ghaemiyeh.com
سرشناسه : سلیمیان، خدامراد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : درسنامه مهدویت / خدامراد سلیمیان.
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیهالسلام، مرکز تخصصی امامت و مهدویت، ۱۳۸۶-
مشخصات ظاهری : ۴ج.
شابک : دوره 978-964-7428-41-5 : ؛ ۲۵۰۰۰ ریال : ج.۱ : 964-74-28-32-4 ؛ ۲۵۵۰۰ ریال : ج.۱، چاپ سوم 978-964-742-832-3 : ؛ ۳۵۰۰۰ ریال : ج.۲ 978-964-7428-42-2 : ؛ ۲۵۰۰۰ریال (ج.۲، چاپ اول) ؛ ۳۰۰۰۰ ریال (ج.۲، چاپ پنجم ) ؛ ۳۵۰۰۰ ریال (ج.۲، چاپ ششم) ؛ ۷۰۰۰۰ ریال: ج.۴ 978-600-6262-91-8 :
یادداشت : ج.۱ (چاپ پنجم : ۱۳۸۸).
یادداشت : ج.۱(چاپ سوم: زمستان ۱۳۸۶).
یادداشت : ج.۲ (چاپ اول: تابستان ۱۳۸۶).
یادداشت : ج.۲ (چاپ پنجم: زمستان ۱۳۸۷).
یادداشت : ج.۲ (چاپ ششم: ۱۳۸۸).
یادداشت : ج.۴ (چاپ اول: ۱۳۹۲) .
یادداشت : کتابنامه.
مندرجات : ج.۱. حضرت مهدی (عج) از ولادت تا امامت.- ج۲. حضرت مهدی (عج) و دوران غیبت.- ج.۴. حضرت مهدی (عج) و حکومت جهانی
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/س۸۷۳د۴ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۴۶۲۴۹
درسنامه مهدویّت
(جلد3)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
از
ظهور تا حکومت جهانی
خدامراد سلیمیان
درسنامة مهدویّت (3)
مؤلف: خدامراد سلیمیان
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
نوبت چاپ: سوم ـ زمستان 91
شابک: 8-79-7428-964-978
شمارگان: دو هزار نسخه (تاکنون چهارده هزار نسخه)
قیمت: 7000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، مرکز تخصصی مهدویت/ خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ ص.پ: 119- 37135/ همراه: 09109678911/ تلفن: 7737801/ فاکس:7737160
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
www.imammahdi-s.com info@imammahdi-s.com
با قدردانی و تشکر از همکارانی که در تولید این اثر نقش داشتهاند:
اعضای محترم شورای کتاب حجج اسلام مجتبی کلباسی، محمدصابر جعفری، مهدی یوسفیان، محمدرضا فؤادیان و آقایان احمد مسعودیان (مدیر داخلی)، عبدا... شریفی (مدیر فروش)، مرتضی دانش طلب (مدیر مالی)، رضا فریدی (صفحه آرا)، عباس فریدی (طراح جلد)
و کلیه کسانی که ما را یاری نمودند.
مدیر مسئول انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
حسین احمدی
09131-4
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار15
درس اول
جهان در آستانة ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف17
پیشدرآمد18
زندگی انسانها در آستانة ظهور18
یک. دگرگونی در زندگی فردی19
دو. دگرگونی در زندگی اجتماعی20
2ـ1. عرصة فرهنگی20
2ـ2. عرصة اجتماع23
2ـ3. عرصة اقتصادی28
2ـ4. عرصة سیاسی29
جهان و طبیعت در آستانة ظهور30
خودآزمایی33
منابع برای پژوهش33
درس دوم
شرایط ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف35
پیشدرآمد36
مفهومشناسی شرایط ظهور36
یک. وجود برنامه و طرحی جامع و متعالی38
دو. وجود رهبر و هدایتگری شایسته و معصوم39
ویژگیهای رهبر40
ویژگیهای عام40
ویژگیهای خاص42
سه. وجود گروهی از انسانهای پاکدل و فداکار؛44
چهار. احساس نیاز در جامعه جهانی47
خودآزمایی50
منابع برای پژوهش50
درس سوم
زمینهسازی و زمینهسازان ظهور51
پیشدرآمد52
آمادگی و زمینه سازی ظهور52
زمینهسازان عام53
ویژگیهای زمینهسازان54
1ـ1. شناخت پروردگار54
1ـ2. شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف55
2-1. آمادگی روحی و روانی58
2-2. آمادگی اقتصادی59
2ـ3. آمادگی نظامی59
زمینهسازان خاص61
خودآزمایی64
منابع برای پژوهش64
درس چهارم
قیام های پیش از ظهور65
پیشدرآمد66
قیامهای پیش از ظهور66
طاغوت بودن پرچمداران قیامهای پیش از ظهور67
شکست قیامهای پیش از ظهور71
سکوت و خانهنشینی75
سرزنش شتاب برای نابود کردن دشمنان77
خودآزمایی80
منابع برای پژوهش80
درس پنجم
دشمنشناسیِ اعتقاد به مهدویّت81
پیشدرآمد82
یک. ضرورت دشمنشناسی82
1-1. کافران، دشمن خدا و مؤمنان83
1-2. یهود سرسختترین دشمن83
1-3. مشرکان84
1-4. منافقان84
1-5. نصارا84
دو. عوامل مخالفت و دشمنی با حق85
2-1. دنیاپرستی85
2-2. سلطه جویی85
2ـ3. تعصبهای کور86
2ـ4. ناآگاهی از حقیقت مهدویت87
سه. راهبرد دشمنان در برابر مهدویت87
3-1. انکار87
3-2. تحریف87
3-3. تخریب88
3-4. جلوگیری از ترویج حق90
3-5. جایگزینی91
3-6. گمراه کردن پیروان91
چهار. راههای مقابله با دشمن92
4-1. شکیبایی و تقوا92
4-2. مجهز شدن به تجهیزات مناسب92
4-3. مبارزه منفی با دشمنان93
4-4. شناساندن دشمن93
4-5. همکاری نکردن با دشمنان94
4-6. اتحاد و برادری94
خودآزمایی95
منابع برای پژوهش95
درس ششم
نشانههای ظهور (مفاهیم و کلیّات)97
پیشدرآمد98
یک. آشنایی با مفاهیم98
1-1. علایم99
1-2. آیت100
1-3. دلالت101
1-4. آخِرُ الزَّمان101
1-5. ملاحم و فتن102
1-6. ظهور104
1-7. خروج105
1-8. قیام105
1-9. اشراط الساعه105
دو. آشنایی با کلیات107
2-1. نشانههای آخِرُالزّمان107
2-2. نشانههای نزدیک شدن قیامت108
2-3. نشانههای ظهور108
2-4. نشانههای قیام قائم109
2-5. نشانههای خروج110
2-6. توصیفی یا تمثیلی بودن نشانههای ظهور111
الف. توصیفی بودن نشانهها111
ب. تمثیلی بودن نشانه ها112
2-7. شمار نشانهها112
خودآزمایی113
منابع برای پژوهش113
درس هفتم
نشانههای ظهور (حتمی و غیر حتمی)115
پیشدرآمد116
انواع نشانههای ظهور116
یک. نشانههای حتمی116
1-1. ندای آسمانی118
حتمی بودن ندای آسمانی118
چگونگی و گسترة ندای آسمانی119
زمان ندای آسمانی120
محتوای ندای آسمانی123
ندای شیطانی(زمینی)124
2-1. خروج سفیانی124
نام و نسب سفیانی125
ویژگیهای سفیانی125
زمان خروج سفیانی126
پایان کار سفیانی128
3-1. خروج یمانی129
زمان و مکان خروج یمانی129
4-1. خسف به بیداء130
چگونگی خسف به بیداء130
5-1. قتل نفس زکیه131
زمان و مکان قتل نفس زکیه132
دو. نشانههای غیر حتمی133
خودآزمایی134
منابع برای پژوهش134
درس هشتم
نشانههای قیامت135
پیشدرآمد136
نشانههای نزدیک شدن قیامت136
یک. دگرگونیهای انسانی139
1ـ1. خروج سفیانی139
1-2. خروج دجّال139
1-3. خروج دابَة الاَرض143
1-4. خروج قائم145
1-5. نزول عیسی علیه السلام146
دو. دگرگونیهای کیهانی147
2-1. دود در آسمان147
2-2. طلوع خورشید از مغرب147
2-3. فرو رفتن زمین در ناحیه مشرق148
2-4. فرو رفتن زمین در جزیرة العرب148
2-5. آتشی از عدن149
خودآزمایی151
منابع برای پژوهش151
درس نهم
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (کلیّات)153
پیشدرآمد154
ظهور155
یک. اصطلاح ظهور از نگاه روایات155
1-1. آشکار شدن امام مهدی علیه السلام پس از غیبت156
1-2. همة دوران ظهور و آشکار بودن حضرت156
1-3. آشکار شدن دولت حق157
اشتیاق صالحان به درک زمان ظهور157
دو. ابعاد و مراحل ظهور159
2-1. وقت ظهور159
2-2. آگاه شدن امام مهدی علیه السلام از زمان ظهور161
2-3. محل ظهور162
2-4. چگونگی ظهور163
2-5. امر به پذیرفتن مهدی علیه السلام164
2-6. بیعت با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف165
شادمانی اهل آسمان و زمین167
خودآزمایی169
منابع برای پژوهش169
درس دهم
قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام171
پیشدرآمد172
یک. مفهوم شناسی قیام172
دو. حتمی بودن قیام امام مهدی علیه السلام175
سه. مهمترین عناصر قیام امام مهدی علیه السلام176
چهار. زمان و مکان قیام177
پنج. ابزار قیام (سلاح حضرت و یاران)178
5-1. معنای حقیقی178
5-2. معنای مجازی و کنایی179
شش. جغرافیای قیام و فتوحات180
هفت. برخی آثار و برکات قیام امام مهدی علیه السلام182
7-1. نابودی باطل182
7ـ 2. نابودی مشرکان و کافران183
7ـ3. رشد خردورزی بندگان خداوند184
7ـ4. برپایی عدل و قسط184
7ـ5. غلبه اسلام بر دیگر ادیان185
خودآزمایی187
منابع برای پژوهش187
درس یازدهم
دشمنان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام قیام189
پیشدرآمد190
یک. نبرد پایانی حق و باطل190
دو. گونهشناسی دشمنان حضرت هنگام قیام191
2ـ1. غیر مسلمانان191
2ـ1ـ1. کافران و مشرکان191
2ـ1ـ2. یهود، سرسختترین دشمن192
2ـ1ـ3. نصارا192
2ـ2. مسلمانان193
2ـ2ـ1. منافقان193
2ـ2ـ2. راحت طلبان193
2ـ2ـ3. جمود اندیشان194
سه. انتقام196
3ـ1. دشمنان خداوند196
3ـ2. قاتلان امام حسین علیه السلام198
اقسام انتقام201
چهار. فرجام شیطان202
خودآزمایی204
منابع برای پژوهش204
درس دوازدهم
یاران و یاوران205
پیشدرآمد206
یاران و یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف207
یک. یاران خاص207
1-1. ویژگیهای یاران خاص209
1-2. یاران زن212
1-3. گونهشناسی یاران خاص213
دو. یاران عام (یاوران)217
شعار یاران حضرت مهدی علیه السلام218
خودآزمایی220
منابع برای پژوهش220
درس سیزدهم
امدادهای غیبی در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف221
پیشدرآمد222
یک. مفهومشناسی امدادهای غیبی222
دو. امدادهای غیبی از نگاه قرآن223
2ـ1. سپاهیان دیده نشدنی224
2ـ2. یاری با فرشتگان225
2ـ3. آرامکردن دلهای مؤمنان225
2ـ4. ترس در دلهای دشمنان225
2ـ5. فرستادن بادهای ویرانگر226
سه. شرایط برخورداری از امدادهای غیبی226
3ـ1. ایمان226
3ـ 2. پارسایی227
3ـ3. پایداری227
3ـ4. کوشش در راه خداوند227
چهار. امدادهای غیبی در عصر ظهور228
4ـ1. فرشتگان228
4ـ2. ترس در دل دشمنان230
4ـ3. نیروهای طبیعت230
4-4. برخی امدادهای دیگر231
سرانجام کار233
خودآزمایی235
منابع برای پژوهش235
درس چهاردهم
آسیبشناسی عرصههای مهدویّت237
پیشدرآمد238
آسیبشناسی239
گونههای آسیب240
جعل و تحریف240
ادعای مهدویت، نیابت و بابیت241
وارد شدن برخی اسرائیلیات242
مراجعه به متون تخصصی بدون آگاهی لازم243
استفاده از منابع غیر معتبر و ضعیف243
مواجهه با شبهات بدون آمادگی قبلی244
تفسیرها و تطبیقهای نادرست244
طرح مباحث غیرضروری251
خودآزمایی253
منابع برای پژوهش253
درس پانزدهم
کتاب شناسی مهدویّت(3)255
پیشدرآمد256
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ موجود موعود257
تاریخ پس از ظهور259
زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف260
در انتظار ققنوس (کاوشی در قلمرو موعود شناسی و مهدی باوری)261
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب جهان262
ظهور نور264
تحلیل تاریخی نشانههای ظهور265
چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف266
مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف267
التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن(الملاحم و الفتن)268
منابع و مآخذ270
ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به عنوان هنگامه و رخدادی مهم و مورد بشارت همة پیامبران و اولیای الهی علیهم السلام در کانون نگاه علاقه مندان به بحثهای مهدویت و آیندهپژوهی قرار دارد؛ بویژه آنکه امروزه دوستان و باورمندان، خود را به این حادثه بزرگ نزدیک میبینند و آرزومند تحقق آن هستند. آنان میخواهند زندگی خود را در آن دوران ِنورانی سپری کنند و دشمنان و منکران نیز در بیم از دست دادن موقعیت خود، آن را دنبال میکنند تا به گمان خود، برای مقابلة با آن غافلگیر نشوند.
از این دوران ـ که مهمترین مرحلة زندگی آن حضرت پیش از برپایی حکومت جهانی است ـ با عنوان رازی از رازهای خداوند و غیبی از غیبهای پروردگار، یاد شده است. راز بودن این دوران همچون دوران غیبت، بسیاری از حقیقتهای آن را هنوز بر ما پوشیده نگه داشته است، چه اینکه بررسیهای ژرف در سخنان ارزشمند پیشوایان معصوم علیهم السلام، میتواند افقهای نوین و ارزشمندی فراروی مشتاقان و پژوهندگان قرار دهد.
هر چند تلاشهای شایستهای در این عرصه صورت گرفته و ثمرههای ارجمندی به بار آورده است؛ اما یکی از کاستیهای این بحث، نبود متنی
آموزشی برای انسجامبخشی به بررسیهای موضوعی این مباحث است که جای آن بسی خالی است.
از این رو نگارنده ـ با توشة اندک و امید بسیار ـ با اتکا به لطف بیپایان حضرت حق و عنایات قطب عالم امکان و دلگرمی دوستان فرهیخته، به اقدامی بس بزرگ دست زده، گامی هرچند کوتاه در این راه برداشتهاست. باشد با آثار ارزندة دیگر پژوهشگران و نویسندگان، کمبودهای آن به زیور تکامل آراسته شود.
اینک آنچه پیش روی شما خوانندة گرامی قرار گرفته، سومین مجلد از مجموعة چهار جلدی «درسنامة مهدویّت» با عنوان حضرت مهدی علیه السلام از ظهور تا حکومت جهانی است. در این کتاب، مباحث مربوط به بزرگترین حادثة هستی؛ یعنی ظهور و قیام جهانی آخرین ذخیرة الهی بحث و بررسی میشود.
پیش از این در جلد نخست، با عنوان حضرت مهدی علیه السلام از ولادت تا امامت، به بحث و بررسی موضوع مهدویّت از ابتدای شکلگیری، تا آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام، و در جلد دوم با عنوان حضرت مهدی علیه السلام و دوران غیبت، به بحث در بارة موضوعات مربوط به دوران غیبت پرداخته شده است.
امید است به یاری خداوند، پس از این نیز در جلد چهارم با عنوان حضرت مهدی علیه السلام و حکومت جهانی، موضوعات مربوط به حکومت جهانی آن حضرت بررسی گردد.
در اینجا بر خود بایسته میدانم سپاسگزاری خود را از همة اساتید بزرگواری که با راهنماییهای خود، این کمترین را همراهی کردند، اعلام نموده، از همة عزیزان در بنیاد مبارک فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام و مرکز تخصصی مهدویّت به ویژه حجج اسلام و المسلمین مجتبی کلباسی، رحیم کارگر، علی مصلحی، محمد رضا نصوری و مهدی یوسفیان و در بخش انتشارات
مرکز از همة عزیزان مخصوصاً آقای احمد مسعودیان، نیز قدردانی نمایم که این کتاب را در جهت خدمت به ساحت ارزشمند مهدویت پذیرفته و به شایستگی آن را چاپ و منتشر کردند.
به امید آنکه این تلاش اندک، مورد پذیرش خداوند یگانه و رضایت آن پیشوای پنهان قرار گرفته، در جهت شناختن فرهنگ و معارف مهدویّت مفید افتد.
و توفیق از خداوند است
خدامراد سلیمیان
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
یک. زندگی انسانها در آستانة ظهور:
الف. زندگی فردی
برخی مردان آستانة ظهور؛
برخی زنان در آستانة ظهور.
ب. زندگی اجتماعی
عرصة فرهنگی؛
عرصة اجتماعی؛
عرصة اقتصادی؛
عرصة سیاسی.
و…
دو. جهان و طبیعت در آستانة ظهور :
1ـ فراوان شدن آفات طبیعی؛
2ـ زلزلههای فراوان؛
3ـ بلاهای شدید.
ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، برانگیخته شدن آخرین نور هدایت و ذخیرة الهی برای هدفی بسیار بزرگ و به پایان رساندن راه نیمه تمام پیامبران و اولیای خداوند است. بیشتر روایاتی که از آن عصرِ روشنایی، سخن به میان آورده، از زندگی و جهان پیش از آن، به عنوان تاریکترین دوران زندگی بشر و ستمبارترین مرحلة حیات وی یاد کرده است. دورانی که میرود تا یأس و ناامیدی حاکم بر بخشهای قابل توجه آن، آخرین رشتههای پیوند انسانها را از پروردگار یگانه بگسلد و آنها را در گردابهای هلاکت نابود سازد.
روایاتِ مربوط به ظهور و قیام جهانی، از برپایی «عدل و قسط» در آن دوران خبر داده، وضع جهان در آستانه ظهور را آکنده از ستم و بیعدالتی دانستهاند. برخی روایات به دیگر جنبههای زندگی و وضع عمومی جهان نیز اشاره کردهاند که در یک بررسی میتوان تحولات جهان را در دو محور انسانی و طبیعی، قابل بررسی دانست. از این رو در این درس بر آن هستیم تا با بهرهگیری از سخنان معصومان علیهم السلام تصویری در حدّ امکان از این دوران ارائه دهیم.
انسان به عنوان خلیفة خداوند و گل سرسبد آفرینش، در طول تاریخ بر اساس رفتارهای فردی و اجتماعیاش، دگرگونیهایی را تجربه کرده و فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته است. این تحولات گاهی روبنایی و گاهی نیز ژرف و بنیادین بوده است که به لحاظ اهمیت آن، مورد توجه آموزههای دینی است. روایاتی که این زندگی را در پایان دوران و آستانة ظهور و قیام جهانی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف پیشگویی کرده، که در دو بخش قابل بررسی است:
شاخصترین نمود تحوّل در زندگی فردی را میتوان در چگونگی دینداری، ناامیدی و سرخوردگی انسانها و… دانست.
سیمـــای زنـــدگی در آخِرالزمان را میتوان در دو گروه مردان و زنان اینگونه ترسیم کرد:
… و َرَأَیتَ الرَّجُلَ اِذَا مَرَّ بِهِ یَوْمٌ وَلَمْ یَکْسِبْ فِیهِ الذَّنبَ العَظِیمَ مِنْ فُجُورٍ اَوْ بَخْسِ مِکْیالٍ اَوْ مِیزانٍ اَوْ غِشیَانِ حَرامٍ اَوْ شُرْبِ مُسْکِرٍ کَئیباً حَزِیناً… ؛ (1)مرد را میبینی هنگامی که یک روز بر او گذشته و گناه بزرگی انجام نداده است ـ از قبیل فحشا، کمفروشی، کلاهبرداری و یا نوشیدن مستکنندهای ـ بسیار غمگین و اندوهگین میشود.
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص40، ح7.
انسانی با آنان هیچ تفاوتی ندارند؛ از این رو در عموم خطابهای دینی با مردان یکسان شمرده شدهاند. اما گاهی به جهت برخی تفاوتهای جسمی، روحی و عاطفی خطابهای ویژهای متوجه آنان میشود. امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید:
یَظْهَرُ فِی آخِرِالزَّمانِ وَاقتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الاَزمِنَةِ نِسْوَةٌ کَاشِفاتٌ عَارِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلاتٌ فِی الفِتَنِ مَائِلاتٌ اِلَی الشَّهَواتِ مُسرِعاتٌ اِلَی اللَّذَّاتِ مُستَحِلّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِداتٌ؛ (1)در آخِرُالزّمان و نزدیک شدن رستاخیز که بدترین زمانها است، زنانی آشکار میشوند که برهنه و لخت هستند؛ زینتهای خود را آشکار میسازند، به فتنهها داخل میشوند و به سوی خواستههای نفسانی و شهوتها میگرایند. به لذتها میشتابند، حرامهای الهی را حلال میشمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود.
از ویژگیهای یادشده هرچند در همة دورههای زندگی انسانها بوده است؛ به نظر میرسد در پایان دوران به اوج و نهایت خود میرسد؛ از این رو مورد تأکید روایات قرار گرفته است.
زندگی در دوران غیبت حجت الهی، با سختیهای فراوانی همراه است؛ بویژه آنکه تلاش شیطانهای انساننما در این دوران به اوج خود میرسد و هر چه به روزگار ظهور آن حجت الهی نزدیکتر میشویم، بر شدّت این وضعیت افزوده میشود. این دگرگونیهای در عرصههای زیر قابل بررسی است:
بیگمان عرصة بررسیهای فرهنگی بسیار گسترده است؛ اما از آنجا که به طور عموم فرهنگ دینی در آستانة ظهور، بیش از جنبههای دیگر فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است، در اینجا آن
1) . صدوق، من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
تأکید خواهد شد.
الف. رواج نافرمانی خداوند: پیش از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جوّ حاکم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود ؛ چنان که در قرآن کریم آمده است.
(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ)؛ (1)برای مردم [وقت] حسابشان نزدیک شـده است و آنان در بی خبری رویگردانند.
در این آیه، مردم آخرالزمان ـ در آستانة برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به غفلت و رویگردانی از خداوند متّصف شدهاند.
در روایات نیز منظور از «اشراط الساعة» رواج کفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد پرشماری از آن بر شمرده شده است. (2)
امام باقر علیه السلام در روایتی برخی از مخالفتهای با دستورات الهی را در آستانة ظهور اینگونه بیان فرموده است:
إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ اکْتَفَی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ رَکِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ وَ قُبِلَتْ شَهَادَاتُ الزُّورِ وَ رُدَّتْ شَهَادَاتُ الْعُدُولِ وَ اسْتَخَفَّ النَّاسُ بِالدِّمَاءِ وَ ارْتِکَابِ الزِّنَاءِ وَ أُکِلَ الرِّبَا وَ اتُّقِیَ الْأَشْرَارُ مَخَافَةَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ… ؛ (3)
آنگاه که مردان به زنان تشبّه کنند و زنان به مردان و مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان، و زنان بر زینها سوار شوند و شهادتهای دروغ پذیرفته شود و شهادتهای عدول مردود گردد و مردم خونریزی و ارتکاب زنا و رباخواری را سبک شمارند و از اشرار به خاطر زبانشان پرهیز کنند و…!!
ب. دوری از دین و دینداری: روز بهروز عوامل فراوانی،
گوهر تابناک دین را در هالهای از غبار و غفلت فرو میبرد، از ایــن رو در جوامع انسانی دین رو به کمرنگشدن میرود و خرافهها و انحرافهای مختلفی، گریبانگیر آن میشود، و وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند غبار از چهرة دین برمیگیرد؛ بسیاری میپندارند این دین جدیدی است که آن حضرت آورده است! امیر مؤمنان علیه السلام از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده که فرمود:
سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَی مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَی؛ (1)بر مردم روزی فرا میرسد که از قرآن جز رسم آن باقی نماند و از اسلام جز نام آن؛ بدان نامیده میشوند، در حالی که دورترین مردم از آن هستند! مسجدهای آنان آباد، اما از هدایتگری خراب است!
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در بارة دینداری برخی انسانهای این دوران فرمود:
یَأتِی عَلَی النَّاسِ زَمانٌ…دینُهُم دَراهِمُهُمْ وَ هَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ وَقِبلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ یَرکَعُونَ لِلرَّغِیفِ وَیَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حیارَی سُکاری لا مُسلِمینَ وَ لا نَصاری؛ (2)زمانی بر مردم خواهد آمد… که دِرهمهای آنان دینشان خواهد بود و همّت ایشان شکمشان و قبلة آنها زنانشان. برای طلا و نقره، رکوع و سجود به جای می آورند. آنان همواره در سرگردانی و مستی خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلک نصرانی.
امیرمؤمنـان علی علیه السلام این حقیقت را اینگونه بیان فرمود:
أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا
فِیه؛ (1)ای مردم! به زودی زمانی بر شما میرسد که اسلام چونـان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است، ریخته میشود.
مهمترین عامل در پدید آمدن این وضعیت، تحریف در آموزه های متعالی دین در این دوران است که سبب میشود مردم از محتوای اصلی آن دور شده، به باورهای واهی رو آورند. البته نقش دشمنان در این زمینه نباید نادیده گرفته شود.
یادآوری
اگر چه در این دوران، انسانهای فراوانی به کژی میگرایند؛ اما اینگونه نیست که همة انسانها در مسیر باطل گام بردارند؛ بلکه برخی به سبب ویژگیهای شخصیتی و آگاهیهای دینی، از نجات یافتگان این مرحله خواهند بود.
در این باره وقتی پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم از چهرههای پیروز این دوران یاد میکند، با شگفتی تمام به حضرت علی علیه السلام میفرماید:
یا عَلی اَعجَبُ النَّاسِ اِیمانا ًوَ اَعْظَمُهُمْ یَقیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِالزَّمانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَبِی وَحُجِبَ عَنْهُم الحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلَی بَیَاضٍ…؛ (2)ای علی! بدان شگفتآورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین، مردمی هستند که در آخِرالزمان ـ با آنکه پیامبر خود را ندیده و از امام خود در پردهاند ـ به نوشته که خطی سیاه بر صفحهای سپید است، ایمان میآورند.
در اینجا مهمترین سبب یقین و نجات توجه و عمل به سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام دانسته شده است. از بعضی روایات، استفاده میشود نجاتیافتگان این دوران در میان انسانها، ناشناس و غریب هستند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آنان
به نیکی یاد میکند:
إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ کَمَا بَدَأَ فَطُوبَی لِلْغُرَبَاءِ؛ (1)اسلام به غریبی آغاز شد و در آینده نیز بدان حال که شروع شده، باز خواهد گشت؛ پس خوشا به حال غریبان.
بحث از دگرگونیهای اجتماعی پیش از ظهور، با عبارتهای مختلفی در روایات اسلامی بیان شده و در متون دینی پیشگوییهای قابل توجهی شده است؛ مانند:
الف. فراگیر شدن ستم: در بررسی روایات مربوط با قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهداف ایشان، کمتر روایتی به چشم میآید که به گونهای به فراگیر شدن ستم در آستانة ظهور اشاره نکرده باشد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِی رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یَمْلَأُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا؛ (2)دنیا هرگز به پایان نمیرسد تا آنکه امر امت مرا مردی از دودمان حسین بر پا دارد. زمین را پر از عدل میسازد، آنگونه که از ستم و بیداد پر شده باشد.
امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز فرمود:
لَتُمْلَأَنَّ الْأَرْضُ ظُلْماً وَ جَوْراً حَتَّی لَا یَقُولَ أَحَدٌ اللَّهُ إِلَّا مُسْتَخْفِیاً ثُمَّ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ صَالِحِینَ یَمْلَئُونَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛ (3)زمین آکنده از ستم و بیداد میشود، به گونهای که کسی خدا نمیگوید مگر در پنهانی؛ سپس خداوند گروهی از شایستگان را میآورد که زمین را پر از قسط و عدل میکنند آنگونه که پر از ظلم و جور شده بود.
در همة روایات سخن از پر شدن زمین از ستم و بیداد است، نه ظالم و ستمگر؛ چرا که ممکن
است برخی از انسانها با ستم بر انسانهای فراوانی، اسباب پر شدن جهان را از ستم فراهم کنند.
ب. هرج و مرج و فتنههای بزرگ: درهم ریختگی در نظام زندگی و پیدایش فتنههای تاریک و گمراه کننده و نیز نابسامانی در نظم اجتماعی، از ویژگیهای فراگیری ستم در جهان است. از آنجا که این فراگیری در آستانة ظهور به اوج خود میرسد، چنین آشفتگی جامعه جهانی را درگیر میسازد.
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
مهدی این امت از نسل حسنین است آن هنگام که دنیا گرفتار هرج و مرج و فتنههای فراوان گردید و راهها بسته شد…. (1)
همچنین به نقل از جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است:
… وَ مِنَّا مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِذَا صَارَتِ الدُّنْیَا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ تَظَاهَرَتِ الْفِتَنُ وَ تَقَطَّعَتِ السُّبُلُ وَ أَغَارَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ فَلَا کَبِیرٌ یَرْحَمُ صَغِیراً وَ لَا صَغِیرٌ یُوَقِّرُ کَبِیراً فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ ذَلِکَ مَهْدِیَّنَا التَّاسِعَ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْن؛ (2)مهدی این امت از ما خاندان رسالت است؛ وقتی که دنیا پر از هرج و مرج شد و فتنهها در میان مردم نمایان گشت و امنیت از راهها گرفته شد و برخی از این مردم به بعضی دیگر هجوم آوردند و بزرگان به زیردستان رحم نکردند و افراد کم سن و سال به بزرگان و کهنسالان احترام نگذاشتند، در چنین ایامی، خداوند مهدی ما را که نهمین فرزند حسین علیه السلام است، بر میانگیزاند.
ج. اختلاف شدید مردم: از برخی روایات استفاده میشود اختلاف بین انسانها در آستانة
ظهور شدت فراوانی مییابد که ناشی از ستمها و هرج و مرج در جهان است. امام صادق علیه السلام فرمود:
لَا یَکُونُ ذَلِکَ الْأَمْرُ حَتَّی یَتْفُلَ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ وَ حَتَّی یَلْعَنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ حَتَّی یُسَمِّیَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً کَذَّابِینَ؛ (1)آن امر واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما در روی بعضی دیگر آب دهان اندازند و تا اینکه بخشی از شما دیگری را لعن کنند و تا اینکه گروهی از شما گروه دیگر را دروغگو بنامند!!
د. یأس و ناامیدی مردم: بر اساس روایات معصومان علیهم السلام از اتفاقهای رایج در زندگی انسانها در آستانة ظهور، احساس ناامیدی از بسامان شدن امور زندگی است. این حالت روحی که عموم انسانها را در بر میگیرد، برخاسته از فاصلهای است که انسانها از خداوند و آموزههای دینی میگیرند و زندگی آنان همراه با گناه است. داوود بن کثیر رقی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ طَالَ هَذَا الْأَمْرُ عَلَیْنَا حَتَّی ضَاقَتْ قُلُوبُنَا وَ مِتْنَا کَمَداً؛ فدایت گردم! این امر[فرج و گشایش] بر ما به درازا کشید، تا بدآنجا که سینههای ما تنگ شد و از اندوه جانمان به لب رسید.
آن حضرت فرمود: إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ آیَسُ مَا یَکُونُ وَ أَشَدُّ غَمّا؛ (2)این امر آنگاه صورت گیرد که از آن در کمال نومیدی و شدیدترین اندوهها باشند.
ابوحمزة ثمالی گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم فرمود:
وَ خُرُوجُهُ إِذَا خَرَجَ عِنْدَ الْإِیَاسِ وَ الْقُنُوط؛ (3)و خروج او آنگاه که خروج کند، هنگام یأس و ناامیدی است.
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَأْتِیکُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی تُمَیَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی تُمَحَّصُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی یَشْقَی مَنْ یَشْقَی وَ یَسْعَدَ مَنْ یَسْعَدُ؛ (1)این امر (ظهور امام دوازدهم)به شما نمیرسد، جز پس از ناامیدی و نه به خدا [به شما نمیرسد[ تا ]خوب از بد] جدا شوید و نه به خدا تا بررسی شوید و نه به خدا تا شقاوت به شقی رسد و سعادت به سعید.
ه . احساس بیپناهی در مردم: از بارزترین پیامد ناامیدی، احساس بیپناهی است؛ پیشوایان معصوم علیهم السلام در وصف آستانه ظهور، بر این نکته تأکید کرده اند که یکی از ویژگیهای این دوره، احساس بیپناهی و بیکسی در مردم است. آنان میاندیشند همة درها بر رویشان بسته شده و جایگاهی که حق خود را باز ستانند، دور از دسترس است. صنعانی یکی از بزرگان اهل سنت نقل میکند:
ذَکَرَ رَسولُ الله بلاءَ یُصیب هذه الاُمّة حَتّی لایّجِد الرّجلُ مَلْجَأُ یَلْجَأُ اِلیه مِنَ الظُّلمِ فَیَبْعَثُ اللهُ رَجُلا مِنْ عِتْرَتی مِنْ اَهلِ بَیتِی…؛ (2)رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بلایی را یاد کرد که بر این امت سرازیر خواهد شد تا آنکه در آن مرد پناهگاهی نمییابد تا از ستمی که به او میشود، بدان پناه برد. پس خداوند مردی از اهل بیت من را برانگیزد….
و. مرگومیر فراوان در آستانة ظهور: در بعضی از روایات به طور روشن از مرگ و میرهای گسترده در آستانة ظهور سخن به میان آمده است. صرف نظر از بررسی سند آنها، حجم قابل توجهی از روایات اختصاص به این موضوع یافته و علتهای مختلفی برای آنها بیان شده است. سلیمان بن خالد گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که
فرمود:
قُدَّامَ الْقَائِمِ مَوْتَانِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیَضُ… الْمَوْتُ الْأَبْیَضُ الطَّاعُونُ؛ (1)پیشتر از قائم دو مرگ خواهد بود یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید… مرگ سفید طاعون است.
بعید نیست که مراد حضرت در این روایت از طاعون، ویژگی همهگیر بودن آن، است. امروزه ثابت شده به رغم همة پیشرفتهای بشر در دانش، گاهی یک بیماری همهگیر، جامعة جهانی را به طور جدّی تهدید میکند! انواع آنفولانزها نمونهای از اسباب این بیماریهای فراگیر است که امروزه بسیاری از برنامههای جهانی را تحت تأثیر خود قرار میدهد!
ز. کشتار فراگیر در آستانة ظهور: در جامعهای که بر مدار ستم به دیگران و دوری از آموزههای الهی استوار باشد، فتنهها، آشوبها و اختلافات در آن به اوج خود میرسد و مردم در ناامیدی از سامان یافتن زندگی میباشند، جنگهای خونینی به راه میافتد و انسانهای بیشماری را به کام مرگ سوق میدهد که این حقیقت در روایات فراوانی از پیشوایان معصوم علیهم السلام انعکاس یافته است. درآستانة ظهور، جنگهای خونینفراوانی رخ خواهد داد که بسیاری از مردم، کشته خواهند شد. از این کشتار، به مرگ سرخ یاد شده است. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود:
بَیْنَ یَدَی القائِمِ مَوْتٌ اَحْمَرٌ وَمَوْتٌ اَبْیَضٌ وَجَرادٌ فی حینِهِ وَجَرادٌ فِی غَیرِ حینِهِ اَحْمَرٌ کَاَلْوانِ الدَّمِ فَاَمّا المُوتُ الاَحْمرُ فَالسَّیفُ وَاَمّا المَوتُ الاَبیَضُ فَالطّاعُونُ؛ (2)در آستانة قیام قائم، مرگ سرخ، مرگ سفید و ملخهایی به هنگام و ملخهایی نابههنگام سرخ، همچون خون خواهد بود؛ امــا مرگ سرخ [کشته شدن
با] شمشیر است و مرگ سفید به وسیله طاعون است.
اگر چه در برخی روایات مربوط به این جنگهای فراوان و کشتارهای بزرگ، تردیدهایی شده است؛ اما بدون شک عوامل یاد شده، چنین وضعیتی را به طور طبیعی رقم خواهد زد؛ بویژه آنکه دیده میشود سازمانهای حقوق بشر به جای حمایت از صلح جهانی و ستمدیدگان، در جهت منافع مستکبران بیانیههایی صادر میکنند!!
از لحاظ اقتصادی عموم مردم، با فاصله گرفتن از آموزههای دینی و یاد خداوند، در زندگی سختی به سر خواهند برد. همانگونه که خداوند میفرماید:
(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا)؛ (1)و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگی تنگ [و سختی] خواهد داشت.
در نگاه نخست به نظر میرسد جوامع انسانی رو به رفاه و آسایش میروند؛ اما بخشهای زیادی در لایههای آشکار و پنهان جامعه، همچنان با فقر و ناداری دست به گریبان هستند. محمّد بن مسلم از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
همانا پیش از قیام قائم علیه السلام نشانههایی خواهد بود از جمله: آزمایش [به گرفتاری] از جانب خدای تعالی برای بندگان با ایمان، عرض کردم: آن آزمایش چیست؟ فرمود: همان فرمایش خدای عزّ و جلّ است که: (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ)؛ (2)«و قطعاً شما را به چیزی از [قبیلِ] ترس و گرسنگی، و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را». آن حضرت فرمود: حتماً شما را خواهیم
آزمود؛ یعنی، مؤمنان را به چیزی از ترس از پادشاهان فلان خاندان در پایان سلطنتشان و گرسنگی با گرانی نرخهایشان و کاستی در مالها منظور خراب شدن بازرگانی و کم شدن رشد و سود در آن، و جانها…. (1)
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ قُدَّامَ الْقَائِمِ سَنَةٌ تَجُوعُ فِیهَا النَّاسُ وَ یُصِیبُهُمْ خَوْفٌ شَدِیدٌ مِنَ الْقَتْلِ وَ نَقْصٌ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ فَإِنَّ ذَلِکَ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَبَیِّنٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَة؛ (2)ناگزیر باید پیش از آمدن قائم علیه السلام، سالی باشد که مردم در آن سال گرسنه بمانند و آنان را ترسی سخت از کشتار و کاهش در مالها و کم شدن عمرها و محصولات فراگیرد. این در کتاب خداوند بسیار آشکار است؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ…).
آنچه پیشتر گفته شد، میتواند در عرصه سیاسی نیز نقش مهمی داشته باشد که در اینجا به بعضی از این امور اشاره میشود:
الف. وقوع نزاعها و درگیری های بسیار: در برخی از روایات به صورت ویژه این درگیریها را در عرصه سیاسی مورد توجه قرار دادهاند. از این رو یکی از نشانههای آخرالزمان، اختلافها و درگیــریهای فـــراوان میان گروهها و احزاب معرفی شده است. خداوند متعال در اینباره میفرماید:
(فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنهِِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ مِن مَّشهَْدِ یَوْمٍ عَظِیم)؛ (3)گروهها با هم اختلاف کردند، پس وای بر کافران به هنگام حضور در آن روز بزرگ!
برخی روایات، این آیه را به ظهور فرقههای گوناگون در جهان اسلام مربوط دانستهاند که در
آخـرالزمان پدید آمده، موجب اختلافهای بسیار خواهند شد. امام باقر علیه السلام فرمود:
از علی علیه السلام در باره آیة (فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ) پرسیده شد؛ فرمود: انْتَظِرُوا الْفَرَجَ مِنْ ثَلَاثٍ؛ از سه چیز انتظار گشایش داشته باشید. راوی گوید: پرسیدم: ای امیر مؤمنان! آنها چیست؟ فرمود: اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَیْنَهُمْ وَ الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَان؛ (1)اختلاف بین مردمان شام، پرچمهای سیاه از خراسان و صدای بلند در ماه رمضان.
صرف نظر از اعتبار اینگونه روایات، روشن است که برخی از آنچه در روایت آمده، مربوط به ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
ب. حکومتها (عمر حکومتها، مرگ زمامداران): در پارهای از روایات گفته شده در دوران آخر و آستانة قیام جهانی، حکومت ها مجال چندانی پیدا نخواهند کرد. در آستانة ظهور، ستم و بیداد به اوج خود میرسد و بیشترین ظلم از ناحیة حاکمان به مردم است و در روایات اشاره شده خداوند، ستمگران را به زودی بازخواست و سرنگون خواهد کرد. (2)
علاوه بر تغییراتی که در زندگی فردی و اجتماعی انسانها به وقوع میپیوندد، در روایات به دگرگونیهای طبیعی نیز اشاره شده است. از مجموع روایات، میتوان به این حکم کلی رسید که در آستانه ظهور، نظام آفرینش دچار برخی تغییرات میشود؛ چه اینکه این تغییرات معلول تصرفات انسانی باشد یا به ارادة خداوند شکل گیرد.
از مهمترین پدیدههای طبیعی میتوان به
زلزلههای شدید، مرگ و میرهای فراوان، بارانهای زیاد و آفتهای طبیعی نام برد. اگرچه ممکن است برخی به خاطر پیشرفتهای شگرف در عرصههای گوناگون، این امر را دور از دسترس بدانند؛ اما تجربه ثابت کرده با وجود پیشرفتهای بزرگ در عرصههای طبیعی، دخالتهای نابجای انسان در طبیعت، منشأ پدید آمدن برخی آفتها شده که حاصل جهشهای ناخواسته در مسیر حرکت طبیعی است. در برخی روایات این آسیبها اینگونه بازتاب یافته است:
الف. زلزلههای فراوان: ابو سعید خدری از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَی اخْتِلَافٍ مِنِ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا؛ (1)بشارت میدهم شما را به مهدی برانگیخته میشود بر اختلاف میان مردم و زلزلهها؛ پس زمین را پر میکند از عدل و قسط آنگونه که پر شده است از ستم و بیداد.
ب. بلاهای شدید: از أبی حمزه ثمالی روایت شده که گفت: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرماید:
یا أَبَا حَمْزَةَ لَا یَقُومُ الْقَائِمُ علیه السلام إِلَّا عَلَی خَوْفٍ شَدِیدٍ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ یُصِیبُ النَّاسَ…؛ (2)ای أبا حمزه، قائم قیام نمیکند مگر در دوره ترس و وحشت، و زمینلرزهها و گرفتاری و بلائی که گریبانگیر مردم میگردد و….
همة اموری که یاد شد، میتواند برای آزمایش انسانها در این دوران باشد.
صفوان بن یحیی گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:
وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی تُمَحَّصُوا وَ تُمَیَّزُوا وَ حَتَّی لَا یَبْقَی مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَرُ فَالْأَنْدَرُ؛ (3)آنچه شما چشمان خود را به سویش میدارید (منتظر و چشم به راه
آن هستید) واقع نخواهد شد تا اینکه پاکسازی و جداسازی شوید و تا اینکه نماند از شما مگر هر چه کمتر و کمتر.
توضیح:
در پایان شایستة یادآوری است که پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، بر این باورند در پس این دوران سخت و طاقتفرسا با ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جهان وضعیت دیگری پیدا میکند:
ـ ترس و ناامنی از بین رفته و امنیت و آرامش همه جا را فرا میگیرد؛
ـ فساد، ستم و تباهی از جهان ریشه کن و از قسط و دادگری آکنده میشود؛
ـ برکتهای بی شمار آسمان، نازل و نعمتهای بیکران زمین، آشکار شده و گنجینهها و معادن آن استخراج میگردد؛
ـ علوم، صنعت و فن آوری پیشرفت خارق العادهای یافته و خرد و عقل مردم کامل میشود؛
ـ کشورها و شهرها آباد و زمین خرّم گشته و دیگر ویرانی و عقب ماندگی در آن وجود نخواهد داشت؛
ـ اقتصاد جوامع پیشرفت کرده و ثروت و درآمدها، عادلانه توزیع میشود؛
ـ علم طب و بهداشت و درمان، رشد یافته و بیماری ها ریشهکن میشود.
ـ کارگزاران امور، از افراد با ایمان و کاردان انتخاب شده و آنان خدمت گزاران مردم خواهند بود؛
ـ سرانجام بشر به آرزوی دیرینه خود مبنی بر حکومتی عادلانه، جامعهای اخلاق مدارانه، آیینی خداپرستانه و رفاه و امنیتی جاودانه خواهد رسید.
امام علی علیه السلام ویژگی برخی زنان آخرالزمان و آستانة ظهور را در چه اموری دانسته است؟
رواج نافرمانی از خداوند در آستانة ظهور، به چه معناست؟ دو مورد را شرح دهید.
مهمترین عامل در دوری مردم از دین و دینداری کدام است؟ در اینباره توضیح دهید.
قرآن مهمترین سبب زندگی تنگ و سخت را در چه چیزی معرفی کرده است؟ این عامل در آستانة ظهور چگونه است؟
برخی تغییرات مهم در جهان و طبیعت کدامند؟ دو نمونه را توضیح دهید.
الهامی، داود، آخرین امید، چ دوم، انتشارات مکتب اسلام، قم: 1377 ش.
طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بوستان کتاب، قم، 1380ش.
طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، انتشارات زائر، قم: 1380 ش.
موسوی اصفهانی، سیّد محمد تقی، مکیال المکارم، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، دو جلد، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1379 ش.
تقوی، سید حسین، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ظهور تا پیروزی، نور الاصفیاء، قم، 1381ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
ـ مفهومشناسی شرایط ظهور؛
ـ برخی ویژگیهای شرایط ظهور.
شرایط ظهور:
1ـ وجود برنامه و طرحی جامع و متعالی؛
2ـ وجود رهبر و هدایتگری بزرگ، شایسته و معصوم؛
3ـ وجود گروهی از انسانهای پاکدل و فداکار؛
4ـ احساس نیاز در جامعه جهانی.
ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، انقلابی فراگیر، گسترده و سرنوشت ساز است که همه بنیانهای اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی بشر را دستخوش دگرگونی میسازد. امر ظهور به عنوان سرآغاز بزرگترین تحول در جهان آفرینش ـ همانند قیام و نهضت همه پیامبران و صالحان ـ به طور عمده از طریق اسباب و علل طبیعی شکل میگیرد و نیازمند فراهم شدن شرایط و زمینههایی مناسب است.
اگر چه ممکن است برخی از شرایط از نگاه ما پنهان بوده و جزو رازهای الهی باشد؛ اما با بررسی روایات، به بعضی از شرایط دست مییابیم. در این درس ضمن اینکه ارادة الهی شرط اساسی ظهور دانسته شده، چهار شرط برای برپایی حکومت جهانی مهدوی مطرح گشته است.
«شرط» در لغت به معنای چیزی است که تحقّق مشروط، به آن بستگی دارد و جمع آن شرایط و شروط است. (1)مقصود از شرایط ظهور، زمینههایی است که تحقق ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به آنها بستگی دارد و آن را امری منطقی و لازم مینمایاند؛
1) . نک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج6، ص 39.
به گونهای که با فراهم شدن آنها، ظهور به طور حتمی تحقق خواهد یافت.
ظهور حضرت مهدی علیه السلام برای برپایی حکومت عدل جهانی با فراهم شدن شرایط و زمینهها، پدید خواهد آمد. در روایات بخشی از شرایطی که میبایست تحقق یابد تا امر ظهور را حتمی کند، برای ما بیان شده است. در درس فلسفه و علل غیبت (1)گفته شد: مهمترین ویژگی و حکمت غیبت، رازی از رازهای خداوند بودن آن است؛ بنابراین میتوان گفت: رفع غیبت به عنوان شرط اساسی برای ظهور نیز خود رازی از رازهای الهی است.
پس آنچه در اینجا به عنوان «شرایط ظهور» از آن یاد میشود، شرایط ظاهری است که در روایات بیان شده است؛ وگرنه ممکن است شرایط دیگری نیز باشد که از اسرار الهی بوده و از ما پوشیده است.
از آنجایی که تعریف روشنی برای شرایط ظهور در دست نیست، میتوان با بیان بعضی از ویژگیهای شرایط ظهور، تا اندازهای به تعریف آن پی برد:
شرایط میبایست به طور حتم پیش از ظهور فراهم شود؛ وگرنه تحقق مشروط پیش از شرط خواهد بود که غیر قابل قبول است.
وابستگی ظهور به شرایط، یک نحوه وابستگی واقعی است؛ یعنی، نبود بعضی از شرایط موجب تحقق نیافتن ظهور است. معنای «شرط» در فلسفه آن است که رابطة آن با مشروط، رابطة علت با معلول باشد؛ به طوری که مشروط بدون وجود شرط، هیچگاه موجود نشود. (2)
از آنجایی که رابطة شرایط با ظهور یک رابطة واقعی است و سبب پیدایش آن میباشد، باید همة شرایط به طور همزمان یکجا جمع
باشد.
وابستگی ظهور به شرایط، هم در حدوث و هم در بقا است، به این معنا که شرایط میبایست همواره در طول ظهور بقا و دوام داشته باشد.
در شرایط، نوعی همپوشانی و ارتباط با دیگر شرایط وجود دارد.
آگاهی از تحقق قطعی همة شرایط، خارج از توان انسانهاست. (1)
حال که تا اندازهای مفهوم شرایط ظهور و ویژگیهای آن روشن شد با استفاده از روایات و بیانات دانشمندان، میتوان شرایط را در موارد زیر برشمرد:
برای هر تحوّلی بزرگ، باید پیش از هر اقدام، چهارچوب آن ترسیم گردد و اهداف آن، مشخص شود. ظهور حضرت مهدی علیه السلام به عنوان بزرگترین و گستردهترین تحول در جامعه بشری، پیش از هر چیز دارای برنامهای متناسب با عظمت و گسترة آن است؛ چراکه بدون آن نمیتوان جامعهای کوچک را اداره کرد، چه رسد به جامعهای به گستردگی همة انسانهای کره زمین.
آموزههای اسلامی بیانگر این حقیقت است که موعود منجی، هیچ برنامه و طرحی ندارد؛ جز آنچه که به دست آخرین پیامبر الهی در میان انسانها به امانت سپرده شده است.
حال چنانچه در بعضی از روایات، سخن از دستورات نو در عصر ظهور به میان آمده، رفع پیرایههایی است که آموزههای دینی را در بر میگیرد؛ از این رو در آن زمان دستورات اصیل دینی برای مردمان، اموری نوین مینماید.
خداوند متعال در آیات قرآن، همة نیازهای اساسی انسانها را در زندگی فردی و اجتماعی
1) . شاید حکمت اینکه علم به زمان دقیق ظهور فقط در خداوند است، نیز همین نکته باشد که آگاهی قطعی از فراهم شدن همه شرایط ظهور در علم خداوند است.
تا قیامت، بیان فرموده است و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام در موارد لازم، آیات الهی را در حد فهم مخاطبان بیان کردهاند. در روایات فراوانی نیز تأکید شده که حضرت پس از ظهور، به طور دقیق به دستورات خداوند و سنت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم عمل خواهد کرد.
محمد بن مسلم گوید: در بارة قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام باقر علیه السلام پرسیدم که: وقتی قیام میکند به کدام روش بین مردم حکومت میکند؟ فرمود:
بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلمحَتَّی یُظْهِرَ الْإِسْلَام؛ (1)به روش و سیرهای که پیامبر بدان عمل کرد تا آنکه اسلام را پیروز کند.
از این شرط سه مطلب به دست میآید:
الف. هدف نهایی از ظهور و حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تحقّق نقشة کامل اسلام است که در آن هیچ ظلم و ستمی وجود ندارد.
ب. این نقشه فقط به هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عملی میشود و اگر بخواهد در آن روز هم قابل اجرا نباشد، دیگر در هیچ زمانی محقق نخواهد شد و گسترش عدالت در روز موعود، محال و ممتنع میشود.
ج. پیش از آنکه بخواهند این نقشه را عملی کنند، اصول و کلیّات آن باید برای مردم روشن باشد و از آن آگاهی داشته باشند. (2)
ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، همچون همة حرکتهای اجتماعی و گروهی، نیازمند رهبری است که بتواند با بهرهمندی از تواناییهای روحی و جسمی، سکان این کشتی بزرگ را در دست گیرد و آن را تا ساحل نجات رهبری کند. از آنجایی که این انقلاب و قیام در نوع خود بیمانند است، رهبر آن نیز میبایست دارای ویژگیهای برجسته
و متناسب با آن باشد.
گفتنی است انسانها ناگزیر از زندگی اجتماعیاند که در آن برای برپایی قانون، نیازمند رهبر و حاکم هستند. (1)البته اگر در زندگی به دنبال سعادت باشند، ناگزیر این رهبر باید دارای ویژگیها و شایستگیهایی باشد. بنابراین، این شرط به هنگام تحلیل به دو شرط زیر تقسیم میشود:
وجود رهبر برای این نهضت جهانی که بدون او چنین نهضتی راه نمیافتد.
این رهبر باید شایستگی رهبری در سطح یک حکومت جهانی را داشته باشد.
در بعضی از متون پیش از اسلام، بیشتر به حاکمیتِ شایستگان اشاره و به فرودستان نوید وراثتِ زمین داده شده است؛ اما در آموزههای دین اسلام، به طور روشن، رهبرِ آن جامعه آرمانی معرفی شده است. روشن است که انبوه روایات شیعه و اهل سنت، گواه اهتمام بزرگان دین اسلام به معرفی رهبر برای آن حرکت بزرگ جهانی بوده است. در این میان بویژه در منابع روایی پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام به روشنی نَسَب و ویژگیهای آن رهبر بزرگ بیان شده است. (2)
شیعیان با دلیلهای محکم، تحقّق این شرط را با ولادت فرزندی برای امام حسن عسکری علیه السلام قطعی میدانند؛ از این رو معتقدند که از میان چهار شرط معروف در روایات، به طور قطع شرط دوم نیز پدید آمده است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان آخرین امام و حجت الهی، دارای دو دسته ویژگی است:
نخست ویژگیهایی که مربوط به امام بودن
1) . امیر مؤمنان علی علیه السلام، در باره اهمیت وجود رهبر در هر جامعه فرمود: «…وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر…»؛ «… و همانا مردم ناگزیرند از داشتن زمامدار؛ چه نیکوکار و چه بدکار…»: سید رضی، نهج البلاغه، خطبه40.
2) . در جلد نخست این اثر به بعضی از این ویژگیها اشاره شده است.
ایشان است؛ از این رو با دیگر امامان معصوم علیهم السلام در این ویژگیهای مشترک است (عام). (1)
و اما دسته دوم، خصوصیاتی است که در ارتباط با قیام جهانی آن حضرت معنا پیدا میکند (خاص).
