كُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ * رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ * قَالَ اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» . (1)

الحديث۱۳۸۱.الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ هُمْ فِيهَا كَالِحُونَ» ـ : تَشويهُ النّارُ ؛ فَتُقَلِّصُ شَفَتَهُ العُليا حَتّى تَبلُغُ وَسَطَ رَأسِهِ ، وتَستَرخي شَفَتَهُ السُفلى حَتّى تَضرِبَ سُرَّتَهُ . (2).


1) .المؤمنون : ۱۰۳ ـ ۱۰۸ .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۸ ح ۲۵۸۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۷۵ ح ۱۱۸۳۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۲۷۰ ح ۲۹۷۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۲۷ ح ۱۳۶۲ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۴ ح ۲۹۲ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۸۰ ح ۱۰۹ ، البعث والنشور : ص ۲۸۸ ح ۵۰۷ ، وفيه «فتفلق» بدل «فتقلّص» كلّها عن أبي سعيد ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۶۵۷ ح ۳۹۷۹۰ .

فصل هفتم : ويژگى هاى اهل آتش
۷ / ۱ زشتى چهره

فصل هفتم : ويژگى‌هاى اهل آتش۷ / ۱زشتى چهرهقرآن«و كسانى كه كفه ميزان [اعمال] شان سبك باشد، آنان به خويشتن زيان زده‌اند و هميشه در جهنّم مى‌مانند. آتش ، چهره‌هاى آنان را مى‌سوزاند و آنان در آن جا ترش‌رويند. آيا آيات من بر شما خوانده نمى‌شد و آن را مورد تكذيب قرار نمى‌داديد؟ ! مى‌گويند: «پروردگارا ! شقاوت ما ، بر ما چيره شد و ما مردمى گم‌راه بوديم. پروردگارا ! ما را از اين جا بيرون بر . پس اگر باز هم [به بدى] بر گشتيم ، در آن صورت ، ستمگر خواهيم بود» . مى‌فرمايد: در آن ، گم شويد و با من سخن مگوييد» .

حديث۱۳۸۸.عنه عليه السلام ـ أيضا ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال : «و آنان در آن جا ترش‌رويند» ـ : آتش او را از ريخت مى‌اندازد و لب زبرين او را به طورى بالا مى‌برد كه به وسط سرش مى‌رسد، و لب زيرينش را چنان وارفته و دراز مى‌گرداند كه به ناف او مى‌خورد.

.

۱۳۸۹.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ» ـ : تَلفَحُهُم لَفحَةً فَتُسيلُ لُحومَهُم عَلى أعقابِهِم . (1)۱۳۹۰.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ إذا قالَ لِأَهلِ النّارِ : «اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» عادَت وُجوهُهُم قِطَعَ لَحمٍ لَيسَ فيها أفواهٌ ولا مُناخِرُ ، يَتَرَدَّدُ النَّفَسُ في أجوافِهِم . (2)۷ / ۲سَوادُ الوُجوهِالكتاب«وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ الَّيْلِ مُظْـلِمًا أُوْلَـائِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» . (3)

الحديث۱۳۹۶.الإمام الباقر عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِ اللّه‌ِ عز و جل «كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ الَّيْلِ مُظْـلِمًا» ـ : أماتَرَى البَيتَ إذا كانَ اللَّيلُ كانَ أشَدَّ سَوادا مِن خارِجٍ ، فَلِذلِكَ هُم يَزدادونَ سَوادا . (4)۱۳۹۷.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَبعَثُ اللّه‌ُ المُقَنِّطينَ (5)يَومَ القِيامَةِ مُغَلَّبَةً وُجوهُهُم ـ يَعني غَلَبَةَ السَّوادِ عَلَى البَياضِ ـ فَيُقالُ لَهُم : هؤُلاءِ المُقَنِّطونَ مِن رَحمَةِ اللّه‌ِ تَعالى . (6).


1) .تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۹۱ ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۱۱۷ نقلاً عن ابن مردويه والضياء في صفة النار وكلاهما عن أبي الدرداء .

2) .صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۷۳ ح ۹۶ عن حذيفة ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۱۲۱ .

3) .يونس : ۲۷ .

4) .الكافي : ج ۸ ص ۲۵۳ ح ۳۵۵ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۲۲ ح ۱۷ كلاهما عن أبي بصير ، بحارالأنوار : ج ۵۹ ص ۱۸ ح ۱۲ .

5) .القُنوطُ : هو أشدُّ اليأس من الشيء (النهاية : ج ۴ ص ۱۱۳ «قنط») .

6) .النوادر للراوندي : ص ۱۳۱ ح ۱۶۳ ، جامع الأحاديث للقمّي : ص ۱۴۰ وفيه «مغلّسة» بدل «مغلّبة» ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۳۳۸ ح ۳ .

۷ / ۲ سياهى چهره

۱۳۹۸.عنه عليه السلام : ( ـ في بَيانِ الحَمدِ الَّذي يَكفي عَن كُلِّ حَمدٍ؟ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال: «آتش ، چهره‌هاى آنان را مى‌گدازد» ـ : چنان آنان را مى‌گدازد كه گوشتشان بر رگ و پىِ آنها جارى مى‌شود.۱۳۹۹.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن گاه كه خداوند به دوزخيان بگويد: «در آن گم شويد و با من سخن مگوييد» ، صورت‌هايشان به قطعه‌اى گوشت تبديل مى‌شود ، آن سان كه در آن ، نه دهانى باشد و نه حفره بينى‌اى، و نَفَس در درونشان به شماره مى‌افتد.۷ / ۲سياهى چهرهقرآن«و كسانى كه مرتكب بدى‌ها شده‌اند، جزاى بدى ، چيزى مانند آن است ، و خوارى ، آنان را فرو مى‌گيرد. آنان در مقابل خدا، هيچ حمايتگرى ندارند . گويى چهره‌هايشان با پاره‌هايى از شب تار ، پوشيده شده است. آنان همدم آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود».

حديث۱۴۰۵.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «گويى چهره‌هايشان با پاره‌هايى از شب تار ، پوشيده شده است» ـ : نمى‌بينى اتاق را كه چون شب مى‌شود، از فضاى بيرون ، سياه‌تر و تاريك‌تر است؟ به همين سان، آنان سياه‌تر و تاريك‌تر مى‌شوند .۱۴۰۶.الكافي عن عليّ بن حسّان عن بعض أصحابه : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز رستاخيز، خداوند ، نوميد كنندگان[ـِ مردم از رحمت حق] را در حالى بر مى‌انگيزد كه سياهىِ روى آنان بر سفيدى آن ، غالب است و گفته مى‌شود: «اينان ، نوميد كنندگان از رحمت خداى متعال هستند» .

.

۱۴۰۷.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : يا أهلَ الاِنحِرافِ وَالصُّدودِ عَنِ اللّه‌ِ ـ عَزَّ ذِكرُهُ ـ ورَسولِهِ وصِراطِهِ وأعلامِ الأَزمِنَةِ ! أيقِنوا بِسَوادِ وُجوهِكُم وغَضَبِ رَبِّكُم ؛ جَزاءً بِما كُنتُم تَعمَلونَ . (1)۷ / ۳تَبَدُّلُ الجُلودِالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» . (2)

الحديث۱۴۱۳.مصباح المتهجّد عن المفضّل بن عمر : المعجم الأوسط عن ابن عمر : قُرِئَ عِندَ عُمَرَ «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا» فَقالَ عُمَرُ : أعِدْها ، فَأَعادَها . فَقالَ مَعاذُ بنُ جَبَلٍ : عِندي تَفسيرُها : تُبَدَّلُ في ساعَةٍ مِئةَ مَرَّةٍ . فَقالَ عُمَرُ : هكَذا سَمِعتُ مِن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله . (3)۱۴۱۴.الإمام الصادق عليه السلام ـ في دُعاءِ وَداعِ شَ تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى : «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» ـ : قيلَ لِأَبي عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : كَيفَ تُبَدَّلُ جُلودٌ غَيرَها؟ قالَ : أرَأَيتَ لَو أخَذتَ لَبِنَةً فَكَسَرتَها وصَيَّرتَها تُرابا ، ثُمَّ ضَرَبتَها فِي القالَبِ ، أهِيَ الَّتي كانَت؟ إنَّما هيَ ذلِكَ ، وحَدَثَ تَفسيرا (4)آخَرَ وَالأَصلُ واحِدٌ . (5).


1) .الكافي : ج ۸ ص ۲۵ ح ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، المحتضر : ص ۲۸۳ عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، تفسير نور الثقلين : ج ۱ ص ۶۲۶ ح ۱۷۵ .

2) .النساء : ۵۶ .

3) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۷ ح ۴۵۱۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۲ ص ۲۹۶ ، الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۵۶۸ .

4) .كذا في المصدر، وفي البحار نقلاً عنه : «تغيير»، والظاهر أنّه الصّواب .

5) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۱۴۱ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۸ ح ۲۰ .

۷ / ۳ پوست انداختن

۱۴۱۵.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : اى كجروان و اى كسانى كه [مردم را] از خداى بلندنام و از پيامبر او و از راه خدا و نشانه‌هاى زمان‌ها (1)باز مى‌داريد ! يقين بداريد كه به سزاى كارهايى كه مى‌كنيد، روسياهى و خشم پروردگارتان را براى خود مى‌خريد.۷ / ۳پوست انداختنقرآن«به زودى ، كسانى را كه به آيات ما كفر ورزيده‌اند، در آتش درمى‌آوريم كه هر چه پوستشان بسوزد ، پوست‌هاى ديگرى بر جايش مى‌نهيم تا عذاب را بچشند . آرى! خداوند ، تواناى حكيم است».

حديث۱۴۲۱.قرب الإسناد عن عليّ بن جعفر عليه السلام : المعجم الأوسط ـ به نقل از ابن عمر ـ : در نزد عمر ، اين آيه خوانده شد: «هر چه پوستشان بسوزد ، پوست‌هاى ديگرى بر جايش مى‌نهيم» . عمر گفت: دو باره بخوان.

[آن قارى] آيه را دوباره خواند. معاذ بن جبل گفت: تفسير آن نزد من است ؛ در يك ساعت ، صد بار پوست جاى‌گزين مى‌شود.

عمر گفت: من هم از پيامبر خدا چنين شنيدم .۱۴۲۲.الإمام الكاظم عليه السلام : تفسير القمّى ـ در باره اين سخن خداى متعال : «هر چه پوستشان بسوزد ، پوست‌هاى ديگرى بر جايش مى‌نهيم تا عذاب را بچشند. آرى ! خداوند ، تواناى حكيم است» ـ : به امام صادق عليه السلام گفته شد : چگونه پوست‌هاى ديگرى جاى‌گزين آن مى‌شود؟

فرمود: «به من بگو كه اگر خشتى بردارى و آن را خُرد كنى و خاكش گردانى، سپس آن را [دوباره ]قالب بزنى، آيا اين خشت ، همان خشت اوّل است؟ بى گمان ، همان خشت اوّل است ؛ امّا تغييرى ديگر رخ داده است، ليكن مادّه يكى است».

.


1) .يا: بزرگانِ روزگاران ؛ يعنى نشانه‌ها و حجّت‌هاى خداوند در طول روزگاران، كه همان اوصيا و ائمّه عليهم السلام هستند .

۷ / ۴العَمْيُ والبَكَمُ والصَّمُّالكتاب«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِْنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَآ أُوْلَـائِكَ كَالأَْنْعَـمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـائِكَ هُمُ الْغَـفِلُونَ» . (1)

«وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَ بُكْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا» . (2)

«وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ أَعْمَى» . (3)

الحديث۱۴۳۰.الإمام الهادي عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَا بنَ مَسعودٍ ، يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ ، الصّابِرُ فيهِ عَلى دينِهِ مِثلُ القابِضِ عَلى الجَمرَةِ بِكَفِّهِ . يَقولُ لِذلِكَ الزَّمانِ: إن كانَ ذلكَ الزَّمانُ ذِئبا وإلّا أكَلَتهُ الذِّئابُ . (4)

يا بنَ مَسعودٍ ، عُلَماؤُهُم وفُقَهاؤُهُم خَونَةٌ فَجَرَةٌ ، ألا إنَّهُم أشرارُ خَلقِ اللّه‌ِ ، وكذلكَ أتباعُهُم ومَن يَأتِيهِم ويَأخُذُ مِنهُم ويُحِبُّهُم ويُجالِسُهُم ويُشاوِرُهُم أشرارُ خَلقِ اللّه‌ِ ، يُدخِلُهُم نارَ جَهَنَّمَ: «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» ، «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَ بُكْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا» ، «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَـهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» ، «إِذَا أُلْقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقًا وَ هِىَ تَفُورُ * تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ» ، «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ

أُعِيدُواْ فِيهَا وَ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» ، «لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ» يَدَّعونَ أنَّهُم عَلى ديني وسُنَّتي ومِنهاجِي وشَرائِعي ، إنَّهُم مِنّي بَراءٌ وأنَا مِنهُم بَريءٌ . (5).


1) .الاعراف : ۱۷۹ .

2) .الاسراء : ۹۷ .

3) .طه : ۱۲۴ .

4) .هكذا جاءت العبارة في الطبعة المعتمدة للمصدر . وفي طبعةٍ اُخرى وبعض نسخ مستدرك الوسائل : «فإن كان في ذلك الزمان ذئبا وإلّا أكلته الذئاب» بدل «يقول لذلك .. الذئاب» ، والظاهر أنّه الصواب .

5) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۴۶ عن عبد اللّه بن مسعود ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۳۳۰ ح ۱۴۲۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۹۸ ح ۱ .

۷ / ۴ كورى و گنگى و كرى

۷ / ۴كورى و گنگى و كرىقرآن«ما بسيارى از جنّيان و انسان‌ها را براى جهنّم آفريديم . آنان ، دل‌هايى دارند كه با آن نمى‌انديشند ، و چشمانى دارند كه با آن نمى‌بينند ، و گوش‌هايى دارند كه با آن نمى‌شنوند . آنان ، همانند چارپايان‌اند ؛ بلكه بدتر . آنان ، همان غافلان‌اند» .

«روز قيامت ، آنها را كور و لال و كَر ، محشور مى‌كنيم . جايگاهشان ، جهنّم است . هر گاه شعله‌اش آرام شود ، آن را شعله‌ور مى‌كنيم» .

«او را در قيامت ، كور محشور مى‌كنيم» .

حديث۱۴۳۸.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى پسر مسعود! زمانى بر مردم مى‌آيد كه شكيبا بر دين خود ، مانند كسى است كه اخگرى را در كف خويش گرفته باشد . به آن زمان مى‌گويد : در آن زمان ايشان بايد گرگ باشد ، و گرنه گرگ‌ها او را مى‌خورند .

اى پسر مسعود! عالمان و فقيهان آنان ، خيانتكار و نابكارند . آنان بدترين خلق خدا هستند . همچنين پيروان آنها و كسانى كه نزد آنها مى‌روند و از ايشان چيز مى‌گيرند و دوستشان مى‌دارند و با آنان همنشينى و مشورت مى‌كنند ، بدترين خلق خدايند . خداوند ، همه آنان را به آتش جهنّم مى‌برد : «كرند ، لال‌اند ، كورند . پس باز نمى‌گردند» ، «و روز قيامت ، آنان را كور و لال و كر ، به روى چهره‌شان در افتاده ، محشور مى‌كنيم . جايگاهشان دوزخ است . هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند ، شراره‌اى [تازه ]بر ايشان مى‌افزاييم» «هر چه پوستشان بسوزد ، پوست‌هاى ديگرى بر جايش مى‌نهيم تا عذاب را بچشند» «چون در آن جا افكنده شوند ، از آن خروشى مى‌شنوند ، در حالى كه مى‌جوشد . نزديك است كه از خشم ، شكافته شود» «هر بار بخواهند از شدّت غم ، از آن بيرون آيند ، در آن باز گردانيده مى‌شوند و [به آنان گفته مى‌شود : ]بچشيد

عذاب آتش سوزان را» . «براى آنها در آن جا ناله‌اى زار است و در آن جا چيزى نمى‌شنوند» . ادّعا مى‌كنند كه بر دين و سنّت و روش و احكام من هستند ، در حالى كه آنان از من بيزارند و من از آنها بيزارم .

.

۱۴۳۹.الإقبال عن أبي عمرو محمّد بن محمّد بن نصر السكوني الإمام الباقر عليه السلام ـ لِعَمرِو بنِ ثابِتٍ ـ : إنَّ أهلَ النّارِ يَتَعاوَونَ فيها كَما يَتَعاوَى الكِلابُ وَالذِّئابُ مِمّا يَلقَونَ مِن ألَمِ العَذابِ ، ما ظَنُّكَ يا عَمرُو بِقَومٍ «لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا» ، عِطاشٍ فيها جِياعٍ ، كَليلَةٍ أبصارُهُم ، صُمٍّ بُكمٍ عُميٍ ، مُسوَدَّةٍ وُجوهُهُم ، خاسِئينَ فيها نادِمينَ ، مَغضوبٍ عَلَيهِم فَلا يُرحَمونَ ، ومِنَ العَذابِ لا يُخَفَّفُ عَنهُم ، وفِي النّارِ يُسجَرونَ (1)، ومِنَ الحَميمِ يَشرَبونَ ، ومِنَ الزَّقّومِ يَأكُلونَ ، وبِكَلاليبِ النّارِ يُخطَمونَ (2)، وبِالمَقامِعِ يُضرَبونَ ، وَالمَلائِكَةُ الغِلاظُ الشِّدادُ لايَرحَمونَ ، فَهُم فِي النّارِ يُسحَبونَ عَلى وُجوهِهِم ، ومَعَ الشَّياطينِ يُقرَنونَ ، وفِي الأَنكالِ وَالأَغلالِ يُصفَدونَ ، إن دَعَوا لَم يُستَجَب لَهُم ، وإن سَألَوا حاجَةً لَم تُقضَ لَهُم!! هذِهِ حالُ مَن دَخَلَ النّارَ . (3)۱۴۴۰.الإمام الرضا عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : فَاتَّقُوا اللّه‌َ وكُفُّوا ألسِنَتَكُم إلّا مِن خَيرٍ ، وإيّاكُم أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزُّورِ والبُهتانِ والإثمِ والعُدوانِ ، فَإنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّه‌ُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ ، كانَ خَيرا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِهِ ، فَإنَّ زَلَقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ اللّه‌ُ وما يَنهى عَنهُ مَرداةٌ لِلعَبدِ عِندَ اللّه‌ِ ، ومَقتٌ مِنَ اللّه‌ِ وصَمٌّ وعَميٌ وبَكَمٌ يُورِثُهُ اللّه‌ُ إيّاهُ يَومَ القِيامَةِ ، فَتَصيروا كَما قالَ اللّه‌ُ : «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» (4)يعني لا يَنطِقونَ «وَ لَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ» (5). (6).


1) .يُسجَرُون : أي يُقذفون فيها ويوقد عليهم (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۸۲۰ «سجر») .

2) .الخِطَام : هو الحَبْل الذي يُقاد به البعير (النهاية : ج ۲ ص ۵۱ «خطم») .

3) .الأمالي للصدوق : ص ۶۵۱ ح ۸۸۶ عن عمرو بن ثابت ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۵۷ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۱ ح ۳ .

4) .. البقرة : ۱۸ .

5) .. المرسلات : ۳۶ .

6) .الكافي : ج ۸ ص ۳ ح ۱ عن إسماعيل بن مخلّد السرّاج ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۱۱ ح ۹۳ .

۱۴۴۱.مسند ابن حنبل عن أبي هريرة : امام باقر عليه السلام ـ به عمرو بن ثابت ـ : اهل آتش، از درد عذابى كه مى‌كشند، در دوزخ مانند سگ‌ها و گرگ‌ها زوزه مى‌كشند. چه مى‌پندارى ـ اى عمرو ـ در باره گروهى كه «نه فرمان مرگشان مى‌رسد تا بميرند و نه از عذابشان در آتش كاسته مى‌شود» ؟! در آن ، تشنه و گرسنه‌اند . چشمانشان ناتوان گشته است . كر و لال و كورند . سيه‌رويند . در آن جا مطرود و زبون و پشيمان اند. مورد خشم‌اند و هيچ رحمى به آنان نمى‌شود . در عذابشان دمى تخفيف داده نمى‌شود ؛ [بلكه] آتش آنان، بى وقفه شعله مى‌كشد . از آب جوشان مى‌نوشند و از زقّوم مى‌خورند . با چنگك‌هاى آتشين مهار مى‌شوند و با گرز كوفته مى‌شوند . فرشتگان دژخيم درشت‌خوى ، به آنان رحم نمى‌كنند و در آتش ، آنان را به رو در افتاده ، مى‌كشند . با شيطان‌ها به يك بند كشيده مى‌شوند و آنان را به كُند و زنجير مى‌بندند. اگر دعا كنند، دعايشان پذيرفته نمى‌شود و اگر چيزى بخواهند ، درخواستشان برآورده نمى‌گردد . اين است حال و روز كسى كه وارد آتش دوزخ گردد .۱۴۴۲.الإمام الرضا عليه السلام ـ في بَيانِ حِكمَةِ جُ امام صادق عليه السلام : از خدا بترسيد و زبان‌هايتان را جز از خير ، نگه داريد . مبادا زبان‌هايتان را به سخن دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بلغزانيد ؛ زيرا اگر زبان‌هايتان را از آنچه خدا ناخوش مى‌دارد و شما را از آن نهى كرده است ، نگه داريد ، اين از نظر پروردگارتان براى شما بهتر است از اين كه زبان‌هايتان را به آن چيز بلغزانيد ؛ چرا كه حركت دادن زبان به آنچه خداوند آن را ناخوش مى‌دارد و

شما را از آن نهى مى‌كند ، از نظر خداوند ، موجب هلاكت بنده و مايه خشم خداست ، و خداوند در روز قيامت ، آن بنده را كر و كور و لال مى‌گرداند و چنان مى‌شويد كه خداوند فرموده است : «كرند ، لال‌اند ، كورند . پس نمى‌فهمند» يعنى سخن نمى‌گويند «و رخصت نمى‌يابند تا پوزش بخواهند» . .

. .

. .

الفَصلُ الثّامِنُ: مَعيشَةُ أهلِ النّارِ۸ / ۱لِباسُهُمالكتاب«سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَ تَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ». (1)

الحديث۱۵۶۳.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ» ـ : هُوَ الصُّفرُ الحارُّ الذائِبُ ، يَقولُ : اِنتَهى حَرُّهُ (2)، يَقولُ اللّه‌ُ : «وَ تَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ» سُربَلوا ذلِكَ الصُّفرَ فَتَغشَى وُجوهَهُمُ النّارُ. (3)۱۵۶۲.عنه عليه السلام : الكافي عن حذيفة بن منصور : كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام بِالحيرَةِ ، فَأَتاهُ رَسولُ أبي جَعفَرٍ الخَليفَةِ يَدعوهُ . فَدَعا بِمِمطَرٍ أحَدُ وَجهَيهِ أسوَدُ وَالآخَرُ أبيَضُ فَلَبِسَهُ ، ثُمَّ قالَ

أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : أما إنّي ألبَسُهُ وأنَا أعلَمُ أنَّهُ لِباسُ أهلِ النّارِ (4). (5).


1) .إبراهيم : ۵۰.

2) .انتهى الأمر : بلغ نهايته وهي أقصى ما يمكن أن يبلغه (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۴۲ «نهي»).

3) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۷۲ عن أبي الجارود ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۸ ح ۲۳.

4) .الكافي : ج ۶ ص ۴۴۹ ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۵۲ ح ۷۷۱ ، علل الشّرائع : ص ۳۴۷ ح ۴ وفيهما «أبي العبّاس» بدل «أبي جعفر» ، بحارالأنوار : ج ۴۷ ص ۴۵ ح ۶۱ .

5) .في مصباح الفقيه : ج ۲ ق ۱ ص ۱۶۲ «ظاهرٌ أنَّ ذلِكَ مِن حَيثُ السَّوادِ لا خُصوصِيَّةِ المِمطَرِ كَما يُؤَيِّدُ ذلِكَ سائِرُ الأَخبارِ ، وسَوقُ التَّعبيرِ يَشهَدُ بِكَونِ لُبسِهِ مِن بابِ الضَّرورَةِ» .

فصل هشتم : زندگى اهل آتش
۸ / ۱ پوشاك آنان

فصل هشتم : زندگى اهل آتش۸ / ۱پوشاك آنانقرآن«جامه‌هايشان از قَطران است ، و آتش ، چهره‌هايشان را فرا مى‌گيرد».

حديث۱۵۵۵.الإمام الحسين عليه السلام : امام باقر عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال كه: «جامه‌هايشان از قطران است» ـ : آن (قَطران) ، مسِ داغِ ذوب شده است كه به نهايت درجه داغى رسيده است. خداوند مى‌فرمايد: «و چهره‌هايشان را آتش فرا مى‌گيرد» . آن مس را بر تن پوشيده‌اند و آتش[ـِ آن] ، چهره‌هايشان را فرا مى‌گيرد.۱۵۵۴.الإمام الحسن عليه السلام : الكافى ـ به نقل از حذيفة بن منصور ـ : در حيره، خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه فرستاده خليفه ابو جعفر [منصور دوانيقى] آمد و ايشان را [به نزد منصور ]فرا خواند . امام عليه السلام [آماده سفر شد و] فرمود تا برايش بارانى‌اى آوردند كه يك روى آن ، سياه بود و روى ديگرش سفيد. آن را پوشيد و سپس فرمود: «اين را

مى‌پوشم ، با آن كه مى‌دانم جامه اهل آتش است» . (1)

.


1) .در مصباح الفقيه (ج ۲ ق ۱ ص ۱۶۲) آمده است: اين سخن امام عليه السلام ، ظاهرا به جهت سياه بودن آن بارانى بوده و نه ويژگىِ بارانى بودنش . مؤيّد اين سخن، ديگر احاديث است. نحوه بيان امام عليه السلام نيز گواه آن است كه پوشيدن آن بارانى ، از باب ضرورت بوده است .

۱۵۵۳.عنها عليهاالسلام : الكافي عن محسن بن أحمد عمّن ذكره عن الإمام الصّادق عليه السلام ، قال : قُلتُ لَهُ : اُصَلّي فِي القَلَنسُوَةِ السَّوداءِ؟ فَقالَ : لا تُصَلِّ فيها ؛ فَإِنَّها لِباسُ أهلِ النّارِ. (1)۱۵۵۲.فاطمة عليهاالسلام : الإمام الصّادق عليه السلام ـ فِي الرَّجُلِ يُصَلّي وعَلَيهِ خاتَمُ حَديدٍ ـ : لا ، ولا يَتَخَتَّمُ بِهِ الرَّجُلُ؛ فَإِنَّهُ مِن لِباسِ أهلِ النّارِ. (2)۸ / ۲طَعامُهُمالكتاب«هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ * وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ * تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً * تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ ءَانِيَةٍ * لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إلَّا مِن ضَرِيعٍ * لَا يُسْمِنُ وَ لَا يُغْنِى مِن جُوعٍ». (3)

«فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَـهُنَا حَمِيمٌ * وَلَا طَعَامٌ إلَّا مِنْ غِسْلِينٍ» . (4)

«إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ * كَالْمُهْلِ يَغْلِى فِى الْبُطُونِ * كَغَلْىِ الْحَمِيمِ * خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَآءِ الْجَحِيمِ * ثُمَّ صُبُّواْ فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ * ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ * إِنَّ هَـذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ». (5)

«أَذَ لِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ * إِنَّا جَعَلْنَـهَا فِتْنَةً لِّلظَّــلِمِينَ * إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِى أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَـلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَـطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَأَكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئونَ مِنْهَا الْبُطُونَ» . (6)

«ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ * لَاكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ * فَمَالِئونَ مِنْهَا الْبُطُونَ * فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ * فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ * هَـذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ». (7)

«إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا * وَ طَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَ عَذَابًا أَلِيمًا». (8)

.


1) .الكافي : ج ۳ ص ۴۰۳ ح ۳۰ ، تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۲۱۳ ح ۸۳۶ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۵۱ ح ۷۶۶ ، علل الشّرائع : ص ۳۴۶ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۲ ح ۸۱ .

2) .تهذيب الأحكام : ج ۲ ص ۳۷۲ ح ۱۵۴۸ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۲۵۳ ح ۷۷۴ ، علل الشّرائع : ص ۳۴۸ ح ۱ كلّها عن عمّار بن موسى الساباطي ، بحارالأنوار : ج ۸۳ ص ۲۵۰ ح ۱۵.

3) .الغاشية : ۱ ـ ۷.

4) .الحاقة : ۳۵ و ۳۶ .

5) .الدّخان : ۴۳ ـ ۵۰.

6) .الصافات : ۶۲ ـ ۶۶ .

7) .الواقعة : ۵۱ ـ ۵۶.

8) .المزّمّل : ۱۲ و ۱۳.

۸ / ۲ خوراك آنان

۱۵۴۲.عنه صلى الله عليه و آله ـ مِن دُعائِهِ يَومَ ال الكافى ـ به نقل از محسن بن احمد ، از كسى كه نام او را برده است ، از امام صادق عليه السلام ـ : از ايشان پرسيدم : آيا با عرقچين سياه ، نماز بخوانم؟ فرمود : با آن نماز مگزار ؛ زيرا جامه اهل آتش است .۱۵۴۱.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام ـ در اين باره كه آيا جايز است مرد با انگشترى آهنى نماز بخواند ـ : نه، و نبايد مرد ، چنين انگشترى را به دست كند ، زيرا آن (آهن) ، پوشش اهل آتش است .۸ / ۲خوراك آنانقرآن«آيا خبر «غاشيه» به تو رسيده است؟ در آن روز ، چهره‌هايى زبون‌اند كه تلاش كرده و رنج برده‌اند. [ناچار] در آتشى سوزان در آيند. از چشمه‌اى داغ نوشانيده مى‌شوند. خوراكى جز خار خشك ندارند كه نه فربه مى‌كند و نه گرسنگى را باز مى‌دارد».

«در آن روز ، آن جا ، برايش دوستى صميمى نيست ، و غذايى جز چرك و خون نيست» .

«آرى، درخت زقّوم، خوراك گناه‌پيشه است. چون مس گداخته ، در شكم‌ها مى‌گدازد ، همانند جوشش آب جوشان . او را بگيريد و به ميان دوزخش كشانيد. آن گاه ، از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ريزيد. [به او بگوييد :] بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى! اين است همان چيزى كه در باره آن ترديد مى‌كرديد».

«آيا از نظر پذيرايى ، اين بهتر است يا درخت زقّوم؟! در حقيقت، ما آن را براى ستمگران [ مايه آزمايش و ]عذابى گردانيديم. آن، درختى است كه از قعر آتش سوزان مى‌رويد . ميوه‌اش گويى چون كلّه‌هاى شياطين است . پس [ دوزخيان ]حتماً از آن مى‌خورند و شكم‌ها را از آن پر مى‌كنند» .

«آن گاه شما ـ اى گم‌راهان دروغ‌پرداز ـ قطعا از درختى از زقّوم خواهيد خورد و از آن ، شكم‌هايتان را خواهيد آكند و روى آن از آب جوش مى‌نوشيد ، مانند نوشيدن اشتران تشنه. اين است پذيرايى آنان در روز جزا».

«در حقيقت، پيش ما زنجيرها و دوزخ است ، و غذايى گلوگير و عذابى پردرد».

.

الحديث۱۵۳۰.البلد الأمين : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الضَّريعُ شَيءٌ يَكونُ فِي النّارِ شِبهُ الشَّوكِ ، أمَرُّ مِنَ الصَّبِرِ ، أنتَنُ مِنَ الجيفَةِ ، و أشَدُّ حَرّا مِنَ النّارِ ، سَمّاهُ اللّه‌ُ الضَّريعَ. إذا طَعِمَهُ صاحِبُهُ لا يَدخُلُ البَطنَ ولا يَرتَفِعُ إلَى الفَمِ ، فَيَبقى بَينَ ذلِكَ ، ولا يُغني مِن جوعٍ. (1)۱۵۲۹.عنه صلى الله عليه و آله : سنن التّرمذي عن ابن عبّاس : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قَرَأَ هذِهِ : «اِتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» ، قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : لو أنَّ قَطرَةً مِنَ الزَّقّومِ قُطِرَت في دارِ الدُّنيا لَأَفسَدَت عَلى أهلِ الدُّنيا مَعايِشَهُم ، فَكَيفَ بِمَن يَكونُ طَعامُهُ؟! (2).


1) .الفردوس : ج ۲ ص ۴۳۴ ح ۳۹۰۵ ، تفسير القرطبي : ج ۲۰ ص ۳۰ ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۲۶ وليس فيها ذيله منّ «إذا طعمه صاحبه...» وكلّها عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۱۶۹.

2) .سنن التّرمذي : ج ۴ ص ۷۰۶ ح ۲۵۸۵ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۶ ح ۴۳۲۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۶۴۴ ح ۲۷۳۵ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۱۱ ح ۷۴۷۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۹۰ ح ۳۶۸۶ ، البعث والنّشور : ص ۳۰۲ ح ۵۴۳ ، المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۵۷ ح ۱۱۰۶۸ ، مسند الطيالسي : ص ۳۴۴ ح ۲۶۴۳ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۸۸.

حديث۱۵۲۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ضريع، (1)چيزى است در آتش ، كه شبيه خار است و از صبر زرد، تلخ‌تر و از مردار ، متعفّن‌تر و از آتش ، داغ‌تر است. خداوند ، آن را ضريع ناميده است. چيزى است كه هر گاه شخصى آن را بخورد ، نه به شكم فرو مى‌رود و نه به دهانْ بالا مى‌آيد ؛ بلكه در بين آن دو مى‌ماند و گرسنگى را برطرف نمى‌كند.۱۵۲۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : سنن التِّرمِذى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را خواند: «از خدا چنان كه سزامند پرواست ، پروا بداريد و جز مسلمان نميريد» و فرمود: «اگر قطره‌اى از زقّوم در دنيا بچكد ، زندگىِ مردم دنيا را بر آنان تباه مى‌گرداند . پس چگونه است حال كسى كه خوراكش زقّوم باشد؟!» . .


1) .خارِ سُمّ، يا شبرق .

۱۵۲۵.المحاسن عن سعيد بن المسيّب عن رسول اللّه صلى الله رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ دَلوا صُبَّ مِن غِسْلينٍ (1)في مَطلَعِ الشَّمسِ ، لَغَلَت مِنهُ جَماجِمُ مَن في مَغرِبِها. (2)۱۵۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ دَلوا مِن غَسّاقٍ (3)يُهراقُ فِي الدُّنيا لَأَنتَنَ أهلَ الدُّنيا. (4)۱۵۲۳.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ دَلوا مِنَ الغَسّاقِ يُهراقُ فِي الدُّنيا ما أقَلَّهُ الثَّقَلانِ. (5)راجع : ص ۱۵۲ (الفصل الخامس : مواصفات جهنّم / أشجار جهنم) .

۸ / ۳شَرابُهُمالكتاب«وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَ عَذَابٌ أَلِيم بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ». (6)

«وَ سُقُواْ مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَآءَهُمْ». (7)

«وَ اسْتَفْتَحُواْ وَ خَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ * مِّن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاءٍ صَدِيدٍ * يَتَجَرَّعُهُ وَ لَا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِن وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ». (8)

«وَ أَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ * وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ». (9)

راجع : الأنعام : ۷۰ ؛ الكهف : ۱۹ ؛ الصافات : ۶۷ ؛ ص : ۵۶ ، ۵۷ ؛ الواقعة : ۴۲ ، ۵۴ ، ۵۵ ؛ النبأ : ۲۱ ـ ۲۵ ؛ الغاشية : ۴ ، ۵ .

.


1) .الغِسلين : ما يَسيل من جلود أهل النار ؛ كالقَيح وغيره ، وقيل : ما انغَسَلَ من لحوم أهل النّار ودمائهم . وقال الكلبي : هو ما أنضجَت النار من لحومهم وسقط أكلوه . وقال الضحاك : الغِسلينِ والضريع شجرٌ في النار (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۴۹۵ «غسل») .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۳ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۰ ح ۲۶۶۱ كلاهما عن أبي ذرّ ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۸۲ ح ۳ .

3) .غَسّاق : ما يَغْسَقُ من صديد أهل النّار ، أي يسيل (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۳۱۹ «غسق») .

4) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۶ ح ۲۵۸۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۸ ح ۱۱۲۳۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۴ ح ۸۷۷۹ ، مسند أبي يعلي : ج ۲ ص ۱۳۱ ح ۱۳۷۶ ، الزّهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۹۰ ح ۳۱۶ ، تفسير الطّبري : ج ۱۲ الجزء ۲۳ ص ۱۷۸ ، كلّها عن أبي سعيد ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۳ ح ۳۹۴۸۶ .

5) .الفردوس : ج ۳ ص ۳۶۷ ح ۵۱۱۶ عن أبي سعيد الخدري.

6) .يونس : ۴.

7) .محمّد : ۱۵.

8) .إبراهيم : ۱۵ ـ ۱۷.

9) .الواقعة : ۹۲ ـ ۹۴.

۸ / ۳ نوشيدنى آنان

۱۵۱۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر يك سطل از چركاب دوزخيان در مشرق زمين ريخته شود ، كاسه سر كسانى كه در مغرب زمين هستند، از آن به جوش مى‌آيد .۱۵۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر يك سطل از زردآب بدن دوزخيان در دنيا ريخته شود، همه مردم دنيا را متعفّن مى‌سازد.۱۵۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر سطلى از زردآب بدن دوزخيان در دنيا ريخته شود ، جنّ و انس نمى‌توانند آن را بر دارند.

ر . ك : ص ۱۵۳ (فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم / درختان جهنّم) . ۸ / ۳نوشيدنى آنانقرآن«و كسانى كه كافر شدند، به سزاى كفرشان، شربتى از آب جوشان و عذابى پردرد خواهند داشت».

«آبى جوشان نوشانده مى‌شوند كه روده‌هايشان را از هم فرو پاشد».

«و [پيامبران از خدا] گشايش خواستند و [سرانجام] هر زورگوى لجوجى نوميد شد. دوزخ پيش روى اوست و به او آبى از خونِ آميخته به چرك نوشانده مى‌شود. آن را جرعه جرعه مى‌نوشد و نمى‌تواند آن را فرو بَرَد و مرگ از هر سويى به جانبش مى‌آيد ؛ ولى نمى‌ميرد و عذاب سخت به دنبال دارد».

«و امّا اگر از دروغزنان گم‌راه باشد ، پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد و [با] افتادن در آتش افروخته» .

ر . ك : انعام : آيه ۷۰ ؛ كهف : آيه ۱۹ ؛ صافّات : آيه ۶۷ ؛ ص : آيه ۵۶ و ۵۷ ؛ واقعه : آيه ۴۳ و ۵۴ و ۵۸ ؛ نبأ : آيه ۲۱ - ۲۵ ؛ غاشيه : آيه ۴ و ۵ .

.

الحديث۱۵۰۱.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَيُسْقَى مِن مَّاءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُهُ» ـ : يُقَرَّبُ إلى فيهِ فَيَكرَهُهُ ، فَإِذا اُدنِيَ مِنهُ شَوى وَجهَهُ وَوَقَعَت فَروَةُ رَأسِهِ ، فَإِذا شَرِبَهُ قَطَّعَ أمعاءَهُ حَتّى تَخرُجُ مِن دُبُرِهِ ، يَقولُ اللّه‌ُ : «وَ سُقُواْ مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ» ويقول : «وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ» . (1)۱۵۰۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «كَالْمُهْلِ» ـ : كَعَكَرِ (2)الزَّيتِ ، فَإِذا قَرَّبَهُ إلى وَجهِهِ سَقَطَت فَروَةُ وَجهِهِ فيهِ . (3)۱۴۹۹.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ الحَميمَ (4)لَيُصَبُّ عَلى رُؤوسِهِم فَيَنفُذُ الحَميمُ حَتّى يَخلُصَ إلى جَوفِهِ ،

فَيَسلُتُ ما في جَوفِهِ حَتّى يَمرُقَ مِن قَدَمَيهِ وهُوَ الصَّهَرُ ، ثُمَّ يُعادُ كَما كانَ . (5).


1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۵ ح ۲۵۸۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۳۰۰ ح ۲۲۳۴۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۳۸۲ ح ۳۳۳۹ ، المعجم الكبير : ج ۸ ص ۹۰ ح ۷۴۶۰ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۶۳ ح ۹۲۴ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۹ ح ۳۱۴ ، كلّها عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۲۸ ح ۳۰۰۲ ؛ التبيان في تفسير القرآن : ج ۶ ص ۲۸۴ ، مجمع البيان : ج ۶ ص ۴۷۴ عن أبي اُمامة ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۴۴.

2) .العَكَر : دُرْدِيّ الزيت ودُرْدِيّ النبيذ ونحوه مما خَثَرَ ورسب (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۲۵۲ «عكر») .

3) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۴ ح ۲۵۸۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۴۱ ح ۱۱۶۷۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۱۴ ح ۷۴۷۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۴۴ ح ۳۸۵۰ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۲۹ ح ۱۳۷۰ ، الزّهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۹۰ ح ۳۱۶ ، كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۵ ح ۳۹۵۰۰ .

4) .الحَمِيمْ : الماء الحار الشديد الحرارة يُسقي منه أهل النار ، أو يُصبّ على أبدانهم (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۴۶۰ «حمم») .

5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۵ ح ۲۵۸۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۹ ح ۸۸۷۳ وفيه إلى «قدميه» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۲۰ ح ۳۴۵۸ ، الزّهد لابن حنبل : ۲۷ وفيها «الجمجمة» بدل «الحميم» ، الزّهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۹ ح ۳۱۳ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۹ ح ۳۹۵۱۵ .

حديث۱۴۹۷.المعجم الأوسط عن زيد بن أرقم : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى بزرگ : «و به او آبى از خونِ آميخته به چرك نوشانده مى‌شود. آن را جرعه جرعه مى‌نوشد» ـ : [آن نوشيدنى،] نزديك دهانش برده مى‌شود و او آن را ناخوش مى‌دارد . چون به نزديكش برده شد ، چهره‌اش را بريان مى‌كند و پوست سرش مى‌افتد، و همين كه آن را نوشيد ، روده‌هايش را از هم فرو مى‌پاشد ، به گونه‌اى كه از مخرجش بيرون مى‌آيد. خداوند مى‌فرمايد: «و آبى جوشان نوشانده مى‌شوند و روده‌هايشان را از هم فرو مى‌پاشد» و مى‌فرمايد: «و اگر فريادرسى جويند ، با آبى چون مسِ گداخته يارى مى‌شوند كه چهره‌ها را بريان مى‌كند ؛ چه بد نوشيدنى‌اى است!» .۱۴۹۶.الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال : «چون مُهل» ـ : [مُهل،] چيزى است مانند دُردىِ روغن زيتون و هر گاه آن را به صورتش نزديك كند ، پوست صورتش در آن [ظرف پر از مُهل] مى‌افتد.۱۴۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في مَوعِظَتِهِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جوشاب بر سر آنان ريخته مى‌شود و آن جوشاب در سرشان فرو مى‌رود تا به شكمشان مى‌رسد و آنچه را درون آن است ، ذوب مى‌كند و از

پاهايش خارج مى‌شود ـ و اين ، همان «صَهَر (موادّ مذاب)» است ـ و دوباره از نو آغاز مى‌شود. .

۱۴۹۴.الإمام الباقر عليه السلام عن جابر بن عبد اللّه ال عنه صلى الله عليه و آله : لَعَنَ اللّه‌ُ الخَمرَ وغارِسَها وعاصِرَها وشارِبَها... مَن شَرِبَها لَم يَقبَلِ اللّه‌ُ لَهُ صَلاةً أربَعينَ يَوما ، فَإِن ماتَ وفي بَطنِهِ شَيءٌ مِن ذلِكَ كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ عز و جل أن يَسقِيَهُ مِن طينَةِ خَبالٍ ؛ وهِيَ صَديدُ أهلِ النّارِ وما يَخرُجُ مِن فُروجِ الزُّناةِ ، فَيَجتَمِعُ ذلِكَ في قُدورِ جَهَنَّمَ فَيَشرَبُهُ أهلُ النّارِ ، فَيُصهَرُ بِهِ ما في بُطونِهِم وَالجُلودُ. (1)۱۴۹۳.الأمالي عن أبي الصلت الهروي : الخصال عن أبي موسى الأشعري : قالَ رسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يَدخُلونَ الجَنَّةَ : مُدمِنُ خَمرٍ ، ومُدمِنُ سِحرٍ ، وقاطِعُ رَحِمٍ . ومَن ماتَ مُدمِنَ خَمرٍ سَقاهُ اللّه‌ُ عز و جل مِن نَهرِ الغُوطَةِ .

قيلَ : وما نَهرُ الغُوطَةِ؟

قالَ صلى الله عليه و آله : نَهرٌ يَجري مِن فُروجِ المومِساتِ ، يُؤذي أهلَ النّارِ ريحُهُنَّ . (2)۱۴۹۲.التوحيد عن إسحاق بن راهويه : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ! إنَّ شارِبَ الخَمرِ يَموتُ عَطشانا ، وفِي القَبرِ عَطشانٌ ، ويُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ وهُوَ عَطشانٌ ، ويُنادي : «واعَطَشاهُ» ألفَ سَنَةٍ ، فُيُؤتى بِماءٍ كَالمُهلِ يَشوِي الوُجوهَ بِئسَ الشَّرابُ ، فَيَنضَجُ وَجهُهُ وتَتَناثَرُ أسنانُهُ وعَيناهُ في ذلِكَ الإِناءِ ، فَلَيسَ لَهُ بُدٌّ مِن أن يَشرَبَ فَيُصهَرَ ما في بَطنِهِ . (3).


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۸ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصّدوق : ص ۵۱۱ ح ۷۰۷ ، مجمع البيان : ج ۶ ص ۴۷۴ نحوه وكلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۰۹ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۲۶ ح ۵.

2) .الخصال : ص ۱۷۹ ح ۲۴۳ ، معاني الأخبار : ص ۳۳۰ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۲۹ ح ۱۵؛ مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۱۳۹ ح ۱۹۵۸۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۶۳ ح ۷۲۳۴ وفيهما «مصدّق بالسحر» بدل «مدمن سحر» ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۱ ح ۴۳۸۰۶.

3) .جامع الأخبار : ص ۴۲۲ ح ۱۱۷۰ ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۴۷ ح ۶۴.

۱۴۹۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا لعنت كند شراب را و كِشت كننده [درخت] آن را و افشرنده شراب را و نوشنده‌اش را...! كسى كه آن را بنوشد ، خداوند تا چهل روز نمازش را نمى‌پذيرد و اگر بميرد و قطره‌اى از آن در شكمش باشد ، بر خداوند عز و جل است كه از «طينت خبال» به او بنوشاند و آن ، زردابه بدن دوزخيان و چركابه‌اى است كه از فرج زنان زناكار ، خارج مى‌شود. اينها در ديگ‌هاى جهنّم جمع مى‌شود و اهل آتش آن را مى‌نوشند، و معده و روده‌هاى آنها و پوستشان را ذوب مى‌كند.۱۴۹۰.عنه صلى الله عليه و آله : الخصال ـ به نقل از ابو موسى اشعرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سه كس به بهشت نمى‌روند: باده‌گسار، جادوگر و بُرنده پيوند خويشاوندى. كسى كه باده‌گسار بميرد ، خداوند عز و جل از نهر غوطه به او مى‌نوشاند».

گفته شد: نهر غوطه چيست؟

فرمود: «نهرى است كه از چِركابه فرج‌هاى زنان روسپى جارى مى‌شود و بوى آن ، دوزخيان را آزار مى‌دهد».۱۴۸۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه مرا به حق بر انگيخت ، شرابخوار، تشنه مى‌ميرد و در قبر ، تشنه است . روز قيامت نيز تشنه بر انگيخته مى‌شود و فرياد مى‌زند: واى كه هزار سال است تشنه‌ام!

پس آبى چون مسِ گداخته ـ كه چهره را بريان مى‌كند و بد نوشيدنى‌اى است ـ به او داده مى‌شود و بر اثر آن ، چهره‌اش مى‌پزد و دندان‌ها و چشمانش در آن ظرف مى‌ريزد . او چاره‌اى از نوشيدن آن ندارد [و مى‌نوشد] و هر چه در شكم اوست ، ذوب مى‌شود . .

۱۴۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ كَم مِن مُبَرَّدٍ لَهُ الماءُ وَالحَميمُ يُغلى لَهُ! (1)۱۴۸۷.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ لِرَجُلٍ قالَ : لا إلهَ إلَا اللّه ُ ـ ) الإمام الصّادق عليه السلام : قالَ اللّه‌ُ عز و جل : مَن شَرِبَ مُسكِرا ، أو سَقاهُ صَبِيّا لا يَعقِلُ ؛ سَقَيتُهُ مِن ماءِ الحَميمِ ، مُعَذَّبا أو مَغفورا لَهُ. (2)۸ / ۴مَكانُهُمالكتاب«وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا * إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقَامًا». (3)

«وَ إِذَا أُلْقُواْ مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُّقَرَّنِينَ دَعَوْاْ هُنَالِكَ ثُبُورًا». (4)

الحديث۱۴۴۹.عنه صلى الله عليه و آله : رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ إِذَا أُلْقُواْ مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا» ـ : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! إنَّهُم لَيُستَكرَهونَ فِي النّارِ كَما يُستَكرَهُ الوَتَدُ فِي الحائِطِ. (5)راجع : ص ۱۶۸ (الفصل الخامس : مواصفات جهنم / زفير جهنّم) .

۸ / ۵قَرينُهُمالكتاب«وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ * حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَالَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ * وَ لَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّـلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ». (6)

«أَلْقِيَا فِى جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ * مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ * الَّذِى جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَـهًا ءَاخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِى الْعَذَابِ الشَّدِيدِ * قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَآ أَطْغَيْتُهُ وَ لَـكِن كَانَ فِى ضَـلَالِ بَعِيدٍ * قَالَ لَا تَخْتَصِمُواْ لَدَىَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ * مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ مَا أَنَا بِظَـلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ». (7)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ج ۲۰ ص ۳۱۳ ح ۵۹۷.

2) .الكافي : ج ۶ ص ۳۹۷ ح ۷ عن عجلان أبي صالح ، وسائل الشيعة : ج ۱۷ ص ۲۴۶ ح ۳۱۹۵۹.

3) .الفرقان : ۶۵ و ۶۶.

4) .الفرقان : ۱۳.

5) .الدّر المنثور : ج ۶ ص ۲۴۰ نقلاً عن ابن أبي حاتم عن يحيى بن أبي اُسيد ؛ مجمع البيان : ج ۷ ص ۲۵۷ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۵۵ .

6) .الزخرف : ۳۶ ـ ۳۹.

7) .ق : ۲۴ ـ ۲۹.

۸ / ۴ جايگاه آنان
۸ / ۵ هم بند آنان

۱۴۵۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در حكمت‌هاى منسوب به ايشان ـ : بسا نوشنده آب خنكى [در دنيا] كه جوشاب[ـِ جهنّم] برايش مى‌جوشد!۱۴۵۷.الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل فرمود: «هر كس نوشيدنىِ مست كننده‌اى بنوشد و يا آن را به طفلى نادان بنوشاند ، از آب جوشان[ـِ دوزخ] به او مى‌نوشانم ، چه اهل عذاب باشد و چه آمرزيده» .۸ / ۴جايگاه آنانقرآن«و كسانى كه مى‌گويند: پروردگارا ! عذاب جهنّم را از ما باز گردان ، كه عذابش دائمى است. در حقيقت، بد قرارگاه و جايگاهى است».

«و چون آنان را در تنگنايى از آن به زنجير كشيده بيندازند، آن جاست كه مرگ را مى‌خواهند».

حديث۱۴۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال : «و چون آنان را در تنگنايى بيندازند» ـ : سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، آنان را به زور در آتش مى‌افكنند، چنان كه ميخ را به زور در ديوار مى‌كوبند.

ر . ك : ص ۱۶۹ (فصل پنجم : ويژگى‌هاى جهنّم / خروش جهنّم) . ۸ / ۵هم‌بند آنانقرآن«و هر كه از ياد خداى مهربان دل بگرداند ، شيطانى بر او مى‌گماريم تا هم‌بندى براى وى باشد. و مسلّما آنها ايشان را از راه باز مى‌دارند و آنها مى‌پندارند كه راه‌يافتگان‌اند. تا آن گاه كه او [با هم‌بندش] به حضور ما مى‌آيد ، [خطاب به شيطان] مى‌گويد: «اى كاش ميان من و تو ، فاصله خاور تا باختر بود، كه چه بد هم‌بندى هستى» . و امروز هرگز [پشيمانى] براى شما سود نمى‌بخشد ؛ چون ستم كرديد . در حقيقت ، شما در عذاب ، مشترك خواهيد بود».

«[به آن دو فرشته خطاب مى‌شود:] هر كافر سرسختى را در جهنّم فرو افكنيد ؛ هر باز دارنده از خيرى، هر متجاوز شكّاكى را كه با خداوند ، خدايى ديگر قرار داد . او را در عذاب شديد فرو افكنيد. [شيطانِ ]هم‌بندش مى‌گويد: «پروردگارا! من او را به عصيان وا نداشتم ؛ بلكه خودش در گم‌راهىِ دور و درازى بود». [خدا ]مى‌فرمايد: «در پيشگاه من ، با يكديگر مستيزيد كه از پيش ، به شما هشدار داده بودم. پيش من ، حكم ، دگرگون نمى‌شود و من نسبت به بندگانم ستمكار نيستم» .

.

الحديث۱۴۷۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن سَرَدَ اسمَهُ مَعَ إمامٍ جائِرٍ كانَ قَرينَهُ فِي النّارِ . (1)۱۴۷۲.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن خَفَّ لِسُلطانٍ جائرٍ في حاجَةٍ كانَ قَرينَهُ فِي النّارِ . (2)۱۴۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : مَن لا يَسكُنُ الجَنَّةَ فَبَشِّرهُ بِعَذابٍ أليمٍ ، وخِزيٍ مُقيمٍ ، وأكبالٍ ومَقامِعَ ، وسَلاسِلَ طِوالٍ ، ومُقَطَّعاتِ النّيرانِ ، ومُقارَنَةِ كُلِّ شَيطانٍ . (3)۱۴۷۴.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : أفَرَأَيتُم جَزَعَ أحَدِكُم مِنَ الشَّوكَةِ تُصيبُهُ ، وَالعَثرَةِ تُدميهِ ، وَالرَّمضاءِ تُحرِقُهُ؟ فَكَيفَ إذا كانَ بَينَ طابِقَينِ مِن نارٍ ، ضَجيعَ حَجَرٍ ، وقَرينَ شَيطانٍ؟! (4)۱۴۷۵.الإمام الكاظم عليه السلام : تفسير القمّي : في رِوايَةِ أبي الجارودِ عَن أبي جَعفَرٍ [الباقر] عليه السلام في قَولِهِ : «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» (5)قالَ : أمّا أهلُ الجَنَّةِ فَزُوِّجُوا الخَيراتِ الحِسانِ ، وأمّا أهلُ النّارِ فَمَعَ كُلِّ

إنسانٍ مِنهُم شَيطانٌ . يَعني قُرِنَت نُفوسُ الكافِرينَ وَالمُنافِقينَ بِالشَّياطينِ فَهُم قُرَناؤُهُم . (6)راجع : ص ۲۸۸ (الفصل العاشر : عوامل دخول النار / الرّكون إلى الظّالم) .

.


1) .الفردوس : ج ۳ ص ۵۲۶ ح ۵۶۴۲ عن ابن مسعود .

2) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۱ عن عبد اللّه بن عبّاس ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۶۵ ح ۵۸ .

3) .بشارة المصطفى : ص ۳۰ عن كميل ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۲۷۶ ح ۱ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۳ ، الدروع الواقية : ص ۲۷۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۶۷ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۰۶ ح ۶۸ .

5) .التكوير : ۷ .

6) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۰۷ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۳ ح ۸۶ .

حديث۱۴۷۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس نام خود را در كنار پيشواى ستمگر بياورد، در آتش با او هم‌بند خواهد بود .۱۴۷۹.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس براى فرمان‌رواى ستمگرى در كارى بشتابد، هم‌بند او در آتش خواهد بود .۱۴۸۰.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : به كسى كه در بهشت ساكن نمى‌شود، نويد ده به عذاب دردناك و خوارىِ پايدار، و به كُندها و گرزها و زنجيرهاى دراز، و به تكّه‌هاى آتش و هم‌بندى با هر شيطانى .۱۵۶۴.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : آيا ديده‌ايد كه هر يك از شما وقتى خارى به او مى‌خَلَد، يا پايش به جايى مى‌خورد و خونى مى‌شود، يا داغى مى‌سوزاندش، چگونه بى‌تابى مى‌كند؟ حال، چگونه خواهد بود آن گاه كه در ميان دو طبقه از آتش باشد و هم‌بستر سنگى و هم‌بند شيطانى؟!۱۵۶۵.عنه عليه السلام : تفسير القمّى ـ به نقل از ابو الجارود ، از امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداى بزرگ: «و آن گاه كه جان‌ها جفت گردانيده شوند» ـ : بهشتيان با زنان نكوخوى زيبا ، جفت گردانيده مى‌شوند، و دوزخيان ، با هر نفرشان يك اهريمن هم‌بند مى‌شود . يعنى

جان‌هاى كافران و منافقان ، با اهريمنان به يك بند ، بسته مى‌شود . پس، آنها هم‌بند ايشان‌اند .

ر . ك : ص ۲۸۹ (فصل دهم : آنچه به دخول دوزخ مى‌انجامد / گرايش به ستمگر) . .

۸ / ۶حَياتُهُمالكتاب«فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى * سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى * وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى * الَّذِى يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى * ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يَحْيَى» . (1)

«إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى» . (2)

«مِن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاءٍ صَدِيدٍ * يَتَجَرَّعُهُ وَ لَا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِن وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ» . (3)

الحديث۱۵۷۳.الإمام عليّ عليه السلام ـ في صِفَةِ القائِمِ عل صحيح مسلم عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ... أمّا أهلُ النّارِ الَّذينَ هُم أهلُها فَإِنَّهُم لا يَموتونَ فيها ولا يَحيَونَ ، ولكِن ناسٌ أصابَتهُمُ النّارُ بِذُنوبِهِم ـ أو قالَ : بِخَطاياهُم ـ فَأَماتَهُم إماتَةً ، حَتّى إذا كانوا فَحما ، اُذِنَ بِالشَّفاعَةِ ، فَجيءَ بِهِم ضَبائِرَ ضَبائِرَ ، فَبُثّوا عَلى أنهارِ الجَنَّةِ ، ثُمَّ قيلَ : يا أهلَ الجَنَّةِ أفيضوا عَلَيهِم ، فَيَنبُتونَ نَباتَ

الحَبَّةِ تَكونُ في حَميلِ السَّيلِ (4). (5).


1) .الأعلى : ۹ ـ ۱۳ .

2) .طه : ۷۴ .

3) .إبراهيم : ۱۶ و ۱۷ .

4) .حَمِيلُ السَيْل : وهو ما يجيء به السَيل من طين أو غثاء وغيره (النهاية : ج ۱ ص ۴۴۲ «حمل») .

5) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۲ ح ۳۰۶ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۱ ح ۴۳۰۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۴ ح ۱۱۰۷۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۲۹۹ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۸ ح ۲۷۱۳ نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۲ ح ۳۹۵۲۹ .

۸ / ۶ زندگى آنان

۸ / ۶زندگى آنانقرآن«پس پند ده، اگر پند سود مى‌بخشد. آن كس كه بترسد ، به زودى عبرت مى‌گيرد. و نگون‌بخت، خود را از آن ، دور مى‌دارد ؛ همان كس كه در آتش بزرگ درمى‌آيد. آن گاه ، نه در آن مى‌ميرد و نه زندگانى مى‌يابد».

«هر كه به نزد پروردگارش، گنهكار رود ، جهنّم براى اوست كه نه در آن مى‌ميرد و نه زندگانى مى‌يابد».

«[آن كس كه] دوزخ پيش روى اوست و به او از آبى آميخته به خون و چرك نوشانده مى‌شود، آن را جرعه جرعه مى‌نوشد . نمى‌تواند آن را فرو بَرَد، و مرگ از هر طرف به سويش مى‌آيد ؛ ولى نمى‌ميرد و عذابى سنگين به دنبال دارد».

حديث۱۵۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو سعيد خدرى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ : ... امّا اهل آتش كه ساكن آن اند، در آن ، نه مى‌ميرند و نه زنده‌اند ؛ ليكن آتش ، عدّه‌اى را، به سبب گناهانشان ـ يا فرمود: خطاهايشان ـ فرو مى‌گيرد و آنها را مى‌ميراند و هنگامى كه چون زغال شدند، اجازه شفاعت [در حقّ آنان] داده مى‌شود . پس آنان را بسته بسته مى‌آورند و بر [كناره] نهرهاى بهشت مى‌پاشند . آن گاه گفته مى‌شود: «اى اهل بهشت! بر آنان [آبِ زندگى] بپاشيد» و آن [بدن‌هاى زغال شده دوزخى]ها ،

چون دانه كه در گل و لاى سيلاب مى‌رُويد، خواهند روييد .

.

۱۵۸۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ أهلَ النّارِ لَمّا غَلَى الزَّقّومُ وَالضَّريعُ في بُطونِهِم كَغَليِ الحَميمِ سَأَلُوا الشَّرابَ ، فَأُتُوا بِشَرابٍ غَسّاقٍ وصَديدٍ «يَتَجَرَّعُه وَ لَا يَكَادُ يُسِيغُه وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِن وَرَآئِه عَذَابٌ غَلِيظٌ » (1)، وحَميمٌ يَغلي بِهِ جَهَنَّمُ مُنذُ خُلِقَت ، «كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَآءَتْ مُرْتَفَقًا » (2). (3).


1) .إبراهيم : ۱۷.

2) .الكهف : ۲۹.

3) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۲۳ ح ۷ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۰۲ ح ۵۸ .

۱۵۸۳.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : دوزخيان، چون زقّوم و خارِ خشك ، در شكم‌هايشان مانند آب جوش، به غلغل آمد، آب درخواست مى‌كنند . پس نوشيدنى‌اى از زردآب و چركاب برايشان آورده مى‌شود كه « [هر يك از آنان] آن را جرعه جرعه مى‌نوشد ؛ ولى نمى‌تواند آن را فرو ببرد . مرگ از هر طرف به سويش مى‌آيد ؛ ولى نمى‌ميرد و عذابى سخت به دنبال دارد» و نيز آبى جوشان كه از زمانى كه جهنّم آفريده شده است، «همچنان در آن جا همانند مسِ گداخته مى‌جوشد و چهره‌ها را بريان مى‌كند . چه بد نوشيدنى‌اى است آن ، و چه بد رامشگاهى است دوزخ!» . .

الفَصلُ التّاسِعُ: أحوالُ أهلِ النَّار۹ / ۱احتِجاجُ اللّه‌ِ عَلى أهلِ النّارِالكتاب«وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَ لِكَ نَجْزِى كُلَّ كَفُورٍ * وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَــلِحًا غَيْرَ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ» . (1)

«وَ امْتَـزُواْ الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ * أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَـبَنِى ءَادَمَ أَن لَا تَعْبُدُواْ الشَّيْطَـنَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونِى هَـذَا صِرَ طٌ مُّسْتَقِيمٌ * وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلاًّ كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُواْ تَعْقِلُونَ * هَـذِهِ‌جَهَنَّمُ الَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ» . (2)

الحديث۱۵۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُؤمَرُ يَومَ القيامَةِ بِناسٍ مِنَ النّاسِ إلَى الجَنَّةِ ، حَتّى إذا دَنَوا مِنها وَاستَنشَقوا رائِحَتَها ونَظَروا إلى قُصورِها وإلى ما أعَدَّ اللّه‌ُ لِأَهلِها فيها نودوا أنِ اصرِفوهُم عَنها ، لا نَصيبَ لَهُم فيها !

فَيَرجِعونَ بِحَسرَةٍ ما رَجَعَ الأَوَّلونَ بِمِثلِها ، فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ! لَو أدخَلتَنَا النّارَ قَبلَ أن تُرِيَنا ما أرَيتَنا مِن ثَوابِكَ وما أعدَدتَ فيها لِاُولئِكَ كانَ أهوَنَ عَلَينا .

قالَ : ذاكَ أرَدتُ بِكُم ، كُنتُم إذا خَلَوتُم بارَزتُموني بِالعَظيمِ ، وإذا لَقيتُمُ النّاسَ لَقيتُموهُم مُخبِتينَ ، تُراؤونَ النّاسَ بِخِلافِ ما تُعطوني بِقُلوبِكُم ، هِبتُمُ النّاسَ ولَم تَهابوني ، وأجلَلتُمُ النّاسَ ولَم تُجِلّوني ، وتَرَكتُم لِلنّاسِ ولَم تَترُكوا لي ، فَاليَومَ اُذيقُكُمُ العَذابَ الأَليمَ ما حَرَمتُكُم مِنَ الثَّوابِ . (3)راجع : ص ۳۸۰ و ۳۸۸ (الفصل العاشر : عوامل دخول النار / الرياء ، الكفران) ، وص ۵۳۴ (الفصل الثاني عشر : نظام جهنم / أوّل من يدخل النار) .

.


1) .فاطر : ۳۶ و ۳۷ .

2) .يس : ۵۹ ـ ۶۳ .

3) .البعث والنشور : ص ۳۲۸ ح ۵۹۹ ، المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۸۶ ح ۱۹۹ ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۳۶ ح ۵۴۷۸ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۱۲۵ كلّها عن عديّ بن حاتم ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۴۸۴ ح ۷۵۳۷ .

فصل نهم : احوال دوزخيان
۹ / ۱ احتجاج خدا بر دوزخيان

فصل نهم : احوال دوزخيان۹ / ۱احتجاج خدا بر دوزخيانقرآن«و[ لى ] كسانى كه كافر شده‌اند، آتش جهنّم براى آنان خواهد بود. [حكم مرگ] بر ايشان [ جارى ] نمى‌شود تا بميرند، و نه عذابِ آن از ايشان كاسته شود. [ آرى، ] هر ناسپاسى را چنين كيفر مى‌دهيم . و آنان در آن جا فرياد بر مى‌آورند: «پروردگارا! ما را بيرون بياور، تا غير از آنچه مى‌كرديم، كار شايسته كنيم» . مگر شما را [ آن قدر ] عمر دراز نداديم كه هر كس كه بايد در آن عبرت گيرد، عبرت مى‌گرفت؛ و [ آيا ] براى شما هشدار دهنده نيامد؟ پس بچشيد كه براى ستمگران ، ياورى نيست» .

«و اى گناهكاران! امروز [ از بى‌گناهان ] جدا شويد . اى فرزندان آدم! مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد ـ كه وى دشمن آشكار شماست ـ و اينكه مرا بپرستيد؟ اين است راه راست! و [ او ] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گم راه كرد . آيا تعقّل نمى‌كرديد؟ اين است جهنّمى كه به شما وعده داده مى‌شد!» .

حديث۱۶۰۰.الإمام الرضا عليه السلام ( ـ فيما رَواهُ عَنهُ الفَضلُ بنُ شاذانَ مِن عِلَلِ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت، امر مى‌شود كه گروهى از مردم را به سوى بهشت ببرند . هنگامى كه نزديك آن مى‌رسند و بوى بهشت را استشمام مى‌كنند و چشمشان به كوشك‌هاى آن و ديگر چيزهايى مى‌افتد كه خداوند براى بهشتيان آماده كرده است ، ندا مى‌آيد كه : «آنان را بر گردانيد كه بهره‌اى در آن ندارند» .

پس با چنان حسرت و افسوسى باز مى‌گردند كه هيچ كس با چنان حسرتى باز نگشته است . مى‌گويند: پروردگارا ! اگر پيش از آن كه به ما نشان دهى آنچه را نشانمان دادى، از پاداشت و نعمت‌هايى كه در بهشت آماده كرده‌اى، ما را به آتش مى‌بردى ، برايمان آسان‌تر بود .

خداوند مى‌فرمايد : «اين كار را عمدا با شما كردم ؛ چرا كه شما در خلوت خود ، با ارتكاب گناهان به جنگ با من بر مى‌خاستيد ؛ ولى هر گاه با مردم رو به رو مى‌شديد ، فروتنانه برخورد مى‌كرديد . به وارونه آنچه در دل‌هايتان با من بوديد ، به مردم وانمود مى‌كرديد . از مردم مى‌ترسيديد و از من نمى‌ترسيديد . مردم را بزرگ مى‌داشتيد و مرا بزرگ نمى‌داشتيد . به خاطر مردم [گناه و خلاف را] ترك مى‌كرديد و به خاطر من ترك نمى‌كرديد. پس، امروز با محروم كردنتان از پاداش، عذاب دردناك را به شما مى‌چشانم» .

ر . ك : ص ۳۸۱ و ۳۸۹ (فصل دهم : آنچه به دخول دوزخ مى‌انجامد / ريا و ناسپاسى) و ص ۵۳۵ (فصل دوازدهم : نظام دوزخ / نخستين كسى كه وارد آتش مى‌شود) .

.

احتِجاجُ خَزَنَةِ جَهَنَّمَ عَلى أهلِ النّارِالكتاب«وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ‌زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَ بُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـتِ رَبِّكُمْ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ بَلَى وَ لَـكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَـفِرِينَ» . (1)

«وَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ * إِذَا أُلْقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقًا وَ هِىَ تَفُورُ * تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِىَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قَالُواْ بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَىْ‌ءٍ إِنْ أَنتُمْ إلَّا فِى ضَلَـلٍ كَبِيرٍ» . (2)

.


1) .الزمر : ۷۱ .

2) .الملك : ۶ ـ ۹ .

۹ / ۲ احتجاج نگهبانان جهنّم بر دوزخيان

۹ / ۲احتجاج نگهبانان جهنّم بر دوزخيانقرآن«و كسانى كه كافر شده‌اند، گروه گروه به سوى جهنّم رانده شوند، تا چون بدان رسند، درهاى آن [ به رويشان ] گشوده مى‌گردد و نگهبانانش به آنان مى‌گويند: «مگر فرستادگانى از خودتان بر شما نيامدند كه آيات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به ديدار چنين روزى شما را هشدار دهند؟» . مى‌گويند: «چرا»؛ ولى فرمان عذاب بر كافران ، واجب آمد» .

«و كسانى كه پروردگارشان را انكار كردند ، عذاب آتش جهنّم خواهند داشت و چه بد سرانجامى است! چون در آن جا افكنده شوند، از آن خروشى مى‌شنوند ، در حالى كه مى‌جوشد . نزديك است كه از خشم ، شكافته شود. هر بار كه گروهى در آن افكنده شوند، نگاهبانان آن از ايشان مى‌پرسند: «مگر شما را هشدار دهنده‌اى نيامد؟» . مى‌گويند: «چرا؛ هشدار دهنده‌اى به سوى ما آمد ؛ امّا ما تكذيب كرديم و گفتيم: خدا چيزى فرو نفرستاده است . شما جز در گم راهى بزرگ نيستيد»» .

.

الحديث۱۶۱۱.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : وأنزَلَ في سُورَةِ تَبارَك : «كُلَّمَا أُلْقِىَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قَالُواْ بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَىْ‌ءٍ» فهؤلاء مشركون . (1)۱۶۱۲.سنن ابن ماجة عن سعد المؤذّن : الإمام الصّادق عليه السلام ـ لَمّا سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقالَ : لِأَيِّ شَيءٍ بَعَثَ اللّه‌ُ الْأَنْبِياءَ وَالرُّسُلَ إِلَى النّاسِ ؟ ـ : لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّه‌ِ حُجَّةٌ بَعدَ الرُّسُلِ ، وَلِئَلّا يَقُولُوا ما جاءَنا مِن‌بَشيرٍ وَلا نَذيرٍ ، وَلِيَكُونَ حُجَّةُ اللّه‌ِ عَلَيهِم ، أَلا تَسمَعُ اللّه‌َ عز و جليَقُولُ حِكايَةً عَن خَزَنَةِ جَهَنَّمَ وَاحتِجاجِهِم عَلى أَهلِ النّارِ بِالأَنبِياءِ وَالرُّسُلِ : «أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قَالُواْ بَلَى قَد جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبنَا وَ قُلنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَى‌ءٍ إِن أَنتُم إلَّا فِى ضَلَـلٍ كَبِيرٍ » (2)؟ (3)راجع : ص ۲۳۴ (طلب الطعام والشراب) .

۹ / ۳شَهادَةُ أعضاءِ أهلِ النّارِ عَلَيهِمالكتاب«وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ * حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصَـرُهُمْ وَ جُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» . (4)

«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَ هِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» . (5)

.


1) .. الكافي : ج ۲ ص ۳۰ ح ۱ عن محمّد بن سالم ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۸۷ ح ۳۰ .

2) .. الملك : ۸ و ۹ .

3) .. علل الشرائع : ص ۱۲۱ ح ۴ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۱۱ ص ۳۹ ح ۳۷ .

4) .فصلت : ۱۹ و ۲۰ .

5) .يس : ۶۵ .

۹ / ۳ گواهى عضوهاى بدن اهل آتش بر ضدّ آنها

حديث۱۶۲۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ كانَ إذا رَأَى الهِلالَ قالَ ـ ) امام باقر عليه السلام : و در سوره تبارك نازل فرمود : «هر گاه گروهى در دوزخ افكنده شوند ، دوزخبانان از آنها مى‌پرسند : آيا بيم دهنده‌اى سوى شما نيامده بود؟ مى‌گويند : چرا ، بيم دهنده‌اى آمد ؛ امّا ما تكذيب كرديم و گفتيم : خدا چيزى فرو نفرستاده است» . اينها مشركان‌اند .۱۶۲۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ أيضا ـ ) امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال مردى كه از ايشان پرسيد : براى چه خداوند، پيامبران و رسولان را به سوى مردم فرستاده است؟ ـ : براى اين كه با آمدن پيامبران ، ديگر مردم را بر خداوند ، حجّتى نباشد . نگويند : نويد دهنده و بيم دهنده‌اى نزد ما نيامد ، و خدا بر آنها حجّت داشته باشد . آيا نشنيده‌اى كه خداوند عز و جل از زبان دوزخبانان كه به وجود پيامبران و رسولان بر اهل دوزخ احتجاج مى‌كنند ، مى‌فرمايد : «آيا هشدار دهنده‌اى براى شما نيامد ؟ مى‌گويند : «چرا ، هشدار دهنده‌اى برايمان آمد ؛ امّا ما تكذيب كرديم و گفتيم : خدا چيزى نازل نكرده است . شما نيستيد مگر در گم راهى بزرگ»» .

ر . ك : ص ۲۳۵ (درخواست آب و غذا) . ۹ / ۳گواهى عضوهاى بدن اهل آتش بر ضدّ آنهاقرآن«و [ ياد كن ] روزى را كه دشمنان خدا به سوى آتش گردآورده و بازداشت [ و دسته دسته تقسيم ] مى‌شوند ، تا چون بدان رسند، گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مى‌كرده‌اند، بر ضدّشان گواهى دهند» .

«امروز بر دهان‌هاى آنان مُهر مى‌نهيم، و دست‌هايشان با ما سخن مى‌گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‌ساختند ، گواهى مى‌دهند» .

.

الحديث۱۶۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تَجيئُونَ يَومَ القِيامَةِ عَلى أفواهِكُمُ الفِدامُ (1)، وَإِنَّ أَوَّلَ ما يَتَكَلَّمُ مِنَ الْادَمِيِّ فَخِذُهُ وَكَفُّهُ . (2)۱۶۲۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إِنَّ أَوَّلَ عَظمٍ مِنَ الْاءِنْسانِ يَتَكَلَّمُ يَوْمَ يُخْتَمُ عَلَى الْأَفْواهِ فَخِذُهُ مِنَ الرِّجْلِ الشِّمالِ . (3)۱۶۳۰.الكافي عن يعقوب بن شعيب : عنه صلى الله عليه و آله : ما لي اُمسِكُ بِحُجزِكُم عَنِ النّارِ ! أَلا إِنَّ ربّي عز و جل داعِيَّ وإِنَّهُ سائِلي : هَل بَلَّغتُ عِبادَه ؟ وَإِنّي قائِلٌ : رَبِّ إِنّي قَد بَلَّغتُهُم . فَليُبلِّغِ الشّاهِدُ مِنكُم اَلغائِبَ ، ثُمَّ إِنَّكُم مَدعُوُّونَ مُفَدَّمَةً أَفواهُكُم بِالفِدامِ ، ثُمَّ إِنَّ أَوَّلَ ما يُبَيِّنُ عَن أَحَدِكُم لَفَخِذُهُ وَكَفُّهُ . (4)۱۶۳۱.الإمام الصادق عليه السلام : المستدرك على الصّحيحين عن أنس بن مالك : ضَحِكَ رَسُولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ أَو تَبَسَّمَ ، فَقالَ رَسُولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : أَلا تَسأَلوني مِن أَيِّ شَيءٍ ضَحِكتُ ؟ فَقالَ : عَجِبتُ مِن مُجادَلَةِ العَبدِ رَبَّهُ يَومَ القِيامَةِ ، يَقُولُ : يا رَبِّ ! أَلَيسَ وَعَدتَني أَن لا تَظلِمَني ؟ قالَ : بَلى ، قالَ : فَإِنّي لا أَقبَلُ عَلَيَّ شَهادَةَ شاهِدٍ إلّا مِن نَفسي ، فَيَقولُ : أَوَ لَيسَ كَفى بي شَهيدا وَبِالمَلائِكَةِ الكِرامِ الكاتِبينَ ؟

قالَ : فَيُرَدِّدُ هذا الكَلامَ مَرّاتٍ فَيَختِمُ عَلى فيهِ وَتَكَلَّمُ أَركانُهُ بِما كانَ يَعمَلُ ،

فَيَقُولُ : بُعدا لَكُم وَسُحقا ، عَنكُم كُنتُ أُجادِلُ . (5).


1) .. الفِدامُ : ما يُشَدُّ على فم الإبريق والكوز لتصفية الشراب الذي فيه (النهاية : ج ۳ ص ۴۲۱ «فدم») .

2) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۳۳۶ ح ۲۰۰۴۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۷۷ ح ۳۶۴۵ ، المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۲۰ ح ۶۲۳۹ ، تفسير الطّبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۱۰۷ كلّها عن معاوية بن حيدة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۷۵ ح ۳۸۹۹۷ .

3) .مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۳۴ ح ۱۷۳۷۹ ، المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۳۳۳ ح ۹۲۱ ، تفسير الطبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۱۰۷ ، تفسير القرطبي : ج ۱۵ ص ۴۹ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۵۷۳ ، تفسير الثعلبي : ج ۸ ص ۱۳۴ كلّها عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۷۵ ح ۳۸۹۹۴ .

4) .مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۴۱ ح ۲۰۰۶۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۳ ح ۸۷۷۴ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۴۰۷ ح ۹۶۹ ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۱۱ ص ۱۳۰ ح ۲۰۱۱۵ ، تفسير الطّبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۱۰۷ كلّها عن معاوية بن حيدة ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۹۶ ح ۴۲۷ .

5) .المستدرك على الصّحيحين : ج ۴ ص ۶۴۴ ح ۸۷۷۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۱۰۵ ح ۳۹۶۲ ، تفسير الطّبري : ج ۱۲ الجزء ۲۴ ص ۱۰۷ ، جامع بيان العلم : ج ۲ ص ۱۰۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۵۷۱ ، تفسير الثّعلبي : ج ۸ ص ۹۱ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۷۵ ح ۳۸۹۹۳ .

حديث۱۶۳۳.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت ، در حالى مى‌آييد كه بردهان‌هايتان پوزه‌بند زده شده است ، و نخستين چيزى كه از آدمى سخن مى‌گويد ، ران و دست اوست .۱۶۳۴.صحيح البخاري عن مالك عن محمّد بن أبي بكر الثقفي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين استخوان انسان كه در آن روزى كه دهان‌ها مُهر مى‌شوند ، سخن مى‌گويد ، استخوان پاى چپ اوست .۱۶۳۵.كنز العمّال عن عبيدة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من نمى‌توانم مانع رفتن شما به آتش شوم . پروردگارم عز و جل مرا مى‌خواند و از من مى‌پرسد كه آيا [پيام او را] به بندگانش ابلاغ كرده‌ام و من مى‌گويم : پروردگارا! ابلاغ كردم . بنا بر اين ، حاضرانِ شما به غايبان ابلاغ كنيد . وانگهى شما را در حالى كه پوزه‌بند بر دهان‌هايتان زده شده است ، فرا مى‌خوانند . آن گاه نخستين عضوى كه از هر يك از شما به سخن مى‌آيد ، ران و دست اوست .۱۶۳۶.مستطرفات السرائر عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباق المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ : يك روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خنديد يا تبسّم كرد و سپس فرمود : «آيا نمى‌پرسيد كه از چه چيز مى‌خندم؟». فرمود : «از مجادله بنده با پروردگارش در روز قيامت تعجّب كردم . بنده مى‌گويد : پروردگارا! مگر تو مرا وعده ندادى كه به من ستم نكنى؟ خداوند مى‌فرمايد : چرا . بنده مى‌گويد : پس ، من هم شهادت هيچ گواهى را نمى‌پذيرم ، مگر اين كه آن گواه از خودم باشد . خداوند مى‌فرمايد : آيا گواهىِ خود من و فرشتگان بزرگوار نويسنده اعمال ، كافى نيست؟ و اين سخن را چند بار تكرار مى‌كند . سپس دهان او را مُهر مى‌كنند و اندام‌هايش از آنچه انجام داده‌اند ، سخن

مى‌گويند بنده به آنها مى‌گويد : گم شويد ، مرگتان باد ! من از شما دفاع مى‌كردم» . .

۱۶۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةٍ بَليغَةٍ خالِيَةٍ مِنَ الأَلِفِ في أحوالِ الإِنسانِ يَومَ القيامَةِ ـ : يُلجِمُهُ (1)عَرَقُهُ ، ويَحفِزُهُ (2)قَلَقُهُ ، عَبَرتُهُ غَيرُ مَرحومَةٍ ، وصَرخَتُهُ غَيرُ مَسموعَةٍ ، وحُجَّتُهُ غَيرُ مَقبولَةٍ ، وتَؤولُ (3)صَحيفَتُهُ ، وتُبَيَّنُ جَريرَتُهُ ، ونَطَقَ كُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ ، فَشَهِدَت عَينُهُ بِنَظَرِهِ ، ويَدُهُ بِبَطشِهِ ، ورِجلُهِ بِخَطوِهِ ، وجِلدُهُ بِمَسِّهِ ، وفَرجُهُ بِلَمسِهِ ، ويُهَدِّدُهُ مُنكَرٌ ونَكيرٌ ، وكَشَفَ عَنهُ بَصيرٌ ، فسُلسِلَ جِيدُهُ (4)، وغُلَّت يَدُهُ ، وسيقَ يُسحَبُ وَحدَهُ ، فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِكَربٍ شَديدٍ ، وظَلَّ يُعَذَّبُ في جَحيمٍ ، ويُسقى شَربَةً مِن حَميمٍ ، تَشوي وَجهَهُ ، وتَسلَخُ جِلدَهُ ، يَضرِبُهُ زَبنيَتُهُ (5)بِمِقمَعٍ مِن حَديدٍ ، يَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نُضجِهِ بِجِلدٍ جَديدٍ ، يَستَغيثُ فَيُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ ، ويَستَصرِخُ فَيَلبَثُ حُقُبَهُ (6)بِنَدَمٍ ، نَعوذُ بِرَبٍّ قَديرٍ مِن شَرِّ كُلِّ مَصيرٍ . (7)۱۶۳۸.الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : تفسير العيّاشي عن أبي معمّر السّعديّ : أَتى عَلِيّا عليه السلام رَجُلٌ فَقالَ : يا أَميرَ المُؤمِنينَ ، إِنّي شَكَكتُ في كِتابِ اللّه‌ِ المُنزَلِ ، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام : ثَكِلَتكَ أُمُّكَ ، وَكَيفَ شَكَكتَ في كِتابِ اللّه‌ِ المُنزَلِ ؟ فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : لِأَنّي وَجَدتُ الكِتابَ يُكَذِّبُ بَعضُهُ بَعضا وَيَنقُضُ بَعضُهُ بَعضا ! قالَ : فَهاتِ الَّذي شَكَكتُ فيهِ ، فَقالَ : لِأَنَّ اللّه‌َ يَقُولُ : «يَومَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ المَلَـائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إلَّا مَن أَذِنَ لَهُ الرَّحمَـنُ وَ قَالَ صَوَابًا» (8)، وَيَقُولُ حَيثُ استُنطِقُوا ، قالَ اللّه‌ُ : «وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشرِكِينَ» ، ويقول : «يَومَ القِيَـمَةِ يَكفُرُ بَعضُكُم بِبَعضٍ وَيَلعَنُ بَعضُكُم بَعضًا» ، وَيَقُولُ : «إِنَّ ذَ لِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهلِ النَّارِ» ، وَيَقُولُ «لَا تَختَصِمُوا لَدَىَّ» ، وَيَقُولُ : «اليَومَ نَختِمُ عَلَى أَفوَ هِهِم وَ تُكَلِّمُنَا أَيدِيهِم وَ تَشهَدُ أَرجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَكسِبُونَ» ، فَمَرَّةً يَتَكَلَّمونَ ، وَمَرَّةً لا يَتَكَلَّمُونَ ، وَمَرَّةً يُنطِقُ الجُلودَ وَالْأَيْدِيَ وَالْأَرْجُلَ ، وَمَرَّةً لا يَتَكَلَّمُونَ إلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ، فَأَنّى ذلِكَ يا أَميرَ المُؤمِنينَ ؟

فَقالَ لَهُ عليه السلام : إِنَّ ذلِكَ لَيسَ في مَوطِنٍ واحِدٍ ، وهِيَ في مَواطِنَ في ذلِكَ اليَومِ الَّذي مِقدارُهُ خَمسونَ أَلفَ سَنَةٍ ، فَجَمَعَ اللّه‌ُ الخَلائِقَ في ذلِكَ اليَومِ في مَوطِنٍ يَتَعارَفونَ فيهِ ، فَيُكَلِّمُ بَعضُهُم بَعضا وَيَستَغفِرُ بَعضُهُم لِبَعضٍ ، اُولئِكَ الَّذينَ بَدَت مِنهُم الطّاعَةُ مِنَ الرُّسُلِ وَالْأَتْباعِ ، وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقْوى في دارِ الدُّنْيا . وَيَلْعَنُ أَهْلُ المَعاصي_'۲۰بَعضُهم بَعضا مِنَ الَّذينَ بَدَت مِنهُمُ المَعاصي في دارِ الدُّنيا ، وَتَعاوَنوا عَلَى الظُّلمِ وَ العُدوانِ في دارِ الدُّنيا ، وَالمُستَكبِرُونَ مِنهُم ، وَالمُستَضعَفُونَ يَلعَنُ بَعضُهُم بَعضا وَ يُكَفِّرُ بَعضُهُم بَعضا .

ثُمَّ يُجمَعُونَ في مَوطِنٍ يَفِرُّ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ، وَذلِكَ قَولُهُ «يَومَ يَفِرُّ المَرءُ مِن أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صَـحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ» إِذا تَعاوَنوا عَلَى الظُّلمِ وَالعُدوانِ في دارِ الدُّنيا «لِكُلِّ امرِئٍ مِّنهُم يَومَـئِذٍ شَأنٌ يُغنِيهِ» .

ثُمَّ يُجمَعونَ في مَوطِنٍ يَبكُونَ فيهِ ، فَلَو أَنَّ تِلكَ الْأَصْواتَ بَدَتْ لِأَهْلِ الدُّنْيا

لَأَذْهَلَتْ جَميعَ الْخَلائِقِ عَنْ مَعايِشِهمْ ، وَصَدَعَتِ الْجِبالَ إلَّا ما شاءَ اللّه‌ُ ، فَلا يَزالونَ يَبكونَ حَتّى يَبكونَ الدَّمَ .

ثُمَّ يَجتَمِعونَ في مَوطِنٍ يُستَنطَقُونَ فيهِ ، فَيَقُولونَ : «وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشرِكِينَ» ولا يُقِرّونَ بِما عَمِلوا ، فَيُختَمُ عَلى أَفواهِهِم وَيُستَنطِقُ الا?يدِي وَالا?رجُلُ وَالجُلُودُ ، فَتَنطِقُ ، فَتَشهَدُ بِكُلِّ مَعصِيَةٍ بَدَت مِنهُم ، ثُمَّ يُرفَعُ الخاتَمُ عَن أَلسِنَتِهِم فَيَقولونَ لِجُلودِهِم وَأَيديهِم وَأَرجُلِهِم : لِمَ شَهِدتُم عَلَينا ؟ فَتَقولُ : أَنطَقَنا اللّه‌ُ الَّذي أَنطَقَ كُلَّ شَيءٍ !

ثُمَّ يَجْتَمِعونَ في مَوطِنٍ يُستَنطَقُ فيهِ جَميعُ الخَلائِقِ ، فَلا يَتَكلَّمُ أَحَدٌ « إلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـنُ وَ قَالَ صَوَابًا » . وَيَجتَمِعونَ في مَوطِنٍ يَختَصِمونَ فيهِ ، وَيُدانُ لِبَعضِ الخَلائِقِ مِن بَعضٍ ، وَهُوَ القَولُ ، وَذلِكَ كُلُّهُ قَبلَ الحِسابِ . فَإِذا أُخِذَ بِالحِسابِ شُغِلَ كُلُّ اِمرِئٍ بِما لَدَيهِ ، نَسأَلُ اللّه‌َ بَرَكَةَ ذلِكَ اليَومِ . (9).


1) .يُلجِمُهم : يصل إلى أفواههم فيصير لهم بمنزلة اللجام يمنعهم من الكلام (النهاية : ج ۴ ص ۲۳۴ «لجم») .

2) .الحَفَز : الحَثّ والإعجال (النهاية : ج ۱ ص ۴۰۷ «حفز») .

3) .آل يَؤُول : أي رجع وصار إليه (النهاية : ج ۱ ص ۸۰ «أول») .

4) .الجيد : العُنُق (النهاية : ج ۱ ص ۳۲۴) .

5) .الزَّبَانِيَة : الغلاظ الشداد واحدهم زبنيّة (تاج العروس : ج ۱۸ ص ۲۵۵ «زبن») .

6) .الحُقُب : ثمانون سنة من سنين الآخرة ، جمعها أحقاب (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۴۳۱ «حقب») .

7) .المصباح للكفعمي : ص ۹۷۰ ، أعلام الدين : ص ۷۳ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۳۴۲ ح ۲۸ ، شرح نهج البلاغة : ج ۱۹ ص ۱۴۲ ، كفاية الطالب : ص ۳۹۶ عن أبي صالح وكلاهما نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۲۱۲ ح ۴۴۲۳۴ .

8) .. النبأ : ۳۸ .

9) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۵۷ ح ۱۶ ، التّوحيد : ص ۲۵۵ ح ۵ عن أبي المعمر السّعداني ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۵۶۱ ح ۱۳۷ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۳۱۳ ح ۷ .

۱۶۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در خطبه‌اى رسا و خالى از حرف الف ، در باره احوال انسان در روز رستاخيز ـ : عرقش بر گوشه‌هاى دهانش سرازير مى‌شود . تشويش و بى‌قرارى ، طاقت از كف او مى‌ربايد ؛ امّا نه بر اشك او رحمى آورده مى‌شود، نه فريادش شنيده مى‌شود و نه حجّتش پذيرفته مى‌گردد . كارنامه‌اش به دست او داده مى‌شود و جرم و گناهانش بر او آشكار مى‌گردد . هر عضوى از او به كارهاى بدش گويا مى‌شود ؛ چشمش به نگاه‌هاى [نامشروع] خويش گواهى مى‌دهد، دستش به ضربه‌اى كه زده، پايش به گامى كه برداشته، پوستش به تماسى كه برقرار كرده و شرمگاهش به آميزشى كه كرده است . منكر و نكير ، تهديدش مى‌كنند و پرده از ديدش كنار مى‌رود . (1)به گردنش زنجير مى‌كشند و بر دستانش كُند مى‌زنند . تك و تنها او را مى‌كِشند و با غم و اندوهى سخت ، وارد جهنّم مى‌گردد . پس در آتشِ افروخته (جحيم) ، پيوسته عذاب و شكنجه مى‌شود و از جوشاب ، چنان شربتى به او مى‌نوشانند كه چهره‌اش بريان و پوستش كنده مى‌شود . دوزخبانان با گرز آهنين ، بر او مى‌كوبند . پوست سوخته او دوباره از نو مى‌رويد . فرياد كمك سر مى‌دهد ؛ امّا نگهبانان جهنّم به او اعتنايى نمى‌كنند و [او باز] فرياد مى‌زند . پس روزگارى دراز ، با پشيمانى درنگ مى‌كند. پناه مى‌بريم به پروردگار توانا از شرّ هر فرجامى!۱۶۴۰.كتاب من لا يحضره الفقيه عن كامل بن العلاء : تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابو معمّر سعدى ـ : مردى نزد على عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان! من در كتاب آسمانى خدا ، دچار شك شده‌ام .

على عليه السلام به او فرمود : «مادرت در سوگت بنشنيد! چگونه در كتاب آسمانى خدا ، دچار شك شده‌اى؟».

مرد گفت: چون‌ملاحظه كرده‌ام كه آيات‌قرآن، يكديگر را نفى‌ونقض مى‌كنند.

فرمود : «بگو آنچه را كه در آن شك كرده‌اى» .

مرد گفت : خداوند مى‌فرمايد : «روزى كه روح و فرشتگان ، به صف مى‌ايستند ، هيچ كس سخن نمى‌گويد ، مگر كسى كه خداى مهربان به او اجازه دهد ، و او حقيقت را مى‌گويد» ، و در جايى ديگر از قول آنها مى‌فرمايد : «به پروردگارمان خدا سوگند كه ما مشرك نبوديم» و مى‌فرمايد : «روز قيامت ، بعضى از شما بعضى ديگر را انكار و برخى از شما برخى ديگر را لعنت مى‌كنند» و مى‌فرمايد : «اين مجادله اهل آتش ، قطعا راست است» و مى‌فرمايد : «در حضور من مجادله مكنيد» و مى‌فرمايد : «امروز بر دهان‌هاى آنان مُهر مى‌نهيم و دست‌هايشان با ما سخن مى‌گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‌آوردند ، گواهى مى‌دهند» . يك بار [مى‌فرمايد كه] سخن مى‌گويند ، يك بار سخن نمى‌گويند . يك بار پوست‌ها و دست‌ها و پاها سخن مى‌گويند ، يك بار سخن نمى‌گويند ، مگر آن كه خداى مهربان اجازه دهد و حقيقت را بگويند . اينها چگونه است اى امير مؤمنان؟

فرمود : «اينها در يك جا نيست ؛ بلكه هر كدام مربوط به موطنى از آن روزى مى‌شود كه پنجاه هزار سال طول مى‌كشد . در آن روز ، خداوند ، خلايق را در موطنى گرد مى‌آورد ، و در آن جا خلايق با يكديگر آشنا مى‌شوند و با هم سخن مى‌گويند و هر يك براى ديگرى طلب آمرزش مى‌كند . اينان كسانى هستند كه در سراى دنيا از پيامبران و پيروان آنها فرمان‌بردارى كرده‌اند و در كارهاى نيك و پرهيزگارى ، همديگر را كمك رسانده‌اند ؛ امّا گنهكاران ، يكديگر را لعنت مى‌كنند و اينان كسانى هستند كه در سراى دنيا از آنان گناه سر زده و در ستم و تجاوز به يكديگر كمك كرده‌اند ، اعم از مستكبران و مستضعفان . آنان يكديگر را لعنت مى‌كنند و برخى‌شان برخى ديگر را انكار مى‌نمايند . سپس در موطنى ديگر گرد مى‌آيند كه در آن جا از يكديگر مى‌گريزند ، و اين است سخن خدا كه : «روزى كه آدمى از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندان خود مى‌گريزد» ؛ زيرا در سراى دنيا بر ستم و تجاوز همكارى كرده‌اند ، «در آن روز ، هر كسى از آنان را كارى است كه او را به خود مشغول مى‌دارد» . سپس در موطنى ديگر گرد مى‌آيند كه در آن جا مى‌گريند ، به طورى كه اگر آن صداها براى مردم دنيا آشكار شود ، همه خلايق

را از را از زندگى‌شان باز مى‌دارد و كوه‌ها از هم مى‌شكافند ، مگر آنچه خدا بخواهد . پس پيوسته مى‌گريند تا جايى كه خون گريه مى‌كنند . سپس در موطنى ديگر گرد مى‌آيند و در آن جا از آنها مى‌خواهند كه سخن بگويند . پس مى‌گويند : «به پروردگارمان خدا سوگند كه ما مشرك نبوده‌ايم» و به كارهايى كه مى‌كرده‌اند ، اقرار نمى‌كنند . از اين رو ، لذا خداوند بر دهان‌هايشان مُهر مى‌زند و از دست‌ها و پاها و پوست‌ها مى‌خواهد كه سخن بگويند ، و آنها به سخن مى‌آيند و به هر گناهى كه از ايشان سر زده است ، گواهى مى‌دهند . آن گاه مهر از زبان‌هايشان برداشته مى‌شود و به پوست‌ها و دست‌ها و پاهاى خود مى‌گويند : چرا عليه ما گواهى داديد؟ و آنها مى‌گويند : ما را همان خدايى به سخن آورد كه هر چيزى را به سخن آورده است .

سپس در موطنى ديگر گرد مى‌آيند و از همه خلايق خواسته مى‌شود كه سخن گويند و هيچ كس زبان به سخن نمى‌گشايد ، «مگر كسى كه خداى مهربان به او اجازه دهد و حقيقت را مى‌گويد» . سپس در موطنى ديگر گرد مى‌آيند و در آن جا با يكديگر مجادله مى‌كنند و برخى خلايق ، برخى ديگر را محكوم مى‌كنند و اين همان گفتن [حقيقت در سخن خداوند است] . همه اينها پيش از حسابرسى است ، و چون كار حسابرسى شروع شود ، هر فردى به كار خود مشغول مى‌گردد . از خداوند ، بركت آن روز را مى‌خواهيم . .


1) .در بيشتر منابع اين حديث، به جاى «كشف عنه بصير» ، جمله : «كشف له حيث يصير» يا «كشف له عن حيث يصير» آمده كه معنايش اين است: «آن جا كه به سويش روان است [يعنى جايگاهش در دوزخ] ، برايش مكشوف مى‌شود»، و ظاهرا اين ضبط جمله ، درست‌تر است ، و اللّه أعلم .

. .

. .

۱۶۴۱.الإمام الباقر عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : لَيسَت تَشهَدُ الجَوارِحُ عَلى مُؤمِنٍ ، إِنَّما تَشهَدُ عَلى مَن حَقَّت عَلَيهِ كَلِمَةُ العَذابِ ، فَأَمّا المُؤمِنُ فَيُعطى كِتابَهُ بِيَمينِهِ ، قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «فَمَن أُوتِىَ كِتَـبَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَـائكَ يَقرَءُونَ كِتَـبَهُم وَ لَا يُظلَمُونَ فَتِيلاً» . (1)۹ / ۴مُكالَمَةُ أهلِ الجَنَّةِ والنّارِالكتاب«وَنَادَى أَصْحَـبُ الْجَنَّةِ أَصْحَـبَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّــلِمِينَ» . (2)

.


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۲ ح ۱ عن محمّد بن سالم ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۳۱۸ ح ۱۴ .

2) .الأعراف : ۴۴ .

۹ / ۴ گفتگوى بهشتيان و دوزخيان

۱۸۸۹.الإمام عليّ عليه السلام : امام باقر عليه السلام : اعضاى بدن ، عليه مؤمن شهادت نمى‌دهند ؛ بلكه عليه كسى شهادت مى‌دهند كه سزاوار عذاب است ؛ امّا مؤمن، كارنامه‌اش به دست راست او داده مى‌شود . خداوند عز و جل فرموده است : «امّا كسى كه كارنامه او به دست راستش داده شود ، اينان كارنامه خويش را مى‌خوانند و به قدر نَخَك هسته خرمايى به آنها ستم نمى‌شود» .۹ / ۴گفتگوى بهشتيان و دوزخيانقرآن«و بهشتيان، دوزخيان را آواز مى‌دهند كه: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، درست يافتيم . آيا شما [ نيز ] آنچه را پروردگارتان وعده كرده بود ، راست و درست يافتيد؟» . مى‌گويند: آرى . پس آواز دهنده‌اى ميان آنان آواز در مى‌دهد كه: «لعنت خدا بر ستمكاران باد!»» .

.

«وَنَادَى أَصْحَـبُ النَّارِ أَصْحَـبَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَـفِرِينَ» . (1)

الحديث۱۸۸۲.موسى عليه السلام ( ـ لَمّا وَقَفَ عَلى فِرعَونَ ـ ) الدّروع الواقية : فيِ الحَديثِ عَنِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله : أَنَّهم يَعرِفونَ أَنَّ أَهلَ الجَنَّةِ في نَعيمٍ عَظيمٍ فَيُؤَمِّلونَ أَن يُطعِموهُم أَو يَسقوهُم لِيَخِفَّ عَنهُم بَعضُ العَذابِ الأَليمِ ، كَما قالَ جَلَّ جَلالُهُ : «وَنَادَى أَصحَـبُ النَّارِ أَصحَـبَ الجَنَّةِ أَن أَفِيضُوا عَلَينَا مِنَ المَاءِ أَو مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ » (2)قالَ : فَيُحبَسُ عَنهُمُ الجَوابُ أَربَعينَ سَنَةً ، ثُمَّ يُجيبونَهُم بِلِسانِ الاحتِقارِ وَالتَّهَوُّنِ : «إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الكَـفِرِينَ » (3)! فَيَرَونَ أَنَّ الخَزَنَةَ عِندَهُم يُشاهِدونَ ما قَد نَزَلَ بِهِم مِنَ المَصائِبِ ، فَيُؤَمِّلونَ أن يَجِدُوا عِندَهُم فَرَجا بِسَبَبٍ مِنَ الأَسبابِ ، فَقالَ اللّه‌ُ جَلَّ جَلالُهُ : «وَ قَالَ الَّذِينَ فِى النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادعُوا رَبَّكُم يُخَفِّف عَنَّا يَومًا مِّنَ العَذَابِ » (4). (5)۹ / ۵مَلامَةُ أصحابِ الأَعرافِ أصحابَ النّارِالكتاب«وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَـرُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَـبِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّــلِمِينَ * وَنَادَى أَصْحَـبُ الأَْعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَـاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ * أَهَـؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لَاخَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ» . ۶

.


1) .الأعراف : ۵۰ .

2) .. الأعراف : ۵۰ .

3) .. غافر : ۴۹ .

4) .. الدّروع الواقية : ص ۲۷۷ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۰۴ ح ۶۳ .

5) .الأعراف : ۴۷ ـ ۴۹ .

۹ / ۵ سرزنش ياران اعراف ، ياران آتش را

«و دوزخيان، بهشتيان را آواز مى‌دهند كه: «از آن آب يا از آنچه خدا روزىِ شما كرده، بر ما فرو ريزيد» . مى‌گويند: خدا آنها را بر كافران ، حرام كرده است» .

حديث۱۸۷۵.عنه صلى الله عليه و آله : الدروع الواقية : در حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است كه آنان (دوزخيان) مى‌دانند كه بهشتيان در ناز و نعمتى عظيم به سر مى‌برند . پس آرزو مى‌كنند كه بهشتيان به آنها غذايى يا آبى دهند تا عذاب دردناك آنان ، اندكى تخفيف يابد . خداوند عز و جل در اين باره فرموده است : «و دوزخيان ، بهشتيان را آواز مى‌دهند كه : از آن آب يا از آنچه خدا روزىِ شما كرده ، بر ما فرو ريزيد» ؛ امّا چهل سال پاسخى نمى‌شنوند . سپس با زبان تحقير و خفّت به آنها جواب مى‌دهند : «خدا آنها را بر كافران ، حرام كرده است» . پس چشمشان به دوزخبانان مى‌افتد كه شاهد بلاها و عذاب‌هايى هستند كه بر سرشان آمده است . آرزو مى‌كنند به سببى از اسباب ، نزد ايشان به گشايشى دست يابند . خداوند عز و جل در اين باره نيز فرموده است : «و كسانى كه در آتش‌اند ، به نگهبانان دوزخ مى‌گويند : پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد» .۹ / ۵سرزنش ياران اعراف ، ياران آتش راقرآن«و چون چشمانشان به سوى دوزخيان گردانيده شود، مى‌گويند: «پروردگارا! ما را در زمره گروه ستمكاران قرار مده» . و اهل اَعراف، مردانى را كه آنان را از سيمايشان مى‌شناسند، ندا مى دهند [ و ] مى‌گويند: «جمعيت شما و آن [ همه ] گردنكشى كه مى‌كرديد، به حال شما سودى نداشت.» * «آيا اينان همان كسان نبودند كه سوگند ياد مى‌كرديد كه خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانيد؟» «[ اينك ] به بهشت درآييد. نه بيمى بر شماست و نه اندوهگين مى‌شويد»» .

.

الحديث۱۸۶۹.عنه عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَدعو بِهِ بَعدَ الفَراغِ مِنَ الاِس ) مجمع البيان عن ابن عبّاس : «وَنَادَى» أي وسَيُنادي «أَصحَـبُ الأَْعْرَافِ رِجَالًا» من أصحابِ النّارِ «يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَـاهُمْ » أَي بِصِفاتِهِمْ ؛ يَدْعونَهُم بِأَساميهِم وَكُناهُم ، وَيُسَمّونَ رُؤَساءَ المُشرِكينَ . (1)۹ / ۶طَلَبُ التَّخفيفِالكتاب«وَ قَالَ الَّذِينَ فِى النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُواْ رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ * قَالُواْ أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُواْ بَلَى قَالُواْ فَادْعُواْ وَ مَا دُعَـؤُاْ الْكَـفِرِينَ إلَّا فِى ضَلَالٍ * إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ * يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» . (2)

الحديث۱۸۶۳.الإمام عليّ عليه السلام : الدر المنثور عن ابن جريج : بَلَغَنا أنَّ أهلَ النّارِ نادَوا خَزَنَةَ جَهَنَّمَ أنِ «ادْعُواْ رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ» فَلَم يُجيبوهُم ما شاءَ اللّه‌ُ ، فَلَمّا أجابوهُم بَعدَ حينٍ قالوا لَهُم : «فَادْعُواْ وَ مَا دُعَـؤُاْ الْكَـفِرِينَ إِلّا فِى ضَلَالٍ» (3)، ثُمَّ نادَوا «يَـمَــلِكُ» لِخازِنِ النّارِ

«لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ» ، فَسَكَتَ عَنهُم مالِكٌ مِقدارَ أربَعينَ سَنَةً ، ثُمَّ أجابَهُم فَقالَ : «إِنَّكُم مَّاكِثُونَ» (4)، ثُمَّ نادَى الأَشقِياءُ رَبَّهُم فَقالوا : «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ» فسكَتَ عَنهُم ... مِقدارَ الدُّنيا ، ثُمَّ أجابَهُم بَعدَ ذلِكَ : «اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» (5). (6).


1) .. مجمع البيان : ج ۴ ص ۶۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۳۳ .

2) .غافر : ۴۹ ـ ۵۲ .

3) .غافر : ۵۰ .

4) .الزخرف : ۷۷ .

5) .المؤمنون : ۱۰۷ و ۱۰۸ .

6) .الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۱۲۰ نقلاً عن ابن جرير وابن المنذر .

۹ / ۶ درخواست تخفيف

حديث۱۸۶۱.عنه صلى الله عليه و آله : مجمع البيان ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره آيه : «و اهل اعراف ، مردانى را كه آنها را از سيمايشان مى‌شناسند ، ندا مى‌دهند» ـ : يعنى با خصوصياتشان آنها را مى‌شناسند و با نام و كنيه صدايشان مى‌زنند و سرانِ مشركان را نام مى‌برند .۹ / ۶درخواست تخفيفقرآن«و كسانى كه در آتش‌اند، به نگهبانان جهنّم مى‌گويند: «پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد». مى‌گويند: «مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند؟» . مى‌گويند: «چرا». مى‌گويند: «پس بخوانيد ؛ ولى دعاى كافران جز در بيراهه نيست» . در حقيقت، ما فرستادگان خود را و [نيز] كسانى را كه گرويده‌اند، در زندگى دنيا و روزى كه گواهان بر پاى مى‌ايستند ، يارى مى‌كنيم ؛ همان روزى كه ستمگران را پوزش‌خواهى‌شان سود نمى‌بخشد و براى آنان لعنت است و برايشان بدفرجامىِ آن سراى است».

حديث۱۸۵۵.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ في قُنوتِهِ ـ ) الدرّ المنثور ـ به نقل از ابن جَريج ـ : روايت شده است كه دوزخيان به نگهبانان جهنّم مى‌گويند : «پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد» ؛ ولى آنان تا مدّتى كه خدا بخواهد ، پاسخ دوزخيان را نمى‌دهند و پس از مدّتى كه پاسخشان را مى‌دهند، مى‌گويند: «پس بخوانيد ؛ ولى دعاى كافران جز در بيراهه نيست» . دوباره به نگهبان دوزخ مى‌گويند كه : «اى مالك! پروردگارت [را بخوان تا]

جان ما را بستاند» ؛ ولى مالك نيز تا چهل سال ، پاسخ ايشان را نمى‌دهد و سپس در پاسخشان مى‌گويد: «شما ماندگاريد» .

آن گاه ، تيره‌بختان ، پروردگارشان را مى‌خوانند و مى‌گويند: «پروردگارا ! ما را از اين جا (آتش) بيرون بياور. اگر دو باره [به بدى] بازگشتيم، در آن صورت ، ستمگر خواهيم بود» و خدا به اندازه [عمرِ] دنيا در پاسخ آنان سكوت مى‌كند و آن گاه ، پاسخشان مى‌دهد كه: «در آن ، گم شويد و با من سخن مگوييد» .

.

۹ / ۷طَلَبُ الشَّفيعِ والصَّديقِالكتاب«فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ * وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» . (1)

الحديث۱۸۴۹.الإمام زين العابدين عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : لَقَد عَظُمَت مَنزِلَةُ الصَّديقِ! حتّى إنَّ أهلَ النّارِ لِيَستَغيثونَ بِهِ ، ويَدعونَهُ فِي النّارِ قَبلَ القَريبِ وَالحَميمِ ؛ قالَ اللّه‌ُ عز و جل مُخبِرا عَنهُم : «فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ * وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» . (2)۹ / ۸طَلَبُ الطَّعامِ وَالشَّرابِالكتاب«وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ» . . (3)

«وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَاءَتْ مُرْتَفَقًا» . (4)

.


1) .الشعراء : ۱۰۰ و ۱۰۱ .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۵۱۷ ح ۱۱۳۳ و ص ۶۰۹ ح ۱۲۵۹ كلاهما عن الحسن بن صالح بن حيّ ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۱۷۶ ح ۱۱ .

3) .الأعراف : ۵۰ .

4) .الكهف : ۲۹ .

۹ / ۷ درخواست شفيع و دوست
۹ / ۸ درخواست آب و غذا

۹ / ۷درخواست شفيع و دوستقرآن«پس ما نه شفاعت كنندگانى داريم و نه دوستى دلسوز» .

حديث۱۸۳۸.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في مُناجاةِ المُعتَصِمينَ ـ ) امام صادق عليه السلام : به راستى كه دوست ، چنان جايگاه والايى دارد كه حتّى دوزخيان نيز از او فريادخواهى مى‌كنند و قبل از خويشاوندان و نزديكان ، او را به كمك مى‌خوانند. خداوند عز و جل به نقل از آنان مى‌فرمايد: «ما نه شفاعت كنندگانى داريم و نه دوستى دلسوز» .۹ / ۸درخواست آب و غذاقرآن«و دوزخيان، بهشتيان را آواز مى‌دهند كه: «از آن آب يا از آنچه خدا روزى‌تان كرده است ، بر ما فرو ريزيد». [در پاسخ ]مى‌گويند: «خدا اينها را بر كافران ، حرام كرده است»».

«و اگر فريادرسى جويند، به آبى چون مسِ گداخته كه چهره‌ها را بريان مى‌كند ، يارى مى‌شوند. وه! چه بد شرابى است و چه زشت جايگاهى».

.

الحديث۱۸۳۱.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ في دُعاءٍ لَهُ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُلقى عَلى أهلِ النّارِ الجوعُ ، فَيَعدِلُ ما هُم فيهِ مِنَ العَذابِ ، فَيَستَغيثونَ ، فَيُغاثونَ بِطَعامٍ مِن ضَريعٍ لا يُسمِنُ ولا يُغني مِن جوعٍ ، فَيَستَغيثونَ بِالطَّعامِ ، فَيُغاثونَ بِطَعامٍ ذي غُصَّةٍ ، فَيَذكُرونَ أنَّهُم كانوا يُجيزونَ الغُصَصَ فِي الدُّنيا بِالشَّرابِ ، فَيَستَغيثونَ بِالشَّرابِ ، فَيُرفَعُ إلَيهِمُ الحَميمُ بِكَلاليبِ الحَديدِ ، فَإِذا دَنَت مِن وُجوهِهِم شَوَت وُجوهَهُم ، فَإِذا دَخَلَت بُطونَهُم قَطَعَت ما في بُطونِهِم .

فَيَقولونَ : اُدعوا خَزَنَةَ جَهَنَّمَ ، فَيَقولونَ : «أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُواْ بَلَى قَالُواْ فَادْعُواْ وَ مَا دُعَـؤُاْ الْكَـفِرِينَ إلَّا فِى ضَلَالٍ» فَيَقولونَ : اُدعوا مالِكا ، فَيَقولونَ : «يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ» ! فَيُجيبُهُم : «إِنَّكُم مَّاكِثُونَ» . (1)۱۸۳۰.عنه عليه السلام ( ـ في دُعاءٍ كانَ يَدعو بِهِ بَعدَ الثَّماني رَكَع ) الكافي عن زرارة : سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن قَولِ اللّه‌ِ عز و جل : «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» (2)

؟ قالَ : تُبَدَّلُ خُبزَةً نَقِيَّةً يَأكُلُ مِنهَا النّاسُ حَتّى يَفرُغوا مِنَ الحِسابِ . فَقالَ لَهُ قائِلٌ : إنَّهُم لَفي شُغُلٍ يَومَئِذٍ عَنِ الأَكلِ وَالشُّربِ! فَقالَ : إنَّ اللّه‌َ عز و جلخَلَقَ ابنَ آدَمَ أجوَفَ ، ولا بُدَّ لَهُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ ، أهُم أشَدُّ شُغلاً يَومَئِذٍ أم مَن فِي النّارِ ؟ فَقَدِ

استَغاثوا ، وَاللّه‌ُ عز و جل يَقولُ : «وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ» . (3).


1) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۷ ح ۲۵۸۶ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۶۵ ح ۸۴ ، البعث والنشور : ص ۳۰۳ ح ۵۴۷ كلّها عن أبي الدرداء ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۳ ح ۱۳ عن أبي الدرداء من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۱ ح ۳۹۵۲۷ وراجع : إرشاد القلوب : ص ۳۶ .

2) .إبراهيم : ۴۸ .

3) .الكافي : ج ۶ ص ۲۸۷ ح ۴ ، المحاسن : ج ۲ ص ۱۵۹ ح ۱۴۳۴ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۳۲۷ ح ۳۰ ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۱۰۹ ح ۳۶ .

حديث۱۸۲۸.عنه عليه السلام ( ـ في دُعاءِ الجَوشَنِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در دوزخيان، چنان گرسنگى‌اى افكنده مى‌شود كه با عذابى كه در آن به سر مى‌برند ، برابرى مى‌كند. پس فرياد كمك‌خواهى بر مى‌دارند ؛ ولى با خوراكى از خارِ خشك ـ كه نه فربه مى‌سازد و نه گرسنگى را مى‌زدايد ـ به فريادشان رسيده مى‌شود. دوباره فرياد بر مى‌آورند كه گرسنه‌ايم . اين بار ، خوراكى گلوگير به آنان خورانده مى‌شود. به ياد مى‌آورند كه در دنيا اگر لقمه‌اى در گلويشان گير مى‌كرد ، آن را با نوشيدن آب فرو مى‌بردند. پس آب مى‌طلبند، و با چنگك‌هاى آهنى، ظرف‌هاى آب جوشان به طرفشان برده مى‌شود. همين كه به نزديك صورت آنان مى‌رسد، چهره‌هايشان را بريان مى‌كند . و چون وارد معده‌هايشان شود ، امعا و احشاى آنها را تكّه تكّه مى‌كند .

در اين هنگام، مى‌گويند: نگهبانان جهنّم را بخوانيد . و آنها به ايشان مى‌گويند: «مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند ؟! مى‌گويند: «چرا». مى‌گويند: پس بخوانيد ؛ ولى دعاى كافران جز در بيراهه نيست» .

دوزخيان مى‌گويند: مالك [ـِ دوزخ ]را بخوانيد [و از او خواهش كنيد]، پس مى‌گويند: «اى مالك ! پروردگارت [را بخوان تا] جان ما را بستاند» و او پاسخشان مى‌دهد كه: «شما ماندگاريد» .۱۸۲۷.عنه عليه السلام : الكافى ـ به نقل از زراره ـ : از امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداى عز و جل پرسيدم: «روزى كه زمين به زمينى ديگر بَدَل مى‌شود» .

فرمود: «به گِرده نانى خالص تبديل مى‌شود و مردم از آن مى‌خورند تا آن گاه كه از حسابرسى فارغ شوند» .

كسى گفت : در آن روز، آنان چندان گرفتارند كه به خوردن و آشاميدن نمى‌رسند!

فرمود: «خداوند عز و جل آدمى‌زاده را ميانْ‌تهى آفريده است و ناگزير از خوردن و آشاميدن است . آيا در آن روز ، آنان گرفتارترند يا كسانى كه در آتش‌اند؟ [حتّى]

كسانى هم كه در آتش‌اند ، آب [و غذا ]مى‌طلبند، و خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «و اگر آب بطلبند، با آبى چون مسِ گداخته به دادشان رسيده مى‌شود كه چهره‌ها را بريان مى‌كند، و چه بد نوشيدنى است آن !» » . .

۱۸۲۶.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ في حِجابِهِ ـ ) الإمام الباقر أو الإمام الصّادق عليهماالسلام : إِنَّ أَهلَ النّارِ يَموتُونَ عِطاشا ، وَ يَدخُلونَ قُبورَهُم عِطاشا ، وَيُحشَرُونَ عِطاشا ، وَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ عِطاشا ، فَيُرفَعُ لَهُم قَراباتُهُم مِنَ الجَنَّةِ فَيَقولونَ : «أَفِيضُوا عَلَينَا مِنَ المَاءِ أَو مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ » . (1)۱۸۲۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ ـ ) الإمام الصّادق عليه السلام : «يَومَ التَّنَادِ» (2)يَومٌ يُنادى أَهلُ النّارِ أَهلَ الجَنَّةِ : «أَن أَفِيضُوا عَلَينَا مِنَ المَاءِ أَو مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ» . (3)۹ / ۹شِدَّةُ التَّخاصُمِالكتاب«هَـذَا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَئَابٍ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ * هَـذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ * وَ ءَاخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَ جٌ * هَـذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبَا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُواْ النَّارِ * قَالُواْ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبَا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ * قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِى النَّارِ * وَ قَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ * أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ * إِنَّ ذَ لِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ» . (4)

«احْشُرُواْ الَّذِينَ ظَـلَمُواْ وَ أَزْوَ جَهُمْ وَ مَا كَانُواْ يَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَ طِ الْجَحِيمِ * وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئولُونَ * مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ * بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ * وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ * قَالُواْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ * قَالُواْ بَل لَّمْ تَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ * وَ مَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانِ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ * فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ * فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ * فَإِنَّهُمْ يَوْمَـئِذٍ فِى الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ * إِنَّا كَذَ لِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ * إِنَّهُمْ كَانُواْ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَـهَ إلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ * وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُواْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونِ * بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ * إِنَّكُمْ لَذَائِقُواْ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ * وَ مَا تُجْزَوْنَ إلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» . (5)

«وَ إِذْ يَتَحَاجُّونَ فِى النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَـؤُاْ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ * قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ» . (6)

«وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ * وَ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ * فَكُبْكِبُواْ فِيهَا هُمْ وَ الْغَاوُنَ * وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ * قَالُواْ وَ هُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ * تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ * إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ * وَ مَا أَضَلَّنَا إلَّا الْمُجْرِمُونَ * فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ * وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ * فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً وَ مَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ» . (7)

«قَالَ ادْخُلُواْ فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ الْجِنِّ وَ الإِنسِ فِى النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُِولَـاهُمْ رَبَّنَا هَـؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَـئتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَـكِن لَا تَعْلَمُونَ * وَقَالَتْ أُولَـاهُمْ لأُِخْرَاهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ» . (8)

.


1) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۹ ح ۴۹ عن إبراهيم بن عبد الحميد ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۳۸ ح ۱۷ وراجع : تفسير الطّبري : ج ۹ الجزء ۱۶ ص ۱۲۷ .

2) .. غافر : ۳۲ .

3) .معاني الأخبار : ص ۱۵۶ عن حفص بن غياث ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۹ ح ۵۰ عن الزهري ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۵۶ من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۵۹ ح ۵ .

4) .ص : ۵۵ ـ ۶۴ .

5) .الصافّات : ۲۲ ـ ۳۹ .

6) .غافر : ۴۷ و ۴۸ .

7) .الشعراء : ۹۱ ـ ۱۰۳ .

8) .الأعراف : ۳۸ و ۳۹ .

۹ / ۹ ستيزه گرى شديد

۱۸۱۶.الإمام عليّ عليه السلام : امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام : اهل آتش ، تشنه مى‌ميرند و تشنه وارد قبرهايشان مى‌شوند و تشنه به حشر مى‌آيند و تشنه داخل دوزخ مى‌شوند . پس ، خويشاوندانشان را از دور در بهشت مى‌بينند و به آنها مى‌گويند : «از آن آب يا از آنچه خدا روزى‌تان كرده است ، بر ما فرو ريزيد» .۱۸۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : «روزِ ندا دادن به يكديگر» روزى است كه دوزخيان به بهشتيان ندا مى‌دهند كه : «از آن آب يا از آنچه خدا روزى‌تان كرده است ، بر ما فرو ريزيد» .۹ / ۹ستيزه‌گرى شديدقرآن«اين است [حال بهشتيان] و [امّا] براى طغيانگران ، به راستى كه بد فرجامى است ؛ به جهنّم مى‌روند كه چه بد آرامگاهى است ! اين ، جوشاب و چركاب است . بايد آن را بچشند ، و از همين گونه، انواع ديگر [عذاب‌ها]. اينها گروهى هستند كه با شما به اجبار وارد [آتش ]مى‌شوند . بدا به حال آنها ؛ زيرا آنان داخل آتش مى‌شوند. [به رؤساى خود ]مى‌گويند: «بلكه بر خود شما خوش مباد! اين عذاب را شما خود براى ما از پيش فراهم آورديد، و چه بد قرارگاهى است». مى‌گويند: «پروردگارا ! هر كس اين عذاب را از پيش براى ما فراهم آورده، عذاب او را در آتش ، دو چندان كن» و مى‌گويند: «ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از اشرار مى‌شمرديم ، يا آنان را [در دنيا ]به ريشخند مى‌گرفتيم ، نمى‌بينيم؟ يا چشمان [ما ]بر آنها نمى‌افتد؟» . اين ستيزه اهل آتش ، قطعا راست است».

«كسانى را كه ستم كرده‌اند ، با هم‌رديفانشان و آنچه غير از خدا مى‌پرستيده‌اند، گرد آوريد و به سوى آتشِ افروخته ، رهبرى‌شان كنيد و آنان را باز داريد كه آنها مسئول‌اند. شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى‌كنيد؟! [نه!] بلكه امروز ، آنان از دَرِ تسليم درآمدگان‌اند. و بعضى به بعضى ديگر روى مى‌آورند و از يكديگر مى‌پرسند. مى‌گويند: «شما [ظاهرا] از درِ راستى با ما در مى‌آمديد» . [متّهمان] مى‌گويند: «[نه! ]بلكه شما با ايمان نبوديد و ما هيچ تسلّطى بر شما نداشتيم ؛ بلكه خودتان سركش بوديد. پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد كه ما واقعا بايد [عذاب را] بچشيم. و شما را گم‌راه كرديم؛ زيرا خودمان گم‌راه بوديم» . پس آنان در آن روز ، در عذاب ، شريك يكديگرند. آرى، ما با مجرمان چنين رفتار مى‌كنيم ؛ چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى‌شد: «خدايى جز خداى يگانه نيست»، تكبّر مى‌ورزيدند و مى‌گفتند: «آيا ما براى شاعرى ديوانه ، دست از خدايانمان بر داريم؟!»؛ ولى نه! [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است . در واقع ، شما عذاب پردرد را خواهيد چشيد و جز آنچه مى‌كرديد ، جزا نمى‌يابيد».

«و آن گاه كه در آتش ، شروع به آوردن حجّت مى‌كنند، زيردستان به كسانى كه گردنكش بودند، مى‌گويند: «ما پيرو شما بوديم . پس آيا مى‌توانيد پاره‌اى از اين آتش را از ما دفع كنيد؟» . كسانى كه گردنكشى مى‌كردند، مى‌گويند: «اكنون همه ما در آن هستيم . خداست كه ميان بندگان ، داورى كرده است»».

«و آتشِ افروخته ، براى گم‌راهان ، نمودار مى‌گردد و به آنان گفته مى‌شود: «كجايند آن چيزهايى كه به جاى خدا مى‌پرستيديد ؟! آيا يارى‌تان مى‌كنند ، يا خود را يارى مى‌دهند؟» . پس آنها و همه گم‌راهان و نيز همه سپاهيان ابليس ، در آن افكنده مى‌شوند . آنها در آن جا با يكديگر ستيزه مى‌كنند و مى‌گويند: «سوگند به خدا كه ما در گم‌راهىِ آشكارى بوديم ، آن گاه كه شما را با پروردگار جهانيان ، برابر مى‌كرديم ، و جز تبهكاران ما را گم‌راه نكردند. در نتيجه، نه شفاعتگرانى داريم و نه دوستى نزديك. و اى كاش بازگشتى داشتيم تا از مؤمنان مى‌شديم». به راستى كه در اين، عبرتى است ؛ ولى بيشترشان مؤمن نبودند».

«مى‌فرمايد: «به ميان امّت‌هايى از پرى و آدمى برويد كه پيش از شما وارد آتش شدند» و هر بار كه امّتى وارد [آتش] شود ، همتايش را لعنت مى‌كند ، تا آن كه چون همگى در آن به هم پيوندند ، پيروانشان در باره پيشوايانشان مى‌گويند: «پروردگارا ! اينان ما را گم‌راه كردند. پس عذاب آتشى دو برابر به آنان بده» . خدا مى‌فرمايد: «براى هر كدام ، دو چندان است ؛ ولى شما نمى‌دانيد» و پيشوايانشان به پيروانشان مى‌گويند: «شما بر ما امتيازى نداريد . پس به سزاى آنچه به دست مى‌آورديد، عذاب را بچشيد»».

.

. .

. .

الحديث۱۸۰۵.الدرّ المنثور عن ابن عبّاس : الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا» (1)ـ : بَرِئَ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ولَعَنَ بَعضُهُم بَعضا ، يُريدُ بَعضُهُم أن يَحُجَّ بَعضا رَجاءَ الفَلجِ فَيُفلِتوا مِن عَظيمِ ما نَزَلَ بِهِم ، ولَيسَ بِأَوانِ بَلوى ، ولاَ اختِبارٍ ولا قَبولِ مَعذِرَةٍ ، ولاتَ حينَ نَجاةٍ! (2)۱۸۰۴.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام ـ لأصحابه ـ : إذَا استَقَرَّ أهلُ النّارِ فِي النّارِ يَفقِدونَكُم فَلا يَرَونَ مِنكُم أحَدا ، فَيَقولُ بَعضُهُم لِبَعضٍ : «مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ * أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ» قالَ : وذلِكَ قَولُ اللّه‌ِ عز و جل : «إِنَّ ذَ لِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ» (3)يَتَخاصَمونَ فيكُم فيما كانوا يَقولونَ فِي الدُّنيا . (4)۹ / ۱۰رَهَقُ الذِّلَّةِالكتاب«وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ الَّيْلِ مُظْـلِمًا أُوْلَـائِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» . (5)

.


1) .الأعراف : ۳۸ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۱ ح ۱ عن محمّد بن سالم ، تفسير نور الثقلين : ج ۲ ص ۲۹ ح ۱۰۸ ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۸۸ ح ۳۰ .

3) .ص : ۶۲ ـ ۶۴ .

4) .الكافي : ج ۸ ص ۱۴۱ ح ۱۰۴ عن عنبسة ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۵۴ ح ۵ .

5) .يونس : ۲۷ .

۹ / ۱۰ تنگناى خوارى

حديث۱۷۹۸.السنن الكبرى عن ابن عبّاس : امام باقر عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال كه: «هر بار كه امّتى وارد [آتش] گردد ، همتايش را لعنت مى‌كند ، تا آن كه چون همگى در آن به هم پيوستند» ـ : اين عدّه از آن عدّه بيزارى مى‌جويند و آن عدّه اين عدّه را لعنت مى‌كنند . عدّه‌اى با عدّه‌اى ديگر احتجاج مى‌كنند ، بدان اميد كه [در اين ستيزه‌گرى] چيره شوند و از بلاى بزرگى كه بر آنان فرود آمده است، بِرَهَند ، غافل از اين كه آن هنگام ، نه موقع امتحان است، نه هنگام پذيرش پوزش، و نه هنگام رهايى.۱۷۹۷.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «وَ لَقَدْ عَهِد ) امام صادق عليه السلام : ـ به يارانش ـ : آن گاه كه دوزخيان در آتش قرار گيرند ، شما [مؤمنان ]را گم مى‌كنند و هيچ يك از شما را نمى‌بينند. در اين هنگام ، به يكديگر مى‌گويند: «ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از بَدان مى‌شمرديم ، يا آنان را [در دنيا] به ريشخند مى‌گرفتيم ، نمى‌بينيم؟ يا چشم‌ها[ى ما] بر آنها نمى‌افتد؟» .

اين ، سخن خداى عز و جل است كه: «اين ستيزه اهل آتش ، قطعا راست است» . آنان در باره شما، راجع به آنچه در دنيا مى‌گفتند، با يكديگر ستيزه (بگو مگو) مى‌كنند .۹ / ۱۰تنگناى خوارىقرآن«و كسانى كه مرتكب بدى‌ها شده‌اند، جزاى هر بدى‌اى ، مانند آن است و خوارى ، آنان را فرو مى‌گيرد . آنان در مقابل خدا، هيچ حمايتگرى ندارند . گويى چهره‌هايشان با پاره‌هايى از شبِ تار ، پوشانده شده است . آنان همدم آتش‌اند و در آن ، جاودانه خواهند بود».

.

الحديث۱۷۹۱.الإمام الباقر عليه السلام : التوحيد عن محمّد بن عليّ الحلبي عن الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَوله عز و جل : «يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ» (1)ـ : تَبارَكَ الجَبّارُ (2)، ثُمَّ أشارَ إلى ساقِهِ فَكَشَفَ عَنهَا الإِزارَ . قالَ : «وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ» (3)، قالَ : اُفحِمَ (4)القَومُ ودَخَلتَهُمُ الهَيبَةُ ، وشَخَصَتِ الأَبصارُ ، وبَلَغَتِ القُلوبُ الحَناجِرَ «خَـشِعَةً أَبْصَـرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كَانُواْ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سَــلِمُونَ» (5). (6)۱۷۹۰.سنن ابن ماجة عن اُسامة بن زيد : الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ» (7)ـ : هؤُلاءِ أهلُ البِدَعِ وَالشُّبَهاتِ وَالشَّهَواتِ ، يُسَوِّدُ اللّه‌ُ وُجوهَهُم ثُمَّ يَلقونَهُ ... ويُلبِسُهُمُ الذُّلَّ وَالصَّغارَ . (8)۹ / ۱۱تَمَنّي الرُّجوعِ إلَى الدُّنياالكتاب«إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَ رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ * وَ قَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّا كَذَ لِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَــلَهُمْ حَسَرَ تٍ عَلَيْهِمْ وَ مَا هُم بِخَـرِجِينَ مِنَ النَّارِ» . (9)

«وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَــلَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِايَـتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» . (10)

«فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» . ۱۱

راجع : الأحزاب : ۶۶ ، الفرقان : ۲۷ ، الزمر : ۵۸ ـ ۶۰ ، الفجر : ۲۳ و ۲۴ .

.


1) .القلم : ۴۲ .

2) .قال الشيخ الصدوق قدس‌سره في ذيل الحديث معلِّقا : قوله عليه السلام «تبارك الجبّار ، وأشار إلى ساقه فكشف عن الإزار» يعني به : تبارك الجبّار أن يوصف بالساق الذي هذا صفته .

3) .أفحَمتُ الخَصمَ : إذا أسكَتُّهُ بالحُجّةِ (المصباح المنير : ص ۴۶۴ «فحم») .

4) .القلم : ۴۳ .

5) .التوحيد : ص ۱۵۴ ح ۲ ، بحارالأنوار : ج ۴ ص ۷ ح ۱۵ .

6) .يونس : ۲۷ .

7) .تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۱۱ عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۲۹۸ ح ۲۰ .

8) .البقرة : ۱۶۶ و ۱۶۷ .

9) .الأنعام : ۲۷ .

10) .الشعراء : ۱۰۲ .

۹ / ۱۱ آرزوى بازگشت به دنيا

حديث۱۷۸۱.الكافي عن ابن الطيّار : التوحيد ـ به نقل از محمّد بن على حلبى ـ : از امام صادق عليه السلام در باره آيه «روزى كه ساق ، آشكار شود» پرسيدم . فرمود: «بلندمرتبه است خداى بزرگ!» سپس با اشاره به ساق پاى خود ، دامان آن را بالا زد . (1)

امام عليه السلام اين آيه را خواند : «و به سجده فرا خوانده مى‌شوند ؛ ولى نمى‌توانند [سجده كنند]» و فرمود: «[يعنى] مردم ، مُجاب مى‌شوند و هيبت ، وجودشان را فرا مى‌گيرد، چشم‌ها خيره مى‌گردند و [از ترس ،] قلب‌ها به حلق‌ها مى‌رسند ، «ديدگانشان به زير افتاده است و خوارى ، آنان را فرا مى‌گيرد ، در حالى كه [پيش از اين ، ]به سجده فرا خوانده مى‌شدند و تن‌درست بودند» .۱۷۸۰.سنن أبي داوود عن عائشة بنت سعد بن أبي وقّاص عن أب امام باقر عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال : «و كسانى كه مرتكب بدى‌ها شده‌اند، [بدانند كه] جزاى بدى ، بدى‌اى مانند آن است ، و خوارى ، آنان را فرا مى‌گيرد. در مقابل خدا ، هيچ حمايتگرى ندارند» ـ : اينان همان بدعت‌گذاران و شبهه‌افكنان و پيروان خواهش‌هاى نفسانى هستند. خدا روى آنها را سياه مى‌كند، سپس [با روسياهى ]به ديدار او مى‌روند... و جامه خوارى و خفّت را بر ايشان مى‌پوشاند.۹ / ۱۱آرزوى بازگشت به دنياقرآن«آنگاه كه پيشوايان از پيروان بيزارى جويند و عذاب را مشاهده كنند و ميانشان پيوندها بريده گردد . و پيروان مى‌گويند: «كاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه كه [ آنان ] از ما بيزارى جستند، [ ما نيز ] از آنان بيزارى مى‌جستيم». اين گونه خداوند، كارهايشان را ـ كه براى آنان ، مايه حسرت‌هاست- به ايشان مى‌نماياند، و از آتش ، بيرون آمدنى نيستند» .

«و اى كاش [ منكران را ] هنگامى كه بر آتش عرضه مى‌شوند، مى‌ديدى كه مى‌گويند: كاش باز گردانده مى‌شديم و [ ديگر ] آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‌كرديم و از مؤمنان مى‌شديم!» .

«اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‌شديم!» .

ر . ك : احزاب : آيه ۶۶ ، فرقان : آيه ۲۷ ، زمر : آيات ۵۸ ـ ۶۰ ، فجر : آيات ۲۳ و ۲۴ .

.


1) .شيخ صدوق رحمه‌الله در ذيل اين حديث ، در باره جمله : «تبارك الجبّار، و أشار إلى ساقه فكشف عن الإزار» مى‌گويد : يعنى : خداوند ، والاتر و منزّه‌تر از آن است كه به دانستن ساق پايى از اين قبيل ، وصف شود .

الحديث۱۷۷۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إِنَّ النّاسَ يَمُرُّونَ يَومَ القِيامَةِ عَلَى الصِّراطِ ، وَالصِّراطُ دَحضٌ (1)مَزَلَّةٌ يَتَكَفَّأُ بِأَهلِهِ ، وَالنّارُ تَأخُذُ مِنهُم ، وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَتَنطِفُ (2)عَلَيهِم مِثلَ الثَّلجِ إِذا وَقَعَ ، لَها زَفيرٌ وَشَهيقٌ .

فَبَينَما هُم كَذلِكَ إِذ جاءَهُم نِداءٌ مِنَ الرَّحمنِ : عِبادي مَن كُنتُم تَعبُدونَ في دارِ الدُّنيا؟ فَيَقولُونَ : رَبِّ ! أَنتَ تَعلَمُ أَنّا إِيّاكَ كُنّا نَعبُدُ . فَيُجيبُهُم بِصَوتٍ لَم يَسمَع الخَلائِقُ مِثلَهُ قَطُّ : عِبادي ! حَقٌّ عَلَيَّ أَلّا أَكِلَكُمُ اليَومَ إِلى أَحَدٍ غَيري ، فَقَدعَفَو تُ عَنكُم وَرَضيتُ عَنكُم .

فَتَقومُ المَلائِكَةُ عِندَ ذلِكَ بِالشَّفاعَةِ ، فَيُنَحَّونَ مِن ذلِكَ المَكانِ ، فَيَقولُ الَّذينَ تَحتُهُم‌فِي النّارِ : «فَمَا لَنَا مِن شَـفِعِينَ * وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ * فَلَو أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ المُؤمِنِينَ » . قالَ اللّه‌ُ : «فَكُبكِبُوا فِيهَا هُم وَ الغَاوُنَ» . (3).


1) .. الدحضُ : الزلَقُ (لسان العرب : ج ۷ ص ۱۴۸ «دحض») .

2) .. نَطَفَ : سالَ (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۷۹۸ «نطف») .

3) .الدر المنثور : ج ۶ ص ۳۰۹ نقلاً عن ابن مردويه عن جابر .

حديث۱۷۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، مردم از صراط مى‌گذرند . صراط ، ليز و لغزنده است ، به طورى كه عبور كنندگان از خود را واژگون مى‌كند و آتش ، قسمتى از بدن آنان را مى‌گيرد ، و جهنّم مانند برفى كه مى‌بارد، [شراره‌هاى خود را ]بر آنان فرو مى‌ريزد ، و جوش و خروشى دارد . در همين حال از جانب خداى مهربان ، ندا مى‌آيد كه : «اى بندگان من! شما در سراى دنيا چه كسى را مى‌پرستيديد؟» .

مى‌گويند : پروردگارا! تو خود مى‌دانى كه ما فقط تو را مى‌پرستيديم .

و خداوند با صدايى كه خلايق هرگز مانند آن را نشنيده‌اند ، پاسخشان مى‌دهد : «بر من است كه امروز شما را به هيچ كسى غير از خودم واگذار نكنم . پس شما را بخشيدم و از شما خشنود گشتم» .

در اين هنگام ، فرشتگان به شفاعت بر مى‌خيزند و آنان را از آن مكان دور مى‌سازند . پس ، كسانى كه زير پاى آنها در آتش هستند ، مى‌گويند : «براى ما نه شفاعت كنندگانى است و نه دوستى مهربان . كاش [به دنيا] باز مى‌گشتيم تا از مؤمنان باشيم» . خداوند فرموده است : «پس آنها و همه گم‌راهان ، در آتش افكنده مى‌شوند» . .

۱۷۶۸.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : إذا ماتَ الكافِرُ شَيَّعَهُ سَبعونَ ألفاً مِنَ الزَّبانِيَةِ إلى قَبرِهِ ، وإنَّهُ لَيُناشِدُ حامِليهِ بِصَوتٍ يَسمَعُهُ كُلُّ شَيءٍ إلَا الثَّقَلانِ و يَقولُ : لَو أنَّ لي كَرَّةً فَأَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ ! ويَقولُ : اِرجِعوني لَعَلّي أعمَلُ صالِحاً فيما تَرَكتُ ! فَتُجيبُهُ الزَّبانِيَّةُ : كَلّا إنَّها كَلِمَةٌ أنتَ قائِلُها ! ويُناديهِم مَلَكٌ : لَو رُدَّ لَعادَ لِما نُهيَ عَنهُ .

فَإِذا اُدخِلَ قَبرَهُ و فارَقَهُ النّاسُ ، أتاهُ مُنكَرٌ ونَكيرٌ في أهوَلِ صورَةٍ ، فَيَقيمانِهِ ثُمَّ يَقولانِ لَهُ : مَن رَبُّكَ ، وما دينُكَ ، ومَن نَبِيُّكَ ؟ فَيَتَلَجلَجُ لِسانُهُ ولا يَقدِرُ عَلَى الجَوابِ ، فَيَضرِبانِهِ ضَربَةً مِن عَذابِ اللّه‌ِ يَذعَرُ لَها كُلُّ شَيءٍ . ثُمَّ يَقولانِ لَهُ : مَن رَبُّكَ ، وما دينُكَ ، ومَن نَبِيُّكَ ؟ فَيَقولُ : لا أدري ! فَيَقولانِ لَهُ : لا دَرَيتَ ولا هُديتَ ولا أفلَحتَ .

ثُمَّ يَفتَحانِ لَهُ باباً إلَى النّارِ ، ويُنزِلانِ إلَيهِ الحَميمَ مِن جَهَنَّمَ ؛ وذلِكَ قَولُ اللّه‌ِ عز و جل : «وَأَمّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ» يَعني فِي القَبرِ «وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» يَعني فِي الآخِرَةِ . (1)۱۷۶۷.الإمام الرضا عليه السلام : تفسير القمّي عن أبي اُسامة عن أبي عبد اللّه وأبي جعفر عليهماالسلام : وَاللّه‌ِ لَنَشفَعَنَّ فِي المُذنِبينَ مِن شيعَتِنا حَتّى تَقولَ (2)أعداؤُنا إذا رَأَوا ذلِكَ : «فَمَا لَنَا مِن شَـفِعِينَ * وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ * فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» قالَ : مِنَ المُهتَدينَ ، قالَ : لِأَنَّ الإيمانَ قَد لَزِمَهُم بِالإِقرارِ . (3)۱۷۶۶.الإمام زين العابدين عليه السلام : الإمام الصّادق عليه السلام : إِنَّ المَيِّتَ إِذا كانَ مِن أهلِ الجَنَّةِ نادى : عَجِّلوا بي ، وَإِن كانَ مِن أَهلِ النّارِ نادى : رُدّوني . (4).


1) .الأمالي للصدوق : ص ۳۶۵ ح ۴۵۵ عن سليمان بن مقبل المديني عن الإمام الكاظم عليه السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۶۷ عن الإمام عليّ عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۲۵ ، جامع الأخبار : ص ۴۷۸ ح ۱۳۳۹ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۲۲ ح ۲۲ .

2) .في المصدر : «يقولوا» ، والأصح ما أثبتناه كما في بحار الأنوار نقلاً عنه .

3) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۷ ح ۱۵ .

4) .ذكرى الشيعة : ج ۱ ص ۳۹۴ ، بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۶۰ ح ۹ .

۱۷۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هر گاه كافر بميرد ، هفتاد هزار دوزخبان ، او را به سوى قبرش تشييع مى‌كنند و او با صدايى كه جز پريان و آدميان، همه موجودات آن را مى‌شنوند، حاملان تابوتش را سوگند مى‌دهد و مى‌گويد: كاش مرا بازگشتى [دوباره به دنيا ]بود تا از مؤمنان مى‌شدم ! و مى‌گويد: مرا بر گردانيد تا شايد در آنچه وا نهاده‌ام ، كار نيكى انجام دهم .

امّا دوزخبانان پاسخش مى‌دهند: «هرگز ! اين ، سخنى است كه تو مى‌گويى» .

و فرشته‌اى به آنان ندا مى‌دهد كه: «اگر هم باز گردانيده شود ، باز همان كارهايى را مى‌كند كه از آن نهى شده بود» .

چون او را در گورش نهند و مردم پراكنده شوند ، نكير و منكر در هولناك‌ترين چهره به نزدش مى‌آيند و او را مى‌شناسند . سپس به وى مى‌گويند: «پروردگارت كيست ؟ دينت چيست ؟ پيامبرت چه كسى است؟» .

او زبانش بند مى‌آيد و نمى‌تواند پاسخ دهد. پس منكر و نكير ، چنان ضربتى از عذاب خدا بر او مى‌كوبند كه همه موجودات ، از آن به وحشت مى‌افتند. دوباره به او مى‌گويند: «پروردگارت كيست ؟ دينت چيست ؟ پيامبرت چه كسى است؟» .

او مى‌گويد: نمى‌دانم.

نكير و منكر به او مى‌گويند : «نه دانستى و نه راه يافتى و نه رستگار شدى» .

سپس درى به سوى آتش برايش مى‌گشايند و از جوشاب جهنّم برايش فرود مى‌آورند. اين است سخن خداى عز و جل كه: «و امّا اگر از دروغزنانِ گم‌راه باشد، پس با آب جوشان پذيرايى مى‌شود» ؛ يعنى در قبر «و در آتش افروخته جاى مى‌گيرد» ؛ يعنى در آخرت.۱۷۶۴.مهج الدعوات عن صفوان بن مهران الجمّال : تفسير القمّى ـ به نقل از ابو اُسامه ، از امام صادق و امام باقر عليهماالسلام ـ : به خدا سوگند ، ما در حقّ شيعيان گنهكارمان شفاعت مى‌كنيم ، تا جايى كه دشمنان ما با ديدن آن مى‌گويند : «ما را نه شفاعت كنندگانى است و نه دوستى مهربان . پس ، كاش ما را بازگشتى بود تا از مؤمنان مى‌بوديم!» ؛ يعنى از ره‌يافتگان ؛ چون لازمه ايمان ، اقرار كردن آنها [به ولايت ما] است .۱۷۶۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في دُعاءِ الاِستِخارَةِ ـ ) امام صادق عليه السلام : ميّت اگر از اهل بهشت باشد ، [به حاملانِ خود] صدا مى‌زند : زودتر مرا ببريد . و اگر از اهل آتش باشد ، صدا مى‌زند : مرا بر گردانيد . .

۹ / ۱۲كَثرَةُ البُكاءِ۱۷۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في حِرزٍ استَخرَجَهُ مِن كِتابِ اللّه ِ العَزيز ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يا أيُّهَا النّاسُ! اِبكوا ، فَإِن لَم تَبكوا فَتَباكَوا ؛ فَإِنَّ أهلَ النّارِ يَبكونَ حَتّى تَسيلَ دُموعُهُم في وُجوهِهِم كَأَنَّها جَداوِلُ ، حَتّى تَنقَطِعَ الدُّموعُ فَتَسيلَ الدِّماءُ فَتَقرَحَ العُيونَ ، فَلَو أنَّ سُفُنا اُجرِيَت فيها لَجَرَت . (1)۱۷۵۹.الكافي عن سعد بن زيد عن أبي الحسن عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أهلَ النّارِ لَيَبكونَ حَتّى لَو اُجرِيَتِ السُّفُنُ في دُموعِهِم لَجَرَت ، وإنَّهُم لَيَبكونَ الدَّمَ . (2)۱۷۵۸.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : يُرسَلُ البُكاءُ عَلى أهلِ النّارِ ، فَيَبكونَ حَتّى يَنقَطِعَ الدُّموعُ ، ثُمَّ يَبكونَ الدَّمَ حَتّى يَصيرَ في وُجوهِهِم كَهَيئَةِ الأُخدودِ (3)؛ لَو أُرسِلتَ فيهِ السُّفُنُ لَجَرَت . (4)۹ / ۱۳تَمَنِّى الجَهْلِ بِحِسابِ أعمالِهِمالكتاب«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَـبَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَــلَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتَـبِيَهْ * وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ» . (5)

.


1) .الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۵ ح ۲۹۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۱۵۸ ح ۴۱۲۰ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۱۳۲ ح ۲۱۰ نحوه وكلّها عن أنس وراجع : تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۶۸ .

2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۴۸ ح ۸۷۹۱ عن عبداللّه بن قيس ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۲ ح ۳۹۲۵۸ .

3) .الاُخدُود : شقّ في الأرض مستطيل (لسان العرب : ج ۳ ص ۱۶۱ «خدد») .

4) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۶ ح ۴۳۲۴ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۳ ح ۱۴ ، صفة النار لابن أبي الدنيا : ص ۱۳۱ ح ۲۰۸ ، البعث والنشور : ص ۳۲۵ ح ۵۹۳ و ۵۹۴ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۱ ح ۳۹۵۲۶ .

5) .الحاقة : ۲۵ و ۲۶ .

۹ / ۱۲ گريه بسيار
۹ / ۱۳ آرزوى ناآگاهى از رسيدگى به كارهايشان

۹ / ۱۲گريه بسيار۱۷۵۱.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى مردم! گريه كنيد و اگر گريه‌تان نيامد ، تظاهر به گريه كنيد؛ زيرا اهل آتش چنان گريه مى‌كنند كه اشك‌هايشان مانند جوى ، بر گونه‌هايشان روان مى‌گردد ، تا آن كه اشك‌ها مى‌خشكد و خون جارى مى‌شود و چشم‌ها زخم مى‌شوند، و اگر چندين كشتى در آنها به حركت در آورده شوند، حركت مى‌كنند.۱۷۵۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اهل آتش چندان گريه مى‌كنند كه اگر چندين كشتى در اشك‌هايشان به حركت در آورده شوند، حركت مى‌كنند . آنان خون مى‌گريند .۱۷۴۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اهل آتش را گريه فرا مى‌گيرد و چندان مى‌گريند كه اشك‌ها [مى‌خشكد و] قطع مى‌شود . آن گاه ، چندان خون مى‌گريند كه چهره‌هايشان مانند گودال مى‌شود ، به طورى كه اگر چندين كشتى در آنها به حركت در آورده شوند، حركت مى‌كنند .۹ / ۱۳آرزوى ناآگاهى از رسيدگى به كارهايشانقرآن«امّا آن كسى كه نامه‌اش به دست چپش داده مى‌شود ، مى‌گويد : «اى كاش نامه‌ام به من داده نشده بود و از حسابم ، خبردار نمى‌شدم!»» .

.

الحديث۱۷۴۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ ) الإمام الباقر عليه السلام : وَأُنزِلَ فِي الحاقَّةِ : «وَ أَمَّا مَن أُوتِىَ كِتَـبَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَــلَيتَنِى لَم أُوتَ كِتَـبِيَه * وَ لَم أَدرِ مَا حِسَابِيَه * يَــلَيتَهَا كَانَتِ القَاضِيَةَ * مَا أَغنَى عَنِّى مَالِيَه ـ إلى قَولِهِ ـ إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤمِنُ بِاللَّهِ العَظِيمِ» (1)فَهذا مُشرِكٌ . (2)۹ / ۱۴تَمَنِّى النَّجاةِ ولَو بِفِداءِ ما فِي الأَرضِ وأعَزِّ النّاسِالكتاب«قَالُواْ رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ» . (3)

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» . (4)

«يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمَـئِذِ بِبَنِيهِ * وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ * وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِى تُئوِيهِ * وَ مَن فِى الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيهِ * كَلَّا إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى» . (5)

«لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِيعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَـائِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهَادُ» . (6)

.


1) .الحاقّة : ۲۵ ـ ۳۳ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۰ ح ۱ عن محمّد بن سالم ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۸۸ ح ۳۰ .

3) .غافر : ۱۱ .

4) .المائدة : ۳۶ و ۳۷ وراجع : آل عمران : ۹۱ ، يونس : ۵۴ ، الزمر : ۴۷ .

5) .المعارج : ۱۱ ـ ۱۶ .

6) .الرعد : ۱۸ .

۹ / ۱۴ آرزوى رهايى ، هر چند به قيمت فدا شدن آنچه در روى زمين است

حديث۱۷۳۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام : در سوره حاقّه نازل شده است : «امّا آن كسى كه نامه عملش به دست چپش داده مى‌شود ، مى‌گويد : «اى كاش نامه‌ام به من داده نشده بود و از حسابم ، خبردار نمى‌شدم ! اى كاش [مرگ ، آن را] تمام كرده بود . مالم سودى برايم نداشت»» تا اين جا كه : «او به خداى بزرگ ، ايمان نياورده است» . اين شخص ، همان مشرك است .۹ / ۱۴آرزوى رهايى ، هر چند به قيمت فدا شدن آنچه در روى زمين است و عزيزترين كسانقرآن«مى‌گويند: «پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى. به گناهانمان اعتراف كرديم؛ پس آيا راه بيرون‌شدنى [ از آتش ] هست؟»» .

«كسانى كه كفر ورزيدند، اگر تمام آنچه در زمين است ، براى آنان باشد و مانند آن را [نيز] با آن [داشته باشند] تا به وسيله آن ، خود را از عذاب روز قيامت باز خرند، از ايشان پذيرفته نمى‌شود و عذابى پردرد خواهند داشت. مى‌خواهند كه از آتش بيرون آيند ، در حالى كه از آن ، بيرون آمدنى نيستند و برايشان عذابى پايدار خواهد بود».

«آنان را به ايشان نشان مى‌دهند. گنهكار ، آرزو مى‌كند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز ، مى‌توانست پسران خود را به عوض دهد و نيز همسر و برادرش را و قبيله‌اش را كه به او پناه مى‌دهند ، و هر كس را كه در روى زمين است و همه را [عوض مى‌داد] و آن گاه خود را مى‌رهانيد. هرگز! آن ، آتش زبانه‌كش است ؛ [آتشى كه] بر كَنَنده پوست سر و اندام است».

«براى كسانى كه پروردگارشان را اجابت كرده‌اند ، پاداشى بس نيكوست ؛ ولى كسانى كه وى را اجابت نكرده‌اند، اگر سراسر آنچه در زمين است و مانند آن را با آن داشته باشند، قطعا آن را براى بازخريد خود خواهند داد ؛ امّا آنان به سختى بازخواست مى‌شوند و جايشان در دوزخ است و چه بد جايگاهى است !».

.

الحديث۱۷۲۵.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَقولُ اللّه‌ُ تَعالى لِأَهوَنِ أهلِ النّارِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ : لَو أنَّ لَكَ ما فِي الأَرضِ مِن شَيءٍ أكُنتَ تَفتَدي بِهِ؟ فَيَقولُ : نَعَم . فَيَقولُ : أرَدتُ مِنكَ أهوَنَ مِن هذا وأنتَ في صُلبِ آدَمَ ألّا تُشرِكَ بي شَيئا ، فَأَبيتَ إلّا أن تُشرِكَ بي! (1)۱۷۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن وَصِيَّةٍ لَهُ أوصى بِها عَلِيّا عليه السلا ) عنه صلى الله عليه و آله ـ كانَ يَقولُ ـ : يُجاءُ بِالكافِرِ يَومَ القِيامَةِ فَيُقالُ لَهُ : أرَأَيتَ لَو كانَ لَكَ مِل‌ءُ الأَرضِ ذَهَبا ، أكُنتَ تَفتَدي بِهِ ؟ فَيَقولُ : نَعَم . فَيُقالُ لَهُ : قَد كُنتَ سُئِلتَ ما هُوَ أيسَرُ مِن ذلِكَ ! (2)۱۷۲۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لِسُفيانَ الثَّورِيِّ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِرَجُلٍ مِن أهلِ النّارِ فَيَقولُ لَهُ : يَابنَ آدَمَ ، كَيفَ وَجَدتَ مَنزِلَكَ؟ فَيَقولُ : أي رَبِّ ! شَرُّ مَنزِلٍ . فَيَقولُ : أتَفتَدي مِنهُ بِطِلاعِ الأَرضِ ذَهَبا ؟ فَيَقولُ : نَعَم أي رَبِّ . فَيَقولُ : كَذَبتَ! قَد سَأَلتُكَ ما هُوَ أقَلُّ مِن ذلِكَ فَلَم تَفعَل . فَيُرَدُّ إلَى النّارِ . (3)راجع : ص ۵۶۶ (الفصل الثاني عشر : نظام جهنّم / أهون الناس عذابا) .

۹ / ۱۵تَمَنِّى المَوتِالكتاب«وَ نَادَوْاْ يَـمَــلِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّـكِثُونَ» . (4)

«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَـبَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَــلَيْتَنِى لَمْ أُوتَ كِتَـبِيَهْ * وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ * يَــلَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ» . (5)

.


1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۹ ح ۶۱۸۹ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۶۰ ح ۵۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۵۶ ح ۱۲۲۹۱ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۷۲ ح ۲۸۵ .

2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۵ ح ۶۱۷۳ ، تفسير الطبري : ج ۳ الجزء ۳ ص ۳۴۶ ، البعث والنشور : ص ۹۷ ح ۹۱ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۵۵ ح ۱۱۷۹ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۷۳ ح ۲۸۶ .

3) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۷۷ ح ۱۳۵۱۱ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۵ ح ۲۴۰۵ وليس فيه «فيردّ إلى النار» ، البعث والنشور : ص ۳۲۸ ح ۶۰۰ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۴ ص ۴۰۶ ح ۱۱۱۳۵ .

4) .الزخرف : ۷۷ .

5) .الحاقّة : ۲۵ ـ ۲۷ .

۹ / ۱۵ آرزوى مرگ

حديث۱۶۶۲.كنزالعمّال عن عبد اللّه بن يسار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوندِ بلندمرتبه در روز قيامت ، به آن كس از اهل دوزخ كه عذابش از همه سبك‌تر است، مى‌فرمايد: «اگر هر آنچه در زمين است از آنِ تو بود ، آيا حاضر بودى آن را فديه خود دهى؟» . او مى‌گويد: آرى.

مى‌فرمايد : «من از تو كمتر از اين را خواستم ، در حالى كه تو در پشت آدم بودى ، [خواستم] كه چيزى را شريك من قرار ندهى ؛ امّا تو نخواستى ، جز اين كه به من شرك بورزى» .۱۶۶۱.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ همواره مى‌فرمود ـ : كافر در روز قيامت آورده مى‌شود و به او گفته مى‌شود: «اگر همه آنچه در زمين است طلا بود، حاضر بودى آن را فديه خود بدهى؟» .

مى‌گويد: آرى .

به او گفته مى‌شود: «آنچه [در دنيا] از تو خواسته شده بود، سبك‌تر از اين بود» .۱۶۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردى از اهل آتش را مى‌آورند و خداوند به او مى‌فرمايد: «اى پسر آدم! منزل خود را چگونه يافتى؟» .

مى‌گويد : پروردگارا ! بدترين منزل است.

خداوند مى‌فرمايد: «آيا حاضرى به اندازه زمين ، طلا بدهى تا خود را از اين منزل آزاد گردانى؟» .

مى‌گويد : آرى ، اى پروردگار من !

خداوند مى‌فرمايد : «دروغ مى‌گويى! كمتر از اين را از تو خواستم و تو ندادى» . آن گاه ، به سوى آتش بر گردانده مى‌شود . ر . ك : ص ۵۶۷ (فصل دوازدهم : نظام دوزخ / كم عذاب‌ترينِ مردم) . ۹ / ۱۵آرزوى مرگقرآن«و فرياد مى‌كشند: «اى مالك! [ بگو: ] پروردگارت جان ما را بستاند» پاسخ مى‌دهد «شما ماندگاريد» .

«و امّا كسى كه كارنامه‌اش به دست چپش داده مى‌شود، مى‌گويد: اى كاش كتابم را دريافت نكرده بودم و از حساب خود ، خبردار نشده بودم ! اى كاش آن ( مرگ ) كار را تمام مى‌كرد!» .

.

الحديث۱۶۵۳.علل الشرايع عن المفضّل بن عمر : الإمام عليّ عليه السلام : مَن لا يَسكُنُ الجَنَّةَ فَبَشِّرهُ بِعَذابٍ أليمٍ ، وخِزيٍ مُقيمٍ ، وأكبالٍ ومَقامِعَ ، وسَلاسِلَ طِوالٍ ، ومُقَطَّعاتِ النّيرانِ ، ومُقارِنَةِ كُلِّ شَيطانٍ . الشَّرابُ صَديدٌ ، وَاللِّباسُ حَديدٌ ، والخَزَنَةُ فَظظَةٌ ، وَالنّارُ مُلتَهِبَةٌ ، وَالأَبوابُ موثَقَةٌ مُطبَقَةٌ ، يُنادَونَ فَلا يُجابونَ ، ويَستَغيثونَ فَلا يُرحَمونَ ، نِداؤُهُم : «يَـمَــلِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّـكِثُونَ * لَقَدْ جِئْنَـكُم بِالْحَقِّ وَ لَـكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَـرِهُونَ» (1). (2)۱۶۵۲.سنن الترمذي عن أبي هريرة : تفسير القمّي : «إِنَّ المُجرِمِينَ فِى عَذَابِ جَهَنَّمَ خَــلِدُونَ * لَا يُفَتَّرُ عَنهُم وَ هُم فِيهِ مُبلِسُونَ» أَي آيِسُونَ مِنَ الخَيرِ ، فَذلِكَ قَولُ أَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام : وَأَمّا أَهلُ المَعصِيَةِ فَخَلَدُوا فِي النّارِ ، وَأُوثِقَ مِنهُم‌اَلْأَقدامُ ، وَغُلَّ مِنهُمُ الأَيدي إِلَى الأَعناقِ ، وَأُلبِسَ أَجسادُهُم سَرابيلَ القَطِرانِ ، وَقُطِّعَت لَهُم مُقَطَّعاتٌ مِنَ النّارِ ، هُم في عَذابٍ قَد اِشتَدَّ حَرُّهُ ، وَنارٍ قَد أُطبِقَ عَلى أَهلِها ، فَلا يُفَتَّحُ عَنهُم أَبَدا ، وَلا يَدخُلُ عَلَيهِم ريحٌ أَبدا ، وَلا يَنقَضي مِنهُم اَلغَمُّ أَبَدا ، وَالعَذابُ أَبَدا شَديدٌ ، وَالعِقابُ أَبَدا جَديدٌ ، لَا الدّارُ زائِلَةٌ فَتَفنى ، وَلا آجالُ القَومِ تُقضى .

