توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث جلد 2

ghaemiyeh.com

مشخصات كتاب

سرشناسه : محمدي ري‌شهري، محمد، ۱۳۲۵ -

عنوان و نام پديدآور : توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث / محمدي‌ري‌شهري ؛ با همكاري رضا حسيني ؛ ترجمه ابوالقاسم حسيني (ژرفا).

مشخصات نشر : قم: دار الحديث، -۱۳.

مشخصات ظاهري : ج.

فروست : مركز تحقيقات دار الحديث ۵۷/۱؛٬ ۵۷/۲

شابك : ۵۰۰۰۰ ريال (ج.۱) ؛ ج.۱‌964-493-114-9 : ؛ ۶۰۰۰۰ ريال: دوره: 964-493-116-5 ؛ ۵۰۰۰۰ ريال: ج.۲‌964-7489-48-X : ؛ ۶۰۰۰۰ ريال : ج.۲ ، چاپ دوم : 964-493-115-7

يادداشت : ج.۱ (چاپ اول: ۱۳۸۲).

يادداشت : ج.۱ ( چاپ دوم : ۱۳۸۵ ) .

يادداشت : كتابنامه .

موضوع : رشد اقتصادي -- جنبه‌هاي مذهبي -- اسلام

موضوع : رشد اقتصادي -- جنبه‌هاي قرآني.

شناسه افزوده : حسيني، رضا، ۱۳۴۴ -

شناسه افزوده : حسيني، سيدابوالقاسم، ۱۳۴۱ -

شناسه افزوده : دار الحديث. مركز چاپ و نشر

رده بندي كنگره : BP۲۳۰/۲/م‌۳۳۴ت‌۹۳ ۱۳۰۰ي

رده بندي ديويي : ۲۹۷/۴۸۳۳

شماره كتابشناسي ملي : م‌۸۳-۶۰۵۴

اشاره

بخش سوم : اصول توسعه

اشاره

بخش سوم: اصول توسعهفصل يكم: اصول اعتقادىفصل دوم: اصول حقوقىفصل سوم : اصول اخلاقىفصل چهارم : اصول عبادىفصل پنجم: اصول اجتماعىفصل ششم : اصول بهداشتىفصل هفتم : اصول ديگر

.

. .

اصول ، موانع ، و آفاتِ توسعه

اصول ، موانع ، و آفاتِ توسعهبى شك ، مواجهه با عناصر مندرج زير عنوان «اصول توسعه اقتصادى يا موانع و آفات آن» واكنش اقتصاددانان جهان معاصر را برمى انگيزد و ايشان را در بهت فرو مى برد و اين پرسش را در ذهن آنان ترسيم مى كند: «چه پيوندى ميان اين عناصر و توسعه اقتصادى وجود دارد؟» آنان ادّعا مى كنند: «شمارى از آن چه با نام اصول و بنيان هاى توسعه آورده شده ، نه تنها در توسعه اقتصادى سهمى ندارد ، بلكه در رديف موانع و آفات آن است ؛ و به عكس ، برخى از آن چه در زمره موانع و آفات ذكر شده ، نه فقط در روند توسعه اقتصادى خللى پديد نمى آورد ، بلكه از مقدّمات آن به شمار مى آيد . عناصرى همچون اعتقاد به روزى ده بودنِ خداوند و اين كه خداوند رزّاق است و روزى هاى مردم را تقدير مى فرمايد ؛ نيز تشويق به زهد و قناعت و حرص نورزيدن به ثروت اندوزى ، و تأكيد بر اين كه حرصِ فراوان روزى مقدّر را نمى افزايد ؛ و همچنين اعتقاد به تأثير تقوا و توكّل در افزايش درآمد و رشد ثروت ، و امورى از اين دست سبب مى شوند كه اميد به افزايش رفاه زندگى از طريق كار و سختكوشى از ميان برود . به اين ترتيب ، چنين عناصرى را بايد از موانع و آفات توسعه اقتصادى دانست» .

.

به همين سان ، در نظرگاه اقتصاد معاصر ، عناصرى همچون رباخوارى ، آزمندى ، و ثروت اندوزى نه تنها از موانع و آفات توسعه اقتصادى نيستند ، بلكه از مقدّمات و پايه هاى آن به شمار مى آيند . پيش از پرداختن به متون اسلامى مربوط به تعيين اصول و موانع و آفات توسعه اقتصادى ، در اين بخش به بيان ارتباط ميان اين عناصر و توسعه مى پردازيم ، همان گونه كه بايد برخى از اصطلاحات خاص را براى گروهى كه با قرآن و حديث و منطق آن آشنا نيستند ، از رهگذر عناوين زير تفسير كنيم: ۱. ارزش ها و توسعه براى تبيين نوع ارتباط ميان اصول و موانع و آفات توسعه با رشد اقتصادى در ديدگاه اسلامى ، تذكّر نكات زير ضرورت دارد ؛ و اين ، افزون بر توضيحى است كه درباره تأثير و نقش ارزش هاى اخلاقى در توسعه در مقدّمه كتاب عرضه شد: الف . درگذشتن از قلمرو دانش معاصر نخستين نكته درباره تأثير و نقش مسائل معنوى در توسعه اقتصادى ، آن است كه اين ارتباط از سطح دانش انسانى معاصر فراتر است . از اين رو ، جز در چهارچوب يك نگرش جهان بينانه ، نمى توان تحليلى مبنايى از اين امور ارائه داد . بدين ترتيب ، نمى توان انتظار داشت گروه هايى كه با ديدگاهى مادّى و بر پايه مبانى و ارزش هاى اين مكتب ، برنامه هاى اقتصادى خود را عرضه مى كنند ، به تأثير ارزش هاى معنوى در اقتصاد ايمان بياورند . آن چه آشكارا مى توان در پاسخ به منكرانِ اثرگذارىِ امور معنوى در مسائل مادّى گفت ، همان جواب قرآن كريم است:

.

««بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِى . (1)» ؛ بلكه آن چه را كه به دانشِ آن نرسيدند ، دروغ پنداشتند» . آرى ؛ اينان آن چه را كه در قلمرو دانش خود نمى يابند ، انكار مى كنند ، حال آن كه اگر اندكى مى انديشيدند ، درمى يافتند كه عقل روا نمى دارد آن چه را نمى دانند و نمى شناسند انكار كنند . در نيافتنِ تأثير متقابل ارزش هاى معنوى يا ضدّ ارزش ها بر روند توسعه اقتصادى ، نمى تواند دليل عدم تأثير آن باشد ؛ زيرا دانش نداشتن به چيزى دليلِ انكار آن نيست . بدين ترتيب ، انكار كردن نقش ارزش ها در توسعه ، نه پايه عقلى دارد و نه اساس علمى ؛ و فقط از جهل انكار كننده سرچشمه مى گيرد . در پرتو جهان بينى اسلامى ، همه پديده ها به سرچشمه علّت ها و آفريننده حقيقى ، يعنى خداوند سبحان ، باز مى گردند ، بى آن كه ميان عوامل مادّى و معنوى تفاوتى باشد . در چهارچوب اين ديدگاه ، معنويّت مى تواند از دل مادّيّت سر برآورَد و نيز مادّيّت از درون معنويّت سرچشمه گيرد ، چنان كه پيش تر توضيح داديم . (2)به سخن ديگر ، از ديد جهان بينى اسلامى و در بستر واقعيّت ، ارزش هاى انسانى همان گونه كه سبب توسعه سياسى و فرهنگى و اجتماعى مى شوند ، يكى از مجراهاى امداد غيبى خداوند كه پديده توسعه اقتصادى را پشتوانه اند و با ايجاد زمينه هاى رشد و شكوفايى ، آن را بالنده مى كنند . صحنه هاى زندگى ، گستره هاى اين حقيقتِ فراگسترند ؛ و هر كه خواهد ، تواند آن را بيازمايد . (3)اين صحنه گاه تاريخ است كه سرشار از رويدادها و

.


1) .يونس: ۳۹.

2) .بنگريد : ص۲۷ (نقش ارزش هاى معنوى در توسعه).

3) .مى توانم از تجربه شخصى خويش در اجراى طرح توسعه حرم حضرت عبدالعظيم حسنى عليه السلام مثالى بياورم. اين طرح با آن كه از طرح هاى بزرگ ملّى در ايران به شمار مى رود؛ با موفّقيّت به پايان رسيد ، آن هم با امكاناتى نه چندان قابل توجّه. با فضل خداوند سبحان و به مدد توكّل بر او ، و با يارى جستن از روح حضرت عبدالعظيم عليه السلام ، و نيز با برنامه ريزى و مديريّت صحيح ، اين مهم به انجام رسيد ، چنان كه ان شاء اللّه در خاطره نامه من از توليت آن حرم شريف به تفصيل خواهد آمد.

پديده هاى فراوان از حيات افراد و امّت ها است كه با علّت ها و انگيزه هاى مادّى محض قابل تفسير نيستند . ب. ارتباط آشكار ميان بخشى از ارزش ها و توسعه در خور توجّه است كه ارتباط ميان اصول يا موانع معنوى با توسعه ، به نسبت همه اين اصول و موانع ، پيچيده به نظر نمى رسد ؛ بلكه ارتباط بخشى از اصول معنوى ، همچون زكات و خمس و صدقه و وقف و نذر ، با توسعه از مسائل آشكار است كه به توضيح نياز ندارد . ارتباط برخى از موانع ضدّ ارزشى ، همچون ستم و احتكار ، با عقب ماندگى اقتصادى ، نيز به همين وضوح است . اين امور ، علاوه بر نقش مثبت يا منفى اى كه در زندگى معنوى انسان دارند ، بر نحوه توزيع ثروت تأثير مستقيم به جاى مى گذارند ؛ تا آن جا كه بررسى هاى تجربى در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته نشان مى دهد كه در روزگار ما ، رعايت عدالت در توزيع ثروت تأثيرى مثبت بر رشد اقتصادى دارد . (1)ج. ارتباط غير مستقيم ميان برخى از ارزش ها و توسعه جز آن چه تاكنون به آن اشاره شد ، برخى ديگر از ارزش هاى معنوى تأثيرى غير مستقيم و انكارنشدنى بر توسعه و شكوفايى اقتصادى دارند . در اين ميان ، تفاوتى نيست ميان آن چه كه تنها در چهارچوب تربيت روانى جاى دارد و آن چه كه تضمين كننده سلامت و تقويت جسم انسان است .

.


1) .بنگريد به : نظام هاى اقتصادى ، دكتر حسين نمازى ، ص۱

به طور عام ، ارتباط با خداى سبحان ، توجّه به معنويات و انس با فضاى آن ، دورى گزيدن از صفات ناپسند مغاير با ارزش هاى اخلاقى و عملى ، آراسته شدن به خصوصيّت پشتكار و درست انجام دادن كارها ، برخوردارى از ويژگى امانتدارى و درستكارى ، همگى عناصرى هستند كه همبستگى اجتماعى را در سازندگى اجتماع تقويت مى كنند و در ايجاد فضايى مناسب براى برقرارى امنيّت و آرامش و عدالت در جامعه سهم دارند ؛ و اين ها ، خود ، از شروط مهمّ توسعه و شكوفايى اقتصادى ، در همه صورت هاى آن ، هستند . (1)۲. تقدير و توسعه خداوند روزى دهنده انسان و همه آفريدگان و جنبندگان در گسترده پهناور هستى است . اين همان حقيقتى است كه شواهد فصل اوّل از بخش سوم (اصول توسعه) كه به زودى خواهد آمد ، به آن گواهى مى دهند . هيچ جنبنده اى نيست مگر آن كه خداوند روزى اش را تقدير فرموده و به مقتضاى حكمت خويش و براى آزمودن انسان ، آن را گسترده يا تنگ گرفته است . پس نه آزمندىِ انسان حريص سبب مى شود كه بيش از روزىِ مقدّر حاصل شود و نه كراهت ورزيدن فردِ ناخوش دارنده آن را مى كاهد . و البتّه انسان مى تواند با رعايت تقواى خداوند و توكّل بر او ، از رهگذرِ سبب هاى غير طبيعى و به شكلى درنيافتنى و ندانستنى ؛ روزى يابد . اكنون اين پرسش پيش مى آيد كه اعتقاد به چنين اصول و پايه هايى چه هدفى را دنبال مى كند ؛ و آيا اين باورها خاستگاه توسعه اند يا مانع و آفتِ آن به

.


1) .بنگريد به : الميزان في تفسير القرآن ، ج ۱۰ ، ص ۳۰۰ و ج ۸ ، ص ۱۹۷ ـ ۲۰۱؛ امدادهاى غيبى ، ص ۵۹ ـ ۸۹؛ انسان و سرنوشت ، ص ۸۷ و ۹۶؛ سنّت هاى تاريخ در قرآن كريم ، ترجمه سيّد جمال موسوى ، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۸؛ و گفتارهاى معنوى ، ص ۷۵.

شمار مى آيند . پيش تر اشاره كرديم كه شناخت زبان قرآن و حديث و دريافتنِ منطق مخصوص آن ، براى فهم صحيح معارف اسلامى ضرورت دارد . آن گاه كه انسان با اين منطق آشنا گردد يا سيره آشنايان با آن منطق را بررسى كند ، به آسانى در مى يابد كه چنين باورهايى نه فقط مانع توسعه نيستند ، بلكه بهترين عامل براى تحقّق توسعه الگو و مطلوب به شمار مى آيند . اينك شرحى مختصر بر عناوينى كه گذشت ، مى نگاريم: الف . رازق بودنِ خداوند در فرهنگ قرآن و حديث ، «رزق» (1)عبارت است از هر چيزى كه براى تأمين زندگى مادّى و معنوى موجودهاى زنده ضرورت داشته باشد . رازق بودن خداوند به اين معنا است كه خداوند سبحان روزىِ همه موجودهاى زنده را در نظام آفرينش و هستى تأمين فرموده و راه دستيابى به آن را نيز براى آن ها هموار ساخته ، همان گونه كه ابزارهاى دسترسى به آن را نيز در اختيارشان نهاده است . در جهان بينى توحيدى ، هر پديده اى ـ خواه آن كه به اراده انسان حركت مى يابد و خواه آن كه اراده انسان در آن نقشى ندارد ـ بى ترديد به علّتِ همه علّت ها و سبب آفرينىِ همه سبب ها كه خداوند سبحان است ، منتهى مى شود ؛ و

.


1) .عبدالرّحمان بن خلدون در تعريف رزق مى گويد: «آن چه از تلاش و كار حاصل مى شود يا ذخيره مى گردد ، اگر براى بنده[ى خداوند] سود داشته باشد و از طريق مصرف آن در جهت مصالح و نيازهايش فايده اى در پى آورَد ، رزق ناميده مى شود.. . و اگر انسان هيچ بهره اى در مصالح و نيازهاى خويش از آن نبرد ، آن چيز براى وى رزق شمرده نمى شود و آن چه با تلاش و توان بنده[ى خدا] از اين طريق حاصل شود ، «كسب» نام دارد (مقدّمه ، ابن خلدون ، كتاب اوّل ، فصل ۵ ، ص ۳۸۱ «در باب تأمين معاش و وجوب آن»). با اين حال ، جست و جو در موارد كاربرد اين واژه در قرآن و حديث ، و تأمّل در اين كاربردها ، نشان مى دهد كه رزق بر همه چيزهايى كه براى ادامه زندگى مادّى و معنوى موجودهاى زنده ضرورت دارند نيز ، اطلاق مى شود.

«روزى» نيز يكى از همين پديده ها است و از آن قاعده بيرون نيست . بدين سان ، رازق بودن خداوند هرگز با اراده انسان و آزادى انتخاب وى منافات ندارد ، همان گونه كه نقش او را در تعيين سرنوشت مادّى و معنوى اش نفى نمى كند . پس خداوند ـ جلّ جلاله ـ روزى دهنده است ، ليكن انسان را آزاد نهاده تا خود به انتخاب راه زندگى اش بپردازد . (1)ب. تقدير و تقسيمِ روزى ها در پرتو مطالب گذشته ، ضرورت دارد كه براى تبيين معناى تقدير و تقسيم روزى ها از نظر جهان بينى توحيدى و ارتباط آن با توسعه اقتصادى ، ملاحظاتى را ذكر كنيم: يك. با نگريستن به اصطلاح تقدير در ارتباطش با پديده هاى هستى ، روشن مى شود كه سير و دوام هر پديده بر پايه نظامى دقيق و حكيمانه استوار است . در ديدگاه اسلامى ، يكايك پديده ها بر مبناى سنجش حكمت پروردگار آفريده شده (2)و در نظام هستى هيچ پديده بيهوده اى وجود ندارد ؛ و هر چيز با سببى خاص (3)و در مسيرى معيّن جريان مى يابد ، به گونه اى كه نقش وجودىِ خويش را در چهارچوب وضعيّت خاصّ خود ايفا كند . بر اين پايه ، پديده رزق و توسعه يا عقب ماندگى اقتصادى از اين قانون تكوينى عامّ خداوندى بر كنار نيستند و اين ها نيز داراى سبب هاى مخصوص و

.


1) .«همانا خداوند آن چه را گروهى دارند ، دگرگون نمى كند تا آن گاه كه آن چه را در خودشان است [= صفات و اعمال خود را] دگرگون كنند» (رعد: ۱۱).

2) .«ما هر چيزى را به اندازه آفريديم» (قمر : ۴۹).

3) .امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند مى پرهيزد از اين كه چيزها را جز به سبب ها [ى مخصوص هر يك] جريان بخشد» (الكافى : ۱ / ۱۸۲ / ۷).

عواملى هستند كه از رهگذر آن و براساس حكمت رساى پروردگار جريان مى يابند . پس تقدير روزى ها معنايى جز اين ندارد . دو . در موجودهاى داراى اراده ، همچون انسان ، اختيار در مقدّرات نقش دارد ، آن هم به گونه اى كه ميان تقدير و اختيار ناسازگارى نباشد . امّا در موجودهاى بدون اراده ، مقدّرات به شكل جبرى جريان مى يابد . مثلاً خداوند سبحان براى خورشيد و ماه مسيرى معيّن برنهاده كه در نظام آفرينش همواره در آن جريان دارند (1)؛ و اين تقدير حكيمانه به صورت جبرى تحقّق مى يابد . امّا درباره موجودهاى داراى اراده ، تقدير خداوند اقتضا فرموده كه هر كارشان با اختيار ، و البتّه با منشأ اراده و قدرت او ، تحقّق يابد . قرآن به اين حقيقت تصريح كرده ؛ مى فرمايد: ««وَ أَن لَّيْسَ لِلاْءِنسَـنِ إِلاَّ مَا سَعَى» ؛ و اين كه چيزى از آنِ انسان نيست ، جز آن قدر كه كوشش كرده است» . از اين رو ، درباره انسان كه همواره داراى نيروى اراده است ، تقدير خداوند چنين اقتضا كرده كه هر چه بيشتر بكوشد ، به مقدّرات خويش نزديكتر شود . از همين نظرگاه است كه احاديث اسلامى بر اين نكته تأكيد ورزيده اند كه خداوند سبحان روزىِ هر كس را تضمين فرموده ، مشروط به آن كه فرد به كوشش و كار و حركت و تلاش بپردازد . (2)سه. معناى تقسيمِ روزى ها در نظام آفرينش آن است كه مقدّرات هر انسان با توان جسمى و اقتضائات روحى و فكرى او تناسب دارد و با محيط طبيعى و

.


1) .« و خورشيد به سوى قرارگاه خود مى رود. اين ، اندازه نهادنِ آن تواناى بى همتا و دانا است. و ماه را [در پيمودنِ ]منزل ها اندازه نهاديم تا همچون شاخه خرماى خشك ديرينه گردد »(يس: ۳۸ و ۳۹).

2) .بنگريد به: ص۵۴۹ ([روزى] براى جوينده آن ضمانت شده است).

شخصيّت خانوادگى و اجتماعى اش سازگار است . از اين رو است كه تلاش هاى او هنگامى به توفيق مى انجامد كه با روند مقدّراتش سازگار باشد . در يك مثال متعارف ، مى توان اين سازگارى را دريافت : همان گونه كه مقدّرات علمىِ انسانِ داراى حافظه قوى با فرد داراى حافظه متوسّط يا ضعيف تفاوت دارد ، مقدّرات مالى و اقتصادى افرادِ داراى وضعيّت هاى مختلف مالى نيز متفاوت است . امّا حكمتِ نهفته در اين اختلافات آن است كه هر انسانى به برآوردن بخشى از احتياجات جامعه بپردازد . (1)باور داشتن تقدير و تقسيم روزى ها بر پايه چنين تفسيرى ، دو دستاورد مهم و تأثيرگذار در عرصه فعاليت هاى اقتصادى در پى دارد: يك. همه تلاش ها به سمت و سويى درست مى گرايد ، به گونه اى كه هر كس شيوه اى را براى كسب روزى برمى گزيند كه با توان و استعدادهاى وى تناسب داشته باشد . اين همان است كه روايات اسلامى در اين زمينه ، آن را تشويق و توصيه مى كنند ؛ از جمله : «مَن رُزِقَ في شَيءٍ فَليَلزَمهُ ؛ هر كس كه روزى اش در چيزى نهاده شده ، بايد بر همان مداومت ورزد» . (2)دو. انسان احساس آرامش و امنيت روانى مى كند . كسى كه به تقدير و تقسيم روزى ها ايمان دارد ، در مى يابد كه همه تلاش هايش در چهارچوب مقدرات چنانچه با توان وى هماهنگ باشد ، به ثمر مى نشيند . نيز او درمى يابد كه انسان نمى تواند به هر چه مى خواهد دست يابد ؛ پس از بند حرص و افزون خواهى

.


1) .«ماييم كه ميان آنان ، مايه گذرانشان را در زندگى دنيا تقسيم كرده ايم و پايه هاى برخى را بر برخى برتر داشته ايم تا بعضى بعضِ ديگر را به خدمت گيرند»(زخرف: ۳۲).

2) .بنگريد به: ص۲۶۷ (پيوستگى در پيشه فراهم شده براى انسان) .

رها مى گردد و خود را بازيچه رنج بيهوده و بى ثمر نمى كند . با اين گونه رضايت از تقدير ، چنين كسى به آرامش و امنيت روانى دست مى يابد . كوتاه سخن اين كه تأكيد روايات اسلامى بر مقدر بودن و تقسيم روزى ها در دو جنبه قابل ارزيابى است ؛ يكى سوق دادن و تنظيم تلاش ها در مسير مناسب ، و ديگرى ايجاد آرامش روانى براى كسى كه در هر حال به تلاش ادامه مى دهد ، بى آن كه به حرص مبتلا شود يا گذران زندگى او را وادارد كه به حقوق ديگران تجاوز كند يا كارى ناشايست انجام دهد . اين است حكمت روشن تقدير ؛ نه آن كه انسان از عمل باز ايستد و با ادعاى ايمان به تقدير و تقسيم روزى ها از تلاش دست شويد . ۳ . تقوا و توسعه در متون مربوط به اصول اعتقادى توسعه مى خوانيم كه خداوند سبحان روزىِ سه گروه را بدون محاسبه تضمين فرموده ، يعنى بيرون از چهارچوب محاسبات عادى به ايشان روزى عطا مى فرمايد ؛ و آنان عبارتند از تقواپيشگان و توكلّ كنندگان و فقاهت پيشگان در دين . درباره اين متون مى توان گفت كه ياد كردن از گروه هاى دوم و سوم از باب ذكر خاص بعد از عام است ؛ بدين معنا كه توكّل و فقاهت ورزيدن از صفات بارز همراه با تقوا به شمار مى آيند ، چرا كه براى تحقق يافتن تقواى كامل بايد آن دو صفت نيز حاصل گردند . در پيوند با اين ديدگاه ، دو پرسش مهم مطرح مى شود: پرسش نخست : مراد از اين كه تقوا سبب كسب روزى از مسير غير طبيعى است ، چيست؟ آيا اين كه تقوا سبب كسب روزى است ، در امتداد كار و تلاش قرار دارد يا در موازات آن است؟

.

بى ترديد نقش تقوا در توسعه اقتصادى ، در امتداد كار و تلاش است و نه در عرض آن . دليل روشن اين مدعا از اين قرار است: يك. شيوه مسلّم پيامبران و رسولان گرامى و پيشوايان دين كه قله هاى بلند تقوا و توكّل به شمار مى روند ، به روشنى گواهى مى دهد كه نقش تقوا و توكّل در زندگى ايشان در امتداد كار و تلاش ، و نه به موازات آن ، بوده است . (1)دو . آيات و روايات متعدد و بلكه فراوان يافت مى شوند كه مردم را به سختكوشى و كار فرا مى خوانند و از مسلمانان مى خواهند كه نيازهاى زندگى خود را از رهگذر تحمل سختى و رنج در اين راه تأمين كنند ؛ و نيز سستى و سهل انگارى را زمينه ساز فقر و واپس ماندگى مى شمارند و كسى را كه سربار جامعه باشد ، نكوهش مى كنند و حتّى آن كس را كه در برآوردن نيازهاى خانواده اش كوتاهى ورزد و به مسؤوليت خود در اين زمينه عمل نكند ، ملعون و گناهكار شمرده اند . اين همه نشان مى دهد كه نقش تقوا در امتداد عمل ، و نه در عرض آن است . (2)سه. احاديث موجود در تفسير آيه مبارك : «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُو مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ» هر كه تقواى خدا را پيشه كند ، خداوند براى وى راه برون شدن قرار مى دهد * و به گونه اى كه محاسبه نتوان كرد ، روزى اش مى دهد . بهترين گواه براى مدعاى ما است . (3)آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد گروهى از صحابه حقيقت اين آيه را درك نكرده و آن را به نحو صحيح درنيافته و كار و

.


1) .بنگريد به: ص۱۹۷ (روش پيامبر و جانشينان در روزى جُستن).

2) .بنگريد به: ص۲۱۵ (برحذر داشتن از سستى در كار).

3) .بنگريد به : ص۲۲۵ ، ح۳۸۸ و ص۲۲۵ ، ح۳۸۹.

تلاش را رها كرده و تنها به عبادت روى آورده اند ، آنان را فرا خواند و پرسيد : «چرا به اين كار روى آورديد؟» گفتند : «اى رسول خدا! تو روزى ما را تضمين فرمودى ؛ پس ما به عبادت روى آورديم» . پيامبر فرمود : «هر آينه هر كس چنين كند ، دعايش مستجاب نگردد . وظيفه شما كسب روزى است» . (1)بدين ترتيب ، چه بسا پرسيده شود كه تقوا در كنار كار و تلاش چه تأثيرى در توسعه اقتصادى دارد و چگونه مى توان اين تأثير را دريافت و تعيين نمود . از متون اسلامى مى توان دريافت كه تقوا در كنار عمل دو اثر مهم در توسعه اقتصادى دارد: يك. تقوا سبب مى شود كه كار داراى بركت گردد و نتايج و دستاوردهاى آن فراتر از محاسبات عادى شود . به تعبير قرآن كريم ، در اين حال بركات خداوند از آسمان و زمين فرود آمده ، از هر سو جامعه را دربرمى گيرد . (2)دو . آن گاه كه سبب هاى مادى از رسيدن به مقصود در مى مانند و تلاش ها به جايى نمى رسد ، تقوا همچون پنجره اى از غيب به روى انسان باز مى شود و چون هديه اى از آسمان فرود مى آيد و روزى انسان را از طريقى غير عادى فراهم مى كند . بدين سان ، تقوا در كنار عمل ، نه تنها مانع توسعه اقتصادى نيست ، بلكه از مبانى ارزشى آن به شمار مى رود ، همان گونه كه در قرآن كريم بدان اشارت رفته است . از اين گذشته ، گاه حكمت خداوند اقتضا مى كند كه بدون كار و

.


1) .بنگريد به: ص۲۲۵ ، ح ۳۸۹.

2) .«اگر اهل سرزمين ها ايمان مى آوردند و تقوا مى ورزيدند ، هر آينه بركت هاى آسمان و زمين را بر ايشان مى گشاديم .» (اعراف : ۹۶).

تلاش ، كسى به روزى دست يابد تا مردم روزى دهنده حقيقى خود را بهتر بشناسند . شايد نيز خداوند اقتضا مى كند كه بدون كار و تلاش ، كسى به روزى دست يابد تا مردم روزى دهنده حقيقى خود را بهتر بشناسند . شايد نيز خداوند سبحان حكمت ديگرى از اين كار داشته باشد . (1)مثال اين حالت را قرآن كريم براى حضرت مريم بيان فرموده است: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَـمَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (2)» ؛ هرگاه زكريا به نمازخانه بر او در مى آمد ، نزد او روزى اى مى يافت . گفت: اى مريم! اين از كجا براى تو رسيد؟ گفت : از نزد خدا ؛ كه خدا هر كه را بخواهد بى شمار روزى مى دهد . البته اين حالت ها كميابند و چنان كه اشاره شد تابع حكمت خاصى هستند كه آن ها را اقتضا نموده است و با ضرورى بودنِ كار براى نقش آفرينىِ تقوا در ساير موارد منافات ندارد . ۴ . زهد و توسعه در متون اسلامى ، زهد و امور مربوط به آن همچون رضايت و قناعت ، در شمار مبانى توسعه محسوب مى شوند . در برابر ، حرص و مال اندوزى از موانع و آفات توسعه به شمار مى آيند . (3)اما در فضاى تمدن مادى ، به ويژه در چهارچوب

.


1) .بنگريد به: ص۵۵۱ (گاه روزى بدون برنامه ريزى به دست آيد).

2) .آل عمران : ۳۷.

3) .بنگريد به : ص۶۲۷ (اصول اخلاقى) و ص۷۷۵ (موانع اخلاقى).

اصول اخلاقى توسعه مادى ، كاملاً عكس اين مطلب مصداق دارد . ماكس وبر در كتاب «سرمايه دارى و اخلاق پروتستانيزم» بر آن است كه شكوفايى سرمايه دارى غربى مديون رواج اخلاق پروتستانيزم است كه ثروت اندوزى را تقويت كرده ، مردم را به آن تشويق مى كند . آرى ، در ظاهر به نظر مى رسد كه زهد با توسعه سازگار نيست و حرص و ثروت اندوزى به تحقق توسعه كمك مى كند ؛ اما در واقع چنين نيست . براى توضيح اين مطلب ؛ بايد به دو نكته عنايت كرد: يك . براى توضيح نوع ارتباط ميان زهد و توسعه ، نخست بايد مفهوم اين دو اصطلاح و اهداف آن ها را تعيين كرد . اگر مفهوم توسعه را در چهارچوب رشد توليد داخلى و دستيابى به پيشرفت فنى و علمى خلاصه كنيم و آن را هدف نهايى و عالى توسعه بدانيم ، و نيز زهد را به معناى كناره گيرى از دنيا و هر گونه تلاش اقتصادى بشماريم ، آن گاه بايد اعتراف كنيم كه زهد نه تنها در توسعه سهمى ندارد ، بلكه از آفات آن به شمار مى رود . اما اگر توسعه را حالت كمال يافتگى شكوفايى نيروهاى انسانى و سربرزدن استعدادهاى نهفته آدمى در همه زمينه هاى زندگى و با هدف تأمين نيازهاى مادى و معنوى بدانيم و هدف از آن را دستيابى به كمال مطلق و خوشبختى جاودانه بشماريم ، و نيز زهد را در چهارچوب معناى درست آن درك كنيم ، آن گاه زهد نه تنها با توسعه منافات ندارد ، بلكه در شمار اصول اخلاقى آن محسوب مى شود ، همان گونه كه در اين كتاب همين جايگاه را دارد . دو . اين كه زهد را به معناى كناره گيرى از دنيا و دست كشيدن از فعاليت هاى اقتصادى بدانيم ، برداشتى انحراف آميز و نادرست از آن است . معناى صحيح

.

زهد آن است كه انسان از هر چه مانع تكامل و دستيابى وى به كمال مطلق است ، دورى كند . هدف نخست از زهد ، برداشت كمتر براى بازدهى و خدمتِ بيشتر است . بدين ترتيب ، زاهد حقيقى كسى است كه از سويى همه تلاشش را در زمينه كار و توليد صرف كند و هيچ بخشى از نيروى خود را معطل نگذارد ؛ و از سوى ديگر در عرصه مصرف شخصى و به هنگام اعطا و بهره ورى خصوصى ، به آسانى از خواست هاى مادى اش بگذرد ، چرا كه بر نفس خود كاملاً مسلط است . زاهد كسى است كه فراوان مى بخشد و به كم قانع است و نهايت سختى را تحمل مى كند تا به ديگران عطا كند ، در حالى كه براى خود به كمترين بهره خشنود است . الگوى عالى چنين شيوه زاهدانه اى ، زندگى و رفتار امام زاهدان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در كار و توليد و مصرف است . (1)۵ . قناعت و توسعه گفته اند كه براى توسعه ، افزون خواهى و ميل به بهره ورى فراوان ضرورت دارد ؛ و اين با مفاهيمى چون قناعت و رضايت كه در متون مربوط به اصول توسعه آمده ، منافات دارد . براى پاسخ گويى به اين اشكال لازم است كه علاوه بر نكات ذكر شده درباره زهد ، به اين امور نيز توجه شود: يك . اين مفاهيم را نمى توان در زمينه توليد و كاستن از ساعات كار استعمال كرد ؛ زيرا بى ترديد ، توليد براى خدمت به ديگران نه تنها محدوديت ندارد ، بلكه از برترين عبادات است . دو . در زمينه بهره ورى ، قناعت به معناى تنگ گرفتن معيشت نيست ،

.


1) .بنگريد به: موسوعة الامام على بن ابى طالب ، ج ۹ ، ص ۳۴۳ تا ۳۷۶.

بلكه اسلام از ما مى خواهد كه در مصرف تعادل را رعايت كنيم . از همين جهت است كه اسلام هم اسراف را نهى فرموده و هم تنگ گرفتن را ؛ تا اعتدال رعايت شود . سه . هدف از طرح موضوع قناعت در اسلام ، تشويق انسان ها به دستگيرى از نيازمندان و از كارافتادگان است ؛ و برآورده شدن اين هدف به معناى افزون شدن مصرف در سطح جامعه است . به عبارت ديگر ، قناعت سبب مى شود كه هزينه كردن براى عموم طبقات مردم جايگزين مصرف طبقه مرفه شود . بدين سان روشن مى شود كه قناعت و مفاهيمى از اين دست نه تنها مانع توسعه نيستند ، بلكه روند آن را تسريع مى كنند ؛ زيرا امكانات و نيروهاى جامعه را به سوى بهره ورى از توان انسانى سوق مى دهند يا آن را در مسير بهره ورى مستقيم حركت مى بخشند ؛ و اين ، مايه شتاب بخشيدن به سير توسعه است . ۶ . ثروت اندوزى و توسعه اكنون سخن به حرص و ثروت اندوزى و مفاهيم مرتبط با آن همانند ربا مى انجامد . از آن جا كه اين اعمال موجب تجاوز به حقوق ديگران هستند ، در جهان بينى اسلامى از آفات توسعه پايدار به شمار مى آيند ، اگرچه در نظرگاه اقتصاد سرمايه دارى از مبانى پيشرفت اقتصادى محسوب مى شوند . براى رسيدن به توسعه پايدار ، اسلام از سويى نيروى كار را تحكيم كرده ، آن را در جهتى سوق مى دهد كه در خدمت رشد و تقويت توليد ملى قرار گيرد ؛ همان گونه كه از سوى ديگر ، هر چيزى را كه آفتى براى توسعه فراگير و پايدار باشد ، تحريم مى نمايد ، هر چند موقتا به شكوفايى توليد ملى بينجامد .

.

اسلام سفارش ها و هشدارهايى همسطح دارد ؛ ترجيح دادن آخرت در ضمن تلاش براى كسب روزى (1)؛ دورى از افراط و تفريط در خواهش (2)؛ حفظ آرامش به هنگام كُند نتيجه بخشيدن فعاليت هاى اقتصادى (3)؛ اندوه نخوردن براى روزى فردا (4). افزون بر اين ، اسلام بر كار و داشتن طرح و برنامه صحيح براى تأمين معاش بسيار تأكيد مى كند . اين سفارش ها و تأكيدهاى اسلام از آن رو است كه موانع توسعه پايدار را ريشه كن كند و آفات تهديد كننده آن را از ميان بردارد و بدين ترتيب ، راه را براى يكايك افراد جامعه باز كند و زمينه اى فراهم آورد كه به هدف اصلى ، يعنى دستيابى به كمال مطلق و آسايش جاودانه ، برسند .

.


1) .بنگريد به : ص۱۰۳۳ (ترجيح دادن آخرت).

2) .بنگريد به: ص۱۰۳۵ (اعتدال در طلب) و ص۱۰۴۳ (اكتفا كردن به مقدار رفع نياز).

3) . ؛ كم نشمردنِ روزى

4) .بنگريد به: ص۱۰۱۳ (آن چه آفت مى آورد) و ص۱۰۳۱ (آن چه از آفت بازمى دارد).

الفصل الأوّل: المبادئ الاعتقاديّة۱ / ۱اللّهُ هُوَ الرَّزّاقُالكتاب :«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ . (1)»

«قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَ إِنَّـآ أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ . (2)»

«وَ إِن مِّن شَىْ ءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَآءِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ . (3)»

«وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ . (4)»

«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَ تِ رِزْقًا لَّكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَـرَ * وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَآءِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ * وَ ءَاتَـكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ إِنَّ الاْءِنسَـنَ لَظَـلُومٌ كَفَّارٌ . (5)»

.


1) .الذاريات : ۵۸ .

2) .سبأ : ۲۴ .

3) .الحِجر : ۲۱ .

4) .النحل : ۱۸ .

5) .إبراهيم : ۳۲ ـ ۳۴ .

فصل يكم : اصول اعتقادى

۱ / ۱ خداوند روزى بخش است

فصل يكم: اصول اعتقادى۱ / ۱خداوند روزى بخش استقرآن:«همانا خدا است روزى دهنده (1)و نيرومند استوار .»

«بگو : چه كسى شما را از آسمان ها و زمين روزى مى دهد؟ بگو: خداى؛ و هر آينه ما يا شما بر راه راستيم يا در گمراهى آشكار .»

«و هيچ چيزى نيست مگر آن كه گنجينه هاى آن نزد ما است و آن را جز به اندازه معلوم فرو نمى فرستيم .»

«و اگر نعمت خداى را بشمريد ، شمار كردن آن نتوانيد . همانا خدا آمرزگار و مهربان است .»

«خدا است آن كه آسمان ها و زمين را آفريد و از آسمان آبى فرو فرستاد؛ پس به آن آب ، از ميوه ها براى شما روزى بيرون آورد؛ و كشتى ها را رام شما كرد تا به فرمان او در دريا روان شوند؛ و رودها را رام شما كرد * و خورشيد و ماه را كه پيوسته در جنبش و گردشند براى شما رام كرد؛ و شب و روز را نيز رام شما ساخت * و از هر چه خواستيد به شما داد؛ و اگر نعمت خدا را بشمريد ، آن را شمار نتوانيد كرد . همانا آدمى ستمگر و ناسپاس است .»

.


1) .معادل عربى روزى (رزق) گاه به معناى دهش در جريان است. خواه دنيايى و خواه آخرتى؛ و گاه به معناى حظ و بهره؛ و گاه به معناى غذايى كه درون آدمى را پر مى كند. (مفردات الفاظ القرآن ، ص ۳۵۱) رزق دو گونه است: ظاهرى كه براى جسم است همچون غذا؛ و باطنى كه براى دل و جان است همچون معرفت ودانش . (النهاية ، ج ۲ ، ص ۲۱۹)

«أَ لَمْ تَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَا فِى الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَـهِرَةً وَ بَاطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَن يُجَـدِلُ فِى اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لاَ هُدًى وَ لاَ كِتَـبٍ مُّنِيرٍ . (1)»

«هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لاَ تُنفِقُواْ عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّواْ وَ لِلَّهِ خَزَآءِنُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ لَـكِنَّ الْمُنَـفِقِينَ لاَ يَفْقَهُونَ . (2)»

«إِنَّا كُلَّ شَىْ ءٍ خَلَقْنَـهُ بِقَدَرٍ . (3)»

«وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِى كِتَـبٍ مُّبِينٍ . (4)»

«وَ كَأَيِّن مِّن دَآبَّةٍ لاَّ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَ إِيَّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . (5)»

«أَ وَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَـتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ . (6)»

«تُولِجُ الَّيْلَ فِى النَّهَارِ وَ تُولِجُ النَّهَارَ فِى الَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَ تَرْزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ . (7)»

«وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْكَـفِرُونَ . (8)»

.


1) .لقمان : ۲۰ .

2) .المنافقون : ۷ .

3) .القمر : ۴۹ .

4) .هود : ۶ .

5) .العنكبوت : ۶۰ .

6) .الروم : ۳۷ وراجع الزمر : ۵۲ ، سبأ : ۳۶ .

7) .آل عمران : ۲۷ .

8) .القصص : ۸۲ .

«آيا نديده ايد كه خدا آن چه را در آسمان ها و آن چه را در زمين است ، از بهر شما رام ساخته و نعمت هاى آشكار و نهان خويش را بر شما گسترده و فراوان كرده است؟ و از مردمان كس هست كه درباره خدا بى هيچ دانش و رهيافت و كتاب روشنى گفت و گو و ستيزه مى كند .»

«اينان همان كسان هستند كه مى گويند : براى آنان كه نزد پيامبر خدايند هزينه مكنيد تا پراكنده شوند؛ حال آن كه گنجينه هاى آسمان ها و زمين از آن خدا است و ليكن منافقان درنمى يابند .»

«ما هر چيزى را به اندازه آفريديم .»

«و هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر آن كه روزى او بر خدا است و قرارگاه آن و جايگاه نگاهداشت آن را مى داند؛ همه در كتابى روشن است .»

«و بسا جنبندگانى كه روزى خويش برنمى دارند ـ نتوانند روزى خود را با خود برگيرند يا آن را ذخيره كنند ـ ؛ خدا آن ها و شما را روزى مى دهد و او شنوا و دانا است .»

«آيا نديده اند كه خدا روزى را براى هر كه بخواهد فراخ و تنگ مى گرداند؟ همانا در اين فراخى و تنگى ، براى مردمى كه ايمان آورند ، نشانه ها و عبرت ها است.»

«شب را در روز درمى آورى و روز را در شب درمى آورى؛ زنده را از مرده بيرون مى آورى و مرده را از زنده بيرون مى آورى و به هر كه خواهى ، بى شمار روزى مى دهى .»

«و آنان كه ديروز جايگاه او را آرزو مى كردند ، در حالى بامداد كردند كه مى گفتند : وه! گويى خدا است كه روزى را براى هر كه از بندگان خود بخواهد فراخ مى كند و تنگ مى گرداند؛ اگر نه اين بود كه خدا بر ما منت نهاد ، هر آينه ما را نيز به زمين فرو مى برد؛ واى! گويى كافران رستگار نمى شوند.»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :النّاسُ عَلى خَمسِ مَراتِبَ : مِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ الكَسبِ لا مِنَ اللّهِ فَهُوَ كافِرٌ ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ومِنَ الكَسبِ فَهُوَ مُشرِكٌ ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ ، فَلا يَدري يُعطيهِ أم لا ، فَهُوَ مُنافِقٌ شاكٌّ ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ ، فَلا يُؤَدّي حَقَّهُ ويَعصِي اللّهَ مِن أجلِ الكَسبِ ، فَهُوَ فاسِقٌ ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ويَرَى الكَسبَ سَبَبا ، ويُؤَدّي حَقَّهُ ولا يَعصِي اللّهَ لِأَجلِ الكَسبِ ، فَهُوَ مُؤمِنٌ مُخَلِّصٌ طُعمَهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن نَفسٍ إلاّ ولَها بابٌ فِي السَّماءِ [مِنهُ] يَنزِلُ رِزقُهُ ، ومِنهُ يَصعَدُ عَمَلُهُ ، فَإِذا أرادَ اللّهُ أن يَرزُقَها فَتَحَ ذلِكَ البابَ فَيُنزِلُ إلَيها رِزقَها ، فَإِذا اُغلِقَ لَن يَستَطيعَ أحَدٌ فَتحَهُ حَتّى يَفتَحَهُ اللّهُ إذا شاءَ (2).

سنن ابن ماجة عن حبّة وسواء ابنا خالد :دَخَلنا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهوهُوَ يُعالِجُ شَيئا فَأَعَنّاهُ عَلَيهِ ، فَقالَ : لا تَيأَسا مِنَ الرِّزقِ ما تَهَزَّزَت رُؤوسُكُما ، فَإِنَّ الإِنسانَ تَلِدُهُ اُمُّهُ أحمَرَ لَيسَ عَلَيهِ قِشرٌ ثُمَّ يَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل . (3)

نوادر الاُصول عن زيد بن أسلم :إنَّ الأَشعَرِيّينَ أبا موسى وأبا مالِكٍ وأبا عامِرٍ في نَفَرٍ مِنهُم ، لَمّا هاجَروا قَدِموا عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في فُلكٍ وقَد أرمَلوا مِنَ الزّادِ ، فَأَرسَلوا رَجُلاً مِنهُم إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُهُ ، فَلَمَّا انتَهى إلى بابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَمِعَهُ يَقرَأُ هذِهِ الآيَةَ : « وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِى كِتَـبٍ مُّبِينٍ» فَقالَ الرَّجُلُ : مَا الأَشعَرِيّونَ بِأَهَونِ الدَّوابِّ عَلَى اللّهِ! فَرَجَعَ ولَم يَدخُل عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ لِأَصحابِهِ : أبشِروا! أتاكُمُ الغَوثُ ، ولا يَظُنّونَ إلاّ أنَّهُ كَلَّمَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفَوَعَدَهُ ، فَبَينَما هُم كَذلِكَ إذ أتاهُم رَجُلانِ يَحمِلانِ قَصعَةً بَينَهُما مَملوءَةً خُبزا ولَحما ، فَأَكَلوا مِنها ما شاؤوا . ثُمَّ قالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : لَو أنّا رَدَدنا هذَا الطَّعامَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهلِيَقضِيَ بِهِ حاجَتَهُ ، فَقالا لِلرَّجُلَينِ : اِذهَبا بِهذَا الطَّعامِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وإنّا قَد قَضَينا حاجَتَنا . ثُمَّ إنَّهُم أتَوا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، ما رَأَينا طَعاما أكثَرَ ولا أطيَبَ مِن طَعامٍ أرسَلتَ بِهِ! فَقالَ : ما أرسَلتُ إلَيكُم شَيئا . فَأَخبَروهُ أنَّهُم أرسَلوا صاحِبَهُم ، فَسَأَلَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَأَخبَرَهُ ما صَنَعَ وما قالَ لَهُم ، فَقالَ صلى الله عليه و آله : ذلِكَ شَيءٌ رَزَقَكُموهُ اللّهُ سُبحانَهُ . (4)

.


1) .الاثنا عشريّة : ۲۰۶ .

2) .الفردوس : ۴ / ۳۲ / ۶۱۰۰ ، كنز العمّال : ۴ / ۲۶ / ۹۳۲۲ نقلاً عن أبي نعيم وكلاهما عن عمر .

3) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۹۴ / ۴۱۶۵ ، مسند ابن حنبل : ۵ / ۳۷۵ / ۱۵۸۵۵ وفيه «تأيسا» بدل «تيأسا» ، اُسد الغابة : ۲ / ۵۸۸ / ۲۳۲۹ ، المعجم الكبير : ۴ / ۷ / ۳۴۸۰ وج ۷ / ۱۳۷ / ۶۶۱۰ وفي الثلاثة الأخيرة «تهزهزت» بدل «تهزّزت» ، كنز العمّال : ۱ / ۱۰۹ / ۵۰۶ .

4) .نوادر الاُصول : ۲ / ۸ ، الدرّالمنثور : ۴ / ۴۰۱ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردم در پنج مرتبه جاى دارند : يكى آن كه مى پندارد روزى از كسب فراهم آيد نه از جانب خدا ، كه او كافر است ؛ ديگرى آن كه گمان دارد روزى هم از كسب است و هم از جانب خدا ، كه وى مشرك است ؛ و ديگر آن كه مى داند روزى از جانب خدا است و كسبْ وسيله است ، اما نمى داند كه خداوند روزى اش را عطا مى كند يا نه ، و او منافقى شك پيشه است ؛ و ديگرى آن كه مى داند روزى از جانب خدا است و كسبْ وسيله است ، اما حقِّ اين اعتقاد را به جاى نمى آورد و براى كسب ، خداى را نافرمانى مى كند ، و او فاسق است ؛ و ديگر آن كس است كه مى داند روزى از جانب خداوند است و كسب وسيله است و حق اين اعتقاد را نيز به جاى مى آورد و براى كسب ، خداى را نافرمانى نمى كند ، و او مؤمنى است كه راه هاى كسب درآمدش را پاك و سره ساخته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس نيست جز آن كه او را درى است در آسمان كه روزى وى از آن نازل مى شود و عملش از آن فراز مى رود . پس هر گاه خداوند اراده فرمايد كه وى را روزى دهد ، آن در را مى گشايد و روزى اش را فرو مى فرستد ؛ و چون آن در فرو بسته شود ، هيچ كس نتواند آن را بگشايد ، مگر آن گاه كه خدا خواهد و بگشايدش . (1)

سنن ابن ماجه از حبّه و سواء ، دختران خالد :نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهدرآمديم كه مشغول كارى بود . وى را در انجام آن كار يارى داديم . فرمود : «مادام كه سرهاى شما در اهتزاز است (= تا آن گاه كه زنده ايد) ، از روزى نااميد نشويد ؛ كه آدمى آن گاه كه مادرش او را مى زايد ، سرخ است و بر وى پوست نيست ، آن گاه خداوند روزى اش مى دهد» .

.


1) .در اين روايت ، تعابير كنايى و رمزى به كار رفته است و هدف از آن ، بيان نكات معقول در چهارچوب امور محسوس است. مسلّم است كه همه كارها و شؤون اين جهان ، از جمله روزى انسان ، به مشيّت خداوند صورت مى پذيرد . اما بايد دانست كه مشيّت خدا چنان است كه وسيله ها و راهكارهاى ظاهرى در روزى انسان مؤثر باشد. از آن جا كه خواست هاى فطرى و استعدادهاى نهفته در وجود هر كس به تبع سنت هاى خداوند در جهان طبيعت متفاوت است ، بعيد نيست كه مراد از تعبير «درِ روزى» كه در اين روايت آمده ، گوناگونىِ راه هاى ظاهرى روزى يافتن افراد باشد.

عيسى عليه السلام :تَعمَلونَ لِلدُّنيا وأنتُم تُرزَقونَ فيها بِغَيرِ عَمَلٍ ، ولا تَعمَلونَ لِلآخِرَةِ وأنتُم لا تُرزَقونَ فيها إلاّ بِالعَمَلِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :اِختَرتُ مِنَ التَّوراةِ اثنَتَي عَشرَةَ آيَةً ، فَنَقَلتُها إلَى العَرَبِيَّةِ ، وأنَا أنظُرُ إلَيها في كُلِّ يَومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ : يَابنَ آدَمَ ، عَلَيكَ فَريضَتي وعَلَيَّ رِزقُكَ ، فَإِن خالَفتَني في فَريضَتي فَإِنّي لا اُخالِفُكَ في رِزقِكَ . (2)

عنه عليه السلام :لا يَملِكُ إمساكَ الأَرزاقِ وإدرارَها إلاَّ الرَّزّاقُ . (3)

.


1) .الكافي : ۲ / ۳۱۹ / ۱۳ ، الأمالي للطوسي : ۲۰۷ / ۳۵۶ نحوه وكلاهما عن حفص بن غياث عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۲ / ۳۸ / ۶۶ ؛ سنن الدارمي : ۱ / ۱۰۹ / ۳۷۴ عن هشام صاحب الدستوائي .

2) .الاثنا عشريّة : ۴۰۹ .

3) .غرر الحكم : ۱۰۸۳۸ .

نوادر الاصول از زيد بن اسلم :شمارى از اشعرى ها ، از جمله ابوموسى و ابومالك و ابوعامر ، چون هجرت گزيدند ، با كشتى روى به سوى رسول خدا نهادند . چون توشه شان تمام شد ، كسى از خود نزد پيامبر روانه كردند تا از وى يارى خواهد . آن گاه كه او به آستانه خانه پيامبر رسيد ، شنيد كه اين آيه را مى خواند : «و هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر آن كه روزى او بر خدا است و قرارگاه آن و جايگاه نگاهداشت آن را مى داند ؛ همه در كتابى روشن است . » آن مرد گفت : (1)«نزد خداوند ، اشعرى ها فرومايه ترين جنبندگان نيستند!» پس بازگشت ، بى آن كه نزد رسول خدا برود . سپس به يارانش گفت: «شما را مژده باد كه يارى تان رسيد!» ايشان جز اين گمان نكردند كه وى با پيامبر سخن گفته و او وعده اش داده است . در همين حال بودند كه دو مرد نزد ايشان آمدند و كاسه اى چوبى در ميان داشتند كه لبريز از نان و گوشت بود . پس هر چه خواستند ، از آن خوردند . آن گاه ، به يكديگر گفتند : «خوب است اين غذا را نزد پيامبر بازگردانيم تا از آن نيازش را برآورد» . پس به آن دو مرد گفتند : «اين خوراك را نزد پيامبر بريد كه ما نياز خود را برآورديم» . سپس ايشان نزد پيامبر آمده ، گفتند : «اى رسول خدا! تاكنون خوراكى فراوان تر و نيكوتر از آن چه فرستادى ، نخورده بوديم» . پيامبر فرمود : «من چيزى نزد شما نفرستادم» . ايشان به وى گفتند كه رفيق خود را نزدش فرستاده اند . پيامبر حال را از او بازپرسيد . وى بازگفت كه چه كرده و به آنان چه گفته است . پيامبر فرمود : «اين چيزى است كه خداوند سبحان روزى تان فرمود» .

حضرت عيسى عليه السلام :براى دنيا كار مى كنيد ، حال آن كه بدون عمل در آن روزى مى يابيد ؛ و براى آخرت كار نمى كنيد ، حال آن كه در آن ، جز با عمل روزى نخواهيد يافت .

امام على عليه السلام :من از تورات دوازده آيه برگزيدم و به عربى بازگرداندم و هر روز سه بار در آن مى نگرم : «اى فرزند آدم! بر تو است كه واجب مرا انجام دهى ؛ و بر من است كه روزى تو را تأمين كنم ؛ اگر تو واجب مرا به جا نياورى ، من روزى تو را نمى ستانم» .

امام على عليه السلام :جز خداوند روزى دهنده هيچ كس نمى تواند روزى ها را بازدارد يا جارى كند .

.


1) .هود : ۶.

عنه عليه السلام :هذا غُرابٌ و هذا عُقابٌ ، وهذا حَمامٌ وهذا نَعامٌ ؛ دَعا كُلَّ طائِرٍ بِاسمِهِ ، وكَفَلَ لَهُ بِرِزقِهِ . (1)

فاطمة عليهاالسلام :يا مَن كُلُّ يَومٍ عِندَهُ جَديدٌ ، وكُلُّ رِزقٍ عِندَهُ عَتيدٌ ، لِلضَّعيفِ وَالقَوِيِّ وَالشَّديدِ ؛ قَسَمتَ الأَرزاقَ بَينَ الخَلائِقِ ، فَسَوَّيتَ بَينَ الذَّرَّةِ وَالعُصفورِ . (2)

الإمام الحسين عليه السلام : اِغنَ عَنِ المَخلوقِ بِالخالِقِتَغنَ عَنِ الكاذِبِ وَالصّادِقِ وَاستَرزِقِ الرَّحمنَ مِن فَضلِهِفَلَيسَ غَيرُ اللّهِ مِن ازِقِ (3)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في زِيارَةِ أمينِ اللّهِ ـ: اللّهُمَّ إنَّ . . . أرزاقَكَ إلَى الخَلائِقِ مِن لَدُنكَ نازِلةٌ ، وعَوائِدَ المَزيدِ لَهُم مُتَواتِ (4)رَةٌ .

الإمام الكاظم عليه السلامـ في دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ الفَجرِ ـ: يا رازِقَ مَن يَشاءُ بِغَيرِ حِسابٍ ، يا رازِقَ الجَنينِ وَالطِّفلِ الصَّغيرِ . (5)

الإمام المهديّ عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُصَوِّرُ بِهِ خَلقَكَ فِيالأَرحامِ كَيفَ تَشاءُ ، وبِهِ تَسوقُ إلَيهِم أرزاقَهُم في أطباقِ الظُّلُماتِ مِن بَينِ العُروقِ وَالعِظامِ . . . وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ خَلقَكَ ورَزَقتَهُم كَيفَ شِئتَ وكَيفَ شاؤوا . (6)

.


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۵، الاحتجاج : ۱/۴۸۳/۱۱۷ ، بحار الأنوار : ۳ / ۲۷ / ۱ وج ۶۴/۴۰/۱۹ .

2) .فلاح السائل : ۴۲۱ / ۲۹۰ ، بحار الأنوار : ۸۶ / ۱۰۳ / ۸ .

3) .تاريخ دمشق : ۱۴ / ۱۸۶ ، البداية والنهاية : ۸ / ۲۰۹ وفيه «تسدّ على» بدل «تغن عن» .

4) .كامل الزيارات : ۹۳ / ۹۳ عن أبي علي مهدي بن صدقة الرقّي عن الإمام الرضا عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، مصباح المتهجّد : ۷۳۹ ، المزار للشهيد الأوّل : ۱۱۶ ، فرحة الغري : ۴۲ وفيه «أرزاق الخلائق» بدل «أرزاقك إلى الخلائق» وفيها «إليهم واصلة» بدل «لهم متواترة» وكلّها عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام .

5) .جمال الاُسبوع : ۱۸۴ عن الحسن بن القاسم العبّاسي ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۱۹۵ / ۳ .

6) .مُهج الدعوات : ۹۱ ، بحار الأنوار : ۸۵ / ۲۳۴ / ۱ .

امام على عليه السلام :اين كلاغ است و اين عقاب ؛ اين كبوتر است و اين شترمرغ ؛ خداوند هر پرنده اى را به نام ، خوانده و روزى اش را تضمين فرموده است .

حضرت فاطمه عليهاالسلام :اى آن كه هر روز نزد وى تازه ، و هر روزى نزد او آماده است ، خواه بر ناتوان و خواه براى قدرتمند و سختْ توان . روزى ها را ميان آفريدگان تقسيم فرموده اى و به مورچه و گنجشك يكسان روزى داده اى .

امام حسين عليه السلام : با يارى گرفتن از آفريدگار ، از آفريده بى نياز شوتا از دروغگو و راستگو بى نياز گردى . از خداوند رحمان روزى بخواهكه جز خدا هيچ روزى دهنده اى نيست .

امام سجاد عليه السلامـ در زيارت امين اللّه ـ: بار خدايا! . . . روزى ها از سوى تو بر آفريدگان فرود آيد و احسان تو براى ايشان پياپى درآيد .

امام كاظم عليه السلامـ در دعايش پس از نماز صبح ـ: اى آن كه به هر كه خواهد ، بدون حساب روزى دهد . اى آن كه به جنين و نوزاد روزى مى دهى .

امام مهدى عليه السلامـ در دعايش ـ: از تو مى خواهم به حق آن نامت كه با آن ، آفريدگان خويش را در زِهدان ها هر گونه كه خواهى صورت بخشى و روزى هاشان را در لايه هاى تاريكى از ميان رگ ها و استخوان ها به سويشان مى كشانى . . . و از تو مى خواهم به حق آن نامت كه با آن آفريدگانت را آفريده و هر گونه اى خواسته اى و خواسته اند ، ايشان را روزى داده اى .

.

عيسى عليه السلام :اِعمَلوا للّهِِ ولا تَعمَلوا لِبُطونِكُم ؛ اُنظُروا إلى هذَا الطَّيرِ يَغدو ويَروحُ لا يَحرِثُ ولا يَحصِدُ ، اللّهُ تَعالى يَرزُقُها ؛ فَإِن قُلتُم : نَحنُ أعظَمُ بُطونا مِنَ الطَّيرِ ، فَانظُروا إلى هذِهِ الأَباقِرِ مِنَ الوَحشِ وَالحُمُرِ تَغدو وتَروحُ لا تَحرِثُ ولا تَحصِدُ ، اللّهُ تَعالى يَرزُقُها . اِتَّقوا فُضولَ الدُّنيا ؛ فَإِنَّ فُضولَ الدُّنيا عِندَ اللّهِ رِجزٌ . (1)

۱ / ۲خَصائِصُ الرِّزقِ۱ / ۲ ـ ۱مُقَدَّرٌ مَقسومٌالكتاب :«أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَـتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ . (2)»

«وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ * فَوَ رَبِّ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ . (3)»

.


1) .الدرّالمنثور : ۲ / ۲۰۷ نقلاً عن ابن أبي شيبة وأحمد وابن أبي الدنيا عن سالم بن أبي الجعد ، وراجع ربيع الأبرار : ۴ / ۳۷۴ .

2) .الزخرف : ۳۲ .

3) .الذاريات : ۲۲ و ۲۳ .

۱ / ۲ ويژگى هاى روزى

۱ / ۲ ـ ۱ روزى تقدير و تقسيم شده است

حضرت عيسى عليه السلام :براى خدا كار كنيد ، نه براى شكم هاتان (1). به اين پرندگان بنگريد كه روز و شب را مى گذرانند و بى آن كه كِشت و درو كنند ، خداى تعالى به آن ها روزى مى دهد . اگر بگوييد كه شكم ما بزرگتر از پرندگان است ، پس به اين گاوها و خران وحشى بنگريد كه روز و شب را مى گذرانند و بى آن كه كِشت و درو كنند ، خداى تعالى به آن ها روزى مى دهد . از زوايد دنيا پرهيز كنيد ؛ كه اين زوايد نزد خداوند مايه گناهند .

۱ / ۲ويژگى هاى روزى۱ / ۲ ـ ۱روزى تقدير و تقسيم شده استقرآن:«آيا آن ها رحمت پروردگار تو را تقسيم مى كنند؟ ماييم كه ميان آنان مايه گذرانشان را در زندگى دنيا تقسيم كرده ايم و پايه هاى برخى را بر برخى برتر داشته ايم تا بعضى ، بعض ديگر را به خدمت گيرند . و بخشايش پروردگار تو از آن چه گرد مى آورند ، بهتر است.»

«و روزى شما و آن چه وعده داده مى شويد ، در آسمان است * سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين سخن راست است ، همچنان كه شما سخن مى گوييد .»

.


1) .مراد آن نيست كه تلاش براى كسب روزى رها شود و از هر گونه فعاليت اقتصادى پرهيز گردد؛ بلكه منظور اين است كه هدف از تلاش براى طلب روزى ، بايد كسب رضايت خداى تعالى باشد؛ وگرنه پرندگان نيز ـ چنان كه در متن روايت آمده ـ براى جستن روزى تلاش مى كنند . اما در هر حال ، مى دانيم كه آن ها داراى انديشه نيستند و خداوند بنا بر حكمت خويش خواسته است كه روزى ايشان را بر اين منوال فراهم آورد . پس شايسته است كه انسان با تأمل در اين حقيقت ، دريابد كه روزى وى نيز به دست خدا است و در نتيجه ، وى وظيفه دارد كه خداى را معبود خويش گيرد و در بندگى اش كوتاهى نورزد.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَيسَ أحَدٌ مِنكُم بِأَكسَبَ مِن أحَدٍ ؛ قَد كَتَبَ اللّهُ المُصيبَةَ وَالأَجَلَ ، وقَسَمَ المَعيشَةَ وَالعَمَلَ ، فَالنّاسُ يَجرونَ فيها إلى مُنتَهىً . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :يَابنَ آدَمَ ، لَستَ بِبالِغٍ أمَلَكَ ، ولا بِدافِعٍ أجَلَكَ ، ولا بِمَدفوعٍ عَن رِزقِكَ ؛ فَبِماذا تُشقي نَفسَكَ يا شَقِيُّ يا شَقِيُّ يا شَقِيُّ؟! (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل كَتَبَ عَلى كُلِّ نَفسٍ رِزقَها ومُصيبَتَها وأجَلَها . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا سَأَلتَ فَاسأَلِ اللّهَ ، وإذَا استَعَنتَ فَاستَعِن بِاللّهِ عز و جل ؛ فَقَد مَضَى القَلَمُ بِما هُوَ كائِنٌ [ إلى يَومِ القِيامَةِ] ؛ فَلَو جَهَدَ النّاسُ أن يَنفَعوكَ بِأَمرٍ لَم يَكتُبهُ اللّهُ لَكَ لَم يَقدِروا عَلَيهِ ، ولَو جَهَدوا أن يَضُرّوكَ بِأَمرٍ لَم يَكتُبهُ اللّهُ عَلَيكَ لَم يَقدِروا عَلَيهِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الخَلائِقَ لَوِ اجتَمَعوا عَلى أن يُعطوكَ شَيئا لَم يُرِدِ اللّهُ أن يُعطِيَكَهُ لَم يَقدِروا عَلى ذلِكَ ، أو أن يَصرِفوا عَنكَ شَيئا أرادَ اللّهُ أن يُعطِيَكَهُ لَم يَقدِروا عَلى ذلِكَ ، وأن قَد جَفَّ القَلَمُ بِما هُوَ كائِنٌ إلى يَومِ القِيامَةِ . (5)

عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي احتِجاجِهِ عَلى عَبدِ اللّهِ بنِ أبي اُمَيَّةَ ـ: الحُكمُ للّهِِ ، يَقسِمُ كَيفَ يَشاءُ ويَفعَلُ كَما يَشاءُ ، وهُوَ حَكيمٌ في أفعالِهِ ، مَحمودٌ في أعمالِهِ ، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «وَ قَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ هَـذَا الْقُرْءَانُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (6)» قالَ اللّهُ تَعالى ـ : «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ» ـ يا مُحَمَّدُ؟ ـ «نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا» فَأَحوَجنا بَعضا إلى بَعضٍ : أحوَجَ هذَا الرَّجَلَ إلى مالِ ذلِكَ ، وأحوَجَ ذلِكَ إلى سِلعَةِ هذا أو إلى خِدمَتِهِ ، فَتَرى أجَلَّ المُلوكِ وأغنَى الأَغنِياءِ مُحتاجا إلى أفقَرِ الفُقَراءِ في ضَربٍ مِنَ الضُّروبِ : إمّا سِلعَةٌ مَعَهُ لَيسَت مَعَهُ ، وإمّا خِدمَةٌ يَصلُحُ لَها لا يَتَهَيَّأُ لِذلِكَ المَلِكِ أن يَستَغنِيَ إلاّ بِهِ ، وإمّا بابٌ مِنَ العُلومِ وَالحِكَمِ هُوَ فَقيرٌ إلى أن يَستَفيدَها مِن هذَا الفَقيرِ ، فَهذَا الفَقيرُ يَحتاجُ إلى مالِ ذلِكَ المَلِكِ الغَنِيِّ ، وذلِكَ المَلِكُ يَحتاجُ إلى عِلمِ هذَا الفَقيرِ أو رَأيِهِ أو مَعرِفَتِهِ . ثُمَّ لَيسَ لِلمَلِكِ أن يَقولَ: هَلاَّ اجتَمَعَ إلى مالي عِلمُ هذَا الفَقيرِ! ولا لِلفَقيرِ أن يَقولَ : هَلاَّ اجتَمَعَ إلى رَأيي وعِلمي وما أتَصَرَّفُ فيهِ مِن فُنونِ الحِكَمِ مالُ هذَا المَلِكِ الغَنِيِّ! ثُمَّ قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَـتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا» ـ ثُمَّ قالَ : يا مُحَمَّدُ ، قُل لَهُم : ـ «وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ؛ (7)» أي ما يَجمَعُهُ هؤُلاءِ مِن أموالِ الدُّنيا . (8)

.


1) .حلية الأولياء : ۶ / ۱۱۶ ، ربيع الأبرار : ۴ / ۳۷۴ وفيه «بأكيس» بدل «بأكسب» و«النصيب» بدل «المصيبة» وكلاهما عن ابن مسعود ، كنز العمّال : ۱ / ۱۰۹ / ۵۰۳ .

2) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۱۳ .

3) .الجعفريّات : ۲۵۱ .

4) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۴۱۳ / ۵۹۰۰ عن الفضل بن العباس ، الأمالي للطوسي : ۵۳۶ / ۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق : ۲/۳۷۷/۲۶۶۱ كلاهما عن أبي ذر ؛ سنن الترمذي : ۴/۶۶۷/۲۵۱۶ نحوه ، مسند ابن حنبل : ۱ / ۶۵۹ / ۲۸۰۴ ، المستدرك على الصحيحين : ۳ / ۶۲۳ / ۶۳۰۳ كلّها عن ابن عبّاس .

5) .المنتخب من مسند عبد بن حميد : ۲۱۴ / ۶۳۶ ، المستدرك على الصحيحين : ۳ / ۶۲۴ / ۶۳۰۴ نحوه ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۰۳ / ۱۰۰۰۱ وكلّها عن ابن عبّاس .

6) .الزخرف : ۱

7) .الزخرف : ۳۲ .

8) .الاحتجاج: ۱/۵۷/۲۲ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام: ۵۰۷ ، بحار الأنوار : ۹/۲۷۵/۲ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما بيش از ديگرى كسب نتواند كرد . همانا خداوند مصيبت و مرگ را برنوشته و مايه گذران زندگى و كار را تقسيم فرموده است ؛ پس مردم در اين ميان به سوى پايانْ گاه در حركتند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى فرزند آدم! چنان نيستى كه به آرزوى خويش رسى و مرگ خود را دور كنى و از روزى ات بازداشته شوى . پس اى بينوا ، اى بينوا ، اى بينوا! چرا خود را به سختى مى افكنى؟

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند براى هر كس روزى و مصيبت و مرگش را برنوشته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه چيزى مى خواهى ، از خدا بخواه ؛ و هر گاه يارى مى جويى ، از او بجوى . همانا قلم تقدير خداوند همه چيز را تا روز قيامت رقم زده است ؛ پس اگر همه مردم بكوشند تا تو را به بهره اى برسانند كه خدا برايت برننوشته است ، نتوانند كه چنين كنند ؛ و اگر بكوشند تا به تو زيانى رسانند كه خدا برايت برننوشته است ، چنين نتوانند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر همه آفريدگان گرد آيند تا تو را چيزى دهند كه خداوند نخواسته آن را به تو عطا فرمايد ، نتوانند كه چنين كنند ، و نيز اگر بخواهند تو را از چيزى بازدارند كه خدا خواسته آن را به تو عطا فرمايد ، نتوانند . و همانا قلم تقدير خداوند هر چيز را كه تا روز قيامت پديد آيد ، برنوشته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در مناظره وى با عبداللّه بن ابى اميه ـ: حكمرانى از آن خدا است ؛ آن گونه كه خواهد ، قسمت مى نمايد و هر گونه خواهد ، عمل مى كند ؛ در كارهايش حكمت مى ورزد و در اعمالش ستوده است . و اين است گفته خداى تعالى: «و گفتند چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از اين دو شهر (= مكه و طايف) فرو فرستاده نشده است؟» و پاسخ خداوند چنين است : «آيا آنان رحمت پروردگار تو را تقسيم مى كنند؟» ـ اى محمّد! ـ «ماييم كه ميان آنان مايه گذرانشان را در زندگانى دنيا تقسيم كرده ايم» . پس خداوند برخى از ما را به برخى ديگر نيازمند نموده است : اين را به دارايى آن ؛ و آن را به كالا يا خدمت اين . پس مى نگرى كه بزرگ ترين پادشاه يا برترين توانگر گاه به درويش ترين فقير به گونه اى محتاج مى گردد : يا كالايى دارد كه وى را فراهم نيست و يا خدمتى تواند كرد كه آن پادشاه جز به يارى او از آن خدمت بهره مند نگردد و يا دانش و حكمتى دارد كه آن پادشاه بدان محتاج است و بايد از وى فراگيرد . پس هم آن فقير به دارايى اين پادشاه توانگر نياز دارد و هم اين پادشاه به دانش يا انديشه يا معرفت آن فقير محتاج است . آن پادشاه را نرسد كه گويد : «چرا دانش آن فقير در كنار دارايى من گرد نيامد؟» و آن فقير را نيز نرسد كه گويد : «چرا دارايى آن پادشاه توانگر با انديشه و دانش و حكمت ورزى هاى من يكجا گرد نيامد؟» خداى تعالى فرموده است: «برخى از ايشان را بر برخى ديگر برترى بخشيده ايم تا بعضى شان بعضى ديگر را به خدمت گيرند» . ـ سپس فرموده است: اى محمّد! به ايشان بگو : ـ «و رحمت پروردگار تو از آن چه ايشان گرد مى آورند ، نيكوتر است» ؛ يعنى از دارايى هاى دنيا كه اينان انباشته مى كنند ، بهتر است .

.

الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ الأَمرَ يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ كَقَطرِ المَطَرِ إلى كُلِّ نَفسٍ بِما قَدَّرَ اللّهُ لَها مِن زِيادَةٍ أو نُقصانٍ ، فَإِن أصابَ أحَدَكُم مُصيبَةٌ في أهلٍ أو مالٍ أو نَفسٍ ورَأى عِندَ أخيهِ غَفيرَةً في أهلٍ أو مالٍ أو نَفسٍ فَلا تَكونَنَّ عَلَيهِ فِتنَةً ؛ فَإِنَّ المَرءَ المُسلِمَ لَبَريءٌ مِنَ الخِيانَةِ ما لَم يَغشَ دَناءَةً تَظهَرُ ـ فَيَخشَعُ لَها إذا ذُكِرَت ، ويُغرى بِها لِئامُ النّاسِ ـ كانَ كَالفالِجِ الياسِرِ الَّذي يَنتَظِرُ أوَّلَ فَوزَةٍ مِن قِداحِهِ؛ توجِبُ لَهُ المَغنَمَ ، ويُدفَعُ بِها عَنهُ المَغرَمُ . وكَذلِكَ المَرءُ المُسلِمُ البَريءُ مِنَ الخِيانَةِ ، يَنتَظِرُ مِنَ اللّهِ تَعالى إحدَى الحُسنَيَينِ : إمّا داعِيَ اللّهِ فَما عِندَ اللّهِ خَيرٌ لَهُ ، وإمّا رِزقَ اللّهِ فَإِذا هُوَ ذو أهلٍ ومالٍ ومَعَهُ دينُهُ وحَسَبُهُ ؛ إنَّ المالَ وَالبَنينَ حَرثُ الدُّنيا ، وَالعَمَلُ الصّالِحُ حَرثُ الآخِرَةِ وقَد يَجمَعُهُمَا اللّهُ لِأَقوامٍ . (1)

.


1) .الكافي : ۵ / ۵۷ / ۶ عن حسن ، نهج البلاغة : الخطبة ۲۳ ، قرب الإسناد : ۳۸ / ۱۲۳ ، تفسير القمّي : ۲ / ۳۶ كلاهما عن بكر بن محمّد عن الإمام الصادق عليه السلام ، الغارات : ۱ / ۷۹ عن شهر بن حوشب عن الإمام عليّ عليه السلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۸۴ / ۲۸ ؛ كنز العمّال : ۱۶ / ۲۰۷ / ۴۴۲۳۱ .

امام على عليه السلام :همانا امر پروردگار همانند باريدن باران ، به فراخور تقديرى كه خداوند از بيش يا كم براى هر كس تعيين فرموده ، از آسمان بر زمين فرود مى آيد . پس اگر هر يك از شما را مصيبتى در خاندان و دارايى و جانش در رسيد و برادرش را ديد كه خاندان و دارايى و جانش فزونى مى پذيرد ، مبادا فريفته شود ؛ زيرا انسان مسلمان مادام كه اظهار پستى نكرده ـ تا از وى به خوارى ياد گردد و مردم فرومايه به سبب آن ، بر وى برانگيخته شوند ـ از خيانت بر كنار است و همانند قماربازى است تيزچنگ كه از نخستين تيرهاى قمار خود انتظار پيروزى دارد تا هم بهره اى به دست آورد و هم باخت هايش را جبران كند . چنين است حال انسان مسلمان بر كنار از خيانت كه يكى از دو نيكى را از خداوند انتظار مى برد : يا فراخواننده به سوى خدا = مرگ را ، كه آن چه نزد او است براى انسان بهتر است ؛ و يا روزى خدا را ، كه در اين حال هم صاحب خاندان و دارايى است و هم دين و شرافت . همانا دارايى و فرزندان دستمايه دنيا است و عمل نيكو دستمايه آخرت ؛ و گاه خداوند اين هر دو را به گروهى عطا فرمايد .

.

عنه عليه السلام :رِزقُ كُلِّ امرِئٍ مُقَدَّرٌ كَتَقديرِ أجَلِهِ . (1)

عنه عليه السلام :لَم يَفُت نَفسا ما قُدِّرَ لَها مِنَ الرِّزقِ . (2)

عنه عليه السلام :ما كانَ لَكُم مِن رِزقٍ فَسَيَأتيكُم عَلى ضَعفِكُم ، وما كانَ عَلَيكُم فَلَن تَقدِروا أن تَدفَعوهُ بِحيلَةٍ . (3)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: وجَعَلَ [اللّهُ ]لِكُلِّ روحٍ مِنهُم قوتا مَعلوما مَقسوما مِن رِزقِهِ ، لا يَنقُصُ مَن زادَهُ ناقِصٌ ، ولا يَزيدُ مَن نَقَصَ مِنهُم زائِدٌ. (4)

.


1) .غرر الحكم : ۵۴۲۳ .

2) .غرر الحكم : ۷۵۴۶ .

3) .الخصال : ۶۳۲ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ۱۲۲ ، بحار الأنوار : ۱۰ / ۱۱۱ / ۱ .

4) .الصحيفة السجّادية : ۱۹ الدعاء ۱ .

امام على عليه السلام :روزىِ هر انسان ، همانند مرگ وى ، به قلم تقدير درآمده است .

امام على عليه السلام :روزىِ تقدير شده هيچ كس از او سلب نمى گردد .

امام على عليه السلام :آن روزى اى كه به سود شما باشد ، حتّى در حال ناتوانى تان به شما مى رسد و آن كه به زيان شما باشد ، با هيچ تدبيرى دورش نتوانيد كرد .

امام سجاد عليه السلامـ در دعايش ـ: و خداوند براى هر يك از ايشان از روزى معين و تقسيم شده اش غذايى برنهاده ، به گونه اى كه هر كه را او فزونى عطا فرموده ، هيچ كاهنده اى نباشد و هر يك از ايشان را كه او كاستى داده ، هيچ افزاينده اى نباشد .

.

الإمام الصادق عليه السلامـ في ما يُنسَبُ إلَيهِ في مِصباحِ الشَّريعَةِ ـ: الرِّزقُ مَقسومٌ، فَماذا يَنفَعُ الحَسَدُ الحاسِدَ؟! (1)

الإمام العسكريّ عليه السلام :المَقاديرُ الغالِبَةُ لا تُدفَعُ بِالمُغالَبَةِ ، وَالأَرزاقُ المَكتوبَةُ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ ، ولا تُدفَعُ بِالإِمساكِ عَنها . (2)

الإمام عليّ عليه السلام : لَو كانَ في صَخرَةٍ فِي البَحرِ راسِيَةٍصَمّاءَ مَلمومَةٍ مَلسٍ نَواحيها رِزقٌ لِنَفسٍ يَراهَا اللّهُ لاَنفَلَقَتعَنهُ فَأَدَّت إلَيهِ كُلَّ ما فيها أو كانَ بَينَ طِباقِ السَّبعِ مَجمَعُهُلَسَهَّلَ اللّهُ فِي المَرقى مَراقيها حَتّى يُوافِيَ الَّذي فِي اللَّوحِ خُطَّ لَهُإن هِيَ أتَتهُ وإلاّ فَهوَ يَأتيها (3)

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: فَلَو كانَتِ الدُّنيا تُنالُ بِفِطنَةٍوفَضلٍ وعِلمٍ نِلتُ أعلَى المَراتِ ولكِنَّمَا الأَرزاقُ حَظٌّ وقِسمَةٌبِفَضلِ مَليكٍ لا بِحيلَةِ طالِبِ (4)

۱ / ۲ ـ ۲مَقسومٌ مِنَ الحَلالِالكتاب :«قُلْ أَرَءَيْتُم مَّآ أَنزَلَ اللَّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَ حَلَـلاً قُلْ ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ . (5)»

.


1) .مصباح الشريعة : ۲۸۶ .

2) .أعلام الدين : ۳۱۴ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۷۹ / ۴ .

3) .التوحيد : ۳۷۲ / ۱۵ .

4) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۷۴ / ۳۰ .

5) .يونس : ۵۹ .

۱ / ۲ ـ ۲ روزى تقسيم شده از حلال است

امام صادق عليه السلامـ در كلام منسوب به وى در مصباح الشريعه ـ: روزى تقسيم شده است ؛ پس حسد ورزيدن چه سودى براى حسود دارد؟

امام عسكرى عليه السلام :تقديرهاى تعيين شده با كشمكش دور نگردد و روزى هاى برنوشته شده ، نه با آزمندى به دست آيد و نه با پرهيز ورزيدن دور گردد .

امام على عليه السلام : اگر بر صخره اى استوار و سختو به هم فشرده با پيرامونى هموار در دل دريا روزى كسى به مصلحتْ ديدِ خدا نهاده شده باشدآن روزى از آن صخره شكافته گردد و يكسره بدان كس رسد و يا اگر آن روزى ميان آسمان هاى هفتگانه باشدخداوند چنان راه پيمودنش را آسان سازد كه به آن كس رسد كه در لوح تقدير برايش نوشته شده استيا آن روزى به وى رسد و يا وى به آن روزى!

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: اگر دنيا با هوشيارى وفضيلت ودانش به چنگ مى آمد / من به والاترين پايه هاى دنيا مى رسيدم اما روزى ها بهره و قسمت خدادادى هستند / و با چاره انديشىِ جوينده به دست نمى آيند

۱ / ۲ ـ ۲روزى تقسيم شده از حلال استقرآن:«بگو : مرا خبر دهيد ، آن چه خداى از روزى براى شما فرستاده است ، پس شما از آن حرامى و حلالى [به خواست خود] قرار داده ايد ، ـ بگو ـ آيا خدا شما را دستورى داده است يا بر خدا دروغ مى بنديد؟»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ قَسَّمَ الأَرزاقَ بَينَ خَلقِهِ حَلالاً ولَم يُقَسِّمها حَراما ؛ فَمَنِ اتَّقَى اللّهَ عز و جل وصَبَرَ أتاهُ اللّهُ بِرِزقِهِ مِن حِلِّهِ ، ومَن هَتَكَ حِجابَ السِّترِ وعَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِن غَيرِ حِلِّهِ ، قُصَّ بِهِ مِن رِزقِهِ الحَلالِ ، وحوسِبَ عَلَيهِ يَومَ القِيامَةِ (1)

عنه صلى الله عليه و آله :لا سَرَقَ سارِقٌ شَيئا إلاّ حُسِبَ مِن رِزقِهِ . (2)

تفسير العيّاشي عن إسماعيل بن كثير رفعه إلى النبيّ صلى الله عليه و آله :لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ : «وَ سْـئلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ (3)» قالَ : فَقالَ أصحابُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله : ما هذَا الفَضلُ ؟ أيُّكُم يَسأَلُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهعَن ذلِكَ؟ قالَ : فَقالَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام : أنَا أسأَلُهُ عَنهُ ، فَسَأَلَهُ عَن ذلِكَ الفَضلِ ما هُوَ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّهَ خَلَقَ خَلقَهُ وقَسَّمَ لَهُم أرزاقَهُم مِن حِلِّها ، وعَرَضَ لَهُم بِالحَرامِ ، فَمَنِ انتَهَكَ حَراما نُقِصَ لَهُ مِنَ الحَلالِ بِقَدرِ مَا انتَهَكَ مِنَ الحَرامِ ، وحوسِبَ بِهِ . (4)

ربيع الأبرار :دَخَلَ عَلِيٌّ عليه السلام المَسجِدَ وقالَ لِرَجُلٍ : أمسِك عَلى بَغلَتي ، فَخَلَعَ لِجامَها وذَهَبَ بِهِ . وخَرَجَ عَلِيٌّ وفي يَدِهِ دِرهَمانِ لِيُكافِئَهُ ، فَوَجَدَها عُطُلاً ، فَرَكِبَها ومَضى ، فَأَعطى غُلامَهُ الدِّرهَمَينِ لِيَشتَرِيَ بِها لِجاما ، فَوَجَدَ الغُلامُ اللِّجامَ فِي السّوقِ ؛ فَقَد باعَهُ السّارِقُ بِدِرهَمَينِ ، فَأَخَذَهُ بِالدِّرهَمَينِ . فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : إنَّ العَبدَ لَيَحرِمُ نَفسَهُ الرِّزقَ الحَلالَ بِتَركِ الصَّبرِ ، ولا يَزدادُ عَلى ما قُدِّرَ لَهُ . (5)

.


1) .الكافي : ۵ / ۸۰ / ۱ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۱ / ۸۸۰ ، التمحيص : ۵۳ / ۱۰۰ كلّها عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام ، عدّة الداعي : ۷۴ ، بحار الأنوار : ۷۰ / ۹۷ / ۳ وج ۱۰۳ / ۳۵ / ۶۸ .

2) .دعائم الإسلام : ۱ / ۲۴۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الجعفريّات : ۵۴ ، النوادر للراوندي : ۱۶۵ / ۲۵۰ وليس فيهما «شيئا» .

3) .النساء : ۳۲ .

4) .تفسير العيّاشي : ۱ / ۲۳۹ / ۱۱۶ ، بحار الأنوار : ۵ / ۱۴۶ / ۳ .

5) .ربيع الأبرار : ۴ / ۳۷۹ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند خجسته و بزرگ روزى ها را ميان آفريدگانش به حلال تقسيم فرموده و نه به حرام . پس هر كس كه تقواى خدا را پيشه كند و صبور باشد ، خدا از روزى حلالش به وى عطا فرمايد و آن كس كه پرده پوشيدهْ بر دِرَد و شتاب ورزد ، خدا به غير حلالش وى را گرفتار سازد ؛ روزى حلالش از او بريده شود و روز قيامت به همان محاسبه گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ سارقى جز از آن چه به حساب روزى اش نوشته شده ، دزدى نمى كند .

تفسير العيّاشي از اسماعيل بن كثيرـ در روايتى كه به پيامبر نسبت داده است ـ: چون اين آيه نازل شد : «و خداى را از فضلش بجوييد» ، ياران پيامبر گفتند : «اين فضل چيست؟ چه كس از شما اين را از وى مى پرسد؟» على بن ابى طالب عليه السلامفرمود : «من از وى مى پرسم» . پس از او پرسيد كه اين فضل چيست . پيامبر فرمود : «هر آينه خداوند آفريدگانش را آفريد و روزى هاى حلال را ميان ايشان تقسيم فرمود و روزى حرام را در معرض ديدشان نهاد . هر كس به حرام روى آورد ، به همان اندازه كه مرتكب حرام شده ، از حلالش كاسته و به پايش نوشته مى شود» .

ربيع الابرار :على عليه السلام به مسجد درآمد و به مردى فرمود : «استر مرا نگاه دار!» آن مرد افسار استر را باز كرد و با خود برد . على بيرون آمد ، حال آن كه دو درهم در كف داشت تا به وى پاداش دهد . ديد كه استر رها شده است . بر آن سوار گشت و رهسپار شد . سپس به خادم خويش دو درهم داد تا با آن افسارى بخرد . خادم همان افسار را در بازار يافت كه آن دزد به دو درهم فروخته بود . پس دو درهم داد و آن را باز گرفت . آن گاه على فرمود : «همانا بنده با دست كشيدن از صبر ، خود را از روزى حلال محروم مى كند و بيش از روزى اى كه برايش تقدير شده ، به دست نمى آورد» .

.

الإمام الباقر عليه السلام :لَيسَ مِن نَفسٍ إلاّ وقَد فَرَضَ اللّهُ عز و جل لَها رِزقَها حَلالاً يَأتيها في عافِيَةٍ ، وعَرَضَ لَها بِالحَرامِ مِن وَجهٍ آخَرَ ؛ فَإِن هِيَ تَناوَلَت شَيئا مِنَ الحَرامِ قاصَّها بِهِ مِنَ الحَلالِ الَّذي فَرَضَ لَها ، وعِندَ اللّهِ سِواهُما فَضلٌ كَثيرٌ ، وهُوَ قَولُهُ عز و جل : «وَسْـئلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ . (1)»

۱ / ۲ ـ ۳لا يَزيدُهُ حِرصُ الحَريصِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا أبا ذَرٍّ ، لا يُسبَقُ بَطيءٌ بِحَظِّهِ ، ولا يُدرِكُ حَريصٌ ما لَم يُقَدَّر لَهُ . ومَن اُعطِيَ خَيرا فَاللّهُ عز و جل أعطاهُ ، ومَن وُقِيَ شَرّا فَإِنَّ اللّهَ وَقاهُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ رِزقَ اللّهِ لا يَسوقُهُ إلَيكَ حِرصُ حَريصٍ ، ولا يَرُدُّهُ عَنكَ كَراهِيَةُ كارِهٍ . (3)

.


1) .الكافي : ۵ / ۸۰ / ۲ ، تفسير العيّاشي : ۱ / ۲۳۹ / ۱۱۸ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۱ / ۴۹ نقلاً من خطّ الشيخ الشهيد نقلاً عن كتاب التجارة للحسين بن سعيد وكلّها عن أبي البلاد وج ۵ / ۱۴۷ / ۶ .

2) .الأمالي للطوسي: ۵۲۷ /۱۱۶۲ ، مكارم الأخلاق: ۲/ ۳۶۵/۲۶۶۱ وفيه «لحظّه» بدل «بحظّه»، تنبيه الخواطر : ۲ / ۵۳ وفيه «خطرا» بدل «خيرا» وكلّها عن أبي ذرّ ، تحف العقول : ۴۸۹ عن الإمام العسكري عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۷۶ / ۳ وج ۷۸ / ۳۷۳ / ۱۹ .

3) .المعجم الكبير : ۱۰ / ۲۱۶ / ۱۰۵۱۴ ، شُعب الإيمان : ۱ / ۲۲۱ / ۲۰۸ ، حلية الأولياء : ۴ / ۱۲۱ وج ۷ / ۱۳۰ ، مسند الشهاب : ۲ / ۹۱ / ۹۴۷ وليس فيه «إليك» وكلّها عن ابن مسعود ؛ الكافي : ۲ / ۵۷ / ۲ عن عبد اللّه بن سنان ، الأمالي للمفيد : ۲۸۴ / ۲ عن سماعة بن مهران ، تحف العقول : ۳۷۸ ، التمحيص : ۵۲ / ۹۹ عن عبد اللّه بن سنان وكلّها عن الإمام الصادق عليه السلام .

۱ / ۲ ـ ۳ حرص ورزيدن روزى را افزايش نمى دهد

امام باقر عليه السلام :هيچ كس جز آن كه خداوند برايش روزى حلال مقرر فرموده كه عافيت مندانه به وى مى رسد ؛ و از جانب ديگر حرام را در معرض ديد او قرار داده است . پس اگر وى به روزى حرام دست اندازد ، خداوند به ازاى آن از روزى حلالى كه برايش مقرر فرموده ، مى كاهد . و جز اين دو ، نزد خدا فضل فراوان است و آن همان است كه خود فرموده : «و خداى را از فضلش درخواست كنيد» .

۱ / ۲ ـ ۳حرص ورزيدن روزى را افزايش نمى دهدپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابوذر! آن كه [در طلب روزى] كندى مى كند ، از روزى معين خود باز نمى ماند و آن كه حرص مى ورزد ، به آن چه برايش مقدر نشده ، دست نمى يابد . هر كه خيرى بيابد ، خدا به او خير عطا فرموده و هر كس از شرى بازداشته شود ، خداوند او را بازداشته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا روزى خدا را نه حرص ورزيدنِ آزمندى به سويت جلب مى كند و نه بى ميلى جستنِ كراهت ورزنده اى از تو باز مى دارد .

.

الإمام عليّ عليه السلام :عَجِبتُ لِمَن عَلِمَ أنَّ اللّهَ قَد ضَمِنَ الأَرزاقَ وقَدَّرَها وأنَّ سَعيَهُ لا يَزيدُهُ في ما قَدَّرَ لَهُ مِنها ، وهُوَ حَريصٌ دائِبٌ في طَلَبِ الرِّزقِ!! (1)

عنه عليه السلام :الحِرصُ لا يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، ولكِن يُذِلُّ القَدرَ . (2)

عنه عليه السلام :الأَرزاقُ لا تُنالُ بِالحِرصِ وَالمُطالَبَةِ . (3)

عنه عليه السلام :الأَجَلُ مَحتومٌ ، وَالرِّزقُ مَقسومٌ ، فَلا يَغُمَّنَّ أحَدَكُم إبطاؤُهُ ؛ فَإِنَّ الحِرصَ لا يُقَدِّمُهُ ، وَالعَفافَ لا يُؤَخِّرُهُ ، وَالمُؤمِنُ بِالتَّحَمُّلِ خَليقٌ . (4)

عنه عليه السلام :كَم مِن مُتعِبٍ نَفسَهُ مُقَتَّرٌ عَلَيهِ ! ومُقتَصِدٍ فِي الطَّلَبِ قَد ساعَدَتهُ المَقاديرُ! (5)

عنه عليه السلامـ في رِسالَتِهِ إلى عَبدِ اللّهِ بنِ العَبّاسِ ـ: أمّا بَعدُ ، فَإِنَّكَ لَستَ بِسابِقٍ أجَلَكَ ، ولا مَرزوقٍ ما لَيسَ لَكَ . (6)

عنه عليه السلام :أمّا بَعدُ ، فَإِنَّ الاِهتِمامَ بِالدُّنيا غَيرُ زائِدٍ فِي المَوظوفِ وفيهِ تَضييعُ الزّادِ ، وَالإِقبالُ عَلَى الآخِرَةِ غَيرُ ناقِصٍ مِنَ المَقدورِ وفيهِ إحرازُ المَعادِ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۶۲۷۹ .

2) .غرر الحكم : ۱۸۷۷ .

3) .غرر الحكم : ۱۴۱۳ .

4) .غرر الحكم : ۲۰۸۶ .

5) .الكافي : ۵ / ۸۱ / ۶ ، التمحيص : ۵۳/۱۰۱ كلاهما عن سهل بن زياد رفعه ، من لا يحضره الفقيه: ۴/۳۸۶/۸۳۴ من وصيّته لابنه محمّد بن الحنفيّة وفيه «فكم رأيت من طالب متعب نفسه مقتّر عليه رزقه . . .» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۵ / ۶۹ .

6) .نهج البلاغة : الكتاب ۷۲ ، بحار الأنوار : ۳۴ / ۴۹۸ / ۷۰۳ .

7) .التوحيد : ۳۷۲ / ۱۵ ، مختصر بصائر الدرجات : ۱۳۸ وفيه «الميعاد» بدل «المعاد» وكلاهما عن الأصبغ بن نباتة .

امام على عليه السلام :در شگفتم از آن كس كه مى داند خداوند روزى ها را ضمانت و تقدير فرموده و كوشش وى روزى مقدر شده اش را نمى افزايد ، اما باز در طلب روزى با حرص ورزى مى كوشد!

امام على عليه السلام :آزمندى روزى را نمى افزايد ، بلكه موجب خوارى است .

امام على عليه السلام :روزى ها را با آزمندى و طلب نتوان يافت .

امام على عليه السلام :مرگ ترديدناپذير و روزى تقسيم شده است . پس به كندى رسيدنِ روزى شما را غمگين نسازد ؛ كه نه حرص ورزيدن آن را پيش مى اندازد و نه عفت پيشگى آن را واپس مى افكند . و مؤمن آن است كه شكيبايى پيشه كند .

امام على عليه السلام :بسا كسى كه خود را به رنج مى افكند ، اما معيشتش تنگ است ؛ و بسا كسى كه در طلب [روزى] ميانه روى مى كند ، اما تقدير با وى يار است .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به عبداللّه بن عباس ـ: اما بعد ؛ همانا تو نتوانى بر مرگت پيشى گيرى و آن چه را از آنِ تو تقدير نشده ، روزى يابى .

امام على عليه السلام :اما بعد ؛ هر آينه اهتمام ورزيدن به دنيا سبب افزون شدن روزى مقدر نيست و مايه تباهى توشه است ؛ و روى نهادن به آخرت از روزى مقدر نمى كاهد و مايه دستيابى به بهره هاى آخرت است .

.

الإمام الصادق عليه السلام :كانَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام كَثيرا ما يَقولُ : اِعلَموا عِلما يَقينا أنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَجعَل لِلعَبدِ ـ وإنِ اشتَدَّ جَهدُهُ وعَظُمَت حيلَتُهُ وكَثُرَت مُكابَدَتُهُ ـ أن يَسبِقَ ما سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكرِ الحَكيمِ ، ولَم يَحُل بَينَ العَبدِ في ضَعفِهِ وقِلَّةِ حيلَتِهِ أن يَبلُغَ ما سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكرِ الحَكيمِ . أيُّهَا النّاسُ ، إنَّهُ لَن يَزدادَ امرُؤٌ نَقيرا بِحَذقِهِ ، ولَم يَنتَقِصِ امرُؤٌ نَقيرا لِحُمقِهِ ، فَالعالِمُ لِهذَا العامِلُ بِهِ أعظَمُ النّاسِ راحَةً في مَنفَعَتِهِ ، وَالعالِمُ لِهذَا التّارِكُ لَهُ أعظَمُ النّاسِ شُغلاً في مَضَرَّتِهِ . (1)

عنه عليه السلام :إن كانَ الرِّزقُ مَقسوما فَالحِرصُ لِماذا؟! وإن كانَ الحِسابُ حَقّا فَالجَمعُ لِماذا؟! (2)

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: دَعِ الحِرصَ عَلَى الدُّنياوفِي العَيشِ فَلا تَطمَع ولا تَجمَع مِنَ المالِولا تَدري لِمَن تَجمَع ولا تَدري أفي أرضِكَأم في غَيرِها تُصرَع فَإِنَّ الرِّزقَ مَقسومٌوكَدُّ المَرءِ لا يَنفَع فَقيرٌ كُلُّ مَن يَطمَعغَنِيٌّ كُلُّ مَن يَقنَع (3)

.


1) .الكافي : ۵ / ۸۱ / ۹ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۲ / ۸۸۳ كلاهما عن ابن جمهور عن أبيه رفعه ، نهج البلاغة : الحكمة ۲۷۳ ، غرر الحكم : ۳۶۵۶ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۳ / ۶۳ نقلاً عن تنبيه الخواطر .

2) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۹۳ / ۵۸۳۶ ، الخصال : ۴۵۰ / ۵۵ ، التوحيد : ۳۷۶ / ۲۱ ، الأمالي للصدوق : ۵۶ / ۱۲ ، مختصر بصائر الدرجات : ۱۳۸ كلّها عن أبان بن عثمان الأحمر ، روضه الواعظين : ۴۸۴ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۷ / ۴۳ .

3) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۳۴۰ / ۲۶۶ ، جامع الأخبار : ۲۹۴ / ۸۰۲ ، بحار الأنوار: ۱۰۳ / ۳۳ / ۲ .

امام صادق عليه السلام :حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بسيار مى فرمود : «به يقين بدانيد كه خداوند روا نداشته كه بنده اى از آن چه در كتاب حكمت خدا برايش مقدر شده ، پيش افتد ـ هر چند كه سخت بكوشد و بسيار تدبير كند و فراوان رنج برد ـ ؛ و بنده كم توان و كوتاه انديش را از رسيدن به آن چه در كتاب حكمت خدا برايش تقدير گشته ، مانع نشود . اى مردم! هرگز هيچ كس به سبب هوشيارى اش [حتّى] به قدر شكاف هسته خرما افزايش روزى نيابد و هرگز هيچ كس به سبب كودنى اش [حتّى] به قدر شكاف هسته خرما كاهش روزى نيابد . آن كه اين را بداند و به آن عمل كند ، در سودبرى آسوده ترينِ مردم است و آن كه اين را بداند و به آن عمل نكند ، در زيان برى گرفتارترينِ مردم است .

امام صادق عليه السلام :اگر روزى تقسيم شده است ، پس چرا آزمندى؟ و اگر محاسبه خداوند حقيقت دارد ، پس مال اندوزى چرا؟

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: حرص ورزى بر دنيا را رها كنو در بهره بردن از آن طمع نكن . و مال اندوزى منماحال آن كه نمى دانى براى چه كس مال مى اندوزى . و نمى دانى كه در سرزمينخود درمى گذرى يا در غربت . همانا روزى تقسيم شدهو كوشش انسان سودى ندارد . هر كه طمع ورزد ، به فقر دچار مى شودو هر كه قناعت پيشه كند ، بى نياز مى گردد .

.

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ، في ذَمِّ الحِرصِ ـ: اِحبِس عِنانَكَ لا تَجمَح بِهِ طَلَبافَلا ورَبِّكَ مَا الأَرزاقُ بِالطَّلَب قَد يَأكُلُ المالَ مَن لَم يُحفِ راحِلَةًويَترُكُ المالَ مَن قَد جَدَّ فِي الطَّلَبِ (1)

تاريخ دمشق عن محمّد بن يزيد بن عبد الأكبر مبرّد :كانَ مَكتوبا عَلى سَيفِ الإِمامِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام : لِلنّاسِ حِرصٌ عَلَى الدُّنيا وتَدبيرُوصَفوُها لَكَ مَمزوجٌ بِتَكديرِ لَم يُرزَقوها بِعَقلٍ عِندَما قُسِمَتلكِنَّهُم رُزِقوها بِالمَقاديرِ كَم مِن أديبٍ لَبيبٍ لا تُساعِدُهُومائِقٌ (نالَ) دُنياهُ بِتَقصيرِ لَو كانَ عَن قُوَّةٍ أو (عَن) مُغالَبَةٍطارَ البُزاةُ بِأَرزاقِ العَصافيرِ (2)

۱ / ۲ ـ ۴مَضمونٌ لِطالِبِهِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ بابَ الرِّزقِ مَفتوحٌ مِن لَدُنِ العَرشِ إلى قَرارِ بَطنِ الأَرضِ ، يَرزُقُ اللّهُ كُلَّ عَبدٍ عَلى قَدرِ هِمَّتِهِ ونِهمَتِهِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :اُطلُبُوا الرِّزقَ ؛ فَإِنَّهُ مَضمونٌ لِطالِبِهِ . (4)

كنز الفوائد :رُوِيَ في بَعضِ الكُتُبِ : أنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ : يَابنَ آدَمَ ، حَرِّك يَدَكَ أبسُط لَكَ فِي الرِّزقِ ، وأطِعني في ما آمُرُكَ ، فَما أعلَمَني بِما يُصلِحُكَ ! (5)

.


1) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۹۲ / ۴۷ .

2) .تاريخ دمشق : ۴۲ / ۵۲۵ ، البداية والنهاية : ۸ / ۱۰ وفيه «و في مراد الهوى عقل وتشمير» بدل «وصفوها لك ممزوج بتكدير» ؛ الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۲۵۶ / ۱۷۶ نحوه .

3) .حلية الأولياء : ۱۰ / ۷۳ عن الزبير ، كنز العمّال : ۱ / ۱۳۳ / ۶۲۸ .

4) .الإرشاد : ۱ / ۳۰۳ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۲۱ / ۴۰ .

5) .كنز الفوائد : ۲ / ۱۹۹ ؛ تفسير الدرّالمنثور : ۳ / ۵۶۰ نقلاً عن عبد اللّه وابنه عن الوليد بن عمر قال : بلغني أنّه مكتوب في التوراة ، وفيه «أفتح لك بابا من الرزق» بدل «أبسط لك في الرزق» .

۱ / ۲ ـ ۴ روزى براى جوينده آن ضمانت شده است

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ، در نكوهش حرص ـ: عنان خويش را نگاه دار و در طلب دنيا چموشى مكن / به پروردگارت سوگند! چنين نيست كه روزى ها با طلب كردن به دست آيد. گاه كسى از مال بهره مى برد كه پاى در ره ننهاده / و كسى مال بر جا مى نهد كه بسيار در طلب آن كوشيده است .

تاريخ دمشق از محمّد بن يزيد بن عبدالاكبر مبرد :بر شمشير امام على بن ابى طالب عليه السلامچنين نگاشته شده بود: مردم به دنيا حرص مى ورزند و براى آن تدبير مى كنندحال آن كه پاكى اش برايت آميخته به تيرگى است . آن گاه كه روزى تقسيم مى شد ، مردم با عقل و تدبير به روزى دست نيافتندلكه روزىِ هر كس به تقدير بود . بسا اديب هوشيار كه دنيا يار او نيستو بسا كوتاه فكر كه با همه كوتاه انديشى اش به دنياى خود دست يابد .اگر روزى يافتن به نيرو يا غلبه بودبازها بايد بر روزىِ گنجشكان چنگ مى يافتند!

۱ / ۲ ـ ۴روزى براى جوينده آن ضمانت شده استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا درِ روزى از پيشگاه عرش تا هموارْگاهِ درون زمين گشوده شده است ؛ خداوند هر بنده اى را به قدر همت و نيازش روزى مى بخشد .

امام على عليه السلام :در طلب روزى باشيد ؛ زيرا روزى براى جوينده اش ضمانت شده است .

كنز الفوائد :در برخى از كتب اين روايت آمده است: خداى تعالى مى فرمايد : «اى فرزند آدم! دست خويش را حركت بخش تا روزى ات را گسترش دهم؛ وآن چه را به تو فرمان مى دهم ، اطاعت كن كه من به مايه صلاح تو بسيار آگاهم» .

.

۱ / ۲ ـ ۵قَد يَجري بِغَيرِ حيلَةٍالإمام عليّ عليه السلام :لَو جَرَتِ الأَرزاقُ بِالأَلبابِ وَالعُقولِ ؛ لَم تَعِشِ البَهائِمُ وَالحَمقى . (1)

عنه عليه السلام :وُكِّلَ الرِّزقُ بِالحُمقِ ، ووُكِّلَ الحِرمانُ بِالعَقلِ ، ووُكِّلَ البَلاءُ بِالصَّبرِ . (2)

عنه عليه السلام :الحَظُّ يَسعى إلى مَن لا يَخطُبُهُ . (3)

عنه عليه السلام :الحَظُّ يَأتي مَن لايَأتيهِ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ اللّهَ تَعالى وَسَّعَ في أرزاقِ الحُمَقاءِ لِيَعتَبِرَ العُقَلاءُ ، ويَعلَموا أنَّ الدُّنيا لَيسَ يُنالُ ما فيها بِعَمَلٍ ولا حيلَةٍ . (5)

ربيع الأبرار :اُوحِيَ إلى موسى عليه السلام : أتَدري لِمَ رَزَقتُ الأَحمَقَ؟ قالَ : لا يا رَبِّ . قالَ : لِيُعلَمَ أنَّ الرِّزقَ لَيسَ بِالاِحتِيالِ . (6)

.


1) .غرر الحكم : ۷۶۰۷ .

2) .الكافي : ۸ / ۲۲۱ / ۲۷۷ عن محمّد بن الحسين عن الإمام زين العابدين عن أبيه عليهماالسلام ، تحف العقول : ۲۰۹ ، التمحيص : ۴۶/۶۲ ، مشكاة الأنوار : ۵۸/۶۳ وفيه «وكِّل البلاء باليقين والصبر»، بحار الأنوار: ۷۲ / ۵۰ / ۶۲ .

3) .غرر الحكم : ۱۴۰۷ و۱۴۰۸ .

4) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۷۵ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۷۰ / ۷ .

5) .الكافي : ۵ / ۸۳ / ۱۰ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۳ / ۸۸۴ ، التمحيص : ۵۳ / ۱۰۲ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۴ كلّها عن عبد اللّه بن سليمان .

6) .ربيع الأبرار : ۴ / ۳۷۸ .

۱ / ۲ ـ ۵ گاه روزى بدون برنامه ريزى به دست آيد

۱ / ۲ ـ ۵گاه روزى بدون برنامه ريزى به دست آيدامام على عليه السلام :اگر روزى ها به سبب انديشه ها و خردها جريان مى يافت ، چهارپايان و بى خردان معيشت نمى يافتند!

امام على عليه السلام :روزى به نادانى واگذار شده ؛ ناكامى به دانايى ؛ و بلا به صبورى .

امام على عليه السلام :كاميابى به سوى كسى مى شتابد كه به دنبال آن نيست .

امام على عليه السلام :بهره مندى از آن كسى است كه به سوى آن نمى رود .

امام صادق عليه السلام :همانا خداوند در روزى نادانان گشايش پديد آورده تا دانايان عبرت گيرند و بدانند كه با كار و چاره جويى نمى توان به دنيا دست يافت .

ربيع الابرار :به موسى عليه السلام وحى شد : «آيا مى دانى چرا احمق را روزى داده ام؟» گفت: «پروردگار من! نمى دانم» . فرمود : «تا دانسته شود كه روزى با چاره انديشى به دست نيايد» .

.

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: وُكِّلَ ثَلاثٌ بِثَلاثٍ : الرِّزقُ بِالحُمقِ ، وَالحِرمانُ بِالعَقلِ ، وَالبَلاءُ بِالمَنطِقِ . لِيَعلَمَ ابنُ آدَمَ أن لَيسَ لَهُ مِنَ الأَمرِ شَيءٌ . (1)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: مَن زادَ عَقلُهُ نَقَصَ حَظُّهُ ، وما جَعَلَ اللّهُ لِأَحَدٍ عَقلاً وافِرا إلاَّ احتُسِبَ بِهِ عَلَيهِ مِن رِزقِهِ . (2)

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: كَم مِن أديبٍ فَطِنٍ عالِمٍمُستَكمِلِ العَقلِ مُقِلٍّ عَديمِ ومِن جَهولٍ مُكثِرٍ مالَهُذلِكَ تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ (3)

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: كَم مِن عَليمٍ قَوِيٍّ في تَقَلُّبِهِمُهَذَّبِ اللُّبِّ عَنهُ الرِّزقُ يَنحَرِفُ كَم مِن ضَعيفٍ سَخيفِ العَقلِ مُختَلِطٍكَأَنَّهُ مِن خَليجِ البَحرِ يَغتَرِفُ (4)

عنه عليه السلام : فَلَو أنَّ العُقولَ تَجُرُّ رِزقالَكانَ الرِّزقُ عِندَ ذَوِي العُقولِ فَكَم مِن مُؤمِنٍ قَد جاعَ يَوماسَيُروى مِن رَحيقِ السَّلسَبيلِ (5)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۲۶۶ / ۹۳ .

2) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۰۸ / ۵۳۴ .

3) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۵۱۸ / ۳۹۱ .

4) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۳۷۶ / ۲۹۰ .

5) .تاريخ دمشق : ۴۲ / ۵۲۴ عن الصولي أبي بكر محمّد بن يحيى .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: سه چيز به سه چيز واگذار شده است: روزى به نادانى ، ناكامى به دانايى ، و بلا به فهم و شعور ؛ تا فرزند آدم دريابد كه هيچكاره است .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: هر كس عقلش بيش ، بهره اش كم تر . خداوند به هيچ كس عقل فراوان نداده ، مگر اين كه به ازاى آن از روزى اش كاسته است .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: بسا اديب هوشيار و دانشمندكه از عقل فراوان بهره دارد ، ولى بى چيز و تنگدست است . و بسا نادان كه مال بسيار داردو اين ، تقدير خداوند سرافراز دانا است .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: بسا داناى قوى عزم و نيكوانديشكه روزى از وى روى مى گرداند . و بسا ناتوان كوته انديش تباه عقلكه [بسى نعمت يافته] گويى از كناره دريا با كف دست آب بر مى گيرد .

امام على عليه السلام: اگر انديشه ها روزى را سوى خود مى كشاندندآن گاه روزى نزد انديش مندان بود . بسا مؤمن كه يك روز گرسنگى كشدو در بهشت از باده ناب سلسبيل سيراب گردد .

.

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: لَو كانَ بِاللُّبِّ يَزدادُ اللَّبيبُ غِنىًلَكانَ كُلُّ لَبيبٍ مِثلَ قارونِ لكِنَّمَا الرِّزقُ بِالميزانِ مِن حَكَمٍيُعطِي اللَّبيبَ ويُعطي كُلَّ مَأفونِ (1)

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: ما لا يَكونُ فَلا يَكونُ بِحيلَةٍأبَدا وما هُوَ كائِنٌ سَيَكونُ سَيَكونُ ما هُوَ كائِنٌ في وَقتِهِوأخُو الجَهالَةِ مُتعَبٌ مَحزونُ يَسعَى القَوِيُّ فَلا يَنالُ بِسَعيِهِحَظّا ويَحظى عاجِزٌ ومَهينُ (2)

۱ / ۳أصنافُ الرِّزقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِعلَموا أنَّ الرِّزقَ رِزقانِ : فَرِزقٌ تَطلُبونَهُ ، ورِزقٌ يَطلُبُكُم . فَاطلُبوا أرزاقَكُم مِن حَلالٍ ؛ فَإِنَّكُم آكِلوها حَلالاً إن طَلَبتُموها مِن وُجوهِها ، وإن لَم تَطلُبوها مِن وُجوهِها أكَلتُموها حَراما ، وهِيَ أرزاقُكُم لابُدَّ لَكُم مِن أكلِها . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرِّزقَ لَيَطلُبُ العَبدَ كَما يَطلُبُهُ أجَلُهُ . (4)

.


1) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۵۹۴ / ۴۴۹ .

2) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۵۹۴ / ۴۵۰ .

3) .الأمالي للصدوق : ۳۶۹ / ۴۶۰ عن مرازم بن حكيم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۱۰۳ ۲۸ / ۴۴ وص ۳۱ / ۵۷ نقلاً عن الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلامنحوه .

4) .صحيح ابن حبّان: ۸/۳۱/۳۲۳۸، السنّة لابن أبي عاصم: ۱۱۷/۲۶۴، شُعب الإيمان: ۲/۷۱/۱۱۹۱، حلية الأولياء : ۶ / ۸۶ كلّها عن أبي الدرداء ؛ جامع الأخبار : ۲۹۴ / ۷۹۹ وص ۲۹۳ / ۷۹۸ نحوه وراجع المعجم الكبير : ۳ / ۸۴ / ۲۷۳۷ و مسند الشهاب : ۱ / ۱۶۸ / ۲۴۱ .

۱ / ۳ گونه هاى روزى

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: اگر خردمند به سبب افزونى خرد ، توانگرتر مى شدآن گاه هر خردمندى مى بايست همچون قارون بود . اما روزى را ترازويى است نزد خداى حكم گزاركه هم خردمند را نصيب عطا فرمايد و هم كم خرد را .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: آن چه بنا نيست كه باشد ، با هيچ تدبيرى بودنى نخواهد شدو آن چه بنا است كه باشد ، خواهد شد . آن چه بنا است كه باشد ، در وقت خويش خواهد شدو نادان همواره در رنج و اندوه است . نيرومند مى كوشد ، اما با كوشش خويش به نصيبى نمى رسدحال آن كه ناتوان و فرومايه به نصيب خويش مى رسد .

۱ / ۳گونه هاى روزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدانيد كه روزى دو گونه است : آن چه شما در پى آنيد و آن چه او در پى شما است . پس روزى هاى خويش را از حلال جست و جو كنيد ؛ كه اگر آن را از طريق مناسب به دست آورده باشيد ، به حلال مصرفش مى كنيد ؛ و اگر آن را از طريق مناسب به كف نياورده باشيد ، به حرامش مى خوريد . و اين ها روزى هاى شمايند كه ناچار از مصرف آن هاييد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا روزى در پى بنده است ، همان گونه كه مرگ در پى او است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :يا أبا ذَرٍّ ، لَو أنَّ ابنَ آدَمَ فَرَّ مِن رِزقِهِ كَما يَفِرُّ مِنَ المَوتِ لَأَدرَكَهُ رِزقُهُ كَما يُدرِكُهُ المَوتُ . (1)

الإمام عليّ عليه السلامـ لِمَن سَأَلَهُ عَن تَفسيرِ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ـ : «رَبِّ الْعَــلَمِينَ» : مالِكُهُم وخالِقُهُم وسائِقُ أرزاقِهِم إلَيهِم مِن حَيثُ يَعلَمونَ ومِن حَيثُ لا يَعلَمونَ ؛ فَالرِّزقُ مَقسومٌ ، وهُوَ يَأتِي ابنَ آدَمَ عَلى أيِّ سيرَةٍ سارَها مِنَ الدُّنيا ، لَيسَ تَقوى مُتَّقٍ بِزائِدِهِ ، ولا فُجورُ فاجِرٍ بِناقِصِهِ ، وبَينَهُ وبَينَهُ سِترٌ ، وهُوَ طالِبُهُ ؛ فَلَو أنَّ أحَدَكُم يَفِرُّ مِن رِزقِهِ لَطَلَبَهُ كَما يَطلُبُهُ المَوتُ . (2)

عنه عليه السلام :الرِّزقُ يَطلُبُ مَن لا يَطلُبُهُ . (3)

عنه عليه السلام :رِزقُكَ يَطلُبُكَ فَأَرِح نَفسَكَ مِن طَلَبِهِ . (4)

عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ ـ: يا بُنَيَّ ، الرِّزقُ رِزقانِ : رِزقٌ تَطلُبُهُ ، ورِزقٌ يَطلُبُكَ ؛ فَإِن لَم تَأتِهِ أتاكَ . فَلا تَحمِل هَمَّ سَنَتِكَ عَلى هَمِّ يَومِكَ . وكَفاكَ كُلُّ يَومٍ ما هُوَ فيهِ ، فَإِن تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ فَإِنَّ اللّهَ عز و جلسَيَأتيكَ في كُلِّ غَدٍ بِجَديدِ ما قَسَمَ لَكَ ، وإن لَم تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ فَما تَصنَعُ بِغَمٍّ وهَمٍّ ما لَيسَ لَكَ؟! وَاعلَم أنَّهُ لَن يَسبِقَكَ إلى رِزقِكَ طالِبٌ ، ولَن يَغلِبَكَ عَلَيهِ غالِبٌ ، ولَن يَحتَجِبَ عَنكَ ما قُدِّرَ لَكَ . (5)

.


1) .جامع الأخبار : ۲۹۴ / ۸۰۱ وح ۸۰۰ نحوه ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۶۳ عن أبي ذرّ ، الكافي : ۲/۵۷ / ۲ ، التمحيص : ۵۲ / ۹۹ وفيه «رزقه قبل موته» وكلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، الأمالي للمفيد : ۲۸۴ / ۲ عن سماعة بن مهران ، تحف العقول : ۳۷۸ كلّها عن الإمام الصادق عليه السلام وفيها «لو أنّ أحدكم فرّ» بدل «لو أنّ ابن آدم فرّ» .

2) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۱ / ۲۸۳ / ۳۰ ، علل الشرايع : ۴۱۷ / ۳ وفيه «وبيننا وبينه» بدل «وبينه وبينه» ، بشارة المصطفى : ۲۱۳ كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن يسار عن الإمام العسكري عن أبيه عن جدّه عن الإمام الرضا عليهم السلام ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۰۷ عن الإمام الرضا عليه السلام .

3) .غرر الحكم : ۱۴۰۸ .

4) .غرر الحكم : ۵۴۱۱ .

5) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۸۶ / ۵۸۳۴ ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۹ ، بحار الأنوار: ۵/۱۴۷/۴ وج۱۰۳/۳۷/۸۱ ؛ كنز العمّال : ۱۶ / ۱۷۹ / ۴۴۲۱۵ نقلاً عن وكيع والعسكري في المواعظ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابوذر! اگر فرزند آدم از روزى بگريزد ، همان گونه كه از مرگ مى گريزد ، هر آينه روزى اش به وى خواهد رسيد ، همان سان كه مرگ او را درخواهد يافت .

امام على عليه السلامـ خطاب به كسى كه تفسير «الحمدللّه رب العالمين» را از وى پرسيد ـ: «پروردگار جهانيان» مالك ، آفريننده ، و كشاننده روزى هاى ايشان به سويشان است ، خواه به گونه اى كه دريابند و خواه بدان سان كه درنيابند . پس روزى تقسيم شده است و به فرزند آدم مى رسد ، بى آن كه به نوع رفتار وى در دنيا بستگى داشته باشد . نه تقواى فرد پرهيزگار به روزى وى مى افزايد و نه بدكارى فرد زشتكار از روزى اش مى كاهد . ميان بنده و روزى پرده اى است و روزى در پى بنده است . اگر كسى از شما از روزى خويش بگريزد ، روزى در پى وى مى رود ، همان گونه كه مرگ به دنبالش روان است .

امام على عليه السلام :روزى به دنبال كسى است كه در پى آن نيست .

امام على عليه السلام: روزى ، خود ، به دنبال تو مى آيد ؛ پس خويشتن را براى طلب آن به رنج ميفكن .

امام على عليه السلامـ در سفارشش به فرزندش محمّد بن حنفيه ـ: پسر عزيزم! روزى دو گونه است: يكى آن چه تو در پى آنى ؛ و يكى آن چه او در پى تو است ؛ پس اگر به دنبالش نروى ، او به دنبال تو خواهد آمد . از اين رو ، يك روز را به قدر يك سال نگران نباش ؛ كه هر روز را روزىِ همان روز كفايتت كند . اگر يك سال از عمرت مانده باشد ، خداوند از پس هر روز ، روزى تازه ات را خواهد داد ؛ و اگر يك سال از عمرت نمانده باشد ، پس چرا اندوه و غمِ زمانى را مى خورى كه از آنِ تو نيست؟ بدان كه بر روزى تو جوينده اى ديگر پيشى نتواند گرفت و سلطه گرى غلبه نتواند يافت و رزقى كه برايت مقدر شده از تو پوشيده نخواهد ماند .

.

عنه عليه السلام :الرِّزقُ رِزقانِ : طالِبٌ ، ومَطلوبٌ ؛ فَمَن طَلَبَ الدُّنيا طَلَبَهُ المَوتُ حَتّى يُخرِجَهُ عَنها ، ومَن طَلَبَ الآخِرَةَ طَلَبَتهُ الدُّنيا حَتّى يَستَوفِيَ رِزقَهُ مِنها . (1)

نهج البلاغة :قيلَ لِأَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام : لَو سُدَّ عَلى رَجُلٍ بابُ بَيتِهِ وتُرِكَ فيهِ ، مِن أينَ كانَ يَأتيهِ رِزقُهُ؟ فَقالَ عليه السلام : مِن حَيثُ يَأتيهِ أجَلُهُ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :الرِّزقُ مَقسومٌ عَلى ضَربَينِ : أحَدُهُما واصِلٌ إلى صاحِبِهِ وإن لَم يَطلُبهُ ، وَالآخَرُ مُعَلَّقٌ بِطَلَبِهِ ؛ فَالَّذي قُسِمَ لِلعَبدِ عَلى كُلِّ حالٍ آتيهِ وإن لَم يَسعَ لَهُ ، وَالَّذي قُسِمَ لَهُ بِالسَّعيِ فَيَنبَغي أن يَلتَمِسَهُ مِن وُجوهِهِ ؛ وهُوَ ما أحَلَّهُ اللّهُ تَعالى لَهُ دونَ غَيرِهِ . فَإِن طَلَبَهُ مِن جِهَةِ الحَرامِ فَوَجَدَهُ حُسِبَ عَلَيهِ بِرِزقِهِ وحوسِبَ بِهِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: لا تَعتِبَنَّ عَلَى العِبادِ فَإِنَّمايَأتيكَ رِزقُكَ حينَ يُؤذَنُ فيهِ سَبَقَ القَضاءُ لِوَقتِهِ فَكَأَنَّهُيَأتيكَ خَيرَ الوَقتِ أو تَأتيهِ فَثِقَن بِمَولاكَ الكَريمِ فَإِنَّهُلِلعَبدِ أرأَفُ مِن أبٍ لِبَنيهِ (4)

.


1) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۳۱ ، غرر الحكم : ۲۰۸۲ وفيه «الناس طالبان : طالب ، ومطلوب . . .» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۸ / ۸۶ .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۵۶ .

3) .المقنعة : ۵۸۶ .

4) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۶۳۴ / ۴۹۲ .

امام على عليه السلام :روزى دو گونه است : آن چه به دنبال مى آيد و آن چه به دنبالش مى روند . هر كه به دنبال دنيا رود ، مرگ در پى وى مى آيد تا از دنيا بيرونش كشد ؛ و هر كه آخرت را بجويد ، دنيا در پى او مى آيد تا روزى اش را به نحو كامل به وى دهد .

نهج البلاغه :اميرالمؤمنين عليه السلام را گفتند : «اگر درِ خانه كسى بر وى بسته شود و او در آن محبوس گردد ، روزى اش از كجا مى رسد؟» فرمود : «از همان جاى كه مرگش فرا مى رسد» .

امام صادق عليه السلام :رزق به دو گونه تقسيم شده است: يكى به صاحبش مى رسد ، هر چند آن را نجويد ؛ و ديگرى وقتى به دست آيد كه در پى آن روند . پس آن چه در هر حال براى بنده مقدر شده ، به وى مى رسد ، هر چند بنده براى آن نكوشد ؛ و اما آن چه با كوشش برايش مقدر شده ، بنده بايد آن را از راهش بيابد ، يعنى راهى كه خداى تعالى به حلال قرار داده و نه جز آن . پس اگر آن را از راه حرام طلب كرد و يافت ، به پاىِ روزى اش نوشته مى شود ، در حالى كه براى آن مؤاخذه نيز مى گردد .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: هرگز با بندگان درشتناكى مكن ؛ كه بى ترديد ،هرگاه خدا رخصت فرمايد ، روزى ات خواهد رسيد . قضاى پروردگار در زمان مناسب پيش مى افتد ،چندان كه گويى در بهترين وقت يا او به تو مى رسد و يا تو به او مى رسى . پس به مولاى كرم بخش خويش بسى اعتماد ورز كه او به بنده ،بيش از پدر به فرزندانش ، مهر مى ورزد .

.

۱ / ۴حِكمَةُ القَبضِ وَالبَسطِالكتاب :«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَ لَـكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرُ بَصِيرٌ . (1)»

«وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِى الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّى رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَـنُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَآءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ . (2)»

«وَ لَقَدْ أَ خَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَ تِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ . (3)»

«وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُكُمْ وَ أَوْلَـدُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِندَ هُو أَجْرٌ عَظِيمٌ . (4)»

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْ ءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَ لِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَ بَشِّرِ الصَّـبِرِينَ . (5)»

«فَأَمَّا الاْءِنسَـنُ إِذَا مَا ابْتَلَهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّى أَكْرَمَنِ * وَ أَمَّآ إِذَا مَا ابْتَلَـهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّى أَهَـنَنِ * كَلاَّ بَل لاَّ تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ * وَ لاَ تَحَـضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ . (6)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَقولُ اللّهُ عز و جل : إنّي لَم اُغنِ الغَنِيَّ لِكَرامَةٍ بِهِ عَلَيَّ ، ولكِنَّهُ مِمَّا ابتَلَيتُ بِهِ الأَغنِياءَ . (7)

.


1) .الشورى : ۲۷ .

2) .النحل : ۷۱ .

3) .الأعراف : ۱۳۰ .

4) .الأنفال : ۲۸ ، التغابن : ۱۵ .

5) .البقرة : ۱۵۵ .

6) .الفجر : ۱۵ ـ ۱۸ .

7) .تاريخ اليعقوبي : ۲ / ۹۱ ، الكافي : ۲ / ۲۶۵ / ۲۰ عن مبارك ، مشكاة الأنوار : ۵۰۱ / ۱۶۷۸ وكلاهما عن الإمام الكاظم عليه السلام ، التمحيص : ۴۷ / ۶۹ عن مبارك عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۲۶ / ۲۲ .

۱ / ۴ حكمت تنگنا و گشايش

۱ / ۴حكمت تنگنا و گشايشقرآن:«و اگر خداوند روزى را بر بندگان خود فراخ مى كرد ، هر آينه در زمين ستم و سركشى مى كردند . وليكن به اندازه اى كه بخواهد ، فرو مى آورد؛ كه او به بندگان خويش آگاه و بينا است .»

«و خداوند برخى از شما را در روزى بر برخى فزونى داد؛ پس كسانى كه فزونى داده شده اند ، بر آن نيستند كه روزى خويش به زيردستان خود بازدهند تا همه در روزى برابر و يكسان گردند . پس آيا نعمت خداى را انكار مى كنند؟»

«و به راستى فرعونيان را به خشكسال ها و كاهش ميوه ها گرفتار كرديم؛ شايد پند گيرند .»

«و بدانيد كه همانا مال ها و فرزندانتان آزمونى اند؛ و بدانيد كه پاداشى بزرگ نزد خداوند است .»

«و هر آينه شما را به چيزى از بيم و گرسنگى و كاهش مال ها و جان ها و ميوه ها مى آزماييم و شكيبايان را مژده ده .»

«اما آدمى آن گاه كه پروردگارش او را بيازمايد و گرامى دارد و نعمتش دهد ، گويد : پروردگارم مرا گرامى داشت * و اما چون او را بيازمايد و روزى اش را بر او تنگ سازد ، گويد : پروردگارم مرا خوار و زبون كرد * نه چنان است؛ بلكه يتيم را نمى نوازيد * و يكديگر را بر طعام دادنِ درويش و بينوا برنمى انگيزيد .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند مى فرمايد : «هر آينه من توانگر را بدان جهت كه نزدم كرامتى دارد ، توانگرى نبخشيده ام ؛ بلكه از باب مبتلا ساختن توانگران است» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :المالُ فيهِ خَيرٌ و شَرٌّ ؛ فيهِ حَملُ الكَلِّ وصِلَةُ الرَّحِمِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ تَعالى لَيَبتَلِي العَبدَ بِالرِّزقِ لِيَنظُرَ كَيفَ يَعمَلُ ؛ فَإِن رَضِيَ بورِكَ لَهُ ، وإن لَم يَرضَ لَم يُبارَك لَهُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَبتَلي عَبدَهُ بِما أعطاهُ ، فَمَن رَضِيَ بِما قَسَمَ اللّهُ عز و جل لَهُ بارَكَ اللّهُ لَهُ فيهِ ووَسَّعَهُ ، ومَن لَم يَرضَ لَم يُبارِك لَهُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا اِبتَلاهُ ، فَإِذا أحَبَّهُ (اللّهُ) الحُبَّ البالِغَ اقتَناهُ . قالوا : ومَا اقتِناؤُهُ؟ قالَ : أن لا يَترُكَ لَهُ مالاً ولا وَلَدا . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : وعِزَّتي وجَلالي! لا اُخرِجُ عَبدا مِنَ الدُّنيا وأنَا اُريدُ أن أرحَمَهُ حَتّى أستَوفِيَ مِنهُ كُلَّ خَطيئَةٍ عَمِلَها ؛ إمّا بِسُقمٍ في جَسَدِهِ ، وإمّا بِضيقٍ في رِزقِهِ ، وإمّا بِخَوفٍ في دُنياهُ ، فَإِن بَقِيَت عَلَيهِ بَقِيَّةٌ شَدَّدتُ عَلَيهِ عِندَ المَوتِ . وعِزَّتي وجَلالي! لا اُخرِجُ عَبدا مِنَ الدُّنيا وأنَا اُريدُ أن اُعَذِّبَهُ حَتّى اُوَفِّيَهُ كُلَّ حَسَنَةٍ عَمِلَها ؛ إمّا بِسَعَةٍ في رِزقِهِ ، وإمّا بِصِحَّةٍ في جِسمِهِ ، وإمّا بِأَمنٍ في دُنياهُ ، فَإِن بَقِيَت عَلَيهِ بَقِيَّةٌ هَوَّنتُ عَلَيهِ بِهَا المَوتَ . (5)

.


1) .نثر الدرّ : ۱ / ۲۳۶ .

2) .حلية الأولياء : ۲ / ۲۱۳ عن عبد اللّه بن الشخير ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۶ / ۷۱۲۱ .

3) .مسند ابن حنبل : ۷ / ۲۸۲ / ۲۰۳۰۱ عن أبي العلاء بن الشِخّير عن أحد بني سليم ، شُعب الإيمان : ۷ / ۱۲۵ / ۹۷۲۵ عن أبي العلاء بن الشخير عن أحمد بن سليم ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۰ / ۷۰۹۰ .

4) .الدعوات : ۱۶۶ / ۴۶۱ ؛ شرح نهج البلاغة : ۱۸ / ۳۱۸ ، كنز العمّال : ۱۱ / ۱۰۰ / ۳۰۷۹۳ نقلاً عن الطبراني وابن عساكر عن أبي عقبة الخولاني .

5) .الكافي : ۲ / ۴۴۴ / ۳ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ۲۷۴ / ۸۱۹ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در مال هم خير است و هم شر ؛ با آن به حمل بار ديگران توان پرداخت و نيز پيوند با خويشان برقرار توان كرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداى تعالى بنده را با روزىِ دادن آزمايش مى كند تا درنگرد كه وى چگونه عمل مى كند ؛ اگر بنده از آن روزى خشنود باشد ، روزى اش بركت مى يابد و اگر خشنود نباشد ، روزى اش بى بركت مى گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر آينه خداى بزرگ و بلند پايه بنده خويش را با آن چه به وى عطا فرمايد ، آزمايش مى كند . اگر به آن چه خدا قسمتش فرموده ، راضى باشد ، خداوند به وى بركت و گشايش بخشد ؛ و اگر راضى نباشد ، خدا به او بركت ندهد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه خداوند بنده اى را دوست بدارد ، مبتلايش سازد و هر گاه او را بسيار دوست بدارد ، وى را در هم گيرد . پرسيدند : «در هم گرفتن وى چگونه است؟» فرمود : «بدين گونه است كه برايش هيچ دارايى و فرزندى نگذارد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند فرموده است: «به سرفرازى و شكوهم سوگند! بنده اى را كه بخواهم بر وى رحمت آورم ، از دنيا برون نمى آورم ، مگر آن كه هر گناهى را كه مرتكب شده ، از وى بزدايم . و آن ، چنين است كه يا تنش را بيمار مى كنم و يا روزى اش را تنگ مى سازم و يا در دنيا به هراس دچارش مى كنم . اگر باز هم گناهى بر او باقى ماند ، هنگام مرگ بر وى سخت مى گيرم . به سرفرازى و شكوهم سوگند! بنده اى را كه بخواهم به عذاب دچار سازم ، از دنيا برون نمى آورم ، مگر آن كه هر كار نيكى را كه مرتكب شده ، از وى بگيرم . و آن ، چنين است كه يا روزى اش را گشايش بخشم و يا تنش را سلامت دارم و يا در دنيا برايش امنيت فراهم آورم . و اگر باز هم باقى ماند ، به سبب آن ، مرگ را بر وى آسان مى سازم» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ ألَمَّ اللّهُ بِهِ الفَقرَ وَالمَرَضَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يُريدُ أن يُصافِيَهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ المُؤمِنَ إذا قارَفَ الذُّنوبَ وَابتُلِيَ بِهَا ، ابتُلِيَ بِالفَقرِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :يَقولُ اللّهُ عز و جل : ... رُبَّما سَأَلَني وَلِيِّيَ المُؤمِنُ الغِنى فَأَصرِفُهُ إلَى الفَقرِ ، ولَو صَرَفتُهُ إلَى الغِنى لَكانَ شَرّا لَهُ ؛ ورُبَّما سَأَلَني وَلِيِّيَ المُؤمِنُ الفَقرَ فَأَصرِفُهُ إلَى الغِنى ولَو صَرَفتُهُ إلَى الفَقرِ لَكانَ شَرّا لَهُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ : ... إنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ لَمَن لَم يَصلُح إيمانُهُ إلاّ بِالفَقرِ ، ولَو أغنَيتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِكَ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :أتاني جَبرَئيلُ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، رَبُّكَ يَقرَأُ عَلَيكَ السَّلامَ ويَقولُ : إنَّ مِن عِبادي مَن لا يَصلُحُ إيمانُهُ إلاّ بِالغِنى ، ولَو أفقَرتُهُ لَكَفَرَ ؛ وإنَّ مِن عِبادي مَن لا يَصلُحُ إيمانُهُ إلاّ بِالفَقرِ ، ولَو أغنَيتُهُ لَكَفَرَ . (5)

عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : ... إنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ لَعِبادا لا يَصلُحُ لَهُم أمرُ دينِهِم إلاّ بِالفاقَةِ وَالمَسكَنَةِ وَالسُّقمِ في أبدانِهِم ، فَأَبلوهُم بِالفاقَةِ وَالمَسكَنَةِ وَالسُّقمِ فَيَصلُحُ عَلَيهِم أمرُ دينِهِم ، وأنَا أعلَمُ بِما يَصلُحُ عَلَيهِ أمرُ دينِ عِبادِيَ المُؤمِنينَ . (6)

.


1) .الفردوس : ۱ / ۲۶۱ / ۱۰۱۵ عن الإمام عليّ عليه السلام .

2) .مشكاة الأنوار : ۱۷۵ / ۴۵۲ ، جامع الأخبار : ۳۱۴ / ۸۷۳ كلاهما عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۶۷ / ۲۳۷ / ۵۴ .

3) .المعجم الكبير : ۱۲ / ۱۱۳ / ۱۲۷۱۹ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ۱ / ۲۳۱ / ۱۱۶۰ نقلاً عن ابن أبي الدنيا في الأولياء والحكيم وابن مردويه وأبي نعيم وابن عساكر عن أنس .

4) .علل الشرايع : ۱۲ / ۷ ، التوحيد : ۴۰۰ / ۱ ، بحار الأنوار : ۵ / ۲۸۴ / ۳ ؛ الأولياء لابن أبي الدنيا : ۹ / ۱ نحوه وكلّها عن أنس .

5) .تاريخ بغداد : ۶ / ۱۵ / ۳۰۴۴ عن عمر بن الخطّاب ، كنز العمّال : ۱۵ / ۸۶۲ / ۴۳۴۳۳ .

6) .الكافي : ۲ / ۶۰ / ۴ عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ۲۲۷ / ۶۳۱ وص ۵۳۸ / ۱۸۰۵ كلاهما عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، التمحيص : ۵۷ / ۱۱۵ عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۱۵۱ / ۵۳ وج ۸۱ / ۱۹۳ نقلاً عن عدّة الداعي عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه كسى را ديديد كه خدا فقر و بيمارى را بر وى وارد فرموده ، [بدانيد كه] هر آينه خداى تعالى مى خواهد با وى صفا ورزد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا هرگاه مؤمن به گناهان دست يازد و بدان ها گرفتار گردد ، به فقر مبتلا خواهد شد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند مى فرمايد: «بسا كه دوست مؤمنم از من توانگرى خواهد ، اما من به وى فقر دهم ؛ كه اگر توانگرى اش دهم ، براى او شر است . و بسا كه دوست مؤمنم از من فقر خواهد ، اما من به وى توانگرى دهم ؛ كه اگر فقرش دهم ، براى او شر است» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى خجسته و بلندپايه فرموده است: « . . .همانا از بندگان مؤمن من كسى است كه ايمانش جز با فقر سامان نيابد ؛ و اگر توانگرش سازم ، همين او را به فساد كشاند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل نزد من آمد و گفت: «اى محمّد! پروردگارت بر تو درود مى فرستد و مى فرمايد : «همانا از بندگان من كسى است كه ايمانش جز با توانگرى سامان نيابد ؛ و اگر فقيرش سازم ، كافر گردد ؛ و نيز از بندگان من كسى است كه ايمانش جز با فقر سامان نيابد ؛ و اگر توانگرش سازم ، كافر گردد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند فرموده است : «هر آينه از بندگان مؤمن من كسانى هستند كه كار دينشان برايشان به سامان نيايد جز به اين كه در فقر و تنگدستى و بيمارى به سر برند ؛ پس ايشان را به فقر و تنگدستى و بيمارى مبتلا مى كنم تا بدين سان كار دينشان برايشان سامان يابد ؛ و من آگاه ترم كه كار دين بندگان مؤمنم به چه چيز سامان يابد» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : لَولا أنّي أستَحيي مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ ، ما تَرَكتُ عَلَيهِ خِرقَةً يَتَوارى بِها ، وإذا أكمَلتُ لَهُ الإِيمانَ ابتَلَيتُهُ بِضَعفٍ في قُوَّتِهِ ، وقِلَّةٍ في رِزقِهِ ، فَإِن هُوَ جَزِعَ أعَدتُ عَلَيهِ ، وإن صَبَرَ باهَيتُ بِهِ مَلائِكَتي . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :قَدَّرَ الأَرزاقَ فَكَثَّرَها وقَلَّلَها ، وقَسَّمَها عَلَى الضّيقِ وَالسَّعَةِ ، فَعَدَلَ فيها لِيَبتَلِيَ مَن أرادَ بِمَيسورِها ومَعسورِها ، ولِيَختَبِرَ بِذلِكَ الشُّكرَ وَالصَّبرَ مِن غَنِيِّها وفَقيرِها . ثُمَّ قَرَنَ بِسَعَتِها عَقابيلَ فاقَتِها ، وبِسَلامَتِها طَوارِقَ آفاتِها ، وبِفُرَجِ أفراحِها غُصَصَ أتراحِها (أبزاحِها) . وخَلَقَ الآجالَ فَأَطالَها وقَصَّرَها ، وقَدَّمَها وأخَّرَها ، ووَصَلَ بِالمَوتِ أسبابَها ، وجَعَلَهُ خالِجا لِأَشطانِها ، وقاطِعا لِمَرائِرِ أقرانِها . (2)

عنه عليه السلام :المالُ يُبدي جَواهِرَ الرِّجالِ وخَلائِقَها . (3)

.


1) .الأمالي للطوسي : ۳۰۶ / ۶۱۳ عن داود الرقّي عن الإمام الصادق عليه السلام ، التمحيص : ۴۵ / ۶۱ عن عبّاد بن صهيب عن الإمام الصادق عليه السلامنحوه ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۵۰ / ۶۱ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۹۱ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۵ / ۱۴۸ / ۱۱ .

3) .غرر الحكم : ۱۱۵۵ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند فرموده است: «اگر از بنده مؤمن خويش حيا نمى ورزيدم ، برايش [حتى ]زيرجامه اى نمى نهادم كه خود را با آن بپوشاند ؛ و چون ايمانش را كمال بخشم ، به كم توانى و اندكىِ روزى مبتلايش سازم ؛ اگر بيتابى كند ، ديگر بار مبتلايش سازم و اگر صبر پيشه كند ، با او بر فرشتگان مباهات ورزم» .

امام على عليه السلام :خداوند روزى ها را تقدير فرموده و آن ها را فراوان يا اندك و در تنگنا يا گشايش مقرر فرموده است و در اين رفتار دادگرى ورزيده تا هر كه را خواهد ، با روزىِ آسان يا سخت آزمايش فرمايد و بدين گونه شكر ورزيدن و صبر كردن را از توانگر و فقير بيازمايد . سپس همراه با گشايش روزى ، ناگوارى هاى فقر را قرار داده و با سلامتش بلاهاى بيمارى را درآميخته و با شادمانى هاى سُرورش غمناكى هاى اندوهش را همراه ساخته است . و سر رسيدن زندگى ها را مقدر فرموده و آن ها را بلند يا كوتاه و پيش يا پس قرار داده و سبب هاى مرگ را فراهم آورده و مرگ را كِشنده طناب هاى دراز عمرها و پاره كننده ريسمان هاى كوتاه گره خورده آن ها قرار داده است .

امام على عليه السلام :دارايى ، گوهرها و خوى هاى آدميان را آشكار مى كند .

.

عنه عليه السلام :الغِنى وَالفَقرُ يَكشِفانِ جَواهِرَ الرِّجالِ وأوصافَها . (1)

عنه عليه السلام :لا تَعتَبِرُوا الرِّضا وَالسُّخطَ بِالمالِ وَالوَلَدِ جَهلاً بِمَواقِعِ الفِتنَةِ ، وَالاِختِبارِ في مَوضِعِ الغِنى وَالاِقتِدارِ ، فَقَد قالَ سُبحانَهُ وتَعالى : «أَ يَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِينَ* نُسَارِعُ لَهُمْ فِى الْخَيْرَتِ بَل لاَّ يَشْعُرُونَ ؛ (2)» فَإِنَّ اللّهَ سُبحانَهُ يَختَبِرُ عِبادَهُ المُستَكبِرينَ في أنفُسِهِم بِأَولِيائِهِ المُستَضعَفينَ في أعيُنِهِم . (3)

عنه عليه السلام :لا تَفرَح بِالغَناءِ وَالرَّخاءِ ، ولا تَغتَمَّ بِالفَقرِ وَالبَلاءِ ؛ فَإِنَّ الذَّهَبَ يُجَرَّبُ بِالنّارِ ، وَالمُؤمِنَ يُجَرَّبُ بِالبَلاءِ . (4)

عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَلُكُمْ وَ أَوْلَـدُكُمْ فِتْنَةٌ (5)» ــ في قَولِهِ تَعالى : «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَلُكُمْ وَ أَوْلَـدُكُمْ فِتْنَةٌ (6)» ـ : ومَعنى ذلِكَ أنَّهُ يَختَبِرُهُم بِالأَموالِ وَالأَولادِ ؛ لِيَتَبَيَّنَ السّاخِطَ لِرِزقِهِ ، وَالرّاضِيَ بِقِسمِهِ ، وإن كانَ سُبحانَهُ أعلَمَ بِهِم مِن أنفُسِهِم ، ولكِن لِتَظهَرَ الأَفعالُ الَّتي بِها يُستَحَقُّ الثَّوابُ وَالعِقابُ ؛ لِأَنَّ بَعضَهُم يُحِبُّ الذُّكورَ ويَكرَهُ الإِناثَ ، وبَعضَهُم يُحِبُّ تَثميرَ المالِ ويَكرَهُ انثِلامَ الحالِ . (7)

عنه عليه السلام :ثَلاثٌ يُمتَحَنُ بِها عُقولُ الرِّجالِ ، هُنَّ : المالُ ، وَالوِلايَةُ ، وَالمُصيبَةُ . (8)

عنه عليه السلام :مَن ضُيِّقَ عَلَيهِ في ذاتِ يَدِهِ فَلَم يَظُنَّ أنَّ ذلِكَ حُسنُ نَظَرٍ مِنَ اللّهِ (لَهُ) فَقَد ضَيَّعَ مَأمولاً ، ومَن وُسِّعَ عَلَيهِ في ذاتِ يَدِهِ فَلَم يَظُنَّ أنَّ ذلِكَ استِدراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَد أمِنَ مَخوفا . ۹

.


1) .غرر الحكم : ۱۱۵۴ .

2) .المؤمنون : ۵۵ ، ۵۶ .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۲ ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۱۴۱ / ۶۱ .

4) .غرر الحكم : ۱۰۳۹۴ .

5) .الأنفال : ۲۸ .

6) .نهج البلاغة : الحكمة ۹۳ .

7) .غرر الحكم : ۴۶۶۴ .

8) .تحف العقول : ۲۰۶ ، التمحيص : ۴۸ / ۷۵ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۵۱ / ۷۰ .

امام على عليه السلام :توانگرى و فقر ، گوهرها و ويژگى هاى آدميان را آشكار مى كنند .

امام على عليه السلام :به سبب جهل به موارد آزمايش و امتحان در جاى توانگرى و قدرت ، گمان نكنيد كه خشنودى يا ناخشنودى خدا به اين شكل است كه مال و فرزند به كسى دهد يا ندهد . همانا خداوندِ منزه و بزرگ فرموده است : «آيا مى پندارند كه آن چه از مال و فرزندان به آنان مى دهيم * براى آن ها در [رساندن ]نيكى ها شتاب مى كنيم؟ [نه ؛ ]بلكه نمى فهمند» . پس خداى سبحان آن گروه از بندگانش را كه خود را نزد خويش بزرگ مى شمارند ، به سبب آن دسته از دوستانش كه در چشم آن گروهْ ضعيف به شمار مى روند ، آزمايش مى كند .

امام على عليه السلام :از توانگرى و آسايش شادمان مشو و از فقر و بلا نيز اندوه مخور ؛ كه طلا با آتش محك مى خورد و مؤمن با بلا .

امام على عليه السلامـ درباره اين سخن خداى تعالى: «و بدانيد جز اين نيست كه دارايى ها و فرزندانتان مايه آزمايش شمايند» ـ: و معناى اين سخن آن است (1)كه خداوند ايشان را به دارايى ها و فرزندان مى آزمايد تا آن كه به روزى او ناخرسند و آن كه بدان خشنود است ، شناخته شود ، هر چند كه خداى سبحان به آنان آگاه تر از خودشان است ؛ ليكن چنين مى كند تا كردارهاى شايسته پاداش و كيفر ظهور يابد ؛ چرا كه برخى شان فرزند پسر را مى پسندد و از دختر بيزار است ، و برخى مال بر مال نهادن را دوست مى دارد و از آشفته حالى كراهت دارد .

امام على عليه السلام :با سه چيز خردهاى كسان آزموده گردد : دارايى ، حكمرانى ، و مصيبت .

امام على عليه السلام :هر كس به تنگدستى دچار شود و گمان نبرد كه اين ، نيك بينى خدا به او است ، اميد را تباه ساخته و آن كس كه گشاده دست گردد و گمان نبرد كه اين ، گرفتارىِ تدريجى (2)خدا براى او است ، خود را از بيمى كه نبايد از آن ايمن باشد ، ايمن داشته است .

.


1) .ظاهرا اين بخش از سخنان سيد رضى است ، چنان كه علامه مجلسى در بحار الأنوار (ج ۹۴ ، ص ۱۹۷ ، ح ۶) آورده است.

2) .اشاره است به آيه ۱۸۲ از سوره اعراف : «و آنها كه آيات ما را تكذيب مى كنند ، به تدريج از جايى كه نمى دانند ، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد» .

الإمام الباقر عليه السلام :لَمّا اُسرِيَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله قالَ : يا رَبِّ ، ما حالُ المُؤمِنِ عِندَكَ؟قالَ : . . . وإنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ مَن لا يُصلِحُهُ إلاَّ الغِنى ، ولَو صَرَفتُهُ إلى غَيرِ ذلِكَ لَهَلَكَ ؛ وإنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ مَن لا يُصلِحُهُ إلاَّ الفَقرُ ، ولَو صَرَفتُهُ إلى غَيرِ ذلِكَ لَهَلَكَ . (1)

عنه عليه السلامـ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : «وَ كَذَ لِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ» ـ: أيِ اختَبَرنَا الأَغنِياءَ بِالغَناءِ لِنَنظُرَ كَيفَ مُواساتُهُم لِلفُقَراءِ ، وكَيفَ يُخرِجونَ ما فَرَضَ اللّهُ عَلَيهِم في أموالِهِم ، فَاختَبَرنَا الفُقَراءَ لِنَنظُرَ كَيفَ صَبرُهُم عَلَى الفَقرِ وعَمّا في أيدِي الأَغنِياءِ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :مَن مَنَّ اللّهُ عَلَيهِ فَجَعَلَهُ مُوَسَّعا عَلَيهِ فَحُجَّتُهُ عَلَيهِ مالُهُ ، ثُمَّ تَعاهُدُهُ الفُقَراءَ بَعدُ بِنَوافِلِهِ . (3)

عنه عليه السلام :ما اُعطِيَ عَبدٌ مِنَ الدُّنيا إلاَّ اعتِبارا ، وما زُوِيَ عَنهُ إلاَّ اختِبارا . (4)

عنه عليه السلامـ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : «وَ لَوْ بَسَطَ اللّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوا في الْأَرْضِ» ـ: لَو فَعَلَ لَفَعَلوا ، ولكِن جَعَلَهُم مُحتاجينَ بَعضَهُم إلى بَعضٍ : وَاستَعبَدَهُم بِذلِكَ ، ولَو جَعَلَهُم كُلَّهُم أغنِياءَ لَبَغَوا فِي الأَرضِ . (5)

.