درک ویژگیهای امام، کاری بس مشکل مینماید و یکی از راههای این شناخت، بهرهمندی از فرمایشهای خود پیشوایان معصوم است. امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در بارة مقام امام، اینگونه می¬فرماید:
… الاِمَامُ أَمِینُ اللَّهِ فی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلادِهِ وَ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ الاِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُیُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ الْمَوْسُومُ بِالْحِلْمِ نِظَامُ الدِّینِ وَ عِزُّ الْمُسْلِمِینَ وَ غَیْظُ الْمُنَافِقِینَ وَ بَوَارُ الْکَافِرِینَ الاِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لایُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لایُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لا لَهُ مِثْلٌ وَ لا نَظِیرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ کُلِّهِ مِنْ غَیْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لا اکْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ… ؛ (2)
امام امانتدار خداوند در میان خلق و حجّت او بر بندگان و خلیفة او در سرزمین هایش، دعوت کننده به سوی خدا و دفاع کننده از حقوق واجب او بر بندگان است. امام پاک از گناه و به دور از عیب¬ها است. دانشها به او اختصاص دارد و او به بردباری شناخته میشود. امام نظام دهنده به دین و باعث سربلندی مسلمانان و خشم منافقان و از بین رفتنِ کافران است. امام یگانة روزگار خویش است. هیچ کس در مقام، به منزلت او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابری نمیکند و جایگزینی برای او پیدا نمیشود و شبیه و مانند ندارد. همه فضیلتها مخصوص او است، بدون آنکه
آنها را طلب کرده باشد. این امتیازی از طرفِ فضل کننده بسیار بخشنده، برای امام است…. (1)
با بهرهگیری از این گونه روایات میتوان بعضی از این خصوصیات را این چنین اشاره کرد:
شاخصترین صفت پیشوای جامعه اسلامی، برخورداری از شناختی ژرف به خداوند متعال و تعالیم اوست؛ چرا که اصلیترین نقش او، رهبری جامعه برای رسیدن به کمال و لقای الهی است. امام، به عنوان رهبر و پیشوای مردم، باید آموزههای دینی را در تمام زوایای خود بشناسد و به قوانین آن آگاهی داشته باشد و نیز با احاطة کامل بر آیات قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به تبیین معارف دین بپردازد.
در فرهنگ شیعه، «عصمت امام» به اصلی پذیرفته شده و بیانگر جایگاه بلند جانشینان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است. در محل خود با برهانهای عقلی و نقلی ثابت شده که امامت جامعه اسلامی را جز معصومان نمیتوانند در اختیار بگیرند، که اگر چنین شد جز گمراهی حاصلی در پی نخواهد داشت. (2)
از ویژگیهای بارز روحی و جسمی حضرت مهدی علیه السلام قوّت فوق العاده جسمانی ایشان است. امام رضا علیه السلام فرمود:
1) . این روایت مفصل است که علاقهمندان میتوانند به متن کامل آن مراجعه میکنند.
2) . (وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین)؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود، و وی آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشوای مردم قرار دادم.» [ابراهیم] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمی رسد.»؛ بقره (2)، آیه 124.
… وَاِنَّ القائِمَ هُوَ الَّذی اِذا خَرَجَ کانَ فی سِنِّ الشُّیوخِ وَمَنْظَرِ الشُّبَّانِ قَوِیاً فی بَدَنِهِ حَتَّی لوْ مَدَّ یدَهُ اِلی اَعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلی وَجْهِ الاَرْضِ لَقَلَعَها وَلَوْ صاحَ بَینَ الجِبالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُها…؛ (1)… قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی است که چون ظهور کند، در سن پیران است و سیمای جوان دارد. چنان نیرومند است که اگر دست به بزرگترین درخت زمین اندازد، آن را از جا بکند و اگر میان کوهها نعره کشد، سنگهای آنها را از هم بپاشد.
علیّ بن أبی حمزه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:
لَوْ قَدْ قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام لَأَنْکَرَهُ النَّاسُ لِأَنَّهُ یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ شَابّاً مُوفِقاً لَا یَثْبُتُ عَلَیْهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ قَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ فِی الذَّرِّ الْأَوَّلِ؛ (2)اگر قائم علیه السلام قیام کند، مردم او را انکار خواهند کرد؛ زیرا او به صورت جوانی رشید به سوی ایشان باز خواهد گشت. هیچ کس بر اعتقاد به او پایدار نخواهد ماند، مگر مؤمنی که خداوند در عالم ذرّ نخستین از او پیمان گرفته باشد.
در بعضی روایات برای تبیین هرچه بهتر اقتدار و تواناییهای حضرت، ایشان به پیامبران بزرگ الهی ـ بخصوص پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم ـ تشبیه شده است.
در این باره امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت میکند که فرمود:
الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بیخَلْقاً وَ خُلْقاً؛ (3)مهدی از فرزندان من است؛ اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است. از نظر خَلق و خُلق شبیهترین مردم به من است.
احمد بن اسحاق گوید: از امام حسن عسکری علیه السلام شنیدم که می فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِی الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ ص خَلْقاً وَ خُلْقاً؛ (1)سپاس از آنِ خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد؛ او از نظر آفرینش و اخلاق شبیهترین مردم به رسول خداست.
از دیگر ویژگیهای رهبر، آزاد بودن او از تعهدِ به دیگران است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیبت خود، مجبور به بیعت با طاغوتهای زمان نشده است. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره میفرماید:
اِنَّ القائِمَ مِنَّا اِذا قامَ لَمْ تَکُنْ لاَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیعَة فَلِذلکَ تُخفی وِلادَتُهُ وَیغیبُ شَخْصُهُ؛ (2)همانا قائم از ما اهل بیت، هنگامی که قیام میکند، بیعت احدی بر گردن او نیست و به همین علّت است که ولادتش، مخفی نگه داشته میشود و شخص او غایب است.
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
یَقُومُ الْقَائِمُ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ عَهْدٌ وَ لَا عَقْدٌ وَ لَا بَیْعَةٌ؛ (3)قائم قیام میکند و در گردن او برای هیچ کس پیمان و قرارداد و بیعتی نیست.
با توجه به گسترة انقلاب مهدوی، باید انسانهای توانمندی باشند که رهبر انقلاب را در رسیدن به هدف یاری کنند؛ آنان در اوج تقوا به سر میبرند و برای دفاع همه جانبه از برنامة امام آمادگی دارند؛ چرا که بنای خداوند بر آن است که به جز مواردی که خود صلاح میداند، امور بر مجرای طبیعی جریان یابد.
به عبارت روشنتر: از سنتهای الهی است که همواره مردم را در یاری رهبران و پیامبران خود شریک و سهیم کند؛ از این رو پیامبران الهی علیهم السلام در رساندن پیام خویش به مردم، از یارانی کمک گرفتهاند.
در آیات قرآن به نمونههای فراوانی از این یاریگری اشاره شده است. (1)
یکی از دلیلهایی که عموم پیشوایان معصوم، دست به اقدام جدّی برای برپایی حکومت نزدند، نبود یاران کافی برای همراهی ایشان در این مسیر بود. به عنوان مثال امیر مؤمنان علیه السلام 25 سال سکوت تلخ و طاقتفرسا را تحمل کرد؛ امام مجتبی علیه السلام ناگزیر تن به صلح داد؛ امام حسین علیه السلام مظلومانه در سختترین شرایط به شهادت رسید؛ امام سجاد و امامان پس از وی تا امام عسکری علیهم السلام، همگی از حق حاکمیت خود بر جامعه محروم ماندند و هرگز برای بازپسگیری خلافت ظاهری و به عهده گرفتن حکومت و هدایت جامعه، اقدام نظامی و قیام آشکار انجام ندادند.
در این دوران فقط به دو مرحله میتوان اشاره کرد که با حضور جمعی از یاران، امامان معصوم علیهم السلام دست به اقدامی محدود زدند: نخست دوران پنج ساله حکومت امیر مؤمنان علی علیه السلام و دیگر قیام تاریخی امام حسین علیه السلام است.
آنان خود میفرمودند: اگر یارانی استوار داشتند هرگز از قیام بر علیه ستم و ستمگران باز نمینشستند.
البته منظور از یاران، همانا شیعیان راستین و ثابت قدم بود که در حمایت از امامان معصوم علیهم السلام و اهداف ایشان، از هیچ تلاشی فروگذار نبودند و اینگونه یاران بس اندک بودند. مأمون رقی میگوید:
خدمت امام صادق علیه السلام بودم، ناگهان، سهل بن حسن خراسانی وارد شد و بر امام سلام کرد و گوشهای نشست، سپس عرض کرد: ای
1) . نک: آل عمران (3)، آیه 52 و 81؛ صف (61)، آیه 14؛ محمد (47)، آیه 7.
فرزند رسول خدا! رأفت و رحمت از آن شماست و شما اهلبیت، سزاوار پیشوایی و امامت هستید؛ چه چیز شما را در جهت دفاع از حق خود بازمیدارد. در حالی که یکصد هزار شمشیرزن دارید؟
حضرت به وی فرمود: «بنشین.» سپس دستور داد تنور را روشن کنند. به او فرمان داد، تا وارد تنور شود و میان شعلههای آن بنشیند. خراسانی، عذر آورد و عرض کرد: سرورم! مرا در آتش، معذَّب مگردان و ببخش و از آنچه گفتم، معافدار. حضرت او را معاف داشت.
در این میان، هارون مکّی ـ یکی از یاران حضرت که کفش خود را به دست گرفته بود ـ وارد شد و به حضرت عرض سلام کرد. امام به او فرمود: کفش خود را رها کن و وارد تنور شو و در آن بنشین.
او نیز اطاعت کرده و بیدرنگ وارد تنور شد و در آن نشست. حضرت، به سخن خود با مرد خراسانی ادامه داد و اوضاع خطّه خراسان را چنان برای خراسانی تشریح میکرد که گویی حضرت خود، در آنجا حضور داشته است. سپس به آن شخص فرمود: برخیز و داخل تنور را بنگر.
آن شخص میگوید: وقتی به داخل تنور نگاه افکندم، یار امام را صحیح و سالم دیدم که راحت در آن نشسته است! سپس از تنور خارج شد و بر ما سلام کرد.
امام، به مرد خراسانی فرمود: چند نفر همانند این شخص (هارون مکّی) در خراسان یافت میشود؟ عرض کرد: به خدا سوگند! حتی یک نفر نیز وجود ندارد.
فرمود: أَمَا إِنَّا لَا نَخْرُجُ فِی زَمَانٍ لَا نَجِدُ فِیهِ خَمْسَةً مُعَاضِدِینَ لَنَا نَحْنُ أَعْلَمُ بِالْوَقْتِ؛ (1)آگاه باشید! تا آن زمان که حتی پنج تن یاور نداشته باشیم، هرگز دست به قیام نخواهیم زد؛ ما آگاهتر از شماییم که چه زمانی قیام کنیم.
1) . ابن شهرآشوب، المناقب، ج 4، ص237؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 47، ص 123.
در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون همة حرکتهای اصلاحگرایانه، بهرهمندی از یاران، امری ناگزیر خواهد بود؛ چرا که خداوند اراده فرموده آن قیام جهانی را به طور عمده در مجرای طبیعی و اسباب و علل عادی جریان دهد. (1)این یاران و یاوران در روایات با ویژگیهایی معرفی شدهاند. (2)
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است:
لا یخرج القائم علیه السلام فی أقل من الفئة و لا یکون الفئة أقل من عشرة آلاف؛ (3)قائم با کمتر از «فئه» خروج نمیکند و فئه کمتر از دههزار نیست.
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لَا یَخْرُجُ الْقَائِمُ علیه السلام حَتَّی یَکُونَ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ قُلْتُ وَ کَمْ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ قَالَ عَشَرَةُ آلَافٍ؛ (4)قائم خروج نخواهد کرد، مگر حلقه سپاه به کمال و تمام رسیده، عرض کردم: آنکه حلقه بدان کامل شود، چقدر است؟ فرمود: ده هزار است. (5)
عبد العظیم حسنی گوید: به امام جواد علیه السلامگفتم: امیدوارم شما قائم اهل البیت محمّد علیهم السلام باشید. کسی که زمین را پر از عدل و داد نماید؛ همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد. فرمود:
ای أبو القاسم! هیچ یک از ما نیست، جز آنکه قائم به امر خدای تعالی و هادی به دین الهی است. امّا قائمی که خدای تعالی به وسیله او زمین را از اهل کفر و انکار پاک میکند و آن را پر از عدل و داد میکند؛ کسی است که ولادتش بر
1) . در بحث امدادهای غیبی اشاره خواهد شد.
2) . به دلیل اهمیت این بحث در آینده به طور مفصل به آن میپردازیم.
3) . محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص134، شماره 444.
4) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص307، ح2.
5) . این روایت نگرانی کسانی که میگویند با توجه به شمار اندک 313 بعید مینماید ما در شمار یاران خاص آن حضرت باشیم را بر طرف میکند چرا که آن حضرت پس از 313 نفر شمار فراوانی یاور خواهد داشت.
مردم پوشیده و شخصش از ایشان نهان… و از اصحابش سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بدر، از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند و این همان قول خدای تعالی است که فرمود: (أیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ)؛ (1)و چون این تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آیند، خدای تعالی امرش را ظاهر سازد و چون «عقد» که عبارت از ده هزار مرد باشد کامل شد، به اذن خدای تعالی قیام کند و دشمنان خدا را بکشد تا خدای تعالی خشنود گردد. (2)
بر این اساس تعداد 313 تن شاید اشاره به شرط ظهور باشد و پس از آنکه ظهور اتفاق افتاد، فراهم آمدن یاوران، سرآغازی بر قیام جهانی آن حضرت خواهد بود.
از آنجایی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای همة مردم دنیا است، باید با نیاز و پذیرش عمومی آنان همراه باشد. پس تا آنگاه که عموم جامعه جهانی احساس نیاز نکنند، حضرت ظهور نخواهد کرد. به عبارت دیگر مردم جهان، باید به قدر کافی تلخی این وضع نابسامان و بیعدالتیها را بچشند و نارسایی و ضعف قوانین بشری را برای اجرای عدالت اجتماعی درک کنند و این حقیقت را بیابند که فقط در سایه اصول و پیوندهای مادّی و ضمانت اجرایی موجود و مقرّرات خود ساخته انسانها، مشکل جهان حل نمیشود؛ بلکه باید انسانی الهی باشد که همة نابسامانیها را برطرف کند. برای رسیدن به این هدف بزرگ، اصول و نظاماتی تازه لازم است که متّکی به ارزشهای انسانی و ایمان و عواطف بشری و اخلاق باشد؛ نه فقط اصول خشک و بیروح و نارسای
مادّی.
به تعبیر دیگر، تا در مردم جهان تقاضایی نباشد، عرضة هر نوع برنامة اصلاحی، مفید و مؤثّر نخواهد بود که قانون «عرضه و تقاضا»، بیش از آنچه در مسائل اقتصادی مورد توجّه است، در مسائل اجتماعی باید مورد توجّه قرار گیرد.
امیر مؤمنان علی علیه السلام این حقیقت را به برخی از مردم سرافکنده و پشیمان از جهالت خود ـ که بعد از 25 سال خانهنشینی، به خانه وی هجوم میبرند و از وی میخواهند تا زمام امور را به دست گیرد ـ اینگونه بیان فرمود:
أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا و…؛ (1)آگاه باشید! به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نه این بود که جمعیت بسیاری گِرداگِردم را گرفته و به یاریام قیام کردهاند و از این جهت حجت تمام شده است و اگر نبود عهد و مسئولیتی که خداوند از علما و دانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر شکمخوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند؛ من مهار شتر خلافت را رها میساختم و از آن صرف نظر مینمودم و آخر آن را با جام آغازش سیراب میکردم.
این بیان میرساند که حضرت آنگاه حاضر شد به دنبال خلافت رود و آن را بپذیرد که مردم دور او را گرفتند و حضرت را یاری رساندند. تاریخ نیز به روشنی گواه است هرگاه شرط سوم و چهارم برای پیشوایان معصوم علیهم السلام فراهم میشد، از هیچگونه تلاشی برای برپایی عدالت فروگذار نبودند.
حال این سؤال پیش میآید که این حالت عطش و
1) . سید رضی، نهجالبلاغة، خطبه سوم (شقشقیه)، ص49.
تقاضا را چه عاملی باید ایجاد کند؟
در پاسخ میگوییم: بخشی از آن را گذشت زمان، پدید میآورد و بدون آن ممکن نیست؛ امّا بخش دیگری بستگی به پرورش و آموزش بر اساس آموزههای دینی دارد. باید با رستاخیز فکری که از طرف اندیشمندان با ایمان و آگاهان مسئول جامعه به وجود میآید، یاران و یاوران آن حضرت فراهم شده و جامعة جهانی در درون خود به موعود منجی احساس نیاز کند.
شرایط ظهور به چه معناست؟ دو ویژگی اساسی آن را بیان نمایید.
نخستین شرط برای برپایی حکومت جهانی، برنامه و طرحی جامع است، در این باره توضیح دهید.
دو ویژگی عمومی برای رهبران الهی کدام است؟
سخن امام رضا علیه السلام در بارة قدرتمندی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به چه نکاتی اشاره کرده است؟
یکی از شرایط برپایی حکومت جهانی، احساس نیاز جامعة جهانی است؛ در این باره توضیح دهید.
تقوی، سید حسین، حضرت مهدی از ظهور تا پیروزی، نور الاصفیاء، تهران، 1381ش.
مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدرسه امام علی علیه السلام، قم:1380 هـ.ش.
پور سید آقایی، سید مسعود، با جاری انتظار، مؤسسة آینده روشن، قم، 1387ش.
هاشمی شهیدی، سیّد اسد اللّه، زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پرهیزکار، قم، 1380ش.
طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بوستان کتاب، قم، 1380ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
آمادگی و زمینهسازی ظهور
زمینهسازان ظهور:
1ـ زمینهسازان عام
ویژگیهای زمینهسازان
یک ـ ویژگیهای اعتقادی زمینهسازان
دو ـ ویژگیهای رفتاری زمینهسازان
2ـ زمینهسازان خاص
انقلاب بزرگ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون دیگر انقلابها، بدون مقدمه و زمینه سازی، پدید نمیآید؛ بلکه در آستانه ظهور، حرکتهایی شکل میگیرد که زمینه را برای قیام آن حضرت فراهم میآورد. این سلسله قیامها و انقلابها ـ که از سوی حق پویان صورت میگیرد ـ بر اساس آنچه در بعضی از روایات آمده، زمینه را برای حرکت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده میکند. در این درس تلاش میشود تا برخی روایات در این باره نقل و توضیح داده شود.
یکی از سفارشهای اساسی قرآن به مؤمنان در برابر دشمنان، حفظ آمادگی آنان است. از این رو آمادگیهای مناسب هر عصر برای یاری حق در برابر باطل، امری اساسی است:
((وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمْ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ))؛ (1)و در برابر آنها [دشمنان] تا میتوانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید، تا دشمنان
1) . (انفعال(8)، آیه 60.
خدا و دشمنان خود را ـ و جز آنها که شما نمیشناسید و خدا میشناسد ـ بترسانید. و آنچه را در راه خدا هزینه میکنید، به تمامی به شما بازگردانده شود و به شما ستم نشود.
قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برای برپایی حکومت شایستگان بر اساس عدل و قسط است و نصرت آن امام بزرگوار، امری لازم و ضروری است. البته این یاری، نیازمند فراهم ساختن مقدمات و زمینههایی است. ابو بصیر در اینباره میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لَیُعِدَّنَّ أَحَدُکُمْ لِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْماً فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی إِذَا عَلِمَ ذَلِکَ مِنْ نِیَّتِهِ رَجَوْتُ لِأَنْ یُنْسِئَ فِی عُمُرِهِ حَتَّی یُدْرِکَهُ فَیَکُونَ مِنْ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ؛ (1)هر یک از شما باید برای خروج قائم آماده کند، هر چند یک تیر، که هر گاه خدای تعالی از نیّت او، آن را بداند، امیدوارم که در عمر او تأخیر اندازد تا آنکه قائم را درک کند.
البته ممکن است مقصود روایات، به طور مشخص تهیه کردن تیر و وسایل جنگی و مانند آن نباشد؛ بلکه کنایه از نهایت کسب آمادگی برای آن اتفاق بزرگ باشد. کلینی از ابو عبدالله جعفی نقل میکند: امام باقر علیه السلام به من فرمود:
بیشترین زمان مرابطه (مرزداری) نزد شما چند روز است؟ گفتم: چهل روز. فرمود: ولی مرابطة و مرزداری [از حریم ما] ما همیشگی است (لَکِنْ رِبَاطُنَا رِبَاطُ الدَّهْر) (2).
استاد مطهری در اینباره نوشته است: «در روایات اسلامی، سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به آن حضرت میپیوندند. آشکار است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمیشوند
و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمیشوند؛ [بلکه] معلوم میشود در عین اشاعه و رواج ستم و فساد، زمینههایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش میدهد. این خود میرساند که نه فقط حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه بر فرض اگر اهل حق از نگاه کمیت قابل توجه نباشد، از نگاه کیفیت ارزندهترین اهل ایماناند و در ردیف یاران سیدالشهداء علیه السلام ». (1)
نحوه آمادگی و مهیا بودن برای ظهور، بستگی به شرایط زمان و مکان دارد. اگر در بعضی روایات سخن از آماده کردن اسب و شمشیر برای ظهور حضرت به میان آمده و برای آن فضیلت بسیاری بر شمرده شده است، بدان معنا نیست که اینها موضوعیت دارند، بلکه ذکر این موارد میتواند بیانگر لزوم آمادگی رزمی برای یاری آخرین حجت الهی باشد. البته در این عصر بر شیعیان لازم است که با فراگرفتن فنون رزمی و مسلح شدن به تجهیزات نظامی روز، فقط بخشی از آمادگیهایی است که با آن، خود را برای مقابله با دشمنان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده سازند.
از روایات به روشنی به دست میآید کسانی که برای آن انقلاب بزرگ تلاش میکنند، دارای صفات و ویژگیهایی هستند (2)که در دو بخش قابل بررسی است:
خداوند متعال، فلسفة اساسی آفرینش انسانها را عبادت و بندگی معرفی فرموده است؛ آنجا که میفرماید:
«وَمَا خَلَقْتُ الجِّنَ والاِنسَ اِلاّ لِیَعبُدُونَ»؛ (1)جن و انس را جز برای اینکه عبادت کنند، خلق نکردم.
این امر مهمّ زمانی پدید میآید که شناخت انسانها به آن ذات مقدس، فراهم آید و پس از آن راه رشد، هموار و موانع بر طرف میشود. زمینه سازان ظهور و یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، که خداوند را آنگونه که شایسته است میشناسند. حضرت علی علیه السلام شناخت والای خداوند را در چنین افرادی، چنین وصف فرموده است:
رِجالٌ مُؤمِنُونَ عَرِفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ وَهُمْ اَنْصارُالمَهْدِی فِی آخِرِ الزَّمانِ؛ (2)مردانی مؤمن که خدا را چنان که شایسته است شناختهاند و آنان، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمانند.
امام صادق علیه السلام قلبهای این گروه را بسان پولاد دانسته، می فرماید:
رِجالٌ کَاَنَّ قُلُوبَهُم زُبُرُ الحَدِیدِ لایَشُوبُها شَکٌ فِی ذاتِ اللَّهِ اَشَدُّ مِنَ الحَجَرِ…؛ (3)آنان مردانیاند که دلهایشان گویا پارههای آهن است، هیچ تردیدی نسبت به خداوند قلبهایشان را نیالاید و قلبهایشان از سنگ استوارتر است.
یکی از ویژگیهای مهم زمینه سازان ظهور، شناخت حضرت مهدی علیه السلام است. البته شناخت امام در هر زمان بر پیروان، لازم و ضروری است؛ ولی آنچه شناخت امام دوازدهم را از اهمیّتی دو چندان برخوردار میسازد، شرایط ویژه او (مثل ولادت پنهان، زندگی پنهانی، امتحانات سخت و دشوار، و…) است. امام خویش را به بهترین وجه میشناسند و این شناخت آگاهانه در تمام وجودشان رسوخ کرده است. بنابراین زمینهسازی
برای ظهور آن حضرت، بدون شناخت آن بزرگوار امکانپذیر نخواهد بود. در روایات آمده است:
… مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جَاهِلیَّةً؛ (1)هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی خواهد مرد.
امامصادق علیه السلام فرمود:
…اِعرِفْ اِمامَکَ فَاِذا عَرَفْتَهُ لَمْ یَضُرُّکَ؛ تَقَدَّمَ هَذا الامرُ اَمْ تَأَخَّرَ… فَمَنْ عَرَفَ اِمامَهُ کانَ کَمَنْ هُوَ فِی فُسْطاطِ القائِمِ؛ (2)امام زمان خویش را بشناس، پس وقتی او را شناختی، پیش افتادن و یا تأخیر این امر (ظهور)، آسیبی به تو نمیرساند… پس هر آن کس که امام خویش را بشناسد، مانند کسی است که در خیمه قائم علیه السلام باشد.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هر چند در پس پرده غیبت است؛ ولی هرگز جمال وجودش برای انسانهای مهدی باور و مهدی یاور پنهان نبوده است. اگر معرفت به آن حضرت نباشد، دیدن ظاهری ایشان نیز سودی در بر نخواهد داشت؛ چنانکه کسانی بودند که همواره جمال دلنشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام را زیارت میکردند، ولی بهرة معرفتی چندانی از آن اسوههای آفرینش نمیبردند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
… وَمَنْ عَرَفَ اِمامَهُ ثُمَّ ماتَ قَبْلَ اَنْ یَقُوْمَ صاحِبُ هَذا الاَمرِ کانَ بِمَنزِلَةِ مَنْ کانَ قاعِداً فِی عَسْکَرِهِ لا بَل بِمَنزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوائِهِ؛ (3)هر آن کس که امامش را نشناسد و پیش از قیام صاحب این امر از دنیا برود، بسان کسی است که در سپاه آن حضرت خدمتگزاری خواهد کرد؛ نه بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن حضرت است.
امام صادق علیه السلام با تأکید، شیعیان را به شناخت خداوند، پیامبر و حجّتهای الهی فرا خوانده، از جمله در دوران غیبت خواندن دعای زیرا را سفارش فرموده است:
اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَم تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی (1)خدایا! خود را به من بشناسان. پس همانا اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نمیشناسم. پروردگارا! فرستادهات را به من بشناسان پس به درستی که اگر پیامبرت را به من نشاسانی حجتت را نمیشناسم. خداوندا! حجت خود را به من بشناسان، پس اگر حجت خود را به من نشناسانی از دینم گمراه شدهام.
در این بخش به اموری اشاره میشود که نمادهای رفتاری یک منتظر توانمند است. این ویژگیها به طور عمده تحت عنوان «اطاعت محض از خداوند و اولیای او» گرد میآیند؛ زیرا شناخت خداوند و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اعتقاد به آنان، باید عملی شود و تبلور حقیقی آن در اطاعت محض از آن انوار پاک ظاهر گردد. همسو کردن رفتارها، نیتها و جهتگیریها، طبق خواست رهبر الهی، از مهمّترین ویژگیهای رهروان راستین است و این به خوبی در یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد.
اگر کسی در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب کرد، در مرحله اطاعت دچار تردید نخواهد شد. اگر کسی در آن مرحله دچار تردید و یا نقصان معرفتی باشد، در مرحله اطاعت هرگز
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 337، ح5؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 342، ح24؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 166، ح6.
پیرو خوبی نخواهد بود. امروزه که حضرت مهدی علیه السلام در پس پرده غیبت است، باید به اراده و فرمانش گردن نهاد و اگر کسی اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کند، در زمان ظهور نیز چنین خواهد بود. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرمود:
طوُبی لِمَنْ اَدرَکَ قائِمَ اَهلِ بَیْتی وَ هُوَ مُقتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِیامِهِ یَتَولّی وَلیَّهُ وَیَتَبرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَیَتَوَلی الاَئِمَّةَ الهادِیَةَ مِنْ قَبْلِهِ اوُلئِک رُفَقائی وَ ذَوُو وُدّی وَ مَوَدَّتی وَاَکْرَمُ اُمَّتی عَلَی؛ (1)خوشا به حال کسی که، قائم اهل بیت مرا درک کند؛ حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامیترینِ امت من، در نزد من هستند.
اطاعت و پیروی از خداوند و حجت او در عناوین زیر قابل بررسی است:
اساسیترین ویژگی در بخش رفتار ایجاد «آمادگی روحی و روانی» در خود است. برای درک زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف. این امرِ مهم، فقط با عمل به واجبات و ترک محرمات حاصل میشود. زمینه ساز راستین به خوبی میداند که محبوبترین کارها نزد امام زمان، «انجام واجبات دینی» و «ترک محرمات» است. او به درجهای از ایمان میرسد که توفیق در عمل به واجبات و ترک کارهای حرام را بهترین لذتهای زندگی میداند. پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز هرگاه از حالت انسان های دوران غیبتت یاد میکردند، به مناسبت، از انجام واجبات و پروای الهی سخن میگفتند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص 286، ح 2و 3؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص 456.
إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الأَمرِ غَیبَة فَلیتَّقِ اللهَ عَبدٌ وَ لیتَمَسَّک بِدِینِهِ…؛ (1)همانا برای صاحبِ این امر، غیبتی است؛ پس باید [انسان] تقوا پیشه نماید و به دین خود چنگ زند….
کسانی که صاحب آمادگی روحی و روانی بالایی نشوند، هرگز نمیتوانند یار و یاور خوبی برای آن حضرت باشند؛ چرا که آنان با کمترین فشاری که برایشان وارد میشود، عرصه را خالی میکنند. بیگمان برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یارانی هست که قوت و قدرت بالای روحی و روانی دارند تا بتوانند بر دشمنان چیره شوند.
لازم به یادآوری است که افزون بر انجام واجبات و ترک محرمات «رعایت آموزههای اخلاقی» نیز اهمیت والایی دارد، امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
… مَن سُرَّ أَن یکُونَ من أَصحَابِ القَائِمِ فَلینتَظِر وَ لیعمَل بِالوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الأخلَاقِ وَ هُوَ مُنتَظِر…؛ (2)هر کسی که شادمان میشود از اینکه از یاران قائم باشد، پس باید منتظر باشد، پرهیزگاری پیشه کند و نیکوییهای اخلاق را انجام دهد؛ در حالی که منتظر است….
پروای الهی در همة زمانها واجب است؛ اما به دلیل شرایط خاصّ، در دوران غیبت اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که در این زمان عوامل فراوانی دست به دست هم داده تا انسانها را به بیراهه بکشاند و گمراه سازد.
آمادگی اقتصادی به عنوان یکی از مؤلفههای زمینهسازی به دو گونه قابل تفسیر است:
الف. یکی از ویژگیهای «عصر ظهور» رفاه عمومی در همة ابعاد زندگی است. اما این رفاه و آسایش، با تلاش و کوشش فراوان انسانها و
آباد کردن زمین به دست میآید. (1)کسانی که در اندیشة زمینهسازی برای آن دوران هستند، میبایست در عصر غیبت نیز با تلاش فراوان مواهب الهی را برای خدمت به بندگان خدا به استخدام در آورند. کوشش برای فتح قلههای دانش و کشف ناشناختههای جهان هستی، یکی از نمونههای روشن فعالیتهای نسل زمینهساز است. عقب ماندن از کاروان علم و دانش، در همة عرصهها، نه فقط باعث سرشکستگی نسل منتظر و زمینهساز در برابر جهانیان است که خود عاملی برای استثمار بندگان مستضعف و تأمین اهداف دشمنان اسلام است. از این رو شایسته است منتظران برای رشد توانمندی خود، هر چه بیشتر برای کسب دانش و بهرهمندی از موهبتهای الهی کوشش کنند.
ب. از آنجایی که مهمترین و متعالیترین هدف قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اقامة قسط و عدل است و آن هم ارتباط مستقیمی با جنبههای اقتصادی زندگی دارد، منتظر او با تأسی به آن امام بزرگوار، نه فقط به اجرای عدالت و قسط در تمام زوایای زندگی میاندیشد که مال و ثروت خود را به گونهای که مورد رضایت امام است، صرف میکند.
کسب قدرت و قوّت برای مقابله با تهدیدهای دشمنان، همواره مورد تأکید آموزههای دینی بوده است. قرآن کریم با صراحت تمام بر این مهم تأکید میکند:
(وَ أَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتِم مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبُونَ بِهِ عَدَوَّاللهِ وَ عَدُوَّکُم وَ آخَرینَ مِن دُونِهِم لا تَعلَمُونَهُمُ اللهُ یعلَمُهُم)؛ (2)و در برابر آنها تا می توانید نیرو و اسبهای سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود ـ و جز آنها که شما نمیشناسید و
خدا میشناسدـ را بترسانید.
این آموزه اگر چه مربوط به همگان و همة دورانهاست؛ اما با توجه به حساسیت دوران غیبت و آستانة ظهور، این آمادگی اهمیت فراوانی دارد.
یکی از نمودهای زمینهسازی توانمند، آمادگی جسمانی برای حضور در زمان ظهور است. امام صادق علیه السلام دربارۀ ویژگیهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید:
… فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنهُم یعطَی قُوَّةَ أَربَعینَ رَجُلاً وَ إِنَّّ قَلبَهُ لَأشَد مِن زُبَرِ الحَدِیدِ وَ لَو مَرُّوا بِجِبَالِ لَقَطَعُوهَا لَا یکُوُّنَ سُیوفَهُم حَتَّی یرضَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ (1)مردی از اصحاب او توانایی چهل مرد را دارد و قلب او از پاره آهن استوارتر است و اگر بر کوههای آهن بگذرند، آن را بر کنند و شمشیرهای خود را در نیام نکنند تا آنکه خدای تعالی خشنود گردد.
این روایت بیانگر این مطلب است که افرادی که ادعای انتظار و زمینهسازی دارند، هرگز نباید دچار تنپروری و سستی شوند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از اتمام حجت با جهانیان به ناگزیر با معاندان و دشمنان، جنگ خونینی کرده و همانند جد بزرگوار خود، برخورد شدیدی با آنان خواهد داشت. از روایات استقاده میشود که او در این مواجهه از یاران خود نیز استمداد میطلبد و آنان نیز در نهایت شجاعت به صف مبارزه خواهند پیوست.
حال چنین یارانی، میبایست پیش از ظهور فراهم آیند و این ممکن نیست مگر با افزایش توان و قدرت جسمانی در عصر انتظار. چنانچه تمامی منتظران به این امور مهم و اساسی توجه لازم را داشته باشند، بدون تردید نقش مؤثری برای درک دوران ظهور ایفا خواهند کرد.
سخن را در این بخش با کلامی نورانی از امام
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 673، ح 26.
صادق علیه السلام در وصف یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به پایان میبریم:
مردانی که گویی قلبهایشان مانند پارههای آهن است. هیچ چیز نتواند دلهای آنان را نسبت به ذات خداوند گرفتار شک سازد. سختتر از سنگ هستند. اگر بر کوهها حمله کنند، آنها را از هم خواهند پاشید… گویی که بر اسبان خود، مانند عقاب هستند. بر زین اسب امام دست میکشند و از این کار برکت طلب میکنند. گرد امام خویش میچرخند و در جنگها جان خود را سپر او میسازند و هر چه او بخواهد، برایش انجام میدهند. مردانی که شبها نمیخوابند؛ در نمازشان همهمهای چون صدای زنبور عسل دارند. شبها بر پای خویش ایستاده و صبح بر مرکبهای خود سوارند. پارسایان شباند و شیران روز. اطاعت آنان در برابر امامشان، از اطاعت کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغها هستند… گویی که دلهایشان قندیل است. از ترس خدا بیمناک و خواهان شهادتاند. تمنایشان شهید شدن در راه خداست. شعارشان این است: «ای مردم! برای خون خواهی حسین به پا خیزید.» وقتی حرکت میکنند، پیشاپیش آنان به فاصلة یک ماه ترس و وحشت حرکت کند، آنان دسته دسته به سوی مولا میروند. خدا به وسیلة آنان، امام راستین را یاری میفرماید. (1)
افزون بر آنچه یاد شد، در بعضی از روایات گروههایی خاص به عنوان زمینهساز مورد توجه قرار گرفته است، سخنانی از معصومان علیهم السلام نقل شده است. امام باقر علیه السلام در این باره میفرماید:
کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الحَقَّ فَلا یُعْطُوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَ فَلا یُعطَونَهُ فَاِذا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلی عَواتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلا
1) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
یَقْبَلُونَهُ حَتَّی یَقُومُوا وَلا یَدْفَعُونَها اِلاَّ اِلی صاحِبِکُمْ قَتْلاهُمْ شُهَداءٌ اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاِسْتَبْقَیْتُ نَفْسی لِصاحِبِ هَذا الاَمْرِ؛ گویی قومی را میبینم که از شرق، در طلب حق قیام کردهاند؛ ولی بدانان نمیدهند و باز مطالبه میکنند، اما به آنان نمیدهند. پس چون چنین میبینند، شمشیرهای خود را بر دوش میگیرند. در آن هنگام آنچه را میخواهند به آنان میدهند؛ ولی نمیپذیرند تا اینکه پیروز میشوند و آن را جز به صاحب الامر علیه السلام تسلیم نمیکنند. کشتگان آنان شهیدند. اگر من آنان را درک کنم، جانم را برای صاحب الامر میگذارم (1).
در این روایت از برپایی قیامها و انقلابهایی در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام خبر داده شده است. افزون بر اینها، روایات دیگری نیز بر این نکته تأکید دارند که پیش از ظهور، حکومتی به رهبری یکی از صالحان در ناحیه مشرق تشکیل میگردد و زمینه ظهور را مهیّا میسازد. این حکومت، تا ظاهر شدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تسلیم آن به حضرت ایشان، ادامه مییابد.
«بر همین اساس، برخی تشکیل دولت شیعی مذهب صفویه را ـ که پس از قرنها استیلای حاکمان مستبد و متعصب عامی مذهب، روی کار آمد ـ همان دولتی دانستهاند که در روایات از جمله زمینه سازان حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شمار آمده است. در زمان ما نیز، برخی از نویسندگان با استناد به ویژگیهایی که در روایات آمده، انقلاب اسلامی ایران را ـ که در سال 1357 خورشیدی به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید ـ همان دولتی دانستهاند که زمینه را برای ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده میکند که انشاءاللّه تا ظهور آن حضرت ادامه مییابد.» (2)
در هر صورت، گرچه قراین فراوانی این احتمال را قوّت میبخشد؛ ولی دلیل قطعی در دست نیست که ثابت کند منظور از حکومت زمینه ساز، همین انقلاب اسلامی ایران است.
این نخستین باری نیست که علمای شیعه، چنین احتمالی را مطرح ساختهاند. پیش از این نیز، هرگاه حرکت و انقلابی از ناحیه شرق ـ به ویژه منطقه خراسان ـ صورت میگرفت، این احتمال تقویت میشد. البته هیچ یک از آن حرکتها به اندازه انقلاب اسلامی، زمینه ساز انقلاب مهدی علیه السلام نبودهاند؛ بلکه اصلاً مقایسه آنها با انقلاب اسلامی باطل است. از این رو احتمال اینکه مراد از «دولت زمینهساز» از جمله انقلاب اسلامی ایران باشد و تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تداوم یابد، بسیار است. (1)
1) . جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص 306 ـ 303.
زمینهسازان به چه کسانی گفته میشود؟ دارای چند دسته ویژگی هستند؟
مهمترین ویژگیهای اعتقادی زمینهسازان کدام است؟ یک مورد را توضیح دهید.
ویژگیهای رفتاری زمینهسازان کدامند؟
در بارة آمادگی اجتماعی زمینهسازان برای ظهور توضیح دهید.
مقصود از زمینهسازان خاص کیانند؟ شرح دهید.
موسوی اصفهانی، سیّد محمد تقی، مکیال المکارم، سیّد مهدی حائری قزوینی، [بیجا]، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1379ش.
مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدرسه امام علی علیه السلام، قم:1380 هـ.ش.
هاشمی شهیدی، سیّد اسداللّه، زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چ دوم، پرهیزکار، قم: 1380هـ.ش.
تقوی، سید حسین، حضرت مهدی از ظهور تا پیروزی، نور الاصفیاء، تهران، 1381ش.
پور سید آقایی، سید مسعود، با جاری انتظار، مؤسسة آینده روشن، قم، 1387ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
قیامهای پیش از ظهور:
دستهبندی روایات در این باره:
یک. طاغوت بودن پرچمداران قیامهای پیش از ظهور؛
دو. شکست قیامهای پیش از ظهور؛
سه. سکوت و خانهنشینی؛
چهار. سرزنش شتاب برای نابود کردن دشمنان.
یکی از موضوعاتی که در مباحث مهدویت، همواره مورد بحث و مناقشه بوده، حکم قیامها و حکومتهای دوران غیبت و پیش از قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. برخی، با استناد به پارهای روایات، پنداشتهاند هرگونه تحرّک بر ضدّ فرمانروایان ستمگر، پیش از ظهور امام زمان علیه السلام غیر جایز و ممنوع است. از این رو با هرگونه ندای عدالتخواهانهای، مخالفت ورزیده و آن را طاغوت مینامند!
اینان بر این گمانند روایات، به پرهیز از هرگونه قیام پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سفارش کرده، از تشکیل حکومت و هرگونه قیام مسلحانه پیش از ظهور منع میکند و نیز تأکید کرده اینگونه قیامها پایانی جز شکست نخواهد داشت.
در برابر، گروهی دیگر با استناد به برخی آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام، برپایی قیام و تشکیل حکومت اسلامی را در عصر غیبت در صورت امکان، امری واجب میدانند.
در اینجا به بررسی کوتاهی در روایات مربوط به قیامهای پیش از ظهور میپردازیم.
دربارة منع از حرکتهای اصلاحگرایانه در عصر
انتظار، روایات گوناگونی نقل شده که میتوان آنها را به چند گروه تقسیم کرد: (1)
بعضی از این روایات، به طور عام، هرگونه شورش و برافراشتن هر پرچمی را پیش از قیام حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف، محکوم کرده و پرچمدار آن را طاغوت و یا مشرک معرّفی میکنند. (2)دو روایت در این بحث مطرح میشود:
کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ القائِمِ فَصاحِبُها طاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ (3)هر پرچمی پیش از قیام قائم بر افراشته شود، پرچمدار آن طاغوتی است که در برابر خدا پرستش میشود.
اگر چه علاّمه مجلسی، این روایت را موثَّق دانسته (4)، ولی سند آن خالی از اشکال نیست؛ زیرا در این سند، «حسین بن مختار» است که برخی وی را توثیق و عدهای او را تضعیف کردهاند. (5)در باره محتوای آن میتوان گفت: واژه «طاغوت» و جمله «یُعْبَدُ مِنْ دوُنِ اللَّهِ»، در این حدیث بیانگر آن است که مقصود از «پرچم برافراشته شده پیش از قیام قائم، پرچمی است که در مقابل خداوند متعال و رسول و امام علیهم السلام برافراشته شود و برافرازنده آن در برابر
1) . از آنجایی که بررسی همه روایات مجال گستردهای میطلبد، در اینجا فقط به برخی از روایات اشاره و به صورت مختصر به بررسی آنها میپردازیم.
2) . روایات یاد شده را شیخ حر عاملی در «وسائل الشیعه» و محدث نوری در «مستدرک الوسائل» در بابی با عنوان «بابُ حکمِ الخروج بالسیف قبل قیام القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف» گرد آوردهاند.
3) . عَنْهُ[محمد بن یحیی] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیر؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 8، ص 295، ح 452.
4) . محمد باقر مجلسی، مرآة العقول، ج 26، ص 325.
5) . نک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 6، ص 86.
حکومت خدا، حکومتی تأسیس کند و در پی آن باشد که به خواستههای خود، جامه عمل بپوشاند. بنابراین، نمیتوان شخص صالحی را که برای حاکمیت دین، قیام و اقدام کرده است؛ طاغوت خواند؛ زیرا چنین پرچمی، نه فقط در مقابل پرچم قائم علیه السلام برافراشته نشده که در مسیر و طریق و جهت اوست.
2-1. مالک بن أعین جهنی نقل کرده که امام باقر علیه السلام فرمود:
کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ رایة القائِمِ صاحِبُها طاغُوتٌ؛ (1)هر پرچمی پیش از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوت است.
در سند این روایت، «علی بن ابیحمزه بطائنی» وجود دارد که «از ارکان واقفیه است» و دانشمندان علم رجال او را توثیق نکردهاند. علامه در کتاب خلاصه وی را به شدّت تضعیف کرده است. (2)او از وکلای مشهور و مورد اعتماد امام کاظم علیه السلام بود که پس از زندانی شدن آن حضرت، اموال فراوانی از شیعه به دست او و دیگر وکلا رسید؛ ولی آنان پس از شهادت امام هفتم، طمع ورزیدند و آن حضرت را آخرین حجت خدا و همان مهدی موعود علیه السلام معرفی کرده و امامت فرزندش حضرت رضا علیه السلام را منکر شدند تا اموال را تصاحب کنند!!
مرحوم خوئی پس از نقل کلام موافقان و مخالفان، نتیجه میگیرد که نمیتوان به وثاقت
او حکم کرد. (1)بنابراین به دلیل ضعف سند، نمیتوان به این روایت اعتماد کرد.
2-2. مالک بن أعین جهنی نقل کرده که امام باقر علیه السلام فرمود:
کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ القائِمِ صاحِبُها طاغُوتٌ؛ (2)هر پرچمی پیش از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوت است.
در این سند «محمّد بن حسان رازی» است، نجاشی وی را راوی از ضعفا (3)دانسته و ابن داود از وی با عنوان «ضعیف جداً» یاد کردهاند. (4)با توجه به تضعیف «رازی» توسط این دو نفر به این روایت نیز اعتماد نمیشود؛ اگرچه مرحوم خویی پس از نقل سخن نجاشی و ابن غضائری، وی را بنابر «اظهر» ثقه دانسته است. (5)
2-3. و علی بن أحمد بندنیجی از عبید الله بن موسی علوی از علی بن إبراهیم بن هاشم از پدرش از عبد الله بن المغیره از عبد الله بن مسکان از مالک بن أعین جهنی نقل کرده که امام باقر علیه السلام فرمود:
کُلُّ رایَةٍ تُرْفَعُ او قال تخرج قَبْلَ قِیامِ القائِمِ صاحِبُها طاغُوتٌ؛ (6)هر پرچمی پیش از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوت است.
در سند آن، «علی بن أحمد بندنیجی» آمده
1) . فلا یمکن الحکم بوثاقته و بالنتیجة یعامل معه معاملة الضعیف؛ معجم رجال الحدیث، ج11، ص226.
2) . و أخبرنا علی بن الحسین قال حدثنا محمد بن یحیی العطار بقم قال حدثنا محمد بن حسان الرازی قال حدثنا محمد بن علی الکوفی عن علی بن الحسین عن ابن مسکان عن مالک بن أعین الجهنی؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص115.
3) . أبو عبد الله الزینبی یعرف و ینکر بین بین یروی عن الضعفاء کثیرا؛ نجاشی، رجال النجاشی، ص338، ش903؛ و نیز: احمد بن حسین غضایری، رجال ابن غضائری، ج1، ص95.
4) . ابن داود، رجال ابن داود، ص 502، شماره 427.
5) . ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 15، ص 190، شماره 10443.
6) . و أخبرنا علی بن أحمد البندنیجی عن عبید الله بن موسی العلوی عن علی بن إبراهیم بن هاشم عن أبیه عن عبد الله بن المغیرة عن عبد الله بن مسکان عن مالک بن أعین الجهنی؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، 115.
است که در کتاب¬های رجالی شیخ طوسی و شیخ نجاشی مطرح نگشته و از سوی آنان چیزی در مورد او گزارش نشده است. برخی محققان او را همان ابوالحسن علی بن احمد بن نصر بندنیجی دانسته¬اند که نعمانی از او به نقل روایت پرداخته است. (1)در این صورت این استاد نعمانی، همان کسی خواهد بود که ابن غضائری درباره¬اش مینویسد: «در رمله ساکن بود، ضعیف و ساقط است. به او توجه نمی¬شود.» (2)
حتی اگر ابن غضائری را در بیان اوصاف و احوال راویان، دچار تند روی بدانیم و سخن او را در مورد علی بن احمد بندنیجی نپذیریم، در مورد او توثیقی نداریم تا با اعتماد بر آن روایات وی را بپذیریم. بنابراین این نقل نیز قابل اعتماد نیست.
یکی از محققان در بررسی دلالت این روایت مینویسد: دعوت، دو گونه است:
دعوت حق؛ یعنی؛ دعوت مردم برای به پا داشتن حق و بازگردانیدن زمام امور حکومت، به دست اهل بیت علیهم السلام که چنین دعوتی مورد تأیید امامان معصوم علیهم السلام است.
دعوت باطل؛ یعنی، دعوت مردم برای مطرح کردن خود و مقصود از «کلُّ رایة» همین بخش دوم در مقابل بخش نخست است؛ یعنی دعوت، در عرض و مقابلِ دعوتِ اهل بیت علیهم السلام باشد، نه در طول و مسیر آن. بنابراین، قیامهایی که بر مبنای دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام و دعوت مردم به سوی آنان، صورت گرفته است، به طور کلّی، از دائره مصادیق این روایت، خارجاند.
ممکن است گفته شود: این حدیث، در بطلان تمام قیامهای پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظهور دارد؛ یعنی، ملاک بطلان، این نیست که دعوت برای خود و در عرض نهضت امامان معصوم علیهم السلام صورت بگیرد؛
بلکه ملاک، پیشی گرفتن آن، بر قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ خواه دعوتِ حق باشد و یا دعوتِ باطل!
اوّلا: به احتمال قوی این روایت، ناظر به بعضی از قیامهای آن زمان است و به اصطلاح، «قضیه خارجیه» است، نه حقیقی و ناظر به تمام قیامها نیست و ملاک حق و باطل بودن، همان دعوت به راه راست است.
ثانیاً: روایات بسیاری از امامان معصوم علیهم السلام وارد شده که برخی از قیامهایی را که بعدها و پیش از ظهور امام زمان اتّفاق میافتد، کاملا تأیید کرده و مردم را برای پیوستن به آنان تشویق نمودهاند؛ همانند «رایة الیمانی» و اگر آن روایت را قضیه خارجیه ندانیم، با این روایات، در تعارض خواهد بود. (1)
البته با توجه به عنوانی که نعمانی به باب این روایات داده؛ یعنی «باب ما روی فیمن ادعی الإمامة و من زعم أنه إمام و لیس بإمام و أن کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت» (2)میتوان گفت: او به عنوان نخستین نقل کننده این روایات، چنین فهمیده که مقصود از صاحب پرچم، کسی است که خود را به عنوان امام و یا قائم معرفی کند.
افزون بر آنچه در بارة سند روایات گفته شد، اگر با استناد به این روایات، هرگونه قیام و نهضتی را محکوم و غیر مشروع بدانیم، اینگونه برداشت، با روایتهای جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و نیز با سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام تعارض دارد و در مقام تعارض، باید از این روایات صرف نظر کرد.
امام خمینی در برابر کسانی که با تمسّک به روایتهای یاد شده به بهانهجویی میپردازند، میفرماید:
«این احادیث، هیچ مربوط به تشکیل حکومت خدایی عادلانه ـ که هر خردمند لازم میداند ـ نیست؛ بلکه در روایت اول، دو احتمال است: یکی آنکه راجع به خبرهای ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید علمهایی که به عنوان امامت قبل از قیام قائم بر پا میشود، باطل است ـ چنانچه در ضمن همین روایات علامتهای ظهور هم ذکر شده است ـ و احتمال دیگر آنکه از قبیل پیشگویی باشد از این حکومتهایی که در جهان تشکیل میشود تا زمان ظهور که هیچکدام به وظیفه خود عمل نمیکنند و همین طور هم تا کنون بوده… .» (1)
ایشان در جای دیگر میفرماید: «آن روایات [اشاره دارد] که هر کس عَلَم بلند کند با عَلَم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند [باطل است].» (2)
روایاتی که بیانگر ناکامی و شکست قیامهای پیش از قیام حضرت مهدی علیه السلام است. این دسته از روایات، در ضمن، به مشروع نبودن تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی اشاره کرده است؛ زیرا قیامی که بدون ثمر باشد، از دیدگاه عقل و عقلا ناپسند است.
بعضی از روایاتی که در اینباره نقل میشود از این قرار است:
کلینی از علی بن ابراهیم از پدرش از حمّاد بن عیسی از ربعی… نقل کرده که امام سجاد علیه السلام فرمود:
وَاللَّهِ لایَخْرُجُ واحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ القائِمِ علیه السلام اِلاّ کانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طارَ مِنْ
وَکْرِهِ قَبْلَ اَنْ یَسْتَوِی جَناحاهُ فَاَخَذَهُ الصِّبْیانُ فَعَبَثُوا بِهِ؛ (1)به خدا سوگند! هیچ یک از ما پیش از قیام قائم خروج نمیکند؛ مگر اینکه مَثَل او، مانند جوجهای است که پیش از محکم شدن بالهایش، از آشیانه پرواز کرده باشد. در نتیجه کودکان او را گرفته و با او به بازی میپردازند.
از این روایت نتیجه گرفتهاند که: قیام برای تشکیل حکومت اسلامی، نه فقط بینتیجه است که گرفتاری و ناراحتی اهل بیت را نیز در پی دارد. بنابراین باید از تشکیل حکومت اسلامی، پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چشم پوشید!
یکی از اشکالات این است که این روایت، مرسل است و در سند آن شخصی به نام ربعی بن عبدالله بن الجارود قرار دارد که هر چند ثقه است؛ ولی از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام به شمار میآید. بنابراین از نظر طبقه و سال، نمیتواند بدون واسطه، از امام زینالعابدین علیه السلام روایت نقل کرده باشد.
البته این روایت را نعمانی با اندکی تفاوت، از امام باقر علیه السلام با سند دیگری اینچنین نقل کرده است:
مَثَلُ مَنْ خَرَجَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ مَثَلُ فَرْخٍ طَارَ وَ فوَقَعَ من وکره فَتَلَاعَبَتْ بِهِ الصِّبْیَانُ؛ (2)مَثَلِ خروج قائم ما خاندان، مانند خروج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و مثل آن کس که از ما خاندان قبل از قیام قائم به پا خیزد، بسان جوجهای است که پرواز کند و از آشیانه خود فرو افتد و کودکان با آن به بازی پردازند (یعنی دستخوش بازیچه کودکان شود).
1) . علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن حمّاد بن عیسی، عن ربعی، رفعه عن علی بن الحسین علیه السلام قال:؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 8، ص 264، ح 382؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 199، ح 14.
2) . حدثنا محمد بن همام قال حدثنا جعفر بن محمد بن مالک قال حدثنی أحمد بن علی الجعفی عن محمد بن المثنی الحضرمی عن أبیه عن عثمان بن زید عن جابر؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص199، ح14.