ثُمَّ حَكى نِداءَ أَهلِ النّارِ فَقالَ : «وَ نَادَوا يَـمَــلِكُ لِيَقضِ عَلَينَا رَبُّكَ» قالَ : أَي نَموتُ ، فَيَقولُ مالِكٌ : «إِنَّكُم مَّـكِثُونَ» . (3).


1) .الزخرف : ۷۷ و ۷۸ .

2) .بشارة المصطفى : ص ۳۰ عن كميل ، بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۲۷۶ ح ۱ .

3) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۸۹ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۹۲ ح ۳۴ .

حديث۱۶۵۰.سنن ابن ماجة عن أبي حُمَيد الساعدي : امام على عليه السلام : كسى كه در بهشت ساكن نشد، پس نويدش ده به عذاب پردرد و خوارىِ ماندگار، دستبندها و گُرزها، زنجيرهاى دراز و پاره‌هاى آتش، هم‌بندى با شيطان‌ها، نوشيدن خون آميخته به چرك ، جامه آهنى ، نگهبانان دژخيم ، آتش شعله‌كشان و درهاى سخت بسته و محكم . صدا مى‌زنند ؛ امّا پاسخ داده نمى‌شوند . فريادخواهى مى‌كنند ؛ ولى به آنان رحم نمى‌شود. فريادشان اين است كه : «اى مالك [ـِ دوزخ] ! [بگو :] پروردگارت ما را بميراند. و او مى‌گويد: «شما ماندگاريد . ما حق را براى شما آورديم ؛ ليك بيشترشان حق را ناخوش داشتند»» .۱۶۴۹.الإمام عليّ عليه السلام : تفسير القمّى : «همانا مجرمان در عذاب جهنّم ماندگارند . عذاب از آنان تخفيف نمى‌يابد و آنها در آن جا نوميدند» يعنى از خير نوميدند ، و اين ، سخن فرموده امير مؤمنان عليه السلام است كه مى‌فرمايد : «و امّا گنهكاران در آتش جاويدان‌اند ، و پاهايشان را مى‌بندند ، و دست‌هايشان به گردن‌هايشان به كند و زنجير بسته مى‌شود ، و جامه‌هايى از قطران بر تن آنان مى‌پوشانند ، و تكّه‌هايى از آتش برايشان مى‌بُرند ، و در عذابى سخت داغ و در آتشى هستند كه اهل خود را فرو مى‌پوشاند و هرگز دَرَش به روى آنان باز نمى‌شود ، و هرگز بادى بر آنان نمى‌وزد ، و هرگز غم و اندوهشان پايان نمى‌پذيرد ، و عذاب همواره سخت و شديد است ، و هر دم كيفرى نو مى‌بينند . نه خانه از بين مى‌رود ، و نه عمر آنان به سر مى‌آيد . سپس خداوند ، فرياد اهل آتش را بازگو كرده ، مى‌فرمايد : «و فرياد مى‌كشند : اى مالك! [بگو : ]پروردگارت بر ما حكم كند» . يعنى بميريم ، و مالك مى‌گويد : «شما ماندگاريد» » . .

الفَصلُ العاشِرُ: ما يؤدّي إلى دخول النّار۱۰ / ۱الغَفلَةُالكتاب«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِْنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـائِكَ كَالأَْنْعَـمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـائِكَ هُمُ الْغَـفِلُونَ» . (1)

«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضُواْ بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ اطْمَأَنُّواْ بِهَا وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ ءَايَـتِنَا غَـفِلُونَ * أُوْلَـائِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» . (2)

«قُتِلَ الْخَرَّ صُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍ سَاهُونَ * يَسْئلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ * يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ * ذُوقُواْ فِتْنَتَكُمْ هَـذَا الَّذِى كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ» . (3)

«وَ تَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَـئِذٍ يَمُوجُ فِى بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَجَمَعْنَـهُمْ جَمْعًا * وَ عَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَـئِذٍ لِّلْكَـفِرِينَ عَرْضًا * الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِى غِطَـاءٍ عَن ذِكْرِى وَ كَانُواْ لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا» . (4)

.


1) .الأعراف : ۱۷۹ .

2) .يونس : ۷ و ۸ .

3) .الذاريات : ۱۰ ـ ۱۴ .

4) .الكهف : ۹۹ ـ ۱۰۱ .

فصل دهم : آنچه به دخول دوزخ مى انجامد
۱۰ / ۱ غفلت

فصل دهم : آنچه به دخول دوزخ مى‌انجامد۱۰ / ۱غفلتقرآن«و در حقيقت، بسيارى از پريان و آدميان را براى دوزخ آفريده‌ايم ؛ [چرا كه] دل‌هايى دارند كه با آن دريافت نمى‌كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى‌بينند و گوش‌هايى دارند كه با آنها نمى‌شنوند. آنان همانند چارپايان‌اند ؛ بلكه گم‌راه‌ترند. آنان همان غافلان‌اند».

«كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند و به زندگىِ دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافته‌اند و كسانى كه از آيات ما غافل‌اند، آنان به كيفر آنچه به دست مى‌آورند، جايگاهشان آتش است».

«مرگ بر دروغ‌پردازان ؛ همانان كه در ورطه نادانى ، بى‌خبرند . مى‌پرسند: «روز پاداش ، كى است؟» . همان روز كه آنان به آتش ، عقوبت مى‌شوند . [به آنان گفته مى‌شود :] بچشيد اين عذابتان را كه با شتاب ، خواستار آن بوديد».

«و در آن روز ، آنان را رها مى‌كنيم تا موج‌آسا بعضى با برخى در آميزند و [همين كه] در صور دميده مى‌شود، همه آنها را گرد خواهيم آورد. و آن روز، جهنّم را آشكارا به كافران بنمايانيم ، به همان كسانى كه چشمان آنها از ياد من در پرده بود و توانايىِ شنيدن [حق را ]نداشتند».

.

الحديث۲۰۰۲.سنن النسائي عن اُمِّ سلمة : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ألا رُبَّ مَسرورٍ ومَغبونٍ وهُوَ لا يَشعُرُ ، يَأكُلُ ويَشرَبُ ويَضحَكُ ، وحَقٌّ لَهُ مِنَ اللّه‌ِ أن يَصلَى السَّعيرَ . (1)۲۰۰۱.الأدب المفرد عن ابن عبّاس : الإمام عليّ عليه السلام : لا تَكُن غافِلاً عَن دينِكَ ، حَريصا عَلى دُنياكَ ، مُستَكثِرا مِمّا لا يَبقى عَلَيكَ ، مُستَقِلّاً مِمّا يَبقى لَكَ ، فَيورِدُكَ ذلِكَ العَذابَ الشَّديدَ . (2)۲۰۰۰.الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : عنه عليه السلام : ما بالُ مَن خالَفَكُم أشَدُّ بَصيرَةً في ضَلالَتِهِم ، وأبذَلُ لِما في أيدِيهِم مِنكُم ؟! ما ذاكَ إلّا أنَّكُم رَكَنتُم إلَى الدُّنيا ؛ فَرَضيتُم بِالضَّيمِ ، وشَحَحتُم عَلَى الحُطامِ ، وفَرَّطتُم فيما فيه عِزُّكُم وسَعادَتُكُم وقُوَّتُكُم عَلى مَن بَغى عَلَيكُم ، لا مِن رَبِّكُم تَستَحيونَ فيما أمرَكُم بِهِ ، ولا لِأَنفُسِكُم تَنظُرونَ ، وأنتُم في كُلِّ يَومٍ تُضامونَ ، ولا تَنتَبِهونَ مِن رَقدَتِكُم ، ولا يَنقَضي فُتورُكُم ، أما تَرونَ إلى بِلادِكُم ودينِكُم كُلَّ يَومٍ يَبلى وأنتُم في غَفلَةِ الدُّنيا ، يَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : «وَ لَا تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَـلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ» . (3)۱۰ / ۲الِاستِكبارُالكتاب«فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» . (4)

«وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِأيَـتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (5)

«إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِأيَـتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَ بُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَ لِكَ نَجْزِى الْمُجْرِمِينَ» . (6)

«أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَـحَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنـبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّـخِرِينَ * أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِى لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ * أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ * بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ ءَايَـتِى فَكَذَّبْتَ بِهَا وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنتَ مِنَ الْكَـفِرِينَ» . (7)

«فَادْخُلُواْ أَبْوَ بَ جَهَنَّمَ خَــلِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» . (8)

«النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ * وَ إِذْ يَتَحَاجُّونَ فِى النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَـؤُاْ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ» . (9)

.


1) .دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۲۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۶۸ ح ۳ .

2) .غرر الحكم : ح ۱۰۴۰۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۲۷ ح ۹۵۹۸ .

3) .الخصال : ص ۶۳۴ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تفسير فرات : ص ۳۶۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۱۱۲ ح ۱ .

4) .النساء : ۱۷۳ .

5) .الأعراف : ۳۶ .

6) .الأعراف : ۴۰ .

7) .الزمر : ۵۶ ـ ۵۹ .

8) .النحل : ۲۹ .

9) .غافر : ۴۶ و ۴۷ .

۱۰ / ۲ خود بزرگ بينى (استكبار ، تكبّر)

حديث۱۹۸۹.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ بَعدَ نافِلَةِ الفَجرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى بسا شادمانى كه زيانكار است و خود نمى‌داند، در حالى مى‌خورد و مى‌نوشد و مى‌خندد كه سزاوار است خداوند ، او را در آتش فروزان درافكند .۱۹۸۸.تنبيه الغافلين عن أبي ذرّ عن رسول اللّه صلى الله امام على عليه السلام : از دين خود غافل و به دنيايت آزمند مباش تا [مبادا] از آنچه برايت نمى‌ماند ، بسيار گرد آورى و از آنچه برايت مى‌ماند ، اندك داشته باشى و در نتيجه، تو را به آن عذاب سخت در آورد .۱۹۸۷.مسند ابن حنبل عن أبي اُمامة ( ـ في ذِكرِ حَديثِ أبي ذَرٍّ مَعَ النَّبِيِّ صلى ا ) امام على عليه السلام : چه شده است كه مخالفان شما، در گم‌راهى‌شان بينش‌دارتر از شما هستند و در بذل و بخششِ آنچه دارند ، گشاده‌دست‌تر از شمايند ؟! اين نيست مگر از آن روى كه شما به دنيا دل بسته‌ايد و به ستم و خوارى رضايت داده‌ايد، به حطام دنيا حريص گشته‌ايد و در آنچه مايه عزّت و سعادت شما و موجب قدرت شما در برابر كسى است كه بر شما سركشى و تعدّى كرده ، كوتاهى ورزيده‌ايد. نه از پروردگارتان در آنچه به شما فرمان داده است [و آن را به جا نمى‌آوريد] ، شرم مى‌داريد و نه به فكر خويشتنيد. هر روز با شما بدرفتارى و ستم مى‌شود ؛ ولى شما از خواب [غفلت] خود بيدار نمى‌شويد و سستى‌تان به سر نمى‌آيد. آيا به سرزمينتان و دينتان نمى‌نگريد كه هر روز كهنه مى‌شود و شما همچنان در غفلت دنيازدگى به سر مى‌بريد ؟! خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «و به كسانى كه ستم كرده‌اند ، متمايل مشويد كه آتش به شما مى‌رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام ، يارى نخواهيد شد» .۱۰ / ۲تكبّرقرآن«امّا كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند ، پاداششان را به تمام خواهد داد و از فضل خود ، به ايشان افزون‌تر مى‌بخشد ، و امّا كسانى كه [از پذيرش حق] خوددارى ورزيده‌اند و بزرگى [تكبّر] فروخته‌اند، آنان را به عذابى دردناك دچار مى‌سازد و در برابر خدا ، براى خود ، يار و ياورى نخواهند يافت».

«و كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از پذيرش آنها تكبّر ورزيدند ، آنان همدم آتش‌اند و در آن جاويدان‌اند».

«كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از [پذيرفتن] آنها تكبّر ورزيدند، درهاى آسمان برايشان گشوده نمى‌گردد و وارد بهشت نمى‌شوند ، مگر شتر در سوراخ سوزن داخل شود، (1)و بزهكاران را اين‌چنين كيفر مى‌دهيم».

«تا آن كه [مبادا] كسى بگويد: «دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى نمودم ! بى ترديد ، من از ريشخندكنندگان بودم» ، يا بگويد: «اگر خدا هدايتم مى‌كرد، مسلّما از پرهيزگاران بودم» ، يا چون عذاب را ببيند، بگويد: «كاش مرا برگشتى بود تا از نيكوكاران مى‌شدم!» . آرى، نشانه‌هاى من بر تو آمد ؛ ولى آنها را تكذيب كردى و تكبّر ورزيدى و از كافران شدى».

«پس، از درهاى جهنّم وارد شويد و در آن ، جاودانه بمانيد . و حقّا كه چه بد است جايگاه متكبّران!».

«هر بام و شام ، بر آتش عرضه مى‌شوند، و روزى كه رستاخيز برپا شود ، [فرياد مى‌رسد كه:] فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب در آوريد، و آن گاه كه در آتش شروع به آوردن حجّت مى‌كنند، زيردستان به كسانى كه مستكبر بودند ، مى‌گويند: «ما پيرو شما بوديم . پس آيا مى‌توانيد پاره‌اى از اين آتش را از ما دفع كنيد ؟»».

.


1) .واژه «جمل» كه در آيه آمده ، هم به معناى شتر است و هم به طناب كشتى گفته مى‌شود. از اين رو، ترجمه آيه را چنين نيز گفته‌اند: مگر طناب كشتى ، از سوراخ سوزن بگذرد .

الحديث۱۹۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُحشَرُ المُتَكَبِّرونَ يَومَ القِيامَةِ أمثالَ الذَّرِّ في صُوَرِ الرِّجالِ ، يَغشاهُمُ الذُّلُّ مِن كُلِّ مَكانٍ ، فَيُساقونَ إلى سِجنٍ في جَهَنَّمَ يُسَمّى «بُولَسَ» تَعلوهُم نارُ الأَنيارِ ، يُسقَونَ مِن عُصارَةِ أهلِ النّارِ طينَةَ الخَبالِ (1). (2).


1) .طينةُ الخَبال : الخَبالُ عُصارةُ أهلِ النار ، والخَبالُ في الأصل : الفَسادُ (النهاية : ج ۲ ص ۸ «خبل») .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۵۵ ح ۲۴۹۲ ، الأدب المفرد : ص ۱۶۹ ح ۵۵۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۹۶ ح ۶۶۸۹ ، مسند الحميري : ج ۲ ص ۲۷۲ ح ۵۹۸ كلاهما نحوه وكلّها عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۲۸ ح ۷۷۵۰ .

حديث۱۹۷۴.سنن أبي داوود عن أبي سعيد الخدري : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : متكبّران، در روز رستاخيز ، چونان مورانِ انسان‌نما محشور مى‌شوند و خوارى ، از هر سو آنان را فرا مى‌گيرد، و به سوى زندانى در جهنّم، به نام «بَوْلَس» (1)رانده مى‌شوند و آتشِ آتش‌ها (2)آنها را فرو مى‌پوشاند و از عصاره دوزخيان، به نام «طينة الْخَبال»، به آنان مى‌نوشانند. .


1) .يا: بُولَس.

2) .اضافه «نار» به «انيار (آتش‌ها)» در متن حديث ، براى مبالغه است . گويا اين آتش از فرط سوزندگى و شدّت گرمايش ، با ديگر آتش‌ها چنان مى‌كند كه آن آتش‌ها با ديگر اشيا مى‌كنند. يا: چون اين آتش ، اصل همه آتش‌هاى عالم است ، آن را آتشِ آتش‌ها گفته‌اند. شايد هم اشاره باشد به «النَّارَ الْكُبْرَى» كه در قرآن كريم (اعلى : آيه ۱۲) آمده است.

۱۹۷۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن كِبرٍ أكَبَّهُ اللّه‌ُ عَلى وَجهِهِ فِي النّارِ . (1)۱۹۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : لِيَ العَظَمَةُ وَالكِبرِياءُ وَالفَخرُ ، وَالقَدَرُ سِرّي ، فَمَن نازَعَني في واحِدَةٍ مِنهُنَّ كَبَبتُهُ فِي النّارِ . (2)۱۹۷۱.تفسير القمّي ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ قُل رَّبِّ أَعُوذُ ) عنه صلى الله عليه و آله : قالَ اللّه‌ُ عز و جل : الكِبرِياءُ رِدائي وَالعَظَمَةُ إزاري ، فَمَن نازَعَني واحِدا مِنهُما قَذَفتُهُ فِي النّارِ . (3)۱۹۷۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن تَكَبَّرَ عَلَى اللّه‌ِ دَرَجَةً وَضَعَهُ اللّه‌ُ دَرَجَةً حَتّى يَجعَلَهُ في أسفَلِ السّافِلينَ . (4)۱۹۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أهلَ النّارِ كُلُّ جَعظَرِيٍّ (5)، جَوّاظٍ (6)، مُستَكبِرٍ ، جَمّاعٍ ، مَنّاعٍ . وأهلُ الجَنَّةِ الضُّعَفاءُ المَغلوبونَ . (7)۱۹۶۸.الإمام الباقر عليه السلام : المعجم الأوسط عن أبي هريرة : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : ألا أُنَبِّئُكُم بِأَهلِ النّارِ؟ قُلنا : بَلى

يا رَسولَ اللّه‌ِ ، قالَ : كُلُّ جَظٍّ جَعظٍ مُستَكبِرٍ ، قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، مَا الجَظُّ؟ قالَ : الضَّخمُ (8)، قُلتُ : فَمَا الجَعظُ؟ قالَ : اَلعَظيمُ في نَفسِهِ . (9).


1) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۷۳ ح ۷۰۳۵ ، مسند الشاميّين : ج ۱ ص ۶۰ ح ۶۲ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۲۸۰ ح ۸۱۵۴ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۳۴ ح ۷۷۷۳ نقلاً عن الدارقطني في الإفراد وابن النّجار وكلّها عن عبد اللّه بن عمرو .

2) .كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۳۵ ح ۷۷۸۰ ، نوادر الاُصول : ج ۱ ص ۳۴ عن أنس .

3) .سنن أبي داود : ج ۴ ص ۵۹ ح ۴۰۹۰ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۹۷ ح ۴۱۷۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۱۵ ح ۸۹۰۳ كلّها عن أبي هريرة ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۴۸۶ ح ۵۶۷۲ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۲۶ ح ۷۷۴۰ .

4) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۲ ح ۱۱۷۲۴ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۳۸ ح ۱۱۰۴ ، موارد الضمآن : ص ۴۷۸ ح ۱۹۴۲ كلّها عن أبي سعيد الخدري .

5) .الجَعْظَرِيّ : الَفظّ الغليظ المُتكبّر (النهاية : ج ۱ ص ۲۷۶ «جعظر») .

6) .الجَوّاظ : الجموع المنوع . وقيل : الكثير اللّحم المختال في مشيته (النهاية : ج ۱ ص ۳۱۶ «جوظ») .

7) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶۷۲ ح ۷۰۳۰ و ص ۵۷۵ ح ۶۵۹۱ وليس فيه «وأهل الجنّة . . .» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۴۲ ح ۳۸۴۴ وليس فيه «منّاع» وكلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۸۳ ح ۳۱۵۷ ، عن سراقة بن مالك وليس فيه «جمّاع منّاع» ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۷۸ ح ۴۱۱۶ ، المعجم الكبير : ج ۳ ص ۲۳۶ ح ۳۲۵۷ كلاهما عن حارثة بن وهب نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۲ ح ۴۴۰۶۴ .

8) .الضَخِم : الغليظ من كلّ شيء (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۰۷۰ «ضخم») .

9) .المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۳۰۲ ح ۴۲۶۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۴۱۵ ح ۶۱۰۱ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۲۸۶ ح ۸۱۷۶ .

۱۹۶۷.عدّة الداعي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به اندازه دانه خردلى تكبّر در دلش باشد ، خداوند ، او را به رو ، در آتش مى‌افكند.۱۹۶۶.المعجم الأوسط عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «بزرگى و والايى (كبريا) و نازِش ، از آنِ من است و تقدير ، راز من است . پس هر كه بر سر يكى از اينها با من بستيزد ، او را در آتش فرو مى‌افكنم» .۱۹۶۵.طبُّ الأئمّة عن الحلبي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل فرمود: «والايى ، رداى من است و بزرگى ، پاىْ‌جامه‌ام . پس هر كه بر سر يكى از اين دو با من بستيزد ، او را در آتش مى‌افكنم» .۱۹۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در برابر خدا يك درجه بزرگى نمايد ، خداوند ، او را يك درجه پست و پايين مى‌آورد ، [و اين ادامه دارد] تا جايى كه وى را در اسفل السافلين قرار دهد.۱۹۶۳.المعجم الأوسط عن خالد بن الوليد : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اهل آتش، هر درشت‌خوىِ ددمنش (1)متكبّر مال‌اندوزِ بخيل است و اهل بهشت، مستضعفان بى‌پناه‌اند.۱۹۶۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : المعجم الأوسط ـ به نقل از ابو هُريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا شما را از اهل آتش خبر ندهم؟» .

گفتيم : چرا، اى پيامبر خدا !

فرمود: «هر جَظّ جَعظ مستكبرى» .

گفتم : اى پيامبر خدا ! جَظ يعنى چه؟

فرمود: «تنومند گوشتالو» .

گفتم : جَعظ يعنى چه؟

فرمود: «خودبزرگ‌بين». .


1) .يا: هر خودْبزرگ‌بين تنومند گوشتالو... .

۱۹۶۱.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يقول اللّه تعالى : ... ما مِن عَبدٍ مِن عَبيدي تَكَبَّرَ عِندَ حَقّي إلّا وأنَا اُدخِلُهُ ناري . (1)۱۹۶۰.الإمام الباقر عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : كُلُّ مَن كانَ فِي الدُّنيا شاكّا أو جَبّارا أدخَلَهُ النّارَ . (2)۱۹۵۹.الإمام الصادق عليه السلام : عنه عليه السلام : مَن لَبِسَ الثِّيابَ الفاخِرَةَ فَلا بُدَّ لَهُ مِنَ الكِبرِ ، ولا بُدَّ لِصاحِبِ الكِبرِ مِنَ النّارِ . (3)۱۹۵۸.الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : مَن لَبِسَ المُرتَفِعَ مِنَ الثِّيابِ فَلا بُدَّ لَهُ مِنَ التَّكَبُّرِ ، ولابُدَّ لِلمُتَكَبِّرِ مِنَ النّارِ . (4)۱۹۵۷.صحيح مسلم عن أبي هريرة : عنه عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ عز و جل يَستَجيبُ لِكُلِّ مَن دَعاهُ ، ويورِدُ النّارَ مَن عَصاهُ وكُلَّ مُستَكبِرٍ عَن عِبادَتِهِ ، قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» . (5)۱۹۵۶.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : الكِبرُ مَطايَا النّارِ . (6)۱۹۵۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) عنه عليه السلام : العِزُّ رِداءُ اللّه‌ِ ، وَالكِبرُ إزارُهُ ، فَمَن تَناوَلَ شَيئا مِنهُ أكَبَّهُ اللّه‌ُ في جَهَنَّمَ . (7)۱۹۵۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : الكِبرُ رِداءُ اللّه‌ِ ، فَمَن نازَعَ اللّه‌ُ شَيئا مِن ذلِكَ أكَبَّهُ اللّه‌ُ فِي النّارِ . (8).


1) .تاريخ دمشق : ج ۵۷ ص ۴ ح ۱۱۹۰۳ عن أنس ، كنز العمال : ج ۳ ص ۷۰۱ ح ۸۵۰۷ .

2) .إرشاد القلوب : ص ۳۶۶ ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۵۹ ح ۵۳ .

3) .إرشاد القلوب : ص ۱۹۴ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۳۰ ح ۱۳۴۲۸ .

4) .مستدرك الوسائل : ج ۳ ص ۲۵۷ ح ۳۵۲۶ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۱ ص ۴۳۱ ح ۱۲۶۳ ، وسائل الشيعة : ج ۵ ص ۶۵ ح ۹۶۳۲ .

6) .ثواب الأعمال : ص ۲۶۵ ح ۶ عن سعد بن طريف ، وسائل الشيعة : ج ۱۱ ص ۳۰۱ ح ۲۰۷۹۴ .

7) .الكافي : ج ۲ ص ۳۰۹ ح ۳ ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۴ ح ۱ و كلاهما عن العلاء بن الفضيل ، عن الإمام الصادق عليه السلام ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۵۹ ح ۳۲ وفيه «جادل» بدل «تناول» ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۱۳ ح ۳ .

8) .الكافي : ج ۲ ص ۳۱۰ ح ۵ عن ليث المرادي ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۶۲ ح ۱۶۴ عن إسحاق بن عمّار ، مشكاة الأنوار : ص ۴۰۱ ح ۱۳۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۱۵ ح ۵ .

۱۹۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند متعال مى‌فرمايد : «هر بنده‌اى از بندگانم كه در برابر حقّ من گردن‌فرازى كند ، بى گمان ، او را وارد آتش خويش مى‌كنم» .۱۹۵۲.طبّ الأئمّة عن خالد العبسي : امام على عليه السلام : هر كسى كه در دنيا اهل شك يا گردن‌فرازى بوده ، [خداوند ،] او را به آتش مى‌برد.۱۹۵۱.طبّ الأئمّة عن داوود الرقّي عن الإمام الكاظم عليه امام على عليه السلام : هر كسى جامه‌هاى فاخر بپوشد ، ناچار دچار تكبّر مى‌شود و شخص متكبّر هم ناچار در آتش است.۱۹۵۰.الكافي عن إبراهيم بن عبد الحميد عن رجل : امام على عليه السلام : كسى كه جامه‌هاى مجلّل بپوشد ، حتما دچار تكبّر مى‌شود، و شخص متكبّر هم قطعا در آتش است.۱۹۴۹.طبّ الأئمّة عن حريز عن الإمام الصادق عن آبائه علي امام على عليه السلام : خداوند عز و جل به هر كسى كه او را بخواند ، پاسخ مى‌دهد، و هر كه را نافرمانى‌اش كند و از عبادتش تكبّر ورزد ، به آتش مى‌برد. خداى عز و جل فرموده است: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم . همانا كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‌ورزند ، زود است كه با خوارى ، وارد جهنّم شوند» .۱۹۴۸.طبّ الأئمّة عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق علي امام باقر عليه السلام : تكبّر، مَركَبِ آتش است.۱۹۴۷.الإمام الباقر عليه السلام : امام باقر عليه السلام : عزّت و عظمت ، رداى خدا و والايى (كبريا) پاىْ جامه اوست . پس هر كه چيزى از آن را [براى خود ]بر گيرد ، خداوند ، او را در جهنّم سرنگون مى‌سازد .۱۹۴۶.طبّ الأئمّة عن الحارث الأعور : امام صادق عليه السلام : كبر و بزرگى ، رداى خداست . بنا بر اين، هر كس در چيزى از آن با خداوند بستيزد ، خداوند ، او را در آتش سرنگون مى‌سازد . .

۱۰ / ۳الكُفرُالكتاب«أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَ مِن قَبْلِهِ كِتَـبُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَـائِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ من يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ» . (1)

«وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِأيَـتِنَا أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ خَــلِدِينَ فِيهَا وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ» . (2)

«وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِأيَـتِنَا أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (3)

«وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأيَـتِنَا هُمْ أَصْحَـبُ الْمَشئمَةِ * عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةُ (4)» . (5)

«وَكَذَ لِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ أَصْحَـبُ النَّارِ» . (6)

«وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِأيَـتِنَا أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ الْجَحِيمِ» . (7)

«لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَ لَا عَن ظُهُورِهِمْ وَ لَا هُمْ يُنصَرُونَ * بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَ لَا هُمْ يُنظَرُونَ» . (8)

الحديث۱۹۳۴.سنن الترمذي عن معاذ بن جبل : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ الكافِرَ إذا حَضَرَ بُشِّرَ بِعَذابِ اللّه‌ِ وعُقوبَتِهِ . (9).


1) .هود : ۱۷ .

2) .التغابن : ۱۰ .

3) .البقرة : ۳۹ .

4) .مؤصدة : مطبقة ، أوصدت الباب : أطبقته وأحكمته (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۸۷۲) .

5) .البلد : ۱۹ و ۲۰ .

6) .غافر : ۶ .

7) .المائدة : ۱۰ و ۸۶ ، الحديد : ۱۹ .

8) .الأنبياء : ۳۹ و ۴۰ .

9) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۸۶ ح ۶۱۴۲ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۶۸ ح ۲۶۵۴ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۹۴ ح ۱۸۴ كلّها عن عبادة بن الصامت ، المعجم الأوسط : ج ۴ ص ۳۳۸ ح ۴۳۷۰ عن عائشة ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۵۶۶ ح ۴۲۱۹۶ ؛ بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۶۷ .

۱۰ / ۳ كفر

۱۰ / ۳كفرقرآن«آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او، پيرو آن است [، دروغ مى‌بافد] ، در حالى كه پيش از وى نيز كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است ؟! آنان [كه در جستجوى حقيقت‌اند ]به آن مى‌گروند، و هر كس از گروه‌ها[ى مخالف ]به آن كفر ورزد ، آتش ، وعده‌گاه اوست» .

«و كسانى كه كفر ورزيدند و آيات ما را تكذيب كردند ، ايشان اهل آتش‌اند و در آن جاويدان‌اند، و چه بد فرجامى است!».

«و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند ، آنان اهل آتش‌اند و در آن جاويدان‌اند».

«و كسانى كه به آيات ما كفر ورزيدند ، ايشان‌اند ناخجستگان شوم. بر آنان ، آتشى سرپوشيده احاطه دارد».

«و بدين سان ، فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيدند ، به حقيقت پيوست كه ايشان اهل آتش‌اند».

«و كسانى كه كفر ورزيدند و آيات ما را دروغ شمردند ، ايشان سزاوار آتشِ افروخته‌اند».

«كاش آنان كه كافر شده‌اند ، مى‌دانستند كه آن هنگام ، آتش را نه از چهره‌هاى خود و نه از پشتشان باز نمى‌توانند داشت و خود ، مورد حمايت قرار نمى‌گيرند ؛ بلكه آتش به طور ناگهانى به آنان مى‌رسد و ايشان را بهت‌زده مى‌كند ، به گونه‌اى كه نه مى‌توانند آن را بر گردانند و نه به آنان ، مهلت داده مى‌شود».

حديث۱۹۲۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كافر، چون مرگش فرا رسد، به عذاب خدا و كيفر او بشارت داده مى‌شود.

.

۱۹۲۱.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : الكافِرُ لَيُلجِمُهُ العَرَقُ يَومَ القِيامَةِ فَيَقولُ : أرحِني ولَو إلَى النّارِ . (1)۱۹۲۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : الدُّنيا جَنَّةُ الكافِرِ وَالقَبرُ سِجنُهُ وَالنّارُ مَأواهُ . (2)۱۰ / ۴الشِّركُالكتاب«سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَـنًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّــلِمِينَ» . (3)

«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَـبَنِى إِسْرَ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ» . (4)

«ذَ لِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَـهًا ءَاخَرَ فَتُلْقَى فِى جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا» . (5)

الحديث۱۹۱۲.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ عز و جل يُحاسِبُ كُلَّ خَلقٍ إلّا مَن أشرَكَ بِاللّه‌ِ ؛ فَإِنَّهُ لا يُحاسَبُ يَومَ

القِيامَةِ ويُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ . (6).


1) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۳۳۰ ح ۷۳۳۵ ، موارد الظمآن : ص ۶۳۹ ح ۲۵۸۲ ، مسند أبي يعلى : ج ۵ ص ۱۲ ح ۴۹۶۱ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۰۷ ح ۱۰۱۱۲ نحوه ، تاريخ بغداد : ج ۱۲ ص ۲۷ الرقم ۶۳۹۲ كلّها عن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۳۵۷ ح ۳۸۹۲۵ .

2) .الجعفريات : ص ۲۰۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، الخصال : ص ۱۰۸ ح ۷۴ عن إبراهيم بن عبد الحميد عن الإمام الكاظم عن أبيه عليهم السلام ، تصحيح الإعتقاد : ص ۹۶ عن آل محمّد عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۳۶۳ عن الإمام الصادق عليه السلام ، الدعوات : ص ۲۸۰ عن الإمام العسكري عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۴۶ ح ۶۶ .

3) .آل عمران : ۱۵۱ .

4) .المائدة : ۷۲ .

5) .الإسراء : ۳۹ .

6) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۴ ح ۶۶ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۰۰ ح ۴۰ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأخبار : ص ۵۰۰ ح ۱۳۸۶ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۶۰ ح ۷ .

۱۰ / ۴ شرك

۱۹۱۱.عنه عليه السلام ( ـ في قُنوتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز رستاخيز ، كافر در حالى كه عرق از سر و صورت او سرازير است ، مى‌گويد: [پروردگارا ! ]مرا [از دشوارىِ موقف ]بياساى ، اگرچه با فرستادنم به آتش .۱۹۱۰.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ في قُنوتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دنيا، بهشت كافر است ، گور زندان او و آتش ، سراى او .۱۰ / ۴شركقرآن«به زودى در دل‌هاى كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، وحشت خواهيم افكند ؛ زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيده‌اند كه [خدا] بر [حقّانيت ]آن ، دليلى نازل نكرده است و جايگاهشان آتش است . و جايگاه ستمگران ، چه بد است !».

«هر آينه كافر گشتند آنان كه گفتند: «خدا همان مسيح پسر مريم است» ، در حالى كه مسيح، خود گفت: «اى بنى اسرائيل! خداوند را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست . هر كه به خدا شرك ورزد، هر آينه خدا بهشت را بر او حرام مى‌گرداند و جايگاهش آتش است، و ستمكاران ياورانى ندارند»».

«اين [سفارش‌ها] از حكمت‌هايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است . و با خداى يگانه ، معبودى ديگر قرار مده و گر نه ، نكوهيده و مطرود در جهنّم افكنده خواهى شد».

حديث۱۹۰۲.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ عليه السلام عِندَ الشَّدائِدِ و ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل از هر مخلوقى حسابرسى مى‌كند ، مگر از كسى كه به خدا شرك ورزد . چنين كسى در روز قيامت حسابرسى نمى‌شود و دستور مى‌رسد كه

او را [يكراست] به آتش برند.

.

۱۹۰۱.عنه عليه السلام ( ـ في حِجابِهِ عليه السلام ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ يُشرِكُ بِاللّه‌ِ شَيئا ، دَخَلَ النّارَ . (1)۱۹۰۰.عنه عليه السلام ( ـ في حِرزٍ لَهُ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ يَجعَلُ للّه‌ِِ نِدّا (2)، اُدخِلَ النّارَ . (3)۱۸۹۹.عنه عليه السلام : الدّرّ المنثور عن جابر : سُئِلَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله عَنِ الموجِبَتَينِ ، قالَ : «مَن جَاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَيرٌ مِّنهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَومَـئِذٍ ءَامِنُونَ * وَ مَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّت وُجُوهُهُم فِى النَّارِ هَل تُجزَونَ إِلّا مَا كُنتُم تَعمَلُونَ» قالَ : مَن لَقِيَ اللّه‌َ لا يُشرِكُ بِهِ شَيئاً دَخَلَ الجَنَّةَ ، وَمَن لَقِيَ اللّه‌َ يُشرِكُ بِهِ دَخَلَ النّارَ . (4)۱۸۹۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ كانَ يَدعو بِهِ بَعدَ الفَجرِ وفِي ا ) الدّرّ المنثور عن صفوان بن عسّال : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جاءَ الإيمانُ وَالشِّركُ يَجثُوانِ بَينَ يَدَيِ الرَّبِّ ، فَيَقولُ اللّه‌ُ لِلإيمانِ : اِنطَلِق أَنتَ وَأَهلُكَ إِلَى الجَنَّةِ ، وَيَقولُ لِلشِّركِ : اِنطَلِق أَنتَ وَأَهلُكَ إِلَى النّارِ .

ثُمَّ تَلا رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «مَن جَاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَيرٌ مِّنهَا» يَعني قَولَ : لا إِلهَ إلَّا اللّه‌ُ «مَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ » يَعنِي الشِّركَ «فَكُبَّت وُجُوهُهُم فِى النَّارِ» . (5).


1) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۹۴ ح ۱۵۱ عن جابر ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۱۱۲ ح ۴۰۴۳ عن عبد اللّه ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۴ ص ۴۵ ح ۶۱۷۱ عن خريم بن فاتك الأسديّ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۷۱ ح ۲۷۹ ؛ التوحيد : ص ۲۰ ح ۸ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶ ح ۲ كلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۲۰۳ ح ۴۱ .

2) .النِدُّ : هو المِثلْ والنظيرُ (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۷۶۳ «ندد») .

3) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۴۶۰ ح ۶۳۰۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۶ ح ۳۵۵۲ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۲۹۴ ح ۱۱۰۱۱ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۸۷ ح ۱۰۴۱۰ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۳۵۴ ح ۲۲۱۱ كلّها عن ابن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۸۴ ح ۳۵۰ .

4) .الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۳۸۵ نقلاً عن ابن مردويه .

5) .الدّرّ المنثور : ج ۶ ص ۳۸۶ نقلاً عن الحاكم في الكنى .

۱۸۹۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِمَّا استَعاذَ بِهِ في يَومِ وادِي القُرى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در حالِ شرك ورزيدن به خدا بميرد، وارد آتش مى‌شود.۱۸۹۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در حالى بميرد كه براى خدا همتا قرار مى‌دهد، به آتش برده مى‌شود.۱۸۹۵.عنه صلى الله عليه و آله : الدرّ المنثور ـ به نقل از جابر ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره دو چيز واجب كننده[ى بهشت و دوزخ] سؤال شد . «فرمود : «هر كس نيكى به ميان آورَد ، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ايمن‌اند ، و هر كس بدى به ميان آورَد ، به رو در آتش [دوزخ] سرنگون مى‌شود . آيا جز آنچه مى‌كرديد ، سزا داده مى‌شويد؟!» » و فرمود : «هر كس خدا را بدون آن كه بدو شرك بياورد ، ملاقات كند ، به بهشت مى‌رود ، و هر كس با شرك به خدا او را ديدار كند ، به آتش مى‌رود» .۱۸۹۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعاءٍ عَلَّمَهُ لِلإِمامِ عَلِيٍّ عليه الس ) الدرّ المنثور ـ به نقل از صفوان بن عسّال ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «چون روز قيامت شود ، ايمان و شرك مى‌آيند و در برابر خدا زانو مى‌زنند . پس ، خداوند به ايمان مى‌فرمايد : "تو و پيروانت به بهشت برويد" و به شرك مى‌فرمايد : "تو و پيروانت به آتش برويد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را تلاوت نمود : «هر كس نيكى به ميان آورَد ، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت» و [نيكى] يعنى : «لا إله إلّا اللّه» [كه همان توحيد است] ، «و هر كس بدى به ميان آورَد» يعنى شرك بياورد ، «به رو در آتش سرنگون مى‌شود» . .

۱۰ / ۵الاِرتِدادُالكتاب«وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـائِكَ حَبِطَتْ أَعْمَــلُهُمْ فِى الدُّنْيَا وَالْاخِرَةِ وَأُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (1)

الحديث۲۰۱۸.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَرِدُ عَلَيَّ يَومَ القِيامَةِ رَهطٌ مِن أصحابي فَيُجلَونَ عَنِ الحَوضِ ، فَأَقولُ : يا رَبِّ أصحابي ! فَيَقولُ : إنَّكَ لا عِلمَ لَكَ بِما أحدَثوا بَعدَكَ ! إنَّهُم ارتَدّوا عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى . (2)۲۰۱۹.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ العَصرِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لَأَذودَنَّ رِجالاً عَن حَوضي كَما تُذادُ الغَريبَةُ مِنَ الإِبِلِ عَنِ الحَوضِ . (3)۲۰۲۰.الإمام الكاظم عليه السلام : صحيح البخاري عن أبي حازم عن سهل بن سعد : قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إنّي فَرَطُكُم عَلَى الحَوضِ ، مَن مَرَّ عَلَيَّ شَرِبَ ، ومَن شَرِبَ لَم يَظمَأ أبَداً . لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ أقوامٌ أعرِفُهُم ويَعرِفونَني ، ثُمَّ يُحالُ بَيني وبَينَهُم .

قالَ أبو حازِمٍ : فَسَمِعَنِي النُّعمانُ بنُ أبي عَيّاشٍ ، فَقالَ : هكَذا سَمِعتَ مِن سَهلٍ ؟

فَقُلتُ : نَعَم . فَقالَ : أشهَدُ عَلى أبي سَعيدٍ الخُدرِيِّ لَسَمِعتُهُ وهُوَ يَزيدُ فيها :

فَأَقولُ : إنَّهُم مِنّي ؟ فَيُقالُ : إنَّكَ لاتَدري ما أحدَثوا بَعدَكَ ، فَأَقولُ : سُحقا سُحقا لِمَن غَيَّرَ بَعدي . (4).


1) .البقرة : ۲۱۷ .

2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۷ ح ۶۲۱۳ ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۱۱ ص ۴۰۶ ح ۲۰۸۵۴ ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۱۶ ح ۱۷۰۸ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۱۷ ح ۳۹۱۲۴ نقلاً عن ابن ماجة وكلّها عن أبي هريرة ؛ مجمع البيان : ج ۲ ص ۸۰۹ ، الإيضاح : ص ۲۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۲۴ ح ۳۴ .

3) .صحيح البخاري : ج ۲ ص ۸۳۴ ح ۲۲۳۸ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۰۰ ح ۳۸ نحوه ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۱۳۲ ح ۵۶ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۴۲۰ ح ۳۹۱۳۵ ؛ العمدة : ص ۴۶۸ ح ۹۸۱ عن أبي هريرة ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۲۵ ح ۳۶ .

4) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۶ ح ۶۲۱۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۷۹۳ ح ۲۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۴۴۲ ح ۲۲۹۳۶ ، الطرائف : ص ۳۷۶ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۲۶ .

۱۰ / ۵ برگشتن از دين

۱۰ / ۵برگشت از دينقرآن«و آن كس از شما كه از دين خود برگردد و كافر بميرد، چنين كسانى كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‌شود، و ايشان اهل آتش‌اند و در آن جاويدان‌اند».

حديث۲۰۲۶.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِن خُطبَتِهِ فِي التَّحذيرِ مِن إبليسَ لَعَنَه ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز رستاخيز، دسته‌اى از يارانم نزد من مى‌آيند ؛ امّا آنها را از حوض [كوثر] دور مى‌كنند. من مى‌گويم : پروردگارا ! آنها ياران من‌اند.

خدا مى‌فرمايد: «تو نمى‌دانى كه پس از تو آنها چه كردند . آنها به عقب باز گشتند».۲۰۲۷.شعب الإيمان عن أبي بكر : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جانم در دست اوست، مردانى را از حوض خود دور خواهم كرد ، همچنان كه شتر بيگانه را از آبگير دور مى‌كنند .۲۰۲۸.منية المريد : صحيح البخارى ـ به نقل از ابو حازم ـ : سهل بن سعد گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من پيشرو (1)شما در كنار حوض[ـِ كوثر ]هستم . كسى كه [از آن] بنوشد ، ديگر هرگز تشنه نخواهد شد. مردمانى بر من وارد مى‌شوند كه هم من آنها را مى‌شناسم و هم آنها مرا مى‌شناسند . سپس ميان من و آنان مانعى ايجاد مى‌شود» .

نعمان بن ابى عيّاش [اين حديث را] از من شنيد و گفت: اين گونه از سهل

شنيدى؟ گفتم: آرى. گفت: گواهى مى‌دهم كه از ابو سعيد خُدرى [نيز همين را ]شنيدم ؛ ولى اين عبارت را نيز مى‌افزود [كه پيامبر صلى الله عليه و آله در ادامه فرموده است] : «پس من مى‌گويم: [پروردگارا !] آنان از [امّت] من‌اند. در جواب گفته مى‌شود: "تو نمى‌دانى كه پس از تو ، چه‌ها كردند" و من مى‌گويم: نابود باد، نابود باد آن كه پس از من ، [آيين و سنّتم را] دگرگون ساخت!».

.


1) .واژه «فَرَط» كه در حديث آمده ، به معناى كسى است كه پيش از ديگران به سرچشمه مى‌رسد تا دَلوها را آماده كند ، حوضچه‌ها را گرد كند و آنها را آب بنوشاند ؛ آن كه پيش از قوم مى‌رود تا اسباب آبخور را درست كند .

۲۰۲۹.سنن الترمذي عن أبي هريرة : صحيح البخاري عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : بَينا أنَا نائِمٌ إذا زُمرَةٌ ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم ، فَقالَ : هَلُمَّ ، فَقُلتُ : أينَ ؟ قالَ : إلَى النّارِ وَاللّه‌ِ ، قُلتُ : وما شَأنُهُم ؟ قالَ : إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى .

ثُمَّ إذا زُمرَةٌ ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم ، فَقالَ : هَلُمَّ ، قُلتُ : أينَ ؟ قالَ : إلى النّارِ وَاللّه‌ِ ، قُلتُ : ما شَأنُهُم ؟ قالَ : إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى ، فَلا أراهُ يَخلُصُ مِنهُم إلّا مِثلُ هَمَلِ النَّعَمِ . (1)۲۰۳۰.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لَتُفَرَّقَنَّ هذِهِ الاُمَّةُ عَلى ثَلاثٍ وسَبعينَ فِرقَةً ، كُلُّها فِي النّارِ إلّا فِرقَةً : «وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ» فَهذِهِ الَّتي تَنجو مِن هذِهِ الاُمَّةِ . (2)۱۰ / ۶النِّفاقُالكتاب«وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَـفِقِينَ وَالْمُنَـفِقَـتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَــلِدِينَ فِيهَا هِىَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» . (3)

«وَ يُعَذِّبَ الْمُنَـفِقِينَ وَ الْمُنَـفِقَـتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَـتِ الظَّـانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيرًا» . (4)

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِاءِخْوَ نِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَـبِ لَـئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَ إِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـذِبُونَ * لَـئِنْ أُخْرِجُواْ لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَـئِن قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونَهُمْ وَ لَـئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَـرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ * لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِى صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * لَا يُقَـتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إلَّا فِى قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرِ بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى_ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ * كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُواْ وَ بَالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * كَمَثَلِ الشَّيْطَـنِ إِذْ قَالَ لِلْاءِنسَـنِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّى بَرِى‌ءٌ مِّنكَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَــلَمِينَ * فَكَانَ عَـقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِى النَّارِ خَــلِدَيْنِ فِيهَا وَ ذَ لِكَ جَزَ ؤُاْ الظَّــلِمِينَ» . (5)

.


1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۷ ح ۶۲۱۵ ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۱۳۲ ح ۳۰۹۱۸ ؛ العمدة : ص ۴۶۸ ح ۹۸۶ ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۲۷ .

2) .تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۴۳ ح ۱۲۲ عن ابن الصهبان البكري ، مجمع البيان : ج ۴ ص ۷۷۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۶ ح ۸ .

3) .التوبة : ۶۸ .

4) .الفتح : ۶ .

5) .الحشر : ۱۱ ـ ۱۷ .

۱۰ / ۶ دورويى (نفاق)

۱۶۶۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِمَعاذٍ ـ ) صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ : خواب بودم كه گروهى را [در عالم رؤيا] ديدم و آنها را شناختم . ناگاه مردى از بين من و آنها بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا ؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش . گفتم: مگر چه كرده‌اند؟ گفت: آنان پس از تو، به قهقرا [و آيين جاهلى خويش] باز گشتند.

سپس گروهى ديگر آمدند و آنها را هم شناختم . پس مردى از ميان من و آنان بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش. گفتم: مگر چه كرده‌اند؟ گفت: آنان، پس از تو، به قهقرا باز گشتند.

پس، فكر نمى‌كنم كه از ايشان كسى نجات يابد ، مگر به اندازه شترهاى بى‌چوپان [و از رمه و قافله مانده] . (1)۱۶۶۸.مجمع الزوائد عن عبد اللّه بن مسعود : امام على عليه السلام : سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اين امّت به هفتاد و سه فرقه پراكنده مى‌شوند كه همه آنها در آتش اند ، مگر يك فرقه : «و از كسانى كه آفريديم ، امّتى هستند كه به حق ، هدايت مى‌كنند و به حق ، داورى مى‌نمايند» . اين همان فرقه نجات‌يافته اين امّت است .۱۰ / ۶نفاققرآن«خدا به مردان و زنانِ دورو و كافران، آتش جهنّم را وعده داده است كه در آن ، جاودانه‌اند. آن برايشان كافى است، و خدا لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است».

«و [تا] مردان و زنان دورو و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‌اند ، عذاب كند . بَدِ زمانه بر آنان باد! و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانيده و [چه] بد سرانجامى است».

«مگر كسانى را كه دورويى كردند ، نديدى كه به برادران اهل كتاب خود ـ كه از درِ كفر در آمده بودند ـ مى‌گفتند: «اگر اخراج شديد، حتما با شما بيرون خواهيم آمد و عليه شما هرگز از كسى فرمان نخواهيم برد ، و اگر با شما جنگيدند ، حتما شما را يارى خواهيم كرد» . و خدا گواهى مى‌دهد كه قطعا آنان درغگويان‌اند. اگر [يهود] اخراج شوند ، آنها با ايشان بيرون نخواهند رفت و اگر ضدّ آنان جنگى در گيرد ، آنها را يارى نخواهند كرد و اگر هم يارى‌شان كنند ، حتما [در جنگ] پشت خواهند كرد و يارى نمى‌گردند . شما قطعا در دل‌هاى آنان بيش از خدا مايه هراسيد ؛ چرا كه آنان مردمانى‌اند كه نمى‌فهمند. [آنان به صورت ]دسته‌جمعى ، جز در قريه‌هاى داراى استحكامات يا از پشت ديوارها ، با شما نخواهند جنگيد. جنگشان ميان خودشان سخت است. آنان را متّحد مى‌پندارى ؛ ولى دل‌هايشان پراكنده است؛ زيرا آنان مردمانى‌اند كه نمى‌انديشند ؛ درست مانند همان كسانى كه اخيرا [در واقعه بدر] سزاى كار [بد] خود را چشيدند و [افزون بر اين ،] عذاب دردناكى خواهند داشت ، چون حكايت شيطان كه به ايشان گفت: «كافر شو !» و چون وى كافر شد ، گفت: «من از تو بيزارم ؛ زيرا من از خدا، پروردگار جهانيان، مى‌ترسم» ، و فرجام هر دوشان ، آن است كه هر دو ، در آتش جاويد مى‌مانند، و سزاى ستمكاران ، همين است».

.


1) .يعنى : شمار اندكى از آنان ، از دوزخ مى‌رهند .

الحديث۱۶۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» كَلِمَةٌ عَظيمَةٌ كَريمَةٌ عَلَى اللّه‌ِ عز و جل ، مَن قالَها مُخلِصا استَوجَبَ الجَنَّةَ ، ومَن قالَها كاذِبا عَصَمَت مالَهُ ودَمَهُ وكانَ مَصيرُهُ إلَى النّارِ . (1)۱۶۷۷.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كانَ لَهُ وَجهانِ فِي الدُّنيا ، كانَ لَهُ يَومَ القِيامَةِ لِسانانِ مِن نارٍ . (2).


1) .التوحيد : ص ۲۳ ح ۱۸ عن أحمد بن عبد اللّه الجويباري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۵ ح ۱۳ ؛ كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۲ ح ۲۲۰ نقلاً عن ابن النجار عن أنس .

2) .الخصال : ص ۳۸ ح ۱۸ عن عمار ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۷۹ ح ۲۶۶۱ عن أبي ذر نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۰۴ ح ۷ ؛ سنن أبي داود : ج ۴ ص ۲۶۸ ح ۴۸۷۳ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۷۰ ح ۲۶۶۲ ، المصنف لابن أبي شيبة : ج ۶ ص ۱۰۶ ح ۱ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۲۶۶ ح ۱۶۱۷ كلّها عن عمار .

حديث۱۶۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به راستى كه «لا إله إلّا اللّه» ، شعارى بزرگ و ارجمند در نزد خداى عز و جلاست. هر كه آن را با اخلاص بگويد ، شايسته بهشت مى‌شود و هر كه به دروغ [و نه از صميم دل] بگويد ، مال و جانش مصون مى‌ماند ؛ ولى فرجامش آتش است.۱۶۸۰.سنن الترمذي عن قيس بن سعد بن عبادة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه در دنيا دورو داشته باشد ، در روز رستاخيز ، دو زبان از جنس آتش خواهد داشت . .

۱۶۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كانَ ذا لِسانَينِ فِي الدُّنيا ، جَعَلَ اللّه‌ُ لَهُ لِسانَينِ مِن نارٍ يَومَ القِيامَةِ . (1)۱۶۸۲.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَجيءُ يَومَ القِيامَةِ ذُوالوَجهَينِ دالِعا لِسانَهُ في قَفاهِ وآخَرُ مِن قُدّامِهِ يَلتَهِبانِ نارا حَتّى يُلهِبا جَسَدَهُ ، ثُمَّ يُقالُ لَهُ : هذَا الَّذي كانَ فِي الدُّنيا ذا وَجهَينِ وذا لِسانَينِ يُعرَفُ بِذلِكَ يَومَ القِيامَةِ . (2)۱۶۸۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : وَيلٌ لِلمُنافِقِ مِنَ النّارِ . (3)۲۰۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : اُحَذِّرُكُم أهلَ النِّفاقِ ؛ فَإِنَّهُمُ الضّالّونَ المُضِلّونَ ، وَالزّالّونَ المُزِلّونَ . يَتَلَوَّنونَ ألوانا ، ويَفتَنّونَ افتِنانا ، ويَعمِدونَكُم بِكُلِّ عِمادٍ ، ويَرصُدونَكُم بِكُلِّ مِرصادٍ ۴ ، قُلوبُهُم دَويَّةٌ وصِفاحُهُم نَقِيَّةٌ ، يَمشونَ الخَفاءَ ، ويَدِبّونَ الضَّرّاءَ ، وَصفُهُم دَواءٌ ، وقَولُهُم شِفاءٌ ، وفِعلُهُمُ الدّاءُ العَياءُ ، حَسَدَةُ الرَّخاءِ ، ومُؤَكِّدُو البَلاءِ ، ومُقَنِّطُو الرَّجاءِ ، لَهُم بِكُلِّ طَريقٍ صَريعٌ ، وإلى كُلِّ قَلبٍ شَفيعٌ ، ولِكُلِّ شَجوٍ دُموعٌ ، يَتَقارَضونَ الثَّناءَ ، ويَتَراقَبونَ الجَزاءَ ، إن سَأَلوا ألحَفوا (4)، وإن عَذَلوا (5)كَشَفوا ، وإن حَكَموا أسرَفوا ، قَد أعَدّوا لِكُلِّ حَقٍّ باطِلاً ، ولِكُلِّ قائِمٍ مائِلاً ، ولِكُلِّ حَيٍّ قاتِلاً ، ولِكُلِّ بابٍ

مِفتاحا ، ولِكُلِّ لَيلٍ مِصباحا ، يَتَوَصَّلونَ إلَى الطَّمَعِ بِاليَأسِ ؛ لِيُقيموا بِهِ أسواقَهُم ويُنفِقوا بِهِ أعلاقَهُم ، يَقولونَ فَيُشَبِّهونَ ، ويَصِفونَ فَيُمَوِّهونَ ، قَد هَوَّنُوا الطَّريقَ ، وأضلَعُوا المَضيقَ ، فَهُم لُمَةُ الشَّيطانِ ، وحُمَةُ النّيرانِ : «أُوْلَـائِكَ حِزْبُ الشَّيْطَـنِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَـنِ هُمُ الْخَـسِرُونَ» . (6).


1) .المعجم الكبير : ج ۲ ص ۱۷۰ ح ۱۶۹۷ عن جندب بن عبد اللّه ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۳۶۵ ح ۸۸۸۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۳ ص ۱۸۳ ح ۲۷۶۴ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۲۸۴ ح ۴۶۳ ، حلية الأولياء : ج ۲ ص ۱۶۰ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۶۸ ح ۷۹۴۱ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۸ .

2) .الخصال : ص ۳۸ ح ۱۶ ، ثواب الأعمال : ص ۳۱۹ ح ۲ كلاهما عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۰۳ ح ۵ .

3) .. تحف العقول : ص ۲۲ ، بحارالأنوار : ج ۱ ص ۱۲۲ ح ۱۱ .

4) .ألحَفَ : إذا ألحَّ في المسألة ولزمها (النهاية : ج ۴ ص ۲۳۷ «لحف») .

5) .العَذلُ : المَلَامةُ ، يقال : عَذَلتُ فلانا فاعتذل . أي لام نفسه وأعتَبَ (الصحاح : ج ۵ ص ۱۷۶۲ «عذل») .

6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۱۷۷ ح ۶ .

۲۰۳۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه در دنيا داراى دو زبان باشد، خداوند در روز رستاخيز برايش دو زبان از آتش قرار مى‌دهد .۱۶۸۶.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، دورو ، در حالى [به محشر] مى‌آيد كه يك زبان از پس گردنش آويزان است و زبانى ديگر از جلوى او ، و هر دو [زبانش ]چنان شعله‌ورند كه به تمام بدنش زبانه مى‌كشند . سپس در باره او گفته مى‌شود: «اين ، كسى است كه در دنيا دورو و دوزبان بود . او بدين گونه در روز رستاخيز شناخته مى‌شود» .۱۶۸۷.مستطرفات السرائر عن سلمان الفارسيّ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : واى بر منافق از آتش !۱۶۸۸.الخصال عن أبي ذرّ : امام على عليه السلام : شما را از دورويان بر حذر مى‌دارم؛ زيرا آنان مردمانى گم‌راه و گم‌راه‌كننده‌اند . خود لغزيده‌اند و ديگران را نيز مى‌لغزانند. هر دم به رنگى در مى‌آيند، هر گاه نيرنگى مى‌سازند و با هر وسيله‌اى و از هر راهى ، قصد [فريب و اغواى] شما مى‌كنند و در هر كمينگاهى ، به كمين شما مى‌نشينند. دل‌هايشان پر از بيمارى است ؛ ولى چهره‌ها [و ظاهر]شان آراسته و پاكيزه. در نهان ، راه مى‌روند و پنهانى مى‌جنبند. (1)شرح و بيانشان دارو و گفتارشان شفاست ؛ امّا كردارشان دردِ بى‌درمان است. حسودانِ نعمت و آسايش[ـِ ديگران]اند، و به رنج و گرفتارى[ـِ مردمان] دامن مى‌زنند و بذر نوميدى مى‌پاشند . در هر راهى ، به خاك هلاكت افكنده‌اى دارند و براى رخنه در هر دلى ، وسيله‌اى [از زبانْ‌بازى و تملّق]، و براى هر غم و اندوهى ، اشك‌هايى [دروغين]. به يكديگر ، مدح و ستايش قرض مى‌دهند و از يكديگر چشمداشت پاداش [متقابل] دارند. اگر چيزى بخواهند ، پافشارى مى‌كنند و هر گاه خرده گيرى كنند ، پرده‌درى مى‌كنند و اگر حكم كنند، زياده‌روى [و ستم ]مى‌نمايند. در برابر هر حقّى ، باطلى در چنته دارند و در برابر هر راستى‌اى ، كژى‌اى و براى هر زنده‌اى ، قاتلى و براى هر

درى ، كليدى و براى هر شبى ، چراغى. چشمْ نداشتن و بى‌نيازى را دستاويز طمع قرار مى‌دهند تا از اين راه ، بازار خود را داغ كنند و به كالاهايشان رونق بخشند. سخن كه مى‌گويند ، ايجاد شبهه مى‌كنند و هنگامى كه وصف مى‌كنند ، حقيقت را وارونه جلوه مى‌دهند . راه[ـِ ورود به مسير باطل] را آسان مى‌كنند و تنگه [آن را] كج و پيچ در پيچ مى‌سازند [تا افراد به راحتى قدم به راه باطل گذارند . آن گاه ، در پيچ و خم‌هاى آن سرگردان شوند و بيرون شدن از آن ، برايشان ناممكن يا دشوار گردد]. اينان ، دار و دسته شيطان‌اند و زبانه‌هاى انبوه آتش . «آنان حزب شيطان‌اند و بدانيد كه حزب شيطان ، زيانكارند» . .


1) .عبارت «يدبّون الضرّاء» ، ضرب المثلى است براى كسى كه به دوستش نيرنگ مى‌زند. ضرّاء ، به معناى درخت انبوه و تنومند و در هم پيچيده است كه در پشت آن ، مخفى شوند. شايد هم مراد اين باشد كه آهسته و سر به زير ، راه مى‌روند ؛ ولى به ناگاه ، زهر خود را مى‌ريزند .

۱۶۸۹.مسند ابن حنبل عن أبي هريرة : الإمام الصادق عليه السلام : مَن لَقِيَ المُسلِمينَ بِوَجهَينِ ولِسانَينِ ، جاءَ يَومَ القِيامَةِ ولَهُ لِسانانِ مِن نارٍ . (1)۱۰ / ۷الظُّلمُالكتاب«فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَ لَا ضَرًّا وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَـلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ النَّارِ الَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ» . (2)

«ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَـلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إلَّا بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ» . (3)

الحديث۱۶۹۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ وقَد تَلا هذِهِ الآيَةَ : {Q} «الرَّحْمَـنُ عَل ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : قالَ رَبُّكُم : وعِزَّتي وجَلالي لِأَنتَقِمَنَّ مِنَ الظّالِمِ في عاجِلِهِ وآجِلِهِ . (4).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۴۳ ح ۱ ، ثواب الأعمال : ص ۳۱۹ ح ۱ ، الخصال : ص ۳۸ ح ۱۹ ، معاني الأخبار : ص ۱۸۵ ح ۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۱۸ ح ۵۵۲ والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن ابن أبي يعفور ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۰۴ ح ۸ .

2) .سبأ : ۴۲ .

3) .يونس : ۵۲ .

4) .المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۷۸ ح ۱۰۶۵۲ ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۵ ح ۳۶ ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۵ الرقم ۹۳۵ ، تاريخ دمشق : ج ۳۴ ص ۳۴۰ ح ۷۰۲۲ ، الفردوس : ج ۳ ص ۱۸۶ ح ۴۵۱۰ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۰۵ ح ۷۶۴۱ .

۱۰ / ۷ ستم

۱۶۹۷.الإمام الصادق عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر كه با مردم، دورو و دوزبانه برخورد كند ، روز رستاخيز با دو زبان از آتش ، [به محشر] مى‌آيد.۱۰ / ۷ستمقرآن«اكنون براى يكديگر ، اختياردارِ هيچ سود و زيانى نيستيد ، و [ما] به كسانى كه ستم كرده‌اند ، مى‌گوييم: بچشيد عذاب آتشى را كه آن را دروغ مى‌شمرديد!».

«سپس به كسانى كه ستم كرده‌اند، گفته مى‌شود: «بچشيد عذاب جاويدان را ! آيا جز به كيفر آنچه به دست مى‌آورديد ، جزا داده مى‌شويد؟»» .

حديث۱۷۰۴.تفسير القمّي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پروردگارتان فرمود : «به عزّت و جلالم سوگند ، حتما در دنيا و آخرت ، از ظالم ، انتقام مى‌گيرم!» .

.

۱۷۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : اَلحَمدُ للّه‌ِِ الَّذي . . . جَعَلَ الجَنَّةَ ثَوابَ المُتَّقينَ ، وَالنّارَ عِقابَ الظّالِمينَ . (1)۱۷۰۶.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : أهلُ الجَورِ وأعوانُهُم فِي النّارِ . (2)۱۷۰۷.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ! إنَّ العَبدَ لَيَأتي يَومَ القِيامَةِ لَهُ حَسَناتٌ كَأَمثالِ الجِبالِ الرَّواسي يَظُنُّ أنَّهُ سَيَدخُلُ بِهَا الجَنَّةَ ، فَلا تَزالُ مَظلِمَتُهُ تَأتيهِ حَتّى ما يَبقى لَهُ حَسَنَةٌ ، وحَتّى يُجعَلَ عَلَيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ أمثالُ الجِبالِ الرَّواسي ويُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ . (3)۱۷۰۸.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : اَلعَدلُ ميزانُ اللّه‌ِ فِي الأَرضِ ؛ فَمَن أخَذَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ ، ومَن تَرَكَهُ ساقَهُ إلَى النّارِ . (4)۱۷۰۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن طَلَبَ قَضاءَ المُسلِمينَ حَتّى يَنالَهُ ثُمَّ غَلَبَ عَدلُهُ جَورَهُ فَلَهُ الجَنَّةُ ، ومَن غَلَبَ جَورُهُ عَدلَهُ فَلَهُ النّارُ . (5)۱۷۱۰.سنن الترمذي عن أبي سعيد وأبي هريرة عن رسول اللّه عنه صلى الله عليه و آله : إن شِئتُم أنبَأتُكُم عَنِ الإِمارَةِ وما هِيَ : أوَّلُها مَلامَةٌ ، وثانيها نَدامَةٌ ، وثالِثُها عَذابُ يَومِ القِيامَةِ ؛ إلّا مَن عَدَلَ . (6)۱۷۱۱.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : الظُّلمُ يوجِبُ النّارَ . (7)۱۷۱۲.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : مَن ظَلَمَ عِبادَ اللّه‌ِ كانَ اللّه‌ُ خَصمَهُ دونَ عِبادِهِ . مَن يَكُنِ اللّه‌ُ سُبحانَهُ خَصمَهُ يُدحِضْ حُجَّتَهُ ، ويُعَذِّبْهُ فِي الدُّنيا ومَعادِهِ . (8).


1) .دلائل الإمامة : ص ۸۹ ح ۲۴ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۷۰ ح ۲۱ نقلاً عن مسند فاطمة عليهاالسلام .

2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۰۰ ح ۷۰۰۷ ، الفردوس : ج ۲ ص ۴۷۰ ح ۴۰۰۰ كلاهما عن حذيفة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۹۸ ح ۷۵۸۹ .

3) .الفردوس : ج ۴ ص ۳۶۴ ح ۷۰۵۰ عن جابر بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۰۶ ح ۷۶۴۴ .

4) .مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۳۱۷ ح ۱۳۱۴۵ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

5) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۲۹۹ ح ۳۵۷۵ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۵۱ ح ۲۰۱۶۵ ، فتح الباري : ج ۱۳ ص ۱۲۴ ، تهذيب الكمال : ج۲۹ ص۱۶۲ الرقم ۶۳۱۰ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج۶ ص۹۴ ح۱۴۹۹۷ .

6) .المعجم الكبير : ج ۱۸ ص ۷۲ ح ۱۳۲ ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۱۶۷ ح ۲۰۰۶ و ج ۲ ص ۲۰۶ ح ۱۱۹۵ نحوه وكلّها عن عوف بن مالك ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۱۹ ح ۱۴۶۵۲ .

7) .غرر الحكم : ح ۷۹۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۰ ح ۴۸۲ .

8) .غرر الحكم : ح ۸۲۵۰ و ۸۲۵۱ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۱۰۰ ح ۱۳۶۲۹ .

۱۷۱۳.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ستايش ، خدايى را كه... بهشت را پاداش پرهيزگاران قرار داد، و آتش را كيفر ستمكاران.۱۷۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ستمگران و ياران آنان ، در آتش‌اند.۱۷۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، روز قيامت ، بنده در حالى مى‌آيد كه [در نامه اعمالش] به اندازه كوه‌هاى استوار ، كار نيك دارد و مى‌پندارد كه به سبب آنها به زودى وارد بهشت خواهد شد ؛ امّا ستم‌ها [و حق كشى‌ها]يى كه كرده است ، پيوسته نزد او مى‌آيند ، تا جايى كه حتّى يك كار نيك هم برايش باقى نمى‌ماند و [افزون بر اين ،] گناهانى به اندازه كوه‌هاى استوار ، برايش قرار داده مى‌شود . آن گاه ، فرمان مى‌رسد كه او را به آتش برند .۱۷۱۶.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عدالت، ترازوى خدا در زمين است . پس هر كه عدالت را در پيش بگيرد ، عدالت ، او را به بهشت مى‌كشاند و هر كه آن را وا نهد ، وى را به سوى آتش مى‌رانَد .۱۷۱۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه در جستجوى مسند قضاى مسلمانان بر آيد و هنگامى كه به آن دست يافت ، عدالت او بر ستمش چيره آيد ، بهشتى خواهد بود ؛ ولى آن كه ستم او بر عدالتش چيره آيد ، دوزخى است .۲۰۳۵.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر بخواهيد، شما را از فرمان‌روايى و چيستى آن ، خبر مى‌دهم: آغازش سرزنش است، ميانه‌اش پشيمانى، و فرجامش عذاب روز رستاخيز، مگر براى آن كس كه دادگرى پيشه كند.۲۰۳۶.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ فِي الظُّلاماتِ ـ ) امام على عليه السلام : ستم، آتش را [بر ستمگر] واجب مى‌گرداند.۲۰۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : كسى كه به بندگان خدا ستم كند ، خداوندْ خود، طرف دعواى اوست

و نه بندگانش، (1)و هر گاه خداوند سبحان ، طرف دعواى كسى باشد ، دليل او را [در ستمى كه كرده ،] ابطال مى‌كند و وى را در دنيا و آخرتش عذاب مى‌دهد . .


1) .يعنى : طرف حسابش خداست و نه آن بنده‌اى كه به او ستم شده است.

۲۰۳۸.علل الشرايع عن أبي بصير : عنه عليه السلام : ظالِمُ النّاسِ يَومَ القيامَةِ مَنكوبٌ بِظُلمِهِ ، مُعَذَّبٌ مَحروبٌ (1). (2)۲۰۳۹.المصنّف عن أنس : عنه عليه السلام : هَيهاتَ أن يَنجوَ الظّالِمُ مِن أليمِ عَذابِ اللّه‌ِ وعَظيمِ سَطَواتِهِ . (3)۲۰۴۰.الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : لا يُؤمِنُ اللّه‌ُ عذابَهُ مَن لا يَأمَنُ النّاسُ جَورَهُ . (4)۲۰۴۱.الإمام عليّ عليه السلام : عنه عليه السلام : لِكُلِّ ظالِمٍ عُقوبَةٌ لا تَعدوهُ ، وصَرعَةٌ لا تَخطوهُ . (5)۲۰۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : مَن ضَرَبَ رَجُلاً سَوطاً ظُلماً ، ضَرَبَهُ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى بِسَوطٍ مِن نارٍ . (6)۲۰۴۳.مصباح المتهجّد عن الشيخ أبي عمرو العمري ( ـ فيما يُدعى بِهِ في غَيبَةِ القائِمِ عليه السلام ) الإمام الصادق عليه السلام : مَن حَبَسَ حَقَّ المُؤمِنِ ، أقامَهُ اللّه‌ُ عز و جل يَومَ القِيامَةِ خَمسَمِئَةِ عامٍ عَلى رِجلَيهِ حَتّى يَسيلَ عَرَقُهُ أو دَمُهُ ، ويُنادي مُنادٍ مِن عِندِ اللّه‌ِ : «هذَا الظّالِمُ الَّذي حَبَسَ عَنِ اللّه‌ِ حَقَّهُ» ، فَيُوَبَّخُ أربَعينَ يَوما ، ثُمَّ يُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ . (7)۲۰۴۴.الإمام الصادق عليه السلام : الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام : فيما وَعَظَ اللّه‌ُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام : ... يا عيسى ! بِئسَتِ الدّارُ لِمَن رَكَنَ إلَيها ، وبِئسَ القَرارُ دارُ الظّالِمينَ . (8).


1) .مَحروبٌ : حُرِبَ دينُهُ ، أي سُلِبَ دينُهُ (لسان العرب : ج ۱ ص ۳۰۴ «حرب») .

2) .غرر الحكم : ح ۶۰۷۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۲۴ ح ۵۶۰۵ .

3) .غرر الحكم : ح ۱۰۰۴۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۱۲ ح ۹۳۱۶ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۱۰۱ ح ۱۳۶۲۹ .

4) .غرر الحكم : ح ۱۰۸۸۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۳۵ ح ۹۸۱۵ .

5) .غرر الحكم : ح ۷۳۱۲ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۰۱ ح ۶۷۶۸ .

6) .دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۵۴۱ ح ۱۹۲۷ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۸ ص ۲۱۶ ح ۲۲۵۴۴ .

7) .الكافي : ج ۲ ص ۳۶۷ ح ۲ ، الخصال : ص ۳۲۸ ح ۲۰ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۸۶ ح ۳۰۳ كلّها عن يونس بن ظبيان ، إرشاد القلوب : ص ۱۴۳ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۱ ح ۸۴ .

8) .الكافي : ج ۸ ص ۱۳۱ ـ ۱۳۶ ح ۱۰۳ ، تحف العقول : ص ۴۹۸ ، أعلام الدين : ص ۲۳۰ كلاهما من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۴۲ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۲۹۳ ح ۱۴ .

۲۰۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : كسى كه به مردم ستم كند ، در روز قيامت به واسطه ستمش ، گرفتار و معذّب و مورد خشم خواهد بود .۲۰۴۶.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : هرگز چنين نخواهد شد كه ستمگر ، از عذاب دردناك خدا و كيفرهاى سهمگين او بِرَهَد !۲۰۴۷.مجمع الزوائد عن قطبة : امام على عليه السلام : خداوند ، كسى را كه مردم از ستم او در امان نباشند ، از عذابش ايمن نمى‌دارد.۲۰۴۸.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَقولُ في سُجودِهِ ـ ) امام على عليه السلام : هر ستمگرى ، كيفرى دارد كه حتما به او خواهد رسيد ، و هلاكتى دارد كه قطعا گريبانش را خواهد گرفت.۲۰۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : هر كه از روى ستم ، به كسى تازيانه‌اى بزند ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ با تازيانه‌اى از آتش ، بر او خواهد كوبيد .۲۰۵۰.مسند ابن حنبل عن عائشة ( ـ وقَد سُئِلَت عَن دُعاءِ النَّبِيِّ صلى الله علي ) امام صادق عليه السلام : هر كس حقّ مؤمن را نگه دارد [و نپردازد] ، خداوند عز و جل، در روز قيامت، پانصد سال او را سر پا نگه مى‌دارد ، چندان كه عرق او يا خونش سرازير شود، و منادى‌اى از جانب خداوند ، ندا مى‌دهد كه: «اين ، همان ستمكارى است كه حقّ خدا را از او باز داشت» .

وى تا چهل روز ، توبيخ خواهد شد و سپس دستور مى‌دهند كه او را به آتش ببرند.۲۰۵۱.الإمام عليّ عليه السلام : الكافى ـ به نقل از على بن اسباط ، از معصومان عليهم السلام ـ : در اندرزهاى خداوند عز و جلبه عيسى عليه السلام آمده است : «اى عيسى! بد سرايى است [جهنّم] براى كسى كه در آن سكونت گزيند ، و بد قرارگاهى است جايگاه ستمگران !» . .

۱۰ / ۸الرُّكونُ إلَى الظّالِمِالكتاب«وَ لَا تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَـلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ» . (1)

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِأيَـتِنَا وَ سُلْطَـنٍ مُّبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَاءِيْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ * يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ» . (2)

الحديث۲۰۵۸.سنن أبي داوود عن أنس : الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَـلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» ـ : هُوَ الرَّجُلُ يَأتِي السُّلطانَ ، فَيُحِبُّ بَقاءَهُ إلى أن يُدخِلَ يَدَهُ إلى كيسِهِ فَيُعطِيَهُ . (3)۲۰۵۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن تَوَلّى خُصومَةَ ظالمٍ أو أعانَ عَلَيها ، ثُمَّ نَزَلَ بِهِ مَلَكُ المَوتِ ، قالَ لَهُ : أبشِر بِلَعنَةِ اللّه‌ِ ونارِ جَهَنَّمَ وبِئسَ المَصيرُ . (4)۲۰۶۰.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن مَدَحَ سُلطانا جائِرا أو تَخَفَّفَ وتَضَعضَعَ لَهُ طَمَعا فيهِ ، كانَ قَرينَهُ فِي النّارِ . (5).


1) .هود : ۱۱۳ .

2) .هود ۹۶ ـ ۹۸ .

3) .الكافي : ج ۵ ص ۱۰۸ ح ۱۲ ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۳۳ ح ۲۲۳۰۶ .

4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۱ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۹ وفيه «معونة» بدل «خصومة» وكلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۳۶۹ ح ۳ .

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۱ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۹ كلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۳۶۹ ح ۳ .

۱۰ / ۸ گرايش به ستمگر

۱۰ / ۸گرايش به ستمگرقرآن«و به سوى كسانى كه ستم كرده‌اند ، متمايل مشويد كه آتش به شما مى‌رسد و در برابر خدا ، دوستانى نخواهيد داشت [كه حمايتتان كنند] و سرانجام ، يارى نخواهيد شد».

«و به راستى ، موسى را با آيات خود و حجّتى آشكار ، به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم ؛ ولى [سران ]از فرمان فرعون پيروى كردند ، در حالى كه فرمان فرعون ، صواب نبود. روز قيامت ، [فرعون] پيشاپيش قومش مى‌رود و آنان را به آتش در مى‌آورد . و [دوزخ ]چه ورودگاه بدى براى واردان است !».

حديث۲۰۶۷.الدرّ المنثور عن سعيد بن أبي سعيد : امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال : «و به كسانى كه ستم كرده‌اند ، متمايل مشويد كه آتش به شما مى‌رسد» ـ : [حتّى در اين حد كه] شخص ، نزد سلطان رود و دوست بدارد كه او زنده بماند تا دستش را در كيسه‌اش كند و به او دهشى كند [ ، اين نيز تمايل به ستمگر است].۲۰۶۸.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دفاع از [ادّعاى] ستمكارى را بر عهده بگيرد يا در آن دعوا به او كمك كند، هنگامى كه فرشته مرگ بر او نازل مى‌شود ، به او خواهد گفت : «بشارت باد تو را به لعنت خدا و آتش جهنّم !» و چه بد سرانجامى است !۲۰۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به اميد رسيدن به نوايى از سلطان ستمگر، او را مدح گويد يا خود را در برابرش خوار و خفيف گرداند، همدم او در آتش خواهد بود .

.

۲۰۷۰.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن وَلِيَ جائِرا عَلى جَورٍ ، كانَ قَرينَ هامانَ في جَهَنَّمَ . (1)۲۰۷۱.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن عالِمٍ أتى صاحِبَ سُلطانٍ طَوعا ، إلّا كانَ شَريكَهُ في كُلِّ لَونٍ يُعَذَّبُ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ . (2)۲۰۷۲.الإمام زين العابدين عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن مَشى إلى سُلطانٍ جائِرٍ طَوعا مِن ذاتِ نَفسِهِ تَمَلُّقاً إلَيهِ بِلِقائِهِ وَالتَّسليمِ عَلَيهِ ، خاضَ نارَ جَهَنَّمَ بِقَدرِ خُطاهُ إلى أن يَرجِعَ مِن عِندِهِ إلى مَنزِلِهِ . فَإِن مالَ إلى هَواهُ أو شَدَّ عَلى عَضُدِهِ ، لَم يَحلُل بِهِ مِنَ اللّه‌ِ لَعنَةٌ إلّا كانَ عَلَيهِ مِثلُها ، ولَم يُعَذَّب فِي النّارِ بِنَوعٍ مِنَ العَذابِ إلّا عُذِّبَ بِمِثلِهِ . (3)۲۰۷۳.سنن أبي داوود عن عبد اللّه بن قيس : عنه صلى الله عليه و آله : يا مَعاذُ ، كُلُّ ظالِمٍ لَهُ أخِلّاءُ عَلَى الظُّلمِ صاروا أعداءً بَعضُهُم لِبَعضٍ يَتَبَرَّأُ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ، عَلى ما كانوا يَتَخالَلونَ عَلَيهِ فِي الدُّنيا ؛ فَيَجمَعُهُمُ اللّه‌ُ في دَرَكٍ واحِدٍ . (4)۲۰۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ فيما عَلَّمَهُ عَلِيّا عِندَ النّائِبَةِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ : أينَ الظَّلَمَةُ وأعوانُ الظَلَمَةِ وأشياعُ الظَلَمَةِ ! حَتّى مَن لاقَ لَهُم دَواةً ، وحَتّى مَن بَرى لَهُم قَلَماً . قالَ : فَيُجمَعونَ في تابوتٍ واحِدٍ ، ثُمَّ يُقذَفونَ في نارِ جَهَنَّمَ . (5).


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۱ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ وفيه «دلّ» بدل «ولى» ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۹ كلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۳۶۹ ح ۳ .

2) .الفردوس : ج ۴ ص ۴۲ ح ۶۱۳۱ ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۹۶ ح ۲۹۰۳۰ نقلاً عن الحاكم النيشابوري في تاريخه وكلاهما عن معاذ بن جبل ؛ مستدرك الوسائل : ج ۱۳ ص ۱۲۷ ح ۱۴۹۷۵ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

3) .كنز العمّال : ج ۶ ص ۸۵ ح ۱۴۹۵۴ نقلاً عن الديلمي عن أبي الدرداء .

4) .الفردوس : ج ۵ ص ۳۷۶ ح ۸۴۸۰ عن معاذ بن جبل .

5) .كتاب الورع لابن حنبل : ص ۹۳ عن عبد اللّه بن مسعود ، تفسير القرطبي : ج ۱۳ ص ۲۶۳ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۵۵ ح ۹۸۹ عن أبي هريرة وكلاهما نحوه ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۵۴ عن عبد اللّه بن مسعود نحوه ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۳۱ ح ۲۲۳۰۲ .

۲۰۷۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعاءٍ طَويلٍ لِجَميعِ الحَوائِجِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس ستمگرى را در ستمش يارى رساند ، همدم هامان در جهنّم است .۲۰۷۶.الإمام الحسن عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ عَلى مُعاوِيَةَ وأصحابِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ عالِمى نيست كه داوطلبانه نزد صاحب قدرتى رود ، مگر آن كه گرفتار هر نوع عذابى خواهد شد كه آن صاحب قدرت در جهنّم ، بدان عذاب مى‌شود .۲۰۷۷.الإمام زين العابدين عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس داوطلبانه و از پيش خود نزد سلطان ستمگرى برود و نزد او زبان به چاپلوسى بگشايد و بر او سلام گويد، به شمار گام‌هايى كه براى رفتن [به سوى آن سلطان] تا هنگام باز گشتن به خانه‌اش بر داشته ، در آتش جهنّم فرو خواهد رفت ، و اگر به دلخواه او گرايد يا به او كمك كند، همانند هر لعنتى كه از جانب خداوند شامل حال آن سلطان شود، دامن او را نيز مى‌گيرد و هر نوع عذابى كه آن سلطان در آتش داشته باشد ، او نيز به چون آن ، گرفتار مى‌آيد.۲۰۷۸.عنه عليه السلام ( ـ فيما دَعا بِهِ حينَ بَلَغَهُ تَوَجُّهُ مُسرِفِ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى معاذ! هر ستمگرى كه دوستانى [و ياورانى] بر ستمش داشته باشد، [در قيامت] آن دوستان ، دشمن يكديگر خواهند شد و به خاطر آنچه در دنيا براى آن با يكديگر دوستى مى‌كرده‌اند ، از همديگر بيزارى خواهند جست [و هر يك ، گناه آن ستم را به گردن ديگرى خواهد انداخت] . پس خداوند ، آنان را در يك طبقه از آتش ، گرد خواهد آورد .۲۰۷۹.الكافي عن معاوية بن عمّار والعلاء بن سيّابة وظريف پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون روز قيامت شود، فريادگرى بانگ مى‌زند كه: «كجايند ستمگران و ياوران ستمگران و پيروان ستمگران ؛ حتّى كسى كه براى آنان (ستمگران) ، دواتى را ليقه كرده و حتّى كسى كه برايشان قلمى تراشيده است ؟!» .

در اين هنگام، همه آنان را در يك تابوت مى‌گذارند و سپس در آتش جهنّم پرتابشان مى‌كنند. .

۱۰ / ۹السِّعايَةُ إلى الظّالِمِ۲۰۸۲.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن سَعى بِأَخيهِ إلى سُلطانٍ لَم يَبدُ لَهُ مِنهُ سَوءٌ ولا مَكروهٌ أحبَطَ اللّه‌ُ عز و جلكُلَّ عَمَلٍ عَمِلَهُ ، فَإِن وَصَلَ إلَيهِ مِنهُ سَوءٌ أو مَكروهٌ أو أذىً جَعَلَهُ اللّه‌ُ في طَبَقَةٍ مَعَ هامانَ في جَهَنَّمَ . (1)۲۰۸۳.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ لِلنَّجاةِ مِن كَيدِ هارونَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : مَن رَوَّعَ مُؤمِنا بِسُلطانٍ لِيُصيبَهُ مِنهُ مَكروهٌ فَلَم يُصِبهُ ، فَهُوَ فِي النّارِ . ومَن رَوَّعَ مُؤمِنا بِسُلطانٍ لِيُصيبَهُ مِنهُ مَكروهٌ فَأَصابَهُ ، فَهُوَ مَعَ فِرعَونَ وآلِ فِرعَونَ فِي النّارِ . (2)۱۰ / ۱۰البَغيُ۲۰۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن بَغى عَلى فَقيرٍ أو تَطاوَلَ عَلَيهِ وَاستَحقَرَهُ حَشَرَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ مِثلَ الذَّرَّةِ في صورَةِ رَجُلٍ حَتّى يَدخُلَ النّارَ . (3)۲۰۸۷.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : ما أعظَمَ عِقابَ الباغي ! (4).


1) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۷ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۶ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۵۹ ح ۳۰ ؛ المطالب العالية : ج ۲ ص ۲۲۵ ح ۲۰۸۳ عن أبي هريرة وابن عبّاس ، تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۲۴۰ الرقم ۳۸۳ عن الحسن ، الفردوس : ج ۳ ص ۵۴۸ ح ۵۷۱۰ عن ابن عبّاس و كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۸۶ ح ۷۵۴۵ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۶۸ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۳۰۶ ح ۱ ، الاختصاص : ص ۲۳۸ ، إرشاد القلوب : ص ۱۴۳ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۰۹ وليس فيه صدره ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۴۹ ح ۷ .

3) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۵ ح ۱ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۵ عن عبد اللّه بن عبّاس وفيه «استفزه» بدل «استحقره» ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۱۴ ح ۱۱۶ .

4) .غرر الحكم : ح ۹۵۲۵ .

۱۰ / ۹ بدگويى نزد ستمگر
۱۰ / ۱۰ تجاوز

۱۰ / ۹بدگويى نزد ستمگر۲۰۹۰.سنن الترمذي عن ابن حميد : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از برادرِ [مؤمنِ] خود نزد حاكمى بدگويى كند ، حتّى اگر آن حاكم ، بدى و رفتار ناخوشايندى با آن مؤمن نكند ، خداوند عز و جل تمام اعمالى را كه انجام داده است ، باطل مى‌گرداند . حال اگر از او به آن مؤمن ، بدى يا ناگوارى يا آزارى رسد ، خداوند ، او را با هامان در يك طبقه جهنّم قرار خواهد داد .۲۰۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هر كس مؤمنى را از فرمان‌روايى بترساند تا از او به وى بدى و گزندى رسد امّا نرسد ، چنان كسى در آتش است . و هر كس مؤمنى را از سلطانى بترساند تا از او به وى بدى و گزندى برسد و برسد ، چنان كسى با فرعون و فرعونيان در آتش خواهد بود .۱۰ / ۱۰تجاوز۲۰۹۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به حقوق نادارى تجاوز كند ، يا بر او دست يابد و كوچكش كند ، خداوند در قيامت ، او را همانند مورى خُرد در شكل مردى محشور مى‌كند تا وارد آتش [دوزخ] شود .۲۰۹۵.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ ) امام على عليه السلام : كيفر متجاوز ، چه سنگين است!

.

۲۰۹۶.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ ـ ) عنه عليه السلام : أيُّهَا النّاسُ ! إنَّ البَغيَ يَقودُ أصحابَهُ إلَى النّارِ . (1)۱۰ / ۱۱الفِسقُالكتاب«وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا أُعِيدُواْ فِيهَا وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُواْ عَذَابَ النَّارِ الَّذِى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ» . (2)

الحديث۲۱۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : اَلعَبدُ إِذا شَرِبَ شَربَةً مِنَ الخَمرِ ، اِبتَلاهُ اللّه‌ُ بِخَمسَةِ أَشياءَ : الأَوَّلُ : قَسا قَلبُهُ . وَالثّاني : تَبَرَّأَ مِنهُ جَبرائيلُ وميكائِيلُ وَإِسرافيلُ وَجَميعُ المَلائِكَةِ . وَالثّالِثُ : تَبَرَّأَ مِنهُ جَميعُ الأَنبياءِ وَالأَئِمَّةِ عليهم السلام . وَالرّابِعُ : تَبَرَّأَ مِنهُ الجَبّارُ جَلَّ جَلالُهُ . وَالخامِسُ : قَولُهُ عز و جل : «وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخرُجُوا مِنهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَ قِيلَ لَهُم ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ» . (3)۲۱۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : إِيّاكَ وَمَحاضِرَ الفُسُوقِ ؛ فَإِنَّها مَسخَطَةٌ لِلرَّحمنِ ، مُصلِيَةٌ لِلنّيرانِ . (4)۲۱۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الصّادق عليه السلام : لا تَقبَل في ذي رَحِمِكَ وَأَهلِ الرِّعايَةِ مِن أَهلِ بَيتِكَ قَولَ مَن حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ الجَنَّةَ وَجَعَلَ مَأواهُ النّارَ ، فَإِنَّ النَّمّامَ شاهِدُ زورٍ وشَريكُ إِبليسَ فِي الإِغراءِ بَينَ النّاسِ ، وَقَد قالَ اللّه‌ُ تَعالى : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِن جَاءَكُم فَاسِقُ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن

تُصِيبُوا قَومَا بِجَهَــلَةٍ فَتُصبِحُوا عَلَى مَا فَعَلتُم نَـدِمِينَ» . (5).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۲۷ ح ۴ و ج ۸ ص ۶۷ ح ۲۳ كلاهما عن عليّ بن رئاب و يعقوب السراج عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۷۷ ح ۱۶ .

2) .السجدة : ۲۰ .

3) .جامع الأخبار : ص ۴۲۵ ح ۱۱۸۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۴۹ ح ۵۸ .

4) .غرر الحكم : ح ۲۶۹۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۹۸ ح ۲۲۶۱ .

5) .الأمالي للصدوق : ص ۷۱۰ ح ۹۷۸ .

۱۰ / ۱۱ هرزگى

۲۱۰۵.سنن النسائي عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى امام على عليه السلام : اى مردم! تجاوز ، پيروانش را به دوزخ مى‌كشاند.۱۰ / ۱۱هرزگى (1)قرآن«و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‌اند، پس جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند ، به آن باز گردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «بچشيد عذاب آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد ، بچشيد !»».

حديث۲۱۱۱.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده هر گاه جرعه‌اى شراب بنوشد ، خداوند ، او را به پنج چيز مبتلا مى‌سازد : اوّل : سنگ‌دلى . دوم : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و همه فرشتگان از او بيزارى مى‌جويند . سوم : همه پيامبران و امامان عليهم السلام از او بيزارى مى‌جويند . چهارم : خداوند بزرگ از او بيزارى مى‌جويد . و پنجم : اين سخن خداوند عز و جل ]شامل حال او مى‌شود كه] : «و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‌اند ، جايگاهشان آتش است . هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند ، به آن باز گردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود : بچشيد عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌شمرديد !» .۲۱۱۲.عنه عليه السلام ( ـ لِابنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ ـ ) امام على عليه السلام : از مجالس فسق و فجور دورى كن ؛ زيرا اين مجالس موجب خشم خداى مهربان و بر افروخته شدن آتش‌اند .۲۱۱۳.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : در باره خويشاوندت و افراد خانواده‌ات سخن كسى را كه خدا بهشت را بر او حرام كرده و آتش را جايگاهش قرار داده است ، نپذير ؛ زيرا سخن چين ، گواهِ دروغگو و شريك شيطان در فتنه‌انگيزى ميان مردم است . خداوند متعال فرموده است : «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! اگر فاسقى برايتان خبرى

آورد ، وارسى كنيد كه مبادا ندانسته به گروهى آسيب برسانيد و آن گاه از آنچه كرده‌ايد ، پشيمان شويد» .

.


1) .واژه «فسق» كه در متن عربى به كار رفته است ، يعنى : نافرمانى خدا و خارج شدن از مسير حق ؛ هرزگى ؛ زنا .

۱۰ / ۱۲الإِسرافُالكتاب«وَ يَـقَوْمِ مَا لِى أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَوةِ وَ تَدْعُونَنِى إِلَى النَّارِ * تَدْعُونَنِى لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّـرِ * لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِى إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِى الدُّنْيَا وَ لَا فِى الْاخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَـبُ النَّارِ» . (1)

الحديث۲۱۱۹.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : اِعمَلوا وأطيعوا ، لا تَتَّكِلوا ولا تَستَصغِروا عُقوبَةَ اللّه‌ِ عز و جل ؛ فَإِنَّ مِنَ المُسرِفينَ مَن لا تَلحَقُهُ شَفاعَتُنا إلّا بَعدَ عَذابِ ثَلاثِمِئَةِ ألفِ سَنَةٍ . (2)۱۰ / ۱۳تَوَلّي أعداءِ اللّه‌ِالكتاب«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَ لَا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ * أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ * اتَّخَذُواْ أَيْمَـنَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ * لَّن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَ لُهُمْ وَ لَا أَوْلَـدُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئا أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (3)

«تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِى الْعَذَابِ هُمْ خَــلِدُونَ» . (4)

«وَ قَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّا كَذَ لِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَــلَهُمْ حَسَرَ تٍ عَلَيْهِمْ وَ مَا هُم بِخَـرِجِينَ مِنَ النَّارِ» . (5)

.


1) .غافر : ۴۱ ـ ۴۳ .

2) .معاني الأخبار : ص ۲۸۸ ح ۲ عن الحسن بن عليّ الناصري عن أبيه عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام ، الاعتقادات : ص ۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۱۶۵ ح ۹ .

3) .المجادلة : ۱۴ ـ ۱۷ .

4) .المائدة : ۸۰ .

5) .البقرة : ۱۶۷ .

۱۰ / ۱۲ زياده روى
۱۰ / ۱۳ دوستى كردن با دشمنان خدا

۱۰ / ۱۲زياده‌روىقرآن«اى قوم من! چه شده است كه من شما را به نجات فرا مى‌خوانم ؛ ولى [شما] مرا به آتش فرا مى‌خوانيد ؟! مرا فرا مى‌خوانيد تا به خدا كفر ورزم و چيزى را كه بدان علمى ندارم ، شريك او گردانم ؛ ولى من شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مى‌كنم. آنچه مرا به سوى آن دعوت مى‌كنيد، به ناچار ، نه در دنيا [در خور] خواندن است و نه در آخرت . و در حقيقت، برگشت ما به سوى خداست . و زياده‌روان ، همدمان آتش‌اند».

حديث۲۱۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : عمل كنيد و [از خدا و ما] فرمان ببريد، [و به غير اين دو] تكيه نكنيد (1)و كيفر خداى عز و جل را دست كم نگيريد؛ زيرا در ميان زياده‌روان ، (2)كسانى هستند كه شفاعت ما به آنان نمى‌رسد ، مگر پس از سيصد هزار سال عذاب.۱۰ / ۱۳دوستى كردن با دشمنان خدا (3)قرآن«آيا نديده‌اى كسانى را كه قومى را كه مورد خشم خدايند، به دوستى گرفته‌اند؟ آنها نه از شمايند و نه از ايشان، و به دروغ ، سوگند ياد مى‌كنند و خودشان هم مى‌دانند. خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است. راستى كه چه بد مى‌كردند ؛ سوگندهاى خود را سپرى قرار داده بودند و از راه خدا باز داشتند و آنان عذابى خفّت‌آور خواهند داشت . در برابر خداوند ، نه از اموالشان و نه از اولادشان ، هرگز كارى ساخته نيست. آنها دوزخى‌اند و در آن ، جاودانه خواهند بود».

«بسيارى از آنان را مى‌بينى كه با كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، دوستى مى‌كنند . راستى چه زشت است آنچه براى خود پيش فرستادند! [در نتيجه ]خدا بر ايشان خشم گرفت و پيوسته در عذاب مى‌مانند».

«و پيروان مى‌گويند: «كاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند ، ما نيز از آنان بيزارى مى‌جستيم !» . اين گونه خداوند ، كارهايشان را ـ كه براى آنان مايه حسرت‌هاست ـ به ايشان مى‌نماياند و از آتش ، بيرون آمدنى نيستند».

.


1) .يعنى : تنها به عمل و طاعت خويش تكيه كنيد و براى نجات خود از عذاب الهى ، به اين و آن و حتّى به شفاعت ما تكيه نكنيد.

2) .يعنى : كسانى كه بر خويشتن اسراف و ستم كرده‌اند.

3) .يا: پيروى از پيشوايىِ دشمنان خدا .

الحديث۲۱۳۹.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ في قُنوتِهِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله عن جبرئيل عليه السلام عن اللّه تعالى : وعِزَّتي وجَلالي ! لَاُعَذِّبَنَّ كُلَّ رَعِيَّةٍ في الإِسلامِ دانَت بِوَلايَةِ إمامٍ جائِرٍ لَيسَ مِنَ اللّه‌ِ عز و جل وإن كانَتِ الرَّعِيَّةُ في أعمالِها بَرَّةً تَقِيَّةً ، ولَأَعفُوَنَّ عَن كُلِّ رَعِيَّةٍ دانَت لِوَلايَةِ إمامٍ عادِلٍ مِنَ اللّه‌ِ تَعالى وإن كانَتِ الرَّعِيَّهُ في أعمالِها طالِحَةً مُسيئَةً . (1)۲۱۴۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ مَا هُم بِخَـرِجِينَ مِنَ النَّارِ» ـ : أعداءُ عَلِيٍّ عليه السلام هُمُ المُخَلَّدونَ فِي النّارِ أبَدَ الآبِدينَ ودَهرَ الدّاهِرينَ . (2)۱۰ / ۱۴مُخالَفَةُ القُرآنِالكتاب«وَ الَّذِينَ سَعَوْاْ فِى ءَايَـتِنَا مُعَـجِزِينَ أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ الْجَحِيمِ» . (3)

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَـدِلُونَ فِى ءَايَـتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ * الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِالْكِتَـبِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ * إِذِ الْأَغْلَـلُ فِى أَعْنَـقِهِمْ وَ السَّلَـسِلُ يُسْحَبُونَ * فِى الْحَمِيمِ ثُمَّ فِى النَّارِ يُسْجَرُونَ» . (4)

.


1) .الأمالي للطوسي : ص ۶۳۴ ح ۱۳۰۸ عن حبيب السجستاني عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، الكافي : ج ۱ ص ۳۷۶ ح ۴ ، فضائل الشيعة : ص ۵۴ ح ۱۲ ، الغيبة للنعماني : ص ۱۳۲ ح ۱۳ والثلاثة الأخيرة عن حبيب السجستاني عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۹۳ ح ۵۱ .

2) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۷۳ ح ۱۴۵ عن منصور بن حازم ، تفسير فرات : ص ۱۲۲ ح ۱۳۲ عن حمران ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۶ ح ۲۶۰ عن أبي بصير وفيه «لا تدركهم الشفاعة» بدل «أبد الآبدين ودهر الداهرين» ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۶۲ ح ۳۷ .

3) .الحجّ : ۵۱ .

4) .غافر : ۶۹ ـ ۷۲ .

۱۰ / ۱۴ مخالفت با قرآن

حديث۲۱۴۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به نقل از جبرئيل عليه السلام ـ : خداى متعال فرمود : «به عزّت و جلالم سوگند كه هر جامعه مسلمانى را كه به ولايت پيشواى ستمگرِ نامنصوب از جانب خداى عز و جل گردن نهد، عذاب مى‌كنم ، اگر چه كردار آن جامعه ، نيك و پرهيزگارانه باشد و هر جامعه‌اى را كه به ولايت پيشواى دادگرِ منصوب از جانب خداى متعال گردن نهد ، مى‌بخشم ، اگرچه كردار آن جامعه ، بد و ناپسند باشد» .۲۱۴۸.بحار الأنوار : امام صادق عليه السلام ـ در باره آيه «و از آتش ، بيرون آمدنى نيستند» ـ : دشمنان على عليه السلام تا ابد و براى هميشه ، در آتش ، جاويدان‌اند .۱۰ / ۱۴مخالفت با قرآنقرآن«و كسانى كه در [ستيز با] آيات ما مى‌كوشند تا [به خيال خود ،] عاجز كنندگان ما باشند ، آنان اهل دوزخ‌اند».

«آيا كسانى را كه در [ابطال] آيات خدا مجادله مى‌كنند، نديده‌اى كه تا كجا منحرف شده‌اند ؟ كسانى كه كتاب[ـِ خدا] و آنچه را كه فرستادگان خود را بِدان گسيل داشته‌ايم ، تكذيب كرده‌اند، به زودى خواهند دانست ، هنگامى كه غُل‌ها در گردن‌هايشان مى‌افتد و با زنجيرها كشانيده مى‌شوند ، در ميان جوشاب، و آن گاه در آتش ، بر افروخته مى‌شوند».

.

الحديث۲۱۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عَلَيكُم بِالقُرآنِ ؛ فَإِنَّهُ شافِعٌ مَشَفَّعٌ ، وماحِلٌ مُصَدَّقٌ ، ومَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَه إلَى الجَنَّةِ ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ إلَى النّارِ . (1)۲۱۵۶.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : اَلقُرآنُ هُدىً مِنَ الضَّلالَةِ ، وتِبيانٌ مِنَ العَمى ، وَاستِقالَةٌ مِنَ العَثرَةِ ، ونورٌ مِنَ الظُّلمَةِ ، وضِياءٌ مِنَ الأَحداثِ ، وعِصمَةٌ مِنَ الهَلَكَةِ ، ورُشدٌ مِنَ الغَوايَةِ ، وبَيانٌ مِنَ الفِتَنِ ، وبَلاغٌ مِنَ الدُّنيا إلَى الآخِرَةِ ، وفيهِ كمالُ دينِكُم ، وما عَدَلَ أحَدٌ عَنِ القُرآنِ إلّا إلَى النّارِ . (2)۲۱۵۷.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ هذَا القُرآنُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وماحِلٌ مُصَدَّقٌ ؛ مَن شَفَعَ لَهُ القُرآنُ يَومَ القِيامَةِ نَجا ، ومَن مَحَلَ بِهِ القُرآنُ يَومَ القِيامَةِ كَبَّهُ اللّه‌ُ فِي النّارِ عَلى وَجهِهِ . (3)۱۰ / ۱۵الفَسادُ فِي الأَرضِالكتاب«إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَـفٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ ذَ لِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فِى الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِى الْاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» . (4)

.


1) .الكافي : ج ۲ ص ۵۹۹ ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۲ ح ۱ عن محمّد بن مسعود عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، النوادر للراوندي : ص ۱۴۴ ح ۱۹۷ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۳۴ ح ۴۶ ؛ المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۹۸ ح ۱۰۴۵۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، موارد الظمآن : ص ۴۴۳ ح ۱۷۹۳ ، شعب الإيمان : ج ۲ ص ۳۵۱ ح ۲۵۱۰ كلاهما عن جابر ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۱۶ ح ۲۳۰۶ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۶۰۰ ح ۸ عن الإمام الصادق عليه السلام ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۵ ح ۸ ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۲۶ ح ۲۸ .

3) .كنز العمّال : ج ۱ ص ۵۵۲ ح ۲۴۷۴ نقلاً عن محمّد بن نصر عن أنس .

4) .المائدة : ۳۳ .

۱۰ / ۱۵ فساد در روى زمين

حديث۲۱۶۳.المعجم الكبير عن أبي اُمامة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به قرآن ، چنگ در زنيد؛ زيرا قرآن ، شفاعت كننده‌اى است كه شفاعتش پذيرفته مى‌شود، و سعايت كننده‌اى است كه سعايتش تصديق مى‌گردد . (1)هر كه قرآن را پيشواى خود قرار دهد ، قرآن او را به بهشت رهبرى مى‌كند ؛ ولى هر كه آن را پشت سر خود قرار دهد ، به سوى آتش سوقش مى‌دهد.۲۱۶۴.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمرو : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قرآن ، در گم‌راهى‌ها راه‌نماست و زداينده كورى‌ها و نجات دهنده از لغزش است . نورى است در تاريكى و پرتوى در رخدادها [و بدعت‌ها] . نگه دارنده از نابودى و ارشاد كننده در كج‌راهه هاست . در فتنه‌ها روشنگر است و از [حضيضِ] دنيا به [سعادت] آخرت مى‌رساند . كمال دين شما ، در آن است و هيچ كس از قرآن منحرف نمى‌شود ، مگر آن كه به سوى دوزخ خواهد رفت .۲۱۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا اين قرآن ، شفاعت كننده‌اى است كه شفاعتش پذيرفته است و سعايت كننده‌اى است كه سخنانش تصديق مى‌شود. كسى كه قرآن در روز قيامت برايش شفاعت كند، نجات مى‌يابد و كسى كه قرآن در روز قيامت از او بد بگويد، خداوند ، او را در آتش ، سرنگون خواهد ساخت .۱۰ / ۱۵فساد در روى زمينقرآن«سزاى كسانى كه با خدا و پيامبر او مى‌جنگند و در زمين به فساد مى‌كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت يكديگر ، بريده شود يا از آن سرزمين ، تبعيد گردند. اين، رسوايىِ آنان در دنياست و در آخرت نيز عذابى بزرگ خواهند داشت» .

.


1) .يعنى : كسى كه از قرآن پيروى كند و به احكام و فرمان‌هاى آن عمل نمايد، قرآن ، شفاعتش مى‌كند و شفاعتش در نزد خدا پذيرفته مى‌شود ؛ ولى كسى كه به دستورات آن عمل نكند و بر خلاف آنها رفتار نمايد، قرآن نيز در قيامت ، اين رفتار او را گزارش مى‌دهد و گزارش او تصديق خواهد شد .

الحديث۲۱۷۱.بحار الأنوار : سنن النسائي عن أبي هريرة : جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أرَأَيتَ إن عُدِيَ عَلى مالي؟ قالَ : فَأَنشِد بِاللّه‌ِ ، قالَ : فَإِن أبَوا عَلَيَّ؟ قالَ : فَأَنشِد بِاللّه‌ِ ، قالَ : فَإِن أبَوا عَلَيَّ ؟ قالَ : فَأَنشِد بِاللّه‌ِ ، قالَ : فَإِن أبَوا عَليَّ؟ قالَ : فَقاتِل ، فَإِن قُتِلتَ فَفِي الجَنَّةِ ، وإن قَتَلتَ فَفِي النّارِ . (1)۲۱۷۲.صحيح البخاري عن اُمِّ خالد بنت خالد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إذا أشارَ المُسلِمُ عَلى أخيهِ المُسلِمِ بِالسِّلاحِ فَهُما عَلى جُرُفِ جَهَنَّمَ (2)، فإِذا قَتَلَهُ خَرّا جَميعاً فيها . (3)۱۰ / ۱۶البِدعَةُ فِي الدّينِ۲۱۷۵.الكافي عن أبي بصير : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أصحابُ البِدَعِ كِلابُ النّارِ . (4)۲۱۷۶.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ فيما يُقالُ عَلَى الصَّفا ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : كُلُّ بِدعَةٍ ضَلالَةٌ ، وكُلُّ ضَلالَةٍ سَبيلُها إلَى النّارِ . (5)۲۱۷۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : « الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ » (6)ـ : إنَّهُم أهلُ البِدَعِ

وَالأَهواءِ مِن هذِهِ الاُمَّةِ . (7).


1) .سنن النسائي : ج ۷ ص ۱۱۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۴۲ ح ۸۴۸۳ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۵۸۳ ح ۱۷۶۴۰ نحوه ، تفسير القرطبي : ج ۶ ص ۱۵۶ .

2) .الظاهر أنّ المراد هو أن يُشير كلٌّ منهما بالسلاح على صاحبه ، فيستحقّا بذلك عذاب جهنّم .

3) .سنن النسائي : ج ۷ ص ۱۲۴ عن أبي بكرة ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۲۶ ح ۳۹۹۱۴ .

4) .كنز العمّال : ج ۱ ص ۲۱۸ ح ۱۰۹۴ نقلاً عن أبي حاتم الخزاعي في جزئه عن أبي اُمامة .

5) .كمال الدين : ص ۲۵۷ ح ۱ عن عبد الرحمن بن سمرة ، الكافي : ج ۱ ص ۵۶ ح ۸ عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ، تهذيب الأحكام : ج ۳ ص ۶۹ ح ۲۲۶ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۱۳۷ ح ۱۹۶۴ كلاهما عن زرارة ومحمّد بن مسلم والفضيل عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۲۲۷ ح ۳ .

6) .آل عمران : ۱۰۶ .

7) .مجمع البيان : ج ۲ ص ۸۰۹ ؛ تاريخ بغداد : ج ۷ ص ۳۷۹ الرقم ۳۹۰۸ عن ابن عبّاس من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، تاريخ دمشق : ج ۴۳ ص ۱۰ ح ۹۰۷۴ عن ابن عمر و ليس فيهما ذيله «من هذه . . .».

۱۰ / ۱۶ بدعت نهادن در دين

حديث۲۱۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : سنن النسائى ـ به نقل از ابو هريره ـ : مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! اگر به مال من تجاوز شود ، چه كنم؟

فرمود: «[متجاوز را] به خدا سوگند ده [كه از تعدّى به مال تو ، دست بر دارد و آن را پس دهد]» .

گفت : اگر نپذيرفت ، چه ؟

فرمود: «باز هم به خدا سوگند ده» .

گفت : اگر باز هم نپذيرفت؟ فرمود: «ديگر باره به خدا سوگند ده» .

گفت : اگر باز هم نپذيرفت؟

فرمود: «بجنگ، كه اگر كشته شدى ، در بهشتى، و اگر كشتى ، [او] در آتش است» .۲۱۸۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه مسلمان با اسلحه به برادر مسلمانش اشاره كند [و او را نشانه بگيرد]، هر دو در لبه پرتگاه جهنّم‌اند و اگر او را كشت، هر دو در آتش فرو مى‌افتند. (1)۱۰ / ۱۶بدعت نهادن در دين۲۱۸۳.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدعت‌گذاران، سگ‌هاى آتش اند .۲۱۸۴.فاطمة عليهاالسلام ( ـ مِن دُعائِها بَعدَ صَلاةِ العَصرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر بدعتى ، گم‌راهى است و هر گم‌راهى‌اى ، راهش به سوى آتش است.۲۱۸۵.الإمام زين العابدين عليه السلام : امام على عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال : «كسانى كه چهره‌هايشان سياه گشته

است» ـ : آنان بدعت‌گذاران و فرقه‌گرايان اين امّت هستند .

.


1) .ظاهرا مراد ، آن است كه هر دو قصد كشتن يكديگر را داشته باشند ، كه در اينصورت هر دو مستحق عذاب خواهند شد .

۲۱۸۶.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ قَد حَسُنَ سَمتُهُ (1)وهَديُهُ ، وتَماوَتَ في مَنطِقِهِ ، وتَخاضَعَ في حَرَكاتِهِ ، فَرُوَيدا لا يَغُرَّنَّكُم . . . حَتّى تَنظُروا أمَعَ هَواهُ يَكونُ عَلى عَقلِهِ ، أو يَكونُ مَعَ عَقلِهِ عَلى هَواهُ؟ وكَيفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئاساتِ الباطِلَةِ ، وزُهدُهُ فيها؟ فَإِنَّ فِي النّاسِ مَن خَسِرَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ ؛ يَترُكُ الدُّنيا لِلدُّنيا ، ويَرى أنَّ لَذَّةَ الرِّئاسَةِ الباطِلَةِ أفضَلُ مِن لَذَّةِ الأَموالِ وَالنِّعَمِ المُباحَةِ المُحَلَّلَةِ ، فَيَترُكُ ذلِكَ أجمَعَ طَلَبا لِلرِّئاسَةِ الباطِلَةِ حَتّى : «وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاءِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» . (2)

فَهُوَ يَخبِطُ خَبطَ (3)عَشواءَ ، يَقودُهُ أوَّلُ باطِلٍ إلى أبعَدِ غاياتِ الخَسارَةِ ، ويُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعدَ طَلَبِهِ لِما لا يَقدِرُ عَلَيهِ في طُغيانِهِ ، فَهُوَ يُحِلُّ ما حَرَّمَ اللّه‌ُ ، ويُحَرِّمُ ما أحَلَّ اللّه‌ُ ، لا يُبالي ما فاتَ مِن دينِهِ إذا سَلِمت لَهُ رِئاسَتُهُ الَّتي قَد شَقِيَ مِن أجلِها ، فَاُولئِكَ الَّذينَ غَضِبَ اللّه‌ُ عَلَيهِم ولَعَنَهُم وأعَدَّ لَهُم عَذابا مُهينا ، ولكِنَّ الرَّجُلَ كُلَّ الرَّجُلِ نِعمَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذي جَعَلَ هَواهُ تَبَعا لِأَمرِ اللّه‌ِ . (4)۱۰ / ۱۷مُخالَفَةُ أهلِ البَيتِ:۲۱۸۹.الكافي عن سليمان بن خالد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ عز و جل نَصَبَ عَلِيّا عَلَما بَينَهُ وبَينَ خَلقِهِ ؛ فَمَن عَرَفَهُ كانَ مُؤمِنا ، ومَن

أنكَرَهُ كانَ كافِراً ، ومَن جَهِلَهُ كانَ ضالّاً ، ومَن عَدَلَ بَينَهُ وبَينَ غَيرِهِ كانَ مُشرِكا ، ومَن جاءَ بِوَلايَتِهِ دَخَلَ الجَنَّةَ ، ومَن جاءَ بِعَداوَتِهِ دَخَلَ النّارَ . (5).


1) .السَّمْتُ : حُسْنُ النحو في مذهب الدين (تاج العروس : ج ۳ ص ۷۳ «سمت») .

2) .البقرة : ۲۰۶ .

3) .خَبَطَهُ خَبْطَ عشواء : ركبه على غير بصيرة (القاموس المحيط : ج ۴ ص ۳۶۲ «عشا») .

4) .الاحتجاج : ج ۲ ص ۱۵۹ ح ۱۹۲ عن الإمام العسكري عن الإمام الرضا عليهماالسلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۹۹ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۵۳ ح ۲۷ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۸۴ ح ۱۰ .

5) .الأمالي للطوسي : ص ۴۸۷ ح ۱۰۶۷ عن المفضل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الكافي : ج ۲ ص ۳۸۸ ح ۲۰ عن فضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۱۱۹ ح ۶۳ .

۱۰ / ۱۷ مخالفت با اهل بيت عليهم السلام

۲۱۹۰.الكافي عن زياد بن مروان : امام زين العابدين عليه السلام : اگر ديديد مردى ظاهر الصلاح است ، در گفتارش دم از زهد و پارسايى مى‌زند و در حركات و رفتارهايش فروتنى مى‌نمايد، مراقب باشيد كه فريبتان ندهد... تا آن كه ببينيد آيا با هوس خويش است و مخالف خِرَدش، يا با خرد خويش است و مخالف هَوَسش ، و ببينيد كه عشق و علاقه او به رياست‌هاى دروغين يا بى‌رغبتى‌اش به آنها ، چگونه است ؛ زيرا در ميان مردم ، كسانى هستند كه دنيا و آخرت، هر دو، را مى‌بازند . دنيا را براى دنيا رها مى‌كنند و لذّت رياست پوچ را از لذّت ثروت و نعمت‌هاى روا و حلال ، برتر مى‌دانند . بنا بر اين، [چنين كسى] براى رسيدن به رياست پوچ ، از همه آنها مى‌گذرد تا آن جا كه: «چون به او گفته شود : «از خدا بترس!» ، نخوت ، او را به گناه مى‌كشانَد . پس جهنّم براى او بس است و چه بد بسترى است !» .

پس چنين كسى كوركورانه حركت مى‌كند . نخستين باطل ، او را به دورترين پايانه‌هاى زيان و بازَندگى مى‌كشاند و پروردگارش او را كه در طلب چيزى بر آمده كه توان به دست آوردنش را ندارد، در طغيانش فرو مى‌برد ، به طورى كه آنچه را خدا حرام كرده ، او حلال مى‌گرداند و آنچه را خدا حلال كرده ، او حرام مى‌كند و برايش مهم نيست كه دينش از بين برود ؛ مهم اين است كه آنچه براى به دست آوردنش رنج برده ، برايش بماند. اينان همان كسانى هستند كه خداوند بر ايشان خشم گرفته و لعنتشان كرده و عذابى خفّت‌آور برايشان آماده ساخته است . بلكه مَرد، تمامْ مَرد، نيكومَرد ، آن كسى است كه هوس خويش را پيرو فرمان خداوند گرداند.۱۰ / ۱۷مخالفت با اهل بيت:۲۱۹۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ عِندَ قِراءَةِ القُرآنِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل على را نشانى ميان خود و خلقش قرار داد . پس هر كه

او را بشناسد [و به او معتقد باشد] ، مؤمن است و هر كه انكارش كند ، كافر است و هر كه نشناسدش ، گم‌راه است و هر كه او را با ديگران همسنگ داند ، مشرك است و هر كس ولايت او را داشته باشد، به بهشت مى‌رود و هر كس با او دشمنى داشته باشد ، به آتش مى‌رود.

.

۲۱۹۴.تفسير الفخر الرازي : الإمام زين العابدين عليه السلام : اعلَموا أنَّهُ مَن خالَفَ أولِياءَ اللّه‌ِ ، ودانَ بِغَيرِ دينِ اللّه‌ِ ، واستَبَدَّ بِأَمرِهِ دونَ أمرِ وَلِيِّ اللّه‌ِ ، كانَ في نارٍ تَلتَهِبُ ؛ تَأكُلُ أبَداناً قَد غابَت عَنها أرواحُها ، وغَلَبَت عَلَيها شِقوَتُها ، فَهُم مَوتى لا يَجِدونَ حَرَّ النّارِ ، ولَو كانوا أحياءً لَوَجَدوا مَضَضَ حَرِّ النّارِ . (1)۲۱۹۵.المصنّف عن عبد اللّه : الإمام الصادق عليه السلام : مَن سَرَّهُ أن يَعلَمَ أنَّ اللّه‌َ يُحِبُّهُ فَليَعمَل بِطاعَةِ اللّه‌ِ وَليَتَّبِعنا ، ألَم يَسمَع قَولَ اللّه‌ِ عز و جل لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله : « قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ » ؟ وَاللّه‌ِ ! لا يُطيعُ اللّه‌َ عَبدٌ أبَداً إلّا أدخَلَ اللّه‌ُ عَلَيهِ في طاعَتِهِ اتِّباعَنا ، ولا وَاللّه‌ِ ! لا يَتَّبِعُنا عَبدٌ أبَداً إلّا أحَبَّهُ اللّه‌ُ ، ولا وَاللّه‌ِ ! لا يَدَعُ أحَدٌ اتِّباعَنا أبَدا إلّا أبغَضَنا ، ولا وَاللّه‌ِ ! لا يُبغِضُنا أحَدٌ أبَداً إلّا عَصَى اللّه‌َ ، ومَن ماتَ عاصِياً للّه‌ِِ أخزاهُ اللّه‌ُ وأكَبَّهُ عَلى وَجهِهِ فِي النّارِ . (2)۲۱۹۶.السنن الكبرى عن عائشة : الإمام الهادي عليه السلام ـ فِي الزِّيارَةِ الجامِعَةِ الَّتي تُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ عليهم السلام ـ : مَنِ اتَّبَعَكُم فَالجَنَّةُ مَأواهُ ، ومن خالَفَكُم فَالنّارُ مَثواهُ . (3).


1) .الكافي : ج ۸ ص ۱۶ ح ۲ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۰۳ ح ۳۳ ، العدد القوّية : ص ۶۲ ح ۷۹ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۳۸ كلّها عن أبي حمزة ، تحف العقول : ص ۲۵۴ وليس فيها ذيله ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۵۱ ح ۱۱ .

2) .الكافي : ج ۸ ص ۱۴ ح ۱ عن إسماعيل بن جابر و إسماعيل بن مخلّد السرّاج ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۲۴ ح ۹۳ .

3) .تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۹۸ ح ۱۷۷ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۱۳ ح ۳۲۱۳ ، المزار الكبير : ص ۵۲۹ كلّها عن موسى بن عبد اللّه النخعي ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۲۷۵ ح ۱ عن موسى بن عمران النخعي ، بحار الأنوار : ج ۱۰۲ ص ۱۳۰ ح ۴ .

۲۱۹۷.سنن أبي داوود عن عوف بن مالك الأشجعي : امام زين العابدين عليه السلام : بدانيد كه هر كس با اولياى خدا ناسازگارى كند ، از غير دين خدا پيروى مى‌نمايد و در برابر فرمان ولىّ خدا خودرأيى كند ، در آتشى خواهد بود كه شعله مى‌كشد و پيكرهايى را كه جان‌هايشان از آنها دور گشته و بدبختى بر آنها چيره گشته است، مى‌خورد. آنان مردگانى هستند كه حرارت آتش را حس نمى‌كنند ، در حالى كه اگر زنده بودند ، سوزش حرارت آتش را احساس مى‌كردند.۲۱۹۸.مسند ابن حنبل عن حذيفة : امام صادق عليه السلام : هر كس خوش‌حال مى‌شود كه بداند خداوند او را دوست دارد، پس به فرمان خدا عمل كند و از ما پيروى نمايد. مگر سخن خداى عز و جل به پيامبرش را نشنيده است كه: «بگو: اگر خدا را دوست مى‌داريد ، پس ، از من پيروى كنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد» . به خدا سوگند كه هيچ بنده‌اى هرگز از خدا اطاعت نمى‌كند ، مگر آن كه خداوند ، او را پيرو ما نيز قرار مى‌دهد . به خدا سوگند هيچ بنده‌اى هرگز از ما پيروى نمى‌كند ، مگر آن كه خداوند ، او را دوست مى‌دارد. به خدا سوگند هرگز كسى پيروى از ما را رها نمى‌كند ، مگر آن كه ما را دشمن داشته است . به خدا سوگند ، هرگز كسى ما را دشمن نمى‌دارد ، مگر آن كه خدا را نافرمانى كرده . هر كس با نافرمانىِ خدا بميرد ، خداوند ، او را خوار مى‌گرداند و در آتش سرنگونش مى‌سازد.۲۱۹۹.سنن ابن ماجة عن أبي ليلى : صَلَّيتُ إلى جَنبِ ال ( ـ وهُوَ يُصَلّي مِنَ اللَّيلِ تَطَوُّعا ـ ) امام هادى عليه السلام ـ در زيارت جامعه كه با آن ، امامان عليهم السلام را زيارت مى‌كنند ـ : هر كه از شما پيروى كند ، بهشت ، خانه اوست و هر كه با شما مخالفت ورزد ، آتش ، جايگاه اوست. .

۲۲۰۰.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام العسكري عليه السلام : نَحنُ كَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَينا ، ونورٌ لِمَنِ استَضاءَ بِنا ، وعِصمَةٌ لِمَنِ اعتَصَمَ بِنا ، مَن أحَبَّنا كانَ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى ، ومَنِ انحَرَفَ عَنّا فَإِلَى النّارِ . (1)۱۰ / ۱۸بُغضُ أهلِ البَيتِ:۲۲۰۳.الكافي عن الحلبي عن الإمام الصادق عليه السلام ، ق رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لا يُبغِضُنا أهلَ البَيتِ رَجُلٌ إلّا أدخَلَهُ اللّه‌ُ النّارَ . (2)۲۲۰۴.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن سَبَّ عَلِيّا فَقَد سَبَّني ، ومَن سَبَّني فَقَد سَبَّ اللّه‌َ ، ومَن سَبَّ اللّه‌َ أدخَلَهُ اللّه‌ُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدا فيها مُخَلَّدا ولَهُ عَذابٌ مُقيمٌ . (3)۲۲۰۵.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن رجاء بن أبي الضحّ عنه صلى الله عليه و آله : مَن أحَبَّ فاطِمَةَ ابنَتي فَهُوَ فِي الجَنَّةِ مَعي ، ومَن أبغَضَها فَهُوَ فِي النّارِ . (4)۲۲۰۶.المصنّف عن أبي سعيد الخدري : عنه صلى الله عليه و آله : الحَسَنُ وَالحُسَينُ ابنايَ ؛ مَن أحَبَّهُما أحَبَّني ، ومَن أحَبَّني أحَبَّهُ اللّه‌ُ ، ومَن أحَبَّهُ اللّه‌ُ أدخَلَهُ الجَنَّةَ ، ومَن أبغَضَهُما أبغَضَني ، ومَن أبغَضَني أبغَضَهُ اللّه‌ُ ، ومَن أبغَضَهُ اللّه‌ُ أدخَلَهُ النّارَ . (5)۲۲۰۷.مسند ابن حنبل عن أبي اُمامة الباهلي : عنه صلى الله عليه و آله : يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ ! إنّي سَأَلتُ اللّه‌َ لَكُم أن يُعَلِّمَ جاهِلَكُم ، وأن يُثَبِّتَ قائِمَكُم ،

وأن يَهدِيَ ضالَّكُم ، وأن يَجعَلَكُم نُجَداءَ جُوَداءَ رُحَماءَ . أما وَاللّه‌ِ ! لَو أنَّ رَجُلاً صَفَّ قَدَمَيهِ بَينَ الرُّكنِ وَالمَقامِ مُصَلِّيا ، ولَقِيَ اللّه‌َ بِبُغضِكُم أهلَ البَيتِ لَدَخَلَ النّارَ . (6).


1) .رجال الكشّي : ج ۲ ص ۸۱۴ ح ۱۰۱۸ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۴۳۵ ، الخرائج والجرائح : ج ۲ ص ۷۴۰ ح ۵۴ ، كشف الغمّة : ج ۳ ص ۲۱۱ كلّها عن محمّد بن الحسن بن ميمون ، بحار الأنوار : ج ۵۰ ص ۲۹۹ ح ۷۲ .

2) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۵ ص ۴۳۵ ح ۶۹۷۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۶۲ ح ۴۷۱۷ ، سير أعلام النبلاء : ج ۲ ص ۱۲۳ كلّها عن أبي سعيد الخدريّ ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۰۴ ح ۳۴۲۰۴ .

3) .الاحتجاج : ج ۲ ص ۵۵ ح ۱۵۴ عن الإمام الحسن عليه السلام ، الفضائل : ص ۹۶ عن ابن عبّاس ، عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۸۷ ح ۱۰۹ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۹۱ ح ۵ ؛ المناقب للخوارزمي : ص ۱۳۷ ، ذخائر العقبى : ص ۱۲۳ ، الفردوس : ج ۳ ص ۵۴۲ ح ۵۶۸۹ كلّها عن ابن عبّاس .

4) .مئة منقبة : ص ۱۱۶ ، إرشاد القلوب : ص ۲۹۴ كلاهما عن سلمان ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۱۶ ح ۹۴ .

5) .المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۸۱ ح ۴۷۷۶ عن سلمان ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۲۰ ح ۳۴۲۸۶ ؛ إعلام الورى : ج ۱ ص ۴۳۲ عن سلمان .

6) .الأمالي للمفيد : ص ۲۵۲ ح ۲ ، الأمالي للطوسي : ص ۲۴۷ ح ۴۳۵ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۰ كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۱۷۱ ح ۱۳ ؛ المستدرك على الصحيحين : ج ۳ ص ۱۶۱ ح ۴۷۱۲ ، المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۴۲ ح ۱۱۴۱۲ ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۶۲۸ ح ۱۵۴۶ كلّها عن ابن عبّاس نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۴۲ ح ۲۳۹۱۰ .

۱۰ / ۱۸ كينه توزى با اهل بيت عليهم السلام

۲۲۰۸.المستدرك عن جبير بن مُطعِم : امام عسكرى عليه السلام : ما پناهگاه كسى هستيم كه به ما پناه آورد، و نورى هستيم براى آن كه از ما روشنايى جويد، و نگه‌دارنده كسى هستيم كه از ما نگهدارى خواهد . هر كه ما را دوست بدارد ، با ما در بالاترين مرتبه[ى بهشت] خواهد بود و كسى كه از ما منحرف شود ، فرجامش آتش است.۱۰ / ۱۸كينه‌توزى با اهل بيت:۲۲۱۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جان من در دست اوست، هيچ مردى كينه ما اهل بيت را در دل نمى‌گيرد ، مگر آن كه خداوند ، او را به آتش مى‌برد .۲۲۱۲.تهذيب الأحكام عن حنّان بن سدير : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به على ناسزا گويد ، به من ناسزا گفته است و هر كه به من ناسزا گويد ، به خدا ناسزا گفته است و هر كه به خدا ناسزا گويد، خداوند ، او را وارد آتش جهنّم مى‌كند و در آن ، جاويدان و ابدى خواهد بود و عذابى ماندگار خواهد داشت .۲۲۱۳.تهذيب الأحكام عن عثمان بن عيسى عن سماعة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دخترم فاطمه را دوست داشته باشد ، او در بهشت با من خواهد بود و هر كس او را دشمن بدارد ، در آتش است .۲۲۱۴.الإمام المهدي عليه السلام ( ـ في جَوابِ الحِميَرِيِّ وقَد كَتَبَ يَسأَ لُهُ ع ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حسن و حسين ، فرزندان من‌اند . هر كس آن دو را دوست داشته باشد ، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد ، خدا او را دوست مى‌دارد و هر كه خدا دوستش بدارد ، او را به بهشت مى‌برد و هر كس آن دو را دشمن داشته باشد ، مرا دشمن داشته است و هر كه مرا دشمن بدارد ، خداوند ، او را دشمن مى‌دارد و هر كه خدا دشمنش بدارد ، او را به آتش مى‌بَرَد.۲۲۱۵.مسند ابن حنبل عن أبي بكرة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى فرزندان عبد المطّلب! من از خداوند برايتان درخواست كردم

كه به نادانِ شما دانايى بياموزد، ايستاده (1)شما را استوار بدارد، گم‌راهتان را راه نمايى كند ، و شما را مردمانى دلاور و بخشنده و مهربان قرار دهد. هان! به خدا سوگند، اگر مردى ميان ركن و مقام ، پيوسته به نماز ايستد ، ولى خداوند را در حال دشمنى با شما خاندان ملاقات كند، هر آينه به آتش مى‌رود .

.


1) .يعنى : كسى را كه بر حق است و در راه حق قرار دارد .

۲۲۱۶.مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس : عنه صلى الله عليه و آله : في النّارِ ثَلاثُ دَرَكاتٍ . . . وفي أسفَلِ دَركٍ مِنَ النّارِ مَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ ويَدِهِ ، وفِي الدَّركِ الثّانِيَةِ مِنَ النّارِ مَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ ، وفِي الدَّركِ الثّالِثَةِ مِنَ النّارِ مَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ . (1)۲۲۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُبُرِ الصَّلَواتِ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : مَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ ويَدِهِ فَهُوَ مَعَ عَدُوِّنا فِي النّارِ ، ومَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ فَهُوَ فِي النّارِ ، ومَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ ولَم يُعِن عَلَينا بِلِسانِهِ ولا بِيَدِهِ فَهُوَ فِي النّارِ . (2)۲۲۱۸.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : إنَّ لِمُبغِضينا أفواجٌ مِن عَذابِ اللّه‌ِ . (3)۲۲۱۹.الإمام الباقر عليه السلام : المعجم الأوسط عن ابن عمر : سَمِعتُ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله يَقولُ وهُوَ في حَجَّةِ الوَداعِ ، وهُوَ عَلى ناقَتِهِ ويَدُهُ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ : اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ ، اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ ؟ هذَا ابنُ عَمّي وأبو وُلدِي ، اللّهُمَّ كُبَّ مَن عاداهُ فِي النّارِ . (4)۲۲۲۰.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الحسن عليه السلام ـ لِمُعاوِيَةَ بنِ حُدَيجٍ ـ : يا مُعاوِيَةَ بنَ حُدَيجٍ ! إيّاكَ وبُغضَنا ؛ فَإِنَّ

رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ : لا يُبغِضُنا ولا يَحسُدُنا أحَدٌ إلّا ذيدَ عَنِ الحَوضِ يَومَ القِيامَةِ بِسِياطٍ مِن نارٍ . (5).


1) .المحاسن : ج ۱ ص ۲۵۱ ح ۴۷۲ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، جامع الأخبار : ص ۵۰۶ ح ۱۴۰۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۹۳ ح ۵۳ .

2) .الخصال : ص ۶۲۹ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۱۹ ، شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۲۱ عن الإمام الحسين عليه السلام ، جامع الأخبار : ص ۴۹۶ ح ۱۳۷۷ والثلاثة الأخيرة نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۱۰۷ ح ۱ .

3) .تفسير فرات : ص ۳۶۸ ح ۴۹۹ .

4) .المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۳۰۰ ح ۶۴۶۸ ، كنز العمّال : ج ۵ ص ۲۹۱ ح ۱۲۹۱۴ نقلاً عن ابن النجار .

5) .المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۳۹ ح ۲۴۰۵ ، المعجم الكبير : ج ۳ ص ۸۱ ح ۲۷۲۶ وليس فيه «عن الحوض» وكلاهما عن معاوية بن حديج ، كنز العمّال : ج ۱۲ ص ۱۰۴ ح ۳۴۲۰۳ .

۲۲۲۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش دوزخ ، سه طبقه دارد... . در پايين‌ترين طبقه آن ، كسى جاى دارد كه در دل خويش ، ما را دشمن بدارد و با دست و زبانش بر ضدّ ما كمك كند. در طبقه دوم آتش ، كسى جاى دارد كه در دل خويش ما را دشمن بدارد و [تنها] با زبانش بر ضدّ ما كمك كند . در طبقه سوم آتش ، كسى جاى دارد كه [فقط] در دلش ما را دشمن بدارد .۲۲۲۲.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : هر كس در دلش ما را دشمن بدارد و با دست و زبانش بر ضدّ ما كمك كند ، با دشمن ما در آتش خواهد بود . هر كس در دلش ما را دشمن بدارد و با زبانش بر ضدّ ما كمك نمايد ، در آتش خواهد بود . هر كس در دلش ما را دشمن بدارد ، ولى با دست و زبانش بر ضدّ ما كمك نكند ، او نيز در آتش خواهد بود .۲۲۲۳.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : انواع عذاب خدا ، در انتظار دشمنان كينه‌توز ماست.۲۲۲۴.عنه عليه السلام ( ـ بَعدَ صَلاةِ الفَجرِ ـ ) المعجم الأوسط ـ به نقل از ابن عمر ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع شنيدم كه در حالى كه بر ناقه خويش سوار و دستش بر شانه على عليه السلام بود، مى‌فرمايد: «بار خدايا! آيا [پيام را] رساندم ؟ بار خدايا ! آيا [پيام را] رساندم ؟ اين ، پسرعموى من و پدر فرزندان من است. بار خدايا! هر كس را كه با او دشمنى كند، در آتش سرنگون ساز» .۲۲۲۵.الإمام الصادق عليه السلام : امام حسن عليه السلام ـ به معاوية بن حديج ـ : اى معاويه! از كين‌ورزى با ما بپرهيز ؛

چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ كس با ما كين‌ورزى نكرد يا نسبت به ما بدخواهى ننمود ، مگر آن كه در روز قيامت با تازيانه‌هايى آتشين ، [از حوض كوثر] دور رانده مى‌شود» . .

۲۲۲۶.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الحسين عليه السلام عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عَن جَبرَئيلَ عَنِ اللّه‌ِ تعالى : مَن عادى أولِيائي فَقَد بارَزَني بِالمُحارَبَةِ ، ومَن حارَبَ أهلَ بَيتِ نَبِيِّي فَقَد حَلَّ عَلَيهِ عَذابي . (1)۲۲۲۷.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ بَعدَ دُعاءٍ ذَكَرَهُ لِقُنوتِ الوَترِ ـ ) الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : « وَ مَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ» ـ : عَنى بِذلِكَ مَن جَحَدَ وَصِيَّهُ ولَم يَتَّبِعهُ مِن أُمَّتِهِ ، وكَذلِكَ ـ وَاللّه‌ِ ـ حالُ هذِهِ الاُمَّةِ . (2)۲۲۲۸.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قُنوتِ صَلاةِ العيدِ ـ ) الإمام الباقر عليه السلام : مَن قَعَدَ في مَجلِسٍ يُسَبُّ فيهِ إمامٌ مِنَ الأَئِمَّةِ يَقدِرُ عَلَى الاِنتِصابِ فَلَم يَفعَل ؛ ألبَسَهُ اللّه‌ُ الذُّلَّ فِي الدُّنيا ، وعَذَّبَهُ فِي الآخِرَةِ ، وسَلَبَهُ صالِحَ ما مَنَّ بِهِ عَلَيهِ مِن مَعرِفَتِنا . (3)۲۲۲۹.السنن الكبرى عن خزيمة بن ثابت : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ الرَّجُلَ لَيُبغِضُكُم وما يَدري ما تَقولونَ ؛ فَيُدخِلُهُ اللّه‌ُ عز و جل النّارَ . (4)۲۲۳۰.الإمام الباقر عليه السلام : عنه عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ أخَذَ مِن شيعَتِنَا الميثاقَ كَما أخَذَ عَلى بَني آدَمَ « أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» فَمَن وَفى لَنا وَفَى اللّه‌ُ لَهُ بِالجَنَّةِ ، ومَن أبغَضَنا ولَم يُؤَدِّ إلَينا حَقَّنا فَفِي النّارِ خالِدا مُخَلَّدا . (5).


1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۶۸ ح ۳۱۵ عن محمّد بن عبد اللّه بن عليّ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۰۵ ح ۱۲ .

2) .تفسير العياشي : ج ۱ ص ۵۹ ح ۹۶ و ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۲۰۴ ح ۲ .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۳۷۹ ح ۱۵ و ج ۸ ص ۲۳۶ ح ۳۱۵ كلاهما عن عبيد بن زرارة عن أبيه ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۲۱۹ ح ۵۲ .

4) .الكافي : ج ۸ ص ۳۱۵ ح ۴۹۵ ، معاني الأخبار : ص ۳۹۳ ح ۴۰ ، فضائل الشيعة : ص ۷۵ ح ۳۹ وكلّها عن الصباح بن سيابة ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۲۶ ح ۴۷ .

5) .الكافي : ج ۱ ص ۴۰۱ ح ۳ ، مختصر بصائر الدرجات : ص ۱۲۴ و ۱۶۲ ، بصائر الدرجات : ص ۲۵ ح ۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۹۰ ح ۲۴ .

۲۲۳۱.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ فيما يُقالُ فِي السَّفَرِ إلى زِيارَةِ الحُسَين ) امام حسين عليه السلام ـ به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله ، از جبرئيل عليه السلام ـ : خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «هر كس با دوستان من دشمنى ورزد ، هر آينه به جنگ با من برخاسته است، و هر كس با اهل بيت پيامبرم بجنگد ، عذاب من بر او فرود مى‌آيد» .۲۲۳۲.الأمالي عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عليه السل امام زين العابدين عليه السلام ـ در باره آيه «و هر كه كفر ورزد ، اندكى او را برخوردار مى‌سازم ، سپس او را به عذاب آتش مى‌كشانم» ـ : مقصود [از كافر] ، كسانى از امّت او (ابراهيم عليه السلام ) هستند كه وصيّش را انكار كردند و از وى پيروى ننمودند . به خدا سوگند كه حال اين امّت (امّت محمّد صلى الله عليه و آله ) نيز چنين است.۲۲۳۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في خُطبَةٍ طَويلَةٍ ـ ) امام باقر عليه السلام : هر كس در مجلسى بنشيند كه در آن به امامى از امامان ، ناسزا گفته مى‌شود ، اگر بتواند از آن مجلس بر خيزد و برود ولى چنين نكند، خداوند در دنيا جامه خوارى بر او مى‌پوشاند و در آخرت عذابش مى‌كند و نعمت شيرين شناخت ما را كه به او ارزانى داشته است ، از وى مى‌ستاند.۲۲۳۴.عنه عليه السلام ( ـ مِن خُطبَتِهِ فِي الجُمُعَةِ بِالكوفَةِ وَالمَد ) امام صادق عليه السلام : كسى كه شما [شيعيان] را دشمن بدارد در حالى كه نمى‌داند شما چه مى‌گوييد [و سخن و عقيده شما چيست] ، خداوند عز و جل او را در آتش مى‌افكند.۲۲۳۵.عنه عليه السلام ( ـ في خُطبَةِ الجُمُعَةِ ـ ) امام صادق عليه السلام : خداوند از شيعيان ما ، [بر ولايت ما] پيمان ستاند، چنان كه از فرزندان آدم عليه السلام [در باره ربوبيت خويش ]پيمان ستاند و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم ؟» . بنا بر اين، هر كس به پيمانش با ما وفا كند ، خداوند به وعده بهشتش كه به او داده ، وفا مى‌كند و هر كس ما را دشمن بدارد و حقّ ما را ادا نكند، در آتش جاويدان و ابدى خواهد بود . .

۲۲۳۶.عنه عليه السلام ( ـ في خُطبَةِ الجُمُعَةِ ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام : مَن تَقَدَّمَ إلى وَلايَتِنا اُخِّرَ عَن سَقَرَ ، ومَن تَأَخَّرَ عَنّا تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ . (1)۲۲۳۷.الكافي عن عبد العظيم بن عبد اللّه : عنه عليه السلام : مَن أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ مُحَمَّدا ، ومَن أبغَضَ مُحَمَّدا فَقَد أبغَضَ اللّه‌َ ، ومَن أبغَضَ اللّه‌َ عز و جل كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ أن يُصَلِيَهُ النّارَ وما لَهُ من نَصيرٍ . (2)۱۰ / ۱۹ظُلمُ أهلِ البَيتِ:۲۲۴۰.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الوَيلُ لِظالِمي أهلِ بَيتي ! كَأَنّي بِهِم غَدا مَعَ المُنافِقينَ فِي الدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ . (3)۲۲۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في فَضلِ كَربَلاءَ وزِيارَةِ الحُسَينِ عليه السلام ـ : يوحِي اللّه‌ُ إلَى السَّماواتِ وَالأَرضِ وَالجِبالِ وَالبِحارِ ومَن فيهِنَّ : . . . وعِزَّتي وجَلالي لأُعَذِّبَنَّ مَن وَتَرَ رَسولي وصَفِيّي ، وَانتَهَكَ حُرمَتَهُ ، وقَتَلَ عِترَتَهُ ، ونَبَذَ عَهدَهُ ، وظَلَمَ أهلَ بَيتِهِ ، عَذابا لا أُعَذِّبُهُ أحَدا مِنَ العالَمينَ . (4)۱۰ / ۲۰نَكثُ بَيعَةِ الإِمامِ۲۲۴۴.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في حَديثِ تَزويجِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَجيءُ كُلُّ ناكِثٍ بَيعَةَ إمامٍ أجذَمَ حَتّى يَدخُلَ النّارَ . (5).


1) .الكافي : ج ۱ ص ۴۳۴ ح ۹۱ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۳۷ ح ۷ كلاهما عن محمّد بن الفضيل ، مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۹۱ عن أبي الفضل ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۳۳۸ ح ۵۹ .

2) .كامل الزيارات : ص ۵۵۳ ح ۸۴۲ عن عبد الرحمن بن مسلم ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۲۲ ح ۲۶ .

3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۷ ح ۱۷۷ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۲۲ ح ۸۰ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۶۸ ح ۱۳ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۰۵ ح ۱۰ .

4) .كامل الزيارات : ص ۴۴۷ (نقلاً عن هامش المصدر) ، بحار الأنوار : ج ۲۸ ص ۵۹ ح ۲۳ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۳۳۷ ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۱ ح ۸۱ .

۱۰ / ۱۹ ستم به اهل بيت عليهم السلام
۱۰ / ۲۰ شكستن بيعت با امام

۲۲۴۵.الإمام الصادق عليه السلام : امام كاظم عليه السلام : هر كس به ولايت ما نزديك شود ، از دوزخ دور مى‌ماند و هر كس از ما دور بماند ، به دوزخ نزديك مى‌شود. (1)۲۲۴۶.الكافي عن الحلبي ، قال : امام كاظم عليه السلام : هر كس ما را دشمن بدارد، در واقع، محمّد صلى الله عليه و آله را دشمن داشته است، و هر كس محمّد صلى الله عليه و آله را دشمن بدارد ، در واقع، خدا را دشمن داشته است، و هر كس خداى عز و جل را دشمن بدارد ، بر خداست كه او را در آتش بكشاند، در حالى كه هيچ ياورى ندارد.۱۰ / ۱۹ستم به اهل بيت:۲۲۴۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : واى بر كسانى كه بر اهل بيت من ستم كنند ! گويا آنان را مى‌بينم كه فرداى قيامت ، با منافقان در طبقه زيرين آتش‌اند.۲۲۵۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ وِلادَةِ فاطِمَةَ عليهاالسلامالحَسَنَ ) امام زين العابدين عليه السلام ـ در باره فضيلت كربلا و زيارت امام حسين عليه السلام ـ : خداوندِ آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها و درياها و هر موجودى كه در آنهاست... ، وحى مى‌كند : «به عزّت و جلالم سوگند، هر آن كس كه به فرستاده‌ام و برگزيده‌ام ستم كرد ، حرمت او را زير پا نهاد، عترتش را كشت، پيمانش را دور افكنْد و به خاندانش ستم نمود، او را چنان عذابى كنم كه هيچ كس از جهانيان را آن سان عذاب نمى‌نمايم» .۱۰ / ۲۰شكستن بيعت با امام۲۲۵۳.سنن الترمذي عن اُمّ سلمة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس بيعت با امامى را بشكند، [در روز قيامت] دستْ بريده مى‌آيد ، تا آن كه وارد آتش شود.

.


1) .اين فرموده امام كاظم عليه السلام ، در تفسير اين آيه مبارك است: «لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ؛ هر يك از شما كه بخواهد ، مختار است كه جلو بيفتد يا عقب بماند» (مدثّر : آيه ۳۷) .

۲۲۵۴.سنن أبي داوود عن اُمَّ سلمة : الجمل عن الحارث بن سريع : لَمّا ظَهَرَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام عَلى أهلِ البَصرَةِ وقَسَمَ ما حَواهُ العَسكَرُ ، قامَ فيهِم خَطيبا ، فَحَمِدَ اللّه‌َ وأثنى عَلَيهِ ، وصَلّى عَلى رَسولِهِ وقالَ :

أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه‌َ عز و جل ذو رَحمَةٍ واسِعَةٍ ومَغفِرَةٍ دائِمَةٍ لِأَهلِ طاعَتِهِ ، وقَضى أنَّ نَقِمَتَهُ وعِقابَهُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِهِ .

يا أهلَ البَصرَةِ! يا أهلَ المُؤتَفِكَةِ ! ويا جُندَ المَرأَةِ ، وأتباعَ البَهيمَةِ! رَغا فَأَجَبتُم ، وعُقِرَ فَانهَزَمتُم ، أحلامُكُم دِقاقٌ ، وعَهدُكُم شِقاقٌ ، ودينُكُم نِفاقٌ ، وأنتُم فَسَقَةٌ مُرّاقٌ .

يا أهلَ البَصرَةِ! أنتُم شَرُّ خَلقِ اللّه‌ِ ، أرضُكُم قَريبَةٌ مِنَ الماءِ ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ . خَفَّت عُقولُكُم ، وسَفِهَت أحلامُكُم . شَهَرتُم سُيوفَكُم ، وسَفَكتُم دِماءَكُم ، وخالَفتُم إمامَكُم . فَأَنتُم اُكلَةُ الآكِلِ ، وفَريسَةُ الظّافِرِ ، فَالنّارُ لَكُم مُدَّخَرٌ ، وَالعارُ لَكُم مَفخَرٌ .

يا أهلَ البَصرَةِ! نَكَثتُم بَيعَتي ، وظاهَرتُم عَلَيَّ ذَوي عَداوَتي ، فَما ظَنُّكُم يا أهلَ البَصرَةِ الآنَ ؟! (1)۲۲۵۵.الإمام الباقر عليه السلام : إثبات الوصية ـ مِن ذِكرِ خُطبَةِ الإِمامِ الحَسَنِ عليه السلام بَعدَ أن وَجَّهَ رَجُلاً مِن كِندَةَ في أربَعَة آلافٍ لِحَربِ مُعاوِيَةَ ، فَغَدَرَ وَالتَحَقَ بِمُعاوِيَةَ ، ثُمَّ أرسَلَ رَجُلاً مِن مُرادٍ في أربَعَةِ آلافٍ أيضا ، فَفَعَلَ فَعلَةَ الأوَّلِ ـ : فَقامَ أبو مُحَمَّدٍ عليه السلام خَطيبا ، فَحَمِدَ اللّه‌ُ وأثنى عَلَيهِ ، وقالَ : قَد عَرَفتُكُم أنَّكُم لا تَفونَ بِعَهدٍ ، ولا تُستَأمَنونَ إلى عَقدٍ ، وقَد غَدَرَ المُرادِيُّ الَّذي أختَرتُموهُ ، وقَبلَهُ ما اختَرتُمُ الكِندِيَّ .

فَقامَ اُناسٌ فَقالوا : إن كانَ الرَّجُلانِ غَدَرا فَنَحنُ نَنصَحُ ولا نَغدِرُ .

فَقالَ لَهُم : كَلّا ، وإنّي أُعَذِّرُ بَيني وبَينَكُم مَعَ عِلمي بِسوءِ ما تُبطِنونَ وتَنطَوونَ عَلَيهِ ، ومَوعِدُكُم عَسكَري بِالنُّخَيلَةِ .

ثُمَّ خَرَجَ فَعَسكَرَ بِالنُّخَيلَةِ ، وأقامَ بِهِ عَشَرَةَ أيّامٍ ، فَلَم يَلحَق بِهِ مِنهُم إلّا عَدَدٌ يَسيرٌ . فَانصَرَفَ عليه السلام إلَى الكوفَةِ ، وقامَ خَطيبا ، فَحَمِدَ اللّه‌َ وأثنى عَلَيهِ ، ثُمَّ قالَ :

يا عَجَبًا مِن قَومٍ لا حَياءَ لَهُم ولا دينٌ ، مِن غَدرَةٍ بَعدَ غَدرَةٍ ! أما وَاللّه‌ِ لَو وَجَدتُ أعواناً لَقُمتَ ، بِهذَا الأَمرِ أيَّ قِيامٍ ، ونَهَضتُ بِهِ أيَّ نُهوضٍ . وايمُ ، اللّه‌ِ ! لا رَأَيتُم فَرَجا ولا عَدلاً أبَدا مَعَ ابنِ آكِلَةِ الأَكبادِ وبَني أُمَيَّةَ ، ولَيَسومُنَّكُم سوءَ العَذابِ حَتّى تَتَمَنَّوا أن يَلِيَكُم عَبدٌ حَبَشِيٌّ مُجَدَّعٌ ، فَأُفٍّ لَكُم ، وبُعداً ، وتَرَحا ، يا عَبيدَ الدُّنيا ومَوالِيَ الحُطامِ .

ثُمَّ نَزَلَ وهُوَ يَقولُ : «وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ مَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» (2). فَاتَّبَعَهُ مِن شيعَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام عَدَدٌ يَسيرٌ ؛ إشفاقاً عَلَيهِ وحَقنًا لِدَمِهِ . (3).


1) .الجمل : ص ۴۰۷ .

2) .مريم : ۴۸ .

3) .إثبات الوصية : ص ۱۶۸ .

۲۲۵۶.عنه عليه السلام : الجمل ـ به نقل از حارث بن سريع ـ : [پس از جنگ جمل] هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام بر بصريان چيره شد و آنچه را سپاهيان به دست آورده بودند ، تقسيم كرد، در ميان آنان به خطابه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، فرمود: «اى مردم! خداوند توانا و بزرگ ، نسبت به فرمان‌بردارانش مِهرى بى‌كران و آمرزشى پاينده دارد، و خشم و كيفرش را براى نافرمانانش رقم زده است.

اى بصريان! اى مردمِ شهرِ واژگون شده (1)و اى سپاهيانِ زن (عايشه)، و اى پيروان حيوانِ (جَمَل) بى‌زبان كه بانگ بر آورْد و شما در پى‌اش روان گشتيد و چون پى شد ، در هم شكستيد ! انديشه‌هايتان خام است (2)و پيمانتان سست ، و دينتان نفاق ، و خود مردمانى سركش و نافرمانيد .

اى بصريان! شما بدترينِ خلق خدا هستيد . سرزمينتان به آب ، نزديك و از آسمان به دور است. خردهايتان سبك، و انديشه‌هايتان سست است. شمشيرهايتان را بر كشيديد ، خون‌هايتان را ريختيد و با پيشوايتان ناسازگارى در پيش گرفتيد . پس شما طعمه خورنده‌ايد و شكارِ پيروز شونده. آتش برايتان اندوخته شده، و ننگ برايتان نازش است.

اى بصريان! شما بيعت خويش را با من ، شكستيد و دشمنان مرا بر ضدّ من يارى داديد . پس اينك چه گمان مى‌كنيد ، اى بصريان؟!» .۲۲۵۷.الإمام الصادق عليه السلام : إثبات الوصيّة ـ در باره سخنان امام حسن عليه السلام پس از آن كه مردى از قبيله كنده با چهارهزار نفر را به جنگ معاويه فرستاد ، پس آن مرد حيله ورزيد و به معاويه پيوست . سپس مردى از قبيله مراد را نيز با چهار هزار نفر فرستاد و او هم به معاويه ملحق شد ـ : امام حسن عليه السلام ايستاد و خطبه‌اى خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «شما خود مى‌دانيد كه به هيچ پيمانى وفا نمى‌كنيد و به هيچ قرارى كه شما بگذاريد ، اطمينانى نيست . مرادى و پيش از او كندى را بر گزيديد ؛ ولى پيمان شكستند و خيانت كردند» .

عدّه‌اى برخاستند و گفتند: اگر آن دو ، خيانت كردند، ما وفاداريم و خيانت نمى‌كنيم.

امام عليه السلام به آنان فرمود: «هرگز ، و ليكن من حجّت را بر شما تمام مى‌كنم ، با آن كه مى‌دانم چه انديشه بدى در سر مى‌پرورانيد و در دل نهان مى‌داريد. وعده من با شما ، اردوگاهم در نُخَيله» .

سپس خارج شد و در نُخَيله اردو زد و تا ده روز ، در آن جا ماند ؛ امّا از آن مردمان ، جز شمارى اندك ، كسى به او ملحق نگشت . از اين رو ، امام حسن عليه السلام به كوفه باز گشت و خطبه‌اى خواند و پس از حمد و ثناى الهى، فرمود: «اى شگفتا از جماعتى بى‌شرم و بى دين كه پى در پى ، پيمان مى‌شكنند ! به خدا سوگند كه اگر يارانى مى‌يافتم ، بى گمان ، به اين كار بر مى‌خاستم و دمى از پاى نمى‌نشستم. به خدا سوگند كه با وجود فرزند آن زن جگرخوار و [ديگر] فرزندان اُميّه، هرگز روى آسايش و داد را نخواهيد ديد. بدترين شكنجه‌ها را بر شما روا خواهند داشت ، چندان كه آرزو كنيد غلام سياهى بينى‌بريده ، بر شما حكومت كند. تفو بر شما، نفرين بر شما، غم و اندوه بر شما، اى بندگان دنيا و اى غلامانِ كالاى بى‌ارزش دنيا !» . آن گاه ، در حالى از منبر پايين آمد كه مى‌فرمود : «از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌خوانيد ، كناره مى‌گيرم» .

سپس شمار اندكى از شيعيان امير مؤمنان عليه السلام ، از سرِ همدردى با ايشان و براى حفظ جان او، در پىِ امام عليه السلام حركت كردند. .


1) .مؤتفكه: شهرى كه خداوند ، آن را به سبب غرق شدن مردمش در گناه، بر سر آنان آوار كرده باشد ؛ زمينِ سوخته از خشكى و قحطى. مؤتفكات: شهرهايى كه خداوند ، آنها را ويران و بر سر مردمش خراب كرد ، مانند سدوم و عموره. در حديث آمده كه بصره نيز يكى از مؤتفكات بوده است.

2) .در الاحتجاج ، الغارات و ... ، به صورت: «أخلاقكم دقاق» آمده است ؛ يعنى خلق و خويتان پست و تباه است.

۱۰ / ۲۱مُحارَبَةُ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السّلام۲۲۶۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ إذا أرادَ أن يَخرُجَ في سَفَرٍ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام عن النبيّ صلى الله عليه و آله : أنَّه تَلا هذِهِ الآيَةَ : «أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» (1)، قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، مَن أصحابُ النّارِ ؟ قالَ : مَن قاتَلَ عَلِيّا بَعدي ، أولئِكَ هُم أصحابُ النّارِ مَعَ الكُفّارِ ، فَقَد كَفَروا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم . ألا وإنَّ عَلِيّا مِنّي ، فَمَن حارَبَهُ فَقَد حارَبَني وأسخَطَ رَبّي .

ثُمَّ دَعا عَلِيا عليه السلام فَقالَ : يا عَلِيُّ ، حَربُكَ حَربي ، وسِلمُكَ سِلمي ، وأنتَ العَلَمُ فيما بَيني وبَينَ أُمَّتي بَعدي . (2).


1) .البقرة : ۲۷۵ .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۳۶۴ ح ۷۶۳ عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عليه السلام عن آبائه عليهم السلام عن النزال بن سبرة ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۰۳ ح ۳ .

۱۰ / ۲۱ جنگيدن با امام على عليه السلام

۱۰ / ۲۱جنگيدن با امام على عليه السّلام۲۲۶۳.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت كرد: «آنان اهل آتش‌اند و در آن ، جاويدان‌اند» . يكى پرسيد: اى پيامبر خدا ! چه كسانى اهل آتش‌اند؟

فرمود: «كسانى كه پس از من ، با على بجنگند. اينان با كافران در آتش‌اند؛ زيرا به حق ـ كه برايشان آمد ـ ، كفر ورزيده‌اند . بدانيد كه على از من است . پس هر كه با او بجنگد ، با من جنگيده و پروردگارِ مرا به خشم آورده است» .

پيامبر صلى الله عليه و آله سپس مرا صدا زد و فرمود: «اى على! جنگ تو ، جنگ من است و صلح تو ، صلح من . پس از من، تو در آنچه ميان من و امّت من است، نشانه هستى» .

.

۲۲۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تاريخ بغداد عن أبي أيوب : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ لِعَمّارٍ : يا عَمّارُ ، تَقتُلُكَ الفِئَةُ الباغيَةُ ، وأنتَ إذ ذاكَ مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَكَ .

يا عَمّارَ بنَ ياسِرٍ ، إن رَأَيتَ عَليًّا قَد سَلَكَ واديا وسَلَكَ النّاسُ وادياً غَيرَهُ ، فَاسلُك مَعَ عَليٍّ ؛ فَإِنَّهُ لَن يُدليَكَ في رَدىً ، ولَن يُخرِجَكَ مِن هُدىً .

يا عَمّارُ ، مَن تَقَلَّدَ سَيفاً أعانَ بِهِ عَليّاً عَلى عَدُوِّهِ قَلَّدَهُ اللّه‌ُ يَومَ القيامَةِ وِشاحَينِ مِن دُرٍّ ، ومَن تَقَلَّدَ سَيفاً أعانَ بِهِ عَدوَّ عَليٍّ عَلَيهِ قَلَّدَهُ اللّه‌ُ يَومَ القيامَةِ وِشاحَينِ مِن نارٍ . (1)۲۲۶۵.الأمان : الإمام عليّ عليه السلام ـ مِن كِتابٍ كَتَبَهُ إلى مُعاوِيَةَ جَواباً عَلى كِتابٍ مِنهُ إلَيهِ ـ : أمّا طَلَبُكَ إلَيَّ الشّامَ ، فَإِنّي لَم أكُن لِاُعطِيَكَ اليَومَ ما مَنَعتُكَ أمسِ . وأمّا قَولُكَ : إنَّ الحَربَ قَد أكَلَتِ العَرَبَ إلّا حُشاشاتِ أنفُسٍ بَقِيَت ، ألا ومَن أكَلَهُ الحَقُّ فَإِلَى الجَنَّةِ ، ومَن أكَلَهُ الباطِلُ فَإِلَى النّارِ . (2)۱۰ / ۲۲عِبادَةُ الطّاغوتِالكتاب«اللَّهُ وَلِىُّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّـلُمَـتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّـغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّـلُمَـتِ أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (3)

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِأيَـتِنَا وَ سُلْطَـنٍ مُّبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَاءِيْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ * يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ * وَ أُتْبِعُواْ فِى هَـذِه لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» . (4)

.


1) .تاريخ بغداد : ج ۱۳ ص ۱۸۷ الرقم ۷۱۶۵ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۴۷۲ ؛ كشف اليقين : ص ۲۶۹ ح ۳۰۶ نحوه ، الطرائف : ص ۱۰۴ ح ۱۵۳ ، كشف الغمّة : ج ۱ ص ۱۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۳۲ ح ۱۰ .

2) .نهج البلاغة : الكتاب ۱۷ .

3) .البقرة : ۲۵۷ .

4) .هود : ۹۵ ـ ۹۹ .