1) .الكافي : ۲ / ۳۵۲ / ۸ عن أبان بن تغلب .

2) .تفسير القمّي : ۱ / ۲۰۲ عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ۱۷ / ۸۲ / ۳ وج ۲۲ / ۶۷ / ۱۰ .

3) .الكافي : ۱ / ۱۶۳ / ۶ ، التوحيد : ۴۱۴ / ۱۲ نحوه وكلاهما عن سعدان رفعه .

4) .الكافي : ۲ / ۲۶۱ / ۶ عن أحمد بن محمّد بن خالد البرقي عن بعض أصحابه رفعه ، مشكاة الأنوار : ۲۲۶ / ۶۲۹ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۹ / ۸ .

5) .تفسير القمّي : ۲ / ۲۷۶ .

امام باقر عليه السلام :آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به معراج برده شد ، گفت: «پروردگارم! مؤمن نزد تو چه حالى دارد؟» فرمود: « . . . از بندگان مؤمن من كسى است كه جز توانگرى به صلاح او نيست و اگر به حالى جز آن بدارمش ، تباه گردد ؛ و از بندگان مؤمن من كسى است كه جز فقر به صلاح او نيست و اگر به حالى جز آن بدارمش ، تباه شود» .

امام باقر عليه السلامـ در تفسير اين سخن خداى تعالى: «و بدين گونه برخى از ايشان را به برخى آزموديم » ـ: يعنى توانگران را به فقيران آزموديم تا درنگريم كه با فقيران چگونه همراهى مى كنند و چه سان بخشى از مالشان را كه خداوند واجب فرموده ، بيرون مى سازند ؛ و نيز فقيران را آزموديم تا درنگريم كه چگونه بر فقر خويش و توانگرىِ توانگران صبر مى ورزند .

امام صادق عليه السلام :هر كس خداوند بر وى منت نهد و گشاده دستى اش دهد ، حجتى كه خدا بر او قرار داده دارايى او است كه چگونه با دهش و بخشش ، از فقيران مواظبت مى كند .

امام صادق عليه السلام :هيچ بنده اى از دنيا برخوردار نمى شود ، مگر براى عبرت يافتن ؛ و هيچ بنده اى از آن بى بهره نگردد ، مگر براى آزموده شدن .

امام صادق عليه السلامـ در تفسير اين سخن خداى تعالى: «و اگر خداوند روزى را براى بندگانش گشاده مى ساخت ، هر آينه ايشان در زمين تجاوزگرى مى كردند .» ـ: اگر خدا چنين مى كرد ، آنان بى ترديد چنان مى كردند ؛ ليكن برخى از ايشان را به برخى ديگر نيازمند ساخت و بدين سان به بندگى شان واداشت ؛ و اگر همه را توانگر مى ساخت ، هر آينه در زمين تجاوزگرى مى كردند .

.

عنه عليه السلام :لَولا كَثرَةُ إلحاحِ المُؤمِنِ فِي الرِّزقِ ، لَضَيَّقَ عَلَيهِ مِنَ الرِّزقِ أكثَرَ مِمّا هُوَ فيهِ . (1)

الاحتجاجـ مِن سُو?لِ الزِّنديقِ الَّذي سَأَلَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام . . . بِماذَا استَحَقَّ الَّذينَ أغناهُم وأوسَعَ عَلَيهِم مِن رِزقِهِ الغَناءَ وَالسَّعَةَ ؟ وبِماذَا استَحَقَّ الفَقيرُ التَّقتيرَ وَالضّيقَ ؟ ـ: اِختَبَرَ الأَغنِياءَ بِما أعطاهُم لِيَنظُرَ كَيفَ شُكرُهُم ، وَالفُقَراءَ بِما مَنَعَهُم لِيَنظُرَ كَيفَ صَبرُهُم . ووَجهٌ آخَرُ : أنَّهُ عَجَّلَ لِقَومٍ في حَياتِهِم ، ولِقَومٍ آخَرَ لِيَومِ حاجَتِهِم إلَيهِ . ووَجهٌ آخَرُ : فَإِنَّهُ عَلِمَ احتِمالَ كُلِّ قَومٍ فَأَعطاهُم عَلى قَدرِ احتِمالِهِم ، ولَو كانَ الخَلقُ كُلُّهُم أغنِياءَ لَخَرِبَتِ الدُّنيا ، وفَسَدَ التَّدبيرُ ، وصارَ أهلُها إلَى الفَناءِ ، ولكِن جَعَلَ بَعضَهُم لِبَعضٍ عَونا ، وجَعَلَ أسبابَ أرزاقِهِم في ضُروبِ الأَعمالِ وأنواعِ الصِّناعاتِ ؛ وذلِكَ أدوَمُ فِي البَقاءِ وأصَحُّ فِي التَّدبيرِ . ثُمَّ اختَبَرَ الأَغنِياءَ بِالاِستِعطافِ عَلَى الفُقَراءِ . كُلُّ ذلِكَ لُطفٌ ورَحمَةٌ مِنَ الحَكيمِ الَّذي لا يُعابُ تَدبيرُهُ . (2)

۱ / ۵المَرزوقُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ۱ / ۵ ـ ۱المُتَّقيالكتاب :«وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَــلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْ ءٍ قَدْرًا . (3)»

.


1) .التمحيص : ۴۹ / ۸۳ عن ابن أبي العلاء ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۵۲ / ۷۴ .

2) .الاحتجاج : ۲ / ۲۲۴ / ۲۲۳ ، بحار الأنوار : ۱۰ / ۱۷۱ / ۲ .

3) .الطلاق : ۲ و۳ .

۱ / ۵ كسانى كه از جايى كه گمان نمى رود ، روزى دريافت مى كنند

۱ / ۵ ـ ۱ تقواپيشه

امام صادق عليه السلام :اگر اصرار فراوان مؤمن براى برخوردارى از روزى نبود ، همانا بيش از اين وى در تنگناى روزى قرار مى گرفت .

الاحتجاجـ بخشى از پرسش كافرى از امام صادق عليه السلامـ: « . . .به چه سبب كسانى كه خداوند توانگرى شان بخشيده و روزى شان را گشايش داده ، مستحق توانگرى و گشايش گشته اند؟ به چه سبب فقير مستحق تنگنا و تنگدستى شده است؟» ـ : خداوند توانگران را با آن چه به ايشان عطا فرموده ، آزموده است تا در نگرد كه چگونه شكر مى كنند ؛ و فقيران را با تنگنا آزموده تا ببيند كه چه سان صبر مى ورزند . و سبب ديگر آن كه روزى برخى را در زندگى شان پيش انداخته و روزى برخى ديگر را به هنگامى محول فرموده كه بدان نياز دارند . و ديگر سبب آن كه خداوند مى داند هر گروه چه اندازه تحمل دارد و هر يك را به قدر تحملش روزى عطا فرموده است . اگر همه مردم توانگر بودند ، دنيا ويران مى شد و تدبير تباه مى گشت و اهل جهان نابود مى شدند ؛ ليكن برخى از ايشان را يار برخى ديگر قرار داد و سبب هاى پيدايش روزى را در انواع كارها و حرفه ها نهاد . اين ، ماندگارتر و تدبيرمندانه تر است . آن گاه خداوند توانگران را با لطف ورزيدن به فقيران آزمود . اين همه ، لطف و رحمت خداى حكمت پيشه است كه در تدبيرش عيبى راه ندارد .

۱ / ۵كسانى كه از جايى كه گمان نمى رود ، روزى دريافت مى كنند۱ / ۵ ـ ۱تقواپيشهقرآن:«و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن پديد آورد * و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى دهد . و هر كه بر خدا توكلّ كند ، خدا او را بسنده است؛ كه خدا به انجام رساننده فرمان خويش است. به راستى كه خداوند براى هر چيز اندازه اى نهاده است .»

.

الحديث :الإمام الباقر عليه السلام :قالَ اللّهُ عز و جل : وعِزَّتي وجَلالي وعَظَمَتي وبَهائي وعُلُوِّ ارتِفاعي! لا يُؤثِرُ عَبدٌ مُؤمِنٌ هَوايَ عَلى هَواهُ في شَيءٍ مِن أمرِ الدُّنيا إلاّ جَعَلتُ غِناهُ في نَفسِهِ ، وهِمَّتَهُ في آخِرَتِهِ ، وضَمَّنتُ السَّماواتِ وَالأَرضَ رِزقَهُ . (1)

المعجم الكبير عن معاذ بن جبل :سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : يا أيُّهَا النّاسُ ، اتَّخِذوا تَقوَى اللّهِ تِجارَةً يَأتِكُمُ (2)الرِّزقُ بِلا بِضاعَةٍ ولا تِجارَةٍ . ثُمَّ قَرَأَ : «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ . (3)»

مسند ابن حنبل عن أبو ذرّ :جَعَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتلو عَلَيَّ هذِهِ الآيَةَ: «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» حَتّى فَرَغَ مِنَ الآيَةِ ، ثُمَّ قالَ : يا أبا ذَرٍّ ، لَو أنَّ النّاسَ كُلَّهُم أخَذوا بِها لَكَفَتهُم! قالَ : فَجَعَلَ يَتلو بِها ويُرَدِّدُها عَلَيَّ حَتّى نَعَستُ . (4)

.


1) .الكافي : ۲ / ۱۳۷ / ۲ عن أبي حمزة وح ۱ ، الخصال : ۳ / ۵ كلاهما عن أبي عبيدة الحذّاء ، ثواب الأعمال : ۲۰۱ / ۱ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، تحف العقول : ۳۹۵ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، الزهد للحسين بن سعيد : ۲۵ / ۵۶ عن اليماني ، الاُصول الستّة عشر : ۳۷ كلّها نحوه .

2) .في المصدر وكذا في حلية الأولياء : «يأتيكم» ، وهو تصحيف .

3) .المعجم الكبير : ۲۰/۹۷/۱۹۰، مسند الشاميّين: ۱/۲۳۴/۴۱۵ ، حلية الأولياء : ۶/۹۶ ، كنز العمّال : ۳ / ۹۶ / ۵۶۶۶ .

4) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۱۳۱ / ۲۱۶۰۷ ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۴۱۱ / ۴۲۲۰ ، سنن الدارمي : ۲/۷۵۹/۲۶۲۵، المستدرك على الصحيحين: ۲/۵۳۴/۳۸۱۹ كلّها نحوه، كنز العمّال: ۱/۵۸۳/۲۶۴۴ و ج ۲ / ۵۲۴ / ۴۶۶۲ ؛ مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۷۶ / ۲۶۶۱ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۸۷ / ۳ .

حديث:امام باقر عليه السلام :خداوند فرموده است: «به سرفرازى و شكوه و بزرگى و درخشش و بلند پايگى ام سوگند! بنده مؤمن من خواست مرا بر خواست خود در كار دنيا ترجيح نمى دهد ، مگر اين كه توانگرى اش را در جانش مى نهم ، همتش را در آخرتش قرار مى دهم ، و آسمان ها و زمين را تضمين كننده روزى اش مى سازم» .

المعجم الكبير از معاذ بن جبل :از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : «اى مردم! تقواى خدا را دستمايه سازيد تا روزى تان بدون سرمايه و كسب و كار فراهم آيد» . سپس اين آيه را تلاوت كرد : «و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن پديد آورد * و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى دهد» .

مسند ابن حنبل از ابوذر :رسول خدا صلى الله عليه و آله تلاوت اين آيه را براى من آغاز كرد: «و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن پديد آورد» ؛ تا آن كه از تلاوت آن فراغت يافت . سپس فرمود : «اى ابوذر! اگر همه مردم به همين آيه تمسك مى جستند ، برايشان كفايت مى كرد» . ابوذر مى گويد : آن گاه پيامبر بازخوانى اين آيه را برايم از سر گرفت و تا وقتى كه چشمم سنگين شد ، آن را بر من خواند .

.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أبَى اللّهُ عز و جل أن يَرزُقَ عَبدَهُ المُؤمِنَ إلاّ مِن حَيثُ لا يَعلَمُ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن أتاهُ اللّهُ عز و جل بِرِزقٍ لَم يَخطُ إلَيهِ بِرِجلِهِ ، ولا يَمُدَّ إلَيهِ يَدَهُ ، ولَم يَتَكَلَّم فيهِ بِلِسانِهِ ، ولَم يَشُدَّ إلَيهِ ثِيابَهُ ، ولَم يَتَعَرَّض لَهُ ، كانَ مِمَّن ذَكَرَهُ اللّهُ عز و جل في كِتابِهِ ،: «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ . (2)»

عنه عليه السلام :لَو أنَّ السَّماواتِ وَالأَرضَ كانَتا عَلى عَبدٍ رَتقا ثُمَّ اتَّقَى اللّهَ ، لَجَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنهُما مَخرَجا ورَزَقَهُ مِن حَيثُ لايَحتَسِبُ . (3)

عنه عليه السلام :أبَى اللّهُ عز و جل إلاّ أن يَجعَلَ أرزاقَ المُؤمِنينَ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبونَ . (4)

عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ أرزاقَ المُؤمِنينَ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبونَ ، وذلِكَ أنَّ العَبدَ إذا لَم يَعرِف وَجهَ رِزقِهِ كَثُرَ دُعاؤُهُ . (5)

.


1) .مسند الشهاب : ۱ / ۳۴۲ / ۵۸۵ ، الفردوس : ۱ / ۴۲۱ / ۱۷۱۴ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، إحياء علوم الدين : ۳ / ۳۵۶ وفيه «لا يحتسب» بدل «لا يعلم» ؛ كنز العمّال : ۱ / ۱۶۷ / ۸۳۸ وص ۱۴۴ / ۶۹۷ ؛ قصص الأنبياء : ۲۹۳ / ۳۶۳ عن أبي هريرة ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۰ / ۵۵ .

2) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۶ / ۳۶۱۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام .

3) .غرر الحكم : ۷۵۹۹ .

4) .الكافي : ۵ / ۸۳ / ۱ ، التمحيص : ۵۳ / ۱۰۴ كلاهما عن محمّد بن مسلم ، الأمالي للطوسي : ۳۰۰ / ۵۹۳ عن إبراهيم بن عبد الصمد عن أبيه عن جدّه ، تحف العقول : ۶۰ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۶۸ والثلاثة الأخيرة نحوه ؛ شُعب الإيمان : ۲ / ۷۴ / ۱۱۹۷ عن خالد بن الزبير عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وفيه «أبى اللّه أن يجعل أرزاق عباده المؤمنين إلاّ من حيث لا يحتسبون» ، كنز العمّال : ۱۵ / ۹۰۷ / ۴۳۵۶۶ وج ۱۶ / ۱۴۰ / ۴۴۱۷۲ .

5) .الكافي : ۵ / ۸۴ / ۴ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۸ / ۹۰۵ ، الأمالي للصدوق : ۲۴۸ / ۲۶۸ كلّها عن عليّ بن السري ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۵ / ۳۶۰۸ ، التوحيد : ۴۰۲ / ۸ عن عليّ بن الحسن ، التمحيص : ۵۳ / ۱۰۵ عن عليّ بن السندي ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۶ / ۷۳ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند مى پرهيزد از آن كه بنده مؤمنش را روزى دهد جز از طريقى كه وى مى داند .

امام على عليه السلام :هر كه خداوند به وى روزى دهد بى آن كه براى كسب آن گامى بردارد و دستى دراز كند و زبانى بگشايد و كمر همت بندد و بدان روى نهد ، از همانان است كه خدا در كتابش ياد فرموده است: «و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن پديد آورد * و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى دهد» .

امام على عليه السلام :اگر آسمان ها و زمين بر بنده اى تنگ شده باشد و سپس تقوا ورزد ، هر آينه خداوند براى او از آن دو ، راه بيرون شدن پديد آورد و از جايى كه گمان نكند ، روزى اش دهد .

امام على عليه السلام :خداوند مى پرهيزد از اين كه مؤمنان را جز از جايى كه گمان ندارند ، روزى دهد .

امام على عليه السلام :همانا خداوند روزى هاى مؤمنان را از جايى كه گمان نمى برند ، قرار داده ؛ و اين بدان جهت است كه بنده هر گاه نداند روزى اش از كجا رسد ، دعايش افزون گردد .

.

عنه عليه السلامـ في رِسالَتِهِ لِأَحَدِ أصحابِهِ ـ: أمّا بَعدُ ، فَإِنّي اُوصيكَ بِتَقوَى اللّهِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ قَد ضَمِنَ لِمَنِ اتَّقاهُ أن يُحَوِّلَهُ عَمّا يَكرَهُ إلى ما يُحِبُّ ، ويَرزُقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ . . . إنَّ اللّهَ عز و جل لا يُخدَعُ عَن جَنَّتِهِ ، ولا يُنالُ ما عِندَهُ إلاّ بِطاعَتِهِ إن شاءَ اللّهُ . (1)

عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ» ـ: أي يُبارِك لَهُ في ما آتاهُ . (2)

راجع : ص ۱۸۸ (التعب في طلب المعيشة) .

۱ / ۵ ـ ۲المُتَوَكِّلالكتاب :«وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ . (3)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَو أنَّكُم كُنتُم تَوَكَّلونَ عَلَى اللّهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ ، لَرُزِقتُم كَما يُرزَقُ الطَّيرُ ؛ تَغدو خِماصا وتَروحُ بِطانا . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ انقَطَعَ إلَى اللّهِ كَفاهُ اللّهُ كُلَّ مَؤونَةٍ ، ورَزَقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ؛ ومَنِ انقَطَعَ إلَى الدُّنيا وَكَلَهُ اللّهُ إلَيها . (5)

.


1) .الكافي : ۸ / ۴۹ / ۹ عن أحمد بن الحسن الميثمي عن رجل من أصحابه ، عدّة الداعي : ۲۸۷ عن أحمد بن الحسين الميثمي عن رجل من أصحابه ، وفيه «جنبه» بدل «جنّته» ، تحف العقول : ۲۴۰ عن الإمام الحسين عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۲۱ / ۳ وص ۲۲۴ / ۹۴ .

2) .تفسير مجمع البيان : ۱۰ / ۴۶۰ ، بحار الأنوار : ۷۰ / ۲۸۱ .

3) .الطلاق : ۳ .

4) .سنن الترمذي : ۴/۵۷۳/۲۳۴۴، سنن ابن ماجة: ۲/۱۳۹۴/۴۱۶۴ ، مسند ابن حنبل : ۱/۷۳/۲۰۵ وص۱۱۶/۳۷۰، المستدرك على الصحيحين : ۴/۳۵۴/۷۸۹۴ كلّها عن عمر بن الخطّاب ، كنز العمّال: ۳/۱۰۳/۵۶۹۴ ؛ جامع الأخبار : ۳۲۱/۹۰۳، تنبيه الخواطر : ۱/۲۲۲، بحار الأنوار: ۷۱/۱۵۱/۵۱ .

5) .المعجم الصغير : ۱/۱۱۶، تاريخ بغداد : ۷/۱۹۶/۳۶۵۸ ، إحياء علوم الدين : ۴ / ۳۵۷ وج ۵/۱۳۲، مسند الشهاب : ۱ / ۲۹۸ / ۴۹۳ كلّها عن عمران بن حصين ، كنز العمّال : ۳ / ۲۲۶ / ۶۲۷۳ ؛ تنبيه الخواطر: ۱ / ۲۲۲ ، روضة الواعظين : ۴۶۷ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۷۸ / ۱۰ .

۱ / ۵ ـ ۲ توكّل كننده

امام على عليه السلامـ در نامه اش به يكى از يارانش ـ: اما بعد ؛ همانا من به تقواى خداوند سفارشت مى كنم ؛ كه خدا براى هر كه تقوا پيشه كند ، تضمين فرموده كه از هر چه دوست نمى دارد ، به آن چه دوست مى دارد گرايشش دهد و از جايى كه گمان ندارد ، روزى اش بخشد . . . همانا خداوند براى كسب بهشتش فريفته نشود و آن چه نزد او است ، جز با اطاعتش به دست نيايد ـ اگر او خواهد ـ .

امام على عليه السلامـ درباره اين سخن خداى تعالى : «و او را روزى دهد از جايى كه گمان ندارد» ـ: يعنى در آن چه به وى دهد ، بركت نهد .

ر .ك : ص۱۸۹ (رنج بردن در طلب روزى).

۱ / ۵ ـ ۲توكّل كنندهقرآن:«هر كه بر خدا توكّل كند ، خدا او را بس است .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر چنان كه شايسته توكّل كردن بر خدا است ، بر او توكّل مى كرديد ، هر آينه همچون پرندگان روزى مى يافتيد كه بامدادان گرسنه برمى خيزند و شامگاهان سير هستند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه يكسره به خدا پيوندد ، خداوند هر بارِ او را بر عهده گيرد و از جايى كه گمان ندارد ، روزى اش بخشد ؛ و هر كه به دنيا پيوندد ، خدا وى را به دنيا واگذارد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ كَفاهُ التَّشَعُّبَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن أرادَ أن يَرزُقَهُ اللّهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ فَليَتَوَكَّل عَلَى اللّهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :يَقولُ اللّهُ عز و جل : ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ دوني إلاّ قَطَعتُ أسبابَ السَّماواتِ وأسبابَ الأَرضِ مِن دونِهِ ؛ فَإِن سَأَلَني لَم اُعطِهِ ، وإن دَعاني لَم اُجِبهُ ، وما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ بي دونَ خَلقي إلاّ ضَمَّنتُ السَّماواتِ وَالأَرضَ رِزقَهُ ؛ فَإِن دَعاني أجَبتُهُ ، وإن سَأَلَني أعطَيتُهُ ، وإنِ استَغفَرَني غَفَرتُ لَهُ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن جَعَلَ اللّهُ سُبحانَهُ مَوئِلَ رَجائِهِ ، كَفاهُ أمرَ دينِهِ ودُنياهُ . (4)

عنه عليه السلام :حَسبُكَ مِن تَوَكُّلِكَ أن لا تَرى لِرِزقِكَ مُجرِيا إلاَّ اللّهَ سُبحانَهُ . (5)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۹۵ / ۴۱۶۶ عن عمرو بن العاص ؛ تفسير القمّي : ۱ / ۲۹۱ ، نهج البلاغة : الخطبة ۹۰ وليس فيهما «التشعّب» ، جامع الأخبار : ۳۲۲ / ۹۰۵ عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «الاُمور» بدل «التشعّب» ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۱۵۱ / ۵۱ .

2) .إرشاد القلوب : ۱۲۰ .

3) .الأمالي للطوسي : ۵۸۵ / ۱۲۱۰ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۷۴ كلاهما عن إسحاق بن جعفر عن أخيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ۸۲/۵، مشكاة الأنوار: ۵۱/۴۶ ، إرشاد القلوب: ۱۲۱ نحوه ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۱۴۳ / ۴۰ وص ۱۵۵ / ۶۸ .

4) .غرر الحكم : ۹۰۷۰ .

5) .غرر الحكم : ۴۸۹۵ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه بر خدا توكّل كند ، خداى از پراكندگى [و اتكا به كسان گوناگون] بى نيازش فرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خواهد خداوند از جايى كه گمان ندارد روزى اش بخشد ، بايد بر خدا توكّل كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند فرمايد : «هيچ آفريده اى نيست كه به غير من پناه جويد ، مگر اين كه دستاويزهاى آسمان ها و زمين را از وى بگسلانم ؛ پس اگر از من چيزى خواهد ، به وى ندهم و اگر مرا فراخواند ، اجابتش نكنم . و هيچ آفريده اى نيست كه از مخلوق من پيوند بريده ، تنها به من پناه آورد ، جز اين كه آسمان ها و زمين را تضمين گر روزى اش سازم ؛ اگر مرا بخواند ، اجابتش كنم و اگر از من چيزى خواهد ، به وى عطا كنم و اگر از من آمرزش جويد ، وى را بيامرزم» .

امام على عليه السلام :هر كه خداى سبحان را اميدگاه خويش سازد ، خداوند كار دين و دنيايش را كفايت مى كند .

امام على عليه السلام :در توكّل كردنت همين بس كه هيچ كس جز خدا را جريان بخش روزى خود ندانى .

.

عنه عليه السلام :كُن مُتَوَكِّلاً تَكُن مَكفِيّا . (1)

عنه عليه السلام :مَن كانَ مُتَوَكِّلاً لَم يَعدَمِ الإِعانَةَ . (2)

عنه عليه السلام :ما كانَ اللّهُ لِيَفتَحَ بابَ التَّوَكُّلِ ولَم يَجعَل لِلمُتَوَكِّلِ مَخرَجا ؛ فَإِنَّهُ سُبحانَهُ يَقولُ : «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ . (3)»

الكافي عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام :مَن اُعطِيَ التَّوَكُّلَ اُعطِيَ الكِفايَةَ. ثُمَّ قالَ: أتَلَوتَ كِتابَ اللّهِ عز و جل: «وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » ؟ (4)

الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (5)» الزّارِعونَ . (6)

عنه عليه السلام :مَنِ اهتَمَّ لِرِزقِهِ كُتِبَ عَلَيهِ خَطيئَةٌ ، إنَّ دانِيالَ كانَ في زَمَنِ مَلِكٍ جَبّارٍ عاتٍ ، أخَذَهُ فَطَرَحَهُ في جُبٍّ وطَرَحَ مَعَهُ السِّباعَ فَلَم تَدنُ مِنهُ ولَم تَجرَحهُ ، فَأَوحَى اللّهُ إلى نَبِيٍ مِن أنبِيائِهِ : أنِ ائتِ دانِيالَ بِطَعامٍ . قالَ : يا رَبِّ ، وأينَ دانِيالُ؟ قالَ : تَخرُجُ مِنَ القَريَةِ فَيَستَقبِلُكَ ضَبُعٌ فَاتَّبِعهُ فَإِنَّهُ يَدُلُّكَ عَلَيهِ ، فَأَتَت بِهِ الضَّبُعُ إلى ذلِكَ الجُبِّ ، فَإِذا فيهِ دانِيالُ ، فَأَدلى إلَيهِ الطَّعامَ . فَقالَ دانِيالُ : الحَمدُ للّهِِ الَّذي لا يَنسى مَن ذَكَرَهُ ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لا يَخيبُ مَن دَعاهُ ، الحَمدُ للّهِِ الَّذي مَن تَوَكَّلَ عَلَيهِ كَفاهُ ، الحَمدُ للّهِِ الَّذي مَن وَثِقَ بِهِ لَم يَكِلهُ إلى غَيرِهِ ، الحَمدُ للّهِِ الَّذي يَجزي بِالإِحسانِ إحسانا وبِالصَّبرِ نَجاةً . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۷۱۳۲ .

2) .غرر الحكم : ۸۱۲۸ .

3) .إرشاد القلوب : ۱۴۹ .

4) .الكافي : ۲ / ۶۵ / ۶ ، الخصال : ۱۰۱ / ۵۶ ، المحاسن : ۱ / ۳ / ۱ نحوه ، روضة الواعظين : ۳۶۵ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۴۳ / ۴۳ وص ۱۳۵ / ۱۶ .

5) .إبراهيم : ۱۲ .

6) .تفسير العيّاشي: ۲/۲۲۲/۶ عن حسن بن ظريف عن محمّد بن أبي عبد اللّه ، من لا يحضره الفقيه : ۳/۲۵۳/۳۹۱۶، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۶۶ / ۱۶ .

7) .الأمالي للطوسي : ۳۰۰ / ۵۹۳ عن عبد الصمد عن أبيه ، قصص الأنبياء : ۲۳۰ / ۲۷۳ عن حفص بن غياث النخعي ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۳۶۲ / ۴ وج ۹۵ / ۱۸۷ / ۱۱ وراجع تفسير القمّي : ۱ / ۸۹ والخرائج والجرائح : ۲ / ۹۴۱ .

امام على عليه السلام :توكّل پيشه باش تا بى نياز باشى .

امام على عليه السلام :هر كس توكّل پيشه كند ، بى ياورى نمى ماند .

امام على عليه السلام :چنين نيست كه خداوند درِ توكّل را بگشايد و براى توكّل پيشه راه بيرون شدن پديد نياورد ؛ كه خداى سبحان ، خود ، فرموده است: «و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن پديد آورد * و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى دهد» .

الكافى از معاويه پسر وهب از امام صادق عليه السلام :هر كس كه خداوند به وى توكّل عطا كند ، از بى نيازى برخوردار مى شود . ـ سپس فرمود : ـ آيا كتاب خدا را تلاوت كرده اى : «و هر كه بر خدا توكّل كند ، خداى او را بس است .» ؟

امام صادق عليه السلامـ درباره اين سخن خداى تعالى : «و توكّل پيشگان بايد بر خدا توكلّ كنند» ـ: آنان كشاورزانند .

امام صادق عليه السلام :هر كه براى روزى اش اندوهگين باشد ، گناهى بر وى نوشته شود . دانيال در دوره پادشاهى ستمگر و سركش مى زيست . آن پادشاه وى را در چاهى افكند و درندگان را با او در چاه انداخت ، اما درندگان به وى نزديك نشدند و به او زخمى نزدند . پس خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرستاد كه براى دانيال غذا ببرد . گفت: «پروردگارم! دانيال كجاست؟» فرمود : «از سرزمينت بيرون مى شوى ؛ كفتارى پيش تو مى آيد ؛ به دنبال او روان شو كه تو را نزد دانيال مى برد» . پس آن كفتار وى را بدان چاه برد كه دانيال در آن بود . وى غذا را براى او فرو فرستاد . دانيال گفت: «سپاس خدايى را است كه هر كه را به يادش باشد ، فراموش نكند و آن را كه بخواندش ، نااميد نسازد و هر كه را بر وى توكّل كند ، كفايت فرمايد و هر كس را به او اعتماد ورزد ، به غير خود وانگذارد و نيكى را به نيكى جزا دهد و صبر را به رهايى پاداش دهد» .

.

راجع : ص ۲۲۲ ، ح ۳۸۴ و ص ۲۲۴ ، ح ۳۸۸ و ص ۲۲۶ ، ح۳۹۲ .

۱ / ۵ ـ ۳المُتَفَقِّهُ فِي الدّينِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَفَقَّهَ في دينِ اللّهِ رَزَقَهُ اللّهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِب ، وكَفاهُ هَمَّهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ تَعالى قَد تَكَفَّلَ لِطالِبِ العِلمِ بِرِزقِهِ خَاصَّةً عَمّا ضَمِنَهُ لِغَيرِهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن طَلَبَ العِلمَ تَكَفَّلَ اللّهُ بِرِزقِهِ . (3)

.


1) .تاريخ بغداد : ۳ / ۳۲ / ۹۵۶ عن عبد اللّه بن جزء الزبيدي ، جامع بيان العلم : ۱ / ۴۵ ، إحياء علوم الدين : ۱ / ۱۳ نحوه ، كنز العمّال : ۱۰ / ۱۶۵ / ۲۸۸۵۵ .

2) .منية المريد : ۱۶۰ وراجع كنز العمّال : ۱۰ / ۱۳۸ و ۱۳۹ .

3) .تاريخ بغداد : ۳ / ۱۸۰ / ۱۲۱۹ ، مسند الشهاب : ۱ / ۲۴۴ / ۳۹۱ كلاهما عن زياد (بن الحارث) الصدائي ، كنز العمّال : ۱۰ / ۱۳۹ / ۲۸۷۰۱ ؛ الأمالي للشجري : ۱ / ۶۰ عن زياد الصدائي .

۱ / ۵ ـ ۳ پژوهنده دين

ر .ك : ص۲۲۳ ، ح ۳۸۴ و ص۲۲۵ ، ح ۳۸۸ و ص۲۲۷ ، ح ۳۹۲.

۱ / ۵ ـ ۳پژوهنده دينپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه در دين خدا پژوهش كند ، خداوند از جايى كه گمان ندارد ، روزى اش دهد و او را از غم و اندوه برهاند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداى ـ تعالى ـ روزىِ جوينده علم را به طور خاص تضمين فرموده ، افزون بر آن چه براى ديگران ضمانت فرموده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه در پى دانش باشد ، خداوند روزى اش را ضمانت فرمايد .

.

الفصل الثاني: المبادئ الحقوقيّة۲ / ۱المالُ مالُ اللّهِالكتاب :«وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَـاكُمْ . (1)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا أيُّهَا النّاسُ ، ابتاعوا أنفُسَكُم مِنَ اللّهِ مِن مالِ اللّهِ ، لَيسَ لاِمرِئٍ شَيءٌ . (2)

.


1) .النور : ۳۳ .

2) .كنز العمّال : ۶ / ۳۸۶ / ۱۶۱۸۰ نقلاً عن الباوردي وابن السكن والخرائطي في مكارم الأخلاق عن تميم بن يزيد بن أبي قتادة العدوي وح ۱۶۱۷۹ نقلاً عن شُعب الإيمان والديلمي وابن النجّار عن أنس وليس فيه «من مال اللّه . . .» ، المصنّف لعبد الرزّاق : ۹ / ۶۷ / ۱۶۳۶۸ عن قتادة ، كنز العمّال : ۶ / ۳۱۰ / ۱۵۸۲۵ كلاهما نحوه .

فصل دوم : اصول حقوقى

۲ / ۱ دارايى از آن خدا است

فصل دوم: اصول حقوقى۲ / ۱دارايى از آن خدا استقرآن:«و ايشان را از دارايى خدا كه نصيبتان فرموده ، بدهيد .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى مردم! با مال خدا ، جان هاى خود را از خدا بخريد ؛ كه هيچ كس را چيزى نيست .

.

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ مالَ اللّهِ تَعالى لَمَسؤولٌ ومُنطىً . (1)

الإمام الصادق عليه السلامـ لِعيسَى بنِ موسى ـ: يا عيسى ، المالُ مالُ اللّهِ عز و جل ، جَعَلَهُ وَدائِعَ عِندَ خَلقِهِ ، وأمَرَهُم أن يَأكُلوا مِنهُ قَصدا ، ويَشرَبوا مِنهُ قَصدا ، ويَلبَسوا مِنهُ قَصدا ، ويَنكِحوا مِنهُ قَصدا ، ويَركَبوا مِنهُ قَصدا ، ويَعودوا بِما سِوى ذلِكَ عَلى فُقَراءِ المُؤمِنينَ ، فَمَن تَعَدّى ذلِكَ كانَ أكلُهُ مِنهُ حَراما ، وما شَرِبَ مِنهُ حَراما ، وما لَبِسَهُ مِنهُ حَراما ، وما نَكَحَهُ مِنهُ حَراما ، وما رَكِبَهُ مِنهُ حَراما . (2)

۲ / ۲حُرمَةُ مالِ المُسلِمِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ حينَ نَظَرَ إلَى الكَعبَةِ ـ: مَرحَبا بِالبَيتِ ما أعظَمَكَ! وما أعظَمَ حُرمَتَكَ عَلَى اللّهِ! وَاللّهِ لَلمُؤمِنُ أعظَمُ حُرمَةً مِنكَ! لِأَنَّ اللّهَ حَرَّمَ مِنكَ واحِدَةً ومِنَ المُؤمِنِ ثَلاثَةً : مالَهُ ، ودَمَهُ ، وأن يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السّوءِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ: إنَّ المُؤمِنَ عَلَى المُؤمِنِ حَرامٌ عِرضُهُ ومالُهُ ونَفسُهُ ؛ حُرمَةٌ كَحُرمَةِ هذَا اليَومِ . (4)

.


1) .المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۳۶۳ / ۷۹۳۰ ، السنن الكبرى : ۴ / ۳۳۲ / ۷۸۸۴ كلاهما عن محمّد بن عطيّة عن أبيه ، المعجم الكبير : ۱۷ / ۱۶۶ / ۴۴۰ عن إسماعيل بن عطيّة رجل من بني جشم ، الطبقات الكبرى : ۷ / ۴۳۰ عن عطيّة السعدي ، تاريخ دمشق : ۴۰ / ۴۶۳ عن عمرو السعدي ، كنز العمّال : ۶ / ۴۶۴ / ۱۶۵۶۵ و ص ۴۹۹ / ۱۶۷۰۷ .

2) .أعلام الدين : ۲۶۹ عن عيسى بن موسى ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۱۳ / ۲۳ عن أبان بن تغلب نحوه ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۶ / ۷۴ .

3) .مشكاة الأنوار : ۱۴۹ / ۳۵۷ ، روضة الواعظين : ۳۲۱ ، بحار الأنوار: ۶۷ / ۷۱ / ۳۹ ؛ المعجم الكبير : ۱۱ / ۳۱ / ۱۰۹۶۶ عن ابن عبّاس نحوه .

4) .مسند ابن حنبل : ۶ / ۱۷۰ / ۱۷۵۴۳ عن سفيان بن وهب الخولاني .

۲ / ۲ احترام داشتن مال مسلمان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا مال خداى تعالى است كه از آن بازخواست مى گردد و اعطا مى شود .

امام صادق عليه السلامـ خطاب به عيسى بن موسى ـ: اى عيسى! مال از آن خدا است كه آن را به امانت نزد آفريدگانش نهاده و فرمانشان داده كه به ميانه روى از آن بخورند و بياشامند و پوشاك برسازند و همسر گزينند و سوارى گيرند و آن چه را باقى ماند ، به مؤمنان فقير بازگردانند . پس هر كه از اين شيوه تجاوز كند ، خوردن و آشاميدن و پوشاك بر ساختن و همسر گزيدن و سوارى گرفتنش از آن مال حرام است .

۲ / ۲احترام داشتن مال مسلمانپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگام نگريستن به كعبه ـ: زهى اين خانه و بزرگىِ آن را! چه سترگ است حرمت تو نزد خداوند! به خدا سوگند كه احترام مؤمن بيش از تو است ؛ زيرا خدا از تو يك چيز را داراى حريم ساخته و از مؤمن سه چيز را : مالش ، خونش ، و اين كه به وى گمان بد رود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حج بازپسين ـ: آبرو و مال و جان مؤمن بر مؤمن حرام است و حرمتش همانند حرمت اين روز است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :المُؤمِنُ حَرامٌ كُلُّهُ : عِرضُهُ ، ومالُهُ ، ودَمُهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :حُرمَةُ مالِ المُؤمِنِ كَحُرمَةِ دَمِهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :اُمِرتُ أن اُقاتِلَ النّاسَ حَتّى يَشهَدوا أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ ، ويُقيمُوا الصَّلاةَ ويُؤتُوا الزَّكاةَ ؛ فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ عَصَموا مِنّي دِماءَهُم وأموالَهُم إلاّ بِحَقِّ الإِسلامِ ، وحِسابُهُم عَلَى اللّهِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام لَمّا بَعَثَهُ لِفَتحِ خَيبَرَ ـ: قاتِلهُم حَتّى يَشهَدوا أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ ؛ فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ فَقَد مَنَعوا مِنكَ دِماءَهُم وأموالَهُم إلاّ بِحَقِّها ، وحِسابُهُم عَلَى اللّهِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحِلُّ لاِمرِئٍ أن يَأخُذَ مالَ أخيهِ بِغَيرِ حَقِّهِ ؛ وذلِكَ لِما حَرَّمَ اللّهُ مالَ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ . (5)

.


1) .المؤمن : ۷۲ / ۱۹۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۵۷ ، مشكاة الأنوار : ۱۸۹ / ۵۰۱ وص ۳۳۴ / ۱۰۶۲ ، بحار الأنوار: ۷۷ / ۱۶۰ / ۱۶۴ .

2) .سنن الدارقطني : ۳ / ۲۶ / ۹۴ ، مسند أبي يعلى : ۵ / ۶۸ / ۵۰۹۷ ، مسند الشهاب : ۱ / ۱۳۷ / ۱۷۷ ، حلية الأولياء : ۷ / ۳۳۴ كلّها عن عبد اللّه وفيها «المسلم» بدل «المؤمن» .

3) .صحيح البخاري : ۱ / ۱۷ / ۲۵ ، صحيح مسلم : ۱ / ۵۳ / ۳۶ كلاهما عن ابن عمر ، سنن الترمذي : ۵/۳/۲۶۰۶ ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۲۹۵ / ۳۹۲۷ ، مسند ابن حنبل : ۱ / ۳۴ / ۶۷ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ۱ / ۸۷ / ۳۷۱ ـ ۳۷۳ ؛ بحار الأنوار : ۶۸ / ۲۴۲ .

4) .صحيح مسلم : ۴ / ۱۸۷۲ / ۳۳ ، خصائص الإمام أمير المؤمنين عليه السلام للنسائي : ۶۳ / ۱۸ و ح ۱۹ و ص۶۵ / ۲۰ نحوه ، تاريخ دمشق : ۴۲ / ۸۲ / ۸۴۲۳ و ص ۸۳ / ۸۴۲۴ و ح ۸۴۲۵ كلّها عن أبي هريرة ؛ الطرائف : ۵۹ ، بحار الأنوار : ۲۱ / ۲۷ / ۲۷ نقلاً عن الأمالي للطوسي .

5) .مسند ابن حنبل : ۹ / ۱۵۴ / ۲۳۶۶۶ عن أبي حميد الساعدي ، كنز العمّال : ۱۰ / ۶۳۷ / ۳۰۳۴۳ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مؤمن يكسره احترام دارد : آبرويش ، مالش ، و خونش .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :احترام مال مؤمن همانند خون او است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فرمان يافتم كه با مردم نبرد كنم تا آن گاه كه گواهى دهند معبودى جز خدا نيست و محمّد رسول او است و نماز برپاى دارند و زكات پردازند ؛ پس هر گاه چنين كنند ، خون ها و مال هاى خويش را از من در امان داشته اند ـ مگر آن كه به موجب حكم اسلام محترم نباشد ـ و حساب ايشان با خدا است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به على عليه السلام هنگامى كه وى را براى فتح خيبر گسيل فرمود ـ: با ايشان نبرد كن تا زمانى كه گواهى دهند معبودى جز خداى نيست و محمّد رسول خداست . هرگاه چنين كردند ، خون و اموالشان را از تو در حريم داشته اند ، مگر آن كه به موجب حقى ، احترام آن از ميان رود ؛ و حساب ايشان با خدا است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس را روا نيست كه به ناحق ، مال برادر [مؤمن ]خود را واگيرد ؛ و اين از آن رو است كه خداوند مال مسلمان را بر مسلمان در حريم قرار داده است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحِلُّ لاِمرِئٍ أن يَأخُذَ عَصا أخيهِ بِغَيرِ طيبِ نَفسِهِ ، وذلِكَ لِشِدَّةِ ما حَرَّمَ اللّهِ مِن مالِ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ: أيُّهَا النّاسُ ، اسمَعوا ما أقولُ لَكُم وَاعقِلوهُ عَنّي : أيُّ يَومٍ أعظَمُ حُرمَةً ؟ قالوا : هذَا اليَومُ . قالَ : فَأَيُّ شَهرٍ أعظَمُ حُرمَةً ؟ قالوا : هذَا الشَّهرُ . قالَ : فَأَيُّ بَلَدٍ أعظَمُ حُرمَةً ؟ قالوا : هذَا البَلَدُ . قالَ : فَإِنَّ دِماءَكُم وأموالَكُم عَلَيكُم حَرامٌ كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا إلى يَومِ تَلقَونَهُ فَيَسأَلُكُم عَن أعمالِكُم ، ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا : نَعَم . قالَ : اللّهُمَّ اشهَد! ألا مَن كانَت عِندَهُ أمانَةٌ فَليُؤَدِّها إلى مَنِ ائتَمَنَهُ عَلَيها ؛ فَإِنَّهُ لا يَحِلُّ دَمُ امرِئٍ مُسلِمٍ ولا مالُهُ إلاّ بِطيبِ نَفسِهِ ، ولا تَظلِموا أنفُسَكُم ، ولا تَرجِعوا بَعدي كُفّاراً . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَأخُذَنَّ أحَدُكُم مَتاعَ أخيهِ لاعِبا ولا جادّا ، ومَن أخَذَ عَصا أخيهِ فَليَرُدَّها . (3)

مسند ابن حنبل عن أبو حرّة الرقاشيّ عن عمّه :كُنتُ آخِذاً بِزِمامِ ناقَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في أوسَطِ أيّامِ التَّشريقِ أذودُ عَنهُ النّاسَ ، فَقالَ : يا أيُّهَا النّاسُ ، أتَدرونَ في أيِّ شَهرٍ أنتُم ، وفي أيِّ يَومٍ أنتُم ، وفي أيِّ بَلَدٍ أنتُم؟ قالوا : في يَومٍ حَرامٍ وشَهرٍ حَرامٍ وبَلَدٍ حَرامٍ . قالَ : فَإِنَّ دِماءَكُم وأموالَكُم وأعراضَكُم عَلَيكُم حَرامٌ كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا إلى يَومِ تَلقَونَهُ . ثُمَّ قالَ : اِسمَعوا مِنّي تَعيشوا : ألا لا تَظلِموا ، ألا لا تَظلِموا! ألا لا تَظلِموا ! إنَّهُ لايَحِلُّ مالُ امرِىٍ?( مُسلِمٍ ) إلاّ بِطيبِ نَفسٍ مِنهُ . (4)

.


1) .السنن الكبرى : ۹ / ۶۰۱ / ۱۹۶۴۵ ، مسند ابن حنبل : ۹ / ۱۵۴ / ۲۳۶۶۶ وفيه «حرّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله» بدل «حرّم اللّه » ، كنز العمّال : ۱۰ / ۶۳۸ / ۳۰۳۴۴ .

2) .الكافي : ۷ / ۲۷۳ / ۱۲ عن أبي اُسامة زيد الشحّام عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال : ۴۸۷ / ۶۳ عن عبد اللّه بن عمر ، تفسير القمّي : ۱ / ۱۷۱ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۲۱ / ۳۸۱ / ۸ ؛ صحيح البخاري: ۲/۶۱۹/۱۶۵۲ عن ابن عبّاس وص ۶۲۰/۱۶۵۴، صحيح مسلم: ۳/۱۳۰۵/۱۶۷۹ وكلاهما عن أبي بكرة ، سنن ابن ماجة : ۲/۱۰۱۶/۳۰۵۷ عن ابن مسعود وكلّها نحوه ، كنز العمّال: ۵/۱۲۶/۱۲۳۴۵.

3) .سنن أبي داود : ۴ / ۳۰۱ / ۵۰۰۳ ، مسند ابن حنبل : ۶ / ۲۷۸ / ۱۷۹۶۴ وفيه «صاحبه» بدل «أخيه» ، المستدرك على الصحيحين : ۳ / ۷۳۹ / ۶۶۸۶ وفيه «وإذا وجد» بدل «ومن أخذ» ، السنن الكبرى : ۶ / ۱۶۶ / ۱۱۵۴۴ ، المعجم الكبير : ۷ / ۱۴۵ / ۶۶۴۱ كلّها عن عبد اللّه بن السائب ابن يزيد عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال : ۱۰ / ۶۳۷ / ۳۰۳۴۱ .

4) .مسند ابن حنبل : ۷ / ۳۷۶ / ۲۰۷۲۰ ، البداية والنهاية : ۵ / ۲۰۱ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس را نرسد كه [حتى] عصاى برادر [مؤمن ]خود را بدون رضايت وى برگيرد ؛ و اين به سبب آن است كه خداوند مال مسلمان را بر مسلمان داراى حرمت فراوان قرار داده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حج بازپسين ـ: «اى مردم! آن چه را مى گويم ، بشنويد و آن را از من واگيريد و نگاه داريد . كدام روز برترين حرمت را دارد؟» گفتند : «همين امروز» . فرمود: «كدام ماه برترين حرمت را دارد؟» گفتند: «همين ماه» . فرمود: «كدام سرزمين برترين حرمت را دارد؟» گفتند: «همين سرزمين» . فرمود: «همانا خون ها و مال هاتان نزد يكديگر حرمت دارد ، همانند حرمت همين روز در همين ماه در همين سرزمين ؛ تا آن گاه كه خدا را ملاقات مى كنيد و او درباره كارهاتان از شما بازخواست مى فرمايد . هلا آيا پيام را به شما ابلاغ كردم؟» گفتند : «آرى» . فرمود: «بار خدايا! گواه باش . هلا كه هر كس امانتى نزد خود دارد ، آن را بدان كس كه وى را بر آن امين شمرده ، بازگرداند ؛ زيرا خون و مال مسلمان جز به رضايت وى [بر ديگران ]حلال نيست . به خويشتن ستم نورزيد و پس از من به كفر باز مگرديد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما نبايد كالاى برادر [مؤمن] خود را ، خواه به شوخى و خواه به جِد ، برگيرد ؛ و هر كه [حتى] عصاى برادر [مؤمن ]خود را بگيرد ، بايد آن را بازپس دهد .

مسند ابن حنبل از ابو حره رقاشى از عمويش :در ميانه ايام تشريق ، زمام ماده شتر رسول خدا صلى الله عليه و آلهرا در دست گرفته ، مردم را از وى كنار مى پراكندم . او فرمود: «اى مردم! آيا مى دانيد در چه ماه و چه روز و چه سرزمينى هستيد؟» گفتند : «در روز و ماه و سرزمين حرام» . فرمود : «همانا خون ها و مال ها و آبروهاتان نزد يكديگر حرمت دارد ، همانند حرمت اين روز در اين ماه در اين سرزمين تا روزى كه خداوند را ديدار كنيد» . سپس فرمود : «از من بشنويد تا از زندگانى بهره بريد . هلا ستم نورزيد ؛ هلا ستم نورزيد ؛ هلا ستم نورزيد! هر آينه مال مسلمان [بر ديگران] جز به رضايت وى حلال نيست» .

.

مسند ابن حنبل عن جابر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابَهُ مَرّوا بِامرَأَةٍ فَذَبَحَت لَهُم شاةً وَاتَّخَذَت لَهُم طَعاما ، فَلَمّا رَجَعَ قالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّا اتَّخَذنا لَكُم طَعاماً فَادخُلوا فَكُلوا ، فَدَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابُهُ وكانوا لا يَبدَو?نَ حَتّى يَبتَدِئَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ، فَأَخَذَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهلُقمَةً فَلَم يَستَطِع أن يُسيغَها ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : هذِهِ شاةٌ ذُبِحَت بِغَيرِ إذنِ أهلِها . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :مَنِ استَطاعَ مِنكُم أن يَلقَى اللّهَ تَعالى وهُوَ نَقِيُّ الرّاحَةِ مِن دِماءِ المُسلِمينَ وأموالِهِم ، سَليمُ اللِّسانِ مِن أعراضِهِم ، فَليَفعَل . (2)

عنه عليه السلامـ لِشُرَيحٍ ـ: اُنظُر إلى أهلِ المَعكِ وَالمَطلِ ، ودَفعِ حُقوقِ النّاسِ مِن أهلِ المَقدِرَةِ وَاليَسارِ مِمَّن يُدلي بِأَموالِ المُسلِمينَ إلَى الحُكّامِ ، فَخُذ لِلنّاسِ بِحُقوقِهِم مِنهُم ، وبِع فيهِ العَقارَ وَالدِّيارَ ؛ فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيَقولُ : مَطلُ المُسلِمِ الموسِرِ ظُلمٌ لِلمُسلِمِ ، ومَن لَم يَكُن لَهُ عَقارٌ ولا دارٌ ولا مالٌ فَلا سَبيلَ عَلَيهِ . (3)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۵ / ۱۲۴ / ۱۴۷۹۱ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۲۶۲ / ۷۵۷۹ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۶ ، بحار الأنوار: ۷۱ / ۲۹۲ / ۶۲ و ج ۷۵ / ۲۶۲ / ۶۷ .

3) .الكافي : ۷ / ۴۱۲ / ۱ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۲۲۵ / ۵۴۱ وفيه «للمسلمين» بدل «للمسلم» وكلاهما عن سلمة بن كهيل ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۵ / ۳۲۴۳ وفيه «أهل المعك والمطل والاضطهاد» .

مسند ابن حنبل از جابر :رسول خدا و يارانش بر زنى گذشتند . وى براى ايشان گوسفندى ذبح كرد و غذايى فراهم ساخت . چون پيامبر بازگشت ، آن زن گفت: «اى رسول خدا! براى شما غذايى فراهم آورده ايم ؛ درون آييد و بخوريد» . رسول خدا و يارانش داخل شدند . آنان لب به غذا نگشودند تا پيامبر آغاز فرمود . پيامبر لقمه اى برگرفت ، ليكن نتوانست آن را فرو برد ؛ سپس فرمود : «اين گوسفند به رضايت صاحب آن ذبح نشده است» .

امام على عليه السلام :هر يك از شما كه مى تواند خداى تعالى را ديدار كند ، حال آن كه از تعرض به خون ها و مال هاى مسلمانان يكسره پيراسته است و زبانش از هتك آبروى ايشان پاك مانده ، بايد چنين كند .

امام على عليه السلامـ خطاب به شريح ـ: به كار آنان كه در پرداخت حق مردم تأخير كرده ، آن را به فردا مى افكنند ، درنگر و به مواردى بينديش كه زورمندان و توانگران اموال مسلمانان را به رشوه به حاكمان داده اند . پس حقوق مردم را از ايشان بگير و به آنان بازگردان و اگر ملك و خانه اى دارند ، بفروش ؛ كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آلهشنيدم كه فرمود : «اگر مسلمان توانگر در پرداخت حق مسلمان ديگر تأخير كند ، به وى ستم ورزيده ؛ اما آن كس كه ملك و خانه و مالى ندارد ، راهى براى كيفر او نيست» .

.

الكافي عن سماعة :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : الرَّجُلُ مِنّا يَكونُ عِندَهُ شَيءٌ يَتَبَلَّغُ بِهِ وعَلَيهِ دَينٌ ، أيُطعِمُهُ عِيالَهُ حَتّى يَأتِيَ اللّهُ عز و جل بِمَيسَرَةٍ فَيَقضِيَ دَينَهُ ، أو يَستَقرِضُ عَلى ظَهرِهِ في خُبثِ الزَّمانِ وشِدَّةِ المَكاسِبِ، أو يَقبَلُ الصَّدَقَةَ؟ قالَ : يَقضي بِما عِندَهُ دَينَهُ ، ولا يَأكُلُ أموالَ النّاسِ إلاّ وعِندَهُ ما يُؤَدّي إلَيهِم حُقوقَهُم ؛ إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ : «و لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَ لَكُم بَيْنَكُم بِالْبَـطِـلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَـرَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ ، (1)» ولا يَستَقرِضُ عَلى ظَهرِهِ إلاّ وعِندَهُ وَفاءٌ ولَو طافَ عَلى أبوابِ النّاسِ فَرَدَّوهُ بِاللُّقمَةِ وَاللُّقمَتَينِ وَالتَّمرَةِ وَالتَّمرَتَينِ ، إلاّ أن يَكونَ لَهُ وَلِيٌّ يَقضي دَينَهُ مِن بَعدِهِ ؛ لَيسَ مِنّا مِن مَيِّتٍ إلاّ جَعَلَ اللّهُ عز و جللَهُ وَلِيّا يَقومُ في عِدَتِهِ ودَينِهِ ، فَيَقضي عِدَتَهُ ودَينَهُ . (2)

۲ / ۳حُرمَةُ مالِ المُعاهَدِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ألا مَن ظَلَمَ مُعاهَدا ، أوِ انتَقَصَهُ ، أو كَلَّفَهُ فَوقَ طاقَتِهِ ، أو أخَذَ مِنهُ شَيئا بِغَيرِ طيبِ نَفسٍ ، فَأَنَا حَجيجُهُ يَومَ القِيامَةِ ! (3)

.


1) .النساء : ۲۹ .

2) .الكافي : ۶ / ۹۵ / ۲ ، تهذيب الأحكام : ۵ / ۱۸۵ / ۳۸۳ عن سلمة ، مستطرفات السرائر : ۷۸ / ۶ ، تفسير العيّاشي : ۱ / ۲۳۶ / ۱۰۱ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۴۴ / ۱۷ و ح ۱۸ .

3) .سنن أبي داود : ۳ / ۱۷۱ / ۳۰۵۲ ، السنن الكبرى : ۹ / ۳۴۴ / ۱۸۷۳۱ ، مشكاة المصابيح : ۲ / ۴۱۵ / ۴۰۴۷ كلّها عن صفوان بن سليم عن عدّة من أبناء أصحاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله عن آبائهم دِنْيَة ، كنز العمّال : ۴ / ۳۶۴ / ۱۰۹۲۴ .

۲ / ۳ احترام داشتن مال نامسلمانى كه با مسلمانان پيمان دارد

الكافى از سماعه :به امام صادق عليه السلام گفتم : «از ما كسى است كه نزد خود مالى دارد و آن مال همه دارايى او است و نيز دَينى بر گردن او است ؛ آيا از آن مال مخارج خانواده خود را بپردازد تا زمانى كه خدا او را گشايش عطا فرمايد كه دين خود را ادا كند ، يا با سخت حالى و تنگناى كار و كسب به وام گرفتن روى آورد ، يا صدقه پذيرد؟» امام فرمود : «از آن چه نزد خود دارد ، دَينش را بپردازد . اموال مردم را نخورد مگر اين كه چيزى نزد خود داشته باشد كه با آن بتواند حقوق مردم را ادا كند . خداوند مى فرمايد: «و اموالتان را ميان خويش به باطل مخوريد ، مگر به داد و ستدى كه مورد رضايتتان باشد» . و نبايد وام گيرد مگر آن كه بتواند ادا كند ، هر چند بدين گونه كه بر درِ خانه هاى مردم بچرخد و او را يكى دو لقمه يا يكى دو دانه خرما دهند يا پس از خود ياورى داشته باشد كه دَينش را ادا كند . و هيچ مرده ما نيست مگر آن كه خداوند براى وى ياورى قرار دهد كه عهد و دَين او را ادا كند» .

۲ / ۳احترام داشتن مال نامسلمانى كه با مسلمانان پيمان داردپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هلا كه هر كس به نامسلمان پيمان دارنده اى ستم كند يا حقش را ضايع سازد يا فراتر از توانش بر وى بار نهد يا بدون رضايتش چيزى از او بستاند ، در روز قيامت من ، خود با وى در مى افتم .

.

الإمام عليّ عليه السلام :قَد بَلَغَني أنَّ الرَّجُلَ مِنهُم [أي جَيشِ مُعاوِيَةَ] كانَ يَدخُلُ عَلَى المَرأَةِ المُسلِمَةِ وَالاُخرَى المُعاهَدَةِ ، فَيَنتَزِعُ حِجلَها وقُلبَها وقَلائِدَها ورِعاثَها ، ما تَمنَعُ مِنهُ إلاّ بِالاِستِرجاعِ وَالاِستِرحامِ ، ثُمَّ انصَرَفوا وافِرينَ ما نالَ رَجُلاً مِنهُم كَلمٌ ولا اُريقَ لَهُ دَمٌ ؛ فَلَو أنَّ امرَأً مُسلِما ماتَ مِن بَعدِ هذا أسَفا ما كانَ بِهِ مَلوما ، بَل كانَ عِندي بِهِ جَديرا! (1)

عنه عليه السلامـ في كِتابِهِ إلى عُمّالِهِ عَلَى الخَراجِ ـ: لا تَبيعُنَّ لِلنّاسِ فِي الخَراجِ كِسوَةَ شِتاءٍ ولا صَيفٍ ، ولا دابَّةً يَعتَمِلونَ عَلَيها ، ولا عَبدا ، ولا تَضرِبُنَّ أحَدا سَوطا لِمَكانِ دِرهَمٍ ، ولا تَمَسُّنَّ مالَ أحَدٍ مِنَ النّاسِ ؛ مُصَلٍّ ولا مُعاهَدٍ . (2)

الكافي عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلامـ في أهلِ الجِزيَهِ ـ] سُئِلَ عليه السلام : [يُؤخَذُ مِن أموالِهِم ومَواشيهِم شَيءٌ سِوَى الجِزيَةِ ؟ قالَ : لا . (3)

۲ / ۴العَدلُ وَالتَّنمِيَةُالإمام عليّ عليه السلام :العَدلُ أقوى أساسٍ . (4)

عنه عليه السلام :جَعَلَ اللّهُ سُبحانَهُ العَدلَ قِواما لِلأَنامِ ، وتَنزيها مِنَ المَظالِمِ وَالآثامِ ، وتَسنِيَةً لِلإِسلامِ . (5)

.


1) .الكافي : ۵ / ۵ / ۶ عن أبي عبد الرحمان السلمي ، نهج البلاغة : الخطبة ۲۷ .

2) .نهج البلاغة : الكتاب ۵۱ ، بحار الأنوار: ۳۳ / ۴۷۱ / ۶۸۴ .

3) .الكافي ۳ / ۵۶۸ / ۷ ، تهذيب الأحكام : ۴ / ۱۱۸ / ۳۳۹ ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۵۱ / ۱۶۷۲ .

4) .غرر الحكم : ۸۶۳ .

5) .غرر الحكم : ۴۷۸۹ .

۲ / ۴ عدل و توسعه

امام على عليه السلام :به من خبر رسيده كه مردى از ايشان [= لشكر معاويه ]به خانه زنى مسلمان و زن نامسلمان پيمان دارنده اى وارد شده و خلخال و دستبند و گردن آويز و گوشواره هاى آنان را غارت كرده است ، حال آن كه آن دو هيچ وسيله اى براى دفاع جز شيون و زارى نداشته اند . سپس آنان با غنايم فراوان بازگشته اند ، بى آن كه يكى از ايشان زخمى بردارد يا خونى از وى بريزيد! پس اگر بعد از اين ماجرا ، مردى مسلمان از اندوه بميرد ، وى را سرزنش نبايد كرد ؛ بلكه از ديد من ، اگر بميرد نيز سزاوار است .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به خراج گزارانش ـ: براى گرفتن خراج از مردم ، جامه زمستانى و تابستانى ، مركب كارى ، و بنده آنان را نفروشيد و كسى را براى گرفتن درهمى تازيانه مزنيد و به مال هيچ يك از مردم ، خواه مسلمان و خواه نامسلمان پيمان دارنده ، دست اندازى مكنيد .

الكافى از محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السلامـ درباره جزيه پردازان ـ: [از وى پرسيده شد: ]«آيا غير از جزيه ، چيزى ديگر از دارايى ها و حيوانات آنان ستانده مى شود؟» فرمود : «نه» .

۲ / ۴عدل و توسعهامام على عليه السلام :عدالت استوارترين پايه است .

امام على عليه السلام :خداوند سبحان عدل را مايه استوارى مردم ، پيرايش آنان از ستم ها و گناهان ، و آسان سازى اسلام قرار داد .

.

عنه عليه السلام :العَدلُ قِوامُ الرَّعِيَّةِ ، وجَمالُ الوُلاةِ . (1)

عنه عليه السلام :بِالعَدلِ تَتَضاعَفُ البَرَكاتُ . (2)

عنه عليه السلام :العَدلُ أغنَى الغِناءِ . (3)

عنه عليه السلام :عَدلُ السُّلطانِ خَيرٌ مِن خِصبِ الزَّمانِ . (4)

عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ بَعدَ أن بايَعوهُ ـ: ألا وكُلُّ قِطعَةٍ أقطَعَها عُثمانُ أو مالٍ ـ وَالَّذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأَ النَّسَمَةَ ـ لَو وَجَدتُهُ قَد تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ وتَفَرَّقَ فِي البُلدانِ لَرَدَدتُهُ عَلى أهلِهِ ؛ فَإِنَّ فِي الحَقِّ وَالعَدلِ لَكُم سَعَةً ، ومَن ضاقَ بِهِ العَدلُ فَالجَورُ بِهِ أضَيقُ ! (5)

الإمام الباقر عليه السلام :ما أوسَعَ العَدلَ ! إنَّ النّاسَ يَستَغنونَ إذا عُدِلَ فيهِم ، وتُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها ، وتُخرِجُ الأَرضُ بَرَكَتَها بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . (6)

الكافي عن حمّاد بن عيسى عن بعض أصحابنا عن العبد الصالح عليه السلام :إنَّ اللّهَ لَم يَترُك شَيئا مِن صُنوفِ الأَموالِ إلاّ وقَد قَسَّمَهُ وأعطى كُلَّ ذي حَقٍّ حَقَّهُ ؛ الخاصَّةَ ، وَالعامَّةَ ، وَالفُقَراءَ ، وَالمَساكينَ ، وكُلَّ صِنفٍ مِن صُنوفِ النّاسِ ، فَقالَ : لَو عُدِلَ فِي النّاسِ لاَستَغنَوا . ثُمَّ قالَ: إنَّ العَدلَ أحلى مِنَ العَسَلِ ، ولا يَعدِلُ إلاّ مَن يُحسِنُ العَدلَ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۱۹۵۴ .

2) .غرر الحكم : ۴۲۱۱ .

3) .غرر الحكم : ۶۸۶ .

4) .مطالب السؤول : ۵۶ ؛ بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۰ / ۶۷ .

5) .دعائم الإسلام : ۱ / ۳۹۶ ، شرح الأخبار : ۱ / ۳۷۳ نحوه ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۵ وفيه ذيله .

6) .من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۵۳ / ۱۶۷۷ ، تهذيب الأحكام : ۴ / ۱۱۸ / ۳۴۰ وفيه «يتّسعون» بدل «يستغنون» وكلاهما عن محمّد بن مسلم، الكافي: ۳/۵۶۸/۶ عن ابن أبي يعفور عن الإمام الصادق عليه السلام، دعائم الإسلام : ۱ / ۳۸۰ وفيه صدره .

7) .الكافي : ۱ / ۵۴۲ / ۴ .

امام على عليه السلام :عدالت برپا دارنده جامعه و زينت حاكمان است .

امام على عليه السلام :با عدل ، بركت ها افزون مى گردند .

امام على عليه السلام :عدالت برترين توانگرى است .

امام على عليه السلام :دادگرى حاكم بهتر از حاصلخيزى و شادابى روزگار است .

امام على عليه السلامـ در خطبه اش پس از بيعت مردم با وى ـ: هلا سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان را پديد آورد ، هر پاره زمين يا مالى كه عثمان به كسى بخشيده باشد ، حتّى اگر در كابين زنان بيابم يا در سرزمين ها پراكنده شده باشد ، به صاحبانشان باز مى گردانم . همانا در حق و عدل براى شما گشايش است و آن كه عدل براى وى تنگنا آور است ، از بيداد بيش تر در تنگنا خواهد بود .

امام باقر عليه السلام :چه گشايش آفرين است عدالت! مردم آن گاه كه در ميانشان عدل رعايت گردد ، توانگر مى شوند و آسمان روزى اش را فرو مى فرستد و زمين بركتش را به رخصت پروردگار برون مى دهد .

الكافى از حماد بن عيسى از يكى از شيعيان از امام كاظم عليه السلام :همانا خداوند هيچ دسته اى از اموال را رها نكرده ، مگر اين كه آن را تقسيم فرموده و حق هر صاحب حق را عطا كرده ، خواص و عوام و فقيران و بينوايان و هر دسته از مردم را . ـ سپس امام فرمود: ـ اگر در ميان مردم عدالت رعايت مى شد ، هر آينه بى نياز مى گشتند . ـ سپس فرمود : ـ همانا عدل از عسل شيرين تر است و به عدل نمى گرايد جز كسى كه آن را نيكو مى شمارد .

.

الإمام الكاظم عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» ـ: لَيسَ يُحييها بِالقَطرِ ، ولكِن يَبعَثُ اللّهُ رِجالاً فَيُحيونَ العَدلَ ؛ فَتَحيَا الأَرضُ لاِءِحياءِ العَدلِ . (1)

۲ / ۵حُقوقُ المالِالكتاب :«الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآءِمُونَ * وَ الَّذِينَ فِى أَمْوَ لِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ . (2)»

«وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ * وَ فِى أَمْوَ لِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّآءِلِ وَ الْمَحْرُومِ . (3)»

«كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَآ أَثْمَرَ وَ ءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ . (4)»

الحديث :مسند ابن حنبل عن أنس :أتى رَجُلٌ مِن بَني تَميمٍ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، إنّي ذو مالٍ كَثيرٍ ، وذو أهلٍ ووَلَدٍ وحاضِرَةٍ ، فَأَخبِرني كَيفَ اُنفِقُ ، وكَيفَ أصنَعُ ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : تُخرِجُ الزَّكاةَ مِن مالِكَ ؛ فَإِنَّها طُهرَةٌ تُطَهِّرُكَ ، وتَصِلُ أقرِباءَكَ ، وتَعرِفُ حَقَّ السّائِلِ وَالجارِ وَالمِسكينِ . (5)

.


1) .الكافي : ۷ / ۱۷۴ / ۲ ، تهذيب الأحكام : ۱۰ / ۱۴۶ / ۵۷۸ كلاهما عن عبد الرحمان بن الحجّاج .

2) .المعارج : ۲۳ و ۲۴ .

3) .الذاريات : ۱۸ و ۱۹ .

4) .الأنعام : ۱۴۱ .

5) .مسند ابن حنبل: ۴/۲۷۳/۱۲۳۹۷، المعجم الأوسط: ۸/۳۳۸/۸۸۰۲ ، المستدرك على الصحيحين: ۲ / ۳۹۲ / ۳۳۷۴ .

۲ / ۵ حقوقِ دارايى

امام كاظم عليه السلامـ درباره سخن خداوند : «زمين را پس از مرگش زنده مى دارد» ـ: خداوند زمين را با باران زنده نمى كند ، بلكه مردانى را مى فرستد كه عدل را برپا مى دارند و با زنده شدن عدل ، زمين زنده مى شود .

۲ / ۵حقوقِ دارايىقرآن:«آنان كه همواره در نمازند و در اموالشان حقّى معين است .»

«و در سحرگاهان آمرزش مى جويند * و در اموالشان حقّى براى نياز خواه و محروم هست .»

«از ميوه آن ، چون ميوه دهد ، بخوريد و حق آن را در روز چيدن و درو كردنش بدهيد .»

حديث:مسند ابن حنبل از انس :مردى از بنى تميم نزد پيامبر آمد و گفت: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! من مالى بسيار دارم و صاحب خانواده و فرزندان و خاندانم . مرا آگاه فرما كه چگونه انفاق كنم و چه سان رفتار نمايم؟» پيامبر فرمود : «زكات را از مالت بيرون ساز ؛ كه زكات مايه پاكى تو است . نيز با خويشاوندانت پيوند داشته باش و حق نيازخواه و همسايه و بينوا را بدان» .

.

الإمام عليّ عليه السلام :قيلَ : يا نَبِيَّ اللّهِ ، أفِي المالِ حَقٌّ سِوَى الزَّكاةِ ؟ قالَ : نَعَم ، بِرُّ الرَّحِمِ إذا أدبَرَت ، وصِلَةُ الجارِ المُسلِمِ ؛ فَما أقَرَّ بي مَن باتَ شَبعانَ وجارُهُ المُسلِمُ جائِعٌ ، ثُمَّ قالَ : ما زالَ جَبرَئيلُ عليه السلام يوصيني بِالجارِ حَتّى ظَنَنتُ أنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ ! (1)

عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ فَرَضَ في أموالِ الأَغنِياءِ أقواتَ الفُقَراءِ ، فَما جاعَ فَقيرٌ إلاّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ ، وَاللّهُ تَعالى سائِلُهُم عَن ذلِكَ . (2)

عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَى الأَغنِياءِ في أموالِهِم بِقَدرِ ما يَكفي فُقَراءَهُم ، وإن جاعوا وعَروا وجُهِدوا فَبِمَنعِ الأَغنِياءِ ، وحَقٌّ عَلَى اللّهِ أن يُحاسِبَهُم يَومَ القِيامَةِ ويُعَذِّبَهُم عَلَيهِ . (3)

عنه عليه السلام :مَن كَثُرَ مالُهُ ولَم يُعطِ حَقَّهُ ؛ فَإِنَّما مالُهُ حَيّاتٌ يَنهَشنَهُ يَومَ القِيامَةِ . (4)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: اُنظُر ما عِندَكَ فَلا تَضَعهُ إلاّ في حَقِّهِ ، وما عِندَ غَيرِكَ فَلا تَأخُذهُ إلاّ بِحَقِّهِ . (5)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في بَيانِ الحُقوقِ ـ: أمّا حَقُّ مالِكَ : فَأَن لا تَأخُذَهُ إلاّ مِن حِلِّهِ ، ولا تُنفِقَهُ إلاّ في وَجهِهِ ، ولا تُؤثِرَ عَلى نَفسِكَ مَن لايَحمَدُكَ ؛ فَاعمَل بِهِ بِطاعَةِ رَبِّكَ ، ولا تَبخَل بِهِ ؛ فَتَبوءَ بِالحَسرَةِ وَالنَّدامَةِ مَعَ التَّبِعَةِ ، ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ . (6)

.


1) .الأمالي للطوسي : ۵۲۰ / ۱۱۴۵ عن هارون بن عمرو المجاشعي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام وعن محمّد بن جعفر عن الإمام الصادق عليه السلام .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۲۸ ، روضة الواعظين : ۴۹۷ نحوه ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۵۲ / ۳۳۴۳ ؛ ينابيع المودّة : ۲ / ۲۴۹ / ۶۹۹ وفيها «مُنِعَ» بدل «مُتِّع به» .

3) .كنز العمّال : ۶ / ۵۲۸ / ۱۶۸۴۰ ، السنن الكبرى : ۷ / ۳۷ / ۱۳۲۰۶ عن محمّد بن الحنفيّة .

4) .دعائم الإسلام : ۱ / ۲۴۷ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۲۹ / ۵۷ .

5) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۲۱ / ۶۷۹ .

6) .من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶۲۴ / ۳۲۱۴ ، الأمالي للصدوق : ۴۵۵ / ۶۱۰ ، الخصال : ۵۶۹ / ۱ وفيه «السعة» بدل «التبعة» وكلّها عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۸ / ۱ .

امام على عليه السلام :پرسيده شد : «اى پيامبر خدا! آيا جز زكات حقى ديگر در مال هست؟» فرمود : «آرى ؛ نيكى به خويشاندى كه پيوند بريده باشد و همپيوندى با همسايه مسلمان . به من اقرار نياورده است آن كس كه سير ، روز را به شب رساند و همسايه مسلمانش گرسنه باشد . ـ سپس فرمود : ـ جبرئيل همواره مرا درباره همسايه سفارش مى فرمود ، چندان كه گمان بردم او را از وارثان مى شمرد» .

امام على عليه السلام :همانا خداى سبحان روزى فقيران را در اموال توانگران واجب فرموده ؛ و هيچ فقيرى گرسنه نمى ماند ، مگر آن كه توانگرى از وى بهره برده است . و خداى تعالى توانگران را از اين ، بازخواست خواهد كرد .

امام على عليه السلام :هر آينه خداوند بر توانگران در اموالشان چندان حق واجب قرار داده كه فقيران جامعه را بى نياز سازد ؛ پس اگر فقيران گرسنه و برهنه و بينوا بمانند ، به سبب خوددارى توانگران از پرداخت حق آنان است و خداى را سزا است كه روز قيامت از ايشان حساب كشد و بدين جهت عذابشان فرمايد .

امام على عليه السلام :هر كه مال بسيار داشته باشد و حق آن را ادا نكند ، بى ترديد در روز قيامت ، مالش به مارهايى تبديل مى شود كه او را نيش مى زنند .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: بنگر كه خود چه دارى ، پس آن را ضايع مكن مگر آن كه حقش را ادا كنى ؛ و بنگر كه ديگرى چه دارد ، پس آن را جز به حق نستان .

امام سجاد عليه السلامـ در شمارش حقوق ـ: اما حق دارايى ات آن است كه آن را جز از راه حلال به دست نياورى و جز در جاى خود ، آن را مصرف نكنى و كسى را كه سپاسمند تو نيست ، بر خود ترجيح ندهى . پس با آن به اطاعت پروردگارت پرداز و بدان بخل مورز ؛ كه دچار حسرت خواهى شد و در پى ، پشيمانى خواهى كشيد . و نيرويى نيست مگر از جانب خدا!

.

عنه عليه السلامـ في رِسالَتِهِ المَعروفَةِ بِرِسالَةِ الحُقوقِ ـ: أمّا حَقُّ المالِ : فَأَن لا تَأخُذَهُ إلاّ مِن حِلِّهِ ، ولا تُنفِقَهُ إلاّ في حِلِّهِ ، ولا تُحَرِّفَهُ عَن مَواضِعِهِ ، ولا تَصرِفَهُ عَن حَقائِقِهِ ، ولا تَجعَلَهُ إذا كانَ مِنَ اللّهِ إلاّ إلَيهِ وسَبَبا إلَى اللّهِ ، ولا تُؤثِرَ بِهِ عَلى نَفسِكَ مَن لَعَلَّهُ لايَحمَدُكَ وبِالحَرِيِّ أن لا يُحسِنَ خِلافَتَهُ في تَرِكَتِكَ ولا يَعمَلَ فيهِ بِطاعَةِ رَبِّكَ ؛ فَتَكونَ مُعينا لَهُ عَلى ذلِكَ أو بِما أحدَثَ في مالِكَ أحسَنَ نَظَرا لِنَفسِهِ ، فَيَعمَلَ بِطاعَةِ رَبِّهِ ؛ فَيَذهَبَ بِالغَنيمَةِ وتَبوءَ بِالإِثمِ وَالحَسرَةِ وَالنَّدامَةِ مَعَ التَّبِعَةِ . (1)

الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ رجُلاً جاءَ إلى أبي عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلامفَقالَ لَهُ : أخبِرني عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ الَّذِينَ فِى أَمْوَ لِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّآءِلِ وَ الْمَحْرُومِ » ما هذَا الحَقُّ المَعلومُ ؟ فَقالَ لَهُ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام : الحَقُّ المَعلومُ : الشَّيءُ يُخرِجُهُ الرَّجُلُ مِن مالِهِ لَيسَ مِنَ الزَّكاةِ ولا مِنَ الصَّدَقَةِ المَفروضَتَينِ . قالَ : فَإِذا لَم يَكُن مِنَ الزَّكاةِ ولا مِنَ الصَّدَقَةِ فَما هُوَ ؟ فَقالَ : هُوَ الشَّيءُ يُخرِجُهُ الرَّجُلُ مِن مالِهِ إن شاءَ أكثَرَ وإن شاءَ أقَلَّ عَلى قَدرِ ما يَملِكُ . فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : فَما يَصنَعُ بِهِ ؟ قالَ : يَصِلُ بِهِ رَحِما ، ويُقري بِهِ ضَيفا ، ويَحمِلُ بِهِ كَلاًّ ، أو يَصِلُ بِهِ أخا لَهُ فِي اللّهِ ، أو لِنائِبَةٍ تَنوبُهُ . فَقالَ الرَّجُلُ : اللّهُ يَعلَمُ حَيثُ يَجعَلُ رِسالاتِهِ ! (2)

عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَبعَثُ يَومَ القِيامَةِ ناسا مِن قُبورِهِم مَشدودَةً أيديهِم إلى أعناقِهِم لا يَستَطيعونَ أن يَتَناوَلوا بِها قيسَ اُنمُلَةٍ ، مَعَهُم مَلائِكَةٌ يُعَيِّرونَهُم تَعييرا شَديدا ؛ يَقولونَ : هؤُلاءِ الَّذينَ مَنَعوا خَيرا قَليلاً مِن خَيرٍ كَثيرٍ ! هؤُلاءِ الَّذينَ أعطاهُمُ اللّهُ فَمَنَعوا حَقَّ اللّهِ في أموالِهِم ! (3)

.


1) .تحف العقول : ۲۶۷ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۷ / ۲ .

2) .الكافي : ۳ / ۵۰۰ / ۱۱ عن عبد الرحمان الأنصاري .

3) .الكافي: ۳/۵۰۶/۲۲، ثواب الأعمال: ۲۷۹/۲ كلاهما عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ۹۶/۲۱/۴۹.

امام سجاد عليه السلامـ در رساله معروف به رساله حقوق ـ: اما حق مال آن است كه آن را جز از راه حلال به كف نياورى و جز در راه حلال مصرف نكنى و از جايگاه مناسبش بيرون نسازى و از كاركردهاى حقيقى اش دور نگردانى و حال كه مال از آن خدا است ، آن را جز داراى سمت و سويى خدايى و به منزله دستاويزى به حضرت او قرار ندهى و در آن ، كسى را بر خويش ترجيح ندهى كه شايد سپاسمند تو نباشد و شأنش چنين است كه بازمانده مالت را به نيكى مصرف نكند و با آن به اطاعت پروردگارت نپردازد ؛ كه در اين صورت ، تو نيز ياور او [در اين گناه] خواهى بود . شايد هم وى با آن چه در مال تو روا مى دارد ، در كار خويش نيك نظر كند و به اطاعت پروردگارش پردازد و خود سود برد و تو فقط گناه و حسرت و پشيمانى در پى داشته باشى!

امام باقر عليه السلام :مردى نزد پدرم على بن حسين عليهماالسلام آمد و به وى گفت: «مرا آگاه كن كه در اين سخن خداوند ، مراد از حق معين چيست : «و كسانى كه در اموال آنان حقى معين * براى نيازخواه و محروم هست» ؟» على بن حسين عليهماالسلام به وى فرمود: «حق معين آن است كه انسان از مال خويش بيرون مى سازد و آن غير از زكات و صدقه واجب است» . گفت: «اگر زكات و صدقه نيست ، پس چيست؟» فرمود: «آن چيزى است كه انسان از مال خويش بيرون مى كند ، خواه زياد و خواه كم ، به حسب مقدار دارايى اش» . آن مرد به وى گفت: «با آن چه مى كند؟» فرمود: «با خويشاوندى پيوند مى يابد ؛ مهمانى را طعام مى دهد ؛ بارى را به دوش مى كشد ؛ و با برادر ايمانى اش يا كسى كه هم رتبه او است ، پيوند برقرار مى كند» . آن مرد گفت: «خدا مى داند كه رسالت هاى خويش را كجا قرار دهد» .

امام باقر عليه السلام :همانا خداوند خجسته بلند رتبه در روز قيامت عده اى را از گورهاشان برمى انگيزد ، در حالى كه دست هاشان به گردن هاشان بسته شده است ، به گونه اى كه نمى توانند با آن به قدر سرِ انگشتى چيزى برگيرند ؛ و با ايشان فرشتگانى همراهند كه آنان را سخت سرزنش مى كنند و مى گويند: «اينان كسانى هستند كه خير كم را از خير فراوان دريغ كردند . اينان كسانى هستند كه خداوند ايشان را بهره مند فرمود ، ليكن آنان حق خدا را كه در اموالشان بود ، نپرداختند» .

.

الإمام الصادق عليه السلام :كانَ في ما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ . . . اِعلَم أنَّكَ سَتُسأَلُ غَدا إذا وَقَفتَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ عز و جل عَن أربَعٍ : شَبابِكَ فيمَ أبلَيتَهُ ؟ وعُمُرِكَ فيمَ أفنَيتَهُ ؟ ومالِكَ مِمَّ اكتَسَبتَهُ؟ وفيمَ أنفَقتَهُ؟ فَتَأَهَّب لِذلِكَ وأعِدَّ لَهُ جَوابا . (1)

عنه عليه السلام :لَو أنَّ النّاسَ أخَذوا ما أمَرَهُمُ اللّهُ عز و جل بِهِ فَأَنفَقوهُ في ما نَها هُمُ اللّهُ عَنهُ ما قَبِلَهُ مِنهُم ، ولَو أخَذوا ما نَهاهُمُ اللّهُ عَنهُ فَأَنفَقوهُ في ما أمَرَهُمُ اللّهُ بِهِ ما قَبِلَهُ مِنهُم حَتّى يَأخُذوهُ مِن حَقٍّ ويُنفِقوهُ في حَقٍّ . (2)

عنه عليه السلام :حَقيقٌ عَلَى اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أن يَمنَعَ رَحمَتَهُ مِمَّن مَنَعَ حَقَّ اللّهِ مِن مالِهِ . (3)

۲ / ۶حَبسُ الحُقوقِ والتَّخَلُّفُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن حَبَسَ عَن أخيهِ المُسلِمِ شَيئا مِن حَقِّهِ ، حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ بَرَكَةَ الرِّزقِ إلاّ أن يَتوبَ . (4)

.


1) .الكافي : ۲ / ۱۳۴ / ۲۰ عن يحيى بن عقبة الأزدي ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۹۴ ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۴۲۵ / ۱۹ و ج ۷۳ / ۶۹ / ۳۶ .

2) .الكافي : ۴ / ۳۲ / ۴ عن إسماعيل بن جابر ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۵۷ / ۱۶۹۴ .

3) .عوالي اللآلي : ۱ / ۳۷۰ / ۷۴ .

4) .من لا يحضره الفقيه: ۴/۱۵/۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ۵۱۶/۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۳۵ / ۱ وج ۱۰۴ / ۲۹۳ / ۲ .

۲ / ۶ پرداخت نكردن حقوق و واپس ماندگى

امام صادق عليه السلام :از جمله اندرزهاى لقمان به پسرش اين بود: ... بدان كه فردا چون مقابل خدا بايستى ، از چهار چيز بازخواست خواهى شد: جوانى را چگونه به پيرى رساندى؟ عمرت را چه سان سپرى كردى؟ مالت را از چه راهى به دست آوردى؟ و آن را در كدام راه خرج كردى؟ پس براى چنان هنگامى آماده باش و پاسخ فراهم كن .

امام صادق عليه السلام :اگر مردم مال را از راهى كه خداوند امر فرموده به دست آورند ، ليكن آن را به شيوه اى كه نهى فرموده مصرف كنند ، از ايشان نمى پذيرد ؛ و اگر آن را از راهى كه خداوند نهى فرموده به دست آورند ، ليكن آن را به شيوه اى كه امر فرموده مصرف كنند ، باز از ايشان نمى پذيرد ؛ تا آن گاه كه هم به حق به دست آورند و هم به حق مصرف كنند .

امام صادق عليه السلام :سزا است كه خداوند خجسته بلند رتبه رحمت خويش را دريغ دارد از كسى كه حق خدا را از مالش پرداخت نمى كند .

۲ / ۶پرداخت نكردن حقوق و واپس ماندگىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از برادر مسلمانش چيزى از حق وى را دريغ كند ، خداوند بركت روزى را از وى دريغ فرمايد تا آن گاه كه توبه نمايد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لَم يَمنَعوا الزَّكاةَ إلاّ مُنِعُوا القَطرَ مِنَ السَّماءِ . (1)

الإمام الباقر عليه السلام :وَجَدنا في كِتابِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلام : «أَ لاَ إِنَّ أَوْلِيَآءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ » : (2)إذا أدَّوا فَرائِضَ اللّهِ ، وأخَذوا بِسُنَنِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وتَوَرَّعوا عَن مَحارِمِ اللّهِ ، وزَهِدوا في عاجِلِ زَهرَةِ الدُّنيا ، ورَغِبوا في ما عِندَ اللّهِ ، وَاكتَسَبُوا الطَّيِّبَ مِن رِزقِ اللّهِ لا يُريدونَ بِهِ التَّفاخُرَ وَالتَّكاثُرَ ، ثُمَّ أنفَقوا في ما يَلزَمُهُم مِن حُقوقٍ واجِبَةٍ ؛ فَاُولئِكَ الَّذينَ بارَكَ اللّهُ لَهُم في ما اكتَسَبوا ، ويُثابونَ عَلى ما قَدَّموا لاِخِرَتِهِم . (3)

عنه عليه السلام :وَجَدنا في كِتابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا مَنَعُوا الزَّكاةَ مَنَعَتِ الأَرضُ بَرَكَتَها مِنَ الزَّرعِ وَالثِّمارِ وَالمَعادِنِ كُلِّها . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :إذا مُنِعَتِ الزَّكاةُ ظَهَرَتِ الحاجَةُ . (5)

عنه عليه السلام :ما فَرَضَ اللّهُ عَلى هذِهِ الاُمَّةِ شَيئا أشَدَّ عَلَيهِم مِنَ الزَّكاةِ ، وفيها تَهلِكُ عامَّتُهُم . (6)

.


1) .الكافي : ۲ / ۳۷۳ / ۱ عن أبان عن رجل عن الإمام الباقر عليه السلام، ثواب الأعمال : ۳۰۱ / ۲ عن أبان الأحمر عن الإمام الباقر عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۶۷ / ۲ وص ۳۷۶ / ۱۳ ؛ سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۳۳ / ۴۰۱۹ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۵۸۳ / ۸۶۲۳ كلاهما عن عبد اللّه بن عمر ، كنزالعمّال: ۱۶/ ۸۰ /۴۴۰۱۰.

2) .يونس : ۶۲ .

3) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۱۲۴ / ۳۱ عن بريد العجلي ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۲۷۷ / ۱۱ .

4) .الكافي : ۲ / ۳۷۴ / ۲ وج ۳ / ۵۰۵ / ۱۷ نحوه ، ثواب الأعمال : ۳۰۱ / ۱ ، علل الشرايع : ۵۸۴ / ۲۶ وفيها «وجدنا في كتاب عليّ عليه السلام قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله» ، الأمالي للطوسي : ۲۱۰ / ۳۶۳ كلّها عن أبي حمزة الثمالي ، تحف العقول : ۵۱ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۶۹ / ۳ وج ۹۶ / ۱۵ / ۳۲ .

5) .الكافي : ۲ / ۴۴۸ / ۳ عن صفوان بن يحيى عن بعض أصحابنا ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۲۵۳ / ۵۹ .

6) .الكافي : ۳ / ۴۹۷ / ۳ ، الأمالي للطوسي : ۶۹۳ / ۱۴۷۴ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۸۵ فيهما «ما يهلك عامّتهم إلاّ فيها» بدل «فيها تهلك عامّتهم» كلّها عن رفاعة بن موسى ، دعائم الإسلام : ۱ / ۲۴۷ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۲۲ / ۵۲ وص ۲۸ / ۵۷ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردم از پرداخت زكات خوددارى نكنند ، مگر آن كه بارش آسمان از ايشان دريغ گردد .

امام باقر عليه السلام :در نوشته على بن حسين عليهماالسلام چنين يافتيم : «هلا كه دوستان خدا را نه بيمى رسد و نه اندوهناك گردند» . اگر مردم واجب ها را به جا آورند ، سنت هاى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در پيش گيرند ، از آن چه خداوند حرام فرموده بپرهيزند ، در كاميابى از بهره هاى شتابان دنيا پارسايى ورزند ، به آن چه نزد خدا است بگرايند ، روزى پاكيزه خدا را بدون فخرفروشى و مال اندوزى كسب كنند ، و در مواردى كه حقوق واجب اقتضا كند انفاق ورزند ، آن گاه همانانى خواهند بود كه خداوند در كار و كسبشان بركت نهاده و به سبب اين كه براى آخرت ، [كار نيك] پيش مى فرستند ، پاداش مى يابند» .

امام باقر عليه السلام :در نوشته رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين يافتيم : «هر گاه مردم زكات ندهند ، زمين همه بركت هاى خود از جمله محصولات كشاورزى و ميوه ها و معادن را از ايشان دريغ مى كند» .

امام صادق عليه السلام :هر گاه زكات پرداخت نشود ، نيازمندى ظهور مى كند .

امام صادق عليه السلام :در اين امت ، خداوند بر هيچ واجبى بيش از زكات تأكيد نفرموده است و عموم ايشان نيز با عمل نكردن به آن هلاك مى گردند .

.

عنه عليه السلام :لَو أنَّ النّاسَ أدَّوا حُقوقَهُم لَكانوا عائِشينَ بِخَيرٍ . (1)

الإمام الرضا عليه السلام :إذا حُبِسَتِ الزَّكاةُ ماتَتِ المَواشي . (2)

معاني الأخبار عن أحمد بن محمّد بن خالد عن بعض من رواه يرفعه :إذا مُنِعَتِ الزَّكاةُ ساءَت حالُ الفَقيرِ وَالغَنِيِّ . قُلتُ : هذَا الفَقيرُ تَسوءُ حالُهُ لِما مُنِعَ مِن حَقِّهِ ، فَكَيفَ تَسوءُ حالُ الغَنِيِّ ؟ قالَ : الغَنِيُّ المانِعُ لِلزَّكاةِ تَسوءُ حالُهُ فِي الآخِرَةِ . (3)

الإمام العسكريّ عليه السلام :إنَّ اللّهَ تَعالى ... فَرَضَ عَلَيكُم لِأَولِيائِهِ حُقوقا ، فَأَمَرَكُم بِأَدائِها إلَيهِم ؛ لِيَحِلَّ لَكُم ماوَراءَ ظُهورِكُم مِن أزواجِكُم وأموالِكُم ومَأكَلِكُم ومَشرَبِكُم ، ويُعَرِّفَكُم بِذلِكَ البَرَكَةَ وَالنَّماءَ وَالثَّروَةَ ، ولِيَعلَمَ مَن يُطيعُهُ مِنكُم بِالغَيبِ . (4)

۲ / ۷اِستِصلاحُ المالِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِنَ المُروءَةِ استِصلاحُ المالِ . (5)

.


1) .الكافي : ۳ / ۴۹۷ / ۱ ، تهذيب الأحكام : ۴ / ۴۹ / ۱۲۸ ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶ / ۱۵۷۷ كلّها عن زرارة ومحمّد بن مسلم .

2) .الأمالي للمفيد : ۳۱۰ / ۲ ، الأمالي للطوسي : ۷۹ / ۱۱۷ كلاهما عن ياسر ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۷۹ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۳ / ۸ وج ۹۶ / ۱۴ / ۲۶ .

3) .معاني الأخبار : ۲۶۰ / ۱ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۵ / ۳۳ .

4) .علل الشرايع : ۲۴۹ / ۶ ، رجال الكشّي : ۲ / ۸۴۵ / ۱۰۸۸ فيه «مشاربكم ومعرفتكم» بدل «مشربكم ويعرّفكم» وكلاهما عن إسحاق بن إسماعيل النيسابوري ، تحف العقول : ۴۸۵ نحوه ، بحار الأنوار : ۲۳ / ۱۰۰ / ۳ .

5) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۶ / ۳۶۱۶ ، الخصال : ۱۰ / ۳۴ ، معاني الأخبار : ۲۵۸ / ۶ كلاهما عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر عليه السلام، تحف العقول : ۴۶، بحار الأنوار : ۱۰۳/۴/۹ ؛ الفردوس : ۴/۲۱۲/۶۶۴۲ عن أنس .

۲ / ۷ نگاهدارى درست از مال

امام صادق عليه السلام :اگر مردم حقوق خويش را ادا مى كردند ، به خير مى زيستند .

امام رضا عليه السلام :هر گاه زكات داده نشود ، چهارپايان مى ميرند .

معانى الاخبار از احمد بن محمّد بن خالد از كسى كه روايت را بى سند به امام عليه السلامبازگردانده :«هر گاه زكات داده نشود ، هم حال فقير پريشان گردد و هم حال توانگر» . گفتم: «فقير از آن جا كه حقش پرداخت نشده ، حالش پريشان گردد ؛ اما حال توانگر چرا پريشان شود؟» فرمود: «توانگرى كه زكات ندهد ، در آخرت حالش پريشان شود» .

امام عسكرى عليه السلام :همان خداى تعالى ... براى دوستان خود حقوقى بر عهده شما قرار داده و امرتان فرموده كه آن حقوق را ادا نماييد تا زنان و اموال و خوردنى و نوشيدنى اى كه در اختيار داريد ، حلالتان باشد ؛ و بدين سان ، بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و بداند كدام يك از شما به سبب ايمان به غيب ، فرمان او را اطاعت مى كنيد .

۲ / ۷نگاهدارى درست از مالپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از نشانه هاى مردانگى نگاهدارى درست از مال است .

.

عنه صلى الله عليه و آلهـ في صِفَةِ العَقلِ ـ: وأمَّا الرَّزانَةُ : فَيَتَشَعَّبُ مِنهَا اللُّطفُ وَالحَزمُ . . . وَاستِصلاحُ المالِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ إلَى الحارِثِ الهَمدانِيِّ ـ: اِستَصلِح كُلَّ نِعمَةٍ أنعَمَهَااللّهُ عَلَيكَ، ولا تُضَيِّعَنَّ نِعمَةً مِن نِعَمِ اللّهِ عِندَكَ ، وَليُرَ عَلَيكَ أثَرُ ما أنعَمَ اللّهُ بِهِ عَلَيكَ . (2)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: مَن كانَ في يَدِهِ شَيءٌ مِن رِزقِ اللّهِ سُبحانَهُ فَليُصلِحهُ ؛ فَإِنَّكُم في زَمانٍ إذَا احتاجَ المَرءُ فيهِ إلَى النّاسِ كانَ أوَّلُ ما يَبذُلُهُ لَهُم دينَهُ . (3)

عنه عليه السلام :لَم يَكتَسِب مالاً مَن لَم يُصلِحهُ . (4)

معاني الأخبار عن الحارث الأعور :قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام لِلحَسَنِ ابنِهِ عليه السلام : يا بُنَيَّ ، مَا المُروءَةُ؟ فَقالَ : العَفافُ وإصلاحُ المالِ . (5)

الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكَ بِإِصلاحِ المالِ ؛ فَإِنَّ فيهِ مَنبَهَةً لِلكَريمِ ، وَاستِغناءً عَنِ اللَّئيمِ . (6)

عنه عليه السلام :تَعاهُدُ الرَّجُلِ ضَيعَتَهُ مِنَ المُروءَةِ . (7)

عنه عليه السلام :إصلاحُ المالِ مِنَ الإِيمانِ . (8)

.


1) .تحف العقول : ۱۷ ، بحار الأنوار : ۱ / ۱۱۸ / ۱۱ .

2) .نهج البلاغة : الكتاب ۶۹ .

3) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۱۲ / ۵۸۵ .

4) .غرر الحكم : ۷۵۴۳ .

5) .معاني الأخبار : ۲۵۸ / ۴ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۶ / ۲۳ ؛ المعجم الكبير : ۳ / ۶۸ / ۲۶۸۸ .

6) .الكافي : ۵ / ۸۸ / ۶ عن صالح بن حمزة عن بعض أصحابنا .

7) .معاني الأخبار : ۲۵۸ / ۷ عن عبد اللّه بن عمر بن حمّاد الأنصاري رفعه ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۳۵۴ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۶ / ۲۴ .

8) .الكافي : ۵ / ۸۷ / ۳ عن ثعلبة وغيره عن رجل ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۶ / ۳۶۱۷ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نشانه هاى عقل ـ: و اما وقار ؛ لطف ورزى و دورانديشى و ... درست نگاهداشتنِ مال ، از آن ريشه مى گيرد .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به حارث همدانى ـ: هر نعمتى كه خداوند به تو ارزانى فرموده ، از آن به درستى نگاهدارى كن و هيچ يك از نعمت هاى خدا را نزد خويش تلف مكن ؛ كه بايد نشانه نعمت خدا نزد تو ديده شود .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: هر كس چيزى از روزى خداى سبحان را در اختيار دارد ، بايد از آن درست نگاهدارى كند ؛ زيرا شما در زمانه اى به سر مى بريد كه اگر انسان به مردم نيازمند شود ، نخست دينش را به آنان تسليم مى كند .

امام على عليه السلام :هر كه از مال به درستى نگاهدارى نكند ، نمى تواند دارايى فراهم آورد .

معانى الأخبار از حارث اعور :اميرالمؤمنين عليه السلام به پسرش حسن عليه السلامفرمود: «پسر عزيزم! مردانگى چيست؟» گفت: «پاكدامنى و نگاهدارى درست از مال» .

امام صادق عليه السلام :بايد از مال ، نيكو نگاهدارى كنى ؛ زيرا انسان گرامى با آن قدرت مى يابد و از فرومايه بى نياز مى شود .

امام صادق عليه السلام :اين كه انسان از كالاى خود نيكو نگاهدارى كند ، از مردانگى است .

امام صادق عليه السلام :نگاهدارى نيكو از مال نشانه ايمان است .

.

۲ / ۸اِستِثمارُ المالِالإمام زين العابدين عليه السلام :اِستِثمارُ المالِ تَمامُ المُروءَةِ . (1)

الكافي عن زرارة :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ : ما يُخَلِّفُ الرَّجُلُ شَيئا أشَدَّ عَلَيهِ مِنَ المالِ الصّامِتِ . قُلتُ : كَيفَ يَصنَعُ بِهِ ؟ قالَ : يَجعَلُهُ فِي الحائِطِ ـ يَعني فِي البُستانِ أوِ الدّارِ ـ . (2)

الكافي عن محمّد بن عذافر عن أبيه :أعطى أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام أبي ألفا وسَبعَمِائَةِ دينارٍ فَقالَ لَهُ: اِتَّجِر بِها ، ثُمَّ قالَ: أما إنَّهُ لَيسَ لي رَغبَةٌ في رِبحِها وإن كانَ الرِّبحُ مَرغوبا فيهِ ، ولكِنّي أحبَبتُ أن يَرانِيَ اللّهُ ـ جَلَّ وعَزَّ ـ مُتَعَرِّضا لِفَوائِدِهِ . قالَ : فَرَبِحتُ لَهُ فيها مِائَةَ دينارٍ ، ثُمَّ لَقيتُهُ فَقُلتُ لَهُ : قَد رَبِحتُ لَكَ فيها مِائَةَ دينارٍ ، قالَ : فَفَرِحَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلامبِذلِكَ فَرَحا شَديدا فَقالَ لي: أثبِتها في رَأسِ مالي . (3)

۲ / ۹حفظ الأرضالإمام الصادق عليه السلامـ لِمُصادِفٍ مَولاهُ ـ: اِتَّخِذ عُقدَةً أو ضَيعَةً ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ إذا نَزَلَت بِهِ النّازِلَةُ أوِ المُصيبَةُ فَذَكَرَ أنَّ وَراءَ ظَهرِهِ ما يُقيمُ عِيالَهُ كانَ أسخى لِنَفسِهِ . (4)

.


1) .الكافي : ۱ / ۲۰ / ۱۲ عن هشام عن الإمام الكاظم عليه السلام ، تحف العقول : ۲۸۳ وفيه «استنماء» بدل «استثمار» و ص ۳۹۰ عن الإمام الكاظم عليه السلام .

2) .الكافي : ۵ / ۹۱ / ۲ ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۷۰ / ۳۶۴۲ .

3) .الكافي : ۵ / ۷۶ / ۱۲ وص ۷۷ / ۱۶ نحوه وفيه «سبعمائة دينار» بدل «ألفا وسبعمائة دينار» ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۶ / ۸۹۸ ، بحار الأنوار : ۴۷ / ۵۶ / ۱۰۰ .

4) .الكافي : ۵ / ۹۲ / ۵ عن مرازم .

۲ / ۸ بهره ورى از دارايى

۲ / ۹ نگهدارىِ زمين

۲ / ۸بهره ورى از دارايىامام سجاد عليه السلام :همه مردانگى بهره ورى از مال است .

الكافى از زراره :از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «در آن چه انسان از خود به جا مى گذارد ، هيچ چيز به اندازه مال خاموش [= طلا و نقره] به زيان او نيست» . گفتم: «با آن چه كند؟» فرمود: «آن را در باغ هزينه كند . (1)»

الكافى از محمّد بن عذافر از پدرش :امام صادق عليه السلام به پدرم ۱۷۰۰ دينار داد و او را فرمود: «با آن بازرگانى كن» . سپس فرمود: «بدان كه مرا به سود آن رغبتى نيست ، هر چند كه سود ، خواستنى است . اما من دوست مى دارم كه خداوند بزرگِ بشكوه مرا در حالى بيند كه به بهره هاى آفريده او روى مى آورم» . پدرم گفت: «با آن مال صد دينار براى وى سود كسب كردم . سپس به ديدار وى رفتم و به او گفتم: با آن ، برايت صد دينار سود كسب كردم . او از اين خبر بسيار خرسند شد و مرا فرمود: آن را در سرمايه من قرار ده!» .

۲ / ۹نگهدارىِ زمينامام صادق عليه السلامـ به خدمتكارش مصادف ـ: زمينى پردرخت يا كشتزارى تهيه كن ؛ زيرا هر گاه اتفاقِ [ناگوار] يا مصيبتى براى انسان پيش آيد و او به ياد آورد كه پشتوانه اى مالى دارد كه خانواده اش را اداره كند سخاوتمندتر خواهد بود .

.


1) .ظاهرا «حائط» در اين جا به معناى «باغ» است و آنچه در ذيل روايت آمده كه آن را به «باغ يا خانه» معنا كرده ، از راوى است .

عنه عليه السلام :مُشتَرِي العُقدَةِ مَرزوقٌ وبائِعُها مَمحوقٌ . (1)

الكافي عن مسمع :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إنَّ لي أرضا تُطلَبُ مِنّي ويُرَغِّبونّي ، فَقالَ لي : يا أبا سَيّارٍ ، أما عَلِمتَ أنَّ مَن باعَ الماءَ وَالطّينَ ذَهَبَ مالُهُ هَباءً؟! قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ! إنّي أبيعُ بِالثَّمَنِ الكَثيرِ ، وأشتَري ما هُوَ أوسَعُ رُقعَةً مِمّا بِعتُ ، قالَ : فَلا بَأسَ . (2)

الكافي عن أبان بن عثمان :دَعاني جَعفَرٌ عليه السلام فَقالَ : باعَ فُلانٌ أرضَهُ؟ فَقُلتُ : نَعَم . قالَ : مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ أنَّهُ : مَن باعَ أرضا أو ماءً ولَم يَضَعهُ في أرضٍ أو ماءٍ ذَهَبَ ثَمَنُهُ مَحقا . (3)

الإمام الكاظم عليه السلام :ثَمَنُ العَقارِ مَمحوقٌ ، إلاّ أن يُجعَلَ في عَقارٍ مِثلِهِ . (4)

۲ / ۱۰حِفظُ المالِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قُتِلَ دونَ مالِهِ فَهُوَ بِمَنزِلَةِ شَهيدٍ . (5)

.


1) .الكافي : ۵ / ۹۲ / ۴ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۸۸ / ۱۱۵۶ كلاهما عن وهب الحريري ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۹ / ۳۶۴۱ وفيه «العقار» بدل «العقدة» .

2) .الكافي : ۵ / ۹۲ / ۸ .

3) .الكافي : ۵/۹۱/۳ ، تهذيب الأحكام : ۶/۳۸۷/۱۱۵۵ ، من لا يحضره الفقيه : ۳/۱۷۰/۳۶۴۴ عن الإمام الباقر عليه السلامنحوه ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۳۶۰ / ۷۳ .

4) .الكافي : ۵ / ۹۲ / ۶ عن هشام بن أحمر .

5) .الكافي : ۷/۲۹۶/۲ ، تهذيب الأحكام : ۱۰ / ۲۱۰ / ۸۳۰ كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۹۵ / ۵۱۶۱ عن محمّد بن مسلم عن أحدهما عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ۱ / ۳۹۸ عن الإمام الباقر عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۱۰۰ / ۲۳ / ۱۸ نقلاً عن الخصال وليس في الثلاثة الأخيرة «بمنزلة» ؛ صحيح البخاري : ۲ / ۸۷۷ / ۲۳۴۸ ، صحيح مسلم : ۱ / ۱۲۵ / ۲۲۶ ، سنن الترمذي : ۴ / ۲۸ / ۱۴۱۸ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، سنن أبي داود : ۴ / ۲۴۶ / ۴۷۷۲ ، سنن ابن ماجة : ۲/۸۶۱/۲۵۸۰ كلاهما عن سعيد بن زيد وليس فيها «بمنزلة» ، كنز العمّال : ۴/۴۱۶/۱۱۱۸۰ .

۲ / ۱۰ نگهدارىِ مال

امام صادق عليه السلام :خريدار زمين پردرخت روزى مى يابد و فروشنده آن كم بركت مى گردد .

الكافى از مسمع :به امام صادق عليه السلام گفتم: «مرا زمينى است كه از من مى خواهندش و به فروش آن ترغيبم مى كنند» . مرا فرمود: «اى ابو سيار! آيا نمى دانى كه هر كس آب و گِلى را بفروشد ، مالش بر باد رفته است؟» گفتم: «فدايت شوم ؛ آن را به بهاى بسيار مى فروشم و زمينى بزرگ تر از آن كه فروخته ام ، مى خرم» . فرمود: «خوب است» .

الكافى از ابان بن عثمان :امام صادق عليه السلام مرا فراخواند و فرمود: «آيا فلان كس زمينش را فروخت؟» گفتم: «آرى» . فرمود: «در تورات نوشته شده: هر كس زمينى يا آبى را بفروشد و با بهاى آن ، زمين يا آبى ديگر نخرد ، پولش نابود شده است» .

امام كاظم عليه السلام :پول فروش زمين و كشتزار نابود مى شود ، مگر آن كه براى خريد زمين يا كشتزارى همانند آن صرف شود .

۲ / ۱۰نگهدارىِ مالپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه براى حفظ مالش كُشته شود ، به منزله شهيد است .

.

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: ثَلاثَةٌ لا يُستَحى مِنَ الخَتمِ عَلَيها : المالُ لِنَفيِ التُّهمَةِ ، وَالجَوهَرُ لِنَفاسَتِهِ ، وَالدَّواءُ لِلاِحتِياطِ مِنَ العَدُوِّ . (1)

عنه عليه السلام :إنَّ إمساكَ الحافِظِ أجمَلُ مِن بَذلِ المُضَيِّعِ . (2)

الكافي عن أبو الجارود :قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : إذا حَدَّثتُكُم بِشَيءٍ فَاسأَلوني عَن كِتابِ اللّهِ . ثُمَّ قالَ في حَديثِهِ : إنَّ اللّهَ نَهى عَنِ القيلِ وَالقالِ ، وفَسادِ المالِ ، وكَثرَةِ السُّؤالِ . فَقالوا : يَا بنَ رَسولِ اللّهِ ، وأينَ هذا مِن كِتابِ اللّهِ؟ قالَ : إنَّ اللّهَ عز و جليَقولُ في كِتابِهِ : «لاَّ خَيْرَ فِى كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ . . .» الآية ، (3)وقالَ : «وَ لاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَآءَ أَمْوَلَكُمُ الَّتِى جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَـمًا ، (4)» وقالَ : «لاَ تَسْـئلُواْ عَنْ أَشْيَآءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ (5)» . (6)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ العَبدَ لَيَبسُطُ يَدَيهِ يَدعُو اللّهَ ويَسأَلُهُ مِن فَضلِهِ مالاً فَيَرزُقُهُ ، فَيُنفِقُهُ في ما لا خَيرَ فيهِ ، ثُمَّ يَعودُ فَيَدعو ، فَيَقولُ اللّهُ : أ لَم اُعطِكَ ؟! أ لَم أفعَل بِكَ كَذا وكَذا ؟! (7)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۲۸۹ / ۳۰۸ .

2) .غرر الحكم : ۳۴۰۷ .

3) .النساء : ۱۱۴ .

4) .النساء : ۵ .

5) .المائدة : ۱۰۱ .

6) .الكافي : ۵/۳۰۰/۲ وج ۱/۶۰/۵ ، تهذيب الأحكام : ۷/۲۳۱/۱۰۱۰ ، المحاسن : ۱/۴۱۹/۹۶۲ ، الاحتجاج : ۲ / ۱۶۹ / ۱۹۸ وفيها «إنّ رسول اللّه صلى الله عليه و آله نهى» بدل «إنّ اللّه نهى» ، بحار الأنوار : ۴۶ / ۳۰۳ / ۵۰ و ج ۹۲ / ۸۲ / ۱۲ .

7) .الأمالي للطوسي : ۶۷۸ / ۱۴۳۹ ، عدّة الداعي : ۱۲۶ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۸۳ كلّها عن يونس بن عمّار ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۳۵۹ / ۱۸ .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: سه چيزند كه از مُهر نهادن و پوشيده نگاه داشتن آن ها شرم و باك نبايد داشت : مال ، براى دفع تهمت ؛ گوهر ، به سبب ارزشمندى اش ؛ و دارو ، به جهت احتياط از حيله دشمن .

امام على عليه السلام :اين كه نگاه دارنده مال در حفظ آن خسّت ورزد ، هر آينه زيباتر از گشاده دستى كسى است كه مال را تباه مى كند .

الكافى از ابو جارود :امام باقر عليه السلام فرمود : «هر گاه با شما حديث گويم ، مرا از كتاب خدا بپرسيد» . سپس امام در سخنش فرمود: «همانا خداوند از بگومگو و تباه شدن مال و زياد پرسيدن نهى فرموده است» . گفتند: «اى زاده رسول خدا! اين را با كتاب خدا چه نسبتى است؟» فرمود: «خداوند در كتابش فرمايد: «در بسيارى از رازگويى هاى ايشان خيرى نيست ...» و «و به بى خردان ، اموالتان را كه خداوند مايه برپايى تان ساخته ، مسپاريد» و «از چيزهايى مپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد ، ناگوارتان افتد» » .

امام صادق عليه السلام :همانا بنده دستانش را براى دعا به سوى خدا مى گشايد و از فضل او ، مالى طلب مى كند ؛ آن گاه خداوند به وى روزى عطا مى فرمايد ، ليكن او آن مال را به گونه اى كه خيرى در آن نيست ، مصرف مى كند ؛ سپس كه به دعا باز مى گردد ، خداوند مى فرمايد: «آيا به تو عطا نكردم؟ آيا برايت چنين و چنان نكردم؟»

.

عنه عليه السلام :أربَعَةٌ لا تُستَجابُ لَهُم دَعوَةٌ : رَجُلٌ جالِسٌ في بَيتِهِ يَقولُ : اللّهُمَّ ارزُقني ؛ فَيُقالُ لَهُ : ألَم آمُركَ بِالطَّلَبِ؟! ورَجُلٌ كانَت لَهُ امرَأَةٌ فَدَعا عَلَيها ؛ فَيُقالُ لَهُ : ألَم أجعَل أمرَها إلَيكَ؟! ورَجُلٌ كانَ لَهُ مالٌ فَأَفسَدَهُ فَيَقولُ : اللّهُمَّ ارزُقني ؛ فَيُقالُ لَهُ : ألَم آمُركَ بِالاِقتِصادِ؟! ألَم آمُركَ بِالإِصلاحِ؟! ثُمَّ قالَ : «وَ الَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْتُرُواْ وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ، (1)» ورَجُلٌ كانَ لَهُ مالٌ فَأَدانَهُ بِغَيرِ بَيِّنَةٍ ؛ فَيُقالُ لَهُ : ألَم آمُركَ بِالشَّهادَةِ؟! (2)

۲ / ۱۱مَسؤولِيَّةُ الاُمَّةِ إزاءَ إقامَةِ الحُقوقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :كَيفَ تُقَدَّسُ اُمَّةٌ لا تَأخُذُ لِضَعيفِها مِن شَديدِها حَقَّهُ وهُوَ غَيرُ مُتَعتَعٍ ؟! (3)

عنه صلى الله عليه و آله :لا قُدِّسَت اُمَّةٌ لا يُقضى فيها بِالحَقِّ ، فَيَأخُذَ ضَعيفُها حَقَّهُ مِن قَوِيِّها غَيرَ مُتَعتَعٍ . (4)

الإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ لِلأَشتَرِ لَمّا وَلاّهُ عَلى مِصرَ ـ: وَاجعَل لِذَوِي الحاجاتِ مِنكَ قِسما تُفَرِّغُ لَهُم فيهِ شَخصَكَ وتَجلِسُ لَهُم مَجلِسا عامّا ، فَتَتَواضَعُ فيهِ للّهِِ الَّذي خَلَقَكَ ، وتُقعِدُ عَنهُم جُندَكَ وأعوانَكَ مِن أحراسِكَ وشُرَطِكَ ، حَتّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُم غَيرَ مُتَتَعتِعٍ ؛ فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيَقولُ في غَيرِ مَوطِنٍ : لَن تُقَدَّسَ اُمَّةٌ لا يُؤخَذُ لِلضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِنَ القَوِيِّ غَيرَ مُتَتَعتِعٍ . (5)

.


1) .الفرقان : ۶۷ .

2) .الكافي : ۲ / ۵۱۱ / ۲ عن جعفر بن إبراهيم .

3) .السنن الكبرى : ۶ / ۱۵۷ / ۱۱۵۱۴ عن ابن بريدة عن أبيه ، مسند أبي يعلى : ۲ / ۳۸۴ / ۱۹۹۹ ، تاريخ بغداد : ۷ / ۳۹۶ / ۳۹۳۳ كلاهما عن جابر نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۸۳ / ۵۶۰۶ .

4) .حلية الأولياء : ۶ / ۱۲۸ عن معاوية بن أبي سفيان وعبد اللّه بن عمرو ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۸۱۰ / ۲۴۲۶ عن أبي سعيد الخدري ، المعجم الكبير : ۲۰ / ۳۱۳ / ۷۴۵ عن مخارق وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۸۴ / ۵۶۰۸ و ح ۵۶۰۹ .

5) .نهج البلاغة : الكتاب ۵۳ ، تحف العقول : ۱۴۲ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۵۸ / ۱ وراجع دعائم الإسلام : ۱ / ۳۶۷ .

۲ / ۱۱ مسؤوليت جامعه براى اداى حقوق

امام صادق عليه السلام :دعاى چهار كس پذيرفته نشود : مردى كه در خانه اش بنشيند و بگويد: «بار خدايا! مرا روزى ده .» پس به وى گفته مى شود: «مگر تو را فرمان ندادم كه در پى روزى برآيى؟» ديگرى مردى است كه همسرش را نفرين كند . به وى گفته شود : «مگر كار او را به تو وانگذاردم؟» و ديگر مردى است كه مالى دارد و آن را تباه مى كند و مى گويد: «بار خدايا! مرا روزى ده» . به او گفته شود : «مگر به تو فرمان ندادم كه ميانه روى كنى و از مالت درست بهره ببرى؟» ـ سپس امام اين آيه را خواند: «و كسانى كه هر گاه مصرف كنند ، نه اسراف ورزند و نه تنگ گيرند ، بلكه راه ميانه را روند» . ـ و ديگر مردى است كه مالى دارد و آن را بدون شاهد گرفتن وام دهد . به وى گفته شود : «مگر تو را فرمان ندادم كه شاهد گيرى؟»

۲ / ۱۱مسؤوليت جامعه براى اداى حقوقپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چگونه مى توان جامعه اى را به پاكى ستود كه حق ضعيفش را از نيرومندش نمى ستاند ، بى آن كه فرد ضعيف در اضطراب و نگرانى به سر بَرد؟

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به پاكى ستوده نشود جامعه اى كه در آن ، به حق حكم نشود تا ضعيفش بدون اضطراب ، حق خود را از نيرومندش بستاند .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به مالك اشتر ، آن گاه كه وى را به حكمرانى مصر گماشت ـ: بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند تا خود ، به كار ايشان پردازى . در مجلس عمومى با آنان بنشين و در آن مجلس نزد خداى آفريننده خويش فروتنى پيشه كن . سربازان و يارانت را كه به نگاهبانى و حراستت موظفند ، از سر راه ايشان دور دار تا سخنگوى آنان بدون اضطراب با تو سخن گويد ؛ كه من در موارد گوناگون از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود : «به پاكى ستوده نشود جامعه اى كه در آن ، حق ضعيف ، بدون اضطراب از نيرومند ستانده نشود» .

.

الإمام الصادق عليه السلام :ما قُدِّسَت اُمَّةٌ لَم يُؤخَذ لِضَعيفِها مِن قَوِيِّها بِحَقِّهِ غَيرَ مُتَعتَعٍ . (1)

.


1) .الكافي : ۵ / ۵۶ / ۲ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۱۸۰ / ۳۷۱ وفيه «متّضع» بدل «متعتع» وكلاهما عن ابن أبي عمير عن جماعة من أصحابنا ، عوالي اللآلي : ۳ / ۱۸۹ / ۲۶ وفيه «متصنّع» بدل «متعتع» .

امام صادق عليه السلام :به پاكى ستوده نشود جامعه اى كه حق ضعيفش ، بدون اضطراب از نيرومند ستانده نشود .

.

الفصل الثالث: المبادئ الأخلاقيّة۳ / ۱حُسنُ النِّيَّةِالإمام الصادق عليه السلام :مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ زيدَ في رِزقِهِ . (1)

۳ / ۲حُسنُ الخُلُقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :حُسنُ الخُلُقِ وكَفُّ الأَذى يَزيدانِ فِي الرِّزقِ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :في سَعَةِ الأَخلاقِ كُنوزُ الأَرزاقِ . (3)

.


1) .الكافي : ۲ / ۱۰۵ / ۱۱ ، الأمالي للطوسي : ۲۴۵ / ۴۲۵ كلاهما عن الحسن بن زياد الصيقل ، تحف العقول : ۲۹۵ عن الإمام الباقر عليه السلامو ص ۳۸۸ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، كنز الفوائد : ۲ / ۱۹۷ عن الإمام عليّ عليه السلام، الخصال : ۸۷/۲۱ عن محمّد بن مسلم وفيه «زاد اللّه » بدل «زيد» ، بحار الأنوار: ۷۰/۲۰۵/۱۵.

2) .الفردوس : ۲ / ۱۴۰ / ۲۷۱۳ عن الإمام عليّ عليه السلام .

3) .الكافي : ۸ / ۲۳ / ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، تحف العقول : ۹۸ وص ۲۱۴ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۸۷ / ۱ وج ۷۸ / ۵۳ / ۸۶ .

فصل سوم : اصول اخلاقى

۳ / ۱ نيك نيّت بودن

۳ / ۲ نيك خوى بودن

فصل سوم: اصول اخلاقى۳ / ۱نيك نيّت بودنامام صادق عليه السلام :هر كه نيتش نيك باشد ، روزى اش افزوده گردد .

۳ / ۲نيك خوى بودنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيك خويى و آزار نكردن ، روزى را افزايش مى دهد .

امام على عليه السلام :گنج هاى روزى ها در گشاده خُلقى نهفته است .

.

عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِالسَّخاءِ وحُسنِ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّهُما يَزيدانِ الرِّزقَ ويوجِبانِ المَحَبَّةَ . (1)

عنه عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ :سَعَةُ الأَخلاقِ كيمِياءُ الأَرزاقِ . (2)

عنه عليه السلام :مَن ساءَ خُلُقُهُ ضاقَ رِزقُهُ ؛ مَن كَرُمَ خُلُقُهُ اتَّسَعَ رِزقُهُ . (3)

عنه عليه السلام :حُسنُ الأَخلاقِ يُدِرُّ الأَرزاقَ ، ويُؤنِسُ الرِّفاقَ . (4)

۳ / ۳الرِّفقرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ فِي الرِّفقِ الزِّيادَةَ وَالبَرَكَةَ ، ومَن يُحرَمِ الرِّفقَ يُحرَمِ الخَيرَ . (5)

الإمام عليّ عليه السلام :مَنِ استَعمَلَ الرِّفقَ استَدَرَّ الرِّزقَ . (6)

عنه عليه السلام :التَّلَطُّفُ مِفتاحُ الرِّزقِ . (7)

الإمام الصادق عليه السلام :أيُّما أهلِ بَيتٍ اُعطوا حَظَّهُم مِنَ الرِّفقِ فَقَد وَسَّعَ اللّهُ عَلَيهِم فِي الرِّزقِ . (8)

.


1) .غرر الحكم : ۶۱۶۱ .

2) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۳۹ / ۸۸۴ .

3) .غرر الحكم : ۸۰۲۳ و ۸۰۲۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ۴۳۱ / ۷۴۰۱ و۷۴۰۲ .

4) .غرر الحكم : ۴۸۵۶ ، عيون الحكم والمواعظ : ۲۲۸ / ۴۳۹۸ .

5) .الكافي : ۲/۱۱۹/۷ عن عمرو بن أبي المقدام رفعه ، بحار الأنوار : ۷۵/۶۰/۲۶ ؛ سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۲۱۶ / ۳۶۸۷ وليس فيه صدره ، المعجم الكبير : ۲ / ۳۴۸ / ۲۴۵۸ ، الفردوس : ۲/۲۸۰/ ۳۲۹۷ كلّها عن جرير ، كنز العمّال : ۳ / ۵۱ / ۵۴۴۶ .

6) .غرر الحكم : ۸۶۴۷ .

7) .أعلام الدين : ۹۶ .

8) .الكافي : ۲ / ۱۱۹ / ۹ عن أحمد بن زياد بن أرقم الكوفي عن رجل ، مشكاة الأنوار : ۳۱۵ / ۹۸۸ ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۶۱ / ۲۸ .

۳ / ۳ مدارا

امام على عليه السلام :بر شما باد بخششگرى و نيك خويى ؛ زيرا روزى را مى افزايند و محبت پديد مى آورند .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: گشاده خُلقى كيمياى روزى است .

امام على عليه السلام :هر كه زشت خوى باشد ، روزى اش تنگ گردد و هر كه خوش خوى باشد ، روزى اش گشاده گردد .

امام على عليه السلام :خوش خويى روزى ها را سرازير مى كند و دوستان را الفت مى بخشد .

۳ / ۳مداراپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در مدارا ، افزايش روزى و بركت نهفته است و هر كه از مدارا بى بهره باشد ، از خير بهره ندارد .

امام على عليه السلام :هر كه با مدارا رفتار كند ، روزى اش افزون گردد .

امام على عليه السلام :لطف ورزيدن كليد روزى است .

امام صادق عليه السلام :هر خانواده اى كه از مهر و مدارا بهره داشته باشند ، خداوند در روزى ايشان گشايش پديد آورد .

.

الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ الرِّفقَ وَالبِرَّ وحُسنَ الخُلُقِ يَعمُرُ الدِّيارَ ، ويَزيدُ فِي الرِّزقِ . (1)

۳ / ۴حُسنُ القَولِالإمام زين العابدين عليه السلام :القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ ، ويُنمِي الرِّزقَ ، ويُنسِئُ فِي الأَجَلِ . (2)

۳ / ۵الزُّهدالإمام عليّ عليه السلام :لَن يَفتَقِرَ مَن زَهِدَ . (3)

عنه عليه السلام :الزّاهِدونَ فِي الدُّنيا مُلوكُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ ، ومَن لَم يَزهَد فِي الدُّنيا ورَغِبَ فيها فَهُوَ فَقيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، ومَن زَهِدَ فيها مَلَكَها ، ومَن رَغِبَ فيها مَلَكَتهُ . (4)

.


1) .تحف العقول : ۳۹۵ ، بحار الأنوار : ۱ / ۱۵۱ / ۳۰ .

2) .الخصال : ۳۱۷ / ۱۰۰ ، الأمالي للصدوق : ۴۹ / ۱ كلاهما عن أبي حمزة الثمالي ، روضة الواعظين : ۴۰۴ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۱۰ / ۱ .

3) .غرر الحكم : ۷۴۴۶ .

4) .إرشاد القلوب : ۲۰ .

۳ / ۴ خوش گفتارى

۳ / ۵ پارسايى

امام كاظم عليه السلام :همانا مدارا و نيكى و خوش خلقى مايه آبادانى و افزايش روزى است .

۳ / ۴خوش گفتارىامام سجاد عليه السلام :گفتار نيك مال را مى افزايد ، روزى را رشد مى دهد ، و مرگ را به تأخير مى اندازد .

۳ / ۵پارسايىامام على عليه السلام: هر كه پارسايى پيشه كند ، فقير نگردد .

امام على عليه السلام :پارسايانِ دنيا ، شاهانِ دنيا و آخرتند ؛ و هر كه دنياگريز نباشد و به آن روى آورد ، در دنيا و آخرت فقير است ؛ و هر كه بدان نگرايد ، آن را مالك گردد ؛ و هر كه بدان رغبت ورزد ، دنيا وى را مالك گردد .

.

۳ / ۶التَّقوىرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكَ بِتَقوَى اللّهِ ؛ فَإِنَّها جِماعُ كُلِّ خَيرٍ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :التَّقوى ظاهِرُهُ شَرَفُ الدُّنيا ، وباطِنُهُ شَرَفُ الآخِرَةِ . (3)

عنه عليه السلام :مَن رُزِقَ الدّينَ فَقَد رُزِقَ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (4)

عنه عليه السلام :أمّا بَعدُ ، فَإِنّي اُوصيكُم بِتَقوَى اللّهِ . . . فَمَن أخَذَ بِالتَّقوى عَزَبَت عَنهُ الشَّدائِدُ بَعدَ دُنُوِّها . . . وتَحَدَّبَت عَلَيهِ الرَّحمَةُ بَعدَ نُفورِها ، وتَفَجَّرَت عَلَيهِ النِّعَمُ بَعدَ نُضوبِها ، ووَبَلَت عَلَيهِ البَرَكَةُ بَعدَ إرذاذِها . (5)

عنه عليه السلام :التَّقوى أقوى أساسٍ . (6)

عنه عليه السلام :التُّقى سائِقٌ إلى كُلِّ خَيرٍ . (7)

الإمام الصادق عليه السلام: مَن يَتَّقِ اللّهَ فَقَد أحرَزَ نَفسَهُ مِنَ النّارِ بِإِذنِ اللّهِ ، وأصابَ الخَيرَ كُلَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (8)

راجع : ص ۳۶ (سعادة الدُّنيا والآخرة) .

.


1) .كنز العمّال : ۳ / ۹۱ / ۵۶۴۱ نقلاً عن أبي الشيخ عن عائشة .

2) .المعجم الصغير: ۲/۶۶ ، مسند أبي يعلى : ۱/۴۶۷/۹۹۶ كلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ۱۵ / ۸۶۴ / ۴۳۴۳۷ .

3) .غرر الحكم : ۱۹۹۰ .

4) .غرر الحكم : ۸۵۲۳ .

5) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۸ .

6) .غرر الحكم : ۸۲۲ .

7) .كنز الفوائد : ۱ / ۲۷۹ .

8) .مختصر بصائر الدرجات : ۷۹ ، بحار الأنوار : ۲۴ / ۲۸۶ / ۱ .

۳ / ۶ پرهيزگارى

۳ / ۶پرهيزگارىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس پرهيزگارى روزى اش شده باشد ، خير دنيا و آخرت را نصيب مى برد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر تو باد تقواى خدا ؛ كه در آن همه خيرها گرد آيد .

امام على عليه السلام :ظاهر پرهيزگارى ، شرافت دنيا ؛ و باطن آن ، شرافت آخرت است .

امام على عليه السلام :هر كه ديندارى روزى اش شده باشد ، خير دنيا و آخرت را بهره برده است .

امام على عليه السلام :اما بعد ؛ هر آينه شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم ... ؛ كه هر كس پرهيزگارى پيشه كند ، سختى ها پس از نزديك شدن به وى از او دورى جويند . . . و رحمت پس از رويگردانى از وى به او روى آورد ؛ و نعمت ها پس از فرو رفتن ، شكوفا گردند ؛ و بركت پس از بند آمدن ، فراوان بر وى ببارد .

امام على عليه السلام :پرهيزگارى استوارترين پايه است .

امام على عليه السلام :پرهيزگارى پيش برنده به سوى هر خير است .

امام صادق عليه السلام :هر كس تقواى خدا را پيشه كند ، به رخصت خداوند ، خود را از آتش دور داشته و به همه خوبى هاى دنيا و آخرت دست يافته است .

ر .ك : ص۳۷ (خوشبختى دنيا و آخرت)

.

۳ / ۷الذِّكررسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن ألبَسَهُ اللّهُ نِعمَةً فَليُكثِر مِنَ الحَمدِ للّهِِ ، ومَن كَثُرَت هُمومُهُ فَليَستَغفِرِ اللّهَ ، ومَن أبطَأَ عَنهُ رِزقُهُ فَليُكثِر مِن قَولِ : لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن حَلِيَ (2)في عَينِهِ شَيءٌ مِنَ الأَهلِ وَالمالِ وَالوَلَدِ فَقالَ : ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ ، مُتِّعَ بِهِ ، ألا تَرى إلى قَولِهِ تَعالى : «وَ لَوْ لاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ (3)» ؟! (4)

الإمام الصادق عليه السلام :مَن اُعجِبَ بِشَيءٍ مِن أموالِهِ وأرادَ بَقاءَهُ فَليَقُل : ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ . (5)

راجع : ص ۶۳۴ (الشكر) .

۳ / ۸الشُّكرالكتاب :«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَـئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَـئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ . (6)»

.


1) .المعجم الأوسط : ۶ / ۳۳۳ / ۶۵۵۵ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۱۵ / ۹۳۸ / ۴۳۶۱۲ .

2) .في المصدر «جلى» وما أثبتناه من بحار الأنوار .

3) .الكهف : ۳۹ .

4) .الدعوات : ۱۱۰ / ۲۴۸ ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۲۷۴ / ۲ .

5) .إحقاق الحقّ : ۱۹ / ۵۳۲ نقلاً عن الأنوار القدسيّة .

6) .إبراهيم : ۷ .

۳ / ۷ ذكر

۳ / ۸ شكرگزارى

۳ / ۷ذكرپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خداوند بر تن وى جامه نعمت پوشاند ، بايد فراوان «الحمدللّه » گويد ؛ و هر كه اندوهش بسيار شود ، بايد «استغفراللّه » گويد ؛ و هر كه روزى اش به كُندى رسد ، بايد فراوان گويد: «لا حول ولا قوة إلاّ باللّه » .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه بهره اى از خانواده و مال و فرزند در نظرش زيبا جلوه كند و ذكر «ما شاء اللّه لا قوة الا باللّه » [= هر چه خداى خواهد ؛ نيرويى جز به يارى خداى نيست] را بر زبان راند ، از آن بهره برخوردار مى شود . مگر سخن خداى تعالى را در نمى نگرى : «و چرا آن گاه كه به بوستانت درآمدى ، نگفتى: هر چه خداى خواهد ؛ نيرويى جز به يارى خداى نيست» ؟

امام صادق عليه السلام :هر كه بهره اى از دارايى هايش برايش نيك جلوه كند و خواستار پايدارى آن باشد ، بايد بگويد : «ما شاء اللّه لا قوة الا باللّه » [= هر چه خداى خواهد ؛ نيرويى جز به يارى خداى نيست] .

ر .ك : ص۶۳۵ (شكرگزارى).

۳ / ۸شكرگزارىقرآن:«و هنگامى كه پروردگارتان به شما آگاهى داد كه اگر شكرگزاريد ، همانا شما را نعمت بيفزايم و اگر ناسپاسى كنيد ، هر آينه عذاب من سخت است.»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يَرزُقُ اللّهُ عز و جل عَبدا الشُّكرَ فَيَحرِمَهُ الزِّيادَةَ ؛ لِأَنَّ اللّهَ عز و جليَقولُ : «لَـئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . (1)»

عنه صلى الله عليه و آله مِمّا أوصى بِهِ ـ :عَلَيكَ بِالدُّعاءِ ؛ فَإِنَّكَ لا تَدري مَتى يُستَجابُ لَكَ ، وعَلَيكَ بِالشُّكرِ ؛ فَإِنَّ الشُّكرَ زِيادَةٌ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَغُرَّنَّكُم مِن رَبِّكُم طولُ النَّسيئَةِ وتَمادِي الإِمهالِ وحُسنُ التَّقاضي ؛ فَإِنَّ أخذَهُ أليمٌ وعَذابَهٌ شَديدٌ ؛ إنَّ للّهِِ تَعالى عَلى نِعَمِهِ حَقّا وهُوَ شُكرُهُ ، فَمَن أدّاهُ زادَهُ ، ومَن قَصَّرَ فيهِ سَلَبَهُ مِنهُ ؛ فَليَراكُمُ اللّهُ مِنَ النِّقمَةِ وَجِلينَ كَما يَراكُم بِالنِّعمَةِ فَرِحينَ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :شُكرُ المُنعِمِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ . (4)

عنه عليه السلام :مَن حَمِدَ اللّهَ أغناهُ . (5)

عنه عليه السلام :ما أنعَمَ اللّهُ عَلى عَبدٍ نِعمَةً فَشَكَرَها بِقَلبِهِ إلاَّ استَوجَبَ المَزيدَ فيها قَبلَ أن يُظهِرَ شُكرَها عَلى لِسانِهِ . (6)

.


1) .الشكر لابن أبي الدنيا : ۱۶ / ۳ عن عطارد القرشي .

2) .حلية الأولياء : ۷ / ۳۰۵ ، الشكر لابن أبي الدنيا : ۷۸ / ۱۶۸ كلاهما عن سفيان عن رجل .

3) .إرشاد القلوب : ۳۸ وراجع تحف العقول : ۲۰۶ .

4) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۴۴ / ۴۶ .

5) .غرر الحكم : ۹۰۹۸ .

6) .الأمالي للطوسي : ۵۷۹ / ۱۱۹۷ عن عبد اللّه بن محمّد بن عبيد بن ياسين بن محمّد بن عجلان مولى الإمام الباقر عن الإمام الهادي عن آبائه عن الإمام الصادق عليهم السلام ، مستطرفات السرائر : ۱۶۴ / ۶ عن يزيد بن خليفة عن الإمام الباقر عليه السلام ، بشارة المصطفى : ۲۲۲ عن علقمة عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ۷۱/۵۳/۸۳ وراجع الكافي: ۲/۹۵/۹ وج ۸/۱۲۸/۹۸ وتحف العقول : ۳۵۷ وغررالحكم:۹۱۰۲ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست كه خداوند شكر را روزى اش فرموده باشد و از افزايش نعمت محرومش گرداند ؛ زيرا خود مى فرمايد: «اگر شكرگزاريد ، همانا شما را نعمت بيفزايم» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از جمله سفارش هاى او ـ: بر تو باد دعا كردن ، كه تو ندانى چه هنگام دعايت مستجاب گردد ؛ و بر تو باد شكر گزاردن ، كه شكر سبب افزايش نعمت است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اين كه پروردگارتان ديرزمانى از گناهانتان چشم مى پوشد و بسيار مهلتتان مى دهد و با شما نيك برخورد مى كند ، نبايد مايه فريفتگى تان شود ؛ زيرا گرفتار ساختنش دردآور و عذابش سخت است . خداى تعالى را به ازاى نعمت هايش حقى است كه همان شكر است . هر كه شكر به جاى آورد ، خدا نعمتش را بيفزايد ؛ و هر كه در شكرگزارى كوتاهى ورزد ، نعمتش را از او بگيرد . پس بايد خداوند بنگرد كه از كيفر بيمناكيد ، همان گونه كه به نعمت شادمانيد .

امام على عليه السلام :سپاس گزارى از نعمت بخش ، روزى را مى افزايد .

امام على عليه السلام :هر كه خداى را سپاس گويد ، خدا توانگرى اش دهد .

امام على عليه السلام :خداوند به بنده اى نعمت نداد و او با دل و جان شكرش ننهاد ، مگر آن كه [حتى ]پيش از بر زبان راندن آن شكر ، شايسته افزايش آن نعمت گرديد .

.

عنه عليه السلام :ما كانَ اللّهُ لِيَفتَحَ عَلى عَبدٍ بابَ الشُّكرِ ويُغلِقَ عَنهُ بابَ الزِّيادَةِ . (1)

عنه عليه السلام :مَن اُعطِيَ الشُّكرَ لَم يُحرَمِ الزِّيادَةَ . (2)

عنه عليه السلام :يا أيُّهَا النّاسُ ، إنَّ للّهِِ في كُلِّ نِعمَةٍ حَقّا ، فَمَن أدّاهُ زادَهُ ، ومَن قَصَرَ عَنهُ خاطَرَ بِزَوالِ النِّعمَةِ وتَعَجُّلِ العُقوبَةِ ؛ فَليَراكُمُ اللّهُ مِنَ النِّعمَةِ وَجِلينَ كَما يَراكُم مِنَ الذُّنوبِ فَرِقينَ . (3)

عنه عليه السلام :شُكرُ النِّعَمِ يُضاعِفُها ويَزيدُها . (4)

عنه عليه السلام :النِّعمَةُ مَوصولَةٌ بِالشُّكرِ ، وَالشُّكرُ مَوصولٌ بِالمَزيدِ ، وهُما مَقرونانِ في قَرنٍ ، فَلَن يَنقَطِعَ المَزيدُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ حَتّى يَنقَطِعَ الشُّكرُ مِنَ الشّاكِرِ . (5)

عنه عليه السلام:أبلَغُ ما تُستَمَدُّ بِهِ النِّعمَةُ الشُّكرُ ، وأعظَمُ ما تُمَحَّصُ بِهِ المِحنَةُ الصَّبرُ . (6)

.


1) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۳۵ ، الكافي: ۲/۹۴/۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهنحوه ، إرشاد القلوب : ۱۴۹ ،بحار الأنوار : ۷۱ / ۲۳ / ۲ وراجع الجعفريّات : ۲۲۲ وكنز العمّال : ۳ / ۷۳۷ / ۸۶۱۸ .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۱۳۵ ، الكافي : ۲ / ۶۵ / ۶ وص ۹۵ / ۸ ، الخصال : ۱۰۱ / ۵۶ ، المحاسن : ۱ / ۶۱ / ۱ كلّها عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام وفيها «اُعطي» بدل «لم يحرم» ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ۱۰۳ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۴۴ / ۴۴ وراجع الأمالي للطوسي : ۴۶۵ والدرّالمنثور : ۱/۳۶۰ عن ابن مسعود وج ۵ / ۷ عن عطارد بن مصعب .

3) .تحف العقول : ۲۰۶ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۲۱ نحوه ، غرر الحكم : ۳۵۸۰ وفيه صدره إلى «بزوال النعمة» ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۴۳ / ۳۶ .

4) .غرر الحكم : ۵۶۶۴ .

5) .غرر الحكم : ۲۰۹۰ .

6) .غرر الحكم : ۳۳۴۸ .

امام على عليه السلام :چنان نيست كه خداوند درِ شكر را بر بنده اى بگشايد و درِ نعمت افزايى را بر وى ببندد .

امام على عليه السلام :هر كه از شكر بهره ور باشد ، از افزايش نعمت محروم نگردد .

امام على عليه السلام :اى مردم! همانا خداى را در هر نعمتى حقى واجب است و هر كه آن را ادا كند ، خداوند آن نعمت را بيفزايد ؛ و هر كس در آن كوتاهى ورزد ، به سلب نعمت و پيش افتادن كيفر گرفتار گردد . پس بايد خداوند بنگردتان كه از [سلب ]نعمت بيمناكيد ، همان سان كه شما را از گناهان جدا مى بيند .

امام على عليه السلام :شكر نعمت ها سبب بالندگى و افزايندگى آن ها است .

امام على عليه السلام :نعمت پيوسته به شكر است و شكر پيوسته به فزونى نعمت ؛ و آن دو با يكديگر همراهند . پس افزونى نعمت از جانب خداى سبحان قطع نشود ، مگر آن گاه كه شكر از سوى شكرگزارنده قطع شود .

امام على عليه السلام :آن چه بيش از هر چيز نعمت را بيفزايد ، شكر است ؛ و بزرگ ترين مايه چيره شدن بر محنت ، صبر است .

.

عنه عليه السلام :شُكرُ النِّعَمِ يوجِبُ مَزيدَها ، وكُفرُها بُرهانُ جُحودِها . (1)

عنه عليه السلام :لا نَفادَ لِفائِدَةٍ إذا شُكِرَت ، ولا بَقاءَ لِنِعمَةٍ إذا كُفِرَت . (2)

عنه عليه السلام :شُكرُ النِّعمَةِ يَقضي بِمَزيدِها ، ويوجِبُ تَجديدَها . (3)

عنه عليه السلام :الشُّكرُ عَلَى النِّعمَةِ جَزاءٌ لِماضيها ، وَاجتِلابٌ لاِتيها . (4)

عنه عليه السلام :مَن جَعَلَ الحَمدَ خِتامَ النِّعمَةِ ، جَعَلَهُ اللّهُ سُبحانَهُ مِفتاحَ المَزيدِ . (5)

عنه عليه السلام :شُكرُ الإِلهِ يُدِرُّ النِّعَمَ . (6)

عنه عليه السلام :اِغتَنِمُوا الشُّكرَ ؛ فَأَدنى نَفعِهِ الزِّيادَةُ . (7)

عنه عليه السلام :ثَمَرَةُ الشُّكرِ زِيادَةُ النِّعَمِ . (8)

عنه عليه السلام :النِّعَمُ تَدوم بِالشُّكرِ . (9)

عنه عليه السلام :اُشكُر مَن أنعَمَ عَلَيكَ ، وأنعِم عَلى مَن شَكَرَكَ ؛ فَإِنَّهُ لا زَوالَ لِلنِّعمَةِ إذا شُكِرَت ولا بَقاءَ لَها إذا كُفِرَت (10). (11)

.


1) .غرر الحكم : ۵۶۶۵ .

2) .الإرشاد : ۱ / ۳۰۰ .

3) .غرر الحكم : ۵۶۵۹ .

4) .غرر الحكم : ۲۰۴۴ .

5) .غرر الحكم : ۸۸۹۸ .

6) .غرر الحكم : ۵۶۵۸ .

7) .غرر الحكم : ۲۵۳۵ .

8) .غرر الحكم : ۴۶۲۲ .

9) .غرر الحكم : ۱۰۸۸ .

10) .غرر الحكم : ۲۴۲۳ .

11) .راجع : ح ۱۱۸۴ و ۱۱۸۶ .

امام على عليه السلام :شكر نعمت ها موجب افزايش آن ها ؛ و ناسپاسىِ آن ها نشانه ناديده گرفتنشان است .

امام على عليه السلام :بهره اى كه شكر آن گزارده شود ، پايان نپذيرد ؛ و نعمتى كه سپاسش به جاى آورده نشود ، پايدار نماند .

امام على عليه السلام :شكر نعمت ها سبب افزايش آن ها مى شود و تازگى شان مى بخشد .

امام على عليه السلام :شكر نعمت سزاى موهبت گذشته ؛ و جلب كننده موهبت آينده است .

امام على عليه السلام :هر كه در پايان نعمت ، سپاس به جاى آورد ، خداوند سبحان سپاس وى را كليد افزون بخشى به او قرار دهد .

امام على عليه السلام :شكر خداوند نعمت ها را سرازير كند .

امام على عليه السلام :شكر را غنيمت شماريد ؛ كه كم ترين بهره آن افزايش نعمت است .

امام على عليه السلام :فايده شكر فزونى نعمت است .

امام على عليه السلام :نعمت ها با شكر پايدار شوند .

امام على عليه السلام :هر كه را به تو نعمتى رساند ، سپاس به جاى آور ؛ و آن را كه سپاست گويد ، از نعمت بهره مند ساز ؛ زيرا نعمتى كه شكرش گزارده شود ، نابود نگردد و آن كه ناسپاسى شود ، پايدار نماند .

.

عنه عليه السلام :إذا نَزَلَت بِكَ النِّعمَةُ فَاجعَل قِراهَا الشُّكرَ . (1)

عنه عليه السلام :أحسَنُ النّاسِ حالاً فِي النِّعَمِ مَنِ استَدامَ حاضِرَها بِالشُّكرِ ، وَارتَجَعَ فائِتَها بِالصَّبرِ . (2)

عنه عليه السلام :أحَقُّ النّاسِ بِزِيادَةِ النِّعمَةِ أشكَرُهُم لِما اُعطِيَ مِنها . (3)

عنه عليه السلام :لَن يَقدِرَ أحَدٌ أن يُحَصِّنَ النِّعَمَ بِمِثلِ شُكرِها . (4)

عنه عليه السلام :الشُّكرُ زينَةُ الغِنى . (5)

عنه عليه السلام :إنَّ المُؤمِنَ . . . إذَا استَغنى شَكَرَ . (6)

عنه عليه السلام :لا تَكُن مِمَّن . . . يَعجِزُ عَن شُكرِ ما اُوتِيَ ويَبتَغِي الزِّيادَةَ في ما بَقِيَ . (7)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِبَعضِ وُلدِهِ ـ: يا بُنَيَّ ، اشكُرِ اللّهَ في ما أنعَمَ عَلَيكَ ، وأنعِم عَلى مَن شَكَرَكَ ؛ فَإِنَّهُ لا زَوالَ لِلنِّعمَةِ إذا شَكَرتَ عَلَيها ، ولا بَقاءَ لَها إذا كَفَرتَها ، وَالشّاكِرُ بِشُكرِهِ أسعَدُ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتي وَجَبَ عَلَيهِ الشُّكرُ بِها ، وتَلا ـ يَعني عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليهماالسلام ـ قَولَ اللّهِ تَعالى : «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَـئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ... (8)» إلى آخِرِ الآيَةِ . (9)

.


1) .غرر الحكم : ۴۰۶۵ .

2) .غرر الحكم : ۳۲۸۲ .

3) .غرر الحكم : ۳۳۴۹ .

4) .غرر الحكم : ۷۴۳۵ وح ۷۴۴۳ وفيه «يستديم» بدل «يحصّن» .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۴۰ ، الإرشاد : ۱ / ۳۰۰ ، تحف العقول : ۹۰ وص ۱۰۰ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۲۰ / ۴۰ .

6) .تحف العقول : ۲۱۲ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۵۰ / ۷۹ .

7) .نهج البلاغة: الحكمة ۱۵۰، الأمالي للمفيد: ۳۳۰/۲ عن عكرمة عن ابن عبّاس ، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ۱۰۹ وفيه «ويعجبه» بدل «ويبتغي» ، تحف العقول : ۱۵۷ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۱۰ ؛ كنز العمّال : ۱۶ / ۲۰۵ / ۴۴۲۲۹ نقلاً عن ابن النجّار عن العلاء بن زياد الأعرابي عن أبيه عنه عليه السلام .

8) .إبراهيم : ۷ .

9) .الأمالي للطوسي : ۵۰۱ / ۱۰۹۶ ، كفاية الأثر : ۲۴۱ كلاهما عن مالك بن أعين الجهني ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۴۹ / ۶۶ .

امام على عليه السلام :هر گاه نعمت بر تو فرود آيد ، از پس آن شكر به جاى آور .

امام على عليه السلام :نيكو حال ترين مردم در برخوردارى از نعمت ها كسى است كه نعمت موجود را شكر گويد و بر نعمت از دست رفته صبر كند .

امام على عليه السلام :سزاوارترين كس براى بهره بردن از نعمتِ افزون ، آن است كه نعمت هاى عطا شده را بيش تر شكر گويد .

امام على عليه السلام :آن قدر كه با شكر مى توان نعمت ها را پايدارى بخشيد ، با روش ديگر نتوان! .

امام على عليه السلام :شكر آراينده توانگرى است .

امام على عليه السلام :هر آينه مؤمن . . . چون توانگر شود ، شكر به جاى آورد .

امام على عليه السلام :همچون كسى مباش كه . . . از شكر آن چه به وى عطا شده ، درمانده و باز در جست و جوى فزونى نعمت باقى مانده است .

امام سجاد عليه السلامـ در سفارش به يكى از فرزندانش ـ: پسر عزيزم! براى نعمتى كه خدا به تو بخشيده ، او را شكر كن و كسى را كه سپاست مى گويد ، نعمت بخش ؛ كه نعمت را چون سپاسش گويى ، نيستى نباشد و چون ناسپاسى اش كنى ، پايدار نماند . و شكر كننده در حال شكرگزارى اش سعادتمندتر از حال برخوردارى اش از آن نعمتى است كه شكرش بر وى واجب گشته است . ـ سپس امام اين آيه را تا پايان تلاوت فرمود : ـ «و به ياد آور آن گاه را كه پروردگارتان آگاهى داد كه چون شكر گوييد ، نعمتتان را افزون سازم» .