این روایت هم به دلیل مجهول و یا مهمل بودن احمد بن علی جعفی و محمّد بن مثنّی حضرمی و عثمان بن زید جهنی در آن، غیر قابل قبول است. افزون بر آن اینکه جعفر بن محمّد بن مالک، (فزاری) به تصریح نجاشی، ضعیف الحدیث و فاسد المذهب است. (1)
اضافه بر اشکال در سند که به آن اشاره شد؛ استناد به این روایت و مانند آن از جهاتی باطل است:
جهت نخست: این روایت در صدد این نیست که اصل جواز قیام را ردّ کند؛ بلکه پیروزی را نفی میکند. اگر چنانچه قائل شویم این روایت نفی جواز میکند، پس قیام امام حسین علیه السلام در برابر یزید و نیز قیام زید بن علی و حسین بن علی (شهید فخ) و… را نیز محکوم کرده است! با اینکه بدون تردید، این قیامها مورد تأیید ائمه علیهم السلام بوده است. امام صادق علیه السلام در بارة قیام زید شهید فرمود:
وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَیْدٌ فَإِنَّ زَیْداً کَانَ عَالِماً وَ کَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ یَدْعُکُمْ إِلَی نَفْسِهِ إِنَّمَا دَعَاکُمْ إِلَی الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَی بِمَا دَعَاکُمْ إِلَیْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَی سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لِیَنْقُضَه؛ (2)قیام زید را به رخ نکشید؛ زیرا او مردی عالم و راستگو بود و شما را به سوی خود دعوت نکرد؛ بلکه به سوی آل محمد علیهم السلام و رضایت آنان دعوت نمود. هر آینه، اگر پیروز میشد، به وعدة خود وفا میکرد. او در برابر سلطنت و حکومتی قیام کرد که محکم و یک پارچه بود و میخواست ارکان آن را متلاشی کند.
جهت دوم: پیروز نشدن قیام، دلیل بر نفی تکلیف
به قیام نیست؛ به عنوان نمونه «در جنگ صفین، شایع شد که معاویه مرده است. این خبر باعث شادی مردم شد؛ اما حضرت علی علیه السلام در مقابل شادی مردم، فرمود: سوگند به آن خدایی که جان من در قبضه قدرت او است! معاویه هلاک نمیشود تا مردم با او هماهنگ شوند. از آن حضرت پرسیدند: بنابراین پس چرا با او میجنگید؟ امام فرمود: «اَلْتَمِسُ العُذْرَ بَینی وَ بَیْنَ اللَّهِ؛ (1)میخواهم بین خود و خدایم عذر داشته باشم».
این روایت و مانند آن بیانگر این معنا است که انسان مسلمان، باید به تکلیف خود عمل کند و نباید انتظار داشته باشد، حتماً به نتیجه مطلوب برسد.
جهت سوم: شاید مقصود از جمله «مِنّا اَهْل البَیْت» فقط ائمه معصومین علیهم السلام باشند؛ زیرا شیعیان از آنان، انتظار خروج مسلحانه را داشتند و ایشان با توجّه به شرایط حاکم بر آن زمان، میخواستند با اخبار غیبی، آنان را قانع کنند که هرکس از ما، پیش از قیام قائم خروج کند، به علت نبود امکانات لازم، پیروز نمیشود و مصلحت اقتضا میکند که خروج مسلحانه نکند.
جهت چهارم: در برخی از روایات، به قیامهای پیش از قیام قائم بشارت داده شده است که زمینهساز حکومت مهدی علیه السلام هستند. بدون تردید زمینهسازی آنها، به لحاظ موفقیت آن قیامها است. افزون بر اینکه ایجاد آمادگی، خود بزرگترین ثمره آنها میباشد. یکی از بارزترین این قیامها خروج یمانی است که در روایات فراوانی، از پرچم او به عنوان هدایت یافتهترین پرچم یاد شده است. امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
1) . ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 259.
خُرُوجُ الثَّلَاثَةِ الْخُرَاسَانِیِّ وَ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ وَ لَیْسَ فِیهَا رَایَةٌ بِأَهْدَی مِنْ رَایَةِ الْیَمَانِیِّ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ؛ (1)خروج سه نفر ـ خراسانی و سفیانی و یمانی ـ در یک سال و یک ماه و یک روز است. در میان این قیامها، پرچمی هدایت کنندهتر از پرچم یمانی نیست. آن پرچم هدایت به حق دعوت میکند.
امام باقر علیه السلام نیز به این مهم اشاره کرده، دعوت یمانی را به حضرت مهدی علیه السلام دانسته است. (2)
… وَ لَیْسَ فِی الرَّایَاتِ أَهْدَی مِنْ رَایَةِ الْیَمَانِیِّ هِیَ رَایَةُ هُدًی لِأَنَّهُ یَدْعُو إِلَی صَاحِبِکُم؛ (3)در میان پرچمها، هدایتگر تر از پرچم یمانی نیست. آن پرچم هدایت است، چون به صاحب شما فرا میخواند.
کلینی با ذکر سند از عمر بن حنظله نقل کرده که: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ الصَّیْحَةُ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْیَمَانِی؛ (4)پنج نشانه پیش از قیام قائم است: صیحه، سفیانی، فرو رفتن، کشته شدن نفس زکیه و یمانی.
در این روایات تأکید بر حتمی بودن آنها پیش از قیام قائم علیه السلام است که به طور روشن با جملة «قبل قیام القائم»، وقوع آن را پیش از قیام حضرت دانسته است.
جهت پنجم: این روایات اگر در صدد نهی از قیام و مبارزه با ستم و فساد باشد، با آیات جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و نیز با سیرة پیشوایان معصوم علیهم السلام ناسازگار خواهد بود؛ از این
رو باید به دور افکنده شود.
روایاتی که برای مشروع نبودن تلاش در راه ایجاد حکومت اسلامی در دوره غیبت، بدانها استناد شده است. این روایات مردم را به سکوت و سکون، فرا میخواند و از مشارکت در هر قیام و مبارزهای، پیش از تحقق نشانههای ظهور باز میدارد. جابر بن یزید جعفی میگوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
یا جابر! الْزَمِ الْأَرْضَ وَ لَا تُحَرِّکْ یَداً وَ لَا رِجْلًا حَتَّی تَرَی عَلَامَاتٍ أَذْکُرُهَا لَکَ وَ مَا أَرَاکَ تُدْرِکُهَا اخْتِلَافُ بَنِی فُلَانٍ وَ مُنَادٍ یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ وَ یَجِیئُکُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِیَةِ دِمَشْقَ؛ (1)بر زمین بنشین (خانهنشین باش) و دست و پا نجنبان (فعّالیتی نکن)، تا نشانههایی را که برایت یاد می کنم، ببینی و بدانها برسی: نخستین آنها اختلاف بنی عبّاس است و من در تو نمی بینم که آن را دریابی ولی پس از من آن را از من روایت کن و آواز دهندهای از آسمان ندا کند و شما را آوازی از جانب دمشق به فتح برسد… .
امام صادق علیه السلام به سدیر میفرماید:
یا سَدیرُ اِلْزَمْ بَیْتَکَ وکُنْ حِلْساً مِن اَحْلاسِهِ وَاسْکُنْ ما سَکَنَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ فَاِذا بَلَغَکَ اَنَّ السُّفْیانِیَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ اِلَیْنا وَلَوْ عَلی رِجْلِکَ؛ (2)ای سدیر! در خانه بنشین و به زندگی بچسب
1) . أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید عن هؤلاء الرجال الأربعة عن ابن محبوب و أخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی أبو جعفر قال حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم عن أبیه قال و حدثنی محمد بن عمران قال حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی قال و حدثنی علی بن محمد و غیره عن سهل بن زیاد جمیعا عن الحسن بن محبوب قال و حدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر عن أحمد بن هلال عن الحسن بن محبوب عن عمرو بن أبی المقدام عن جابر بن یزید الجعفی؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص279، ح67.
2) . عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَدِیر؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 8، ص 264، ح 383.
وآرامش داشته باش تا آن هنگام که شب و روز آرام هستند؛ اما هنگامی که خبر رسید سفیانی خروج کرده، به سوی ما بیا، اگرچه با پای پیاده باشد.
از دیدگاه برخی، مقتضای این روایات منحصر به جابر و سدیر نیست؛ بلکه بر همه واجب است تا خروج سفیانی و… قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، سکوت کرده و از قیام و خروج خودداری کنند! در پاسخ به این دیدگاه باید گفت تعمیم حکم به همه افراد، در همه زمانها، متوقف است بر اینکه ما علم داشته باشیم به اینکه شخص یا زمینة خاصّی، مورد نظر امام نبوده است.
برخی از بزرگان، مدّعی شدهاند: اینگونه روایات، از ساخته و پرداختههای بنیامیّه و بنیعبّاس است و انگیزه آنان، بازداشتن علویان از قیام و شورش بر ضدّ فرمانروایان است. (1)البته این سخن را به عنوان احتمال میتوان پذیرفت؛ زیرا جعل احادیث از سوی فرمانروایان ـ بالأخص امویان ـ امری عادی و رایج بوده است؛ ولی ادعای قطع و یقین مشکل است.
برای اثبات مشروع نبودن برپایی حکومت اسلامی در دوره غیبت، گاهی روایاتی استناد میشود که به صبر دعوت کرده و از شتاب، نهی کرده است. در اینها آمده است: انسان مسلمان، پیش از فرا رسیدن موعد فرج و زوال ملک ستمگر، نباید خود را به زحمت بیندازد و به دنبال برقراری حکومت عدل باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام فرمود:
یَا عَلِیُّ إِنَّ إِزَالَةَ الْجِبَالِ الرَّوَاسِی أَهْوَنُ مِنْ إِزَالَةِ مُلْکٍ لَمْ تَنْقَضِ أَیَّامُهُ؛ (2)ای علی! برکندن کوههای بزرگ آسانتر است از برچیدن پادشاهیای که زمانش به
1) . نک: نجم الدین طبسی، تا ظهور، ج1، ص73.
2) . رَوَی حَمَّادُ بْنُ عَمْرٍو وَ أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَنَّهُ قَالَ لَه:؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج4، ص352، ح5762.
سر نرسیده است.
امام علی علیه السلام میفرماید:
الْزَمُوا الْأَرْضَ وَ اصْبِرُوا عَلَی الْبَلَاءِ وَ لَا تُحَرِّکُوا بِأَیْدِیکُمْ وَ سُیُوفِکُمْ فِی هَوَی أَلْسِنَتِکُمْ وَ لَا تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ یَعْجَلِ اللَّهُ لَکُمْ فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلَی فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَی مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ مَاتَ شَهِیداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَی مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلَاتِهِ بِسَیْفِهِ فَإِنَّ لِکُلِّ شَیْءٍ مُدَّةً وَ أَجَلًا؛ (1)به زمین بچسبید و بر بلاها صبر کنید؛ دستها و شمشیرهایتان را در جهت خواستهای زبانتان به حرکت در نیاورید و نسبت به آنچه خداوند برای شما در آن عجله قرار نداده، شتاب نکنید. اگر کسی از شما در رختخواب بمیرد، اما نسبت به خدا و رسول و اهل بیت او، شناخت و معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر او با خدا است و آنچه را از اعمال نیک نیّت داشته، پاداشش را خواهد برد و همان نیّت خیر او در ردیف به کار گرفتن شمشیر است. بدانید که برای هر چیز مدّت و سرآمدی است.
این روایت دلالتی بر مدّعای اندیشه نفی مشروعیّت حکومت ندارد؛ زیرا در بیشتر اینگونه احادیث، شتاب قبل از موعد و قیام در مواردی که شرایط زمان مهیّا نیست، مورد نهی قرار گرفته است، اما اگر زمینههای قیام و تشکیل حکومت فراهم باشد، آیا باز هم مبارزه و قیام، همان حکم را دارد؟! این احادیث، در این مورد ساکت است و در صدد بیان چنین حکمی نیست و ممکن است در مقام تقیّه صادر شده باشند. بدون تردید سخن امام علی علیه السلام نیز در ارتباط با مورد خاصّ و شرایط ویژه است.
از طرفی روایاتی نقل شده که در آن بسیاری از قیامهای علویان وغیرآن مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین قیامهایی صورت گرفته که
1) . سید رضی، نهجالبلاغه، خطبه 233.
شیعیان وعالمان معروف در آن شرکت داشتهاند. ایندسته از احادیث، روایات پیشین را توضیح داده وتفسیرمیکنند. صاحب وسائل الشیعه به نقل از محمدبن ادریس، آورده است: «فردی در محضر امامصادق علیه السلام سخن از قیام به میان آورد و از خروج کسانی که از اهل بیت قیام میکنند، سؤال کرد. حضرت فرمود:
لا اَزالُ اَنَا وَ شِیعَتی بِخَیْرٍ مَا خَرَجَ الخارِجیُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ الخَارِجِیَّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ خَرَجَ وَ عَلَی نَفَقَةُ عِیالِهِ؛ (1)پیوسته من و شیعیانم بر خیر هستیم تا هنگامی که قیام کنندهای از آل محمد علیهم السلام قیام کند. چقدر دوست دارم که شخصی از آل محمد علیهم السلام قیام کند و من مخارج خانواده او را بپردازم.
نکته قابل توجه اینکه حر عاملی این روایت را در همان بابی که روایات منع از قیام را آورده، نقل کرده است. افزون بر آن، تأیید برخی از قیامها ـ از جمله قیام زید، قیام حسین بن علی شهید فخ و قیام توابین ـ خود دلیلی بر تأویل روایات ناهی از قیام است. (2)
بنابراین بر فرض صحیح بودن اسناد بعضی از احادیث، هیچ یک از آنها نمیتواند مشروعیّت قیام و حکومت در عصر غیبت را زیر سؤال ببرد؛ بلکه اینگونه روایات، قیامهایی را ممنوع و محکوم به بطلان میداند که دارای شرایط لازم نیست و یا جهت اهداف فاسد و هواها و هوسها انجام میشود.
پس اگر قیامی با شرایط بیان شده در شرع، زیر نظر حاکم عادل (فقیه) انجام پذیرد و اهداف آن نیز بر اساس شریعت شکل گرفته باشد، زمینه ساز قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود و نه تنها از آن نهی نخواهد شد؛ بلکه در برخی از
موارد، تلاش برای برپایی آن، واجب خواهد بود.
به نظر میرسد برخی با مطرح کردن این بحثها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به نوعی حرف دشمن را بیان میکنند.
در بارة طاغوت بودن پرچمداران به چه روایتی استدلال شده است؟ اشکالات آن را توضیح دهید.
روایاتی را که سخن از شکست قیامهای پیش از ظهور به میان آورده بیان نمایید و یک روایت را شرح دهید.
موضعگیری پیشوایان معصوم علیهم السلام در برابر قیامهای همعصر آنان چونه بوده است؟ با ذکر دو مثال شرح دهید.
روایاتی که برخی اصحاب را به خانه نشینی و سکوت توصیه کرده، به چه چیزی دلالت میکند؟ تا چه اندازه میتوان با آنها بر قیامهای پیش از ظهور استدلال کرد؟
ارتباط روایات مذمت شتاب برای نابود کردن دشمنان، با قیامهای پیش از ظهور چگونه است؟ یک روایت را در این زمینه بررسی نمایید.
طبسی، نجم الدین، تا ظهور، دو جلد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، 1388ش.
دشتی، محمد، آینده و آیندهسازان، مؤسسة فرهنگی تحقیقاتی امیر مؤمنان، چاپ دوم، قم، 1381ش.
مزینانی، محمد صادق، «حکومت اسلامی در عصر انتظار»، چشم به راه مهدی علیه السلام، چ سوم، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1382 ش.
رضوانی، علی اصغر، موعود شناسی، چاپ اول، قم، انتشارات مسجد جمکران، 1384ش.
عبدالله جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، قم، اسراء، 1379ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
ضرورت دشمنشناسی؛
برخی عوامل مخالفت و دشمنی با حق؛
راهبرد دشمنان برابر مهدویت؛
راههای مقابله با دشمن.
برای رسیدن به هدف، لازم است تا موانع راه به خوبی و روشنی شناخته شود؛ از این رو «دشمنشناسی» در آموزههای دینی، همواره مورد توجه و سفارش بوده است. در همة دورانها در برابر حق، باطل به مخالفت و دشمنی پرداخته است: از رویارویی ابلیس با آدم علیه السلام و از قابیل با هابیل علیه السلام تا فرعون و موسی علیه السلام و ابوسفیان در برابر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و… همه از بیپایان بودن این دشمنیها حکایت میکند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به عنوان آخرین ذخیرة الهی برای برپایی حکومت عدل جهانی و پایانبخش همة باطلها، از آغاز تا به امروز و تا برپایی آن حکومت جهانی، همواره مورد دشمنی بوده و هست؛ بویژة آنکه اندیشه مهدویت، و انتظار ظهور سبب میشود تا استکبار و دشمنان به بسیاری از خواستههای خود دست نیابند.
بایسته است با شناسایی این دشمنیها و جدّی بودن مبارزه دشمنان با مقولة مهدویّت، با قوّت و قدرت به پاسداشت این اعتقاد اساسی بپردازیم و با بهرهگیری از شیوهها و روشهای دقیق، به اقدامات لازم دست بزنیم.
این بحث در عرصههایی قابل بررسی است:
آیات قرآن در حوزههای گوناگون، به این بحث پرداخته و دشمنان را به صراحت معرفی کرده است. در بررسی آیات، گروه های زیر بیشتر به چشم میخورد:
خداوند در آیات فراوانی، کافران را دشمن خود و دشمن دوستان خود دانسته و مسلمانان را از دوستی با آنان پرهیز داده است؛ چنان که در سورة ممتحنه میفرماید:
(یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِْم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُواْ بِمَا جَاءَکُم مِّنَ الْحَقِّ…) (1)ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی میگیرید؛ [به طوری] که با آنها اظهار دوستی کنید، و حال آنکه قطعاً به آن حقیقت که برای شما آمده، کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکّه] بیرون میکنند که [چرا] به خدا، پروردگارتان ایمان آوردهاید… .
بنابراین مهمترین تلاش کافران، زدودن دین از زندگی انسانها و به گمان خود خاموش کردن نور الهی است؛ (2)کاری که امروزه به روشنی در دستور کار دشمنان قرار گرفته است.
آیات قرآن از «یهود» به عنوان دشمنترین گروه برای مؤمنان یاد کرده و پس از آنان به «مشرکان» اشاره نموده است.
(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشرَْکُواْ… )؛ (3)مسلّماً یهودیان و کسانی را که شرک ورزیدهاند، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت… .
آیاتی دیگر علت این دشمنی را کفر به آیات خداوند، (1)تکذیب و قتل برخی پیامبران، (2)سلطهجویی و خوی استکباری، (3)روحیه عصیان و تجاوزگری، (4)فساد در زمین (5)و جنگافروزی (6)دانسته است.
«مشرکان» در دشمنی با مسلمانان، همانند یهودیان هستند؛ امّا در مرتبه و اولویّت دوم قرار دارند و خطر ایشان کمتر از یهود است؛ لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درطول مدّت رسالت خود، همـواره مراقب تحرکات و اقدامـات آنان بوده و چنانچه هرگونه تحرکی از طرف آنها میدید، به مقابله و رفع آن میپرداخت.
در آیات فراوانی از نفاق و منافقان به عنوان دشمنی خطرناک یاد شده و ویژگیهای آنان، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، فریبکاری و نیرنگ، افساد در پوشش اصلاح، چند چهرگی و رنگارنگی، سفاهت و نادانی، طغیانگری و سرکشی، (7)تشویق مردم به منکرات، جلوگیری از نیکیها، دروغگویی (8)و… دانسته شده است.
اگرچه نگاه قرآن به مسیحیان ملایمتر از یهود است؛ اما این نگاه هرگز به معنای دوستی آنان با مسلمانان نیست؛ بلکه در آیاتی،
مؤمنان را از دوستی با آنان پرهیز داده است. (1)آنجاییکه تعالیم حضرت عیسی علیه السلام بیشتر بر محور مواعظ و توصیههای اخلاقی تکیه دارد و رفتارهای سیاسی ـ اجتماعی پیروان او نیز ریشه در این آموزهها دارد؛ از این رو آنان از مواضع صلح جویانه بیشتر استقبال میکنند. به همین جهت قرآن در پایان همین آیه میفرماید:
(ذَالِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبَانًا وَ أَنَّهُمْ لَا یَسْتَکْبرُِونً) (2)زیرا برخی از آنان دانشمندان و رهبانانیاند که تکبر نمیورزند.
اینان در مرتبة سوم دشمنی قرار گرفتهاند و امروزه نیز مواضع سیاسی و نظامی دولتهای مسیحی در ارتباط با مسلمانان بیانگر همین واقعیّت است. گروههای یادشده در دشمنی با اسلام ناب، «مهدویت» را به عنوان آموزهای تأثیر گذار، همواره مورد هجوم خود قرار دادهاند.
بدون تردید «دنیا پرستی»، از مهمترین عواملی است که شمار فراوانی از انسانها را از مسیر حق جدا کرده، (3)آنها را در صف دشمنان قرار داده است. تاریخ گواه روشنی است بر اینکه افرادی به جهت بهرههای ناپایدار دنیایی، در برابر حق و اهل آن، به مخالفت و دشمنی برخاستهاند؛ خواه این بهرهها، ثروت، جاه و مقام باشد و خواه هوا و هوس و… .
از آنجایی که جهت آموزة مهدویت مبارزه با
دنیا پرستی و دنیا پرستان و خلاف خواستههای آنان است؛ به شدّت مورد دشمنی آنها قرار دارد.
آموزههای بلند دینی با هرگونه استکبار و «سلطهجویی» بر دیگران مخالف است؛ بویژه آنکه در اندیشه مهدویّت نابودی ستم و ستمگران به عنوان هدفی مهم به چشم میآید؛ از این رو سلطه جویان، آن را در مقابل خود میدانند. به گونهای که میتوان گفت دشمنترین اشخاص با مهدویت و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ستمگران و سلطهجویان عالماند.
آنان با این عقیده، مخالف و دشمناند و میدانند که این عقیده و باور، برای هدفهای مستکبرانه آنها مزاحم است. از این رو همواره، تلاش کردهاند تا آن را از زندگی مردم دور نمایند و یا مفاهیم این باورداشت را تحریف کنند.
در طول تاریخ گروههایی بودهاند که با پافشاری بیجا بر پندارها و گاهی باورهای خود، در بیراهه و کژراهه گام نهادهاند. اینان به جهت تعصبهای کور از پذیرش حقیقتهایی را که پیامبران الهی بیان کردهاند، سر باز زده و به دشمنی با آن برخاستهاند. خداوند متعال لجبازی برخی را در برابر حق را اینگونه توصیف کرده است:
(وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً یَقُولُوا سَحابٌ مَرْکُومٌٌ)؛ (1)و اگر پاره سنگی را در حال سقوط از آسمان ببینند، میگویند: «ابری متراکم است.»
اینان آنقدر لجوجاند که حقایق حسی را منکر میشوند و سنگهای آسمانی را به ابرهای متراکم تفسیر میکنند. تاریکی گناه و هوا پرستی و
1) . طور (52)، آیه 44.
دشمنی و لجاجت، چنان افق دید انسان را تیره و تار میسازد که حتی عاقبت کار او به انکار محسوسات میکشد و با این حال امیدی برای هدایت او نیست.
اینان به فکر و اندیشه ارج نمینهند و با بیاعتنایی به برهان و استدلال محکم، بر ایمان سطحی و تقلیدی خویش پا فشاری میکنند. شهامت تجزیه و تحلیل را ندارند و از شنیدن حق و پذیرفتن آن امتناع میورزند.
گروه فراوانی از دشمنان حضرت مهدی علیه السلام و اندیشه مهدویت، صرفاً به جهت تعصب بیجا مخالفت میورزند و آن را به این جهت که در منابع روایی شیعه آمده است، نمیپذیرند.
از افتخارات مهم اسلام، دعوت انسانها به اندیشیدن و کسب آگاهی است. پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره پیروان خود را به خردورزی سفارش کردهاند تا مبادا در دام جهل و نادانی به انکار حقایق نرسند. خداوند متعال دلیل انکار آیات الهی را به سبب جهل برخی از افراد دانسته است:
(بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ…)؛ (1)بلکه چیزی را دروغ شمردند که به علم آن، احاطه نداشتند….
آنها قرآن را به جهت اشکالات و ایرادهایی انکار نمیکردند؛ بلکه تکذیب و انکارشان این دلیل بود که از محتوای آن آگاهی نداشتند و عامل انکار جهل آنها بود.
همین طور بخش قابل توجهی از کسانی که به دشمنی با اندیشه مهدویّت برخاستهاند، به سبب ناآگاهی از حقیقت این باور بوده است. (2)
امروزه دشمنان، به عظمت و کارآیی این اعتقاد پی برده و به هر طریق با این اعتقاد دشمنی میکنند و در این مبارزه از «راهبردهای مختلفی» بهره میبرند؛ از قبیل:
نخستین حربه و شگرد دشمنان در مواجهة با بحث مهدویت «انکار» آن است که با القای شبهههایی چون متولد نشدن حضرت، عدم امکان طول عمر و… همراه است.
آنان مهدویت را برآمده و پاسخی خیالی به نابسامانیها و حوادث تاریک و ستمآلود زندگی دانستهاند و یا آن را باوری وارداتی از دیگر ادیان پنداشتهاند! روشن است که این انکار گسترهای وسیعتر از باور شیعی را هدف گرفته است.
آنگاه که دشمن در عرصة انکار چندان طرفی نبست، به راهبرد تحریف متوسل شده است. او در قالب پذیرش این باور، آن را به گونههایی نادرست ارائه میکند. و در این عرصه نقش قلم به مزدان دینفروش بسیار دارای اهمیت است! آنان با آشنایی با بعضی از این آموزهها، میتوانند نقاط ضعف آن را برجسته و به اهداف شوم دشمنان یاری رسانند.
راهبرد دیگر دشمنان در برابر این باور تخریب آن است. این تخریب بهطور عمده به دو صورت تحقق مییابد:
الف. القای شبهه: آنان با بیان زیرکانه برخی پرسشها و شبههها، ذهن مخاطبان را دچار تشویش کرده، این باور را مخدوش میسازند. امروزه بخش قابل توجهی از این شبههها، از طرف مخالفان مکتب اهل بیت علیهم السلام، ناجوانمردانه کسانی
را در معرض هجوم قرار میدهد که از توانایی لازم، برای تجزیه و تحلیل مطالب برخوردار نیستند. آنان که در برابر دانشمندانی بزرگ چون شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی راه به جایی نبردهاند، انسانهای عادی را مورد هجوم قرار میدهند. (1)
البته پیشوایان معصوم علیهم السلام موضع مؤمنان را در برابر شبهه افکنی دشمنان، به روشنی بیان کردهاند. امام هشتم از پدرانش علیهم السلام روایت کرده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَیَغِیبَنَّ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَیْهِ مِنِّی حَتَّی یَقُولَ أَکْثَرُ النَّاسِ مَا لِلَّهِ فِی آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ وَ یَشُکُّ آخَرُونَ فِی وِلَادَتِهِ فَمَنْ أَدْرَکَ زَمَانَهُ فَلْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ وَ لَا یَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ إِلَیْهِ سَبِیلًا بِشَکِّهِ فَیُزِیلَهُ عَنْ مِلَّتِی وَ یُخْرِجَهُ مِنْ دِینِی فَقَدْ أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ؛ (2)
قسم به کسی که مرا بشیر مبعوث کرد! به یقین امام قائم از فرزندان من است و طبق پیمانی که از جانب من بر عهده اوست، غایب میشود تا آنجا که بیشتر مردم میگویند: خدا را در خاندان محمّد حاجتی نیست! و دیگران در اصل ولادت او شکّ میکنند، پس هر کس در زمان او واقع شود، بایستی به دین او متمسّک شود و به واسطه شکّ خود راه شیطان را باز نسازد تا شیطان او را از آیین من زایل ساخته و از دین من بیرون برد. او پیشتر پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و خدای تعالی شیطان را ولی بی ایمانان قرار داده است.
ب. تحقیر و استهزا: همواره در طول تاریخ یکی از جلوههای دشمنی در برابر حق «مسخره کردن» حق (3)
و باورمندان (1)به آن بوده است.
امروزه دشمنان بخشی از خصومت خود را در استهزای این باور نشان میدهند؛ همانگونه که در صدر اسلام چنین میکردند. خداوند این برخورد را اینگونه توصیف کرده است:
(إِنَّ الَّذینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ)؛ (2)[آری در دنیا] کسانی که گناه میکردند، آنان را که ایمان آورده بودند، به ریشخند میگرفتند!
این خندة تمسخرآمیز و تحقیر کننده، ناشی از روح طغیان و کبر و غرور و غفلت است، و همیشه افراد سبکسر مغرور در برابر مؤمنان با تقوا چنین خندههای مستانه داشتهاند.
در آیه بعد دومین برخورد زشت آنها را بیان کرده، میفرماید:
(وَ إِذَا مَرُّواْ بهِِمْ یَتَغَامَزُون)؛ (3)و چون بر ایشان میگذشتند، اشاره چشم و ابرو با هم ردّ و بدل میکردند.
البته آنچه باعث تأسف است، دشمنی مسلمانان با این باور در بین پیروان مکتب اهلبیت علیهم السلام است. غافل از اینکه بیشترین نفع را در این جریان، دشمنان اسلام میبرند!
خداوند متعال برای تقویت قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او اطمینان میدهد که در برابر استهزا کنندگان از وی حمایت میکند:
(إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئین)؛ (4)ما [شرّ] ریشخندکنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد.
(فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتیهِمْ أَنْبؤُا ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ)؛ (5)[آنان] در حقیقت به تکذیب پرداختند و به زودی خبر آنچه که بدان ریشخند میکردند،
بدیشان خواهد رسید.
از حربههای دیگر دشمنان در برابر گسترش حق و حقیقت، جلوگیری از گسترش آن است. این مسئله در زمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، با گرفتن گوشها و یا ایجاد
سر و صدا برای نشنیدن صدای قرآن صورت میگرفت:
(وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُون)؛ (1)کسانی که کافر شدند گفتند: «به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید!»
برپا کردن جنجال و هیاهو، روش قدیمی برای مبارزه در برابر نفوذ حق است که امروز نیز به صورت گستردهتر و خطرناکتری ادامه دارد. برای منحرف ساختن افکار مردم و خفه کردن صدای منادیان حق و عدالت، محیط را آن چنان پر از جنجال میکنند که هیچکس صدای آنها را نشنود، و با توجه به اینکه «و الغوا» از ماده «لغو» معنای گستردهای دارد و هر گونه کلام بیهودهای را شامل میشود، وسعت این برنامه روشن خواهد شد.
امروزه هرچند سردمداران کفر به روشنی توصیه به پرهیز از شنیدن صدای حق نمیکنند، اما با گسترش امور لغو و بیهوده (مانند فیلمهای سینمایی و تلویزیونی مبتذل؛ بازیهای رایانهای و صدها ابزار دیگر) به طور عملی، جلوی اندیشیدن در سخن حق را میبندند.
یکی دیگر از شگردهای دشمنان «جایگزین سازی» است. آنها که نمیتوانند علاقه فطری انسانها را به حق و حقیقت از بین ببرند، امور باطلی را در پوشش حق ارائه میکنند. خداوند در این باره میفرماید:
1) . فصلت (41)، آیه 26.
(وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطیرُ الْأَوَّلین)؛ (1)و چون آیات ما بر آنان خوانده شود، میگویند: «به خوبی شنیدیم، اگر میخواستیم، قطعاً ما نیز همانند این را میگفتیم، این جز افسانههای پیشینیان نیست.»
یکی از کارهای اساسی دشمن، جایگزین کردن اشخاص و جریانهای دروغین به جای درست است. تاریخ گواه آن است که بسیاری از مدعیان مهدویت، نیابت و ملاقات، دستپروردگان و مزدوران دشمنان بودهاند.
این راهبرد دشمن در دوران حاضر، در قالب فیلمها، سریالها و بازیهای هیجانآور رایانهای با محوریت منجی ـ به صورت مستقیم و غیر مستقیم ـ به علاقهمندان ارائه میشود.
دشمنان همواره در صدد انحراف به پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند و میکوشند تا با آلوده کردن آنان به گناه، کیان و عظمت آنان را متزلزل سازند. آنان امروزه همة تلاش خود را در به انحراف کشاندن جوانان مسلمان و شیعه به کار میبرند؛ چرا که میدانند تا ایمان و اعتقاد آنها ثابت و استوار باشد، راه به جایی نخواهند برد. آنان هزینههای سنگینی را صرف میکنند تا مردم را از خداوند دور سازند (2)و مهمترین کارشان، اشاعة فساد و تباهی است. (3)
1) . انفال (8)، آیه 31.
2) . (إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ …( ؛ «بیگمان، کسانی که کفر ورزیدند، اموال خود را خرج میکنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند… ؛ انفال(8)، آیه 36.
3) . (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ)؛ «و برخی از مردم کسانیاند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بی [هیچ] دانشی از راه خدا گمراه کنند، و [راه خدا] را به ریشخند گیرند برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود»: لقمان(31)، آیه6.
در آیات قرآن و بیانات بزرگان دین بعضی از راههای مقابلة با دشمنان نیز بیان شده است که از این قرارند:
خداوند وعده داده اگر مسلمانان «صبر و تقوا» پیشه سازند، هرگز نیرنگ دشمنان به آنان آسیبی نمیرساند.
(… وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطٌ) (1)اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمیرساند. یقیناً خداوند به آنچه میکنند، احاطه دارد.
این سنت الهی، مربوط به زمانی غیر از زمان دیگر نیست و امروزه پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام به شدت نیازمند شکیبایی و پرهیزگاریاند.
یکی از راههای مقابله با دشمنان «فراهم آوردن همة امکانات مناسب» برای رویارویی با آنان است:
(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ…) (2)هر چه در توان دارید، از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان- که شما نمیشناسیدشان و خدا آنان را میشناسد- بترسانید.
از آنجایی که این عرصه کارزار فرهنگی است، سلاح مناسب خود را میطلبد و مهمترین سلاح در این زمینه، بالا بردن آگاهی و بصیرت است.
دشمنان برای اینکه بتوانند نقشههای شوم
خود را اجرا کنند، همیشه از راه دشمنی وارد نمیشوند. گاهی با دراز کردن دست دوستی و در پس آن دشمنی، از ناآگاهی مسلمانان به اهداف خود میرسند. قرآن مجید از این نقشههای شوم پرده برداشته، مسلمانان را از دوستی با کافران (1)، منافقان، یهود، نصارا (2)و… پرهیز داده است.
امروزه دشمنان با طرح شعارهای بشر دوستانه، به دنبال مسخ باورهای اسلامی هستند و متأسفانه شاهد دوستی برخی از سران مسلمانان با آنها هستیم.
یکی از راههای عملی مبارزه با دشمنان، در بیتوجهی به آنها و «مبارزه منفی» است. قرآن خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
(وَ لَا تُصَلِّ عَلی أَحَدٍ مِّنهُْم مَّاتَ أَبَدًا وَ لَا تَقُمْ عَلی قَبرِْهِ إِنهَُّمْ کَفَرُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَاتُواْ وَ هُمْ فَاسِقُون)؛ (3)هرگز بر هیچ مردهای از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست؛ چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مُردند.
مرور زمان گاهی دشمن را از یاد انسانها ـ بویژه نسل نو ـ به فراموشی میبرد. خدواند در آیاتی مسلمانان را به یادآوری چهرة دشمن و دشمنیهای آنها متذکر میشود. (4)امروزه چهرة بسیاری از دشمنان، در پس نقابی از دوستی قرار گرفته و این کار شناخت آنان را ـ بویژه برای جوانان ـ بسیار مشکل کرده است!
آموزههای دینی و دستورات پیشوایان معصوم علیهم السلام، همواره بر عدم همکاری با دشمنان پافشاری کرده است؛ تا جایی که کمترین مساعدت با آنها را گناهی بزرگ دانستهاند.
خداوند یکی از ابزارهای مهم در برابر دشمن را «اتحاد و یکپارچگی» معرفی کرده است:
(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا…)؛ (1)همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
امروزه در برابر انسجام دشمنان علیه باورهای دینی، بیش از هر زمان دیگر نیازمند همدلی و اتحاد هستیم. همه باورداران به حضرت مهدی علیه السلام باید ضمن مقابله با فعالیتهای دشمنان، همة حرکات آنها را زیر نظر داشته، هرگز از شیطنتهایشان غفلت نکنند.
1) . آل عمران(3)، آیه 103.
از نگاه قرآن دشمنان به چه گروههایی تقسیم شدهاند؟ دو گروه را توضیح دهید.
یکی از عوامل مخالفت و دشمنی با حق، دنیاپرستی است؛ در این باره توضیح دهید.
راهبردهای دشمنان را در برابر اعتقاد به مهدویت نام برده، دو نمونه را توضیح دهید.
راههای مقابله با دشمنان مهدویت کدامند؟ یک مورد را به تفصیل بیان نمایید.
به نظر شما مهمترین راهبرد دشمنان در برابر اعتقاد به مهدویت در عصر کنونی چیست؟
جعفری اریسمانی، رحمت، دشمنشناسی از دیدگاه قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1379 ش.
جمعی از نویسندگان، درسنامه تاریخ تحلیلی دشمن شناسی، قم، مؤسسة اطلاعرسانی و مطالعات فرهنگی لوح و قلم، 1383 ش.
جعفری، محمد صابر، مهدی انکاری، انتظار ستیزی، فصلنامه انتظار، مرکز تخصصی مهدویت، ش5، پاییز 1381 ش.
باقری، خسرو، آسیبشناسی مهدویت، فصلنامه انتظار، مرکز تخصصی مهدویت، ش1و2، پاییز و زمستان 1380ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
نشانههای ظهور:
1ـ آشنایی با مفاهیم:
علائم؛ آیت؛ دلالت؛
آخِرُ الزَّمان؛
ملاحم و فتن؛
ظهور؛ خروج؛ قیام؛
اشراط الساعه.
2ـ آشنایی باکلیات:
نشانههای آخِرُالزّمان؛
نشانههای ظهور ؛
نشانههای قیام؛
نشانههای قائم؛
نشانههای خروج؛
نشانههای ظهور توصیف یا تمثیل؟
شمار نشانهها.
یکی از بحثهایی که امروزه به گونهای در کانون توجه علاقهمندان مباحث مهدویت و نیز دشمنان این باور قرار گرفته، بحث «نشانههای ظهور» است. علاقهمندان بدان توجه کردهاند، چون آنان با تطبیق رخدادها، جایگاه خود را با عصر ظهور در مییابند و فعالیتهای دشمن را رصد میکنند. دشمنان در هر حال نگران و مضطرب آن رخداد بزرگ هستند و میپندارند با آگاهی از نشانهها، میتوانند در مقابله با ظهور به پیروزیهایی دست یابند.
نخستین گام بررسی کامل و نتیجه بخش این بحث، مراجعه به روایات و سخنان بزرگان دین است که از رخدادهای شگرف و شگفتآور در پایان دوران حکایت دارند.
در این درس در حد امکان، به بحثهای کلی پرداخته میشود تا زمینه برای بررسیهای دقیق فراهم گردد.
از آنجایی که بررسیهای ژرف در این موضوع نیازمند بهرهگیری از برخی واژهها و «مفاهیم» است و از طرفی تعریف روشنی از بعضی از آنها در دست نیست؛ از این رو، گام نخست آن است که این واژهها در حد امکان بازکاوی و تعریف
شود. برخی از این واژههایی که در بحث نشانهها به کار رفته، عبارت است از:
«عَلایم» جمع «علامه»، از ریشه «علم» به معنای «نشانه» است. و در عربی به معنای «آیه و دلالت» آمده است. از این رو عَلَم به معنای پرچم است که لشکر به نشانة آن گرد آیند. (1)ابن فارس گوید: عَلَم به معنای نشانهای است که در چیزی باشد و آن را از دیگری مشخص و متمایز نماید. (2)
به گفته ابن منظور: علامت به معنای نشانه (السمة) و همریشه با عَلَم و مترادف با آن است. وی علامت و علم را به «فاصلة بین دو قطعه زمین» و «چیزی که در بیابان برپا میشود تا افراد راه گمکرده، به سبب آن راه را پیدا میکنند». معنا کرده است! (3)
این واژه در فارسی به «نشانه»، برگردان شده و آن عبارت است از آنچه که سبب شناختن کسی یا چیزی شود. (4)
اگرچه واژة «علامات» ـ به صورت جمع ـ فقط یک بار در قرآن آمده، (5)اما در روایات، فراوان ذکر شده است. امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
إِنَّ لِأَهْلِ الدِّینِ عَلَامَاتٍ یُعْرَفُونَ بِهَا… ؛ (6)همانا برای اهل دین نشانههایی است که بدان شناخته میشوند.
1) . خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج2، ص153.
2) . ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج4، ص109.
3) . نک: ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص416.
4) . محمد معین، فرهنگ معین، ص 1115.
5) . (وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُون)؛ و نشانههایی [دیگر نیز قرار داد]، و آنان به وسیله ستاره[قطبی] راهیابی میکنند. نحل (16)، آیه 16.
6) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص239.
امام صادق علیه السلام نیز فرمود: لقمان به فرزندش گفت:
یَا بُنَیَّ! لِکُلِّ شَیْءٍ عَلَامَةٌ یُعْرَفُ بِهَا وَ یُشْهَدُ عَلَیْهَا؛ (1)ای پسرکم! برای هر چیز نشانهای است که به آن شناخته میشود و بر آن گواهی میدهد.
از این رو میتوان گفت: «نشانه» یکی از ابزار شناخت است. دقّت در این روایات و مانند آن، گویای این مطلب است که میبایست چیزی یا کسی موجود و یا در حکم موجود باشد تا علامت حاکی از آن بوده، و به آن شناخته شود.
دربارة ریشة لغتِ «آیه»، میان لغتشناسان اختلاف هست؛ از این رو معانی گوناگونی برای آن ذکر شده است. یکی از معانی آن «نشانه» است. که ریشة همة معانی دیگر میباشد.
راغب اصفهانی «آیه» را به علامت آشکار معنا کرده و حقیقت معنای آن را برای هر چیز آشکار ـ که همراه چیز دیگری که آشکار نیست بیاید ـ دانسته است. (2)برخی دیگر از بزرگان لغتشناس نیز بهطور روشن «آیات» را به معنای «علامات» دانستهاند. (3)
در مفهوم این واژه نیز همچون مترادف آن (علامت)، نوعی همزمانی در وجود نشانه و آنچه نشانه از آن حکایت میکند، به چشم میخورد. (4)برخی نیز تفاوت بین «علامت» و «آیه» را در این دانستهاند که نشانه بودن در «آیه»، ثبوت بیشتری دارد. (5)در قرآن مجید آمده است:
1) . صدوق، الخصال، ج1، ص121.
2) . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «ای».
3) . فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص104؛ جوهری، الصحاح، ج6، ص2275؛ و نیز نک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج1، ص 186.
4) . ر.ک: بقره(2)، آیه 248؛ آل عمران(3)، آیه 41؛ مریم(19)، آیه10.
5) . ابوهلال عسکری، الفروق اللغویه، ص368، ش 1476.
(وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ)؛ (1)چه بسیار نشانهها در آسمانها و زمین است که بر آنها میگذرند؛ در حالی که از آنها روی برمیگردانند.
(فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنا…)؛ (2)در آن نشانههای روشن است.
این واژه در بعضی از روایات (3)و نیز در سخنان برخی از بزرگان، به معنای «نشانههای مرتبط با ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف » به کار رفته است. (4)
برخی از کارشناسان لغت «علامت و دلالت» را به یک معنا گرفتهاند؛ با این تفاوت که «علامت» تابع وضع است و «دلالت» تابع اقتضا؛ به این صورت که هر دلالتی علامت است، ولی هر علامتی دلالت نیست. (5)در بعضی از روایات نیز «علامت» را به «دلالت» معنا کردهاند. (6)از این رو بررسی این واژه میتواند به روشن شدن معنای علامت، کمک کند. راغب اصفهانی در کتاب مفردات نوشته:
«دلالت» عبارت است از آنچه به آن، برای شناخت یک چیز بهره میگیرند؛ مانند دلالت لفظها بر معنا، و دلالت اشارات و نوشتار و عقدها در حساب؛ و فرقی نمیکند که دلالت در قصد آن کس که چیز را علامت قرار داده، لحاظ
1) . یوسف(12)، آیه105.
2) . آل عمران(3)، آیه 97.
3) . امام باقر علیه السلام فرمود: آیَتَانِ تَکُونَانِ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ علیه السلام … ؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص212، ح258؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص444، محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص217.
4) . قد جاءت الأخبار بذکر علامات لزمان قیام القائم المهدی علیه السلام و حوادث تکون أمام قیامه و آیات و دلالات … ؛ مفید، الإرشاد، ج2، ص368.
5) . ابوهلال عسکری، الفروق اللغویه، ص234، ش913.
6) . نک: شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج4، ص308؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج3، ص152.
شده باشد یا لحاظ نشده باشد؛ مانند کسی که حرکت موجودی را میبیند، پس میداند او زنده است. (1)
اگرچه واژة «آخرالزمان» در قرآن به کار نرفته است؛ اما مطالب گوناگونی دربارة آن، از آیات قرآن قابل استفاده است. این تعبیر در منابع روایی شیعه (2)و اهل سنت (3)نقل شده است. در بارة چگونگی شگلگیری و انجام جهان، سخن روشنی در آیات و روایات به چشم نمیخورد؛ اما آنگاه که سخن از این دوران به میان میآید، همواره به دو پدیدة بسیار مهم و بزرگ اشاره میشود:
ولادت و بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جایگاه واپسین فرستادة الهی؛ (4)
ظهور و قیام موعود نجاتبخش، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف. (5)
این دوران، دارای دو ویژگی مهمّ و اساسی است:
نخست آنکه آخرین مرحلة زندگی در دنیاست؛ یعنی، با سپری شدن این دوران، زندگی در دنیا به پایان رسیده، مرحلهای دیگر در نظام
1) . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده "دلّ".
2) . نک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص91، ح3، ج5، ص55، ح1؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ج4، ص365؛ طوسی، کتاب الغیبه، ص136، ص178؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص311، صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص288، ح8، ج1، ص330، ح14 و ….
3) . نک: احمد بن حنبل، مسند احمد، ج1، ص81؛ بخاری، صحیح بخاری، ج4، ص179، ج6، ص115؛ مسلم، صحیح مسلم، ج1، ص9، ص114، ج8، ص185؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج1، ص59، ابی اشعث سجستانی، سنن ابی داود، ج2، ص291، ص429؛ ترمذی، سنن ترمذی، ج3، ص370؛ ج4، ص30.
4) . …أَنَّهُ یَأْتِی فِی آخِرِ الزَّمَانِ نَبِی…، محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج26، ص199، ح12؛ همچنین نک: محمد بن احمد قرطبی، تفسیر قرطبی، ج4، ص306؛ محمد بن جریر طبری، تفسیر طبری، ج1، ص557.
5) . طوسی، کتاب الغیبة، ص 178 و 180؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص653.
آفرینش آغاز میشود.
دوم. این دوران، خود به دو بخش با ویژگیهای خاص تقسیم میشود:
دوران فاصله گرفتن مردم از دین، پر شدن زمین از ستم و بیداد؛ این مرحله که به طور ویژه در دوران غیبت آخرین حجت الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف شکل میگیرد در آستانه ظهور آن حضرت به اوج خود میرسد.
دوران معنویت در پرتو حکومت شایستگان؛ این مرحله در پس تلاشهای بیوقفه حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران ایشان بر روی زمین شکل میگیرد و پیش از آن خداوند در آیات فراوانی، این دوران را وعده داده است.
«ملاحم»، جمع «ملحمه» به معنای جنگ، کشتار (1)و حادثة پرکشتار (2)است. «فِتَن» جمع «فتنه» و از ریشة «فتن» به معنای امتحان و آزمودن (3)است. این واژه به طور معمول، دربارة آن دسته از آزمونهایی به کار میرود که با تلخی و سختی همراه است. (4)
در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا، (5)برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق، (6)افتادن در معاصی و نفاق، (7)اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل، (8)گمراهی، (9)کشتار و
1) . خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج3، ص246.
2) . ابن منظور، لسان العرب، ج5، ص486؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص1625.
3) . ابن منظور، لسان العرب، ج5، ص89؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص1360.
4) . ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج3، ص410.
5) . سوره عنکبوت (29)، آیه 2.
6) . سوره مائده (5)، آیه 49.
7) . سورة حدید (57)، آیه 14.
8) . سورة انفال (8)، آیة 73.
9) . سورة مائده (5)، آیة 41.
اسارت، (1)تفرقه و اختلاف میان مردم (2)و… به کار رفته است.
این دو واژه ـ بویژه در منابع اهل سنت ـ فراوان به کار رفته است. «ملاحم» بیانگر رخدادهای خونینی است که در آخرین دورة زندگی انسان بر زمین و آستانة رستاخیز بزرگ پدید میآید. و مقصود از «فتن» در اصطلاح، آزمایشهای بزرگی است که در دوران یاد شده، رخ مینماید. این دو واژه گاهی در کنار هم و گاهی به صورت مستقل به کار میرود.
اهمیت و جایگاه این بحث به گونهای است که در اصلیترین منابع روایی اهل سنت، فراوان مورد اشاره قرار گرفته است. در این آثار به روایاتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره شده که از به پدید آمدن آشوبها، فتنهها (3)و حتی جایگاه فرود آمدن فتنهها خبر داده شده است. (4)
اهل سنت به جهت اهمیت این روایات، بخشی از کتابهای خود را، به روایات پرشماری از آن اختصاص داده (5)و هر یک از این دو واژه و یا ترکیب آنها را عنوان آثار فراوانی قرار دادهاند. این آثار، به طور عمده روایاتی را در بر دارد که از جنگهای بزرگ و آزمایشهای سخت، در دوره آخرالزمان سخن به میان آورده
1) . سورة نسا (4)، آیة 101.
2) . سورة توبه (9)، آیة 47.
3) . بخاری، صحیح بخاری، ج8، ص89.
4) . مسلم، صحیح مسلم، ج8، ص168؛ بخاری، صحیح بخاری، ج2، ص222؛ ج3، ص103؛ ج4، ص 176.
5) . بخاری در جلد پایانی مجموعه صحیح، کتابی را با عنوان «الفتن» سامان داده است که در آن روایات مربوط را نقل کرده است؛ صحیح بخاری، ج8، ص86؛ ابن ماجه نیز در سنن خود با این عنوان بخشی از روایات فتن را نقل کرده است؛ محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن ماجه، ج2، ص1295، کتاب الفتن؛ ترمذی نیز با عنوان مشابه بخشی از سنن خود را به این بحث اختصاص داده است؛ ترمذی، سنن ترمذی، ج3، ص312، ابواب الفتن.
است. (1)
از اصطلاحات بسیار رایج در «فرهنگ مهدویّت» واژة «ظهور» است. این کلمه از نظر لغت به معنای آشکار شدن چیزی که پیشتر ظاهر نبوده است. (2)در اصطلاح، ظاهر شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از پنهان زیستی طولانی، برای قیام و برپایی حکومت عدل جهانی است.
کلمة «ظهور» افزون بر آشکار شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بر موارد دیگری چون آشکار شدن دولت حق، (3)آشکار شدن امر امامان معصوم علیهم السلام (4)و پیروزی حضرت (5)به کار رفته است.
از اصطلاحاتی که دربارة ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار رفته، «خروج» است. «خروج» در لغت نقیض «دخول» به معنای بیرون شدن (6)و در اصطلاح، به معنای ظهور یا معنای قیام است. (7)
1) . الملاحم، اثر حافظ احمد بن جعفر بن محمد مشهور به ابن المنادی(م336 ق)؛ الفتن اثر حافظ نعیم بن حماد مروزی (م229ق)؛ و الملاحم و الفتن، نگاشته سید علی بن موسی بن طاووس.
2) . خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج4، ص37.
3) . امیر مؤمنان علی علیه السلام در خطبهای میفرماید: … سَیُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَ یَمْحَقُ الْبَاطِلَها هَا طُوبَی لَهُمْ عَلَی صَبْرِهِمْ عَلَی دِینِهِمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ وَ یَا شَوْقَاهْ إِلَی رُؤْیَتِهِمْ فِی حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ… ؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص335، ح3.
4) . طوسی، کتاب الغیبة، ص14؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص483.
5) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص507.
6) . خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج4، ص158؛ ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص235؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص501.
7) . نک: محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن ماجه، ج2، ص1366(باب خروج المهدی)؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج14، ص261، (خروج المهدی) یادآوری میکنم هرگاه این واژه در روایات اهل سنت به کار میرود بی تردید مقصود ظهور حضرت مهدی علیه السلام طبق دیدگاه شیعه نخواهد بود بلکه به معنای قیام نزدیکتر است.
«خروج» در روایات و سخنان دانشمندان دینی، بیشتر همان قیام است؛ چه اینکه شیخ صدوق در دو کتاب خود برای روایات قیام این عنوان را قرار داده است: «باب علامات خروج القائم» (1)و «ما روی فی علامات خروج القائم». (2)
از مشهورترین تعبیرها برای انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام «قیام» است. این واژه به معنای «ایستادن». (3)و در اصطلاح عبارت از: نهضت جهانی حضرت مهدی علیه السلام در برابر ستمگران، برای برپایی قسط و عدل در سراسر کره زمین است.
أشراط جمع «شَرَط» به معنای نشانه (4)یا سرآغاز یک چیز است و «الساعة» به جزئی از اجزای شبانه روز گفته میشود. مقصود از آن اینجا قیامت است؛ به جهت اینکه وقوع آن ناگهانی است یا اینکه طول آن نزد خداوند، مانند ساعتی از ساعات بندگان است. (5)
بنابراین، مراد از «اشراط الساعة»، نشانههایی است که پیش از قیامت یا در آستانة آن، واقع میشود. (6)یکی از پژوهشگران قرآنی معاصر در بارة «اشراط الساعة» مینویسد: «فأشراط الساعة: وقائع حادثة قبل
الساعة یتوقّف مجیء الساعة علی حدوثها؛ (1)اشراط الساعه وقایعی است که پیش از قیامت پدید خواهد آمد که به وجود آمدن قیامت متوقف بر آن است». وی در واقع یک نوع معنای شرطیتی برای نشانه قایل شده است.
واژة «اشراط» در قرآن، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر «هاء» که به «الساعة» بر میگردد، به کار رفته است. (2)مفسران، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی نظام طبیعت و درهم پیچده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را ـ که در آیات گوناگون به آنها اشاره شده است ـ از نشانههای قیامت دانستهاند. در روایات (3)ـ بویژه احادیث اهل سنّت ـ بر تحولات اجتماعی و دگرگونیهای کیهانی که پیش از قیامت واقع میشود، «اشراط الساعه» اطلاق شده است. (4)بنابریان برخی از نشانهها، به ظهور (5)و برخی به قیامت (6)، اختصاص دارند و برخی نیز در هر دو مشترکاند. (7)
1) . حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج6، ص 39.
2) . سوره محمد (47)، آیه 18.