۱۰ / ۲۲ بندگى طاغوت

۲۲۷۱.مسند ابن حنبل عن عبادة بن الصامت : تاريخ بغداد ـ به نقل از ابو ايّوب ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه به عمّار مى‌فرمايد: «اى عمّار! گروه ياغى ، در حالى تو را مى‌كشند كه تو در آن هنگام ، با حق هستى و حق با توست. اى عمّار بن ياسر! اگر على را ديدى كه از راهى مى‌رود و مردم از راهى ديگر، تو با على برو؛ چرا كه او تو را به نابودى نمى‌كشانَد و هرگز از راه درست بيرونت نمى‌بَرَد. اى عمّار! هر كس شمشيرى حمايل كند تا با آن ، على را در برابر دشمنش يارى دهد، خداوند در روز قيامت ، بر او دو حمايل دُرنشان مى‌بندد، و هر كس شمشيرى حمايل كند تا با آن ، دشمن على را در برابرش يارى رساند ، خداوند در روز قيامت ، دو حمايل از آتش بر او مى‌بندد» .۲۲۷۲.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام ـ در پاسخ به نامه معاويه ـ : امّا اين كه شام را از من خواسته‌اى [كه به تو واگذار نمايم]، من كسى نيستم كه آنچه را ديروز از تو دريغ ورزيدم ، امروز به تو ببخشم. و امّا اين كه گفته‌اى: جنگ، عرب‌ها را خورده و تنها نيمْ‌جان‌هايى باقى مانده است، آگاه باش كه هر كس حق ، او را خورده [و در راه حق كشته شده] ، ره‌سپار بهشت گشته است، و هر كس كه باطل ، او را طعمه خويش كرده ، راه دوزخ را در پيش گرفته است.۱۰ / ۲۲بندگى طاغوتقرآن«خدا سَرور كسانى است كه ايمان آورده‌اند ؛ آنان را از تاريكى‌ها به سوى روشنايى به در مى‌برد . و كسانى كه كفر ورزيده‌اند، سَرورانشان طاغوت (عصيانگران)اند كه آنان را از روشنايى ، به سوى تاريكى‌ها به در مى‌برند. آنان اهل آتش‌اند و در آن ، جاويدان‌اند».

«همانا ما موسى را با نشانه‌ها و دليل روشن به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم ؛ ولى [سران] از فرمان فرعون پيروى كردند و فرمان فرعون ، صواب نبود . روز قيامت ، پيشاپيش قومش مى‌رود و آنان را وارد آتش مى‌كند و چه بد ورودگاهى است براى وارد شوندگان!».

.

الحديث۲۲۷۹.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : بينا عيسَى بنُ مَريَمٍ عليهماالسلام في سِياحَتِهِ إذ مَرَّ بِقَريَةٍ ، فَوَجَدَ أهلَها مَوتى فِي الطَّريقِ وَالدّورِ ، فَقالَ : إنَّ هؤُلاءِ ماتوا بِسَخطَةٍ ، ولَو ماتوا بِغَيرِها تَدافَنوا ، قالَ : فَقالَ أصحابُهُ : وَدِدنا أنّا عَرَفنا قِصَّتَهُم ، فَقيلَ لَهُ : نادِهِم يا روحَ اللّه‌ِ ، فَقالَ : يا أهلَ القَريَةِ! فَأَجابَهُ مُجيبٌ مِنهُم : لَبَّيكَ يا روحَ اللّه‌ِ . قالَ : ما حالُكُم و ما قِصَّتُكُم ؟ قالَ : أصبَحَنا في عافيَةٍ و بِتنا فِي الهاوِيَةِ . فَقالَ : مَا الهاوِيَةُ ؟ قالَ : بِحارٌ مِن نارٍ فيها جِبالٌ مِنَ النّارِ ، قالَ : وما بَلَغَ بِكُم ما أرى ؟ قالَ : حُبُّ الدُّنيا وعِبادَةُ الطّاغوتِ . قالَ : وما بَلَغَ مِن حُبِّكُمُ الدُّنيا ؟ قالَ : كَحُبِّ الصَّبِيِّ لِأُمِّهِ ؛ إذا أقبَلَت فَرِحَ ، وإذا أدبَرَت حَزِنَ . قالَ : وما بَلَغَ مِن عِبادَتِكُمُ الطّاغوتِ ؟ قالَ : كانوا إذا أمَرونا أطَعناهُم . قالَ : فَكَيفَ أجَبتَني أنتَ مِن دونِهِم ؟ قالَ : لِأَنَّهُم مُلجَمونَ بِلُجُمٍ مِن نارٍ ، عَلَيهِم مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ ، و إنّي كُنتُ فيهِم ولَم أكُن مِنهُم ، فَلَمّا أصابَهُمُ العَذابُ أصابَني مَعَهُم ، فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعرَةٍ ، أخافَ أن اُكَبكَبَ فِي النّارِ .

قالَ : فَقالَ عيسى عليه السلام لِأَصحابِهِ : اَلنَّومُ عَلَى المَزابِلِ وأكلُ خُبزِ الشَّعيرِ يَسيرٌ مَعَ سَلامَةِ الدّينِ . (1).


1) .ثواب الأعمال : ص ۳۰۳ ح ۱ ، معاني الأخبار : ص ۳۴۱ ح ۱ وفيه «خير كثير» بدل «يسير» ، علل الشّرائع : ص ۴۶۶ ح ۲۱ كلّها عن سهل الحلواني ، مشكاة الأنوار : ص ۴۶۱ ح ۱۵۳۸ عن مهاجر الأسدي عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۳۲۲ ح ۳۳ .

حديث۲۲۸۱.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : عيسى بن مريم عليه السلام در حال گشت و گذار بود كه به آبادى‌اى رسيد . ديد كه مردم آن ، در كوچه‌ها و خانه‌ها همگى مرده‌اند. گفت: «اينان بر اثر خشم[ـِ الهى] مرده‌اند ؛ زيرا اگر به علّت چيزى جز آن مرده بودند ، يكديگر را دفن مى‌كردند» . يارانش گفتند: دوست داريم داستان آنها را بدانيم.

يكى به عيسى عليه السلام گفت : آنان را صدا بزن ، اى روح خدا ! عيسى عليه السلام فرمود: «اى مردمِ آبادى!» . از ميان آنان ، يكى جوابش داد: بله ، اى روح خدا !

عيسى عليه السلام فرمود: «در چه حاليد و داستان شما چه بوده؟» . گفت: ما در عافيت بوديم ؛ ولى اكنون در سياه‌چاليم. فرمود: «سياه‌چال چيست؟» .

گفت: درياهايى از آتش كه در آن ، كوه‌هايى از آتش است. فرمود: «چه چيزى شما را به اين جا كشاند كه مى‌بينم؟» . گفت: علاقه به دنيا و بندگى طاغوت.

فرمود: «علاقه شما به دنيا ، تا چه اندازه بود؟» .

گفت: مانند علاقه كودك به مادرش كه هر گاه [نزد او] مى‌آيد ، شاد مى‌شود و چون مى‌رود ، اندوهگين مى‌گردد. فرمود: «بندگى شما نسبت به طاغوت ، چه سان بود؟» . گفت: [آن سان كه] هر گاه به ما فرمانى مى‌دادند ، از آنان اطاعت مى‌كرديم. فرمود: «چرا تو جواب مرا دادى و نه ديگران؟» .

گفت: چون بر [دهان] آنان لگام‌هايى از آتش زده شده و فرشتگانى دژخيم و درشت‌خوى ، بر ايشان گماشته شده‌اند . من نيز در ميان ايشان بودم ، ولى از ايشان نبودم ؛ امّا چون عذاب به آنان رسيد، دامن مرا هم گرفت و اكنون من به مويى آويزانم و مى‌ترسم كه در آتش فرو افتم .

عيسى عليه السلام به يارانش فرمود: «خفتن در زباله‌دانى‌ها و خوردن نان جوين، با وجود سالم بودن دين، آسان است» . .

۱۰ / ۲۳عِصيانُ اللّه‌ِ وَالرَّسولِالكتاب«وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَــلِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ» . (1)

«ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يَشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ * ذَ لِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَـفِرِينَ عَذَابَ النَّارِ» . (2)

الحديث۲۲۸۸.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن يُطِعِ الشَّيطانَ يَعصِ اللّه‌َ ، ومَن يَعصِ اللّه‌َ يُعَذِّبُهُ اللّه‌ُ . (3)۲۲۸۹.كنز العمّال عن أبي عبيد اللّه الجدلي : عنه صلى الله عليه و آله : لا يَزالُ العَذابُ مَكشوفاً ما استَتَروا بِمَعاصِي اللّه‌ِ ، فَإِذا أعلَنوهَا استَوجَبوا عَذابَ النّارِ . (4)۲۲۹۰.الإمام زين العابدين عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : المُنكَرُ يَقودُ صاحِبَهُ أو يَسوقُهُ إلَى النّارِ . (5)۲۲۹۱.الكافي عن مفضّل بن عمر : عنه صلى الله عليه و آله : النّارُ لِمَن رَكِبَ مُحَرَّما ، وَالجَنَّةُ لِمَن تَرَكَ الحَلالَ ، فَعَلَيكَ بِالزُّهدِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مِمّا يُباهِي اللّه‌ُ بِهِ المَلائِكَةَ ، وبِهِ يُقبِلُ اللّه‌ُ عَلَيكَ بِوَجهِهِ ، ويُصَلّي عَلَيكَ الجَبّارُ . (6).


1) .النساء : ۱۴ .

2) .الأنفال : ۱۳ و ۱۴ .

3) .الكافي : ج ۸ ص ۸۲ ح ۳۹ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۴۰۳ ح ۵۸۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۷۷ ح ۷۸۸ كلّها عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه السلام ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۴ عن الصباح بن سيابة ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۴۸ ح ۳۹ .

4) .الفردوس : ج ۵ ص ۹۶ ح ۷۵۷۸ عن المغيرة ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۲۴۶ ح ۱۰۳۷۱ .

5) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۴۹ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۲۰۶ ح ۱۳۸۹۲ نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في كتاب الأخلاق .

6) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۴۳ ح ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۹۶ ح ۱ .

۱۰ / ۲۳ نافرمانى از خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله

۱۰ / ۲۳نافرمانى از خدا و پيامبر۹قرآن«و هر كس كه از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرّر او تجاوز نمايد، [خداوند ]وى را در آتشى در مى‌آورد كه همواره در آن خواهد بود و عذابى خفّت‌آور خواهد داشت».

«اين [كيفر] ، بدان سبب است كه آنان با خدا و پيامبر او به مخالفت بر خاستند و هر كس كه با خدا و پيامبر او به مخالفت بر خيزد ، قطعا خدا سختْ‌كيفر است. اين [عذاب دنيا] را بچشيد، و براى كافران ، عذاب آتش خواهد بود».

حديث۲۲۹۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه از شيطان فرمان بَرد ، خدا را نافرمانى كرده و هر كه خدا را نافرمانى كند ، خداوند عذابش مى‌كند .۲۲۹۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تا زمانى كه مردم ، معاصىِ خدا را پنهانى انجام دهند، عذاب [از آنان ]دور داشته مى‌شود ؛ ولى هر گاه آن گناهان را آشكارا نمودند ، مستوجب عذاب آتش مى‌شوند .۲۳۰۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عمل ناپسند و حرام، صاحب خود را به سوى آتش مى‌كشاند و يا مى‌راند.۲۳۰۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش ، براى كسى است كه مرتكب حرامى شود و بهشت ، از آنِ كسى است كه [نه فقط حرام ، بلكه ]حلال را ترك گويد . پس بر تو باد زهدورزى ؛ زيرا زهد ، از جمله چيزهايى است كه خداوند با آن ، بر فرشتگان ، مباهات مى‌كند و به سبب آن است كه خداوند به تو روى مى‌نمايد و خداى جبّار ، بر تو درود مى‌فرستد.

.

۲۳۰۲.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن أذنَبَ ذَنبا وهُوَ ضاحِكٌ ، دَخَلَ النّارَ وهُوَ باكٍ . (1)۲۳۰۳.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : اَلنّاسُ اثنانِ ؛ فَواحِدٌ استَراحَ وآخَرُ أراحَ ، فَأَمَّا الَّذي استَراحَ فَعَبدٌ أطاعَ اللّه‌َ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى رَحمَةِ اللّه‌ِ ونَعيمٍ مُقيمٍ ، وأمَّا الّذَي أراحَ فَعَبدٌ عَصَى اللّه‌َ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى عِقابٍ وعَذابٍ وهَوانٍ أليمٍ . (2)۲۳۰۴.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : اَلتَهَجُّمُ عَلى المَعاصي يوجِبُ عِقابَ النّارِ . (3)۲۳۰۵.مكارم الأخلاق : عنه عليه السلام : راكِبُ المَعصيَةِ مَثواهُ النّارُ . (4)۲۳۰۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : مَن يَعصِ اللّه‌َ ورَسولَهُ فَقَد خَسِرَ خُسرانا مُبينا وَاستَحَقَّ عَذابا أليما . (5)۲۳۰۷.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في دُعاءٍ يَلجَأُ فيهِ إلَى اللّه ِ لِيَهدِيَهُ ) عنه عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ ... جَعَلَ عُقوبَةَ أهلِ مَعصِيَتِهِ نارا تَأَجَّجُ لِغَضَبِهِ «وَ مَا ظَـلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْـلِمُونَ» (6). (7)۲۳۰۸.عنه عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : مَن لَم يَنتَهِ عَمّا نَهَى اللّه‌ُ عَنهُ فَقَد عَصاهُ ، فَإِن ماتَ عَلى مَعصِيَتِهِ أكَبَّهُ اللّه‌ُ عَلى وَجهِهِ فِي النّارِ . (8).


1) .ثواب الأعمال : ص ۲۶۶ ح ۱ عن جعفر الجعفريّ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، إرشاد القلوب : ص ۱۸۵ ، أعلام الدين : ص ۴۰۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۸ ، مشكاة الأنوار : ص ۲۷۵ ح ۸۲۳ وليس فيه «وهو باك» وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۳۶ ح ۵۷ .

2) .معدن الجواهر : ص ۲۵ .

3) .غرر الحكم : ح ۲۱۲۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۶۵ ح ۱۶۶۳ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۳۳۹ ح ۱۳۲۰۸ .

4) .غرر الحكم : ح ۵۳۸۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۷۰ ح ۴۹۷۷ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۳۳۹ ح ۱۳۲۰۸ .

5) .الكافي : ج ۱ ص ۱۴۲ ح ۷ ، التوحيد : ص ۳۳ ح ۱ كلاهما عن الحارث الأعور ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۲۶۷ ح ۱۴ .

6) .النحل : ۳۳ .

7) .كتاب سليم بن قيس : ج ۲ ص ۷۱۶ ح ۱۷ ، بحار الأنوار : ج ۳۴ ص ۲۶۳ ح ۱۰۰۶ .

8) .الكافي : ج ۸ ص ۱۱ ح ۱ عن اسماعيل بن جابر وإسماعيل بن مخلّد السراج ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۲۰ ح ۹۳ .

۲۳۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس گناهى مرتكب شود و در آن حال ، خندان باشد، با چشم گريان وارد آتش مى‌شود.۲۳۱۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردم بر دو گونه‌اند: يكى آسوده مى‌شود و ديگرى آسوده مى‌سازد. (1)آن كه آسوده مى‌شود، بنده‌اى است كه در زمان حياتش ، خدا را اطاعت كرده و سپس از دنيا رفته و به رحمت خدا و نعمت جاويدان رسيده است، و امّا آن كه [ديگران را] آسوده مى‌گرداند، بنده‌اى است كه در زمان حياتش خدا را نافرمانى كرده و سپس از دنيا رفته و به كيفر و عذاب و خوارىِ دردناكى گرفتار آمده است.۲۳۱۱.مكارم الأخلاق : امام على صلى الله عليه و آله : هجوم آوردن به گناهان ، مجازات آتش را در پى دارد .۲۳۱۲.سنن الترمذي عن ابن عبّاس : امام على صلى الله عليه و آله : مرتكب شونده نافرمانى و گناه، جايگاهش آتش است.۲۳۱۳.مكارم الأخلاق عن ابن عبّاس : امام على صلى الله عليه و آله : هر كه خدا و پيامبرش را نافرمانى كند ، گرفتار زيانى آشكار شده و سزاوار عذابى دردآور گشته است.۲۳۱۴.الإمام الباقر عليه السلام : امام على صلى الله عليه و آله : خداوند ، ... [كيفرِ] نافرمانانش را آتشى قرار داده كه از خشم او شعله‌ور مى‌شود «و خدا به آنان ستم نكرده ؛ بلكه آنان خود ، به خويشتن ستم مى‌كردند» .۲۳۱۵.الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : امام صادق صلى الله عليه و آله : هر كه از آنچه خداوند نهى كرده است ، باز نايستد، در واقع ، او را نافرمانى كرده است و اگر در حال نافرمانىِ خدا بميرد ، خداوند او را در آتش سرنگون مى‌سازد. .


1) .يعنى : يك دسته ، كسانى هستند كه با مردن و رفتن از اين دنيا ، از رنج و گرفتارى‌ها راحت مى‌شوند و به آسايش بهشت ابدى ، دست مى‌يابند و دسته دوم ، كسانى هستند كه با مردن آنها ، مردم از شرّشان آسوده مى‌شوند.

۲۳۱۶.طبّ الأئمّة عن محمّد بن إبراهيم : كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبان بن عثمان الأحمر عن الإمام الصادق عليه السلام : أنَّهُ جاءَ إلَيهِ رَجُلٌ ، فَقالَ لَهُ : بِأَبي أنتَ وأُمّي يَابنَ رَسولِ اللّه‌ِ ! عَلِّمْنِي مَوعِظَةً .

فَقالَ لَهُ عليه السلام : إن كانَ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى قَد تَكَفَّلَ بِالرِّزقِ ، فَاهتِمامُكَ لِماذا ؟ وإن كانَ الرِّزقُ مَقسوما ، فَالحِرصُ لِماذا ؟ وإن كانَ الحِسابُ حَقّا ، فَالجَمعُ لِماذا ؟ وإن كانَ الخَلَفُ مِنَ اللّه‌ِ عز و جل حَقّا ، فَالبُخلُ لِماذا ؟ وإن كانَتِ العُقوبَةُ مِنَ اللّه‌ِ عز و جل النّارَ ، فَالمَعصِيَةُ لِماذا ؟! (1)۱۰ / ۲۴كَثرَةُ الخَطيئَةِالكتاب«بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَـطَتْ بِهِ خَطِيئتُهُ فَأُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (2)

«وَ قَدْ أَضَلُّواْ كَثِيرًا وَ لَا تَزِدِ الظَّــلِمِينَ إلَّا ضَلَـلاً * مِّمَّا خَطِيئتِهِمْ أُغْرِقُواْ فَأُدْخِلُواْ نَارًا فَلَمْ يَجِدُواْ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا» . (3)

الحديث۲۳۲۳.المعجم الكبير عن البراء بن عازب : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن لَم يَحسِب كَلامَهُ مِن عَمَلِهِ ؛ كَثُرَت خَطاياهُ ، وحَضَرَ عَذابُهُ . (4).


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۹۳ ح ۵۸۳۶ ، التوحيد : ص ۳۷۶ ح ۲۱ ، الخصال : ص ۴۵۰ ح ۵۵ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۶ ح ۱۲ ، مختصر بصائر الدرجات : ص ۱۳۸ ، روضة الواعظين : ص ۴۸۴ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۹۰ ح ۱ .

2) .البقرة : ۸۱ .

3) .نوح : ۲۴ و ۲۵ .

4) .الكافي : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۱۵ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۹۰ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۰۴ ح ۷۹ .

۱۰ / ۲۴ بسيارىِ گناهان

۲۳۲۴.صحيح مسلم عن عبد اللّه [ بن مسعود] : كتاب من لايحضره الفقيه ـ به نقل از ابان بن عثمان احمر ـ : مردى خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى فرزند پيامبر خدا ! به من اندرزى بياموز.

امام صادق عليه السلام به او فرمود : «اگر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ روزى را ضمانت كرده است ، پس دلواپسى‌ات براى چيست؟ و اگر روزى قسمت شده است ، پس حرص زدن براى چيست؟ و اگر حسابرسى[ـِ روز قيامت ]حقيقت دارد ، پس گرد آوردن [اموال] براى چيست ؟ و اگر عوض دادن از جانب خداى عز و جلراست است ، پس بخل ورزيدن براى چيست؟ و اگر كيفر خداوند عز و جل آتش است ، پس نافرمانى براى چيست؟۱۰ / ۲۴بسيارىِ گناهانقرآن«آرى، كسى كه بدى‌اى به دست آورد و گناهش او را در ميان بگيرد، پس چنين كسانى اهل آتش‌اند و در آن ، ماندگار خواهند بود».

«و بسيارى را گم‌راه كرده‌اند. [بار خدايا !] جز بر گم‌راهىِ ستمكاران ميفزاى. [تا] به سبب گناهانشان ، غرقه گشتند و [پس از مرگ ،] به آتشى برده شدند و براى خود، در برابر خدا يارانى نيافتند».

حديث۲۳۳۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس گفتارش را از كردارش به شمار نياورَد ، [آن گاه ]گناهانش بسيار مى‌شود و عذابش حاضر مى‌گردد .

.

۲۳۳۲.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ سَقَطُهُ (1)، ومَن كَثُرَ سَقَطُهُ كَثُرَت ذُنوبُهُ ، ومَن كَثُرَت ذُنوبُهُ كانَتِ النّارُ أولى بِهِ . (2)۲۳۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ فيما يُقالُ كُلَّ يَومٍ عِندَ الصَّباحِ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : مَن كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ ، ومَن كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَياؤُهُ ، ومَن قَلَّ حَياؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ ، ومَن قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلبُهُ ، ومَن ماتَ قَلبُهُ دَخَلَ النّارَ . (3)۲۳۳۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : إيّاكَ والإساءَةَ ! فَإِنَّها خُلُقُ اللِّئامِ ، وإنَّ المُسيءَ لَمُتَرَدٍّ في جَهَنَّمَ بِإِساءَتِهِ . (4)۲۳۳۵.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : قالَ اللّه‌ُ عز و جل لِموسى عليه السلام : اِجعَل لِسانَكَ مِن وَراءِ قَلبِكَ تَسلَم ، وأكثِر ذِكري بِاللَّيلِ والنَّهارِ ، ولا تَتَّبِـعِ الخَطيئَةَ في مَعدِنِها فَتَندَمَ ؛ فَإِنَّ الخَطيئَةَ مَوعِدُ أهلِ النّارِ . (5)۲۳۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في بَيانِ فَضلِ يَومِ الجُمُعَةِ ـ ) عنه عليه السلام : إيّاكُم ومَعاصِيَ اللّه‌ِ أن تَركَبوها ؛ فَإِنَّهُ مَنِ انتَهَكَ مَعاصِيَ اللّه‌َ فَرَكِبَها فَقَد أبلَغَ فِي الإِساءَةِ إلى نَفسِهِ ، ولَيسَ بَينَ الإِحسانِ وَالإِساءَةِ مَنزِلَةٌ ، فَلِأَهلِ الإِحسانِ عِندَ رَبِّهِمُ الجَنَّةُ ، ولِأَهلِ الإِساءَةِ عِندَ رَبِّهِمُ النّارُ . (6).


1) .السَقَط : الخطأ من القول والفعل (مجمع البيان : ج ۲ ص ۸۵۵) .

2) .المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۳۲۸ ح ۶۵۴۱ ، حلية الأولياء : ج ۳ ص ۷۴ ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۲۳۷ ح ۳۷۲ كلّها عن ابن عمر ، تاريخ دمشق : ج ۲۴ ص ۴۵۶ ح ۵۳۱۸ عن أبي هريرة وفيه «خطاياه» بدل «ذنوبه» في كلا الموضعين ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۳ ح ۷۸۷۰ ؛ إرشاد القلوب : ص ۱۰۴ عن لقمان نحوه .

3) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۴۹ ، تحف العقول : ص ۸۹ و ۹۹ ، كنز الفوائد : ج ۲ ص ۱۴ ، روضة الواعظين : ص ۵۱۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۹۱ ح ۶۲ ؛ دستور معالم الحكم : ص ۲۸ .

4) .غرر الحكم : ح ۲۶۶۶ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۹۷ ح ۲۲۴۲ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۴۹۸ ح ۱۰ و ج ۸ ص ۴۶ ح ۸ ، تحف العقول : ص ۴۹۳ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۴۴ ، أعلام الدين : ص ۲۲۰ والأربعة الأخيرة من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۳۴۳ ح ۲۳ .

6) .الكافي: ج ۸ ص۱۱ ح۱ عن‌إسماعيل‌بن‌جابر وإسماعيل‌بن‌مخلّدالسراج ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۲۰ ح ۹۳ .

۲۳۳۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه گفتارش بسيار شود ، لغزشش (1)نيز بسيار مى‌گردد و هر كه لغزشش بسيار گردد ، گناهانش بسيار مى‌شود و هر كه گناهانش بسيار شود ، آتش بر او سزاوارتر مى‌گردد.۲۳۳۸.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في لَيلَةِ السَّبتِ بَعدَما صَلّى ) امام على عليه السلام : هر كه بسيار گويد ، بسيار خطا مى‌كند و هر كه بسيار خطا كند ، حيايش اندك مى‌شود و هر كه حيايش اندك شود، پارسايى‌اش اندك مى‌شود و هر كه پارسايى‌اش اندك شود ، دلش مى‌ميرد و هر كه دلش بميرد ، وارد آتش مى‌شود . (2)۲۳۳۹.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ الإِثنَينِ ـ ) امام على عليه السلام : از بدى كردن بپرهيز؛ زيرا آن ، خوىِ فرومايگان است و بدى كننده ، به سبب بدى كردنش، در جهنّم فرو مى‌افتد.۲۳۴۰.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ كانَ يَدعو بِهِ في كُلِّ لَيلَةٍ مِن ) امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل به موسى عليه السلام فرمود : «زبانت را در پس دلت قرار ده تا به سلامت بمانى . شب و روز ، بسيار مرا ياد كن و گناه را در كانون آن دنبال مكن؛ (3)زيرا گناه ، وعده‌گاه اهل آتش است».۲۳۴۱.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : زنهار! خداى را نافرمانى نكنيد؛ زيرا هر كس خداى را نافرمانى كند ، در حقيقت ، به خويشتن بسى بد كرده است . و ميان نيكى كردن و بدى كردن ، حدّ وسطى نيست؛ نيكوكاران ، در نزد پروردگارشان بهشت دارند و بدى كنندگان ، نزد پروردگارشان آتش . .


1) .واژه «سَقَط» كه در اصلى عربى حديث آمده است ، يعنى : لغزش ؛ خطا در گفتار و كردار ؛ سخن بى‌ارزش و بيهوده ؛ ياوه .

2) .اين نيز محتمل است كه مراد از «قلّت» ، فقدان باشد ؛ چنان كه در زبان عرب ، اين معنا رايج است . در اين صورت ، قلّت حيا و... يعنى : بى‌حيايى و ناپارسايى و ... .

3) .يعنى : با اهل خطا و گناه كه معدن آن هستند ، هم‌نشينى مكن ؛ زيرا تو نيز شريك آنان مى‌گردى و بر آن پشيمان خواهى شد .

۱۰ / ۲۵شَهادَةُ الزُّورِ۲۳۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في فَضلِ شَهرِ رَمَضانَ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَن تَزُولَ قَدَما شاهِدِ الزّورِ حَتّى يوجِبَ اللّه‌ُ لَهُ النّارَ . (1)۲۳۴۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن شَهِدَ شَهادَةَ زورٍ عَلى أحَدٍ مِنَ النّاسِ ، عُلِّقَ بِلِسانِهِ مَعَ المُنافِقينَ فِي الدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ . (2)۲۳۴۶.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : ما مِن رَجُلٍ يَشهَدُ بِشَهادَةِ زورٍ عَلى مالِ رَجُلٍ مُسلِمٍ لِيَقطَعَهُ ، إلّا كَتَبَ اللّه‌ُ عز و جل لَهُ مَكانَهُ صَكّا إلَى النّارِ . (3)۲۳۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعائِهِ يَومَ اُحُدٍ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : شاهِدُ الزّورِ لا تَزولُ قَدَماهُ حَتّى تَجِبَ لَهُ النّارُ . (4)۱۰ / ۲۶قَتلُ المُؤمِنِالكتاب«وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَــلِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا» . (5)

.


1) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۷۹۴ ح ۲۳۷۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۰۹ ح ۷۰۴۲ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۲۰۸ ح ۲۰۳۸۴ ، المعجم الأوسط : ج ۸ ص ۱۹۱ ح ۸۳۶۷ والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۷ ص ۱۳ ح ۱۷۷۴۰ ؛ قرب الإسناد : ص ۸۵ ح ۲۷۸ عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۱۱ ح ۸ .

2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۵ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۶ ح ۷۰۷ وكلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۶ ح ۱ عن أبي هريرة وعن ابن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۶ عن ابن عبّاس كلاهما نحوه ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۵ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۱۰ ح ۳ .

3) .الكافي : ج ۷ ص ۳۸۳ ح ۱ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۶۱ ح ۳۳۳۸ ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۸ ح ۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۷۰ ح ۷۷۲ كلّها عن صالح بن ميثم ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۱۰ ح ۷ .

4) .الكافي : ج ۷ ص ۳۸۳ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۸ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۷۰ ح ۷۷۱ كلّها عن هشام بن سالم ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۱۰ ح ۶ .

5) .النساء : ۹۳ .

۱۰ / ۲۵ شهادت دروغ
۱۰ / ۲۶ كشتن مؤمن

۱۰ / ۲۵شهادت دروغ۲۳۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه به دروغ شهادت دهد ، هنوز قدم از قدم بر نداشته كه خداوند آتش را بر او واجب مى‌گرداند .۲۳۵۵.المعجم الكبير عن ابن عبّاس : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به زيان احدى از مردم شهادت دروغ دهد ، همراه با منافقان در پايين‌ترين طبقه آتش ، به زبانش آويخته مى‌شود .۲۳۵۶.الإمام عليّ عليه السلام : امام باقر عليه السلام : هيچ مردى نيست كه به منظور بردن مال مرد مسلمانى ، بر ضدّ او شهادت دروغ دهد ، مگر آن كه خداوند عز و جلبه جاى آن، سند دوزخى بودنِ او را مى‌نويسد .۲۳۵۷.الإمام الباقر عليه السلام : امام صادق عليه السلام : گواهى دهنده به دروغ ، هنوز قدم از جاى خود بر نداشته كه آتش دوزخ بر او واجب مى‌شود.۱۰ / ۲۶كشتن مؤمنقرآن«و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد ، كيفرش دوزخ است كه در آن ، ماندگار خواهد بود، و خدا بر او خشم مى‌گيرد و لعنتش مى‌كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است».

.

الحديث۲۳۶۳.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : كُلُّ ذَنبٍ عَسَى اللّه‌ُ أن يَغفِرَهُ إلّا مَن ماتَ مُشرِكا ، أو مَن قَتَلَ مُؤمِنا مُتَعَمِّدا . (1)۲۳۶۴.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لَو أنَّ الثَّقَلَينِ اجتَمَعوا عَلى قَتلِ مُؤمِنٍ لَأَكَبَّهُمُ اللّه‌ُ عَلى مَناخِرِهِم فِي النّارِ ، وإنَّ اللّه‌َ حَرَّمَ الجَنَّةَ عَلَى القاتِلِ وَالآمِرِ . (2)۲۳۶۵.الكافي عن هارون بن خارجة ، قال : عنه صلى الله عليه و آله : قُسِمَتِ النّارُ سَبعينَ جُزءا ، فَلِلآمِرِ تِسعٌ وسِتّونَ ، ولِلقاتِلِ جُزءٌ ، وحَسبُهُ ! (3)۲۳۶۶.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَقولُهُ إذا مَرَّ بِالرُّكنِ اليَما ) عنه صلى الله عليه و آله : والَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ ! لَو أنَّ أهلَ السَّماءِ وَالأَرضِ شَرِكوا في دَمِ امرِىً?مُسلِمٍ ورَضوا بِهِ ، لَأَكَبَّهُمُ اللّه‌ُ عَلى مَناخِرِهِم فِي النّارِ . (4)۲۳۶۷.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ فِي الكَعبَةِ وهُوَ ساجِدٌ ـ ) الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا» (5)ـ : لَهُ فِي النّارِ مَقعَدٌ لَو قَتَلَ النّاسَ جَميعا لَم يَرِد إلّا إلى ذلِكَ المَقعَدِ . (6).


1) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۳۱۸ ح ۵۹۸۰ ، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۱۰۳ ح ۴۲۷۰ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۹۱ ح ۸۰۳۲ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۴۰ ح ۱۵۸۶۱ كلّها عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۰ ح ۳۹۸۸۹ .

2) .الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۶۳۱ نقلاً عن الأصبهاني عن ابن عمر .

3) .مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۳۵ ح ۲۳۱۲۸ ، شعب الإيمان : ج ۴ ص ۳۴۹ ح ۵۳۶۰ وفيه «للقائل» بدل «للقاتل» ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۱۹۱ عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۰ ح ۳۹۸۸۸ .

4) .الكافي : ج ۷ ص ۲۷۲ ح ۸ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۹۷ ح ۵۱۷۰ ، ثواب الأعمال : ص ۳۲۸ ح ۱ كلّها عن أبي حمزة عن أحدهما عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۸۳ ح ۳ ؛ سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۷ ح ۱۳۹۸ عن أبي سعيد الخدري وأبي هريرة ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۴۱ ح ۱۵۸۶۴ عن ابن عبّاس ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۲۰۵ عن أبي بكر وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۱ ح ۳۸۸۹۳ .

5) .المائدة : ۳۲.

6) .الكافي : ج ۷ ص ۲۷۲ ح ۶ ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۱۳ ح ۸۷ نحوه و كلاهما عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۸۰ ح ۵۷ .

حديث۲۳۶۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در هر گناهى ، اميد آن هست كه خدا آن را ببخشايد ، بجز [گناه] كسى را كه مشرك بميرد، يا مؤمنى را عمدا بكشد.۲۳۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر جن و انس در كشتن مؤمنى همدست باشند ، خداوند ، همه آنها را در آتش سرنگون مى‌سازد . خدا بهشت را بر قاتل و كسى كه دستور قتل را صادر كند، حرام كرده است.۲۳۷۱.جامع الأخبار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتشِ جهنّم به هفتاد جزء تقسيم شده است كه شصت و نه جزء آن ، براى فرمان دهنده [به قتل] است و تنها يك جزء ، براى قاتل و [البتّه] همين يك جزء ، او را بس است .۲۳۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِمّا كانَ يَقولُهُ إذا دَخَلَ المَسجِدَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه مرا به حق بر انگيخت ، اگر اهل آسمان و زمين در خون مرد مسلمانى شريك شوند و بدان رضايت دهند ، خداوند ، همه آنان را به بينى‌شان در آتش سرنگون مى‌سازد.۲۳۷۳.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام ـ در باره اين آيه : «هر كه كسى را جز به قصاص قتل يا به [كيفر ]فسادى در زمين ، بكشد ، چنان است كه گويى همه مردم را كشته است» ـ : [يعنى] چنين كسى ، جايگاهى در آتش دارد كه اگر همه مردم را هم مى‌كشت ، باز به همان جايگاه وارد مى‌شد. .

۲۳۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافي عن أبي حمزة عن الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : اُتِيَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله فَقيلَ لَهُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، قَتيلٌ في جُهَينَةَ! فَقامَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَمشي ، حَتَّى انتَهى إلى مَسجِدِهِم . قالَ : وتَسامَعَ النّاسُ فَأَتَوهُ .

فَقالَ : مَن قَتَلَ ذا؟ قالوا : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، ما نَدري !

فَقالَ : قَتيلٌ بَينَ المُسلِمينَ لا يُدرى مَن قَتَلَهُ؟! وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ ، لَو أنَّ أهلَ السَّماءِ وَالأَرضِ شَرِكوا في دَمِ امرِىً?مُسلِمٍ ورَضوا بِهِ ، لَأَكَبَّهُمُ اللّه‌ُ عَلى مَناخِرِهِم فِي النّارِ ـ أو قالَ : عَلى وُجوهِهِم ـ . (1)۲۳۷۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ فيما يُقالُ عِندَ دُخولِ الحَمّامِ ـ ) تهذيب الأحكام عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إذَا التَقَى المُسلِمانِ بِسَيفِهِما (2)عَلى غَيرِ سُنَّةٍ ، القاتِلُ وَالمَقتولُ فِي النّارِ . فَقيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ! القاتِلُ ، فَما بالُ المَقتولِ ؟! قالَ [ صلى الله عليه و آله ] : لِأَنَّهُ أرادَ قَتلاً . (3)۱۰ / ۲۷اقتطاع حَقِّ المُسلِمِ۲۳۷۸.الغارات عن النعمان بن سعد : سنن الدارمي عن أبي اُمامة : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ : مَنِ اقتَطَعَ حَقَّ امرِىً?مُسلِمِ بِيَمينِهِ فَقَد أوجَبَ اللّه‌ُ لَهُ النّارَ وحَرَّمَ عَلَيهِ الجَنَّةَ . فَقالَ لَهُ رَجُلٌ : وإن كانَ شَيئا يَسيرا يا

رَسولَ اللّه‌ِ؟ قال : وإن قَضيبا مِن أراكٍ (4). (5).


1) .الكافي : ج ۷ ص ۲۷۲ ح ۸ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۹۷ ح ۵۱۷۰ ، ثواب الأعمال : ص ۳۲۸ ح ۱ ، عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۵۷۷ ح ۶ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۸۳ ح ۳ .

2) .كذا في المصدر ، وفي جميع المصادر الاُخرى : «بسيفيهما» .

3) .تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۱۷۴ ح ۳۴۷ ، علل الشّرائع : ص ۴۶۲ ح ۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۲۱ ح ۱۰ ؛ صحيح البخاري : ج ۱ ص ۲۰ ح ۳۱ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۱۳ ح ۱۴ كلاهما عن أبي بكرة ، سنن النسائي : ج ۷ ص ۱۲۴ عن أبي موسى وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۲۶ ح ۳۹۹۱۶ .

4) .الأَراكُ : شجر من الحمض يُستاك بقضبانِهِ (المصباح المنير : ص ۱۲ «أرك») .

5) .سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۱۸ ح ۲۵۰۵ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۳ ص ۴۸۱ ح ۵۹۸۰ ، المعجم الكبير : ج ۱ ص ۲۷۴ ح ۷۹۸ ، المصنف لابن أبي شيبة : ج ۵ ص ۲۵۲ ح ۲ كلاهما نحوه ؛ جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۸۶ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۲۰۷ ح ۹ .

۱۰ / ۲۷ جلوگيرى از حقّ مسلمان

۲۳۷۹.كتاب من لا يحضره الفقيه عن سدير : الكافى ـ به نقل از ابو حمزه ، از امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام ـ : نزد پيامبر خدا عليه السلام آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا ! در [محلّه قبيله] جُهينه ، مقتولى افتاده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر خاست و پياده رفت تا به مسجد آنان رسيد. خبر [آمدن پيامبر] ، در ميان مردم پيچيد و نزد ايشان آمدند. فرمود: «چه كسى او را كشته است؟» .

گفتند: نمى‌دانيم ، اى پيامبر خدا !

فرمود: «كشته‌اى در ميان مسلمانان است و معلوم نيست چه كسى او را كشته است؟! سوگند به آن كه مرا به حق بر انگيخت، اگر اهل آسمان و زمين [همگى ]در خون مرد مسلمانى شريك شوند و به آن ، رضايت دهند، خداوند ، همه آنها را به بينى‌هايشان ـ يا فرمود: به صورت‌هايشان ـ ، در آتش مى‌افكند» .۲۳۸۰.الإمام الصادق عليه السلام : تهذيب الأحكام ـ به نقل از زيد بن على ، از پدرانش عليهم السلام ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر گاه دو مسلمان بر يكديگر شمشير كشند ، بدون آن كه پاى [دفاع از ]سنّتى در ميان باشد، قاتل و مقتول ، هر دو در آتش‌اند» .

گفته شد: اى پيامبر خدا ! قاتل آرى، مقتول چرا؟

فرمود: «چون او هم قصد كشتن داشته است» .۱۰ / ۲۷جلوگيرى از حقّ مسلمان۲۳۸۳.صحيح البخاري عن أنس : سنن الدارمى ـ به نقل از ابو امامه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس با سوگندِ خود ، حقّ مسلمانى را از آنِ خود گرداند ، خداوند ، آتش را بر او واجب و بهشت را بر وى حرام مى‌گرداند» .

مردى به ايشان گفت : اگر چه چيز اندكى باشد، اى پيامبر خدا؟!

فرمود: «اگرچه تكّه‌اى از شاخه درخت مسواك باشد» .

.

۱۰ / ۲۸الفُجورُالكتاب«وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِى جَحِيمٍ» . (1)

الحديث۲۳۸۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِمّا دَعا بِهِ فِي السُّجودِ لَيلاً ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ الكَذِبَ يَهدي إلَى الفُجورِ ، وإنَّ الفُجورَ يَهدي إلَى النّارِ . (2)۲۳۹۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إيّاكُم وَالكَذِبَ! فَإِنَّهُ مَعَ الفُجورِ ، وهُما فِي النّارِ . (3)۲۳۹۱.عنه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمر : إنَّ رَجُلاً جاءَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : ... يا رَسولَ اللّه‌ِ ، ما عَمَلُ النّارِ ؟ قالَ : اَلكَذِبُ ، إذا كَذِبَ فَجَرَ ، وإذا فَجَرَ كَفَرَ ، وإذا كَفَرَ دَخَلَ يَعِني : النّارَ . ۴۲۳۹۲.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا تَغبِطَنّ فاجِرَا بِنِعمَةٍ ، فَإنَّ مِن وَرائِهِ طالِبا حَثيثَا ، وقَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله :

«مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا» . (4).


1) .الإنفطار : ۱۴ .

2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۲۶۱ ح ۵۷۴۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۰۱۳ ح ۱۰۳ ، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۲۹۷ ح ۴۹۸۹ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۴۷ ح ۱۹۷۱ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۴۶ ح ۶۸۶۱ ؛ الأمالي للصدوق : ص ۵۰۵ ح ۶۹۶ عن الحارث الأعور عن الإمام عليّ عليه السلام ، جامع الأخبار : ص ۴۱۷ ح ۱۱۵۷ ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۲۵۹ ح ۲۴ .

3) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۲۶۵ ح ۳۸۴۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۲۲ ح ۱۷ ، الأدب المفرد : ص ۲۱۷ ح ۷۲۴ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۴۳ ح ۵۷۳۴ ، مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۹۳ ح ۱۱۷ كلّها عن أبي بكر ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۶۲۵ ح ۴۹۲۴ .

4) .الدر المنثور : ج ۵ ص ۳۴۲ نقلاً عن البيهقي في شعب الإيمان ، تاريخ دمشق : ج ۶۷ ص ۳۶۴ ، البداية والنّهاية : ج ۸ ص ۱۱۰ كلاهما عن أبي هريرة من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .

۱۰ / ۲۸ كجروى

۱۰ / ۲۸كجروى (1)قرآن«همانا كجروان ، در آتش افروخته اند».

حديث۲۳۹۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا دروغ گفتن ، [آدمى را] به كجروى مى‌كشاند و كجروى نيز به آتش ره‌نمون مى‌شود.۲۳۹۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از دروغگويى بپرهيزيد؛ زيرا دروغ ، با كجروى همراه است، و اينها هر دو ، در آتش‌اند .۲۴۰۰.عنه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ : مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : ... اى پيامبر خدا ! كدام عمل است كه به دوزخ مى‌بَرد؟

فرمود: «دروغ؛ [زيرا] هر گاه شخص دروغ بگويد ، كجروى كرده و هر گاه كجروى كند ، به كفر افتاده و هر گاه به كفر در افتد ، وارد آتش مى‌شود» .۲۴۰۱.عنه صلى الله عليه و آله : الدرّ المنثور : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هرگز براى نعمتى كه يك گنهكار دارد ، غبطه مخور ؛ چرا كه جوينده‌اى كوشا (مرگ) ، در پى اوست» . آن گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين

آيه را تلاوت كرد : «جايگاه آنان جهنّم است . هر بار كه آتش آن فرو نشنيد ، شراره‌اى تازه برايشان مى‌افزاييم» .

.


1) .واژه «فجور» كه در متن عربى به كار رفته است ، يعنى كجروى ؛ انحراف از حق و مسير درست ؛ نافرمانى و سرپيچى از حق .

۱۰ / ۲۹الشِّقوَةُالكتاب«فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِى النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ» . (1)

«فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى * سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى * وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى * الَّذِى يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى» . (2)

«فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى * لَا يَصْلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى * الَّذِى كَذَّبَ وَ تَوَلَّى» . (3)

الحديث۲۴۰۹.عنه صلى الله عليه و آله : سنن ابن ماجة عن أبي هريرة : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ النّارَ إلّا شَقِيٌّ . قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ومَنِ الشَّقِيُّ؟ قالَ : مَن لَم يَعمَل للّه‌ِِ بِطاعَةِ ، ولَم يَترُك لَه مَعصِيَةً . (4)۲۴۱۰.عنه صلى الله عليه و آله : مجمع البيان عن ابن عبّاس : إنَّ رَجُلاً كانَت لَهُ نَخلَةٌ فَرعُها في دارِ رَجُلٍ فَقيرٍ ذي عِيالٍ ، وكانَ الرَّجُلُ إذا جاءَ فَدَخَلَ الدّارَ وصَعِدَ النَّخلَةَ لِيَأخُذَ مِنهَا التَّمرَ ، فَرُبَّما سَقَطَتِ التَّمرَةُ فَيَأخُذُها صِبيانُ الفَقيرِ ، فَيَنزِلُ الرَّجُلُ مِنَ النَّخلَةِ حَتّى يَأخُذَ التَّمرَ مِن أيديهِم ، فَإِن وَجَدَها في في (5)أحَدِهِم أدخَلَ إصبَعَهُ حَتّى يَأخُذَ التَّمرَةَ مِن فيهِ .

فَشَكا ذلِكَ الرَّجُلُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وأخبَرَهُ بِما يَلقى مِن صاحِبِ النَّخلَةِ . فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : «اِذهَب» .

ولَقِيَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله صاحِبَ النَّخلَةِ ، فَقالَ : «تُعطيني نَخلَتَكَ المائِلَةَ الَّتي فَرعُها في دارِ فُلانٍ ولَكَ بِها نَخلَةٌ فِي الجَنَّةِ»؟ فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : إنَّ لي نَخلاً كَثيرا وما فيهِ نَخلَةٌ أعجَبُ إلَيَّ تَمرَةً مِنها !

قالَ : ثُمَّ ذَهَبَ الرَّجُلُ ، فَقالَ رَجُلٌ كانَ يَسمَعُ الكَلامَ مِن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أتُعطيني ما أعطَيتَ الرَّجُلَ نَخلَةً فِي الجَنَّةِ إن أنَا أخَذتُها ؟ قالَ : «نَعَم» .

فَذَهَبَ الرَّجُلُ ولَقِيَ صاحِبَ النَّخلَةِ فَساوَمَها مِنهُ ، فَقالَ لَهُ : أشَعرتَ أنَّ مُحَمَّدا أعطاني بِها نَخلَةً فِي الجَنَّةِ ، فَقُلتُ لَهُ : يُعجِبُني تَمرَتُها ، وإنَّ لي نَخلاً كَثيرا فما فيهِ نَخلَةٌ أعجَبُ إلَيَّ تَمرَةً مِنها ! فَقالَ لَهُ الآخَرُ : أتُريدُ بَيعَها؟ فَقالَ : لا ، إلّا أن اُعطى ما لا أظُنُّهُ اُعطى . قالَ : فَما مُناكَ ؟ قالَ : أربَعونَ نَخلَةً . فَقالَ الرَّجُلُ : جِئتَ بِعَظيمٍ! تَطلُبُ بِنَخلَتِكَ المائِلَةِ أربَعينَ نَخلَةً ؟! ثُمَّ سَكَتَ عَنهُ ، فَقالَ لَهُ : أنَا أُعطيكَ أربَعينَ نَخلَةً . فَقالَ لَهُ : أشهِد إن كُنتَ صادِقا . فَمَرَّ إلى اُناسٍ فَدَعاهُم فَأَشهَدَ لَهُ بِأَربَعينَ نَخلَةً .

ثُمَّ ذَهَبَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ :

يا رَسولَ اللّه‌ِ ، إنَّ النَّخلَةَ قَد صارَت في مِلكي ، فَهِيَ لَكَ . فَذَهَبَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله إلى صاحِبِ الدّارِ ، فَقالَ لَهُ : «النَّخلَةُ لَكَ ولِعِيالِكَ» . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ تَعالى : «وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَى» (6)السّورَةَ .

وعَن عطاءٍ قالَ : اِسمُ الرَّجُلِ أبُو الدَّحداحِ ، «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَى» (7)هُوَ أبُو الدَّحداحِ «وَ أَمَّا مَن بَخِلَ وَ اسْتَغْنَى» (8)وهُوَ صاحِبُ النَّخلَةِ ، وقَولُهُ : «لَا يَصْلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى» (9)وهُوَ صاحِبُ النَّخلَةِ ، «وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى» (10)هُوَ أبُو الدَّحداحِ «وَ لَسَوْفَ يَرْضَى» (11)إذا دَخَلَ الجَنَّةَ .

قالَ : وكانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَمُرُّ بِذلِكَ الحُشِّ (12)وعُذوقُهُ دانِيَةٌ ، فَيَقولُ : عُذوقٌ وعُذوقٌ لِأَبِي الدَّحداحِ فِي الجَنَّةِ . (13).


1) .هود : ۱۰۶ .

2) .الأعلى : ۹ ـ ۱۲ .

3) .الليل : ۱۴ ـ ۱۶ .

4) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۳۶ ح ۴۲۹۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۶۱ ح ۸۶۰۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۴۴۴ ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۴ ح ۷۶۱۰ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۷ ح ۴۳۶۹۴ .

5) .أي : في فَمِهِ .

6) .الليل : ۱ .

7) .الليل : ۵ .

8) .الليل : ۸ .

9) .الليل : ۱۵ .

10) .الليل : ۱۷ .

11) .الليل : ۲۱ .

12) .الحُشُّ : البُستان ، وقيل : يقال لبستان النخل (المصباح المنير : ص ۱۳۷ «حشّ») .

13) .مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۵۹ ، بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۶۰ ؛ أسباب نزول القرآن : ص ۴۷۷ ح ۸۵۲ نحوه وليس فيه ذيله من «عن عطاء ...» .

۱۰ / ۲۹ تيره بختى

۱۰ / ۲۹تيره‌بختىقرآن«و امّا كسانى كه تيره‌بخت شده‌اند، در آتش ، فرياد و ناله‌اى دارند».

«پند ده كه پند ، سودمند است . هر كس اهل خشيت است ، پند مى‌گيرد و هر كس اهل شقاوت است ، از آن مى‌گذرد ؛ آن كه آتش بزرگ را مى‌چشد» .

«شما را از آتش شعله‌ور ، بيم مى‌دهم ؛ آتشى كه جز نگون‌بخت‌ترين[ـِ مردم] ، در آن در نمى‌آيد ؛ آن كه دروغ پنداشت و روى گردانْد» .

حديث۲۴۱۸.عنه صلى الله عليه و آله : سنن ابن ماجة ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «وارد آتش نمى‌شود ، مگر شقى (بدفرجام)» .

گفته شد : اى پيامبر خدا! شقى ، چه كسى است؟

فرمود: «كسى كه به هيچ طاعتى از طاعات خدا عمل نكند، و هيچ معصيتى از معاصى او را فرو نگذارد» .۲۴۱۹.عنه صلى الله عليه و آله : مجمع البيان : ابن عبّاس گفت : مردى نخلى داشت كه شاخه‌اش در سراى مردى درويش و عيالوار ، آويخته شده بود . هنگامى كه صاحب نخل ، مى‌آمد و وارد سرا[ى آن درويش] مى‌شد تا از درخت ، بالا رود و خرماى آن را بچيند، گاهى مى‌شد كه خرمايى مى‌افتاد و كودكان مرد درويش ، آن را بر مى‌داشتند. صاحب نخل ، از درخت ، پايين مى‌آمد و خرما را از دستشان مى‌ستاند و اگر يكى از آنها خرمايى در دهانش نهاده بود ، انگشت خويش را در دهان او فرو مى‌برد و خرما را بيرون مى‌آورد!

مرد درويش ، از اين كار ، به پيامبر صلى الله عليه و آله شِكوه نمود و به ايشان گفت كه از دست صاحب نخل ، چه مى‌كشد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اينك تو برو» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه صاحب نخل را ديد، به او فرمود: «آن نخل خميده‌ات را كه شاخه‌اش‌در سراى‌فلان‌كس‌است، به من‌مى‌دهى تا به جاى‌آن، نخلى‌در بهشت‌داشته باشى؟».

مرد گفت: من نخل‌هاى بسيار دارم ؛ ولى خرماى هيچ يك از آنها به نيكويىِ خرماى آن نخل نيست . آن مرد اين را گفت و رفت . مردى كه سخنان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مى‌شنيد، به آن جناب گفت: اى پيامبر خدا ! اگر من آن نخل را از او بگيرم ، آيا نخلى را كه در بهشت به آن مرد مى‌دادى، به من مى‌دهى؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى» .

مرد رفت و صاحب نخل را يافت و آن را از او خريدار شد . صاحب نخل گفت: آيا تو فهميدى كه محمّد به من گفت كه آماده است به جاى آن، نخلى در بهشت به من دهد، و من به او گفتم كه خرماى آن ، خوشايند من است، و من نخل‌هاى بسيارى دارم ؛ ولى در ميان آنها خرماى هيچ نخلى به نيكويىِ خرماى آن نيست ؟

آن ديگرى گفت: مى‌خواهى كه آن را بفروشى يا نه ؟

گفت : نه، مگر اين كه به من ، آن بهايى را دهند كه گمان نمى‌كنم بدهند.

گفت: مگر چه مى‌خواهى؟

گفت: چهل نخل .

مرد گفت: سخن بزرگى گفتى! براى يك نخل خميده ، چهل نخل مى‌طلبى؟

سپس لختى خاموش ماند و آن گاه گفت: من چهل نخل به تو مى‌دهم .

صاحب نخل گفت: گواه بگير، اگر راست مى‌گويى.

پس، مرد خريدار ، نزد عدّه‌اى رفت و آنان را فرا خواند و گواهشان گرفت كه چهل نخل ، به آن مرد مى‌دهد.

سپس به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و گفت: اى پيامبر خدا ! آن نخل ، از آنِ من شد . پس اينك ، از آنِ شما باشد.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نزد صاحبِ آن سراى رفت و به او فرمود: «آن نخل ، از آنِ تو و خانواده تو باشد» .

در اين هنگام، خداى متعال ، اين سوره را فرو فرستاد: «سوگند به شب ، آن گاه كه پرده مى‌افكند » .

از عطا نقل است كه گفت: نام آن مرد [خريدار] ، ابو دَحداح است . «پس امّا آن كه داد و

پروا داشت» ، يعنى ابو دحداح . «و امّا آن كه بخل ورزيد و خود رابى‌نياز ديد» ، يعنى صاحب آن نخل . و سخن خدا: «جز نگون‌بخت‌ترين[ـِ مردم] ، در آن [آتش] در نيايد» ، باز يعنى صاحب آن نخل . «و با پرواترين[ـِ مردم] ، از آن [آتش] ، دور نگاه داشته خواهد شد» ، يعنى ابو دحداح . «و قطعا به زودى ، خشنود خواهد شد» ، يعنى زمانى كه به بهشت در مى‌آيد.

عطا گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه بر آن نخلستان كه [ابو دحداح به جاى آن يك نخل ، به صاحب آن داده بود و] خوشه‌هايش آويزان بود ، مى‌گذشت ، مى‌فرمود: «از اين خوشه‌ها براى ابو دحداح در بهشت ، بسيار خواهد بود» .

.

. .

. .

۲۴۲۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعاءٍ كانَ يَدعو بِهِ ـ ) تفسير القمّي عن عبدالرحمن بن كثير عن الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى * لَا يَصْلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى * الَّذِى كَذَّبَ وَ تَوَلَّى» (1)ـ : في جَهَنَّمَ وادٍ فيهِ نارٌ لا يَصلاها إلَا الأَشقى ، الَّذي كَذَّبَ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله في عَلِيٍّ عليه السلام وتَوَلّى عَن وِلايَتِهِ .

ثُمَّ قالَ عليه السلام : النّيرانُ بَعضُها دونَ بَعضٍ ، فَما كانَ مِن نارِ هذَا الوادي فَلِلنُّصّابِ . (2)۲۴۲۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعائِهِ إذا سافَرَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : السَّعادَةُ سَبَبُ خَيرٍ تَمَسَّكَ بِهِ السَّعيدُ فَيَجُرُّهُ إلَى النَّجاةِ ، وَالشَّقاوَةُ سَبَبُ خُذلانٍ تَمَسَّكَ بِهِ الشَّقِيُّ فَيَجُرُّهُ إلَى الهَلَكَةِ ، وكُلٌّ بِعِلمِ اللّه‌ِ . (3)۱۰ / ۳۰القَسوَةُ۲۴۲۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : ما قَبَّلتُ صَبِيّا قَطُّ . فَلَمّا وَلّى قالَ

رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : هذا رَجُلٌ عِندي أنَّهُ مِن أهلِ النّارِ . (4).


1) .الليل : ۱۴ ـ ۱۶ .

2) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴۲۶ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۳ ح ۸۷ .

3) .الاحتجاج : ج ۲ ص ۲۴۳ ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۱۸۴ ح ۲ .

4) .الكافي : ج ۶ ص ۵۰ ح ۷ ، تهذيب الأحكام : ج ۸ ص ۱۱۳ ح ۳۹۱ ، عدّة الداعي : ص ۷۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۹ ح ۷۲ .

۱۰ / ۳۰ سنگ دلى

۲۴۲۵.عنه صلى الله عليه و آله : تفسير القمّى ـ به نقل از عبد الرحمان بن كثير ـ : امام صادق عليه السلام در باره آيه «پس شما را از آتشى بيم داده‌ام كه زبانه مى‌كشد و جز نگون‌بخت‌ترين[ـِ مردم] ، در آن نمى‌افتد ؛ همان كسى كه تكذيب كرد و رخ بر تافت» ، فرمود : «در جهنّم ، درّه‌اى هست كه در آن ، آتشى برپاست و جز نگون‌بخت‌ترينِ مردم ، كسى در آن نمى‌افتد ؛ همان كسى كه سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در باره على عليه السلام تكذيب كرد و از ولايت او ، رخ بر تافت» .

سپس فرمود: «طبقات آتش ، يكى فروتر از ديگرى است . آتش آن درّه ، مخصوص ناصبيان است» .۲۴۲۶.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : خوش‌بختى ، رشته خيرى است كه خوش‌بخت ، به آن چنگ زده و آن رشته او را به سوى نجات مى‌كشاند . بدبختى نيز رشته بى‌توفيقى است كه بدبخت ، به آن آويخته و آن رشته او را به هلاكت مى‌كشاند، و اين هر دو ، به علم خداى متعال است .۱۰ / ۳۰سنگ‌دلى۲۴۲۹.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في قُنوتِ الوَترِ ـ ) امام صادق عليه السلام : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: من هرگز كودكى را نبوسيده‌ام.

چون رفت، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اين ، مردى است كه به نزد من ، اهل آتش است».

.

۲۴۳۰.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ ـ ) اُسد الغابة عن أبي عامر الأشعريّ : إنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عَن أهلِ النّارِ ، فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : لَقَد سَأَلَ عَن عَظيمٍ ! كُلُّ شَديدٍ قَبَعثَرِيٍّ . قالَ : ومَا القَبَعثَرِيُّ؟ قالَ : الشَّديدُ عَلَى الصّاحِبِ . (1)۲۴۳۱.عنه عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ ) التاريخ الكبير عن أبي عامر : إنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عَن أهلِ النّارِ ، فَقالَ : سُبحانَ اللّه‌ِ! سَأَلتَ عَن عَظيمٍ ، كُلُّ شَديدٍ قَعبَرِيٍّ ! قالَ : ومَا القَعبَرِيُّ؟ قالَ : اَلشَّديدُ عَلَى الأَهلِ وَالصّاحِبِ وَالعَشيرَةِ . وأهلُ الجَنَّةِ كُلُّ ضَعيفٍ مُزهِدٍ . (2)۱۰ / ۳۱كَنزُ المالِالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَْحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ النَّاسِ بِالْبَـطِـلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ» . (3)

الحديث۲۴۳۷.عنه عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما مِن صاحِبِ ذَهَبٍ ولا فِضَّةٍ لا يُؤَدّي مِنها حَقَّها إلّا إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ

صُفِحَت لَهُ صَفائِحُ مِن نارٍ ، فَاُحمِيَ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ ، فَيُكوى بِها جَنبُهُ وجَبينُهُ وظَهرُهُ ، كُلَّما بَرَدَت اُعيَدت لَهُ ، في يَومٍ كانَ مِقدارُهُ خَمسينَ ألفَ سَنَةٍ ، حَتّى يُقضى بَينَ العِبادِ ، فَيُرى سَبيلُهُ ؛ إمّا إلَى الجَنَّةِ وإمّا إلَى النّارِ . (4).


1) .اُسد الغابة : ج ۶ ص ۱۸۵ الرقم ۶۰۴۶ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۲ ح ۴۴۰۶۳ نقلاً عن الشيرازي في الألقاب والديلمي نحوه .

2) .التاريخ الكبير : ج ۷ ص ۱۲۹ ص ۵۷۷ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۲ ح ۴۴۰۶۳ .

3) .التوبة : ۳۴ و ۳۵ .

4) .صحيح مسلم : ج ۲ ص ۶۸۰ ح ۲۴ ، سنن أبي داود : ج ۲ ص ۱۲۴ ح ۱۶۵۸ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۷۹ ح ۷۵۶۶ ، صحيح ابن حبّان : ج ۸ ص ۴۵ ح ۳۲۵۳ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۳۰۲ ح ۱۵۷۹۵ ؛ مجمع البيان : ج ۵ ص ۴۱ نحوه .

۱۰ / ۳۱ مال اندوزى

۲۴۳۸.عنه عليه السلام : اُسد الغابة ـ به نقل از ابو عامر اشعرى ـ : مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره اهل آتش پرسيد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سؤال بزرگى كردى . هر درشت‌خوى قَبَعثَرى [اهل آتش است]» .

گفت : قَبَعثَرى كيست ؟

فرمود : «سختگير بر يار» .۲۴۳۹.عنه عليه السلام : التاريخ الكبير ـ به نقل از ابو عامر ـ : مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره اهل آتش پرسيد . ايشان فرمود: «سبحان اللّه! سؤال بزرگى كردى. هر درشت‌خوى قَعبَرى [اهل آتش است]» .

گفت : قَعبَرى چيست؟

فرمود: «مرد سختگير بر خانواده و دوست و خويشان ؛ ولى اهل بهشت ، انسان‌هاى ناتوانِ نادارند» .۱۰ / ۳۱مال‌اندوزىقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان ، اموال مردم را به ناروا مى‌خورند و از راه خدا باز مى‌دارند، و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مى‌كنند و آن را در راه خدا هزينه نمى‌كنند، به ايشان از عذابى دردناك ، خبر ده ؛ روزى كه آن [گنجينه]ها را در آتش دوزخ بگدازند ، آن گاه پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و گفته مى‌شود ]كه : اين است آنچه براى خود مى‌اندوختيد . پس بچشيد آنچه را مى‌اندوختيد!» .

حديث۲۴۴۵.عنها عليهاالسلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ دارنده زر و سيمى نيست كه حقّ آنها را نپردازد ، مگر آن كه چون

روز رستاخيز شود ـ روزى كه مدّتش پنجاه هزار سال است ـ ، آن زر و سيم‌ها به ورقه‌هايى از آتش تبديل مى‌شوند و آنها را در آتش جهنّم ، سرخ خواهند كرد تا با آنها ، پهلو و پيشانى و پشت او را داغ كنند، و هر بار كه سرد شوند ، دو باره سرخشان مى‌نمايند، تا آن گاه كه داورى در باره بندگان به پايان رسد . آن گاه ، راهش به او نشان داده مى‌شود ؛ يا به سوى بهشت و يا به سوى آتش .

.

۲۴۴۶.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في مُناجاةِ العارِفينَ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : لا يوضَعُ الدّينارُ عَلَى الدّينارِ ولَا الدِّرهَمُ عَلَى الدِّرهَمِ ، ولكِن يُوَسَّعُ جِلدُهُ «فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ» (1). (2)۱۰ / ۳۲إيثارُ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِالكتاب«فَإِذَا جَاءَتِ الطَّـآمَّةُ الْكُبْرَى * يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْاءِنسَـنُ مَا سَعَى * وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى * فَأَمَّا مَن طَغَى * وَ ءَاثَرَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِىَ الْمَأْوَى» . (3)

«مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَــلَهُمْ فِيهَا وَ هُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ * أُوْلَـائِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الْاخِرَةِ إلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَ بَـطِـلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» . (4)

«وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَـتِكُمْ فِى حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَ اسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ» . (5)

«مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَـاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا» . (6)

.


1) .التوبة : ۳۵ .

2) .تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۸۵ ، الدرّ المنثور : ج ۴ ص ۱۷۹ نقلاً عن أبي يعلى وابن مردويه وكلاهما عن أبي هريرة .

3) .النازعات : ۳۴ ـ ۳۹ .

4) .هود : ۱۵ و ۱۶ .

5) .الأحقاف : ۲۰ .

6) .الإسراء : ۱۸ .

۱۰ / ۳۲ برگزيدن دنيا بر آخرت

۲۴۵۴.عنه عليه السلام ( ـ مِن مُناجاتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دينار روى دينار و درم روى درم نهاده نمى‌شود ؛ بلكه پوستش وسعت مى‌يابد «آن گاه ، با آنها پيشانى و پهلو و پشت آنان داغ مى‌شود [و گفته مى‌شود ]كه : اين است آنچه براى خود مى‌اندوختيد . پس بچشيد آنچه را مى‌اندوختيد!» .۱۰ / ۳۲برگزيدن دنيا بر آخرتقرآن«پس آن گاه كه هنگامه بزرگ در رَسد، آن روز است كه انسان آنچه را در پىِ آن كوشيده است ، به ياد مى‌آورد ، و جهنّم براى هر كه ببيند ، آشكار مى‌گردد. امّا هر كه طغيان كرد و زندگىِ پست دنيا را بر گزيد ، پس جايگاه[ـِ او] ، همان آتش است».

«كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را بخواهند ، [جزاى] كارهايشان را در آن جا به طور كامل به آنها مى‌دهيم و به آنان در آن جا ، كم داده نخواهد شد. اينان ، كسانى هستند كه در آخرت ، جز آتش برايشان نخواهد بود و آنچه در آن جا كرده‌اند ، به هدر رفته و آنچه انجام مى‌داده‌اند ، باطل گرديده است» .

«و در آن روز ، كسانى را كه كفر ورزيده‌اند ، بر آتش عرضه مى‌دارند [و به آنان مى‌گويند ]كه : نعمت‌هاى پاكيزه خود را در زندگىِ دنيايتان [خودخواهانه ]صرف كرديد و از آنها برخوردار شديد . پس امروز ـ به سزاى آن كه در زمين به ناحق ، سركشى مى‌نموديد و به سبب آن كه نافرمانى مى‌كرديد ـ به عذاب خفّت‌آور ، كيفر مى‌يابيد».

«هر كس خواهان [دنياى] زودگذر است، به زودى ، هر كه را بخواهيم ، [نصيبى] از آن مى‌دهيم . آن گاه ، جهنّم را ـ كه خوار و رانده ، داخل آن خواهد شد ـ براى او مقرّر مى‌داريم».

.

الحديث۲۴۶۳.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُجاءُ بِالدُّنيا مُصوَّرَةً يَومَ القِيامَةِ ، فَتَقولُ : يا رَبِّ اجعَلني لِرَجُلٍ مِن أدنى أهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً . فَيَقولُ اللّه‌ُ : أنتِ أنتَنُ مِن ذلِكَ ، بَل أنتِ وأهلُكِ فِي النّارِ . (1)۲۴۶۴.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِالدُّنيا يَومَ القِيامَةِ فَيُمازُ ما كانَ للّه‌ِِ ، ثُمَّ يُقَدَّمُ سائِرُهُ إلَى النّارِ . (2)۲۴۶۵.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِأَنعَمِ أهلِ الدُّنيا مِن أهلِ النّارِ يَومَ القِيامَةِ ، فَيُصبَغُ فِي النّارِ صَبغَةً ثُمَّ يُقالُ : يَابنَ آدَمَ ! هَل رَأَيتَ خَيرا قَطُّ ؟ هَل مَرَّ بِكَ نَعيمٌ قَطُّ ؟ فَيَقولُ : لا وَاللّه‌ِ يا رَبِّ ! (3)۲۴۶۶.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ المَغرِبِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ألا إنَّ الدُّنيا حُلوَةٌ خَضِرَةٌ ، فَرُبَّ مُتَخَوِّضٍ فِي الدُّنيا مِن مالِ اللّه‌ِ ورَسولِهِ لَيسَ لَهُ يَومَ القِيامَةِ إلَا النّارُ . (4)۲۴۶۷.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن تَقَحَّمَ فِي الدُّنيا فَهُوَ يَتَقَحَّمُ فِي النّارِ . (5).


1) .حلية الأولياء : ج ۱۰ ص ۷۳ ، الفردوس : ج ۵ ص ۴۵۹ ح ۸۷۴۸ و ح ۸۸۷۷ كلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۳۷ ح ۶۳۳۰ .

2) .الفردوس : ج ۵ ص ۴۶۰ ح ۸۷۵۴ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۳۷ ح ۶۳۲۹ .

3) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۶۲ ح ۵۵ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۰۵ ح ۱۳۱۱۰ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۱۳۹ ح ۹۹ ، مسند أبي يعلى : ج ۳ ص ۴۱۸ ح ۳۵۰۸ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۸ ح ۳۹۵۱۳ .

4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۷۶ ح ۶۹۳۲ عن حمنة ، مسند ابن حنبل : ج ۱۰ ص ۲۹۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۰ ص ۳۷۰ ح ۴۵۱۲ ، المعجم الكبير : ج ۲۴ ص ۲۳۰ ح ۵۸۵ ، موارد الظمآن : ص ۲۱۷ ح ۸۵۲ والأربعة الأخيرة عن خولة امرأة حمزة بن عبد المطلب ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۵۰۹ ح ۱۶۷۶۰ .

5) .شعب الإيمان : ج ۷ ص ۳۴۲ ح ۱۰۵۱۳ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۹۷ ح ۶۱۴۸ .

حديث۲۴۶۹.عنه عليه السلام ( ـ مِمّا يُقالُ عِندَ حُضورِ شَهرِ رَمَضانَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت، دنيا را به صورت پيكره‌اى مى‌آورند و دنيا مى‌گويد: پروردگارا ! مرا براى مردى از دون‌پايه‌ترين افراد اهل بهشت ، قرار ده.

خداوند مى‌فرمايد: «تو گَندتر از آنى . نه، كه تو و دوستدارانت در آتش‌اند» .۲۴۷۰.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، دنيا را مى‌آورند و [از چيزهاى دنيايى ،] آنچه را براى خدا بوده ، جدا مى‌كنند . سپس بقيّه آن ، به سوى آتش برده مى‌شود .۲۴۷۱.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ المَروِيِّ عَنهُ فِي الصَّباحِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت، برخوردارترينِ مردم دنيا را ـ كه اهل دوزخ است ـ مى‌آورند و او را در آتش ، غوطه‌ور مى‌سازند . سپس به او گفته مى‌شود: «اى پسر آدم! آيا هرگز خيرى ديدى ؟ آيا هرگز به نعمتى برخوردى؟» .

و او مى‌گويد: نه به خدا، اى پروردگار من !۲۴۷۲.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هان! دنيا شيرين و خُرّم است . پس بسا كسى كه در دنيا فرو مى‌رود و از مال خدا و پيامبر او مى‌خورد ؛ امّا در روز قيامت ، نصيبى جز آتش ندارد .۲۴۷۳.عنه عليه السلام ( ـ مِن حِرزِهِ الجَليلِ الَّذي رَواهُ عَن آبائِهِ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه در دنيا غوطه‌ور شود، در آتش ، غوطه‌ور مى‌شود. .

۲۴۷۴.عنه عليه السلام ( ـ فيما عَلَّمَهُ أبا يَحيى لِيَدعُوَ بِهِ في لَيل ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن أسِفَ عَلى دُنيا فاتَتهُ اقتَرَبَ مِنَ النّارِ مَسيرَةَ ألفِ سَنَةٍ . (1)۲۴۷۵.الإمام الكاظم عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن بَكى عَلَى الدُّنيا دَخَلَ النّارَ . (2)۲۴۷۶.عنه عليه السلام ( ـ فيما عَلَّمَهُ لِعَلِيِّ بنِ رِئابٍ أن يَدعُوَ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن طَلَبَ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ طُمِسَ وَجهُهَ ، ومُحِقَ ذِكرُهُ ، واُثبِتَ اسمُهُ فِي النّارِ . (3)۲۴۷۷.الكافي عن زياد بن مروان : عنه صلى الله عليه و آله : مَن عَرَضتَ لَهُ دُنيا وآخِرَةٌ ، فَاختارَ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ ، لَقِيَ اللّه‌َ يَومَ القيامَةِ ولَيسَت لَهُ حَسَنَةٌ يَتَّقي بِهَا النّارَ . (4)۲۴۷۸.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ الأَربِعاءِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن أخَذَ مِنَ الدُّنيا مِنَ الحَرامِ عَذَّبَهُ اللّه‌ُ . (5)۲۴۷۹.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ الخَميسِ ـ ) عدّة الداعي عن النبيّ صلى الله عليه و آله : لَيَجيئَنَّ أقوامٌ يَومَ القِيامَةِ لَهُم مِنَ الحَسَناتِ كَجِبالِ تِهامَةِ فَيُأمَرُ بِهِم إلَى النّارِ . فَقيلَ : يا نَبِيَّ اللّه‌ِ ! أمُصَلّونَ ؟ قالَ : كانوا يُصَلّونَ ويَصومونَ ويَأخُذونَ وَهنا مِنَ اللَّيلِ ، لكِنَّهُم كانوا إذا لاحَ لَهُم شَيءٌ مِنَ الدُّنيا وَثَبوا عَلَيهِ . (6)۲۴۸۰.الإمام الرضا عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ كَتَبَهُ لِأَحَدِ أصحابِهِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن عَظَّمَ صاحِبَ دُنيا وأحَبَّهُ لِطَمَعِ دُنياهُ ، سَخِطَ اللّه‌ُ عَلَيهِ وكانَ في دَرَجَةٍ مَعَ قارونَ فِي التّابوتِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ . (7).


1) .كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۹۷ ح ۶۱۴۷ نقلاً عن الرازي في مشيخته عن ابن عمر .

2) .النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۵ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۳۳۳ ح ۲۳ .

3) .المعجم الكبير : ج ۲ ص ۲۶۸ ح ۲۱۲۸ عن الجارود ، تاريخ جرجان : ص ۳۸۳ عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۲۷ ح ۶۲۷۵ .

4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۴ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۵ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۴ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۴ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۱ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۲ ح ۳۰ .

5) .كنز العمّال : ج ۳ ص ۲۳۶ ح ۶۳۲۵ نقلاً عن الحاكم النيشابوري في تاريخه عن أنس .

6) .عدّة الداعي : ص ۲۹۵ ، التحصين لابن فهد : ص ۲۹ ح ۵۲ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۳۱ ، أعلام الدين : ص ۳۴۳ عن أبي سعيد الخدري ، إرشاد القلوب : ص ۱۹۱ عن حذيفة بن اليمان وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۲۸۶ ح ۸ ؛ الفردوس : ج ۵ ص ۴۹۸ ح ۸۸۷۵ عن أنس نحوه .

7) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۰ ح ۳۰ .

۲۴۸۱.الإمام الجواد عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه براى آنچه از دنيا از دست داده است ، افسوس بخورد ، به اندازه هزار سال راه ، به آتش نزديك شده است .۲۴۸۲.عنه عليه السلام ( ـ مِن عوذَتِهِ في يَومِ الإِثنَينِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه براى دنيا بگريد ، وارد آتش مى‌شود .۲۴۸۳.عنه عليه السلام ( ـ مِن عوذَتِهِ فِي يَومِ الثُّلاثاءِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه با كار آخرت، دنيا را بجويد ، رويش تاريك و يادش محو مى‌شود و نامش در [سياهه] آتش ثبت مى‌گردد.۲۴۸۴.عنه عليه السلام ( ـ مِن عَوذَتِهِ في يَومِ الأَربِعاءِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس امر دنيوى و اخروى برايش پيش آيد و او دنيا را بر آخرت بر گزيند ، روز قيامت در حالى خدا را ديدار خواهد كرد كه هيچ كار نيكى ندارد تا با آن خود را از آتش حفظ نمايد.۲۴۸۵.عنه عليه السلام ( ـ مِن عَوذَتِهِ في يَومِ الخَميسِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از حرام دنيا بر گيرد ، خداوند ، او را عذاب مى‌كند.۲۴۸۶.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ مِمّا دَعا بِهِ في قُنوتِهِ ـ ) عدّة الداعى : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «در روز قيامت، مردمانى مى‌آيند كه به اندازه كوه‌هاى تهامه ، كار نيك دارند ؛ امّا امر مى‌شود كه آنان را به سوى آتش ببرند» .

گفته شد: اى پيامبر خدا ! آيا از نمازگزاران بوده‌اند؟

فرمود: «آنها ، هم نماز مى‌خوانده‌اند و هم روزه مى‌گرفته‌اند و هم پاسى از شب را به عبادت مى‌پرداخته‌اند ؛ امّا چنان بودند كه هر گاه چيزى از دنيا مى‌ديدند ، آن را مى‌قاپيدند» .۲۴۸۷.الإمام المهدي عليه السلام ( ـ مِمّا عَلَّمَهُ لِلعَلَوِيِّ المِصرِيِّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دنيادارى را به چشمداشت دنيايش، احترام نهد و دوستش بدارد، خداوند بر او خشم مى‌گيرد و با قارون در تابوتِ زيرين آتش ، هم‌درجه خواهد بود . .

۲۴۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الأمالي للمفيد عن الحسن بن أبي الحسن البصري عن الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ كُلَّ عامِلٍ فِي الدُّنيا لِلآخِرَةِ لابُدَّ أن يُوَفّى أجرَ عَمَلِهِ فِي الآخِرَةِ ، وكُلَّ عامِلِ دُنيا (1)

لِلدُّنيا عُمالَتُهُ (2)فِي الآخِرَةِ نارُ جَهَنَّمَ .

ثُمَّ تَلا أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام قَولَهُ تَعالى : «فَأَمَّا مَن طَغَى * وَ ءَاثَرَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِىَ الْمَأْوَى» . (3)۱۰ / ۳۳أكلُ مالِ اليَتيمِالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا» . (4)

الحديث۲۴۹۴.عنه عليه السلام : صحيح ابن حبّان عن أبي برزة : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ : يُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ قَومٌ مِن قُبورِهِم تَأَجَّجُ أفواهُهُم نارا . فَقيلَ : مَن هُم يا رَسولَ اللّه‌ِ؟ قالَ : ألَم‌تَرَ اللّه‌َ يَقولُ : «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا» . (5)۲۴۹۵.تحف العقول عن كميل بن زياد : تفسير الطبري عن أبي سعيد الخدريّ : حَدَّثنَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَن لَيلَةِ أُسري بِهِ ، قالَ : نَظَرتُ فَإِذا أنَا بِقَومٍ لَهُم مَشافِرُ (6)كَمَشافِرِ الإِبِلِ ، وقَد وُكِّلَ بِهِم مَن يَأخُذُ بِمَشافِرِهِم ، ثُمَّ

يُجعَلُ في أفواهِهِم صَخرا مِن نارٍ يَخرُجُ مِن أسافِلِهِم . قُلتُ : يا جِبريلُ ! مَن هؤُلاءِ ؟ قالَ : هؤُلاءِ الَّذينَ يَأكُلونَ أموالَ اليَتامى ظُلما ، إنَّما يَأكُلونَ في بُطونِهِم نارا . (7).


1) .في المصدر : «دينا» ، والتصويب من بحار الأنوار .

2) .العُمالَة : رِزق العامل الذي جُعل له على ما قُلِّدَ مِن العمل (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۴۷۶ «عمل») .

3) .الأمالي للمفيد : ص ۱۲۰ ح ۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۴۲۳ ح ۴۱ .

4) .النساء : ۱۰ .

5) .صحيح ابن حبّان : ج ۱۲ ص ۳۷۷ ح ۵۵۶۶ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۴۶۶ ح ۷۴۰۳ ، موارد الظمآن : ص ۶۳۹ ح ۲۵۸۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۲ ص ۱۹۵ ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۱۸ ح ۹۲۸۳ .

6) .المِشفَر والمَشفَر للبعير : كالشفة للإنسان (لسان العرب : ج ۴ ص ۴۱۹ «شفر») .

7) .تفسير الطبري : ج ۳ الجزء ۴ ص ۲۷۳ ، الدرّ المنثور : ج ۲ ص ۴۴۳ .

۱۰ / ۳۳ خوردن مال يتيم

۲۴۹۶.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ لِقائِلٍ قالَ بِحَضرَتِهِ : أستَغفِرُ اللّه َ ـ ) الأمالى ، مفيد ـ به نقل از حسن بن ابى الحسن بصرى ـ : امام على عليه السلام فرمود : «هر كس در دنيا براى آخرت كار كند ، قطعا مزد كار خود را در آخرت به طور كامل دريافت مى‌كند ، و هر كس به امور دينى‌اش براى رسيدن به دنيا عمل كند ، مزد او در آخرت ، آتش جهنّم خواهد بود» .

سپس امير مؤمنان عليه السلام ، اين سخن خداوند متعال را تلاوت كرد : «امّا آن كس كه سركشى كند و زندگى دنيا را بر گزيند ، همانا دوزخ جايگاه اوست» .۱۰ / ۳۳خوردن مال يتيمقرآن«در حقيقت، كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‌خورند، جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مى‌برند و به زودى ، وارد آتش پرشراره خواهند شد».

حديث۲۵۰۲.الإمام عليّ عليه السلام : صحيح ابن حبّان ـ به نقل از ابو برزه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در روز قيامت، گروهى از گورهايشان بر انگيخته مى‌شوند كه از دهان‌هايشان آتش شعله مى‌كشد» .

گفته شد: آنان چه كسانى هستند ، اى پيامبر خدا؟

فرمود: «آيا نديده‌اى كه خدا مى‌فرمايد: «كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‌خورند ، جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مى‌برند» ؟» .۲۵۰۳.عنه عليه السلام : تفسير الطبرى ـ به نقل از ابو سعيد خدرى ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله از شبى كه به معراج رفت ، براى ما نقل كرد و فرمود : «نگاه كردم، مردمانى را ديدم كه لب‌هايى چون لفچ (1)شتر دارند و يكى بر آنها گماشته شده است كه لفچ‌هايشان را مى‌گيرد و

خرسنگ‌هايى آتشين در دهان آنها مى‌گذارد كه از مقعدشان بيرون مى‌آيد . گفتم : اى جبرئيل ! اينها كيستند؟

گفت: اينها كسانى هستند كه اموال يتيمان را به ستم مى‌خورند، و با اين كار خود، در حقيقت، آتش در شكم‌هاى خود فرو مى‌برند» .

.


1) .لب حيوانات ؛ لب سِتبر و گوشتالو .

۲۵۰۴.الإمام الرضا عليه السلام : كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبي بصير : قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام : أصلَحَكَ اللّه‌ُ ، ما أيسَرَ ما يَدخُلُ بِهِ العَبدُ النّارَ؟ قالَ : مَن أكَلَ مِن مالِ اليَتيمِ دِرهَما ، ونَحنُ اليَتيمُ . (1)۲۵۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الفقه المنسوب إلى الإمام الرِّضا عليه السلام : أروي عَنِ العالِمِ عليه السلام أنَّهُ قالَ : مَن أكَلَ مِن مالِ اليَتيمِ دِرهَما واحِدا ظُلما مِن غَيرِ حَقٍّ خَلَّدَهُ اللّه‌ُ فِي النّارِ . (2)۱۰ / ۳۴أكلُ مالِ الحَرامِالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْكُلُواْ أَمْوَ لَكُم بَيْنَكُم بِالْبَـطِـلِ إلَّا أَن تَكُونَ تِجَـرَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا * وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ عُدْوَ نًا وَظُـلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا» . (3)

«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَْحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ النَّاسِ بِالْبَـطِـلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ» . (4)

.


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۴۱ ح ۱۶۵۰ ، كمال الدين : ج ۵۲۲ ح ۵۰ ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۲۲۵ ح ۴۸ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۹۳ عن العالم عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۰ ح ۳۴ .

2) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ص ۳۳۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۵ ح ۱۳ .

3) .النساء : ۲۹ و ۳۰ .

4) .التوبة : ۳۴ ـ ۳۵ .

۱۰ / ۳۴ خوردن مال حرام

۲۵۱۱.عنه صلى الله عليه و آله : كتاب من لايحضره الفقيه ـ به نقل از ابو بصير ـ : به امام باقر عليه السلام گفتم : آقا به سلامت باد ! كمترين چيزى كه خدا به سبب آن ، بنده را به آتش مى‌برد ، چيست؟

فرمود: «[كارِ] كسى كه يك دِرَم از مال يتيم را بخورد، و [مقصود از] يتيم، ما [اهل بيت] هستيم» .۲۵۱۲.عنه صلى الله عليه و آله : الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : امام رضا عليه السلام فرمود : از عالِم (امام كاظم) عليه السلام روايت مى‌كنم كه فرمود: «هر كس يك درهم از مال يتيم را به ستم و به ناحق بخورد، خداوند ، او را در آتش ، جاويدان خواهد ساخت» .۱۰ / ۳۴خوردن مال حرامقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! اموال يكديگر را به ناروا نخوريد، مگر آن كه داد و ستدى با رضايت يكديگر ، ميان شما انجام گرفته باشد . و خودتان را مكُشيد؛ زيرا خدا همواره با شما مهربان است ، و هر كس از روى تجاوز و ستم چنين كند، به زودى ، وى را درون آتشى مى‌بريم . و اين كار ، براى خدا آسان است».

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مى‌خورند و از راه خدا باز مى‌دارند، و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مى‌كنند و آن را در راه خدا هزينه نمى‌كنند ، ايشان را از عذابى دردناك خبر ده ، روزى كه آن [گنجينه‌ها] را در آتش دوزخ بگدازند ، آن گاه پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند و [گفته مى‌شود] كه : اين است آنچه براى خود اندوختيد . پس بچشيد آنچه را مى‌اندوختيد!».

.

الحديث۲۵۱۹.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ اكتَسَبَ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ كانَ رادَّهُ (1)إلَى النّارِ . (2)۲۵۲۰.تحف العقول : عنه صلى الله عليه و آله : مَن لَم يُبالِ مِن أينَ اكتَسَبَ المالَ ، لَم يُبالِ اللّه‌ُ عز و جل مِن أينَ أدخَلَهُ النّارَ . (3)۲۵۲۱.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لا يُعجِبُكَ امرُؤٌ أصابَ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ ، فَإِن أنفَقَ مِنهُ لَم يُقبَل مِنهُ ، وما بَقِيَ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ . (4)۲۵۲۲.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في ذِكرِ أحوالِ أبيهِ لَيلَةَ عاشوراءَ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ أعظَمَ الحَسَراتِ يَومَ القِيامَةِ حَسرَةُ رَجُلٍ كَسَبَ مالاً في غَيرِ طاعَةِ اللّه‌ِ، فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنفَقَهُ في طاعَةِ اللّه‌ِ سُبحانَهُ، فَدَخَلَ بِهِ الجَنَّةَ ودَخَلَ الأَوَّلُ بِهِ النّارَ . (5)۲۵۲۳.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ في وَصِيَّتِهِ عليه السلام لِجابِرِ بنِ يَزيدَ ) الأمالي للمفيد عن الحسن بن أبي الحسن البصري : لَمّا قَدِمَ عَلَينا أميرُالمُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام البَصرَةَ ... دَخَلَ سوقَ البَصرَةِ ، فَنَظَرَ إلَى النّاسِ يَبيعونَ ويَشتَرونَ ، فَبَكى عليه السلام بُكاءً شَديدا ، ثُمَّ قالَ : يا عَبيدَ الدُّنيا وعُمّالَ أهلِها ! إذا كُنتُم بِالنَّهارِ تَحلِفونَ ، وبِاللَّيلِ في فُرُشِكُم تَنامونَ ، وفي خِلالِ ذلِكَ عَنِ الآخِرَةِ تَغفُلونَ ، فَمَتى تُحرِزونَ الزّادَ ، وتَفَكَّرونَ فِي المَعادِ؟!

فَقالَ لَهُ رَجُلٌ : يا أميرَالمُؤمِنينَ ! إنَّهُ لا بُدَّ لَنا مِنَ المَعاشِ ، فَكَيفَ نَصنَعُ؟

فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : إنَّ طَلَبَ المَعاشِ مِن حِلِّهِ لا يَشغَلُ عَن عَمَلِ الآخِرَةِ ،

فَإِن قُلتَ : «لا بُدَّ لَنا مِنَ الاِحتِكارِ» لَم تَكُن مَعذورا .

فَوَلَّى الرَّجُلُ باكِيا ، فَقالَ لَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : أقبِل عَلَيَّ أزدِكَ بَيانا ، فَعادَ الرَّجُلُ إلَيهِ ، فَقالَ لَهُ :

اِعلَم ـ يا عَبدَ اللّه‌ِ ـ أنَّ كُلَّ عامِلٍ فِي الدُّنيا لِلآخِرَةِ لا بُدَّ أن يُوَفّى أجرَ عَمَلِهِ فِي الآخِرَةِ ، وكُلَّ عامِلِ دُنيا (6)لِلدُّنيا عُمالَتُهُ فِي الآخِرَةِ نارُ جَهَنَّمَ . ثُمَّ تَلا أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام قَولَهُ تَعالى : «فَأَمَّا مَن طَغَى * وَ ءَاثَرَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِىَ الْمَأْوَى» (7). (8).


1) .كذا في الطبعة المعتمدة للمصدر ، وفي بحار الأنوار ومستدرك الوسائل (ج ۱۳ ص ۶۷) كلاهما نقلاً عن المصدر : «كان زادَه» ، وفي المستدرك أيضا (ج ۱۳ ص ۲۲) : «كان رائدَه» ، وكلاهما محتمل .

2) .الاختصاص : ص ۲۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۰ ح ۴۵ .

3) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۵ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۶۲ ، أعلام الدين : ص ۱۹۹ كلّها عن أبي ذرّ ، عدّة الداعي : ص ۷۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۸۶ ح ۳ .

4) .الأصول السّتة عشر : ص ۱۵۸ عن أبي عبيدة عن الإمام الباقر عليه السلام ، مستدرك الوسائل : ج ۱۳ ص ۶۸ ح ۱۴۷۷۰ ؛ المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۰۷ ح ۱۰۱۱۱ ، حلية الأولياء : ج ۶ ص ۲۹۵ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود نحوه .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۲۹ ، روضة الواعظين : ص ۵۴۶ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۲ ح ۵۷ .

6) .في المصدر : «دينا» ، والتصويب من بحارالأنوار .

7) .النازعات : ۳۷ ـ ۳۹ .

8) .الأمالي للمفيد : ص ۱۱۹ ح ۳ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۳۲ ح ۶۰ .

حديث۲۵۲۵.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس مالى را از غير حلال به دست آورد، آن مال توشه او به سوى آتش خواهد بود.۲۵۲۶.عنه عليه السلام ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِعَبدِ اللّه ِ بنِ جُندَبٍ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس باكى نداشته باشد كه از چه راهى مال و ثروت به دست مى‌آورد ، خداوند عز و جل هم باكى ندارد كه از چه راهى او را به آتش ببرد .۲۵۲۷.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردى كه از ناروا به مال و ثروتى دست يافته است، تو را به تحسين وا ندارد؛ زيرا اگر از آن مال چيزى انفاق كند ، از او پذيرفته نمى‌شود، و آنچه هم باقى بماند ، ره‌توشه او به سوى آتش خواهد بود .۲۵۲۸.الإمام العسكري عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ فِي الصَّباحِ ـ ) امام على عليه السلام : سخت‌ترين افسوس‌ها در روز رستاخيز، افسوس مردى است كه مالى را به ناروا و در غير طاعت خدا گرد آورده باشد و آن مال ، به مردى به ارث رسيده كه او آن را در راه طاعت خداوند سبحان خرج كرده باشد و بدان سبب ، به بهشت برود و آن اوّلى به سبب همان مال ، به دوزخ برود .۲۵۲۹.السنن الكبرى عن أبي هريرة : الأمالى ، مفيد ـ به نقل از حسن بصرى ـ : چون امير مؤمنان على عليه السلام به بصره آمد ، ... در بازار بصره به مردمى كه سرگرم خريد و فروش بودند ، نگاهى كرد و سخت گريست . آن گاه فرمود: «اى بردگان دنيا و كارگران اهل دنيا! اگر روز را به سوگند خوردن مى‌گذرانيد و شب را به آرميدن در بسترهايتان، و در اين ميان ، از آخرت غافليد ، پس كِى توشه[ى آخرت ]فراهم مى‌آوريد و در كار معاد مى‌انديشيد؟!» .

مردى به ايشان گفت : اى امير مؤمنان ! ناچاريم براى گذران زندگى ، بكوشيم . پس چه كنيم؟

امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «كسب درآمد از راه حلالش ، مانع كار آخرت نيست ؛

امّا اگر بگويى: چاره‌اى از احتكار نداريم، عذرت پذيرفته نيست» .

آن مرد ، گريه‌كنان باز گشت . امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود: «به سوى من باز گرد تا برايت بيشتر توضيح دهم» .

مرد بر گشت و امام عليه السلام به او فرمود : «بدان ـ اى بنده خدا ـ كه هر كس در دنيا براى آخرت كار كند ، بى گمان ، مزد كارش را در آخرت به طور كامل دريافت مى‌كند؛ ولى هر كس كه در دنيا براى دنيا كار كند، مزد كارش در آخرت ، آتش جهنّم است» .

امير مؤمنان عليه السلام سپس اين سخنِ خداى متعال را تلاوت فرمود: «پس هر كه طغيان كرد و زندگىِ اين جهانى را بر گزيد ، همانا جهنّم ، جايگاه اوست» . .

۲۵۳۰.صحيح البخاري عن عائشة : الإمام الصادق عليه السلام : مَن أكَلَ مالَ أخيهِ ظُلما ولَم يَرُدَّهُ إلَيهِ أكَلَ جَذوَةً مِنَ النّارِ يَومَ القِيامَةِ . (1)۲۵۳۱.صحيح مسلم عن عائشة : الإمام الرضا عليه السلام : ثَمَنُ الكَلبِ سُحتٌ (2)، وَالسُّحتُ فِي النّارِ . (3)۱۰ / ۳۵أكلُ الرِّباالكتاب«وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَواْ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَى فَلَهُ مَاسَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» . (4)

.


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۳۳ ح ۱۵ عن أبي بصير ، ثواب الأعمال : ص ۳۲۲ ح ۸ عن فضيل بن يسار ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۱۳ ح ۲۴ .

2) .السُّحتُ : الحَرامُ الذي لا يَحِلُّ كسبُه (النهاية : ج ۲ ص ۳۴۵ «سحت») .

3) .الكافي : ج ۵ ص ۱۲۰ ح ۴ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۵۷ ح ۱۰۱۹ ، تفسير العياشي : ج ۱ ص ۳۲۱ ح ۱۱۱ كلّها عن الحسن بن علي الوشّاء ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۵۳ ح ۱۸ .

4) .البقرة : ۲۷۵ .

۱۰ / ۳۵ خوردن ربا

۲۵۳۶.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هر كس مال برادر[ـِ دينى] خود را به ستم بخورد و به او باز نگرداند، در روز قيامت ، اخگرى از آتش خواهد خورد .۲۵۳۷.السنن الكبرى عن حذيفة بن اليمان : امام رضا عليه السلام : پول [خريد و فروش] سگ ، حرام است، و حرام ، در آتش است.۱۰ / ۳۵خوردن رباقرآن«خدا داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانيده است . پس هر كه اندرزى از جانب پروردگارش به او رسيد و [از رباخوارى] باز ايستاد، آنچه گذشته، از آنِ اوست و كارش به خدا واگذار مى‌شود ؛ ولى كسانى كه [به رباخوارى] باز گردند ، آنان اهل آتش‌اند و در آن ماندگار خواهند بود».

.

الحديث۲۵۴۳.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أكَلَ الرِّبا مَلَأَ اللّه‌ُ بَطنَهُ مِن نارِ جَهَنَّمَ بِقَدرِ ما أكَلَ ، وإنِ اكتَسَبَ مِنهُ مالاً لا يَقبَلُ اللّه‌ُ تَعالى مِنهُ شَيئا مِن عَمَلِهِ ، ولَم يَزَل في لَعنَةِ اللّه‌ِ وَالمَلائِكَةِ ما كانَ عِندَهُ مِنهُ قيراطٌ . (1)۲۵۴۴.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : أتَيتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي عَلى قَومٍ بُطونُهُم كَالبُيوتِ ، فيهَا الحَيّاتُ تُرى مِن خارِجِ بُطونِهِم ، فَقُلتُ : مَن هؤُلاءِ يا جَبرائيلُ؟ قالَ : هؤُلاءِ أكَلَةُ الرِّبا . (2)۲۵۴۵.سنن ابن ماجة عن عائشة : عنه صلى الله عليه و آله ـ في حَديثِ المِعراجِ ـ : ثُمَّ مَضَيتُ فَإِذا أنَا بِأَقوامٍ يُريدُ أحَدُهُم أن يَقومَ فَلا يَقدِرُ مِن عِظَمِ بَطنِهِ ، فَقُلتُ : مَن هؤُلاءِ يا جَبرَئيلُ؟ قالَ : هؤُلاءِ الَّذينَ يَأكُلونَ الرِّبا ؛ لا يَقومونَ إلّا كَما يَقومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ المَسِّ ، فَإِذا هُم مِثلُ آلِ فِرعَونَ يُعرَضونَ عَلَى النّارِ غُدُوّا وعَشِيّا ، يَقولونَ : رَبَّنا مَتى تَقومُ السّاعَةُ ؟! (3)۲۵۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ التَّوبَةَ مُطَهِّرَةٌ مِن دَنَسِ الخَطيئَةِ ، قالَ : « يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الرِّبَواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ » إلى قَولِهِ «لَا تُظْـلَمُونَ » ، فَهذا ما دَعَا اللّه‌ُ إلَيهِ عِبادَهُ مِنَ التَّوبَةِ ، ووَعَدَ عَلَيها مِن ثَوابِهِ ، فَمَن خالَفَ ما أمَرَهُ اللّه‌ُ بِهِ مِنَ التَّوبَةِ

سَخِطَ اللّه‌ُ عَلَيهِ ، وكانَتِ النّارُ أولى بِهِ وأحَقَّ . (4).


1) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۶ ح ۱ عن أبي هريرة وابن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۶ عن ابن عبّاس ، جامع الأخبار : ص ۴۰۶ ح ۱۱۲۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۳۶۴ ح ۳۰ .

2) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۷۶۳ ح ۲۲۷۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۶۹ ح ۸۶۴۸ و ص ۲۸۹ ح ۸۷۶۵ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۴۴۶ ح ۵ ، الفردوس : ج ۲ ص ۲۵۴ ح ۳۱۸۴ ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۱۰۷ ح ۹۷۶۶ ؛ مجمع البيان : ج ۲ ص ۶۶۹ ، كلّها عن أبي هريرة نحوه .

3) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۷ و ج ۱ ص ۹۳ وليس فيه ذيله من «فاذا هم مثل آل فرعون . . .» و كلاهما عن هشام بن الحكم عن الإمام الصادق عليه السلام ، مجمع البيان : ج ۲ ص ۶۶۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۴۰ ح ۵۹ .

4) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۱۵۳ ح ۵۱۲ عن أبي عمرو الزبيري ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۲۳ ح ۴۱ .

حديث۲۵۴۸.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس ربا خورَد، خداوند به همان اندازه كه [ربا] خورده است ، شكم او را از آتش جهنّم پر مى‌كند، و اگر از آن [ربا] مالى كسب كند ، خداوند بزرگ ، هيچ عملى را از او نمى‌پذيرد و تا زمانى كه قيراطى از آن در نزد او باشد، پيوسته در لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود .۲۵۴۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شبى كه در آسمان سير داده شدم، بر عدّه‌اى گذشتم كه شكم‌هايشان چون خانه‌ها [بر آمده] بود و درونشان مارهايى بودند كه از بيرون شكم‌هايشان ديده مى‌شدند. گفتم: اينها چه كسانى هستند ، اى جبرئيل؟

گفت: ايشان رباخواران اند .۲۵۵۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حديث معراج ـ : سپس به راه خود ادامه دادم و به مردمانى رسيدم كه هر يك از آنها كه مى‌خواست از جايش بلند شود ، از بس شكمش بزرگ بود، نمى‌توانست. گفتم: اينان چه كسانى هستند ، اى جبرئيل؟

گفت: اينان كسانى هستند كه ربا مى‌خورند . از جاى خود بر نمى‌خيزند ، مگر همانند برخاستنِ كسى كه شيطان بر اثر تماس، آشفته‌سرش كرده است. اينان همچون فرعونيان، هر بام و شام ، بر آتش عرضه مى‌شوند و [از شدّت عذابى كه مى‌كشند ،] مى‌گويند: پروردگارا ! [پس] كى قيامت برپا مى‌شود؟۲۵۵۱.عنه عليه السلام ( ـ في ذِكرِ أحوالِ أهلِ الدُّنيا فِي الآخِرَةِ ـ ) امام صادق عليه السلام : توبه ، پاك كننده آلودگى گناه است . [خداوند] فرموده است : «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! از خدا بترسيد ، اگر مؤمنيد و آنچه از ربا باقى مانده است ، وا گذاريد... نه ستم مى‌بينيد» . در اين جا خداوند ، بندگانش را به توبه فرا خوانده و به آن ، وعده پاداش داده است . بنا بر اين، هر كس كه از فرمان خدا به توبه ، سرپيچى كند ، خداوند بر او خشم مى‌گيرد و آتش به او سزاوارتر

و شايسته‌تر خواهد بود . .

۲۵۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : سعد السعود ـ فيما أوحَى اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى إلى داوودَ عليه السلام ـ : بَني آدَمَ! لا تَستَخِفّوا بِحَقّي فَأَستَخِفَّ بِحَقِّكُم فِي النّارِ ، إنَّ أكَلَةَ الرِّبا تُقَطَّعُ (1)أمعاؤُهُم وأكبادُهُم . (2)۱۰ / ۳۶الفِرارُ مِنَ الزَّحفِالكتاب«وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَـئِذٍ دُبُرَهُ إلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» . (3)

الحديث۲۵۵۸.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : اِستَحيوا مِنَ الفَرِّ ! فَإِنَّهُ عارٌ فِي الأَعقابِ ، ونارٌ يَومَ الحِسابِ . (4)۱۰ / ۳۷تَركُ الصَّلاةِالكتاب«مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» . (5)

.


1) .في الطبعة المعتمدة : «يقطع» ، والتصويب من بحار الأنوار .

2) .سعد السعود : ص ۵۰ ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۴۷ .

3) .الأنفال : ۱۶ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۶۶ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ص ۷۶ ، بشارة المصطفى : ص ۱۴۱ كلاهما عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۶۰۵ ح ۴۷۸ ؛ مروج الذهب : ج ۲ ص ۳۸۹ وفيه «استقبحوا» بدل «استحيوا» ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۴۶۰ كلاهما عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۳۴۷ ح ۳۱۷۰۵ .

5) .المدّثّر : ۴۲ و ۴۳ .

۱۰ / ۳۶ گريختن از ميدان جهاد
۱۰ / ۳۷ ترك نماز

۲۵۶۳.حياة الحيوان عن وهيب بن الورد : سعد السعود : خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به داوود عليه السلام وحى فرمود : «اى فرزندان آدم! حقّ مرا خوار نداريد كه [در اين صورت ،] من نيز شما را در آتش ، خوار مى‌دارم. رباخواران ، روده‌ها و جگرهايشان تكّه تكّه مى‌شود» .۱۰ / ۳۶گريختن از ميدان جهادقرآن«و هر كه در آن هنگام [نبرد] به آنان پشت كند ـ مگر كسى كه هدفش كناره‌گيرى براى نبردى [مجدّد] يا پيوستن به جمعى [ديگر از همرزمانش ]باشد ـ قطعا گرفتار خشم خدا خواهد شد و جايگاهش دوزخ خواهد بود ، و چه بد سرانجامى است!».

حديث۲۵۶۹.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام : از گريختن ، شرم بداريد؛ زيرا اين كار ، مايه ننگ براى فرزندان شما و آتش در روز حسابرسى است.۱۰ / ۳۷ترك نمازقرآن«چه چيزى شما را به دوزخ آورْد؟ مى‌گويند: از نمازگزاران نبوديم».

.

الحديث۲۵۷۵.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا تُضَيِّعوا صَلاتَكُم ؛ فَإِنَّ مَن ضَيَّعَ صَلاتَهُ حُشِرَ مَعَ قارونَ وهامانَ ، وكانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ أن يُدخِلَهُ النّارَ مَعَ المُنافِقينَ ، فَالوَيلُ لِمَن لَم يُحافِظ عَلى صَلاتِهِ ! (1)۲۵۷۶.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : تَعاهَدُوا الصَّلاةَ ، وحافِظوا عَلَيها ، وَاستَكثِروا مِنها ، وتَقَرَّبوا بِها ، فَإِنَّها كانَت عَلَى المُؤمِنينَ كِتابا مَوقوتا ، وقَد عَلِمَ ذلِكَ الكُفّارُ حينَ سُئِلوا : «مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» . (2)۱۰ / ۳۸اِتِّباعُ الشَّهَواتِالكتاب«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا» . (3)

«فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى» . (4)

«يَـدَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَـكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدُ بِمَا نَسُواْ يَوْمَ الْحِسَابِ» . (5)

.


1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۱ ح ۴۶ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۵۲ ح ۹۱ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأخبار : ص ۱۸۶ ح ۴۵۹ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۲۰۲ ح ۲ .

2) .الكافي : ج ۵ ص ۳۶ ح ۱ عن عقيل الخزاعي ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۳ ص ۴۴۶ ح ۶۵۹ .

3) .مريم : ۵۹ .

4) .طه : ۱۶ .

5) .ص : ۲۶ .

۱۰ / ۳۸ هَوَسرانى

حديث۲۵۸۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : {Q} «مَّا يَلْفِظُ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نمازتان را فرو مگذاريد كه هر كس نمازش را فرو گذارَد ، با قارون و هامان محشور مى‌شود و بر خداست كه او را با منافقان ، وارد آتش كند . پس واى بر آن كس كه از نمازش مراقبت نكند !۲۵۸۵.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : به نماز اهتمام بورزيد و بر آن مواظبت كنيد، و بسيار نماز بگزاريد و با آن خود را به خدا نزديك سازيد . نماز در اوقاتى معيّن ، بر مؤمنان واجب گشته است . كافران نيز اين را مى‌دانسته‌اند؛ زيرا هنگامى كه از آنان سؤال مى‌شود: «چه چيزى شما را به دوزخ آورْد؟» ، مى‌گويند: از نمازگزاران نبوديم» .۱۰ / ۳۸هَوَسرانىقرآن«آن گاه، پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پيروى كردند، و به زودى ، [سزاى] گم‌راهىِ خود را خواهند ديد».

«پس هرگز نبايد كسى كه به آن (قيامت) ايمان ندارد و از هواى خويش پيروى كرده است ، تو را از [ايمان به] آن باز دارد ، كه هلاك خواهى شد».

«اى داوود! ما تو را در زمين ، جانشين گردانيديم . پس ميان مردم به حق داورى كن و از هوس ، پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در مى‌كند. در حقيقت ، كسانى كه از راه خدا به در مى‌روند ، به سزاى آن كه روز حساب را فراموش كرده‌اند، عذابى سخت خواهند داشت».

.

الحديث۲۵۹۳.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : اِحذَرِ الهَوى ؛ فَإِنَّهُ قائِدُ الأَشقِياءِ إلَى النّارِ . (1)۲۵۹۴.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَمّا خَلَقَ اللّه‌ُ الجَنَّةَ قالَ لِجِبريلَ : اِذهَب فَانظُر إِلَيها ، فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها ، ثُمَّ جاءَ فَقالَ : أي رَبِّ ، وعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أحَدٌ إلّا دَخَلَها ! ثُمَّ حَفَّها بِالمَكارِهِ ثُمَّ قالَ : يا جِبريلُ ! اِذهَب فَانظُر إلَيها . فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها ، ثُمَّ جاءَ فَقالَ : أي رَبِّ ، وعِزَّتِكَ لَقَد خَشيتُ أن لا يَدخُلَها أحَدٌ !

فَلَمّا خَلَقَ اللّه‌ُ النّارَ قالَ : يا جِبريلُ ! اِذهَب فَانظُر إلَيها . فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها ، ثُمَّ جاءَ فَقالَ : أي رَبِّ ، وعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أحَدٌ فَيَدخُلَها ! فَحَفَّها بِالشَّهَواتِ ، ثُمَّ قالَ : يا جِبريلُ ! اِذهَب فَانظُر إلَيها . فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها ، ثُمَّ جاءَ فَقالَ : أي رَبِّ ، وعِزَّتِكَ لَقَد خَشيتُ أن لا يَبقى أحَدٌ إلّا دَخَلَها ! (2)۲۵۹۵.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : أكثَرُ ما تَلِجُ بِهِ أُمَّتِي النّارَ الأَجوَفانِ : اَلبَطنُ وَالفَرْجُ . (3)۲۵۹۶.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن قَبَّلَ غُلاما مِن شَهوَةٍ ألجَمَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ بِلِجامٍ مِنَ النّارِ . (4).


1) .تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۳۳۲ ح ۱۸۷۴ ، تاريخ دمشق : ج ۵۸ ص ۴۱۰ ح ۱۲۱۷۹ كلاهما عن عبيد بن صخر ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۵۹۵ ح ۳۰۲۹۲ ؛ بحار الأنوار : ج ۲۱ ص ۴۰۸ .

2) .سنن أبي داود : ج ۴ ص ۲۳۶ ح ۴۷۴۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۷۱ ح ۸۶۵۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۷۹ ح ۷۲ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۴۵ ح ۳۹۵۶۳ .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۷۹ ح ۵ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۳۰ ح ۱۲۳ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۲۰ ح ۱۰۲۷ ، الخصال : ص ۷۸ ح ۱۲۶ عن أبي هريرة وفيه «أوّل» بدل «أكثر» و«الفم» بدل «البطن» ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۲۶۹ ح ۵ ؛ سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۶۳ ح ۲۰۰۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۱۸ ح ۴۲۴۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۱۴۳ ح ۷۹۱۲ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۳ ح ۴۴۰۷۱ وفيها «الفم» بدل «البطن» وكلّها عن أبي هريرة .

4) .الكافي : ج ۵ ص ۵۴۸ ح ۱۰ عن طلحة بن زيد عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۰۸ ح ۱۷۶۸ ، إرشاد القلوب : ص ۱۹۰ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۲۶۰ ح ۳۷ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۷۲ ح ۲۷ .

حديث۲۵۹۸.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از هَوَس بپرهيز؛ زيرا هوس ، راهبر تيره‌بختان به سوى آتش است.۲۵۹۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون خدا بهشت را آفريد، به جبرئيل عليه السلام فرمود: «برو آن را تماشا كن» .

جبرئيل عليه السلام رفت و تماشايش كرد . سپس آمد و گفت : اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود ، [كارى مى‌كند تا] وارد آن شود!

پس خدا آن را به ناملايمات و ناخوشى‌ها در هم پيچيد . سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا] برو آن را تماشا كن» .

جبرئيل عليه السلام رفت و بدان نگريست . آن گاه ، آمد و گفت : اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مى‌ترسم هيچ كس نتواند وارد آن شود !

نيز هنگامى كه خدا آتش را آفريد، فرمود: «اى جبرئيل! برو آن را تماشا كن» .

جبرئيل عليه السلام رفت و تماشايش كرد . سپس آمد و گفت : اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود ، [كارى مى‌كند كه] وارد آن نشود!

پس خدا آن را به خواهش‌ها در ميان گرفت . سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا ]برو و آن را تماشا كن» .

جبرئيل عليه السلام رفت و بدان نگريست . آن گاه ، آمد و گفت : اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مى‌ترسم هيچ كس نماند ، مگر اين كه وارد آن شود !۲۶۰۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بيشترين چيزى كه امّت من به سبب آن به دوزخ مى‌روند، دو [عضو ]ميان تهى است: شكم و فرج.۲۶۰۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس پسرى را از روى شهوت ببوسد، در روز قيامت ، خدا لگامى از آتش بر او مى‌زَنَد. .

۲۶۰۲.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : الهَوى يَقودُ إلَى النّارِ . (1)۲۶۰۳.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : النّاجونَ مِنَ النّارِ قَليلٌ ؛ لِغَلَبَةِ الهَوى وَالضَّلالِ . (2)۲۶۰۴.الإمام الباقر عليه السلام : الإمام الكاظم عليه السلام ـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ يا هِشامُ ، رَحِمَ اللّه‌ُ مِنَ استَحيا مِنَ اللّه‌ِ حَقَّ الحَياءِ ؛ فَحَفِظَ الرَّأسَ وما حَوى ، وَالبَطنَ وما وَعى ، وذَكَرَ المَوتَ وَالبِلى ، وعَلِمَ أنَّ الجَنَّةَ مَحفوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالنّارَ مَحفوفَةٌ بِالشَّهَواتِ . (3)راجع : ج ۱ ص ۳۷۲ (القسم الأوّل : الجنة / الفصل السابع : مبادئ دخول الجنّة / تجشم المكاره) .

۱۰ / ۳۹كِتمانُ العِلمِ النّافِعِالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَـبِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـائِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ إلَّا النَّارَ وَ لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ وَ لَا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * أُوْلَـائِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلَــلَةَ بِالْهُدَى وَ الْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ» . (4)

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَـتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّـهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتَـبِ أُوْلَـائِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـعِنُونَ» . (5)

«وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَـقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَـبَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ» . (6)

.


1) .تحف العقول : ص ۱۵۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۲۹۱ ح ۲ .

2) .غرر الحكم : ح ۱۷۲۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۵۲ ح ۱۳۴۹ .

3) .تحف العقول : ص ۳۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۴۲ ح ۳۰ .

4) .البقرة : ۱۷۴ و ۱۷۵ .

5) .البقرة : ۱۵۹ .

6) .آل عمران : ۱۸۷ .

۱۰ / ۳۹ پنهان داشتن دانش سودمند

۲۶۱۲.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : هوس، به سوى آتش مى‌كشاند.۲۶۱۳.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام : از آتش رهيدگان ، اندك‌اند؛ زيرا هوس و گم‌راهى ، [بر مردمان ]چيره است.۲۶۱۴.عنه عليه السلام : امام كاظم عليه السلام ـ به هشام بن حكم ـ : اى هشام! رحمت خدا بر آن كه از خدا چنان كه بايد ، شرم كند و سر و آنچه را كه سر در خود دارد، و شكم و آنچه را كه شكم در خود جاى مى‌دهد ، نگهدارى كند [تا از بدانديشى و حرامخوارى ، دور بماند ]و به ياد مردن و پوسيده شدن باشد، و بداند كه بهشت را ناخوشايندها در بر گرفته‌اند و آتش را هوس‌ها !

ر . ك : ج ۱ ص ۳۷۳ (بخش يكم : بهشت / فصل هفتم : عوامل بهشتى شدن / تحمّل ناملايمات) . ۱۰ / ۳۹پنهان داشتن دانش سودمندقرآن«كسانى كه آنچه از كتاب را كه خداوند نازل كرده ، پنهان مى‌دارند و بدان ، بهاى ناچيزى به دست مى‌آورند، آنان ، جز آتش در شكم‌هاى خويش ، فرو نمى‌برند و خداوند روز قيامت ، با ايشان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذابى دردناك خواهند داشت. آنان ، همان كسانى هستند كه گم‌راهى را به [بهاى] هدايت ، و عذاب را به ازاى آمرزش خريده‌اند . پس به راستى چه اندازه بايد بر آتش ، شكيبا باشند !».

«كسانى كه نشانه‌هاى روشن [ما] را و ره‌نمودى را كه فرو فرستاده‌ايم، بعد از آن كه آن را براى مردم در كتابْ توضيح داده‌ايم، نهفته مى‌دارند، خداوند ، آنان را لعنت مى‌كند و لعنت كنندگان نيز لعنتشان مى‌كنند».

«و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند ، از كسانى كه به آنان كتاب داده شده، پيمان گرفت كه : «حتما بايد آن را براى مردم ، بيان نماييد و آن را كتمان مكنيد» . پس آن پيمان را پشت سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند ؛ و چه بد معامله‌اى كردند !» .

.

الحديث۲۶۲۲.الفرج بعد الشدّة : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن كَتَمَ عِلما مِمّا يَنفَعُ اللّه‌ُ بِهِ في أمرِ النّاسِ ، أمرِ الدّينِ ، (1)ألجَمَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ بِلِجامٍ مِنَ النّارِ . (2)۲۶۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن سُئِلَ عَن عِلمٍ فَكَتَمَهُ ، ألجَمَهُ اللّه‌ُ بِلِجامٍ مِن نارٍ يَومَ القِيامَةِ . (3)۲۶۲۴.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن سُئِلَ عَن عِلمٍ فَكَتَمَهُ حَيثُ يَجِبُ إظهارُهُ ويَزولُ عَنهُ التَّقِيَّةُ ، جاءَ يَومَ القِيامَةِ مُلجَما بِلِجامٍ مِنَ النّارِ . (4)۲۶۲۵.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كَتَمَ عِلما يَعلَمُهُ ، جاءَ يَومَ القِيامَةِ مُلجَما بِلِجامٍ مِن نارٍ . (5)۲۶۲۶.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كَتَمَ عِلما عَلَّمَهُ اللّه‌ُ أو أخَذَ عَلَيهِ أجرا ، جيءَ بِهِ يَومَ القِيامَةِ مُلجَمٌ بِلِجامٍ مِن نارٍ . (6)۲۶۲۷.عنه عليه السلام ( ـ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن رَجُلٍ يَحفَظُ عِلما فَيَكتُمُهُ ، إلّا اُتِيَ بِهِ يَومَ القيامَةِ مُلجَما بِلِجامٍ مِنَ النّارِ . (7).


1) .كذا في المصدر ، وفي كنز العمّال نقلاً عن المصدر : «ينفع اللّه به الناس في أمر الدين» ، والظاهر أنّه الصواب .

2) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۹۷ ح ۲۶۵ عن أبي سعيد الخدري ، المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۱۰۸ ح ۴۸۱۵ عن أبي هريرة ، تاريخ بغداد : ج ۶ ص ۷۷ عن عبد اللّه وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۱۶ ح ۲۹۱۴۲ ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۷۱ ح ۴۰ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۷۸ ح ۶۶ .

3) .سنن أبي داود : ج ۳ ص ۳۲۱ ح ۳۶۵۸ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۸۲ ح ۳۴۵ ، سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۹۸ ح ۲۶۶ نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، سنن أبي يعلّى : ج ۳ ص ۹۵ ح ۲۵۷۸ عن ابن عبّاس ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۱۰۲ ح ۱۰۰۸۹ عن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۱۶ ح ۲۹۱۴۴ .

4) .التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۴۰۲ ح ۲۷۳ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۱۷ ح ۱۲۰ .

5) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۶۵ ح ۱۰۴۹۲ و ص ۵۸۲ ح ۱۰۶۰۲ كلاهما عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۵ ح ۱۰۸۴۵ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۱۷ ح ۲۹۱۴۹ .

6) .تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۱۵۱ ح ۱۱۵ ، الفردوس : ج ۳ ص ۴۸۴ ح ۵۵۰۱ كلاهما عن أنس ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۲۱۷ ح ۲۹۱۵۰ .

7) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۹۶ ح ۲۶۱ عن أبي هريرة .

حديث۲۶۲۹.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دانشى را كه خدا با آن در كار مردم ، يعنى كار دين آنان، سود مى‌بخشد، پنهان بدارد، خداوند در روز قيامت ، لگامى از آتش بر او مى‌زَنَد.۲۶۳۰.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لِسُفيانَ الثَّورِيِّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در باره دانشى از او پرسند و او [آن را بداند ، ولى] كتمان كند، خداوند در روز قيامت ، لگامى از آتش بر او مى‌زَند.۲۶۳۱.الكافي عن إبراهيم بن صالح ، عن رجل من الجعفريّين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در باره دانشى از او پرسيده شود و او آن را در جايى كه بايد اظهار كند و تقيّه از او برداشته شده ، پنهان بدارد، روز قيامت ، در حالى مى‌آيد كه لگامى از آتش بر او زده شده است.۲۶۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في صَلاةِ الاِستِغفارِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دانشى را بداند و كتمان كند، روز قيامت ، در حالى كه لگامى از آتش بر او زده شده است ، وارد محشر مى‌شود.۲۶۳۳.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دانشى را كه خدا به او آموخته است ، كتمان كند [و به ديگران تعليم ندهد] يا براى [تعليم ]آن مزد بگيرد ، روز قيامت ، او را در حالى مى‌آورند كه لگامى از آتش بر او زده شده است.۲۶۳۴.الكافي عن إسماعيل بن سهل : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مردى نيست كه دانشى را ياد بگيرد و آن را پوشيده بدارد [و تعليم ندهد] ، مگر آن كه در روز رستاخيز ، او را در حالى مى‌آورند كه با لگامى از آتش لگام زده شده است . .

۱۰ / ۴۰الإِفتاءُ بِغَيرِ عِلمٍالكتاب«وَ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ» . (1)

«وَمَنْ أَظْـلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِأيَـتِهِ» . (2)

«وَ مَنْ أَظْـلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُوْلَـائِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهَـدُ هَـؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّــلِمِينَ * الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَهَا عِوَجًا وَ هُم بِالْاخِرَةِ هُمْ كَـفِرُونَ» . (3)

«ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ» . (4)

الحديث۲۶۴۳.الكافي عن عمر بن أبي حسنة الجمّال : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أجرَؤُكُم عَلَى الفُتيا أجرَؤُكُم عَلَى النّارِ . (5)۲۶۴۴.ثواب الأعمال عن إسماعيل بن سهل : عنه صلى الله عليه و آله : إذا سُئِلتَ عَن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل : «لا أعلَمُهُ» ؛ تَنجُ مَن تَبِعَتِهِ ، ولا تُفتِ النّاسَ بِما لا عِلمَ لَكَ بِهِ ؛ تَنجُ مِن عَذابِ يَومِ القِيامَةِ . (6)۲۶۴۵.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : مَن أفتَى النّاسَ بِغَيرِ عِلمٍ ولا هُدىً لَعَنَتهُ مَلائِكَةُ الرَّحمَةِ ومَلائِكَةُ العَذابِ ، ولَحِقَهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتياهُ . (7).


1) .الزمر : ۶۰ .

2) .الأنعام : ۲۱ .

3) .هود : ۱۸ و ۱۹ .

4) .يونس : ۵۹ .

5) .سنن الدارمي : ج ۱ ص ۶۲ ح ۱۵۷ عن عبيد اللّه بن أبي جعفر ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۸۴ ح ۲۸۹۶۱ ؛ منية المريد : ص ۲۸۱ ، مصباح الشريعة : ص ۳۵۳ وفيه «على اللّه» بدل «على النار» ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۲۰ ح ۳۴ .

6) .الأمالي للطوسي : ص ۵۲۷ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۴ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۵۳ ، أعلام الدين : ص ۱۸۹ كلّها عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۷۶ ح ۳ .

7) .الكافي : ج ۱ ص ۴۲ ح ۳ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۲۲۳ ح ۵۳۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۳۲۶ ح ۶۵۸ ، منية المريد : ص ۲۸۳ كلّها عن أبي عبيدة الحذّاء ، كنز الفوائد : ج ۱ ص ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۱۸ ح ۲۳ .

۱۰ / ۴۰ فتوا دادن بدون آگاهى

۱۰ / ۴۰فتوا دادن بدون آگاهىقرآن«روز قيامت، كسانى را كه بر خدا دروغ بسته‌اند ، روسياه مى‌بينى».

«و كيست ستمكارتر از آن كه بر خدا دروغ ببندد ، يا آيات او را دروغ شمارد ؟!».

«و كيست ستمكارتر از آن كه بر خدا دروغ ببندد؟ آنان ، بر پروردگارشان عرضه مى‌شوند و گواهان خواهند گفت: «اينان بودند كه بر پروردگارشان ، دروغ بستند» . هان! لعنت خدا بر ستمكاران باد ؛ همانان كه [مردم را] از راه خدا ، باز مى‌دارند و آن را كج مى‌خواهند ؛ و آنان به آخرت ، كافرند».

«آيا خدا به شما اجازه داده است ، يا به خدا دروغ مى‌بنديد ؟».

حديث۲۶۵۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بى‌باك‌ترينِ شما در فتوا دادن، بى‌باك‌ترينِ شما در برابر [ورود به ]آتش است.۲۶۵۵.عدّة الداعي عنهم عليهم السلام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه در باره چيزى از تو سؤال شد كه آن را نمى‌دانى، بگو: «نمى‌دانم» ، تا از گناه [و مسئوليت] آن بِرَهى؛ و براى مردم ، ندانسته ، فتوا مده تا از عذاب روز قيامت ، رهايى يابى.۲۶۵۶.المعجم الأوسط عن أنس : امام باقر عليه السلام : هر كس بدون دانش يا بدون هدايتى [از جانب خدا] براى مردم فتوا دهد ، هم فرشتگان رحمت و هم فرشتگان عذاب ، بر او نفرين مى‌فرستند

و گناه كسى كه به فتواى او عمل كند ، بر عهده اوست .

.

۲۶۵۷.الكافي عن أحمد بن عبد العزيز : الإمام الصادق عليه السلام : مِنَ العُلَماءِ مَن يَضَعُ نَفسَهُ لِلفُتيا ويَقولُ : «سَلوني» ولَعَلَّهُ لا يُصيبُ حَرفا واحِدا ، وَاللّه‌ُ لا يُحِبُّ المُتَكَلِّفينَ ، فَذاكَ فِي الدَّركِ السّادِسِ مِنَ النّارِ . (1)۱۰ / ۴۱قَذفُ المُحصِنِالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَـتِ الْغَـفِلَـتِ الْمُؤْمِنَـتِ لُعِنُواْ فِى الدُّنْيَا وَ الْاخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» . (2)

الحديث۲۶۶۳.تهذيب الأحكام عن معاوية بن عمّار : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا يَقذِفُ امرَأَتَهُ إلّا مَلعونٌ ـ أو قالَ : مُنافِقٌ ـ ؛ فَإِنَّ القَذفَ مِنَ الكُفرِ ، وَالكُفرُ فِي النّارِ . (3)۱۰ / ۴۲التَّفريطُ في جَنبِ اللّه‌ِالكتاب«أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَـحَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنـبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّـخِرِينَ» . (4)

.


1) .الخصال : ص ۳۵۳ ح ۳۳ ، منية المريد : ص ۱۳۹ ، أعلام الدين : ص ۹۷ ، روضة الواعظين : ص ۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۱۱ .

2) .النور : ۲۳ .

3) .جامع الأخبار : ص ۴۴۶ ح ۱۲۵۷ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۹ ح ۳۴ .

4) .الزمر : ۵۶ .

۱۰ / ۴۱ تهمت زدن به زنان پاك دامن
۱۰ / ۴۲ كوتاهى و سهل انگارى در كار خدا

۲۶۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : از عالمان ، كسانى هستند كه خود را در جايگاه فتوا قرار مى‌دهند و مى‌گويند: «از من بپرسيد»، در حالى كه ممكن است حتّى يك كلمه را هم درست نگويد . خدا ، لاف‌زنان را دوست نمى‌دارد و چنين كسى ، در طبقه ششم از آتش است.۱۰ / ۴۱تهمت زدن به زنان پاك‌دامنقرآن«كسانى كه به زنان پاك‌دامنِ بى‌خبر [از همه جا] و باايمان ، نسبت زِنا مى‌دهند، در دنيا و آخرت ، لعنت شده‌اند و براى آنها ، عذابى سخت خواهد بود».

حديث۲۶۷۴.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به زن خود ، تهمت [زنا] نمى‌زند ، مگر شخص ملعون (/ منافق) ؛ زيرا تهمت زدن ، از كفر است و كفر ، در آتش است .۱۰ / ۴۲كوتاهى و سهل‌انگارى در كار خداقرآن«آن گاه كه هر نفسى [به خود آيد و] فرياد وا حسرتا بر آورد و بگويد : واى بر من كه كار خدا را فرو گذاشتم و [وعده‌هاى خدا را ]استهزا نمودم».

.

الحديث۲۶۸۰.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : النّارُ غايَةُ المُفَرِّطينَ . (1)۲۶۸۱.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ واثنانِ ؛ خَمسَةٌ لَيسَ لَهُم سادِسٌ (2): مَلَكٌ يَطيرُ بِجَناحَيهِ ، ونَبِيٌّ أخَذَ اللّه‌ُ بِضَبعَيهِ (3)، وساعٍ مُجتَهٍدٌ ، وطالِبٌ يَرجو ، ومُقَصِّرٌ فِي النّارِ . (4)۲۶۸۲.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : شُغِلَ مَن الجَنَّةُ وَالنّارُ أمامَهُ (5)! ساعٍ سَريعٌ نَجا ، وطالِبٌ بَطيءٌ رَجا ، ومُقَصِّرٌ فِي النّارِ هَوى . (6)۱۰ / ۴۳الكَذِبُالكتاب«وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ وَ أَنَّهُم مُّفْرَطُونَ» . (7)

«قُتِلَ الْخَرَّ صُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍ سَاهُونَ * يَسْئلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ * يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ» . (8)

.


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۷ ، غرر الحكم : ح ۴۷۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۰ ح ۴۹۳ .

2) .يعني أنّ عباد اللّه على خمسة أقسام .

3) .الضَّبْع : وسطُ العَضُد ، وقيل هو ما تحت الإبْط (النهاية : ج ۳ ص ۷۳ «ضبع») .

4) .الكافي : ج ۸ ص ۶۸ ح ۲۳ عن يعقوب السرّاج عن الإمام الصادق عليه السلام ، الإرشاد : ج ۱ ص ۲۳۹ وفيه «لا سادس» بدل «خمسة ليس لهم سادس» ، شرح الأخبار : ج ۱ ص ۳۷۲ وفيه «ميثاقه» بدل «بضبعيه» ، بحار الأنوار : ج ۳۲ ص ۹ ح ۳ .

5) .يريد به أنّ من كانت هاتان الداران أمامه لفي شغل عن اُمور الدنيا إن كان رشيدا (شرح نهج البلاغة : ج ۱ ص ۲۷۷) .

6) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۶ ، بحار الأنوار : ۷۰ ص ۱۲ ح ۱۴ .

7) .النحل : ۶۲ .

8) .الذاريات : ۱۰ ـ ۱۳ .

۱۰ / ۴۳ دروغ گفتن

حديث۲۶۸۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : آتشِ دوزخ، فرجامِ كوتاهى كنندگان است.۲۶۹۰.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : [موجودات ،] سه گروه به علاوه دو گروه، يعنى پنج گروه‌اند و ششمين ندارند: فرشته‌اى كه با بال‌هايش پرواز مى‌كند، پيامبرى كه خدا بازوانش را گرفته است، شتابنده سختكوش، و جوينده‌اى كه اميدوار است [مطلوب خويش را بيابد]، و كوتاهى كننده كه در آتش است.۲۶۹۱.مصباح المتهجّد عن زيد بن عليّ : امام على عليه السلام : آن كه بهشت و دوزخ را فراروى خويش دارد ، همواره دلواپس است ! [مردم ، سه دسته‌اند: ]دونده تيزرو كه مى‌رَهَد، جوينده كُندرو كه اميدوار است [بِرَهد]، و كوتاهى كننده [در عمل] كه در آتش ، فرو مى‌افتد .۱۰ / ۴۳دروغ گفتنقرآن«و چيزى را كه خوش نمى‌دارند، براى خدا قرار مى‌دهند، و زبانشان دروغ‌پردازى مى‌كند كه سرانجامِ نيكو ، از آنِ ايشان است. حقّا كه آتش براى آنان است و به سوى آن ، پيش فرستاده خواهند شد».

«مرگ بر دروغ‌پردازان ؛ همانان كه در ورطه نادانى ، بى‌خبرند! مى‌پرسند: روز پاداش ، كى است؟ همان روز كه آنان بر آتش، عقوبت مى‌شوند».

.

الحديث۲۶۹۸.عنه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمرو : إنَّ رَجُلاً جاءَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ... ما عَمَلُ النّارِ ؟ قالَ : الكَذِبُ ؛ إذا كَذَبَ فَجَرَ ، وإذا فَجَرَ كَفَرَ ، وإذا كَفَرَ دَخَلَ ـ يَعنِي النّارَ ـ . (1)۲۶۹۹.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : الكَذِبُ فِي العاجِلَةِ عارٌ ، وفِي الآجِلَةِ عَذابُ النّارِ . (2)۲۷۰۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : ثَمَرَةُ الكَذِبِ المَهانَةُ فِي الدُّنيا وَالعَذابُ فِي الآخِرَةِ . (3)۱۰ / ۴۴الرِّياءُ۲۷۰۳.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام ـ في ذِكرِ مَناهِي النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ : قالَ صلى الله عليه و آله : . . . مَن بَنى بُنيانا رِياءً وسُمعَةً حَمَلَهُ يَومَ القِيامَةِ مِنَ الأَرضِ السابِعَةِ وهُوَ نارٌ تَشتَعِلُ ، ثُمَّ تُطَوَّقُ في عُنُقِهِ ويُلقى فِي النّارِ ، فَلا يَحبِسُهُ شَيءٌ مِنها دونَ قَعرِها إلّا أن يَتوبَ . قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ كَيفَ يَبني رِياءً وسُمعَةً ؟ قالَ : يَبني فَضلاً عَلى ما يَكفيهِ ؛ استِطالَةً مِنهُ عَلى جيرانِهِ ومُباهاةً لِاءِخوانِهِ . (4)۲۷۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : يُجاءُ بِعَبدٍ يَومَ القِيامَةِ قَد صَلّى ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ! صَلَّيتُ ابتِغاءَ وَجهِكَ . فَيُقالُ لَهُ : بَل إنَّكَ صَلَّيتَ ليُقالَ : ما أحسَنَ صَلاةَ فُلانٍ ! اذهَبوا بِهِ إلَى النّارِ . ويُجاءُ بِعَبدٍ قَد قاتَلَ ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ! قاتَلتُ ابتِغاءَ وَجهِكَ . فَيُقالُ لَهُ : بَل قاتَلتَ لِيُقالَ ما أشجَعَ فُلانا ! اذهَبوا بِهِ إلَى النّارِ . ويُجاءُ بِعَبدٍ قَد تَعَلَّمَ القُرآنَ ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ! تَعَلَّمتُ القُرآنَ ابتِغاءَ وَجهِكَ . فَيُقالُ لَهُ : بَل تَعَلَّمتَ لِيُقالَ : ما أحسَنَ صَوتَ فُلانٍ ! اِذهَبوا بِهِ إلَى النّارِ . ويُجاءُ بِعَبدٍ قَد أنفَقَ مالَهُ ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ! أنفَقتُ مالي ابتِغاءَ وَجهِكَ . فَيُقالُ لَهُ : بَل أنفَقتَهُ لَيُقالَ : ما أسخى فُلانا ! اِذهَبوا بِهِ إلَى النّارِ . (5).


1) .مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۸۹ ح ۶۶۵۲ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۴۴ ح ۶۸۵۷ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۴۳ ، إرشاد القلوب : ص ۱۸۵ ، مستدرك الوسائل : ج ۹ ص ۸۹ ح ۱۰۳۰۵ .

2) .غرر الحكم : ح ۱۷۰۸ .

3) .غرر الحكم : ح ۴۶۴۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۰۹ ح ۴۲۰۱ .

4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۱ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۳ ح ۷۰۷ عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۹ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۴۹ ح ۴ .

5) .الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۳۱ ح ۱۶۹ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۳۰۱ ح ۴۴ .

۱۰ / ۴۴ ريا

حديث۲۷۰۶.السنن الكبرى عن عبد اللّه بن عمرو عن رسول اللّه ص مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو ـ : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا ! ... كارِ دوزخى چيست؟

فرمود: «دروغ گفتن ! هر گاه [شخصى] دروغ بگويد ، كجرَوى كرده است، و هر گاه كجروى كند ، كفر ورزيده است و هر گاه كفر ورزد ، وارد مى‌شود» يعنى: به آتش.۲۷۰۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : دروغ گفتن، در دنيا ننگ است، و در آخرت ، مايه عذاب آتش.۲۷۰۸.الإمام الصادق عليه السلام : امام على عليه السلام : نتيجه دروغگويى، در دنيا ، خوارى و در آخرت ، عذاب است.۱۰ / ۴۴ريا۲۷۱۱.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در يادكرد آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن ، نهى نمود ـ : [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود: «... هر كس براى خودنمايى و شهرت‌طلبى بنايى بسازد، روز قيامت ، آن بنا را كه به آتشِ شعله‌ور تبديل شده است، از زمين هفتم بر دوش خود ، حمل مى‌كند . سپس آن را طوقِ گردنش مى‌كنند و او را در آتش ، فرو مى‌افكنند و هيچ چيزى ، مانع رسيدنش به قعر آتش نمى‌شود ، مگر آن كه توبه كند».

گفته شد: اى پيامبر خدا ! چگونه براى خودنمايى و شهرت‌طلبى مى‌سازد؟

فرمود: «[يعنى] بيشتر از اندازه نيازش بسازد تا با آن بر همسايگانش بزرگى بنمايد و بر برادرانش فخر بفروشد» .۲۷۱۲.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : روز قيامت ، بنده‌اى را كه نماز گزارده است، مى‌آورند. مى‌گويد: «پروردگارا ! من به خاطر تو ، نماز خواندم» ؛ امّا به او گفته مى‌شود: نه ؛ بلكه تو

به خاطر اين نماز خواندى كه بگويند: «فلانى چه نماز خوبى مى‌خواند!» . او را به آتش ببريد. سپس بنده‌اى را كه جنگيده است ، مى‌آورند . مى‌گويد: «پروردگارا ! من به خاطر تو جنگيدم» ؛ امّا به او گفته مى‌شود: نه ؛ بلكه تو به خاطر اين جنگيدى كه بگويند: «فلانى چه آدم شجاعى است !» . او را به آتش ببريد . آن گاه بنده‌اى را كه قرآن آموخته است ، مى‌آورند. مى‌گويد: «پروردگارا ! من به خاطر تو ، قرآن آموختم» ؛ امّا به او گفته مى‌شود: نه ؛ بلكه آموختى تا بگويند: «فلانى چه آواز خوشى دارد !» . او را به آتش ببريد . سپس بنده‌اى را كه مالش را انفاق كرده است، مى‌آورند . او مى‌گويد: «پروردگارا ! من به خاطر تو ، اموالم را انفاق كردم» ؛ امّا به او گفته مى‌شود: نه ؛ بلكه از آن انفاق كردى تا بگويند: «فلانى چه سخاوتمند است !» . او را به آتش ببريد.

.

۲۷۱۳.مسند ابن حنبل عن ربيعة الجرشي : الإمام الصادق عليه السلام : الرِّياءُ مِنَ الجَفاءِ ، وَالجَفاءُ فِي النّارِ (1). (2)۱۰ / ۴۵سوءُ الخُلقِ۲۷۱۶.الإمام الباقر عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إيّاكُم وسوءَ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّ سوءَ الخُلُقِ فِي النّارِ لا مَحالَةَ . (3)۲۷۱۷.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : سوءُ الخُلُقِ شَجَرَةٌ فِي النّارِ ، فَصاحِبُها مُتَعَلِّقٌ بِغُصنِها يَجذِبُهُ إلَيها . (4)۲۷۱۸.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : سوءُ الخُلُقِ زِمامٌ مِن عَذابِ اللّه‌ِ في أنفِ صاحِبِهِ ، وَالزِّمامُ بِيَدِ الشَّيطانِ ، وَالشَّيطانُ يَجُرُّهُ إلَى الشَّرِّ ، وَالشَّرُّ يَجُرُّهُ إلَى النّارِ . (5).


1) .الظاهر أنّ المراد من قوله عليه السلام : «والجفاء في النار» أنّ الخلق سيُجزَون بنفس أعمالهم السيئة ؛ ويشهد بذلك الآيات والأحاديث الدالّة على مسألة تجسّم الأعمال .

2) .مشكاة الأنوار : ص ۴۱۱ ح ۱۳۷۲ ، مستدرك الوسائل : ج ۸ ص ۴۶۱ ح ۱۰۰۱۱ .

3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۱ ح ۴۱ عن داود بن سليمان الفراء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۵۰۰ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار : ص ۳۹۴ ح ۱۲۹۹ ، روضة الواعظين : ص ۴۱۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۸۶ ح ۳۱ ؛ الفردوس : ج ۳ ص ۱۹ ح ۴۰۳۳ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .

4) .مصباح الشريعة : ص ۳۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۹۳ ح ۶۱ .

5) .شعب الإيمان : ج ۶ ص ۲۴۸ ح ۸۰۳۷ ، الفردوس : ج ۲ ص ۲۰۰ ح ۲۹۹۳ كلاهما عن أبي موسى الأشعري ، الدر المنثور : ج ۲ ص ۳۱۸ ؛ جامع الأخبار : ص ۲۹۰ ح ۷۸۵ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۷۶ ح ۱۳۵۵۵ .

۱۰ / ۴۵ بداخلاقى

۲۷۱۹.الكافي عن معاوية بن عمّار عن أبي عبد اللّه عليه ا ( ـ أنَّهُ كانَ إذَا انتَهى إلَى المُلتَزَمِ قالَ ل ) امام صادق عليه السلام : خودنمايى ، نوعى جفا [در حقّ پروردگار] است و جفا ، جايگاهش در آتش [دوزخ ]است .۱۰ / ۴۵بداخلاقى۲۷۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از بداخلاقى بپرهيزيد؛ زيرا بداخلاقى ، قطعا در آتش است.۲۷۲۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بداخلاقى، درختى در آتش [دوزخ] است و شخص بداخلاق ، به شاخه آن ، آويزان است و آن شاخه ، او را به سوى آتش مى‌كشد .۲۷۲۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بداخلاقى، مهارى از عذاب خداست كه در بينىِ شخص بداخلاق است و آن مهار ، در دست شيطان است و شيطان ، او را به سوى بدى ، و بدى ، او را به سوى آتش مى‌كشد.

.

۲۷۲۵.عمل اليوم والليلة عن أبي اُمامة : عنه صلى الله عليه و آله ـ لمّا قيلَ لَهُ : إنَّ فُلانَةَ تَقومُ اللَّيلَ وتَصومُ النَّهارَ وتَفعَلُ وتَصَدَّقُ وتُؤذي جيرانَها بِلِسانِها ـ : لا خَيرَ فيها ، هِيَ مِن أهلِ النّارِ . (1)۱۰ / ۴۶البُخلُ۲۷۲۸.المعجم الأوسط عن رافع بن خديج : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : البُخلُ شَجَرَةٌ مِن أشجارِ النّارِ لَها أغصانٌ مُتَدَلِّيَةٌ فِي الدُّنيا ، فَمَن كانَ بَخيلاً تَعَلَّقَ بِغُصنٍ مِن أغصانِها ، فَساقَهُ ذلِكَ الغُصنُ إلَى النّارِ . (2)۲۷۲۹.سنن الترمذي عن ابن عمر : عنه صلى الله عليه و آله : فِي النّارِ شَجَرَةٌ تُسَمَّى الشُحَّ ، مِنها يَخرُجُ الشُحُّ ، ولَن يَلِجَ الجَنَّةَ شَحيحٌ . (3)۲۷۳۰.منية المريد : الإمام عليّ عليه السلام : الباخِلُ فِي الدُّنيا مَذمومٌ ، وفِي الآخِرَةِ مُعَذَّبٌ مَلومٌ . (4)۲۷۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : أيُّما مُؤمِنٍ بَخِلَ بِجاهِهِ عَلى أخيهِ المُؤمِنِ وَهُوَ أوجَهُ جاها مِنهُ ، إلّا مَسَّهُ قَتَرٌ وذِلَّةٌ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، وأصابَت وَجهَهُ يَومَ القِيامَةِ نَفَحاتُ النّيرانِ مُعَذَّبا كانَ أو مَغفورا لَهُ . (5).


1) .الأدب المفرد : ص ۴۸ ح ۱۱۹ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۴۲ ح ۹۶۸۱ نحوه ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۸۴ ح ۷۳۰۴ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۷۹ ح ۹۵۴۵ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۱۸۶ ح ۲۵۶۱۵ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۹۴ ح ۶۳ .

2) .الأمالي للطوسي : ص ۴۷۵ ح ۱۰۳۶ عن سعيد بن مسلمة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، قرب الإسناد : ص ۱۱۷ ح ۴۰۹ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، الاختصاص : ص ۲۵۳ عن العالم عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۰۳ ح ۱۴ ؛ شعب الإيمان : ج ۷ ص ۴۳۵ ح ۱۰۸۷۵ عن سعيد بن مسلمة عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، حلية الأولياء : ج ۷ ص ۹۲ عن جابر وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۳۳۷ ح ۱۵۹۲۷ .

3) .تاريخ دمشق : ج ۲۷ ج ۲۴۱ ح ۵۸۰۲ عن عبد اللّه بن جراد ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۵۷۸ ح ۱۶۹۹۷ .

4) .غرر الحكم : ح ۱۷۳۳ .

5) .الأمالي للطوسي : ص ۶۷۰ ح ۱۴۱۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۸۰ كلاهما عن الحسين ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۱۷ ح ۷۸ .

۱۰ / ۴۶ بخل

۲۷۳۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ هنگامى كه به ايشان گفته شد: فلان زن ، شب‌ها را به نماز مى‌گذراند و روزها را روزه مى‌گيرد و كار خير مى‌كند و صدقه مى‌دهد ؛ ولى همسايگانش از زبان او در آزارند ـ : خيرى در او نيست . او از اهل آتش است .۱۰ / ۴۶بخل۲۷۳۵.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بخل، درختى از درختان آتش [دوزخ] است و شاخه‌هايش در دنيا آويزان‌اند . پس آن كه بخيل باشد، به شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن درخت ، آويخته است و آن شاخه ، او را به سوى آتش مى‌بَرَد.۲۷۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آتش [دوزخ] ، درختى است كه به آن «بخل» مى‌گويند و از آن ، بخل به بار مى‌نشيند، و هيچ بخيلى ، هرگز وارد بهشت نمى‌شود.۲۷۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : بخيل، در دنيا نكوهيده، و در آخرت ، معذّب و مورد ملامت است.۲۷۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هيچ مؤمنى نيست كه از برادر مؤمنش [نفوذ و] اعتبار بيشترى داشته باشد و آن را از او دريغ ورزد ، (1)مگر آن كه در دنيا و آخرت ، دچار پستى و خوارى مى‌شود، و روز قيامت، نَفَس‌هاى آتش بر چهره او مى‌خورَد، چه اهل عذاب باشد يا آمرزيده.

.


1) .يعنى : از نفوذ و اعتبار خود ، جهت كارگشايى براى برادرش استفاده نكند.

۲۷۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الحسن عليه السلام : إنَّ السَّخاءَ عَلَى العِبادِ فَريضَةٌللّه‌ِِ يُقرَأُ في كِتابٍ مُحكَمِ وَعَدَ العِبادَ الأَسخِياءَ جِنانَهُوأعَدَّ لِلبُخَلاءِ نارَ جَهَنَّمِ . (1)۱۰ / ۴۷طَلَبُ العِلمِ للدُّنيا۲۷۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن تَعَلَّمَ العِلمَ يُريدُ بِهِ الدُّنيا ، وآثَرَ عَلَيهِ حُبَّ الدُّنيا وزينَتَهَا ، استَوجَبَ سَخَطَ اللّه‌ِ عَلَيهِ ، وكانَ فِي الدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ مَعَ اليَهودِ وَالنَّصارَى الَّذينَ نَبَذوا كِتابَ اللّه‌ِ تَعالى . قالَ اللّه‌ُ تَعالى : «فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَـفِرِينَ» (2). (3)۲۷۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن أكَلَ بِالعِلمِ طَمَسَ اللّه‌ُ عَينَيهِ ، وكانَتِ النّارُ أولى بِهِ . (4)۲۷۴۴.المعجم الأوسط عن ابن عمر : عنه صلى الله عليه و آله : اِحذَروا زَلَّةَ العالِمِ ؛ فَإِنّ زَلَّتَهُ تُكَبكِبُهُ فِي النّارِ . (5)۲۷۴۵.فاطمة عليهاالسلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن طَلَبَ العِلمَ لَيُماري بِهِ السُّفَهاءَ أو لَيُباهي بِهِ العُلَماءَ ، أو لِيَصرِفَ وُجوهَ النّاسِ إلَيهِ ؛ فَهُوَ فِي النّارِ . (6).


1) .المناقب لابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۳۴۳ ح ۱۵ .

2) .البقرة : ۸۹ .

3) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۴۸ ح ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۲ ح ۱ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۲ عن عبد اللّه بن عبّاس وكلاهما نحوه وليس فيهما الآية ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۹۹ ح ۱ .

4) .الفردوس : ج ۳ ص ۵۹۲ ح ۵۸۵۶ ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۹۶ ح ۲۹۰۳۴ نقلاً عن الشيرازي نحوه وكلاهما عن أبي هريرة .

5) .كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۳۵ ح ۲۸۶۸۳ نقلاً عن الفردوس عن أبي هريرة .

6) .سنن ابن ماجة : ج ۱ ص ۹۳ ح ۲۵۳ عن ابن عمر ، سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۲ ح ۲۶۵۴ عن كعب بن مالك ، سنن الدارمي: ج ۱ ص۱۰۳ ح ۳۷۳ عن عبد اللّه وكلاهما نحوه ، كنز العمّال: ج ۱۰ ص۱۹۷ ح ۲۹۰۳۶ ؛ الكافي: ج ۱ ص ۴۷ ح ۶ عن الإمام الباقر عليه السلام ، منية المريد : ص ۱۳۵ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۳۸ ح ۶۱ .

۱۰ / ۴۷ تحصيل دانش براى دنيا

۲۷۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِاُمِّ رافِعٍ لَمّا قالَت لَهُ : دُلَّني عَلى ) امام حسن عليه السلام :

بخشندگى، از جانب خدا، بر بندگان ، واجب آمده است

كه در كتاب محكم [الهى] تلاوت مى‌شود

[خدا] بهشت‌هايش را به بندگان بخشنده‌اش وعده داده

و براى بخيلان ، آتش جهنّم را آماده كرده است.۱۰ / ۴۷تحصيل دانش براى دنيا۲۷۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دانش را براى دنيا بياموزد و علاقه به دنيا و زيور آن را بر دانش ، ترجيح دهد، مستوجب خشم خدا مى‌شود و با يهود و نصارا ـ كه كتاب خداى متعال را دور افكندند ـ ، در پايين‌ترين طبقه دوزخ خواهد بود . خداوند متعال [در باره يهود و نصارا] فرموده است: «پس چون آنچه را مى‌شناختند ، برايشان آمد ، آن را انكار كردند . پس لعنت خدا بر كافران باد !» .۲۷۵۰.مسند ابن حنبل عن زاذان عن رجل من أصحاب النبيّ صلى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از طريق دانش ، امرار معاش كند، خداوند ، چشمان او را كور مى‌گردانَد و آتش براى او سزاوارتر است .۲۷۵۱.تهذيب الأحكام عن عبيد بن زرارة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از لغزش عالِم ، بر حذر باشيد؛ چرا كه لغزش عالِم ، او را در آتش ، سرنگون مى‌سازد.۲۷۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دانش را براى اين بجويد كه با نادانان ، مجادله كند يا با آن بر عالمان ، فخر بفروشد يا توجّه مردم را به خود جلب نمايد، او در آتش است.

.

۲۷۵۳.الإمام الصادق عليه السلام : عيسى عليه السلام : وَيلٌ لِلعُلَماءِ السّوءِ كَيفَ تَلَظّى عَلَيهِمُ النّارَ ! (1)۱۰ / ۴۸الكُفرانُالكتاب«وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَ لِكَ نَجْزِى كُلَّ كَفُورٍ * وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَــلِحًا غَيْرَ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّــلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ» . (2)

«وَ إِذَا مَسَّ الْاءِنسَـنَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِىَ مَا كَانَ يَدْعُواْ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحَـبِ النَّارِ» . (3)

الحديث۲۷۶۰.السنن الكبرى عن عبد الرحمن بن سويد الكاهلي : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِعَبدٍ يَومَ القِيامَةِ ، فَيوقَفُ بَينَ يَدَيِ اللّه‌ِ عز و جل ، فَيَأمُرُ بِهِ إلَى النّارِ ، فَيَقولُ : أي رَبِّ ! أمَرتَ بي إلَى النّارِ وقَد قَرَأتُ القُرآنَ ؟ فَيَقولُ اللّه‌ُ : أي عَبدي ، إنّي أنعَمتُ عَلَيكَ ولَم تَشكُر نِعمَتي . فَيَقولُ : أي رَبِّ ! أنعَمتَ عَلَيَّ بِكَذا فَشَكَرتُكَ بِكَذا ، وأنعَمتَ عَلَيَّ بِكَذا وَشَكَرتُكَ بِكَذا . فَلا يَزالُ يُحصِي النِّعَمَةَ ويُعَدِّدُ الشُّكرَ . فَيَقولُ اللّه‌ُ تَعالى : صَدَقتَ عَبدي ، إلّا أنَّكَ لَم تَشكُر مَن أجرَيتُ لَكَ نِعمَتي عَلى يَدَيهِ ، وإنّي قَد آلَيتُ عَلى نَفسي أن لا أقبَلَ شُكرَ عَبدٍ لِنِعمَةٍ أنعَمتُها عَلَيهِ حَتّى يَشكُرَ مَن ساقَها

مِن خَلقي إلَيهِ . (4).


1) .الكافي : ج ۱ ص ۴۷ ح ۲ عن حفص بن غياث عن الإمام الصادق عليه السلام ، منية المريد : ص ۱۴۱ وفيه «تصلى» بدل «تلظى» ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۳۹ ح ۶۷ .

2) .فاطر : ۳۶ و ۳۷ .

3) .الزمر : ۸ .

4) .الأمالي للطوسي : ص ۴۵۰ ح ۱۰۰۵ عن أبي الصلت الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۲۴ ح ۱۴۱ ؛ تاريخ بغداد : ج ۱۰ ص ۳۴۳ الرقم ۵۴۷۹ عن أبي الصلت الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه .

۱۰ / ۴۸ نا سپاسى

۲۷۶۱.الإمام الصادق عليه السلام : عيسى عليه السلام : واى بر عالمانِ بد، كه آتش [دوزخ] چگونه براى آنان ، شعله‌ور مى‌شود !۱۰ / ۴۸نا سپاسىقرآن«كسانى كه كافر شدند ، برايشان ، آتش جهنّمى است پايان‌ناپذير ، و عذاب آن ، از آنها كاسته نمى‌شود . اين‌چنين ، هر ناسپاسى را كيفر مى‌دهيم . آنان ، در جهنّم ، فريادخواهى مى‌كنند كه : «پروردگارا! ما را بيرون ببر تا كار شايسته بكنيم ، غير از آنچه مى‌كرديم» . [گفته مى‌شود : ]آيا به شما عمر نداديم تا با آنچه پند گيرنده ، پند مى‌گيرد ، پند بگيريد؟ و بيم دهنده برايتان آمد . پس بچشيد كه براى ستمكاران ، هيچ ياورى نيست» .

«به انسان ، هر گاه آسيبى مى‌رسد ، پروردگارش را اِنابه‌كنان مى‌خوانَد ، و آن گاه كه نعمتى از او گرفته مى‌شود ، آنچه را كه پيش‌تر مى‌خوانْد ، از ياد مى‌برد ، و براى خداوند ، شريكانى قرار مى‌دهد تا از راه او گم‌راه كند . بگو : «با كفرت ، اندكى بهره ببر . تو از اهل آتشى»» .

حديث۲۷۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده‌اى در روز قيامت آورده و در پيشگاه خداوند عز و جل نگه داشته مى‌شود و دستور داده مى‌شود كه وارد آتش گردد . مى‌گويد : پروردگارا! دستور دادى وارد آتشم كنند ، در حالى كه من ، قرآن مى‌خواندم!؟

خداوند مى‌فرمايد : «بنده من! من به تو نعمتْ ارزانى داشتم و تو سپاس‌گزارى نكردى» .

او مى‌گويد : پروردگارا! به من ، فلان مقدار ، نعمت دادى . من هم فلان مقدار ، سپاس‌گزارى كردم . و همين طور نعمت‌ها را شماره مى‌كند و از تعداد شكرگزارى‌اش ياد مى‌كند .

خداوند متعال مى‌فرمايد : «بنده من! راست گفتى ؛ امّا از كسى كه نعمت من از طريق او به دست تو رسيد ، سپاس‌گزارى نكردى ، در حالى كه من با خودم عهد كرده‌ام كه شكر نعمت بنده‌اى را كه به او نعمتى داده‌ام ، نپذيرم ، مگر

اين كه از كسى كه آن نعمت را به او رسانده ، سپاس‌گزارى كند» .

.

۲۷۶۹.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن مسعود : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ أهلَ النّارِ كُلُّ كَفورٍ مَكورٍ (1). (2)۱۰ / ۴۹الغَضَبُ۲۷۷۲.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما غَضِبَ أحَدٌ إلّا أشفى (3)عَلى جَهَنَّمَ . (4)۲۷۷۳.الكافي عن هلقام بن أبي هلقام : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ الرَّجُلَ لَيَغضَبُ فَما يَرضى أبَدا حَتّى يَدخُلَ النّارَ . (5)۱۰ / ۵۰الطَّمَعُ۲۷۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مصباح الشريعة ـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ : الطَّمَعُ وَالرَّغبَةُ فِي الدُّنيا أصلانِ لِكُلِّ شَرٍّ ، وصاحِبُهُما لا يَنجو مِنَ النّارِ إلّا أن يَتوبَ عَن ذلِكَ . (6).


1) .المَكْر : الخديعة ، و هو ماكر ومكّار ومكور (القاموس المحيط : ج ۲ ص ۱۳۶ «مكر») .

2) .غرر الحكم : ح ۳۴۰۲ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۴۹ ح ۳۲۷۵ .

3) .أشْفى : أي أشرَفَ عليه ، ولا يكاد يقال أشفى إلّا في الشرّ (النهاية : ج ۲ ص ۴۸۹ «شفا») .

4) .منية المريد : ص ۳۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۶۷ ح ۲۱ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۳۰۲ ح ۲ عن ميسّر ، الأمالي للصدوق : ص ۴۲۰ ح ۵۵۸ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، منية المريد : ص ۳۲۰ ، مشكاة الأنوار : ص ۵۳۰ ح ۱۷۷۷ ، روضة الواعظين : ص ۴۱۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۲۷۲ .

6) .مصباح الشريعة : ص ۱۸۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۴۹ ح ۱۸ .

۱۰ / ۴۹ خشم
۱۰ / ۵۰ آز

۲۷۷۷.المعجم الكبير عن الشفاء بنت خلف : امام على عليه السلام : دوزخيان ، همگى ناسپاسِ مكّارند .۱۰ / ۴۹خشم۲۷۸۰.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ كس خشم نگرفت ، مگر اين كه در آستانه جهنّم قرار گرفت .۲۷۸۱.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِمّا أمَرَ بِهِ أن يُقالَ عِندَ قَبرِ النَّبِي ) امام باقر صلى الله عليه و آله : شخصى خشم مى‌گيرد و هرگز [از طرف مقابلش] راضى نمى‌شود ، تا وارد آتش شود .۱۰ / ۵۰آز۲۷۸۴.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في ذِكرِ الإِفاضَةِ مِنَ المَشعَرِ ـ ) مصباح الشريعة ـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ : آزمندى و علاقه‌مندى به دنيا ، دو ريشه هر بدى اند . آزمند و شيفته دنيا ، از آتش رهايى نمى‌يابد ، مگر از آنها توبه كند .

.

۱۰ / ۵۱اللُّؤمُ۲۷۸۷.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إيّاكَ وَاللُّؤمَ ؛ فَإِنَّ اللُّؤمَ كُفرٌ ، وَالكُفرُ فِي النّارِ . (1)۱۰ / ۵۲شُربُ المُسكِرِ۲۷۹۰.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أقسَمَ رَبّي أن لا يَشرَبَ عَبدٌ لي فِي الدُّنيا خَمرا إلّا سَقَيتُهُ مِثلَ ما شَرِبَ مِنها مِنَ الحَميمِ يَومَ القِيامَةِ ؛ مُعَذَّبا أو مَغفورا لَهُ ، ولا يَسقيها عَبدٌ لي صَبِيّا صَغيرا أو مَملوكا إلّا سَقَيتُهُ مِثلَ ما سَقاهُ مِنَ الحَميمِ يَومَ القيامَةِ ؛ مُعَذَّبا بَعدُ أو مَغفورا لَهُ . (2)۲۷۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ثواب الأعمال عن عمّار عن إلامام الصادق عليه السلام ، قال : سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ إذا شَرِبَ المُسكِرَ ما حالُهُ ؟ قالَ : لا يَقبَلُ اللّه‌ُ صَلاتَهُ أربَعينَ يَوما ، ولَيسَ لَهُ تَوبَةٌ فِي الأَربَعينَ ، وإن ماتَ فيها دَخَلَ النّارَ . (3)۱۰ / ۵۳السَّرِقَةُ۲۷۹۴.عنه صلى الله عليه و آله : صحيح مسلم عن أبي اُمامة : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ : مَنِ اقتَطَعَ حَقَّ امرِئٍ مُسلِمٍ بِيَمينِهِ فَقَد أوجَبَ اللّه‌ُ لَهُ النّارَ وحَرَّمَ عَلَيهِ الجَنَّةَ . فَقالَ لَهُ رَجُلٌ : وإن كانَ شَيئا يَسيرا يا

رَسولَ اللّه‌ِ ؟ قالَ صلى الله عليه و آله : وإن قَضيبا مِن أراكٍ . (4).


1) .الجعفريّات : ص ۱۵۱ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۱۰۴ وليس فيه صدره ، مستدرك الوسائل : ج ۷ ص ۲۸ ح ۷۵۵۸ .

2) .الكافي : ج ۶ ص ۳۹۶ ح ۱ عن أبي الربيع الشامي عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ص ۵۰۲ ح ۶۸۸ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه صدره إلى «مغفورا له» ، روضة الواعظين : ص ۵۰۹ وليس فيه ذيله من «ولا يسقيها . . .» .

3) .ثواب الأعمال : ص ۲۹۲ ح ۱۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۴۰ ح ۴۹ .

4) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۲۲ ح ۲۱۸ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۱۸ ح ۲۵۰۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۲۸ ح ۷۸۰۴ عن جابر بن عتيك ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۹۴ ح ۴۶۳۷۰ ؛ عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۴۴۳ ح ۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۲۰۷ ح ۹ نقلاً عن كتاب الأعمال المانعة من الجنّة .

۱۰ / ۵۱ سرزنش
۱۰ / ۵۲ ميخوارگى
۱۰ / ۵۳ دزدى

۱۰ / ۵۱سرزنش۲۷۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از سرزنش ، پرهيز كن كه سرزنش ، كفر است و كفر ، در آتش .۱۰ / ۵۲ميخوارگى۲۸۰۰.المعجم الأوسط عن ابن عمر : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پروردگارم سوگند ياد كرده است كه : «بنده من در دنيا شرابى نمى‌خورد ، مگر اين كه به همان اندازه از آبِ جوش جهنّم در قيامت ، به او مى‌نوشانم ؛ عذاب شود ، يا آمرزيده شود . هر بنده‌اى از بندگان من كه ساقى شراب باشد ، كودك باشد ، يا برده ، به همان اندازه در قيامت ، آب جوش به او مى‌نوشانم ؛ عذاب شود يا آمرزيده شود» .۲۸۰۱.الإمام الصادق عليه السلام : ثواب الأعمال ـ به نقل از عمّار ـ : از امام صادق عليه السلام در باره حال و روزِ كسى كه ميخوارگى كرده ، پرسيده شد .

فرمود : «خداوند تا چهل روز ، نمازش را نمى‌پذيرد و تا چهل روز ، توبه‌اش پذيرفته نمى‌شود و اگر در آن چهل روز بميرد ، وارد جهنّم مى‌شود» .۱۰ / ۵۳دزدى۲۸۰۴.مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو اُمامه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس با سوگندش حقّ مسلمانى را به چنگ آورَد ، خداوند ، جهنّم را برايش قطعى مى‌كند و بهشت را بر او حرام مى‌گردانَد» .

مردى به ايشان گفت : اگر چه چيز كمى باشد ، اى پيامبر خدا؟

فرمود : «اگر چه تكّه چوبى از درخت اَراك (1)باشد» .

.


1) .اَراك : درخت مسواك ؛ درختچه‌اى است كه با چوب آن ، مسواك مى‌كرده‌اند .

۱۰ / ۵۴صاحِبُ القَلَمِ في مَعصِيَةِ اللّه‌ِ۲۸۰۷.سنن أبي داوود عن عثمان بن عفّان : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِصاحِبِ القَلَمِ يَومَ القِيامَةِ في تابوتٍ مِن نارٍ مُقفَّلٍ عَلَيهِ بِأَقفالٍ مِن نارٍ ، فَيُنظَرُ قَلَمُهُ فيمَ أجراهُ؟ فَإِن كانَ أجراهُ في طاعَةِ اللّه‌ِ ورِضوانِهِ فُكَّ عَنهُ التابوتُ ، وإن أجراهُ في مَعصِيَةِ اللّه‌ِ هَوى بِهِ التّابوتُ سَبعينَ خَريفا ؛ حَتّى بارِي القَلَمِ ولائِقُ الدَّواةِ . (1)۲۸۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ مِنَ السَّماءِ مِن قِبَلِ اللّه‌ِ عز و جل : أينَ الظَّلَمَةُ ؟ أينَ أعوانُ أعوانِ الظَّلَمَةِ ؟ أينَ مَن بَرى لَهُم قَلَما ؟ أينَ مَن لاقَ لَهُم دَواةً ؟ أينَ مَن جَلَسَ مَعَهُم ساعَةً ؟ فَيُؤتى بِهِم جَميعا ، فَيُؤمَرُ بِهِم أن يُضرَبَ عَلَيهِم بِسورٍ مِن نارٍ ، فَهُم فيهِ حَتّى يَفرَغَ النّاسُ مِنَ الحِسابِ ، ثُمَّ يُرمى بِهِم إلَى النّارِ . (2)۱۰ / ۵۵الغَدرُ۲۸۱۱.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَجيءُ كُلُّ غادِرٍ يَومَ القِيامَةِ بِإِمامٍ مائِلٍ شَدقُهُ حَتّى يَدخُلَ النّارَ . (3).


1) .المعجم الكبير : ج ۱۱ ص ۱۵۱ ح ۱۱۴۵۰ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۲۶۰ ح ۱۹۳۲ ، الفردوس : ج ۵ ص ۴۶۱ ح ۸۷۵۸ كلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۸۶ ح ۱۴۹۵۷ .

2) .عوالي اللآلي : ج۴ ص۶۹ ح۳۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مستدرك الوسائل : ج۱۳ ص۱۲۴ ح۱۴۹۶۲ .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۳۳۷ ح ۲ ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۱ ح ۸۱ .

۱۰ / ۵۴ نوشتن در نافرمانى خدا
۱۰ / ۵۵ دغلكارى

۱۰ / ۵۴نوشتن در نافرمانى خدا۲۸۱۴.تفسير العيّاشي عن أبي إسحاق الهمداني ، عن رجل : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نويسنده ، در روز قيامت ، در تابوتى آتشين كه قفل‌هاى متعدّدِ آتشين دارد ، آورده مى‌شود و بررسى مى‌شود كه در باره چه چيزى قلم زده است ؟ اگر در راه طاعت و رضاى خدا قلم زده باشد ، تابوتش باز مى‌شود ؛ امّا اگر در راه نافرمانى خدا نوشته باشد ، تابوت ، او را به مدّت هفتاد سال پرتاب مى‌كند ، حتّى قلم‌تراش و ليقه‌سازِ دوات را .۲۸۱۵.تفسير العيّاشي عن إبراهيم بن أبي البلاد ، عن بعض پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت كه مى‌شود ، منادى از آسمان از جانب خداى عز و جل فرياد مى‌زند : «ستمگران كجايند؟ ياران ستمگران ، كجايند؟ قلم‌تراشان آنها ، كجايند؟ ليقه‌سازان دوات آنان ، كجايند؟ آنان كه لحظاتى را با آنها همنشين شده‌اند ، كجايند؟» .

همه آنها آورده مى‌شوند و فرمان داده مى‌شود كه ديوارى آتشين برايشان بسازند . آنها ميان آن ديوارها مى‌مانند تا به حساب مردمان ، رسيدگى شود . سپس اينان ، به آتش افكنده مى‌شوند .۱۰ / ۵۵دغلكارى۲۸۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِحَرمَلَةَ بنِ زَيدٍ وقَد عَرَضَ عَلَى النَّبِ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر دغلكارى روز قيامت ، با پيشواىِ لُپ افتاده [و كج شده ]مى‌آيد تا وارد جهنّم مى‌شود .

.

۱۰ / ۵۶الغِشُّ۲۸۲۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في وَصفِ المُؤمِنينَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : مَن غَشَّ أخاهُ وحَقَّرَهُ وناواهُ ، جَعَلَ اللّه‌ُ النّارَ مَأواهُ . (1)۱۰ / ۵۷الخِيانَةُ۲۸۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن خانَ أمانَةً فِي الدُّنيا ولَم يَرُدَّها عَلى أربابِها ، ماتَ عَلى غَيرِ دينِ الإِسلامِ ، ولَقِيَ اللّه‌َ عز و جل وهُوَ عَلَيهِ غَضَبانُ ؛ فَيُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ فَيُهوى بِهِ في شَفيرِ جَهَنَّمَ أبَدَ الآبِدينَ . (2)۲۸۲۵.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : إيّاكَ وَالخِيانَةَ ؛ فَإِنَّها شَرُّ مَعصِيَةٍ ، وإنَّ الخائِنَ لَمُعَذَّبٌ بِالنّارِ عَلى خِيانَتِهِ . (3)۲۸۲۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأَصحابِهِ ـ ) عنه عليه السلام : خِيانَةُ المُستَسلِمِ وَالمُستَشيرِ مِن أفظَعِ الاُمورِ وأعظَمِ الشَّرورِ ، وموجِبُ عَذابِ السَّعيرِ . (4)۱۰ / ۵۸الإيذاءُ۲۸۲۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن نَظَرَ إلى أخيهِ المُسلِمِ نَظرَةً يُخيفُهُ بِها ، أخافَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ . (5).


1) .تحف العقول : ص ۳۰۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۲۸۱ ح ۱ .

2) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۶ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۶ عن عبد اللّه بن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۴ ح ۳۰ .

3) .غرر الحكم : ح ۲۶۶۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۹۶ ح ۲۲۱۹ .

4) .غرر الحكم : ح ۵۰۷۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۴۲ ح ۴۶۱۵ .

5) .المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۵ ص ۱۳۹ ح ۹۱۸۷ عن عبد الرحمن بن زياد ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۵۰ ح ۷۴۶۸ عن عبد اللّه بن عمرو ، تاريخ بغداد : ج ۹ ص ۲۲۳ الرقم ۴۷۹۹ وفيه «نظر مخيفة من غير حقّ» بدل «نظرة يخيفه بها» ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۶۹ ح ۴۰۱۳۴ .

۱۰ / ۵۶ فريبكارى (غش)
۱۰ / ۵۷ خيانت
۱۰ / ۵۸ آزار رساندن

۱۰ / ۵۶فريبكارى (غش)۲۸۳۲.الإمام الصادق عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر كس برادرش را بفريبد و تحقير كند و با او دشمنى نمايد ، خداوند ، جهنّم را جايگاه او قرار مى‌دهد .۱۰ / ۵۷خيانت۲۸۳۵.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در دنيا در امانتى خيانت كند و آن را به صاحبانش بر نگرداند ، غير مسلمان مى‌ميرد و با خداوند عز و جل ملاقات مى‌كند ، در حالى كه خدا از او خشمگين است و دستور مى‌دهد كه در آتش افكنده شود و براى هميشه ، در گوشه‌اى از جهنّم ، رها مى‌شود .۲۸۳۶.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام : از خيانت ، دورى كن كه بدترين گناه است ، و خيانتكار ، به خاطر خيانتش ، در آتش ، عذاب مى‌شود .۲۸۳۷.تفسير القمّي عن حمّاد عن الإمام الصادق عليه السلا امام على عليه السلام : خيانت به فرد تسليم شده و مشورت‌خواه ، از بدترينِ كارها و بالاترينِ شرهاست و مايه عذاب آتش پرشراره مى‌شود .۱۰ / ۵۸آزار رساندن۲۸۴۰.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به برادر مسلمانش نگاهى ترس‌آور اندازد ، خداوند ، او را در روز قيامت مى‌ترسانَد .

.

۲۸۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن خافَ النّاسَ لِسانُهُ فَهُوَ مِن أهلِ النّارِ . (1)۲۸۴۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في فَضلِ مُؤَذِّنِ المَسجِدِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن كانَ مُؤذِيا لِجارِهِ مِن غَيرِ حَقٍّ ، حَرَمَهُ اللّه‌ُ ريحَ الجَنَّةِ ومَأواهُ النّارُ . (2)۲۸۴۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يُسَلِّطُ اللّه‌ُ الجَرَبَ عَلى أهلِ النّارِ، فَيَحُكّونَ حَتّى تُبدُوَ عِظامُهُم ، فَيُقالُ لَهُم : هَل يُؤذيكُم هذا ؟ فيَقولونَ : إي وَاللّه ! فَيُقالُ : هذا بِما كُنتُم تُؤذونَ المُؤمِنينَ . (3)۱۰ / ۵۹النَّميمَةُ۲۸۴۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ في بَيانِ فَضلِ اللَّيلَةِ الا ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن مَشى في نَميمَةٍ بَينَ اثنَينِ سَلَّطَ اللّه‌ُ عَلَيهِ في قَبرِهِ نارا تُحرِقُهُ إلى يَومِ القِيامَةِ ، وإذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ سَلَّطَ اللّه‌ُ عَلَيهِ تِنيّنا أسوَدَ يَنهَشُ لَحمَهُ حَتّى يَدخُلَ النّارَ . (4)۲۸۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : صاحِبُ النَّميمَةِ لا يَستَريحُ مِن عَذابِ اللّه‌ِ عز و جل فِي الآخِرَةِ . (5).


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۵۳ ح ۵۷۶۲ ، مستطرفات السرائر : ص ۱۱۱ ح ۱ كلاهما عن حماد بن عمرو وأنس بن محمّد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الكافي : ج ۲ ص ۳۲۷ ح ۳ عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۹ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۸۳ ح ۱۱ .

2) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۳ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۳ عن عبد اللّه بن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۲ ح ۳۰ .

3) .تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۵۶ ؛ الفردوس : ج ۵ ص ۴۸۹ ح ۸۸۵۲ عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۳۴ ح ۳۹۵۴۱ .

4) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۵ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۵ عن عبد اللّه بن عبّاس ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۳ ح ۳۰ .

5) .الأمالي للطوسي : ص ۵۳۷ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۷۹ ح ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۶۴ ، أعلام الدين : ص ۲۰۲ كلّها عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۸۹ ح ۳ .

۱۰ / ۵۹ سخن چينى

۲۸۴۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس زبانش مردم را بترسانَد ، اهل جهنّم است .۲۸۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به ناحق ، همسايه‌اش را بيازارد ، خداوند ، نسيم بهشت را بر او حرام مى‌كند و جايگاهش ، جهنّم است .۲۸۵۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند بر دوزخيان ، [بيمارىِ] گَرى مسلّط مى‌كند ، چندان كه از بس خود را مى‌خارانند ، استخوان‌هايشان آشكار مى‌شود . پس به آنها گفته مى‌شود : «آيا اين بلا شما را آزار مى‌دهد ؟» و آنها مى‌گويند : آرى ، به خدا سوگند ! گفته مى‌شود : «اين [بلا] به خاطرِ آزارتان به مؤمنان است» .۱۰ / ۵۹سخن‌چينى۲۸۵۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس ميان دو كس به سخن‌چينى بپردازد ، خداوند ، آتشى را در قبرش بر او مسلّط مى‌كند كه تا روز قيامت ، او را مى‌سوزانَد و هنگامى كه از قبرش بيرون بيايد ، خداوند ، رُتِيلى سياه را بر او مسلّط مى‌كند و او را نيش مى‌زند تا وارد جهنّم شود .۲۸۵۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن‌چين ، در آخرت ، از عذاب خداى عز و جل ، آرام ندارد .

.

۱۰ / ۶۰الغيبَةُ۲۸۵۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : كانَ المُغتابُ فِي النّارِ خالِدا فيها وبِئسَ المَصيرُ . (1)۲۸۵۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : مَن قالَ في مُؤمِنٍ ما رَأَتهُ عَيناهُ وسَمِعَتهُ أُذناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذينَ قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَـحِشَةُ فِى الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» . (2)۲۸۵۹.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ اغتابَ مُؤمِنا غازِيا أو آذاهُ أو خَلَفَهُ في أهلِهِ بِسوءٍ ، نُصِبَ لَهُ يَومَ القِيامَةِ فَيَستَغرِقُ حَسَناتِهِ ، ثُمَّ يُركَسُ فِي النّارِ ؛ إذا كانَ الغازي في طاعَةِ اللّه‌ِ عز و جل . (3)۲۸۶۰.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : الغِيبَةُ قُوتُ كِلابِ النارِ . (4)۱۰ / ۶۱البُهتانُ۲۸۶۳.الأمالي عن معتب مولى الإمام الصادق عليه السلام ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ اغتابَ مُؤمِنا بِما لَيسَ فيهِ انقَطَعَتِ العِصمَةُ بَينَهُما ، وكانَ المُغتابُ فِي النّارِ خالِدا فيها وبِئسَ المَصيرُ . (5).


1) .الأمالي للصدوق : ص ۱۶۴ ح ۱۶۳۳ عن علقمة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مشكاة الأنوار : ص ۱۶۲ ح ۶۹ ، روضة الواعظين : ص ۵۱۵ . جامع الأخبار : ص ۴۱۲ ح ۱۱۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۲ ح ۴ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۵۷ ح ۲ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۱۷ ح ۵۴۹ عن محمّد بن حمران ، الاختصاص : ص ۲۲۷ ، منية المريد : ص ۳۲۷ ، روضة الواعظين : ص ۵۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۴۰ ح ۲ .

3) .الكافي : ج ۵ ص ۸ ح ۱۰ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۰۵ ح ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، النوادر للراوندي : ص ۱۴۱ ح ۱۹۲ ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۳۴۳ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلاهما نحوه وليس فيهما ذيله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۲ ح ۲۵ .

4) .غرر الحكم : ۱۱۴۴ .

5) .الأمالي للصدوق : ص ۱۶۴ ح ۱۶۳ عن الإمام الصادق عليه السلام عن آبائه عليهم السلام ، قصص الأنبياء للراوندي : ص ۲۰۳ ح ۲۶۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۱۴ ح ۱ .

۱۰ / ۶۰ غيبت
۱۰ / ۶۱ بهتان

۱۰ / ۶۰غيبت۲۸۶۶.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لِقَومٍ مِن شيعَتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غيبت كننده ، همواره در آتش خواهد بود . و چه بدْ فرجامى است آن!۲۸۶۷.الإمام الصادق عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر كس در حقّ مؤمنى ، آنچه را كه با چشمانش ديده و با گوش‌هايش شنيده ، بگويد ، او از كسانى است كه خداوند عز و جل در باره‌شان فرموده است : «آنان كه دوست دارند فحشا در ميان مؤمنان رايج شود ، عذاب دردناكى برايشان هست» .۲۸۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از مؤمن رزمنده‌اى غيبت كند يا آزارش دهد يا در غياب او به خانواده‌اش بدى كند ، روز قيامت ، ترازويى براى [رسيدگى به اعمال ]او نصب مى‌شود و حسناتش از ميان مى‌رود و آن گاه ، وارونه در آتش انداخته مى‌شود ، تا زمانى كه آن رزمنده ، در طاعت خداى عز و جل باشد .۲۸۶۹.كنز العمّال عن أنس : امام على عليه السلام : غيبت ، خورش سگ‌هاى دوزخ است .۱۰ / ۶۱بهتان۲۸۷۲.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن نافع : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس پشت سر مؤمنى چيزى بگويد كه در او نيست، رشته [اخوّت اسلامىِ] ميان آن دو ، گسسته مى‌شود و غيبت كننده در آتش ، جاويدان خواهد بود و اين ، بد سرانجامى است!

.

۱۰ / ۶۲الفُحشُ۲۸۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ الفُحشَ مِنَ البَذاءِ ، وَالبَذاءُ فِي النّارِ . (1)۲۸۷۶.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن شانَ عَلى مُسلِمٍ كَلِمَةً يَشينُهُ بِها بِغَيرِ حَقٍّ ، أشانَهُ اللّه‌ُ بِها فِي النّارِ يَومَ القِيامَةِ . (2)۱۰ / ۶۳تَعييرُ المُؤمِنِ۲۸۷۹.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : مَن عابَ أخاهُ بِعَيبٍ فَهُوَ مِن أهلِ النّارِ . (3)۱۰ / ۶۴الاِمتِناعُ مِن قَضاءِ حاجَةِ المُؤمِنِ۵۶۴۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءٍ لَهُ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : أيُّما مُؤمِنٍ مَنَعَ مُؤمِنا شَيئا مِمّا يَحتاجُ إلَيهِ وهُوَ يَقدِرُ عَلَيهِ مِن عِندِهِ أو مِن عِندِ غَيرِهِ ، أقامَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ مُسوَدّا وَجهُهُ ، مُزرَقَّةً عَيناهُ ، مَغلولَةً يَداهُ إلى عُنُقِهِ ، فَيُقالُ : هذَا الخائِنُ الَّذي خانَ اللّه‌َ ورَسولَهُ ، ثُمَّ يُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ . (4).


1) .المعجم الكبير : ج ۲۲ ص ۴۱۴ ح ۱۰۲۴ عن فاطمة عليهاالسلام ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۷۷ ح ۴۳۴۸۵ ؛ دلائل الإمامة : ص ۶۶ ح ۱ ، المسترشد : ص ۱۶ ح ۳ كلاهما عن فاطمة عليهاالسلام ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۸۱ ح ۱۳۵۷۱ .

2) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۵۳ ح ۷۸۹۳ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۱۰۷ ح ۹۶۵۸ نحوه وكلاهما عن أبي ذرّ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۹۴ ح ۸۰۶۷ .

3) .الاختصاص : ص ۲۴۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۶۰ ح ۵۸ .

4) .الكافي : ج ۲ ص ۳۶۷ ح ۱ ، ثواب الأعمال : ص ۲۸۶ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۰۰ ح ۷۱ كلّها عن فرات بن أحنف ، أعلام الدين : ص ۴۰۴ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۰۱ ح ۸۳ .

۱۰ / ۶۲ ناسزاگويى
۱۰ / ۶۳ سرزنش مؤمن
۱۰ / ۶۴ خوددارى از تأمين نياز مؤمن

۱۰ / ۶۲ناسزاگويى۵۶۳۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعائِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ناسزاگويى ، از بدزبانى است و بدزبانى ، در آتش است .۵۶۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى جوشن كبير ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس كلمه‌اى ننگ‌آور به ناحق در حقّ مسلمانى بگويد و او را رسوا كند ، خداوند در قيامت در آتش ، او را رسوا مى‌كند .۱۰ / ۶۳سرزنش مؤمن۵۶۳۶.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ في زِيارَةِ صاحِبِ الأَمرِ عليه السلام ـ ) امام صادق عليه السلام : هر كس برادر مؤمنش را با عيبى ، عيبناك نشان دهد ، دوزخى است .۱۰ / ۶۴خوددارى از تأمين نياز مؤمن۵۶۳۳.امام زين العابدين عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر مؤمنى كه توانايى دارد نياز مؤمنى را خود و يا از طريق ديگرى برآورده كند و نكند ، خداوند در قيامت ، او را روسياه ، كبودچشم و دست به گردن بسته شده ، محشور مى‌كند .

سپس گفته مى‌شود : اين ، آن خائنى است كه به خدا و پيامبر خدا ، خيانت كرده است .

آن گاه ، دستور داده مى‌شود تا وارد آتش [دوزخ] شود .

.

۵۶۳۲.امام زين العابدين عليه السلام : عنه عليه السلام : أيُّما رَجُلٍ مِن شيعَتِنا أتى رَجُلاً مِن إخوانِهِ ، فَاستَعانَ بِهِ في حاجَتِهِ فَلَم يُعِنهُ وهُوَ يَقدِرُ ، إلَا ابتَلاهُ اللّه‌ُ بِأَن يَقضِيَ حَوائِجَ غَيرِهِ مِن أعدائِنا ، يُعَذِّبُهُ اللّه‌ُ عَلَيها يَومَ القِيامَةِ . (1)۱۰ / ۶۵تَزيينُ المَرأَةِ لِغَيرِ زَوجِها۵۶۳۳.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : نَهى رَسوُل اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله . . . أن تَتَزَيَّنَ [أيِ المَرأَةُ] لِغَيرِ زَوجِها ، فَإِن فَعَلَت كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ عز و جل أن يُحرِقَها بِالنّارِ . (2)۱۰ / ۶۶تَتَبُّعُ عَوراتِ النّاسِ۵۶۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از دعايش براى حفاظت از حوادث ناگوار ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ اطَّلَعَ في بَيتِ جارِهِ فَنَظَرَ إلى عَورَةِ رَجُلٍ أو شَعرِ إمرَأَةٍ أو شَيءٍ مِن جَسَدِها ، كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ أن يُدخِلَهُ النّارَ مَعَ المُنافِقينَ الَّذينَ كانوا يَتَّبِعونَ عَوراتِ النّاسِ فِي الدُّنيا ، ولا يَخرُجُ مِنَ الدُّنيا حَتّى يَفضَحَهُ اللّه‌ُ و يُبدِيَ لِلنّاسِ عَورَتَهُ فِي الآخِرَةِ . (3).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۶۶ ح ۲ ، ثواب الأعمال : ص ۲۹۷ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۲۹۸ كلّها عن أبي بصير ، عدّة الداعي : ص ۱۷۷ ، أعلام الدين : ص ۴۰۵ كلاهما عن إسماعيل بن عمّار ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۸۱ ح ۲۱ .

2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۶ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۰۹ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۰۸ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۷ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۴۳ ح ۱۳ .

3) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۲ ح ۱ عن أبي هريرة و عبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۲ عن عبد اللّه بن عبّاس ، جامع الأخبار : ص ۲۴۵ ح ۶۲۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۱ ح ۳۰ ؛ المعجم الأوسط : ج ۶ ص ۲۹۵ ح ۶۴۵۶ عن أبي هريرة وفيه صدره إلى «يدخله النار» .

۱۰ / ۶۵ آرايش زن براى مرد بيگانه
۱۰ / ۶۶ دنبال عيب مردم بودن

۵۶۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى جوشن كبير ـ ) امام صادق عليه السلام : هر يك از شيعيان كه نزد يكى ديگر از برادرانش برود و از او براى تأمين نيازش از وى كمك بخواهد و او در حالى كه مى‌تواند كمك كند ، كمك نكند ، خداوند ، او را به برآوردن نيازهاى دشمنان ما مبتلا مى‌كند و خداوند ، او را به خاطر آن در قيامت ، كيفر مى‌دهد .۱۰ / ۶۵آرايش زن براى مرد بيگانه۵۶۳۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ في يَومِ الجُمُعَةِ لِلأَمانِ م ) امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ... از آرايش زن براى غير شوهرش منع فرمود و اگر زنى چنين كند ، بر خداست كه او را با آتش بسوزانَد .۱۰ / ۶۶دنبال عيب مردم بودن۵۶۲۸.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به خانه همسايه سَرَك بكِشد و به عورت مرد يا موى زنى يا به ديگر جاهاى بدن او نگاه كند ، بر خداست كه او را با منافقانى كه در دنيا به دنبال عيب مردم بودند ، وارد آتش [دوزخ ]كند . چنين كسى از دنيا بيرون نمى‌رود ، مگر خداوند ، رسوايش كند و در آخرت هم عيبش را بر ملا مى‌سازد .

.

۱۰ / ۶۷اليَمينُ الفاجِرَةُ۵۶۲۵.امام صادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : كَيفَ يَسلَمُ مِن عَذابِ اللّه‌ِ المُتَسَرِّعُ إلَى اليَمينِ الفاجِرَةِ ؟! (1)۱۰ / ۶۸قَطعُ الرَّحِمِ۵۶۲۵.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ الرَّحِمَ لَها لِسانٌ يَومَ القِيامَةِ ذَلقٌ ، تَقولُ : يا رَبِّ ! صِل مَن وَصَلَني ، وَاقطَع مَن قَطَعَني . فَالرَّجُلُ لَيُرى بِسَبيلِ خَيرٍ إذا أتَتهُ الرَّحِمُ الَّتي قَطعَها فَتَهوي بِهِ إلى أسفَلِ قَعرٍ فِي النّارِ . (2)۱۰ / ۶۹هِجرانُ الإِخوانِ۵۶۲۲.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش بعد از نماز شب ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن هَجَرَ أخاهُ فَوقَ ثَلاثٍ فَهُوَ فِي النّارِ ، إلّا أن يَتَدارَكَهُ اللّه‌ُ بِكَرامَتِهِ . (3)۵۶۲۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَن قَومِ صالِحٍ عليه السلام : هَل ) الإمام عليّ عليه السلام : نَهى رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله . . . عَنِ الهِجرانِ ، فَمَن كانَ لابُدَّ فاعِلاً فَلا يَهجُر أخاهُ أكثَرَ مِن ثَلاثَةِ أيّامٍ ، فَمَن كانَ مُهاجِرا لِأَخيهِ أكثَرَ مِن ذلِكَ كانَتِ النّارُ أولى بِهِ . (4).


1) .غرر الحكم : ح ۶۹۸۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۸۴ ح ۶۴۹۰ وفيه «عذاب القبر» بدل «عذاب اللّه» .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۱۵۶ ح ۲۹ عن الوصّافي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۱۳۰ ح ۹۶ .

3) .المعجم الكبير : ج ۱۸ ص ۳۱۵ ح ۸۱۵ ، المصنف لابن أبي شيبة : ج ۶ ص ۹۵ ح ۴ وفيه «بتوبة» بدل «بكرامته» وكلاهما عن فضالة بن عبيد ، كنز العمّال : ج ۹ ص ۴۷ ح ۲۴۸۶۸ .

4) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۰ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۹ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۱۸۸ ح ۸ .

۱۰ / ۶۷ سوگند ناروا
۱۰ / ۶۸ قطع رابطه با خويشاوندان
۱۰ / ۶۹ قهر با برادران

۱۰ / ۶۷سوگند ناروا۵۶۲۰.امام على عليه السلام : امام على عليه السلام : آن كه به شتاب ، سوگند ناروا مى‌خورَد ، چگونه از عذاب خدا در امان مى‌مانَد؟!۱۰ / ۶۸قطع رابطه با خويشاوندان۵۶۱۷.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خويشاوندى ، در قيامت ، زبانى گوياست كه مى‌گويد : «پروردگارا! هر كسى كه با من پيوند داشته ، با او پيوند داشته باش و هر كسى كه با من قطعِ پيوند كرده ، با او قطعِ رابطه كن» . پس به شخص ، راه خوبى نشان داده مى‌شود ، تا اين كه خويشاوندى‌اى را كه آن شخص بُريده ، نزدش مى‌آيد و او را به قعر آتش [دوزخ] ، پرتاب مى‌كند .۱۰ / ۶۹قهر با برادران۵۶۱۹.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في دُعاءِ اليَومِ الرّابِعِ مِنَ الشَّهرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس بيش از سه روز با برادرش قهر كند ، در آتش [دوزخ ]است ، مگر اين كه خداوند با بزرگوارى خود ، آن را جبران كند .۵۶۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ... از قهر با برادران ، نهى كرده است و [فرموده كه ]اگر ناچار به آن شد ، بيشتر از سه روز نباشد . اگر كسى بيش از سه روز با برادرش قهر كند ، آتش [دوزخ] برايش سزاوارتر است .

.

۱۰ / ۷۰عَدَمُ حِفظِ اللِّسانِ۵۶۱۵.امام كاظم عليه السلام ( ـ از دعايش درباره گسترش روزى ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ العَبدَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ مِن سَخَطَ اللّه‌ِ لا يُلقي لَها بالاً ، يَهوي بِها في جَهَنَّمَ . (1)۵۶۱۴.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ لا يَرى بِها بَأسا ، يَهوي بِها سَبعينَ خَريفا فِي النّارِ . (2)۵۶۱۳.البلد الأمين ( ـ در دعاى ادريس عليه السلام ـ ) الكافي عن قيس أبي إسماعيل رفعه : جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أوصِني . فَقالَ[ صلى الله عليه و آله ] : اِحفَظ لِسانَكَ . قالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أوصِنيِ . قالَ[ صلى الله عليه و آله ] : اِحفَظ لِسانَكَ . قالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أوصِني . قالَ[ صلى الله عليه و آله ] : اِحفَظ لِسانَكَ . وَيحَكَ ! وهَل يَكُبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهِم فِي النّارِ إلّا حَصائِدُ ألسِنَتِهِم؟! (3)۵۶۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : بِاللِّسانِ كُبَّ أهلُ النّارِ فِي النّارِ . (4)۵۶۱۵.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ من دُعائِهِ لِسَعَةِ الرِّزقِ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : ما مِن يَومٍ إلّا وكُلُّ عُضوٍ مِن أعضاءِ الجَسَدِ يُكفِّرُ اللِّسانَ ، يَقولُ : نَشَدتُكَ اللّه‌َ أن نُعَذَّبَ فيكَ ! (5).


1) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۷۷ ح ۶۱۱۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۱ ح ۸۴۱۹ كلاهما عن أبي هريرة ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۲۴۸ عن أبي اُمامة نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۲ ح ۷۸۵۹ .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۵۵۷ ح ۲۳۱۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۱۳ ح ۳۹۷۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۰ ح ۷۲۱۹ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۵۲ ح ۷۸۵۸ .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۱۴ ، تحف العقول : ص ۵۶ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۰۳ ح ۷۸ .

4) .الخصال : ص ۶۳۵ ح ۱۰ عن أبي بصير و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۱۱۳ ح ۱ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۰۲ ح ۷۶ .

۱۰ / ۷۰ مهار نكردن زبان

۱۰ / ۷۰مهار نكردن زبان۵۶۱۲.امام كاظم عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده ، سخنى را كه ناخشنود كننده خداوند است ، مى‌گويد و به آن توجّه ندارد ، حال آن كه با آن ، در جهنّم سقوط مى‌كند .۵۶۱۱.امام صادق عليه السلام ( ـ در توصيف خداوند ارجمندِ والا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردى ، سخنى بر زبان مى‌راند كه اشكالى در آن نمى‌بيند ، در حالى كه با آن ، به مدّت هفتاد سال ، در جهنّم ، سقوط مى‌كند .۵۶۱۰.امام حسين عليه السلام ( ـ در دعايش در روز عرفه ـ ) الكافى ـ به نقل از ابو اسماعيل قيس كه سند حديث را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى‌رساند ـ : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى پيامبر خدا! به من ، سفارشى كن .

فرمود : «زبانت را حفظ كن» .

[دوباره] گفت : اى پيامبر خدا! به من ، سفارشى كن .

فرمود : «زبانت را حفظ كن» .

[باز] گفت : اى پيامبر خدا! به من ، سفارشى كن .

فرمود : «زبانت را حفظ كن . واى بر تو! آيا مردم را جز محصول زبان‌هايشان ، بر بينى‌شان در آتش مى‌افكند؟!» .۵۶۰۹.امام على عليه السلام : امام على عليه السلام : به خاطر زبان ، دوزخيان در دوزخ ، انداخته مى‌شوند .۵۶۰۸.امام على عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) امام صادق عليه السلام : هيچ عضوى از بدن نيست ، مگر اين كه هر روز ، در برابر زبان ، سرِ تعظيم فرود مى‌آورد و مى‌گويد : «تو را به خدا سوگند مى‌دهم [كه خودت را نگه دار] تا به خاطر تو ، عذاب نشويم» .

.

۱۰ / ۷۱اِستِماعُ الغِناءِ۵۶۱۰.الإمام الحسين عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ يَومَ عَرَفَةَ ـ ) الكافي عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام ، قالَ سَمِعتُهُ يَقولُ : الغِناءُ مِمّا وَعَدَ اللّه‌ُ عز و جلعَلَيهِ النّارَ . وتَلا هذِهِ الآيَة : «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُوْلَـائِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ» (1). (2)۱۰ / ۷۲السُّؤالُ بِغَيرِ حاجَةٍ۵۶۰۷.امام على عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : ما مِن عَبدٍ يَسأَلُ مِن غَيرِ حاجَةٍ ، فَيَموتُ ، حَتّى يُحوِجَهُ اللّه‌ُ إلَيها ويُثبِتُ اللّه‌ُ لَهُ بِهَا النّارَ . (3)۱۰ / ۷۳تَركُ العَمَلِ بِالعِلمِ۵۶۰۷.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَطَّلِعُ قَومٌ مِن أهلِ الجَنَّةِ إلى قَومٍ مِن أهلِ النّارِ ، فَيَقولونَ : ما أدخَلَكُمُ النّارَ ! وإنّما دَخَلنَا الجَنَّةَ بِفَضلِ تَأديبِكُم وتَعليمِكُم؟ فَيَقولونَ : إنّا كُنّا نُأمُرُكُم بِالخَيرِ ولا نَفعَلُهُ . (4).


1) .لقمان : ۶ .

2) .الكافي : ج ۶ ص ۴۳۱ ح ۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۵۸ ح ۵۰۹۲ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۸۱ ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۲۴۶ ح ۲۳ .

3) .الكافي ج ۴ ص ۱۹ ح ۳ ، ثواب الأعمال : ص ۳۲۵ ح ۱ كلاهما عن مالك بن حصين السكوني ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۷۰ ح ۱۷۵۴ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۹۶ ح ۹۲۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۵۴ ح ۲۱ .

4) .الأمالي للطوسي : ص ۵۲۷ ح ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۶۴ ح ۲۶۶۱ ، أعلام الدين : ص ۱۹۰ كلّها عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۷۶ ح ۳ .

۱۰ / ۷۱ گوش دادن به غِنا
۱۰ / ۷۲ درخواست بدون نياز
۱۰ / ۷۳ عمل نكردن به دانش

۱۰ / ۷۱گوش دادن به غِنا۵۶۰۴.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو ذر ، از پيامبر صلى الله عليه و آل ) الكافى ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : شنيدم كه امام باقر عليه السلام مى‌فرمود : «غِنا ، از چيزهايى است كه خداى عز و جلبراى آن ، وعده آتش [دوزخ] داده است» .

سپس ، اين آيه را تلاوت فرمود : «و برخى از مردمان ، كسانى هستند كه سخنِ بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بدون داشتن دانش ، از راه خدا ، گم‌راه كنند و آن را به ريشخند گيرند . آنان ، برايشان عذابى ذلّتبار است» .۱۰ / ۷۲درخواست بدون نياز۵۶۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى جوشن كبير ـ ) امام صادق عليه السلام : هر كس بدون نياز ، درخواست كند ، نمى‌ميرد ، مگر اين كه خداوند ، او را به آن محتاج نمايد و آتش [دوزخ] را برايش قطعى كند .۱۰ / ۷۳عمل نكردن به دانش۵۶۰۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصفِ اللّه ِ تَعالى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى از بهشتيان ، به گروهى از دوزخيان مى‌نگرند و مى‌گويند: چه چيزى موجب شد كه به آتش در آييد ، در حالى كه ما به لطفِ تعليم و تربيت شما ، وارد بهشت شديم؟

آن دوزخيان مى‌گويند: [علّتش اين است كه] ما ، شما را به كارهاى خوب توصيه مى‌كرديم ؛ ولى خودمان ، آنها را انجام نمى‌داديم .

.

۵۶۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : يُجاءُ بِالرَّجُلِ يَومَ القيامَةِ فَيُلقى فِي النّارِ ، فَتَندَلِقُ أقتابُهُ (1)فِي النّارِ ، فَيَدورُ كَما يَدورُ الحِمارُ بِرَحاهُ ، فَيَجتَمِعُ أهلُ النّارِ عَلَيهِ ، فَيَقولونَ : أي فُلانُ ، ما شَأنُكَ؟ ألَيسَ كُنتَ تَأمُرُنا بِالمَعروفِ وتَنهانا عَنِ المُنكَرِ؟! قالَ : كُنتُ آمُرُكُم بِالمَعروفِ ولا آتيهِ ، وأنهاكُم عَنِ المُنكَرِ وآتيهِ . (2)۵۶۰۰.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبدا إلَى اللّه‌ِ ، فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ فَأَطاعَ اللّه‌َ ، فَأَدخَلَهُ اللّه‌ُ الجَنَّةَ وأدخَلَ الدّاعِيَ النّارَ بِتَركِهِ عِلمَهُ وَاتِّباعِهِ الهَوى وطولِ الأَمَلِ . أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الحَقِّ ، وطولُ الأَمَلِ يُنسِي الآخِرَةَ . (3)۵۵۹۹.امام صادق عليه السلام ( ـ در بيان سپاه خرد ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ لِكُلِّ قَولٍ مِصداقا مِن عَمَلٍ يُصَدِّقُهُ أو يُكَذِّبُهُ ، فَإِذا قالَ ابنُ آدَمَ وصَدَّقَ قَولَهُ بِعَمَلِهِ رُفِعَ قَولُهُ بِعَمَلِهِ إلَى اللّه‌ِ ، وإذا قالَ وخالَفَ قَولُهُ عَمَلَهُ رُدَّ قَولُهُ عَلى عَمَلِهِ الخَبيثِ وهَوى بِهِ فِي النّارِ . (4)۱۰ / ۷۴تِلكَ الأَعمالُالكتاب«كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إلَّا أَصْحَـبَ الْيَمِينِ * فِى جَنَّـتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَـانَا الْيَقِينُ » . (5)

.


1) .تَندَلِقُ أقتابُهُ : يُريدُ خُروجَ أمعائِهِ مِن جَوفِهِ (النهاية : ج ۲ ص ۱۳۰ «دلق») .

2) .صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۹۱ ح ۳۰۹۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۸۳ ح ۲۱۸۴۳ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۶۲ ح ۲۰۲۰۹ كلّها عن اُسامة ، كنز العمّال : ج ۱۰ ص ۱۹۴ ح ۲۹۰۲۳ .

3) .الكافي : ج ۱ ص ۴۴ ح ۱ ، الخصال : ص ۵۱ ح ۶۳ نحوه وكلاهما عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام ، منية المريد : ص ۱۴۶ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، عدّة الداعي : ص ۶۷ وليس فيه ذيله من «وطول الأمل» في الموضع الأوّل ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۲ .

4) .تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۰۸ عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۶۴ ح ۱۰ .

5) .المدّثّر : ۳۸ ـ ۴۷ .

۱۰ / ۷۴ اين كارها

۳۱۴۲.الإمام المهديّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، مردى را مى‌آورند و در آتش مى‌اندازند . پس روده‌هايش در آتش مى‌ريزد، و خودش مانند الاغى كه بر گِرد آسياب مى‌چرخد، [در فضاى جهنّم] به چرخش در مى‌آيد. دوزخيان ، بر گِرد او جمع مى‌شوند و مى‌گويند: فلانى! تو را چه شده است؟ مگر تو نبودى كه ما را به خوبى دعوت مى‌كردى و از بدى ، بازمان مى‌داشتى ؟!

او مى‌گويد: من ، شما را به خوبى دعوت مى‌كردم ؛ ولى خودم آن را به كار نمى‌بستم، و شما را از بدى باز مى‌داشتم ؛ امّا خودم آن را انجام مى‌دادم.۳۱۴۱.مصباح المتهجّد : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پشيمان‌ترين و پُرافسوس‌ترينِ دوزخيان ، مردى است كه بنده‌اى را به سوى خدا فرا خوانده است و او دعوتش را پاسخ گفته و از او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده است و خداوند نيز وى را به بهشت در آورده ؛ ولى آن دعوتگر را به سبب عمل نكردن به علمش و پيروى كردنش از هواى نفس و داشتن آرزوى دراز، به آتش در آورده است ؛ زيرا پيروى كردن از هواى نفس ، از حق ، باز مى‌دارد و آرزوى دراز ، آخرت را از ياد مى‌بَرَد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى هر گفتارى ، مصداقى از كردار است كه آن گفتار را تصديق يا تكذيب مى‌كند. پس هر گاه آدمى سخنى بگويد و سخنش را با كردارش تصديق كند ، آن گفتار او به وسيله كردارش به درگاه خدا ، بالا مى‌رود، و هر گاه سخنى بگويد و گفتار او بر خلاف كردارش باشد ، آن گفتار او به كردار زشتش باز گردانده مى‌شود و او را در آتش مى‌افكند .۱۰ / ۷۴و اين كارهاقرآن«هر كس ، در گرو دستاورد خويش است ، بجز ياران دستِ راست كه در ميان باغ‌ها از يكديگر مى‌پرسند ، در باره مجرمان كه : «چه چيز ، شما را در دوزخ ، در آورد؟» . مى‌گويند: «از نمازگزاران نبوديم و بينوايان را اِطعام نمى‌كرديم و با هرزه‌درايان ، هرزه‌درايى مى‌كرديم . و روز جزا را دروغ مى‌شمرديم ، تا مرگ ما در رسيد» .

.

الحديث۲۸۸۵.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن قالَ : «إنّي فِي الجَنَّةِ» فَهُوَ فِي النّارِ . (1)۲۸۸۶.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِوَلَدِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَ ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ النَّميمَةَ وَالحِقدَ فِي النّارِ ، لا يَجتَمِعانِ في قَلبِ مُسلِمٍ . (2)۲۸۸۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : صِنفانِ مِن أهلِ النّارِ لَم أرَهُما ؛ قَومٌ مَعَهُم سياطٌ كَأَذنابِ البَقَرِ يَضرِبونَ بِهَا النّاسَ ، ونِساءٌ كاسياتٌ عارياتٌ مُميلاتٌ مائِلاتٌ ، رُؤوسُهُنَّ كَأَسنِمَةِ البُختِ (3)المائِلَةِ ، لا يَدخُلنَ الجَنَّةَ ولا يَجِدنَ ريحَها ، وإنَّ ريحَها لَيوجَدُ مِن مَسيرَةِ كَذا وكَذا . (4)۲۸۸۸.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن ضَمِنَ وَصِيَّةَ المَيِّتِ ثُمَّ عَجَزَ عَنها بِغَيرِ عُذرٍ ، لا يُقبَلُ مِنهُ صَرفٌ ولا عَدلٌ ، ولَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ ، ويُصبِحُ ويُمسي في سَخَطِ اللّه‌ِ ، وكُلَّما قالَ : «يا رَبِّ» نَزَلَت عَلَيهِ اللَّعنَةُ ، وكَتَبَ اللّه‌ُ ثَوابَ حَسَناتِهِ كُلَّها لِذلِكَ المَيِّتِ ، فَإِن ماتَ عَلى حالِهِ دَخَلَ النّارَ . (5)۲۸۸۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ المَكرَ وَالخَديعَةَ وَالخِيانَةَ فِي النّارِ . (6).


1) .الجعفريات : ص ۱۹۲ ، النوادر للراوندي : ص ۱۰۷ ح ۸۶ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، مشكاة الأنوار : ص ۵۷۹ ح ۱۹۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۳۹۸ ح ۷۰ .

2) .المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۵۴ ح ۴۶۵۳ عن ابن عمر ، الفردوس : ج ۴ ص ۳۰۷ ح ۶۸۹۹ عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۲۳ ح ۴۳۷۶۸ .

3) .البُختُ : هي جِمالٌ طِوالُ الأعناقِ (النهاية : ج ۱ ص ۱۰۱ «بخت») .

4) .صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۸۰ ح ۱۲۵ و ج ۴ ص ۲۱۹۲ ح ۵۲ ، السنن الكبرى : ج ۲ ص ۳۳۱ ح ۳۲۶۰ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۲۲۴ ح ۱۸۱۱ و ج ۶ ص ۸۰ ح ۵۸۵۴ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۶۷ ح ۷۸۰۱ ، تفسير القرطبي : ج ۱۲ ص ۳۱۰ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۸۳ ح ۴۵۰۱۳ .

5) .جامع الأخبار : ص ۴۴۹ ح ۱۲۶۲ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۹۶ ح ۱۱ .

6) .ثواب الأعمال : ص ۳۲۰ ح ۳ عن زاذان عن الإمام عليّ عليه السلام ، الجعفريّات : ص ۱۷۱ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأحاديث للقمّي : ص ۱۱۶ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۴۴ ح ۴۱۳ عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله عن جبرئيل عليه السلام وليس فيه «والخيانة» ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۱۰ ح ۱۷ ؛ المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۵۰ ح ۸۷۹۵ عن أنس ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۳۶۷ ح ۶۹۷۸ عن أبي هريرة وليس فيه «والخيانة» ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۴۵ ح ۷۸۲۰ .

حديث۲۸۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه بگويد : «من در بهشت هستم» ، در آتش است.۲۸۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن‌چينى و كينه‌توزى ، در آتش‌اند . اين دو ، در دلِ هيچ مسلمانى جاى نمى‌گيرند.۲۸۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو دسته از اهل آتش‌اند كه من ، [هنوز] آنها را نديده‌ام [و در آينده ، خواهند آمد] : عدّه‌اى كه تازيانه‌هايى مانند دُم گاو دارند و با آنها ، مردم را مى‌زنند ؛ و زنانى كه پوشيده‌اند و در عين حال ، برهنه‌اند، منحرف كننده‌اند و خود ، منحرف‌اند (1)و سرهايشان ، همچون كوهان‌هاى شتر خراسانى ، فروهِشته است. اينان ، به بهشت نمى‌روند و بوى آن را كه از فاصله‌اى چنين و چنان (بسيار دور) به مشام مى‌رسد، استشمام نمى‌كنند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس [به كار بستنِ] وصيّت متوفّايى را بر عهده بگيرد و سپس بدون عذرى، از اجراى آن سر باز بزند، هيچ توبه و فديه‌اى از او پذيرفته نمى‌شود و همه فرشتگان ميان آسمان و زمين ، لعنتش مى‌كنند و روز و شب ، مورد خشم خدا خواهد بود و هر گاه «يا ربّ» بگويد ، لعنت بر او فرود مى‌آيد و خداوند ، پاداش همه كارهاى نيكش را براى آن متوفّا مى‌نويسد، و اگر در همان حال بميرد، به آتش در مى‌آيد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نيرنگ و فريب و خيانت ، در آتش‌اند . .


1) .واژه «مائلات» كه در متن عربى حديث آمده ، به معناى زنانى است كه با ناز و كرشمه ، راه مى‌روند و دل مردان را مى‌رُبايند ، يا به معناى زنانى است كه روسرى و مقنعه خود را كج مى‌كنند و تا نيمه سر را مى‌پوشانند ، يا به اين معناست كه بَزَك كرده ، با زر و زيور بيرون مى‌آيند و خود را به نمايش مى‌گذارند. واژه «مميلات» ، يعنى زنانى كه به ديگر زنان ياد مى‌دهند كه [در بدحجابى] مانند آنها رفتار كنند ، يا به اين معناست كه با تبختر و كرشمه ، راه مى‌روند. همچنين ، بنا به قولى: «مائلات» ، يعنى زنانى كه مانند بدكاره‌ها، موهاى خود را شانه و آرايش مى‌كنند و «مميلات» ، زنانى هستند كه ديگران را اين گونه آرايش و بَزَك مى‌كنند (لسان العرب : ذيل «مائلات») .

عنه صلى الله عليه و آله : النَّميمَةُ وَالشَّتيمَةُ وَالحَمِيَّةُ فِي النّارِ ، ولا يَجتَمِعن في صَدرِ مُؤمِنٍ . (1)الإمام عليّ عليه السلام : المَكرُ وَالخَديعَةُ وَالغَدرُ فِي النّارِ . (2)عنه عليه السلام : لَولا أنَّ المَكرَ وَالخَديعَةَ فِي النّارِ لَكُنتُ أمكَرَ النّاسِ . (3)الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ الشَّكَّ وَالمَعصِيَةَ فِي النّارِ ، لَيسا مِنّا ولا إلَينا . (4)عنه عليه السلام : مَن وَعَظَهُ اللّه‌ُ بِخَيرٍ فَقَبِلَ بِالبُشرى فَلَهُ البُشرى ، ومَن لَم يَقبَل فَالنّارُ لَهُ أحرى . (5)الاُصول الستّة عشر عن زيد النرسي عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : سَأَلَهُ بَعضُ أصحابِنا عَن طَلَبِ الصَّيدِ وقالَ لَهُ : إنّي رَجُلٌ ألَهو بِطَلَبِ الصَّيدِ وضَربِ الصَّوالِجِ (6)، وألَهو بِلَعِبِ الشِّطرَنجِ . قالَ : فَقالَ أبو عَبدِ اللّه‌ِ عليه السلام . . . وأمّا ضَربُكَ بِالصَّوالِجِ ، فَإِنَّ الشَّيطانَ مَعَكَ يَركُضُ وَالمَلائِكَةَ تَنفِرُ عَنكَ ، وإن أصابَكَ شَيءٌ لَم تُؤجَر ، ومَن عَثَرَ بِهِ دابَّتُهُ فَماتَ دَخَلَ النّارُ . (7).


1) .المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۳۴۱ ح ۱۳۶۱۵ عن عبد اللّه بن عمر ، الفردوس : ج ۴ ص ۳۰۷ ح ۶۸۹۹ عن عبد اللّه بن عمرو ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۶۵۵ ح ۸۳۵۲ .

2) .الاختصاص : ص ۱۵۰ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۵۰ ح ۱۹۴ عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله عن جبرئيل عليه السلام ، تحف العقول : ص ۱۵۴ وليس فيهما «والغدر» ، بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۱۰۵ ح ۱۱۷ ؛ مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۳۰۴ ح ۲۳۳۶ ، مسند إسحاق بن راهويه : ج ۱ ص ۳۷۰ ح ۳۸۱ كلاهما عن أبي هريرة عنه صلى الله عليه و آله ، مسند الشهاب : ج ۱ ص ۱۷۵ ح ۲۵۴ عن عبد اللّه عنه صلى الله عليه و آله وليس فيها «والغدر» .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۳۳۶ ح ۱ ، ثواب الأعمال : ص ۳۲۰ ح ۲ ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۰۹ ح ۱۶ وراجع : عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۵۰ ح ۱۹۴ و المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۵۰ ح ۸۷۹۵ .

4) .الكافي : ج ۲ ص ۴۰۰ ح ۵ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۵۷۳ ح ۴۹۵۹ ، ثواب الأعمال : ص ۳۰۸ ح ۱ كلّها عن بكر بن محمّد الأزدي ، المحاسن : ج ۱ ص ۳۸۸ ح ۸۶۳ ، قرب الإسناد : ص ۳۵ ح ۱۱۲ كلاهما عن بكر بن محمّد الأزدي عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۷۰ ص ۵۴ ح ۲۱ .

5) .كنز الفوائد : ج ۱ ص ۳۵۱ عن جعفر بن قرظ ، بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۳۲۸ ح ۲۶ .

6) .الصَّولَجانُ : عصا يُعطَفُ طَرَفُها يُضرَبُ بِها الكُرَةُ على الدوابِّ (لسان العرب : ج ۲ ص ۳۱۰ «صلج») .

7) .الاُصول الستة عشر : ص ۱۹۸ ح ۱۷۲ ، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : ص ۲۸۴ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۵۶ ح ۲۲ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن‌چينى و دشنامگويى و تعصّب ، در آتش‌اند . اينها در سينه هيچ مؤمنى جاى نمى‌گيرند. امام على عليه السلام : نيرنگ و فريب و پيمان‌شكنى ، در آتش‌اند.۳۱۴۰.مصباح المتهجّد عن أبي محمّد عبد اللّه بن محمّد ال امام على عليه السلام : اگر نبود كه نيرنگ و فريب در آتش‌اند، بى گمان ، نيرنگبازترينِ مردم بودم.۳۱۳۹.الإمام العسكري عليه السلام : امام صادق عليه السلام : شك و نافرمانى [از خدا] ، در آتش‌اند . اين دو ، از ما نيستند و به ما راه ندارند.۳۱۳۸.عنه عليه السلام ( ـ فِي الزِّيارَةِ الجامِعَةِ ـ ) امام صادق عليه السلام : كسى كه خداوند ، او را پندى نيكو دهد و او شادمانه بپذيرد ، خوشا به حالش ! و كسى كه نپذيرد، آتش براى او سزاوارتر است.۳۱۳۷.الإمام الهادي عليه السلام : الاُصول الستّة عشر ـ به نقل از زيد نَرْسى ـ : يكى از شيعيان ، از امام صادق عليه السلام در باره شكار پرسيد و گفت : من سرگرمى‌ام ، شكار و چوگان زدن و شطرنج‌بازى است .

امام صادق عليه السلام فرمود: «... تو را چه به چوگان زدن؛ چرا كه [وقتى در چوگانگاه مى‌دَوى ،] شيطان ، با تو مى‌دَوَد و فرشتگان ، از تو مى‌گريزند، و اگر [در آن حال ]آسيبى به تو برسد ، اجرى نخواهى داشت و كسى كه [در ميدان بازى چوگان] از اسب به زير بيفتد و بميرد ، به آتش [دوزخ ]مى‌رود» . .

۳۱۳۶.الإمام الجواد عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ مِن خَلائِقِ أهلِ النّارِ : الكِبرُ ، وَالعُجبُ ، وسوءُ الخُلُقِ . (1)۳۱۳۵.قرب الإسناد عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يُحجَبونَ عَلَى النّارِ : المَنّانُ ، وعاقُّ والِدِهِ ، ومُدمِنُ الخَمرِ . (2)۳۱۳۴.الإمام الرضا عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ يَدخُلونَ النّارَ : رَجُلٌ قاتَلَ لِلدُّنيا ، وعالِمٌ أرادَ أن يُذكَرَ لا يَحتَسِبُ عِلمَهُ ، ورَجُلٌ وُسِّعَ عَلَيهِ فَجادَ بِهِ فِي الثَّناءِ وذِكرِ الدُّنيا . (3)۳۱۳۳.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : تُكَلِّمُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ ثَلاثَةً : أميرا ، وقارِئا ، وذا ثَروَةٍ مِنَ المالِ ؛ فَتَقولُ لِلأَميرِ : يا مَن وَهَبَ اللّه‌ُ لَهُ سُلطاناً فَلَم يَعدِل ! فَتَزدَرِدُهُ (4)كَما يَزدَرِدُ الطَّيرُ حَبَّ السِّمسِمِ . وتَقولُ لِلقارِىِ?: يا مَن تَزَيَّنَ لِلنّاسِ وبارَزَ اللّه‌َ بِالمَعاصي ! فَتَزدَرِدُهُ . وتَقولُ لِلغَنِىِّ : يا مَن وَهَبَ اللّه‌ُ لَهُ دُنيا كَثيرَةً واسِعَةً فَيضا ، وسَأَلَهُ الحَقيرُ اليَسيرَ قَرضا ، فَأَبى إلّا بُخلاً ! فَتَزدَرِدُهُ . (5)۳۱۳۲.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ ولا يَنظُرُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : شَيخٌ زانٍ ، ومَلِكٌ جَبّارٌ ، ومُقِلٌّ مُختالٌ . (6)۳۱۳۱.الإمام الكاظم عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : مُعَلِّمُ الكُتّابِ يُكَلِّفُ اليَتيمَ ما لا يُطيقُ ، وسائِلٌ يَسأَلُ وهُوَ مُستَغنٍ عَنِ السُّؤالِ ، ورَجُلٌ قَعَدَ عِندَ

السُّلطانِ يَتَكَلَّمُ بِهَوَى السُّلطانِ . (7).


1) .تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۲۱ .

2) .كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۱ ح ۴۳۸۰۵ نقلاً عن رستة في الإيمان عن أبي هريرة وراجع : الجعفريّات : ص ۱۸۷ و النوادر للراوندي : ص ۹۲ ح ۳۲ .

3) .الفردوس : ج ۲ ص ۱۰۰ ح ۲۵۳۱ عن ابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۸ ح ۴۳۹۳۱ .

4) .زَرِدَ الرجُلُ اللُّقمَةَ : ابتلَعَها ، وازدَرَدَها مثلُه (المصباح المنير : ص ۲۵۲ «زرد») .

5) .الخصال : ص ۱۱۱ ح ۸۴ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۹۲ ص ۱۷۹ ح ۸ .

6) .الكافي : ج ۲ ص ۳۱۱ ح ۱۴ ، ثواب الأعمال : ص ۲۶۵ ح ۱۲ ، الاُصول الستة عشر : ص ۲۷ كلّها عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۲۱ ح ۴۹۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۴۴ ح ۳۹ ؛ صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۰۲ ح ۱۷۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۲۵ ح ۱۰۲۳۱ ، مسند ابن راهويه : ج ۱ ص ۲۴۳ ح ۲۰۱ كلّها عن أبي هريرة وفيهما «كذاب وعائل مستكبر» بدل «جبار ومقل مختال» ، كنز العمال : ج ۱۶ ص ۵۹ ح ۴۳۹۳۵ .

7) .كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۰ ح ۴۳۹۳۸ نقلاً عن الرافعي عن ابن عبّاس .

۳۱۳۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه خصلت ، از خصلت‌هاى دوزخيان است: تكبّر، خودپسندى، و بداخلاقى .۳۱۲۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه دسته‌اند كه چيزى مانع رسيدن آتش به آنها نمى‌شود: سخن‌چين، نافرمانِ از پدر، و باده گسار.۳۱۲۸.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه نفر به آتش مى‌روند : مردى كه براى دنيا بجنگد ؛ عالِمى كه در پىِ نام باشد و دانش او براى خدا نباشد ؛ و مردى كه به او مال و ثروت داده شده است و او ، آن را براى ستوده شدن و كسب آوازه در دنيا ، بذل و بخشش كند.۳۱۲۷.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، آتش با سه نفر سخن مى‌گويد: فرمان‌روا، قارى قرآن، و شخص ثروتمند. به فرمان‌روا مى‌گويد: «اى آن كه خداوند به او حكومت بخشيد ؛ امّا دادگرى نكرد !» . سپس او را مانند دانه كُنجدى كه پرنده مى‌بلعد، فرو مى‌بلعد.

و به قارى قرآن مى‌گويد: «اى آن كه خود را در نظر مردم آراست ؛ امّا با گناهان ، به جنگ خدا رفت !» . سپس ، او را نيز فرو مى‌بلعد.

و به ثروتمند مى‌گويد: «اى آن كه خداوند ، به او دنياى بسيار ، فراخ و سرشارى بخشيد ؛ امّا نادار ، اندكى از او قرض خواست ، ليكن بخل ورزيد و به او نداد !» . آن گاه ، او را هم فرو مى‌بلعد.۳۱۲۶.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه كس‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و به آنها نمى‌نگرد و بر خوبى آنان ، گواهى نمى‌دهد (1)و برايشان عذابى دردناك است : پيرمرد زناكار، پادشاه گردن‌فراز و نادارِ متكبّر.۳۱۲۵.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه دسته‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، به آنان نمى‌نگرد و بر خوبى آنان ، گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است : معلّم مكتب‌خانه‌اى كه به بچّه‌يتيم ، بيش از توانش تكليف دهد ؛ مردى كه نيازى به درخواست از ديگران

ندارد و درخواست كند ؛ و مردى كه نزد سلطان بنشيند و به دلخواه او سخن بگويد . .


1) .عبارت «لايزكّيهم» كه در متن عربى حديث آمده ، يعنى : آنها را از پليدى گناهان ، پاك نمى‌كند ، يا به پاكى نمى‌ستايد و بر پاكى آنها گواهى نمى‌دهد و تأييدشان نمى‌كند.

۳۱۲۴.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : رَجُلٌ عَلى فَضلِ ماءٍ بِالطَّريقِ يَمنَعُ مِنهُ ابنَ السَّبيلِ ، ورَجُلٌ بايَعَ إماما لا يُبايِعُهُ إلّا لِدُنياه ؛ إن أعطاهُ ما يُريدُ وَفى لَهُ وإلّا لَم يَفِ لَهُ ، ورَجُلٌ بايَعَ رَجُلاً بِسِلعَةٍ بَعدَ العَصرِ ، فَحَلَفَ بِاللّه‌ِ لَقَد اُعطِيَ بِها كَذا وكَذا ، فَصَدَّقَهُ ، فَأَخَذَها ولَم يُعطَ بِها . (1)۳۱۲۳.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : اَلمُرخي ذَيلَهُ مِنَ العَظَمَةِ ، وَالمُزَكّي سِلعَتَهُ بِالكَذِبِ ، ورَجُلٌ استَقبَلَكَ بِنورِ صَدرِهِ (2)فَيُواري وقَلبُهُ مُمتَلِى‌ءٌ غِشّا . (3)۳۱۲۲.الإمام الصادق عليه السلام : صحيح مسلم عن أبي ذر عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ ، ولا يَنظُرُ إلَيهِم ، ولا يُزَكّيهِم ، ولَهُم عَذابٌ أليمٌ . قالَ : فَقَرَأَها رسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ثَلاثَ مِرارٍ . قالَ أبوذَرٍّ : خابوا وخَسِروا ! مَن هُم يا رَسولَ اللّه‌ِ؟ قالَ : المُسبِلُ ، وَالمَنّانُ ، وَالمُنَفِّقُ سِلعَتَهُ بِالحَلفِ الكاذِبِ . (4).


1) .صحيح البخاري : ج ۶ ص ۲۶۳۷ ح ۶۷۸۶ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۰۳ ح ۱۷۳ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۷۴۴ ح ۲۲۰۷ و ص ۹۵۸ ح ۲۸۷۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۹ ح ۷۴۴۶ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۹ ح ۴۳۹۳۴ ؛ الخصال : ص ۱۰۷ ح ۷۰ عن أبي هريرة ، مسند زيد : ص ۲۷۵ عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۷ ح ۲۰ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۱۸۵ ح ۲ .

2) .في تفسير العيّاشي : «بودّ صدره» .

3) .مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۲۴۳ ح ۷۲۰ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۱۷۹ ح ۶۹ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۲۱۱ ح ۶ .

4) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۰۲ ح ۱۷۱ ، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۵۷ ح ۴۰۸۷ ، سنن الترمذي : ج ۳ ص ۵۱۶ ح ۱۲۱۱ ، سنن النسائي : ج ۵ ص ۸۱ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۷۴۵ ح ۲۲۰۸ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۳۳ ح ۴۳۸۱۵ ؛ الخصال : ص ۱۸۴ ح ۲۵۳ ، مجمع البيان : ج ۲ ص ۷۷۹ ، تفسير العياشي : ج ۱ ص ۱۷۹ ح ۷۰ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۴۱ ح ۶ .

۳۱۲۱.تهذيب الأحكام عن عبيد اللّه الحلبي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه دسته‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است : مردى كه در راه [عبور مردم ، چاه] آبى داشته باشد و اجازه ندهد كه در راه ماندگان ، از اضافه آن آب (1)، استفاده كنند ؛ و مردى كه با پيشوايى بيعت كند و بيعت او ، جز براى دنيايش نباشد ، به طورى كه اگر آنچه را مى‌خواهد ، به او بدهد ، به بيعتش با او وفا كند ، و گر نه وفا نكند ؛ و مردى كه بعد از ظهر ، كالايى را به مردى بفروشد و سوگند بخورد كه [صبحْ] آن را به فلان و بَهمان مبلغ خريده است ، و خريدار هم قبول كند و كالا را بخرد ، در حالى كه دروغ گفته باشد .۳۱۲۰.جمال الاُسبوع عن حريز : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه دسته‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و بر پاكى آنها گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است : كسى كه از روى تكبّر ، دامن‌كشان راه برود ؛ كسى كه از كالاى خود ، به دروغ ، تعريف كند ؛ و مردى كه در روى تو اظهار يك‌رنگى كند و پشتِ سر ، دلش آكَنده از ناخالصى [نسبت به تو] باشد .۳۱۱۹.عنه عليه السلام : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو ذر ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سه مرتبه فرمود : «سه دسته‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، به آنان نمى‌نگرد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است» .

گفتـ[ـم] ذر گفت: چه نگون‌بخت و زيانكارند! اينان ، چه كسانى هستند ، اى پيامبر خدا؟

فرمود: «آن كه از روى تكبّر ، دامن‌كشان راه برود ؛ آن كه منّت بگذارد ؛ و آن كه كالاى خود را با سوگند دروغ خوردن ، تبليغ كند» . .


1) .يعنى آبِ مازاد بر نياز صاحبِ چاه .

۳۱۱۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ عُنُقٌ مِنَ النّارِ يَتَكَلَّمُ يَقولُ : وُكِّلتُ اليَومَ بِثَلاثَةٍ : بِكُلِّ جَبّارٍ ، وبِمَن جَعَلَ مَعَ اللّه‌ِ إلها آخَرَ ، وبِمَن قَتَلَ نَفسا بِغَيرِ نَفسٍ . فَيَنطَوي عَلَيهِم فَيَقذِفُهُم في غَمَراتِ جَهَنَّمَ . (1)۳۱۱۷.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : تَخرُجُ عُنُقٌ مِنَ النّارِ يَومَ القِيامَةِ ، لَها عَينانِ تُبصِرانِ ، وأُذُنانِ تَسمَعانِ ، ولِسانٌ يَنطِقُ ، يَقولُ : إنّي وُكِّلتُ بِثَلاثَةٍ : بِكُلِّ جَبّارٍ عنيدٍ ، وبِكُلِّ مَن دَعا مَعَ اللّه‌ِ إلها آخَرَ ، وبِالمُصَوِّرينَ . (2)۳۱۱۶.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : المُدخِلُ فينا مَن لَيسَ مِنّا ، وَالمُخرِجُ مِنّا مَن هُوَ مِنّا ، وَالقائِلُ إنَّ لَهُما فِي الإِسلامِ نَصيبا ؛ أعني هذَينِ الصِّنفَينِ . (3)۳۱۱۵.عنه عليه السلام ( ـ في فَضلِ الصَّلاةِ عَلَى النَّبيِّ وآلِهِ عليهم ) الإمام الصادق عليه السلام : ثَلاثٌ إذا كُنَّ فِي الرَّجُلِ فَلا تَحَرَّج أن تَقولَ إنَّهُ في جَهَنَّمَ : الجَفاءُ ، وَالجُبنُ ، وَالبُخلُ . وثَلاثٌ إذا كُنَّ فِي المَرأَةِ فَلا تَحَرَّج أن تَقولَ إنَّها في جَهَنَّمَ : البَذاءُ (4)، وَالخُيَلاءُ (5)، وَالفَجرُ (6). (7)۳۱۱۴.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ يُدخِلُهُمُ اللّه‌ُ النّارَ بِغَيرِ حِسابٍ . . . إمامٌ جائِرٌ ، وتاجِرٌ كَذوبٌ ، وشَيخٌ زانٍ . (8).


1) .مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۸۰ ح ۱۱۳۵۴ ، البعث والنشور : ص ۲۹۴ ح ۵۲۵ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۵۰ ح ۱۱۴۱ ، المصّنف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۵ ح ۲۵ وليس فيها «وبمن قتل نفسا بغير نفس» ، المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۱۰۳ ح ۳۱۸ نحوه وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۶ ح ۴۳۹۶۰ .

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۱ ح ۲۵۷۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۳۵ ح ۸۴۳۸ ، البعث والنشور : ص ۲۹۳ ح ۵۲۴ ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۱۹۰ ح ۶۳۱۷ كلّها عن أبي هريرة .

3) .عيون المعجزات : ص ۷۳ عن أبي خالد كنكر الكابلي ، بحار الأنوار : ج ۴۶ ص ۱۰۳ ح ۹۲ .

4) .البَذَاء : المُباذاة وهي المفاحشة (النهاية : ج ۱ ص ۱۱۰ «بذأ») .

5) .الخُيلاء ـ بالضمّ والكسر ـ : الكِبْر والعُجْب (النهاية : ج ۲ ص ۹۳ «خيل») .

6) .في بحار الأنوار : «والفَخرُ» بدل «والفجر» .

7) .الخصال : ص ۱۵۹ ح ۲۰۴ عن العلاء بن فضيل ، أعلام الدين : ص ۱۳۴ عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه صدره إلى «... والبخل» ، بحار الأنوار : ج ۷۳ ص ۳۰۶ ح ۳۱ وراجع : المحاسن : ج ۱ ص ۲۱۵ ح ۳۹۲ .

8) .الخصال : ص ۸۰ ح ۱ عن عجلان ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۱۲ ح ۴۲۳۷ عن الإمام علي عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۵ ص ۳۳۷ ح ۵ .

۳۱۱۳.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تنوره‌اى از آتش بيرون مى‌آيد و حرف مى‌زند و مى‌گويد: «امروز ، من بر سه كس گماشته شده‌ام: بر هر متكبّرى ؛ بر هر آن كس كه خدايى ديگر را شريك خداوند ، قرار داده است ؛ و بر كسى كه انسانى را بدون آن كه مستحقّ قصاص باشد ، كُشته است» . آن گاه ، بر آنان مى‌پيچد و آنها را در گرداب‌هاى جهنّم ، فرو مى‌افكند .۳۱۱۲.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت ، تنوره‌اى از آتش بيرون مى‌آيد كه داراى دو چشمى است كه مى‌بينند ، و دو گوشى كه مى‌شنوند ، و زبانى كه حرف مى‌زند . مى‌گويد: من ، بر سه كس گماشته شده‌ام: بر هر متكبّرِ سركشى ؛ و بر هر كسى كه خدايى ديگر را شريك خداوند ، قرار داده است ؛ و بر صورتگران .۳۱۱۱.عنه عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : سه كس‌اند كه خداوند ، روز قيامت به آنان نظر نمى‌اندازد و بر پاك بودنشان گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است: آن كه كسى را كه از ما نيست ، در زمره ما در بياورد ؛ آن كه كسى را كه از ماست ، از زمره ما خارج سازد ؛ و آن كه بگويد كه اين دو ، از اسلام ، بهره‌اى دارند (يعنى اين دو دسته [ى پيش گفته]) .۳۱۱۰.الإمام الباقر عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه خصلت است كه هر گاه در مردى وجود داشته باشد ، باك مدار و بگو كه او در جهنّم است: بى‌انصافى ، ترسويى ، و بخل . و سه خصلت است كه هر گاه در زنى وجود داشته باشد ، باك مدار و بگو كه او در جهنّم است: بدزبانى، تكبّر، و هَرزِگى .۳۱۰۹.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه گروه اند كه خداوند ، آنان را بدون حسابرسى به آتش مى‌بَرَد : ...

پيشواى ستمگر ( / منحرف)، تاجر دروغگو، و پيرمرد زناكار. .

۳۱۰۸.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِم يَومَ القيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : مَنِ ادَّعى إمامَةً مِنَ اللّه‌ِ لَيسَت لَهُ ، ومَن جَحَدَ إماما مِنَ اللّه‌ِ ، ومَن زَعَمَ أنَّ لَهُما فِي الإِسلامِ نَصيبا . (1)۳۱۰۷.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : الشَّيخُ الزّاني ، وَالدَّيّوثُ ، وَالمَرأَةُ توطِئُ فِراشَ زَوجِها . (2)۳۱۰۶.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : الدَّيّوثُ مِنَ الرِّجالِ ، وَالفاحِشُ المُتَفَحِّشُ ، وَالَّذي يَسأَلُ النّاسَ وفي يَدِهِ ظَهرُ غِنىً . (3)۳۱۰۵.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ ولا يَنظُرُ إلَيهِم ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ : النّاتِفُ شَيبَهُ ، وَالنّاكِحُ نَفسَهُ ، وَالمَنكوحُ في دُبُرِهِ . (4)۳۱۰۴.عنه عليه السلام : مسند ابن حنبل عن معاذ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ للّه‌ِِ تَبارَكَ وتَعالى عِبادا لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولا يَنظُرُ إلَيهِم . قيلَ لَهُ : مَن اُولئِكَ يا رَسولَ اللّه‌ِ؟ قالَ : مُتَبَرٍّ مِن والِدَيهِ راغِبٌ عَنهُما ، ومُتَبَرٍّ مِن وَلَدِهِ ، ورَجُلٌ أنعَمَ عَلَيهِ قَومٌ فَكَفَرَ نِعمَتَهُم وتَبَرَّأَ مِنهُم . (5).


1) .الكافي : ج ۱ ص ۳۷۴ ح ۱۲ وص ۳۷۳ ح ۴ ، الغيبة للنعماني : ص ۱۱۲ ح ۳ كلّها عن ابن أبي يعفور ، تفسير العياشي : ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۶۴ و ۶۵ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، تحف العقول : ص ۳۲۹ والأربعة الأخيرة نحوه ، الخصال : ص ۱۰۶ ح ۶۹ عن أبي مالك الجهمي ، بحار الأنوار : ج ۷ ص ۲۱۲ ح ۱۱۳ .

2) .الكافي : ج ۵ ص ۵۳۷ ح ۷ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۲۱ ح ۴۹۸۳ ، ثواب الأعمال : ص ۳۱۲ ح ۵ نحوه وكلّها عن محمّد بن مسلم ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۴۴۸ ح ۱۵۷۰ ، وسائل الشيعة : ج ۱۴ ص ۱۷۵ ح ۲۵۵۲۲ .

3) .تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۶۷ عن محمّد الحلبي ، بحار الأنوار : ج ۷۹ ص ۱۱۲ ح ۹ .

4) .الخصال : ص ۱۰۶ ح ۶۸ عن أبي بصير ، روضة الواعظين : ص ۵۲۰ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۰۶ ح ۱ .

5) .مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۳۱۲ ح ۱۵۶۳۶ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۱۹۵ ح ۴۳۷ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۹۶ ح ۷۸۸۷ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۵۱ ح ۴۲۸۹۱ نقلاً عن الخرائطي في مساوئ الأخلاق .

۳۱۰۳.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه نفرند كه خداوند در روز قيامت به آنان نمى‌نگرد و بر خوبىِ آنان ، گواهى نمى‌دهد و برايشان ، عذابى دردناك است: كسى كه ادّعا كند كه پيشواى الهى است و نباشد ؛ كسى كه پيشواى الهى را انكار كند ؛ و كسى كه معتقد باشد كه اين دو كس (مدّعى دروغين و منكر پيشواى الهى) ، بهره‌اى از اسلام دارند.۳۱۰۲.الإمام زين العابدين عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه كس‌اند كه خداوند ، روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و برايشان ، عذابى دردناك است: پيرمرد زناكار، مرد بى‌غيرت، و زنى كه به شوهرش خيانت كند.۳۱۰۱.الإمام الصادق عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه گروه‌اند كه خداوند ، روز قيامت به آنان نمى‌نگرد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و برايشان ، عذابى دردناك است: مردان بى‌غيرت، ناسزاگوىِ بددهن (/ دشنامگوىِ دشنام‌پذير) (1)، و كسى كه بى‌نياز است و با اين حال ، از مردم ، درخواست مى‌كند .۳۱۰۰.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : سه كس‌اند كه خداوند ، در روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و به آنها نمى‌نگرد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و برايشان عذابى دردناك است : كسى كه موى سپيد خود را بچيند ، كسى كه خودارضايى كند، و كسى كه لواط دهد .۳۰۹۹.عنه عليه السلام : مسند ابن حنبل ـ به نقل از معاذ ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «همانا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ بندگانى دارد كه در روز قيامت ، با آنان سخن نمى‌گويد و بر پاكى‌شان گواهى نمى‌دهد و به آنان ، نگاه نمى‌اندازد» .

گفته شد : آنان ، چه كسانى‌اند ، اى پيامبر خدا؟

فرمود: «كسى كه از پدر و مادرش بيزارى بجويد و از آنان ، روى بگردانَد ؛ كسى كه از فرزندش بيزارى بجويد ؛ و مردى كه قومى به او نيكى كنند و او نسبت به آنان ، ناسپاسى كند و از آنها بيزارى بجويد» . .


1) .يعنى :كسى كه باكى ندارد كه به ديگران فحّاشى كند يا فحّاشى بشنود .

۳۰۹۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أكَلَ بِأَخيهِ المُسلِمِ أكلَةً أطعَمَهُ اللّه‌ُ مِثلَها مِن نارٍ ، ومَن لَبَسَ بِأَخيهِ المُسلِمِ ثَوبا ألبَسَهُ اللّه‌ُ ثَوبا مِثلَهُ مِنَ النّارِ ، ومَن قامَ بِأَخيهِ المُسلِمِ رِياءً وسُمعَةً أقامَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ مَقامَ رِياءٍ وسُمعَةٍ . (1)۳۰۹۷.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : ألا وإنَّ الغَدرَ وَالفُجورَ وَالخِيانَةَ فِي النّارِ . (2)۳۰۹۶.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أربَعَةٌ حَقٌّ عَلَى اللّه‌ِ أن لا يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ ولا يُذيقَهُم نَعيمَها : مُدمِنُ الخَمرِ ، وآكِلُ الرِّبا ، وآكِلُ مالِ اليَتيمِ بِغَيرِ حَقٍّ ، وَالعاقُّ لِوالِدَيهِ . (3)۳۰۹۵.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أربَعَةٌ يُصلَبونَ عَلى شَفيرِ جَهَنَّمَ : الجائِرُ في حُكمِهِ ، وَالمُعتَدي عَلى رَعِيَّتِهِ ، وَالمُكَذِّبُ بِالقَدَرِ ، وباغِضُ آلِ مُحَمَّدٍ . (4)۳۰۹۴.الإمام زين العابدين عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى مَن ظَلَمَ أهلَ بَيتي ، وعَلى مَن قاتَلَهُم ، وعَلَى المُعينِ عَلَيهِم ، وعَلى مَن سَبَّهُم ، «أُوْلَـائِكَ لَا خَلَـقَ لَهُمْ فِى الْاخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ » (5). (6)۳۰۹۳.الإمام الحسين عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ يَومَ عَرَفَةَ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : خَمسٌ لَيسَ لَهُنَّ كَفّارَةٌ : الشِّركُ بِاللّه‌ِ عز و جل ، وقَتلُ النَّفسِ بِغَيرِ حَقٍّ ، أو نَهبُ

مُؤمِنٍ ، أوِ الفِرارُ يَومَ الزَّحفِ ، أو يَمينٌ صابِرَةٌ يَقتَطِعُ بِها مالاً بِغَيرِ حَقٍّ . (7).


1) .المصنف لعبد الرزاق : ج ۱۱ ص ۴۵۸ ح ۲۱۰۰۰ ، الزهد لابن المبارك : ص ۲۴۶ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسن ، تاريخ دمشق : ج ۶۳ ص ۵۵ ح ۱۲۹۳۴ ، تهذيب الكمال : ج ۳۰ ص ۴۵۹ كلاهما عن المستورد وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۹۲ ح ۸۰۵۵ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۳۸ ح ۶ عن الأصبغ بن نباتة ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۱۲۹ ح ۳۸ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۳ ح ۲۲۶۰ ، شعب الايمان : ج ۴ ص ۳۹۷ ح ۵۵۳۰ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۶۷ ح ۴۳۹۶۶ .

4) .. ميزان الاعتدال : ج ۴ ص ۱۵۶ ح ۸۶۹۱ عن معمر بن بُرَيْك .

5) .آل عمران : ۷۷ .

6) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۴ ح ۶۵ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۹۹ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۱۶۴ ح ۲۷۲ عن داود بن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كشف الغمّة : ج ۲ ص ۱۵ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۲۲ ح ۱۰ .

7) .مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۸۶ ح ۸۷۴۵ ، مسند الشاميّين : ج ۲ ص ۲۰۰ ح ۱۱۸۴ ، الفردوس : ج ۲ ص ۱۹۷ ح ۲۹۷۷ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۷۹ ح ۴۴۰۰۷ ؛ المجازات النبويّة : ص ۴۰۷ ح ۳۲۵ .

۳۰۹۲.الإمام الحسن عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَهُ في قُنوتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با بدگويى از برادر مسلمانش [نزد دشمن او] لقمه‌اى بخورد ، خداوند ، همانند آن را از آتش به او مى‌خورانَد ؛ و هر كس با بدگويى از برادر مسلمانش جامه‌اى را بپوشد ، خداوند ، همانند آن ، جامه‌اى از آتش بر او مى‌پوشاند ؛ و هر كس با برادر مسلمانش از در رياكارى و شهرت‌طلبى در آيد ، خداوند در روز قيامت ، او را در مقام ريا و شهرت‌طلبى بر پا مى‌دارد.۳۰۹۱.عنها عليهاالسلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَها بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ ـ ) امام على عليه السلام : آگاه باشيد كه پيمان‌شكنى و نافرمانى و خيانت ، در آتش‌اند !۳۰۹۰.عنها عليهاالسلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَها بَعدَ صَلاةِ المَغرِبِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار كس‌اند كه بايسته است خداوند ، آنان را به بهشت نبرَد و نعمت‌هاى آن را به آنان نچشانَد : باده‌گُسار، رِباخوار، كسى كه مال يتيم را به ناحق بخورد، و كسى كه با پدر و مادرش بدرفتارى كند ( / از فرمان پدر و مادرش سرپيچى كند) .۳۰۸۹.عنها عليهاالسلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَها بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار كس‌اند كه بر كناره جهنّم به دار آويخته مى‌شوند: آن كه در حكومتش ستم كند، آن كه نسبت به زيردستانش بى‌انصاف باشد ، آن كه تقدير خداوند را دروغ بشمارد، و آن كه خاندان محمّد را دشمن بدارد.۳۰۸۸.فاطمة عليهاالسلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَها بَعدَ صَلاةِ العَصرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهشت بر كسى كه به اهل بيت من ستم كند و بر كسى كه با آنان بجنگد و بر كسى كه عليه آنان يارى و كمك رساند و بر كسى كه ناسزايشان گويد، حرام شده است . «اينان را در آخرت بهره‌اى نيست و خدا روز قيامت با آنان سخن نمى‌گويد و به ايشان نمى‌نگرد و پاكشان نمى‌گرداند و عذابى دردناك خواهند داشت» .۳۰۸۷.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پنج چيز است كه برايشان ، كفّاره‌اى نيست: شرك ورزيدن به خداوند عز و جل ، كُشتن كسى به ناحق ، غارت كردن مؤمنى، گريختن از ميدان جهاد، و

سوگند دروغى كه سوگند خورند ، با آن ، مالى را به ناحق ، از آنِ خود گردانَد . .

۳۰۸۶.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : خَمسَةٌ لا تُطفى نَيرانُهُم ، ولا تَموتُ أبدَانُهُم : رَجُلٌ أشرَكَ ، ورَجُلٌ عَقَّ والِدَيهِ ، ورَجُلٌ سَعى بِأَخيهِ إلَى السُّلطانِ فَقَتَلَهُ ، ورَجُلٌ قَتَلَ نَفسا بِغَيرِ نَفسٍ ، ورَجُلٌ أذنَبَ وحَمَلَ ذَنبَهُ عَلَى اللّه‌ِ عز و جل . (1)۳۰۸۵.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : خَمسَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ ، وهُم : النّائِمونَ عَنِ العَتَماتِ ، وَالغافِلونَ عَنِ الغَدَواتِ ، وَاللّاعِبونَ بِالشّاماتِ ، وَالشّارِبونَ القَهَواتِ ، وَالمُتَفَكِّهونَ بِشَتمِ الآباءِ وَالأُمَّهاتِ . (2)۳۰۸۴.عنه عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ ) صحيح مسلم عن عياض بن حمار : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ ذاتَ يَومٍ في خُطبَتِهِ : . . . «أهلُ النّارِ خَمسَةٌ : الضَّعيفُ الَّذي لا زَبْرَ (3)لَهُ ؛ الَّذينَ هُم فيكُم تَبَعا لا يَتَّبِعونَ أهلاً ولا مالاً ، وَالخائِنُ الَّذي لا يَخفى لَهُ طَمَعٌ وإن دَقَّ إلّا خانَهُ ، ورَجُلٌ لا يُصبِحُ ولا يُمسي إلّا وهُوَ يُخادِعُكَ عَن أهلِكَ ومالِكَ» وذَكَرَ البُخلَ أوِ الكَذِبَ «وَالشِّنظيرُ الفَحّاشُ (4)» . (5)۳۰۸۳.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : سِتَّةٌ يَدخُلونَ النّارَ بِلا حِسابٍ : الأُمَراءُ بِالجَورِ ، وَالعَرَبُ بِالعَصَبِيَّةِ ، وَالدَّهاقينُ بِالكِبرِ ، وَالتُّجّارُ بِالكَذِبِ ، وَالفُقَراءُ بِالحَسَدِ ، وَالأَغنِياءُ بِالبُخلِ . (6)۳۰۸۲.الإمام عليّ عليه السلام : منية المريد : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : سِتَّةٌ يَدخُلونَ النّارَ قَبلَ الحِسابِ بِسِتَّةٍ ، قيلَ : يا

رَسولَ اللّه‌ِ مَن هُم؟ قالَ : الاُمَراءُ بِالجَورِ ، وَالعَرَبُ بِالعَصَبِيَّةِ ، وَالدَّهاقينُ بِالكِبرِ ، وَالتُّجّارُ بِالخِيانَةِ ، وأهلُ الرُّستاقِ (7)بِالجَهالَةِ ، وَالعُلَماءُ بِالحَسَدِ . (8).


1) .كنز الفوائد : ج ۲ ص ۴۷ عن أيّوب بن نوح عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۶۰ ح ۱۱۲ .

2) .معدن الجواهر : ص ۴۹ ، وسائل الشيعة : ج ۱۷ ص ۳۰۷ ح ۳۲۱۷۰ .

3) .أي لاعقل له يَزْبُره وينهاه عن الإقدام على ما لا ينبغي (النهاية : ج ۲ ص ۲۹۳ «زبر») .

4) .الشِنظير الفحّاش . هو السيّي?الخلق (النهاية : ج ۲ ص ۵۰۴ «شنظر») .

5) .صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۹۸ ح ۶۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۱۵۷ ح ۱۷۴۹۱ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۵۰ ح ۲۰۱۶۱ ، المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۳۶۱ ح ۹۹۲ ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۰۱ ح ۴۴۰۶۱ .

6) .الفردوس : ج ۲ ص ۳۲۹ ح ۳۴۹۱ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۸۷ ح ۴۴۰۳۰ .

7) .الرُّسْتاق : فارسيّ معرّب ، ويقال : رُزْداق ورُسْداق ؛ وهو السّواد (الصحاح : ج ۴ ص ۱۴۸۱ «رستق») .

8) .منية المريد : ص ۳۲۴ ، جامع الأخبار : ص ۳۹۲ ح ۱۰۹۳ ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۲۷ ، الخصال : ص ۳۲۵ ح ۱۴ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الاختصاص : ص ۲۳۴ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله و كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۱۵۶ ح ۱ .

۳۰۸۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پنج كس‌اند كه آتش آنها [در دوزخ] خاموش نمى‌شود و بدن‌هايشان نمى‌ميرد: مردى كه شرك بورزد ؛ مردى كه پدر و مادرش را نافرمانى كند ؛ مردى كه از برادرش نزد حكمران ، بدگويى كند و موجب كُشته شدن او شود ؛ مردى كه انسانى را بى‌گناه بكُشد ؛ و مردى كه گناهى را انجام دهد و آن گناه را به خداوند عز و جلنسبت دهد .۳۰۸۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ لِلنَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پنج نفرند كه خداوند ، روز قيامت ، به آنان نمى‌نگرد و پاكشان نمى‌شمارد و برايشان ، عذابى دردناك است : خفتگان از شامگاهان، (1)غافلان از صبحگاهان، (2)شمشيربازان، باده‌نوشان، (3)و كسانى كه تفريحشان فحش دادن به پدران و مادران [يكديگر ]است.۳۰۷۹.البلد الأمين : صحيح مسلم ـ به نقل از عياض بن حمار ـ : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سخنرانى خود فرمود: «... اهل دوزخ ، پنج طايفه‌اند: ناتوانى كه از خِرد ، بى‌بهره است ؛ آنان كه در ميان شما خدمتكارند ( / دنباله‌روند) و در پى [به دست آوردن ]زن و دارايى نيستند ؛ خيانتكارى كه با بُروز كمترين طمعى در او ، دست به خيانت مى‌زند ؛ مردى كه روز و شب مى‌كوشد تو را در باره زن و دارايى‌ات بفريبد».

سپس از بخل يا دروغ نيز ياد كرد [و فرمود :] «و بداخلاقِ ناسزاگو».۳۰۷۸.مسند ابن حنبل عن اُمّ سلمة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شش گروه‌اند كه بدون حسابرسى به آتش مى‌روند: فرمان‌روايان ، به سبب ستم كردن ؛ عرب ، به سبب عصبيّت ؛ مَلّاكان ، به سبب تكبّر ؛ بازاريان ، به سبب دروغگويى، تهى‌دستان ، به سبب حسادت ؛ و توانگران ، به سبب بخل .۳۰۷۷.الإمام الرضا عليه السلام : منية المريد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «شش گروه‌اند كه به سبب شش [خصلت]، پيش از حسابرسى به آتش مى‌روند» .

گفته شد: اى پيامبر خدا ! آنان ، چه كسانى هستند؟

فرمود: «فرمان‌روايان ، به سبب ستم كردن ؛ عرب به سبب عصبيّت ؛ ملّاكان ، به سبب تكبّر، بازاريان ، به سبب خيانت ؛ روستائيان ، به سبب نادانى ؛ و عالمان ، به سبب حسادت» . .


1) .عبارت «نام عن الشى‌ء» ، يعنى از فلان چيز ، غافل شد و «عتمات» ، به معناى نماز عشا يا خفتن است و «النّائِمونَ عَنِ العَتَمات» كه در متن حديث آمده ؛ يعنى : كسانى كه از نماز عشا غافل شوند و بخوابند.

2) .واژه «غدوات» كه در متن عربى حديث آمده ، به از طلوع سپيده تا طلوع خورشيد مى‌گويند و در اين جا ، مقصود ، نماز صبح است .

3) .واژه «قهوات» كه در متن عربى حديث آمده ، جمع «قهوه» ، يكى از نام‌هاى شراب است. بعضى گفته‌اند كه مراد ، همان نوشيدن قهوه است، به قرينه آن كه در روايتى ديگر ، اين چيزها از پديده‌هاى آخر زمان برشمرده شده است.

۳۰۷۶.عنه عليه السلام ( ـ فيما يُقالُ عِندَ الاُسطُوانَةِ الخامِسَةِ مِن ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : سَبعَةٌ لا يَنظُرُ اللّه‌ُ عز و جل إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولا يَجمَعُهُم مَعَ العالَمينَ ، يُدخِلُهُمُ النّارَ أوَّلَ الدّاخِلينَ إلّا أن يَتوبوا ، إلّا أن يَتوبوا ، إلّا أن يَتوبوا ، فَمَن تابَ تابَ اللّه‌ُ عَلَيهِ : النّاكِحُ يَدَهُ ، وَالفاعِلُ ، وَالمَفعولُ بِهِ ، وَالمُدمِنُ بِالخَمرِ ، وَالضّارِبُ أبَوَيهِ حَتّى يَستَغيثا ، وَالمُؤذي جيرانَهُ حَتّى يَلعَنوهُ ، وَالنّاكِحُ حَليلَةَ جارِهِ . (1)۳۰۷۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في دُعاءِ اُمِّ داوودَ ـ ) الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في ذِكرِ مُساءَلَةِ المَلَكَينِ فِي القَبرِ ـ : يابنَ آدَمَ ! ... ألا وإنَّ أوَّلَ ما يَسأَلانِكَ عَن رَبِّكَ الَّذي كُنتَ تَعَبُدُهُ ، وعَن نَبِيِّكَ الَّذي اُرسِلَ إلَيكَ ، وعَن دينِكَ الَّذي كُنتَ تَدينُ بِهِ ، وعَن كِتابِكَ الَّذي كُنتَ تَتَلوهُ ، وعَن إمامِكَ الَّذي كُنتَ تَتَوَلّاهُ ، ثُمَّ عَن عُمُرِكَ فيما كُنتَ أفنَيتَهُ ، ومالِكَ مِن أينَ اكتَسَبتَهُ وفيما أنتَ أنفَقتَهُ ؛ فَخُذ حِذرَكَ ، وَانظُر لِنَفسِكَ ، وأعِدَّ الجَوابَ قَبلَ الاِمتِحانِ وَالمُسائَلَةِ وَالاِختِبارِ .

فَإِن تَكُ مُؤمِنا عارِفا بِدينِكَ مُتَّبِعا لِلصّادِقينَ مُوالِيا لِأَولِياءِ اللّه‌ِ ؛ لَقّاكَ اللّه‌ُ حُجَّتَكَ ، وأنطَقَ لِسانَكَ بِالصَّوابِ ، وأحسَنتَ الجَوابَ ، وبُشِّرتَ بِالرِّضوانِ وَالجَّنَةِ مِنَ اللّه‌ِ عز و جل ، وَاستَقبَلَتكَ المَلائِكَةُ بِالرَّوحِ وَالرَّيحانِ . وإن لَم تَكُن كَذلِكَ ؛ تَلَجلَجَ لِسانُكَ ، ودَحَضَت حُجَّتُكَ ، وعَييتَ عَنِ الجَوابِ ، وبُشِّرتَ بِالنّارِ ، وَاستَقبَلَتكَ مَلائِكَةُ العَذابِ بِنُزُلٍ مِن حَميمٍ وتَصلِيَةِ جَحيمٍ . (2).


1) .شعب الإيمان : ج ۴ ص ۳۷۸ ح ۵۴۷۰ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۵۸ كلاهما عن أنس ، الفردوس : ج ۲ ص ۳۳۲ ح ۳۴۹۷ عن أنس وابن عمر ، كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۹۰ ح ۴۴۰۴۰ .

2) .الكافي : ج ۸ ص ۷۳ ح ۲۹ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۹۳ ح ۸۲۲ ، أعلام الدين : ص ۲۲۳ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۴۷ كلّها عن سعيد بن المسيب ، تحف العقول : ص ۲۴۹ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۲۳ ح ۲۴ .

۳۰۷۴.الأمالي عن معاوية بن عمّار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هفت نفرند كه خداوند عز و جل ، روز قيامت ، به آنان نمى‌نگرد و پاكشان نمى‌شمارد و با ديگر مردمان ، گِردشان نمى‌آورد ؛ بلكه نخستين كسانى هستند كه آنان را به آتش در مى‌آورد ، مگر آن كه توبه كنند، مگر آن كه توبه كنند ، مگر آن كه توبه كنند ؛ و آن كه توبه كند ، خداوند ، توبه‌اش را مى‌پذيرد: كسى كه خودارضايى كند ؛ آن كه لواط كند ؛ آن كه لواط بدهد ؛ باده‌گسار ؛ و كسى كه پدر و مادرش را بزند ، چندان كه كمك بطلبند ؛ كسى كه همسايگانش را بيازارد تا جايى كه او را لعنت كنند ؛ و كسى كه با ناموس همسايه‌اش زنا كند.۳۰۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام : اى انسان ! ... بدان! نخستين چيزى كه آن دو (نكير و منكر) از تو مى‌پرسند ، در باره پروردگار توست كه او را مى‌پرستيده‌اى، و در باره پيامبر توست كه برايت فرستاده شده، و در باره دين توست كه بِدان باور داشته‌اى، و در باره كتاب توست كه آن را تلاوت مى‌كرده‌اى ، و در باره امام توست كه از او پيروى مى‌كرده‌اى ، و سپس عمرت كه آن را چگونه صرف كرده‌اى، و دارايى‌ات كه از كجا به دستش آورده‌اى و در چه راهى خرج كرده‌اى. پس، به هوش باش و براى خودت ، فكرى كن و پيش از شروع امتحان و پرسش و آزمون، پاسخى آماده ساز، كه اگر مؤمن و به دينت ، آشنا و دنباله‌رو راستگويان ، و پيرو و دوستدار اولياى خدا بودى ، خداوند ، حجّتت را به تو تلقين مى‌كند و زبانت را به حقيقت ، گويا مى‌سازد و پاسخ نيكو و درست مى‌دهى و از جانب خداوند عز و جلبه تو ، نويد خشنودى و بهشت ، داده مى‌شود و فرشتگان ، با شادى و خوشى از تو استقبال مى‌كنند ؛ و اگر نه چنان بودى، زبانت به لكنت مى‌افتد و حجّتت باطل مى‌گردد و از پاسخ دادن ، در مى‌مانى و تو را به آتش ، نويد مى‌دهند و فرشتگان عذاب ، با آب جوشان به استقبالت مى‌آيند و به سوى دوزخ مى‌كشانند. .

الفَصلُ الحادي عشر: مَوانِعُ دُخولِ النّارِ۱۱ / ۱الإيمانُالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَ لِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ ذَ لِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» . (1)

الحديث۳۰۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ كافِرٌ ، ولا يَدخُلُ النّارَ مُؤمِنٌ . (2)۳۰۲۰.مسند ابن حنبل عن عبد الرحمن بن عوف : عنه صلى الله عليه و آله : لا يَدخُلُ النّارَ أحَدٌ في قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةِ خَردَلٍ مِن إيمانٍ ، ولا يَدخُلُ الجَنَّةَ أحَدٌ في قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةِ خَردَلٍ مِن كِبرِياءَ . (3).


1) .الصف : ۱۰ و ۱۱ .

2) .الفردوس : ج ۵ ص ۱۰۷ ح ۷۶۲۰ عن أبي شريح ، تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۲ ص ۱۱۹ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام وفيه «فاسق» بدل «كافر» ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۸۴ ح ۳۵۳ .

3) .صحيح مسلم : ج ۱ ص ۹۳ ح ۱۴۸ ، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۵۹ ح ۴۰۹۱ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۶۱ ح ۱۹۹۸ كلّها عن عبداللّه بن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۵۲۸ ح ۷۷۴۸ ؛ معاني الأخبار : ص ۲۴۱ ح ۱ عن عبداللّه بن طلحة عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله و ح ۳ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۴۱ ح ۱ .

فصل يازدهم : موانع رفتن به دوزخ
۱۱ / ۱ ايمان

فصل يازدهم : موانع رفتن به دوزخ۱۱ / ۱ايمانقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! آيا شما را به داد و ستدى راه‌نمايى كنم كه از عذابى دردناك ، نجاتتان بخشد؟ به خدا و فرستاده او ، ايمان بياوريد و با مال و جان خود ، در راه خدا جهاد كنيد . اين ، براى شما بهتر است ، اگر بدانيد» .

حديث۳۰۱۳.الإمام الرضا عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ كافرى به بهشت وارد نمى‌شود، و هيچ مؤمنى به آتش در نمى‌آيد .۳۰۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه به وزن دانه خَردلى ايمان در دلش باشد ، به آتش [دوزخ ]وارد نمى‌شود، و كسى كه به اندازه دانه خَردلى تكبّر در دلش باشد ، به بهشت وارد نمى‌شود.

.

۳۰۱۱.مسند زيد عن أبي خالد : صحيح البخارى عن أنس : إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ومَعاذٌ رَديفُهُ (1)عَلَى الرَّحلِ ، قالَ : يا مَعاذَ بنَ جَبَلٍ ! قالَ : لَبَّيكَ يا رَسولَ اللّه‌ِ وسَعدَيكَ ، قالَ : يا مَعاذُ ! قالَ : لَبَّيكَ يا رَسولَ اللّه‌ِ وسَعدَيكَ ـ ثَلاثا ـ قالَ : ما مِن أحَدٍ شَهِدَ أن لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه‌ِ صِدقا مِن قَلبِهِ ، إلّا حَرَّمَهُ اللّه‌ُ عَلَى النّارِ . (2)۳۰۱۰.الإمام الحسن عليه السلام ( ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ لَمّا عَزَمَ عَلَى الصُّلحِ ـ ) سنن ابن ماجة عن ابن عمر : كُنّا مَعَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله في بَعضِ غَزَواتِهِ ، فَمَرَّ بِقَومٍ ، فَقالَ : مَنِ القَومُ؟ فَقالوا : نَحنُ المُسلِمونَ ، وَامرَأَةٌ تُحصِبُ (3)تَنّورَها ، ومَعَهَا ابنٌ لَها ، فَإِذَا ارتَفَعَ وَهَجُ التَّنّورِ تَنَحَّت بِهِ ، فَأَتَتِ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَت : أنتَ رَسولُ اللّه‌ِ؟ قالَ : نَعَم ، قالَت : بِأَبي أنتَ وأُمّي ! ألَيسَ اللّه‌ُ بِأَرحَمَ الرّاحِمينَ ؟ قالَ : بَلى ، قالَت : أوَلَيسَ اللّه‌ُ بِأَرحَمَ بِعِبادِهِ مِنَ الاُمِّ بِوَلَدِها ؟ قالَ : بَلى ، قالَت : فَإِنَّ الاُمَّ لا تُلقي وَلَدَها فِي النّارِ!

فَأَكَبَّ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَبكي ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَيها فَقالَ : إنَّ اللّه‌َ لا يُعَذِّبُ مِن عِبادِهِ إلَا المارِدَ المُتَمَرِّدَ ، الَّذي يَتَمَرَّدُ عَلَى اللّه‌ِ وأبى أن يَقولَ : لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ . (4)۳۰۰۹.الإمام الصادق عليه السلام : التوحيد عن ابن عبّاس : قالَ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ بَشيرا! لا يُعَذِّبُ اللّه‌ُ بِالنّارِ مُوَحِّدا أبَدا ، وإنَّ أهلَ التَّوحيدِ لَيَشفَعونَ فَيُشَفَّعونَ .

ثُمَّ قالَ عليه السلام : إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أمَرَ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى بِقَومٍ ساءَت أعمالُهُم في دارِ الدُّنيا إلَى النّارِ ، فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ، كَيفَ تُدخِلُنَا النّارَ وقَد كُنّا نُوَحِّدُكَ في دارِ الدُّنيا ؟! وكَيفَ تُحرِقُ بِالنّارِ ألسِنَتَنا وقَد نَطَقَت بِتَوحيدِكَ في دارِ الدُّنيا؟! وكَيفَ تُحرِقُ قُلوبَنا وقَد عَقَدَت عَلى أن لا إلهَ إلّا أنتَ؟! أم كَيفَ تُحرِقُ وُجوهَنا وقَد عَفَّرناها لَكَ فِي التُّرابِ؟! أم كَيفَ تُحرِقُ أيدِيَنا وقَد رَفَعناها بِالدُّعاءِ إلَيكَ؟!

فَيَقولُ اللّه‌ُ جَلَّ جَلالُهُ : عِبادي ! ساءَت أعمالُكُم في دارِ الدُّنيا ، فَجَزاؤُكُم نارُ جَهَنَّمَ .

فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ! عَفوُكَ أعظَمُ أم خَطيئَتُنا؟

فَيَقولُ عز و جل : بَل عَفوي .

فَيَقولونَ : رَحمَتُكَ أوسَعُ أم ذُنوبُنا؟

فَيَقولُ عز و جل : بَل رَحمَتي .

فَيَقولونَ : إقرارُنا بِتَوحيدِكَ أعظَمُ أم ذُنوبُنا؟

فَيَقولُ عز و جل : بَل إقرارُكُم بِتَوحيدي أعظَمُ .

فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ! فَليَسِعنا عَفوُكَ ورَحمَتُكَ الَّتي وَسِعَت كُلَّ شَيءٍ .

فَيَقولُ اللّه‌ُ جَلَّ جَلالُهُ : مَلائِكَتي! وعِزَّتي وجَلالي ، ما خَلَقتُ خَلقا أحَبَّ إلَيَّ مِنَ المُقِرّينَ لي بِتَوحيدي ، وأن لا إلهَ غَيري ، وحَقٌّ عَلَيَّ أن لا اُصلِيَ بِالنّارِ أهلَ تَوحيدي ، أدخِلوا عِبادِيَ الجَنَّةَ . (5).


1) .رَدِفتُه : إذا ركبت خلفه (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۶۹۲ «ردف») .

2) .صحيح البخاري : ج ۱ ص ۶۰ ح ۱۲۸ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۶۱ ح ۵۳ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۱۴۶ ح ۱۲۶ وليس فيهما «صدقا من قلبه» ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۴۷ ح ۱۲۵ .

3) .الحَصَبُ : الحَطَبُ عامّة ، وهي لغة أهل اليمن (تاج العروس : ج ۱ ص ۴۲۶ «حصب») .

4) .سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۳۶ ح ۴۲۹۷ ، الفردوس : ج ۱ ص ۱۶۷ ح ۶۱۸ وفيه ذيله من «إنّ اللّه لا يعذّب ...» ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۶۸ ح ۲۶۱ .

5) .التوحيد : ص ۲۹ ح ۳۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۷۲ ح ۴۶۹ ، روضة الواعظين : ص ۵۱ ، بحارالأنوار : ج ۳ ص ۱ ح ۱ .

۳۰۰۸.قرب الإسناد عن بكر بن محمّد : صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله به مَعاذ كه در تركِ شتر ايشان نشسته بود، فرمود: «اى مَعاذ بن جَبَل !» .

معاذ گفت: بله ، اى پيامبر خدا ! امر بفرما .

دوباره فرمود: «اى معاذ!» .

معاذ گفت: بله ، اى پيامبر خدا ! در خدمتم .

اين جملات ، سه بار ردّ و بدل شد . بار سوم ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ كس نيست كه از صميم دلش گواهى دهد كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد ، فرستاده خداست ، مگر آن كه خداوند ، او را بر آتش ، حرام مى‌گردانَد» .۳۰۰۷.معاني الأخبار عن أبي حمزة : سنن ابن ماجة ـ به نقل از ابن عمر ـ : همراه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يكى از غزوات ايشان مى‌رفتيم كه بر مردمانى گذشت. پرسيد: «شما كيستيد؟» .

گفتند: ما مسلمانيم . زنى مشغول هيزم كردن به تنورش بود و پسربچّه‌اى با خود داشت. شعله تنور كه بالا مى‌آمد ، بچّه‌اش را از آن ، دور مى‌كرد. آن زن ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : تو پيامبر خدايى؟

فرمود: «آرى» .

گفت : پدر و مادرم به فدايت ! آيا خداوند ، مهربان‌ترينِ مهربانان نيست؟

فرمود: «چرا» .

گفت : آيا خداوند به بندگانش ، مهربان‌تر از مادر به فرزندش نيست؟

فرمود: «چرا» .

زن گفت: ولى مادر ، فرزندش را در آتش نمى‌اندازد!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، شروع به گريستن كرد . سپس سرش را به طرف آن زن كرد و فرمود: «خداوند ، از بندگانش تنها آن نافرمانِ سركشى را عذاب مى‌كند كه در برابر خدا ، سركشى مى‌نمايد و از گفتن "لا إله إلّا اللّه" ، امتناع مى‌ورزد» .۳۰۰۶.صحيح البخاري عن عبد الرحمن بن أبي ليلى : التوحيد ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه مرا به راستى ، نويد دهنده بر انگيخت ، خداوند ، هرگز هيچ يكتاپرستى را با آتش ، عذاب نمى‌كند، و [بلكه] يكتاپرستان [براى ديگران] شفاعت مى‌كنند و شفاعتشان هم پذيرفته مى‌شود» .

سپس فرمود: «چون روز قيامت شود ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ دستور مى‌دهد تا عدّه‌اى را كه در سراى دنيا كردارهايشان بد بوده است ، به سوى آتش ببرند. آنها مى‌گويند:

پروردگارا ! چگونه ما را به آتش در مى‌آورى ، حال آن كه در سراى دنيا ، تو را به يگانگى مى‌پرستيديم؟! و چگونه زبان‌هايمان را در آتش مى‌سوزانى ، با آن كه در سراى دنيا به توحيد تو ، گويا بوده‌اند؟! و چگونه دل‌هاى ما را مى‌سوزانى ، در حالى كه معتقد بوده‌اند كه خدايى جز تو نيست؟! يا چگونه چهره‌هاى ما را مى‌سوزانى ، با آن كه آن را براى تو بر خاك نهاده‌ايم؟! يا چگونه دستان ما را مى‌سوزانى ، در حالى كه آنها را به دعا ، به سوى تو بلند كرده‌ايم ؟!

خداوند عز و جل مى‌فرمايد: "بندگان من! كردارهاى شما در سراى دنيا بد بود . پس سزاى شما ، آتش جهنّم است" .

مى‌گويند: پروردگارا ! بخشايش تو بزرگ‌تر است يا خطاهاى ما؟

خداوند عز و جل مى‌فرمايد: "بخشايش من" .

مى‌گويند: رحمت تو ، پهناورتر است يا گناهان ما؟

مى‌فرمايد: "بلكه رحمت من" .

مى‌گويند: اقرار ما به يكتايى تو بزرگ‌تر است يا گناهان ما؟

خداوند عز و جل مى‌فرمايد: "بلكه اقرار شما به يكتايى من ، بزرگ‌تر است".

مى‌گويند: پروردگارا ! پس بايد بخشايش و رحمت تو كه همه چيز را در بر گرفته است ، ما را نيز در بر بگيرد .

پس، خداوند عز و جل مى‌فرمايد: "فرشتگان من! به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ مخلوقى را نيافريده‌ام كه نزد من ، محبوب‌تر از كسانى باشد كه به يكتايى من و اين كه خدايى جز من نيست ، اقرار دارند، و بر من است كه يكتاپرستانم را به آتش ، در نياورم. بندگانم را به بهشت در آوريد !"» . .

۳۰۰۵.صحيح البخاري عن أبي سعيد الخدريّ : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَن يُوافِيَ عَبدٌ يَومَ القِيامَةِ يَقولُ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» يَبتَغي بِها وَجهَ اللّه‌ِ ، إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ النّارَ . (1).


1) .صحيح البخارى : ج ۵ ص ۲۳۶۰ ح ۶۰۵۹ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۲۷۳ ح ۱۰۹۴۷ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۲۰۰ ح ۲۳۸۳۱ ، المصنف لعبد الرزاق : ج ۱ ص ۵۰۳ ح ۱۹۲۹ كلّها عن عتبان بن مالك ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۴۶ ح ۱۱۹ .

۳۰۰۴.صحيح البخاري عن كعب بن عجرة : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر بنده‌اى روز قيامت ، كه به قصد قربت ، «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد ، چيزى دريافت نمى‌كند ، جز اين كه خداوند ، آتش را بر او حرام مى‌گردانَد . .

۳۰۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : سَمّانِيَ اللّه‌ُ مِن فَوقِ عَرشِهِ عَشرَةَ أسماءٍ ... وجَعَلَ اسمي فِي التَّوراةِ : اُحَيدَ ، فَبِالتَّوحيدِ حَرَّمَ أجسادَ اُمَّتي عَلَى النّارِ . (1)۳۰۰۲.الصواعق المحرقة عن الشافعي : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ عز و جل دَلَّكُم عَلى تِجارَةٍ تُنجيكُم مِن عَذابٍ أليمٍ ، وتُشفي بِكُم عَلَى الخَيرِ : الإيمانِ بِاللّه‌ِ وَالجِهادِ في سَبيلِ اللّه‌ِ ، وجَعَلَ ثَوابَهُ مَغفِرَةً لِلذَّنبِ ومَساكِنَ طَيِّبَةً في جَنّاتِ عَدنٍ . (2)۳۰۰۱.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ ـ : اللّهُمَّ ألبِسني خُشوعَ الإيمانِ بِالعِزِّ قَبلَ خُشوعِ الذُّلِّ فِي النّارِ . (3)۳۰۰۰.الإمام الصادق عليه السلام : عنه عليه السلام ـ أيضا ـ : أتُعَذِّبُني بِالنّارِ وأنتَ أمَلي ؟! أو تَسَلِّطُها عَلَيَّ بَعدَ إقراري لَكَ بِالتَّوحيدِ وخُضوعى وخُشوعى لَكَ بِالسُّجودِ ؟! (4)۲۹۹۹.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ : يا إلهي وسَيِّدي ورَبّي ! أتُراكَ مُعَذِّبي بِنارِكَ بَعدَ تَوحيدِكَ ، وبَعدَ مَا انطَوى عَلَيهِ قَلبي مِن مَعرِفَتِكَ ، ولَهِجَ (5)بِهِ لِساني مِن ذِكرِكَ ، وَاعتَقَدَهُ ضَميري مِن حُبِّكَ ، وبَعدَ صِدقِ اعتِرافي ودُعائي خاضِعا لِرُبوبِيَّتِكَ . هَيهاتَ! أنتَ أكرَمُ مِن أن تُضَيِّعَ مَن رَبَّيتَهُ ، أو تُبَعِّدَ مَن أدنَيتَهُ ، أو تُشَرِّدَ مَن آوَيتَهُ ، أو تُسَلِّمَ إلَى البَلاءِ مَن كَفَيتَهُ ورَحِمتَهُ .

ولَيتَ شِعري يا سَيِّدي وإلهي ومَولايَ! أتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجوهٍ خَرَّت لِعَظَمَتِكَ

ساجِدَةً ، وعَلى ألسُنٍ نَطَقَت بِتَوحيدِكَ صادِقَةً ، وبِشُكرِكَ مادِحَةً ، وعَلى قُلوبٍ اعتَرفَت بِإِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً ، وعَلى ضَمائِرَ حَوَت مِنَ العِلمِ بِكَ حَتّى صارَت خاشِعَةً ، وعَلى جَوارِحَ سَعَت إلى أوطانِ تَعَبُّدِكَ طائِعَةً ، وأشارَت بِاستِغفارِكَ مُذعِنَةً؟!

ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ ، ولا أُخبِرنا بِفَضلِكَ عَنكَ ، يا كَريمُ يا رَبِّ ، وأنتَ تَعلَمُ ضَعفي عَن قَليلٍ مِن بَلاءِ الدُّنيا وعُقوباتِها ، وما يَجري فيها مِنَ المَكارِهِ عَلى أهلِها ، عَلى أنَّ ذلِكَ بَلاءٌ ومَكروهٌ قَليلٌ مَكثُهُ ، يَسيرٌ بَقاؤُهُ ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ ، فَكَيفَ احتِمالي لِبَلاءِ الآخِرَةِ وجَليلِ وُقوعِ المَكارِهِ فيها؟! وهُوَ بَلاءٌ تَطولُ مُدَّتُهُ ، ويَدومُ مَقامُهُ ، ولا يُخَفَّفُ عَن أهلِهِ ؛ لِأَنَّهُ لا يَكونُ إلّا عَن غَضَبِكَ وَانتِقامِكَ وسَخَطِكَ ، وهذا ما لا تَقومُ لَهُ السَّماواتُ وَالأَرضُ .

يا سَيِّدي ، فَكَيفَ لي وأنَا عَبدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الحَقيرُ المِسكينُ المُستَكينُ ! (6).


1) .معاني الأخبار : ص ۵۱ ح ۱ ، الخصال : ص ۴۲۵ ح ۱ ، علل الشّرائع : ص ۱۲۸ ح ۳ كلّها عن جابر بن عبداللّه ، بحارالأنوار : ج ۱۶ ص ۹۲ ح ۲۷ .

2) .الكافي : ج ۵ ص ۳۹ ح ۴ عن مالك بن أعين ، الإرشاد : ج ۱ ص ۲۶۵ ، وقعة صفين : ص ۲۳۵ عن عبدالرحيم بن عبدالرحمن عن أبيه ، بحارالأنوار : ج ۳۲ ص ۵۶۶ ح ۴۷۱ ؛ تاريخ الطبري : ج ۵ ص ۱۶ عن أبي عمرة الأنصاري وكلّها نحوه .

3) .مهج الدعوات : ص ۱۲۹ ، مصباح المتهجّد : ص ۵۹۸ ح ۶۹۲ ، الإقبال : ج ۱ ص ۱۷۷ وفيهما «أسألك» بدل «ألبسني» وليس فيهما «بالعزّ» ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۲۳۸ ح ۹ .

4) .البلد الأمين : ص ۱۲۷ ، جمال الاُسبوع : ص ۷۲ ، بحارالأنوار : ج ۹۰ ص ۱۹۴ ح ۲۹ .

5) .لَهِج به : اُغْرِيَ به فَثَابَر عليه (القاموس المحيط : ج ۱ ص ۲۰۶ «لهج») .

6) .مصباح المتهجّد : ص ۸۴۶ ح ۹۱۰ ، الإقبال : ج ۳ ص ۳۳۴ كلاهما عن كميل ، البلد الأمين : ص ۱۸۹ ، المصباح للكفعمي : ص ۷۳۹ .

۲۹۹۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، از فراز عرشش ، ده نام بر من نهاد... . در تورات ، نامم را «اُحَيد (دور كننده)» (1)گذاشت؛ زيرا به واسطه توحيد ، پيكرهاى امّت مرا بر آتش ، حرام گردانيد .۲۹۹۷.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : خداوند عز و جل ، شما را به داد و ستدى راه‌نمايى فرمود كه از عذاب دردناك ، نجاتتان مى‌دهد و به خير [و نيكى ]نزديكتان مى‌سازد. [آن داد و ستد ، عبارت است از:] ايمان آوردن به خدا و جهاد كردن در راه خدا، و پاداش آن را هم آمرزش گناه و سكونتگاه‌هاى پاكيزه خود در بهشت‌هاى جاويدان ، قرار داد .۲۹۹۶.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در دعا ـ : بار خدايا! جامه خشوع و عزّتمندانه ايمان را بر من بپوشان ، پيش از آن كه جامه خشوعِ خوارى در آتش [دوزخ] ، بر من پوشانيده شود.۲۹۹۵.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در دعا ـ : آيا مرا به آتشْ عذاب مى‌كنى ، در حالى كه تو اميد منى؟ يا آتش را بر من مسلّط مى‌گردانى ، پس از آن كه به يكتايى تو اقرار كرده‌ام و با سجده‌هايم در برابر تو ، خضوع و خاكسارى نموده‌ام؟!۲۹۹۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در دعاى معروف به «دعاى كميل» ـ : اى معبود من و اى سَرور و اى پروردگار من! آيا به راستى مرا با آتشت عذاب خواهى كرد، پس از آن كه به يكتايى تو اقرار كرده‌ام و پس از آن كه شناخت تو را در دل پروراندم و زبانم ، پيوسته از تو ياد كرد و عشق تو ، با جانم در آميخت و از سرِ صدق به تو اعتراف كردم و تو را خواندم و در برابر پروردگارى‌ات ، سرِ تسليم فرود آوردم؟ هرگز! تو بزرگوارتر از آنى كه آن را كه پرورده‌اى ، تباه سازى، يا آن را كه به خود نزديك ساخته‌اى ، از خويشتن دور گردانى، يا آن را كه سرپناه داده‌اى ، آواره نمايى، يا كسى را كه در سايه حمايت و رحمت خود آورده‌اى ، به دست بلا بسپارى .

كاش مى‌دانستم ـ اى آقا و معبود و سَرور من ـ كه آيا آتش را بر چهره‌هايى چيره مى‌گردانى كه در برابر عظمت تو ، سجده‌كنان ، به خاك افتاده‌اند، و بر

زبان‌هايى كه صادقانه ، به يكتايىِ تو گويا شده‌اند و ستايش‌كنان ، به شُكرگزارى از تو پرداخته‌اند، و بر دل‌هايى كه حقيقتا به خدايىِ تو اعتراف كرده‌اند، و بر درون‌هايى كه از شناخت تو آكنده شده ، چندان كه خاشع گشته‌اند، و بر اندام‌هايى كه دادخواهانه ، به سوى جايگاه‌هاى عبوديت و پرستش تو دويده‌اند و اعتراف‌كنان [به گناهانشان] ، از تو آمرزش طلبيده‌اند!

[هرگز] چنين گمانى به تو نمى‌رود و به لطف تو، خبرى هم در اين باره ، از تو به ما نرسيده است، اى بزرگوار، اى پروردگار ! تو ، ناتوانىِ مرا در برابر اندكْ‌بلا و كيفرهاى دنيا و ناملايماتى كه بر اهل آن مى‌گذرد ، مى‌دانى، با آن كه اين بلاها و ناملايمات ، درنگش اندك و دورانش ناچيز و مدّتش كوتاه است . پس چگونه تاب تحمّل بلاى آخرت و ناملايمات بزرگ آن جا را دارم، در حالى كه بلاى آن ، مدّتش طولانى و درنگش هميشگى است ، و بر اهل آن (بلا و كيفر) ، تخفيف نمى‌يابد؛ زيرا آن بلا ، از خشم و انتقام و ناخشنودى تو سرچشمه مى‌گيرد ؛ و اين ، چيزى است كه آسمان‌ها و زمين ، ياراى ايستادگى در برابرش را ندارند، چه رسد به من ـ اى سَرورم ـ كه من ، بنده ناتوان و خوار و حقير و بيچاره و بينواى تو ام! .


1) .پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به اين سببْ اُحَيد (دور كننده) ناميده شدم كه امّت خود را از آتش جهنّم ، دور مى‌سازم» .

۲۹۹۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام ـ في مُناجاةٍ لَهُ ـ : إلهي ، قَلبٌ حَشَوتَهُ مِن مَحَبَّتِكَ في دارِ الدُّنيا ، كَيفَ تَطَّلِعُ عَلَيهِ نارٌ مُحرِقَةٌ في لَظى ؟! إلهي ، نَفسٌ أعزَزتَها بِتَأييدِ إيمانِكَ ، كَيفَ تُذِلُّها بَينَ أطباقِ نيرانِكَ ؟! إلهي ، لِسانٌ كَسَوتَهُ مِن تَماجيدِكَ أنيقَ أثوابِها ، كَيفَ تَهوي إلَيهِ مِنَ النّارِ مُشتَعِلاتُ التِهابِها ؟! (1)۲۹۹۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام زين العابدين عليه السلام : إلهي ، أتُراكَ بَعدَ الإيمانِ بِكَ تُعَذِّبُني ؟! أم بَعدَ حُبّي إيّاكَ تَبَعِّدُنِي ؟! (2)۲۹۹۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في حَديثٍ يَذكُرُ فيهِ أبخَلَ النّاسِ و . . . و ) عنه عليه السلام ـ في مُناجاةِ الخائِفينَ ـ : إلهي ، نَفسٌ أعزَزتَها بِتَوحيدِكَ ، كَيفَ تُذِلُّها بِمَهانَةِ

هِجرانِكَ ؟! وضَميرٌ انعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِكَ ، كَيفَ تُحرِقُهُ بِحَرارَةِ نيرانِكَ؟! (3).


1) .البلد الأمين : ص ۳۱۳ ، المصباح للكفعمي : ص ۴۸۷ كلاهما عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام ، المزار للشهيد الأول : ص ۲۷۴ وفيه صدره إلى «لظى» ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۰۱ ح ۱۴ .

2) .بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۳ نقلاً عن بعض الكتب .

3) .بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۴ نقلاً عن بعض الكتب .

۲۹۹۰.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام ـ در يكى از مناجات‌هايش ـ : معبودا ! دلى كه آن را در سراى دنيا از محبّت خود بياكَنْده‌اى، چگونه آتش سوزان شعله‌ور ، در آن ، جا خواهد گرفت؟!

معبودا ! جانى را كه آن را با نيروى ايمان به خودت تقويت كرده‌اى، چگونه در ميان لايه‌هاى آتش‌هاى خود ، خوارش خواهى كرد؟!

معبودا ! زبانى را كه زيباترين جامه‌هاى تمجيد و ستايش خود را بر آن پوشانده‌اى، چگونه شعله‌هاى سوزان آتش به سويش كشيده خواهد شد؟!۲۹۸۹.عنه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام : معبودا ! آيا به راستى مرا، پس از آن كه به تو ايمان آورده‌ام، عذاب خواهى كرد، يا با وجود عشقم به تو ، مرا [از خود] دور خواهى ساخت؟!۲۹۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام زين العابدين عليه السلام ـ در «مناجات الخائفين» ـ : معبودا ! جانى را كه با [ايمان به ]يكتايى‌ات عزّتش بخشيده‌اى، چگونه به خوارىِ دورى از خودت ، دچار

خواهى كرد؟! و درونى را كه با مهرورزى به تو گِره خورده است ، چگونه با حرارت آتشت خواهى سوزاند؟! .

۲۹۸۷.عنه عليه السلام : الكافي عن زرارة : قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام : يَدخُلُ النّارَ مُؤمِنٌ؟ قالَ : لا وَاللّه‌ِ . (1)۲۹۸۶.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : بِتَمامِ الإيمانِ دَخَلَ المُؤمِنونَ الجَنَّةَ ، وبِالزِّيادَةِ فِي الإيمانِ تَفاضَلَ المُؤمِنونَ بِالدَّرَجاتِ عِندَ اللّه‌ِ ، وبِالنُّقصانِ دَخَلَ المُفَرِّطونَ النّارَ . (2)۲۹۸۵.سنن ابن ماجة عن أبي الدرداء : التوحيد عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِ اللّه‌ِ عز و جل : «هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ» (3)ـ : قالَ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى : أنَا أهلٌ أن اُتَّقى ولا يُشرِكَ بي عَبدي شَيئا ، وأنَا أهلٌ إن لَم يُشرِك بي عَبدي شَيئا أن اُدخِلَهُ الجَنَّةَ .

وقالَ عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ تَبارَكَ وتَعالى أقسَمَ بِعِزَّتِهِ وجَلالِهِ أن لا يُعَذِّبَ أهلَ تَوحيدِهِ بِالنّارِ أبَدا . (4)۲۹۸۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ تَبارَكَ وتَعالى حَرَّمَ أجسادَ المُوَحِّدينَ عَلَى النّارِ . (5)۲۹۸۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام ـ لَمّا سُئِلَ : لِمَ سُمِّيَ المُؤمِنُ مُؤمِنا؟ ـ : لِأَنَّهُ اشتَقَّ لِلمُؤمِنِ اسما مِن أسمائِهِ تَعالى ، فَسَمّاهُ مُؤمِنا ، وإنَّما سُمِّيَ المُؤمِنُ لِأَنَّهُ يُؤمَنُ مِن عَذابِ اللّه‌ِ تَعالى . (6)۲۹۸۲.عنه صلى الله عليه و آله : كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبي هاشم الجعفريّ : أصابَتني ضيقَةٌ شَديدَةٌ ، فصِرتُ إلى أبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام ، فَاستأذَنتُ عَلَيهِ فَأَذِنَ لي ، فَلَمّا جَلَستُ قالَ :

يا أبا هاشِمٍ ، أيَّ نِعَمِ اللّه‌ِ عز و جل عَلَيكَ تُريدُ أن تُؤَدِّيَ شُكرَها؟ قالَ أبو هاشِمٍ : فَوَجَمتُ فَلَم أدرِ ما أقولُ لَهُ ، فَابتَدَأَني عليه السلام ، فَقالَ : إنَّ اللّه‌َ عز و جل رَزَقَكَ الإيمانَ فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَكَ عَلَى النّارِ ... . (7).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۳۸۵ ح ۷ ، رجال الكشّي : ج ۱ ص ۳۵۴ الرقم ۲۲۳ عن عليّ بن رئاب عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۱۶۷ ح ۳۴ .

2) .الكافي : ج ۲ ص ۳۷ ح ۱ ، تفسير العياشي : ج ۲ ص ۳۲۴ ح ۱۲ كلاهما عن أبي عمرو الزبيري ، دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۹ ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۲۸ ح ۶ .

3) .المدّثّر : ۵۶ .

4) .التوحيد : ص ۲۰ ح ۶ ، بحارالأنوار : ج ۳ ص ۴ ح ۸ .

5) .التوحيد : ص ۲۰ ح ۷ عن أبي بصير ، بحارالأنوار : ج ۳ ص ۴ ح ۹ .

6) .بحارالأنوار : ج ۶۷ ص ۶۳ ح ۷ نقلاً عن قضاء الحقوق للصوري وراجع : إرشاد القلوب : ص ۷۷ .

7) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۴۰۱ ح ۵۸۶۳ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۹۷ ح ۶۸۲ ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۳۲۶ ح ۷ .

۲۹۸۱.عنه صلى الله عليه و آله : الكافى ـ به نقل از زُراره ـ : به امام باقر عليه السلام گفتم : مؤمن به آتش مى‌رود؟ فرمود: «به خدا ، نه !» .۲۹۸۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : به سبب كامل شدن ايمان، مؤمنان به بهشت مى‌روند، و به سبب فزونى ايمان[ـِ يكى بر ديگرى] ، درجات مؤمنان در نزد خدا ، متفاوت مى‌شود، و به سبب كاسته شدن ايمان، كوتاهى كنندگان ، به آتش مى‌روند .۲۹۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : التوحيد ـ به نقل از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل : «او اهل پرهيزگارى و اهل آمرزش است» ـ : خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: «من ، سزاوار آنم كه از من ، پروا داشته شود و بنده‌ام چيزى را شريك من نگردانَد . من سزاوار آنم كه اگر بنده‌ام ، چيزى را شريك من قرار ندهد، او را به بهشت در آورم» .

خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ، به فرّ و شكوه خويش ، سوگند ياد كرده است كه يكتاپرستانش را هرگز با آتش ، عذاب نكند.۲۹۷۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ، پيكرهاى يكتاپرستان را بر آتش ، حرام كرده است .۲۹۷۷.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن رجاء بن أبي الضحّ امام صادق عليه السلام ـ آن گاه كه از ايشان پرسيدند: چرا مؤمن، مؤمن ناميده شده است؟ ـ : چون خداوند ، نامى از نام‌هاى خود را براى مؤمن بر گرفت و او را مؤمن ناميد . به اين دليل مؤمن ناميده شده كه از عذاب خداوند متعال ، در امان است .۲۹۷۶.عنه عليه السلام : كتاب من لايحضره الفقيه ـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ : من به شدّت ، دچار تنگ‌دستى شدم . پس نزد امام هادى عليه السلام رفتم. مرا به حضور پذيرفت . چون

نشستم ، فرمود: «اى ابو هاشم ! شُكر كدام يك از نعمت‌هاى خداوند عز و جل را مى‌خواهى به جا بياورى؟» .

من ، زبانم بند آمد ( / خجالت كشيدم) و ندانستم كه به ايشان ، چه بگويم. امام عليه السلام ، خود شروع كرد و فرمود: «به تو ، ايمان روزى نمود و به سبب آن ، بدنت را بر آتش ، حرام ساخت» . .

۱۱ / ۲وَلايَةُ أهلِ البَيتِ:۲۹۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَلايَتي ووَلايَةُ أهلِ بَيتي أمانٌ مِنَ النّارِ . (1)۲۹۷۲.عنه عليه السلام ( ـ لِعُمَرَ بنِ يَزيدٍ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَا اختَلَطَ حُبّي بِقَلبِ عَبدٍ فَأحَبَّني إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . (2)۲۹۷۱.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله عَن جَبرَئيلَ عَن ميكائيلَ عَن إسرافيلَ عَنِ اللَّوحِ عَنِ القَلَمِ ، قالَ : يَقولُ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى : وَلايَةُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ـ صَلَواتُ اللّه‌ِ عَلَيهِ ـ حِصني ، فَمَن دَخَلَ حِصني أمِنَ ناري . (3)۲۹۷۰.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ ونُصِبَ الصِّراطُ عَلى جَهَنَّمَ ، لَم يَجُز عَلَيهِ إلّا مَن مَعَهُ جَوازٌ فيهِ وَلايَةُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئولُونَ» (4)؛

يَعني عَن وَلايَةِ عَليِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام . (5).


1) .الأمالي للصدوق : ص ۵۶۰ ح ۷۵۰ ، بشارة المصطفى : ص ۱۷۶ وفيه «براءة وأمان» وكلاهما عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۲۷ ص ۸۸ ح ۳۵ .

2) .حلية الأولياء : ج ۷ ص ۲۵۵ عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۹۳۹ .

3) .معاني الأخبار : ص ۳۷۱ ح ۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۳۶ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۳۰۶ ح ۳۵۰ ، جامع الأخبار : ص ۵۲ ح ۵۸ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۹۴ ح ۸۳ كلّها عن عليّ بن بلال عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۳۵۳ ح ۷۲۹ عن أحمد بن المعافى عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام وفيه «عليّ» بدل «ولاية عليّ» ، بحارالأنوار : ج ۳۹ ص ۲۴۶ ح ۱ ؛ شواهد التنزيل : ج ۱ ص ۱۷۰ ح ۱۸۱ عن ابن عمر نحوه .

4) .الصافات : ۲۴ .

5) .الأمالي للطوسي: ص۲۹۰ ح۵۶۴ ، بشارة المصطفى : ص۱۴۴ كلاهما عن أنس ، بحارالأنوار : ج۸ ص۶۷ ح۱۱ ؛ الصواعق المحرقة: ص۱۴۹ ، شواهد التنزيل: ج۲ ص۱۶۱ ح۷۸۷ كلاهما عن‌أبي سعيد الخدري وفيهما ذيله من «قوله تعالى ...» المناقب لابن المغازلي : ص ۲۴۲ ح ۲۸۹ عن أنس وليس فيه ذيله من «وذلك قوله تعالى ...» .

۱۱ / ۲ ولايت اهل بيت عليهم السلام

۱۱ / ۲ولايت اهل بيت:۲۹۶۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ولايت من و ولايت اهل بيت من ، [مايه] امان از آتش است.۲۹۶۶.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : محبّت من ، با دل هيچ بنده‌اى در نياميخت و مرا دوست نداشت ، مگر آن كه خداوند ، بدن او را بر آتش ، حرام گردانيد .۲۹۶۵.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جبرئيل ، از ميكائيل ، از اسرافيل ، از لوح ، از قلم ، نقل كرد كه گفت: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرمود: «ولايت على بن ابى طالب ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ ، دژِ من است . هر كس به دژِ من وارد شود ، از آتشم در امان خواهد بود» .۲۹۶۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون روز قيامت شود و [پُل] صراط بر روى جهنّم نصب گردد ، تنها آن كس از آن مى‌گذرد كه با خود ، گذرنامه‌اى داشته باشد كه در آن ، ولايت على بن ابى طالب ، آمده باشد، و اين ، سخن خداوند متعال است كه: «آنان را نگه

داريد كه بايد بازخواست شوند» ؛ يعنى در باره ولايت على بن ابى طالب عليه السلام » .

.

۲۹۶۳.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله عَن جَبرَئيلَ عَن ميكائيلَ عن إسرافيلَ عَنِ اللّه‌ِ تَعالى جَلَّ جَلالُهُ ـ أنَّهُ قالَ ـ : ... بِعِزَّتي حَلَفتُ ، وبِجَلالي قَسَمتُ! إنَّهُ لا يَتَولّى عَلِيّا عَبدٌ مِن عِبادي إلّا زَحزَحتُهُ عَنِ النّارِ وأدخَلتُهُ الجَنَّةَ ، ولا يُبغِضُهُ عَبدٌ مِن عِبادي ويَعدِلُ عَن وَلايَتِهِ إلّا أبغَضتُهُ وأدخَلتُهُ النّارَ وبِئسَ المَصيرُ . (1)۲۹۶۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام على عليه السلام : إذا حَمَلَ أهلُ وَلايَتِنا عَلى صِراطِ يَومِ القِيامَةِ نادى مُنادٍ : يا نارُ اخمُدي ، فَتَقولُ النّارُ : عَجِّلوا جوزوني فَقَد أطفَأَ نورُكُم لَهبي! (2)۲۹۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : نَحنُ المَثانِي الَّتي أعطاهَا اللّه‌ُ تَعالى نَبِيَّنا ، ونَحنُ وَجهُ اللّه‌ِ الَّذي نَتَقَلَّبُ فِي الأَرضِ بَينَ أظهُرِكُم ، مَن عَرَفَنا فَأَمامَهُ اليَقينُ ، ومَن جَهِلَنا فَأَمامَهُ السَّعيرُ . (3)۱۱ / ۳التَّقوىالكتاب«فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى * لَا يَصْلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى * الَّذِى كَذَّبَ وَ تَوَلَّى * وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى» . (4)

.


1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۹ ح ۱۹۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۲۹۲ ح ۳۲۶ ، بشارة المصطفى : ص ۳۱ وكلّها عن محمّد بن يعقوب النهشلي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۳۸ ص ۹۸ ح ۱۷ .

2) .قرب الإسناد : ص۱۰۲ ح۳۴۳ عن ابن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحارالأنوار: ج۶۸ ص۱۶ ح۱۹.

3) .تفسير القمّي: ج ۱ ص ۳۷۷، تفسير العيّاشي: ج ۲ ص ۲۴۹ ح ۳۶ وفيه «أنكرنا» بدل «جهلنا» وكلاهما عن سورة بن كليب، بحارالأنوار: ج ۲۴، ص ۱۱۴، ح ۱.

4) .الليل: ۱۴ ـ ۱۷.

۱۱ / ۳ پرهيزگارى

۲۹۵۶.الكافي عن عبد اللّه بن سليمان : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جبرئيل ، از ميكائيل ، از اسرافيل ، از خداوند متعال عز و جل نقل كرد كه فرمود: «... به عزّتم سوگند خورده‌ام و به جلالم سوگند ياد كرده‌ام كه هر بنده‌اى از بندگانم كه ولايت على را داشته باشد ، او را از آتش [دوزخ] ، دور مى‌گردانم و او را به بهشت در مى‌آورم، و هر بنده‌اى از بندگانم او را دشمن بدارد و از ولايتش كناره بگيرد ، او را دشمن مى‌دارم و به آتش در مى‌آورم كه بدفرجامى است» .۲۹۵۵.تهذيب الأحكام عن أبي بصير : امام على عليه السلام : آن گاه كه پيروان ولايت ما روز قيامت ، بر صراط قرار گيرند، منادى‌اى ندا مى‌دهد كه: «اى آتش، خاموش شو!» و آتش مى‌گويد: «زود باشيد از من بگذريد كه نورتان ، شعله مرا خاموش كرد» .۲۹۵۴.الكافي عن عبد السلام بن نعيم : امام باقر عليه السلام : ماييم آن «مَثانى» (1)كه خداوند متعال ، آن را به پيامبرمان عطا كرد، و ماييم وجه خدا كه در زمين ، در ميان شما ، آمد و شد مى‌كنيم. آن كه ما را شناخت (به ما معتقد بود) ، يقين ، فرا روى اوست، (2)و آن كه ما را نشناخت [و منكر ما شد] ، آتش پرشراره در انتظار اوست .۱۱ / ۳پرهيزگارىقرآن«پس شما را از آتشى كه زبانه مى‌كشد ، هشدار دادم. جز نگون‌بخت‌ترين[ـِ مردم] در آن در نمى‌آيد. همان كه تكذيب كرد و رُخ بر تافت ، و پرهيزگارترين[ـِ مردم] از آن ، دور داشته خواهد شد».

.


1) .اشاره است به آيه شريف : «وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَـكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِى وَ الْقُرْءَانَ الْعَظِيمَ». شيخ صدوق مى‌گويد: يعنى ماييم كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار قرآن ، قرارمان داد و به تمسّك جُستن به قرآن و در باره ما توصيه فرمود، و به امّتش خبر داد كه : ما از يكديگر جدا نمى‌شويم تا آن گاه كه در كنار حوض او (كوثر) ، بر او وارد شويم .

2) .يعنى مرگ ، پيش روى اوست كه امرى قطعى است و با مُردن ، از آن شناخت و باور ، بهره‌مند مى‌شود، يا معرفتى كه در دنيا با دليل برايش حاصل شده ، پس از مرگ مشاهده مى‌كند و عين اليقين ، برايش حاصل مى‌گردد .

الحديث۲۹۴۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ اشتاقَ إلَى الجَنَّةِ سَلا (1)عَنِ الشَّهَواتِ ، ومَن أشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ الحُرُماتِ . (2)۲۹۴۷.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَنِ اشتاقَ إلَى الجَنَّةِ سارَعَ إلَى الخَيراتِ ، ومَن أشفَقَ مِنَ النّارِ لَهى عَنِ الشَّهَواتِ . (3)۲۹۴۶.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن عَرَضَت لَهُ فاحِشَةٌ أو شَهوَةٌ فَاجتَنَبَها مِن مَخافَةِ اللّه‌ِ عز و جل ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ النّارَ ، وآمَنَهُ مِنَ الفَزَعِ الأَكبَرِ، وأنجَزَ لَهُ ما وَعَدَهُ في كِتابِهِ في قَولِهِ تَبارَكَ وتَعالى : «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» (4). (5)۲۹۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن خافَ النّارَ تَرَكَ الشَّهَواتِ . (6).


1) .سَلَوْتُ عَنه: صبرت عنه (مجمع البحرين: ج ۲ ص ۸۷۵ «سلا»).

2) .حلية الأولياء: ج ۱ ص ۷۴ عن خلاس بن عمرو عن الإمام عليّ عليه السلام ، شعب الإيمان: ج ۷ ص ۳۷۱ ح ۱۰۶۲۳ عن قبيصة بن جابر عن الإمام على عليه السلام ، عيون الأخبار لابن قتيبة: ج ۲ ص ۳۵۳ عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال: ج ۱ ص ۲۸۶ ح ۱۳۸۹؛ الكافي: ج ۲ ص ۵۰ ح ۱ عن جابر عن الإمام الباقر عن الإمام عليّ عليهماالسلام، الأمالي للمفيد: ص ۲۷۷ ح ۳، الأمالي للطوسي: ص ۳۷ ح ۴۰ كلاهما عن قبيصة بن جابر الأسدي عن الإمام عليّ عليه السلام ، نهج البلاغة: الحكمة ۳۱ عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «اجتنب المحرّمات» بدل «رجع عن الحرمات»، بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۴۳، ح ۱۸.

3) .شعب الإيمان: ج ۷ ص ۳۷۰ ح ۱۰۶۱۸، تاريخ بغداد: ج ۶ ص ۳۰۱ الرقم ۳۳۴۱، مسند الشهاب: ج ۱ ص ۲۲۶ ح ۳۴۸، تاريخ دمشق: ج ۱۳ ص ۳۱ ح ۳۰۳۶، حلية الأولياء: ج ۵ ص ۱۰ كلّها عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال: ج ۱۵ ص ۸۶۴ ح ۴۳۴۴۰؛ مكارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۴۱ ح ۲۶۶۰ عن ابن مسعود نحوه، جامع الأخبار: ص ۲۹۶ ح ۸۰۹ عن الإمام عليّ عليه السلام .

4) .الرحمن: ۴۶.

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۴ ص ۱۴ ح ۴۹۶۸، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۴ ح ۷۰۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۱ كلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۱۴ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار: ج ۷ ص ۳۰۳ ح ۶۰.

6) .مكارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۴۱ ح ۲۶۶۰ عن ابن مسعود، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۹۴ ح ۱.

حديث۲۹۴۳.المصنّف عن يعقوب بن زيد التيمي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه مشتاق بهشت باشد ، از شهواتْ دست بر مى‌دارد، و آن كه از آتش مى‌ترسد ، از حرام‌ها رُخ بر مى‌تابد .۲۹۴۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه مشتاق بهشت است ، به سوى كارهاى نيك مى‌شتابد، و كسى كه از آتش [دوزخ] مى‌ترسد ، از شهوت‌ها دست بر مى‌دارد .۲۹۴۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس [موقعيت] فحشايى يا شهوترانى برايش پيش بيايد و از ترس خداى عز و جل ، از آن دورى كند ، خداوند ، آتش را بر او حرام مى‌گردانَد و او را از آن هراس سهمگين (روز قيامت) ، ايمن مى‌دارد و آنچه را در كتاب خود در آيه «و براى آن كه از مقام و عظمت پروردگارش بترسد ، دو بهشت خواهد بود» ، به او وعده داده ، برايش عملى مى‌سازد .۲۹۴۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن كه از آتش [دوزخ] بترسد، شهوت‌ها را ترك مى‌گويد . .

۲۹۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : التَّقوى آكَدُ سَبَبٍ بَينَكَ وبَينَ اللّه‌ِ إن أخَذتَ بِهِ ، وجُنَّةٌ مِن عَذابٍ أليمٍ . (1)۲۹۳۸.الإمام الصادق عليه السلام : عنه عليه السلام : لَن يَنجُوَ منَ النّارِ إلَا التّارِكُ عَمَلَها . (2)۲۹۳۷.جمال الاُسبوع عن عبد الرحمن بن كثير : الإمام الصادق عليه السلام : مَن مَلَكَ نَفسَهُ إذا رَغِبَ ، وإذا رَهِبَ ، وإذَا اشتَهى ، وإذا غَضِبَ ، وإذا رَضِيَ ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . (3)۱۱ / ۴التَّوبَهُ والاستِغفارُ۲۹۳۴.معاني الأخبار عن أبي حمزة : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : توبوا إلَى اللّه‌ِ مِن فُضولِ الدُّنيا وسَيِّئاتِ أعمالِكُم ؛ تَنجوا مِن شِدَّةِ العَذابِ . (4)۲۹۳۳.الكافي عن عليّ بن رئاب عن الإمام الكاظم عليه السل عنه صلى الله عليه و آله : لا يَزالُ العَبدُ آمِنا مِن عَذابِ اللّه‌ِ مَا استَغفَرَ اللّه‌َ . (5)۲۹۳۲.الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : عنه صلى الله عليه و آله : قالَ موسى : ... إلهي ! أُريدُ النَّجاةَ مِنَ النّارِ . قالَ : ذلِكَ لِمَن اِستَغفَرَ في لَيلَةِ القَدرِ . (6)۲۹۳۱.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ مِن دُعاءٍ كانَ عليه السلام يُسَمّيهِ الجامِعَ ) الإمام الباقر عليه السلام : كانَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : «مُقامي فيكُم وَالاستِغفارُ لَكُم حِصنٌ حَصينٌ مِنَ العَذابِ» ، فَمَضى أكبَرُ الحِصنَينِ وبَقِيَ الاستِغفارُ ، فَاكثِروا مِنهُ ؛ فَإِنَّهُ مَمحاةٌ لِلذُّنوبِ ، قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»(7). .


1) .غرر الحكم: ح ۲۰۷۹.

2) .غرر الحكم: ح ۷۴۰۴، عيون الحكم والمواعظ: ص ۴۰۷ ح ۶۸۸۸.

3) .كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۴ ص ۴۰۰ ح ۵۸۶۰، الأمالى للصّدوق: ص ۴۰۸ ح ۵۲۷ كلاهما عن شعيب العقرقوفي، ثواب الأعمال: ص ۱۹۲ ح ۱، تحف العقول: ص ۳۶۱، تفسير القمّي: ج ۲ ص ۲۷۷ عن الإمام الباقر عليه السلام وليس فيه «إذا اشتهى» وليس في الثلاثة الأخيرة «وإذا رضي»، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۳۵۸ ح ۱.

4) .مستدرك الوسائل: ج ۱۲ ص ۵۴ ح ۱۳۴۹۶ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

5) .تاريخ دمشق: ج ۵۵ ص ۸۶ عن فضالة بن عُبيد، كنز العمّال: ج ۱ ص ۴۷۹ ح ۲۰۹۴.

6) .الإقبال: ج ۱ ص ۳۴۵، بحارالأنوار: ج ۹۸ ص ۱۴۵.

7) .ثواب الأعمال: ص ۱۹۷ ح ۳، تفسير العياشي: ج ۲ ص ۵۴ ح ۴۴ نحوه وكلاهما عن عبداللّه بن محمد الجعفي، جامع الأخبار: ص ۱۴۶ ح ۳۱۹، بحارالأنوار: ج ۹۳ ص ۲۷۹ ح ۱۳.

۱۱ / ۴ توبه و آمرزش خواهى

۲۹۳۰.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعاءِ الأَمانِ ـ ) امام على عليه السلام : پرهيزگارى ، محكم‌ترين رشته ميان تو و خداست ، اگر به آن چنگ در زنى، و سپرى در برابر عذاب دردآور[ـِ دوزخ] است.۲۹۲۹.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : از آتش دوزخ نمى‌رَهَد ، مگر كسى كه كارهاى دوزخى را ترك گويد.۲۹۲۸.الإمام عليّ عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر كس در هنگام خواستن يا ترسيدن يا شهوت يا خشم و يا خشنودى ، خود را نگه دارد ، خداوند ، بدن او را بر آتش [دوزخ] ، حرام مى‌گرداند.۱۱ / ۴توبه و آمرزش‌خواهى۲۹۲۵.صحيح البخاري عن أبي بكر : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از زوايدِ دنيا و كردارهاى بد خويش ، به درگاه خدا توبه كنيد تا از سختى عذاب [دوزخ] ، نجات يابيد.۲۹۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ اللَّيلَةِ العِشرينَ مِن شَهرِ رَمَضا ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده، تا زمانى كه از خدا طلبِ آمرزش كند، از عذاب خدا ، در امان است .۲۹۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : موسى عليه السلام گفت:... معبودا ! من ، خواهان نجات از آتش هستم.

خداوند فرمود: «اين (رهايى از آتش) ، براى كسى است كه در شب قدر ، آمرزش بخواهد» .۲۹۲۲.صحيح البخاري عن شدّاد بن أوس عن النبيّ صلى الله ع امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمود: «وجود من در ميان شما و آمرزش‌خواهى [شما] براى خودتان ، دژى استوار در برابر عذاب است» . دژ بزرگ‌تر ، رفت و آمرزش‌خواهى ، مانده است . پس تا مى‌توانيد ، طلب آمرزش كنيد كه اين كار ، گناهان را پاك مى‌كند . خداوند عز و جل فرموده است: «تا تو در ميان آنان هستى ، خداوند ، عذابشان نمى‌كند، و تا زمانى كه طلب آمرزش مى‌كنند ، خداوند ، آنان را

عذاب نمى‌كند» .

.

۲۹۲۱.كنز العمّال عن ابن عمر : الإمام عليّ عليه السلام : لَو أنَّ النّاسَ حينَ عَصَوا تابوا وَاستَغفَروا ؛ لَم يُعَذَّبوا ولَم يَهلِكوا . (1)۲۹۲۰.عنه عليه السلام : عنه عليه السلام : اللّهُمَّ ! وأستَغفِرُكَ لِكُلِّ ذَنبٍ أدناني مِن عَذابِكَ . (2)۲۹۱۹.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في عَمَلِ أوَّلِ لَيلَةٍ مِن رَجَب ) الإمام زين العابدين عليه السلام : مَن أشفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوبَةِ إلَى اللّه‌ِ مِن ذُنوبِهِ ، وراجَعَ عَنِ المَحارِمِ . (3)۱۱ / ۵ذِكرُ اللّه‌ِ۲۹۱۶.عنه عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَقولُ في سُجودِهِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما مِن شَيءٍ أنجى مِن عَذابِ اللّه‌ِ مِن ذِكرِ اللّه‌ِ . (4)۲۹۱۵.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن أكثَرَ ذِكرَ اللّه‌ِ عز و جل أحَبَّهُ اللّه‌ُ ، ومَن ذَكَرَ اللّه‌َ كَثيرا كُتِبَت لَهُ بَراءَتانِ : بَراءَةٌ مِنَ النّارِ ، وبَراءَةٌ مِنَ النِّفاقِ . (5)۲۹۱۴.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ذِكرُ اللّه‌ِ عَلَمُ الإيمانِ ، وبَرءٌ مِنَ النِّفاقِ ، وحِصنٌ مِنَ الشَّيطانِ ، وحِرزٌ مِنَ النّارِ . (6)۲۹۱۳.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن صَلَّى الفَجرَ ثُمَّ جَلَسَ في مَجلِسِهِ يَذكُرُ اللّه‌َ عز و جل حَتّى تَطلُعَ الشَّمسُ ؛ سَتَرَهُ اللّه‌ُ عز و جل مِنَ النّارِ ، سَتَرَهُ اللّه‌ُ عز و جل مِنَ النّارِ ، سَتَرَهُ اللّه‌ُ عز و جل مِنَ النّارِ . (7).


1) .غرر الحكم: ح ۷۵۸۳، عيون الحكم والمواعظ: ص ۴۱۷ ح ۷۰۷۷.

2) .البلد الأمين: ص ۴۳، بحارالأنوار: ج ۸۷ ص ۳۳۲ ح ۳۷.

3) .تحف العقول: ص ۲۸۱، بحارالأنوار: ج ۷۸ ص ۱۳۹ ح ۲۵.

4) .شعب الإيمان: ج ۱ ص ۳۹۶ ح ۵۲۲ عن ابن عمر، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۵۱ ح ۲۲۱۴۰ ، المعجم الكبير : ج ۲۰ ص ۱۶۷ ح ۳۵۲، تفسير ابن كثير: ج ۶ ص ۴۱۶ كلّها عن معاذ بن جبل وفيها «ما عمل آدمي عملاً قطّ» بدل «ما من شيءٍ»، كنز العمّال: ج ۱ ص ۴۱۸ ح ۱۷۷۷.

5) .الكافي : ج ۲ ص ۵۰۰ ح ۳ عن داود بن سرحان عن الإمام الصادق عليه السلام ، وسائل الشيعة : ج ۴ ص ۱۱۸۱ ح ۸۹۸۸ .

6) .مستدرك الوسائل: ج ۵ ص ۲۸۵ ح ۵۸۶۸ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللّباب .

7) .الأمالي للصدوق: ص ۶۷۲ ح ۹۰۱ عن عمير بن مأمون العطاردي عن الإمام الحسن عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۸۵ ص ۳۲۰ ح ۴ ؛ المعجم الأوسط: ج ۹ ص ۱۸۲ ح ۹۴۸۳ عن الحكم بن عتيبة عن الإمام الحسن عليه السلام نحوه، كنز العمّال : ج ۲ ص ۱۵۰ ح ۳۵۳۷.

۱۱ / ۵ ياد خدا

۲۹۱۲.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) امام على عليه السلام : اگر مردم ، زمانى كه [خدا را] نافرمانى مى‌كنند توبه بنمايند و آمرزش بطلبند ، عذاب نمى‌شوند و نابود نمى‌گردند.۲۹۱۱.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ فِي المُناجاةِ المَعروفَةِ بِمُناجاةِ الذّاكِري ) امام على عليه السلام : بار خدايا! براى هر گناهى كه مرا به عذابت نزديك مى‌كند ، از تو آمرزش مى‌طلبم.۲۹۱۰.عنها عليهاالسلام ( ـ في دُعائِها عَقيبَ صَلاةِ المَغرِبِ ـ ) امام زين العابدين عليه السلام : هر كه از آتش [دوزخ] بترسد ، از گناهان خود به درگاه خدا ، توبه مى‌كند و از حرام‌ها دست بر مى‌دارد .۱۱ / ۵ياد خدا۲۹۰۷.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ چيزى چون ياد خدا ، رهاننده از عذاب خدا نيست .۲۹۰۶.بحار الأنوار عن مصباح الكفعمي والبلد الأمين والاخ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس خداى عز و جل را بسيار ياد كند ، خداوند ، او را دوست مى‌دارد ؛ و هر كس خدا را بسيار ياد كند، دو بَرات آزادى برايش نوشته مى‌شود: بَرات آزادى از آتش، و بَرات آزادى از نفاق.۲۹۰۵.البلد الأمين : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ياد خدا، نشانه ايمان و [مايه] پاك شدن از نفاق، و دژى در برابر شيطان، و نگه دارنده از آتش [دوزخ ]است.۲۹۰۴.عنه عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَقولُهُ في سَحَرِ كُلِّ لَيلَةٍ وبَ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس نماز صبح را بخواند و سپس در جاى خود بنشيند و تا طلوع آفتاب ، خداوند عز و جل را ياد كند ، خداى عز و جل ، او را از آتش [دوزخ] حفظ

مى‌كند ؛ خداى عز و جل ، او را از آتش [دوزخ] ، حفظ مى‌كند ؛ خداى عز و جل ، او را از آتش [دوزخ] حفظ مى‌كند.

.

۲۹۰۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ مِمّا كانَ يَدعو بِهِ في سَحَرِ كُلِّ لَيلَةٍ ب ) الإمام عليّ عليه السلام : أفيضوا في ذِكرِ اللّه‌ِ ـ جَلَّ ذِكرُهُ ـ فَإِنَّهُ أحسَنُ الذِّكرِ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ النِّفاقِ ، وبَراءَةٌ مِنَ النّارِ ، وتَذكيرٌ لِصاحِبِهِ . (1)۱۱ / ۶خَشيَةُ اللّه‌ِ۲۸۹۶.الإمام الجواد عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن عَرَضَت لَهُ فاحِشَةٌ أو شَهوَةٌ فَاجتَنَبَها مِن مَخافَةِ اللّه‌ِ عز و جل ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ النّارَ ، وآمَنَهُ مِنَ الفَزَعِ الأَكبَرِ . (2)۲۸۹۷.صحيح البخاري عن أبي موسى الأشعريّ عن النبيّ صلى ا ( ـ مِمّا كانَ يَدعو بِهِ صلى الله عليه و آله ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن قَدَرَ عَلَى إمرَأَةٍ أو جارِيَةٍ حَراما ، فَتَرَكَها مَخافَةَ اللّه‌ِ ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ عز و جلعَلَيهِ النّارَ ، وآمَنَهُ اللّه‌ُ تَعالى مِنَ الفَزَعِ الأَكبَرِ ، وأدخَلَهُ اللّه‌ُ الجَنَّةَ . وإن أصابَها حَراما ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ الجَنَّةَ ، وأدخَلَهُ النّارَ . (3)۲۸۹۸.مسند ابن حنبل عن أبي اُمامة الباهلي : عنه صلى الله عليه و آله : أنجاكُم مِن عَذابِ اللّه‌ِ أشَدُّكُم لَهُ خَوفا. (4).


1) .تحف العقول: ص ۱۴۹، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۲۹۲ ح ۲.

2) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۴ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۴ ح ۷۰۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۱ كلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۴ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۰ ص ۳۶۵ ح ۱۳ .

3) .ثواب الأعمال : ص ۳۳۴ ح ۱ عن أبي هريرة وابن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۴ عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۲ ح ۳۰ .

4) .مكارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۷۵ ح ۲۶۶۱ عن أبي ذرّ ، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۶۲، أعلام الدين: ص ۱۹۹، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۸۸ ح ۳.

۱۱ / ۶ ترس از خدا

۲۸۹۹.الإمام الحسن عليه السلام : امام على عليه السلام : خداوند را ـ كه يادش بِشكوه باد ـ ، بسيار ياد كنيد؛ زيرا كه ياد او ، بهترين ياد ، [مايه] ايمنى از نفاق، بَرات آزادى از آتش ، و موجب ياد شدن از ياد كننده [در نزد ياد شونده ، يعنى خداوند] است .۱۱ / ۶ترس از خدا۲۹۰۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس [موقعيت] فحشا يا شهوترانى برايش پيش آيد و از ترس خداوند عز و جل مرتكب آن نشود ، خداوند ، آتش [دوزخ] را بر او حرام مى‌گردانَد و از آن وحشت بزرگ (قيامت) ، او را در امان مى‌دارد .۵۶۵۴.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس بتواند با زن يا كنيزى مرتكب حرامى شود ، امّا از ترس خداوند عز و جل آن را رها كند ، خداوند عز و جل ، آتش را بر او حرام مى‌سازد و از وحشت بزرگ (قيامت) ، او را در امان مى‌دارد و او را به بهشت مى‌بَرَد ؛ و اگر مرتكب حرام شود ، خداوند ، بهشت را بر او حرام مى‌سازد و وى را به آتش در مى‌آورد .۵۶۵۳.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في مُناجاتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رَهيده‌ترينِ شما از عذاب خدا ، آن كسى است كه از خداوند ، بيشتر بترسد .

.

۵۶۵۲.عنه عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : خَفِ اللّه‌َ يُؤمِنكَ ، ولا تَأمَنهُ فَيُعَذِّبَكَ . (1)۵۶۵۱.عنه عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : إنَّ أنجاكُم مِن عَذابِ اللّه‌ِ أشَدُّكُم خَشيَةً للّه‌ِِ . (2)۱۱ / ۷البُكاءُ للّه‌ِِ۵۶۴۸.امام على عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن بَكى عَلى ذَنبِهِ حَتّى تَسيلَ دُموعُهُ عَلى لِحيَتِهِ ، حَرَّمَ اللّه‌ُ ديباجَةَ وَجهِهِ عَلَى النّارِ . (3)۵۶۴۷.امام على عليه السلام ( ـ در پاسخ سؤالى درباره متشابه بودن «قضاء» [بين چن ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن ذَكَرَ اللّه‌َ فَفَاضَت عَيناهُ مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ حَتّى يُصيبَ الأَرضَ مِن دُموعِهِ ، لَم يُعَذِّبهُ اللّه‌ُ تَعالى يَومَ القِيامَةِ . (4)۵۶۴۶.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لا يَلِجُ النّارَ رَجُلٌ بَكى مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ حَتّى يَعودَ اللَّبَنُ فِي الضَّرعِ ، ولا يَجتَمِعُ غُبارٌ في سَبيلِ اللّه‌ِ ودُخانُ جَهَنَّمَ . (5)۵۶۵۰.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن مُؤمِنٍ يَخرُجُ مِن عَينَيهِ مِثلُ رَأسِ الذُّبابَةِ مِنَ الدُّموعِ فَيُصيبُ حَرَّ وَجهِهِ ، إلّا حَرَّمَهُ اللّه‌ُ عَلَى النّارِ . (6).