.

الإمام الباقر عليه السلام :لا وَاللّهِ ما أرادَ اللّهُ تَعالى مِنَ النّاسِ إلاّ خَصلَتَينِ : أن يُقِرّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزيدَهُم ، وبِالذُّنوبِ فَيَغفِرَها لَهُم . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ : اُشكُر مَن أنعَمَ عَلَيكَ وأنعِم عَلى مَن شَكَرَكَ ؛ فَإِنَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعماءِ إذا شُكِرَت ، ولا بَقاءَ لَها إذا كُفِرَت . الشُّكرُ زِيادَةٌ فِي النِّعَمِ وأمانٌ مِنَ الغِيَرِ . (2)

عنه عليه السلام :الغَنِيُّ الشّاكِرُ ؛ لَهُ مِنَ الأَجرِ كَأَجرِ المَحرومِ القانِعِ . (3)

مكارم الأخلاق عن إسحاق بن عمّار :خَرَجتُ مَعَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلاموهُوَ يُحَدِّثُ نَفسَهُ ، ثُمَّ استَقبَلَ القِبلَةَ فَسَجَدَ طَويلاً ، ثُمَّ ألزَقَ خَدَّهُ الأَيمَنَ بِالتُّرابِ طَويلاً ، قالَ : ثُمَّ مَسَحَ وَجهَهُ ثُمَّ رَكِبَ ، فَقُلتُ لَهُ : بِأَبي أنتَ واُمّي! لَقَد صَنَعتَ شَيئا ما رَأَيتُهُ قَطُّ! قالَ : يا إسحاقُ ، إنّي ذَكَرتُ نِعمَةً مِن نِعَمِ اللّهِ عز و جلعَلَيَّ ، فَأَحبَبتُ أن اُذَلِّلَ نَفسي . ثُمَّ قالَ : يا إسحاقُ ، ما أنعَمَ اللّهُ عَلى عَبدِهِ بِنِعمَةٍ فَشَكَرَها بِسَجدَةٍ يَحمَدُ اللّهَ فيها فَفَرَغَ مِنها حَتّى يُؤمَرَ لَهُ بِالمَزيدِ مِنَ الدّارَينِ . (4)

.


1) .الكافي : ۲ / ۴۲۶ / ۲ عن ابن فضّال عمّن ذكره ، مشكاة الأنوار : ۲۰۰ / ۵۲۶ وفيه «بالنعيم» بدل «بالنعم» ، بحار الأنوار : ۶ / ۳۶ / ۵۵ .

2) .الكافي : ۲ / ۹۴ / ۳ عن عبد اللّه بن إسحاق الجعفري ، تحف العقول : ۳۵۹ وفيه «الفقر» بدل «الغير» ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۴۱ / ۲۵ .

3) .قرب الإسناد : ۷۴ / ۲۳۷ عن مسعدة بن صدقة ، الكافي : ۲ / ۹۴ / ۱ ، مشكاة الأنوار : ۶۵/۹۲ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، جامع الأحاديث للقمّي : ۹۷ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهوفيها «المعطي» بدل «الغنيّ» ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۴۱ / ۳۴ .

4) .مكارم الأخلاق : ۱ / ۵۶۵ / ۱۹۵۷ ، بحار الأنوار : ۸۶ / ۲۰۷ / ۲۰ .

امام باقر عليه السلام :به خدا سوگند كه او از مردم جز دو ويژگى نخواسته است : نزد وى به نعمت هايش زبان اقرار گشايند تا آن را افزايش دهد ؛ و به گناهانشان اعتراف نمايند تا ايشان را بيامرزد .

امام صادق عليه السلام :در تورات نوشته شده: «آن كس را كه به تو نعمتى دهد ، شكر كن و آن كس را كه سپاست گويد ، نعمت بخش ؛ كه نعمت ها چون شكرشان به جاى آيد ، فنا نپذيرند و چون ناسپاسى گردند ، پايدارى نيابند . شكر نعمت را مى افزايد و آن را از زوال در امان مى دارد» .

امام صادق عليه السلام :توانگرِ شكرگزار همان پاداشى را دارد كه محرومِ قناعت پيشه .

مكارم الاخلاق از اسحاق بن عمار :همراه امام صادق عليه السلام روان گشتم ، در حالى كه با خود سخن مى گفت . سپس روى به قبله نهاد و ديرزمانى سجده كرد . سپس ديرگاهى گونه راستش را بر خاك چسباند و آن گاه خاك را از چهره اش زدود و بر مركبش سوار شد . به وى گفتم: «پدر و مادرم فدايت! كارى كردى كه تاكنون نديده بودم» . فرمود: «اى اسحاق! نعمتى از نعمت هاى خدا بر خويش را به ياد آوردم ؛ پس خواستم كه خود را براى خدا كوچك سازم .» سپس فرمود: «اى اسحاق! خداوند به بنده اى نعمتى نداده كه وى آن را با سجده اى شكر گويد و خداى را در آن سجده سپاس گزارد ، مگر اين كه پس از فراغت از آن ، خداوند فرمان دهد كه نعمت افزون در هر دو سراى به وى عطا كنند» .

.

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: وكَم رَأَينا مِن ذَوي ثَروَةٍلَم يُقبِلوا بِالشُّكرِ إقبالَها تاهوا عَلَى الدُّنيا بِأَموالِهِموقَيَّدوا بِالبُخلِ أقفالَها لَو شَكَرُوا النِّعمَهَ جازاهُمُمَقالَةَ الشُّكرِ الَّتي قالَها لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُملكِنَّما كُفرُهُم غالَها (1)

۳ / ۹القَصدرسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالاِقتِصادِ ؛ فَمَا افتَقَرَ قَومٌ قَطُّ اقتَصَدوا . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ . (3)

الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ ـ: الاِقتِصادُ يُنمِي اليَسيرَ . (4)

.


1) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۴۲۲ / ۳۳۱ .

2) .تفسير مجمع البيان : ۸ / ۶۱۶ ؛ الفردوس : ۱ / ۳۸۷ / ۱۵۶۰ وفيه «افترق» بدل «افتقر» وكلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال : ۳ / ۵۳ / ۵۴۵۴ .

3) .مسند ابن حنبل : ۲ / ۱۵۸ / ۴۲۶۹ ، المعجم الكبير : ۱۰ / ۱۰۹ / ۱۰۱۱۸ كلاهما عن عبد اللّه ابن مسعود ، كنز العمّال : ۷ / ۸۱۳ / ۲۱۵۳۲ ؛ نهج البلاغة : الحكمة ۱۴۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الخصال : ۶۲۰ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ۱۱۱ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام وفيهما «امرؤ» بدل «من» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۱ / ۱۱ .

4) .من لايحضره الفقيه : ۴/۳۹۱/۵۸۳۴، تحف العقول: ۸۵، غررالحكم: ۵۱۴، بحارالأنوار: ۷۷ /۲۱۲/۱.

۳ / ۹ ميانه روى

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: و بسا ديديم ثروتمندانى راكه به شكرگزارى روى نياورند ؛ و به اموال خويش در دنيا كبر فروختندو بر آن قفل خسّت زدند . اگر آن نعمت را شكر مى نهادند ،خداوند چنان كه خود فرموده ، پاداششان مى داد: اگر شكر به جاى آوريد ، هر آينه نعمتتان را بيفزايم .اما كفر ايشان آن نعمت را از ميان برد .

۳ / ۹ميانه روىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد ميانه روى ؛ كه هيچ گروه ميانه روى فقير نشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه ميانه رو باشد ، نيازمند نگردد .

امام على عليه السلامـ در وصيتش به پسرش محمّد بن حنفيه ـ: ميانه روى مال اندك را افزايش مى دهد .

.

عنه عليه السلام :مَن صَحِبَ الاِقتِصادَ دامَت صُحبَةُ الغِنى لَهُ ، وجَبَرَ الاِقتِصادُ فَقرَهُ وخَلَلَهُ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أن لا يَفتَقِرَ . (2)

عنه عليه السلام :إنَّ القَصدَ يورِثُ الغِنى . (3)

الإمام الكاظم عليه السلام :ما عالَ امرُؤٌ فِي اقتِصادٍ . (4)

۳ / ۱۰الرِّضارسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن رَضِيَ بِما رَزَقَهُ اللّهُ قَرَّت عَينُهُ . (5)

عنه صلى الله عليه و آله :أشرَفُ الزُّهدِ أن يَسكُنَ قَلبُكَ عَلى ما رُزِقتَ . (6)

عنه صلى الله عليه و آله :ألا وإنَّ لِكُلِّ امرِئٍ رِزقا هُوَ يَأتيهِ لا مَحالَةَ ؛ فَمَن رَضِيَ بِهِ بورِكَ لَهُ فيهِ ووَسِعَهُ ، ومَن لَم يَرضَ لَم يُبارَك لَهُ فيهِ ولَم يَسَعهُ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۹۱۶۵ .

2) .الكافي : ۴ / ۵۳ / ۶ عن مدرك بن أبي الهزهاز ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶۴ / ۱۷۲۱ ، الخصال : ۹ / ۳۲ عن إبراهيم بن ميمون ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۲۵۵ عن العالم عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۶ / ۹ وج ۱۰۴ / ۷۲ / ۱۴ .

3) .الكافي : ۴ / ۵۳ / ۸ ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۷۴ / ۳۶۵۹ كلاهما عن عبيد بن زرارة .

4) .الكافي : ۴ / ۵۳ / ۹ عن موسى بن بكر ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶۴ / ۱۷۲۰ .

5) .الأمالي للطوسي: ۲۲۵/۳۹۳ عن الحسن بن موسى عن أبيه عن آبائه عليهم السلام ، التمحيص : ۵۳ /۱۰۶ عن الإمام الباقر عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار : ۲۳۳ / ۶۵۹ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آلهوفيه «من قنع بما رزقه اللّه تعالى قرّت عيناه» ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۱۳۹ / ۲۹ .

6) .كنز العمّال : ۱ / ۳۷ / ۶۵ نقلاً عن ابن النجّار في تاريخه عن ابن عمر .

7) .أعلام الدين : ۳۴۲ عن ابن عمر ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۸۵ / ۱۰ ؛ كنز العمّال : ۱ / ۱۱۴ / ۵۳۶ نقلاً عن الديلمي عن ابن عبّاس .

۳ / ۱۰ رضايتمندى

امام على عليه السلام :هر كه با ميانه روى همدمى كند ، توانگرى با وى همراه است و ميانه روى ، فقر و كاستى هايش را جبران مى كند .

امام صادق عليه السلام :من تضمين مى كنم كه هر كس ميانه روى پيشه كند ، به فقر دچار نگردد .

امام صادق عليه السلام :همانا ميانه روى توانگرى را به دنبال دارد .

امام كاظم عليه السلام :كسى كه در ميانه روى به سر برد ، نيازمند نگردد .

۳ / ۱۰رضايتمندىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه به آن چه خداوند روزى اش فرمايد ، خشنود باشد ، شادمان گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :برترين پارسايى آن است كه قلبت به آن چه روزى ات گشته ، آرام باشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هلا كه هر كسى را روزى اى است كه خواه ناخواه به وى خواهد رسيد ؛ پس هر كس بدان خشنود باشد ، روزى اش بركت و گشايش مى يابد ؛ و هر كه بدان خشنود نباشد ، روزى اش بركت و گشايش نيابد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَبتَلي عَبدَهُ بِما أعطاهُ ؛ فَمَن رَضِيَ بِما قَسَمَ اللّهُ عز و جل لَهُ بارَكَ اللّهُ لَهُ فيهِ ووَسَّعَهُ ، ومَن لَم يَرضَ لَم يُبارِك لَهُ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :اِرضَ مِنَ الرِّزقِ بِما قُسِمَ لَكَ تَعِش غَنِيّا . (2)

عنه عليه السلام :مَن رَضِيَ بِرِزقِ اللّهِ لَم يَأسَف عَلى ما في يَدِ غَيرِهِ . (3)

عنه عليه السلام :مَن رَضِيَ بِرِزقِ اللّهِ لَم يَحزَن عَلى ما فاتَهُ . (4)

عنه عليه السلام :لا مالَ أذهَبُ لِلفاقَةِ مِنَ الرِّضا بِالقوتِ . (5)

عنه عليه السلام :مَن رَضِيَ مِنَ الدُّنيا بِما يُجزِئُهُ كانَ أيسَرُ ما فيها يَكفيهِ ، ومَن لَم يَرضَ مِنَ الدُّنيا بِما يُجزِئُهُ لَم يَكُن فيها شَيءٌ يَكفيهِ . (6)

الإمام الصادق عليه السلام :مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ : اِبنَ آدَمَ! . . . مَن رَضِيَ بِاليَسيرِ مِنَ الحَلالِ خَفَّت مَؤونَتُهُ ، وزَكَت مَكسَبَتُهُ ، وخَرَجَ مِن حَدِّ الفُجورِ . (7)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۷ / ۲۸۲ / ۲۰۳۰۱ ، شُعب الإيمان : ۲ / ۱۲۱ / ۱۳۵۴ وفيه «آتاه» بدل «قسم» وكلاهما عن رجل من بني سليم و ج ۷ / ۱۲۵ / ۹۷۲۵ عن أحمد بن سليم ، المعجم الأوسط: ۸ / ۱۸۹ / ۸۳۶۲ ، حلية الأولياء : ۲ / ۲۱۳ كلاهما عن عبد اللّه بن الشخير نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۰ / ۷۰۹۰ .

2) .غرر الحكم : ۲۳۳۲ .

3) .الكافي : ۸ / ۱۹ / ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، تحف العقول : ۹۳ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۸۲ / ۱ .

4) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۴۹ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۵ / ۲ .

5) .من لا يحضره الفقيه : ۴/۳۸۵/۵۸۳۴ ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۱ ، بحار الأنوار : ۶۹/۴۱۱/۱۲۸ .

6) .الكافي : ۲ / ۱۴۰ / ۱۱ عن حنّان بن سدير رفعه ، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۴۱۸ / ۵۹۱۰ ، تحف العقول : ۲۰۷ ، مشكاة الأنوار : ۲۳۲ / ۶۵۶ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۳۶۴ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۸ / ۱۷ .

7) .الكافي : ۲ / ۱۳۸ / ۴ عن عمرو بن أبي المقدام ، تحف العقول : ۳۷۷ في مواعظه عليه السلاملسفيان الثوري وفيه «العجز» بدل «الفجور» ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۷۵ / ۱۶ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداى خجسته بلندرتبه بنده اش را با آن چه به وى عطا فرمايد ، بيازمايد ؛ پس هر كه به آن چه خداوند قسمتش فرموده ، راضى باشد ، خدا به وى بركت و گشايش دهد و هر كه راضى نباشد ، خدا به وى بركت ندهد .

امام على عليه السلام :به روزى اى كه قسمتت گشته راضى باش تا توانگرانه زندگى كنى .

امام على عليه السلام :هر كس به روزىِ خداداده راضى باشد ، از آن چه در اختيار ديگران است ، اندوهگين نگردد .

امام على عليه السلام :هر كه به روزى خداداده رضايت دهد ، بر آن چه از دست رود ، اندوه نخورَد .

امام على عليه السلام :هيچ چيز به اندازه رضايتمندى از روزى ، فقر را از ميان نمى برد .

امام على عليه السلام :هر كس به آن چه از دنيا كه كفايتش كند ، راضى شود ، كم ترين بهره دنيا براى او بس است ؛ و آن كس كه به آن چه از دنيا كه كفايتش كند ، راضى نشود ، هيچ چيزِ دنيا وى را كفايت نكند .

امام صادق عليه السلام:در تورات نوشته شده است: «اى فرزند آدم! . . . هر كس به حلال اندك راضى شود ، سبكبار مى شود و درآمدش پاك مى گردد و از قلمرو بدكارى بيرون مى آيد» .

.

عنه عليه السلام :رَبِّ! خَوَّفتَني وشَوَّقتَني ، وَاحتَجَجتَ عَلَيَّ بِرِقّي ، وكَفَلتَ لي بِرِزقي ؛ فَأَمِنتُ (مِن) خَوفِكَ ، وتَثَبَّطتُ عَن تَشويقِكَ ، ولَم أتَّكِل عَلى ضَمانِكَ ، وتَهاوَنتُ بِاحتِجاجِكَ . اللّهُمَّ فَاجعَل أمني مِنكَ في هذِهِ الدُّنيا خَوفا ، وحَوِّل تَثَبُّطي شَوقا وتَهاوُني بِحُجَّتِكَ فَرَقا مِنكَ ، ثُمَّ رَضِّني بِما قَسَمتَ لي مِن رِزقِكَ ، يا كَريمُ . (1)

الإمام الرّضا عليه السلام :مَن رَضِيَ بِالقَليلِ مِنَ الرِّزقِ قَبِلَ اللّهُ مِنهُ اليَسيرَ مِنَ العَمَلِ ؛ ومَن رَضِيَ بِاليَسيرِ مِنَ الحَلالِ خَفَّت مَؤونَتُهُ وتَنَعَّمَ أهلُهُ ، وبَصَّرَهُ اللّهُ داءَ الدُّنيا ودَواءَها ، وأخرَجَهُ مِنها سالِما إلى دارِ السَّلامِ . (2)

۳ / ۱۱القَناعَةالكتاب :«مَنْ عَمِلَ صَــلِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ . (3)»

الحديث :نهج البلاغة :سُئِلَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام عَن قَولِهِ تَعالى : «فَلَنُحْيِيَنَّهُو حَيَوةً طَيِّبَةً» فَقالَ : هِيَ القَناعَةُ . (4)

.


1) .الكافي : ۲ / ۵۹۲ / ۳۱ عن عبد الرحمان بن سيّابة ، مصباح المتهجّد : ۲۷۶ / ۳۸۳ وليس فيه «برقّي» ، بحار الأنوار : ۸۹ / ۳۰۲ / ۱۰ .

2) .الكافي : ۸ / ۳۴۷ / ۵۴۶ عن أحمد بن عمر ، تحف العقول : ۴۴۹ ، مستطرفات السرائر : ۸۲ / ۲۰ عن الهيثم بن واقد الجزري عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ۷۲۱ / ۱۵۲۱ عن إبراهيم بن مهزم عن الإمام الصادق عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۴۳ / ۴۴ .

3) .النحل : ۹۷ .

4) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۲۹ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۵ / ۲ .

۳ / ۱۱ قناعت

امام صادق عليه السلام :پروردگارم! مرا بيم و اميد دادى و با سستى و ناتوانى ام بر من حجت آوردى و روزى مرا تضمين فرمودى . پس از بيمت خود را ايمن يافتم و از اميدت [در كار نيك] به درنگ افتادم و به تضمين تو توكّل نكردم و حجت آورى ات را سبك شمردم . بار خدايا! در اين دنيا احساس ايمنى ام از خودت را به بيمناكى ، درنگم را به شوق ، و سبك شمردن حجتت را به بندگى و گردن سپارى ام تبديل فرما و مرا به آن چه قسمتم فرموده اى ، راضى ساز ؛ اى كرامت پيشه!

امام رضا عليه السلام :هر كه به روزى اندك رضايت دهد ، خداوند نيز به عمل اندك او راضى مى شود ؛ و هر كه به حلال اندك خشنود باشد ، سبكبار است و خانواده اش از نعمت بهره مى برند و خداوند او را به درد و درمان دنيا بينا مى سازد و به سلامت از دنيا به سوى آخرت مى برد .

۳ / ۱۱قناعتقرآن:«هر كس از مرد و زن كه كارى نيك كند در حالى كه مؤمن باشد ، هر آينه او را به زندگانى پاك و خوشى زنده بداريم و مزد چنين كسانى را بر پايه نيكوترين كارى كه مى كرده اند ، پاداش دهيم .»

حديث:نهج البلاغه :درباره اين سخن خداى تعالى : «هر آينه او را به زندگانى پاك و خوشى زنده بداريم» ، از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال شد . وى فرمود : «آن زندگانى قناعت است» .

.

الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً» ـ: القُنوعُ . (1)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :القَناعَةُ بَرَكَةٌ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :القَناعَةُ بَحرُ مالٍ لا يَنفَدُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالقَناعَةِ ؛ فَإِنَّ القَناعَةَ مالٌ لا يَنفَدُ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :كُن قَنِعا تَكُن مِن أغنَى النّاسِ . (5)

عنه صلى الله عليه و آله :القَناعَةُ مُلكٌ لا يَزولُ ، وهِيَ مَركَبُ رِضَا اللّهِ تَعالى تَحمِلُ صاحِبَها إلى دارِهِ . (6)

الإمام عليّ عليه السلام :لا مالَ أذهَبُ بِالفاقَةِ مِنَ الرِّضا بِالقَناعَةِ ، ولا كَنزَ أغنى مِنَ القُنوعِ ، ومَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَةَ وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ . (7)

.


1) .الأمالي للطوسي : ۲۷۵ / ۵۲۴ عن أبي الحسن محمّد بن أحمد بن عبيد اللّه المنصوري عن عمّ أبيه عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام ، تفسير القمّي : ۱ / ۳۹۰ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۷۰ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۵ / ۴ ؛ المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۳۸۸ / ۳۳۶۰ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۹۱ / ۱۰۳۴۷ كلاهما عن ابن عبّاس من دون إسنادٍ إلى المعصوم .

2) .الجعفريّات : ۱۶۰ .

3) .جامع الأحاديث للقمّي : ۱۰۶ .

4) .المعجم الأوسط : ۷ / ۸۴ / ۶۹۲۲ عن جابر ؛ نهج البلاغة : الحكمة ۵۷ و۳۴۹ و۴۷۵ ، تحف العقول : ۸۹ ، روضة الواعظين : ۴۹۷ كلّها عن الإمام عليّ عليه السلاموليس فيها صدره ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۴ / ۲ .

5) .تاريخ دمشق : ۶۷ / ۳۳۶ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۱۶ / ۱۲۸ / ۴۴۱۵۴ عن خالد بن وليد ؛ غرر الحكم : ۷۱۳۱ عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «غنيّا» بدل «من أغنى الناس» .

6) .مصباح الشريعة : ۱۸۵ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۴۹ / ۱۸ .

7) .الكافي : ۸ / ۱۹ / ۴ عن جابربن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۱ ، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۸۵ / ۵۸۳۴ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۳۸ / ۱ وص ۲۸۱ / ۱ .

امام صادق عليه السلامـ درباره اين سخن خداى تعالى: «هر آينه او را به زندگانى پاك و خوشى زنده بداريم» ـ: مراد ، قناعت است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قناعت ، بركت است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قناعت دريايى است از مال كه كرانه ندارد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد قناعت ؛ كه هر آينه قناعت مالى است كه تمام نمى شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قانع باش تا از توانگرترين مردم باشى .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قناعت ، قدرت و دارايى بى پايان است و سوارى دهنده اى است كه رضايت خداى تعالى را به همراه دارد و سوار خويش را به سراى خدا مى رساند .

امام على عليه السلام :هيچ مالى به اندازه قناعت رضايتمندانه ، فقر را نمى زدايد و هيچ گنجى ارزشمندتر از قناعت نيست . هر كس به قدر كفايت بسنده كند ، به آسودگى سامان يابد و در فراخىِ رفاه جاى گيرد .

.

عنه عليه السلام :مَن قَنِعَ بِرِزقِ اللّهِ استَغنى عَنِ الخَلقِ . (1)

عنه عليه السلام :إذا طَلَبتَ الغِنى فَاطلُبهُ بِالقَناعَةِ . (2)

عنه عليه السلام :طَلَبتُ الغِنى فَما وَجَدتُ إلاّ بِالقَناعَةِ ؛ عَلَيكُم بِالقَناعَةِ تَستَغنوا . (3)

عنه عليه السلام :إنَّكُم إن قَنِعتُم حُزتُمُ الغَناءَ ، وخَفَّت عَلَيكُم مُؤَنُ الدُّنيا . (4)

عنه عليه السلام :ثَمَرَةُ القَناعَةِ الغَناءُ . (5)

عنه عليه السلام :القَناعَةُ تُغني . (6)

عنه عليه السلام :كُلُّ الغِنى فِي القَناعَةِ وَالرِّضا . (7)

عنه عليه السلام :مَن قَنِعَ عَزَّ وَاستَغنى . (8)

عنه عليه السلام :القَناعَةُ عِزٌّ وغَناءٌ . (9)

عنه عليه السلام :القَناعَةُ وَالطّاعَةُ توجِبانِ الغِنى وَالعِزَّةَ . (10)

.


1) .غرر الحكم : ۸۴۳۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ۴۴۹ / ۷۹۵۸ .

2) .غرر الحكم : ۴۰۵۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۳۴ / ۳۰۳۷ .

3) .جامع الأخبار : ۳۴۱ / ۹۵۰ ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۳۹۹ / ۹۱ .

4) .غرر الحكم : ۳۸۴۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۷۵ / ۳۶۳۳ .

5) .غرر الحكم : ۴۵۹۹ ، عيون الحكم والمواعظ : ۲۰۸ / ۴۱۷۹ .

6) .غرر الحكم : ۲۲ ، عيون الحكم والمواعظ : ۳۵ / ۶۸۳ .

7) .غرر الحكم : ۶۸۷۴ ، أعلام الدين : ۲۹۹ عن الإمام زين العابدين عليه السلام وفيه «الغنى في القناعة» .

8) .غرر الحكم : ۹۱۲۸ .

9) .غرر الحكم : ۶۹۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ۳۰ / ۴۶۹ .

10) .غرر الحكم : ۱۳۶۸ .

امام على عليه السلام :هر كه به روزى خدا قانع باشد ، از مردم بى نياز گردد .

امام على عليه السلام :اگر در پى توانگرى هستى ، آن را با قناعت بجوى .

امام على عليه السلام :توانگرى را جستم و آن را جز در قناعت نيافتم ؛ بر شما باد قناعت تا بى نياز گرديد .

امام على عليه السلام :همانا اگر قناعت در پيش گيريد ، به بى نيازى دست يابيد و بارهاى دنيا بر شما سبك گردد .

امام على عليه السلام :نتيجه قناعت ، توانگرى است .

امام على عليه السلام :قناعت ، بى نيازى بخشد .

امام على عليه السلام :همه توانگرى در قناعت و رضايتمندى است .

امام على عليه السلام :هر كس قناعت پيشه كند ، عزت و توانگرى يابد .

امام على عليه السلام :قناعت ، عزت است و توانگرى .

امام على عليه السلام :قناعت و اطاعت مايه توانگرى و عزتند .

.

عنه عليه السلام :إنَّكُم إلَى القَناعَةِ بِيَسيرِ الرِّزقِ أحوَجُ مِنكُم إلَى اكتِسابِ الحِرصِ فِي الطَّلَبِ . (1)

عنه عليه السلام :أهنَأُ الأَقسامِ : القَناعَةُ ، وصِحَّةُ الأَجسامِ . (2)

عنه عليه السلام :جَمالُ العَيشِ القَناعَةُ . (3)

عنه عليه السلام :أطيَبُ العَيشِ القَناعَةُ . (4)

عنه عليه السلام :أنعَمُ النّاسِ عَيشا : مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَةَ ، وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . (5)

عنه عليه السلام :القَناعَةُ أهنَأُ عَيشٍ . (6)

عنه عليه السلام :مَن كانَ بِيَسيرِ الدُّنيا لا يَقنَعُ ، لَم يُغنِهِ مِن كَثيرِها ما يَجمَعُ . (7)

عنه عليه السلام :اِبنَ آدَمَ! إن كُنتَ تُريدُ مِنَ الدُّنيا ما يَكفيكَ فَإِنَّ أيسَرَ ما فيها يَكفيكَ ، وإن كُنتَ إنَّما تُريدُ ما لايَكفيكَ فَإِنَّ كُلَّ ما فيها لا يَكفيكَ . (8)

عنه عليه السلام :اِلزَمِ الرِّضا ؛ يَلزَمكَ الغَناءُ وَالكَرامَةُ . (9)

عنه عليه السلام :مَن لَزِمَ القَناعَةَ زالَ فَقرُهُ . (10)

.


1) .غرر الحكم : ۳۸۳۶ .

2) .غرر الحكم : ۳۰۴۶ .

3) .غرر الحكم : ۴۷۴۹ .

4) .غرر الحكم : ۲۹۱۸ .

5) .غرر الحكم : ۳۲۹۵ .

6) .غرر الحكم : ۹۳۳ .

7) .غرر الحكم : ۸۴۸۴ .

8) .الكافي : ۲ / ۱۳۸ / ۶ عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۹۵ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۷۶ / ۱۸ .

9) .غرر الحكم : ۲۴۴۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ۸۶ / ۲۰۶۲ .

10) .غرر الحكم : ۸۴۶۱ ، عيون الحكم والمواعظ : ۴۵۶ / ۸۲۳۵ .

امام على عليه السلام :همانا شما به قناعت بر روزى اندك محتاج تريد تا به حرص ورزيدن در جست و جوى روزى .

امام على عليه السلام :گواراترين قسمت ها قناعت و تندرستى است .

امام على عليه السلام :زيبايى زندگى ، قناعت است .

امام على عليه السلام :خوش ترين مايه زيستن ، قناعت است .

امام على عليه السلام :نيك زندگانى ترين مردم كسى است كه خداى سبحان به وى قناعت بخشيده و همسر شايسته عطا كرده باشد .

امام على عليه السلام :قناعت گواراترين مايه زندگى است .

امام على عليه السلام :هر كه به اندك دنيا قانع نباشد ، آن چه از بسيارِ آن گرد آورَد ، وى را بى نياز نسازد .

امام على عليه السلام :اى زاده آدم! اگر از دنيا خواهانِ چيزى هستى كه بى نيازت كند ، اندك آن تو را بس است ؛ و اگر چيزى مى خواهى كه فراتر از كفايتت باشد ، همه دنيا نيز تو را بس نباشد .

امام على عليه السلام :پيوسته رضايتمند باش تا توانگرى و كرامت همواره با تو همراه باشد .

امام على عليه السلام :هر كه همواره قانع باشد ، فقرش از ميان رود .

.

الإمام الباقر عليه السلام :القَناعَةُ لَذَّةُ العَيشِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ . . . اِقنَع بِقَسمِ اللّهِ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ . (2)

عنه عليه السلامـ في ما يُنسَبُ إلَيهِ في مِصباحِ الشَّريعَةِ ـ: مَن قَنِعَ بِالمَقسومِ استَراحَ مِنَ الهَمِّ وَالكَربِ وَالتَّعَبِ ، وكُلَّما نَقَصَ مِنَ القَناعَةِ زادَ فِي الرَّغبَةِ وَالطَّمَعِ ، وَالطَّمَعُ وَالرَّغبَةُ فِي الدُّنيا أصلانِ لِكُلِّ شَرٍّ ، وصاحِبُهُما لا يَنجو مِنَ النّارِ إلاّ أن يَتوبَ عَن ذلِكَ . (3)

عنه عليه السلامـ في ما يُنسَبُ إلَيهِ في مِصباحِ الشَّريعَةِ ـ: لَو حَلَفَ القانِعُ بِتَمَلُّكِهِ الدّارَينِ لَصَدَّقَهُ اللّهُ عز و جل بِذلِكَ ولَأَبَرَّهُ ؛ لِعِظَمِ شَأنِ مَرتَبَةِ القَناعَةِ . (4)

۳ / ۱۲الصَّبرالإمام عليّ عليه السلامـ في وَصفِ الاُمَمِ السّابِقَةِ ـ: حَتّى إذا رَأَى اللّهُ سُبحانَهُ جِدَّ الصَّبرِ مِنهُم عَلى الأَذى في مَحَبَّتِهِ ، وَالاِحتِمالَ لِلمَكروهِ مِن خَوفِهِ ، جَعَلَ لَهُم مِن مَضايِقِ البَلاءِ فَرَجا ، فَأَبدَلَهُمُ العِزَّ مَكانَ الذُّلِّ ، وَالأَمنَ مَكانَ الخَوفِ ، فَصاروا مُلوكا حُكّاما ، وأئِمَّةً أعلاما ، وقَد بَلَغَتِ الكَرامَةُ مِنَ اللّهِ لَهُم ما لَم تَذهَبِ الآمالُ إلَيهِ بِهِم . (5)

.


1) .تاريخ اليعقوبي : ۲ / ۳۲۱ .

2) .قصص الأنبياء : ۱۹۵ / ۲۴۴ عن حمّاد بن عيسى .

3) .مصباح الشريعة : ۱۸۴ .

4) .مصباح الشريعة : ۱۸۳ .

5) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۲ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۴۷۳ / ۳۷ .

۳ / ۱۲ صبر

امام باقر عليه السلام :قناعت لذت زندگانى است .

امام صادق عليه السلام :لقمان به پسرش فرمود: «اى پسر عزيزم! . . . به قسمت خداى قانع باش تا زندگانى ات پاك و ناب گردد» .

امام صادق عليه السلامـ در زمره آن چه در مصباح الشريعه به وى منسوب است ـ: هر كه به روزى تقسيم شده قانع باشد ، از اندوه و رنج و سختى رها گردد ؛ و هر چه قناعت كم شود ، ميل و طمع فزونى يابد ؛ و ميل و طمع به دنيا دو سرچشمه هر شرند و كسى كه چنين باشد ، از آتش نجات نپذيرد مگر آن كه از اين كار بازگردد .

امام صادق عليه السلامـ در زمره آن چه در مصباح الشريعه به وى منسوب است ـ: اگر انسان قانع سوگند خورد كه هر دو سراى را صاحب گردد ، خداوند سخنش را درست شمارد و سوگندش را راست گردانَد .

۳ / ۱۲صبرامام على عليه السلامـ در وصف امت هاى پيشين ـ: آن گاه كه خداى سبحان ديد كه ايشان در آزار كشيدن در راه محبت او بسيار صبورند و از بيم او آن چه را خوش نمى دارند ، تحمل مى كنند ، از تنگناهاى بلا گشايشگاهى برايشان پديد آورد و سرافرازى را جايگزين خوارى شان فرمود و امنيت را به جاى بيمشان نشاند ؛ پس تبديل به راهبران حكم گزار و پيشوايان راهنما گشتند و نزد خدا چندان كرامت يافتند كه در دسترسِ هيچ آرزويى نيايد .

.

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: لِكُلِّ نِعمَةٍ مِفتاحٌ ومِغلاقٌ ؛ فَمِفتاحُهَا الصَّبرُ ، ومِغلاقُهَا الكَسَلُ . (1)

عنه عليه السلام :اِستَتِمّوا نِعَمَ اللّهِ عَلَيكُم بِالصَّبرِ عَلى طاعَتِهِ وَالمُجانَبَةِ لِمَعصِيَتِهِ ؛ فَإِنَّ غَدا مِنَ اليَومِ قَريبٌ . (2)

عنه عليه السلام :اِستَتِمّوا نِعمَةَ اللّهِ عَلَيكُم بِالصَّبرِ عَلى طاعَةِ اللّهِ ، وَالمُحافَظَةِ عَلى مَا استَحفَظَكُم مِن كِتابِهِ . (3)

عنه عليه السلام :اِستَتِمّوا نِعَمَ اللّهِ عَلَيكُم بِالصَّبرِ لِأَنفُسِكُم عَلى طاعَةِ اللّهِ ، وَالذُّلِّ لِحُكمِهِ جَلَّ ثَناؤُهُ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ اللّهَ تَعالى أنعَمَ عَلى قَومٍ فَلَم يَشكُروا ؛ فَصارَت عَلَيهِم وَبالاً ، وَابتَلى قَوما بِالمَصائِبِ فَصَبَروا ؛ فَصارَت عَلَيهِم نِعمَةً . (5)

۳ / ۱۳إيثارُ الآخِرَةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن آثَرَ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ حُرِمَهُما جَميعا ، ومَن آثَرَ الآخِرَةَ عَلَى الدُّنيا أصابَهُما جَميعا . (6)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۲۲ / ۶۹۲ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۸ .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۳ .

4) .شرح نهج البلاغة : ۷ / ۴۰ ؛ بحار الأنوار : ۳۲ / ۲۰ / ۷ .

5) .الكافي : ۲ / ۹۲ / ۱۸ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۷۷ / ۱۱۰۱ ، الأمالي للصدوق : ۳۷۹ / ۴۷۹ وفيهما «قوم بالمواهب» وكلّها عن سماعة ، تحف العقول : ۳۵۹ ، التمحيص : ۶۰ / ۱۲۸ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۸۱ / ۱۸ .

6) .الفردوس : ۳ / ۵۸۶ / ۵۸۳۵ عن أبي هريرة .

۳ / ۱۳ ترجيح دادن آخرت

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: براى هر نعمتى كليدى و كُلونى است ؛ كليد آن صبر است و كلون آن سستى .

امام على عليه السلام :با صبر بر اطاعت خدا و پرهيز از نافرمانى اش ، نعمت هاى او را بر خود تمام سازيد ؛ كه فردا از پسِ امروز نزديك است .

امام على عليه السلام :با صبر بر اطاعت خدا و مراقبت بر آيات كتابش كه شما را بدان خوانده ، نعمت هاى او را بر خود تمام سازيد .

امام على عليه السلام :با صبر خويشتن بر اطاعت خدا و رام گشتن در برابر فرمانش ، نعمت هاى او را بر خود تمام سازيد .

امام صادق عليه السلام :همانا خداى تعالى به گروهى نعمت بخشيد و ايشان شكر نكردند ، پس آن نعمت برايشان بار گران شد ؛ و گروهى را به مصيبت ها گرفتار فرمود و ايشان صبر ورزيدند ، پس آن مصيبت ها برايشان نعمت شد .

۳ / ۱۳ترجيح دادن آخرتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس دنيا را بر آخرت ترجيح دهد ، از هر دو محروم گردد و هر كس آخرت را بر دنيا ترجيح دهد ، به هر دو دست مى يابد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :تَفَرَّغوا مِن هُمومِ الدُّنيا مَا استَطَعتُم ؛ فَإِنَّهُ غَيرُ نَصيبِهِ المَكتوبِ لَهُ ، ومَن كانَتِ الآخِرَةُ هِمَّتَهُ جَمَعَ اللّهُ لَهُ أمرَهُ ، وجَعَلَ غِناهُ في قَلبِهِ ، وأتَتهُ الدُّنيا راغِمَةً . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن عَمِلَ لاِخِرَتِهِ كَفاهُ اللّهُ أمرَ دُنياهُ . (2)

عدّة الداعي عن أبو سعيد الخدريّ :سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيَقولُ ـ عِندَ مُنصَرَفِهِ مِن اُحُدٍ ، وَالنّاسُ مُحدِقونَ بِهِ ، وقَد أسنَدَ ظَهرَهُ إلى طَلحَةٍ هُناكَ ـ : أيُّهَا النّاسُ ، أقبِلوا عَلى ما كُلِّفتُموهُ مِن إصلاحِ آخِرَتِكُم ، وأعرِضوا عَمّا ضُمِنَ لَكُم مِن دُنياكُم ، ولا تَستَعمِلوا جَوارِحَ غُذِّيَت بِنِعمَتِهِ فِي التَّعَرُّضِ لِسَخَطِهِ بِمَعصِيَتِهِ ، وَاجعَلوا شُغلَكُم فِي التِماسِ مَغفِرَتِهِ ، وَاصرِفوا هِمَّتَكُم بِالتَّقَرُّبِ إلى طاعَتِهِ . مَن بَدَأَ بِنَصيبِهِ مِنَ الدُّنيا فاتَهُ نَصيبُهُ مِنَ الآخِرَةِ ، ولَم يُدرِك مِنها ما يُريدُ ، ومَن بَدَأَ بِنَصيبِهِ مِنَ الآخِرَةِ وَصَلَ إلَيهِ نَصيبُهُ مِنَ الدُّنيا ، وأدرَكَ مِنَ الآخِرَةِ ما يُريدُ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن عَمِلَ لِدينِهِ كَفاهُ اللّهُ أمرَ دُنياهُ . (4)

عنه عليه السلام :مَن أصلَحَ أمرَ آخِرَتِهِ أصلَحَ اللّهُ لَهُ أمرَ دُنياهُ . (5)

عنه عليه السلام :عَلَيكَ بِالآخِرَةِ تَأتِكَ الدُّنيا صاغِرَةً . (6)

.


1) .إرشاد القلوب : ۱۸ .

2) .أعلام الدين : ۳۳۴ عن ابن عبّاس ، كنز الفوائد : ۲ / ۶۸ عن الإمام عليّ عليه السلام وزاد في آخره «وآخرته» ، بحار الأنوار : ۲۷ / ۱۱۳ / ۸۷ وج ۷۷ / ۱۷۸ / ۱۰ .

3) .عدّة الداعي : ۲۸۸ ، أعلام الدين : ۳۳۹ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۸۲ وج ۱۰۳ / ۲۵ / ۲۸ .

4) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۲۳ ، روضة الواعظين : ۴۰۷ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۶۷ / ۱۷ .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۸۹ ، غرر الحكم : ۸۸۵۷ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۳۶۷ / ۱۷ وج ۷۲ / ۳۰۵ / ۵۱ .

6) .غرر الحكم : ۶۰۸۰ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چندان كه مى توانيد ، غم دنيا را مخوريد ؛ زيرا آن بهره نانوشته انسان است . هر كس همه همتش را صرف آخرت كند ، خداوند كارش را به سامان آورَد و توانگرى را در قلبش بنهد و دنيا ، خود ، به او روى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى آخرتش كار كند ، خداوند گذرانِ دنيايش را كفايت فرمايد .

عدّة الداعي از ابوسعيد خدرى :از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه به هنگام بازگشت از اُحد ، در حالى كه مردم پيرامونش را گرفته بودند و او به طلحه تكيه داده بود ، فرمود: «اى مردم! به وظيفه خويش براى اصلاح آخرتتان روى آوريد و از دنيايتان كه براى شما ضمانت گشته ، روى گردانيد ؛ و با اعضايتان كه از نعمت خداوند تغذيه مى گردد ، در روى آوردن به خشم او با انجام گناه ، استفاده نكنيد ؛ و همواره از خداوند آمرزش طلبيد ؛ و همت خود را صرف نزديك شدن به خدا از طريق بندگى اش سازيد . هر كس نخست به نصيب خود از دنيا پردازد ، بهره آخرتش از كف وى مى رود و از دنيا نيز آن چه را مى خواهد به دست نمى آورد ؛ و هر كه نخست به بهره آخرتش پردازد ، نصيب دنيايى اش نيز به وى رسد و از آخرت آن چه را خواهد ، به دست آورد .

امام على عليه السلام :هر كه براى دينش كار كند ، خداوند كار دنيايش را كفايت فرمايد .

امام على عليه السلام :هر كس كار آخرتش را به سامان آورد ، خداوند كار دنيايش را سامان بخشد .

امام على عليه السلام :بر تو باد پرداختن به آخرت تا دنيا فروتنانه به سوى تو آيد .

.

عنه عليه السلام :طالِبُ الآخِرَةِ يُدرِكُ مِنها أمَلَهُ ، ويَأتيهِ مِنَ الدُّنيا ما قُدِّرَ لَهُ . (1)

عنه عليه السلام :النّاسُ فِي الدُّنيا عامِلانِ : عامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنيا لِلدُّنيا ، قَد شَغَلَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ ، يَخشى عَلى ما يُخَلِّفُهُ الفَقرَ ، ويَأمَنُهُ عَلى نَفسِهِ ، فَيُفني عُمُرَهُ في مَنفَعَةِ غَيرِهِ ؛ وعامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنيا لِما بَعدَها ، فَجاءَ الَّذي لَهُ مِنَ الدُّنيا بِغَيرِ عَمَلٍ ، فَأَحرَزَ الحَظَّينِ مَعا ، ومَلَكَ الدّارَينِ جَميعا ، فَأَصبَحَ وَجيها عِندَ اللّهِ لا يَسأَلُ اللّهَ حاجَةً فَيَمنَعُهُ . (2)

عنه عليه السلام :إن جَعَلتَ دُنياكَ تَبَعا لِدينِكَ أحرَزتَ دينَكَ ودُنياكَ ، وكُنتَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الفائِزينَ . (3)

الكافي عن عبد اللّه بن أبي يعفور :قالَ رَجُلٌ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : وَاللّهِ ، إنّا لَنَطلُبُ الدُّنيا ونُحِبُّ أن نُؤتاها! فَقالَ : تُحِبُّ أن تَصنَعَ بِها ماذا؟ قالَ : أعودُ بِها عَلى نَفسي وعِيالي ، وأصِلُ بِها ، وأتَصَدَّقُ بِها ، وأحُجُّ وأعتَمِرُ . فَقالَ : لَيسَ هذا طَلَبُ الدُّنيا ؛ هذا طَلَبُ الآخِرَةِ . (4)

۳ / ۱۴النَّظَرُ إلَى الأَدنى مَعيشَةًرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا نَظَرَ أحَدُكُم إلى مَن فُضِّلَ عَلَيهِ فِي المالِ وَالخَلقِ ، فَليَنظُر إلى مَن هُوَ أسفَلَ مِنهُ . (5)

.


1) .غرر الحكم : ۶۰۱۴ .

2) .نهج البلاغة: الحكمة ۲۶۹ ، أعلام الدين: ۲۹۶ ، غرر الحكم: ۲۱۳۹ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار: ۷۸ / ۹۳ / ۱۰۶ .

3) .غرر الحكم : ۳۷۵۱ .

4) .الكافي : ۵/۷۲/۱۰، تهذيب الأحكام: ۶/۳۲۷/۹۰۳ وفيه «نؤتى» بدل «نؤتاها» ، الأمالي للطوسي : ۶۶۲ / ۱۳۸۱ نحوه ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۶۲ / ۳۰ وص ۱۲۸ / ۱۳۰ وراجع عدّة الداعي : ۱۰۰ .

5) .صحيح البخاري: ۵/۲۳۸۰/۶۱۲۵ ، صحيح مسلم : ۴/۲۲۷۵/۸ ، مسند ابن حنبل: ۳/۱۹۰/۸۱۵۳ وزادا فيهما «ممّن فضّل عليه» وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۳/۱۸۸/۶۰۹۳ وص۲۵۵ / ۶۴۲۲ ؛ وتنبيه الخواطر : ۱ / ۱۷۰ عن أبي هريرة وزاد فيه «ممّن فضّل عليه» وراجع سنن الترمذي : ۴ / ۲۴۵ / ۱۷۸۰ .

۳ / ۱۴ نگريستن به آن كه زندگى فروترى دارد

امام على عليه السلام :جوينده آخرت به خواسته خود از آن دست مى يابد و آن چه از دنيا برايش مقدر شده نيز به وى مى رسد .

امام على عليه السلام :مردم در دنيا دو گونه كار مى كنند: يكى در دنيا براى دنيا كار مى كند و دنيايش او را از آخرتش باز مى دارد ؛ وى بيم دارد كه بازماندگانش فقير شوند ، اما از فقر خويش بيمى ندارد! پس عمر خود را براى نفع ديگران فنا مى كند . و ديگرى كسى است كه در دنيا براى آخرت كار مى كند ؛ پس آن چه از دنيا قسمت او است ، بدون كار نصيبش مى شود و از هر دو بهره مى گيرد و هر دو سراى را به كف مى آورد و نزد خدا آبرو مى يابد ، به گونه اى كه از خدا حاجتى نمى خواهد مگر آن كه برآورده شود .

امام على عليه السلام :اگر دنيا را پيرو دينت سازى ، هم به دينت دست مى يابى و هم به دنيايت ؛ و در آخرت نيز از رستگاران خواهى بود .

الكافى از عبداللّه بن ابى يعفور :مردى به امام صادق عليه السلام گفت: «به خدا سوگند! هر آينه ما در طلب دنياييم و دوست مى داريم كه به آن دست يابيم» . امام فرمود: «مى خواهى به آن دست يابى كه چه كنى؟» گفت: «مى خواهم خود و خانواده ام را تأمين كنم و با خويشانم پيوند برقرار نمايم و با آن صدقه دهم و حج و عمره گزارم» . امام فرمود: «اين دنيا خواهى نيست ، بلكه آخرت خواهى است» .

۳ / ۱۴نگريستن به آن كه زندگى فروترى داردپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه يكى از شما به فردى فراتر در مال و خلقت نگريست ، بايد [ در كنار آن ] به كسى نظر كند كه از او فروتر است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :اُنظُروا إلى مَن أسفَلَ مِنكُم ، ولا تَنظُروا إلى مَن هُوَ فَوقَكُم ؛ فَهُوَ أجدَرُ أن لا تَزدَروا نِعمَةَ اللّهِ . (1)

الخصال عن أبو ذرّ :أوصاني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ... أن أنظُرَ إلى مَن هُوَ دوني ولا أنظُرَ إلى مَن هُوَ فَوقي . (2)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : إنَّ مِن أغبَطِ أولِيائي عِندي عَبدا مُؤمِنا ذا حَظٍّ مِن صَلاحٍ ، أحسَنَ عِبادَةَ رَبِّهِ ، وعَبَدَ اللّهَ فِي السَّريرَةِ ، وكانَ غامِضا فِي النّاسِ فَلَم يُشَر إلَيهِ بِالأَصابِعِ ، وكانَ رِزقُهُ كَفافا فَصَبَرَ عَلَيهِ ، فَعَجِلَت بِهِ المَنِيَّةُ ، فَقَلَّ تُراثُهُ وقَلَّت بَواكيهِ . (3)

الإمام الباقر عليه السلامـ لِعَمرِو بنِ هِلالٍ ـ: إيّاكَ أن تُطمِحَ بَصَرَكَ إلى مَن هُوَ فَوقَكَ! فَكَفى بِما قالَ اللّهُ عز و جل لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله : «فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَ لُهُمْ وَ لآَ أَوْلَـدُهُمْ ، (4)» وقالَ : «وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَ جًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا ؛ (5)» فَإِن دَخَلَكَ مِن ذلِكَ شَيءٌ فَاذكُر عَيشَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ؛ فَإِنَّما كانَ قوتُهُ الشَّعيرَ وحَلواهُ التَّمرَ ووَقودُهُ السَّعَفَ إذا وَجَدَهُ . (6)

.


1) .صحيح مسلم : ۴/۲۲۷۵/۹ ، سنن الترمذي : ۴ / ۶۶۶ / ۲۵۱۳ وليس فيه «تنظروا» ، سنن ابن ماجة : ۲/۱۳۸۷/۴۱۴۲، مسند ابن حنبل: ۳/۶۱/۷۴۵۳ كلّها عن أبيهريرة، كنز العمّال: ۳/۲۵۶/۶۴۲۴.

2) .الخصال: ۳۴۵/۱۲، مستطرفات السرائر: ۱۶۴/۹، المحاسن: ۱/۷۵/۳۴، بشارة المصطفى: ۲۲۲ ، مشكاه الأنوار: ۱۵۴ / ۳۷۸ وص ۲۶۱ / ۷۷۵ كلّها عن سلمان ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۴۱ / ۱۴۱ ؛ مسند ابن حنبل : ۸ / ۹۴ / ۲۱۴۷۲ ، السنن الكبرى : ۱۰ / ۱۵۵ / ۲۰۱۸۶ .

3) .الكافي : ۲ / ۱۴۱ / ۶ عن بكر بن محمّد الأزدي عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد : ۴۰ / ۱۲۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، الاُصول الستّة عشر : ۲۷ عن أبي عبيدة عن الإمام الباقر عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار : ۷۰ / ۱۰۹ / ۳ .

4) .التوبة : ۵۵ .

5) .طه : ۱۳۱ .

6) .الكافي : ۲/۱۳۷/۱ وج ۸ / ۱۶۸/۱۸۹ وفيه «نفسك» بدل «بصرك» ، الزهد للحسين بن سعيد: ۱۲ / ۲۴ وليس فيه «بصرك» وكلاهما عن عمرو بن سعيد بن هلال عن الإمام الصادق عليه السلام وفيهما «خفت» بدل «دخلك» ، مشكاة الأنوار: ۲۳۲/۶۵۵ عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ۷۳/۱۷۲/۱۳.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به كسى بنگريد كه فروتر از شما است نه به آن كه فراتر از شما است ؛ اين براى آن كه نعمت خدا را كوچك مشماريد ، شايسته تر است .

الخصال از ابوذر :رسول خدا مرا وصيت فرمود كه به آن كه فروتر از من است ، بنگرم و نه به آن كه برتر از من است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند فرموده است: «همانا نزد من در ميان دوستانم آن كس نيكوحال تر است كه بهره اى از شايستگى داشته باشد ؛ عبادت پروردگارش را به نيكى به جاى آورد ؛ خداى را نهانى عبادت كند ؛ در ميان مردم بى نام و نشان باشد ، چنان كه به وى با انگشت اشاره نكنند ؛ روزى اش در حد كفاف باشد و بر آن صبر ورزد ؛ و مرگ شتابان به سراغ وى آيد ، حال آن كه ميراثش كم باشد و آنان كه بر وى مى گريند ، اندك باشند» .

امام باقر عليه السلامـ خطاب به عمرو بن هلال ـ: مبادا به كسى چشم بدوزى كه فراتر از تو است . بسنده است اين سخن خداى تعالى به پيامبرش: «اموال و فرزندانشان تو را نفريبد!» و نيز خداوند فرموده است: «و ديدگانت را مدوز بدانچه برخوردارى داده ايم گروه هايى از آن ها را از آرايش زندگى دنيا» . پس اگر بدين گونه تو را رنجى رسد ، زندگانى رسول خدا صلى الله عليه و آله را به ياد آور كه غذايش نان جو بود و حلوايش خرما و سوختش شاخه خرمابُن ، اگر مى يافت .

.

الإمام الصادق عليه السلام :يا حُمرانُ ، اُنظُر إلى مَن هُوَ دونَكَ فِي المَقدُرَةِ ، ولا تَنظُر إلى مَن هُوَ فَوقَكَ فِي المَقدُرَةِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ أقنَعُ لَكَ بِما قُسِمَ لَكَ ، وأحرى أن تَستَوجِبَ الزِّيادَةَ مِن رَبِّكَ . (1)

۳ / ۱۵العِفَّةالإمام عليّ عليه السلام :لا تَكونُ غَنِيّا حَتّى تَكونَ عَفيفا . (2)

عنه عليه السلام :المُؤمِنُ عَفيفٌ فِي الغِنى ، مُتَنَزِّهٌ عَنِ الدُّنيا . (3)

راجع : ص ۸۳۸ ، ح ۱۵۶۵ .

.


1) .الكافي : ۸ / ۲۴۴ / ۳۳۸ ، علل الشرايع : ۵۵۹ / ۱ ، الاختصاص : ۲۲۷ كلّها عن هشام بن سالم ، تحف العقول : ۳۶۰ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۴۲ / ۴۴ .

2) .مطالب السؤول : ۵۵ ؛ بحار الأنوار : ۷۸ / ۸ / ۶۴ .

3) .غرر الحكم : ۱۷۴۴ .

۳ / ۱۵ پاكدامنى

امام صادق عليه السلام :اى حمران! به كسى بنگر كه توانش كم تر از تو است و نه آن كه توانش بيش از تو است . اين شيوه تو را به آن چه قسمتت گشته ، بيش تر خرسند مى سازد و شايسته افزونى نعمت پروردگارت مى كند .

۳ / ۱۵پاكدامنىامام على عليه السلام :تا پاكدامن نباشى ، توانگر نخواهى گشت .

امام على عليه السلام :مؤمن در توانگرى پاكدامن است و از دنيا دامن شسته است .

ر .ك : ص۸۳۹ ، ح ۱۵۶۵.

.

۳ / ۱۶عَدُّ المالِ عارِيَةًالإمام عليّ عليه السلام :المالُ عارِيَةٌ . (1)

عنه عليه السلام :كَم مِن ذي ثَروَةٍ خَطيرٍ صَيَّرَهُ الدَّهرُ فَقيرا حَقيرا ! (2)

عنه عليه السلام :اُذكُر مَعَ كُلِّ لَذَّةٍ زَوالَها ، ومَعَ كُلِّ نِعمَةٍ اِنتِقالَها ، ومَعَ كُلِّ بَلِيَّةٍ كَشفَها ؛ فَإِنَّ ذلِكَ أبقى لِلنِّعمَةِ ، وأنفى لِلشَّهوَةِ ، وأذهَبُ لِلبَطَرِ ، وأقرَبُ إلَى الفَرَجِ ، وأجدَرُ بِكَشفِ الغُمَّةِ ودَركِ المَأمولِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :اِجعَل مالَكَ عارِيَةً تَرُدُّها . (4)

.


1) .غرر الحكم : ۲۴۳ .

2) .غرر الحكم : ۶۹۲۴ .

3) .غرر الحكم : ۲۴۴۹ .

4) .الكافي : ۲ / ۴۵۵ / ۷ عن أحمد بن محمّد رفعه ، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۴۱۰ / ۵۸۹۲ عن عبد اللّه ابن أبي يعفور ، مشكاة الأنوار : ۴۲۹ / ۱۴۲۷ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۸۳ / ۱ نقلاً عن تحف العقول .

۳ / ۱۶ امانت شمردنِ دارايى

۳ / ۱۶امانت شمردنِ دارايىامام على عليه السلام :مال امانت است .

امام على عليه السلام :بسا ثروتمند بلندرتبه كه روزگار او را فقير فرومايه گرداند .

امام على عليه السلام :با هر لذت ، نيست شدنش را به ياد آور ؛ و با هر نعمت ، از كف شدنش را ؛ و با هر بلا ، رخت بربستنش را ؛ كه اين ، براى پايدارى نعمت ، نابودى شهوت ، راندن غرور ، نزديك شدن به گشايش ، و برطرف شدن اندوه و دست يافتن به آرزو بهتر است .

امام صادق عليه السلام :مال خود را امانتى بدان كه بايد بازگردانى .

.

الفصل الرابع: المبادئ العباديّة۴ / ۱الاِستِغفارالكتاب :«وَ أَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَـعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِى فَضْلٍ فَضْلَهُ . (1)»

«وَيَـقَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَ لاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ . (2)»

«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا * وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَ لٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنَّـتٍ وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَـرًا . (3)»

.


1) .هود : ۳ .

2) .هود : ۵۲ .

3) .نوح : ۱۰ ـ ۱۲ .

فصل چهارم : اصول عبادى

۴ / ۱ آمرزش خواستن

فصل چهارم: اصول عبادى۴ / ۱آمرزش خواستنقرآن :« ... و اين كه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و آن گاه به او باز گرديد تا شما را به بهره اى نيكو تا سرآمدى معين برخوردارى دهد و هر بافضيلتى را فزونى بخشد .»

«و اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهيد؛ آن گاه به او بازگرديد تا باران را بر شما پياپى و فراوان فرو فرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد . و بزهكارانه روى مگردانيد .»

«پس گفتم : از پروردگارتان آمرزش بخواهيد * كه او همواره آمرزگار است * تا آسمان را بر شما بارنده فرستد * و شما را با مال ها و پسران يارى كند و به شما بوستان ها دهد و برايتان جوى ها پديد آورد .»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أكثِرُوا الاِستِغفارَ ؛ فَإِنَّهُ يَجلِبُ الرِّزقَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن أنعَمَ اللّهُ تَعالى عَلَيهِ نِعمَةً فَليَحمَدِ اللّهَ ، ومَنِ استَبطَأَ الرِّزقَ فَليَستَغفِرِ اللّهَ . (2)

تنبيه الغافلين عن ابن عمر :شَهِدتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وقَد أتاهُ رَجُلٌ فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، قَلَّت ذاتُ يَدي ، قالَ : فَأَينَ أنتَ مِن صَلاةِ المَلائِكَةِ ، وتَسبيحِ الخَلائِقِ وما بِهِ يُرزَقونَ!؟ قالَ : ما هُوَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ : «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ ، سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ ، أستَغفِرُ اللّهَ» مِائَةَ مَرَّةٍ ما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلى أن تُصَلِّيَ صَلاةَ الغَداةِ ، تَأتيكَ الدُّنيا صاغِرَةً راغِمَةً . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :قَد جَعَلَ اللّهُ سُبحانَهُ الاِستِغفارَ سَبَبا لِدُرورِ الرِّزقِ ورَحمَةِ الخَلقِ ، فَقالَ سُبحانَهُ : «اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا* يُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا* وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنَّـتٍ وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَـرًا (4)» . (5)

.


1) .كنز الفوائد : ۲ / ۱۹۷ ، الخصال : ۶۱۵ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۱۰۶ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۱ / ۱۴ .

2) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۴۶ / ۱۷۱ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۸۴ / ۱۹۲ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الأمالي للطوسي : ۴۸۰ / ۱۰۴۸ عن عبد العزيز بن محمّد الدراوردي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۴۶ / ۲۰۲ / ۷۷ ؛ شُعب الإيمان : ۴ / ۱۰۸ / ۴۴۴۶ وج ۱ / ۴۴۱ / ۶۵۱ كلاهما عن عبد العزيز بن أبي حازم وعبد العزيز بن محمّد الدراوردي عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال : ۳ / ۲۵۹ / ۶۴۴۲ .

3) .تنبيه الغافلين : ۵۴۶ / ۸۸۱ .

4) .نوح : ۱۰ ـ ۱۲ .

5) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۳ ، كشف الغمّة : ۲ / ۳۶۸ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فراوان آمرزش خواهيد ؛ كه مايه جلب روزى است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خداى تعالى به او نعمت دهد ، بايد خدا را شكر كند ؛ و هر كه روزى اش كُند رسد ، بايد از خدا آمرزش خواهد .

تنبيه الغافلين از ابن عمر :شاهد بودم كه مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهآمد و گفت: «اى رسول خدا! سرمايه ام اندك است» . پيامبر فرمود: «چرا درود فرشتگان و تسبيح آفريدگان و مايه روزى مردم را به يارى نمى گيرى؟» گفت: «آن چيست اى رسول خدا؟» فرمود: «منزه است خداوند و ستودنى ؛ منزه است خداى بزرگ ؛ از او آمرزش مى جويم» ؛ اين ذكر را صد بار از سر بر زدن سپيده تا [پايان يافتن وقت ]نماز صبح ادا كن تا دنيا فروتنانه و ناگزير به سويت آيد» .

امام على عليه السلام :خداى سبحان آمرزش خواستن را مايه افزونى روزى و رحمت آفريدگان ساخته است . خداوند سبحان فرمايد: «از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزگار است * تا آسمان را بر شما بارنده فرستد * و شما را با مال ها و پسران يارى كند و به شما بوستان ها دهد و برايتان جوى ها پديد آورد .»

.

عنه عليه السلام :اِستَغفِر تُرزَق . (1)

عنه عليه السلامـ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ: إذا أبطَأَتِ الأَرزاقُ عَلَيكَ فَاستَغفِرِ اللّهَ يُوَسِّع عَلَيكَ فيها . (2)

عنه عليه السلام :لَو أنَّ النّاسَ حينَ تَنزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وتَزولُ عَنهُمُ النِّعَمُ فَزِعوا إلى رَبِّهِم بِصِدقٍ مِن نِيّاتِهِم ووَلَهٍ مِن قُلوبِهِم ، لَرَدَّ عَلَيهِم كُلَّ شارِدٍ ، وأصلَحَ لَهُم كُلَّ فاسِدٍ . (3)

الفرج بعد الشدّة عن أيّوب بن العبّاس بن الحسنـ بِإِسنادٍ كَثيرٍ ـ: إنَّ أعرابِيّا شَكا إلى أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيٍّ عليه السلامشَكوىً لَحِقَتهُ ، وضيقا فِي الحالِ ، وكَثرَةً مِنَ العِيالِ ، فَقالَ لَهُ : عَلَيكَ بِالاِستِغفارِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ : «اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا . . .» . فَمَضَى الرَّجُلُ وعادَ إلَيهِ فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، إنّي قَدِ استَغفَرتُ اللّهَ كَثيرا ولَم أرَ فَرَجا مِمّا أنَا فيهِ!؟ فَقالَ لَهُ : لَعَلَّكَ لا تُحسِنُ الاِستِغفارَ!؟ قالَ : عَلِّمني ، فَقالَ : أخلِص نِيَّتَكَ وأطِع رَبَّكَ وقُل : «اللّهُمَّ إنّي أستَغفِرُكَ مِن كُلِّ ذَنبٍ قَوِيَ عَلَيهِ بَدَني بِعافِيَتِكَ ، أو نالَتهُ قُدرَتي بِفَضلِ نِعمَتِكَ ، أو بَسَطتُ إلَيهِ يَدي بِسابِغِ رِزقِكَ ، وَاتَّكَلتُ فيهِ عِندَ خَوفي مِنهُ عَلى أمانِكَ ، ووَثِقتُ فيهِ بِحِلمِكَ ، وعَوَّلتُ فيهِ عَلى كَريمِ عَفوِكَ . اللّهُمَّ إنّي أستَغفِرُكَ مِن كُلِّ ذَنبٍ خُنتُ (4)فيهِ أمانَتي ، أو بَخَستُ فيهِ نَفسي ، أو قَدَّمتُ فيهِ لَذَّتي ، أو آثَرتُ فيهِ شَهوَتي ، أو سَعَيتُ فيهِ لِغَيري ، أوِ استَغوَيتُ إلَيهِ مَن تَبِعَني ، أو غَلَبتُ فيهِ بِفَضلِ حيلَتي ، أو أحَلتُ فيهِ عَلى مَولايَ فَلَم يُعاجِلني عَلى فِعلي ، إذ كُنتَ سُبحانَكَ كارِها لِمَعصِيَتي غَيرَ مُريدِها مِنّي ، لكِن سَبَقَ عِلمُكَ فِيَّ بِاختِياري وَاستِعمالِ مُرادي وإيثاري ، فَحَلُمتَ عَنّي ، ولَم تُدخِلني فيهِ جَبرا ، ولَم تَحمِلني عَلَيهِ قَهرا ، ولَم تَظلِمني عَلَيهِ شَيئا ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ . يا صاحِبي في شِدَّتي ، يا مُؤنِسي في وَحدَتي ، يا حافِظي في غُربَتي ، يا وَلِيِّي في نِعمَتي ، يا كاشِفَ كُربَتي ، يا مُستَمِعَ دَعوَتي ، يا راحِمَ عَبرَتي ، يا مُقيلَ عَثرَتي . يا إلهي بِالتَّحقيقِ ، يا رُكنِيَ الوَثيقَ ، يا رَجايَ لِلضّيقِ ، يا مَولايَ الشَّفيقَ ، يا رَبَّ البَيتِ العَتيقِ ، أخرِجني مِن حَلقِ المَضيقِ إلى سَعَةِ الطَّريقِ بِفَرَجٍ مِن عِندِكَ قَريبٍ وَثيقٍ ، وَاكشِف عَنّي كُلَّ شِدَّةٍ وضيقٍ ، وَاكفِني ما اُطيقُ وما لا اُطيقُ . اللّهُمَّ فَرِّج عَنّي كُلَّ هَمٍّ وغَمٍّ ، وأخرِجني مِن كُلِّ حُزنٍ وكَربٍ ، يا فارِجَ الهَمِّ ، ويا كاشِفَ الغَمِّ ، ويا مُنزِلَ القَطرِ ، ويا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطَرِّ ، يا رَحمنَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ورَحيمَهُما ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ خِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ وعَلى آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ، وفَرِّج عَنّي ما ضاقَ بِهِ صَدري ، وعيلَ مَعَهُ صَبري ، وقَلَّت فيهِ حيلَتي ، وضَعُفَت لَهُ قُوَّتي ، يا كاشِفَ كُلِّ ضُرٍّ وبَلِيَّةٍ ، يا عالِمَ كُلِّ سِرٍّ وخَفِيَّةٍ ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ . واُفَوِّضُ أمري إلَى اللّهِ إنَّ اللّهَ بَصيرٌ بِالعِبادِ ، وما تَوفيقي إلاّ بِاللّهِ ، عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وهُوَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ» . قالَ الأَعرابِيُّ : فَاستَغفَرتُ بِذلِكَ مِرارا ، فَكَشَفَ اللّهُ عَنِّي الغَمَّ وَالضّيقَ ، ووَسَّعَ عَلَيَّ فِي الرِّزقِ ، وأزالَ المِحنَةَ . (5)

.


1) .غرر الحكم : ۲۲۲۸ .

2) .تحف العقول : ۱۷۴ ، بشارة المصطفى : ۲۷ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۷۰ / ۱ ؛ مطالب السؤول : ۵۵ .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۷۸ ، بحار الأنوار : ۶ / ۵۷ / ۶ وراجع الخصال : ۶۲۴ / ۱۰ .

4) .وفي المصدر : «خفت» ، وما أثبتناه هو الصحيح كما في كنز العمّال .

5) .الفرج بعد الشدّة للتنوخي : ۱ / ۴۲ ، كنز العمّال : ۲ / ۲۵۸ / ۳۹۶۶ .

امام على عليه السلام :آمرزش بخواه تا روزى يابى .

امام على عليه السلامـ خطاب به كميل بن زياد ـ: هر گاه روزى ات به تنگنا افتاد ، از خداوند آمرزش بخواه تا آن را بر تو گشاده فرمايد .

امام على عليه السلام :اگر مردم به هنگام فرو رسيدن بلاها و زوال نعمت ها ، با نيت راستين و شوق درونى نزد خدا تضرع كنند ، خداوند نعمت دور شده را به ايشان باز گرداند و هر گونه خرابى و تباهى را برايشان به سامان آورد .

الفرج بعد الشدّة از ايوب بن عباس بن حسنـ با ذكر سند فراوان ـ: از بيابان نشينان عرب ، كسى نزد اميرالمؤمنين از مشكلى كه به وى روى آورده بود و تنگناى احوال و عيالوارى شكايت آورد . امام به وى فرمود: «بر تو باد آمرزش خواهى ؛ كه خداوند مى فرمايد : از پروردگارتان آمرزش جوييد ؛ كه هر آينه او آمرزنده است . . . » . آن مرد برفت و ديگر بار باز آمد و گفت: «اى اميرالمؤمنين! من بسيار از خدا آمرزش خواستم ، اما از حال خويش گشايشى نيافتم» . امام به وى فرمود: «شايد به نيكى آمرزش نخواسته اى» . گفت: «مرا بياموز» . فرمود: «نيت خود را خالص كن و با فرمانبرى از پروردگارت ، بگو : بار خدايا! از تو آمرزش مى خواهم براى هر گناهى كه با اين تن كه تو سالمش ساخته اى ، انجام داده ام ؛ يا با توانى كه تو به نعمت بخشى خويش نصيبم فرموده اى ، مرتكب شده ام ؛ يا با فراخ روزى اى كه عطايم فرموده اى ، بدان دست زدم ؛ و در عين بيم از آن گناه ، به پناه دهى تو توكّل كردم و به شكيبايى ات دل بستم و به بخشايش كريمانه ات اتكا نمودم . بار خدايا! از تو آمرزش مى خواهم براى هرگناهى كه با ارتكاب آن ، به امانتم خيانت كردم يا حق نفسم را پايمال كردم يا لذتم را مقدم شمردم يا شهوتم را ترجيح دادم يا براى غير خود [و به زيان خويش ]كوشيدم يا با آن ، دنباله روان خويش را گمراه ساختم يا به يارى تدبيرم بر انجام آن گناه پيروز گشتم يا آن را به مولاى خود واگذاردم ولى او در كار من شتاب نفرمود ؛ كه تو اى خداى سبحان از گناه من بيزارى و آن را از من نمى خواهى ، اما از پيش مى دانستى كه من به اختيار و خواست و گزينش خود ، چنان مى كنم ؛ پس بر من شكيب ورزيدى و مرا به ناچارى در آن درنياوردى و به اجبار بدان وانداشتى و در آن هيچ ستمى بر من نكردى ، اى مهرورزترينِ مهرورزان! اى يار من در سخت حالى ام ؛ اى مونس من در تنهايى ام ؛ اى نگهدارنده من در بى كسى ام ؛ اى صاحب اختيار من در نعمتم ؛ اى زداينده اندوهم ؛ اى شنواى دعايم ؛ اى رحم كننده به اشك روانم ؛ اى درگذرنده از لغزشم ؛ اى معبود حقيقى من ؛ اى بنياد استوار من ؛ اى اميد من در تنگناها ؛ اى مولاى مهربانم ؛ اى پروردگار خانه آزاد ؛ مرا از گلوگاه تنگنا به فراخناى گشايش درآور با گشايشى از سوى خود كه نزديك و قابل اعتماد است ؛ و هر گونه سختى و تنگنا را از من بزداى ؛ و در آن چه توان دارم و ندارم ، مرا كفايت فرما . بار خدايا! هر اندوه و غصه را از من واگشا ؛ و از هر غم و رنج بيرونم آور ؛ اى گشاينده اندوه و اى زداينده غم و اى فروفرستنده باران و اى اجابت كننده دعاى گرفتار و اى رحمت آور و مهرورز در دنيا و آخرت! بر محمّد كه بهترينِ آفريدگان تو است و بر خاندان پاك و پاك نهادش درود فرست و واگشاى از من آن چه سينه ام را تنگ كرده و صبرم را بر هم زده و تدبيرم را اندك نموده و نيرويم را كم كرده ؛ اى زداينده هر سختى و بلا ؛ اى داننده هر پنهان و ناپيدا ؛ اى مهرورزترينِ مهرورزان! كارم را يكسره به خدا وا مى نهم ؛ كه خدا به بندگانش بينا است و توفيق من جز از او نيست ؛ بر وى توكّل مى كنم و او است پروردگار عرش بزرگ » . آن مرد باديه نشين گويد: «بارها به اين شيوه آمرزش خواستم و خدا اندوه و تنگنا را از من واگشود و روزى ام را وسعت بخشيد و غم را زدود» .

.

. .

. .

الإمام الباقر عليه السلام :إذا أبطَأَ عَلَيكَ رِزقٌ فَقُل : أستَغفِرُ اللّهَ . (1)

الكافي عن أبو بصير :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : لَقَدِ استَبطَأتُ الرِّزقَ ، فَغَضِبَ ، ثُمَّ قالَ لي : قُل : «اللّهُمَّ إنَّكَ تَكَفَّلتَ بِرِزقي ورِزقِ كُلِّ دابَّةٍ ، يا خَيرَ مَدعُوٍّ ، ويا خَيرَ مَن أعطى ، ويا خَيرَ مَن سُئِلَ ، ويا أفضَلَ مُرتَجىً ؛ اِفعَل بي كَذا وكَذا» . (2)

الزهد لابن حنبل عن أبو الجلد :إنَّ النَّبِيَّ داودَ عليه السلام أمَرَ مُنادِيا فَنادى : الصَّلاةَ جامِعَةً ، فَخَرَجَ النّاسُ وهُم يَرَونَ أنَّهُ سَيَكونُ مِنهُ يَومَئِذٍ مَوعِظَةٌ وتَأديبٌ ودُعاءٌ ، فَلَمّا وافى مَكانَهُ قالَ : «اللّهُمَّ اغفِر لَنا» وَانصَرَفَ ، فَاستَقبَلَ آخِرُ النّاسِ أوائِلَهُم فَقالوا : ما لَكُم؟ قالوا : إنَّ نَبِيَّ اللّهِ عليه السلام إنَّما دَعا بِدَعوَةٍ واحِدَةٍ ثُمَّ انصَرَفَ . قالوا : سُبحانَ اللّهِ! كُنّا نَرجو أن يَكونَ هذَا اليَومُ يَومَ عِبادَةٍ ودُعاءٍ ومَوعِظَةٍ وتَأديبٍ ، فَما دَعا إلاّ بِدَعوَةٍ واحِدَةٍ!! قالوا: فَأَوحَى اللّهُ ] تَعالى [إلَيهِ أن أبلِغ عَنّي قَومَكَ ـ فَإِنَّهُم قَدِ استَقَلّوا دُعاءَكَ ـ أنّي مَن أغفِر لَهُ اُصلِح لَهُ أمرَ آخِرَتِهِ ودُنياهُ . (3)

راجع : ص ۸۲۰ (الموانع العملية / السيّئات) .

۴ / ۲الصَّلاةنثر الدرّ :كانَ ] رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ] إذا نَزَلَ بِهِ الضّيقُ فِي الرِّزقِ أمَرَ أهلَهُ بِالصَّلاةِ ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ : «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا لاَنَسْـئلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ (4). (5)»

.


1) .نثر الدرّ : ۱ / ۳۴۵ .

2) .الكافي : ۲ / ۵۵۱ / ۲ وص ۵۵۳ / ۱۲ نحوه .

3) .الزهد لابن حنبل : ۹۲ ، حلية الأولياء : ۶ / ۵۷ .

4) .طه : ۱۳۲ .

5) .نثر الدرّ : ۱ / ۲۶۶ ؛ المعجم الأوسط : ۱ / ۲۷۲ / ۸۸۶ عن عبد اللّه بن سلام نحوه .

۴ / ۲ نماز

امام باقر عليه السلام :هر گاه روزى ات به تأخير افتاد ، بگو : از خدا آمرزش مى جويم .

ابوبصير :به امام صادق عليه السلام گفتم: «روزى من به تأخير افتاده است» . امام خشمناك گشت و سپس مرا فرمود: «بگو : بار خدايا! تو روزى من و هر جنبنده اى را ضمانت فرموده اى ؛ اى بهترين فراخوانده شده ؛ اى بهترين بخشاينده ؛ اى بهترين درخواست شونده ؛ اى برترين اميدگاه ؛ با من چنين و چنان فرما » .

الزهد ابن حنبل از ابو جلد :داوود عليه السلام ، پيامبر خدا ، به نداگرى فرمان داد كه نداى نماز جماعت در دهد . پس مردم بيرون شدند ، حال آن كه مى دانستند آن روز وى ايشان را پند و ادب و دعا خواهد آموخت . چون او به جايگاه خود درآمد ، گفت: «بار خدايا! ما را بيامرز» . سپس بازگشت . مردمى كه واپس بودند ، به مردم پيشين روى كرده ، گفتند: «شما چه دريافتيد؟» گفتند: «پيامبر خدا تنها يك دعا كرد و بازگشت» . گفتند: «منزه است خداى! ما اميد داشتيم كه امروز هنگامه عبادت و دعا و پند و ادب باشد . او جز يك دعا نفرمود!» گفتند: «خداى [تعالى] به وى وحى فرمود كه به قوم خود كه دعاى تو را كوچك شمرده اند ، از سوى من ابلاغ كن كه هر كس را بيامرزم ، كار آخرت و دنيايش را به سامان آورم» .

ر .ك : ص۸۲۱ (موانع عملى / گناهان).

۴ / ۲نمازنثر الدر :رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه دچار تنگناى روزى مى شد ، خانواده اش را به نماز فرمان مى داد و سپس اين آيه را مى خواند : «و خاندان خويش را به نماز فرمان ده و بر آن شكيبا باش ؛ از تو روزى نمى خواهيم ، ما خود به تو روزى مى دهيم» .

.

تنبيه الخواطر :يُروى عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ كانَ إذا أصابَ أهلَهُ خَصاصَةٌ قالَ : قوموا إلَى الصَّلاةِ ، ويَقولُ : بِهذا أمَرَني رَبّي ؛ قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا لاَنَسْـئلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعَـقِبَةُ لِلتَّقْوَى . (1)»

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن صَلّى رَكعَتَينِ إذا دَخَلَ إلى رَحلِهِ ؛ نَفَى اللّهُ تَعالى عَنهُ الفَقرَ ، وكَتَبَهُ فِي الأَوّابينَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لِلمُصَلّي حُبُّ المَلائِكَةِ . . . وبَرَكَةٌ فِي الرِّزقِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ فِي الصَّلاةِ ، وبِها يَتَبَيَّنُ الكافِرُ مِنَ المُؤمِنِ ، وَالمُخلِصُ مِنَ المُنافِقِ ، وهِيَ عِمادُ الدّينِ ، ومَلاذُ الجَسَدِ ، وزَينُ الإِسلامِ ، ومُناجاةُ الحَبيبِ لِلحَبيبِ ، وقَضاءُ الحاجَةِ ، وتَوبَةُ التّائِبِ ، وتَذكِرَةُ المَنِيَّةِ ، وَالبَرَكَةُ فِي المالِ ، وسَعَةُ الرِّزقِ ، ونورُ الوَجهِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتَ في مَعاشِكَ ضيقا وفي أمرِكَ التِياثاً ، فَأَنزِل حاجَتَكَ بِاللّهِ عز و جل ، ولا تَدَع صَلاةَ الاِستِغفارِ ـ وهِيَ رَكعَتانِ : تَفتَتِحُ الصَّلاةَ وتَقرَأُ الحَمدَ وإنّا أنزَلناهُ مَرَّةً واحِدَةً في كُلِّ رَكعَةٍ ، ثُمَّ تَقولُ بَعدَ القِراءَةِ : «أستَغفِرُ اللّهَ» خَمسَ عَشرَةَ مَرَّةً ، ثُمَّ تَركَعُ فَتَقرَأُها عَشرا عَلى هَيئَةِ صَلاةِ جَعفَرٍ ـ يُصلِحِ اللّهُ لَكَ شَأنَكَ كُلَّهُ ، إن شاءَ اللّهُ . (5)

.


1) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۲۲۲ ، مستدرك الوسائل : ۱۲ / ۲۴۲ / ۱۴۰۰۱ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب وفيه صدره .

2) .الجعفريّات : ۳۶ .

3) .الخصال : ۵۲۲ / ۱۱ عن ضمرة بن حبيب ، جامع الأخبار : ۱۸۳ / ۴۴۴ وفيه «الصلاة» بدل «للمصلّي» .

4) .جامع الأخبار : ۱۸۳ / ۴۴۶ .

5) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۱۱۵ / ۲۳۲۰ ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۵۴ / ۱۸ .

تنبيه الخواطر :از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه هرگاه خانواده پيامبر نيازمند مى گشتند ، وى مى فرمود : «به نماز برخيزيد» ؛ و مى فرمود : «پروردگارم مرا چنين امر فرموده است . خداى تعالى مى فرمايد: «و خاندان خويش را به نماز فرمان ده و بر آن شكيبا باش ؛ از تو روزى نمى خواهيم ، ما خود به تو روزى مى دهيم ؛ و سرانجام از آنِ پرهيزگاران است» » .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به هنگام وارد شدن به خانه اش دو ركعت نماز بگزارد ، خدا فقر را از او بزدايد و وى را در زمره توبه كنندگان به شمار آورد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نمازگزار را فرشتگان دوست مى دارند و . . . روزى اش بركت مند است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خير دنيا و آخرت در نماز است و با آن ، كافر از مؤمن ، و اخلاص پيشه ، از منافق شناخته مى شود . نماز ستون دين ، و پناهگاه تن ، و زينت اسلام ، و مناجات دو دوست ، و مايه برآمدن نياز ، و بازگشت توبه كار ، و ياد مرگ ، و بركت در مال ، و گشايش روزى ، و نور چهره است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه در زندگانى ات تنگنا و در كارت پيچشى يافتى ، نيازت را نزد خداوند عرضه كن و نمازِ آمرزش را وامگذار ؛ و آن دو ركعت است . در هر ركعت ، سوره هاى حمد و قدر را يك بار قراءت كن و سپس پانزده بار «استغفراللّه » بگو و آن گاه در ركوع ده بار «استغفراللّه » بگو ، به گونه نماز جعفر . خداوند همه كارهايت را به سامان مى آورد ، اگر خدا خواهد .

.

عنه صلى الله عليه و آلهـ في بَيانِ آثارِ التَّهاوُنِ بِالصَّلاهِ ـ: . . . أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في دارِ الدُّنيا : فَالاُولى يَرفَعُ اللّهُ البَرَكَةَ مِن عُمُرِهِ ، ويَرفَعُ اللّهُ البَرَكَةَ مِن رِزقِهِ . (1)

الإمام الباقر عليه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ إنّي ذو عِيالٍ وعَلَيَّ دَينٌ وقَدِ اشتَدَّت حالي ، فَعَلِّمني دُعاءً أدعُو اللّهَ عز و جل بِهِ لِيَرزُقَني ما أقضي بِهِ دَيني وأستَعينُ بِهِ عَلى عِيالي ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا عَبدَ اللّهِ ، تَوَضَّأ وأسبِغ وُضوءَكَ ، ثُمَّ صَلِّ رَكعَتَينِ تُتِمُّ الرُّكوعَ وَالسُّجودَ ، ثُمَّ قُل : يا ماجِدُ يا واحِدُ يا كَريمُ يا دائِمُ ، أتَوَجَّهُ إلَيكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحمَةِ صلى الله عليه و آلهـ يا مُحَمَّدُ يا رَسولَ اللّهِ، إنّي أتَوَجَّهُ بِكَ إلَى اللّهِ رَبِّكَ ورَبّي وَربِّ كُلِّ شَيءٍ ـ أن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ ، وأسأَلُكَ نَفحَةً كَريمَةً مِن نَفَحاتِكَ ، وفَتحا يَسيرا ورِزقا واسِعا ، ألُمُّ بِهِ شَعَثي وأقضي بِهِ دَيني وأستَعينُ بِهِ عَلى عِيالي . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :لا تَترُكوا رَكعَتَينِ بَعدَ العِشاءِ الآخِرَةِ ؛ فَإِنَّها مَجلَبَةٌ لِلرِّزقِ . (3)

.


1) .فلاح السائل : ۶۱ / ۱ عن فاطمة عليهاالسلام .

2) .الكافي : ۲ / ۵۵۲ / ۶ وج ۳ / ۴۷۳ / ۲ كلاهما عن أبي حمزة ، تهذيب الأحكام : ۳ / ۳۱۱ / ۹۶۶ عن ابن أبي حمزة عن الإمام الجواد عليه السلام قال : «جاء رجل إلى الإمام الرضا عليه السلام فقال : يابن رسول اللّه ...» نحوه ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۶۰ من دون إسنادٍ إلى المعصوم .

3) .فلاح السائل : ۴۵۳ / ۳۰۸ عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۱۰۷ / ۲ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان آثار سبك شمردن نماز ـ: . . . اما آثار دنيايى آن از اين قرارند : نخست اين كه خدا بركت را از عمر و روزى انسان مى زدايد .

امام باقر عليه السلام :مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى رسول خدا! من عيالوار و بدهكار و سخت احوالم . مرا دعايى آموز كه با آن خدا را فراخوانم تا مرا چندان روزى دهد كه هم وامم را بپردازم و هم خانواده ام را تأمين كنم» . پيامبر فرمود : «اى بنده خدا! وضو ساز و حقِّ هر اندام را در وضويت به خوبى ادا كن و سپس دو ركعت نماز بگزار و در آن ركوع و سجده اى كامل به جاى آور و آن گاه بگو : «اى بزرگوار ، اى يگانه ، اى كرامت بخش ، اى جاودانه! به تو روى مى آورم به واسطه محمّد ، پيامبرت ، كه پيامبر رحمت است ـ اى محمّد ، اى رسول خدا! هر آينه به واسطه تو به خدا روى مى آورم كه پروردگار تو و من و هر چيز است ـ كه بر محمّد و خاندانش درود فرستى ؛ و از تو بخششى كريمانه از بخشش هايت و گشايشى آسان بخش و روزى اى گسترده خواهانم تا با آن ، آشفتگى ام را سامان دهم و وامم را بپردازم و نياز خانواده ام را تأمين كنم .

امام صادق عليه السلام :دو ركعتِ پس از نماز عشا را ترك مكنيد ؛ كه آن جلب كننده روزى است .

.

۴ / ۳صَلاةُ اللَّيلِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :صَلاةُ اللَّيلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ ، . . . وبَرَكَةٌ فِي الرِّزقِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :صَلاةُ اللَّيلِ تُبَيِّضُ الوُجوهَ ، وتُطَيِّبُ الرّيحَ ، وتَجلِبُ الرِّزقَ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :صَلاةُ اللَّيلِ تُحَسِّنُ الوَجهَ ، وتُحَسِّنُ الخُلُقَ ، وتُطَيِّبُ الرّيحَ ، وتُدِرُّ الرِّزقَ . (3)

عنه عليه السلام :صَلاةُ اللَّيلِ تَجلِبُ الرِّزقَ . (4)

عنه عليه السلام :كَذَبَ مَن زَعَمَ أنَّهُ يُصَلّي بِاللَّيلِ ويَجوعُ بِالنَّهارِ ! إنَّ اللّهَ تَعالى ضَمِنَ بِصَلاةِ اللَّيلِ قوتَ النَّهارِ . (5)

عنه عليه السلام :إنَّ الرَّجُلَ لَيَكذِبُ الكَذبَةَ فَيُحرَمُ بِها صَلاةَ اللَّيلِ ؛ فَإِذا حُرِمَ صَلاةَ اللَّيلِ حُرِمَ بِهَا الرِّزقَ . (6)

.


1) .إرشاد القلوب : ۱۹۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علي عليهم السلام، بحار الأنوار: ۸۷/۱۶۱/۵۲ .

2) .عوالي اللآلي : ۱ / ۳۵۲ / ۱۴ عن الإمام الصادق عليه السلام .

3) .ثواب الأعمال : ۶۴ / ۸ عن معاوية بن عمّار الدهني ، الدعوات : ۷۷ / ۱۸۴ ، بحار الأنوار : ۶۲ / ۲۶۸ / ۵۰ و ج ۸۷ / ۱۵۳ / ۳۱ .

4) .تهذيب الأحكام : ۲ / ۱۲۰ / ۴۵۴ عن أبي زهير رفعه ، ثواب الأعمال : ۶۳ / ۳ عن معاوية بن عمّار عن بعض أصحابه ، علل الشرايع : ۳۶۳ / ۱ عن آدم بن إسحاق عن بعض أصحابه ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۱۵۰ / ۲۵ .

5) .تهذيب الأحكام : ۲ / ۱۲۰ / ۴۵۶ ، ثواب الأعمال : ۶۴ / ۵ كلاهما عن عمر بن عليّ بن عمر عن عمّه [ محمّد بن عمر] عمّن حدّثه ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۱۵۳ / ۳۱ .

6) .تهذيب الأحكام : ۲ / ۱۲۲ / ۴۶۳ ، ثواب الأعمال : ۶۵ / ۹ نحوه ، علل الشرايع : ۳۶۲ / ۲ كلّها عن الحسين بن الحسن الكندي ، الدعوات : ۱۱۸ / ۲۷۲ ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۱۴۶ / ۱۹ .

۴ / ۳ نماز شب

۴ / ۳نماز شبپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نماز شب مايه خشنودى پروردگار . . . و بركت روزى است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نماز شب روى ها را سپيد گرداند ، عطر خوش بخشد ، و روزى را جلب كند .

امام صادق عليه السلام :نماز شب چهره را زيبا سازد ، خوى را نيكو كند ، عطر خوش بخشد ، و روزى را فراوان نمايد .

امام صادق عليه السلام :نماز شب روزى را جلب كند .

امام صادق عليه السلام :هر كه پندارد به شب نماز خوانَد و در روز گرسنه مانَد ، دروغ گويد . همانا خداى تعالى بانماز شب ، روزىِ روز را تضمين فرموده است .

امام صادق عليه السلام :گاه انسان دروغى گويد و به سبب آن ، از نماز شب محروم گردد ؛ و چون از نماز شب محروم گردد ، از روزى بى نصيب شود .

.

۴ / ۴صَلاةُ الاِستِسقاءِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ فِي الاِستِسقاءِ ـ: اللّهُمَّ اسقِنا سَقيا . . . تُرخِصُ بِهِ الأَسعارَ في جَميعِ الأَمصارِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :اللّهُمَّ انشُر عَلَينا غَيثَكَ وبَرَكَتَكَ ، ورِزقَكَ ورَحمَتَكَ ، وَاسقِنا سُقيا ناقِعَةً مُروِيَةً مُعشِبَةً ، تُنبِتُ بِها ما قَد فاتَ ، وتُحيي بِها ما قَد ماتَ ، نافِعَةَ الحَيا ، كَثيرَةَ المُجتَنى ، تُروي بِهَا القيعانَ ، وتُسيلُ البُطنانَ ، وتَستَورِقُ الأَشجارَ ، وتُرخِصُ الأَسعارَ ؛ إنَّكَ عَلى ما تَشاءُ قَديرٌ . (2)

الإمام الحسن عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في صَلاةِ الاِستِسقاءِ ـ: اِسقِ سَهلَنا وجَبَلَنا ، وبَدوَنا وحَضَرَنا ؛ حَتّى تُرخِصَ بِهِ أسعارَنا ، وتُبارِكَ بِهِ في ضِياعِنا ومُدُنِنا ؛ أرِنَا الرِّزقَ مَوجودا وَالغَلاءَ مَفقودا . (3)

۴ / ۵قِراءَةُ القُرآنِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِجعَلوا في بُيوتِكُم مِن صَلاتِكُم ، وَاعمُروها بِالقُرآنِ ؛ فَإِنَّ أفقَرَ البُيوتِ بَيتٌ لا يُقرَأُ فيهِ كِتابُ اللّهِ عز و جل . (4)

.


1) .النوادر للراوندي : ۱۶۳ / ۲۴۴ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الصحيفة السجّادية : ۸۰ الدعاء ۱۹ عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، الجعفريّات : ۵۰ ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۱۶ / ۴ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۳ ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۱۳ / ۳ .

3) .من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۵۳۷ / ۱۵۰۴ ، قرب الإسناد : ۱۵۷ / ۵۷۶ عن أبي البختري عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام الحسن عليهم السلام وفيه «في صاعنا ومدّنا» بدل «في ضياعِنا ومُدُنِنا» ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۲۱ / ۹ .

4) .كنز العمّال : ۱۵ / ۳۹۳ / ۴۱۵۲۴ نقلاً عن الديلمي عن أبي هريرة .

۴ / ۴ نماز باران

۴ / ۵ خواندن قرآن

۴ / ۴نماز بارانپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از دعاى وى در طلب باران ـ: بار خدايا! ما را سيرابى بخش . . . تا با آن ، نرخ ها را در همه جا ارزان سازى .

امام على عليه السلام :بار خدايا! باران و بركت و روزى و رحمتت را بر ما جارى ساز و آبى عطا فرما كه سود دهد و سيرابى آورد و سرسبزى ايجاد كند ؛ تا با آن ، خشك شده ها را برويانى و مرده ها را زنده سازى ، چندان كه تشنگى را بزدايد و ميوه فراوان پديد آورد و زمين هاى هموار را با آن سيراب سازى و در زمين هاى پرنشيب جارى اش گردانى و درختان را پر برگ و بار نمايى و نرخ ها را ارزان فرمايى ؛ كه تو بر هر چه خواهى ، توانايى .

امام حسن عليه السلامـ از دعايش در نماز باران ـ: دشت و كوه و بيابان و شهر ما را سيراب گردان تا بدان ، نرخ هامان را ارزان سازى و كشتگاه ها و شهرهامان را بركت دهى . روزى را به ما بنمايان و گرانى را از ما نهان دار .

۴ / ۵خواندن قرآنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بخشى از نمازتان را در خانه هاتان بگزاريد و آن ها را با قرآن آباد كنيد ؛ كه همانا فقيرترين خانه ها خانه اى است كه در آن ، كتاب خدا خوانده نشود .

.

عنه صلى الله عليه و آله :أكثِروا مِن قِراءَةِ القُرآنِ في بُيوتِكُم ؛ فَإِنَّ البَيتَ الَّذي لا يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ يَقِلُّ خَيرُهُ ، ويَكثُرُ شَرُّهُ ، ويَضيقُ عَلى أهلِهِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :اِجعَلوا لِبُيوتِكُم نَصيبا مِنَ القُرآنِ ؛ فَإِنَّ البَيتَ إذا قُرِئَ فيهِ تَيَسَّرَ عَلى أهلِهِ ، وكَثُرَ خَيرُهُ ، وكانَ سُكّانُهُ في زِيادَةٍ ، وإذا لَم يُقرَأ فيهِ القُرآنُ ضُيِّقَ عَلى أهلِهِ ، وقَلَّ خَيرُهُ ، وكانَ سُكّانُهُ في نُقصانٍ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :نَوِّروا بُيوتَكُم مَا استَطَعتُم ؛ فَإِنَّ البَيتَ الَّذي يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ يَتَّسِعُ عَلى أهلِهِ ، ويَكثُرُ خَيرُهُ ، وتَحضُرُهُ المَلائِكَةُ ، وتَهجُرُهُ الشَّياطينُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :نَوِّروا بُيوتَكُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ ، ولا تَتَّخِذوها قُبورا كَما فَعَلَتِ اليَهودُ وَالنَّصارى صَلَّوا فِي الكَنائِسِ وَالبِيَعِ وعَطَّلوا بُيوتَهُم ؛ فَإِنَّ البَيتَ إذا كَثُرَ فيهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَيرُهُ ، وَاتَّسَعَ أهلُهُ ، وأضاءَ لِأَهلِ السَّماءِ كَما تُضيءُ نُجومُ السَّماءِ لِأَهلِ الدُّنيا . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ أصفَرَ البُيوتِ لَبَيتٌ أصفَرَ مِن كِتابِ اللّهِ . (5)

.


1) .الفردوس : ۱ / ۸۱ / ۲۴۶ ، كنز العمّال : ۱۵ / ۳۸۸ / ۴۱۴۹۶ نقلاً عن الدارقطني في الأفراد وكلاهما عن أنس وجابر .

2) .عدّة الداعي: ۲۶۹ عن الإمام الرضا عليه السلام رفعه، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۲۸۹/۴۰ نحوه ، بحار الأنوار: ۹۲ / ۲۰۰ / ۱۷ ؛ كنز العمّال : ۱۵ / ۳۹۳ / ۴۱۵۲۵ نقلاً عن ابن النجّار عن الإمام عليّ عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله .

3) .الفردوس : ۴ / ۲۴۵ / ۶۷۲۵ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۱۵ / ۳۹۴ / ۴۱۵۲۶ نقلاً عن أبي نعيم عن أنس وأبي هريرة معا .

4) .الكافي : ۲ / ۶۱۰ / ۱ عن ليث بن أبي سليم ، عدّة الداعي : ۲۶۸ / ۴ عن ليث بن سليم وفيه «وأمتع أهله» بدل «واتّسع أهله» ، بحار الأنوار : ۹۲ / ۲۰۰ / ۱۷ .

5) .الأمالي للسيّد المرتضى : ۲/۲۷ عن عبد اللّه بن مسعود و ص ۳۰ ؛ النهاية : ۳/۳۶ نحوه ، كنزالعمّال: ۷ / ۷۹۹ / ۲۱۴۶۳ نقلاً عن ابن الضريس ومحمّد بن نصر عن الحسن نحوه .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در خانه هاتان فراوان قرآن بخوانيد ؛ كه همانا خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود ، خيرش كم و شرش بسيار است و بر ساكنانش تنگى مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى خانه هاتان بهره اى از قرآن قرار دهيد ؛ كه همانا خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود ، براى ساكنانش آسايش فراهم آيد و خيرش بسيار باشد و اهلش از افزونى برخوردار گردند ؛ و هر گاه در آن قرآن خوانده نشود ، بر ساكنانش تنگ گردد و خيرش اندك شود و اهلش در كمبود به سر برند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چندان كه مى توانيد ، خانه هاتان را نور بخشيد ؛ كه هر آينه خانه اى كه قرآن در آن خوانده شود ، بر ساكنانش گشاده گردد و خيرش فراوان شود و فرشتگان در آن حضور يابند و شيطان ها از آن دورى گزينند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خانه هاتان را به تلاوت قرآن نور بخشيد و آن ها را مقبره نكنيد ـ همانند يهوديان و مسيحيان كه در كنيسه ها و ديرها نماز مى گزارند و خانه هاشان را وامى نهند ـ ؛ زيرا هرگاه در خانه اى بسيار قرآن تلاوت شود ، خيرش فراوان گردد و ساكنانش از گشايش بهره يابند و براى آسمانيان نور پراكنند ، همان گونه كه ستارگان آسمان به ساكنان دنيا نور مى بخشند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر آيه فقيرترين خانه ، خانه اى است كه از كتاب خدا تهى باشد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَرَأَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» حينَ يَدخُلُ مَنزِلَهُ ، نَفَتِ الفَقرَ عَن أهلِ ذلِكَ المَنزِلِ وَالجيرانِ . (1)

مستدرك الوسائل عن سهل بن سعد الساعديّ :جاءَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَشَكا إلَيهِ الفَقرَ وضيقَ المَعاشِ ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا دَخَلتَ بَيتَكَ فَسَلِّم إن كانَ فيهِ أحَدٌ ، وإن لَم يَكُن فيهِ أحَدٌ فَصَلِّ عَلَيَّ وَاقرَأ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» مَرَّةً واحِدَةً . فَفَعَلَ الرَّجُلُ ، فَأَفاضَ اللّهُ عَلَيهِ رِزقا ، ووَسَّعَ عَلَيهِ حَتّى أفاضَ عَلى جيرانِهِ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام: ... وَلِيَقرَأ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» حينَ يَدخُلُ مَنزِلَهُ ؛ فَإِنَّهُ يَنفِي الفَقرَ . (3)

عنه عليه السلام :البَيتُ الَّذي يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ ويُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ تَكثُرُ بَرَكَتُهُ ، وتَحضُرُهُ المَلائِكَةُ ، وتَهجُرُهُ الشَّياطينُ ، ويُضيءُ لِأَهلِ السَّماءِ كَما تُضيءُ الكَواكِبُ لِأَهلِ الأَرضِ ؛ وإنَّ البَيتَ الَّذي لا يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ ولا يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ ، وتَهجُرُهُ المَلائِكَةُ وتَحضُرُهُ الشّياطينُ . (4)

.


1) .المعجم الكبير : ۲/۳۴۰/۲۴۱۹ عن جرير بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ۱/۶۰۰/۲۷۳۹ ؛ بحار الأنوار : ۹۲ / ۳۵۳ / ۲۳ نقلاً عن الدرّالمنثور .

2) .مستدرك الوسائل : ۴ / ۲۸۹ / ۴۷۱۲ نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي .

3) .الخصال : ۶۲۶ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ۱۱۵ ، بحار الأنوار : ۱۰ / ۱۰۵ / ۱ .

4) .الكافي : ۲ / ۶۱۰ / ۳ وص ۴۹۹ / ۱ ، عدّة الداعي : ۲۳۳ كلّها عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۱۶۱ / ۴۲ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس هنگام ورود به خانه اش سوره توحيد را بخواند ، فقر از ساكنان آن و نيز همسايگانش رخت بربندد .

مستدرك الوسائل از سهل بن سعد ساعدى :يكى از انصار نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهآمد و از فقر و تنگدستى به وى شكايت آورد . رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى فرمود : «هر گاه به خانه درآيى ، اگر كسى در آن باشد ، سلام ده ؛ و اگر كسى نباشد ، بر من درود فرست و سوره توحيد را يك بار بخوان» . آن مرد چنين كرد و خداوند بر وى روزى فراوان فرو فرستاد و چندان برايش گشايش فراهم آورد كه همسايگانش را نيز بهره مند كرد .

امام على عليه السلام :. . . و بايد هنگام ورود به خانه اش سوره توحيد را بخواند ؛ كه همانا اين كار فقر را مى راند .

امام على عليه السلام :خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و از خدا ياد گردد ، بركتش افزون گردد و فرشتگان در آن حضور يابند و شيطان ها از آن دور گردند و آن خانه براى آسمانيان پرتو افشاند ، همان گونه كه ستارگان براى زمينيان نورافشانى كنند ؛ و خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود و از خدا ياد نگردد ، بركتش اندك شود و فرشتگان از آن دورى گزينند و شيطان ها در آن حضور يابند .

.

۴ / ۶الاِشتِغالُ بِالذِّكرِ وَالدُّعاءِ بَينَ الطُّلوعَينِالإمام عليّ عليه السلام :الجُلوسُ فِي المَسجِدِ مِن بَعدِ طُلوعِ الفَجرِ إلى حينِ طُلوعِ الشَّمسِ لِلاِشتِغالِ بِذِكرِ اللّهِ سُبحانَهُ ، أسرَعُ في تَيسيرِ الرِّزقِ مِنَ الضَّربِ في أقطارِ الأَرضِ . (1)

تفسير العيّاشي عن الحسين بن مسلم :قُلتُ لَهُ [أي لِلإِمامِ الباقِر عليه السلام] : جُعِلتُ فِداكَ ! إنَّهُم يَقولونَ : إنَّ النَّومَ بَعدَ الفَجرِ مَكروهٌ ؛ لِأَنَّ الأَرزاقَ تُقَسَمُ في ذلِكَ الوَقتِ، فَقالَ: الأَرزاقُ مَوظوفَةٌ مَقسومَةٌ، وللّهِِ فَضلٌ يَقسِمُهُ مِن طُلوعِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ؛ وذلِكَ قَولُهُ: «وَسْـئلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ . (2)» ثُمَّ قالَ : وذِكرُ اللّهِ بَعدَ طُلوعِ الفَجرِ أبلَغُ في طَلَبِ الرِّزقِ مِنَ الضَّربِ فِي الأَرضِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :الجُلوسُ بَعدَ صَلاةِ الغَداةِ فِي التَّعقيبِ وَالدُّعاءِ حَتّى تَطلُعَ الشَّمسُ ، أبلَغُ في طَلَبِ الرِّزقِ مِنَ الضَّربِ فِي الأَرضِ . (4)

عنه عليه السلام :لَجُلوسُ الرَّجُلِ في دُبُرِ صَلاةِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ أنفَذُ في طَلَبِ الرِّزقِ مِن رُكوبِ البَحرِ . فَقُلتُ : يَكونُ لِلرَّجُلِ الحاجَةُ يَخافُ فَوتَها؟ فَقالَ: يُدلِجُ فيها ، وَليَذكُرِ اللّهَ عز و جل ؛ فَإِنَّهُ فيتَعقيبٍ مادامَ عَلى وُضوءٍ . (5)

راجع : ص ۸۴۰ (الموانع العمليّة / النوم قبل طلوع الشمس) .

.


1) .غرر الحكم : ۲۱۲۷ .

2) .النساء : ۳۲ .

3) .تفسير العيّاشي : ۱ / ۲۴۰ / ۱۱۹ ، بحار الأنوار : ۵ / ۱۴۷ / ۷ .

4) .تهذيب الأحكام : ۲/۱۳۸/۵۳۹ وص ۱۰۴/۳۹۱ عن الوليد بن صبيح نحوه ، من لا يحضره الفقيه : ۱/۳۲۹/۹۶۶ ، دعائم الإسلام : ۱ / ۱۷۰ نحوه .

5) .الكافي : ۵ / ۳۱۰ / ۲۷ عن حمّاد بن عثمان .

۴ / ۶ پرداختن به ذكر و دعا از سپيده دم تا طلوع خورشيد

۴ / ۶پرداختن به ذكر و دعا از سپيده دم تا طلوع خورشيدامام على عليه السلام :نشستن در سجده گاه پس از سپيده دم تا طلوع خورشيد براى پرداختن به ذكر خداى سبحان ، بيش از جست و جوى روزى در همه سوى زمين ، مايه گشايش روزى است .

تفسير العياشى از حسين بن مسلم: به امام باقر عليه السلامتفسير العياشى از حسين بن مسلم: به امام باقر عليه السلام گفتم: «فدايت گردم! مى گويند كه خواب پس از سپيده دم مكروه است ؛ زيرا روزى ها در آن هنگام تقسيم مى شود» . امام فرمود: «روزى ها معين و تقسيم شده اند ؛ و خداى را بخشايشى است كه آن را از سپيده دم تا طلوع خورشيد تقسيم مى كند ؛ و همين است كه فرموده: «و از بخشايش خدا درخواست كنيد» » . سپس فرمود : «پس از سپيده دم ذكر خداى را گفتن بيش از جست و جوى روزى در زمين ، در دستيابى به آن مؤثر است» .

امام صادق عليه السلام :به دنباله هاى مستحب و دعا پرداختن پس از نماز صبح تا طلوع خورشيد ، بيش از تلاش كردن در پى روزى در زمين ، براى كسب آن مؤثر است» .

امام صادق عليه السلام :هر آينه [به عبادت] نشستنِ انسان پس از نماز صبح تا طلوع خورشيد ، براى طلب روزى مؤثرتر از پيمودن دريا [براى تجارت ]است . گفتم: «اگر انسان كار ضرور داشته باشد كه نتواند آن را به تأخير افكند ، چه كند؟» فرمود: «پس از نماز صبح در پى آن كار رود ، اما همچنان به ذكر مشغول باشد ؛ زيرا مادام كه با وضو باشد ، در حال پرداختن به دنباله هاى مستحب است» .

ر .ك : ص۸۴۱ (موانع عملى / خواب پيش از طلوع خورشيد).

.

۴ / ۷الحَجُّ وَ العُمرَةُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :حُجّوا تَستَغنوا . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :حُجّوا لَن تَفتَقِروا . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَعاشِرَ النّاسِ ، حُجُّوا البَيتَ ؛ فَما وَرَدَهُ أهلُ بَيتٍ إلاَّ استَغنَوا ، ولا تَخَلَّفوا عَنهُ إلاَّ افتَقَروا . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :الحَجُّ وَالعُمرَةُ يَنفِيانِ الفَقرَ وَالذُّنوبَ كَما يَنفِي الكيرُ خُبثَ الحَديدِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :تابِعوا بَينَ الحَجِّ وَالعُمرَةِ ؛ فَإِنَّهُما يَنفِيانِ الفَقرَ وَالذُّنوبَ كَما يَنفِي الكيرُ خُبثَ الحَديدِ . (5)

.


1) .من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۲۶۵ / ۲۳۸۷ ، المحاسن : ۲ / ۷۹ / ۱۲۰۳ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام : ۱ / ۳۴۲ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۹۹ / ۱۱ / ۳۰ ؛ المصنّف لعبد الرزّاق : ۵ / ۱۱ / ۸۸۱۹ عن صفوان بن سليم ، الفردوس : ۲ / ۱۳۰ / ۲۶۶۳ عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۵ / ۱۰ / ۱۱۸۲۲ .

2) .الجعفريّات : ۶۵ .

3) .الاحتجاج : ۱ / ۱۵۶ / ۳۲ عن علقمة عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۳۷ / ۲۱۴ / ۸۶ و راجع روضة الواعظين : ۱۱۰ .

4) .تهذيب الأحكام : ۵ / ۲۱ / ۶۰ عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام وص ۲۲ / ۶۵ عن ابن ابنة إلياس عن الإمام الرضا عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۲۲۲ / ۲۲۳۸ ، بحار الأنوار : ۹۹ / ۱۳ / ۴۱ .

5) .الكافي : ۴ / ۲۵۵ / ۱۲ عن أبي محمّد الفرّاء عن الإمام الصادق عليه السلام ، دعائم الإسلام : ۱ / ۲۹۵ عن الإمام عليّ عليه السلامعنه صلى الله عليه و آلهنحوه ؛ سنن الترمذي : ۳ / ۱۷۵ / ۸۱۰ ، سنن النسائي : ۵ / ۱۱۵ ، مسند ابن حنبل : ۲ / ۳۳ / ۳۶۶۹ ، صحيح ابن حبّان : ۹ / ۶ / ۳۶۹۳ ، مسند أبي يعلى : ۵ / ۸ / ۴۹۵۵ كلّها عن ابن مسعود .

۴ / ۷ حج و عمره

۴ / ۷حج و عمرهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حج به جاى آوريد تا توانگر گرديد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حج گزاريد تا فقير نشويد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى گروه هاى مردم! حج خانه خدا را به جاى آوريد ؛ كه هيچ خانواده اى حج ننهاد مگر آن كه توانگرى يافت و از حج سرباز نزد مگر آن كه فقير گشت .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حج و عمره فقر و گناهان را مى رانند ، همان گونه كه دَمه آتش چرك را از آهن بزدايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پياپى حج و عمره بگزاريد ؛ زيرا حج و عمره فقر و گناهان را مى رانند ، همان گونه كه دَمه آتش چرك را از آهن بزدايد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لا يُحالِفُ الفَقرُ وَالحُمّى مُدمِنَ الحَجِّ وَالعُمرَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :حِجَجٌ تَترى وعُمَرٌ نَسقا ، تَدفَعُ ميتَةَ السّوءِ وعَيلَةَ الفَقرِ . (2)

المعجم الأوسط عن محمّد بن المُنكَدِر عن جابر بن عبد اللّه رفعه :ما أمعَرَ حاجٌّ قَطُّ . قيلَ لِجابِرٍ : مَا الإِمعارُ؟ قالَ : مَا افتَقَرَ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ أفضَلَ ما تَوَسَّلَ بِهِ المُتَوَسِّلونَ إلَى اللّهِ ـ سُبحانَهُ وتَعالى ـ الإِيمانُ بِهِ وبِرَسولِهِ ... وحَجُّ البَيتِ وَاعتِمارُهُ ؛ فَإِنَّهُما يَنفِيانِ الفَقرَ ويَرحَضانِ الذَّنبَ . (4)

علل الشرايع عن إبراهيم بن عمر بإسناده يرفعه إلى عليّ بن أبي طالب عليه السلام :أنَّهُ كانَ يَقولُ : إنَّ أفضَلَ ما تَوَسَّلَ بِهِ المُتَوَسِّلونَ الإِيمانُ بِاللّهِ ورَسولِهِ ، وَالجِهادُ في سَبيلِ اللّهِ ، وكَلِمَةُ الإِخلاصِ فَإِنَّهَا الفِطرَةُ ، وتَمامُ الصَّلاةِ فَإِنَّهَا المِلَّةُ ، وإيتاءُ الزَّكاةِ فَإِنَّها مِن فَرائِضِ اللّهِ عز و جل ، وصَومُ شَهرِ رَمَضانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِن عَذابِهِ ، وحَجُّ البَيتِ فَإِنَّهُ مَنفاةٌ لِلفَقرِ ومَدحَضَةٌ لِلذَّنبِ ، وصِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّها مَثراةٌ لِلمالِ ومَنسَأَةٌ لِلأَجَلِ . (5)

.


1) .الكافي : ۴ / ۲۵۴ / ۸ عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلام .

2) .المصنّف لعبد الرزّاق : ۵ / ۱۰ / ۸۸۱۵ عن عامر بن عبد اللّه بن الزبير ، كنز العمّال : ۵ / ۹ / ۱۱۸۱۸ ؛ الكافي : ۴ / ۲۶۱ / ۳۶ عن ابن الطيّار عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه .

3) .المعجم الأوسط : ۵ / ۲۴۵ / ۵۲۱۳ ، الدرّالمنثور : ۱ / ۲۱۱ نقلاً عن البزّار .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۰ وراجع تحف العقول : ۱۴۹ .

5) .علل الشرايع : ۲۴۷ / ۱ ، من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۲۰۵ / ۶۱۳ ، المحاسن : ۱ / ۴۵۱ / ۱۰۴۰ ، الأمالي للطوسي : ۲۱۶ / ۳۸۰ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۳۸۶ / ۵۱ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فقر و تب با كسى كه پيوسته حج و عمره گزارد ، همراه نگردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حج هاى پيوسته و عمره هاى مرتب ، مرگ ناگوار و گرانبارىِ فقر را مى رانند .

المعجم الاوسط از محمّد بن منكدر از جابر بن عبداللّه در حديث مرفوع :«حج گزارنده بى توشه نماند» . از جابر پرسيده شد: «مراد از اين سخن چيست؟» گفت: «يعنى فقير نگردد» .

امام على عليه السلام :برترين مايه توسل به خداى منزه بزرگ ، ايمان به او و رسولش . . . و حج و عمره خانه خدايند ؛ همانا اين دو فقر را دور مى كنند و گناه را مى شويند .

علل الشرايع از ابراهيم بن عمر با ذكر سند كه به على بن ابى طالب عليه السلاممى رسد :او مى فرمود : «برترين وسيله نزديكى جستن به خدا ، اين ها است: ايمان به خداوند و رسولش و جهاد در راه او و سخن مخلصانه ـ و آن ، فطرت است ـ و كامل گزاردن نماز ـ و آن ، آيين است ـ و پرداخت زكات ـ و آن ، از واجبات خداوند است ـ و روزه ماه رمضان ـ و آن ، سپرى است از عذاب خداى ـ و حج خانه خدا ـ و آن ، دور كننده فقر و ابطالگر گناه است ـ و پيوند با خويشان ـ و آن ، افزاينده مال و پس افكننده مرگ است ـ» .

.

الإمام زين العابدين عليه السلام :حُجّوا وَاعتَمِروا ، تَصِحَّ أبدانُكُم وتَتَّسِع أرزاقُكُم . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :ما رَأَيتُ شَيئا أسرَعَ غِنىً ولا أنفى لِلفَقرِ مِن إدمانِ حَجِّ هذَا البَيتِ . (2)

الكافي عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إنّي قَد وَطَّنتُ نَفسي عَلى لُزومِ الحَجِّ كُلَّ عامٍ بِنَفسي أو بِرَجُلٍ مِن أهلِ بَيتي بِمالي ، فَقالَ : وقَد عَزَمتَ عَلى ذلِكَ؟ قُلتُ : نَعَم . قالَ : إن فَعَلتَ ذلِكَ فَأَبشِر بِكَثرَةِ المالِ . (3)

تفسير العيّاشي عن إسحاق بن عمّار عن الصادق عليه السلام :الحاجُّ لا يُملِقُ أبَدا . قالَ : قُلتُ : ومَا الإِملاقُ؟ قالَ : الإِفلاسُ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :مَن أرادَ أن يَكثُرَ مالُهُ فَليُطِلِ الوُقوفَ عَلَى الصَّفا وَالمَروَةِ .

عنه عليه السلام :(5)إن أرَدتَ أن يَكثُرَ مالُكَ فَأَكثِرِ الوُقوفَ عَلَى الصَّفا . (6)

.


1) .الكافي : ۴ / ۲۵۲ / ۱ عن خالد القلانسي عن الإمام الصادق عليه السلام ، ثواب الأعمال : ۷۰ / ۳ عن عليّ بن أسباط رفعه إلى الإمام الصادق عليه السلام ، الدعوات : ۷۶ / ۱۸۱ وفيهما «أجسامكم» بدل «أبدانكم» ، بحار الأنوار : ۶۲ / ۲۶۷ / ۴۷ .

2) .الأمالي للطوسي : ۶۹۴ / ۱۴۷۸ عن زرعة وأبي كهمس ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۳۱۸ / ۷۹ .

3) .الكافي: ۴/۲۵۳/۵ ، من لا يحضره الفقيه : ۲/۲۱۸/۲۲۱۵، ثواب الأعمال : ۷۰/۴، بحار الأنوار: ۹۹/۲۵/۱۰۷ .

4) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۲۸۹ / ۶۳ .

5) .الكافي : ۴ / ۴۳۳ / ۶ عن الحسن بن عليّ بن الوليد رفعه ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۲۰۹ / ۲۱۶۹ وفي صدره «روي أنّ من ...» .

6) .تهذيب الأحكام : ۵ / ۱۴۷ / ۴۸۳ ، الاستبصار : ۲ / ۲۳۸ / ۸۲۷ كلاهما عن حمّاد المنقري .

امام سجاد عليه السلام :حج و عمره بگزاريد تا بدن هاتان سالم ماند و روزى هاتان گشايش يابد .

امام صادق عليه السلام :هيچ چيز را نيافته ام كه به اندازه حج مرتبِ اين خانه ، زود توانگرى آورد و فقر را بزدايد .

الكافى از اسحاق بن عمار :به امام صادق عليه السلام گفتم: «بر خويشتن لازم كرده ام كه هر سال يا خود به حج روم و يا مردى از خاندانم را با مال خود به حج فرستم» . فرمود: «آيا بر اين تصميم استوارى؟» گفتم : «آرى» . فرمود: «اگر چنين كنى ، به مال فراوان مژده ات باد!» .

تفسير العياشى از اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام :حج گزارنده هرگز به فقر دچار نگردد . راوى گويد: «گفتم: مراد چيست ؟» . فرمود: «تنگدستى» .

امام صادق عليه السلام :هر كه خواهد مالش افزون گردد ، بايد بر صفا و مروه زمانى دراز توقف كند .

امام صادق عليه السلام :اگر خواهى دارايى ات فراوان گردد ، بر صفا بسيار توقف كن .

.

۴ / ۸زِيارَةُ الحُسَينِ عليه السلامالإمام الباقر عليه السلام :مُروا شيعَتَنا بِزِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام ؛ فَإِنَّ إتيانَهُ يَزيدُ الرِّزقَ ويَمُدُّ فِي العُمُرِ ، ويَدفَعُ مَدافِعَ السّوءِ ، وإتيانُهُ مُفتَرَضٌ عَلى كُلِّ مُؤمِنٍ يُقِرُّ لَهُ بِالإِمامَةِ مِنَ اللّهِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلامـ في زِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام ـ: مَن زارَهُ كانَ اللّهُ لَهُ مِن وَراءِ حَوائِجِهِ ، وكَفى ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنياهُ ، وإنَّهُ يَجلِبُ الرِّزقَ عَلَى العَبدِ ، ويُخلِفُ عَلَيهِ ما يُنفِقُ ، ويَغفِرُ لَهُ ذُنوبَ خَمسينَ سَنَةً ... وإن سَلِمَ فَتَحَ لَهُ البابَ الَّذي يَنزِلُ مِنهُ رِزقُهُ ، ويَجعَلُ لَهُ بِكُلِّ دِرهَمٍ أنفَقَهُ عَشَرَةَ آلافِ دِرهَمٍ وذَخَرَ ذلِكَ لَهُ ، فَإِذا حُشِرَ قيلَ لَهُ : لَكَ بِكُلِّ دِرهَمٍ عَشَرَةُ آلافِ دِرهَمٍ ؛ إنَّ اللّهَ نَظَرَ لَكَ فَذَخَرَها لَكَ عِندَهُ . (2)

عنه عليه السلام :زورُوا الحُسَينَ [ عليه السلام ] ولَو كُلَّ سَنَةٍ ؛ فَإِنَّ كُلَّ مَن أتاهُ عارِفا بِحَقِّهِ غَيرَ جاحِدٍ ، لَم يَكُن لَهُ عِوَضٌ غَيرُ الجَنَّةِ ، ورُزِقَ رِزقا واسِعا ، وأتاهُ اللّهُ بِفَرَجٍ عاجِلٍ . (3)

الإمام الكاظم عليه السلام :مَن أتى قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام فِي السَّنَةِ ثَلاثَ مَرّاتٍ أمِنَ مِنَ الفَقرِ . (4)

.


1) .تهذيب الأحكام: ۶/۴۲/۸۶ ، كامل الزيارات : ۲۸۴/۴۵۶ كلاهما عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ۱۰۱ / ۴۸ / ۱۷ .

2) .تهذيب الأحكام : ۶ / ۴۵ / ۹۶ ، كامل الزيارات : ۵۵۴ / ۸۴۳ كلاهما عن الحلبي ، روضة الواعظين : ۲۱۴ ، بحار الأنوار : ۱۰۱ / ۲ / ۵ .

3) .كامل الزيارات : ۱۷۵ / ۲۳۵ عن محمّد بن مروان ، بحار الأنوار : ۱۰۱ / ۲ / ۳ .

4) .تهذيب الأحكام : ۶ / ۴۸ / ۱۰۶ عن محمّد بن حكيم ، بحار الأنوار : ۱۰۱ / ۱۷ / ۲۳ .

۴ / ۸ زيارت امام حسين

۴ / ۸زيارت امام حسينامام باقر عليه السلام :پيروان ما را به زيارت مزار حسين عليه السلامفراخوانيد ؛ زيرا زيارت وى روزى را فراوان كند و عمر را دراز گرداند و از ناگوارى ها بازدارد و بر هر مؤمن كه امامت او از جانب خدا را باور دارد ، واجب است .

امام صادق عليه السلامـ در زيارت مزار حسين عليه السلام ـ: هر كه او را زيارت كند ، خداوند نيازهايش را برآورد و كار دنيايش كه او را دلمشغول داشته ، كفايت فرمايد . زيارت او روزى را به سوى بنده جلب كند و آن چه را هزينه كند ، جايگزين نمايد و سبب آمرزش گناهان پنجاه سال وى شود . . . و چون به سلامت مانَد ، خداوند آن درى را كه روزى اش از آن فرود آيد ، بر وى بگشايد و به ازاى هر درهم كه انفاق كند ، ده هزار درهم به او بخشد و آن را برايش ذخيره فرمايد . پس چون برانگيخته شود ، به وى گويند : به ازاى هر درهم ، تو را ده هزار درهم بوده كه خداوند به تو مهر ورزيد و آن را نزد خويش برايت ذخيره نمود .

امام صادق عليه السلام :حسين [ عليه السلام] را ، اگرچه سالى يك بار ، زيارت كنيد ؛ كه هر كس با شناخت حق وى و بدون ناسپاسى قدر او ، به زيارتش رود ، هيچ پاداشى جز بهشت در خور وى نباشد و روزى اى گشاده يابد و خداوند گشايشى نزديك برايش پيش آورد .

امام كاظم عليه السلام :هر كه سالى سه بار به زيارت حسين عليه السلام رود ، از فقر در امان باشد .

.

۴ / ۹الدَّوامُ عَلَى الطَّهارَةِعوالي اللآلي :فِي الحَديثِ : أنَّهُ صلى الله عليه و آله شَكا إلَيهِ رَجُلٌ قِلَّةَ الرِّزقِ ، فَقالَ عليه السلام : أدِمِ الطَّهارَةَ يَدُم عَلَيكَ الرِّزقُ . فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِكَ فَوُسِّعَ عَلَيهِ الرِّزقُ . (1)

راجع : ص ۷۷۴ (المبادئ الصّحّيّة) .

۴ / ۱۰الدُّعاءالإمام الصادق عليه السلام :قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ألا أدُلُّكُم عَلى سِلاحٍ يُنجيكُم مِن أعدائِكُم ويُدِرُّ أرزاقَكُم ؟ قالوا : بَلى . قالَ : تَدعونَ رَبَّكُم بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ ؛ فَإِنَّ سِلاحَ المُؤمِنِ الدُّعاءُ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :أستَعينُهُ فاقَةً إلى كِفايَتِهِ ؛ إنَّهُ لا يَضِلُّ مَن هَداهُ ، ولا يَئِلُ مَن عاداهُ ، ولا يَفتَقِرُ مَن كَفاهُ . (3)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ عِندَ الشِّدَّةِ ـ: اللّهُمَّ لا طاقَةَ لي بِالجَهدِ ، ولا صَبرَ لي عَلَى البَلاءِ ، ولا قُوَّةَ لي عَلَى الفَقرِ ، فَلا تَحظُر عَلَيَّ رِزقي ، ولا تَكِلني إلى خَلقِكَ ، بَل تَفَرَّد بِحاجَتي وتَوَلَّ كِفايَتي . (4)

.


1) .عوالي اللآلي : ۱ / ۲۶۸ / ۷۲ وج ۴ / ۵ / ۱ .

2) .الكافي : ۲ / ۴۶۸ / ۳ عن السكوني ، ثواب الأعمال : ۴۵ / ۱ عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق : ۲ / ۸ / ۱۹۸۰ ، فلاح السائل : ۷۲ / ۵ عن السكوني عن الامام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۲۹۷ / ۲۵ ؛ مسند أبي يعلى : ۲ / ۳۲۹ / ۱۸۰۶ عن جابر عنه صلى الله عليه و آله .

3) .نهج البلاغة : الخطبة ۲ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۳۳۱ / ۱۹ ؛ مطالب السؤول : ۵۸ .

4) .الصحيفة السجّادية : ۹۳ الدعاء ۲۲ .

۴ / ۹ همواره با طهارت بودن

۴ / ۱۰ دعا

۴ / ۹همواره با طهارت بودنعوالى اللآلى :در حديث است كه مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله از اندكىِ روزى شكوه آورد . فرمود: «همواره با طهارت باش تا روزى ات پيوسته باشد» . آن مرد چنين كرد و روزى اش گشايش يافت .

ر .ك : ص۷۷۵ (اصول بهداشتى).

۴ / ۱۰دعاامام صادق عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «آيا رهنمودتان ندهم به سلاحى كه شما را از دشمنانتان رهايى بخشد و روزى هاتان را فراوان سازد؟» گفتند: «آرى» . فرمود: «پروردگارتان را شب و روز بخوانيد ؛ كه سلاح مؤمن دعا است» .

امام على عليه السلام :در عين نياز به كفايت بخشى او ، از او يارى مى جويم ؛ كه همانا هر كس او هدايتش كرده باشد ، گمراه نگردد و هر كس او با وى دشمنى ورزد ، نجات و پناه نيابد و هر كس او كفايتش كند ، فقير نگردد .

امام سجاد عليه السلامـ از دعاى او به گاه سختى ـ: بار خدايا! مرا بر رنج ، توانايى ؛ و بر بلا ، شكيبايى ؛ و بر فقر ، توان تحمل نباشد . پس روزى ام را از من مستان و به خَلقت وامگذار ؛ بلكه خود ، نيازم را برآور و مرا كفايت فرما .

.

عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ فِي المَعونَةِ عَلى قَضاءِ الدَّينِ ـ: وأجِرني مِنهُ بِوُسعٍ فاضِلٍ ، أو كَفافٍ واصِلٍ . (1)

عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في مَكارِمِ الأَخلاقِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ . . . وأغنِني ، وأوسِع عَلَيَّ في رِزقِكَ . (2)

عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في مَكارِمِ الأَخلاقِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وَاكفِني مَؤونَةَ الاِكتِسابِ ، وَارزُقني مِن غَيرِ احتِسابٍ ؛ فَلا أشتَغِلَ عَن عِبادَتِكَ بِالطَّلَبِ ، ولا أحتَمِلَ إصرَ تَبِعاتِ المَكسَبِ ، اللّهُمَّ فَاطلُبني بِقُدرَتِكَ ما أطلُبُ ، وأجِرني بِعِزَّتِكَ مِمّا أرهَبُ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :شَكا رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهأنَّ الدّورَ قَدِ اكتَنَفَتهُ ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اِرفَع صَوتَكَ مَا استَطَعتَ ، وسَلِ اللّهَ أن يُوَسِّعَ عَلَيكَ . (4)

عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ بَعدَ الصَّلاةِ المُسَمّاةِ بِالكامِلَةِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وما قَسَمتَ لي مِن قَسمٍ أو رَزَقتَني مِن رِزقٍ فَاجعَلهُ حَلالاً طَيِّبا ، واسِعا مُبارَكا ، قَريبَ المَطلَبِ ، سَهلَ المَأخَذِ ، في يُسرٍ مِنكَ وعافِيَةٍ ، وسَلامَةٍ وسَعادَةٍ ؛ إنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ . (5)

.


1) .الصحيفة السجّادية : ۱۲۱ الدعاء ۳۰ .

2) .الصحيفة السجّادية : ۸۱ الدعاء ۲۰ .

3) .الصحيفة السجّادية : ۸۷ الدعاء ۲۰ .

4) .الكافي : ۶ / ۵۲۶ / ۸ ، المحاسن : ۲ / ۴۴۹ / ۲۵۴۴ نحوه وكلاهما عن السكوني .

5) .جمال الاُسبوع : ۱۹۸ ، بحار الأنوار : ۸۹ / ۳۷۷ / ۶۷ .

امام سجاد عليه السلامـ از دعاى او در يارى خواستن براى پرداخت وام ـ: و مرا با توانگرىِ بسيار يا روزىِ به قدر نياز و پيوسته ، از آن برهان .

امام سجاد عليه السلامـ از دعاى او در خوى هاى نيكو ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست ، و مرا بى نياز كن و در روزى اى كه به من مى دهى گشايش ده .

امام سجاد عليه السلامـ از دعاى او در خوى هاى نيكو ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا از رنج بردن در كسب روزى اى ، بى نياز ساز و روزىِ بى حسابم ده تا با طلب كردن روزى از عبادتت بازنمانم و بار سنگين كسب و كار را بر دوش نكشم . بار خدايا! به قدرت خويش ، آن چه را طلب مى كنم ، برآور و به سرافرازى ات ، مرا از آن چه بيم دارم ، وا رهان .

امام صادق عليه السلام :مردى از انصار نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله شكايت برد كه خانه اش تنگ است . پيامبر فرمود : «چندان كه مى توانى ، صدايت را بلند كن و از خدا بخواه كه تو را گشايش عطا كند» .

امام صادق عليه السلامـ در دعاى پس از نماز كامل ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و آن چه را قسمت و روزى من ساخته اى ، حلال و پاك و گشاده و مبارك و در دسترس و آسان ياب قرار ده و آن را فراوان و همراه خرمى و سلامت و خوشبختى ساز ؛ كه تو بر هر چيز توانايى .

.

الكافي عن جعفر بن محمّد بن يقظان رفعه إليهم عليهم السلام: يَقولُ الرَّجُلُ إذا فَرَغَ مِنَ الأَذانِ وجَلَسَ : اللّهُمَّ اجعَل قَلبي بارّا (وعَيشي قارّا) ورِزقي دارّا ، وَاجعَل لي عِندَ قَبرِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه و آلهقَرارا ومُستَقَرّا . (1)

۴ / ۱۱الدُّعاءُ لِلإِخوانِ بِظَهرِ الغَيبِالإمام الصادق عليه السلام :دُعاءُ المُؤمِنِ لِلمُؤمِنِ يَدفَعُ عَنهُ البَلاءَ ، ويُدِرُّ عَلَيهِ الرِّزقَ . (2)

عنه عليه السلام :دُعاءُ المَرءِ لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ يُدِرُّ الرِّزقَ ، ويَدفَعُ المَكروهَ . (3)

الكافي عن حفص بن عمران البجلّيّ :شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامحالي وَانتِشارَ أمري عَلَيَّ، قالَ: فَقالَ لي : إذا قَدِمتَ الكوفَةَ فَبِع وِسادَةً مِن بَيتِكَ بِعَشَرَةِ دَراهِمَ ، وَادعُ إخوانَكَ وأعِدَّ لَهُم طَعاما ، وسَلهُم يَدعونَ اللّهَ لَكَ . قالَ : فَفَعَلتُ ، وما أمكَنَني ذلِكَ حَتّى بِعتُ وِسادَةً ، وَاتَّخَذتُ طَعاما كَما أمَرَني ، وسَأَلتُهُم أن يَدعُوا اللّهَ لي ، قالَ : فَوَاللّهِ ما مَكَثتُ إلاّ قَليلاً حَتّى أتاني غَريمٌ لي فَدَقَّ البابَ عَلَيَّ وصالَحَني مِن مالٍ لي كَثيرٍ كُنتُ أحسِبُهُ نَحوا مِن عَشَرَةِ آلافِ دِرهَمٍ ، قالَ : ثُمَّ أقبَلَتِ الأَشياءُ عَلَيَّ . (4)

.


1) .الكافي : ۳ / ۳۰۸ / ۳۲ ، تهذيب الأحكام : ۲ / ۶۴ / ۲۳۰ وليس فيه «عيشي قارّا» ، بحار الأنوار : ۸۴ / ۱۸۲ / ۱۵ نقلاً عن مصباح المتهجّد .

2) .الاختصاص : ۲۸ ، المؤمن : ۵۵ / ۱۴۰ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۲۲۲ / ۲ .

3) .الكافي : ۲ / ۵۰۷ / ۲ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۳۵۸ / ۱۶ نقلاً عن مكارم الأخلاق .

4) .الكافي : ۵ / ۳۱۴ / ۴۲ ، بحار الأنوار : ۴۷ / ۳۸۲ / ۱۰۴ ، وراجع الاختصاص : ۲۴ .

۴ / ۱۱ دعاى پنهان براى برادران [مؤمن]

الكافى از جعفر بن محمّد بن يقظان كه حديث را به امامان معصوم عليهم السلامرسانده است:انسان بايد پس از اذان و برجاى نشستن بگويد : «بار خدايا! قلب مرا نيك ، زندگى ام را آرام ، و روزى ام را سرشار ساز ؛ و مرا نزد مزار پيامبرت صلى الله عليه و آله آرامش و آسودگى نصيب فرما .

۴ / ۱۱دعاى پنهان براى برادران مؤمنامام صادق عليه السلام :دعاى مؤمن براى مؤمن ، بلا را از او دور مى كند و روزى وى را فراهم مى سازد .

امام صادق عليه السلام :دعاى انسان براى برادر [مؤمن] خود ، روزى را فراوان و ناخوشايندها را دور مى كند .

حفص بن عمران بجلى :به امام صادق عليه السلام از حال خود و گسسته شدن رشته كارهايم شكايت بردم . مرا فرمود : «چون به كوفه بازگشتى ، بالشى از خانه ات به ده درهم بفروش و برادران [مؤمن] خود را فراخوان و غذايى برايشان آماده ساز و از ايشان بخواه كه برايت نزد خداوند دعا كنند» . من چنين كردم و انجام دادن آن به اين شكل برايم ميسر شد كه بالشى فروختم و غذايى فراهم آوردم ، همان گونه كه او فرمان داده بود . آن گاه از آنان خواستم كه نزد خدا برايم دعا كنند . به خدا سوگند! ديرى نگذشت كه يكى از بدهكارانم فرا آمد و درِ خانه ام را كوفت و مالى فراوان كه مربوط به خودم بود ـ گمان دارم در حدود ده هزار درهم ـ را با من مصالحه كرد و از آن پس ، روزگار به من روى آورد .

.

۴ / ۱۲الأَدعِيةُ المَأثورَةُ في طَلَبِ الرِّزقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا سَلمانُ ، أكثِر أن تَقولَ : رَبِّ اقضِ عَنِّي الدَّينَ ، وأغنِني مِنَ الفَقرِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَخافُ زَوالَ نِعمَةٍ ، أو فُجاءَةَ نِقمَةٍ ، أو تَغَيُّرَ عافِيَةٍ ويَقولُ : «يا حَيُّ يا قَيّومُ ، يا واحِدُ يا مَجيدُ ، يا بَرُّ يا كَريمُ ، يا رَحيمُ يا غَنِيُّ ، تَمِّم عَلَينا نِعمَتَكَ ، وهَب لَنا كَرامَتَكَ ، وألبِسنا عافِيَتَكَ» ، إلاّ أعطاهُ اللّهُ تَعالى خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (2)

الكافي عن إسماعيل بن عبد الخالق :أبطَأَ رَجُلٌ مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهعَنهُ ثُمَّ أتاهُ ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما أبطَأَ بِكَ عَنّا؟ فَقالَ : السُّقمُ وَالفَقرُ ، فَقالَ لَهُ : أفَلا اُعَلِّمُكَ دُعاءً يَذهَبُ اللّهُ عَنكَ بِالسُّقمِ وَالفَقرِ؟ قالَ : بَلى يا رَسولَ اللّهِ ، فَقالَ : قُل : «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ (العَلِيِّ العَظيمِ) ، تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِ الَّذي لا يَموتُ ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يَتَّخِذ (صاحِبَةً ولا) وَلَدا ، ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ ، ولَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا . قالَ : فَما لَبِثَ أن عادَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، قَد أذهَبَ اللّهُ عَنِّي السُّقمَ وَالفَقرَ . (3)

الإمام الباقر عليه السلام :كانَ [الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليهماالسلام] يَقولُ لِوُلدِهِ: يا بَنِيَّ ، إذا أصابَتكُم مُصيبَةٌ مِنَ الدُّنيا أو نَزَلَ بِكُم فاقَةٌ ، فَليَتَوَضَّاَ? الرَّجُلُ فَيُحسِنَ وُضوءَهُ ، وَليُصَلِّ أربَعَ رَكَعاتٍ أو رَكعَتَينِ ، فَإِذَا انصَرَفَ مِن صَلاتِهِ فَليَقُل : «يا مَوضِعَ كُلِّ شَكوى ، يا سامِعَ كُلِّ نَجوى ، يا شافِيَ كُلِّ بَلاءٍ ، ويا عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ ، ويا كاشِفَ ما يَشاءُ مِن بَلِيَّةٍ ، ويا مُنجِيَ موسى ، ويا مُصطَفِيَ مُحَمَّدٍ ، ويا خَليلَ إبراهيمَ ، أدعوكَ دُعاءَ مَنِ اشتَدَّت فاقَتُهُ وضَعُفَت قُوَّتُهُ وقَلَّت حيلَتُهُ ، دُعاءَ الغَريبِ الغَريقِ الفَقيرِ الَّذي لا يَجِدُ لِكَشفِ ما هُوَ فيهِ إلاّ أنتَ ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ ، سُبحانَكَ إنّي كُنتُ مِنَ الظّالِمينَ» . قالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام : لا يَدعو بِهذا رَجُلٌ أصابَهُ بَلاءٌ إلاّ فَرَّجَ اللّهُ تَعالى عَنهُ . (4)

.


1) .المعجم الكبير : ۶ / ۲۳۳ / ۶۰۷۸ عن سلمان الفارسي ، كنز العمّال : ۶ / ۲۲۷ / ۱۵۴۶۵ .

2) .بحار الأنوار : ۹۵ / ۱۹۴ / ۲۷ نقلاً عن خطّ الشهيد الأوّل رحمه الله .

3) .الكافي : ۲ / ۵۵۱ / ۳ ، الأمالي للمفيد : ۲۲۹ / ۲ عن محمّد بن جعفر عن الإمام الصادق عليه السلام ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۳۲۰ / ۱۸۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام وكلاهما نحوه .

4) .كشف الغمّة : ۲ / ۱۸۰ عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۹۱ / ۳۷۴ / ۳۱ .

۴ / ۱۲ دعاهاى روايت شده در طلب روزى

۴ / ۱۲دعاهاى روايت شده در طلب روزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى سلمان! فراوان بگو : «پروردگارم! وام مرا ادا كن و از فقر رهايم فرما» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر بنده اى كه از نيستىِ نعمتى يا رخ دادن عذابى ناگهانى يا رخت بربستن سلامتى بيم داشته باشد و اين ذكر را بگويد ، خداى تعالى خير دنيا و آخرت را به وى عطا فرمايد: «اى زنده ، اى پابرجا ، اى يگانه ، اى باشكوه ، اى نيكو ، اى كرامت پيشه ، اى مهرورز ، اى توانگر! نعمت خويش را بر ما تمام فرما و كرامتت را به ما نصيب گردان و جامه سلامتت را بر ما بپوشان» .

الكافى از اسماعيل بن عبدالخالق :يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آلهچندى به ديدار وى نيامد . پس از چندى كه به ديدار آمد ، پيامبر فرمود: «اين تأخير را سبب چه بود؟» گفت: «بيمارى و فقر» . فرمود: «آيا دعايى نياموزمت كه با آن ، خداوند بيمارى و فقر را از تو دور دارد؟» گفت: «آرى ؛ اى رسول خدا» . فرمود: بگو : هيچ نيرو و توانى جز از خداى والاى بزرگ نيست . توكّل مى كنم بر زنده اى كه هرگز نميرد . و سپاس خداى را كه همنشين و فرزندى نگيرد و در حكمرانى شريكى ندارد و از سرِ فروترى يارى نگيرد . و او را بسى بزرگ بشمار » . راوى گويد: «ديرى نگذشت كه او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت و گفت: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! همانا خداوند بيمارى و فقر را از من زدود » .

امام باقر عليه السلام :حسن بن على عليهماالسلام به فرزندانش مى فرمود : «فرزندانم! هر گاه مصيبتى دنيايى يا تنگنايى به شما روى آورد ، انسان بايد نيك وضو گيرد و چهار يا دو ركعت نماز بگزارد و پس از پايان نماز بگويد : اى آن كه هر شكايت را نزد وى برند ؛ اى شنونده هر نجوا ؛ اى از ميان برنده هر بلا ؛ اى داناى هر نهان ؛ اى زداينده هر بلا كه خود خواهد ؛ اى نجات بخش موسى ؛ اى برگزيننده محمّد ؛ اى دوست ابراهيم! تو را به گونه كسى مى خوانم كه تنگناى او شدت گرفته و نيرويش كاستى پذيرفته و تدبيرش اندك شده ؛ به گونه غريب غرق شده فقيرى كه براى رهايى از اين حال ، هيچ كس را جز تو نيابد ؛ اى مهرورزترينِ مهرورزان ؛ منزهى تو و من از ستمگرانم » . امام سجاد فرموده است: «هيچ گرفتار بلايى بدين گونه دعا نكند ، مگر آن كه خداى تعالى برايش گشايش فراهم آورد» .

.

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في دُعائِهِ إذا قُتِّرَ عَلَيهِ الرِّزقُ ـ: اللّهُمَّ إنَّكَ ابتَلَيتَنا في أرزاقِنا بِسوءِ الظَّنِّ ، وفي آجالِنا بِطولِ الأَمَلِ ؛ حَتَّى التَمَسنا أرزاقَكَ مِن عِندِ المَرزوقينَ ، وطَمِعنا بِآمالِنا في أعمارِ المُعَمَّرينَ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وهَب لَنا يَقينا صادِقا تَكفينا بِهِ مِن مَؤونَةِ الطَّلَبِ ، وألهِمنا ثِقَةً خالِصَةً تُعفينا بِها مِن شِدَّةِ النَّصَبِ ، وَاجعَل ما صَرَّحتَ بِهِ مِن عِدَتِكَ في وَحيِكَ وأتبَعتَهُ مِن قَسَمِكَ في كِتابِكَ ، قاطِعا لاِهتِمامِنا بِالرِّزقِ الَّذي تَكَفَّلتَ بِهِ ، وحَسما لِلاِشتِغالِ بِما ضَمِنتَ مِنَ الكِفايَةِ لَهُ ، فَقُلتَ وقَولُكَ الحَقُّ الأَصدَقُ ، وأقسَمتَ وقَسَمُكَ الأَبَرُّ الأَوفى: «وَفِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ» ، ثُمَّ قُلتَ : «فَوَرَبِّ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ (1). (2)»

.


1) .الذاريات : ۲۲ و ۲۳ .

2) .الصحيفة السجّادية : ۱۱۹ الدعاء ۲۹ .

امام سجاد عليه السلامـ در دعايش به گاه تنگىِ روزى ـ: بار خدايا! همانا ما را در روزى هامان ، به بدگمانى ؛ و در سرآمد عمرمان ، به دراز آرزويى آزموده اى ؛ چندان كه روزى هاى تو را از روزى داده شدگان طلب كرديم و با آرزوهاى خويش ، در عمرهاى ديرينه عُمران طمع ورزيديم . پس بر محمّد و خاندان وى درود فرست و ما را يقينى صادقانه بخش كه با آن ، از رنج طلب رهايى مان دهى ؛ و اعتمادى خالصانه در دلمان افكن كه با آن ، از سختىِ رنج نجاتمان بخشى ؛ و نويدهايى را كه در وحى خويش آورده اى و با سوگندهايت در كتابت همراه فرموده اى ، مايه دست كشيدن ما از تلاش بيهوده براى كسب روزى اى ساز كه خود برعهده گرفته اى و نيز آن را سبب ترك مشغوليت ما به چيزى گردان كه خود برآوردنش را تضمين فرموده اى . تو گفته اى ـ و گفته ات حق است و راست ترين ـ و سوگند خورده اى ـ و سوگندت نيكوترين است و صادقانه ترين ـ : «و روزى تان و آن چه بدان وعده داده شده ايد ، در آسمان است» و آن گاه فرموده اى: «پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه همانا سخن وى حق است ، چنان كه شما سخن مى گوييد [و آن را حق مى شمريد]» .

.

الإمام الصادق عليه السلام :مَن قالَ : «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ ، تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِّ الَّذي لا يَموتُ ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يَتَّخِذ ( صاحِبَةً ولا ) وَلَدا ، ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ ، ولَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا» أذهَبَ اللّهُ عَنهُ السُّقمَ وَالفَقرَ . (1)

عنه عليه السلام :إذا غَدَوتَ في حاجَتِكَ بَعدَ أن تَجِبَ الصَّلاةُ ، فَصَلِّ رَكعَتَينِ ، فَإِذا فَرَغتَ مِنَ التَّشَهُّدِ قُلتَ : «اللّهُمَّ إنّي غَدَوتُ ألتَمِسُ مِن فَضلِكَ كَما أمَرتَني ، فَارزُقني رِزقا حَلالاً طَيِّبا ، وأعطِني في ما رَزَقتَنِي العافِيَةَ» تُعيدُها ثَلاثَ مَرّاتٍ ، ثُمَّ تُصَلّي رَكعَتَينِ اُخراوَينِ ، فَإِذا فَرَغتَ مِنَ التَّشَهُّدِ قُلتَ : «بِحَولِ اللّهِ وقُوَّتِهِ غَدَوتُ بِغَيرِ حَولٍ مِنّي ولا قُوَّةٍ ولكِن بِحَولِكَ يا رَبِّ وقُوَّتِكَ ، وأبرَأُ إلَيكَ مِنَ الحَولِ وَالقُوَّةِ . اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بَرَكَةَ هذَا اليَومِ وبَرَكَةَ أهلِهِ ، وأسأَلُكَ أن تَرزُقَني مِن فَضلِكَ رِزقا واسِعا طَيِّبا حَلالاً ، تَسوقُهُ إلَيَّ بِحَولِكَ وقُوَّتِكَ وأنَا خافِضٌ في عافِيَتِكَ» تَقولُها ثَلاثا . (2)

تفسير العيّاشي عن عبد اللّه بن سنان :شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَقالَ : ألا اُعَلِّمُكَ شَيئا إذا قُلتَهُ قَضَى اللّهُ دَينَكَ وأنعَشَكَ وأنعَشَ حالَكَ؟ فَقُلتُ : ما أحوَجَني إلى ذلِكَ! فَعَلَّمَهُ هذَا الدُّعاءَ ، قُل في دُبُرِ صَلاةِ الفَجرِ : «تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِّ الَّذي لا يَموتُ ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يَتَّخِذ وَلَدا ، ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ ، ولَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا . اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ البُؤسِ وَالفَقرِ ، ومِن غَلَبَةِ الدَّينِ وَالسُّقمِ ، وأسأَلُكَ أن تُعينَني عَلى أداءِ حَقِّكَ إلَيكَ وإلَى النّاسِ» . (3)

.


1) .الدعوات : ۱۹۳ / ۵۳۲ ، بحار الأنوار : ۹۵ / ۱۹ / ۲۰ .

2) .الكافي : ۳ / ۴۷۵ / ۷ عن الوليد بن صبيح ، قرب الإسناد : ۳ / ۶ وح ۷ عن مسعدة بن صدقة نحوه ، بحار الأنوار : ۹۵ / ۲۹۳ / ۱ .

3) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۳۲۰ / ۱۸۱ ، بحار الأنوار : ۸۶ / ۱۳۲ / ۸ وج ۹۵ / ۳۰۲ / ۴ .

امام صادق عليه السلام :هر كه گويد: «هيچ نيرو و توانى جز از خداى نيست . توكّل مى كنم بر زنده اى كه هرگز نميرد . و سپاس خداى را كه همنشين و فرزندى نگيرد و در حكمرانى شريكى ندارد و از سرِ فروترى يارى نگيرد . و او را بسى بزرگ بشمار» ، خداوند بيمارى و فقر را از وى بزدايد .