3) . با توجه به جایگاه و اهمیت این بحث برخی از بزرگان بخش مستقلی از کتاب خود را با این عنوان یاد کردهاند: نک: محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج2، ص484، با عنوان «مجلس فی ذکر اشراط الساعة»؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص66، با عنوان «الباب السادس عشر فی اشراط الساعة»؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج6، ص295، با عنوان «باب اشراط الساعة و قصة یأجوج و مأجوج».
4) . ر.ک: عبد الرزاق صنعانی، المصنف، ج11، ص274؛ علی بن جعد، مسند، ص248؛ ابن ابیشیبه، المصنف، ج8، ص267؛ ابن ابی عاصم، کتاب الاوائل، ص114؛ نسائی، السنن الکبری، ج1، ص255؛ طبرانی، المعجمالکبیر، ج9، ص296.
5) . مانند: ندای آسمانی، خروج یمانی و قتل نفس زکیه.
6) . مانند: پیدا شدن دود و خروج جنبنده از زمین.
7) . مانند: سفیانی.
با بررسی ارتباط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت ایشان با نشانهها، به ترکیبهایی برمیخوریم که بررسی دقیق هر یک و جداسازی روایات در هر مورد، میتواند به شفاف کردن بحثها کمک شایانی نماید. در یک تقسیم بندی ساده میتوان مضمون این سخنان را به چند گروه تقسیم کرد:
در آیات قرآن و سخنان معصومان علیهم السلام نشانههایی برای آخرالزمان گفته شده است که در اصطلاح «علایم آخِرالزمان» خوانده میشود. ختم نبوت و نزول واپسین شریعت که با ظهور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پدیدار شد، از مهمترین و نخستین نشانههای آخرالزمان به شمار می رود. از این رو مفسران، مقصود از نشانههای قیامت را در ذیل آیة (فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها) (1)بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانستهاند که در مقایسه با عمر جهان، فاصلة کمی تا قیامت دارد.
در آخرالزمان، پدیدههای فراوان دیگری نیز پیشبینی شده است که بیشتر به دوره پایانی آن (آستانة ظهور مهدی علیه السلام) مربوط می شود؛ مانند: بحران معنویّت، وقوع اختلافها و درگیری های بسیار، ظهور دجّال، وقوع مصیبتهای بزرگ، خروج سفیانی، ندای آسمانی، ظهور منجی بزرگ بشر، نزول حضرت عیسی علیه السلام، خروج جنبندهای از زمین، هجوم یأجوج و مأجوج، رجعت، صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان.
بخش قابل توجهی از این روایات، مربوط به «نشانههای نزدیک شدن قیامت» است و از آنجا
1) . آیا [کافران] جز این انتظار میبرند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرارسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است؛ محمد(47)، آیه 18.
که در منابع دینی، قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از نشانههای نزدیکی قیامت شمرده شده است؛ پارهای از نشانههای ظهور، نشانههای قیامت نیز شمرده میشود. (1)امام علی علیه السلام در این باره میفرماید: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
به ناگزیر ده چیز پیش از برپایی قیامت خواهد بود: سفیانی، دجّال، دود، دابه، خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، طلوع خورشید از مغرب خود، فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام، فرو رفتن در مشرق و فرو رفتن در جزیرة العرب و آتشی که از قعر عدن بیرون خواهد آمد، تا مردم را به سوی محشر سوق دهد. (2)
این نشانهها در برخی روایات اهل سنت با اندک تفاوت به گونهای دیگر ذکر شده است. (3)البته افزون بر موارد یاد شده پدیدههای دیگری نیز به عنوان «اشراط الساعه» ذکر شده است. (4)
بررسیها نشان میدهد این تعبیر، به ندرت در روایات به کار رفته و به طور عمده در قرنهای اخیر استفاده شده است؛ ولی آنچه روشن است اینکه در گذر تاریخ، برای این عنوان تعریفهای متفاوتی ارائه شده که هر یک حکایت از آن دارد که تلقی افراد از این حوادث متفاوت بوده است.
در نگاه مشهور، نشانههای ظهور، عبارت است از: آن دسته از رخدادها که بر اساس پیشبینی معصومان علیهم السلام، پیش از ظهور یا در آستانة آن، یا همزمان و یا پس از ظهورحضرت مهدی علیه السلام پدید میآید. پدید آمدن هر یک از این نشانهها،
نویدی از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نزدیکتر شدن قیام جهانی آن حضرت است.
در بعضی از روایات، نشانهها به طور روشن مربوط به قیام دانسته شده است. امام صادق علیه السلام در این باره با تعبیرهای گوناگون به برخی از آنها اشاره کرده است:
ان قدام قیام القائم علامات؛ (1)همانا پیش از قیام قائم نشانههایی است.
إِنَّ لِقِیَامِ الْقَائِمِ عَلَامَات؛ (2)همانا برا ی قیام قائم نشانههایی است.
ان لقیام قائمنا علامات؛ (3)همانا برای قیام قائم ما نشانههایی است.
و : قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف خَمْسُ عَلَامَات؛ (4)قبل از قیام قائم پنج نشانه است.
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِم؛ (5)پنج نشانه قبل از قیام قائم است.
امام صادق علیه السلام به نشانههای قائم نیز با تعبیرهای گوناگونی اشاره کرده است:
ان قدام القائم علامات؛ (6)همانا پیش از قائم نشانههایی است.
للقائم خمس علامات؛ (7)برای قائم پنج نشانه است.
1) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص250، ح5.
2) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص649، ح3.
3) . محمد بن جریر طبری، دلایل الامامة، ص 259. این روایت با تفاوت اندکی در کتاب الغیبة نعمانی آمده است.
4) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص650، ح7.
5) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص 310، ح483.
6) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص649، ح3.
7) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص252، ح9.
قبل القائم خمس علامات؛ (1)پیش از قائم پنج نشانه است.
به نظر میرسد اینها با توجّه به قراین دیگر و نوع نشانههایی که مطرح شده، نشانه مربوط به قیام قائم هستند.
برخی تعبیرها نشانه را مربوط به خروج دانسته است. امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
إِنَّ لِخُرُوجِهِ عَلَامَاتٍ عَشَرَة؛ (2)برای خروج او نشانههای دهگانه است.
امام باقر علیه السلام نیز فرمود:
وَ أَنَّ مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِه… ؛ (3)از نشانههای خروج او عبارت است از… .
افزون بر موارد یادشده، تعبیرهای دیگری نیز وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره میشود:
الْزَمِ الْأَرْضَ وَ لَا تُحَرِّکْ یَداً وَ لَا رِجْلًا حَتَّی تَرَی عَلَامَات؛ (4)به زمین بچسب و ملازم آن باش و دست و پایی نجنبان تا اینکه نشانه هایی ببینی.
البته به قرینه اینکه امام فرمود: «هیچ اقدامی نکن»، میتوان آن را به قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مربوط دانست؛ یعنی، چون قیام آغاز شد، از هیچ اقدامی فروگذار نکن اما الآن خویشتن باش.
1) . محمد بن جریر طبری، دلائل الامامة، ص261.
2) . علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 213؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج36، ص355؛ ج41، ص329.
3) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص327، ح7.
4) . طوسی، کتاب الغیبة، ص441؛ نعمانی، الغیبة، ص279، ح67؛ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعة، ج15، ص56، شماره 19979.
استفاده از دیگر روایات، باید بررسی کرد امر به چه معناست. امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَات؛ (1)پیشواز این امر پنج نشانه است.
به قرینه روایات مربوط، مقصود از «امر» در اینجا، امر قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
أَوَّلُ عَلَامَاتِ الْفَرَج… ؛ (2)نخستین نشانه گشایش…
مقصود از این فرج، گشایش در زندگی افراد است و این گشایش لزوماً ارتباطی با ظهور یا قیام حضرت مهدی علیه السلام ندارد؛ همانگونه که امام رضا علیه السلام فرمود:
إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْفَرَج… ؛ (3)همانا از نشانههای فرج است…
نکته مهم اینکه در هیچیک از این روایات، اشارهای به ظهور نشده، بنابراین استفاده از آنها و اطلاق نشانههای ظهور به آنها، کاری بس مشکل مینماید. (4)
این پرسش مطرح است که: آیا هریک از نشانهها به طور حتم در جهان بیرون تحقق خواهد یافت و آیا روایات به توصیف آنها پرداخته یا اینکه آنچه گفته شده، تمثیلی است که مصداق بیرونی ندارد و رمزی است که میتواند واقعیتهای مورد نظر حکایتگری کند. بر این اساس دو دیدگاه در این زمینه قابل بررسی است:
صاحبان دیدگاه نخست، به ظاهر روایات استناد میکنند که حمل آنها بر تمثیلی بودن، امری غیر قابل قبول است و افزون بر آن دیگر به هیچ یک از روایات در موضوعات دیگر نیز نمیتوان حکم قطعی داد؛ مگر اینکه در موردی قرائن و شواهد لازم بر تمثیلی بودن وجود داشته باشد. (1)
افزون بر آن اینکه روایات مربوط به روشنی به جزئیترین امور اشاره کرده است؛ در حالی که در تمثیل نیازی به ورود در این امور جزئی دیده نمیشود. بنابراین تمثیلی بودن خلاف ذهنیت عرفی مخاطبان است، یعنی آنان چیزی جز ظاهر این سخنان درک نمیکنند و اگر مقصود غیر از ظاهر این سخنان بود، میبایست به گونهای به آن اشاره میشد.
در دیدگاه دوم، نشانهها به تناسب چگونگی، تمثیلی از یک واقعیت متفاوت دانسته شده است. به طور مثال عدهای از سفیانی به عنوان تمثیل برای یک جریان فکری انحرافی یاد کردهاند که در هنگام ظهور به دست هر کسی ممکن است شکل بگیرد و همانگونه که در صدر اسلام، ابوسفیان تمام حقیقت دشمنی برابر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، این جریان نیز تمام حقیقت دشمنی در برابر آخرین حجت الهی خواهد بود. (2)یا از دجال به عنوان نمادی از فریبکاران و رهبران مادی ستمگر در دنیای ماشینی یاد شده است. (3)
آنچه در نقد این دیدگاه در ابتدا به چشم میخورد این است که اگر باب چنین ادعایی
1) . سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج1، ص 451.
2) . نک: سید محمد صدر، تاریخ مابعدالظهور، ص173 ؛ علی اصغر رضوانی، موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص530؛ اسماعیل اسماعیلی، «بررسی نشانههای ظهور»، چشم به راه مهدی علیه السلام، ص290.
3) . نک: ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی علیه السلام، ص178.
گشوده شود، به همه مباحث سرایت کرده، دیگر در هیچ موردی قابل مهار نخواهد بود. حتی گفته میشود ظهور مهدی علیه السلام تمثیلی است از ظهور حقیقت و حاکمیت صالحان! و البته این خود نوعی از تفسیر به رأی است که در اسلام به شدّت از آن نهی شده است. افزون بر آن، پیشتر نیز گفته شد این برداشت، خلاف ظاهر روایات و ذهنیت مخاطبان است.
با توجه به دیدگاه نگارنده در بحث نشانهها ـ بر خلاف بحثهای رایج ـ «شمار نشانهها» فقط پنج نشانة حتمی است. بنابراین نشانههای دیگر زیر عنوانهای غیر حتمی، آخرالزمان، قیامت، ملاحم و فتن و… جای میگیرند. از این رو برخی از ادعاها را که شمار نشانهها را تا 250 مورد و بیش از آن دانستهاند، غیر قابل توجیه است. (1)
به یاری خداوند در درس آینده بحث را بر نشانههای حتمی متمرکز کرده و آگاهی دربارة دیگر نشانهها را به منابع مفصل ارجاع میدهیم.
1) . نک: مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، ص83 و84.
واژة علامت را از نگاه لغت و اصطلاح توضیح دهید.
آخرالزمان به چه معناست؟ دو پدیدهای که همواره مربوط به دوران آخر الزمان دانسته شده، کدامند؟
ملاحم و فتن از نظر لغت به چه معناست و اشاره به چه اتفاقاتی میکند؟
اشراط الساعة یعنی چه و به چه اموری اطلاق میشود؟
در بارة توصیفی و تمثیلی بودن نشانهها توضیح دهید.
خراسانی، محمد جواد، مهدی منتظر، تحقیق و تعلیق: سید جواد میرشفیعی خوانساری، قم، نور الاصفیاء، 1379ش.
صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، چاپ اول، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385ش.
صدر، سیّد محمّد، تاریخ الغیبة الکبری، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1412 ق.
اسماعیلی، اسماعیل، «بررسی نشانههای ظهور»، چشم به راه مهدی علیه السلام، چ سوم، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1382 ش.
خادمی شیرازی، محمّد، نشانههای ظهور او، قم، انتشارات مسجد جمکران، 1378ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
نشانههای حتمی ظهور:
1ـ ندای آسمانی
2ـ خروج سفیانی
3ـ خروج یمانی
4ـ خسف به بیداء
5ـ قتل نفس زکیه
برخی از نشانههای غیر حتمی ظهور:
مرگ و میرها، زلزلهها و جنگها و آشوبهای فراگیر؛
خسوف و کسوف نابههنگام؛
بارش بارانهای فراوان و…
آنچه امروزه با عنوان نشانههای ظهور در نوشتهها و گفتهها مطرح میشود، انبوهی است از حوادث و رخدادهایی که به انواع فراوانی قابل تقسیم است. بر خلاف تلقی عمومی، دربارة تقسیم نشانهها به اقسام مختلف، هیچ سخن روشنی از امامان معصومان علیهم السلام در دست نیست و آنچه در آثار با این عنوان وجود دارد، به طور عموم پروردة ذهن نویسندگان است. البته برخی قابل قبول و برخی از اساس دارای اشکال است.
به نظر میرسد یگانه تقسیم پذیرفتنی، تقسیم نشانهها به حتمی و غیر حتمی است. در این درس کوشش شده تا حد ممکن، به بررسی این نشانهها پرداخته شود. اگر چه هم نویسنده و هم خواننده بر این باورند که بحث و بررسی نشانهها، بسیار فراتر از این نوشتار است.
پیش از آنکه به بحث در باره نشانههای حتمی بپردازیم، شایسته است در بارة واژة «حتم» به طور کوتاه اشاره کنیم. این کلمه فقط یک بار با تعبیر «حتما» در قرآن استفاده شده است؛
آنجا که خداوند متعال میفرماید:
((وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وارِدُها کانَ عَلی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا))؛ (1)هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه] در آن وارد میگردد؛ این [امر] همواره بر پروردگارت حکمی قطعی است.
طریحی «حتم» را واجبی دانسته که اراده بر آن تعلق گرفته، اسقاط آن امکانپذیر نیست. (2)راغب اصفهانی آن را به قضای مقدر معنا کرده است. (3)ابن منظور نیز آن را به معنای قضا و وجوب قضا دانسته که گریزی از انجام آن نیست. (4)خلیل بن احمد نیز آن را با تعبیر «ایجاب القضاء» تعریف کرده است. (5)
یکی از پژوهشگران پس از نقل برخی از سخنان بزرگان لغت، دیدگاه خود را اینچنین مینگارد: معنای حقیقی برای این لفظ عبارت از «جزم و قطع در حکم و عمل» است. (6)
در بحث نشانهها طبق نگاه مشهور، منظور از «نشانههای حتمی» ـ مقابل نشانههای غیر حتمی ـ آن دسته از پدیدههایی است که پدید آمدن آنها بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود؛ (7)
از روایات فراوانی حتمی بودن نشانههای پنجگانه زیر استفاده میشود: 1. خروج سفیانی؛ 2. قیام یمانی؛ 3. صیحه آسمانی؛ 4. قتل نفس زکیّه؛ 5. خسف در بیداء.
1) . مریم (19)، آیه 71.
2) . الحتم: الواجب المعزوم علیه … و تحتم وجب وجوبا لا یمکن إسقاطه و منه الأمر المحتوم؛ فخر الدین طریحی، مجمع البحرین، ج6، ص: 32
3) . الحَتْم: القضاء المقدّر؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص: 218
4) . الحَتْمُ: اللازم الواجب الذی لا بد من فعله؛ ابن منظور، لسان العرب، ج12، ص: 113
5) . الحتم: إیجاب القضاء؛ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج3، ص: 195
6) . «أنّ المعنی الحقیقیّ لهذا اللفظ هو الجزم و البتّ فی حکم أو عمل»: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2، ص 163.
7) . بر خلاف کسانی که با استناد به برخی روایات غیر معتبر به بداء در نشانههای حتمی اشاره کردهاند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ الصَّیْحَةُ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْیَمَانِی؛ (1)پیش از قیام قائم پنج نشانه است: صیحه، سفیانی، خسف، قتل نفس زکیه و یمانی.
این نشانه، در منابع شیعه و اهل سنت با واژههایی چند، بیان شده است؛ از جمله:
الف. نداء: در لغت به معنای بلند کردن و آشکار ساختن صدا است و گاهی فقط به صدا اطلاق میشود. (2)این واژه در قرآن در موارد مختلفی به کار رفته است. (3)عموم روایات مربوط به ندای آسمانی، از این واژه بهره بردهاند.
ب. صیحه: در لغت به معنای فریاد و صدای بلند بوده و در قرآن نیز به کار رفته است. (4)اگر چه در روایات فراوانی صیحه در معنای «ندا» به کار رفته است؛ اما در بعضی، صیحه و ندا دو پدیده دانسته شده است. (5)
ج. صوت: در لغت به معنای صدای سخن است. (6)این واژه نیز در آیاتی از قرآن به کار رفته است (7)و اینجا منظور از ندای آسمانی، صدایی است که در آستانة ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همة مردم، آن را از آسمان میشنوند.
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص310، ح483؛ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص 650، ح 7.
2) . راغب، المفردات، ماده ندا.
3) . مائده (5)، آیه 58.
4) . هود(11)، آیه 67.
5) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص327، ح7.
6) . نک: فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج2، ص209؛ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج2، ص146؛ ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص57.
7) . حجرات (49)، آیه 2.
کلینی با ذکر سند از عمر بن حنظله نقل کرده که گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ الصَّیْحَةُ وَ… ؛ (1)پنج نشانه پیش از قیام قائم است؛ صیحه و….
ابو بصیر میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! خروج قائم چه زمانی است؟ آن حضرت فرمود:
إِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ یَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَاتٍ أَوَّلُهُنَّ النِّدَاءُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ… ؛ (2)ما خاندان هرگز وقتی را معیّن نمیکنیم؛ زیرا حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: وقت گذاران دروغ میگویند. ای ابا محمّد! همانا پیشاپیشِ این امر پنج نشانه است: نخستین آنها آوازی است در ماه رمضان،… .
صدوق با ذکر سند از عمر بن حنظله نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود:
قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ علیه السلام خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الصَّیْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاءِ؛ (3)پیش از قیام قائم، پنج نشانة حتمی خواهد بود: یمانی، سفیانی، صیحه، قتل نفس زکیه و خسف به بیداء.
در این روایات به روشنی، به نشانه بودن ندای آسمانی تصریح شده است.
این ندا توسط جبرئیل بلند میشود و همة انسانها با گویشهای مختلف آن را میفهمند و همه به صورت یکنواخت آن را میشنوند. در بارة گستره آن در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
… یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ…؛ (1)ندا دهندهای از آسمان به نام قائم ندا میدهد که هر کس در شرق و غرب است، آن را میشنوند.
با توجه به این روایات و نیز رسالت فراگیر حضرت مهدی علیه السلام برای همة مردم، به راحتی میتوان مخاطبان این ندای آسمانی را همگان دانست و چنانچه به دیگر جانداران نیز اشاره شده، بدان جهت است که آنها نیز از این ظهور به طور تکوینی آگاه شده و از ظهور حجت الهی و رفع ستم بر انسانها، شادمان میشوند.
از عمومی بودن ندای آسمانی، میتوان فهمید که هر کس به زبان خود آن را شنیده و میفهمد. در بعضی از روایات تصریح شده که هر کس به زبان خود آن را میشنود. در این باره زراره از امام صادق علیه السلام روایت میکند که:
یُنَادِی مُنَادٍ بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام قُلْتُ خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ قَالَ عَامٌّ یَسْمَعُ کُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ قُلْتُ فَمَنْ یُخَالِفُ الْقَائِمَ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ قَدْ نُودِیَ بِاسْمِهِ قَالَ لَا یَدَعُهُمْ إِبْلِیسُ حَتَّی یُنَادِیَ فِی آخِرِ اللَّیْلِ فَیُشَکِّکُ النَّاسَ یدعهم إبلیس حتی ینادی فی آخر اللیل و یشکک الناس؛ (2)نداکنندهای قائم علیه السلام را به نام میخواند. گفتم: ندای خاصّ است یا ندای عامّ؟ فرمود: ندای عامّ است و هر ملّتی به زبان خود آن را میشنود. گفتم: پس چه کسی با او مخالفت میکند، در حالی که او را به نام میخوانند؟ فرمود: ابلیس آنان را رها نمیکند و در آخر شب ندا میکند و مردم را به شکّ میاندازد!
بیشتر روایات، آسمان را به عنوان محل ندای آسمانی معرفی کردهاند. محمد بن علی حلبی از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
«… وَ النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ مِنَ الْمَحْتُومِ قُلْتُ وَ کَیْفَ النِّدَاءُ
قَالَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ…»؛ (1)… ندای آسمانی نیز از علامات حتمی است و خروج حضرت قائم نیز حتمی است، عرض کردم: ندای آسمانی چگونه است؟ فرمود: یک منادی در اول روز از آسمان ندا کند… .
یکی از بحثهایی که در بارة ندای آسمانی مطرح میشود، زمان آن است و از آنجا که روایات در بارة زمان ندای آسمانی به صورت گوناگون ذکر شده، بنابراین دیدگاههای متفاوتی پدید آمده است؛ این دیدگاهها عبارت است از:
الف. پیش ازظهور: آنچه مشهور است اینکه صیحه آسمانی، در ماه مبارک رمضان اتفاق خواهد افتاد. نعمانی با ذکر سند از ابو بصیر و او از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود:
الصَّیْحَةُ لَا تَکُونُ إِلَّا فِی شَهْرِ رَمَضَانَ شَهْرِ اللَّهِ وَ هِیَ صَیْحَةُ جَبْرَئِیلَ إِلَی هَذَا الْخَلْقِ ثُمَّ قَالَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ…؛ آن صیحه جز در ماه رمضان ماه خدا بر نخواهد خاست؛ همان آوای بس بلند جبرئیل علیه السلام بدین مردمان است، بعد فرمود: نداکنندهای از آسمان به نام حضرت قائم علیه السلام ندا سر میدهد و هر که در مشرق و مغرب است، میشنود… .
همة کسانی که این روایت و مانند آن را نقل کردهاند، زمان آن را پیش از ظهور دانستهاند.
ب. هنگام ظهور: از بعضی روایات استفاده میشود: ندای آسمانی همزمان با ظهور حضرت مهدی علیه السلام رخ خواهد داد. ابو بصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود:
«… فَلَا یَزَالُونَ بِتِلْکَ الْحَالِ حَتَّی یُنَادِیَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ فَإِذَا نَادَی فَالنَّفیرَ
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 8، ص 311.
النَّفیرَ فَوَ اللَّهِ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یُبَایِعُ النَّاسَ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ سُلْطَانٍ جَدِیدٍ مِنَ السَّمَاءِ… »؛ (1)… پس پیوسته بدان حال خواهند بود تا اینکه نداکنندهای از آسمان، آواز برآورد و چون ندا برآمد: «پس کوچ کنید! کوچ کنید»؛ به خدا سوگند! گویی به او مینگرم که در میان رکن و مقام از مردم، به امری نوین و فرمانی جدید و نظامی تازه از آسمان [نظامی الهی] بیعت گیرد.
صدوق از محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده است:
«… وَ جَاءَتْ صَیْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ بِأَنَّ الْحَقَّ فِیهِ وَ فِی شِیعَتِهِ فَعِنْدَ ذَلِکَ خُرُوجُ قَائِمِنَا…»؛ (2)صیحهای از آسمان بیاید و بگوید: حقّ با او و شیعیان اوست؛ در این هنگام است که قائم ما خروج میکند.
در این روایات نوعی همزمانی بین ندای آسمانی و خروج حضرت به چشم میآید. مفید نیز در روایتی این همزمانی را در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اینگونه نقل کرده است:
إِذَا کَانَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَیُّهَا النَّاسُ قُطِعَ عَنْکُمْ مُدَّةُ الْجَبَّارِینَ وَ وَلِیَ الْأَمْرَ خَیْرُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فَالْحَقُوا بِمَکَّةَ…؛ (3)هنگامی که نزدیک خروج قائم شد، ندا دهندهای از آسمان آواز میدهد: ای مردم! زمان ستمگران به سر رسیده و ولی امر بهترینِ امت محمد است؛ پس به مکه برسید… .
ج. پس از ظهور: یکی از نویسندگان با متفاوت دانستن ظهور با قیام، زمان نداهای آسمانی را پس از ظهور و پیش از قیام دانسته، مینویسد: «نداهای آسمانی از بدو ظهور تا هنگام قیام، بسیار است، از جمله سه ندا است در ماه رجب و
از بعضی روایات استفاده میشود که رجب پیش از قیام است.» (1)
مضمون بعضی از روایات نیز به نوعی مؤید این احتمال است؛ برای مثال ندا را پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام و برای هلاک ستمگران دانسته است. نعمانی در روایتی از حسن بن محبوب نقل کرده که: امام رضا علیه السلام به من فرمود:
… یُنَادِی أَلَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ فُلَاناً علی هلاک الظالمین فعند ذلک یأتی المؤمنین الفرج…؛ (2)[ندا دهندهای] آواز میدهد: که خداوند به منظور برانداختن ستمگران، فلانی را برانگیخت. در این هنگام گشایشی برای مؤمنان دست میدهد و خداوند سینههای آنان را شفا میبخشد و عقدههای دلشان بر طرف میگردد.
همچنین صدوق از امام رضا علیه السلام آورده است:
الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ… وَ هُوَ الَّذِی یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ یَسْمَعُهُ جَمِیعُ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالدُّعَاءِ إِلَیْهِ یَقُولُ أَلَا إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ قَدْ ظَهَرَ عِنْدَ بَیْتِ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ…؛ (3)چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان… و او کسی است که از آسمان نداکنندهای او را به نام ندا میکند و به وی دعوت مینماید؛ به گونهای که همه اهل زمین آن ندا را میشنوند. میگوید: آگاه باشید! همانا حجت الهی در خانه خداوند آشکار شده است، پس از او پیروی کنید.
از آنجا که مضمون ندای آسمانی، نوعی بیان ظهور و حقانیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز بیان تقابل بین جبهه کفر و ایمان است؛ بیتردید این رخداد پس از ظهور خواهد بود؛ چرا که هرآنچه گفته شده با پس از ظهور تناسب دارد تا پیش از ظهور.
بیشترین شمار روایات در این زمینه، مربوط به احادیثی است که در آن محتوای ندای آسمانی، معرفی حضرت مهدی علیه السلام است. صدوق از امام رضا علیه السلام نقل کرده است:
«… وَ هُوَ الَّذِی یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ… »؛ (1)و او کسی است که ندا دهنده به نام او ندا میدهد.
البته در برخی روایات نیز گفته شده محتوای ندای آسمانی حقانیت علی علیه السلام و رستگاری شیعیان او است. محمد بن علی حلبی میگوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که فرمود:
یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ (2)منادی در اول روز از آسمان ندا میکند: بدانید علی و شیعیانش رستگارانند.
ندای شیطانی(زمینی) (3)
در کنار روایات مربوط به ندای آسمانی به برخی سخنان از ندای زمینی که شیطان سر میدهد، حکایت دارد. با توجه به شمار روشن نشانههای حتمی، میتوان فقط به همزمانی این پدیده، با ندای آسمانی اشاره کرد. زرارة بن أعین میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «در شگفتم، خداوند حال شما را به سلامت دارد و من در عجبم از قائم که چگونه با او جنگ میکنند با وجود آنچه از شگفتیها که میبینند: از فرو بردن زمین صحرا سپاهیان را، و آن صدا که از آسمان است؟» امام فرمود:
إِنَّ الشَّیْطَانَ لَا یَدَعُهُمْ حَتَّی یُنَادِیَ کَمَا نَادَی بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم یَوْمَ الْعَقَبَةِ؛ (4)همانا شیطان آنان را رها نمیکند تا
جایی که ندا میکند؛ همچنان که برای رسول خدا در روز عقبه ندا کرد.
مهمترین هدف شیطان از برپایی این صدا، ایجاد تردید در انسانها در پیروی از حجت خداوند است.
در پایان یادآور میشویم جای بسی شگفتی است که برخی از نویسندگان با وجود انبوه روایات، تلاش کردهاند این نشانه را در تناسب فنآوریهای نوین و پیشرفت دانشهای روز تفسیر کنند. (1)البته ممکن است بشر در آینده به فن آوریهایی دست یابد که با پیشرفتهای موجود، قابل مقایسه نباشد؛ اما نمیتوان به سرعت بین اینها و نشانههای ظهور ارتباط برقرار کرد.
«سفیانی و خروج وی»، مشهورترین و در عین حال مشکلترین مسئله در میان نشانههای ظهور به شمار میآید. روایات این نشانه، به گونهای گسترده در منابع قدیم و جدید بیان شده است که در مجموع میتوان موضوعات زیر را در مورد آن بررسی کرد: (2)
اگر چه دانستن و ندانستن نامهای وی، چندان اهمیتی ندارد و آنچه مهم است نقش و جایگاه او در حوادث عصر ظهور است؛ (3)اما در روایاتی از نامهای سفیانی سخن گفته شده است، در این روایات بیشتر از واژگانی چون سفیانی، ابن آکله الاکباد (4)، عتبه (5)و عثمان بن عنبسه (6)و عبد
1) . اسماعیل اسماعیلی، «بررسی نشانه های ظهور»، چشم به راه مهدی علیه السلام، ص287.
2) . شمار روایات در بحثهای مورد نظر، بسیار بیشتر از آن است که در اینجا آورده شده که به جهت رعایت اختصار فقط به برخی از آنها اشاره شد.
3) . صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج 2، ص 651.
4) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص305؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص651؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص461.
5) . طوسی، کتاب الغیبة، ص443.
6) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص651، ح9.
الله (1)استفاده شده است.
نخستین چیزی که از عنوان رایج سفیانی که به ذهن میرسد این است که وی با ابوسفیان نسبتی دارد و این انتساب به گونههای مختلف منعکس شده است. صدوق با نقل روایتی از امام علی علیه السلام او را از نسل ابو سفیان (وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِی سُفْیَانَ) دانسته است. (2)
سفیانی بهره چندانی از زیبایی نبرده و در مقابل بیشتر نمادهای زشتی و پلیدی، در او جمع شده است.
صدوق با ذکر سند از امام علی علیه السلام نقل کرده است:
یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ الْجُدَرِیِّ إِذَا رَأَیْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِی سُفْیَانَ…؛ (3)پسر هند جگرخوار از بیابانی خشک خروج میکند و او مردی است چهار شانه، زشت رو، کلّه گنده و آبله رو و چون او را ببینی، میپنداری که یک چشم است! نامش عثمان و نام پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفیان است… .
وی مسلمانی منحرف است که در دل با امام علی علیه السلام دشمنی دارد. (4)حضرت باقر علیه السلام میفرماید:
السُّفْیَانِیُّ أَحْمَرُ أَشْقَرُ أَزْرَقُ لَمْ یَعْبُدِ اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ یَرَ مَکَّةَ وَ لَا الْمَدِینَةَ قَطُّ یَقُولُ یَا رَبِّ ثَارِی وَ النَّارَ یَا رَبِّ ثَارِی وَ النَّارَ؛ (5)سفیانی سرخرویی سفید پوست و زاغچشم است؛ هرگز خدا را پرستش نکرده و و مکه و مدینه
را ندیده است! میگوید: خدایا! خون خویش را از مردم میطلبم؛ هر چند با رفتن در آتش باشد و…!
چنان که گذشت صدوق با ذکر سند از عمر بن حنظله نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود:
پیش از قیام قائم پنج نشانة حتمی خواهد بود: یمانی و سفیانی و صیحه و قتل نفس زکیه و خسف به بیداء. (1)
دربارة زمان خروج به سه دسته روایت بر میخوریم:
الف. خروج سفیانی پیش از ظهور: حَذْلَم بن بشیر میگوید: به امام زین العابدین علیه السلام عرض کردم: آمدن مهدی و نشانهها و علایم آن را برای من بیان نمایید تا بدانم چه زمانی ظهور میکند؟ فرمود:
… إذَا ظَهَرَ السُّفْیَانِیُّ اخْتَفَی الْمَهْدِیُّ ثُمَّ یَخْرُجُ بَعْدَ ذَلِکَ؛ (2)… وقتی او خروج میکند، مهدی پنهان است و بعد از آن قیام میکند.
ب. خروج سفیانی در سال قیام حضرت مهدی علیه السلام: نعمانی با ذکر سند از محمد بن مسلم نقل کرده که امام باقر علیه السلام فرمود:
السُّفْیَانِیُّ وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ؛ (3)سفیانی و قائم در یک سال است.
جابر جعفی گوید: «از امام باقر علیه السلام در مورد سفیانی سؤال کردم: فرمود:
وَ أَنَّی لَکُمْ بِالسُّفْیَانِیِّ حَتَّی یَخْرُجَ قَبْلَهُ الشَّیْصَبَانِیُّ یَخْرُجُ مِنْ أَرْضِ کُوفَانَ یَنْبعُ کَمَا یَنْبُعُ الْمَاءُ فَیَقْتُلُ وَفْدَکُمْ فَتَوَقَّعُوا بَعْدَ ذَلِکَ السُّفْیَانِیَّ وَ خُرُوجَ الْقَائِمِ علیه السلام؛ (4)چگونه ممکن است شما به سفیانی برسید
تا آنگاه که پیش از او شیصبانی خروج میکند؛ او از سرزمین کوفان خروج میکند و همانند چشمه آب از زمین میجوشد و کاروان شما را میکشد! پس از آن منتظر سفیانی و خروج قائم علیه السلام باشید.
ج. خروج سفیانی پس از ظهور: عموم روایات از خروج سفیانی به عنوان نشانه پس از ظهور یاد کرده است. پیشتر در مباحث کلی مربوط به ظهور این گمانه مطرح شد که نشانههای حتمی پس از ظهور اتفاق میافتد. حال این ادعا را دربارة خروج سفیانی بررسی میکنیم.
محمّد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود:
… وَ کَفَی بِالسُّفْیَانِیِّ نَقِمَةً لَکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ هُوَ مِنَ الْعَلَامَاتِ لَکُمْ… وَ لَکِنْ عَلَیْکُمْ بِمَکَّةَ فَإِنَّهَا مَجْمَعُکُمْ؛ (1)… سفیانی برای شکنجه کردن دشمنتان، برای شما کافی است، و او از نشانههایی است که به سوی شما میآید،… شما را به مکّه توصیه میکنم که محلّ گرد آمدنتان همان جاست.
یونس بن أبی یعفور گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود:
إِذَا خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ یَبْعَثُ جَیْشاً إِلَیْنَا وَ جَیْشاً إِلَیْکُمْ فَإِذَا کَانَ کَذَلِکَ فَأْتُونَا عَلَی کُلِّ صَعْبٍ وَ ذَلُول؛ (2)هنگامی که سفیانی خروج کند، سپاهی به طرف ما و سپاهی به طرف شما گسیل میدارد. وقتی چنان شد، شما نزد ما بیایید با [هر] وسیلهای نزد ما بیایید: با مرکبی ناهموار و سخت یا هموار و آرام!
نکتهای که آن را تأیید میکند «خسف به بیداء» است که بدون شک پس از ظهور است و این نشانه در راستای خروج سفیانی بر علیه حضرت به شمار میآید. روایاتی نیز بر درگیری سفیانی با حضرت مهدی علیه السلام و یا کشته شدن وی به
دست آن حضرت دلالت دارد.
بعضی از روایات، بدون اشاره به منطقة خاصی، از آن به سرزمین خشک (1)یا مغرب زمین (2)یاد کرده و برخی دیگر شام (3)را محل خروج وی دانسته است. جمع بین همه روایات آن است که وی از سرزمین شام و منطقهای خشک خروج خواهد کرد.
در بارة کارهای سفیانی و مدت حکومت وی سخنان فراوان و عموماً نامعتبر به چشم میخورد؛ اما از آنجا که تنها بررسی خروج وی به عنوان نشانه در این بحث اهمیت دارد، از ذکر آنها صرفنظر میکنیم. (4)
پایان لشکریان سفیانی فرو رفتن در زمین و مبتلا شدن به خشم خداوند دانسته شده؛ اما سخن روشنی درباره فرجام خود سفیانی در دست نیست. البته در میان برخی منابع اهل سنت ـ مثل کتاب الفتن نعیم بن حماد ـ آمده است که: سفیانی و سپاهیان او در نهایت با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کارزار میپردازند و به دست آن امام نابود میشوند. اما از آنجا که این کتاب چندان اعتباری ندارد، از نقل آنها چشم پوشی میکنیم.
یکی از نشانههای حتمی ظهور خروج سرداری از اهل یمن است که مردم را به حق و عدل دعوت
1) . نک: محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص305، ح16؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص651، ح9؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص443.
2) . … یَخْرُجَ عَلَیْهِمُ الْخُرَاسَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ هَذَا مِنَ الْمَشْرِقِ وَ هَذَا مِنَ الْمَغْرِبِ … ؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص253، ح13، ص259، ح18.
3) . … خُرُوجَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّام… ؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص327، ح7، ص330، ح16.
4) . نعیم بن حماد، الفتن، ص253، شماره 931.
میکند. (1)در مصادر شیعه، روایات فراوانی در این باره وجود دارد؛ به گونهای که برخی آنها را مستفیض دانستهاند. (2)صدوق با ذکر سند از عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:
قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ علیه السلام خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ… ؛ (3)پیش از قیام قائم، پنج نشانة حتمی خواهد بود: یمانی و… .
اگر چه به طور خاص به زمان خروج یمانی اشاره نشده؛ اما روایاتی این رخداد را همزمان با بعضی اتفاقهای دیگر دانسته است. (4)
در روایات از یمن به عنوان محل خروج یمانی نام برده شده است. محمّد بن مسلم گوید: بر امام باقر علیه السلام وارد شدم و میخواستم از قائم آل محمّد علیهم السلام پرسش کنم، امام باقر علیه السلام پیش از آنکه من سؤال کنم، فرمود:
وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِهِ خُرُوجَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّامِ وَ خُرُوجَ الْیَمَانِیِّ مِنَ الْیَمَنِ وَ… ؛ (5)از علامات قیام او: خروج سفیانی از شام و خروج یمانی از یمن و….
به دلیل نبود روایات معتبر در باره اینکه قیام یمانی چگونه پایان مییابد و آیا یمانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک میکند یا خیر؛ نمیتوان به طور قطع در بارة پایان کار وی قضاوت کرد.
واژة «خَسْف» به معنای فرو رفتن و پنهان شدن
1) . پیش از این گفته شد برخی روایات که نشانههای حتمی را مطرح کردهاند هیچ اشارهای به خروج یمانی نکردهاند.
2) . ر.ک: سید محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ص654.
3) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص650، ح7.
4) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص369، باب13، ح13.
5) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص327، ح7.
است (1)که در قرآن این دو معنا، در آیاتی به کار رفته است. (2)«بَیداء» در لغت به معنای دشت هموار، پهناور، خالی از سکنه و آب و علف میباشد (3)و نام سرزمینی بین مکه و مدینه است. (4)
منظور از «خسف به بیداء» آن است که سفیانی لشکری عظیم، به قصد جنگ با حضرت مهدی علیه السلام عازم مکه میکند؛ اما بین مکه و مدینه ـ در محلی که به سرزمین «بیداء» معروف است ـ بهگونهای معجزهآسا، به امر خداوند، در زمین فرو میروند. این حادثه در روایات اهل سنت (5)و شیعه، یکی از نشانههای ظهور و قیام معرفی شده و در شماری از آنها بر حتمی بودن آن تأکید شده است. (6)
در بارة چگونگی خسف به بیداء سخن روشنی در روایات نیامده و تنها به فرو رفتن سپاهیان سفیانی در این زمین اشاره شده است. امام باقر علیه السلام میفرماید:
… سفیانی گروهی را به مدینه روانه میکند و مهدی از آنجا به مکه رخت برمیبندد. خبر به فرمانده سپاه سفیانی میرسد که مهدی علیه السلام به سوی مکه بیرون رفته است. او لشکری از پی آن حضرت روانه کند؛ ولی او را نمییابد تا اینکه مهدی، با حالت ترس و نگرانی بدان سنّت که موسی بن عمران داشت، داخل مکه شود. فرمانده سپاه سفیانی در صحرا فرود میآید. منادی از آسمان ندا میکند: «ای
1) . نک: ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص254.
2) . نک: قصص (28)، آیه 81؛ عنکبوت (29)، آیه 40؛ نحل (16)، آیه 45؛ ملک (67)، آیه 16.
3) . یاقوت حموی، معجم البلدان، ج1، ص 523.
4) . ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص277.
5) . عبد الرزاق صنعانی، المصنف، ج11، ح20769؛ ابنابی شیبه، الکتاب المصنف، ح19066.
6) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص310، ح483؛ صدوق، الخصال، ج1، ص303، ح82؛ نعمانی، الغیبة، ص257، ح15.
دشت! آن قوم را نابود ساز»؛ پس آن نیز ایشان را به درون خود میبرد و هیچیک از آنان نجات نمییابد، مگر سه نفر… . (1)
بعضی از روایات از تأخر این اتفاق بر ظهور سخن گفته و در برخی دیگر این اتفاق پس از بیعت یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است. مصنّف عبد الرزاق، (2)مصنف ابن ابی شیبه، (3)مسند احمد (4)و برخی منابع دیگر، به طور روشن به این رخداد اشاره کردهاند.
با نگاه به آنچه دربارة تفاوت بین ظهور و قیام گفته شد و اینکه قیام آن حضرت با فاصلهای نامعین پس از ظهور خواهد بود؛ این روایت نیز به روشنی حکایت از آن دارد که پدیدة خسف پس از ظهور خواهد بود.
«کشته شدن انسانی بیگناه» یکی از نشانههای پنجگانه حتمی است. «نفس زکیّه»؛ یعنی، فرد بیگناه، پاک و کسی که قتلی انجام نداده است (5)و جرمی ندارد. این مضمون در آیات قرآن در داستان حضرت موسی علیه السلام نیز به کار رفته است. (6)محمد بن مسلم میگوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! چه زمانی قائم شما قیام میکند؟ امام در پاسخ فرمود:
… وَ قُتِلَ غُلَامٌ مِنَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ
1) . نعمانی، الغیبة، ص279، باب14، ح67.
2) . «فیبایعونه بین الرکن و المقام فیبعث الیه جیش من الشام حتی اذا کانوا بالبیداء خسف بهم …»؛ عبد الرزاق، المصنف، ج11، ص371، ح20769.
3) . «یبایع لرجل بین الرکن و المقام … فیغزوهم جیش من اهل الشام حتی اذا کانوا بالبیداء یخسف بهم …»؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج 15، ص45، ح9070.
4) . «فیبایعونه بین الرکن و المقام فیبعث الیهم جیش من الشام فیخسف بهم البیداء …»؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ص316.
5) . نک: طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص203 (زکا).
6) . (أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْس)؛ کهف (18)، آیه 74.
النَّفْسُ الزَّکِیَّة (1)
جوانی از آل محمد علیهم السلام بین رکن و مقام کشته میشود، نام او محمد بن حسن نفس زکیه است.
در روایتی جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده است:
… وَ النَّفْسُ الزَّکِیَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ؛ (2)و نفس زکیه از فرزندان حسین علیه السلام است.
از ویژگیهایی که برای «کشته شدن نفس زکیه»، بیان شده و اهمیت این رخداد را مینمایاند، حتمی بودن این واقعه است. روایات متعددی با تعابیر گوناگونی چون «محتوم»، «لابدّ ان یکون»، «لایخرج حتی» این مطلب را بیان میکنند. این حتمی بودن، در حدیث حمران بن اعین از امام صادق علیه السلام با تأکید بیشتری تبیین شده است:
مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ؛ (3)از نشانههای حتمی که ناگزیر پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود، خروج سفیانی و فرو رفتن در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه و منادی از آسمان است. آنچه از روایات به دست میآید کلیاتی دربارة قتل نفس زکیه و به چگونگی و اهداف او کمتر اشاره شده است.
در مدت کمتر از پانزده شبانه روز پس از این حادثه قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود. صدوق با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:
لَیْسَ بَیْنَ قِیَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَیْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ إِلَّا خَمْسَ عَشْرَةَ
لَیْلَةً؛ (1)بین قیام قائم آل محمّد و کشتن نفس زکیّه، پانزده شب فاصله خواهد بود.
در بارة محل شهادت وی امام علی علیه السلام فرمود:
قَتْلُ نَفْسٍ حَرَامٍ فِی یَوْمٍ حَرَامٍ فِی بَلَدٍ حَرَامٍ…؛ (2)کشته شدن انسان بیگناه در روز حرام در شهر حرام… .
صدوق از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
… وَ قُتِلَ غُلَامٌ مِنَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّکِیَّةُ…؛ (3)و جوانی از آل محمّد که نامش محمّد بن حسن ـ یا نفس زکیّه ـ است بین رکن و مقام کشته شود.
طبق نگاه معمول به نشانهها، در برابر نشانههای حتمی، «نشانههای غیرحتمی» (4)قرار دارد؛ یعنی، مقیّد و مشروط به اموری است که در صورت تحقق آنها، پدید میآید. این نشانهها، شاید پدید آید و شاید بدون پیدایش آنها، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند. پارهای از نشانههای غیر حتمی از این قرار است:
مرگ و میرها، زلزلهها و جنگها و آشوبهای فراگیر؛
خسوف و کسوف نابههنگام؛
بارش بارانهای فراوان و…
البته برخی از نویسندگان نشانهها را به انواع دیگری نیز تقسیم کردهاند که به نظر میرسد اثبات این انواع، کار آسانی نخواهد بود.
مشهورترین تقسیمبندی نشانهها که از روایات قابل استفاده است کدامند؟
ندای آسمانی به چه معناست؟ در بارة چگونگی و گسترة آن با استناد به روایات توضیح دهید.
خروج سفیانی به چه معناست؟ در بارة چگونگی خروج و سرانجام او توضیح دهید.
یمانی کیست؟ زمان و مکان قیام او را با استفاده از روایات توضیح دهید.
در بارة قتل نفس زکیه توضیح داده، این اتفاق در چه زمانی پدید خواهد آمد؟
خراسانی، محمد جواد، مهدی منتظر، تحقیق و تعلیق: سید جواد میرشفیعی خوانساری، قم، نور الاصفیاء، 1379ش.
صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، چاپ اول، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385ش.
صدر، سیّد محمّد، تاریخ الغیبة الکبری، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1412 ق.
ــــــــــــ، تاریخ پس از ظهور، ترجمه حسن سجادیپور، چاپ اول، تهران، موعود عصر، 1384ش
هاشمی شهیدی، سید اسدالله، زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ دوم، قم، انتشارات پرهیزکار، 1380ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
اشراط الساعه:
دسته نخست:
دگرگونیهای انسانی:
1ـ خروج سفیانی؛
2ـ خروج دجّال؛
3ـ خروج دابَةُ الاَرض؛
4ـ خروج قائم؛
5ـ نزول عیسی علیه السلام.
دسته دوم:
دگرگونیهای کیهانی:
1ـ دود در آسمان؛
2ـ طلوع خورشید از مغرب؛
3ـ فرو رفتن زمین در ناحیه مشرق؛
4ـ فرو رفتن زمین در جزیرة العرب؛
5ـ آتشی از عدن.
رستاخیز بزرگ (قیامت)، بزرگترین حادثة نظام آفرینش و پدیدهای است که همة پیامبران الهی به آن وعده دادهاند. عظمت این حادثه به گونهای است که بخش فراوانی از آیات قرآن، بدان اختصاص یافته است. این واقعة بزرگ همچون دیگر حوادث چشمگیر، دارای نشانههایی است. بررسی روایات در این زمینه، اتفاقهای فراوانی را در شمار این نشانهها معرفی کرده که از جملة آنها «قیام و حکومت جهانی» آخرین حجت خداوند در زمین است.
بزرگی قیام جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پایان دوران و آستانة قیامت، سبب شده تا نوعی درهمآمیختگی بین نشانههای این دو رخداد شکل گیرد. از این رو بررسی نشانههای قیامت، به نوعی بحث نشانههای مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را کامل میکند. بنابراین در این درس به اجمال به برخی از نشانههای نزدیک شدن قیامت اشاره میکنیم.
پیشتر گذشت که «أشراط» جمع«شَرَط» به معنای
نشانه (1)یا سرآغاز یک چیز است و «الساعة» به بخشی از بخشهای شبانه روز گفته میشود و مقصود از آن در اینجا قیامت است؛ به جهت اینکه وقوع آن ناگهانی است و یا اینکه طول آن نزد خداوند مانند ساعتی از ساعات بندگان است. (2)پس مراد از «اشراط الساعه»، نشانههایی است که پیش از قیامت یا در آستانة آن، پدید میآید. واژة «اشراط» در قرآن، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر«الساعة» به کار رفته است. (3)
در روایات «اشراط الساعة»، زنجیرهای از پدیدههای انسانی و طبیعی شمرده شده که از زمان بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه مییابد و البته همة آنها را میتوان نشانههایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست.
علاوه بر واژه «اشراط» از واژههایی چون «علامات» نیز برای نشانههای قیامت استفاده شده است. (4)
در منابع اهل سنت روایات فراوانی دربارة نشانههای قیامت نقل شده است. (5)بخاری در صحیح خود از حذیفه نقل کرده است: ما در حال
1) . فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج2، ص942.
2) . فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج2، ص 907.
3) . سوره محمد (47)، آیه 18.
4) . شیخ حر عاملی، وسایل الشیعة، ج15، ص56.
5) . جایگاه این بحث در میان اهل سنت سبب شده تا شمار قابل توجهی از آثار روایی آنان با همین عنوان و عنوانهای مشابه آن نامگذاری شود. نک: اشراط الساعة اثر مجدی سید ابراهیم، اشراط الساعة نوشته خالد الغامدی، اشراط الساعة الکبری تألیف البنکانی، اشراط الساعة و امور الآخرة نگاشته محمد بن احمد کنعان، الموسوعه فی الفتن و الملاحم و اشراط الساعة، نوشته محمد احمد مبیض، صحیح الفتن و اشراط الساعة، اثر ابو انس صدیق، علامات القیامة و اشراطها اثر الجمیلی و نهایة العالم و اشراط الساعة نوشته منصور عبدالحکیم فقط بخشی از آثار با این عنوان است.
گفتوگو بودیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حاضر شد و فرمود: از چه سخن میگویید؟ گفتیم از قیامت؛ فرمود:
انّها لَن تَقُوم حتی تَرَونَ قبلَها عشر آیاتٍ فَذَکر الدُخان والدجّال والدّابهَ و طلوعَ الشمسِ من مغربِها و نزولَ عیسی بن مریم علیه السلام و یأجوجَ و مأجوجَ و ثلاثه خسوفٍ: خَسفٌ بالمشرقِ و خسفٌ بالمغرب و خَسفٌ بجزیره العرب و آخر ذلک نار تَخرُج من الیَمن تَطردُ الناسَ الی مَحشَرهم؛ (1)قیامت آشکار نمیشود، مگر اینکه ده نشانه پیش از آن ببینید: دود، دجّال، جنبنده، طلوع خورشید از سمت مغرب، نزول عیسی علیه السلام، یأجوج و مأجوج، لرزش زمین در مشرق و مغرب و در جزیرة العرب و آخرین نشانه آتشی است که از سوی یمن آشکار شود و مردم را به سوی محشر سوق دهد.
آن حضرت در روایت دیگری دربارة نشانههای قیامت میفرماید:
عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْیَانِیُّ وَ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِیسَی علیه السلاموَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِیرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَرِ؛ (2)به ناگزیر ده چیز، پیش از برپایی قیامت، رخ خواهد داد: خروج سفیانی، دجّال، پیدا شدن دود، جنبنده، خروج قائم علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب آن، فرود آمدن عیسی علیه السلام، فرو رفتن [در زمین] در ناحیة مشرق و فرو رفتن در منطقة جزیرةالعرب و آتشی که از انتهای عدن بر میخیزد و مردمان را به سوی صحرای محشر راهنمایی میکند.
از آنجایی که روایات مربوط به نشانههای قیامت، در منابع اسلامی ـ بویژه اهل سنت ـ گسترة بسیار وسیعی را به خود اختصاص داده و بررسی همة آنها فرصتی فراختر را میطلبد، در اینجا مبنای درس را بر روایت نقل شده از شیخ طوسی قرار میدهیم.
بنابراین میتوان مجموعة «اشراط الساعة» را ـ بویژه از نگاه منابع شیعی ـ به دو بخش تقسیمکرد:
الف. تحولات انسانی که در حلقه پایانی زندگی دنیا رخ می دهد و عبارت است از: خروج سفیانی، دجّال، جنبنده، خروج قائم و فرود آمدن حضرت عیسی.
دوم. دگرگونیهای کیهانی که به فروپاشی نظام دنیا و ظهور قیامت می انجامد که عبارت است از: پیدا شدن دود، طلوع خورشید از مغربِ آن، فرو رفتن [در زمین] در ناحیة مشرق، فرو رفتن در منطقة جزیرةالعرب و آتش عدن. (1)
1ـ1. خروج سفیانی (2)
پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مردی از نسل ابوسفیان در منطقة شام خروج میکند و با تظاهر به دینداری، گروه فراوانی از مسلمانان را فریب میدهد و بخش گستردهای از سرزمینهای اسلامی (شام، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین و منطقه عراق) را به تصرّف خود در میآورد. (3)در کوفه و نجف، به کشتار شیعیان میپردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین میکند (4)، مدت حکومت او، نه ماه است. (5)
وی، آنگاه که از ظهور آن حضرت آگاه میشود، سپاهی بزرگ برای جنگ با ایشان
1) . از نگاههای دیگر، تقسیمبندیهای دیگری نیز قابل ارائه است؛ مانند تقسیم از نظر زمان وقوع.
2) . به طور مفصل این نشانه در بحث نشانههای ظهور مطرح شد و در اینجا به طور مختصر به آن اشاره میشود.
3) . مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص86.
4) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص651.
5) . طوسی،کتاب الغیبة، ص449.
میفرستد. (1)به امر خدا، همة لشکریان وی ـ جز چند نفر ـ در منطقة «بیداء» (بین مکه و مدینه) در زمین فرو میروند و هلاک میشوند. (2)
«خروج دجال» از نشانههای قیامت است که به خاطر توجه بیش از حد به این پدیده در اینجا به تفصیل به آن میپردازیم. (3)
«دجّال» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و «طلا اندود کردن» است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه میدهند، «دجّال» نامیده میشوند. (4)از روایات استفاده میشود «دجّال» ستمکاری است که در آخِرالزمان، مردم را گمراه میکند. البته در آموزههای هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از آن سخن به میان آمده است. برخی میگویند: دجّال تولد یافته و زنده است. (5)
در روایاتی چند از خروج «دجّال» جزو «اَشْراطُ السَّاعَة» یاد شده است. (6)برخلاف پافشاری برخی بر نشانة ظهور بودن آن، در منابع روایی شیعه، از آن به عنوان حادثهای مهّم یاد شده که مقارن ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ خواهد داد. (7)
در بارة دجّال، چند احتمال وجود دارد:
1) . ر.ک: متقی هندی، کنز العمال، ح31535.
2) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص279، ح67.
3) . مبالغهآمیز نیست اگر گفته شود حجم روایات دجال در منابع اهل سنت چندین برابر روایات مهدویت است. نگارنده بر این اعتقاد است دستهای پیدا و پنهان برخی مخالفان و دشمنان برای به حاشیه کشاندن بحث مهم و تأثیر گذار مهدویت سبب شده تا روایات فراوانی در باره دجال ساخته و در منابع روایی وارد شود.
4) . ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص294.
5) . ر.ک: متقی هندی، کنزالعمال، ج14، ص323 ـ 282.
6) . مسلم، صحیح، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة، ح1؛ ترمذی، سنن، ج4، ص507؛ ابو داوود، سنن، ج4، ص115.
7) . صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص250.
احتمال نخست اینکه: دجّال، نام شخص معیّنی نیست و هر کسی که با ادعاهای پوچ و بیاساس و با حیلهگری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجّال است. اینکه در روایات، از «دجّال»های فراوان سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت میکند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:
لاتَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَخْرُجَ المَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی وَلایَخْرُجُ الْمَهدِیّ حَتَّی یَخْرُجَ سِتُّونَ کَذَّاباً کُلُّهُمْ یَقُولُ أَنَا نَبِیٌّ؛ (1)قیامت، برپا نمیشود تا وقتی که مهدی از فرزندانم، قیام کند. مهدی قیام نمیکند تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگوید: من پیامبرم.
در روایات، از «دجّال»ها و دروغگویان فراوان نام برده شده است؛ چنان که در بعضی دوازده، در برخی سی و برخی هفتاد دجّال آمده است. (2)از میان آنها فردی که در دروغگویی، حیلهگری و مردم فریبی، سرآمد همة دجالان و فتنهاش از همه بزرگتر است، نشانة برپایی قیامت میباشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «پیش از خروج دجّال، بیش از هفتاد دجّال خروج خواهد کرد». (3)
حقیقت داستان دجّال، بیانگر این واقعیت است که در آستانة هر انقلابی، افراد فریبکار و منافقی که معتقد به نظامهای پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزشهایند، برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی گذشته، همة تلاش خود را به کار میگیرند و با سوء استفاده از زمینههای فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیلهگری میزنند.
از آنجایی که انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از همة انقلابهای تاریخ بزرگتر و گستردهتر است، خطر فریبکاران دجّال صفت نیز به مراتب بیشتر
و گستردهتر است. در آستانة ظهور، آنان تلاش خواهند کرد که مردم را فریب داده، آنها را از نتیجة آن، دلسرد و ناامید سازند و از پیروزی حتمی آن جلوگیری کنند. البته میتوان گفت: ممکن است یکی از آن دجّالها ـ که صفات زشت در او بیشتر از همه متبلور است ـ یکی از نشانهها باشد.
احتمال دوم آن است که فردی معیّن و مشخص، به نام «دجّال» ـ با همان ویژگیهایی که برای وی بیان شده است ـ خروج میکند و مردم را به انحراف میکشاند. برخی با استناد به روایاتی چند، او را زنده میدانند؛ برای مثال گفته میشود: او در زمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند. (1)
اصبغ بن نباته از حضرت علی علیه السلام پرسید: «ای امیر مؤمنان! دجّال کیست؟» آن حضرت فرمود:
دجّال، صائد بن صائد (صید) است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب نماید. از شهری برمیآید که آن را اصفهان نامند؛ از دهی که آن را یهودیه گویند. (2)چشم راستش ممسوح و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح میدرخشد. در آن، نقطه عَلَقهای است که با خون در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «کافر» و هر خواننده و بیسواد آن را میخواند. در دریاها فرو میرود و آفتاب با او میگردد. مقابل او کوهی از دود و عقبش کوهی سپید است که مردم تصور میکنند طعام است. در زمان قحطی و سختی خروج میکند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر قدم حمارش، یک میل است و زمین، منزل به منزل زیر پایش درنَوَردیده شود. بر آبی نگذرد، جز آنکه
فرو رود، تا روز قیامت. به آوازی که همة جن و انس و شیاطین ـ در شرق و غرب ـ عالم آن را میشنوند، فریاد میکند: «ای دوستان من! نزد من آیید. منم آنکه آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و رهبری نمود. منم پروردگار شما!» دشمن خدا دروغ میگوید. او یک چشمی است که غذا میخورد و در بازارها راه میرود. به راستی که پروردگار شما نه یک چشم است و نه غذا میخورد؛ نه راه میرود و نه زوال دارد. برتر است خدا از این اوصاف؛ برتری بزرگی. آگاه باشید! بیشترِ پیروانش در آن روزگار، ناپاک زادگانند و صاحب پوستینهای سبز. خداوند تعالی او را در شام بر سر گردنهای که آن را افیق نامند به دست کسی که عیسی علیه السلام پشت سرش نماز میخواند هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و قیامت کبرا باشد. (1)
احتمال سوم این است که برخی میگویند: که مراد از «دجّال» همان سفیانی است که درکتابهای اهل سنّت، بیشتر با عنوان «دجّال» و در کتابهای شیعی با عنوان «سفیانی» آمده است! البته این احتمال مردود است. (2)
در نهایت به نظر عدهای: دجّال، کنایه از کفرجهانی و سیطرة فرهنگ مادی بر جهان است. اینان براساس این احتمال، همه ویژگیهایی که برای دجّال بیان شده، با ویژگیهای استکبار جهانی برابر است. «استکبار» به معنای واقعی، دجّال است که خود را قیّم ملتها میداند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیم، در همه جای زمین دخالت میکند و همه را به زیر سلطه خویش میآورد. (3)
البته غیر از منابع اسلامی، اصل داستان «دجّال» در کتابهای مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژه «دجّال» بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، «دجّال» یاد شده است.
به عنوان مثال در رسالة یوحنا آمده است: « دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند». (1)
از نکات شگفت آور و تأملبرانگیز در انبوه روایات شیعه و سنّی، ارتباط تنگاتنگی است که بین دجّال و یهودیان مطرح شده است. از این نظر بیشتر پیروان دجال، یهودی معرفی شدهاند (2). در منابع اهل سنّت به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست عیسی علیه السلام است. (3)
«خُروج دابة الارض»، به معنای بیرون آمدن جنبندة زمیناست. اینپدیده، هم در روایات شیعه و اهل سنّت، مورد اشاره قرار گرفته و از آن به عنوان «اَشراط السّاعة» و یکی از نشانههای نزدیک شدن قیامت یاد شده است. (4)
دربارة ماهیت «دابه» و چگونگی خروج او، سخنهایی گفته و گمانههایی زده شده است. برخی نوشتهاند: «دابه»، به معنای جنبنده و «ارض» به معنای زمین است. بر خلاف آنچه برخی میپندارند، دابه فقط به جنبندگان غیرانسان
1) . رساله یوحنا، باب2، : 18 و 22.
2) . ر.ک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص528،ح2؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج8، ص661.
3) . تفسیر طبری، ج3، ص290، تفسیر ابن کثیر، ج1، ص579.
4) . ر.ک: صدوق، عللالشرایع، ج1، ص73؛ طوسی، کتاب الغیبة، 266؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص102، و در کتب اهل سنّت ر.ک: بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرار التأویل، ذیل : 82 سوره نمل؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج6، ص210.
اطلاق نمیشود؛ بلکه مفهوم وسیعی دارد که انسانها را نیز در بر میگیرد؛ چنان که در آیه 6 سوره «هود» میخوانیم:
(وَما مِنْ دَابَّةٍ فِی الاَرْضِ اِلاَّ عَلَی اللَّهِ رِزْقُها…)؛ هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر [اینکه] روزیاش بر عهده خداست.
در بارة تطبیق این کلمه، بنای قرآن بر اجمال و ابهام بوده و یگانه وصفی که برای آن ذکر کرده، این است که با مردم سخن میگوید و افراد بیایمان را مشخص میکند؛ ولی در روایات اسلامی و سخنان مفسران، بحثهای فراوانی در این زمینه دیده میشود. در یک جمعبندی میتوان آن را در دو دیدگاه خلاصه کرد:
الف. گروهی، آن را یک موجود جاندار و جنبندة غیرعادی از غیر جنس انسان، با شکل عجیب دانسته و برای آن عجایبی نقل کردهاند. این جنبنده در آخِرالزمان ظاهر میشود و از کفر و ایمان سخن میگوید و منافقان را رسوا میسازد و بر آنها علامت مینهد.
ب. جمعی دیگر به پیروی از روایات، او را یک انسان فوقالعاده، متحرک، جنبنده و فعال میدانند که یکی از کارهای اصلیاش جدا ساختن صفوف مسلمین از کفار و منافقان و علامتگذاری آنان است. حتی از بعضی روایات استفاده میشود که عصای موسی و خاتم سلیمان، با او است. میدانیم عصای موسی، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سلیمان رمز حکومت و سلطه الهی است؛ بنابراین او یک انسان قدرتمند و افشاگر است.
در روایاتی دابة الارض بر شخص امیرمؤمنان علی علیه السلام تطبیق شده است. در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام آمده است:
مردی به عمار یاسر گفت: «آیهای در قرآن است که فکر مرا پریشان ساخته و مرا در شک انداخته است.» عمار گفت: «کدام آیه؟» گفت: «آیة (وَاِذا وَقَعَ القَوْلُ عَلَیْهِمْ
اَخْرَجْنا لَهُمْ دابَةً مِنَ الاَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ…)؛ (1)این کدام جنبنده است؟» عمار گفت: «به خدا سوگند! روی زمین نمینشینم، غذا نمیخورم و آبی نمینوشم، تا دابةُالاَرْض را به تو نشان دهم.» پس به همراه آن مرد خدمت حضرت علی علیه السلام آمد؛ در حالی که حضرت غذا میخورد. هنگامی که چشم امام به عمار افتاد، فرمود: «بیا.» عمار آمد و نشست و با امام غذا خورد.
آن مرد سخت در تعجّب فرو رفت و ناباورانه به این صحنه نگریست؛ چرا که عمار به او قول داده و قسم خورده بود تا به وعدهاش وفا نکند، غذا نخورد. گویی قول و قسم خود را فراموش کرده است!
هنگامی که عمار برخاست و با حضرت علی علیه السلام خداحافظی کرد، آن مرد به او گفت: «عجیب است! تو سوگند یاد کردی که غذا نخوری و آب ننوشی و بر زمین ننشینی، مگر اینکه «دابةالارض» را به من نشان دهی!» عمار در پاسخ گفت: «من او را به تو نشان دادم، اگر فهمیدی.» (2)
امام باقر علیه السلام فرمود:
امام علی علیه السلام پس از ذکر اوصاف خود، فرمود:… من، همان جنبندهای هستم که با مردم سخن میگوید…. (3)
در روایاتی چند، قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام از بزرگترین پدیدههایی دانسته شده که در آستانة رستاخیز شکل میگیرد. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَقُومَ الْقَائِمُ الْحَقُّ مِنَّا وَ ذَلِکَ حِینَ یَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
لَهُ وَ مَنْ تَبِعَهُ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَکَ اللَّهَ اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ فَأْتُوهُ وَ لَوْ عَلَی الثَّلْجِ فَإِنَّهُ خَلِیفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِیفَتِی (1)
قیامت بر پا نمیشود، تا اینکه قیام کنندهای به حق از خاندان ما قیام کند و این، هنگامی است که خداوند، به او اجازه فرماید. هر کس از او پیروی کند، نجات می یابد و هر کس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد.
فرود آمدن پیامبر بزرگ خدا، عیسی بن مریم هنگام قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از دیدگاه همة مسلمانان، یک واقعیت ثابت و از اموری است که تردید در آن راه ندارد. (2)این حادثة بزرگ از شگفتانگیزترین حوادث تاریخ، مهمترین رخدادها، بزرگترین نشانهها و پرشکوهترین دلیلها بر حقانیت امام مهدی علیه السلام است. ابوبصیر گوید: [به امام صادق علیه السلام] عرض کردم: «ای پسر رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟» فرمود:
یا اَبا بَصیرٍ هُوَ الخامِسُ مِنْ وُلْدِ ابنی مُوسی، ذلِکَ ابنُ سَیِّدَةِ الاِماءِ، یَغیبُ غَیْبَةً یَرْتابُ فیها المُبْطِلُونَ، ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَیَفْتَحُ اللهُ عَلی یَدِهِ مَشارِقَ الاَرضِ وَمَغارِبَها، وَیَنزِلُ رُوحُ اللهِ عیسَی بنُ مَرْیَمَ فیُصَلِّی خَلْفَهُ وَتُشْرِقُ الاَرضُ بنورِ رَبِّها…؛ (3)ای ابوبصیر! او پنجمین از فرزندان پسرم موسی است. او فرزند سرور کنیزان است و غیبتی میکند که باطل جویان در آن شک میکنند! خدای تعالی او را آشکار میکند و به دست او شرق و غرب عالم را میگشاید. روح اللّه عیسی بن مریم فرود میآید و پشت سر او نماز میگزارد. زمین به نور پروردگارش روشن میشود…»
مسلمانان به پیروی از قرآن کریم، عیسی بن
مریم را بندة وارسته و شایستة خدا و پیامبر بزرگ او میشمارند و همانگونه که قرآن بارها او را به پاکی، طهارت و قداست و احترام یاد میکند، از وی تجلیل میکنند. به سبب اهمیت این موضوع و شکوه و شخصیت والای آن حضرت است که او، به ارادة خدا و برای تقویت حرکت جهانی و نجاتبخش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، از آسمان فرود میآید.
روایات بسیاری در این باره از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان وحی و رسالت علیهم السلام رسیده و در آن، به فرود آمدن عیسی علیه السلام و اقتدای او به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تصدیق و تأیید آن، اصلاحگر بزرگ عصرها و نسلها، تصریح شده است. (1)
بنابراین یکی از حکمتهای فرود آمدن آن حضرت در قیام امام مهدی علیه السلام، تقویت این حرکت جهانی و اعتراف و تصدیق به حقانیت آن وجود گرانمایه و امامت او است؛ بویژه آنکه حضرت عیسی علیه السلام به امام مهدی علیه السلام اقتدا میکند و به امامت او نماز میگزارد و امامت او را تصدیق و تأیید میکند.
یکی از نشانههای قیامت، پر شدن آسمان از دود است. برخی از مفسران منظور از «دخان مبین» را در آیه (فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتیِ السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِین)؛ (2)همان دود غلیظی دانستهاند که در پایان جهان و آستانة قیامت، صفحة آسمان را می پوشاند و
1) . ر.ک: سیّد محمد کاظم قزوینی، امام مهدی علیه السلاماز ولادت تا ظهور، صص 678-680؛ همچنین ر.ک: صدوق، الامالی، ص271، ح8؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص470؛ صدوق، الخصال، ج1، ص320، ح1؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص49، ح10؛ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص280، ح27، ج2، ص345، ح31.
2) . «پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمی آورد.»؛ دخان (44)، آیه10.
سرآغاز عذاب دردناک الهی، برای ستمگران است. (1)
اگر چه در باره چگونگی این پدیده سخن روشنی در روایات به چشم نمیخورد؛ اما برخی از بزرگان دربارة چگونگی این اتفاق نوشتهاند: «خورشید، هنگام ظهر در آسمان، راکد میشود و ساعتی چند تا هنگام عصر پیدا نباشد؛ آن گاه از مغرب آشکار شود (2). »
عدهای نیز این امر را بعید پنداشته آن را مستلزم در هم ریختن و از هم پاشیدن نظم جهان و تغییر در حرکت منظومة خورشیدی دانسته اند که با اصول حاکم بر نظام طبیعت، ناسازگار است!! ولی به نظر میرسد این امر، همانند بسیاری دیگر از امور، از آیات الهی خواهد بود. افزون بر آن، نظیر این اتفاقات پیشتر نیز در آسمان رخ داده است که از جمله آنها «ردّالشَّمس» (بازگشتن خورشید) برای یوشع بن نون بوده است.
در برخی دیگر از نوشتهها نیز آمده است: «مقصود از طلوع خورشید از مغرب، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. بدین معنا که او، همان خورشید است که در پایان عمر طولانی خویش، طلوع خواهد کرد.» (3)
از آنجایی که چنین مطلبی در کلام معصوم علیه السلام نیامده و علاوه بر آن، در روایات، سخن از طلوع خورشید از مغرب در ردیف قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است؛ بنابراین، طلوع خورشید از مغرب، حادثهای است که پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام و در آستانة قیامت روی خواهد داد.
در روایات اشاره روشنی به چگونگی این نشانه نشده و فقط به فرو رفتن زمین در مشرق، بسنده شده است.
هرچند از این پدیده نیز به روشنی صحبت نشده است؛ اما به نظر میرسد همان «خسف به بیداء» باشد. واژة «خَسْف» به معنای فرو رفتن و پنهان شدن است و «بَیداء» نام سرزمینی بین مکه و مدینه است. (1)منظور از «خسف به بیداء» آن است که سفیانی با لشکری عظیم به قصد جنگ با حضرت مهدی علیه السلام عازم مکه میشود؛ اما آنان بین مکه و مدینه ـ در محلی که به سرزمین «بیداء» معروف است ـ به امر خداوند، در زمین فرو میروند. (2)
آخرین نشانه و نزدیکترین نشانه به برپایی قیامت، ـ به احتمال ـ آتشی است که از عدن بیرون آمده، مردم را به محشر سوق میدهد (تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَرِ).
در برخی روایات، افزون بر موارد یادشده، ناهنجاریهای اجتماعی و گناهان آشکار و عمومی نیز به عنوان «اشراط الساعة» نام برده شده که مشروحترین و جامعترین حدیث در این زمینه آن است که ابن عباس از پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در داستان حجة البلاغ نقل کرده است. (3)در بخشی از آن آمده است:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در کعبه را گرفت و سپس روی
خود را به طرف ما کرد و فرمود: میخواهید شما را خبر دهم از نشانههای قیامت؟ و در آن روز سلمان ـ رضی اللَّه عنه ـ از هر کس دیگر به آن حضرت نزدیکتر بود؛ لذا در پاسخ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشت: بله، یا رسول اللَّه! حضرت فرمود:
یکی از علامتهای قیامت این است که نماز ضایع میشود (یعنی از میان مسلمین میرود) و از شهوات پیروی میشود و مردم به سوی هواها میل میکنند. مال مقامی عظیم پیدا میکند و مردم آن را تعظیم میکنند. دین به دنیا فروخته میشود. در آن زمان است که دل افراد با ایمان در درونشان، برای منکرات بسیاری که میبینند و نمیتوانند آن را تغییر دهند، آب میشود آن چنان که نمک در آب حل میگردد…
سلمان با شگفتی گفت: یا رسول اللَّه: به راستی چنین روزی خواهد رسید؟
فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان!… در این هنگام منکر، معروف، و معروف منکر میشود. خائن امین قلمداد میگردد و امین خیانت میکند. دروغگو تصدیق میشود و راستگو تکذیب میگردد.
سلمان شگفتزده پرسید: یا رسول اللَّه! به راستی چنین چیزی خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان!… در آن روز ربا همه جا را میگیرد و یک عمل آشکار میشود. معاملات با غیبت و رشوه انجام میشود و دین خوار و دنیا بلند مرتبه میشود.
سلمان گفت: یا رسول اللَّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این هنگام طلاق زیاد میشود و هیچ حدی جاری نمیگردد، البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمیشود… .
سلمان عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعی خواهد شد؟
فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به
دست او است ای سلمان! این وقتی است که حرمتها و قرقها شکسته میشود و مردم از روی آگاهی و عمدی در پی ارتکاب گناه هستند. اشرار بر اخیار مسلّط میشوند؛ دروغ آشکار و بیپرده و لجاجتها ظاهر میگردد و فقرا فقر خود را علنی میکنند. مردم در لباس به یکدیگر فخرفروشی میکنند و باران در غیر فصل آن میباشد. مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده میشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده میدانند تا آنجا که یک فرد با ایمان ذلیلترین و منفورترین فرد امت میشود…. (1)
1) . محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج5، ص649 ـ 552.
دجال در لغت به چه معناست و مقصود از خروج دجال چیست؟ ارتباط آن با مهدویت چگونه است؟
در بارة دجال و خروج او احتمالاتی داده شده است؛ هر یک را به اختصار بیان نمایید.
مقصود از خروج دابة الارض چیست؟ دیدگاههایی را که در این باره ذکر شده، توضیح دهید.
یکی از نشانههای قیامت نزول حضرت عیسی علیه السلام است؛ در این باره توضیح داده ارتباط آن را با مهدویت بیان نمایید.
در بارة طلوع خورشید از مغرب توضیح داده، چگونگی این اتفاق را شرح دهید.
فاطمیان، علی، نشانههای پایان، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران: 1381ش.
صدر، سیّد محمّد، تاریخ پس از ظهور، ترجمه حسن سجادیپور، چاپ اول، موعود عصر، تهران: 1384ش.
مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدرسه امام علی علیه السلام، قم: 1380 ش.
امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، چ نوزدهم: شفق، قم 1379ش.
قزوینی، سید محمدکاظم، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ترجمه حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران: 1379هـ.ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
مفاهیم و کلیّات ظهور:
ـ ظهور در لغت و اصطلاح؛
ـ ظهور امام مهدی علیه السلام از نگاه روایات؛
ـ دیدن ظهور مهدی علیه السلام آرزوی صالحان؛
ـ وقت ظهور؛
ـ آگاه شدن امام مهدی علیه السلام از زمان ظهور؛
ـ محل ظهور؛
ـ مراسم ظهور؛
ـ شادمانی اهل آسمان و زمین از ظهور مهدی علیه السلام؛
ـ امر به پذیرفتن مهدی علیه السلام ؛
ـ بیعت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
برانگیخته شدن و ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، بزرگترین حادثهای است که در پایان دوران رخ میدهد و به آرمان بلند همة پیامبران الهی و آرزوی همة انسانها جامة عمل پوشانده میشود. ظهور او به عنوان سرآغاز بنیان جهانی است که در آن همة انسانها بر محور عدل، آخرین صفحات کتاب زندگی روی زمین را به نگارش در میآورند.
ظهور او عینیت بخشی به وعدههای همة پیامبران الهی در تحقق جامعة آرمانی بر مدار یکتاپرستی است. او نه تنها موعود آموزههای ادیان الهی که پاسخی است از خداوند به میل درونی و نیاز فطری همة انسانها.
ظهور او، برانگیخته شدن انسانی است بیمانند که برای تحقق اهداف دیرینة همة انبیا و اولیای خداوند به پا میخیزد تا به نور ایمان و عدالت، سرتاسر گیتی را روشن کند.
در این درس تلاش میشود به بعضی از مباحث مهم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شود، از این رو برای علاقهمندان به بررسیهای عمیقتر کتابهای مفصل توصیه میشود.
از اصطلاحات رایج در فرهنگ مهدویّت، واژة «ظهور» است. این کلمه از نظر لغت به معنای آشکار شدن چیزی است که پیشتر ظاهر نبوده است (1)و در اصطلاح، ظاهر شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از پنهان زیستن طولانی، برای قیام و بر پایی حکومت عدل جهانی است.
افزون بر واژة «ظهور» واژة «بعث» و «قیام» نیز برای ظهور به کار رفته است. «بعث» به معنای فرستادن، (2)برانگیختن و برانگیخته شدن است. این کلمه بیشتر در بارة برانگیخته شدن پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم به کار رفته است؛ اما در بعضی از روایات ظهور و گاهی قیام حضرت مهدی صلی الله علیه و آله و سلم با این واژه بیان شده است. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ابشرکم بالمهدی یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس… ؛ (3)بشارت باد شما را به مهدی که در هنگام اختلاف مردم برانگیخته شود….
طوسی در کتاب الغیبة (4)و اربلی در کتاب کشف الغمة (5)این روایت را به نقل از ابو سعید خدری نقل کردهاند. امام رضا علیه السلام نیز فرمود:
… حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً مِنَّا خَفِیَّ الْوِلَادَةِ وَ الْمَنْشَإِ غَیْرَ خَفِیٍّ فِی نَسَبِهِ؛ (6)تا اینکه خداوند بر این امر جوانی از ما را برانگیزد؛ ولادت و منشأش مخفی و نسبش آشکار است.
در روایات معصومین علیهم السلام آنگاه که سخن از «ظهور» به میان میآید، بیشتر به آشکار شدن حضرت اشاره دارد؛ اما گاهی به موضوعات دیگری نیز اشاره میشود:
امام باقر علیه السلام در این باره فرمود:
إِنَّ لِلْغُلَامِ غَیْبَةً قَبْلَ ظُهُورِه؛ (1)همانا برای قائم، غیبتی است پیش از ظهورش….
امام صادق علیه السلام در روایتی ظهور وی را به ارادة الهی دانسته، میفرماید:
فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ إِظْهَارَ أَمْرِهِ نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةً فَظَهَرَ فَقَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی؛ (2)چون خدای عزّ ذکره اراده کند که امر او را ظاهر سازد، در دلش نکتهای میگذارد؛ پس ظاهر میشود و به امر خدای تبارک و تعالی قیام میکند.
در بارة چگونگی این آشکار شدن سخنی روشن در روایات نیامده است؛ اما از آنجا که این ظهور پایان غیبت دانسته شده، میتوان این آشکار شدن را طبق روایاتی که به چگونگی غیبت اشاره کردهاند، تعریف کرد. برخی روایات غیبت را ناپیدایی دانستهاند. بر این اساس ظهور حضرت، به معنای کنار رفتن پرده از مقابل دیدگان مردم و آشکار شدن ناگهانی او است. در حالی که طبق روایات ناشناسی، ظهور به معنای معرفی آن حضرت توسط خودش به مردم است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
تَوَاصَلُوا وَ تَبَارُّوا وَ تَرَاحَمُوا فَوَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَیَأْتِیَنَّ عَلَیْکُمْ
وَقْتٌ لَا یَجِدُ أَحَدُکُمْ لِدِینَارِهِ وَ دِرْهَمِهِ مَوْضِعاً یَعْنِی لَا یَجِدُ عِنْدَ ظُهُورِ الْقَائِمِ علیه السلام مَوْضِعاً یَصْرِفُهُ فِیهِ لِاسْتِغْنَاءِ النَّاسِ جَمِیعاً بِفَضْلِ اللَّهِ وَ فَضْلِ وَلِیِّهِ؛ (1)به یکدیگر بپیوندید و نیکی کنید و نسبت به هم مهربان باشید؛ پس سوگند به آنکه دانه را شکافته و جانداران را از نیستی آفرید! روزی فرا میرسد که هیچ یک از شما جایی برای درهم و دینارش نمییابد؛ یعنی به هنگام ظهور قائم علیه السلام محلّی که در آن درهم و دینار خود را صرف کند، نمییابد به جهت بی نیازی همه مردم که با فضل خدا و ولیّ او حاصل شده است.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در خطبهای فرمود:
… سَیُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَ یَمْحَقُ الْبَاطِلَهاها طُوبَی لَهُمْ عَلَی صَبْرِهِمْ عَلَی دِینِهِمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ وَ یَا شَوْقَاهْ إِلَی رُؤْیَتِهِمْ فِی حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ… ؛ (2)خدا هم با کلمات خود (ائمه یا آیات قرآن و یا تقدیر خود) حق را ثابت کند و باطل را از میان ببرد. آه آه، خوشا به حالشان که در زمان صلح و آرامش، بر دینشان شکیبایی ورزیدند، هان از اشتیاق به دیدارشان در زمان ظهور دولتشان… .
درک زمان ظهور دارای فضیلت فراوانی است؛ از این رو انسانهای صالح در طول تاریخ، همواره آرزومند حضور در آن دوران بودهاند. پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره به ارجمندی حضور در آن رخداد بزرگ اشاره میکردند. امام علی علیه السلام در روایت یاد شده در بحث قبل به این مسئله اشاره فرموده است. حضرت حسین بن علی علیهما السلام نقل کرده است:
مردی نزد پدرم آمد و از اوصاف مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسید. ایشان وقتی صفات او را ذکر
کرد، با حالتی سرشار از عشق و شیدایی، به سینه خود اشاره کرده، آهی کشید و از شدت اشتیاقِ به ایشان، به سینه خود اشاره فرمود. (1)
ابوبصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است:
… فَیَا طُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَهُ وَ کَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ؛ (2)پس خوشا به حال آنکه او را در مییابد و از یاران اوست.
امهانی ثقفیه گوید:
بامدادی خدمت سرورم، امام محمد باقر علیه السلام رسیدم و گفتم: ای آقای من! آیهای از کتاب خدا بر دلم خطور کرده، مرا پریشان ساخته و خواب از چشمم ربوده است. فرمود: ای ام هانی! بپرس. پرسیدم: ای سرورم! این قول خداوند: (فَلا اُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ، الجَوارِ الکُنَّسِ)؛ (3)فرمود: ای ام هانی! خوب مسألهای پرسیدی. این، مولودی در آخِرُالزّمان است. او مهدی این عترت است و برای او حیرت و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن، گمراه میشوند و اقوامی نیز هدایت مییابند. ؛ (4)خوشا بر تو اگر او را دریابی! و خوشا بر کسی که او را دریابد!
کلینی بخش پایانی روایت را اینگونه نقل کرده است:
ثُمَّ یَظْهَرُ کَالشِّهَابِ یَتَوَقَّدُ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاءِ فَإِنْ أَدْرَکْتِ زَمَانَهُ قَرَّتْ عَیْنُکِ؛ (5)… سپس مانند شعلهای در شب تاریک فروزان میشود، اگر زمان او را درک کنی، چشمت روشن میگردد.
1) . «… وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَی صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَی رُؤْیتِهِ»؛ نعمانی، الغیبة، ص212، ح1.
2) . نعمانی، الغیبة، ص 234، ح22.
3) . تکویر (81)، 2 و 3.
4) . «فَیاطُوبی لَکِ اِنْ اَدرَکْتِهِ، وَیا طُوبی لِمَنْ اَدرَکَهُ» صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، باب32، ح14.
5) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص341.
امام صادق علیه السلام در بارة زمان آن حضرت فرمود:
فَطُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ الزَّمَان؛ (1)پس خوشا به حال آنکه آن زمان را درک کند.
امامان معصوم علیهم السلام با این تعبیرها به بزرگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دوران ظهور او را خاطر نشان میساختند.
یکی از موضوعات مهم در مباحث مهدویت، «وقت ظهور» است؛ به گونهای کــه حتی ســالهــا پیش از ولادت حضرت مهــدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دربــارة آن، از معصومان علیهم السلام پرسش میشد. آنان نیز مسائل مربوط به آن حضرت ـ بویژه زمان ظهور آن حضرت ـ را از رازهای الهی دانسته و وقتگــذاران را تکذیــب میکردند. با گذری کوتاه در سخنان ائمة اطهار علیهم السلام دربارة وقت ظهور، به مطالب ذیل بر خواهیم خورد:
در روایت مشهوری آمده است:
وقتی دعبل ـ شاعر بلند آوازه شیعی ـ در محضر امام رضا علیه السلام در ضمن قصیدهای، سخن از ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام بر زبان جاری ساخت، آن حضرت در حالی که سرشک از دیدگانش جاری بود، رو به دعبل کرد و فرمود: ای خزاعی! همانا روح القدس بر زبانت، این دو بیت را جاری ساخت. آیا میدانی این امام کیست و چه زمانی قیام میکند؟
آنگاه خود آن حضرت به معرفی امام مهدی علیه السلام پرداخت. سپس درباره زمان ظهورش چنین فرمود: اما اینکه «چه زمانی ظهور خواهد کرد»، این خبردادن از وقت است.
1) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص90، ح21؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص334، ح5.
پدرم از پدرش و ایشان از پدرانش از رسول گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردهاند که وقتی از آن حضرت سؤال شد: ای رسول خدا! چه زمانی قائم از ذریة شما ظهور میکند؟ آن حضرت فرمود: مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ (اَلَّتی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَالاَرْضِ لا تَأْتِیَنَّکُم اِلاَّ بَغْتَةً) (1)(2)جز او [هیچ کس] آن را به موقع خود آشکار نمی گرداند. [این حادثه] بر آسمانها و زمین گران است، جز ناگهان به شما نمی رسد.
پنهان بودن زمان ظهور، همانند زمان قیامت و رستاخیز است که یک نوع آزادی عمل برای همگان پیدا میشود. از سوی دیگر چون زمان آن به طور دقیق معلوم نیست و در هر زمان محتمل است، نتیجهاش حالت آماده باش دائم است. دربارة قیام حضرت مهدی علیه السلام نیز اگر تاریخ تعیین میشد و زمان ظهور دور بود، همه در غفلت و غرور و بیخبری فرو میرفتند و اگر زمانش نزدیک بود، ممکن بود آزادی عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبه اضطراری پیدا کند. همانگونه که آشکار کردن زمان رستاخیز بزرگ، فقط در اختیار خداوند است، اعلان زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در دست خداوند است.
خداوند در ادامه آیه یاد شده، آگاهی به قیامت را در علم خداوند دانسته است:
(یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ)؛ (3)[باز] از تو می پرسند، گویا تو از [زمان وقوع] آن آگاهی، بگو: «علم آن، تنها نزد خداست.
بر این اساس اینکه عدهای به خود جرئت میدهند و به راحتی هنگام ظهور را تعیین
میکنند، جای بسی تأمل است!
وقتی چنین پرسشی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مطرح شد، ضمن توقیعی اینسان پاسخ فرمود:
وَ أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَی اللَّهِ وَ کَذَبَ الْوَقَّاتُون؛ (1)اما ظهور فرج همانا در اختیار خداوند متعال است و وقتگذاران دروغ گفتند.
آن حضرت در آخرین توقیع به سفیر چهارم خود، ظهور را فقط در اراده و اختیار خداوند دانسته، میفرماید:
… ولا ظهور إلا بعد إذن الله؛ (2)…ظهوری نخواهد بود؛ مگر آنگاه که خداوند اجازه فرماید.
پس زمان آغاز ظهور، یکی از اسرار الهی است و اندیشه و فکر بشر از رسیدن به آن، سخت کوتاه و ناتوان است.
امام علی علیه السلام نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اَلْمَهْدِی مِنَّا اَهْلَ الْبَیْتِ یُصْلِحُ اللَّه لَهُ اَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ؛ (4)مهدی از ما اهل بیت است که خداوند امر [فرج] او را در یک شب اصلاح میفرماید.
امام باقر علیه السلام نیز پس از بیان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرمود:
ثُمَّ یَبْدُو کَالشِّهَابِ الْوَقَّادِ فِی ظُلْمَةِ اللَّیْل؛ (5)او همــانند شهــابی شعلهور در تاریکی شب، آشکــار خواهد شد.
1) . طوسی، کتاب الغیبة، ص 291.
2) . صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص516، ح44؛ قطب الدین راوندی، الخرایج والجرایح، ج 3، ص 1128؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص 395.
3) . بر خلاف پندار کسانی که ظهور را با غیبت مقایسه کرده، گفتهاند: چون غیبت صغرا مقدمه غیبت کبرا بود، پس دورانی به عنوان ظهور اصغر در پیش داریم.
4) . نعمانی، الغیبة، ص163؛ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص152.
5) . طوسی، کتاب الغیبة، ص159؛ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص324.
آگاه شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از وقت ظهور، براساس الهام خواهد بود. بدون شک، معصومــان علیهم السلام مورد الهام خداوند قرار میگیرند. البته وحی، به صورت رسمی با رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پایان گرفت؛ ولی در موارد فــراوانی به اهــل بیت علیهم السلام الهاماتی شده و خواهد شد. برخی روایات چگونگی آگاه شدن حضرت مهدی علیه السلام از زمان ظهور را از راه الهام ذکر کرده است.
مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام در باره آیه (فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُور)، فرمود:
إِنَّ مِنَّا إِمَاماً مُظَفَّراً مُسْتَتِراً فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ إِظْهَارَ أَمْرِهِ نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةً فَظَهَرَ فَقَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی؛ (1)همانا امام پیروز و پنهان از ما خاندان است و چون خدای عزّ ذکره اراده کند که امر او را ظاهر سازد، در دلش نکتهای میگذارد. سپس ظاهر میشود و به امر خدای تبارک و تعالی قیام میکند.
در بارة محل ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گردآمدن یاران ویژة او و نیز پیمان مردم با وی، در روایات پرشماری بین رکن و مقام در مسجد الحرام دانسته شده است. این روایات در دستههای زیر قابل تقسیم است:
ظهور از مکه؛
ظهور از مسجد الحرام؛
ظهور از بین رکن و مقام.
مسجدالحرام از مهمترین مساجد روی زمین است که محیط بر کعبه و قبلهگاه مسلمانان است. بین مسلمین از جایگاه ویژهای برخوردار بوده
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص343، ح30؛ نعمانی، الغیبة، ص187، ح40؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص164؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص349، ح42؛ محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص192.
و در قداست و عظمت ویژهای در تاریخ بعثت پیامبران الهی دارد.
آغاز رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آنجا بوده و نیز همة مسلمانان به طرف آن نماز میگزارند؛ به همین در نگاه آنان دارای عظمت است؛ بویژه آنکه محل آغاز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (1)
اگرچه همة مکانهای این مسجد دارای عظمت و اهمیت است، اما در برخی روایات تأکید شده محل آشکار شدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بین رکن و مقام است. پیــامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
فیهِم مَهدِی اُمَّتی مُحَمَّدٌ الَّذی یَمْلَأُ الاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْرَاً، وَاللّهِ اِنّی لَاَعْرِفُ مَنْ یُبایِعُهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالمَقامِ وَاَعْرِفُ اَسْماءَ آبائِهِمْ وَقَبائِلِهِمْ؛ (2)مهدی امتم میان ایشان (امامان) محمدی است که زمین را از عدل و داد آکنده سازد؛ همچنان که از ظلم و جور پر شده باشد. به خدا سوگند! من کسانی را که میان رکن و مقام با او بیعت میکنند، می شناسم و اسامی پدران و قبایلشان را نیز میدانم.
در برخی آثار اهل سنّت نیز جایگاه بیعت حضــرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بــا یــارانش، دانسته شده است. (3)در هر حال محل ظهور حضرت، میان رکن و مقام در مسجد الحرام است.
ابو خالد کابلی از امام باقر علیه السلام روایت کند که در بارة آیة: (فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ
جَمِیعاً) (1)فرمود:
یَعْنِی أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَمِائَةِ وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ الْأُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قَالَ یَجْتَمِعُونَ وَ اللَّهِ فِی سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ…؛ (2)مقصود از نیکیها ولایت (اهل بیت علیهم السلام) است و مقصود از گفتار خدای تبارک که «هر کجا باشید خداوند همه شماها را بیاورد»، اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند که متجاوز از 310 مردند، فرمود: و آنهایندـ به خدا سوگند ـ «امت معدوده» و آنان در یک ساعت گرد میآیند مانند پارههای ابر پاییز (که گرد هم جمع میشوند).
اسماعیل بن جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است:
به خدا قسم! گویی هم اکنون او را میبینم که پشت خود را به حجر تکیه داده و از خداوند وفای وعده خود را مطالبه کند. آنگاه می گوید: ای مردم! هر کس با من در مورد خدا محاجّه (بحث و گفتوگوی متقابل) نماید، پس من خود سزاوارترین مردم به خداوند هستم… سپس به سوی مقام میرود و نزدیک آن، دو رکعت نماز بهجای میآورد و از خداوند وفای به وعدهاش را درخواست مینماید.
سپس امام باقر علیه السلام فرمود:
به خدا قسم! او همان مضطرّ است که خداوند در بارهاش میفرماید: (أَمَّن یجُِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ) (3). این آیه در باره او و برای او نازل شده است. (4)
محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود:
1) . «به نیکیها پیشی گیرید، هر کجا باشید خداوند همه شما را بیاورد.» بقره (2)، آیه 148.
2) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص313، ح487.
3) . «یا [کیست] آن کس که درمانده راـ چون وی را بخواندـ اجابت میکند، و گرفتاری را برطرف می گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار میدهد؟». نمل (27)، آیه 62.
4) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص181.
… در این هنگام است که قائم ما خروج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است: (بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین)؛ (1)سپس میگوید: منم بقیّة اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستندهای به او چنین سلام گوید: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فی ارضه، و چون برای بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند خروج خواهد کرد. (2)
روایات آنگاه که سخن از ظهور آن حضرت به میان میآورد، به پیروی از او تأکید میکند و امتناع کنندگان از این کار را هلاک شونده میداند. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام و او از پدرش نقل کرده که فرمود:
… إِذَا تَحَرَّکَ مُتَحَرِّکُنَا فَاسْعَوْا إِلَیْهِ وَ لَوْ حَبْواً وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یُبَایِعُ النَّاسَ…؛ (3)و چون کسی که از طرف ما حرکت میکند، فعّالیت خود را آغاز نماید؛ به سوی او بشتابید [به هر نحو ممکن]؛ اگر چه بر دست و زانو باشد. به خدا سوگند! گویی هم اکنون به او مینگرم که میان رکن و مقام از مردم بیعت می گیرد.
در برخی روایات از مراسم «بیعت (4)یاران» با
1) . «اگر مؤمن باشید، باقیمانده خدا برای شما بهتر است»؛ هود (11)، آیه 86.
2) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص330، ح16؛ و نیز: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص411، ح2.
3) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص194، ح1.
4) . «بیعت» واژة عربی از ریشه (ب ی ع) بــه معنای خرید و فروش و ایجاب و پذیرش بیع و در اصطلاح بر هم زدن کف دست راست از طرفین معامله به نشانه ختم معامله و تسلیم است و نیـز بــه هــر عمل و رفتاری اطلاق میشود که شخص به وسیله آن، فرمانبرداری خود را از شخص دیگر و سرسپردگی در برابر امر و سلطه او نشان دهد. شاید اطلاق کلمه «بیعت» به این معنا، از این جهت است که هر یک از دو طرف، تعهّدی همچون دو معاملهگر در برابر دیگری میکنند؛ بیعت کننده حاضر میشود تا پای جان و مال و فرزند در راه اطاعتِ او بایستد و بیعتپذیر نیز حمایت و دفاع او را بر عهده میگیرد.
آن حضرت، به عنوان نخستین مراسم ظهور یاد شده است. بیعت، سنّتی بود که پیش از اسلام، میان عرب رواج داشت؛ به همین دلیل طائفة اوس و خزرج در آغاز اسلام به مکه آمدند و با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در عقبه بیعت کردند. برخورد آنها با مسئله بیعت، برخورد با یک امر آشنا بود. پس از آن نیز پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در فرصتهای گوناگون، با مسلمانان تجدید بیعت کرد.
گفتنی است در باره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام ـ که از سوی خدا نصب میشوند ـ به بیعت نیازی نیست، یعنی اطــاعت پیــامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امــام معصوم منصوب از سوی او، واجب است؛ چه بر کسانی که بیعت کردهاند و چه آنان که بیعت نکردهاند. به تعبیر دیگر، لازمة مقام نبوّت و امامت، وجوب اطاعت است؛ همان گونه که قرآن میفرماید:
(یَا اَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الاَمْرِ مِنْکُمْ)؛ (1)ای کسانی که ایمان آوردهاید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.
حال این پرسش پیش میآید که: چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یاران خود یا تازه مسلمانان، بیعت گرفت که دو نمونه آن (بیعت رضوان و بیعت با اهل مکه)، به طور صریح در قرآن آمده است؟ (2)
در پاسخ باید گفت: بدون شک این بیعتها، یک نوع تأکید بر وفاداری بوده که در مواقع خاصی انجام میگرفته است. بخصوص برای مقابله با بحرانها و حوادث سخت از آن استفاده میشده است تا در سایة آن، روح تازهای در کالبد
افراد دمیده شود. همین امر در بیعت با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز صورت خواهد گرفت که جنبه تأکید بر وفاداری دارد.
یکی از کارهــای نخست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گرفتن بیعت از یاران خود است. این بیعت، در مسجد الحرام و بین رکن و مقام صورت میگیرد. (1)البته در روایاتی نقل شده که نخستین بیعتکننده با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جبرئیــل امیــن است. امام باقر علیه السلام فرمود:
…فَیَکُونُ أَوَّلُ مَنْ یُبَایِعُهُ جَبْرَئِیلَ ثُمَّ الثَّلَاثَمِائَةِ وَ الثَّلَاثَةَ عَشَر؛ (2)… پس نخستین کس که با او بیعت میکند، جبرئیل است. سپس آن 313 نفر [بیعت میکنند]….
افزون بر روایات شیعه در پارهای از روایات اهل سنّت نیز بر بیعت یاران حضرت با ایشان تأکید شده است. (3)ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: پدرم به من فرمود:
… وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یُبَایِعُ النَّاسَ عَلَی کِتَابٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ؛ (4)… به خدا سوگند! گویی هم اکنون به او مینگرم که میان رکن و مقام به فرمانی جدید از مردم بیعت میگیرد، فرمانی که بر عرب سخت گران است.
بنابراین بیعت فقط به دلیل تأکید بر دلدادگی یاران نسبت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و
1) . طوسی، کتاب الغیبة، ص476، ح502؛ عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنف، ج11، ح20769.
2) . علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص204؛ نیز ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج4، ص184، ح3.
3) . عبد الرزاق صنعانی، المصنف، ج11، باب المهدی، ح20769؛ نیز نک: مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص123.
4) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، 194، ح1؛ ص262، ح22؛ ص263، ح24.
هرگز به سبب اعتماد و یا عدم اعتماد نیست. (1)امام مهدی علیه السلام پس از ظهور، به هدایت و ارشاد مردم میپردازد و آنان را به معنویت و عدل و داد فرا میخواند. در برابر گفتوگوهای منطقی و ارشادات آن حضرت، گروه باطل و صاحبان زر و زور و تزویر و فساد قرار میگیرند. در نتیجه آن حضرت بعد از اتمام حجت به مبارزه میپردازد و نهضت مستضعفان و ستمدیدگان را رهبری میکند… و در اینجاست که قیام جهانی او آغاز میشود.
همة هستی از نافرمانی خداوند و ستم به دیگران در رنج و ناخرسندیاند؛ از این رو نه فقط انسانها که اهل آسمانها نیز از ظهور او و برپایی عدل و قسط، شادمان و خشنود میشوند. امیر مؤمنان علیه السلام در این باره فرمود:
یَفْرَحُ بِخُرُوجِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ سُکَّانُهَا؛ (2)اهل آسمانها و ساکنان آن از خروج او شادمان میشوند.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی… یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ؛ (3)شما را مژده میدهم به مهدی که در امت من برانگیخته میشود… و ساکنان آسمان و زمین از وی خشنود باشند.
مردگان نیز در عالم برزخ، از این واقعه بزرگ شادمان میشوند و به یکدیگر بشارت میدهند. امام علی علیه السلام فرمود:
… إِذَا هَزَّ رَایَتَهُ أَضَاءَ لَهَا مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ… وَ لَا یَبْقَی مَیِّتٌ إِلَّا دَخَلَتْ عَلَیْهِ تِلْکَ الْفَرْحَةُ فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ فِی قَبْرِهِ وَ هُمْ یَتَزَاوَرُونَ فِی
قُبُورِهِمْ وَ یَتَبَاشَرُونَ بِقِیَامِ الْقَائِمِ؛ (1)و چون پرچمش به اهتزاز درآید، از مشرق تا مغرب را تابان میکند و… و هر مؤمنی ـ گر چه در قبر خود باشد ـ شادمان میشود، و به دیدار هم میروند، و مژده ظهور قائم را به یک دیگر میدهند.
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، 2، ص653، ح17.
ظهور به چه معناست و تفاوت اساسی دو دیدگاه شیعه و اهل سنت در چیست؟
در بارة وقت ظهور و تکذیب وقتگذاران توضیح داده، چگونگی آگاه شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از وقت ظهور را بیان نمایید.
طبق روایات محل ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کجاست؟ در باره فضیلت آن مکان روایاتی را نقل کرده توضیح دهید.
در بارة مراسم بیعت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف توضیح داده، فلسفة این بیعت را شرح دهید.
در بارة شادمانی اهل آسمان و زمین از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف توضیح داده، به نظر شما این شادمانی به چه دلیل اتفاق میافتد؟
قزوینی، سید محمدکاظم، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ترجمه حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران: 1379هـ.ش.
بنیهاشمی، سیّد محمد، سلوک منتظران، تهران، منیر، 1382ش.
ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن (الملاحم و الفتن)، اصفهان، گلبهار، 1416ق.
کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالی، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1378 هـ.ش.
تقوی، سید حسین، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ظهور تا پیروزی، نور الاصفیاء، قم، 1381ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
یک. مفهوم شناسی قیام؛
دو. حتمی بودن قیام امام مهدی علیه السلام؛
سه. مهمترین عناصر قیام امام مهدی علیه السلام؛
چهار. زمان و مکان قیام؛
پنج. ابزار قیام (سلاح حضرت و یاران)؛
شش. جغرافیای قیام و فتوحات؛
هفت. برخی آثار و برکات قیام امام مهدی علیه السلام.
حکومت عدل جهانی و خلافت مؤمنان شایسته، بشارتی است که در همة آموزههای آسمانی به چشم میخورد. قیام جهانی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، نهضتی بزرگ و حتمی، علیه همة ستمگران و ستمپیشگان است که آخرین راه نفس را بر زندگی مادی و معنوی انسانها بستهاند. اگر چه تحقق این وعده، بر خداوند متعال لازم و حتمی است و نیازی به دلیل نیست؛ اما در سخنان معصومان و دانشمندان مسلمان بر حتمی بودن آن تأکید شده است.
در این درس با مجال محدود، به بعضی از بحثهای مربوط به این حادثة بزرگ اشاره میشود.
برخی از عرصههای مهم این بحث از این قرارند:
از مشهورترین تعبیرها برای انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام ـ در منابع شیعه ـ قیام است. (1)
1) . این واژه و مشتقات آن بجز در کتاب الفتن نعیم بن حماد یا کسانی که از وی نقل کردهاند، در منابع اهل سنت یافت نشد. نک: نعیم بن حماد، الفتن، ص260، 962 و 974؛ ونیز نک: متقی هندی، کنز العمال، ج11، ص247، شماره 31400.
این واژه به معنای ایستادن و نقیض و خلاف معنای نشستن است. (1)و در اصطلاح عبارت است از: نهضت جهانی حضرت مهدی علیه السلام برابر ستمگران، برای برپایی قسط و عدل در سراسر کره زمین. چنین حادثهای بس بزرگ و با اهمیت است و در روایات از روز قیام آن حضرت، به عنوان یکی از «ایام الله» یاد شده است. امام باقر علیه السلام در این باره میفرماید:
اَیَّامُ اللّهِ ثَلاثَةٌ یَوْمُ یَقُومُ القائِمُ وَیَوْمُ الکَرَّةِ وَیَوْمُ الْقِیامَةِ؛ روزهای خداوند سه [روز] است؛ روزی که حضرت قائم علیه السلام قیام خواهد کرد و روز بازگشت برخی از مردگان و روز رستاخیز. (2)
این اهمیت سبب شده تا در روایات شیعه، لقب «قائم» در میان القاب آن حضرت، از جایگاه ویژهای برخوردار شود و لقبی به اندازة آن مورد استفاده قرار نگیرد. گویا از آنجا که قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، درخشانترین فصل زندگی آن حضرت است؛ اتصاف به این صفت و لقب، همواره در کلام معصومان علیهم السلام مورد تصریح و تأکید قرار گرفته است. پس مهمترین سبب اتصاف به این لقب، آن است که او، در برابر اوضاع سیاسی و انحرافات دینی و اجتماعی، بزرگ ترین قیام تاریخ را رهبری خواهد کرد. البته همة امامان علیهم السلام قائم به حق هستند؛ اما ویژگیهای قیام امام مهدی علیه السلام، آن حضرت را از دیگر امامان متفاوت ساخته است. ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجع به امام قائم علیه السلام پرسید، حضرت فرمود:
کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّی یَجِیءَ صَاحِبُ السَّیْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّیْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَیْرِ الَّذِی کَانَ؛ (3)همه ما قائم به امر خدائیم؛ یکی پس از دیگری تا زمانی که صاحب شمشیر بیاید. چون صاحب شمشیر
آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده می آورد.
از امام جواد علیه السلامپرسیدند: «چرا او را قائم مینامند؟» فرمود:
لاَنَّهُ یقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَاِرْتِدادِ اَکْثَرِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ؛ (1)زیرا او پس از آنکه یادش از بین برود و بیشتر معتقدان به امامتش مرتدّ شوند، قیام می کند.
در برخی روایات «ظهور» و «قیام» در یک معنا به کار رفته است و این خود سبب شده تا افرادی هر دو را در یک معنا به کار برند. اما از روایاتی چند به دست میآید که ظهور با قیام متفاوت است و قیام مرحلهای متأخر بر ظهور میباشد.
کلینی از امام صادق علیه السلام در باره قول خداوند عز و جل((فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ))؛ (2)نقل کرده است که فرمود:
إِنَّ مِنَّا إِمَاماً مُظَفَّراً مُسْتَتِراً فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ إِظْهَارَ أَمْرِهِ نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةً فَظَهَرَ فَقَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی؛ (3)همانا امام پیروز و پنهان از ما خاندان ا و چون خدای ـ عزّ ذکره ـ اراده کند که امر او را ظاهر سازد، در دلش نکتهای میرد، پس ظاهر میو سپس به امر خدای تبارک و تعالی قیام کند.
علاوه بر کلینی این روایت را کشی در کتاب رجال خود، (4)نعمانی در الغیبه (5)، و شیخ طوسی در کتاب الغیبه (6)با اندک تفاوتی نقل کردهاند که استفاده از حرف «فاء» در «فقام» میتواند
چنین برداشتی را برساند.
در روایت دیگری از امام جواد علیه السلام نیز به این نکته اشاره شده است:
هیچ یک از ما نیست جز آنکه قائم به امر خدای تعالی و هادی به دین الهی است؛ امّا قائمی که خدای تعالی به وسیله او زمین را از اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید، کسی است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان نهان و بردن نامش حرام است. او همنام و همکنیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و کسی است که زمین برایش در هم پیچیده میشود و هر دشواری برایش هموار میگردد. از اصحابش 313 تن به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند… .
در ادامه فرمود:
فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ الْإِخْلَاصِ أَظْهَرَ اللَّهُ أَمْرَهُ فَإِذَا کَمَلَ لَهُ الْعَقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ (1)و چون این تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم میآیند، خدای تعالی امرش را ظاهر سازد (ظهور کند) و چون عقد ـ که عبارت از ده هزار مرد باشد ـ کامل شد، به اذن خدای تعالی قیام میکند و دشمنان خدا را میکشد تا خدای تعالی خشنود گردد.
روشن است در این روایت «اظهار امر» و «خروج» متفاوت است؛ مقصود بخش نخست ظهور و بخش دوم قیام و خروج است. شاید بتوان اختلاف برخی روایات در مورد زمان ظهور و قیام را با این تقسمبندی رفع نمود؛ یعنی برخی ناظر به زمان ظهور و بعضی دیگر ناظر به زمان قیام باشد.
افزون بر بعضی از آیات قرآن ـ که به
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص377، ح2.
فرودستان و مؤمنان شایسته بشارت پیشوایی (1)و خلافت بر زمین (2)داده شده ـ روایاتی به قطعی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح کرده است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَقُومَ قَائِمُ الْحَقِّ مِنَّا… ؛ (3)هرگز رستاخیز به پا نگردد، مگر اینکه پیش از آن قائم بحقّ، از خاندان ما قیام کند.
همچنین امام علی علیه السلام در این باره فرمود: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
به ناگزیر ده چیز پیش از برپایی قیامت خواهد بود: سفیانی، دجّال، دود، دابه، خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، طلوع خورشید از مغرب خود، فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام، فرو رفتن در مشرق و فرو رفتن در جزیرة العرب و آتشی که از قعر عدن بیرون خواهد آمد تا مردم را به سوی محشر سوق دهد. (4)
محمد بن علی حلبی گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که فرمود:
اخْتِلَافُ بَنِی الْعَبَّاسِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ مِنَ الْمَحْتُومِ؛ (5)اختلاف بنی عباس حتمی است و ندای آسمانی نیز حتمی است و خروج قائم نیز حتمی است.
از این روایات و مانند آن (6)استفاده میشود که قیام حضرت مهدی علیه السلام، از امور حتمی و قطعی است که هرگز در آن تخلف صورت نمیگیرد.
1) . (وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین)؛ قصص (24)، آیه 5.
2) . (وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ)؛ نور(24)، آیه 55.
3) . صدوق، عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج2، ص59، ح230.
4) . طوسی، کتاب الغیبة، ص436، ح426.
5) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص 310، ح484.
6) . نک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص377، ح1.
همانگونه که در بحث شرایط ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شد، اموری به عنوان «شرط» برای ظهور و قیام مطرح است. افزون بر آنها برخی امور دیگر نیز به عنوان عناصر قیام، ایفای نقش میکند. که در مجموع میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: (1)
الف. عناصر انسانی؛ و آن عبارت است از انسانهایی در شکلگیری و پیروزی نقشی مهم دارند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان رهبر قیام و پس از وی، یاران و سرانجام یاوران انسانهایی هستند که وظایف مهمی را بر دوش دارند. (2)
ب. عناصر غیر از انسانها؛ یعنی، عواملی غیر از انسانها که وجود آنها در قیام، قابل توجه است. از امدادهای الهی گرفته تا میراث پیامبران، بخشی از این عناصر به شمار میآیند. (3)
در برخی روایات دربارة زمان قیام و ظهور یک تعبیر شده است؛ به نظر میرسد آنچه دربارة تکذیب وقتگذاران در روایات ذکر شد، مربوط به زمان ظهور است.
بنابراین زمان قیام اگر چه به روشنی بیان نشده؛ اما بعضی از رخدادها ـ چون اتمام حجت بر جهانیان و گردآمدن یاوران برای آغاز قیام ـ ضروری دانسته شده است. البته در بعضی از آنها از روز عاشورا، به عنوان روز قیام آن حضرت یاد شده است. روزی که امامان شیعه، یاد آن را زنده میداشتند و در آن، مجلس عزا بر پا میکردند و بــر حسین بن علی علیهما السلام میگریستند؛
آن حضرت را زیارت میکردند و به زیارت او تشویق و امر مینمودند و این روز، روز اندوهشان بود.
شاید عظمت بزرگداشت آن، برای این است که خداوند سرآغاز بزرگترین قیام را در این روز قرار داده است. امام صادق علیه السلام فرمود:
یَقُومُ القائِمُ یَوْمَ عاشُورا؛ (1)قائم در روز عاشورا قیام میکند.
در برخی روایات مکان قیام و ظهور یکی دانسته شده است؛ اما بعضی دیگر به طور روشن به مکان قیام اشاره شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی به نقل از امام باقر علیه السلام میفرماید:
إِنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ بِمَکَّةَ وَ أَرَادَ أَنْ یَتَوَجَّهَ إِلَی الْکُوفَةِ…؛ (2)چون حضرت قائم در مکه قیام میکند و متوجه کوفه میشود… .
هنگام ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تمام قدرتهای باطل و ستمگر، مقهور و مغلوب قدرت بیپایان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شده، مانند علفهای هرز از روی زمین برداشته میشوند تا زمینة رشد و کمال انسانها، به صورت کامل فراهم آید و زمین پر از عدل و داد شود. اما پرسش این است که این پیروزی به چه صورت است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با چه ابزاری بر آن قدرتها پیروز میشود؟
در روایات، کمتر سخن روشنی در این باره به چشم میخورد و یگانه ابزار و سلاح آن حضرت هنگام قیام، سیف (شمشیر) ذکر شده است. (3)در
1) . نعمانی، الغیبة، ص282، ح68.
2) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص231، ح3.
3) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص407، ح1؛ ج8، ص50، ح13؛ صدوق، عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج1، ص59، ح29؛ همو، عللالشرایع، ج1، ص245، ح6؛ همو، کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص321، ح3؛ الاستبصار، ج3، ص108، ح5383؛ التهذیب، ج6، ص154، ح2؛ نعمانی، الغیبة، ص164، ح5. و دهها کتاب دیگر.
این باره که آیا این شمشیر بر معنای حقیقی حمل میشود یا معنای کنایی، دو دیدگاه وجود دارد:
عدهای بر این باورند: کاربرد کلمة «شمشیر» در معنای حقیقی است و مصداق آن، همان ابزار جنگی خاص است. اینان دربارة پیروز شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با این سلاح بر دشمنان، توجیهات گوناگونی دارند:
برخی میگویند: اگرچه حضرت با شمشیر قیام میکند؛ اما خداوند در آن شمشیر قدرت و اعجازی قرار میدهد که همة سلاحهای موجود را مقهور نیروی خود میسازد. (1)
دسته دیگر میگویند: خداوند در عصر ظهور، همة تسلیحات دشمن را از کار میاندازد و یا به سبب جنگهای خونینی که در آستانه ظهور به وقوع میپیوندد، تمام سلاحهای پیشرفته از بین میرود. مردم نیز به ناگزیر در جنگ، از همان سلاحهای ابتدایی (یعنی شمشیر و مانند آن) استفاده میکنند؛ بنابراین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با همان شمشیر میجنگد.
به نظر عدهای: همة اسلحهها در اختیار حضرت قرار میگیرد؛ ولی از آنجا که استفاده از آنها به ناگزیر ستمگرانه خواهد بود، حضرت فقط از سلاح شمشیر بهره میبرد.
دلیلهای این دیدگاه: 1. روایاتی که حکایت میکند آن حضرت، مدتی طولانی شمشیر بر دوش میگیرد. امام باقر علیه السلام فرمود:
وَ یَضَعُ السَّیْفَ ثَمَانِیَةَ أَشْهُرٍ هَرْجاً هَرْجاً حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ؛ (2)و مدت هشت ماه شمشیر بر شانه خود دارد و دشمنان را از بین میبرد تا آنگاه که خداوند خشنود شود… .
معصومین علیهم السلام میتوانستند از مدلول سلاح ـ که قدرت و قوّت است ـ یاد کنند.
استفاده از سلاحهای ساده همچون شمشیر ـ بر خلاف بهرهگیری از سلاحهای پیشرفته ـ به جهت عادلانه بودن مبارزه با آن است. استفاده از سلاحهای کشتار گروهی، شایستة رهبر آسمانی عدالتگستر نیست؛ چه اینکه سلاحهای کشتار جمعی، علاوه بر انسانهای بیگناه، جانوران و طبیعت را نیز از بین میبرد!
دستهای دیگر بر این باورند که شمشیر، کنایه از قدرت و نیروی نظامی است. این گروه، شواهد متعددی بر این ادعای خود، از ادبیات محاورهای ذکر میکنند؛ ولی آنچه ایشان را به این قول وادار کرده، پیشرفت روزافزون جنگافزارها و فناوری دفاعی است. از آنجا که اینان نتوانستهاند بین شمشیر و سلاحهای پیشرفته، نسبتی بر قرار کنند، به چنین توجیهی دست زدهاند!
آنان شمشیر را نماد قدرت دانسته، میگویند: هر ابزاری که قدرت حضرت را به نمایش بگذارد، میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
به نظر میرسد دیدگاه نخست قابل قبولتر باشد. افزون بر آنچه یاد شد، ممکن است گفته شود: با تکامل خارقالعاده علم در آن زمان، ممکن است سلاحهایی فراهم آید که هرگز در تصور انسانهای امروز قابل درک نباشد. بنابراین علم آن به اهلش واگذار شده است.
در هر حال قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارزهای است در برابر نیروهای کفر جهانی و برخلاف پندار برخی، این پیروزی با سختیها و ناملایمات فراوانی آمیخته خواهد شد که بایسته است منتظران راستین و زمینهسازان آن قیام جهانی، به بهترین صورت ممکن خود را آماده سازند. موسی بن بکر واسطی از بشیر نبّال روایت کرده که گفت: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: آنان
میگویند که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اگر قیام کند، کارها به خودی خود برای او برقرار میشود و به اندازه حجامتی خون نمیریزد. آن حضرت فرمود:
کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوِ اسْتَقَامَتْ لِأَحَدٍ عَفْواً لَاسْتَقَامَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ ص حِینَ أُدْمِیَتْ رَبَاعِیَتُهُ وَ شُجَّ فِی وَجْهِهِ کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتَّی نَمْسَحَ نَحْنُ وَ أَنْتُمُ الْعَرَقَ وَ الْعَلَقَ ثُمَّ مَسَحَ جَبْهَتَهِ؛ِِِ (1)هرگز چنین نیست؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست! اگر کارها به خودی خود، برای کسی برقرار و رو به راه میشد، به طور مسلّم برای رسول خدا درست میشد؛ آنگاه که دندانهای پیشین آن حضرت شکست و صورتش را زخم رسید! نه هرگز، سوگند به آنکه جان من در دست اوست [چنین نخواهد شد] تا آنکه ما و شما عرق و خون بسته شده را پاک کنیم. سپس آن حضرت پیشانی خود را ـ به عنوان نشانهای از آن حالت ـ پاک کرد.
شکی نیست که دشمنان آنگاه که نابودی خود را در قیام آن حضرت ببینند همة تلاش خود را برای بقای خود به کار خواهند گرفت و این گونه نخواهد بود که به راحتی تسلیم شوند! اگر چنین باشد، پس این همه انتظار و فراهم شدن ابزار و امدادهای الهی برای چیست؟
در بارة چگونگی و جزئیات جغرافیای قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سخن روشنی در معصومان علیهم السلام به چشم نمیآید و چنانچه برخی با تمسک به پارهای از روایات به ترسیم نقشة قیام میپردازند، لازم است اسناد روایات، مورد بررسی قرار گیرد. ازاینرو در اینجا برخی روایات نقل میشود و بحث مفصل به زمانی دیگر موکول میگردد.
آنچه که در آن هیچ شک و تردیدی نیست، این است که پس از قیام جهانی حضرت، همه جای کرة خاکی زیر ولایت و رهبری او قرار میگیرد. ابو
1) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص284، ح3.
بصیر گوید:
از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: سنّتهای انبیا با غیبتهایی که بر آنان واقع شده است، همه در قائم ما اهل بیت مو به مو پدیدار میگردد. ابو بصیر گوید: گفتم: یا ابن رسول اللَّه! قائم شما اهل بیت کیست؟ فرمود:
هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَی ذَلِکَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَفْتَحُ اللَّهُ عَلَی یَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَی فِی الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللَّهُ فِیهَا وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون؛ (1)ای ابوبصیر! او پنجمین از فرزندان پسر موسی است؛ او فرزند سیّده کنیزان است. غیبتی میکند که باطلجویان در آن شکّ کنند؛ سپس خدای تعالی او را آشکار میسازد و بر دست او شرق و غرب عالم را میگشاید، روح اللَّه عیسی بن مریم علیهما السلام فرود میآید و پشت سر او نماز میگزارد. زمین به نور پروردگارش روشن میگردد و در زمین بقعهای نمیماند که غیر خدای تعالی در آن پرستش شود. همة دین از آن خدای تعالی میگردد؛ گرچه مشرکان را ناخوش آید.
در برخی روایات نام مناطقی از زمین برده شده است که آغاز ظهور و قیام از آنجا بوده (سرزمین مکه) و پایان قیام و محل استقرار حکومت حضرت نیز در آنجا خواهد بود (سرزمین کوفه). همچنین از بیت المقدس به عنوان سرزمینی که حضرت عیسی علیه السلام در آنجا به حضرت ملحق میشود، یاد شده است.
نکتة مهم اینکه فرود آمدن پیامبر بزرگ خدا عیسی بن مریم علیهما السلام، به هنگام قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از دیدگاه همه مسلمانان، یک واقعیت ثابت و از اموری است که تردید در آن راه ندارد.
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص345، ح31.
شاید حکمت فرود آمدن او، تقویت حرکت جهانی آن حضرت و اعتراف و تصدیق به حقانیت آن وجود گرانمایه است. بویژه آنکه حضرت عیسی، به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اقتدا میکند و به امامت او نماز میگزارد و امامت جهانی و آسمانی او را تصدیق و تأیید میکند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
مِنْ ذُرِّیَّتِی الْمَهْدِیُّ إِذَا خَرَجَ نَزَلَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ لِنُصْرَتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صَلَّی خَلْفَهُ؛ (1)و از ذریة من، مهدی است. آن هنگام که ظهور کند، عیسی بن مریم برای یاری او نازل میشود؛ پس مهدی را مقدم داشته، پشت سر او نماز میگزارد.
هفت. برخی آثار و برکات قیام امام مهدی علیه السلام (2)
قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس حق و حقگرایی بوده و مهمترین هدف آن، برپاداشتن حق، غلبة دادن نور بر تاریکی، برداشتن شرارت و شیطنت و نابودی باطل است. در آیاتی از قرآن که به حادثة برانگیخته شدن حجت الهی در پایان دوران اشاره شده، نابودی باطل بزرگترین اثر و برکت آن دانسته است. امام باقر علیه السلام درباره آیه: (جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً)؛ (3)فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْبَاطِلِ؛ (4)هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، دولت باطل از میان میرود.
1) . صدوق، الامالی، ص218، ح4.
2) . البته ممکن است برخی این آثار، با آثار برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یکسان باشند که در جلد پایانی از این مجموعه به طور مفصل بدان میپردازیم.
3) . «و بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آری، باطل همواره نابودشدنی است»: اسراء (17)، آیه 81.
4) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص287، ح432.
همچنین در تفسیر قمی از امام باقر علیه السلام ذیل آیه (وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی)؛ (1)نقل شده که فرمود:
النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ علیه السلام إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَةَ الْبَاطِلِ؛ (2)«روز»، قائم از ما اهل بیت است که چون قیام کند، بر دولت باطل پیروز گردد.
زراره میگوید: از امام باقر علیه السلام از تأویل آیه (وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِکِینَ کَآفَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَآفَّةً)؛ (3)پرسیدند؛ آن حضرت در پاسخ فرمود:
إِنَّهُ لَمْ یَجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا سَیَرَی مَنْ یُدْرِکُهُ مَا یَکُونُ مِنْ تَأْوِیلِ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَیَبْلُغَنَّ دَیْنُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم مَا بَلَغَ اللَّیْلُ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ؛ موقع تأویل این آیه نرسیده است؛ هر کس قیام قائم ما را درک کند و او را ببیند، تأویل آن را میبیند. دین محمد تا جایی که شب و روز است، گسترش مییابد؛ به گونهای که در روی زمین مشرکی نباشد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون)؛ (4)
میفرماید:
وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یَخْرُجَ الْقَائِمُ ع فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی لَوْ کَانَ کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ؛ (5)
1) . «سوگند به روز چون جلوهگری آغازد»: لیل (92)، آیه 2.
2) . علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص425.
3) . «و همگی با مشرکان بجنگید، چنان که آنان همگی با شما می جنگند»: ///.
4) . «اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید»: صف (61)، آیه 9.
5) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص670، ح16.
به خدا سوگند! تأویل این آیه به مرحله اجرا در نمیآید؛ مگر آنکه قائم ما مهدی علیه السلام ظهور کند. تمام مشرکان در روی زمین محو میشوند؛ تا جایی که سنگ به سخن میآید و به مؤمن میگوید: ای مؤمن! درون من کافری است، مرا بشکن و او را به قتل برسان.
اینها شمار اندکی از روایات است که به روشنی سخن از نابودی مشرکان و کفار به میان آورده است.
با شناخت و معرفت اصولی است که خداوند، بهتر بندگی میشود و در نتیجه آن انسان به رشد و کمال و لقای الهی دست مییابد. امام باقر علیه السلام در بارة یکی از آثار قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَاد فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ؛ (1)هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان گذاشته، اندیشههای ایشان جمع و اخلاق آنها کامل میگردد.
در مجموع روایاتی که به اهداف متعالی قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام اشاره کردهاند، از برپاداشت عدل و قسط فراوان سخن به میان آمده است.
روایات فراوانی با تعبیر «یمْلأ الارْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً» به این حقیقت اشاره کرده است. عبدالعظیم حسنی گوید: امام هادی علیه السلام فرمود:
… وَ مِنْ بَعْدِی ابْنِی الْحَسَنُ فَکَیفَ لِلنَّاسِ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ قُلْتُ وَ کَیفَ ذَلِکَ قَالَ لانَّهُ لایرَی شَخْصُهُ وَ لا یحِلُّ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّی یخْرُجَ فَیمْلا
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص25، ح21.
الارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا…؛ (1)… پس از من، پسرم حسن است و مردم، با جانشین او چگونه باشند؟ گفتم: فدای شما شوم برای چه؟ فرمود: زیرا شخص او را نمیبینند و بردن نام او روا نباشد، تا آنکه قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید….
بنابراین آن حضرت حرکت خویش را برای اقامة عدل و قسط بنیان نهاده و مهمترین اثر قیام او پر شدن زمین از عدل و داد خواهد بود.
محمد بن فضیل گوید:
از حضرت ابو الحسن علیه السلام درباره آیه شریفه (یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ)؛ (2)
پرسیدم، امام علیه السلام فرمود:
یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام بِأَفْوَاهِهِمْ؛ میخواهند ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را با پف دهانشان خاموش کنند.
گفتم: (وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ)؛[به چه معناست؟]
آن حضرت در پاسخ فرمود: وَ اللَّهُ مُتِمُّ الْإِمَامَةِ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ (فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی أَنْزَلْنا) (3)فَالنُّورُ هُوَ الْإِمَامُ؛ خدا تمامکننده امامت است، به دلیل قول خدای عز و جل «کسانی که به خدا و رسولش و نوری که فرو فرستادهایم ایمان آورند»، پس نور همان امام است.
گفتم: (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ)؛ (4)
امام علیه السلام فرمود:
هُوَ الَّذِی أَمَرَ رَسُولَهُ بِالْوَلَایَةِ لِوَصِیِّهِ وَ الْوَلَایَةُ هِیَ دِینُ الْحَقِّ؛ یعنی
اوست که رسولش را به ولایت وصیاش امر کرد و ولایت همان دین حق است.
گفتم: (لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ)؛ [به چه معناست؟] امام علیه السلام فرمود:
یُظْهِرُهُ عَلَی جَمِیعِ الْأَدْیَانِ عِنْدَ قِیَامِ الْقَائِمِ یَقُولُ اللَّهُ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَایَةِ الْقَائِمِ (وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ)؛ آن را در زمان قیام قائم بر همه دینها غلبه دهد، خدا میفرماید: «و خدا تمامکننده نور خود است»، یعنی ولایت قائم، «اگر چه کافران نخواهند».
عرض کردم: این تنزیل است؟ امام علیه السلامفرمود: آری این حرف تنزیل است و اما غیر آن تأویل است. (1)
البته افزون بر آنچه یاد شد در برخی روایات به مواردی اشاره شده است که در محل خود بدان میپردازیم.
1) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص432، ح91.
قیام به چه معناست و چرا درروایات لقب قائم بیش از دیگر القاب برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار رفته است؟
آیا قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان ظهور است؟ به چه دلیل؟
در بارة زمان و مکان قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همراه ذکر یک روایت توضیح دهید.
انواع برداشتها در بارة سلاح حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان نموده یک تفسیر را به تفصیل توضیح دهید.
مهمترین آثار و برکات قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نام برده، دو مورد را با استناد به روایات شرح دهید.
قزوینی، سید محمدکاظم، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ترجمه حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران: 1379هـ.ش.
کارگر، رحیم، آیندة جهان (دولت و سیاست در اندیشة مهدویت)، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، 1383ش.
ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن (الملاحم و الفتن)، اصفهان، گلبهار، 1416ق.
کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالی، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1378 هـ.ش.
تقوی، سید حسین، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ظهور تا پیروزی، نور الاصفیاء، قم، 1381ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
نبرد پایانی حق و باطل؛
گونهشناسی دشمنان حضرت هنگام قیام:
الف. غیر مسلمانان؛
ب. ـ مسلمانان.
اقسام انتقام:
الف. انتقام پسندیده و لازم؛
ب. انتقام مُجاز؛
ج. انتقام مذموم و ناروا.
قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان آخرین و بزرگترین انقلاب در برابر اهل باطل برای برپایی حاکمیت عدل و قسط است. به همین جهت از ابلیس گرفته تا همة کسانی که به پیروی از او تلاش میکنند، درصددند تا فروغ حق را خاموش سازند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جریان باطل را پایان داده و طومار زندگی آنان را در هم میپیچد تا همة انسانها، بر اساس آموزههای دینی، زندگی آرام و مطمئنی داشته باشند. البته این وعدة خداوند است و وعدة الهی تخلف ناپذیر است.
بحث درباره دشمنان حضرت مهدی علیه السلام در موضوعاتی قابل بررسی است:
انسان در زندگی اجتماعیِ خود، همواره شاهد صحنة نزاع بین دو نیروی حقّ و باطل است. این صفبندی برای رسیدن به آرمانها و اهداف خود است؛ یعنی برخی به طرفداری و اطاعت از حقّ و گروهی به دنبالهروی از باطل میپردازند و این نزاع همچنان ادامه خواهد داشت تا آنگاه که از باطل اثری نماند. زمانی که جهان به صورت یک جامعه ایدهآل در آید و پایان این مبارزه اعلام گردد، لشگر حقّ پیروز و بساط باطل
برچیده میشود و بشریت وارد مرحله تازهای از تاریخ خود میگردد.
بر این اساس، در بعضی از روایات، عبارت (جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ) به قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر شده است. این بشارتی است در زمینه پیروزی حقّ بر باطل و ایمان بر کفر که نمونه کامل آن، ظهور حکومت حقّ و عدالت در تمامی کرة زمین است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رهبری گروه حقّ و حزب خدا را در دست میگیرد و با تمام توان به جنگ نهایی با جبهه کفر و باطل و جنود شیطان میپردازد و در تحقّق وعدههای حتمی الهی، پیروز میشود و تاریخ به شکوهمندترین فرجام خود میرسد.
بیگمان در این مصاف بزرگ، شیطانها و پیروان شیطان، گرد هم میآیند تا آخرین تلاشهای خود را برای رودرویی با حق به کار گیرند. بررسی روایات به روشنی برخی از گونههای دشمنان حضرت را در هنگام قیام معرفی میکند؛ البته در پارهای موارد ممکن است این گروهها، شامل بخشی از گروه دیگر نیز بشوند، اما از آنجا که در روایات مورد اشاره قرار گرفتهاند اینگونه عنوانبندی شدند. در یک تقسمبندی کلی دشمنان به دو گروه تقسیم میشوند: 1. غیر مسلمانان (کافران، مشرکان، یهود و نصارا)؛ 2. مسلمانان (طور عمده منافقان).
نخستین گروهی که در برابر حضرت مهدی علیه السلام صفآرایی میکنند، مشرکان و کفارند؛ آنان که ادعا میکنند سرکردة مردم جهانند و نهضت آزادی بخش امام مهدی علیه السلام را مانع منافع ناروای خود میبینند. برای جلوگیری از پیروی مستضعفان از ایشان و حاکمیت محرومان، نیرو
تهیه کرده و با سپاهیان امام درگیر میشوند. امام صادق علیه السلام در باره آیه شریفه (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ)؛ (1)میفرماید:
إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَبْقَ مُشْرِکٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا کَافِرٌ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَه؛ (2)آنگاه که قائم قیام کند، هیچ مشرک به خداوند بلند مرتبه و هیچ کافری نخواهد بود مگر اینکه از قیام او ناخشنود خواهد شد.
آنان به دنبال این ناخرسندی، به دشمنی و جنگ با آن حضرت میپردازند.
شیوه برخورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با آنان ـ که همان شیوه پیامبر است ـ به شدیدترین صورت ممکن خواهد بود که:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ)؛ (3)محمّد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر خداست و کسانی که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند.
شاید به جهت شرایطی که خداوند فراهم سازد، بسیار سختتر و دردناکتر باشد.
خداوند متعال در برخی آیات قرآن، از یهود به عنوان دشمنترین گروه برای مؤمنان یاد کرده است، (4)از این رو به راحتی میتوان گفت: در آن انقلاب جهانی این گروه از هیچ تلاشی برای سرکوب یاران حق فروگذاری نمیکنند. در بعضی روایات، بیشترین پیروان دجال از یهود دانسته شده و دشمنی دجال نیز با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
بسیار روشن است. ابن عمر گوید:… پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
… أَکْثَرُ أَتْبَاعِهِ الْیَهُودُ وَ النِّسَاءُ وَ الْأَعْرَابُ… ؛ (1)و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند.
از آنجایی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قیام جهانی خود، جز به برپایی دستورات الهی اقدام نمیکند، از این رو همة دشمنان از جمله نصارا، در برابر او دشمنی میکنند.
در این بخش، کسانی به دشمنی با حضرت بر میخیزند که در ظاهر به آموزههای اسلامی اعتقاد دارند، اما به جهت برخی امور، هنگام ظهور از پیروی آن حضرت سر باز میزنند و در صف دشمنان قرار میگیرند. در اینجا به برخی از این افراد و یا گروهها اشاره میشود:
بررسیها، نشان میدهد به جز کافران، مشرکان، یهود و نصارا گروههای دیگری نیز به مقابله با حضرت بر میخیزند که در میان آنان کسانی که پیشتر ادعای موافقت با امام را داشتند، دیده میشود. آنان منافقانی هستند که به پندار خود، منافعشان را در ظهور او میجستند و اینک بر خلاف این پندار، قیام آن حضرت را بر مبنای عدل و قسط میبینند! گویی به طور دقیق تاریخ تکرار میشود و کسانی که حکومت امام علی علیه السلام را برای رسیدن به دنیا میخواستند، از مدار ولایت او خارج و در صف دشمنان آن حضرت وارد میشوند!!
در طول تاریخ اسلام، افرادی از منافقان، با سوء استفاده از آزادیهای اسلامی، وارد مسلمانان شده و با تظاهر به شعائر اسلامی، از امکانات جامعه اسلامی، استفاده کردهاند!
1) . ر.ک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص528، ح2؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج8، ص661.
مصالح اسلام نیز، ایجاب میکرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام، با آنان مدارا کنند و از درونشان پیجویی نکنند. در حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اینگونه افراد در صدد نفوذ در حکومت و جامعه اسلامی بر میآیند. حضرت، پس از درهم شکستن مقاومت مخالفان، پیروزمندانه وارد کوفه میشود و منافقان را در ردیف سایر فرقههای منحرف نافرمان، از میان بر میدارد.
«راحت طلبی» ریشه در خودپرستی دارد و خودخواهی، منشأ همه مفاسد است. لذتطلبی حالتی را در انسان ایجاد میکند که همه معیارهای اعتقادی و اخلاقی او را دگرگون میسازد.
لذت طلب، دین را به گونهای توجیه میکند که با رفاه او در تزاحم نباشد؛ او بیشتر به دنبال آن دسته از احکام ساده و بدون دردسر است که دنیای او در خطر نیفتد. انقلاب جهانی امام زمان علیه السلام، بدون گذشتن از آتش و خون به پیروزی نمیرسد؛ در نبرد محرومان با مستکبران، برق تیغ بلا، ایمانها را به آزمایش در میآورد. مؤمنان راستین پیشاپیش به استقبال رفته و خود را برای بلاها آماده میسازند؛ ولی راحت طلبان با دستاویز قرار دادن مذهب، در پس توجیه وضع و پایگاه خویش هستند. در دوران انتظار، بیش از همه چیز، در فکر زندگی خودند و انتظار را بیشتر در دعا و…. میجویند.
از آغاز تاریخ اسلام، ظاهرگرایان از مهمترین کسانیاندکه مانع گسترش دین میباشند، کسانیکه به باطن و روح و هدف دین توجه نکرده و افق درکشان فراتر از پوست و قالب را نمینگرد. دور بودن از واقعیتهای عینی، آنان را کوتهبین و به خود محوری دچار کرده، محدود بودن درکشان نسبت به دین، موجب میشود در
بحرانها و زمانهای حساس، تکلیف خود را نشاسند و آنگونه که شایسته است، از پیامبر و امامان علیهم السلام پیروی نکنند و گاهی نیز به رویارویی با آنان بپردازند!
هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نه فقط تحجر در اندیشهها و رفتار اجتماعی، از میان نمیرود که به گونه هایی نو، جلوه میکند. محمّد بن أبی حمزه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:
الْقَائِمُ علیه السلام یَلْقَی فِی حَرْبِهِ مَا لَمْ یَلْقَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَتَاهُمْ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ حِجَارَةً مَنْقُورَةً وَ خُشُباً مَنْحُوتَةً وَ إِنَّ الْقَائِمَ یَخْرُجُونَ عَلَیْهِ فَیَتَأَوَّلُونَ عَلَیْهِ کِتَابَ اللَّهِ وَ یُقَاتِلُونَهُ عَلَیْهِ؛ (1)قائم علیه السلام در پیکار خود با چنان چیزی مواجه خواهد شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با آن مواجه نگردید! همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی به سوی مردم می آمد که آنان بتهای سنگی و چوبهای تراشیده را پرستش می کردند؛ ولی قائم چنان است که علیه او خروج می کنند و کتاب خدا را علیه او تأویل می کنند و به استناد همان تأویل با او به جنگ بر میخیزند:
فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود:
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّةِ؛ قائم ما چون قیام کند، مردم از روی جهل با او برخورد میکنند؛ شدیدتر از آنچه رسول خدا با آن از سوی نادانان جاهلیّت روبهرو شد.
گفتم: این چگونه ممکن است؟ فرمود: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم أَتَی النَّاسَ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِیدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَی النَّاسَ وَ کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ کِتَابَ اللَّهِ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ؛ (2)همانا رسول خدا درحالی به
سوی مردم آمد که آنان سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده و مجسّمههای چوبین را میپرستیدند؛ قائم ما چون قیام کند در حالی به سوی مردم میآید که جملگی کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و بر او بدان احتجاج مینمایند! سپس فرمود: بدانید به خدا سوگند! موج دادگستری او بدان گونه که گرما و سرما نفوذ میکند تا درون خانههای آنان راه خواهد یافت.
ناگفته نماند امام، در مرحله دعوت، به تبیین اهداف و علل اقدامات خود میپردازد و ابهامی برای مردم باقی نمیگذارد تا تمام حق آشکار گردد. آنگاه که حق آشکار شد، اگر دشمنان از آن سر باز زدند، حضرت اقدام نظامی میکند.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم همة سرکشان که از دستورات قائم آل محمد سرپیچی کنند را به هلاکت و نابودی بشارت داده است که فرمود:
مَنْ تَبِعَهُ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَک؛ (1)هر کس از او پیروی کند، نجات مییابد و هر کس سرپیچی کند، نابود میشود.
در روایاتی چند از شدّت برخورد آن حضرت با برخی از عربها سخن به میان آمده است. شاید به این دلیل که شماری مسلمانان از میان عربها هستند و بیشترین ستم به اهل بیت پیامبر علیهم السلام از طرف آنان صورت گرفته است. امروزه نیز این دشمنی با پیروان اهل بیت علیهم السلام و همسویی با استکبار، در بخش قابل توجهی از آنان به چشم میخورد. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:
إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْعَرَبِ وَ قُرَیْشٍ إِلَّا السَّیْفُ مَا یَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیْفَ؛ (2)هنگامی که قائم قیام کند، میان او و عرب و قریش جز شمشیر چیزی نخواهد بود؛ از آنان چیزی دریافت نخواهد کرد جز شمشیر.
امام باقر علیه السلام نیز فرمود:
یقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا السَّیْفَ لَا یَسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ؛ (1)
قائم، به امری نوین و دستورات تازه و قضایی جدید قیام خواهد کرد. این بر عرب سخت گران خواهد بود (یا سخت خواهد گرفت). او را کاری جز با شمشیر نیست؛ توبه هیچ کس را نمی پذیرد و در کار خدا از ملامت هیچ شخص خردهگیری باک ندارد.
یکی از ابعاد قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ افزون بر جنبههای اصلاحگری، انسانسازی، عدالت گستری، کمال بخشی و احیاگری دین خداوند ـ خونخواهی از دشمنان خداوند، پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، اهل بیت علیهم السلام و همة ستمدیدگان تاریخ است. در این میان خونخواهی از سید الشهدا علیه السلام از ویژگی خاصی برخوردار است. بنابراین با استفاده از روایات گروههایی که از آنان انتقام گرفته میشود، عبارتند از:
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث معراج، پس از بیان دیدن نور پیشوایان معصوم علیهم السلام و آخرین جانشین خود در میان آنها، فرمود: … عرض کردم: «پروردگارا! اینان چه کسانی هستند؟» خداوند فرمود:
هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ وَ هَذَا الْقَائِمُ الَّذِی یُحِلُّ حَلَالِی وَ یُحَرِّمُ حَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی…؛ (2)ایشان پیشوایانند و این قائم است؛ همو که حلال مرا حلال میکند و حرام مرا را حرام میسازد و از دشمنان من انتقام میگیرد….
احمد بن اسحاق گوید:
بر امام عسکری علیه السلام وارد شدم و خواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز سخن کرد و فرمود: ای احمد بن اسحاق! خدای تعالی از زمان آدم علیه السلام زمین را خالی از حجّت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز خالی از حجّت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست که بلا را از اهل زمین دفع میکند و به خاطر اوست که باران میفرستد و برکات زمین را بیرون میآورد.
گفتم: ای فرزند رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالی که بر شانهاش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید. فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای تعالی و حجّتهای او گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او همنام و همکنیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؛ کسی است که زمین را آکنده از عدل و داد میکند، همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد… .
احمد بن اسحاق گوید: گفتم: ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان مطمئن شود؟
آن کودک به زبان عربی فصیح به سخن درآمد و فرمود: اَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَیْنٍ یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ؛ (1)ای احمد بن اسحاق! منم بقیة الله در زمین خداوند و انتقام گیرنده، از دشمنان او؛ پس از مشاهده، جست و جوی نشانه مکن!
امام صادق علیه السلام در باره انتقام از قاتلان امام حسین علیه السلام میفرماید:
لما کَانَ مِنْ أَمْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام مَا کَانَ ضَجَّتِ الْمَلَائِکَةُ إِلَی اللَّهِ بِالْبُکَاءِ وَ قَالَتْ یُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَیْنِ صَفِیِّکَ وَ ابْنِ نَبِیِّکَ قَالَ فَأَقَامَ اللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص384، ح1.
الْقَائِمِ وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا؛ (1)چون کار حسین علیه السلام چنان شد که شد (اصحاب و جوانهایش کشته شدند و خودش تنها ماند)، فرشتگان به سوی خدا شیون و گریه کردند و گفتند: با حسین برگزیده و پسر پیغمبرت چنین رفتاری کنند؟ پس خدا سایه حضرت قائم علیه السلام را به آنها نمود و فرمود: با این انتقام او را میگیرم.
در پارهای از روایات نیز آمده است که: آن حضرت انتقام گیرنده خون تمامی امامان علیهم السلام و مظلومان تاریخ است. فرات بن أحنف از امام صادق علیه السلام روایت کرده که به نقل از پدران خود علیهم السلام فرمود:
در زمان خلافت امیر المؤمنین علیه السلام آب فرات بالا آمد، پس آن حضرت و دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام سوار شدند چون گذرشان بر طایفه ثقیف افتاد، آنان گفتند: علی علیه السلام آمده است آب را به جای خود بازگرداند (فرو نشاند). پس حضرت فرمود:
أَمَا وَ اللَّهِ لَأُقْتَلَنَّ أَنَا وَ ابْنَایَ هَذَانِ وَ لَیَبْعَثَنَّ اللَّهُ رَجُلًا مِنْ وُلْدِی فِی آخِرِ الزَّمَانِ یُطَالِبُ بِدِمَائِنَا؛ (2)بدانید به خدا قسم! من و این دو فرزندم یقیناً کشته خواهیم شد و بدون تردید خداوند مردی از فرزندان من را در آخرالزّمان بر میانگیزاند که خونخواهی ما خواهد کرد.
علاوه بر منتقم، یکی از القاب آن حضرت «مَوْتور» است. «مَوْتور» از نظر لغت به کسی گویند که یکی از خویشاوندانش کشته شده؛ ولی خونبهای او گرفته نشده است. (3)در بـــرخی روایــــات، از حضــرت مهدی علیه السلام با عنوان «موتور بوالده» (4)یا «موتور بابیه» (5)یاد شده
است؛ یعنی، کسی که پدرش کشته شده و از خون او مطالبه و خونخواهی نشده است. مراد از پدر در این روایت، ممکن است امام حسن عسکری علیه السلام یا امام حسین علیه السلام باشد یا اینکه جنس پدر است کــــه شـــامل همة امـامــان معصوم علیهم السلام باشد.
در روایاتی چند این انتقام به ارادة خداوند و به دست آن حضرت و در بعضی به آن حضرت نسبت داده شده است. در هر حال تفاوتی نمیکند خداوند به دست او از دشمنانش انتقام بگیرد یا اینکه خود حضرت از دشمنان خود و خاندانش انتقام بگیرد، این وعدهای است که خداوند در قرآن فرموده است.
در کامل الزیارات از امام صادق علیه السلام نقل کرده که در باره آیه (وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْل)؛ (1)فرمود:
ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ…؛ (2)او قائم آل محمد است؛ قیام میکند و به انتقام از خون حسین بن علی، دست به کشتار میزند… .
البته این انتقام به دو صورت تصور میشود:
نخست اینکه: ستمگران یاد شده به دنیا بر میگردند؛ آنگاه حضرت از آنان انتقام میگیرد.
دیگر اینکه: فرزندان آنان که به کارهای پدران و گذشتگان خود خشنودند، مورد انتقام قرار میگیرند. عبد السّلام بن صالح هروی گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: نظرتان در باره این حدیث امام صادق علیه السلام چیست که حضرت فرمود:
إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ قَتَلَ ذَرَارِیَّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ ع بِفِعَالِ آبَائِهَا؛ زمانی که قائم علیه السلام قیام کند فرزندان قاتلان
حسین علیه السلام را به خاطر کردار پدرانشان خواهد کشت؟
حضرت فرمود: همین طور است. گفتم: پس معنای این آیه چیست: (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری)؟ (1)
امام در پاسخ فرمود:
صَدَقَ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَ لَکِنْ ذَرَارِیُّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ علیه السلام یَرْضَوْنَ بِفِعَالِ آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِیکَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ ع إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ؛ (2)خداوند در تمام گفتارهایش درست گفته است؛ لکن فرزندان قاتلان حسین علیه السلام از کردار پدرانشان راضی هستند و به آن افتخار میکنند و هر کس از کاری راضی باشد، مثل کسی است که آن را انجام داده، و اگر کسی در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب از این قتل راضی باشد، نزد خدا با قاتل شریک خواهد بود.
در اینجا مناسب است به جهت اهمیت بحث انتقام، به مفهوم و انواع آن اشارهای کنیم.
«انتقام» (3)گاه به انسان نسبت داده میشود و گاه به خداوند. تفاوت این دو در این است که انتقامهای بشری، بیشتر در پی زیانی است که فرد بر اثر ناتوانی از ناحیة دشمن دیده و بدین وسیله میخواهد ناکامی و شکست خود را جبران کند! ازاینرو گاه ضمن گرفتن انتقام، از حدّ میانهروی بیرون رفته، مرتکب کارهای ناروا و خلاف حق میشود. اما انتقام الهی بر اثر آسیب دیدن خداوند یا بــرای تشفّی خــاطر نیست؛ زیــرا خداوند آسیبپذیر نیست و تشفی خاطر در او راه ندارد، بلکه انتقام او به معنای کیفر دادن گناهکاران، براساس
حق و عدالت است.
«حس انتقامگیری» یک اصل حیاتی است که خداوند آن را در وجود همة انسانها ـ حتی برخی حیوانات ـ به ودیعه نهاده است؛ لیکن بهرهوری از آن، به تناسب مورد و کیفیت احکام و وجوه گوناگونی دارد که میتوان آن را به انتقام پسندیده، مباح و ناپسند تقسیم کرد:
الف. انتقام پسندیده و لازم: اسلام، با هرگونه ظلم و تعدی، به فرد یا جامعه مخالف است؛ ازاینرو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امری ممدوح و گاه واجب میشمارد. قرآن کریم در آیات 14و 15 سورة «توبه»، به مسلمانان فرمان میدهد با کافران و مشرکان نبرد کنند، تا ضمن رفع شرک و کفر از روی زمیــن، خشــم مــؤمــنان ستمدیده فرو نشسته و دلهای آنان تشفی یابد.
شاید پسندیده بودن و وجوب انتقام در این موارد، بدان سبب باشد که اگر از ستمگران انتقام گرفته نشود، موجب گستاخی آنان و پایمال شدن حقوق دیگران گشته و فساد و ناامنی در جامعه گسترش مییابد.
ب. انتقام مُجاز؛ اگر ستم و تجاوز، متوجه خود انسان باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد، این کار، جایز و روا خواهد بود. بدین معنا که انسان در اینگونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیّر است. البته گرفتن انتقام به طور مطلق و در همة موارد، روا نیست؛ بلکه در مواردی جایز است که اسلام اجازه آن را داده باشد.
ج. انتقام مذموم و ناروا: انتقام، اگر برخاسته از تعصبهای جاهلانه، دشمنیهای نابجا و همراه با تجاوز و تعدی باشد، ناروا و ناپسند است؛ زیرا در این انتقامها نه فقط حقی بــه دست نیــامده و ظلمی برطرف
نمیگردد، بلکه خود موجب پایمال شدن حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد میشود و این امر مذمومی است. اما انتقامی که در قیام جهانی حضرت از آن یاد میشود، انتقام پسندیده و لازم است.
از آنجایی که نقش شیطان در دشمنی با حضرت، قابل توجه است و میتوان او را دشمنترین فرد با حضرت و قیام او دانست؛ در اینجا به فعالیتها و سرنوشت او اشاره میشود.
روایات در باره سرانجام شیطان، متفاوت است؛ اما در بعضی آمده است نابودی وی به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود. (1)از وهب بن جمیع نقل شده که گفت:
از حضرت صادق علیه السلام دربارة این گفته ابلیس پرسیدم که: (قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ)؛ (2)
آن، چه روزی خواهد بود؟ امام فرمود:
یا وَهْبُ أَ تَحْسَبُ أَنَّهُ یوْمُ یبْعَثُ اللَّهُ النَّاسَ لا وَ لَکِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْظَرَهُ إِلَی یوْمِ یبْعَثُ اللَّهُ قَائِمَنَا فَیأْخُذُ بِنَاصِیتِهِ فَیضْرِبُ عُنُقَهُ فَذَلِکَ الْیوْمُ هُوَ الْوَقْتُ الْمَعْلُومُ؛ (3)آیا گمان میکنی آن روز رستاخیز بزرگ است؟ هرگز! بلکه خداوندعزوجلّ او را تا روزی که قائم ما قیام کند، فرصت داده است. آنگاه [ قائم ما]او را از پیشانیاش گرفته، گردنش را خواهد زد. آن هنگام روز وقت معلوم است.
ممکن است مقصود از روایت، این باشد که با روشن شدن حقایق در عصر ظهور و رشد بسیار بالای عقلانی در آن عصر، دیگر مجالی برای
اغوای شیطان باقی نخواهد ماند و او عملاً خلع سلاح و نابود میشود و این، پایان مهلت او است. (1)البته در برخی روایات، هلاکت شیطان به دست پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دانسته شده است. (2)
از نگاه آیات قرآن برخی از گونههای دشمنان چه کسانی هستند؟ دو گروه را توضیح دهید.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام قیام از چه گروههایی انتقام میگیرد؟ چرا و چگونه؟
چگونه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از قاتلان امام حسین انتقام میگیرد؛ در حالی که آنان از دنیا رفتهاند؟
انتقام به چند نوع تقسیم میشود؟ هر یک را شرح دهید.
روایات اسلامی فرجام شیطان را چگونه دانسته است؟ توضیح دهید.
جعفری اریسمانی، رحمت، دشمنشناسی از دیدگاه قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1379 ش.
جمعی از نویسندگان، درسنامه تاریخ تحلیلی دشمن شناسی، قم، مؤسسة اطلاعرسانی و مطالعات فرهنگی لوح و قلم، 1383ش.
جعفری، محمد صابر، مهدی انکاری، انتظار ستیزی، فصلنامه انتظار، مرکز تخصصی مهدویت، ش5، پاییز 1381ش.
کارگر، رحیم، آیندة جهان (دولت و سیاست در اندیشة مهدویت)، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، 1383ش.
رضوی، سید عباس، «موافقان و مخالفان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیه قم، 1378ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
یاران و یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
یک ـ یاران خاص
ویژگیهای یاران خاص؛
ـ یاران زن.
گونهشناسی یاران خاص:
ـ ابدال؛
ـ اخیار؛
ـ عصائب؛
ـ نجبا.
دو ـ یاران عام (یاوران):
شعار یاران حضرت مهدی علیه السلام.
یاران و یاوران حضرت مهدی علیه السلام، بازوان توانمند ایشان و مایة پیروزی نهضت جهانی ایشان هستند. همة پیامبران از این همراهی بهرهمند بوده و به پیروزیهایی دست مییافتند؛ همانگونه که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با همراهی مهاجران و انصار، رسالت بزرگ خود را به انجام رساند و امیر مؤمنان علی علیه السلام با مجاهدت یاران راستین خود، پیروزیهای بزرگی به دست آورد و سید الشهدا علیه السلام در قیام عاشورا، به کمک یاران خود برگی زرین در تاریخ به یادگار نهاد.
این جایگاه سبب شده تا پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره اهمیت حضور این انسانها را در آن قیام جهانی یادآور باشند. امام صادق علیه السلام مجموع عواملی را که سبب پیروزی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود در سه چیز دانسته و در باره این آیه که (أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ)؛ (1)فرمود:
وَ أَمْرُنَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا تَسْتَعْجِلَ بِهِ حَتَّی یُؤَیِّدَهُ اللَّهُ بِثَلَاثَةِ أَجْنَادٍ الْمَلَائِکَةِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الرُّعْبِ؛ (2)
آن امر ما است، خدای عزّ و جلّ امر
فرموده که در مورد آن شتاب نشود تا آنکه او را با سه [لشکر] یاری فرماید که عبارتند از: فرشتگان، مؤمنان و هراس.
با بهرهگیری از این روایت، مجموع عوامل پیروزی حضرت مهدی علیه السلام را در دو بخش تقسیم کرده و در بارة آن بحث میکنیم.
مؤمنان، همان منتظران راستیناند که دوران غیبت را به نیکی سپری کردهاند؛ و نیز زمینهسازان ظهورند که در آستانة برانگیخته شدن حضرت، به وظایف خود به شایستگی عمل کردهاند. روایات در مجموع این انسانها را به دو بخش تقسیم کرده است. یاران خاص و یاران عام (یاوران).
اما دستة نخست، 313 تن از یــاران ویــژة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قــرآن کریم آیاتی چند به آنان تأویل شده است. از امام باقر و صادق علیهما السلام در تأویل این سخن خداوند متعال: (وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَة…)؛ (1)
نقل شده که فرمودند:
… أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ یَعْنِی عِدَّةً کَعِدَّةِ بَدْرٍ قَالَ یَجْمَعُونَ لَهُ فِی سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَرِیفِ؛ (2)مراد از امت معدود، یاران مهدی در آخرالزمانند؛ 313 تن به شمار افراد جنگ بدر. آنان، در ساعتی جمع میشوند؛ مانند ابرهایی که در پاییز جمع میگردند.
همچنین امام صادق علیه السلام در وصف یاران خاصّ حضرت مهدی علیه السلام فرموده است:
مردانی که گویی قلبهایشان، مانند پارههای آهن است. هیچ چیز نمیتواند دلهای آنان را دربارة ذات خداوند گرفتار شک سازد. سختتر از سنگ هستند. اگر بر کوهها حمله کنند، آنها را از هم خواهند پاشید… گویی که بر اسبان خود، مانند عقاب هستند. بر زین اسب امام دست میکشند و از این کار برکت میجویند. گِرد امام خویش چرخیده، در جنگها، جان خود را سپر او میسازند و هر چه را بخواهد، برایش انجام میدهند. مردانی که شبها نمیخوابند؛ در نمازشان همهمهای چون صدای زنبور عسل دارند. شبها بر پای خویش ایستاده و صبح بر مرکبهای خود سوارند. پارسایان شب و شیران روزاند. اطاعت آنان برابر امامشان، از اطاعت کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغها هستند…
گویی که دلهایشان قندیل است. از ترس خدا بیمناک و خواهان شهادتند. تمنایشان شهید شدن در راه خدا است. شعارشان این است: «ای مردم! برای خون خواهی حسین به پا خیزید.» وقتی حرکت میکنند، پیشاپیش آنان به فاصلة یک ماه، وحشت حرکت کند. آنان، دسته دسته به سوی مولا میروند. خدا به وسیلة آنان امام راستین را یاری میکند. (1)
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود:
مَا کَانَ قَوْلُ لُوطٍ علیه السلام لِقَوْلِهِ (لَوْ أَنَّ لی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ ءَاوِی إِلی رُکْنٍ شَدِید (2)) إِلَّا تَمَنِّیاً لِقُوَّةِ الْقَائِمِ علیه السلام وَ لَا ذَکَرَ إِلَّا شِدَّةَ أَصْحَابِهِ وَ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ لَیُعْطَی قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا وَ إِنَّ قَلْبَهُ لَأَشَدُّ مِنْ زُبَرِ الْحَدِیدِ وَ لَوْ مَرُّوا بِجِبَالِ الْحَدِیدِ لَقَلَعُوهَا وَ لَا یَکُفُّونَ سُیُوفَهُمْ حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ؛ّّ (3)وقتی لوط علیه السلام به قومش میگفت: «کاش برای مقابله
با شما قدرتی داشتم یا به تکیهگاهی استوار پناه می جستم»؛ آرزو داشت که توانایی قائم علیه السلام را داشته باشد. او با این کلام استواری اصحاب او را یاد کرده است، زیرا مردی از اصحاب وی، توانایی چهل مرد را دارد و قلب او از پاره آهن استوارتر است. اگر بر کوههای آهن بگذرند، آن را بَر کَنَند و شمشیرهای خود را در نیام نکنند تا آنکه خدای تعالی خشنود گردد.
در بارة ویژگیهای یاران خاص حضرت، نکات فراوانی در روایات ذکر شده که بعضی از آنها چنین است:
جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصتهای حیات انسانی است. فصلی است برای شکفتن غنچههای کمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت. جوانان، جوانههای سرسبز و شاداب و شکوفههای زیبا و دلپذیر درخت زندگی و حیات انسانیاند. با توجه به جایگاه مهم جوان و جوانی، آموزههای دینی همواره بر این موقعیت تأکید فراوانی کرده و به مناسبت بدان توجه نموده است.
یکی از این موارد مورد تأکید این است که در برپایی قیام جهانی منجی موعود، نه فقط خود حضرت در هیئت مردی جوان ظهور خواهد کرد که بیشتر یاران خاصّ او در سن جوانی بوده و بزرگسالان میان آنان کمشمارخواهند بود.
حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود:
اِنَّ اَصحابَ القائِمِ شَبابٌ لا کُهولَ فیهِم اِلاَّ کَالکُحْلِ فِی العَینِ، اَوْ کَالمِلْحِ فِی الزّادِ، وَاَقَل الزّادِ المِلْحُ؛ (1)همانا یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوانند و پیر میانشان نیست؛ مگر به
1) . محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص315، ح10.
اندازه سرمه در چشم یا به قدر نمک در توشه راه و کمترین چیز در توشة راه، نمک است.
با توجه به سختی دینداری در دوران غیبت و بویژه در آستانة ظهور، کسانی که شایستگی ملازمت با آن حجت الهی را پیدا کنند و به بالاترین درجه ایمان برسند، محدود خواهند بود؛ از این جهت در شماری از روایات گفته شده است: شمار یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 313 تن است. (1)این عدد نیز مانند بسیاری از اعداد دیگر، دارای رمز و رازهایی است که بر ما پنهان و پوشیده است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یُبَایِعُ الْقَائِمَ علیه السلام جَبْرَئِیلُ علیه السلام؛ (2)نخستین کسی که با قائم بیعت میکند جبرئیل است.
امام باقر علیه السلام در بارة نخستین کسانی که پس از فرشتة وحی بیعت میکنند فرمود:
یُبَایِعُ الْقَائِمَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ نَیِّفٌ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فِیهِمُ النُّجَبَاءُ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الْأَخْیَارُ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَیُقِیمُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یُقِیمَ؛ (3)
قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام برای برپایی عدل و قسط در همة گیتی است و یاران او در مبارزه علیه ستمگران، آن حضرت را برای این مهم یاری خواهند کرد. پس از آنکه در مبارزه با دشمنان «پرچمدار» امام بودند، در دوران حکومت از کارگزاران و حاکمان وی بر مناطق مختلف جهان
خواهند بود. این مطلب در کلام امام صادق علیه السلام چنین آمده است:
کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْقَائِمِ عَلَی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةَ أَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیَةِ وَ هُمْ حُکَّامُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عَلَی خَلْقِهِ؛ (1)گویا به قائم علیه السلام می نگرم که بر منبر کوفه است و اصحابش ـ که 313 تن و به شمار اصحاب جنگ بدراند ـ در اطراف او هستند و آنان پرچمداران و حاکمان خدای تعالی بر خلقش در زمین میباشند… .
یاری حضرت مهدی علیه السلام در آن قیام جهانی، افزون بر قدرت روحی و معنوی، نیازمند قدرت جسمانی نیز است؛ از این رو در روایاتی به توانایی فوق العادة یاران خاص اشاره شده است. عبد الملک بن اعین گوید:
در نزد امام باقر علیه السلام از جا برخاستم و [از پیری] تکیه بر دستم زده، گریستم. حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرض کردم: من امید آن داشتم که تا نیرویی در تن دارم، حکومت حقه شما و پیروزیتان را درک کنم؟ امام فرمود:
… إِنَّهُ لَوْ قَدْ کَانَ ذَلِکَ أُعْطِیَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا وَ جُعِلَتْ قُلُوبُکُمْ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَوْ قُذِفَ بِهَا الْجِبَالَ لَقَلَعَتْهَا وَ کُنْتُمْ قِوَامَ الْأَرْضِ وَ خُزَّانَهَا؛ (2)به راستی اگر این جریان بشود، (و هنگام ظهور و پیروزی ما گردد)، بر مردی از شما نیروی چهل مرد داده شود و دلهای شما چون پارههای آهن گردد؛ اگر با آنها به کوهها زنند آنها را از جای برکنند، و شما در آن زمان حاکمان روی زمین و خزینه داران آن میباشید.
البته این قدرتمندی برای رهبر قیام در نقل ریّان بن صلت چنین آمده است:
به امام رضا علیه السلام گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: من صاحب الامر هستم، امّا آن کسی که زمین را از عدل آکنده سازد، همچنان که پر از جور شده باشد، نیستم و چگونه او باشم در حالی که ضعف بدن مرا میبینی. قائم کسی است که در سنّ پیران و منظر جوانان قیامی کند چنان نیرومند است که اگر دستش را به بزرگترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از جای برمیکند و اگر بین کوهها فریاد برآورد، صخرههای آن فرو میپاشد. (1)
در بعضی روایات از کرامات یاران حضرت سخن به میان آمده است. یکی از این کرامتها آن است که دارای قدرت طیالارض هستند. اگر چه حقیقت این امر برای ما به روشنی معلوم نیست؛ اما این قدرتی است که خداوند در اختیار برخی بندگان خود قرار میدهد که با آن مسافتهای بسیار طولانی را در اندک زمانی سپری کنند. امام صادق علیه السلام دربارة طی الارض یاران حضرت مهدی علیه السلام فرمود:
… فَیَصیرُ اِلیهِ شیعَتُهُ مِنْ اَطْرافِ الاَرْضِ تُطْوی لَهُمُ الاَرْضُ حَتَّی یُبایِعُوهُ…؛ (2)پس، از گوشه و کنار زمین پیروان او به سویش گرد میآیند و زمین برای آنها به هم پیچیده می شود، تا اینکه با او بیعت میکنند.
لازم یادآوری است که در تشکیل هستة اصلی آن پیکار بزرگ و جهاد مقدس، زنان نیز نقش بهسزایی دارند و طبق بیان بعضی از احادیث، پنجاه زن، از یاران اصلی امام و همراه هستة مرکزی آن قیام حضور دارند. امام باقر علیه السلام در
این باره فرمود:
وَ اللَّهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّةَ عَلَی غَیْرِ مِیعَادٍ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَرِیفِ یَتْبَعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً… ؛ (1)به خدا سوگند! 313 مرد که پنجاه زن نیز در میان آنهاست، مانند قطعههای ابر در فصل پاییز، در غیر موسم حج در مکه معظمه جمع میشوند.
این موضوع، دو نکته را روشن میسازند:
یکم. به رغم تأکید آموزههای وحیانی ـ بویژه در دین مقدس اسلام ـ زنان در طول تاریخ، از حقوق خویش محروم بوده و شخصیت آنان تحقیر شده است. اما، در دوران آن انقلاب بزرگ، شخصیت واقعی خویش را باز مییابند و به عنوان کارگزاران اصلی آن تحوّل عظیم، در جامعة جهانی شرکت میکنند. این موضوع، اهمیت ویژهای دارد که ارزش واقعی و پایة قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را مشخص میسازد.
دوم. زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم شرکت نکنند، در دیگر مسئولیتها و سازندگیها، میتوانند مشارکت کنند. همچنیــن در گــسترش فــرهنگ اسلامی و آموزش معارف الهی میتوانند کــارآمد باشند و نقش بــرجستهای ایفا کنند. در مسائل پشت جبهه و مسائل اجتماعی و تربیتی نیز میتوانند نقش سازندهای داشته باشند.
این موضوع، ارجمندی جایگاه زن و رشد و تکامل قابل توجّه او را روشن میکند. اثر تربیتی این موضوع مهم، در جامعة منتظر، میتواند خــودآگاهی زنــان و بازشناسی تــوان رشــد و بازیــابی شخصیت آنان باشد.
برای شرکت در آن انقلاب جهانی، زنان از هم اکنون باید با معیارهای دقیق اسلامی و اخلاقی، شخصیت خود را بسازند و در بعد علم و عمل
1) . محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج1، ص64.
تکامل یابند و بدانند که هم اکنون و در آینده، مسئولیتهای بزرگی بر عهده دارند و در آینده کارهای مهمی را انجام خواهند داد. پس بایستی از هم اکنون به شناخت دقیق و درست اسلام بپردازند و در تربیت خویش بکوشند، تا پیش از ظهور، در جرگة زنان منتظر قرار گیرند، و پس از آن شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند. (1)
یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از صنف، نژاد و منطقه خاصی نیستند؛ بلکه از گروهها و نژادهای گوناگون و از سرتاسر جهان هستند. کسانی که به یاری آن حضرت میشتابند از مناطق مختلف و اقصی نقاط کره زمینند.
امام جواد علیه السلام از پدران بزرگوار خود از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سخن مفصلی در بارة یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل کرده است:
… رِجَالٌ مُسَوَّمَةٌ یَجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ أَقَاصِی الْبِلَادِ عَلَی عَدَدِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا…؛ (2)و مردانی شناخته شده و نامدار، خدای تعالی برای او از اقصی نقاط بلاد 313 تن به عدد اصحاب بدر گرد میآورد.
البته در بعضی از روایات به گروههای خاصی نیز اشاره شده است که از این قرارند:
«أبدال»، گروهی از شایستگان و خاصان خدا [هستند] که هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد و جهان بدیشان برپا است. آنگاه که یکی از آنان بمیرد، خداوند متعال انسان دیگری را به جای او برانگیــزد، (3)تا آن شمار ـ که به
قولی هفت و به قولی هفتاد است ـ همواره کامل بماند. (1)
برخی نیز گفتهاند: آنان، گروهیاند که خداوند به وسیلة آنها دین را بر پا نگه میدارد و روزی را نازل میکند. چهل نفر از ایشان در شام و سی نفر در سایر بلاد هستند. هرگاه یکی از دنیا برود، کس دیگری همانند او به جای او قرار میگیرد. (2)
امام باقر علیه السلام فرمود:
یُبَایِعُ الْقَائِمَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ نَیِّفٌ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فِیهِمُ النُّجَبَاءُ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الْأَخْیَارُ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاق؛ (3)سیصد و چند نفر به شمار اهل بدر با قائم بین رکن و مقام بیعت میکنند که در بین آنان نجبا از اهل مصر و ابدال از اهل شام و اخیار از اهل عراق هستند.
براین اساس «ابدال» گــروهی از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شام هستند که هنگام ظهور، خود را به مکه رسانده با ایشان بیعت میکنند.
در بارة ویژگی این افراد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
… رُهْبانٌ بِاللَّیْلِ لُیُوثٌ بِالنَّهارِ کانَ قُلُوبُهُم زُبُرَ الحَدِیدِ فَیُبایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ… ؛ (4)آنان راهبان شب و شیران روز هستند. دلهایشان چون فولاد سخت است؛ میان رکن و مقام، با او (مهدی علیه السلام) بیعت میکنند.
«اخیار» در لغت به معنای نیکان،
برگزیدگان، نیکوتران (1)و انسانهای نیکرفتار است. همان گونه که از امام باقر علیه السلام نقل شده، آنان گروهی از یاران خاصّ حضرت مهدی علیه السلام و از جمله313 تن هستند که از عراق به آن حضرت میپیوندند و بین رکن و مقام با ایشان بیعت میکنند.
«عصائب» جمع «عصابه» به معنای گروهی بین ده تا چهل نفراست. گفته شده است: «عصابه» گروهی از زاهدان و وارستگانند. (2)طبق برخی روایات، آنان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از عراق هستند، (3)که هنگام ظهور، خود را به مکه میرسانند و با او بیعت میکنند. (4)پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
… وَعَصائِبُ العِراقِ… ؛ (5)… و گروههایی از عراق بیرون میآیند….
در روایت پیشگفته آن حضرت فرمود:
فَیَخْرُجُ النُّجَباءُ مِنْ مِصْرَ… ؛ (6)نجبا از مصر بیرون میآیند… .
امام باقر علیه السلام نیز در روایتی فرمود:
یُبایِعُ القائِمَ بَینَ الرُّکنِ وَالمَقامِ ثَلاثمائة وَنَیِّف عِدَة اَهْلِ بَدْر فِیهِم النُّجَباءُ مِنْ اَهْلِ مِصْر… ؛ (7)سیصد و چند تن، به شمار اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت میکنند. بین آنان نجبا، از اهل مصر …
1) . دهخدا، لغتنامه، أخیار.
2) . ابن منظور، لسان العرب، ج9، ص233؛ مجمعالبحرین، ج2، ص123.
3) . عبد الرزاق صنعانی، المصنف، ح20769؛ ابن ابی شیبه، کتاب المصنف، ح19070.
4) . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ح51، ص88؛ مفید، الاختصاص، ص208؛ طبری، دلائلالامامه، ص248؛ اربلی، کشف الغمة، ج2، ص479.
5) . مفید، الاختصاص، ص208.
6) . مفید، الاختصاص، ص208.
7) . طوسی، کتاب الغیبة، ص476، ح502.
وجود دارند….
طالقان
افزون بر گروههای یاد شده برخی روایات نیز به مناطقی اشاره کرده که بخشی از یاران حضرت از آنجا به او میپیوندند از جملة آنها میتوان به سرزمین «طالقان» اشاره کرد.
منظور از طالقان، چه منطقهای بین مرو و بلخ باشد و یا شهــری میــان قــزوین و ابهر، (1)خاستگــاه بــرخی از یــاران حضرت مهدی علیه السلام خواهد بود.
در منابع اهل سنّت از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که فرمود:
خوشا به حال طالقان! خداوند دارای گنجهایی در آنجا است که نه از طلا است و نه از نقره؛ امّا در آن خطه، مردانی هستند که خدا را آنگونه شناختهاند که شایستة معرفت است و آنان، یاران مهدی علیه السلام در آخِرالزمان میباشند. (2)
همین روایت به گونهای دیگر در منابع شیعه نیز آمده است؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
گنجی در طالقان هست که از طلا و نقره نیست، و پرچمی است که از روزی که آنرا پیچیدهاند برافراشته نشده است و مردانی هستند که دلهای آنها مانند پارههای آهن است. شکی در ایمان به خدا در آن راه نیافته و در طریق ایمان از سنگ محکمتر است. اگر آنان را وادارند که کوهها را از جای بکنند، از جای کنده و از میان بر میدارند. لشکر آنها قصد هیچ شهری نمیکنند، جز اینکه آن را خراب میکند. اسبهای آنها زینهای زرین دارند و خود آنها برای تبرک بدن خود را به زین اسب امام میسایند. آنها در جنگها امام را در میان گرفته و با جان خود از وی دفاع میکنند و هر کاری
داشته باشد، برایش انجام میدهند. مردانی در میان آنها است که شبها نمیخوابند؛ زمزمه آنان در حال عبادت همچون زمزمه زنبور عسل است. تمام شب را به عبادت مشغولند و روزها سواره به دشمن حمله میکنند. آنها در وقت شب راهب و هنگام روز شیرند. در فرمانبرداری امام بیش از کنیز نسبت به آقایش پافشاری دارند. مانند چراغهای درخشندهاند و دلهایشان همچون قندیلهاست، و از خوف خدا خشنود میباشند. ادعای شهادت دارند و تمنا میکنند که در راه خداوند کشته گردند. شعار آنان این است: «ای خون خواهان حسین»! از هر جا میگذرند، رعب آنها پیشاپیش آنان به اندازه یکماه راه در دلهای جای میگیرد و بدینگونه رو به پیش میروند. خداوند هم پیشرو به سوی حق و حقیقت را پیروز میگرداند. (1)
برخی، طالقان را منطقه ویژهای دانستهاند؛ ولی گروهی نیز آن را به منطقه بسیار وسیعی همانند ایران معنا کردهاند. (2)از روایت ذکر شده در منابع اهل سنّت، استفاده میشود که آنان اصحاب و یاران ویژه آن حضرت هستند ـ زیرا در روایت، نوع آنان مشخص شده است ـ امّا در روایت بحارالانوار علاوه بر بیان چگونگی و کیفیت، سخن از کمّیت و لشکر و درفشهای فاتح و پیروز به میان آمده است.
در روایاتی هم به کسانی اشاره شده که شماری از آنان به یاری مهدی موعود علیه السلام بر نخواهند خاست. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:
مَعَ الْقَائِمِ علیه السلام مِنَ الْعَرَبِ شَیْءٌ یَسِیرٌ فَقِیلَ لَهُ إِنَّ مَنْ یَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْهُمْ لَکَثِیرٌ قَالَ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ یُمَحَّصُوا وَ یُمَیَّزُوا وَ یُغَرْبَلُوا وَ سَیَخْرُجُ مِنَ الْغِرْبَالِ
خَلْقٌ کَثِیرٌ؛ (1)به همراه قائم علیه السلام از عرب تعداد ناچیزی خواهد بود؛ به آن حضرت عرض شد: همانا از عرب کسانی که این امر را توصیف میکنند، فراوانند، فرمود: مردم ناگزیرند از اینکه مورد امتحان و پاکسازی و جداسازی و غربال شدن قرار گیرند و در آینده نزدیک، مردم بسیاری از غربال خارج خواهند شد.
البته ما امروز شاهد آزمایشهای بزرگی از آنان هستیم. از یاری مردم عرب و مسلمان مظلوم غزه گرفته تا مردم مظلوم یمن و… همه و همه امتحاناتی است که در دوران ما برای مسلمانان عرب پدید آمده است! باشد آزمایشهای دیگر در آینده چگونه باشد؟
پس از گردآمدن یاران خاص حضرت در آغاز ظهور، نوبت به یاوران آن حضرت میرسد. آنان به طور سریع در مکه جمع شده، آمادة یاری او میشوند. شمار یاوران آن حضرت در ابتدا افزون بر ده هزار خواهد شد؛ چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود:
مَا یَخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا یَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ؛ (2)امام زمان علیه السلام خروج نمیکند، مگر همراه یاران نیرومند و رشید، و این یاران کمتر از دههزار نفر نیستند.
آنچه در اینجا باید یادآور شد اینکه بخشی از یاران، همان شیعیان واقعی آن حضرتند که در دوران غیبت به شایستگی به وظایف خود عمل کردهاند. در این باره ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت میکند:
امام در تفسیر این قول خدای تعالی (یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ
آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً)؛ (1)فرمود:
یَعْنِی خُرُوجَ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ مِنَّا. یَا أَبَا بَصِیرٍ طُوبَی لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون؛ (2)
یعنی خروج قائم منتظر ما، [سپس فرمود:] ای ابا بصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما، کسانی که در غیبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نیز فرمانبردار اویند. آنان اولیای خدا هستند که نه خوفی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند.
در برخی روایات گفته شده شعار یاران حضرت مهدی علیه السلام «یالثارات الحسین علیه السلام» است. «ثار» در لغت به معنای خونخواهی است. (3)بخشی از اهداف امام مهدی علیه السلام و یاران او در برپایی قیام جهانی انتقام از ستمگران است و آنان با این شعار به خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام خواهند کرد. پس معنای این شعار چنین خواهد بود: «کجایند قاتلان حسین؟» (4)یا «کجایند خونخواهان حسین؟». امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:
… وَهُمْ مِنْ خَشیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَیَتَمَنَّونَ اَنْ یُقتَلُوا فِی سَبیلِ اللّهِ شِعارُهُم یَا لَثاراتِ الحُسَینِ علیه السلام اِذا سَارُوا یَسیِرُ الرُّعبُ اَمَامَهُمْ مَسِیرَةَ شَهرٍ؛ (5)یــاران مهدی… فقــط از خــدا میترسند و فریاد «لا اله الاّ اللّه» آنان
1) . «روزی که پارهای از نشانههای پروردگارت [پدید] آید، کسی که قبلًا ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده است، ایمان آوردنش سود نمی بخشد».
2) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص357.
3) . ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص97؛ خلیل بن احمد، کتاب العین، ج8، ص236؛ طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص234.
4) . ر.ک: طریحی، مجمعالبحرین، ج3، ص235.
5) . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص307، ح82.
بلــند است و همــواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان «یالثارات الحسین» است. به هر سو که رو میآورند، ترسِ از آنــان، ـ بــه اندازه یک ماه مسیر ـ پیشاپیش در دل مردم میافتد.
در بعضی از روایات، این عبارت، شعار فرشتگان، به هنگام یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دانسته شده است.
امام رضا علیه السلام در این باره فرمود:
فَیَکُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْن؛ (1)پس آنها از یاران او هستند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.
طبق این روایت نیز شعار یاران حضرت هماهنگ با فرشتگان الهی خواهد بود. البته روشن است چون حسین بن علی علیهما السلام آینة تمــام نمای حق و حقیقت است و دشمنان وی در آن زمان، نماد تمامنمای باطل؛ انتقام از خون امام حسین علیه السلام انتقــام از خــون همة مظلومان در طول تاریخ خواهد بود و حکومت عدل جهانی، برآورندة آرزوی همة فرودستان جهان در طول تاریخ است.
1) . صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص299؛ همو، ألامالی، ص129.
در روایات گفته شده خداوند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لشکریانی تأیید و یاری میدهد آنها کدامند؟ یک نمونه را توضیح دهید.
ویژگیهای یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نام برده، دو مورد را بنویسید.
در بارة حضور زنان در میان یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و شمار آنان توضیح دهید.
گونههای یاران خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نام برده، دو گروه را توضیح دهید.
شعار یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست و چرا این شعار را مطرح میکنند؟
طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بوستان کتاب، قم، 1380ش.
طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، انتشارات زائر، قم: 1380هـ. ش.
کارگر، رحیم، آیندة جهان (دولت و سیاست در اندیشة مهدویت)، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، 1383ش.
محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فروغ تابان ولایت، انتشارات مسجد جمکران، قم، 1378ش.
الهامی، داود، آخرین امید، چ دوم، انتشارات مکتب اسلام، قم: 377 هـ.ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
الف. مفهومشناسی امدادهای غیبی
ب. برخی امداد غیبی از نگاه قرآن:
سپاهیان دیده نشدنی؛
یاری با فرشتگان؛
آرامکردن دلهای مؤمنان؛
ترس در دلهای دشمنان؛
بادهای ویرانگر.
ج. شرایط برخورداری از امدادهای غیبی:
ایمان؛
پارسایی؛
پایداری؛
کوشش در راه خداوند.
د. برخی امدادهای غیبی در عصر ظهور
فرشتگان؛
ترس در دل دشمنان؛
نیروهای طبیعت.
همانگونه که میدانیم عواملی چند دست به هم داده و زمینههای پیروزی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در قیام جهانی فراهم میکنند. اساسیترین و اصلیترین عامل این پیروزی، شخصیت خود آن حضرت است؛ آنگاه یاران و یاوران ایشان و در کنار آن دو، امدادهای غیبی خداوند نقش آفرین است.
اگــر چه اســاس این قیــام بزرگ، بر امــور طبیعی و سنتهای جاری خداوند است؛ اما به اقتضای عظمت و گستردگی آن در همه کرة زمین، و نیز مجهز بودن دشمنان به امکانات بسیار و پیشرفته، خداوند برخی از نیروهای پنهان و فوق طبیعی را در اختیار او قرار خواهد داد تا موجبات پیروزی ایشان، هر چه بهتر فراهم شود.
در این درس تلاش میشود تا با بهرهمندی از آیات قرآن کریم، سخنان معصومان علیهم السلام و نیز بیانات بزرگان، موضوع را در حد امکان بررسی نماییم.
بحث در امدادهای غیبی در موارد زیر قابل بررسی است:
«امداد غیبی» تعبیری مرکب از دو واژه
«امداد» و «غیب» است. «امداد» یاری کردن دیگری است و بیشتر، در موارد دوستداشتنی به کار میرود. امداد، به چیزهای مادی منحصر نیست و در معنویات هم بهکار میرود. «غیب» چیزی است که از انسان پوشیده و مخفی است. برخی واژهپژوهان، آن را به معنای پوشیده از چشم گرفتهاند.
«امدادهـــای غـیـبـی» بــه معنـای مددهایی است که از غیب سرچشمه میگیرد. هر چند با عنایت به معنای لغوی آن، میتوان جهان و نظم و حیات همة نعمتهای موجود در آن را مدد گرفته از عالم غیب و از مصادیق امدادهای غیبی دانست ـ چنانکه قــرآن، اموال و فرزندان را از امدادهای خداوند دانسته است ـ (1)ولی این ترکیب در اصطلاح، به معنای مددهای ویژه در زندگی بشر است.
بدون تردید از برترین آموزههای پیامبران، ایمان به غیب است؛ به گونهای که خداوند در ابتدای صحیفة آسمانی خود ـ آنگاه که ویژگیهای پرهیزگاران را برمیشمرد ـ نخست ایمان به غیب را اینگونه بیان میفرماید:
(ذَلِکَ الْکِتابُ لارَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ اَلَّذینَ یُؤمِنوُنَ بِالْغیْبِ…)؛ (2)این است کتابی که در آن هیچ تردیدی نیست و مایه هدایت تقواپیشگان است؛ آنان که به غیب ایمان میآورند.
بخشی از این اعتقاد به غیب، مربوط به اعتقاد به امدادهای پنهان خداوند است. این امدادها در طول تاریخ، به بهترین صورت ممکن به کمک انسانها آمده و آنها را از زوال و نابودی نجات داده است.
از آیات قرآن استفاده میشود که خداوند، در مقابلة حق با باطل، جانب جریان حق را نگه میدارد و از آن دفاع میکند و این دفاع، گاهی
از طریق نیروهای پنهان و امدادهای غیبی صورت میگیرد. البته، در بزرگترین و وسیعترین رویارویی حق با باطل و انقلابی که در راستای اهداف پیامبران رخ میدهد، این سنت الهی بیش از پیش جلوه خواهد کرد.
آیات قرآن حضور امدادهای غیبی را بیشتر در جنگها و حوادثی دانسته که بندگان شایستة نیازمند یاری خداوند بودهاند. بعضی از مصادیق امداد غیبی بدین قرار است:
قرآن در سه مورد با تعبیر «جُنودًا لَم تَرَوها» (سپاهیان دیده نشدنی) یاد کرده است:
یکی در آنجا که به وضع مخاطرهآمیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غار ثور اشاره کرده، میفرماید:
(… فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ…)؛ (1)… پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهیانی که آنها را نمیدیدید، تأیید کرد و… .
همچنین آنگاه که دشمن در جنگ حنین، به پیروزی موقّت رسید و مسلمانان از گرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پراکنده شدند، امدادهای غیبی ـ از جمله سپاه نامرئی ـ آنان را نجات بخشید:
(ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ…)؛ (2)آن گاه خدا آرامش خود را بر فرستادة خود و بر مؤمنان، فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آنها را نمیدیدید و… .
سوم موقعی بود که دشمنان اسلام، شهر مدینه را محاصره کردندو مسلمانان ناچار به ماندن در شهر و کندن خندق در اطراف آن شدند!
چشمهای رزمندگان مسلمان خیره و جانشان به گلوگاه رسیده و گمانهای خاصی درباره خدا پیدا کرده بودند!! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند کمک خواست، در پی آن امدادهای غیبی به یاری آنان آمد که از مهمترین آنها لشکرهای نامرئی بود:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ ریحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیراً)؛ (1)ای کسانی که ایمان آوردهاید! نعمت خدا را بر خود به یاد آرید؛ آن گاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند. پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آنها را نمیدیدید، فرستادیم و خدا به آنچه میکنید، همواره بیناست.
مهمترین مصداق کمکهای پنهان خداوند، آمدن فرشتگان به یاری پیامبران خود است. بخش قابل توجهی از آیات قرآن، از یاری فرشتگان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان در جنگهای صدر اسلام حکایت میکند. روشنترین نمونه آیاتی است که در آن به این حضور در جنگ بدر اشاره کرده است.
(وَ لَقَدْ نَصرََکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَن یَکْفِیَکُمْ أَن یُمِدَّکُمْ رَبُّکُم بِثَلَاثَةِ ءَالَافٍ مِّنَ الْمَلَئکَةِ مُنزَلِینَ بَلی إِن تَصْبرُِواْ وَ تَتَّقُواْ وَ یَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَاذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بخَِمْسَةِ ءَالَافٍ مِّنَ الْمَلَئکَةِ مُسَوِّمِینَ)؛ یقیناً خدا شما را در [جنگ] بدر- با آنکه ناتوان بودید- یاری کرد. پس، از خدا پروا کنید! باشد که سپاسگزاری نمایید. آن گاه که به مؤمنان میگفتی: «آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتة فرودآمده، یاری کند؟» آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید و با همین جوش [و
1) . احزاب (33)، آیه 9.
خروش] بر شما بتازند، [همانگاه] پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد. (1)
آرامش دل از مهمترین موهبتهای خداوند به مؤمنان است که در پرتو آن سختترین شرایط زندگی تحملپذیر میشود. در لحظات حساس جنگ یا زمان مخفی شدن رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در غار و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن او آمده و تا مرز دستگیریاش پیش رفته بودند، از این یاری خداوند برخوردار شدند.
خداوند متعال افزون بر امدادهای یاد شده، گاهی با انداختن هراس در دل دشمنان، جبهه حق را یاری میکرد. به عنوان نمونه خداوند جنگ بدر ـ براساس وعده خویش ـ سپاه ترس را یک باره و ناگهانی بر قلب دشمن چیره ساخت:
(… سَأُلْقِی فی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرُّعْبَ… )؛ (2)به زودی در دل کافران وحشت خواهم افکند….
یکی دیگر از امدادهای الهی، بادهایی است که سبب از بین رفتن دشمنان و یاری مؤمنان شده است. خداوند میفرماید:
(یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکمُْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِْمْ رِیحًا وَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا)؛ (3)ای کسانی که ایمان آوردهاید! نعمت خدا را بر خود به یاد آرید؛ آن گاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آنها را نمی دیدید، فرستادیم.
بر اساس سنن الهی، خداوند به هرکس بخواهد یاری میدهد؛ (1)لیکن با توجه به اینکه خواست او حکیمانه است، ضوابط و شرایطی برای برخورداری از امدادهای ویژه وجود دارد که مهمترین آنها بدین شرح است:
نخستین شرط برخورداری از امدادهای الهی ایمان است؛ چنانکه که خداوند میفرماید:
(انّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا والَّذینَ ءامَنوا…)؛ (2)در حقیقت، ما فرستادگان خود و کسانی را که گرویدهاند، قطعاً یاری میکنیم.
درباره امداد غیبی در قالب آرامش بخشی نیز میفرماید:
(هُوَ الَّذی انزَلَ السَّکینَةَ فی قُلُوبِ المُؤمِنینَ)؛ (3)اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد.
پرهیزگاری و تقوای الهی، از دیگر شرطهای بهرهمندی از امدادهای خداوند است که:
(بَلی إِن تَصْبرُِواْ وَ تَتَّقُواْ وَ یَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَاذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بخَِمْسَةِ ءَالَافٍ مِّنَ الْمَلَئکَةِ مُسَوِّمِین)؛ (4)آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید و با همین جوش [و خروش] بر شما بتازند، [همانگاه] پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.
1) . (واللَّهُ یُؤَیّدُ بِنَصرِهِ مَن یَشاءُ)؛ «و خدا هر که را بخواهد به یاری خود تأیید می کند»: آلعمران (3)، آیه 13؛ (جَاءَهُم نَصرُنا فَنُجّی مَن نَشَاءُ)؛ «یاری ما به آنان رسید. پس کسانی را که می خواستیم، نجات یافتند»: یوسف(12)، آیه110؛ (بِنَصرِ اللَّهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ)؛ «هر که را بخواهد یاری می کند»: (روم (30)، آیه 5.
2) . غافر (40)، آیه51.
3) . فتح (48)، آیه 4.
4) . آلعمران (3)، آیه 125.
ثبات قدم و استواری بر باور و عقیده از اموری است که سبب جلب امدادهای الهی میشود. خداوند در این باره میفرماید:
(انَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلکَةُ الّا تَخافوا ولا تَحزَنوا وابشِروا بِالجَنَّةِ الَّتی کُنتُم توعَدون)؛ (1)در حقیقت، کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می آیند [و می گویند:] «هان، بیم مدارید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید، شاد گردید.
از دیگر شرایط جلب این امدادها، تلاش و کوشش در راه خداوند است؛ همانگونه که در این آیه میخوانیم:
( وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنهَْدِیَنهَُّمْ سُبُلَنَا…)؛ (2)کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان می نماییم.
حال که به بعضی از مصادیق امدادهای خاص خداوند و شرایط آن اشاره شد، به امدادهای غیبی خداوند در ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازیم.
از آنجایی که آخرین ذخیرة الهی و موعود منجی، راه ناتمام پیامبران و اولیای الهی را به پایان میرساند، خداوند همة امدادهای غیبی را که در اختیار آنان قرار داده بود؛ برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز قرار خواهد داد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره میفرماید:
قائِمُ اَهْلِ بَیْتی… یُؤیَّدُ بِنَصرِ اللّهِ… ؛ (3)… قائم
اهل بیت من، به یاری الهی تأیید میشود.
برخی از این امدادها از این قرارند:
از نیروهای غیبی که به یاری آخرین حجت خداوند و یاران او میآیند، «فرشتگان الهی» هستند. عبد الرّحمن بن کثیر روایت کرده است:
امام صادق علیه السلام در باره این آیه که:
(أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ)؛ (1)فرمود:
هُوَ أَمْرُنَا أَمْرُ اللَّهِ لَا یُسْتَعْجَلُ بِهِ یُؤَیِّدُهُ ثَلَاثَةُ أَجْنَادٍ الْمَلَائِکَةُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الرُّعْب؛ (2)آن امر ما است، خدای عزّ و جلّ امر فرموده که در مورد آن شتاب نشود تا آنکه [خداوند] او را با سه [لشکر] یاری فرماید که عبارتند از: فرشتگان، مؤمنان و هراس.
در روایتی از امام صادق علیه السلام که به طور مفصل به چگونگی حضور و نقش فرشتگان در قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است. ابان بن تغلب نقل شده است:
شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: «گویی قائم را میبینم بر نجف کوفه که جامهای از استبرق به تن دارد و زره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را میپوشد. چون آن را پوشید به تن او، از هم باز و گشاد میشود تا اندازه بدن آن حضرت گردد. سپس سوار بر اسبی سیاه و سفید میشود که میان دو چشمش، سفیدی مشخّص و آشکاری است. پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اوست. عرض کردم: پرچم اکنون موجود و پنهان است یا برای او آورده میشود؟ فرمود: جبرئیل آن را برای آن حضرت میآورد، دستة آن از عمودهای عرش خدا، و سایة آن از نصرت خداوند است. با آن پرچم بر چیزی فرود نمیآید، مگر اینکه خداوند آن را نابود میسازد. همراه با آن نه هزار فرشته فرود میآیند و نیز
313 فرشته. عرض کردم: فدایت گردم! آیا همه این فرشتگان همراه هستند؟ فرمود: آری، آنان همان فرشتگانیاند که با نوح در کشتی بودند و همان فرشتگانیاند که وقتی ابراهیم به آتش افکنده شد، همراه او بودند، و همانهاییاند که وقتی دریا برای موسی شکافته شد همراه او بودند، و همانهائیاند هستند که وقتی خداوند، عیسی را به سوی خویش به آسمان برد همراه او بودند، و چهار هزار فرشته نشان دار هستند که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همراه بودند، و 313 فرشتهای که در روز بدر، با آن حضرت بودند، و همراه با آنان چهار هزار فرشتهای هستند که به آسمان بالا رفتند تا اجازه جنگیدن در رکاب حسین علیه السلام را بگیرند؛ ولی وقتی به زمین بازگشتند که آن حضرت کشته شده بود! آنان در کنار قبر آن حضرت پریشان موی و غبار آلود ماندند و بر آن حضرت تا روز قیامت میگریند و آنان خروج قائم علیه السلام را انتظار میکشند. (1)
عیاشی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود:
إِنَّ الْمَلَائِکَةَ الَّذِینَ نَصَرُوا مُحَمَّداً ص یَوْمَ بَدْرٍ فِی الْأَرْضِ مَا صَعِدُوا بَعْدُ وَ لَا یَصْعَدُونَ حَتَّی یَنْصُرُوا صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ وَ هُمْ خَمْسَةُ آلَافٍ؛ (2)فرشتگانی که در جنگ بدر رسول خدا را در زمین یاری کردند، از آن پس به آسمان نرفتند و پس از این نیز نخواهند رفت تا آنکه یاری کنند صاحب این امر را و آنان پنج هزار تن هستند.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی، به نقل از خداوند در شب معراج چنین میگوید:
… وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِی وَ لَأَمُدَّنَّهُ بِمَلَائِکَتِی حَتَّی یُعْلِنَ دَعْوَتِی… ؛ (3)و با لشکریان خود او (مهدی) را یاری می کنم و با فرشتگانم به او مدد می رسانم، تا آنکه دعوتم را آشکار کند.
خدای متعال، در قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ترس و دلهره را بر دل کافران، مشرکان و ستمگران حق ستیز افکنده، قدرت تصمیمگیری و دشمنی را از آنان سلب میکند.
در روایاتی گفته شده که او، «مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ وَ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ» است؛ یعنی هنگام ظهور، هراس از وی، در دل قدرتمندان میافتد و نیروهای غیبی و نادیدنی، به کمک او و یارانش میشتابند. البته این امر، منافاتی با لزوم حضور مردم در صحنه ندارد و مردم باید آن حضرت را تا رسیدن به اهداف متعالیاش یاری کنند. امام صادق علیه السلام فرمود:
انقلاب مهدی را سه سپاه یاری میکنند و در پیروزی او شرکت دارند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مؤمنان و سپاهی از رعب و وحشت. (1)
محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر علیه السلام نقل میکند که فرمود:
اَلْقائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ؛ (2)قائم ما به [افتادن] ترس در دل دشمنان، یاری شده است.
بعضی از امدادهای غیبی الهی، تسخیر نیروها و امکانات طبیعی است که خداوند پیامبران خود را به آن مجهز کرده است؛ همانند: بادها، طوفانها، ابرها و… که در قرآن از آنها یاد شده است. (3)در روایاتی، عوامل طبیعی، از جمله امدادهای غیبی برای یاری آخرین حجّت الهی ذکر شده است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث معراج به نقل از خداوند چنین فرموده است:
… وَلَاُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّیاحَ وَلأُذَلِلَنَّ لَهُ الرِّقابَ الصِّعاب…،… و باد را مسخَّر او میکنم و گردنکشان سخت را رام او میسازم…. (1)
بنابراین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، افزون بر بهرهمندی از یاران و اصحاب، به دلیل عظمت قیام جهانی خود، به اذن و ارادة الهی، از امدادهای غیبی نیز استفاده میکند.
افزون بر امدادهای یاد شده، برخی امور دیگر نیز در روایات مورد اشاره قرار گرفته که میتواند در شمار امدادهای الهی باشد.
الف. طِی الاَرْض: یکی از امدادهای الهی در عصر ظهور آن است که زمین، برای آن حضرت و یارانش در هم نوردیده شود. در روایاتی چند از چگونگی طی مسافت آن حضرت و یارانش به «طی الارض» تعبیر شده است. امامرضا علیه السلام میفرماید:
وَ هُوَ الَّذِی تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ یَذِلُّ لَهُ کُلُّ صَعْبٍ؛ (2)او، کسی است که زمین برایش درنوردیده میشود.
ب. میراثهای پیامبران علیهم السلام: از روایات استفاده میشود افزون بر امدادهای یاد شده، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگــام ظهور، بــرخی میراثهای پیامبران گذشته را نیز همراه خواهد داشت. امام علی علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
المَهْدِی مِنْ وُلْدِی، تَکُونُ لَهُ غَیبَةٌ وَ حَیرَةٌ تَضِلُّ فِیها الاُمَمُ، یأتِی بِذَخِیرَةِ الاَنبِیاءِ فَیمْلاُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً؛ (3)مهدی از فرزندان من است، برای او غیبت و حیرتی خواهد بود که مردم در آن گمراه شوند. او ذخیره پیامبران را میآورد و زمین را پر از عدل و داد میکند؛ همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.
دربارة اینکه این امــور بــه چــه هدفی نـزد حضرت جمع شده است، سخن روشنی در دست نیست؛ ولی با توجه به اینکه نقش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ادامه فعالیت همة انبیا و اولیا است و او خواستة آنان را محقّق خواهد ساخت؛ میتوان نتیجه گرفت که تمام ابزار آنان در اختیار وی قرار خواهد گرفت.
دیگر اینکه آن حضرت وظیفه دارد پیروان همة ادیان را به دین راستین الهی (اسلام) دعوت کند و این میراثها، نشانههایی از برحق بودن آن حضرت است. از این رو همانگونه که در روایات، زنده مانــدن حضرت مسیــح علیه السلام، عامــل هدایت مسیحیان و برگرداندن ایشان به پیروی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی شده است؛ میتوان میراثهای دیگر پیامبران علیهم السلام را ابزاری برای اتمام حجّت بر آنان دانست.
بعضی از این میراثها، عبارت است از: «پیراهن»، (1)«عمامه»، (2)«زره»، (3)«سلاح»، (4)و «پرچم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»، (5)«سنگ» (6)و «عصای حضرت موسی علیه السلام (7)» و «طشتی که وی در آن قربانی میکرد» (8)و «انگشتری حضرت سلیمان علیه السلام». (9)
به هر حال هدف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیام ایشان، در برگیرندة تمامی اهداف پیامبران بزرگ است.
1) . نعمانی، الغیبة، ص350، ج42.
2) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص224، ح285.
3) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص224، ح285.
4) . نعمانی، الغیبة، ص349، ح40؛محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8، ص224، ح285؛ متقی هندی، کنز العمال، ح39673.
5) . نعمانی، الغیبة، 343، ح28 و 435، ح1.
6) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص231، ح3.
7) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص231، ح1؛ نعمانی، الغیبة، ص238، ح28، صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص376، ح7.
8) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص232، ح1.
9) . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص231، ح1. نعمانی، الغیبة، ص343، ح27.
از این رو در آن هنگامه عظیم، او با در اختیار گرفتن میراث پیامبران بزرگ علیهم السلام، هدف خود را ـ که در واقع هدف جمیع آنان بوده است ـ تحقق میبخشد و پیروان ادیان را، سوی خود دعوت میکند.
حضرت مهدی علیه السلام و یاران و سپاهیان مؤمن و شجاع او، در این جنگهای نهایی و سرنوشت ساز پیروز شده و با کمک گرفتن از امدادهای غیبی، دشمنان (جبهه باطل) را نابود میکنند. بدین سان سرنوشت کافران و ستمگران، به بدترین صورت رقم میخورد. امام کاظم علیه السلام میفرماید:
… وَ هُوَ الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یُسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ کُلَّ عَسِیرٍ وَ یُذَلِّلُ لَهُ کُلَّ صَعْبٍ وَ یُظْهِرُ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَ یُقَرِّبُ لَهُ کُلَّ بَعِیدٍ وَ یُبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهْلِکُ عَلَی یَدِهِ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِید؛ (1)و او دوازدهمین ما امامان است؛ خداوند برای او هر امر سختی را آسان و هر امر دشواری را هموار میکند و گنجهای زمین را برایش آشکار میسازد. و هر بعیدی را برای وی نزدیک کرده به توسّط وی تمامیجبّاران عنود را نابود میکند و هر شیطان متمرّدی را به دست وی هلاک سازد.
محمد بن مسلم میگوید:
از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مراد از (وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشی)؛ چیست؟ آن حضرت فرمود:
اللَّیْلُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ الثَّانِی غَشَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی دَوْلَتِهِ الَّتِی جَرَتْ عَلَیْهِ وَ أُمِرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَنْ یَصْبِرَ فِی دَوْلَتِهِمْ حَتَّی تَنْقَضِیَ؛ شب در این آیه، فلانیاست که ستم روا داشت بر امیر المؤمنین در مقامی که متعلّق به او بود و آن حضرت صبر کرد تا دولت آنها منقضی گردد.
1) . صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص368، ح6.
آنگاه امام درباره (وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی) فرمود: النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَةَ الْبَاطِل؛ (1)منظور از روز قائم از ما اهل بیت است؛ وقتی قیام کند، بر دولتهای باطل پیروز می شود.
در این هنگام فجر دولت حقّ میدمد و تاریکی باطل از صحنة گیتی برچیده میشود. (2)خداوند حضرت مهدی علیه السلام و یارانش را مالک شرق و غرب جهان نموده، آیین اسلام را پیروز میگرداند و بدعتها و باطلها را به دست او و یارانش نابود میکند. (3)
… آنگاه که در این قیام جهانی پرچم پیروزی حق در همة کره زمین برافراشته شد، نوبت به برپایی حکومت عدل جهانی میرسد. (4)
1) . علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص425.
2) . «فعندها یتلألؤ صبح الحقّ وینجلی ظلام الباطل»؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص448.
3) . «یملّکهم الله مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله ـ عزّوجلـ به و باصحابه البدع و الباطل»؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص87.
4) . به یاری خداوند در جلد بعد، به بررسی آن دوران نورانی خواهیم پرداخت.
امدادهای غیبی به چه معناست و جایگاه آن در قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
آیات قرآن از امور فراوانی به عنوان امدادهای غیبی یاد کرده است؛ پنج نمونه را نام ببرید.
بهرهمندی از امدادهای غیبی نیازمند شرایطی است؛ آنها را نام برده دو نمونه را توضیح دهید.
در بارة امدادرسانی فرشتگان به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام قیام توضیح داده، گروههای آنها را نام ببرید.
بخشی از ابزارهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قیام جهانی میراثهای پیامبران است، در این باره توضیح داده نمونههایی را نام ببرید.
طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، انتشارات زائر، قم: 1380 ش.
کارگر، رحیم، آیندة جهان (دولت و سیاست در اندیشة مهدویت)، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، 1383ش.
الهامی، داود، آخرین امید، چ دوم، انتشارات مکتب اسلام، قم: 377 ش.
کارگر، رحیم، جستارهایی در مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، 1383ش.
محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فروغ تابان ولایت، انتشارات مسجد جمکران، قم، 1378ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
مفهوم و اهمیت آسیبشناسی مهدویّت
عوامل آسیب در مباحث مهدویّت:
جعل و تحریف؛
مراجعه به متون تخصصی بدون آگاهی لازم؛
استفاده از منابع غیر معتبر و ضعیف؛
مواجهه با شبهات بدون آمادگی قبلی؛
تفسیرهاو تطبیقهای نادرست؛
طرح مباحث غیرضروری.
اعتقاد به آموزة مهدویت از توانمندترین عوامل پویایی، رشد و بالندگی جامعه اسلامی، در طول تاریخ است که آن را از فروغلتیدن در فسادها و تباهیها حفظ میکند. سوگمندانه باید گفت: این باور در تاریخ خود با اندیشهها و برداشتهای نادرست بسیاری رو به رو شده و رفته رفته به آسیبها و آفتهای جدّی، برای آن تبدیل شده است.
در عصر کنونی که جامعه ما به شکل روزافزونی، به این باور روی آورده است، ضرورت شناسایی این آسیبها و آفتها، بیش از هر زمان دیگر احساس میشود و لازم است ضمن ترویج و توسعه فرهنگ مهدویت، این موضوع نیز مورد توجه جدّی قرار گیرد.
بیگمان در صورت توجه به آفتها و رفع اختلالهای مفهومی و مصداقی وارد شده در این حوزه، میتوان از این فرهنگ به عنوان مؤثرترین و کارآمدترین ابزار برای حرکت در مسیر حق بهره جست و با آن نسل حقیقت خواه را برای رسیدن به آن تحول بزرگ و جهانی آماده ساخت. بنابراین مهمترین گام برای فراهم کردن نگرش درست به مباحث مهدوی ارائه آگاهیهای بایسته و پرهیز از گمانههای نادرست است.
در این درس تلاش میشود به برخی از مهمترین مانعها و آسیبها برای ترویج این فرهنگ حیاتبخش اشاره نموده، علاقهمندان را به تامل و تفکر دعوت کنیم.
«آسیب»، چیزی است که سبب اختلال، ناهنجاری و تباهی در پدیدهها میشود و آسیبشناسی به معنای شناسایی این عوامل و اسباب است. باورداشت به مهدویت نیز همچون دیگر باورها هرگاه مورد نفهمی، کمفهمی و یا کجفهمی قرار گیرد و یا به صورت نادرست بیان شود، دچار مشکل شده، آسیب میبیند.
بنابراین منظور از آسیبشناسی مهدویت، این است که کجرویها و کجاندیشیهایی که تاکنون در این اعتقاد فاخر وارد شده، مورد شناسایی قرار گیرد و حقیقت آن به دور از هرگونه پیرایه و بیراهه ارائه شود.
شناخت درست در مباحث مهدویت، به همان اندازه اهمیت دارد که آشنایی با آسیبها و آفتها؛ ضروری است. بیتوجهی به مباحث انحرافی و آفتها، میتواند معرفت به دست آمده را در مسیر نادرست قرار داده، مانع رسیدن به هدف مطلوب باشد. باغبانی که فقط به کاشت میپردازد و از آسیبها و آفتها غافل میماند؛ بدون شک هنگام برداشت، محصول خوبی به دست نخواهد آورد. بههرحال آگاهی از آسیبها و آفتها میتواند زمینهای باشد برای پیشگیری از آنها که امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
من لم یعرف مضرة الشر لم یقدر علی الامتناع منه؛ (1)هرکس آفت شرّی را نشناسد، قادر به خودداری و پیشگیری از آن نیست.
آموزة مهدویت امروزه بیش از گذشته با تهدیدهای بزرگ و جدّی روبهرو است که نه فقط
1) . عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص 106، ح1917.
از طرف مخالفان و دشمنان و در قالب تهاجم تبلیغاتی برنامه ریزی شده بلکه از داخل نیز ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ تفکر ارزشمند مهدویت مورد هجوم قرار گرفته است.
اگرچه ممکن است، تهدیدهای داخلی از روی ناآگاهی و ساده لوحی یا عشق افراطی ارزیابی شود!! اما به هیچ وجه نمیتوان پیامدهای ناگوار آنها را نادیده گرفت؛ چرا که این جریان حتی اگر ناخواسته و یا ناآگاهانه باشد، توسط دشمنان دامن زده میشود و آثار تخریبی فراوانی، بر پیکره این باور ارزشمند پدید میآورد.
یکی از تلاشهای دشمنان در برابر یک حقیقت، آلوده ساختن آن به باطلها است؛ از این رو آنان به هر مناسبتی، برای غبارآلود کردن گوهر تابناک آموزههای دینی با بهرهمندی از همة ابزارهای ممکن، دست به جعل و تحریف میزنند تا راه را بر انسانهای ناآگاه مبهم سازند.
همزمان با حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ـ به ویژه در دوران دهسالة مدینه ـ کسانی خواسته یا ناخواسته، گفتار او را تحریف میکردند و یا ناگفتهها و ناکردههایی را بدو نسبت میدادند که به شدّت از طرف آن حضرت مورد توبیخ و سرزنش واقع میشدند.
بعد از عروج روح بلند آن «نفس مطمئنه» به بارگاه قرب الهی، نادیده گرفتن سفارشهای او در بزرگداشت اهل بیت علیهم السلام و پیروی از آنان و نیز بازداشتن از نوشتن و حتی نقل احادیثش، تا قرنی راه را بر جعل، وضع، تحریف، و نیز، نقل به معنا و آفات دیگری بر حدیث باز نمود و ضربات جبران ناپذیری بر اعتبار سنت وارد
ساخت. (1)
در این میان از جمله احادیثی که در این دوران به دلایلی مورد طمع جاعلین و واضعین روایات بوده، بحث مهدویت است.
روایات مربوط به «مهدویت»، به انگیزههای گوناگونی مورد هجوم قرار گرفته که برخی از این قرار است:
الف. انگیزههای سیاسی: از مهمترین انگیزههای جعل و تحریف در این روایات، قدرتهای سیاسی بودهاند.
که مهمترین عرصه مورد هجوم آنان، ویژگیهای موعود و نیز نشانههای ظهور است. بسیاری از حاکمان ستمپیشه با جعل روایت، خویش و یا منتسبان به خود را به بحثهای مهدویت مرتبط میساختند.
ب. انگیزههای فرقهای و مذهبی: شواهد فراوانی در دست است که پیروان فرقهها و مذاهب و نیز سردمداران آنان، برای تثبیت موقعیت و حقانیت باور خود، در مواردی دست به جعل احادیث و یا تحریف آن میزدند. مدعیان مهدویت، روشنترین مصداق این انحراف است که به هر وسیله به دنبال تثبیت موقعیت خود بودند. از کیسانیه، باقریه، مغیریه، ناووسیه، اسماعیلیه، فطحیه واقفیه و زیدیه میتوان به عنوان بارزترین مصداق این بخش اشاره کرد.
ج. انگیزههای قومی و قبیلهای: برخی از اقوام و قبیلهها ـ بویژه فرودستان جامعه ـ از اعتبار وجایگاه مهدویت در اعتبار بخشی به مردمان خود بهره میگرفتند؛ از این رو روایتهایی را جعل و یا تحریف کرده و به خود نسبت دادند.
این سه عامل با هم، یا به طور جداگانه، سبب پدید آمدن ادعاهای دروغین در عرصة مهدویت و یا نیابت شد.
1) . ر.ک: داود معماری، مبانی و روشهای نقد متن حدیث، ص27 (با تصرف)
ماهیت اساسی مهدویت ناب، اگرچه به دلیل روشن بودن خصوصیات مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هرگز اقتضای ادعاهای دروغین را ندارد؛ اما در طول تاریخ به سبب آسیبهایی که به متون روایی وارد شده، افراد فراوانی با بهرهگیری از زمینههای موجود و نیز ناآگاهی مردم، ادعاهایی را مطرح کردهاند.
این ادعاهای دروغین، آموزه مهدویت را مورد تهدید جدّی قرار داده و به جهت سادگی یا ناآگاهی مخاطبان عدهای را جلب کرده است. (1)
از آسیبهایی که فرهنگ مهدویت را با مخاطراتی جدّی روبهرو کرده ادعای مهدی بودن است: این ادعاها با انگیزههای جاه طلبانه، وسوسة قدرت، شهرت و دنیا طلبی و… شکل گرفته و پیامدهای ناگواری برای جامعه اسلامی رقم زد مانند: گمراهی مردم، دوری از مسیر اهل بیت علیهم السلام، به بازی گرفته شدن دین و اختلافات دینی در اثر متابعت از فرقههای انحرافی، و… .
پس از شهادت امام عسکری علیه السلام و آغاز غیبت صغرا، با قطع شدن ارتباط رودرروی مردم با پیشوای معصوم، «نواب خاص» برای راهنمایی مردم، تلاشهای ویژهای را آغاز کردند. پیروان اهل بیت علیهم السلام رفته رفته، با این روش خو گرفته و کارهای خود را از راه «سفیران چهارگانه» انجام میدادند و این خود جایگاه بلندی را برای این سفیران رقم زد.
در این میان، افرادی سست ایمان و کژاندیش، برای رسیدن به اهداف دنیایی، به دروغ مدعی نیابت امام غایب شدند. البته این آسیب اختصاص به دورههای گذشته ندارد و امروزه نیز به گونههای متفاوت مطرح بوده و خسارتهای بزرگی بر این فرهنگ وارد میسازد.
1) . نک: نگارنده، درسنامه مهدویت، ج2، درس دهم.
بدون شک از بزرگترین آسیبهایی که آموزهای بلند اسلام را همواره به گونهای جدّی تهدید کرده، ورود اسرائیلیات به روایات اسلامی است. مباحث مهدویت به جهت اهمیت و تأثیر آن در زندگی مسلمانان ـ از طمع دشمنان اسلام به دور نماند؛ از این رو روایات اسرائیلی چندی این مجموعه را تهدید کرد.
در میان موضوعات مهدویت، «بحث نشانهها»، عرصة این جولان و انحراف بوده است. اسناد بسیاری از این روایات، ـ بویژه آنچه از منابع اهل سنت به منابع شیعه راه یافته ـ ضعیف و غیرقابل اعتماد است. افزون بر آن از نظر دلالت نیز، هماهنگی و انسجام لازم، میان بسیاری از روایات دیده نمیشود و پارهای از آنها در گذر زمان، دچار دگرگونیهای فراوانی شده است.
مهمترین سبب پدید آمدن آن، تلاش دشمنان و بدخواهان ـ بویژه حاکمان ستمگر ـ است که در پاسخ به علاقهمندی روزافزون مسلمانان به آگاهی از چگونگی رخدادهای که در آینده پدید میآید، تغییراتی را در روایات به وجود آورده، در موارد فراوانی دست به جعل حدیث زدهاند!! البته کم نبودند کسانی که بازار این انحرافها را خواسته یا ناخواسته با نقل روایات و تدوین آثار، روز به روز گرمتر کردند. (1)
برخی با آگاهی از اینکه اینگونه اخبار، ساختگی و دروغ است با گردآوری این روایات خواستهاند اصل این روایات را از خطر نابودی حفظ کنند؛ (2)اما در هر صورت، امروزه با
1) . نک: سید جعفر مرتضی عاملی، جزیره خضرا در ترازوی نقد (پژوهشی در علامات ظهور، بیان الائمه، خطبة البیان، جزیره خضرا)، ص41.
2) . علاّمه مجلسی در ذیل روایت طولانی که در مورد نشانههای ظهور آورده، مینویسد: انّما اوردت هذا الخبر مع کونه مصحّفاً مغلوطاً وکون سنده منتهیاً الی شرّ خلق اللّه عمر بن سعد لعنه اللّه، لأشتماله علی الاخبار بالقائم عجل الله تعالی فرجه الشریف لیعلم تواطؤ المخالف والمؤالف علیه صلوات اللّه)؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص227.
روایاتی روبه روییم که دست کم، شماری از آنها، حاصل جعل و تحریف است.
متون خاص دینی، همچون علوم دیگر در بخشی نیازمند تفسیر آگاهان و کارشناسان آن علم است. همانگونه که پذیرفتنی نیست کسی با مراجعه به متن اصلی مباحث پزشکی، برای بیماری خود درمانی تجویز کند و از او خواسته میشود تا با مراجعه به پزشک به مداوا بپردازد؛ در حوزة مباحث دینی نیز وضع همینگونه است. غیر از مباحث عمومی، باید متنهای علمی و تخصصی به اهل آن وانهاده و از تفسیر و توضیحات آنها استفاده شود. چه بسا شخصی بدون تخصص سراغ بهرهمندی از روایات و یا آیات قرآن برود؛ ولی مفهوم مورد نظر را به دست نیاورد و یا دچار انحراف و سوء برداشت شود.
امروزه به رغم در دسترس بودن منابع روایی «مهدویت»، باید دانست که استفاده از آنها بدون علم و آگاهی، ممکن است شخص را دچار مشکلاتی در زمینة فهم معارف مهدوی کند.
به همان میزان که مراجعه به منابع تخصصی بدون آگاهیهای لازم، کار ناپسندی است، استفاده از منابع سست و غیر معتبر نیز آسیبزاست. اگرچه به روشنی نمیتوان اعتبار مشخصی برای یک کتاب ارائه نمود، اما با قرائنی، میتوان تا اندازهای به اعتبار کتاب و توجه مؤلف به نقل روایات دست یافت. بخشی از منابع روایی موجود، به دلایلی دارای اعتبار لازم نیست و متأسفانه بعضی از کتابها بدون توجه به اعتبار اینگونه روایات، آنها را نقل کردهاند: به طور روشن میتوان به کتاب
الفتن نعیم بن حماد اشاره کرد که به رغم ضعف بسیاری از روایات و نیز مؤلف، به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است.
اگر چه امروزه مهدویت ناب حاصل تلاشهای بیوقفة بزرگان دین است؛ اما کم نبوده و نیستند کسانی که به دلیلهایی به تدوین و تألیف کتابهای بیارزش یا کمارزش اقدام نمودهاند! از این رو میتوان به روشنی بخشی از آسیبها را معلول آثار بیاعتبار یا کماعتبار دانست.
یکی دیگر از آسیبهایی که باور به مهدویت را به شدّت تهدید میکند، القای شبههها در این زمینه است؛ بویژه آنکه با پدیدآمدن وسایل ارتباط جمعی سرعت انتشار آنها بالا رفته است! یکی از راههای مبارزه با این آسیب، بهرهمندی از ابزار یادشده، در جهت رشد و ارتقای آگاهی انسانهاست.
در آیات و روایات فراوانی همواره انسانها به افزایش دانش و آگاهی توصیه شدهاند، چرا که یکی از راههای نفوذ دشمنان در اعتقادات انسانها جهل و نادانی آنان است.
امروز دشمنان با استفاده از کاستیهای علمی عموم مردم ـ بویژه جوانان ـ باور و اعتقاد آنان را نشانه رفتهاند. از این رو لازم است در استحکامبخشی به بنیانهای اعتقادی تلاشی درخور صورت گیرد که در این صورت شبههها و پرسشها، هرگز خللی در اعتقادات ایجاد نخواهد کرد.
از جمله آسیبهایی که بیشتر بحث های مهدویت را تهدید کرده، تفسیرهایی است که توسط برخی گویندگان و نویسندگان ارائه میشود. اگرچه برخی شباهتها بین برخی حوادث و روایات وجود دارد، اما تفسیر آنها بر این پیشگوییها، نیازمند دلیلهای محکم و استواری است. در
میان آسیبها این عامل گسترة بزرگی را به خود اختصاص داده است که به بعضی از آنها اشاره میشود:
بحث «انتظار فرج» یک مقولة بسیار مهم در مهدویت است و این سبب شده تا برخی دوستان ناآگاه، و دشمنان آگاه بحثهای انحرافی را در آن پدید آورند. دیدگاههای انحرافی در مورد انتظار ـ که آثار اجتماعی مخربی نیز در پی دارند ـ بیشتر مشتمل بر موارد زیر است:
الف. برخی انتظار را در دعا برای فرج، امر به معروف و نهی از منکر جزئی، منحصر دانسته و بیشتر از آن، وظیفهای برای خویش قائل نیستند.
ب. گروهی معتقدند: در دوران غیبت، کاری از آنها بر نمیآید و تکلیفی بر دوش ندارند و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود، هنگام ظهور کارها را سامان میدهد!!
ج. گروه سوم پنداشتهاند: جامعه بایستی به حال خود رها شود و کاری به فساد آن نباید داشت تا زمینه ظهور ـ که دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید:
د. چهارمین گروه، گامی فراتر نهاده، میپندارند؛ نه فقط نباید جلوی فسادها و گناهان را گرفت؛ بلکه بایستی به آنها دامن زد تا زمینه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هر چه بیشتر فراهم شود:
ه . گروهی نیز هر حکومتی را به هر شکل، باطل و برخلاف اسلام دانسته و معتقدند: هر کاری برای برپایی حکومت در زمان غیبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روایات است:
تقویت دیدگاه انتظار به معنای فراهم آوردن زمینههای ظهور، ظلمستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سهم مهمی در رفع این آسیب دارد.
یکی از آفتهای مهمی که در عموم علاقهمندان به نسبتهای متفاوت، آسیب ایجاد میکند، بحث ملاقاتگرایی افراطی است. (1)از پیامدهای ناگوار این آفت، پدید آمدن مدعیانی است که بیدلیل یا به سادهترین اتفاق، ادعای ملاقات میکنند یا کسانی که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت میپندارند و از دیگر وظایف اساسی غافل شده و افراد را فقط به این عمل، به عنوان برترین وظیفه، فرا میخوانند!
امروزه کم نیست محافل و مجالسی که تمام وقت خویش را صرف نقل این حکایتها میکنند و از بحثهای اساسی و بنیادین اندیشه مهدویت غفلت میورزند.
کمترین پیامد این آسیب، یأس و ناامیدی در اثر عدم توفیق دیدار، توّهمگرایی و خیالپردازی، رویکرد به شیّادان و مدّعیان مهدویت، نیابت و مدّعیان ملاقات، دور ماندن از انجام وظایف اصلی، به دلیل اهتمام بیش از اندازه و غیر متعادل به دیدار و بدبینی به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به علت عدم دیدار، است.
سوگمندانه باید گفت: پرداختن افراطی به بحث ملاقات و تشرّفات باعث شده در ارتباط با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، کتابهایی نوشته شده و رواج فوق العادهای یابد! این مجموعهها پُر است از حکایتها و داستانها و مطالبی که بسیاری از آنها نادرست و برخاسته از تصورات و خیال بافیهای نویسندگان آنهاست! و در برخی، شمهای از حقیقت وجود دارد.
رواج اینگونه کتابها و حکایتها، باعث شده که در برخی از مناطق کشور، شاهد به وجود آمدن جریانهای انحرافی و حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوامفریبانه و خرافی باشیم. البته از این رهگذر برخی به خواستههای
1) . ما در جلد دوم یک درس را به بحث ملاقات اختصاص دادیم علاقهمندان رجوع فرمایند.
نفسانی خود دست یافته، افزون بر بهرههای ناپایدار دنیایی، به شهرتهایی نیز میرسند. این آسیب جوّی را پدید میآورد که اهل تعقّل و اندیشه را به عقاید شیعه بدبین میکند و زمینه انحرافهای فکری را فراهم میآورد! به دنبال آن مخالفان تشیع، امکان رشد و گسترش مییابند و عقاید ناصواب عوام و عوامزدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال مییابد و یک عقیدهای که در اصل آن، تمام فرقههای اسلامی توافق دارند، به گونهای مطرح شود که با اسلام واقعی، فرسنگها فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشوران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان، تنگ میکند. (1)
نباید فراموش کنیم کم نبودند کسانی که همواره در زمان پیامبر و امامان علیهم السلام، به دیدار آن بزرگواران نائل میشدند؛ اما بهره معرفتی چندانی از آن ملاقاتها نمیبردند و گاهی هم مورد خشم و غضب ایشان واقع میشدند.
برای دوری از این آسیبها، بایسته است افرادی که عهدهدار انتقال این آگاهیها هستند؛ از شایستگیهای لازم شناختی، عاطفی و عملکردی برخوردار باشند تا بتوانند با ارائه اطلاعات اصولی، صحیح و سنجیده، نگرش و یا طرز تلقی افراد جامعه را نسبت به مباحث مهدویت، در جهت مثبت تغییر دهند و این مهمترین و مؤثرترین گام برای نهادینهسازی فرهنگ مهدویت است.
برخی از مکانها و زمانها به نوعی مرتبط یا منتسب به آن امام همام است و دلدادگان به آن حضرت به نوعی اهتمام بدانها دارند. این خود سبب شده تا برخی از افراد سودجو، بدون دلیل و استناد قطعی، برخی مکانها را به آن حضرت مرتبط سازند و در پرتو آن به مطامع دنیوی
1) . ر.ک: جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص 35ـ 34.
خود دست یابند: از این رو بر علما و دانشمندان است تا با روشنگری از انتسابهای بدون دلیل مکانها و یا زمانها به آن امام غایب پیشگیری کرده، مردم را از شیطنت منحرفان دور سازند.
در روایاتی چند مهمترین ویژگی آستانة ظهور، سرشار شدن زمین از ستم و فساد دانسته شده است. برخی پنداشتهاند: این وضعیت از «شرایط ظهور» است؛ از این رو بر این گمانند که میبایست برای تسریع در امر ظهور ـ در فراهم آمدن این شرط سهمی داشت!! که انگاره خود با همة آموزههای دینی ـ از جمله امر به معروف و نهی از منکر ـ در تعارض جدّی است.
برخی دیگر پنداشتهاند: این وضع از نشانههای ظهور است و در برابر آن، ما هیچ وظیفهای نداریم. با بررسی در روایات مربوط به نشانهها، هرگز حدیثی به این نکته اشاره نکرده و نشانهها به طور مشخص در روایات ذکر شده است.
پیامهای زیانبار این دیدگاه، تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر و نامشروع بودن حکومت اسلامی در عصر غیبت است که چیزی جز خواستههای دشمنان دین خدا نیست!
برخی افراد از ظاهر چند روایت اینگونه برداشت کردهاند که هر قیامی پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محکوم به شکست و از نظر امامان معصوم علیهم السلام مردود است!
در پاسخ باید گفت: که اجرای بسیاری از احکام اسلامی مانند اقامه حدود و قصاص و نیز جهاد با دشمنان و مبارزه فراگیر با فساد، جز با تشکیل حکومت اسلامی ممکن نیست؛ بنابراین تلاش برای برقراری نظام اسلامی، کاری پسندیده و مورد قبول است و نهی از قیام در بعضی از روایات؛ یعنی شرکت در قیامهای باطل که
انگیزه الهی ندارد و یا قیامهایی که بدون توجه به شرایط و زمینههای لازم انجام میگیرد و یا حرکتهایی که به عنوان قیام مهدوی شروع میگردد؛ نه اینکه هر انقلاب و حرکتی که در مسیر اصلاح جامعه است، مردود شمرده شود.
تلاش در جهت تقویت علم و بصیرت در بین افراد جامعه، میتواند در مقابل کجاندیشیها و برداشتهای غلط از مفاهیم دینی، نقش اصلاحی بسزایی داشته باشد.
بحث نشانهها به دلیل جذّاب بودن و اینکه به نوعی پیشگویی از حوادث آینده است، همواره مورد توجه علاقهمندان بوده است؛ به همین دلیل همواره مورد طمع شیادان و بهرهگیری نادرست سادهلوحان بوده است. اگر چه برخی با انگیزههای خوبی، به تطبیق بعضی از حوادث بر نشانهها پرداختهاند، اما از پیامدهای ناگوار آن مثل ایجاد امیدهای کاذب به نزدیک بودن ظهور و … غافل هستند.
ریشة این آسیب را میتوان در عواملی چون پندارهای نادرست، دخالت افراد غیر متخصص در مطالب فنّی و تخصصی و عدم روشنگری کافی توسط علما و نداشتن عکسالعمل مناسب در مقابل مدّعیان، جستوجو کرد.
در محل خود ثابت شد که نشانههای قابل قبول، فقط نشانههای حتمی ظهور است؛ آن هم همزمان و پس از ظهور و بعضی از اموری که به عنوان نشانه مطرح میشود ـ در روایات قابل قبول ـ ارتباطی با ظهور ندارد.
بنابراین به روشنی میتوان گفت تا کنون هیچ یک از نشانههای ظهور رخ نداده و تطبیق برخی از حوادث بر نشانهها، غیر قابل قبول است. (1)
به عنوان مثال در بحث نشانههای ظهور، حوادث بزرگی چون انقلاب اسلامی ایران، جنگ هشت
1) . به بحث نشانهها در همین کتاب مراجعه فرمایید.
ساله میان عراق و ایران، برخی حوادث اخیر در جهان غرب و مانند آن، اگر چه میتواند به نوعی در ارتباط با ظهور تفسیر شود؛ اما انطباق آن به طور دقیق با برخی روایات، کاری بس مشکل مینماید.
مثال دیگر اینکه یکی از نویسندگان پس از ذکر روایاتی در بارة سفیانی مینویسد: با نقل روایات یاد شده به این نتیجه میرسیم که احتمال وجود دو سفیانی بعید نیست که نخستین سفیانی ـ همانگونه که در برخی از روایات به وجود حرف (شین)در نام او اشاره شده ـ همان (میشل افلق) رئیس حزب بعث (افلقی) عراق باشد و اگر نام او با صراحت در اخبار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیامده، به خاطر پستی و حقارت او بوده است. البته روش اهل بیت علیهم السلام پیوسته چنین است که معمولا کمتر کسی را به اسم یاد میکردهاند. (1)
از آسیبهای فرهنگ مهدویت تعیین زمان برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در سخنان معصومان علیهم السلام نه فقط از این کار نهی شده، بلکه تعیینکنندکان وقت از دروغگویان شمرده شده و دستور تکذیب آنها صادر شده است؛ چرا که حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر بندگان مخفی بماند.
این تعیین وقت به گونههای مختلفی فرض و مثلا گفته میشود: «در فلان روز از فلان ماه از فلان سال؛ یا اینکه بگوید پیش از رسیدن فلان سال» و یا مثلا «جوانها به طور قطع ظهور را درک میکنند» و … متوسط عمر یک انسان اندازهای دارد و وقتی گفته میشود: فلان سنین به طور حتم خواهند دید، یعنی ظهور کمتر از سال متوسط عمر آنهاست. اینها و مانند آن همه
1) . سید اسدالله هاشمی شهیدی، زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص 58؛ و نیز نک: کورانی، علی، عصر ظهور؛ و ….
تعیین وقت ظهور بوده که در روایات از آنها نهی شده است.
از پیامدهای ناگوار این آسیب، ایجاد ناامیدی پس از انقضای زمان مشخص است. بسیاری نابخردانه با تعیین زمان ظهور، امیدهای کاذبی را پدید آورده و پس از رسیدن زمان مورد نظر با تحقق نیافتن ظهور مشکلاتی ایجاد کردهاند! البته برخی نیز با مطرح کردن بحث «بدا» خواستهاند توجیهی دستوپا کنند که این خود آسیب دوبارهای شده است!
از آسیبهای دیگر، عجله و شتاب برای تحقق ظهور است که در روایات مورد نکوهش واقع شده است. شاید یکی از دلیلهای نهی از عجله و شتاب زدگی در امر ظهور، آن است که به دنبال عجله، یأس و نومیدی در انسانِ منتظر، پدید میآید؛ آرامش و شکیبایی را از دست میدهد و حالت تسلیم او به حالت اعتراض و شکایت تبدیل و از تأخیر ظهور بیقرار میشود و گاهی به انکار امام، میرسد!!
روشنگری اندیشمندان نسبت به عواقب تعجیل و نیز بیان آثار صبر و تسلیم و رضا، میتواند بخشی از این آسیب را از بین ببرد. همچنین، تذکر به این نکته مهم که انجام وظیفه و حرکت در این مسیر و شناخت امام و راه و مرام او است میتواند تا حدودی در درمان این آفت مؤثر باشد.
چگونگی برخورد حضرت مهدی علیه السلام با ستمگران و نابودی آنها به گونههای مختلف در روایات ذکر و تحلیلهایی در اینباره ارائه شده است.
در بعضی از آنها سخن از کشتارهای بسیار بزرگ و در برخی نیز تنظیم امور بدون کمترین خشونت و خونریزی مطرح شده است. بیگمان هردو دسته روایت و به دنبال آن تحلیلهای ارائه شده، آسیبهای خطرناکی را به این فرهنگ
ارزشمند زده است.
معرفی حضرت به عنوان چهرهای خشونت طلب و خونریز، با روح آیات و رسالت پیامبران و اوصیا سازگاری ندارد و بر خلاف تصوّر این افراد، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مظهر رأفت و رحمت پروردگار است و مانند پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ابتدا همگان را با بیان روشن و دلایل آشکار، به اسلام و قرآن میخواند و بیشتر مردم دعوت آن حضرت را پاسخ میدهند و به او میپیوندند. بنابراین امام علیه السلام فقط با مخالفان سرسخت و دشمنان ـ که آگاهانه از پذیرفتن حق سرباز میزنند و جز زبان شمشیر نمیفهمند ـ با سلاح برخورد میکند.
این دسته روایات ـ که برخی دارای ضعف سند هستند ـ دارای پیامدهایی همچون ایجاد دلزدگی و نفرت نسبت به امام، ترس و خوف از حضرت و عدم پذیرش امام به عنوان پدری مهربان و ناامیدی از انجام اعمال صالح به جهت ترس از عدم پذیرش توسط امام و … میباشد.
از دیگر آسیبها در عرصة مهدویت، کشاندن مباحث غیر ضروری و غیر مناسب برای مخاطبان است؛ محل زندگی حضرت، ازدواج، همسر، تعداد همسران، تعداد فرزندان و… از مباحثی هستند که اذهان افراد را به خود مشغول ساخته و از مباحث مهمی چون معرفت امام، وظیفه ما نسبت به امام، تبیین و ترسیم استراتژی آینده و ارائه آن برای زمینه سازی و فراهم آوردن شرایط ظهور و… باز داشته است.
یک خطیب یا نویسنده چیره و زبردست باید با شناخت مخاطب، بحث مناسبی ارائه نموده، از بحثهای غیر ضروری بپرهیزد. بیگمان در فرهنگ ناب مهدوی، معارف فراوانی وجود دارد که پرداختن به آنها یک ضرورت شمرده میشود و نقش اساسی در جهت آگاهی بخشی به شیعیان دارد و
برای ترسیم نحوه عملکرد آنها در زمان غیبت بسیار مهم است.
از پیامدهای ناگوار این آسیب، محصور کردن بحث مهدویت در چهارچوب تنگ مباحث سطحی و گاهی بیفایده، بازماندن از مباحث کاربردی و ضروری و بستر سازی برای ورود خرافات و سخنان بیدلیل و غیر مستند است. پس با طرح مباحث ضروری و بنیادین و قابل استفاده برای عموم مخاطبان، میتوان ظرفیتهای ناشناختة این بحث را در معرض استفادة جهانیان قرار داد.
نتیجه اینکه در انتقال پیامهای مهدوی ـ همچون همة آموزههای دینی ـ نیاز به کارشناسان آگاه است و این امر مهم با مطالعه دقیق و مستمر در منابع معتبر حاصل میشود.
چرا امروزه آسیبشناسی مباحث مهدویّت از اهمیت ویژهای برخوردار است؟
یکی از آسیبهای مهم در مهدویت، مسئلة جعل و تحریف است آن را توضیح داده، دو انگیزه را در این زمینه بنویسید.
مراجعه به متون تخصصی بدون آگاهی لازم چگونه میتواندآسیبزا باشد؟ توضیح دهید.
در بارة آسیب تفسیرها و تطبیقهای نادرست توضیح داده، آن را در بحث انتظار بیان نمایید.
مهمترین آسیبهایی که ممکن است بحث نشانههای ظهور را تهدید کند کدامند؟
باقری، خسرو، «آسیبشناسی تربیتی مهدویت»، فصلنامه انتظار، شمارگان 1و2، مرکز تخصصی مهدویت، پاییز و زمستان 1380ش.
معین الاسلام، مریم، «چشم اندازی به برخی از آسیبهای تربیتی مهدویت»، فصلنامه انتظار، شمارگان 11 و 12، مرکز تخصصی مهدویت، بهار و تابستان، 1383ش.
جعفری، محمد صابر، «اندیشه مهدویت و آسیبها»، فصلنامه انتظار، ش 15، مرکز تخصصی مهدویت، بهار 1384ش.
داود پور، مرتضی، «بسترها و پیامدهای اجتماعی خرافات در مهدویت»، فصلنامه مشرق موعود، شماره 3، پژوهشکده مهدویت، پاییز 1386ش.
پیشوایی، مهدی، سیرة پیشوایان علیهم السلام، مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق علیه السلام، قم1372ش.
آنچه در این درس فرا خواهیم گرفت:
آشنایی با کتابهای:
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ موجود موعود، اثر: آیتالله عبدالله جوادی آملی
تاریخ پس از ظهور، اثر: آیت الله سید محمد صدر
زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اثر: سید اسدالله هاشمی شهیدی
در انتظار ققنوس، اثر: سید ثامر هاشم العمیدی
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب جهان، اثر: سید اسدالله هاشمی شهیدی
ظهور نور، اثر: علی سعادت پرور
تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، اثر: مصطفی صادقی
چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اثر: جمعی از نویسندگان
مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، اثر: محمد جواد خراسانی
التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن(الملاحم و الفتن)، اثر: سید بن طاوس
گرایش روزافزون به مطالعات اسلامی و گسترش ژرفنگری در اندیشههای دینی در دهههای تازه و نیز توجه فزایندة عموم مسلمانان ـ بهویژه نسل جوان ـ به مباحث مهدویت، زمینة بررسیهای گوناگون و عرصههای متفاوتی را در سلسلة بحثهای مهدوی فراهم آورده است.
از سوی دیگر، بهرهگیریهای نابهجا و نادرست کژاندیشان از این بستر فراهم شده و ارائة برخی آثار سست و بیاساس ـ که منجر به گسترش خرافهگرایی و رواج سطحینگری شده ـ اهمیت آشنایی با منابع مطالعاتی درست، علمی و محکم را امری اجتنابناپذیر ساخته است.
یکی از راههایی که میتواند به علاقهمندان این عرصه در آشنایی با منابع معتبر، کمک نماید، معرفی آنها در این زمینه است. کتابهایی که دارای محتوایی استوار و قابل پذیرش هستند یا ـ دست کم ـ بیشتر مطالب آن، از استحکام لازم برخوردارند؛ بنابراین مناسب دیدیم در یک درس ـ همچون دو جلد پیشین ـ به برخی از کتابهایی از این
دست اشاره کنیم. (1)
این کتاب در برگیرنده مجموعه مباحث، گفتارها و نوشتههایی از آیتالله عبدالله جوادی آملی است که در سه بخش تنظیم شده و حاوی این مطالب است:
بخش یکم: امام شناسی
این بخش در سه فصل تنظیم شده، که عبارت است از:
فصل 1. امامت عام
در این فصل به موضوعاتی همچون: چهرة فقاهتی امامت، امامت و نصب در نگاه امام رضا علیه السلام، برهان مهدوی بر عدم تعیین امام به دست مردم، حیات معقول ثمرة معرفت به امام علیه السلام، معیار زندگی جاهلانه، حیات و مرگ جاهلی در فرهنگ وحی، حیات انسان از دیدگاه قرآن، مراتب و نشانههای حیات عقلی، توقف شناخت امامت بر نبوت و فهم نبوت بر ادراک توحید، معرفت امام، بهترین راه مسلمان مردن، مفهوم واقعی معرفت امام و… پرداخته است.
فصل 2. امامت خاص
از بحثهای این فصل میتوان به موارد زیر اشاره کرد: استمرار ولایت از ابراهیم علیه السلام تا امام زمان علیه السلام، نیل همة فرزندان صالح ابراهیم علیه السلام به امامت، بشارت ائمه علیهم السلام به وجود مبارک ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظهور کلمة طیبه شجرة مبارک مهدوی، نیمة شعبان شب قدر اهل بیت علیهم السلام، راز همتایی شب میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با شب قدر، عید میلاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، راه معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، والاترین راه شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، قرآن و عترت یک حقیقت و دو ظهور و…
1) . لازم به یادآوری است معرفی این کتابها بدان سبب است که در مقایسه با کتابهای دیگر، به دلایلی بیشتر قابل استفاده هستند.
فصل 3. مهدویت شخصی
در این فصل با اشاره به باور پیروان اهل البیت علیهم السلام در موجود بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به نقد دیدگاه مخالفان پرداخته است.
بخش دوم: انتظار
این بخش در چهار فصل بدین قرار سامان یافته است:
فصل 1. شعاع آفتاب
در این فصل به موضوعات مربوط به غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اسرار آن و نیز چگونگی بهره بردن از امام غایب و موضوعات مرتبط اشاره شده است.
فصل 2. حقیقت انتظار
انتظار فرج، انتظار در مکتب اهل بیت علیهم السلام، شرایط تحقق حقیقت انتظار، بهترین راه برترین انتظار… برخی از موضوعات این فصل است.
فصل 3. منتظر
برتری انتظار فرهیختگان، مراحل کمالی منتظران، رهیدن منتظران از ناامیدی، فضایل منتظران….
فصل 4. انتظار، ابعاد و تکالیف
که در آن آثار انتظار، تکالیف منتظران، ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ضرورت و چگونگی آن، وظایف شخصی منتظران، وظایف گروهها بحث و بررسی شده است.
بخش سوم: از ظهور تا مدینه فاضله مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف
این بخش در دو فصل شکل گرفته است:
فصل 1. … تاظهور آفتاب
که در آن ضرورت ظهور، آثار عمومی ظهور، گاه قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیمای عمومی عصر ظهور، برخی رخدادهای هنگام ظهور مورد بحث قرار گرفته است.
فصل 2. دولت کریمه مهدوی
که به بحثهایی چون: روزهای خوش فرج، از ظهور تا پیروزی، بهار دلانگیز قلوب، هندسة مدینة مهدوی، ویژگیهای آرمانشهر مهدوی، کمال عقل نظری و عملی در حکومت مهدوی، جلوة
بینظیر دینداری در حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف توجه شده است.
………. U I……….
تاریخ پس از ظهور ترجمه کتاب «تاریخ مابعدالظهور» عنوان کتابی است که آیت الله سید محمد صدر آن را تالیف کرده و حسن سجادی پور به فارسی برگردانده است.
این اثر که سومین مجموعه از یک رشته پژوهشهایی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با عنوان کلی موسوعة الامام المهدی است، به پدیدههایی که پس از ظهور رخ میدهد، به گونهای مفصل و با بهرهمندی از روایات و سخنان بزرگان پرداخته است.
این اثر در سه بخش کلی شکل گرفته است:
بخش اول آن با عنوان «نشانهها و مقدمات ظهور» در دو گفتار سامان گرفته است:
مبانی کلی ظهور،
حوادث نزدیک به ظهور،
البته هر یک از گفتارهای یاد شده دربردارنده فصلهای مهمی است. بخش دوم با عنوان «حوادث دوران ظهور و برپایی دولت جهانی امام علیه السلام تا وفات آن حضرت»، در ضمن گفتارهایی به موضوعات مربوط پرداخته است:
معنای ظهور؛
فتح عادلانه جهان؛
دولت جهانی مهدوی؛
پایان زندگی امام مهدی علیه السلام
در بخش سوم با عنوان جهان پس از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به این بحث پرداخته که، سرانجام زندگی بر روی این کرة خاکی پس از رحلت آن امام همام چگونه خواهد بود؟
این مسئله در دو گفتار با عنوان: ویژگیهای دولت و جامعه و برپایی قیامت در زمان انسانها تبهکار و شرور بحث را به پایان برده است.
از مهمترین بحثهای این بخش بحث رجعت و رجعتکنندگان است. نکته تأمل برانگیز در این کتاب ـ همان گونه که مترجم نیز بدان اشاره کرده ـ دیدگاههای مؤلف است که در برخی زمینهها نیازمند دقت و توجه خاص است.
ایشان در برخی مسائل همچون: معجزه، رجعت و حکومت اولیای صالح دارای دیدگاه خاصی است که بر خواننده فهیم پوشیده نیست. همچنین در برخی مواضع کتاب از تأثیر غیبت در تکامل رهبری امام علیه السلام و تجربه تاریخی ایشان سخن رفته است که جداً محل تأمل است، زیرا حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف به مدد الهی حکومت برپا میکند، لذا در افقی والا و برتر از انسانهای عادی به مسائل مینگرد و ولایت او که جلوه ولایت الهی است، نسبتی با تجربه تاریخی ندارد.
………. U I……….
این کتاب اثر سید اسدالله هاشمی شهیدی است که در پنج بخش تنظیم شده است:
بخش اول: علائم ظهور
در این بخش پس از ذکر برخی دیدگاههای دانشمندان شیعه در بارة علایم ظهور، به اقسام آنها اشاره است و پس از آن به تفصیل در بارة نشانههای حتمی ظهور پرداخته است.
در بخش دوم با عنوان چند نکتة اساسی، به پارهای از ابهامها در بارة نشانهها اشاره و به برخی پرسشها پاسخ داده است. در این بخش به روایات مربوط به زمینهسازی ایرانیان و پرچمهای از خراسان به طور مفصل پرداخته است.
بخش سوم کتاب نیز در بارة نهضت سید حسنی و خراسانی است؛ شاید در نگاه نویسنده این بحث دارای جایگاه ویژهای بوده که آن را به گونهای جداگانه مورد بررسی قرار داده است.
بخش چهارم کتاب نیز با عنوان رهبری نهضت، بحث بخش سوم را دنبال کرده و در آن رهبری نهضتهای مشرق زمین در آستانة ظهور مورد بررسی قرار گرفته است.
سرانجام در بخش پنجم، کتاب را با موضوع عوامل پیروزی به پایان رسانده است. وی در این بخش با اشاره به عواملی که دست به هم داده ایرانیان را بر سپاه سفیانی چیره میکند، به سه عنصر اساسی ـ شایستگی رهبر، لیاقت فرمانده و نیروی مردمی ـ اشاره کرده است.
از آنجایی که بخش چشمگیری از این کتاب در باره حوادث آینده و نشانههای ظهور است، نیازمند دقت و تأمل افزونتری است. چه اینکه در محل خود گفته شد در بحث نشانهها، در کنار روایات صحیح و مورد قبول، روایات ضعیف نیز فراوان وجود دارد.
………. U I……….
در انتظار ققنوس، به وسیلة سید ثامر هاشم العمیدی تألیف و به دست مهدی علیزاده ترجمه شده است. در این کتاب، محور اصلی پژوهش «شخصیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف» و مباحث تاریخی، کلامی و حدیثی مربوط به او است.
مؤلف علاوه بر تکیه بر آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام، از معارف بلند اسلامی ـ به ویژه شیعی ـ بهرههای وافری برده است. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اعتقاد به آن حضرت و فواید و آثار این اعتقاد، تحریفات حدیثی ـ تاریخی در این زمینه و برنامهریزی دشمنان علیه اعتقاد به مهدویّت، از دیگر موضوعاتی
است که مؤلف به آن پرداخته است.
علاوه بر آن وی با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، اعتقادات تاریخی و کلامی به وجود و ظهور حضرت مهدی علیه السلام را در این مجموعه به خوبی گرد آورده است.
برخی از سرفصلهای کتاب از این قرار است:
در بخش اوّل با عنوان موعود شناسی به مقدمة مؤلف اشاره کرده تعلیقاتی بر آن زده و دارای فصلهای زیر است:
سیمای موعود در آیینه ثقلین،
مهدی شناخت،
لغزشگاههای مهدی پژوهی،
جستاری در باب مهدویّت و خردپذیری.
بخش دوم با عنوان «مهدی باوری» دارای هفت فصل با عناوین ذیل است:
مهدی باوری و ضرورت تعمیق پیوندهای عاطفی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،
مهدی باوری و امنیت روانی،
کالبد شکافی انتظار،
بعثت انبیاء و انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف،
شیعه، قافله سالار کاروان انتظار،
توطئههای استکبار جهانی علیه مهدی باوری،
مهر نهان در سپهر ادب.
………. U I……….
این کتاب نوشتار تاریخی ـ عقیدتی، در ظهور مهدی موعود علیه السلام به زبان فارسی، اثر سید اسدالله هاشمی شهیدی از محققان معاصر است. مؤلف پس از پیش گفتار کوتاه، اثر خویش را در دوازده بخش سامان داده است:
آن و اندیشههای انکار ظهور حضرت مهدی علیه السلام و سپس نظر صحابه و تابعین و سایر مذاهب غیراسلامی (مانند یهود، نصارا، اقوام و ادیان دیگر).
مهدی موعود از دیدگاه اسلام، سپس تشیع و اهل سنّت و تعداد روایات و ویژگیهای حضرت مهدی علیه السلام،
شناخت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف،
اعتراف دانشمندان اهل سنت به صحت احادیث مهدی و بیان مخالفان (مانند ابن حزم اندلسی و خطیب بغدادی و ابن کثیر دمشقی)،
گفتار دانشمندان اهل سنت (مانند ابن ابی ثلج بغدادی، بیهقی شافعی، محی الدین عربی، ابن خلکان، قاضی جواد ساباطی حنفی و…)،
گفتار مستشرقان و مدعیان مهدویت و سوء استفاده از عنوان مهدی موعود،
در مورد انتظار در قرآن و روایات و اهمیت آن،
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نویدهای ظهورش در قرآن مجید،
نویدهای ظهور در کتابهای مقدس ادیان دیگر (مانند تورات، انجیل و سایر کتب مقدس ادیان دیگر)،
دین آینده جهان و خاتمیت قرآن در روایات و اینکه قرآن خاتم کتب آسمانی است،
یأس و ناامیدی، گسترش فساد اخلاقی، اختراع سلاحهای مرگبار، اعتراف دانشمندان و نقل گفتههای دانشمندان غربی مبنی بر لزوم حکومت جهانی،
برخی از ویژگی های حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، وقت ظهور، مدت حکومت حقه ایشان،
مؤلف تسلط خوبی نسبت به اخبار و احادیث سنی و شیعه و کتابهای جدید و آرای معاصران ـ اعم از مسلمین و مستشرقین و هندوها و… ـ دارد. لذا این کتاب در نوع خود مفید و جامع است.
………. U I……….
کتاب ظهور نور ترجمة «الشُّمُوسُ المضیئه»، اثر علی سعادت پرور است که به قلم سید محمدجواد وزیری فرد، به فارسی بازگردان شده است.
در این اثر مؤلف به شیوه گزارشی، تاریخ زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسئله رجعت را مورد بررسی قرار داده است. وی ابتدا با ارائه سیمایی کلی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به ذکر ویژگیها، خصلتها، شمایل، حالات و علم آن حضرت در کودکی، روایات مربوط به امامت آن حضرت و علت مخفی بودن ولادت ایشان، منکران مهدی و علت انکار آنها، فضیلت انتظار فرج در زمان غیبت و برخی مسائل دیگر از هنگام ولادت تا غیبت صغرا می پردازد.
سپس به بررسی روایات مربوط به غیبت صغرا و کبرا تا زمان ظهور آن حضرت و مسائلی چون نیابت خاص، فلسفه و علل غیبت و طولانی شدن آن، اوضاع و وظایف شیعه در عصر غیبت و چگونگی دیدار با ایشان در غیبت کبرا همت می گمارد.
آنگاه نشانهها، وقایع و اوضاع زمین و آسمان در هنگام ظهور، حوادث ایام حکومت و چگونگی عمر و رحلت آن حضرت را با استفاده از روایات بررسی کرده، به برخی پرسشها در این زمینه پاسخ می دهد. در پایان، با اشاره به تخلفناپذیر بودن رجعت، علت، چگونگی، دفعات و رخدادهای زمان آن را بررسی میکند.
………. U I……….
«تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» رویکردی جدید و نگاهی نو به علائم و نشانههای ظهور دارد که توسط مصطفی صادقی ـ از پژوهشگران تاریخ ـ تدوین شده است.
این کتاب کندوکاوی در باب نشانههای تاریخی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. از آنجایی که این موضوع به صورت زنده و آشکار، با باورهای عمومی مردم ارتباط دارد، توجه و بررسی آن ضروری به نظر میرسد.
اما در مورد نگرش جدید و متفاوت این تألیف باید گفت: نشانههای ظهور که از قدیم موضوعی جذاب بوده تاکنون به گونهای تحقیقی ـ آن هم با نگاهی تاریخی ـ بررسی و تحلیل نشده است و همة کسانی که در این موضوع قلم زدهاند، از این نوع نگاه غفلت و به نقل و ترجمه احادیث اکتفا کردهاند. مراجعه به دهها کتاب درباره نشانههای ظهور نشان میدهد که متأسفانه بیشتر نویسندگان جدید، روایات منابع گذشته را تکرار کرده و با آنها محققانه و تحلیلی برخورد نکردهاند. بیشتر این کتابها درصدد قانع کردن موقت مخاطب خود هستند؛ مخاطبی که در آن قسمت خاص از کتاب، فقط انتظار بیان نشانهها را دارد. از این رو، جای بررسی همه اخبار دربارة یک نشانه، ارتباط آن با نشانههای دیگر، بحث از صحّت و سقم احادیث و تحلیل و نقد منابع آنها بسیار خالی است. کتاب یاد شده در صدد است تا با تکیه بر گزارشهای تاریخی ـ بررسی کند که آن حوادث تاریخی ـ که تصور میشود نشانههای ظهور بوده و واقع شدهاند ـ چه ارتباطی با ظهور دارند و آیا اینها حقیقتاً علامت ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؛ در حالی که صدها سال از وقوع آنها گذشته است و یا پیش گویی پیامبر و ائمه علیهم السلام
درباره آینده میباشند.
این کتاب با دقت نظر بحثهایی را دنبال کرده که حاصل آن در دو فصل سامان یافته است. در فصل نخست در ضمن هفت گفتار به کلیّات بحث اشاره کرده است. بررسی منابع، راویان، واژة نشانه، تاریخچه، اندیشة مهدویت غیبت و انتظار در فرق اسلامی، مروری بر نشانههای ظهور و آمیختگی «نشانههای ظهور» و «اشراط الساعه»، گفتارهای هفتگانه فصل نخست این کتاب هستند.
وی در فصل دوم با عنوان نشانههای تاریخی ظهور، به بررسی رایات سود (پرچمهای سیاه)، قتل نفس زکیه، سفیانی، طلوع خورشید از مغرب، (1)قیام خراسانی و ظهور حسنی، در شش گفتار پرداخته است.
………. U I……….
این کتاب با نظر به آیات و روایات، به بررسی تحلیلی مباحث مهدویت میپردازد و شامل ده سرفصل است. نخستین فصل اولین آن به رسالت حوزههای علوم دینی نسبت به مهدویت اشاره کرده و این رسالت را در سه حیطه ائتمام و اقتدا، وراثت و نیابت تعریف میکند.
قسمت دوم به ارتباط با امام زمان علیه السلام در عصر غیبت نظر دارد و به نقل دو دیدگاه متناقض مبنی بر عدم امکان ارتباط و دیگری امکان ارتباط و ادله هر یک اشاره میکند.
سومین قسمت کتاب به بحث «حکومت اسلامی در عصر انتظار» اختصاص دارد و به مؤلفههای آن
1) . ذکر این نشانه در شمار نشانههای ظهور با توجه به نشانه بودن آن برای برپایی قیامت نیازمند دقت بیشتری است.
یعنی «فراگیری ظلم از نشانههای ظهور»، «ممنوعیت قیام در عصر غیبت» و «تشکیل حکومت در عصر غیبت، دخالت در قلمرو امام معصوم را مطرح کرده و به نقد و بررسی هر کدام از آنها میپردازد.
قسمت چهارم کتاب (مهدویت و مدینة فاضله) به ذکر دو دیدگاه نسبت به مدینه فاضله اشاره میکند و به مقایسه آن میپردازد؛ یعنی، در ابتدا آرمانشهر را از منظر افلاطون، فارابی، سوسیالیسم مطرح کرده و به جمع بندی آنها میپردازد. سپس مدینة فاضله مهدوی و اسلامی را مطرح میکند.
پنجمین بحث کتاب به دینداری و زندگی دینی پیش از ظهور اشاره دارد و به شاخصههای دینداری پیش از ظهور نظر دارد.
بحث ششم کتاب به بررسی نشانههای ظهور، پرداخته و به انواع نشانهها اشاره دارد.
هفتمین قسمت کتاب به تولد و زندگی امام زمان علیه السلام نظر دارد.
موافقان و مخالفان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موضوعی است که در قسمت هشتم کتاب به آن پرداخته شده است.
سرفصل نهم کتاب بررسی فلسفه غیبت در منابع کلامی شیعه است که ابتدا این مسئله را به صورت نقلی بررسی کرده و سپس به بررسی عقلی آن پرداخته و فلسفة غیبت را از نگاه افرادی مثل شیخ صدوق، شخ مفید، شیخ طوسی و پس مطرح کرده است.
در آخرین مبحث کتاب هم امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در آثار و منابع شخصیتهای اسلامی ـ شیعه و سنی ـ مطرح میکنند، آثاری مثل: کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق، الغیبه نعمانی، ینابیع الموده قندوزی.
………. U I……….
این اثر، پژوهشی تفصیلی درباره امامت و ظهور امام
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که به شیوه روایی ـ تحلیلی و با محتوای کلامی ـ حدیثی، به قلم محمد جواد خراسانی، تألیف شده است. این کتاب دارای عناوین اصلی و فرعی گسترده و متنوع است که مهمترین موضوعات آن عبارتند از : علایم شخصی نشانههای امامت، علایم تشریفی (مانند همراه داشتن آثار و مواریث انبیا)، نواب اربعه، خصوصیات غیبت، غیبت صغرا و کبرا، وقایع دوران غیبت، پاسخ به شبهات غیبت، فرج کلی و جزئی، بروز فتنههای اجتماعی، دینی، تربیت، اخلاقی و سیاسی، فتنههای مختص به عالم تشیع، شرح تفصیلی علایم ظهور، تکالیف منتظران، کیفیت ظهور و پیروزی و سیرة حکومتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
………. U I……….
این کتاب نوشتة رضی الدین ابی القاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس (م664 ق) مشهور به سید بن طاوس، است که توسط مؤسسه صاحب الامر تحقیق و منتشر شده است.
اگر چه مؤلف در مباحث گوناگون دارای آثار فروانی است؛ اما با توجه به شخصیت عرفانی، بیشترین آثار وی در حوزه مباحث اخلاقی و تربیتی شکل گرفته است. در میان آثار وی بعض از آنها تلخیص یا گردآوری آثار گذشتگان است که از جمله آنها میتوان به اثر مورد نظر در این نوشتار اشاره کرد.
همانگونه که از نام کتاب به دست میآید، محتوای آن نقل روایاتی است که به فتنههای پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشاره میکند. این کتاب در واقع گزینش و تلخیص سه اثر اهل سنت است:
الفتن، نعیم بن حماد المروزی الخزاعی(م228ق)
الفتن، ابوصالح السلیلی احمد بن عیسی بن الشیخ الحسانی (الحسایی) (از علمای قرن 4)
الفتن، ابویحیی زکریا بن یحیی بن الحارث البزاز النیسابوری (م298ق)
البته افزون بر روایاتی که از کتابهای یاد شده نقل کرده، از برخی کتابهای دیگر نیز به نقل روایت پرداخته که برخی از آن آثار ناشناخته و یا نویسندگان آنها نامعلوماند.
بررسی منابع سهگانه بالا ـ بویژه کتاب الفتن نعیم بن حماد با 308 روایت در این اثر ـ میتواند در میزان اعتبار این کتاب نقش مهمی داشته باشد.
گویا مؤلف به ضعف برخی روایاتی که نقل کرده، آگاه بوده است، از این رو در چند جا یادآور میشود که: چنانچه روایتی خلاف واقع نقل شده، گناهش به گردن کسی است که آن را جعل کرده است.
وی در ابتدای نقلش از الفتن سلیلی نیز به نوعی خود را از گرفتاری دور کرده و همه تقصیرات روایات را متوجه مؤلف آن نموده است. در پایان آنچه از الفتن زکریا بن یحیی نقل کرده نیز مضمون یادشده را یادآور شده است
پس سید به این باور رسیده که روایات نقل شده از آثار مزبور، دارای اشکالات فراوانی است و با این سخنان تلاش کرده خود را از پیامدهای آن دور کند.
وی هرچند با نقل این سخنان به نوعی خود را از اشکال ضعف راویان و روایات دور ساخته؛ اما به نظر میرسد نقل ایشان، موجب اعتماد برخی از افرادی است که چندان حوصله پژوهش و بررسی را ندارند. از این رو هرگز دنبال این نیستند که سید بن طاووس روایات را از کدام
منبع نقل کرده است!
البته امروزه کم نیست آثار و کتابهایی که به صرف وجود یک روایت در منبع شیعی، آن را روایتی صحیح تلقی میکنند و آثاری بر آن مترتب میکنند! بنابراین هر پژوهشگری را بر آن میدارد تا در محتوای این اثر و مانند آن دقت و تأمل افزونتری روا دارد.
1.قرآن کریم، ترجمه: محمّد مهدی فولادوند، چاپ سوم، تهران، دارالقرآن الکریم، 1418ق.
2.امام علی علیه السلام، نهج البلاغة، گردآورنده: سید رضی، انتشارات دار الهجرة، قم، بیتا.
3.ابن شهرآشوب، المناقب، مؤسسه انتشارات علامه، قم، 1379ق.
4.ابن طاوس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، دوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1367ش.
5.ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.
6.اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة علیهم السلام، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، 1381ق.
7.الهامی، داود، آخرین امید، دوم، قم، مکتب اسلام، 377ش.
8.امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، نوزدهم، قم، شفق، 1379ش.
9.بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دار ابن کثیر، 1407ق.
10.برقی، احمدبن محمد بن خالد، محاسن، دوم، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1370ق.
11.پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان علیهم السلام، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1372ش.
12.ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، بیروت، داراحیاء التراث العربی [بیتا].
13.تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366ش.
14.جعفر مرتضی، جزیره خضراء در ترازوی نقد، قم، دفتر تبلیغات 1377ش.
15.جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی علیه السلام، چ سوم، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1382 ش.
16.جوینی، علی بن محمد، فرائد السمطین، بیروت، مؤسسه محمودی، 1400 ق.
17.حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404ق.
18.حکیمی، محمّد، در فجر ساحل، بیست و یکم، تهران، آفاق، 1378ش.
19.حمیری قمی، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، انتشارات کتابخانه نینوا، تهران، بیتا.
20.دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، 1373ش.
21.دیلمی، حسنبن ابیالحسن، الارشاد القلوب، [بیجا] شریف رضی 1412ش.
22.ذهبی، محمد بن احمد بن عثمان(م748ق)، میزان الاعتدال، تحقیق: علی احمد البجاوی، بیروت، دار المعرفه لطباعه و النشر.
23.راغباصفهانی، حسین بن محمّد، المفردات فی غریب القران، دوم، [بیجا] دفتر نشر الکتاب [بیتا].
24.راوندی، قطبالدین، الخرائج والجرائح، سه جلد، چاپ اول، قم، موسسه امام مهدی علیه السلام، 1409ق.
25.رضوانی، علی اصغر، موعود شناسی، چاپ اول، قم، انتشارات مسجد جمکران، 1384ش.
26.سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، بیروت، دار الفکر، 1410 ق.
27.سعادت پرور، علی، ظهور نور، ترجمه سیّد محمّد جواد وزیری فرد، احیاء کتاب، تهران: 1380ش.
28.سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، گلبهار اصفهان، اصفهان، 1416 ق.
29.سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، العرف الوردی فی اخبار المهدی، تهران، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه، 1427ق.
30.شوشتری، محمد تقی و دیگران، جزیره خضرا افسانه یا واقعیت؟ترجمه و تحقیق ابوالفضل طریقه دار، قم، بوستان کتاب، 1380ش.
31.شیبانی، احمدبن حنبل، مسند احمد، مصر، موسسه قرطبه [بیتا].
32.صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، چاپ اول، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385ش.
33.صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الاثر، قم، موسسه السیّدة المعصومة، 1419ق.
34.صدر، سیّد رضا، راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، قم: 1378 ش.
35.صدر، سیّد محمّد باقر، رهبری بر فراز قرون، موسسه موعود، تهران: 1379 ش.
36.صدر، سیّد محمّد، تاریخ غیبت کبرا، ترجمه: سید حسن افتخار زاده، دوم، تهران، نیک معارف، 1382ش.
37.صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الکبری، اصفهان، مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، 1402ق.
38.صدر، سید محمد، تاریخ ما بعد الظهور، اصفهان، مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، بیتا.
39.صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395ق.
40.صدوق، محمّدبن علی بن حسین بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، دو جلد، چاپ دوم، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395 ق.
41.صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، خصال، دوم، قم، جامعه مدرسین، 1403ق.
42.صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1413ق.
43.صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، محقق: حبیب الرحمن الاعظمی، بیجا، منشورات المجلس العالمی، بیتا.
44.طباطبایی، محمّد حسین، المیزان فی تفسیر القران، بیست جلد، چ یازدهم، دفتر انتشارات اسلامی، قم: 1361ش.
45.طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، چ سوم، دار احیاء التراث العربی، 1404ق.
46.طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، نشر مرتضی، مشهد مقدس: 1403 ق.
47.طبرسی، میرزا حسین، نجمالثاقب، دوم، قم، مسجد جمکران، 1377ش.
48.طبری، آملی، محمّد بن ابی القاسم، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، چ دوم، کتابخانه حیدریه، نجف: 1383 هـ.ق.
49.طبری، محمّدبن جریر بن رستم، دلائل الامامة، قم، دارالذخائر للمطبوعات، بیتا.
50.طبسی، نجم الدین، چشماندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ سوم، قم، بوستان کتاب، 1380ش.
51.طریحی، فخر الدین، مجمعالبحرین، سه جلد، چاپ اول، قم، مرکز الطباعه والنشر فی مؤسسه البعثه، 1415 ق.
52.طوسی، محمّدبن الحسن، الفهرست، نجف اشرف، مکتبه مرتضویه، بیتا.
53.طوسی، محمّدبن الحسن، کتاب الغیبة، چاپ اول، قم، موسسه معارف اسلامی، 1411 ق.
54.طوسی، محمد بن الحسن، تهذیبالاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375ش.
55.عاملی، سید جعفر مرتضی، جزیرة خضرا در ترازوی نقد (پژوهشی در علامات ظهور، بیان الائمه، خطبة البیان، جزیره خضرا، ترجمه: محمد سپهری، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ سوم، 1377ش.
56.عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، موسسه آل البیت، 1409ق.
57.عسکری، ابو هلال (م395)، الفروق اللغویه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، 1412ق.
58.عُکبری، محمد بن محمد بن النعمان (شیخ مفید)، اختصاص، مصحح علی اکبر غفاری، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
59.عُکبری، محمد بن محمد بن النعمان (شیخ مفید)، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
60.عمیدی، سیّد ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقیق مهدی علیزاده، قم، موسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1375ش.
61.عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، بیروت، منشورات اعلمی، 1417ق.
62.غضائری، احمد بن حسین، رجال ابن الغضائری، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1346ق.
63.فتال نیشابوری، محمّدبن حسن بن علی، روضة الواعظین، قم، انتشارات رضی، بیتا.
64.فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، بیجا، مؤسسه دار الهجره، 1409ق.
65.قزوینی، سیّد محمّدکاظم، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ترجمه حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران: 1379 ش.
66.قزوینی، محمّد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد عبد الباقی، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع.
67.قشیری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، [بیتا].
68.قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، نجف، مرتضویه، 1356ق.
69.قمی، شاذان بن جبرئیل، الفضائل، چ دوم، انتشارات رضی، قم: 1363 ش.
70.قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات پیام آزادی، تهران: 1379 ش.
71.قمی، علی بن ابراهیم بن هاشم؛ تفسیر قمی، قم، مؤسسة دار الکتاب، 1404ق.
72.کشی، محمّدبن عمر، رجال کشی، دانشگاه مشهد، مشهد: 1348 ش.
73.کلینی، محمّدبن یعقوب، الکافی، هشت جلد، چاپ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.
74.کنجی الشافعی، ابو عبدالله محمّد، البیان فی اخبار صاحب الزمان علیه السلام، تحقیق مهدی حمد الفتلاوی، بیروت، دارالمحجه البیضاء، 1421 ق.
75.کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالی، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1378 هـ.ش.
76.کورانی و دیگران، علی، معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، قم، مؤسسه معارف اسلامی، 1411 ق.
77.کوفی، ابن ابی شیبه، المصنف، محقق: سعید اللحام، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، 1409ق.
78.کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات، [بیتا]، موسسه چاپ و نشر، 1410ق.
79.گروهی از نویسندگان، فصلنامه انتظار، قم، مرکز تخصصی مهدویّت.
80.متقی هندی، علاء الدین علی، کنزالعمال، شانزده جلد، موسسة الرسالة، بیروت: 1409 ق.
81.مجلسی، محمّد باقر، بحارالانوار، 110 جلد، بیروت، موسسة الوفاء، 1404 ق.
82.مجلسی، محمّد باقر، مرآة العقول، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1369ش.
83.مروزی، نعیم بن حماد(م229)، الفتن، تحقیق: ابوعبد الله/ ایمن محمد محمد عرفه، المکتبه التوفیقیه، بیتا.
84.مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیة، قم، موسسه انصاریان، 1417ق.
85.مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، موسسه فقه شیعه، 1410ق.
86.مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش.
87.مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، صدرا، 1379ش.
88.معماری، داود، مبانی و روشهای نقد متن حدیث، چاپ دوم، قم، بوستان کتاب، 1386ش.
89.معین، محمد، فرهنگ فارسی، چاپ اول، تهران، نشر سرایش، 1380ش.
90.مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق: عبد الفتاح محمد الحلو، قم، انتشارات نصایح، 1416 ق.
91.مکارم شیرازی ودیگران، ناصر، تفسیرنمونه، چ چهلم، دارالکتب الاسلامیه، 1380ش.
92.موسوی اصفهانی، سیّد محمّد تقی، مکیال المکارم، ترجمه سیّد مهدی حائری قزوینی، چاپ پنجم، دو جلد در یک جلد، تهران، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1379 ش.
93.مهدیپور، علی اکبر، «برگزیده آثار در طول قرون و اعصار»، مشعل جاوید، محمدعلی مهدویراد، قم، دلیل ما،1380ش.
94.نجاشی، احمدبنعلی بن احمد بن عباس(م450ق)، رجال النجاشی، دوجلد، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1407 ق.
95.نعمانی، محمّد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مکتبة الصدوق، 1397 ق.
96.نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، طهران، 1412ق.
97.نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، هیجده جلد، موسسه آل البیت علیهم السلام، قم: 1408 ق.
98.نیشابوری، محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، قم، رضی، [بیتا].
99.نیلی نجفی، علی بن عبدالکریم، منتخب الانوار المضیئة، قم، چاپخانه خیام، 1401 ق.
100.هاشمی شهیدی، سید اسدالله، زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ دوم، قم، انتشارات پرهیزکار، 1380ش.
101.هیتمی، احمدبن محمدبن حجر المکی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، محقق: مصطفی عاشور، قاهره، مکتبه القرآن، بیتا.
الحمدلله رب العالمین