1) .غرر الحكم : ح ۵۰۹۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۴۲ ح ۴۶۱۹ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۱ ص ۲۳۶ ح ۱۲۸۴۶ .

2) .الكافي: ج ۸ ص ۶۹ ح ۲۴، مشكاة الأنوار: ص ۱۴۳ ح ۳۴۲، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۴۷، أعلام الدين: ص ۹۰ و ۲۲۲ كلّها عن أبي حمزة، تحف العقول: ص ۲۷۹، بحارالأنوار: ج ۷۸ ص ۱۳۶ ح ۱۳.

3) .مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۹۵ ح ۲۲۶۷ ، روضة الواعظين : ص ۴۹۵ ، بحارالأنوار : ج ۹۳ ص ۳۳۶ ح ۳۰ ؛ تاريخ أصبهان : ج ۱ ص ۲۱۰ الرقم ۳۰۹ عن أنس .

4) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۸۹ ح ۷۶۶۸ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۷۸ ح ۱۶۴۱ و ج ۶ ص ۱۹۶ ح ۶۱۷۱ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۴۲۵ ح ۱۸۳۰ .

5) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۷۱ ح ۱۶۳۳ ، سنن النسائي : ج ۶ ص ۱۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۵۷۶ ح ۱۰۵۶۵ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۸۹ ح ۷۶۶۷ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۴۹۰ ح ۸۰۰ وزاد في ذيل الثلاثة الأخيرة «في منخري مسلم أبدا» وكلّها عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۱۴۳ ح ۵۸۸۷ .

6) .إرشاد القلوب: ص ۹۷، مستدرك الوسائل: ج ۱۱ ص ۲۴۶ ح ۱۲۸۸۷.

۱۱ / ۷ گريستن براى خدا

۵۶۴۹.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : از خدا بترس تا تو را ايمن بدارد، و خود را از او ايمن مشمار كه عذابت مى‌كند.۵۶۴۸.عنه عليه السلام ( ـ في دُعاءٍ لَهُ ـ ) امام زين العابدين عليه السلام : رَهيده‌ترينِ شما از عذاب خداوند ، كسى است كه ترس او از خداوند ، بيشتر باشد.۱۱ / ۷گريستن براى خدا۵۶۴۵.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس بر گناه خويش بگِريد ، چندان كه اشك‌هايش بر ريش او جارى شود ، خداوند ، رُخساره او را بر آتش ، حرام مى‌گرداند .۵۶۴۴.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس خدا را ياد كند و از ترس خداوند ، اشك از چشمانش جارى شود ، به طورى كه از اشك‌هايش بر زمين بريزد ، خداوند، روز قيامت، او را عذاب نمى‌كند .۵۶۴۳.الكافى ( ـ به نقل از احمد بن محمّد بن خالد ، در حديثى مرفو ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردى كه از ترس خدا گريسته باشد، وارد آتش نمى‌شود ، مگر آن كه شير رفته ، به پستان باز گردد، (1)و غبارِ [جهاد] در راه خدا و دود جهنّم با هم جمع نمى‌شوند.۵۶۴۵.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مؤمنى نيست كه از چشمانش به اندازه سرِ مگسى اشك بيرون بيايد و بر گونه‌اش بغلتد ، مگر آن كه خداوند ، او را بر آتش [دوزخ] ، حرام مى‌گرداند.

.


1) .مَثَلى است براى كارى ناشدنى ، مثل: آب رفته به جوى باز گشتن .

۵۶۴۴.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : رَأَيتُ البارِحَةَ عَجائِبَ ... رَأَيتُ رَجُلاً مِن أُمَّتي قَد هَوى فِي النّارِ ، فَجاءَتهُ دُموعُهُ الَّتي بَكى مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ ، فَاستَخرَجَهُ (1)مِن ذلِكَ . (2)۵۶۴۳.الكافي عن أحمد بن محمّد بن خالد رفعه : الإمام زين العابدين عليه السلام : إلهي ! أتُحرِقُ بِالنّارِ عَيني وكانَت مِن خَوفِكَ باكِيَةً . (3)۵۶۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : لَمّا كَلَّمَ اللّه‌ُ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام قالَ مُوسى... إلهي ! ما جَزاءُ مَن دَمَعَت عَيناهُ مِن خَشيَتِكَ؟ قالَ : يا موسى ، آمَنُ وَجهَهُ مِن حَرِّ النّارِ . (4)۵۶۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعايش ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : ما مِن عَينٍ إلّا وهِيَ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلّا عَينا بَكَت مِن خَوفِ اللّه‌ِ ، ومَا اغرَورَقَت عَينٌ بِمائِها مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ عز و جل إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ عز و جل سائِرَ جَسَدِهِ عَلَى النّارِ ، ولا فاضَت عَلى خَدِّهِ فَرَهِقَ ذلِكَ الوَجهَ قَتَرٌ ولا ذِلَّةٌ ، وما مِن شَيءٍ إلّا ولَهُ كَيلٌ ووَزنٌ ، إلَا الدَّمعَةُ ؛ فَإِنَّ اللّه‌َ عز و جل يُطفي بِاليَسيرِ مِنهَا البِحارَ مِنَ النّارِ ، فَلَو أنَّ عَبدا بَكى في اُمَّةٍ لِرَحِمَ اللّه‌ُ عز و جل تِلكَ الأُمَّةَ بِبُكاءِ ذلِكَ العَبدِ . (5).


1) .في الأمالي : «فاستخرجته» .

2) .فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۱۱۲ ح ۱۰۷ عن عبدالرحمن بن هبيرة ، الأمالي للصدوق : ص ۳۰۲ ح ۳۴۲ عن عبدالرحمن بن سمرة ، روضة الواعظين : ص ۴۹۴ ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۹۱ ح ۱ ؛ تاريخ دمشق : ج ۳۴ ص ۴۰۷ ح ۷۰۴۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۴۲۲ كلاهما نحوه ، نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۲۳۳ كلّها عن عبدالرحمن بن سمرة ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۹۲۷ ح ۴۳۵۹۲ .

3) .بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۰ نقلاً عن بعض الكتب .

4) .فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۸۸ ح ۶۸ عن زياد بن المنذر ، الأمالي للصدوق : ص ۲۷۷ ح ۳۰۷ عن عبدالعظيم الحسني عن الإمام الهادي عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۹۴ ح ۲۲۶۵ ، عدّة الداعي : ص ۱۵۷ عن الإمام عليّ عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۴۹۴ وفي الأربعة الأخيرة «أقي» بدل «آمن» ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۴۱۲ ح ۱۳۱ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۴۸۲ ح ۲ ، الأمالي للمفيد : ص ۱۴۳ ح ۱ كلاهما عن محمد بن مروان ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۷۶ ح ۲۰۵ كلاهما نحوه وليس فيها صدره إلى «من خوف اللّه» ، عدّة الداعي : ص ۱۵۷ ، وسائل الشيعة : ج ۱۱ ص ۱۷۸ ح ۲۰۳۴۵ .

۵۶۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى روز سوم ماه ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ديشب ، چيزهاى شگفتى ديدم... . ديدم كه مردى از امّتم در آتش افتاد ؛ امّا اشك‌هايش كه از ترس خدا گريسته بود ، آمدند و او را از آن ، بيرون كشيدند .۵۶۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از خطبه اش در غدير خُم ـ ) امام زين العابدين عليه السلام : معبودا ! آيا چشمان مرا كه از ترس تو گريان بوده‌اند ، به آتش مى‌سوزانى؟!۵۶۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعايش ـ ) امام باقر عليه السلام : آن گاه كه خداى عز و جل با موسى بن عمران عليه السلام سخن گفت، موسى گفت : ... معبودا ! پاداش كسى كه چشمانش از ترس تو اشك بريزند، چيست؟

فرمود: «اى موسى ! چهره او را از گرماى آتش ، در امان مى‌دارم» .۵۶۴۲.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هيچ چشمى نيست ، مگر آن كه در روز قيامت ، گريان است ، بجز چشمى كه از خوف خدا گريسته باشد، و هيچ چشمى از ترس خداوند عز و جل اشكبار نگشت ، مگر آن كه خداوند عز و جل ، بقيّه بدن او را نيز بر آتش ، حرام كرد، و اگر اشكش بر رُخسارش سرازير شود ، هرگز گرد زبونى و خوارى ، بر آن رُخ نمى‌نشيند .

هر چيزى [و عملى از اعمال انسان] پيمانه و وزنى دارد، مگر اشك؛ چرا كه خداوند عز و جل با اندكِ آن ، درياهاى آتش را خاموش مى‌سازد، و اگر در ميان امّتى يك بنده [از خوف خدا ]بگِريد ، خداوند عز و جل به واسطه گريه آن بنده ، بر آن امّت ، رحم مى‌آورد . .

۱۱ / ۸مَحَبَّةُ اللّه‌ِ۵۶۵۳.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در مناجاتش ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَاللّه‌ِ ! لا يُلقِي اللّه‌ُ حَبيبَهُ فِي النّارِ . (1)۵۶۵۴.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : يا إلهي وسَيِّدي ورَبّي ، أتُراكَ مُعَذِّبي بِنارِكَ بَعدَ تَوحيدِكَ ، وبَعدَ مَا انطَوى عَلَيهِ قَلبي مِن مَعرِفَتِكَ ، ولَهِجَ بِهِ لِساني مِن ذِكرِكَ ، وَاعتَقَدَهُ ضَميري مِن حُبِّكَ ؟! (2)۵۶۵۵.عنه عليه السلام : الكافي عن أبي حمزة : رَأَيتُ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليه السلام في فِناءِ الكَعبَةِ فِي اللَّيلِ و هُوَ يُصَلّي ، فَأَطالَ القيامَ حَتّى جَعَلَ مَرَّةً يَتَوَكَّأُ عَلى رِجلِهِ اليُمنى ومَرَّةً عَلى رِجلِهِ اليُسرى ، ثُمَّ سَمِعتُهُ يَقولُ بِصَوتٍ كَأَنَّهُ باكٍ : يا سَيِّدي ، تُعَذِّبُني وحُبُّكَ في قَلبي؟! (3)۵۶۵۶.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ لِلعيدَينِ وَالجُمُعَةِ ـ ) رجال النجاشي عن الياس : سَمِعتُ أبا عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام يَقولُ : وَاللّه‌ِ ! لا يَموتُ عَبدٌ يُحِبُّ اللّه‌َ ورَسولَهُ ويَتَولَّى الأَئِمَّةَ عليهم السلام ، فَتَمَسُّهُ النّارُ . ثُمَّ أعادَ الثّانِيَةَ وَالثّالِثَةَ مِن غَيرِ أن أسأَلَهُ . (4)۵۶۵۷.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ النّاسَ يَعبُدونَ اللّه‌َ عز و جل عَلى ثَلاثَةِ أوجُهٍ : فَطَبَقَةٌ يَعبُدونَهُ رَغبَةً في ثَوابِهِ ، فَتِلكَ عِبادَةُ الحُرَصاءِ ؛ وهُوَ الطَّمَعُ ، وآخَرونَ يَعبُدونَهُ فَرَقا مِنَ النّارِ ، فَتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ ؛ وهِيَ الرَّهبَةُ ، ولكِنّي أعبَدُهُ حُبّا لَهُ عز و جل ، فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ ؛ وهُوَ الأَمنُ ؛ لِقَولِهِ عز و جل : «وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَـئِذٍ ءَامِنُونَ» (5)، ولِقَولِهِ عز و جل : « قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ » (6)، فَمَن أحَبَّ اللّه‌َ أحَبَّهُ اللّه‌ُ عز و جل ، ومَن أحَبَّهُ اللّه‌ُ عز و جل كانَ مِنَ الآمِنينَ . (7).


1) .المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۱۹۵ ح ۷۳۴۷ و ج ۱ ص ۱۲۶ ح ۱۹۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۰۹ ح ۱۲۰۱۸ وفيه «ولاء اللّه عزّوجلّ» بدل «واللّه» ، شعب الإيمان : ج ۵ ص ۴۲۲ ح ۷۱۳۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۳۸ ح ۳۷۳۶ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۷۷۷ ح ۴۳۰۶۲ .

2) .مصباح المتهجّد : ص ۸۴۶ ح ۹۱۰ ، الإقبال : ج ۳ ص ۳۳۴ كلاهما عن كميل بن زياد ، البلد الأمين : ص ۱۸۹ ، المصباح للكفعمي : ص ۷۳۹ .

3) .الكافي : ج ۲ ص ۵۷۹ ح ۱۰ ، بحارالأنوار : ج ۴۶ ص ۱۰۷ ح ۱۰۰ وراجع : مصباح المتهجّد : ص ۲۷۱ ح ۹۱۰ و جمال الاُسبوع : ص ۱۳۴ .

4) .رجال النجاشي : ج ۱ ص ۱۳۸ ، الدعوات : ص ۲۷۵ ح ۷۸۸ عن عليّ بن العزيز الخراز ، شرح الأخبار : ج ۳ ص ۴۶۳ ح ۱۳۵۵ عن الحضرمي نحوه ، بحارالأنوار : ج ۶۸ ص ۱۳۸ ح ۳۵ .

5) .النمل : ۸۹ .

6) .آل عمران : ۳۱ .

7) .الخصال: ص ۱۸۸ ص ۲۵۹، علل الشّرائع: ص ۱۲ ح ۸، الأمالى للصدوق: ص ۹۱ ح ۸۵ كلّها عن يونس بن ظبيان، مشكاة الأنوار: ص ۲۲۰ ح ۶۰۸، روضة الواعظين: ص ۴۵۶، بحارالأنوار: ج ۷۰ ص ۲۰۵ ح ۱۳.

۱۱ / ۸ محبّت خدا

۱۱ / ۸محبّت خدا۵۶۵۷.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش در روز عرفه ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به خدا سوگند كه خداوند ، دوست خود را در آتش نمى‌اندازد !۵۶۵۸.عنه عليه السلام ( ـ فِي المُناجاةِ الإِنجيلِيَّةِ ـ ) امام على عليه السلام : معبودا، سَرورا، پروردگارا ! آيا به راستى مرا با آتشت ، عذاب خواهى كرد، پس از آن كه به يكتايى تو ايمان آورده‌ام ؟! و پس از آن كه شناخت تو در قلبم آميخته است و زبانم به ياد و نام تو گويا گشته و نهادم با محبّت تو گِره خورده است؟!۵۶۵۹.الإمام الصادق عليه السلام : الكافى ـ به نقل از ابو حمزه ـ : امام زين العابدين عليه السلام را شب‌هنگام ، در آستان كعبه ديدم كه به نماز ، ايستاده است و چندان قيام خود را به درازا كشانْد كه گاه بر پاى راست خود ، تكيه مى‌داد و گاه بر پاى چپش . سپس شنيدم كه با صدايى اندوهناك مى‌گويد: «اى سَرور من! آيا مرا عذاب خواهى كرد ، در حالى كه مهر تو در دلم جاى دارد؟!» .۵۶۶۰.عنه عليه السلام : رجال النجاشى ـ به نقل از الياس ـ : شنيدم كه امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «به خدا سوگند ، هر بنده‌اى كه خدا و پيامبر او را دوست بدارد و دوستدارِ امامان باشد و بميرد ، آتش [دوزخ] به او نمى‌رسد» .

اين مطلب را دوباره و سه‌باره ، تكرار كرد، بدون آن كه من از ايشان بخواهم .۵۶۶۱.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) امام صادق عليه السلام : مردم ، خداوند عز و جل را سه گونه عبادت مى‌كنند : يك طبقه ، او را از سرِ اشتياق به پاداشش عبادت مى‌كنند كه اين ، عبادت آزمندان است و اين ، طمع است . گروهى ديگر ، او را از ترس آتش ، عبادت مى‌كنند كه اين ، عبادتِ بندگان است و اين [ناشى از] بيم است ؛ ولى من از سرِ محبّت به او عبادتش مى‌كنم كه اين ، عبادتِ آزادگان است و اين ، [مايه] امن [و امان ]است، به دليل اين

سخن خداى عز و جل كه: «و آنان از وحشت آن روز ، در امان‌اند» ، و به دليل اين سخن خداى عز و جل كه: «بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خداوند نيز دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد» .

پس هر كه خدا را دوست بدارد ، خداوند عز و جل نيز او را دوست مى‌دارد، و هر كه خداوند عز و جل دوستش بدارد ، از امان‌يافتگان است .

.

۵۶۶۲.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في المناجات ـ :

أتُحرِقُني بِالنّارِ يا غايَةَ المُنىفَأَينَ رَجائي ثُمَّ أينَ مَحَبَّتي . (1)۱۱ / ۹طَاعَةُ اللّه‌ِ۵۶۵۹.امام صادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : طاعَةُ الخالِقِ أمانٌ مِنَ العَذابِ . (2)۵۶۶۰.امام صادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : وَقّوا أنفُسَكُم مِن عَذابِ اللّه‌ِ بِالمُبادِرَةِ إلى طاعَةِ اللّه‌ِ . (3)۵۶۶۱.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) الإمام زين العابدين عليه السلام : اِشتَغِلوا في هذِهِ الدُّنيا بِطاعَةِ اللّه‌ِ ، وَاغتَنِموا أيّامَها ، وَاسعَوا لِما فيهِ نَجاتُكُم غَدا مِن عَذابِ اللّه‌ِ . (4)۵۶۶۲.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) عنه عليه السلام ـ لِطاووسِ الفَقيهِ ـ : يا طاووسُ ، دَع عَنّي حَديثَ أبي وأُمّي وجَدّي! خَلَقَ اللّه‌ُ الجَنَّةَ لِمَن أطاعَهُ وأحسَنَ ولَو كانَ عَبدا حَبَشِيّا ، وخَلَقَ النّارَ لِمَن عَصاهُ ولَو كانَ قُرَشِيّا . أما سَمِعتَ قَولَهُ تَعالى : «فَإِذَا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ

يَوْمَـلـءِذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُونَ» (5)؟ وَاللّه‌ِ ! لا يَنفَعُكَ غَدا إلّا تَقدِمَةٌ تُقَدِّمُها مِن عَمَلٍ صالِحٍ . (6).


1) .المناقب لابن شهر أشوب: ج ۴ ص ۱۵۱ عن طاووس الفقيه، بحارالأنوار: ج ۸۷ ص ۲۰۰ ح ۸.

2) .جامع الأخبار: ص ۲۳۹ ح ۶۱۱ عن المسيّب عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار: ج ۷۶ ص ۱۶ ح ۲.

3) .غرر الحكم: ح ۱۰۱۰۸، عيون الحكم والمواعظ: ص ۵۰۵ ح ۹۲۶۵.

4) .الكافي : ج ۸ ص ۱۶ ح ۲ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۰۲ ح ۳۳ ، العدد القوية : ص ۶۱ ح ۷۹ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۳۷ كلّها عن أبي حمزة ، تحف العقول : ص ۲۵۴، بحارالأنوار : ج ۷۸ ص ۱۵۰ ح ۱۱ .

5) .المؤمنون: ۱۰۱.

6) .المناقب لابن شهر آشوب: ج ۴ ص ۱۵۱، بحارالأنوار: ج ۴۶ ص ۸۲ ح ۷۵؛ تاريخ دمشق: ج ۴۱ ص ۳۵۹ عن الحسن بن الحسن بن عليّ بن أبي طالب عليهم السلام نحوه.

۱۱ / ۹ فرمانبرى از خدا

۵۶۶۳.امام صادق عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات با خداوند متعال ـ : آيا مرا با آتش خواهى سوزانْد ، اى نهايتِ آرمانم؟

پس اميدم چه مى‌شود ؟ پس محبّتم [به تو] كجا مى‌رود؟۱۱ / ۹فرمانبرى از خدا۵۶۶۶.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في قُنوتِهِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فرمانبرى از آفريدگار ، [مايه] ايمنى از عذاب است.۵۶۶۷.مصباح المتهجّد ( ـ في دُعاءٍ ذكَرَهُ بَعدَ صَلاةِ عَلِيٍّ عليه الس ) امام على عليه السلام : با شتافتن به فرمانبرى از خداوند ، خويشتن را از عذاب خدا نگه داريد.۵۶۶۸.الإمام عليّ عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : در اين دنيا ، به طاعت خدا مشغول شويد و روزهاى آن را غنيمت بشماريد و در آنچه فردا[ى قيامت] ، شما را از عذاب خدا مى‌رَهاند، بكوشيد.۵۶۶۴.امام رضا عليه السلام ( ـ در توصيف پروردگار عز و جل ـ ) امام زين العابدين عليه السلام ـ به طاووس فقيه ـ : اى طاووس! سخن گفتن از پدر و مادرم و جدّم را رها كن! خداوند ، بهشت را براى كسى آفريد كه از او فرمان ببَرد و كار نيك انجام دهد ، اگر چه بنده‌اى حبشى باشد ؛ و آتش را براى كسى آفريد كه او را نافرمانى كند ، اگر چه قُرَشى باشد. مگر نشنيده‌اى سخن خداوند متعال را كه :

«چون در شيپور [قيامت] دميده شود ، پس در آن روز ، ميانشان نسبت خويشاوندى نيست و از [حال] يكديگر نمى‌پرسند» ؟ به خدا سوگند ، فرداى قيامت ، تو را سود نمى‌بخشد ، مگر همان كردار نيكى كه پيش‌تر فرستاده باشى !

.

۵۶۶۵.امام جواد عليه السلام ( ـ در زيارت پدرش امام رضا عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : إذا هَمَمتَ بِشَيءٍ مِنَ الخَيرَ فَلا تُؤَخِّرهُ ؛ فَإِنَّ اللّه‌َ عز و جل رُبَّمَا اطَّلَعَ عَلَى العَبدِ ـ و هُوَ عَلى شَيءٍ مِنَ الطّاعَةِ ـ فَيَقولُ : وعِزَّتي وجَلالي ل_'c۷ أُعَذِّبُكَ بَعدَها أبَدا . (1)۱۱ / ۱۰ذِكرُ القِيامَةِ۵۶۶۸.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ذِكرُ القِيامَةِ يُباعِدُكُم مِنَ النّارِ . (2)۱۱ / ۱۱الزُّهدُ فِي الدُّنيا۵۶۷۱.الإمام زين العابدين عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : اُترُكُوا الدُّنيا ومُخالَطَةَ النّاسِ ؛ تَستَريحوا فِي الدّارَينِ وتَأمَنوا مِنَ العَذابِ . (3)۵۶۷۲.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ ) مصباح الشريعة ـ فيما نَسَبَهُ إلى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ : الزُّهدُ مِفتاحُ بابِ الآخِرَةِ ، وَالبَراءَةُ مِنَ النّارِ . (4).


1) .الكافي: ج ۲ ص ۱۴۳ ح ۷، الأمالي للمفيد: ص ۲۰۵ ح ۳۶ كلاهما عن هشام بن سالم، بحارالأنوار: ج ۶۸ ص ۲۲۳ ح ۳۶ .

2) .كنز العمّال: ج ۱۵ ص ۹۱۸ ح ۴۳۵۸۴ نقلاً عن الديلمي عن معاذ.

3) .جامع الأخبار: ص ۳۴۱ ح ۹۵۰، بحارالأنوار: ج ۶۹ ص ۳۹۹ ح ۹۱.

4) .مصباح الشريعة: ص ۱۹۱، بحارالأنوار: ج ۷۰ ص ۳۱۵ ح ۲۰.

۱۱ / ۱۰ ياد قيامت
۱۱ / ۱۱ پارسايى در دنيا

۵۶۶۹.امام على عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر گاه آهنگِ كار نيكى كردى ، [انجام دادن] آن را به تأخير ميفكن؛ زيرا خداوند عز و جل ، گاه بنده را در حال طاعتى مى‌بيند و مى‌فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند كه بعد از اين ، ديگر تو را عذاب نخواهم كرد» .۱۱ / ۱۰ياد قيامت۵۶۷۲.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعاى او در روز عرفه ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ياد قيامت، شما را از آتش [دوزخ] ، دور مى‌سازد .۱۱ / ۱۱پارسايى در دنيا۵۶۷۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ ) امام على عليه السلام : دنيا و آميختن با مردم را رها كنيد تا در هر دو سرا بياساييد و از عذاب ، در امان بمانيد .۵۶۷۶.عنه عليه السلام ( ـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ ) مصباح الشريعة ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ : پارسايى ، كليد درِ آخرت و بَرات آزادى از آتش است .

.

۱۱ / ۱۲حُسنُ الخُلُقِ۵۶۷۵.امام صادق عليه السلام ( ـ از دعايش در روز عرفه ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَاللّه‌ُ ! ما حَسَّنَ اللّه‌ُ خُلُقَ رَجُلٍ وخَلقَهُ فَتَطعَمُهُ النّارُ أبَدا . (1)۵۶۷۶.امام صادق عليه السلام ( ـ به مفضّل بن عمر ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ما حَسَّنَ اللّه‌ُ خُلُقَ عَبدٍ وخَلقَهُ وجَعَلَهُ في مَنصَبٍ غَيرَ شائِنٍ إلَا استَحى أن يُطعِمَ النّارَ لَحمَهُ . (2)۵۶۷۷.الكافي عن معتّب : عنه صلى الله عليه و آله : مَن كانَ هَيِّنا لَيِّنا قَريبا حَرَّمَهُ اللّه‌ُ عَلَى النّارِ . (3)۵۶۷۸.الكافي عن الإمام الكاظم عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : أل_'c۷ اُخبِرُكُم بِمَن تَحرُمُ عَلَيهِ النّارُ غَدا؟ قيلَ : بَلى يا رَسولَ اللّه‌ِ ، قالَ : الهَيِّنُ اللَّيِّنُ القَريبُ السَّهلُ . (4)۱۱ / ۱۳كَظمُ الغَيظِ۵۶۷۹.الإمام العسكريّ عليه السلام ( ـ فِي التَّفسيرِ المَنسوبِ إلَيهِ ، في قِصَّةِ ذَ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّه‌ُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ عَنهُ عَذابَ يَومِ

القِيامَةِ . (5).


1) .المعجم الأوسط : ج ۷ ص ۳۷ ح ۶۷۸۰ ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۲۴۹ ح ۸۰۳۸ ، الفردوس : ج ۴ ص ۳۵۵ ح ۷۰۲۲ وليس فيهما «أبدا» وكلّها عن أبي هريرة وليس فيهما «أبدا» ، تاريخ بغداد : ج ۳ ص ۲۲۶ عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۸ ح ۵۲۳۷ ؛ تنبيه الخواطر: ج ۱ ص ۹۰ وليس فيه «أبدا» ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۳۹۳ ح ۶۳ .

2) .تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۲۰۰ عن الإمام الحسين عن أبيه عليهماالسلام، ثواب الأعمال: ص ۲۱۶ ح ۲ عن موسى بن إبراهيم عن الإمام الكاظم عليه السلام ، مشكاة الأنوار: ص ۳۹۲ ح ۱۲۸۸ عن الإمام الكاظم عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيهما «وجعله في منصبٍ غير شائن»، بحارالأنوار: ج ۵ ص ۲۸۱ ح ۱۴.

3) .المستدرك على الصحيحين: ج ۱ ص ۲۱۵ ح ۴۳۵، السنن الكبرى: ج ۱۰ ص ۳۲۷ ح ۲۰۸۰۶ فيه «سهلاً» بدل «قريبا»، الزهد لهناد: ج ۲ ص ۵۹۶ ح ۱۲۶۲ بزيادة «سهلاً» بعد «لينا»، شعب الإيمان: ج ۶ ص ۲۷۱ ح ۸۱۲۳ كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال : ج ۳ ص ۱۲ ح ۵۱۹۴.

4) .الخصال: ص ۲۳۸ ح ۸۳، ثواب الأعمال: ص ۲۰۵ ح ۱ كلاهما عن عبداللّه بن سنان، الأمالي للصدوق: ص ۳۹۷ ح ۵۱۱ عن عبداللّه بن مسكان، بحارالأنوار: ج ۷۵ ص ۵۱ ح ۴؛ سنن الترمذي: ج ۴ ص ۶۵۴ ح ۲۴۸۸ وليس فيه «الليّن»، مسند ابن حنبل: ج ۲ ص ۹۰ ح ۳۹۳۸ نحوه، صحيح ابن حبّان: ج ۲ ص ۲۱۶ ح ۴۷۰، المعجم الكبير: ج ۱۰ ص ۲۳۱ ح ۱۰۵۶۲ كلّها عن عبداللّه بن مسعود، كنز العمّال: ج ۳ ص ۷ ح ۵۱۶۲ .

5) .الكافي : ج ۲ ص ۳۰۵ ح ۱۴ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام و ح ۱۵ ، ثواب الأعمال : ص ۱۶۱ ح ۱ ، الاُصول الستة عشر : ص ۳۳ والثلاثة الأخيرة عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۶ ح ۹ عن الحسين بن عبداللّه عن الإمام الباقر عليه السلام ، الإختصاص : ص ۲۲۹ عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۴۲۶ ح ۷۱ .

۱۱ / ۱۲ خوش خويى
۱۱ / ۱۳ فرو خوردن خشم

۱۱ / ۱۲خوش‌خويى۵۶۸۱.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به خدا سوگند ، هر مردى را كه خداوند ، خوش‌خوى و زيبا بيافريند، هرگز خوراكِ آتش [دوزخ ]نمى‌گردد .۵۶۸۰.امام باقر عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «در حقيقت ، خدا ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : وقتى خداوند ، خلقت و خوى هر بنده‌اى را زيبا مى‌سازد و او را در موقعيتى غيرننگين قرار مى‌دهد، شرم مى‌كند از اين كه گوشتِ او را طعمه آتش گردانَد.۵۶۸۱.امام باقر عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «در حقيقت ، خدا ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس آرام و نرم‌خو و خون‌گرم باشد ، خداوند ، او را بر آتش [دوزخ] ، حرام مى‌گردانَد .۵۶۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا شما را از كسى كه فردا[ى قيامت] ، آتش بر او حرام است، خبر ندهم؟» .

گفته شد: چرا، اى پيامبر خدا !

فرمود: «شخص آرام و نرم‌خو و خون‌گرم و آسانگير» .۱۱ / ۱۳فرو خوردن خشم۵۶۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس خشم خود را از مردم ، باز بدارد ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ

عذاب روز قيامت را از او باز مى‌دارد.

.

۱۱ / ۱۴الدِّفاعُ عَن عِرضِ المُؤمِنِ۵۶۸۵.الإمام عليّ عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ عَن عِرضِ أخيهِ بِالغَيبَةِ (1)، كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ أن يُعتِقَهُ مِنَ النّارِ . (2)۵۶۸۶.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ عَن عِرضِ أخيهِ المُسلِمِ ، كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ عز و جل أن يَرُدَّ عَنهُ نارَ جَهَنَّمَ يَومَ القِيامَةِ . (3)۵۶۸۷.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ عَن عِرضِ أخيهِ ، رَدَّ اللّه‌ُ عَن وَجهِهِ النّارَ يَومَ القِيامَةِ . (4)۵۶۸۸.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ عَن عِرضِ أخيهِ ، كانَ لَهُ حِجابا مِنَ النّارِ . (5).


1) .في بحار الأنوار : «بالغَيبِ» .

2) .كشف الريبة : ص ۱۹ عن أبي الدرداء ، تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۱۹ ، إرشاد القلوب : ص ۱۱۷ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۲۲۶ ؛ الصمت وحفظ اللسان لابن أبي الدنيا : ص ۱۳۵ ح ۲۳۹ عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۴۱۸ ح ۷۲۳۵ .

3) .مسند ابن حنبل: ج ۱۰ ص ۴۲۸ ح ۲۷۶۰۶ عن أبي الدرداء، تفسير القرطبي: ج ۱۵ ص ۳۲۳، كنز العمّال: ج ۳ ص ۴۱۷ ح ۷۲۲۹؛ مجمع البيان: ج ۸ ص ۴۸۴ عن اُمّ الدرداء، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۱۱۹.

4) .سنن الترمذي: ج ۴ ص ۳۲۷ ح ۱۹۳۱، مسند ابن حنبل: ج ۱۰ ص ۴۲۹ ح ۲۷۶۱۳، حلية الأولياء: ج ۷ ص ۲۵۸ نحوه، شعب الإيمان: ج۶ ص۱۱۱ ح ۷۶۳۵ كلّها عن أبي الدرداء، كنز العمّال: ج۳ ص۴۱۵ ح ۷۲۱۷ .

5) .الأمالي للمفيد: ص ۳۳۸ ح ۲، الأمالي للطوسي: ص ۱۱۵ ح ۱۷۷، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۱۸۱ كلّها عن أبي الدرداء، بحارالأنوار: ج ۷۵ ص ۲۵۳ ح ۳۴؛ السنن الكبرى: ج ۸ ص ۲۹۰ ح ۱۶۶۸۴، المصنّف لابن أبي شيبة: ج ۶ ص ۱۱۵ ح ۵، المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص ۱۰۰ ح ۲۰۶ كلّها عن أبي الدرداء، كنز العمّال: ج ۳ ص ۴۱۶ ح ۷۲۱۸.

۱۱ / ۱۴ دفاع از آبروى مؤمن

۱۱ / ۱۴دفاع از آبروى مؤمن۵۶۹۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در غياب برادرش از آبروى او دفاع كند ، بر خداست كه او را از آتش [دوزخ] ، آزاد سازد.۵۶۹۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از آبروى برادر مسلمانش دفاع كند ، بر خداوند عز و جل است كه در روز قيامت ، آتش جهنّم را از او دور كند.۵۶۹۳.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از آبروى برادرش دفاع كند، خداوند ، در روز قيامت، آتش را از چهره او پس مى‌زند.۵۶۸۵.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از آبروى برادرش دفاع كند، اين كار ، مانع او در برابر آتش [دوزخ] مى‌شود.

.

۵۶۸۶.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن ذَبَّ عَن عِرضِ أخيهِ بِالمَغيبِ ، كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ عز و جلأن يُعتِقَهُ مِنَ النّارِ . (1)۱۱ / ۱۵السَّخاءُ۵۶۸۹.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : السَّخِيُّ قَريبٌ مِنَ اللّه‌ِ ، قريبٌ من الجَنَّةِ ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ ، بَعيدٌ مِنَ النّارِ . وَالبَخيلُ بَعيدٌ مِنَ اللّه‌ِ ، بَعيدٌ مِنَ الجَنَّةِ ، بَعيدٌ مِنَ النّاسِ ، قَريبٌ مِنَ النّارِ . (2)۵۶۹۰.امام على عليه السلام : الإمام الكاظم عليه السلام : كانَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام يوصي أصحابَهُ ، يَقولُ : ... وَليكَن ... طَبيعَتُكُمُ السَّخاءَ (3)؛ فَإِنَّهُ لا يَدخُلُ الجَنَّةَ بَخيلٌ ، ولا يَدخُلُ النّارَ سَخِيٌّ (4).۵۶۹۱.امام على عليه السلام : الكافي عن مسعدة بن صدقة : قالَ أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام لِبَعضِ جُلَسائِهِ : ألا اُخبِرُكَ بِشَيءٍ يُقَرِّبُ مِنَ اللّه‌ِ ، ويُقَرِّبُ مِنَ الجَنَّةِ ، ويُباعِدُ مِنَ النّارِ؟ فَقالَ : بَلى ! فَقالَ : عَلَيكَ بِالسَّخاءِ ؛ فَإِنَّ اللّه‌َ خَلَقَ خَلقا بِرَحمَتِهِ لِرَحمَتِهِ ، فَجَعَلَهُم لِلمَعروفِ أهلاً ولِلخَيرِ مَوضِعا ولِلنّاسِ وَجها ، يُسعى إلَيهِم لِكَي يُحيوهُم كَما يُحيِى المَطَرُ الأَرضَ المُجدِبَةَ ، اُولئِكَ هُمُ المُؤمِنونَ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ . (5).


1) .المعجم الكبير: ج ۲۴ ص ۱۷۶ ح ۴۴۳، مسند ابن حنبل: ج ۱۰ ص ۴۴۵ ح ۲۷۶۸۰، مسند إسحاق بن راهويه: ج ۵ ص ۱۸۴ ح ۲۳۱۰ كلاهما نحوه و كلّها عن أسماء بنت يزيد، كنز العمّال: ج ۳ ص ۴۱۶ ح ۷۲۲۱؛ الأمالي للطوسي: ص ۵۳۷ ح ۱۱۶۲، مكارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۷۹ ح ۲۶۶۱، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۶۵، أعلام الدين: ص ۲۰۲ كلّها عن أبي ذر نحوه، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۸۹ ح ۳.

2) .سنن الترمذي : ج ۴ ص ۳۴۲ ح ۱۹۶۱ عن أبي هريرة ، المعجم الأوسط : ج ۳ ص ۲۳۶۳ ، شعب الإيمان : ج ۷ ص ۴۲۸ ح ۱۰۸۴۷ كلاهما عن عائشة و ح ۱۰۸۴۸ عن جابر، كنز العمّال: ج ۶ ص ۳۳۸ ح ۱۵۹۲۸؛ الكافي: ج ۴ ص ۴۰ ح ۹، عيون أخبار الرّضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۲ ح ۲۷ كلاهما عن الحسن بن علي الوشاء عن أبي الحسن عليه السلام ، مشكاة الأنوار: ص ۴۰۹ ح ۱۳۶۶، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۳۵۵ ح ۱۷.

3) .في بعض النسخ : «وإيّاكم والبخل! وعليكم بالسّخاء» (هامش المصدر).

4) .. تحف العقول: ص ۳۹۰، بحارالأنوار: ج ۷۸ ص ۳۰۵ ح ۱.

5) .الكافي: ج ۴ ص ۴۱ ح ۱۲، قرب الإسناد: ص ۷۲ ح ۲۳۴، وسائل الشيعة: ج ۱۵ ص ۲۵۳ ح ۲۷۸۲۵.

۱۱ / ۱۵ بخشندگى

۵۶۹۲.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در غياب برادرش از آبروى او دفاع كند، بر خداوند عز و جلاست كه او را از آتش [دوزخ] ، آزاد سازد.۱۱ / ۱۵بخشندگى۵۶۹۵.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : انسان بخشنده، به خدا و به بهشت و به مردم ، نزديك است و از آتش [دوزخ] ، دور است ؛ و شخص بخيل ، از خدا و از بهشت و از مردم ، دور است و به آتش [دوزخ] ، نزديك است.۵۶۹۶.الإمام الصادق عليه السلام ـ سُئِلَ عن صِفَةِ العَ امام كاظم عليه السلام : امير مؤمنان عليه السلام ، به يارانش سفارش مى‌كرد و مى‌فرمود: «... بايد... سرشت شما ، بخشندگى باشد؛ زيرا هيچ بخيلى وارد بهشت نمى‌شود، و هيچ بخشنده‌اى به آتش نمى‌رود».۵۶۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافى ـ به نقل از مسعدة بن صدقه ـ : امام صادق عليه السلام به يكى از هم‌نشينانش فرمود: «آيا تو را از چيزى خبر ندهم كه به خدا و بهشت ، نزديك مى‌كند و از آتش [دوزخ] ، دور مى‌گردانَد؟» .

او گفت : چرا ؟

فرمود: «بخشنده باش؛ زيرا خداوند ، به رحمت خويش ، خَلقى را براى رحمت خويش آفريد و آنان را اهل نيكى كردن و جايگاه خير و محلّ توجّه [و مراجعه] مردم قرار داد، كه براى مردم مى‌كوشند ، تا آنان را زنده كنند ، همچنان كه باران ، زمين خشك را زنده مى‌كند . اينان‌اند همان مؤمنانى‌اند كه روز قيامت ، در امان‌اند».

.

۱۱ / ۱۶الصَّلاةُ۵۶۹۴.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ للّه‌ِِ مَلَكا يُنادي عِندَ كُلِّ صَلاةٍ : يا بَني آدَمَ ! قوموا إلى نيرانِكُمُ الَّتي أوقَدتُموها عَلى أنفُسِكُم ، فَأَطفِئوها بِالصَّلاةِ . (1)۵۶۹۵.امام باقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : تَكونُ صَلاةُ العَبدِ عِندَ المَحشَرِ تاجا عَلى رَأسِهِ ، ونورا عَلى وَجهِهِ ، ولِباسا عَلى بَدَنِهِ ، وسَترا بَينَهُ وبَينَ النّارِ . (2)۵۶۹۶.امام صادق عليه السلام ( ـ در پاسخ پرسشى درباره زمان به وجود آمدن صفت عدال ) عنه صلى الله عليه و آله : حافِظوا عَلَى الصَّلَواتِ الخَمسِ ؛ فَإِنَّ اللّه‌َ عز و جل إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَدعُو العَبدَ ، فَأَوَّلُ شَيءٍ يَسأَلُ عَنهُ الصَّلاةُ ، فَإِن جاءَ بِها تامَّةً وإلّا زَخَّ بِهِ فِي النّارِ . (3)۵۶۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَن صَلّى رَكعَتَينِ لا يَراهُ إلَا اللّه‌ُ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ وَالمَلائِكَةُ كانَت لَهُ بَراءَةً مِنَ النّارِ (4).۵۶۹۸.امام على عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : لَمّا كَلَّمَ اللّه‌ُ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام قالَ موسى : إلهي ! ما جَزاءُ مَن شَهِدَ أنّي رَسولُكَ ونَبِيُّكَ وأنَّكَ كَلَّمتَني؟ قالَ : يا موسى ! تَأتيهِ مَلائِكَتي فَتُبَشِّرُهُ بِجَنَّتي . قالَ موسى : إلهي ! فَما جَزاءُ مَن قامَ بَينَ يَدَيكَ فَصَلّى؟ فَقالَ : يا موسى ، أُباهي بِهِم مَلائِكَتي راكِعا و ساجِدا وقائِما وقاعِدا ، ومَن باهَيتُ بِهِ مَلائِكَتي لا أُعَذِّبُهُ . (5).


1) .المعجم الأوسط: ج ۹ ص ۱۷۳ ح ۹۴۵۲، المعجم الصغير: ج ۲ ص ۱۳۰ وليس فيه «بالصلاة» وكلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج ۷ ص ۲۸۱ ح ۱۸۸۸۱؛ الإقبال: ج ۳ ص ۳۶۷ من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام .

2) .الخصال: ص ۵۲۲ ح ۱۱ عن ضمرة بن حبيب، بحارالأنوار: ج ۸۲ ص ۲۳۲ ح ۵۶.

3) .صحيفة الإمام الرّضا عليه السلام : ص ۱۵۱ ح ۹۰، عيون أخبار الرّضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۱ ح ۴۵ وليس فيه صدره وكلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأخبار: ص ۱۸۶ ح ۴۵۸، بحارالأنوار: ج ۸۲ ص ۲۰۲ ح ۱.

4) .تاريخ دمشق: ج ۴۳ ص ۱۹۷ ح ۹۱۵۲ عن جابر بن عبداللّه، كنز العمّال: ج ۷ ص ۳۰۸ ح ۱۹۰۱۹ نقلاً عن سنن سعيد بن منصور.

5) .فضائل الأشهر الثلاثة: ص ۸۸ عن زياد بن المنذر، الأمالي للصدوق: ص ۲۷۶ ح ۳۰۷ عن عبدالعظيم الحسني عن الإمام الهادي عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، روضة الواعظين: ص ۳۴۸ وليس فيه صدره إلى «فتبشّره بجنّتي»، بحارالأنوار: ج ۱۳ ص ۳۲۷ ح ۴.

۱۱ / ۱۶ نماز

۱۱ / ۱۶نماز۵۷۰۰.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، فرشته‌اى دارد كه به هنگام هر نماز ، بانگ مى‌زند: «اى فرزندان آدم! بر خيزيد و آتش‌هايى را كه براى خويش افروخته‌ايد، با نماز ، خاموش كنيد» .۵۷۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نماز بنده، در محشر ، تاجى بر سرِ او ، نورى بر چهره‌اش و جامه‌اى بر تَنَش مى‌شود و پرده‌اى ميان او و آتش مى‌گردد .۵۷۰۲.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَنِ التَّوحيدِ وَالعَدلِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نمازهاى پنجگانه را پاس بداريد؛ زيرا چون روز قيامت شود ، خداوند عز و جل ، بنده را فرا مى‌خواند و از نخستين چيزى كه مى‌پرسد ، نماز است . اگر آن را كامل آورده بود [، نجات مى‌يابد] ؛ و گر نه ، او را در آتش [دوزخ] ، پرتاب مى‌كند .۵۷۰۳.أعلام الدين : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دو ركعت نماز بخواند ، به طورى كه او را [در آن حال ]كسى جز خداوند عز و جل و فرشتگان نبيند، آن دو ركعت ، بَرات آزادى او از آتش خواهد بود .۵۷۰۴.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ وقَد سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ التَّوحيدِ وَالعَدلِ ) امام باقر عليه السلام : آن گاه كه خداوند با موسى بن عمران عليه السلام سخن گفت، موسى عليه السلام گفت : بار الها ! پاداش كسى كه گواهى دهد كه من ، فرستاده و پيامبرِ تو هستم و تو با من سخن گفتى، چيست؟

فرمود: «اى موسى! فرشتگان من ، نزدش مى‌آيند و او را به بهشتم ، مژده مى‌دهند» .

موسى عليه السلام گفت : بار الها! پاداش كسى كه در برابر تو بِايستد و نماز بگزارد ، چيست؟

فرمود: «اى موسى! آن گاه كه در ركوع و سجود و قيام و قعود است ، به [وجود] او بر فرشتگانم مباهات مى‌كنم، و كسى كه من به او بر فرشتگانم مباهات كنم، عذابش نمى‌كنم» .

.

۵۷۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : مَن قَبِلَ اللّه‌ُ مِنهُ صَلاةً واحِدَةً لَم يُعَذِّبهُ ، ومَن قَبِلَ مِنهُ حَسَنَةً لَم يُعَذِّبهُ . (1)۵۷۰۲.امام على عليه السلام ( ـ وقتى كه درباره توحيد و عدل ، مورد پرسش قرار گرف ) عنه عليه السلام : ما مِن قَدَمٍ سَعَت إلَى الجُمُعَةِ إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ جَسَدَها عَلَى النّارِ . (2)۵۷۰۳.أعلام الدين : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما مِن عَبدٍ اهتَمَّ بِمَواقيتِ الصَّلاةِ ومَواضِعِ الشَّمسِ إلّا ضَمِنتُ لَهُ الرَّوحَ عِندَ المَوتِ ، وَانقِطاعَ الهُمومِ وَالأَحزانِ ، وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ . (3)۵۷۰۴.امام صادق عليه السلام ( ـ وقتى كه مردى درباره توحيد و عدالت از وى پرسيد ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : عَلَيكُم بِصَلاةِ اللَّيلِ ولَو رَكعَةً واحِدَةً ؛ فَإِنَّ صَلاةَ اللَّيلِ مَنهاةٌ عَنِ الإِثمِ ، وتُطفئُ غَضَبَ الرَّبِ تَبارَكَ وتَعالى ، وتَدفَعُ عَن أهلِها حَرَّ النّارِ يَومَ القِيامَةِ . (4)۵۷۰۵.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَنِ القَضاءِ وَالقَدَرِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : صَلاةُ اللَّيلِ مَرضاةُ الرَّبِ ، وحُبُّ المَلائِكَةِ ، وسُنَّةُ الأَنبِياءِ ، ونورُ المَعرِفَةِ ، وأصلُ الإيمانِ ، وراحَةُ الأَبدانِ ، وكَراهِيَةٌ لِلشَّيطانِ ، وسِلاحٌ عَلَى الأَعداءِ ، وإجابَةٌ لِلدُّعاءِ ، وقَبولٌ لِلأَعمالِ ، وبَرَكَةٌ فِي الرِّزقِ ، وشَفيعٌ بَينَ صاحِبِها وبَينَ مَلَكِ المَوتِ ، وسِراجٌ في قَبرِهِ ، وفِراشٌ تَحتَ جَنبَيهِ ، وجَوابُ مُنكَرٍ و نَكيرٍ ، ومونِسٌ وزائِرٌ في قَبرِهِ ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ كانَتِ الصّلاةُ ظِلّاً عَلَيهِ ، وتاجا عَلى رَأسِهِ ، ولِباسا عَلى بَدَنِهِ ، ونورا يَسعى بَينَ يَدَيهِ ، وسَترا بَينَهُ وبَينَ النّارِ . (5)۵۷۰۶.الكافي عن يونس عن عدّة عن الإمام الصادق عليه السل الإمام الرضا عليه السلام : عَلَيكُم بِصَلاةِ اللَّيلِ ؛ فَما مِن عَبدٍ يَقومُ في آخِرِ اللَّيلِ فَيُصَلّي ثَمانِيَ رَكَعاتٍ ورَكعَتَينِ لِلشَّفعِ ورَكعَةً لِلوَترِ ، ثُمَّ قَنَتَ وَاستَغفَرَ اللّه‌َ في قُنوتِهِ سَبعينَ مَرَّةً ،

إلّا أُجيرَ مِن عَذابِ القَبرِ وعَذابِ النّارِ . (6).


1) .الكافي: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۱۱، تهذيب الأحكام: ج ۲ ص ۲۳۸ ح ۹۴۳ كلاهما عن حفص بن البختري، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۱ ص ۲۱۱ ح ۶۴۱، وسائل الشيعة: ج ۳ ص ۲۱ ح ۴۴۳۷.

2) .الأمالي للصدوق: ص ۴۴۹ ح ۶۰۵ عن عبداللّه بن بكير، روضة الواعظين: ص ۳۶۳، بحارالأنوار: ج ۸۹ ص ۱۸۴ ح ۱۹.

3) .الأمالي للمفيد: ص ۱۳۶ ح ۵ عن سويد بن غفلة عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار: ج ۸۳ ص ۹ ح ۵.

4) .الفردوس: ج ۳ ص ۱۸ ح ۴۰۳۰ عن جابر بن عبداللّه، كنز العمّال: ج ۷ ص ۷۹۱ ح ۲۱۴۳۱.

5) .إرشاد القلوب: ص ۱۹۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار: ج ۸۷ ص ۱۶۱ ح ۵۲ وراجع : جامع الأخبار: ص ۱۸۳ ح ۴۴۴.

6) .الدعوات: ص ۲۷۲ ح ۷۷۸، روضة الواعظين: ص ۳۵۱ نحوه، بحارالأنوار: ج ۸۷ ص ۱۶۱ ح ۵۳.

۵۷۰۷.الكافي عن الحسن بن عليّ الوشّاء عن الإمام الرضا ع امام صادق عليه السلام : كسى كه خداوند ، از او يك نماز را بپذيرد، دچار عذاب خدا نمى‌شود ، و كسى كه [خداوند] از او يك كار نيك را بپذيرد، به عذاب خدا گرفتار نمى‌گردد .۵۷۰۵.امام على عليه السلام ( ـ وقتى كه درباره قضا و قدر ، مورد پرسش قرار گرفت ) امام صادق عليه السلام : هيچ گامى نيست كه به سوى نماز جمعه برداشته شود ، جز آن كه خداوند ، بدن او را بر آتش [دوزخ ]حرام مى‌گردانَد .۵۷۰۶.الكافى ( ـ به نقل از يونس ، از گروهى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر بنده‌اى به اوقات نماز و وضعيت‌هاى خورشيد ، توجّه نشان دهد ، راحتى در وقت مُردن و برطرف شدن غم و اندوه‌ها و رهايى از آتش [دوزخ] را برايش ضمانت مى‌كنم.۵۷۰۷.الكافى ( ـ به نقل از حسن بن على وشّاء ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد خواندن نماز شب ، اگر چه يك ركعت؛ زيرا نماز شب ، بازدارنده از گناه است و خشم خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را فرو مى‌نشانَد و روز قيامت ، گرماى آتش را از اهل آن دور مى‌كند.۵۷۰۸.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ في بَيانِ الجَبرِ وَالتَّفويضِ وَالأَمرِ بَينَ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نماز شب ، [مايه] خشنودى خداوند و محبّت فرشتگان مى‌شود و سنّت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان و [موجب] آسودگى بدن‌ها و نفرت شيطان و سلاحى در برابر دشمنان است و موجب اجابت دعا و پذيرش اعمال، بركت در روزى و شفيع ميان نماز شب‌خوان و مَلَك الموت است، و چراغى در گور او، بسترى در زير پهلويش، پاسخى براى منكر و نَكير، و مونس و بازديد كننده‌اى در گور اوست . پس چون روز قيامت شود ، نماز [شب] ، سايه‌اى بر فراز او و تاجى بر سرش ، جامه‌اى بر تنش ، نورى پيشاپيشِ او ، و پرده‌اى ميان او و آتش مى‌شود .۵۷۰۹.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ : مِمَّنِ المَعصِيَةُ ؟ ـ ) امام رضا عليه السلام : بر شما باد خواندن نماز شب؛ زيرا هيچ بنده‌اى نيست كه در آخرِ شب بر خيزد و هشت ركعت [نماز] ، دو ركعت [نماز] شَفْع و يك ركعت [نماز ]وَتْر بگزارد ، سپس قنوت بخواند و در قنوتش هفتاد بار از خدا آمرزش بخواهد ،

مگر آن كه از عذاب قبر و از عذاب آتش [دوزخ] ، پناه داده مى‌شود. .

۱۱ / ۱۷الصِّيامُ۵۷۰۹.امام كاظم عليه السلام ( ـ در جواب اين پرسش كه : گناه ، از ناحيه كيست؟ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الصَّومُ جُنَّةٌ مِنَ النّارِ . (1)۵۷۱۰.الطرائف : عنه صلى الله عليه و آله : الصَّومُ جُنَّةٌ مِن عَذابِ اللّه‌ِ . (2)۵۷۱۱.عيون أخبار الرِّضا عليه السلام عن إبراهيم بن أبي عنه صلى الله عليه و آله : الصَّومُ جُنَّةٌ ـ أي سَترَةٌ ـ مِن آفاتِ الدُّنيا ، وحِجابٌ مِن عَذابِ الآخِرَةِ . (3)۵۷۱۲.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : لا يَصومُ عَبدٌ يَوما في سَبيلِ اللّه‌ِ إلّا باعَدَ اللّه‌ُ تَعالى بِذلِكَ اليَومِ النّارَ عَن وَجهِهِ سَبعينَ خَريفا . (4)۵۷۱۳.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن إبراهيم بن العبّا عنه صلى الله عليه و آله : مَن صامَ يَوما في سَبيلِ اللّه‌ِ باعَدَ اللّه‌ُ مِنهُ جَهَنَّمَ مَسيرَةَ مِئَةِ عامٍ . (5).


1) .الكافي : ج ۲ ص ۱۹ ح ۵ عن زرارة عن الإمام الباقر عليه السلام ، تهذيب الأحكام : ج ۴ ص ۱۹۱ عن عمرو بن جميع عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۷۵ ح ۱۷۷۵ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۶۸ ص ۳۳۳ ح ۱۰ ؛ سنن الترمذي : ج ۳ ص ۱۳۶ ح ۷۶۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۹۱ ح ۹۳۷۴ كلاهما عن أبي هريرة ، سنن النسائي : ج ۴ ص ۱۶۷ عن عثمان بن أبي العاص وعائشة ، كنز العمّال : ج ۸ ص ۴۱۴ ح ۲۳۵۸۸ .

2) .مسند ابن حنبل: ج ۶ ص ۲۷۰ ح ۱۷۹۲۹، شعب الإيمان: ج ۳ ص ۲۹۴ ح ۳۵۸۱ كلاهما عن عثمان بن أبي العاص، كنز العمّال: ج ۸ ص ۴۵۲ ح ۲۳۶۱۷؛ معدن الجواهر: ص ۷۰ عن الإمام عليّ عليه السلام .

3) .مصباح الشريعة: ص ۱۳۳ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار: ج ۹۶ ص ۲۵۴ ح ۲۸.

4) .سنن النسائي : ج ۴ ص ۱۷۴، سنن الترمذي: ج ۴ ص ۱۶۶ ح ۱۶۲۳، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۵۴ ح ۱۱۲۱۰ ، صحيح ابن خزيمة: ج ۳ ص ۲۹۷ ح ۲۱۱۳، صحيح ابن حبّان: ج ۸ ص ۲۰۶ ح ۳۴۱۷ كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۴۲ ح ۱۰۸۰۹.

5) .المعجم الكبير: ج ۱۷ ص ۳۳۵ ح ۹۲۷، مسند أبي يعلى: ج ۲ ص ۳۱۴ ح ۱۷۶۱، مسند الشاميّين: ج ۲ ص ۴۶ ح ۸۹۶ كلّها عن عقبة بن عامر و ج ۱ ص ۱۷۱ ح ۲۹۰، المعجم الأوسط: ج ۳ ص ۳۰۹ ح ۳۲۴۹ كلاهما عن عمرو بن عبسة ، المصنّف لعبد الرزاق: ج ۵ ص ۳۰۱ ح ۹۶۸۳ عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۴۱ ح ۱۰۸۰۱ .

۱۱ / ۱۷ روزه

۱۱ / ۱۷روزه۳۰۲۵.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روزه ، سپرى در برابر آتش [دوزخ] است .۳۰۲۶.عنه عليه السلام ( ـ لِاءِسحاقَ بنِ فَرّوخٍ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روزه، سپرى در برابر عذاب خداست.۳۰۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روزه، سپر است؛ يعنى پوششى در برابر گزندهاى دنيا و پرده‌اى در برابر عذاب آخرت است.۳۰۲۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده‌اى نيست كه يك روز در راه خدا روزه بگيرد ، مگر اين كه خداوند متعال در مقابل آن روز ، چهره او را هفتاد سال ، از آتش [دوزخ ]دور مى‌گردانَد.۳۰۲۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس يك روز در راه خدا روزه بگيرد ، خداوند ، جهنّم را به فاصله يكصد سال راه ، از او دور مى‌گردانَد.

.

۳۰۳۰.الإمام الحسن عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن صامَ رَجَبا كُلَّهُ كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ رِضاهُ ، ومَن كَتَبَ لَهُ رِضاهُ لَم يُعَذِّبهُ . (1)۳۰۳۱.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أُعطِيَت أُمَّتي في شَهرِ رَمَضانَ خَمسا لَم يُعطَهُنَّ أُمَّةُ نبِيٍّ قَبلي : أمّا واحِدَةٌ ؛ فَإِذا كانَ أوَّلُ لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ نَظَرَ اللّه‌ُ عز و جل إلَيهِم ، ومَن نَظَرَ اللّه‌ُ إلَيهِ لَم يُعَذِّبهُ أبَدا ... . (2)۳۰۳۲.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله لَمّا حَضَرَ شَهرُ رَمَضانَ وذلِكَ في ثَلاثٍ بَقينَ مِن شَعبانَ ، قالَ لِبِلالٍ : نادِ فِي النّاسِ ، فَجُمِعَ النّاسُ ، ثُمَّ صَعِدَ المِنبَرَ ، فَحَمِدَ اللّه‌َ وأثنى عَلَيهِ ، ثُمَّ قالَ :

أيُّهَا النّاسُ ! إنَّ هذَا الشَّهرَ قَد خَصَّكُمُ اللّه‌ُ بِهِ وحَضَرَكُم ، وهُوَ سَيِّدُ الشُّهورِ ، لَيلَةٌ فيهِ خَيرٌ مِن ألفِ شَهرٍ ، تُغلَقُ فيهِ أبوابُ النّارِ وتُفتَحُ فيهِ أبوابُ الجِنانِ . (3)۳۰۳۳.الإمام الرضا عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ أفضَلَ ما يَتَوسَّلُ بِهِ المُتَوَسِّلونَ الإيمانُ بِاللّه‌ِ ورَسولِهِ ، وَالجِهادُ في سَبيلِ اللّه‌ِ ، وكَلِمَةُ الإِخلاصِ ؛ فَإِنَّهَا الفِطرَةُ ، وإقامُ الصَّلاةِ ؛ فَإِنَّهَا المِلَّةُ ، وإيتاءُ الزَّكاةِ ؛ فَإِنَّها مِن فَرائِضِ اللّه‌ِ عز و جل ، وَالصَّومُ ؛ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِن عَذابِهِ . (4)۳۰۳۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام زين العابدين عليه السلام : حَقُّ الصَّومِ أن تَعلَمَ أنَّهُ حِجابٌ ضَرَبَهُ اللّه‌ُ عز و جل عَلى لِسانِكَ وسَمعِكَ وبَصَرِكَ وبَطنِكَ وفَرجِكَ لِيَستُرَكَ بِهِ مِنَ النّارِ ، فَإِن تَرَكتَ الصَّومَ خَرَقتَ

سِترَ اللّه‌ِ عَلَيكَ . (5).


1) .المقنعة: ص ۳۷۲، مصباح المتهجّد: ص ۷۹۷، جامع الأخبار: ص ۲۰۶ ح ۵۰۸ كلاهما عن سماعة بن مهران عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الإقبال: ج ۳ ص ۱۹۲ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفي الثلاثة الأخيرة «رضوانه» بدل «رضاه» في كلا الموضعين، بحارالأنوار: ج ۹۷ ص ۵۴ ح ۴۴.

2) .الخصال: ص ۳۱۷ ح ۱۰۱، فضائل الأشهر الثلاثة: ص ۹۰ ح ۶۹، الأمالي للطوسي: ص ۴۹۶ ح ۱۰۸۷ كلّها عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري، بحارالأنوار: ج ۹۶ ص ۳۶۴ ح ۳۶ ؛ شعب الإيمان: ج ۳ ص ۳۰۳ ح ۳۶۰۳ عن جابر بن عبداللّه، كنز العمّال: ج ۸ ص ۴۷۱ ح ۲۳۷۰۷ نقلاً عن ابن صعري في أماليه عن أبي هريرة.

3) .الكافي: ج ۴ ص ۶۷ ح ۵، تهذيب الأحكام: ج ۴ ص ۱۹۲ ح ۵۴۹، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۲ ص ۹۶ ح ۱۸۳۲ ، ثواب الأعمال: ص ۸۹ ح ۴ عن أبي بصير، بحارالأنوار: ج ۹۶ ص ۳۶۳ ح ۳.

4) .كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۱ ص ۲۰۵ ح ۶۱۳، علل الشّرائع: ص ۲۴۷ ح ۱، الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۳، المحاسن: ج ۱ ص ۴۵۱ ح ۱۰۴۰، الأمالي للطوسي: ص ۲۱۶ ح ۳۸۰ عن أبي بصير عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج ۶۹ ص ۳۸۶ ح ۵۱.

5) .كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ۲ ص ۶۲۰ ح ۳۲۱۴، الخصال: ص ۵۶۶ ح ۱، الأمالي للصدوق: ص ۴۵۲ ح ۶۱۰ ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۰۰ ح ۲۶۵۴ كلّها عن ثابت بن دينار، تحف العقول: ص ۲۵۸، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۴ ح ۱ .

۳۰۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس تمام ماه رجب را روزه بگيرد ، خداوند ، خشنودى خود را برايش مى‌نويسد، و كسى كه خداوند ، خشنودى خود را براى او نوشته باشد ، دچار عذاب او نمى‌شود .۳۰۳۶.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به امّت من در ماه رمضان ، پنج چيز داده شده كه به امّت هيچ پيامبرى پيش از من ، داده نشده است: يكى آن كه چون اوّلين شب ماه رمضان فرا برسد ، خداوند عز و جل به آنان مى‌نگرد ، و كسى كه خدا به او بنگرد ، ديگر هرگز دچار عذاب او نمى‌شود .۵۷۱۲.امام صادق عليه السلام : امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در آستانه فرا رسيدن ماه رمضان، يعنى سه روز مانده از ماه شعبان، به بلال فرمود: «در ميان مردم ، ندا بده [تا جمع گردند]» .

مردم جمع شدند . ايشان ، بر منبر رفت و حمد و ثناى الهى را به جا آورد و سپس فرمود: «اى مردم! اين ماه كه خداوند ، شما را بدان مفتخر ساخته است و به زودى از راه مى‌رسد، آقاى ماه‌هاست . يك شب آن ، از هزار ماه ، بهتر است . در اين ماه ، درهاى آتش [دوزخ] ، بسته و درهاى بهشت ، باز مى‌شوند» .۵۷۱۳.عيون أخبار الرضا عليه السلام ( ـ به نقل از ابراهيم بن عبّاس ـ ) امام على عليه السلام : بهترين وسيله تقرّب به خدا ، براى آنان كه جوياى وسيله تقرّب هستند ، ايمان به خدا و پيامبرِ اوست و جهاد در راه خدا ، و [اظهار] شعار اخلاص (توحيد) ـ كه [آواى] فطرت است ـ ، و بر پا داشتن نماز ـ كه عين دين است ـ ، و دادن زكات ـ كه از واجبات خداوند عز و جل است ـ ، و گرفتن روزه ـ كه سپرى در برابر عذاب اوست ـ .۵۷۱۴.الإمام عليّ عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام : حقّ روزه ، اين است كه بدانى روزه ، پرده‌اى است كه خداوند عز و جلبر زبان و گوش و چشم و شكم و شرمگاه تو زده است تا بدان وسيله ، تو را از آتش [دوزخ] بپوشاند . پس اگر روزه را ترك كردى ، پرده خدا را

بر خود دريده‌اى. .

۵۷۱۵.عنه عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : مَن كَتَمَ صَومَهُ قالَ اللّه‌ُ عز و جل لِمَلائِكَتِهِ : «عَبدِي استَجارَ مِن عَذابي فَأَجيروهُ» ، ووَكَّلَ اللّه‌ُ ـ تَعالى ـ مَلائِكَتَهُ بِالدُّعاءِ لِلصّائِمينَ ؛ ولَم يَأمُرهُم بِالدُّعاءِ لِأَحَدٍ إلَا استَجابَ لَهُم فيهِ . (1)۵۷۱۴.امام على عليه السلام : عنه عليه السلام : إنَّ العَبدَ يَصومُ اليَومَ الحارَّ يُريدُ ما عِندَاللّه‌ِ ، فَيُعتِقُهُ اللّه‌ُ بِهِ مِنَ النّارِ . ولا تَستَقِلَّ ما يُتَقَرَّبُ بِهِ إلَى اللّه‌ِ عز و جلولَو شِقَّ تَمرَةٍ . (2)۱۱ / ۱۸الزَّكاةُ۳۰۴۴.الإمام الصادق عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ الزَّكاةَ جُعِلَت مَعَ الصَّلاةِ قُربانا لِأَهلِ الإِسلامِ ، فَمَن أعطاها طَيِّبَ النَّفسِ بِها فَإِنَّها تُجعَلُ لَهُ كَفّارَةً ، ومِنَ النّارِ حِجازا (حِجابا خ ل) و وِقايَةً . (3)۱۱ / ۱۹الإِنفاقُ۳۰۴۷.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَنِ استَطاعَ مِنكُم أن يَقِيَ وَجهَهُ حَرَّ النّارِ ولَو بِشِقِّ تَمرَةٍ فَليَفعَل . (4).


1) .الكافي: ج ۴ ص ۶۴ ح ۱۰ عن السكوني، بحارالأنوار: ج ۵۹ ص ۱۹۰ ح ۴۴.

2) .الكافي: ج ۲ ص ۱۴۲ ح ۵ عن بشير بن يسار، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۱۹۶، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۲۲۲ ح ۳۴.

3) .نهج البلاغة: الخطبة ۱۹۹، بحارالأنوار: ج ۹۶ ص ۲۳ ح ۵۳.

4) .سنن الترمذي: ج ۴ ص ۶۱۱ ح ۲۴۱۵، سنن ابن ماجة: ج ۱ ص ۶۶ ح ۱۸۵ وليس فيه «وجهه»، مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۹۶ ح ۱۹۳۹۰، صحيح ابن حبّان: ج ۱۶ ص ۳۷۳ ح ۷۳۷۳ كلّها عن عديّ بن حاتم، كنز العمّال: ج ۳ ص ۲۳۸ ح ۶۳۳۷.

۱۱ / ۱۸ زكات دادن
۱۱ / ۱۹ انفاق كردن

۳۰۴۸.مسند ابن حنبل عن اُبيّ بن كعب : امام صادق عليه السلام : هر كس روزه خويش را نهان بدارد ، خداوند عز و جل به فرشتگانش مى‌فرمايد: «بنده من ، از عذاب من ، زينهار خواست . پس زينهارش دهيد» و خداوند متعال ، فرشتگان خويش را به دعا براى روزه‌داران مى‌گمارد ، و او ، ايشان را به دعا براى كسى فرمان نمى‌دهد ، مگر آن كه دعايشان را در باره او مى‌پذيرد .۳۰۴۹.سنن الترمذي عن اُبيّ بن كعب : امام صادق عليه السلام : بنده ، روز گرمى را براى پاداش خدا، روزه مى‌گيرد، و خدا به واسطه همان روزه ، او را از آتش [دوزخ ]مى‌رَهاند. آنچه را موجب تقرّب به خداوند عز و جلمى‌شود، كوچك مشمار، اگر چه [صدقه دادن] نصف خرمايى باشد .۱۱ / ۱۸زكات دادن۳۰۵۲.عنه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : در كنار نماز، براى نزديك شدن مسلمانان به خدا، زكات قرار داده شد . پس، آن كس كه زكات را با رضايتِ خاطر بپردازد، كفّاره گناهان او، و بازدارنده [ى حجاب] و نگه دارنده او از آتش [دوزخ] ، قرار داده مى‌شود.۱۱ / ۱۹انفاق كردن۳۰۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر يك از شما توانست كه صورت خود را از حرارت آتش [دوزخ ]نگه دارد، اگرچه با نصف خرمايى، اين كار را بكند.

.

۳۰۵۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في فَضائِلِ شَهرِ رَمَضانَ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشِقِّ تَمرَةٍ ! اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشَربَةٍ مِن ماءٍ! (1)۳۰۵۷.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشِقِّ تَمرَةٍ ، فَمَن لَم يَجِد فَبِكَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ . (2)۳۰۵۸.الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : عنه صلى الله عليه و آله : تَصَدَّقوا ؛ فَإِنَّ الصَّدَقَةَ فَكاكُكُم مِنَ النّارَ . (3)۳۰۵۹.الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام : عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن عَبدٍ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ يَبتَغي بِها وَجهَ اللّه‌ِ إلّا قالَ اللّه‌ُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ : عَبدي ! رَجَوتَني ، فَلَن اُحَقِّرَكَ ، حَرَّمتُ جَسَدَكَ عَلَى النّارِ ، وَادخُل مِن أيِّ أبوابِ الجَنَّةِ شِئتَ . (4)۳۰۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الإمام عليّ عليه السلام : الصَّدَقَةُ جُنَّةٌ عَظيمَةٌ مِنَ النّارِ لِلمُؤمنِ . (5)۳۰۶۱.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : إذا أرَدتَ شَيئا مِنَ الخَيرِ فَلا تُؤَخِّرهُ ؛ فَإِنَّ العَبدَ لَيَصومُ اليَومَ الحارَّ يُريدُ بِهِ ما عِندَاللّه‌ِ عز و جلفَيُعتِقُهُ اللّه‌ُ مِنَ النّارِ ، ويَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ يُريدُ بِها وَجهَ اللّه‌ِ فَيُعتِقُهُ اللّه‌ُ مِنَ النّارِ . (6).


1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۲۹۶ ح ۵۳ ، فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۷۸ ح ۶۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۱۵۴ ح ۱۴۹ ، الإقبال : ج ۱ ص ۲۶ كلّها عن الحسن بن عليّ بن فضال عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۳۸۰ ح ۵۸۱۷ وفيه صدره ، بحارالأنوار : ج ۹۶ ص ۳۱۷ ح ۹ .

2) .صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۳۹۵ ح ۶۱۷۴ ، صحيح مسلم : ج ۲ ص ۷۰۴ ح ۶۸ ، سنن النسائي : ج ۵ ص ۷۵ ، سنن الدارمي : ج ۱ ص ۴۱۹ ح ۱۶۱۲، مسند ابن حنبل: ج ۶ ص ۳۵۱ ح ۱۸۲۸۱، صحيح ابن حبّان: ج ۲ ص ۲۲۰ ح ۴۷۳ ، المعجم الكبير: ج ۱۷ ص ۸۳ ح ۱۹۱ كلّها عن عديّ بن حاتم، كنز العمّال: ج ۶ ص ۳۴۰ ح ۱۵۹۳۹ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۶۷ ح ۶۵.

3) .المعجم الأوسط: ج ۸ ص ۹۰ ح ۸۰۶۰، شعب الإيمان: ج ۳ ص ۲۱۴ ح ۳۳۵۵، حلية الأولياء: ج ۱۰ ص ۴۰۳، تاريخ دمشق: ج ۵۶ ص ۷۳ ح ۱۱۷۵۵ كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج ۶ ص ۳۴۵ ح ۱۵۹۷۹.

4) .الفردوس: ج ۴ ص ۱۲ ح ۶۰۳۴ عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج ۶ ص ۳۶۹ ح ۱۶۱۰۴.

5) .الخصال : ص ۶۳۵ ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ص ۱۲۳ ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۱۱۳ ح ۱ .

6) .الأمالي للصدوق: ص ۴۴۸ ح ۶۰۲ عن بشار بن يسار، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۲۱۵ ح ۱۴.

۳۰۶۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خود را از آتش [دوزخ] ، حفظ كنيد ، اگر چه با [انفاق] نصف خرمايى! خود را از آتش [دوزخ ]حفظ كنيد ، اگر چه با [انفاق] جرعه آبى !۳۰۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خود را از آتش [دوزخ] نگه داريد ، اگر چه با نصف خرمايى ؛ و اگر كسى [آن را هم ]نداشت ، با گفتن سخن پاكيزه‌اى .۳۰۶۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : صدقه بدهيد؛ زيرا صدقه ، رَهاننده شما از آتش [دوزخ] است .۳۰۶۵.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده‌اى نيست كه براى رضاى خدا صدقه‌اى بدهد ، مگر اين كه خداوند ، روز قيامت به او مى‌فرمايد: «بنده‌ام! تو به من ، اميد بستى . پس هرگز تو را تحقير نخواهم كرد . پيكر تو را بر آتش ، حرام كردم . از هر در بهشت كه مى‌خواهى، وارد شو» .۳۰۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : امام على عليه السلام : صدقه، سپر بزرگى براى مؤمن در برابر آتش [دوزخ] است .۳۰۶۷.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هر گاه اراده كار خيرى كردى ، آن را به تأخير مينداز؛ زيرا بنده در يك روز داغ، به قصد پاداش خداوند عز و جل ، روزه مى‌گيرد و خداوند [به سبب همان] ، او را از آتش [دوزخ] مى‌رَهاند، و [يا ]براى رضاى خدا صدقه‌اى مى‌دهد و خداوند ، او را [به سبب همان] ، از آتش [دوزخ ]مى‌رَهاند. .

۱۱ / ۲۰الحَجُّ۳۰۷۰.فاطمة عليهاالسلام ( ـ مِن دُعاءٍ لَها بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : زِيارَةُ بَيتِ اللّه أمنٌ مِن عَذابِ جَهَنَّمَ . (1)۱۱ / ۲۱الجِهادُ۳۰۷۳.عنه عليه السلام ( ـ فِي الصَّلاةِ عَلى آدَمَ عليه السلام ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن قاتَل في سَبيلِ اللّه‌ِ عز و جل فَواقَ ناقَةٍ (2)حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلى وَجهِهِ النّارَ . (3)۵۷۱۵.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ما خالَطَ قَلبَ امرِىً?مُسلِمٍ رَهَجٌ (4)في سَبيلِ اللّه‌ِ إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ النّارَ . (5)۵۷۱۶.الكافي عن الحسن بن عمّار عن الإمام الصادق عليه ال عنه صلى الله عليه و آله : مَن رابَطَ فَواقَ ناقَةٍ حَرَّمَهُ اللّه‌ُ عَلَى النّارِ . (6)۵۷۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصفِ اللّه ِ تَعالى ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : لا يَجتَمِعُ غُبارٌ في سَبيلِ اللّه‌ِ ودُخانُ جَهَنَّمَ في جَوفِ عَبدٍ أبَدا . (7)۵۷۱۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن دُعائِهِ في يَومِ الأَحزابِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : لا يَجتَمِعُ غُبارٌ في مَنخَرَي عَبدٍ في سَبيلِ اللّه‌ِ فَتَمَسَّهُ النّارُ أبَدا . (8).


1) .غرر الحكم: ح ۵۴۷۳، عيون الحكم والمواعظ: ص ۲۷۶ ح ۵۰۲۵.

2) .فَوَاقُ ناقة: ما بين الحلبتين من الوقت، أو ما بين فتح يدك وقبضها على الضرع (مجمع البحرين: ج ۳ ص ۱۴۲۳ «فوق»).

3) .مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۱۱۴ ح ۱۹۴۶۱ عن عمرو بن عبسة، كنز العمّال: ج ۴ ص ۲۸۱ ح ۱۰۴۹۴.

4) .الرَّهَجْ: الغُبَار (النهاية: ج ۲ ص ۲۸۱ «رهج»).

5) .مسند ابن حنبل: ج ۹ ص ۳۶۹ ح ۲۴۶۰۲، الدّر المنثور: ج ۱ ص ۵۹۹ نقلاً عن الطبراني وكلاهما عن عائشة، كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۰۵ ح ۱۰۶۲۳.

6) .كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۰۷ ح ۱۰۶۳۴ نقلاً عن العقيلي في الضعفاء عن عائشة.

7) .سنن النسائي: ج ۶ ص ۱۳، سنن ابن ماجة: ج ۲ ص ۹۲۷ ح ۲۷۷۴ نحوه، الأدب المفرد:ص ۹۲ ح ۲۸۱، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۴۸ ح ۸۵۲۰ وفيه «وجه» بدل «جوف»، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۸۲ ح ۲۳۹۵ ، السنن الكبرى: ج ۹ ص ۲۷۱ ح ۵۰۸۱۸ كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج ۴ ص ۲۹۵ ح ۱۰۵۶۶ ؛ عدّة الداعي : ص ۱۵۵ نحوه، مستدرك الوسائل: ج ۱۱ ص ۱۳ ح ۱۲۲۹۳ .

8) .كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۲۰ ح ۱۰۷۰۱ نقلاً عن الشيرازى في الألقاب عن عثمان.

۱۱ / ۲۰ حج گزاردن
۱۱ / ۲۱ جهاد كردن

۱۱ / ۲۰حج گزاردن۵۷۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در توصيف خداى متعال ـ ) امام على عليه السلام : زيارت خانه خدا ، امان از عذاب دوزخ است .۱۱ / ۲۱جهاد كردن۵۷۲۰.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به اندازه فاصله ميان دو بار دوشيدن شتر، (1)در راه خدا بجنگد ، خداوند ، آتش [دوزخ] را بر چهره او حرام مى‌كند.۵۷۲۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في تَعظيمِ اللّه ِ جَلَّ وعَلا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : با دلِ (2)هيچ مرد مسلمانى ، غبار [جنگ و جهاد] در راه خدا نياميخت ، مگر آن كه خداوند ، آتش [دوزخ] را بر او حرام گردانيد.۵۷۲۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به اندازه فاصله ميان دو بار دوشيدن شتر، جهاد (/ مرزبانى) كند ، خداوند ، او را بر آتش [دوزخ ]حرام مى‌گردانَد .۵۷۲۰.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غبار [جهاد] در راه خدا و دود دوزخ ، هرگز در درون بنده‌اى با هم جمع نمى‌شوند.۵۷۲۱.امام على عليه السلام ( ـ در تعظيم خداوند جلّ و علا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه غبار [جهاد] در راه خدا ، در بينىِ بنده‌اى بنشيند، آتش دوزخ ، هرگز با او تماس پيدا نخواهد كرد .

.


1) .عبارت «فَواق ناقة» كه در متن عربى حديث آمده ، به فاصله ميان دوشيدن شتر مى‌گويند ، بدين ترتيب كه شتر را مى‌دوشند ، سپس بچّه‌اش را رها مى‌كنند تا اندكى پستان او را بمكد تا دوباره ، پستان به شير بيايد . آن گاه ، شروع به دوشيدنِ مجدّد آن مى‌كنند. به كار بردن تعبير «فاصله ميان دو بار دوشيدن شتر» كنايه از حدّ اقل زمان است .

2) .شايد مراد از دل، جوف و حلق باشد، چنان كه در روايت ديگرى اين تعبير ، آمده است.

۵۷۲۲.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن حَبَسَ فَرَسا في سَبيلِ اللّه‌ِ كانَ سِترَهُ فِي النّارِ . (1)۵۷۲۳.الإمام زين العابدين عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن تَقَلَّدَ سَيفا في سَبيلِ اللّه‌ِ قَلَّدَهُ اللّه‌ُ وشِاحا (2)

فِي الجَنَّةِ لا تَقومُ لَهَا الدُّنيا مُنذُ خَلَقَهَا اللّه‌ُ إلى يَومِ يُفنيها ، وإنَّ اللّه‌َ لَيُباهي بِسَيفِ الغازي ورُمحِهِ وسِلاحِهِ ، وإذا باهَى اللّه‌ُ بِعَبدٍ لَم يُعَذِّبهُ أبَدا . (3)۵۷۲۴.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : الغُزاةُ إذا هَمّوا بِالغَزوِ كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُم بَراءَةً مِنَ النّارِ ، فَإِذا تَجَهَّزوا لِغَزوِهِم باهَى اللّه‌ُ بِهِمُ المَلائِكَةَ . (4)۱۱ / ۲۲إصلاحُ المَعادِ۵۷۲۴.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : اِشتِغالُكَ بِإِصلاحِ مَعادِكَ يُنجيكَ مِن عَذابِ النّارِ . (5)۱۱ / ۲۳تَحصيلُ العِلمِ۵۷۲۷.مصباح الشريعة ( ـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السل ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أحَبَّ أن يَنظُرَ إلى عُتَقاءِ اللّه‌ِ مِنَ النّارِ فَلَينظُر إلَى المُتَعَلِّمينَ ، فَوَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! ما مِن مُتَعَلِّمٍ يَختَلِفُ إلى بابِ العالِمِ إلّا كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ عِبادَةَ سَنَةٍ ، وبَنَى اللّه‌ُ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ مَدينَةً فِي الجَنَّةِ ، ويَمشي عَلَى الأَرضِ وهِيَ تَستَغفِرُ لَهُ ،

ويُمسي ويُصبِحُ مَغفورا لَهُ ، وشَهِدَتِ المَلائِكَةُ أنَّهُم عُتَقاءُ اللّه‌ِ مِنَ النّارِ . (6).


1) .المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص ۱۱۱ ح ۲۵۲، المطالب العالية: ج ۲ ص ۱۵۹ ح ۱۹۳۰ كلاهما عن زيد بن ثابت، كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۳۲ ح ۱۰۷۵۷.

2) .الوِشاح : شيءٌ يُنسج من أديمٍ ويُرصّع شبه قلادة تلبسه النساء (المصباح المنير : مادّة «وشح») .

3) .كنز العمّال: ج ۴ ص ۳۳۸ ح ۱۰۷۸۸ نقلاً عن أبي الشيخ والمخلص في فوائده عن أبي هريرة.

4) .مجمع البيان : ج ۲ ص ۸۸۴ عن الإمام الرضا عن الإمام الحسين عن الإمام عليّ عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۱۰۰ ص ۱۲ ح ۲۷ .

5) .غرر الحكم: ح ۱۴۸۴، عيون الحكم والمواعظ: ص ۷۰ ح ۱۷۷۵ نحوه.

6) .منية المريد: ص ۱۰۰، بحارالأنوار: ج ۱ ص ۱۸۴ ح ۹۵.

۱۱ / ۲۲ آباد كردن معاد
۱۱ / ۲۳ آموختن دانش

۵۷۲۶.معاني الأخبار ( ـ به نقل از سمرقندى ، كه سندش را به امام صادق علي ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس اسبى را در راه خدا وقف كند، آن اسب ، مانعى براى او در برابر آتش [دوزخ ]خواهد بود .۵۷۲۷.مصباح الشريعة ( ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در راه خدا ، شمشير به ميان ببندد، خداوند در بهشت ، شمشيرى جواهرنشان بر او حمايل مى‌كند كه دنيا، از زمانى كه خداوند آن را آفريده تا روزى كه نابودش مى‌كند، با آن برابرى نمى‌كند . خداوند ، به شمشير و نيزه و سلاح رزمنده ، مباهات مى‌كند، و هر گاه خدا به بنده‌اى مباهات كند، هرگز او را عذاب نمى‌نمايد.۵۷۲۸.الاحتجاج : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رزمندگان، آن گاه كه آهنگ نبرد كنند، خداوند ، برايشان بَرات آزادى از آتش را مى‌نويسد و چون خود را براى نبرد تجهيز كنند، خداوند متعال ، به وجود آنان بر فرشتگان ، فخر مى‌فروشد.۱۱ / ۲۲آباد كردن معاد۵۷۲۹.امام على عليه السلام ( ـ در ياد كرد پيامبر صلى الله عليه و آله ـ ) امام على عليه السلام : پرداختن تو به آباد كردن معادت ، تو را از عذاب آتش مى‌رَهاند.۱۱ / ۲۳آموختن دانش۵۷۳۲.تفسير القمّي ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ لَا يُظْلَمُونَ فَت ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دوست دارد به آزادشدگانِ خدا از آتش بنگرد، به فراگيرندگان دانش نگاه كند؛ زيرا ـ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ـ هيچ فراگيرنده دانشى نيست كه به درِ خانه عالم ، آمد و شد كند ، مگر آن كه خداوند براى هر گامى ، يك سال عبادت برايش مى‌نويسد و براى هر گامى ، يك شهر در بهشت برايش مى‌سازد، و هنگامى كه راه مى‌رود ، زمين برايش طلب آمرزش

مى‌كند . او شب و روز خود را با آمرزش الهى سپرى مى‌كند و فرشتگان ، گواهى مى‌دهند كه آنان آزادشدگانِ خدا از آتش‌اند.

.

۵۷۳۲.تفسير القمّي ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ لَا يُظْلَمُونَ فَت ) ۱۱ / ۲۴ تَأليفُ الكِتابِ ۷۲۵ . رسول اللّه صلى الله عليه و آله : المُؤمِنُ إذا ماتَ وتَرَكَ وَرَقَةً واحِدَةً عَلَيها عِلمٌ ، تَكونُ تِلكَ الوَرَقَةُ يَومَ القِيامَةِ سِترا فيما بَينَهُ و بَينَ النّارِ . (1)۱۱ / ۲۵ حِفظُ القُرآنِ وقِراءَتُهُ وَالعَمَلُ بِهِ ۷۲۶ . رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا يُعَذِّبُ اللّه‌ُ قَلبا وَعَى القُرآنَ . (2)۷۲۷ . عنه صلى الله عليه و آله : مَن قَرَأَ القُرآنَ ؛ يَقومُ بِهِ آناءَ اللَّيلِ وَالنَّهارِ يُحِلُّ حَلالَهُ ويُحَرِّمُ حَرامَهُ ، حَرَّمَ اللّه‌ُ لَحمَهُ ودَمَهُ عَلَى النّارِ . (3)۷۲۸ . عنه صلى الله عليه و آله ـ لِسَلمانَ ـ : عَلَيكَ بِقِراءَةِ القُرآنِ ؛ فَإِنَّ قِراءَتَهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ ، وسِترَةٌ مِنَ النّارِ ، وأمانٌ مِنَ العَذابِ . (4).


1) .الأمالي للصدوق : ص ۹۱ ح ۶۴ عن أنس ، منية المريد : ص ۳۴۱ ، عدّة الداعي : ص ۶۸ ، الدعوات : ص ۲۷۵ ح ۷۹۱ ، روضة الواعظين: ص ۱۳، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۴۴ ح ۱ .

2) .. الأمالي للطوسي : ص ۷ ح ۷ عن عقبة بن عامر ، بحارالأنوار : ج ۹۲ ص ۱۷۸ ح ۶ ؛ نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۲۴۰ ، تاريخ دمشق : ج ۶۲ ص ۷ كلاهما عن أبي اُمامة نحوه ، الفردوس : ج ۵ ص ۱۵۵ ح ۷۷۹۸ عن عقبة ابن عامر ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۵۳۶ ح ۲۴۰۱ .

3) .. المعجم الصغير : ج ۲ ص ۱۲۶ عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۵۳۵ ح ۲۳۹۸ .

4) .. جامع الأخبار : ص ۱۱۳ ح ۱۹۷ ، بحارالأنوار : ج ۹۲ ص ۱۷ ح ۱۸ .

۱۱ / ۲۴ نگارش كتاب
۱۱ / ۲۵ حفظ و قرائت قرآن و عمل كردن به آن

۱۱ / ۲۴نگارش كتاب۵۷۳۲.تفسير القمّى ( ـ در بيان اين گفته خداى متعال : {Q} «به قدر فتيل ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمن هر گاه بميرد و يك برگ از علم به جاى بگذارد، در روز قيامت آن برگ ، پرده‌اى ميان او و آتش خواهد بود .۱۱ / ۲۵حفظ و قرائت قرآن و عمل كردن به آن۵۷۳۵.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا، قلبى را كه قرآن را در خود جاى داده باشد، عذاب نمى‌كند.۵۷۳۶.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس قرآن بخواند و شب و روز به آن بپردازد و حلال قرآن را حلال و حرامش را حرام بداند، خداوند ، گوشت و خون او را بر آتش حرام مى‌گرداند.۵۷۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به سلمان ـ : بر تو باد قرائت قرآن؛ زيرا قرائت آن ، كفّاره‌اى براى گناهان و پرده‌اى در برابر آتش دوزخ، و مايه ايمنى از عذاب است.

.

۱۱ / ۲۶حِفظُ أربَعينَ حَديثا۵۷۳۶.امام على عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : مَن حَفِظَ عَنّا أربَعينَ حَديثا مِن أحاديثِنا فِي الحَلالِ وَالحَرامِ ، بَعَثَهُ اللّه‌ُ يَومَ القِيامَةِ فَقيها عالِما ولَم يُعَذِّبهُ . (1)۱۱ / ۲۷الصَّلاةُ عَلَى النَّبِيِّ وآلِهِ :۵۷۳۹.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الصَّلاةُ عَلَيَّ نورٌ عَلَى الصِّراطِ ، ومَن كانَ لَهُ عَلَى الصِّراطِ مِنَ النّورِ لَم يَكُن مِن أهلِ النّارِ . (2)۵۷۳۷.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعاى آن حضرت در ستايش خداوند عز و جلـ ) عنه صلى الله عليه و آله : لَن يَلِجَ النّارَ مَن صَلّى عَلَيَّ . (3)۵۷۳۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش در پناه بردن به خداى متعال ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن ذُكِرتُ عِندَهُ فَلَم يُصَلِّ عَلَيَّ دَخَلَ النّارَ ، فَأَبعَدَهُ اللّه‌ُ . (4)۵۷۳۹.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ جَبرَئيلَ أتاني فَقالَ :... ومَن ذُكِرتَ عِندَهُ فَلَم يُصَلِّ عَلَيكَ فَماتَ فَدَخَلَ النّارَ ، فَأبعُدَهُ اللّه‌ُ . (5).


1) .. الخصال : ص ۵۴۲ ح ۱۸ عن حنّان بن سدير ، الأمالي للصدوق : ص ۳۸۲ ح ۴۸۸ عن محمّد بن مسلم نحوه ، روضة الواعظين : ص ۱۲ ، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۶ .

2) .. جامع الأخبار : ص ۱۵۶ ح ۳۶۳ ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۶۴ ح ۵۲ .

3) .. جامع الأخبار : ص ۱۵۶ ح ۳۶۱ ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۶۴ ح ۵۲ .

4) .. الكافي : ج ۲ ص ۴۹۵ ح ۱۹ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۷۹ ح ۲۸۰ ، الأمالي للصدوق : ص ۶۷۶ ح ۹۱۸ بزيادة «من رحمته» في آخره وكلّها عن محمّد بن هارون عن الإمام الصادق عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۵۵ ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۴۹ ح ۷ .

5) .. صحيح ابن حبّان : ج ۳ ص ۱۸۸ ح ۹۰۷ ، مسند أبى يعلى : ج ۵ ص ۳۵۰ ح ۵۸۹۶ كلاهما عن أبي هريرة ، المعجم الكبير : ج ۲ ص ۲۴۳ ح ۲۰۲۲ عن جابر ، الفردوس : ج ۱ ص ۴۰۵ ح ۱۶۳۵ عن جابر بن سمرة ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۵۰۸ ح ۲۲۴۸ .

۱۱ / ۲۶ حفظ چهل حديث
۱۱ / ۲۷ صلوات فرستادن بر پيامبر و خاندان او عليهم السلام

۱۱ / ۲۶حفظ چهل حديث۵۷۴۲.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في أسحارِ شَهرِ رَمَضانَ ـ ) امام صادق عليه السلام : هر كس چهل حديث از احاديث ما در باره حلال و حرام حفظ كند ، خداوند در روز قيامت ، او را فقيه و دانشمند بر مى‌انگيزد و عذابش نمى‌كند.۱۱ / ۲۷صلوات فرستادن بر پيامبر و خاندان او:۵۷۴۲.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش در سحرهاى ماه رمضان ـ ) پيامبر صلى الله عليه و آله : صلوات بر من ، نورى بر روى صراط است و كسى كه در روى صراط ، نور داشته باشد ، از اهل آتش نخواهد بود .۵۷۴۳.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله : كسى كه بر من صلوات بفرستد ، هرگز به دوزخ نمى‌رود.۵۷۴۴.الإمام الحسين عليه السلام ( ـ في دُعاءِ عَرَفَةَ ـ ) پيامبر صلى الله عليه و آله : هر كس در نزد او از من نام برده شود و بر من صلوات نفرستد ، به آتش مى‌رود و خداوند ، او را [از رحمت خود ]دور كناد! (1)۵۷۴۵.عنه عليه السلام ( ـ في دُعاءِ عَرَفَةَ ـ ) پيامبر صلى الله عليه و آله : جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: «... كسى كه نام تو در نزدش برده شود ، ولى بر تو صلوات نفرستد و [با همين حالت] بميرد ، به آتش رود، خدايش [از رحمت خويش] دور كناد!» .

.


1) .شايد هم اين جمله ، دعايى نباشد و بدين معنا باشد : «از رحمت خدا دور است» يا : «خدا او را از رحمتش دور ساخته است» . اين دو وجه ، در باره احاديث بعدى نيز گفتنى است .

۵۷۴۶.عنه عليه السلام ( ـ في دُعاءِ عَرَفَةَ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن صَلّى عَلَيَّ مَرَّةً صَلَّى اللّه‌ُ عَلَيهِ عَشرا ، ومَن صَلّى عَلَيَّ عَشرا صَلَّى اللّه‌ُ عَلَيهِ مِئَةَ مَرَّةٍ ، ومَن صَلّى عَلَيَّ مِئَةَ مَرَّةٍ صَلَّى اللّه‌ُ عَلَيهِ ألفَ مَرَّةٍ ، ومَن صَلَّى اللّه‌ُ عَلَيهِ ألفَ مَرَّةٍ لا يُعَذِّبُهُ اللّه‌ُ فِي النّارِ أبَدا . (1)۵۷۴۳.امام على عليه السلام : ثواب الأعمال عن الصباح بن سيابه عن الإمام الصادق عليه السلام : ألا اُعَلِّمُكَ شَيئاً يَقِي اللّه‌ُ بِهِ وَجهَكَ مِن حَرِّ جَهنّم؟ قالَ : قُلتُ : بلى . قالَ : قُل بَعدَ الفَجرِ : «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» مِئَةَ مَرَّةٍ ؛ يَقي بِهِ وَجهَكَ مِن حَرِّ جَهَنَّمَ . (2)راجع : نهج الذكر : ج ۲ ص ۴۷۹ (القسم العاشر : الصلاة على النبيّ وآله والأنبياء عليهم السلام ) .

۱۱ / ۲۸زِيارَةُ قُبورِ أهلِ البَيتِ :۵۸۹۹.امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام ( ـ به ابو حمزه ثمالى ـ ) الإمام الصادق عليه السلام ـ لاِبنِ مارِدٍ لَمّا سَأَلَهُ عَن ثَوابِ زِيارَةِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام ـ : يَابنَ مارِدٍ ! مَن زارَ جَدّي عارِفا بِحَقِّهِ كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَجَّةً مَقبولَةً وعُمرَةً مَبرورَةً . وَاللّه‌ِ ! يَابنَ مارِدٍ ، ما يُطعِمُ اللّه‌ُ النّارَ قَدَما اغبَرَّت في زِيارَةِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام ماشِيا كانَ أو راكِبا .

يَابنَ مارِدٍ ! اُكتُب هذَا الحَديثَ بِماءِ الذَّهَبِ . (3)۵۹۰۱.الإمام الرضا عليه السلام : عنه عليه السلام : مَن زارَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام للّه‌ِِ وَفِي اللّه‌ِ أعتَقَهُ اللّه‌ُ مِنَ النّارِ ، وآمَنَهُ يَومَ الفَزَعِ الأَكبَرِ . (4)۵۹۰۰.تفسير العيّاشي عن حمران : كامل الزيارات عن سليمان بن خالد عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : سَمِعتُهُ يَقولُ : إنَّ للّه‌ِِ في كُلِّ

يَومٍ ولَيلَةٍ مِئَةَ ألفِ لَحظَةٍ إلَى الأَرضِ ، يَغفِرُ لِمَن يَشاءُ مِنهُ ويُعَذِّبُ مَن يَشاءُ مِنهُ . ويَغفِرُ لِزائِري قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام خاصَّةً ، ولِأَهلِ بَيتِهِم ، ولِمَن يَشفَعُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ كائِنا مَن كانَ .

قُلتُ : وإن كانَ رَجُلاً قَدِ استَوجَبَ (5)النّارَ؟ قالَ : وإن كانَ ، ما لَم يَكُن ناصِبِيّا . (6).


1) .. جامع الأخبار : ص ۱۵۳ ح ۳۴۳ ، بحارالأنوار : ج ۹۴ ص ۶۳ ح ۵۲ .

2) .ثواب الأعمال : ص ۱۸۶ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۱۳۵ ح ۱۶ .

3) .. تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۲۱ ح ۴۹ ، إرشاد القلوب : ص ۴۴۲ ، فرحة الغري : ص ۷۵ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۰ ص ۲۶۰ ح ۱۰ .

4) .. كامل الزيارات : ص ۲۷۶ ح ۴۳۰ عن حذيفة بن منصور ، بحارالأنوار : ج ۱۰۱ ص ۲۰ ح ۹ .

5) .في المصدر «استوجبه» ، والتصويب من بحار الأنوار ومستدرك الوسائل ج ۱۰ ص ۲۳۸ ح ۳۴ .

6) .. كامل الزيارات : ص ۳۱۱ ح ۵۲۵ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۱ ص ۲۷ ح ۳۵ .

۱۱ / ۲۸ زيارت قبور اهل بيت عليهم السلام

۵۸۹۹.الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ( ـ لاِبي حَمزَةَ الثُّمالِيِّ ـ ) پيامبر صلى الله عليه و آله : هر كس يك بار بر من صلوات بفرستد ، خداوند ، ده بار بر او صلوات مى‌فرستد . هر كس ده بار بر من صلوات بفرستد ، خداوند ، صد بار بر او صلوات مى‌فرستد . هر كس صد بار بر من صلوات بفرستد ، خداوند ، هزار بار بر او صلوات مى‌فرستد . هر كس هزار بار بر من صلوات بفرستد ، خداوند هرگز او را در آتش عذاب نكند .۵۸۹۸.امام باقر عليه السلام : ثواب الأعمال ـ به نقل از صباح بن سيابه ـ : امام صادق عليه السلام فرمود : «آيا چيزى را به تو نياموزم كه چهره‌ات را از حرارت دورخ ، نگه دارد؟» .

گفتم : بله!

فرمود : «پس از نماز صبح ، صد مرتبه بگو : "اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد" . گفتن آن ، چهره‌ات را از حرارت دوزخ ، نگه مى‌دارد» .

ر . ك : نهج الذكر : ج ۲ ص ۴۷۹ (صلوات فرستادن بر پيامبر و خاندان او و بر ديگر پيامبران عليهم السلام ) . ۱۱ / ۲۸زيارت قبور اهل بيت:۵۸۹۸.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال ابن مارد در باره ثواب زيارت امير مؤمنان عليه السلام ـ : اى پسر مارد! هر كس جدّ مرا با معرفت به حقّ او ، زيارت كند ، خداوند براى هر گامى كه بر مى‌دارد ، يك حج و يك عمره پذيرفته شده مى‌نويسد. به خدا سوگند ـ اى پسر مارد ـ كه خداوند ، قدمى را كه در راه رفتن به زيارت امير مؤمنان عليه السلام غبار گرفته باشد ـ چه پياده برود و چه سواره ـ ، خوراك آتش نمى‌كند. اى پسر مارد! اين حديث را با آب طلا بنويس.۵۸۹۷.الإمام الباقر عليه السلام : امام صادق عليه السلام : هر كس براى خدا و در راه خدا، قبر حسين عليه السلام را زيارت كند ، خداوند ، او را از آتش ، آزاد مى‌سازد و در آن روز وحشت بزرگ ، او را ايمن مى‌دارد.۵۸۹۶.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «يَمْحُواْ اللَّ ) كامل الزيارات ـ به نقل از سليمان بن خالد ـ : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمايد: «خداوند در هر شبانه‌روز ، صد هزار مرتبه به زمين نظر مى‌افكند كه هر كه را

خواست ، بيامرزد و هر كه را خواست ، عذاب كند . خداوند ، زائران قبر حسين عليه السلام را مخصوصا، و خانواده‌هايشان را ، و هر كسى را كه آن زائر در روز قيامتْ شفاعت كند، مى‌آمرزد ؛ هر كه مى‌خواهد باشد» .

گفتم : اگر چه مردى باشد كه مستوجب آتش شده است؟

فرمود: «[آرى ،] اگر چه چنين باشد ، به شرط آن كه ناصبى نباشد» .

.

۵۸۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «خداوند ، آنچه ) كامل الزيارات عن هارون بن خارجة عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : سَأَلتُهُ عَمَّن تَرَكَ الزِّيارَةَ ـ زِيارَةَ قَبرِ الحُسَينِ بنِ عَليٍّ ـ مِن غَيرِ عِلَّةٍ . قالَ : هذا رَجُلٌ مِن أهلِ النّارِ . (1)۵۸۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «خداوند، آنچه ر ) كامل الزيارات عن عليّ بن ميمون الصائغ عن الإمام الصادق عليه السلام : يا عَليُّ ! زُرِ الحُسَينَ ولا تَدَعهُ . قالَ : قُلتُ : ما لِمَن أتاهُ مِنَ الثَّوابِ؟ قالَ : مَن أتاهُ ماشِيا كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةً ، ومَحا عَنهُ سَيِّئَةً ، ورَفَعَ لَهُ دَرَجَةً . فَإِذا أتاهُ وَكَّلَ اللّه‌ُ بِهِ مَلَكَينِ يَكتُبانِ ما خَرَجَ مِن فيهِ مِن خَيرٍ ، ولا يَكتُبانِ ما يَخرُجُ مِن فيهِ مِن شَرٍّ ولا غَيرِ ذلِكَ . فَإِذَا انصَرَفَ وَدَّعوهُ وقالوا : يا وَلِيَّ اللّه‌ِ مَغفورا لَكَ ، أنتَ مِن حِزبِ اللّه‌ِ وحِزبِ رَسولِهِ وحِزبِ أهلِ بَيتِ رَسولِهِ ، وَاللّه‌ِ ! لاتَرَى النّارَ بِعَينِكَ أبَدا ولا تَراكَ ولا تَطعَمُكَ أبَدا . (2)۵۸۹۳.امام صادق عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خداوند عز و جل : {Q} «دست خدا، ب ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : سَتُدفَنُ بَضعَةٌ مِنّي بِأَرضِ خُراسانَ ، لا يَزورُها مُؤمِنٌ إلّا أوجَبَ اللّه‌ُ لَهُ الجَنَّةَ ، وحَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . (3)۵۸۹۲.تفسير العيّاشى : الإمام الرضا عليه السلام : ما مِن مُؤمِنٍ يَزورُني فَيُصيبُ وَجهَهُ قَطرَةٌ مِنَ الماءِ ، إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ تَعالى

جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . (4).


1) .. كامل الزيارات : ص ۳۵۷ ح ۶۱۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۱ ص ۵ ح ۱۷ .

2) .. كامل الزيارات : ص ۲۵۵ ح ۳۸۳ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۱ ص ۲۴ ح ۲۴ .

3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج۲ ص۵۸۵ ح۳۱۹۴ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج۲ ص۲۵۵ ح۴ ، الأمالي للصدوق : ص۱۱۶ ح۱۰۷ كلاهما عن محمد بن عمّارة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج۱۰۲ ص۳۱ ح۱ .

4) .. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۲۲۷ ح ۱ عن عبد السلام بن صالح الهروي ، بحارالأنوار : ج ۱۰۲ ص ۳۶ ح ۲۳ .

۵۸۹۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ : {Q} «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ) كامل الزيارات ـ به نقل از هارون بن خارجه ـ : از امام صادق عليه السلام در باره كسى پرسيدم كه زيارت قبر امام حسين عليه السلام را بدون دليل، ترك گويد . فرمود: «چنين مردى ، اهل آتش است» .۵۸۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ : {Q} «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ) كامل الزيارات ـ به نقل از على بن ميمون صائغ ـ : امام صادق عليه السلام به من فرمود : «اى على ! [قبر ]حسين عليه السلام را زيارت كن و رهايش مكن» .

گفتم : كسى كه به زيارت او برود ، چه پاداشى دارد ؟

فرمود: «هر كس پياده به زيارتش برود ، خداوند براى هر گامى ، يك ثواب برايش مى‌نويسد و يك گناه از او مى‌زدايد و او را يك درجه بالا مى‌برد، و چون نزد [قبر] او برسد ، خداوند ، دو فرشته بر وى مى‌گمارد كه هر خوبى‌اى را كه از دهانش خارج شود، مى‌نويسند؛ ولى هر بدى‌اى كه از دهانش در آيد ، نمى‌نويسند، و از اين دو حال هم خارج نيست. و چون بر گردد ، با او بدرود مى‌گويند و مى‌گويند : "اى دوست خدا ! تو آمرزيده شدى . تو از حزب خدا و حزب پيامبر او و حزب خاندان پيامبرش هستى . به خدا سوگند كه هرگز آتش را به چشم خود نخواهى ديد و آن نيز تو را نخواهد ديد، و هرگز آتش تو را نخواهد خورد"».۵۸۹۳.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «يَدُ اللَّهِ مَ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آينده، پاره‌اى از تن من ، در خاك خراسان دفن خواهد شد. هر مؤمنى كه او را زيارت كند ، خداوند عز و جل بهشت را براى وى واجب مى‌سازد و بدنش را بر آتش حرام مى‌گرداند.۵۸۹۲.تفسير العيّاشي عن يعقوب بن شعيب : امام رضا عليه السلام : هيچ مؤمنى نيست كه مرا زيارت كند و قطره‌اى از آسمان (1)بر چهره‌اش

بريزد (كمترين آزارى به او برسد) ، مگر آن كه خداوند بزرگ ، بدن او را بر آتش ، حرام مى‌گرداند. .


1) .در عيون أخبار الرضا عليهم السلام (ج ۲ ص ۲۲۷ ح ۱) چنين آمده است: «قطرة من الماء ؛ قطره‌اى آب» ؛ ولى در بحار الأنوار «قطرة من السماء ؛ قطره‌اى از آسمان» آمده است . در هر دو صورت، مراد ، قطره باران است و مؤيّد آن ، حديث بعدى است .

۵۸۹۱.امام صادق عليه السلام ( ـ درباره سخن خداوند عز و جل : {Q} «و يهود گفتند : ) الإمام الجواد عليه السلام : ما زارَ أبي عليه السلام أحَدٌ فَأَصابَهُ أذىً مِن مَطَرٍ أو بَرَدٍ أو حَرٍّ ، إلّا حَرَّمَ اللّه‌ُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . (1)۱۱ / ۲۹تَحَمُّلُ الأَذى في أهلِ البَيتِ :۵۸۹۰.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ ) الإمام زين العابدين عليه السلام : أيُّما مُؤمِنٍ مَسَّهُ أذىً فينا ، فَدَمَعَت عَيناهُ حَتّى تَسيلَ عَلى خَدِّهِ مِن مَضاضَةِ ما اُوذِيَ فينا ، صَرَفَ اللّه‌ُ عَن وَجهِهِ الأَذى وآمَنَهُ يَومَ القِيامَةِ مِن سَخَطِهِ وَالنّارِ . (2)۱۱ / ۳۰البُكاءُ عَلى مَصائِبِ أهلِ البَيتِ:۵۸۸۷.امام صادق عليه السلام ( ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : مَن ذُكِرنا عِندَهُ فَفاضَت عَيناهُ ، حَرَّمَ اللّه‌ُ وَجهَهُ عَلَى النّارِ . (3)۱۱ / ۳۱إحياءُ لَيلَةِ القَدرِ۵۸۸۷.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أحيى لَيلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَى السَّنَةِ القابِلَةِ . (4).


1) .. الأمالي للصدوق : ص ۷۵۲ ح ۱۰۱۰ عن عبدالعظيم الحسني ، بحارالأنوار : ج ۱۰۲ ص ۳۶ ح ۲۰ .

2) .. ثواب الأعمال : ص ۱۰۸ ح ۱ ، كامل الزيارات : ص ۲۰۱ ح ۲۸۵ ، تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۹۲ كلّها عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام ، عوالي اللآلي : ج ۴ ص ۹۱ ح ۱۲۶ ، بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۲۸۱ ح ۱۴ .

3) .. كامل الزيارات : ص ۲۰۷ ح ۲۹۶ عن فضيل بن فضالة ، بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۲۸۵ ح ۲۲ .

4) .. الإقبال : ج ۱ ص ۳۴۵ ، بحارالأنوار : ج ۹۸ ص ۱۴۵ .

۱۱ / ۲۹ تحمّل آزار در راه اهل بيت عليهم السلام
۱۱ / ۳۰ گريستن بر مصائب اهل بيت عليهم السلام
۱۱ / ۳۱ احياى شب قدر

۵۸۸۶.مجمع البيان : امام جواد عليه السلام : هر كس پدرم را زيارت كند و [در اين راه ،] از باران يا سرما و يا گرما گزندى به او رسد، خداوند ، بدنش را بر آتش ، حرام مى‌گرداند.۱۱ / ۲۹تحمّل آزار در راه اهل بيت:۵۸۸۶.مجمع البيان : امام زين العابدين عليه السلام : هر مؤمنى كه به خاطر ما آزارى به او رسد و از درد آزارى كه در راه ما به او رسيده است ، اشكش بر گونه‌اش جارى شود ، خداوند ، آن گزند و آزار ر ا از چهره او دور مى‌كند و در روز قيامت ، وى را از خشم خود و از آتش ، در امان مى‌دارد.۱۱ / ۳۰گريستن بر مصائب اهل بيت:۵۸۸۳.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعايش در ناگوارى ها ـ ) امام صادق عليه السلام : هر كه در نزد او از ما ياد شود و چشمانش اشكبار گردد ، خداوند ، چهره‌اش را بر آتش ، حرام مى‌گرداند.۱۱ / ۳۱احياى شب قدر۵۸۸۰.تاريخ دمشق ( ـ به نقل از قتاده ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس شب قدر را احيا بدارد، تا سال آينده ، عذاب از او بر گردانده مى‌شود.

.

۱۱ / ۳۲طولُ القُنوتِ وَالسُّجودِ۵۸۸۲.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : طولُ القُنوتِ وَالسُّجودِ يُنجي مِن عَذابِ النّارِ . (1)۱۱ / ۳۳غَمُّ العِيالِ۵۸۷۹.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : غَمُّ العِيالِ سَترٌ مِنَ النّارِ . (2)۵۸۷۸.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : نِعمَ الوَلَدُ البَناتُ المُخَدَّراتُ ، مَن كانَت عِندَهُ واحِدَةٌ جَعَلَهَا اللّه‌ُ سِترا لَهُ مِنَ النّارِ ، ومَن كانَت عِندَهُ اثنَتانِ أدخَلَهُ اللّه‌ُ بِهِمَا الجَنَّةَ . (3)۱۱ / ۳۴الأَكلُ مِن كَدِّ اليَدِ۵۸۷۵.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ نَظَرَ اللّه‌ُ إِلَيهِ بِالرَّحمَةِ ، ثُمَّ لا يُعَذِّبُهُ أبَدا . (4)۱۱ / ۳۵خِدمَةُ الزَّوجِ۵۸۷۲.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أيُّمَا امرَأَةٍ خَدَمَت زَوجَها سَبعَةَ أيّامٍ ، غَلَقَ اللّه‌ُ عَنها سَبعَةَ أبوابِ النّارِ . (5).


1) .. غرر الحكم : ح ۶۰۰۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۳۱۷ ح ۵۵۱۷ .

2) .. جامع الأخبار : ص ۲۳۹ ح ۶۱۱ عن المسيّب عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۱۶ ح ۲ .

3) .مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۴۷۲ ح ۱۶۱۳ ، روضة الواعظين : ص ۴۰۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۱ ح ۵ .

4) .. جامع الأخبار : ص ۳۹۰ ح ۱۰۸۷ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۹ ح ۴۰ .

5) .. إرشاد القلوب : ص ۱۷۵ ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۲۷۰ ح ۸۱ نحوه ، مستدرك الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۵۴ ح ۱۶۶۳۲ .

۱۱ / ۳۲ طول دادن قنوت و سجده
۱۱ / ۳۳ غمخوارى براى خانواده
۱۱ / ۳۴ خوردن از دست رنج
۱۱ / ۳۵ خدمت به شوهر

۱۱ / ۳۲طول دادن قنوت و سجده۵۸۶۹.امام على عليه السلام : امام على عليه السلام : طول دادن قنوت و سجده، [نمازگزار را] از عذاب آتش مى‌رهاند.۱۱ / ۳۳غمخوارى براى خانواده۵۸۷۶.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غمخوارى براى خانواده، پرده‌اى در برابر آتش است.۵۸۷۵.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چه خوش فرزندانى هستند دختران پرده‌نشين (محجّبه و باحيا) ! هر كس يك دختر[ـِ اين‌چنينى ]داشته باشد، خداوند ، او را براى وى پرده‌اى در برابر آتش قرار مى‌دهد و هر كس دو دختر داشته باشد ، خداوند به واسطه آن دو ، او را به بهشت مى‌بَرَد .۱۱ / ۳۴خوردن از دست‌رنج۵۸۷۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه از دست‌رنج خويش بخورد، خداوند به او به مِهر مى‌نگرد و پس از آن [كه خداوند به او به مهر نگريست] ، هرگز عذابش نخواهد كرد .۱۱ / ۳۵خدمت به شوهر۵۸۶۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر زنى كه هفت روز به شوى خويش خدمت كند ، خداوند ، هفت درِ دوزخ را بر روى او مى‌بندد.

.

۵۸۶۸.امام على عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أيُّمَا امرَأَةٍ رَفَعَت مِن بَيتِ زَوجِها شَيئا مِن مَوضِعٍ إلى مَوضِعٍ تُريدُ بِهِ صَلاحا ؛ نَظَرَ اللّه‌ُ عز و جل إلَيها ، ومَن نَظَرَ اللّه‌ُ إلَيهِ لَم يُعَذِّبهُ . (1)۱۱ / ۳۶البِرُّ بِالوالِدَينِ۵۸۶۵.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَن يَدخُلَ النّارَ البارُّ بِوالِدَيهِ . (2)۱۱ / ۳۷البِرُّ بِالإخوانِ۵۸۶۲.امام على عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ البارَّ بِالإِخوانِ لَيُحِبُّهُ الرَّحمنُ ، وفي ذلِكَ مَرغَمَةٌ لِلشَّيطانِ وتَزَحزُحٌ عَنِ النّيرانِ . (3)۱۱ / ۳۸إنصافُ النّاسِ۵۸۶۸.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن سَرَّهُ أن يُزَحزَحَ عَنِ النّارِ ويُدخَلَ الجَنَّةَ ؛ فَلتُدرِكهُ مَوتَتُهُ وهُوَ يُؤمِنُ بِاللّه‌ِ وَاليَومِ الآخَرِ ، وَليَأتِ إلَى النّاسِ الَّذي يُحِبُّ أن يَأتوا إلَيهِ . (4).


1) .. الأمالي للصدوق : ص ۴۹۶ ح ۶۷۸ عن أبي خالد الكعبي عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ص ۶۱۸ ح ۱۲۷۳ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۱۰۳ ص ۲۵۱ ح ۴۹ .

2) .. مستدرك الوسائل : ج ۱۵ ص ۱۷۵ ح ۱۷۹۰۸ نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في الكتاب الأخلاق وراجع : كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۲ ح ۴۳۳۴۷ .

3) .. الكافي : ج ۴ ص ۴۱ ح ۱۵ عن جميل بن درّاج ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۶۱ ح ۱۷۰۷ ، الأمالي للمفيد : ص ۲۹۱ ح ۹ ، الخصال : ص ۹۶ ح ۴۲ كلاهما عن جميل نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۳۵۰ ح ۳ .

4) .. سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۳۰۷ ح ۳۹۵۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۵۵۶ ح ۶۵۱۳ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۳ ص ۲۹۵ ح ۵۹۶۱ ، السنن الكبرى : ج ۸ ص ۲۹۲ ح ۱۶۶۹۲ ، تفسير القرطبي : ج ۴ ص ۳۰۲ كلّها عن عبداللّه بن عمرو ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۳۰۲ ح ۱۴۴۲ .

۱۱ / ۳۶ نيكى به پدر و مادر
۱۱ / ۳۷ نيكى با برادران دينى
۱۱ / ۳۸ انصاف داشتن با مردم

۵۸۶۷.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر زنى كه براى مرتّب كردن، چيزى را در خانه شوهرش جا به جا كند ، خداى توانا و بزرگ به او نظر مى‌كند، و خدا هر كه را كه بر او نظر كند ، عذاب نخواهد كرد .۱۱ / ۳۶نيكى به پدر و مادر۵۸۶۴.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه به پدر و مادرش نيكى كند ، هرگز به آتش نمى‌رود.۱۱ / ۳۷نيكى با برادران دينى۵۸۶۱.عنه عليه السلام : امام صادق عليه السلام : كسى كه با برادران[ـِ دينى‌اش] مهربان باشد ، خداى مهربان ، او را دوست دارد . اين كار ، بينىِ شيطان را به خاك مى‌مالد و آتش را دور مى‌گرداند.۱۱ / ۳۸انصاف داشتن با مردم۵۸۵۸.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه خوش دارد كه از آتش ، دور داشته شود و او را به بهشت ببرند ، بايد هنگامى كه مرگش فرا مى‌رسد ، به خدا و روز واپسين ، ايمان داشته باشد و با مردم همان گونه رفتار كند كه دوست دارد با او رفتار كنند.

.

۱۱ / ۳۹مُواساةُ المُؤمِنِ۵۸۵۵.امام على عليه السلام ( ـ از سخنانش در خطبه نكاح ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عِبادَ اللّه‌ِ ! أطيعُوا اللّه‌َ في أداءِ الصَّلَواتِ المَكتوباتِ وَالزَّكَواتِ المَفروضاتِ ، وتَقَرَّبوا بَعدَ ذلِكَ إلَى اللّه‌ِ بِنَوافِلِ الطّاعاتِ ؛ فَإِنَّ اللّه‌َ عز و جل يُعَظِّمُ بِهِ المَثوباتِ .

وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ نَبِيّا ! إنَّ عَبدا مِن عِبادِ اللّه‌ِ لَيَقِفُ يَومَ القِيامَةِ مَوقِفا يَخرُجُ عَلَيهِ مِن لَهَبِ النّارِ أعظَمُ مِن جَميعِ جِبالِ الدُّنيا حَتّى ما يَكونُ بَينَهُ وبَينَها حائِلٌ ، بَينا هُوَ كَذلِكَ قَد تَحَيَّرَ إذ تَطايَرَ مِنَ الهَواءِ رَغيفٌ أو حَبَّةٌ قَد واسى بِها أخا مُؤمِنا عَلى إضافَتِهِ ، فَتَنزِلُ حَوالَيهِ ، فَتَصيرُ كَأَعظَمِ الجِبالِ مُستَديرا حَوالَيهِ تَصُدُّ عَنهُ ذلِكَ اللَّهَبَ ، فَلا يُصيبُهُ مِن حَرِّها ولا دُخانِها شَيءٌ إلى أن يَدخُلَ الجَنَّةَ . (1)۱۱ / ۴۰اِماطَةُ الأَذى عَن طَريقِ مَكَّةَ۵۸۵۸.عنه عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : مَن أماطَ أَذىً عَن طَريقِ مَكَّةَ كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ حَسَنَةً ، ومَن كَتَبَ لَهُ حَسَنَةً لَم يُعَذِّبهُ . (2)۱۱ / ۴۱اِصطِناعُ المَعروفِ۵۸۵۵.عنه عليه السلام ( ـ مِن كَلامِهِ في خُطبَةِ النِّكاحِ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ المُؤمِنَ مِنكُم يَومَ القِيامَةِ لَيَمُرُّ بِهِ الرَّجُلُ لَهُ المَعرِفَةُ بِهِ فِي الدُّنيا

وقَد اُمِرَ بِهِ إلَى النَّارِ وَالمَلَكُ يَنطَلِقُ بِهِ ، قالَ : فَيَقولُ لَهُ : يا فُلانُ أغِثني ؛ فَقَد كُنتُ أصنَعُ إلَيكَ المَعروفَ فِي الدُّنيا واُسعِفُكَ فِي الحاجَةِ تَطلُبُها مِنّي ، فَهَل عِندَكَ اليَومَ مُكافَأَةٌ ؟ فَيَقولُ المُؤمِنُ لِلمَلَكِ المُوَكَّلِ بِهِ : خَلِّ سَبيلَهُ . قالَ : فَيَسمَعُ اللّه‌ُ قَولَ المُؤمِنِ فَيَأمُرُ المَلَكَ أن يُجيزَ قَولَ المُؤمِنِ ، فَيُخَلّي سَبيلَهُ . (3).


1) .. التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام : ص ۵۲۵ ح ۳۲۰ ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۳۱۰ ح ۶۳ .

2) .. الكافي : ج ۴ ص ۵۴۷ ح ۳۴ عن إسحاق بن عمّار ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۲۲۸ ح ۲۲۶۷ عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، وسائل الشيعة : ج ۹ ص ۳۸۵ ح ۱ .

3) .. ثواب الأعمال : ص ۲۰۶ ح ۱ ، المحاسن : ج ۱ ص ۲۹۴ ح ۵۸۹ ، مشكاة الأنوار : ص ۱۷۷ ح ۴۵۵ كلاهما نحوه وكلّها عن مُيَسَّر ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۳۰۵ ح ۵۳ .

۱۱ / ۳۹ مواسات و همدردى با مؤمن
۱۱ / ۴۰ هموار ساختن راه مكّه
۱۱ / ۴۱ نيكى كردن

۱۱ / ۳۹مواسات و همدردى با برابر مؤمن۵۸۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى بندگان خدا! از خداوند در گزاردن نمازهاى واجب و پرداخت زكات‌هاى لازم ، فرمان ببريد و پس از آن، با به جا آوردن طاعت‌هاى مستحبّى ، خود را به خدا نزديك سازيد؛ زيرا خداوند براى آنها پاداش‌هاى بزرگ مى‌دهد. سوگند به آن كه مرا به حقْ پيامبر كرد ، (1)در روز قيامت ، بنده‌اى از بندگان خدا در مَوقفى (2)[از مواقف قيامت] مى‌ايستد و شعله‌اى از آتش كه بزرگ‌تر از همه كوه‌هاى دنياست ، به طرفش رها مى‌شود ، در حالى كه هيچ حايلى ميان او و آن شعله نيست . در همين هنگام كه حيرت و درماندگى ، او را فرا گرفته است، ناگهان گِرده نان يا حبّه‌اى كه با آن برادر مؤمنى را مهمان و با وى مواسات و همدردى كرده است ، پروازكنان از بالا مى‌رسد و نزديك او فرود مى‌آيد و به صورت بزرگ‌ترين كوه عالم در مى‌آيد و گرداگرد او را مى‌گيرد و چنان مانع آن شعله از [برخورد با ]او مى‌شود كه چيزى از گرما و دود آن ، به وى نمى‌رسد ، تا آن كه وارد بهشت مى‌شود.۱۱ / ۴۰هموار ساختن راه مكّه۵۸۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : هر كس يك شى‌ء مزاحم را از راه مكّه كنار بزند، خداوند برايش يك ثواب مى‌نويسد، و خدا كسى را كه برايش ثواب بنويسد ، عذاب نمى‌كند.۱۱ / ۴۱نيكى كردن۵۸۵۱.تاريخ دمشق عن محمّد السعدي : امام صادق عليه السلام : در روز قيامت، مردى ـ كه امر شده او را به دوزخ ببرند ، در حالى كه

فرشته او را مى‌بَرَد ـ ، از كنار فردى مؤمن از شما مى‌گذرد كه در دنيا به آن مؤمن نيكى كرده است . پس به آن مؤمن مى‌گويد: فلانى! كمكم كن. من در دنيا به تو نيكى مى‌كردم و در خواسته‌اى كه از من داشتى ، كمكت مى‌نمودم. پس آيا امروز مى‌توانى جبران كنى؟

مؤمن ، به فرشته مأمور بُردن مى‌گويد: رهايش كن.

خدا سخن آن مؤمن را مى‌شنود و به فرشته دستور مى‌دهد كه گفته مؤمن را اجرا كند و آن كس را رها سازد.

.


1) .يا: مرا براى ابلاغ حق ، به پيامبرى فرستاد.

2) .مَوقف : ايستگاه ؛ جاى بازخواست . ۳ . حبّه عبارت است از ۶۰۱ دينار طلا .

۱۱ / ۴۲إكرامُ الضَّيفِ۵۸۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : ما مِن عَبدٍ يَأتيهِ ضَيفٌ فَنَظَرَ في وَجهِهِ إلّا حُرِّمَت عَينُهُ عَلَى النّارِ . (1)۱۱ / ۴۳إعانَةُ الضَّعيفِ۵۸۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن أعانَ ضَعيفا في بَدَنِهِ عَلى أمرِهِ ؛ أعانَهُ اللّه‌ُ تَعالى عَلى أمرِهِ ، ونَصَبَ لَهُ فِي القِيامَةِ مَلائِكَةً يُعينونَهُ عَلى قَطَعِ تِلكَ الأَهوالِ وعُبورِ تِلكَ الخَنادِقِ مِنَ النّارِ حَتّى لا يُصيبَهُ مِن دُخانِها ولا سُمومِها ، وعَلى عُبورِ الصِّراطِ إلَى الجَنَّةِ سالِما آمِنا . (2)۱۱ / ۴۴إغاثَةُ المَلهوفِ۵۸۴۶.حلية الأولياء عن أنس : الإمام عليّ عليه السلام : بِإِغاثَةِ المَلهوفِ يَكونُ لَكَ مِن عَذابِ اللّه‌ِ حِصنٌ . (3).


1) .. مستدرك الوسائل : ج ۱۶ ص ۲۵۸ ح ۱۹۷۹۶ نقلاً عن القطب الراوندى في لبّ اللّباب .

2) .. التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص ۶۳۵ ح ۳۷۰ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۳۰۵ ح ۱۰ .

3) .. غرر الحكم : ح ۴۳۱۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۸۶ ح ۳۷۸۵ .

۱۱ / ۴۲ گراميداشت ميهمان
۱۱ / ۴۳ كمك به ناتوان
۱۱ / ۴۴ يارى دادن ستم ديده فريادخواه

۱۱ / ۴۲گراميداشت ميهمان۵۸۴۳.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده‌اى نيست كه ميهمانى بر او وارد شود و آن بنده به چهره او بنگرد ، مگر آن كه چشم او بر آتش ، حرام مى‌گردد .۱۱ / ۴۳كمك به ناتوان۵۸۴۳.عنه عليه السلام ( ـ أيضا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس ناتوانى را در كارش كمك كند ، خداى متعال ، او را در كارش كمك مى‌نمايد و در قيامت ، فرشتگانى بر او مى‌گمارد كه وى را در پشت سر نهادنِ آن صحنه‌هاى هراسناك و گذر از گودال‌هاى آتش ، كمك كنند تا از دود و بادهاى سوزان آنها ، چيزى به او اصابت نكند و با سلامت و امنيّت ، از صراط به سوى بهشت بگذرد .۱۱ / ۴۴يارى دادن ستم‌ديده فريادخواه۵۸۴۰.امام صادق عليه السلام : امام على عليه السلام : يارى دادنِ ستم‌ديده فريادخواه، براى تو دژى در برابر عذاب خداست.

.

۵۸۳۹.امام صادق عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «مدّتى را [براى ) عنه عليه السلام : مَن أجارَ المُستَغيثَ أجارَهُ اللّه‌ُ ـ سُبحانَهُ ـ مِن عَذابِهِ . (1)۱۱ / ۴۵قَضاءُ حاجَةِ الضَّريرِ۵۸۴۰.عنه عليه السلام ( ـ أيضا ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن كَفى ضَريرا حاجَةً مِن حَوائِجِ الدُّنيا ومَشى لَهُ فيها حَتّى يَقضِيَ اللّه‌ُ لَهُ حاجَتَهُ ، أعطاهُ اللّه‌ُ بَراءَةً مِنَ النِّفاقِ وبَراءَةً مِنَ النّارِ . (2)۱۱ / ۴۶العَفوُ مَعَ القُدرَةِ۵۸۳۷.الغيبة ، طوسى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : العَفوُ مَعَ القُدرَةِ جُنَّةٌ مِن عَذابِ اللّه‌ِ سُبحانَهُ . (3)۱۱ / ۴۷أداءُ الدَّينِ إلَى الخُصَمَاءِ۵۸۳۷.الغيبة للطوسي عن عبد اللّه بن سنان : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ دِرهَما إلَى الخُصَماءِ ، أعتَقَ اللّه‌ُ رَقَبَتَهُ مِنَ النّارِ . (4)۵۸۳۶.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن رَدَّ أدنى شَيءٍ إلَى الخُصَماءِ ، جَعَلَ اللّه‌ُ بَينَهُ وبَينَ النّارِ سِترا كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ . (5).


1) .. غرر الحكم : ح ۸۸۸۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۵۸ ح ۸۳۰۴ .

2) .. كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۶ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۶ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۶ ح ۲۶۵۵ كلّها عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۳ ، إرشاد القلوب : ص ۱۹۲ ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۳۸۸ ح ۱ .

3) .. غرر الحكم : ح ۱۵۴۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۲۷ ح ۳۳۷ .

4) .. جامع الأخبار : ص ۴۴۱ ح ۱۲۴۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۲۹۵ ح ۱۲ .

5) .. جامع الأخبار : ص ۴۴۲ ح ۱۲۴۵ ، بحارالأنوار : ج ۱۰۴ ص ۲۹۵ ح ۱۳ .

۱۱ / ۴۵ بر آوردن نياز نابينا
۱۱ / ۴۶ گذشت ، هنگام توانايى [بر انتقام]
۱۱ / ۴۷ پرداختِ طلبِ طلبكاران

۵۸۳۵.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ تَعالى : {Q} «وَ لَن يُؤَخِّرَ ) امام على عليه السلام : هر كس فريادخواهى را پناه دهد ، خداوند سبحان ، او را از عذاب خود پناه مى‌دهد.۱۱ / ۴۵بر آوردن نياز نابينا۵۸۳۲.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به نابينايى در رفع يكى از نيازهاى دنيوى‌اش كمك نمايد و در آن نياز ، با او همراهى كند تا آن كه خداوند نيازش را بر آوَرَد، خداوند به او براتى از نفاق و براتى از آتش عطا مى‌كند .۱۱ / ۴۶گذشت ، هنگام توانايى بر انتقام۵۸۳۲.الإمام الباقر عليه السلام : امام على عليه السلام : گذشت كردن هنگام توانايى [بر گرفتن انتقام] ، سپرى در برابر عذاب خداى سبحان است.۱۱ / ۴۷پرداختِ طلبِ طلبكاران۵۸۳۱.الكافي عن سهل بن زياد وإسحاق بن محمّد وغيرهما رفع پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس يك درهم به طلبكاران بپردازد ، خداوند ، او را از آتش ، آزاد مى‌كند.۵۸۳۰.تفسير القمّي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس كمترين چيزى را به طلبكاران بر گرداند ، خداوند ، ميان او و آتش ، پرده‌اى به ضخامت آسمان تا زمين قرار مى‌دهد.

.

۱۱ / ۴۸إقالَةُ المُسلِمِ۵۸۲۸.حلية الأولياء ( ـ به نقل از خزيمة بن محمّد عابد ـ ) المؤمن عن أبي حمزة عن أحدهما عليهماالسلام : أيُّما مُسلِمٌ أقالَ مُسلِما نَدامَةً (في بَيعٍ) أقالَهُ اللّه‌ُ عز و جلعَذابَ يَومِ القِيامَةِ . (1)۱۱ / ۴۹تِلكَ الخِصالُ۵۸۲۸.حلية الأولياء عن خزيمة بن محمّد العابد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عَينانِ لا تَمَسُّهُما النّارُ : عَينٌ بَكَت مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ ، وعَينٌ باتَت تَحرُسُ في سَبيلِ اللّه‌ِ . (2)۵۸۲۷.الإمام الكاظم عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : حَرَّمَ اللّه‌ُ عَينا بَكَت مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ عَلَى النّارِ ، وحَرَّمَ اللّه‌ُ عَينا سَهِرَت في طاعَةِ اللّه‌ِ عَلَى النّارِ . (3)۵۸۲۶.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : حُرِّمَتِ النّارُ عَلى ثَلاثَةِ أعيُنٍ : عَينٌ بَكَت مِن خَشيَةِ اللّه‌ِ ، وعَينٌ غَضَّت عَن مَحارِمِ اللّه‌ِ ، وعَينٌ سَهِرَت في سَبيلِ اللّه‌ِ . (4)۵۸۲۵.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إذا ماتَ الرَّجُلُ مِن أهلِ الجَنَّةِ ، استَحيَى اللّه‌ُ أن يُعَذِّبَ مَن حَمَلَهُ ومَن تَبِعَهُ

ومَن صَلّى عَلَيهِ . (5).


1) .. المؤمن : ص ۵۱ ح ۱۲۵ .

2) .. سنن الترمذي : ج ۴ ص ۱۷۵ ح ۱۶۳۹ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۴۸۸ ح ۷۹۶ كلاهما عن ابن عبّاس ، مسند الشاميّين : ج ۳ ص ۳۳۷ ح ۲۴۲۷ عن العبّاس ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۱۴۱ ح ۵۸۷۵ .

3) .. شعب الإيمان : ج ۱ ص ۴۸۹ ح ۷۹۷ عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۳ ح ۴۳۳۵۲ .

4) .. حلية الأولياء : ج ۵ ص ۲۰۹ عن ابن عبّاس ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۹۹ ح ۱۷۲۱۳ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۹۳ ح ۲۴۳۲ ، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۶۴۸ ح ۲۳۱۱ ، السنن الكبرى : ج ۹ ص ۲۵۲ ح ۱۸۴۴۵ كلّها عن أبي ريحانة وليس فيها «وعين غضّت عن محارم اللّه» ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۴۱۶ ح ۱۰۰۳ عن بهزبن حكيم عن أبيه عن جدّه وفيه «حرست» بدل «سهرت» ، كنزالعمّال : ج ۴ ص ۲۹۷ ح ۱۰۵۷۵ .

5) .. الفردوس : ج ۱ ص ۲۸۲ ح ۱۱۰۸ ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۵۹۵ ح ۴۲۳۸ ؛ مستدرك الوسائل : ج ۲ ص ۳۰۱ ح ۲۰۳۳ نقلاً عن كتاب التعازي وكلّها عن جابر بن عبداللّه .

۱۱ / ۴۸ پذيرشِ تقاضاى مسلمان براى فسخِ معامله
۱۱ / ۴۹ ديگر موارد

۱۱ / ۴۸پذيرشِ تقاضاى مسلمان براى فسخِ معامله۵۸۲۲.امام صادق عليه السلام : المؤمن ـ به نقل از ابو حمزه ، از امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام ـ : هر مسلمانى به تقاضاى مسلمانى كه [در معامله ]پشيمان شده است، فسخ معامله را بپذيرد، خداوند عز و جل او را از عذاب روز قيامت ، معاف مى‌دارد.۱۱ / ۴۹ديگر موارد۵۸۲۴.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو چشم‌اند كه آتش با آنها تماس پيدا نمى‌كند: چشمى كه از ترس خدا بگريد، و چشمى كه در راه خدا شبانه نگهبانى دهد.۵۸۲۳.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، چشمى را كه از ترس خدا گريسته باشد ، بر آتش ، حرام كرده است، و خداوند ، چشمى را كه در راه طاعت خدا شب را نخفته باشد ، بر آتش ، حرام كرده است.۵۸۲۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش بر سه چشم ، حرام گشته است: چشمى كه از ترس خدا بگريد، چشمى كه از حرام‌هاى خدا فرو بسته شود، و چشمى كه در راه خدا شب را نخوابد.۵۸۲۱.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه مردى كه اهل بهشت است ، بميرد، خداوند از عذاب كردن كسانى كه پيكرش را حمل مى‌كنند و كسانى كه او را تشييع مى‌كنند و كسانى كه بر

او نماز مى‌خوانند، شرم مى‌كند.

.

۵۸۲۰.امام باقر صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إنّي رَأَيتُ البارِحَةَ ... رَجُلاً مِن أُمَّتي قائِما عَلى شَفيرِ جَهَنَّمَ ، فَجاءَهُ رَجاؤُهُ مِنَ اللّه‌ِ عز و جل فَاستَنقَذَهُ مِن ذلِكَ . (1)۵۸۱۹.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ حُرِّمَ عَلَى النّارِ وحُرِّمَتِ النّارُ عَلَيهِ : إيمانٌ بِاللّه‌ِ ، وحُبُّ اللّه‌ِ ، وأن يُلقى فِي النّارِ فَيُحرَقَ أحَبُّ إلَيهِ مِن أن يَرجِعَ فِي الكُفرِ . (2)۵۸۲۰.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثٌ مَن لَقِيَ اللّه‌َ وهُنَّ فيهِ حُرِّمَ عَلَى النّارِ وحُرِّمَت عَلَيهِ : إيمانٌ بِاللّه‌ِ ورُسُلِهِ ، وَالثّانِيَةُ حُبُّ اللّه‌ِ عز و جل ، وَالثّالِثَةُ أن يوقَدَ نارٌ فَيُلقى فيها أحَبُّ إلَيهِ مِن أن يَرجِعَ إلَى الكُفرِ . (3)۵۸۱۹.الإمام زين العابدين عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا تَمَسُّهُمُ النّارُ : المَرأَةُ المُطيعَةُ لِزَوجِها ، وَالوَلَدُ البارُّ لِوالِدَيهِ ، وَالسَّخِيُّ يَحسُنُ خُلُقُهُ . (4)۵۸۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به نقل از جبرئيل ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ لا تَمَسُّهُمُ النّارُ : المَرأَةُ المُطيعَةُ لِزَوجِها ، وَالوَلَدُ البارُّ لِوالِدَيهِ ، وَالمَرأَةُ الصَّبورُ عَلى غَيرَةِ زَوجِها . (5)۵۸۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَقَد حَرَّمَ اللّه‌ُ لَحمَهُ عَلَى النّارِ ولَهُ الجَنَّةُ : مَن إذا أصابَتهُ مُصيبَةٌ

استَرجَعَ (6)، وإذا أنعَمَ اللّه‌ُ عَلَيهِ بِنِعمَةٍ حَمِدَ اللّه‌َ عِندَ ذِكرِهِ إيّاها ، وإذا أذنَبَ استَغفَرَ اللّه‌َ . (7).


1) .. الأمالي للصدوق : ص ۳۰۲ ح ۳۴۲ عن عبدالرحمن بن سمرة ، روضة الواعظين : ص ۵۵۱ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۹۱ ح ۱ ؛ تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۴۲۲ وفيه «وجله» بدل «رجاؤه» ، تاريخ دمشق : ج ۳۴ ص ۴۰۷ كلاهما عن عبدالرحمن بن سمرة ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۹۲۷ ح ۴۳۵۹۲ .

2) .. مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۲۸ ح ۱۲۱۲۳ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۲۱۵ ح ۴۲۶۶ وفيه «حبّ في اللّه» بدل «حبّ اللّه» ، حلية الأولياء : ج ۸ ص ۳۹۰ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۳۸ ح ۴۳۳۳۱ .

3) .. كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۰ ح ۴۳۳۴۰ نقلاً عن ابن النجّار .

4) .. إرشاد القلوب : ص ۱۹۶ عن ابن عبّاس .

5) .. كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۴۲ ح ۴۳۳۴۷ نقلاً عن أبي الشيخ عن ابن عبّاس .

6) .. استَرجَعتُ عِندَ المُصِيبَة : قلت : «إنّا للّه‌ِ وإنّا إليه راجعون» (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۶۸۰ «رجع») .

7) .. درر الأحاديث النبويّة : ص ۳۴ عن الإمام عليّ عليه السلام .

۵۸۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ديشب... مردى از امّتم را ديدم كه بر پرتگاه دوزخ ايستاده است ؛ ولى «اميدش به خداوند عز و جل» آمد و او را از آن جا نجات داد.۵۸۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه خصلت است كه در هر كس وجود داشته باشد ، او بر آتش و آتش بر او حرام گشته است: ايمان به خدا، محبّت خدا، و اين كه اگر در آتش افكنده و سوزانده شود ، نزد او خوش‌تر از آن باشد كه به كفر باز گردد.۵۸۱۸.عنه صلى الله عليه و آله عن جبرئيل عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه خصلت است كه هر كس با داشتن آنها خداوند را ديدار كند ، او بر آتش و آتش بر او حرام مى‌گردد: [نخست :] ايمان داشتن به خدا و پيامبران او، دوم: محبّت خداوند عز و جل ، و سوم : اين كه اگر آتشى افروزند و او را در آن افكنند ، برايش خوش‌تر از آن باشد كه به كفر باز گردد.۵۸۱۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه كس‌اند كه آتش با آنان تماس پيدا نمى‌كند: زنى كه فرمان‌بردار شوهر خويش است، فرزندى كه با پدر و مادرش نيكوكار و مهربان است و بخشنده‌اى كه خوى او نيكوست .۵۸۱۶.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه كس‌اند كه آتش با آنان تماس پيدا نمى‌كند: زنى كه فرمان‌بردار شوهر خويش است، فرزندى كه با پدر و مادرش نيكوكار و مهربان است ، و زنى كه بر غيرت شوهرش شكيباست .۵۷۴۷.الإمام زين العابدين عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه خصلت است كه در هر كس وجود داشته باشد ، خداوند ، گوشت او را بر آتش ، حرام مى‌كند و بهشتى خواهد بود: كسى كه هر گاه مصيبتى به او رسيد ، بگويد : «إنا للّه و إنّا اليه راجعون» و هر گاه خدا به او نعمتى بخشيد ، آن گاه

كه به ياد آن مى‌افتد ، خدا را سپاس بگويد و هر گاه گناه كرد ، از خدا آمرزش بطلبد. .

۵۷۴۸.عنه عليه السلام ( ـ مِن دُعائِهِ في وَداعِ شَهرِ رَمَضانَ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ رَفَعَ اللّه‌َ عَنهُمُ العَذابَ يَومَ القِيامَةِ : الرّاضي بِقَضاءِ اللّه‌ِ ، وَالنّاصِحُ لِلمُسلِمينَ ، وَالدّالُّ عَلَى الخَيرِ . (1)۵۷۴۹.عنه عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أربَعٌ مَن كُنَّ فيهِ حَرَّمَهُ اللّه‌ُ تَعالى عَلَى النّارِ وحَفِظَهُ مِنَ الشَّيطانِ : مَن مَلَكَ نَفسَهُ حينَ يَرغَبُ ، وحينَ يَرهَبُ ، وحينَ يَغضَبُ ، وحينَ يَشتَهي . (2)۵۷۴۷.امام زين العابدين عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : الحَياءُ مِنَ اللّه‌ِ ـ سُبحانَهُ ـ يَقي عَذابَ النّارِ . (3)۵۷۴۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ از دعاى ايشان در وداع ماه رمضان ـ ) عنه عليه السلام : ما دَفَعَ اللّه‌ُ ـ سُبحانَهُ ـ عَنِ المُؤمِنِ شَيئا مِن بَلاءِ الدُّنيا وعَذابِ الآخِرَةِ إلّا بِرِضاهُ بِقَضائِهِ وحُسنِ صَبرِهِ عَلى بَلائِهِ . (4)۵۷۴۹.امام زين العابدين عليه السلام : التوحيد عن الأصبغ بن نباتة : لَمّا جَلَسَ عَلِيُّ عليه السلام فِي الخِلافَةِ وبايَعَهُ النّاسُ ، خَرَجَ إلَى المَسجِدِ مُتَعَمِّما بِعِمامَةِ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله لابِسا بُردَةَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله مُتَنَعِّلاً نَعلَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله مُتَقَلِّدا سَيفَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، فَصَعِدَ المِنبَرَ ، فَجَلَسَ عليه السلام عَلَيهِ مُتَمَكِّنا ، ثُمَّ شَبَّكَ بَينَ أصابِعِهِ فَوَضَعَها أسفَلَ بَطنِهِ ، ثُمَّ قالَ : يا مَعشَرَ النّاسِ ! سَلوني قَبلَ أن تَفقِدوني ... فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ مِن أقصَى المَسجِدِ مُتَوَكِّيا عَلى عَصاهُ ، فَلَم يَزَل يَتَخَطَّى النّاسَ حَتّى دَنا مِنهُ ، فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ! دُلَّني عَلى عَمَلٍ أنَا إذا عمِلتُهُ نَجّانِيَ اللّه‌ُ مِنَ النّارِ .

قالَ لَهُ : اِسمَع يا هذا ، ثُمَّ افهَم ، ثُمَّ استَيقِن ؛ قامَتِ الدُّنيا بِثَلاثَةٍ : بِعالِمٍ ناطِقٍ

مُستَعمِلٍ لِعِلمِهِ ، وبِغَنِيٍّ لا يَبخَلُ بِمالِهِ عَلى أهلِ دينِ اللّه‌ِ ، وبِفَقيرٍ صابِرٍ ؛ فَإِذا كَتَمَ العالِمُ عِلمَهُ وبَخِلَ الغَنِيُّ ولَم يَصبِرِ الفَقيرُ فَعِندَهَا الوَيلُ وَالثُّبورُ ، وعِندَها يَعرِفُ العارِفونَ بِاللّه‌ِ أنَّ الدّارَ قَد رَجَعَت إلى بَدئِها ـ أي الكُفرُ بَعدَ الإيمانِ ـ .

أيُّهَا السّائِلُ ! فَلا تَغتَرَّنَّ بِكَثرَةِ المَساجِدِ ، وجَماعَةِ أقوامٍ أجسادُهُم مُجتَمِعَةٌ وقُلوبُهُم شَتّى .

أيُّهَا النّاسُ ! إنَّمَا النّاسُ ثَلاثَةٌ : زاهِدٌ ، وراغِبٌ ، وصابِرٌ ؛ فَأَمَّا الزّاهِدُ فَلا يَفرَحُ بِشَيءٍ مِنَ الدُّنيا أتاهُ ، ولا يَحزُنُ عَلى شَيءٍ مِنها فاتَهُ ، وأمَّا الصّابِرُ فَيَتَمَنّاها بِقَلبِهِ ، فَإِن أدرَكَ مِنها شَيئا صَرَفَ عَنها نَفسَهُ لِما يَعلَمُ مِن سوءِ عاقِبَتِها ، وأمَّا الرّاغِبُ فَلا يُبالي مِن حِلٍّ أصابَها أم مِن حَرامٍ . (5).


1) .. إرشاد القلوب : ص ۱۹۶ عن ابن عبّاس ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۴۳۱ ح ۱۴۵۳۳ .

2) .. نوادر الاُصول : ج ۲ ص ۳۰۳ عن أبي هريرة ، الفردوس : ج ۱ ص ۳۷۱ ح ۱۴۹۸ عن عثمان بن عفان نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۵۸ ح ۴۳۴۱۵ .

3) .. غرر الحكم : ح ۲۱۲۲ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۶۴ ح ۱۶۶۲ .

4) .. غرر الحكم : ح ۹۶۷۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۴۸۳ ح ۸۹۱۶ .

5) .. التوحيد : ص ۳۰۵ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۴۲۲ ح ۵۶۰ ، الاختصاص : ص ۲۳۵ ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۶۰۹ ح ۱۳۸ نحوه ، إرشاد القلوب : ص ۳۷۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۰ ص ۱۱۷ ح ۱ .

۵۷۵۰.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَمّا يَجوزُ وعَمّا لا يَجوزُ مِنَ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه نفرند كه خداوند عز و جل عذاب روز قيامت را از آنان برداشته است: آن كه بر قضاى الهى خرسند باشد، آن كه خيرخواه مسلمانان باشد، و آن كه به سوى نيكى ، راه‌نمايى كند .۵۷۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ فِي التَّخويفِ مِنَ القِيامَةِ وَالحِسابِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار خصلت است كه هر كس آنها را داشته باشد ، خداى متعال ، او را بر آتش ، حرام مى‌گرداند و از شيطان ، محفوظ مى‌دارد: كسى كه وقتى راغب مى‌شود و وقتى مى‌ترسد و وقتى خشمگين مى‌شود و وقتى شهوتش سر بر مى‌دارد ، خود را نگه بدارد .۵۷۵۲.الإمام عليّ عليه السلام : امام على عليه السلام : شرم كردن از خداى سبحان، [شخص را] از عذاب خدا مصون مى‌دارد.۵۷۵۳.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : خداوند سبحان ، چيزى از بلاى دنيا و عذاب آخرت را از مؤمن دور نمى‌كند ، مگر به سبب راضى بودن او به قضاى الهى و شكيبايى نيكو [بدون جزع و فزع] در برابر بلاى او .۵۸۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : التوحيد ـ به نقل از اَصبغ بن نُباته ـ : چون على عليه السلام به خلافت رسيد و مردم با او بيعت كردند ، در حالى كه عمامه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را بر سر بسته ، جامه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را پوشيده ، كفش‌هاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به پا كرده و شمشير پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در ميان بسته بود ، به سوى مسجد آمد و بالاى منبر رفت و بر آن نشست . سپس انگشتان دو دستش را در هم كرد و زير شكمش نهاد . آن گاه فرمود: «اى مردم! از من بپرسيد ، پيش از آن كه مرا از دست بدهيد...» .

مردى كه بر عصايش تكيه داده بود ، از انتهاى مسجد برخاست و جمعيت را شكافت و جلو آمد تا آن كه به ايشان نزديك شد و گفت: اى امير مؤمنان ! مرا به عملى راه‌نمايى فرما كه هر گاه انجامش دهم ، خداوند ، مرا از آتش برهاند .

به او فرمود: «اى مرد! بشنو، سپس بفهم، و آن گاه يقين كن كه دنيا به

وجود سه كس برپاست: به عالمى كه مى‌گويد و به علم خويش عمل مى‌كند، و به توانگرى كه مال و دارايىِ خويش را از پيروان دين خدا دريغ نمى‌ورزد، و به تهى‌دست شكيبا . پس هر گاه عالم ، علم خويش را پوشيده بدارد و توانگر بخل ورزد و تهى‌دست [بر نادارىِ خويش] شكيبايى نورزد، در آن هنگام است كه تباهى و نابودى ، دامنگير مردمان مى‌شود . در آن هنگام است كه خداشناسان ، شناخته مى‌شوند و سراى دنيا به آغاز خود باز گشته است ـ يعنى دو باره كفر ، جاى ايمان را گرفته است ـ .

اى پرسنده ! زنهار فريب بسيارىِ مسجدها و اجتماع مردمانى را نخورى كه پيكرهايشان با هم است ، ولى دل‌هايشان پراكنده .

اى مردم! مردمان ، سه دسته‌اند: بى‌رغبت به دنيا، دنياخواه، و شكيبا. بى‌رغبت به دنيا اگر چيزى از دنيا به او برسد ، شادمان نمى‌شود و هر گاه چيزى از آن را از دست بدهد ، بر آن ، اندوه نمى‌خورد . شكيبا، دنيا را در دلش آرزو مى‌كند ؛ امّا اگر چيزى از آن به او برسد ، نفس خويش را از آن ، روى‌گردان مى‌سازد؛ زيرا از فرجام بدِ آن ، آگاه است . دنياخواه، باكى ندارد كه دنيا از راه حلال به او رسد يا از راه حرام». .

۵۸۱۴.امام زين العابدين عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : مَنِ استَفادَ أخا فِي اللّه‌ِ عَلى إيمانٍ بِاللّه‌ِ ، ووَفاءٍ بِإِخائِهِ ، طَلَبا لِمَرضاةِ اللّه‌ِ ، فَقَدِ استَفادَ شُعاعا مِن نورِ اللّه‌ِ وأمانا مِن عَذابِ اللّه‌ِ . (1)۵۸۱۳.التوحيد ( ـ به نقل از عبداللّه بن مسعود ـ ) الإمام الرضا عليه السلام : مَن تَبَسَّمَ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ حَسَنَةً ، ومَن كَتَبَ اللّه‌ُ لَهُ حَسَنَةً لَم يُعَذِّبهُ . (2)۵۸۱۲.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از صهيب ـ ) الإمام الهادي عليه السلام : لَمّا كَلَّمَ اللّه‌ُ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام قالَ موسى : ... إلهي ! فَما جَزاءُ مَن كَفَّ أذاهُ عَنِ النّاسِ ، وبَذَلَ مَعروفَهُ لَهُم ؟ قالَ : يا موسى ! تُناديهِ النّارُ يَومَ القِيامَةِ : لا سَبيلَ لي عَلَيكَ . (3).


1) .. تحف العقول : ص ۲۹۵ ، بحارالأنوار : ج ۷۸ ص ۱۷۵ ح ۳۲ .

2) .. مصادقة الإخوان : ص ۱۵۷ ح ۱ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۲ ص ۴۱۸ ح ۱۴۴۸۳ .

3) .. الأمالي للصدوق : ص ۲۷۶ ح ۳۰۷ عن عبدالعظيم الحسني ، فضائل الأشهر الثلاثة : ص ۸۸ عن زياد بن المنذر عن الإمام الباقر عليه السلام ، روضة الواعظين : ص ۴۰۵ نحوه وفيهما «تناديه» بدل «يناجيه» ، بحارالأنوار : ج ۶۹ ص ۴۱۲ ح ۱۳۱ .

۵۸۱۴.الإمام زين العابدين عليه السلام : امام باقر عليه السلام : هر كس براى خدا برادرى بر پايه ايمان به خدا و وفادارى به برادرى و براى جلب خشنودىِ خدا به دست آورَد ، هر آينه پرتوى از نور خدا و امانى از عذاب خدا به دست آورده است.۵۸۱۳.التوحيد عن عبد اللّه بن مسعود : امام رضا عليه السلام : هر كس به روى برادر مؤمنش لبخند بزند ، خداوند برايش يك ثواب مى‌نويسد، و خداوند ، كسى را كه برايش ثوابى مى‌نويسد ، عذاب نمى‌كند .۵۸۱۲.مسند ابن حنبل عن صهيب : امام هادى عليه السلام : چون خدا با موسى بن عمران عليه السلام سخن گفت، موسى عليه السلام گفت : ... معبودا ! پاداش كسى كه آزار خويش را از مردم باز دارد و به آنان نيكى كند ، چيست؟

خدا فرمود: «اى موسى! در روز قيامت، آتش ، او را بانگ مى‌زند كه: مرا به تو دسترس نيست». .

الفَصلُ الثاني عشر: نِظامُ جَهَنَّمَ۱۲ / ۱وُرودُ جَهَنَّمَ وَالخُروجُ مِنهاالكتاب«فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا * ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمانِ عِتِيًّا * ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيًّا * وَ إِن مِّنكُمْ إلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا * ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا» . (1)

الحديث۵۸۱۰.عنه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل عن جابر بن عبداللّه : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : الوُرودُ الدُّخولُ ؛ لا يَبقى بَرٌّ ولا فاجِرٌ إلّا دَخَلَها ، فَتَكونُ عَلَى المُؤمِنِ بَردا وسَلاما كَما كانَت عَلى إبراهيمَ ، حَتّى إنَّ لِلنّارِ ـ أو قالَ : لِجَهَنَّمَ ـ ضَجيجا مِن بَردِهِم ، ثُمَّ يُنَجِّي اللّه‌ُ الَّذينَ اتَّقَوا وَيَذَرُ الظّالِمينَ فيها جِثِيّا . (2).


1) .. مريم : ۶۸ ـ ۷۲ .

2) .. مسندابن حنبل : ج ۵ ص ۸۰ ح ۱۴۵۲۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۰ ح ۸۷۴۴ وفيه «نزفها» بدل «بردهم» ، نوادر الاُصول : ج ۱ ص ۷۳ ، الفردوس : ج ۴ ص ۴۳۷ ح ۷۲۷۰ ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۸ ح ۲۹۱۱ ؛ مجمع البيان : ج ۶ ص ۸۱۲ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۴۹ .

فصل دوازدهم : نظام دوزخ
۱۲ / ۱ ورود به دوزخ و خروج از آن

فصل دوازدهم : نظام دوزخ۱۲ / ۱ورود به دوزخ و خروج از آنقرآن«به پروردگارت سوگند كه هر آينه آنان را با شيطان‌ها محشور خواهيم كرد . سپس در حالى كه به زانو در آمده‌اند ، آنان را گرداگرد دوزخ ، حاضر خواهيم ساخت. آن گاه ، از هر دسته‌اى، كسانى از آنان را كه بر خداى مهربان سركش‌تر بوده‌اند ، بيرون خواهيم كشيد. پس از آن، به كسانى كه براى رفتن به آن (دوزخ) سزاوارترند ، خود داناتريم. و هيچ كس از شما نيست ، مگر اين كه وارد آن مى‌شود . اين امر ، همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است. سپس كسانى را كه پرهيزگار بوده‌اند ، مى‌رهانيم و ستمكاران را در آن [دوزخ] به زانو درافتاده رها مى‌كنيم».

حديث۵۸۰۳.امام صادق عليه السلام : مسند ابن حنبل ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمايد: «ورود ، به معناى داخل شدن است . (1)هيچ نيكوكار و بدكارى نيست ، مگر اين كه به دوزخ مى‌رود ؛ امّا همچنان كه آتش بر ابراهيم سرد شد ، دوزخ نيز بر مؤمن سرد و خنك مى‌گردد ، تا جايى كه آتش» يا فرمود: دوزخ «از سردىِ آنان فريادش بلند مى‌شود . سپس خداوند ، پرهيزگاران را مى‌رهاند و ستمكاران را از پافتاده ، در آن رها مى‌كند» .

.


1) .يعنى كلمه «وارد» كه در آيه بالا آمده ، به معناى داخل شونده است .

۵۸۰۶.عنه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِ اللّه‌ِ عز و جل : «وَ إِن مِّنكُمْ إلَّا وَارِدُهَا» ـ : يَرِدُ النّاسُ النّارَ ، ثُمَّ يَصدُرونَ مِنها بِأَعمالِهِم ؛ فَأَوَّلُهُم كَلَمحِ البَرقِ ، ثُمَّ كَالرّيحِ ، ثُمَّ كَحُضْرِ (1)الفَرَسِ ، ثُمَّ كَالرّاكِبِ في رِجلِهِ (2)، ثُمَّ كَشَدِّ (3)الرَّجُلِ ، ثُمَّ كَمَشيِهِ . (4)۵۸۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا أدخَلَ اللّه‌ُ عز و جل المُوَحِّدينَ النّارَ أماتَهُمُ اللّه‌ُ فيها ، فَإِذا أرادَ أن يُخرِجَهُم مِنها أمَسَّهُم ألَمَ العَذابِ تِلكَ السّاعَةَ . (5)۵۸۰۴.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ يُعَذِّبُ المُوَحِّدينَ في جَهَنَّمَ بِقَدرِ نُقصانِ إيمانِهِم ، ثُمَّ يَرُدُّهُم إلَى الجَنَّةِ خُلودا دائِما بِإيمانِهِم . (6)۵۸۰۳.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : قالَ اللّه‌ُ عز و جل : ... ما مِن عَبدٍ أُريدُ أن اُدخِلَهُ النّارَ إلّا صَحَّحتُ لَهُ جِسمَهُ ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا آمَنتُ خَوفَهُ مِن سُلطانِهِ ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا وَسَّعتُ عَلَيهِ في رِزقِهِ ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا هَوَّنتُ عَلَيهِ مَوتَهُ حَتّى يَأتِيَني ولا حَسَنَةَ لَهُ عِندي ، ثُمَّ اُدخِلُهُ النّارَ . (7)۵۸۰۲.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ إِن مِّنكُمْ إلَّا وَارِدُهَا» ـ : أما تَسمَعُ الرَّجُلَ

يَقولُ : وَرَدنا ماءَ بَني فُلانٍ؟ فَهُوَ الوِردُ ولَم يَدخُلهُ . (8).


1) .. الحُضْر : العدْو (النهاية : ج ۱ ص ۳۹۸ «حضر») .

2) .. كالرّاكِبِ في رِجْلِه : أي كعدوه وجريه (هامش المصدر) . ولعلّ الصّواب : «كالراكب في رَحْلِهِ» كما في سنن الدارمي .

3) .. الشَدّ : العدو (النهاية : ج ۲ ص ۴۵۲ «شدد») .

4) .. سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۱۷ ح ۳۱۵۹، سنن الدارمي : ج ۲ ص ۷۸۵ ح ۲۷۰۶ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۰۷ ح ۳۴۲۱ وفيه «كشدّ الرحال» بدل «كشدّ الرجل» وكلّها عن عبداللّه بن مسعود ؛ مجمع البيان : ج ۶ ص ۸۱۲ وليس فيه «في رجله» ، روضة الواعظين : ص ۳۸۷ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۴۹ .

5) .. الفردوس : ج ۱ ص ۲۵۲ ح ۹۷۶ عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۶۶ ح ۲۴۰ .

6) .. تاريخ دمشق : ج ۳۵ ص ۳۶۷ ح ۷۲۱۸ و ج ۴۹ ص ۳۴۱ كلاهما عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱ ص ۷۰ ح ۲۷۰ .

7) .. الكافي : ج ۲ ص ۴۴۶ ح ۱۰ عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام ، التمحيص : ص ۳۸ ح ۳۶ عن منصور بن معاوية عن الإمام الصادق عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ص ۵۰۴ ح ۱۶۸۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، جامع الأخبار : ص ۳۱۱ ح ۸۶۲ كلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج ۶ ص ۱۷۲ ح ۴۹ .

8) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۵۲ عن الحسين بن أبي العلا ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۹۲ ح ۳۱ .

۵۸۰۱.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره آيه : «و هيچ كس از شما نيست ، مگر اين كه وارد آن مى‌شود» ـ : مردم [به دوزخ] وارد مى‌شوند و سپس بر وفق كردارهايشان ، از آن خارج مى‌شوند: يكى چون برق جهان، يكى چون باد، يكى چون اسبِ تازان، يكى چون اشترسوار، يكى چون مردِ دوان، و يكى قدم‌زنان.۵۸۰۰.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه خداى عز و جل يكتاپرستان را به درون آتش ببرد ، ايشان را در آن مى‌ميراند و هنگامى كه خواست آنان را از آتش بيرون ببرد ، همان لحظه درد عذاب را به ايشان مى‌رساند.۵۷۹۹.امام على عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند، يكتاپرستان را به اندازه كاستىِ ايمانشان در دوزخ ، عذاب مى‌كند . سپس آنان را به بهشت مى‌برد كه به سبب ايمانشان در آن ، جاويدان و هميشگى مى‌مانند.۵۷۹۸.امام على عليه السلام ( ـ در ستايش خداوند سبحان ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى عز و جل فرمود: «... هيچ بنده‌اى نيست كه بخواهم او را به برزخ ببَرَم ، مگر آن كه تن او را سالم نگه مى‌دارم. اگر با اين كار ، طلبش از من تمام [و تسويه حساب] شد [كه هيچ] ، و گر نه ترس او را از حكومت به ايمنى مبدّل مى‌كنم . و اگر با اين كار طلبش از من تمام شد [كه هيچ] ، و گر نه روزى‌اش را بر او گشايش مى‌بخشم . و اگر با اين كار ، طلبش از من تمام شد [كه هيچ] ، و گر نه مرگش را بر او آسان مى‌گردانم تا وقتى نزد من مى‌آيد ، هيچ كردار نيكى نزد من نداشته باشد و سپس او را به آتش مى‌برم» .۵۸۰۲.عنه عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ ـ ) امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال : «و هيچ كس از شما نيست ، مگر اين كه در آن وارد مى‌شود» ـ : مگر نشنيده‌اى كه شخص مى‌گويد: «بر آب فلان قبيله

وارد شديم»؟ ! يعنى به آن رسيديم ، نه اين كه داخل آب شديم. .

۱۲ / ۲صِفَةُ حَشرِ المُجرِمينَ إلى جَهَنَّمَالكتاب«الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَـائِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَ أَضَلُّ سَبِيلاً» . (1)

«وَ مَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» . (2)

«وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا * لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمانِ عَهْدًا» . (3)

«يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَ صِى وَ الْأَقْدَامِ * فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * هَـذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ * يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ * فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» . (4)

«إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى ءَايَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِى النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِى ءَامِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُواْ مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» . (5)

«يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا * هَـذِهِ النَّارُ الَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ * أَفَسِحْرٌ هَـذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ * اصْلَوْهَا فَاصْبِرُواْ أَوْ لَا تَصْبِرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» . (6)

«يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَ تُ وَ بَرَزُواْ لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ * وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَـئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِى الْأَصْفَادِ * سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَ تَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ» . (7)

.


1) .. الفرقان : ۳۴ .

2) .. النمل : ۹۰ .

3) .. مريم : ۸۶ و ۸۷ .

4) .. الرحمن : ۴۱ ـ ۴۵ .

5) .. فصلت : ۴۰ .

6) .. الطور : ۱۳ ـ ۱۶ .

7) .. إبراهيم : ۴۸ ـ ۵۰ .

۱۲ / ۲ چگونگى روانه ساختن بزهكاران به سوى دوزخ

۱۲ / ۲چگونگى روانه ساختن بزهكاران به سوى دوزخقرآن«كسانى كه به رو در افتاده ، به سوى دوزخ رانده مى‌شوند، آنان بدترين جاى و گم‌ترين راه را دارند».

«و كسانى كه بدى آورند، به رو در آتش ، سرنگون مى‌شوند. آيا جز آنچه مى‌كرديد ، سزا داده مى‌شويد؟».

«و مجرمان را تشنه به سوى دوزخ مى‌رانيم. آنان اختيار شفاعت ندارند ، جز آن كس كه از جانب خداى مهربان ، پيمان گرفته است».

«بزهكاران از نشانشان شناخته مى‌شوند . پس ، از [ناحيه] پيشانى و پاهايشان گرفته مى‌شوند . پس كدام يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را منكريد؟ اين است آن دوزخى كه بزهكاران ، آن را دروغ مى‌خواندند. ميان آتش و ميان آب جوشان ، سرگردان‌اند. پس كدام يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را منكريد؟».

«كسانى كه در آيات ما كژ مى‌روند ، بر ما پوشيده نيستند. آيا كسى كه در آتشْ افكنده مى‌شود ، بهتر است يا كسى كه روز قيامت ، آسوده خاطر مى‌آيد؟ هر چه مى‌خواهيد ، بكنيد كه او به آنچه انجام مى‌دهيد ، بيناست».

«روزى كه به سوى آتش دوزخ ، كشيده مى‌شوند ، [چه] كشيدنى. [و به آنان مى‌گويند: ]اين ، همان آتش است كه دروغش مى‌پنداشتيد. آيا اين افسون است يا شما [درست ]نمى‌بينيد؟ به آن در آييد . خواه بشكيبيد يا نشكيبيد، به حال شما يكسان است. جز آن نيست كه سزاى كردارهاى خود را مى‌چشيد».

«روزى كه زمين به غير اين زمين، و آسمان‌ها [به غير اين آسمان‌ها] مبدّل مى‌گردند و [مردم ]در برابر خداى يگانه قهّار ، ظاهر مى‌شوند. و در آن روز ، بزهكاران را مى‌بينى كه با هم در زنجيرها بسته شده‌اند. تن‌پوش‌هايشان از قطران است و چهره‌هايشان را آتش مى‌پوشاند» .

.

الحديث۵۷۸۹.الإمام الصادق عليه السلام : صحيح البخاري عن أنس : إنَّ رَجُلاً قالَ : يا نَبِيَّ اللّه‌ِ ، كَيفَ يُحشَرُ الكافِرُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ؟

قال صلى الله عليه و آله : ألَيسَ الَّذي أمشاهُ عَلَى الرِّجلَينِ فِي الدُّنيا قادِرا عَلى أن يُمشِيَهُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ؟! (1)۵۷۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافِرُ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ صُوِّرَ لَهُ عَمَلُهُ في صورَةٍ سَيِّئَةٍ وبِشارَةٍ سَيِّئَةٍ ، فَيَقولُ : ما أنتَ؟ فَوَاللّه‌ِ إنّي لَأَراكَ امرَأَ سَوءٍ ، فَيَقولُ : أنَا عَمَلُكَ ، فَيَنطَلِقُ بِهِ حَتّى يُدخِلَهُ النّارُ . (2)۵۷۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل عن البراء بن عازب : قالَ [رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ] : إنَّ العَبدَ الكافِرَ إذا كانَ فِي انقِطاعٍ مِنَ الدُّنيا وإقبالٍ مِنَ الآخِرَةِ ، نَزَلَ إلَيهِ مِنَ السَّماءِ مَلائِكَةٌ سودُ الوُجوهِ مَعَهُمُ المُسُوحُ (3)، فَيَجلِسونَ مِنهُ مَدَّ البَصَرِ ، ثُمَّ يَجيءُ مَلَكُ المَوتِ حَتّى يَجلِسَ عِندَ رأسِهِ ، فَيَقولُ : أيَّتُهَا النَّفسُ الخَبيثَةُ اخرُجي إلى سَخَطٍ مِنَ اللّه‌ِ وغَضَبٍ .

قالَ : فَتَفَرَّقُ في جَسَدِهِ ، فَيَنتَزِعُها كَما يُنتَزَعُ السَّفّودُ (4)مِنَ الصُّوفِ المَبلولِ ،

فَيَأخُذُها ، فَإِذا أخَذَها لَم يَدَعوها في يَدِهِ طَرفَةَ عَينٍ حَتّى يَجعَلوها في تِلكَ المُسوحِ ، ويَخرُجُ مِنها كَأَنتَنِ ريحِ جيفَةٍ وُجِدَت عَلى وَجهِ الأَرضِ ، فَيَصعَدونَ بِها ، فَلا يَمُرّونَ بِها عَلى مَلَاً?مِنَ المَلائِكَةِ إلّا قالوا : ما هذَا الرّوحُ الخَبيثُ؟ فَيَقولونَ : فُلانُ بنُ فلانٍ ، بِأَقبَحِ أسمائِهِ الَّتي كانَ يُسَمّى بِها فِي الدُّنيا ، حَتّى يُنتَهى بِهِ إلَى السَّماءِ الدُّنيا فيُستَفتَحُ لَهُ فلا يُفتَحُ لَهُ ، ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَ بُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ» (5)فَيَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : اُكتُبوا كِتابَهُ في سِجّينٍ فِي الأَرضِ السُّفلى ، فَتُطرَحُ روحُهُ طَرحا ، ثُمَّ قَرَأَ : «وَ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِى بِهِ الرِّيحُ فِى مَكَانٍ سَحِيقٍ» (6)، فَتُعادُ روحُهُ في جَسَدِهِ ويَأتيهِ مَلَكانِ ، فَيُجلِسانِهِ فَيَقولانِ لَهُ : مَن رَبُّكَ؟ فَيَقولُ : هاه هاه ، لا أدري ! فَيَقولانِ لَهُ : ما دينُكَ؟ فَيَقولُ : هاه هاه ، لا أدري ! فَيَقولانِ لَهُ : ما هذَا الرَّجُلُ الَّذي بُعِثَ فيكُم؟ فَيَقولُ : هاه هاه ، لا أدري ! فَيُنادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ : أن كَذَبَ ، فَافرُشوا لَهُ مِنَ النّارِ وَافتَحوا لَهُ بابا إلَى النَّارِ ، فَيَأتيهِ مِن حَرِّها وسُمومِها ، ويَضيقُ عَلَيهِ قَبرُهُ حَتّى تَختَلِفَ فيهِ أضلاعُهُ ، ويَأتيهِ رَجُلٌ قَبيحُ الوَجهِ قَبيحُ الثِّيابِ مُنتِنُ الرّيحِ ، فَيَقولُ : أبشِر بِالَّذي يَسوءُكَ ، هذا يَومُكَ الَّذي كُنتَ توعَدُ ، فَيَقولُ : مَن أنتَ ؟ فَوَجهُكَ الوَجهُ يَجيءُ بِالشَّرِّ؟ فَيَقولُ : أنَا عَمَلُكَ الخَبيثُ ، فَيَقولُ : رَبِّ ! لا تُقِمِ السّاعَةَ . (7).


1) .. صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۷۸۴ ح ۴۴۸۲ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۶۱ ح ۵۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۴۵۶ ح ۱۳۳۹۱ وفيه «في النار» بدل «يوم القيامة» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۴۳۷ ح ۳۵۱۷ و ۳۵۱۸ ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۶۶۶ ح ۳۹۷۹۸ .

2) .. تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۱ ص ۸۸ عن قتادة ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۳۶۶ ح ۳۸۹۶۳ .

3) .. المِسْح : الكساء من الشَّعَر ، والجمع القليل : أمساح ، والكثير : مُسُوح (لسان العرب : ج ۲ ص ۵۹۶ «مسح») .

4) .. السَّفُّود والسُّفُّود : حديدة ذات شُعَب مُعقّفة معروف يُشوى به اللحم (لسان العرب : ج ۳ ص ۲۱۸ «سفد») .

5) .. الأعراف : ۴۰ .

6) .. الحجّ : ۳۱ .

7) .. مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۴۱۴ ح ۱۸۵۵۹ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۹۴ ح ۱۰۷ نحوه ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۳ ص ۲۵۶ ح ۱ ، شعب الإيمان : ج ۱ ص ۳۵۷ ح ۳۹۵ ، الزهد لابن المبارك : ص ۴۳۲ ح ۱۲۱۹ ، الزهد لهنّاد : ج ۱ ص ۲۰۶ ح ۳۳۹ ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۶۸۹ ح ۴۲۴۹۵ .

حديث۵۷۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ : مردى گفت: اى پيامبر خدا! چگونه در روز رستاخيز ، كافر ، وارونه محشور مى‌شود؟

فرمود: «آيا آن كس كه او را در دنيا بر دو پا راه مى‌برد ، قادر نيست كه در روزِ رستاخيز ، او را بر رويش راه برد؟» .۵۷۸۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : وقتى كافر از گورش بيرون مى‌آيد ، كردارش با صورتى زشت و بشارتى بد در برابرش ظاهر مى‌گردد. كافر مى‌گويد: تو كيستى كه ـ به خدا سوگند ـ تو را بد آدمى مى‌بينم؟

او مى‌گويد: من كردار تو هستم .

پس او را مى‌بَرد و وارد آتش مى‌كند .۵۷۸۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : مسند ابن حنبل ـ به نقل از براء بن عازب ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آن گاه كه بنده كافر در آستانه بريدن از دنيا و رفتن به آخرت قرار مى‌گيرد ، فرشتگانى سياه‌چهره با پلاس‌هايى سياه از آسمان ، فرود مى‌آيند و در ديدرَسِ او مى‌نشينند. سپس فرشته مرگ مى‌آيد و كنار سرش مى‌نشيند و مى‌گويد: اى نفْس ناپاك! به سوى ناخشنودى و خشم خدا بيرون شو.

پس آن فرشته در جسم او پراكنده مى‌شود و نفْس را مانند سيخ كباب كه از پشم تَر بيرون مى‌كشند، بيرون مى‌كشد و آن را مى‌گيرد و چون آن را گرفت ، آن فرشتگان سياه‌چهره در چشم بر هم زدنى ، آن را از دستش مى‌ستانند و در آن

پلاس‌ها مى‌گذارند و از آن ، [بويى] مانند گندترين بوى مردارى كه در روى زمين يافت شده ، بر مى‌خيزد . آن فرشتگان ، او را بالا مى‌برند. هر جمعى از فرشتگان كه او را بر آنان مى‌گذرانند ، مى‌گويند: اين روح پليد چيست؟

آن فرشتگان مى‌گويند: فلان ، پسر فلان ! و زشت‌ترين نام‌هايش را كه در دنيا او را با آنها مى‌خوانده‌اند، به كار مى‌برند ، تا اين كه او را به آسمان پايين مى‌رسانند و مى‌گويند: در را برايش باز كنيد . امّا برايش باز نمى‌شود» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند: «درهاى آسمان را برايشان نمى‌گشايند و در بهشت در نمى‌آيند ، مگر آن كه طناب در سوراخ سوزن ، داخل شود» [و فرمود :] «پس خداوند عز و جل مى‌فرمايد: كارنامه او را در زندانى در زمين زيرين بنويسيد . در اين هنگام، روح او به سختى به زير افكنده مى‌شود» .

پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را قرائت نمود : «و كسى كه براى خدا شريك آورد ، چنان است كه گويى از آسمان ، فرو افتاده و مرغان [شكارى] ، او را ربوده‌اند ، يا باد ، او را به جايى دور ، افكنده است» [و فرمود :] «دوباره روحش به پيكرش باز مى‌گردد و دو فرشته به نزدش مى‌آيند و او را مى‌نشانند و مى‌پرسند: خداوندِ تو كيست؟

او مى‌گويد: هاه، هاه ! (1)نمى‌دانم.

مى‌پرسند: دينت چيست؟

مى‌گويد: هاه، هاه ! نمى‌دانم.

مى‌پرسند: اين مردى كه در ميان شما برانگيخته شد ، كيست؟

مى‌گويد: هاه، هاه ! نمى‌دانم.

پس، منادى‌اى از آسمان ندا مى‌دهد كه: تكذيب كرد . پس، فرشى از آتش برايش بگسترانيد و درى سوى دوزخ به رويش بگشاييد.

آن گاه از حرارت و باد سوزان دوزخ به طرفش مى‌آيد و قبرش بر او چنان تنگ مى‌گردد كه دنده‌هايش در هم فرو مى‌روند، و مردى زشت‌روى و زشت‌جامه و بدبو نزدش مى‌آيد و مى‌گويد: بشارتت‌باد به كسى‌كه تو را به رنج آورَد! اين، روزى‌است كه به تو وعده داده مى‌شد.

مى‌پرسد: تو كيستى كه از چهره‌ات بدى مى‌بارد؟

مى‌گويد: من كردار پليد و زشت تو هستم.

او مى‌گويد: پروردگارا ! قيامت را برپا مكن» . .


1) .صوت يا شِبه جمله‌اى است كه «مِنّ و مِن كردن» را مى‌رساند .

۵۷۸۶.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لَقَد خُلِقَت زَبانِيَةُ (1)جَهَنَّمَ قَبلَ أن تُخلَقَ جَهَنَّمُ بِأَلفِ

عامٍ ، فَهُم كُلَّ يَومٍ يَزدادونَ قُوَّةً إلى قُوَّتِهِم ، حَتّى يَقبِضوا مَن قَبَضوا عَلَيهِ بِالنَّواصي وَالأَقدامِ . (2).


1) .. الزَّبَانِيَة : الملائكة الموكّلون بالنار ، هم الغلاظ الشداد (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۷۶۵ «زبن») .

2) .. الدرّ المنثور : ج ۷ ص ۷۰۵ نقلاً عن ابن مردويه والضياء المقدسي في صفة النار عن أنس .

۵۷۸۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، دژخيمان دوزخ، هزار سال پيش

از آن كه دوزخ آفريده شود، آفريده شدند و روز به روز ، نيرومندتر مى‌شوند تا [بتوانند] آن را كه مى‌گيرند ، از پيشانى و كف پاهايش بگيرند . .

۵۷۸۴.تاريخ دمشق ( ـ به نقل از حارث ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ جَهَنَّمَ لَمّا سيقَ إليها أهلُها تَلَقَّتهُم فَلَفَحَتهُم (1)لَفحَةً ، لَم تَدَع لَحما عَلى عَظمٍ إلّا ألقَتهُ عَلَى العُرقوبِ (2). (3)۵۷۸۴.تاريخ دمشق عن الحارث : عنه صلى الله عليه و آله : أيُّما والٍ وَلِيَ أمرَ أُمَّتي مِن بَعدي ، اُقيمَ يَومَ القِيامَةِ عَلى حَدِّ الصِّراطِ ونَشَرَتِ المَلائِكَةُ صَحيفَتَهُ ، فَإِن نَجا فَبِعَدلِهِ ، وإن جارَ انتَقَضَ بِهِ الصِّراطُ انتِقاضَةً تُزيلُ ما بَينَ مَفاصِلِهِ حَتّى يَكونَ بَينَ كُلِّ عُضوٍ وعُضوٍ مِن أعضائِهِ مَسيرَةُ مِئَةِ عامٍ يُخرَقُ بِهِ الصِّراطُ ، فَأَوَّلُ ما يَلقى بِهِ النّارَ أنفُهُ وحُرُّ وجَهِهِ . (4)۵۷۸۳.تاريخ دمشق ( ـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : أيُّما والٍ وَلِيَ شَيئا مِن أمرِ أُمَّتي فَلَم يَنصَح لَهُم ويَجتَهِد لَهُم كَنَصيحَتِهِ وجَهدِهِ لِنَفسِهِ ، كَبَّهَ اللّه‌ُ عَلى وَجهِهِ يَومَ القِيامَةِ فِي النّارِ . (5)۵۷۸۲.امام على عليه السلام ( ـ وقتى درباره قَدَر مورد پرسش قرار گرفت ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : مَن قَرَأَ القُرآنَ يُريدُ بِهِ السُّمعَةَ وَالتِماسَ شَيءٍ ، لَقِيَ اللّه‌َ عز و جل يَومَ القِيامَةِ ووَجهُهُ عَظمٌ لَيسَ عَلَيهِ لَحمٌ ، وزَجَّ القُرآنُ في قَفاهُ حَتّى يُدخِلَهُ النّارَ ويَهوي فيها

مَعَ مَن يَهوي . (6).


1) .. لَفحُ النار : حرّها ووهجها (النهاية : ج ۴ ص ۲۶۰ «لفح») .

2) .. العُرقُوب ، عَصَبٌ مُوثَقٌ خلف الكعبين (المصباح المنير : ص ۴۰۵ «عرقب») .

3) .. المعجم الأوسط : ج ۱ ص ۹۲ ح ۲۷۸ و ج ۹ ص ۱۴۴ ح ۹۳۶۵ ، حلية الأولياء : ج ۴ ص ۳۶۳ وفيه «تلقّتهم بعنق ...» و ج ۵ ص ۹۳ ، البعث والنشور : ص ۲۸۹ ح ۵۱۰ وفيهما «تلقّتهم بعنف» ، تاريخ أصبهان : ج ۲ ص ۱۴۵ ح ۱۳۲۲ وفيه «بلعتهم» بدل «تلقّتهم» ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۹۰ نحوه وكلّها عن أبي هريرة .

4) .. الأمالي للطوسي : ص ۷۲۸ ح ۱۵۳۰ عن مالك بن أوس بن الحدثان عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۳۲ ص ۱۷ ح ۷ ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : ج ۷ ص ۳۶ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۲۰ ح ۱۴۶۵۸ .

5) .. تاريخ بغداد : ج ۸ ص ۴۷۲ الرقم ۴۵۸۷ ، المعجم الصغير : ج ۱ ص ۱۶۷ نحوه وكلاهما عن معقل بن يسار ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۲۱ ح ۱۴۶۶۴ .

6) .. ثواب الأعمال : ص ۳۳۷ ح ۱ عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۷ عن عبد اللّه بن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۵ ح ۳۰ .

۵۷۸۱.التوحيد ( ـ به نقل از عنتره شيبانى، از پدرش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هنگامى كه اهل دوزخ به سوى آن سوق داده مى‌شوند ، دوزخ ، شعله‌هاى خود را بر آنان چنان مى‌كوبد كه هر چه گوشت بر استخوان‌هاى آنهاست ، زير زانوهايشان فرو مى‌ريزد.۵۷۸۰.امام على عليه السلام ( ـ هنگامى كه درباره قَدَر، مورد پرسش قرار گرفت ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر حكمرانى كه پس از من زمام امور امّتم را به دست گيرد، روز قيامت ، او را بر لبه صراط نگه مى‌دارند و فرشتگان ، نامه اعمالش را مى‌گشايند . پس اگر [در دنيا] به عدالت رفتار كرده بود ، نجات مى‌يابد و اگر ستم كرده بود، صراط ، او را چنان تكانى مى‌دهد كه بندهاى بدنش را از هم جدا مى‌كند ، به طورى كه هر عضوى از اعضايش به اندازه صد سال راه ، از ديگرى فاصله مى‌گيرد، و صراط ، شكاف مى‌خورد و نخستين جا از او كه به آتش مى‌رسد ، بينى و برآمدگى گونه‌هاى اوست.۵۷۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر حكمرانى كه زمام امرى از امور امّت مرا بر عهده گيرد ، ولى همان گونه كه براى خود ، دلسوز و كوشاست ، براى آنان دلسوزى و كوشش نكند، در قيامت ، خداوند ، او را در آتش سرنگون مى‌سازد.۵۷۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس قرآن را به قصد شهرت و [يا] درخواست چيزى تلاوت كند، روز قيامت با چهره‌اى از اسكلت بدون گوشت ، خداى عز و جل را ديدار مى‌كند، قرآن او را از پشت سرش هُل مى‌دهد تا آن كه او را به آتش در مى‌آورَد و او در آن

سقوط مى‌كند و در كنار ديگر سقوط كنندگان در آتش قرار مى‌گيرد. .

۵۷۸۳.تاريخ دمشق عن عبد اللّه بن جعفر عن الإمام عليّ عل الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ أهلَ النّارِ يُعَظِّمونَ النّارَ ، وإنَّ أهلَ الجَنَّةِ يُعَظِّمونَ الجَنَّةَ وَالنَّعيمَ ، وإنَّ أهلَ جَهَنَّمَ إذا دَخَلوها هَوَوا فيها مَسيرَةَ سَبعينَ عاما ، فَإِذا بَلَغوا أعلاها قُمِعوا بِمَقامِعِ الحَديدِ ، واُعيدوا في دَركِها ، هذِهِ حالُهُم ، وهُوَ قولُ اللّه‌ِ عز و جل : «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» (1)، ثُمَّ تُبَدَّلُ جُلودُهُم جُلودا غَيرَ الجُلودِ الَّتي كانَت عَلَيهِم . (2)۱۲ / ۳صِفَةُ مُواجَهَةِ خَزَنَةِ جَهَنَّمَ لِلمُجرِمينَالكتاب«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَـائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» . (3)

«سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ * لَا تُبْقِى وَ لَا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ * عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إلَّا مَلَـائِكَةً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إلّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَ يَزْدَادَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِيمَانًا وَ لَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً كَذَ لِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَ يَهْدِى مَن يَشَاءُ وَ مَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إلّا هُوَ وَ مَا هِىَ إلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» . (4)

.


1) .. الحجّ : ۲۲ .

2) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۸۱ عن أبي بصير ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۰ ح ۱ .

3) .. التحريم : ۶ .

4) .. المدّثّر : ۲۶ ـ ۳۱ .

۱۲ / ۳ چگونگى برخورد دوزخبانان با گنهكاران

۵۷۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : اهل دوزخ، دوزخ را باعظمت مى‌يابند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمت‌هاى آن را باعظمت مى‌يابند. اهل دوزخ ، هر گاه به دوزخ در آيند ، مدّت هفتاد سال همچنان در حال سقوط‌اند . چون به بالاى آن رسيدند ، با گرزهاى آهنى بر سرشان مى‌كوبند و دوباره به قعر آن فرو مى‌افتند. اين وضع ، همچنان تكرار مى‌شود و اين ، سخن خداى عز و جل است ، آن جا كه مى‌فرمايد: «هر بار بخواهند از [شدّت] غم، از آن بيرون روند ، به آن باز گردانيده مى‌شوند [كه] : بچشيد عذاب آتش سوزان را!» . سپس پوست‌هايشان به پوست‌هاى ديگرى غير از آنچه داشته‌اند ، تبديل مى‌شود.۱۲ / ۳چگونگى برخورد دوزخبانان با گنهكارانقرآن«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن ، مردم و سنگ‌هايند ، حفظ كنيد . بر آن آتش ، فرشتگان خَشِن و سختگير [گماشته شده]اند، [كه] از آنچه خدا به آنان دستور داده ، سرپيچى نمى‌كنند و آنچه را كه مأمورند ، انجام مى‌دهند» .

«زودا كه او را به دوزخ در آورم ! آن هم چه دوزخى ! نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌كند. پوست‌ها را سياه مى‌گرداند. بر آن دوزخ ، نوزده [نگهبان ]است. و ما گماردگان بر آتش را جز فرشتگان نگردانيديم و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‌اند ، قرار نداديم تا آنان كه اهل كتاب‌اند ، يقين كنند و بر ايمان مؤمنان افزوده شود و اهل كتاب و مؤمنان نيز به شك نيفتند، و تا كسانى كه در دل‌هايشان بيمارى است و [نيز] كافران بگويند: خدا از اين وصف كردن ، چه چيزى را اراده كرده است؟ اين گونه، خدا هر كه را بخواهد ، گم‌راه مى‌كند و هر كه را بخواهد ، هدايت مى‌كند، و [شماره] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‌داند، و اين [آيات] ، جز يادآورى‌اى براى بشر نيست» .

.

الحديث۵۷۷۵.عنه صلى الله عليه و آله : تفسير القمّي عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في حَديثِ المِعراجِ ـ : سَمِعتُ صَوتا أفزَعَني ، فَقالَ جَبرَئيلُ : أتَسمَعُ يا مُحَمَّدُ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : هذِهِ صَخرَةٌ قَذَفتُها عَن شَفيرِ جَهَنَّمَ مُنذُ سَبعينَ عاما فَهذا حينَ استَقَرَّت . قالوا : فَما ضَحِكَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله حَتّى قُبِضَ .

قالَ : فَصَعِدَ جَبرَئيلُ وصَعِدتُ مَعَهُ إلى سَماءِ الدُّنيا وعَلَيها مَلَكٌ يُقالُ لَهُ : إسماعيلُ ، وهُوَ صاحِبُ الخَطفَةِ الَّتي قالَ اللّه‌ُ عز و جل : «إلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» وتَحتَهُ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ ، تَحتَ كُلِّ مَلَكٍ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ ، فَقالَ : يا جَبرَئيلُ ، مَن هذا مَعَكَ؟ فَقالَ : مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله ، قالَ : أَوَقَد بُعِثَ ؟ قالَ : نَعَم ، فَفَتَحَ البابَ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ وسَلَّمَ عَلَيَّ ، وَاستَغفَرتُ لَهُ وَاستَغفَرَ لي ، وقالَ : مَرحَبا بِالأَخِ النّاصِحِ وَالنَّبِيِّ الصّالِحِ ، وتَلَقَّتنِي المَلائِكَةُ حَتّى دَخَلتُ سَماءَ الدُّنيا ، فَما لَقِيَني مَلَكٌ إلّا كانَ ضاحِكا مُستَبشِرا ، حَتّى لَقِيَني مَلَكٌ مِنَ المَلائِكَةِ لَم أرَ أعظَمَ خَلقا مِنهُ ، كَريهُ المَنظَرِ ظاهِرُ الغَضَبِ ، فَقالَ لي مِثلَ ما قالوا مِنَ الدُّعاءِ إلّا أنَّهُ لَم يَضحَك ، ولَم أرَ فيهِ مِنَ الاِستِبشارِ وما رَأَيتُ مِمَّن ضَحِكَ مِنَ المَلائِكَةِ ، فَقُلتُ : مَن هذا يا جَبرَئيلُ ، فَإِنّي قَد فَزِعتُ ؟ فَقالَ : يَجوزُ أن تَفزَعَ مِنهُ ، وكُلُّنا نَفزَعُ مِنهُ ، هذا مالِكٌ خازِنُ النّارِ ، لَم يَضحَك قَطُّ ، ولَم يَزَل مُنذُ وَلّاهُ اللّه‌ُ جَهَنَّمَ يَزدادُ كُلَّ يَومٍ غَضَبا وغَيظا عَلى أعداءِ اللّه‌ِ وأهلِ مَعصِيَتِهِ ، فَيَنتَقِمُ اللّه‌ُ بِهِ مِنهُم ، ولَو ضَحِكَ إلى أحَدٍ قَبلَكَ أو كانَ ضاحِكا لِأَحَدٍ بَعدَكَ لَضَحِكَ إلَيكَ ، ولكِنَّهُ لا يَضحَكُ . فَسَلَّمتُ عَلَيهِ ، فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلامَ وبَشَّرَني بِالجَنَّةِ ، فَقُلتُ لِجَبرَئيلِ ـ وجَبرَئيلُ بِالمَكانِ الَّذي وَصَفَهُ اللّه‌َ «مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (1)ـ : ألا تَأمُرُهُ أن يُرِيَنِي النّارَ؟ فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ : يا مالِكُ ! أرِ مُحَمَّدا النّارَ ، فَكَشَفَ عَنها

غِطاءَها وفَتَحَ بابا مِنها ، فَخَرَجَ مِنها لَهَبٌ ساطِعٌ فِي السَّماءِ وفارَت ، فَارتَعَدتُ حَتّى ظَنَنتُ لَيَتَناوَلُني مِمّا رَأَيتُ ، فَقُلتُ لَهُ : يا جَبرَئيلُ ، قُل لَهُ فَليَرُدَّ عَلَيها غِطاءَها ، فَأَمَرَها ، فَقالَ لَها : اِرجِعي ، فَرَجَعَت إلى مَكانِهَا الَّذي خَرَجَت مِنهُ . (2).


1) .التكوير : ۲۱ .

2) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۴ ، بحارالأنوار : ج ۱۸ ص ۳۲۰ ح ۳۴ .

حديث۵۷۷۳.تفسير الصنعاني عن صخر بن جويرية : تفسير القمّى ـ به نقل از هشام بن سالم ، از امام صادق عليه السلام ، در بيانِ حديث معراج ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «صدايى‌شنيدم كه مرا به وحشت‌انداخت. جبرئيل گفت: شنيدى، اى محمّد؟

گفتم: آرى. گفت: اين [صداى] خَر سنگى بود كه هفتاد سال پيش ، از لبه جهنّم انداختم و اكنون به تهِ آن رسيد» .

[اصحاب] گفتند: از آن پس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تا زنده بود ، خنده به لبانش نيامد .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «پس، جبرئيل بالا رفت و من همراه او تا آسمان دنيا بالا رفتم. بر آن آسمان ، فرشته‌اى گمارده شده بود كه به او اسماعيل مى‌گويند . او صاحب همان رُبايشى است كه خداوند عز و جل فرموده است: «مگر آن كسى كه ربود ، ربودنى . پس ، بر او شعله روشنى از پس در آمد» . و در زير [فرمانِ] او ، هفتاد هزار فرشته بودند و زير [فرمانِ] هر يك از آنها نيز هفتاد هزار فرشته .

او (اسماعيل) گفت: اى جبرئيل ! اين كه همراه توست ، كيست ؟

جبرئيل گفت: محمّد صلى الله عليه و آله .

گفت: مگر برانگيخته شده است؟

گفت: آرى.

پس، آن فرشته در را گشود و به او سلام كردم و او به من سلام كرد . برايش طلب آمرزش كردم و او نيز برايم طلب آمرزش كرد و گفت: خوش آمدى ، اى برادر مخلص و اى پيامبر پاك ! و فرشتگان به استقبالم آمدند تا آن كه وارد آسمان دنيا شدم . به هر فرشته‌اى كه بر مى‌خوردم ، خندان و شادان بود ، تا آن كه به فرشته‌اى از فرشتگان برخوردم كه هنوز مخلوقى تنومندتر از او نديده‌ام و چهره‌اى زشت و خشم‌آلود داشت. او نيز همانند ديگر فرشتگان برايم دعا كرد ؛ امّا نخنديد و آن شادمانى و خنده‌اى را كه در ديگر فرشتگان ديدم ، در او مشاهده نكردم. گفتم: اين كيست ، اى جبرئيل ؟ به راستى كه ترسيدم !

گفت: جا دارد كه از او بترسى . همه ما از او مى‌ترسيم. اين ، مالك، دوزخبان است. او هرگز نخنديده است‌و از زمانى‌كه خداوند، او را بر دوزخ گماشته، هر روز، خشم وكين‌او بردشمنان خدا و گنهكاران ، افزوده مى‌شود. خداوند به وسيله او ، از آنان انتقام مى‌گيرد. اگر بنا بود پيش از تو يا پس از تو به روى كسى بخندد ، قطعا به روى تو مى‌خنديد ؛ امّا او [هرگز ]نمى‌خندد.

من به او سلام كردم. سلامم را پاسخ گفت و به بهشت ، نويدم داد. به جبرئيل ـ كه مقامش چنان است كه خداوند در وصف او فرموده: «[فرمانش] مُطاع و [نزد خداوند ،] امين است» ـ

گفتم: به او دستور نمى‌دهى كه آتش را به من نشان دهد؟

جبرئيل به او گفت: اى مالك ! آتش را به محمّد ، نشان بده.

او درپوش جهنّم را برداشت و درى از آن را گشود. شعله‌اى درخشان از آن به آسمان رفت و جهنّم فوران كرد. چنان لرزه‌اى بر من افتاد كه خيال كردم آنچه ديدم ، مرا فرو خواهد گرفت.

به جبرئيل گفتم: اى جبرئيل ! به او بگو درپوش آن را بگذارد.

مالك ، دستور داد و به شعله گفت: بر گرد . و شعله به جاى خود باز گشت» . .

۵۷۷۲.امام على عليه السلام ( ـ در سرزنش بدعت گذاران و نهى آنان از سخن گفتن درب ) الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله حَيثُ اُسرِيَ بِهِ إلَى السَّماءِ لَم يَمُرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ إلّا رَأى مِنهُ ما يُحِبُّ مِنَ البِشرِ وَاللُّطفِ وَالسُّرورِ بِهِ ، حَتّى مَرَّ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ ، فَلَم يَلتَفِت إلَيهِ ولَم يَقُل لَهُ شَيئا ، فَوَجَدَهُ قاطِبا عابِسا ، فَقالَ : يا جَبرَئيلُ ! ما مَرَرتُ بِخَلقٍ مِن خَلقِ اللّه‌ِ إلّا رَأَيتُ البِشرَ وَاللُّطفَ وَالسُّرورَ مِنهُ إلّا هذا ، فَمَن هذا؟ قالَ : هذا مالِكٌ خازِنُ النّارِ ، وهكَذا خَلَقَهُ رَبُّهُ ، قالَ : فَإِنّي اُحِبُّ أن تَطلُبَ إلَيهِ أن يُرِيَنِي النّارَ ، فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ : إنَّ هذا مُحَمَّدا رَسولُ اللّه‌ِ ، وقَد سَأَلَني أن أطلُبَ إلَيكَ أن تُرِيَهُ النّارَ ، قالَ : فَأَخَرجَ لَهُ عُنُقا مِنها فَرَآها ، فَمَا افتَرَّ (1)ضاحِكا حَتّى قَبَضَهُ اللّه‌ُ عز و جل . (2)۵۷۷۱.امام على عليه السلام : سنن الترمذي عن جابر بن عبد اللّه : قالَ ناسٌ مِنَ اليَهودِ لِأُناسٍ مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله : هَل يَعلَمُ نَبِيُّكُم كَم عَدَدُ خَزَنَةِ جَهَنَّمَ؟ قالوا : لا نَدري حَتّى نَسألَ نَبِيَّنا ... فَلَمّا جاؤوا قالوا : يا أبَا القاسِمِ ، كَم عَدَدُ خَزَنَةِ جَهَنَّمَ ؟ قالَ : هكَذا ، وهكَذا ـ في مَرَّةٍ عَشَرَةٌ ، وفي مَرَّةٍ تِسعٌ ـ . (3)۵۷۷۰.امام صادق عليه السلام ( ـ در بيان انواع آيات قرآن ـ ) البعث والنشور عن البراء بن عازب : إنَّ رَهطا مِنَ اليَهودِ سَأَلوا رَجُلاً مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عَن خَزَنَةِ جَهَنَّمَ ، قالَ : اللّه‌ُ ورَسولُهُ أعلَمُ ، فَجاءَ الرَّجُلُ فَأَخبَرَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ،

فَنَزَلَت عَلَيهِ : «عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ» (4). (5).


1) .. افْتَرَّ فلان ضاحكا : أي أبدى أسنانه (الصحاح : ج ۲ ص ۷۸۰ «فرر») .

2) .. الأمالي للصدوق : ص ۶۹۶ ح ۹۵۲ عن زرارة ، الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۹ ح ۲۷۱ ، تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۲۷۷ ح ۸ ، قصص الأنبياء للراوندي : ص ۳۲۵ ح ۴۳۳ كلّها عن ابن بكير عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، روضة الواعظين : ص ۵۵۷ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۴ ح ۹ .

3) .. سنن الترمذي : ج ۵ ص ۴۲۹ ح ۳۳۲۷ ، تفسير القرطبي : ج ۱۹ ص ۷۹ ، التخويف من النار : ص ۱۶۰ .

4) .. المدّثّر : ۲۰ .

5) .. البعث والنشور : ص ۲۶۹ ح ۴۶۲ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۲۹۳ ، التخويف من النار : ص ۱۶۰ .

۵۷۷۲.عنه عليه السلام ( ـ في تَوبيخِهِ لِلمُبتَدِعينَ ونَهيِهِم عَنِ التّ ) امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه به آسمان برده شد، بر هر مخلوقى از مخلوقات خدا كه مى‌گذشت ، خوش‌رويى و مهربانى و شادمانى را در او مى‌ديد، تا آن كه بر مخلوقى از مخلوقات خدا گذشت ؛ ولى آن مخلوق به پيامبر صلى الله عليه و آله توجّه نكرد و چيزى به ايشان نگفت .

پيامبر صلى الله عليه و آله او را اخم‌كرده و ترش‌رو ديد . به جبرئيل فرمود : «اى جبرئيل ! من بر هر مخلوقى از مخلوقات خدا كه گذشتم ، او را خوش‌رو و مهربان و شادمان ديدم ، بجز اين يكى . مگر او كيست؟» .

جبرئيل گفت: او مالك، دوزخبان است. پروردگارش او را اين گونه آفريده است.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «دوست دارم از او بخواهى آتش را به من نشان دهد» .

جبرئيل به مالك گفت: اين ، محمّد پيامبر خداست و از من خواسته كه از تو بخواهم آتش را به او نشان دهى.

مالك، تنوره‌اى از آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آورد و ايشان آن را ديد . پيامبر صلى الله عليه و آله از آن پس ، تا زمانى كه خداوند عز و جل جانش را ستاند ، لبانش به خنده باز نشد.۵۷۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سنن الترمذى ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : مردمى از يهود به مردمانى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: آيا پيامبر شما مى‌داند شمار نگهبانان جهنّم ، چند تاست؟

گفتند: نمى‌دانيم . بايد از پيامبرمان بپرسيم... .

پس، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اى ابو القاسم ! شمار نگهبانان جهنّم ، چند تاست؟

فرمود: «اين تعداد و اين تعداد»، و با دست ، يك ده تا و يك نُه تا [و مجموعا نوزده تا] را نشان داد .۵۷۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : البعث و النشور ـ به نقل از براء بن عازب ـ : گروهى يهودى از مردى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در باره نگهبانان جهنّم پرسيدند .

گفت: خدا و پيامبرش داناترند . و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به ايشان خبر داد . پس،

اين آيه نازل شد: «بر آن ، نوزده [نگهبان] است» . .

۵۷۵۳.امام على عليه السلام : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ نيرانَ جَهَنَّمَ عَذابٌ عَلَى الكُفّارِ ، وخَزَنَةُ جَهَنَّمَ مَعَهُم فيها ، فَهِيَ رَحمَةُ اللّه‌ِ عَلَيهِم . (1)راجع : ص ۲۳۲ (الفصل التاسع : أحوال أهل النار / طلب التخفيف) .

۱۲ / ۴أوّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ۵۹۲۷.الاُصول الستّة عشر عن سليمان الطلحي : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ سُلطانٌ مُسَلِّطٌ لَم يَعدِل في سُلطانِهِ ، أطغاهُ كِبرُهُ وأبطَرَتهُ قُوَّتُهُ . (2)۵۹۲۶.تفسير القمّي ( ـ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : {Q} «فِيهَا يُفْرَق ) عنه صلى الله عليه و آله : أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ أميرٌ مُتَسَلِّطٌ لَم يَعدِل ، وذو ثَروَةٍ مِنَ المالِ لَم يُعطِ المالَ حَقَّهُ ، وفَقيرٌ فَخورٌ . (3)۵۹۲۵.الغيبة ، نعمانى ـ به نقل از داوود بن قاسم جعفرى ـ عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ فُقَراءَ المُسلِمينَ يَدخُلونَ الجَنَّةَ قَبلَ أغنِيائِهِم بِمِقدارِ أربَعينَ عاما حَتّى يَتَمَنّى أغنِياءُ المُسلِمينَ يَومَ القِيامَةِ أنَّهُم كانوا فُقَراءَ فِي الدُّنيا ، وإنَّ أغنِياءَ الكُفّارِ

لَيَدخُلونَ النّارَ قَبلَ فُقَرائِهِم بِمِقدارِ أربَعينَ عاما حَتّى يَتَمَنّى أغنِياءُ الكُفّارِ أنَّهُم كانوا فِي الدُّنيا فُقَراءَ . (4).


1) .. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳ ح ۵ عن أحمد بن الحسن الحسيني عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام ، علل الشّرائع : ص ۲۹۸ ح ۳ عن عليّ الناصر عن الإمام الجواد عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۶ ص ۱۲۱ ح ۱ .

2) .. الفردوس : ج ۱ ص ۲۴ ح ۳۳ عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۲۸ ح ۱۴۷۰۳ .

3) .. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۲۸ ح ۲۰ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۸۳ ح ۸ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۳ ص ۲۹۰ ح ۱۰ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۴۱۲ ح ۹۴۹۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۴۵ ح ۱۴۲۹ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۲۵ ح ۷۴۸۱ ، السنن الكبرى : ج ۴ ص ۱۳۸ ح ۷۲۲۷ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۵ ص ۸۲۱ ح ۴۳۲۶۲ .

4) .. كنزالعمّال : ج ۶ ص ۴۷۵ ح ۱۶۶۲۰ نقلاً عن الديلمي ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۳۱ ح ۸۸۳ وليس فيه ذيله من «حتّى يتمنّى أغنياء الكفّار» وكلاهما عن أبي برزة الأسلمي .

۱۲ / ۴ نخستين كسى كه وارد آتش مى شود

۵۹۲۵.الغيبة للنعماني عن داوود بن القاسم الجعفري : امام صادق عليه السلام : آتش‌هاى جهنّم ، براى كافران ، عذاب است و نگهبانان جهنّم ، با كافران ، در آن هستند . بنا بر اين، همين جهنّم ، براى نگهبانانش رحمت است.

ر . ك : ص ۲۳۳ (فصل نهم : احوال دوزخيان / درخواست تخفيف) . ۱۲ / ۴نخستين كسى كه وارد آتش مى‌شود۵۹۲۲.امام باقر عليه السلام ( ـ وقتى اين سخن خداى متعال ذكر شد : {Q} «در آن [شب ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين كسى كه وارد آتش جهنّم مى‌شود ، پادشاه قدرتمندى است كه در پادشاهى‌اش دادگرى نكند و تكبّرش او را سركش و قدرتش او را سرمست كند .۵۹۲۱.الكافى ( ـ به نقل از محمّد بن مسلم، از امام باقر يا امام ص ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين كسى كه به آتش وارد مى‌شود ، فرمان‌رواى قدرتمندى است كه دادگرى نكند، و ثروتمندى كه حقوق مال خود را نپردازد ، و نيز تهى‌دست متكبّر.۵۹۲۰.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تهى‌دستان مسلمان به اندازه چهل سال زودتر از توانگرانشان وارد بهشت مى‌شوند ، تا جايى كه توانگران مسلمان ، در روز قيامت ، آرزو مى‌كنند كه كاش در دنيا تهى‌دست بودند؛ و توانگران كافر به اندازه چهل سال زودتر از

تهى‌دستانشان وارد آتش مى‌شوند تا جايى كه توانگران كافر ، آرزو مى‌كنند كه كاش در دنيا تهى‌دست بودند.

.

۵۹۲۴.الكافي عن معلّى بن محمّد : عنه صلى الله عليه و آله : أيُّمَا امرَأَةٍ آذَت زَوجَها بِلِسانِها لَم يَقبَلِ اللّه‌ُ عز و جل مِنها صَرفا ولا عَدلاً ولا حَسَنَةً مِن عَمَلِها حَتّى تُرضِيَهُ ، وإن صامَت نَهارَها وقامَت لَيلَها وأعتَقَتِ الرِّقابَ وحَمَلَت عَلى جِيادِ الخَيلِ في سَبيلِ اللّه‌ِ ، وكانَت في أوَّلِ مَن يَرِدُ النّارَ . وكَذلِكَ الرَّجُلُ إذا كانَ لَها ظالِما . (1)۵۹۲۳.الإمام الصادق عليه السلام : سنن الترمذي عن أبي هريرة : حَدَّثَني رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله أنَّ اللّه‌َ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَنزِلُ إلَى العِبادِ لِيَقضِيَ بَينَهُم ، وكُلُّ اُمَّةٍ جاثِيَةٌ (2)، فَأَوَّلُ مَن يَدعو بِهِ : رَجُلٌ جَمَعَ القُرآنَ ، ورَجُلٌ يَقتَتِلُ في سَبيلِ اللّه‌ِ ، ورَجُلٌ كَثيرُ المالِ .

فَيَقولُ اللّه‌ُ لِلقارِئِ : ألَم أُعَلِّمكَ ما أنزَلتُ عَلى رَسولي؟ قالَ : بَلى يا رَبِّ ، قالَ : فَماذا عَمِلتَ فيما عُلِّمتَ؟ قالَ : كُنتُ أقومَ بِهِ آناءَ اللَّيلِ وآناءَ النَّهارِ ! فَيَقولُ اللّه‌ُ لَهُ : كَذَبتَ ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ : كَذَبتَ ، ويَقولُ اللّه‌ُ : بَل أرَدتَ أن يُقالَ : إنّ فُلانا قارِئٌ ، فَقَد قيلَ ذاكَ .

ويُؤتى بِصاحِبِ المالِ ، فَيَقولُ اللّه‌ُ لَهُ : ألَم أُوَسِّع عَلَيكَ حَتّى لَم أدَعكَ تَحتاجُ إلى أحَدٍ؟ قالَ : بَلى يا رَبِّ ، قالَ : فَماذا عَمِلتَ فيما آتَيتُكَ؟ قالَ : كُنتُ أصِلُ الرَّحِمَ و أتَصَدَّقُ ! فَيَقولُ اللّه‌ُ لَهُ : كَذَبتَ ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ : كَذَبتَ ، ويَقولُ اللّه‌ُ تَعالى :

بَل أرَدتَ أن يُقالَ : فُلانٌ جَوادٌ ، فَقَد قيلَ ذاكَ .

ويُؤتى بِالَّذي قُتِلَ في سَبيلِ اللّه‌ِ ، فَيَقولُ اللّه‌ُ لَهُ : فيماذا قُتِلتَ ؟ فَيَقولُ : أُمِرتُ بِالجِهادِ في سَبيلِكَ ، فَقاتَلتُ حَتّى قُتِلتُ ! فَيَقولُ اللّه‌ُ تَعالى لَه : كَذَبتَ ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ : كَذَبتَ ، ويَقولُ اللّه‌ُ : بَل أرَدتَ أن يُقالَ : فُلانٌ جَريءٌ ، فَقَد قيلَ ذاكَ .

ثُمَّ ضَرَبَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله عَلى رُكبَتيَّ ، فَقالَ : يا أبا هُرَيرَةَ ، أولئِكَ الثَّلاثَةُ أوَّلُ خَلقِ اللّه‌ِ تُسعَرُ بِهِمُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ . (3).


1) .. كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۴ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۵ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۴ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۱ ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۴ ح ۱ .

2) .. يَجْثُو : أي يجلس على الرُكَب وأطراف الأصابع عند الحساب ، وقيل : جاثية : مجتمعة (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۲۷۱ «جثا») .

3) .. سنن الترمذي : ج ۴ ص ۵۹۲ ح ۲۳۸۲ ، صحيح ابن خزيمة : ج ۴ ص ۱۱۶ ح ۲۴۸۲ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۵۷۹ ح ۱۵۲۷ ، تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۲ ص ۱۳ ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۴۶۸ ح ۷۴۶۹ ؛ بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۳۰۵ ح ۵۲ نقلاً عن أسرار الصلاة .

۵۹۲۲.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ وقَد ذُكِرَ قَولُهُ تَعالى : {Q} «فِيهَا يُفْرَ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر زنى كه شوهرش را با زبانش بيازارد ، تا زمانى كه او را از خود راضى نگرداند ، خداوند عز و جل از او هيچ هزينه و انفاق و هيچ كردار نيكى را نمى‌پذيرد ، هرچند روزها را روزه بگيرد و شب‌هايش را به عبادت بگذراند و بنده‌ها آزاد كند و بهترين اسب‌ها را در راه خدا [به جهاد ]بفرستد . او در زمره نخستين كسانى خواهد بود كه به آتش وارد مى‌شوند . همچنين است مرد ، اگر به زنش ستم كند.۵۹۲۱.الكافي عن محمّد بن مسلم عن أحدهما عليهماالسلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَن لَيلَةِ القَدرِ ـ ) سنن الترمذى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود كه : «چون روز قيامت شود، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به سوى بندگان ، فرود مى‌آيد تا ميان آنان داورى كند و همه امّت‌ها [براى حسابرسى] زانو زده‌اند. نخستين كسى را كه [خداوند] فرا مى‌خواند ، مردى است كه قرآن را [در سينه خود] گرد آورده و مردى كه در راه خدا جنگيده و مردى را كه دارايى بسيار داشته است. آن گاه خداوند به قارى قرآن مى‌فرمايد: آيا آنچه را كه بر پيامبرم فرو فرستادم ، به تو نياموختم؟

مى‌گويد: چرا ، اى پروردگار من !

مى‌فرمايد: به آنچه به تو آموخته شد ، چگونه عمل كردى؟

مى‌گويد: در اوقات شب و روز ، آن را مى‌خواندم.

خداوند به او مى‌فرمايد: دروغ مى‌گويى. و فرشتگان نيز به او مى‌گويند : دروغ مى‌گويى.

خداوند مى‌فرمايد: بلكه خواستى كه بگويند: فلانى ، قارى قرآن است . و اين هم گفته شد.

آن گاه، صاحب دارايى را مى‌آورند و خداوند به او مى‌فرمايد: آيا آن قدر به تو ثروت ندادم كه نگذارم به كسى محتاج شوى؟

مى‌گويد: چرا ، اى پروردگار من !

مى‌فرمايد: با آنچه به تو دادم ، چه كردى؟

مى‌گويد: [با آن] به خويشاوندان ، رسيدگى مى‌كردم و صدقه مى‌دادم.

خداوند به او مى‌فرمايد: دروغ مى‌گويى . و فرشتگان نيز به او مى‌گويند: دروغ مى‌گويى.

خداوند مى‌فرمايد: بلكه خواستى بگويند: فلانى ، بخشنده است . و اين هم گفته شد.

سپس مردى را كه در راه خدا كشته شده است ، مى‌آورند . خداوند به او مى‌فرمايد: در چه راهى كشته شدى؟

مى‌گويد: به جهاد در راه تو امر شدم . من هم جنگيدم تا كشته شدم.

خداى متعال به او مى‌فرمايد: دروغ مى‌گويى . و فرشتگان نيز به او مى‌گويند: دروغ مى‌گويى.

خداوند مى‌فرمايد: بلكه خواستى بگويند: فلانى ، آدم شجاعى است . و اين هم گفته شد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس بر زانوان من زد و فرمود: «اى ابو هريره ! اين سه گروه ، نخستين مخلوق خدايند كه در روز قيامت ، آتشْ آنها را مى‌سوزاند» . .

۵۹۲۰.الإمام عليّ عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ أوَّلَ أهلِ النّارِ دُخولاً إلَى النّارِ أهلُ المُنكَرِ . (1)۵۹۱۹.علل الشرائع ( ـ به نقل از سماعه ـ ) مصباح الشريعة ـ في ما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ : أوحَى اللّه‌ُ عز و جل إلى موسَى بنِ عِمرانَ عليه السلام : المُغتابُ إذا تابَ فَهُوَ آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ ، وإن لَم يَتُب فَهُوَ أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ . (2)۵۹۱۸.الغيبة ، طوسى ( ـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ ) تنبيه الخواطر : أوحَى اللّه‌ُ تَعالى إلى موسى عليه السلام : مَن ماتَ تائِبا مِنَ الغيبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ ، ومَن ماتَ مُصِرّا عَلَيها فَهُوَ أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ . (3)۵۹۱۹.علل الشرايع عن سماعة : تنبيه الخواطر : فِي الوَحيِ القَديمِ : ... هَل تَدرونَ أوَّل مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ الفُقَراءُ الرّاضونَ . هَل تَدَرونَ أوَّلَ مَن يَدخُلُ النّارَ ؟ الجَبّارونَ المُتَكَبِّرونَ . هَل تَدَرونَ أوَّلَ

مَن يَخرُجُ مِنَ النّارِ ؟ الفَسَقَةُ المُحسِنونَ . (4)راجع : ص ۶۲۰ (الفصل الثالث عشر : طائفة من المبشّرين بالنار / إبليس وأتباعه) .

.


1) .. الزهد للحسين بن سعيد : ص ۹۵ ح ۷۹ عن عبداللّه بن الوليد الوصّافي ، الأمالي للصدوق : ص ۳۲۷ ح ۳۸۳ عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي ، روضة الواعظين : ص ۴۰۶ ، بحارالأنوار : ج ۷۴ ص ۴۰۷ ح ۱ .

2) .. مصباح الشريعة : ص ۲۷۶ ، كشف الريبة : ص ۱۱ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۲۲۲ .

3) .. تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۱۱۶ ، مستدرك الوسائل : ج ۹ ص ۱۲۶ ح ۱۰۴۳۸ نقلاً عن الراوندي في لبّ اللّباب .

4) .. تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۵ .

۵۹۱۷.امام صادق عليه السلام ( ـ وقتى درباره عرش و كرسى، مورد پرسش قرار گرفت ـ ) امام باقر عليه السلام : نخستين دوزخيانى كه وارد آتش مى‌شوند، اهل منكرات‌اند.۵۹۱۶.تفسير العيّاشى ( ـ به نقل از ابن سنان ـ ) مصباح الشريعة ـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ : خداى عز و جلبه موسى بن عمران وحى فرمود كه : غيبت كننده، هر گاه توبه كند، آخرين كسى است كه وارد بهشت مى‌شود و اگر توبه نكند ، نخستين كسى است كه وارد آتش مى‌شود .۵۹۱۷.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَنِ العَرشِ وَالكُرسِيِّ ـ ) تنبيه الخواطر: خداى متعال به موسى عليه السلام وحى فرمود كه: هر كس از غيبت ، توبه كرده باشد و بميرد، آخرين كسى است كه وارد بهشت مى‌شود و هر كس در حال ادامه بر آن از دنيا برود ، نخستين كسى است كه وارد آتش مى‌شود.۵۹۱۶.تفسير العياشي عن ابن سنان عن الإمام الصادق عليه ا تنبيه الخواطر: در وحى قديم (اديان گذشته) آمده است كه: آيا مى‌دانيد نخستين كسانى كه وارد بهشت مى‌شوند ، چه كسانى هستند ؟ درويشان خُرسند.

آيا مى‌دانيد نخستين كسانى كه وارد آتش مى‌شوند ، چه كسانى هستند ؟ پادشاهان گردن‌فرازند .

آيا مى‌دانيد نخستين كسانى كه از آتشْ بيرون مى‌روند ، چه كسانى هستند؟ گنهكارانِ احسان كننده‌اند.

ر . ك : ص ۶۲۱ (فصل سيزدهم : گروهى از نويد دادگان به آتش / شيطان و پيروانش) . .

۱۲ / ۵أشَدُّ النّاسِ عَذاباالكتاب«فَوَقَـاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ مَا مَكَرُواْ وَ حَاقَ بِألِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ * النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ» . (1)

الحديث۵۹۱۴.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ مِن أشَدِّ النّاسِ عَذابا أشَدَّهُم عَذابا فِي الدُّنيا لِلنّاسِ . (2)۵۹۱۳.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَى اللّه‌ِ يَومَ القِيامَةِ وأشَدَّهُم عَذابا إمامٌ جائِرٌ . (3)۵۹۱۲.الكافي عن منصور بن حازم : عنه صلى الله عليه و آله : مَن دَلَّ سُلطانا عَلَى الجَورِ قُرِنَ مَعَ هامانَ (4)، وكانَ هُوَ وَالسُّلطانُ مِن أشَدِّ أهلِ النّارِ عَذابا . (5).


1) .. غافر : ۴۵ ـ ۴۶ .

2) .. مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۲۳۱ ح ۱۵۳۳۳ ، مسند الشاميّين : ج ۱ ص ۴۴ ح ۳۶ و ج ۲ ص ۹۴ ح ۹۷۷ ، تاريخ دمشق : ج ۴۷ ص ۲۶۵ ح ۱۰۲۲۱ و ج ۶۴ ص ۱۵۱ ح ۱۳۰۷۶ كلّها عن هشام بن حكيم ، كنزالعمّال : ج ۵ ص ۳۹۵ ح ۱۳۴۰۱ .

3) .. مسندابن حنبل : ج ۴ ص ۱۱۱ ح ۱۱۵۲۵ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۵۲ ح ۲۰۱۶۹ وفيه «إليَّ» بدل «إلى اللّه» ، شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۵ ح ۷۳۶۶ ، المعجم الأوسط : ج ۲ ص ۱۶۶ ح ۱۵۹۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۱۶ ح ۱۰۵۱۵ عن عبداللّه بن مسعود وكلاهما نحوه ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۱۵ ح ۱۴۶۳۴ ؛ روضة الواعظين : ص ۵۱۲ ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۳۵۱ ح ۵۹ .

4) .. هَامَان : من نواكر ـ خدم ـ فرعون (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۸۳ «همن») .

5) .. ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۱ عن عبداللّه بن عبّاس ، عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۳۶۵ ح ۵۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۰ ح ۳۰ .

۱۲ / ۵ آنان كه سخت ترين عذاب را دارند

۱۲ / ۵آنان كه سخت‌ترين عذاب را دارندقرآن«پس ، خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى‌كردند ، نگه داشت و فرعونيان را عذاب سخت فرا گرفت : اين كه هر صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند . و در روزى كه رستاخيز برپا شود ، [فرياد مى‌رسد كه:] فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب در آوريد».

حديث۵۹۱۰.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخت‌ترين عذاب را [در قيامت ،] آن كسانى دارند كه در دنيا مردم را سخت‌تر عذاب [و شكنجه ]مى‌دهند.۵۹۰۹.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : منفورترينِ مردم نزد خدا در روز قيامت و آن كه عذابش از همه آنان سخت‌تر است ، پيشواى ستمكار است .۵۹۰۸.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس سلطانى را به ستم راه‌نمايى كند ، با هامان (1)همدم مى‌شود و عذاب او و آن سلطان ، از همه دوزخيان ، سخت‌تر است .

.


1) .يكى از زيردستان فرعون .

۵۹۰۷.تفسير القمّى ( ـ در تفسير اين سخن خداى متعال : {Q} «در آن، هر كا ) عنه صلى الله عليه و آله ـ لَمّا سَأَلَهُ الإِمامُ عَلِيٌّ عليه السلام : ما مَنزِلةُ إمامٍ جائِرٍ مُعتَدٍ لَم يُصلِح لِرَعِيَّتِهِ ولَم يَقُم فيهِم بِأَمرِ اللّه‌ِ تَعالى ؟ ـ : هُوَ رابِعُ أربَعَةٍ مِن أشَدِّ الناسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ : إبليسُ ، و فِرعَونُ ، وقاتِلُ النَّفسِ ، ورابِعُهُم سُلطانٌ جائِرٌ . (1)۵۹۰۶.امام عسكرى عليه السلام ( ـ در تفسير منسوب به ايشان ، درباره اين سخن خداى م ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ مِن أعظَمِ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ مَن أشرَكَهُ اللّه‌ُ في سُلطانِهِ فَجارَ في حُكمِهِ . (2)۵۹۰۵.تفسير القمى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسكان ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ الناسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ رَجُلٌ قَتَلَهُ نَبِيٌّ أو قَتَلَ نَبِيّا ، وإمامُ ضَلالَةٍ ، ومُمَثِّلٌ مِنَ المُمَثِّلينَ (3). (4)۵۹۰۷.تفسير القمّي ( ـ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : {Q} «فِيهَا يُفْرَق ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أشَدَّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ مَن قَتَلَ نَبِيّا ، أو قَتَلَهُ نَبِيٌّ ، أو قَتَلَ أحَدَ والِدَيهِ ، وَالمُصَوِّرونَ ، وعالِمٌ لَم يَنتَفِع بِعِلمِهِ . (5)۵۹۰۶.الإمام العسكريّ عليه السلام ( ـ فِي التَّفسيرِ المَنسوبِ إلَيهِ ، في قَولِهِ تَ ) عنه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ عالِمٌ لَم يَنفَعهُ عِلمُهُ . (6)۵۹۰۵.تفسير القمّي عن عبد اللّه بن مسكان عن الإمام الصا عنه صلى الله عليه و آله : مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ يُريدُ بِهِ رِياءً وسُمعَةً ، لِيُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ ، ويُباهِيَ بِهِ العُلَماءَ ،

ويَطلُبُ بِهِ الدُّنيا ؛ بَدَّدَ اللّه‌ُ عز و جل عِظامَهُ يَومَ القِيامَةِ ، ولَم يَكُن فِي النّارِ أشَدُّ عَذابا مِنهُ ، ولَيسَ نَوعٌ مِن أنواعِ العَذابِ إلّا ويُعَذَّبُ بِهِ مِن شِدَّةِ غَضَبِ اللّه‌ِ عَلَيهِ وسَخَطِهِ . (7).


1) .. ثواب الأعمال : ص ۳۳۸ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۱۸ عن عبداللّه بن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۶ ح ۳۰ .

2) .. تنبيه الخواطر : ج ۱ ص ۵۶ عن طاووس .

3) .. مُمَثِّلٌ مِنَ المُمَثِّلِين : أي مُصَوِّر (النهاية : ج ۴ ص ۲۹۵ «مثل») .

4) .. مسند ابن حنبل : ج ۲ ص ۷۵ ح ۳۸۶۸ ، تفسير ابن كثير : ج ۱ ص ۱۴۶ ، المعجم الكبير : ج ۱۰ ص ۲۱۱ ح ۱۰۴۹۷ نحوه وكلّها عن عبداللّه بن مسعود ، كنزالعمّال : ج ۴ ص ۳۵ ح ۹۳۶۶ ؛ منية المريد : ص ۲۸۱ ، الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۵۶ عن عبداللّه بن مسعود وكلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۲۳ ح ۴۹ .

5) .. شعب الإيمان : ج ۶ ص ۱۹۷ ح ۷۸۸۸ ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۱۷ ح ۸۲۹ كلاهما عن ابن عبّاس ؛ روضة الواعظين : ص ۱۵ وليس فيه «أو قتله نبيّ» و «المصوّرون» .

6) .. المعجم الصغير : ج ۱ ص ۱۸۳ ، شعب الإيمان : ج ۲ ص ۲۸۵ ح ۱۷۷۸ وفيه «لم ينفعه اللّه بعلمه» وكلاهما عن أبي هريرة ، كنزالعمّال : ج ۱۰ ص ۲۰۸ ح ۲۹۰۹۹ نقلاً عن ابن عساكر ؛ منية المريد : ص ۱۵۳ وفيه «لم ينفعه اللّه بعلمه» ، عدّة الداعي : ص ۶۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۱۳ وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۳۸ ح ۶۴ .

7) .. ثواب الأعمال : ص ۳۴۶ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۲۶ عن عبداللّه بن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۷۲ ح ۳۰ .

۵۹۰۴.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ وقتى امام على عليه السلام از ايشان پرسيد : پيشواى ستمگر و متجاوزى كه به اصلاح رعيّتش نپردازد و فرمان خداى متعال را در ميان آنها بر پاى ندارد، چه جايگاهى دارد؟ ـ : او در روز قيامت ، يكى از چهار نفرى است كه سخت‌ترين عذاب را دارند: ابليس، فرعون، قاتل، و چهارمين آنها ، سلطان ستمگر است .۵۹۰۳.تفسير القمّى : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : يكى از كسانى كه در روز قيامت ، سخت‌ترين عذاب را دارند ، كسى است كه خداوند ، او را در سلطنتش شريك كند و او در حكومت خود ، ستم روا دارد.۵۹۰۲.امام كاظم عليه السلام ( ـ در دعايش پس از نماز عصر ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخت‌ترين عذاب را در روز قيامت ، مردى دارد كه پيامبرى ، او را بكشد يا او پيامبرى را بكشد، و [نيز ]پيشواى گم‌راهى، و صورتگرى (1)از صورتگران .۵۹۰۴.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخت‌ترين عذاب در روز قيامت ، براى كسى است كه پيامبرى را بكشد يا به دست پيامبرى كشته شود، يا يكى از والدينش را بكشد، و [نيز براى ]صورتگران و عالِمى كه از علم خود استفاده نكند.۵۹۰۳.تفسير القمي : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : معذّب‌ترينِ مردم در روز قيامت ، دانشمندى است كه دانشش او را سود نبخشد.۵۹۰۲.الإمام الكاظم عليه السلام ( ـ في دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ العَصرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس قرآن را براى خودنمايى و شهرت‌طلبى بياموزد تا با آن به مجادله با نادانان بپردازد و بر دانايان ، فخر بفروشد و به وسيله آن ، دنيا را بجويد،

خداوند عز و جل در روز قيامت، استخوان‌هايش را خُرد مى‌كند و در آتش ، كسى سخت‌تر از او عذاب نمى‌شود و هيچ نوع عذابى نيست ، مگر اين كه از شدّت خشم و غضب خدا بر او ، با آن، عذاب و شكنجه مى‌شود. .


1) .واژه «مُمثِّل» در متن عربى ، به معناى نقّاش، تمثال‌كش، تنديس‌ساز، پيكرتراش و بت‌تراش است .

۵۹۰۱.امام رضا عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ الناسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ الَّذينَ يُضاهونَ بِخَلقِ اللّه‌ِ (1). (2).


1) .. أراد المصوّرين ، الذينَ يُضاهونَ خَلقَ اللّه‌ِ وَيُعارِضونَهُ (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۰۸۸ «ضهى») .

2) .. صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۲۲۱ ح ۵۶۱۰ ، صحيح مسلم : ج ۳ ص ۱۶۶۸ ح ۹۲ ، سنن النسائي : ج ۸ ص ۲۱۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۹ ص ۲۸۰ ح ۲۴۱۳۶ ، السنن الكبرى : ج ۷ ص ۴۳۹ ح ۱۴۵۷۳ كلّها عن عائشة ، كنزالعمّال : ج ۴ ص ۳۶ ح ۹۳۷۲ .

۵۹۰۰.تفسير العيّاشى ( ـ به نقل از حمران ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : معذّب‌ترين مردم در روز قيامت ، كسانى هستند كه براى مخلوقات خداوند ، شبيه مى‌سازند . (1).


1) .مراد ، صورتگران اند .

. .

توضيحى درباره حكم ساختن مجسمه
اشاره

توضيحى درباره حكم ساختن مجسّمهاحاديث فراوانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، در كتب روايى شيعه و اهل سنّت نقل شده ونيز احاديث متعدّدى از ائمه اهل بيت عليهم السلام مبنى بر حرمت مجسمه سازى انسان و حيوانات و موجودات زنده آمده است . (1)اكثر فقهاى مذاهب اسلامى اعمّ از اهل سنّت و اماميّه، بر اساس اين روايات فراوان، فتوا به حرمت مجسمه سازى موجود زنده داده‌اند وحتّى برخى فقهاى شيعه مانند صاحب «جواهر» (2)، و شيخ انصارى (3)در كتاب«المكاسب» و آيت‌اللّه خويى در «مصباح الفقاهة» (4)و فقهاى‌اهل سنّت مانند عبد الرحمن جزيرى در «الفقه على المذاهب الأربعة» (5)و دكتر وهبه زحيلى در «الفقه الإسلامى» (6)ادّعاى اجماع كرده‌اند. امّا برخى فقهاى متقدّم اماميّه مانند شيخ طوسى در تفسير «التبيان» (7)و طبرسى در «مجمع البيان» (8)قائل به كراهت شده و حرمت را اختصاص به بت‌سازى داده‌اند . از معاصران نيز برخى از فقها نيز همين گونه فتوا داده‌اند. (9)منشأ اين اختلاف فتوا ، اختلاف برداشت در موقّت بودن حكم حرمت مجسمه سازى و صورتگرى است كه در احاديث متعدّد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه اهل بيت عليهم السلام رسيده است. گروه اوّل از فقها آن حكم را يك تكليف ثابت دانسته‌اند ؛ امّا گروه دوم آن را حكم موقّت و مختص به شرايط صدر اسلام دانسته‌اند كه هنوز رسوبات بت‌پرستى در ذهن مسلمانان وجود داشته و احيانا با نقّاشى و مجسمه سازى ، معبودهاى مشركان و تكريم و احترام و تقديس آنان، و جلوه‌هاى شرك و بت‌پرستى گاه و بى گاه بروز مى‌كرده است. يكى از فقهاى معاصر مى‌گويد : ظاهر گروهى از احاديث آن است كه تحريم مجسّمه‌سازى و نقّاشى صُوَر انسان وحيوان به خاطر مبارزه با ترويج بت‌پرستى آن زمان بوده است. شدّت لحن اين روايات در توبيخ صورتگرى و تعيين عذاب‌هاى شديد براى نقّاشان و مجسّمه‌سازان ، شاهدى است بر اينكه مقصود ، صورتگرى عادى نيست، مانند: «أشدّ الناس عذابا يوم القيامة رجل قتل نبيّا أو قتله نبيّ ورجل يضلّ الناس بغير علم ومصوّر التماثيل؛ شديدترين عذاب روز قيامت ، براى كسى است كه پيامبرى را به قتل برساند، يا پيامبرى او را مستحق قتل بداند و او را بكشد و كسى كه مردم را به خاطر جهل و ناآگاهى گمراه سازد، و نيز كسى كه مجسّمه‌سازى كند». (10)روشن است كه اين عذاب‌هاى بسيار سخت ، تناسبى با هر نقّاشى و مجسّمه‌سازى‌اى ندارد، زيرا گناه اين كارهايى كه به صورت عادى (غير بت پرستى) از آدم‌كشى و زنا و شرابخوارى و ديگر كبائر بيشتر نيست، چگونه هم طراز با پيامبر كُشى است؟ بنا بر اين ، مقصود از اين صورتگرى بايد چيزى باشد كه واقعا هم‌سنگ و برابر پيامبر كشى و جنگ با خدا و خروج از دين باشد كه همان «بت سازى» است (11). (12)

.


1) .ر . ك : شرح نووى بر صحيح مسلم : ج ۱۳ و ۱۴ ص ۳۲۹ ح ۲۱۰۶ ، وسائل الشيعة : ج ۳ ص ۵۶۰ ـ ۵۶۳ .

2) .جواهر الكلام : ج ۲۲ ص ۴۱ .

3) .مكاسب محرمه (شيخ انصارى) : مسألة ۴ از مسائل «النوع الرابع ما يحرم الاكتساب به لكونه عملاً محرّما فى نفسه» .

4) .مصباح الفقاهة (آية اللّه خويى) : ج ۱ ص ۲۸۶ .

5) .الفقه على المذاهب الأربعة : ج ۲ ص ۳۹ ح ۴۱ .

6) .الفقه الإسلامى وادلّته : ج ۴ ص ۲۶۷۴ .

7) .التبيان فى تفسير القرآن : ج ۱ ص ۲۳۶ .

8) .مجمع البيان : ج ۱ ص ۲۱۲ ذيل آيه ۵۱ سوره بقره .

9) .أنوار الفقاهة (المكاسب المحرّمة) : ص ۱۱۳ .

10) .مستدرك الوسائل : ج ۱۳ ص ۲۱۰ ح ۴ باب ۷۵ (أبواب ما يكتسب به) .

11) .المكاسب : ج ۱ ص ۱۶۹ .

12) .اين متن برگرفته از دائرة المعارف فقه مقارن ، آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى : ج ۱ ص ۳۵۹ بند ۳ مى‌باشد .

. .

. .

۵۹۲۷.الاُصول الستّة عشر ( ـ به نقل از سليمان طلحى ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ أهلِ النّارِ عَذابا مَن وَصَفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَ إلى غَيرِهِ . (1)۵۹۲۸.امام باقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ مَن يَرَى النّاسُ فيهِ خَيرا ولا خَيرَ فيهِ . (2)۵۹۲۹.الكافي عن اسحاق بن عمّار عنه صلى الله عليه و آله : يُجاءُ بِالرَّجُلِ يَومَ القِيامَةِ فَيُلقى فِي النّارِ ، فَتَندَلِقُ أقتابُهُ (3)فِي النّارِ ، فَيَدورُ كَما يَدورُ الحِمارُ بِرَحاهُ ، فَيَجتَمِعُ أهلُ النّارِ عَلَيهِ فَيَقولونَ : أي فُلانُ ، ما شَأنُكَ؟ ألَيسَ كُنتَ تَأمُرُنا بِالمَعروفِ وتَنهانا عَنِ المُنكَرِ؟ قالَ : كُنتُ آمُرُكُم بِالمَعروفِ ولا آتيهِ ، وأنهاكُم عَنِ المُنكَرِ وآتيهِ . (4)۵۷۵۵.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : مَرَرتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي عَلى قَومٍ تُقرَضُ شِفاهُهُم بِمَقاريضَ مِن نارٍ ، قالَ : قُلتُ : مَن هؤُلاءِ؟ قالوا : خُطَباءُ مِن أهلِ الدُّنيا ، كانوا يَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ ويَنسَونَ أنفُسَهُم ، وهُم يَتلونَ الكِتابَ ، أفَلا يَعقِلونَ (5)؟ (6).


1) .. جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۳۳ ، الكافي : ج ۲ ص ۳۰۰ ح ۲ عن قتيبة الأعشى عن الإمام الصادق عليه السلام ، مستطرفات السرائر : ص ۱۶۳ ح ۱ عن خيثمة عن الإمام الصادق عليه السلام ، أعلام الدين : ص ۸۳ عن الإمام الصادق عليه السلام وكلّها نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۲۴ ح ۲ .

2) .. الفردوس : ج ۱ ص ۳۶۱ ح ۱۴۵۸ عن ابن عمر ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۴۷۳ ح ۷۴۸۵ نقلاً عن أبي عبدالرحمن السلمي في الأربعين .

3) .. فَتَندَلِق أقْتابُه ، الاِنْدِلاق : خروج الشيء من مكانه ؛ يريد خروج أمعائه من جوفه (النهاية : ج ۲ ص ۱۳۰ «دلق») .

4) .. صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۱۹۱ ح ۳۰۹۴ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۹۱ ح ۵۱ ، مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۱۸۳ ح ۲۱۸۴۳ ، السنن الكبرى : ج ۱۰ ص ۱۶۲ ح ۲۰۲۰۹ كلّها عن اُسامة بن زيد ، كنزالعمّال : ج ۱۰ ص ۱۹۴ ح ۲۹۰۲۳ .

5) .. إشارة إلى الآية ۴۴ من سورة البقرة .

6) .. مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۴۲ ح ۱۲۲۱۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱ ص ۲۴۹ ح ۵۳ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۴۴۶ ح ۷ ، مسند أبي يعلى : ج ۴ ص ۱۱۱ ح ۳۹۷۹ كلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۱۰ ص ۲۰۹ ح ۲۹۱۰۶ ؛ مجمع البيان : ج ۱ ص ۲۱۵ عن أنس وليس فيه «وهم يتلون الكتاب أفلا يعقلون» ، إرشاد القلوب : ص ۱۶ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۲۳ .

نظام دوزخ۵۷۵۷.الإمام عليّ عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : معذّب‌ترينِ دوزخيان ، كسى است كه از عدالت [و حق] ، سخن بگويد و خود ، خلاف آن ، عمل كند.۵۷۵۸.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخت‌ترين عذاب را در روز قيامت ، كسى دارد كه مردم در او خوبى ببينند ، در حالى كه از خوبى ، بى‌بهره است.۵۷۵۹.عنه عليه السلام ( ـ في بَيانِ أنواعِ الظُّلمِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت، مردى را مى‌آورند و در آتش مى‌افكنند ، به طورى كه روده‌هايش در آتش مى‌ريزد و مانند اُلاغ آسياب ، دور خود مى‌چرخد. دوزخيان بر گرد او مى‌آيند و مى‌گويند: اى فلان! چرا به چنين روزى افتاده‌اى؟ مگر تو نبودى كه ما را امر به معروف و نهى از منكر مى‌كردى؟

مى‌گويد: شما را امر به معروف مى‌كردم ؛ ولى خودم آن را انجام نمى‌دادم، و شما را از منكر باز مى‌داشتم ؛ ولى خودم آن را انجام مى‌دادم .۵۷۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شبى كه به معراج برده شدم ، بر گروهى گذشتم كه لب‌هاى آنها را با قيچى‌هايى از آتش ، قيچى مى‌كردند. گفتم: اينها كيستند؟

گفتند: خطيبان دنيا كه مردم را به نيكى فرمان مى‌دادند و خود را از ياد مى‌بردند ، در حالى كه كتاب [خدا ]را مى‌خواندند . پس آيا تعقّل نمى‌كنند ؟ (1).


1) .اشاره است به آيه ۴۴ سوره بقره .

۵۷۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : التبيان عن أبي عبيدة بن الجرّاح : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أيُّ النّاسِ أشَدُّ عَذابا يَومَ القِيامَةِ ؟ قالَ : رَجُلٌ قَتَلَ نبيّا أو رَجُلاً أمَرَ بِمَعروفٍ ونَهى عَن مُنكَرٍ . ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله «وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» . (1)

ثُمَّ قالَ : يا أبا عُبَيدَةَ ، قَتَلَت بَنو إسرائيلَ ثَلاثَةً وأربَعينَ نَبِيّا مِن أوَّلِ النَّهارِ في ساعَةٍ واحِدَةٍ ، فَقامَ مِئَةُ رَجُلٍ وَاثنا عَشَرَ رَجُلاً مِن عُبّادِ بَني إسرائيلَ ، فَأمَروا مَن قَتَلَهُم بِالمَعروفِ ، ونَهَوهُم عَنِ المُنكَرِ ، فَقُتِلوا جَميعا مِن آخِرِ النَّهارِ في ذلِكَ اليَومِ ، وهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ اللّه‌ُ . (2)۵۷۵۷.امام على عليه السلام : الإمام عليّ عليه السلام : أشَدُّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ المُتَسَخِّطُ لِقَضاءِ اللّه‌ِ . (3)۵۷۵۸.امام على عليه السلام : عنه عليه السلام : أشَدُّ النّاسِ عُقوبَةً رَجُلٌ كافَأَ الإِحسانَ بِالإِساءَةِ . (4)۵۷۵۹.امام على عليه السلام ( ـ در بيان انواع ستم ـ ) الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ لَا تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً» ـ : مَعصِيَةً ومَقتا ، فَإِنَّ اللّه‌َ يَمقُتُهُ ويُبغِضُهُ ، قَولُهُ : «وَسَاءَ سَبِيلاً» (5): وهُوَ أشَدُّ النّاسِ عَذابا ، وَالزِّنا مِن أكبَرِ الكَبائِرِ . (6)۵۷۶۰.عنه عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أشَدُّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ مَن أقَرَّ نُطفَتَهُ في رَحِمٍ مُحَرَّمٍ عَلَيهِ . (7).


1) .. آل عمران : ۲۱ .

2) .. التبيان في تفسير القرآن : ج ۲ ص ۴۲۲ ، مجمع البيان : ج ۲ ص ۷۲۰ ؛ تفسير الطبري : ج ۳ الجزء ۳ ص ۲۱۶ ، مسند البزّار : ج ۴ ص ۱۱۰ ح ۱۲۸۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۲ ص ۳۶۳ كلاهما نحوه .

3) .. غرر الحكم : ح ۳۲۲۵ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۱۵ ح ۲۵۵۳ .

4) .. غرر الحكم : ح ۳۲۱۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۱۶ ح ۲۵۵۸ .

5) .. النساء : ۲۲ .

6) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۹ عن أبي الجارود ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۹ ح ۵ .

7) .. دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۴۴۷ ح ۱۵۶۲ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الكافي : ج ۵ ص ۵۴۱ ح ۱ ، ثواب الأعمال : ص ۳۱۳ ح ۷ كلاهما عن عليّ بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۹۲ ح ۳۲۴ عن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۲۶ ح ۲۸ .

۵۷۶۱.عنه عليه السلام : التبيان ـ به نقل از ابو عبيدة بن جرّاح ـ : گفتم : اى پيامبر خدا ! مُعذّب‌ترين مردم در روز قيامت ، چه كسانى هستند؟

فرمود: «مردى كه پيامبرى را و يا مردى را كه امر به معروف و نهى از منكر مى‌كند ، بكشد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند: «و كسانى از مردم كه فرمان دهندگان به عدالت را مى‌كشند ، آنان را به عذابى دردناك ، بشارت ده» .

آن گاه فرمود: «اى ابو عبيده! بنى اسرائيل، از آغاز روز، در يك ساعت ، چهل و سه پيامبر را كشتند . پس يكصد و دوازده تن از عابدان بنى اسرائيل برخاستند و قاتلان آنها را امر به معروف و نهى از منكر كردند و آنها هم تا آخر همان روز به قتل رسيدند . اينها همانان‌اند كه خداوند از ايشان ياد كرده است .۵۷۶۲.الإمام الباقر عليه السلام : امام على عليه السلام : معذّب‌ترينِ مردم در روز قيامت ، كسى است كه از قضاى الهى ناخشنود باشد.۵۷۶۰.امام على عليه السلام : امام على عليه السلام : سخت‌ترين كيفر را مردى خواهد داشت كه نيكى را به بدى پاسخ دهد.۵۷۶۱.امام على عليه السلام : امام باقر عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال : «به زنا نزديك نشويد كه فحشاست» ـ : يعنى معصيت است و منفور؛ چرا كه خدا آن را دشمن مى‌دارد و از آن نفرت دارد . فرمود: «و بد راهى است!» ؛ يعنى چنين كسى سخت‌ترين عذاب را دارد . زنا از بزرگ‌ترين گناهان بزرگ است .۵۷۶۲.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، سخت‌ترين عذاب را كسى دارد كه نطفه خود را در رحمى كه بر او حرام است، جاى دهد. .

۵۷۶۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في بَيانِ مَعنَى القَضاءِ وتَفسيرِهِ ـ ) إرشاد القلوب عن رفاعة بن أعين : قالَ لِيَ الصّادِقُ عليه السلام : ألا اُخبِرُكَ بِأَشَدِّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ ؟ قُلتُ : بَلى يا مَولايَ ، قالَ : أشَدُّ النّاسِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ مَن أعانَ عَلى مُؤمِنٍ بِشَطرِ كَلِمَةٍ . ثُمَّ قالَ : ألا اُخبِرُكَ بِأَشَدَّ مِن ذلِكَ ؟ فَقُلتُ : بَلى يا سَيِّدي ، فَقالَ : مَن عابَ عَلَيهِ شَيئا مِن قَولِهِ أو فِعلِهِ . (1)۵۷۶۳.امام على عليه السلام ( ـ در بيان معنا و تفسير «قضا» ـ ) جامع الأحاديث عن رفاعة النحاس : قالَ لي أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : يا رِفاعَةُ ، ألا أُحَدِّثُكَ بِأَشَدِّ أهلِ النّارِ عَذابا؟ قُلتُ : بَلى . قالَ : مَن أعانَ عَلى مُؤمِنٍ بِشَطرِ كَلِمَةٍ . ثُمَّ قالَ : ألا أُخبِرُكَ بِأَشَدَّ مِن هذا عَذابا؟ قُلتُ : بَلى . قالَ : مَنِ ادَّخَرَ عَنهُ شَيئا يَحتاجُ إلَيهِ في دُنياهُ و آخِرَتِهِ ، فَأُولئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّه‌ُ ويَلعَنُهُمُ اللّاعِنونَ .

ثُمَّ قالَ : ألا أُخبِرُكُم بِأَشَدَّ مِن هذَينِ؟ قُلتُ : بَلى . قالَ : مَنِ اغتابَ عَلَيهِ شَيئا في قَولٍ لِكَي يَغتابَهُ ويَرُدَّ عَلَيهِ ، فَهُوَ يَومَ القِيامَةِ مِمَّن قالَ اللّه‌ُ : « فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِيدَكُمْ إلَّا عَذَابًا » .(2)۵۷۶۴.المحاسن عن محمّد بن إسحاق : الإمام عليّ عليه السلام : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ : يا عَلِيُّ ، عَلِمتَ أنَّ جَبرَئيلَ عليه السلام أخبَرَني أنَّ أُمَّتي تَغدِرُ بِكَ مِن بَعدي ، فَوَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ (ثُمَّ وَيلٌ لَهُم) ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، وما وَيلٌ؟ قالَ : وادٍ في جَهَنَّمَ أكثَرُ أهلِهِ مُعادوكَ ، وَالقاتِلونَ لِذُرِّيَّتِكَ ، وَالنّاكِثُ لِبَيعَتِكَ .

فَطوبى ثُمَّ طوبى (ثُمَّ طوبى ، ثَلاثَ مَرّاتٍ) لِمَن أَحَبَّكَ ووَفى لَكَ . قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، وما طوبى؟ قالَ : شَجَرَةٌ في دارِكَ فِي الجَنَّةِ ، لَيسَ دارٌ مِن دورِ شيعَتِكَ فِي الجَنَّةِ إلّا وفيها غُصنٌ مِن تِلكَ الشَّجَرَةِ ، تُهدي (تَهَدَّلُ (3)) عَلَيهِم (إلَيهِم)

بِكُلِّ ما يَشتَهونَ . (4).


1) .. إرشاد القلوب : ص ۷۷ .

2) .. جامع الأحاديث للقمّي : ص ۲۳۳ .

3) .. تَهَدَّل أغصانُها : أي تدَلّتْ واستَرخَتْ لثِقْلها بالثمرة (النهاية : ج ۵ ص ۲۵۱ «هدل») .

4) .. تفسير فرات : ص ۲۱۵ ح ۲۸۸ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۲ ح ۸۲ .

۵۷۶۴.المحاسن ( ـ به نقل از محمّد بن اسحاق ـ ) إرشاد القلوب ـ به نقل از رفاعة بن اَعيَن ـ : امام صادق عليه السلام به من فرمود: «آيا تو را از معذّب‌ترينِ مردم در روز قيامت ، خبر ندهم؟» .

گفتم : چرا، اى سَروَر من !

فرمود: «معذّب‌ترينِ مردم در روز قيامت ، كسى است كه با نيم كلمه‌اى ، بر ضدّ مؤمن كمك كند» .

سپس فرمود: «آيا تو را به معذّب‌تر از او خبر ندهم؟» .

گفتم : چرا، اى سَروَر من !

فرمود: «كسى كه او (مؤمن) را به چيزى از گفتار يا كردارش سركوفت زند» .۵۷۶۵.الكافي عن عليّ بن إبراهيم الهاشمي : جامع الأحاديث ـ به نقل از رفاعه نحّاس ـ : امام صادق عليه السلام به من فرمود: «اى رفاعه! آيا از معذّب‌ترينِ دوزخيان برايت نگويم؟» .

گفتم : بفرماييد.

فرمود: «كسى كه [حتّى] نيم كلمه بر ضدّ مؤمن ، كمك كند» .

سپس فرمود: «آيا تو را از معذّب‌تر از او خبر ندهم؟» .

گفتم : بفرماييد.

فرمود: «كسى كه چيزى را كه مؤمن در دنيا و آخرتش بِدان نياز دارد ، از او دريغ ورزد. اينان را خدا و لعنت كنندگان ، لعنت مى‌كنند» .

باز فرمود: «آيا تو را از معذّب‌تر از اين دو ، خبر ندهم؟» .

گفتم : بفرماييد.

فرمود: «كسى كه در غياب مؤمن ، سخنى عليه او بگويد ، به طورى كه او نيز [وادار شود ]از او غيبت كند و پاسخش را بدهد. چنين فردى در روز قيامت ، از كسانى است كه خداوند فرموده است: «پس بچشيد كه جز بر عذابتان نمى‌افزاييم» ».۵۷۶۶.الكافي عن يونس بن عبدالرحمن : امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روزى فرمود: «اى على! دانستى كه جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه امّتم پس از من با تو پيمان مى‌شكنند. پس ويل، ويل ، ويل براى ايشان باد !» .

گفتم : اى پيامبر خدا ! ويل چيست؟

فرمود: «درّه‌اى است در جهنّم كه بيشتر اهل آن را دشمنان تو و كُشندگان فرزندان تو و بيعت‌شكنانِ با تو ، تشكيل مى‌دهند . و طوبا، طوبا و طوبا براى آن كه تو را دوست بدارد و با تو وفادار باشد» .

گفتم : اى پيامبر خدا ! طوبى چيست؟

فرمود: «درختى است در خانه تو در بهشت، و هيچ خانه‌اى از خانه‌هاى شيعيان تو در بهشت نيست ، مگر اين كه شاخه‌اى از آن درخت در آن وجود دارد و هر چه دلشان بخواهد ، به آنان تقديم مى‌كند ( / از سنگينى بار و بر ،

به سمت آنها سر خم مى‌كند)» . .

۱۲ / ۶مَن يُضاعَفُ لَهُ العَذابُالكتاب«الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَهَا عِوَجًا وَ هُم بِالْاخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ * أُوْلَائِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِى الْأَرْضِ وَ مَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ مَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ» . (1)

«وَ عِبَادُ الرَّحْمانِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا * وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِيَامًا * وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا * إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقَامًا * وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْتُرُواْ وَ كَانَ بَيْنَ ذَ لِكَ قَوَامًا * وَ الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَـهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إلَّا بِالْحَقِّ وَ لَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ يَلْقَ أَثَامًا * يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا» . (2)

«الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ صَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ» . (3)

«قَالَ ادْخُلُواْ فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ الْجِنِّ وَ الإِنسِ فِى النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُِولَـاهُمْ رَبَّنَا هَـؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَئَاتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَـكِن لَا تَعْلَمُونَ» . (4)

«يَانِسَاءَ النَّبِىِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا» . (5)

.


1) .. هود : ۱۹ و ۲۰ .

2) .. الفرقان : ۶۳ ـ ۶۹ .

3) .. النحل : ۸۸ .

4) .. الأعراف : ۳۸ .

5) .. الأحزاب : ۳۰ .

۱۲ / ۶ كسانى كه دو چندان عذاب مى شوند

۱۲ / ۶كسانى كه دو چندان عذاب مى‌شوندقرآن«همانان كه مردم را از راه خدا باز مى‌دارند و آن را كج مى‌خواهند و به آخرت ناباورند. آنان در زمين ، درمانده كنندگان [خدا] نيستند و جز خدا دوستانى ندارند . عذاب براى آنان ، دو چندان مى‌شود . آنان توان شنيدن [حق را] نداشتند و [حق را ]نمى‌ديدند».

«و بندگان خداى مهربان ، كسانى‌اند كه روى زمين ، به نرمى گام بر مى‌دارند ، و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند ، به ملايمت پاسخ مى‌دهند، و آنان[اند] كه در حال سجده يا ايستاده ، شب را به روز مى‌آورند و كسانى كه مى‌گويند: «پروردگارا ! عذاب جهنّم را از ما باز گردان كه عذابش سخت و دائمى است و بد قرارگاه و جايگاهى است» . و كسانى اند كه چون انفاق مى‌كنند ، نه ولخرجى مى‌كنند و نه تنگ مى‌گيرند و ميان اين دو [روش] ، حدّ وسط را بر مى‌گزينند، و كسانى[اند ]كه با خدا معبودى ديگر نمى‌خوانند و كسى را كه خدا [خونش را ]حرام كرده است ، جز به حق نمى‌كشند، و زنا نمى‌كنند . و هر كس اينها را انجام دهد ، سزايش را دريافت خواهد كرد . در روز قيامت ، عذاب براى او دو چندان مى‌شود و پيوسته در آن ، خوار مى‌ماند» .

«كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند ، به [سزاى] آن كه فساد مى‌كردند ، عذابى بر عذابشان مى‌افزاييم».

«مى‌فرمايد: در ميان امّت‌هايى از جن و انس كه پيش از شما بوده‌اند، داخل آتش شويد. هر بار كه امّتى [در آتش] در آيد، همكيشان خود را لعنت مى‌كند تا وقتى كه همگى در آن به هم بپيوندند . [آن گاه] پيروانشان در باره پيشوايانشان مى‌گويند: «پروردگارا ! اينان ما را گم‌راه كردند . پس دو برابر ، عذاب آتش به آنان بده». خدا مى‌فرمايد: براى هر كدام [عذاب] دو چندان است ؛ ولى شما نمى‌دانيد».

«اى زنان پيامبر ! هر كس از شما مبادرت به كار زشت آشكارى كند ، عذابش دو چندان خواهد بود، و اين بر خدا همواره آسان است».

.

الحديث۵۹۳۳.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَن مَشى في قَطيعَةٍ بَينَ اثنَينِ كانَ عَلَيهِ مِنَ الوِزرِ بِقَدرِ ما لِمَن أصلَحَ بَينَ اثنَينِ مِنَ الأَجرِ ، مَكتوبٌ عَلَيهِ لَعنَةُ اللّه‌ِ حَتّى يَدخُلَ جَهَنَّمَ ، فَيُضاعَفَ لَهُ العَذابُ . (1)۵۹۳۴.الإمام الرضا عليه السلام : الإمام زين العابدين عليه السلام : لِمُسيئِنا ضِعفانِ مِنَ العَذابِ . (2)۱۲ / ۷مَن يُخَفَّفُ عَنهُ العَذابُ۵۹۳۴.امام رضا عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه‌َ يَأمُرُ بِالكافِرِ السَّخِيِّ إلى جَهَنَّمَ ، فَيَقولُ لِمالِكٍ خازِنِ جَهَنَّمَ : عَذِّبهُ وخَفِّفَ عَنهُ العَذابَ عَلى قَدرِ سَخائِهِ الَّذي كانَ في دارِالدُّنيا . (3)۵۹۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله ـ لِعَدِيِّ بنِ حاتِمٍ ـ : إنَّ اللّه‌َ دَفَعَ عَن أبيكَ العَذابَ الشَّديدَ لِسَخاءِ نَفسِهِ . (4).


1) .. ثواب الأعمال : ص ۳۳۹ ح ۱ عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس ، أعلام الدين : ص ۴۲۰ عن عبداللّه بن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۳۶۷ ح ۳۰ .

2) .. معاني الأخبار : ص ۱۰۶ ح ۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۲۳۲ ح ۱ كلاهما عن الحسن بن موسى الوشّاء البغدادي ، بحارالأنوار : ج ۴۳ ص ۲۳۰ ح ۲ .

3) .. الفردوس : ج ۱ ص ۱۵۲ ح ۵۵۴ عن ابن عبّاس ، كنزالعمّال : ج ۶ ص ۳۹۲ ح ۱۶۲۱۱ .

4) .. الاختصاص : ص ۲۵۳ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ص ۳۶۲ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۳۵۴ ح ۱۶ .

۱۲ / ۷ كسانى كه عذابشان تخفيف مى يابد

حديث۵۹۳۶.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در جدايى انداختن ميان دو كس بكوشد، گناهش به اندازه پاداش كسى است كه ميان دو كس آشتى مى‌افكند، و لعنت خدا بر او نوشته شده است تا آن كه به جهنّم وارد شود و دو چندان عذاب شود.۵۹۳۷.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي استِغفارِهِ فِي السَّحَرِ ـ ) امام زين العابدين عليه السلام : براى گنهكارِ [خاندان] ما ، دو برابر عذاب است .۱۲ / ۷كسانى كه عذابشان تخفيف مى‌يابد۵۹۳۹.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى متعال دستور مى‌دهد كه كافر سخاوتمند را به جهنّم ببرند و به مالك، نگهبان جهنّم، مى‌فرمايد: «او را عذاب كن ؛ امّا به اندازه سخاوتى كه در دنيا داشته است ، عذابش را تخفيف بده».۵۹۴۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به عدى بن حاتم ـ : خداوند ، عذاب سخت را از پدرت، به خاطر سخاوتش برداشت .

.

۵۹۴۱.عنه صلى الله عليه و آله : المستدرك على الصحيحين عن عبداللّه بن مسعود : عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله قالَ : ما أحسَنَ مُحسِنٌ مِن مُسلِمٍ ولا كافِرٍ إلّا أثابَهُ اللّه‌ُ . قالَ : فَقُلنا : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، ما إثابَةُ اللّه‌ِ الكافِرَ ؟ قالَ : إن كانَ قَد وَصَلَ رَحِما ، أو تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ ، أو عَمِلَ حَسَنَةً ؛ أثابَهُ اللّه‌ُ المالَ وَالوَلَدَ وَالصِّحَّةَ وأشباهَ ذلِكَ . قالَ : فَقُلنا : ما إثابَتُهُ فِي الآخِرَةِ ؟ فَقالَ : عَذابا دونَ العَذابِ ، قالَ : وقَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ» (1). (2)۵۹۴۲.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : قِراءَةُ القُرآنِ فِي المُصحَفِ تُخَفِّفُ العَذابَ عَنِ الوالِدينَ ولَو كانا كافِرَينِ . (3)۱۲ / ۸مَن يَتَأَذّى بِهِم أهلُ النّارِ!۵۹۴۵.عنه عليه السلام ( ـ في نِهايَةِ كِتابِهِ لِابنِهِ الحَسَنِ عليه الس ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أربَعَةٌ يُؤذونَ أهلَ النّارِ عَلى ما بِهِم مِنَ الأَذى ، يُسقَونَ مِنَ الحَميمِ فِي الجَحيمِ ، يُنادونَ بِالوَيلِ وَالثُّبورِ ، فَيَقولُ أهلُ النّارِ بَعضُهُم لِبَعضٍ : ما بالُ هؤُلاءِ الأَربَعَةِ قَد آذَونا عَلى ما بِنا مِنَ الأَذى؟!

فَرَجُلٌ مُعَلَّقٌ في تابوتٍ مِن جَمرٍ ، ورَجُلٌ يَجُرُّ أمعاءَهُ ، ورَجُلٌ يَسيلُ فَوهُ قَيحا ودَما ، ورَجُلٌ يَأكُلُ لَحمَهُ .

فَيُقالُ لِصاحِبِ التابوتِ : ما بالُ الأَبعَدِ ؛ قَد آذانا عَلى ما بِنا مِنَ الأَذى؟ فَيَقولُ : إنَّ الأَبعَدَ ماتَ وفي عُنُقِهِ أموالُ النّاسِ ، لَم يَجِد لَها في نَفسِهِ أداءً ولا مَخلَصا ولا وَفاءً .

ثُمَّ يُقالُ لِلَّذي يَجُرُّ أمعاءَهُ : ما بالُ الأَبعَدِ قَد آذانا عَلى ما بِنا مِنَ الأَذى؟ فَيَقولُ : إنَّ الأَبعَدَ كانَ لا يُبالي أينَ أصابَ البَولُ مِن جَسَدِهِ .

ثُمَّ يُقالُ لِلَّذي يَسيلُ فَوهُ قَيحا ودَما : ما بالَ الأَبعَدِ ؛ قَد آذانا عَلى ما بِنا مِنَ الأَذى؟ فَيَقولُ : إنَّ الأَبعَدَ كانَ يُحاكي ، فَيَنظُرُ إلى كُلِّ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ فَيُفسِدُ بِها ويُحاكي بِها .

ثُمَّ يُقالُ لِلَّذي يَأكُلُ لَحمَهُ : ما بالُ الأَبعَدِ ؛ قَد آذانا عَلى ما بِنا مِنَ الأَذى؟ فَيَقولُ : إنَّ الأَبعَدَ كانَ يَأكُلُ لُحومَ النّاسِ بِالغيبَةِ ، ويَمشي بِالنَّميمَةِ . (4).


1) .. فاطر : ۴۶ .

2) .. المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۲۷۸ ح ۳۰۰۱ ، تهذيب الكمال : ج ۱۴ ص ۷۴ ح ۳۰۶۱ ، تفسير ابن كثير : ج ۷ ص ۱۳۸ ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۳۹ ح ۳۰۳۸ .

3) .. الكافي : ج ۲ ص ۶۱۳ ح ۴ عن الحسن بن راشد عن جدّه ، وسائل الشيعة : ج ۴ ص ۸۵۴ ح ۷۷۳۹ .

4) .ثواب الأعمال : ص ۲۹۵ ح ۱ ، الأمالي للصدوق : ص ۶۷۶ ح ۹۱۹ وفيه «فيسندها» بدل «فيفسد بها» وكلاهما عن حفص بن غياث ، كشف الريبة : ص ۹ وفيه «فيشيّدها» بدل «فيفسد بها» وكلّها عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۸۱ ح ۲ ؛ المعجم الكبير : ج ۷ ص ۳۱۰ ح ۷۲۲۶ ، الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۹۴ ح ۳۲۸ كلاهما عن شفي بن ماتع نحوه ، كنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۷۱ ح ۴۳۹۷۹ .

۱۲ / ۸ آنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى كِشند !

۵۹۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ نيكوكارى از مسلمان و كافر، نيكى نمى‌كند ، مگر آن كه خداوند به او پاداش مى‌دهد».

گفتيم : اى پيامبر خدا ! پاداش خدا به كافر چيست؟

فرمود: «اگر صله رحمى كرده يا صدقه‌اى داده يا كار نيكى كرده باشد ، خداوند به او مال و فرزند و سلامت و مانند اينها پاداش مى‌دهد» .

گفتيم : پاداشش در آخرت چيست؟

فرمود: «عذابى تخفيف‌يافته» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند: «فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب در آوريد» .۵۹۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : خواندن قرآن از روى آن، عذاب پدر و مادر را سبُك مى‌گرداند ، اگرچه آن دو كافر باشند.۱۲ / ۸آنان كه دوزخيان ، از دستشان آزار مى‌كِشند !۵۹۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار دسته‌اند كه دوزخيان با آن كه خود در عذاب‌اند ، از آنها آزار مى‌بينند ، در دوزخ ، به آنها آب جوش نوشانده مى‌شود و صداى آه و وا ويلا ، سر مى‌دهند . دوزخيان به همديگر مى‌گويند : اينان را چه مى‌شود كه ما را آزار مى‌دهند ، با اين كه خود در اذيّتيم؟! مردى آويزان در تابوتى از اَخگر ؛ مردى كه معده و روده‌اش را مى‌كِشد ؛ مردى كه از دهانش چرك و خونْ جارى است ؛ و مردى ديگر كه گوشت او را مى‌خورَد .

به آويزانِ در تابوت ، گفته مى‌شود : اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‌دهد؟

مى‌گويد : اين دور از رحمت خدا ، مُرد ، در حالى كه اموال مردم بر عهده‌اش بود و چيزى نداشت تا آنها را پس بدهد و راه رهايى هم نداشت و وفاى به عهد نكرد .

آن گاه به آن كه روده و معده‌هايش را با خود مى‌كِشد ، گفته مى‌شود : اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‌دهد؟

مى‌گويد : اين دور از رحمت خدا ، باكى نداشت كه بول به بدنش ترشّح كند .

سپس به آن كه از دهانش چرك و خون جارى است ، گفته مى‌شود : اين دور از رحمت خدا را چه شده كه ما را ـ به رغم رنجى كه داريم ـ آزار مى‌دهد؟

مى‌گويد : اين دور از رحمت خدا ، نقلِ قول مى‌كرد . به هر سخن بدى مى‌نگريست و با آن ، فساد به پا مى‌كرد و آن را نقل مى‌نمود .

و به آن كه گوشتش را مى‌خورَد ، گفته مى‌شود : اين دورترين از رحمت را چه شده كه ما را ـ به رغمِ رنجى كه داريم ـ آزار مى‌دهد؟

مى‌گويد : اين دورترين از رحمت ، با غيبت كردن ، گوشت مردم را مى‌خورد و در پىِ سخن‌چينى بود .

.

۵۹۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بحارالأنوار عن أسرار الصلاة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ النّارَ وأهلَها يَعِجّونَ مِن أهلِ الرِّئاءِ . فَقيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، كَيفَ تَعِجُّ النّارُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله : مِن حَرِّ النّارِ الَّتي يُعَذَّبون بِها . (1)۵۹۴۴.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : العُلَماءُ رَجُلانِ : رَجُلٌ عالِمٌ آخِذٌ بِعِلمِهِ ؛ فَهذا ناجٍ . وعالِمٌ تارِكٌ لِعِلمِهِ ؛ فَهذا هالِكٌ .

وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَأَذَّونَ مِن ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلمِهِ .

وإنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبدا إلَى اللّه‌ِ ، فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ ، فَأَطاعَ اللّه‌َ ، فَأَدخَلَهُ اللّه‌ُ الجَنَّةَ ، وأدخَلَ الدّاعيَ النّارَ بِتَركِهِ عِلمَهُ ، وَاتِّباعِهِ

الهَوى وطولَ الأَمَلِ . (2).


1) .بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۳۰۵ ح ۵۲ .

2) .الكافي : ج ۱ ص ۴۴ ح ۱ ، الخصال : ص ۵۱ ح ۶۳ ، منية المريد : ص ۱۴۶ ، مشكاة الأنوار : ص ۲۴۶ ح ۷۲۰ ، أعلام الدين : ص ۸۹ وليس فيه «وإنّ أهل النار ... لعلمه » ، كتاب سليم بن قيس : ج ۲ ص ۷۱۸ نحوه وكلّها عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۲ .

۵۹۴۵.امام على عليه السلام ( ـ در انتهاى نامه اش به فرزندش حسن عليه السلام ـ ) بحار الأنوار ـ به نقل از أسرار الصلاة ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «دوزخ و دوزخيان ، از دست رياكاران ، ضجّه سر مى‌دهند» .

گفته شد : اى پيامبر خدا! آتش جهنّم ، چگونه ضجّه سر مى‌دهد؟

فرمود : «از داغىِ آتشى كه با آن دوزخيان را عذاب مى‌كنند» .۵۹۴۶.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : علما ، دو دسته‌اند : عالمى كه به علمش عمل مى‌كند كه نجات‌يافته است ، و عالمى كه به علمش بى‌اعتناست كه هلاك شده‌است . دوزخيان ، از بوى عالم بى‌عمل ، اذيّت مى‌شوند .

بدترين پشيمانى و حسرت در ميان دوزخيان ، از آنِ مردى است كه كسى را به سوى خدا ، دعوت مى‌كند و او ، آن را مى‌پذيرد و قبول مى‌كند و از خدا ، اطاعت مى‌نمايد و خدا ، او را به بهشت مى‌برد ؛ امّا دعوت كننده را به خاطر ترك عملش

و پيروى از هوس و آرزوى طولانى ، به جهنّم مى‌برد . .

۵۹۴۷.الإمام زين العابدين والإمام الباقر عليهماالسلام : عنه صلى الله عليه و آله : مَنِ اغتابَ امرَءا مُسلِما بَطَلَ صَومُهُ ، ونُقِضَ وُضوؤُهُ ، وجاءَ يَومَ القيامَةِ تَفوحُ مِن فيهِ رائِحَةٌ أنتَنُ مِنَ الجيفَةِ ، يَتَأَذّى بِها أهلُ المَوقِفِ ، فَإِن ماتَ قَبلَ أن يَتوبَ ماتَ مُستَحِلّاً لِما حَرَّمَ اللّه‌ُ عز و جل . (1)۵۹۴۸.الكافي عن زرارة عن الإمام الباقر عليه السلام ، قا عنه صلى الله عليه و آله : يُؤتى بِالزّاني يَومَ القِيامَةِ حَتّى يَكونَ فَوقَ أهلِ النّارِ ، فَيَقطُرُ قَطرَةٌ مِن فَرجِهِ فَيَتَأَذّى بِها أهلُ جَهَنَّمَ مِن نَتنِها ، فَيَقولُ أهلُ جَهَنَّمَ لِلخُزّانِ : ما هذِهِ الرّائِحَةُ المُنتِنَةُ الَّتي قَد آذَتنا؟ فَيُقالُ لَهُم : هذِهِ رائِحَةُ زانٍ .

وتُؤتى بِامرَأَةٍ زانِيَةٍ فَيَقطُرُ قَطرَةٌ مِن فَرجِها ، فَيَتَأَذّى بِها أهلُ النّارِ مِن نَتنِها . (2)۵۹۴۹.الكافي عن حمّاد بن عثمان : عنه صلى الله عليه و آله : ألا ومَن زَنا بِامرَأَةٍ مُسلِمَةٍ أو يَهودِيَّةٍ أو نَصرانِيَّةٍ أو مَجوسِيَّةٍ ؛ حُرَّةٍ أو أمَةٍ ، ثُمَّ لَم يَتُب مِنهُ وماتَ مُصِرّا عَلَيهِ ، فَتَحَ اللّه‌ُ لَهُ في قَبرِهِ ثَلاثَمِئَةٍ بابٍ ، تَخرُجُ مِنها حَيّاتٌ وعَقارِبُ وثُعبانُ النّارِ ، فَهُوَ يَحتَرِقُ إلى يَومِ القِيامَةِ ، فَإِذا بُعِثَ مِن قَبرِهِ تَأَذَّى النّاسُ مِن نَتنِ ريحِهِ ، فَيُعرَفُ بِذلِكَ وبِما كانَ يَعمَلُ في دارِ الدُّنيا ، حَتّى يُؤمَرَ بِهِ إلَى النّارِ . (3).


1) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۵ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۵ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۰۶ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۵۶ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۲۴۷ ح ۱۰ .

2) .الجعفريّات : ص ۹۹ ، النوادر للراوندي : ص ۱۸۰ ح ۳۰۶ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۴۴۸ ح ۱۵۶۳ ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۷ ح ۹۸ .

3) .كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۲ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۳ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ج ۲ ص ۳۱۲ ح ۲۶۵۵ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، روضة الواعظين : ص ۵۰۷ ، تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۶۰ عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۷۵ ص ۳۸۹ ح ۶ .

۵۹۵۰.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از مسلمانى غيبت كند ، روزه و وضويش باطل است و روز قيامت مى‌آيد ، در حالى كه بوى گندى بدتر از بوى لاشه از دهانش خارج مى‌شود ، به گونه‌اى كه اهل موقِف ، از آن اذيّت مى‌شوند . اين شخص ، اگر قبل از توبه بميرد ، در حالى مُرده كه حرام خداوند عز و جل را حلال شمرده است .۵۹۵۱.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت ، مرد زناكار ، آورده مى‌شود ، تا بالاى همه دوزخيان [قرار مى‌گيرد] ، قطره‌اى از نرينگى‌اش مى‌چكد و دوزخيان ، از گندش آزرده مى‌شوند .

دوزخيان به دوزخبانان مى‌گويند : اين بوى گند كه ما را آزار داد ، چيست؟

به آنان گفته مى‌شود : اين ، بوى زناكار است .

و زنى زناكار آورده مى‌شود . از مادينگى‌اش ، قطره‌اى مى‌چكد و دوزخيان ، از گند آن ، آزرده مى‌شوند .۵۹۴۶.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با زن مسلمان ، يهودى ، نصرانى و يا مجوسى ـ آزاده باشند يا كنيز ـ ، زنا كند و از آن كار ، توبه ننمايد و بر آن ، اصرار بورزد ، خداوند در قبرش ، سيصد در باز مى‌كند و از آن ، مارها و كژدُم‌ها و اژدهاى جهنّم ، بيرون مى‌آيد . او تا روز قيامت مى‌سوزد و زمانى كه از قبرش بيرون آورده شود ، مردم از گند بويش آزرده مى‌شوند و با اين و با آنچه در دنيا عمل مى‌كرده ، شناخته مى‌شود ، تا دستور وارد شدن به آتش مى‌گيرد . .

۵۹۴۷.امام زين العابدين و امام باقر عليهماالسلام : ثواب الأعمال عن زيد بن عليّ عليه السلام : قالَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام : إذا كانَ يومُ القِيامَةِ أهَبَّ اللّه‌ُ ريحا مُنتِنَةً يَتَأَذّى بِها أهلُ الجَمعِ ، حَتّى إذا هَمَّتَ أن تُمسِكَ بِأَنفاسِ النّاسِ ناداهُم مُنادٍ : هَل تَدرونَ ما هذِهِ الرّيحُ الَّتي قَد آذَتكُم؟ فَيَقولونَ : لا ، فَقَد آذَتنا وبَلَغَت مِنّا كُلَّ مَبلَغٍ ! قالَ : فَيُقالُ : هذِهِ الرّيحُ ريحُ فُروجِ الزُّناةِ الَّذينَ لَقُوا اللّه‌َ بِالزِّنا ثُمَّ لَم يَتوبوا ، فَالعَنوهُم لَعَنَهُمُ اللّه‌ُ . قالَ : فَلا يَبقى فِي المَوقِفِ أحَدٌ إلّا قالَ : اللّهُمَّ العَنِ الزُّناةَ . (1)۱۲ / ۹أهوَنُ النّاسِ عَذابا۵۹۵۰.امام صادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ أهوَنَ أهلِ النّارِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ لَرَجُلٌ توضَعُ في أخمَصِ (2)قَدَمَيهِ جَمرَةٌ يَغلي مِنها دِماغُهُ . (3)۵۹۵۱.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أهوَنَ أهلِ النّارِ عَذابا يَومَ القِيامَةِ رَجُلٌ عَلى أخمَصِ قَدَمَيهِ جَمرَتانِ ، يَغلي مِنهُما دِماغُهُ كَما يَغلِي المِرْجَلُ (4)بِالقُمْقُمِ (5). (6).


1) .ثواب الأعمال : ص ۳۱۲ ح ۲ ، المحاسن : ج ۱ ص ۱۹۴ ح ۳۳۳ ، روضة الواعظين : ص ۵۰۷ ، بحارالأنوار : ج ۷ ص ۲۱۷ ح ۱۲۱ وراجع : كنزالعمّال : ج ۵ص ۴۵۵ ح ۱۳۵۹۴ .

2) .. الأخمَصُ من القدم : الموضع الذي لا يلصق بالأرض منها عند الوط‌ء (النهاية : ج ۲ ص ۸۰ «خمص») .

3) .. صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۰ ح ۶۱۹۳ ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۹۶ ح ۳۶۳ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۶ ح ۲۶۰۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۳۸۶ ح ۱۸۴۴۱ وفيها «جمرتان» بدل «جمرة» ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۲۲۵ ح ۸۷۳ كلّها عن النعمان بن بشير ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۸ ح ۳۹۵۱۲ .

4) .. المِرْجَل : الإناء الذي يُغلى فيه الماء ، سواء كان من حديد أو صُفْر أو حجارة أو خزف . والميم زائدة ، قيل : لأنّه إذا نُصب كأنّه اُقيم على أرجل (النهاية : ج ۴ ص ۳۱۵ «مرجل») .

5) .. القُمْقُم : ما يُسخّن فيه الماء من نحاس وغيره ، ويكون ضيِّق الرأس (النهاية : ج ۴ ص ۱۱۰ «قمم») .

6) .. صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۰ ح ۶۱۹۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۲۵ ح ۸۷۳۳ ، البعث والنشور : ج ۲۸۲ ص ۴۹۳ كلّها عن النعمان بن بشير ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۷ ح ۳۹۵۰۸ .

۱۲ / ۹ كم عذاب ترينِ مردم

۵۹۵۲.عنه عليه السلام : ثواب الأعمال ـ به نقل از زيد بن على عليه السلام ـ : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : «وقتى قيامت برپا شود ، خداوند ، بادى بدبو را به جريان مى‌اندازد كه اهل قيامت با آن ، اذيّت مى‌شوند ، تا جايى كه مى‌خواهد نفَس مردم را بند بياورد . منادى ندا مى‌دهد : آيا مى‌دانيد كه اين ، چه بويى بود كه شما را آزرد؟

مى‌گويند : نه . ما را به سختى آزرد و به هر يك از ما ، آسيبى جدّى رسانْد .

گفته مى‌شود : اين ، بوى زناكاران است كه با زناى بدون توبه ، به محضر خدا رسيده‌اند . پس لعنتشان كنيد كه خدا ، لعنتشان كند» .

[سپس] امير مؤمنان فرمود : «در موقف ، كسى نمى‌مانَد ، مگر اين كه زناكاران را لعنت مى‌كند» .۱۲ / ۹كم‌عذاب‌ترينِ مردم۵۹۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كم‌عذاب‌ترينِ دوزخيان در روز قيامت ، كسى است كه در گودى كف پاهايش اخگرى آتش مى‌نهند كه از [حرارت] آن ، مغزش به جوش مى‌آيد .۵۹۵۶.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كم‌عذاب‌ترينِ اهل آتش در روز قيامت، چنان است كه در گودى كف دو پايش ، دو اخگر آتش است كه از آنها مغزش مانند مخزن ديگِ تقطير ، مى‌جوشد.

.

۵۹۵۷.تفسير العيّاشي عن الحسين بن زيد بن عليّ عن جعفر ب عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أدنى أهلِ النّارِ عَذابا يَنتَعِلُ بِنَعلَينِ مِن نارٍ ، يَغلي دِماغُهُ مِن حَرارَةِ نَعلَيهِ . (1)۵۹۵۲.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أهوَنَ أهلِ النّارِ عَذابا مَن لَهُ نَعلانِ وشِراكانِ مِن نارٍ ، يَغلي مِنهُما دِماغُهُ كَما يَغلِي المِرجَلُ ، ما يَرى أنَّ أحَدا أشَدَّ مِنهُ عَذابا ، وإنَّهُ لَأَهوَنُهُم عَذابا . (2)۵۹۵۳.الكافى ( ـ به نقل از عمر بن يزيد ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : أهوَنُ أهلِ النّارِ عَذابا رَجُلٌ في رِجلَيهِ نَعلانِ ، يَغلي مِنهُما دِماغُهُ . ومِنهُم فِي النّارِ إلى كَعبَيهِ مَعَ إجراءِ العَذابِ . ومِنهُم مَن فِي النّارِ إلى رُكبَتَيهِ مَعَ إجراءِ العَذابِ . ومِنهُم مَنِ اغتَمَرَ فِي النّارِ إلى أرنَبَتِهِ (3)مَعَ إجراءِ العَذابِ . ومِنهُم مَن هُوَ فِي النّارِ إلى صَدرِهِ مَعَ إجراءِ العَذابِ . ومِنهُم مَن قَدِ اغتَمَرَ فِي النّارِ . (4)۵۹۵۴.امام هادى عليه السلام ( ـ در قنوتش ـ ) الكافي عن عبيد اللّه بن الوليد الوصّافي : سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ : ... إنَّ مُؤمِنا كانَ في مَملَكَةِ جَبّارٍ ، فَوَلِعَ (5)بِهِ فَهَرَبَ مِنهُ إلى دارِ الشِّركِ ، فَنَزَلَ بِرَجُلٍ مِن أهلِ الشِّركِ فَأَظَلَّهُ وأرفَقَهُ وأضافَهُ ، فَلَمّا حَضَرَهُ المَوتُ أوحَى اللّه‌ُ عز و جل إلَيهِ : «وعِزَّتي وجَلالي لَو كانَ لَكَ في جَنَّتي مَسكَنٌ لَأَسكَنتُكَ فيها ، ولكِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلى مَن ماتَ بي مُشرِكا ، ولكِن يا نارُ هيديهِ ولا تُؤذيهِ (6)!» ، ويُؤتى بِرِزقِهِ طَرَفَيِ النَّهارَ .

قُلتُ : مِنَ الجَنَّةِ ؟ قالَ : مِن حَيثُ شاءَ اللّه‌ِ . (7).


1) .. صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۹۶ ح ۳۶۱ ، المصنف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۹۴ ح ۱۸ ، البعث والنشور : ص ۲۸۳ ح ۴۹۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۱۳۰ كلّها عن أبي سعيد الخدري .

2) .. صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۹۶ ح ۳۶۴ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۲۴ ح ۸۷۳۰ ، البعث والنشور : ص ۲۸۲ ح ۴۹۴ كلّها عن النعمان بن بشير ، كنزالعمّال : ج ۱۴ ص ۵۲۷ ح ۳۹۵۰۹ ؛ تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۵۸ عن منصور بن يونس عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۹۵ ح ۴۴ .

3) .. الأرْنَبَةُ : طَرَفُ الأنف (النهاية : ج ۱ ص ۴۱ «أرنب») .

4) .. مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۲۹ ح ۱۱۱۰۰ و ص ۱۵۶ ح ۱۱۷۳۹ ؛ مستدرك الوسائل : ج ۴ ص ۶۲۵ ح ۸۷۳۴ نحوه وكلّها عن أبي سعيد .

5) .. ولِعَ بِه : أي لَجّ في أمره وحرص على إيذائه (تاج العروس : ج ۱۱ ص ۵۳۲ «ولع») .

6) .. أي حرِّكِيه من غير أن تؤذيه ؛ من قولهم : هُدتُ الشيءَ : حرّكته (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۸۱۳ «هيد») .

7) .. الكافي : ج ۲ ص ۱۸۹ ح ۳ ، المؤمن : ص ۵۰ ح ۱۲۳ وفيه «هاربيه» بدل «هيديه» ، أعلام الدين : ص ۴۴۳ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۴ ح ۹۲ .

۵۹۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كم‌عذاب‌ترينِ اهل آتش، دو كفش از آتش به پا دارد كه از حرارت كفش‌هايش ، مغزش به جوش مى‌آيد.۵۹۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كم‌عذاب‌ترينِ اهل آتش ، چنان است كه دو كفش و دو دام (تَله) كفش از آتش دارد كه به خاطر يكى از آنها مغز او مانند ديگ مى‌جوشد و مى‌پندارد كه هيچ كس ديگر ، عذابش از او شديدتر نيست ، در حالى كه عذاب او از همه سبُك‌تر است.۵۹۵۷.تفسير العيّاشى ( ـ به نقل از حسين بن زيد بن على ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كم‌عذاب‌ترينِ اهل آتش، مردى است كه در پاهاى او دو كفش است كه بر اثر [حرارت ]آنها ، مغزش به جوش مى‌آيد . برخى از اهل آتش تا مچ‌هاى پا در آتش‌اند و عذاب مى‌شوند. برخى‌شان تا زانو در آتش اند و عذاب مى‌كشند . برخى‌شان تا پره بينى‌شان در آتش‌اند و عذاب مى‌كشند . برخى‌شان تا سينه در آتش‌اند و عذاب مى‌كشند . و برخى در آتش ، فرو رفته‌اند.۵۹۵۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ كانَ يَقولُ ـ ) الكافى ـ به نقل از عبيد اللّه بن وليد وصّافى ـ : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمايد: «مؤمنى در كشور پادشاهى ستمگر ، زندگى مى‌كرد و آن پادشاه در آزار او مى‌كوشيد. آن مؤمن از دست او به سرزمين شرك گريخت و بر يكى از مشركان وارد شد و آن مشرك او را سرپناه داد و با او مهربانى كرد و پذيرايى‌اش نمود.

پس چون مرگ آن مشرك فرا رسيد ، خداوند عز و جل به او الهام فرمود كه: "به عزّت و جلالم سوگند ، اگر در بهشتم براى تو مسكنى بود ، هر آينه تو را در آن جاى مى‌دادم ؛ ولى بهشت بر كسى كه در حال شرك به من بميرد ، حرام شده است ؛ امّا ـ اى آتش ـ او را بترسان ؛ ولى آزارش مده!" .

روزىِ او ، صبح و عصر مى‌رسد».

گفتم : از بهشت؟

فرمود: «از هر جا كه خدا بخواهد». .

۵۹۵۹.عنه عليه السلام : الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إنَّ أهوَنَ أهلِ النّارِ عَذابا عَبدُاللّه‌ِ بنُ جَذعانَ . فَقيلَ لَهُ : ولِمَ يا رَسولَ اللّه‌ِ؟ قالَ : إنَّهُ كانَ يُطعِمُ الطَّعامَ . (1)۵۹۶۰.عنه عليه السلام : الإمام الكاظم عليه السلام : كانَ في بَني إسرائيلَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ ، وكانَ لَهُ جارٌ كافِرٌ ، وكانَ يَرفُقُ بِالمُؤمِنِ ويُوَلِّيهِ المَعروفَ فِي الدُّنيا ، فَلَمّا أن ماتَ الكافِرُ بَنَى اللّه‌ُ لَه بَيتا فِي النّارِ مِن طينٍ ، فَكانَ يَقيهِ حَرَّها ، ويَأتيهِ الرِّزقُ مِن غَيرِها ، وقيلَ لَهُ : هذا بِما كُنتَ تُدخِلُ عَلى جارِكَ المُؤمِنِ فُلانِ بنِ فُلانٍ مِنَ الرِّفقِ ، وتُوَلِّيهِ مِنَ المَعروفِ فِي الدُّنيا . (2)راجع : ص ۵۵۸ (من يخفف عنه العذاب) .

۱۲ / ۱۰دَرَكاتُ النّارِالكتاب«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا» . (3)

«كَلَّا لَيُنـبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» . (4)

.


1) .. المحاسن : ج ۲ ص ۱۴۶ ح ۱۳۸۵ عن السكوني ، الجعفريّات : ص ۱۹۱ ، النوادر للراوندي : ص ۱۰۶ ح ۷۹ ، كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۱۰۴ ح ۳۳۱ وفيه «دركة» بدل «عذابا» ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۶ ح ۹۶ .

2) .. ثواب الأعمال : ص ۲۰۳ ح ۱ عن عليّ بن يقطين ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۲۹۷ ح ۴۸ .

3) .. النساء : ۱۴۵ .

4) .. الهمزه : ۴ ـ ۷ .

۱۲ / ۱۰ طبقات آتش

۵۹۶۱.امام باقر عليه السلام : امام صادق عليه السلام ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در ميان اهل آتش ، عبد اللّه بن جذعان عذابش از همه سبُك‌تر است» .

گفته شد: چرا، اى پيامبر خدا؟

فرمود: «چون مردم را اطعام مى‌كرد» .۵۹۶۲.امام صادق عليه السلام : امام كاظم عليه السلام : در ميان بنى اسرائيل ، مردى مؤمن بود كه همسايه‌اى كافر داشت. او با آن مؤمن با مهربانى رفتار مى‌كرد و به او نيكى مى‌نمود. چون كافر از دنيا رفت ، خداوند در آتش ، خانه‌اى از گِل برايش ساخت كه او را از گرماى آن حفظ مى‌كرد و روزى‌اش از غير جهنّم مى‌رسيد . به او گفته شد: «اين براى آن است كه تو در دنيا با همسايه مؤمنت، فلان فرزند فلان، با مهربانى رفتار مى‌كردى و به او نيكى مى‌نمودى» .

ر . ك : ص ۵۵۹ (كسانى كه عذابشان تخفيف مى‌يابد) . ۱۲ / ۱۰طبقات آتشقرآن«منافقان در پايين‌ترين طبقه آتش‌اند و هرگز برايشان ياورى نمى‌يابى».

«نه ! قطعا در آتش خُرد كننده ، فرو افكنده خواهد شد. و تو چه مى‌دانى كه آتشِ خرد كننده چيست ؟ آتش افروخته خداست كه به دل‌ها مى‌رسد».

.

الحديث۵۹۶۷.الإمام الصادق عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ النّارَ تَأكُلُ أهلَها حَتّى إذَا اطَّلَعتَ عَلى أفئِدَتِهِمُ انتَهَت ، ثُمَّ يَعودُ كَما كانَ ، ثُمَّ يَستَقبِلُهُ أيضا ، فَيَطَّلِعُ عَلى فُؤادِهِم ، فَهُوَ كَذلِكَ أبَدا ؛ فَذلِكَ قَولُهُ : «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» (1). (2)۵۹۶۶.امام عسكرى عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : «الوَيلُ» وادٍ في جَهَنَّمَ ، يَهوي فيهِ الكافِرُ أربَعينَ خَريفا قَبلَ أن يَبلُغَ قَعْرَهُ . (3)۵۹۶۷.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : «الصَّعودُ» جَبَلٌ مِن نارٍ يَتَصَعَّدُ فيهِ الكافِرُ سَبعينَ خَريفا ، ويَهوي بِهِ كَذلِكَ مِنهُ أبَدا . (4)۵۹۶۸.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا» (5)ـ : جَبَلٌ مِن نارٍ فِي النّارِ يُكَلَّفُ أن يَصعَدَهُ ، فَإِذا وَضَعَ يَدَهُ عَلَيهِ ذابَت ، فَإِذا رَفَعَها عادَت، وإذا وَضَعَ رِجلَهُ عَلَيهِ ذابَت ، فَإِذا رَفَعَها عادَت . (6)۵۹۶۹.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : «الفَلَقُ» سِجنٌ في جَهَنَّمَ ، يُحبَسُ فيهِ الجَبّارونَ وَالمُتَكَبِّرونَ ، فَإِنَّ جَهَنَّمَ لَتَعوذُ

بِاللّه‌ِ مِنهُ . (7).


1) .. الهمزه : ۶ و ۷ .

2) .. الزهد لابن المبارك (الملحقات) : ص ۸۷ ح ۳۰۶ عن خالد بن أبي عمران .

3) .. سنن الترمذي : ج ۵ ص ۳۲۰ ح ۳۱۶۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۱۱۷۱۲ ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۶ ص ۵۰۸ ح ۷۴۶۷ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۵۱ ح ۳۸۷۳ ، البعث والنشور : ص ۲۷۱ ح ۴۶۵ ، كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۱۲ ح ۲۹۳۷ .

4) .. سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۰۳ ح ۲۵۷۶ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۱۱۷۱۲ ، المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۶۳۹ ح ۸۷۶۴ ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۳۲ ح ۱۳۷۸ ، البعث والنشور : ص ۲۷۱ ح ۴۶۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۱۲ ح ۲۹۳۵ .

5) .. المدّثّر : ۱۷ .

6) .. المعجم الأوسط : ج ۵ ص ۳۶۶ ح ۵۵۷۳ ، البعث والنشور : ص ۲۸۱ ح ۴۸۹ ، تفسير الطبري : ج ۱۴ الجزء ۲۹ ص ۱۵۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۲۹۱ ، الفردوس : ج ۲ ص ۳۳۶ ح ۳۵۱۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري .

7) .. كنزالعمّال : ج ۲ ص ۱۵ ح ۲۹۵۴ نقلاً عن ابن مردويه ، الفردوس : ج ۳ ص ۱۵۹ ح ۴۴۲۹ وفيه صدره فقط وكلاهما عن ابن عمرو .

حديث۵۹۶۸.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش، اهل خود را مى‌خورد تا اين كه به دل‌هايشان مى‌رسد ، آن گاه باز مى‌ايستد. آن گاه دوزخيان به حال اوّل خود باز مى‌گردند و آتش دوباره آنها را مى‌خورد تا به دل‌هايشان برسد، و تا ابد ، همين وضع ادامه دارد. اين است سخن خداى متعال كه : «آتش افروخته خداست كه به دل‌ها مى‌رسد» .۵۹۶۹.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : وَيل ، پرتگاهى در جهنّم است كه كافر در آن سقوط مى‌كند و چهل سال طول مى‌كشد تا به تهِ آن برسد.۵۹۷۰.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : صَعود ، كوهى از آتش است كه كافر ، هفتاد سال از آن بالا مى‌رود و در همين مدّت از آن سقوط مى‌كند و اين كار او تا ابد ادامه مى‌يابد.۵۹۷۱.كامل الزيارات عن عبد الملك الخثعمي عن الإمام الصا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال : «به زودى ، او را به بالا رفتن از گردنه وادار مى‌كنم» ـ : آن ، كوهى از آتش در دوزخ است كه [كافر] وادار مى‌شود از آن بالا رود، و هر گاه دستش را بر آن بگذارد ، دست او ذوب مى‌شود و چون بردارد ، دستش بر مى‌گردد، و هر گاه پايش را بر آن بگذارد ، پاى او ذوب مى‌شود و چون بردارد ، پايش بر مى‌گردد .۵۹۷۲.تهذيب الأحكام عن منصور بن حازم {-۱-} ، قال : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فَلَق ، زندانى در جهنّم است كه گردن‌فرازان و متكبّران ، در آن زندانى

مى‌شوند و [حتّى ]جهنّم از آن به خدا پناه مى‌برد . .

۵۹۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا ) منية المريد عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : اِستَعيذوا بِاللّه‌ِ مِن «جُبِّ الخِزيِ» . قيلَ : وما هُوَ يا رَسولَ اللّه‌ِ ؟ قالَ : وادٍ في جَهَنَّمَ اُعِدَّ لِلمُرائينَ . (1)۵۹۷۱.كامل الزيارات ( ـ به نقل از عبد الملك خَثعَمى ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : جاءَني جَبرَئيلُ مُتَغَيَّرَ اللَّونِ ، فَقُلتُ : يا جَبرَئيلُ ، ما لي أراكَ مُتَغَيِّرَ اللَّونِ ؟ قالَ : اطَّلَعتُ فِي النّارِ فَرَأَيتُ وادِيا في جَهَنَّمَ يَغلي ، فَقُلتُ : يا مالِكُ ، لِمَن هذا؟ فَقالَ : لِثَلاثِ نَفَرٍ : لِلمُحتَكِرينَ ، وَالمُدمِنينَ عَلَى الخَمرِ ، وَالقَوّادينَ . (2)۵۹۷۲.تهذيب الأحكام ( ـ به نقل از منصور بن حازم ـ ) جامع الأخبار عن أنس : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إنَّ في جَهَنَّمَ لَوَادِيا يَستَغيثُ مِنهُ أهلُ النّارِ كُلَّ يَومٍ سَبعينَ ألفَ مَرّةٍ ، وفي ذلِكَ الوادي بَيتٌ مِن نارٍ ، وفي ذلِكَ البَيتِ جُبٌّ مِن نارٍ ، وفي ذلِكَ الجُبِّ تابوتٌ مِن نارٍ ، وفي ذلِكَ التّابوتِ حَيَّةٌ لَها ألفُ رَأسٍ ، في كُلِّ رَأسٍ ألفُ فَمٍ ، في كُلِّ فَمٍ عَشَرَةُ آلافِ نابٍ ، وكُلُّ نابٍ ألفُ ذِراعٍ .

قالَ أنَسٌ : قُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، لِمَن يَكونُ هذَا العَذابُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله : لِشارِبِ الخَمرِ مِن حَمَلَةِ القُرآنَ . (3)۵۹۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «خدا آنچه را بخ ) الكافي عن سدير عن الإمام الباقر عليه السلام : يُؤتى شارِبُ الخَمرِ يَومَ القِيامَةِ مُسوَدّا وَجهُهُ ، مُدلَعا لِسانُهُ ، يَسيلُ لُعابُهُ عَلى صَدرِهِ ، وحَقٌّ عَلَى اللّه‌ِ عز و جل أن يَسقِيَهُ مِن طينَةِ خَبالٍ ـ أو قالَ : مِن بِئرِ خَبالٍ ـ ، قُلتُ : وما بِئرُ خَبالٍ ؟ قالَ : بِئرٌ يَسيلُ فيها صَديدُ الزُّناةِ . (4).


1) .. منية المريد : ص ۳۱۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۳۰۳ ح ۵۰ .

2) .. إرشاد القلوب : ص ۱۷۴ .

3) .. جامع الأخبار : ص ۴۲۲ ح ۱۱۷۲ ، إرشاد القلوب : ص ۱۷۳ ، بحارالأنوار : ج ۷۹ ص ۱۴۸ ح ۵۸ .

4) .. الكافي: ج۶ ص۳۹۶ ح ۳، تهذيب الأحكام: ج ۹ ص۱۰۳ ح ۴۴۸ ، وسائل الشيعة : ج ۱۷ ص ۲۳۷ ح ۳۱۹۳۱.

۵۹۷۴.الأمالي للشجري عن الأوزاعي : منية المُريد : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «از جُبّ الخِزْى (چاهِ رسوايى و خوارى) به خدا پناه ببريد» .

گفته شد: آن چيست، اى پيامبر خدا؟

فرمود: «درّه‌اى است در جهنّم كه براى رياكاران ، آماده شده است» .۵۹۷۵.الإمام الباقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جبرئيل با رخسارى رنگ برگشته نزد من آمد. گفتم: اى جبرئيل ! چه شده است كه تو را رنگ برگشته مى‌بينم؟

گفت: به آتش نگريستم . درّه‌اى را در جهنّم ديدم كه مى‌جوشد. گفتم: اى مالك! اين براى چه كسانى است؟

گفت: براى سه دسته: احتكار كنندگان، دائم الخمرها و جاكش‌ها.۵۹۷۴.الأمالى ، شجرى ( ـ به نقل از اوزاعى ـ ) جامع الأخبار ـ به نقل از انس بن مالك ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «در جهنّم ، درّه‌اى است كه دوزخيان ، روزى هفتاد هزار بار از آن [به درگاه خدا] فريادخواهى مى‌كنند . در آن درّه ، اتاقى از آتش است و در آن اتاق ، چاهى از آتش و در آن چاه ، صندوقى از آتش و در آن صندوق ، مارى هزار سر است كه در هر سرى ، هزار دهان و در هر دهانى ، ده هزار نيش و هر نيشى هزار گز است» .

گفتم : اى پيامبر خدا ! اين عذاب براى چه كسى است؟

فرمود: «براى قرآن‌دانى است كه شراب بنوشد» .۵۹۷۵.امام باقر عليه السلام : الكافى ـ به نقل از سدير ـ : امام باقر عليه السلام فرمود : «روز قيامت، شرابخوار را در حالى مى‌آورند كه رويش سياه و زبانش آويزان است و آب دهانش بر سينه‌اش كش كرده است ، و بر خداوند عز و جل است كه از زرداب دوزخيان به او بنوشاند» يا فرمود: «از چاه زرداب» .

گفتم : چاه زرداب چيست؟

فرمود: «چاهى است كه زردابِ [فرج] روسپيان ، در آن مى‌ريزد» . .

۵۹۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الكافي عن عمرو بن أبان : قالَ أبو عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : مَن شَرِبَ مُسكِرا كانَ حَقّا عَلَى اللّه‌ِ عز و جلأن يَسقِيَهُ مِن طينَةِ خَبالٍ . قُلتُ : وما طينَةُ خَبالٍ ؟ فَقالَ : صَديدُ فُروجِ البَغايا . (1)۵۹۷۷.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ عَلِيّا عليه السلام قالَ : إنَّ في جَهَنَّمَ رَحا تَطحَنُ ، أفَلا تَسأَلونّي ما طَحنُها؟ فَقيلَ : وما طَحنُها يا أميرَ المُؤمِنينَ؟ فَقالَ عليه السلام : العُلَماءُ الفَجَرَةُ ، وَالقُرّاءُ الفَسَقَةُ ، وَالجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ ، وَالوُزَراءُ الخَوَنَةُ ، وَالعُرَفاءُ الكَذَبَةُ .

وإنَّ فِي النّارِ لَمَدينَةً يُقالُ لَها : «الحَصينَةُ» ، أفَلا تَسأَلونّي ما فيها؟ فَقيلَ لَهُ : وما فيها يا أميرَالمُؤمِنينَ؟ قال عليه السلام : فيها أيدِي النّاكِثينَ . (2)۵۹۷۸.عنه صلى الله عليه و آله : المستدرك على الصحيحين عن محمّد بن واسع : دَخَلتُ عَلى بِلالِ بنِ أبي بُردَةَ ، فَقُلتُ لَهُ : يا بِلالُ ، إنَّ أباكَ حَدَّثني عَن جَدِّكَ عَن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ : إنَّ في جَهَنَّمَ وادٍ ، في ذلِكَ الوادي بِئرٌ يُقالُ لَهُ : «هَبهَبٌ» ؛ حَقٌّ عَلَى اللّه‌ِ تَعالى أن يُسكِنَها كُلَّ جَبّارٍ ، فَإِيّاكَ أن تَكونَ مِنهُم يا بِلالُ (3)۵۹۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِيا يُقالُ لَهُ : «غَسّاقٌ» ، فيهِ ثَلاثونَ وثَلاثُمِئَةِ قَصرٍ ، في كُلِّ قَصرٍ ثَلاثونَ وثَلاثُمِئَةِ بَيتٍ ، في كُلِّ بَيتٍ ثَلاثونَ وثَلاثُمِئَةِ عَقرَبٍ ، في حُمَّةِ كُلِّ عَقرَبٍ ثَلاثونَ وثَلاثُمِئَةِ قُلَّةِ (4)سَمٍّ ، لَو أنَّ عَقرَبا مِنها نَضَحَت (نَفَخَت) سَمَّها عَلى

أهلِ جَهَنَّمَ لَوَسِعَتهُم سَمّا! (5).


1) .. الكافي : ج ۶ ص ۳۹۹ ح ۱۴ ، تهذيب الأحكام : ج ۹ ص ۱۰۵ ح ۴۵۴ ، وسائل الشيعة : ج ۱۷ ص ۲۶۰ ح ۳۲۰۱۵ .

2) .. ثواب الأعمال: ص ۳۰۲ ح ۱، الخصال: ص ۲۹۶ ح ۶۵ كلاهما عن مسعدة بن زياد، أعلام الدين: ص ۹۶، روضة الواعظين: ص ۵۵۶، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۱۱ ح ۷۸.

3) .. المستدرك على الصحيحين: ج ۴ ص ۶۳۹ ح ۸۷۶۵، سنن الدارمي: ج ۲ ص ۷۸۸ ح ۲۷۱۲ نحوه، المعجم الأوسط: ج ۴ ص ۳۷ ح ۳۵۴۸ وليس فيه ذيله، البعث والنشور: ص ۲۷۶ ح ۴۷۹، المصنّف لابن أبي شيبة: ج ۸ ص ۹۸ ح ۴۳ وفيه «هبّهت» بدل «هبهب»، كنز العمّال: ج ۳ ص ۵۰۷ ح ۷۶۴۵.

4) .. القُلَّة : إناء للعرب كالجرّة الكبيرة ، يتّسع قربتين أو أكثر (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۵۰۹ «قلل») .

5) .. الزهد للحسين بن سعيد : ص ۱۰۰ ح ۲۷۲ عن أبي عبيدة ، بحارالأنوار : ج ۸ ص ۳۱۴ ح ۸۹ .

۵۹۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الكافى ـ به نقل از عمرو بن ابان ـ : امام صادق عليه السلام فرمود: «هر كس نوشيدنى مستى‌آورى بنوشد ، بر خداى عز و جلاست كه از طينت خَبال به او بنوشاند» .

گفتم : طينت خَبال چيست؟

فرمود: «چركابه فرج زنان روسپى» .۵۹۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : على عليه السلام فرمود: «در جهنّم ، آسيابى است كه آرد مى‌كند. آيا از من نمى‌پرسيد كه چه آرد مى‌كند؟» .

گفته شد: چه آرد مى‌كند ، اى امير مؤمنان؟

فرمود: «عالمان تباهكار و قاريان گنهكار و پادشاهان ستمگر و وزيران خيانتكار و خبرآوران (1)دروغگو را. در آتش دوزخ ، شهرى است كه به آن ، حَصينه مى‌گويند . آيا از من نمى‌پرسيد كه در آن شهر چيست؟» .

گفته شد: در آن چيست ، اى امير مؤمنان؟

فرمود: «دست‌هاى پيمان‌شكنان در آن است» .۵۹۷۹.عنه صلى الله عليه و آله : المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از محمّد بن واسع ـ : بر بِلال بن ابى بُرده در آمدم و به او گفتم: اى بلال! پدرت از جدّت از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه ايشان فرمود: «در جهنّم ، درّه‌اى است و در آن درّه ، چاهى است به نام "هَبهَب". بر خداى متعال است كه گردن‌فرازان را در آن ، جاى دهد» . پس زنهار كه تو از آنان باشى ، اى بلال !۵۹۸۰.عنه صلى الله عليه و آله : امام باقر عليه السلام : در جهنّم ، درّه‌اى است كه به آن ، «غَسّاق» مى‌گويند و در آن ، سيصد و سى قصر است و در هر قصرى ، سيصد و سى اتاق و در هر اتاقى ، سيصد و سى كژدم و در نيش هر كژدمى ، سيصد و سى كيسه زهر كه اگر هر كژدمى از آنها

زهر خود را بر اهل جهنّم بپاشد ، زهرش همه آنها را جواب مى‌دهد . .


1) .واژه «عرفاء» در متن عربى ، جمع «عريف» است كه به شخصى در قبيله مى‌گويند كه مادون رئيس قبيله است و اوضاع و اخبار مردمش را به رئيس قبيله گزارش مى‌دهد .

۵۹۸۱.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ فِي النّارِ لَنارا يَتَعَوَّذُ مِنها أهلُ النّارِ ، ما خُلِقَت إلّا لِكُلِّ مُتَكَبِّرٍ جَبّارٍ عَنيدٍ ، ولِكُلِّ شَيطانٍ مَريدٍ ، ولِكُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤمِنُ بِيَومِ الحِسابِ ، وِلُكلِّ ناصِبِ العَداوَةِ لِالِ مُحَمَّدٍ . (1)۵۹۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه عليه السلام : إنَّ مِنَ العُلَماءِ مَن يُحِبُّ أن يَخزُنَ عِلمَهُ ولا يُؤخَذَ عَنهُ ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الأَوَّلِ مِنَ النّارِ . ومِنَ العُلَماءِ مَن إذا وُعِظَ أنِفَ وإذا وَعَظَ عَنَفَ ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّاني مِنَ النّارِ . ومِنَ العُلَماءِ مَن يَرى أن يَضَعَ العِلمَ عِندَ ذَوِي الثَّروَةِ وَالشَّرَفِ ، ولا يَرى لَهُ فِي المَساكينِ وَضعا، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّالِثِ مِنَ النّارِ . ومِنَ العُلَماءِ مَن يَذهَبُ في عِلمِهِ مَذهَبَ الجَبابِرَةِ وَالسَّلاطينِ ، فَإِن رُدَّ عَلَيهِ شَيءٌ مِن قَولِهِ أو قُصِّرَ في شَى‌ءٍ مِن أمرِهِ غَضِبَ ، فَذاكَ فِي الدّرِكِ الرّابِعِ مِنَ النّارِ . ومِنَ العُلَماءِ مَن يَطلُبُ أحاديثَ اليَهودِ وَالنَّصارى لِيُعزَّرَ بِهِ ويَكثُرَ بِهِ حَديثُهُ ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الخامِسِ مِنَ النّارِ . ومِنَ العُلَماءِ مَن يَضَعُ نَفسَهُ لِلفُتيا ويَقولُ : سَلوني، ولَعَلَّهُ لا يُصيبُ حَرفا واحِدا ، وَاللّه‌ُ لا يُحِبُّ المُتَكَلِّفينَ ، فَذاكَ فِي الدَّركِ السّادِسِ مِنَ النّارِ . (2)۵۹۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ثواب الأعمال عن المفضّل بن عمر عنه عليه السلام : لا يَنظُرُ اللّه‌ُ عز و جل إلى عَبدٍ ولا يُزَكّيهِ إذا تَرَكَ فَريضَةً مِن فَرائِضِ اللّه‌ِ ، وارتَكَبَ كَبيرَةً مِنَ الكَبائِرِ . قالَ : قُلتُ : لا يَنظُرُ اللّه‌ُ إلَيهِ؟! قالَ عليه السلام : نَعَم ، قَد أشرَكَ بِاللّه‌ِ . قالَ : قُلتُ : أشرَكَ؟! قالَ عليه السلام : نَعَم ، إنَّ اللّه‌َ ـ جَلَّ وجَلّ ـ أمرَهُ بِأَمرٍ وأمرَهُ إبليسُ بِأَمرٍ ، فَتَرَكَ ما أمَرَ اللّه‌ُ عز و جل بِهِ وصارَ إلى ما أمَرَ إبليسُ بِهِ

فَهذا مَعَ إبليسَ بِهِ فِي الدَّركِ السّابِعِ مِنَ النّارِ . (3).


1) .. تفسير القمّي: ج ۲ ص ۲۵۷ عن منصور بن يونس، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۹۵ ح ۴۴.

2) .. الخصال: ص ۳۵۲ ح ۳۳ ، منية المريد: ص ۱۳۹، أعلام الدين: ص ۹۷، روضة الواعظين: ص ۱۱، بحارالأنوار: ج ۲ ص ۱۰۸ ح ۱۱.

3) .. ثواب الأعمال: ص ۲۹۴ ح ۱، بحارالأنوار: ج ۷۱ ص ۲۰۷ ح ۱۶.

۵۹۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : در آتش [جهنّم] ، آتشى است كه اهل آتش از آن به خدا پناه مى‌برند. آن آتش ، فقط براى هر متكبّر مغرور خيره‌سرى، و براى هر شيطان سركشى، و براى هر متكبّرى كه به روز حسابرسى ايمان ندارد، و براى هر دشمن كينه‌توز خاندان محمّد صلى الله عليه و آله آفريده شده است.۵۹۸۲.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : در ميان عالِمان ، كسانى هستند كه دوست دارند دانش خويش را پنهان بدارند و [كسى] از آنان نياموزد . چنين كسانى در دَرَكِ (1)اوّلِ آتش‌اند. در ميان عالمان ، كسانى هستند كه هر گاه پندشان دهند ، نمى‌پذيرند و چون پند مى‌دهند ، درشتى مى‌كنند . چنين كسانى در دَرَك دوم آتش‌اند. از عالمان ، كسانى هستند كه دانش [خود] را در اختيار ثروتمندان و بزرگان قرار مى‌دهند و مستمندان را شايسته دانش خود نمى‌دانند . چنين كسانى در دَرَك سوم آتش‌اند . از عالمان ، كسانى هستند كه در علم خويش ، چونان متكبّران و پادشاهان رفتار مى‌كنند [يعنى] : اگر چيزى از گفته او را رد كنند يا در [اطاعت] امر او كوتاهى‌اى كنند ، به خشم مى‌آيد . چنين كسانى در دَرَك چهارم آتش‌اند. از عالمان ، كسانى هستند كه در جستجوى احاديث يهود و نصارا هستند تا بِدان وسيله ، حديث خود را قوّت و افزونى بخشند . چنين كسانى در دَرَك پنجم آتش‌اند . از عالمان ، كسانى هستند كه خويشتن را در مسند فتوا قرار مى‌دهند و مى‌گويند: «از من بپرسيد»، در صورتى كه شايد حتّى يك كلمه درست نگويند و خدا مدّعيان بى‌صلاحيّت را دوست نمى‌دارد . چنين كسانى در دَرَك ششم آتش‌اند .۵۹۸۳.عنه صلى الله عليه و آله : ثواب الأعمال ـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ : امام صادق عليه السلام فرمود : «خداوند عز و جل به بنده‌اى كه واجبى از واجبات خدا را ترك گويد تا گناه بزرگى از گناهان بزرگ را مرتكب شود، نمى‌نگرد و بر پاكىِ او گواهى نمى‌دهد».

گفتم : خدا به او نمى‌نگرد؟

فرمود: «آرى ؛ او به خدا شرك ورزيده است».

گفتم : شرك ورزيده است؟

فرمود: «آرى، [چون] خداوند بزرگ و توانا او را به كارى فرمان داده و ابليس هم به كارى ديگر فرمان داده است و او فرمان خداى عز و جل را وا نهاده و به فرمان ابليس گردن نهاده است .

پس، او با ابليس در طبقه هفتم آتش است» . .


1) .«دَرَك» و جمعش «دركات» ، در مقابل «درجه» و جمع آن ، «درجات» است. اوّلى را در مورد جهنّم به كار مى‌برند و به معناى طبقات زيرين يا تحتانى است، و دومى را در باره بهشت به كار مى‌برند كه به معناى طبقات بالايى و فوقانى است.

۵۹۸۴.عنه صلى الله عليه و آله : الإمام الكاظم عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا» ـ : هُوَ جَبَلٌ مِن صُفْرٍ (1)يَدورُ في وَسَطِ جَهَنَّمَ . (2)۱۲ / ۱۱مَن يُخَلَّدُ فِي النّارِالكتاب«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِى نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَائِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ» . (3)

«وَ مَن يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» . (4)

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِىَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» . (5)

«وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِئَايَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا أُوْلَائِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» . (6)

«إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِئَايَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَ بُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَ لِكَ نَجْزِى الْمُجْرِمِينَ* لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَ لِكَ نَجْزِى الظَّالِمِينَ» . (7)

«إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ* لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ* وَ مَا ظَـلَمْنَاهُمْ وَ لَـكِن كَانُواْ هُمُ الظَّالِمِينَ* وَ نَادَوْاْ يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُونَ» . (8)

«أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَ لِكَ الْخِزْىُ الْعَظِيمُ» . (9)

«كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْاءِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّى بَرِى‌ءٌ مِّنكَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ* فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِى النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَ ذَ لِكَ جَزَ ؤُاْ الظَّالِمِينَ» . (10)

.


1) .. صُفْر ـ بالضم ، وكسر الصاد لغة ـ : النُحاس (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۰۳۵ «صفر») .

2) .. تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۳۰۵ ح ۱۲ عن عيسى بن داود النجّار ، بحارالأنوار : ج ۲۳ ص ۲۲۴ ح ۳۷ .

3) .. البيّنة: ۶.

4) .. الجنّ: ۲۳.

5) .. التوبة: ۶۸.

6) .. الأعراف: ۳۶.

7) .. الأعراف: ۴۰ و ۴۱.

8) .. الزخرف: ۷۴ ـ ۷۷.

9) .. التوبة: ۶۳.

10) .. الحشر: ۱۶ و ۱۷.

۱۲ / ۱۱ كسانى كه در آتش ، جاويدان اند

۵۹۸۹.الإمام الباقر عليه السلام : امام كاظم عليه السلام ـ در باره اين سخنِ خداى متعال : «پس بعد از ايشان ، جانشينانى آمدند كه نماز را تباه كردند و از هوس‌ها پيروى نمودند و زودا كه غَى را خواهند ديد» ـ : غَى ، كوهى است از مس كه در ميانه جهنّم مى‌چرخد.۱۲ / ۱۱كسانى كه در آتش ، جاويدان‌اندقرآن«كسانى از اهل كتاب كه كفر ورزيده‌اند و [نيز] مشركان ، در آتش جهنّم‌اند [و] در آن ، جاويدان‌اند. اينان ، بدترين آفريدگان‌اند».

«و كسى كه از خدا و فرستاده او سرپيچى كند ، برايش آتش جهنّم است ، و در آن براى هميشه ماندگار است».

«خدا به مردان و زنان منافق و به كافران ، آتش جهنّم را وعده داده است . در آن ، جاودانه‌اند [و] آن برايشان كافى است، و خدا لعنتشان كرده و براى آنان ، عذابى ماندگار است».

«و كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و از [پذيرش] آنها سر باز زدند ، آنان اهل آتش‌اند و در آن ، جاودانه‌اند».

«كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند و در [پذيرش] آنها تكبّر ورزيدند ، درهاى آسمان برايشان گشوده نمى‌شود و به بهشت در نمى‌آيند ، مگر آن كه طناب در سوراخ سوزن داخل شود و بدين سان ، مجرمان را سزا مى‌دهيم. براى آنان از جهنّم ، بسترى و از بالايشان پوشش‌هاست ، و اين گونه ستمگران را سزا مى‌دهيم» .

«مجرمان در عذاب جهنّم ، جاودانه‌اند . [عذاب] از آنان سبُك نمى‌شود و ايشان در آن ، نوميدند. ما به ايشان ستم نكرديم ؛ بلكه خود ستمكارند. و ندا مى‌دهند كه: اى مالك ! [بگو : ]پروردگارت جان ما را بستاند. پاسخ مى‌دهد: شما ماندگاريد».

«آيا ندانسته‌اند كه هر كس با خدا و پيامبر او در افتد ، برايش آتش جهنّم است كه در آن ، جاودانه خواهد بود . اين ، همان رسوايى بزرگ است».

«همچون حكايت شيطان ، كه به انسان گفت: «كافر شو» و چون وى كافر شد، گفت: «من از تو بيزارم؛ زيرا من از خدا، پروردگار جهانيان، مى‌ترسم». و فرجام هر دوشان ، آن است كه هر دو در آتش جاويدان مى‌مانند و سزاى ستمكاران ، اين است» .

.

الحديث۵۹۹۶.تفسير العيّاشي عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لَو قيلَ لِأَهلِ النّارِ : إنَّكُم ماكِثونَ فِي النّارِ عَدَدَ كُلِّ حَصاةٍ فِي الدُّنيا لَفَرِحوا بِها، ولَو قيلَ لِأَهلِ الجَنَّةِ : إنَّكُم ماكِثونَ فِي الجَنَّةِ عَدَدَ كُلِّ حَصاةٍ فِي الدُّنيا لَحَزِنوا ! ولكِن جُعِلَ لَهُمُ الأَبَدُ . (1)۵۹۹۷.علل الشرايع عن أبي بصير : عنه صلى الله عليه و آله : إذا أدخَلَ اللّه‌ُ أهلَ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلَ النّارِ النّارَ ... ثُمَّ يَقولُ لِأَهلِ النّارِ : كَم لَبِثتُم فِي الأَرضِ عَدَدَ سِنينَ؟ قالوا: لَبِثنا يَوما أو بَعضَ يَومٍ . فَيَقولُ : بِئسَ مَا اتَّجَرتُم في يَومٍ أو بَعضِ يَومٍ : سَخَطي ومَعصِيَتي ونارِي ! اُمكُثوا فيها خالِدينَ مُخَلَّدينَ . فَيَقولونَ : رَبَّنا أخرِجنا مِنها ، فَإِن عُدنا فَإِنّا ظالِمونَ . فَيَقولُ : «اخْسَئواْ فِيهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» (2)، فَيَكونُ ذلِكَ آخِرَ عَهدِهِم بِكَلامِ رَبِّهِم تَعالى . (3).


1) .. المعجم الكبير: ج ۱۰ ص ۱۸۰ ح ۱۰۳۸۴، حلية الأولياء: ج ۴ ص ۱۶۸ بزيادة «سنة» بعد «الدنيا» في كلا الموضعين، الفردوس: ج ۳ ص ۳۷۹ ح ۵۱۵۴ كلّها عن ابن مسعود، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۳۲ ح ۳۹۵۳۰.

2) .المؤمنون : ۱۰۸ .

3) .. حلية الأولياء: ج ۵ ص ۱۳۲، اُسد الغابة: ج ۱ ص ۳۴۴ الرقم ۳۵۰ كلاهما عن أيفع بن عبد الكلاعي، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۴۸۵ ح ۳۹۳۶۳.

حديث۵۹۹۵.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر به اهل آتش گفته شود: «شما به شمار ريگ‌هاى دنيا در آتش خواهيد ماند» ، از آن شادمان مى‌شوند، و اگر به اهل بهشت گفته شود: «شما به شمار ريگ‌هاى دنيا در بهشت خواهيد ماند» ، اندوهگين مى‌شوند ؛ امّا خداوند براى آنان ، جاودانگى رقم زده است .۵۹۹۶.تفسير العيّاشى ( ـ به نقل از ابو بصير ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پس از آن كه خداوند ، بهشتيان را به بهشت و دوزخيان را به دوزخ در مى‌آورد... ، به دوزخيان مى‌فرمايد: «شما چند سال در زمين مانديد؟» .

مى‌گويند: روزى يا پاره‌اى از روز مانديم.

خدا مى‌فرمايد: «در ظرف يك روز يا پاره‌اى از روز ، بد سودايى كرديد و ناخشنودى و نافرمانى من و آتش را خريديد ! [حال] در آتش براى هميشه و جاويدان بمانيد» .

آنان مى‌گويند : پروردگارا ! ما را از اين جا بيرون ببر . اگر باز گشتيم، ما ستمكاريم.

خداوند مى‌فرمايد: «در آن ، گم شويد و با من سخن مگوييد» و اين ، آخرين سخنى است كه پروردگارشان با آنان مى‌گويد . .