امام صادق عليه السلام :بامدادان كه در پى حاجتى مى روى ، پس از نماز واجب دو ركعت نماز بگزار و بعد از تشهد ، سه بار بگو : «بار خدايا! بامدادان همان گونه كه فرمانم داده اى ، در پى نعمت تو روان مى شوم . پس مرا از روزى حلال و پاكت نصيب فرما و در آن چه روزى ام مى سازى ، سلامت مقرر فرما» . سپس دو ركعت ديگر بگزار و بعد از تشهد ، سه بار بگو: «به توان و نيروى خدا ، حركت كردم و نه به نيرو و توان خود ، بلكه به نيرو و توان تو اى پروردگارم ؛ و از هر نيرو و توانى به سوى تو مى گرايم . بار خدايا! از تو بركت اين روز و اهلش را خواهانم و درخواست مى كنم كه از فضل خويش ، روزى گسترده پاك حلالى نصيبم فرمايى كه با نيرو و توان خود ، آن را به سوى من مى كشانى ، حال آن كه من در سلامت تو آرميده ام» .

تفسير العياشى از عبداللّه بن سنان :به امام صادق عليه السلام شكايت بردم . فرمود: «آيا چيزى نياموزمت كه هرگاه بگويى ، خداوند وامت را ادا فرمايد و نشاطت بخشد و حالت را خوش گرداند؟» گفتم: «به چنين چيزى بسيار نيازمندم» . امام اين دعا را آموخت كه بعد از نماز صبح بخوانم: «توكّل مى كنم بر زنده اى كه هرگز نميرد . و سپاس خداى را كه همنشين و فرزندى نگيرد و در حكمرانى شريكى ندارد و از سرِ فروترى يارى نگيرد . و او را بسى بزرگ بشمار . بار خدايا! به تو پناه مى برم از بدحالى و فقر و از غالب شدن قرض و بيمارى . و از تو درخواست مى كنم كه يارى ام فرمايى تا حق تو و مردم را ادا كنم» .

.

فلاح السائل عن محمّد بن أبي عمير عن عبيد بن زرارة :حَضَرتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام وشَكا إلَيهِ رَجُلٌ مِن شيعَتِهِ الفَقرَ وضيقَ المَعيشَةِ ، وأنَّهُ يَجولُ في طَلَبِ الرِّزقِ البُلدانَ فَلا يَزدادُ إلاّ فَقرا ، فَقالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إذا صَلَّيتَ العِشاءَ الآخِرَةَ فَقُل وأنتَ مُتَأَنٍّ : «اللّهُمَّ إنَّهُ لَيسَ لي عِلمٌ بِمَوضِعِ رِزقي ، وإنَّما أطلُبُهُ بِخَطَراتٍ تَخطُرُ عَلى قَلبي ...» . قالَ عُبَيدُ بنُ زُرارَةَ: فَما مَضَت بِالرَّجُلِ مُدَيدَةٌ حَتّى زالَ عَنهُ الفَقرُ ، وحَسُنَت حالُهُ . (1)

۴ / ۱۳الأَذكارُ المَأثورَةُ لِدَفعِ الفَقرِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَمِعتُ جَبرَئيلَ يَقولُ : مَن قالَ مِن اُمَّتِكَ ـ يا مُحَمَّدُ ـ في كُلِّ يَومٍ مِائَةً : «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبينُ» كانَ لَهُ أمانا مِنَ الفَقرِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن قالَ في كُلِّ يَومٍ مِائَةَ مَرَّةٍ: «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبينُ» كانَ لَهُ أماناً مِنَ الفَقرِ ، وأمِنَ مِن وَحشَةِ القَبرِ ، وَاستَجلَبَ الغِنى . (3)

.


1) .فلاح السائل : ۴۴۷ / ۳۰۵ ، بحار الأنوار : ۸۶ / ۱۲۴ / ۵ .

2) .كنز العمّال : ۲ / ۶۸۱ / ۵۰۵۸ نقلاً عن الديلمي عن مالك عن الإمام عليّ عليه السلام .

3) .كشف الغمّة : ۲ / ۳۷۶ عن مالك بن أنس عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۴ / ۶ ؛ تاريخ بغداد : ۱۲/۳۵۸/۶۷۹۰، حلية الأولياء : ۸ /۲۸۰ كلاهما عن مالك بن أنس عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آلهنحوه ، كنز العمّال : ۲ / ۲۳۳ / ۳۸۹۶ نقلاً عن الشيرازي في الألقاب والديلمي عن مالك بن أنس وراجع ثواب الأعمال : ۲۳ / ۱ .

۴ / ۱۳ ذكرهاى روايت شده براى فقرزدايى

فلاح السائل از محمّد بن ابى عمير از عبيد بن زراره :نزد امام صادق عليه السلامبودم كه مردى از پيروانش از فقر و تنگدستى به وى شكايت آورد و گفت كه در طلب روزى ديار به ديار مى گردد ، ولى جز فقر روز افزون نصيبش نمى شود . امام صادق عليه السلام به او فرمود: «هنگامى كه نماز عشا را به جاى آوردى ، با آرامى و وقار بگو: «بار خدايا! من نمى دانم كه روزى ام در كجا نهاده شده و آن را چنان كه به قلبم خطور مى كند ، مى طلبم . . .» . عبيد بن زراره گويد: «پس از كوتاه زمانى ، فقر از وى زدوده شد و حالش خوش گشت» .

۴ / ۱۳ذكرهاى روايت شده براى فقرزدايىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از جبرئيل شنيدم كه مى گفت: «اى محمّد! هر كس از امت تو روزانه صد بار اين ذكر را بگويد ، از فقر در امان باشد : لا اله الا اللّه الملك الحق المبين (= جز خداى حكمران راستين روشنگر معبودى نيست) » .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس روزانه صد بار اين ذكر را بگويد ، از فقر در امان باشد و از وحشت قبر رها گردد و توانگرى را به دست آورد : «لا اله الا اللّه الملك الحق المبين (= جز خداى حكمران راستين روشنگر معبودى نيست)» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن ألَحَّ عَلَيهِ الفَقرُ فَليُكثِر مِن قَولِ : «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ» يُنفى عَنهُ الفَقرُ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن سَبَّحَ اللّهَ كُلَّ يَومٍ ثَلاثينَ مَرَّةً ، دَفَعَ اللّهُ عز و جلعَنهُ سَبعينَ نَوعا مِنَ البَلاءِ ، أيسَرُهَا الفَقرُ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :مَن قالَ : «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ ، سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ» ثَلاثينَ مَرَّةً ، اِستَقبَلَ الغِنى ، وَاستَدبَرَ الفَقرَ ، وقَرَعَ بابَ الجَنَّةِ . (3)

عنه عليه السلامعن آبائه عليهم السلام : مَن قالَ في كُلِّ يَومٍ ثَلاثينَ مَرَّةً : «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ الحَقُّ المُبينُ» اِستَقبَلَ الغِنى ، وَاستَدبَرَ الفَقرَ ، وقَرَعَ بابَ الجَنَّةِ . (4)

الكافي عن إبراهيم بن صالح عن رجل من الجعفريّين :كانَ بِالمَدينَةِ عِندَنا رَجُلٌ يُكَنّى أبَا القَمقامِ ، وكانَ مُحارَفا ، فَأَتى أبَا الحَسَنِ عليه السلام فَشَكا إلَيهِ حِرفَتَهُ ، وأخبَرَهُ أنَّهُ لا يَتَوَجَّهُ في حاجَةٍ فَيُقضى لَهُ ، فَقالَ لَهُ أبُوالحَسَنِ عليه السلام : قُل في آخِرِ دُعائِكَ مِن صَلاةِ الفَجرِ : «سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ ، أستَغفِرُ اللّهَ ، وأسأَلُهُ مِن فَضلِهِ» عَشرَ مَرّاتٍ . قالَ أبُو القَمقامِ : فَلَزِمتُ ذلِكَ ، فَوَاللّهِ ما لَبِثتُ إلاّ قَليلاً حَتّى وَرَدَ عَلَيَّ قَومٌ مِنَ البادِيَةِ ، فَأَخبَروني أنَّ رَجُلاً مِن قَومي ماتَ ولَم يُعرَف لَهُ وارِثٌ غَيري ، فَانطَلَقتُ وقَبَضتُ ميراثَهُ وأنَا مُستَغنٍ . (5)

.


1) .الكافي : ۸ / ۹۳ / ۶۵ ، المحاسن : ۱ / ۱۱۴ / ۱۱۳ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۳۶ كلّها عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للصدوق : ۶۵۱ / ۸۸۵ عن محمّد بن جعفر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلامعنه صلى الله عليه و آله ؛ تاريخ بغداد : ۲ / ۵۲ / ۴۴۸ عن أنس نحوه .

2) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، الأمالي للصدوق : ۱۰۹ / ۸۴ عن محمّد بن حمران عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «أدناها» بدل «أيسرها» ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۵ .

3) .الأمالي للصدوق : ۳۵۵ / ۴۳۶ عن حمّاد بن واقد ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۶۶ ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۱۷۷ / ۵ .

4) .ثواب الأعمال : ۲۳ / ۱ ، المحاسن : ۱ / ۱۰۱ / ۷۳ نحوه وكلاهما عن الأوزاعي ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۸ / ۱۴ وراجع الأمالي للطوسي : ۲۷۹ / ۵۳۴ و صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۲۸۸ / ۳۷ والدعوات : ۱۱۷ / ۲۷۱ .

5) .الكافي : ۵ / ۳۱۵ / ۴۶ وج ۲ / ۵۵۰ / ۱۲ ، من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۳۲۸ / ۹۶۲ ، المقنعة : ۱۳۷ ، عدّة الداعي : ۲۵۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۹۵ / ۲۹۵ / ۸ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه فقر بر وى فشار آورد ، فراوان بگويد : «لا حول ولا قوة الا باللّه العلى العظيم (= هيچ نيرو و توانى نيست مگر با تكيه بر خداى والاى بزرگ)» ؛ و بدين سان ، فقر از وى زدوده گردد .

امام على عليه السلام :هر كه روزانه سى بار «سبحان اللّه » گويد ، خداوند هفتاد گونه بلا را از وى دور سازد كه كم ترينِ آن ها فقر است .

امام صادق عليه السلام :هر كس سى بار اين ذكر را بگويد ، به توانگرى روى كند و از فقر روى گرداند و درِ بهشت را بكوبد : «سبحان اللّه وبحمده ، سبحان اللّه العظيم (= منزه است خدا و او را مى ستايم ؛ منزه است خدا)» .

امام صادق عليه السلام از پدرانش :هر كه روزانه سى بار اين ذكر را بگويد ، به توانگرى روى كند و از فقر روى گرداند و درِ بهشت را بكوبد: «لا اله الا اللّه الحق المبين (= جز خداى راستين روشنگر معبودى نيست) » .

الكافى از ابراهيم بن صالح از مردى در زمره جعفرى ها:در مدينه ، نزديك ما مردى بود با كنيه ابوقمقام كه از روزى محروم بود . وى نزد امام كاظم عليه السلامآمد و از محروميتش به وى شكايت آورد و به او گفت كه به هيچ حاجتى روى نمى آورد كه بدان دست يابد . امام كاظم عليه السلام به او فرمود: «در پايان دعاى خود پس از نماز صبح ده بار بگو : سبحان اللّه العظيم ، استغفر اللّه ، و اسأله من فضله (= منزه است خداى بزرگ ؛ از خداوند آمرزش مى خواهم ؛ و بخشش او را درخواست مى كنم) » . ابوقمقام گويد : «من چنين كردم و به خدا سوگند كه ديرى نگذشت تا گروهى از صحرا بر من درآمدند و خبرم دادند كه يكى از خويشانم درگذشته و جز من وارثى براى او شناخته نشده است . پس روان گشته ، ميراث وى را برگرفتم و توانگرى يافتم» .

.

راجع : ص ۵۴ (الدعاء للتقدّم الاقتصادي).

.

ر . ك : ص ۵۵ (دعا براى پيشرفت اقتصادى) .

.

الفصل الخامس: المبادئ الاجتماعيّة۵ / ۱النِّكاحرسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِلتَمِسُوا الرِّزقَ بِالنِّكاحِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :تَزَوَّجُوا النِّساءَ ؛ فَإِنَّهُنَّ يَأتينَكُم بِالمالِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :اِتَّخِذُوا الأَهلَ ؛ فَإِنَّهُ أرزَقُ لَكُم . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :تَزَوَّجوا أياماكُم ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يُحَسِّنُ لَهُنَّ في أخلاقِهِنَّ ، ويُوَسِّعُ لَهُنَّ في أرزاقِهِنَّ ، ويَزيدُهُنَّ في مُرُوّاتِهِنَّ . (4)

.


1) .مكارم الأخلاق : ۱/۴۳۰/۱۴۵۹ ؛ تفسير الكشّاف: ۳/۷۴ ، الفردوس: ۱/۸۸/۲۸۲ عن ابن عبّاس .

2) .المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۱۷۴ / ۲۶۷۹ ، تاريخ بغداد : ۹ / ۱۴۷ / ۴۷۵۹ ، الفردوس: ۲/۵۰/۲۲۹۰ كلّها عن عائشة، كنز العمّال: ۱۶/۲۷۵/۴۴۳۱ وص۴۹۲/۴۵۶۰۷؛ مكارم الأخلاق: ۱/۴۳۰/۱۴۶۲.

3) .الكافي : ۵ / ۳۲۹ / ۶ عن ابن القدّاح ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۳۸۳ / ۴۳۴۵ ، تهذيب الأحكام : ۷ / ۲۳۹ / ۱۰۴۶ عن ابن أبي القدّاح ، قرب الإسناد : ۲۰ / ۶۸ عن ميمون القدّاح وكلّها عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۱۷ / ۱ .

4) .الجعفريّات : ۹۱ ، جامع الأحاديث للقمّي : ۶۶ وفيه ضمير جمع المذكّر «هم» بدل «هنّ» في جميع الموارد ، دعائم الإسلام : ۲ / ۱۹۶ / ۷۱۳ و ليس فيه «ويزيدهنّ في مروّاتهنّ» ؛ الفردوس : ۲ / ۲۹۳ / ۳۳۳۶ عن ابن عمر نحوه .

فصل پنجم : اصول اجتماعى

۵ / ۱ ازدواج

فصل پنجم: اصول اجتماعى۵ / ۱ازدواجپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با ازدواج ، روزى را بطلبيد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زنان را به همسرى گيريد كه ايشان برايتان دارايى آورند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خانواده دار شويد كه بدين سان روزى تان بيش تر گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با زنان بى همسر ازدواج كنيد كه خداى تعالى اخلاق ايشان را نيك گرداند و روزى هاشان را بيفزايد و بلند همتى شان را بيش سازد .

.

الإمام الصادق عليه السلام :أتى رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله شابٌّ مِنَ الأَنصارِ ، فَشَكا إلَيهِ الحاجَةَ ، فَقالَ لَهُ : تَزَوَّج ، فَقالَ الشّابُّ : إنّي لَأَستَحيي أن أعودَ إلى رَسولِ اللّهِ ، فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ فَقالَ : إنَّ لي بِنتا وَسيمَةً ، فَزَوَّجَها إيّاهُ . قالَ : فَوَسَّعَ اللّهُ عَلَيهِ . فَأَتَى الشّابُّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آلهفَأَخبَرَهُ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا مَعشَرَ الشَّبابِ ، عَلَيكُم بِالباهِ . (1)

عنه عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ (2)» ـ: يَتَزَوَّجوا حَتّى يُغنِيَهُم مِن فَضلِهِ . (3)

عنه عليه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَشَكا إلَيهِ الحاجَةَ ، فَقالَ : تَزَوَّج ، فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَيهِ . (4)

الكافي عن عاصم بن حميد :كُنتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَأَتاهُ رَجُلٌ فَشَكا إلَيهِ الحاجَةَ ، فَأَمَرَهُ بِالتَّزويجِ . قالَ : فَاشتَدَّت بِهِ الحاجَةُ ، فَأَتى أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلامفَسَأَلَهُ عَن حالِهِ ، فَقالَ لَهُ : اِشتَدَّت بِيَ الحاجَةُ ، فَقالَ : فَفارِق ، ثُمَّ أتاهُ فَسَأَلَهُ عَن حالِهِ ، فَقالَ : أثرَيتُ وحَسُنَ حالي ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إنّي أمَرتُكَ بِأَمرَينِ أمَرَ اللّهُ بِهِما : قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ أَنكِحُواْ الْأَيَـمَى مِنكُمْ وَ الصَّــلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَآئِكُمْ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِه وَ اللَّهُ وَسِعٌ عَلِيمٌ (5)» ، وقالَ : «وَ إِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ (6). (7)»

.


1) .الكافي : ۵ / ۳۳۰ / ۳ عن أبي بصير .

2) .النور : ۳۳ .

3) .الكافي : ۵ / ۳۳۱ / ۷ ، عوالي اللآلي : ۳ / ۲۸۱ / ۵ كلاهما عن معاوية بن وهب .

4) .الكافي : ۵ / ۳۳۰ / ۲ ، عوالي اللآلي : ۳ / ۲۸۱ / ۳ كلاهما عن هشام بن سالم وراجع درر الأحاديث النبويّة : ۴۴ و تاريخ بغداد : ۱ / ۳۶۵ / ۳۰۷ .

5) .النور : ۳۲ .

6) .النساء : ۱۳۰ .

7) .الكافي : ۵ / ۳۳۱ / ۶ .

امام صادق عليه السلام :جوانى از انصار نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و به وى از نيازمندى شكايت آورد . پيامبر به او فرمود: «ازدواج كن» . جوان مى گويد: «من شرم دارم كه نزد رسول خدا بازگردم» . مردى از انصار نزد او آمد و گفت: «مرا دخترى است خوش سيما» ؛ و آن گاه ، دخترش را به همسرى وى داد . به گفته او ، خداوند وى را گشايش بخشيد . سپس آن جوان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و ماجرا را به وى خبر داد . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «اى گروه جوانان! بر شما باد به ازدواج» .

امام صادق عليه السلامـ درباره سخن خداى : «و آنان كه [وسيله ]زناشويى نيابند ، بايد خويشتندارى و پاكدامنى پيش گيرند تا خداوند از بخشش خود بى نيازشان گرداند» ـ: ازدواج كنند تا خداى از بخشش خود بى نيازشان فرمايد .

امام صادق عليه السلام :مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به وى از نيازمندى شكايت آورد . فرمود: «ازدواج كن» . او ازدواج كرد و زندگى اش گشايش يافت .

الكافى از عاصم بن حميد:نزد امام صادق عليه السلام بودم كه مردى نزد وى آمد و از نيازمندى شكايت آورد . امام او را به ازدواج فرمان داد . راوى گويد:«چون ازدواج كرد ، نيازمندى اش شدت گرفت» . پس ديگر بار نزد امام صادق عليه السلامآمد و امام حال وى را جويا گشت . گفت: «نيازم شدت گرفته است» . امام فرمود: «از همسرت جدا شو» . [مرد چنين كرد و ] سپس نزد امام آمد . امام حال وى را پرسيد . گفت: «ثروت يافتم و حالم نيكو گشت» . امام فرمود: «من تو را به دو كار فرمان دادم كه خدا به آن ها امر فرموده است . خداوند فرمايد : «و مردان بى زن و زنان بى شوهر را و شايستگان از بندگان و كنيزان خود را به زناشويى دهيد . اگر تنگدست باشند ، خداوند آنان را از بخشش خويش بى نياز مى گرداند ؛ و خدا فراخى بخش و دانا است» و نيز فرمايد: «و اگر جدا شوند ، خداوند هر يك را از گشايش خويش بى نياز مى كند» » .

.

الكافي عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : آلحَديثُ الَّذي يَرويهِ النّاسُ حَقٌّ ؛ أنَّ رَجُلاً أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آلهفَشَكا إلَيهِ الحاجَةَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزويجِ ، فَفَعَلَ، ثُمَّ أتاهُ فَشَكا إلَيهِ الحاجَةَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزويجِ، حَتّى أمَرَهُ ثَلاثَ مَرّاتٍ ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : (نَعَم) هُوَ حَقٌّ . ثُمَّ قالَ : الرِّزقُ مَعَ النِّساءِ وَالعِيالِ . (1)

۵ / ۲التَّجَمُّلرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ ماءَ الوَردِ يَزيدُ في ماءِ الوَجهِ، ويَنفِي الفَقرَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :تَخَتَّموا بِاليَواقيتِ ؛ فَإِنَّها تَنفِي الفَقرَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :تَخَتَّموا بِالعَقيقِ ؛ فَإِنَّهُ يَنفِي الفَقرَ . (4)

.


1) .الكافي : ۵ / ۳۳۰ / ۴ ، عوالي اللآلي : ۳ / ۲۸۱ / ۴ .

2) .مكارم الأخلاق : ۱ / ۱۰۶ / ۲۲۱ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۴۴ / ۲ .

3) .الكافي : ۶ / ۴۷۱ / ۲ عن محمّد بن فضيل عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام وح ۱ ، ثواب الأعمال : ۲۱۰ / ۱ كلاهما عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن الإمام الصادق عليهماالسلام .

4) .جامع الأخبار : ۳۷۱ / ۱۰۲۷ ؛ كنز العمّال : ۶ / ۶۶۴ / ۱۷۲۸۶ نقلاً عن الكامل في الضعفاء عن أنس .

۵ / ۲ خودآرايى

الكافى از اسحاق بن عمار :به امام صادق عليه السلام گفتم: «آيا اين حديث كه مردم روايت مى كنند راست است كه مردى نزد رسول خدا آمد و از نيازمندى اش به وى شكايت آورد و پيامبر او را به ازدواج فرمان داد و او چنين كرد و ديگر بار نزد وى از نيازمندى شكايت كرد و باز پيامبر او را به ازدواج فرمان داد و اين سه بار تكرار شد؟» امام صادق عليه السلام فرمود: «آرى ، چنين است» . سپس فرمود: «روزى همراه زنان و نان خوران است» .

۵ / ۲خودآرايىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا گلاب آبرو را مى افزايد و فقر را مى زدايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انگشتر ياقوت در انگشت كنيد ؛ كه اين شيوه فقر را مى زدايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انگشتر عقيق در بر كنيد ؛ كه اين ، فقر را از ميان مى برد .

.

الإمام عليّ عليه السلام :. . . التَّجَمُّلُ اجتِنابُ المَسكَنَةِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :أخذُ الشّارِبِ وَالأَظفارِ وغَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ يَومَ الجُمُعَةِ ، يَنفِي الفَقرَ ويَزيدُ فِي الرِّزقِ . (2)

عنه عليه السلام :المَشطُ يَنفِي الفَقرَ ويَذهَبُ بِالدّاءِ . (3)

عنه عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ» ـ: المَشطُ (فَإِنَّ المَشطَ) يَجلِبُ الرِّزقَ ، ويُحَسِّنُ الشَّعرَ ، ويُنجِزُ الحاجَةَ ، ويَزيدُ في ماءِ الصُّلبِ ، ويَقطَعُ البَلغَمَ . (4)

الإمام الكاظم عليه السلام :قالَ سَيِّدُنَاالصّادِقُ عليه السلام : إنَّ اللّهَ يُحِبُّ الجَمالَ وَالتَّجميلَ ، ويَكرَهُ البُؤسَ وَالتَّباؤُسَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل إذا أنعَمَ عَلى عَبدٍ نِعمَةً أحَبَّ أن يَرى عَلَيهِ أثَرَها . قيلَ : وكَيفَ ذلِكَ؟ قالَ : يُنَظِّفُ ثَوبَهُ ، ويُطَيِّبُ ريحَهُ ، ويُجَصِّصُ دارَهُ ، ويَكنِسُ أفنِيَتَهُ ، حَتّى إنَّ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَّمسِ يَنفِي الفَقرَ ويَزيدُ فِي الرِّزقِ . (5)

.


1) .تحف العقول : ۲۱۵ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۵۴ / ۹۱ .

2) .الكافي : ۳ / ۴۱۸ / ۵ وج ۶ / ۴۹۱ / ۱۰ نحوه ، جمال الاُسبوع : ۲۲۶ كلّها عن محمّد بن طلحة ، مكارم الأخلاق : ۱ / ۱۵۱ / ۳۹۴ ، جامع الأحاديث للقمّي : ۱۶۰ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۲۲ / ۱۲ .

3) .مكارم الأخلاق : ۱ / ۱۶۵ / ۴۶۸ عن يزيد بن مسلم ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۱۳ / ۱۵ .

4) .الخصال: ۲۶۸/۳ عن عبد الرحمان بن الحجّاج، مكارم الأخلاق: ۱/۱۶۲/۴۵۰، روضة الواعظين: ۳۳۷ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۱۷ / ۴ وص ۱۱۸ / ۶ .

5) .الأمالي للطوسي : ۲۷۵ / ۵۲۶ عن أحمد بن عبد اللّه المنصوري عن عمّ أبيه عن الإمام الهادي عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق : ۱ / ۱۰۰ / ۱۹۰ ، إرشاد القلوب : ۱۹۵ وفيه «يخصّص» بدل «يجصّص» ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۳۵۴ نحوه ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۴۱ / ۵ و ص ۱۷۶ / ۵ .

امام على عليه السلام :. . .خودآرايى سبب دورى از بينوايى است .

امام صادق عليه السلام :كوتاه كردن موى پشت لب و ناخن و شست و شوى سر با گل خطمى در روز جمعه ، فقر را مى زدايد و روزى را مى افزايد .

امام صادق عليه السلام :شانه زدن فقر را دور مى كند و بيمارى را از ميان مى برد .

امام صادق عليه السلامـ درباره سخن خداى : «در هر سجده گاه ، زينت خويش را برگيريد» ـ: مراد ، شانه زدن است كه روزى را جلب مى كند ، موى را نكو مى نمايد ، نياز را برمى آورد ، آب پشت را مى افزايد ، و بلغم [سستى عضلات و زردى چهره] را از ميان مى برد .

امام كاظم عليهم السلام :سرور ما صادق عليه السلام فرموده است: «همانا خداوند زيبايى و زيباگرايى را دوست مى دارد و از زشتى و زشتى گرايى بيزار است . خداى هر گاه بنده اى را نعمت بخشد ، دوست مى دارد كه نشانه آن را بر وى بنگرد» . گفته شد: «اين چگونه باشد؟» فرمود: «جامه اش را تميز سازد ، خود را خوشبوى گرداند ، خانه اش را سفيد كند ، صحن سرايش را بروبد ؛ حتّى افروختن چراغى پيش از غروب خورشيد ، فقر را از ميان مى برد و روزى را مى افزايد» .

.

الإمام الرضا عليه السلام :العَقيقُ يَنفِي الفَقرَ . (1)

۵ / ۳صِلَةُ الرَّحِمِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ لَتَزيدُ فِي الرِّزقِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أن يُبسَطَ لَهُ في رِزقِهِ وأن يُنسَأَ لَهُ في أثَرِهِ ، فَليَصِل رَحِمَهُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن أهلِ بَيتٍ واصَلوا ، إلاّ أجرَى اللّهُ عَلَيهِمُ الرِّزقَ ، وكانوا في كَنَفِ اللّهِ عز و جل . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن ضَمِنَ لي واحِدَةً ضَمِنتُ لَهُ أربَعَةً : يَصِلُ رَحِمَهُ ؛ فَيُحِبُّهُ اللّهُ ، ويُوَسِّعُ عَلَيهِ في رِزقِهِ ، ويَزيدُ في عُمُرِهِ ، ويُدخِلُهُ الجَنَّةَ الَّتي وَعَدَهُ . (5)

.


1) .الكافي : ۶ / ۴۷۰ / ۱ عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر .

2) .دعائم الإسلام : ۲ / ۳۳۱ / ۱۲۴۹ ، الكافي : ۲ / ۱۵۷ / ۳۳ عن حسين بن عثمان عمّن ذكره عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة عن الإمام عليّ عليه السلام ، مسند زيد : ۴۱۰ عن الإمام زين العابدين عن أبيه عليهماالسلام، مشكاة الأنوار : ۲۳۰/۶۴۵ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ۷۶ / ۳۱۴ / ۱ و ص ۳۱۵ / ۲ .

3) .صحيح البخاري : ۵/۲۲۳۲/۵۶۳۹ عن أبي هريرة ، صحيح مسلم : ۴/۱۹۸۲/۲۱ ، سنن أبي داود : ۲/۱۳۳/۱۶۹۴ كلاهما عن أنس، مسند ابن حنبل: ۱ / ۳۰۲ / ۱۲۱۲ عن عاصم بن ضمرة عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ؛ الكافي: ۲/۱۵۶/۲۹ عن الوصّافي عن الإمام زين العابدين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آلهنحوه ، الخصال: ۳۲ / ۱۱۲ عن أنس ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۴۴ / ۱۵۷ عن أحمد بن عامر الطائي وأحمد بن عبد اللّه الهروي وداود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام الحسين عليهم السلام .

4) .المعجم الكبير : ۱۱ / ۱۱۴ / ۱۱۲۹۵ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ۶ / ۴۷۲ / ۱۶۶۰۷ .

5) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۳۷ / ۹۳ عن أحمد بن عامر الطائي وأحمد بن عبد اللّه الهروي وداود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۱۱۴ / ۷۳ ، روضة الواعظين : ۴۲۶ .

۵ / ۳ پيوند با خويشان

امام رضا عليه السلام :[زينت كردن به] انگشتر عقيق ، فقر را مى زدايد .

۵ / ۳پيوند با خويشانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا پيوند با خويشان ، روزى را مى افزايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از گشاده روزى و عمر دراز شاد مى شود ، بايد با خويشان پيوند داشته باشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اعضاى هيچ خانواده اى با هم پيوند برقرار نكنند ، مگر آن كه خداوند روزى را بر ايشان جارى گرداند و در حمايت او جاى گيرند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس انجام يك كار را به من ضمانت نمايد ، من براى او چهار چيز را ضمانت كنم : اگر او با خويشانش پيوند داشته باشد ، خداى دوستش مى دارد و روزى اش را گشايش مى بخشد و عمر وى را دراز مى سازد و او را در بهشتى كه وعده فرموده ، جاى مى دهد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن يَضمَن لي بِرَّ الوالِدَينِ وصِلَةَ الرَّحِمِ ، أضمَن لَهُ كَثرَةَ المالِ ، وزِيادَةَ العُمُرِ ، وَالمَحَبَّةَ فِي العَشيرَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :صِلَةُ الرَّحِمِ تَزيدُ فِي العُمُرِ ، وتَنفِي الفَقرَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ مَثراةٌ فِي المالِ ، ومَحَبَّةٌ فِي الأَهلِ ، ومَنسَأَةٌ فِي الأَجَلِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أن يَمُدَّ اللّهُ في عُمُرِهِ وأن يَبسُطَ لَهُ في رِزقِهِ فَليَصِل رَحِمَهُ ؛ فَإِنَّ الرَّحِمَ لَها لِسانٌ يَومَ القِيامَةِ ذَلِقٌ ؛ تَقولُ : يا رَبِّ ، صِل مَن وَصَلَني ، وَاقطَع مَن قَطَعَني ، فَالرَّجُلُ لَيُرى بِسَبيلِ خَيرٍ إذا أتَتهُ الرَّحِمُ الَّتي قَطَعَها فَتَهوي بِهِ إلى أسفَلِ قَعرٍ فِي النّارِ . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن أحَبَّ أن يُملَأَ لَهُ في عُمُرِهِ ، ويُبسَطَ لَهُ في رِزقِهِ ، ويُستَجابَ لَهُ الدُّعاءُ ، ويُدفَعَ عَنهُ ميتَةُ السّوءِ ؛ فَليُطِع أبَوَيهِ في طاعَةِ اللّهِ عز و جل ، وَليَصِل رَحِمَهُ ، وَليَعلَم أنَّ الرَّحِمَ مُعَلَّقَةٌ بِالعَرشِ تَأتي يَومَ القِيامَةِ لَها لِسانٌ طَلِقٌ ذَلِقٌ تَقولُ : اللّهُمَّ صِل مَن وَصَلَني ، اللّهُمَّ اقطَع مَن قَطَعَني . قالَ : فَيُجيبُهَا اللّهُ تَعالى : إنّي قَدِ استَجَبتُ دَعوَتَكِ . فَإِنَّ العَبدَ قائِمٌ يَرى أنَّهُ لَبِسَبيلِ خَيرٍ حَتّى تَأتِيَهُ الرَّحِمُ فَتَأخُذَ بِهامَتِهِ ، فَتَذهَبَ بِهِ إلى أسفَلِ دَرَكٍ مِنَ البَلاءِ بِقَطيعَتِهِ إيّاها ، كانَ ذلِكَ في دارِ الدُّنيا . (5)

.


1) .مستدرك الوسائل : ۱۵ / ۱۷۶ / ۱۷۹۱۵ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

2) .قرب الإسناد : ۷۶ / ۲۴۴ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، نوادر الراوندي : ۹۴ / ۳۸ ، الجعفريّات : ۱۸۸ ، جامع الأحاديث للقمّي : ۹۳ ، دعائم الإسلام : ۲ / ۳۳۱ / ۱۲۵۱ ؛ المعجم الأوسط : ۱ / ۲۸۹ / ۹۴۳ عن حكيم عن أبيه .

3) .الزهد للحسين بن سعيد : ۴۱ / ۱۱۰ عن عمرو بن سهل عن روات ، قرب الإسناد : ۳۵۵ / ۱۲۷۲ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۸۸ / ۱ ؛ سنن الترمذي : ۴ / ۳۵۱ / ۱۹۷۹ ، مسند ابن حنبل : ۳ / ۳۱۰ / ۸۸۷۷ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۱۷۸ / ۷۲۸۴ كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۳۵۸ / ۶۹۲۶ .

4) .الكافي : ۲ / ۱۵۶ / ۲۹ عن الوصّافي عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۳۰ / ۹۶ .

5) .درر الأحاديث النبويّة : ۲۷ عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام وراجع المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۱۷۹ / ۷۲۸۸ وكنز العمّال : ۳ / ۳۶۶ / ۶۹۷۱ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس نيكى به پدر و مادر و پيوند با خويشان را به من تضمين نمايد ، من نيز فراوانى مال و درازى عمر و محبت اقوام را براى وى ضمانت نمايم .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيوند با خويشان ، عمر را بيفزايد و فقر را بزدايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر آينه پيوند با خويشان ، مال را بيفزايد و محبت خانواده را افزون كند و مرگ را به تأخير اندازد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از اين كه خدا عمرش را دراز گرداند و روزى اش را گشايش دهد ، شاد گردد ، بايد با خويشانش پيوند داشته باشد ؛ زيرا خويشاوندى را در روز قيامت زبانى گويا است و مى گويد: «پروردگارم! پيوند ساز با كسى كه با من پيوند برقرار كرد ؛ و پيوند بِبُر با كسى كه از من پيوند بريد» . پس گاه به كسى راهى نيكو نمايانده مى شود و آن گاه ، خويشاوندى اى كه او از آن پيوند بريده ، پيش آيد و او را به فروترين گودى آتش دراندازد .

امام على عليه السلام :هر كه دوست مى دارد عمرى دراز يابد و روزى اش گشاده شود و دعايش پذيرفته گردد و مرگ بد از او دور شود ، بايد در مسير بندگى خدا ، از پدر و مادرش اطاعت كند و با خويشانش پيوند داشته باشد و بداند كه خويشاوندى به عرش خدا پيوسته است و روز قيامت با زبانى گويا مى آيد و مى گويد: «بار خدايا! پيوند ساز با كسى كه با من پيوند برقرار كرد ؛ و پيوند بِبُر با كسى كه از من پيوند بريد» . پس خداوند دعايش را اجابت فرمايد و گويد: «دعايت را پذيرفتم» . پس گاه شود كه بنده اى ايستاده ، گمان دارد كه راهى نيك در پيش دارد ، اما آن خويشاوندى برسد و سرش را بگيرد و او را به دليل آن كه در دنيا پيوندش را با آن بريده بود ، به فروترين جايگاه بلا دراندازد .

.

عنه عليه السلام: زِيادَةُ الشُّكرِ وصِلَةُ الرَّحِمِ تَزيدانِ النِّعَمَ ، وتَفسَحانِ فِي الأَجَلِ . (1)

عنه عليه السلام :حِراسَةُ النِّعَمِ في صِلَةِ الرَّحِمِ . (2)

الإمام الباقر عليه السلام :صِلَةُ الأَرحامِ تُزَكِّي الأَعمالَ ، وتَدفَعُ البَلوى ، وتُنمِي الأَموالَ ، وتُنسِئُ لَهُ في عُمُرِهِ ، وتُوَسِّعُ في رِزقِهِ ، وتُحَبِّبُ في أهلِ بَيتِهِ ، فَليَتَّقِ اللّهَ وَليَصِل رَحِمَهُ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :صِلَةُ الأَرحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ ، وتُسَمِّحُ الكَفَّ ، وتُطيبُ النَّفسَ ، وتَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وتُنسِئُ فِي الأَجَلِ . (4)

عنه عليه السلام :مَن أحَبَّ أن يُخَفِّفَ اللّهُ عز و جل عَنهُ سَكَراتِ المَوتِ ، فَليَكُن لِقَرابَتِهِ وَصولاً وبِوالِدَيهِ بارّاً ؛ فَإِذا كانَ كَذلِكَ هَوَّنَ اللّهُ عَلَيهِ سَكَراتِ المَوتِ ، ولَم يُصِبهُ في حَياتِهِ فَقرٌ أبَدا . (5)

.


1) .غرر الحكم : ۵۴۸۷ .

2) .غرر الحكم : ۴۹۲۹ .

3) .الكافي : ۲ / ۱۵۲ / ۱۳ وص ۱۵۰ / ۴ كلاهما عن أبي حمزة ، تحف العقول : ۲۹۹ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۱۸ / ۸۱ .

4) .الكافي : ۲/۱۵۱/۶ عن أبي حمزة وص ۱۵۲/۱۲ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۱۴ / ۷۴ .

5) .الأمالي للصدوق : ۴۷۳ / ۶۳۵ ، الأمالي للطوسي : ۴۳۲ / ۹۶۷ كلاهما عن داود بن كثير الرقّي ، مشكاة الأنوار : ۲۸۱ / ۸۴۷ ، روضة الواعظين : ۴۰۲ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۶۶ / ۳۳ وج ۸۲ / ۶۵ / ۹ .

امام على عليه السلام :شكر فراوان و پيوند با خويشان ، نعمت ها را بيفزايند و مرگ را به تأخير اندازند .

امام على عليه السلام :پاسدارى از نعمت ها در گرو پيوند با خويشان است .

امام باقر عليه السلام :پيوند با خويشان ، اعمال را مى پيرايد ؛ بلا را دور مى كند ؛ اموال را مى افزايد ؛ عمر را دراز مى گرداند ؛ روزى را گشاده مى سازد ؛ و محبت خويشان را بيشينه مى كند . پس انسان بايد از خدا بپرهيزد و با خويشانش پيوند داشته باشد .

امام صادق عليه السلام :پيوند با خويشان ، خوى ها را نيك گرداند و دست را گشاده سازد و درون را نكو كند و روزى را بيفزايد و مرگ را به تأخير اندازد .

امام صادق عليه السلام :هر كه دوست مى دارد خداوند سختىِ جان كندن را بر او سبك سازد ، بايد با خويشانش پيوند داشته باشد و به پدر و مادرش نيكى كند ؛ پس اگر چنين كند ، خداوند سختىِ جان كندن را بر او سبك سازد و در زندگانى اش فقر به وى روى نياورد .

.

۵ / ۴حُسنُ الجِوارِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :البِرُّ وحُسنُ الجِوارِ زِيادَةٌ فِي الرِّزقِ ، وعِمارَةٌ في الدُّنيا . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :حُسنُ الجِوارِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ . (2)

۵ / ۵الأَمانَةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الأَمانَةُ تَجلِبُ الغِنى . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :الأَمانَةُ تَجلِبُ الرِّزقَ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :الأَمانَةُ غِنىً . (5)

الأمالي للطوسي عن يحيى بن العلاء وإسحاق بن عمّار عليه السلام :ما وَدَّعَنا [الإِمامُ الصّادِقُ عليه السلام] قَطُّ إلاّ أوصانا بِخَصلَتَينِ : عَلَيكُم بِصِدقِ الحَديثِ ، وأداءِ الأَمانَةِ إلَى البَرِّ وَالفاجِرِ ؛ فَإِنَّهُما مِفتاحُ الرِّزقِ . (6)

.


1) .الاُصول الستّة عشر : ۷۷ عن جعفر عن عبد اللّه بن طلحة عن الإمام الصادق عليه السلام .

2) .الكافي : ۲ / ۶۶۶ / ۳ ، الزهد للحسين بن سعيد : ۴۳ / ۱۱۵ كلاهما عن إبراهيم بن أبي رجاء ، مشكاة الأنوار : ۲۶۰ / ۷۶۹ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۵۳ / ۱۴ .

3) .قرب الإسناد: ۱۱۶/۴۰۸ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار: ۷۷/۱۱۹/۱۵.

4) .الكافي : ۵ / ۱۳۳ / ۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۴۵ ، الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة عن الإمام عليّ عليه السلامنحوه ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۴۹ / ۷۸ ؛ مسند الشهاب : ۱ / ۷۲ / ۶۴ عن أنس وفيه «الأمانة تجرّ الرزق» ، شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۱۸ / ۶۵۰ وفيه «أداء الأمانة مفتاح الرزق» ، كنز العمّال : ۳ / ۶۰ / ۵۴۹۳ .

5) .مسند الشهاب : ۱ / ۴۴ / ۱۶ عن أنس ، كنز العمّال : ۳ / ۶۰ / ۵۴۹۲ .

6) .الأمالي للطوسي : ۶۷۶ / ۱۴۲۹ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۸۲ وفيه «محمّد بن العلاء» بدل «يحيى بن العلاء» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۹۲ / ۶ .

۵ / ۴ نيكْ همسايگى

۵ / ۵ امانت دارى

۵ / ۴نيكْ همسايگىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيكوكارى و نيك همسايگى ، روزى را مى افزايند و دنيا را آباد مى سازند .

امام صادق عليه السلام :نيك همسايگى ، روزى را مى افزايد .

۵ / ۵امانت دارىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امانت دارى توانگرى را جلب مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امانت دارى روزى را جلب مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امانت دارى مايه توانگرى است .

امالى طوسى از يحيى بن علاء و اسحاق بن عمار :امام صادق عليه السلامهيچ گاه از ما وداع نمى كرد ، مگر آن كه به دو ويژگى سفارشمان مى فرمود: «بر شما باد راستگويى و امانت دارى ، خواه براى نيك كردار و خواه براى بدكار ؛ كه اين دو كليد روزى هستند .

.

الإمام الكاظم عليه السلام :أداءُ الأَمانَةِ وَالصِّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ ، وَالخِيانَةُ وَالكَذِبُ يَجلِبانِ الفَقرَ وَالنِّفاقَ . (1)

لقمان عليه السلام :يا بُنَيَّ ، كُن أمينا تَكُن غَنِيّا . (2)

۵ / ۶الصِّدقُ وَالوَفاءُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الوَفاءُ وَالصِّدقُ يَجُرّانِ الرِّزقَ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :الصِّدقُ صَلاحُ كُلِّ شَيءٍ ؛ الكَذِبُ فَسادُ كُلِّ شَيءٍ . (4)

الإمام زين العابدين عليه السلام :خَيرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ ، وخَيرُ خَواتيمِهَا الوَفاءُ . (5)

۵ / ۷التَّعاوُنالكتاب :«تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى . (6)»

.


1) .تحف العقول : ۴۰۳ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۲۷ / ۴ .

2) .معاني الأخبار : ۲۵۳ / ۱ عن أحمد بن أبي عبد اللّه عن بعض أصحابنا رفعه ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۳۱ وفيه «تعش» بدل «تكن» ، مشكاة الأنوار : ۱۰۸ / ۲۴۸ ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۱۱۷ / ۱۸ .

3) .الفردوس : ۴ / ۴۳۶ / ۷۲۶۸ عن ابن عبّاس .

4) .غرر الحكم : ۱۱۱۵ و۱۱۱۶ .

5) .أعلام الدين : ۳۰۰ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۶۱ / ۲۱ .

6) .المائدة : ۲ .

۵ / ۶ راستگويى و وفادارى

۵ / ۷ همكارى

امام كاظم عليه السلام :امانت دارى و راستگويى ، روزى را جلب مى كنند و خيانت و دروغگويى ، فقر و نفاق را در پى دارند .

لقمان:فرزند عزيزم! امين باش تا توانگر باشى .

۵ / ۶راستگويى و وفادارىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وفادارى و راستگويى ، روزى را به سوى خود مى كشانند .

امام على عليه السلام :راستگويى اصلاحگر هر چيز و دروغگويى فاسد كننده هر چيز است .

امام سجاد عليه السلام :بهترين گشاينده كارها راستگويى ؛ و بهترين پايان بخش آن ، وفادارى است .

۵ / ۷همكارىقرآن:«بر نيكى و تقوا همكارى كنيد .»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ يَسَعُهُمَا الماءُ وَالشَّجَرُ ، ويَتَعاوَنانِ عَلَى الفَتّانِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَمنَعُهُ الماعونَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَزالُ النّاسُ بِخَيرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ ونَهَوا عَنِ المُنكَرِ وتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى ، فَإِذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ ، وسُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ ،ولَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِي الأَرضِ ولا فِي السَّماءِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :مُؤاساةُ الأَخِ فِي اللّهِ عز و جل يَزيدُ فِي الرِّزقِ . (4)

الأمالي للطوسي عن صعصعة بن صوحان :عادَني عَلِيٌّ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام في مَرَضٍ ، ثُمَّ قالَ : اُنظُر فَلا تَجعَلَنَّ عِيادَتي إيّاكَ فَخرا عَلى قَومِكَ ، فَإِذا رَأَيتَهُم في أمرٍ فَلا تَخرُج مِنهُ ، فَإِنَّهُ لَيسَ بِالرَّجُلِ غَناءٌ عَن قَومِهِ ؛ إذا خَلَعَ مِنهُم يَدا واحِدَةً يَخلَعونَ مِنهُ أيدِيا كَثيرَةً ، فَإِذا رَأَيتَهُم في خَيرٍ فَأَعِنهُم عَلَيهِ ، وإذا رَأَيتَهُم في شَرٍّ فَلا تَخذُلَنَّهُم ، وَليَكُن تَعاوُنُكُم عَلى طاعَةِ اللّهِ ؛ فَإِنَّكُم لَن تَزالوابِخَيرٍ ما تَعاوَنتُم عَلى طاعَهِ اللّهِ تَعالى وتَناهَيتُم عَن مَعاصيهِ. (5)

الكافي عن الحجّاج بن أرطاة :قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : يا حَجّاجُ ، كَيفَ تَواسيكُم؟ قُلتُ : صالِحٌ يا أباجَعفَرٍ . قالَ : يُدخِلُ أحَدُكُم يَدَهُ في كيسِ أخيهِ فَيَأخُذُ حاجَتَهُ إذَا احتاجَ إلَيهِ؟ قُلتُ : أمّا هذا فَلا . فَقالَ : أما لَو فَعَلتُم مَا احتَجتُم . (6)

.


1) .سنن أبي داود : ۳ / ۱۷۷ / ۳۰۷۰ عن قيلة بنت مخرمة ، الطبقات الكبرى : ۱ / ۳۱۹ .

2) .الدرّالمنثور : ۸ / ۶۴۴ نقلاً عن الباوردي عن الحرث بن شريح .

3) .تهذيب الأحكام : ۶ / ۱۸۱ / ۳۷۳ ، المقنعة : ۸۰۸ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۲۶ ، مشكاة الأنوار : ۱۰۵ / ۲۳۹ ، بحار الأنوار : ۱۰۰ / ۹۴ / ۹۵ .

4) .الخصال : ۵۰۴ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۳۹۵ / ۲۲ .

5) .الأمالي للطوسي : ۳۴۷ / ۷۱۷ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۲۹۰ / ۱۱ وج ۷۴ / ۱۴۸ / ۲ .

6) .كشف الغمّة : ۲ / ۳۳۳ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۸۴ / ۱۲ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسلمان با مسلمان برادر است و آب و درخت گنجايش ايشان را دارد (1)؛ و روياروى شيطان با يكديگر همكارى مى كنند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسلمان برادر مسلمان است و از نيكى به او خوددارى نمى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مادام كه مردمى امر به معروف و نهى از منكر كنند و بر نيكى و تقوا همكارى ورزند ، همواره در خيرند ؛ و هرگاه چنين نكنند ، بركت ها از ايشان سلب گردد و برخى شان بر برخى ديگر مسلط گردند و در زمين و آسمان ياورى نيابند .

امام على عليه السلام :همراهى كردن با برادر ايمانى ، روزى را مى افزايد .

امالى طوسى از صعصعة بن صوحان :بيمار بودم كه حضرت على اميرالمؤمنين عليه السلام به عيادتم آمد و فرمود : «مراقب باش و اين را كه به عيادتت آمده ام ، مايه مباهات بر خويشاوندانت نساز و هر گاه آنان را در كارى ديدى ، از آن بيرون مشو ؛ زيرا انسان از خويشان خود بى نياز نباشد و اگر اندكى از آنان كناره گيرد ، ايشان بسيار از او دور شوند . پس هرگاه آنان را در كار خيرى ديدى ، آنان را بر آن يارى كن ؛ و هر گاه ايشان را در كار شرى ديدى ، خوارشان مساز ؛ و بايد همكاريتان براى بندگى خدا باشد ؛ كه شما همواره در خير به سر مى بريد ، مادام كه بر بندگى خداى تعالى همكارى كنيد و از نافرمانى او دورى نماييد .

الكافى از حجاج بن ارطاة : امام باقر عليه السلامالكافى از حجاج بن ارطاة : امام باقر عليه السلام فرمود: «اى حجاج! يارى كردنتان به يكديگر چگونه است؟» گفتم: «نيكو است اى ابوجعفر!» فرمود: «آيا يكى از شما آن گاه كه نياز دارد ، دست در كيسه [= جيب] برادر [ايمانى] خود مى كند تا نياز خود را برگيرد؟» گفتم: «به اين گونه ، نه!» فرمود: «هلا كه اگر چنين مى كرديد ، نيازمند نمى گشتيد» .

.


1) .اشاره است به اين كه در كنار هم به آسانى مى توانند زندگى كنند .

الكافي عن سعيد بن الحسن :قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : أيَجيءُ أحَدُكُم إلى أخيهِ فَيُدخِلُ يَدَهُ في كيسِهِ فَيَأخُذُ حاجَتَهُ فَلا يَدفَعُهُ؟ فَقُلتُ : ما أعرِفُ ذلِكَ فينا . فَقالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام : فَلا شَيءَ إذاً ! قُلتُ : فَالهَلاكُ إذاً ! فَقالَ : إنَّ القَومَ لَم يُعطَوا أحلامَهُم بَعدُ . (1)

حلية الأولياء عن عبيد اللّه بن الوليد :قالَ لَنا أبو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ عليهماالسلام : يُدخِلُ أحَدُكُم يَدَهُ في كُمِّ صاحِبِهِ فَيَأخُذُ ما يُريدُ؟ قالَ : قُلنا : لا . قالَ : فَلَستُم بِإِخوانٍ كَما تَزعُمونَ ! (2)

كتاب البصائر عن محمّد بن جعفر بن العاصم عن أبيه عن جدّه عن الإمام الكاظم عليه السلام قال :يا عاصِمُ ، كَيفَ أنتُم فِي التَّواصُلِ وَالتَّبارِّ؟فَقالَ : عَلى أفضَلِ ما كانَ عَلَيهِ أحَدٌ . فَقالَ : أيَأتي أحَدُكُم عِندَ الضّيقَةِ مَنزِلَ أخيهِ فَلا يَجِدُهُ ، فَيَأمُرُ بِإِخراجِ كيسِهِ فَيُخرَجُ ، فَيَفُضُّ خَتمَهُ فَيَأخُذُ مِن ذلِكَ حاجَتَهُ فَلا يُنكَرُ عَلَيهِ؟ قالَ: لا . قالَ : لَستُم عَلى ما اُحِبُّ عَلَيهِ مِنَ التَّواصُلِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ولا يَخذُلُهُ ولا يَخونُهُ ، ويَحِقُّ عَلَى المُسلِمينَ الاِجتِهادُ فِي التَّواصُلِ ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ ، وَالمُؤاساةُ لِأَهلِ الحاجَةِ ، وتَعاطُفُ بَعضِهِم عَلى بَعضٍ ، حَتّى تَكونوا كَما أمَرَكُمُ اللّهُ عز و جل ؛ رُحَماءَ بَينَكُم ، مُتَراحِمينَ ، مُغتَمّينَ لِما غابَ عَنكُم مِن أمرِهِم عَلى ما مَضى عَلَيهِ مَعشَرُ الأَنصارِ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . (4)

.


1) .الكافي : ۲ / ۱۷۴ / ۱۳ ، المؤمن : ۴۴ / ۱۰۳ .

2) .حلية الأولياء : ۳ / ۱۸۷ ، تاريخ دمشق : ۵۴ / ۲۹۳ نحوه .

3) .مكارم الأخلاق : ۱ / ۳۱۲ / ۹۹۳ ، البصائر والذخائر : ۹ / ۱۶۲۴ / ۵۳۵ نحوه ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۲۳۱ / ۲۸ .

4) .الكافي : ۲ / ۱۷۴ / ۱۵ عن أبي المغرا وج ۴ / ۵۰ / ۱۶ وفيه إلى «متراحمين» ، المؤمن : ۴۳ / ۱۰۱ كلاهما عن سماعة نحوه ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۲۵۶ / ۵۳ .

الكافى از سعيد بن حسن: امام باقر عليه السلامالكافى از سعيد بن حسن: امام باقر عليه السلام فرمود: «آيا يكى از شما نزد برادر وى نيازش] ايمانى [خود مى رود و دست در كيسه ]= جيب[ مى كند تا به قدر بردارد و آن كس او را باز ندارد؟» گفتم: «در ميان خودمان چنين چيزى را سراغ ندارم» . امام فرمود: «پس چنين چيزى نباشد!» گفتم: «پس عقل هاى نشده] سزاى آن [هلاكت باشد؟!» فرمود: «]نه! زيرا [ايشان هنوز كامل است» .

حلية الأولياء از عبيد اللّه بن وليد: امام باقر عليه السلام به ما فرمود: «آيا كسى از شما در آستين جامه (1)دوستش دست مى برد تا آن چه را مى خواهد ، برگيرد؟» گفتيم: «نه!» فرمود: «پس چنان كه مى پنداريد ، برادر نيستيد» .

كتاب بصائر از محمّد بن جعفر بن عاصم از پدرش از جدش از امام كاظم عليه السلام:امام فرمود : «اى عاصم! حال شما در پيوند و نيكى به يكديگر چگونه است؟» گفت: «به بهترين گونه اى كه كسى بر آن تواند بود» . امام فرمود: «آيا چنين هست كه يكى از شما به هنگام تنگدستى ، به خانه برادر ]ايمانى [خود رود و او را نيابد و بخواهد كه هر چه را در كيسه ]= جيب] او هست ، بيرون آورند و چنين شود و او مُهر آن را بگشايد و به قدر نيازش از آن بردارد و كسى او را باز ندارد؟» گفت: «نه!» فرمود: «پس آن گونه كه من دوست مى دارم ، با هم پيوند نداريد» .

امام صادق عليه السلام :مسلمان با مسلمان برادر است ، به او ستم نمى ورزد ، خوارش نمى كند ، و به وى خيانت نمى نمايد . بر مسلمانان سزاوار است كه در پيوند با يكديگر بكوشند و بر مهرورزى به هم يارى نمايند و نيازمندان را دست گيرند و به هم عاطفه ورزند ؛ تا چنان كه خداوند امرتان فرموده: «ميان خود مهر ورزيد» ، به هم رحمت آوريد و اندوه خوريد كه مبادا از امور ايشان چيزى بر شما پنهان مانَد ، هم چنان كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در روزگار وى بودند .

.


1) .شايان ذكر است كه در قديم ، پول ، جواهر و چيزهاى ديگر را در آستين هم مى گذاشته اند . ر .ك : لغت نامه دهخدا ، ذيل : «آستين» و تاج العروس ، ذيل : «كُمّ» .

عنه عليه السلام :لا تَزالُ شيعَتُنا مَرعِيّينَ مَحفوظينَ مَستورينَ مَعصومينَ ما أحسَنُوا النَّظَرَ لِأَنفُسِهِم في ما بَينَهُم وبَينَ خالِقِهِم ، وصَحَّت نِيّاتُهُم لِأَئِمَّتِهِم ، وبَرّوا إخوانَهُم ، فَعَطَفوا عَلى ضَعيفِهِم ، وتَصَدَّقوا عَلى ذَوِي الفاقَةِ مِنهُم ، إنّا لا نَأمُرُ بِظُلمٍ ، ولكِّنا نَأمُرُكُم بِالوَرَعِ الوَرَعِ الوَرَعِ ، وَالمُؤاساةِ المُؤاساةِ لاِءِخوانِكُم . (1)

۵ / ۸الإِنفاقالكتاب :«يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَواْ وَ يُرْبِى الصَّدَقَـتِ . (2)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِستَنزِلُوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ . (3)

.


1) .المحاسن : ۱/۲۵۸/۴۹۲ عن الخطّاب الكوفي ومصعب بن عبد اللّه الكوفي ، بحار الأنوار : ۶۸ / ۱۵۴ / ۱۰ .

2) .البقرة : ۲۷۶ .

3) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۸۱ / ۵۸۲۴ وص ۴۱۶ / ۵۹۰۴ عن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ۴ / ۱۰ / ۴ عن موسى بن بكر عن أبي الحسن عليه السلام ، نهج البلاغة : الحكمة ۱۳۷ عن الإمام علي عليه السلام ، الخصال : ۶۲۱ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۳۵ / ۷۵ عن أحمد بن عامر الطائي وأحمد بن عبد اللّه الهروي وداود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۳۱ / ۶۲ نقلاً عن النوادر للراوندي ؛ شُعب الإيمان : ۲ / ۷۴ / ۱۹۷ عن خالد بن الزبير عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن جدّه عليهم السلامعنه صلى الله عليه و آله ، حلية الأولياء : ۳ / ۱۹۵ عن الأصمعي عن الإمام الصادق عليه السلام .

۵ / ۸ انفاق

امام صادق عليه السلام :شيعيان ما همواره از عنايت و حفظ و پناه برخوردارند و از گناه نگاه داشته مى شوند ، مادام كه رابطه خود و آفريدگارشان را نيك در نظر گيرند و براى پيشوايان خويش نيك انديشى كنند و به برادران [ايمانى ]خود نيكى ورزند و بر ضعيفشان مهر آورند و به تنگدستشان صدقه دهند . ما به ستم فرمان نمى دهيم ؛ بلكه فرمانتان مى دهيم به پارسايى ، پارسايى ، پارسايى ؛ و به همراهى ، به همراهى با برادرانتان .

۵ / ۸انفاققرآن:«خداوند ربا را نابود مى كند و صدقه ها را مى افزايد» .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روزى را با صدقه بر خود فرود آوريد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :ما فَتَحَ رَجُلٌ بابَ عَطِيَّةٍ يُريدُ بِها صِلَةً إلاّ زادَهُ اللّهُ بِها كَثرَةً . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ بابَ الرِّزقِ مَفتوحٌ بِبابِ العَرشِ ، يُنَزِّلُ اللّهُ عَلَى العِبادِ أرزاقَهُم عَلى قَدرِ نَفَقاتِهِم ؛ فَمَن قَلَّلَ قَلَّلَ لَهُ ، ومَن كَثَّرَ كَثَّرَ لَهُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :الرِّزقُ إلَى السَّخِيِّ أسرَعُ مِنَ السِّكّينِ إلى ذِروَةِ البَعيرِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :داوُوا الجَورَ بِالعَدلِ ، وداوُوا الفَقرَ بِالصَّدَقَةِ وَالبَذلِ . (4)

عنه عليه السلام :إنَّ الصَّدَقَةَ تَنمو عِندَ اللّهِ . (5)

۵ / ۹الزَّكاةالكتاب :«وَ مَآ ءَاتَيْتُم مِّن زَكَوةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ . (6)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَصِّنوا أموالَكُم بِالزَّكاةِ . (7)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۳ / ۴۳۴ / ۹۶۳۰ ، المعجم الأوسط : ۷ / ۱۸۹ / ۷۲۳۹ نحوه ، شُعب الإيمان : ۳ / ۲۳۳ / ۳۴۱۳ وفيه «لصدقةٍ أو» بدل «يريد بها» وكلّها عن أبي هريرة .

2) .تاريخ بغداد : ۳ / ۱۹ ، الفردوس : ۵ / ۴۰۷ / ۸۵۶۹ كلاهما عن أنس ، حلية الأولياء : ۱۰ / ۲۱۶ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۳۷۶ / ۱۶۱۲۸ وص ۳۵۰ / ۱۶۰۰۹ نحوه .

3) .إرشاد القلوب : ۱۳۷ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۷۱ عن ابن مسعود وفيه «مُطعم الطعام» بدل «السخيّ» .

4) .غرر الحكم : ۵۱۵۶ .

5) .تحف العقول: ۱۷۲ ، بشارة المصطفى: ۲۵ عن كميل بن زياد و فيه «تنمى» بدل «تنمو»، بحارالأنوار: ۷۷ / ۴۱۳ / ۳۸ .

6) .الروم : ۳۹ .

7) .المعجم الكبير: ۱۰/۱۲۸/۱۰۱۹۶، المعجم الأوسط: ۲/۲۷۴/۱۹۶۳، تاريخ بغداد: ۶/۳۳۴/۳۳۷۶ وج ۱۳/۲۱/۶۹۸۴، حلية الأولياء : ۲ / ۱۰۴ وج ۴ / ۲۳۷ ، مسند الشهاب : ۱ / ۴۰۱ / ۶۹۱ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال: ۶ / ۲۹۳ / ۱۵۷۵۹ ؛ الاختصاص : ۳۳۵ ، بحار الأنوار : ۶ /۱۳/۲۱ وص ۲۰/۴۵.

۵ / ۹ زكات

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس به نيت پيوند ، درِ هديه دادن را نگشاد ، مگر آن كه خداوند به سبب آن ، وى را افزونى بخشيد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا درِ روزى در آستانه عرش گشاده است . خداوند به قدر انفاق هاى بندگانش ، روزى را بر ايشان نازل گرداند ؛ هر كه كم دهد ، اندكش بخشد و هر كه فراوان دهد ، فراوانش عطا فرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن كه سخاوت ورزد ، روزى به وى روى آورد ، زودتر از آن كه كارد بر كوهان شتر فرو رود .

امام على عليه السلام :ستم را با دادگرى درمان كنيد و فقر را با صدقه و بخشش .

امام على عليه السلام :همانا صدقه نزد خداوند افزوده مى شود .

۵ / ۹زكاتقرآن:«و آن چه از زكات مى دهيد كه خداى را خواهيد ، پس آن ها افزون گردند .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اموال خود را با زكات در پناه نگاه داريد .

.

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: الزَّكاةُ نَقصٌ فِي الصّورَةِ ، وزِيادَةٌ فِي المَعنى . (1)

عنه عليه السلام :فَرَضَ اللّهُ الإِيمانَ تَطهيرا مِنَ الشِّركِ ، وَالصَّلاةَ تَنزيها عَنِ الكِبرِ ، وَالزَّكاةَ تَسبيبا لِلرِّزقِ . (2)

فاطمة عليهاالسلام :الزَّكاةُ تَزكِيَةٌ لِلنَّفسِ ، ونَماءٌ فِي الرِّزقِ . (3)

عنها عليهاالسلام :فَرَضَ اللّهُ الإِيمانَ تَطهيرا مِنَ الشِّركِ . . . وَالزَّكاةَ زِيادَةً فِي الرِّزقِ . (4)

الإمام الباقر عليه السلام :الزَّكاةُ تَزيدُ فِي الرِّزقِ . (5)

الإمام الصادق عليه السلام :لَو أخرَجَ النّاسُ زَكاةَ أموالِهِم مَا احتاجَ أحَدٌ . (6)

الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل وَضَعَ الزَّكاةَ قوتا لِلفُقَراءِ ، وتَوفيرا لِأَموالِكُم . (7)

الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ عِلَّةَ الزَّكاةِ مِن أجلِ قوتِ الفُقَراءِ ، وتَحصينِ أموالِ الأَغنِياءِ . (8)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۲۹۹ / ۴۱۶ .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۵۲ ، غرر الحكم : ۶۶۰۸ .

3) .الاحتجاج : ۱ / ۲۵۸ / ۴۹ عن عبد اللّه بن الحسن عن آبائه عليهم السلام .

4) .من لا يحضره الفقيه : ۳/۵۶۸/۴۹۴۰ ، علل الشرايع : ۲۴۸/۲ كلاهما عن زينب بنت الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار: ۶ / ۱۰۷ / ۱ .

5) .الأمالي للطوسي : ۲۹۶ / ۵۸۲ عن جابر بن يزيد الجعفي ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۴ / ۲۷ .

6) .الكافي : ۳ / ۵۰۷ / ۱ عن الحسن بن عليّ الوشّاء عن الإمام الرضا عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۷ / ۱۵۷۹ عن معتّب نحوه .

7) .الكافي : ۳ / ۴۹۸ / ۶ ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۴ / ۱۵۷۵ ، علل الشرايع : ۳۶۸ / ۱ ، المحاسن : ۲ / ۳۸ / ۱۱۱۹ كلّها عن مبارك العقرقوفي نحوه ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۸ / ۳۹ .

8) .من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۸ / ۱۵۸۰ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۸۹ / ۱ ، علل الشرايع : ۳۶۹ / ۳ كلاهما عن محمّد بن سنان وراجع الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۱۹۵ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۸ / ۳۸ .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: زكات در ظاهر كاستى دهنده است و در باطن ، افزاينده .

امام على عليه السلام:خداوند ايمان را پاك كننده شرك ؛ نماز را زداينده كبر ؛ و زكات را زمينه ساز روزى قرار داده است .

حضرت فاطمه عليهاالسلام :زكات پاك كننده جان و افزاينده روزى است .

حضرت فاطمه عليهاالسلام :خداوند ايمان را پاك كننده از شرك . . . و زكات را افزاينده روزى ساخته است .

امام باقر عليه السلام :زكات روزى را مى افزايد .

امام صادق عليه السلام:اگر مردم زكات اموال خويش را بيرون مى ساختند ، هيچ كس نيازمند نمى گشت .

امام كاظم عليه السلام :همانا خداوند زكات را مايه گذران زندگى فقيران و افزاينده اموال شما قرار داده است .

امام رضا عليه السلام :زكات از آن روى وضع شده كه فقيران را مايه گذران زندگى باشد و اموال توانگران را نگاهبانى كند .

.

۵ / ۱۰الإِطعامرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الخَيرُ أسرَعُ إلَى البَيتِ الَّذي يُغشى مِنَ الشَّفرَةِ إلى سَنامِ البَعيرِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :الرِّزقُ أسرَعُ إلى مَن يُطعِمُ الطَّعامَ مِنَ السِّكّينِ فِي السَّنامِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :الرِّزقُ إلى بَيتٍ فيهِ السَّخاءُ أسرَعُ مِنَ الشَّفرَةِ إلى سَنامِ البَعيرِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ البَرَكَةَ أسرَعُ إلَى البَيتِ الَّذي يُمتارُ مِنهُ المَعروفُ مِنَ الشَّفرَةِ في سَنامِ البَعيرِ ، أو مِنَ السَّيلِ إلى مُنتَهاهُ . (4)

كنزالعمّال عن سلمان بن عامر الضبّيّ :قُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ أبي كانَ يُقرِي الضَّيفَ ، ويُكرِمُ الجارَ ، ويَفي بِالذِّمَّةِ ، ويُعطي فِي النّائِبَةِ ، فَما يَنفَعُهُ ذلِكَ! قالَ : ماتَ مُشرِكا؟قُلتُ : نَعَم . قالَ : أما إنَّها لا تَنفَعُهُ ولكِنَّها تَكونُ في عَقِبِهِ ؛ إنَّهُم لَن يَخزَوا أبَدا ، ولَن يَذِلّوا أبَدا ، ولَن يَفتَقِروا أبَدا . (5)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۱۱۴ / ۳۳۵۶ عن أنس بن مالك .

2) .الكافي : ۴ / ۵۱ / ۱۰ عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، المحاسن : ۲ / ۱۴۷ / ۱۳۸۸ عن ميمون عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۳۶۲ / ۱۷ .

3) .تاريخ دمشق : ۱۳ / ۲۴ عن أبي سعيد الخدري ، تاريخ أصبهان : ۱ / ۳۲۱ / ۵۷۲ عن جابر ، كنز العمّال : ۹ / ۲۴۴ / ۲۵۸۴۸ .

4) .الكافي : ۴/۲۹/۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲/۵۶/۱۶۸۹ ، الجعفريّات : ۱۵۳ .

5) .كنز العمّال : ۶ / ۴۵۰ / ۱۶۴۸۹ نقلاً عن البغوي والطبراني وسعيد بن منصور .

۵ / ۱۰ طعام دادن

۵ / ۱۰طعام دادنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روى آوردن خير به سوى خانه اى كه محل رفت و آمد است ، شتابناك تر از حركت لبه تيز كارد در كوهان شتر است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روى آوردن روزى به سوى كسى كه طعام مى دهد ، شتابناك تر از حركت كارد در كوهان شتر است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روى آوردن روزى به سوى خانه اى كه جايگاه سخاوت است ، شتابناك تر از حركت لبه تيز كارد در كوهان شتر است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روى آوردن بركت به سوى خانه اى كه از آن ، خوراكى نيكو اعطا گردد ، شتابناك تر از حركت لبه تيز كارد در كوهان شتر يا جريان سيل به سوى پايان گاه آن است .

كنز العمّال از سلمان بن عامر ضبى :گفتم: «اى رسول خدا! پدرم ميهمان پذير بود و همسايه را گرامى مى داشت و به پيمان وفا مى كرد و در هنگام بلا ، بخشش مى كرد ؛ اما اين ها او را سود ندهد!» پيامبر فرمود: «در حال شرك مرد؟» گفتم:«آرى» . پيامبر فرمود: «هلا كه گرچه آن كارها سودش ندهد ؛ اما براى نسل أو سودمند است . آن ها هرگز خوارى نبينند و ذلت نپذيرند و فقير نگردند» .

.

۵ / ۱۱البِرّرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ البِرَّ يَزيدُ فِي الرِّزقِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :جِماعُ الخَيرِ في أعمالِ البِرِّ . (2)

عنه عليه السلام :صَنائِعُ المَعروفِ تُدِرُّ النَّعماءَ ، وتَدفَعُ البَلاءَ . (3)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: النِّعَمُ وَحشِيَّةٌ ؛ فَقَيِّدوها بِالمَعروفِ . (4)

عنه عليه السلام :كُلُّ نِعمَةٍ اُنيلَ مِنهَا المَعروفُ فَإِنَّها مَأمونَةُ السَّلَبِ ، مُحَصَّنَةٌ مِنَ الغِيَرِ . (5)

عنه عليه السلام :مَن بَسَطَ يَدَهُ بِالإِنعامِ حَصَّنَ نِعمَتَهُ مِنَ الاِنصِرامِ . (6)

عنه عليه السلام :ما حُصِّنَتِ النِّعَمُ بِمِثلِ الإِنعامِ بِها . (7)

عنه عليه السلام :بِبَذلِ النِّعمَةِ تُستَدامُ النِّعمَةُ . (8)

الإمام الباقر عليه السلام :البِرُّ وَالصَّدَقَةُ يَنفِيانِ الفَقرَ ، ويَزيدانِ فِي العُمُرِ ، ويَدفَعانِ تِسعينَ ميتَةَ سوءٍ . (9)

.


1) .المستدرك على الصحيحين : ۳ / ۵۴۸ / ۶۰۳۸ عن ثوبان ، كنز العمّال : ۲ / ۶۲ / ۳۱۱۸ ؛ الزهد للحسين بن سعيد : ۳۳ / ۸۷ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۸۱ / ۸۴ .

2) .غرر الحكم : ۴۷۹۶ .

3) .غرر الحكم : ۵۸۴۰ .

4) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۱۲ / ۵۸۹ .

5) .غرر الحكم : ۶۹۱۴ ، أعلام الدين : ۲۷۴ .

6) .غرر الحكم : ۸۶۵۹ .

7) .غرر الحكم : ۹۵۴۶ .

8) .غرر الحكم : ۴۳۴۴ .

9) .الكافي : ۴ / ۲ / ۲ ، الخصال : ۴۸ / ۵۳ ، ثواب الأعمال : ۱۶۹ / ۱۱ كلّها عن إسحاق بن غالب عمّن حدّثه ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶۶ / ۱۷۲۹ ، الزهد للحسين بن سعيد : ۳۳ / ۸۶ عن غالب وفيها «سبعين» بدل «تسعين» ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۱۹ / ۱۷ وص ۱۳۰ / ۵۵ وص ۱۳۱ / ۵۸ .

۵ / ۱۱ نيكى كردن

۵ / ۱۱نيكى كردنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا نيكى كردن ، روزى را مى افزايد .

امام على عليه السلام :همه خيرها[ىِ دنيا و آخرت] در كارهاى نيك گرد آيند .

امام على عليه السلام :انجام كارهاى نيك ، نعمت ها را فراوان و بلا را دور مى كند .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: نعمت ها رام نيستند ؛ آن ها را با انجام كار نيك در بند كنيد .

امام على عليه السلام :هر نعمتى كه با آن ، كار نيكى انجام پذيرد ، سلب نگردد و از پيشامدهاى روزگار در امان باشد .

امام على عليه السلام :هر كه دست به بخشش گشاده دارد ، نعمتش را از نابودى نجات دهد .

امام على عليه السلام :براى در امان نگهداشتن نعمت ها ، هيچ شيوه اى مؤثرتر از بخشيدنِ آن ها نيست .

امام على عليه السلام :نعمت با بخشش ، تداوم يابد .

امام باقر عليه السلام :نيكوكارى و صدقه دادن ، فقر را مى زدايند و عمر را مى افزايند و نود [گونه] مرگ ناگوار را دور مى كنند .

.

الإمام الكاظم عليه السلام :كانَ في بَني إسرائيلَ رَجُلٌ صالِحٌ ، و كانَت لَهُ امرَأَةٌ صالِحَةٌ ، فَرَأى فِي النَّومِ أنَّ اللّهَ تَعالى قَد وَقَّتَ لَكَ مِنَ العُمُرِ كَذا وكَذا سَنَةً ، وجَعَلَ نِصفَ عُمُرِكَ في سَعَةٍ ، وجَعَلَ النِّصفَ الآخَرَ في ضيقٍ ، فَاختَر لِنَفسِكَ إمَّا النِّصفَ الأَوَّلَ وإمَّا النِّصفَ الأَخيرَ . فَقالَ الرَّجُلُ : إنَّ لي زَوجَةً صالِحَةً ، وهِيَ شَريكَتي فِي المَعاشِ ، فَاُشاوِرُها في ذلِكَ ، وتَعودُ إلَيَّ فَاُخبِرُكَ ، فَلَمّا أصبَحَ الرَّجُلُ قالَ لِزَوجَتِهِ : رَأَيتُ فِي النَّومِ كَذا وكَذا ، فَقالَت : يا فُلانُ اختَرِ النِّصفَ الأَوَّلَ ، وتَعَجَّلِ العافِيَةَ ؛ لَعَلَّ اللّهَ سَيَرحَمُنا ويُتِمُّ لَنَا النِّعمَةَ . فَلَمّا كانَ فِي اللَّيلَةِ الثّانِيَةِ أتَى الآتي فَقالَ : مَا اختَرتَ؟ فَقالَ : اِختَرتُ النِّصفَ الأَوَّلَ ، فَقالَ : ذلِكَ لَكَ ، فَأَقبَلَتِ الدُّنيا عَلَيهِ مِن كُلِّ وَجهٍ ، ولَمّا ظَهَرَت نِعمَتُهُ قالَت لَهُ زَوجَتُهُ : قَرابَتُكَ وَالمُحتاجونَ فَصِلهُم وبِرَّهُم ، وجارُكَ وأخوكَ فُلانٌ فَهَبهُم . فَلَمّا مَضى نِصفُ العُمُرِ وجازَ حَدُّ الوَقتِ رَأَى الرَّجُلَ الَّذي رَآهُ أوَّلاً فِي النَّومِ ، فَقالَ لَهُ : إنَّ اللّهَ تَعالى قَد شَكَرَ لَكَ ذلِكَ ، ولَكَ ـ تَمامَ عُمُرِكَ ـ سَعَةٌ مِثلُ ما مَضى . (1)

.


1) .قصص الأنبياء : ۱۸۲ / ۲۲۱ عن عبد الرحمان بن الحجّاج ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۶۲ / ۶ .

امام كاظم عليه السلام :در ميان بنى اسرائيل ، مردى شايسته مى زيست كه همسرى شايسته داشت . وى در خواب ، چنين ديد: «خداى تعالى به اين اندازه براى تو عمر قرار داده و نيم عمرت را در گشايش و نيم ديگر آن را در تنگنا مقرر فرموده است ؛ پس از اين دو نيمه ، اول و آخر را براى خود برگزين» . مرد گفت: «مرا همسرى شايسته است كه در زندگى ، شريك من است . با وى در اين امر مشورت مى كنم ؛ آن گاه ، بازگرد تا خبرت دهم» . صبحگاهان مرد به همسرش گفت: «در خواب چنان و چنين ديدم» . زن گفت: «فلانى! نيمه نخست را برگزين و عافيت را پيش انداز ؛ باشد كه خداوند بر ما رحمت آورد و نعمت را بر ما تمام فرمايد» . شب دوم ، آن كس آمد و گفت: «چه برگزيدى؟» گفت: «نيمه نخست را برگزيدم» . گفت: «آن براى تو باشد» . پس دنيا از هر سوى به او روى آورد . چون نعمت وى بروز يافت ، همسرش به او گفت: «به خويشاوندانت و نيازمندان رسيدگى و احسان كن و به همسايه ات و فلان برادرت بخشش نما» . چون نيم عمر به سر آمد و زمان معين رسيد ، مرد همان خواب نخست را ديد . همان كس به وى گفت: «خداى تعالى قدردان اين كار تو است و باقى عمرت نيز همانند قبل ، در گشايش خواهد گذشت» .

.

الفصل السادس: المبادئ الصحيّة۶ / ۱النَّظافَةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :غَسلُ الإِناءِ وطَهارَةُ الفِناءِ يورِثانِ الغَناءَ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :نَظِّفوا بُيوتَكُم مِن حَوكِ العَنكَبوتِ ؛ فَإِنَّ تَركَهُ فِي البَيتِ يورِثُ الفَقرَ . (2)

الإمام الباقر عليه السلام :كَنسُ البَيتِ يَنفِي الفَقرَ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ الإِناءِ وكَسحُ الفِناءِ مَجلَبَةٌ لِلرِّزقِ . (4)

.


1) .تاريخ بغداد : ۱۲ / ۹۲ / ۶۵۰۹ عن أنس ، كنز العمّال : ۹ / ۲۷۷ / ۲۶۰۰۴ .

2) .قرب الإسناد : ۵۲ / ۱۶۸ ، المحاسن : ۲ / ۴۶۳ / ۲۶۰۶ وفيه «أفنيتكم» بدل «بيوتكم» وكلاهما عن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، الدعوات : ۱۱۶ / ۲۶۶ وفيه «غزل» بدل «حوك» ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۷۵ / ۳ .

3) .الكافي : ۶ / ۵۳۱ / ۸ ، المحاسن : ۲ / ۴۶۳ / ۲۶۰۵ كلاهما عن أحمد بن محمّد بن خالد البرقي عن بعض من ذكره رفعه ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۷۷ / ۱۱ .

4) .الخصال : ۵۴ / ۷۳ عن محمّد بن مروان ، الدعوات : ۱۴۳ / ۳۷۰ ، روضة الواعظين : ۳۳۹ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۷۶ / ۶ .

فصل ششم : اصول بهداشتى

۶ / ۱ پاكيزگى

فصل ششم: اصول بهداشتى۶ / ۱پاكيزگىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شستن ظرف ها و پاكيزه نگاه داشتن صحن خانه ، سبب توانگرى است .

امام على عليه السلام :خانه هاى خود را از تار عنكبوت پاك كنيد ؛ كه باقى ماندنش در خانه ، فقر به بار مى آورد .

امام باقر عليه السلام :جارو كردن خانه ، فقر را مى زدايد .

امام صادق عليه السلام :شستن ظرف ها و تميز كردن صحن خانه ، روزى را جلب مى كند .

.

كتاب التعريف للصفوانيّ :رُوِيَ أنَّ النّورَةَ أمانٌ مِنَ الفَقرِ . (1)

۶ / ۲الوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ و بَعدَهُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :سَعَةُ الرِّزقِ ورَدعُ سُنَّةِ الشَّيطانِ ؛ الوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أن يَكثُرَ خَيرُ بَيتِهِ فَليَتَوَضَّأ عِندَ حُضورِ طَعامِهِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن أحَبَّ أن يَكثُرَ خَيرُ بَيتِهِ فَليَتَوَضَّأ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ، إنَّ الوُضوءَ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ شِفاءٌ فِي الجَسَدِ ، ويُمنٌ فِي الرِّزقِ . (5)

الكافي عن أبو عوف البجلّيّ :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ : الوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ يَزيدانِ فِي الرِّزقِ ؛ ورُوِيَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهقالَ : أوَّلُهُ يَنفِي الفَقرَ وآخِرُهُ يَنفِي الهَمَّ . (6)

.


1) .مستدرك الوسائل : ۱ / ۳۸۸ / ۹۴۲ نقلاً عن التعريف للصفواني .

2) .كنز العمّال : ۱۵ / ۲۴۲ / ۴۰۷۶۲ نقلاً عن الحاكم في تاريخه عن أنس .

3) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۳۵۸ / ۴۲۶۴ ، الكافي : ۶ / ۲۹۰ / ۴ ، المحاسن : ۲ / ۲۰۰ / ۱۵۸۶ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال : ۱۳ / ۴۴ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، روضة الواعظين : ۳۳۵ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۳۵۲ / ۱ .

4) .كنز العمّال : ۱۵ / ۲۴۸ / ۴۰۷۹۵ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس .

5) .المحاسن : ۲ / ۲۰۱ / ۱۵۹۱ عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۳۵۶ / ۱۷ .

6) .الكافي : ۶ / ۲۹۰ / ۵ ، الخصال : ۲۳ / ۸۲ ، المحاسن : ۲ / ۲۰۱ / ۱۵۹۰ وليس فيهما «وروي أنّ رسول اللّه صلى الله عليه و آله . . .» ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۳۵۲ / ۲ .

۶ / ۲ وضو گرفتن پيش و پس از غذا

كتاب التعريف از آنِ صفوانى :روايت شده كه زدودن موى هاى زايد بدن ، انسان را از فقر در امان مى دارد .

۶ / ۲وضو گرفتن پيش و پس از غذاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وضو گرفتن پيش و پس از غذا ، موجب گشايش روزى و مقابله با شيوه شيطان است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دوست مى دارد خير در خانه اش فراوان گردد ، بايد هنگام حاضر شدن غذا ، وضو گيرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خواهد خير خانه اش بسيار گردد ، پيش و پس از غذا بايد وضو گيرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! وضو پيش و پس از غذا شفابخش جسم و بركت دهنده روزى است .

الكافى از ابوعوف بجلى :از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «وضو پيش و پس از غذا ، روزى را مى افزايد و از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت است كه اولى فقر را مى زدايد و ديگرى اندوه را» .

.

الإمام الصادق عليه السلام :اِغسِلوا أيدِيَكُم قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ ؛ فَإِنَّهُ يَنفِي الفَقرَ ، ويَزيدُ فِي العُمُرِ . (1)

۶ / ۳التَّخَلُّلُ وَالسِّواكُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ استاكَ كُلَّ يَومٍ مَرَّتَينِ فَقَد أدامَ سُنَّةَ الأَنبِياءِ عليهم السلام . . . وَاستَغنى عَنِ الفَقرِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا عَلى إثرِ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّهُ صِحَّةٌ لِلنّابِ وَالنَّواجِذِ ، ويَجلِبُ الرِّزقَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آلهـ لِجَعفَرٍ ـ: تَخَلَّل ؛ فَإِنَّ الخِلالَ يَجلِبُ الرِّزقَ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :ناوَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله جَعفَرَ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلامخِلالاً ، فَقالَ لَهُ : تَخَلَّل ؛ فَإِنَّهُ مَصلَحَةٌ لِلفَمِ ـ أو قالَ : لِلِّثَةِ ـ ومَجلَبَةٌ لِلرِّزقِ . (5)

عنه عليه السلام :الخِلالُ بَعدَ الطَّعامِ يَشُدُّ اللِّثاتِ ، ويَجلِبُ الرِّزقَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ . (6)

.


1) .المحاسن : ۲ / ۲۰۲ / ۱۵۹۴ عن أحمد بن أبي عبد اللّه البرقي عن بعض من رواه ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۳۵۶ / ۲۰ .

2) .جامع الأخبار : ۱۵۱ / ۳۴۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۳۸ / ۴۹ .

3) .النوادر للراوندي : ۲۱۲ / ۴۱۹ ، الجعفريّات : ۲۸ ، دعائم الإسلام : ۱ / ۱۲۳ عن الإمام عليّ عليه السلام .

4) .المحاسن : ۲ / ۳۸۵ / ۲۳۵۸ عن أبي حمزة عن الإمام الكاظم عليه السلام ، دعائم الإسلام : ۱ / ۱۲۴ عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «الخلال يجلب الرزق» فقط ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۴۴۱ / ۲۰ .

5) .الكافي : ۶ / ۳۷۶ / ۴ ، المحاسن : ۲ / ۳۸۵ / ۲۳۵۷ كلاهما عن أحمد بن عبد اللّه الأسدي عن رجل ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۴۴۱ / ۱۹ وليس فيهما «للفم أو قال» .

6) .إحقاق الحقّ : ۱۲ / ۲۸۳ نقلاً عن بهجة المجالس .

۶ / ۳ خلال كردن و مسواك زدن

امام صادق عليه السلام :دست هاى خود را پيش و پس از غذا بشوييد ؛ كه اين كار فقر را مى زدايد و عمر را مى افزايد .

۶ / ۳خلال كردن و مسواك زدنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه روزى دو بار مسواك كند ، شيوه پيامبران را زنده داشته . . . و از فقر رهايى يافته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به دنبال غذا ، خلال كنيد ؛ كه هم دندان هاى نيش و آسيا را سالم مى دارد و هم روزى را جلب مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به جعفر ـ: خلال كن ؛ كه خلال كردن ، روزى را جلب مى كند .

امام صادق عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله به جعفر بن ابى طالب عليه السلام خلالى داد و به وى فرمود: «خلال كن ؛ كه اين كار دهان (يا: لثه) را سالم مى دارد و روزى را فراهم مى آورد» .

امام صادق عليه السلام :خلال كردن پس از غذا ، لثه ها را محكم سازد و روزى را جلب كند و بوى خوش پديد آورد .

.

۶ / ۴تَقليمُ الأَظفارِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَقليمُ الأَظفارِ يَمنَعُ الدّاءَ الأَعظَمَ ، ويُدِرُّ الرِّزقَ . (1)

الخصال عن أبو كهمس :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : عَلِّمني دُعاءً أستَنزِلُ بِهِ الرِّزقَ ، فَقالَ لي : خُذ مِن شارِبِكَ وأظفارِكَ ، وَليَكُن ذلِكَ في يَومِ الجُمُعَةِ . (2)

الإمام الرضا عليه السلام :تَقليمُ الأَظفارِ يَجلِبُ الرِّزقَ . (3)

.


1) .الكافي : ۶ / ۴۹۰ / ۱ عن الحسن بن راشد ، الخصال : ۶۱۱ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، ثواب الأعمال : ۴۲ / ۴ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۱۹ / ۲ وص ۳۱۶ / ۴ .

2) .الخصال : ۳۹۱ / ۸۶ ، ثواب الأعمال : ۴۲ / ۷ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۱۰ / ۵ .

3) .مستدرك الوسائل : ۱ / ۴۱۴ / ۱۰۳۱ نقلاً عن كتاب التعريف للصفواني .

۶ / ۴ چيدن ناخن ها

۶ / ۴چيدن ناخن هاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چيدن ناخن ها بيمارى بزرگ را دور مى كند و روزى را فروان مى سازد .

الخصال از ابوكهمس :به امام صادق عليه السلام گفتم: «مرا دعايى بياموز كه با آن ، روزى را به سوى خود آورم» . به من فرمود: «موى لب و ناخن هايت را بچين و اين كار بايد در روز جمعه باشد» .

امام رضا عليه السلام :چيدن ناخن ها روزى را فراهم آورد .

.

الفصل التاسع: النّوادررسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَوَضَّأَ لِكُلِّ حَدَثٍ ، ولَم يَكُن دَخّالاً عَلَى النِّساءِ فِي البُيوتاتِ ، ولَم يَكُن يَكتَسِبُ مالاً بِغَيرِ حَقٍّ ؛ رُزِقَ مِنَ الدُّنيا بِغَيرِ حِسابٍ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :حُسنُ الخَطِّ مِن مَفاتيحِ الرِّزقِ ، وطيبُ الكَلامِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَتَبَّعَ ما يَقَعُ مِن مائِدَتِهِ فَأَكَلَهُ ، ذَهَبَ عَنهُ الفَقرُ وعَن وُلدِهِ ووُلدِ وُلدِهِ إلَى السّابِعِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :حَملُ العَصا يَنفِي الفَقرَ . (4)

.


1) .مستدرك الوسائل : ۱ / ۳۰۰ / ۶۷۷ نقلاً عن درر اللآلي عن عبد اللّه بن سلام .

2) .بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۸ نقلاً عن رسالة آداب المتعلّمين للمحقّق الطوسي .

3) .المحاسن : ۲ / ۲۲۸ / ۱۶۹۲ عن النوفلي بإسناده ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۴۲۸ / ۴ .

4) .من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۲۷۰ / ۲۴۱۰ ، ثواب الأعمال : ۲۲۲ / ۱ عن يونس عن عدّة من أصحاب أبي عبد اللّه عليه السلامعن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آلهنحوه ، مكارم الأخلاق : ۱ / ۵۲۳ / ۱۸۲۰ عن الإمام عليّ عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۲۳۰ / ۱ و ص ۲۳۴ / ۱۴ .

فصل هفتم : روايات پراكنده

فصل هفتم: روايات پراكندهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه به دنبالِ هر باطل كننده وضو ، وضويى تازه گيرد و در خانه ها فراوان بر زنان درنيايد و مالى را به ناحق فراهم نياورد ، بدون حساب از دنيا روزى يابد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيكويىِ خط ، از كليدهاى روزى است و خوش سخنى روزى را مى افزايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه ريزه هاى غذا را در سفره بِجويَد و بخورد ، فقر از وى و فرزندانش و فرزندان فرزندانش تا نسل هفتم زدوده گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عصا برداشتن فقر را مى زدايد .

.

الخصال عن سعيد بن علاقة :سَمِعتُ أميرَ المُؤمِنينَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلاميَقولُ : . . . ألا اُنَبِّئُكُم بِما يَزيدُ فِي الرِّزقِ؟ قالوا : بَلى يا أميرَ المُؤمِنينَ . قالَ : الجَمعُ بَينَ الصَّلاتَينِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَالتَّعقيبُ بَعدَ الغَداةِ وبَعدَ العَصرِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وصِلَةُ الرَّحِمِ تَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وكَسحُ الفِناءِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، ومُواساةُ الأَخِ فِي اللّهِ عز و جل يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَالبُكورُ في طَلَبِ الرِّزقِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَالاِستِغفارُ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَاستِعمالُ الأَمانَةِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وقَولُ الحَقِّ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وإجابَةُ المُؤَذِّنِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وتَركُ الكَلامِ فِي الخَلاءِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وتَركُ الحِرصِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وشُكرُ المُنعِمِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَاجتِنابُ اليَمينِ الكاذِبَةِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وَالوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ ، وأكلُ ما يَسقُطُ عَنِ الخِوانِ يَزيدُ فِي الرِّزقِ . ومَن سَبَّحَ اللّهَ كُلَّ يَومٍ ثَلاثينَ مَرَّةً دَفَعَ اللّهُ عز و جل عَنهُ سَبعينَ نَوعا مِنَ البَلاءِ أيسَرُهَا الفَقرُ . (1)

الكافي عن معاوية بن وهب :أكَلنا عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ، فَلَمّا رُفِعَ الخِوانُ لَقَطَ ما وَقَعَ مِنهُ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ لَنا : إنَّهُ يَنفِي الفَقرَ ويُكثِرُ الوَلَدَ . (2)

الدعوات للراونديّ :شَكا رَجُلٌ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام [ الفَقرَ ] ، فَقالَ : أذِّن كُلَّما سَمِعتَ الأَذانَ كَما يُؤَذِّنُ المُؤَذِّنونَ . (3)

الكافي عن زرارة:سَمِعتُ أباعَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ: ثَلاثَةٌ إن يَعلَمهُنَّ المُؤمِنُ كانَ زِيادَةٌ في عُمُرِهِ وبَقاءِ النِّعَمِ عَلَيهِ . فَقُلتُ : وما هُنَّ؟ قالَ : تَطويلُهُ في رُكوعِهِ وسُجودِهِ في صَلاتِهِ ، وتَطويلُهُ لِجُلوسِهِ عَلى طَعامِهِ إذا (أ) طعَمَ عَلى مائِدَتِهِ ، وَاصطِناعُهُ المَعروفَ إلى أهلِهِ . (4)

.


1) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۵ ، جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۳ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ .

2) .الكافي : ۶ / ۳۰۰ / ۴ ، المحاسن : ۲ / ۲۲۹ / ۱۶۹۶ .

3) .الدعوات : ۱۱۶ / ۲۶۷ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۶ / ۶ .

4) .الكافي : ۴ / ۴۹ / ۱۵ .

الخصال از سعيد بن علاقه :از امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلامشنيدم كه فرمود: « . . . آيا خبرتان ندهم از آن چه روزى را مى افزايد؟» گفتند: «آرى ، اى اميرالمؤمنين!» فرمود: «اين چيزها روزى را مى افزايند : دو نماز را به هم پيوستن ، پس از نمازهاى صبح و عصر تعقيبات به جاى آوردن ، با خويشان پيوند داشتن ، صحن خانه را تميز كردن ، براى خدا با برادر [ايمانى] همراهى كردن ، بامدادان در پى روزى روان شدن ، آمرزش خواستن ، امانت دارى كردن ، سخن حق گفتن ، با نداى مؤذن همنوايى كردن ، به هنگام قضاى حاجت سخن نگفتن ، پرهيز از آزمندى ، نعمت بخش را سپاس گفتن ، از سوگند دروغ خوددارى كردن ، پيش از غذا وضو گرفتن ، و خوردن آن چه بر سفره فرو افتد . و نيز هر كس روزانه سى بار خداى را تسبيح گويد ، خداوند هفتاد گونه بلا را كه سبك ترينِ آن ها فقر است ، از وى دور سازد» .

الكافى از معاوية بن وهب :نزد امام صادق عليه السلام غذا مى خورديم . به هنگام برچيده شدن سفره ، فروافتاده غذا را برگرفت و خورد و سپس به ما فرمود: «اين كار فقر را مى زدايد و فرزند را مى افزايد» .

الدعوات از راوندى :مردى نزد امام صادق عليه السلام از فقر شكايت آورد . امام فرمود : «هرگاه اذان را مى شنوى ، همان گونه كه مؤذنان بانگ برمى آورند ، اذان بخوان» .

الكافى از زراره:از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «سه چيز را اگر مؤمن بداند [و به كار بندد] ، مايه افزايش عمر و پايدارى نعمت ها براى وى است» . گفتم: «آن ها چيستند؟» فرمود: «ركوع و سجود طولانى در نماز ، فراوان نشستن بر سفره غذا به هنگام اطعام ديگران ، و به خانواده نيكى كردن» .

.

الإمام الصادق عليه السلام :لا تَدومُ النِّعَمُ إلاّ بَعدَ ثَلاثٍ : مَعرِفَةٍ بِما يَلزَمُ للّهِِ سُبحانَهُ فيها ، وأداءِ شُكرِها ، وَالتَّعَبِ فيها . (1)

الإمام الرضا عليه السلام :إسراجُ السِّراجِ قَبلَ أن تَغيبَ الشَّمسُ يَنفِي الفَقرَ . (2)

.


1) .تحف العقول : ۳۱۸ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۳۲ / ۳۰ وفيه «لايعيب» بدل «التعب» .

2) .الكافي : ۶ / ۵۳۲ / ۱۳ عن أبي عليّ الأشعري رفعه .

امام صادق عليه السلام :نعمت ها جز از پسِ سه چيز پايدار نمانند : شناخت حقِّ خداى سبحان در آن نعمت ها ، به جاى آوردن شكرِ آن ها ، و رنج بردن براى آن ها .

امام على عليه السلام :چراغ افروختن پيش از غروب خورشيد ، فقر را مى زدايد .

.

. .

بخش چهارم : موانع توسعه

اشاره

بخش چهارم: موانع توسعهفصل يكم: موانع اخلاقىفصل دوم: موانع اجتماعىفصل سوم: موانع عملى

.

الفصل الأوّل: الموانع الاخلاقيّه۱ / ۱الحِرصرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ صَلاحَ أوَّلِ هذِهِ الاُمَّةِ بِالزُّهدِ وَاليَقينِ ، وهَلاكُ آخِرِها بِالشُّحِّ وَالأَمَلِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :لَو كانَ لاِبنِ آدَمَ وادِيانِ مِن مالٍ لاَبتَغى ثالِثا ، ولا يَملَأُ جَوفَ ابنِ آدَمَ إلاَّ التُّرابُ ، ويَتوبُ اللّهُ عَلى مَن تابَ . (2)

.


1) .الخصال : ۷۹ / ۱۲۸ عن فاطمة بنت الحسين عن أبيها عليه السلام ، روضة الواعظين : ۴۷۴ ، بحار الأنوار : ۷۰ / ۱۷۳ / ۲۴ نقلاً عن الأمالي للصدوق ؛ الزهد لابن حنبل : ۱۶ عن عبد اللّه بن عمرو ، المعجم الأوسط : ۷ / ۳۳۲ / ۷۶۵۰ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۴۲۷ / ۱۰۸۴۴ كلاهما عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه وفيها «بالبخل» بدل «بالشحّ» ، كنز العمّال : ۳ / ۴۴۸ / ۷۳۸۳ .

2) .صحيح البخاري : ۵ / ۲۳۶۴ / ۶۰۷۲ عن ابن عبّاس ، صحيح مسلم : ۲ / ۷۲۵ / ۱۱۶ ، مسند ابن حنبل : ۴ / ۲۴۵ / ۱۲۲۳۰ و ص ۳۵۱ / ۱۲۸۰۳ ، سنن الدارمي : ۲ / ۷۷۴ / ۲۶۷۶ ، سنن الترمذي : ۴ / ۵۶۹ / ۲۳۳۷ كلّها عن أنس ، السنن الكبرى : ۳ / ۵۱۵ / ۶۵۰۸ عن ابن عبّاس وكلّها نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۴۵۹ / ۷۴۳۲ .

فصل يكم : موانع اخلاقى

۱ / ۱ آزمندى

فصل يكم: موانع اخلاقى۱ / ۱آزمندىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا صالح زيستنِ نسل هاى نخست امت من به دليل پارسايى و دين باورى است ؛ و نابودى نسل هاى واپسينِ آن به سبب آزمندى و آرزوپرورى .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر فرزند آدم را به قدر دو وادى ، مال بود ، باز وادى سومى مى جست . درون فرزند آدم را جز خاك چيزى پُر نمى كند . و خداوند توبه هر كه را توبه كند ، مى پذيرد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لَو أنَّ لاِبنِ آدَمَ مِثلَ وادٍ مالاً لَأَحَبَّ أن لَهُ إلَيهِ مِثلَهُ ، ولا يَملَأُ عَينَ ابنِ آدَمَ إلاَّ التُّرابُ ، و يَتوبُ اللّهُ عَلى مَن تابَ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن حَرَصَ عَلَى الدُّنيا هَلَكَ . (2)

عنه عليه السلام :الحِرصُ مَطِيَّةُ التَّعَبِ . (3)

عنه عليه السلام :لا يُلفَى الحَريصُ مُستَريحا . (4)

عنه عليه السلام :الحِرصُ عَناءٌ مُؤَبَّدٌ . (5)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: أطوَلُ النّاسِ نَصَبا الحَريصُ إذا طَمِعَ ، وَالحَقودُ إذا مُنِعَ . (6)

عنه عليه السلام :الحَريصُ مَتعوبٌ في ما يَضُرُّهُ . (7)

عنه عليه السلام :الحِرصُ مِفتاحُ التَّعَبِ . (8)

.


1) .صحيح البخاري : ۵ / ۲۳۶۴ / ۶۰۷۳ عن ابن عبّاس ، صحيح مسلم : ۲ / ۷۲۵ / ۱۱۸ وفيه «مل ء» بدل «مثل» ، مسند ابن حنبل : ۱ / ۷۹۱ / ۳۵۰۱ كلاهما عن ابن عبّاس ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۴۱۵ / ۴۲۳۵ عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۲۲۰ / ۶۲۴۵ .

2) .غرر الحكم : ۸۴۴۲ .

3) .غرر الحكم : ۲۸۰ .

4) .غرر الحكم : ۱۰۵۶۱ .

5) .غرر الحكم : ۹۸۲ .

6) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۰۵ / ۴۹۳ .

7) .غرر الحكم : ۶۷۶ .

8) .تحف العقول : ۹۰ ، الكافي : ۸ / ۱۹ / ۴ عن جابر بن يزيد الجعفي عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام وفيه «الرغبة» بدل «الحرص»، بحار الأنوار : ۷۸/۹۱/ ۹۸ وراجع نهج البلاغة: الحكمة ۳۷۱ و كنز الفوائد: ۱ / ۲۷۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر فرزند آدم به قدر يك وادى مال داشته باشد ، باز دوست مى دارد كه يك وادى ديگر از آنِ او گردد . چشم فرزند آدم را چيزى جز خاك پُر نمى كند . و خداوند توبه آن كس را كه توبه كند ، مى پذيرد .

امام على عليه السلام :هر كه بر دنيا حرص ورزد ، هلاك گردد .

امام على عليه السلام :رنج بر آزمندى سوار است .

امام على عليه السلام :آزمند در حال آسايش يافت نگردد .

امام على عليه السلام :حرص رنج جاودانه است .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: در ميان مردم ، درازترين رنج را حريص ، هنگامى كه طمع مى ورزد و حسود ، هنگامى كه ناكام گردد ، بينند .

امام على عليه السلام :حريص در راه آن چه برايش زيان دارد ، رنج مى بيند .

امام على عليه السلام :حرص كليد رنج است .

.

عنه عليه السلام :ظَمَأُ المالِ أشَدُّ مِن ظَمَاَ?الماءِ . (1)

عنه عليه السلام :الحِرمانُ مَعَ الحِرصِ . (2)

عنه عليه السلام :مَن طَلَبَ الزِّيادَةَ وَقَعَ فِي النُّقصانِ . (3)

عنه عليه السلام :مَن لَم يَستَغنِ بِالكَثيرِ افتَقَرَ إلَى الحَقيرِ . (4)

عنه عليه السلام :إظهارُ الحِرصِ يورِثُ الفَقرَ . (5)

عنه عليه السلام :مَن أسرَفَ في طَلَبِ الدُّنيا ماتَ فَقيرا . (6)

عنه عليه السلام :الحِرصُ مَفقَرَةٌ . (7)

عنه عليه السلام :الحَريصُ فَقيرٌ ولَو مَلَكَ الدُّنيا بِحَذافيرِها . (8)

عنه عليه السلام :الحِرصُ رَأسُ الفَقرِ واُسُّ الشَّرِّ . (9)

عنه عليه السلام :كُلُّ حَريصٍ فَقيرٌ . (10)

عنه عليه السلام :يَسيرُ الحِرصِ يَحمِلُ عَلى كَثيرِ الطَّمَعِ . (11)

.


1) .المواعظ العدديّة : ۵۹ .

2) .مائة كلمة للجاحظ : ۶۵ / ۴۹ ، شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۲۷ / ۷۳۹ .

3) .غرر الحكم : ۸۳۳۲ .

4) .الإرشاد : ۱ / ۳۰۱ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۲۲ / ۴۰ .

5) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۶۲ / ۱۲ .

6) .غرر الحكم : ۸۶۰۸ .

7) .الخصال : ۵۰۵ / ۳ عن الأصبغ بن نباتة ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۶۲ / ۱۳ .

8) .غرر الحكم : ۱۷۵۳ .

9) .غرر الحكم : ۱۵۷۴ .

10) .غرر الحكم : ۶۸۳۳ .

11) .غرر الحكم : ۱۰۹۸۲ .

امام على عليه السلام :ناسيرابىِ مال سخت تر از ناسيرابىِ آب است .

امام على عليه السلام :ناكامى با آزمندى همراه است .

امام على عليه السلام :هر كه زياده خواه باشد ، در كمبود افتد .

امام على عليه السلام :هر كه به زياد توانگرى نيابد ، به كم نيازمند شود .

امام على عليه السلام :نشان دادن آزمندى ، فقر به بار مى آورد .

امام على عليه السلام :هر كه در طلب دنيا زياده روى كند ، فقير مى ميرد .

امام على عليه السلام :حرص مايه فقر است .

امام على عليه السلام :حريص فقير است ، حتّى اگر كران تا كرانِ دنيا را مالك شود .

امام على عليه السلام :آزمندى سرچشمه فقر و پايه شر است .

امام على عليه السلام :هر آزمندى فقير است .

امام على عليه السلام :حرص اندك ، انسان را به طمع بسيار مى كشاند .

.

عنه عليه السلام :الحَريصُ لا يَكتَفي . (1)

عنه عليه السلام :لَيسَ لِحَريصٍ غَناءٌ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ في ما نَزَلَ بِهِ الوَحيُ مِنَ السَّماءِ : لَو أنَّ لاِبنِ آدَمَ وادِيَينِ يَسيلانِ ذَهَبا وفِضَّةً لاَبتَغى إلَيهِما ثالِثا . يَابنَ آدَمَ ، إنَّما بَطنُكَ بَحرٌ مِنَ البُحورِ ووادٍ مِنَ الأَودِيَةِ لا يَملَؤُهُ شَيءٌ إلاَّ التُّرابَ . (3)

۱ / ۲الحَسَدالإمام عليّ عليه السلام :الحَسَدُ يُنَكِّدُ العَيشَ . (4)

عنه عليه السلام :لا عَيشَ لِحَسودٍ . (5)

عنه عليه السلام :أسوَأُ النّاسِ عَيشا الحَسودُ . (6)

عنه عليه السلام :ثَلاثٌ لا يَهنَأُ لِصاحِبِهِنَّ عَيشٌ : الحِقدُ ، وَالحَسَدُ ، وسوءُ الخُلُقِ . (7)

عنه عليه السلام :لا عَيشَ أنكَدُ مِن عَيشِ الحَسودِ وَالحَقودِ . (8)

عنه عليه السلام :ثَمَرَةُ الحَسَدِ شَقاءُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (9)

.


1) .غرر الحكم : ۳۶۵ .

2) .غرر الحكم : ۷۴۵۲ .

3) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۴۱۸ / ۵۹۱۲ عن ميسّر .

4) .غرر الحكم : ۸۰۹ .

5) .تحف العقول : ۲۱۵ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۵۴ / ۹۳ .

6) .غرر الحكم : ۲۹۳۱ .

7) .غرر الحكم : ۴۶۶۳ .

8) .غرر الحكم : ۱۰۷۴۷ .

9) .غرر الحكم : ۴۶۳۲ .

۱ / ۲ حسد

امام على عليه السلام :حريص به چيزى بسنده نكند .

امام على عليه السلام :حريص را چيزى كفايت نكند .

امام صادق عليه السلام :در زمره وحى فرو آمده از آسمان ، چنين است: «اگر فرزند آدم را دو وادى باشد كه در آن ها طلا و نقره جارى باشد ، باز به دنبال سومى است . اى فرزند آدم! جز اين نيست كه درون تو دريايى است از جمله درياها و وادى اى است از جمله وادى ها كه آن را هيچ چيز جز خاك پُر نكند» .

۱ / ۲حسدامام على عليه السلام :حسد زندگى را تيره و دشوار مى كند .

امام على عليه السلام :حسود را زندگانى نباشد .

امام على عليه السلام :بد زندگانى ترينِ مردم ، حسود است .

امام على عليه السلام :سه چيز زندگانى گوارا براى كس نگذارد : كين ورزى و حسد و بدخُلقى .

امام على عليه السلام :زندگانى اى تيره تر از زندگى حسود و كينه ورز نباشد .

امام على عليه السلام :نتيجه حسد ، تيره بختى دنيا و آخرت است .

.

الإمام الصادق عليه السلام :لَيسَ . . . لِحَسودٍ غِنىً . (1)

۱ / ۳الكَذِبرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكَذِبُ يَنقُصُ الرِّزقَ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :اِعتِيادُ الكَذِبِ يورِثُ الفَقرَ . (3)

الإمام الرضا عليه السلام :إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ . (4)

۱ / ۴كُفرُ النِّعمَةِالكتاب :«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَـئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَ قَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ . (5)»

.


1) .الأمالي للطوسي : ۳۰۱ / ۵۹۵ عن أبي قتادة ، تحف العقول : ۳۶۴ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۹۷ / ۱۹ .

2) .إحياء علوم الدين : ۳ / ۱۹۸ ، المغني عن حمل الأسفار : ۲ / ۸۰۶ / ۲۹۵۲ ، كنز العمّال : ۳ / ۶۲۳ / ۸۲۲۰ نقلاً عن الخرائطي في مساوئ الأخلاق ؛ الأمالي للشجري : ۱ / ۵۲ وج ۲ / ۱۱۸ وكلّها عن أبي هريرة .

3) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ ، جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۲ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۴ / ۱ .

4) .الأمالي للمفيد : ۳۱۰ / ۲ عن ياسر ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۷۹ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۳ / ۸ .

5) .النحل : ۱۱۲ .

۱ / ۳ دروغ گويى

۱ / ۴ ناسپاسى نعمت

امام صادق عليه السلام :حسود را توانگرى نباشد .

۱ / ۳دروغ گويىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دروغ گويى روزى را بكاهد .

امام على عليه السلام :عادت به دروغ گويى ، فقر به بار آورد .

امام رضا عليه السلام :هر گاه حكمرانان دروغ گويند ، باران بند آيد .

۱ / ۴ناسپاسى نعمتقرآن:«و خداوند شهرى را مثل مى زند كه امن و آرام بود ، روزىِ آن به فراوانى از هر جاى مى رسيد؛ اما نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند ، پس خدا به سزاى آن چه مى كردند ، جامه گرسنگى و ترس به آن پوشاند .»

.

الحديث :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ قَوما كانوا في بَني إسرائيلَ يُؤتى لَهُم مِن طَعامِهِم حَتّى جَعَلوا مِنهُ تَماثيلَ بِمُدُنٍ كانَت في بِلادِهِم يَستَنجونَ بِها ، فَلَم يَزَلِ اللّهُ بِهِم حَتَّى اضطُرّوا إلَى التَّماثيلِ يَتَّبِعونَها ويَأكُلونَ مِنها! وهُوَ قَولُ اللّهِ : «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَـئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَ قَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ (1)» . (2)

تفسير القمّيّ :قَولُهُ : «لَقَد كَانَ لِسَبَإٍ فِى مَسْكَنِهِمْ ءَايَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَ شِمَالٍ (3)» قالَ : فَإِنَّ بَحرا كانَ مِنَ اليَمَنِ ، وكانَ سُلَيمانُ أمَرَ جُنودَهُ أن يُجروا لَهُم خَليجا مِنَ البَحرِ العَذبِ إلى بِلادِ الهِندِ ، فَفَعَلوا ذلِكَ ، وعَقَدوا لَهُ عُقدَةً عَظيمَةً مِنَ الصَّخرِ وَالكِلسِ حَتّى يَفيضَ عَلى بِلادِهِم ، وجَعَلوا لِلخَليجِ مَجارِيَ ، فَكانوا إذا أرادوا أن يُرسِلوا مِنهُ الماءَ أرسَلوهُ بِقَدرِ ما يَحتاجونَ إلَيهِ ، وكانَت لَهُم جَنَّتانِ عَن يَمينٍ وشِمالٍ عَن مَسيرَةِ عَشَرَةِ أيّامٍ ، فيهِـ[ـمـ]ـا يَمُرُّ المارُّ لا يَقَعُ عَلَيهِ الشَّمسُ مِنِ التِفافِهِما ، فَلَمّا عَمِلوا بِالمَعاصي وعَتَوا عَن أمرِ رَبِّهِم ونَهاهُمُ الصّالِحونَ فَلَم يَنتَهوا ، بَعَثَ اللّهُ عَلى ذلِكَ السَّدِّ الجُرَذَ ـ وهِيَ الفَأرَةُ الكَبيرَةُ ـ فَكانَت تَقلَعُ الصَّخرَةَ الَّتي لا يَستَقِلُّها الرَّجُلُ وتَرمي بِها ، فَلَمّا رَأى ذلِكَ قَومٌ مِنهُم هَرَبوا وتَرَكُوا البِلادَ ، فَما زالَ الجُرَذُ يَقلَعُ الحَجَرَ حَتّى خَرَّبوا ذلِكَ السَّدَّ ، فَلَم يَشعُروا حَتّى غَشِيَهُمُ السَّيلُ وخَرَّبَ بِلادَهُم وقَلَعَ أشجارَهُم . (4)

.


1) .النحل : ۱۱۲ .

2) .تفسير العيّاشي: ۲/۲۷۳/۷۸ عن حفص بن سالم، بحار الأنوار: ۸۰/۲۰۷/۱۶ وفيه «تماثيل مدرة».

3) .سبأ : ۵

4) .تفسير القمّي : ۲ / ۲۰۰ ، تفسير نور الثقلين : ۴ / ۳۲۷ / ۴۳ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۱۴۳ / ۱ .

حديث:امام صادق عليه السلام :در ميان بنى اسرائيل ، قومى بودند كه غذايشان برايشان در مى رسيد ؛ تا اين كه [كفران نعمت كرده] آن را به شكل تنديس هايى درآورده ، در شهرهاى سرزمين خود قرار دادند و با آن ، نجاست خويش را مى زدودند! پس خداوند چنانشان كرد كه از سرِ ناچارى ، به همان پيكره ها روى آوردند و از آن ها خوردند . و اين است سخن خداوند: «و خداوند شهرى را مَثَل مى زند كه امن و آرام بود ، روزىِ آن به فراوانى از هر جاى مى رسيد ؛ اما نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند ، پس خدا به سزاى آن چه مى كردند ، جامه گرسنگى و ترس به آن پوشانيد .»

تفسير قمى :در تفسير سخن خداوند كه «قوم سبأ را در سكونتگاهشان نشانه اى بود : دو باغ از راست و چپ» : دريايى از جانب يمن روان بود . سليمان به سپاهيانش فرمان داد كه براى ايشان خليجى از آن درياى داراى آب گوارا به سرزمين هند جريان دهند ؛ و آنان چنين كردند و برايش آب بندى بزرگ از سنگ و آهك ساختند تا آب به سوى سرزمينشان روان گردد ؛ و براى آن خليج آبراهه هايى نهادند ؛ پس هر گاه مى خواستند از آن آبى روان سازند ، به قدر نيازشان آن را مى گشودند ؛ و ايشان را دو باغ از راست و چپ بود كه به قدر ده روز با هم فاصله داشتند و چنانچه كسى اين فاصله را مى پيمود ، به سبب سايه گسترىِ آن دو باغ ، آفتاب بر وى نمى افتاد . اما چون معصيت پيشه كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و صالحان نهيشان كردند و نپذيرفتند ، خداوند موش هاى صحرايى را بر آن سد گماشت كه هر يك از آن ها پاره سنگى را كه يك مرد نمى توانست بردارد ، مى كندند و پرتاب مى كردند . گروهى از آن مردم كه چنين ديدند ، در بيم افتادند و سرزمينشان را ترك كردند . موش ها همچنان سنگ بركندند تا همه آن سد را ويران نمودند و آن مردم درنيافتند تا آن گاه كه سيل در ايشان افتاد و سرزمينشان را ويران ساخت و درخت هاشان را از بيخ كند .

.

الدرّ المنثور عن الضحّاكـ فِي الآيَةِ «لَقَد كَانَ لِسَبَإٍ . . .» ـ: كانَت أودِيَةُ اليَمَنِ تَسيلُ إلى وادي سَبَاً? ، وهُوَ وادٍ بَينَ جَبَلَينِ ، فَعَمَدَ أهلُ سَبَاً?فَسَدّوا ما بَينَ الجَبَلَينِ بِالقيرِ وَالحِجارَةِ ، وتَرَكوا ما شاؤوا لِجَنّاتِهِم ، فَعاشوا بِذلِكَ زَمانا مِنَ الدَّهرِ . ثُمَّ إنَّهُم عَتَوا وعَمِلوا بِالمَعاصي ، فَبَعَثَ اللّهُ عَلى ذلِكَ السَّدِّ جُرَذا فَنَقَبَهُ عَلَيهِم ، فَعَرَّضَ اللّهُ مَساكِنَهُم وجَنّاتِهِم ، وبَدَّلَهُم بِمَكانِ جَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ؛ خَمطٍ (وأثلٍ . (1))

الكافي عن سدير :سَأَلَ رَجُلٌ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «فَقَالُواْ رَبَّنَا بَـعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَ ظَـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ (2)» فَقالَ : هؤُلاءِ قَومٌ كانَت لَهُم قُرىً مُتَّصِلَةٌ يَنظُرُ بَعضُهُم إلى بَعضٍ ، وأنهارٌ جارِيَةٌ وأموالٌ ظاهِرَةٌ ، فَكَفَروا نِعَمَ اللّهِ عز و جل ، وغَيَّروا ما بِأَنفُسِهِم مِن عافِيَةِ اللّهِ ، فَغَيَّرَ اللّهُ ما بِهِم مِن نِعمَةٍ ، وإنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم ، فَأَرسَلَ اللّهُ عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ فَغَرَّقَ قُراهُم وخَرَّبَ دِيارَهُم وأذهَبَ أموالَهُم ، وأبدَلَهُم مَكانَ جَنّاتِهِم جَنَّتَينِ ذَواتَي اُكُلٍ خَمطٍ وأثلٍ وشَيءٍ مِن سِدرٍ قَليلٍ ، ثُمَّ قالَ : «ذَ لِكَ جَزَيْنَـهُم بِمَا كَفَرُواْ وَ هَلْ نُجَـزِى إِلاَّ الْكَفُورَ (3)» . (4)

وقعة صفّينـ في بَيانِ مَسيرِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام إلى صِفّينَ ـ: ثُمَّ مَضى نَحوَ ساباطَ حَتَّى انتَهى إلى مَدينَةِ بَهُرَسيرَ ، وإذا رَجُلٌ مِن أصحابِهِ ـ يُقالُ لَهُ حُرُّ بنُ سَهمِ بنِ طَريفٍ مِن بَني رَبيعَةَ بنِ مالِكٍ ـ يَنظُرُ إلى آثارِ كِسرى وهُوَ يَتَمَثَّلُ قَولَ ابنِ يَعفُرَ التَّميمِيِّ : جَرَتِ الرِّياحُ عَلى مَكانِ دِيارِهِمفَكَأَنَّما كانوا عَلى ميعادِ فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : أفَلا قُلتَ : «كَمْ تَرَكُواْ مِن جَنَّـتٍ وَ عُيُونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَرِيمٍ * وَ نَعْمَةٍ كَانُواْ فِيهَا فَـكِهِينَ * كَذَ لِكَ وَ أَوْرَثْنَـهَا قَوْمًا ءَاخَرِينَ * فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَآءُ وَ الْأَرْضُ وَ مَا كَانُواْ مُنظَرِينَ» ؟! (5)إنَّ هؤُلاءِ كانوا وارِثينَ فَأَصبَحوا مَوروثينَ ؛ إنَّ هؤُلاءِ لَم يَشكُرُوا النِّعمَةَ فَسُلِبوا دُنياهُم بِالمَعصِيَةِ . إيّاكُم وكُفرَ النِّعَمِ! لا تَحُلُّ بِكُمُ النِّقَمُ . (6)

.


1) .الدرّالمنثور : ۶ / ۶۹۰ نقلاً عن ابن جرير وابن المنذر .

2) .سبأ : ۱۹ .

3) .سبأ : ۱۷ .

4) .الكافي : ۲ / ۲۷۴ / ۲۳ و ج ۸ / ۳۹۵ / ۵۹۶ ، قصص الأنبياء : ۹۹ / ۹۲ كلاهما عن سدير عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۱۴۴ / ۳ .

5) .الدخان : ۲۵ ـ ۲۹ .

6) .وقعة صفّين : ۱۴۲ ، السرائر : ۱ / ۴۸۴ ، كنز الفوائد : ۱ / ۳۱۵ ، نثر الدرّ : ۲۸۶ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۳۲ / ۴۲۲ / ۳۸۷ ؛ المناقب للكوفي : ۲ / ۵۷۱ / ۱۰۸۱ نحوه .

الدرّ المنثور از ضحاك ـ درباره اين آيه: «و قوم سبأ را ...» ـ :آبراهه هاى يمن به سبأ مى رسيد كه دره اى بود ميان دو كوه . مردم سبأ ميان آن دو كوه با قير و سنگ سدى ساختند و هر چه آب خواستند به باغ هاشان رساندند و بدين سان روزگارى را خوش زيستند . سپس به سركشى و گناه پرداختند و خداوند موش هاى صحرايى را فرستاد تا آن سد را سوراخ نمايند و بدين سان ، خدا خانه ها و باغ هاشان را با خاك يكسان كرد و به جاى آن دو باغ ، دو درختزار با ميوه هاى تلخ و ترش و درختان شوره گز به ايشان داد .

الكافى از سدير :مردى از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند پرسيد: «پس گفتند : پروردگارا! ميان شهرهاى ما دورى افكن ؛ و بر خويشتن ستم كردند » . فرمود: «اينان گروهى بودند كه شهرهاشان به هم متصل و در چشم انداز يكديگر بود و رودهاى روان و دارايى هاى نمايان داشتند . سپس نعمت هاى خدا را كفران كردند و عافيتى را كه خداوند به ايشان بخشيده بود ، دگرگون ساختند و خدا نيز نعمت را بر آنان دگرگون فرمود و همانا خداوند تا كسانى حال خودشان را تغيير ندهند ، نعمت ايشان را دگرگون نمى سازد . پس خداوند سيلى عظيم بر آنان فرستاد و شهرهاشان را غرق نمود و سرزمين هاشان را ويران ساخت و مال هاشان را از ميان برد و به جاى باغ هاشان ، دو باغ با ميوه هاى تلخ و ترش و درختان شوره گز و اندكى سدر نهاد و سپس فرمود: «آن [كيفر ]را به سزاى آن كه كافر شدند و ناسپاسى كردند ، به آنان داديم و آيا جز ناسپاس را كيفر مى دهيم؟ » .

وقعة صفينـ در توضيح مسير امام على عليه السلام به صفين ـ: سپس به سوى ساباط روان شد تا به شهر بَهُرَسير رسيد . در آن جا ، مردى از ياران وى به نام حُرّ بن سهم بن طريف از قبيله بنى ربيعة بن مالك ، در حالى كه به آثار كسرى مى نگريست ، به سخن ابن يعفر تميمى تمسك مى جست: باد بر جاى سرزمين ايشان مى وزيدگويى در آن جا وعده نهاده [و سپس رخت بربسته] بودند . امام فرمود: «چرا به اين سخن خداى تمسك نكردى : «چه بسيار باغ ها و چشمه ها كه بگذاشتند ؛ و كشتزارها و جاى هاى نيكو و آراسته و نعمت ها و آسايشى كه در آن بهره مند بودند * اين چنين [بود سرگذشتشان] و آن ها را به قومى ديگر ميراث داديم * پس آسمان و زمين بر آنان گريه نكرد و مهلت هم نيافتند» ؟ همانا ايشان كه خود ارث برده بودند ، بدين سان كسان ديگر از آنان ارث بردند ؛ زيرا نعمت را سپاس نگفتند و با گناهكارى ، دنياشان ستانده شد . از كفران نعمت بپرهيزيد تا گرفتار كيفر نگرديد!» .

.

الإمام عليّ عليه السلام :قَيِّدوا قَوادِمَ النِّعَمِ بِالشُّكرِ ؛ فَما كُلُّ شارِدٍ بِمَردودٍ . (1)

عنه عليه السلام :اِحذَروا نِفارَ النِّعَمِ ؛ فَما كُلُّ شارِدٍ بِمَردودٍ . (2)

عنه عليه السلام :إذا وَصَلَت إلَيكُم أطرافُ النِّعَمِ ، فَلا تُنَفِّروا أقصاها بِقِلَّةِ الشُّكرِ . (3)

عنه عليه السلام :سَبَبُ تَحَوُّلِ النِّعَمِ الكُفرُ . (4)

.


1) .غرر الحكم : ۶۸۱۶ .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۴۶ ، نثر الدرّ : ۱ / ۳۲۷ ، روضة الواعظين : ۵۱۹ ، غرر الحكم : ۲۶۱۷ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۵۴ / ۸۵ ؛ المناقب للخوارزمي : ۳۷۶ / ۳۹۵ .

3) .نهج البلاغة : الحكمة ۱۳ ، مشكاة الأنوار : ۷۲ / ۱۳۰ ، روضة الواعظين : ۵۱۹ ، غرر الحكم : ۴۱۰۶ ، المناقب للخوارزمي : ۳۷۶ / ۳۹۵ ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۵۳ / ۸۵ .

4) .غرر الحكم : ۵۵۴۵ .

امام على عليه السلام :با شكرگزارى ، پاى هاى نعمت ها را در بند كنيد ؛ زيرا هر گريزانى بازگشتنى نيست .

امام على عليه السلام :از گريزانى نعمت ها بپرهيزيد ؛ كه هر چه گريزد ، بازنگردد .

امام على عليه السلام :آن گاه كه دامنه هاى نعمت به شما رسد ، با كم سپاسى آن را برنچينيد!

امام على عليه السلام :كفران نعمت ها ، سبب از دست رفتن آن ها است .

.

عنه عليه السلام :النِّعَمُ يَسلُبُهَا الكُفرانُ . (1)

عنه عليه السلام :كُفرُ النِّعمَةِ مُزيلُها . (2)

عنه عليه السلام :سَبَبُ زَوالِ النِّعَمِ الكُفرانُ . (3)

عنه عليه السلام :زَوالُ النِّعَمِ بِمَنعِ حُقوقِ اللّهِ مِنها ، وَالتَّقصيرِ في شُكرِها . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ قَوما وُسِّعَ عَلَيهِم في أرزاقِهِم حَتّى طَغَوا ، فَاستَخشَنُوا الحِجارَةَ ، فَعَمَدوا إلَى النَّقِيِّ فَصَنَعوا مِنهُ كَهَيئَةِ الأَفهارِ ، فَجَعَلوهُ في مَذاهِبِهِم ، فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِالسِّنينَ ، فَعَمَدوا إلى أطعِمَتِهِم فَجَعَلوها فِي الخَزائِنِ ، فَبَعَثَ اللّهُ عَلى ما في خَزائِنِهِم ما أفسَدَهُ ، حَتَّى احتاجوا إلى ما كانوا يَستَنظِفونَ بِهِ في مَذاهِبِهِم ، فَجَعَلوا يَغسِلونَهُ ويَأكُلونَهُ ! (5)

الكافي عن عمرو بن شمر :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ : إنّي لَأَلحَسُ أصابِعي مِنَ الاُدمِ ، حَتّى أخافَ أن يَراني خادِمي فَيَرى أنَّ ذلِكَ مِنَ التَّجَشُّعِ ، ولَيسَ ذلِكَ كَذلِكَ ؛ إنَّ قَوما اُفرِغَت عَلَيهِمُ النِّعمَةُ ـ وهُم أهلُ الثَّرثارِ ـ فَعَمَدوا إلى مُخِّ الحِنطَةِ فَجَعَلوها خُبزا هِجاءً ، وجَعَلوا يُنجونَ بِهِ صِبيانَهُم ، حَتَّى اجتَمَعَ مِن ذلِكَ جَبَلٌ عَظيمٌ . قالَ : فَمَرَّ بِهِم رَجُلٌ صالِحٌ ، وإذَا امرَأَةٌ وهِيَ تَفعَلُ ذلِكَ بِصَبِيٍّ لَها ، فَقالَ لَهُم : وَيحَكُم! اِتَّقُوا اللّهَ عز و جل ، ولا تُغَيِّروا ما بِكُم مِن نِعمَةٍ ، فَقالَت لَهُ : كَأَنَّكَ تُخَوِّفُنا بِالجوعِ!؟ أما ما دامَ ثَرثارُنا يَجري فَإِنّا لا نَخافُ الجوعَ . قالَ : فَأَسِفَ اللّهُ عز و جل ، فَأَضعَفَ لَهُمُ الثَّرثارَ ، وحَبَسَ عَنهُم قَطرَ السَّماءِ ونَباتَ الأَرضِ . قالَ : فَاحتاجوا إلى ذلِكَ الجَبَلِ ، وإنَّهُ كانَ يُقسَمُ بَينَهُم بِالميزانِ ! (6)

.


1) .غرر الحكم : ۸۶۴ .

2) .غرر الحكم : ۷۲۴۲ .

3) .غرر الحكم : ۵۵۱۷ .

4) .غرر الحكم : ۵۴۷۵ .

5) .المحاسن : ۲ / ۴۱۹ / ۲۴۶۶ عن أبي عيينة ، دعائم الإسلام : ۱ / ۱۷۹ نحوه ، بحار الأنوار : ۸۰ / ۲۰۴ / ۱۲ .

6) .الكافي : ۶ / ۳۰۱ / ۱ ، المحاسن : ۲ / ۴۱۷ / ۲۴۶۲ نحوه ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۱۴۴ / ۲ .

امام على عليه السلام :ناسپاسى ، نعمت ها را سلب مى كند .

امام على عليه السلام :كفران نعمت ، آن را نابود مى كند .

امام على عليه السلام :ناسپاسى ، سبب نابودى نعمت ها است .

امام على عليه السلام :اگر حقوق خدا در نعمت ها ادا نشود و در شكرگزارى شان كوتاهى گردد ، آن نعمت ها ستانده مى شوند .

امام صادق عليه السلام :همانا گروهى بودند كه چندان روزى شان گشايش يافت كه طغيان كردند و چون سنگ را [براى طهارت] خشن يافتند ، به نان روى آورده ، آن را به شكل سنگ ساخته ، در طهارتگاه هاشان نهادند . پس خداوند به خشكسالى گرفتارشان فرمود و آنان به غذاهاشان روى آورده ، آن را در انبارها گرد آوردند ؛ اما خداوند آفتى در انبارهاشان افكند ، چندان كه به همان چيزها كه در طهارتگاه هاشان براى نظافت خويش به كار مى بردند ، نيازمند شدند ، بدين سان كه آن را مى شستند و مى خوردند .

الكافى از عمرو بن شمر :از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «من چندان انگشتانم را كه نانْ خورش بر آن است ، مى ليسم كه بيم دارم خدمتكارم مرا ببيند و گمان كند كه از گرسنگى چنين مى كنم . اما چنين نيست ؛ بلكه گروهى بر كناره رودى بودند كه نعمت بسيار يافته بودند و به مغز گندم روى آورده ، براى تمسخر آن را به شكل نان درآوردند و با آن كودكانشان را طهارت مى دادند ؛ تا آن جا كه كوهى بزرگ از آن ها گرد آمد . مردى صالح بر ايشان برگذشت و ديد كه زنى با فرزندش چنان مى كند . به آنان گفت: واى بر شما! از خداى بپرهيزيد و نعمت خدا بر خويش را دگرگون مسازيد . آن زن گفت: گويى ما را از گرسنگى بيم مى دهى! تا زمانى كه رود ما جريان دارد ، از گرسنگى بيمى نداريم . پس خداوند ناخشنود گشت و آب آن رود را كم كرد و بارش آسمان و رويش زمين را از ايشان بازداشت . پس به همان كوهِ [نجاست ]نيازمند شدند ، چندان كه همان ميانشان با سنجش تقسيم مى گشت» .

.

۱ / ۵البَطَرالكتاب :«وَ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَـرِهِم بَطَرًا وَ رِئَآءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ . (1)»

الحديث :عيون الأخبار لابن قتيبة :كانَ دُعاءُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن غِنىً مُبطِرٍ ، ومِن فَقرٍ مُلِبٍّ أو مُرِبٍّ» ، وكَذلِكَ : «اللّهُمَّ لا غِنىً يُطغي ، ولا فَقرا يُنسي» . (2)

عنه عليه السلام :لا تَكُن مِمَّن يَرجُو الآخِرَةَ بِغَيرِ العَمَلِ . . . إنِ استَغنى بَطِرَ وفُتِنَ ، وإنِ افتَقَرَ قَنَطَ ووَهَنَ . (3)

.


1) .الأنفال : ۴۷ .

2) .عيون الأخبار لابن قتيبة : ۱ / ۳۳۱ .

3) .نهج البلاغة: الحكمة ۱۵۰ ، تحف العقول: ۱۵۷ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۱۹۹ / ۳۰ ؛ تذكرة الخواصّ : ۱۳۴ نحوه .

۱ / ۵ سرمستى از نعمت

۱ / ۵سرمستى از نعمتقرآن:«و همانند آنان نباشيد كه از خانه هاى خويش ، با سرمستى از نعمت و خودنمايى به مردم بيرون آمدند و [مردم] را از راه خدا بازمى دارند؛ و خدا به آن چه مى كنند ، فراگيرنده است .»

حديث:عيون الاخبار ابن قتيبه :دعاى رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين بود : «بار خدايا! به تو پناه مى برم از توانگرى سرمستى . بار خدايا! به تو پناه مى برم از توانگرىِ سرمستى آور و از فقرِ هميشگى» ؛ و نيز: «بار خدايا! [مرا گرفتار مفرما] نه به توانگرى اى كه سركشىِ زايد آورد و نه به فقرى كه سبب فراموشى شود» .

امام على عليه السلام :همچون كسى مباش كه بدون عمل ، به آخرت اميدوار است . . . و اگر توانگر شود ، سرمست و فريفته گردد ؛ و اگر فقير شود ، نااميد و سست عنصر گردد .

.

عنه عليه السلام :لا تَكُن عِندَ النَّعماءِ بَطِرا ، ولا عِندَ البَأساءِ فَشِلاً . (1)

عنه عليه السلام :مَن نالَ استَطالَ . (2)

عنه عليه السلام :اِستَعيذوا بِاللّهِ مِن سَكرَةِ الغِنى ؛ فَإِنَّ لَهُ سَكرَةً بَعيدَةَ الإِفاقَةِ . (3)

عنه عليه السلام :غُرور الغِنى يوجِبُ الأَشَرَ . (4)

عنه عليه السلام :لا يَزدادَنَّ أحَدُكُم كِبرا وعِظَما في نَفسِهِ ونَأيا عَن عَشيرَتِهِ ، إن كانَ موسِرا فِي المالِ . (5)

عنه عليه السلام :الزَّهوُ فِي الغِنى يُبَذِّرُ الذُّلَّ فِي الفَقرِ . (6)

عنه عليه السلام :المَرءُ يَتَغَيَّرُ في ثَلاثٍ : القُربِ مِنَ المُلوكِ ، وَالوِلاياتِ ، وَالغَناءِ مِنَ الفَقرِ ؛ فَمَن لَم يَتَغَيَّر في هذِهِ فَهُوَ ذو عَقلٍ قَويمٍ وخُلقٍ مُستَقيمٍ . (7)

عنه عليه السلام :البَطَرُ يَسلُبُ النِّعمَةَ ، ويَجلِبُ النِّقمَةَ . (8)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ . . . وَازوِ عَنّي مِنَ المالِ ما يُحدِثُ لي مَخيلَةً ، أو تَأَدِّيا إلى بَغيٍ ، أو ما أتَعَقَّبُ مِنهُ طُغيانا . (9)

.


1) .نهج البلاغة : الكتاب ۳۳ ، بحار الأنوار : ۳۳ / ۴۹۱ / ۴۹۷ وراجع تحف العقول : ۳۰۴ .

2) .الكافي : ۸ / ۲۳ / ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، نهج البلاغة : الحكمة ۲۱۶ ، تحف العقول: ۹۸ ، غرر الحكم : ۷۶۶۸ ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۵۷ / ۷۱ .

3) .غرر الحكم : ۲۵۵۵ .

4) .غرر الحكم : ۶۳۹۹ .

5) .الكافي : ۲ / ۱۵۴ / ۱۹ عن يحيى عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۲۲ / ۸۶ .

6) .غرر الحكم : ۱۵۱۹ .

7) .غرر الحكم : ۲۱۳۳ .

8) .غرر الحكم : ۲۲۱۶ .

9) .الصحيفة السجّادية : ۱۲۲ الدعاء ۳۰ .

امام على عليه السلام :هنگام توانگرى ، سرمستى نكن و به گاه سخت حالى ، سست و ناتوان مباش .

امام على عليه السلام :هر كه [توانگرى] يابد ، گردن كشى كند .

امام على عليه السلام :از سرمستى توانگرى ، به خدا پناه بريد ؛ كه آن را مستى اى است كه بس دير بهبود يابد .

امام على عليه السلام :غرورِ برخاسته از توانگرى ، سبب سركشى است .

امام على عليه السلام :اگر يكى از شما ثروتمند گشت ، هرگز مبادا كبر و غرورش را بيفزايد و از خاندانش فاصله گيرد .

امام على عليه السلام :فخرفروشى به گاه توانگرى ، ذلت در فقر را افزون مى كند .

امام على عليه السلام :انسان در سه حال دچار تغيير مى شود: نزديكى به حاكمان ، سلطه يافتن بر حكومت ، و توانگرى پس از فقر . اگر كسى در اين سه حال تغيير نكند ، داراى عقلى استوار و خويى سالم است .

امام على عليه السلام :سرمستىِ توانگرى ، نعمت را سلب مى كند و كيفر را جلب مى نمايد .

امام سجاد عليه السلامـ در دعايش ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندانش درود فرست . . . و بستان از من آن دارايى را كه برايم گردنكشى و خودبينى آورد و مرا به ستمگرى كشاند يا در پى آن ، به سركشى گرفتار گردم .

.

الإمام الصادق عليه السلام :شَرُّ حَملِ الغِنى أن يَكونَ الفَرِحُ مَرِحا . (1)

عدّة الداعي عن كعب الأحبار :مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ : . . . يا موسى ، قُل لِبَني إسرائيلَ : لا تُبطِرَنَّكُمُ النِّعمَةُ فَيُعاجِلَكُمُ السَّلَبُ ، ولا تَغفُلوا عَنِ الشُّكرِ فَيُقارِعَكُمُ الذُّلُّ . (2)

راجع : ص ۹۴۴ (مضارّ التّكاثر / نسيان اللّه سبحانه) .

۱ / ۶الغِناءالإمام عليّ عليه السلام :كَثرَةُ الاِستِماعِ إلَى الغِناءِ يورِثُ الفَقرَ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :الغِناءُ يورِثُ النِّفاقَ ، ويُعَقِّبُ الفَقرَ . (4)

.


1) .جامع الأحاديث للقمّي : ۲۰۷ .

2) .عدّة الداعي : ۱۸۹ ، إرشاد القلوب : ۶۱ وفيه «عن الذكر والشكر فتسلبوا النعم» بدل «عن الشكر فيقارعكم الذلّ» ، أعلام الدين : ۳۲۸ وفيه «لا تبطر بكم» و«فينازعكم» بدل «لا تُبطرنّكم» و«فيقارعكم» ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۲ / ۱۱ وج ۹۳ / ۳۷۵ / ۱۶ .

3) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ ، جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۲ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۴ / ۱ .

4) .الخصال : ۲۴ / ۸۴ عن الحسن بن هارون ، دعائم الإسلام : ۲ / ۲۰۷ / ۷۵۶ ، بحار الأنوار : ۷۹ / ۲۴۱ / ۷ .

۱ / ۶ موسيقى غنايى

امام صادق عليه السلام :بدترين گرانسنگىِ توانگرى ، آن است كه توانگر از فرط شادمانى ، به سركشى افتد .

عدّة الداعى از كعب الاحبار :در تورات نوشته شده: « . . . اى موسى! به بنى اسرائيل بگو: مبادا نعمت داشتن سبب شود كه به سركشى افتيد ، زيرا نعمت به زودى از شما سلب گردد ؛ و از شكرگزارى غفلت نكنيد ، چرا كه خارى شما را در هم كوبد » .

ر .ك : ص۹۴۵ (زيان هاى ثروت اندوزى / فراموشى خداى سبحان).

۱ / ۶موسيقى غنايىامام على عليه السلام :فراوان شنيدن موسيقى غنايى ، فقر به بار آورد .

امام صادق عليه السلام :موسيقى غنايى ، نفاق به بار آورد و فقر در پى دارد .

.

الفصل الثاني: الموانع الاجتماعيّة۲ / ۱الاِختِلافالكتاب :«قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَ يُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْأَيَـتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ . (1)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَختَلِفوا ؛ فَإِنَّ مَن كانَ قَبلَكُمُ اختَلَفوا ، فَهَلَكوا . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :الاُمورُ المُنتَظِمَةُ يُفسِدُهَا الخِلافُ . (3)

.


1) .الأنعام : ۶۵ .

2) .صحيح البخاري : ۳/۱۲۸۲/۳۲۸۹ عن عبد اللّه بن مسعود وج ۲ / ۸۴۹ / ۲۲۷۹ ، مسند ابن حنبل : ۲ / ۶۱ / ۳۸۰۳ ، المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۲۴۳ / ۲۸۸۵ كلّها عن عبد اللّه ، صحيح مسلم : ۴ / ۲۰۵۳ / ۲ عن عبد اللّه بن عمرو والثلاثة الأخيرة نحوه .

3) .غرر الحكم : ۱۱۷۴ .

فصل دوم : موانع اجتماعى

۲ / ۱ اختلاف

فصل دوم: موانع اجتماعى۲ / ۱اختلافقرآن:«بگو: او است توانا بر آن كه بر شما عذابى از بالاى سرتان يا از زير پاهاتان فرستد يا شما را گروه هاى پراكنده كرده ، به هم اندازد و سختىِ گزند برخى تان را به برخى ديگر بچشاند . بنگر كه چه سان آيات را گوناگون بيان مى كنيم؛ باشد كه دريابند .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دچار اختلاف نشويد ؛ كه پيشينيان شما چنين كردند و هلاك شدند .

امام على عليه السلام :اختلاف موجب پريشانىِ امورِ بِسامان مى شود .

.

عنه عليه السلام :اِلزَمُوا السَّوادَ الأَعظَمَ ؛ فَإِنَّ يَدَ اللّهِ مَعَ الجَماعَةِ ، وإيّاكُم وَالفُرقَةَ! (1)

عنه عليه السلامـ في خُطبَتِهِ ـ: اُنظُروا كَيفَ كانوا حَيثُ كانَتِ الأَملاءُ مُجتَمِعَةً ، وَالأَهواءُ مُؤتَلِفَةً ، وَالقُلوبُ مُعتَدِلَةً ، وَالأَيدي مُتَرادِفَةً ، وَالسُّيوفُ مُتَناصِرَةً ، وَالبَصائِرُ نافِذَةً ، وَالعَزائِمُ واحِدَةً . ألَم يَكونوا أربابا في أقطارِ الأَرَضينَ ، ومُلوكا عَلى رِقابِ العالَمينَ؟! فَانظُروا إلى ما صاروا إلَيهِ في آخِرِ اُمورِهِم ـ حينَ وَقَعَتِ الفُرقَةُ ، وتَشَتَّتَتِ الاُلفَةُ ، وَاختَلَفَتِ الكَلِمَةُ وَالأَفئِدَةُ ، وتَشَعَّبوا مُختَلِفينَ ، وتَفَرَّقوا مُتَحارِبينَ ـ قَد خَلَعَ اللّهُ عَنهُم لِباسَ كَرامَتِهِ ، وسَلَبَهُم غَضارَةَِنعمَتِهِ ، وبَقِيَ قَصَصُ أخبارِهِم فيكُم عِبَرا لِلمُعتَبِرينَ! ... فَانظُروا إلى مَواقِعِ نِعَمِ اللّهِ عَلَيهِم ـ حينَ بَعَثَ إلَيهِم رَسولاً ؛ فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طاعَتَهُم ، وجَمَعَ عَلى دَعوَتِهِ اُلفَتَهُم ـ كَيفَ نَشَرَتِ النِّعمَةُ عَلَيهِم جَناحَ كَرامَتِها ، وأسالَت لَهُم جَداوِلَ نَعيمِها ، وَالتَفَّتِ المِلَّةُ بِهِم في عَوائِدِ بَرَكَتِها ؛ فَأَصبَحوا في نَعمَتِها غَرِقينَ ، وفي خُضرَةِ عَيشِها فَكِهينَ! قَد تَرَبَّعَتِ الاُمورُ بِهِم في ظِلِّ سُلطانٍ قاهِرٍ ، وآوَتهُمُ الحالُ إلى كَنَفِ عِزٍّ غالِبٍ ، وتَعَطَّفَتِ الاُمورُ عَلَيهِم في ذُرى مُلكٍ ثابِتٍ ؛ فَهُم حُكّامٌ عَلَى العالَمينَ ، ومُلوكٌ في أطرافِ الأَرَضينَ ؛ يَملِكونَ الاُمورَ عَلى مَن كانَ يَملِكُها عَلَيهِم ، ويُمضونَ الأَحكامَ في مَن كانَ يُمضيها فيهِم ، لا تُغمَزُ لَهُم قَناةٌ ، ولا تُقرَعُ لَهُم صَفاةٌ . (2)

.


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۲۷ ، بحار الأنوار : ۳۳ / ۳۷۳ / ۶۰۴ وج ۶۸ / ۲۸۹ / ۴۸ وراجع المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۲۰۰ / ۳۹۱ و كنز العمّال : ۱ / ۲۰۶ / ۱۰۳۰ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۲ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۴۷۳ / ۳۷ .

امام على عليه السلام :همراه جماعت بزرگ تر [مؤمنان] باشيد ؛ كه دست خدا با جماعت است . مبادا دچار پراكندگى شويد!

امام على عليه السلامـ در خطبه اش ـ: بنگريد كه حال آنان چگونه بود ، آن گاه كه جماعتشان متفق بود و رأى هاشان يكى بود و قلب هاشان يكسان و دست ها يار هم و شمشيرها ياور يكديگر و بينايى ها ژرف و تصميم ها يگانه بود؟ آيا در همه سرزمين ها ، مهترى نمى كردند و بر همه چيزِ ديگران مسلط نبودند؟ پس بنگريد كه پايان كارشان چگونه شد ، آن گاه كه ميانشان تفرقه افتاد و الفتشان به پراكندگى كشيد و زبان ها و دل هاشان دچار تفرقه گشت و شاخه شاخه شدند و با هم به نبرد برخاستند ؛ و خداوند جامه كرامت خويش را از تنشان بيرون آورد و نعمت سرشارش را از ايشان بازستاند و داستان آنان در ميان شما براى عبرت پذيران مايه عبرت شد! . . . پس بنگريد به فرود آمدن نعمت هاى خدا بر ايشان ، آن گاه كه پيامبرى را به سويشان گسيل فرمود و آنان را فرمانبردار آيين وى نمود و به دعوت او ميانشان الفت پديد آورد ؛ كه چگونه نعمت ، بال كرامت بر سرشان گسترد و جويبارهاى خود را به سويشان روان ساخت و دين خدا آنان را در سودها و بركات خويش درپيچيد و ايشان در نعمت آن ، غرقه گشتند و در خرمىِ زندگانى اش خشنودى يافتند . در سايه حكمرانى چيره ، كارشان سامان يافت و حالشان به گونه اى درآمد كه در كنف عزتى پيروزمندانه جاى گرفتند و در اوج حكمرانىِ پايدار ، كارها برايشان آسان گشت و ايشان بر همه جهانيان حكومت يافتند و در همه سوى زمين ، پادشاهى كردند و از همه كسانى كه روزى بر آنان حكم رانده بودند ، زمام گرفتند و به آنان كه به ايشان فرمان مى دادند ، فرمان راندند ، به گونه اى كه ديگر كسى را انديشه آن نبود كه به سوى آنان نيزه اى افكند يا سنگى پرتاب كند .

.

۲ / ۲الظُّلمالكتاب :«وَ كَذَ لِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ الْقُرَى وَ هِىَ ظَــلِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُو أَلِيمٌ شَدِيدٌ . (1)»

«وَ مَا كُنَّا مُهْلِكِى الْقُرَى إِلاَّ وَ أَهْلُهَا ظَــلِمُونَ . (2)»

«وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَـلَمُواْ وَ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَـتِ وَ مَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَ لِكَ نَجْزِى الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ . (3)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إيّاكُم وَالظُّلمَ! فَإِنَّهُ يُخَرِّبُ قُلوبَكُم ، كَما يُخَرِّبُ الدّورَ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل يُبغِضُ الغَنِيَّ الظَّلومَ . (5)

صحيح البخاري عن أبو موسى :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّهَ لَيُملي لِلظّالِمِ حَتّى إذا أخَذَهُ لَم يُفلِتهُ . ثُمَّ قَرَأَ: «وَ كَذَ لِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ الْقُرَى وَ هِىَ ظَــلِمَهٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ (6). (7)»

.


1) .هود : ۱۰۲ .

2) .القصص : ۵۹ .

3) .يونس : ۱۳ .

4) .جامع الأحاديث للقمّي : ۶۰ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۹۷ / ۳۳ ، مشكاة الأنوار : ۵۴۳ / ۱۸۱۶ ، روضة الواعظين : ۵۱۲ وليس فيهما «كما يخرب الدور» ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۱۵ / ۳۴ ؛ الفردوس : ۱ / ۳۸۶ / ۱۵۵۲ وليس فيه « كما يخرب الدور» ، كنز العمّال : ۳ / ۵۰۵ / ۷۶۳۹ .

5) .المعجم الأوسط : ۵/۳۳۰/۵۴۵۸ عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال : ۱۶/۳۸ / ۴۳۸۳۵ ؛ الخصال : ۸۷ / ۱۹ عن الحسين بن عثمان عن الإمام الصادق عليه السلام ، ثواب الأعمال : ۳۲۳ / ۱۲ عن حسين بن عثمان ومحمّد بن أبي حمزة عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۴۲ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهوص۳۷۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد : ۸۳/۲۷۲ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام، الاُصول الستة عشر : ۱۰۹ عن حسين بن مختار عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۵ / ۱۹ .

6) .هود : ۱۰۲ .

7) .صحيح البخاري : ۴ / ۱۷۲۶ / ۴۴۰۹ ، صحيح مسلم : ۴ / ۱۹۹۷ / ۶۱ ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۳۲ / ۴۰۱۸، كنز العمّال : ۳ / ۵۰۱ / ۷۶۱۰ وص ۵۰۵ / ۷۶۴۰ ؛ نثر الدرّ : ۱ / ۲۴۵ .