۵۹۹۷.علل الشرائع ( ـ به نقل از ابو بصير ـ ) الإمام عليّ عليه السلام : ... أمّا أهلُ المَعصِيَةِ فَخُلِّدوا فِي النّارِ ، واُوثِقَ مِنهُمُ الأَقدامُ ، وغُلَّ مِنهُمُ الأَيدي إلَى الأَعناقِ ، واُلبِسَ أجسادُهُم سَرابيلَ القَطِرانِ ، وقُطِّعَت لَهُم مُقَطَّعاتٌ مِنَ النّارِ .

هُم في عَذابٍ قَدِ اشتَدَّ حَرُّهُ ، ونارٌ قَد اُطبِقَ عَلى أهلِها ، فَلا يُفَتَّحُ عَنهُم أبَدا، ولا يُدخَلُ عَلَيهِم ريحٌ أبَدا، ولا يَنقَضي مِنهُمُ الغَمُّ أبَدا، وَالعَذابُ أبَدا شَديدٌ ، وَالعِقابُ أبَدا جَديدٌ ، لَا الدّارُ زائِلَةً فَتَفنى ، ولا آجالُ القَومِ تُقضى . (1)۵۹۹۸.علل الشرائع ( ـ به نقل از سماعه ـ ) عنه عليه السلام : وَفدُ النّارِ أبَدا مُعَذَّبونَ . (2)۵۹۹۹.الإمام الباقر عليه السلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ إِذْ وَ عَدْنَا مُو ) عنه عليه السلام : وارِدُ النّارِ مُؤَبَّدُ الشَّقاءِ . (3)۵۹۹۹.امام باقر عليه السلام ( ـ درباره اين گفته خداى متعال: {Q} «و آن گاه كه با ) عنه عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ : فَبِاليَقينِ أقطَعُ لَولا ما حَكَمتَ بِهِ مِن تَعذيبِ جاحِديكَ ، وقَضَيتَ بِهِ مِن إخلادِ مُعانِديكَ ، لَجَعَلتَ النّارَ كُلَّها بردا وسَلاما ، وما كانَ لِأَحَدٍ فيها مَقَرّا ولا مُقاما، لكِنَّكَ تَقَدَّسَت أسماؤُكَ أقسَمتَ أن تَملَأَها مِنَ الكافِرينَ ، مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاسِ أجمَعينَ ، وأن تُخَلِّدَ فيهَا المُعانِدينَ ، وأنتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلتَ مُبتَدِئا ، وتَطَوَّلتَ بِالإِنعامِ مُتَكَرِّما : «أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ» (4). (5)۶۰۰۰.الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «يَـقَوْمِ ادْخُلُواْ ا ) الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ اللّه‌َ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ ل_'c۷ يُدخِلُ النّارَ مُؤمِنا وقَد وُعِدَ الجَنَّةَ ، ولا يُخرِجُ مِنَ النّارِ كافِرا وقَد أوعَدَهُ النّارَ وَالخُلودَ فيها. (6).


1) .. تفسير القمّي: ج ۲ ص ۲۸۹، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۹۲ ح ۳۴.

2) .. غرر الحكم: ح ۱۰۱۱۴، عيون الحكم والمواعظ: ص ۵۰۵ ح ۹۲۶۹.

3) .. غرر الحكم: ح ۱۰۱۱۶، عيون الحكم والمواعظ: ص ۵۰۵ ح ۹۲۷۱.

4) .السجدة : ۱۸ .

5) .. مصباح المتهجّد: ص ۸۴۸ ح ۹۱۰ عن كميل، المصباح للكفعمي: ص ۷۴۲، البلد الأمين: ص ۱۹۰.

6) .. الخصال: ص ۶۰۸ ح ۹ عن الأعمش، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۲۵ ح ۱ عن الفضل بن شاذان عن الإمام الرضا عليه السلام ، تحف العقول: ص ۴۲۱ عن الإمام الرضا عليه السلام وليس فيه ذيله من «ولا يخرج...»، تنبيه الخواطر: ج ۲ ص ۲۶۷.

۶۰۰۱.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِ اللّه ِ : {Q} «ادْخُلُوا ) امام على عليه السلام : معصيتكاران براى هميشه در آتش مى‌مانند . پاهاى آنان را مى‌بندند و دست‌هايشان را به گردن در غُل مى‌كنند و پيراهن‌هاى قطران بر تن آنان مى‌پوشانند و جامه‌هايى از آتش برايشان بريده مى‌شود و در عذابى هستند كه بسيار داغ است و در آتشى جاى دارند كه بر اهل خود ، فروبسته است و هرگز از هم باز نمى‌شود، و هيچ گاه بادى بر آنان نمى‌وزد و تا ابد ، اندوهشان برطرف نمى‌شود و عذاب ، ابدى و سخت است و كيفر ، هميشگى و تازه . نه خانه از بين رفتنى است كه نابود شود و نه عمر دوزخيان به‌سرآمدنى است !۶۰۰۲.عنه عليه السلام ( ـ في قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «ادْخُلُواْ الْأ ) امام على عليه السلام : وارد شوندگان به آتش ، تا ابد در عذاب‌اند .۶۰۰۳.عنه عليه السلام : امام على عليه السلام : وارد شونده به آتش ، تا ابد در رنج است.۶۰۰۰.امام باقر و امام صادق عليهماالسلام ( ـ درباره اين سخن خداى متعال: {Q} «اى قوم من! به س ) امام على عليه السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : يقين دارم كه اگر نبود كه حكم كرده‌اى تا منكِرانِ تو عذاب شوند و عنادورزان با تو ، [در آتش] جاودانه بمانند، بى گمان ، تمام آتش [جهنّم] را سرد و بى‌گزند مى‌ساختى و هيچ كس را در آن، جا و مكانى نبود ؛ امّا تو ـ كه نام‌هايت پاك اند ـ ، سوگند ياد كرده‌اى كه آن را از كافرانِ جن و انس ، آكنده سازى و عنادورزان را در آن ، جاودانه دارى، و تو كه ـ ثنايت بزرگ است و از سر بخشندگى ، بى دريغ ، نعمت ارزانى داشته‌اى ـ ، خود فرموده‌اى: «آيا آن كه مؤمن است ، همانند كسى است كه [بى‌ايمان و] نافرمان است؟! يكسان نيستند» .۶۰۰۱.امام صادق عليه السلام ( ـ وقتى درباره اين سخن خداوند، مورد پرسش قرار گرفت ) امام صادق عليه السلام : خداى ـ تبارك و تعالى ـ مؤمن را كه وعده بهشت داده شده است، به آتش در نمى‌آورد و كافر را كه به او وعده آتش و جاودانگى در آن داده است ، از آتش بيرون نمى‌برد. .

۶۰۰۲.امام صادق عليه السلام ( ـ درباره اين سخن خداوند عز و جل: {Q} «به سرزمين م ) الكافي عن أبي هاشم: قال أبو عبداللّه عليه السلام : إنَّما خُلِّدَ أهلُ النّارِ فِي النّارِ لِأَنَّ نِيّاتِهِم كانَت فِي الدُّنيا أن لَو خُلِّدوا فيها أن يَعصُوا اللّه‌َ أبَدا ، وإنَّما خُلِّدَ أهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ لِأَنَّ نِيّاتِهِم كانَت فِي الدُّنيا أن لَو بَقوا فيها أن يُطيعُوا اللّه‌َ أبَدا ، فَبِالنِيّاتِ خُلِّدَ هؤُلاءِ وهؤُلاءِ . ثُمَّ تَلا قَولَهُ تَعالى : «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» (1)، قالَ : عَلى نِيَّتِهِ . (2)۶۰۰۳.امام صادق عليه السلام ( ـ به ابو بصير ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام : لا يُخَلِّدُ اللّه‌ُ فِي النّارِ إلّا أهلَ الكُفرِ وَالجُحودِ ، وأهلَ الضَّلالِ وَالشِّركِ . ومَنِ اجتَنَبَ الكَبائِرَ مِنَ المُؤمِنينَ لَم يُسأَل عَنِ الصَّغائِرِ ؛ قالَ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى : «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا (3)» . (4)راجع : ج ۱ ص ۵۷۸ (القسم الأوّل : الجنّة / الفصل الخامس عشر / خلود أهل الجنّة) .

۱۲ / ۱۲مَن يُخرَجُ مِنَ النّارِالكتاب«وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْاءِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْاءِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ» . (5)

«فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِى النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ* خَالِدِينَ فِيهَا مَادَامَتِ السَّمَاوَ تُ وَ الْأَرْضُ إلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ» . (6)

«إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا* لِّلطَّاغِينَ مَئَابًا* لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا* لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا* إلَّا حَمِيمًا وَ غَسَّاقًا* جَزَاءً وِفَاقًا* إِنَّهُمْ كَانُواْ لَا يَرْجُونَ حِسَابًا* وَ كَذَّبُواْ بِئَايَاتِنَا كِذَّابًا* وَ كُلَّ شَىْ‌ءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا* فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِيدَكُمْ إلَّا عَذَابًا» . (7)

.


1) .. الإسراء: ۸۴.

2) .. الكافي: ج ۲ ص ۸۵ ح ۵، علل الشّرائع: ص ۵۲۳ ح ۱، المحاسن: ج ۲ ص ۵۶ ح ۱۱۶۵، تفسير العيّاشي: ج ۲ ص ۳۱۶ ح ۱۵۸، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۴۷ ح ۵.

3) .. النساء: ۳۱.

4) .. التوحيد: ص ۴۰۷ ح ۶، مشكاة الأنوار: ص ۵۶۵ ح ۱۹۰۴ كلاهما عن محمّد بن أبي عمير، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۵۱ ح ۱.

5) .. الأنعام: ۱۲۸.

6) .. هود: ۱۰۶ و ۱۰۷.

7) .. النبأ: ۲۱ ـ ۳۰.

۱۲ / ۱۲ كسانى كه از آتش خارج مى شوند

۶۰۰۷.امام عسكرى عليه السلام : الكافى ـ به نقل از ابو هاشم ـ : امام صادق عليه السلام فرمود: «دوزخيان از آن رو در آتش ، جاويدان‌اند كه در دنيا نيّتشان اين بود كه چنانچه تا ابد در آن باشند ، تا ابد خدا را نافرمانى كنند و بهشتيان نيز از آن رو در بهشت ، جاويدان مى‌مانند كه در دنيا بر اين نيّت بودند كه اگر براى هميشه در آن بمانند ، براى هميشه خدا را فرمان برند. پس به سبب نيّت‌هاست كه اينان و آنان ، جاويدان مى‌مانند» .

امام عليه السلام سپس اين آيه را تلاوت نمود: «بگو: هر كس طبق شاكله خود ، عمل مى‌كند» و فرمود: «يعنى طبق نيّت خود» .۶۰۰۸.التوحيد عن الحسن بن محمّد النّوفلي : امام كاظم عليه السلام : خداوند ، جز كافران و منكِران و گم‌راهان و مشركان را در آتش ، جاودانه نمى‌سازد و مؤمنانى كه از گناهان بزرگ دورى كنند، در باره گناهان كوچك بازخواست نمى‌شوند. خداى ـ تبارك و تعالى ـ فرموده است: «اگر از گناهان بزرگ كه از آنها نهى شده‌ايد ، دورى كنيد ، بدى‌هاى شما را از شما مى‌زداييم و شما را در جايگاهى ارجمند در مى‌آوريم» .

ر . ك : ج ۱ ص ۵۷۹ (بخش يكم : بهشت / فصل پانزدهم / جاودانگى بهشتيان) . ۱۲ / ۱۲كسانى كه از آتش خارج مى‌شوندقرآن«و [ياد كن] روزى را كه همه آنان را گرد مى‌آورد [و مى‌فرمايد:] «اى گروه جنّيان ! از آدميان ، [پيروان] فراوان يافتيد» و هواخواهان آنها از [نوع] انسان مى‌گويند: پروردگارا ! برخى از ما از برخى ديگر بهره‌بردارى كرد و به پايانى كه براى ما معيّن كردى ، رسيديم. [خدا ]مى‌فرمايد: «جايگاه شما آتش است . در آن ، ماندگار خواهيد بود ، مگر آنچه را خدا بخواهد» . آرى، پروردگار تو حكيم و داناست».

«امّا كسانى كه تيره‌بخت شده‌اند، در آتش ، فرياد و ناله‌اى دارند. تا آسمان‌ها و زمين برجاست ، در آن ، ماندگار خواهند بود ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد؛ زيرا پروردگار تو ، همان كند كه مى‌خواهد» .

«آرى، جهنّم ، كمينگاهى بوده [و] براى سركشان، بازگشتگاهى است [كه] روزگارانى در آن ، درنگ كنند. در آن جا نه خنكى مى‌چشند و نه شربتى، جز آب جوشان و چركابه‌اى. كيفر ما ، مناسب [با جُرم آنها] است . آنان بودند كه به [روزِ] حساب ، اميد نداشتند و آيات ما را سخت تكذيب مى‌كردند و حال آن كه هر چيزى را بر شمرده ، [به صورت] كتابى در آورده‌ايم. پس بچشيد كه جز عذاب، هرگز بر شما نمى‌افزاييم» .

.

الحديث۶۰۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : لا يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن دَخَلَها حَتّى يَمكُثَ فيها أحقابا، وَالحُقبُ : بِضعٌ وسِتّونَ سَنَةً ، وَالسَّنَةُ ثَلاثُمِئَةٍ وسِتّونَ يَوما، كُلُّ يَومٍ كَأَلفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ ، فَلا يَتَّكِلَنَّ أحَدٌ أن يَخرُجَ مِنَ النّارِ . (1)۶۰۱۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِ اللّه‌ِ عز و جل : «لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا» ـ : اَلأَحقابُ ثَمانِيَةُ أحقابٍ ، وَالحُقبَةُ ثَمانونَ سَنَةً ، وَالسَّنَةُ ثَلاثُمِئَةٍ وسِتّونَ يَوما، وَاليَومُ كَألفِ سَنَةِ مِمّا تَعُدّونَ . (2)۶۰۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مجمع البيان عن حمران : سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن هذِهِ الآيَةِ (3)، فَقالَ : هذِهِ فِي الَّذينَ يَخرُجونَ مِنَ النّارِ . (4)۶۰۱۲.امام على عليه السلام ( ـ در ستايش خداوند سبحان ـ ) الزهد للحسين بن سعيد عن حمران : قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام : إنَّهُ بَلَغنا أنَّهُ يَأتي عَلى جَهَنَّمَ

حَتّى يُصطَفَقَ (5)أبوابُها؟! فَقالَ : لا وَاللّه‌ِ ، إنَّهُ الخُلودُ ! قُلتُ : «خَالِدِينَ فِيهَا مَادَامَتِ السَّمَاوَ تُ وَ الْأَرْضُ إلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ» ؟ (6)فَقالَ : هذِهِ فِي الَّذينَ يُخرَجونَ مِنَ النّارِ . (7).


1) .. مجمع البيان: ج ۱۰ ص ۶۴۳ عن ابن عمر، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۷۶؛ الفردوس: ج ۴ ص ۳۵۸ ح ۷۰۲۹ وفيه «بضع وثمانون» بدل «بضع وستّون» عن ابن عمر، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۳۵ ح ۳۹۵۴۳.

2) .. معاني الأخبار: ص ۲۲۱ ح ۱، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۸۳ ح ۷.

3) .. أي قوله تعالى : «لَّـبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًا» .

4) .. مجمع البيان: ج ۱۰ ص ۶۴۳، تفسير القمّي: ج ۲ ص ۴۰۲ عن حمران بن أعين عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «لا يخرجون» بدل «يخرجون».

5) .تَصطَفِقُ : أي تَضطَرِبُ (الصحاح : ج ۴ ص ۱۵۰۸ «صفق») .

6) .. هود: ۱۰۷.

7) .. الزّهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۷ ح ۲۶۸ ، تفسير العيّاشي: ج ۲ ص ۱۶۰ ح ۶۸ عن حمران عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۴۶ ح ۳.

حديث۶۰۱۴.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه وارد آتش گردد ، از آن خارج نخواهد شد تا آن كه چندين حُقب را در آن بماند. حُقب ، شصت و اندى سال است، و سال ، سيصد و شصت روز كه هر روزى به اندازه هزار سال از سال‌هايى است كه شما مى‌شماريد. بنا بر اين، هيچ كس نبايد دل به اين خوش كند كه از آتش خارج مى‌شود.۶۰۱۵.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى عز و جل : «احقابى را در آن ، درنگ كنند» ـ : احقاب شامل هشت حُقبه است . حُقبه هشتاد سال است و سال ، سيصد و شصت روز كه هر روزش به اندازه هزار سال از سال‌هايى است كه شما حساب مى‌كنيد .۶۰۱۶.عنه عليه السلام ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) مجمع البيان ـ به نقل از حمران ـ : از امام باقر عليه السلام در باره اين آيه (1)پرسيدم . فرمود: «اين در باره كسانى است كه [سرانجام ]از آتش خارج مى‌شوند» .۶۰۱۷.الإمام الكاظم عليه السلام : الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از حمران ـ : به امام صادق عليه السلام گفتم : به ما [حديث]

رسيده است كه جهنّم عمرش به سر مى‌آيد ، به طورى كه درهايش باد مى‌خورد. (2)

فرمود: «نه به خدا، آن جا ابدى است!» .

گفتم : «تا آسمان‌ها و زمين برجايند ، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد» ؟ (3)

فرمود: «اين [آيه] ، در باره كسانى است كه [سرانجام] از آتش خارج مى‌شوند [و محكوم به عذاب ابدى نشده‌اند]». .


1) .آيه ۲۳ از سوره نبأ.

2) .كنايه از اين كه ديگر كسى در جهنّم نمى‌ماند تا درهايش به روى او بسته شود ، و خالى از جمعيت خواهد شد .

3) .يعنى : پس معناى اين آيه كه حاكى از عدم جاودانگى است، چه مى‌شود؟

۶۰۱۸.الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام ( ـ في قَولِهِ : {Q} «وَ كُلَّ إِنسَـنٍ أَلْزَمْنَـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَدخُلُ النّارَ أقوامٌ مِن اُمَّتي حَتّى إذا كانوا حُمَما (1)اُدخِلُوا الجَنَّةَ ، فَيَقولُ أهلُ الجَنَّةِ : مَن هؤُلاءِ؟ فَيُقالُ : هُمُ الجَهَنَّمِيّونَ . (2)۶۰۱۵.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : سَيُخرَجُ ناسٌ مِنَ النّارِ قَدِ احتَرَقوا وكانوا مِثلَ الحُمَمِ ، ثُمَّ لا يَزالُ أهلُ الجَنَّةِ يَرُشّونَ عَلَيهِمُ الماءَ ، حَتّى يَنبُتُونَ نَباتَ الغُثاءِ فِي السَّيلِ . (3)۶۰۱۶.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ قَومٌ مِنَ النّارِ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ ، فَيُسَمَّونَ «الجَهَنَّمِيّونَ» فِي الجَنَّةِ ، فَيَدعونَ اللّه‌َ أن يُحَوِّلَ عَنهُم ذلِكَ الاِسمَ ، فَيَمحُو اللّه‌ُ عَنهُم. (4)۶۰۱۷.امام كاظم عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ قَومٌ مِنَ النّارِ بَعدَما مَسَّهُم مِنها سَفْعٌ (5)، فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ ، فَيُسَمّيهِم أهلُ الجَنَّةِ الجَهَنَّمِيّينَ . (6)۶۰۱۸.امام باقر و امام صادق عليهماالسلام ( ـ درباره اين سخن خدا: {Q} «و كارنامه هر انسانى را ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ قَوما يَخرُجونَ مِنَ النّارِ يَحتَرِقونَ فيها، إلّا داراتُ (7)وُجوهِهِم ، حَتّى

يَدخُلونَ الجَنَّةَ . (8).


1) .الحُمَمَةُ : الفَحمَةُ ، وجَمعُها حُمَمٌ (النهاية : ج ۱ ص ۴۴۴ «حمم») .

2) .. مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۵۱ ح ۱۲۲۶۰ و ص ۵۰۸ ح ۱۳۶۷۹، الزهد لابن المبارك: ص ۴۴۷ ح ۱۲۶۷، نوادر الاُصول: ج ۱ ص ۳۰۰ كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۱۴ ح ۳۹۴۴۷.

3) .. مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۱۷۹ ح ۱۱۸۵۵ و ص ۹۶ ح ۱۱۴۴۱ نحوه، مسند أبي يعلى: ج ۲ ص ۸۶ ح ۱۲۴۹ كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۱۲ ح ۳۹۴۴۱.

4) .. المعجم الكبير: ج ۲۰ ص ۴۲۵ ح ۱۰۲۷، المعجم الأوسط: ج ۵ ص ۳۴۶ ح ۵۵۰۷ كلاهما عن المغيرة بن شعبة، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۱۳ ح ۳۹۴۴۵.

5) .. سَفَعَتهُ النّار: إذا نفحته نفحا يسيرا فغيّرت لون البَشَرَة (مجمع البحرين: ج ۲ ص ۸۵۱ «سفح»).

6) .. صحيح البخاري: ج ۵ ص ۲۴۰۰ ح ۶۱۹۱، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۷۰ ح ۱۲۳۷۸ وفيه «سفع من النار» و كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۰۶ ح ۳۹۴۲۷.

7) .. دَارَات: جمع دَارَة وهو ما يحيط بالوجه من جوانبه (النهاية: ج ۲ ص ۱۳۹ «دور»).

8) .. صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۷۸ ح ۳۱۹، مسند ابن حنبل: ج ۵ ص ۱۳۳ ح ۱۴۸۳۴ كلاهما عن جابر، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۰۳ ح ۳۹۴۲۰.

۶۰۱۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردمانى از امّت من ، وارد آتش مى‌شوند و هنگامى كه زغال شدند ، آنها را به بهشت خواهند برد . اهل بهشت مى‌گويند: اينها كيستند؟

گفته مى‌شود: «اينان جهنّميان اند» .۶۰۲۰.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردمى كه در آتشْ سوخته و چون زغال شده‌اند، به زودى ، از آتش خارج مى‌شوند . آن گاه ، اهل بهشت پيوسته بر آنان آب مى‌پاشند تا اين كه مانند بالا آمدن كف و خاشاك در سيلاب، [گوشت و پوست آنها ]مى‌رويند .۶۰۲۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى از آتش ، رهايى مى‌يابند و به بهشت مى‌آيند و در بهشت ، به آنان «جهنّميان» مى‌گويند. آنها از خدا مى‌خواهند كه نام ايشان را تغيير دهد، و خدا هم آن نام را از ايشان مى‌زدايد .۶۰۲۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ فِي الشّاةِ المَسمومَةِ الَّتي أكَلَ مِنها ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى پس از آن كه اندكى در آتش مى‌سوزند، از آن خارج مى‌شوند و به بهشت مى‌روند . بهشتيان آنها را «جهنّميان» مى‌نامند.۶۰۲۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى در آتش مى‌سوزند و تنها دور صورت آنها سالم مى‌ماند .

اينان [سرانجام] از آتش خارج مى‌شوند و به بهشت مى‌روند. .

۶۰۲۴.عنه صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أقواما سَيَخرُجونَ مِنَ النّارِ قَد أصابَهُم سَفْعٌ مِنَ النّارِ عُقوبَةً بِذُنوبٍ عَمِلوها ، لَيُخرِجُهُمُ اللّه‌ُ بِفَضلِ رَحمَتِهِ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ . (1)۶۰۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يُعَذَّبُ ناسٌ مِن أهلِ التَّوحيدِ فِي النّارِ حَتّى يَكونوا فيها حُمَما ، ثُمَّ تُدرِكُهُمُ الرَّحمَةُ ، فَيُخرَجونَ ويُطرَحونَ عَلى أبوابِ الجَنَّةِ ، قالَ : فَتَرُشُّ عَلَيهِم أهلُ الجَنَّةِ الماءَ ، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الغُثاءُ (2)في حَمالَةِ السَّيلِ ، ثُمَّ يَدخُلونَ الجَنَّةَ . (3)۶۰۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا فَرَغَ اللّه‌ُ مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ ، وأرادَ أن يُخرِجَ بِرَحمَتِهِ مَن أرادَ مِن أهلِ النّارِ ، أمَرَ المَلائِكَةَ أن يُخرِجوا مِنَ النّارِ مَن كانَ لا يُشرِكُ بِاللّه‌ِ شَيئا مِمَّن أرادَ اللّه‌ُ تَعالى أن يَرحَمَهُ ، مِمَّن يَقولُ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» ، فَيَعرِفونَهُم فِي النّارِ ، يَعرِفونَهُم بِأَثَرِ السُّجودِ ـ تَأكُلُ النّارُ مِنِ ابنِ آدَمَ إلّا أثَرَ السُّجودِ ؛ حَرَّمَ اللّه‌ُ عَلَى النّارِ أن تَأكُلَ أثَرَ السُّجودِ ـ فَيُخرَجونَ مِنَ النّارِ وقَدِ امتَحَشوا (4)، فَيُصَبُّ عَلَيهِمُ ماءُ الحَياةِ ، فَيَنبُتونَ مِنهُ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ فِي حَميلِ السَّيلِ .

ثُمَّ يَفرُغُ اللّه‌ُ تَعالى مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ ، ويَبقى رَجُلٌ مُقبِلٌ بِوَجهِهِ عَلَى النّارِ ،

وهُوَ آخِرُ أهلِ الجَنَّةِ دُخولاً الجَنَّةَ ، فَيَقولُ : أي رَبِّ ! اِصرِف وَجهي عَنِ النّارِ ، فَإِنَّهُ قَد قَشَبَني (5)ريحُها ، وأحرَقَني ذُكاؤُها. (6)فَيَدعُو اللّه‌َ ما شاءَ اللّه‌ُ أن يَدَعوهُ .

ثُمَّ يَقولُ اللّه‌ُ تَبارَكَ و تَعالى : هَل عَسَيتَ إن فَعَلتُ ذلِكَ بِكَ أن تَسَأَلَ غَيرَهُ؟ فَيَقولُ : لا أسأَلُكَ غَيرَهُ ! ويُعطي رَبَّهُ مِن عُهودٍ ومَواثيقَ ما شاءَ اللّه‌ُ . فَيَصرِفُ اللّه‌ُ وَجهَهُ عَنِ النّارِ . (7).


1) .. مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۳۲۵ ح ۱۲۶۶۲ و ص ۲۶۸ ح ۱۲۳۶۴، صحيح البخاري: ج ۶ ص ۲۷۱۲ ح ۷۰۱۲ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۰۶ ح ۳۹۴۲۶.

2) .. الغُثَاء: ما يجيء فوق السيل ممّا يحمله من الزيد والوسخ، ويريد: ما احتمله السيل من البزورات (النهاية: ج ۳ ص ۳۴۳ «غثا»).

3) .. سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۳ ح ۲۵۹۷، مسند ابن حنبل: ج ۵ ص ۲۰۲ ح ۱۵۲۰۰ وفيه «جميعا فيها» بدل «فيها حمما» و ج ۴ ص ۱۵۴ ح ۱۱۷۳۲ نحوه وكلّها عن جابر، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۵۰۵ ح ۳۹۴۲۵.

4) .اِمتَحَشوا : أي احتَرَقوا (النهاية : ج ۴ ص ۳۰۲ «محش») .

5) .قَشَبَني : أي سَمّني (النهاية : ج ۴ ص ۶۴ «قشب») .

6) .. الذّكاء: شِدّة وهج النار واشتعالها (مجمع البحرين: ج ۱ ص ۶۴۲ «ذكا»).

7) .. صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۶۵ ح ۲۹۹، مسند ابن حنبل: ج ۳ ص ۱۴۸ ح ۷۹۳۲ وليس فيه «ثمّ يفرغ اللّه تعالى من القضاء بين العباد»، السنن الكبرى: ج ۱۰ ص ۷۲ ح ۱۹۸۹۴ نحوه وكلّها عن أبي هريرة، الدّر المنثور: ج ۸ ص ۳۵۱.

۶۰۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى، پس از آن كه به كيفر گناهانشان ، اندكى در آتش مى‌سوزند، از آن خارج خواهند شد . خداوند به بركت رحمت خود ، آنها را بيرون مى‌آورد و وارد بهشت مى‌شوند.۶۰۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره گوسفند مسمومى كه از آن خورد ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردمانى از اهل يكتاپرستى ، چنان در آتش ، عذاب مى‌شوند كه به صورت زغال در مى‌آيند . سپس رحمت[ـِ خداوند] ، آنان را در مى‌يابد و از آتش بيرون آورده و جلو درهاى بهشت افكنده مى‌شوند.

پس، بهشتيان بر آنها آب مى‌پاشند و بر اثر آن ، [گوشت و پوست آنها ]مى‌رويند ، همچنان كه تخم‌هاى موجود در خس و خاشاكِ سيلاب مى‌رويند . سپس وارد بهشت خواهند شد .۶۰۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه خداوند از داورى ميان بندگان فارغ شود و بخواهد به رحمت و لطف خويش ، هر كه را خواست ، از آتش بيرون آورَد، به فرشتگان دستور مى‌دهد تا كسانى را كه به خدا هيچ شرك نورزيده‌اند و خداى متعال مى‌خواهد كه بر آنان رحمت آورد ، از آتش بيرون آورند ؛ يعنى كسانى را كه مى‌گويند: «خدايى جز خداى يكتا نيست» . اينان را در آتش مى‌شناسند ؛ از اثر سجده‌هايشان ، آنان را مى‌شناسند . آتش همه جاى بدن آدمى را مى‌خورد ، مگر ردّ سجده را ؛ چرا كه خدا بر آتش حرام و قدغن كرده است كه ردّ سجده را بسوزاند.

آرى، اين گونه كسان در حالى كه كاملاً سوخته‌اند ، از آتش بيرون آورده مى‌شوند و بر آنان آب زندگانى مى‌ريزند كه بر اثر آن مى‌رويند ، چنان كه دانه در خس و خاشاك سيل مى‌رويد.

آن گاه ، خداوند بزرگ ، داورى در باره بندگان را به پايان مى‌برد و تنها يك مرد

مى‌ماند كه روى به سوى آتش دارد، و او آخرين بهشتى‌اى است كه وارد بهشت مى‌شود. مى‌گويد : پروردگارا ! صورتم را از آتش بگردان كه بادِ آن ، بيچاره‌ام ساخت و سوزش آن مرا سوزاند .

او تا مدّتى طولانى ، خدا را مى‌خواند. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: «اگر اين كار را با تو بكنم ، ممكن است باز خواهش ديگرى كنى». او مى‌گويد: خواهشى ديگر ، از تو نخواهم كرد .

و به پروردگارش عهدها و پيمان‌ها مى‌دهد [كه خواهش ديگرى نكند] و خدا صورتش را از آتش بر مى‌گرداند. .

۶۰۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ بَشيرا ! لا يُعَذِّبُ اللّه‌ُ بِالنّارِ مُوَحِّدا أبَدا ، وإنَّ أهلَ التَّوحيدِ لَيَشفَعونَ فَيُشَفَّعونَ .

ثُمَّ قالَ عليه السلام : إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ ، أمَرَ اللّه‌ُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِقَومٍ ساءَت أعمالُهُم في دارِ الدُّنيا إلَى النَّارِ ، فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ! كَيفَ تُدخِلُنَا النّارَ وقَد كُنّا نُوَحِّدُكَ في دارِ الدُّنيا؟ وكَيفَ تُحرِقُ بِالنّارِ ألسِنَتَنا وقَد نَطَقَت بِتَوحيدِكَ في دارِ الدُّنيا؟ وكَيفَ تُحرِقُ قُلوبَنا وقَد عَقَدَت عَلى أن لا إلهَ إلّا أنتَ؟ أم كَيفَ تُحرِقُ وُجوهَنا وقَد عَفَّرناها لَكَ فِي التُّرابِ؟ أم كَيفَ تُحرِقُ أيدِيَنا وقَد رَفَعناها بِالدُّعاءِ إلَيكَ؟!

فَيَقولُ اللّه‌ُ جَلَّ جَلالُهُ : عِبادي ! ساءَت أعمالُكُم في دارِ الدُّنيا ، فَجَزاؤُكُم نارُ جَهَنَّمَ .

فَيَقولونَ : يا رَبَّنا ! عَفوُكَ أعظَمُ أم خَطيئَتُنا؟ فَيَقولُ عز و جل : بَل عَفوي . فَيَقولونَ : رَحمَتُكَ أوسَعُ أم ذُنوبُنا؟ فَيَقولُ عز و جل : بَل رَحمَتي . فَيَقولونَ : إقرارُنا بِتَوحيدِكَ أعظَمُ أم ذُنوبُنا؟ فَيَقولُ عز و جل : بَل إقرارُكُم بِتَوحيدي أعظَمُ . فَيَقولونَ : يا رَبَّنا فَليَسَعنا عَفوُكَ

ورَحمَتُكَ الَّتي وَسِعَت كُلَّ شَيءٍ .

فَيَقولُ اللّه‌ُ جَلَّ جَلالُهُ : مَلائِكَتي وعِزَّتي وجَلالي ما خَلَقتُ خَلقا أحَبَّ إلَيَّ مِنَ المُقِرّينَ بِتَوحيدي وأن لا إلهَ غَيري ، وحَقٌّ عَلَىَّ أن لا أُصلِيَ بِالنّارِ أهلَ تَوحيدِي . أدخِلوا عِبادِيَ الجَنَّةَ . (1).


1) .. التوحيد: ص ۲۹ ح ۳۱، الأمالي للصدوق: ص ۳۷۲ ح ۴۶۹ كلاهما عن ابن عبّاس، روضة الواعظين: ص ۵۱، بحارالأنوار: ج ۳ ص ۱ ح ۱.

۶۱۵۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه مرا به حق ، بشارت دهنده فرستاد، خداوند ، هيچ يكتاپرستى را هرگز [يا: براى هميشه و تا ابد] با آتش ، عذاب نمى‌كند . يكتاپرستان شفاعت مى‌كنند و شفاعتشان پذيرفته مى‌شود.

چون روز رستاخيز شود ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ دستور مى‌دهد گروهى را كه در دنيا كردارهايشان بد بوده است ، به آتش ببرند. آنان مى‌گويند : پروردگارا ! چگونه ما را به آتش مى‌برى ، حال آن كه ما در دنيا تو را يكتا مى‌دانستيم؟ و چگونه زبان‌هاى ما را با آتش مى‌سوزانى ، در حالى كه در دنيا از يكتايىِ تو سخن گفته‌اند؟ و چگونه دل‌هاى ما را مى‌سوزانى ، حال آن كه به اين كه خدايى جز تو نيست ، ايمان داشته‌اند؟ يا چگونه چهره‌هاى ما را مى‌سوزانى ، در حالى كه آنها را براى تو بر خاك مى‌نهاديم؟ يا چگونه دست‌هايمان را مى‌سوزانى ، در حالى كه آنها را به دعا ، به سوى تو بر مى‌داشتيم؟

پس خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «بندگان من! كردارهاى شما در دنيا بد بود و سزاى شما آتش جهنّم است».

مى‌گويند : پروردگارا ! بخشايش تو بزرگ‌تر است يا خطاى ما؟

خداى ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: «البتّه كه بخشايش من» .

مى‌گويند : رحمت تو پهناورتر است يا گناهان ما؟

خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «البتّه كه رحمت من» .

مى‌گويند : اقرار ما به يكتايىِ تو ، بزرگ‌تر است يا گناهانمان؟

خداى متعال مى‌فرمايد: «البتّه كه اقرار شما به يكتايىِ من» .

مى‌گويند : پروردگارا ! پس بخشايش و رحمت تو كه همه چيز را در بر گرفته است ، بايد ما را نيز در بر بگيرد .

خداوند عز و جل مى‌فرمايد: «فرشتگان من! به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ مخلوقى نيافريدم كه نزد من ، محبوب‌تر از كسانى باشد كه به يكتايىِ من و اين كه خدايى جز من نيست ، اقرار داشته باشند، و بر من است كه اهل توحيدم را به آتش نبرم . اى بندگان من! به بهشت وارد شويد» . .

۶۱۵۱.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ رَجُلَينِ مِمَّن دَخَلَ النّارَ اشتَدَّ صِياحُهُما ، فَقالَ الرَّبُّ عز و جل : أخرِجوهُما ، فَلَمّا اُخرِجا قالَ لَهُما : لِأَيِ شَيءٍ اشتَدَّ صِياحُكُما ، قالا : فَعَلنا ذلِكَ لِتَرحَمَنا . قالَ : إنَّ رَحمَتي لَكُما أن تَنطَلِقا فَتُلِقيا أنفُسَكُما حَيثُ كُنتُما مِنَ النّارِ! فَيَنطَلِقانِ فَيُلقي أحَدُهُما نَفسَهُ ، فَيَجعَلُها عَلَيهِ بَردا وسَلاما . ويَقومُ الآخَرُ فَلا يُلقي نَفسَهُ ، فَيَقولُ لَهُ الرَّبُّ عز و جل : ما مَنَعَكَ أن تُلقِيَ نَفسَكَ كَما ألقى صاحِبُكَ؟ فَيَقولُ : يا رَبِّ ! إنّي لَأَرجو ألّا تُعيدَني فيها بَعدَما أخرَجتَني . فَيَقولُ لَهُ الرَّبُّ : لَكَ رَجاؤُكَ . فَيَدخُلانِ جَميعا الجَنَّةَ بِرَحمَةِ اللّه‌ِ . (1)۶۱۵۰.صحيح مسلم عن أبي هريرة : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وسَكَنَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ ، مَكَثَ عَبدٌ فِي النّارِ سَبعينَ خَريفا ـ وَالخَريفُ سَبعونَ سَنَةً ـ ثُمَّ إنَّهُ يَسأَلُ اللّه‌َ عز و جل ويُناديهِ فَيَقولُ : يا رَبِّ ! أسأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ لَمّا رَحِمتَنى . فَيُوحِى اللّه‌ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ إلى جَبرَئيلَ عليه السلام : اِهبِط إلى عَبدي فَأَخرِجهُ . فَيَقولُ جَبرَئيلُ : وكَيفَ لي بِالهُبوطِ فِي النّارِ ؟ فَيَقولُ اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى : إنّي قَد أمَرتُها أن تَكونَ عَلَيكَ بَردا وسَلاما . قالَ : فَيَقولُ : يا رَبِّ ! فَما عِلمي بِمَوضِعِهِ؟ فَيَقولُ : إنَّهُ في جُبٍّ مِن سِجّينٍ .

فَيَهبِطُ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النّارِ فَيَجِدُهُ مَعقولاً عَلى وَجهِهِ ، فَيُخرِجُهُ ، فَيَقِف بَينَ يَدَىِ

اللّه‌ِ عز و جل ، فَيَقولُ اللّه‌ُ تَعالى : يا عَبدي ! كَم لَبِثتَ فِي النّارِ تُناشِدُني؟ فَيَقولُ : يا رَبِّ ! ما اُحصيهِ . فَيَقولُ اللّه‌ُ عز و جل لَهُ : أما وعِزَّتي وجَلالي ، لَولا ما سَأَلتَني بِحَقِّهِم عِندي لَأَطَلتُ هَوانَكَ فِي النّارِ ، ولكِنَّهُ حَتمٌ عَلى نَفسي أن لا يَسأَلَني عَبدٌ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ إلّا غَفَرتُهُ لَهُ ما كانَ بَيني وبَينَهُ ، وقَد غَفَرتُ لَكَ اليَومَ . ثُمَّ يُؤمَرُ بِهِ إلَى الجَنَّةِ . (2).


1) .. سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۴ ح ۲۵۹۹، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص ۱۲۳ ح ۴۱۰، حسن الظن باللّه لابن أبي الدنيا: ص ۵۷ ح ۵۹ كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۶۶۶ ح ۳۹۷۹۶.

2) .. الأمالي للمفيد: ص ۲۱۸ ح ۶ عن جابر عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار: ج ۲۷ ص ۳۱۲ ح ۵.

۶۱۴۹.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو مرد از آنان كه به آتش مى‌روند ، فريادى سخت بر مى‌آورند. پروردگار عز و جلمى‌فرمايد: «آن دو را بيرون آوريد» . چون بيرون آورده مى‌شوند، به آنها مى‌فرمايد: «براى چه چنين فريادى سخت بر آورديد؟» .

مى‌گويند : چنين كرديم تا بر ما رحم آورى.

خداوند مى‌فرمايد: «رحمِ من به شما ، اين است كه برويد و خود را در هر جاى آتش كه بوديد ، بيندازيد» .

آن دو مى‌روند و يكى از آنها خود را مى‌اندازد و خداوند ، آن مكان را بر او سرد و بى‌گزند مى‌سازد ؛ ولى ديگرى مى‌ايستد و خود را نمى‌اندازد. خداوند عز و جلبه او مى‌فرمايد: «چرا تو، مانند دوستت ، خود را نيفكندى؟» .

مى‌گويد : پروردگارا ! اميدم اين بود كه بعد از بيرون آوردنم، ديگر مرا به آن باز نگردانى. خداوند به او مى‌فرمايد: «اميدت برآورده شد» . پس هر دو، به لطف و رحمت خدا، وارد بهشت مى‌شوند .۶۱۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون روز رستاخيز شود و بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ جاى گيرند، بنده‌اى تا هفتاد پاييز ـ كه هر پاييز ، هفتاد سال است ـ ، در آتش مى‌ماند . سپس ، از خداى عز و جلدرخواست مى‌كند و او را مى‌خواند و مى‌گويد: پروردگارا ! به حقّ محمّد و خاندانش ، از تو مى‌خواهم تا بر من رحم آورى.

خداوند عز و جل به جبرئيل عليه السلام وحى مى‌كند كه: «به سوى بنده‌ام فرود بيا و او را [از آتش] بيرون آور» .

جبرئيل عليه السلام مى‌گويد: چگونه من به ميان آتش روم؟

خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: «من به آتش فرمان داده‌ام كه براى تو ، سرد و بى‌گزند شود» .

جبرئيل عليه السلام مى‌گويد: پروردگارا ! جاى او را نمى‌دانم.

خداوند مى‌فرمايد: «او درون چاهى است در سجّين» .

جبرئيل عليه السلام به سوى آتش فرود مى‌آيد و او را به رو افكنده ، مى‌يابد. پس،

بيرونش مى‌آورد و او در برابر خداوند عز و جل مى‌ايستد. خداى متعال به او مى‌فرمايد: «اى بنده من! چه مدّت است كه در آتش ، مرا سوگند مى‌دهى؟» .

مى‌گويد: پروردگارا ! حسابش را ندارم.

خداى عز و جل مى‌فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند كه اگر به حقّ آنان ، از من درخواست نمى‌كردى ، بى گمان ، خوارىِ تو را در آتش به درازا مى‌كشاندم ؛ ولى بر خويش لازم ساخته‌ام كه هر بنده‌اى به حقّ محمّد و خاندانش از من درخواستى كند ، گناهانى را كه ميان من و او بوده است ، بر وى ببخشايم . امروز نيز تو را بخشيدم» .

سپس امر مى‌شود كه او را به بهشت ببرند . .

۶۱۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَيَخرُجَنَّ قَومٌ مِن اُمَّتي مِنَ النّارِ بِشَفاعَتي ، يُسَمَّونَ : «جَهَنَّمِيّونَ» . (1)۶۱۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ قَومٌ مِنَ النّارِ بِشَفاعَةِ مُحَمَّدٍ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ ، يُسَمَّونَ الجَهَنَّمِييّنَ . (2)۶۱۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يُحمَلُ النّاسُ عَلَى الصِّراطِ يَومَ القِيامَةِ ، فَتُقادِعُ (3)بِهِم جَنبَةُ الصِّراطِ تَقادُعَ الفِراشِ فِي النّارِ ، فَيُنجِي اللّه‌ُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِرَحمَتِهِ مَن يَشاءُ ، ثُمَّ يُؤذَنُ لِلمَلائِكَةِ وَالنَّبِيّينَ وَالشُّهَداءِ أن يَشفَعوا ؛ فَيَشفَعونَ ويُخرِجونَ ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ مَن كانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ ذَرَّةً مِن إيمانٍ . (4)۶۱۴۹.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن مُؤمِنٍ دَعا لِلمُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ إلّا رَدَّ اللّه‌ُ عز و جل عَلَيهِ مِثلَ الَّذي دَعا لَهُم بِهِ مِن كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ مَضى مِن أوَّلِ الدَّهرِ أو هُوَ آتٍ إلى يَومِ القِيامَةِ . إنَّ العَبدَ لَيُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ يَومَ القِيامَةِ فَيُسحَبُ ، فَيَقولُ المُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ : يا رَبِّ ! هذَا الَّذي

كانَ يَدعو لَنا ، فَشَفِّعنا فيهِ . فَيُشَفِّعُهُمُ اللّه‌ُ عز و جل فيهِ ، فَيَنجو. (5).


1) .. سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۵ ح ۲۶۰۰، سنن ابن ماجة: ج ۲ ص ۱۴۴۳ ح ۴۳۱۵، صحيح البخاري: ج ۵ ص ۲۴۰۱ ح ۶۱۹۸، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۲۳۶ ح ۴۷۴۰ كلاهما نحوه، مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۲۰۹ ح ۱۹۹۱۸ وليس فيه «من اُمّتي» وكلّها عن عمران بن حصين، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۴۰۱ ح ۳۹۰۶۸.

2) .. صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۱ ح ۶۱۹۸ ، سنن أبي داود : ج ۴ ص ۲۳۶ ح ۴۷۴۰ ، مسند ابن حنبل : ج ۷ ص ۲۰۹ ح ۱۹۹۱۸ ، سنن الترمذي : ج ۴ ص ۷۱۵ ح ۲۶۰۰ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۴۴۳ ح ۴۳۱۵ كلاهما نحوه وكلّها عن عمران بن حصين، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۶ ح ۳۹۴۲۸ .

3) .. أي فتسقطهم فيها بعضهم فوق بعض (النهاية: ج ۴ ص ۲۴ «قدع»).

4) .. مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۳۱۹ ح ۲۰۴۶۲، المعجم الصغير: ج ۲ ص ۵۷، المصنّف لابن أبي شيبة: ج ۸ ص ۱۰۴ ح ۷۷ وفيهما «جنبتا» بدل «جنبة»، التاريخ الكبير: ج ۸ كتاب الكنى ص ۳۷ الرقم ۳۲۸ نحوه وكلّها عن أبي بكرة، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۳۸۷ ح ۳۹۰۳۷.

5) .. الكافي: ج ۲ ص ۵۰۸ ح ۵ عن حسين بن علوان عن الإمام الصادق، ثواب الأعمال: ص ۱۹۴ ح ۴ عن محمد بن حمّاد الحارثى عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، الأمالي للطوسي: ص ۴۸۱ ح ۱۰۵۱ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الأمالي للصدوق: ص ۵۴۱ ح ۷۲۴ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلا هما نحوه، عدّة الداعي: ص ۱۷۱ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار: ج ۹۳ ص ۳۸۵ ح ۱۰.

۶۱۴۸.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به راستى ، گروهى از امّتم با شفاعت من ، از آتش خارج مى‌شوند كه به آنان «جهنّميان» مى‌گويند.۶۱۴۷.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گروهى با شفاعت محمّد از آتش بيرون مى‌آيند و به بهشت مى‌روند . اينان را «جهنّميان» مى‌خوانند .۶۱۴۶.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت، مردم را از صراط مى‌گذرانند و آنان مانند پروانه‌هايى كه در آتش فرو مى‌ريزند، از لبه صراط به دوزخ فرو مى‌افتند ؛ ولى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كسانى را كه خود بخواهد ، به رحمت خويش نجات مى‌دهد.

سپس به فرشتگان و پيامبران و شهيدان اجازه مى‌دهد كه شفاعت كنند و آنها شفاعت مى‌كنند و [گروهى ديگر را ]بيرون مى‌آورند . باز شفاعت مى‌كنند و بيرون مى‌آورند، و باز شفاعت مى‌كنند و بيرون مى‌آورند، و كسى را كه در دلش به اندازه ذرّه‌اى ايمان باشد ، شفاعت مى‌كنند و بيرون مى‌آورند .۶۱۴۵.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مؤمنى نيست كه براى مردان و زنان مؤمن دعا كند ، مگر آن كه خداوند عز و جل همانند آنچه براى آنها دعا كرده است، از جانب هر مرد و زن مؤمنى كه از آغاز روزگار بوده يا تا روز قيامت خواهد آمد، به او بر مى‌گرداند.

در روز قيامت ، دستور مى‌رسد كه بنده را به آتش برند و حسابرسى شود؛ امّا مردان و زنان مؤمن مى‌گويند: «پروردگارا ! اين همان كسى است كه براى ما دعا

مى‌كرد . پس شفاعت ما را در حقّ او بپذير» و خداوند عز و جل هم شفاعتشان را در باره او مى‌پذيرد و آن بنده نجات مى‌يابد. .

۶۱۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَقولُ الرَّجُلُ مِن أهلِ الجَنَّةِ يَومَ القِيامَةِ : أي رَبِّ ! عَبدُكَ فُلانٌ سَقاني شَربَةً مِن ماءٍ فِي الدُّنيا ، فَشَفِّعني فيهِ . فَيَقولُ : اذهَب فَأَخرِجهُ مِنَ النّارِ . فَيَذهَبُ فَيَتَجَسَّسُ فِي النّارِ حَتّى يُخرِجَهُ مِنها. (1)۶۱۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِنَ الإيمانِ . (2)۶۱۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» ، وكانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ ذَرَّةً مِن إيمانٍ . (3)۶۱۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» ، وفي قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِنَ الإيمانِ . أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» ، أو ذَكَرَني أو خافَني في مَقامٍ . (4)۶۱۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : يَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن كانَ في قَلبِهِ مِقدارُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ إيمانا. ثُمَّ يَقولُ : وعِزَّتي وجَلالي! لا أجعَلُ مَن آمَنَ بي ساعَةً مِن لَيلٍ أو نَهارٍ مَعَ مَن لَم يُؤمِن بي. (5)۶۱۳۹.امام رضا عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ يَقولُ اللّه‌ُ : مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ

حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن إيمانٍ فَأَخرِجوهُ . فَيُخرَجونَ قَدِ امتَحَشوا وعادوا حُمَما، فَيُلقَونَ في نَهرِ الحَياةِ ، فَيَنبُتونَ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ في حَميلِ السَّيلِ ... ألَم تَرَوا أنَّها تَخرُجُ صَفراءَ مُلتَوِيَةً ؟! (6).


1) .. مجمع البيان: ج ۱۰ ص ۵۹۲ عن الحسن، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۳.

2) .. سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۴ ح ۲۵۹۸ عن أبي سعيد الخدري.

3) .. حلية الأولياء: ج ۲ ص ۲۶۲ عن أبي سعيد الخدري وراجع المستدرك على الصحيحين: ج ۴ ص ۶۲۹ ح ۸۷۳۸ .

4) .. المستدرك على الصحيحين: ج ۱ ص ۱۴۱ ح ۲۳۴ عن أنس.

5) .. إرشاد القلوب: ص ۱۰۷، المعجم الصغير: ج ۲ ص ۴۱ عن أنس وفيه «مثقال» بدل «مقدار».

6) .. صحيح البخاري : ج ۵ ص ۲۴۰۰ ح ۶۱۹۲ و ج ۱ ص ۱۶ ح ۲۲ وليس فيه «وعادوا حُمَما» ، صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۷۲ ح ۳۰۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۱۲ ح ۱۱۵۳۳ كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۰۵ ح ۳۹۴۲۴ .

۶۱۴۴.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مرد بهشتى، در روز قيامت مى‌گويد: پروردگارا ! فلان بنده‌ات در دنيا جرعه‌اى آب به من نوشاند . پس شفاعت مرا در باره‌اش بپذير.

خداوند مى‌فرمايد: «برو و او را از آتش بيرون آور».

او مى‌رود و در آتش جستجو مى‌كند تا اين كه آن بنده را از آن جا بيرون مى‌آورد .۶۱۴۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن كه در دلش به اندازه ذرّه‌اى ايمان باشد، از آتش خارج مى‌شود.۶۱۴۲.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه بگويد: «خدايى جز خداى يكتا نيست» و در دلش به وزن ذرّه‌اى ايمان وجود داشته باشد، [سرانجام] از آتش خارج مى‌شود.۶۱۴۱.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى عز و جل مى‌فرمايد: «هر كس را كه "لا إله إلّا اللّه" گفته و به اندازه ذرّه‌اى ايمان در دل او بوده است ، از آتش بيرون آوريد. هر كس را كه "لا إله إلّا اللّه" گفته يا مرا ياد كرده يا در جايى از من ترسيده [و گناه نكرده ]است ، از آتش بيرون آوريد».۶۱۴۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى عز و جل مى‌فرمايد: «هر كه را به اندازه دانه خردلى ايمان در دل اوست، از آتش بيرون آوريد» . سپس مى‌فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند ، كسى را كه يك ساعت از شب يا روزى را به من ايمان آورده است ، با كسى كه [هرگز ]به من ايمان نياورده است ، [در يك جايگاه] قرار نمى‌دهم».۶۱۳۹.الإمام الرضا عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن گاه كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به آتش، خداوند مى‌فرمايد: «كسى را كه در دلش به وزن دانه خردلى ايمان هست ، بيرون آوريد».

پس [برخى] در حالى كه سوخته‌اند و تبديل به زغال شده‌اند، بيرون آورده مى‌شوند و آنها را در «نهر زندگانى» مى‌افكنند كه بر اثر آن ، همان گونه خواهند روييد كه تخم‌هاى موجود در خس و خاشاكِ سيلاب مى‌رويند... . آيا نديده‌ايد كه اين تخم‌ها [چه سان] زرد و در هم پيچيده مى‌رويند ؟ .

۶۱۳۸.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنّي لَأَوَّلُ النّاسِ تَنشَقُّ الأَرضُ عَن جُمجُمَتي يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ ، واُعطى لِواءَ الحَمدِ ولا فَخرَ ، وأنَا سَيِّدُ النّاسِ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ ، وأنَا أوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ ، وآتي بابَ الجَنَّةِ فَآخُذُ بِحَلقَتِها فَيَقولونَ : مَن هذا؟ فَأَقولُ : أنَا مُحَمَّدٌ ، فَيُفَتِّحونَ لي ، فَأَدخُلُ فَأَجِدُ الجَبّارَ مُستَقبِلي ، فَأَسجُدُ لَهُ فَيَقولُ : ارفَعُ رَأسَكَ يا مُحَمَّدُ ، وتَكَلَّم يُسمَع مِنكَ ، وقُلْ يُقبَل مِنكَ ، وَاشفَعْ تُشَفَّع .

فَأَرفَعُ رَأسي، فَأقولُ : اُمَّتي اُمَّتي ، يا رَبِّ!

فَيَقولُ : اِذهَبْ إلى اُمَّتِكَ ، فَمَن وَجَدتَ في قَلبِهِ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن شَعيرٍ مِنَ الإيمانِ فَأَدخِلهُ الجَنَّةَ . فَأَذهَبُ فَمَن وَجَدتُ في قَلبِهِ مِثقالَ ذلِكَ أدخَلتُهُمُ الجَنَّةَ ، فَأَجِدُ الجَبّارُ مُستَقبِلي ، فَأَسجُدُ لَهُ ، فَيَقولُ : ارفَع رَأسَكَ يا مُحَمَّدُ ، وتَكَلَّم يُسمَع مِنكَ ، وقُلْ يُقبَل مِنكَ ، وَاشفَعْ تُشَفَّع .

فَأَرفَعُ رَأسي ، فَأَقولُ : اُمَّتي اُمَّتي ، يا رَبِّ!

فَيَقولُ : اذهَب إلى اُمَّتِكَ ، فَمَن وَجَدتَ في قَلبِهِ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِنَ الإِيمانِ فَأَدخِلهُ الجَنَّةَ . فَأَذهَبُ فَمَن وَجَدتُ في قَلبِهِ مِثقالَ ذلِكَ أدخَلتُهُمُ الجَنَّةَ .

وفُرِغَ مِن حِسابِ النّاسِ ، واُدخِلَ مَن بَقِيَ مِن اُمَّتي فِي النّارِ مَعَ أهلِ النّارِ ، فَيَقولُ أهلُ النّارِ : ما أغنى عَنكُم أنَّكُم كُنتُم تَعبُدونَ اللّه‌َ ولا تُشرِكونَ بِهِ شَيئا؟!

فَيَقولُ الجَبّارُ : فَبِعِزَّتي لَاُعتِقَنَّهُم مِنَ النّارِ! فَيَرسِلُ إلَيهِم ، فَيُخرَجونَ مِنَ النّارِ وقَدِ امتَحَشوا، فَيُدخَلونَ في نَهرِ الحَياةِ ، فَيَنبُتونَ فيهِ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ في غُثاءِ السَّيلِ ، ويُكتَبُ بَينَ أعيُنِهِم : «هؤُلاءِ عُتَقاءُ اللّه‌ِ» ، فَيُذهَبُ بِهِم فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ ، فَيَقولُ لَهُم أهلُ الجَنَّةِ : هؤُلاءِ الجَهَنَّمِيّونَ ، فَيَقولُ الجَبّارُ : بَل هؤُلاءِ عُتَقاءُ الجَبّارِ . (1).


1) .. سنن الدارمي: ج ۱ ص ۳۱ ح ۵۲ عن أنس، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۸۹ ح ۱۲۴۷۱ عن عمرو بن أنس، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۴۰۴ ح ۳۹۰۸۹.

۶۱۳۷.امام رضا عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فخرفروشى نباشد ؛ من نخستين كسى هستم كه در روز قيامت ، سر از خاك بيرون مى‌آورم و درفش ستايش (پرچم حمد) ، به دست من داده مى‌شود . فخرفروشى نباشد ؛ در روز رستاخيز ، من مهتر مردمان هستم .

فخرفروشى نباشد ؛ در روز رستاخيز ، من نخستين كسى هستم كه وارد بهشت مى‌شود، و بر دَرِ بهشت مى‌آيم و حلقه‌اش را مى‌گيرم . مى‌گويند: اين كيست؟ مى‌گويم: منم، محمّد. پس در را برايم مى‌گشايند . من داخل مى‌شوم و پادشاه عالم را فراپيش خود مى‌بينم . برايش به خاك مى‌افتم. مى‌فرمايد: «سرت را بر دار ـ اى محمّد ـ و سخن بگو ، كه از تو شنيده مى‌شود . بگو ، كه از تو پذيرفته مى‌آيد . شفاعت كن كه شفاعتت قبول مى‌گردد» .

من سرم را بر مى‌دارم و مى‌گويم: پروردگارا ! امّتم، امّتم [را نجات بده] !

او مى‌فرمايد: «به ميان امّتت برو و هر كس را كه در دلش به وزن دانه‌اى جو ايمان يافتى، به بهشت ببر» و من مى‌روم و كسانى را كه در دلشان به آن اندازه ايمان بيابم ، به بهشت مى‌برم . باز پادشاه عالم را فراپيش خود مى‌يابم و برايش به خاك مى‌افتم . او مى‌فرمايد: «سرت را بر دار ـ اى محمّد ـ و سخن بگو ، كه از تو شنيده مى‌شود . بگو ، كه از تو پذيرفته مى‌آيد . شفاعت كن كه شفاعتت قبول مى‌گردد» .

من سرم را بر مى‌دارم و باز مى‌گويم: خداوندا ! امّتم، امّتم [را نجات بده] !

او مى‌فرمايد: «به سوى امّتت برو و هر كس را كه در دلش به وزن دانه خردلى ايمان يافتى، به بهشت ببر» و من مى‌روم و كسانى را كه آن اندازه [ايمان] در دلشان بيابم ، داخل بهشت مى‌كنم .

[سرانجام ،] حسابرسى مردمان به پايان مى‌رسد و باقى‌مانده امّتم را همراه دوزخيان ، داخل آتش مى‌كنم . دوزخيان [با طعنه ، به آنان] مى‌گويند: خداپرستىِ

شما و شرك نورزيدنتان به او ، براى شما سودى نداشت !

پس پادشاه عالم مى‌فرمايد: «به عزّتم سوگند كه آنان را [نيز] از آتش آزاد مى‌كنم!» و به سوى آنان مى‌فرستد و همه آنان ، در حالى كه سوخته‌اند ، از آتش بيرون مى‌آيند و به درون نهر زندگانى مى‌روند و در آن، مانند بذر و دانه‌هايى كه در ميان خس و خاشاك سيلاب مى‌رويد، مى‌رويند و بر پيشانىِ آنها نوشته مى‌شود: «اينان آزادشدگان خدايند» . آن گاه ، ايشان را مى‌برند و وارد بهشت مى‌شوند. بهشتيان مى‌گويند: اينان جهنّميان‌اند.

پادشاه عالم مى‌فرمايد: «نه، اينان آزادشدگانِ پادشاه عالم‌اند» . .

۶۱۳۶.امام صادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ» (1)ـ : إذا اُخرِجَ أهلُ التَّوحيدِ مِنَ النّارِ واُدخِلُوا الجَنَّةَ ، وَدَّ الَّذينَ كَفَروا لَو كانوا مُسلِمينَ . (2)۶۱۳۸.الإمام الصادق عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ أصحابَ الكَبائِرِ مِن مُوَحِّدِي الاُمَمِ كُلِّهِمِ الَّذينَ ماتوا عَلى كَبائِرِهِم غَيرَ نادِمينَ ولا تائِبينَ ، مَن دَخَلَ النّارَ مِنهُم فِي البابِ الأَوَّلِ مِن جَهَنَّمَ ل_'c۷ تَزرَقُّ أعيُنُهُم ، ولا تَسوَدُّ وُجوهُهُم ، ولا يُقَرَّنونَ ، ولا يُغَلّونَ بِالسَّلاسِلِ ، ولا يُجَرَّعونَ الحَميمَ ، ولا يُلبَسونَ القَطِرانَ ، حَرَّمَ اللّه‌ُ أجسادَهُم عَلَى الخُلودِ مِن أجلِ التَّوحيدِ ، وصُوَرَهُم عَلَى النّارِ مِن أجلِ السُّجودِ . (3)۶۱۳۷.الإمام الرضا عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ : «ل_'c۷ إلهَ إلَا اللّه‌ُ» وكانَ في قَلبِهِ مِنَ الخَيرِ ما يَزِنُ شَعيرَةً ، ثُمَّ يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» وكانَ في قَلبِهِ مِنَ الخَيرِ ما يَزِنُ بُرَّةً (4)، ثُمَّ يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ : «لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ» وكانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ مِنَ الخَيرِ ذَرَّةً . (5).


1) .. الحِجر: ۲.

2) .. سنن الترمذي: ج ۵ ص ۲۴ ح ۲۶۳۸ عن أبي هريرة.

3) .. تاريخ بغداد: ج ۶ ص ۱۵۶ الرقم ۳۱۹۹ عن محمّد بن حِمْيَر عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، كنز العمّال: ج ۳ ص ۸۳۲ ح ۸۸۸۷.

4) .. البُرّ: القَمْح (مجمع البحرين: ج ۱ ص ۱۳۹ «البرُّ»).

5) .. صحيح البخاري: ج ۶ ص ۲۶۹۶ ح ۶۹۷۵، صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۸۲ ح ۳۲۵، سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۱ ح ۲۵۹۳ وفيه «أخرجوا» بدل «يخرج»، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۳۳ ح ۱۲۱۵۴ كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۳۹۷ ح ۳۹۰۵۳.

۶۱۳۶.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال : «چه بسا كسانى كه كافر شدند ، آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند» ـ : زمانى كه اهل توحيد از آتش بيرون آورده و به بهشت برده شوند ، كافران آرزو خواهند كرد كه كاش مسلمان بودند .۶۱۳۵.الطرائف ( ـ به نقل از محمّد بن على مكّى، با اِسناد خود ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از هر امّتى ، يكتاپرستانى كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند و بدون آن كه از آن گناهان پشيمان شوند و توبه كنند ، مرده باشند ، كسانى از آنها كه از درِ اوّل جهنّم وارد آتش شده‌اند، نه چشمانشان سفيد مى‌شود و نه چهره‌هايشان سياه، نه به غل و زنجير بسته مى‌شوند و نه جوشاب در حلقشان ريخته مى‌شود و نه قَطران بر آنان پوشانده مى‌گردد. به خاطر يكتاپرستى‌شان، خداوند جاودانگى [در آتش] را بر بدن‌هاى آنها حرام گردانيده و به خاطر سجده كردنشان [براى خدا] ، چهره‌هاى آنان را بر آتش ، حرام ساخته است.۶۱۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن يك دانه جو خوبى باشد ، از آتش خارج مى‌شود. سپس هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن دانه گندمى خوبى باشد ، از آتش خارج مى‌شود . آن گاه ، هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن ذرّه‌اى خوبى باشد، از آتش خارج مى‌شود. .

۶۱۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : إذا خَلَصَ المُؤمِنونَ مِنَ النّارِ ، فَوَ الَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! ما مِنكُم مِن أحَدٍ بِأَشَدَّ مُناشَدَةً للّه‌ِِ فِي استِقصاءِ الحِقِّ مِنَ المُؤمِنينَ للّه‌ِِ يَومَ القِيامَةِ لِاءِخوانِهِمُ الَّذينَ فِي النّارِ ، يَقولونَ : رَبَّنا ! كانوا يَصومونَ مَعَنا ، ويُصَلّونَ ، ويَحِجّونَ . فَيُقالُ لَهُم : أخرِجوا مَن عَرَفتُم . فَتُحَرَّمُ صُوَرُهُم عَلَى النّارِ ، فيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا ، قَد أخَذَتِ النّارُ إلى نِصفِ ساقَيهِ وإلى رُكبَتَيهِ ، ثُمَّ يَقولونَ : رَبَّنا ! ما بَقِيَ فيها أحَدٌ مِمَّن أمَرتَنا بِهِ .

فَيَقولُ : ارجِعوا ، فَمَن وَجَدتُم في قَلبِهِ مِثقالَ دينارٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ . فَيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا. ثُمَّ يَقولونَ : رَبَّنا لَم نَذَر فيها أحَدا مِمَّن أمَرتَنا .

ثُمَّ يَقولُ : ارجِعوا ، فَمَن وَجَدتُم في قَلبِهِ مِثقالَ نِصفِ دينارٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ . فَيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا. ثُمَّ يَقولونَ : رَبَّنا لَم نَذَر فيها مِمَّن أمَرتَنا أحَدا.

ثُمَّ يَقولُ : ارجِعوا ، فَمَن وَجَدتُم في قَلبِهِ مِثقالَ ذَرَّةٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ . فَيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا. ثُمَّ يَقولونَ : رَبَّنا لَم نَذَر فيها خَيرا. (1)۶۱۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عنه صلى الله عليه و آله : لَيسَ اللّه‌ُ تَعالى يَترُكُ فِي النّارِ أحَدا فيهِ خَيرٌ إلّا أخرَجَهُ مِنها. (2)۶۱۳۵.الطرائف عن محمّد بن عليّ المكّي بإسناده : عنه صلى الله عليه و آله : يَقولُ اللّه‌ُ : أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن ذَكَرَني يَوما ، أو خافَني في مَقامٍ . (3)۶۱۳۴.عنه صلى الله عليه و آله : مسند أبي يعلى عن أبي هريرة : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ استَشفَعَ المَلائِكَةُ وَالنَّبِيّونَ ، حَتّى يُقالَ لِأَحَدِهِم : مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ دينارٍ ، ثُمَّ يُقالُ : نِصفُ دينارٍ ، ثُمَّ يُقالُ : قيراطٌ ، ثُمَّ يُقالُ : نِصفُ قيراطٍ ، ثُمَّ يُقالُ : شَعيرَةٌ ، ثُمَّ يُقالُ : حَبَّةُ خَردَلٍ .

فَإِذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ ، يَقولُ الجَبّارُ : اِستَشفَعَ الخَلقُ لِلخَلقِ ، وبَقِيَت رَحمَةُ الخالِقِ . قالَ : فَيَأخُذُ قَبضَةً مِن جَهَنَّمَ فَيَطرَحُها فِي نَهرِ الحَياةِ ، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ ، ألَم‌تَرَ إلَى الحَبَّةِ في حَميلِ السَّيلِ ما كانَ مِنهُ ضاحِيا (4)كانَ أخضَرَ وما كانَ مِنهُ فِي الظِّلِّ كانَ أبيَضَ ؟

فَقالوا: يا رَسولَ اللّه‌ِ ، كَأَنَّما كُنتَ تَنظُرُ إلَى الحَبَّةِ حينَ تَنبُتُ !

قالَ صلى الله عليه و آله : ثُمَّ يَدخُلونَ الجَنَّةَ ، فَيُقالُ : هؤُلاءِ مُحَرَّرِي الرَّحمنِ . (5).


1) .. صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۶۹ ح ۳۰۲، المستدرك على الصحيحين: ج ۴ ص ۶۲۷ ح ۸۷۳۶ نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري.

2) .. حلية الأولياء: ج ۲ ص ۲۶۲، المستدرك على الصحيحين: ج ۴ ص ۶۲۹ ح ۸۷۳۸ نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري.

3) .. سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۲ ح ۲۵۹۴، المستدرك على الصحيحين: ج ۱ ص ۱۴۱ ح ۲۳۵، شعب الإيمان: ج ۱ ص ۴۶۹ ح ۷۴۰ وليس فيهما «يوما»، الفردوس: ج ۵ ص ۲۴۴ ح ۸۰۸۴ وفيه «ذكرني وخافني في مقام» وكلّها عن أنس، كنز العمّال: ج ۱ ص ۴۲۷ ح ۱۸۴۳.

4) .. ضَاحَت: أي برزت للشمس (مجمع البحرين: ج ۲ ص ۱۰۶۸ «ضحا»).

5) .. مسند أبي يعلى: ج ۶ ص ۱۰۲ ح ۶۵۵۵.

۶۱۳۳.عنه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمنان ، پس از آن كه از آتش رهايى يافتند ـ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ـ ، چنان در روز قيامت براى [نجات ]برادران خود كه در آتش‌اند ، خدا را سوگند مى‌دهند كه هيچ يك از شما براى گرفتن حقّ خود [از ديگران] ، با چنان شدّتى خدا را سوگند نمى‌دهيد . آنان مى‌گويند: پروردگارا ! [اين برادران ما ]پا به پاى ما روزه مى‌گرفتند و نماز مى‌خواندند و حج مى‌گزاردند!

پس به آنان گفته مى‌شود: «[برويد و] هر كه را مى‌شناسيد ، [از آتش] بيرون آوريد؛ زيرا صورت‌هاى آنها ، بر آتش حرام گرديده است [و آتش به چهره‌هايشان صدمه نمى‌زند و قابل شناسايى‌اند]» .

پس آن مؤمنان ، شمار بسيارى را كه آتش تا نيمه ساق پاى آنها و [يا] تا زانوانشان را گرفته است ، بيرون مى‌آورند. سپس مى‌گويند: پروردگارا ! ديگر هيچ كسى از كسانى كه ما را [به بيرون آوردنشان] فرمان دادى ، در آتش نمانده است.

خداوند مى‌فرمايد: «برگرديد و هر كس را هم كه در دلش به وزن دينارى خير و خوبى يافتيد ، بيرون آوريد» .

و باز ، شمار بسيارى را بيرون مى‌آورند . آن گاه مى‌گويند: پروردگارا ! هيچ كسى را از كسانى كه ما را [به نجاتشان] فرمان دادى ، در آتش باقى نگذاشتيم.

باز خداوند مى‌فرمايد: «برگرديد و هر كس را كه در دلش به وزن نيم دينار خير و خوبى يافتيد ، بيرون آوريد» .

پس شمار بسيارى را بيرون مى‌آورند . آن گاه مى‌گويند: پروردگارا ! هيچ كسى را از كسانى كه ما را [به نجاتشان] فرمان دادى ، در آتش بر جاى نگذاشتيم.

دگر بار خداوند مى‌فرمايد: «برگرديد و هر كه را در دلش به وزن ذرّه‌اى خير و خوبى يافتيد ، بيرون آوريد» .

پس شمار بسيارى را بيرون مى‌آورند و سپس مى‌گويند : پروردگارا ! هيچ [اهل] خير و خوبى‌اى را در آتش باقى نگذاشتيم .۶۱۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند متعال ، هيچ كس را كه در وجودش خوبى و خيرى باشد ، در آتش باقى نمى‌گذارد و همه را بيرون مى‌آورد.۶۱۳۱.الطرائف : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند مى‌فرمايد: كسى را كه [حتّى] روزى مرا ياد كرده يا در جايى از من ترسيده است، از آتش بيرون آوريد.۶۱۳۰.الكافى ( ـ به نقل از حسن بن على وشّاء ـ ) مسند أبى يعلى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «چون روز رستاخيز شود، از فرشتگان و پيامبران خواسته مى‌شود كه شفاعت كنند و حتّى به هر يك از آنها گفته مى‌شود : "براى هر كس كه در دلش به وزن يك دينار [ايمان] هست [، شفاعت كنيد]" . سپس گفته مى‌شود: "نيم دينار" . سپس گفته مى‌شود: "يك قيراط" . سپس گفته مى‌شود: "نيم قيراط" .

سپس گفته مى‌شود: "يك جو" و سپس گفته مى‌شود: "يك دانه خردل" .

پس از آن كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به دوزخ، پادشاه عالم مى‌فرمايد: "آفريدگان براى آفريدگان شفاعت كردند . اكنون نوبت رحمتِ آفريدگار است". آن گاه ، مشتى از اهل جهنّم را بر مى‌دارد و آنان را در "رود زندگانى" مى‌ريزد، و آنها مانند بذر مى‌رويند. آيا نديده‌اى تخم‌هاى موجود در خس و خاشاك سيلاب را ؛ آنها كه در آفتاب مى‌رويند ، سبزند و آنها كه در سايه مى‌رويند ، سفيدند؟» .

ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! انگار كه شما بذر و تخم‌ها را در حال روييدن مى‌ديده‌ايد!

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سپس وارد بهشت مى‌شوند و گفته مى‌شود: "اينان، آزادشدگانِ [خداى ]مهرگسترند"» . .

۶۱۲۹.التوحيد ( ـ به نقل از محمّد بن عجلان ـ ) مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : يوضَعُ الصِّراطُ بَينَ ظَهرَي جَهَنَّمَ ، عَلَيهِ حَسَكٌ (1)كَحَسَكِ السَّعدانِ ، ثُمَّ يَستَجيزُ النّاسُ ؛ فَناجٍ مُسَلَّمٌ ومَجدوحٌ (2)بِهِ ، ثُمَّ ناجٍ ومُحتَبَسٌ بِهِ مَنكوسٌ فيها .

فَإِذا فَرَغَ اللّه‌ُ عز و جل مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ ، يَفقِدُ المُؤمِنونَ رِجالاً كانوا مَعَهُم فِي الدُّنيا ؛ يُصَلّونَ بِصَلاتِهِم ، ويُزَكّونَ بِزَكاتِهِم ، ويَصومونَ صِيامَهُم ، ويَحِجّونَ حَجَّهُم ، ويَغزونَ غَزَوَهُم ، فَيَقولونَ : أي رَبَّنا ! عِبادٌ مِن عِبادِكَ كانوا مَعَنا فِي الدُّنيا ؛ يُصَلّونَ صَلاتَنا ، ويُزَكّونَ زَكاتَنا ، ويَصومونَ صِيامَنا ، ويَحِجّونَ حَجَّنا ، ويَغزون غَزوَنا ، لانَراهُم؟!

فَيَقولُ : اِذهَبوا إلَى النّارِ ، فَمَن وَجَدتُم فيها مِنهُم فَأَخرِجوهُ .

قالَ صلى الله عليه و آله : فَيَجِدونَهُم قَد أخَذَتهُمُ النّارُ عَلى قَدرِ أعمالِهِم ، فَمِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى قَدَمَيهِ ، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى نِصفِ ساقَيهِ ، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى رُكبَتَيهِ ، ومِنهُم مَن أزَرَتهُ (3)، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى ثَديَيهِ ، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى عُنُقِهِ ، ولَم تَغْشَ

الوُجوهَ ، فَيَستَخرِجونَهُم مِنها فيُطرَحونَ في ماءِ الحَياةِ .

قيلَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، ومَا الحَياةُ؟ (4)

قالَ صلى الله عليه و آله : غِسلُ أهلِ الجَنَّةِ ، فَيَنبُتونَ نَباتَ الزَّرْعَةِ ـ وقالَ مَرَّةً فيهِ: كَما تَنبُتُ الزَّرعَةُ ـ في غُثاءِ السَّيلِ ، ثُمَّ يَشفَعُ الأَنبِياءُ في كُلِّ مَن كانَ يَشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه‌ُ مُخلِصا ، فَيُخرِجونَهُم مِنها.

قالَ : ثُمَّ يَتَحَنَّنُ اللّه‌ُ بِرَحمَتِهِ عَلى مَن فيها ، فَما يَترُكُ فيها عَبدا في قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن إيمانٍ إلّا أخرَجَهُ مِنها. (5).


1) .. الحَسَكَ : جمع حَسَكَة؛ وهي شوكة صُلبة معروفة (النهاية: ج ۱ ص ۳۸۶ «حسك»).

2) .. الجَدْح: زجر المعز (المحيط في اللغة: ج ۲ ص ۳۹۷ «جدح»).

3) .الإزرَةُ : الحالة وهَيئَةُ الائتزار ، والحديث : إزرَةُ المُؤمن إلى نصف الساق (النهاية : ج ۱ ص ۴۴ «أزر») .

4) .كذا في المصدر، والظاهر أنّ الصحيح : «وما ماء الحياة؟» كما في بعض المصادر .

5) .. مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۵ ح ۱۱۰۸۱، المستدرك على الصحيحين: ج ۴ ص ۶۲۸ ح ۸۷۳۸، الزهد لابن المبارك: ص ۴۴۸ ح ۱۲۶۸ وفيهما «مجروح» بدل «مجدوح»، سنن ابن ماجة: ج ۲ ص ۱۴۳۰ ح ۴۲۸۰ وفيه صدره إلى «منكوس فيها».

۶۱۲۸.تفسير القمّى ( ـ به نقل از امام صادق عليه السلام ، وقتى پرسشگرى ) مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابو سعيد خدرى ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمايد: «صراط بر روى جهنّم نصب مى‌شود و بر آن ، خارهايى چونان خار سَعدان است . سپس مردم بر آن مى‌گذرند ؛ عدّه‌اى به سلامت مى‌گذرند، عدّه‌اى مجروح شده از آن مى‌رَهَند، و عدّه‌اى نگه داشته و در آتش افكنده مى‌شوند.

پس چون خداوند عز و جل از داورى ميان بندگان فراغت يافت، مؤمنان ، مردانى را نمى‌يابند كه با آنان در دنيا ، مانند آنان نماز مى‌خوانده‌اند، مانند آنان زكات مى‌داده‌اند ، مانند آنان روزه مى‌گرفته‌اند ، مانند آنان حج مى‌رفته‌اند ، و مانند آنان جهاد مى‌كرده‌اند . پس مى‌گويند : پروردگارا ! بندگانى از بندگان تو بودند كه در دنيا مانند ما نماز مى‌خواندند و مانند ما زكات مى‌دادند و مانند ما روزه مى‌گرفتند و مانند ما حج مى‌گزاردند و مانند ما به جهاد مى‌رفتند ؛ ولى اكنون آنها را نمى‌بينيم!

خداوند مى‌فرمايد: "به آتش برويد و كسانى از ايشان را كه در آن يافتيد ، بيرون بياوريد"».

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس آنان را در حالى مى‌يابند كه آتش ، آنها را به اندازه كردارهايشان، فرو گرفته است: يكى را تا مچ پاهايش گرفته، يكى را تا نيمه ساق پاهايش گرفته، يكى را تا زانوانش گرفته، يكى را تا كمرش گرفته، ديگرى را تا سينه‌اش گرفته و برخى را تا گردنشان گرفته و صورت‌هايشان را در ميان

نگرفته است. از همه آنها مى‌خواهند كه از آتش بيرون آيند . سپس در آب زندگانى افكنده مى‌شوند» .

گفته شد : اى پيامبر خدا ! آب زندگانى چيست؟

فرمود: «آب شستشوى اهل بهشت. آن گاه [كه در آن آب افتادند] ، زراعت‌وار مى‌رويند ، همچنان كه تخم و بذرهاى موجود در خس و خاشاك سيلاب مى‌رويند. سپس پيامبران در حقّ تمام كسانى كه از سرِ اخلاص ، به يگانگى خداوند گواهى داده باشند ، شفاعت مى‌كنند و آنها را از آتش بيرون مى‌آورند» .

پيامبر صلى الله عليه و آله [در ادامه] فرمود: «سپس خداوند به رحمت خويش ، بر كسانى كه در آتش‌اند ، مهر مى‌آورد و حتّى يك بنده را كه در دلش به قدر دانه‌اى ايمان بوده باشد ، در آن باقى نمى‌گذارد و بيرونش مى‌آورد» . .

۶۱۲۷.امام صادق عليه السلام ـ وقتى پرسشگرى از او پرسي ( ـ وقتى پرسشگرى از او پرسيد: آياكارشان به خودشان و ) رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إذا خَلَّصَ اللّه‌ُ المُؤمِنينَ مِنَ النّارِ وأمِنوا، فَما مُجادَلَةُ أحَدِكُم لِصاحِبِهِ فِي الحَقِّ يَكونُ لَهُ فِي الدُّنيا أشَدَّ مُجادَلَةً مِنَ المُؤمِنينَ لِرَبِّهِم في إخوانِهِمُ الَّذينَ اُدخِلُوا النّارَ . قالَ : يَقولونَ : رَبَّنا ! إخوانُنا كانوا يُصَلّونَ مَعَنا ، ويَصومونَ مَعَنا ، ويَحِجّونَ مَعَنا ، فَأَدخَلتَهُمُ النّارَ؟! فَيَقولُ : اِذهَبوا فَأَخرِجوا مَن عَرَفتُم مِنهُم .

فَيَأتونَهُم فَيَعرِفونَهُم بِصُوَرِهِم ، لا تَأكُلُ النّارُ صُوَرَهُم ، فَمِنهُم مَن أخَذَتهُ النّارُ إلى أنصافِ ساقَيهِ ، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى كَعبَيهِ ، فَيُخرِجونَهُم . فَيَقولونَ : رَبَّنا ! أخرَجنا مَن قَد أمَرتَنا .

ثُمَّ يَقولُ : أخرِجوا مَن كانَ في قَلبِهِ وَزنُ دينارٍ مِنَ الإيمانِ ، ثُمَّ مَن كانَ في قَلبِهِ وَزنُ نِصفِ دينارٍ ، ثُمَّ مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ . (1)۶۱۲۶.امام صادق عليه السلام : المستدرك على الصحيحين عن أبي موسى : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إذَا اجتَمَعَ أهلُ النّارِ فِي

النّارِ ومَعَهُم مِن أهلِ القِبلَةِ مَن شاءَ اللّه‌ُ ، قالوا : ما أغنى عَنكُم إسلامُكُم وقَد صِرتُم مَعَنا فِي النّارِ؟! قالوا: كانَت لَنا ذُنوبٌ فَاُخِذنا بِها .

فَسَمِعَ اللّه‌ُ ما قالوا ، قالَ : فَأَمَرَ بِمَن كانَ فِي النّارِ مِن أهلِ القِبلَةِ ، فَأُخرِجوا. فَيَقولُ الكُفّارُ : يا لَيتَنا كُنّا مُسلِمينَ فَنُخرَجَ كَما اُخرِجوا!

قالَ : وقَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «الر تِلْكَ ءَايَاتُ الْكِتَابِ وَ قُرْءَانٍ مُّبِينٍ* رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ» (2). (3).


1) .. سنن ابن ماجة: ج ۱ ص ۲۳ ح ۶۰، سنن النسائي: ج ۸ ص ۱۱۲ وليس فيه «إذا خلّص اللّه المؤمنين من النار وأمنوا» و «لا تأكل النار صورهم»، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۱۸۷ ح ۱۱۸۹۸ كلّها عن أبي سعيد الخدريّ .

2) .. الحِجْر: ۱ و ۲.

3) .. المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۲۶۵ ح ۲۹۵۴ ، البعث والنشور : ص ۹۱ ح ۷۹ ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۳۹۱ ح ۸۴۳ ، كنز العمّال : ج ۱۴ ص ۵۴۱ ح ۳۹۵۵۵ ؛ تفسير مجمع البيان : ج ۶ ص ۵۰۵ نحوه .

۶۱۳۱.الطرائف : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن گاه كه خداوند ، مؤمنان را از آتش برهانَد و ايمن شوند، در باره برادرانشان كه به آتش رفته‌اند ، چنان سخت با پروردگارشان مجادله مى‌كنند كه هيچ يك از شما در دنيا با برادرش در باره حقّ خود ، چنان مجادله نمى‌كند . آنها مى‌گويند: پروردگارا ! برادران ما ، پا به پاى ما نماز مى‌خواندند و روزه مى‌گرفتند و حج مى‌گزاردند، و تو آنها را به آتش در آورده‌اى؟ ! خداوند مى‌فرمايد: «برويد و هر يك از آنها را كه مى‌شناسيد ، بيرون آوريد».

آنان مى‌روند و برادرانشان را از چهره‌هايشان مى‌شناسند ؛ چون آتش ، چهره‌هاى آنها را نمى‌خورد . آتش ، برخى‌شان را [فقط] تا نيمه‌هاى ساق پايشان گرفته است ، و برخى‌شان را تا برآمدگىِ پاهايشان . آنها را بيرون مى‌آورند و مى‌گويند: پروردگارا ! كسانى را كه دستور دادى ، بيرون آورديم.

خدا مى‌فرمايد: «كسانى را هم كه در دلشان به وزن دينارى ايمان بوده است ، بيرون بياوريد . سپس كسانى را كه در دلشان به وزن نيم دينار [ايمان] بوده، و بعد كسانى را كه در دلشان به وزن يك دانه خردل [ايمان] بوده است [نيز بيرون بياوريد]» .۶۱۳۰.الكافي عن الحسن بن عليّ الوشّاء عن الإمام الرضا ع المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابو موسى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اهل آتش ، هنگامى كه در آتش گرد آيند ، به كسانى از اهل قبله كه با آنان هستند،

مى‌گويند: اسلامِ شما به كارتان نيامد كه با ما در آتش آمده‌ايد؟!

اهل قبله مى‌گويند: ما گنهكار بوديم و به سبب گناهانمان مؤاخذه شده‌ايم.

خداوند ، سخنان آنها را مى‌شنود و دستور مى‌دهد كسانى از اهل قبله كه در آتش‌اند ، بيرون آورده شوند . كفّار مى‌گويند: اى كاش ما هم مسلمان بوديم و مانند اينها بيرون آورده مى‌شديم!» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند: «الف. لام. راء . اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر. چه بسا كسانى كه كافر شدند ، آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند» . .

۶۱۲۹.التوحيد عن محمّد بن عجلان : المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه: قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ ناسا مِن أُمَّتي يُعَذَّبونَ بِذُنوبِهِم ، فَيَكونوا فِي النّارِ ماشاءَ اللّه‌ُ أن يَكونوا، ثُمَّ يُعَيِّرُهُم أهلُ الشِّركِ ، فَيَقولونَ : ما نَرى ما كُنتُم تُخالِفونّا فيهِ مِن تَصديقِكُم وإيمانِكُم نَفَعَكُم! فَلا يَبقى مُوَحِّدٌ إلّا أخرَجَهُ اللّه‌ُ .

ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ» (1).۶۱۲۸.تفسير القمّي : السنن الكبرى عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجنّةَ وأهلُ النّارِ ، النّارَ يَقولُ اللّه‌ُ عز و جل : مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ خَردَلَةٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ . فَيُخرَجونَ قَدِ امتَحَشوا وعادوا حُمَما ، قالَ : فَيُلقَونَ في نَهرٍ يُقالُ لَهُ : «نَهَرُ الحَياةِ» ، قالَ : فَيَنبُتونَ فيهِ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ في حَميلِ السَّيلِ .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : ألَم تَرَوا أنَّها تَنبُتُ صَفراءَ مُلتَوِيَةً ؟! (2)۶۱۲۷.عنه عليه السلام ( ـ وقَد سَأَلَهُ سائِلٌ : هَل أمرُهُم مُفَوَّضٌ إل ) الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ الرَّبَّ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَقولُ : اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتي ، وَانجوا مِنَ

النّارِ بِعَفوي. (3).


1) .. المعجم الأوسط: ج ۵ ص ۲۲۳ ح ۵۱۴۶، الدّر المنثور: ج ۵ ص ۶۲ نقلاً عن ابن مردويه.

2) .. السنن الكبرى: ج ۱۰ ص ۳۲۲ ح ۲۰۷۷۹، مسند أبي يعلى: ج ۲ ص ۷۴ ح ۱۲۱۴ وفيه «إيمان» بدل «خير».

3) .. الاختصاص: ص ۳۵۶ عن جابر، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۱۸ ح ۲۰۷.

۶۱۲۶.عنه عليه السلام : المعجم الأوسط ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مردمانى از امّت من ، به سبب گناهانشان عذاب مى‌شوند و تا زمانى كه خدا خواهد در آتش بمانند، خواهند ماند . مشركان ، زبان به سرزنش آنها مى‌گشايند و مى‌گويند: مى‌بينيم كه تصديق و ايمان شما [به خدا و پيامبر] كه بر سر آن با ما مخالفت مى‌ورزيديد، شما را سودى نبخشيده است!

پس خداوند ، هر يكتاپرستى را [كه در آتش است ،] از آن بيرون مى‌آورد» .

آن گاه ، پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت فرمود: «چه بسا كسانى كه كافر شدند ، آرزو مى‌كنند كه كاش مسلمان بودند» .۶۱۲۵.امام صادق عليه السلام : السنن الكبرى ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «پس از آن كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به آتش، خداوند عز و جل مى‌فرمايد: هر كه در دلش به وزن خردلى خوبى هست، او را بيرون آوريد .

پس آنها را كه از شدّت سوختگى ، زغال شده‌اند، بيرون مى‌آورند و در نهرى به نام "نهر زندگانى" مى‌اندازند . آنان در آن نهر ، مانند روييدنِ بذرهاى موجود در خس و خاشاك سيل ، شروع به روييدن مى‌كنند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن گاه فرمود : «آيا نديده‌ايد كه اين بذرها چگونه زرد و در هم پيچيده مى‌رويند ؟ [آزاد شدگان از آتش نيز همين گونه خواهند روييد]» .۶۱۲۴.امام على عليه السلام ( ـ وقتى درباره قضا و قدر، مورد پرسش قرار گرفت ـ ) امام باقر عليه السلام : پروردگار ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: «با رحمت من ، به بهشت برويد

و با بخشايش من ، از آتش رهايى يابيد» . .

۶۱۲۳.امام على عليه السلام ( ـ در حكمت هاى منسوب به وى، وقتى درباره قَدَر، مور ) عنه عليه السلام : إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ بِأَعمالِهِم ، فَأَينُ عُتَقاءُ اللّه‌ِ مِنَ النّارِ ! (1)۶۱۲۵.الإمام الصادق عليه السلام : الزهد للحسين بن سعيد عن أبي بصير : سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ : إنَّ قَوما يُحرَقونَ فِي النّارِ ، حَتّى إذا صاروا (حَميما) حُمَما أدرَكَتهُمُ الشَّفاعَةُ .

قالَ عليه السلام : فَيُنطَلَقُ بِهِم إلى نَهرٍ يَخرُجُ مِن رَشحِ (2)أهلِ الجَنَّةِ ، فَيَغتَسِلونَ فيهِ ، فَتَنبتُ لُحومُهُم ودِماؤُهُم ، وتَذهَبُ عَنهُم قَشفُ (3)النّارِ ، ويُدخَلونَ الجَنَّةَ ، فَيُسَمَّونَ الجَهَنَّمِيّينَ ، فَيُنادونَ بِأَجمَعِهِم : اللّهُمَّ أذهِب عَنّا هذَا الاِسمَ ! قالَ عليه السلام : فَيُذهِبُ عَنهُم. (4)۶۱۲۴.عنه عليه السلام ( ـ وقَد سُئِلَ عَنِ القَضاءِ وَالقَدَرِ ـ ) الزهد للحسين بن سعيد عن حمران : سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ : إنَّ الكُفّارَ وَالمُشرِكينَ يَرَونَ (يُعَيِّرونَ) أهلَ التَّوحيدِ فِي النّارِ ، فَيَقولونَ : ما نَرى تَوحيدَكُم أغنى عَنكُم شَيئا، وما أنتُم ونَحنُ إلّا سَواءٌ!

قالَ : فَيَأنَفُ لَهُمُ الرَّبُّ عز و جل ، فَيَقولُ لِلمَلائِكَةِ : اِشفَعوا ، فَيَشفَعونَ لِمَن شاءَ اللّه‌ُ ، ويَقولُ لِلمُؤمِنينَ مِثلَ ذلِكَ ، حَتّى إذا لَم يَبقَ أحَدٌ تَبلُغُهُ الشَّفاعَةُ ، قالَ تَبارَكَ وتَعالى : أنَا أرحَمُ الرّاحِمينَ ، اُخرُجوا بِرَحمَتي . فَيَخرُجونَ كَما يَخرُجُ الفَراشُ .

قالَ : ثُمَّ قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : ثُمَّ مُدَّتِ العَمَدَ وأُعمِدَت (وأُصمِدَت) عَلَيهِم ، وكانَ وَاللّه‌ِ الخُلودُ . (5)۶۱۲۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ، وقد سُئِلَ عَ ) الإمام الصادق عليه السلام : مَن سَعى في حاجَةِ أخيهِ المُسلِمِ طَلَبَ وَجهِ اللّه‌ِ ، كَتَبَ اللّه‌ُ عز و جل لَهُ ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ ؛ يَغفِرُ فيها لِأَقارِبِهِ وجيرانِهِ وإخوانِهِ ومَعارِفِهِ ومَن صَنَعَ إلَيهِ مَعروفا فِي

الدُّنيا ، فَإِذا كانَ يَومَ القِيامَةِ قيلَ لَهُ : اُدخُلِ النّارَ ، فَمَن وَجَدتَهُ فيها صَنَعَ إلَيكَ مَعروفا فِي الدُّنيا فَأَخرِجهُ بِإِذنِ اللّه‌ِ عز و جل ، إلّا أن يَكونَ ناصِبا . (6).


1) .. الأمالي للطوسي: ص ۱۸۰ ح ۳۰۰ عن أبي بصير، بحارالأنوار: ج ۶ ص ۵ ح ۵.

2) .. الرَّشْح: العَرَق، لأنّه يخرج من البدن شيئا فشيئا (النهاية: ج ۲ ص ۲۲۴ «رشح»).

3) .. قَشِفَ: إذا لوّحته الشمس أو الفقر فتغيّر (الصحاح: ج ۴ ص ۱۴۱۶ «قشف»).

4) .. الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۵ ح ۲۶۳، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۶۱ ح ۳۳.

5) .. الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۷ ح ۲۶۴، مجمع البيان: ج ۱۰ ص ۸۱۹ نحوه، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۲۷۹.

6) .. الكافي: ج ۲ ص ۱۹۷ ح ۶ عن أبي أيّوب الخزّاز.

۶۱۲۲.التوحيد ( ـ به نقل از حسين بن خالد ـ ) امام باقر عليه السلام : اگر بهشتيان به واسطه كردارهايشان به بهشت مى‌روند، پس آزاد شدگانِ خدا از آتش كجايند؟ (1)۶۱۲۲.التوحيد عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عليه ال الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از ابو بصير ـ : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمايد: «گروهى در آتش مى‌سوزند و آن هنگام كه زغال شدند ، شفاعت به سراغشان مى‌آيد . پس آنان را به سوى نهرى مى‌برند كه از عرق بهشتيان جارى است . آنان خود را در آن مى‌شويند و بر اثر آن ، گوشت و خونشان مى‌رويد و سوختگى‌هاى آتش ، از آنان زدوده مى‌گردد . سپس وارد بهشت مى‌شوند. به اينان [در بهشت] ، "جهنّميان" مى‌گويند ؛ ولى همه آنها دعا مى‌كنند: بار خدايا ! اين نام را از ما بزداى! و خداوند آن نام را از ايشان مى‌زدايد» .۶۱۲۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام ( ـ به نقل از ابراهيم بن ابى محمود ـ ) الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از حمران ـ : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمايد: «كافران و مشركان ، اهل توحيد را در آتش مى‌بينند (سرزنش مى‌كنند) و مى‌گويند: نمى‌بينيم كه توحيد شما به كارتان آمده باشد و ما و شما يك‌سانيم!

پروردگار عز و جل به غيرت مى‌آيد و به فرشتگان مى‌فرمايد: "شفاعت كنيد" و آنها براى هر كه خدا بخواهد [الى ما شاء اللّه] ، شفاعت مى‌كنند .

خداوند به مؤمنان نيز چنان مى‌فرمايد و چون كسى نماند كه مشمول شفاعت شود، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى‌فرمايد: "من مهربانترينِ مهربانانم . به مهرِ من ، [اى دوزخيان اهل توحيد !] خارج شويد" و آنها پروانه‌وار بيرون مى‌زنند» .

امام باقر عليه السلام سپس فرمود: آن گاه ، ستون‌ها كشيده مى‌شوند و كافران و مشركان را در ميان مى‌گيرند، (2)و به خدا سوگند كه از آن پس ، جاودانگى است» .۶۱۲۰.الكافى ( ـ به نقل از حسن بن على وشّاء ـ ) امام صادق عليه السلام : هر كس كه براى خشنودى خدا، در رفع حاجت برادر مسلمانش بكوشد ، خداوند عز و جل برايش هزار هزار ثواب مى‌نويسد ، از جمله آن كه خويشان و همسايگان و برادران[ـِ دينى] و آشنايان او را مى‌آمرزد . نيز اگر كسى در دنيا به

او نيكى كرده باشد، در روز قيامت به او گفته خواهد شد: «وارد آتش شو و هر كس را يافتى كه در دنيا به تو نيكى كرده است، با اجازه خداوند عز و جل ، بيرون بياور، مگر آن كه ناصبى (دشمن ائمّه عليهم السلام ) باشد» . .


1) .يعنى : چنين نيست كه هر كس به بهشت راه يافت ، حتما كردارش نيك بوده است .

2) .شايد اشاره باشد به آيات ۸ و ۹ از سوره هُمَزه .

۶۱۱۹.الكافى ( ـ به نقل از ابو طالب قمى، از مردى ـ ) عنه عليه السلام : أصحابُ الحُدودِ فُسّاقٌ ؛ ل_'c۷ مُؤمِنونَ ولا كافِرونَ ، ولا يُخَلَّدونَ فِي النّارِ ، ويَخرُجونَ مِنها يَوما ، وَالشَّفاعَةُ جائِزَةٌ لَهُم ولِلمُستَضعَفينِ إذَا ارتَضَى اللّه‌ُ عز و جلدينَهُم . (1)۶۱۲۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن إبراهيم بن أبي مح الزهد للحسين بن سعيد عن محمّد بن مسلم : سَأَلتُ أبا عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام عَنِ الجَهَنَّمِيّينَ ، فَقالَ : كانَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ : يُخرَجونَ مِنها، فَيُنتَهى بِهِم إلى عَينٍ عِندَ بابِ الجَنَّةِ ، تُسَمّى عَينَ الحَيَوانِ ، فَيُنضَحُ عَلَيهِم مِن مائِها، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ ؛ لُحومُهُم وجُلودُهُم وشُعورُهُم . (2)۶۱۲۰.الكافي عن الحسن بن عليّ الوشّاء عن الإمام الرضا ع الزهد للحسين بن سعيد عن عمر بن أبان : سَمِعتُ عَبدا صالِحا يَقولُ فِي الجَهَنَّمِيّينَ : إنَّهُم يَدخُلونَ النّارَ بِذُنوبِهِم ، ويَخرُجونَ بِعَفوِ اللّه‌ِ . (3)۶۱۱۹.الكافي عن أبي طالب القمّي عن رجل عن الإمام الصادق الإمام الرضا عليه السلام : مُذنِبو أهلِ التَّوحيدِ لا يُخَلَّدونَ فِي النّارِ ويَخرُجونَ مِنها ، وَالشَّفاعَةُ جائِزَةٌ لَهُم . (4)۱۲ / ۱۳آخِرُ مَن يُخرَجُ مِنَ النّارِ۶۱۱۷.الاحتجاج : صحيح مسلم عن أبي ذرّ: قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : إنّي لَأَعلَمُ آخِرَ أهلِ الجَنَّةِ دُخولاً الجَنَّةَ ،

وآخِرَ أهلِ النّارِ خُروجا مِنها ؛ رَجُلٌ يُؤتى بِهِ يَومَ القِيامَةِ ، فَيُقالُ : اِعرِضوا عَلَيهِ صِغارَ ذُنوبِهِ وَارفَعوا عَنهُ كِبارَها ، فَتُعرَضُ عَلَيهِ صِغارُ ذُنوبِهِ ، فَيُقالُ : عَمِلتَ يَومَ كَذا وكَذا، كَذا وكَذا ، وعَمِلَت يَومَ كَذا وكَذا، كَذا وكَذا ، فَيَقولُ : نَعَم، لا يَستَطيعُ أن يُنكِرَ وهُوَ مُشفِقٌ مِن كِبارِ ذُنوبِهِ أن تُعرَضَ عَلَيهِ ، فَيُقالُ لَهُ : فَإِنَّ لَكَ مَكانَ كُلِّ سَيِّئَةٍ حَسَنَةً . فَيَقولُ : رَبِّ ، قَد عَمِلتُ أشياءَ لا أراها هاهُنا !

فَلَقَد رَأَيتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ . (5).


1) .. الخصال: ص ۶۰۸ ح ۹ عن الأعمش، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۴۰ ح ۲۲.

2) .. الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۴ ح ۲۵۹، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۶۰ ح ۲۹.

3) .. الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۵ ح ۲۶۲، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۶۱ ح ۳۲.

4) .. عيون أخبار الرّضا عليه السلام : ج ۲ ص ۱۲۵ ح ۱ عن الفضل بن شاذان، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۴۰ ح ۲۳.

5) .. صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۷۷ ح ۳۱۴، السنن الكبرى: ج ۱۰ ص ۳۲۰ ح ۲۰۷۷۲، سنن الترمذي: ج ۴ ص ۷۱۳ ح ۲۵۹۶، مسند ابن حنبل: ج ۸ ص ۹۰ ح ۲۱۴۵۱، البعث والنشور: ص ۱۰۳ ح ۹۸ والثلاثة الأخيرة نحوه.

۱۲ / ۱۳ آخرين كسى كه از آتش خارج مى شود

۶۱۱۶.امام صادق عليه السلام : امام صادق عليه السلام : حدْ خورندگان ، (1)فاسق (نافرمان) اند ؛ نه مؤمن اند و نه كافر. آنها در آتش ، جاويدان نمى‌مانند ؛ بلكه [سرانجامْ] روزى از آن خارج مى‌شوند، و شفاعت كردن در حقّ آنها امكان‌پذير است و نيز در حقّ مستضعفان [كه گم‌راهى‌شان ناشى از ظلم قدرتمندان بوده است] ؛ البتّه چنانچه خداوند عز و جل دين آنها را بپسندد .۶۱۱۷.الاحتجاج : الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : از امام صادق عليه السلام در باره جهنّميان پرسيدم . فرمود: «[پدرم ]باقر عليه السلام مى‌فرمود: آنان از جهنّم خارج مى‌شوند و سپس آنان را به كنار چشمه‌اى در نزديك دَرِ بهشت مى‌برند كه به آن ، "چشمه زندگانى" مى‌گويند . از آب آن چشمه بر آنها مى‌پاشند و بر اثر آن ، گوشت و پوست و موهاى آنها، همانند روييدن زراعت، خواهد روييد» .۶۱۱۶.عنه عليه السلام : الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از عمر بن ابان ـ : از بنده‌اى شايسته (امام كاظم عليه السلام ) شنيدم كه در باره دوزخيان مى‌فرمايد: «آنان به سبب گناهانشان به آتش مى‌روند ؛ ولى با بخشايش خدا بيرون مى‌آيند» .۶۱۱۵.امام صادق عليه السلام : امام رضا عليه السلام : گنهكارانِ يكتاپرست، در آتش ، جاويدان نمى‌مانند ؛ بلكه [سرانجام ]از آن ، رهايى مى‌يابند و شفاعت در حقّ آنان ، امكان‌پذير است .۱۲ / ۱۳آخرين كسى كه از آتش خارج مى‌شود۶۱۱۵.الإمام الصادق عليه السلام : صحيح مسلم ـ به نقل از ابو ذر ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من آخرين فرد بهشتى‌اى

را كه وارد بهشت مى‌شود، و آخرين دوزخى‌اى را كه از آن خارج مى‌شود ، مى‌شناسم . در روز قيامت ، مردى را مى‌آورند و گفته مى‌شود: گناهان كوچكش را به آگاهى او برسانيد و گناهان بزرگش را از وى پوشيده داريد .

پس گناهان كوچكش را به آگاهى او مى‌رسانند و گفته مى‌شود: در فلان و بهمان روز ، فلان و بهمان كار را كردى . در فلان و بهمان روز ، فلان و بهمان عمل را مرتكب شدى .

او مى‌گويد: آرى . و نمى‌تواند منكر شود .

او در همان حال ، از اين مى‌ترسد كه گناهان بزرگش بر او عرضه گردد ؛ امّا به وى گفته مى‌شود: به جاى هر بدى و گناهى، يك حسنه برايت باد .

و او مى‌گويد: پروردگارا ! من كارهايى (گناهان بزرگى) انجام داده‌ام كه آنها را در اين جا نمى‌بينم» .

ابو ذر گفت: ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنان خنديد كه دندان‌هاى آسيايش نمايان شد.

.


1) .يعنى : كسانى كه مرتكب گناهانى مى‌شوند كه مجازاتشان حدّ است (مانند زنا و شرابخوارى) ، بعد از خوردن حد .

۶۱۱۴.التوحيد عن محمّد بن عجلان : الإمام الباقر عليه السلام : إنَّ آخِرَ مَن يَخرُجُ مِنَ النّارِ لَرَجُلٌ يُقالُ لَهُ : «هَمّامُ» ، يُنادي فيها عُمرا : يا حَنّانُ ، يا مَنّانُ . (1).


1) .. الزهد للحسين بن سعيد: ص ۱۷۵ ح ۲۶۴ عن الفضيل، بحارالأنوار: ج ۸ ص ۳۶۱ ح ۳۴.

۶۱۱۳.الطرائف : امام باقر عليه السلام : آخرين كسى كه از آتش خارج مى‌شود ، مردى است كه به او هَمّام (هامّ) گويند، و عمرى را در آن جا (آتش) صدا زده است: مهرورزا ! بنده‌نوازا ! .

الفصل الثالث عشر: طائفة من المبشّرين بالنار۱۳ / ۱إِبليسُ وَأَتباعُهُالكتاب«فَسَجَدَ الْمَلَـائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الْكَـفِرِينَ * ... قَالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ * لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَ مِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ » . (1)

: النساء : ۱۱۶ ـ ۱۲۱ و الأعراف : ۱۸ و الحجر : ۳۲ ـ ۴۰ و الإسراء : ۶۱ ـ ۶۳ و مريم : ۶۶ ـ ۶۸ و الشعراء : ۹۱ ـ ۹۵ و الصافّات : ۶۲ ـ ۶۵ و الحشر : ۱۶ و ۱۷ .

الحديث۶۱۰۸.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : أوَّلُ مَن يُكسى حُلَّةً مِنَ النّارِ إبليسُ ، فَيَضَعُها عَلى حاجِبِهِ ويَسحَبُها مِن خَلفِهِ ، وذُرِّيَّتُهُ مِن بَعدِه ، وهُوَ يُنادي : «واثُبوراهُ» ويُنادونَ : «يا ثُبورَهُم» ، حَتّى يَقِفوا عَلَى النّارِ ، فَيَقولُ : «يا ثُبوراهُ» ويَقولونَ : «يا ثُبورَهُم» ، فَيُقالُ لَهُم : «لَا تَدْعُواْ الْيَوْمَ ثُبُورًا وَ حِدًا وَ ادْعُواْ ثُبُورًا كَثِيرًا» (2). (3).


1) .. ص : ۷۳ ـ ۸۵ .

2) .الفرقان : ۱۴ .

3) .. مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۰۴ ح ۱۲۵۳۸ و ص ۳۰۸ ح ۱۲۵۶۱ ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۸ ص ۳۴۵ ح ۱۷۵ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد : ص ۳۶۸ ح ۱۲۲۵ ، تاريخ بغداد : ج ۱۱ ص ۲۵۳ ، تفسير الطبري : ج ۱۰ الجزء ۱۸ ص ۱۸۸ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس ، كنزالعمّال : ج ۲ ص ۳۳ ح ۳۰۱۸ .

فصل سيزدهم : گروهى از نويددادگان به آتش
۱۳ / ۱ شيطان و پيروانش

فصل سيزدهم : گروهى از نويددادگان به آتش۱۳ / ۱شيطان و پيروانشقرآن«پس ، همه فرشتگان سر به سجده كردند ، مگر ابليس كه تكبّر نمود و از كافران شد ... [خداوند ]فرمود : حق [از من] است و حق را مى‌گويم : هر آينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند ، از همگى‌شان ، خواهم انباشت» .

ر . ك : نساء : آيه ۱۱۶ ـ ۱۲۱ ، اعراف : آيه ۱۸ ، حجر : آيات ۳۲ ـ ۴۰ ، اسرا : آيات ۶۱ ـ ۶۳ ، مريم : آيات : ۶۶ ـ ۶۸ ، شعرا : آيات ۹۱ ـ ۹۵ ، صافّات : آيات ۶۲ ـ ۶۵ ، حشر : آيات ۱۶ و ۱۷ .

حديث۶۱۰۵.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَنِ القَضاءِ وَالقَدَرِ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين كسى كه جُبّه‌اى از آتش بر او پوشانيده مى‌شود، ابليس است كه آن جبّه را تا بالاى ابروى خود مى‌آورد و از پشت سرش مى‌كشد و فرزندانش در پى او حركت مى‌كنند . ابليس فرياد مى‌زند: «واى كه نابود شدم !» و فرزندانش نيز فرياد مى‌زنند: «واى كه نابود شديم!» تا آن كه به كناره آتش مى‌رسند و مى‌ايستند و مى‌گويد: «واى كه نابود شدم !» و فرزندانش مى‌گويند: «واى كه نابود شديم!» .

به آنها گفته مى‌شود: «امروز ، [براى خود] يك بار نابودى مخواهيد ؛ بلكه بسيار نابودى بخواهيد» .

.

۶۱۰۴.نزهة الناظر : الإمام زين العابدين عليه السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَنسُوبِ إِلَيهِ ـ : إِلهي ! إِنَّ الشَّيطانَ فاجِرٌ خَبيثٌ ، كَثيرُ المَكرِ ، شَديدُ الخُصومَةِ ، قَديمُ العَداوَةِ ، كَيفَ يَنجو مَن يَكونُ مَعَهُ في دارٍ ، وَهُوَ المُحتالُ . (1)راجع : ص ۵۴۰ (الفصل الثاني عشر : نظام جهنّم / أشد النّاس عذاباً) .

۱۳ / ۲قابيلُالكتاب«إِنِّى أُرِيدُ أَن تَبُوأَ بِإِثْمِى وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَـبِ النَّارِ وَذَ لِكَ جَزَ ؤُاْ الظَّــلِمِينَ » . (2)

الحديث۶۱۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في حَديثِ المِعراجِ ، لِجَبرَئيلَ وذلِكَ عِندَ مُرورِهِ بِمالِكٍ خازِنِ النّارِ ـ : مُرهُ أَن يَكشِفَ طَبَقا مِنَ النّارِ ، فَكَشَفَ فَإِذا قابيلُ (3)وَنُمرودُ وَفِرعَونُ وَهامانُ . (4)۶۱۰۰.الكافى ( ـ به نقل از مردى از اهالى بصره ـ ) الإمام الباقر عليه السلام : إِنَّ قابيلَ بنَ آدَمَ مُعَلَّقٌ بِقُرونِهِ في عَينِ الشَّمسِ ، تَدورُ بِهِ حَيثُ دارَت في زَمهَريرِها (5)وَ حَميمِها إِلى يَومِ القِيامَةِ ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ صَيَّرَهُ اللّه‌ُ إِلَى النّارِ . (6)۱۳ / ۳آلُ فِرعَونَالكتاب«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِئَايَـتِنَا وَ سُلْطَـنٍ مُّبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَاءِيْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ * يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ * وَ أُتْبِعُواْ فِى هَـذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» . (7)

«وَ يَـقَوْمِ مَا لِى أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَوةِ وَ تَدْعُونَنِى إِلَى النَّارِ * تَدْعُونَنِى لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِى بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّـرِ * لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِى إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِى الدُّنْيَا وَ لَا فِى الْاخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَـبُ النَّارِ * فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِى إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرُ بِالْعِبَادِ * فَوَقَـاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُواْ وَ حَاقَ بِئَالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ * النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ * وَ إِذْ يَتَحَاجُّونَ فِى النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَـؤُاْ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ * قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ » . (8)

.


1) .. بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۱۴۱ .

2) .. المائدة : ۲۹ .

3) .. في المصدر : «هابيل» ، والتصويب من بحار الأنوار .

4) .. الغيبة للنّعماني : ص ۱۰۱ ح ۳۰ عن أبي أيوب المؤدّب عن أبيه ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۲۵ ح ۱۳ .

5) .. الزمهرير : شِدَّةُ البَردِ (النهاية : ج ۲ ص ۳۱۴ «زمهر») .

6) .. تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۱۱ ح ۸۰ عن جابر ، بحار الأنوار : ج ۱۱ ص ۲۴۴ ح ۴۱ .

7) .. هود : ۹۶ ـ ۹۹ .

8) .. غافر : ۴۱ ـ ۴۸ .

۱۳ / ۲ قابيل
۱۳ / ۳ فرعونيان

۶۰۹۶.امام صادق عليه السلام : امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى منسوب به ايشان ـ : معبودا ! شيطان ، نافرمانى پليد و پرنيرنگ و خصمى سرسخت و دشمنى ديرين است . چگونه كسى كه با چنين حيله‌گرى در يك سراى (دنيا) است ، مى‌تواند نجات يابد ؟!ر . ك : ص ۵۴۱ (فصل دوازدهم : نظام دوزخ / آنان كه سخت‌ترين عذاب را دارند) .

۱۳ / ۲قابيلقرآن«من مى‌خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] باز گردى و در نتيجه از اهل آتش باشى ، و اين است سزاى ستمكاران» .

حديث۶۰۹۴.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ هنگامى كه در معراج از كنار مالكِ دوزخبان گذشت ـ : [به جبرئيل گفتم :] به او فرمان بده تا دَرِ طبقه‌اى از آتش را كنار زند . و مالك آن را كنار زد . پس ، قابيل و نمرود و فرعون و هامان در آن بودند .۶۰۹۳.الكافى ( ـ به نقل از على بن اسباط ـ ) امام باقر عليه السلام : قابيل ، پسر آدم ، با كاكل‌هايش از قرص خورشيد ، آويزان است و تا روز قيامت ، خورشيد او را با خود در سرما و گرماى شديدش مى‌چرخاند ، و چون روز قيامت شود ، خداوند ، وى را به آتش مى‌افكند .۱۳ / ۳فرعونيانقرآن«وما موسى را با نشانه‌هاى خود و حجّتى نمايان فرستاديم به سوى فرعون و سرانِ [قوم ]او ؛ ولى [سران] از فرمان فرعون پيروى كردند و فرمان فرعون ، صواب نبود . روز قيامت ، پيشاپيش قومش مى‌رود و آنان را به آتش در مى‌آورد و چه ورودگاه بدى براى واردان است ! و در اين دنيا و روز قيامت به لعنت ، بدرقه شده‌اند ، و چه بد عطايى نصيب آنان مى‌شود!» .

«و اى قوم من ! چه شده است كه من شما را به نجات فرا مى‌خوانم و شما مرا به آتش فرا مى‌خوانيد؟ مرا فرا مى‌خوانيد تا به خدا كافر شوم و چيزى را كه بدان علمى ندارم ، با او شريك گردانم ، و من شما را به سوى آن توانمندِ آمرزنده فرا مى‌خوانم. آنچه مرا به سوى آن مى‌خوانيد ، به ناچار ، نه در دنيا و نه در آخرت [در خورِ] خواندن نيست و در حقيقت ، بازگشت ما به سوى خداست و افراطگران ، همدمان آتش‌اند . پس ، به زودى آنچه را به شما مى‌گويم ، به ياد خواهيد آورد ، و كارم را به خدا مى‌سپارم . و خداست كه به [حال ]بندگان بيناست . پس ، خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى‌كردند ، حمايت نمود ، و فرعونيان را عذاب سخت فرا گرفت . صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند و روزى كه رستاخيز برپا شود [ ، فرياد مى‌رسد كه :] فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب در آوريد . و آن گاه كه در آتش شروع به حجّت‌آورى مى‌كنند ، زيردستان به كسانى كه گردنكش بودند ، مى‌گويند : ما پيرو شما بوديم ، پس آيا مى‌توانيد پاره‌اى از اين آتش را از ما دفع كنيد؟ كسانى كه گردنكشى مى‌كردند ، مى‌گويند : اكنون همه ما در آن هستيم . خداست كه ميان بندگان داورى كرده است» .

.

الحديث۶۰۹۰.الإمام الهادي عليه السلام ( ـ مِن رِسالَةٍ لَهُ فِي الرَّدِّ عَلى أهلِ الجَبر ) تفسير القمّي : قالَ رَجُلٌ لِأَبي عَبدِ اللّه‌ِ عليه السلام : ما تَقولُ في قَولِ اللّه‌ِ عز و جل : «النَّارُ يُعرَضُونَ عَلَيهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا» ؟ فَقالَ أَبو عَبدِ اللّه‌ِ عليه السلام : ما يَقولُ (1)النّاسُ فيها ؟ فَقالَ : يَقولونَ إِنَّها في نارِ الخُلدِ وَهُم لا يُعَذَّبُونَ فيما بَينَ ذلِكَ . فَقالَ عليه السلام : فَهُم مِنَ السُّعَداءِ . فَقيلَ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ، فَكَيفَ هذا ؟

فَقَال : إِنَّما هذا فِي الدُّنيا ، وأمّا فِي نارِ الخُلدِ فَهُوَ قَولُهُ : «وَ يَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدخِلُوا ءَالَ فِرعَونَ أَشَدَّ العَذَابِ» . (2)راجع : ص ۶۲۲ (قابيل) .

.


1) .. في النسخة الّتي بأيدينا : «تقول» ، والتصويب من بحار الأنوار .

2) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۲۸۵ ح ۶ .

حديث۶۰۸۸.التوحيد ( ـ به نقل از سليمان بن جعفر جعفرى ـ ) تفسير القمّى : مردى به امام صادق عليه السلام گفت : در باره اين سخن خداوند عز و جل : «هر صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند» چه مى‌گوييد ؟

فرمود : مردم در باره آن چه مى‌گويند؟

مرد گفت : مى‌گويند : اين در مورد آتشِ جاويدان است ، و فرعونيان تا آن زمان ، عذابى نمى‌شوند .

امام عليه السلام فرمود : «پس ، آنها از نيك‌بختان‌اند ؟!» .

گفته شد : قربانت كردم ! پس منظور چيست؟

فرمود : «اين [عرضه شدن صبح و شام فرعونيان بر آتش] ، در دنياست ؛ امّا در باره با آتش جاويدان ، مى‌فرمايد : «و روزى كه رستاخيز برپا شود [ ، فرياد مى‌رسد كه :] فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب در آوريد» » .ر . ك : ص ۶۲۳ (قابيل) .

.

۱۳ / ۴اِمرَأَةُ نُوحٍ وَامرَأَةُ لوطٍالكتاب«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَــلِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئا وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّ خِلِينَ » . (1)

الحديث۶۰۸۴.الكافى ( ـ به نقل از محمّد بن يحيى، از كسى كه براى او حديث ) المستدرك على الصّحيحين عن ابن عبّاس ـ في قَولِهِ تَعالى : «فَخَانَتَاهُمَا» ـ : ما زَنَتا ، أَمّا امرَأَةُ نوحٍ فَكانَت تَقولُ لِلنّاسِ : إِنَّهُ مَجنونٌ ، وَأَمّا اِمرَأَةُ لوطٍ فَكانَت تَدُلُّ عَلَى الضَّيفِ ، فَذلِكَ خِيانَتُهُما . (2)۱۳ / ۵أَبُو لَهَبٍ وَامرَأَتُهُالكتاب«تَبَّتْ يَدَا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ * مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ * سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ * وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ * فِى جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدِ » . (3)

الحديث۶۰۲۵.عنه صلى الله عليه و آله : صحيح البخاري عن ابن عبّاس : إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَطحاءِ ، فَصَعِدَ إِلَى الجَبَلِ

فَنادى : «يا صَباحاه» ، فَاجتَمَعَت إِلَيهِ قُرَيشٌ ، فَقالَ : أَرَأَيتُم إِن حَدَّثتُكُم أَنَّ العَدُوَّ مُصَبِّحُكُم أَومُمَسِّيُكُم أَكُنتُم تَصَدِّقونَني ؟ قالوا : نَعَم .

قالَ : فَإِنّي نَذيرٌ لَكُم بَينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ . فَقالَ أَبو لَهَبٍ : أَلِهذا جَمَعتَنا ؟ تَبّا لَكَ . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ عز و جل : «تَبَّت يَدَا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ» إِلى آخِرِها . (4).


1) .. التحريم : ۱۰ .

2) .. المستدرك على الصّحيحين : ج ۲ ص ۵۳۸ ح ۳۸۳۳ ، تفسير الطّبري : ج ۱۴ الجزء ۲۸ ص ۱۷۰ ، تاريخ دمشق : ج ۵۰ ص ۳۱۹ ؛ التبيان في تفسير القرآن : ج ۱۰ ص ۵۲ ، مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۴۷۹ كلاهما بزيادة «كافرة» بعد «امرأة نوح» ، بحار الأنوار : ج ۱۱ ص ۳۰۸ .

3) .. المسد : ۱ ـ ۵ .

4) .. صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۹۰۲ ح ۴۶۸۸ ، السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۵۲۶ ح ۱۱۷۱۴ ، مسند ابن حنبل : ج ۱ ص ۶۰۲ ح ۲۵۴۴ كلاهما نحوه ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۸۵۱ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۱۷۵ .

۱۳ / ۴ همسران نوح و لوط
۱۳ / ۵ ابو لهب و همسرش

۱۳ / ۴همسران نوح و لوطقرآن«خدا براى كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، زن نوح و زن لوط را مَثَل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند ، و كارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود ، و گفته شد : با داخل شوندگان ، داخل آتش شويد» .

حديث۶۰۲۸.الإمام الباقر عليه السلام : المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره اين سخن خداى متعال كه : «و به آنها خيانت كردند» ـ : آن دو زنا ندادند ؛ بلكه زن نوح به مردم مى‌گفت : اين مرد ديوانه است . و زن لوط ، مردم را از ورود ميهمانان ، آگاه كرد . اين بود خيانت آن دو .۱۳ / ۵ابو لهب (1)و همسرش۱قرآن«بريده باد دو دست بو لهب و مرگش باد ! دارايى او و آنچه اندوخت ، سودش نكرد . به زودى در آتش پُر زبانه در مى‌آيد . و زنش ، آن هيمه‌كش [آتش‌افروز] ، بر گردنش طنابى از ليف خرماست» .

حديث۶۰۳۲.الإمام الكاظم عليه السلام : صحيح بخارى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله به وادى بطحاء بيرون رفت

و بالاى كوه رفت و فرياد زد : «هشدار ، هشدار!» .

پس ، قريش نزد او گرد آمدند . فرمود : «آيا اگر به شما بگويم كه دشمن بر شما روزخون و شبيخون زده است ، سخنم را باور مى‌كنيد؟» .

قريش گفتند : آرى .

فرمود : «پس اينك من پيشاپيش ، شما را از عذابى سخت ، هشدار مى‌دهم» .

ابو لهب گفت : براى همين ما را گرد آوردى؟ مرگت باد !

پس ، خداوند عز و جل اين سوره را فرو فرستاد : «بريده باد دو دست ابو لهب ...» تا آخر سوره .

.


1) .ابو لهب عبد العُزّى بن عبد المطّلب بن هاشم، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله ، شخصيتى بازمانده از دوران جاهليت بود؛ كه دشمنى‌هايش با پيامبر صلى الله عليه و آله و آزار و اذيت‌هايى كه بر ايشان روا داشته ، شهره است ، چندان كه به گفتن نياز ندارد. ابو لهب ، همان كسى است كه اين سخن خداى متعال ، در باره او نازل شده است: «تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ ؛ بريده باد دستان ابو لهب و مرگ بر او !» (سوره مسد : آيه ۱) .

۶۰۸۱.الإرشاد ( ـ به نقل از حسن بن ابى الحسن بصرى ـ ) الإمام الصّادق عليه السلام : إِذا قَرَأَتُم : «تَبَّت يَدَا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ» فَادعوا عَلى أَبي لَهَبٍ ؛ فَإِنَّهُ كانَ مِنَ المُكَذِّبينَ الَّذينَ يُكَذِّبونَ بِالنَّبِيِ صلى الله عليه و آله وَما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّه‌ِ عز و جل . (1)۱۳ / ۶أَبو جَهلٍ۶۰۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : الدُّرُّ المنثور عن ابن عبّاسٍ : مَرَّ أَبو جَهلٍ بِرَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَهُوَ جالِسٌ ، فَلَمّا نَفَذَ قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : «أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى * ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى» (2)، فَسَمِعَ أبو جَهلٍ فَقالَ : مَن تُوَعِّدُ يا مُحَمَّدُ؟ قالَ : إِيّاكَ ، فَقالَ : بِمَ تُوَعِّدُني؟ فَقالَ : أُوَعِّدُكَ بِالعَزيزِ الكَريمِ . فَقالَ أبو جَهلٍ أَلَيسَ أَنا العزيزَ الكَريمَ؟

فَأَنزَلَ اللّه‌ُ : «إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ » (3)إِلى قَولِهِ : «ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ » (4). فَلَمّا بَلَغَ أَبا جَهلٍ ما نَزَلَ فيهِ جَمَعَ أَصحابَهُ ، فَأَخرَجَ إِلَيهِم زُبدا وَتَمرا فَقالَ : تَزَقَّمُوا مِن‌هذا ، فَوَ اللّه‌ِ ما يَتَوَعَّدُكُم مُحَمَّدا إلّا بِهذا . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ : «إنَّها شَجَرَةٌ

تَخرُجُ فِى أَصلِ الجَحِيمِ» (5)إِلى قَولِهِ : «ثُمَّ إِنَّ لَهُم عَلَيهَا لَشَوبًا مِّن حَمِيمٍ» (6)، فَقالَ فِي الشَّوبِ : إِنَّها تَختَلِطُ بِاللَّبَنِ فَتشُوبُهُ بِها ، فَإِنَّ لَهُم عَلى ما يَأكُلُونَ لَشَوبا مِن حَميمٍ . (7).


1) .. ثواب الأعمال : ص ۱۵۵ ح ۱ ، بحار الأنوار : ج ۸۵ ص ۴۸ ح ۴۱ .

2) .القيامة : ۳۴ و ۳۵ .

3) .. الدخان : ۴۳ و ۴۴ .

4) .. الدخان : ۴۹ .

5) .. الصافات : ۶۴ .

6) .. الصافات : ۶۷ .

7) .. الدّرّ المنثور : ج ۷ ص ۹۶ نقلاً عن ابن مردويه وراجع : تفسير الطّبري : ج ۱۳ الجزء ۲۵ ص ۱۴۲ و زاد المسير : ج ۵ ص ۴۰ و إمتاع الأسماع : ج ۶ ص ۲۳۳ .

۱۳ / ۶ ابو جهل

۶۰۷۹.عيون أخبار الرضا عليه السلام ( ـ به نقل از ابراهيم بن عبّاس ـ ) امام صادق عليه السلام : هر گاه سوره «تبّت يدا ابى لهب و تبّ» را خوانديد ، بر ابو لهب نفرين فرستيد؛ زيرا او از تكذيب كنندگانى بود كه پيامبر و آنچه را او از نزد خداى عز و جلآورد ، تكذيب مى‌كرد .۱۳ / ۶ابو جهل (1)۶۰۷۶.امام صادق عليه السلام : الدرّ المنثور ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود كه ابو جهل بر ايشان گذشت . چون رد شد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «واى بر تو! واى بر تو! باز هم واى بر تو! واى بر تو!» .

ابو جهل شنيد و گفت : چه كسى را بيم مى‌دهى ، اى محمّد؟

فرمود : «تو را» .

گفت : مرا از چه بيم مى‌دهى؟

فرمود : «از ارجمند بزرگوار ، بيمت مى‌دهم» .

ابو جهل گفت : مگر من ارجمند بزرگوار نيستم؟

پس خداوند ، [آيه :] «همانا درخت زقّوم . خوراك گنه‌پيشه است» تا آيه شريف : «بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى!» را فرو فرستاد . چون ابو جهل شنيد كه اين آيات در باره‌اش نازل شده است ، يارانش را گرد آورد و طعامى از كره و خرما برايشان تهيّه كرد و گفت : زقّوم (2)بخوريد ؛ زيرا ـ به خدا سوگند ـ محمّد ، شما را به چيزى جز اين ، بيم نمى‌دهد . پس

خداوند ، اين آيات را فرو فرستاد : «آن (زقّوم) ، درختى است كه از قعر آتش سوزان مى‌رويد» تا آيه : «سپس ايشان را بر سر آن ، آميغى از آب جوشان است» .

آميغ ، آميخته زقّوم با شير است . پس ، به ايشان بعد از [يا : افزون بر ]آنچه مى‌خورند ، آميغى از آب جوشان مى‌نوشانند .

.


1) .ابو جهل عمرو بن هشام بن مغيره مخزومى، از سرسخت‌ترين دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه به حالت كفر در جنگ بدر ، كشته شد. گزارش‌هاى رفتارهاى زشت و آزار دهنده‌اش با پيامبر صلى الله عليه و آله ، مشهور است.

2) .. زقّوم : نام غذايى است تهيّه شده از كره و خرما (لسان العرب) .

۶۰۸۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تفسير القمّي ـ في قوله تعالى : «إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ » (1)ـ : نَزَلَتْ في أَبي جَهْلٍ . وَقولُهُ : «كَالمُهلِ » قالَ : المُهلُ الصُّفرُ المُذابُ «يَغلِى فِى البُطُونِ * كَغَلىِ الحَمِيمِ » (2)وَهُوَ الَّذي قَد حَمِيَ وَبَلَغَ المُنتَهى . ثُمَّ قالَ : «خُذُوهُ فَاعتِلُوهُ » (3)أَي اضغَطوهُ مِن كُلِّ جانِبٍ ، ثُمَّ انزِلوا بِهِ إِلى سَواءِ الجَحيمِ ، ثُمَّ يُصَبُّ عَلَيهِ ذلِكَ الحَميمُ ، ثُمَّ يُقالُ لَهُ : «ذُق إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الكَرِيمُ » فَلَفظُهُ خَبَرٌ وَمَعناهُ حِكايَةٌ عَمَّن يَقولُ لَهُ ذلِكَ ، وَذلِكَ أَنّ أَبا جَهلٍ كانَ يَقُولُ : أَنا العَزيزُ الكَريمُ ، فَيُعَيَّرُ (4)بِذلِكَ فِي النّارِ . (5)۶۰۷۹.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن إبراهيم بن العبّا صحيح مسلم عن عبيد اللّه بن معاذ و محمّد بن عبد الأعلى القيسي عن ... عن أبي هريرة : قالَ أبو جَهلٍ : هَل يُعَفِّرُ مُحَمَّدٌ وَجهَهُ بَينَ أظهُرِكُم ؟ قالَ : فَقيلَ : نَعَم ، فَقالَ : وَ اللّاتِ وَالعُزّى لَئِن رَأيتُهُ يَفعَلُ ذلِكَ لَأَطَأَنَّ عَلى رَقَبَتِهِ أو لَأُعَفِّرَنَّ وَجهَهُ فِي التُّرابِ .

قالَ : فَأَتى رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَهُوَ يُصَلّي ، زَعَمَ لَيَطَأُ عَلى رَقَبَتِهِ ، قالَ : فَما فَجَأَهُم مِنهُ إلَّا وَهُوَ يَنكُصُ عَلى عَقِبَيهِ ويَتَّقي بِيَدَيهِ . قالَ : فَقيلَ لَهُ : ما لَكَ؟ فَقالَ : إِنَّ بَيني وَ بَينَهُ لَخَندَقا مِن نارٍ وَهَولاً وَأَجنِحَةً .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : لَو دَنا مِنّي لَاختَطَفَتهُ المَلائِكَةُ عُضوا عُضوا .

قالَ : فَأَنزَلَ اللّه‌ُ عز و جل ـ لا نَدري في حَديثِ أَبي هُرَيرَةَ أَو شَيءٍ بَلَغَهُ ـ «كَلَّا إِنَّ الْاءِنسَـنَ لَيَطْغَى * أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنَى * إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجعَى * أَرَءَيتَ الَّذِى يَنهَى * عَبدًا إِذَا صَلَّى * أَرَءَيتَ إِن كَانَ عَلَى الهُدَى * أَو أَمَرَ بِالتَّقوَى * أَرَءَيتَ إِن كَذَّبَ وَ تَوَلَّى» يَعني أَبا جَهلٍ «أَلَم يَعلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى * كَلَّا لَـئِن لَّم يَنتَهِ لَنَسفَعَا بِالنَّاصِيَةِ * نَاصِيَةٍ كَـذِبَةٍ خَاطِئَةٍ * فَليَدعُ نَادِيَهُ * سَنَدعُ الزَّبَانِيَةَ * كَلَّا لَا تُطِعهُ » (6)ـ زادَ عُبَيدُ اللّه‌ِ في حَديثِهِ قالَ : ـ وَ أَمَرَهُ بِما أَمَرَهُ بِهِ ـ وَزادَ ابنُ عَبدِ الْأَعْلى : ـ «فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ » يَعْني قَوْمَهُ . (7).


1) .. الدخان : ۴۳ و ۴۴ .

2) .. الدخان : ۴۵ و ۴۶ .

3) .. الدخان : ۴۷ .

4) .. في النسخة الّتي بأيدينا : «تعيّر» والتصويب من بحار الأنوار .

5) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۲۹۲ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۳۱۳ ح ۸۴ .

6) .. العلق : ۶ ـ ۱۹ .

7) .. صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۱۵۴ ح ۳۸ ، السّنن الكبرى للنّسائي : ج ۶ ص ۵۱۸ ح ۱۱۶۸۳ و ۱۱۶۸۴ عن ابن عبّاس ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۰۲ ح ۸۸۳۹ كلاهما نحوه ؛ مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۷۸۲ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۱۷۱ .

۶۰۷۸.الكافي عن أبي طالب القمّي عن رجل عن الإمام الصادق تفسير القمّى : آيه «إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ» در باره ابو جهل نازل شد . «كَالْمُهْلِ» ، مهل به معناى مس گداخته است . «يَغْلِى فِى الْبُطُونِ * كَغَلْىِ الْحَمِيمِ» ، حميم ، آبى است كه به نهايت داغى رسيده است [يعنى در شكم‌ها مى‌جوشد همانند جوشش آب جوشان] . سپس فرمود : «خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ»يعنى [او را بگيريد و] از هر سو فشارش دهيد ، آن گاه در ميان آتش دوزخش اندازيد ، سپس آن آب جوشان بر او ريخته مى‌شود ، و به او مى‌گويند : «بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى» . لفظ اين جمله [تو همان ارجمند بزرگوارى] ، خبر است ؛ امّا معنايش نقل قول از كسى است كه اين جمله به او گفته مى‌شود ؛ چرا كه ابو جهل مى‌گفت : «من ارجمند بزرگوارم» . پس با اين جمله او را در آتش ، سرزنش [و ريشخند ]مى‌كنند .۶۰۷۷.عنه عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَنِ الجَبرِ وَالقَدَرِ ـ ) صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : ابو جهل گفت : آيا محمّد در حضور شما چهره‌اش را [براى خدا] به خاك [و سجده] مى‌نهد؟

گفته شد : آرى .

ابو جهل گفت : به لات و عزّى سوگند ، اگر من او را ببينم كه چنين مى‌كند ، گردنش را لگد خواهم كرد يا صورتش را به خاك خواهم ماليد .

پس نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و ايشان نماز مى‌خواند . ابو جهل خواست پايش را بر گردن پيامبر صلى الله عليه و آله بگذارد ؛ امّا ناگهان يارانش ديدند كه ابو جهل عقب عقب مى‌آيد و دستانش را در برابر خود ، سپر كرده است . به او گفته شد : تو را چه شده است؟

گفت : ميان من و او خندقى از آتش و موجوداتى هولناك و چندين بال ، ظاهر شدند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر به من نزديك شده بود ، فرشتگان او را تكّه تكّه مى‌كردند . پس خداوند عز و جل ـ نمى‌دانيم اين قسمت در حديث ابو هريره بود يا از جاى ديگر شنيد ـ اين آيات را فرو فرستاد : «حقّا كه انسان سركشى مى‌كند ، همين كه خود را بى‌نياز پندارد . در حقيقت ، بازگشت به سوى پروردگار توست . آيا ديدى آن كس را كه باز مى‌داشت ، بنده‌اى را آن گاه كه نماز مى‌گزارد . چه پندارى اگر او به هدايت باشد ، يا به پرهيزگارى وا دارد [براى او بهتر نيست]؟ [و باز] چه پندارى [كه] اگر او (ابو جهل) به تكذيب بپردازد و روى برگرداند [كه چه كيفرى در پيش دارد] ؟ مگر ندانسته كه خدا مى‌بيند ؟ زنهار ، اگر باز نايستد ، موى پيشانى[اش] را سخت بگيريم ؛ [همان] موى پيشانى دروغزن گناه پيشه را . [بگو] تا انجمن خود را بخواند . به زودى ، آتشبانان را فرا خوانيم . زنهار! فرمانش مبر» .

عبيد اللّه در حديثش افزود و گفت : و فرمان داد به او آنچه را فرمانش داد ، و ابن عبد الأعلى افزود : «تا انجمن خود را بخواند» يعنى قومش را . .

۶۰۷۶.عنه عليه السلام : السنن الكبرى للنسائيّ عن ابن عبّاس : صَلّى النَّبِيُ صلى الله عليه و آله ، فَجاءَ أبو جَهلٍ ، فَقالَ : ألَم أنهَكَ عَن هذا ؟ وَاللّه‌ِ إنَّكَ لَتَعلَمُ ما بِها نادٍ أَكثَرُ مِنّي ! فَأَنزَلَ اللّه‌ُ عز و جل : «فَليَدعُ نَادِيَهُ * سَنَدعُ الزَّبَانِيَةَ » .

قالَ ابنُ عَبّاسٍ : وَاللّه‌ِ لَو دَعا نادِيَهُ لَأَخَذَتهُ الزَّبانِيَةُ . (1)۶۰۷۵.امام صادق عليه السلام : دلائل النّبوّة للبيهقيّ عن الشعبيّ : إِنَّ رَجُلاً قالَ لِلنَّبِيِ صلى الله عليه و آله : إِنّي مَرَرتُ بِبَدرٍ ، فَرَأَيتُ رَجُلاً يَخرُجُ مِنَ الْأَرْضِ ، فَيَضْرِبُهُ رَجُلٌ بِمِقمَعَةٍ مَعَهُ حَتّى يَغيبَ فِي الأَرضِ ، ثُمَّ يَخرُجُ ، فَيَفعَلُ بِهِ مِثلَ ذلِكَ ، قالَ ذلِكَ مِراراً .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : ذاكَ أَبو جَهلِ بنُ هِشامٍ ، يُعَذَّبُ إِلى يَومِ القِيامَةِ . (2).


1) .. السنن الكبرى للنسائي : ج ۶ ص ۵۱۸ ح ۱۱۶۸۴ ، سنن التّرمذي : ج ۵ ص ۴۴۴ ح ۳۳۴۹ ، أسباب النّزول : ص ۴۸۵ ح ۸۶۳ ، تفسير الفخر الرّازي : ج ۳۲ ص ۱۷ ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج ۱ ص ۵۴ وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۰۱ ح ۳۲ .

2) .. دلائل النّبوّة للبيهقي : ج ۳ ص ۸۹ ، تاريخ الإسلام للذّهبي : ج ۲ ص ۹۷ ، السّيرة النّبويّة لابن كثير : ج ۲ ص ۴۴۵ ، سبل الهدى والرّشاد : ج ۴ ص ۵۲ .

۶۰۷۵.الإمام الصادق عليه السلام : السنن الكبرى ، نسايى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول نماز شد . ابو جهل آمد و گفت : مگر تو را از اين كار نهى نكردم؟ به خدا سوگند ، تو خود مى‌دانى كه در مكّه انجمنى فزون‌تر از انجمن من نيست .

پس خداوند عز و جل اين آيات را فرو فرستاد : «پس [بگو :] تا انجمن خود را بخواند . به زودى ، ما هم آتشبانان را فرا مى‌خوانيم» .

به خدا سوگند اگر ابو جهل قوم خود را فرا مى‌خواند ، آتشبانان ، او را فرو مى‌گرفتند .۶۰۷۴.عيون أخبار الرضا عليه السلام ( ـ به نقل از بريد بن عمير بن معاويه شامى ـ ) دلائل النبوّة ، بيهقى ـ به نقل از شعبى ـ : مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : من از بدر مى‌گذشتم كه ديدم مردى از زمين بيرون مى‌آيد ، و مردى ديگر با پتك بر او مى‌كوبد ، به طورى كه دوباره در زمين فرو مى‌رود ، و باز بيرون مى‌آيد و دوباره با او چنين مى‌شود و بارها اين كار تكرار شد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «او ابو جهل بن هشام است كه تا روز قيامت ، همچنان عذاب مى‌شود» . .

۱۳ / ۷أُبَيُ بنُ خَلَفٍ۶۰۷۱.الكافى ( ـ به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر ـ ) السيرة النّبويّة لابن هشام : مَشى أُبَيُّ بنُ خَلَفٍ إِلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله بِعَظمٍ بالٍ قَد أَرفَتَ (1)، فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ! أَنتَ تَزعُمُ أَنَّ اللّه‌َ يَبعَثُ هذا بَعدَما أَرَمَّ (2)؟! ثُمَّ فَتَّهُ في يَدِهِ ، ثُمَّ نَفَخَهُ فِي الرّيحِ نَحوَ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : نَعَم ، أنَا أَقُولُ ذلِكَ ، يَبعَثُهُ اللّه‌ُ وَإِيّاكَ بَعدَما تَكونانِ هكَذا ، ثُمَّ يُدخِلُكَ اللّه‌ُ النّارَ .

فَأَنزَلَ اللّه‌ُ تَعالى فيهِ : «وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلقَهُ قَالَ مَن يُحىِ العِظَـمَ وَ هِىَ رَمِيمٌ * قُل يُحيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلقٍ عَلِيمٌ * الَّذِى جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنهُ تُوقِدُونَ » (3). (4)۶۰۷۴.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن بريد بن عمير بن م الدّرّ المنثور عن ابن عبّاس ـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ يَومَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيهِ » (5)ـ : أُبَيُّ بنُ خَلَفٍ وَعُقبَةُ بنُ أَبي مُعَيطٍ ، وَهُما الخَليلانِ في جَهَنَّمَ عَلى مِنبَرٍ مِن نارٍ . (6)۶۰۷۳.تاريخ دمشق عن عبد اللّه بن جعفر عن الإمام عليّ عل المصنّف لعبد الرّزّاق عن معمّر عن عثمان الجزري عن مقسم مولى ابن عبّاس : إنَّ ابنَ أَبي مُعَيطٍ وَأُبَيَّ بنَ خَلَفٍ اَلجُمَحي التَقَيا ، فَقالَ عُقبَةُ بنُ أَبي مُعَيطٍ لِأُبَيِّ بنِ خَلَفٍ وَكانا

خَليلَينِ فِي الجاهِلِيَّةِ ، وَكانَ أُبَيٌّ بنُ خَلَفٍ أَتى النَّبِيَ عليه السلام فَعَرَضَ عَلَيهِ الإِسلامَ ، فَلَمّا سَمِعَ ذلِكَ عُقبَةُ قالَ : لا أَرضى عَنكَ حَتّى تَأتِيَ مُحَمَّدا فَتَتفُلَ في وَجهِهِ وَتَشتِمَهُ وَتُكَذِّبَهُ .

قالَ : فَلَم يُسَلِّطهُ اللّه‌ُ عَلى ذلِكَ ، فَلَمّا كانَ يَومُ بَدرٍ أُسِرَ عُقبَةُ بنُ أَبي مُعَيطٍ فِي الأُسارى ، فَأَمَرَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله عَلِيَّ بنَ أَبي طالِبٍ أَن يَقتُلَهُ ، فَقالَ عُقبَةُ : يا مُحَمَّدُ ، مِن بَينِ هؤُلاءِ أُقتَلُ ؟! قالَ : نَعَم ، قالَ : لِمَ؟ قالَ : بِكُفرِكَ وَفُجُورِكَ وَعُتُوِّكَ عَلَى اللّه‌ِ وَ رَسولِهِ .

قالَ : فَقامَ إِلَيهِ عَلِيُّ بنُ أَبي طالِبٍ فَضَرَبَ عُنُقَهُ .

وَأَمّا أُبَيُّ بنُ خَلَفٍ فَقالَ : وَاللّه‌ِ لَأَقتُلَنَّ مُحَمَّداً ! فَبَلَغَ ذلِكَ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : بَل أَنا أَقتُلُهُ إِن شاءَ اللّه‌ُ . فَانطَلَقَ رَجُلٌ مِمَّن سَمِعَ ذلِكَ مِنَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله إِلى أُبَيِّ بنِ خَلَفٍ فَقالَ (7): إِنَّهُ لَمّا قيلَ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ما قُلتَ ، قالَ : بَل أَنا أَقتُلُهُ إِن شاءَ اللّه‌ُ . فَأَفزَعَهُ ذلِكَ وَقالَ : أنشُدُكَ بِاللّه‌ِ ! أَسَمِعتَهُ يَقولُ ذلِكَ ؟ قالَ : نَعَم . فَوَقَعتُ في نَفسِهِ ؛ لِأَنَّهُم لَم يَسمَعوا رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ قَولاً إلَّا كانَ حَقّا .

فَلَمّا كانَ يَومُ أُحُدٍ خَرَجَ أُبَيُّ بنُ خَلَفٍ مَعَ المُشرِكينَ ، فَجَعَلَ يَلتَمِسُ غَفلَةَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله لِيَحمِلَ عَلَيهِ ، فَيَحولُ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمينَ بَينَهُ وَ بَينَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا رَأى ذلِكَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قالَ لِأَصحابِهِ : خَلّوا عَنهُ ، فَأَخَذَ الحَربَةَ فَجَزَلَهُ بِها ـ يَقولُ : رَماهُ بِها ـ فَيَقَعُ في تَرقُوَتِهِ تَحتَ تَسبِغَةِ البَيضَةِ وَفَوقَ الدِّرعِ ، فَلَم يَخرُج مِنهُ كَبيرُ دَمٍ وَاحتَقَنَ الدَّمُ في جَوفِهِ ، فَجَعَلَ يَخورُ كَما يَخورُ الثَّورُ ، فَأَقبَلَ أَصحابُهُ حَتّى

احتَمَلوهُ وَهُوَ يَخورُ ، وَقالوا : ما هذا ، فَوَ اللّه‌ِ ما بِكَ إلَّا خَدشٌ؟

فَقالَ : وَاللّه‌ِ ! لَو لَم يُصِبني إلَّا بَريقُهُ لَقَتَلَني ، أَلَيسَ قَد قالَ : أَنا أَقتُلُهُ إِن شاءَ اللّه‌ُ ؟! وَاللّه‌ِ ! لَوكانَ الَّذي بي بِأَهلِ ذي المَجازِ لَقَتَلَهُم .

قالَ : فَما لَبِثَ إلَّا يَوما أَو نَحوَ ذلِكَ حَتّى ماتَ إِلَى النّارِ ، فَأَنزَلَ اللّه‌ُ فيهِ : «وَ يَومَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيهِ » إِلى قَولِهِ : «[وَكانَ] الشَّيطَـنُ لِلْاءِنسَـنِ خَذُولًا » (8). (9).


1) .. رَفَتَ وأرفَتَ : أي تَكسَّرَ (النهاية : ج ۲ ص ۲۴۱ «رفت») .

2) .. أرَمَّ : إذا بَلي (النهاية : ج ۲ ص ۲۶۶ «رمم») .

3) .. يس : ۷۸ ـ ۸۰ .

4) .. السّيرة النبويّة لابن هشام : ج ۱ ص ۳۸۷ ، السّيرة النبويّة لابن كثير : ج ۲ ص ۵۵ .

5) .. الفرقان : ۲۷ .

6) .. الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۲۵۳ نقلاً عن ابن مردويه .

7) .في المصدر : «فقيل» ، والصواب ما أثبتناه (اُنظر تفسير القرآن للمؤلّف ـ عبد الرزاق ـ ج ۳ ص ۶۸) .

8) .. الفرقان : ۱۷ ـ ۲۹ .

9) .. المصنّف لعبد الرّزّاق : ج ۵ ص ۳۵۵ ح ۹۷۳۱ ، الدرّ المنثور : ج ۶ ص ۲۵۱ .

۱۳ / ۷ اُبىّ بن خَلَف

۱۳ / ۷اُبىّ بن خَلَف ۱۶۰۷۰.امام كاظم عليه السلام : السيرة النبويّة ، ابن هشام : اُبَىّ بن خلف با استخوانى پوسيده و خرد شده نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت : اى محمّد! تو مى‌گويى كه خداوند اين را كه پوسيده شده ، زنده مى‌كند؟ سپس آن را در دستش نرم كرد و به طرف پيامبر خدا به باد داد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى ، من اين را مى‌گويم . خداوند ، آن را و تو را زان پس كه چنين شده‌ايد ، زنده مى‌گرداند و آن گاه تو را به آتش مى‌برد» .

پس خداوند متعال ، اين آيات را در باره‌اش فرو فرستاد : «و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد ، گفت : چه كسى اين استخوان‌ها را كه چنين پوسيده است ، زندگى مى‌بخشد؟ بگو : همان كسى كه نخستين بار ، آن را پديد آورد و اوست كه به هر گونه آفرينشى داناست ؛ همو كه بر اينان از درخت سبزفام ، اخگر نهاد كه از آن آتش مى‌افروزيد» .۶۰۶۹.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعا ـ ) الدرّ المنثور ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره آيه : «و روزى كه ستمگر ، دستانش را به دندان گزد» ـ : اُبىّ بن خلف و عقبة بن ابى معيط كه [در جاهليت] با هم دوست بودند ، در جهنّم بر منبرى از آتش جاى مى‌گيرند .۶۰۷۰.الإمام الكاظم عليه السلام : المصنّف ، عبد الرزّاق ـ به نقل از معمّر ، از عثمان جزرى ، از مقسم وابسته ابن عبّاس ـ : ابن ابى معيط و اُبىّ بن خلف جمحى به هم بر خوردند . آن دو از دوستان دوران جاهلى يكديگر بودند . اُبىّ بن خلف نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفته و ايشان

او را به اسلام دعوت كرده بود و اين خبر به عقبه رسيده بود . عقبه [در اين برخورد] به او گفت : از تو راضى نمى‌شوم ، مگر آن كه نزد محمّد بروى و به صورتش تف بيندازى و دشنامش دهى و تكذيبش كنى .

معمّر گفت : امّا خداوند ، قدرت انجام دادن اين كار را به او نداد . چون روز بدر شد ، عقبة بن ابى معيط از جمله كسانى بود كه به اسارت در آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله به على بن ابى طالب عليه السلام دستور داد او را بكشد . عقبه گفت : اى محمّد! از ميان اينان فقط من كشته شوم؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى» .

گفت : به خاطر چه؟

فرمود : «به خاطر كفر و نابكارى و گستاخى‌ات بر خدا و پيامبر او» .

پس ، على بن ابى طالب برخاست و گردن او را زد .

و امّا اُبىّ بن خلف گفت : به خدا سوگند ، محمّد را مى‌كشم . اين سخن به گوش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد . فرمود : «نه ! به خواست خدا من او را خواهم كشت» .

اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله او را به وحشت انداخت و [به ناقل] گفت : تو را به خدا ، آيا واقعا شنيدى كه او اين سخن را بگويد؟

گفت : آرى .

اُبىّ بن خلف به شدّت نگران شد ؛ چون هرگز نشنيده بودند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سخنى بگويد و تحقّق پيدا نكند . چون روز اُحد شد ، اُبىّ بن خلف با مشركان همراه شد و مترصّد غفلت پيامبر صلى الله عليه و آله بود تا بر او حمله برد ؛ امّا هر بار ، مردى از مسلمانان ميان او و پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مى‌گرفت . چون پيامبر صلى الله عليه و آله چنين ديد ، به يارانش فرمود : «راهش را باز كنيد» و زوبين را گرفت و به طرف او پرتاب كرد . زوبين در ترقوه او ، پايين كلاه‌خود و بالاى زره ، نشست و خون زيادى از آن بيرون نزد ؛ بلكه خون در داخل بدنش جمع شد و لذا مانند گاو خرناس مى‌كشيد . يارانش آمدند تا او را كه همچنان خرناس مى‌كشيد ، ببرند ، و گفتند : چيزى نيست ، فقط يك خراش است . امّا او گفت : به خدا سوگند ، اگر تنها آب دهان او [پيامبر] به من رسيده باشد ، مرا خواهد كشت . مگر او نگفته بود كه : «به

خواست خدا من او را خواهم كشت» ؟ به خدا سوگند ،اگر آنچه به من اصابت كرده ، به اهالى ذى المجاز (1)اصابت مى‌كرد ، همه آنها را مى‌كشت .

پس ، يك روز بعد و يا چيزى در همين حدود ، اُبىّ بن خلف مُرد و به جهنّم رفت و خداوند ، اين آيات را در باره او فرو فرستاد : «و روزى كه ستمگر ، دستان خويش را به دندان گزد» تا «شيطان همواره فرو گذارنده انسان است» .

.


1) .از بازارهاى عرب در يك فرسنگى عرفه .

. .

. .

۱۳ / ۸أُمَيَّةُ بنُ خَلَفٍ۶۰۶۷.امام باقر عليه السلام : تفسير الفخر الرازيّ عن ابن عبّاس ـ في قَولِهِ تَعالى : «لَا يَصلَـاهَا إلَّا الْأَشْقَى» (1)ـ : نَزَلَتْ في أُمَيَّةَ بنِ خَلَفٍ وَ أَمثالِهِ الَّذينَ كَذَّبُوا مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله وَالأَنبياءَ قَبلَهُ . (2)۶۰۶۶.امام رضا عليه السلام : السيرة النّبويّة لابن هشام : أُمَيَّةُ بنُ خَلَفِ بنَ وَهبِ بنِ حُذافَةَ بنِ جُمَحٍ ، كانَ إِذا رَأى رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله هَمَزَهُ وَلَمَزَهُ ، فَأَنزَلَ اللّه‌ُ تَعالى فيهِ : «وَيلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ * يَحسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخلَدَهُ * كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِى الحُطَمَةِ * وَ مَا أَدرَاكَ مَا الحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ المُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئدَةِ * إِنَّهَا عَلَيهِم مُّؤصَدَةٌ * فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ » (3). (4).


1) .. الليل : ۱۵ .

2) .. تفسير الفخر الرّازي : ج ۳۱ ص ۲۰۳ ، تفسير القرطبي : ج ۲۰ ص ۸۷ و ليس فيه «والأنبياء قبله» .

3) .. الهمزة : ۱ ـ ۹ .

4) .. السّيرة النبويّة لابن هشام : ج ۱ ص ۳۸۲ ، لباب النّقول : ص ۲۱۶ ، سبل الهدى والرّشاد : ج ۲ ص ۴۶۴ .

۱۳ / ۸ اُمية بن خلف

۱۳ / ۸اُمية بن خلف ۱۶۰۶۶.الإمام الرضا عليه السلام : تفسير الفخر الرازى ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره آيه «و به آن [دوزخ] در نيايد ، مگر نگون‌بخت‌ترين مردم» ـ : در باره اميّة بن خلف و همتايان او كه محمّد صلى الله عليه و آله و پيامبران پيش از او را تكذيب كردند ، نازل شد .۶۰۶۵.امام على عليه السلام : السيرة النبويّة ، ابن هشام : اميّة بن خلف بن وهب بن حذافة بن جُمَح ، هر گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مى‌ديد ، به ايشان زخم زبان و پوزخند مى‌زد . پس خداوند متعال ، اين سوره را در باره او فرو فرستاد : «واى بر هر بدگوى عيبجويى ؛ همو كه مالى گرد آورد و برشمردش ! پندارد كه مالش او را جاويد كرده است ؛ ولى نه! قطعا در آتش خرد كننده فرو افكنده خواهد شد . و تو چه دانى كه آن آتشِ خرد كننده چيست؟ آتش افروخته خدا است . آتشى كه به دل‌ها مى‌رسد ، در ستون‌هايى دراز ، [كه آنان را در ميان فرا مى‌گيرد]» .

.

۱۳ / ۹عُتبَةُ بنُ رَبيعَةَ۶۰۶۵.عنه عليه السلام : صحيح مسلم عن أنس : إِنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله تَرَكَ قَتلى بَدرٍ ثَلاثا ثُمَّ أَتاهُم ، فَقامَ عَلَيهِم فَناداهُم ، فَقالَ : يا أَبا جَهلِ بنَ هِشامٍ ، يا أُمَيَّةَ بنَ خَلَفٍ ، يا عُتبَةَ بنَ رَبيعَةَ ، يا شَيبَةَ بنَ رَبيعَةَ ! أَلَيسَ قَد وَجَدتُم ما وَعَدَ رَبُّكُم حَقّا ؟ فَإِنّي قَد وَجَدتُ ما وَعَدني رَبّي حَقّاً .

فَسَمِعَ عُمَرُ قَولَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا رَسُولَ اللّه‌ِ ، كَيفَ يَسمَعوا وَ أَنّى يُجيبوا وَقَد جَيَّفوا؟

قالَ : وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! ما أَنتُم بِأَسمَعَ لِما أَقولُ مِنهُم ، وَلكِنَّهُم لا يَقدِرونَ أن يُجيبوا . ثُمَّ أَمَرَ بِهِم فَسُحِبوا فَأُلقوا في قَليبِ (1)

بَدرٍ . (2)۶۰۶۴.الإمام عليّ عليه السلام : صحيح البخاريّ عن قيس بن عبّاد عن عليّ بن أبي طالب عليه السلام ـ أَنَّهُ قالَ ـ : أَنا أوَّلُ مَن يَجثو بَينَ يَدَيِ الرَّحمنِ لِلخُصومَةِ يَومَ القِيامَةِ .

وَقالَ قَيسُ بنُ عبّادٍ : وفيهِم أُنزِلَت : «هَـذَانِ خَصمَانِ اختَصَمُوا فِى رَبِّهِم » (3)قالَ : هُمُ الَّذينَ تَبارَزوا يَومَ بَدرٍ ، حَمزَةُ وَعَلِيٌّ وَعُبَيدَةُ ـ أَو أَبو عُبَيدَةَ بنُ الحارِثِ ـ ، وَشَيبَةُ بنُ رَبيعَةَ وَعُتبَةُ بنُ رَبيعَةَ وَالوَليدُ بنُ عُتبَةَ . (4).


1) .. القَليبُ : البئر التي لم تُطوَ (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۸۲ «قلب») .

2) .. صحيح مسلم : ج ۴ ص ۲۲۰۳ ح ۷۷ ، السنن الكبرى للنّسائي : ج ۱ ص ۶۶۵ ح ۲۲۰۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۵۷۲ ح ۱۴۰۶۶ كلاهما نحوه ، صحيح ابن حبّان : ج ۱۴ ص ۴۲۳ ح ۶۴۹۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۳ ص ۳۴۳ ح ۳۳۱۳ .

3) .. الحجّ : ۱۹ .

4) .. صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۴۵۸ ح ۳۷۴۷ ، تفسير ابن كثير : ج ۵ ص ۴۰۱ ، شواهد التنزيل : ج ۱ ص ۵۰۳ ح ۵۳۲ ، كنز العمّال : ج ۲ ص ۴۷۲ ح ۴۵۳۱ ؛ العمدة : ص ۳۱۱ ح ۵۱۹ ، سعد السعود : ص ۱۰۲ ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۲۲ ح ۴ .

۱۳ / ۹ عتبة بن ربيعه

۱۳ / ۹عتبة بن ربيعه (1)۶۰۶۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله : صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كشتگان بدر را سه روز وا نهاد و سپس نزد آنها آمد و در كنارشان ايستاد و صدا زد : «اى ابو جهل بن هشام! اى اميّة بن خلف! اى عتبة بن ربيعه! اى شيبة بن ربيعه! آيا آنچه را پروردگارتان به شما وعده داد ، راست نيافتيد؟ من كه آنچه را پروردگارم به من وعده داده بود ، راست يافتم» .

عمر ، سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را شنيد . گفت : اى پيامبر خدا ! چگونه بشنوند و چه سان پاسخ دهند ، در حالى كه به مردارى تبديل شده‌اند؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، آنها سخنِ من را همان گونه مى‌شنوند كه شما مى‌شنويد ؛ ليكن آنها نمى‌توانند پاسخ دهند» . سپس دستور داد جسد آنان را كشان كشان بردند و در چاه بدر انداختند .۶۰۶۱.التوحيد ( ـ به نقل از زهرى ـ ) صحيح البخارى ـ به نقل از قيس بن عبّاد ـ : على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : «روز قيامت ، من نخستين كسى هستم كه در پيشگاه خداى مهربان براى شكايت زانو مى‌زنم» .

آيه «اين دو [گروه] دشمنان يكديگرند كه در باره پروردگارشان با يكديگر ستيزه مى‌كنند» در باره اين كسان نازل شد ؛ همان كسانى كه در جنگ بدر با يكديگر به مبارزه برخاستند : حمزه و على و عبيده ـ يا ابو عبيدة بن حارث ـ با شيبة بن ربيعه و عتبة بن ربيعه و وليد بن عتبه .

.


1) .ابو الوليد عتبة بن ربيعة بن عبد شمس، بزرگ قريش و يكى از سالاران آنها در دوران جاهليت بود. او نداى اسلام به توحيد را شنيد ؛ امّا اسلام نياورد . در جنگ بدر ، در سپاه مشركان ، جنگ سختى نمود؛ ولى على بن ابى طالب عليه السلام ، حمزه و عبيدة بن حارث ، او را محاصره كردند و كشتند .