۲ / ۲ ستمگرى

۲ / ۲ستمگرىقرآن:«و اين چنين است گرفتنِ پروردگارِ تو ، آن گاه كه آبادى ها و شهرها را كه ستمكارند ، مى گيرد؛ همانا گرفتنِ او دردناك و سخت است.»

«و ما نابود كننده شهرها نبوديم ، مگر آن كه مردمِ آن ها ستمگر بودند .»

«و هر آينه نسل هاى پيش از شما را چون ستم كردند ، هلاك كرديم ، در حالى كه پيامبرانشان نشانه ها و دليل هاى روشن برايشان آوردند؛ و ايشان بر آن نبودند كه ايمان آورند . اين چنين ، گروه بزهكاران را كيفر مى دهيم .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از ستم بپرهيزيد ؛ كه دل ها را ويران مى كند ، هم چنان كه خانه ها را نابود مى سازد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند ، توانگر ستمگر را دشمن مى شمارد .

صحيح البخارى از ابوموسى :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «همانا خداوند ، ستمگر را مهلت مى دهد تا آن گاه كه او را بگيرد ، هيچ خلاصى نباشدش» . سپس فرمود: «و اين چنين است گرفتنِ پروردگار تو ، آن گاه كه آبادى ها و شهرها را كه ستمكارند ، مى گيرد ؛ همانا گرفتنِ او دردناك و سخت است .»

.

الإمام عليّ عليه السلام :بِالظُّلمِ تَزولُ النِّعَمُ . (1)

عنه عليه السلام :الظُّلمُ يُدَمِّرُ الدِّيارَ . (2)

عنه عليه السلام :كَم مِن نِعمَةٍ سَلَبَها ظُلمٌ ! (3)

عنه عليه السلام :الظُّلمُ يَجلِبُ النِّقمَةَ . (4)

عنه عليه السلام :الظُّلمُ يَطرُدُ النِّعَمَ . (5)

عنه عليه السلام :ظُلمُ الظّالِمِ يَقودُهُ إلَى الهَلاكِ . (6)

عنه عليه السلام :الظُّلمُ يُزِلُّ القَدَمَ ، ويَسلِبُ النِّعَمَ ، ويُهلِكُ الاُمَمَ . (7)

عنه عليه السلام :البَغيُ يَسلِبُ النِّعمَةَ . (8)

عنه عليه السلامـ في كِتابِهِ لِلأَشتَرِ لَمّا وَلاّهُ عَلى مِصرَ ـ: إيّاكَ وَالدِّماءَ وسَفكَها بِغَيرِ حِلِّها ! فَإِنَّهُ لَيسَ شَيءٌ أدنى لِنِقمَةٍ ولا أعظَمَ لِتَبِعَةٍ ولا أحرى بِزَوالِ نِعمَةٍ وَانقِطاعِ مُدَّةٍ ، مِن سَفكِ الدِّماءِ بِغَيرِ حَقِّها . (9)

.


1) .غرر الحكم : ۴۲۳۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۸۶ / ۳۷۷۳ .

2) .غرر الحكم : ۱۰۶۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ۴۳ / ۱۰۴۷ .

3) .غرر الحكم : ۶۹۲۷ ، عيون الحكم والمواعظ : ۳۷۹ / ۶۴۰۵ .

4) .غرر الحكم : ۳۸۳ ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۹ / ۶۰ .

5) .غرر الحكم : ۷۱۰ ، عيون الحكم والمواعظ : ۱۸ / ۳۶ .

6) .المواعظ العدديّة : ۵۹ .

7) .غرر الحكم : ۱۷۳۴ ، عيون الحكم والمواعظ : ۵۲ / ۱۳۵۶ .

8) .غرر الحكم : ۳۸۲ .

9) .نهج البلاغة : الكتاب ۵۳ ، تحف العقول : ۱۴۶ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۶۳ / ۱ .

امام على عليه السلام :با ستم ، نعمت ها زوال يابند .

امام على عليه السلام :ستم سرزمين ها را ويران مى كند .

امام على عليه السلام :بسا نعمتى كه ظلم ، آن را سلب مى كند .

امام على عليه السلام :ستم فراهم آورنده عذاب است .

امام على عليه السلام :ظلم نعمت ها را دور مى كند .

امام على عليه السلام :ستمگرىِ ظالم ، او را به هلاكت مى كشاند .

امام على عليه السلام :ستم پاى را بلغزاند ؛ نعمت ها را بگيرد ؛ و امت ها را هلاك نمايد .

امام على عليه السلام :ستمگرى نعمت را سلب مى كند .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به اشتر ، آن گاه كه وى را بر ولايت مصر گماشت ـ: از ريختن خون ها به ناروا بپرهيز ؛ كه هيچ چيز به اندازه خونريزى ناروا ، مجازات نمى آورد و پيامد سخت ندارد و نعمت را نابود نمى كند و مهلت را پايان نمى دهد .

.

عنه عليه السلام :سَفكُ الدِّماءِ بِغَيرِ حَقِّها يَدعو إلى حُلولِ النِّقمَةِ وزَوالِ النِّعمَةِ. (1)

عنه عليه السلام :ظُلمُ اليَتامى وَالأَيامى يُنزِلُ النِّقَمَ ، ويَسلُبُ النِّعَمَ أهلَها . (2)

عنه عليه السلام :لَيسَ شَيءٌ أدعى إلى تَغييرِ نِعمَةِ اللّهِ وتَعجيلِ نِقمَتِهِ مِن إقامَةٍ عَلى ظُلمٍ ؛ فَإِنَّ اللّهَ سَميعُ دَعوَةِ المُضطَهَدينَ ، وهُوَ لِلظّالِمينَ بِالمِرصادِ . (3)

عنه عليه السلام :ما أنعَمَ اللّهُ عَلى عَبدٍ نِعمَةً فَظَلَمَ فيها ، إلاّ كانَ حَقيقا أن يُزيلَها عَنهُ . (4)

عنه عليه السلام :دَوامُ الظُّلمِ يَسلُبُ النِّعَمَ ، ويَجلِبُ النِّقَمَ . (5)

عنه عليه السلام :كَفى بِالظُّلمِ طارِدا لِلنِّعمَةِ ، وجالِبا لِلنِّقمَةِ . (6)

عنه عليه السلام :كَفى بِالبَغيِ سالِبا لِلنِّعمَةِ . (7)

عنه عليه السلام :البَغيُ يُزيلُ النِّعَمَ . (8)

.


1) .غرر الحكم : ۵۶۲۸ .

2) .غرر الحكم : ۶۰۷۹ .

3) .نهج البلاغة : الكتاب ۵۳ ، غرر الحكم : ۷۵۲۳ وفيه «زوال نعمةٍ وتعجيل نقمة» وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۴۲ / ۱ نقلاً عن تحف العقول .

4) .غرر الحكم : ۹۷۱۰ .

5) .غرر الحكم : ۵۱۴۲ .

6) .غرر الحكم : ۷۰۶۵ .

7) .غرر الحكم : ۷۰۶۶ .

8) .غرر الحكم : ۴۸۶ .

امام على عليه السلام :ريختن خون به ناروا موجب فرود آمدن مجازات و نابودى نعمت است .

امام على عليه السلام :ستم به يتيمان و بى همسران ، كيفر را فرود آورد و نعمت را از صاحبش وا ستاند .

امام على عليه السلام :هيچ چيز همچون بيدادگرى ، نعمت خدا را تغيير نمى دهد و كيفر او را پيش نمى اندازد ؛ كه همانا خداوند نداى ستم ديدگان را مى شنود و همو در كمين ستمگران است .

امام على عليه السلام :هر بنده اى كه خدا به وى نعمتى بخشد و او با آن ، ظلم كند ، روا باشد كه خداوند آن نعمت را از وى بستاند .

امام على عليه السلام :پايدارىِ ستم ، نعمت را مى ستاند و عذاب را فراپيش مى كشد .

امام على عليه السلام :ظلم را همين بس كه نعمت را دور مى كند و كيفر را فراهم مى آورد .

امام على عليه السلام :بيداد را همين بس كه نعمت را مى ستاند .

امام على عليه السلام :ستم نعمت را از ميان مى برد .

.

الإمام الباقر عليه السلام :ما مِن أحَدٍ يَظلِمُ بِمَظلِمَةٍ إلاّ أخَذَهُ اللّهُ بِها في نَفسِهِ ومالِهِ ، وأمَّا الظُّلمُ الَّذي بَينَهُ وبَينَ اللّهِ فَإِذا تابَ غَفَرَ اللّهُ لَهُ . (1)

عنه عليه السلام :الظُّلمُ ثَلاثَةٌ : ظُلمٌ يَغفِرُهُ اللّهُ ، وظُلمٌ لا يَغفِرُهُ اللّهُ ، وظُلمٌ لا يَدَعُهُ اللّهُ ؛ فَأَمَّا الظُّلمُ الَّذي لا يَغفِرُهُ فَالشِّركُ ، وأمَّا الظُّلمُ الَّذي يَغفِرُهُ فَظُلمُ الرَّجُلِ نَفسَهُ في ما بَينَهُ وبَينَ اللّهِ ، وأمَّا الظُّلمُ الَّذي لا يَدَعُهُ فَالمُدايَنَةُ بَينَ العِبادِ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :الذُّنوبُ الَّتي تُغَيِّرُ النِّعَمَ : البَغيُ . (3)

۲ / ۳الخِيانَةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الخِيانَةُ تَجلِبُ الفَقرَ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ إذا أرادَ بِقَومٍ نَماءً رَزَقَهُمُ القَصدَ وَالعَفافَ ، وإذا أرادَ اللّهُ بِقَومٍ اِقتِطاعا فَتَحَ عَلَيهِم بابَ خِيانَةٍ . (5)

.


1) .الكافي : ۲ / ۳۳۲ / ۱۲ ، ثواب الأعمال : ۳۲۱ / ۶ كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۱۳ / ۲۲ وص ۳۳۱ / ۶۴ .

2) .الكافي : ۲ / ۳۳۰ / ۱ ، الخصال : ۱۱۸ / ۱۰۵ ، الأمالي للصدوق : ۳۲۵ / ۳۷۹ ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۳۲۶ / ۲۷ كلّها عن سعد بن طريف ، تحف العقول : ۲۹۳ ، روضة الواعظين : ۵۱۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۱۱ / ۱۵ وص ۳۲۲ / ۵۳ .

3) .الكافي : ۲ / ۴۴۷ / ۱ ، معاني الأخبار : ۲۶۹ / ۱ ، علل الشرايع : ۵۸۴ / ۲۷ كلّها عن مجاهد عن أبيه ، الاختصاص : ۲۳۸ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۴ / ۱۱ .

4) .الكافي : ۵ / ۱۳۳ / ۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۴۵ ، قرب الإسناد : ۱۱۷ / ۴۰۸ عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۱۱۴ / ۶ ؛ مسند الشهاب : ۱ / ۷۲ / ۶۴ عن أنس وفيه «تجرّ» بدل «تجلب» ، الفردوس : ۱ / ۱۲۱ / ۴۱۵ عن جابر بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ۳ / ۶۰ / ۵۴۹۳ .

5) .تفسير ابن كثير : ۳ / ۲۵۱ ، كنز العمّال : ۶ / ۳۴۲ / ۱۵۹۶۰ وص ۵۲۵ / ۱۶۸۳۳ نقلاً عن الطبراني وابن عساكر وكلّها عن عبادة بن الصامت .

۲ / ۳ خيانت

امام باقر عليه السلام :هيچ كس نيست كه بيدادى مرتكب شود ، مگر اين كه خداوند به دليل آن ، جان و مال او را بگيرد ؛ و اما ظلمى كه در حق خداوند روا شود ، اگر آن كس توبه كند ، خداى وى را بيامرزد .

امام باقر عليه السلام :ظلم سه گونه است: يكى آن كه خداى آنرا بيامرزد ؛ ديگر آن كه خدا نيامرزدش ؛ و سوم آن كه خدا رهايش نكند . آن كه نيامرزدش ، شرك است ؛ و آن كه بيامرزدش ، ظلمى است كه انسان در روابط ميان خود و خدا بر خويش روا مى دارد ؛ و آن كه رهايش نكند ، وامدارى بندگان به يكديگر است .

امام صادق عليه السلام :[يكى از] گناهانى كه نعمت را تغيير دهند ، ستم است .

۲ / ۳خيانتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خيانت فقر را فراپيش مى كشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند هر گاه خواهد گروهى را نعمت افزايد ، ميانه روى و پاكدامنى را روزى شان گرداند ؛ و هر گاه خواهد نعمت آنان را قطع كند ، درِ خيانت را بر رويشان بگشايد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :تُرفَعُ البَرَكَةُ مِنَ البَيتِ إذا كانَت فيهِ الخِيانَةُ . (1)

الإمام الكاظم عليه السلام :الخِيانَةُ وَالكَذِبُ يَجلِبانِ الفَقرَ وَالنِّفاقَ . (2)

۲ / ۴قَطيعَةُ الرَّحِمِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ قَطيعَةَ الرَّحِمِ وَاليَمينَ الكاذِبَةَ لَتَذَرانِ الدِّيارَ بَلاقِعَ مِن أهلِها . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :قَطيعَةُ الرَّحِمِ يورِثُ الفَقرَ . (4)

عنه عليه السلام :قَطيعَةُ الرَّحِمِ تَجلِبُ النِّقَمَ . (5)

عنه عليه السلام :قَطيعَةُ الرَّحِمِ تُزيلُ النِّعَمَ . (6)

.


1) .الفردوس : ۲ / ۷۳ / ۲۴۱۳ عن أنس ، كنز العمّال : ۱۵ / ۴۰۲ / ۴۱۵۶۰ .

2) .تحف العقول : ۴۰۳ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۲۷ / ۴ .

3) .معاني الأخبار : ۲۶۴ / ۱ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ۲ / ۳۴۷ / ۴ ، الخصال : ۱۲۴ / ۱۱۹ ، ثواب الأعمال : ۲۷۰ / ۸ وكلّها عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام عن كتاب الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۹۴ / ۲۴ وص ۱۳۴ / ۱۰۴ .

4) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۹۱ / ۱۲ .

5) .غرر الحكم : ۶۷۶۹ .

6) .غرر الحكم : ۶۷۸۳ .

۲ / ۴ گسستن پيوند از خويشان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خانه اى كه خيانت در آن باشد ، بركت از آن رخت بربندد .

امام كاظم عليه السلام :خيانت و دروغگويى ، فقر و نفاق را فراهم مى كنند .

۲ / ۴گسستن پيوند از خويشانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا پيوند گسستن از خويشان و سوگند دروغ ، سرزمين ها را از ساكنانشان خالى مى كند .

امام على عليه السلام :پيوند گسستن از خويشان ، فقر را در پى دارد .

امام على عليه السلام :پيوند گسستن از خويشان ، عذاب را فراپيش مى كشد .

امام على عليه السلام :پيوند گسستن از خويشان ، نعمت ها را از ميان مى برد .

.

عنه عليه السلام :لَيسَ مَعَ الفُجورِ نَماءٌ . . . ولا مَعَ القَطيعَةِ غِنىً . (1)

الكافي عن أبو حمزة الثماليّ :قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام في خُطبَتِهِ : أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الذُّنوبِ الَّتي تُعَجِّلُ الفَناءَ . فَقامَ إلَيهِ عَبدُ اللّهِ بنُ الكَوّاءِ اليَشكُرِيُّ فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، أوَ تَكونُ ذُنوبٌ تُعَجِّلُ الفَناءَ ؟ فَقالَ : نَعَم ـ وَيلَكَ! ـ قَطيعَةُ الرَّحِمِ ؛ إنَّ أهلَ البَيتِ لَيَجتَمِعونَ ويَتَواسَونَ وهُم فَجَرَةٌ فَيَرزُقُهُمُ اللّهُ ، وإنَّ أهلَ البَيتِ لَيَتَفَرَّقونَ ويَقطَعُ بَعضُهُم بَعضا فَيَحرِمُهُمُ اللّهُ وهُم أتقِياءُ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :الذُّنوبُ الَّتي تُغَيِّرُ النِّعَمَ : البَغيُ . . . وَالَّتي تُعَجِّلُ الفَناءَ : قَطيعَةُ الرَّحِمِ . (3)

۲ / ۵مَنعُ المُحتاجِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما عَظُمَت نِعمَةُ اللّهِ عَلى عَبدٍ إلاّ عَظُمَت مَؤونَةُ النّاسِ عَلَيهِ ، فَمَن لَم يَحتَمِل تِلكَ المَؤونَةَ فَقَد عَرَّضَ تِلكَ النِّعمَةَ لِلزَّوالِ . (4)

.


1) .دستور معالم الحكم : ۳۱ .

2) .الكافي : ۲ / ۳۴۷ / ۷ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۳۷ / ۱۰۷ .

3) .الكافي : ۲ / ۴۴۷ / ۱ ، معاني الأخبار : ۲۶۹ / ۱ ، علل الشرايع : ۵۸۴ / ۲۷ كلّها عن مجاهد عن أبيه ، الاختصاص : ۲۳۸ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۴ / ۱۱ .

4) .الأمالي للطوسي : ۳۰۶/۶۱۵ عن معاذ بن جبل ، تاريخ اليعقوبي : ۲/۹۷ ، قرب الإسناد : ۷۷/۲۴۹ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، الكافي : ۴ / ۳۸ / ۴ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۶۱ / ۳ و ح ۱ ؛ تاريخ بغداد : ۵ / ۱۸۱ / ۲۶۲۶ ، شُعب الإيمان : ۶ / ۱۱۸ / ۷۶۶۴ كلاهما عن معاذ بن جبل ، قضاء الحوائج لابن أبي الدنيا : ۵۵ / ۴۸ عن عائشة ، كنز العمّال : ۶ / ۳۴۷ / ۱۵۹۹۴ وص ۳۹۰ / ۱۶۲۰۲ .

۲ / ۵ پس راندنِ نيازمند

امام على عليه السلام :با بدكارى ، افزايش نباشد . . . و با پيوند گسستن از خويشان ، توانگرى نماند .

الكافى از ابوحمزه ثمالى :اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه خويش فرمود: «پناه مى برم به خدا از گناهانى كه نيستى را پيش مى اندازد» . عبداللّه بن كواء يشكرى برخاست و گفت : «اى اميرالمؤمنين! آيا گناهانى هم هستند كه نيستى را پيش اندازند؟» فرمود: «آرى ـ واى بر تو! ـ و آن ، پيوند گسستن از خويشان است . همانا شود كه خانواده اى گرد هم آيند و يكديگر را يارى كنند و با آن كه بدكارند ، خداوند روزى شان دهد ؛ و خانواده اى پراكنده باشند و از هم جدا بزيند و با آن كه پرهيزگارند ، خدا از روزى محرومشان سازد» .

امام صادق عليه السلام :گناهانى كه نعمت ها را دگرگون كنند ، چنينند : ستم و ... ؛ و گناهى كه نيستى را پيش اندازد ، پيوند گسستن از خويشان است .

۲ / ۵پس راندنِ نيازمندپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست كه نعمت خدا برايش فراوان گردد ، مگر آن كه بار مردم بر دوش وى سنگين شود ؛ و هر كه اين بار را تحمل نكند ، آن نعمت را در معرض نابودى قرار داده است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :ما أنعَمَ اللّهُ عز و جل عَلى عَبدٍ مِن نِعمَةٍ وأسبَغَها عَلَيهِ ثُمَّ جَعَلَ إلَيهِ شَيئا مِن حَوائِجِ النّاسِ فَتَبَرَّمَ بِها ، إلاّ وقَد عَرَّضَ تِلكَ النِّعمَةَ لِلزَّوالِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ للّهِِ أقواما يَختَصُّهُم بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِبادِ ، ويُقِرُّها فيهِم ما بَذَلوها ، فَإِذا مَنَعوا نَزَعَها عَنهُم فَحَوَّلَها إلى غَيرِهِم . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لا تُمانِعوا قَرضَ الخَميرِ ؛ فَإِنَّ مَنعَهُ يورِثُ الفَقرَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَنعُ الخُبزِ يَمحَقُ البَرَكَةَ . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن كَثُرَت نِعَمُ اللّهِ عَلَيهِ كَثُرَت حَوائِجُ النّاسِ إلَيهِ ؛ فَمَن قامَ للّهِِ فيها بِما يَجِبُ فيها عَرَضَها لِلدَّوامِ وَالبَقاءِ ، ومَن لَم يَقُم فيها بِما يَجِبُ عَرَضَها لِلزَّوالِ وَالفَناءِ . (5)

عنه عليه السلام :إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيكُم نِعمَةٌ مِنَ اللّهِ عَلَيكُم ؛ فَاغتَنِموها ولا تَمَلّوها فَتَتَحَوَّلَ نِقَما . (6)

.


1) .كنز العمّال : ۶ / ۴۴۸ / ۱۶۴۸۱ نقلاً عن ابن النجّار و ح ۱۶۴۸۲ نقلاً عن أبي نعيم ، المعجم الأوسط : ۷ / ۲۹۲ / ۷۵۲۹ ، الفردوس : ۴ / ۱۲ / ۶۰۳۳ كلّها عن ابن عبّاس نحوه .

2) .تاريخ بغداد : ۹ / ۴۵۹ / ۵۰۸۹ ، حلية الأولياء : ۱۰ / ۲۱۵ نحوه وكلاهما عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۶ / ۳۵۰ / ۱۶۰۰۸ ؛ نهج البلاغة : الحكمة ۴۲۵ عن الإمام عليّ عليه السلام ، تاريخ اليعقوبي : ۲ / ۹۷ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۴۱۸ / ۳۹ .

3) .الجعفريّات : ۱۶۱ ، تهذيب الأحكام : ۷ / ۱۶۲ / ۷۱۸ ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۲۶۹ / ۳۹۷۳ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام وزادا فيهما «والخبز» .

4) .الفردوس : ۴ / ۱۵۰ / ۶۴۶۵ عن الإمام الحسين عليه السلام .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۲ ، غرر الحكم : ۸۷۵۲ ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ۴۰۳ / ۲۷۴ ؛ المناقب للخوارزمي : ۳۶۹ / ۳۸۸ كلاهماعن جابربن عبد اللّه الأنصاري وكلّها نحوه .

6) .غرر الحكم : ۳۵۹۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر بنده اى كه خداوند به وى نعمتى دهد و آن را بر او كامل گرداند و سپس نيازى از مردم بر وى عرضه كند و او اظهار ملالت نمايد ، آن نعمت را در معرض نابودى قرار داده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداى را دسته هايى از بندگانند كه به ايشان نعمت بخشيده تا آن را در منافع بندگان ديگر مصرف كنند و آن چه را كه بذل و بخشش كنند ، برايشان ماندگار فرمايد ؛ اما هرگاه از بخشش آن خوددارى ورزند ، آن را از ايشان مى ستاند و به ديگران مى سپارد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از وام دادن خمير مايه نان ابا نكنيد ؛ كه اين كار فقر مى زايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نان ندادن به ديگران ، بركت را از ميان مى برد .

امام على عليه السلام :هر كه نعمت هاى خدا بر وى فراوان شود ، نيازهاى مردم نيز به سوى او بسيار گردد . پس اگر كسى براى خدا به انجام وظيفه خود برخيزد ، آن مال را دوام و ماندگارى بخشيده ؛ و اگر به اداى وظيفه اش برنخيزد ، آن را در معرض تباهى و نيستى قرار داده است .

امام على عليه السلام :همانا نيازهاى مردم كه به شما عرضه مى شود ، نعمتى از سوى خدا براى شما است ؛ پس آن را غنيمت شمريد و از آن ملول نگرديد ، مبادا كه نعمت به عذاب تبديل شود .

.

عنه عليه السلام :سَبَبُ زَوالِ اليَسارِ مَنعُ المُحتاجِ . (1)

عنه عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: ما أحسَنَ الدُّنيا وإقبالَهاإذا أطاعَ اللّهَ مَن نالَها مَن لَم يُواسِ النّاسَ مِن فَضلِهِعَرَّضَ لِلإِدبارِ إقبالَها فَاحذَر زَوالَ الفَضلِ ياجابِرُوأعطِ مِن دُنياكَ مَن سالَها فَإِنَّ ذَا العَرشِ جَزيلُ العَطايُضعِفُ بِالحَبَّةِ أمثالَها (2)

عنه عليه السلام :رَدُّ السّائِلِ الذَّكِرِ بِاللَّيلِ يورِثُ الفَقرَ . (3)

الإمام الحسين عليه السلام :إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيكُم مِن نِعَمِ اللّهِ عَلَيكُم ؛ فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَجوزُوا النِّعَمَ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :مَن عَظُمَت نِعمَةُ اللّهِ عَلَيهِ اشتَدَّت مَؤونَةُ النّاسِ عَلَيهِ ؛ فَاستَديمُوا النِّعمَةَ بِاحتِمالِ المَؤونَةِ ولا تُعَرِّضوها لِلزَّوالِ ؛ فَقَلَّ مَن زالَت عَنهُ النِّعمَةُ فَكادَت أن تَعودَ إلَيهِ ! (5)

.


1) .غرر الحكم : ۵۵۲۶ .

2) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۴۲۲ / ۳۳۱ ، الملاحم والفتن : ۳۶۱ / ۵۲۹ وليس فيه من «فاحذر زوال ...» ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ۴۰۳ / ۲۷۴ ؛ تذكرة الخواصّ : ۱۶۸ ، المناقب للخوارزمي : ۳۶۹ / ۳۸۸ عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري .

3) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۲ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ وفيه «الذاكر» بدل «الذكر» ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۴ / ۱ .

4) .الدرّه الباهرة : ۲۴ ، أعلام الدين : ۲۹۸ وفيه «فتتحوّل إلى غيركم» بدل «فتجوزوا النِّعَم» ، كشف الغمّة : ۲ / ۲۴۱ وفيه «فتحوّر نقما» بدل «فتجوزوا النعم» ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۳۱۸ / ۸۰ وراجع المناقب للخوارزمي : ۳۶۹ / ۳۸۸ .

5) .الكافي : ۴ / ۳۷ / ۱ عن حديد بن حكيم ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۶۰ / ۱۷۰۵ .

امام على عليه السلام :رخت بربستن آساش و گشايش ، به سبب پس راندن نيازمند است .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: چه زيبا است دنيا و روى آوردنشاگر كسى كه به آن مى رسد ، خدا را اطاعت كند . هر كس از نعمت خويش ، مردم را دستگيرى نكندخود سبب مى شود كه دنيا به وى پشت كند . اى جابر! از نيستى نعمت برحذر باشو هر كه به دنيايت نياز دارد ، از آن به وى عطا كن . همانا خداوندِ دارنده عرش ، بسيار عطا مى فرمايدو به ازاى يك دانه ، چندين برابر مى بخشد .

امام على عليه السلام :راندن نيازمندى كه در شب عرض نياز مى كند ، موجب فقر است .

امام حسين عليه السلام :همانا نيازهاى مردم كه به شما عرضه مى شود ، از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ پس از آن ها ملول نگرديد ، مبادا كه از آن ها محروم گرديد .

امام صادق عليه السلام :هر كه نعمت خدا بر وى بزرگ تر باشد ، بار مردم بر دوش او سنگين تر است ؛ پس با تحمل اين بار ، نعمت را پايدار سازيد و آن را در معرض نابودى قرار ندهيد ؛ كه بسى كم است كسى كه نعمت از او نهان گردد و به وى بازگردد .

.

الكافي عن داود بن عبد اللّه بن محمّد الجعفريّ عن إبراهيم بن محمّد :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : ما مِن عَبدٍ تَظاهَرَت عَلَيهِ مِنَ اللّهِ نِعمَةٌ إلاَّ اشتَدَّت مَؤونَةُ النّاسِ عَلَيهِ ؛ فَمَن لَم يَقُم لِلنّاسِ بِحَوائِجِهِم فَقَد عَرَضَ النِّعمَةَ لِلزَّوالِ . قالَ : فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ! ومَن يَقدِرُ أن يَقومَ لِهذَا الخَلقِ بِحَوائِجِهِم !؟ فَقالَ : إنَّمَا النّاسُ في هذَا المَوضِعِ وَاللّهِ المُؤمِنونَ ! (1)

.


1) .الكافي : ۴ / ۳۷ / ۲ .

الكافى از داود بن عبداللّه بن محمّد جعفرى از ابراهيم بن محمّد:امام صادق عليه السلامفرمود: «هيچ بنده اى نيست كه نعمت خدا برايش فراوان گردد ، مگر آن كه بار مردم بر دوش وى سنگين شود . پس هر كه نياز مردم را تأمين نكند ، نعمت را در معرض نابودى قرار داده است» . گفتم: «فدايت شوم! چه كسى مى تواند نيازهاى همه اين مردم را تأمين نمايد؟» فرمود: «به خدا سوگند! مراد از مردم در اين جا ، مؤمنانند» .

.

الفصل الثالث: الموانع العمليّة۳ / ۱السَّيِّئاتالكتاب :«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ . (1)»

«وَ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَـاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَـسِقُونَ . (2)»

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ أَعْمَى (3)» .

«فَأَهْلَكْنَـهُم بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَ . (4)»

راجع : ص ۸۰۲ (الموانع الاجتماعية / الظلم) وص ۹۷۰ (مضارّ التَّكاثر / الهلاك).

.


1) .الروم : ۴۱ .

2) .الحشر : ۱۹ .

3) .طه : ۱۲۴ .

4) .الأنعام : ۶ .

فصل سوم : موانع عملى

۳ / ۱ گناهان

فصل سوم: موانع عملى۳ / ۱گناهانقرآن:«به سبب آن چه دست هاى مردم كرده ، در خشكى و دريا تباهى پديد آمد تا [خدا جزاىِ ]برخى از آن چه كرده اند ، به آنان بچشاند؛ باشد كه بازگردند .»

«و مانند كسانى مباشيد كه خداى را از ياد بردند و خدا خودشان را از يادشان برد؛ اينانند بدكاران نافرمان .»

«و هر كه از يادكرد و پند من روى گرداند ، زندگى تنگ و سخت دارد و روز رستاخيز او را نابينا برانگيزيم . ۱ »

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ لَم يُعطِ لِيَأخُذَ ، ولَو أنعَمَ عَلى قَومٍ ما أنعَمَ وبَقوا ما بَقِيَ اللَّيلُ وَالنَّهارُ ما سَلَبَهُم تِلكَ النِّعَمَ وهُم لَهُ شاكِرونَ ، إلاّ أن يَتَحَوَّلوا مِن شُكرٍ إلى كُفرٍ ومِن طاعَةٍ إلى مَعصِيَةٍ ؛ وذلِكَ قَولُهُ تَعالى : «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ (1)» . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل لا يُعَذِّبُ العامَّةَ بِعَمَلِ الخاصَّةِ ، حَتّى يَرَوُا المُنكَرَ بَينَ ظَهرانيهِم وهُم قادِرونَ عَلى أن يُنكِروهُ فَلا يُنكِروهُ ؛ فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ عَذَّبَ اللّهُ الخاصَّةَ وَالعامَّةَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرَّجُلَ لَيُحرَمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ يُصيبُهُ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :اِحذَرُوا الذُّنوبَ ؛ فَإِنَّ العَبدَ يُذنِبُ الذَّنبَ فَيُحبَسُ عَنهُ الرِّزقُ . (5)

.


1) .الرعد : ۱۱ .

2) .إرشاد القلوب : ۳۱ .

3) .مسند ابن حنبل : ۶ / ۲۱۸ / ۱۷۷۳۶ عن عدي ، المعجم الكبير : ۱۷ / ۱۳۸ / ۳۴۳ عن العرس بن عميرة نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۶۵ / ۵۵۱۵ وراجع علل الشرايع : ۵۲۲ / ۶ وقرب الإسناد : ۵۵ / ۱۸۰ وبحار الأنوار : ۱۰۰ / ۷۵ / ۱۶ .

4) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۳۴ / ۴۰۲۲ ، مسند ابن حنبل: ۸ / ۳۳۰ / ۲۲۴۷۶ و ص ۳۳۵ / ۲۲۵۰۱ ، المستدرك على الصحيحين : ۱/۶۷۰/۱۸۱۴ و ج ۳ / ۵۴۸ / ۶۰۳۸ ، مسند الرؤياني : ۱/۴۰۸/۶۲۶ وص۴۲۰/۶۴۳ وفيه «يعمله» بدل «يصيبه» ، المعجم الكبير : ۲/۱۰۰/۱۴۴۲ ، الزهد لابن المبارك : ۲۹ / ۸۶ كلّها عن ثوبان ؛ الكافي : ۲ / ۲۷۰ / ۸ عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلاموص ۲۷۱ / ۱۱ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ۱۳۶ / ۲۱۹ عن بكر بن محمّد عن الإمام الصادق عليه السلام وكلّها نحوه .

5) .كنز الفوائد : ۱ / ۳۵۲ ، الخصال : ۶۲۰ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام وفيه «ليذنب» بدل «يذنب الذنب» ، تحف العقول : ۱۱۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۵۱ / ۴۷ وج ۷۷ / ۱۶۹ / ۶ .

«پس آنان را به سزاى گناهانشان هلاك كرديم و از پسِ ايشان مردمى ديگر پديد آورديم .»

ر .ك : ص۸۰۳ (موانع اجتماعى/ستم) و ص۹۷۱ (زيان هاى ثروت اندوزى/نابودى).

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند آن چه را عطا فرمايد ، باز نمى ستاند ؛ و اگر به قومى نعمتى دهد و آنان جاودانه در عين شكرگزارى زندگى كنند ، آن را از ايشان نستاند ، مگر اين كه از شكر به ناسپاسى و از اطاعت به معصيت گرايند . و اين است سخن خداى تعالى: «همانا خداوند آن چه را از آنِ گروهى است ، دگرگون نمى كند ، مگر اين كه ويژگى هاى خود را تغيير دهند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند به سبب رفتار گروهى خاص ، همه مردم را عذاب نمى كند ، مگر اين كه آنان عمل زشت را آشكارا بينند و در حالى كه قدرت مخالفت با آن را دارند ، مخالفت نكنند ؛ پس در اين حال ، خداوند هم آن گروه خاص و هم عوام را عذاب كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا انسان با ارتكاب گناه ، از روزى محروم مى شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از گناهان بپرهيزيد ؛ كه همانا بنده گناه مى كند و روزى اش قطع مى گردد .

.

الإمام عليّ عليه السلام :لَيسَ مَعَ الفُجورِ نَماءٌ . (1)

عنه عليه السلام :لا غِنىً مَعَ فُجورٍ . (2)

عنه عليه السلام :مُداوَمَةُ المَعاصي تَقطَعُ الرِّزقَ . (3)

عنه عليه السلام :تَوَقُّوا الذُّنوبَ ؛ فَما مِن بَلِيَّةٍ ولا نَقصِ رِزقٍ إلاّ بِذَنبٍ ، حَتَّى الخَدشِ وَالكَبوَةِ وَالمُصيبَةِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ ـ جَلَّ ذِكرُهُ ـ يَقولُ : «وَ مَآ أَصَـبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُواْ عَن كَثِيرٍ (4)» . (5)

عنه عليه السلام :بِاللّهِ! إنَّهُ ما عاشَ قَومٌ قَطُّ في غَضارَةٍ مِن كَرامَةِ نِعَمِ اللّهِ في مَعاشِ دُنيا ، ولا دائِمِ تَقوىً في طاعَةِ اللّهِ وَالشُّكرِ لِنِعَمِهِ ، فَأَزالَ ذلِكَ عَنهُم ، إلاّ مِن بَعدِ تَغييرٍ مِن أنفُسِهِم ، وتَحويلٍ عَن طاعَةِ اللّهِ ، وَالحادِثِ مِن ذُنوبِهِم ، وقِلَّةِ مُحافَظَةٍ ، وتَركِ مُراقَبَةِ اللّهِ عز و جل ، وتَهاوُنٍ بِشُكرِ نِعمَةِ اللّهِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ عز و جليَقولُ في مُحكَمِ كِتابِهِ : «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ إِذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ» . ولَو أنَّ أهلَ المَعاصي وكَسَبَةَ الذُّنوبِ إذا هُم حَذَروا زَوالَ نِعَمِ اللّهِ وحُلولَ نِقمَتِهِ وتَحويلَ عافِيَتِهِ ، [و] أيقَنوا أنَّ ذلِكَ مِنَ اللّهِ ـ جَلَّ ذِكرُهُ ـ بِما كَسَبَت أيديهِم ، فَأَقلَعوا وتابوا وفَزِعوا إلَى اللّهِ ـ جَلَّ ذِكرُهُ ـ بِصِدقٍ مِن نِيّاتِهِم وإقرارٍ مِنهُم بِذُنوبِهِم وإساءَتِهِم ، لَصَفَحَ لَهُم عَن كُلِّ ذَنبٍ، وإذا لَأَقالَهُم كُلَّ عَثرَةٍ ، ولَرَدَّ عَلَيهِم كُلَّ كَرامَةِ نِعمَةٍ ، ثُمَّ أعادَ لَهُم مِن صَلاحِ أمرِهِم ومِمّا كانَ أنعَمَ بِهِ عَلَيهِم كُلَّ ما زالَ عَنهُم واُفسِدَ عَلَيهِم . (6)

.


1) .دستور معالم الحكم : ۳۱ .

2) .الإرشاد : ۱ / ۳۰۳ ، كنز الفوائد : ۱ / ۱۳۷ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۲۵۷ / ۲۹ وراجع تحف العقول : ۸۹ وص ۱۰۰ .

3) .غرر الحكم : ۹۷۷۱ .

4) .الشورى : ۳۰ .

5) .الخصال : ۶۱۶ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ۱۰۶ ، التمحيص : ۳۷ / ۳۳ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلاموفيهما «والنكبة» بدل «والكبوة» ، بحار الأنوار : ۱۰ / ۹۵ / ۱ .

6) .الكافي : ۸/۲۵۶/۳۶۸ عن سلام بن المستنير عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۳۲/۲۳۴/۱۸۶ .

امام على عليه السلام :با بدكارى ، رشد و افزونى نباشد .

امام على عليه السلام :با بدكارى ، توانگرى نباشد .

امام على عليه السلام :پايدارى در گناهكارى ، روزى را قطع مى كند .

امام على عليه السلام :از گناهان دور باشيد ؛ كه هيچ بلا و كاستى در روزى ، حتّى يك خراش و به روى درافتادن و مصيبت ، مگر به سبب گناه نيست . خداى كه نامش بشكوه باد ، فرمايد : «و هر مصيبتى كه به شما رسد ، به سبب كارهايى است كه با دستان خود كرده ايد و او از بسيارى [از گناهان] در مى گذرد» .

امام على عليه السلام :به خدا سوگند! هر قومى كه از كرامتِ سرشارِ نعمتِ خداوند در زندگانى دنيا بهره بردند و همواره در حال بندگى خدا و شكر نعمت هاى او بودند ، خداوند هرگز نعمت خود را از آنان نستاند ، مگر پس از آن كه درون خويش را تغيير دادند و از اطاعت خدا دست كشيدند و به گناه دست يازيدند و خود را كم از گناه نگاه داشتند و مراقبت در تقواى خدا را رها كردند و در شكر نعمت خداوند سستى ورزيدند ؛ كه همانا خداوند در كتاب استوار خود فرموده است: «همانا خداوند آن چه را گروهى دارند ، دگرگون نمى كند تا آن گاه كه آن چه را در خودشان است دگرگون كنند . و چون خدا براى گروهى بدى بخواهد ، آن را برگشتى نباشد ؛ و آنان را جز او هيچ دوست و كارسازى نيست» . و اگر معصيت پيشگان و گناهكاران از نابودى نعمت هاى خدا و در رسيدن كيفرش و نيستىِ عافيتش حذر كنند و يقين ورزند كه اين پيامد از جانب خداوند بشكوهْ نام به سبب كارهايى است كه ايشان با دست هاى خويش انجام داده اند ، و آن گاه با نيتى راست و اقرار به گناهان و بدكردارى خود ، دست از گناه بكشند و توبه ورزند و به خدا پناه برند ، خداوند از هر گناه ايشان درگذرد و هر خطايى را از آنان بردارد و كرامت هر نعمت را به ايشان باز گرداند و سپس سامان كارشان و نعمت از دست رفته و نابود شده شان را واپس دهد .

.

الإمام زين العابدين عليه السلام :الذُّنوبُ الَّتي تُغَيِّرُ النِّعَمَ : البَغيُ عَلَى النّاسِ ، وَالزَّوالُ عَنِ العادَةِ فِي الخَيرِ وَاصطِناعِ المَعروفِ ، وكُفرانُ النِّعَمِ، وتَركُ الشُّكرِ ؛ قالَ اللّهُ عز و جل : «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ . (1)»

الكافي عن الفضيل عن الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ الرَّجُلَ لَيُذنِبُ الذَّنبَ فَيُدرَأُ عَنهُ الرِّزقُ . وتَلا هذِهِ الآيَةَ: «إِذْ أَقْسَمُواْ لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ * وَ لاَ يَسْتَثْنُونَ * فَطَافَ عَلَيْهَا طَـآئِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَ هُمْ نَآئِمُونَ (2)» . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :يا مُفَضَّلُ ، إيّاكَ وَالذُّنوبَ ! وحَذِّرها شيعَتَنا ، فَوَاللّهِ ما هِيَ إلى أحَدٍ أسرَعَ مِنها إلَيكُم ؛ إنَّ أحَدَكُم لَتُصيبُهُ المَعَرَّةُ مِنَ السُّلطانِ وما ذاكَ إلاّ بِذُنوبِهِ ، وإنَّهُ لَيُصيبُهُ السُّقمُ وما ذاكَ إلاّ بِذُنوبِهِ ، وإنَّهُ لَيُحبَسُ عَنهُ الرِّزقُ وما هُوَ إلاّ بِذُنوبِهِ . (4)

عنه عليه السلام :أكرِموا أنفُسَكُم عَن أهلِ الباطِلِ ، ولا تَجعَلُوا اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ولَهُ المَثَلُ الأَعلى ـ وإمامَكُم ودينَكُمُ الَّذي تَدينونَ بِهِ عُرضَةً لِأَهلِ الباطِلِ ؛ فَتُغضِبوا اللّهَ عَلَيكُم فَتَهلِكوا . فَمَهلاً مَهلاً يا أهلَ الصَّلاحِ ! لا تَترُكوا أمرَ اللّهِ وأمرَ مَن أمَرَكُم بِطاعَتِهِ ؛ فَيُغَيِّرَ اللّهُ ما بِكُم مِن نِعمَةٍ . أحِبّوا فِي اللّهِ مَن وَصَفَ صِفَتَكُم ، وأبغِضوا فِي اللّهِ مَن خالَفَكُم . (5)

.


1) .معاني الأخبار : ۲۷۰ / ۲ عن أبي خالد الكابلي ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۵ / ۱۲ .

2) .القلم : ۱۷ ـ ۱۹ .

3) .الكافي : ۲/۲۷۱/۱۲ ، المحاسن : ۱/۲۰۶/۳۶۱ كلاهما عن الفضيل ، بحار الأنوار : ۷۳/۳۲۴/۹ .

4) .علل الشرايع : ۲۹۷ / ۱ ، مشكاة الأنوار : ۴۷۷ / ۱۵۹۶ نحوه كلاهما عن المفضّل بن عمر ، بحار الأنوار : ۶ / ۱۵۷ / ۱۵ .

5) .الكافي : ۸ / ۱۲ / ۱ عن إسماعيل بن جابر ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۲۲ / ۹۳ .

امام سجاد عليه السلام :گناهانى كه نعمت ها را تغيير مى دهند ، چنينند : تجاوز به [حقوقِ ]مردم ، ترك عادت انجام كار نيك و شايسته ، ناسپاسى نعمت ها ، و شكر نگزاردن . خداوند فرموده است: «همانا خداوند آن چه را گروهى دارند ، دگرگون نمى كند تا آن گاه كه آن چه را در خودشان است دگرگون كنند» .

الكافى از فضيل از امام باقر عليه السلام :«كسى كه گناهى مرتكب گردد ، روزى وى قطع شود .» سپس امام اين آيه را تلاوت فرمود: «آن گاه كه سوگند خوردند: هر آينه بامدادان [دور از چشم مستمندان] ميوه آن باغ را خواهيم چيد * و نگفتند: اگر خداى خواهد * پس شبانگاه كه خفته بودند ، آفتى از سوى پروردگارت بر گرد آن باغ بگرديد» .

امام صادق عليه السلام :اى مفضل! از گناهان بپرهيز و پيروان ما را هم از آن بپرهيزان . به خدا سوگند! گناه بيش از همه به سوى شما شتاب مى گيرد . همانا گزندى كه از حاكم به يكى از شما مى رسد يا مرضى كه به وى رو مى آورد يا روزى اش كه از او قطع مى شود ، جز به سبب گناهانش نيست .

امام صادق عليه السلام :كرامت خود را در برابر باطل انديشان ، نگاه داريد و خداى ـ پاك و والا و بلندْ وصف ـ و امامتان و دينى را كه به آن گرويده ايد ، بازيچه باطل انديشان مسازيد ؛ كه آن گاه ، خشم خداى را نصيب خود كرده ، هلاك خواهيد شد . پس اى صالحان! درنگ كنيد ؛ درنگ كنيد . از فرمان خدا و فرمان كسى كه شما را به اطاعت خدا فرا مى خواند ، سرپيچى مكنيد ؛ كه خدا نعمت خود را از شما خواهد ستاند . براى خدا هر كس را كه هم صفتِ شما است ، دوست بداريد و براى خدا هر كس را كه مخالف شما است ، دشمن شماريد .

.

عنه عليه السلام :إنَّ المُؤمِنَ لَيَنوِي الذَّنبَ فَيُحرَمُ رِزقَهُ . (1)

مستدرك الوسائل :خَرَجَ موسى عليه السلام بِالنّاسِ لِلاِستِسقاءِ ، فَرَأى نَملَةً مُستَلقِيَةً تَقولُ : اللّهُمَّ اسقِنا ولا تَأخُذنا بِذُنوبِ بَني آدَمَ ! فَقالَ : اِنصَرِفوا فَقَدِ استُسقِيَ لَكُم . وجاءَ المَطَرُ . (2)

راجع : ص ۶۷۴ (المبادئ العباديّة / الاستغفار).

۳ / ۲الرِّباالكتاب :«يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَواْ وَيُرْبِى الصَّدَقَـتِ . (3)»

«وَ مَآ ءَاتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَاْ فِى أَمْوَ لِ النَّاسِ فَلاَ يَرْبُواْ عِندَ اللَّهِ . (4)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما ظَهَرَ في قَومٍ الرِّبا وَالزِّنا إلاّ أحَلّوا بِأَنفُسِهِم عِقابَ اللّهِ عز و جل . (5)

.


1) .ثواب الأعمال : ۲۸۸ / ۱ ، المحاسن : ۱ / ۲۰۶ / ۳۶۲ كلاهما عن بكر بن محمّد الأزدي ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۲۴۷ / ۶ .

2) .مستدرك الوسائل : ۶ / ۲۰۶ / ۶۷۵۴ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب .

3) .البقرة : ۲۷۶ .

4) .الروم : ۳۹ .

5) .مسند ابن حنبل : ۲ / ۶۳ / ۳۸۰۹ ، مسند أبي يعلى : ۵ / ۱۲ / ۴۹۶۰ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود عن أبيه ، كنز العمّال : ۴ / ۱۰۷ / ۹۷۶۸ وص ۱۱۰ / ۹۷۸۵ .

۳ / ۲ ربا

امام صادق عليه السلام :همانا مؤمن نيت گناه مى كند و از روزى اش محروم مى گردد .

مستدرك الوسائل :موسى عليه السلام همراه مردم براى باران خواستن بيرون شد . مورچه اى را ديد كه به پشت خوابيده ، مى گويد: «بار خدايا! ما را از باران نصيب بخش و به سبب گناهان آدميان ، تنبيهمان نكن» . موسى فرمود: «بازگرديد ؛ كه باران نصيبتان گشت» . و باران آمد .

ر .ك : ص۶۷۵ (اصول عبادى / آمرزش خواهى) .

۳ / ۲رباقرآن:«خداوند ربا را مى كاهد و نابود مى گرداند و صدقه ها را فزونى مى بخشد .»

«و آن چه از ربا مى دهيد تا در مال هاى مردم اضافه شود ، نزد خدا افزون نمى شود .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در هيچ قومى ربا و زنا آشكار نگردد ، مگر آن كه كيفر خدا را بر خويش فرود آورند .

.

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن قَومٍ يَظهَرُ فيهِمُ الرِّبا إلاّ اُخِذوا بِالسَّنَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :ما أحَدٌ أكثَرَ مِنَ الرِّبا إلاّ كانَ عاقِبَةُ أمرِهِ إلى قِلَّةٍ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :الرِّبا وإن كَثُرَ فَإِنَّ عاقِبَتَهُ تَصيرُ إلى قُلٍّ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :شَرُّ الكَسبِ كَسبُ الرِّبا . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِقَريَةٍ هَلاكا ظَهَرَ فيهِمُ الرِّبا . (5)

الإمام الرضا عليه السلامـ في ما كَتَبَ مِن جَوابِ مَسائِلِ مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ ـ: وعِلَّةُ تَحريمِ الرِّبا : لِما نَهَى اللّهُ عز و جل عَنهُ ، ولِما فيهِ مِن فَسادِ الأَموالِ ؛ لِأَنَّ الإِنسانَ إذَا اشتَرَى الدِّرهَمَ بِالدِّرهَمَينِ كانَ ثَمَنُ الدِّرهَمِ دِرهَما وثَمَنُ الآخَرِ باطِلاً ؛ فَبَيعُ الرِّبا وشِراؤُهُ وَكسٌ ـ عَلى كُلِّ حالٍ ـ عَلَى المُشتَري وعَلَى البائِعِ ؛ فَحَرَّمَ اللّهُ عز و جل عَلَى العِبادِ الرِّبا لِعِلَّةِ فَسادِ الأَموالِ ، كَما حَظَرَ عَلَى السَّفيهِ أن يُدفَعَ إلَيهِ مالُهُ ؛ ـ لِما يَتَخَوَّفُ عَلَيهِ مِن إفسادِهِ ـ حَتّى يُؤنَسَ مِنهُ رُشدُهُ ؛ فَلِهذِهِ العِلَّةِ حَرَّمَ اللّهُ عز و جل الرِّبا . وبَيعُ الرِّبا بَيعُ الدِّرهَمِ بِالدِّرهَمَينِ . وعِلَّةُ تَحريمِ الرِّبا بَعدَ البَيِّنَةِ : لِما فيهِ مِنَ الاِستِخفافِ بِالحَرامِ المُحَرَّمِ ، وهِيَ كَبيرَةٌ بَعدَ البَيانِ ، وتَحريمُ اللّهِ عز و جل لَها لَم يَكُن ذلِكَ مِنهُ إلاَّ استِخفافا بِالمُحَرَّمِ الحَرامِ وَالاِستِخفافُ بِذلِكَ دُخولٌ فِي الكُفرِ . وعِلَّةُ تَحريمِ الرِّبا بِالنَّسيئَةِ : لِعِلَّةِ ذَهابِ المَعروفِ ، وتَلَفِ الأَموالِ ، ورَغبَةِ النّاسِ فِي الرِّبحِ ، وتَركِهِم لِلقَرضِ وَالقَرضُ صَنائِعُ المَعروفِ ، ولِما في ذلِكَ مِنَ الفَسادِ وَالظُّلمِ وفَناءِ الأَموالِ . (6)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۶ / ۲۴۵ / ۱۷۸۳۹ عن عمرو بن العاص ، كنز العمّال : ۴ / ۱۰۸ / ۹۷۷۰ .

2) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۷۶۵ / ۲۲۷۹ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۳۵۳ / ۷۸۹۲ ، المعجم الكبير : ۱۰ / ۲۲۳ / ۱۰۵۳۹ ، شُعب الإيمان : ۴ / ۳۹۲ / ۵۵۱۲ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ۴ / ۱۰۵ / ۹۷۵۷ وص ۱۱۰ / ۹۷۸۷ .

3) .مسند ابن حنبل: ۲/۵۰/۳۷۵۴، المستدرك على الصحيحين: ۲/۴۳/۲۶۶۲، الفردوس: ۲/۲۸۲/۳۳۰۴ كلّها عن ابن مسعود، المعجم الكبير: ۱۰/۲۲۳/۱۰۵۳۸، شُعب الإيمان : ۴/۳۹۲ / ۵۵۱۱ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود رفعه ، كنز العمّال : ۴ / ۱۰۵ / ۹۷۵۸ وص ۱۱۰ / ۹۷۸۶ .

4) .الكافي : ۸ / ۸۱ / ۳۹ ، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۴۰۳ / ۵۸۶۸ ، الأمالي للصدوق : ۵۷۷ / ۷۸۸ كلّها عن أبي الصباح الكناني عن الإمام الصادق عليه السلام ، تفسير القمّي : ۱ / ۲۹۱ ، الاختصاص : ۳۴۳ وفيهما «شرّ المكاسب» بدل «شرّ الكسب» ؛ دلائل النبوّة للبيهقي : ۵ / ۲۴۲ عن عقبة بن عامر الجهني وفيه «شرّ المكاسب» بدل «شرّ الكسب» .

5) .تفسير مجمع البيان : ۲ / ۶۷۱ .

6) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۵۶۶ / ۴۹۳۴ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۹۳ / ۱ ، علل الشرايع : ۴۸۳ / ۴ كلاهما نحوه وكلّها عن محمّد بن سنان ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۱۹ / ۲۳ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در ميان هيچ قومى ربا ظاهر نگردد ، مگر آن كه به قحط سالى گرفتار شوند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس ربا را نيفزود ، جز آن كه سرانجام گرفتار كمى و كاستى شد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ربا هر چند فراوان باشد ، سرانجام به تنگدستى مى انجامد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بدترين درآمد از راه ربا حاصل گردد .

امام على عليه السلام :هر گاه خدا خواهد [مردم] سرزمينى را نابود سازد ، در ميانشان ربا را آشكار گرداند .

امام رضا عليه السلامـ در زمره پاسخ هايش به پرسش هاى محمّد بن سنان ـ: يكى از سبب هاى حرام شمرده شدن ربا آن است كه خدا از آن نهى فرموده و ديگر اين كه با آن ، اموال تباه مى گردند ؛ زيرا وقتى انسان يك درهم را به دو درهم بخرد ، يك درهم بهاى آن درهم است و بهاى ديگرى باطل شمرده مى شود ؛ پس فروش و خريد ربايى در هر حال ، هم براى خريدار و هم براى فروشنده مايه نقصان است . از آن جا كه ربا موجب تباهى اموال است ، خداوند آن را بر بندگان حرام فرموده ، همان گونه كه نهى فرموده كه مال سفيه را در اختيار خودش نهند ـ چرا كه بيم مى رود آن را تباه كند ـ تا زمانى كه به حد رشد برسد . پس به اين سبب است كه خداوند ربا را حرام فرموده است . و فروش ربايى آن است كه كسى يك درهم را به دو درهم بفروشد . و اما سبب حرام بودن ربا ، علاوه بر آن دليل روشن ، اين است كه رباخوارى سبك شمردنِ يك عمل كاملاً حرام است و اين كار پس از بيان شدن حرمت و بعد از اين كه خدا آن را حرام كرده ، گناهى بزرگ به شمار مى رود . و اگر كسى چنين كند ، كارش جز سبك شمردن آن كارِ كاملاً حرام نيست و چنين سبك شمردنى ، پاى نهادن در كفر محسوب مى گردد . و اما حرام بودن رباى نسيه (1)بدان سبب است كه عمل نيك را تباه مى كند و اموال را تلف مى نمايد و مردم را به سوداندوزى تشويق مى كند و از قرض دادن باز مى دارد ، در حالى كه قرض دادن كارى است نيكو ؛ و نيز فساد و ستم و نابودى اموال را در پى دارد .

.


1) .رباى نسيه گونه اى رباى معاملى و نه قرضى است و آن معاوضه دو شى ء هم جنس به صورت نابرابر است و آن كس كه ديرتر مى دهد بيشتر مى دهد ، مثلاً ۱۰۰ كيلو گندم نقد مى گيرد و ۱۵۰ كيلو گندم ديرتر مى پردازد . [ر .ك : جواهر الكلام : ج۲۳ ، ص۳۴۳ .]

راجع : ص ۳۰۸ (ما يحرم في المعاملة / الرّبا) .

۳ / ۳السُّحترسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كَسَبَ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ أفقَرَهُ اللّهُ عز و جل . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :كَثرَةُ السُّحتِ يَمحَقُ الرِّزقَ . (2)

أبو الحسن عليه السلام :إنَّ الحَرامَ لا يَنمي ، وإن نَمى لَم يُبارَك لَهُ فيهِ . (3)

.


1) .الأمالي للطوسي : ۱۸۲ / ۳۰۶ عن أبي قلابة ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۳۸۲ / ۴۴ وج ۷۷ / ۱۲۰ / ۲۰ و ج ۱۰۳ / ۵ / ۱۷ .

2) .تحف العقول : ۳۷۲ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۵۶ / ۱۳۳ .

3) .الكافي : ۵ / ۱۲۵ / ۷ عن داود الصرمي .

۳ / ۳ پيشه پليد

ر .ك : ص۳۰۹ (كارهاى حرام در داد و ستد / ربا) .

۳ / ۳پيشه پليدپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از راه حرام درآمد كسب كند ، خدا فقيرش گرداند .

امام صادق عليه السلام :فراوانىِ كسب پليد ، روزى را نابود كند .

امام كاظم عليه السلام :حرام رشد نمى كند و اگر هم رشد كند ، بركت ندارد .

.

۳ / ۴الزِّنارسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ، فِي الزِّنا سِتُّ خِصالٍ : ثَلاثٌ مِنها فِي الدُّنيا وثَلاثٌ مِنها فِي الآخِرَةِ ؛ فَأَمَّا الَّتي فِي الدُّنيا : فَيَذهَبُ بِالبَهاءِ ، ويُعَجِّلُ الفَناءَ ، ويَقطَعُ الرِّزقَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :الزِّنا يورِثُ الفَقرَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :فِي الزِّنا خَمسُ خِصالٍ : يَذهَبُ بِماءِ الوَجهِ ، ويورِثُ الفَقرَ ، ويَنقُصُ العُمُرَ ، ويُسخِطُ الرَّحمنَ ، ويُخَلِّدُ فِي النّارِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :الذُّنوبُ . . . الَّتي تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا . (4)

الإمام الكاظم عليه السلام :اِتَّقِ الزِّنا ؛ فَإِنَّهُ يَمحَقُ الرِّزقَ ، ويُبطِلُ الدّينَ . (5)

.


1) .من لا يحضره الفقيه : ۴/۳۶۷/۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا، الخصال : ۳۲۱ / ۳ عن أنس بن محمّد أبي مالك عن أبيه ، مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۳۱ / ۲۶۵۶ وكلّها عن الإمام الصادق عن أبيه عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ۷۷/۵۸/۳ وراجع الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۲۷۵.

2) .من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۲۰ / ۴۹۷۸ ، الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ وكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۹ / ۲۳ / ۱۸ ؛ شُعب الإيمان : ۴ / ۳۶۳ / ۵۴۱۷ عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۵ / ۳۱۳ / ۱۲۹۸۹ و ص ۳۱۸ / ۱۳۰۱۷ .

3) .الكافي : ۵ / ۵۴۲ / ۹ عن الفضيل عن الإمام الباقر عليه السلام ، الخصال : ۳۲۱ / ۴ عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عليه السلامنحوه ، بحار الأنوار : ۷۹ / ۲۲ / ۱۵ و ح ۱۷ ، وراجع الفقه المنسوب للإمام الرِّضا عليه السلام : ۲۷۵ .

4) .الكافي : ۲ / ۴۴۷ / ۱ ، معاني الأخبار : ۲۶۹ / ۱ ، علل الشرايع : ۵۸۴ / ۲۷ كلّها عن مجاهد عن أبيه ، الاختصاص : ۲۳۸ عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۴ / ۱۱ وج ۷۹ / ۲۳ / ۱۸ .

5) .الكافي : ۵ / ۵۴۱ / ۲ عن عليّ بن سالم .

۳ / ۴ زنا

۳ / ۴زناپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! زنا را شش ويژگى است : سه در دنيا و سه در آخرت . سه ويژگى دنيايى اش چنين است: شكوه را مى برد ؛ نيستى را شتاب مى بخشد ؛ و روزى را قطع مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زنا سبب فقر مى شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زنا را پنج ويژگى است: آبرو را مى برد ؛ فقر پديد مى آورد ؛ عمر را مى كاهد ؛ خداى بخشايشگر را خشمگين مى سازد ؛ و انسان را در آتش جاودانه مى گرداند .

امام صادق عليه السلام :يكى از گناهانى كه روزى را دربند مى كند ، زنا است .

امام كاظم عليه السلام :از زنا بپرهيز ؛ كه روزى را نابود گرداند و دين را باطل سازد .

.

۳ / ۵اليَمينُ الفاجِرَةُالإمام عليّ عليه السلام :اليَمينُ الفاجِرَةُ تورِثُ الفَقرَ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :اليَمينُ الصَّبرُ الكاذِبَةُ تورِثُ العَقِبَ الفَقرَ . (2)

۳ / ۶المَسأَلَةرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما فَتَحَ رَجُلٌ بابَ مَسأَلَةٍ يُريدُ بِها كَثرَةً ، إلاّ زادَهُ اللّهُ عز و جلبِها قِلَّةً . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن فَتَحَ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ ، فَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ بابَ فَقرٍ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :ثَلاثٌ وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ إن كُنتُ لَحالِفا عَلَيهِنَّ . . . لا يَفتَحُ عَبدٌ بابَ مَسأَلَةٍ إلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ بابَ فَقرٍ . (5)

.


1) .الخصال : ۵۰۵/۲ عن سعيد بن علاقة، مشكاة الأنوار : ۲۲۹/ ۶۴۵ ، جامع الأخبار : ۳۴۳/۹۵۲، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۲۷۹ / ۸ .

2) .الكافي : ۷ / ۴۳۶ / ۴ ، ثواب الأعمال : ۲۷۰ / ۵ كلاهما عن فليح بن أبي بكر الشيباني وليس فيه «الصبر» ، بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۲۰۹ / ۱۹ .

3) .مسند ابن حنبل : ۳ / ۴۳۴ / ۹۶۳۰ ، شُعب الإيمان : ۳ / ۲۳۳ / ۳۴۱۳ كلاهما عن أبي هريرة وفيه «مسكة» بدل «مسألة» ، كنز العمّال : ۶ / ۳۶۲ / ۱۶۰۷۲ وص ۵۰۶ / ۱۶۷۴۸ .

4) .الكافي : ۴ / ۱۹ / ۲ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۷۰ / ۱۷۵۳ ، الخصال : ۶۱۵ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، تحف العقول : ۱۰۶ ، مكارم الأخلاق : ۱ / ۲۹۶ / ۹۲۶ كلّها عن الإمام عليّ عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ؛ مسند ابن حنبل : ۳ / ۳۹۸ / ۹۴۲۱ عن أبي هريرة ، سنن الترمذي : ۴ / ۵۶۳ / ۲۳۲۵ عن أبي كبشة الأنماري وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۳۷۷ / ۱۶۱۳۴ وص ۵۰۵ / ۱۶۷۴۲ .

5) .مسند ابن حنبل : ۱/۴۱۰/۱۶۷۴ ، مسند أبي يعلى : ۱/۳۸۹/۸۴۵ ، مسند البزّار : ۳/۲۴۳/۱۰۳۲ وص ۲۴۴ / ۱۰۳۳ ، مسند الشهاب : ۲ / ۲۹ / ۸۱۸ وفيها «رجل على نفسه» بدل «عبد» وكلّها عن عبد الرحمان بن عوف ؛ منية المريد : ۳۲۲ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۲۶ وفيهما «فتح رجل» بدل «يفتح عبد» .

۳ / ۵ سوگند ناروا

۳ / ۶ ابراز نياز

۳ / ۵سوگند نارواامام على عليه السلام :سوگند ناروا فقر مى زايد .

امام صادق عليه السلام :سوگند ناروايى كه آدمى به آن پايبند باشد ، فقر در پى مى آورد .

۳ / ۶ابراز نيازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس درِ خواهش را براى زياده جويى نگشود ، مگر آن كه خداوند به سبب آن ، كاستى اش را افزود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه درِ خواهش را بر خويش بگشايد ، خداوند درِ فقر را بر او باز كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به آن كه جان محمّد در دست او است ، سه چيزند كه روا است تا بدانها سوگند ياد كنم : . . . هيچ بنده اى درِ خواهش را بر خويش نگشايد ، مگر آن كه خداوند درِ فقر را بر او باز كند .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن هَداهُ اللّهُ لِلإِسلامِ وعَلَّمَهُ القُرآنَ ثُمَّ سَأَلَ النّاسَ ، كُتِبَ بَينَ عَينَيهِ : فَقيرٌ إلى يَومِ القِيامَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن فَتَحَ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ مِن غَيرِ فاقَةٍ نَزَلَت بِهِ أو عِيالٍ لا يُطيقُهُم ، فَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ بابَ فاقَةٍ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن فَتَحَ عَلى نَفسِهِ بابَ المَسأَلَةِ ، فَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ سَبعينَ بابا مِنَ الفَقرِ ، لا يَسُدُّ أدناهُ شَيءٌ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن يَستَعفِف يُعِفَّهُ اللّهُ ، ومَن يَستَغنِ يُغنِهِ اللّهُ . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :المَسأَلَةُ مِفتاحُ الفَقرِ . (5)

.


1) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۹ ، تفسير مجمع البيان : ۵ / ۱۷۸ عن أنس نحوه ؛ الدرّالمنثور : ۴ / ۳۶۸ نقلاً عن أبي القاسم بن بشران في أماليه عن أنس نحوه .

2) .شُعب الإيمان : ۳ / ۲۷۴ / ۳۵۲۶ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال : ۶ / ۵۰۶ / ۱۶۷۴۳ ؛ تنبيه الخواطر : ۱ / ۴۵ وفيه «يطيقهم» بدل «لا يطيقهم» .

3) .عدّة الداعي : ۹۱ ، جامع الأخبار : ۳۷۹ / ۱۰۶۱ عن أنس نحوه ، الخرائج والجرائح : ۱ / ۸۹ / ۱۴۷ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۵۴ / ۲۲ وص ۱۵۸ / ۳۷ .

4) .صحيح البخاري : ۲ / ۵۱۹ / ۱۳۶۱ عن حكيم بن حزام ، صحيح مسلم : ۲ / ۷۲۹ / ۱۲۴ ، سنن أبي داود : ۲/۱۲۱/۱۶۴۴ ، سنن الترمذي : ۴ / ۳۷۴ / ۲۰۲۴ ، الموطّأ : ۲ / ۹۹۷ / ۷ ، سنن الدارمي : ۱ / ۴۱۵ / ۱۶۰۳ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال : ۶ / ۳۹۵ / ۱۶۲۲۴ .

5) .غرر الحكم : ۱۰۱۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه خداوند به اسلام هدايتش كرده و قرآن را به وى آموخته باشد و سپس او به مردم ابراز نياز كند ، بر پيشانى اش نوشته شود: اين كس تا روز قيامت فقير است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بدون تنگدستى غيرقابل تحمل براى خود يا خانواده اش ، درِ گدايى را بگشايد ، خداوند درِ فقر را از جايى كه گمان نبرد ، بر وى باز نمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه درِ گدايى را بر خود باز كند ، خداوند هفتاد در از فقر بر وى بگشايد كه كوچك ترينِ آن ها را چيزى نتواند بست .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه پاكدامنى جويد ، خداوند عفافش بخشد و هر كه به ديگران اظهار نياز نكند ، خدا بى نيازش سازد .

امام على عليه السلام :ابراز نياز ، كليد فقر است .

.

عنه عليه السلام :السُّؤالُ يُضعِفُ لِسانَ المُتَكَلِّمِ ، ويَكسِرُ قَلبَ الشُّجاعِ البَطَلِ ، ويوقِفُ الحُرَّ العَزيزَ مَوقِفَ العَبدِ الذَّليلِ ، ويُذهِبُ بَهاءَ الوَجهِ، ويَمحَقُ الرِّزقَ. (1)

الإمام زين العابدين عليه السلام :ضَمِنتُ عَلى رَبّي أنَّهُ لا يَسأَلُ أحَدٌ مِن غَيرِ حاجَةٍ إلاَّ اضطَرَّتهُ المَسأَلَةُ يَوما إلى أن يَسأَلَ مِن حاجَةٍ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :إيّاكُم وسُؤالَ النّاسِ ! فَإِنَّهُ ذُلٌّ فِي الدُّنيا ، وفَقرٌ تُعَجِّلونَهُ ، وحِسابٌ طَويلٌ يَومَ القِيامَةِ . (3)

الإمام الرضا عليه السلام :المَسأَلَةُ مِفتاحُ البُؤسِ . (4)

۳ / ۷النَّومُ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :الصُّبحَةُ تَمنَعُ الرِّزقَ . (5)

الإمام عليّ عليه السلام :النَّومُ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ يورِثُ الفَقرَ . (6)

.


1) .غرر الحكم : ۲۱۱۰ .

2) .الكافي : ۴ / ۱۹ / ۱ عن مالك بن عطيّة عن الإمام الصادق عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۷۰ / ۱۷۵۲ ، عدّة الداعي : ۸۹ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۵۸ / ۳۷ .

3) .الكافي : ۴ / ۲۰ / ۱ عن الحسين بن حمّاد عمّن سمع ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۷۰ / ۱۷۵۶ وفيه «ذلّ الدنيا وفقر تتعجّلونه» .

4) .الدرّه الباهرة : ۳۷ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۱۵۷ / ۳۵ .

5) .مسند ابن حنبل : ۱ / ۱۵۸ / ۵۳۰ وح ۵۳۳ ، شُعب الإيمان : ۴ / ۱۸۰ / ۴۷۳۱ ، مسند الشهاب : ۱ / ۷۳ / ۶۵ كلّها عن عثمان بن عفّان عن أبيه ، تاريخ دمشق : ۱۴ / ۳۴۳ / ۳۶۰۵ عن عثمان بن عفّان ، كنز العمّال : ۷ / ۷۸۴ / ۲۱۳۹۹ .

6) .الخصال : ۵۰۵ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۸۴ / ۲ .

۳ / ۷ خواب پيش از طلوع خورشيد

امام على عليه السلام :ابراز نياز ، زبان گوينده را كم توان مى كند ؛ قلب جنگاور دلير را مى شكند ؛ آزادمرد عزّتمند را به خاك بندگى و ذلت مى نشاند ؛ نور چهره را مى زدايد ؛ و روزى را از ميان مى برد .

امام سجاد عليه السلام :من از جانب پروردگارم اين واقعيت را عهده دارم كه هيچ كس بدون نيازمندى ، ابراز نياز نكند ، مگر آن كه روزى همين ابراز نيازش او را به گدايىِ نيازمندانه كشانَد .

امام صادق عليه السلام :از ابراز نياز نزد مردم پرهيز كنيد ؛ كه اين كار سبب ذلت در دنيا و فقر زودرس و حسابرسى طولانى در قيامت است .

امام رضا عليه السلام :عرض نياز ، كليد بدحالى است .

۳ / ۷خواب پيش از طلوع خورشيدپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خواب در اوّل روز ، روزى را باز مى دارد .

امام على عليه السلام :خواب پيش از طلوع خورشيد ، فقر به بار مى آورد .

.

الإمام الصادق عليه السلام :نَومُ الغَداةِ شُؤمٌ يَحرِمُ الرِّزقَ . (1)

عنه عليه السلام :نَومَةُ الغَداةِ مَشومَةٌ تَطرُدُ الرِّزقَ . (2)

عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «فَالْمُقَسِّمَـتِ أَمْرًا (3)» ـ: المَلائِكَةُ تُقَسِّمُ أرزاقَ بَني آدَمَ ما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ ؛ فَمَن نامَ في ما بَينَهُما نامَ عَن رِزقِهِ . (4)

.


1) .من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۵۰۳ / ۱۴۴۹ .

2) .تهذيب الأحكام : ۲ / ۱۳۹ / ۵۴۰ ، من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۵۰۲ / ۱۴۴۱ ، مكارم الأخلاق : ۲ / ۷۴ / ۲۱۸۱ ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۱۸۲ / ۱۸ وج ۸۶ / ۱۳۰ / ۲ .

3) .الذاريات : ۴ .

4) .تهذيب الأحكام : ۲ / ۱۳۹ / ۵۴۱ ، من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۵۰۴ / ۱۴۵۰ ، مكارم الأخلاق : ۲ / ۷۴ / ۲۱۸۳ كلاهما عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار : ۸۶ / ۱۳۰ / ۲ .

توضيح:

امام صادق عليه السلام :خواب بامدادى نامبارك است و روزى را باز مى دارد .

امام صادق عليه السلام :خواب بامدادى بَديُمن است و روزى را دور مى كند .

امام صادق عليه السلامـ در باب اين سخن خداى تعالى: «و سوگند به تقسيم كنندگان كارها» ـ: فرشتگان از سپيده دم تا طلوع خورشيد ، روزى ها را ميان آدميان تقسيم مى كنند ؛ پس هر كه در اين ميان بخوابد ، از روزى اش محروم ماند .

توضيح :براى فهم كامل روايات اين قسمت ، بايد اين دسته از روايات را با احاديث مذكور ذيل سرفصل «اصول عبادى / پرداختن به ذكر و دعا از سپيده دم تا طلوع خورشيد» همزمان بررسى كرد . از بررسى و تطبيق اين روايات آشكار مى شود كه مراد از مانع بودن خواب بامدادى براى روزى ، منافات داشتن آن با ذكر و دعا در اين هنگام است كه خود ، اثرى ممتاز در فراهم ساختن روزى دارد . از اين گذشته ، از حديث ۱۲۴۶ برمى آيد كه اين گونه ناكامى از روزى به طور مطلق نيست ؛ بلكه ناكامى از بخشش خاص خدا و ماوراى روزىِ معين است ، يعنى همان كه خدا به تضرع كنندگان و نيازخواهان مى بخشد .

.

۳ / ۸النَّوادِررسول اللّه صلى الله عليه و آله :النّاسُ كُلُّهُم فِي الفَقرِ مَخافَةَ الفَقرِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ كَثرَةَ الضِّحكِ تُميتُ القَلبَ ، وتورِثُ الفَقرَ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إذَا استُحِلَّتِ الخَمرُ بِالنَّبيذِ ، وَالرِّبا بِالبَيعِ ، وَالسُّحتُ بِالهَدِيَّةِ ، وَاتَّجَروا بِالزَّكاةِ (3)؛ فَعِندَ ذلِكَ هَلاكُهُم لِيَزدادوا إثما . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :سَيَستَحِلُّ اُمَّتِيَ الرِّبا بِالبَيعِ ، وَالخَمرَ بِالنَّبيذِ ، وَالسُّحتَ بِالهَدِيَّةِ ، وَالبَخسَ بِالزَّكاةِ ؛ فَعِندَ ذلِكَ يُملى لَهُم لِيَزدادوا إثما . (5)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَعَلَّمَ العِلمَ رِياءً وسُمعَةً يُريدُ بِهِ الدُّنيا ، نَزَعَ اللّهُ بَرَكَتَهُ ، وضَيَّقَ عَلَيهِ مَعيشَتَهُ ، ووَكَلَهُ اللّهُ إلى نَفسِهِ ؛ ومَن وَكَلَهُ اللّهُ إلى نَفسِهِ فَقَد هَلَكَ . (6)

عنه صلى الله عليه و آله :لا تَزالُ اُمَّتي بِخَيرٍ ما لَم يَتَخاوَنوا ، وأدَّوُا الأَمانَةَ ، وآتَوُا الزَّكاةَ ، وإذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ ابتُلوا بِالقَحطِ وَالسِّنينَ . (7)

عنه صلى الله عليه و آله :لا تَزالُ اُمَّتي بِخَيرٍ ما تَحابّوا ، وأقامُوا الصَّلاةَ . . . فَإِن لَم يَفعَلُوا ابتُلوا بِالسِّنينَ وَالجَدبِ . (8)

.


1) .آداب المتعلّمين : ۱۰۲ .

2) .الفردوس : ۳ / ۱۹ / ۴۰۳۰ عن جابر بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ۷ / ۷۹۱ / ۲۱۴۳۱ عن ابن عمر .

3) .والمراد بالنجس ، المكس : أي النقص والمعنى أنّه يأخذ الولاة الظلمة باسم العشر يتأولون فيه معنى الزكاة [ر . ك : الفائق للزمخشري وفيض القدير : ج ۳ ، ص ۲۱۴] .

4) .الفردوس : ۱ / ۳۳۴ / ۱۳۳۱ عن حذيفة بن اليمان ، كنز العمّال : ۱۱ / ۲۲۴ / ۳۱۳۱۱ .

5) .الفردوس : ۲ / ۳۲۱ / ۳۴۵۹ عن أبي الدرداء ، راجع الأمالي للطوسي : ۶۶ .

6) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۴۸ / ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۰۰ / ۱ .

7) .ثواب الأعمال : ۳۰۰ / ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۱۷۲ / ۱۰ ، راجع الأمالي للطوسي : ص ۶۶ .

8) .الأمالي للطوسي : ۶۴۷ / ۱۳۴۰ عن محمّد بن صدقة عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۴۰۵ / ۱۱۰ و ج ۷۴ / ۴۰۰ / ۴۰ .

۳ / ۸ گوناگون

۳ / ۸روايات گوناگونپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردم همگى از بيم فقر ، در فقر به سر مى برند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا فراوان خنديدن ، قلب را مى ميراند و فقر مى زايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه به نام آب جو ، شراب ؛ به نام معامله ، ربا ؛ و به نام هديه ، رشوه حلال شمرده شود و با مال زكات تجارت كنند ، هلاكت ايشان رخ مى دهد و گناه بر گناه مى افزايند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زود است كه امت من به نام معامله ، ربا ؛ به نام آب جو ، شراب ؛ به نام هديه ، رشوه ؛ و [فرمانروايان] به نام زكات ، باجگيرى را حلال شمرند ؛ و آن هنگام است كه فرصت داده مى شوند تا بر گناه خود بيفزايند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دانش را براى ريا و شهرت و دنياخواهى فراگيرد ، خداوند بركت را از وى مى ستاند و زندگى اش را سخت مى گرداند و او را به خود وامى گذارد ؛ و هر كه خدا او را به خود واگذارد ، هلاك گشته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امت من در خير به سر مى برند ، مادام كه خيانت نورزند و امانت دار باشند و زكات پردازند ؛ و هرگاه چنين نكنند ، به قحطى و خشكسالى مبتلا گردند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امت من همواره در خير به سر برند ، مادام كه به هم دوستى ورزند و نماز را برپاى دارند . . . و هرگاه چنين نكنند ، به خشكسالى و قحطى دچار شوند .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لا تَزالُ اُمَّتي بِخَيرٍ ما تَحابّوا ، وتَهادَوا ، وأدَّوُا الأَمانَةَ ، وَاجتَنَبُوا الحَرامَ ، ووَقَّرُوا الضَّيفَ ، وأقامُوا الصَّلاةَ ، وآتَوُا الزَّكاةَ ؛ فَإِذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ ابتُلوا بِالقَحطِ وَالسِّنينَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :لا تَزالُ هذِهِ الاُمَّةُ بِخَيرٍ تَحتَ يَدِ اللّهِ وفي كَفِّهِ ما لَم يُمالِئ قُرّاؤُها اُمَراءَها ، ولَم يُزَكِّ صُلَحاؤُها فُجّارَها ، ولَم يُمالِئ أخيارُها أشرارَها ؛ فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ رَفَعَ اللّهُ تَعالى يَدَهُ عَنهُم ، ثُمَّ سَلَّطَ عَلَيهِم جَبابِرَتَهُم ؛ فَساموهُم سوءَ العَذابِ ، وضَرَبَهُم بِالفاقَةِ وَالفَقرِ ، ومَلَأَ قُلوبَهُم رُعبا . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :ما نَقَضَ قَومٌ العَهدَ قَطُّ إلاّ كانَ القَتلُ بَينَهُم ، ولا ظَهَرَتِ الفاحِشَةُ في قَومٍ قَطُّ إلاّ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ المَوتَ ، ولا مَنَعَ قَومٌ الزَّكاةَ إلاّ حَبَسَ اللّهُ عَنهُمُ القَطرَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي : هذِهِ المَكاسِبُ الحَرامُ ، وَالشَّهوَةُ الخَفِيَّةُ ، وَالرِّبا . (4)

.


1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۲ / ۲۹ / ۲۵ عن أحمد بن عامر الطائي وأحمد بن عبد اللّه الهروي وداود بن سليمان الفرّا عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ۸۵ / ۱۲ ، جامع الأخبار : ۳۷۷ / ۱۰۵۲ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۵۲ / ۵۲ .

2) .أعلام الدين : ۲۸۱ ، إرشاد القلوب : ۶۸ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۸۴ وج ۲ / ۲۳۲ كلّها نحوه ؛ الزهد لابن المبارك : ۲۸۲ / ۸۲۱ عن خليد بن الحسّان عن الحسن نحوه .

3) .المستدرك على الصحيحين: ۲/۱۳۶/۲۵۷۷ ، السنن الكبرى: ۳/۴۸۳/۶۳۹۷ وج۹/۳۸۶/۱۸۸۵۰، مجمع الزوائد : ۷ / ۵۳۰ / ۱۲۱۵۰ نقلاً عن البزّار ، تنبيه الغافلين : ۳۰۹ / ۴۴۳ نحوه وكلّها عن بريدة ، كنز العمّال : ۱۶ / ۶۱ / ۴۳۹۴۳ .

4) .الكافي : ۵ / ۱۲۴ / ۱ عن أحمد بن أبي عبد اللّه عن أبيه عمّن ذكره عن الإمام الصادق عليه السلام ، النوادر للراوندي : ۱۳۰ / ۱۶۰ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۵۸ / ۳ و ج ۱۰۳ / ۵۴ / ۲۶ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امت من هميشه در خيرند ، مادام كه به هم دوستى ورزند و رهنماى هم باشند و امانت را ادا كنند و از حرام دورى ورزند و مهمان را گرامى شمرند و نماز را برپا دارند و زكات پردازند ؛ و اگر چنين نكنند ، به قحطى و خشكسالى مبتلا شوند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اين امت با عنايت خدا همواره در خير باشند ، مادام كه قرآن خوانانشان به حاكمان [ستمگر] شان يارى نرسانند و صالحانشان در صدد توجيه كارهاى بدكارانشان برنيايند و نيكانشان ياورِ بدانشان نباشند ؛ و هر گاه چنين كنند ، خداى ـ تعالى ـ عنايت خويش را از ايشان برمى گيرد و زورگويانشان را بر آنان چيره مى فرمايد كه عذابى سخت بديشان مى رسانند و آنان را به فقر و تنگدستى دچار مى سازد و دل هاشان را از بيم آكنده مى كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ قومى پيمان شكنى نكنند ، مگر آن كه قتل ميانشان رواج يابد ؛ و زشتكارى در آنان بروز نيابد ، مگر آن كه خداوند مرگ را بر آنان مسلط سازد ؛ و از پرداخت زكات خوددارى نورزد ، جز آن كه خدا باران را از ايشان دريغ فرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا پس از خود ، بيش از هر چيز ، از اين چيزها بر امت خود بيمناكم: اين پيشه هاى حرام و شهوتِ پنهان و ربا .

.

عنه صلى الله عليه و آله :سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي يَفِرّونَ مِنَ العُلَماءِ كَما يَفِرُّ الغَنَمُ عَنِ الذِّئبِ ، فَإِذا كانَ كَذلِكَ ابتَلاهُمُ اللّهُ تَعالى بِثَلاثَةِ أشياءَ : الأَوَّلُ : يَرفَعُ البَرَكَةَ مِن أموالِهِم ، وَالثّاني : سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم سُلطانا جائِرا ، وَالثّالِثُ : يَخرُجونَ مِنَ الدُّنيا بِلا إيمانٍ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :أربَعَةٌ لا تَدخُلُ بَيتا واحِدَةٌ مِنهُنَّ إلاّ خَرِبَ ولَم يَعمُر بِالبَرَكَةِ : الخِيانَةُ ، وَالسَّرِقَةُ ، وشُربُ الخَمرِ ، وَالزِّنا . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ إن أدرَكتُموهُنَّ فَتَعَوَّذوا بِاللّهِ مِنهُنَّ : لَم تَظهَرِ الفاحِشَةُ في قَومٍ قَطُّ حَتّى يُعلِنوها إلاّ ظَهَرَ فيهِمُ الطّاعونُ وَالأَوجاعُ الَّتي لَم تَكُن في أسلافِهِمُ الَّذينَ مَضَوا ، ولَم يَنقُصُوا المِكيالَ وَالميزانَ إلاّ اُخِذوا بِالسِّنينَ وشِدَّةِ المَؤونَةِ وجَورِ السُّلطانِ ، ولَم يَمنَعُوا الزَّكاةَ إلاّ مُنِعُوا القَطرَ مِنَ السَّماءِ ولَولاَ البَهائِمُ لَم يُمطَروا ، ولَم يَنقُضوا عَهدَ اللّهِ وعَهدَ رَسولِهِ إلاّ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم عَدُوَّهُم وأخِذوا بَعضَ ما في أيديهِم ، ولَم يَحكُموا بِغَيرِ ما أنزَلَ اللّهُ( عز و جل) إلاّ جَعَلَ اللّهُ عز و جل بَأسَهُم بَينَهُم . (3)

.


1) .جامع الأخبار : ۳۵۶ / ۹۹۵ ، بحار الأنوار : ۲۲ / ۴۵۳ / ۱۱ .

2) .ثواب الأعمال : ۲۸۹ / ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الخصال : ۲۳۰ / ۷۳ عن موسى بن القاسم البجلي بإسناده يرفعه إلى الإمام عليّ عليه السلام ، الأمالي للطوسي : ۴۳۹ / ۹۸۲ ، الأمالي للصدوق : ۴۸۲ / ۶۵۲ كلاهما عن إسماعيل بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۱۷۰ / ۲ و ج ۷۹ / ۱۹ / ۴ .

3) .الكافي: ۲/۳۷۳/۱ عن أبان عن رجل، ثواب الأعمال : ۳۰۱ / ۲ عن أبان الأحمر ، مشكاة الأنوار : ۲۶۱/۷۷۲ كلّها عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۳/۳۶۷/۲ ؛ سنن ابن ماجة : ۲/۱۳۳۳/۴۰۱۹، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۵۸۳ / ۸۶۲۳ كلاهما عن عبد اللّه بن عمر نحوه ، كنز العمّال : ۱۶/۸۰/۴۴۰۱۰ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امت مرا روزى فرا مى رسد كه از علما مى گريزند همان سان كه گوسفند از گرگ گريزد ؛ و هر گاه چنين شود ، خداى تعالى ايشان را به سه چيز گرفتار فرمايد: بركت را از اموال آنان بردارد ؛ حاكمى ستمگر را بر ايشان چيره گرداند ؛ و بى دين از دنيا بيرون روند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيزند كه چون يكى از آن ها در خانه اى درآيد ، آن خانه ويران گردد و از بركت آبادى نيابد: خيانت ، دزدى ، شراب خوارى ، و زنا .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج چيز را اگر ديديد ، از آن ها به خدا پناه بريد: هيچ قومى آشكارا به زشتكارى روى نياوردند ، مگر آن كه طاعون و ديگر امراضى كه در پيشينيان ايشان سابقه نداشته ، به سراغشان آيد ؛ از وزن و پيمانه كم ننهادند ، جز آن كه به قحطى و هزينه سنگين و ستم حاكم گرفتار گشتند ؛ از پرداخت زكات خوددارى نورزيدند ، مگر آن كه بارش آسمان بر آنان بند آمد و اگر چهارپايان نبودند ، هرگز بر ايشان باران نمى باريد ؛ پيمان خدا و رسولش را نشكستند ، جز آن كه خداوند دشمنشان را بر ايشان چيره فرمود و برخى از آن چه را در دست داشتند ، از كف دادند ؛ و به غير فرمان خدا حكم نكردند ، مگر آن كه خداوند در ميانشان بيم افكند .

.

جامع الأخبار :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا ظَهَرَت في اُمَّتي عَشرُ خِصالٍ عاقَبَهُمُ اللّهُ بِعَشرِ خِصالٍ . قيلَ : وما هِيَ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : إذا قَلَّلُوا الدُّعاءَ نَزَلَ البَلاءُ ، وإذا تَرَكُوا الصَّدَقاتِ كَثُرَتِ الأَمراضُ ، وإذا مَنَعُوا الزَّكاةَ هَلَكَتِ المَواشي ، وإذا جارَ السُّلطانُ مُنِعَ القَطرُ مِنَ السَّماءِ ، وإذا كَثُرَ فيهِمُ الزِّنا كَثُرَ فيهِم مَوتُ الفُجأَةِ ، وإذا كَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ ، وإذا حَكَموا بِخِلافِ ما أنزَلَ اللّهُ تَعالى سُلِّطَ عَلَيهِم عَدُوُّهُم ، وإذا نَقَضُوا العَهدَ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِالقَتلِ ، وإذا طَفَّفُوا الكَيلَ أخَذَهُمُ اللّهُ بِالسِّنينَ . ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (1)» . (2)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا ظَهَرَ في اُمَّتي عَشرُ خِصالٍ اِبتَلاهُمُ اللّهُ بِعَشَرَةٍ : إذا مَنَعُوا الزَّكاةَ ماتَتِ المَواشي ، وإذا مَنَعُوا الصَّدَقاتِ كَثُرَتِ الأَمراضُ ، وإذا أكَلُوا الرِّبا كَثُرَتِ الزَّلاّتُ ، وإذا جارَتِ السَّلاطينُ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِالعَدُوِّ ، وإذا حَكَموا بِغَيرِ عَدلٍ اِرتَفَعَتِ البَرَكاتُ ، وإذا تَعَدَّوا عَن حُدودِ اللّهِ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ القَتلَ ، وإذا بَخَسُوا الميزانَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ النَّقصَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :عِشرونَ خَصلَةً تورِثُ الفَقرَ : أوَّلُهَا القِيامُ مِنَ الفِراشِ لِلبَولِ عُريانا ، وَالأَكلُ جُنُبا ، وتَركُ غَسلِ اليَدَينِ عِندَ الأَكلِ ، وإهانَةُ الكَسرَةِ مِنَ الخُبزِ ، وإحراقُ الثّومِ وَالبَصَلِ ، وَالقُعودُ عَلى اُسكُفَّةِ البَيتِ ، وكَنسُ البَيتِ بِاللَّيلِ وبِالثَّوبِ ، وغَسلُ الأَعضاءِ في مَوضِعِ الاِستِنجاءِ ، ومَسحُ الأَعضاءِ المَغسولَةِ بِالمِنديلِ وَالكُمِّ ، ووَضعُ القِصاعِ وَالأَواني غَيرَ مَغسولَةٍ ، ووَضعُ أوانِي الماءِ غَيرَ مُغَطّاةِ الرُّؤوسِ ، وتَركُ بُيوتِ العَنكَبوتِ فِي المَنزِلِ ، وَالاِستِخفافُ بِالصَّلاةِ ، وتَعجيلُ الخُروجِ مِنَ المَسجِدِ ، وَالبُكورُ إلَى السّوقِ وتَأخيرُ الرُّجوعِ عَنهُ إلَى العَشاءِ ، وشِراءُ الخُبزِ مِنَ الفُقَراءِ ، وَاللَّعنُ عَلَى الأَولادِ ، وَالكَذِبُ ، وخِياطَةُ الثَّوبِ عَلَى البَدَنِ ، وإطفاءُ السِّراجِ بِالنَّفَسِ . (4)

.


1) .الروم : ۴۱ .

2) .جامع الأخبار : ۵۰۹ / ۱۴۲۰ راجع ثواب الأعمال : ۳۰۰ / ۱ والأمالي للصدوق : ۳۸۴ / ۴۹۳ .

3) .معدن الجواهر : ۷۲ .

4) .جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۱ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۵ / ۲ .

جامع الاخبار :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هرگاه در ميان امت من ، ده ويژگى آشكار گردد ، خداوند ايشان را به ده خصلت عقوبت فرمايد» . گفته شد : «آن ها چيستند اى رسول خدا؟» فرمود: «هرگاه از دعا بكاهند ، بلا فرود آيد ؛ هر گاه صدقه دادن را فروگذارند ، بيمارى ها فراوان گردد ؛ هر گاه از پرداخت زكات خوددارى ورزند ، چهارپايان هلاك گردند ؛ چون حاكم ستم كند ، بارش آسمان بند آيد ؛ آن هنگام كه زنا در ميانشان فراوان شود ، مرگ ناگهانى در بين ايشان رواج يابد ؛ چون ربا بسيار گردد ، زلزله زياد شود ؛ هرگاه به خلاف فرمان خداوند حكم رانند ، دشمنشان بر ايشان چيرگى يابد ؛ چون پيمان شكنند ، خدا به كشتار مبتلاشان گرداند ؛ و هرگاه پيمانه را كم نهند ، خدا به قحطى گرفتارشان سازد» . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را قراءت كرد: «تباهى در خشكى و دريا به سبب آن چه دست هاى مردم كرده ، پديد آمد تا [خدا جزاىِ ]برخى از آن چه را كرده اند به آن ها بچشاند ؛ باشد كه بازگردند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه در امت من ده ويژگى بروز يابد ، خداوند آنان را به ده چيز مبتلا گرداند : چون از پرداخت زكات خوددارى كنند ، چهارپايان بميرند ؛ هر گاه از صدقه دادن پرهيز كنند ، بيمارى ها رواج يابند ؛ آن گاه كه ربا فراوان خورند ، لغزش ها بسيار شود ؛ چون حاكمان ستم ورزند ، خداوند آنان را به دشمن مبتلا گرداند ؛ هر گاه به غير عدل حكم كنند ، بركت ها رخت بربندند ؛ چون از حدود خدا درگذرند ، خداوند قتل را بر ايشان چيره گرداند ؛ و هرگاه در ترازو كم نهند ، خدا كاستى را بر آنان چيره گرداند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ده ويژگى فقر به بار آورد: عريان برخاستن از بستر براى پيشاب كردن ؛ در حال جنابت غذا خوردن ؛ نَشُستنِ دست ها هنگام غذا خوردن ؛ نان را به اهانت خُرد كردن (1)؛ سوزاندن سير و پياز (2)؛ نشستن بر آستانه خانه ؛ غبار رُفتن از خانه در شب و با جامه ؛ شستن اعضاى بدن در مستراح ؛ خشك كردن اعضاى شسته شده با دستمال و آستين ؛ ناشسته باقى نهادن كاسه ها و ظرف ها ؛ بدون سرپوش نهادن ظرف هاى آب ؛ نزدودن تارهاى عنكبوت در خانه ؛ سبك شمردن نماز ؛ شتابان از مسجد بيرون آمدن ؛ بامدادان به بازار درآمدن و شب ديرهنگام از آن بازگشتن ؛ از فقيران نان خريدن ؛ فرزندان را دشنام دادن ؛ دروغ گفتن ؛ جامه را بر بدن دوختن ؛ و چراغ را با پُف خاموش كردن .

.


1) .در روايت بعدى «تكه هاى نان را حقير شمردن» آمده است .

2) .در روايت بعدى «پوست سير و پياز را سوزاندن» آمده است .

بحار الأنوار :قَد رُوِيَ في بَعضِ الكُتُبِ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ : الفَقرُ مِن خَمسَةٍ وعِشرينَ شَيئا : البَولُ عُريانا ، وَالأَكلُ في حالَةِ الجَنابَةِ ، وتَحقيرُ فُتاتِ الخُبزِ ، وتَحريقُ قِشرِ الثّومِ وَالبَصَلِ ، وَالتَّقديمُ عَلَى المَشايِخِ ، ودَعوَةُ الوالِدَينِ بِاسمِهِما ، وَالتَّخليلُ بِكُلِّ خَشَبٍ ، وتَغسيلُ اليَدَينِ بِالطّينِ ، وَالقُعودُ عَلى عَتَبَةِ البابِ ، وَالوُضوءُ عِندَ الاِستِنجاءِ ، وتَركُ القُصارَةِ ، وخِياطَةُ الثَّوبِ عَلَى النَّفسِ ، ومَسحُ الوَجهِ بِالذَّيلِ ، وَالأَكلُ نائِما ، وتَركُ نَسجِ العَنكَبوتِ فِي البَيتِ ، وَالخُروجُ مِنَ المَسجِدِ سَريعا ، وَالدُّخولُ فِي السّوقِ بِالبُكرَةِ ، وَالخُروجُ عَنِ السّوقِ عَشِيّا ، وَابتِياعُ الخُبزِ مِنَ الفُقَراءِ ، ودُعاءُ السّوءِ عَلَى الوالِدَينِ ، وطَف ءُ السِّراجِ بِالنَّفخِ ، وكَنسُ البَيتِ بِالخِرقَةِ ، وقَصُّ الأَظفارِ بِالأَسنانِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا فَعَلَت اُمَّتي خَمسَ عَشرَةَ خَصلَةً حَلَّ بِهَا البَلاءُ ، فَقيلَ : وما هُنَّ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : إذا كانَ المَغنَمُ دُوَلاً ، وَالأَمانَةُ مَغنَما ، وَالزَّكاةُ مَغرَما ، وأطاعَ الرَّجُلُ زَوجَتَهُ ، وعَقَّ اُمَّهُ ، وبَرَّ صَديقَهُ ، وجَفا أباهُ ، وَارتَفَعَتِ الأَصواتُ فِي المَساجِدِ ، وكانَ زَعيمُ القَومِ أرذَلَهُم ، واُكرِمَ الرَّجُلُ مَخافَةَ شَرِّهِ ، وشُرِبَتِ الخُمورُ ، ولُبِسَ الحَريرُ ، وَاتُّخِذَتِ القَيناتُ وَالمَعازِفُ ، ولَعَنَ آخِرُ هذِهِ الاُمَّةِ أوَّلَها ؛ فَليَرتَقِبوا عِندَ ذلِكَ ريحا حَمراءَ ، أو خَسفا ومَسخا . (2)

.


1) .بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۶ .

2) .سنن الترمذي: ۴/۴۹۴/۲۲۱۰، كنز العمّال: ۱۱/۱۲۲/۳۰۸۶۶ ؛ الخصال : ۵۰۱/۲، تحف العقول: ۵۳ ، مشكاة الأنوار : ۱۶۳/۴۲۳ ، روضة الواعظين : ۵۳۱ كلّها نحوه ، بحار الأنوار: ۷۷/۱۵۷ / ۱۳۸ .

بحار الأنوار:در برخى از كتب ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود: «فقر از بيست و پنج چيز ناشى گردد : عريان پيشاب كردن ؛ در حالت جنابت غذا خوردن ؛ تكه هاى نان را حقير شمردن ؛ پوست سير و پياز را سوزاندن ؛ از پيران پيش افتادن ؛ پدر و مادر را به نام خواندن ؛ با هر چوبى خلال كردن ؛ دستان را با گِل شستن ؛ بر آستانه خانه نشستن ، هنگام نجاست زدايى وضو گرفتن ، زباله را رها كردن ؛ دوختن جامه بر تن ؛ چهره را با گوشه جامه مسح كردن ؛ در حال خواب غذا خوردن ، تار عنكبوت را در خانه باقى نهادن ؛ با شتاب از مسجد بيرون شدن ؛ بامدادان به بازار درآمدن ؛ شامگاهان از بازار بيرون گشتن ؛ از فقيران نان خريدن ؛ پدر و مادر را نفرين كردن ؛ چراغ را با پُف خاموش كردن ؛ با جامه از خانه غبار رُفتن ؛ و با دندان ناخن گرفتن» .

امام على عليه السلام :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هرگاه امت من پانزده خصلت را دارا شود ، بلا بر وى فرود آيد» . گفته شد : «آن ها چيستند اى رسول خدا؟» فرمود: «هر گاه غنيمت دست به دست گردد ؛ امانت غنيمت گرفته شود ؛ زكات تاوان شمرده شود ؛ مرد از همسرش فرمان گيرد ؛ انسان مادرش را عاق كند و در حالى كه به دوستش نيكى مى كند ، به پدرش جفا نمايد ؛ در مساجد صداها بلند گردد ؛ فروترينِ مردم پيشواى ايشان شود ؛ فرد را به سبب بيم از شرش احترام نهند ؛ مردم شراب نوشند و ابريشم پوشند و زنان آوازه خوان و آلات موسيقى را به خدمت گيرند ؛ و پسينيان اين امت پيشينيان را دشنام دهند . پس آن گاه ، بايد در انتظار باد سرخ يا فرورفتگى زمين يا مسخ شدن باشند» .

.

عنه عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الأَكلِ عَلَى الجَنابَةِ ، وقالَ : إنَّهُ يورِثُ الفَقرَ . (1)

عنه عليه السلام :تَركُ نَسجِ العَنكَبوتِ فِي البَيتِ يورِثُ الفَقرَ ، والبَولُ فِي الحَمّامِ يورِثُ الفَقرَ ، وَالأَكلُ عَلَى الجَنابَةِ يورِثُ الفَقرَ ، وَالتَّخَلُّلُ بِالطَّرفاءِ يورِثُ الفَقرَ ، وَالتَّمَشُّطُ مِن قِيامٍ يورِثُ الفَقرَ ، وتَركُ القُمامَةِ فِي البَيتِ يورِثُ الفَقرَ . (2)

عنه عليه السلام :مَن طَلَبَ الكيمِياءَ افتَقَرَ . (3)

الإمام زين العابدين عليه السلام :الذُّنوبُ الَّتي تَدفَعُ القِسمَ : إظهارُ الاِفتِقارِ ، وَالنَّومُ عَنِ العَتَمَةِ وعَن صَلاةِ الغَداةِ ، وَاستِحقارُ النِّعَمِ ، وشَكوَى المَعبودِ عز و جل . (4)

رجال الكشي عن القاسم بن عوف :كُنتُ أتَرَدَّدُ بَينَ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلاموبَينَ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ ، وكُنتُ آتي هذا مَرَّةً وهذا مَرَّةً ، ولَقيتُ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليهماالسلام فَقالَ لي : يا هذا ، إيّاكَ أن تَأتِيَ أهلَ العِراقِ فَتُخبِرَهُم أنَّا استَودَعناكَ عِلما ! فَإِنّا وَاللّهِ ما فَعَلنا ذلِكَ ، وإيّاكَ أن تَتَراءَسَ بِنا ! فَيَضَعَكَ اللّهُ ، وإيّاكَ أن تَستَأكِلَ بِنا ! فَيَزيدَكَ اللّهُ فَقراً . (5)

.


1) .من لا يحضره الفقيه: ۴/۳/۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ۵۰۹ / ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۲۸ / ۱ وج ۸۱ / ۴۸ / ۱۶ .

2) .الخصال : ۵۰۴ / ۲ عن سعيد بن علاقة ، مشكاة الأنوار : ۲۲۹ / ۶۴۵ ، روضة الواعظين : ۴۹۹ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۴ / ۱ راجع جامع الأخبار : ۳۴۳ / ۹۵۱ و۹۵۲ .

3) .دستور معالم الحكم : ۲۹ .

4) .معاني الأخبار : ۲۷۱ / ۲ عن أبي خالد الكابلي ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۷۵ / ۱۲ .

5) .رجال الكشّي : ۱ / ۳۳۹ / ۱۹۶ ، بحار الأنوار : ۲ / ۱۶۲ / ۲۲ .

امام على عليه السلام :رسول خدا صلى الله عليه و آله از غذا خوردن در حال جنابت نهى كرد و فرمود : «اين كار سبب فقر مى شود» .

امام على عليه السلام :باقى نهادن تار عنكبوت در خانه ؛ پيشاب كردن در حمام ؛ غذا خوردن در حال جنابت ؛ خلال كردن با چوب درخت گز ؛ موى را ايستاده شانه كردن ؛ و زباله را در خانه رها كردن سبب فقر مى شود .

امام على عليه السلام :هر كه در پى كيميا رود ، فقير گردد .

امام سجاد عليه السلام :گناهانى كه روزى را دور مى كنند ، چنينند : اظهار فقر كردن ؛ خواب ديرهنگام در شب و پس از نماز صبح ؛ كوچك شمردن نعمت ها ؛ و از خدا گلايه كردن .

رجال الكشي از قاسم بن عوف :ميان امام سجاد عليه السلام و محمّد بن حنفيه در رفت و آمد بودم و گاه نزد اين و گاه نزد آن مى رفتم . روزى امام سجاد عليه السلام را ديدم ؛ به من فرمود : «مبادا نزد عراقيان روى و به آنان بگويى كه ما نزد تو دانش به امانت نهاده ايم ؛ كه به خدا سوگند! ما چنين نكرده ايم . مبادا به وسيله ما بر ديگران برترى جويى ؛ كه خدا فرودت خواهد آورد . و مبادا به وسيله ما روزى بخورى ؛ كه خدا بر فقرت خواهد افزود» .

.

عنه عليه السلامـ لِأَبِي النُّعمانِ ـ: يا أبَا النُّعمانِ ، لا تَكذِب عَلَينا كَذبَةً فَتُسلَبَ الحَنيفِيَّةَ ، ولا تَطلُبَنَّ أن تَكونَ رَأسا فَتَكونَ ذَنَبا ، ولا تَستَأكِلِ النّاسَ بِنا فَتَفتَقِرَ ؛ فَإِنَّكَ مَوقوفٌ لا مَحالَةَ ومَسؤولٌ ، فَإِن صَدَقتَ صَدَّقناكَ ، وإن كَذَبتَ كَذَّبناكَ . (1)

عنه عليه السلامـ لِأَبِي الرَّبيعِ ـ: وَيحَكَ يا أبَا الرَّبيعِ ! لا تَطلُبَنَّ الرِّئاسَةَ ، ولا تَكُن ذِئبا ، ولا تَأكُل بِنَا النّاسَ ؛ فَيُفقِرَكَ اللّهُ . (2)

الإمام الباقر عليه السلام :مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلَيهَا الرِّزقَ ، وكَيفَ لا يَحظُرُ عَلَيهَا الرِّزقَ وما أصابَ فَهُوَ لِرَبٍّ آجَرَهُ ؟! (3)

الكافي عن عمّار الساباطيّ :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : الرَّجُلُ يَتَّجِرُ ، فَإِن هُوَ آجَرَ نَفسَهُ أعطى ما يُصيبُ في تِجارَتِهِ ؟ فَقالَ : لا يُؤاجِر نَفسَهُ ولكِن يَستَرزِقِ اللّهَ عز و جل ويَتَّجِر ؛ فَإِنَّهُ إذا آجَرَ نَفسَهُ حَظَرَ عَلى نَفسِهِ الرِّزقَ . (4)

الإمام الصادق عليه السلام :مَنِ استَأكَلَ بِنَا افتَقَرَ . (5)

.


1) .الكافي : ۲/۳۳۸/۱ عن أبي النعمان، بحار الأنوار : ۷۲/۲۳۳/۱ وراجع الأمالي للمفيد : ۱۸۲ / ۵ .

2) .الكافي : ۲ / ۲۹۸ / ۶ عن أبي الربيع الشامي ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۵۱ / ۶ .

3) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۷۴ / ۳۶۵۷ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفي .

4) .الكافي : ۵ / ۹۰ / ۳ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۵۳ / ۱۰۰۲ ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۷۴ / ۳۶۵۶ .

5) .الخصال : ۱۰۳ / ۶۱ عن معاوية بن وهب ، مشكاة الأنوار : ۱۵۰ / ۳۶۰ ، روضة الواعظين : ۳۲۱ ، بحار الأنوار : ۶۸ / ۱۵۳ / ۸ .

امام باقر عليه السلامـ خطاب به ابو نعمان ـ: اى ابونعمان! به ما دروغ مبند ، كه مسلمانى ات را از كف خواهى داد ؛ و مخواه كه سر باشى ، كه دُم خواهى شد ؛ و به وسيله ما از مردم كسب درآمد مكن ، كه فقير خواهى گشت ؛ و تو را ناگزير خواهند ايستاند و بازجويى ات خواهند كرد ؛ اگر راست گفته باشى ، تصديقت خواهيم كرد و اگر دروغ گفته باشى ، تكذيبت خواهيم نمود .

امام باقر عليه السلامـ خطاب به ابوربيع ـ: واى بر تو اى ابوربيع! به دنبال رياست مباش و گرگ صفتى نكن و به وسيله ما از مردم كسب روزى منما ؛ كه خداوند فقيرت خواهد كرد .

امام باقر عليه السلام :هر كس خود را اجير سازد ، روزى را از خويش بازداشته است ؛ و چگونه روزى را از خود باز ندارد ، در حالى كه آنچه وى به دست آورد ، از آنِ كسى است كه او را به اجيرى گرفته است؟

الكافى از عمار ساباطى :به امام صادق عليه السلام گفتم: «مردى است كه تجارت مى كند ؛ آيا روا است كه خود را اجير سازد تا آن چه را در تجارت كسب مى كند ، به دست آورد؟» فرمود: «نبايد خود را اجير سازد ؛ بلكه بايد از خدا روزى بخواهد و تجارت كند ؛ كه اگر خود را اجير سازد ، روزى را از خويش بازداشته است» .

امام صادق عليه السلام :هر كه به وسيله ما ارتزاق كند ، فقير گردد .

.

عنه عليه السلام :مَنِ استَأكَلَ بِعِلمِهِ افتَقَرَ . (1)

عنه عليه السلام :أيُّما رَجُلٍ دَعا عَلى وَلَدِهِ أورَثَهُ اللّهُ الفَقرَ . (2)

عنه عليه السلام :مَن لَم يَسأَلِ اللّهَ عز و جل مِن فَضلِهِ ( فَقَدِ ) افتَقَرَ . (3)

.


1) .معاني الأخبار : ۱۸۱ / ۱ عن حمزة بن حمران ، بحار الأنوار : ۲ / ۱۱۷ / ۱۴ .

2) .عدّة الداعي : ۸۰ ، بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۹۹ / ۷۷ .

3) .الكافي : ۲ / ۴۶۷ / ۴ عن عمرو بن جميع ، مكارم الأخلاق : ۲ / ۷ / ۱۹۷۷ ، الاختصاص : ۲۲۳ ، الدعوات : ۱۱۷ / ۲۶۸ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۱۶ / ۶ .

امام صادق عليه السلام :هر كه از دانش خود كسب روزى نمايد ، فقير گردد .

امام صادق عليه السلام :هر كس فرزند خود را نفرين نمايد ، خداوند فقر را ميراث او سازد .

امام صادق عليه السلام :هر كه بخششِ خداى را از او نخواهد ، فقير شود .

.

. .

بخش پنجم : آفات توسعه

اشاره

بخش پنجم: آفات توسعهفصل يكم : فخر فروشى با ثروتفصل دوم : نازپروردگىفصل سوم : آن چه آفت مى آوردفصل چهارم : آن چه از آفت باز مى دارد

.

الفصل الأوّل: التّكاثر۱ / ۱التَّحذيرُ مِنَ التَّكاثُرِالكتاب :«أَلْهَـلـكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ . (1)»

«اعْلَمُواْ أَنَّمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرُ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِى الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَـمًا وَ فِى الْأَخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَ نٌ وَ مَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَآ إِلاَّ مَتَـعُ الْغُرُورِ . (2)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما سَبيلُ اللّهِ إلاّ مَن قُتِلَ ؟! مَن سَعى عَلى والِدَيهِ فَفي سَبيلِ اللّهِ ، ومَن سَعى عَلى عِيالِهِ فَفي سَبيلِ اللّهِ ، ومَن سَعى عَلى نَفسِهِ لِيُعِفَّها فَفي سَبيلِ اللّهِ ، ومَن سَعى عَلَى التَّكاثُرِ فَهُوَ في سَبيلِ الشَّيطانِ . (3)

.


1) .التكاثر : ۱ و۲ .

2) .الحديد : ۲۰ .

3) .السنن الكبرى : ۹ / ۴۳ / ۱۷۸۲۴ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۹۹ / ۱۰۳۷۷ ، المعجم الأوسط : ۴ / ۲۸۵ / ۴۲۱۴ ، الدرّالمنثور : ۲ / ۴۰ ، كلاهما نحوه وكلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۴ / ۱۲ / ۲۵۲

فصل يكم : فخر فروشى با ثروت

۱ / ۱ پرهيز دادن از فخرفروشى با ثروت

فصل يكم: فخر فروشى با ثروت۱ / ۱پرهيز دادن از فخرفروشى با ثروتقرآن:«فخرفروشى به يكديگر با ثروت ، شما را سرگرم كرد * چندان كه گورستان ها را ديدار كرديد .»

«بدانيد كه زندگانى دنيا ، بازى و سرگرمى و آرايش و فخر كردن با يكديگر يا افزون جويى در مال ها و فرزندان است؛ همچون بارانى كه گياه رويانيدنش كشاورزان را خوش آيد و به شگفت آرد ، سپس پژمرده شود و آن را زرد بينى و آن گياه خشك و شكسته و خُرد گردد؛ و در آن جهان عذابى سخت و نيز آمرزشى از جانب خدا و خشنودى او است. و زندگى اين جهان جز كالاى فريبندگى نيست.»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آيا جهاد در راه خدا منحصر به كشته شدن است؟ آن كه براى پدر و مادرش بكوشد و نيز آن كه براى خانواده اش تلاش كند و هم آن كه براى پاك نگاه داشتن خود همت ورزد ، همه جهاد در راه خدا به شمار آيد . و آن كه براى فخرفروشى با ثروت تلاش كند ، در راه شيطان است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن طَلَبَ الدُّنيا حَلالاً اِستِعفافا عَنِ المَسأَلَةِ وسَعيا عَلى أهلِهِ وتَعَطُّفا عَلى جارِهِ ، لَقِيَ اللّهَ تَعالى يَومَ يَلقاهُ ووَجهُهُ مِثلُ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ ؛ ومَن طَلَبَ الدُّنيا حَلالاً مُكاثِرا مُفاخِرا مُرائِيا ، لَقِيَ اللّهَ تَعالى وهُوَ عَلَيهِ غَضبانُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا أبغَضَ النّاسُ فُقَراءَهُم ، وأظهَروا عِمارَةَ أسواقِهِم ، وتَبارَكوا عَلى جَمعِ الدَّراهِمِ ، رَماهُمُ اللّهُ بِأَربَعِ خِصالٍ : بِالقَحطِ مِنَ الزَّمانِ ، وَالجَورِ مِنَ السُّلطانِ ، وَالخِيانَةِ مِن وُلاةِ الحُكّامِ ، وَالشَّوكَةِ مِنَ العُدوانِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله : ولا تَجمَع مِنَ المالِفَلا تَدري لِمَن تَجمَع ولا تَدري أفي أرضِكَأم في غَيرِها تُصرَع (3)

عنه صلى الله عليه و آله :يُجاءُ بِابنِ آدَمَ يَومَ القِيامَةِ كَأَنَّهُ بَذَجٌ ، فَيوقَفُ بَينَ يَدَيِ اللّهِ ، فَيَقولُ اللّهُ لَهُ : أعطَيتُكَ وخَوَّلتُكَ وأنعَمتُ عَلَيكَ فَماذا صَنَعتَ ؟ فَيَقولُ : يا رَبِّ ، جَمَعتُهُ وثَمَّرتُهُ فَتَرَكتُهُ أكثَرَ ما كانَ ، فَأَرجِعني آتِكَ بِهِ ، فَيَقولُ لَهُ : أرِني ما قَدَّمتَ ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ، جَمَعتُهُ وثَمَّرتُهُ فَتَرَكتُهُ أكثَرَ ما كانَ ، فَأَرجِعني آتِكَ بِهِ ، فَإِذا عَبدٌ لَم يُقَدِّم خَيرا فَيُمضى بِهِ إلَى النّارِ . (4)

.


1) .حلية الأولياء : ۳ / ۱۱۰ عن أبي هريرة ؛ تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۵۳ نحوه ، مستدرك الوسائل : ۱۳ / ۳۲ / ۱۴۶۶۱ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب وفيه ذيله ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۲۸ .

2) .تنبيه الخواطر: ۱/۱۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ؛ إحياء علوم الدين : ۴/۲۹۱ ، المستدرك على الصحيحين: ۴ / ۳۶۱ / ۷۹۲۳ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، كنز العمّال : ۱۶ / ۳۹ / ۴۳۸۴۱ .

3) .جامع الأخبار : ۲۹۴ / ۸۰۲ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۳ / ۶۲ .

4) .سنن الترمذي : ۴ / ۶۱۸ / ۲۴۲۷ عن أنس ، الزهد لابن المبارك : ۳۵۷ / ۱۰۰۹ عن الحسن نحوه ، كنز العمّال : ۱۴ / ۳۷۲ / ۳۸۹۸۴ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى خوددارى از عرض نياز به مردم و تلاش براى خانواده اش و لطف ورزى به همسايه اش ، از راه حلال دنيا را بجويد ، در روزى كه به ديدار خدا مى رود ، چهره اش همچون ماه كامل است ؛ و هر كه دنيا را از راه حلال ، ولى براى زياده جويى و فخرفروشى و خودنمايى طلب كند ، خدا را در حالى ديدار نمايد كه بر وى خشم گرفته باشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه مردم بر فقيران خويش خشم ورزند و آبادى بازارهاشان را به رخ كشند و با مال اندوزى بزرگى طلبند ، خداوند به چهار خصلت گرفتارشان فرمايد: قحطى روزگار ، ستم حاكم ، خيانت كارگزاران حاكم ، و تسلط تجاوز .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: و مال را گرد مياور ،در حالى كه نمى دانى آن را براى كه مى اندوزى! و نيز نمى دانى كه آيا در وطنخويش خواهى مرد يا در جاى ديگر .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روز قيامت ، فرزند آدم همچون بره آورده مى شود و نزد خداوند مى ايستد . خدا به او مى فرمايد : «تو را عطا دادم و مال و نعمت بخشيدم ؛ پس چه كردى؟» گويد: «پروردگارم! آن را گرد آوردم و بيفزودم و بيش از آن چه بود ، باقى نهادم ؛ پس مرا بازگردان تا آن را به تو بازآرم» . خداى فرمايد: «نشانم ده كه چه پيش فرستادى» . گويد: «پروردگارم! آن را گرد آوردم و بيفزودم و بيش از آن چه بود ، باقى نهادم ؛ پس مرا بازگردان تا آن را به تو بازآرم» . آن گاه ، بنده اى كه خيرى پيش نفرستاده باشد ، به سوى آتش رانده مى شود .

.

المستدرك على الصحيحين عن أبو هريرة :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : سَيُصيبُ اُمَّتي داءُ الاُمَمِ . فَقالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، وما داءُ الاُمَمِ ؟ قالَ : الأَشَرُ وَالبَطَرُ وَالتَّكاثُرُ وَالتَّناجُشُ فِي الدُّنيا ، وَالتَّباغُضُ وَالتَّحاسُدُ حَتّى يَكونَ البَغيُ . (1)

الإمام الباقر عليه السلام :قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَى الصَّفا فَقالَ : يا بَني هاشِمٍ ! يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ ! إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم ، وإنّي شَفيقٌ عَلَيكُم ، وإنَّ لي عَمَلي ولِكُلِّ رَجُلٍ مِنكُم عَمَلُهُ ، لا تَقولوا : إنَّ مُحَمَّدا مِنّا وسَنُدخَلُ مُدخَلَهُ ؛ فَلا وَاللّهِ ما أولِيائي مِنكُم ولا مِن غَيرِكُم ـ يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ ـ إلاَّ المُتَّقونَ ، ألا فَلا أعرِفُكُم يَومَ القِيامَةِ تَأتونَ تَحمِلونَ الدُّنيا عَلى ظُهورِكُم ويَأتونَ النّاسُ يَحمِلونَ الآخِرَةَ ! ألا إنّي قَد أعذَرتُ إلَيكُم في ما بَيني وبَينَكُم وفي ما بَيني وبَينَ اللّهِ عز و جل فيكُم ! (2)

تنبيه الخواطر :قيلَ [لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله] : يا رَسولَ اللّهِ ، أيُّ اُمَّتِكَ أشَرُّ ؟ قالَ : الأَغنِياءُ . (3)

.


1) .المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۱۸۶ / ۷۳۱۱ ، كنز العمّال : ۱۱ / ۱۷۰ / ۳۱۰۷۹ نقلاً عن ابن أبي الدنيا وابن النجّار وكلاهما عن أبي هريرة وج ۳ / ۵۲۶ / ۷۷۳۸ .

2) .الكافي: ۸/۱۸۲/۲۰۵، تنبيه الخواطر: ۲/۱۵۱، صفات الشيعة : ۸۴/۸ نحوه وكلّها عن أبي عبيدة .

3) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۵۵ .

المستدرك على الصحيحين از ابوهريره :رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «زود است كه امت مرا بيمارىِ امتها فرا رسد» . گفتند: «بيمارىِ امت ها چه باشد؟» فرمود: «سرمستى و به خود باليدن و فخرفروشى و در گرانفروشى مسابقه دادن و كينه توزى و حسدورزى ، چندان كه به ستم انجامد» .

امام باقر عليه السلام :رسول خدا صلى الله عليه و آله بر كوه صفا ايستاد و فرمود: «اى بنى هاشم! اى بنى عبدالمطلب! همانا منم رسول خدا براى شما و به شما مهر مى ورزم و مرا عملِ خود است و هر يك از شما را نيز عملِ خويش . مگوييد: محمّد از ما است و هر جا كه وى درآيد ، ما نيز درآييم . به خدا سوگند چنين نيست ؛ دوستان من نه از شمايند ـ اى بنى عبدالمطلب ـ و نه از غير شما ، مگر آن كه تقواپيشه باشند . هلا كه اگر در روز قيامت ، بار دنيا بر دوش آييد و ديگران بار آخرت بر دوش آيند ، شما را نخواهم شناخت . هلا كه در رابطه خودم و شما و نيز خودم و خدا نسبت به شما ، هر گونه عذرى را از شما واستاندم» .

تنبيه الخواطر :[ به رسول خدا صلى الله عليه و آله] گفته شد: «اى رسول خدا! كدام افراد امت تو بدترينند؟» فرمود: «ثروتمندان» .

.

مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن مسعود :إنَّهُ [ صلى الله عليه و آله] نَهى عَنِ التَّبَقُّرِ فِي الأَهلِ وَالمالِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :لا يَجمَعُ المالَ إلاَّ الحِرصُ ، وَالحَريصُ شَقِيٌّ مَذمومٌ . (2)

عنه عليه السلام :لا يُبقِي المالَ إلاَّ البُخلُ ، وَالبَخيلُ مُعاقَبٌ مَلومٌ . (3)

عنه عليه السلام :مِنَ العَناءِ أنَّ المَرءَ يَجمَعُ ما لا يَأكُلُ ، ويَبني ما لا يَسكُنُ ، ثُمَّ يَخرُجُ إلَى اللّهِ تَعالى لا مالاً حَمَلَ ولا بِناءً نَقَلَ! (4)

عنه عليه السلام :اِبنَ آدَمَ! إن كُنتَ تُريدُ مِنَ الدُّنيا ما يَكفيكَ فَإِنَّ أيسَرَ ما فيها يَكفيكَ، وإن كُنتَ إنَّما تُريدُ ما لا يَكفيكَ فَإِنَّ كُلَّ ما فيها لا يَكفيكَ . (5)

عنه عليه السلام :قَليلٌ يُفتَقَرُ إلَيهِ خَيرٌ مِن كَثيرٍ يُستَغنى عَنهُ . (6)

عنه عليه السلامـ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ: إنَّ هاهُنا لَعِلما جَمّا ـ وأشارَ بِيَدِهِ إلى صَدرِهِ ـ لَو أصَبتُ لَهُ حَمَلَةً! بَلى أصَبتُ لَقِنا غَيرَ مَأمونٍ عَلَيهِ . . . أو مَنهوما بِاللَّذَّةِ سَلِسَ القِيادِ لِلشَّهوَةِ ، أو مُغرَما بِالجَمعِ وَالاِدِّخارِ ، لَيسا مِن رُعاةِ الدّينِ في شَيءٍ ، أقرَبُ شَيءٍ شَبَها بِهِمَا الأَنعامُ السّائِمَةُ . (7)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۲ / ۱۴۲ / ۴۱۸۴ وص ۱۴۱ / ۴۱۸۱ ، كنز العمّال : ۳ / ۱۸۵ / ۶۰۸۰ ؛ معاني الأخبار : ۲۸۰ ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۳۴۴ / ۱۲ .

2) .غرر الحكم : ۱۰۸۴۲ .

3) .غرر الحكم : ۱۰۸۴۳ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۴ ، تحف العقول : ۲۱۸ .

5) .الكافي : ۲/ ۱۳۸/۶ عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام وص ۱۳۹ / ۱۰ عن حمزة بن حمران عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۹۵ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۷۶ / ۱۸ وراجع تحف العقول : ۳۸۷ .

6) .غرر الحكم : ۶۷۴۴ .

7) .نهج البلاغة : الحكمة ۱۴۷ ، الخصال : ۱۸۶ / ۲۵۷ ، الأمالي للمفيد : ۲۴۹ / ۳ كلاهما عن كميل نحوه ، بحار الأنوار : ۲۳ / ۴۶ / ۹۱ نقلاً عن كمال الدين ؛ المناقب للكوفي : ۲ / ۹۶ / ۵۸۱ عن كميل نحوه .

مسند ابن حنبل از عبداللّه بن مسعود :همانا پيامبر صلى الله عليه و آله از بسيار داشتنِ عيال و مال نهى فرمود .

امام على عليه السلام :تنها حرص سبب گردآورى مال است و حريص تيره بخت و نكوهيده است .

امام على عليه السلام :تنها بخل است كه مال را باقى مى نهد و بخيل عقوبت يابد و سرزنش گردد .

امام على عليه السلام :بس رنج آور است كه انسان آن چه را نمى خورد ، گرد آورد و آن چه را در آن سكنا نمى گزيند ، بنا نمايد و سپس در حالى به سوى خداى تعالى رود كه نه مالى حمل كرده و نه بنايى با خود برده است .

امام على عليه السلام :اى فرزند آدم! اگر از دنيا چيزى مى خواهى كه تو را كفايت كند ، پس كم ترينِ آن براى تو كافى است ؛ و اگر چيزى مى خواهى كه تو را بس نباشد ، پس هر چه در آن است ، كفايتت ننمايد .

امام على عليه السلام :اندكى كه بدان نياز باشد ، بهتر از فراوانى است كه بدان نياز نباشد .

امام على عليه السلامـ خطاب به كميل بن زياد ـ: همانا در اين جا ، دانشى بسيار نهفته است ـ امام با دستش به سينه اش اشاره فرمود ـ ، البته اگر كسانى را بيابم كه آن را توانند حمل كرد . آرى ؛ براى آن ، فرد تيزفهم مى يابم ، اما به او اطمينان ندارم ... ؛ يا مى يابم كسى را كه در لذت برى زياده روى كرده و به آسانى ، از شهوتش فرمان مى پذيرد ؛ يا كسى را كه شيفته گردآوردن مال است . اين دو هم در هيچ كارى ، نگاهبان دين نيستند و نزديك ترين همانندانِ آنان ، چهارپايانِ چرنده اند .

.

عنه عليه السلامـ في كِتابِهِ لِشُرَيحٍ القاضي ، لَمّا بَلَغَهُ أنَّهُ اشتَرى دارا بِثَمانينَ دينارا ـ: ما أدرَكَ هذَا المُشتَري في مَا اشتَرى مِنهُ مِن دَرَكٍ فَعَلى مُبَلبِلِ أجسامِ المُلوكِ ، وسالِبِ نُفوسِ الجَبابِرَةِ ، ومُزيلِ مُلكِ الفَراعِنَةِ ـ مِثلِ كِسرى وقَيصَرَ وتُبَّعٍ وحِميَرَ ـ ومَن جَمَعَ المالَ عَلَى المالِ فَأَكثَرَ ، ومَن بَنى وشَيَّدَ ، وزَخرَفَ ونَجَّدَ ، وَادَّخَرَ وَاعتَقَدَ ، ونَظَرَ بِزَعمِهِ لِلوَلَدِ : إشخاصُهُم جَميعا إلى مَوقِفِ العَرضِ وَالحِسابِ ، ومَوضِعِ الثَّوابِ وَالعِقابِ ، إذا وَقَعَ الأَمرُ بِفَصلِ القَضاءِ ، وخَسِرَ هُنالِكَ المُبطِلونَ ! (1)

عنه عليه السلامـ في مَوعِظَتِهِ لِلنّاسِ ـ: إنَّهُ وَاللّهِ الجِدُّ لاَ اللَّعِبُ ، وَالحَقُّ لاَ الكَذِبُ ، وما هُوَ إلاَّ المَوتُ أسمَعَ داعيهِ وأعجَلَ حاديهِ ، فَلا يَغُرَّنَّكَ سَوادُ النّاسِ مِن نَفسِكَ، وقَد رَأَيتَ مَن كانَ قَبلَكَ مِمَّن جَمَعَ المالَ وحَذِرَ الإِقلالَ ، وأمِنَ العَواقِبَ ـ طولَ أمَلٍ وَاستِبعادَ أجَلٍ ـ كَيفَ نَزَلَ بِهِ المَوتُ فَأَزعَجَهُ عَن وَطَنِهِ ! . . . أما رَأَيتُمُ الَّذينَ يَأمُلونَ بَعيدا ، ويَبنونَ مَشيدا ، ويَجمَعونَ كَثيرا ، كَيفَ أصبَحَت بُيوتُهُم قُبورا ، وما جَمَعوا بورا ، وصارَت أموالُهُم لِلوارِثينَ ، وأزواجُهُم لِقَومٍ آخَرينَ ؟! (2)

عنه عليه السلام :لَيسَ الخَيرُ أن يَكثُرَ مالُكَ ووَلَدُكَ ، ولكِنَّ الخَيرَ أن يَكثُرَ عِلمُكَ ، وأن يَعظُمَ حِلمُكَ ، وأن تُباهِيَ النّاسَ بِعِبادَةِ رَبِّكَ . (3)

.


1) .نهج البلاغة : الكتاب ۳ ، بحار الأنوار : ۴۱ / ۱۵۶ / ۴۸ .

2) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۳۲ .

3) .نهج البلاغة : الحكمة ۹۴ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۲۵ ، غرر الحكم : ۷۴۹۷ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۴۰۹ / ۱۲۱ وج ۸۲ / ۱۴۰ / ۵ ؛ حلية الأولياء : ۱۰ / ۳۸۸ عن عبد خير ، كنز العمّال : ۱۶ / ۲۰۸ / ۴۴۲۳۳ نقلاً عن ابن عساكر في أماليه وراجع تذكرة الخواصّ : ۱۳۱ .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به شريح قاضى ، آن گاه كه خبر يافت وى خانه اى به بهاى هشتاد دينار خريده است ـ: هر زيانى كه بر اين خريدار در آن چه خريده وارد شود ، بر عهده كسى است كه بدن هاى پادشاهان را تباه سازد ؛ جان هاى گردن كشان را بگيرد ؛ حكومت فرعون ها را نابود كند ، كسانى همچون كسرا و قيصر و شاهان يمن و حِميَر و نيز آنان كه مال گرد آوردند و آن را افزودند ، و آنان كه بناها را ساختند و برافراشتند و بياراستند و زينت كردند ، و خانه و مِلك و اثاث گرد آوردند و به خيال خود ، آن را براى فرزندان به جا نهادند . [فرشته مرگ] همه اينان را به جايگاه بازپرسى و حسابرسى و مكان پاداش و كيفر بَرَد ، آن گاه كه فرمان خداوند براى جدا ساختن حق از باطل فرود آيد و آن جا است كه تبهكاران زيان برند .

امام على عليه السلامـ در اندرزش به مردم ـ: به خدا سوگند! آن جدى است نه بازيچه ؛ و راست است نه دروغ ؛ و آن نيست جز مرگ كه دعوت خود را به گوش همگان رسانيد و ساربان حُداخوانَش همه را به شتاب فراخواند . پس مبادا به بسيارىِ مردم در پيرامون خود فريفته شوى ، در حالى كه ديده اى آن كه پيش از تو بود و مال مى اندوخت و از درويشى كناره مى جست و با آرزوى دراز و دور انگاشتنِ مرگ ، از فرجام كار ايمنى مى خواست ، چگونه مرگ وى را فرا گرفت و از وطنش بركند! آيا نديديد آن كسان را كه آرزوى دراز پروريدند و بناهاى بلند ساختند و مال فراوان گرد آوردند ، كه چگونه خانه هاشان گورهاشان گشت و آن چه گرد آورده بودند ، تباه شد و اموالشان به وارثان رسيد و همسرانشان نصيب ديگران گشتند؟

امام على عليه السلام :خير آن نيست كه مال و فرزندت بسيار باشد ؛ بلكه آن است كه دانش و عقلت فراوان باشد و با عبادت پروردگارت به مردم مباهات ورزى .

.

عنه عليه السلام :إذا جَمَعتَ المالَ فَأَنتَ فيهِ وَكيلٌ لِغَيرِكَ ، يَسعَدُ بِهِ وتَشقى أنتَ . (1)

عنه عليه السلام :تَكَثُّرُكَ بِما لا يَبقى لَكَ ولا تَبقى لَهُ مِن أعظَمِ الجَهلِ . (2)

عنه عليه السلام :التَّكاثُرُ لَهوٌ ولَعِبٌ وشُغلٌ ، وَاستِبدالُ الَّذي هُوَ أدنى بِالَّذي هُوَ خَيرٌ . (3)

عنه عليه السلام :مَعاشِرَ النّاسِ ، اِتَّقُوا اللّهَ! فَكَم مِن مُؤَمِّلٍ ما لا يَبلُغُهُ ، وبانٍ ما لا يَسكُنُهُ ، وجامِعٍ ما سَوفَ يَترُكُهُ ! ولَعَلَّهُ مِن باطِلٍ جَمَعَهُ ، ومِن حَقٍّ مَنَعَهُ ؛ أصابَهُ حَراما ، وَاحتَمَلَ بِهِ آثاما ، فَباءَ بِوِزرِهِ ، وقَدِمَ عَلى رَبِّهِ آسِفا لاهِفا ، قَد خَسِرَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ ، ذلِكَ هُوَ الخُسرانُ المُبينُ . (4)

الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام :كُلُّ القَومِ ألهاهُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زارُوا المَقابِرَ . (5)

الإمام الصادق عليه السلام :إن كانَ الحِسابُ حَقّا فَالجَمعُ لِماذا؟! (6)

عنه عليه السلام :كانَ في ما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ : يا بُنَيَّ ، إنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا قَبلَكَ لِأَولادِهِم ، فَلَم يَبقَ ما جَمَعوا ولَم يَبقَ مَن جَمَعوا لَهُ ، وإنَّما أنتَ عَبدٌ مُستَأجَرٌ ؛ قَد اُمِرتَ بِعَمَلٍ ووُعِدتَ عَلَيهِ أجرا ، فَأَوفِ عَمَلَكَ وَاستَوفِ أجرَكَ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۴۱۳۵ .

2) .غرر الحكم : ۴۵۷۶ .

3) .الكافي : ۲ / ۳۹۴ / ۱ عن سليم بن قيس الهلالي ، الخصال : ۲۳۵ / ۷۴ عن الأصبغ بن نباتة وليس فيه «ولعب» .

4) .نهج البلاغة: الحكمة ۳۴۴، بحار الأنوار: ۷۸/۸۳/۸۸ وراجع كفايه الأثر: ۲۴۰ ومطالب السؤول: ۵۱.

5) .الأمالي للمفيد : ۱۸۴ / ۷ عن أبي سعيد الزهري ، الزهد للحسين بن سعيد : ۱۹ / ۴۱ عن أبي شيبة الزهري وفيه «قوم» بدل «القوم» ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۴۰۲ / ۱۰۲ .

6) .من لا يحضره الفقيه : ۴/۳۹۳/۵۸۳۶ ، التوحيد : ۳۷۶/۲۱ ، الخصال : ۴۵۰/۵۵ ، الأمالي للصدوق: ۵۶ / ۱۲ ، مختصر بصائر الدرجات : ۱۳۸ كلّها عن أبان بن عثمان الأحمر ، روضة الواعظين : ۴۸۴ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۳۷ / ۱ .

7) .الكافي : ۲ / ۱۳۴ / ۲۰ عن يحيى بن عقبة الأزدي ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۹۴ نحوه .

امام على عليه السلام :آن گاه كه مال گرد مى آورى ، در آن وكيل ديگرى هستى ؛ او بدان خوشبختى يابد و تو بدبخت گردى!

امام على عليه السلام :بزرگ ترين نادانى است كه آن چه را نه براى تو مى ماند و نه تو براى آن مى مانى ، بيندوزى .

امام على عليه السلام :فخرفروشى با مال ، بازى و بيهوده گرى و سرگرمى و جايگزين كردن خير با چيز پست است .

امام على عليه السلام :اى گروه هاى مردم! خداى را بپرهيزيد ؛ كه بسا آرزومندى كه به آرزويش نرسد و سازنده بِنايى كه در آن سكنا نيابد و گرد آورنده اى كه بگذارد و بگذرد . شايد آن را به ناروا گرد آورده و حقِّ كسى است كه آن را بازداشته و به حرام بدان دست يافته و با آن ، بار گناه بر دوش گرفته و سنگينى اش را پذيرفته و با اندوه و دريغ نزد پروردگارش باريافته ، در حالى كه هم دنيا و هم آخرت را باخته ؛ و اين است زيانكارى آشكار .

امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام :همه اقوام را فخرفروشى به ثروت فريفت (1)، چندان كه به ديدار گورها رفتند .

امام صادق عليه السلام :اگر محاسبه [ى روز قيامت] حقيقت دارد ، پس گردآوردن مال براى چه؟

امام صادق عليه السلام :در زمره اندرزهاى لقمان به فرزندش چنين بود: «فرزند عزيزم! همانا پيش از تو ، مردم براى فرزندهاشان مال گرد آوردند ؛ اما نه آن چه گرد آوردند باقى ماند و نه آنان كه برايشان مال باقى نهاده شده بود ، باقى ماندند . و جز اين نيست كه تو بنده اى هستى به اجرت گرفته شده ؛ به كارى فرمان داده شده اى و به پاداشى وعده ات داده اند ؛ پس كارت را درست به انجام رسان و پاداشت را تمام بگير» .

.


1) .اشاره است به سوره تكاثر .

الإمام الرضا عليه السلام :لا يَجتَمِعُ المالُ إلاّ بِخِصالٍ خَمسٍ : بِبُخلٍ شَديدٍ ، وأمَلٍ طَويلٍ ، وحِرصٍ غالِبٍ ، وقَطيعَةِ الرَّحِمِ ، وإيثارِ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ . (1)

۱ / ۲التَّحذيرُ مِنَ الكَنزِالكتاب :«وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ . (2)»

«خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِى سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ * إِنَّهُ كَانَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ * وَ لاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ . (3)»

«كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلاَّ أَصْحَـبَ الْيَمِينِ * فِى جَنَّـتٍ يَتَسَآءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَآئِضِينَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ . (4)»

.


1) .الخصال : ۲۸۲ / ۲۹ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ۱ / ۲۷۶ / ۱۳ كلاهما عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع ، كشف الغمّة : ۳ / ۸۴ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۳۸ / ۵ .

2) .التوبة : ۳۴ و ۳۵ .

3) .الحاقّة : ۳۰ ـ ۳۴ .

4) .المدّثّر : ۳۸ ـ ۴۶ .

۱ / ۲ پرهيز دادن از زر اندوزى

امام رضا عليه السلام :مال جز با پنج خصلت گرد نيايد: بخل بسيار ، آرزوى دراز ، حرص غلبه يافته ، پيوند بريدن از خويشان ، و ترجيح دادن دنيا بر آخرت .

۱ / ۲پرهيز دادن از زر اندوزىقرآن:«و آنان كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند ، پس ايشان را به عذابى دردناك مژده ده؛ روزى كه آن [زر و سيم] را در آتش دوزخ بتابند و با آن ، پيشانى ها و پهلوها و پشت هاى آنان را داغ نهند : اين است آن چه براى خويشتن مى اندوختيد؛ پس كيفر آن چه را مى اندوختيد ، بچشيد .»

«او را بگيريد و در بندش كنيد * سپس به دوزخش درآوريد * سپس در زنجيرى كه درازاى آن ، هفتاد گز است ، او را در بند كنيد * زيرا كه او به خداى بزرگ ايمان نداشت * و به طعام دادنِ بينوايان برنمى انگيخت .»

«هر كسى كه در گرو كارى است كه كرده است * مگر ياران دست راست [= سعادتمندان] * كه در بهشت ها باشند؛ از بزهكاران مى پرسند * چه چيز شما را به دوزخ درآورد؟ * گويند : ما از نمازگزاران نبوديم * و بينوا را طعام نمى داديم * و با ياوه گويان ياوه مى گفتيم * و روز پاداش را دروغ مى انگاشتيم .»

.

«فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ مَآ أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَـمٌ فِى يَوْمٍ ذِى مَسْغَبَةٍ * يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ . (1)»

الحديث :الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ [تَعالى] : «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» ـ: إنَّ اللّهَ حَرَّمَ كَنزَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، وأمَرَ بِإِنفاقِهِ في سَبيلِ اللّهِ . (2)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يوضَعُ الدّينارُ عَلَى الدّينارِ ولاَ الدِّرهَمُ عَلَى الدِّرهَمِ ، ولكِن يُوَسِّعُ اللّهُ جِلدَهُ «فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ . (3)»

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن صاحِبِ كَنزٍ لا يُؤَدّي زَكاتَهُ إلاّ اُحمِيَ عَلَيهِ في نارِ جَهَنَّمَ ، فَيُجعَلُ صَفائِحَ ، فيُكوى بِها جَنباهُ وجَبينُهُ ، حَتّى يَحكُمَ اللّهُ بَينَ عِبادِهِ في يَومٍ كانَ مِقدارُهُ خَمسينَ ألفَ سَنَةٍ ، ثُمَّ يُرى سَبيلُهُ إمّا إلَى الجَنَّةِ وإمّا إلَى النّارِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن صاحِبِ كَنزٍ لا يُؤَدّي زَكاةَ كَنزِهِ إلاّ جيءَ بِكَنزِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيُحمى بِهِ جَنبُهُ وجَبينُهُ ؛ لِعُبوسِهِ وَازوِرارِهِ وجَعلِ السّائِلِ وَالسّاعي وَراءَ ظَهرِهِ . (5)

.


1) .البلد : ۱۱ ـ ۱۶ .

2) .تفسير القمّي : ۱ / ۲۸۹ عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۳۸ / ۴ .

3) .الدرّالمنثور : ۴ / ۱۷۹ نقلاً عن أبي يعلى وابن مردويه عن أبي هريرة .

4) .صحيح مسلم : ۲ / ۶۸۲ / ۲۶ ، السنن الكبرى : ۴ / ۱۳۷/۷۲۲۵ ، سنن أبي داود: ۲ / ۱۲۴ / ۱۶۵۸ ، مسند ابن حنبل : ۳ / ۳۲۸ / ۸۹۸۷ ، الدرّالمنثور : ۴ / ۱۷۹ نقلاً عن البخاري وكلّها عن أبي هريرة والثلاثة الأخيرة نحوه وراجع كنز العمّال : ۶ / ۳۰۲ / ۱۵۷۹۵ .

5) .مستدرك الوسائل : ۷ / ۲۳ / ۷۵۴۲ نقلاً عن فقه القرآن للراوندي .

«پس به آن راه سخت درنيامد * و تو چه دانى كه آن راه سخت چيست؟ * آزاد كردن بنده اى * يا طعام دادن در روز گرسنگى * به يتيمى خويشاوند * يا بينوايى خاك نشين .»

حديث:امام باقر عليه السلامـ درباره اين سخن خداى تعالى: «و آنان كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند ، پس ايشان را به عذابى دردناك مژده ده» ـ: همانا خداوند انباشتن زر و سيم را حرام فرموده و انفاق آن را در راه خدا امر نموده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دينار بر دينار و درهم بر درهم نهاده نمى شود ؛ بلكه خداوند [بدين گونه] پوست بدن آن [مال اندوز] را گسترش مى دهد ؛ «و با آن ، پيشانى ها و پهلوها و پشت هاى آنان را داغ نهند : اين است آن چه براى خويشتن مى اندوختيد ؛ پس كيفر آن چه را مى اندوختيد ، بچشيد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ دارنده گنجى نيست كه زكات آن را ندهد ، مگر اين كه آن مال را در آتش جهنم بگدازند تا همچون ورقى پهن گردد و با آن ، پهلوها و پيشانى آن كس گداخته گردد ؛ تا آن كه در روزى كه اندازه اش پنجاه هزار سال است ، خدا ميان بندگانش داورى فرمايد ؛ سپس راه وى يا به سوى بهشت و يا به سوى آتش نمايانده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ دارنده مالِ انباشته اى نيست كه زكات آن را ندهد ، مگر آن كه روز قيامت آورده شود در حالى كه با آن ، بر پهلو و پيشانى اش داغ نهند ؛ زيرا [در دنيا ]ابرو درهم مى كشيده و راه كج مى كرده و به نيازخواه و گردآورنده زكات پشت مى كرده است .

.

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن ذي كَنزٍ لا يُؤَدّي حَقَّهُ إلاّ جيءَ بِهِ يَومَ القِيامَةِ يُكوى بِهِ جَبينُهُ وجَبهَتُهُ ، وقيلَ لَهُ : هذا كَنزُكَ الَّذي بَخِلتَ بِهِ ! (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن أوكى عَلى ذَهَبٍ أو فِضَّةٍ ولَم يُنفِقهُ في سَبيلِ اللّهِ ، كانَ جَمرا يَومَ القِيامَةِ يُكوى بِهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ يَموتُ يَومَ يَموتُ فَيَترُكُ أصفَرَ وأبيَضَ إلاّ كُوِيَ بِهِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن أحَدٍ يَترُكُ ذَهَبا ولا فِضَّةً إلاّ جَعَلَ اللّهُ لَهُ صَفائِحَ ، ثُمَّ كُوِيَ بِهِ مِن قَدَمَيهِ إلى ذِقنِهِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن رَجُلٍ يَموتُ وعِندَهُ أحمَرُ أو أبيَضُ إلاّ جَعَلَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ قيراطٍ صَفيحَةً يُكوى بِها مِن فَرقِهِ إلى قَدَمِهِ ؛ مَغفورا لَهُ بَعدَ ذلِكَ أو مُعَذَّبا . (5)

عنه صلى الله عليه و آله :يَكونُ كَنزُ أحَدِكُم يَومَ القِيامَةِ شُجاعا أقرَعَ . (6)

.


1) .الدرّالمنثور : ۴ / ۱۸۱ نقلاً عن ابن مردويه عن جابر .

2) .المعجم الكبير : ۲ / ۱۵۳ / ۱۶۴۱ عن أبي ذرّ .

3) .المعجم الكبير : ۸/۱۴۳/۷۶۳۶ ، مسند الشاميّين : ۱ / ۴۲۴ / ۷۴۶ وليس فيه «يوم يموت» وكلاهما عن أبي اُمامة ، مسند ابن حنبل : ۸ / ۱۱۲ / ۲۱۵۳۶ عن أبي ذرّ نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۲۳۰ / ۶۲۹۳ وح ۶۲۹۵ .

4) .حلية الأولياء : ۱ / ۱۸۱ عن ثوبان ، كنز العمّال : ۳ / ۲۳۰ / ۶۲۹۴ .

5) .تفسير القرطبي : ۸ / ۱۳۱ ، الدرّالمنثور : ۴ / ۱۸۰ نقلاً عن ابن أبي حاتم نحوه وكلاهما عن ثوبان ، كنز العمّال : ۳ / ۲۳۰ / ۶۲۹۴ .

6) .صحيح البخاري : ۴ / ۱۷۱۱ / ۴۳۸۲ وج ۶/۲۵۵۲/۶۵۵۷ ، سنن النسائي : ۵/۲۴ وفيه «أحدهم» بدل «أحدكم» ، مسند ابن حنبل : ۳ / ۱۹۵ / ۸۱۹۲ ، المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۵۴۶ / ۱۴۳۵ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۶ / ۳۰۷ / ۱۵۸۱۶ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مال اندوزى نيست كه حقِّ آن را ادا نكند ، مگر آن كه روز قيامت آورده شود و با آن ، پيشانى و بناگوشش داغ نهاده گردد و به وى گفته شود: «اين است گنجت كه با آن بخل مى ورزيدى» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه زر و سيم بيندوزد و آن را در راه خدا انفاق نكند ، همان در روز قيامت سنگى گردد و با آن ، بر وى داغ نهاده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست كه به هنگام مرگ از خود زر و سيم باقى نهد ، مگر اين كه با آن ، بر وى داغ نهاده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس نيست كه زر و سيمى به جا نهد ، مگر اين كه خدا آن را ورقه هايى پهن گرداند و از پاى تا چانه ، او را با آن داغ نهد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كس نيست كه بميرد و نزدش زر و سيم باشد ، مگر اين كه خداوند به ازاى هر قيراط از آن ، ورقى پهن سازد و با آن ، از سر تا پايش را داغ نهد ، خواه بعد از آن ، آمرزيده گردد يا در عذاب باشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روز قيامت ، گنج شما تبديل به مارى مى شود كه از فرطِ سَم دارى ، موى سرش ريخته باشد .

.

مسند ابن حنبل عن أبو هريرة :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن تَرَكَ كَنزا فَإِنَّهُ يُمَثَّلُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ شُجاعا أقرَعَ يَتبَعُهُ ، لَهُ زَبيبَتانِ ، فَما زالَ يَطلُبُهُ يَقولُ : وَيلَكَ! ما أنتَ ؟ قالَ : يَقولُ : أنا كَنزُكَ الَّذي تَرَكتَ بَعدَكَ . قالَ : فَيُلقِمُهُ يَدَهُ فَيَقضِمُها ، ثُمَّ يُتبِعُهُ بِسائِرِ جَسَدِهِ . (1)

مسند ابن حنبل عن أبو هريرة :إنَّ أعرابِيّا غَزا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهخَيبَرَ ، فَأَصابَهُ مِن سَهمِهِ دينارانِ ، فَأَخَذَهُمَا الأَعرابِيُّ فَجَعَلَهُما في عَباءَتِهِ ، وخيطَ عَلَيهِما ولُفَّ عَلَيهِما ، فَماتَ الأَعرابِيُّ ، فَوَجَدُوا الدّينارَينِ ، فَذَكَروا ذلِكَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : كَيَّتانِ . (2)

مسند ابن حنبل عن أبو اُمامة :تُوُفِّيَ رَجُلٌ مِن أهلِ الصُّفَّةِ ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارٌ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَيَّةٌ . ثُمَّ تُوُفِّيَ آخَرُ ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارانِ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَيَّتانِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّما أعطاكُمُ اللّهُ هذِهِ الفُضولَ مِنَ الأَموالِ لِتُوَجِّهوها حَيثُ وَجَّهَهَا اللّهُ ، ولَم يُعطِكُموها لِتَكنِزوها . (4)

عنه عليه السلامـ في كِتابِهِ لِعَبدِ اللّهِ النَّجاشِيِّ ، والِي الأَهوازِ ـ: يا عَبدَ اللّهِ ، اِجهَد أن لا تَكنِزَ ذَهَبا ولا فِضَّةً فَتَكونَ مِن أهلِ هذِهِ الآيَةِ ؛ قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ» ، ولا تَستَصغِرَنَّ مِن حُلوٍ أو فَضلِ طَعامٍ تَصرِفُهُ في بُطونٍ خالِيَةٍ يَسكُنُ بِها غَضَبُ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى . (5)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۳ / ۵۴۳ / ۱۰۳۴۸ ، المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۵۴۶ / ۱۴۳۴ كلاهما عن أبي هريرة ، حلية الأولياء : ۱ / ۱۸۱ عن ثوبان وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۳۰۶ / ۱۵۸۱۲ ؛ تفسير مجمع البيان : ۵ / ۴۱ عن ثوبان نحوه .

2) .مسند ابن حنبل : ۳ / ۲۷۶ / ۸۶۸۶ .

3) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۲۷۷ / ۲۲۲۳۶ وص ۲۷۶ / ۲۲۲۳۴ ، صحيح ابن حبّان : ۸ / ۵۴ / ۳۲۶۳ عن أبي وائل ، المعجم الكبير : ۸ / ۲۶۰ / ۸۰۱۱ كلّها نحوه ، الزهد لهنّاد : ۱ / ۳۴۱ / ۶۳۱ .

4) .الكافي : ۴ / ۳۲ / ۵ عن ضريس ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۵۷ / ۱۶۹۳ ، مشكاة الأنوار : ۴۷۵ / ۱۵۸۸ وليس فيه «من الأموال» .

5) .كشف الريبة : ۸۹ عن عبد اللّه بن سليمان النوفلي ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۶۲ / ۷۷ نقلاً عن رسالة الغيبة للشهيد الثاني .

مسند ابن حنبل از ابوهريره :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كه از خود مال بسيار به جا نهد ، روز قيامت آن مال در صورت مارى كه از فرطِ سَم دارى ، موى سرش ريخته و دو نقطه سياه بالاى دو چشمش باشد ، براى او چهره مى نمايد و همواره او را دنبال مى كند . آن فرد گويد: واى بر تو ؛ چيستى؟ مار گويد: من همان مال انبوهم كه پس از خود به جاى نهادى . سپس دست او را در دهان مى برد و پاره پاره مى كند و آن گاه ، بقيه بدنش را مى بلعد» .

مسند ابن حنبل از ابوهريره :عربى بيابان نشين در نبرد خيبر همراه پيامبر صلى الله عليه و آلهجنگيد . از سهمش دو دينار به وى رسيد . او آن دو دينار را گرفت و در عبايش جاى داد و آن را دوخت و پيرامونش را پوشاند . وقتى وى مرد ، آن دو دينار را در عبايش يافتند و خبر را به رسول خدا صلى الله عليه و آلهرساندند . وى فرمود: «آن دو بر او داغ خواهند نهاد» .

مسند ابن حنبل از ابوامامه :مردى از اهل صُفّه درگذشت . در جامه اش دينارى يافت شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اين بر او داغ خواهد نهاد» . سپس مردى ديگر درگذشت و در جامه اش دو دينار يافت گشت . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «دو داغ بر وى نهاده خواهد شد» .

امام صادق عليه السلام :جز آن نيست كه خداوند اين ثروت هاى بيشين را به شما عطا فرموده تا آن را هر گونه خدا خواهد ، صرف كنيد ، نه آن كه آن را انباشته نماييد .

امام صادق عليه السلامـ در نامه اش به عبداللّه نجاشى ، حاكم اهواز ـ: اى عبداللّه ! بكوش تا زر و سيمى انباشته نكنى ؛ كه مشمول اين آيه خواهى گشت كه خداى تعالى فرموده است: «آنان كه زر و سيم بيندوزند و در راه خدا انفاق نكنند . . .» ؛ و حتّى قدرى شيرينى يا مانده غذا را كوچك مشمار ، كه مى توانى آن را صرف شكمى خالى كنى ؛ و با اين كار ، خشم خداى بزرگ والا رتبه فرو نشيند .

.

عنه عليه السلام :مُوَسَّعٌ عَلى شيعَتِنا أن يُنفِقوا مِمّا في أيديهِم بِالمَعروفِ ، فَإِذا قامَ قائِمُنا حَرَّمَ عَلى كُلِّ ذي كَنزٍ كَنزَهُ حَتّى يَأتِيَهُ بِهِ فَيَستَعينَ بِهِ عَلى عَدُوِّهِ ؛ وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ . (1)»

عنه عليه السلام :المُؤمِنُ [ إذا] (2)كانَ عِندَهُ مِن ذلِكَ شَيءٌ ؛ يُنفِقُهُ عَلى عِيالِهِ ما شاءَ ، ثُمَّ إذا قامَ القائِمُ فَيَحمِلُ إلَيهِ ما عِندَهُ ، فَما بَقِيَ مِن ذلِكَ يَستَعينُ بِهِ عَلى أمرِهِ ؛ فَقَد أدّى ما يَجِبُ عَلَيهِ . (3)

الخرائج والجرائح عن أحمد بن قابوس عن أبيه عن أبي عبد اللّه عليه السلام :دَخَلَ عَلَيهِ قَومٌ مِن أهلِ خُراسانَ فَقالَ ابتِداءً قَبلَ أن يُسأَلَ : مَن جَمَعَ مالاً يَحرُسُهُ عَذَّبَهُ اللّهُ عَلى مِقدارِهِ . فَقالوا لَهُ ـ بِالفارِسِيَّةِ ـ : لا نَفهَمُ بِالعَرَبِيَّةِ . فَقالَ لَهُم : «هر كه درم اندوزد جزايش دوزخ باشد» . (4)

مسند ابن حنبل عن سعيد بن أبي الحسن عن عبد اللّه بن الصّامت :أنَّهُ كانَ مَعَ أبي ذَرٍّ فَخَرَجَ عَطاؤُهُ ومَعَهُ جارِيَةٌ لَهُ ، فَجَعَلَت تَقضي حَوائِجَهُ ، فَفَضَلَ مَعَها سَبعٌ ، قالَ : فَأَمَرَها أن تَشتَرِيَ بِهِ فُلوسا . قالَ : قُلتُ : لَوِ ادَّخَرتَهُ لِلحاجَهِ تَنوبُكَ أو لِلضَّيفِ يَنزِلُ بِكَ. قالَ: إنَّ خَليلي عَهِدَ إلَيَّ: أن أيُّما ذَهَبٍ أو فِضَّةٍ اُوكِيَ عَلَيهِ فَهُوَ جَمرٌ عَلى صاحِبِهِ حَتّى يُفرِغَهُ في سَبيلِ اللّهِ عز و جل . (5)

.


1) .الكافي : ۴ / ۶۱ / ۴ ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۸۷ / ۵۴ ، تهذيب الأحكام : ۴ / ۱۴۴ / ۴۰۲ نحوه وكلّها عن معاذ بن كثير ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۴۳ / ۲۳ .

2) .ما بين المعقوفين سقط من الطبعة المعتمدة ، وأثبتناه من بحار الأنوار .

3) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۸۷ / ۵۵ عن الحسين بن علوان عمّن ذكره ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۴۳ / ۲۴ .

4) .الخرائج والجرائح : ۲ / ۷۵۳ / ۷۰ ، بحار الأنوار : ۴۷ / ۱۱۹ / ۱۶۲ .

5) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۸۹ / ۲۱۴۴۲ وص ۱۲۵ / ۲۱۵۸۴ ، المعجم الكبير : ۲ / ۱۵۱ / ۱۶۳۴ ، حلية الأولياء : ۱ / ۱۶۲ وفيهما من «إنّ خليلي عهد . . .» ، كنز العمّال : ۶ / ۳۰۷ / ۱۵۸۱۳ .

امام صادق عليه السلام :دست شيعيان ما باز است كه مال خود را در راه خير مصرف كنند ؛ اما آن گاه كه امام قائم از ما قيام فرمايد ، ثروت انباشته هر كس را بر وى حرام نمايد ، مگر آن كه به وى دهد تا براى سركوب دشمنش مصرف نمايد . و اين است سخن خداى: «و آنان كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند ، پس ايشان را به عذابى دردناك مژده ده» .

امام صادق عليه السلام :هر گاه مؤمن مالى دارد ، هر چه خواهد براى خانواده اش صرف كند ؛ سپس چون امام قائم قيام نمايد ، هر چه را دارد نزد وى بَرَد و آن چه از آن باقى ماند ، براى پيشرفت كارش به كار بندد و بدين سان ، حق واجبش را ادا نمايد .

الخرائج و الجرائح از احمد بن قابوس از پدرش از امام صادق عليه السلام :مردمى از خراسان نزد وى آمدند . پيش از آن كه پرسشى كنند ، امام فرمود: «هر كه مالى گرد آورد و آن را نگاهبانى كند ، خداوند به همان اندازه عذابش فرمايد» . به فارسى ، او را گفتند: «ما عربى را درنيابيم» . [به زبان فارسى] فرمود: «هر كه دِرَم اندوزد ، جزايش دوزخ باشد» .

مسند ابن حنبل از سعيد بن ابوالحسن از عبداللّه بن صامت :وى همراه ابوذر بود [و ديد] كه او سهمش از بيت المال را گرفت و خدمتكارش نيازهاى [سالانه] او را تدارك ديد و هفت دينار اضافه آورد . ابوذر به خدمتكار دستور داد كه آن دينارها را بفروشد و پول سياه بگيرد . راوى گويد: «به وى گفتم: خوب است اين دينارها را براى روز نيازمندى يا هنگامى كه مهمانى برايت رسد ، باقى نهى! » ابوذر گفت: «دوست محبوبم [پيامبر صلى الله عليه و آله] به من سفارش فرمود: هر زر و سيمى كه ذخيره شود ، پاره آتشى است بر صاحبش ، مگر اين كه آن را در راه خدا انفاق كند » .

.

صحيح المسلم عن الأحنف بن قيس :كُنتُ في نَفَرٍ مِن قُرَيشَ ، فَمَرَّ أبو ذَرٍّ وهُوَ يَقولُ : بَشِّرِ الكانِزينَ بِكَيٍّ في ظُهورِهِم يَخرُجُ مِن جُنوبِهِم ، وبِكَيٍّ مِن قِبَلِ أقفائِهِم يَخرُجُ مِن جِباهِهِم ! ثُمَّ تَنَحّى فَقَعَدَ . قُلتُ : مَن هذا ؟ قالوا : هذا أبو ذَرٍّ . فَقُمتُ إلَيهِ فَقُلتُ : ما شَيءٌ سَمِعتُكَ تَقولُ قُبَيلُ ؟ قالَ : ما قُلتُ إلاّ شَيئا قَد سَمِعتُهُ مِن نَبِيِّهِم صلى الله عليه و آله . قُلتُ : ما تَقولُ في هذَا العَطاءِ ؟ قالَ : خُذهُ فَإِنَّ فيهِ اليَومَ مَعونَةً ، فَإِذا كانَ ثَمَنا لِدينِكَ فَدَعهُ . (1)

عنه :جَلَستُ إلى مَلَأٍ مِن قُرَيشَ ، فَجاءَ رَجُلٌ خَشِنُ الشَّعرِ وَالثِّيابِ وَالهَيئَةِ ، حَتّى قامَ عَلَيهِم فَسَلَّمَ ، ثُمَّ قالَ : بَشِّرِ الكانِزينَ بِرَضفٍ يُحمى عَلَيهِ في نارِ جَهَنَّمَ ، ثُمَّ يوضَعُ عَلى حَلَمَةِ ثَديِ أحَدِهِم حَتّى يَخرُجَ مِن نُغضِ كَتِفِهِ ، ويوضَعُ عَلى نُغضِ كَتِفِهِ حَتّى يَخرُجَ مِن حَلَمَةِ ثَديِهِ ،يَتَزَلزَلُ . ثُمَّ وَلّى فَجَلَسَ إلى سارِيَةٍ ، وتَبِعتُهُ وجَلَستُ إلَيهِ ، وأنا لا أدري مَن هُوَ ، فَقُلتُ لَهُ : لا أرَى القَومَ إلاّ قَد كَرِهُوا الَّذي قُلتَ ؟ قالَ : إنَّهُم لا يَعقِلونَ شَيئا ؛ قالَ لي خَليلي ـ قالَ : قُلتُ : مَن خَليلُكَ ؟قالَ : النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهـ : يا أبا ذَرٍّ ، أتُبصِرُ اُحُدا ؟ قالَ : فَنَظَرتُ إلَى الشَّمسِ ما بَقِيَ مِنَ النَّهارِ ، وأنا أرَى أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُرسِلُني في حاجَةٍ لَهُ ، قُلتُ : نَعَم . قالَ : «ما اُحِبُّ أنَّ لي مِثلَ اُحُدٍ ذَهَبا اُنفِقُهُ كُلَّهُ إلاّ ثَلاثَةَ دَنانيرَ» . وإنَّ هؤُلاءِ لا يَعقِلونَ ، إنَّما يَجمَعونَ الدُّنيا ، لا وَاللّهِ لا أسأَلُهُم دُنيا ولا أستَفتيهِم عَن دينٍ ، حَتّى ألقَى اللّهَ . (2)

.


1) .صحيح مسلم : ۲ / ۶۹۰ / ۳۵ ، السنن الكبرى : ۶ / ۵۸۴ / ۱۳۰۴۰ وراجع إصلاح المال : ۱۱۴ .

2) .صحيح البخاري : ۲ / ۵۱۰ / ۱۳۴۲ ، صحيح مسلم : ۲ / ۶۸۹ / ۳۴ نحوه .

صحيح مسلم از احنف بن قيس :همراه تنى چند از قريش بودم كه ابوذر از كنار ما عبور كرد ، در حالى كه مى گفت: «بيم ده زراندوزان را از داغى كه بر پشتشان نهاده مى شود و از پهلوشان بيرون مى آيد ؛ و نيز به داغى كه بر پسِ گردنشان نهاده مى شود و از پيشانى شان خارج مى گردد» . سپس دور شد و در گوشه اى نشست . گفتم: «او كيست؟» گفتند: «او ابوذر است» . برخاستم و نزد او رفتم و گفتم: «اين سخن چه بود كه اندكى قبل گفتى؟» پاسخ داد: «چيزى نگفتم جز آن چه را از پيامبر اين مردم شنيده ام» . گفتم: «درباره سهم فرد از بيت المال نظرت چيست؟» گفت : «آن را بپذير ؛ كه امروز مددرسان تو است ؛ اما اگر به بهاى دين فروشى بود ، آن را رها كن» .

صحيح مسلم از احنف بن قيس :همراه گروهى از قريش نشسته بودم كه مردى با موى و جامه و ظاهر زمخت آمد و نزد آن گروه ايستاد و سلام داد و گفت: «زراندوزان را به سنگ داغ زنى مژده ده كه بر آتش جهنم گداخته گردد و بر نوك سينه هر يك از آنان نهاده شود و از بالاى شانه اش بيرون آيد ؛ و ديگر بار بر بالاى شانه اش گذاشته شود و از نوك سينه اش خارج گردد ؛ در حالى كه وى [از درد ، بر خويش ]مى لرزد» . سپس روى گرداند و رفت و كنار دكلى چوبى نشست . من كه او را نمى شناختم ، به دنبالش روان شدم و كنارش نشستم و گفتم: «اين مردم از سخنت ناخشنود گشتند!» گفت: «آنان چيزى نمى فهمند . دوست محبوبم ـ پرسيدم: دوست محبوبت كيست؟ گفت: پيامبر ـ فرمود: اى ابوذر! آيا اُحُد را مى بينى؟ من به گمان اين كه پيامبر مرا به دنبال كارى خواهد فرستاد ، به خورشيد نگريستم تا ببينم چه مقدار از روز باقى مانده است . گفتم: آرى . فرمود: من دوست نمى دارم كه همانند اُحُد مرا زر باشد و همه را انفاق كنم و آن گاه سه دينار برايم بماند . اين مردم نمى فهمند و تنها مال دنيا را گرد مى آورند . من نيز به خدا سوگند ، ديگر نه دنياشان را مى پرسم و نه دينشان را ؛ تا آن گاه كه خدا را ديدار كنم .

.

صحيح البخاري عن زيد بن وهب :مَرَرتُ بِالرَّبَذَةِ فَإِذا أنا بِأَبي ذَرٍّ رضى الله عنه ، فَقُلتُ لَهُ : ما أنزَلَكَ مَنزِلَكَ هذا ؟ قالَ : كُنتُ بِالشّامِ فَاختَلَفتُ أنَا ومُعاوِيَةُ في : «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ» ؛ قالَ مُعاوِيَةُ : نَزَلَت في أهلِ الكِتابِ ، فَقُلتُ : نَزَلَت فينا وفيهِم ، فَكانَ بَيني وبَينَهُ في ذاكَ كَلامٌ ، وكَتَبَ إلى عُثمانَ يَشكوني ، فَكَتَبَ إلَيَّ عُثمانُ : أنِ اقدَمِ المَدينَةَ ، فَقَدِمتُها ، فَكَثُرَ عَلَيَّ النّاسُ حَتّى كَأَنَّهُم لَم يَرَوني قَبلَ ذلِكَ ، فَذَكَرتُ ذاكَ لِعُثمانَ ، فَقالَ لي : إن شِئتَ تَنَحَّيتَ فَكُنتَ قَريبا . فَذاكَ الَّذي أنزَلَني هذَا المَنزِلَ . (1)

تفسير القمّيّ :نَظَرَ عُثمانُ بنُ عَفّانَ إلى كَعبِ الأَحبارِ ، فَقالَ لَهُ : يا أبا إسحاقَ ، ما تَقولُ في رَجُلٍ أدّى زَكاةَ مالِهِ المَفروضَةَ ؛ هَل يَجِبُ عَلَيهِ في ما بَعدَ ذلِكَ شَيءٌ ؟ فَقالَ : لا ، ولَوِ اتَّخَذَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ ولَبِنَةً مِن فِضَّةٍ ما وَجَبَ عَلَيهِ شَيءٌ . فَرَفَعَ أبو ذَرٍّ عَصاهُ فَضَرَبَ بِها رَأسَ كَعبٍ ، ثُمَّ قالَ لَهُ : يَابنَ اليَهودِيَّةِ الكافِرَةِ ! ما أنتَ وَالنَّظَرُ في أحكامِ المُسلِمينَ ؟! قَولُ اللّهِ أصدَقُ مِن قَولِكَ حَيثُ قالَ : «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (2). (3)»

مروج الذّهبـ في ما وَقَعَ بَينَ عُثمانَ وأبي ذَرٍّ ـ: ومِن ذلِكَ ما فُعِلَ بِأَبي ذَرٍّ ، وهُوَ أنَّهُ حَضَرَ مَجلِسَهُ ذاتَ يَومٍ ، فَقالَ عُثمانُ : أرَأَيتُم مَن زَكّى مالَهُ هَل فيهِ حَقٌّ لِغَيرِهِ ؟ فَقالَ كَعبٌ : لا يا أميرَ المُؤمِنينَ . فَدَفَعَ أبو ذَرٍّ في صَدرِ كَعبٍ وقالَ لَهُ : كَذَبتَ يَابنَ اليَهودِيِّ ! ثُمَّ تَلا : «لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ وَ الْمَلَـئكَةِ وَ الْكِتَـبِ وَ النَّبِيِّينَ وَ ءَاتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبَى وَ الْيَتَـمَى وَ الْمَسَـكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّآئِلِينَ وَ فِى الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتَى الزَّكَوةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَـهَدُواْ وَ الصَّـبِرِينَ فِى الْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (4)» . (5)

.


1) .صحيح البخاري : ۲/۵۰۹/۱۳۴۱، الطبقات الكبرى : ۴/۲۲۶ وراجع الدرّالمنثور: ۴/۱۸۰ .

2) .التوبة : ۳۴ .

3) .تفسير القمّي : ۱ / ۵۲ ، بحار الأنوار : ۲۲ / ۴۲۶ / ۳۶ .

4) .البقرة : ۱۷۷ .

5) .مروج الذهب : ۲ / ۳۴۸ ، بحار الأنوار : ۹۶ / ۹۳ / ۲ نقلاً عن تقريب المعارف نحوه .

صحيح البخارى از زيد بن وهب :از ربذه عبور مى كردم كه نزد ابوذر رفتم . به او گفتم: «چه سبب شد كه به اين جا درآيى؟» گفت : «در شام بودم كه با معاويه بر سر اين آيه اختلافم افتاد : «كسانى كه زر و سيم اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نكنند . . .» . معاويه گفت: اين آيه درباره اهل كتاب نازل شده است . من گفتم: هم درباره ما است و هم اهل كتاب . در اين باب ، ميان من و او بحث درگرفت . سپس وى به عثمان نامه نوشت و از من گله كرد . عثمان به من نوشت تا به مدينه روم . من رفتم . مردم چندان پيرامون من گرد آمدند كه گويى پيش از آن ، مرا نديده بودند . اين را به عثمان يادآورى كردم . گفت: اگر خواهى به گوشه اى روى ، جايى نزديك باش . و همين مرا به اين منزل آورد!

تفسير قمى :عثمان بن عفان به كعب الاحبار نگريست و به وى گفت: «اى ابواسحاق! نظرت چيست درباره كسى كه زكات واجب مالش را پرداخته ؛ آيا باز هم وظيفه اى دارد؟» گفت: «نه! حتّى اگر خشتى از طلا و خشتى ديگر از نقره داشته باشد ، چيزى بر وى واجب نيست» . ابوذر عصاى خود را برافراشت و بر سر كعب زد و به وى گفت: «اى زاده يهودى كافر! تو را چه رسد كه درباره احكام مسلمانان نظر دهى؟ سخن خداى راست تر از سخن تو است كه فرمود : «آنان كه زر و سيم اندوزند و در راه خدا انفاق نكنند ، به عذابى دردناك مژده شان ده!» » .

مروج الذهبـ در باب آن چه ميان عثمان و ابوذر گذشت ـ: و از آن جمله ، كارى بود كه با ابوذر شد ؛ از اين قرار كه روزى وى در مجلس عثمان حاضر بود . عثمان [به حاضران] گفت: «به رأى شما ، اگر كسى زكات مالش را داده باشد ، آيا باز حقى بر گردن او است؟» كعب گفت: «نه! اى اميرالمؤمنين» . ابوذر به سينه او كوبيد و گفت: «دروغ مى گويى اى يهودى زاده!» سپس اين آيه را تلاوت كرد: «نيكى آن نيست كه روى هاى خود را به سوى شرق و غرب بگردانيد ؛ . . .» .

.

مسند ابن حنبل عن مالك بن عبد اللّه الزياديّ :إنَّهُ [أي أبا ذَرٍّ] جاءَ يَستَأذِنُ عَلى عُثمانَ بنِ عَفّانَ ، فَأَذِنَ لَهُ وبِيَدِهِ عَصاهُ ، فَقالَ عُثمانُ : يا كَعبُ ، إنَّ عَبدَ الرَّحمانِ تُوُفِّيَ وتَرَكَ مالاً ، فَما تَرى فيهِ ؟ فَقالَ : إن كانَ يَصِلُ فيهِ حَقَّ اللّهِ فَلا بَأسَ عَلَيهِ . فَرَفَعَ أبو ذَرٍّ عَصاهُ فَضَرَبَ كَعبا وقالَ : سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : «ما اُحِبُّ لَو أنَّ لي هذَا الجَبَلَ ذَهَبا اُنفِقُهُ ويُتَقَبَّلُ مِنّي أذَرُ خَلفي مِنهُ سِتَّ أواقٍ » ، أنشُدُكَ اللّهَ يا عُثمانُ ، أسَمِعتَهُ ؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالَ : نَعَم . (1)

حلية الأولياء عن عبد اللّه بن الصامت ابن أخي أبي ذرّ :كانوا يَقتَسِمونَ مالَ عَبدِ الرَّحمانِ بنِ عَوفٍ ، وكانَ عِندَهُ كَعبٌ ، فَقالَ عُثمانُ لِكَعبٍ : ما تَقولُ في مَن جَمَعَ هذَا المالَ فَكانَ يَتَصَدَقُّ مِنهُ ، ويُعطي فِي السُّبُلِ ، ويَفعَلُ ويَفعَلُ ؟ قالَ : إنّي لَأَرجو لَهُ خَيرا . فَغَضِبَ أبو ذَرٍّ ورَفَعَ العَصا عَلى كَعبٍ وقالَ : وما يُدريكَ يَابنَ اليَهودِيَّةِ ! لَيَوَدَّنَّ صاحِبُ هذَا المالِ يَومَ القِيامَةِ لَو كانَت عَقارِبُ تَلسَعُ السُّوَيداءَ مِن قَلبِهِ ؟! (2)

راجع : ص ۵۰۳ (التحذير من التّكاثر) . ص ۵۳۸ (ذمّ إيثار المال) . ص ۵۳۱ (الخصائص السلبيّة للثروة) .

.


1) .مسند ابن حنبل : ۱ / ۱۳۹ / ۴۵۳ ، مجمع الزوائد : ۱۰ / ۴۱۵ / ۱۷۷۵۸ .

2) .حلية الأولياء : ۱ / ۱۶۰ وراجع كنز العمّال : ۶ / ۵۷۰ / ۱۶۹۷۲ .

مسند ابن حنبل از مالك بن عبداللّه زيادى :ابوذر از عثمان بن عفان اجازه ورود خواست . عثمان به او كه عصايش را در دست داشت ، اجازه ورود داد . عثمان گفت : «اى كعب! عبدالرحمان [بن عوف] در گذشته و مالى بر جا نهاده است . رأى تو درباره آن چيست؟» كعب گفت: «اگر حق خدا را در آن ادا مى كرده ، آن را باكى نيست» . ابوذر عصايش را برافراشت و كعب را بزد و گفت: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : دوست نمى دارم كه به قدر اين كوه [اُحُد] ، طلا داشته باشم و همه را انفاق كنم و خداى از من بپذيرد ، ولى پس از خود شش اوقيه [= ۱۶۸ گرم] بر جاى گذارم . اى عثمان! به خدا سوگندت مى دهم ؛ آيا اين را شنيدى؟» ـ و اين را سه بار گفت . ـ عثمان گفت: «آرى» .

حلية الأولياء از عبداللّه بن صامت پسر برادر ابوذر :مشغول تقسيم ميراث عبدالرحمان بن عوف بودند و كعب نيز حضور داشت . عثمان به كعب گفت: «رأى تو چيست درباره كسى كه چنين مالى را گرد آورده و از آن صدقه داده و در كارهاى خيرِ چنين و چنان صرف كرده باشد؟» گفت: «من براى او اميد خير دارم» . ابوذر خشمگين گشت و بر كعب عصا بركشيد و گفت: «تو چه مى دانى اى يهودى زاده! هر آينه صاحب اين مال در روز قيامت ، آرزو مى كند عقرب ها بيخ و بُن دلش را نيش زنند!»

ر .ك : ص۸۶۳ (پرهيز دادن از فخرفروشى با ثروت) . ص۹۲۳ (نكوهش ترجيح دادن مال) . ص ۹۰۹ (ويژگى هاى منفى ثروت) .

.

۱ / ۳شُروطُ صِدقِ الكَنزِ۱ / ۳ ـ ۱عَدَمُ كَونِ المالِ نَفَقَةًرسول اللّه صلى الله عليه و آله :فِي الإِبِلِ صَدَقَتُها ، وفِي الغَنَمِ صَدَقَتُها ، وفِي البَقَرِ صَدَقَتُها ، وفِي البُرِّ صَدَقَتُهُ . ومَن رَفَعَ دَنانيرَ أو دَراهِمَ أو تِبرا وفِضَّةً لا يُعِدُّها لِغَريمٍ ولا يُنفِقُها في سَبيلِ اللّهِ ، فَهُوَ كَنزٌ يُكوى بِهِ يَومَ القِيامَةِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :الدّينارُ كَنزٌ ، وَالدِّرهَمُ كَنزٌ ، وَالقيراطُ كَنزٌ . (2)

راجع : ص ۸۷۴ (التحذير من الكنز) .

۱ / ۳ ـ ۲عَدَمُ أداءِ زَكاةِ المالِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أيُّما مالٍ اُدِّيَت زَكاتُهُ فَلَيسَ بِكَنزٍ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :ما اُدِّيَ زَكاتُهُ فَلَيسَ كَنزا . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :كُلُّ ما اُدِّيَ زَكاتُهُ فَلَيسَ بِكَنزٍ وإن كانَ مَدفونا تَحتَ الأَرضِ ، وكُلُّ ما لا يُؤَدّى زَكاتُهُ فَهُوَ كَنزٌ وإن كانَ ظاهِرا . (5)

.


1) .المستدرك على الصحيحين: ۱/۵۴۵/۱۴۳۱ ، السنن الكبرى : ۴ / ۲۴۷ / ۷۵۹۹ ، سنن الدارقطني: ۲ / ۱۰۱ / ۲۷ كلاهما نحوه وكلّها عن أبي ذرّ ، كنز العمّال : ۶/۳۰۷/۱۵۸۱۴ وص ۳۲۱/۱۵۸۴۰ .

2) .الدرّالمنثور : ۴ / ۱۸۱ نقلاً عن ابن مردويه عن أبي هريرة .

3) .تاريخ بغداد : ۸ / ۱۲ / ۴۰۴۸ عن جابر .

4) .علل الحديث : ۱ / ۲۲۳ / ۶۴۷ عن جابر .

5) .السنن الكبرى : ۴ / ۱۴۰ / ۷۲۳۳ وقال المؤلّف : «ليس هذا بمحفوظ ، وإنّما المشهور عن سفيان عن عبيد اللّه عن نافع عن ابن عمر موقوفا» ، المعجم الأوسط : ۸ / ۱۶۳ / ۸۲۷۹ نحوه وكلاهما عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۶ / ۲۹۴ / ۱۵۷۶۴ .

۱ / ۳ شروط تحقق زراندوزى

۱ / ۳ ـ ۱ هزينه نشدن مال

۱ / ۳ ـ ۲ پرداخت نكردن زكات مال

۱ / ۳شروط تحقق زراندوزى۱ / ۳ ـ ۱هزينه نشدن مالپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شتر و گوسفند و گاو و گندم ، زكات دارند . هر كه دينار يا درهم يا شمش و نقره بيندوزد و آن را براى پرداخت بدهى كنار نگذاشته باشد و در راه خدا نيز انفاق نكند ، زر اندوخته به شمار آيد و روز قيامت ، با همان بر وى داغ نهاده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[گرد آوردن] دينار و درهم و قيراط [= يك ششم درهم ]زراندوزى به شمار آيد .

ر .ك : ص۸۷۵ (پرهيز دادن از فخرفروشى با ثروت) .

۱ / ۳ ـ ۲پرداخت نكردن زكات مالپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر مالى كه زكات آن پرداخت شده باشد ، زراندوخته محسوب نگردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر چه زكاتش ادا شود ، زراندوخته نيست .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر چه زكاتش ادا گردد ، زراندوخته به شمار نيايد ، هر چند زير زمين پنهان باشد ؛ و هر چه زكاتش ادا نگردد ، زراندوخته است ، هر چند آشكار باشد .

.

الإمام عليّ عليه السلام :لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ » قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : [كُلُّ ] (1)مالٍ تُؤَدّى زَكاتُهُ فَلَيسَ بِكَنزٍ وإن كانَ تَحتَ سَبعِ أرَضينَ ، وكُلُّ مالٍ لا تُؤَدّى زَكاتُهُ فَهُوَ كَنزٌ وإن كانَ فَوقَ الأَرضِ . (2)

سنن أبي داود عن ابن عبّاس : لَمّا نَزَلَت «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ» كَبُرَ ذلِكَ عَلَى المُسلِمينَ ، فَقالَ عُمَرُ : أنَا اُفَرِّجُ عَنكُم ، فَانطَلَقَ فَقالَ : يا نَبِيَّ اللّهِ ، إنَّهُ كَبُرَ عَلى أصحابِكَ هذِهِ الآيَةُ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ لَم يَفرِضِ الزَّكاةَ إلاّ لِيُطيبَ ما بَقِيَ مِن أموالِكُم ؛ وإنَّما فَرَضَ المَواريثَ لِتَكونَ لِمَن بَعدَكُم . فَكَبَّرَ عُمَرُ . ثُمَّ قالَ لَهُ : ألا اُخبِرُكَ بِخَيرٍ ما يَكنِزُ المَرءُ ؟ المَرأَةُ الصّالِحَةُ ؛ إذا نَظَرَ إلَيها سَرَّتهُ ، وإذا أمَرَها أطاعَتهُ ، وإذا غَابَ عَنها حَفِظَتهُ . (3)

المستدرك على الصحيحين عن عطاء :إنَّها [أي اُمَّ سَلَمَةَ] كانَت تَلبَسُ أوضاحا مِن ذَهَبٍ ، فَسَأَلَت عَن ذلِكَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آلهفَقالَت : أكَنزٌ هُوَ ؟ فَقالَ : إذا أدَّيتِ زَكاتَهُ فَلَيسَ بِكَنزٍ . (4)

سنن أبي داود عن اُمّ سلمة :كُنتُ ألبَسُ أوضاحا مِن ذَهَبٍ ، فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، أكَنزٌ هُوَ ؟ فَقالَ : ما بَلَغَ أن تُؤَدّى زَكاتُهُ فَزُكِّيَ فَلَيسَ بِكَنزٍ . (5)

.


1) .ما بين المعقوفين سقط من الطبعة المعتمدة ، وأثبتناه من بحار الأنوار .

2) .الأمالي للطوسي : ۵۱۹ / ۱۱۴۲ عن المجاشعي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۳۹ / ۸ .

3) .سنن أبي داود : ۲ / ۱۲۶ / ۱۶۶۴ ، المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۵۶۷ / ۱۴۸۷ ، السنن الكبرى : ۴ / ۱۴۰ / ۷۲۳۵ ، مسند أبي يعلى : ۳ / ۶۴ / ۲۴۹۴ كلّها نحوه .

4) .المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۵۴۷ / ۱۴۳۸ ، السنن الكبرى : ۴ / ۱۴۰ / ۷۲۳۴ ، المعجم الكبير : ۲۳ / ۲۸۲ / ۶۱۳ .

5) .سنن أبي داود : ۲ / ۹۵ / ۱۵۶۴ .

امام على عليه السلام :اين آيه نازل شد: «و آنان كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند ، به عذابى دردناك مژده شان بخش!» رسول خدا صلى الله عليه و آلهپس از نزول آن ، فرمود: «هر مالى كه زكات آن ادا شده باشد ، زراندوخته به شمار نيايد ، هر چند زير هفت زمين باشد ؛ و هر مالى كه زكات آن ادا نگردد ، زراندوخته است ، هر چند روزى زمين باشد» .

سنن ابى داود از ابن عباس :چون آيه «و آنان كه زر و سيم بيندوزند . . .» نازل گشت ، بر مسلمانان گران آمد . عمر گفت: «من برايتان گشايشى مى يابم» . پس روان شد و گفت: «اى پيامبر خدا! اين آيه بر يارانت گران آمده است» . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «همانا خداوند زكات را واجب نفرموده جز براى آن كه باقيمانده اموال شما را پاك گرداند ؛ و هر آينه ارث را واجب فرموده تا براى بازماندگانتان باشد» . عمر زبان به تكبير گشود . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «آيا خبرت دهم از بهترين اندوخته مرد؟ آن ، زنى است شايسته كه هرگاه به وى بنگرد ، خرسند شود و چون فرمانش دهد ، فرمان پذيرد و هر زمان غايب گردد ، حافظ [خانواده و اموال] او باشد» .

المستدرك على الصحيحين از عطاء :ام سلمه خلخالى از طلا را زيور خود مى كرد . درباره آن از پيامبر صلى الله عليه و آلهپرسيد و گفت: «آيا اين زراندوخته محسوب مى شود؟» فرمود: «اگر زكات آن را داده باشى ، زراندوخته به شمار نيايد» .

سنن ابى داود از ام سلمه:خلخالى از طلا را زينت خود مى كردم . گفتم: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! آيا اين زراندوخته به شمار آيد؟» فرمود: «هر چه به نصاب زكات رسيده و زكاتش پرداخت شده باشد ، زر اندوخته به شمار نيايد» .

.

الإمام الباقر عليه السلامـ عِندَما سُئِلَ عَنِ الدَّنانيرِ وَالدَّراهِمِ وما عَلَى النّاسِ فيها ؟ ـ: هِيَ خَواتيمُ اللّهِ في أرضِهِ ، جَعَلَهَا اللّهُ مَصلَحَةً لِخَلقِهِ ، وبِها تَستَقيمُ شُؤونُهُم ومَطالِبُهُم ؛ فَمَن أكثَرَ لَهُ مِنها فَقامَ بِحَقِّ اللّهِ تَعالى فيها وأدّى زَكاتَها ، فَذاكَ الَّذي طابَت وخَلَصَت لَهُ ؛ ومَن أكثَرَ لَهُ مِنها فَبَخِلَ بِها ولَم يُؤَدِّ حَقَّ اللّهِ فيها وَاتَّخَذَ مِنهَا الآنِيَةَ ، فَذلِكَ الَّذي حَقَّ عَلَيهِ وَعيدُ اللّهِ عز و جلفي كِتابِهِ ؛ قالَ اللّهُ : «يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ (1)» . (2)

۱ / ۳ ـ ۳النَّوادِررسول اللّه صلى الله عليه و آله :نِعمَ المالُ الأَربَعونَ ، وَالكَنزُ سِتّونَ ، ووَيلٌ لِأَصحابِ المِئينَ ! إلاّ مَن أعطى في رِسلِها ونَجدَتِها ، وأفقَرَ ظَهرَها ، وأطرَقَ فَحلَها ، ومَنَحَ غَزيرَتَها ، ونَحَرَ سَمينَتَها ، وأطعَمَ القانِعَ وَالمُعتَرَّ . إنَّما لَكَ مِن مالِكَ ما أكَلتَ فَأَفنَيتَ ، أو لَبِستَ فَأَبلَيتَ ، أو أعطَيتَ فَأَمضَيتَ ، وما بَقِيَ فَلِمَواليكَ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :كُلُّ ما زادَ عَلى أربَعَةِ آلافٍ فَهُوَ كَنزٌ ؛ اُدِّيَت زَكاتُهُ أو لَم تُؤَدَّ ، وما دونَها فَهُوَ نَفَقَةٌ . (4)

.


1) .التوبة : ۳۵ .

2) .الأمالي للطوسي : ۵۲۰ / ۱۱۴۴ عن المجاشعي عن الإمام الرضا عن أبيه عن الإمام الصادق عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۶۶ / ۵۲۸ / ۶ .

3) .كنز العمّال : ۶ / ۲۹۷ / ۱۵۷۸۳ نقلاً عن الحاكم في الكنى عن قيس بن عاصم السعدي .

4) .تفسير التبيان : ۵ / ۲۴۷ ، تفسير مجمع البيان : ۵ / ۴۰ ؛ الدرّالمنثور : ۴ / ۱۷۹ ، كنز العمّال : ۲ / ۴۲۵ / ۴۴۱۰ كلاهما نقلاً عن ابن أبي حاتم وأبي الشيخ نحوه .

۱ / ۳ ـ ۳ گوناگون

امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به سؤال درباره دينار و درهم و وظيفه مردم درباره آن ها ـ: آن ها مُهرهاى خداوند در زمين هستند كه خدا براى مصلحت آفريدگانش قرار داده است و كارها و خواسته هاى ايشان با آنها سامان پذيرد . پس هر كه از آن فراوان داشته باشد و حق خدا را ادا و زكاتش را پرداخت نمايد ، آن مال برايش پاك و خالص گردد ؛ و هر كه از آن بسيار داشته باشد و بدان بخل ورزد و حق خدا در آن را ادا نكند و از آن ، ظرف سازد ، هشدار خداوند در كتابش درباره وى تحقق پذيرد كه فرموده است: «روزى كه آن [زر و سيم] را در آتش دوزخ بتابند و با آن ، پيشانى ها و پهلوها و پشت هاى آنان را داغ نهند : اين است آن چه براى خويشتن مى اندوختيد ؛ پس كيفر آن چه را مى اندوختيد ، بچشيد .»

۱ / ۳ ـ ۳گوناگونپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مال مطلوب چهل [دينار] است و چون به شصت رسد ، زراندوخته به شمار آيد و واى بر صاحبان [صد و] صدها دينار! مگر آن كس كه خواه در تنگنا و خواه در گشايش ، حق خدا را ادا كند و حيوانش را عاريه دهد... . و بخش پُر منفعتش را ببخشد و فربهش را ذبح نمايد و نيازمند قانع و بينواى خواهنده را طعام دهد . همانا از مالت آن چيزى نصيب تو است كه بخورى و فنا كنى يا بپوشى و پاره كنى يا ببخشى و درگذرى ؛ و آن چه باقى مانَد ، از آنِ همراهان تو است .

امام على عليه السلام :هر چه از چهار هزار [درهم] افزون شود ، زراندوخته به شمار آيد ، خواه زكاتش داده شده و خواه داده نشده باشد ؛ و كم تر از آن در زمره هزينه محسوب گردد .

.

الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ : «َالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ» ـ: إنَّما عَنى بِذلِكَ ما جاوَزَ ألفَي دِرهَمٍ . (1)

عنه عليه السلام :إنّا لَنُحِبُّ الدُّنيا ولا نُؤتاها ، وهُوَ خَيرٌ لَنا . وما اُوتِيَ عَبدٌ مِنها شَيئا إلاّ كانَ أنقَصَ لِحَظِّهِ فِي الآخِرَةِ . ولَيسَ مِن شيعَتِنا مَن لَهُ مِائَةُ ألفٍ ولا خَمسونَ ألفا ولا أربَعونَ ألفا ، ولَو شِئتُ أن أقولَ ثَلاثونَ ألفا لَقُلتُ . وما جَمَعَ رَجُلٌ قَطُّ عَشَرَةَ آلافٍ مِن حِلِّها . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :نُحِبُّ المالَ ولا نُؤتى إلاّ خَيرا . وما اُوتِيَعَبدٌ في هذِهِ الدُّنيا إلاّ كانَ [أ]نقَصَ لِحَظِّهِ فِي الآخِرَةِ . وما مِن شيعَتِنا مَن لَهُ مِائَةُ ألفِ دِرهَمٍ . (3)

عنه عليه السلام :المالُ أربَعَةُ آلافٍ . وَاثنا عَشَرَ ألفَ دِرهَمٍ كَنزٌ . ولَم يَجتَمِع عِشرونَ ألفا مِن حَلالٍ . وصاحِبُ الثَّلاثينَ ألفا هالِكٌ . ولَيسَ مِن شيعَتِنا مَن يَملِكُ مِائَةَ ألفِ دِرهَمٍ . (4)

عنه عليه السلام :ما أعطَى اللّهُ عَبدا ثَلاثينَ ألفا وهُوَ يُريدُ بِهِ خَيرا . وما جَمَعَ رَجُلٌ قَطُّ عَشَرَةَ آلافِ دِرهَمٍ مِن حِلٍّ ، وقَد يَجمَعُها لِأَقوامٍ . إذا اُعطِيَ القوتَ ورُزِقَ العَمَلَ فَقَد جَمَعَ اللّهُ لَهُ الدُّنيا وَالآخِرَةَ . (5)

.


1) .تفسير العيّاشي: ۲/۸۷/۵۳ عن سعدان ، مشكاة الأنوار: ۴۷۶/۱۵۹۳، بحار الأنوار : ۷۳/۱۴۲/۲۲ .

2) .مستطرفات السرائر : ۴۱ / ۹ عن عطيّة أخي أبي الغرام (العرام) ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۶ / ۲۱ .

3) .مشكاة الأنوار : ۴۷۵ / ۱۵۹۰ .

4) .تحف العقول : ۳۷۷ ، التمحيص : ۵۰ / ۸۸ عن المفضّل ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۷ / ۲۴ .

5) .تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۸ / ۹۰۷ عن إبراهيم بن محمّد ، التمحيص : ۵۰ / ۸۷ عن إبراهيم بن عمر ، مشكاة الأنوار : ۴۷۴ / ۱۵۸۴ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۶ / ۲۳ .

امام باقر عليه السلامـ درباره اين سخن خداى : «آنان كه زر و سيم بيندوزند . . .» ـ: جز اين نيست كه مراد از آن ، بيش تر از دو هزار درهم است .

امام باقر عليه السلام :همانا ما دنيا را دوست مى داريم ، اما دنيا به ما داده نمى شود ؛ و اين براى ما خير است . و هيچ بنده اى نيست كه چيزى از دنيا به وى داده شود ، مگر آن كه از بهره آخرتش كم نهاده شود . و از شيعيان ما نيست آن كس كه صدهزار يا پنجاه هزار يا چهل هزار و يا ـ حتّى توانم گفت : ـ سى هزار [درهم ]داشته باشد . و هرگز كسى نتواند ده هزار درهم حلال گرد آورد .

امام صادق عليه السلام :مال را دوست مى داريم ؛ اما جز خير به ما داده نمى شود . و هيچ بنده اى نيست كه چيزى از اين دنيا به وى داده شود ، مگر آن كه از بهره آخرتش كم نهاده شود . و از شيعيان ما نيست آن كس كه صد هزار درهم داشته باشد .

امام صادق عليه السلام :چهار هزار [درهم] ، مال محسوب گردد ؛ و دوازده هزار درهم ، زراندوخته به شمار آيد . و بيست هزار [درهم] از راه حلال به دست نيايد . و صاحب سى هزار [درهم] نابود گردد . و از شيعيان ما نيست آن كس كه صد هزار درهم داشته باشد .

امام صادق عليه السلام :خدا به بنده اى كه برايش خير بخواهد ، سى هزار [درهم ]ندهد . و انسان نتواند ده هزار درهم از راه حلال به كف آورد . و گاه خدا براى برخى از اقوام چنين كند . هر گاه كسى معاشش تأمين گردد و عمل شايسته نصيبش گردد ، خداوند برايش دنيا و آخرت را گرد آورده است .

.

عنه عليه السلام :لَيسَ مِن شيعَتِنا مَن مَلَكَ عَشَرَةَ آلافِ دِرهَمٍ ، إلاّ مَن أعطى يَمينا وشِمالاً وقُدّامُ وخَلفُ . (1)

عنه عليه السلام :ما أعطَى اللّهُ مُؤمِنا أكثَرَ مِن أربَعينَ ألفا لِخَيرٍ يُريدُ . (2)

.


1) .مشكاة الأنوار : ۴۷۶ / ۱۵۹۲ .

2) .مشكاة الأنوار : ۴۷۶ / ۱۵۹۱ .

امام صادق عليه السلام :از شيعيان ما نيست كسى كه ده هزار درهم داشته باشد ، مگر آن كه از راست و چپ و پشت و پيش [به همگان] احسان كند .

امام صادق عليه السلام :خداوند هر گاه خيرى براى مؤمنى خواهد ، بيش از چهل هزار [درهم] به وى ندهد .

.

معناى زراندوزى در قرآن و حديث

معناى زراندوزى در قرآن و حديثحرام شمردن زراندوزى ، از بارزترين و سرنوشت سازترين احكام اسلام شمرده مى شود . موضوع زراندوزى را بايد از ديدگاه تاريخى ، تربيتى ، تفسيرى ، فقهى ، و نيز اقتصادى بررسى كرد . البته ترديد نيست كه پرداختن به بررسى همه جانبه در اين باب ، نيازمند اثرى جداگانه است . در اين فرصت مختصر ، بحث را بر مدار معناى زراندوزى در قرآن و حديث متمركز مى كنيم و در مقدمه اين سخن ، به مفهوم لغوى و پيشينه تاريخى آن ، اشاره مى نماييم . زراندوزى در لغت در لغت ، زراندوزى به اين معانى آمده است : مال بر مال نهادن و آن را گردآوردن و پنهان كردن مال ، به ويژه طلا و نقره . البته واژه معادل آن در عربى (= كنز) به «وسيله حفظ مال» نيز اطلاق مى شود . پيشينه تاريخى از لحاظ تاريخى ، زراندوزى به روزگار تحول در عرصه فعاليت هاى اقتصادى باز مى گردد ؛ از اين قرار كه توليد خانوارى از مرز نيازهاى سالانه خانواده

.

گذشت و بدين ترتيب ، اقتصاد از حالت بدوى معيشتى به شكل مبادله اى درآمد . همراه با چنين تحول و تكاملى در عرصه اقتصاد ، پديده زراندوزى چهره نمود . با ظهور عنصر مبادله ، هر خانواده توانست كالاهاى بيش از نياز خود را توليد و با ديگران تبادل نمايد و گاه پس از اين مبادله ، در مجموع توليد خانواده و درآمد آن ، با كسر هزينه مصرف ، افزايشى ديده مى شد . براى پس انداز اين مقدار اضافه توليد بر مصرف در خانواده ، تنها دو راه متصور بود : يك راه آن بود كه اين اضافه به شكل ثروت در توليد جديد به كار گرفته مى شد . در اين حال ، افزايش دائم ثروت صاحبان افزوده اقتصادى ، به اختلاف طبقاتى منجر مى شد ؛ اما در عين حال ، فعاليت هاى اقتصادى را دامن مى زد و به طور عام ، شكوفايى توليد را در پى داشت . اما راه دوم آن بود كه افزوده ها به كالايى با حجم كم تر ، ليكن با ارزش بيش تر ، تبديل گردند تا نگاهدارى و ذخيره سازى آن ها ميسر باشد . مالى كه بدين سان ، ذخيره گشت و از مدار حركت اقتصادى و دسترس و استفاده مردم خارج شد ، زراندوخته نام گرفت . بدين ترتيب ، اين عنوان بر مال متراكمى اطلاق شد كه در چرخه توليد نقشى نداشته باشد و به بروز اختلاف طبقاتى در جامعه منجر گردد . زراندوزى از اين جهت كه موجب تراكم و ذخيره سازى اموال مى شود ، همانند احتكار است ، اما از لحاظ مفهومى با آن تفاوت دارد: مراد از ذخيره سازى در احتكار ، فروش آن پس از گران شدن كالا است و از اين رو ، خودِ كالا براى محتكر بسيار اهميت دارد . اما در زراندوزى ، هدف از تراكم ثروت ، صرفا افزايش مالى است و لذا خود كالا خصوصيتى ندارد و توجه عمده به عنصر ماليّت متمركز مى شود . به همين دليل ، طلا و نقره در اين زمينه داراى جايگاهى

.

خاص هستند ، چرا كه مى توان هر زمان آن ها را مبادله كرد و نيز داراى حجم كم هستند . در نتيجه ، اين دو ، عمده ترين مواد زراندوزى در گذشته به شمار مى رفته اند . مشاهدات تاريخى نشان مى دهد كه زراندوزان در زمان هاى پيشين ، براى حفظ زراندوخته هاى خود ، آن ها را در زمين پنهان مى كرده اند . آن چه اكنون بر ما آشكار مى شود ، تنها بخشى از آن زراندوخته ها است . شايد به همين جهت بوده كه برخى گمان كرده اند زراندوخته بايد به شكل مدفون باشد ؛ اما با بررسى آن چه بدان اشاره شد ، درمى يابيم كه چنين خصوصيتى لازم نيست . زراندوزى در قرآن در آيه مبارك: «وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ (1)» «و آنان كه زر و سيم را مى اندوزند . . .» ، مال اندوخته شده به طور مطلق در نظر است و زر و سيم از لحاظ غلبه ذكر گشته است ؛ همچون اين آيه : «وَرَبَـئِبُكُمُ الَّـتِى فِى حُجُورِكُم . (2)» «و دخترانِ زنانتان كه در كنار شما پرورش يافته اند» [مراد ، تنها دخترانى نيست كه در خانه شوهر دوم پرورش يافته اند ، بلكه اين دستور دختران پرورش نيافته در خانه وى را نيز شامل مى شود و اين قيد

.


1) .التوبة: ۳۴.

2) .النساء: ۲۳.

به لحاظ آن است كه غالبا آن دختران در خانه پدر خوانده خود پرورش مى يابند] . علّت ذكر اين دو در آيه مزبور ، آن است كه غالبا از زر و سيم براى مال اندوزى استفاده مى شده است ؛ و مشاهدات تاريخى اين را تأييد مى كند . جمله : «وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ» «و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند». در ادامه همان آيه ، و نيز جمله «اين همان است كه براى خود مى اندوختيد» ، و همچنين حكمت نهفته در تحريم زراندوزى ، همگى نشان مى دهند كه مراد از كنز در قرآن ، هر مالِ اندوخته شده اى است . بر اين اساس ، بيش تر مفسران (1)برآنند كه ذكر طلا و نقره در آيه مزبور از باب غلبه است . زراندوزى در حديث با بررسى روايات ذكر شده در اين كتاب ، مى توان احاديث مربوط به تفسير زراندوزى را در سه دسته جاى داد: ۱ . احاديث دال بر اين كه كنز يعنى مطلق مال اندوزى ؛ و حتّى شامل اندوختن يك قيراط نيز مى شود . ۲ . احاديثى كه به روشنى دلالت مى كنند كه زراندوخته شامل مالى است كه زكات آن پرداخت نشده باشد و آن چه زكاتش داده شده باشد ، كنز به شمار نيايد . ۳ . رواياتى كه مقدار معينى از مال را كه ماوراى آن ، زراندوزى محسوب مى شود ، نشان داده اند . اين روايات شامل سه دسته هستند:

.


1) .بنگريد به : انظر : التفسير الكبير : ج۱۶ ، ص۴۱ ؛ تفسير مجمع البيان ، ج۵ ، ص۴۱ ، تفسير المنار ، ج۱۰ ، ص۳۹۵ ، الميزان فى تفسير القرآن ، ج۹ ، ص۲۴۷ .

أ . احاديث تعيين كننده مقدارهاى مختلف مانند ۶۰ شتر يا ۲۰۰۰ درهم يا ۱۲۰۰۰ درهم . ب . حديثى كه به موجب آن ، مال افزون بر ۴۰۰۰ درهم كنز است ، خواه زكات آن ادا شده و خواه نشده باشد . ج . احاديثى كه بنا به آن ها ، مقدارهاى گوناگونى براى مالى كه انسان مى تواند ذخيره كند ، نهاده شده است . براى تبيين اين روايات ، بايد نكاتى را ذكر كنيم: يك . بيش تر اين روايات از نظر سند ضعيفند و از اين رو ، نمى توان بدون تأييد مفاد آن ها با قرائن قطعى ، بدان ها استناد كرد . دو . هر گاه اين روايات را در كنار احاديث ترسيم كننده حدود انفاق واجب و مستحب در اسلام قرار دهيم ، مى توانيم معناى زراندوزى را كه در آيه مورد بحث آمده ، دريابيم و اين ، خود ، در پرهيز از اين پديده خطرناك اقتصادى ـ اجتماعى نقشى بسزا دارد . براى توضيح اين ديدگاه بايد توجه كرد كه قرآن كريم انفاق در راه خدا را مانع تراكم ثروت و مفاسد ناشى از آن مى داند و نيز بايد عنايت داشت كه بنا به ادله قطعى ، انفاق داراى دو قسم واجب و مستحب است . با نظر به اين قرينه كه در آيه مزبور ، سرباز زنندگان از انفاق به عذاب بيم داده شده اند ، مى توان گفت كه مراد ، انفاق واجب است . از همين جا مى توان دريافت كه هر گاه مردم حقوق مالى خود را ادا كنند ، مشكلات اقتصادى جامعه حل مى شود و پيامدهاى خطرناك همچون تراكم ثروت از ميان مى رود و زمينه بروز اختلافات طبقاتى فاحش برچيده مى شود و بدين سان ، همه مردم از سطح طبيعى زندگانى مرفه و

.

كريمانه برخوردار مى گردند . برخى از احاديث رسيده در اين باب ، به شمارى از اين دستاوردها اشاره دارند . (1)سه . در پرتو دو نكته گذشته ، مى توان احاديث مربوط به زراندوزى را بدين شكل تفسير كرد: يكم . احاديثى كه مال ذخيره شده را به طور مطلق ، زراندوخته مى شمارند ، در حقيقت ناظر به حقوق مالى واجب هستند . بدين ترتيب ، سرباز زدن از اداى اين حقوق ، حتّى به اندازه يك قيراط ، زراندوزى محسوب مى شود و فردى كه اين حقوق را ادا نكند ، مشمول آيه مزبور مى گردد . دوم . احاديثى كه زراندوزى را درباره اموالى كه زكاتشان پرداخت نگردد ، صادق مى دانند ، ناظر به حقوق مالى واجب هستند ؛ زيرا هر گاه اين حقوق ادا گردند ، مشكلات اقتصادى جامعه حل خواهد شد . بنابراين ، ذخيره سازى ثروت براى كسى كه حقوق مالى واجب را ادا كند ، جايز است ؛ البته مادام كه به بنيان جامعه زيان نرساند و به اختلافات ژرف طبقاتى نينجامد . و اين غير از معنايى است كه كعب الاحبار در پاسخ به عثمان در نظر داشت ؛ آن گاه كه عثمان پرسيد: «رأى تو چيست درباره كسى كه زكات واجب مالش را پرداخته ؛ آيا باز هم وظيفه اى بر عهده او است؟» و او پاسخ داد: «نه! حتّى اگر خشتى از طلا و خشتى از نقره داشته باشد ، چيزى بر او واجب نيست» . (2)شك نيست كه اسلام چنين ثروت اندوزى فاحش و مال انباشتگى عظيمى را جايز نمى داند ، به ويژه اگر از بيت المال گرد آمده باشد . (3)

.


1) .بنگريد به: ص۱۳ (پيشدرآمد).

2) .بنگريد به: ص۸۷۵ (پرهيز دادن از زراندوزى).

3) .بنگريد به: قسمت چهارم در صفحه بعد.

مراد عثمان اين بود كه زندگى فوق العاده اشرافى خود را با استناد به فتواى كعب الاحبار موجه جلوه دهد ؛ همان گونه كه مى خواست بر دست اندازى هاى خويش به بيت المال به سود خويشاوندانش و بخشش هاى بى حساب و كتابش سرپوش نهد و خود را از سرزنش و انتقادهاى اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به ويژه ابوذر ، بر كنار دارد . تفصيل اين بحث ، محتاج فرصتى مستقل است . (1)سوم . احاديث تعيين كننده مقدار معين براى زراندوزى ، ناظر به اوضاع اقتصادى و اجتماعى گوناگون است ، چرا كه نيازهاى مالى انسان به تناسب اوضاع گوناگون و حجم تورم ، متفاوت است . بدين ترتيب ، افزون بر آن نيازها ، در قلمرو اندوخته هايى جاى مى گيرد كه بايد زكات آن را ادا كرد و حقوق مالى واجب آن را پرداخت . چهارم . برخى روايات ، انسان را از ذخيره سازى بيش از مقدارى معين منع مى كنند ، خواه زكات آن پرداخت گردد و خواه نگردد . نيز برخى احاديث حدّى معين از ثروت را براى انسان مسلمان ذكر مى كنند كه شايسته است فرد از آن تخطى ننمايد . اين دو دسته از روايات ، احتمالاً به دو حقيقت مهم اقتصادى در اسلام اشاره دارند: نكته يكم . ذخيره سازى ثروت حلال ، تا زمانى مشروع است كه به اقتصاد جامعه زيان نرساند . نكته دوم . اين هشدارى است براى ثروتمندان پايبند به اصول اسلامى كه بدانند ثروت اندوزى حلال هم اگر از حد معينى ، به فراخور اوضاع اقتصادى

.


1) .بنگريد به: دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام ، ج ۳ ، ص ۱۳۷ : «انگيزه هاى شورش بر ضد عثمان».

گوناگون ، فراتر رود ، ممكن است براى شخصِ ثروتمند خطر داشته باشد ، حتّى اگر براى اقتصاد جامعه زيانى نداشته باشد . اين خطر كه ثروتمند را تهديد مى كند ، آن است كه وى به بيمارىِ «اِتْراف [= خوشگذرانى و عيّاشى]» دچار گردد و ثروتش او را به طغيان و فساد بكشاند .

.

۱ / ۴الخَصائص السّلبيّةِ للثّروة۱ / ۴ ـ ۱مادَّةُ الشَّهَواتِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَقيءُ الأَرضُ أفلاذَ كَبِدِها أمثالَ الاُسطُوانِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، فَيَجيءُ القاتِلُ فَيَقولُ : في هذا قَتَلتُ ، ويَجيءُ القاطِعُ فَيَقولُ : في هذا قَطَعتُ رَحِمي ، ويَجيءُ السّارِقُ فَيَقولُ : في هذا قُطِعَت يَدي . ثُمَّ يَدَعونَهُ فَلا يَأخُذونَ مِنهُ شَيئا . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :المالُ مادَّةُ الشَّهَواتِ . (2)

عيسى عليه السلام :الدّينارُ داءُ الدّينِ . (3)

۱ / ۴ ـ ۲مَصيدَةُ إبليسَرسول اللّه صلى الله عليه و آله :قالَ الشَّيطانُ ـ لَعَنَهُ اللّهُ ـ : لَن يَسلَمَ مِنّي صاحِبُ المالِ مِن إحدى ثَلاثٍ ، أغدو عَلَيهِ بِهِنَّ وأروحُ بِهِنَّ : أخذُهُ المالَ مِن غَيرِ حِلِّهِ ، وإنفاقُهُ في غَيرِ حَقِّهِ ، واُحَبِّبُهُ إلَيهِ فَيَمنَعُهُ مِن حَقِّهِ . (4)

.


1) .صحيح مسلم: ۲/۷۰۱/۶۲، سنن الترمذي: ۴ / ۴۹۳ / ۲۲۰۸ ، مسند أبي يعلى : ۵/۴۳۲/۶۱۴۳ كلّها عن أبي هريرة نحوه ؛ الأمالي للسيّد المرتضى : ۱/۶۵ عن أبي هريرة نحوه ، بحار الأنوار : ۶/۳۱۰ .

2) .نهج البلاغة : الحكمة ۵۸ ، غرر الحكم : ۵۷۵ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۴ / ۷۲ ؛ مطالب السؤول : ۵۷ .

3) .الخصال : ۱۱۳ / ۹۱ عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام ، روضة الواعظين : ۴۶۸ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۳۱۹ / ۲۲ .

4) .المعجم الكبير : ۱ / ۱۳۶ / ۲۸۸ عن عبد الرحمان ، كنز العمّال : ۳ / ۲۳۵ / ۶۳۱۸ .

۱ / ۴ ويژگى هاى منفى ثروت

۱ / ۴ ـ ۱ مايه شهوت ها

۱ / ۴ ـ ۲ دام ابليس

۱ / ۴ويژگى هاى منفى ثروت۱ / ۴ ـ ۱مايه شهوت هاپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زمين پاره هاى جگرش را همچون ستون طلا و نقره قى ء مى كند . قاتل آيد و گويد: «براى اين ، مرتكب قتل شدم» . پيوند بريده از خويشان آيد و گويد: «براى اين ، از خويشان پيوند بريدم» . دزد آيد و گويد : «براى اين ، دستم بريده شد» . سپس آن را فرا مى خوانند و از آن ، هيچ چيز برنمى گيرند .

امام على عليه السلام :مال ، مايه شهوت ها است .

عيسى عليه السلام :دينار ، آفت دين است .

۱ / ۴ ـ ۲دام ابليسپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شيطان ـ خداى لعنتش كناد ـ گفت: «دارنده مال در يكى از اين سه ، از چنگ من رهايى نيابد و بامدادان و شامگاهان از آن ها بر او درآيم : كسب مال از راه غير حلال ؛ صرف كردن مال در مورد ناروا ؛ و نيز اين كه مال را چندان برايش دوست داشتنى مى كنم كه حق آن را ادا ننمايد» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الشَّيطانَ قالَ : لَن يَنجُوَ مِنِّي الغَنِيُّ مِن إحدى ثَلاثٍ : إمّا اُزَيِّنُهُ في عَينَيهِ فَيَمنَعُهُ عَن حَقِّهِ ، وإمّا أن اُسَهِّلَ لَهُ سَبيلَهُ فَيُنفِقَهُ في غَيرِ حَقِّهِ ، وإمّا أن اُحَبِّبَهُ إلَيهِ فَيَكسِبَهُ بِغَيرِ حَقِّهِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :يَقولُ إبليسُ ـ لَعَنَهُ اللّهُ ـ : ما أعياني فِي ابنِ آدَمَ فَلَن يُعيِيَني مِنهُ واحِدَةٌ مِن ثَلاثٍ : أخذُ مالٍ مِن غَيرِ حِلِّهِ ، أو مَنعُهُ مِن حَقِّهِ ، أو وَضعُهُ في غَيرِ وَجهِهِ . (2)

عنه عليه السلام :إنَّ الشَّيطانَ يُديرُ ابنَ آدَمَ في كُلِّ شَيءٍ ، فَإِذا أعياهُ جَثَمَ لَهُ عِندَ المالِ فَأَخَذَ بِرَقَبَتِهِ . (3)

الأمالي للصدوق عن ابن عبّاس :إنَّ أوَّلَ دِرهَمٍ ودينارٍ ضُرِبا فِي الأَرضِ نَظَرَ إلَيهِما إبليسُ ، فَلَمّا عايَنَهُما أخَذَهُما فَوَضَعَهُما عَلى عَينَيهِ ، ثُمَّ ضَمَّهُما إلى صَدرِهِ ، ثُمَّ صَرَخَ صَرخَةً ، ثُمَّ ضَمَّهُما إلى صَدرِهِ ، ثُمَّ قالَ : أنتُما قُرَّةُ عَيني وثَمَرَةُ فُؤادي ، ما اُبالي مِن بَني آدَمَ إذا أحَبّوكُما أن لا يَعبُدوا وَثَنا ، وحَسبي مِن بَني آدَمَ أن يُحِبّوكُما . (4)

الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى : «ثُمَّ لأََتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ (5)» ـ: مَعناهُ : اُهَوِّنُ عَلَيهِم أمرَ الآخِرَةِ ، «و مِن خَلفِهِم» : آمُرُهُم بِجَمعِ الأَموالِ ، وَالبُخلِ بِها عَنِ الحُقوقِ ؛ لِتَبقى لِوَرَثَتِهِم . (6)

.


1) .الزهد لابن المبارك : ۱۹۳ / ۵۴۷ عن أبي سلمة بن عبد الرحمان بن عوف ، كنز العمّال : ۶ / ۴۹۰ / ۱۶۶۷۷ .

2) .الخصال : ۱۳۲ / ۱۴۱ عن عبد الرحمان بن محمّد العرزمي ، مشكاة الأنوار : ۲۶۰ / ۷۶۶ ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۱۷۰ / ۶ .

3) .. الكافي : ۲ / ۳۱۵ / ۴ عن غياث بن إبراهيم ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۰۶ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۲۲ / ۱۱ .

4) .الأمالي للصدوق : ۲۶۹ / ۲۹۶ ، روضة الواعظين : ۴۶۹ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۳۷ / ۳ .

5) .الأعراف : ۱۷ .

6) .تفسير التبيان : ۴ / ۳۹۳ ، تفسير مجمع البيان : ۴ / ۶۲۳ ، بحار الأنوار : ۱۱ / ۱۳۳ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شيطان گويد: «توانگر در يكى از اين سه ، از چنگ من رهايى نيابد : يا مال را در چشمش چندان زينت دهم كه حق آن را ادا نكند ؛ يا راه را بر وى هموار سازم تا آن را در مورد ناروا مصرف نمايد ؛ و يا چندان آن را برايش دوست داشتنى سازم كه آن را به ناحق كسب كند» .

امام صادق عليه السلام :ابليس ـ خدايش لعنت كناد ـ گويد: «من درباره فرزند آدم از يكى از اين سه ، درنمانده ام و هرگز نيز درنخواهم ماند : كسب مال از راه غير حلال ؛ ادا نكردن حق مال ؛ و مصرف آن در مورد ناروا» .

امام صادق عليه السلام :همانا شيطان فرزند آدم را در هر زمينه مى گرداند و آن گاه كه خسته اش كرد ، نزد مال بر زمينش مى زند و گريبانش را مى گيرد .

امالى صدوق از ابن عباس:آن گاه كه نخستين درهم و دينار زده شدند ، ابليس به آن دو نگاهى افكند و چون خوب ديدشان ، آن دو را گرفت و بر چشم خود نهاد و سپس به سينه اش چسباند و آن گاه فريادى درآورد و گفت: «شما نور چشم و ميوه دل من هستيد . چون فرزندان آدم شما را دوست بدارند ، ديگر بيمى ندارم كه بت نپرستند ؛ مرا از ايشان همين بس كه شما را دوست بدارند» .

امام باقر عليه السلامـ درباره سخن خداى تعالى: «آن گاه بر ايشان از پيش رويشان و از پشت سرشان درآيم» ـ: معناى «از پيش رويشان» چنين است: كار آخرت را برايشان آسان جلوه مى دهم ؛ و معناى «از پشت سرشان» اين است: ايشان را به گرد آوردن اموال و بخل ورزيدن در اداى حقوق آن فرمان مى دهم تا آن مال براى وارثانشان باقى مانَد .

.

تفسير القمّيّ :قَولُهُ تَعالى : «لأََتِيَنَّهُم مِّنم بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَـنِهِمْ وَ عَن شَمَآئِلِهِمْ» . . . أمّا خَلفِهِم يَقولُ : مِن قِبَلِ دُنياهُم آمُرُهُم بِجَمعِ الأَموالِ ، وآمُرُهُم أن لا يَصِلوا في أموالِهِم رَحِما ، ولا يُعطوا مِنهُ حَقّا ، وآمُرُهُم أن يُقَلِّلوا عَلى ذُرِّيّاتِهِم ، واُخَوِّفُهُم عَلَيهِمُ الضَّيعَةَ . (1)

۱ / ۴ ـ ۳فِتنَةُ النَّفسِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ عَن جِبريلَ أنَّهُ قالَ ـ: إنَّ حُبَّ الدُّنيا وَالأَموالِ فِتنَةٌ ، ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ لِكُلِّ اُمَّةٍ فِتنَةً ، وفِتنَةُ اُمَّتِيَ المالُ . (3)

الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ الدُّنيا ـ: مَنِ استَغنى فيها فُتِنَ ، ومَنِ افتَقَرَ فيها حَزِنَ . (4)

.


1) .تفسير القمّي : ۱ / ۲۲۴ ، بحار الأنوار : ۱۱ / ۱۵۳ / ۲۷ .

2) .الكافي : ۵ / ۳۱۳ / ۳۸ عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار : ۲۲ / ۱۲۳ / ۹۲ .

3) .سنن الترمذي : ۴/۵۶۹/۲۳۳۶ ، مسند ابن حنبل : ۶/۱۵۲/۱۷۴۷۸ ، المستدرك على الصحيحين: ۴ / ۳۵۴ / ۷۸۹۶ ، صحيح ابن حبّان : ۸ / ۱۷ / ۳۲۲۳ ، المعجم الكبير : ۱۹ / ۱۷۹ / ۴۰۴ كلّها عن كعب بن عياض ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۱ / ۶۱۰۶ ؛ نثر الدرّ : ۱ / ۱۹۴ ، روضة الواعظين : ۴۷۰ وليس فيه صدره .

4) .نهج البلاغة: الخطبة ۸۲ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ۱۱۸، تحف العقول: ۲۰۱، الأماليللسيّد المرتضى: ۱/۱۰۷، تنبيه الخواطر: ۱/۸۸ ، بحار الأنوار: ۷۸/۴/۵۳ ؛ مطالب السؤول: ۳۲، المناقب للخوارزمي: ۳۶۴ / ۳۷۹ عن عبيداللّه بن محمّد التقي عن شيخ من بني عدي ، كنز العمّال : ۳ / ۷۲۰ / ۸۵۶۷ .

۱ / ۴ ـ ۳ فتنه جان

تفسير قمى :خداى تعالى فرموده است: «آن گاه بر ايشان از پيش رويشان و از پشت سرشان و از راست و چپشان درآيم» . . . معناى «از پشت سرشان» اين است: از جانب دنياشان به آنان فرمان مى دهم كه مال گرد آورند و با خويشاوندان خود پيوند نداشته باشند و حقوق آن مال را ادا نكنند و بر خانواده خويش تنگ گيرند و از تباه شدن مالشان بيمشان مى دهم .

۱ / ۴ ـ ۳فتنه جانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله از جبرئيل :همانا دوستى دنيا و اموال ، فتنه و بازداشته شدن از آخرت است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر امتى را فتنه اى باشد و فتنه امت من مال است .

امام على عليه السلامـ در وصف دنيا ـ: هر كه در آن ، توانگرى يابد ، فريفته گردد و هر كه فقير شود ، به اندوه درافتد .

.

عنه عليه السلام :المالُ فِتنَةُ النَّفسِ ، ونَهبُ الرَّزايا . (1)

عنه عليه السلام :المالُ لِلفِتَنِ سَبَبٌ ، ولِلحَوادِثِ سَلَبٌ . (2)

عنه عليه السلام :حُبُّ المالِ سَبَبُ الفِتَنِ ، وحُبُّ الرِّئاسَةِ رأسُ المِحَنِ . (3)

عنه عليه السلام :الفِتَنُ ثَلاثٌ : حُبُّ النِّساءِ ؛ وهُوَ سَيفُ الشَّيطانِ ، وشُربُ الخَمرِ ؛ وهُوَ فَخُّ الشَّيطانِ ، وحُبُّ الدّينارِ وَالدِّرهَمِ ؛ وهُوَ سَهمُ الشَّيطانِ . (4)

الإمام الكاظم عليه السلام :اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن مالٍ يَكونُ عَلَيَّ فِتنَةً . (5)

۱ / ۴ ـ ۴داعِيَةُ التَّعَبِالإمام عليّ عليه السلام :المالُ داعِيَةُ التَّعَبِ ، ومَطِيَّةُ النَّصَبِ . (6)

عنه عليه السلام :صاحِبُ المالِ مَتعوبٌ ، وَالغالِبُ بِالشَّرِّ مَغلوبٌ . (7)

عنه عليه السلام :كُلُّ يَسارِ الدُّنيا إعسارٌ . (8)

.


1) .غرر الحكم : ۱۹۸۸ .

2) .غرر الحكم : ۱۴۴۸ .

3) .غرر الحكم : ۴۸۷۱ .

4) .الخصال : ۱۱۳ / ۹۱ ، جامع الأخبار : ۴۲۹ / ۱۲۰۲ كلاهما عن الأصبغ بن نباتة ، بحار الأنوار : ۲ / ۱۰۷ / ۴ و ج ۷۳ / ۱۴۰ / ۱۲ .

5) .مصباح المتهجّد : ۵۰۳/۵۸۴ ، البلد الأمين: ۱۰۱، المصباح للكفعمي : ۱۴۶، بحار الأنوار: ۹۰/۱۵۳ ؛ المعجم الأوسط : ۶ / ۱۹۹ / ۶۱۸۰ عن ابن عبّاس قال : «كان من دعاء داود النبيّ عليه السلام» .

6) .غرر الحكم : ۱۴۴۹ .

7) .غرر الحكم : ۵۸۳۰ .

8) .غرر الحكم : ۶۹۰۱ .

۱ / ۴ ـ ۴ فراخوانِ رنج

امام على عليه السلام :مال فتنه جان و يورش مصيبت ها است .

امام على عليه السلام :مال برانگيزنده فتنه ها و مايه ناكاميابى در رويدادها است .

امام على عليه السلام :دوستى مال ، برانگيزنده فتنه ها ؛ و رياست خواهى سرچشمه اندوه ها است .

امام على عليه السلام :فتنه ها سه گونه اند: دوستىِ زنان ، كه شمشير شيطان است ؛ شراب نوشى كه دام شيطان باشد ؛ و دوستى دينار و درهم ، كه تير شيطان است .

امام كاظم عليه السلام :بار خدايا! به تو پناه جويم از مالى كه مرا فتنه باشد .

۱ / ۴ ـ ۴فراخوانِ رنجامام على عليه السلام :مال فراخوانِ رنج و مَركبِ درد است .

امام على عليه السلام :دارنده مال در رنج است و آن كه به بدى غالب گردد ، در حقيقت مغلوب باشد .

امام على عليه السلام :همه آسايش دنيا دشوارى است .

.

الإمام زين العابدين عليه السلام :مَن أصابَ مِنَ الدُّنيا أكثَرَ ، كانَ فيها أشَدَّ فَقرا ؛ لِأَنَّهُ يَفتَقِرُ إلَى النّاسِ في حِفظِ أموالِهِ ، ويَفتَقِرُ إلى كُلِّ آلَةٍ مِن آلاتِ الدُّنيا ؛ فَلَيسَ في غِنَى الدُّنيا راحَةٌ ، ولكِنَّ الشَّيطانَ يُوَسوِسُ إلى ابنِ آدَمَ أنَّ لَهُ في جَمعِ (ذلِكَ) المالِ راحَةً ، وإنَّما يَسوقُهُ إلَى التَّعَبِ فِي الدُّنيا ، وَالحِسابِ عَلَيهِ فِي الآخِرَةِ . (1)

۱ / ۴ ـ ۵نَهبُ الحَوادِثِالإمام عليّ عليه السلام :المالُ نَهبُ الحَوادِثِ . (2)

عنه عليه السلام :لا يَنبَغي لِلعَبدِ أن يَثِقَ بِخَصلَتَينِ : العافِيَةِ وَالغِنى ، بَينا تَراهُ مُعافىً إذ سَقِمَ ، وبَينا تَراهُ غَنِيّا إذِ افتَقَرَ . (3)

۱ / ۴ ـ ۶يَعسوبُ الفُجّارِرسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصفِ عَلِيٍّ عليه السلام ـ: إنَّهُ يَعسوبُ المُؤمِنينَ ، وَالمالُ يَعسوبُ الظَّلَمَةِ . (4)

.


1) .الخصال : ۶۴ / ۹۵ عن الزهري ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۹۲ / ۶۹ .

2) .غرر الحكم : ۳۷۷ .

3) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۲۶ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۸ / ۲۸ .

4) .الإرشاد : ۱ / ۳۲ عن أبي ذرّ ، معاني الأخبار : ۴۰۲ / ۶۴ عن ابن عبّاس وفيه «هو» بدل «إنّه» ، الأمالي للطوسي : ۵۲۱ / ۱۱۴۷ عن عمر وسلمة ابني اُمّ سلمة ؛ المعجم الكبير : ۶ / ۲۶۹ / ۶۱۸۴ عن أبي ذرّ وسلمان وفيه «الظالم» بدل «الظلمة» ، تاريخ دمشق : ۴۲ / ۴۲ / ۸۳۷۱ عن ابن عبّاس وح ۸۳۷۰ عن أبي ذرّ وفيه «الكفّار» بدل «الظلمة» ، الاستيعاب : ۴ / ۳۰۷ / ۳۱۸۸ عن أبي ليلى الغفاري وفيه «المنافقين» بدل «الظلمة» .

۱ / ۴ ـ ۵ چپاول حوادث

۱ / ۴ ـ ۶ سركرده بدكاران

امام سجاد عليه السلام :هر كه از دنيا بيش تر نصيب بَرد ، در آن فقيرتر است ؛ زيرا براى حفظ اموالش به مردم و نيز به هر وسيله دنيايى محتاج است . پس در توانگرى دنيا آسايش نباشد ؛ اما شيطان آدمى را وسوسه مى كند كه اگر مال اندوزد ، آسايش يابد و بدين سان ، او را به رنج دنيا و محاسبه آخرت دچار مى كند .

۱ / ۴ ـ ۵چپاول حوادثامام على عليه السلام :مال ، چپاول حوادث است .

امام على عليه السلام :بنده را نسزد كه به دو خصلت دل بندد : تندرستى و توانگرى ؛ كه تندرستش مى بينى و ناگاه بيمار مى شود ، و توانگرش مى يابى و ناگاه فقير مى گردد .

۱ / ۴ ـ ۶سركرده بدكارانپيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در وصف على عليه السلام ـ: همانا او سركرده مؤمنان است ؛ و مال ، سركرده ستمگران است .

.

الإمام عليّ عليه السلام :أنَا يَعسوبُ المُؤمِنينَ ، وَالمالُ يَعسوبُ الفُجّارِ . (1)

كنزالعمّال عن أبو مسعر :دَخَلتُ عَلى عَلِيٍّ عليه السلام وبَينَ يَدَيهِ ذَهَبٌ ، فَقالَ عليه السلام : أنَا يَعسوبُ المُؤمِنينَ ، وهذا يَعسوبُ المُنافِقينَ . وقالَ : بي يَلوذُ المُؤمِنونَ ، وبِهذا يَلوذُ المُنافِقونَ . (2)

راجع : ص ۹۱۸ (التحذير من عبادة المال) . ص ۹۲۲ (ذمّ إيثار المال). ص ۹۳۴ (مضارّ التكاثر).

۱ / ۵التَّحذيرُ مِن عِبادَةِ المالِ !رسول اللّه صلى الله عليه و آله :فَواعَجَبا لِقَومٍ آلِهَتُهُم أموالُهُم ، وطالَت آمالُهُم ، وقَصُرَت آجالُهُم ، وهُم يَطمَعونَ في مُجاوَرَةِ مَولاهُم ، ولا يَصِلونَ إلى ذلِكَ إلاّ بِالعَمَلِ ، ولا يَتِمُّ العَمَلُ إلاّ بِالعَقلِ ! (3)

عنه صلى الله عليه و آله :تَعِسَ عَبدُ الدّينارِ وَالدِّرهَمِ! الَّذي إنَّما هِمَّتُهُ دينارٌ أو دِرهَمٌ يُصيبُهُ فَيَأخُذُهُ . (4)

.


1) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۱۶ ، الخصال : ۶۳۳ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، معاني الأخبار : ۳۱۴ / ۱ ، الاختصاص : ۱۵۱ وفيها «الظلمة» بدل «الفجّار» ، بحار الأنوار : ۲۷ / ۸۹ / ۳۹ ؛ ربيع الأبرار : ۴ / ۱۴۹ ، كنز العمّال : ۱۳ / ۱۱۹ / ۳۶۳۸۱ نقلاً عن أبي نعيم .

2) .كنز العمّال : ۱۳/۱۱۹/۳۶۳۸۲ نقلاً عن أبي نعيم؛ شرح الأخبار : ۱/۲۲۶/۲۱۲ وج۲/ ۲۷۸/ ۵۸۸ كلاهما عن أبي معشر نحوه ، المناقب للكوفي : ۱ / ۲۶۸ / ۱۷۹ عن ابن مسعر .

3) .جامع الأخبار : ۳۹۷ / ۱۱۰۰ عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري ، بحار الأنوار : ۵۲ / ۲۶۴ / ۱۴۸ .

4) .المعجم الأوسط : ۴ / ۲۳۶ / ۴۰۷۳ عن أبي هريرة .

۱ / ۵ پرهيز دادن از مال پرستى

امام على عليه السلام :من سركرده مؤمنانم ؛ و مال ، سركرده بدكاران است .

كنز العمّال از ابو مسعر :نزد على عليه السلام رفتم ، در حالى كه تكه طلايى برابرش بود . فرمود : «من پيشواى مؤمنانم ؛ و اين پيشواى منافقان است . مؤمنان به من پناه مى آورند ؛ و منافقان به اين» .

ر .ك : ص۹۱۹ (پرهيز دادن از مال پرستى) . ص۹۲۳ (نكوهش ترجيح دادن مال) . ص۹۳۵ (زيان هاى فخرفروشى با مال) .

۱ / ۵پرهيز دادن از مال پرستىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بسا شگفتا از مردمى كه اموالشان معبودهاى ايشانند و آرزوهاشان دراز است و سرآمدهاشان كوتاه ؛ و با اين حال ، طمع مى برند كه به مولاى خود نزديك شوند ؛ حال آن كه به اين رتبه دست نيابند ، مگر با عمل ؛ و عمل سامان نيابد مگر با عقل .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده دينار و درهم هلاك گردد . همانا همتش صرف دينار و درهمى است كه به آن دست يابد و آن را بگيرد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :تَعِسَ عَبدُ الدّينارِ وعَبدُ الدِّرهَمِ وعَبدُ الخَميصَةِ ! إن اُعطِيَ رَضِيَ ، وإن لَم يُعطَ سَخِطَ ؛ تَعِسَ وَانتَكَسَ ! وإذا شيكَ فَلاَ انتَقَشَ . طوبى لِعَبدٍ آخِذٍ بِعِنانِ فَرَسِهِ في سَبيلِ اللّهِ ! أشعَثَ رَأسُهُ ، مُغبَرَّةٍ قَدَماهُ ؛ إن كانَ فِي الحِراسَةِ كانَ فِي الحِراسَةِ ، وإن كانَ فِي السّاقَةِ كانَ فِي السّاقَةِ ؛ إنِ استَأذَنَ لَم يُؤذَن لَهُ ، وإن شَفَعَ لَم يُشَفَّع . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :تَعِسَ عَبدُ الدّينارِ ! تَعِسَ عَبدُ الدِّرهَمِ ! تَعِسَ ولاَ انتَعَشَ ! (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لُعِنَ عَبدُ الدّينارِ ! لُعِنَ عَبدُ الدِّرهَمِ ! (3)

عنه صلى الله عليه و آله :مَلعونٌ مَلعونٌ مَن عَبَدَ الدّينارَ وَالدِّرهَمَ ! مَلعونٌ مَلعونٌ مَن كَمَّهَ أعمى ! مَلعونٌ مَلعونٌ مَن نَكَحَ بَهيمَةً ! (4)

كشف الغمّة عن الفرزدق :لَقِيَنِي الحُسَينُ عليه السلام في مُنصَرَفي مِنَ الكوفَةِ فَقالَ : ماوَراءَكَ يا أبا فِراسٍ ؟ قُلتُ : أصدِقُكَ ؟ قالَ عليه السلام : الصِّدقَ اُريدُ . قُلتُ : أمَّا القُلوبُ فَمَعَكَ ، وأمَّا السُّيوفُ فَمَعَ بَني اُمَيَّةَ ، وَالنَّصرُ مِن عِندِ اللّهِ . قالَ عليه السلام : ما أراكَ إلاّ صَدَقتَ ؛ النّاسُ عَبيدُ المالِ ، وَالدّينُ لَغوٌ عَلى ألسِنَتِهِم ، يَحوطونَهُ ما دَرَّت بِهِ مَعايِشُهُم ، فَإِذا مُحِّصوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ . (5)

.


1) .صحيح البخاري : ۳ / ۱۰۵۷ / ۲۷۳۰ ، المعجم الأوسط : ۳ / ۹۴ / ۲۵۹۵ نحوه وكلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۳ / ۲۰۲ / ۶۱۷۰ وراجع سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۸۶ / ۴۱۳۵ وح ۴۱۳۶ .

2) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۵۹ وج ۲ / ۱۲۰ نحوه .

3) .سنن الترمذي : ۴/۵۸۷/۲۳۷۵ عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۴ / ۶۱۲۹ وص ۲۲۳/۶۲۵۸ .

4) .الكافي : ۲ / ۲۷۰ / ۹ عن الحسين بن المختار عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال : ۱۲۹ / ۱۳۲ ، معاني الأخبار : ۴۰۲ / ۶۷ كلاهما عن الحسين بن المختار يرفعه عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۱۹ / ۷ وج ۷۹ / ۷۷ / ۲ .

5) .كشف الغمّة : ۲ / ۲۴۴ ، تحف العقول : ۲۴۵ وفيه «إنّ الناس عبيد الدنيا والدين لعق على ألسنتهم» ، بحار الأنوار : ۴۴ / ۱۹۵ / ۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده دينار و درهم و جامه گرانبها ، هلاك گردد ؛ اگر برخوردار شود ، خشنودى يابد و اگر برخوردار نشود ، خشم گيرد ؛ هلاك شود و سرنگون گردد ؛ و اگر شوكتى يابد ، نتواند از آن بهره گيرد . خوشا به حال بنده اى كه در راه خدا زمام اسب خويش گيرد و سرش خاك آلود گردد و قدم هايش غبارآميز شود ؛ اگر در ميان نگاهبانان باشد ، نگاهبانى كند ؛ و اگر در ميان سواران يا پيادگان باشد ، به رزم پردازد ؛ چون رخصتِ [فارغ نشستن ]خواهد ، رخصتش ندهند ؛ و چون در حق كسى شفاعت نمايد ، شفاعتش پذيرفته نگردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده دينار هلاك گردد! بنده درهم هلاك گردد! نابود شود و پس از فروافتادن برنخيزد!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر بنده دينار لعنت باد! بر بنده درهم لعنت باد!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ملعون است ، ملعون ، آن كس كه دينار و درهم را بندگى كند . ملعون است ، ملعون ، آن كه نابينايى را به سبب نابينايى اش طعن زند . ملعون است ، ملعون ، آن كس كه با چهارپايى درآميزد .

كشف الغمّه از فرزدق :حسين عليه السلام هنگام بازگشتنم از كوفه ، مرا ديد و فرمود : «پشت سر چه خبر بود؟» گفتم: «راست گويمت؟» فرمود: «راستى مى خواهم» . گفتم: «دل ها با تو است ؛ اما شمشيرها با بنى اميه است ؛ و پيروزى از جانب خدا باشد» . فرمود: «سخنت را سراسر راست يافتم . مردم بنده مالند ؛ و دين بازيچه زبان هاى ايشان است ؛ مادام كه دين زندگى دنياشان را تأمين كند ، آن را نگاهبانند ؛ و چون به آزمون مبتلا گردند ، دينداران كم باشند» .

.

۱ / ۶ذَمُّ إيثارِ المالِالكتاب :«وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا . (1)»

«كَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْأَخِرَةَ . (2)»

«إِنَّ هَـؤُلاَءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَرَآءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلاً . (3)»

«وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ . (4)»

«وَ لَوْ لاَ أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَ حِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَـنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَ بًا وَ سُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـئِونَ * وَ زُخْرُفًا وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا مَتَـعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ الْأَخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ . (5)»

«الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ الْبَـقِيَـتُ الصَّــلِحَـتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ أَمَلاً . (6)»

«قُلْ إِن كَانَ ءَابَآؤُكُمْ وَ أَبْنَآؤُكُمْ وَ إِخْوَ نُكُمْ وَ أَزْوَ جُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوَ لٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَـرَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَ مَسَـكِنُ تَرْضَوْنَهَآ أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِى سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لاَ يَهْدِى الْقَوْمَ الْفَـسِقِينَ . (7)»

.


1) .الفجر : ۲۰ .

2) .القيامة : ۲۰ و۲۱ .

3) .الدهر : ۲۷ .

4) .العاديات : ۸ .

5) .الزخرف : ۳۳ ـ ۳۵ .

6) .الكهف : ۴۶ .

7) .التوبة : ۲۴ .

۱ / ۶ نكوهش ترجيح دادن مال

۱ / ۶نكوهش ترجيح دادن مالقرآن:«و مال را دوست مى داريد ، دوست داشتنى تمام و بسيار .»

«نه چنان است؛ بلكه شما اين جهان شتابان را دوست مى داريد * و آن جهان را فرو مى گذاريد .»

«همانا اينان اين [دنياى] شتابان و زودگذر را دوست مى دارند و روزى گران [= رستاخيز ]را پشت سرشان مى افكنند.»

«و به راستى وى سخت مال دوست است.»

«و اگر نه آن بود كه مردمان همه يك امت مى گشتند [همه دنياجو مى شدند و به كفر مى گراييدند] ، هر آينه كسانى را كه به خداى رحمان كافر مى شوند ، براى خانه هاشان سقف هايى از نقره مى ساختيم و نيز نردبان هايى [از نقره] كه بر آن ها بالا روند * و هم براى خانه هاشان ، درها و تخت هايى [از زر يا سيم مى ساختيم] كه بر آن ها تكيه زنند * و نيز زيورهايى [زرين] . و اين همه نيست مگر كالا و برخوردارى زندگانى اين جهان؛ و آن جهان نزد پروردگار تو ويژه پرهيزگاران است .»

«مال و فرزندان آرايش زندگانى اين جهان است؛ و كارهاى نيك پايدار به نزد پروردگار تو به پاداش ، بهتر و اميد داشتن به آن ها نيكوتر است.»

«بگو : اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خويشاوندانتان و مال هايى كه به دست آورده ايد و بازرگانى اى كه از بى رونقى آن مى ترسيد و خانه هايى كه به آن ها دلخوشيد ، به نزد شما از خدا و پيامبر او و جهاد در راه او دوست داشتنى ترند ، پس منتظر باشيد تا خدا فرمان خويش بياورد؛ و خدا مردم نافرمان را راه ننمايد .»

.

«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تُلْهِكُمْ أَمْوَ لُكُمْ وَ لاَ أَوْلَـدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَـسِرُونَ . (1)»

«وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى الصَّدَقَـتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَ إِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ » . (2)

الحديث :الكافي عن إسحاق بن غالب :قالَ لي أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : يا إسحاقُ ، كَم تَرى أصحابَ هذِهِ الآيَةِ : «إِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَ إِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ» ؟ ثُمَّ قالَ : هُم أكثَرُ مِن ثُلُثَيِ النّاسِ . (3)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما ذِئبانِ جائِعانِ في غَنَمٍ قَد فَرَّقَها راعِيها ، أحَدُهُما في أوَّلِها وَالآخَرُ في آخِرِها ، بِأَفسَدَ فيها مِن [إفسادِ] حُبِّ المالِ وَالشَّرَفِ في دينِ المَرءِ المُسلِمِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :يا أبا ذَرٍّ ، حُبُّ المالِ وَالشَّرَفِ أذهَبُ لِدينِ الرَّجُلِ مِن ذِئبَينِ ضارِيَينِ في زَربِ الغَنَمِ فَأَغارا فيها حَتّى أصبَحا ، فَماذا أبقَيا مِنها ؟! (5)

.


1) .المنافقون : ۹ .

2) .التوبة : ۵۸ .

3) .الكافي : ۲ / ۴۱۲ / ۴ ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۸۹ / ۶۲ ، الزهد للحسين بن سعيد : ۴۷ / ۱۲۶ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۲۵ / ۱۱۸ وج ۹۶ / ۵۶ / ۱ .

4) .الزهد للحسين بن سعيد : ۵۸ / ۱۵۵ عن عليّ بن مغيرة عن أخ له عن الإمام الصادق عليه السلام ، الكافي : ۲ / ۳۱۵ / ۲ عن حمّاد بن بشير عن الإمام الصادق عليه السلام وح ۳ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلاموكلاهما نحوه وراجع المؤمن : ۵۵ / ۱۴۱ .

5) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۶۹ / ۲۶۶۱ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۵۷ كلاهما عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۸۰ / ۳ .

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، مال ها و فرزندانتان شما را از ياد كردِ خدا سرگرم نكنند؛ و هر كه چنان كند ، ايشانند زيانكاران .»

«و از آنان كسانى اند كه بر تو در صدقه ها [= تقسيم زكات] خرده مى گيرند؛ پس اگر از آن بدهندشان ، خشنود مى شوند و اگر از آن ندهندشان ، آن گاه ناخشنود و خشمگين مى گردند . (1)»

حديث:الكافى از اسحاق بن غالب:امام صادق عليه السلام مرا فرمود: «اى اسحاق! شمار مشمولان اين آيه را چند تن مى بينى : «اگر از آن بدهندشان ، خشنود مى شوند و اگر از آن ندهندشان ، آن گاه ناخشنود و خشمگين مى گردند» ؟» و سپس خود فرمود: «آنان بيش از دو سوم مردمند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فسادى كه دوستىِ مال و رياست ، براى دين انسان مسلمان دارد ، بيش از آن است كه دو گرگ گرسنه در گله گوسفندى بدون چوپان درافتند و يكى به اوّل گله و ديگرى به آخر آن يورش برد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابوذر! دوستىِ مال و رياست براى تباه كردن دين انسان ، خطرناك تر از آن است كه دو گرگ درنده در آغل گوسفندان افتند و تا بامدادان آن ها را بدرند ؛ آن گاه از ايشان چه باقى نهند؟

.


1) .اين آيه زمانى نازل شد كه زكات ها در رسيد و توانگران گمان كردند پيامبر صلى الله عليه و آله آن را ميان ايشان تقسيم مى كند؛ اما چون وى زكات را ميان فقرا تقسيم كرد ، آنان بر او خرده گرفتند و گفتند: «ما همانانيم كه به جنگ مى پردازيم و همراه وى نبرد مى كنيم و پشتيبانى اش مى نماييم؛ ولى او زكات را به كسانى مى دهد كه ياور او نيستند و به حالش سودى ندارند» . چنين بود كه خداوند فرمود: «و چه خوب بود اگر بدانچه خداى و پيامبرش به ايشان بدهند ، خرسند گردند و گويند: خداى ما را بس است؛ به زودى خدا ما را از فزون بخشى خويش بدهد و پيامبرش نيز؛ كه ما به خدا گراينده و اميدواريم» . (تفسير قمى ، ج ۱ ، ص ۲۹۸).

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الدّينارَ وَالدِّرهَمَ أهلَكا مَن كانَ قَبلَكُم ، وهُما مُهلِكاكُم . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :تَبّا لِهذَا الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، فَما أخدَعَهُما لِعَقلِ الرَّجُلِ! (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إيّاكُم وأولادَ الأَغنِياءِ وَالمُلوكِ المُردَ ! فَإِنَّ فِتنَتَهُم أشَدُّ مِن فِتنَةِ العَذارى في خُدورِهِنَّ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن يَستَأثِر مِنَ الأَموالِ يَهلِك . (4)

عنه عليه السلام :المالُ يُكرِمُ صاحِبَهُ فِي الدُّنيا ، ويُهينُهُ عِندَ اللّهِ سُبحانَهُ . (5)

عنه عليه السلام :إذا أحَبَّ اللّهُ سُبحانَهُ عَبدا بَغَّضَ إلَيهِ المالَ ، وقَصَّرَ مِنهُ الآمالَ ؛ إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ شَرّا حَبَّبَ إلَيهِ المالَ ، وبَسَطَ مِنهُ الآمالَ . (6)

عنه عليه السلام :المالُ يُفسِدُ المَآلَ ، ويُوَسِّعُ الآمالَ . (7)

عنه عليه السلام :حُبُّ المالِ يُفسِدُ المَآلَ . (8)

عنه عليه السلام :المالُ يُقَوِّي الآمالَ . (9)

.


1) .الكافي : ۲ / ۳۱۶ / ۶ ، الخصال : ۴۳ / ۳۷ كلاهما عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ۲۲۷/۶۳۰ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۳/۲۳/۱۲ ؛ المعجم الكبير: ۱۰/۹۵/۱۰۰۶۹ عن عبد اللّه ، حلية الأولياء : ۴ / ۱۱۲ عن أبي موسى وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۱ / ۶۱۰۷ و ص ۲۲۳ / ۶۲۵۷ نقلاً عن الخطيب في المتّفق والمفترق عن ابن مسعود .

2) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۲۰ .

3) .الكافي : ۵ / ۵۴۸ / ۸ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الجعفريّات : ۹۱ .

4) .تحف العقول : ۲۱۷ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۵۶ / ۱۱۸ .

5) .غرر الحكم : ۱۸۳۶ وح ۱۸۸۵ نحوه .

6) .غرر الحكم : ۴۱۱۰ وح ۴۱۱۱ .

7) .غرر الحكم : ۱۴۲۷ .

8) .غرر الحكم : ۴۸۷۴ .

9) .غرر الحكم : ۵۷۷ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دينار و درهم پيشينيان شما را هلاك كردند و شما را نيز هلاك كنند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نيست باد اين طلا و نقره ؛ كه عقل انسان را چه سان مى ربايند!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :برحذر باشيد از فرزندان نوخطِ توانگران و شاهان ؛ كه فتنه ايشان آفت بارتر از فتنه دوشيزگان پرده نشين است .

امام على عليه السلام :هر كه خواهد اموال را از آن خويش كند ، هلاك گردد .

امام على عليه السلام :مال ، صاحب خويش را در دنيا گرامى سازد و نزد خداى سبحان خوار گرداند .

امام على عليه السلام :هر گاه خداى سبحان بنده اى را دوست دارد ، او را از مال بيزار گرداند و آرزوهايش را كوتاه نمايد ؛ و چون بر بنده اى شر بخواهد ، مال را برايش دوست داشتنى سازد و آرزوهايش را دراز گرداند .

امام على عليه السلام :مال ، فرجام را تباه گرداند و آرزوها را فراوان سازد .

امام على عليه السلام :دوستىِ مال ، عاقبت را تباه كند .

امام على عليه السلام :مال ، آرزوها را نيرو بخشد .

.

عنه عليه السلام :حُبُّ المالِ يُقَوِّي الآمالَ ، ويُفسِدُ الأَعمالَ . (1)

عنه عليه السلام :حُبُّ المالِ يوهِنُ الدّينَ ، ويُفسِدُ اليَقينَ . (2)

عنه عليه السلام :لا تَركَنوا إلى ذَخائِرِ الأَموالِ ؛ فَتُخَلِّيَكُم خَدائِعَ الآمالِ . (3)

عنه عليه السلام :ثَروَةُ الجاهِلِ في مالِهِ وأمَلِهِ . (4)

عنه عليه السلام :العاقِلُ يَطلُبُ الكَمالَ ؛ الجاهِلُ يَطلُبُ المالَ . (5)

عنه عليه السلام :اللُّؤمُ إيثارُ المالِ عَلَى الرِّجالِ . (6)

عنه عليه السلام :اللُّؤمُ إيثارُ حُبِّ المالِ عَلى لَذَّةِ الحَمدِ وَالثَّناءِ . (7)

عنه عليه السلام :مَن كَرُمَ عَلَيهِ المالُ هانَت عَلَيهِ الرِّجالُ . (8)

عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلام ـ: فَلتَكُن مَسأَلَتُكَ في ما يَبقى لَكَ جَمالُهُ ، ويُنفى عَنكَ وَبالُهُ ؛ فَالمالُ لا يَبقى لَكَ ولا تَبقى لَهُ . (9)

عنه عليه السلام :ما يَصنَعُ بِالمالِ مَن عَمّا قَليلٍ يُسلَبُهُ ، وتَبقى عَلَيهِ تَبِعَتُهُ وحِسابُهُ ؟ ! (10)

.


1) .غرر الحكم : ۴۸۷۵ .

2) .غرر الحكم : ۴۸۷۶ .

3) .الأمالي للطوسي : ۶۵۲ / ۱۳۵۳ عن شريح القاضي ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۳۷۱ / ۳۵ .

4) .غرر الحكم : ۴۷۰۹ .

5) .غرر الحكم : ۵۷۹ .

6) .غرر الحكم : ۱۳۲۴ .

7) .غرر الحكم : ۱۸۴۶ .

8) .غرر الحكم : ۸۶۳۶ .

9) .نهج البلاغة : الكتاب ۳۱ ، كشف المحجّة : ۲۲۸ عن عمر بن أبي المقدام عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، تحف العقول : ۷۵ نحوه ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۰۵ / ۱ .

10) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۷ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۴۳۱ / ۴۶ نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ .

امام على عليه السلام :دوستىِ مال ، آرزوها را نيرومند گرداند و اعمال را فاسد نمايد .

امام على عليه السلام :مال دوستى ، دين را سست و يقين را تباه سازد .

امام على عليه السلام :به ذخيره هاى مالى دل مبنديد ؛ كه شما را اسير فريب آرزوها گردانند .

امام على عليه السلام :ثروت نادان در مال و آرزويش نهفته است .

امام على عليه السلام :خردمند در پى كمال است و نادان به دنبال مال .

امام على عليه السلام :فرومايگى آن است كه مال بر انسان ها ترجيح داده شود .

امام على عليه السلام :برگزيدن مال دوستى بر لذتِ سپاس و ستايش ، فرومايگى است .

امام على عليه السلام :هر كه مال نزدش گرامى باشد ، انسان ها در نظرش خوارند .

امام على عليه السلامـ در سفارشش به فرزندش حسن عليه السلام ـ: پس بايد چيزى را بخواهى كه زيبايى اش برايت پايدار بماند و تباهى و سختى اش از تو دور باشد . مال ، نه براى تو ماند و نه تو براى آن مانى .

امام على عليه السلام :چه تواند كرد با مال ، آن كه پس از اندك زمانى ، مالش از او ستانده شود و تنها پيامد و حسابرسى اش بر وى مانَد؟

.

الإمام زين العابدين عليه السلام :أوَّلُ ما عُصِيَ اللّهُ بِهِ الكِبرُ . . . ثُمَّ الحَسَدُ ؛ وهِيَ مَعصِيَةُ ابنِ آدَمَ حَيثُ حَسَدَ أخاهُ فَقَتَلَهُ ، فَتَشَعَّبَ مِن ذلِكَ : . . . حُبُّ العُلُوِّ وَالثَّروَةِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ عيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام تَوَجَّهَ في بَعضِ حَوائِجِهِ ومَعَهُ ثَلاثَةُ نَفَرٍ مِن أصحابِهِ ، فَمَرَّ بِلَبِناتٍ ثَلاثٍ مِن ذَهَبٍ عَلى ظَهرِ الطَّريقِ ، فَقالَ عيسى عليه السلاملِأَصحابِهِ : إنَّ هذا يَقتُلُ النّاسَ ! ثُمَّ مَضى ، فَقالَ أحَدُهُم : إنَّ لي حاجَةً ، قالَ : فَانصَرَفَ ، ثُمَّ قالَ آخَرُ : إنَّ لي حاجَةً ، فَانصَرَفَ ، ثُمَّ قالَ الآخَرُ : لي حاجَةٌ ، فَانصَرَفَ . فَوافَوا عِندَ الذَّهَبِ ثَلاثَتُهُم ، فَقالَ اثنانِ لِواحِدٍ : اِشتَرِ لَنا طَعاما . فَذَهَبَ يَشتَري لَهُما طَعاما ، فَجَعَلَ فيهِ سَمّا لِيَقتُلَهُما كَي لا يُشارِكاهُ فِي الذَّهَبِ . وقالَ الاِثنانِ : إذا جاءَ قَتَلناهُ كَي لا يُشارِكَنا . فَلَمّا جاءَ قاما إلَيهِ فَقَتَلاهُ ، ثُمَّ تَغَدَّيا فَماتا . فَرَجَعَ إلَيهِم عيسى عليه السلاموهُم مَوتى حَولَهُ ، فَأَحياهُم بِإِذنِ اللّهِ ـ تَعالى ذِكرُهُ ـ ثُمَّ قالَ : ألَم أقُل لَكُم : إنَّ هذا يَقتُلُ النّاسَ؟! (2)

إحياء علوم الدين عن جرير عن ليث :صَحِبَ رَجُلٌ عيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلامفَقالَ : أكونُ مَعَكَ وأصحَبُكَ ، فَانطَلَقا فَانتَهَيا إلى شَطِّ نَهرٍ ، فَجَلَسا يَتَغَدَّيانِ ومَعَهُما ثَلاثَةُ أرغِفَةٍ ، فَأَكَلا رَغيفَينِ وبَقِيَ رَغيفٌ ثالِثٌ ، فَقامَ عيسى عليه السلامإلَى النَّهرِ فَشَرِبَ ، ثُمَّ رَجَعَ فَلَم يَجِدِ الرَّغيفَ ، فَقالَ لِلرَّجُلِ : مَن أخَذَ الرَّغيفَ ؟ فَقالَ : لا أدري . قالَ : فَانطَلَقَ ومَعَهُ صاحِبُهُ ، فَرَأى ظَبيَةً ومَعَها خَشفانِ لَها ، قالَ : فَدَعا أحَدَهُما فَأَتاهُ ، فَذَبَحَهُ فَاشتَوى مِنهُ ، فَأَكَلَ هُوَ وذلِكَ الرَّجُلُ ، ثُمَّ قالَ لِلخَشفِ : قُم بِإِذنِ اللّهِ ، فَقامَ فَذَهَبَ ، فَقالَ لِلرَّجُلِ : أسأَلُكَ بِالَّذي أراكَ هذِهِ الآيَةَ مَن أخَذَ الرَّغيفَ ؟ قالَ : لا أدري . قالَ : ثُمَّ انتَهَيا إلى وادي ماءٍ ، فَأَخَذَ عيسى عليه السلامبِيَدِ الرَّجُلِ فَمَشَيا عَلَى الماءِ ، فَلَمّا جاوَزا قالَ لَهُ : أسأَلُكَ بِالَّذي أراكَ هذِهِ الآيَةَ مَن أخَذَ الرَّغيفَ ؟ فَقالَ : لا أدري . فَانتَهَيا إلى مَفازَةٍ فَجَلَسا ، فَأَخَذَ عيسى عليه السلاميَجمَعُ تُرابا وكَثيبا ، ثُمَّ قالَ : كُن ذَهَبا بِإِذنِ اللّهِ ، فَصارَ ذَهَبا ، فَقَسَمَهُ ثَلاثَةَ أثلاثٍ ، ثُمَّ قالَ : ثُلُثٌ لي وثُلُثٌ لَكَ وثُلُثٌ لِمَن أخَذَ الرَّغيفَ، فَقالَ: أنَا أخَذتُ الرَّغيفَ، فَقالَ: كُلُّهُ لَكَ، وفارَقَهُ عيسى عليه السلام. فَانتَهى إلَيهِ رَجُلانِ فِي المَفازَةِ ومَعَهُ المالُ ، فَأَرادا أن يَأخُذاهُ مِنهُ ويَقتُلاهُ ، فَقالَ : هُوَ بَينَنا أثلاثا ، فَابعَثوا أحَدَكُم إلَى القَريَةِ حَتّى يَشتَرِيَ لَنا طَعاما نَأكُلُهُ ، قالَ: فَبَعَثوا أحَدَهُم ، فَقالَ الَّذي بُعِثَ: لِأَيِّ شَيءٍ اُقاسِمُ هؤُلاءِ هذَا المالَ؟ لكِنّي أضَعُ في هذَا الطَّعامِ سَمّا فَأَقتُلُهُما وآخُذُ المالَ وَحدي ! قالَ : فَفَعَلَ . وقالَ ذانِكَ الرَّجُلانِ : لِأَيِّ شَيءٍ نَجعَلُ لِهذا ثُلُثَ المالِ ؟ ولكِن إذ رَجَعَ قَتَلناهُ وَاقتَسَمنَا المالَ بَينَنا ! قالَ : فَلَمّا رَجَعَ إلَيهِما قَتَلاهُ ، وأكلاَ الطَّعامَ فَماتا ، فَبَقِيَ ذلِكَ المالُ فِي المَفازَةِ ، واُولئِكَ الثَّلاثَةُ عِندَهُ قَتلى . فَمَرَّ بِهِم عيسى عليه السلامعَلى تِلكَ الحالَةِ ، فَقالَ لِأَصحابِهِ : هذِهِ الدُّنيا فَاحذَروها ! (3)

.


1) .الكافي : ۲ / ۱۳۰ / ۱۱ وص ۲ / ۳۱۷ / ۸ كلاهما عن الزهري ، مشكاة الأنوار : ۴۶۵ / ۱۵۵۵ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۹ / ۹ وص ۵۹ / ۲۹ .

2) .الأمالي للصدوق : ۲۴۷ / ۲۶۷ عن عبد اللّه بن طلحة وإسماعيل بن جابر وعمّار بن مروان ، روضة الواعظين : ۴۶۹ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۲۸۴ / ۵ و ج ۷۳ / ۱۴۳ / ۲۶ .

3) .إحياء علوم الدين : ۳ / ۳۹۹ ؛ الدرّالمنثور : ۲ / ۲۲۰ نحوه ؛ المحجّة البيضاء : ۶ / ۱۰۳ .

امام سجاد عليه السلام :نخستين مايه سرپيچى از خدا غرور . . . و آن گاه حسد است ؛ و آن ، گناه فرزند آدم است كه به برادرش حسد ورزيد و او را كشت و از همان ، اين ها شاخه گرفت: . . . و دوستىِ مقام و ثروت .

امام صادق عليه السلام :عيسى بن مريم عليه السلام همراه سه تن از يارانش ، در پى كارى روان شد . بر سه شمش طلا كه بر جاده افتاده بود ، برگذشت . به يارانش فرمود : «همانا اين ، مردم را مى كشد» . سپس راه خود گرفت . يكى از آن ياران گفت: «مرا كارى است» ؛ و بازگشت . ديگرى هم چنين گفت و بازگشت . سومى نيز همين گفت و بازگشت . سپس [هر سه به سوى آن شمش آمدند و] دو تن از ايشان به سومى گفتند: «براى ما غذايى فراهم كن» . وى در پى تدارك غذا روان شد و در آن سمى ريخت تا آن دو را بكشد و خود به تنهايى صاحب آن زر گردد . آن دو نيز گفتند:«چون وى باز آيد ، او را بكشيم تا در آن زر ، شريك ما نگردد» . چون باز آمد ، به وى هجوم آورده ، او را كشتند و سپس خود از آن غذا خوردند و مردند . پس عيسى عليه السلام به سوى ايشان بازگشت و ديد كه مرده ، در پيرامونش افتاده اند . به رخصت خداى كه والاست يادش ، ايشان را زنده كرد و فرمود: «آيا به شما نگفتم : همانا اين ، مردم را مى كشد؟ »

احياء علوم الدين از جرير از ليث :مردى با عيسى بن مريم عليه السلامهمراه گشت و گفت: «با تو همراه و همدم گردم» . پس روان شدند و رفتند تا به رودخانه اى رسيدند . نشستند تا غذا بخورند . سه قرص نان داشتند ؛ دو قرص را خوردند و يكى ماند . عيسى عليه السلامبه سوى رود رفت و آب آشاميد . چون بازگشت ، آن قرص نان را نيافت . به آن مرد گفت: «چه كس آن قرص نان را برداشت؟» گفت: «نمى دانم» . پس همراه وى روان شد و آهويى ديد كه دو آهوبره با او همراه بودند . يكى را پيش خواند و او پيش آمد ؛ پس ذبحش كرد و بريانش نمود . سپس وى و آن مرد از آن خوردند . آن گاه ، به آن آهوبره فرمود: «به رخصت خداى ، برخيز» . آن آهوبره [زنده شد و] برخاست و برفت . پس به آن مرد فرمود: «از تو به حق آن كس كه اين نشانه را به تو نماياند ، مى خواهم كه بگويى آن قرص نان را چه كس برداشت» . گفت: «نمى دانم» . سپس رفتند تا به آبراهه اى رسيدند . پس عيسى عليه السلامدست آن مرد را گرفت و بر آب راه سپردند . چون گذشتند ، فرمود: «از تو به حق آن كس كه اين نشانه را به تو نماياند ، مى خواهم كه بگويى آن قرص نان را چه كس برداشت» . پس رفتند تا به بيابانى رسيدند و نشستند . عيسى عليه السلام قدرى خاك و ريگ برگرفت و فرمود: «به رخصت خداى ، طلا شو» . آن خاك و ريگ ، طلا گشت . عيسى عليه السلام آن را به سه بخش تقسيم فرمود و فرمود: «يك سوم ، از آنِ من ؛ يك سوم از آنِ تو ؛ و يك سوم از آنِ كسى كه آن قرص نان را برداشت» . گفت: «من آن قرص نان را برداشتم» . فرمود : «همه از آن تو باشد» . سپس از او جدا گشت . سپس دو مرد در آن بيابان به وى رسيدند ، حال آن كه آن مال با وى بود . خواستند آن را از وى بگيرند و او را بكشند . وى گفت: «بياييد آن را ميان خود ، سه بخش كنيم . پس يكى از شما به آبادى اى رود كه غذايى براى ما بخرد تا بخوريم» . سپس يكى از خويش را فرستادند ؛ او با خود گفت: «چرا اينان را با خود در اين مال شريك سازم؟ من در اين غذا سمى مى ريزم و آن دو را مى كشم و خود ، اين مال را به تنهايى صاحب مى شوم» . پس چنين كرد . آن دو هم گفتند: «چرا يك سوم مال را به وى دهيم؟ چون بازگردد ، وى را مى كشيم و مال را ميان خويش تقسيم مى كنيم» . آن گاه كه بازگشت ، آن دو وى را كشتند و از آن غذا خوردند و مردند . پس آن مال در بيابان بماند و آن سه در كنارش مرده افتادند . عيسى عليه السلام در آن حالت بر ايشان برگذشت و به يارانش فرمود: «اين است دنيا ؛ پس از آن ، برحذر باشيد» .

.

راجع : ص ۹۴۰ (مضارّ التّكاثر) .

.

ر .ك : ص۹۴۱ (زيان هاى فخرفروشى با ثروت).

.

۱ / ۷مَضارُّ التَّكاثُرِ أعظَمُ مِن مَضارِّ الفَقرِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما أخشى عَلَيكُمُ الفَقرَ ، ولكِن أخشى عَلَيكُمُ التَّكاثُرَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي زَهرَةُ الدُّنيا وكَثرَتُها . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي أن يَكثُرَ لَهُمُ المالُ فَيَتَحاسَدوا ويَقتَتِلوا . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إنّي لَستُ أخشى عَلَيكُم أن تُشرِكوا ، ولكِنّي أخشى عَلَيكُمُ الدُّنيا أن تَنافَسوها . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :إنَّما أتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي ثَلاثَ خِصالٍ : أن يَتَأَوَّلُوا القُرآنَ عَلى غَيرِ تَأويلِهِ ، أو يَبتَغوا زَلَّةَ العالِمِ ، أو يَظهَرَ فيهِمُ المالُ حَتّى يَطغَوا ويَبطَروا . (5)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۳ / ۱۷۸ / ۸۰۸۰ وص ۶۴۶ / ۱۰۹۵۸ وفيه «واللّه ما أخشى» ، المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۵۸۲ / ۳۹۷۰ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۸۲ / ۱۰۳۱۴ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۳ / ۲۲۰ / ۶۲۴۱ .

2) .تفسير الطبري : ۱۳ / الجزء ۲۵ / ۳۰ عن قتادة ، تفسير الكشّاف : ۳ / ۴۰۴ ؛ تفسير نور الثقلين : ۴ / ۵۷۹ / ۹۱ .

3) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۲۷ .

4) .صحيح البخاري : ۴ / ۱۴۸۶ / ۳۸۱۶ وج ۱ / ۴۵۱ / ۱۲۷۹ نحوه ، السنن الكبرى : ۴/ ۲۱ / ۶۸۱۰، الطبقات الكبرى : ۲ / ۲۰۵ ، الزهد لابن المبارك : ۱۷۵ / ۵۰۴ كلّها عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال : ۳ / ۲۱۹ / ۶۲۳۸ .

5) .الخصال : ۱۶۴ / ۲۱۶ عن محمّد بن كعب ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۳ / ۷ .

۱ / ۷ زيان هاى فخرفروشى با ثروت ، بيش از زيان هاى فقر است

۱ / ۷زيان هاى فخرفروشى با ثروت ، بيش از زيان هاى فقر استپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من از فقر بر شما بيم ندارم ؛ اما از فخرفروشى با ثروت ، بر شما بيم دارم .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن چه بيش از همه بر امت خود ، از آن بيمناكم ، شكوه و افزونىِ دنيا است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيش از هر چيز ، بر امت خود ، از آن بيم دارم كه مالشان فراوان گردد و حسد ورزند و يكديگر را بكشند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :من بر شما از شرك ورزيدن بيم ندارم ؛ بلكه از آن بيم دارم كه در دنيا اندوزى زياده روى كنيد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جز اين نيست كه بر امت خود ، پس از خويش ، از سه چيز مى ترسم : قرآن را ناروا تأويل كنند ؛ به دنبال لغزش عالم روند ؛ و يا آن قدر مال در ميانشان رواج يابد كه به سركشى و طغيان درافتند .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لَأَنَا في فِتنَةِ السَّرّاءِ أخوَفُ عَلَيكُم مِن فِتنَةِ الضَّرّاءِ ؛ إنَّكُم قَدِ ابتُليتُم بِفِتنَةِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم ، وإنَّ الدُّنيا خَضِرَةٌ حُلوَةٌ . (1)

صحيح مسلم عن أبو سعيد الخدريّ :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أخوَفُ ما أخافُ عَلَيكُم ما يُخرِجُ اللّهُ لَكُم مِن زَهرَةِ الدُّنيا . قالوا : وما زَهرَةُ الدُّنيا يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : بَرَكاتُ الأَرضِ . (2)

السنن الكبرى عن عبد اللّه بن حوالة :كُنّا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفَشَكَونا إلَيهِ العُريَ وَالفَقرَ وقِلَّةَ الشَّيءِ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أبشِروا ! فَوَاللّهِ لَأَنَا بِكَثرَةِ الشَّيءِ أخوَفُني عَلَيكُم مِن قِلَّتِهِ . (3)

مسند ابن حنبل عن عوف بن مالك :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قامَ في أصحابِهِ فَقالَ : آلفَقرَ تَخافونَ؟! أوِ العَوَزَ؟! أو تُهِمُّكُمُ الدُّنيا ؟! فَإِنَّ اللّهَ فاتِحٌ لَكُم أرضَ فارِسَ وَالرُّومِ ، وتُصَبُّ عَلَيكُمُ الدُّنيا صَبّا حَتّى لا يُزيغَنَّكُم بَعدي إن أزاغَكُم إلاّ هِيَ . (4)

مسند ابن حنبل عن أبو ذرّ :قامَ أعرابِيٌّ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، أكَلَتنَا الضَّبُعُ . قالَ : غَيرُ ذلِكَ أخوَفُ لي عَلَيكُم ؛ الدُّنيا إذا صُبَّت عَلَيكُم صَبّا ، فَيا لَيتَ اُمَّتي لا يَلبَسونَ الذَّهَبَ! (5)

.


1) .مسند أبي يعلى : ۱ / ۳۶۴ / ۷۷۶ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۸۰ / ۱۰۳۰۸ ، حلية الأولياء : ۱ / ۹۳ كلّها عن سعد [ ابن أبي وقّاص] ، كنز العمّال : ۳ / ۲۵۷ / ۶۴۳۱ .

2) .صحيح مسلم : ۲/۷۲۸/۱۲۲ ، صحيح البخاري : ۵/۲۳۶۲/۶۰۶۳ نحوه ؛ تنبيه الخواطر : ۱/۱۳۳ .

3) .السنن الكبرى : ۹ / ۳۰۲ / ۱۸۶۰۹ ، حلية الأولياء : ۲ / ۳ ، دلائل النبوّة لأبي نعيم : ۲ / ۵۴۶ / ۴۷۸ ، كنز العمّال : ۱۴ / ۱۵۵ / ۳۸۲۱۸ .

4) .مسند ابن حنبل : ۹/۲۵۶/۲۴۰۳۷ ، المعجم الكبير : ۱۸/۵۲/۹۳ ، وراجع سنن ابن ماجة : ۱/۴/ ۵ .

5) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۸۵ / ۲۱۴۲۸ وص ۱۳۰/۲۱۶۰۳ ، المعجم الأوسط : ۴/۱۹۸/۳۹۶۴ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۲۱۹ / ۶۲۳۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر آينه من از فتنه گشاده دستى ، بيش از فتنه تنگدستى ، بر شما بيمناكم . شما به فتنه تنگدستى آزموده شده ايد ؛ پس شكيبا باشيد كه دنيا خوش نقش و شيرين است .

صحيح مسلم از ابوسعيد خدرى :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «بيش از هر چيز ، از شكوه و زيبايى دنيا كه خدا ارزانى تان مى دارد ، بر شما بيمناكيم» . گفتند: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! شكوه دنيا چيست؟» فرمود: «بركت هاى زمين» .

السنن الكبرى از عبداللّه بن حواله:نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم و از بى جامگى و فقر و كم مايگى به او شكايت برديم . فرمود : «مژده باد شما را ؛ به خدا سوگند كه از پُرمايگى بيش از كم مايگى بر شما بيمناكم» .

مسند ابن حنبل از عوف بن مالك:رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان يارانش به پا خاست و فرمود: «آيا از فقر بيم داريد يا از تنگدستى يا دنيا براى شما اهميت دارد؟ همانا خداوند سرزمين فارس و روم را بر شما مى گشايد و دنيا بسى فراوان بر شما نعمت ريزد ، چندان كه پس از من ، هيچ چيز جز دنيا مايه گمراهى شما نگردد .»

مسند ابن حنبل از ابوذر :عربى بيابان نشين نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهآمد و گفت: «قحطى ما را كشت» . فرمود: «بر شما از چيزى بيش از اين مى ترسم . و آن ، هنگامى است كه دنيا بسيار بر شما نعمت ريزد . اى كاش امت من طلا بر خويش نمى پوشاندند» .

.

سنن ابن ماجة عن أبو الدرداء :خَرَجَ عَلَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهونَحنُ نَذكُرُ الفَقرَ ونَتَخَوَّفُهُ ، فَقالَ : آلفَقرَ تَخافونَ ؟! وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَتُصَبَّنَّ عَلَيكُمُ الدُّنيا صَبّا حَتّى لا يُزيغَ قَلبَ أحَدِكُم إزاغَةً إلاّ هِيَه! وَايمُ اللّهِ ، لَقَد تَرَكتُكُم عَلى مِثلِ البَيضاءِ ، لَيلُها ونَهارُها سَواءٌ . (1)

صحيح البخاري عن أبو سعيد الخدريّ :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله جَلَسَ ذاتَ يَومٍ عَلَى المِنبَرِ وجَلَسنا حَولَهُ ، فَقالَ : إنّي مِمّا أخافُ عَلَيكُم مِن بَعدي ما يُفتَحُ عَلَيكُم مِن زَهرَةِ الدُّنيا وزينَتِها . فَقالَ رَجُلٌ : يا رَسولَ اللّهِ ، أوَ يَأتِي الخَيرُ بِالشَّرِّ ؟ فَسَكَتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله . فَقيلَ لَهُ : ما شَأنُكَ تُكَلِّمُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آلهولا يُكَلِّمُكَ ؟! فَرَأَينا أنَّهُ يُنزَلُ عَلَيهِ ، قالَ : فَمَسَحَ عَنهُ الرُّحَضاءَ ، فَقالَ : أينَ السّائِلُ ؟ ـ وكَأَنَّهُ حَمِدَهُ ـ فَقالَ : إنَّهُ لا يَأتِي الخَيرُ بِالشَّرِّ ، وإنَّ مِمّا يُنبِتُ الرَّبيعُ يَقتُلُ أو يُلِمُّ ، إلاّ آكِلَةَ الخَضراءِ أكَلَت حَتّى إذَا امتَدَّت خاصِرَتاهَا استَقبَلَت عَينَ الشَّمسِ ، فَثَلَطَت وبالَت ورَتَعَت وإنَّ هذَا المالَ خَضِرَةٌ حُلوَةٌ ، فَنِعمَ صاحِبُ المُسلِمِ ما أعطى مِنهُ المِسكينَ وَاليَتيمَ وَابنَ السَّبيلِ ـ أو كَما قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ـ وإنَّهُ مَن يَأخُذُهُ بِغَيرِ حَقِّهِ كَالَّذي يَأكُلُ ولا يَشبَعُ ، ويَكونُ شَهيدا عَلَيهِ يَومَ القِيامَةِ . (2)

صحيح البخاري عن عمرو بن عوف :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ أبا عُبَيدَةَ بنَ الجَرّاحِ إلَى البَحرَينِ يَأتي بِجِزيَتِها ، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلههُوَ صالَحَ أهلَ البَحرَينِ وأمَّرَ عَلَيهِمُ العَلاءَ بنَ الحَضرَمِيِّ . فَقَدِمَ أبو عُبَيدَةَ بِمالٍ مِنَ البَحرَينِ ، فَسَمِعَتِ الأَنصارُ بِقُدومِ أبي عُبَيدَةَ ، فَوافَت صَلاةَ الصُّبحِ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَلَمّا صَلّى بِهِمُ الفَجرَ انصَرَفَ ، فَتَعَرَّضوا لَهُ ، فَتَبَسَّمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهحينَ رَآهُم وقالَ : أظُنُّكُم قَد سَمِعتُم أنَّ أبا عُبَيدَةَ قَد جاءَ بِشَيءٍ ! قالوا : أجَل يا رَسولَ اللّهِ . قالَ : فَأَبشِروا وأمِّلوا ما يَسُرُّكُم ! فَوَاللّهِ لاَ الفَقرَ أخشى عَلَيكُم ، ولكِن أخشى عَلَيكُم أن تُبسَطَ عَلَيكُمُ الدُّنيا كَما بُسِطَت عَلى مَن كانَ قَبلَكُم ، فَتَنافَسوها كَما تَنافَسوها ، وتُهلِكَكُم كَما أهلَكَتهُم . (3)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۱ / ۴ / ۵ ، كنز العمّال : ۱۱ / ۳۷۰ / ۳۱۷۷۸ .

2) .صحيح البخاري: ۲/۵۳۲/۱۳۹۶، صحيح مسلم: ۲/۷۲۹/۱۲۳، مسندابن حنبل:۴/۱۸۱/۱۱۸۶۵، سنن النسائي : ۵ / ۹۰ كلّها نحوه وراجع سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۲۳ / ۳۹۹۵ .

3) .صحيح البخاري : ۳ / ۱۱۵۲ / ۲۹۸۸ وج ۴ / ۱۴۷۳ / ۳۷۹۱ وليس فيه «صلّى بهم الفجر» ، صحيح مسلم : ۴ / ۲۲۷۴ / ۶ ، سنن ابن ماجة : ۲/۱۳۲۴/۳۹۹۷ ، سنن الترمذي : ۴/۶۴۱/۲۴۶۲ ، مسند ابن حنبل : ۶ / ۱۰۵ / ۱۷۲۳۴ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۹ / ۶۱۶۱ .

سنن ابن ماجة از ابودرداء :رسول خدا صلى الله عليه و آله بر ما وارد شد ، در حالى كه از فقر سخن گفته ، از آن بيمناك بوديم . فرمود: «آيا از فقر مى ترسيد؟ سوگند به آن كه جانم در دست او است ، دنيا آن قدر بر شما نعمت ريزد كه هيچ چيز جز آن ، دلتان را به باطل نگراياند ، به خدا سوگند! شما را ترك كردم [در حالى كه هيچ مالى باقى ننهادم ]همچون صفحه اى سراسر سپيد كه تاريك و روشنش يكسان باشد» .

صحيح البخارى از ابو سعيد خدرى :روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر نشست و ما گردش فراز آمديم . فرمود: «پس از خويش ، بر شما از زيبايى دنيا و زيور آن بيمناكم» . مردى گفت : «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! آيا خير ، شر مى آورد؟» پيامبر سكوت كرد . به آن مرد گفته شد : «چه كرده اى كه با پيامبر سخن مى گويى و او پاسخت نمى دهد؟» سپس ديديم كه پيامبر به حالت دريافت وحى است . پس عرق از رخسار خود زدود و فرمود : «آن پرسنده كجا است؟» ـ گويا قصد ستودنش را داشته باشد ـ . سپس فرمود : «هر آينه خير ، شر نمى آورد . برخى از آن چه بهار [از زمين] مى روياند ، مى كُشد يا نزديك است كه بكُشد ؛ مگر براى علف خوارى كه آن قدر مى خورد تا برابر قرص خورشيد پاى دراز كند و سرگين افكند و بول كند و بچرد . همانا اين مال ، خرم و شيرين است . پس نيكو است مالى كه همراه مسلمانى باشد كه از آن ، به بينوا و يتيم و در راه مانده احسان ورزد ـ يا تعبيرى ديگر كه پيامبر فرموده است ـ ؛ و هر آينه آن كس كه مال را به ناروا فراهم آورد ، همانند همان است كه مى خورد و سير نمى شود ؛ و روز قيامت ، مال بر زيان وى گواهى دهد» .

صحيح البخارى از عمرو بن عوف :رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوعبيدة بن جراح را به بحرين فرستاد تا جزيه آن را بستاند . پيش تر ، پيامبر صلى الله عليه و آله با مردم بحرين مصالحه نموده ، علاء بن حضرمى را بر ايشان به ولايت گماشته بود . پس ابوعبيده با مالى از بحرين بازگشت . انصار شنيدند كه وى باز آمده است . او نماز صبح را با پيامبر به جاى آورد و چون نماز را با ايشان نهاد ، خواست بازگردد . افراد بر راه او درآمدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله با ديدن آنان لبخندى زد و فرمود: «گمان دارم كه شنيده ايد ابوعبيده با مالى باز آمده است» . گفتند: «آرى ؛ اى رسول خدا صلى الله عليه و آله!» فرمود: «پس شادمان باشيد و به آن چه خرسندتان كند ، اميدوارى ورزيد! به خدا سوگند ؛ من از فقر بر شما بيم ندارم ؛ بلكه از آن بر شما مى ترسم كه دنيا بر شما گشاده گردد ، همان گونه كه بر پيشينيانتان بود ؛ و آن گاه در آن به رقابت و افزون خواهى پردازيد ، همان گونه كه پيشنيانتان پرداختند ؛ و شما را هلاك سازد ، همان سان كه ايشان را هلاك كرد» .

.

صحيح البخاري عن عقبة بن عامر :صَلّى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى قَتلى اُحُدٍ بَعدَ ثَماني سِنينَ كَالمُوَدِّعِ لِلأَحياءِ وَالأَمواتِ ، ثُمَّ طَلَعَ المِنبَرَ فَقالَ : إنّي بَينَ أيديكُم فَرَطٌ ، وأنَا عَلَيكُم شَهيدٌ ، وإنَّ مَوعِدَكُمُ الحَوضُ ، وإنّي لَأَنظُرُ إلَيهِ مِن مَقامي هذا ، وإنّي لَستُ أخشى عَلَيكُم أن تُشرِكوا ، ولكِنّي أخشى عَلَيكُمُ الدُّنيا أن تَنافَسوها . قالَ : فَكانَت آخِرَ نَظرَةٍ نَظَرتُها إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . (1)

۱ / ۸مَضارُّ التَّكاثُرِ۱ / ۸ ـ ۱الطُّغيانالكتاب :«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ . (2)»

.


1) .صحيح البخاري : ۴/۱۴۸۶/۳۸۱۶ ، السنن الكبرى : ۴/۲۱/۶۸۱۰ ، كنز العمّال: ۳/۲۱۹/۶۲۳۸ وراجع مسند ابن حنبل : ۶ / ۱۲۹ / ۱۷۳۴۹ .

2) .الشورى : ۲۷ .

۱ / ۸ زيان هاى فخرفروشى با ثروت

۱ / ۸ ـ ۱ سركشى

صحيح البخارى از عقبة بن عامر :رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از هشت سال ، بر كشتگان اُحد درود داد ، همچون درود دادن به زندگان و مردگان . سپس بر منبر فراز گشت و فرمود : «من پيش تر از شما از دنيا مى روم بر شما گواه خواهم بود ؛ و با من بر كناره حوض وعده خواهيد داشت كه من از همين جايگاه آن را مى بينم . بيم من از آن نيست كه شرك ورزيد ؛ بلكه از آن بيم دارم كه بر سر دنيا رقابت كنيد» . و اين ، واپسين بار بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم .

۱ / ۸زيان هاى فخرفروشى با ثروت۱ / ۸ ـ ۱سركشىقرآن:«و اگر خداوند روزى را بر بندگان خود فراخ مى كرد ، هر آينه در زمين ، ستم و سركشى مى كردند .»

«آرى؛ هر آينه آدمى سركشى مى كند و از حد مى گذرد * از آن رو كه خود را بى نياز و توانگر بيند .»

.

«كَلاَّ إِنَّ الاْءِنسَـنَ لَيَطْغَى * أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنَى . (1)»

«لَّقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيَآءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَ قَتْلَهُمُ الْأَمنبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ . (2)»

الحديث :الإمام عليّ عليه السلام :إنَّما اُنزِلَت هذِهِ الآيَةُ في أصحابِ الصُّفَّةِ : «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَ لَـكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ» ؛ وذلِكَ أنَّهُم قالوا : لَو أنَّ لَنا ! فَتَمَنَّوُا الدُّنيا . (3)

عنه عليه السلام :الغِنى يُطغي . (4)

عنه عليه السلامـ في بَيانِ عَجائِبِ قَلبِ الإِنسانِ ـ: إن أفادَ مالاً أطغاهُ الغِنى ، وإن عَضَّتهُ فاقَةٌ شَغَلَهُ البَلاءُ ، وإن أصابَتهُ مُصيبَةٌ فَضَحَهُ الجَزَعُ . (5)

عنه عليه السلام :ثَروَةُ المالِ تُردي وتُطغي وتَفنى . (6)

.


1) .العلق : ۶ و ۷ .

2) .آل عمران : ۱۸۱ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۴۸۳ / ۳۶۶۳ عن عبد اللّه بن سخبرة ، الدرّالمنثور : ۷ / ۳۵۲ نقلاً عن غير واحدٍ .

4) .غرر الحكم : ۲۳ .

5) .الكافي : ۸ / ۲۱ / ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، نهج البلاغة : الحكمة ۱۰۸ ، الإرشاد : ۱ / ۳۰۱ ، علل الشرايع : ۱۰۹ / ۷ عن محمّد بن سنان يرفعه إلى الإمام عليّ عليه السلام ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ۹۸ ، تحف العقول : ۹۵ ؛ كنز العمّال : ۱ / ۳۴۹ / ۱۵۶۷ نقلاً عن حلية الأولياء .

6) .غرر الحكم : ۴۷۰۷ .

«همانا خداوند سخن كسانى را كه گفتند : خدا نيازمند است و ما توانگريم ، شنيد . زودا كه آن چه را گفتند و اين كه پيامبران را به ناحق كشتند ، بنويسيم و گوييم: بچشيد عذاب سوزان را.»

حديث:امام على عليه السلام :جز اين نيست كه اين آيه درباره ياران صُفّه نازل گشت: «و اگر خداوند روزى را بر بندگان خود فراخ مى كرد ، هر آينه در زمين ، ستم و سركشى مى كردند . ليكن بدان اندازه كه خواهد ، نازل فرمايد» . و اين از آن روى بود كه گفتند: «كاش از آن ما بود!» پس دنيا را آرزو كردند .

امام على عليه السلام :توانگرى سركشى آورد .

امام على عليه السلامـ در بيان شگفتى هاى دل آدمى ـ: اگر از مال بهره مند گردد ، توانگرى به سركشى اش كشاند ؛ و اگر تنگدستى به او روى آورد ، بلا وى را به خود سرگرم سازد ؛ و اگر مصيبتى به وى رسد ، بى تابى رسوايش كند .

امام على عليه السلام :مال اندوزى مايه هلاكت و سركشى و نيستى است .

.

۱ / ۸ ـ ۲نِسيانُ اللّهِالكتاب :«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تُلْهِكُمْ أَمْوَ لُكُمْ وَ لاَ أَوْلَـدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَـسِرُونَ . (1)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِحذَرُوا المالَ! فَإِنَّهُ كانَ في ما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَدا وأقبَلَ عَلى نَفسِهِ (وعِيالِهِ) وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى ، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ ، فَقالَ لَهُم : اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم . قالوا : أوَ يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ ؟! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ وقالَ : اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ . فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ (خائِفا) فَرِقا ، وقالَ لِأَصحابِهِ : لَيِّنوا لَهُ فِي المَقالِ وقولوا لَهُ : لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا بارَكَ اللّهُ فيكَ ! قالَ لَهُم : لا . ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ لَهُ : قُم فَأَوصِ ما كُنتَ موصِيا ؛ فَإِنّي قابِضٌ روحَكَ قَبلَ أن أخرُجَ . فَصاحَ أهلُهُ وبَكَوا ، فَقالَ : اِفتَحُوا الصَّناديقَ وَاكتُبوا (أكِبّوا) ما فيهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ . ثُمَّ أقبَلَ عَلَى المالِ يَسُبُّهُ ويَقولُ لَهُ : لَعَنَكَ اللّهُ يا مالُ ! أنسَيتَني ذِكرَ رَبّي ، وأغفَلتَني عَن أمرِ آخِرَتي ؛ حَتّى بَغَتَني مِن أمرِ اللّهِ ما قَد بَغَتَني . فَأَنطَقَ اللّهُ تَعالَى المالَ فَقالَ : لِمَ تَسُبُّني وأنتَ ألأَمُ مِنّي ؟! ألَم تَكُن في أعيُنِ النّاسِ حَقيرا فَرَفَعوكَ لَمّا رَأَوا عَلَيكَ مِن أثَري ؟! ألَم تَحضُر أبوابَ المُلوكِ وَالسّادَةِ ويَحضُرُهَا الصّالِحونَ فَتَدخُلَ قَبلَهُم ويُؤَخَّرونَ ؟! ألَم تَخطُب بَناتِ المُلوكِ وَالسّاداتِ ويَخطُبُهُنَّ الصّالِحونَ فَتُنكَحُ ويُرَدّونَ؟ ! فَلَو كُنتَ تُنفِقُني في سَبيلِ الخَيراتِ لَم أمتَنِع عَلَيكَ ، ولَو كُنتَ تُنفِقُني في سَبيلِ اللّهِ لَم أنقُص عَلَيكَ ، فَلِمَ تَسُبُّني وأنتَ ألأَمُ مِنّي ؟! وإنَّما خُلِقتُ أنَا وأنتَ مِن تُرابٍ ؛ فَأَنطَلِقُ (تُرابا بَريئا) ومُنطَلِقٌ أنتَ بِإِثمي . هكَذا يَقولُ المالُ لِصاحِبِهِ ! (2)

.


1) .المنافقون : ۹ .

2) .عدّة الداعي : ۹۵ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۴ / ۲۷ .

۱ / ۸ ـ ۲ فراموش كردن خدا

۱ / ۸ ـ ۲فراموش كردن خداقرآن:«اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، مال ها و فرزندانتان شما را از ياد كرد خدا سرگرم نكنند؛ و هر كه چنان كند ، ايشانند زيانكاران .»

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از مال برحذر باشيد ؛ كه در روزگاران پيش ، مردى بود كه مال و فرزند گرد مى آورد و به خود و خانواده اش مى پرداخت و براى ايشان مال جمع مى كرد . پس فرشته مرگ نزد وى آمد و در جامه بينوايى ، در بكوفت . دربانان به سوى وى رفتند . به آنان گفت: «سرور خود را نزد من فراخوانيد» . گفتند: «آيا سرور ما به ديدار كسى چون تو آيد؟» سپس وى را راندند تا از آستانه خانه دورش كردند . ديگر بار ، آن فرشته با همان شكل آمد و گفت: «سرور خود را نزد من فراخوانيد و آگاهش كنيد كه من فرشته مرگم» . سرور آنان چون اين كلام را شنيد ، بيمناك و بس هراسان برنشست و به يارانش گفت: «با وى نرم سخن رانيد و به وى بگوييد : خدايت بركت دهاد! شايد به دنبال كسى جز سرور ما هستى » . گفت: «نه!» سپس بر وى درون شد و به او گفت: «برخيز و هر چه خواهى ، وصيت كن ؛ كه من پيش از بيرون شدن ، جانت را مى ستانم» . خانواده اش بانگ برآورده ، گريستند . مرد گفت: «صندوق ها را بگشاييد و هر چه زر و سيم در آن است ، فهرست گيريد» . آن گاه ، آن مرد به مال خود روى كرد و آن را دشنام داده ، گفت: «خدايت لعنت كناد! ياد پروردگارم را از خاطرم بردى و از كار آخرت غافلم كردى ؛ چندان كه مرا در كار خدا به سركشى واداشتى» . سپس خداى تعالى آن مال را به سخن درآورد . مال گفت: «چرا مرا دشنام مى دهى ، حال آن كه تو از من نكوهيده تر هستى؟ آيا تو در چشم مردم ، كوچك نبودى و چون اثر مرا در تو ديدند ، گرامى ات داشتند؟ آيا در محضر شاهان و بزرگان ، همراه شايستگان حضور نيافتى و پيش از ايشان وارد نشدى؟ آيا دختران شاهان و بزرگان را به همسرى نگرفتى ، حال آن كه شايستگان هم آنان را خواستگار بودند ، اما تو پذيرفته شدى و ايشان پذيرفته نگشتند؟ اگر مرا در راه خيرها صرف مى كردى ، تو را باز نمى داشتم ؛ و اگر در راه خدا مصرفم مى نمودى ، تو را نكوهش نمى كردم . پس چرا مرا دشنام مى دهى ، حال آن كه تو از من نكوهيده ترى؟ من و تو از خاك آفريده شديم ؛ و اينك من همان خاك پاكم و تو به گناه من آلوده اى» . چنين گويد مال به صاحب خويش!

.

الكافي عن أبو بصير :سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ : كانَ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهمُؤمِنٌ فَقيرٌ شَديدُ الحاجَةِ مِن أهلِ الصُّفَّةِ ، وكانَ مُلازِما لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهعِندَ مَواقيتِ الصَّلاةِ كُلِّها لا يَفقِدُهُ في شَيءٍ مِنها ، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَرِقُّ لَهُ ويَنظُرُ إلى حاجَتِهِ وغُربَتِهِ فَيَقولُ : يا سَعدُ ، لَو قَد جاءَني شَيءٌ لأََغنَيتُكَ . قالَ : فَأَبطَأَ ذلِكَ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَاشتَدَّ غَمُّ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهلِسَعدٍ ، فَعَلِمَ اللّهُ سُبحانَهُ ما دَخَلَ عَلى رَسولِ اللّهِ مِن غَمِّهِ لِسَعدٍ ، فَأَهبَطَ عَلَيهِ جَبرَئيلَ عليه السلام ومَعَهُ دِرهَمانِ ، فَقالَ لَهُ : يا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّهَ قَد عَلِمَ ما قَد دَخَلَكَ مِنَ الغَمِّ لِسَعدٍ ، أفَتُحِبُّ أن تُغنِيَهُ ؟ فَقالَ : نَعَم ، فَقالَ لَهُ : فَهاكَ هذَينِ الدِّرهَمَينِ فَأَعطِهِما إيّاهُ ومُرهُ أن يَتَّجِرَ بِهِما . قالَ : فَأَخَذَ [هُما] رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ خَرَجَ إلى صَلاةِ الظُّهرِ وسَعدٌ قائِمٌ عَلى بابِ حُجُراتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَنتَظِرُهُ ، فَلَمّا رَآهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : يا سَعدُ ، أتُحسِنُ التِّجارَةَ ؟ فَقالَ لَهُ سَعدٌ : وَاللّهِ ما أصبَحتُ أملِكُ مالاً أتَّجِرُ بِهِ ، فَأَعطاهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهالدِّرهَمَينِ وقالَ لَهُ : اِتَّجِر بِهِما وتَصَرَّف لِرِزقِ اللّهِ . فَأَخَذَهُما سَعدٌ ومَضى مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله حَتّى صَلّى مَعَهُ الظُّهرَ وَالعَصرَ ، فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : قُم فَاطلُبِ الرِّزقَ ؛ فَقَد كُنتُ بِحالِكَ مُغتَمّا يا سَعدُ . قالَ : فَأَقبَلَ سَعدٌ لا يَشتَري بِدِرهَمٍ شَيئا إلاّ باعَهُ بِدِرهَمَينِ ، ولا يَشتَري شَيئا بِدِرهَمَينِ إلاّ باعَهُ بِأَربَعَةِ دَراهِمَ ، فَأَقبَلَتِ الدُّنيا عَلى سَعدٍ ؛ فَكَثُرَ مَتاعُهُ ومالُهُ وعَظُمَت تِجارَتُهُ ، فَاتَّخَذَ عَلى بابِ المَسجِدِ مَوضِعا وجَلَسَ فيهِ فَجَمَعَ تِجارَتَهُ إلَيهِ ، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهإذا أقامَ بِلالٌ لِلصَّلاةِ يَخرُجُ وسَعدٌ مَشغولٌ بِالدُّنيا ؛ لَم يَتَطَهَّر ولَم يَتَهَيَّأ كَما كانَ يَفعَلُ قَبلَ أن يَتَشاغَلَ بِالدُّنيا ، فَكانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَقولُ : يا سَعدُ ، شَغَلَتكَ الدُّنيا عَنِ الصَّلاةِ! فَكانَ يَقولُ : ما أصنَعُ؟! اُضَيِّعُ مالي ؟! هذا رَجُلٌ قَد بِعتُهُ فَاُريدُ أن أستَوفِيَ مِنهُ ، وهذا رَجُلٌ قَدِ اشتَرَيتُ مِنهُ فَاُريدُ أن اُوفِيَهُ . قالَ : فَدَخَلَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهمِن أمرِ سَعدٍ غَمٌّ أشَدُّ مِن غَمِّهِ بِفَقرِهِ ، فَهَبَطَ عَلَيهِ جَبرَئيلُ عليه السلامفَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّهَ قَد عَلِمَ غَمَّكَ بِسَعدٍ ، فَأَيُّما أحَبُّ إلَيكَ : حالُهُ الاُولى أو حالُهُ هذِهِ ؟ فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : يا جَبرَئيلُ ، بَل حالُهُ الاُولى ، قَد أذهَبَت دُنياهُ بِآخِرَتِهِ . فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام : إنَّ حُبَّ الدُّنيا وَالأَموالِ فِتنَةٌ ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ ، قُل لِسَعدٍ يَرُدَّ عَلَيكَ الدِّرهَمَينِ اللَّذَينِ دَفَعتَهُما إلَيهِ ؛ فَإِنَّ أمرَهُ سَيَصيرُ إلَى الحالَةِ الَّتي كانَ عَلَيها أوَّلاً . قالَ : فَخَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَمَرَّ بِسَعدٍ ، فَقالَ لَهُ : يا سَعدُ ، أما تُريدُ أن تَرُدَّ عَلَيَّ الدِّرهَمَينِ اللَّذَينِ أعطَيتُكَهُما ؟ فَقالَ سَعدٌ : بَلى ومِائَتَينِ ! فَقالَ لَهُ : لَستُ اُريدُ مِنكَ يا سَعدُ إلاَّ الدِّرهَمَينِ . فَأَعطاهُ سَعدٌ دِرهَمَينِ . قالَ : فَأَدبَرَتِ الدُّنيا عَلى سَعدٍ حَتّى ذَهَبَ ما كانَ جَمَعَ ، وعادَ إلى حالِهِ الَّتي كانَ عَلَيها . (1)

.


1) .الكافي : ۵/۳۱۲/۳۸ عن أبيبصير، مشكاة الأنوار : ۴۷۳/۱۵۸۳ نحوه، بحار الأنوار : ۲۲/۱۲۳/۹۲.

الكافى از ابوبصير :از امام باقر عليه السلام شنيدم كه فرمود: «در روزگار رسول خدا صلى الله عليه و آلهمؤمن فقيرى بود كه از اهل صُفّه و بسيار نيازمند بود و همواره در اوقات نماز ، با وى همراهى مى كرد و هيچ وقتى را از دست نمى داد . پيامبر صلى الله عليه و آله به وى مهر مى ورزيد و نيازمندى و غربتش را مراقب بود و به او مى فرمود: «اى سعد! اگر مالى مرا رسد ، تو را بى نياز خواهم كرد» . اين مدت بر پيامبر طولانى گشت و اندوه وى براى سعد شدت گرفت . خداى سبحان از اندوه او براى سعد آگاه شد ؛ پس جبرئيل را با دو درهم بر وى نازل فرمود . او گفت: «اى محمّد! خداوند اندوهت را براى سعد دريافت ؛ آيا مى خواهى وى را توانگر كنى؟» فرمود: «آرى» . گفت: «اين دو درهم را به او بخش و فرمانش ده كه با آن دو تجارت كند» . رسول خدا صلى الله عليه و آله آن دو درهم را گرفت و براى نماز ظهر بيرون شد ، حال آن كه سعد بر آستانه خانه پيامبر انتظار وى را مى كشيد . چون رسول خدا صلى الله عليه و آلهاو را ديد ، فرمود: «اى سعد! آيا با تجارت ، نيك آشنايى؟» سعد پاسخ داد: «خداى را سوگند كه تا كنون مالى نداشته ام كه با آن تجارت كنم» . پيامبر صلى الله عليه و آلهآن دو درهم را به وى بخشيد و فرمود: «با اين دو تجارت كن و روزى خدا را بجوى» . سعد آن دو درهم را ستاند و همراه پيامبر روان گشت تا نماز ظهر و عصر را به جا آورد . سپس پيامبر به وى فرمود: «اى سعد! برخيز و روزى خداى را بجوى ؛ كه من از وضع تو اندوهگين بودم» . سعد در پى كار روان شد و هر چيز را كه به يك درهم خريد ، به دو درهم فروخت ؛ و هر چه را به دو درهم خريد ، به چهار درهم فروخت . پس دنيا به سعد روى آورد و كالا و مالش بسيار شد و تجارتش رونق گرفت . پس بر درِ مسجد جايگاهى گرفت و در آن جاى بنشست و تجارت خويش را در آن مكان گرد آورد . چون بلال اذان نماز را مى داد ، پيامبر صلى الله عليه و آله براى نماز بيرون مى شد ، حال آن كه سعد به كار دنيا مشغول بود و هنوز وضو نساخته و مهياى نماز نبود ، چنان كه پيش از پرداختن به دنيا مهيا مى شد . پيامبر به وى مى فرمود : «اى سعد! دنيا تو را از نماز غافل كرده است» . او مى گفت: «چه كنم؟ آيا مالم را تباه سازم؟ اين مردى است كه به او چيزى فروخته ام و اينك مى خواهم مالم را از او بستانم ؛ و اين مردى است كه از او چيزى خريده ام و اكنون مى خواهم حق وى را بپردازم» . پس پيامبر را از كار سعد اندوهى درگرفت ، بسى سخت تر از آن چه در فقر او درگرفته بود . آن گاه ، جبرئيل بر وى فرود آمد و گفت: «اى محمّد! خداوند اندوه تو را براى سعد دريافت . كدام يك برايت خواستنى تر است: حال نخست او يا حال كنونى اش؟» پيامبر فرمود: «اى جبرئيل! حال نخست او ؛ زيرا دنيايش آخرت وى را تباه كرده است» . جبرئيل گفت: «همانا دوستىِ دنيا و اموال آن ، فتنه و مايه بازداشته شدن از آخرت است . به سعد بگو كه آن دو درهم را كه به وى داده بودى ، به تو باز دهد . آن گاه ، حال وى به شكل نخست باز خواهد گشت» . پس پيامبر بيرون شد و بر سعد برگذشت و به او گفت: «اى سعد! آيا نمى خواهى دو درهمى را كه به تو داده بودم ، باز پس دهى؟» سعد گفت: «آرى ؛ بلكه دويست درهم باز مى دهم» . فرمود: «از تو جز همان دو درهم نمى خواهم ، اى سعد!» پس سعد آن دو درهم را به وى باز داد . آن گاه ، دنيا به سعد پشت كرد ، چندان كه هر چه گرد آورده بود ، از دست رفت و او به همان حال نخست بازگشت .

.

. .

. .

۱ / ۸ ـ ۳التَّخَلُّفُ عَنِ الجِهادِالكتاب :«إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَـئذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِيَآءُ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ . (1)»

«وَ إِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ جَـهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَـئذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَـعِدِينَ . (2)»

۱ / ۸ ـ ۴الاِستِدراجالكتاب :«أَ يَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِينَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِى الْخَيْرَ تِ بَل لاَّ يَشْعُرُونَ . (3)»

«وَ اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلاً * وَ ذَرْنِى وَ الْمُكَذِّبِينَ أُوْلِى النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً . (4)»

.


1) .التوبة : ۹۳ .

2) .التوبة : ۸۶ .

3) .المؤمنون : ۵۵ و ۵۶ .

4) .المزّمّل : ۱۰ و ۱۱ .

۱ / ۸ ـ ۳ سرپيچى از جهاد

۱ / ۸ ـ ۴ پله پله فرو افتادن

۱ / ۸ ـ ۳سرپيچى از جهادقرآن:«راهِ [سرزنش و عقوبت] تنها بر كسانى است كه در حالى كه توانگرند ، از تو رخصت مى خواهند؛ خشنودند كه با واپس ماندگان باشند؛ و خدا بر دل هاى آنان مهر نهاده است؛ از اين رو ، نمى دانند .»

«و چون سوره اى فرو فرستاده شود كه به خداى ايمان آوريد و همراه پيامبر او كارزار كنيد ، توانگرانشان از تو رخصت خواهند و گويند: ما را بگذار تا با نشستگان باشيم .»

۱ / ۸ ـ ۴پله پله فرو افتادنقرآن:«آيا مى پندارند كه آن چه از مال و فرزندان به آنان مى دهيم * براى ايشان در نيكى ها شتاب مى كنيم؟ نه؛ بلكه نمى فهمند .»

«و بر آن چه مى گويند ، شكيبا باش و به شيوه اى نيكو از آنان كناره گير * و مرا با آن دروغ انگاران كامران و توانگر واگذار و اندكى مهلتشان ده .»

«و كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند ، اندك اندك از جايى كه ندانند ، گرفتارشان خواهيم ساخت * و آنان را مهلت مى دهم؛ زيرا كه تدبير من استوار است .»

.

«وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـئايَـتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ * وَ أُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ . (1)»

«وَ لاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌ لِّئَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ . (2)»

الحديث :مسند ابن حنبل عن عقبة بن عامر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتَ اللّهَ يُعطِي العَبدَ مِنَ الدُّنيا عَلى مَعاصيهِ ما يُحِبُّ ، فَإِنَّما هُوَ استِدراجٌ . ثُمَّ تَلا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَ بَ كُلِّ شَىْ ءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُواْ أَخَذْنَـهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ (3)» . (4)

الكافي عن سماعة بن مهران :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ» قالَ : هُوَ العَبدُ يُذنِبُ الذَّنبَ ؛ فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعمَةُ مَعَهُ تُلهيهِ تِلكَ النِّعمَةُ عَنِ الاِستِغفارِ مِن ذلِكَ الذَّنبِ . (5)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ يُمهِلُ الظّالِمَ حَتّى يَقولَ : قَد أهمَلَني ، ثُمَّ يَأخُذُهُ أخذَةً رابِيَةً . إنَّ اللّهَ حَمِدَ نَفسَهُ عِندَ هَلاكِ الظّالِمينَ فَقالَ : «فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَـلَمُواْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ (6)» . (7)

.


1) .الأعراف : ۱۸۲ و ۱۸۳ .

2) .آل عمران : ۱۷۸ .

3) .الأنعام : ۴۴ .

4) .مسند ابن حنبل: ۶/۱۲۲/۱۷۳۱۳، المعجم الكبير : ۱۷/۳۳۱/۹۱۳، شعب الإيمان: ۴/۱۲۸/۴۵۴۰ كلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۱۱ / ۹۰ / ۳۰۷۴۳ ؛ تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۳۲ نحوه .

5) .الكافي : ۲ / ۴۵۲ / ۳ ، بحار الأنوار : ۵ / ۲۱۸ / ۱۱ .

6) .الأنعام : ۴۵ .

7) .أعلام الدين : ۳۱۵ ، بحار الأنوار : ۷۵ / ۳۲۱ / ۵۰ نقلاً عن كنز الفوائد .

«و كسانى كه كافر شدند ، مپندارند كه مهلتى به آنان مى دهيم خير آن ها است؛ همانا مهلتشان مى دهيم تا بر گناه بيفزايند؛ و ايشان را عذابى خوار كننده است .»

حديث:مسند ابن حنبل از عقبة بن عامر از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه ديدى خداوند بهره دنيا را به بنده اى عطا فرمايد تا به گناهانى كه خواهد ، پردازد ، اين جز پله پله فرو افتادنش نيست . ـ سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت فرمود ـ : «پس چون آن چه را بدان پند داده شدند ، فراموش كردند ، درهاى همه چيز را بر آنان بگشوديم و چون بدان چه داده شدند شادمان گشتند ، ناگهان بگرفتيمشان ؛ پس همان دم نوميد شدند» .

الكافى از سماعة بن مهران:از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند پرسيدم: «اندك اندك از جايى كه ندانند ، گرفتارشان خواهيم ساخت» . فرمود : «او بنده اى است كه گناه مى كند و باز نعمتى كه با او است ، بدو داده مى شود و همان نعمت او را از آمرزش خواهى براى آن گناه غافل مى كند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند ظالم را مهلت مى دهد تا بگويد: «خدا مرا رها نهاده است» . سپس وى را سخت گرفتار مى كند . خداوند خود را به گاه هلاكت ظالمان ستوده و فرموده است: «پس بيخ و بن گروهى كه ستم كردند ، بريده شد ؛ و سپاس و ستايش خداى را است ، پروردگار جهانيان» .

.

عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتَ اللّهَ عز و جل يُعطِي العِبادَ ما يَشاؤونَ عَلى مَعاصيهِم إيّاهُ ، فَذلِكَ استِدراجٌ مِنهُ لَهُم . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتَ اللّهَ عز و جل يُعطِي العِبادَ ما يُحِبّونَ وهُم عَلى ما يَكرَهُ ، فَليَعلَموا أنَّهُم فِي استِدراجٍ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتَ اللّهَ يُعطي عَلَى المَعاصي ، فَذلِكَ استِدراجٌ مِنهُ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ اللّهَ لَذو أناةٍ وحِلمٍ عَظيمٍ ؛ لَقَد حَلُمَ عَن كَثيرٍ عَن فَراعِنَةِ الأَوَّلينَ وعاقَبَ فَراعِنَةً ، فَإِن يُمهِلهُ اللّهُ فَلَن يَفوتَهُ ، وهُوَ لَهُ بِالمِرصادِ عَلى مَجازِ طَريقِهِ . (4)

عنه عليه السلام :إنَّهُ مَن وُسِّعَ عَلَيهِ في ذاتِ يَدِهِ فَلَم يَرَ ذلِكَ استِدراجا ، فَقَد أمِنَ مَخوفا . (5)

عنه عليه السلام :إذا رَأَيتَ اللّهَ سُبحانَهُ يُتابِعُ عَلَيكَ النِّعَمَ مَعَ المَعاصي ، فَهُوَ استِدراجٌ لَكَ . (6)

الإمام الحسين عليه السلام :الاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أن يُسبِغَ عَلَيهِ النِّعَمَ ، ويَسلُبَهُ الشُّكرَ . (7)

.


1) .الشكر لابن أبي الدنيا : ۲۷ / ۳۲ عن عقبة بن عامر وراجع كنز العمّال : ۱۱ / ۹۰ / ۳۰۷۴۳ .

2) .الفردوس : ۱ / ۲۷۶ / ۱۰۷۳ عن عقبة بن عامر .

3) .بحار الأنوار : ۶۷ / ۱۹۸ نقلاً عن تفسير مجمع البيان .

4) .الإرشاد : ۱ / ۲۷۵ ، ولعل «عن فراعنة» تصحيف «من فراعنة» .

5) .نهج البلاغة: الحكمة ۳۵۸ ، تحف العقول : ۲۰۶ ، التمحيص: ۴۸ / ۷۵ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار: ۷۲ / ۵۱ / ۷۰ .

6) .غرر الحكم : ۴۰۴۷ .

7) .تحف العقول : ۲۴۶ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۱۷ / ۷ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه ديدى خداوند بندگان را با آن كه معصيت وى مى كنند ، هر چه خواهند عطا فرمايد ، اين پله پله فرو افكندنشان از جانب خدا است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون ديدى كه خداوند به بندگان هر چه دوست دارند ، عطا فرمايد ، حال آن كه ايشان چنانند كه او ناخشنود است ، پس بدانند كه پله پله سقوط مى كنند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه ديدى خداوند در عين ارتكاب گناهانِ [بندگان ، به ايشان ]عطا مى فرمايد ، اين پله پله فرو افكندن ايشان است .

امام على عليه السلام :همانا خداوند داراى بردبارى و شكيبايى بسيار است ؛ بر فرعون هاى فراوان در روزگاران پيش شكيبايى ورزيده و برخى را هم كيفر فرموده است . اما اگر خدا كسى را مهلت دهد ، او را وانگذارد ، بلكه همواره بر مسير وى در كمين او است .

امام على عليه السلام :همانا هر كه در آن چه دارد ، بر وى گشايش آورده شود و او اين را نشانه پله پله فرو افتادن نداند ، خود را از چيزى هراسناك ايمن پنداشته است .

امام على عليه السلام :هر گاه ديدى خداى سبحان با آن كه مرتكب گناهان مى شوى ، نعمت ها را به تو عطا مى فرمايد ، اين پله پله فرو افتادن تو است .

امام حسين عليه السلام :پله پله فرو افكندن از جانب خدا براى بنده اش چنين است كه به وى پياپى نعمت دهد و [توفيق] شكر را از وى بگيرد .

.

عنه عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: اللّهُمَّ لا تَستَدرِجني بِالإِحسانِ ، ولا تُؤَدِّبني بِالبَلاءِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أهبَطَ مَلَكا إلَى الأَرضِ ، فَلَبِثَ فيها دَهرا طَويلاً ، ثُمَّ عَرَجَ إلَى السَّماءِ ، فَقيلَ لَهُ : ما رَأَيتَ ؟ قالَ : رَأَيتُ عَجائِبَ كَثيرَةً ، وأعجَبُ ما رَأَيتُ أنّي رَأَيتُ عَبدا مُتَقَلِّبا في نِعمَتِكَ يَأكُلُ رِزقَكَ وَيَدَّعِي الرُّبوبِيَّةَ ؛ فَعَجِبتُ مِن جُرأَتِهِ عَلَيكَ ومِن حِلمِكَ عَنهُ ! فَقالَ اللّهُ عز و جل : فَمِن حِلمي عَجِبتَ ؟ قالَ : نَعَم (يا رَبِّ) . قالَ : قَد أمهَلتُهُ أربَعَمِائَةِ سَنَةٍ لا يَضرِبُ عَلَيهِ عِرقٌ ، ولا يُريدُ مِنَ الدُّنيا شَيئا إلاّ نالَهُ ، ولا يَتَغَيَّرُ عَلَيهِ فيها مَطعَمٌ ولا مَشرَبٌ ! (2)

عنه عليه السلام :إذا أحدَثَ العَبدُ ذَنبا جُدِّدَ لَهُ نِعمَةٌ ، فَيَدَعُ الاِستِغفارَ ؛ فَهُوَ الاِستِدراجُ .

عنه عليه السلامـ (3)عِندَما سُئِلَ عَنِ الاِستِدراجِ ـ: هُوَ العَبدُ يُذنِبُ الذَّنبَ فَيُملى لَهُ ، ويُجَدَّدُ لَهُ عِندَهَا النِّعَمُ فَتُلهيهِ عَنِ الاِستِغفارِ مِنَ الذُّنوبِ ؛ فَهُوَ مُستَدرَجٌ مِن حَيثُ لا يَعلَمُ . (4)

أعلام الدين :رُوِيَ أنَّ اللّهَ ـ سُبحانَهُ وتَعالى ـ إذا لَم يَكُن لَهُ فِي العَبدِ حاجَةٌ فَتَحَ عَلَيهِ الدُّنيا . (5)

.


1) .الدرّه الباهرة : ۲۴ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۲۷ / ۹ .

2) .الخصال : ۴۱ / ۳۱ عن إبراهيم بن (أبي) زياد ، مشكاة الأنوار : ۵۰۲ / ۱۶۸۰ وفيه «أملكته» بدل «أمهلته» و «أتاه» بدل «ناله» ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۳۸۱ / ۱ نقلاً عن الأمالي للصدوق .

3) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۹۰ / ۲۲۵۴ ، تفسير مجمع البيان : ۱۰ / ۵۱۰ ، بحار الأنوار : ۵ / ۲۱۵ .

4) .الكافي : ۲ / ۴۵۲ / ۲ عن ابن رئاب عن بعض أصحابه ، بحار الأنوار : ۵ / ۲۱۸ / ۱۰ .

5) .أعلام الدين : ۲۷۸ ، بحار الأنوار : ۸۱ / ۱۹۵ / ۵۲ .

امام حسين عليه السلامـ در دعايش ـ: بار خدايا! مرا با احسان ، پله پله فرو مينداز و با بلا تأديبم مفرما .

امام صادق عليه السلام :همانا خداوند والاى شكوهمند فرشته اى بر زمين فرودآورد . وى روزگارى دراز در زمين بماند و سپس به آسمان فراز رفت . به وى گفته شد: «چه ديدى؟» گفت: «شگفتى هاى بسيار ديدم و از همه شگفت تر آن كه بنده اى ديدم كه از نعمت تو برخوردار است و روزى تو مى خورد ، حال آن كه ادعاى خدايى دارد . شگفت زده شدم از جرأتى كه او بر تو مى ورزد و صبرى كه تو بر او دارى!» خداوند فرمود: «آيا از صبر من شگفت زده شدى؟» گفت: «آرى ، پروردگارم» . فرمود: «چهارصد سال به وى مهلت دادم ، بى آن كه آفتى به او رسد ؛ و هر چه از دنيا خواسته به آن دست يافته و خوردنى و آشاميدنى اش برقرار بوده است» .

امام صادق عليه السلام:هرگاه بنده اى گناهى كند ، نعمت بر او تازه مى شود و وى آمرزش خواهى را وا مى گذارد ؛ و اين است پله پله فرو افتادن .

امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به پرسش درباره استدراج [پله پله فروافتادن ]ـ: آن چنين است كه بنده اى گناه كند و به وى فرصت داده شود و باز به او نعمت عطا گردد و آن نعمت وى را از آمرزش خواهى براى آن گناه بازدارد ؛ پس وى از جايى كه نداند ، پله پله فروافتاده است .

اعلام الدين:روايت شده كه خداى منزه والا هر گاه در بنده اى خيرى نبيند ، دنيا را بر وى مى گشايد .

.

۱ / ۸ ـ ۵كَثرَةُ الهُمومِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ مالَ الدُّنيا كُلَّمَا ازدادَ كَثرَةً وعِظَما اِزدادَ صاحِبُهُ بَلاءً ؛ فَلا تَغبِطوا أصحابَ الأَموالِ إلاّ بِمَن جادَ بِمالِهِ في سَبيلِ اللّهِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن كَثُرَ مالُهُ كَثُرَ هَمُّهُ ، ومَن كَثُرَ هَمُّهُ افتَرَقَ قَلبُهُ في أودِيَةٍ شَتّى ، فَلَم يُبالِ اللّهَ عز و جل أيَّها سَلَكَ ؛ ومَن كانَ هَمُّهُ هَمّا واحِدا كَفاهُ اللّهُ عز و جلهُمومَ الدُّنيا . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن جَعَلَ الدُّنيا أكبَرَ هَمِّهِ فَرَّقَ اللّهُ عَلَيهِ هَمَّهُ ، وجَعَلَ فَقرَهُ بَينَ عَينَيهِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :بِقَدرِ القِنيَةِ يَتَضاعَفُ الحُزنُ وَالغُمومُ . (4)

عنه عليه السلام :القِنيَةُ يَنبوعُ الأَحزانِ . (5)

الإمام الحسين عليه السلام : كُلَّما زيدَ صاحِبُ المالِ مالاًزيدَ في هَمِّهِ وفِي الاِشتِغالِ قَد عَرَفناكَ يا مُنَغِّصَةَ العَيشِويا دارَ كُلِّ فانٍ وبالِ لَيسَ يَصفو لِزاهِدٍ طَلَبُ الزُّهدِإذا كانَ مُثقَلاً بِالعِيالِ (6)

.


1) .الأمالي للصدوق : ۴۴۳ / ۵۹۱ ، بشارة المصطفى : ۵۷ كلاهما عن أبي هريرة وفيه «جاء» بدل «جاد» ، بحار الأنوار : ۳۸ / ۱۹۷ / ۵ .

2) .إصلاح المال : ۱۵۲ / ۲۳ عن ضمرة بن حبيب .

3) .عوالي اللآلي : ۱ / ۲۷۲ / ۹۴ ؛ سنن الترمذي : ۴ / ۶۴۲ / ۲۴۶۵ عن أنس ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۷۵ / ۴۱۰۵ عن زيد بن ثابت وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۱۸۴ / ۶۰۷۷ نقلاً عن المعجم الكبير عن أبي الدرداء .

4) .غرر الحكم : ۴۲۷۸ .

5) .غرر الحكم : ۳۹۵ .

6) .تاريخ دمشق : ۱۴ / ۱۸۶ ، البداية والنهاية : ۸ / ۲۰۹ كلاهما عن الأعمش .

۱ / ۸ ـ ۵ اندوه فراوان

۱ / ۸ ـ ۵اندوه فراوانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا هر چه مال دنيا افزون تر و سنگين تر گردد ، بلاى صاحب آن بيش تر مى شود . پس به حال ثروتمندان غبطه مخوريد ، مگر به حال آن كس كه مالش را در راه خدا ببخشد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه مالش افزون گردد ، اندوهش بسيار شود ؛ و هر كه اندوهش بسيار گردد ، دلش در وادى هاى گوناگون افتد و از خدا پروا نكند كه در كدام وادى رود . و آن كه تنها يك دلمشغولى داشته باشد ، خدا از اندوه هاى دنيا رهايش فرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه دنيا را برترين دلمشغولى خود سازد ، خداوند اندوهش را بر وى بپراكند و فقرش را بر پيشانى اش قرار دهد .

امام على عليه السلام :به اندازه دارايى ، اندوه و غم افزون گردد .

امام على عليه السلام :مال ، سرچشمه غم ها است .

امام حسين عليه السلام: هر چه مال كسى افزوده شود ،اندوه و دلمشغولى اش بيش تر گردد . ما تو را شناخته ايم اى تيره ساز زندگىو اى خانه هر فناپذير و هر نيست شونده . زاهد را آن گاه كه نان خورانش سنگينى كنندزهد ناب فراهم نگردد .

.

الإمام الصادق عليه السلام :خَمسَةٌ لا يَنامونَ : الهامُّ بِدَمٍ يَسفِكُهُ ، وذُو المالِ الكَثيرِ لا أمينَ لَهُ ... . (1)

۱ / ۸ ـ ۶كَثرَةُ الذُّنوبِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَتَمَنَّوا كَثرةَ المالِ ؛ فَإِنَّ كَثرَةَ المالِ تُكثِرُ الذُّنوبَ . (2)

الإمام الصادق عليه السلام :أوحَى اللّهُ عز و جل إلى موسى عليه السلام : يا موسى ، لا تَفرَح بِكَثرَةِ المالِ . . . فَإِنَّ كَثرَةَ المالِ تُنسِي الذُّنوبَ . (3)

۱ / ۸ ـ ۷فَسادُ القُلوبِالإمام عليّ عليه السلام :كَثرَةُ المالِ تُفسِدُ القُلوبَ ، وتُنشِئُ الذُّنوبَ . (4)

عنه عليه السلام :اِعلَموا أنَّ كَثرَةَ المالِ مَفسَدَةٌ لِلدّينِ ، مَقساةٌ لِلقُلوبِ . (5)

.


1) .من لا يحضره الفقيه : ۱ / ۵۰۳ / ۱۴۴۶ ، الخصال : ۲۹۶ / ۶۴ كلاهما عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ۷۶ / ۱۷۹ / ۴ .

2) .الفردوس : ۵ / ۴۴ / ۷۴۰۷ ، كشف الخفاء : ۲ / ۳۴۹ / ۲۹۹۲ كلاهما عن أبي هريرة .

3) .الكافي : ۲ / ۴۹۷ / ۷ عن السكوني وج ۸ / ۴۵ / ۸ عن عليّ بن عيسى رفعه نحوه ، الخصال : ۳۹ / ۲۳ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، علل الشرايع : ۸۱ / ۲ ، مسائل عليّ بن جعفر : ۳۴۴ / ۸۴۹ كلاهما عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عن الإمام الصادق عليهماالسلام ، الجعفريّات : ۲۳۵ ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۳ / ۹ .

4) .غرر الحكم : ۷۱۰۹ .

5) .تحف العقول : ۱۹۹ ، بحار الأنوار : ۱ / ۱۷۵ / ۴۱ .

۱ / ۸ ـ ۶ بسيار شدن گناهان

۱ / ۸ ـ ۷ فاسد شدن دل ها

امام صادق عليه السلام :پنج تن را خواب نباشد : كسى كه در پى خونى است ؛ و آن كه مال بسيار دارد و امينى نمى يابد ... .

۱ / ۸ ـ ۶بسيار شدن گناهانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مال بسيار آرزو مكنيد ؛ كه مال بسيار گناهان را بيفزايد .

امام صادق عليه السلام :خداوند به موسى عليه السلام وحى فرمود: «اى موسى! از فراوانى مال شادمان مشو ... ؛ كه مال بسيار گناهان را از ياد مى برد .

۱ / ۸ ـ ۷فاسد شدن دل هاامام على عليه السلام :فراوانى مال ، دل ها را فاسد مى كند و سرچشمه گناهان است .

امام على عليه السلام :بدانيدكه بسيارىِ مال ، مايه تباهى دين و سنگدلى است .

.

۱ / ۸ ـ ۸سَوادُ الوُجوهِالإمام عليّ عليه السلام :بَينَما نَحنُ عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَجودُ بِنَفسِهِ ـ وهُوَ مُسَجّىً بِثَوبٍ [و]مُلاءَةٍ خَفيفَةٍ عَلى وَجهِهِ ، فَمَكَثَ ما شاءَ اللّهُ أن يَمكُثَ ، ونَحنُ حَولَهُ بَينَ باكٍ ومُستَرجِعٍ ـ إذ تَكَلَّمَ وقالَ : اِبيَضَّت وُجوهٌ ، وَاسوَدَّت وُجوهٌ . . . وَاسوَدَّتِ الوُجوهُ ، أصحابُ الأَموالِ . (1)

۱ / ۸ ـ ۹سَلوَةُ الوارِثِالإمام عليّ عليه السلام :المالُ سَلوَةُ الوُرّاثِ . (2)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: كَثرَةُ مالِ المَيِّتِ تُسَلّي وَرَثَتَهُ عَنهُ . (3)

۱ / ۸ ـ ۱۰شِدَّةُ المَوتِالإمام عليّ عليه السلامـ في وَصفِ موت الماخوذين على القِرّة ـ: يُفَكِّرُ فيمَ أفنى عُمرَهُ ، وفيمَ أذهَبَ دَهرَهُ! ويَتَذَكَّرُ أموالاً جَمَعَها ، أغمَضَ في مَطالِبِها ، وأخَذَها مِن مُصَرَّحاتِها ومُشتَبِهاتِها ، قَد لَزِمَتهُ تَبِعاتُ جَمعِها ، وأشرَفَ عَلى فِراقِها ، تَبقى لِمَن وَراءَهُ يَنعَمونَ فيها ويَتَمَتَّعونَ بِها ، فَيَكونُ المَهنَأُ لِغَيرِهِ وَالعِب ءُ عَلى ظَهرِهِ . (4)

.


1) .بحار الأنوار : ۲۲ / ۴۹۴ / ۴۰ نقلاً عن كتاب الطرف عن الحسين بن موسى بن جعفر عن أبيه عن جدّه عليهم السلام .

2) .غرر الحكم : ۴۵۱ و ح ۳۷۸ وفيه «الوارث» بدل «الورّاث» .

3) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۲۷ / ۷۴۱ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ۶ / ۱۶۴ / ۳۳ .

۱ / ۸ ـ ۸ سياه رويى

۱ / ۸ ـ ۹ ناز و نعمت براى وارث

۱ / ۸ ـ ۱۰ سختىِ مرگ

۱ / ۸ ـ ۸سياه رويىامام على عليه السلام :نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم ، آن گاه كه در آستانه ارتحال بود ، در حالى كه پارچه اى او را پوشانده بود و پَراندازى بر چهره داشت . پس مدتى دراز سكوت فرمود و ما در پيرامونش گاه مى گريستيم و گاه «انا للّه وانا اليه راجعون» مى گفتيم . سپس لب به سخن گشود و فرمود: «برخى چهره ها سفيدند و برخى ، سياه . . . و صاحبان اموال سياه رويند» .

۱ / ۸ ـ ۹ناز و نعمت براى وارثامام على عليه السلام :مال ، ناز و نعمت براى وارثان است .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: فراوانىِ مال آن كه مى ميرد ، وارثانش را از ياد او غافل مى كند .

۱ / ۸ ـ ۱۰سختىِ مرگامام على عليه السلامـ در وصف جان كندنِ فريفتگان دنيا ـ: آدمى بدين مى انديشد كه عمرش را در چه كارى صرف كرده و روزگارش را چه سان سپرى نموده است . و اموالى را كه گرد آورده به ياد مى آورد و اين كه در فراهم كردن آن ها چه چشم پوشى ها كرده و از راه هاى بى شبهه يا باشبهه آن ها را به دست آورده و پيامدهاى گردآورى آن ها دامنش را گرفته و اكنون در آستانه جدا شدن از آن ها است و آن مال ها براى ديگران باقى مى ماند تا از آن برخوردار گردند و لذت برند ؛ بدين سان گوارايى اش براى ديگران و بارش بر دوش او است .

.

۱ / ۸ ـ ۱۱شِدَّةُ الحِسابِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :ذُو الدِّرهَمَينِ أشَدُّ حِسابا مِن ذِي الدِّرهَمِ ، وذُو الدّينارَينِ أشَدُّ حِسابا مِن ذِي الدّينارِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَا اقتَرَبَ عَبدٌ مِن سُلطانٍ إلاّ تَباعَدَ مِنَ اللّهِ ، ولا كَثُرَ مالُهُ إلاَّ اشتَدَّ حِسابُهُ . (2)

الإمام عليّ عليه السلام :المالُ حِسابٌ ، الظُّلمُ عِقابٌ . (3)

۱ / ۸ ـ ۱۲صُعوبَةُ النَّجاةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ أمامَكُم عَقَبَةً كَؤودا ، لا يَجوزُهَا المُثقِلونَ . (4)

معجم السفر عن أنس :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لأَِبي ذَرٍّ : إنَّ بَينَ أيدينا عَقَبَةً كَؤودا ، لا يُجاوِزُها إلاَّ المُخِفّونَ . قالَ أبو ذَرٍّ : أنَا مِنهُم يا رَسولَ اللّهِ ؟ فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : لَكَ قوتُ يَومٍ أو لَيلَةٍ ؟ قالَ : لا . قالَ : فَأَنتَ مِنَ المُخِفّينَ . (5)

.


1) .كنز العمّال : ۳ / ۱۹۳ / ۶۱۱۸ نقلاً عن الحاكم في تاريخه عن أبي هريرة وراجع شُعب الإيمان : ۷ / ۳۷۷ / ۱۰۶۴۷ .

2) .ثواب الأعمال : ۳۱۰ / ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، النوادر للراوندي : ۸۹ / ۲۰ ، أعلام الدين : ۴۰۸ وفيه «طال» بدل «اشتدّ» ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۷ / ۷

3) .غرر الحكم : ۱۸۳ .

4) .المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۶۱۸ / ۸۷۱۳ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۳۰۹ / ۱۰۴۰۸ كلاهما عن أبي الدرداء ، كنز العمّال : ۴ / ۲۱۰ / ۱۰۱۹۱ ؛ تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۱۷ عن أبي الدرداء وفي صدره «إنّ للّه من ورائكم ...» ، تفسير مجمع البيان : ۱۰ / ۷۵۰ ، الأمالي للسيّد المرتضى : ۴ / ۲۰۰ .

5) .معجم السفر : ۴۳۵ / ۱۴۸۲ ، كنز العمّال : ۳ / ۲۲۹ / ۶۲۸۷ نقلاً عن السنن الكبرى وكلاهما عن أنس وراجع المعجم الأوسط : ۵ / ۱۰۷ / ۴۸۰۹ .

۱ / ۸ ـ ۱۱ حسابرسى سخت

۱ / ۸ ـ ۱۲ دشوارى نجات يافتن

۱ / ۸ ـ ۱۱حسابرسى سختپيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن كه دو درهم دارد ، حسابرسى اش سخت تر از آن است كه يك درهم دارد ؛ و آن كه دو دينار دارد ، حسابرسى اش سخت تر از آن است كه يك دينار دارد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى به حاكم نزديك نگردد ، مگر آن كه از خدا دور شود ؛ و مالش افزون نگردد ، جز آن كه حسابرسى اش سخت شود .

امام على عليه السلام :مال را حسابرسى است و ظلم را كيفر .

۱ / ۸ ـ ۱۲دشوارى نجات يافتنپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا پيش روى شما گردنه اى بس سخت قرار دارد كه گرانباران از آن گذر نتوانند كرد .

معجم السفر از انس :رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود: «همانا پيش روى ما گردنه اى دشوار است كه تنها سبكباران از آن گذر توانند كرد» . ابوذر گفت: «آيا من از جمله ايشانم؟» پيامبر به وى فرمود: «آيا غذاى يك روز يا شبت را دارى؟» گفت: «نه!» . فرمود: «پس تو از سبكبارانى» (1).

.


1) .قابل توجه است كه اين روايت از نظر سند فاقد اعتبار لازم است و مى توان آن را بر سبكبارترين افراد در قيامت حمل كرد .

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الأَكثَرونَ هُمُ الأَسفَلونَ يَومَ القِيامَةِ ، إلاّ مَن قالَ بِالمالِ هكَذا وهكَذا ، وكَسَبَهُ مِن طَيِّبٍ . (1)

صحيح البخاري عن أبو ذرّ :كُنتُ أمشي مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في حَرَّةِ المَدينَةِ عِشاءً ، اِستَقبَلَنا اُحُدٌ ، فَقالَ : يا أبا ذَرٍّ ، ما اُحِبُّ أنَّ اُحُدا لي ذَهَبا ، يَأتي عَلَيَّ لَيلَةٌ أو ثَلاثٌ عِندي مِنهُ دينارٌ إلاّ أرصُدُهُ لِدَينٍ ، إلاّ أن أقولَ بِهِ في عِبادِ اللّهِ هكَذا وهكَذا وهكَذا . وأرانا بِيَدِهِ . ثُمَّ قالَ : يا أبا ذَرٍّ . قُلتُ : لَبَّيكَ وسَعدَيكَ يا رَسولَ اللّهِ ! قالَ : الأَكثَرونَ هُمُ الأَقَلّونَ ، إلاّ مَن قالَ هكَذا وهكَذا . (2)

صحيح البخاري عن أبو ذرّ :اِنتَهَيتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَقولُ في ظِلِّ الكَعبَةِ : هُمُ الأَخسَرونَ ورَبِّ الكَعبَةِ ! هُمُ الأَخسَرونَ ورَبِّ الكَعبَةِ ! قُلتُ : ما شَأني؟ أيُرى فِيَّ شَيءٌ ، ما شَأني ؟ فَجَلَستُ إلَيهِ وهُوَ يَقولُ ، فَمَا استَطَعتُ أن أسكُتَ ، وتَغَشّاني ما شاءَ اللّهُ ، فَقُلتُ : مَن هُم ـ بِأَبي أنتَ واُمّي! ـ يا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : الأَكثَرونَ أموالاً ، إلاّ مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا . (3)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۸۴ / ۴۱۳۰ عن أبي ذرّ وح ۴۱۳۱ عن أبي هريرة ، مسند ابن حنبل : ۸ / ۹۱ / ۲۱۴۵۶ عن أبي ذرّ وكلاهما نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۳۵۳ / ۱۶۰۲۳ وراجع تاريخ بغداد : ۷ / ۲۶۴ / ۳۷۴۷ .

2) .صحيح البخاري: ۵/۲۳۱۲/۵۹۱۳، صحيح مسلم: ۲/۶۸۷/۳۲، مسند ابن حنبل: ۸/۸۰/۲۱۴۰۵، السنن الكبرى : ۱۰ / ۳۱۸ / ۲۰۷۶۸ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۳۵۶ / ۱۶۰۳۷ وراجع الأدب المفرد : ۲۳۹ / ۸۰۳ .

3) .صحيح البخاري : ۶/۲۴۴۷/۶۲۶۲ ، صحيح مسلم: ۲/۶۸۶/۳۰، مسند ابن حنبل: ۸/۹۴/۲۱۴۶۹، السنن الكبرى : ۱۰ / ۴۷ / ۱۹۸۱۳ وح ۱۹۸۱۲ كلّها نحوه .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آنان كه بيش تر دارند ، در روز قيامت در جايگاهى پست ترند ، مگر آن كه دارنده مال آن را در اين و آن [كار خير] صرف مايد و از راه درست به دستش آورده باشد .

صحيح البخارى از ابوذر :شبانگاهى همراه پيامبر صلى الله عليه و آله در زمينى سنگلاخ بيرون مدينه قدم مى زدم . كوه اُحد پيش روى ما بود . وى فرمود : «اى ابوذر! من دوست نمى دارم كه كوه احد از طلا گردد و براى من باشد و يك يا سه شب بر من در رسد و دينارى از آن نزدم باشد ، جز اين كه آن را براى پرداخت وامى كنار نهم ؛ مگر اين كه آن را در راه بندگان خدا به چنين و چنين و چنين [كار خير ]زنم» . و با دستش به ما علامت داد . سپس فرمود: «اى ابوذر!» . گفتم: «از جان و دل در خدمتم ، اى رسول خدا صلى الله عليه و آله . فرمود: «آنان كه بيش تر دارند ، كم مايه ترند ؛ مگر آن كه كسى چنين و چنين [كار خير ]كند» .

صحيح البخارى از ابوذر :نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم ، در حالى كه در سايه كعبه مى فرمود: «سوگند به پروردگار كعبه! ايشان زيانكارانند . سوگند به پروردگار كعبه! ايشان زيانكارانند» . [با خود] گفتم: «حال من چه سان است؟ آيا در من كاستى اى است؟ حال من چه سان است؟» پس نزد وى نشستم ، در حالى كه مى فرمود: «حال كه آن چه خدا خواسته ، ذهن مرا به خود مشغول داشته ، نمى توانم سكوت ورزم» . گفتم: «پدرم و مادرم فداى تو باد! آنان كيانند اى رسول خدا؟» فرمود: «همانان كه مال بسيار دارند ، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين [كار خير] كند» .

.

التوحيد عن زيد بن وهب عن أبي ذرّ :خَرَجتُ لَيلَةً مِنَ اللَّيالي فَإِذا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيَمشي وَحدَهُ لَيسَ مَعَهُ إنسانٌ ، فَظَنَنتُ أنَّهُ يَكرَهُ أن يَمشِيَ مَعَهُ أحَدٌ ، قالَ : فَجَعَلتُ أمشي في ظِلِّ القَمَرِ ، فَالتَفَتَ فَرَآني ، فَقالَ : مَن هذا ؟ قُلتُ : أبو ذَرٍّ جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ ! قالَ : يا أبا ذَرٍّ تَعالَ . فَمَشَيتُ مَعَهُ ساعَةً ، فَقالَ : إنَّ المُكثِرينَ هُمُ الأَقَلّونَ يَومَ القِيامَةِ ، إلاّ مَن أعطاهُ اللّهُ خَيرا ، فَنَفَحَ مِنهُ بِيَمينِهِ وشِمالِهِ وبَينَ يَدَيهِ ووَراءَهُ ، وعَمِلَ فيهِ خَيرا . (1)

سنن الترمذي عن المعرور بن سويد عن أبي ذرّ :جِئتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهوهُوَ جالِسٌ في ظِلِّ الكَعبَةِ ، قالَ : فَرَآني مُقبِلاً ، فَقالَ : هُمُ الأَخسَرونَ ـ ورَبِّ الكَعبَةِ ـ يَومَ القِيامَةِ . قالَ : فَقُلتُ : ما لي؟ لَعَلَّهُ اُنزِلَ فِيَّ شَيءٌ ! قالَ : قُلتُ : مَن هُم فِداكَ أبي واُمّي! ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : هُمُ الأَكثَرونَ إلاّ مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا . فَحَثا بَينَ يَدَيهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ ، ثُمَّ قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ! لا يَموتُ رَجُلٌ فَيَدَعُ إبِلاً أو بَقَرا لَم يُؤَدِّ زَكاتَها إلاّ جاءَتهُ يَومَ القِيامَةِ أعظَمَ ما كانَت وأسمَنَهُ ، تَطَؤُهُ بِأَخفافِها ، وتَنطَحُهُ بِقُرونِها؛ كُلَّما نَفِدَت اُخراها عادَت عَلَيهِ اُولاها، حَتّى يُقضى بَينَ النّاسِ . (2)

.


1) .التوحيد : ۲۵ / ۲۴ وص ۴۰۹ / ۹ ، بحار الأنوار : ۳ / ۷ / ۱۷ ؛ صحيح البخاري : ۵ /۲۳۶۶/ ۶۰۷۸، صحيح مسلم : ۲ / ۶۸۸ / ۳۳ ، حلية الأولياء : ۵ / ۶۵ نحوه .

2) .سنن الترمذي : ۳ / ۱۲ / ۶۱۷ ، سنن النسائي : ۵ / ۱۰ ، مسند ابن حنبل : ۸ / ۸۱ / ۲۱۴۰۹ وص ۴۱۴ / ۲۱۵۴۷ ، السنن الكبرى : ۴ / ۱۶۴ / ۷۲۸۴ والثلاثة الأخيرة نحوه .

التوحيد از زيد بن وهب از ابوذر :شبى از شب ها بيرون شدم و رسول خدا صلى الله عليه و آلهرا ديدم كه تنها قدم مى زند و هيچ كس با وى نيست . گمان كردم كه وى دوست نمى دارد كسى با او همراه باشد . پس در سايه ماه به گام زدن پرداختم . وى مرا ديد و فرمود : «كيست؟» گفتم: «خدا مرا فداى تو سازد ؛ ابوذرم» . فرمود: «اى ابوذر! پيش آى» . پس چندى با وى قدم زدم . فرمود: «در روز قيامت ، آنان كه بيش تر دارند ، كم مايه ترند ، مگر آن كس كه خدا به وى خير عطا فرموده باشد و او از آن ، به راست و چپ و پيش رو و پشت سر ببخشد و با آن ، كار نيك كند» .

سنن الترمذى از معرور بن سويد از ابوذر :نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهرفتم كه در سايه كعبه نشسته بود . مرا ديد كه پيش مى آيم . فرمود : «به خدا سوگند كه در روز قيامت ، آنان زيانكارند» . [با خود] گفتم: «مرا چه شده است؟ شايد درباره من چيزى نازل گشته است» . پس به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم: «پدر و مادرم فدايت! آنان كيانند؟» فرمود: «آنان بيشينه دارانند ، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين [كار خير ]كند» . سپس قدرى خاك به پيش رو و راست و چپ خود پاشيد و فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست او است! هيچ كس نمى ميرد كه از خود شتر يا گاوى بر جا نهد كه زكاتش را ادا نكرده باشد ، مگر آن كه روز قيامت آن حيوان ، فربه تر و بزرگ تر ، آيد و او را لگدمال كند و با شاخ هايش وى را براند ؛ و اين كار پياپى از سر گرفته شود تا در ميان مردم بر وى حكم شود» .

.

۱ / ۸ ـ ۱۳الهَلاكالكتاب :«فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَ بَ كُلِّ شَىْ ءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُواْ أَخَذْنَـهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ . (1)»

«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِى زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا يَــلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـرُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ * وَ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَــلِحًا وَ لاَ يُلَقَّـلـهَآ إِلاَّ الصَّـبِرُونَ * فَخَسَفْنَا بِهِ وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُنتَصِرِينَ * وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْكَـفِرُونَ . (2)»

«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَـمُ وَ النَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ * وَ كَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِىَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِى أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَـهُمْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُمْ . (3)»

«أَ فَلَمْ يَسِيرُواْ فِى الْأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَـقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ ءَاثَارًا فِى الْأَرْضِ فَمَآ أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ * فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَـتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ .» (4)

«أَ وَ لَمْ يَسِيرُواْ فِى الْأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَـقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثَارُواْ الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهَآ أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَـتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْـلِمَهُمْ وَ لَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْـلِمُونَ . (5)»

.


1) .الأنعام : ۴۴ .

2) .القصص : ۷۹ ـ ۸۲ .

3) .محمّد : ۱۲ و ۱۳ .

4) .غافر : ۸۲ و ۸۳ .

5) .الروم : ۹ .

۱ / ۸ ـ ۱۳ نابودى

۱ / ۸ ـ ۱۳نابودىقرآن:«پس چون آن چه را بدان پند داده شدند ، فراموش كردند ، درهاى همه چيز را بر آنان بگشوديم تا چون بدان چه داده شدند شادمان گشتند ، ناگهان بگرفتيمشان؛ پس همان دم نوميد شدند.»

«پس بر قوم خود در آرايش خويش بيرون آمد . كسانى كه خواستار زندگانى اين جهان بودند ، گفتند: اى كاش مانند آن چه به قارون داده شده ، ما را مى بود؛ كه همانا او داراى بهره اى بزرگ است * و كسانى كه به آنان دانش داده شده ، گفتند : واى بر شما! پاداش خدا براى كسى كه ايمان آورده و كار نيك و شايسته كرده ، بهتر است؛ و اين را فرا نمى گيرند مگر شكيبايان * پس او و خانه اش را به زمين فرو برديم؛ و هيچ گروهى نبود كه او را در برابر خدا يارى كند و خود نيز از بازدارندگان عذاب از خويش نبود * و آنان كه ديروز جايگاه او را آرزو مى كردند ، در حالى بامداد كردند كه مى گفتند: واى! گويى خدا است كه روزى را براى هر كه از بندگان خود بخواهد ، فراخ مى كند و تنگ مى گرداند؛ اگر نه اين بود كه خدا بر ما منت نهاد ، هر آينه ما را نيز به زمين فرو مى برد؛ واى ، گويى كافران رستگار نمى شوند .»

«همانا خدا كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند ، به بهشت هايى درآورَد كه از زير آن ها جوى ها روان است. و كسانى كه كافر شدند ، كام و بهره مى گيرند و همانند چهارپايان مى خورند و آتش دوزخ جايگاهشان است * و بسا شهرها كه از شهر تو كه بيرونت كردند ، نيرومندتر بودند؛ هلاكشان كرديم و هيچ ياورى نداشتند .»

«آيا در زمين گردش نكرده اند تا بنگرند كه سرانجامِ كسانى كه پيش از آنان بودند ، چه سان بود؛ آنان كه از ايشان نيرومندتر بودند و نشانه هاى به جا مانده بيش ترى در زمين داشتند؛ پس آن چه فراهم مى كردند ، به كارشان نيامد * پس چون پيامبرانشان با نشانه ها و دليل هاى روشن بديشان آمدند ، آنان بدان چه از دانش نزدشان بود ، دلْ خوش كردند و آن چه به آن استهزا مى كردند ، آنان را فراگرفت .»

«آيا در زمين نگشتند تا ببينند سرانجامِ كسانى كه پيش از آنان بودند ، چه سان شد؟ آنان از اينان نيرومندتر بودند و زمين را شيار كردند و بيش از آن چه اينان آبادش كردند ، آن را آباد ساختند؛ و پيامبرانشان با حجت هاى روشن بديشان آمدند؛ پس خدا بر آن نبود كه بر آنان ستم كند ، بلكه خود بر خويشتن ستم مى كردند .»

.

«فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُواْ فِى الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قَالُواْ مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَ وَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ الَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ كَانُواْ بِـئايَـتِنَا يَجْحَدُونَ . (1)»

«أَ وَ لَمْ يَسِيرُواْ فِى الْأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَـقِبَةُ الَّذِينَ كَانُواْ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ءَاثَارًا فِى الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ . (2)»

«فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةَ بِمَا ظَـلَمُواْ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . (3)»

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَـفِقِينَ وَ الْمُنَـفِقَـتِ وَ الْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَــلِدِينَ فِيهَا هِىَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ * كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَ أَكْثَرَ أَمْوَ لاً وَ أَوْلَـدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلَـقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلَـقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُم بِخَلَـقِهِمْ وَ خُضْتُمْ كَالَّذِى خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَــلُهُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الأَْخِرَةِ وَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَـسِرُونَ . (4)»

«وَ قَطَّعْنَـهُمُ اثْنَتَىْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَ أَوْحَيْنَآ إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَـلـهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْعَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَ ظَـلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَـمَ وَ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَـتِ مَا رَزَقْنَـكُمْ وَ مَا ظَـلَمُونَا وَ لَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْـلِمُونَ * وَ إِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ وَ كُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُواْ حِطَّةٌ وَ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيـئـتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ * فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَـلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِى قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَظْـلِمُونَ * وَسْـئلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِى السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَ يَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَ لِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ إِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَـلَمُواْ بِعَذَابِم بَـئيسِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ . (5)»

.


1) .فصّلت : ۱۵ .

2) .غافر : ۲۱ .

3) .النمل : ۵۲ .

4) .التوبة : ۶۸ و ۶۹ .

5) .الأعراف : ۱۶۰ ـ ۱۶۵ .

«اما عاد ، در زمين به ناروا گردن كشى كردند و گفتند: كيست نيرومندتر از ما؟ آيا نديدند كه آن خداى كه آنان را آفريده ، از ايشان نيرومندتر است؟ و آن ها آيات ما را انكار مى كردند .»

«آيا در زمين گردش نكرده اند تا بنگرند كه سرانجامِ كسانى كه پيش از آنان بودند ، چه سان بود؟ آنان از اينان نيرومندتر و داراى آثار بازمانده بيش ترى در زمين بودند؛ پس خداوند آنان را به سزاى گناهانشان بگرفت و ايشان را از خدا هيچ نگاه دارنده اى نبود .»

«اينك خانه هاشان به ستمى كه كردند ، ويران و تهى مانده است. هر آينه در آن ، براى گروهى كه بدانند ، نشانه و عبرتى است.»

«خداوند مردان و زنان منافق و كافران را آتش دوزخ وعده كرده است كه در آن جاويدانند؛ همان بس است آن ها را و خداى لعنتشان كرده و آنان را عذابى است پاينده * [شما كافران و منافقان ]همانند كسانى [هستيد] كه پيش از شما بودند ، در حالى كه از شما نيرومندتر و داراى اموال و فرزندان بيش تر بودند ، از بهره خويش برخوردار شدند و شما نيز از بهره خود برخوردار شديد ، هم چنان كه آنان كه پيش از شما بودند ، از بهره خويش برخوردار شدند و [در سخنان باطل ]فرو رفتيد ، چنان كه آن ها فرو رفتند . آنان كارهايشان در اين جهان و آن جهان تباه و برباد شد؛ و آنانند زيانكاران.»

«و آنان را به دوازده قبيله كه گروه هايى [از نوادگان يعقوب] بودند ، بخش كرديم؛ و به موسى آن گاه كه قومش از او آب خواستند ، وحى كرديم كه عصايت را بر آن سنگ بزن ، پس دوازده چشمه از آن جوشيد ، هر گروهى آبشخور خويش را بشناخت . و ابر را بر آنان سايبان ساختيم؛ و بر آنان مَنّ و سلوى فرو فرستاديم [و گفتيم:] از پاكيزه هايى كه روزى تان كرده ايم ، بخوريد. و بر ما ستم نكردند ، بلكه بر خويشتن ستم مى كردند * و [ياد كن] آن گاه كه به آنان گفته شد در اين شهر جاى گيريد و از نعمت آن ، هر جا كه خواهيد بخوريد و گوييد : گناهان ما را فرو نه؛ و سجده كنان از دروازه درآييد تا گناهانتان را بيامرزيم. زودا كه نيكوكاران را [پاداش نيك] بيفزاييم * اما كسانى از آن ها كه ستم كردند ، سخنى جز آن كه به آنان گفته شده بود ، به جاى آن گفتند؛ پس به سزاى آن كه ستم مى كردند ، عذابى از آسمان بر آنان فرستاديم * و ايشان را از شهرى كه كنار دريا بود؛ بپرس؛ آن گاه كه درباره شنبه از اندازه در مى گذشتند ، هنگاميكه ماهيانشان در روز شنبه آشكارا و به انبوهى نزد آن ها مى آمدند و روزى كه شنبه نمى گرفتند ، به نزدشان نمى آمدند. اين گونه، آنان را به سبب آن كه نافرمانى مى كردند، مى آزموديم * و آن گاه كه گروهى از آنان گفتند: چرا گروهى را پند مى دهيد كه خدا هلاك كننده آن ها است يا عذاب كننده آنان به عذابى سخت است؟ گفتند: تا عذرى باشد نزد پروردگارتان و شايد كه پرهيزگارى كنند * پس چون پندى را كه به آن ها داده شده بود ، فراموش كردند ، كسانى را كه از بدى باز مى داشتند ، رهانيديم و كسانى را كه ستم كردند ، به سزاى نافرمانى كه مى كردند ، به عذابى سخت بگرفتيم .»

.

«وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّبِىٍّ إِلآَّ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِالْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ * ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّ قَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا الضَّرَّآءُ وَ السَّرَّآءُ فَأَخَذْنَـهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لاَ يَشْعُرُونَ . (1)»

«وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـبٍ وَ حَفَفْنَـهُمَا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا * كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَ لَمْ تَظْـلِم مِّنْهُ شَيْـئا وَ فَجَّرْنَا خِلَــلَهُمَا نَهَرًا * وَ كَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَـحِبِهِ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَرًا * وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـذِهِ أَبَدًا * وَ مَآ أَظُنُّ السَّـاعَةَ قَآئِمَةً وَ لَـئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا * قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاًلَّـكِنَّاْ هُوَ اللَّهُ رَبِّى وَ لاَ أُشْرِكُ بِرَبِّى أَحَدًا وَ لَوْ لاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَ وَلَدًا * فَعَسَى رَبِّى أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَآءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا * أَوْ يُصْبِحَ مَآؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَـلَبًا * وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّى أَحَدًا * وَ لَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مُنتَصِرًا * هُنَالِكَ الْوَلَـايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ عُقْبًا . (2)»

.


1) .الأعراف : ۹۴ و ۹۵ .

2) .الكهف : ۳۲ ـ ۴۴ .

«و ما هيچ پيامبرى را در هيچ آبادى و شهرى نفرستاديم ، مگر آن كه مردمِ آن را به سختى و گزند گرفتار كرديم تا شايد زارى كنند * سپس به جاى بدى ، نيكى آورديم تا فزونى يافتند و گفتند: پدران ما را نيز سختى و راحت رسيد ؛ پس ايشان را ناگهان ، در حالى كه آگاهى نداشتند ، بگرفتيم .»

«و براى آنان [داستانِ] دو مردى را مثل بزن كه به يكى از آن ها دو بوستان از تاك ها داديم و بر گردِ آن ها خرمابُن ها و در ميان آن ها كشتزارى پديد كرديم * هر دو بوستان ميوه خود را مى داد و چيزى از آن نمى كاست؛ و ميان آن دو بوستان جويى فراخ روان ساختيم * و او را ميوه ها بود؛ پس به يار خود كه با وى گفت و گو مى كرد ، گفت : من به مال ، از تو بيش تر و به افراد ، توانمندترم * و به بوستان خويش درآمد ، در حالى كه بر خويشتن ستمكار بود ، گفت: نپندارم كه اين بوستان هيچ گاه تباه و نابود گردد * و نپندارم كه رستاخيز برپا شود؛ و اگر هم به سوى خداوندم بازگردانده شوم ، هر آينه بهتر از اين ، بازگشتگاهى بيابم * يارش كه با او گفت و گو مى كرد ، گفت: آيا به آن [خداى ]كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه مردى راست بالا و تمام اندام كرد ، كافر شده اى؟ * اما من [مى گويم: ]او است خداى يكتا ، پروردگار من؛ و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى سازم * و چرا آن گاه كه به بوستانت درآمدى ، نگفتى : هر چه خداى خواهد [همان شود]؛ نيرويى جز به يارى خداوند نيست؟ اگر مرا به مال و فرزند ، كم تر از خود مى بينى * اميد است كه پروردگارم مرا بهتر از بوستان تو دهد و بر بوستان تو از آسمان عذابى آتشبار بفرستد تا زمينى هموار و بى گياه گردد * يا آب آن به زمين فرو شود تا جُستنِ آن هرگز نتوانى * و ميوه هايش نابود گشت؛ پس بامداد دو دست خويش [به پشيمانى و اندوه] بر آن چه در آن هزينه كرده بود ، مى گردانيد و به هم مى ماليد ، در حالى كه داربست هاى تاك هايش فروريخته بود؛ و مى گفت: اى كاش كسى را با پروردگارم شريك نساخته بودم * و او را از غير خدا گروهى نبود كه يارى اش كند و نه خود ، يارى كننده خويش بود * آن جا ، يارى و كارسازى تنها از آنِ خداى حق است؛ او به پاداش دادن ، بهتر و به سرانجام ، نيكوتر است .»

.

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :هَلاكُ رِجالِ اُمَّتي في تَركِ العِلمِ وجَمعِ المالِ . (1)

مسند ابن حنبل عن أبو سعيد الخدريّ :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : هَلَكَ المُثرونَ . قالوا : إلاّ مَن ؟ قالَ : هَلَكَ المُثرونَ . قالوا : إلاّ مَن ؟ قالَ : هَلَكَ المُثرونَ . قالَ : حَتّى خِفنا أن يَكونَ قَد وَجَبَت . قالَ : إلاّ مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا ، وقَليلٌ ما هُم . (2)

الأمالي للمفيد عن أبو هريرة :كُنتُ أمشي مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نَخلٍ لِبَعضِ أهلِ المَدينَةِ ، فَقالَ : يا أبا هُرَيرَةَ ، هَلَكَ المُكثِرونَ إلاّ مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ حَثا بِكَفِّهِ عَن يَمينِهِ وعَن يَسارِهِ وبَينَ يَدَيهِ ـ وقَليلٌ ما هُم . (3)

الأمالي للمفيد عن شقيق :دَخَلَ عَلَيها [ أي اُمِّ سَلَمَةَ زَوجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ]عَبدُ الرَّحمانِ بنُ عَوفٍ ، فَقالَ : يا اُمَّه ، قَد خِفتُ أن تُهلِكَني كَثرَةُ مالي ؛ أنَا أكثَرُ قُرَيشَ مالاً . قالَت : يا بُنَيَّ فَأَنفِق ؛ فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : مِن أصحابي مَن لا يَراني بَعدَ أن اُفارِقَهُ . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :يا كُمَيلُ ، هَلَكَ خُزّانُ الأَموالِ وهُم أحياءٌ . (5)

.


1) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۳ ، إرشاد القلوب : ۱۸۳ .

2) .مسند ابن حنبل : ۴ / ۱۰۵ / ۱۱۴۹۱ ، مسند أبي يعلى : ۲ / ۲۸ / ۱۰۷۸ نحوه .

3) .مسند ابن حنبل: ۳/۱۸۰/۸۰۹۱ وص۶۱۷/۱۰۷۹۹، المستدرك على الصحيحين:۱/۶۹۸/۱۹۰۱، مسند إسحاق بن راهويه : ۱ / ۲۹۱ / ۲۶۶ كلّها نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۷۳۰ / ۸۵۹۶ .

4) .الأمالي للمفيد : ۳۸ / ۵ ، بحار الأنوار : ۲۸ / ۲۲ / ۳۱ ؛ مسند أبي يعلى : ۶ / ۲۸۲ / ۶۹۶۷ ، مسند ابن حنبل : ۱۰ / ۲۱۷ / ۲۶۷۵۶ نحوه .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۱۴۷ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ۱۰۵ ، كمال الدين : ۲۹۱ / ۲ ،تحف العقول : ۱۷۰ ، الأمالي للمفيد : ۲۴۹ / ۳ ، الأمالي للطوسي : ۲۰ / ۲۳ وليس فيهما «وهم أحياء» وكلّها عن كميل وفيها «مات» بدل «هلك» ، بحار الأنوار : ۲۳ / ۴۶ / ۹۱ .

حديث:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هلاكت افراد امت من در ترك دانش و گردآورى مال است .

مسند ابن حنبل از ابوسعيد خدرى :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «ثروت اندوزان هلاك گشتند» . گفتند: «مگر چه كسانى؟» فرمود: «ثروت اندوزان هلاك گشتند .» گفتند: «مگر چه كسانى؟» فرمود: «ثروت اندوزان هلاك گشتند» . و اين چندان بود كه ما بيم ورزيديم هلاكت آنان قطعى باشد . سپس فرمود: «مگر كسى كه چنين و چنين و چنين [در كار خير] صرف كند ؛ و آنان اندكند» .

امالى مفيد از ابوهريره :همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله در نخلستانى از آنِ يكى از اهل مدينه قدم مى زدم . وى فرمود : «اى ابوهريره! بسيارداران هلاك گردند ، مگر آنان كه چنين و چنين و چنين [كار خير] كنند ـ و سه بار با كف دستش به راست و چپ و مقابلش خاك پاشيد ـ ؛ و اينان اندكند» .

امالى مفيد از شقيق :عبدالرحمان بن عوف نزد ام سلمه ، همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ، درآمد و گفت : «مادر! بيم دارم فراوانىِ مالم مرا هلاك كند ؛ چرا كه در قريش بيش از همه مال دارم» . فرمود : «پسرم! انفاق كن ؛ كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : از جمله اصحاب من ، كسى است كه پس از آن كه از وى جدا گردم ، ديگر او را نبينم » .

امام على عليه السلام :اى كميل! مال اندوزان ، در حالى كه زنده اند ، مرده اند !

.

۱ / ۸ ـ ۱۴شَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِالكتاب :«فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَ لُهُمْ وَ لآَ أَوْلَـدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ تَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَ هُمْ كَـفِرُونَ . (1)»

«أَ يَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِينَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِى الْخَيْرَ تِ بَل لاَّ يَشْعُرُونَ . (2)»

الحديث :الإمام عليّ عليه السلام :ثَروَةُ الدُّنيا فَقرُ الآخِرَةِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :إيّاكَ أن تُطمِحَ نَفسَكَ إلى مَن فَوقَكَ ، وكَفى بِما قالَ اللّهُ عز و جللِرَسولِهِ صلى الله عليه و آله : «فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَ لُهُمْ وَ لآَ أَوْلَـدُهُمْ (4). (5)»

راجع : ص ۹۰۸ (الخصائص السلبية للثّروة) . ص ۹۸۶ (التحذير من التّرف) .

.


1) .التوبة : ۵۵ ، وانظر الآية ۸۵ .

2) .المؤمنون : ۵۵ و ۵۶ .

3) .غرر الحكم : ۴۷۰۵ .

4) .انظر : ص ۳۹۲ (المبادئ الأخلاقية / النظر إلى الأدنى معيشةً) .

5) .الكافي : ۸ / ۱۶۸ / ۱۸۹ وج ۲ / ۱۳۷ / ۱ عن الإمام الباقر عليه السلاموفيه «بصرك» بدل «نفسك» ، الزهد للحسين بن سعيد : ۱۲ / ۲۴ و ليس فيه «نفسك» وكلّها عن عمرو بن سعيد بن هلال ، مشكاة الأنوار : ۲۳۲ / ۶۵۵ عن الإمام الباقر عليه السلاموفيه «فكثيرا ما» بدل «و كفى بما» ، بحار الأنوار : ۱۶ / ۲۸۰ / ۱۲۰ وج ۷۳ / ۱۷۲ / ۱۳ .

۱ / ۸ ـ ۱۴ شر دنيا و آخرت

۱ / ۸ ـ ۱۴شر دنيا و آخرتقرآن:«مال ها و فرزندانشان تو را به شگفت نياورَد . جز اين نيست كه خدا مى خواهد تا بدان ها ايشان را در زندگى عذاب كند و در حالى كه كافرند ، جانشان برآيد .»

«آيا مى پندارند كه آن چه از مال و فرزندان به آن ها مى دهيم ، براى ايشان در [رساندنِ ]نيكى ها شتاب مى كنيم؟ [نه؛] بلكه نمى فهمند .»

حديث:امام على عليه السلام :ثروت دنيا ، فقر آخرت است .

امام صادق عليه السلام :مبادا چشم خود را به آن كه بيش از تو دارد ، بدوزى ؛ كه بس است آن چه خداوند به رسول خويش فرمود : «مال ها و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد» .

ر .ك : ص۹۰۹ (ويژگى هاى منفى ثروت) . ص۹۸۷ (پرهيز دادن از نازپروردگى).

.

۱ / ۸ ـ ۱۵جوامِعُ مضارّ التَّكاثُرِالكتاب :«عُتُلِّ بَعْدَ ذَ لِكَ زَنِيمٍ * أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَ بَنِينَ * إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ ءَايَـتُنَا قَالَ أَسَـطِيرُ الْأَوَّلِينَ . (1)»

«أَفَرَءَيْتَ الَّذِى كَفَرَ بِـئايَـتِنَا وَ قَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالاً وَ وَلَدًا . (2)»

«يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالاً لُّبَدًا . (3)»

«ذَرْنِى وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَ جَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَّمْدُودًا * وَ بَنِينَ شُهُودًا . (4)»

«وَ أَمَّا مَن بَخِلَ وَ اسْتَغْنَى * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى * وَ مَا يُغْنِى عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى . (5)»

«وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِى جَمَعَ مَالاً وَ عَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ . (6)»

«تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ * مَآ أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ . (7)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ في جَمعِ المالِ خَمسَةَ أشياءَ : العَناءَ في جَمعِهِ ، وَالشُّغلَ عَن ذِكرِ اللّهِ بِإِصلاحِهِ ، وَالخَوفَ مِن سالِبِهِ وسارِقِهِ ، وَاحتِمالَ اسمِ البُخلِ لِنَفسِهِ ، ومُفارَقَةَ الصّالِحينَ لأَِجلِهِ . وفي تَفريقِهِ خَمسَةَ أشياءَ : راحَةَ النَّفسِ مِن طَلَبِهِ ، وَالفَراغَ لِذِكرِ اللّهِ مِن حِفظِهِ ، وَالأَمنَ مِن سالِبِهِ وسارِقِهِ ، وَاكتِسابَ اسمِ الكِرامِ لِنَفسِهِ ، ومُصاحَبَةَ الصّالِحينَ . (8)

.


1) .القلم : ۱۳ ـ ۱۵ .

2) .مريم : ۷۷ .

3) .البلد : ۶ .

4) .المدّثّر : ۱۱ ـ ۱۳ .

5) .الليل : ۸ ـ ۱۱ .

6) .الهمزة : ۱ ـ ۳ .

7) .المسد : ۱ و ۲ .

8) .المواعظ العدديّة : ۲۶۲ .

۱ / ۸ ـ ۱۵ مجموعه زيان هاى زراندوزى

۱ / ۸ ـ ۱۵مجموعه زيان هاى زراندوزىقرآن:«پس از اين همه ، سخت دل و بدخو و بى تبار است * از آن رو كه داراى مال و پسران است * چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد كه افسانه هاى پيشينيان است .»

«آيا ديدى آن كس را كه به آيات ما كافر شد و گفت: البته به من مال و فرزند داده شود ؟»

«گويد : مالى فراوان را نابود كردم .»

«مرا با آن كه به تنهايى آفريدمش ، واگذار * و او را مال فراوان دادم * و پسرانى حاضر [نزد وى] .»

«و اما هر كه بخل ورزيد و بى نيازى نمود * و آن [وعده نيكو] را انكار كرد و دروغ انگاشت * پس به زودى او را براى راه دشوار آماده سازيم * و آن گاه كه هلاك شد ، مالش به كارش نيايد .»

«واى بر هر بدگوى طعنه زننده * آن كه مالى را فراهم ساخته ، آن را پياپى مى شمرد * مى پندارد كه مالش وى را جاويد و پاينده مى دارد .»

«بريده باد دو دست ابولهب؛ و نابود باد خود او * مالش و آن چه به دست آورده ، او را سود ندهد .»

حديث :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا در گردآورى مال ، پنج چيز است: رنج بردن در گردآوردنش ؛ غافل شدن از ياد خدا به سبب پرداختن به آن ؛ بيم از واگيرنده و رباينده آن ؛ تحمل كردن نام بخل بر خويش ؛ و جدايى از شايستگان براى [نگاه داشتِ] آن . و در بركنارى از مال ، پنج چيز است: آسايش جان از جست و جوى آن ؛ فراغت يافتن از حفظ آن و پرداختن به ياد خدا ؛ ايمن بودن از واگيرنده و رباينده آن ؛ موصوف شدن به كرم ورزى ؛ و همنشينى با شايستگان .

.

صحيح مسلم عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص:قَال رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إذا فُتِحَت عَلَيكُم فارِسُ وَالرُّومُ ، أيُّ قَومٍ أنتُم ؟ قالَ عَبدُ الرَّحمانِ بنُ عَوفٍ : نَقولُ كَما أمَرَنَا اللّهُ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أو غَيرُ ذلِكَ ؛ تَتَنافَسونَ ، ثُمَّ تَتَحاسَدونَ ، ثُمَّ تَتَدابَرونَ ، ثُمَّ تَتَباغَضونَ ، أو نَحوَ ذلِكَ ، ثُمَّ تَنطَلِقونَ في مَساكينِ المُهاجِرينَ فَتَجعَلونَ بَعضَهُم عَلى رِقابِ بَعضٍ . (1)

حلية الأولياء عن سفيان الثوريّ :قالَ عيسى عليه السلام : . . . المالُ فيهِ داءٌ كَثيرٌ . قيلَ : يا روحَ اللّهِ ، ما داؤُهُ ؟ قالَ : لا يُؤَدّي حَقَّهُ . قالوا : فَإِن أدّى حَقَّهُ ؟ قالَ : لا يَسلَمُ مِنَ الفَخرِ وَالخُيَلاءِ . قالوا : فَإِن سَلِمَ مِنَ الفَخرِ وَالخُيَلاءِ ؟ قالَ : يَشغَلُهُ استِصلاحُهُ عَن ذِكرِ اللّهِ . (2)

البيان والتبيين عن أبو سعيد الزّاهد :قالَ عيسى عليه السلام : فِي المالِ ثَلاثُ خِصالٍ أو بَعضُها . قالوا : وما هِيَ يا روحَ اللّهِ ؟ قالَ : يَكسِبُهُ مِن غَيرِ حِلِّهِ . قالوا : فَإِن كَسَبَهُ مِن حِلِّهِ ؟قالَ : يَمنَعُهُ مِن حَقِّهِ . قالوا : فَإِن وَضَعَهُ في حَقِّهِ ؟ قالَ : يَشغَلُهُ إصلاحُهُ عَن عِبادَةِ رَبِّهِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: فِي المالِ ثَلاثُ خِصالٍ مَذمومَةٍ : إمّا أن يُكتَسَبَ مِن غَيرِ حِلِّهِ ، أو يُمنَعَ إنفاقُهُ في حَقِّهِ ، أو يُشغَلَ بِإِصلاحِهِ عَن عِبادَةِ اللّهِ تَعالى . (4)

.


1) .صحيح مسلم : ۴ / ۲۲۷۴ / ۷ ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۲۴ / ۳۹۹۶ وفيه «خزائن فارس» بدل «فارس» ، كنز العمّال : ۱۱ / ۱۱۶ / ۳۰۸۴۴ ؛ نهج الحقّ : ۳۲۱ نحوه .

2) .حلية الأولياء : ۶ / ۳۸۸ ، ربيع الأبرار : ۴ / ۱۴۵ نحوه وراجع شُعب الإيمان : ۷ / ۳۲۳ / ۱۰۴۵۸ .

3) .البيان والتبيين : ۳ / ۱۹۱ ؛ تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۶۲ وج ۲ / ۱۱۸ كلاهما نحوه .

4) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۲۴ / ۷۱۱ .

صحيح مسلم از عبداللّه بن عمرو بن عاص:رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «هرگاه سرزمين فارس و روم بر شما گشوده شود ، چگونه مردمى خواهيد بود؟» عبدالرحمان بن عوف گفت: «چنان كنيم كه خداوند به ما امر فرموده است» . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «يا جز اين [خواهيد كرد !] ؛ بر سر دنيا رقابت مى كنيد ، حسد مى ورزيد ، به هم پشت مى كنيد ، كينه مى ورزيد ، يا مانند آن ؛ سپس به سراغ مهاجران بينوا مى رويد و برخى را بر برخى ديگر مسلط مى كنيد» .

حلية الأولياء از سفيان ثورى:عيسى عليه السلام گفت: « . . . در مال ، درد بسيار است» . گفته شد: «اى روح اللّه ! درد آن چيست؟» فرمود: «[صاحبش ]حقش را ادا نكند» . گفتند: «اگر ادا كند؟» فرمود: «از فخرفروشى و تكبر سالم نماند» . گفتند: «اگر از فخرفروشى و تكبر سالم ماند؟» فرمود : «پرداختن به آن ، از ياد خدا بازش دارد» .

البيان والتبيين از ابوسعيد زاهد :عيسى عليه السلام فرمود : «در مال ، سه خصلت يا برخى از اين سه است» . گفتند: «آن ها چيستند ، اى روح اللّه !» فرمود: «آن را به شيوه غير حلال كسب مى كند» . گفتند: «اگر از راه حلال كسب كند؟» فرمود: «حق آن را ادا نمى كند» . گفتند: «اگر حقش را ادا كند؟» فرمود : «پرداختن به آن ، وى را از ياد پروردگارش باز مى دارد» .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: در مال ، سه خصلت نكوهيده است : يا از راه غير حلال كسب شود ؛ يا به حق انفاق نشود ؛ و يا با پرداختن به آن ، از عبادت خداى تعالى غفلت گردد .

.

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: لا تَرغَب فِي اقتِناءِ الأَموالِ ، وكَيفَ تَرغَبُ في ما يُنالُ بِالبَختِ لا بِالاِستِحقاقِ ، ويَأمُرُ البُخلُ وَالشَّرَهُ بِحِفظِهِ ، وَالجودُ وَالزُّهدُ بِإِخراجِهِ ؟! (1)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۳۳ / ۸۱۸ .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: به گرد آوردن مال رغبت مورز ؛ و چه سان رغبت ورزى در چيزى كه با بخت به دست آيد و نه با استحقاق ، و بخل و آزمندى به جمع كردنش فرا مى خواند ، ليكن بخشندگى و پارسايى به بذل آن فرا خواند؟

.

الفصل الثاني: التّرف۲ / ۱التَّحذيرُ مِنَ التَّرَفِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إيّاكَ وَالتَّنَعُّمَ ؛ فَإِنَّ عِبادَ اللّهِ لَيسوا بِالمُتَنَعِّمينَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :شِرارُ اُمَّتِي : الَّذينَ غُذوا بِالنَّعيمِ ونَبَتَت عَلَيهِ أجسامُهُم . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :شِرارُ اُمَّتِي : الَّذينَ وُلِدوا فِي النَّعيمِ وغُذوا بِهِ ، هِمَّتُهُم ألوانُ الطَّعامِ وألوانُ الثِّيابِ ، يَتَشَدَّقونَ فِي الكَلامِ . (3)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۲۵۸ / ۲۲۱۶۶ ، الزهد لابن حنبل : ۱۱ ، حلية الأولياء : ۵ / ۱۵۵ كلّها عن معاذ بن جبل ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۲ / ۶۱۱۱ .

2) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۷۸ ؛ مسند إسحاق بن راهويه : ۱ / ۳۴۹ / ۳۴۷ وفيه «شرّ» بدل «شرار» ، إحياء علوم الدين : ۳ / ۱۳۹ ، كنز العمّال : ۳ / ۲۱۵ / ۶۲۲۴ نقلاً عن أبي يعلى وابن عساكر وكلّها عن أبي هريرة .

3) .الزهد لابن المبارك : ۲۶۲ / ۷۵۸ عن عروة بن رويم ، المستدرك على الصحيحين : ۳ / ۶۵۷ / ۶۴۱۸ عن عبد اللّه بن جعفر ، شُعب الإيمان : ۵ / ۳۳ / ۵۶۶۹ ، تاريخ دمشق : ۲۷ / ۳۶۶ / ۵۸۳۷ كلاهما عن فاطمة عليهاالسلاموكلّها نحوه ، كنز العمّال : ۳ / ۵۶۱ / ۷۹۱۲ و ۷۹۱۳ .

فصل دوم : نازپروردگى

۲ / ۱ پرهيز دادن از نازپروردگى

فصل دوم: نازپروردگى۲ / ۱پرهيز دادن از نازپروردگىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از نازپروردگى دور باش ؛ كه بندگان خدا نازپرورده نباشند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بَدانِ امت من آنانند كه در ناز و نعمت بار آيند و پيكرهاشان در آن ، پروريده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بَدانِ امت من آنانند كه در نعمت زاده شوند و با آن بار آيند ؛ همتشان صرف غذاها و جامه هاى رنگارنگ گردد و در سخن گفتن مراعات ديگران را نكنند .

.

عنه صلى الله عليه و آله :سَيَأتي بَعدَكُم قَومٌ يَأكُلونَ أطائِبَ الدُّنيا وألوانَها ، ويَنكِحونَ أجمَلَ النِّساءِ وألوانَها ، ويَلبَسونَ أليَنَ الثِّيابِ وألوانَها ، ويَركَبونَ فُرهَ الخَيلِ وألوانَها ، لَهُم بُطونٌ مِنَ القَليلِ لا تَشبَعُ ، وأنفُسٌ بِالكَثيرِ لا تَقنَعُ ، عاكِفينَ عَلَى الدُّنيا يَغدونَ ويَروحونَ إلَيها ، اِتَّخَذوها آلِهَةً مِن دونِ إلهِهِم ، ورَبّا دونَ رَبِّهِم ، إلى أمرِهِم يَنتَهونَ ، وهَواهُم يَتَّبِعونَ . فَعَزيمَةٌ مِن مُحَمَّدِ بنِ عَبدِ اللّهِ لازِمَةٌ لِمَن أدرَكَهُ ذلِكَ الزَّمانُ مِن عَقِبِ عَقِبِكُم وخَلَفِ خَلَفِكُم ، أن لا يُسَلِّمَ عَلَيهِم ، ولا يَعودَ مَرضاهُم ، ولا يَتَّبِعَ جَنائِزَهُم ، ولا يُوَقِّرَ كَبيرَهُم ؛ فَمَن يَفعَل ذلِكَ فَقَد أعانَ عَلى هَدمِ الإِسلامِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَضى نَهمَتَهُ فِي الدُّنيا حيلَ بَينَهُ وبَينَ شَهوَتِهِ فِي الآخِرَةِ ، ومَن مَدَّ عَينَهُ إلى زينَةِ المُترَفينَ كانَ مَهيناً في مَلَكوتِ السَّماءِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :يَابنَ مَسعودٍ ، سَيَأتي مِن بَعدي أقوامٌ يَأكُلونَ طَيِّباتِ الطَّعامِ وألوانَها ، ويَركَبونَ الدَّوابَّ ، ويَتَزَيَّنونَ بِزينَةِ المَرأَةِ لِزَوجِها ، ويَتَبَرَّجونَ تَبَرُّجَ النِّساءِ ، وزِيُّهُم مِثلُ زِيِّ المُلوكِ الجَبابِرَةِ ، هُم مُنافِقو هذِهِ الاُمَّةِ في آخِرِ الزَّمانِ ، شارِبُو القَهَواتِ ، لاعِبونَ بِالكِعابِ ، راكِبُو الشَّهَواتِ ، تارِكُو الجَماعاتِ ، راقِدونَ عَنِ العَتَماتِ ، مُفَرِّطونَ فِي الغَدَواتِ ؛ يَقولُ اللّهُ تَعالى : «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا . (3)» يَابنَ مَسعودٍ ، مَثَلُهُم مَثَلُ الدِّفلى ؛ زَهرَتُها حَسَنَةٌ وطَعمُها مُرٌّ ، كَلامُهُمُ الحِكمَةُ ، وأعمالُهُم داءٌ لا تَقبَلُ الدَّواءَ ؛ «أَ فَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَآ . (4)» يَابنَ مَسعودٍ ، ما يَنفَعُ مَن يَتَنَعَّمُ فِي الدُّنيا إذا اُخلِدَ فِي النّارِ ؟! «يَعْلَمُونَ ظَـهِرًا مِّنَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الْأَخِرَةِ هُمْ غَـفِلُونَ . (5)» يَبنونَ الدُّورَ ، ويُشَيِّدونَ القُصورَ ، ويُزَخرِفونَ المَساجِدَ ، لَيسَت هِمَّتُهُم إلاَّ الدُّنيا ، عاكِفونَ عَلَيها ، مُعتَمِدونَ فيها ، آلِهَتُهُم بُطونُهُم ؛ قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ تَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ * وَ إِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ * فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (6)» ، وقالَ اللّهُ تَعالى : «أَ فَرَءَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَـهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ ـ إلى قَولِهِ ـ أَ فَلاَ تَذَكَّرُونَ . (7)» وما هُوَ إلاّ مُنافِقٌ جَعَلَ دينَهُ هَواهُ ، وإلهَهُ بَطنَهُ ، كُلُّ مَا اشتَهى مِنَ الحَلالِ وَالحَرامِ لَم يَمتَنِع مِنهُ ؛ قالَ اللّهُ تَعالى : «وَ فَرِحُواْ بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ مَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا فِى الْأَخِرَةِ إِلاَّ مَتَـعٌ . (8)» يَابنَ مَسعودٍ ، مَحاريبُهُم نِساؤُهُم ، وشَرَفُهُمُ الدَّراهِمُ وَالدَّنانيرُ ، وهِمَّتُهُم بُطونُهُم ، اُولئِكَ هُم شَرُّ الأَشرارِ ، الفِتنَةُ مِنهُم وإلَيهِم تَعودُ . يَابنَ مَسعودٍ ، قَولُ اللّهِ تَعالى : «أَ فَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَـهُمْ سِنِينَ * ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُواْ يُوعَدُونَ * مَآ أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يُمَتَّعُونَ . (9)» يَابنَ مَسعودٍ ، أجسادُهُم لا تَشبَعُ ، وقُلوبُهُم لا تَخشَعُ . يَابنَ مَسعودٍ ، الإِسلامُ بَدَأَ غَريبا وسَيَعودُ غَريبا كَما بَدَأَ ، فَطوبى لِلغُرَباءِ ! فَمَن أدرَكَ ذلِكَ الزَّمانَ مِن أعقابِكُم فَلا تُسَلِّموا عَلَيهِم في ناديهِم ، ولا تُشَيِّعوا جَنائِزَهُم ، ولا تَعودوا مَرضاهُم ؛ فَإِنَّهُم يَستَنّونَ بِسُنَّتِكُم ، ويَظهَرونَ بِدَعواكُم ، ويُخالِفونَ أفعالَكُم ؛ فَيَموتونَ عَلى غَيرِ مِلَّتِكُم ، اُولئِكَ لَيسوا مِنّي ولا أنَا مِنهُم . (10)

.


1) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۵۵ ؛ إحياء علوم الدين : ۳ / ۳۴۳ نحوه .

2) .المعجم الصغير : ۲ / ۱۰۸ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۱۲۵ / ۹۷۲۲ ، الفردوس : ۳ / ۵۴۶ / ۵۷۰۳ وفيه «السماوات والأرض» بدل «السماء» وكلّها عن البرّاء بن عازب ، كنز العمّال : ۳ / ۲۲۷ / ۶۲۷۷ .

3) .مريم : ۵۹ .

4) .محمّد : ۲۴ .

5) .الروم : ۷ .

6) .الشعراء : ۱۲۹ ـ ۱۳۱ .

7) .الجاثية : ۲۳ .

8) .الرعد : ۲۶ .

9) .الشعراء : ۲۰۵ ـ ۲۰۷ .

10) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۴۴ / ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۹۶ / ۱ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پس از شما گروهى آيند كه گوارايى ها و رنگارنگى هاى دنيا را خورند و زيباترين و خوش رنگ ترينِ آنان را به همسرى گيرند و نرم ترين و رنگ به رنگ ترينِ جامه ها را پوشند و چالاك ترين و رنگارنگ ترين اسبان را سوار شوند ؛ اندرون هايى دارند كه از كم سير نگردد و جان هايى كه به بسيار قانع نباشد ؛ به دنيا دل بندند و شب و روز به آن مشغول گردند و آن را جز خداى و پروردگارشان ، معبود و پروردگار گيرند و در پى كارى كه خواهند ، روند و دنباله خواهش خويش را گيرند . پس از محمّد بن عبداللّه ، عهدى لازم است بر هر يك از پسينيان و آيندگان شما كه آن روزگار را دريابد ، كه بر ايشان سلام نكند و بيمارانشان را عيادت ننمايد و در پى جنازه هاشان نرود و بزرگسالانشان را احترام ننهد ؛ و هر كه چنين كند ، به ويران سازى اسلام كمك كرده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس همه نيازهاى خود را از دنيا برآورد ، روز آخرت به خواسته اش نرسد ؛ و هر كه به زيور ناز پروردگان چشم دوزد ، در ملكوت آسمان خوار است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابن مسعود! پس از من گروه هايى مى آيند كه غذاهاى نِكو و رنگارنگ مى خورند و بر چهارپايان سوار مى شوند و خود را چنان زينت مى كنند كه زنى براى همسرش زينت مى كند و همچون زنان زيور آرايى مى نمايند و همانند شاهان ستمگر جامه مى پوشند ؛ آنان منافقانِ اين امت در آخر الزمان هستند كه شراب مى نوشند و با قاب ، قمار مى كنند و شهوت مى رانند و نمازهاى جماعت را وا مى نهند و خواب ابتداى شب را وامى گذارند و در صبحگاهان بسيار مى خوابند . خداى تعالى فرمايد: «آن گاه ، كسانى جانشين اينان گشتند كه نماز را وانهادند و پيرو شهوت ها شدند . آنان به زودى در غَى [= وادى اى در جهنم] فرو خواهند افتاد» . ابن مسعود! آنان همانند خرزهره اند كه گلى زيبا دارد ، اما مزه اش سخت تلخ است . گفتارشان حكيمانه جلوه مى كند ؛ اما كردارشان بيمارى درمان ناپذير است : «آيا در قرآن نمى انديشند يا بر قلب هاشان قفل ها است؟» ابن مسعود! آن كه در دنيا با نازپروردگى زيست مى كند ، سودى نمى برد ، آن گاه كه در آتش جاودانه گردد: «آنان به جلوه بيرونى زندگى دنيا آگاهند ؛ اما از آخرت بى خبرند .» خانه ها مى سازند ؛ كاخ ها بر پا مى كنند ؛ مسجدها را به زيور مى آرايند ؛ مقصد همه تلاش هاشان تنها دنيا است و به آن روى آورده اند و دل بسته اند . خداىِ آنان ، شكم هاشان است . خداىِ برترين فرموده است: «با اين پندار كه همواره زنده ايد ، دژها و كاخ ها برمى افرازيد؟ و به گاه انتقام گيرى ، همچون سركشان رفتار مى كنيد؟ * پس تقواى خدا را پيش گيريد و از من فرمان بريد» . و نيز خداى برترين فرموده است: «آيا ديده اى آن را كه هوسش را به خدايى برگزيد و خدا از روى علم گمراهش ساخت و بر گوش و دلش مهر نهاد . . . آيا پند نمى گيريد؟» چنين كسى جز منافق نيست كه هوس خويش را دين خود ساخته و شكمش را خداى خويش ؛ از هر چه دلش بخواهد ، خواه حلال و خواه حرام ، نمى پرهيزد . خداى برترين فرموده است: «اينان به همين زندگى پست خشنودند ؛ اما اين زندگى در برابر زندگى آخرت ، تنها كالايى ناچيز است» . ابن مسعود! محراب هاى اينان زنانشانند ؛ شرافت ايشان در درهم و دينار است ؛ همه توانشان را در راه شكم خود به كار مى گيرند . اينان در ميان بَدان ، بدترينند ؛ هم خاستگاه فتنه اند و هم بازگشتگاه آن . ابن مسعود! سخن خداى برترين چنين است: «مگر نمى دانى اگر سال ها آنان را برخوردار كنيم * آن گاه عذاب موعود به آنها رسد آن چه از آن برخوردار مى شدند به كارشان نمى آيد؟» ابن مسعود! كالبدهاى ايشان هيچ سيرى نپذيرد و دل هاشان نرم و رام نگردد . ابن مسعود! اسلام غريبانه آغاز شد و به همان سان ، غريبانه باز خواهد گشت . پس خوشا سرانجامِ غريبان! از فرزندان شما ، هر كس كه آن روزگار را دريابد [خطاب من به ايشان است:] بديشان سلام ندهيد ؛ جنازه هاشان را تشييع نكنيد ؛ بيمارانشان را عيادت ننماييد ؛ كه آنان گرچه خود را با شما هم سنت و هم آوا جلوه مى دهند ، رفتارشان همانند شما نيست . پس آنان مسلمان گونه نمى ميرند و نه آن ها از منند و نه من از آن هايم .

.

. .

. .

عنه صلى الله عليه و آله :يَابنَ مَسعودٍ ، دَع نَعيمَ الدُّنيا وأكلَها وحَلاوَتَها ، وحارَّها وبارِدَها ، ولَيِّنَها وطَيِّبَها ، وألزِم نَفسَكَ الصَّبرَ عَنها ؛ فَإِنَّكَ مَسؤولٌ عَن هذا كُلِّهِ ؛ قالَ اللّهُ تَعالى : «ثُمَّ لَتُسْـئلُنَّ يَوْمَـئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (1)» . (2)

الزهد لابن حنبل عن يزيد بن عبد اللّه بن قسيط :اُتِيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهبِسَويقٍ مِن سَويقِ اللَّوزِ ، فَلَمّا خيضَ قالَ : ما هذا ؟ قالوا : سَويقُ اللَّوزِ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أخِّروهُ عَنّي ؛ هذا شَرابُ المُترَفينَ . (3)

سنن أبي داود عن أنس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ فَرَأى قُبَّةً مُشرِفَةً فَقالَ : ما هذِهِ ؟ قالَ لَهُ أصحابُهُ: هذِهِ لِفُلانٍ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ، قالَ: فَسَكَتَ وحَمَلَها في نَفسِهِ ، حَتّى إذا جاءَ صاحِبُها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَلِّمُ عَلَيهِ فِي النّاسِ أعرَضَ عَنهُ ، صَنَعَ ذلِكَ مِرارا ، حَتّى عَرَفَ الرَّجُلُ الغَضَبَ فيهِ وَالإِعراضَ عَنهُ ، فَشَكا ذلِكَ إلى أصحابِهِ فَقالَ : وَاللّهِ إنّي لاَُنكِرُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله . قالوا : خَرَجَ فَرَأى قُبَّتَكَ . قالَ : فَرَجَعَ الرَّجُلُ إلى قُبَّتِهِ فَهَدَمَها حَتّى سَوّاها بِالأَرضِ ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهذاتَ يَومٍ فَلَم يَرَها ، قالَ : ما فَعَلَتِ القُبَّةُ ؟ قالوا : شَكا إلَينا صاحِبُها إعراضَكَ عَنهُ ، فَأَخبَرناهُ فَهَدَمَها . فَقالَ : أما إنَّ كُلَّ بِناءٍ وَبالٌ عَلى صاحِبِهِ إلاّ ما لا ، إلاّ ما لا . يَعني : ما لا بُدَّ مِنهُ . (4)

.


1) .التكاثر : ۸ .

2) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۵۲ / ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۰۳ / ۱ .

3) .الزهد لابن حنبل : ۱۱ وراجع المحاسن : ۲ / ۲۹۰ / ۱۹۵۲و بحار الأنوار : ۶۶ / ۲۸۰ / ۲۴ .

4) .سنن أبي داود : ۴ / ۳۶۰ / ۵۲۳۷ ؛ تنبيه الخواطر : ۱ / ۷۱ نحوه .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ابن مسعود! نعمت دنيا و خوردن و شيرينى و سرد و گرم و نرم و گواراى آن را رها كن و خود را از آن باز دار ؛ زيرا درباره همه آن ها از تو سؤال خواهد شد . خداى تعالى فرموده است: «سپس هر آينه در آن روز ، در باره نعمت ها از شما سؤال خواهد شد» .

الزهد ابن حنبل از يزيد بن عبداللّه بن قسيط :معجون بادامى نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهآورده شد . چون آن را به هم زدند ، فرمود : «اين چيست؟» گفتند : «معجون بادام» . فرمود: «آن را از من دور كنيد ؛ كه آن ، نوشيدنى نازپروردگان است» .

سنن ابى داود از انس :رسول خدا صلى الله عليه و آله برون آمده ، گنبدى بلند ديد . فرمود: «اين چيست؟» يارانش گفتند : «اين از آنِ فلان مرد از انصار است» . پيامبر سكوت ورزيد و خود را نگاه داشت ؛ تا آن گاه كه صاحب آن گنبد نزد وى آمد و در ميان مردم ، به ايشان سلام داد . پيامبر از او روى گرداند و اين كار را چند بار انجام داد ؛ چندان كه آن مرد خشم و رويگردانى وى را دريافت . پس از اين حال به يارانش گله برد و گفت: «به خدا سوگند! من اين رفتار پيامبر را نمى پسندم» . گفتند: «وى برون آمده ، گنبدت را ديد» . مرد به گنبد خويش بازگشت و آن را ويران كرد ؛ چندان كه با خاك يكسانش نمود . ديگر بار روزى پيامبر برون آمده ، آن را نديد . فرمود: «آن گنبد چه شد؟» گفتند: «صاحب آن از رويگردانى تو به ما گله آورد و ما از ماجرا خبرش داديم ؛ پس آن را ويران ساخت» . فرمود : «هلا كه هر ساختمانى وبال گردن صاحب آن است ، مگر اين كه چاره اى از آن نباشد» .

.

سنن أبي داود عن أنس :مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهبِقُبَّةٍ عَلى بابِ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ فَقالَ : ما هذِهِ ؟ قالوا : قُبَّةٌ بَناها فُلانٌ . قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كُلُّ مالٍ يَكونُ هكَذا فَهُوَ وَبالٌ عَلى صاحِبِهِ يَومَ القِيامَةِ . فَبَلَغَ الأَنصارِيَّ ذلِكَ فَوَضَعَها ، فَمَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهبَعدُ فَلَم يَرَها ، فَسَأَلَ عَنها ، فَاُخبِرَ أنَّهُ وَضَعَها لِما بَلَغَهُ عَنكَ فَقالَ : يَرحَمُهُ اللّهُ ! يَرحَمُهُ اللّهُ ! (1)

شُعب الإيمان عن واثلة بن الأسقع :كُنتُ مِن فُقَراءِ المُصَلّينَ مِن أهلِ الصُّفَّةِ ، فَأَتانَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهذاتَ يَومٍ فَقالَ : كَيفَ أنتُم بَعدي إذا شَبِعتُم مِن خُبزِ البُرِّ وَالزَّيتِ ، وأكَلتُم ألوانَ الطَّعامِ ولَبِستُم أنواعَ الثِّيابِ ؛ فَأَنتُمُ اليَومَ خَيرٌ أم ذاكَ ؟ قُلنا : ذاكَ . قالَ : بَل أنتُمُ اليَومَ خَيرٌ . (2)

حلية الأولياء عن ابن شهاب :إنَّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ دَخَلَ يَوما المَسجِدَ وعَلَيهِ نَمِرَةٌ قَد تَخَلَّلَت فَرَقَعَها بِقِطعَةٍ مِن فَروَةٍ ، فَرَقَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَيهِ ورَقَّ أصحابُهُ لِرِقَّتِهِ ، فَقالَ : كَيفَ أنتُم يَومَ يَغدو أحَدُكُم في حُلَّةٍ ويَروحُ في اُخرى ، وتوضَعُ بَينَ يَدَيهِ قَصعَةٌ وتُرفَعُ اُخرى ، وسَتَرتُمُ البُيوتَ كَما تُستَرُ الكَعبَةُ ؟ قالوا : وَدَدنا أنَّ ذلِكَ قَد كانَ يا رَسولَ اللّهِ ؛ فَأَصَبنَا الرَّخاءَ وَالعَيشَ . قالَ : فَإِنَّ ذلِكَ لَكائِنٌ ، وأنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِن اُولئِكَ . (3)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۹۳ / ۴۱۶۱ ، مسند ابن حنبل : ۴ / ۴۳۹ / ۱۳۳۰۰ نحوه .

2) .شُعب الإيمان : ۷ / ۲۸۳ / ۱۰۳۲۲ ، حلية الأولياء : ۲ / ۲۳ ، تاريخ دمشق : ۲۲ / ۲۲۳ / ۴۹۲۶ وفيهما «المسلمين» بدل «المصلّين» ، كنز العمّال : ۳ / ۲۱۶ / ۶۲۲۹ .

3) .حلية الأولياء : ۱ / ۱۰۵ .

سنن ابى داود از انس :رسول خدا صلى الله عليه و آله بر گنبدى بنا شده بر آستانه خانه مردى از انصار برگذشت . فرمود : «اين چيست؟» گفتند : «گنبدى است كه فلان كس بنا كرده است» . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود : «هر مالى كه چنين باشد ، روز قيامت ، وبال گردن صاحب خويش است» . اين خبر به آن مرد انصارى رسيد ؛ پس آن را ويران كرد . ديگر بار پيامبر بر آن جا گذشت و آن را نديد ؛ پس از آن پرسيد . خبرش دادند كه آن مرد چون سخن او را شنيده ، آن را ويران كرده است . فرمود: «خدايش رحمت كند! خدايش رحمت كند!» .

شعب الايمان از واثلة بن اسقع :من از فقيران نمازگزار در اهل صفّه بودم . روزى رسول خدا صلى الله عليه و آلهنزد ما آمد و فرمود : «چه سان خواهيد بود آن گاه كه پس از من ، از نان گندم و روغن سير گرديد و غذاهاى رنگين بخوريد و جامه هاى گوناگون بپوشيد . وضعِ شما امروز بهتر است يا آن روز؟» گفتيم: «آن روز» . فرمود : «بلكه وضع امروز شما بهتر است» .

حلية الأولياء از ابن شهاب:روزى عثمان بن مظعون به مسجد درآمد ، حال آن كه گليمى پاره بر وى بود كه با تكه پوستى آن را پينه كرده بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله را دل بر وى بسوخت و اصحاب نيز بر دلسوزى او دل سوختند . فرمود: «چه سان خواهيد بود در روزى كه هر يك از شما صبحگاهان در جامه اى است و شامگاهان در جامه ديگر ؛ و پياپى نزدش ظرف غذا نهاده شود ؛ و خانه هاتان را همچون كعبه بپوشانيد؟» گفتند : «آرزو داريم كه چنان روزى دررسد ، اى رسول خدا ، تا به آسايش و رفاه دست يابيم» . فرمود: «بى ترديد ، چنان خواهد شد ؛ اما امروز بيش از آن روز به سود شما است» .

.

الزهد لابن حنبل عن حرب بن أبي الأسود عن طلحة البصريّ :قَدِمتُ المَدينَةَ ولَم يَكُن لي بِها مَعرِفَةٌ ـ ورُبَّما قالَ : عَريفٌ ـ وكانَ يُجرى عَلَينا مُدٌّ مِن تَمرٍ بَينَ اثنَينِ ، فَصَلّى بِنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهصَلاةً ، فَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِن خَلفِهِ فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، قَد أحرَقَ بُطونَنَا التَّمرُ ، وتَخَرَّقَت عَنَّا الخُنُفُ ! فَخَطَبَ فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ وقالَ : وَاللّهِ لَو أجِدُ لَكُمُ اللَّحمَ وَالخُبزَ لَأَطعَمتُكُموهُ ، ولَيَأتِيَنَّ عَلَيكُم زَمانٌ يُغدى عَلى أحَدِكُمُ الجِفانُ ويُراحُ ، ولَتَلبَسُنَّ مِثلَ أستارِ الكَعبَةِ . قالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، نَحنُ اليَومَ خَيرٌ مِنّا أو يَومَئِذٍ ؟ قالَ : أنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِنكُم يَومَئِذٍ ، أنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِنكُم يَومَئِذٍ ، يَضرِبُ بَعضُكُم رِقابَ بَعضٍ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :إنّا لَجُلوسٌ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي المَسجِدِ ، إذ طَلَعَ مُصعَبُ بنُ عُمَيرٍ ، ما عَلَيهِ إلاّ بُردَةٌ لَهُ مَرقوعَةٌ بِفَروٍ ، فَلَمّا رَآهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهبَكى لِلَّذي كانَ فيهِ مِنَ النِّعمَةِ وَالَّذي هُوَ اليَومَ فيهِ ، ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كَيفَ بِكُم إذا غَدا أحَدُكُم في حُلَّةٍ وراحَ في حُلَّةٍ ، ووُضِعَت بَينَ يَدَيهِ صَحفَةٌ ورُفِعَت اُخرى ، وسَتَرتُم بُيوتَكُم كَما تُستَرُ الكَعبَةُ ؟ قالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، نَحنُ يَومَئِذٍ خَيرٌ مِنَّا اليَومَ ، نَتَفَرَّغُ لِلعِبادَةِ ، ونُكفَى المُؤنَةَ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لَأَنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِنكُم يَومَئِذٍ . (2)

.


1) .الزهد لابن حنبل : ۳۴ وراجع المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۵۹۱ / ۸۶۴۸ و السنن الكبرى : ۲ / ۶۲۴ / ۴۳۳۷ وكنز العمّال : ۳ / ۲۱۸ / ۶۲۳۴ و ج ۷ / ۲۰۰ / ۱۸۶۳۱ .

2) .سنن الترمذي : ۴ / ۶۴۷ / ۲۴۷۶ ، الزهد لهنّاد : ۲ / ۳۸۹ / ۷۵۸ كلاهما عن محمّد بن كعب عمّن سمعه ، كنز العمّال : ۳ / ۲۱۷ / ۶۲۳۰ وج ۱۳ / ۵۸۲ / ۳۷۴۹۶ .

الزهد ابن حنبل از حرب بن ابو اسود از طلحه بصرى :به مدينه درآمدم ، حال آن كه بدان شناختى نداشتم ـ و شايد گفت: در آن جا ، آشنايى نداشتم ـ و ميان ما دو كف خرما براى هر نفر تقسيم مى شد . پس روزى رسول خدا صلى الله عليه و آلهپيشاپيش ما نماز نهاد ؛ سپس كسى از فراپشت وى بانگ برآورد و گفت: «اى رسول خدا! خرما اندرون هاى ما را بسوزانده و جامه هاى كتانمان پاره شده است» . پيامبر به خطبه ايستاد و پس از سپاس و ستايش خداوند ، فرمود: «به خدا سوگند! اگر براى شما گوشت و نانى مى يافتم ، شما را از آن اطعام مى كردم . هر آينه روزگارى خواهدتان آمد كه ظرف هاى غذا ، صبحگاهان و شامگاهان ، پياپى نزدتان درآيد ؛ و جامه هايى همانند پوشش كعبه بر تن كنيد» . گفتند: «اى رسول خدا! امروز به خيريم يا آن روز خواهيم بود؟» فرمود: «شما امروز بيش از آن روز به خيريد ؛ شما امروز بيش از آن روز به خيريد . در آن روز ، گردن يكديگر را خواهيد زد» .

امام على عليه السلام :همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بوديم كه مصعب بن عمير درآمد ، حال آن كه تنها پارچه اى يمنى بر خود داشت و با پاره اى پوست آن را پينه كرده بود . چون رسول خدا صلى الله عليه و آله وى را بديد ، بدان جهت كه روزى در ناز و نعمت بوده و اكنون در چنان حالى بود ، گريست . سپس فرمود: «چه سان خواهيد بود آن روز كه هر يك از شما صبحگاهان در يك جامه و شامگاهان در جامه ديگر باشد و پياپى قدح غذا برابرش نهاده شود ؛ و خانه هاتان را همانند كعبه بپوشانيد؟» گفتند: «اى رسول خدا! آن روز بهتر از امروز خواهيم بود ؛ زيرا در بى نيازى مى توانيم به خوبى عبادت كنيم» . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «هر آينه امروز بهتر از آن روزيد» .

.

عنه عليه السلام :اُنظُروا فِي الدُّنيا نَظَرَ الزّاهِدِ المُفارِقِ لَها ؛ فَإِنَّها تُزيلُ الثّاوِيَ السّاكِنَ ، وتَفجَعُ المُترَفَ الآمِنَ ، لا يُرجى مِنها ما تَوَلّى فَأَدبَرَ ، ولا يُدرى ما هُوَ آتٍ مِنها فَيُنتَظَرَ . (1)

عنه عليه السلام :مَعاشِرَ شيعَتي ، اِحذَروا! فَقَد عَضَّتكُمُ الدُّنيا بِأَنيابِها ، تَختَطِفُ مِنكُم نَفسا بَعدَ نَفسٍ كَذِئابِها ، وهذِهِ مَطايَا الرَّحيلِ قَد اُنيخَت لِرُكّابِها ، ألا إنَّ الحَديثَ ذو شُجونٍ ، فَلا يَقولَنَّ قائِلُكُم : إنَّ كَلامَ عَلِيٍّ مُتَناقِضٌ ؛ لِأَنَّ الكَلامَ عارِضٌ . ولَقَد بَلَغَني أنَّ رَجُلاً مِن قُطّانِ المَدائِنِ تَبِعَ بَعدَ الحَنيفِيَّةِ عُلوجَهُ ، ولَبِسَ مِن نالَةِ دِهقانِهِ مَنسوجَهُ ، وتَضَمَّخَ بِمِسكِ هذِهِ النَّوافِجِ صَباحَهُ ، وَتَبَخَّرَ بِعودِ الهِندِ رَواحَهُ ، وحَولَهُ رَيحانُ حَديقَةٍ يَشُمُّ نُفاحَهُ ، وقَد مُدَّ لَهُ مَفروشاتُ الرّومِ عَلى سُرُرِهِ . تَعسا لَهُ بَعدَ ما ناهَزَ السَّبعينَ مِن عُمُرِهِ ! وحَولَهُ شَيخٌ يَدِبُّ عَلى أرضِهِ مِن هَرَمِهِ ، وذو يُتمَةٍ تَضَوَّرَ مِن ضُرِّهِ ومِن قَرَمِهِ ، فَما واساهُم بِفاضِلاتٍ مِن عَلقَمِهِ ، لَئِن أمكَنَنِيَ اللّهُ مِنهُ لَأَخضِمَنَّهُ خَضمَ البُرِّ ، ولاَُقيمَنَّ عَلَيهِ حَدَّ المُرتَدِّ ، ولَأَضرِبَنَّهُ الثَّمانينَ بَعدَ حَدٍّ ، وَلَأَسُدَّنَّ مِن جَهلِهِ كُلَّ مَسَدٍّ . تَعسا لَهُ ! أفَلا شَعرٌ ؟! أفَلا صوفٌ ؟! أفَلا وَبَرٌ ؟! أفَلا رَغيفٌ قَفارُ اللَّيلِ إفطارٌ مُقَدَّمٌ (2)؟! أفَلا عَبرَةٌ عَلى خَدٍّ في ظُلمَةِ لَيالٍ تَنحَدِرُ ؟! ولَو كانَ مُؤمِنا لاَتَّسَقَت لَهُ الحُجَّةُ إذا ضَيَّعَ ما لا يَملِكُ . (3)

.


1) .الكافي : ۸ / ۱۷ / ۳ عن محمّد بن إسماعيل الهمداني عن الإمام الكاظم عليه السلام ، تحف العقول : ۲۰۲ ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۰۳ نحوه وراجع مطالب السؤول : ۵۱ .

2) .قال المجلسي رحمه الله : قوله : «أفلا رغيف» بالرفع ، ويجوز في مثله الرفع والنصب والبناء على الفتح . و«القَفار ـ بالفتح ـ » : ما لا إدام معه من الخبز ، واُضيف إلى الليل ، وهو صفة للرغيف ، و«إفطارٌ» و«مقدَّمٌ» أيضا صفتان له . وفي بعض النسخ : «لليلِ إفطارِ معدمٍ» ، فالظرف صفة اُخرى لرغيف ، و«ليل» مضاف إلى الإفطار المضاف إلى المعدم ؛ أي الفقير (بحار الأنوار : ۴۰ / ۳۵۳) .

3) .الأمالي للصدوق : ۷۲۰ / ۹۸۸ عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۴۰ / ۳۴۶ / ۲۹ .

امام على عليه السلام :به دنيا با نظر پارسايى كه از آن دورى جويد ، بنگريد ؛ كه آن نابود كننده كسى است كه در آن اقامت و سكنا گزيند و رفاه زده ايمن را به درد آورد . بهره دنيا چون پشت كند ، ديگر اميدى به بازگشت آن نيست ؛ و آينده به روشنى دانسته نيست تا بتوان انتظارش را كشيد .

امام على عليه السلام :اى گروه هاى شيعيان ؛ سخت مراقب باشيد! همانا دنيا شمارا به دندان گزيده و همچون گرگ هايش يكان يكان شما را در مى ربايد . اين مَركبِ كوچ است كه اكنون نزد سواران خود زانو زده است . هلاّ كه سخن شاخه هايى دارد ؛ پس كسى از شما نگويد كه سخن على تناقض دارد ؛ چرا كه كلام ، مخاطب ها و حالت هاى گوناگونى دارد . به من خبر رسيده كه مردى از ساكنان مدائن ، پس از مسلمان شدن ، از كافران پيروى كرده و جامه اى از خياط خانه مهترِ آن شهر برگرفته ؛ و بامدادِ خود را به مشك دان هايش خوشبو كرده و شامگاهش را به عود هندى معطر نموده ؛ و پيرامونش را گل بوستانى فراگرفته و آن را مى بويد ؛ و فرش هاى رومى را بر تخت هاى خود گسترانيده است . پس از سپرى كردن هفتاد سال ، چه بدبخت شده است! در پيرامون او پيرمردى است كه از فرط پيرى ، بر زمين مى خزد ؛ و يتيمى است كه از تنگ حالى و شدت گرسنگى به خود مى پيچد ؛ اما او [حتى ]از پس مانده هاى غذاى تلخش به وى ندهد . اگر خداوند مرا بر وى مسلط فرمايد ، همچون گندم مى كوبمش و بر وى حد مرتد جارى مى كنم و سپس هشتاد تازيانه مى زنمش و راه عذر نادانى را بر او مى بندم . آيا موى و پوست و كرك حيوان ، او را نبود؟ آيا تكه نانى نداشت تا كسى را افطار دهد؟ آيا در تاريكى شب ، اشكى بر گونه اى نمى غلتيد؟ اگر وى مؤمن بود ، هر آينه آن گاه كه مالِ غير خود را تباه نمود ، حجت بر وى تمام مى شد .

.

۲ / ۲المُترَفونَ أعداءُ الأَنبِياءِالكتاب :«وَ كَذَ لِكَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلَى ءَاثَـرِهِم مُّقْتَدُونَ . (1)»

«وَ قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ الْأَخِرَةِ وَ أَتْرَفْنَـهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا مَا هَـذَآ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ . (2)»

«وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِ كَـفِرُونَ * وَ قَالُواْ نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَ لاً وَ أَوْلَـدًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ . (3)»

الحديث :الإمام عليّ عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: أمَّا الأَغنِياءُ مِن مُترَفَةِ الاُمَمِ ، فَتَعَصَّبوا لاِثارِ مَواقِعِ النِّعَمِ ، فَقالوا : «نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَ لاً وَ أَوْلَـدًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ . (4)»

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في دُعائِهِ لِلعافِيَةِ ـ: وأعِذني وذُرِّيَّتي مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ ، ومِن شَرِّ السّامَّةِ وَالهامَّةِ وَاللاّمَّةِ وَالعامَّةِ ، ومِن شَرِّ كُلِّ شَيطانٍ مَريدٍ ، ومِن شَرِّ كُلِّ سُلطانٍ عَنيدٍ ، ومِن شَرِّ كُلِّ مُترَفٍ حَفيدٍ . (5)

.


1) .الزخرف : ۲۳ .

2) .المؤمنون : ۳۳ .

3) .سبأ : ۳۴ و ۳۵ .

4) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۲ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۴۷۱ / ۳۷ .

5) .الصحيفة السجّادية : ۹۸ الدعاء ۲۳ .

۲ / ۲ نازپروردگان دشمنان پيامبرانند

۲ / ۲نازپروردگان دشمنان پيامبرانندقرآن:«و همچنين پيش از تو در هيچ شهرى بيم دهنده اى نفرستاديم ، مگر آن كه توانگران و كامرانانش گفتند كه ما پدران خود را بر آيينى يافته ايم و ما بر پىِ ايشان مى رويم .»

«و مهتران قومش كه كافر بودند و ديدار آن جهان را باور نداشتند و آنان را در زندگى اين جهان كامرانى داده بوديم ، گفتند : اين نيست مگر آدمى اى همچون شما ، از آن چه شما مى خوريد مى خورد و از آن چه مى آشاميد مى آشامد .»

«و ما هيچ بيم دهنده اى در هيچ آبادى و شهرى نفرستاديم ، مگر آن كه كامرانان و توانگران آن گفتند: ما بدان چه به آن فرستاده شده ايد ، كافريم؛ و گفتند: ما مال ها و فرزندان بيش تر داريم و ما عذاب شدگان نيستيم .»

حديث:امام على عليه السلامـ در خطبه اى از وى ـ: اما توانگران ، از نازپروردگان امت ها بودند كه به دليل برخوردارى از نعمت ها دچار تعصب شدند و گفتند: «ما مال ها و فرزندان بيش تر داريم و ما عذاب شدگان نيستيم» .

امام سجاد عليه السلامـ در دعاى عافيت خواهى اش ـ: و من و نسلم را از شيطان رانده شده در امان دار ؛ و نيز از شر جانور زهردار ناكُشنده و جانور زهر دار كشنده و همه جانوران و چشم زخم ؛ و هم از شر شيطان سركش و پادشاه ستمگر و نازپرورده اى كه خدمتكارانش وى را تعظيم كنند .

.

۲ / ۳مُعاشَرَةُ المُترَفينَ۲ / ۳ ـ ۱التَّجافي عَن مُجالَسَةِ المُترَفينَإرشاد القلوبـ في لَيلَةِ المِعراجِ ـ: قالَ اللّهُ تَعالى : يا أحمَدُ ، مَحَبَّتي مَحَبَّةُ الفُقَراءِ ؛ فَأدنِ الفُقَراءَ وقَرِّب مَجلِسَهُم مِنكَ ، وأبعِدِ الأَغنِياءَ وأبعِد مَجلِسَهُم عَنكَ ؛ فَإِنَّ الفُقَراءَ أحِبّائي . (1)

رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَجافَوا صُحبَةَ الأَغنِياءِ وَارحَموهُم ، وعِفّوا عَن أموالِهِم . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :أقِلُّوا الدُّخولَ عَلَى الأَغنِياءِ؛ فَإِنَّهُ قَمَنٌ أن لا تَزدَروا نِعَمَ اللّهِ عز و جل. (3)

عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعائِشَةَ ـ: إذا أرَدتِ اللُّحوقَ بي فَليَكفِكِ مِنَ الدُّنيا كَزادِ الرّاكِبِ ، وإيّاكِ ومُجالَسَةَ الأَغنِياءِ ! ولا تَستَخلِعي ثَوبا حَتّى تُرَقِّعيهِ . (4)

.


1) .إرشاد القلوب : ۲۰۱ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۲۳ / ۶ .

2) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۲۰ وراجع الفردوس : ۱ / ۷۶ / ۲۲۴ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۳۴۷ / ۷۸۶۹ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۷۴ / ۱۰۲۸۷ وفيه «أحدر» بدل «قمن» وكلاهما عن عبد اللّه بن الشخّير ، كنز العمّال : ۳ / ۱۹۸ / ۶۱۵۴ .

4) .سنن الترمذي: ۴/۲۴۵/۱۷۸۰ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۳۴۷ / ۷۸۶۷ ، الطبقات الكبرى : ۸ / ۷۶ وفيهما «تستخلقي» بدل «تستخلعي» وكلّها عن عائشة ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۱ / ۷۰۹۴ .

۲ / ۳ همنشينى با نازپروردگان

۲ / ۳ ـ ۱ دورى جستن از همنشينى با نازپروردگان

۲ / ۳همنشينى با نازپروردگان۲ / ۳ ـ ۱دورى جستن از همنشينى با نازپروردگانارشاد القلوبـ در وصف شب معراج ـ: خداى تعالى فرمود: «اى احمد! محبت من ، محبت فقيران است ؛ پس به آنان نزديك شو و ايشان را نزديك خود بنشان و از توانگران دور باش و آنان را دور از خود بنشان ؛ كه فقيران دوستان منند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از همنشينى توانگران دورى گزينيد و بر آنان دل بسوزانيد و از اموال آنان دامن بشوييد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از درآمدن نزد توانگران بكاهيد ؛ كه اگر نزدشان رويد ، سزا است كه نعمت هاى خدا را درنيابيد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به عايشه ـ: اگر خواهى به من پيوندى ، بايد از دنيا به اندازه توشه يك سوار تو را بس باشد ؛ و از همنشينى با توانگران بپرهيز . و جامه اى را تا آن گاه كه پينه نكرده اى ، از تن بيرون مياور .

.

عنه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ مُجالَسَتُهُم تُميتُ القَلبَ : . . . وَالجُلوسُ مَعَ الأَغنِياءِ . (1)

الإمام عليّ عليه السلام :لا تَكُن مِمَّن يَرجُو الآخِرَةَ بِغَيرِ العَمَلِ . . . اللَّهوُ مَعَ الأَغنِياءِ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الذِّكرِ مَعَ الفُقَراءِ . (2)

الإمام الباقر عليه السلامـ لِرَجُلٍ ـ: يا فُلانُ ، لا تُجالِسِ الأَغنِياءَ ؛ فَإِنَّ العَبدَ يُجالِسُهُم وهُوَ يَرى أنَّ للّهِِ عَلَيهِ نِعمَةً ، فَما يَقومُ حَتّى يَرى أن لَيسَ للّهِِ عَلَيهِ نِعمَةٌ . (3)

عنه عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أربَعٌ يُمِتنَ القَلبَ : . . . ومُجالَسَةُ المَوتى . فَقيلَ لَهُ : يا رَسولَ اللّهِ ، ومَا المَوتى ؟ قالَ : كُلُّ غَنِيٍّ مُترَفٍ . (4)

۲ / ۳ ـ ۲التَّحذيرُ مِن إكرامِ الغَنِيِّ لِغِناهُرسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَعَنَ اللّهُ مَن أكرَمَ الغَنِيَّ لِغِناهُ ! ولَعَنَ اللّهُ مَن أهانَ الفَقيرَ لِفَقرِهِ ! ولا يَفعَلُ هذا إلاّ مُنافِقٌ . ومَن أكرَمَ الغَنِيَّ لِغِناهُ وأهانَ الفَقيرَ لِفَقرِهِ ، سُمِّيَ فِي السَّماواتِ عَدُوَّ اللّهِ وعَدُوَّ الأَنبِياءِ ؛ لا يُستَجابُ لَهُ دَعوَةٌ ، ولا يُقضى لَهُ حاجَةٌ . (5)

.


1) .الكافي : ۲ / ۶۴۱ / ۸ ، الخصال : ۸۷ / ۲۰ كلاهما عن المحاربي عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول : ۵۱ ، مشكاة الأنوار : ۳۵۹ / ۱۱۶۸ عن الإمام الصادق عليه السلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۵۵ / ۱۲۷ .

2) .نهج البلاغة: الحكمة ۱۵۰ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ۱۰۹ وفيه «النوم» بدل«اللهو» ، بحار الأنوار: ۷۲ / ۱۹۹ / ۳۰ .

3) .الأمالي للصدوق : ۳۲۶/۳۸۱ عن عبد اللّه بن سليمان ، مشكاة الأنوار : ۷۲/۱۳۱ ، روضة الواعظين : ۵۱۸ ، بحار الأنوار : ۷۴ / ۱۹۴ / ۲۱ .

4) .الخصال : ۲۲۸ / ۶۵ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، مشكاة الأنوار : ۴۴۶ / ۱۴۹۵ ، روضة الواعظين : ۴۵۳ ، بحار الأنوار : ۲ / ۱۲۸ / ۱۰ .

5) .إرشاد القلوب : ۱۹۴ .

۲ / ۳ ـ ۲ پرهيز دادن از گرامى داشتن توانگر براى توانگرى اش

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همنشينى با سه تن ، دل را بميراند: . . . و همنشينى با توانگران .

امام على عليه السلام :از [قماش] كسى مباش كه بدون عمل ، به آخرت اميد دارد . . . و خوش گذرانى همراه توانگران برايش دوست داشتنى تر از ياد كردن خدا همراه فقيران است .

امام باقر عليه السلامـ خطاب به مردى ـ: اى فلانى! با توانگران منشين ؛ كه بنده چون با ايشان نشيند ، در آغاز اعتقاد دارد كه خدا نعمتش بخشيده ، و چون برخيزد ، گمان دارد كه خدا به وى نعمتى نداده است .

امام باقر عليه السلام :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «چهار چيز ، دل را بميرانند : . . . و همنشينى با مردگان» . گفتند: «اى رسول خدا! مردگان كيانند؟» فرمود: «هر توانگر نازپرورده» .

۲ / ۳ ـ ۲پرهيز دادن از گرامى داشتن توانگر براى توانگرى اشپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى لعنت كند كسى را كه توانگر را براى توانگرى اش گرامى دارد ؛ و نيز خداى لعنت كند كسى را كه فقير را براى فقرش خوار شمارد . و اين كار را جز منافق ، نمى كند . و هر كه توانگر را براى توانگرى اش گرامى دارد و فقير را براى فقرش خوار شمارد ، در آسمان ها دشمن خدا و پيامبران شمرده شود و دعايش مستجاب نگردد و نيازش برآورده نشود .

.

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَواضَعَ لِغَنِيٍّ ، جَعَلَ اللّهُ فَقرَهُ بَينَ عَينَيهِ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَضَعضَعَ لِغَنِيٍّ لِيَنالَ مِمّا في يَدَيهِ ، أسخَطَ اللّهَ عز و جلعَلَيهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :أيُّما فَقيرٍ تَضَعضَعَ لِغَنِيٍّ لِدُنياهُ ، ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :إيّاكُم وَالتَّواضُعَ لِغَنِيٍّ ! فَما تَضَعضَعَ أحَدٌ لِغَنِيٍّ إلاّ ذَهَبَ نَصيبُهُ مِنَ الجَنَّةِ . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :مَن أتى غَنِيّا فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ . (5)

۲ / ۴عاقِبَةُ التَّرَفِالكتاب :«وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَـهَا تَدْمِيرًا . (6)»

.


1) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۱۶ .

2) .المعجم الصغير : ۱ / ۲۵۷ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۱۳ / ۱۰۰۴۴ ، تنبيه الغافلين : ۲۵۷ / ۳۴۱ كلاهما نحوه وكلّها عن أنس .

3) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۰۰ وراجع الدرّالمنثور : ۴ / ۵۷۲ .

4) .جامع الأخبار : ۴۴۰ / ۱۲۳۸ .

5) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۲۸ ، تفسير العيّاشي : ۱ / ۱۲۰ / ۳۷۹ عن عمرو بن جميع رفعه ، الأمالي للمفيد : ۱۸۸ / ۱۵ ، الاختصاص : ۲۲۶ كلاهما عن رفاعة عن الإمام الصادق عليه السلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۷۰ / ۷ .

6) .الإسراء : ۱۶ .

۲ / ۴ سرانجامِ نازپروردگى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه براى توانگرى تواضع نمايد ، خداوند فقر را بر پيشانى اش مهر نمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه نزد توانگرى فروتنى كند تا به مال او دست يابد ، خدا بر وى خشم گيرد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر فقيرى كه نزد توانگرى براى دنيايش فروتنى كند ، دو سوم دينش از دست رفته است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا به توانگر تواضع كنيد! هيچ كس براى توانگرى فروتنى نكند ، جز آن كه بهره بهشتى اش نابود شود .

امام على عليه السلام :هر كه نزد توانگرى رود و براى ثروتش به او تواضع نمايد ، دو سوم دينش تباه شده است .

۲ / ۴سرانجامِ نازپروردگىقرآن:«و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم ، نازپروردگان آن جا را فرمان دهيم؛ پس در آن جا نافرمانى و گناه كنند؛ آن گاه آن وعده [ىِ عذاب]بر آن سزا شود؛ پس آن را به سختى نابود كنيم .»

.

«كَلاَّ إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى * تَدْعُواْ مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى * وَ جَمَعَ فَأَوْعَى . (1)»

«وَ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةِ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَـكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَلِيلاً وَ كُنَّا نَحْنُ الْوَ رِثِينَ . (2)»

«مَآ أَغْنَى عَنِّى مَالِيَهْ . (3)»

«مَآ أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ . (4)»

«وَ مَا يُغْنِى عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى . (5)»

«وَ كَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَ أَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا ءَاخَرِينَ * فَلَمَّآ أَحَسُّواْ بَأْسَنَآ إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ * لاَ تَرْكُضُواْ وَ ارْجِعُواْ إِلَى مَآ أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَسَـكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْـئلُونَ * قَالُواْ يَـوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَــلِمِينَ * فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَـهُمْ حَصِيدًا خَـمِدِينَ . (6)»

«فَلَوْ لاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَـلَمُواْ مَآ أُتْرِفُواْ فِيهِ وَ كَانُواْ مُجْرِمِينَ . (7)»

.


1) .المعارج : ۱۵ ـ ۱۸ .

2) .القصص : ۵۸ .

3) .الحاقّة : ۲۸ .

4) .المسد : ۲ .

5) .الليل : ۱۱ .

6) .الأنبياء : ۱۱ ـ ۱۵ .

7) .هود : ۱۱۶ .

«هرگز؛ كه آن ، آتشى است زبانه كشنده * بركننده پوست سر * هر كه [به حق ]پشت كرد و [از ايمان] روى برتافت * و [مال] گرد آورد و اندوخت ، فرا مى خواند .»

«و چه بسيار آبادى ها و شهرها را نابود كرديم كه در زندگانى خويش از خوشى ، سركشى و نافرمانى نمودند؛ و اينك اين خانه هايشان است كه پس از آنان جز اندكى در آن ها نشيمن نگرفتند و ما وارث آنان بوديم .»

«مالم مرا سود نبخشيد .»

«مالش و آن چه به دست آورده ، او را سود ندهد .»

«و آن گاه كه هلاك شد ، مال او به كارش نيايد .»

«و چه بسا شهرها را كه ستمكار بودند ، فرو شكستيم و پس از آن ها قومى ديگر پديد كرديم * پس چون عذاب را دريافتند ، آن گاه به شتاب از آن مى گريختند * مگريزيد؛ و به كامرانى و خانه هاى خويش بازگرديد تا مگر از شما بپرسند * گفتند: واى بر ما كه ستمكار بوديم * پس پيوسته گفتارشان اين بود تا آنان را درو شده و خاموش و بى جان كرديم .»

«پس چرا در ميان مردمانى كه پيش از شما بودند ، جز اندكى شان كه آنان را رهانيديم ، خردمندان و نيكان با فضيلتى نبودند كه از تباهكارى در زمين بازدارند؟ و كسانى كه ستم كرده اند ، در پى آن چه در آن كامرانى يافتند ، رفتند و بزهكار بودند .»

.

الحديث :الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ تَعالى : «وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا» ـ: أمَرنا أكابِرَها . (1)

الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاوِيَةَ ـ: وكَيفَ أنتَ صانِعٌ إذا تَكَشَّفَت عَنكَ جَلابيبُ ما أنتَ فيهِ مِن دُنيا قَد تَبَهَّجَت بِزينَتِها ، وخَدَعَت بِلَذَّتِها ، دَعَتكَ فَأَجَبتَها ، وقادَتكَ فَاتَّبَعتَها ، وأمَرَتكَ فَأَطَعتَها . وإنَّهُ يوشِكُ أن يَقِفَكَ واقِفٌ عَلى ما لا يُنجيكَ مِنهُ مِجَنٌّ ، فَاقعَس عَن هذَا الأَمرِ ، وخُذ اُهبَةَ الحِسابِ ، وشَمِّر لِما قَد نَزَلَ بِكَ ، ولا تُمَكِّنِ الغُواةَ مِن سَمعِكَ ، وإن لاتَفعَل اُعلِمكَ ما أغفَلتَ مِن نَفسِكَ ؛ فَإِنَّكَ مُترَفٌ قَد أخَذَ الشَّيطانُ مِنكَ مَأخَذَهُ ، وبَلَغَ فيكَ أمَلَهُ ، وجَرى مِنكَ مَجرَى الرّوحِ وَالدَّمِ . (2)

الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الزُّهدِ ـ: وَاعلَم ـ وَيحَكَ ! ـ يَابنَ آدَمَ ، أنَّ قَسوَةَ البِطنَةِ ، وكِظَّةَ المِلأَةِ ، وسُكرَ الشِّبَعِ ، وغِرَّةَ المُلكِ ، مِمّا يُثَبِّطُ ويُبطِئُ عَنِ العَمَلِ ، ويُنسِي الذِّكرَ ، ويُلهي عَنِ اقتِرابِ الأَجَلِ ، حَتّى كَأَنَّ المُبتَلى بِحُبِّ الدُّنيا بِهِ خَبَلٌ مِن سُكرِ الشَّرابِ . (3)

.


1) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۲۸۴ / ۳۵ عن حمران ، بحار الأنوار : ۵ / ۲۰۸ / ۴۷ .

2) .نهج البلاغة : الكتاب ۱۰ ، بحار الأنوار : ۳۳ / ۱۰۱ / ۴۰۶ .

3) .تحف العقول : ۲۷۳ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۲۹ / ۱ .

حديث:امام باقر عليه السلامـ درباره سخن خداى تعالى: «و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم ، نازپروردگان آن جا را فرمان دهيم . . .» ـ: بزرگانشان را فرمان دهيم .

امام على عليه السلامـ در نامه اش به معاويه ـ: چه سان خواهى بود آن گاه كه پرده هاى دنيايى كه در آنى ، كنار رود ؛ همان دنيا كه با زيورهايش خود را آراسته اى و با لذتش فريبكارى كرده اى ؛ او تو را خواند و تو اجابتش كردى ؛ تو را به سوى خود فراخواند و به دنبالش روان گشتى ؛ فرمانت داد و پيروى اش كردى . همانا زود است كه كسى تو را باز ايستاند ، چنان كه هيچ سپرى نتواند از آن نجاتت دهد . پس از اين شيوه دست بردار و براى حسابرسى آماده شو و خود را براى آن چه بر تو فرو خواهد آمد ، مهيا كن و به گمراهان گوش فرا مده ؛ كه اگر چنين نكنى ، تو را بدان چه از آن غافلى ، آگاه كنم . همانا تو نازپرورده اى هستى كه شيطان زمامت را گرفته و در تو به آرزويش رسيده و همچون روح و خون در وجودت جارى شده است .

امام سجاد عليه السلامـ درباره زهد ـ: اى فرزند آدم ؛ واى بر تو! بدان كه سياهىِ درون و فراوان خوردن و سرمستىِ سيرى و فريفتگىِ ثروت و قدرت ، انسان را از عمل باز مى دارد و ياد [خدا] را فراموشش مى سازد و از نزديك شدن مرگ غافلش مى كند ؛ چندان كه هر كس به دنيا دوستى گرفتار گردد ، گويا جنون مستى از شراب در او است .

.

الفصل الثالث: ما يوجب الآفات۳ / ۱الغَفلَةُ عَنِ الآخِرَةِالكتاب :«كَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْأَخِرَةَ . (1)»

«إِنَّ هَـؤُلاَءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَرَآءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلاً . (2)»

الحديث :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِرَجُلٍ يوصيهِ ـ: لا تَتَشاغَل عَمّا فُرِضَ عَلَيكَ بِما قَد ضُمِنَ لَكَ ؛ فَإِنَّهُ لَيسَ بِفائِتِكَ ما قَد قُسِمَ لَكَ ، ولَستَ بِلاحِقٍ ما قَد زُوِيَ عَنكَ ، فَلا تَكُ جاهِدا في ما يصح نافِدا ، وَاسعَ لِمُلكٍ لا زَوالَ لَهُ في مَنزِلٍ لاَ انتِقالَ عَنهُ . (3)

.


1) .القيامة : ۲۰ و ۲۱ .

2) .الدهر : ۲۷ .

3) .أعلام الدين : ۳۴۴ / ۳۷ عن أبي ذرّ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۸۷ / ۳۷ .

فصل سوم : آن چه آفت مى آورد

۳ / ۱ غفلت از آخرت

فصل سوم: آن چه آفت مى آورد۳ / ۱غفلت از آخرتقرآن:«نه چنان است كه مى پنداريد، بلكه شما اين جهان شتابان و زودگذر را دوست مى داريد * و آن جهان را فرو مى گذاريد .»

«همانا اينان اين جهان شتابان و زودگذر را دوست مى دارند و روزى گران را پشت سرشان مى افكنند .»

حديث :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به مردى ـ: به سبب آن چه [= كسب روزى] كه برايت تضمين گشته ، از وظيفه واجبت غفلت مكن ؛ كه آن چه روزى مقسوم تو است ، از دستت نخواهد رفت و آن چه رزقت نباشد ، نصيبت نخواهد گشت . پس در طلب آن چه فناشدنى است ، مكوش و براى آن ثروتى بكوش كه در سراى جاودان ، فناناپذير است .

.

الإمام عليّ عليه السلام :أيُّهَا النّاسُ ، لا يَشغَلكُمُ المَضمونُ مِنَ الرِّزقِ عَنِ المَفروضِ عَلَيكُم مِنَ العَمَلِ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :كَم مِن طالِبٍ لِلدُّنيا لَم يُدرِكها ، ومُدرِكٍ لَها قَد فارَقَها! فَلا يَشغَلَنَّكَ طَلَبُها عَن عَمَلِكَ ، وَالتَمِسها مِن مُعطيها ومالِكِها ؛ فَكَم مِن حَريصٍ عَلَى الدُّنيا قَد صَرَعَتهُ ، وَاشتَغَلَ بِما أدرَكَ مِنها عَن طَلَبِ آخِرَتِهِ حَتّى فَنى عُمُرُهُ وأدرَكَهُ أجَلُهُ ! (2)

۳ / ۲اِستِبطاءُ الرِّزقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَقولُ سُبحانَهُ وتَعالى : لِيَحذَر عَبدِيَ الَّذي يَستَبطِئُ رِزقي أن أغضَبَ فَأَفتَحَ عَلَيهِ بابا مِنَ الدُّنيا! (3)

مسند ابن حنبل عن حبّة وسواء ابنا خالد :دَخَلنا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهوهُوَ يُصلِحُ شَيئا فَأَعَنّاهُ ، فَقالَ : لا تَأيَسا مِنَ الرِّزقِ ما تَهزَّزَت رُؤوسُكُما ؛ فَإِنَّ الإِنسانَ تَلِدُهُ اُمُّهُ أحمَرَ لَيسَ عَلَيهِ قِشرَةٌ ، ثُمَّ يَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل . (4)

.


1) .إرشاد القلوب : ۱۲۰ ، تحف العقول : ۴۸۹ عن الإمام الهادي عليه السلامنحوه ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ / ۲۲ .

2) .الكافي : ۲ / ۴۵۵ / ۹ عن عثمان بن عيسى ، مشكاة الأنوار : ۴۶۴ / ۱۵۴۹ وفيه «عمل» بدل «طلب» و«انقضى» بدل «فنى» .

3) .أعلام الدين: ۲۷۷ وص۱۶۱ ، كنز الفوائد: ۲/۱۹۷ وفيهما «وروي أنّ اللّه عز و جل أوحى إلى عيسى بن مريم عليه السلام» ، عدّة الداعي: ۳۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار: ۸۱/۱۹۵/۵۲ وج ۱۰۳/۲۱/۱۶ .

4) .مسند ابن حنبل : ۵ / ۳۷۵ / ۱۵۸۵۵ ، سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۹۴ / ۴۱۶۵ ، المعجم الكبير : ۴ / ۷ / ۳۴۷۹ و ح ۳۴۸۰ وليس فيه «وهو يصلح شيئا فأعنّاه» ، اُسد الغابة : ۲ / ۵۸۸ / ۲۳۲۹ ، الاستيعاب : ۲ / ۲۴۷ / ۱۱۵۳ وفيه «يعمل عملاً» بدل «يصلح شيئا» ، كنز العمّال : ۱ / ۱۰۹ / ۵۰۶ ؛ تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۶۸ نحوه .

۳ / ۲ آهسته يابىِ روزى

امام على عليه السلام :اى مردم! مبادا روزىِ ضمانت شده ، شما را از عمل واجبتان باز دارد .

امام صادق عليه السلام :چه بسا جوينده دنيا كه به آن دست نيافت و چه بسيار يابنده آن كه از آن جدا شد . پس هرگز طلب دنيا تو را از كارت بازندارد ؛ بلكه آن را از بخشنده و مالكش طلب كن . پس چه بسا كسى كه به دنيا حرص ورزيد و دنيا هلاكش كرد و او را با بهره هاى دنيايى ، از طلب آخرت بازداشت ، چندان كه عمرش فنا گشت و مرگش در رسيد .

۳ / ۲آهسته يابىِ روزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداى منزه والا فرمايد: «آن بنده من كه روزى ام را آهسته مى يابد ، بايد حذر كند از اين كه بر وى خشم گيرم و درى از دنيا به رويش بگشايم» .

مسند ابن حنبل از حبه و سواء پسران خالد :نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهرفتيم ؛ سرگرم كارى بود ، وى را يارى نموديم . فرمود: «تا زنده ايد ، از روزى نااميد نشويد ؛ كه انسان را مادرش مى زايد ، حال آن كه سرخ و بى پوشش است و آن گاه خداوند روزى اش مى دهد» .

.

الإمام عليّ عليه السلام :مَن وَثِقَ بِقِسمِ اللّهِ لَم يَتَّهِمهُ فِي الرِّزقِ . (1)

الإمام الكاظم عليه السلام :يَنبَغي لِمَن عَقَلَ عَنِ اللّهِ أن لا يَستَبطِئَهُ في رِزقِهِ ، ولا يَتَّهِمَهُ في قَضائِهِ . (2)

الإمام الرضا عليه السلام :كانَ فِي الكَنزِ الَّذي قالَ اللّهُ عز و جل : «وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا (3)» كانَ فيهِ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ . . . ويَنبَغي لِمَن عَقَلَ عَنِ اللّهِ أن لا يَتَّهِمَ اللّهَ في قَضائِهِ ، ولا يَستَبطِئَهُ في رِزقِهِ . (4)

عنه عليه السلام :عَجَبا لِمَن غَفَلَ عَنِ اللّهِ كَيفَ يَستَبطِئُ اللّهَ في رِزقِهِ ، وكَيفَ اصطَبَرَ عَلى قَضائِهِ ! (5)

عدّة الداعي :فِي الوَحيِ القَديمِ : يَابنَ آدَمَ ، خَلَقتُكَ مِن تُرابٍ ثُمَّ مِن نُطفَةٍ فَلَم أعيَ بِخَلقِكَ ؛ أوَ يُعييني رَغيفٌ أسوقُهُ إلَيكَ في حينِهِ؟! (6)

۳ / ۳اِستِقلالُ الرِّزقِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أوحَى اللّهُ عز و جل إلى عُزَيرٍ : ( يا عُزَيرُ ) . . . إذا اُوتيتَ رِزقا مِنّي فَلا تَنظُر إلى قِلَّتِهِ ، ولكِنِ انظُر إلى مَن أهداهُ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۸۶۴۹ .

2) .الكافي : ۲ / ۶۱ / ۵ ، التمحيص : ۶۲ / ۱۴۲ كلاهما عن صفوان الجمّال ، تحف العقول : ۴۰۸ ، مشكاة الأنوار : ۵۲۰ / ۱۷۵۰ .

3) .الكهف : ۸۲ .

4) .الكافي : ۲ / ۵۹ / ۹ ، تهذيب الأحكام : ۹ / ۲۷۶ / ۱۰۰۱ ، تفسير العيّاشي : ۲ / ۳۳۸ / ۶۷ وفيه «غفل » بدل «عقل» ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۸۴ كلّها عن عليّ بن أسباط ، مشكاة الأنوار : ۵۲۰ / ۱۷۵ ، قرب الإسناد : ۳۷۵ / ۱۳۳۰ ، بحار الأنوار : ۷۰ / ۱۵۶ / ۱۴ .

5) .تفسير العيّاشي : ۲ / ۳۳۹ / ۶۹ عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر ، بحار الأنوار : ۷۱ / ۱۵۰ / ۵۰ .

6) .عدّة الداعي : ۸۳ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۱ / ۱۲ .

7) .الدعوات : ۱۶۹ / ۴۷۲ ، بحار الأنوار : ۸۲ / ۱۳۲ / ۱۶ .

۳ / ۳ كم شمردنِ روزى

امام على عليه السلام :هر كه به قسمت خداوند اعتماد ورزد ، او را به روزى ندادن متهم نكند .

امام كاظم عليه السلام :آن را كه در پناه خداوند است ، سزا است كه روزىِ او را كُند نشمرد و او را در حكم راندنش متهم نسازد .

امام رضا عليه السلام :خداوند فرموده است: «و زير آن ، گنجى از آنِ ايشان بود» . در آن گنج ، چنين بود: «به نام خداى مهرپيشه مهربان . . .آن را كه در پناه خداوند است ، سزا است كه او را در حكم راندنش متهم نسازد و روزىِ او را كُند نشمرد» .

امام رضا عليه السلام :شگفتا از كسى كه در پناه خدا است (1)، چگونه روزىِ او را آهسته مى شمرد ، در حالى كه بر حكم او شكيبايى مى ورزد!

عدة الداعى :در وحى كهن آمده است: «اى فرزند آدم! تو را از خاك و آن گاه نطفه آفريدم و از آفرينشت ناتوان نبودم ؛ آيا در اين هنگام ، از دادن قرص نانى به تو درمى مانم؟»

۳ / ۳كم شمردنِ روزىپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند به عزير وحى فرمود : «اى عزير! . . . هرگاه روزىِ مرا دريابى ، به اندكىِ آن منگر ؛ بلكه به كسى كه آن را بخشيده ، بنگر» .

.


1) .به قرينه روايات ديگر ، «عقل عن اللّه » تلقى و ترجمه شد . (م)

كنز العمّال عن عبد الرحمان بن عبد اللّه بن قريب و زيد بن أخرم :حَدَّثَنا سُفيانُ بنُ عُيَينَةَ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلامأنَّهُ دَخَلَ عَلى أبي جَعفَرٍ المَنصورِ وعِندَهُ رَجُلٌ مِن وُلدِ الزُّبَيرِ بنِ العَوّامِ وقَد سَأَلَهُ ، وقَد أمَرَ لَهُ بِشَيءٍ فَتَسَخَّطَهُ الزُّبَيرِيُّ فَاستَقَلَّهُ ، فَأَغضَبَ المَنصورَ ذلِكَ مِنَ الزُّبَيرِيِّ حَتّى بانَ فيهِ الغَضَبُ ، فَأَقبَلَ عَلَيهِ جَعفَرٌ فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، حَدَّثَني أبي عَن أبيهِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عَن أبيهِ عَن عَلِيٍّ قالَ : قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَن أعطى عَطِيَّةً طَيِّبَةً بِها نَفسُهُ بورِكَ لِلمُعطي وَالمُعطى . فَقالَ أبو جَعفَرٍ : وَاللّهِ لَقَد أعطَيتُهُ وأنَا غَيرُ طَيِّبِ النَّفسِ بِها ، ولَقَد طابَت بِحَديثِكَ هذا . ثُمَّ أقبَلَ عَلَى الزُّبَيرِيِّ فَقالَ : حَدَّثَني أبي عَن أبيهِ عَن جَدِّهِ عَن أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيٍّ قالَ : قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : مَنِ استَقَلَّ قَليلَ الرِّزقِ حَرَمَهُ اللّهُ كَثيرَهُ . فَقالَ الزُّبَيرِيُّ : وَاللّهِ لَقَد كانَ عِندي قَليلاً ولَقَد كَثُرَ عِندي بِحَديثِكَ هذا . قالَ سُفيانُ : فَلَقيتُ الزُّبَيرِيَّ فَسَأَلتُهُ عَن تِلكَ العَطِيَّةِ ، فَقالَ : لَقَد كانَت نَزرَةً قَليلَةً فَقَبِلتُها فَبَلَغَت في يَدي خَمسينَ ألفَ دِرهَمٍ . (1)

الإمام الباقر عليه السلامـ لِجابِرِ بنِ يَزيدَ ـ: اِستَكثِر لِنَفسِكَ مِنَ اللّهِ قَليلَ الرِّزقِ ؛ تَخَلُّصا إلَى الشُّكرِ . (2)

.


1) .كنز العمّال : ۶ / ۵۶۶ / ۱۶۹۶۰ عن ابن النجّار ؛ مستدرك الوسائل : ۷ / ۲۷۳ / ۸۲۱۳ نقلاً عن العلاّمة في الإيضاح .

2) .تحف العقول : ۲۸۵ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۶۳ / ۱ .

كنز العمال از عبدالرحمان بن عبداللّه بن قريب و زيد بن اخرم:سفيان بن عيينه از امام صادق عليه السلامروايت كرده كه وى نزد ابوجعفر منصور برفت ، حال آن كه مردى از فرزندان زبير بن عوام نزد او بود و از او چيزى مى خواست . منصور فرمان داد كه چيزى به وى دهند ؛ مرد زبيرى آزرده خاطر شد و آن را اندك شمرد . منصور از اين رفتار آن زبيرى خشمگين شد ، چندان كه آثار خشم در چهره اش نمودار گشت . امام صادق عليه السلام به او روى نموده ، فرمود: «اى حاكم مؤمنان! پدرم از پدرش على بن حسين از پدرش از على از رسول خدا صلى الله عليه و آلهروايت كرد: هر كه هديه اى را با خشنودى خاطر ببخشد ، بخشنده و بخشيده بركت مى يابند » . منصور گفت: «به خدا سوگند! من با ناخشنودى آن را بخشيدم ؛ ولى با اين سخنت ، خشنود شدم» . سپس امام صادق عليه السلام به آن زبيرى روى كرده ، فرمود: «پدرم از پدرش از جدش از اميرالمؤمنين على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرد: هر كه روزىِ كمِ خداى را كوچك بشمرد ، خداوند او را از روزى فراوان محروم فرمايد » . مرد زبيرى گفت: «به خدا سوگند! آن بخشش نزد من كم بود ؛ اما با اين سخنت ، برايم بسيار شد» . سفيان گويد : «از آن پس ، آن زبيرى را ديدم و از آن هديه پرسيدم . گفت: مالى بس اندك بود ؛ آن را پذيرفتم و اكنون در دست من به پنجاه هزار درهم رسيده است » .

امام باقر عليه السلامـ خطاب به جابر بن يزيد ـ: با شكر كردن ، روزىِ اندك خدا را براى خود فراوان گردان .

.

الإمام الصادق عليه السلام :مَنِ استَقَلَّ قَليلَ الرِّزقِ حُرِمَ الكَثيرَ . (1)

عنه عليه السلام :مَن طَلَبَ قَليلَ الرِّزقِ كانَ ذلِكَ داعِيَهُ إلَى اجتِلابِ كَثيرٍ مِنَ الرِّزقِ ، ( ومَن تَرَكَ قَليلاً مِنَ الرِّزقِ كانَ ذلِكَ داعِيَهُ إلى ذَهابِ كَثيرٍ مِنَ الرِّزقِ . (2))

الكافي عن الحسن بن بسّام الجمّال :كُنتُ عِندَ إسحاقَ بنِ عَمّارٍ الصَّيرَفِيِّ ، فَجاءَ رَجُلٌ يَطلُبُ غَلَّةً بِدينارٍ ، وكانَ قَد أغلَقَ بابَ الحانوتِ وخَتَمَ الكيسَ ، فَأَعطاهُ غَلَّةً بِدينارٍ ، فَقُلتُ لَهُ : وَيحَكَ يا إسحاقُ! رُبَّما حُمِلَت لَكَ مِنَ السَّفينَةِ ألفُ ألفِ دِرهَمٍ . قالَ : فَقالَ لي : تَرى كانَ لي هذا ! لكِنّي سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلاميَقولُ : مَنِ استَقَلَّ قَليلَ الرِّزقِ حُرِمَ كَثيرَهُ . ثُمَّ التَفَتَ إلَيَّ فَقالَ : يا إسحاقُ ، لا تَستَقِلَّ قَليلَ الرِّزقِ فَتُحرَمَ كَثيرَهُ . (3)

۳ / ۴طَلَبُ الحَرامِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن لَم يُبالِ مِن أينَ يَأتيهِ رِزقُهُ ، لَم يُبالِ اللّهُ مِن أينَ أدخَلَهُ النّارَ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ اكتَسَبَ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ كانَ رادَّهُ إلَى النّارِ . (5)

.


1) .الكافي : ۵ / ۳۱۱ / ۳۰ ، تهذيب الأحكام : ۷ / ۲۲۷ / ۹۹۳ ، عوالي اللآلي : ۳ / ۲۰۳ / ۳۸ كلّها عن إسحاق بن عمّار .

2) .الكافي : ۵ / ۳۱۱ / ۲۹ عن إسحاق بن عمّار .

3) .الكافي : ۵ / ۳۱۸ / ۵۶ .

4) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۱۶ ، عدّة الداعي : ۷۳ وفيه «اكتسب المال» بدل «يأتيه رزقه» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۳ / ۶۳ .

5) .الاختصاص : ۲۴۹ .

۳ / ۴ طلب حرام

امام صادق عليه السلام :هر كه روزىِ اندك را كوچك بشمارد ، از روزى فراوان محروم گردد .

امام صادق عليه السلام :هر كه روزى اندك را طلب كند ، همين او را برمى انگيزد كه روزى بسيار را كسب نمايد ؛ و هر كه روزى اندك را رها نمايد ، همين او را به از دست دادن روزى بسيار مى كشاند .

الكافى از حسن بن بسام جمال :نزد اسحاق بن عمار صيرفى بودم كه مردى آمد و مقدارى غله به يك دينار خواست ، حال آن كه وى در دكان را بسته و صندوق را مهر نهاده بود . پس قدرى غله به يك دينار به وى داد . به او گفتم: «واى بر تو اى اسحاق! با كشتى براى تو هزاران درهم كالا مى آيد» . گفت: «مى بينى كه من چنين كردم . اما [بدان اين از آن رو است كه] من از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: هر كه روزى اندك را كم بشمارد ، از روزى بسيار محروم گردد . سپس روى به من كرد و فرمود: اى اسحاق! روزى اندك را كم مشمار ؛ كه از بسيارِ آن محروم خواهى گشت » .

۳ / ۴طلب حرامپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس باكى نداشته باشد كه روزى اش از كجا فراهم مى شود ، خداوند نيز باكى ندارد كه او را از كجا به آتش درافكنَد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از راه غير حلال مال به دست آورد ، او را به سوى آتش بكشد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :وَاللّهِ لَرَدُّ دانَقٍ مِن حَرامٍ أفضَلُ عِندَ اللّهِ عز و جل مِن سَبعينَ حَجَّةً مَبرورَةً . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن جَمَعَ مالاً حَراما ثُمَّ تَصَدَّقَ بِهِ ، لَم يَكُن لَهُ فيهِ أجرٌ وكانَ إصرُهُ عَلَيهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَرَكَ دِرهَما مِن حَرامٍ أعتَقَهُ اللّهُ مِنَ النّارِ ، ومَن تَرَكَ دِرهَما مِن شُبهَةٍ أعطاهُ اللّهُ ثَوابَ نَبِيٍّ مِنَ الأَنبِياءِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :تَركُ دانَقٍ حَرامٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ تَعالى مِن مِائَةِ حَجَّةٍ مِن مالٍ حَلالٍ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :يَابنَ مَسعودٍ ، لا تَأكُلِ الحَرامَ ، ولا تَلبَسِ الحَرامَ ، ولا تَأخُذ مِنَ الحَرامِ ، ولا تَعصِ اللّهَ ؛ لِأَنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ لاِءِبليسَ : «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شَارِكْهُمْ فِى الْأَمْوَلِ وَ الْأَوْلَـادِ وَعِدْهُمْ وَ مَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَـنُ إِلاَّ غُرُورًا (5)» . (6)

عنه صلى الله عليه و آله :مَن جَمَعَ مالاً مِن مَأثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِما ، أو تَصَدَّقَ مِنهُ ، أو جاهَدَ في سَبيلِ اللّهِ ، جُمِعَ جَميعا فَقُذِفَ بِهِ في جَهَنَّمَ . (7)

.


1) .الفردوس : ۴ / ۳۵۹ / ۷۰۳۲ عن ابن عمر ، ربيع الأبرار : ۲ / ۸۱۶ عن ابن عمر رفعه وليس فيه «واللّه » وفيه «يعدل» بدل «أفضل» ؛ عدّة الداعي : ۱۲۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، الدعوات : ۲۵ / ۳۶ ، جامع الأخبار : ۴۴۲ / ۱۲۴۹ كلاهما عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وليس فيها «واللّه » وفيها «يعدل» بدل «أفضل» ، بحار الأنوار : ۹۳ / ۳۷۳ / ۱۶ و ج ۱۰۳ / ۱۲ / ۵۱ .

2) .المستدرك على الصحيحين : ۱ / ۵۴۸ / ۱۴۴۰ ، السنن الكبرى : ۴ / ۱۴۱ / ۷۲۴۰ كلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال : ۶ / ۲۹۹ / ۱۵۷۹۱ .

3) .تاريخ بغداد : ۵ / ۳۰۹ / ۲۸۲۱ عن عبد اللّه .

4) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۲۰ .

5) .الإسراء : ۶۴ .

6) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۵۴ / ۲۶۶۰ عن ابن مسعود ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۰۵ / ۱ .

7) .تاريخ بغداد : ۵ / ۴۴۱ / ۲۹۶۳ عن أبي هريرة ، الزهد لابن المبارك : ۲۲۱ / ۶۲۵ عن القاسم بن المُخَيْمِرة وفيه «أصاب» بدل «جَمَعَ» و«أنفقه» بدل «جاهد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به خدا سوگند! هر كس [حتى] به اندازه يك ششم درهم ، مال حرام را كنار نهد ، از هفتاد حج نيكو نزد خدا برتر است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه مال حرامى گرد آورد و سپس آن را صدقه دهد ، هيچ پاداشى ندارد و وبال آن نيز بر گردن او است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه درهمى از حرام را ترك كند ، خدا از آتش بازش دارد ؛ و هر كه درهمى شبهه ناك را رها نمايد ، خداوند پاداش يكى از پيامبران را به او عطا فرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ترك يك ششم درهم از مال حرام ، نزد خداوند دوست داشتنى تر از گزاردن صد حج با مال حلال است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابن مسعود! حرام نخور و حرام نپوش و از حرام برنگير و خداى را نافرمانى مكن ؛ كه خداى تعالى به ابليس فرمايد : «و با آواز خود ، هر كه را از آنان بتوانى برانگيز و بلغزان ؛ و با سواران و پيادگانت بر آنان بانگ زن و در مال ها و فرزندانشان شريك باش و به ايشان وعده ده ؛ و شيطان آنان را وعده ندهد مگر به فريب» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه از گناه مالى فراهم آورَد و آن را براى صله رحم يا صدقه دادن يا جهاد در راه خدا صرف كند ، همه جمع گردد و با آن در جهنم پرتاب شود .

.

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَكسِبُ عَبدٌ مالاً مِن حَرامٍ فَيُنفِقَ مِنهُ فَيُبارَكَ لَهُ فيهِ ، ولا يَتَصَدَّقُ بِهِ فَيُقبَلَ مِنهُ ، ولا يَترُكُ خَلفَ ظَهرِهِ إلاّ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ . إنَّ اللّهَ عز و جل لا يَمحُو السَّيِّءَ بِالسَّيِّءِ ولكِن يَمحُو السَّيِّءَ بِالحَسَنِ ؛ إنَّ الخَبيثَ لا يَمحُو الخَبيثَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ اكتَسَبَ مالاً حَراما لَم يَقبَلِ اللّهُ مِنهُ صَدَقَةً ولا عِتقا ولا حَجّا ولاَ اعتِمارا ، وكَتَبَ اللّهُ عز و جل بِعَدَدِ أجرِ ذلِكَ أوزارا ، وما بَقِيَ مِنهُ بَعدَ مَوتِهِ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ . ومَن قَدَرَ عَلَيها وتَرَكَها مَخافَةَ اللّهِ كانَ في مَحَبَّةِ اللّهِ ورَحمَتِهِ ويُؤمَرُ بِهِ إلَى الجَنَّةِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يُعجِبُكَ امرُؤٌ كَسَبَ مالاً مِن حَرامٍ ، فَإِن أنفَقَ مِنهُ لَم يُقبَل مِنهُ ، وإن أمسَكَ لَم يُبارَك لَهُ فيهِ ، وإن ماتَ وتَرَكَهُ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :الدُّنيا خَضِرَةٌ حُلوَةٌ ، مَنِ اكتَسَبَ فيها مالاً مِن حِلِّهِ وأنفَقَهُ في حَقِّهِ أثابَهُ اللّهُ عَلَيهِ وأورَدَهُ جَنَّتَهُ ، ومَنِ اكتَسَبَ فيها مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ وأنفَقَهُ في غَيرِ حَقِّهِ أحَلَّهُ اللّهُ دارَ الهَوانِ . ورُبَّ مُتَخَوِّضٍ في مالِ اللّهِ ورَسولِهِ لَهُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ . (4)

تنبيه الخواطر :قالَ بَعضُهُم : يا رَسولَ اللّهِ ، مَنِ المُؤمِنُ؟ قالَ : المُؤمِنُ مَن إذا أصبَحَ نَظَرَ إلى رَغيفِهِ مِن أينَ يَكتَسِبُهُ . قالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، أما إنَّهُم لَو كُلِّفوهُ لَتَكَلَّفوهُ! قالَ : أما إنَّهُم قَد كُلِّفوهُ ولكِنَّهُم تَعَشَّقُوا الدُّنيا عِشقا . (5)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۲ / ۳۴ / ۳۶۷۲ ، شُعب الإيمان : ۴ / ۳۹۶ / ۵۵۲۴ نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسعود .

2) .ثواب الأعمال : ۳۳۴ / ۱ عن عبد اللّه بن عبّاس وأبي هريرة ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۱۷ / ۷۶ نقلاً عن أعلام الدين وراجع عوالي اللآلي : ۱ / ۳۶۵ / ۵۸ .

3) .المعجم الكبير : ۱۰ / ۱۰۷ / ۱۰۱۱۱ ، حلية الأولياء : ۶ / ۲۹۵ نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ۴ / ۱۷ / ۹۲۷۹ وراجع تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۱۵ .

4) .شُعب الإيمان : ۴ / ۳۹۶ / ۵۵۲۷ عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۳ / ۱۸۴ / ۶۰۷۵ .

5) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۶۲ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى مالى حرام كسب نكند كه از آن هزينه كند و در آن بركت يابد ؛ و يا از آن صدقه دهد و از وى پذيرفته شود ؛ و يا پس از خود باقى نهد ، مگر آن كه توشه آتشش باشد . همانا خداوند زشت را با زشت محو نسازد ، بلكه زشت را با نيك محو كند . هر آينه ناپاك نتواند كه ناپاك را محو كند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه مال حرامى به دست آورَد ، خداوند از وى صدقه و آزاد كردن بنده و حج و عمره را نپذيرد و به شماره پاداش اين كارها برايش كيفر نويسد و هر چه از آن پس از مرگش باقى مانَد ، توشه وى به سوى آتش است . و هر كه بتواند حرام كسب نكند و آن را از بيم خدا ترك كند ، در مهر و رحمت خدا جاى گيرد و با آن به بهشت خوانده شود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در چشمت بزرگ ننمايد آن كس كه مالى از حرام فراهم آورد ؛ كه اگر از آن انفاق نمايد ، پذيرفته نگردد و اگر به آن چنگ زند ، خيرى از آن نبيند ؛ و اگر بميرد و آن را باقى نهد ، توشه آتشش خواهد بود .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دنيا سرسبز و شيرين است و هر كه در آن ، مال حلال كسب كند و آن را بجا هزينه نمايد ، خداوند بر آن پاداش مى دهد و به بهشت خود مى بردش ؛ و هر كه در آن ، مال حرام كسب نمايد و نابجا هزينه كند ، خداوند به سراى خوارى اندازدش . و چه بسا كسى كه در مال خدا و رسولش غوطه خورد و روز قيامت آتش از آنِ وى باشد .

تنبيه الخواطر :يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «اى رسول خدا! مؤمن كيست؟» فرمود : «مؤمن آن است كه هر صبح بنگرد كه قرص نانش را چه سان به دست آورده است» . گفت: «اى رسول خدا! هر آينه اگر بدين كار وظيفه يافته باشند ، آن را گردن نهند» . فرمود: «هر آينه بدين كار وظيفه يافته اند ، اما به دنيا سخت عشق مى ورزند» .

.

مسند ابن حنبل عن جابر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابَهُ مَرّوا بِامرَأَةٍ فَذَبَحَت لَهُم شاةً وَاتَّخَذَت لَهُم طَعاما ، فَلَمّا رَجَعَ قالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّا اتَّخَذنا لَكُم طَعاما ، فَادخُلوا فَكُلوا . فَدَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهوأصحابُهُ ـ وكانوا لا يَبدَؤونَ حَتّى يَبتَدِئَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ـ فَأَخَذَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لُقمَةً فَلَم يَستَطِع أن يُسيغَها ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : هذِهِ شاةٌ ذُبِحَت بِغَيرِ إذنِ أهلِها . فَقالَتِ المَرأَةُ : يا نَبِيَّ اللّهِ ، إنّا لا نَحتَشِمُ مِن آلِ سَعدِ بنِ مُعاذٍ ولا يَحتَشِمونَ مِنّا ؛ نَأخُذُ مِنهُم ويَأخُذونَ مِنّا . (1)

شُعب الإيمان عن ثابت وعبد الوهّاب بن أبي حفص :أمسى داودُ عليه السلامصائِما ، فَلَمّا كانَ عِندَ إفطارِهِ اُتِيَ بِشَربَةِ لَبَنٍ فَقالَ : مِن أينَ لَكُم هذَا اللَّبَنُ؟ قالوا : مِن شاتِنا . قالَ : ومِن أينَ ثَمَنُها؟ قالوا : يا نَبِيَّ اللّهِ ، «مِن أينَ» تَسأَلُ؟ قالَ : إنّا مَعاشِرَ الرُّسُلِ اُمِرنا أن نَأكُلَ مِنَ الطَّيِّباتِ ونَعمَلَ صالِحا . (2)

المستدرك على الصحيحين عن ضمرة بن حبيب عن اُمّ عبد اللّه اُخت شدّاد بن أوس :أنَّها بَعَثَت إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهبِقَدَحِ لَبَنٍ عِندَ فِطرِهِ وذلِكَ في طولِ النَّهارِ وشِدَّةِ الحَرِّ ، فَرَدَّ إلَيهَا الرَّسولَ : أنّى لَكِ هذَا اللَّبَنُ؟ قالَت : مِن شاةٍ لي . قالَ : أنّى لَكِ هذِهِ الشّاةُ؟ قالَت : اِشتَرَيتُها مِن مالي . فَشَرِبَ . فَلَمّا أن كانَ مِنَ الغَدِ أتَت اُمُّ عَبدِ اللّهِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، بَعَثتُ إلَيكَ بِذلِكَ اللَّبَنِ مَرثِيَةً لَكَ مِن شِدَّةِ الحَرِّ وطولِ النَّهارِ ، فَرَدَدتَها إلَيَّ مَعَ الرَّسولِ!؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : بِذلِكَ اُمِرَتِ الرُّسُلُ أن لا تَأكُلَ إلاّ طَيِّبا ولا تَعمَلَ إلاّ صالِحا . (3)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۵ / ۱۲۴ / ۱۴۷۹۱ ، المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۲۶۲ / ۷۵۷۹ .

2) .شُعب الإيمان : ۵ / ۵۹ / ۵۷۶۹ .

3) .المستدرك على الصحيحين : ۴ / ۱۴۰ / ۷۱۵۹ ، الزهد لابن حنبل : ۴۷۶ ، المعجم الكبير : ۲۵ / ۱۷۴ / ۴۲۸ ، مسند الشاميّين : ۲ / ۳۵۶ / ۱۴۸۸ .

مسند ابن حنبل از جابر :رسول خدا و يارانش بر زنى گذشتند . وى براى ايشان گوسفندى ذبح كرد و غذايى فراهم ساخت . چون پيامبر بازگشت ، آن زن گفت: «اى رسول خدا! براى شما غذايى فراهم آورده ايم ؛ درون آييد و بخوريد» . رسول خدا و يارانش داخل شدند . آنان لب به غذا نگشودند تا پيامبر آغاز فرمود . پيامبر لقمه اى برگرفت ، ليكن نتوانست آن را فرو برَد ؛ سپس فرمود: «اين گوسفند به رضايت صاحب آن ذبح نشده است» . آن زن گفت : «اى پيامبر خدا! ما از خاندان سعد بن معاذ پروا نداريم و آنان نيز از ما پروا ندارند ؛ ما از مال ايشان برمى گيريم و آنان هم از مال ما برمى گيرند» .

شُعب الايمان از ثابت و عبدالوهاب بن ابى حفص :داوود عليه السلامروزه دار بود . به هنگام افطار ، برايش شير آوردند . فرمود: «اين شير را از كجا آورده ايد؟» گفتند: «از گوسفند خود» . فرمود: «بهاى آن چگونه فراهم شده است؟» گفتند: «اى پيامبر خدا! چرا از چگونگى اش مى پرسى؟» فرمود: «ما پيامبران فرمان يافته ايم كه مال حلال خوريم و كار نيك انجام دهيم» .

المستدرك على الصحيحين از ضمرة بن حبيب از ام عبداللّه خواهر شداد بن اوس :پس از روزى دراز و بس سوزان ، وى ظرف شيرى براى افطار پيامبر فرستاد . ايشان ظرف را به وى بازگرداند كه: «اين شير را از كجا آورده اى؟» گفت: «از گوسفند خويش» . فرمود : «اين گوسفند را از كجا آورده اى؟» گفت: «از مال خود خريده ام» . سپس ايشان شير را آشاميد . فرداى آن روز ، امّ عبداللّه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى رسول خدا! از گرمى هوا و درازى روز ، دلم بر شما بسوخت و آن شير را برايتان فرستادم ؛ اما شما آن را همراه پيكى بازگردانديد!؟» رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «پيامبران فرمان يافته اند كه جز حلال نخورند و جز كار نيك انجام ندهند» .

.

الإمام عليّ عليه السلام :بِئسَ الكَسبُ الحَرامُ . (1)

الإمام الصادق عليه السلام :كانَ في ما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام . . . يا عيسى ، قُل لَهُم : قَلِّموا أظفارَكُم مِن كَسبِ الحَرامِ . (2)

عنه عليه السلام :مَن طَلَبَ المالَ بِغَيرِ حَقٍّ حُرِمَ بَقاءَهُ لَهُ بِحَقٍّ . (3)

.


1) .غرر الحكم : ۴۴۰۷ .

2) .الأمالي للصدوق : ۶۱۱ / ۸۴۲ عن أبي بصير ، الكافي : ۸ / ۱۳۸ / ۱۰۳ عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام ، تحف العقول : ۴۹۹ ، عدّة الداعي : ۱۲۹ عنهم عليهم السلام ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۲۹۵ / ۱۴ .

3) .تحف العقول : ۳۲۱ ، بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۳۵ / ۵۷ .

امام على عليه السلام :چه بد است كسب حرام!

امام صادق عليه السلام :در زمره اندرزهاى خداوند به عيسى عليه السلام چنين بود : « . . . اى عيسى! به آنان بگو: ناخن از كسب حرام برچينيد» .

امام صادق عليه السلام :هر كه مالى به ناحق طلب كند ، نگهدارىِ آن مال براى او به حق ، بر وى حرام باشد .

.

الفصل الرابع: ما يَعصِمُ مِنَ الآفاتِ۴ / ۱ذكر اللهالإمام عليّ عليه السلامـ عِندَ تِلاوَتِهِ : «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْأَصَالِ* رِجَالٌ لاَّتُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ لِلذِّكرِ لَأَهلاً أخَذوهُ مِنَ الدُّنيا بَدَلاً ، فَلَم تَشغَلهُم تِجارَةٌ ولا بَيعٌ عَنهُ ، يَقطَعونَ بِهِ أيّامَ الحَياةِ ، ويَهتِفونَ بِالزَّواجِرِ عَن مَحارِمِ اللّهِ في أسماعِ الغافِلينَ . (1)

الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: كانوا أصحابَ تِجارَةٍ ، فَإِذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ تَرَكُوا التِّجارَةَ وَ انطَلَقوا إلَى الصَّلاةِ، وهُم أعظَمُ أجرا مِمَّن لَم يَتَّجِر . (2)

.


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۲۲۲ ، غرر الحكم : ۳۵۷۵ نحوه .

2) .من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۹۲ / ۳۷۲۰ ، تفسير مجمع البيان : ۷ / ۲۲۷ عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلاموفيه «إنّهم قوم» بدل «كانوا أصحاب تجارة» ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام : ۲۵۱ ، بحار الأنوار: ۶۷ / ۲۷۴ و ج ۶۹ / ۲۵۹ .

فصل چهارم : آن چه از آفات باز مى دارد

۴ / ۱ ياد خدا

فصل چهارم: آن چه از آفات باز مى دارد۴ / ۱ياد خداامام على عليه السلامـ به هنگام تلاوت اين آيه: «صبح و شام در آن خانه ها تسبيح مى گويند * مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا غافل نمى كند» ـ: همانا مردمى هستند كه ياد خدا را بر دنيا برگزيدند و هيچ تجارتى يا خريد و فروشى ، آنان را از ياد خداى بازندارد . با ياد خدا روزگار مى گذرانند و غافلان را با هشدارهاى خود از [كيفر ]محرمات الهى مى ترسانند .

امام صادق عليه السلامـ درباره اين سخن خداوند: «مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا غافل نمى كند» ـ: آنان اهل تجارت بودند ؛ چون وقت نماز مى رسيد ، تجارت را رها كرده ، به نماز مى شتافتند ؛ و پاداش ايشان بيش از غير تاجران است .

.

الكافي عن الحسين بن بشّار عن رجل رفعهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ (1)» ـ: هُمُ التُّجّارُ الَّذينَ لا تُلهيهِم تِجارَةٌ ولا بَيعٌ عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل ، إذا دَخَلَ مَواقيتُ الصَّلاةِ أدَّوا إلَى اللّهِ حَقَّهُ فيها . (2)

تنبيه الخواطر :جاءَ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى : «لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» أنَّهُم كانوا حَدّادينَ وخَرّازينَ ، فَكانَ أحَدُهُم إذا رَفَعَ المِطرَقَةَ أو غَرَزَ الإِشفى فَيَسمَعُ الأَذانَ ، لَم يُخرِجِ الإِشفى مِنَ المَغرِزِ ولَم يَضرِب بِالمِطرَقَةِ ورَمى بِها وقامَ إلَى الصَّلاةِ . (3)

۴ / ۲إيثارُ الآخِرَةِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :أيُّهَا النّاسُ ، أقبِلوا إلى ما كُلِّفتُموهُ مِن إصلاحِ آخِرَتِكُم ، وأعرِضوا عَمّا ضُمِنَ لَكُم مِن دُنياكُم . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :قَد تَكَفَّلَ لَكُم بِالرِّزقِ واُمِرتُم بِالعَمَلِ ، فَلا يَكونَنَّ المَضمونُ لَكُم طَلَبُهُ أولى بِكُم مِنَ المَفروضِ عَلَيكُم عَمَلُهُ ، مَعَ أنَّهُ وَاللّهِ لَقَدِ اعتَرَضَ الشَّكُّ ودَخَلَ اليَقينُ ، حَتّى كَأَنَّ الَّذي ضُمِنَ لَكُم قَد فُرِضَ عَلَيكُم ، وكَأَنَّ الَّذي قَد فُرِضَ عَلَيكُم قَد وُضِعَ عَنكُم ! (5)

.


1) .النور : ۳۷ .

2) .الكافي : ۵ / ۱۵۴ / ۲۱ ، بحار الأنوار : ۸۳ / ۴ .

3) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۴۳ .

4) .أعلام الدين : ۳۳۹ / ۲۳ عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار: ۷۷ / ۱۸۲ / ۲۳ وج ۱۰۳ / ۲۵/ ۲۸ .

5) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۴ .

۴ / ۲ ترجيح دادن آخرت

الكافى از حسين بن بشار از مردى در حديث مرفوعـ درباره اين سخن خداوند: «مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا غافل نمى كند» ـ: آنان بازرگانانى بودند كه تجارت و خريد و فروش از ياد خدا بازشان نداشت ؛ هر گاه هنگام نماز فرا رسيد ، حق خدا را در آن ادا كردند .

تنبيه الخواطر :در تفسير اين سخن خدا : «مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا غافل نمى كند» ، آمده است كه آنان آهنگر و مهره ساز بودند ؛ هر يك از ايشان چون پتك را برمى گرفت يا سوزن را فرو مى برد و نداى اذان را مى شنيد ، هنوز سوزن از شكاف نگذشته و پتك فرو نيامده ، آن را كنارى مى افكند و به نماز مى ايستاد .

۴ / ۲ترجيح دادن آخرتپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى مردم! به وظيفه خويش براى اصلاح آخرتتان روى آوريد و از دنياتان كه براى شما تضمين گشته ، روى برگردانيد .

امام على عليه السلام :خداوند روزى شما را ضمانت كرده و شما به عمل [به واجب ها ]فرمان داده شده ايد . پس نبايد روزى اى كه برايتان تضمين شده ، بر وظيفه واجبتان مقدم گردد ؛ با اين كه به خدا سوگند! چنان شك با يقين درآميخته كه گويا آن روزىِ تضمين شده بر شما واجب است و آن وظيفه واجب از دوش شما برداشته شده است .

.

عنه عليه السلام :قَد كَفاكُم مَو?نَةَ دُنياكُم ، وحَثَّكُم عَلَى الشُّكرِ ، وَافتَرَضَ مِن ألسِنَتِكُمُ الذِّكرَ . (1)

عنه عليه السلام :إنَّ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِالمَفروضِ عَلَيهِ عَنِ المَضمونِ لَهُ ، ورَضِيَ بِالمَقدورِ عَلَيهِ ولَهُ ، كانَ أكثَرَ النّاسِ سَلامَةً في عافِيَةٍ ، ورِبحا في غِبطَةٍ ، وغَنيمَةً في مَسَرَّةٍ . (2)

۴ / ۳الإِجمالُ فِي الطَّلَبِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل يوفي عَبدَهُ ما كَتَبَ لَهُ مِنَ الرِّزقِ ، فَأَجمِلوا فِي الطَّلَبِ ؛ خُذوا ما حَلَّ ودَعوا ما حَرُمَ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :لا تَستَبطِئُوا الرِّزقَ ؛ فَإِنَّهُ لَم يَكُن عَبدٌ لِيَموتَ حَتّى يَبلُغَ آخِرُ رِزقٍ هُوَ لَهُ ، فَأَجمِلوا فِي الطَّلَبِ : أخذِ الحَلالِ وتَركِ الحَرامِ . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :أجمِلوا في طَلَبِ الدُّنيا ؛ فَإِنَّ كُلاًّ مُيَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ . (5)

.


1) .نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۳ ، تحف العقول : ۲۳۲ وفيه « . . .مو?نة الدنيا وفرّغكم لعبادته وحثّكم . . .» .

2) .غرر الحكم : ۳۶۵۵ .

3) .مسند أبي يعلى : ۶ / ۱۰۰ / ۶۵۵۲ ، الدرّالمنثور : ۴ / ۴۷۹ نقلاً عن أبي الشيخ وكلاهما عن أبي هريرة .

4) .المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۴ / ۲۱۳۴ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۳۳۹ / ۱۰۵۰۵ ، السنن الكبرى : ۵ / ۴۳۴ / ۱۰۴۰۴ و ص ۴۳۵ / ۱۰۴۰۵ ، المنتقى : ۱۴۴ / ۵۵۶ ، حلية الأولياء : ۷ / ۱۵۸ والأربعة الأخيرة نحوه وكلّها عن جابر بن عبد اللّه .

5) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۷۲۴ / ۲۱۴۲ ، السنّة لابن أبي عاصم : ۱۸۲ / ۴۱۸ ، حلية الأولياء : ۳ / ۲۶۵ ، مسند الشهاب : ۱ / ۴۱۶ / ۷۱۶ ، المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۴ / ۲۱۳۳ وفيه «لما كتب له منها» بدل «لما خلق له» ، السنن الكبرى : ۵ / ۴۳۴ / ۱۰۴۰۳ وفيه «له ما كتب له منها» بدل «لما خلق له» وكلّها عن أبي حميد الساعدي ، كنز العمّال : ۴ / ۲۰ / ۹۲۹۱ .

۴ / ۳ اعتدال در طلب

امام على عليه السلام :خداوند نيازمندى هاى دنياى شما را كفايت كرده و به شكرگزارى الزامتان فرموده و ياد خويش را بر زبان هاى شما لازم شمرده است .

امام على عليه السلام :همانا هر كه به وظيفه واجب خويش پردازد و به طلب روزىِ تضمين شده سرگرم نگردد ، و به آن چه به زيان يا سودش مقدر شده ، خرسند باشد ، بيش از همه در سلامت خواهد بود و سود خواهد برد و شادمانانه بهره مند خواهد شد .

۴ / ۳اعتدال در طلبپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا خداوند آن روزىِ مقدر براى بنده خويش را كامل به وى عطا مى كند ؛ پس در طلب اعتدال را رعايت كنيد ؛ حلال را برگيريد و حرام را واگذاريد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روزى را كُند مشماريد ؛ كه هيچ بنده اى نيست كه پيش از مرگ ، همه روزىِ خود را درنيابد . پس در طلب ميانه روى كنيد ، حلال را بگيريد و حرام را رها نماييد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در طلب روزى ميانه روى كنيد ؛ كه هر كس به آن چه برايش آفريده شده ، دست يابد .

.

عنه صلى الله عليه و آله :الدُّنيا دُوَلٌ ، فَاطلُب حَظَّكَ مِنها بِأَجمَلِ الطَّلَبِ حَتّى تَأتِيَكَ دَولَتُكَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :ألا وإنَّ روحَ القُدُسِ ( قَد ) نَفَثَ في روعي ، وأخبَرَني أن لا تَموتَ نَفسٌ حَتّى تَستَكمِلَ رِزقَها ، فَاتَّقُوا اللّهَ عز و جل ، وأجمِلوا فِي الطَّلَبِ ، ولا يَحمِلَنَّكُمُ استِبطاءُ شَيءٍ مِنَ الرِّزقِ أن تَطلُبوهُ بِمَعصِيَةِ اللّهِ عز و جل ، فَإِنَّهُ لا يُنالُ ما عِندَ اللّهِ ـ جَلَّ اسمُهُ ـ إلاّ بِطاعَتِهِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :أجمِلوا في طَلَبِ الدُّنيا ؛ فَإِنَّ اللّهَ قَد تَكَفَّلَ بِأَرزاقِكُم . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :لَيسَ أحَدٌ مِنكُم بِأَكسَبَ مِن أحَدٍ ، قَد كَتَبَ اللّهُ المُصيبَةَ وَالأَجَلَ ، وقَسَمَ المَعيشَةَ وَالعَمَلَ ، فَالنّاسُ يَجرونَ فيها إلى مُنتَهىً . (4)

الإمام عليّ عليه السلام :أجمِلوا فِي الطَّلَبِ ؛ فَكَم مِن حَريصٍ خائِبٍ ومُجمِلٍ لَم يَخِب ! (5)

عنه عليه السلام :إنَّكَ مُدرِكٌ قِسمَكَ ، وَمضمونٌ رِزقُكَ ، ومُستَوفٍ ما كُتِبَ لَكَ ؛فَأَرِح نَفسَكَ مِن شَقاءِ الحِرصِ ومَذَلَّةِ الطَّلَبِ ، وثِق بِاللّهِ ، وخَفِّض فِي المُكتَسَبِ . (6)

.


1) .الخصال : ۶۳۳ / ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، كنز الفوائد : ۱ / ۶۱ وليس فيه «حتّى تأتيك دولتك» ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۶ / ۳۲ نقلاً عن أعلام الدين .

2) .الكافي : ۵ / ۸۳ / ۱۱ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلاموص ۸۰ / ۳ عن أبي البلاد عن أحدهما عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله و ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۱ / ۸۸۰ ، التمحيص : ۵۲ / ۱۰۰ والثلاثة الأخيرة عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آلهنحوه ؛ المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۵ / ۲۱۳۶ ، القناعة والتعفّف لابن أبي الدنيا : ۳۸ / ۵۷ كلاهما عن ابن مسعود ، المعجم الكبير : ۸ / ۱۶۶ / ۷۶۹۴ عن أبي اُمامة وكلّها نحوه .

3) .شُعب الإيمان : ۷ / ۴۸۸ / ۱۱۰۸۵ عن عمر ، كنز العمّال : ۴ / ۲۲ / ۹۳۰۶ وج ۱۶ / ۱۵۵ / ۴۴۱۸۸ .

4) .حلية الأولياء : ۶ / ۱۱۶ عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال : ۱ / ۱۰۹ / ۵۰۳ .

5) .غرر الحكم : ۲۵۳۸ .

6) .غرر الحكم : ۳۷۸۹ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دنيا دست به دست مى گردد ؛ پس بهره خود را با معتدل ترين تلاش از آن برگير تا باز نوبت تو رسد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هلا كه فرشته وحى بر من فرود آمد و آگاهم كرد كه هيچ كس نميرد مگر آن كه همه روزىِ خود را دريابد ؛ پس خداى را بپرهيزيد و در طلب ميانه روى كنيد و مبادا آهسته رسيدنِ روزى سبب شود كه آن را با نافرمانى خدا طلب نماييد ؛ زيرا آن چه نزد خداى والامرتبه است ، جز با اطاعت او به دست نيايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در طلب دنيا ميانه روى پيشه سازيد ؛ كه خداوند روزى هاى شما را تضمين كرده است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ يك از شما روزى ياب تر از ديگرى نيست ؛ خداوند مصيبت و مرگ را بر نوشته و روزى و عمل را هم تقسيم فرموده ؛ پس مردم در اين روند به سرانجام راه مى سپارند .

امام على عليه السلام :در طلب روزى ميانه روى كنيد ؛ كه بسا آزمند كه كام نيابد و بسا ميانه رو در طلب كه ناكام نگردد .

امام على عليه السلام :همانا روزى مقدّرت را مى يابى و آن براى تو تضمين شده است و همه آن چه قسمت تو است ، نصيبت خواهد شد ؛ پس خود را از تيره بختىِ حرص و خوارىِ طلب وارَهان و به خدا اطمينان كن و از كسب مال بكاه .

.

عنه عليه السلام :سَوفَ يَأتيكَ ما قُدِّرَ لَكَ ، فَخَفِّض فِي المُكتَسَبِ . (1)

عنه عليه السلام :إنَّما أنتَ عَدَدُ أيّامٍ ، فَكُلُّ يَومٍ يَمضي عَلَيكَ يَمضي بِبَعضِكَ ، فَخَفِّض فِي الطَّلَبِ وأجمِل فِي المُكتَسَبِ . (2)

عنه عليه السلام :ذَلِّل نَفسَكَ بِالطّاعَةِ ، وحَلِّها بِالقَناعَةِ ، وخَفِّض فِي الطَّلَبِ ، وأجمِل فِي المُكتَسَبِ . (3)

عنه عليه السلام :لَم يَصدُق يَقينُ مَن أسرَفَ فِي الطَّلَبِ ، وأجهَدَ نَفسَهُ فِي المُكتَسَبِ . (4)

عنه عليه السلام :لِكُلِّ رِزقٍ سَبَبٌ ، فَأَجمِلوا فِي الطَّلَبِ . (5)

عنه عليه السلام :لَن يَفوتَكَ ما قُسِمَ لَكَ ، فَأَجمِل فِي الطَّلَبِ . (6)

عنه عليه السلام :لَن تُدرِكَ ما زُوِيَ عَنكَ ، فَأَجمِل فِي المُكتَسَبِ . (7)

عنه عليه السلام :كَفى بِالمَرءِ عَقلاً أن يُجمِلَ في مَطالِبِهِ . (8)

عنه عليه السلامـ في ما كَتَبَهُ لِلإِمامِ الحَسَنِ عليه السلام ـ: اِعلَم يَقينا أنَّكَ لَن تَبلُغَ أمَلَكَ ، ولَن تَعدُوَ أجلَكَ ، وأنَّكَ في سَبيلِ مَن كانَ قَبلَكَ . فَخَفِّض فِي الطَّلَبِ ، وأجمِل فِي المُكتَسَبِ ؛ فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَد جَرَّ إلى حَرَبٍ ، فَلَيسَ كُلُّ طالِبٍ بِمَرزوقٍ ، ولا كُلُّ مُجمِلٍ بِمَحرومٍ . (9)

.


1) .غرر الحكم : ۵۵۸۶ .

2) .غرر الحكم : ۳۸۷۴ .

3) .غرر الحكم : ۵۲۰۱ .

4) .غرر الحكم : ۷۵۶۷ .

5) .غرر الحكم : ۷۳۰۵ .

6) .غرر الحكم : ۷۴۳۹ .

7) .غرر الحكم : ۷۴۴۰ .

8) .غرر الحكم : ۷۰۴۱ .

9) .نهج البلاغة : الكتاب ۳۱ ، تحف العقول : ۷۷ نحوه ، كشف المحجّة : ۲۳۰ عن عمر بن أبي المقدام عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۹ / ۸۸ ؛ كنز العمّال : ۱۶ / ۱۷۵ / ۴۴۲۱۵ نقلاً عن وكيع والعسكري في المواعظ .

امام على عليه السلام :زود است كه آن چه برايت مقدر شده ، تو را دررسد ؛ پس در كسب مال اعتدال را رعايت كن .

امام على عليه السلام :همانا بهره تو به شماره روزها است ؛ هر روز كه بر تو مى گذرد ، بخشى از آن برايت فراهم مى شود ؛ پس از طلب كم كن و در كسب مال تندروى مكن .

امام على عليه السلام :جان خود را براى بندگى رام كن و به قناعتش وادار نما و از طلب كم كن و در كسب مال معتدل باش .

امام على عليه السلام :هر كه در طلب زياده روى نمايد و در كسب مال خود را به رنج اندازد ، از يقين بهره ندارد .

امام على عليه السلام :هر روزى اى را وسيله اى است ؛ پس در طلب مال اعتدال را رعايت كنيد .

امام على عليه السلام :آن چه برايت مقدر شده ، از تو بازگرفته نشود ؛ پس در طلب ميانه روى گزين .

امام على عليه السلام :آن چه را كه روزى ات نيست ، نيابى ؛ پس در كسب مال زياده روى مكن .

امام على عليه السلام :در خردمندىِ انسان همين بس كه در خواسته هايش ميانه رو باشد .

امام على عليه السلامـ در زمره سفارش هايش به امام حسن عليه السلام ـ: يقين بدان كه هرگز به آرزويت نرسى و از اَجَلت فراتر نروى و در همان راه پيشينيان گام برمى دارى . پس از طلب دنيا بكاه و در كسب مال اعتدال را رعايت كن ؛ كه بساطلبى كه به نابودىِ سرمايه انجامد . هر جوينده اى روزى نيابد و هر مدارا كننده اى محروم نگردد .

.

عنه عليه السلام :خُذ مِنَ الدُّنيا ما أتاكَ ، وتَوَلَّ عَمّا تَوَلّى عَنكَ ، فَإِن أنتَ لَم تَفعَل فَأَجمِل فِي الطَّلَبِ . (1)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: مَن أجمَلَ فِي الطَّلَبِ أتاهُ رِزقُهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ . (2)

الإمام الحسن عليه السلام :لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الغالِبِ ، ولا تَتَّكِل عَلَى القَدَرِ اتِّكالَ المُستَسلِمِ ؛ فَإِنَّ ابتِغاءَ الفَضلِ مِنَ السُّنَّةِ ، وَالإِجمالَ فِي الطَّلَبِ مِنَ العِفَّةِ ، ولَيسَتِ العِفَّةُ بِدافِعَةٍ رِزقا ، ولاَ الحِرصُ بِجالِبٍ فَضلاً ؛ فَإِنَّ الرِّزقَ مَقسومٌ ، وَاستِعمالَ الحِرصِ استِعمالُ المَأثَمِ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :لَو كانَ العَبدُ في حَجَرٍ لَأَتاهُ اللّهُ بِرِزقِهِ ، فَأَجمِلوا فِي الطَّلَبِ . (4)

عنه عليه السلام :لِيَكُن طَلَبُكَ لِلمَعيشَةِ فَوقَ كَسبِ المُضَيِّعِ ، ودونَ طَلَبِ الحَريصِ الرّاضي بِدُنياهُ المُطمَئِنِّ إلَيها ، ولكِن أنزِل نَفسَكَ مِن ذلِكَ بِمَنزِلَةِ المُنصِفِ المُتَعَفِّفِ ؛ تَرفَعُ نَفسَكَ عَن مَنزِلَةِ الواهِنِ الضَّعيفِ ، وتَكسِبُ ما لابُدَّ مِنهُ . (5)

.


1) .نهج البلاغة : الحكمة ۳۹۳ ، تحف العقول : ۷۸ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۸ / ۸۳ ؛ كنز العمّال : ۱۶ / ۱۷۵ / ۴۴۲۱۵ نقلاً عن وكيع والعسكري في المواعظ .

2) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۱۱ / ۵۶۶ .

3) .تحف العقول : ۲۳۳ ، أعلام الدين : ۴۲۸ عن الإمام الحسين عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۷ / ۴۱ و۴۲ ؛ شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۲۶۱ / ۵۸ وص ۳۱۰ / ۵۵۹ كلاهما نحوه .

4) .الكافي : ۵/۸۱/۴ عن أبي خديجة ، التمحيص : ۵۳/۱۰۳ وفيه «جحر» بدل «حجر» ، بحار الأنوار: ۱۰۳ / ۳۵ / ۷۱ .

5) .الكافي : ۵ / ۸۱ / ۸ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۲ / ۸۸۲ ، التمحيص : ۵۴ / ۱۰۷ ، تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۳ كلّها عن ابن فضّال عمّن ذكره ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۶ / ۷۵ .

امام على عليه السلام :هر چه از دنيا نصيبت شود ، برگير و از آن چه نصيبت نگشت ، روى گردان ؛ و اگر چنين نمى كنى ، پس در طلب اعتدال را رعايت كن .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: هر كه در طلب ميانه روى گزيند ، خداوند روزى اش را از جايى كه گمان ندارد ، عطايش فرمايد .

امام حسن عليه السلام :همچون چيرگان ، در طلب دنيا مكوش و همچون بيچارگان بر قَدَر تكيه مكن ؛ كه فضلِ [خدا] جستن سنت است (1)و ميانه روى در طلب از پاكدامنى ؛ پاكدامنى مانعِ روزى نباشد و حرص ورزيدن هم روزى را فراهم نياورَد ؛ پس همانا روزى تقسيم شده است و به كار گرفتن حرص ، بهره ورى از گناه است .

امام صادق عليه السلام :اگر بنده در ميان سنگى به سر برَد ، خداوند روزى اش را مى رساند ؛ پس در طلب ميانه روى كنيد .

امام صادق عليه السلام :بايد دنبال روزى رفتنت بيش تر از تباه كننده كسب و كم تر از حرص ورزنده خشنود از دنيا و اعتماد كننده به آن باشد . پس در طلب دنيا ، همانند ميانه روى پاكدامن باش ؛ بدين سان ، از سستى و ناتوانى دور مى شوى و در حدّ لزوم نيز كسب مى كنى .

.


1) .اشاره است به آيه ۱۰ از سوره جمعه «وابتغوا من فضل اللّه » .

الكافي عن سدير :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : أيُّ شَيءٍ عَلَى الرَّجُلِ في طَلَبِ الرِّزقِ؟ فَقالَ : إذا فَتَحتَ بابَكَ وبَسَطتَ بِساطَكَ ، فَقَد قَضَيتَ ما عَلَيكَ . (1)

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: [مِن ]وَصاياهُ لاِبنِهِ الحُسَينِ عليه السلام : أبُنَيَّ إنَّ الرِّزقَ مَكفولٌ بِهِفَعَلَيكَ بِالإِجمالِ في ما تَطلُب لا تَجعَلَنَّ المالَ كَسبَكَ مُفرَداوتُقى إلهِكَ فَاجعَلَن ما تَكسِب كَفَلَ الإِلهُ بِرِزقِ كُلِّ بَرِيَّةٍوَالمالُ عارِيَةٌ تَجيءُ وتَذهبَ وَالرِّزقُ أسرَعُ مِن تَلَفُّتِ ناظِرٍسَبَبا إلَى الإِنسانِ حينَ يُسَبب ومِنَ السُّيولِ إلى مَقَرِّ قَرارِهاوَالطَّيرِ لِلأَوكارِ حينَ تُصَوِّبُ . (2)

۴ / ۴الاِقتِصارُ عَلَى الكَفافِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَيرُ الرِّزقِ ما يَكفي . (3)

.


1) .الكافي : ۵ / ۷۹ / ۱ ، تهذيب الأحكام : ۶ / ۳۲۳ / ۸۸۶ ، من لا يحضره الفقيه : ۳ / ۱۶۵ / ۳۶۰۷ .

2) .الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ۴۸ / ۱۸ ؛ تاريخ دمشق : ۴۲ / ۵۲۶ عن الربيع بن الفضل وفيه البيت الأوّل والثاني فقط .

3) .مسند ابن حنبل : ۱ / ۳۶۴ / ۱۴۷۷ و ص ۳۸۱ / ۱۵۵۹ و ص ۳۹۵ / ۱۶۲۳ ، مسند أبي يعلى : ۱ / ۳۴۵ / ۷۲۷ ، شُعب الإيمان : ۱ / ۴۰۶ / ۵۵۲ وج ۷ / ۲۹۶ / ۱۰۳۶۹ كلّها عن سعد بن مالك وج ۱ / ۴۰۷ / ۵۵۴ ، صحيح ابن حبّان : ۳ / ۹۱ / ۸۰۹ وفيه «خير الرزق أو العيش ما يكفي» وكلاهما عن سعد بن أبي وقّاص ؛ إرشاد القلوب : ۷۴ .

۴ / ۴ اكتفا كردن به مقدار نياز

الكافى از سدير :به امام صادق عليه السلام گفتم: «انسان در طلب روزى چه وظيفه اى دارد؟» فرمود: «چون در گشودى و بساط گستردى ، وظيفه خود را انجام داده اى» .

امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به وى ـ: از سفارش هاى او به فرزندش حسين عليه السلام: پسر عزيزم! روزى ، تضمين شده است ؛پس تو را بايد كه از طلب بكاهى . تنها در پى مال نباش ؛و تقواى خدا را نيز كسب كن . خداوند روزىِ هر موجودى را كفالت فرموده ؛و مال امانتى است كه مى آيد و مى رود . آن گاه كه وسيله فراهم آيد ،روزى زودتر از نگاه افكندنى ، براى انسان حاصل گردد . چون درست بنگرى ، سيل را براى رسيدن به قرارگاهشوپرندگان را براى جاى گرفتن در آشيان ها، خدا وسيله ساخته است.

۴ / ۴اكتفا كردن به مقدار نيازپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين روزى آن است كه كفايت كند .

.

عنه صلى الله عليه و آلهـ في عيشَةِ الدُّنيا ـ: يَكفيكَ مِنها ما سَدَّ جَوعَتَكَ ووارى عَورَتَكَ ، فَإِن يَكُن بَيتٌ يَكُنُّكَ فَذاكَ ، وإن تَكُن دابَّةٌ تَركَبُها فَبَخ ؛ فِلقُ الخُبزِ وماءُ الجَرِّ ، وما بَعدَ ذلِكَ حِسابٌ عَلَيكَ أو عَذابٌ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :لا يَلومُ اللّهُ عَلَى الكَفافِ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :قَد أفلَحَ مَن أسلَمَ ، ورُزِقَ كَفافا ، وقَنَّعَهُ اللّهُ بِما آتاهُ . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :ما طَلَعَت شَمسٌ قَطُّ إلاّ بُعِثَ بِجَنبَتَيها مَلَكانِ يُنادِيانِ ـ يُسمِعانِ أهلَ الأَرضِ إلاَّ الثَّقَلَينِ ـ : يا أيُّهَا النّاسُ ، هَلُمّوا إلى رَبِّكُم! فَإِنَّ ما قَلَّ وكَفى خَيرٌ مِمّا كَثُرَ وألهى . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ ارزُق مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ ومَن أحَبَّ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّدٍ العَفافَ وَالكَفافَ ، وَارزُق مَن أبغَضَ مُحَمَّدا المالَ وَالوَلَدَ . (5)

.


1) .الخصال : ۱۶۱/۲۱۱، الأمالي للصدوق: ۴۶۹/۶۲۴، الأمالي للطوسي: ۴۲۸/۹۵۶ ، تنبيه الخواطر: ۲ / ۱۷۳ كلّها عن أبي الدرداء ، روضة الواعظين : ۴۹۹ كلها نحوه ؛ حلية الأولياء : ۵ / ۲۴۹ ، تاريخ دمشق : ۷ / ۱۹۴ / ۱۹۰۹ كلاهما عن أبي الدرداء نحوه .

2) .الكافي : ۴ / ۲۶ / ۱ ، تحف العقول : ۳۸۰ كلاهما عن عبد الأعلى عن الإمام الصادق عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۲ / ۵۶ / ۱۶۸۸ ؛ مسند ابن حنبل : ۳ / ۲۸۷ / ۸۷۵۱ عن أبي هريرة .

3) .صحيح مسلم : ۲/۷۳۰/۱۲۵ ، سنن الترمذي : ۴/۵۷۶/۲۳۴۸ ، مسند ابن حنبل : ۲/۵۷۲/۶۵۸۳ ، السنن الكبرى : ۴ / ۳۲۸ / ۷۸۶۸ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۹۰ / ۱۰۳۴۵ كلّها عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص وراجع سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۸۶ / ۴۱۳۸ والتاريخ الكبير : ۵ / ۲۹۰ / ۹۴۴ .

4) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۱۶۸ / ۲۱۷۸۰ ، المستدرك على الصحيحين : ۲ / ۴۸۳ / ۳۶۶۲ ، صحيح ابن حبّان : ۸ / ۱۲۱ / ۳۳۲۹ ، المعجم الأوسط : ۳ / ۱۸۹ / ۲۸۹۱ ، مسند أبي داود الطيالسي : ۱۳۱ / ۹۷۹ ، حلية الأولياء : ۱ / ۲۲۶ و ج ۲ / ۲۳۳ كلّها عن أبي الدرداء .

5) .الكافي : ۲/۱۴۰/۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: ۳۶۶/۹۹، النوادر للراوندي : ۱۲۴ / ۱۴۲ ، مشكاة الأنوار : ۲۲۵ / ۶۲۰ ، الجعفريّات : ۱۸۳ وراجع تنبيه الخواطر : ۲ / ۱۸۲ و بشارة المصطفى : ۷۳ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره گذران دنيا ـ: از دنيا همان تو را بس است كه گرسنگى ات را رفع نمايد و برهنگى ات را بپوشاند . اگر خانه باشد و جايت دهد ، نيكو است ؛ و اگر چهارپايى باشد و سوارى ات دهد ، پسنديده است ؛ و نيز نيمى نان و مَشكى آب ؛ و هر چه بيش از اين باشد ، مايه مؤاخذه و عذاب تو است .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند دارايى به قدر نياز را ملامت نفرمايد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه اسلام آورَد و به قدر كفاف روزى يابد و خداوند به آن چه دهدش قانعش سازد ، رستگار گردد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ گاه خورشيد سربر نزند ، مگر آن كه در كناره هاى آن ، دو فرشته برخيزند و گونه اى ندا دهند كه همه زمينيان ، جز جن و انس را نيز بشنوانند: «اى مردم! به سوى پروردگارتان بشتابيد ؛ كه آن چه كم باشد و كفايت كند ، بهتر از آن است كه بسيار باشد و فريبگرى كند» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! محمّد و خاندانش و نيز هر كه محمّد و خاندانش را دوست بدارد ، پاكدامنى و روزى كافى نصيب فرما و آن كس را كه به محمّد كينه ورزد ، مال و فرزند [فراوان] بخش .

.

عنه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ مَن آمَنَ بي وصَدَّقَني ، وعَلِمَ أنَّ ما جِئتُ بِهِ هُوَ الحَقُّ مِن عِندِكَ فَأَقلِل مالَهُ ووَلَدَهُ ، وحَبِّب إلَيهِ لِقاءَكَ ، وعَجِّل لَهُ القَضاءَ ، ومَن لَم يُؤمِن بي ولَم يُصَدِّقني ولَم يَعلَم أنَّ ما جِئتُ بِهِ الحَقُّ مِن عِندِكَ ، فَأَكثِر مالَهُ ووَلَدَهُ وأطِل عُمُرَهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ اجعَل قوتَ آلِ مُحَمَّدٍ كَفافا ؛ فَلَم يَطلُب مِنَ الدُّنيا إلاّ ما يَتَمَحَّضُ خَيرُهُ . (2)

عنه صلى الله عليه و آله :خَيرُ الرِّزقِ ما كان يَوما بِيَومٍ كَفافا . (3)

عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن غَنِيٍّ ولا فَقيرٍ إلاّ وَدَّ يَومَ القِيامَةِ أنَّهُ اُوتِيَ مِنَ الدُّنيا قوتا . (4)

عنه صلى الله عليه و آله :يا أبا ذَرٍّ ، إنّي قَد دَعَوتُ اللّهَ ـ جَلَّ ثَناؤُهُ ـ أن يَجعَلَ رِزقَ مَن يُحِبُّني كَفافا ، وأن يُعطِيَ مَن يُبغِضُني كَثرَةَ المالِ وَالوَلَدِ . (5)

.


1) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۸۵ / ۴۱۳۳ ، المعجم الكبير : ۱۷ / ۳۱ / ۵۶ ، اُسد الغابة : ۴ / ۲۴۹ / ۴۰۰۴ ، تاريخ دمشق : ۴۶ / ۳۰۴ / ۱۰۰۷۰ ، الإصابة : ۴ / ۵۵۴ / ۵۹۴۲ كلّها عن عمرو بن غيلان الثقفي ، كنز العمّال : ۶ / ۶۱۴ / ۱۷۱۰۳ .

2) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۱۵۹ .

3) .الفردوس : ۲ / ۱۸۰ / ۲۹۰۷ عن أنس ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۱ / ۷۰۹۶ .

4) .سنن ابن ماجة : ۲ / ۱۳۸۷ / ۴۱۴۰ ، مسند ابن حنبل : ۴ / ۲۳۵ / ۱۲۱۶۴ ، مسند أبي يعلى : ۴ / ۲۸ / ۳۷۰۱ ، شُعب الإيمان : ۷ / ۲۹۹ / ۱۰۳۷۸ كلّهاعن أنس ، تاريخ بغداد : ۴ / ۸ / ۱۵۸۶ عن عبد اللّه بن مسعود وكلّها نحوه ؛ من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۶۳ / ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار : ۲۳۰ / ۶۴۷ كلاهما نحوه .

5) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۶۹ / ۲۶۶۱ ، الأمالي للطوسي : ۵۳۲ / ۱۱۶۲ ، تنبيه الخواطر : ۲ / ۵۸ كلاهما نحوه وكلّها عن أبي ذرّ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! هر كه به من گرويد و تصديقم كرد و دانست كه آن چه آورده ام حقى از سوى تو است ، مال و فرزندانش را كم كن و ديدارت را برايش دوست داشتنى نما و عمرش را كوتاه ساز ؛ و آن كه به من نگرويد و تصديقم نكرد و درنيافت كه آن چه من آورده ام ، حقى از سوى تو است ، مال و فرزندانش را فراوان گردان و عمرش را دراز ساز .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! روزىِ خاندان محمّد را به قدر نياز قرار ده تا از دنيا جز آن چه سراسر خيرش در آن است ، طلب نكند .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين روزى آن است كه كفاف هر روز را ، يك به يك ، دهد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ توانگر و فقيرى نيست ، مگر آن كه در روز قيامت ، آرزو كند كه در دنيا تنها به قدر كفافش روزى مى داشت .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابوذر! همانا خداى ـ ذكرش بشكوه باد ـ را خواسته ام كه روزىِ هر كس مرا دوست مى دارد ، به قدر كفاف قرار دهد و به هر كه مرا دشمن مى شمارد ، مال و فرزند بسيار بخشد .

.

عنه صلى الله عليه و آله : إذا دَعَوتُم لِأَحَدٍ مِنَ اليَهودِ وَالنَّصارى فَقولوا : أكثَرَ اللّهُ مالَكَ ووَلَدَكَ .عنه صلى الله عليه و آله : إذا دَعَوتُم لِأَحَدٍ مِنَ اليَهودِ وَالنَّصارى فَقولوا : أكثَرَ اللّهُ مالَكَ ووَلَدَكَ . (1)

عنه صلى الله عليه و آلهـ إذ قالَ لَهُ ثَعلَبَةُ بنُ حاطِبٍ : يا رَسولَ اللّهِ ، اُدعُ اللّهَ ، أن يَرزُقَني مالاً ـ: قَليلٌ تُؤَدّي شُكرَهُ خَيرٌ مِن كَثيرٍ لا تُطيقُهُ . (2)

تنبيه الخواطر عن لقمان عليه السلامـ لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ لا تَدخُل فِي الدُّنيا دُخولاً يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ ، ولا تَترُكها تَركا تَكونُ كَلاًّ عَلَى النّاسِ . (3)

الإمام زين العابدين عليه السلام :مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِراعي إبِلٍ فَبَعَثَ يَستَسقيهِ ، فَقالَ : أمّا ما في ضُروعِها فَصَبوحُ الحَيِّ ، وأمّا في آنِيَتِنا فَغَبوقُهُم ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ أكثِر مالَهُ ووَلَدَهُ . ثُمَّ مَرَّ بِراعي غَنَمٍ ، فَبَعَثَ إلَيهِ يَستَسقيهِ ، فَحَلَبَ لَهُ ما في ضُروعِها ، وأكفَأَ ما في إنائِهِ في إناءِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وبَعَثَ إلَيهِ بِشاةٍ ، وقالَ : هذا ما عِندَنا ، وإن أحبَبتَ أن نَزيدَكَ زِدناكَ . قالَ : فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اللّهُمَّ ارزُقهُ الكَفافَ . فَقالَ لَهُ بَعضُ أصحابِهِ : يا رَسولَ اللّهِ ، دَعَوتَ لِلَّذي رَدَّكَ بِدُعاءٍ عامَّتُنا نُحِبُّهُ ، ودَعَوتَ لِلَّذي أسعَفَكَ بِحاجَتِكَ بِدُعاءٍ كُلُّنا نَكرَهُهُ؟! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنَّ ما قَلَّ وكَفى خَيرٌ مِمّا كَثُرَ وألهى . اللّهُمَّ ارزُق مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ الكَفافَ . (4)

.


1) .تاريخ دمشق : ۵۵ / ۲۰۸ / ۱۱۶۷۹ عن ابن عمر ، كنز العمّال : ۳ / ۱۸۹ / ۶۰۹۷ .

2) .تاريخ دمشق : ۱۲ / ۹ / ۲۸۸۹ ، تفسير الطبري : ۶/ الجزء ۱۰/۱۸۹ فيه «ويحك يا ثعلبة قلى . .» ، تفسير ابن كثير : ۳ / ۱۹۸ وج ۴ / ۱۲۴ ، تفسير القرطبي : ۸ / ۲۰۹ ، كنز العمّال : ۳ / ۳۹۳ / ۷۱۰۴ ؛ تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۸۲ ، الأمالي للشجري : ۱ / ۱۹۸ ، بحار الأنوار : ۲۲ / ۴۰ .

3) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۷۹ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۲۴ / ۱۱۲ .

4) .الكافي : ۲ / ۱۴۰ / ۴ عن إبراهيم بن محمّد النوفلي رفعه ، بحار الأنوار : ۷۲ / ۶۱ / ۴ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از يهوديان و مسيحيان را دعا مى كنيد ، بگوييد: «خدا مال و فرزندانت را بسيار گردانَد» .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ آن گاه ثعلبة بن حاطب به وى گفت:«اى رسول خدا! از خدا بخواه كه مرا مال بخشد» ـ: مال اندكى كه شكرش را به جاى آورى ، بهتر از مال فراوانى است كه نتوانى شكر آن كنى .

تنبيه الخواطر از لقمانـ خطاب به پسرش ـ: پسر عزيزم! در دنيا چنان درون مشو كه به آخرتت زيان رساند ؛ و آن را چنان وانگذار كه سربارِ مردم گردى .

امام سجاد عليه السلام :رسول خدا صلى الله عليه و آله بر شترچرانى گذر كرد و كس فرستاد تا از او چيزى براى آشاميدن بخواهد . شتربان گفت: «آن چه در پستان شتران است ، صبحانه مردم قبيله است و آن چه در ظرف هاى ما است ، غذاى شامشان» . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود : «بارخدايا! مال و فرزندان او را فراوان ساز» . سپس به گوسفند چرانى گذر نمود و كس فرستاد تا از او چيزى براى آشاميدن بخواهد . وى گوسفندها را دوشيد و هر چه در ظرف داشت ، در ظرف رسول خدا صلى الله عليه و آلهريخت و نيز گوسفندى براى ايشان فرستاد و پيغام داد: «اين چيزى است كه نزد ما آماده بود ؛ اگر خواهى ، آن را افزون كنيم» . رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «بار خدايا! او را به قدر كفاف روزى ده» . يكى از يارانش گفت: «اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! آن را كه خواهشت را رد كرد ، چنان دعا فرمودى كه ما همه دوستار آنيم ؛ و اين را كه خواهشت را روا نمود ، چنين دعا فرمودى كه ما همه آن را ناخوش مى داريم!» رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «همانا آن چه كم باشد و كفايت نمايد ، بهتر از آن است كه فراوان باشد و بفريبد . بار خدايا! محمّد و خاندان محمّد را به قدر كفاف روزى بخش» .

.

الأمالي للطوسي عن أبو ذرّ :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا أبا ذَرٍّ ، اِستَغنِ بِغَناءِ اللّهِ يُغنِكَ اللّهُ . فَقُلتُ : وما هُوَ يا رَسولَ اللّهِ؟ فَقالَ : غَداءُ يَومٍ وعَشاءُ لَيلَةٍ ، فَمَن قَنِعَ بِما رَزَقَهُ اللّهُ فَهُوَ أغنَى النّاسِ . (1)

مسند ابن حنبل عن أبو اُمامة عن النبيّ صلى الله عليه و آله :إنَّ أغبَطَ النّاسِ عِندي عَبدٌ مُؤمِنٌ خَفيفُ الحاذِ ، ذو حَظٍّ مِن صَلاةٍ ، أطاعَ رَبَّهُ ، وأحسَنَ عِبادَتَهُ فِي السِّرِّ ، وكانَ غامِضا فِي النّاسِ لا يُشارُ إلَيهِ بِالأَصابِعِ ، وكانَ عَيشُهُ كَفافا ، وكانَ عَيشُهُ كَفافا ـ قالَ : وجَعَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيَنقُرُ بِإصبَعَيهِ ـ وكانَ عَيشُهُ كَفافا ، وكانَ عَيشُهُ كَفافا ، فَعُجِّلَت مَنِيَّتُهُ ، وقَلَّت بَواكيهِ ، وقَلَّ تُراثُهُ . (2)

تنبيه الخواطر :قيلَ : خَطَبَ النّاسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما وعَلَيهِ عَباءَةٌ شامِيَّةٌ ، فَقالَ : ما قَلَّ وكَفى خَيرٌ مِمّا كَثُرَ وألهى ، وإنَّ صاحِبَ الدِّرهَمَينِ أطوَلُ حِسابا مِن صاحِبِ الدِّرهَمِ . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :خَيرُ أموالِكَ ما كَفاكَ . (4)

عنه عليه السلام :مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَةَ ، وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ . (5)

.


1) .الأمالي للطوسي : ۵۳۶ / ۱۱۶۲ ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۸۸ ؛ الزهد لابن المبارك : ۴۱۱ / ۱۱۶۷ عن واصل مولى أبي عيينة نحوه .

2) .مسند ابن حنبل : ۸ / ۲۸۲ / ۲۲۲۵۹ ، سنن الترمذي : ۴ / ۵۷۵ / ۲۳۴۷ ، سنن ابن ماجة : ۲/۱۳۷۹/۴۱۱۷ ، المستدرك على الصحيحين : ۴/۱۳۷/۷۱۴۸ كلّها عن أبي اُمامة نحوه ؛ الكافي : ۲/۱۴۰/۱ عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام وص ۱۴۱/۶ عن الأزدي عن الإمام الصادق عليه السلام، قرب الإسناد : ۴۰ / ۱۲۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول : ۳۸ كلّها عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهنحوه .

3) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۳۰ .

4) .غرر الحكم : ۵۰۳۴ .

5) .الكافي : ۸ / ۱۹ / ۴ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام ، من لا يحضره الفقيه : ۴ / ۳۸۵ / ۵۸۳۴ ، نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۱ ، تحف العقول : ۹۰ وفيه «تعجّل» بدل «فقد انتظم» ، بحار الأنوار : ۶۹ / ۴۱۱ / ۱۲۸ .

امالى طوسى از ابوذر :رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «به توانگرى اى كه خدا دهدت ، توانگر شو» . گفتم: «اى رسول خدا! آن چيست؟» فرمود : «صبحانه يك روز و غذاى شام يك شب ؛ پس هر كه به آن چه خدا روزى اش نموده ، قناعت ورزد ، توانگرترينِ مردم است» .

مسند ابن حنبل از ابوامامه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر آينه رشك بردنى ترينِ مردم نزد من ، بنده مؤمنى است كه سبكبار باشد و از نماز بهره برده ، پروردگارش را فرمان برَد و در نهان ، خداى را نيك عبادت نمايد و در ميان مردمْ گمنام به سر برد ، چندان كه انگشت نما نباشد ؛ و روزى اش به قدر كفاف باشد ؛ و روزى اش به قدر كفاف باشد ؛ ـ پيامبر در اين حال ، با نوك دو انگشت خود مى كوبيد و فرمود : ـ و روزى اش به قدر كفاف باشد ؛ و روزى اش به قدر كفاف باشد ؛ و مرگش زود فرا رسد ؛ و گريه كنندگانش اندك باشند ؛ و از او ميراث اندك به جاى مانَد .

تنبيه الخواطر:گفته اند كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله براى مردم خطبه مى خواند ، حال آن كه عبايى شامى بر دوش داشت . فرمود: «همانا آن چه كم باشد و كفايت نمايد ، بهتر از آن است كه فراوان باشد و بفريبد . هر آينه دارنده دو درهم ، حسابرسى اش طولانى تر از دارنده يك درهم است» .

امام على عليه السلام :بهترين دارايى ات آن است كه تو را كفاف دهد .

امام على عليه السلام :هر كه به قدر كفاف بسنده كند ، آسوده به سر برَد و در گشايشِ آسايش جاى گيرد .

.

عنه عليه السلام :لا تُطمِعَنَّ نَفسَكَ في ما فَوقَ الكَفافِ فَيَغلِبَكَ بِالزِّيادَةِ . (1)

عنه عليه السلام :قَصِّر مِن حِرصِكَ وقِف عِندَ المَقدورِ لَكَ مِن رِزقِكَ ؛ تُحرِز دينَكَ . (2)

عنه عليه السلام :اِقنَعوا بِالقَليلِ مِن دُنياكُم لِسَلامَةِ دينِكُم ؛ فَإِنَّ المُؤمِنَ البُلغَةُ اليَسيرَةُ مِنَ الدُّنيا تُقنِعُهُ . (3)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: أنعَمُ النّاسِ عيشَةً مَن تَحَلّى بِالعَفافِ ، ورَضِىَ بِالكَفافِ ، وتَجاوَزَ ما يَخافُ إلى ما لايَخافُ . (4)

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: خَيرُ العَيشِ ما لا يُطغيكَ ولا يُلهيكَ . (5)

عنه عليه السلام :يَا بنَ آدَمَ ، ما كَسَبتَ فَوقَ قوتِكَ فَأَنتَ فيهِ خازِنٌ لِغَيرِكَ . (6)

عنه عليه السلام :اِعلَم أنَّ كُلَّ شَيءٍ تُصيبُهُ مِنَ الدُّنيا فَوقَ قوتِكَ فَإِنَّما أنتَ فيهِ خازِنٌ لِغَيرِكَ . (7)

.


1) .غرر الحكم : ۱۰۲۸۹ .

2) .غرر الحكم : ۶۷۸۹ .

3) .غرر الحكم : ۲۵۴۹ .

4) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۰۱ / ۴۴۰ وراجع كنز الفوائد : ۱ / ۳۰۴ .

5) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۳۰۱ / ۴۴۳ .

6) .نهج البلاغة : الحكمة ۱۹۲ ، خصائص الأئمّة عليهم السلام : ۱۱۲ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۱۴۴ / ۲۸ .

7) .الخصال : ۱۶ / ۵۸ عن عليّ بن الحسين بن رباط رفعه ، روضة الواعظين : ۴۶۸ ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۹۰ / ۶۱ .

امام على عليه السلام :هرگز خود را به بيش از حد كفاف در طمع نينداز ؛ مبادا كه با زياده خواهى بر تو چيره شود .

امام على عليه السلام :از حرص خويش بكاه و به روزىِ مقدّر خود بسنده كن تا دينت را حفظ كنى .

امام على عليه السلام :براى سالم ماندن دينتان ، به بهره اندك دنياتان اكتفا كنيد ؛ كه كفاف دنيايى ، مؤمن را قانع سازد .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: نعمت يافته ترينِ مردم آن است كه به پاكدامنى آراسته و به قدر كفاف خرسند باشد و از آن چه مايه بيم او است ، پرهيز نمايد و كارى كند كه بيمى در آن نباشد .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: بهترين زندگانى آن است كه مايه سركشى و فريبت نباشد .

امام على عليه السلام :اى فرزند آدم! آن چه را بيش از حد نياز خويش كسب مى كنى ، براى ديگران ذخيره مى نمايى .

امام على عليه السلام :بدان كه هر چه از دنيا بيش از كفايت فراهم مى كنى ، آن را براى غير خود ذخيره مى نمايى .

.

عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: إذَا استَغنَيتَ عَن شَيءٍ فَدَعهُ ، وخُذ ما أنتَ مُحتاجٌ إلَيهِ . (1)

الزهد للحسين بن سعيد عن حنان عن أبيه عن الإمام الباقر عليه السلام :سَمِعتُهُ يَقولُ : أتى أبا ذَرٍّ رَجُلٌ فَبَشَّرَهُ بِغَنَمٍ لَهُ قَد وَلَدَت فَقالَ : يا أبا ذَرٍّ ، أبشِر! فَقَد وَلَدَت غَنَمُكَ وكَثُرَت . فَقالَ : ما يَسُرُّني كَثرَتُها ؛ فَما اُحِبُّ ذلِكَ ، فَما قَلَّ مِنها وكَفى أحَبُّ إلَيَّ مِمّا كَثُرَ وألهى . إنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : عَلى حافَّتَيِ الصِّراطِ يَومَ القِيامَةِ الرَّحِمُ وَالأَمانَةُ ، فَإِذا مَرَّ عَلَيهِ الموصِلُ لِلرَّحِمِ وَالمُؤَدّي لِلأَمانَةِ لَم يَتَكَفَّأ بِهِ فِي النّارِ . (2)

الإمام الباقر عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: اللّهُمَّ ارزُقني رِزقا حَلالاً يَكفيني ، ولا تَرزُقني رِزقا يُطغيني ، ولا تَبتَلِني بِفَقرٍ أشقى بِهِ مُضَيَّقا عَلَيَّ . أعطِني حَظّا وافِرا في آخِرَتي ، ومَعاشا واسِعا هَنيئا مَريئا في دُنيايَ . (3)

الإمام الصادق عليه السلام :كانَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام يَدعو بِهذَا الدُّعاءِ : اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ حُسنَ المَعيشَةِ ؛ مَعيشَةً أتَقَوّى بِها عَلى جَميعِ حَوائِجي ، وأتَوَصَّلُ بِها فِي الحَياةِ إلى آخِرَتي ، مِن غَيرِ أن تُترِفَني فيها فَأَطغى ، أو تُقَتِّرَ بِها عَلَيَّ فَأَشقى . أوسِع عَلَيَّ مِن حَلالِ رِزقِكَ ، وأفضِل عَلَيَّ مِن سَيبِ فَضلِكَ نِعمَةً مِنكَ سابِغَةً وعَطاءً غَيرَ مَمنونٍ ، ثُمَّ لا تَشغَلني عَن شُكرِ نِعمَتِكَ بِإِكثارٍ مِنها تُلهيني بَهجَتُهُ وتَفتِنّي زَهَراتُ زَهوَتِهِ ، ولا بِإِقلالٍ عَلَيَّ مِنها يَقصُرُ بِعَمَلي كَدُّهُ ويَملَأُ صَدري هَمُّهُ ؛ أعطِني مِن ذلِكَ يا إلهي غِنىً عَن شِرارِ خَلقِكَ ، وبَلاغا أنالُ بِهِ رِضوانَكَ . (4)

.


1) .شرح نهج البلاغة : ۲۰ / ۲۶۲ / ۵۹ .

2) .الزهد للحسين بن سعيد : ۴۰ / ۱۰۹ ، بحار الأنوار : ۲۲ / ۴۱۰ / ۲۷ و ج ۷۴ / ۱۰۲ / ۵۷ .

3) .تهذيب الأحكام : ۳ / ۷۷ / ۲۳۴ عن أبي حمزة الثمالي ، المقنعة : ۱۷۹ ، الكافي : ۲ / ۵۸۹ / ۲۶ عن أبي حمزة ، مصباح المتهجّد : ۱۷۶ / ۲۶۲ و ص ۵۴۹ / ۶۴۰ وليس في الثلاثة الأخيرة «اللّهمّ ارزقني رزقا حلالاً يكفيني» ، بحار الأنوار : ۸۷ / ۳۰۱ و ج ۹۴ / ۲۶۹ .

4) .الكافي : ۲ / ۵۵۳ / ۱۳ عن أبي بصير .

امام على عليه السلامـ در كلمات حكيمانه منسوب به وى ـ: چون به چيزى نياز ندارى ، آن را واگذار و آن چه را بدان نيازمندى ، فراهم كن .

الزهد للحسين بن سعيد از حنان از پدرش از امام باقر عليه السلام :از او شنيدم كه فرمود: «مردى نزد ابوذر آمد و او را بشارت داد كه گوسفندش بره اى زاده است . گفت: اى ابوذر! تو را مژده باد . گوسفندت بره زاده و افزون شده است . ابوذر گفت: افزون شدن آن مايه شادمانى من نيست ؛ من چنين نمى خواهم . هر چه اندك باشد و كفايت كند ، برايم دوست داشتنى تر از آن است كه بسيار ، اما فريبنده باشد . من از رسول خدا صلى الله عليه و آلهشنيدم كه فرمود: ? بر دو كرانه صراط در روز قيامت ، پيوند با خويشان و امانت دارى است ؛ چون پيوند كننده با خويشان و امانت دار از آن بگذرد ، آتش به سوى او ميل ننمايد» .

امام باقر عليه السلامـ در دعاى خويش ـ: بار خدايا! مرا روزى حلال عطا فرما كه كفايتم كند ؛ و روزى اى نده كه مايه سركشى ام باشد ؛ و به فقرى كه به سبب تنگناى آن ، به تيره بختى افتم ، دچارم مكن . مرا بهره فراوان در آخرتم و روزىِ گشاده گواراى شيرين در دنيايم عطا فرما .

امام صادق عليه السلام :على بن حسين عليهماالسلام چنين دعا مى كرد: «بار خدايا! از تو نيكىِ معيشت خواهم ، چنان كه با آن ، همه نيازهايم را برآورم و زندگانى ام را به آخرت پيوند زنم ، بدون آن كه مرا در دنيا به ناز پرورى و دچار سركشى شوم يا چنان بر من تنگ گيرى كه به تيره بختى افتم . روزىِ حلال خود را با گشايش نصيبم فرما و از افزون بخشىِ خويش ، نعمت پياپى و بى منّت و بى كم و كاست عطايم فرما ؛ سپس با نعمت فراوانت كه شكوهش مرا بفريبد و زيبايى اش مفتونم سازد ، مرا از شكر نعمت خويش غافل مگردان ؛ و چندان روزى ام را اندك مساز كه دسترنجم كفافم را ندهد و قلبم از اندوه آن پر شود . اى خداى من! بدين سان ، از بدانِ آفريدگانت بى نيازم ساز و مرا به خشنودى خود نائل گردان» .

.

عنه عليه السلامـ عِندَ وَداعِ قَبرِ الإِمامِ الحُسَينِ عليه السلام ـ: اللّهُمَّ لا تَشغَلني فِي الدُّنيا عَن شُكرِ نِعمَتِكَ ، لا بِإِكثارٍ تُلهيني عَجائِبُ بَهجَتِها وتَفتِنُني زَهَراتُ زينَتِها ، ولا بِإِقلالٍ يَضُرُّ بِعَمَلي كَدُّهُ ويَملَأُ صَدري هَمُّهُ ، أعطِني مِن ذلِكَ غِنىً عَن شِرارِ خَلقِكَ ، وبَلاغا أنالُ بِهِ رِضاكَ ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ . (1)

عنه عليه السلام :اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ رِزقَ يَومٍ بِيَومٍ ، لا قَليلاً فَأَشقى ، ولا كَثيرا فَأَطغى . (2)

عنه عليه السلام :فِي الإِنجيلِ أنَّ عيسى عليه السلام قالَ : اللّهُمَّ ارزُقني غُدوَةً رَغيفا مِن شَعيرٍ ، وعَشِيَّةً رَغيفا مِن شَعيرٍ ، ولا تَرزُقني فَوقَ ذلِكَ فَأَطغى . (3)

عنه عليه السلام :إذا كانَ عِندَ غُروبِ الشَّمسِ ، وَكَّلَ اللّهُ بِها مَلَكا يُنادي : أيُّهَا النّاسُ ، أقبِلوا عَلى رَبِّكُم ؛ فَإِنَّ ما قَلَّ وكَفى خَيرٌ مِمّا كَثُرَ وألهى ، ومَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِالشَّمسِ عِندَ طُلوعِها يُنادي : يَابنَ آدَمَ ، لِد لِلمَوتِ ، وَابنِ لِلخَرابِ ، وَاجمَع لِلفَناءِ . (4)

عنه عليه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : خُذ مِنَ الدُّنيا بَلاغا ، ولا تَرفُضها فَتَكونَ عِيالاً عَلَى النّاسِ ، ولا تَدخُل فيها دُخولاً يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ . (5)

.


1) .كامل الزيارات : ۴۳۶ / ۶۶۹ عن يوسف الكناسي و ص ۴۳۹ / ۲ عن أبي حمزة الثمالي ، مصباح المتهجّد : ۷۲۸ / ۸۱۹ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ۱۰۱ / ۲۰۴ / ۳۲ و ص ۲۸۱ / ۱ و ص ۲۸۲ / ۲ .

2) .تهذيب الأحكام : ۳ / ۷۵ / ۲۳۳ عن عبد اللّه بن السرّاج عن رجل ، المقنعة: ۱۷۷ ، مصباح المتهجّد : ۵۴۷ / ۶۳۸ ، بحار الأنوار : ۹۷ / ۳۷۵ .

3) .عدّة الداعي : ۱۰۴ ، بحار الأنوار : ۱۴ / ۳۲۶ / ۴۰ و ج ۷۲ / ۵۴ / ۸۵ .

4) .الاختصاص : ۲۳۴ ، قرب الإسناد : ۳۹ / ۱۲۵ ، بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۳۴ / ۶۴ .

5) .تفسير القمّي : ۲ / ۱۶۴ عن حمّاد ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۴۱۱ / ۲ .

امام صادق عليه السلامـ هنگام بدرودِ مزار امام حسين عليه السلام ـ: بار خدايا! در دنيا مرا از شكر نعمتت غافل مگردان ، نه با بسيار بخشيدن كه شگفتى هاى شكوهش مرا بفريبد و زيبايى هاى زينتش مفتونم سازد ؛ و نه با كم بخشيدن كه دسترنجم كفافم را ندهد و قلبم از اندوه آن پر شود! بدين سان ، از بدانِ آفريدگانت بى نيازم ساز و مرا به خشنودى خود نائل گردان ؛ اى مهرورزترينِ مهرورزان .

امام صادق عليه السلام :بار خدايا! از تو روزىِ روز به روز خواهم ، نه روزىِ فراوان كه مايه سركشى ام گردد .

امام صادق عليه السلام :در انجيل آمده است كه عيسى عليه السلام گفت: «بار خدايا! صبحگاهان مرا قرص نان جوى روزى فرما و شامگاهان نيز همان را ؛ و بيش از حدّم مرا روزى مبخش كه نافرمانى كنم» .

امام صادق عليه السلام :هنگام غروب خورشيد ، خداوند فرشته اى را مأمور فرمايد كه ندا دهد: «اى مردم! به پروردگارتان روى آوريد ؛ كه آن چه اندك باشد و كفاف دهد ، بهتر از آن است كه بسيار باشد و بفريبد» . هنگام سربر زدن خورشيد هم فرشته اى مأمور است كه ندا دهد: «اى فرزند آدم! براى مرگ بزاى ؛ براى ويران شدن ، بساز ؛ و براى نيست گشتن ، گرد آور» .

امام صادق عليه السلام :لقمان به پسرش فرمود : «از دنيا به قدر كفاف برگير و آن را چندان وامگذار كه سربارِ مردم شوى ؛ و چنان در آن درميا كه به آخرتت زيان رسانَد» .

.

۴ / ۵عَدَمُ الاِغتِمامِ لِرِزقِ الغَدِرسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ، لا تَهتَمَّ لِرِزقِ غَدٍ ؛ فَإِنَّ كُلَّ غَدٍ يَأتي رِزقُهُ . (1)

عنه صلى الله عليه و آله :يَابنَ مَسعودٍ ، لا تَهتَمَّ لِلرِّزقِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ : «وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا (2)» ، وقالَ : «وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ (3). (4)»

المعجم الكبير عن أبو هريرة :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله دَخَلَ عَلى بِلالٍ فَوَجَدَ عِندَهُ صُبَرا مِن تَمرٍ ، فَقالَ : ما هذا يا بِلالُ؟ فَقالَ : تَمرٌ أدَّخِرُهُ . قالَ : وَيحَكَ يا بِلالُ! أوَ ما تَخافُ أن يَكونَ لَهُ بُخارٌ فِي النّارِ ؟! أنفِق يا بِلالُ ، ولا تَخشَ مِن ذِي العَرشِ إقلالاً . (5)

حلية الأولياء عن أنس بن مالك :اُهدِيَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله طَوائِرُ ثَلاثٍ ، فَأَكَلَ طَيرا وَاستَخبَأَ خادِمُهُ طَيرَينِ ، فَرَدَّهُما عَلَيهِ مِنَ الغَدِ ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ألَم أنهَكَ أن تَرفَعَ شَيئا لِغَدٍ؟! إنَّ اللّهَ يَأتي بِرِزقِ كُلِّ غَدٍ . (6)

.


1) .تحف العقول : ۱۴ .

2) .هود : ۶ .

3) .الذاريات : ۲۲ .

4) .مكارم الأخلاق : ۲ / ۳۵۶ / ۲۶۶۰ عن ابن مسعود ، بحار الأنوار : ۷۷ / ۱۰۶ / ۱ .

5) .المعجم الكبير : ۱ / ۳۴۱ / ۱۰۲۴ وص ۳۴۰ / ۱۰۲۰ وج ۱۰ / ۱۵۵ / ۱۰۳۰۰ كلاهما عن عبد اللّه نحوه ، المعجم الأوسط : ۳ / ۸۶ / ۲۵۷۲ ، مسند أبي يعلى : ۵ / ۳۸۶ / ۶۰۱۴ عن أنس نحوه ، كنز العمّال : ۶ / ۵۸۰ / ۱۷۰۰۴ .

6) .حلية الأولياء : ۱۰ / ۲۴۳ ، تاريخ بغداد : ۱۴ / ۳۱۵ / ۷۶۳۸ وفيه «تدَّخر» بدل «ترفع» .

۴ / ۵ غم نخوردن براى روزىِ فردا

۴ / ۵غم نخوردن براى روزىِ فرداپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! اندوه روزى فردا را مخور ؛ كه هر فردايى را روزى اش فرا مى رسد .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى ابن مسعود! اندوهِ روزى را مخور ؛ كه خداى تعالى فرمايد: «هيچ جنبنده اى در زمين نيست ، مگر آن كه روزى اش بر عهده خدا است» ؛ و هم فرمايد: «در آسمان است روزى شما و آن چه وعده داده مى شويد» .

المعجم الكبير از ابوهريره :رسول خدا صلى الله عليه و آله بر بلال درآمد و نزد او قدرى خرما يافت . فرمود : «اين چيست اى بلال؟» گفت: «ذخيره خرما است» . فرمود : «واى بر تو اى بلال! آيا بيم ندارى كه آن در آتش ، دود شود؟! اى بلال! انفاق كن و بيم ندار كه خداى دارنده عرش ، روزى ات را كم سازد» .

حلية الأولياء از اَنَس بن مالك :سه پرنده براى پيامبر صلى الله عليه و آله هديه آورده شد . يكى را بخورد و خدمتكارش آن دو ديگر را پنهان نمود . روز بعد ، آن دو را نزد پيامبر آورد . وى فرمود: «آيا تو را نهى نكردم كه چيزى براى فردا نگذارى؟ همانا خداوند روزىِ هر فردايى را مى رساند» .

.

مسند ابن حنبل عن أنس بن مالك :اُهدِيَت لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهثَلاثُ طَوائِرَ ، فَأَطعَمَ خادِمَهُ طائِرا ، فَلَمّا كانَ مِنَ الغَدِ أتَتهُ بِهِ ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ألَم أنهَكِ أن تَرفَعي شَيئا؟! فَإِنَّ اللّهَ عز و جل يَأتي بِرِزقِ كُلِّ غَدٍ . (1)

عيسى عليه السلام :لا تَحبِس لِغَدٍ رِزقا ؛ فَإِنَّها خَطيئَةٌ عَلَيكَ . (2)

عنه عليه السلام :لا تَهتَمّوا بِرِزقِ غَدٍ ، فَإن يَكُن مِن آجالِكُم فَسَيَأتي فيهِ أرزاقُكُم مَعَ آجالِكُم ، وإن لَم يَكُن مِن آجالِكُم فَلا تَهتَمّوا لاِجالِ غَيرِكُم . (3)

الإمام عليّ عليه السلام :قالَ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لِموسى عليه السلام : يا موسى ، اِحفَظ وَصِيَّتي لَكَ بِأَربَعَةِ أشياءَ . . . الثّانِيَةُ : ما دُمتَ لا تَرى كُنوزي قَد نَفِدَت فَلا تَغتَمَّ بِسَبَبِ رِزقِكَ . (4)

عنه عليه السلام :كانَ في ما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ لَهُ : يا بُنَيَّ ، لِيَعتَبِر مَن قَصُرَ يَقينُهُ وضَعُفَت نِيَّتُهُ في طَلَبِ الرِّزقِ ، إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ خَلَقَهُ في ثَلاثَةِ أحوالٍ مِن أمرِهِ وآتاهُ رِزقَهُ ، ولَم يَكُن لَهُ في واحِدَةٍ مِنها كَسبٌ ولا حيلَةٌ ، إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ سَيَرزُقُهُ فِي الحالِ الرّابِعَةِ . أمّا أوَّلُ ذلِكَ فَإِنَّهُ كانَ في رَحِمِ اُمِّهِ يَرزُقُهُ هُناكَ في قَرارٍ مَكينٍ حَيثُ لا يُؤذيهِ حَرٌّ ولا بَردٌ ، ثُمَّ أخرَجَهُ مِن ذلِكَ وأجرى لَهُ رِزقا مِن لَبَنِ اُمِّهِ يَكفيهِ بِهِ ويُرَبّيهِ ويَنعَشُهُ مِن غَيرِ حَولٍ بِهِ ولا قُوَّةٍ ، ثُمَّ فُطِمَ مِن ذلِكَ فَأَجرى لَهُ رِزقا مِن كَسبِ أبَوَيهِ بِرَأفَةٍ ورَحمَةٍ لَهُ مِن قُلوبِهِما ، لا يَملِكانِ غَيرَ ذلِكَ حَتّى إنَّهُما يُؤثِرانِهِ عَلى أنفُسِهِما في أحوالٍ كَثيرَةٍ ، حَتّى إذا كَبِرَ وعَقَلَ وَاكتَسَبَ لِنَفسِهِ ضاقَ بِهِ أمرُهُ ، وظَنَّ الظُّنونَ بِرَبِّهِ ، وجَحَدَ الحُقوقَ في مالِهِ ، وقَتَّرَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ مَخافَةَ إقتارِ رِزقٍ ، وسوءَ يَقينٍ بِالخَلَفِ مِنَ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ فِي العاجِلِ وَالآجِلِ ، فَبِئسَ العَبدُ هذا يا بُنَيَّ! (5)

.


1) .مسند ابن حنبل : ۴ / ۳۹۴ / ۱۳۰۴۲ .

2) .تنبيه الخواطر : ۲ / ۲۲۹ ؛ البداية والنهاية : ۲ / ۸۹ نحوه .

3) .تنبيه الخواطر : ۱ / ۲۷۸ .

4) .الخصال : ۲۱۷ / ۴۱ ، التوحيد : ۳۷۲ / ۱۴ ، المواعظ العدديّة : ۲۱۶ كلّها عن الأصبغ بن نباتة ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۳۴۴ / ۲۶ .

5) .الخصال : ۱۲۲ / ۱۱۴ عن حمّاد بن عيسى عن الإمام الصادق عليه السلام ، قصص الأنبياء : ۱۹۷ / ۲۴۹ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام نحوه ، بحار الأنوار : ۱۳ / ۴۱۴ / ۵ و ج ۷۱ / ۱۳۶ / ۱۷ .

مسند ابن حنبل از انس بن مالك:سه پرنده براى پيامبر صلى الله عليه و آله هديه آورده شد . يكى را غذاى خدمتكارش ساخت . روز بعد ، خدمتكار آن را نزد پيامبر آورد . وى فرمود: «آيا تو را نهى نكردم كه چيزى ذخيره نكنى؟ همانا خداوند روزىِ هر فردايى را مى رساند» .

عيسى عليه السلام :براى فردا روزى ذخيره مكن ؛ كه اين كار گناهى بر تو است

عيسى عليه السلام :اندوهِ روزى فردا را مخوريد ؛ كه اگر سرآمدِ روزىِ شما باشد ، در آن روز ، روزى تان با سرآمدتان خواهد رسيد ؛ و اگر سرآمدِ شما نباشد ، پس براى سرآمدِ ديگران اندوه مخوريد .

امام على عليه السلام :خداى والاى بشكوه به موسى عليه السلام فرمود : «اى موسى! سفارش مرا به چهار چيز درياب : . . . دوم اينكه مادام كه مى نگرى گنجينه هاى من پايان نيافته ، براى روزى ات اندوهگين مباش» .

امام على عليه السلام :در زمره اندرزهاى لقمان به پسرش چنين بود: «پسر عزيزم! بايد عبرت گيرد كسى كه يقين او اندك و نيّتش در طلب روزى ، نارسا است . همانا خداوند والاى بشكوه به امر خويش ، وى را آفريده و روزى اش داده است ؛ و در هيچ يك از اين احوال ، خودِ او را چاره و تدبيرى نبوده است . پس خداوند والاى بشكوه او را در حال چهارم نيز روزى خواهد داد . اما حالت نخست ؛ وى در زهدان مادرش ، در جايگاهى امن قرار داشت و از گرما و سرما در امان بود . سپس خداوند وى را از آن جاى بيرون آورد و برايش از شير مادرش ، روزى اى فراهم آورد كه او را كفايت كند و رشدش دهد و نشو و نمايش بخشد ، بى آن كه وى را هيچ نيرو و توانى باشد . سپس از شير گرفته شد و خداوند برايش از كسب و كار پدر و مادرش همراه با مهرورزى و عطوفت آن دو ، روزى قرار داد ، حال آن كه آن دو جز اين كاريشان نبود و حتّى بسيار مى شد كه او را بر خود ترجيح مى دادند ؛ تا آن گاه كه رشد و عقل يافت و خود به كار و كسب پرداخت ؛ كارش بر وى تنگ شد و به پروردگارش گمان هايى برد و حقوق خدا را در مال خود انكار كرد و از بيم تنگدستى و با بدگمانى به آنچه خداوند در آينده نزديك و دور ، برايش جايگزين خواهد فرمود ، بر خود و عيالش تنگ گرفت . پس بد بنده اى است چنين كسى ، اى پسر عزيزم!» .

.

عنه عليه السلام :إيّاكَ وَالإِمساكَ ! فَإِنَّ ما أمسَكتَهُ فَوقَ قوتِ يَومِكَ كُنتَ فيهِ خازِنا لِغَيرِكَ . (1)

عنه عليه السلام :مَنِ اهتَمَّ بِرِزقِ غَدٍ لَم يُفلِح أبَدا . (2)

الإمام زين العابدين عليه السلام :مَنِ اهتَمَّ لِرِزقِهِ كُتِبَ عَلَيهِ خَطيئَةٌ . (3)

.


1) .غرر الحكم : ۲۷۱۲ .

2) .غرر الحكم : ۹۱۱۳ .

3) .الخصال : ۶۵ / ۹۵ عن الزهري ، الأمالي للطوسي : ۳۰۰ / ۵۹۳ عن عبد الصمد عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عليه السلام ، عدّة الداعي : ۸۳ عن الإمام الصادق عليه السلام ، قصص الأنبياء : ۲۳۰ / ۳۰۰ عن حفص بن غياث النخعي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ۷۳ / ۹۳ / ۶۹ .

امام على عليه السلام :از تنگ گرفتن در معاش بپرهيز ؛ كه هر چه بيش از كفاف روزانه ذخيره كنى ، براى غير خود گرد آورده اى .

امام على عليه السلام :هر كه اندوه روزىِ فردا را داشته باشد ، هرگز كامياب نگردد .

امام سجاد عليه السلام :هر كه غمِ روزىِ خود را داشته باشد ، بر وى گناه نوشته شود .

.

توضيحاتى درباره آفات توسعه و پرهيز از آن ها

توضيحاتى درباره آفات توسعه و پرهيز از آن هابراى فهم بهترِ مضامين مندرج در روايات اين فصل پيرامون آفات توسعه ، و نيز به منظور درك اهداف اين روايات ، بايد به نكات زير عنايت نمود: ۱ . تحليل و فهم مطالب اين فصل درباره آفات توسعه و راه هاى پرهيز از آن ها ، جز در چهارچوب پيوند با توسعه پايدار و فراگير ممكن نيست ؛ چنان كه بدان اشاره شد . (1)اما اگر مفهوم توسعه به نيازهاى مادى و زودگذر محدود شود ، ديگر سخن گفتن از آفات توسعه در اين بخش معنا ندارد . همچنين است بحث از موانع توسعه كه در قسمت چهارم از آن ياد شد . ۲ . مهم ترين آفت توسعه ، در نگرش مادى به جهان نهفته است . اين آفت آن قدر خطرناك است كه حتّى توسعه را در مفهوم محدود و دنيايى اش نيز به ضدِ توسعه تبديل مى كند . جهان بينى مادى ، ارتباط انسان را با آفريننده جهان و عالم ابديت ناديده

.


1) .بنگريد به: ص۵۱۸ (ثروت اندوزى و توسعه).

مى گيرد (1)؛ و غفلت از ياد خداى سبحان و آخرت ، خود ، از انواع مفاسد و آفات است ؛ و اين از آفات اقتصادى محسوب مى شود . در چهارچوب جهان بينى مادى ، اصول اعتقادى توسعه هيچ معنا و مفهومى ندارد ؛ و به اين ترتيب ، انسان در انتظار باقى نمى ماند تا تلاش هاى مشروع او براى دستيابى به اهداف اقتصادى نتيجه دهد ؛ بلكه كافى است تا آن تلاش ها دير به مقصود رسد (2)يا نتايجى خلاف ميل انسان پديد آورد (3)تا همين ، انگيزه اى براى اقدام به اعمال نامشروع گردد . (4)ممكن است تلاش هاى نامشروع داراى دستاوردهايى زود رس در عرصه اهداف اقتصادى باشد ؛ اما بى ترديد ، به توسعه فراگير و پايدار منجر نمى شود . ۳ . جهان بينى الهى عامل اصلى در پرهيز از آفات توسعه به شمار مى رود . از آن جا كه پيوند با آفريننده هستى و ايمان به حيات جاودان ، انسان را از در افتادن به ورطه اعمال نامشروع باز مى دارد و مانع استفاده از وسايل ناصحيح براى دستيابى به اهداف اقتصادى مى شود ، طبيعى است كه به عاملى براى پرهيز از بروز آفات توسعه تبديل گردد . بر پايه تفكر توحيدى ، ايمان به تقدير ، با مفهوم درست و سازنده اش (5)، در كنار مديريت و كار ، سبب مى شود كه انسان با آرامش و آسودگى زندگى كند . هر گاه انسان ايمان داشته باشد كه خداوند روزى دهنده است ، ديگر اندوه روزى را

.


1) .بنگريد به: ص۱۰۱۳ (غفلت از آخرت).

2) .بنگريد به: ص۱۰۱۵ (آهسته يابى روزى).

3) .بنگريد به: ص۱۰۱۷ (كم شمردن روزى).

4) .بنگريد به: ص۱۰۲۱ (طلب حرام).

5) .بنگريد به: ص۵۰۷ (تقدير و توسعه).

نمى خورد (1)؛ زيرا با ايمان به اين كه خداوند روزى اش را تضمين كرده ، در طلبش تلاش مى كند ، همان گونه كه حرص نيز نمى ورزد و خود را در كام خطرها و رنج ها و سختى ها بيش از حدى كه روا است ، نمى اندازد ؛ بلكه به زندگى كريمانه قناعت مى كند (2)و نيز هر چه را از حدّ نيازش فراتر باشد ، انفاق مى نمايد كه اين ، خود ، مايه شكوفايى اقتصاد در سطح جامعه و هم خدمتى به همه انسان ها است . (3)بار خدايا! ما را از شكر نعمتت غافل مگردان ، نه آن گونه كه شكوه دنيا ما را بفريبد و زيبايى هاى زيورش فريفته مان سازد ، و نه به گونه اى كه دست رنجمان كفافمان نباشد و دلِ ما از اندوه آن پُر شود . و بدين سان از بدانِ آفريدگانت بى نيازمان ساز ، و به خشنودى خود نايل فرما . خداوندا ! اين خدمت نيز از ما بپذير و ذخيره زندگىِ جاويد ما گردان اى كسى كه بدى ها را به نيكى مبدّل مى سازى ، اى مهر ورزترين مهرورزان .

.


1) .بنگريد به: ص۵۳۱ (روزى تقدير و تقسيم شده است).

2) .بنگريد به: ص۵۱۷ (قناعت و توسعه).

3) .بنگريد به: ص۵۱۵ (زهد و توسعه).

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

فهرست منابع ومآخذ

فهرست منابع و مآخذ۱ . القرآن الكريم . ۲ . إتحاف السادة المتّقين بشرح إحياء علوم الدين ، أبو الفيض محمد بن محمد الزبيدي (ت ۱۲۰۵ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت . ۳ . الاثنا عشريّة في المواعظ العددية ، أبو القاسم محمد بن محمد الحسيني العاملي (ق ۱۱ ه ) ، مطبعة الحكمة ـ قم . ۴ . الاحتجاج على أهل اللجاج ، أبو منصور أحمد بن علي بن أبي طالب الطبرسي (ت ۶۲۰ ه ) ، تحقيق : إبراهيم البهادري ومحمد هادي بهْ ، دار الاُسوة ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۵ . إحقاق الحقّ وإزهاق الباطل ، القاضي نور اللّه ابن السيد شريف الشوشتري (ت ۱۰۱۹ ه ) ، مع تعليقات السيد شهاب الدين المرعشي ، مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۶ . إحياء علوم الدين ، أبو حامد محمد بن محمد الغزالي (ت ۵۰۵ ه ) ، دار الهادي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۷ . الاختصاص ، المنسوب إلى أبي عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي المعروف بالشيخ المفيد (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الرابعة ۱۴۱۴ ه .

.

۸ . اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّي) ، أبو جعفر محمد بن الحسن المعروف بالشيخ الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : مهدي الرجائي ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۴ ه . ۹ . آداب المتعلّمين ، نصير الدين محمد بن محمد الطوسي (ت ۶۷۲ ه ) ، تحقيق : محمد رضا الحسيني الجلالي ، مكتبة مدرسة إمام العصر(عج) ـ شيراز ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۶ه . ۱۰ . الأدب المفرد ، أبو عبد اللّه محمد بن إسماعيل البخاري (ت ۲۵۶ ه ) ، تحقيق : محمد بن عبد القادر عطا ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۱۱ . الإرشاد في معرفة حجج اللّه على العباد ، أبو عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي المعروف بالشيخ المفيد (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۱۲ . إرشاد القلوب ، أبو محمد الحسن بن أبي الحسن الديلمي (ت ۷۱۱ ه ) ، مؤسسة الأعلمي ـ بيروت ، الطبعة الرابعة ۱۳۹۸ ه . ۱۳ . الاستبصار فيما اختلف من الأخبار ، أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : حسن الموسوي الخرسان ، دار الكتب الإسلامية ـ طهران ، الطبعة الاُولى . ۱۴ . الاستيعاب في معرفة الأصحاب ، أبو عمر يوسف بن عبد اللّه بن محمد بن عبد البرّ القرطبي المالكي (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقيق : علي محمد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۱۵ . اُسد الغابة في معرفة الصحابة ، أبو الحسن عزّ الدين علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني المعروف بابن الأثير الجزري (ت ۶۳۰ ه ) ، تحقيق : علي محمد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۱۶ . إصلاح المال ، أبو بكر عبد اللّه بن محمد بن أبي الدين القرشي البغدادي (ت ۲۸۱ ه ) ، تحقيق : محمد عبد القادر عطا ، مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه .

.

۱۷ . الاُصول الستّة عشر ، عدّة من الرواة ، دار الشبستري ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۰۵ ه . ۱۸ . أعلام الدين في صفات المؤمنين ، أبو محمد الحسن بن محمد الديلمي (ت ۷۱۱ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم . ۱۹ . إعلام الورى بأعلام الهدى ، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت ۵۴۸ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۷ ه . ۲۰ . الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرّة في السنة ، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : جواد القيّومي ، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۲۱ . الألقاب ، أبو الوليد عبد اللّه بن محمد الأزدي الأندلسي المعروف بابن الفرضي (ت ۴۰۳ ه ) ، تحقيق : محمد زينهم محمد عزب ، دار الجيل ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۲۲ . الأمالي للسيّد المرتضى في التفسير والحديث والأدب ، أبو القاسم علي بن الحسين الموسوي المعروف بالسيد المرتضى (ت ۴۲۶ ه ) ، مكتبة آية اللّه المرعشي النجفي ـ قم . ۲۳ . الأمالي للشجري (الأمالي الخميسية) ، يحيى بن الحسين الشجري (ت ۴۹۹ ه ) ، عالم الكتب ـ بيروت ، الطبعة الثالثة ۱۴۰۳ ه . ۲۴ . الأمالي للصدوق ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۷ ه . ۲۵ . الأمالي للطوسي ، أبو جعفر محمد بن الحسن المعروف بالشيخ الطوسي(ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : مؤسسة البعثة ، دار الثقافة ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۲۶ . الأمالي للمفيد ، أبو عبد اللّه محمد بن النعمان العكبري البغدادي المعروف بالشيخ المفيد (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقيق : حسين اُستاد ولي وعلي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۰۴ ه . ۲۷ . إمدادهاي غيبي (الإمدادات الغيبية) ، مرتضى مطهّري (ت۱۳۵۸ش) ، انتشارات صدرا ـ قم ، الطبعة السادسة ، ۱۳۷۲ ش .

.

۲۸ . أنساب الأشراف ، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (ت ۲۷۹ ه ) ، تحقيق : سهيل زكّار ورياض زركلي ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۷ ه . ۲۹ . إنسان وسرْنوشت (الإنسان والمصير) ، مرتضى مطهّري (ت ۱۳۵۸ش) ، انتشارات صدرا ـ قم . ۳۰ . الأنوار القدسية في بيان آداب العبودية ، في هامش الطبقات الكبرى ، أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد الأنصاري (ت ق ۱۰ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت . ۳۱ . الإيضاح ، أبو محمد فضل بن شاذان الأزدي النيسابوري (ت ۲۶۰ ه ) ، تحقيق : جلال الدين الحسيني الاُرموي ، جامعة طهران ، الطبعة الاُولى ۱۳۵۱ ش . ۳۲ . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم السلام ، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت ۱۱۱۰ ه ) ، مؤسسة الوفاء ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۳ ه . ۳۳ . البداية والنهاية ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي (ت ۷۷۴ ه ) ، تحقيق ونشر : مكتبة المعارف ـ بيروت . ۳۴ . بشارة المصطفى لشيعة المرتضى ، أبو جعفر محمد بن محمد بن علي الطبري (ت ۵۲۵ ه ) ، المطبعة الحيدرية ـ النجف الأشرف ، الطبعة الثانية ۱۳۸۳ ه . ۳۵ . بصائر الدرجات ، أبو جعفر محمد بن الحسن الصفّار القمّي المعروف بابن فرّوخ (ت ۲۹۰ ه ) ، مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۴ ه . ۳۶ . البلد الأمين والدرع الحصين ، تقي الدين إبراهيم بن زين الدين الكفعمي (ت ۹۰۵ ه ) . ۳۷ . بهجة المجالس واُنس المجالس ، أبو عمر يوسف بن عبد البر النمري القرطبي (ت ۴۶۳ ه ) ، تحقيق : محمد مرسي الخولي ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۹۸۱م . ۳۸ . البيان والتبيين ، أبو عثمان عمرو بن بحر الكناني الليثي المعروف بالجاحظ (ت ۲۵۵ ه ) ، تحقيق : عبد السلام محمد هارون ، مكتبة الخانجي ـ القاهرة ، الطبعة الخامسة ۱۴۰۵ ه . ۳۹ . تاج العروس من جواهر القاموس ، محمد بن محمد مرتضى الحسيني الزبيدي (ت ۱۲۰۵ ه ) ، تحقيق : علي شيري ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه .

.

۴۰ . تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، أبو عبد اللّه محمد بن أحمد الذهبي (ت ۷۴۸ ه ) ، تحقيق : عمر عبد السلام تدمري ، دار الكتاب العربي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ه . ۴۱ . تاريخ أصبهان ، أبو نعيم أحمد بن عبد اللّه الأصفهاني (ت ۴۳۰ ه ) ، تحقيق : سيد كسروي حسن ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۴۲ . تاريخ بغداد أو مدينة السلام ، أبو بكر أحمد بن علي الخطيب البغدادي (ت ۴۶۳ ه ) ، المكتبة السلفية ـ المدينة المنوّرة . ۴۳ . تاريخ دمشق = تاريخ مدينة دمشق «ترجمة الإمام علي عليه السلام» ، أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة اللّه المعروف بابن عساكر الدمشقي (ت ۵۷۱ ه ) ، تحقيق : علي شيري ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۴۴ . تاريخ الطبري (تاريخ الاُمم والملوك) ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (ت ۳۱۰ ه ) ، تحقيق : محمد أبو الفضل إبراهيم ، دار المعارف ـ مصر . ۴۵ . التاريخ الكبير ، أبو عبد اللّه محمد بن إسماعيل البخاري (ت ۲۵۶ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت . ۴۶ . تاريخ اليعقوبي ، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح المعروف باليعقوبي (ت ۲۸۴ ه ) ، دار صادر ـ بيروت . ۴۷ . تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليه و آله ، أبو محمد الحسن بن علي الحرّاني المعروف بابن شعبة (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۰۴ ه . ۴۸ . تذكرة الخواصّ (تذكرة خواصّ الاُمّة في خصائص الأئمّة عليهم السلام ) ، يوسف بن فُرغلي بن عبد اللّه المعروف بسبط ابن الجوزي (ت ۶۵۴ ه ) ، تقديم : محمد صادق بحر العلوم ، مكتبة نينوى الحديثة ـ طهران . ۴۹ . تفسير ابن كثير (تفسير القرآن العظيم) ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير البصروي الدمشقي (ت ۷۷۴ ه ) ، تحقيق : عبد العزيز غنيم ومحمد أحمد عاشور ومحمد إبراهيم البنّا ، دار الشعب ـ القاهرة .

.

تفسير أبي الفتوح الرازي = روض الجنان وروح الجنان . تفسير البرهان = البرهان في تفسير القرآن . ۵۰ . تفسير التبيان ، أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) مكتبة الأمين ـ النجف الأشرف . تفسير الدرّ المنثور = الدرّ المنثور في التفسير بالمأثور . تفسير الطبري = جامع البيان عن تأويل آي القرآن . ۵۱ . تفسير العيّاشي ، أبو النضر محمد بن مسعود السلمي السمرقندي المعروف بالعيّاشي (ت ۳۲۰ ه ) ، تحقيق : هاشم الرسولي المحلاّتي ، المكتبة العلمية ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۳۸۰ ه . تفسير القرطبي = الجامع لأحكام القرآن . ۵۲ . تفسير القمّي ، أبو الحسن علي بن إبراهيم بن هاشم القمّي (ت ۳۰۷ ه ) ، إعداد : طيّب الموسوي الجزائري ، مطبعة النجف الأشرف . تفسير الكشّاف = الكشّاف . تفسير مجمع البيان = مجمع البيان فيتفسير القرآن . ۵۳ . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام ، تحقيق ونشر : مدرسة الإمام المهدي (عج) ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . تفسير الميزان = الميزان في تفسير القرآن . ۵۴ . تفسير نمونة (الأمثل) ، ناصر مكارم شيرازي (معاصر) ، دار الكتب الإسلامية ـ طهران . ۵۵ . تفسير نور الثقلين ، عبد علي بن جمعة العروسي الحويزي (ت ۱۱۱۲ ه ) ، تحقيق : هاشم الرسولي المحلاّتي ، مؤسسة إسماعيليان ـ قم ، الطبعة الخامسة ۱۴۱۲ ه . ۵۶ . تقريب المعارف ، أبو الصلاح نجم الدين بن عبيد اللّه الحلبي (ت ۴۴۷ ه ) ، تحقيق : فارس تبريزيان الحسّون ، قم ، ۱۴۱۷ ه .

.

۵۷ . التمحيص ، أبو علي محمد بن همام الإسكافي (ت ۳۳۶ ه ) ، تحقيق ونشر : مدرسة الإمام المهدي(عج) ـ قم . ۵۸ . تنبيه الخواطر ونزهة النواظر (مجموعة ورّام) ، أبو الحسين ورّام بن أبي فراس (ت ۶۰۵ ه ) ، دار التعارف ودار صعب ـ بيروت . ۵۹ . تنبيه الغافلين ، أبو الليث نصر بن محمد السمرقندي (ت ۳۷۲ ه ) ، تحقيق : يوسف علي بديوي ، دار ابن كثير ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۶۰ . التنقيح في شرح العروة الوثقى (تقريرات بحث آية اللّه العظمى الخوئي) ، علي الغروي التبريزي ، دار أنصاريان ـ قم ، الطبعة الثالثة ۱۴۱۰ ه . ۶۱ . تهذيب الأحكام في شرح المقنعة ، أبو جعفر محمد بن الحسن المعروف بالشيخ الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، دار التعارف ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۱ ه . ۶۲ . التوحيد ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : هاشم الحسيني الطهراني ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۸ ه . ۶۳ . توسعة اقتصادي در جهان سوّم (التنمية الاقتصادية في العالم الثالث) ، مايكل تودارو ، ترجمة : غلامعلي فرجادي ، وزارت برنامة و بودجة ، مركز مدارك اقتصادي ـ طهران ، الطبعة الرابعة ، ۱۳۶۶ش . ۶۴ . ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ، أبو جعفر محمد بن علي القمّي المعروف بالصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مكتبة الصدوق ـ طهران . ۶۵ . جامع الأحاديث ، أبو محمد جعفر بن أحمد بن علي القمّي المعروف بابن الرازي (ق ۴) ، تحقيق : محمد الحسيني النيسابوري ، مؤسسة الطبع والنشر التابعة للحضرة الرضوية المقدّسة ـ مشهد ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۶۶ . جامع الأخبار أو معارج اليقين في اُصول الدين ، محمد بن محمد الشعيري السبزواري (ق ۷) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه .

.

۶۷ . جامع بيان العلم وفضله ، أبو عمر يوسف بن عبد البر النمري القرطبي (ت ۴۶۳ ه) ، تحقيق : إدارة الطباعة المنيرية ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۶۸ . جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير الطبري) ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (ت ۳۱۰ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۶۹ . الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبي) ، أبو عبد اللّه محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي (ت ۶۷۱ ه ) ، تحقيق : محمد عبد الرحمن المرعشلي ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۵ ه . ۷۰ . الجعفريّات (الأشعثيّات) ، أبو الحسن محمد بن محمد بن الأشعث الكوفي (ق ۴) ، مكتبة نينوى ـ طهران ، طُبع ضمن قرب الإسناد . ۷۱ . جمال الاُسبوع بكمال العمل المشروع ، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : جواد القيّومي ، مؤسسة الآفاق ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۱ ش . ۷۲ . حلية الأولياء وطبقات الأصفياء ، أبو نعيم أحمد بن عبد اللّه الأصبهاني (ت ۴۳۰ ه ) ، دار الكتاب العربي ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۳۸۷ ه . ۷۳ . حياة الحيوان الكبرى ، كمال الدين محمد بن موسى الدميري (ت ۸۰۸ ه ) ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت . ۷۴ . الخرائج والجرائح ، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه الراوندي المعروف بقطب الدين الراوندي (ت ۵۷۳ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة الإمام المهدي(عج) ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . ۷۵ . خصائص الأئمّة عليهم السلام (خصائص أمير المؤمنين عليه السلام) ، أبو الحسن الشريف الرضي محمد بن الحسين بن موسى الموسوي (ت ۴۰۶ ه ) ، تحقيق : محمد هادي الأميني ، مجمع البحوث الإسلامية التابع للحضرة الرضوية المقدّسة ـ مشهد ، ۱۴۰۶ ه . ۷۶ . خصائص أمير المؤمنين عليه السلام ، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب النسائي (ت ۳۰۳ ه ) ، إعداد : محمد باقر المحمودي ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۳ ه .

.

۷۷ . الخصال ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الرابعة ۱۴۱۴ ه . ۷۸ . دراسات في ولاية الفقيه وفقه الدولة الإسلامية ، حسينعلي المنتظري ، المركز العالمي للدراسات الإسلامية ـ قم ، الطبعة الثانية . ۷۹ . الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة ، محمد ابن الشيخ جمال الدين مكي بن محمد بن حامد بن أحمد العاملي النبطي الجزّيني الملقب بالشهيد الأول ، مؤسسة طبع ونشر الآستانة الرضوية المقدّسة ـ مشهد ، ۱۳۶۵ ش . ۸۰ . الدرجات الرفيعة في طبقات الشيعة ، صدر الدين علي بن أحمد المدني الشيرازي المعروف بسيّد عليخان (ت ۱۱۲۰ ه ) ، مكتبة بصيرتي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۳۹۷ ه . ۸۱ . الدرّ المنثور في التفسير المأثور ، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي (ت ۹۱۱ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۸۲ . الدروس الشرعيّة في فقه الإماميّة ، شمس الدين محمد بن مكي العاملي المعروف بالشهيد الأوّل (ت ۷۸۶ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم . ۸۳ . دستور معالم الحكم ومأثور مكارم الشيم ، أبو عبد اللّه بن محمد بن سلامة القضاعي (ت ۴۵۴ ه ) ، دار الكتاب العربي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۱ ه . ۸۴ . دعائم الإسلام وذكر الحلال والحرام والقضايا والأحكام ، أبو حنيفة النعمان بن محمد بن منصور بن أحمد بن حيّون التميمي المغربي (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقيق : آصف بن علي أصغر فيضي ، دار المعارف ـ مصر ، الطبعة الثالثة ۱۳۸۹ ه . ۸۵ . الدعوات ، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه الراوندي المعروف بقطب الدين الراوندي (ت ۵۷۳ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۷ ه . ۸۶ . دلائل النبوّة ، أبو نعيم أحمد بن عبد اللّه بن أحمد الأصبهاني (ت ۴۳۰ ه ) تحقيق : محمد روّاس قلعجي وعبد البر عباس ، دار النفائس ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۶ ه . ۸۷ . الديوان المنسوب إلى الإمام علي عليه السلام ، أبو الحسن محمد بن الحسين الكيدري (ت ق ۶ ه ) ، ترجمة : أبو القاسم إمامي ، انتشارات اُسوة ـ طهران .

.

۸۸ . ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى ، أبو العباس أحمد بن عبد اللّه الطبري (ت ۶۹۳ ه ) ، تحقيق : أكرم البوشي ، مكتبة الصحابة ـ جدّة ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۸۹ . ربيع الأبرار ونصوص الأخبار ، أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري (ت ۵۳۸ ه ) ، تحقيق : سليم النعيمي ، منشورات الرضي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۰ ه . رجال الكشّي = اختيار معرفة الرجال . ۹۰ . الرسالة القشيرية في علم التصوّف ، أبو القاسم عبد الكريم بن هوازن القشيري (ت ۴۶۵ ه ) ، تحقيق : معروف زريق وعلي عبد الحميد بلطه جي ، دار الخير ـ دمشق . ۹۱ . رشد وتوسعة (النموّ والتنمية) ، تيول وال ، ترجمة : منوچهر فرهنگ وفرشيد مجاور حسيني . ۹۲ . روض الجنان وروح الجنان (تفسير أبي الفتوح الرازي) ، أبو الفتوح حسين بن علي الرازي (قرن ۶ ه ) ، آستانة مقدسة رضوية ـ مشهد ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۱ ش . ۹۳ . روضة الواعظين ، محمد بن الحسن بن علي الفتّال النيسابوري (ت ۵۰۸ ه ) ، تحقيق : حسين الأعلمي ، مؤسسة الأعلمي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۶ ه . ۹۴ . الرياض النضرة في مناقب العشرة ، أبو العباس أحمد بن عبد اللّه الطبري (ت ۶۹۴ ه ) ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۹۵ . الزهد لابن حنبل ، أبو عبد اللّه أحمد بن محمد بن حنبل الشيباني (ت ۲۴۱ ه ) ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۹۶ . الزهد لابن المبارك ، أبو عبد الرحمن بن عبد اللّه بن المبارك الحنظلي المروزي (ت ۱۸۱ ه ) ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۹۷ . الزهد للحسين بن سعيد ، الحسين بن سعيد الكوفي الأهوازي (ق ۳ ه ) ، المطبعة العلمية ـ قم ، ۱۳۹۹ ه . ۹۸ . الزهد لهنّاد ، هنّاد بن السري الكوفي (ت ۲۴۳ ه ) ، تحقيق : عبد الرحمن الفريوائي ، دار الخلفاء ـ الكويت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۶ه .

.

۹۹ . السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي ، أبو جعفر محمد بن منصور بن أحمد بن إدريس الحلّي (ت ۵۹۸ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۱۰ ه . ۱۰۰ . سرماية گذاري در نيروي إنساني وتوسعة اقتصادي (التوظيف في مجال القوّة الإنسانية والتنمية الاقتصادية) ، ترجمة وتأليف : محمود متوسّلي ، مؤسسة تحقيقات پولي و بانكي ـ طهران ، ۱۳۷۱ش . ۱۰۱ . السنّة ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن أبي عاصم الشيباني (ت ۲۷۸ ه ) ، المكتب الإسلامي ـ بيروت ، الطبعة الثالثة ۱۴۱۳ ه . ۱۰۲ . سنّت هاي تاريخ در قرآن كريم (السنن التاريخيّة في القرآن الكريم) ، محمد باقر الصدر (ت۱۹۷۹م) ، ترجمة : جمال موسوي . ۱۰۳ . سنن ابن ماجة ، أبو عبد اللّه محمد بن يزيد بن ماجة القزويني (ت ۲۷۵ ه ) ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، دار إحياء التراث ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۵ ه . ۱۰۴ . سنن أبي داود ، أبو داود سليمان بن أشعث السجستاني الأزدي (ت ۲۷۵ ه ) ، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد ، دار إحياء السنّة النبوية ـ بيروت . ۱۰۵ . سنن الترمذي (الجامع الصحيح) ، أبو عيسى محمد بن عيسى بن سورة الترمذي (ت ۲۹۷ ه ) ، تحقيق : أحمد محمد شاكر ، دار إحياء التراث ـ بيروت . ۱۰۶ . سنن الدارقطني ، أبو الحسن علي بن عمر البغدادي المعروف بالدارقطني (ت ۲۸۵ ه ) ، تحقيق : أبي الطيّب محمد آبادي ، عالم الكتب ـ بيروت ، الطبعة الرابعة ۱۴۰۶ ه . ۱۰۷ . سنن الدارمي ، أبو محمد عبد اللّه بن عبد الرحمن الدارمي (ت ۲۵۵ ه ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، دار القلم ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۰۸ . السنن الكبرى ، أبو بكر أحمد بن الحسين بن علي البيهقي (ت ۴۵۸ ه ) ، تحقيق : محمد عبد القادر عطا ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۱۰۹ . السنن الكبرى ، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب النسائي ، تحقيق : عبد الغفار سليمان البنداري ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه .

.

۱۱۰ . سنن النسائي (بشرح الحافظ جلال الدين السيوطي وحاشية الإمام السندي) ، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب النسائي (ت ۳۰۳ ه ) ، دار الجيل ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۷ ه . ۱۱۱ . السوق في ظلّ الدولة الإسلاميّة ، جعفر مرتضى العاملي (معاصر) ، الدار الإسلامية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ه . ۱۱۲ . سير أنديشة اقتصادي (مسار الفكر الاقتصادي) ، باقر قديري أصل ، انتشارات دانشگاه تهران ـ طهران ، الطبعة الثامنة ۱۳۶۸ش . ۱۱۳ . السيرة النبويّة ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير البصروي الدمشقي (ت ۷۴۷ ه ) ، تحقيق : مصطفى عبد الواحد ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت . ۱۱۴ . السيرة النبويّة ، أبو محمد عبد الملك بن هشام بن أيّوب الحميري (ت ۲۱۸ ه ) ، تحقيق : مصطفى السقّا وإبراهيم اأبواري ، مكتبة المصطفى ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۵۵ ه . ۱۱۵ . شرائع الإسلام في مسائل الحلال والحرام ، أبو القاسم جعفر بن الحسن الحلّي (ت ۶۷۶ ه ) ، تحقيق : عبد الحسين محمد علي البقّال ، مؤسسة المعارف الإسلامية ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۱۱۶ . شرح الأخبار في فضائل الأئمّة الأطهار ، أبو حنيفة القاضي النعمان بن محمد المصري (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقيق : محمد الحسيني الجلالي ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۱۷ . شرح نهج البلاغة ، عزّ الدين عبد الحميد بن محمد بن أبي الحديد المعتزلي المعروف بابن أبي الحديد (ت ۶۵۶ ه ) ، تحقيق : محمد أبو الفضل إبراهيم ، دار إحياء التراث ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۳۸۷ ه . ۱۱۸ . شُعب الإيمان ، أبو بكر أحمد بن الحسين البيهقي (ت ۴۵۸ ه ) ، تحقيق : محمد السعيد بسيوني زغلول ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۰ ه .

.

۱۱۹ . الشكر ، أبو بكر عبد اللّه بن محمد بن أبي الدنيا القرشي (ت ۲۸۱ ه ) ، تحقيق : طارق الطنطاوي ، مكتبة القرآن ـ القاهرة . ۱۲۰ . الصحاح تاج اللغة وصحاح العربيّة ، أبو نصر إسماعيل بن حمّاد الجوهري (ت ۳۹۸ ه )، تحقيق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، دار العلم للملايين ـ بيروت ، الطبعة الرابعة ۱۴۱۰ ه . ۱۲۱ . صحيح ابن حبّان بترتيب ابن بلبان ، علاء الدين علي بن بلبان الفارسي (ت ۷۳۹ ه ) ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط ، مؤسسة الرسالة ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۱۴ ه . ۱۲۲ . صحيح البخاري ، أبو عبد اللّه محمد بن إسماعيل البخاري (ت ۲۵۶ ه ) ، تحقيق : مصطفى ديب البغا ، دار ابن كثير ـ بيروت ، الطبعة الرابعة ۱۴۱۰ ه . ۱۲۳ . صحيح مسلم ، أبو الحسين مسلم بن الحجّاج القشيري النيسابوري (ت ۲۶۱ ه ) ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، دار الحديث ـ القاهرة ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۲۴ . صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، المنسوبة إلى الإمام الرضا عليه السلام ، تحقيق ونشر : مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۱۲۵ . الصحيفة السجّاديّة ، المنسوبة إلى الإمام علي بن الحسين عليهماالسلام ، تصحيح : علي أنصاريان ، المستشارية الثقافية للجمهورية الإسلامية الإيرانية ـ دمشق ، ۱۴۰۵ ه . ۱۲۶ . الصواعق المحرقة في الردّ على أهل البدع والزندقة ، أحمد بن حجر الهيثمي الكوفي (ت ۹۷۴ ه ) ، إعداد : عبد الوهّاب عبد اللطيف ، مكتبة القاهرة ـ مصر ، الطبعة الثانية ۱۳۸۵ ه . ۱۲۷ . الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد كاتب الواقدي (ت ۲۳۰ ه ) ، دار صادر ـ بيروت . ۱۲۸ . طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، أبو علي محمود بن محمد الجغميني (ت ۶۱۸ ه ) ، الطبعة الحجرية ، ۱۳۱۸ه . ۱۲۹ . الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، مطبعة الخيّام ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۰ ه . ۱۳۰ . عدّة الداعي ونجاح الساعي ، أبو العباس أحمد بن محمد بن فهد الحلّي الأسدي (ت ۸۴۱ ه ) ، تحقيق : أحمد الموحّدي ، مكتبة وجداني ـ طهران .

.

۱۳۱ . العدد القويّة لدفع المخاوف اليوميّة ، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن علي المطهّر الحلّي المعروف بالعلاّمة (ت ۷۲۶ ه ) ، تحقيق : مهدي الرجائي ، مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۱۳۲ . عقد الدرر في أخبار المنتظر ، أبو عبد اللّه يوسف بن يحيى المقدسي (ت ق ۷ ه ) ، تحقيق : لجنة من العلماء ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۳ه . ۱۳۳ . العقل والجهل في الكتاب والسنّة ، محمد الريشهري (معاصر) ، تحقيق : دار الحديث للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت ، ۱۴۲۱ه . ۱۳۴ . علل الشرائع ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، دار إحياء التراث ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۱۳۵ . علل الحديث ، أبو محمد عبد الرحمن بن أبي حاتم الرازي (ت ۳۲۷ ه ) ، دار المعرفة ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۵ه . ۱۳۶ . العلم والحكمة في الكتاب والسنّة ؛ محمد الريشهري (معاصر) ، تحقيق ونشر : دار الحديث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۶ ش . ۱۳۷ . عوالي اللآلي العزيزية في الأحاديث الدينية ، محمد بن علي بن إبراهيم الأحسائي المعروف بابن أبي جمهور (ت ۹۴۰ ه ) ، تحقيق : مجتبى العراقي ، مطبعة سيد الشهداء عليه السلام ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۳ ه . ۱۳۸ . عيون الأخبار ، أبو محمد عبد اللّه بن مسلم بن قتيبة الدينوري (ت ۲۷۶ ه ) ، دار الكتب المصرية ـ القاهرة ، ۱۳۴۳ ه . ۱۳۹ . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : مهدي الحسيني اللاجوردي ، منشورات جهان ـ طهران . ۱۴۰ . الغارات ، أبو إسحاق إبراهيم بن محمد بن سعيد المعروف بابن هلال الثقفي (ت ۲۸۳ ه ) ، تحقيق : جلال الدين المحدّث الاُرموي ، منشورات أنجمن آثار ملّي ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۵ ه .

.

۱۴۱ . غرر الحكم ودرر الكلم ، عبد الواحد الآمدي التميمي (ت ۵۵۰ ه ) ، تحقيق : جلال الدين المحدّث الاُرموي ، جامعة طهران ، الطبعة الثالثة ۱۳۶۰ ش . ۱۴۲ . الغيبة ، أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : عباد اللّه الطهراني وعلي أحمد ناصح ، مؤسسة المعارف الإسلامية ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۱۴۳ . الغيبة ، أبو عبد اللّه محمد بن إبراهيم بن جعفر الكاتب النعماني (ت ۳۵۰ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مكتبة الصدوق ـ طهران . ۱۴۴ . الفائق في غريب الحديث ، أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري (ت ۵۸۳ ه ) ، تحقيق : علي محمد البجاوي ، دار الفكر ـ بيروت ، ۱۴۱۴ ه . ۱۴۵ . فتح الأبواب ، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : حامد الخفّاف ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . ۱۴۶ . الفتن ، أبو عبد اللّه نعيم بن حمّاد المروزي (ق ۳ ه ) ، تحقيق : سمير بن أمين زهيري ، مكتبة التوحيد ـ القاهرة ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۴۷ . الفردوس بمأثور الخطاب ، أبو شجاع شيرويه بن شهردار الديلمي الهمداني (ت ۵۰۹ ه ) ، تحقيق : السعيد بن بسيوني زغلول ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۶ ه . ۱۴۸ . فضائل الصحابة ، أبو عبد اللّه أحمد بن محمد بن حنبل (ت ۲۴۱ ه ) ، تحقيق : وصي اللّه بن محمد عباس ، جامعة اُم القرى ـ مكة ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۳ ه . ۱۴۹ . فقه القرآن ، قطب الدين أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه الراوندي (ت ۵۷۳ ه ) ، تحقيق : أحمد الحسيني ، مكتبة آية اللّه المرعشي النجفي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۷ ه . ۱۵۰ . الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ، المؤتمر العالمي للإمام الرضا عليه السلامـ مشهد . ۱۵۱ . الفقيه والمتفقّه ، أبو بكر أحمد بن علي الخطيب البغدادي (ت ۴۶۳ ه ) ، تحقيق : الأنصاري ، دار الكتب العلمية ـ بيروت .

.

۱۵۲ . فلاح السائل ، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : غلامْحسين مجيدي ، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۹ ه . ۱۵۳ . فيض القدير ، زين الدين محمد عبد الرؤوف المناوي (ق ۱۰ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت . ۱۵۴ . القاموس المحيط ، أبو طاهر مجد الدين محمد بن يعقوب الفيروزآبادي (ت ۸۱۷ ه ) ، دار الفكر ـ بيروت . ۱۵۵ . قرب الإسناد ، أبو العباس عبد اللّه بن جعفر الحِمْيري القمّي (ت بعد ۳۰۴ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۱۵۶ . قصص الأنبياء ، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه المعروف بقطب الدين الراوندي (ت ۵۷۳ ه ) ، تحقيق : غلامْرضا عرفانيان اليزدي ، مجمع البحوث الإسلامية التابع لمؤسسة الآستانة الرضوية ـ مشهد ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . ۱۵۷ . قضاء الحوائج ، أبو بكر عبد اللّه بن محمد بن أبي الدنيا القرشي (ت ۲۸۱ ه ) ، تحقيق : محمد عبد القادر أحمد عطا ، مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ه . ۱۵۸ . القواعد في الفقه الإسلامي ، أبو الفرج عبد الرحمن بن أحمد بن رجب الحنبلي (ت ۷۹۵ ه ) ، تحقيق : طه عبد الرؤوف سعد ، مكتبة الكلّيات الأزهرية ـ القاهرة ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۲ه . ۱۵۹ . الكافي ، أبو جعفر ثقة الإسلام محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي(ت ۳۲۹ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، دار صعب ودار التعارف ـ بيروت ، الطبعة الرابعة ۱۴۰۱ ه . ۱۶۰ . كامل الزيارات ، أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (ت ۳۶۷ ه ) ، تحقيق : جواد القيّومي ، نشر الفقاهة ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۷ ه . ۱۶۱ . الكامل في التاريخ ، أبو الحسن علي بن محمد الشيباني الموصلي المعروف بابن الأثير (ت ۶۳۰ ه ) ، تحقيق : علي شيري ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۱۶۲ . كتاب البيع ، روح اللّه الموسوي الخميني قدس سره ، مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني ـ قم .

.

۱۶۳ . الكشّاف ، أبو القاسم جار اللّه محمود بن عمر الزمخشري (ت ۵۳۸ ه ) ، دار المعرفة ـ بيروت . ۱۶۴ . كشف الخفاء ومزيل الإلباس عن الأحاديث على ألسنة الناس ، إسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (ت ۱۱۶۲ ه ) ، دار الكتب العلمية ـ بيروت . ۱۶۵ . كشف الريبة عن أحكام الغيبة ، زين الدين العاملي (الشهيد الثاني)، المكتبة المرتضوية ـ طهران . ۱۶۶ . كشف الغمّة في معرفة الأئمّة ، علي بن عيسى الإربلي (ت ۶۸۷ ه ) ، تصحيح : هاشم الرسولي المحلاّتي ، دار الكتاب الإسلامي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۱ ه . ۱۶۷ . كشف المحجّة لثمرة المُهْجة ، أبو القاسم علي بن موسى بن طاووس الحلّي (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : محمد الحسّون ، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۶۸ . كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام ، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن علي ابن المطهّر الحلّي المعروف بالعلاّمة (ت ۷۲۶ ه ) ، تحقيق : علي آل كوثر ، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۱۶۹ . كفاية الأثر في النصّ على الأئمّة الاثني عشر ، أبو القاسم علي بن محمد بن علي الخزّاز القمّي (ق ۴) ، تحقيق : عبد اللطيف الحسيني الكوهْكمري ، انتشارات بيدار ـ قم ، ۱۴۰۱ ه . ۱۷۰ . كمال الدين وتمام النعمة ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۵ ه . ۱۷۱ . كنز العمّال في سنن الأقوال والأفعال ، علاء الدين علي المتّقي بن حسام الدين الهندي (ت ۹۷۵ ه ) ، تصحيح : صفوة السقّا ، مكتبة التراث الإسلامي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۷ ه . ۱۷۲ . كنز الفوائد ، أبو الفتح محمد بن علي بن عثمان الكراجكي الطرابلسي (ت ۴۴۹ ه ) ، إعداد : عبد اللّه نعمة ، دار الذخائر ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۰ ه .

.

۱۷۳ . گفتارهاي معنوي (أحاديث معنوية) ، مرتضى مطهّري (ت ۱۳۵۸ش) ، انتشارات صدرا ـ قم ، الطبعة الثالثة عشرة ـ ۱۳۷۲ ش . ۱۷۴ . لبّ اللباب في تحرير الأنساب ، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي (ت۹۱۱ ه ) ، دار صادر ـ بيروت . ۱۷۵ . لسان العرب ، أبو الفضل جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور المصري (ت ۷۱۱ ه ) ، دار صادر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۰ ه . ۱۷۶ . اللمعة ، محمد بن جمال الدين مكي العاملي (ت ۷۸۶ ه ) ، دار الفكر ـ قم . الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۱۷۷ . مائة كلمة ، أبو عثمان عمرو بن بحر الكناني المعروف بالجاحظ (ت ۲۵۵ ه ) ، تحقيق : رياض مصطفى العبد اللّه ، دار الحكمة ـ دمشق ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۶ ه . ۱۷۸ . المبسوط في فقه الإماميّة ، أبو جعفر محمد بن الحسن المعروف بالشيخ الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : محمد علي الكشفي ، المكتبة المرتضوية ـ طهران ، الطبعة الثالثة ۱۳۸۷ ه . ۱۷۹ . مجمع البحرين ، فخر الدين الطريحي (ت ۱۰۸۵ ه ) ، تحقيق : السيد أحمد الحسيني ، مكتبة نشر الثقافة الإسلامية ـ طهران ، الطبعة الثانية ۱۴۰۸ ه . ۱۸۰ . مجمع البيان في تفسير القرآن (تفسير مجمع البيان) ، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت ۵۴۸ ه ) تحقيق : هاشم الرسولي المحلاّتي وفضل اللّه اليزدي الطباطبائي ، دار المعرفة ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۸ ه . ۱۸۱ . مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، نور الدين علي بن أبي بكر الهيثمي (ت ۸۰۷ ه ) ، تحقيق : عبد اللّه محمد درويش ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۱۸۲ . المحاسن ، أبو جعفر أحمد بن محمد بن خالد البرقي (ت ۲۸۰ ه ) ، تحقيق : مهدي الرجائي ، المجمع العالمي لأهل البيت عليهم السلام ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه .

.

۱۸۳ . المحجّة البيضاء في تهذيب الأحياء ، محسن الفيض الكاشاني (ت ۱۰۹۱ ه ) ، مع حاشية : علي أكبر الغفّاري ، جماعة المدرسين في الحوزة العلمية ـ قم ، ۱۳۸۳ ه . ۱۸۴ . المحيط في اللغة ، أبو القاسم إسماعيل بن عبّاد الطالقاني (ت ۳۸۵ ه ) ، تحقيق : محمد حسن آل ياسين ، عالم الكتب ـ بيروت . ۱۸۵ . مختصر بصائر الدرجات ، الحسن بن سليمان الحلّي (ق ۹) ، انتشارات الرسول المصطفى ـ قم . ۱۸۶ . المختصر في أخبار البشر (تاريخ أبي الفداء) ، أبو الفداء عماد الدين إسماعيل (ت ۷۳۲ ه ) ، مكتبة المتنبي ـ القاهرة . ۱۸۷ . مختلف الشيعة ، أبو منصور الحسن بن يوسف بن المطهّر الحلّي (ت ۷۲۶ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين ـ قم . ۱۸۸ . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت ۱۱۱۱ ه ) ، تحقيق : هاشم الرسولي المحلاّتي ، دار الكتب الإسلامية ـ طهران ، الطبعة الثالثة ۱۳۷۰ ش . ۱۸۹ . مروج الذهب ومعادن الجوهر ، أبو الحسن علي بن الحسين المسعودي (ت ۳۴۶ ه ) ، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد ، مطبعة السعادة ـ مصر ، الطبعة الرابعة ۱۳۸۴ ه . ۱۹۰ . مسائل علي بن جعفر ، أبو الحسن علي بن جعفر الحسيني (ت ۲۲۰ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم . ۱۹۱ . مساوئ الأخلاق ، أبو بكر محمد بن جعفر الخرائطي (ت ۳۲۷ ه ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ه . ۱۹۲ . المستدرك على الصحيحين ، أبو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه الحاكم النيسابوري (ت ۴۰۵ ه ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۱۹۳ . مستدرك الوسائل ومستنبط المسائل ، حسين النوري الطبرسي (ت ۱۳۲۰ ه ) ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۷ ه . ۱۹۴ . المسترشد في إمامة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري

.

(ت ۳۱۰ ه ) ، تحقيق : أحمد المحمودي ، مؤسسة الثقافة الإسلامية لكوشانبور ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۱۹۵ . مستطرفات السرائر (النوادر) ، أبو جعفر محمد بن منصور بن إدريس الحلّي (ت ۵۹۸ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم . ۱۹۶ . مسند أبي داود الطيالسي ، سليمان بن داود بن الجارود البصري المعروف بأبي داود الطيالسي (ت ۲۰۴ ه ) ، دار المعرفة ـ بيروت . ۱۹۷ . مسند أبي يعلى الموصلي ، أبو يعلى أحمد بن علي بن المثنّى التميمي الموصلي (ت ۳۰۷ ه ) ، تحقيق : إرشاد الحقّ الأثري ، دار القبلة ـ جدّة ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۱۹۸ . مسند إسحاق بن راهويه ، أبو يعقوب إسحاق بن راهويه المروزي (ت ۲۳۸ ه ) ، تحقيق : عبد الغفور عبد الحق حسين البلوشي ، مكتبة الإيمان ـ المدينة المنوّرة ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ه . ۱۹۹ . مسند الإمام زيد (مسند زيد) ، المنسوب إلى زيد بن علي بن الحسين عليهماالسلام(ت ۱۲۲ ه ) ، منشورات دار مكتبة الحياة ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۹۶۶ م . ۲۰۰ . مسند البزّار (البحر الزخّار) ، أبو بكر أحمد بن عمرو العتكي البزّار (ت ۲۹۲ ه ) ، تحقيق : محفوظ الرحمن زين اللّه ، مؤسسة علوم القرآن ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . ۲۰۱ . مسند الحميدي ، أبو بكر عبد اللّه بن الزبير الحميدي (ت ۲۱۹ ه ) ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي ، المكتبة السلفية ـ المدينة المنوّرة . ۲۰۲ . مسند الرؤياني ، أبو بكر محمد بن هارون الرؤياني (ت ۳۰۷ ه ) ، تحقيق : أيمن علي أبو يماني ، مؤسسة قرطبة ـ مصر ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۶ ه . ۲۰۳ . مسند الشاميّين ، أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقيق : حمدي عبد المجيد السلفي ، مؤسسة الرسالة ـ بيروت . ۲۰۴ . مسند الشهاب ، محمد بن سلامة القضاعي (ت ۴۵۴ ه ) ، مؤسسة الرسالة ـ بيروت .

.

۲۰۵ . المسند لأحمد بن حنبل ، أحمد بن محمد بن حنبل الشيباني (ت ۲۴۱ ه ) ، تحقيق : عبد اللّه محمد الدرويش ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۱۴ ه . ۲۰۶ . مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ، أبو الفضل علي الطبرسي (ق ۷) ، تحقيق : مهدي هوشْمند ، دار الحديث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۸ ه . ۲۰۷ . مشكاة المصابيح ، أبو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه بن الخطيب التبريزي (ت ۷۷۶ ه ) ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني ، المكتب الإسلامي ـ دمشق . ۲۰۸ . مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ، المنسوب إلى الإمام الصادق عليه السلام ، شرح : عبد الرزّاق الگيلاني ، نشر صدوق ـ طهران ، الطبعة الثالثة ۱۴۰۷ ش . ۲۰۹ . مصباح الفقاهة (تقريرات بحث آية اللّه العظمى الخوئي) ، محمد علي التوحيدي التبريزي ، دار الهادي ـ الكويت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ه . ۲۱۰ . المصباح في الأدعية والصلوات والزيارات ، تقي الدين إبراهيم بن علي بن الحسن العاملي الكفعمي (ت ۹۰۰ ه ) ، منشورات الشريف الرضي ـ قم . ۲۱۱ . مصباح المتهجّد ، أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقيق : علي أصغر مرواريد ، مؤسسة فقه الشيعة ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۱ ه . ۲۱۲ . المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي الفيّومي (ت ۷۷۰ ه ) ، مؤسسة دار الهجرة ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۱۴ ه . ۲۱۳ . المصنّف ، أبو بكر عبد الرزّاق بن همّام الصنعاني (ت ۲۱۱ ه ) ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي ، منشورات المجلس العلمي ـ بيروت . ۲۱۴ . المصنّف في الأحاديث والآثار ، أبو بكر عبد اللّه بن محمد بن أبي شيبة العبسي الكوفي (ت ۲۳۵ ه ) ، تحقيق : سعيد محمد اللحّام ، دار الفكر ـ بيروت . ۲۱۵ . مطالب السؤول في مناقب آل الرسول ، كمال الدين محمد بن طلحة الشافعي (ت ۶۵۴ ه ) ، مخطوط في مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم .

.

۲۱۶ . معاني الأخبار ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۶۱ ش . ۲۱۷ . المعجم الأوسط ، أبو القاسم سليمان بن أحمد اللخمي الطبراني (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقيق : طارق ابن عوض اللّه وعبد الحسن بن إبراهيم الحسيني ، دار الحرمين ـ القاهرة ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۲۱۸ . معجم البلدان ، أبو عبد اللّه شهاب الدين ياقوت بن عبد اللّه الحموي الرومي(ت ۶۲۶ ه ) ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۳۹۹ ه . ۲۱۹ . معجم السفر ، أبو طاهر أحمد بن محمد السلفي الأصفهاني (ت ۵۷۳ ه ) ، شرح : عبد اللّه عمر البارودي ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ه . ۲۲۰ . المعجم الصغير ، أبو القاسم سليمان بن أحمد اللخميالطبراني (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقيق : محمد عثمان ، دار الفكر ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۱ ه . ۲۲۱ . المعجم الكبير ، أبو القاسم سليمان بن أحمد اللخمي الطبراني (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقيق : حمدي عبد المجيد السلفي ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ، الطبعة الثانية ۱۴۰۴ ه . ۲۲۲ . معجم مقاييس اللغة ، أحمد بن فارس بن زكريا (ت ۳۹۵ه ) ، شركة مكتبة مصطفى الباقي وأولاده ـ مصر ، ۱۳۸۹ ه . ۲۲۳ . معدن الجواهر ورياضة الخواطر ، أبو الفتح محمد بن علي الكراجكي (ت ۴۴۹ ه ) ، تحقيق : أحمد الحسيني ، المكتبة المرتضوية ـ طهران ، الطبعة الثانية ۱۳۹۴ ه . ۲۲۴ . معراج السعادة ، أحمد بن محمد مهدي النراقي (ت ۱۳۴۵ ه ) ، مؤسسة انتشارات هجرت ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۱ش . ۲۲۵ . المغني ، أبو محمد عبد اللّه بن أحمد بن قدامة المقدسي (ت ۶۲۰ ه ) ، دار الكتاب العربي ـ بيروت .

.

۲۲۶ . المغني عن حمل الأسفار ، أبو الفضل عبد الرحيم بن الحسين العراقي (ت ۸۰۶ ه ) ، تحقيق : أشرف بن عبد المقصود ، مكتبة دار طبرية ـ الرياض ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۵ ه . ۲۲۷ . مفتاح الكرامة ، محمد جواد الحسيني العاملي (ت ۱۲۲۶ ه ) ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم . ۲۲۸ . مفردات ألفاظ القرآن ، أبو القاسم الحسين بن محمد الراغب الأصفهاني (ت ۴۲۵ ه ) ، تحقيق : صفوان عدنان داودي ، دار القلم ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۲۲۹ . مقدّمة ابن خلدون ، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمي (ت ۸۰۸ ه ) ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت . ۲۳۰ . المقنعة ، أبو عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي المعروف بالشيخ المفيد (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۱۰ ه . ۲۳۱ . مكارم الأخلاق ، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت ۵۴۸ ه ) ، تحقيق : علاء آل جعفر ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۲۳۲ . مكارم الأخلاق ، عبد اللّه بن محمد بن عبيد بن أبي الدنيا (ت ۲۸۱ ه ) ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ۱۴۰۹ ه . ۲۳۳ . الملاحم والفتن (التشريف بالمنن في التعريف بالفتن)، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة صاحب الأمر (عج) ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۶ ه . ۲۳۴ . المناقب (المناقب للخوارزمي) ، الموفّق بن أحمد البكري المكّي الحنفي الخوارزمي (ت ۵۶۸ ه ) تحقيق : مالك المحمودي ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۴۱۴ ه . ۲۳۵ . مناقب آل أبي طالب (المناقب لابن شهرآشوب) ، أبو جعفر رشيد الدين محمد بن علي بن شهرآشوب المازندراني (ت ۵۸۸ ه ) ، المطبعة العلمية ـ قم .

.

۲۳۶ . مناقب الإمام أمير المؤمنين عليه السلام (المناقب للكوفي) ، محمد بن سليمان الكوفي القاضي (ت ۳۰۰ ه ) ، تحقيق : محمد باقر المحمودي ، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۲۳۷ . مناقب مرتضوي (المناقب المرتضوية) ، محمد صالح بن عبد اللّه الحسني الترمذي (ت ۱۰۶۰ ه ) ، مخطوط في مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم . ۲۳۸ . المنتخب من مسند عبد بن حميد ، أبو محمد عبد بن حميد (ت ۲۴۹ ه ) ، تحقيق : صبحي البدري السامرائي ومحمود محمد خليل الصعيدي ، مكتبة السنّة ـ القاهرة ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۲۳۹ . من لا يحضره الفقيه ، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقيق : علي أكبر الغفّاري ، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم ، الطبعة الثانية . ۲۴۰ . منية المريد ، زين الدين علي العاملي المعروف بالشهيد الثاني (ت ۹۶۵ ه )، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم ، ۱۴۱۵ ه . ۲۴۱ . مهج الدعوات ومنهج العبادات ، أبو القاسم بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت ۶۶۴ ه ) ، تحقيق : حسين الأعلمي ، مؤسسة الأعلمي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۴ ه . ۲۴۲ . المواعظ ، أبو جعفر محمد بن علي القمّي المعروف بالصدوق (ت۳۸۱ ه ) ، تحقيق : محسن عقيل ، دار الهادي ، بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۲ ه . ۲۴۳ . المواعظ العدديّة ، علي المشكيني الأردبيلي (معاصر) ، تحقيق : علي الأحمدي الميانجي ، دفتر نشر الهادي ـ قم ، الطبعة الرابعة ۱۴۰۶ ه . ۲۴۴ . موسوعة الإمام علي بن أبي طالب في الكتاب والسنّة والتأريخ ، محمد الريشهري (معاصر) ، تحقيق : مركز بحوث دار الحديث ، دار الحديث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۹ش . ۲۴۵ . الموطّأ ، مالك بن أنس (ت ۱۵۸ ه ) ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۶ ه .

.

۲۴۶ . ميزان الحكمة ، محمد الريشهري (معاصر) ، تحقيق ونشر : دار الحديث ـ قم ، ۱۴۱۶ ه . ۲۴۷ . الميزان في تفسير القرآن ، محمد حسين الطباطبائي (ت ۱۴۰۲ ه ) ، مؤسسة مطبوعاتي إسماعيليان ـ قم ، الطبعة الثالثة ۱۳۹۴ ه . ۲۴۸ . نثر الدرّ ، أبو سعيد منصور بن الحسين الآبي (ت ۴۲۱ ه ) ، تحقيق : محمد علي قرنة ، الهيئة المصرية العامة ـ مصر ، الطبعة الاُولى ۱۹۸۱ م . ۲۴۹ . نزهة الناظر وتنبيه الخواطر ، أبو عبد اللّه الحسين بن محمد الحلواني (من أعلام القرن ۵) ، تحقيق ونشر : مؤسسة الإمام المهدي(عج) ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۸ ه . ۲۵۰ . نگاهي نو به مفاهيم توسعة (نظرة جديدة إلى مفاهيم التنمية) ، ولفانغ زاكس ، ترجمة : فريدة فرحي ووحيد بزرگي . ۲۵۱ . نظامهاي اقتصادي (النظم الاقتصادية) ، حسين نمازي ، دانشگاه شهيد بهشتي ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۴ش . ۲۵۲ . النوادر ، فضل اللّه بن علي الحسني الراوندي (ت ۵۷۱ ه ) ، تحقيق : سعيد رضا علي عسكري ، دار الحديث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۳۷۷ ش . ۲۵۳ . نوادر الاُصول في معرفة أحاديث الرسول ، أبو عبد اللّه محمد بن علي الحكيم الترمذي (ت ۳۲۰ ه ) ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۳ ه . ۲۵۴ . النهاية في غريب الحديث والأثر ، أبو السعادات مبارك بن مبارك الجزري المعروف بابن الأثير (ت ۶۰۶ ه ) ، تحقيق : طاهر أحمد الزاوي ، مؤسسة إسماعيليان ـ قم ، الطبعة الرابعة ۱۳۶۷ ش . ۲۵۵ . النهاية في مجرّد الفقه والفتوى ، أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي (ت ۴۶۰ ه ) ، دار الكتاب العربي ـ بيروت ، ۱۳۹۰ ه . ۲۵۶ . نهج البلاغة (من كلام أمير المؤمنين عليه السلام) ، اختيار : أبيالحسن الشريف الرضي محمد بن الحسين بن موسى الموسوي (ت ۴۰۶ ه ) .

.

۲۵۷ . نهج الحقّ وكشف الصدق ، جمال الدين الحسن بن يوسف بن المطهّر الحلّي (ت ۷۲۶ ه ) ، تحقيق : عين اللّه الحسني الاُرموي ، دار الهجرة ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۷ ه . ۲۵۸ . نهج الفصاحة ، أبو القاسم پايندة ، سازمان انتشارات جاويدان ـ طهران . ۲۵۹ . وسائل الشيعة ، محمد بن الحسن الحرّ العاملي (ت ۱۱۰۴ ه ) ، تحقيق ونشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلاملإحياء التراث ـ قم ، الطبعة الاُولى ۱۴۰۹ ه . ۲۶۰ . الوسيلة ، أبو حفص عمر بن أحمد الإربلي الموصلي (ت ۵۷۰ ه ) ، مطبوعات دائرة المعارف العثمانية ـ حيدرآباد الدكن . ۲۶۱ . وفاء الوفا بأخبار المصطفى ، أبو الحسن علي بن عبد اللّه السمهودي ، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد ، دار الكتب العلمية ـ بيروت ، ۱۳۷۴ ه . ۲۶۲ . وقعة صفّين ، نصر بن مزاحم المنقري (ت ۲۱۲ ه ) ، تحقيق : عبد السلام محمد هارون ، مكتبة آية اللّه المرعشي ـ قم ، الطبعة الثانية ۱۳۸۲ ه . ۲۶۳ . ينابيع المودّة لذوي القربى ، سليمان بن إبراهيم القندوزي الحنفي (ت ۱۲۹۴ ه ) ، تحقيق : علي جمال أشرف الحسيني ، دار الاُسوة ـ طهران ، الطبعة الاُولى ۱۴۱۶ ه .

.

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

فهرست تفصيلى .

. .

. .

. .

. .

. .

. .

. .