۶۰۶۰.معانى الأخبار ( ـ به نقل از عبد السلام بن صالح هروى ـ ) سعد السّعود عن ابن عبّاس : خَرَجَ عُتبَةُ وَ شَيبَةُ وَالوَليدُ لِلبِرازِ ، وَ خَرَجَ عُبَيدُ اللّه‌ِ بنُ رَواحَةَ مِن ناحِيَةٍ اُخرى ، قالَ : فَكَرِهَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله أَن تَكونَ الحَربُ (1)أَوَّلَ ما لَقِيَ بِالأَنصارِ ، فَبَدَأَ بِأَهلِ بَيتِهِ .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : مُروهُم أَن يَرجِعُوا إِلى مَصافِّهِم ، إِنَّما يُريدُ القَومُ بَني عَمِّهِم .

فَدَعا رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله عَلِيّاً وَ حَمزَةَ وَ عُبَيدَةَ بنَ الحَرثِ بنِ عَبدِ المُطَّلِّبِ ، فَبَرَزوا بَينَ يَدَيهِ بِالسِّلاحِ ، فَقالَ : اجعَلاهُ بَينَكُما ، وَخافَ عَلَيهِ الحَداثَةَ .

فَقالَ : اِذهَبُوا فَقاتِلُوا عَن حَقِّكُم وَبِالدّينِ الَّذي بُعِثَ بِهِ نَبِيُّكُم إِذ جاؤُوا بِباطِلِهم‌لِيُطفِؤُوا نورَ اللّه‌ِ بِأَفواهِهِم ، اِذهَبوا في حِفظِ اللّه‌ِ ـ أَو في عَونِ اللّه‌ِ ـ .

فَخَرَجوا يَمشونَ ، حَتّى كانُوا قَريبا يَسمَعونَ الصَّوتَ ، فَصاحَ بِهِم عُتبَةُ : اِنتَسِبوا نَعرِفكُم ، فَإِن تَكُونُوا أَكفاءَ نُقاتِلُكُم . وَفيهِم نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ : «هَـذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُواْ فِى رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَت لَهُم ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ » . (2)۱۳ / ۱۰الوَليدُ بنُ المُغيرَةِ۶۰۶۰.معاني الأخبار عن عبد السلام بن صالح الهروي : السّيرة النّبويّة لِابنِ هِشام : إِنَّ الوَليدَ بنَ المُغيرَةِ اجتَمَعَ إلَيهِ نَفَرٌ مِن قُرَيشٍ وَكانَ ذا سِنٍّ فيهِم ، وَقَد حَضَرَ المَوسِمُ ، فَقالَ لَهُم : يا مَعشَرَ قُرَيشٍ ، إِنَّهُ قَد حَضَرَ هذا المَوسِمُ ، وإنّ وُفودَ العَرَبِ سَتَقدَمُ عَلَيكُم فيهِ ، وَقَد سَمِعوا بِأَمرِ صاحِبِكُم هذا ، فَأَجمِعُوا فيه رَأيا واحِدا ، وَلا تَختَلِفوا فَيُكَذِّبَ بَعضُكُم بَعضا وَ يَرُدَّ قَولُكُم بَعضُهُ بَعضا .

قالوا : فَأَنتَ يا أَبا عَبدِ شَمسٍ ، فَقُل وَأَقِم لَنا رَأياً نَقولُ بِهِ .

قالَ : بَل أَنتُم فَقولوا أَسمَع . قالوا : نَقُولُ : كاهِنٌ ؟ قالَ : لا وَاللّه‌ِ ما هُوَ بِكاهِنٍ ، لَقَد رَأَينا الكُهّانَ فَما هُوَ بِزَمزَمَةِ الكاهِنِ وَلا سَجعِهِ ! قالوا : فَنَقولُ : مَجنُونٌ ؟ قالَ : ما هُوَ بِمَجنُونٍ ، لَقَد رَأَينا الجُنونَ وَعَرَفناهُ ، فَما هُوَ بِخَنِقِهِ وَلا تَخالُجِهِ وَلا وَسوَسَتِهِ ! قالوا : فَنَقولُ : شاعِرٌ ؟ قالَ : ما هُوَ بِشاعِرٍ ، لَقَد عَرَفنا الشِّعرَ كُلِّهُ رَجَزَهُ وَ هَزَجَهُ وَ قَريضَهُ وَمَقبوضَهُ وَ مَبسوطَهُ ، فَما هُوَ بِالشِّعرِ ! قالُوا : فَنَقولُ : ساحِرٌ ؟ قالَ : ما هُوَ بِساحِرٍ ، لَقَد رَأَينَا السُّحّارَ وَسِحرَهُم ، فَما هُوَ بِنَفثِهِم ولا عَقدِهِم ! قالوا : فَما نَقولُ يا أبا عَبدِ شَمسٍ؟

قالَ : وَ اللّه‌ِ إِنَّ لِقَولِهِ لَحَلاوَةً ، وَإِنَّ أَصلَهُ لَعَذقٌ (3)، وَإِنَّ فَرعَهُ لَجَناةٌ ، وَما أَنتُم بِقائِلينَ مِن‌هذا شَيئاً إلَّا عُرِفَ أَنَّهُ باطِلٌ ، وَإِنَّ أَقرَبَ القَولِ فيهِ لَأَن تَقولوا «ساحِرٌ» ، جاءَ بِقَولٍ هُوَ سِحرٌ يُفَرِّقُ بِهِ بَينَ المَرءِ وَأَبيهِ ، وَبَينَ المَرءِ وَأَخيهِ ، وَبَينَ المَرءِ وَزَوجَتِهِ ، وَبَينَ المَرءِ وَعَشيرَتِهِ . فَتَفَرَّقوا عَنهُ بِذلِكَ ، فَجَعَلوا يَجلِسونَ بِسُبُلِ النّاسِ حينَ قَدِمُوا المَوسِمَ ، لا يَمُرُّ بِهِم أَحَدٌ إلَّا حَذَّروهُ إِيّاهُ ، وَ ذَكَروا لَهُم أَمرَهُ . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ تَعالى فِي الوَليدِ بنِ المُغيرَةِ وَفي ذلِكَ مِن قَولِهِ : «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ وَحِيدًا * وَ جَعَلتُ لَهُ مَالًا مَّمدُودًا * وَ بَنِينَ شُهُودًا * وَ مَهَّدتُّ لَهُ تَمهِيدًا * ثُمَّ يَطمَعُ أَن أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِأَيَـتِنَا عَنِيدًا» (4)أَي خَصيماً . (5).


1) .. في المصدر : «بالجرّة» ، والتصويب من بحارالأنوار .

2) .. سعد السّعود : ص ۱۰۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۹ ص ۳۱۳ ح ۶۱ .

3) .. العَذِقُ : النخلة (لسان العرب : ج ۱۰ ص ۲۳۸ «عذق») . يُشبِّهُه بالنخلة التي ثبت أصلها .

4) .. المدّثّر : ۱۱ ـ ۱۶ .

5) .. السّيرة النبويّة لابن هشام : ج ۱ ص ۲۸۸ ، تاريخ الإسلام للذّهبي : ج ۱ ص ۱۵۵ ، تفسير ابن كثير : ج ۴ ص ۴۶۸ نحوه عن ابن عبّاس وكلّها نقلاً عن ابن إسحاق ، إمتاع الأسماع : ج ۴ ص ۳۴۸ ، سبل الهدى والرّشاد : ج ۲ ص ۳۵۴ .

۱۳ / ۱۰ وليد بن مغيره

۶۰۵۹.عيون أخبار الرضا عليه السلام عن حمدان بن سليمان : سعد السعود ـ به نقل‌از ابن عبّاس ـ : عتبة و شيبة و وليد براى مبارزه به ميدان آمدند ، و عبيد اللّه بن رواحه از ديگر سوى به ميدان آمد ؛ امّا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خوش نداشت كه نخستين كشته جنگ از انصار باشد . از اين رو ، از خانواده خودش آغاز كرد و فرمود : «به آنها بگوييد به صفوف خود ، باز گردند . هدف آن جماعت ، عموزادگانش است» . آن گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله على و حمزه و عبيدة بن حارث بن عبد المطلّب را فرا خواند و آن سه با سلاح‌هاى خود در برابر ايشان حاضر شدند . پيامبر صلى الله عليه و آله [به حمزه و عبيده] فرمود : «او (على) را در وسط خود قرار دهيد» و نگران جوانى او بود . آن گاه فرمود : «برويد و به خاطر حقّانيت خود و دينى كه خداوند ، آن را به وسيله پيامبرش فرستاده است بجنگيد ؛ چرا كه آنها با باطل خويش آمده‌اند تا نور خدا را با دهان‌هاى خود ، خاموش كنند . برويد در امان خدا [يا : به يارى خدا]» . آن سه ، روانه ميدان شدند و چندان نزديك شدند كه صداى يكديگر را مى‌شنيدند . عتبه فرياد زد : خودتان را معرّفى كنيد تا شما را بشناسيم ، كه اگر همسنگ ما باشيد ، با شما مى‌جنگيم .

پس ، آيه : «اين دو [گروه] دشمنان يكديگرند كه در باره پروردگارشان با يكديگر ستيزه مى‌كنند . پس كسانى كه كافر شدند ، جامه‌هايى از آتش برايشان بريده شده است» در باره ايشان نازل شد .۱۳ / ۱۰وليد بن مغيره ۱۶۰۵۷.الاحتجاج : السيرة النبويّة ، ابن هشام : موسم [حج] فرا رسيده بود . گروهى از قريش نزد وليد بن مغيره ـ كه از بقيّه آنان مسن‌تر بود ـ ، جمع شدند . وليد به آنان گفت : اين موسم فرا رسيده است و به زودى ، گروه‌هاى عرب بر شما وارد مى‌شوند . آنها قضيّه اين همشهرى شما (پيامبرى محمّد صلى الله عليه و آله ) را شنيده‌اند . پس همگى در باره او يك‌رأى شويد و به طورى كه يكى ديگرى را تكذيب كند و گفته‌هايتان متناقض باشد اختلاف نكنيد .

آن عدّه گفتند : اى ابو عبد شمس ! تو خود بگو و رأيى بياور كه ما نيز همان را بگوييم .

وليد گفت : نه ، شما بگوييد . من مى‌شنوم .

گفتند : مى‌گوييم : او كاهن است .

وليد گفت : نه به خدا ، او كاهن نيست . ما كاهنان را ديده‌ايم . او نه مانند كاهن ، زير لب زمزمه مى‌كند و نه مانند آنها سجع مى‌گويد .

گفتند : مى‌گوييم : جن‌زده است .

گفت : او جن‌زده نيست ؛ ما جن‌زدگان را ديده‌ايم ، و با آن آشناييم ، در حالى كه او نه دچار خفگى مى‌شود ، نه تشنّج و نه هذيان‌گويى .

گفتند : مى‌گوييم : شاعر است .

وليد گفت : او شاعر نيست . ما انواع شعر را از رجز و هزج و قريضه و مقبوضه و مبسوطه ، مى‌شناسيم . سخنان او شعر نيست .

گفتند : مى‌گوييم : جادوگر است .

وليد گفت : او جادوگر هم نيست . ما جادوگران و جادوى آنها را ديده‌ايم ، در صورتى كه او نه مانند جادوگران مى‌دمد و نه گره مى‌زند .

گفتند : پس چه بگوييم ، اى ابو عبد شمس؟

گفت : به خدا سوگند كه سخن او حلاوتى دارد ، ريشه‌اش استوار و ميوه‌اش چيدنى است . پس ، هر يك از اينها را بگوييد تا درستى آن دانسته شود . بهترين سخن در باره او ، آن است كه بگوييد او جادوگر است . سخنانى آورده كه افسون است و به واسطه آن ، ميان پدر و پسر و برادر و برادر و زن و شوهر و افراد عشيره جدايى مى‌اندازد .

پس ، آن عدّه ، هم‌داستان بر اين رأى ، از نزد وليد پراكنده شدند و بر سر راه مردمانى كه به حج مى‌آمدند ، مى‌نشستند و هر كس را كه بر آنان مى‌گذشت ، از پيامبر صلى الله عليه و آله بر حذر مى‌داشتند و از جادوگر بودن او برايش مى‌گفتند . پس خداوند متعال در باره وليد بن مغيره و اين ماجرا ، اين آيات را فرو فرستاد : «مرا واگذار با آن كه [او را] تنها آفريدم . و دارايى بسيار به او بخشيدم و پسرانى آماده [به خدمت ، دادم ]و برايش [عيش خوش] آماده كردم . باز هم طمع دارد كه بيفزايم ؛ ولى نه ؛ چرا كه او دشمن آيات ما بود» .

.

۶۰۵۶.امام صادق عليه السلام : المستدرك على الصّحيحين عن ابن عبّاس : إِنَّ الوَليدَ بنَ المُغيرَةِ جاءَ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقَرَأَ عَلَيهِ القُرآنَ ، فَكَأَنَّهُ رَقَّ لَهُ ، فَبَلَغَ ذلِكَ أَبا جَهلٍ فَأَتاهُ ، فَقالَ : يا عَم ، إِنَّ قَومَكَ يَرَونَ أَن يَجمَعوا لَكَ مالاً . قال : لِمَ ؟ قال : لِيُعطوكَهُ ؛ فَإنَّكَ أَتَيتَ مُحَمَّدا لِتَعرِضَ لِما قِبَلَهُ . قالَ : قَد عَلِمَت قُرَيشٌ أَنّي مِن أَكثَرِها مالاً ! قالَ : فَقُل فيهِ قَولاً يَبلُغُ قَومَكَ أَنَّكَ مُنكِرٌ لَهُ أَو أنَّكَ كارِهٌ لَهُ . قالَ : وَماذا أَقولُ ؟ فَوَاللّه‌ِ ما فيكُم رَجُلٌ أَعلَمُ بِالأَشعارِ مِنّي ، وَلا أَعلَمُ بِرَجزٍ وَلا بِقَصيدَةٍ مِنّي ، وَلا بِأَشعارِ الجِنِّ ، وَاللّه‌ِ ! ما يُشبِهُ الّذي يَقولُ شَيئا مِن هذا . وَوَاللّه‌ِ ! إِنَّ لِقَولِهِ الَّذي يَقولُ حَلاوَةً ، وَإِنَّ عَلَيهِ لَطَلاوَةً ، وَإنَّهُ لَمُثمِرٌ أَعلاهُ ، مُغدِقٌ (1)أَسفَلُهُ ، وَإِنَّهُ لَيَعلو وَما يُعلى ، وَإِنَّهُ لَيَحطِمُ ما تَحتَهُ (2). قالَ : لايَرضى عَنكَ قَومُكَ حَتّى تَقُولَ فيهِ . قالَ فَدَعني حَتّى أُفَكِّرَ . فَلَمّا فَكَّرَ قالَ : هذا سِحرٌ يُؤثَرُ يَأثُرُهُ عَن غَيرِهِ . فَنَزَلَت «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ وَحِيدًا» . (3).


1) .. المُغدِق : من الغَدقِ وهو الماء الكثير ـ إشارة لكثرة الخير ـ (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۳۰۶ «غدق») .

2) .. في المصدر : «فاتحته» ، والصواب ما أثبتناه كما في المصادر الاُخرى .

3) .. المستدرك على الصّحيحين : ج ۲ ص ۵۵۰ ح ۳۸۷۲ ، تفسير الطبري : ج ۱۴ الجزء ۲۹ ص ۱۵۶ ، أسباب النّزول : ص ۴۶۸ ح ۸۴۲ ، تاريخ الإسلام للذهبي : ج ۱ ص ۱۵۴ ، تفسير ابن كثير : ج ۸ ص ۲۹۲ .

۶۰۵۵.امام صادق عليه السلام : المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : وليد بن مغيره نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . ايشان برايش قرآن خواند . گويا تحت تأثير قرار گرفت . خبر به ابو جهل رسيد . نزد وليد

آمد و گفت : عمو جان! قومت در نظر دارند برايت مالى جمع كنند .

وليد گفت : چرا؟

ابو جهل گفت : تا به تو بدهند ؛ چون تو نزد محمّد رفته‌اى تا از جانب او به نوايى برسى .

وليد گفت : قريش خوب مى‌دانند كه من ثروتمندترين مرد قريش هستم .

ابو جهل گفت : پس در باره او چيزى بگو كه قومت بدانند تو منكر او هستى يا او را خوش نمى‌دارى .

وليد گفت : چه بگويم؟ به خدا سوگند ، در ميان شما هيچ كس نيست كه به اندازه من شعر بشناسد و به رجز و قصيده و اشعار جنّيان ، آگاه‌تر از من باشد . به خدا سوگند كه آنچه او مى‌گويد ، به هيچ يك از اينها نمى‌ماند . به خدا سوگند ، سخن او ، حلاوت و زيبايى خاصّى دارد و [چون درختى است كه ]شاخه‌هايش پر از ميوه است و ريشه‌اش شاداب . بالاتر از هر سخنى است و بالاتر از آن وجود ندارد ، و آنچه را پايين‌تر از آن است ، خُرد مى‌كند .

ابو جهل گفت : قومت از تو راضى نمى‌شوند ، تا آن كه در باره او چيزى بگويى .

وليد گفت : پس بگذار تا بينديشم . و چون انديشيد ، گفت : سخنان او جادوست و تأثيرى متفاوت با ديگر جادوها دارد .

پس ، اين آيه نازل شد : «مرا با آن كه [او را] تنها آفريدم وا گذار ...» . .

۶۰۵۷.الاحتجاج : تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى : «فَإِذَا نُقِرَ فِى النَّاقُورِ » إِلى قَولِهِ تَعالى : «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ وَحِيدًا » (1)ـ : فَإِنَّها نَزَلَت فِي الوَليدِ بنِ المُغَيرَةِ ، وَكانَ شَيخا كَبيرا مُجَرَّبا مِن دُهاةِ العَرَبِ ، وَكانَ مِنَ المُستَهزِئينَ بِرَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، وَكانَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقعُدُ فِي الحُجرَةِ وَيَقرَأُ القُرآنَ ، فَاجتَمَعَت قُرَيشٌ إِلَى الوَليدِ بنِ المُغيرَةِ ، فَقالوا : يا أَبا عَبدِ الشَّمسِ ، ما هذا الَّذي يَقولُ مُحَمَّدٌ ؟ أَشِعرٌ ، أَم كِهانَةٌ ، أَم خَطبٌ ؟

فَقالَ : دَعوني أَسمَعُ كَلامَهُ ، فَدَنا مِن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، أَنشِدني مِن شِعرِكَ ، قالَ : ما هُوَ شِعرٌ ، وَلكنَّهُ كَلامُ اللّه‌ِ الَّذي ارتَضاهُ لِمَلائِكَتِهِ وَأَنبِيائِهِ ، فَقالَ : أُتلُ عَلَيَّ مِنهُ شَيئا . فَقَرَأَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله حم السَّجدَةَ ، فَلَمّا بَلَغَ قَولَهُ : «فَإِن أَعرَضُوا » يا

مُحَمَّدُ ـ أَعني قُرَيشا ـ «فَقُل » لَهُم «أَنذَرتُكُم صَـعِقَةً مِّثلَ صَـعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ » . (2)

قالَ : فَاقشَعَرَّ الوَليدُ وَقامَت كُلُّ شَعرَةٍ في رَأسِهِ وَلِحيَتِهِ ، وَمَرَّ إِلى بَيتِهِ وَلَم يَرجِع إِلى قُرَيشٍ مِن ذلِكَ . فَمَشَوا إِلى أَبي جَهلٍ فَقالوا : يا أَبا الحَكَمِ ، إِنَّ أَبا عَبدِ الشَّمسِ صَبَأَ إِلى دينِ مُحَمَّدٍ ، أما تَراهُ لَم يَرجِع إلَينا ؟

فَغَدا أبو جَهلٍ فَقالَ لَهُ : يا عَمِّ ، نَكَّستَ رُؤُوسَنا وَفَضحتَنا ، وَأَشمَتَّ بِنا عَدُوَّنا ، وَصَبَوتَ إِلى دينِ مُحَمَّدٍ ! فَقالَ : ما صَبَوتُ إِلى دينِهِ ، وَلكِنّي سَمِعتُ مِنهُ كَلاما صَعبا تَقشَعِرُّ مِنهُ الجُلودُ ! فَقالَ لَهُ أَبو جَهلٍ : أَخَطبٌ هُوَ ؟ قالَ : لا ، إِنَّ الخَطبَ كَلامٌ مُتَّصِلٌ ، وَهذا كَلامٌ مَنثُورٌ وَلا يُشبِهُ بَعضُهُ بَعضا . قالَ : أَفَشِعرٌ هُوَ ؟ قالَ : لا ، أَما إِنّي قَد سَمِعتُ أَشعارَ العَرَبِ بَسيطَها وَمَديدَها وَرَمَلَها وَرجَزَها ، وَما هُوَ بِشِعرٍ . قالَ : فَما هُوَ ؟ قالَ : دَعني أُفَكِّرُ فيهِ .

فَلَمّا كانَ مِنَ الغَدِ قالوا : يا أَبا عَبدِ شَمسٍ ، ما تَقولُ فيما قُلناهُ ؟ قالَ : قولوا : هُوَ سِحرٌ ؛ فَإِنَّهُ آخِذٌ بِقُلوبِ النّاسِ . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ عَلى رَسولِهِ في ذلِكَ : «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ وَحِيدًا » وَإِنَّما سُمِّيَ وَحيدا لِأَنَّهُ قالَ لِقُرَيشٍ : أَما أَتَوَحَّدُ بِكِسوَةِ البَيتِ سَنَةً وَعَلَيكُم في جَماعَتِكُم سَنَةً ، وَكانَ لَهُ مالٌ كَثيرٌ وَحَدائِقُ ، وَكانَ لَهُ عَشرُ بَنينَ بِمَكَّةَ ، وَكانَ لَهُ عَشرُ عَبيدٍ ، عِندَ كُلِّ عَبدٍ أَلفَ دينارٍ يَتَّجِرُ بِها ، وَتِلكَ القِنطارُ في ذلِكَ الزَّمانِ ، وَيُقالُ : إِنَّ القِنطارَ جِلدُ ثَورٍ مَملوءٌ ذَهَبا ، فَأَنزَلَ اللّه‌ُ : «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ» إِلى قَولِهِ : «صَعُودًا » قالَ : جَبَلٌ يُسَمّى صَعودا «ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ » قالَ : عَبَسَ وَجهَهُ وَبَسَرَ (3)، قالَ : أَلقى شِدقَهُ «ثُمَّ أَدبَرَ وَ استَكبَرَ * فَقَالَ إِن هَـذَا إلَّا سِحرٌ يُؤثَرُ * إِن هَـذَا

إلَّا قَولُ البَشَرِ » (4)إِلى قَولِهِ : «مَا سَقَرُ » وادٍ في النّارِ . (5).


1) .. المدّثّر : ۸ ـ ۱۱ .

2) .. فصّلت : ۱۳ .

3) .. بَسَرَ : أي أظهرَ العُبوسَ قبل أوانِه وفي غير وقته (مفردات ألفاظ القرآن : ص ۱۲۲ «بسر») .

4) .. المدّثّر : ۲۳ ـ ۲۷ .

5) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۳۹۳ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۱ ص ۵۲ نحوه نقلاً عن السدّي ، بحار الأنوار : ج ۹ ص ۲۴۴ ح ۱۴۸ .

۶۰۵۶.عنه عليه السلام : تفسير القمّى ـ در باره آيه شريف : «آن گاه كه در صور دميده شود» تا آيه «مرا با آن كه [او را ]تنها آفريدم ، وا گذار» ـ : اين آيات در باره وليد بن مغيره نازل شد . او پيرى سال‌خورده و پخته و يكى از خردمندان عرب و از جمله كسانى بود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مسخره مى‌كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حِجر [اسماعيل ]مى‌نشست و قرآن مى‌خواند . قريش نزد وليد بن مغيره جمع شدند و گفتند : اى ابو عبد شمس! اين چيزهايى كه محمّد مى‌گويد ، چيست؟ آيا شعر است يا پيشگويى يا خطابه؟

وليد گفت : اجازه بدهيد كه سخن را بشنوم . پس ، نزديك پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت : اى محمّد ! از شعرهايت برايم بخوان .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين شعر نيست ؛ بلكه كلام خداست كه آن را براى فرشتگان و فرستادگانش پسنديده است» .

وليد گفت : چيزى از آن را برايم تلاوت كن . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شروع به قرائت «حم سجده» براى او كرد . چون به اين آيه رسيد : « [اى محمّد !]پس اگر روى گرداندند»

يعنى قريش « [به ايشان] بگو كه شما را از صاعقه‌اى چون صاعقه[ى وارد آمده بر قوم ]عاد و ثمود ، هشدار مى‌دهم» ، لرزه بر اندام وليد افتاد و موهاى سر و ريشش سيخ شد ، و يك‌راست به طرف خانه‌اش رفت و نزد قريش بر نگشت .

قريش پيش ابو جهل رفتند و گفتند : اى ابو حكم! ابو عبد شمس به دين محمّد گرويده است . مگر نديدى كه به سوى ما باز نگشت؟ بامداد ، ابو جهل نزد وليد رفت و گفت : عمو جان! تو ما را سرافكنده و رسوا كردى و دشمنانمان را خوش‌حال نمودى و به دين محمّد گرويدى .

وليد گفت : من به دين او نگرويده‌ام ؛ امّا از او كلام بلند عجيبى شنيدم كه از شنيدن آن مو بر بدن ، راست مى‌شود!

ابو جهل گفت : آيا آن ، خطابه است ؟

گفت : نه ، خطابه ، گفتارى پيوسته است ، در حالى كه اين ، گفتارى گسسته است و اجزاى آن به هم شباهت ندارند .

ابو جهل گفت : پس شعر است؟

وليد گفت : نه ، من اشعار عرب را از بسيط و مديد و رمل و رجز ، شنيده‌ام . سخن او شعر هم نيست .

گفت : پس چيست؟

وليد گفت : بگذار در باره‌اش بينديشم .

فردا كه شد ، گفتند : اى ابو عبد شمس ! در باره آنچه گفتيم ، چه مى‌گويى؟

گفت : بگوييد : جادوست ؛ زيرا گفتار او دل‌هاى مردم را مسحور مى‌كند .

پس خداوند در اين باره بر پيامبرش چنين نازل كرد : «مرا با آن كه [او را] تنها آفريده‌ام ، وا گذار» . از اين جهت ، او را تنها مى‌ناميدند كه به قريش گفت : يك سال ، من به تنهايى بر خانه كعبه جامه مى‌پوشانم و يك سال شما با هم، چنين كنيد. او ثروت و باغ‌هاى بسيار داشت. ده پسر در مكّه ، و ده غلام داشت كه به هر غلامى هزار دينار داده بود تا با آن تجارت كند ، و اين مبلغ ، قنطارِ آن زمان بود ـ به قولى ، قنطار ، عبارت بوده از يك پوست گاو پر از طلا .

پس خداوند ، اين آيات را فرو فرستاد : «مرا با آن كه [او را] تنها آفريدم ، وا گذار» تا «صَعُودًا» و آن نام كوهى است ، «آن گاه نظر كرد ، سپس رو ترش نمود و چهره در هم كشيد . آن گاه پشت گردانيد و تكبّر ورزيد و گفت : اين [قرآن] جز سِحرى كه [به برخى]

آموخته‌اند ، نيست . اين [چيزى ]غير از سخن بشر نيست» تا «چيست سَقَر ؟» ، سَقَر ، درّه‌اى است در جهنّم . .

. .

. .

۱۳ / ۱۱العاصُ بنُ وائلِ بنِ هِشامٍ۶۰۵۳.امام صادق عليه السلام : الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «أَفَرَءَيتَ الَّذِى كَفَرَ بِئَايَـتِنَا وَ قَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَ وَلَدًا» (1)ـ : وذلِكَ أَنَّ العاصَ بنَ وائِلِ بنِ هِشامٍ القُرَشِيَّ ثُمَّ السَّهمِيَّ وَهُوَ أَحَدُ المُستَهزِئينَ ، وَكانَ لِخَبّابِ بنِ الأَرَتِّ عَلَى العاصِ بنِ وائِلٍ حَقٌّ فَأَتاهُ يَتَقاضاهُ ، فَقالَ لَهُ العاصُ : أَلَستُم تَزعُمونَ أَنَّ فِي الجَنَّةِ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَالحَريرَ؟ قالَ : بَلى ، قالَ : فَمَوعِدُ ما بَيني وَبَينَكَ الجَنَّةُ ، فَوَاللّه‌ِ لَأُوتَيَنَّ فيها خَيرا مِمّا أُوتيتُ فِي الدُّنيا «كَلَّا سَيَكفُرُونَ بِعِبَادَتِهِم وَ يَكونونَ عَلَيهِم ضِدًّا » (2)الضِّدُّ القَرينُ الَّذي يَقتَرِنُ بِهِ . (3)۶۰۵۲.امام باقر عليه السلام : مجمع البيان عن ابن عبّاس ـ في سورَةِ الكَوثَرِ ـ : نَزَلَتِ السّورَةُ فِي العاصِ بنِ وائِلٍ السَّهمِيِّ ، وذلِكَ أنَّهُ رَأى رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَخرُجُ مِنَ المَسجِدِ ، فَالتَقَيا عِندَ بابِ بَني سَهمٍ وَتَحَدَّثا ، وَأُناسٌ مِن صَناديدِ قُرَيشٍ جُلوسٌ فِي المَسجِدِ ، فَلَمّا دَخَلَ العاصُ قالوا : مَنِ الَّذي كُنتَ تَتَحَدَّثُ مَعَهُ ؟ قالَ : ذلِكَ الأَبتَرُ !

وَكانَ قَد تُوُفِّيَ قَبلَ ذلِكَ عَبدُ اللّه‌ِ ابنُ رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَهُوَ مِن خَديجَةَ ، وَكانوا يُسَمّونَ مَن لَيسَ لَهُ ابنٌ أبتَرَ ، فَسَمَّتهُ قُرَيشٌ عِندَ مَوتِ ابنِهِ أَبتَرَ وَصُنبورا . (4).


1) .. مريم : ۷۷ .

2) .. مريم : ۸۲ .

3) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۵۴ عن أبي الجارود .

4) .. مجمع البيان : ج ۱۰ ص ۸۳۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۷ ص ۲۰۳ ؛ أسباب النزول : ص ۴۹۴ ح ۸۷۲ ، تفسير الثعلبي : ج ۱۰ ص ۳۰۷ .

۱۳ / ۱۱ عاص بن وائل بن هشام

۱۳ / ۱۱عاص بن وائل بن هشام (1)۶۰۵۴.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ لَمّا سُئِلَ عَنِ القَضاءِ وَالقَدَرِ ـ ) امام باقر عليه السلام ـ در باره آيه شريف : «آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كفر ورزيد و گفت : قطعا به من مال و فرزند بسيار داده خواهد شد» ـ : عاص بن وائل بن هشام قرشى سهمى ، يكى از مسخره كنندگان [پيامبر صلى الله عليه و آله ] بود . خبّاب بن اَرَت از عاص بن وائل ، طلبى داشت . نزد او رفت و آن را از او مطالبه نمود . عاص به او گفت : آيا شما نمى‌گوييد كه در بهشت ، طلا و نقره و حرير است ؟

خبّاب گفت : چرا .

عاص گفت : پس وعده من و تو ، در بهشت ؛ زيرا ـ به خدا سوگند ـ در آن جا به من بهتر از اموالى كه در دنيا داده شده‌ام ، داده خواهد شد . «هرگز ! به زودى [آن معبودان ]عبادت ايشان را انكار مى‌كنند و ضدّ آنان مى‌گردند» ، «ضدّ» يعنى چيزى كه با شخص ، قرين و همنشين مى‌شود .۶۰۵۳.الإمام الصادق عليه السلام : مجمع البيان ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره سوره كوثر ـ : اين سوره در باره عاص بن وائل سهمى نازل شد و علّتش آن بود كه وى ديد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مسجد [الحرام ]خارج مى‌شود . جلوى باب بنى سهم به هم رسيدند و به گفتگو پرداختند . عدّه‌اى از بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند . چون عاص وارد مسجد شد ، به او گفتند : با كه سخن مى‌گفتى؟ گفت : با آن اَبتر . (2)پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خديجه پسرى داشت به نام عبداللّه كه قبلاً از دنيا رفته بود ، و آنها به كسى كه پسر نداشت ، «ابتر» مى‌گفتند . از اين رو ، زمانى كه عبد اللّه در گذشت، قريش نام اَبتر يا صُنبور (3)بر پيامبر صلى الله عليه و آله گذاشتند .

.


1) .عاص بن وائل بن هاشم سهمى، از طايفه قريش و يكى از سردمداران در دوران جاهليت و نديم هشام بن مغيره بود . او اسلام را درك كرد ؛ ولى اسلام نياورد و از تمسخركنندگان آن بود و از زنديق‌هايى به شمار مى‌رود كه كافر دوگانه‌پرست مُردند .

2) .. بى دنباله ؛ اجاقْ كور .

3) .. صُنبور : اَبتر ؛ مردى كه نه فرزندى دارد و نه برادرى ، به طورى كه با مردن او نامش از بين مى‌رود ؛ فرد ضعيف و خوار و بى‌كس و بى‌فرزند و بى‌ياور (لسان العرب مادّه «صنبر») .

۶۰۵۲.الإمام الباقر عليه السلام : تفسير ابن كثير عن ابن عبّاس : إِنَّ العاصَ بنَ وائِلٍ أَخَذَ عَظما مِنَ البَطحاءِ فَفَتَّهُ بِيَدِهِ ، ثُمَّ قالَ لِرَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : أَيُحيي اللّه‌ُ تَعالى هذا بَعدَ ما أَرى ؟

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : نَعَم يُميتُكَ اللّه‌ُ ، ثُمَّ يُحييكَ ، ثُمَّ يُدخِلُكَ جَهَنَّمَ . (1)۱۳ / ۱۲جَدُّ بنُ قَيسٍ۶۰۳۳.الكافى ( ـ به نقل از مُعلَّى بن محمّد ـ ) تاريخ الطّبريّ عن الزّهريّ : كانَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قَلَّما يَخرُجُ في غَزوَةٍ إلّا كَنّى عَنها وَ أَخبَرَ أَنَّهُ يُريدُ غَيرَ الّذي يَصمُدُ لَهُ ، إلَّا ما كانَ مِن غَزوَةِ تَبُوكٍ فَإِنَّهُ بَيَّنَها لِلنّاسِ ؛ لِبُعدِ الشُّقَّةِ وَشِدَّةِ الزَّمانِ ، وَكَثرَةِ العَدُوِّ الَّذي يَصمُدُ لَهُ ، لِيَتَأَهَّبَ النّاسُ لِذلِكَ اُهبَتَهُ ، وأَمَرَ النّاسَ بِالجِهازِ ، وأَخبَرَهُم اَنَّهُ يُريدُ الرّومَ . فَتَجَهَّزَ النّاسُ عَلى ما في أَنفُسِهِم مِنَ الكُرهِ لِذلِكَ الوَجهِ لِما فيهِ ، مَعَ ما عَظَّموا مِن ذِكرِ الرّومِ وَغَزوِهِم .

فَقالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ وَهُوَ في جِهازِهِ ذلِكَ لِلجَدِّ بنِ قَيسٍ أَخي بَني سَلَمَةَ : هَل لَكَ يا جَدُّ العامَ في جِلادِ بَني الأَصفَرِ ؟ فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أَوَ تَأذَنُ لي وَلا تَفتِنّي ، فَوَ اللّه‌ِ لَقَد عَرَفَ قَومي ما رَجُلٌ أَشَدَّ عَجَبا بِالنِّساءِ مِنّي ، وَإِنّي أَخشى إِن رَأَيتُ نِساءَ بَنِي الأَصفَرِ أَلّا أَصبِرَ عَنهُنَّ . فَأَعرَضَ عَنهُ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَقالَ : قَد أَذِنتُ لَكَ .

فَفِي الجَدِّ بنِ قَيسٍ نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ : «وَمِنهُم مَّن يَقُولُ ائذَن لِّى وَلَا تَفتِنِّى ... » الآيَةَ . أَي إِن كانَ إِنَّما يَخشى الفِتنَةَ مِن نِساءِ بَني الأَصفَرِ ـ وَلَيسَ ذلِكَ بِهِ ـ فَما سَقَطَ فيهِ مِنَ الفِتنَةِ بِتَخَلُّفِهِ عَن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَالرَّغبَةِ بِنَفسِهِ عَن نَفسِهِ أَعظَمُ ، وإِنَّ جَهَنَّمَ لَمِن وَرائِهِ .

وَقالَ قائِلٌ مِنَ المُنافِقينَ لِبَعضٍ : لا تَنفِرُوا فِي الحَرِّ ؛ زَهادَةً فِي الجِهادِ، وَشَكّا في الحَقِّ ، وَإِرجافا (2)بِالرَّسولِ . فَأَنزَلَ اللّه‌ُ ـ تَبارَكَ وَتَعالى ـ فيهِم : «وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِى الحَرِّ قُل‌نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّو كَانُوا يَفقَهُونَ» إِلى قَولِهِ «جَزَاءَ بِمَا كَانُوا يَكسِبُونَ » . (3)

ثُمَّ إِنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله جَدَّ في سَفَرِهِ ، فَأَمَرَ النّاسَ بِالجِهازِ وَالاِنكِماشِ ، وَحَضَّ أَهلَ الغِنى عَلَى النَّفَقَةِ وَالحَملانِ في سَبيلِ اللّه‌ِ وَرَغَّبَهُم في ذلِكَ ، فَحَمَلَ رِجالٌ مِن أَهلِ الغِنى فَاحتَسَبوا . (4).


1) .. تفسير ابن كثير : ج ۶ ص ۵۸۰ ، زاد المسير : ج ۶ ص ۲۸۳ ، تفسير ابن أبي حاتم : ج ۱۰ ص ۳۲۰۲ ح ۱۸۱۲۰ .

2) .. أرجَفَ القَومُ : إذا خاضوا في الأخبار السيِّئَةِ والفِتن (لسان العرب : ج ۹ ص ۱۱۳ «رجف») .

3) .. التوبة : ۸۱ و ۸۲ .

4) .. تاريخ الطّبري : ج ۳ ص ۱۰۱ ، السّيرة النبويّة لابن هشام : ج ۴ ص ۱۵۹ ، تاريخ الإسلام للذّهبي : ج ۲ ص ۶۲۷ ، تاريخ دمشق : ج ۲ ص ۳۲ ، البداية والنّهاية : ج ۵ ص ۳ كلّها نحوه .

۱۳ / ۱۲ جَدّ بن قيس

۶۰۳۲.امام كاظم عليه السلام : تفسير ابن كثير ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : عاص بن وائل ، تكّه استخوانى از بَطحا برداشت و آن را با دستش نرم كرد . آن گاه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت : آيا خداوند ، اين [استخوان نرم شده‌اى] را كه مى‌بينم ، زنده مى‌گرداند؟

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى ، خداوند ، تو را مى‌ميراند و سپس زنده‌ات مى‌كند و آن گاه تو را به جهنّم مى‌برد» .۱۳ / ۱۲جَدّ بن قيس (1)۶۰۳۳.الكافي عن معلّى بن محمّد : تاريخ الطبرى ـ به نقل از زُهْرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر گاه براى جنگى خارج مى‌شد ، مقصد را معلوم نمى‌كرد ؛ بلكه [توريه مى‌كرد و] جايى جز آنچه را در نظر داشت ، نام مى‌برد ، مگر در جنگ تبوك كه به دليل دورى راه و دشوارى موقعيت و فراوانى دشمنى كه آهنگ آن را داشت ، آشكارا مقصد را براى مردم گفت تا خود را براى آن آماده سازند . به مردم دستور داد مجهّز شوند و آنان را آگاه كرد كه آهنگ روم دارد .

مردم با آن كه رفتن بِدان سوى را ناخوش مى‌داشتند ـ زيرا رويارويى و جنگ با روميان را سخت مى‌ديدند ـ ساز و برگ جنگ بر گرفتند و آماده شدند .

يك روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه خود را براى جنگ آماده مى‌كرد ، به جدّ بن قيس سلمى فرمود : «اى جد ! آيا امسال به جنگ بنى اصفر (روميان) مى‌آيى؟» .

جد گفت : اى پيامبر خدا ! اجازه دهيد كه نيايم ، و مرا به فتنه ميندازيد ؛ زيرا ـ به خدا سوگند ـ قوم من مى‌دانند كه هيچ مردى به اندازه من ، دل‌بسته زنان نيست و مى‌ترسم اگر چشمم به زنان بنى اصفر بيفتد ، در برابرشان تاب نياورم .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از او روى بر گردانيد و فرمود : «اجازه دادم !» .

پس اين آيه در باره جدّ بن قيس نازل شد : «و از ايشان كسى است كه گويد : به من اجازه بده و مرا به فتنه و گناه مينداز ...» يعنى اگر او از گرفتار آمدن به زنان بنى اصفر مى‌ترسيد ـ كه در واقع چنين نبود [و فقط بهانه‌اى براى فرار از جنگ بود] ـ ، بر اثر نافرمانى‌اش از پيامبر

خدا صلى الله عليه و آله و ترجيح دادن خود بر ايشان ، در گرفتارى و فتنه‌اى بزرگ‌تر افتاد كه همان دوزخِ فراروىِ او بود . يكى از منافقان نيز به عدّه‌اى گفت : «در اين گرما حركت نكنيد» ؛ چرا كه او به جهاد ، بى‌رغبت بود و در حق شك داشت و مى‌خواست ضدّ پيامبر تحريك كند . پس خداوند ـ تبارك و تعالى ـ اين آيه را در باره آنان فرو فرستاد : «و گفتند : در اين گرما حركت نكنيد . بگو : گرماى آتش دوزخ ، سخت‌تر است ، اگر مى‌فهميدند» تا «به سزاى اعمالى كه انجام مى‌دادند» .

با همه اين احوال ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در كار سفر ، كوشا بود و به مردم فرمان داد كه آماده و مهيّا شوند و توانگران را به انفاق كردن و گزاردن مركب در اختيار مجاهدان راه خدا ترغيب و تشويق نمود . پس گروهى از توانگران به قصد ثواب الهى چنين كردند .

.


1) .ابو عبد اللّه جدّ بن قيس بن صخر بن خنساء بن سنان بن عبيد بن غنم بن كعب بن سلمه انصارى، سالار بنى سلمه و شخصى منافق بود . او از شركت در جنگ تبوك سر باز زد و در دوره خلافت عثمان مُرد.

۶۲۰۷.الإمام الصادق عليه السلام : تفسير الطّبريّ عن ابن عبّاس ـ في قَولِهِ تَعالى : «سَيَحلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُم إِذَا انقَلَبتُم إِلَيهِم لِتُعرِضُوا عَنهُم فَأَعرِضُوا عَنهُم إِنَّهُم رِجسٌ وَ مَأوَاهُم جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَكسِبُونَ » (1)ـ : وَ ذلِكَ أَنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله قيلَ لَهُ : أَلا تَغزو بَني الأَصفَرِ ، لَعَلَّكَ أَن تُصيبَ بِنتَ عَظيمِ الرّومِ فَإِنَّهُم حِسانٌ !

فَقالَ رَجُلانِ : قَد عَلِمتَ يا رَسولَ اللّه‌ِ أَنَّ النِّساءَ فِتنَةٌ فَلا تَفتِنّا بِهِنَّ ، فَائذَن لَنا ، فَأَذِنَ لَهُما . فَلَمَّا اِنطَلَقا قالَ أَحَدُهُما : إِن هُوَ إلَّا شَحمَةٌ لِأَوَّلِ آكِلٍ !

فَسارَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَلَم يَنزِل عَلَيهِ في ذلِكَ شَيءٌ ، فَلَمّا كانَ بِبَعضِ الطَّريقِ نَزَلَ عَلَيهِ وَهُوَ عَلى بَعضِ المِياهِ : «لَو كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَت عَلَيهِمُ الشُّقَّةُ » (2)، وَنَزَلَ عَلَيهِ : «عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُم » ، وَنَزَلَ عَلَيهِ :

«لَا يَستَئنُكَ الَّذِينَ يُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الأَْخِرِ » ، وَنَزَلَ عَلَيهِ : «إِنَّهُم رِجسٌ وَ مَأوَاهُم جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَكسِبُونَ » . (3).


1) .. التوبة : ۹۵ .

2) .. التوبة : ۴۲ .

3) .. تفسير الطبري : ج ۷ الجزء ۱۱ ص ۲ ، الدّر المنثور : ج ۴ ص ۲۱۰ .

۶۲۰۶.الكافي عن أبي حمزة الثمالي : تفسير الطبرى ـ به نقل از ابن عبّاس ، در باره آيه شريف : «وقتى به سوى آنان باز گشتيد ، براى شما به خدا سوگند خواهند خورد تا از ايشان صرف نظر كنيد ... به كيفر كردارى كه مى‌كردند» ـ : داستانش چنين است كه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفته شد : چرا به جنگ بنى اصفر (روميان) نمى‌روى ؟ شايد به دختر پادشاه روم دست يابى كه آنان مردمانى خوب‌رويند ؟

دو نفر گفتند : اى پيامبر خدا ! شما مى‌دانى كه زنان ، مايه فتنه‌اند . پس ما را به آنان گرفتار مساز .

پس ، پيامبر صلى الله عليه و آله به آن دو ، اجازه داد [كه در جنگ با روميان شركت نكنند] . چون رفتند ، يكى از آن دو نفر گفت : او لقمه چربى است براى اوّلين خورنده !

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ره‌سپار جنگ شد و در اين باره چيزى بر او نازل نگشت ؛ امّا چون پاره‌اى از راه را پيمود و در آبگاهى فرود آمد ، اين آيات بر او نازل شد : «اگر غنيمتى در دسترس و سفرى كوتاه بود ، قطعا از پىِ تو مى‌آمدند ؛ ولى آن راه پر مشقّت بر آنان دور مى‌نمايد» .

همچنين بر ايشان اين آيات نازل شد :

«خدا از تو در گذرد . چرا به آنان اجازه دادى ؟» ، «كسانى كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارند ، از تو اجازه نمى‌خواهند» و «آنان پليدند و به سزاى كردارى كه مى‌كردند ، جايگاهشان دوزخ خواهد بود» . .

۱۳ / ۱۳عَبدُ اللّه‌ِ بنُ اُبَيٍّ۶۲۰۳.امام على عليه السلام ( ـ از سخنانش در روز صفّين ـ ) تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى : «استَغفِر لَهُم أَو لَا تَستَغفِر لَهُم إِن تَستَغفِر لَهُم سَبعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم» ـ : قالَ عَلِيُّ بنُ إِبراهيمَ : إِنَّها نَزَلَت لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله إِلَى المَدينَةِ وَمَرِضَ عَبدُ اللّه‌ِ بنُ أُبَيٍّ ، وَكانَ ابنُهُ عَبدُ اللّه‌ِ بنُ عَبدِ اللّه‌ِ مُؤمِناً ، فَجاءَ إِلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وأَبوهُ يَجودُ بِنَفسِهِ ، فَقالَ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، بِأَبي أَنتَ وَأُمّي إِنَّكَ إِن لَم تَأتِ أَبي كانَ ذلِك عارا عَلَينا . فَدَخَلَ إِلَيهِ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَالمُنافِقونَ عِندَهُ ، فَقالَ ابنُهُ عَبدُ اللّه‌ِ بنُ عَبدِ اللّه‌ِ : يا رَسُولَ اللّه‌ِ ، اِستَغفِرِ اللّه‌َ لَهُ ، فَاستَغفَرَ لَهُ ، فَقالَ الثّاني : أَلَم يَنهَكَ اللّه‌ُ يا رَسُولَ اللّه‌ِ أَن تُصَلِّيَ عَلَيهِم أَو تَستَغفِرَ لَهُم ؟

فَأَعرَضَ عَنهُ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، فَأَعادَ عَلَيهِ ، فَقالَ لَهُ : وَيلَكَ ! إِنّي خُيِّرتُ فَاختَرتُ ، إِنَّ اللّه‌َ يَقُولُ : «استَغفِر لَهُم أَو لَا تَستَغفِر لَهُم إِن تَستَغفِر لَهُم سَبعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم» . (1)

فَلَمّا ماتَ عَبدُ اللّه‌ِ ، جاءَ ابنُهُ إِلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : بِأَبي أَنتَ وأُمّي يا رَسولَ اللّه‌ِ ، إِن رَأَيتَ أَن تَحضُرَ جَنازَتَهُ . فَحَضَرَهُ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله وَقامَ عَلى قَبرِهِ ، فَقالَ لَهُ الثّاني : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، أَلَم يَنهَكَ اللّه‌ُ أَن تُصَلِّيَ عَلى أَحَدٍ مِنهُم ماتَ أَبدا وَأَن تَقومَ عَلى قَبرِهِ ؟ فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله : وَيلَكَ ! وَهَل تَدري ما قُلتُ ؟ إِنَّما قُلتُ : اللّهُمَّ احشُ

قَبرَهُ نارا ، وَجَوفَهُ نارا ، وَأَصلِهِ النّارَ . فَبَدا مِن رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ما لَم يَكُن يُحِبُّ . (2).


1) .. التوبة : ۸۰ .

2) .. تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳۰۲ ، عوالي اللآلي : ج ۲ ص ۵۹ ح ۱۵۸ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۹۶ ح ۴۹ .

۱۳ / ۱۳ عبد اللّه بن اُبَى

۱۳ / ۱۳عبد اللّه بن اُبَى (1)۶۲۰۴.نهج السعادة عن الإمام عليّ عليه السلام ( ـ فِي الإِخبارِ عَمّا يَقَعُ بَعدَهُ ـ ) تفسير القمّى ـ در باره آيه شريف : «برايشان آمرزش بخواهى يا آمرزش نخواهى ، اگر هفتاد بار هم برايشان آمرزش بخواهى ، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزيد» ـ : على بن ابراهيم مى‌گويد : اين آيه هنگامى نازل شد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مدينه باز گشت و عبد اللّه بن اُبَى [منافق] بيمار شد . فرزند او عبد اللّه بن عبد اللّه كه فردى مؤمن بود ، چون پدرش را در حال جان دادن ديد ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم به فدايت ! اگر به بالين پدرم نياييد ، اين براى ما يك ننگ خواهد بود .

پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نزد عبد اللّه بن اُبَى رفت . منافقان نيز آن جا بودند . فرزندش عبد اللّه بن عبد اللّه گفت : اى پيامبر خدا ! برايش از خدا طلب مغفرت كنيد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايش مغفرت طلبيد . [خليفه] دوم گفت : اى پيامبر خدا ! مگر خداوند ، شما را از نماز خواندن بر آنان (منافقان) يا طلب مغفرت برايشان نهى نكرده است؟

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رويش را از او بر گرداند . او گفته‌اش را تكرار كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «واى بر تو ! من مخيّر شده‌ام و انتخاب كردم . خداوند مى‌فرمايد : «برايشان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى ، اگر هفتاد بار هم برايشان آمرزش بخواهى ، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزيد» .

چون عبد اللّه مُرد ، فرزندش باز نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا ! اگر صلاح بدانيد ، بر جنازه او حاضر شويد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حاضر شد و كنار قبرش ايستاد . [خليفه] دوم باز گفت : اى پيامبر خدا ! مگر خدا شما را نهى‌نكرده است‌كه هر گاه يكى‌از آنها مرد، بر او نمازنخوانى و كنار قبرش نايستى؟

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «واى بر تو! آيا مى‌دانى من چه گفتم؟ گفتم : خدايا ! قبر او را و

شكمش را آكنده از آتش گردان و او را در آتش افكن» . بنا بر اين ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كارى سر زد كه دوست نداشت .

.


1) .عبد اللّه بن اُبَى بن سلول، پدرش اُبى بن مالك بن حارث بن عبيد بن مالك بن سالم بن غنم بن عمرو بن خزرج و مادرش سلول دختر حارث خزاعى است ؛ ولى عبد اللّه به نام مادرش شناخته شده است. عبد اللّه از اشراف خزرج و سركرده منافقان بود كه گفت: «لَـلـءِن رَّجَعْنَآ إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ؛ اگر به مدينه باز گرديم، قطعاً عزيزترها، ذليل‌ترها را از آن شهر بيرون مى‌كنند»(المنافقون : آيه ۸) .

۱۳ / ۱۴الوَليدُ بنُ عُقبَةَ۶۲۰۱.الإمام الصادق عليه السلام : تفسير الطّبريّ عن عطاء بن يسار ـ في قَولِهِ تَعالى : «أَفَمَن كَانَ مُؤمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَا يَستَوُنَ * أَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فَلَهُمْ جَنَّـتُ الْمَأْوَى نُزُلَا بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ * وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا أُعِيدُواْ فِيهَا وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُواْ عَذَابَ النَّارِ الَّذِى كُنتُم بِهِى تُكَذِّبُونَ » (1)ـ ص : نَزَلَت بِالمَدينَةِ في عَلِيِّ بنِ أَبي طالِبٍ وَالوَليدِ بنِ عُقبَةَ بنِ أَبي مُعَيطٍ . كانَ بَينَ الوَليدِ وَبَينَ عَلِيٍّ كَلامٌ، فَقالَ الوَليدُ بنُ عُقبَةَ : أَنا أَبسَطُ مِنكَ لِسانا، وَأَحَدُّ مِنك سِنانا، وَأَرَدُّ مِنكَ لِلكَتيبَةِ . فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : اُسكُت فَإِنّكَ فاسِقٌ !

فَأَنزَلَ اللّه‌ُ فيهِما : «أَفَمَن كَانَ مُؤمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَا يَستَوُنَ » إِلى قَولِهِ : «بِهِ تُكَذِّبُونَ » . (2)۱۳ / ۱۵طُعمَةُ بنُ أُبَيْرِقٍ۶۱۹۸.امام على عليه السلام ( ـ از سخنانش درباره كُندى كسانى كه او را يارى نكرد ) الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَضِيَّةِ بَشيرٍ الَّذي نَقَبَ عَلى عَمِّ قَتادَةَ بنِ النُّعمانِ طَعامَهُ وَسِلاحَهُ ـ : إِنَّ اُناسًا مِن رَهطِ بَشيرٍ الأَدنينَ قالوا : اِنطَلِقوا إِلى رَسولِ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله ، وَقالوا

نُكَلِّمُهُ في صاحِبِنا وَنُعذِرُهُ وَإِنَّ صاحِبَنا بَريءٌ ، فَلَمّا أَنزَلَ اللّه‌ُ : «يَستَخفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَستَخفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُم » إِلى قَولِهِ «وَكِيلاً » (3)فَأَقبَلَت رَهطُ بَشيرٍ فَقالوا : يا بَشيرُ استَغفِرِ اللّه‌َ وَتُب إلَيهِ مِنَ الذَّنبِ ، فَقالَ : وَالَّذي أَحلِفُ بِهِ ما سَرَقَها إلَّا لَبيدٌ فَنَزَلَت : «وَمَن يَكسِب خَطِيئةً أَو إِثمًا ثُمَّ يَرمِ بِهِ بَرِيئا فَقَدِ احتَمَلَ بُهتَـنًا وَإِثمًا مُّبِينًا » (4)ثُمَّ إِنَّ بَشيرا كَفَرَ وَلَحِقَ بِمَكَّةَ ، وَأَنزَلَ اللّه‌ُ في النَّفَرِ الَّذينَ أَعذَرُوا بَشيرا وَأَتَوا النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لِيُعذِرُوهُ قَولَهُ : «وَلَولَا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ وَرَحمَتُهُ لَهَمَّت طَّـائِفَةٌ مِّنهُم أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إلَّا أَنفُسَهُم وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَى‌ءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الكِتَـبَ وَالحِكمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَم تَكُن تَعلَمُ وَكَانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظِيمًا » (5)وَنَزَلَت في بَشيرٍ وَهُوَ بِمَكَّةَ : «وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الهُدَى وَيَتَّبِع غَيرَ سَبِيلِ المُؤمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَت مَصِيرًا » (6). (7).


1) .. السجدة : ۱۸ ـ ۲۰ .

2) .. تفسير الطّبري : ج ۱۱ الجزء ۲۱ ص ۱۰۷ ، تفسير القرطبي : ج ۱۴ ص ۱۰۵ ، تفسير الثعلبي : ج ۷ ص ۳۳۳ نحوه ؛ تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۷۰ عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام ، التبيان في تفسير القرآن : ج ۸ ص ۳۰۵ ، الجمل : ص ۲۱۷ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج ۳۵ ص ۳۳۷ ح ۲ .

3) .. النساء : ۱۰۸ و ۱۰۹ .

4) .. النساء : ۱۱۲ .

5) .. النساء : ۱۱۳ .

6) .. النساء : ۱۱۵ .

7) .. تفسير القمّي : ج ۱ ص ۱۵۲ عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۷۵ ح ۲۶ ؛ سنن التّرمذي : ج ۵ ص ۲۴۵ ح ۳۰۳۶ ، المعجم الكبير : ج ۱۹ ص ۱۱ ح ۱۵ ، تفسير الطّبري : ج ۴ الجزء ۵ ص ۲۶۶ ، تفسير ابن كثير : ج ۲ ص ۳۶۰ وكلّها عن قتادة بن النعمان من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه .

۱۳ / ۱۴ وليد بن عقبه
۱۳ / ۱۵ طعمة بن اُبيرق

۱۳ / ۱۴وليد بن عقبه۶۱۹۹.عنه عليه السلام : تفسير الطبرى ـ به نقل از عطاء بن يسار ، در باره آيه شريف : «آيا كسى كه مؤمن است ، همانند كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند . امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند ، به پاداش آنچه انجام مى‌دادند ، در باغ‌هايى كه در آنها جايگزين مى‌شوند ، پذيرايى مى‌گردند ، و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‌اند ، جايگاهشان آتش است . هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند ، در آن ، باز گردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود : بچشيد عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌شمرديد» ـ : اين آيات در مدينه و در باره على بن ابى طالب عليه السلام و وليد بن عقبة بن ابى معيط ، نازل شده است [ماجرا بدين شرح است كه] ميان وليد و على ، سخنى در گرفت . وليد بن عقبه گفت : من از تو زبان‌آورتر و جنگاورتر و لشكرشكن‌ترم . على عليه السلام گفت : خاموش! كه تو نافرمانى . پس ، خداوند ، در باره آن دو ، اين آيات را فرو فرستاد : «آيا كسى كه مؤمن است ، همانند كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند تا دروغش مى‌شمرديد» .۱۳ / ۱۵طعمة بن اُبيرق۶۱۹۶.الإرشاد : امام باقر عليه السلام ـ در ماجراى بشير كه به خانه عموى قَتادة بن نعمان دستبرد زد و خوراك و سلاح او را دزديد ـ : عدّه‌اى از نزديكان طايفه بشير گفتند : نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برويم و در باره اين ۱ . وليد بن عقبة بن ابى معيط ابان بن ابى ذكوان بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف اموى ، برادر مادرى عثمان بن عفّان است . مادر اين دو، اروى دختر كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس است . كريز ، كسى بود كه بر مسلمانان بسيار سخت مى‌گرفت و به پيامبر صلى الله عليه و آله آزار مى‌رساند. او در جنگ بدر ، اسير و با فديه آزاد شد .

وليد و برادرش عماره در فتح مكّه مسلمان شدند. وليد، از آن پس ، تحت حمايت عثمان بزرگ شد و در زمان خلافت عثمان ، با بركنارى سعد بن ابى وقّاص، به فرماندارى كوفه رسيد . با كشته شدن عثمان ، وليد به دنبال فتنه‌اى ، از فرماندارى بركنار شد و پس از آن ، ديگر نه با امام على عليه السلام و نه با غير او همراه نشد ؛ امّا معاويه را در جنگش با على عليه السلام ، با نگارش نامه و سرودن شعر ، به جنگ تشويق مى‌كرد. وليد در دوران خلافت معاويه مُرد .

۲ . طعمة بن اُبيرق ـ كه نام ديگرش بشير است ـ ، از منافقان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بود و در هجو ياران پيامبر شعر مى‌سرود . او مردى فقير و نادار بود و زره رفاعة بن زيد را ربود كه در سرزنش او آيه‌هايى از قرآن، نازل شد و پس از آن ، مرتد شد و قصّه او در كتاب‌هاى تفسير و تاريخ ، مشهور است .

خويشاوند خود ، با ايشان صحبت كنيم و برايش تقاضاى بخشش كنيم ؛ زيرا او بى‌گناه است . امّا چون خداوند ، آيه : «[كار نارواى خود را] از مردم پنهان مى‌دارند ؛ ولى نمى توانند از خدا پنهان دارند ، كه او با آنان است»تا «حمايتگر» را نازل نمود ، طايفه بشير نزد او رفتند و گفتند : اى بشير! از خدا طلب مغفرت نماى و از گناهت توبه كن .

بشير گفت : سوگند به آن كه بدو سوگند مى‌خورم ، آنها را كسى جز لبيد ، ندزديده است .

پس ، اين آيه نازل شد : «و هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود ، سپس آن را به بى‌گناهى نسبت دهد ، قطعا بهتان و گناه آشكارى بر دوش كشيده است» .

بشير بعدها كافر شد و به مكّه رفت ، و خداوند در باره آن عدّه‌اى كه بشير را بى‌گناه مى‌دانستند و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند تا برايش تقاضاى بخشش كنند ، اين آيه را فرو فرستاد : «و اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود ، طايفه‌اى از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند ؛ ولى جز خودشان كسى را گم‌راه نمى‌سازند ، و هيچ گونه زيانى به تو نمى‌رسانند ، و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‌دانستى ، به تو آموخت ، و لطف خدا به تو ، همواره بزرگ است» ، و در باره بشير نيز كه در مكّه به سر مى‌برد ، اين آيه نازل شد : «و هر كس پس از آن كه راه هدايت بر او آشكار شد ، با پيامبر به مخالفت برخيزد و راهى غير راه مؤمنان در پيش گيرد ، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده ، وامى‌گذاريم و او را به دوزخ مى‌كشانيم ، و چه بازگشتگاه بدى است !» .

.

۱۳ / ۱۶عَمرُو بنُ العاصِ۶۱۹۶.الإرشاد : تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى : «يَومَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا» (1)ـ : قالَ رَسولُ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله لَمّا مَرَّ بِعَمرِو بنِ العاصِ وَعُقبَةَ بنِ أَبي مُعَيطٍ وَهُما في حائِطٍ يَشرَبانِ وَيُغَنِّيانِ بِهذا

البَيتِ في حَمزَةَ بنِ عَبدِ المُطَّلبِ حينَ قُتِلَ :

كَم مِن حَوارِيٍّ تَلوحُ عِظامُهُوَراءَ الحَربِ [عِند] أَن يُجَرَّ فَيُقبَرا

فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : «اللّهُمَّ العَنهُما وَاركُسهُما فِي الفِتنَةِ رَكساً ، وَدُعَّهُما فِي النّارِ دَعّا» . (2).


1) .. طور : ۱۳ .

2) .. تفسير القمّي : ج ۲ ص ۳۳۲ ، وقعة صفّين : ص ۲۱۹ ، المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۳۱۳ ح ۷۸۶ كلاهما عن أبي برزة الأسلمي ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۱۶۵ ح ۴۹۹ وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۷۶ ح ۱۴ ؛ سير أعلام النبلاء : ج ۳ ص ۱۳۲ عن أبي برزة نحوه .

۱۳ / ۱۶ عمرو بن عاص

۱۳ / ۱۶عمرو بن عاص۶۱۹۳.كتاب سليم بن قيس به نقل از سليم : تفسير القمّى ـ در باره آيه شريف : «روزى كه به سوى آتش دوزخ كشيده مى‌شوند ، چه كشيدنى» ـ : عمرو بن عاص و عقبة بن ابى معيط ، در باغى مشغول نوشيدن شراب بودند و ۱ . عمرو بن عاص بن وائل سهمى قريشى، مادرش نابغه دختر خزيمه است. وى در دوران جاهلى، از سرسخت‌ترين دشمنان اسلام بود و در صلح حديبيه اسلام آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله او را به فرماندهى سپاه ذات السلاسل گماشت و ابو بكر و عمر را به معاونت وى برگزيد . آن گاه او را به فرماندارى عمان انتخاب كرد.

عمرو، در دوران عمر، از فرماندهان سپاه در جهاد با شاميان بود . او قنسرين را فتح كرد و با مردم حلب و منبج و انطاكيه قرار مصالحه گذاشت. عمر ، او را والى فلسطين و سپس والى مصر كرد، و او آن را فتح نمود ؛ ولى بعدها عثمان او را بركنار كرد.

در فتنه ميان امام على عليه السلام و معاويه، او جانب معاويه را گرفت و معاويه او را در سال ۳۸ ق ، به استاندارى مصر برگزيد و خراج آن جا را به مدت شش سال به او واگذار نمود و بدين‌سان ، او اموال بى‌شمارى به دست آورد. عمرو سرانجام در قاهره مُرد.

اين بيت را در باره حمزة بن عبد المطلّب ـ كه به شهادت رسيده بود ـ ، به آواز مى‌خواندند :

اى بسا يارى كه استخوان‌هايش پيداستاز پس جنگ و هنوز به گور سپرده نشده است .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بار خدايا ! اين دو را در عذاب فرو افكن و سخت به سوى آتش بكشان» .

.

۶۱۹۲.الكافى ( ـ به نقل از سهل بن زياد ، از چند نفر ، در حديثى ك ) مسند ابن حنبل عن أبي غادية : قُتِلَ عَمّارُ بنُ ياسِرٍ ، فَأُخبِرَ عَمرُو بنُ العاصِ ، قالَ : سَمِعتُ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : «إِنَّ قاتِلَهُ وَسالِبَهُ فِي النّارِ» ، فَقيلَ لِعَمروٍ : فَإِنَّكَ هُوَ ذا تُقاتِلُهُ ! قالَ : إِنَّما قالَ : قاتِلُهُ وَسالِبُهُ . (1)۱۳ / ۱۷مُعاويَةُ بنُ حُدَيجٍ۶۱۹۱.التوحيد ( ـ به نقل از عبد اللّه بن سلام ـ ) المعجم الكبير عن عليّ بن أبي طلحة مولى بني اُميّة : حَجَّ مُعاوِيَةُ بنُ أَبي سُفيانَ وَحَجَّ مَعَهُ مُعاوِيَةُ بنُ حُدَيجٍ ، وكانَ مِن أَسَبِّ النّاسِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ، فَمَرَّ فِي المَدينَةِ في مَسجِدِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله وَالحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام جالِسٌ في نَفَرٍ مِن أَصحابِهِ ، فَقيلَ لَهُ : هذا مُعاوِيَةُ بنُ حُدَيجٍ السّابُ لِعَلِيٍّ عليه السلام . فَقالَ : عَلَيَّ بِالرَّجُلِ . فَأَتاهُ الرَّسولُ فَقالَ : أجِب . قالَ : مَن ؟ قالَ : الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام يَدعوكَ . فَأَتاهُ فَسَلَّمَ عَلَيهِ ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام : أَنتَ مُعاوِيَةُ بنُ حُدَيجٍ ؟ قالَ : نَعَم ، فَرَدَّ عَلَيهِ ثَلاثا ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ عليه السلام : السّابُّ لِعَلِيٍّ ،

فَكَأَنَّهُ استَحيى .

فَقالَ لَهُ الحَسَنُ عليه السلام : أَمَ وَاللّه‌ِ لَئِن وَرَدتَ عَلَيهِ الحَوضَ ـ وَما أَراكَ أَن تَرِدَهُ ـ لَتَجِدَنَّهُ مُشَمِّرَ الإِزارِ عَلى ساقٍ يَذودُ المُنافِقينَ ذَودَ غَريبَةِ الإِبِلِ ، قَولَ الصّادِقِ المُصدوق : «وَ قَد خَابَ مَنِ افتَرَى » . (2).


1) .. مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۳۱ ح ۱۷۷۹۱ ، الطّبقات الكبرى : ج ۳ ص ۲۶۱ ، أنساب الأشراف : ج ۳ ص ۱۰۱۹ ، الإصابة : ج ۷ ص ۲۵۹ الرقم ۱۰۳۷۱ ، سير أعلام النبلاء : ج ۱ ص ۴۲۵ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۵۳۱ ح ۳۷۳۸۳ .

2) .. المعجم الكبير : ج ۳ ص ۹۱ ح ۲۷۵۸ ، مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۱۷۵ ح ۷۳۸ ، سير أعلام النبلاء : ج ۳ ص ۳۹ الرقم ۱۰ ، تاريخ دمشق : ج ۵۹ ص ۲۷ .

۱۳ / ۱۷ معاوية بن حُدَيج

۶۱۹۰.امام صادق عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابو غاديه ـ : عمّار بن ياسر كشته شد . خبر به عمرو بن عاص دادند . گفت : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمود : «قاتل و غارتگر او ، در آتش است» .

كسى به عمرو گفت : تو خودت قاتل او هستى!

گفت : فرمود : «قاتل و غارتگر او !» .۱۳ / ۱۷معاوية بن حُدَيج (1)۶۱۸۹.الكافى ( ـ به نقل از ابو بصير ـ ) المعجم الكبير ـ به نقل از على بن ابى طلحه (وابسته بنى اميّه) ـ : سالى ، معاوية بن ابى سفيان به حج رفت و معاوية بن حديج نيز او را همراهى مى‌كرد . او از ناسزاگوترين مردمان به على عليه السلام بود . روزى در مدينه از مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت . حسن بن على عليه السلام با گروهى از يارانش نشسته بودند . به ايشان گفته شد : اين معاوية بن حديج است كه به على عليه السلام ناسزاگويى مى‌كند .

حسن عليه السلام فرمود : «او را نزد من بياوريد» . فرستاده امام حسن عليه السلام نزد معاويه بن حديج رفت و گفت : با تو كار دارد .

گفت : چه كسى؟

گفت : حسن بن على .

معاويه نزد حسن عليه السلام آمد و سلام كرد . حسن بن على عليه السلام به او فرمود : تو معاوية بن حديج هستى؟

گفت : بله ! و سه بار تكرار كرد .

حسن عليه السلام فرمود : «همان كه به على ناسزا مى‌گويد ؟» .

گويا او خجالت كشيد . حسن عليه السلام فرمود : «به خدا سوگند ، اگر كنار حوض [كوثر ]بر او وارد شوى ـ كه فكر نمى‌كنم وارد شوى ـ او را خواهى ديد كه پاچه‌هاى ازارش را بالا زده است و منافقان را دور مى‌كند ، چنان كه شتر غريبه را [از آب] دور مى‌كند . اين سخن آن راستگوىِ تأييد شده به راستگويى است : «و زيان كرد هر كه دروغ بست» » .

.


1) .معاوية بن حديج رحيل سكونى كندى، در مصر ، مردم را به خونخواهى عثمان فرا خواند و آنها را تشويق نمود و مصر را عليه محمّد بن ابى بكر شوراند و او را كشت. او به امام على عليه السلام دشنام مى‌داد.

۱۳ / ۱۸قاتل امير المؤمنين۷۶۱۸۹.الكافي عن أبي بصير : الإمام الرّضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام : إِنَّ رَسولَ اللّه‌ِ صلى الله عليه و آله خَطَبَنا ذاتَ يَومٍ فَقالَ : أَيُّها النّاسُ إِنَّهُ قَد أَقبَلَ إِلَيكُم شَهرُ اللّه‌ِ ... فَقُمتُ فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ما أَفضَلُ الأَعمالِ في هذا الشَّهرِ ؟ فَقالَ : يا أَبَا الحَسَنِ ، أَفضَلُ الأَعمالِ في هذا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّه‌ِ عز و جل ، ثُمَّ بَكى . فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ! ما يُبكيكَ ؟

فَقالَ : يا عَلِيُّ ، أبكي لِما يُستَحَلُّ مِنكَ في هذا الشَّهرِ ، كَأَنّي بِكَ وأَنتَ تُصَلّي لِرَبِّكَ وَقَد انبَعَثَ أَشقى الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ ، شَقيقُ عاقِرِ ناقَةِ ثَمودَ ، فَضَرَبَكَ ضَربَةً عَلى قَرنِكَ فَخَضَبَ مِنها لِحيَتَكَ .

قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّه‌ِ ، وذلِكَ في سَلامَةٍ مِن ديني ؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله : في سَلامَةٍ مِن دينِكَ . ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُّ ! مَن قَتَلَكَ فَقَد قَتَلَني ، وَمَن أَبغَضَكَ فَقَد أَبغَضَني ، وَمَن سَبَّكَ فَقَد سَبَّني . (1).


1) .. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۲۹۵ ، الإقبال : ج ۱ ص ۲۶ نقلاً عن الطّبري في بشارة المصطفى وكلاهما عن الحسن بن علي بن فضّال عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين : ص ۳۷۸ ، بحار الأنوار : ج ۴۲ ص ۱۹۰ ح ۱ ؛ ينابيع المودّة : ج ۱ ص ۱۶۶ ح ۵ .

۱۳ / ۱۸ قاتل امير مؤمنان عليه السلام

۱۳ / ۱۸قاتل امير مؤمنان۷ (1)۶۱۸۶.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابن عبّاس ، درباره اين سخن خدا : {Q} ) امام رضا عليه السلام ـ به نقل از پدرانش ، از امام على عليه السلام ـ : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ما خطبه خواند و فرمود : «اى مردم! ماه خدا به شما روى آورده است ...» . من برخاستم و گفتم : اى پيامبر خدا ! برترين اعمال در اين ماه چيست؟

فرمود : «اى ابو الحسن! برترين اعمال در اين ماه ، خوددارى از حرام‌هاى خداوند عز و جل است و سپس گريست .

گفتم : چرا گريه مى‌كنيد ، اى پيامبر خدا؟

فرمود : «اى على! براى آن گريه مى‌كنم كه در اين ماه ، ريختن خون تو روا شمرده مى‌شود . گويا تو را مى‌بينم كه در حال گزاردنِ نماز براى پروردگارت هستى و شقى‌ترين انسان از آغاز تا پايان عالم ، و لنگه پى كننده ناقه ثمود ، بر فرق تو ضربت مى‌زند و محاسنت را از خون آن ، رنگين مى‌سازد» . من گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا آن هنگام در سلامت دينم هستم؟

فرمود : «در سلامت دينت هستى» .

سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «اى على! هر كس تو را بكشد ، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته و هر كس به تو ناسزا گويد ، به من ناسزا گفته است» .

.


1) .عبد الرحمان بن ملجم مرادى، كه دوران جاهليت را درك كرده بود در دوران خلافت عمر ، هجرت كرد. ابو سعيد بن يونس مى‌گويد : وى نزد معاذ بن جبل قرآن خوانده است . او بعدها از بزرگان خوارج شد و بر اساس نصّ رسيده از پيامبر صلى الله عليه و آله ، به خاطر كشتن امام على بن ابى طالب عليه السلام ، شقاوتمندترين فرد امّت است. فرزندان على عليه السلام ، او را به قصاص پدرشان كشتند .

۶۱۸۵.سنن الترمذى ( ـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ ) الإمام الصّادق عليه السلام : البَراءَةُ مِن أَشقى الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ ، شَقيقِ عاقِرِ ناقَةِ ثَمودَ ، قاتِلِ أَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ؛ واجِبَةٌ . (1)۱۳ / ۱۹قاتل الإمام الحسين عليه السّلام۶۱۸۴.امام على عليه السلام : رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ فِي النّارِ مَنزِلَةً لَم يَكُن يَستَحِقُّها أحَدٌ مِنَ النّاسِ إلّا بِقَتلِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللّه‌ِ عَلَيهِما ، ويَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليهماالسلام . (2)۶۱۸۳.التوحيد ( ـ به نقل از محمّد بن ابى عمير ـ ) عنه صلى الله عليه و آله : إنَّ قاتَلَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام في تابوتٍ مِن نارٍ ، عَلَيهِ نِصفُ عَذابِ أهلِ الدُّنيا ، وقَد شُدَّت يَداهُ ورِجلاهُ بِسَلاسِلَ مِن نارٍ ، مُنَكَّسٌ فِي النّارِ حَتّى يَقَعَ في قَعرِ جَهَنَّمَ ، ولَهُ ريحٌ يَتَعَوَّذُ أهلُ النّارِ إلى رَبِّهِم مِن شِدَّةِ نَتنِهِ ، وهُوَ فيها خالِدٌ ذائِقُ العَذابِ الأَليمِ ، مَعَ جَميعِ مَن شايَعَ عَلى قَتلِهِ ، كُلَّما نَضِجَت جُلودُهُم بَدَّلَ اللّه‌ُ عز و جل عَلَيهِمُ الجُلودَ حَتّى يَذوقُوا العَذابَ الأَليمَ ، لا يُفَتَّرُ عَنهُم ساعَةً ، ويُسقَونَ مِن حَميمِ جَهَنَّمَ ، فَالوَيلُ لَهُم مِن عَذابِ اللّه‌ِ تَعالى فِي النّارِ . (3)۶۱۸۴.الإمام عليّ عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : وَلَدِيَ الحُسَينُ يُقتَلُ ظُلما وعُدوانا ، ألا ومَن قَتَلَهُ يُدخَلُ في تابوتٍ مِن نارٍ ، ويُعَذَّبُ بِعَذابِ نِصفِ أهلِ النّارِ ، وقَد غُلَّت يَداهُ ورِجلاهُ ، ولَهُ رائِحَةٌ يَتَعَوَّذُ أهلُ النّارِ مِنها هُوَ ومَن شايَعَ وبايَعَ أو رَضِيَ بِذلِكَ «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا

غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» (4)، لا يُفَتَّرُ عَنهُم ساعَةً ويُسقَونَ مِن حَميمِ جَهَنَّمَ ، فَالوَيلُ لَهُم مِن عَذابِ جَهَنَّمَ . (5).


1) .. الخصال : ص ۶۰۷ ح ۹ عن الأعمش ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۲۲۷ ح ۱ .

2) .. ثواب الأعمال : ص ۲۵۷ ح ۲ ، كامل الزيارات : ص ۱۶۲ ح ۲۰۲ كلاهما عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۳۰۱ ح ۹ .

3) .. عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۴۷ ح ۱۷۸ ، صحيفة الرضا عليه السلام : ص ۱۲۳ ح ۸۱ وليس فيه «مع جميع من شايع على قتله» كلاهما عن أحمد بن عامر الطائى عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۲ ص ۷۶۸ ح ۱۴ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۳۰۰ ح ۳ ؛ المناقب لابن المغازلي : ص ۶۶ ح ۹۵ ، فرائد السمطين : ج ۲ ص ۲۶۴ ح ۵۳۲ ، مقتل الحسين للخوارزمي : ج ۲ ص ۸۳ كلّها عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه .

4) .. النساء : ۵۶ .

5) .. بحارالأنوار : ج ۴۵ ص ۳۲۱ نقلاً عن السدّي .

۱۳ / ۱۹ قاتل امام حسين عليه السلام

۶۱۸۳.التوحيد عن محمّد بن أبي عمير : امام صادق عليه السلام : بيزارى جستن از شقى‌ترين (بدفرجام‌ترينِ) آدم از اوّل تا آخر عالم ، لنگه پى كننده ناقه ثمود ، قاتل امير مؤمنان عليه السلام ، واجب است .۱۳ / ۱۹قاتل امام حسين۷۶۱۸۰.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آتش ، جايگاهى است كه هيچ انسانى سزاوار آن نمى‌شود ، مگر با كشتن حسين بن على ـ كه درودهاى خدا بر آن دو باد ـ و كشتن يحيى بن زكريّا عليه السلام .۶۱۸۲.عنه عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قاتل حسين بن على ، در تابوتى از آتش است و نصف عذاب اهل دنيا به او وارد مى‌شود، در حالى كه دست‌ها و پاهايش را با زنجيرهايى از آتش بسته‌اند و در آتش سرنگون مى‌شود تا آن كه به قعر جهنّم مى‌افتد. بويى دارد كه اهل جهنّم از شدّت تعفّن آن به پروردگارشان پناه مى‌برند.

او و تمام كسانى كه در كشتن حسين شركت داشته‌اند ، در جهنّم ، جاويدان اند و عذاب دردناك مى‌چشند . هر بار كه پوست‌هايشان مى‌سوزد، خداوند عز و جل پوست ديگرى بر آنان مى‌روياند تا آن كه [پيوسته ]عذاب دردناك را حس كنند! لحظه‌اى عذابشان سبُك نمى‌شود و از جوشاب جهنّم به آنان نوشانيده مى‌شود. پس واى بر آنان از عذاب خداى متعال در آتش !۶۱۸۱.الإمام الصادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فرزندم حسين ، به ستم و تجاوز ، كشته مى‌شود. آگاه باشيد كه هر كس او را بكشد ، او را در صندوقى از آتش مى‌گذارند و با عذابِ نصف اهل آتش ، عذاب مى‌شود، در حالى كه دست‌ها و پاهايش را بسته‌اند. چنان بوى متعفّنى دارد كه دوزخيان از آن بو به خدا پناه مى‌برند. او و كسى كه [از او ]پيروى كرده و با او بيعت كرده و به كار او رضايت داده است ، پيوسته در عذاب‌اند ، چنان كه «هر گاه پوست‌هايشان بسوزد ، پوست ديگرى بر آنان ۱ . يزيد بن معاوية بن ابى سفيان اموى، دومين پادشاه دولت اموى در شام بود . او در ماطرون به دنيا آمد و در دمشق ، بزرگ شد . او پس از مرگ پدرش به سال ۶۰ ق ، خلافت را بر عهده گرفت ؛ ولى عبد اللّه بن زبير و حسين بن على عليه السلام از بيعت با او خوددارى كردند. عبد اللّه بن زبير به مكّه و حسين بن على راهى كوفه شد.

در دوران يزيد حادثه فاجعه‌آميز كربلا در اوائل سال ۶۱ ق ، روى داد كه در آن سبط پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران و خاندانش به شهادت رسيدند و زنان و كودكانش به اسارت رسيدند . همچنين در دوران او در سال ۶۲، مردم مدينه از اطاعت او سر باز زدند و او مسلم بن عقبه مرمى را به سوى آنان اعزام كرد و مدينه را سه روز بر سپاه خود ، مباح نمود، تا مردم آن را مجبور به بيعت كنند . مسلم نيز با آنان رفتارهاى بسيار وحشتناك و زشتى كرد و جمع زيادى را كه در ميان آنان ، صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و فرزندانشان و بزرگان تابعان بودند، به قتل رساند.

مى‌رويانيم تا عذاب را بچشند» و لحظه‌اى عذاب از آنان سستى نمى‌گيرد و از جوشاب جهنّم به آنان نوشانيده مى‌شود . پس واى بر آنان از عذاب جهنّم !

.

۶۱۸۰.الإمام الباقر عليه السلام : عنه صلى الله عليه و آله : أوحَى اللّه‌ُ تَبارَكَ وتَعالى إلى جَبرَئيلَ عليه السلام أن اهبِط إلى نَبِيّي مُحَمَّدٍ ... وقُل لَهُ : يا مُحَمَّدُ ... قاتِلُ الحُسَينِ أنَا مِنهُ بَريءٌ وهُوَ مِنّي بَريءٌ ؛ لِأَنَّهُ لا يَأتي يَومَ القِيامَةِ أحَدٌ إلّا وقاتِلُ الحُسَينِ عليه السلام أعظَمُ جُرما مِنهُ ، قاتِلُ الحُسَينِ يَدخُلُ النّارَ يَومَ القِيامَةِ مَعَ الَّذينَ يَزعُمونَ أنَّ مَعَ اللّه‌ِ إلها آخَرَ ، وَالنّارُ أشوَقُ إلى قاتِلِ الحُسَينِ مِمَّن أطاعَ اللّه‌َ إلَى الجَنَّةِ . (1)۶۱۷۹.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) الملهوف ـ في قَضِيَّةِ مَجلِسِ يَزيدَ ـ : دَعا يَزيدُ بِقَضيبِ خَيزَرانٍ فَجَعَلَ يَنكُتُ (2)بِهِ ثَنايا الحُسَينِ عليه السلام ، فَأَقبَلَ عَلَيهِ أَبو بَرزَةَ الأَسلَمِيُّ ، وَقالَ : وَيحَكَ يا يَزيدُ ! أَتَنكُتُ بِقَضيبِكَ ثَغرَ الحُسَينِ بنِ فاطِمَةَ ؟ أَشهَدُ لَقَد رَأَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَرشُفُ ثَناياهُ وَثَنايا أَخيهِ الحَسَنِ وَيَقولُ : أَنتُما سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، قَتَلَ اللّه‌ُ قاتِليكُما وَلَعَنَهُ ، وَأعَدَّ لَهُ جَهَنَّمَ وَ ساءَت مَصيراً .

قالَ الرّاوي : فَغَضِبَ يَزيدُ وَأَمَرَ بِإِخراجِهِ ، فَاُخرِجَ سَحبا . (3)۶۱۷۸.امام زين العابدين عليه السلام ( ـ در دعايش ـ ) ثواب الأعمال عن عيص بن القاسم : ذُكِرَ عِندَ أبي عَبدِاللّه‌ِ عليه السلام قاتِلُ الحُسينِ عليه السلام ، فَقالَ بَعضُ أصحابِهِ : كُنتُ أشتَهي أن يَنتَقِمَ اللّه‌ُ مِنهُ فِي الدُّنيا ، قالَ : كَأَنَّكَ تَستَقِلُّ لَهُ عَذابَ اللّه‌ِ ؟ وما عِندَاللّه‌ِ أشَدُّ عَذابا وأشَدُّ نَكالاً . (4).


1) .. كمال الدين : ص ۲۸۳ ح ۳۶ عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار : ج ۴۳ ص ۲۴۹ ح ۲۴ .

2) .. يَنكُتُ بِقضيبٍ : أي يضرب بطرفه (النهاية : ج ۵ ص ۱۱۳ «نكت») .

3) .. الملهوف : ص ۲۱۴ ، مثير الأحزان : ص ۱۰۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۱۳۲ ؛ الفتوح : ج ۵ ص ۱۲۹ .

4) .. ثواب الأعمال : ص ۲۵۷ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۴۴ ص ۳۰۱ ح ۸ .

۶۱۷۷.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى ـ تبارك و تعالى ـ به جبرئيل عليه السلام وحى فرمود كه: «بر پيامبرم محمّد ، فرود آى ... و به او بگو: اى محمّد ! ... من از قاتل حسين ، بيزارم و او (قاتل حسين عليه السلام ) نيز از من بيزار است ؛ زيرا در روز قيامت ، هيچ كس نمى‌آيد ، مگر آن كه قاتل حسين ، جرمش از او بزرگ‌تر است. در روز قيامت، قاتل حسين به همراه كسانى كه براى خدا شريك قائل شده‌اند ، وارد آتش مى‌شود و اشتياق آتش به قاتل حسين ، بيشتر از اشتياق كسى كه خدا را اطاعت كرده، به بهشت است.۶۱۷۶.امام على عليه السلام ( ـ در تفسير علم غيب ـ ) الملهوف ـ در بيانِ ماجراى مجلس يزيد ـ : يزيد ، چوب خيزرانى خواست و با آن به دندان‌هاى حسين عليه السلام مى‌زد . ابو برزه اسلمى رو به او كرد و گفت : واى بر تو ، اى يزيد! با چوب خود به دهان حسين پسر فاطمه مى‌زنى ؟ من با چشم خود ديدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله دندان‌هاى پيشين او و برادرش حسن را مى‌مكيد و مى‌فرمود : «شما دو تن ، سَروَر جوانان اهل بهشتيد . خدا قاتل شما را بكشد و لعنت كند و جهنّم را برايش آماده سازد كه بد بازگشتگاهى است !» .

يزيد ، خشمگين شد و دستور داد او را [از مجلس] بيرون كنند ، و كشان كشان بيرونش بردند .۶۱۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ثواب الأعمال ـ به نقل از عيص بن قاسم ـ : در محضر امام صادق عليه السلام از قاتل امام حسين عليه السلام ياد شد . يكى از ياران ايشان گفت: دلم مى‌خواست كه خداوند در همين دنيا از او انتقام مى‌گرفت.

امام عليه السلام فرمود: «گويا تو عذاب خدا را براى او اندك شمرده‌اى ، در حالى كه عذاب خدا [در آخرت ]سخت‌تر و زجرآورتر است ؟!» . .

۱۳ / ۲۰أَبُو الخَطّابِ۶۱۷۷.عنه عليه السلام : الإمام الصّادق عليه السلام : لا يَدخُلُ المُغيرَةُ وَأَبُو الخَطّابِ الجَنَّةَ إلَّا بَعدَ رَكَضاتٍ فِي النّارِ . (1)۶۱۷۶.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في تَفسيرِ عِلمِ الغَيبِ ـ ) رجال الكشّي عن حنان بن سدير عنه عليه السلام : إِنّي لَأَنفَسُ (2)عَلى أَجسادٍ أُصلِيَت مَعَهُ ـ يَعني أَبَا الخَطّابِ ـ (3)النّارَ . (4).


1) .. رجال الكشّي : ج ۲ ص ۴۹۴ الرّقم ۴۰۸ عن محمّد بن الصباح .

2) .. نَفِسَ به : أي ضَنَّ به . يقال نَفِست عليه الشيءَ نفاسةً : إذا لم تره يستأهله (الصحاح : ج ۳ ص ۹۸۵ «نفس») .

3) .. الظّاهر أنّ ما بين الشارحتين من كلام الرّاوي .

4) .. رجال الكشّي : ج ۲ ص ۶۳۴ الرّقم ۶۳۸ ، خلاصة الأقوال : ص ۲۱۸ ، التحرير الطّاووسي : ص ۸۷ الرّقم ۱۲۰ و فيهما «أصيبت» بدل «أصليت» ، بحار الأنوار : ج ۲۵ ص ۲۸۰ ح ۲۴ .

۱۳ / ۲۰ ابو الخطّاب

۱۳ / ۲۰ابو الخطّاب ۱۶۱۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : مغيره و ابو الخطاب به بهشت نمى‌روند ، مگر پس از آن كه مدّتى را در آتش ، جست و خيز كنند .۶۱۷۴.عنه صلى الله عليه و آله : امام صادق عليه السلام : من براى كسانى كه همراه او ـ يعنى ابو الخطّاب ـ به آتش مى‌روند ، افسوس مى‌خورم .

.

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

فهرست منابع و مآخذ

فهرست منابع و مآخذ۱ . أبو طالب تجلى ايمان ، مجيد پور طباطبايى ، قم : شهريار ، ۱۳۷۵ . ۲ . أبو طالب حامى الرسول وناصره ۳ . أبو طالب مؤمن قريش ، عبد اللّه الشيخ على الخنيزى ، بيروت : المكتب العالمى ، ۱۳۸۱ ق . ۴ . إتحاف السادة المتّقين بشرح إحياء علوم الدين ، محمّد بن محمّد الزبيدى (م ۱۲۰۵ ق ) ، بيروت : دار الفكر . ۵ . إثبات الوصيّة للإمام على بن أبى طالب عليه السلام ، المنسوب إلى على بن الحسين المسعودى (م ۳۴۶ ق ) ، بيروت : دار الأضواء ، ۱۴۰۹ ق ، دوم . ۶ . الاحتجاج على أهل اللجاج ، أحمد بن على الطَّبَرسى (م ۶۲۰ ق ) ، تحقيق : إبراهيم البهادرى ومحمّد هادى به ، تهران : دار الاُسوة ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۷ . إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل ، نور اللّه بن السيّد شريف الشوشترى (القاضى التسترى) (م ۱۰۱۹ ق ) ، تصحيح و تعليق : السيّد شهاب الدين المرعشى ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۸ . إحياء علوم الدين ، محمّد بن محمّد الغزالى (م ۵۰۵ ق ) ، بيروت : دار الهادى ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۹ . أخبار مكّة فى قديم الدهر وحديثه ، محمّد بن إسحاق الفاكهى (م ۳ ق ) ، تحقيق : عبد الملك بن عبد اللّه بن دهيش ، بيروت : دار خضر ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۱۰ . الاختصاص ، المنسوب إلى محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم .

.

۱۱ . اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّى) ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۴ ق ، اوّل. ۱۲ . الأخلاق لأبى القاسم الكوفى ۱۳ . الإخوان ، عبد اللّه بن محمّد القُرشى (ابن أبى الدنيا) (م ۲۸۱ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد الرحمان طوالية ، قاهره : دار الاعتصام ، ۱۹۸۸ م . ۱۴ . الأدب المفرد ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، تحقيق : محمّد بن عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة . ۱۵ . الأذكار المنتخبة من كلام سيد الأبرار صلى الله عليه و آله ، أبو زكريا يحيى بن شرف النووى (م ۶۷۶ ق) ، رياض : دار الهجرة . ۱۶ . الإرشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۱۷ . إرشاد القلوب ، الحسن بن محمّد الديلمى (م ۷۱۱ ق ) ، بيروت : مؤسسّة الأعلمى ، ۱۳۹۸ ق ، چهارم . ۱۸ . أسباب نزول القرآن ، على بن أحمد الواحدى النيسابورى (م ۴۶۸ ق ) ، تحقيق : كمال بسيونى زغلول ، بيروت : دار الكتب العلميّة . ۱۹ . الاستبصار فى ما اختلف من الأخبار ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : حسن الموسوى الخرسان ، تهران : دار الكتب الإسلاميّة ، اوّل . ۲۰ . الاستيعاب فى معرفة الأصحاب ، يوسف بن عبد البِرّ القُرطُبى المالكى (ابن عبد البِرّ) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقيق : على محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل . ۲۱ . اُسد الغابة فى معرفة الصحابة ، على بن أبى الكرم محمّد الشيبانى (ابن الأثير الجَزَرى) (م ۶۳۰ ق ) ، تحقيق : على محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۵ق ، اوّل. ۲۲ . الأسماء والصفات ، أحمد بن الحسين بن علىّ البيهقى ، تحقيق : عبد اللّه بن محمّد الراشدى ، جدّة : مكتبة السوادى .

.

۲۳ . الإصابة فى تمييز الصحابة ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمّد معوّض ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۲۴ . أصحاب إمام الصادق ۲۵ . الاُصول الستّة عشر ، عدّة من الرواة ، قم : دار الشبسترى ، ۱۴۰۵ ق ، دوم . ۲۶ . الاعتقادات ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : عاصم عبد السيّد ، قم : المؤتمر العالمى لألفيّة الشيخ المفيد ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۲۷ . أعلام الدين فى صفات المؤمنين ، الحسن بن محمّد الديلمى (م ۷۱۱ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام . ۲۸ . إعلام الورى بأعلام الهدى ، الفضل بن الحسن الطّبْرِسى (م ۵۴۸ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل. ۲۹ . الإفصاح فى إمامة أمير المؤمنين عليه السلام ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، قم : مؤسسّة البعثة ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل . ۳۰ . الإقبال بالأعمال الحسنة فى ما يعمل مرّة فى السنة ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : جواد القيّومى ، قم : مكتب الإعلام الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۱ . الأقسام فى القرآن الكريم ، جعفر السبحانى ، قم : مؤسسّة الإمام الصادق عليه السلام ، ۱۴۲۰ ق . ۳۲ . الآحاد و المثانى ، أحمد بن عمر ابن أبى عاصم (م ۲۸۷ ق) ، تحقيق : باسم فيصل الجوابرة ، الرياض : دار الراية ، ۱۴۱۱ ق . ۳۳ . الأمالى ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة البعثة ، قم : دار الثقافة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۴ . الأمالى ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة البعثة ، قم : مؤسسّة البعثة ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۳۵ . الأمالى ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : حسين اُستاد ولى و على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم . ۳۶ . الأمالى (الأمالى الخميسيّة) ، يحيى بن الحسين الشجرى (م ۴۹۹ ق ) ، بيروت : عالم الكتب ، ۱۴۰۳ ق ، سوم.

.

۳۷ . الأمالى (غرر الفرائد و درر القلائد) ، على بن الحسين الموسوى (السيّد المرتضى) (م ۴۲۶ ق ) ، تحقيق : محمّد أبوالفضل إبراهيم ، بيروت : دار إحياء الكتب العربيّة . ۳۸ . الإمامة والسياسة (المعروف بتاريخ الخلفاء) ، عبد اللّه بن مسلم الدينورى (ابن قتيبة) (م ۲۷۶ ق ) ، تحقيق : على شيرى ، قم : مكتبة الشريف الرضى ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۳۹ . إمتاع الأسماع ، متقى الدين احمد بن على المقريزى (م ۸۴۵ ق) ، تحقيق : محمّد عبد الحميد النميسى ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۲۰ ق . ۴۰ . الأنساب ، عبد الكريم بن محمّد السمعانى (م ۵۶۲ ق ) ، تحقيق : عبد اللّه عمر البارودى ، بيروت : دار الجنان . ۴۱ . أنساب الأشراف ، أحمد بن يحيى البلاذرى (م ۲۷۹ ق ) ، تحقيق : سهيل زكّار و رياض زِرِكْلى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل. ۴۲ . أنوار الفقاهة ، ناصر مكارم الشيرازى ، قم : مدرسة الإمام امير المؤمنين عليه السلام ، ۱۴۱۳ ق . ۴۳ . أوائل المقالات ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق) ، تحقيق : إبراهيم الأنصارى ، قم : المؤتمر العالمى بمناسبة ذكر ألفية الشيخ المفيد ، ۱۴۱۳ ق . ۴۴ . اهل بيت عليهم السلام در قرآن و حديث ، محمّد محمدى رى شهرى ، ترجمه : حميدرضا شيخى و حميدرضا آژير ، قم : دارالحديث ، ۱۳۷۹ش ، اوّل . ۴۵ . إيمان أبى طالب ، فخر بن مَعَد الموسوى (م ۶۳۰ ق ) ، تحقيق : محمّد بحرالعلوم ، قم : سيّد الشهداء ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۴۶ . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم السلام ، محمّد باقر بن محمّد تقى المجلسى (العلّامة المجلسى) (م ۱۱۱۱ ق ) ، بيروت : مؤسسّة الوفاء ، ۱۴۰۳ ق ، دوم . ۴۷ . البحر المحيط ، محمّد بن يوسف الغَرناطى (م ۷۴۵ ق) ، تحقيق : عادل أحمد عبدالموجود ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۳ ق . ۴۸ . البخلاء ، أبو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ (م ۲۵۵ ق) ، بيروت : الدار العالمية ، ۱۴۱۳ ق . . تفسير الثعلبى = الكشف والبيان. ۴۹ . البداية والنهاية ، إسماعيل بن عمر الدمشقى (م ۷۷۴ ق) ، تحقيق : مكتبة المعارف ، بيروت : مكتبة ا لمعارف .

.

۵۰ . البرهان فى تفسير القرآن ، السيّد هاشم بن سليمان البحرانى (م ۱۱۰۷ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة البعثة ، قم : مؤسسّة البعثة ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۵۱ . بشارة المصطفى لشيعة المرتضى ، محمّد بن محمّد الطبرى (م ۵۲۵ ق ) ، نجف : المطبعة الحيدريّة ، ۱۳۸۳ ق ، دوم . ۵۲ . بصائر الدرجات ، محمّد بن الحسن الصفّار القمّى (ابن فَرّوخ) (م ۲۹۰ ق ) ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۴۰۴ ق ، اوّل. ۵۳ . البعث والنشور ، أبو بكر أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق) ، تحقيق : أبو هاجر محمّد السعيد بن بسيونى زغلول ، بيروت : مؤسسّة الكتب الثقافية ، ۱۴۰۸ ق . ۵۴ . البلد الأمين والدرع الحصين ، إبراهيم بن زين الدين الكفعمى (م ۹۰۵ ق ) . ۵۵ . پيام قرآن ، ناصر مكارم شيرازى (با همكارى جمعى از فضلا) ، قم : مدرسه امام على بن ابى طالب عليه السلام ، ۱۳۷۳ . ۵۶ . تاج العروس من جواهر القاموس ، السيّد محمّد المرتضى بن محمّد الحسينى الزَّبيدى (م ۱۲۰۵ ق ) ، تحقيق : على شيرى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۵۷ . تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام ، محمّد بن أحمد الذهبى (م ۷۴۸ ق ) ، تحقيق : عمر عبد السلام تَدمُرى ، بيروت : دار الكتاب العربى ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۵۸ . تاريخ أصبهان ، أحمد بن عبد اللّه الإصفهانى (أبو نعيم) (م ۴۳۰ ق ) ، تحقيق : سيّد كسروى حسن ، بيروت : دار الكتب العلميّة . ۵۹ . تاريخ بغداد أو مدينة السلام ، أحمد بن على الخطيب البغدادى (م ۴۶۳ ق ) ، مدينه : المكتبة السلفيّة . ۶۰ . تاريخ جرجان ، حمزة بن يوسف السهمى (م ۴۲۷ ق) ، بيروت : عالم المكتب ، ۱۴۰۷ ق ، چهارم . ۶۱ . تاريخ دمشق ، على بن الحسن بن هبة اللّه الدمشقى (ابن عساكر) (م ۵۷۱ ق ) ، تحقيق : على شيرى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۶۲ . التاريخ الكبير ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، بيروت : دار الفكر . ۶۳ . تاريخ اليعقوبى ، أحمد بن أبى يعقوب (ابن واضح اليعقوبى) (م ۲۸۴ ق ) ، بيروت : دار صادر .

.

۶۴ . تأويل الآيات الظاهرة فى فضائل العترة الطاهرة (كنز جامع الفوائد) ، لعلىّ الغروى الحسينى الإسترآبادى (معاصر) ، تحقيق : حسين استاد ولى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۶۵ . التبيان فى تفسير القرآن ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق) ، نجف : مكتبة الأمين ، ۱۳۸۱ق . ۶۶ . التحرير الطاووسى ، حسن بن زين الدين الشهيد الثانى (صاحب المعالم) (م ۱۰۱۱ . ق) ، قم : دار الذخائر ، ۱۳۶۸ ش. ۶۷ . التحصين فى صفات العارفين من العزلة و الخمول ، أحمد بن محمّد بن فهد الحلّى الأسدى (م ۸۴۱ ق) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدىّ عليه السلام ، قم : مؤسسّة الإمام المهدىّ عليه السلام . ۶۸ . تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليه و آله ، الحسن بن على الحَرّانى (ابن شُعبة) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم . ۶۹ . التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، حسن المصطفوى ، تهران : وزارة الثقافة والارشاد الاسلامى ، ۱۴۱۶ ق . ۷۰ . التخويف من النار ، أبو الفرج عبد الرحمن بن أحمد (م ۷۹۵ ق) ، تحقيق : محمّد حسن الحمصى ، دمشق : دارالرشيد ، ۱۴۰۴ ق . ۷۱ . تدريب الراوى . جلال الدين عبدالرحمن بن أبى بكر السيوطى ، تحقيق ومراجعه : عبدالوهاب عبداللطيف ، بيروت : دارالكتب العلميّة . ۷۲ . تذكرة الخواص ، يوسف بن قزُغلى (سبط ابن الجوزى) (م ۶۵۴ ق) ، مقدمه : السيّد محمّد صادق بحر العلوم ، تهران : مكتبة نينوى الحديثة . ۷۳ . الترغيب والترهيب من الحديث الشريف ، عبدالعظيم بن عبد القوى المنذرى الشامى (م ۶۵۶ ق) ، تحقيق : مصطفى محمّد عمارة ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۳۸۸ ق ، سوم . ۷۴ . تصحيح الاعتقاد (مصنّفات الشيخ المفيد) ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : حسين درگاهى ، قم : المؤتمر العالمى لألفيّة الشيخ المفيد ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۷۵ . تفسير ابن كثير (تفسير القرآن العظيم) ، إسماعيل بن عمر البُصروى الدمشقى (م ۷۷۴ ق ) ، تحقيق : عبد العزيز غنيم و محمّد أحمد عاشور و محمّد إبراهيم البنّا ، قاهره : دار الشعب .

.

۷۶ . تفسير البغوى ، أبو محمّد الحسين بن مسعود الفراء البغوى الشافعى (م ۵۱۶ ق ) ، إعداد وتحقيق : خالد عبد الرحمان العك ـ مروان سوار ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۰۷ ق ـ ۱۹۸۷ م ، دوم . ۷۷ . تفسير البيضاوى ، أبو سعيد عبد اللّه بن عمر بن محمّد البيضاوى (م ۶۸۵ ق) ، بيروت : مؤسسّة الأعلمى ، ۱۴۱۰ ق . ۷۸ . تفسير جوامع الجامع ، الفضل بن الحسن الطبرسى (م ۵۴۸ ق) ، تهران : مؤسسّة الطبع والنشر التابعة لجامعة طهران ، ۱۳۷۱ ش . ۷۹ . تفسير السمرقندى ، أبو النضر محمّد بن مسعود السلمى السمرقندى المعروف بالعيّاشى (م ۳۲۰ ق )، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى ، تهران : المكتبة العلميّة ، ۱۳۸۰ ش ، اوّل . ۸۰ . تفسير الطبرى (جامع البيان فى تفسير القرآن) ، محمّد بن جرير الطبرى (م ۳۱۰ ق) ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل . ۸۱ . تفسير العيّاشى ، محمّد بن مسعود السلمى السمرقندى (العيّاشى) (م ۳۲۰ ق ) ، تحقيق : هاشم الرسولى المحلّاتى ، تهران : المكتبة العلميّة ، ۱۳۸۰ ق ، اوّل . ۸۲ . تفسير غريب القرآن ، أبو حفص عمر بن على بن ملقن الأنصارى (م ۶۷۶ ق) ، تحقيق : سميرطه المجذوب ، بيروت : عالم الكتب ، ۱۴۰۸ ق . ۸۳ . تفسير فرات الكوفى ، فرات بن إبراهيم الكوفى (ق ۴ ق) ، به كوشش : محمّد الكاظم المحمودى ، تهران : وزارة الثقافة والإرشاد الإسلامى ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۸۴ . تفسير القرآن ، أبو المظفر منصور بن محمّد السمعانى (م ۴۸۹ ق) ، تحقيق : أبى تميم ياسر بن إبراهيم ، رياض : دارالوطن ، ۱۴۱۸ ق . ۸۵ . تفسير القرآن العظيم مسندا عن الرسول (تفسير ابن أبى حاتم) ، عبد الرحمان بن أبى حاتم الرازى (م ۳۲۷ ق ) ، تحقيق : أحمد عبد اللّه عمّار زهرانى ، مدينة : مكتبة الدار ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۸۶ . تفسير القمّى ، على بن إبراهيم القمّى (م ۳۰۷ ق ) ، به كوشش : السيّد طيّب الموسوى الجزائرى ، نجف : مطبعة النجف الأشرف . ۸۷ . التفسير الكبير و مفاتيح الغيب (تفسير الفخر الرازى) ، محمّد بن عمر (الفخر الرازى) (م ۶۰۴ ق ) ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل . ۸۸ . تفسير مجاهد ، أبو الحجاج مجاهد بن جبر المخزومى (م ۱۰۴ ق) ، تحقيق : عبدالرحمن الطاهر بن محمّد السورتى ، بيروت : المنشورات العلمية .

.

۸۹ . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام ، تحقيق : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۹ق ، اوّل. ۹۰ . تفسير نور الثقلين ، شيخ عبد عليّ بن جمعة العروسى الحويزى (م ۱۱۱۲ ق) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى ، قم : مؤسسّه إسماعيليان ـ قم ، ۱۴۱۲ ق ، چهارم . ۹۱ . تقريب التهذيب ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : محمّد عوّامة ، دمشق : دار الرشيد ، ۱۴۱۲ ق ، چهارم . ۹۲ . تلخيص الشافى ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : السيّد حسين بحر العلوم ، تهران : دار الكتب الاسلاميّة ، ۱۳۹۴ ق ، سوم . ۹۳ . التمحيص ، محمّد بن همّام الإسكافى (ابن همّام) (م ۳۳۶ ق ) ، تحقيق : مدرسة الإمام المهدى(عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) . ۹۴ . تيسير المطالب فى أمالى الامام أبى طالب ، يحيى بن الحسين الزيدى اليمانى (الامام أبو طالب) (م ۳۸۴ ق) ، بيروت : مؤسسّة الأعلمى ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل . ۹۵ . التمهيد لما فى الموطّأ من المعانى و الأسانيد ، يوسف بن عبد اللّه القُرطُبى (ابن عبد البرّ) (م ۴۶۳ ق) ، تحقيق : مصطفى العلوى و محمّد عبد الكبير البكرى ، جدّه : مكتبة السوادى ، ۱۳۸۷ ق . ۹۶ . تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام) ، ورّام بن أبى فراس الحَمدان (م ۶۰۵ ق ) ، بيروت : دار التعارف و دار صعب . ۹۷ . تنبيه الغافلين ، نصر بن محمّد السمرقندى (م ۳۷۲ ق ) ، تحقيق : يوسف على بديوى ، بيروت : دار ابن كثير ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۹۸ . التوحيد ، محمّد بن على ابن بابويه القمى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الحسينى الطهرانى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۳۹۸ ق ، اوّل. ۹۹ . تهذيب الأحكام فى شرح المقنعة ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، بيروت : دار التعارف ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۱۰۰ . تهذيب التهذيب ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : خليل مأمون شيحا وعمر السلاحى وعلى بن مسعود ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل.

.

۱۰۱ . تهذيب الكمال فى أسماء الرجال ، يونس بن عبد الرحمان المِزّى (م ۷۴۲ ق ) ، تحقيق : بشّار عوّاد معروف ، بيروت : مؤسسّة الرسالة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۱۰۲ . الثاقب فى المناقب ، محمّد بن على الطوسى (م ۵۶۰ ق ) ، تحقيق : نبيل رضا علوان ، قم : مؤسسّة أنصاريان ، ۱۴۱۲ ق ، دوم . ۱۰۳ . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، محمّد بن على ابن بابويه القمى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفارى ، تهران : مكتبة الصدوق . ۱۰۴ . جامع الأحاديث ، جعفر بن أحمد القمّى (ابن الرازى) (ق ۴ ق) ، تحقيق : السيّد محمّد الحسينى النيسابورى ، مشهد : مؤسسّة الطبع و النشر التابعة للحضرة الرضويّة المقدّسة ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۱۰۵ . جامع الأخبار أو معارج اليقين فى اُصول الدين ، محمّد بن محمّد الشَّعيرى السبزوارى (ق ۷ ق) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۰۶ . جامع بيان العلم و فضله ، يوسف بن عبد البرّ النمرى القرطبى (م ۴۶۳ ق ) ، بيروت : دار الكتب العلمية . ۱۰۷ . الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبى) ، محمّد بن أحمد الأنصارى القرطبى (م ۶۷۱ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد الرحمان المرعشلى ، بيروت : دار إحياء التراث العربى ، ۱۴۰۵ ق ، دوم . ۱۰۸ . جزء ابن عاصم ، ابن عاصم الثقفى (م ۲۶۲ ق) ، تحقيق : محمّد خالد عيّد ، رياض : دار العاصمة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۱۰۹ . الجعفريّات (الأشعثيّات) ، محمّد بن محمّد بن الأشعث الكوفى (ق ۴ ق) ، تهران : مكتبة نينوى ( طبع شده به ضميمه قرب الإسناد) . ۱۱۰ . جمال الاُسبوع بكمال العمل المشروع ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : السيّد جواد القيّومى ، قم : مؤسسّة الآفاق ، ۱۳۷۱ ش ، اوّل. ۱۱۱ . الجمل والنصرة لسيّد العترة فى حرب البصرة ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : السيّد على مير شريفى ، قم : المؤتمر العالمى لألفيّة الشيخ المفيد ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۱۱۲ . جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام ، محمّد حسن النجفى (م ۱۲۶۶ ق) ، بيروت : مؤسسّة المرتضى العالمية .

.

۱۱۳ . حسن الظن باللّه ، أبو بكر عبد اللّه بن محمّد بن أبي الدين (م ۲۸۱ ق) ، تحقيق : مجدى السيّد إبراهيم ، قاهرة : مكتبة القرآن . ۱۱۴ . حقائق التأويل فى متشابه التنزيل ، الشريف محمّد بن الحسين الرضى ، تحقيق : محمّد الرضا آل كاشف الغطاء ، بيروت : دار المهاجر . ۱۱۵ . الحكمة المتعالية فى الأسفار الأربعة ، صدر الدين محمّد بن إبراهيم الشيرازى (م ۱۰۵۰ ق) ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۱۹۸۱ م . ۱۱۶ . حلية الأولياء و طبقات الأصفياء ، أحمد بن عبد اللّه الأصبهانى (أبو نعيم) (م ۴۳۰ ق ) ، بيروت : دار الكتاب العربى ، ۱۳۸۷ ق ، دوم . ۱۱۷ . الخرائج و الجرائح ، سعيد بن هبة اللّه الراوندى (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، قم : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۱۱۸ . خصائص الأئمّة عليهم السلام ، محمّد بن الحسين الموسوى (الشريف الرضى) (م ۴۰۶ ق) ، تحقيق : محمّد هادى الأمينى ، مشهد : آستان قدس رضوى . ۱۱۹ . الخصال ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، چهارم . ۱۲۰ . دلائل النبوّة ، أحمد بن عبد اللّه الأصبهانى (أبو نعيم) (م ۴۳۰ ق ) ، تحقيق : محمّد روّاس قلعجى وعبد البرّ عبّاس ، بيروت : دار النفائس ، ۱۴۰۶ ق ، دوم . ۱۲۱ . دلائل النبوّة و معرفة أحوال صاحب الشريعة ، أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق ) ، تحقيق : عبد المعطى أمين قلعجى ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل. ۱۲۲ . دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، زيرنظر : كاظم موسوى بجنوردى ، تهران : مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ۱۳۶۹ش ، دوم . ۱۲۳ . دائرة المعارف فقه المقارن ، آية اللّه مكارم شيرازى ، قم : مدرسة الإمام على بن أبى طالب عليه السلام ، ۱۳۸۵ ش . ۱۲۴ . دانش‌نامه جهان اسلام ، زير نظر احمد طاهرى عراقى ، مصطفى ميرسليم ، نصر اللّه پور جوادى ، تهران : بنياد دائرة المعارف اسلامى ، ۱۳۷۱ ش . ۱۲۵ . الدرجات الرفيعة فى طبقات الشيعة ، السيّد على المدنى الشيرازى (السيّد على خان) (م ۱۱۲۰ ق ) ، قم : مكتبة بصيرتى ، ۱۳۹۷ ق ، دوم .

.

۱۲۶ . دُرر الأحاديث النبويّة ، يحيى بن الحسين (م ۲۹۸ ق) ، تحقيق: يحيى عبد الكريم الفضيل ، بيروت: مؤسسّة الأعلمى ، ۱۴۰۲ ق ، دوم . ۱۲۷ . الدرّ المنثور فى التفسير المأثور ، عبد الرحمان بن أبى بكر السيوطى (م ۹۱۱ ق ) ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۲۸ . الدروع الواقية ، على بن موسى الحلى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۲۹ . دستور معالم الحكم ومأثور مكارم الشيم ، أبو عبد اللّه بن محمّد بن سلامة القاضى القضاعى (م ۴۵۴ ق ) ، بيروت : دار الكتاب العربى ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل. ۱۳۰ . دعائم الإسلام وذكر الحلال والحرام والقضايا والأحكام ، النعمان بن محمّد التميمى المغربى (القاضى أبو حنيفة) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقيق : آصف بن على أصغر فيضى ، مصر : دار المعارف ، ۱۳۸۹ ق ، سوم . ۱۳۱ . الدعاء ، سليمان بن أحمد الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۱۳۲ . الدعوات ، سعيد بن هبة اللّه الراوندى (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى (عج) ، قم : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۱۳۳ . ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى ، أحمد بن عبد اللّه الطبرى (م ۶۹۳ ق ) ، تحقيق : أكرم البوشى ، جدّه : مكتبة الصحابة ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل . ۱۳۴ . ذكرى الشيعة ، محمّد بن مكّى العاملى (الشهيد الأول) (م ۷۸۶ ق) ، قم : مكتبة بصيرتى . ۱۳۵ . ربيع الأبرار و نصوص الأخبار ، محمود بن عمر الزمخشرى (م ۵۳۸ ق ) ، تحقيق : سليم النعيمى ، قم : منشورات الشريف الرضى ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۱۳۶ . رجال ابن داوود ، الحسن بن على الحِلّى (ابن داوود) (م ۷۳۷ ق ) ، تحقيق : السيّد محمّد صادق آل بحر العلوم ، قم : منشورات الشريف الرضى ، ۱۳۹۲ ق . ۱۳۷ . رجال الطوسى ، محمّد بن الحسن الطوسى(م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : جواد القيّومى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۱۳۸ . رجال العلّامة الحلّى (خلاصة الأقوال) ، حسين بن يوسف الحلّى (العلّامة) (۷۲۶ ق ) ، قم : منشورات الشريف الرضى .

.

۱۳۹ . رجال النجاشى (فهرس أسماء مصنّفى الشيعة) ، أحمد بن على النجاشى (م ۴۵۰ ق ) ، بيروت : دار الأضواء ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۱۴۰ . رسائل الشريف المرتضى ، على بن الحسين الموسوى ، المعروف بالشريف المرتضى المتوفى (م ۴۳۶ ق) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : دار القرآن الكريم ، ۱۴۰۵ ق . ۱۴۱ . الرقّة والبكاء ، أبو بكر عبد اللّه بن محمّد بن أبى الدنيا (م ۲۸۱ ق) تحقيق : محمّد خير رمضان يوسف ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۱۶ ق . ۱۴۲ . الرقّة والبكاء ، أبو محمّد عبد اللّه بن أحمد ابن قدامة المقدسى (م ۶۲۰ ق) ، تحقيق : محمّد خير رمضان يوسف ، دمشق : دارالقلم ، ۱۴۲۲ ق . ۱۴۳ . روح المعانى فى تفسير القرآن (تفسير الآلوسى) ، محمود بن عبد اللّه الآلوسى (م ۱۲۷۰ ق ) ، بيروت : دار إحياء التراث العربى . ۱۴۴ . روضة الواعظين ، محمّد بن الحسن الفتّال النيسابورى (م ۵۰۸ ق ) ، تحقيق : حسين الأعلمى ، بيروت : مؤسسّة الأعلمى ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل . ۱۴۵ . رياض الصالحين ، يحيى بن شرف النووى (م ۶۷۶ ق) ، تحقيق: مصطفى محمّد عمارة ، دمشق: دار القلم العربى . ۱۴۶ . زاد المسير فى علم التفسير ، عبد الرحمان بن على القرشى البغدادى (ابن الجوزى) (م ۵۹۷ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد اللّه ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۱۴۷ . زبدة البيان فى براهين أحكام القرآن ، أحمد بن محمّد المقدس الأردبيلى (م ۹۹۳ ق) ، إعداد : رضا الاُستادى ، على أكبر زمانى‌نژاد ، قم : مؤمنين ، ۱۴۲۱ ق . ۱۴۸ . الزهد ، حسين بن سعيد الأهوازى (ق ۳ ق) ، قم : المطبعة العلمية . ۱۴۹ . الزهد ، هنّاد بن سَرى الكوفى (م ۲۴۳ ق ) ، تحقيق : عبدالرحمان الفريوائى ، كويت : دار الخلفاء للكتاب الإسلامى ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل . ۱۵۰ . الزهد ، عبد اللّه بن المبارك الحنظلى المروزى (ابن المبارك) (م ۱۸۱ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : دار الكتب العلميّة . ۱۵۱ . الزهد ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، بيروت : دار الكتب العلمية . ۱۵۲ . الزينة

.

۱۵۳ . سبل الهدى والرشاد ، محمّد بن يوسف الصالحى الشامى (م ۹۴۲ ق) ، تحقيق : عادل احمد عبد الموجود ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۴ ق . ۱۵۴ . سعد السعود ، على بن موسى‌الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، قم : الشريف الرضى ، ۱۳۶۳ ش ، اوّل. ۱۵۵ . سنن ابن ماجة ، محمّد بن يزيد القزوينى (ابن ماجة) (م ۲۷۵ ق ) ، تحقيق : محمّد فؤاد عبد الباقى ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل. ۱۵۶ . سنن أبى داوود ، سليمان بن أشعث السجستانى الأزدى (م ۲۷۵ ق ) ، تحقيق : محمّد محيى الدين عبد الحميد ، بيروت : دار إحياء السنّة النبويّة . ۱۵۷ . سنن الترمذى (الجامع الصحيح) ، محمّد بن عيسى بن سورة الترمذى (م ۲۷۹ ق) ، تحقيق : احمد محمّد شاكر ، بيروت : دار احياء التراث . ۱۵۸ . سنن الدارمى ، عبد اللّه بن عبد الرحمان الدارمى (م ۲۵۵ ق ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، بيروت : دار القلم ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۱۵۹ . سنن سعيد بن منصور ، سعيد بن منصور الخراسانى المَروَزى (م ۲۲۷ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل. ۱۶۰ . السنن الكبرى ، أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق ) ، تحقيق : محمّد عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۱۶۱ . السنن الكبرى ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق) ، تحقيق : عبد الغفار سليمان البُندارى ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۱۶۲ . سنن النسائى بشرح الحافظ جلال الدين السيوطى وحاشية الإمام السِّندى ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق ) ، بيروت : دار الجيل ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل . ۱۶۳ . السنّة ، أحمد بن عمرو بن أبى عاصم الشيبانى (م ۲۷۸ ق) ، بيروت : المكتب الإسلامى ، ۱۴۱۳ ق ، سوم . ۱۶۴ . سير أعلام النبلاء ، محمّد بن أحمد الذهبى (م ۷۴۸ ق ) ، تحقيق : شُعيب الأرنؤوط ، بيروت : مؤسسّة الرسالة ، ۱۴۱۴ ق ، دهم . ۱۶۵ . سيرة ابن هشام (السيرة النبويّة) ، عبدالملك بن هشام بن أيّوب الحميرى (م ۲۱۸ ق) ، تحقيق : مصطفى سقا و إبراهيم الأنبارى ، قم : مكتبة المصطفى ، ۱۳۵۵ ق ، اول .

.

۱۶۶ . السيرة النبويّة ، إسماعيل بن عمر البصروى الدمشقى (ابن كثير) (م ۷۴۷ ق ) ، تحقيق : مصطفى عبد الواحد ، بيروت : دار إحياء التراث العربى . ۱۶۷ . شرح الأخبار فى فضائل الأئمّة الأطهار ، النعمان بن محمّد المصرى (القاضى أبو حنيفة) (م ۳۶۳ ق ) ، تحقيق : السيّد محمّد الحسينى الجلالى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۱۶۸ . شرح اُصول الكافى ، محمّد صالح المازندرانى (م۱۰۸۱ق) ، تصحيح : على عاشور ، بيروت : دار إحياء التراث العربى ، ۱۴۲۱ق . ۱۶۹ . شرح على مئة كلمة ۱۷۰ . شرح المقاصد ، مسعود بن عمر التفتازانى (م ۷۹۳ ق ) ، تحقيق : عبد الرحمان عميرة ، قم : منشورات الشريف الرضى ، ۱۳۷۰ ق ، اوّل. ۱۷۱ . شرح المواقف ، علىّ بن محمّد الجرجانى ، قم : دارالكتب العلمية . ۱۷۲ . شرح النووى على صحيح مسلم ، يحيى بن شرف النَوَوى (م ۶۷۶ ق ) ، بيروت : دار القلم ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۱۷۳ . شرح نهج البلاغة ، عبد الحميد بن محمّد المعتزلى (ابن أبى الحديد) (م ۶۵۶ ق ) ، تحقيق : محمّد أبوالفضل إبراهيم ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۳۸۷ ق ، دوم . ۱۷۴ . شعار أصحاب الحديث ، أبو أحمد محمّد بن محمّد الحاكم النيسابورى (م ۳۷۸ ق) ، تحقيق : عبد العزيز بن محمّد السدحان ، بيروت : دارالبشائر الإسلامية ، ۱۴۰۵ ق . ۱۷۵ . شُعب الإيمان ، أحمد بن الحسين البيهقى (م ۴۵۸ ق ) ، تحقيق : محمّد السعيد بسيونى زغلول ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۱۷۶ . شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ، عبيد اللّه بن عبد اللّه النيسابورى (الحاكم الحَسَكانى) ( ق ۵ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر المحمودى ، تهران : مؤسسّة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامى ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل . ۱۷۷ . الصحاح (تاج اللغة وصحاح العربيّة) ، إسماعيل بن حمّاد الجوهرى (م ۳۹۸ ق ) ، تحقيق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، بيروت : دار العلم للملايين ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم . ۱۷۸ . صحيح ابن حبّان ، علىّ بن بلبان الفارسى (ابن بلبان) (م ۷۳۹ ق) ، تحقيق : شعيب الأرناوط ، بيروت : مؤسسّة الرسالة ، ۱۴۱۴ ق ، دوم .

.

۱۷۹ . صحيح ابن خزيمة ، محمّد بن إسحاق السلمى النيسابورى (ابن خزيمة) (م ۳۱۱ ق ) ، تحقيق : محمّد مصطفى الأعظمى ، بيروت : المكتب الإسلامى ، ۱۴۱۲ ق ، سوم . ۱۸۰ . صحيح البخارى ، محمّد بن إسماعيل البخارى (م ۲۵۶ ق ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، بيروت : دار ابن كثير ، ۱۴۱۰ ق ، چهارم . ۱۸۱ . صحيح مسلم ، مسلم بن الحَجّاج القشيرى النيسابورى (م ۲۶۱ ق ) ، تحقيق : محمّد فؤاد عبد الباقى ، قاهره : دار الحديث ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۱۸۲ . صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى (عج) ، قم : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل . ۱۸۳ . صحيفة الحسين عليه السلام ، جواد القيومى الاصفهانى ، قم : جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، دفتر انتشارات اسلامى ، ۱۳۷۵ . ۱۸۴ . الصحيفة السجّاديّة ، المنسوب إلى الإمام على بن الحسين عليه السلام ، تصحيح : على أنصاريان ، دمشق : المستشارية الثقافية للجمهوريّة الإسلاميّة الإيرانيّة ، ۱۴۰۵ ق . ۱۸۵ . الصراط المستقيم إلى مستحقّى التقديم ، على بن يونس النباطى البياضى (م ۸۷۷ ق ) ، به كوشش : محمّد باقر البهبودى ، تهران : المكتبة المرتضويّة ، ۱۳۸۴ ق ، اوّل. ۱۸۶ . صفات الشيعة ، محمّد بن على ابن بابويه القمى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، قم : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) . ۱۸۷ . صفة النار ، أبو بكر عبد اللّه بن محمّد بن أبى الدنيا (م ۲۸۱ ق) ، تحقيق : محمّد خير رمضان يوسف ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۱۷ ق . ۱۸۸ . الصمت و حفظ اللسان ، عبد اللّه بن محمّد (ابن أبى الدنيا) (م ۲۸۱ ق) ، تحقيق : محمّد أحمد عاشور ، قاهره : دار الاعتصام ، ۱۴۰۸ ق . ۱۸۹ . الصواعق المحرقة فى الردّ على أهل البدع و الزندقة ، أحمد بن حجر الهيثمى الكوفى (م ۹۷۴ ق ) ، تصحيح : عبد الوهّاب عبد اللطيف ، قاهره : مكتبة القاهرة ، ۱۳۸۵ ق ، دوم . ۱۹۰ . الضعفاء والمتروكون ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق) ، تحقيق : بوران ضناوى و كمال يوسف حوت ، بيروت : مؤسسّة الكتب الثقافية ، ۱۴۰۷ ق ، دوم . ۱۹۱ . الطبقات الكبرى ، محمّد بن سعد (كاتب الواقدى) (م ۲۳۰ ق ) ، بيروت : دار صادر .

.

۱۹۲ . الطرائف فى معرفة مذاهب الطوائف ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، قم : مطبعة الخيّام ، ۱۴۰۰ ق ، اوّل. ۱۹۳ . طرائف المقال فى معرفة طبقات الرجال ، على أصغر بن شفيع الموسوى الجابِلَقى (م ۱۳۱۳ ق) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى النجفى . ۱۹۴ . العُدد القويّة لدفع المخاوف اليوميّة ، الحسن بن يوسف الحلّى (العلّامة) (م ۷۲۶ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل . ۱۹۵ . عدّة الداعى و نجاح الساعى ، أحمد بن محمّد الحلّى الأسدى (ابن فهد) (م ۸۴۱ ق ) ، تحقيق : أحمد الموحّدى ، تهران : مكتبة وجدانى . ۱۹۶ . العظمة ، أبو الشيخ عبد اللّه بن محمّد الاصبهانى (م ۳۹۶ ق) ، تحقيق : محمّد فارس ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۴ ق . ۱۹۷ . علل الشرائع ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، بيروت : دار إحياء التراث ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۱۹۸ . العلل و معرفة الرجال ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقيق : وصى اللّه عبّاس ، بيروت : المكتب الإسلامى ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۱۹۹ . العمدة فى محاسن الشعر وآدابه ، الحسن بن رشيق القيروانى (م ۴۵۶ ق) ، تحقيق : محمّد قزقزان ، بيروت : دارالمعرفة ، ۱۴۰۸ ق . ۲۰۰ . عمدة القارى (شرح صحيح البخارى) ، أبو محمّد محمود بن أحمد العينى (م ۸۵۵ ق) ، بيروت : دار إحياء التراث العربى . ۲۰۱ . عون المعبود (شرح سنن أبى داوود) ، أبو الطيب محمّد شمس الحق العظيم آبادى (م ۱۳۲۹ ق) ، بيروت : دارالكتب العلمية ، ۱۴۱۵ ق ، دوم . ۲۰۲ . عوالى اللآلى العزيزيّة فى الأحاديث الدينيّة ، محمّد بن على الأحسائى (ابن أبى جمهور) (م ۹۴۰ ق ) ، تحقيق : مجتبى العراقى ، قم : مطبعة سيّد الشهداء عليه السلام ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل. ۲۰۳ . العين ، خليل بن أحمد الفَراهيدى (م ۱۷۵ ق ) ، تحقيق : مهدى المخزومى ، قم : دار الهجرة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۲۰۴ . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الحسينى اللاجوردى ، تهران : منشورات جهان .

.

۲۰۵ . عيون الحكم و المواعظ ، على بن محمّد الليثى الواسطى (ق ۶ ق ) ، تحقيق : حسين الحسنى البيرجندى ، قم : دار الحديث ، ۱۳۷۶ ش ، اوّل. ۲۰۶ . عيون المعجزات ، حسين بن عبد الوهّاب (ق ۵ ق ) ، قم : الشريف الرضى ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل . ۲۰۷ . الغارات ، إبراهيم بن محمّد (ابن هلال الثقفى) (م ۲۸۳ ق ) ، تحقيق : مير جلال الدين المحدّث الاُرموى ، تهران : انجمن آثار ملّى ، ۱۳۹۵ ق ، اوّل. ۲۰۸ . الغدير فى الكتاب والسنّة والأدب ، عبد الحسين بن أحمد الأمينى (م ۱۳۹۰ ق ) ، بيروت : دار الكتاب العربى ، ۱۳۸۷ ق ، سوم . ۲۰۹ . غرر الحكم ودرر الكلم ، عبد الواحد الآمدى التميمى (م ۵۵۰ ق ) ، تحقيق : مير جلال الدين محدّث اُرمَوى ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۶۰ ش ، سوم . ۲۱۰ . الغيبة ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : عباد اللّه الطهرانى و على أحمد ناصح ، قم : مؤسسّة المعارف الإسلاميّة ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۲۱۱ . الغيبة ، محمّد بن إبراهيم الكاتب النعمانى (م ۳۵۰ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، تهران : مكتبة الصدوق . ۲۱۲ . فتح الأبواب ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : حامد الخفّاف ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۲۱۳ . فتح البارى شرح صحيح البخارى ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : عبد العزيز بن عبد اللّه بن باز ، بيروت : دار الفكر ، ۱۳۷۹ ق ، اوّل . ۲۱۴ . فتح المغيث (شرح ألفية الحديث) ، عبد الرحيم بن حسين العراقى (م ۸۰۶ ق) ، تحقيق: صلاح محمّد عويضة ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۹۹۳ م ، اوّل . ۲۱۵ . فرائد السمطين فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الأئمّة من ذرّيّتهم ، إبراهيم بن محمّد الجوينى (م ۷۳۰ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر المحمودى ، بيروت : مؤسسّة المحمودى ، ۱۳۹۸ ق ، اوّل . ۲۱۶ . فرحة الغَرىّ فى تعيين قبر أمير المؤمنين على عليه السلام ، عبد الكريم بن أحمد الطاووسى العلوى (م ۶۹۳ ق ) ، قم : الشريف الرضى . ۲۱۷ . الفردوس بمأثور الخطاب ، شيرويَة بن شهردار الديلمى الهَمَدانى (م ۵۰۹ ق ) ، تحقيق : محمّد السعيد بسيونى زغلول ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل.

.

۲۱۸ . الفصول المهمّة فى اُصول الأئمّة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملى (م ۱۱۰۴ ق) ، تحقيق : محمّد بن محمّد الحسين القائينى ، قم : مؤسسه معارف اسلامى . ۲۱۹ . الفضائل ، شاذان بن جبرئيل القمّى (م ۶۶۰ ق ) ، نجف : المطبعة الحيدريّة ، ۱۳۳۸ ق . ۲۲۰ . فضائل الأشهر الثلاثة ، محمّد بن علىّ ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : غلامرضا عرفانيان ، قم : مطبعة الآداب ، ۱۳۹۶ ق ، اول . ۲۲۱ . فضائل الشيعة ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى (عج) ، قم : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۲۲۲ . فضائل الصحابة ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقيق : وصى اللّه بن محمّد عبّاس ، مكّه : جامعة اُمّ القرى ، ۱۴۰۳ ق ، اوّل. ۲۲۳ . فضائل الصحابة ، أحمد بن شعيب النسائى (م ۳۰۳ ق) ، تحقيق ودراسة : فاروق حمّادة ، مغرب : دار الثقافة ، ۱۴۰۴ ق . ۲۲۴ . الفقه الإسلامى وأدلّته ۲۲۵ . الفقه على المذاهب الأربعة ، عبد الرحمن الجزيرى ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۱۴۰۶ ق . ۲۲۶ . الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمى للإمام الرضا عليه السلام . ۲۲۷ . الفقيه = كتاب من لا يحضره الفقيه ، محمّد بن علىّ ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسّسة النشر الإسلامى . ۲۲۸ . فلاح السائل ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : غلامحسين مجيدى ، قم : مكتب الإعلام الإسلامى ، ۱۴۱۹ ق ، اوّل. ۲۲۹ . الفهرست ، محمّد بن إسحاق (ابن النديم) (م ۳۸۰ ق ) ، ترجمه وتحقيق : محمّد رضا تجدد ، تهران : اميركبير ، ۱۳۶۶ش ، سوم . ۲۳۰ . فيض القدير ، محمّد عبد الرؤوف المناوى (ق ۱۰ ق ) ، بيروت : دار الفكر . ۲۳۱ . القاموس الفقهى ۲۳۲ . القاموس المحيط ، محمّد بن يعقوب الفيروز آبادى (م ۸۱۷ ق ) ، بيروت : دار الفكر .

.

۲۳۳ . قرب الإسناد ، عبداللّه بن جعفر الحِمْيرى القمّى (م بعد از ۳۰۴ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۲۳۴ . قصر الأمل ، أبو بكر عبد اللّه بن محمّد بن أبى الدنيا (م ۲۸۱ ق) ، تحقيق : محمّد خير رمضان يوسف ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۱۶ ق . ۲۳۵ . قصص الأنبياء ، سعيد بن هبة اللّه (قطب الدين الراوندى) (م ۵۷۳ ق ) تحقيق : غلامرضا عرفانيان ، مشهد : مجمع البحوث الإسلاميّة التابع لمؤسسة الآستانة الرضويّة ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۲۳۶ . قضاء الحوائج ، عبد اللّه بن محمّد ابن أبى الدنيا ، تصحيح : محمّد عبد القادر أحمد عطا ، بيروت : مؤسسّة الكتب الثقافية . ۲۳۷ . قواعد المرام فى علم الكلام ، كمال الدين ميثم بن على البحرانى (م ۶۸۹ ق) ، قم : مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، ۱۳۹۸ ق . ۲۳۸ . الكافى ، ثقة الإسلام محمّد بن يعقوب بن إسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۹ ق) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، تهران : دار الكتب الإسلامية ، ۱۳۸۹ ق ، دوم . ۲۳۹ . كامل الزيارات ، جعفر بن محمّد القمّى (ابن قولويه) (م ۳۶۷ ق ) ، تحقيق : السيّد جواد القيّومى ، قم : نشر الفقاهة ، ۱۴۱۷ ق ، اوّل. ۲۴۰ . الكامل فى التاريخ ، على بن محمّد الشيبانى الموصلى (ابن الأثير) (م ۶۳۰ ق ) ، تحقيق : على شيرى ، بيروت : دار إحياء التراث العربى ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۲۴۱ . الكامل فى ضعفاء الرجال ، عبد اللّه بن عدى الجرجانى (م ۳۶۵ ق)، تحقيق : عادل احمد عبد الموجود و شيخ على محمّد معوّض ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل . ۲۴۲ . كتاب سُلَيم بن قيس ، سليم بن قيس الهلالى العامرى (م ح ۹۰ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر الأنصارى ، قم : الهادى ، ۱۴۱۵ ق ، اوّل. ۲۴۳ . الكشّاف ، محمود بن عمر الزمخشرى (م ۵۳۸ ق ) ، بيروت : دار المعرفة . ۲۴۴ . كشف الريبة عن احكام الغيبة ، زين الدين على العاملى (الشهيد الثانى) ، تهران : المكتبة المرتضوية . ۲۴۵ . كشف الغمّة فى معرفة الأئمّة ، على بن عيسى الإربلى (م ۶۸۷ ق ) ، تصحيح : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى ، بيروت : دار الكتاب ، ۱۴۰۱ ق ، اوّل.

.

۲۴۶ . كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، الحسن بن يوسف بن المطهر الحلّى (العلّامة) ، تهران : إسلامية . ۲۴۷ . الكشف والبيان (تفسير الثعلبى) ، أبو اسحاق أحمد بن محمّد المعروف بالثعلبى (م ۴۲۷ ق) ، تحقيق : أبو محمّد بن عاشور ، بيروت : دار احياء الثراث العربى ، ۱۴۲۲ ق . ۲۴۸ . كشف اليقين فى فضائل أمير المؤمنين عليه السلام ، الحسن بن يوسف الحلّى (العلّامه) (م ۷۲۶ ق ) ، تحقيق : على آل كوثر ، قم : مجمع إحياء الثقافة الإسلاميّة ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۲۴۹ . كفاية الأثر فى النصّ على الأئمّة الاثنى عشر ، على بن محمّد الخزّاز القمّى (ق ۴ ق) ، تحقيق : السيّد عبد اللطيف الحسينى الكوه‌كمرى ، قم : بيدار ، ۱۴۰۱ ق . ۲۵۰ . كمال الدين وتمام النعمة ، محمّدبن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۰۵ ق ، اوّل. ۲۵۱ . كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال ، على المتّقى بن حسام الدين الهندى (م ۹۷۵ ق ) ، تصحيح : صفوة السقّا ، بيروت : مكتبة التراث الإسلامى ، ۱۳۹۷ ق ، اوّل. ۲۵۲ . كنز الفوائد ، محمّد بن على الكراجكى الطرابلسى (م ۴۴۹ ق ) ، تصحيح : عبد اللّه نعمة ، قم : دار الذخائر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۲۵۳ . لباب النقول فى أسباب النزول ، جلال الدين عبد الرحمان بن أبى بكر السيوطى (م ۹۱۱ ق ) ، رياض : مكتبة الرياض الحديثة ، دوم . ۲۵۴ . لسان العرب ، محمّدبن مُكرَّم المصرى الأنصارى (ابن منظور) (م ۷۱۱ ق ) ، بيروت : دار صادر ، ۱۴۱۰ ق ، اوّل. ۲۵۵ . لغت‌نامه ، على أكبر دهخدا ، تهران : دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳ ش . ۲۵۶ . مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين على بن أبى طالب و الأئمّة من ولده عليهم السلام ، محمّد بن أحمد القمّى (ابن شاذان) ( ق ۵ ق ) ، تحقيق : نبيل رضا علوان ، قم : أنصاريان . ۲۵۷ . المَجازات النبويّة ، محمّد بن الحسين الموسوى (الشريف الرضى) (م ۴۰۶ ق ) ، تحقيق وشرح : طه محمّد الزينى ، قم : مكتبة بصيرتى . ۲۵۸ . مجمع البحرين ، فخر الدين الطُّرَيحى (م ۱۰۸۵ ق ) ، تحقيق : السيّد أحمد الحسينى ، تهران : مكتبة نشر الثقافة الإسلاميّة ، ۱۴۰۸ ق ، دوم .

.

۲۵۹ . مجمع البيان فى تفسير القرآن (تفسير مجمع البيان) ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسى (أمين الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلّاتى و السيّد فضل اللّه اليزدى الطباطبائى ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۰۸ ق ، دوم . ۲۶۰ . مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، على بن أبى بكر الهيثمى (م ۸۰۷ ق ) ، تحقيق : عبد اللّه محمّد درويش ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۲۶۱ . المحاسن ، أحمد بن محمّد البرقى القمىّ (م ۲۸۰ ق ) ، تحقيق : السيّد مهدى الرجائى ، قم : المجمع العالمى لأهل البيت عليهم السلام ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۲۶۲ . المحتضر ، أبو محمّد الحسن بن سليمان بن محمّد الحلى (القرن الثامن) ، تحقيق : سيّد على اشرف ، نجف : المطبعة الحيدرية ، ۱۴۲۴ ق . ۲۶۳ . المحجّة البيضاء فى تهذيب الإحياء ، محمّدمحسن بن شاه مرتضى (الفيض الكاشانى) (م ۱۰۹۱ ق ) ، تصحيح : على أكبر الغفارى ، قم : جماعة المدرّسين فى الحوزة العلمية ، ۱۳۸۳ ق . ۲۶۴ . المحيط فى اللغة ، إسماعيل بن عباد الطالقانى (الصاحب بن عبّاد) (م ۳۸۵ ق ) ، تحقيق : محمّد حسن آل ياسين ، بيروت : عالم الكتب . ۲۶۵ . مختصر بصائر الدرجات ، سعد بن عبد اللّه بن أبى خلف الأشعرى ، اختصار : حسن بن سليمان الحلّى (ق ۸ ق) ، قم : الرسول المصطفى . ۲۶۶ . مختصر تاريخ دمشق ، محمّد بن مُكرَّم المصرى الأنصارى (ابن منظور) (م ۷۱۱ ق ) ، تحقيق : راتب حمّوش ، دمشق : دار الفكر . ۲۶۷ . مرآة العقول فى شرح أخبار آل الرسول ، محمّد باقر بن محمّد تقى المجلسى (العلّامة المجلسى) (م ۱۱۱۱ ق ) ، تحقيق : السيّد هاشم الرسولى المحلاتى ، تهران : دار الكتب الإسلاميّة ، ۱۳۷۰ ش ، سوم . ۲۶۸ . مرقاة المفاتيح (شرحُ مشكاة المصابيح) ، على بن سلطان محمّد القارى (م ۱۰۱۴ ق) ، بيروت : دار إحياء التراث العربى . ۲۶۹ . المزار ، محمّد بن مكّى العاملى الجزينى (الشهيد الأوّل) (م ۷۸۶ ق ) ، تحقيق : مدرسة الإمام المهدى عليه السلام ، قم : مدرسة الإمام المهدى عليه السلام ، ۱۴۱۰ ق .

.

۲۷۰ . المزار ، محمّد بن محمّد بن النعمان العكبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر الأبطحى ، قم : المؤتمر العالمى لألفيّة الشيخ المفيد ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۲۷۱ . المزار الكبير ، محمّد بن جعفر المشهدى (ق ۶ ق ) ، تحقيق : السيّد جواد القيّومى الإصفهانى ، قم : قيّوم ، ۱۴۱۹ ق ، اوّل. ۲۷۲ . مسائل علىّ بن جعفر و مستدركاتها ، علىّ بن جعفر الحسينى العلوى الهاشمى العُريضى (م ۲۱۰ ق ) تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، مشهد : المؤتمر العالمى للإمام الرضا عليه السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اول . ۲۷۳ . مستدرك سفينة البحار ، شيخ على النمازى الشاهرودى (م ۱۳۶۳ ق) ، تهران : مؤسسّة البعثة ، ۱۴۰۹ ق . ۲۷۴ . المستدرك على الصحيحين ، محمّد بن عبد اللّه الحاكم النيسابورى (م ۴۰۵ ق ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۲۷۵ . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ميرزا حسين النورى الطَبَرسى (م ۱۳۲۰ ق ) ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۷ ق ، اوّل. ۲۷۶ . مسكّن الفؤاد ، زين الدين بن علىّ الجُبَعى العاملى (الشهيد الثانى) (م ۹۶۵ ق) ، تحقيق: مؤسسّة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ، قم: مؤسسّة آل البيت ، ۱۴۱۲ ق ، دوم . ۲۷۷ . المسلك فى أصول الدين ، أبو القاسم جعفر بن الحسن المحقق الحلى (م ۶۷۶ ق) ، تحقيق : رضا الاُستادى ، مشهد : مجمع البحوث الإسلامية ، ۱۴۱۴ ق . ۲۷۸ . مسند ابن جعد ، على بن الجعد الجوهرى (م ۲۳۰ ق) ، بيروت : مؤسسّة ناور ، ۱۴۱۰ق . ۲۷۹ . مسند أبى داوود الطيالسى (مسند الطيالسى) ، سليمان بن داوود البصرى (أبى داوود الطيالسى) (م ۲۰۴ ق) ، بيروت : دار المعرفة . ۲۸۰ . مسند أبى يعلى الموصلى ، أحمد بن على التميمى الموصلى (أبو يعلى) (م ۳۰۷ ق ) ، تحقيق : إرشاد الحقّ الأثرى ، جدّه : دار القبلة ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۲۸۱ . مسند أحمد بن حنبل ، أحمد بن محمّد الشيبانى (ابن حنبل) (م ۲۴۱ ق ) ، تحقيق : عبد اللّه محمّد الدرويش ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۲۸۲ . مسند إسحاق بن راهويه ، إسحاق بن إبراهيم الحنظلى المروزى (م ۲۳۸ ق ) ، تحقيق : عبد الغفور عبد الحقّ حسين البلوشى ¨ ، مدينه منوّره : مكتبة الإيمان ، ۱۴۱۲ ق ، اول .

.

۲۸۳ . مسند الإمام زيد(مسند زيد) ، المنسوب إلى زيد بن على بن الحسين عليهماالسلام (م ۱۲۲ ق ) ، بيروت : منشورات دار مكتبة الحياة ، ۱۹۶۶ م ، اوّل. ۲۸۴ . مسند البزّار (البحر الزخّار) ، أحمد بن عمرو العتكى البزّار (م ۲۹۲ ق ) ، تحقيق : محفوظ الرحمان زين اللّه ، بيروت : مؤسسّة علوم القرآن ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل. ۲۸۵ . مسند الحميدى ، عبد اللّه بن الزبير الحميدى (م ۲۱۹ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، مدينه : المكتبة السلفيّة . ۲۸۶ . مسند الشاميّين ، سليمان بن أحمد بن أيّوب اللخمىّ الطبرانى (م ۳۶۰ ق) ، تحقيق : حمدى عبد المجيد السلفى ، بيروت : مؤسّسة الرسالة ، ۱۴۰۹ ق ، اول . ۲۸۷ . مسند الشهاب ، محمّد بن سلامة القضاعى (القاضى) (م ۴۵۴ ق) ، تحقيق : حمدى عبد المجيد السلفى ، بيروت : مؤسسّة الرسالة ، ۱۴۰۵ ق ، اول . ۲۸۸ . مسند الشهاب ، محمّد بن سلامة (القاضى القضاعى) (م ۴۵۴ ق) ، بيروت : مؤسسّة الرسالة . ۲۸۹ . مسند عبد اللّه ابن المبارك ، تحقيق : مصطفى عثمان محمّد ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۱ ق . ۲۹۰ . مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار ، على بن الحسن الطَّبْرِسى (ق ۷ ق) ، تحقيق : مهدى هوشمند ، قم : دار الحديث ، ۱۴۱۸ ق ، اوّل. ۲۹۱ . مشكاة المصابيح ، محمّد بن عبد اللّه العمرى الخطيب التبريزى (ق ۸ ق) ، تحقيق : محمّد ناصر الدين الآلبانى ، دمشق : المكتب الإسلامى . ۲۹۲ . مصادقة الإخوان ، محمّد بن علىّ ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق) ، تحقيق: مؤسّسة الامام المهدى (عج) ، قم: مدرسة الامام المهدى (عج) ، ۱۴۱۰ ق . ۲۹۳ . مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ، المنسوب إلى الإمام الصادق عليه السلام ، شرح : عبد الرزّاق گيلانى ، (م ۱۰۸۹ ق) ، تصحيح : جلال الدّين محدّث اُرموى تهران : نشر صدوق ، ۱۴۰۷ ق ، سوم. ۲۹۴ . مصباح الفقاهة ، سيّد أبو القاسم بن على أكبر الخوئى (م ۱۴۱۳ ق) ، قم : مكتبة وجدانى ، ۱۳۷۱ ش ، سوم . ۲۹۵ . مصباح الفقيه ، رضا بن محمّد هادى همدانى غروى (م ۱۳۲۲ ق) ، قم : مؤسسّة الجعفرية لإحياء التراث .

.

۲۹۶ . المصباح فى الأدعية و الصلوات و الزيارات ، إبراهيم بن على العاملى الكَفعَمى (م ۹۰۰ ق ) ، قم : الشريف الرضى . ۲۹۷ . مصباح المتهجّد ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م ۴۶۰ ق ) ، تحقيق : على أصغر مرواريد ، بيروت : مؤسسّة فقه الشيعة ، ۱۴۱۱ ق ، اوّل. ۲۹۸ . المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى ، أحمد بن محمّد الفيّومى (م ۷۷۰ ق ) ، قم : مؤسسّة دار الهجرة ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۲۹۹ . المصنَّف ، عبد الرزّاق بن همّام الصنعانى (م ۲۱۱ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : منشورات المجلس العلمى . ۳۰۰ . المصنّف فى الأحاديث و الآثار ، عبد اللّه بن محمّد العبسى الكوفى (ابن أبى شيبة) (م ۲۳۵ ق ) ، تحقيق : سعيد محمّد اللحّام ، بيروت : دار الفكر . ۳۰۱ . مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول ، محمّد بن طلحة النصيبى الشافعى (م ۶۵۲ ق ) ، تحقيق : ماجد أحمد العطيَّة ، بيروت : مؤسسّة اُمّ القرى ، ۴۲۰ ق . ۳۰۲ . المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، أحمد بن على العسقلانى (ابن حجر) (م ۸۵۲ ق ) ، تحقيق : حبيب الرحمان الأعظمى ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۰۳ . معانى الأخبار ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م ۳۸۱ ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۳۶۱ ش ، اوّل. ۳۰۴ . المعجم الأوسط ، سليمان بن أحمد اللخمى الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : طارق بن عوض اللّه وعبد الحسن بن إبراهيم الحسينى ، قاهره : دار الحرمين ، ۱۴۱۵ ق . ۳۰۵ . معجم البلدان ، ياقوت بن عبد اللّه الحَمَوى الرومى(م ۶۲۶ ق ) ، بيروت : دار إحياء التراث العربى ، ۱۳۹۹ ق ، اوّل. ۳۰۶ . معجم رجال الحديث ، السيّد أبو القاسم الموسوى الخوئى (م ۱۴۱۳ ق ) ، قم : مدينة العلم ، ۱۴۰۳ ق ، سوم . ۳۰۷ . المعجم الصغير ، سليمان بن أحمد اللخمى‌الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : محمّد عثمان ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۰۱ ق ، دوم . ۳۰۸ . المعجم الكبير ، سليمان بن أحمد اللخمى الطبرانى (م ۳۶۰ ق ) ، تحقيق : حمدى عبد المجيد السلفى ، بيروت : دار إحياءالتراث العربى ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .

.

۳۰۹ . معجم لغة الفقهاء ، محمّد رواس قلعه جى ، بيروت : دارالنفائس ، ۱۴۰۵ ق . ۳۱۰ . معجم مقاييس اللغة ، أحمد بن فارس الرازى (م ۳۹۵ ق) ، تحقيق : عبد السّلام محمّد هارون . مصر : شركة مكتبة مصطفى البابى و أولاده . ۳۱۱ . معدن الجواهر و رياضة الخواطر ، محمّد بن على الكَراجِكى (م ۴۴۹ ق) ، تحقيق: السيد أحمد الحسينى ، تهران: المكتبة المرتضوية ، ۱۳۹۴ ق ، دوم . ۳۱۲ . المغازى ، محمّد بن عمر بن واقد (الواقدى) (م ۲۰۷ ق ) ، تحقيق : مارسدن جونس ، بيروت : عالم الكتب ، ۱۴۰۴ ق ، سوم . ۳۱۳ . مفردات ألفاظ القرآن ، حسين بن محمّد الراغب الإصفهانى (م ۴۲۵ ق ) ، تحقيق : صفوان عدنان داوودى ، بيروت : دار القلم ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل. ۳۱۴ . المفصّل فى تاريخ العرب قبل الإسلام ، جواد على ، بغداد : جامعة بغداد ، ۱۹۹۱ م . ۳۱۵ . مقتل الحسين عليه السلام ، موفّق بن أحمد المكّى الخوارزمى (م ۵۶۸ ق ) ، تحقيق : محمّد السماوى ، قم : مكتبة المفيد . ۳۱۶ . المقنعة ، محمّد بن محمّد بن النعمان العُكْبرى البغدادى (الشيخ المفيد) (م ۴۱۳ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة النشر الإسلامى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۰ ق ، دوم . ۳۱۷ . مكارم الأخلاق ، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسى (أمين الإسلام) (م ۵۴۸ ق ) ، تحقيق : علاء آل جعفر ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۱۸ . المكاسب ، مرتضى بن محمّد أمين الأنصارى (الشيخ الأنصارى) (م ۱۲۸۱ ق) ، تبريز : مطبعة الإطّلاعات ، دوم . ۳۱۹ . الملاحم والفتن (التشريف بالمنن فى التعريف بالفتن) ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق ونشر : مؤسسّة صاحب الأمر ، ۱۴۱۶ ق ، اوّل. ۳۲۰ . الملل والنحل ، محمّد بن عبد الكريم الشهرستانى (م ۵۴۸ ق ) ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۰۶ ق . ۳۲۱ . مناقب آل أبى طالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمّد بن على المازندرانى (ابن شهرآشوب) (م ۵۸۸ ق ) ، قم : المطبعة العلميّة . ۳۲۲ . مناقب الإمام أمير المؤمنين عليه السلام (المناقب للكوفى) ، محمّد بن سليمان الكوفى القاضى (م ۳۰۰ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر المحمودى ، قم : مجمع إحياء الثقافة الإسلاميّة ، ۱۴۱۲ ق ، اوّل .

.

۳۲۳ . مناقب على بن أبى طالب عليه السلام (المناقب لابن المغازلى) ، على بن محمّد الواسطى الشافعى (ابن المَغازلى) (م ۴۸۳ ق ) ، به كوشش : محمّد باقر البهبودى ، تهران : المكتبة الإسلاميّة ، ۱۴۰۲ ق ، دوم . ۳۲۴ . المناقب (المناقب للخوارزمى) ، الموفّق بن أحمد المكّى الخوارزمى الخطيب (م ۵۶۸ ق ) تحقيق : مالك المحمودى ، قم : مؤسسّة النشر الإسلامى ، ۱۴۱۴ ق ، دوم . ۳۲۵ . المنتخب من مسند عبد بن حُمَيد ، عبد بن حُمَيد (م ۲۴۹ ق ) ، تحقيق : السيّد صبحى البدرى السامرائى ومحمود محمّد خليل الصعيدى ، قاهره : مكتبة السنّة ، ۱۴۰۸ ق ، اوّل. ۳۲۶ . منية المريد ، زين الدين على العاملى (الشهيد الثانى) (م ۹۶۵ ق ) ، قم : مكتب الإعلام الإسلامى ، ۱۴۱۵ق . ۳۲۷ . موارد الظمآن الى زوائد ابن حبان ، لنورالدين على بن ابى بكر الهيثمى (م ۸۰۷) ، تحقيق : عبدالرزاق حمزة ، دارالكتب العلمية ـ بيروت . ۳۲۸ . المواعظ العدديّة ، محمّد بن الحسن الحسينى (ق ۱۱ ق) ، تحرير : الميرزا على المشكينى الأردبيلى ، قم : الهادى ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل . ۳۲۹ . المواقف فى علم الكلام ، عبد الرحمان بن أحمد الأيجي ، بيروت : عالم الكتب ، القاهرة : مكتبة المتنبى . ۳۳۰ . موسوعة الإمام على بن أبى طالب عليه السلام فى الكتاب و السنّة و التاريخ ، محمّد الريشهرى و ديگران ، قم : دار الحديث ، ۱۴۲۲ ق . ۳۳۱ . موسوعة حياة الصحابة ، اعداد : محمّد سعيد مبيض ، بيروت : مؤسسّة الريان ، ۱۴۲۱ ق . ۳۳۲ . موسوعة ميزان الحكمة ، محمّد الرَّيشَهرى و ديگران ، قم : دار الحديث ، ۱۴۲۵ ق . ۳۳۳ . الموطّأ ، مالك بن أنس (م ۱۵۸ ق ) ، تحقيق : محمّد فؤاد عبد الباقى ، بيروت : دار إحياء التراث العربى ، ۱۴۰۶ ق ، اوّل. ۳۳۴ . مهج الدعوات و منهج العبادات ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : حسين الأعلمى ، بيروت : مؤسسّة الأعلمى ، ۱۴۱۴ ق ، اوّل. ۳۳۵ . ميزان الاعتدال فى نقد الرجال ، محمّد بن أحمد الذهبى (م ۷۴۸ ق ) ، تحقيق : على محمّد البجاوى ، بيروت : دار الفكر .

.

۳۳۶ . الميزان فى تفسير القرآن ، السيّد محمّد حسين الطباطبائى (م ۱۴۰۲ ق ) ، قم : إسماعيليان ، ۱۳۹۴ ق ، سوم . ۳۳۷ . المؤمن . لحسين بن سعيد الكوفى الاهوازى (قرن ۳ق) ،تحقيق ونشر : مدرسة الامام المهدى (ع) - قم ، ۱۴۰۴ق . ۳۳۸ . نثر الدرّ ، منصور بن الحسين الآبى (أبو سعيد الوزير) (م ۴۲۱ ق ) ، تحقيق : محمّد على قرنة ، مصر : الهيئة المصرية العامة ، ۱۹۸۱ م ، اوّل . ۳۳۹ . نظم المتآثر من الحديث المتواتر ، أبو عبد اللّه سيّدى محمّد بن أبى الفيض الحسينى الإدريسى (الشهير بالكتانى) ، بيروت : دار الكتب العلميّة ، ۱۴۰۷ ق ـ ۱۹۸۷ م ، دوم . ۳۴۰ . نقد الرجال ، مصطفى بن الحسين الحسينى التفرشى (قرن ۱۱ق) ، تحقيق موسسة آل البيت عليهم السلام ، قم ، ۱۴۱۸ق. ۳۴۱ . نوادر الأخبار فيما يتعلق باصول الدين ، محسن بن مرتضى الفيض الكاشانى (م ۱۰۹۱ ق) ، تحقيق : مهدى الأنصارى القمى ، تهران : مؤسسّه مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، ۱۳۷۵ش . ۳۴۲ . نوادر الاُصول في معرفة أحاديث الرسول ، محمّد بن علىّ بن سورة الترمذى (م ۳۲۰ ق) ، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا ، بيروت: دار الكتب العلميّة ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل . ۳۴۳ . نوادر الراوندي ، لفضل اللّه بن عليّ الحسيني الراوندي (م ۵۷۳ ق) ، المطبعة الحيدرية ـ النجف الأشرف ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۰ ه . ش . ۳۴۴ . النوادر (مستطرفات السرائر) ، محمّد بن أحمد بن إدريس الحلى (ابن إدريس) (م ۵۹۸ ق) ، تحقيق : مؤسسّة الإمام المهدى(عج) ، قم : مدرسة الإمام المهدى(عج) ۱۴۰۸ق ، اوّل. ۳۴۵ . النهاية فى غريب الحديث والأثر ، مبارك بن مبارك الجَزَرى (ابن الأثير) (م ۶۰۶ ق ) ، تحقيق : طاهر أحمد الزاوى ، قم : مؤسسّة إسماعيليان ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم . ۳۴۶ . نهج البلاغة من كلام الإمام أمير المؤمنين عليه السلام ، جمع و تدوين : السيّد محمّد بن الحسين الموسوى (الشريف الرضى) (م ۴۰۶ ق) ، ترجمه : سيّد جعفر شهيدى ، تهران : علمى و فرهنگى ، ۱۳۷۸ش ، چهاردهم . ۳۴۷ . الوافى ، محمّدمحسن بن شاه مرتضى الكاشانى (الفيض الكاشانى) (م ۱۰۹۱ ق) ، تحقيق : ضياء الدين حسين اصفهانى ، اصفهان : مكتبة الإمام أمير المؤمنين عليه السلام ، ۱۴۰۶ ق .

.

۳۴۸ . الورع . أحمد بن محمّد بن حنبل الشيبانى ( م ۲۴۱ ق ) ، تحقيق : زينب إبراهيم القاروظ ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۰۳ ق . ۳۴۹ . وسائل الشيعة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملى (م ۱۱۰۴ ق ) ، تحقيق : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، قم : مؤسسّة آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۹ ق ، اوّل . ۳۵۰ . وقعة صفّين ، نصر بن مزاحم المنقرى (م ۲۱۲ ق ) ، تحقيق : عبد السلام محمّد هارون ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۳۸۲ ق ، دوم . ۳۵۱ . اليقين باختصاص مولانا علىّ عليه السلام بإمرة المسلمين ، على بن موسى الحلّى (السيّد ابن طاووس) (م ۶۶۴ ق ) ، تحقيق : محمّد باقر الأنصارى ، قم : مؤسسّة دار الكتاب ، ۱۴۱۳ ق ، اوّل. ۳۵۲ . ينابيع المودّة لذوى القربى ، سليمان بن إبراهيم القُندوزى الحنفى (م ۱۲۹۴ ق ) ، تحقيق : على جمال أشرف الحسينى ، تهران : دار الاُسوة ، ۱۴۱۶ ق ، اوّل.

.

فهرست تفصيلى .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .