ghaemiyeh.com
سرشناسه : فراهانی، حسن، ۱۳۴۷ -
عنوان و نام پدیدآور : روزشمار تاریخ معاصر ایران/ حسن فراهانی.
مشخصات نشر : تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۵ -
مشخصات ظاهری : ۱۸ج.؛ ۲۲×۲۹ سم.
شابک : دوره : 964-5645-73-5 ؛ ج.۱ : 964-5645-72-7 ؛ ۱۵۰۰۰۰ ریال : ج.۲ : 978-964-5645-97-5 ؛ ج.۳ : 978-600-5786-03-3 ؛ ۱۷۰۰۰۰ ریال : ج.۴ : 978-600-5786-06-4 ؛ ۳۵۰۰۰۰ ریال : ج.۵ 978-600-5786-29-3 : ؛ ۳۰۰۰۰۰ ریال : ج.۷ 978-600-5786-25-5 :
یادداشت : ج.۲ (چاپ اول: بهار ۱۳۸۸).
یادداشت : ج.۳ (چاپ اول: ۱۳۸۹) (فیپا).
یادداشت : ج.۴ (چاپ اول: ۱۳۹۰) (فیپا).
یادداشت : ج.۵ (چاپ اول: ۱۳۹۳) (فیپا).
یادداشت : ج.۷ (چاپ اول: ۱۳۹۲) (فیپا).
یادداشت : کتابنامه.
مندرجات : ج. ۱. سوم اسفند ۱۲۹۹- ۱۳۰۰.- ج. ۲. سیام اسفند ۱۳۰۰- یکم فروردین ۱۳۰۲/ هدایتالله بهبودی.- ج.۳. ۱۳۰۲ شمسی/ هدایتالله بهبودی. ̠ ج. ۴. ۱۳۰۳ خورشیدی/ هدایتالله بهبودی.- ج.۵. ۱۳۰۴ خورشیدی/ هدایتالله بهبودی.- ج.۷. ۱۳۰۶ خورشیدی/ حمیدرضا آریانفر
موضوع : سالشمار
موضوع : ایران -- تاریخ -- سالشمار
شناسه افزوده : بهبودی، هدایتالله، ۱۳۳۹ -
شناسه افزوده : آریانفر، حمیدرضا، ۱۳۵۶ -
شناسه افزوده : موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
رده بندی کنگره : DSR۷۶/ف۴ر۹ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۰۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۲۹۲۶۰
ص: 1
ص: 2
ص: 3
ص: 4
ص: 5
ص: 6
ص: 7
تاریخنگاری جز بر بنیاد منابع اصل سامان نمیپذیرد. تولید و تعدد منابع برای دورههای اخیر تاریخی، بهویژه تاریخ معاصر، کوشش شناختهشده دیگری را برای پژوهشگر تاریخ در پی دارد که همانا ارزشگذاری بر اصالت منابع و تمییز آنها از یکدیگر است؛ چراکه تداوم نظارت بر ارزش منابع، با فراوانی آن، نه تنها کم نمیشود، بلکه فزونی مییابد. میدانیم که چشمان تاریخپژوهی با تکثر منابع بیناتر شده، اما تلاشهای پیشرو برای تعیین اصالت، بر سختی کار پژوهشگر افزوده است. این صعوبت زمانی دوچندان میشود که بدانیم در پس پرده پژوهشهای تاریخی، غیر از حقیقتجویی، قصدی از تاریخسازی نیز نهفته است و تاریخنگاری، ناخواسته به یک رقابت ظاهرا فرهنگی اما سیاسی- در باطن- تبدیل گشته است. آنچه امروز در برخی پژوهشکدههای علوم انسانی، مراکز شرقشناسی و بنیادهای فرهنگی مستقر در اروپا و امریکا، با موضوع ایران فرآوری و تولید میشود، چیزی نیست که با مهر علمیت و شرایط وجدانی حاکم بر کار مور خان به دست آمده باشد. کوشش برای حفظ منافع سیاسی، دیگر اختصاص به مناسبات روزمره ندارد و راه به تاریخ معاصر گشوده است. ازاینروست که تاریخنگاری لایه و پوششی برای حفاظت از دیدگاه ها و منافع تولیدکنندگان پژوهشهای تاریخی شده، دامن آنرا آلوده است. باید اعتراف کرد که ساحت تاریخنگاری ما نیز از این گزارشنویسیهای تحقیقگونه به دور نیست. خوشبختانه اینگونه تولیدات نامطلوب چه در بیرون مرزها نشر شده باشند و چه در داخل، در نقاله زمان، شناسایی شده، کنار گذاشته میشوند.
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی با ایمان به امر حقجویی و پژوهشهای تاریخی میکوشد به دور از سادهپسندی در تولید اثر، با اتکاء به اسناد منتشر نشده، آثاری به دست دهد که در شمار منابع اصیل گنجیده، رتبه شایستهای در کنار دیگر منابع بیاید. کتاب حاضر با این نگاه سختپسندانه فراهم آمده، در میان دستان شماست.
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
ص: 8
ص: 9
تاریخ بزرگترین منبع شناخت از گذشته و ذخیرهای سرشار از تجارب ارزنده برای آینده است.
تاریخ موجبات آشنایی بشر را با سرچشمههای اصلی اندیشهها و ریشههای تحولات فراهم میسازد. حوادث و ماجراهای گذشته و سرگذشت انسانهای دیروز که امروز جزیی از کولهبار تاریخ شدهاند به کمک بشر امروز آمده تا هویت و اصالت خود را بهتر شناخته و راه خوداتکایی و خودباوری به سوی آینده را طی نماید. در فرهنگهای کهن، زمان بسیاری را صرف آموزش تاریخ به کودکان مینمودند زیرا بر این باور بودند گذشته به کودک کمک میکند، بفهمد او کیست. گفته میشود کسی که گذشته را در دست بگیرد میتواند آینده را نیز بدست آورد. نگاه به گذشته، نگاه به امروز را تحتتأثیر قرار میدهد و بنابراین پاسخ هایی برای حل مشکلات امروز دیکته مینماید.
تاریخ از «گذشته» است اما برای «آینده» و آیندگان مینویسند. تاریخ هم دانش گذشتگان و هم دانشی درباره گذشتگان است. دانش گذشتگان به این دلیل که زندگی نیاکان ما همچون امروز براساس باورها و دانش رایج زمان بوده است و هنگامی که به این دانش دست یافتیم به دانشی درباره گذشته تبدیل میشود.
برخی تاریخ گذشته ملت خود را یکسره میستایند و گروهی بر تمامی آن میتازند. اما هردو در پی یک هدف هستند و در آن توجیه و تثبیت خود را میطلبند. تکیه صرف بر مفاخر گذشتگان و نادیده گرفتن ضعفها مورخ را به همان راهی میبرد که در تاریخنویسی پیوسته و تنها به دنبال کشف خیانتهای گذشتگان خود باشد. تنها نگاه منصفانه و بهره جستن از شیوههای علمی است که تاریخ را به ابزاری مفید برای تفحص درباره گذشته مبدل میسازد. در تاریخ مور خان با دستیابی به اسناد و مدارک تازه که پیش از آن از محتویات آنها اطلاع نداشتهاند آرا و دیدگاه جدیدی راجع به موضوعات مورد تحقیق خود پیدا میکنند که بر پایه آنها به تجدیدنظر و بازسازی تاریخ میپردازند.
ص: 10
البته واضح و مبرهن است که هرنوع تحقیق تاریخی بایستی با استناد به منابع خاصی صورت گیرد و تنها با تقسیم تاریخ به شاخهها و رشتههای مختلف میتوان در تعیین و برگزیدن منابع هر رشته از تحقیقات تاریخی توفیق یافت. به عنوان نمونه هریک از شاخههای سیاسی، تاریخ اجتماعی، تاریخ هنر، تاریخ دیپلماسی و غیره نیازمند منابع خاص خود جهت انجام یک تحقیق تاریخی است. برای مثال مطبوعات هردوره بهترین وسیله برای شناخت مسائل جاری و اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوره است. صورت مذاکرات مجلس مقننه نمایانگر گرایشهای فکری در مجلس و جامعه است. گزارشهای رسمی مأموران خارجی که در کشور بیگانه مقام و مسئولیتی رسمی دارند، از این نظر جالب است که دیدگاه آنان را در واقعهای خاص بهخوبی نمایان میسازد و این دیدگاهها و تحلیلها که بهطور عمده باید در سیاستگزاری مقامات دولت متبوعشان اثر بگذارد. خاطرات و سیاحتنامه هایی که مأموران رسمی و غیررسمی خارجی مینویسند، از این حیث که مؤلفان آنها بهعنوان افراد بیگانهای که با منظر خارجی به مسائل داخلی نگریستهاند و نکتهبینانه بر بسیاری از مسائل تأکید کردهاند، قابل تأمل است.
بنابراین از آنجا که منابع تاریخی متنوعاند به ناگزیر اصالتشان نیز متنوع است. یک مدرک تاریخی میتواند برای بررسی قضیه یا مطلبی معتبر باشد و همان نوشته در مقوله دیگر به کلی نامعتبر باشد. به عنوان مثال مقالات روزنامهها منبع عمده بررسی وجهه نظر مطبوعات و حتی برخی رویدادهاست، اما تحلیل سیاست خارجی صرفا به مأخذ نوشتههای جراید، عاری از ارزش و اعتبار علمی است.
البته باید دانست که به تن هایی فن پژوهش در تاریخ، تمام تاریخ نیست. تاریخ هدف است و پژوهش وسیلهای برای وصول به سطح تاریخ واقعی. تنها دسترسی به اسنادی که بهدقت انتخاب و با زمان و مکان تطبیق شدهاند و یا نوع آنها مشخص شده و ارزش و اعتبارشان مورد نقد قرار گرفته است کافی نیست، بلکه مورخ باید در بهکارگیری و استخراج اطلاعات لازم از آنچه این مدارک در دسترس او میگذارند نیز توانایی داشته باشد. بعد از این مرحله محقق بایستی اخبار و گزارشهای مربوط به موضوع تحقیق را دستهبندی و تنظیم نموده و سپس به تجزیهوتحلیل و نقد آنها بپردازد.
برخی نویسندگان همچون «ولز» (H .G .Wells(، «ویل دورانت» (Will Durant( و «آریل دورانت» (Ariel Durant( تاریخهای جامع و کلی نوشتهاند ولی برخی مورخین نیز گرایشهای خاصی را هدف مطالعات و تحقیقات خود قرار دادهاند. بر این اساس چندین روش متفاوت برای طبقهبندی اطلاعات تاریخی وجود دارد:
طبقهبندی اطلاعات بر مبنای ترتیب وقوع زمانی رخدادها)Chronologic(
طبقهبندی اطلاعات براساس نواحی مختلف جغرافیایی)Geographical(
طبقهبندی اطلاعات تاریخی بر مبنای ملیتها و کشورهای مختلف)National(
طبقهبندی اطلاعات تاریخی به صورت موضوعی)Topical(
کرونولوژی علمی برای محاسبه زمان)Computing( یا دوره هایی از زمان و اختصاص رخدادها در تاریخهای دقیق وقوع آنهاست. کرونولوژی علمی است درباره محاسبه زمان
ص: 11
( Computing Time )
نه اندازهگیری زمان)Measuring Time( که دارای دو بخش میباشد.
بخش اول یک علم محاسباتی و مربوط به باستانشناسی است و بخش دوم به بررسی وقایع و رخدادها در تاریخهای زمانی دقیق آنها میپردازد، که البته این بخش بیشتر به تاریخ مربوط است.
کرونولوژی از دورههای قرون وسطی، رنسانس و باروک مورد توجه بوده است. بسیاری از نوشتههای تاریخی، در واقع همان کرونولوژی به معنای تخصیص رخدادها به تاریخهای زمانی دقیق آنها میباشد.
کرونولوژی میتواند نسبی یا مطلق باشد. کرونولوژی نسبی، چینش وقایع مربوط به هم، نسبت به یکدیگر و نسبت به یک مبدأ زمانی است. ولی کرونولوژی مطلق، قرار دادن وقایع و رخدادها در تاریخ زمانی دقیق هریک از آنها میباشد. به بیانی دیگر کرونولوژی مطلق دستهبندی ویژهای از وقایع است که تاریخ)date( نامیده میشود. این ویژگی در همه کرونولوژیهای مطلق مشترک است.
اهمیت مقوله زمان و ترتیب وقوع حوادث، مور خان را بر آن داشت تا در گزارش رخدادها و وقایع، ترتیب و توالی زمانی را در نظر بگیرند. آنان به خوبی واقف بودند که تنها رعایت ترتیب و توالی رخدادهاست که به تاریخ هویت داده و آن را از اسطوره و افسانه متمایز مینماید.
«ژوزف جاستوس اسکالیگر» (1609- 1595))Joseph Justus Scaliger( اولین پژوهشگری بود که در وادی تحقیق درباره کرونولوژی به عبارات دریای علوم)The Sea of Sciences( و نور دنیا)The Light of Word( اشاره کرد. اگرچه برخی نتایج کاری اسکالیگر از سوی برخی محققین همدوره او بویژه «آرسیلا»)Arsilla( پروفسور دانشگاه سالامانسا)Salamanca University( رد شد ولی در هرصورت کار او و همکارانش در قرن هفدهم راهگشای محققین برای مطالعه روی موضوع کرونولوژی بود.
کرونولوژی که در فارسی به آن روزشمار، گاهشمار، تقویم تاریخ و گاهنامه نیز اطلاق میشود، در مورد رویدادهای قرن حاضر متداول شده است و تاکنون کتابهای متعددی درباره تاریخ اروپا و امریکا به این سبک انتشار یافته و در کشور ما نیز در سالهای اخیر توجه برخی وقایعنگاران را به خود جلب کرده است. کتابها و آثاری از این قبیل، منابع بسیار مناسبی برای علاقهمندان و پژوهشگران هستند، تا بادقت و سرعت، با تاریخ، سیاست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و جامعه آن کشور آشنا گردند. ولی حتی در کتابهای تاریخی مشهوری چون تاریخ تمدن، تاریخ طبری، سیرت کورش کبیر، تاریخ جهان نو، طبقات الکبری و ناسخ التواریخ، زمان وقوع رویدادها بهطور دقیق مشخص نیست بلکه به صورت تقریبی آورده شده است. مثلا جنگ بدر در سال دوم هجرت و جنگ احد یک سال بعد از جنگ بدر رخ داده است. درحالیکه اطلاع کامل از زمان دقیق وقوع حوادث در تاریخ اهمیت زیادی دارد. چون در بسیاری موارد یک محقق تنها با علم بر تاریخ دقیق وقوع حوادث است که میتواند رویدادها را شرح و تفسیر نماید و رابطه علت و معلولی میان آنان را کشف نماید.
اهمیت و ضرورت موضوع
ص: 12
روزشمار تاریخ، ثبت وقایع و حوادث تاریخی در روز وقوع آن است تا محقق بتواند با برقراری ارتباط میان رخدادها از یک واقعه تصویری صحیح برای خود بسازد. در ثبت وقایع به صورت روزشمار، مورخ نباید وقایع را گزینش نماید بلکه باید همه وقایع مهم یا بیاهمیت را ذکر نماید. چراکه اگر وقایع تاریخی را با پیشفرضها و معیارهای خودمان بنگریم و از میان رخدادهای گذشته آنچه را به نظر خودمان مهم است برگزینیم، هیچگاه نمیتوانیم چهره گذشته را آنطور که واقعا بوده معرفی نماییم. و در یک تحقیق تاریخی هیچچیز غیرعلمیتر از این نیست که مطالب تاریخی را بهطور گزینشی انتخاب نماییم و وقایع را بهگونهای تعبیر و تفسیر نماییم تا به قضاوت از پیش تعیینشده خودمان برسیم.
تاریخ معاصر ایران نیز از نظر محتوا و مضمون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و کیفیت تحولات و فرازوفرودهای آن، دربردارنده حوادث مهم و تجربیات گرانب هایی است. کودتای سوم اسفند 1299 از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران و همچنین از تحولات مهم خاورمیانه در فضای بین المللی محسوب میشود که باوجود تحقیقات صورت گرفته همچنان نیازمند بررسیهای بیشتر است. این مجموعه برای آشکار ساختن زوایای پنهان تحولات آن دوره (سوم اسفند 1299 به بعد) تنها به کنار هم قرار دادن رویدادها به ترتیب زمان وقوع آنها بسنده کرده است.
پیشینه تحقیق
در گذشته گاهشمار و روزشمارهای اندکی موجود بود که میتوان از میان آنها به حقایق الاخبار ناصری (1)، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه (2)، روزنامه خاطرات عین السلطنه (3)کتابهای گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، (4)
. اسفند 2535
تقویم روز (5)و ایران در جنگ جهانی دوم(6)اشاره کرد. تاریخ 25 قرن ایران با عنوان کرونولوژی تاریخ ایران (7)، اثر «بهاء الدین پازارگاد» فقط وقایع قرن اخیر را با ذکر روز و ماه و سال بیان میکند. «حاج سیاح» نیز، سفرنامه فرنگ خود را به همین نحو نگاشته است. (8)کتاب تقویم تاریخی، فرهنگی و هنری 2500 ساله اثر «محمد جواد بهروزی»، در واقع کلیاتی از تاریخ ایران را مطرح میکند. بعضی از گاهنامهها مثل گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی به
1) خورموجی، محمدبن جعفربن محمدعلی، حقای قالاخبار ناصری، تاریخ قاجار
2) اعتماد السلطنه، محمدبن حسن بن علی، روزنامه خاطرات اعتما دالسلطنه مربوط به سال های 1292 تا 1313 ق.
3) عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عی نالسلطن . ه
4) گا هنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهل و ، ی فهرست روز به روز وقایع سیاسی نظامی و اقتصادی ایران از 3 اسفند 2479 تا 29
5) شاملویی، تقویم روز.
6) سپهر، احمد علی، (مورخ الدوله)، ایران در جنگ جهانی دو. م
7) پازارگاد، بهاءالدین، کرونولوژی تاریخ ایرا . ن
8) سیاح، محمدعلی بن محمدرضا، سفرنامه حاج سیاح به فرن . گ
ص: 13
اخبار خاصی میپردازد و برخی دیگر مانند روزنامه اخبار مشروطیت (1)و وقایع اتفاقیه و روزگار (2)به زمان کوتاهی اختصاص دارد.
حتی برخی آثار نیز مانند تاریخ هفت هزار ساله بشر (3)، تنها به ذکر شماری از وقایع بشری پرداخته و بهجز مواردی انگشتشمار که تاریخ واقعه را با قید روز آن مشخص نموده، بهطور کلی به تقریب یکساله بسنده کرده است. کتاب روابط ایران و شوروی (1975- 1941) (4)تألیف هرمز خاکپور، اثری تخصصی در زمینه روابط خارجی ایران است که آنهم به یک دوره کوتاه اختصاص دارد.
اما در سالهای اخیر گاهشمارهای زیادی منتشر شده است که از میان آنها میتوان تقویم تاریخ انقلاب اسلامی ایران، (5)گاهشمار تاریخ ایران، (6)روزشمار انقلاب اسلامی، (7)هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، (8)یادداشتهای روزانه، (9)روزنامه خاطرات ناصر الدین شاه، (10)روزشمار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال 1375 (11)و روزشمار جنگ ایران و عراق (12)، روزشمار روابط ایران و امریکا (13)و کارنامه خاطرات آیت اللّه هاشمی رفسنجانی (14)اشاره کرد. در میان روزنامهها، روزنامه اطلاعات و ... به گاهشمار توجه نشان دادهاند و انتشاراتی در این زمینه داشتهاند، از جمله گاهشمار جهان از آخرین قرن هزاره و گاهشمار انقلاب و ... است.
امروز بیشتر منابع مکتوب به زبان انگلیسی درباره زندگی افراد و شرح فعالیت سازمانهای بین المللی و تقریبا هرسایت دولتی و دانشگاهی در شبکه جهانی- اینترنت- یا هرنشریهای همچون نیوزویک و تایمز دارای گاهشمارهای موضوعی و تاریخی متنوعی است که چکیده وقایع را در پایان یا بخشی از اثر خود درج میکنند و لوحهای فشردهای هم در این زمینه وجود دارد که از جمله آن میتوان به «گاهشمار روزبهروز قرن بیستم» 23 درباره قیمت نفت اشاره کرد.
در زبان فارسی این نقیصه به مراتب بیشتر احساس میشود. همچنین در روزشمار انقلاب اسلامی فقط به ذکر وقایع انقلاب اسلامی پرداخته شده است. دکتر عبد الرضا هوشنگ مهدوی نیز در انتهای کتاب دوجلدی تاریخ روابط خارجی ایران، در چند صفحه به تقویم تاریخ مهم مربوط به روابط خارجی ایران پرداخته است که برای دوره صفویه تا انقلاب اسلامی بسیار مختصر
1) حسینی تفرشی، احمد، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایرا . ن
2) کاشانی، محمدمهدی، وقایع اتفاقیه و روزگار
3) امامی، حسام الدین، رویداد های مهم تاریخ، وقایع 7000 ساله تاریخ بشر با شرح حال مشاهیر
4) خاکپور، هرمز، روابط ایران و شوروی 1975-1941
5) انتشارات سروش، تقویم تاریخ انقلاب اسلامی ایرا ، ن خبرها و رویداد های روزانه خرداد 1356 – فروردین 1358
6) عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلام ، ی تهران، نشر گفتار.
7) دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، روزشمار انقلاب اسلام . ی
8) بنیاد تاریخ، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی.
9) بازرگان، مهدی، یادداشت های روزان ، ه خاطراتی از دوران زندان، جوانی و سفر حج.
10) ناصرالدین شاه، روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر دوم فرنگستا . ن
11) دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، روزشمار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال 1375.
12) گروه نویسندگان، روزشمار جنگ ایران و عرا ، ق بیست جلد
13) مرکز اسناد تاریخ دیپلماسی دفتر مطالعات سیاسی و بی نالمللی، روزشمار روابط ایران و امریکا ( 1248 ق – 1377 ش).
14) هاشمی رفسنجانی، اکبر، عبور از بحرا ، ن کارنامه خاطرات، 1360
ص: 14
است. (1)
1324 )، صص – 452 و همان نویسنده، تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلو ی ( 1357 –
.368 – 355
روزشمار روابط ایران و امریکا با در دست داشتن قریب پنجاه میلیون عنوان سند موجود در آرشیو وزارت امور خارجه، برای بررسی تاریخ 170 ساله روابط ایران و امریکا، تنها به چند صد سند استناد کرده و با اشاره مختصر به وقایع، توضیحات بیشتر را هم به منابع اصلی ارجاع داده است. این اثر ارزشمند، گرچه از ابتکار ذکر منابع خود بهره گرفته ولی همچنان در برخی از موارد از درج دقیق منبع، دریغ ورزیده و از منابع بیگانه در همه مقاطع زمانی استفاده نکرده است.روزنامه اطلاعات به عنوان پرخبرترین روزنامه کشور و از جمله قدیمیترین آنها، با وجود آنکه نسبت به دیگر روزنامههای کشور خبرهای بیشتری دارد اما از همان ضعف کلی روزنامههای کشور بینصیب نمانده است و وقایع را از منظر تحلیل و نظریات افراد بویژه مسئولان بازگو میکند. این روزنامه با آنکه خود خبرساز است و به انواع مراکز خبری دنیا دسترسی دارد اما در پارهای موارد به ترجمهای گنگ از گاهشمارهای منتشر شده غربی روی آورده است.
روزشمار حاضر، توصیفی است و پس از نقل گزیده خبرهای سیاسی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در صورت لزوم به شرح و بسط خبر میپردازد. از آنجا که ادبیات خبرهای مربوط به این دوره با نثر عصر کنونی تفاوت آشکاری دارد، علاوه بر استفاده از نثر و ادبیات متداول امروزی، برای سهولت مطالعه واژههای گنگ و مبهم و نامفهوم گویاسازی شده است. در این تحقیق تلاش شده است همه خبرهای مؤثر در شکل گرفتن تاریخ معاصر ایران آورده شود.
بر این اساس با مطالعه انبوهی از اسناد و منابع دیگر، اخبار مهم آن استخراج گردید. بهطوریکه برای تهیه هرمجلد از روزشمار حاضر، صدها هزار سند و ... مطالعه و اخبار از میان آن اسناد گزینش شده است.
روش تحقیق
مبنای اصلی برای گردآوری این اثر استفاده از اسناد و مدارک اصیل بوده است. ارزش اسناد تاریخی و امتیاز آنها بر دیگر منابع تاریخنویسی به سبب اصالت و اعتبار آنهاست. زیرا محتوای هرقطعه از این اسناد با زمان و رویدادی حقیقی بستگی دارد و حاصل رابطهای مستقیم و طبیعی بین اثر و مؤثر است. در نتیجه آنچه از محتوای آنها برداشت میگردد برخلاف کتب قدیمی که دستخوش تغییراتی بودهاند، بکر و معتبر است. به عنوان مثال کتابهای خاطرات رجال و سیاستمداران، هرچند اهمیت زیادی دارند ولی به تن هایی نمیتوانند ملاک استناد قرار گیرند، زیرا محتویات این آثار در بیشتر اوقات، متأثر از دیدگاههای شخصی نویسنده است نه واقعیتهای موجود؛ ازاینرو برای فراهم آوردن متن اخبار و پاورقیهای روزشمار حاضر، از منابع و اسناد مراکز عمده اطلاعرسانی ذیل استفاده شده است:
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛
سازمان اسناد ملی ایران؛
1) مهدوی، عبدالرضا (هوشنگ)، تاریخ روابط خارجی از ابتدای دوران صفوی تا پایان جنگ دوم جهان ، ی ج 4، صص 443
ص: 15
مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران؛
مرکز بررسی اسناد تاریخی؛
مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛
مرکز اسناد وزارت امور خارجه؛
مرکز اسناد ریاستجمهوری؛
مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛
اسناد مجموعههای خصوصی و ...؛
اسناد موجود در مجموعههای اسنادی بریتانیا، فرانسه، امریکا و روسیه (شوروی سابق) و ...؛
کلیه مطبوعات اعم از روزنامهها، هفتهنامهها، ماهنامهها، فصلنامهها و سالنامهها؛
کتب خاطرات و سفرنامههای معتبر داخلی و خارجی.
از مراکز و منابع اطلاعاتی گوناگون به دلایل زیر استفاده شده است، زیرا:
الف) برخی از مستندات و ضمایم بسیاری از اسناد در یک مرکز یا منبع وجود نداشت.
ب) برای تکمیل کتاب، گویاسازی متن، نمایاندن اتقان اسناد و زندگینامه رجال و ... لازم مینمود.
در ابتدا سعی شد، تمامی اسناد موجود بازخوانی و بر اساس اولویتهای تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و موضوعی مرتب شود سپس با تکیه بر مجموعه اسناد مربوط به یک واقعه، بازسازی خبری صورت پذیرد. در جریان تحقیق، مؤلف با مشکلاتی از قبیل کامل نبودن مجموعه اسناد درباره یک موضوع، روبهرو بود به طوریکه، گاه تلگراف یا نامهای در مجموعه اسناد موجود بود ولی پاسخ تلگراف یا نامه مزبور در میان آن مجموعه به چشم نمیخورد؛ همین موضوع سبب میشد که نتوان از آن سند برای نوشتن یک خبر استفاده نمود. اگرچه در بعضی موارد، این قبیل نقایص با استفاده از اسناد موجود در دیگر مراکز اسنادی تکمیل میشد.
برای انجام این تحقیق حجم گستردهای از اسناد مطالعه شد تا اسناد حاوی ارزش خبری برای وقایعنگاری، به دست آید.
از مشکلات عمده موجود در طول پژوهش، عدم خدمترسانی مراکز اسنادی بود، ازاینرو اسناد توسط مؤلف استنساخ میشد و گاه بیش از ده ها سند از اسناد یک پوشه یا پرونده نوشته میشد تا از کم و کیف ماجرا به طور کامل اطلاع حاصل شده، بتوان از آن مجموعه، خبری تهیه نمود. بعضی از اسناد نیز که ارزش خبری نداشت ولی حاوی مطالبی برای گویاسازی زندگی رجال و موضوعات و توضیح اخبار دیگر از آنها استفاده شده است.
امید است این اثر بتواند راهنما و راهگشای محققین برای تکمیل تحقیقات اطلاعاتشان باشد.
تجربه ثابت کرده که فهرستهای کامپیوتری و نمایههای اسنادی در تمام مراکز اسنادی کامل نیست و منابع روزشمار میتواند راهنمای خوبی برای آنها باشد. در طول این تحقیق، بسیار دیده شده که اسنادی با موضوع خاص در پروندهای نگهداری میشوند که هیچ ارتباطی با موضوع آن پرونده ندارند.
ص: 16
در پایان بر خود لازم میدانم از ریاست و معاونت محترم پژوهشی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی قدردانی نمایم. همچنین از مسئولین محترم مراکز اسنادی کشور از جمله از مرکز اسناد و خدمات پژوهشی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد ریاستجمهوری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سازمان اسناد ملی کتاب خانه ملی ایران، مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و دیگر سازمانها و کارمندان متعهد و پرتلاش مراکز مذکور که به انحای مختلف مرا یاری نمودهاند، کمال سپاسگزاری خود را ابراز دارم.
در پایان از زحمات همسرم که در انجام این تحقیق مشوق و حامی بنده بود و در طول این فعالیت طاقتفرسا، متحمل سختیهای فراوانی شد، سپاسگزاری مینمایم. با اینهمه، بار سنگین همه قصور و کاستیهای تحقیق را به تن هایی به دوش میکشم و نیز مرهون منت همه دوستان دور و نزدیکی هستم که به هرشیوه مرا یاری نمودند.
امید میبرم خواننده شکیبا در این اثر، روزنهای روشن برای حل ابهامات و مسائل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و معرفتی خود بیابد.
حسن فراهانی تابستان 1385
روزشمار تاریخ معاصر ایران، مقدمهج1،
ص: 17
اخبار و مندرجها در روزشمار تاریخ معاصر ایران (عصر پهلوی) مراحل ذیل را طی کرده است:
الف) ارزیابی اسناد
ب) گزینش خبر
ج) عنوان خبر
د) شرح خبر
ه) منبع خبر
و) گویاسازی خبر
ارزیابی اسناد
اگرچه اسناد در همه تحقیقات تاریخی از اهمیت زیادی برخوردار هستند ولی همواره باید به محتویات آنها با دید انتقادی نگریست. در این اثر نیز برای جلوگیری از بروز هرگونه نقص و اشتباه، اسناد با دیدگاه انتقادی مطالعه شده و این سؤال مطرح بود که آیا این سند همانگونه که خود مینماید و دعوی دارد هست یا نه؟ و چنانچه اصالت یک سند و صحت خبر آن مورد تردید بود حذف میشد و گاه از مجموع مطالب یک سند، حقایق آن قبول و مبطلاتش رد میشد.
گزینش خبر
ملاک انتخاب اخبار، تأثیر آنها در تاریخ معاصر ایران، تواتر در منابع، دامنه آن در روزها، ماهها و سالهای بعد بوده و سعی شده است اخبار متنوعی با موضوعات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، شرایط آب و هوا، حوادث خاص و ... برای تلطیف در میان خبرهای دیگر گنجانده شود. برای درج خبرهای منتخب هرروز نیز سعی شده «تقدم و تأخر» حوادث و «اهمیت موضوع» تا آنجا که ممکن است رعایت شود. همچنین اخباری که در صحت خبر یا تاریخ آنها
ص: 18
تردید هایی وجود داشته از ذکر آن اخبار خودداری شده است.
عنوان خبر
1- برای هرخبر یک عنوان درج شده است.
2- در نگارش «عنوان»، اسامی خاصی که در مکاتبات رسمی دوره مورد نظر، تشخص و مفهوم خاصی دارند، به همان صورت استفاده شدهاند. به عبارت دیگر از برگرداندن چنین واژهها، عبارتها، اسامی خاص، نهادها و ... به زبان فارسی معیار خودداری میشود. برخی از واژههای مذکور چنین است: نظمیه، قزاق، کلنل، وزیرمختار، امیر لشکر، سواد، مراسله، ارکان حرب و ....
3- برای عنوان هرخبر، به طور میانگین یک سطر دایرة المعارفی در قالب یک عبارت انتخاب شده به طوری که منتقلکننده روح کلی خبر باشد.
شرح خبر
شرح خبر با جملاتی به زبان فارسی معیار درج شده است.
1- در نگارش شرح خبر همه موارد مربوط به عنوان، رعایت شده است.
2- برای خبر هایی که توضیحی بیش از آن در منبع وجود نداشته، سابقهای ارائه شده است.
3- همه خبرها، ابهامزدایی خواهند شد.
منبع خبر
منبع خبر در پایان شرح خبر و در داخل پرانتز () به صورت ذیل خواهد آمد
1- اسناد
1- 1) اسناد وزارت امور خارجه (مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه).
2- 1) اسناد ملی ایران (سازمان اسناد ملی ایران).
3- 1) اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی (مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی).
4- 1) اسناد مؤسسه تاریخ معاصر (مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران).
5- 1) اسناد ریاستجمهوری (مرکز اسناد ریاستجمهوری اسلامی ایران).
6- 1) اسناد انقلاب اسلامی (مرکز اسناد انقلاب اسلامی).
7- 1) اسناد مجلس (مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی).
2- کتاب: در منابع برای ذکر نام کتاب دو کلمه اول نام کتاب و شماره صفحه (ص) میآید مانند (خواب آشفته، ص 27).
1- 2) کتاب هایی که نامشان تککلمهای است عینا آمده است.
2- 2) کتاب هایی که عنوان اصلی و فرعی دارند، دو کلمه اول عنوان اصلی به کار رفته است.
3- 2) کتاب هایی که عنوان اصلی یک کلمه است و عنوان فرعی هم دارند. عنوان اصلی آن استفاده شده است.
ص: 19
4- 2) کتاب هایی که بیش از یک جلد است به صورت زیر ارجاع داده شده است. (نام کتاب، ج 1، ص).
5- 2) برخی کتابها که نام مشابه دارند به صورت کامل ذکر شده است.
6- 2) ارجاع به کتابهای لاتین مانند کتابهای فارسی میباشد.
7- 2) کتابشناسی کامل در پایان هرجلد و به ترتیب حروف الفبا، نام نویسنده و نام کتاب ذکر شده است.
3- مطبوعات: روزنامهها، هفتهنامهها و ماهنامهها و فصلنامهها به ترتیب ذیل درج شدهاند.
1- 3) نام روزنامه، تاریخ و صفحه مثال: (خراسان، 3/ 2/ 1300، ص 2).
2- 3) نام هفتهنامهها، ماهنامهها و فصلنامهها تاریخ و صفحه، مثال: (یادگار، س 2، ش 18، ص 3).
گویاسازی خبر
واژهها، نام اشخاص، مکانها، نهادها، اشیاء، احزاب، مطبوعات و ... مربوط به دوره مورد نظر گویاسازی شده است.
همچنین موضوعاتی که در خبر بدان اشاره شده ولی در خبرهای پیشین (یک جمله) توضیحی برای آن نیامده توضیحی برای آنها ذکر شده است. واژههای فارسی غیرمتداول، القاب و ...
نام افراد
تمام اشخاص مهم که نامشان در خبر آمده به شرط آنکه در روزهای پیشین گویاسازی نشده باشد در پاورقی همان روز گویاسازی خواهد شد. گویاسازی اشخاصی که نام آنها تکرار شده لزوما در اولین خبر مربوط به آنها ذکر نشده و ممکن است در صفحات بعد گویاسازی شده باشند. این موضوع به دلیل محدودیتهای موجود در کل کار و صفحهآرایی بوده است.
همه پاورقیها و در همه حال به ازای هرروز منفصل خواهد بود.
نام اماکن جغرافیایی: بیشتر نام اماکن و مناطق جغرافیایی در این اثر از لغتنامه دهخدا و فرهنگهای معین و جغرافیایی استخراج شده است و برای پرهیز از تکرار، مأخذ ذکر نشده است.
واژههای غیرفارسی
واژههای غیرفارسی شرح خبر، در داخل متن و در دو پرانتز خواهد آمد.
ملاک آوانگاری و ترجمه برای واژههای انگلیسی «فرهنگ لغات و بستر»، واژههای فرانسه، فرهنگ لغات «روبرت» و واژههای عربی فرهنگ لغات «نوین» است.
تذکر: در گویاسازیها سعی شده است تا از منابع تاریخی درجه اول استفاده شود.
در مواردی غیر از این، نام منبع ذکر شده و در برخی موارد هم که اطلاعات از طریق تحقیق
ص: 20
میدانی حاصل شده است به صورت (م) به معنای مؤلف آورده شده است.
ساختار مهندسی کتاب
1- رسم الخط و نقطهگذاری
رسم الخط مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی ملاک عمل خواهد بود. در صورتی که واژهای در قواعد فرهنگستان یافت نشود، بایستی تلاش کرد تا قاعده آن از مرجع مربوطه اخذ شود در صورتی که این امر میسر نباشد رسم الخط متداول ملاک عمل خواهد بود.
2- خبرهای هرروز منفصل خواهد بود به عبارت دیگر، در صورتی که خبر یک روز در میانههای صفحهای به پایان برسد، خبرهای روز بعد از صفحه دیگر آغاز خواهد شد.
3- از تصاویر، نقشهها و ... در بین متن و در بخشهای سفید صفحه در فاصله خبرهای دو روز متوالی استفاده خواهد شد.
4- تطبیق تاریخها: یکی از مشکلاتی که در مسیر تهیه گاهشمار پدید آمد، استفاده منابع مختلف از تقویمهای گوناگون در ذکر رویدادها بود. در منابع فارسی و عربی و ترکی استانبولی معمولا تاریخها به تقویم هجری قمری ذکر شدهاند اما در منابع غربی، تقویم میلادی مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین تاریخ رویدادهای قرن نوزدهم در بسیاری از منابع غربی به تقویم میلادی قدیم (تقویم ژولین) آمده است که با تقویم جدید میلادی (تقویم گریگورین) چند روز اختلاف دارد. ازاینرو، تطبیق این تقویمها با یکدیگر ضرورت داشت. در این تطبیق، تقویم میلادی قدیم به جدید بازگردانده شد و معادل تاریخ هجری شمسی و هجری قمری نیز استخراج گردید.
برای این منظور با استفاده از کتاب تقویم تطبیقی هزار و پانصد ساله هجری قمری و میلادی اثر «فردیناندو و ستنفلد» و «ادوارد ماهلر»، ترجمه «دکتر حکیم الدین قریشی»، چاپ اول (1360) و کتاب گاهشمار تطبیقی تألیف «احمد بیرشک»، چاپ اول (1367) و کتاب التواریخ الهجریه بالسنین الافرنکیه و القبطیه، تألیف «محمد مختار پاشا»، چاپ اول (1980) و همچنین با بهرهگیری از نرمافزار «میزان» و مقایسه با تاریخهای ذکر شده در مطبوعات آن دوره جدول تطبیقی فراهم آمد.
بههرحال در روزشمار حاضر با تلفیق و مقایسه همه تقویمها، تطبیق تاریخها صورت گرفته است و ابتدا سال شمسی سپس میلادی و هجری قمری آمده است.
نکته: در تقویمهای سالهای قبل از 1304 هجری شمسی نام ماهها به برج فلکی ذکر شده است. مدت زمان این بروج مساوی نبود و در نتیجه ماههای یک سال، به تفاوت از 29 روز تا 32 روز تغییر میکرد. تا اینکه در تاریخ 11/ 1/ 1304 ش، قانونی از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و طبق آن، بروج فلکی به ماههای پارسی تبدیل شد. (1)برجها نیز هرکدام نام خاص خود را داشتهاند که بعدها از این نامها استفاده نشد.
1) تطبیق گاه نامه ها، ص الف.
ص: 21
مؤلف نصاب الصبیان اسامی برجهای دوازدهگانه را چنین به نظم آورده است:
بر جهان دیدم که از مشرق برآوردند سرچون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد
جمله در تسبیح و در تهلیل حی لایموتسنبله میزان و عقرب قوس و جدی و دلو و حوت فروردین- حمل
اردیبهشت- ثور
خرداد- جوزا
تیر- سرطان
مرداد- اسد
شهریور- سنبله
مهر- میزان
آبان- عقرب
آذر- قوس
دی- جدی
بهمن- دلو
اسفند- حوت
نشانهها و اختصارات فارسی
ج- جزوهدان
س- سال
شم ت- شماره تنظیم
شم پ- شماره پوشه یا پرونده
ر ض- رضی اللّه عنه
ر ک- رجوع شود به کتاب
ن ک- نگاه کنید به کتاب
ر ه- رحمة اللّه علیه
ص- صفحه یا صفحات
ق- قمری
ک- کارتن
(م)- مؤلف
همان- همان مؤلف یا منبع
همو- همان نویسنده
م- میلادی
ش- شمسی
شم- شماره
نشانهها و اختصارات انگلیسی
(جلد)VoI Volume
(ویرایش- به نظارت)ed ./eds .Editors
(همان/ همانجا)Ibid .Ibidem
(همو)Id .Idem
(ترجمه)Tr .Translatedby
(همان اثر)Op .cit .Opera citato
(صفحه رو)r .Recto
(صفحه پشت)v .Verso
(شماره)no .Number
ص: 22
(و بعد/ صفحه بعد)f .And the FolloWing page
(به بعد/ صفحات بعد)ff .And the FolloWing pages
CAB 23. 24
صورتجلسهها و یادداشتهای کابینه
CAB 27
کمیتههای کابینه
FO 248. 251
پروندههای سفارت در تهران
FO 37/ 1
وزارت امور خارجه، مکاتبات عمومی، سیاسی (قسمتهای شرقی، مرکزی، شمالی و امریکا)
FO 416/ 414
وزارت امور خارجه، چاپ محرمانه: ایران، امریکا
WO 32
وزارت جنگ، اسناد ثبت شده، سریهای عمومی
WO 95
وزارت جنگ، روزشمارهای جنگ (1922- 1914)
WO 106
وزارت جنگ، اداره عملیات نظامی و اطلاعات
WO 157
وزارت جنگ، گزارشهای اطلاعاتی
WO 158
وزارت جنگ، مکاتبات و اسناد سرفرماندهیهای نظامی
کتاب خانه وزارت هند
L/ PS/ 10, L/ PS/ 11
قسمت سیاسی
L/ MIL/ 5,
قسمت نظامی
L/ MIL/ 7, L/ MIL/ 17
اقامتگاههای خلیجفارس
R/ 15
روزشمار تاریخ معاصر ایران، مقدمهج1،
ص: 23
پس از انقلاب مشروطیت، سیاستهای انگلیس و روس در ایران، بر پایه قرارداد معروف 1907 م، اجرا میشد. با وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه و تغییر سیاست خارجی آن دولت و لغو قراردادهای دوره تزاری، دولت بلشویکی سیاست عدم مداخله در ایران را پیشه کرد و در نتیجه، دولت انگلیس برای مداخله در امور ایران بیرقیب ماند و در صدد برآمد تا سلطه و نفوذ خود را بر سراسر ایران گسترش دهد.
درباره چگونگی تأمین منافع و نفوذ بریتانیا در ایران، در شرایط پس از جنگ جهانی اول، دو گرایش در هیئت حاکمه بریتانیا وجود داشت که اگرچه در استقرار دولتی متمرکز و مقتدر در ایران، همرأی بودند. اما در چگونگی تحقق این امر با یکدیگر اختلاف نظر داشتند.
جناح وزارت امور خارجه به رهبری «جورج کرزن» بر اجرای قرارداد 1919 و حضور نظامیان انگلیس برای ضمانت اجرای آن قرارداد تأکید داشت، و جناح وزارت جنگ به رهبری «وینستون چرچیل»، خروج نظامیان انگلیس و استقرار یک دولت مقتدر مرکزی از طریق کودتا را پیمیگرفت.
همزمان با ظهور نشانههای شکست قرارداد 1919 در نتیجه مخالفت عمومی ایرانیان و دولتهای خارجی، جناح وزارت جنگ بر فعالیتهای خود افزود و در این راستا، «ژنرال آیرونساید» در اوایل مهر 1299 ش، وارد ایران شد تا ببیند که «در قبال اوضاع کنونی ایران چه اقدامی صلاح است و چه باید کرد؟» (1)
هنگامی که همه راه های توفیق به روی قرارداد 1919 بسته شد و نیروهای انگلیس هم میبایست در بهار 1300 ش، ایران را ترک میکردند، دو طرح از سوی جناح نظامی مورد بررسی قرار گرفت:
1) شیخ الاسلامی، جواد، سیمای احمد شاه قاجار ج 2، صص 181-180.
ص: 24
یکی تأسیس «فدراسیون جنوب ایران» (1)و دیگری تصرف تهران با کودتای نظامی. طرح فدراسیون جنوب با مخالفت دفتر هند و خزانهداری انگلیس روبهرو شد (2)و بنابراین طرح کودتا در دستور کار قرار گرفت. (3)«آیرونساید»، بر این باور بود که دیکتاتوری نظامی در ایران تمام اشکالات کنونی ما را حل خواهد کرد. (4)
برای اجرای این طرح، بسترسازیهای لازم انجام گرفت. از یکسو، افکار عمومی را از احتمال حمله بلشویکها و وقوع انقلاب کمونیستی در کشور به وحشت انداختند، (5)به گونهای که «احمد شاه» و بسیاری از مردم قصد ترک تهران را داشتند، (6)و از سوی دیگر به شناسایی نیروهای مجری کودتا پرداختند. «آیرونساید» در کمتر از چهار ماه رضا خان را از فرماندهی یک آتریاد به فرماندهی کل قزاق ترفیع داد. (7)او در خاطراتش مینویسد: با رضا گفتگو کردم و مأموریتش را به او تفهیم کردم و با او شرط کردم که به بریتانیا خیانت نکند و شاه را هم از سلطنت خلع نکند.
رضا هردو شرط را با خوشرویی پذیرفت، من دست او را فشردم و به «اسمایس» گفتم بگذار به تدریج راه بیفتد. (8)«آیرونساید» همچنین مینویسد که گفتگو هایم با رضا خان را به نرمن گفتم و با او ترتیب دادم تا تاریخ روزی را قطعی کند که قزاقهای ایرانی از سرپرستی ما خارج میشوند، یعنی عملیات کودتا را شروع کنند. (9)در راستای این فرایند، همزمان با اینکه به رضا خان اجازه داده شد که به تدریج راه بیفتد، در تهران نیز از سوی سفارت بریتانیا اقداماتی انجام میگرفت تا مدیریت سیاسی کودتا تعیین و فعال شود، (10)و ژاندارمری از هرگونه اقدامی برای جلوگیری از قزاقها بازداشته شود. (11)در نتیجه چنین هماهنگی هایی بود که نیروهای قزاق به فرماندهی رضا خان از قزوین عازم تهران شدند، در نزدیکی تهران «سید ضیاء الدین طباطبایی» هم به آنها پیوست و آنها سرانجام در سحرگاه سوم اسفند 1299 ش، وارد تهران شدند.
دوشنبه 3 اسفند 1299/ 21 فوریه 1921/ 12 جمادی الثانی 1339
در ساعت یک بامداد، دو هزار و پانصد تن قزاق به فرماندهی رضا خان (12)
سوادکوه مازندران به دنیا آمد . وی سی و دومین و آخرین فرزند عباسعلی
خان (عباسقلی) معروف به داداش بیگ از افسران هنگ سوادکوه بود .
مادرش، نوش آفرین، از مهاجران مسلمان گرجستان و پنجمین همسر
عباسعلی خان بود.
رضا خان در سال 1270 ش ، در سن چهارده سالگی، یا به گفتۀ بهار در پانزده
شد. زندگی نظامی وی ابتدا به « بریگاد قزاق » سالگی به کمک دایی اش وارد
صورت ذخیره و به عنوان پیادۀ قزاق در فوج اول قزاق خانه آغاز شد . نخستین
شصت » منصب او سمت وکیل باشی (جانشین و قائم مقام فرمانده ) گروهان
بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به رضا خان شصت تیر معروف « تیر
شد. در همین دوران بودکه به رسم قزاق ها با قمه کشی و قرق کردن راه ها به
خودنمایی و ابراز وجود می پرداخت. در بیانیه هایی که رضا خان در روز های
نخست کودتا صادر کرد، ضمن تأکید بر حفظ سلطنت، خود را رئیس کل
بر لزوم حفظ انتظام امور تأکید کرد . « حکم می کنم » قوا خواند و با عنوان
اندکی بعد، وی از سوی احمد شاه با لقب سردار سپه به درجۀ سرداری نایل
شد. احراز پست وزارت جنگ در کابینه سید ضیاء، که در کابینه های بعدی
نیز تداوم داشت، زمینه کافی را برای افزایش قدرت وی ف راهم ساخت . با
ایجاد تغییرات در ارتش و واگذاری امور کشوری به صاحب منصبان قزاق،
سردار سپه پایۀ قدرت خود را مستحک م کرد . مداخله نظامیان در مسائل مالی،
انتقاد جراید را به دنبال داشت، اما رضا خان با ض رب و شتم عده ای از
روزنامه نگاران آنها را سرکوب کرد . در سالگرد کودتا در پاسخ به ابهام
بسیاری از جراید که در جستجوی عامل کودتا بودند، با انتشار اعلامی ه ای در
اسفند 1300 ش، بدون هیچ واهمه ای خود را مجری کودتا خواند . در آبان
1302 ش، احمد شاه ، رضا خان را به سمت ریاست وزرایی برگزید . اقامت
طولانی احمد شاه در اروپا که به اجبار رضا خان صورت گرفته بود و
تبلیغات مداوم جراید کشور بر ضدشاه و طرفداری از اقدامات رضا خان،
زمینه را برای تغییر سلطنت مهیا کرد.
در آذر 1304 ش، با تشک یل مجلس مؤسسان و تغییر چند اصل در متمم
قانون اساسی که ضامن بقای سلطنت در سلسله قاجاریه بود، سلطنت به او
تفویض شد . رضا شاه که در آذر 1304 ش، نخستین کابینه اش را به ریاست
ذکاءالملک فروغی تشکیل داد . سیاست واگذاری مقام نخست وزیری به
رجال قاجاریه را تا سال های میانه حکومت کماکان ادامه داد ودر سا ل های
میانی نیز چند تن از رجالی راکه در صحنه سیاست حضور داشتند به قتل
رسانید. از این مرحله به بعد، وی با قدرت مطلق و مستبدانه به حکومت
پرداخت. پس از اشغال کشور توسط متفقین در سال 1320 ش ، رضا شاه از
سلطنت استعفا داده و سلطنت به پسر ارشد وی محمد رضا واگذار شد .
در آفریقای « ژوهانسبورگ » و سپس به « موریس » رضاشاه ابتدا به جزیره
جنوبی تبعید شد و تا زمان مرگش در سال 1323 ش، به حال تبعید در آنجا
، ماند. (خاطرات و خطرات، ص 370 ؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 234
618 626 ؛ تاریخ مختصر احزاب ،616 ،567 ،584 ،583 ، 486 489 ،326
؛134 ، 107 108 ،62 ، 86 ، و ج 2، ص 42 ، سیاسی ایران، ج 1، ص 70 77
ایران بین دو انقلاب، ص 147 ؛ در خدمت پنج سلطان، ص 105 ؛ بازگشت،
345 ؛ خاطرات آیرونساید، ص ، 56 ؛ حیات ی حیی، ج 4، ص 343 ، ص 52
؛ 79 ؛ ت اریخ شاهنشاهی پهلوی، ج 2، ص 239 240 ، و ج 3، ص 479 536
؛41 ، خاطرات من، ج 2، ص 43 48 ؛ بخوان تاریخ ایران بیستم را، ص 129
اسناد ملی ایران، شم ت 293005207 ؛ زندگی طوفانی، ص 192 ، سفرنامه .( بلوشر، ص 150.
که از قزوین حرکت کرده بودند، از دروازههای قزوین و حضرت عبد العظیم (علیه السلام) به تهران وارد شده و بدون هیچ درگیری خاصی شهر تهران را تصرف و دولت سپهدار (13)اکبر خان » خان گیلانی در سال 1234 ش در گیلان زاده شد . وی برادرزادۀ
اول شخص متمول گیلان و اجاره دار گمرکات چند ایالت « بیگلربیگی رشتی
بود. فتح الله خان اکبر، پس از فوت عمویش، بیگلر بیگی رشت شد و گمرک
انزلی را که در دست بلژیکی ها بود در اختیار گرفت . او از سال 1307 تا 1310 ق، با درجۀ امیرتومانی مدیر گمرکات خراسان، گیلان و مازندران بود
که پس از چندی تمام آنها را از دولت اجاره کرد و در اندک مدتی دارای
« سالار اعظم » و « سالار مفخم » ثروت و نفوذ فوق العاده شد و به لقب های
با مشروطه خواهان به « محمد علی شاه » ملقب گردید. او در جنگ
مشروطه خواهان پیوست و پس از اینکه در باغ شاه دستگیر شد ابتدا به
فیروزکوه و سپس به سوادکوه تبعید شد . پس از فتح تهران توسط مشروطه
خواهان در اولین کابینۀ بدون رئی س الوزراء ( 26 تیر 1288 ش) وی به وزارت
مهر 1288 ش ) نیز ) « سپهدار اعظم » پست و تلگراف رسید و در کابینۀ اول
« سپهدار اعظم » این سمت را حفظ کرد . در 30 اردیبهشت 1289 از طرف
رئیس الوزرای وقت به وزارت عدلیه منصوب شد و در کابینه فرمانفرما (دی
سپهدار » ماه 1294 ش ) مجدداً وزیر پست و تلگراف شد . در سال 1294 ش
محمد ولی خان تنکابنی ) تغییر لق ب داده و به سپهسالار اعظم ملقب ) « اعظم
گردید و فتح الله خان اکبر، سردار منصور لقب وی را برای خود گرفت و از
شهریور 1295 ) وزیر داخله شد . در کابینه دوم وثوق الدوله نیز که در 15
مرداد 1297 تشکیل شد فتح الله خان وزیر جنگ بود . در پنجم آبان ماه 1299
وزیر مختار انگلیس در ایران و با موافقت احمد شاه، « نرمن » ش به پیشنهاد
فتح الله خان اکبر به مقام رئیس الوزرایی منصوب شد ولی در دی ماه 1299
مستعفی شد . پس از اینکه سمت رئیس الوزرایی به مستوفی الممالک و
مشیرالدوله پیشنهاد شد و آنها نپذیرفتند ، مجدداً با صلاحدید سفارت انگلیس
فتح الله خان اکبر زمام امور را به دست گرفت . با کودتای سوم اسفند دولت
سپهدار اعظم سقوط کرد و خود او در سفارت انگلیس متحصن شد . فتح الله
اکبر پس از کودتا به جهت جانبداری سفارت انگلیس از هرگونه گزند
سیاسی در امان ماند . سپهدار اعظم دوبار نیز به نمایندگی مجلس شورای ملی
برگزیده شد، یکبار در دوره سوم از گرگان و بار دیگر در دوره پنجم به
نمایندگی از مردم رشت وارد مجلس شد. بالاخره فتح الله خان اکبر، در نوروز
به خاک سپرده شد . « ابن بابویه » سال 1317 ش ، در تهران درگذشت و در
(شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 51 53 ؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران،
.( ج 1، ص 246 - 249.
را سرنگون کردند. قزاقها مراکز مهم و استراتژیک شهر را تصرف کرده کنترل سازمانهای دولتی را به دست گرفته و با احمد شاه وارد مذاکره شدند.(14)کودتاچیان تمام صبح امروز به توقیف شخصیتها و تعطیل کردن احزاب مشغول بودند آنها دو دسته از مردم را دستگیر و به قزاق خانه میبردند. دستهای از آنان خانوادههای مهم و برجسته، مانند نخستوزیران پیشین، وزرای سابق، شخصیتهای عالیرتبه و یا ثروتمندان بودند و دسته دیگر، سران گروههای مخالف قرارداد ایران و انگلیس، بودند.
برخی توقیفشدگان عبارت بودند از: شاهزاده فرمانفرما (رئیس سابق دولت، حاکم پیشین فارس)، شاهزاده نصرت الدوله (وزیر خارجه سابق) و شاهزاده سالار لشکر (وزیر جنگ سابق) و پسرش، شاهزاده عین الدوله (رئیس سابق دولت)، سپهدار اعظم (رئیس سابق دولت)، سعد الدوله (رئیس سابق دولت)، امیرنظام (وزیر جنگ سابق) مشاور السلطنه (وزیر خارجه سابق)، مشاور الدوله (معاون وزارت جنگ)،
محتشم السلطنه (وزیر خارجه سابق)، ناصر السلطنه (وزیر سابق) و پسرش، مختار الدوله (وزیر سابق)، مستشار الدوله (وزیر سابق)، ممتاز الملک (وزیر سابق)، حاجی امین الضرب (سرمایهدار و بازرگان)، حاجی معین التجار بوشهری (سرمایهدار و بازرگان)، امامجمعه تهران، حاجی محمد تقی بنکدار، (15)
متولد شد . اصلاً از اهالی کاشان ، ولی سال های طولانی ساکن تهران بود . در
سال 1323 ش، که عد ه ای از اهالی تهران، ظاهراً به عنوان تظلم از شاهزاده
عبدالمجید میرزا عی ن الدوله، صدر اعظم مظفرالدین شاه با تشویق پیدا و
پنهان عوامل انگلیس در سفارت آن کشور متحصن بودند، حاجی محمد تقی
به اتفاق برادرش ح اج حسن ، نظارت سفارت را بر عهده گرفته و مخارج
متحصنین را می پرداختند. به همین دلیل حاجی محمد تقی به حاجی سفارتی
شهرت یافت . در دوره اول مجلس شورای ملی از سوی بز از های تهران به
وکالت برگزیده شد.
پس از واقعۀ به توپ بستن مجلس همانند بسیاری از سران مشروطه خواه
دستگیر و مدتی در با غ شاه محبوس شد . این اسارت سبب افزایش شهرت و
محبوبیت او در بین مردم شد، به طوری که ، می گویند وی پس از استقرار
مشروطیت، به سبب دلگرمی به همین مشهور بودن ها، در امور دولت ها بسیار
دخالت می کرد و برای خود حق بزرگی قائل بود . در وقایع اولتیماتو م روسیه
به ایران ( 1329 ق)، از طرف دستۀ دمکرات ها مورد سوء قصد قرار گرفت.
پس از انعقاد قرارداد 1919 وثوق الدوله با انگلستان، به مخالفت با قرارداد
پرداخت و به همین جهت پس از کودتای 1299 ش، به دستور سید ضیاء
دستگیر و مدتی زندانی شد . وی در سال 1304 ش، از تهران ب ه مجلس
مؤسسان راه یافت و پس از آن در دوره های ششم، هشتم و نهم مجلس نیز
مدت ها » : شرکت جست . دربارۀ مفاسد مالی او، مهدی بامداد می نویسد
کارش کارگذرانی همه جور، برای مردم در مقابل گرفتن حق العمل خوبی
برای خود بود . ضمناً برای بستن و باز کردن بازار که در تهران از کار های پر
اهمیت است و معمولاً مبلغی صرف این کار می شود، از سرکرد ه ها و
شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 310 309 ؛ شرح ) «... سردسته های بازار بود
زندگانی من، ج 3، ص 213 ؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 2، ص 76
.(75
ارباب جمشید، سید حسن مدرس، میرزا یانس ارمنی (متهم به بلشویک)، دکتر مهدی خان (پزشک و عضو سابق کمیسیون کارشناسان ایران و انگلیس)، تعداد دستگیرشدگان بیش از دویست نفر بودند، ولی بختیاریها و خاندان مخبر السلطنه (والی آذربایجان) مستثنی شده بودند.افکار عمومی، سفارت انگلیس را مسبب کودتا میدانست.
سپهدار اعظم رئیس الوزرای وقت نیز از بیم دستگیری به سفارت انگلیس گریخت. به سپهدار که به سفارت انگلیس گریخته بود اطمینان داده شد، نگران نباشد. (16)
[تصویر] فتح اللّه خان اکبر (سردار منصور- سپهدار اعظم)
1) اسناد محرمانه وزارت امور خارجه بریتانیا، ج 13 ، سند شماره 688 به نقل از شیخ الاسلامی نظری به کودتای سوم اسفند »نامه ا طلاعات سیاسی اقتصاد ، ی بهمن و اسفند 1369 ،«1299
2) غنی، سیروس، ایران برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیه،ا ترجمه کامشاد، ص 172
3) صباحی، هوشنگ، سیاست انگلیس و پادشاهی رضا شا،ه ترجمه پروانه ستاری. صص 180-179.
4) شیخ الاسلامی، نظر به کودتای سوم اسفند 1299 . پیشین
5) آوری، پیتر، تاریخ معاصر ایران از ...، ج 1، صص 413 و 422
6) British Documents…op. cit. Doc 407 , 437
7) ایران برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیه،ا صص 171 و 17.
8) Major Genral sir Edmund Ironside. High Road to command … pp 161 , 178.
9) ایران برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیه،ا صص 3-182.
10) همان ، صص 177.180 ،179.
11) همان، ص 201
12) رضا خان (رضا شاه پهلوی اول ) در یک خانواده نظامی در روستای آلاشت
13) فتح الله اکبر (سردار منصور، سپهدار اعظم ) فرزند حاج میر زا محمد علی
14) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 ، E سری ص 94 96 و همان، . ص 51.
15) حاجی محمد تقی بنکدار معروف به سفارتی در حد ود سال 1256 ش،
16) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 ، سری E ص 94 96 و 57.
[تصویر] رضا خان به همراه جمعی از افسران روسی و ایرانی قزاق خانه
در این عکس محمود آیرم، میرپنج حسین خزاعی، سرتیپ عبد اللّه خان طهماسبی، سلطان سیف اللّه شهاب، دیده میشوند.
در روز کودتا فقط کلانتریها در برابر کودتاچیان کمی مقاومت کردند. ماژور «بیرلینگ» (1)
سوئد نمود بیورلینگ را به جانشینی موقت خود انتخاب نمود . ( نظم و نظمیه
.( در دوره قاجاریه، ص 189 ؛ سوئد یها در ایران، ص 227 - 235.
)Byerling( معاون رئیس پلیس تنها افسر سوئدی وفادار به قانون بود که در مقر کلانتری مرکز حضور داشت و به هیچوجه حاضر نشد، در برابر گلولههای مسلسل و توپهای سنگین پانصد قزاق محاصرکننده کلانتری، تسلیم شود. وی در این مقاومت به طور معجزهآسایی نجات یافت. ولی هشت پلیس به شدت مجروح و یک پلیس و دو زندانی (2)پاسبان در کلانتری ها به قتل رسیدند و هفت تن مجروح شدند که آنها هم
1300 در جلسه هیئت دولت تصویب /2/ به تدریج مردند . اما در تاریخ 24
شد که به سه نفر از آژان هایی که در سوم اسفندماه کشته شده بودند مقرری
ماهانه پرداخت شود. ( اسناد تاریخ معاصر، ش م 4786 ن).
کشته شدند.(3)در همه خیابانهای شهر تهران قزاقها به گشتزنی و پاسداری مشغول بودند، در جلو عمارت قزاق خانه نیز یک توپ شنیدر صحرائی گذاشته و مسلسلها هم در برجهای اطراف میدان مشق دیده میشد. (4)
در پی کودتای نظامیان، امروز، بازارهای تهران تعطیل و شهر کاملا آرام بود. (5)
قزاقهای کودتاچی مسئولیت حفاظت از کنسولگریها را به عهده گرفتند تا مطابق معمول و مرسوم کسی در این مکانها متوسل به «بست»(6)
و مصون از تعرض و عمل پناه بردن به آنها . معمولاً افراد مجرم یا مغضوب
یا مظلوم (برای احقاق حقشان ) به آن مکان ها پناه می بردند ( دانشنامه جهان
.(399 – اسلام، ج 3، ص 395.
نگردد. (7)1) سرگرد زو دومین گروهی بود که به « بیرلینگ » یا « لئوپولد بیورلینگ » درخواست سرهنگ وستداهل رئیس کل نظمیه وارد تهران شد و در بدو ورود به جای که با وستداهل درگیری پیدا کرد ه و به سوئد بازگشته « ارفاس » بود به ریاست دایره پلیس یونیفرمه منصوب گردید »در مسافرتی که سرهنگ وستداهل در 11 آوریل 1916 جهت گذراندن مرخصی خود به
2) البته در منابع دیگر آمار های متفاوتی آمده است از جمله این که : دو
3) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 ، سری.96 – ص 94 ،E 8.
4) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ص 86
5) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 ، ص 53
6) بست و بست نشینی: پناه بردن به مکان هایی معین، محترم و غالباً مقدس
7) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 ، سری 96 – ص 94 ،E.
صبح امروز مسعود خان کیهان و بیان خان (برادرزن منوچهر خان سپانلو) به دیدار «هوپنو» کاردار سفارت فرانسه رفتند. طی این ملاقات آنها از طرف رضا خان به هوپنو اطمینان دادند، فرانسویان مورد رعایت و احترام قرار خواهند گرفت. آنان از کاردار فرانسه خواستند، از مراجعه ایرانیان به نمایندگی این کشور جلوگیری نماید. (1)
شم 19 و 20 ، س 1380 ، ص 70.
ماژور «کاظم خان سیاح» (2)
تحصیل در قسمت نظام وارد می شود و به خلاف نظر پدرش که اصرار
می کرد در پزشکی تحصیل کند، نظامی شد وی بعدها جزو کمیته آهن شد .
بود. وی از افسران محوری کودتای « اسمایس » کاظم خان آجودان سابق کلنل
سوم اسفند 1299 و از جمله هم قسم شدگان با رضا خان میرپنج بود و پس
از کودتا حکومت نظامی تهران بر عهده او بود . مدتی نیز ریاست ستاد
مشترک را عهده دار گردید . می توان گفت که ستاره اقبال او با سقوط کابینه
سید ضیاء افول کرد، به طوری که، به همراه سید ضیاء معزول از ایران خارج
شد و در بر لین به همکاری با افرادی نظیر پورداوود و جمالزاده پرداخت .
بعدها سرپرستی هنرستان صنعتی اصفهان را (در سال های پیش از شهریور
1320 ) به عهده داشت . در سال 1315 به جرم انتقاد از دیکتاتوری رضا خان
زندانی شد . در کابینه محمد علی فروغی بعد از شهریور 1320 رئیس اداره
وزیر بازرگانی و پیشه و هنر او را به تهران « هژیر » صنایع اصفهان بود که
فراخواند و او را به ریاست کار خانه گلیسیرین و صابون منصوب کرد . وی
پس از شهریور 1320 ، مجداً به همکاری با سید ضیاء در حزب اراده ملی
روی آورد . سرانجام سیاح در سال 1349 ش درگذشت . ( تاریخ بیست ساله،
، ج 1، ص 189 و 203 ؛ یادها و یادبودها، ص الف و ب ؛ مجله بدیع، ش م 4
س 1328 ، ص 13 ؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ج 1، ص 83 ؛ روزنامه
.( خاطرات عی نالسلطنه، ج 8، ص 5989 ؛ توفان در ایران، ص 850
.
به عنوان حاکم نظامی تهران معرفی شد. کاظم خان سیاح که یکی از عوامل اصلی کودتا به شمار میرفت از دو روز قبل برای آخرین بررسی نقشه و اجرای عملیات کودتا در تهران بهسر میبرد.(3)امروز نایب کریم آقا (کریم بوذرجمهری) به ریاست زندان(4)
مجیدیه (نزدیک قصر قاجار )، شریف آباد قزوین، عشرت آباد، مبارک آباد
(نزدیک سلطنت آباد ) و باغ سپهسالار بیرون دروازه شمیران و فرمانیه،
دزاشیب شمیران و کاشان و قم وجود د اشتند که زندانیان در آن مکان ها
.( زندانی و تبعید شدند. ( تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 236 239.
قزاق خانه منصوب شد. (5)صبح امروز «نرمن» وزیرمختار انگلیس با احمد شاه ملاقات نمود و به او توصیه کرد با رهبران کودتا رابطه برقرار کند و به تقاضاهای آنان پاسخ مثبت دهد درحالیکه احمد شاه بسیار ترسیده بود، «نرمن» در مورد سلامت شخصیاش به او اطمینان داد. (6)
امروز عدهای از فرانسویان به سفارت فرانسه رفتند تا اخبار لازم را بدست آورند.
کاردار سفارت فرانسه نیز با اتومبیل به مناطق مختلف تهران رفت تا دیگر هموطنان خود را آگاه کند که در امان هستند و نگرانی آنان را برطرف نماید. (7)
در پی قطع خطوط تلگراف در کشور، بامداد امروز نیز سیم تلگراف شیراز- تهران قطع شد. هرکس این پیشآمد را به نوعی تعبیر میکرد. (8)
از آنجا که ارتباط تلگرافی خط قم و ساوه و عراق (اراک) هنوز قطع نشده بود.
اخبار مختلفی از مرکز بدان نواحی ارسال میشد، از جمله به قم خبر داده شده بود که قزاقها بلشویک شده تهران را گرفته و غارت کردهاند، مردم قم از این خبر وحشتزده شده و اجناس مغازهها و دکاکین را به خانههای خود برده و پنهان کردند و تعدادی از مردم نیز در صحن حضرت معصومه (علیها السلام) اجتماع نمودند. (9)
«ساعد الوزاره» کنسول ایران در بادکوبه، که چهار ماه پیش به تفلیس رفته بود، شش روز پیش به ایران بازگشت.
در اثر اقدامات و فعالیتهای وی در خصوص بازگرداندن ایرانیانی که به علت جنگ روسیه و گرجستان در قفقاز دچار مشکل شده بودند، امروز یک کشتی حامل یکصد و پنجاه نفر از اتباع ایران وارد آستارا شدند.
اخبار حاکی از آن بود که بقیه اتباع ایرانی نیز به زودی به ایران بازخواهند گشت. (10)
[تصویر] سرجوخه رضا خان در کنار وزیرمختار سفارت هلند در تهران
1) اسناد وزارت خارجه فرانسه مجلد 17 ، ص 51 و تاریخ معاصر ایران،
2) کلنل کاظم خان سیاح ، در سال 1274 متولد شد . در شانزده سالگی برای
3) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17 سری ص 94 96 ،E.
4) علاوه بر زندان قزاق خانه، زندان های شهربانی، باغ سردار اعتماد، باغ
5) همان، ج 1، ص 237
6) خاطرات و سفرنامه، ص 211 -210.
7) میوه های دار، ج 2، ص
8) خاطرات و تالمات مصدق، ص 126.
9) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص
10) . روزنامه ایران، ص 3/12/ 1299 .
[تصویر] عکس هوایی از قزوین، در زمان کودتا
اعلانی با عنوان «حکم میکنم» (1)
آمده است که صدور این اعلان در دو روز متوالی و دوبار به « حکم می کنم
طور جداگانه بوده است که یکی مربوط به سوم اسفند و دیگری مربوط به
معرفی شده « شرح زندگانی من » چهارم اسفند می باشد. منبع این مطلب کتاب
است. ولی چنین مطلبی در آن منبع وجود ندارد ضمن آن که در جلد 3
صفحه 214 به اشتباه تاریخ این اعلان 14 جمادی الثانی « شرح زندگانی من »
1339 آورده شده است. (م).
از سوی رضا خان بر دیوارهای شهر تهران نصب شد. متن اعلان به شرح ذیل بود:«ماده اول- تمام اهالی شهر طهران باید ساکت و مطیع احکام نظامی باشند.
ماده دوم- حکومتنظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعد از ظهر غیر از افراد نظامی و پلیس مأمور انتظامات شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.
ماده سوم- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.
ماده چهارم- تمام روزنامجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه که بعد داده خواهد شد، باید منتشر شوند.
ماده پنجم- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گردهم باشند با قوه قهریه متفرق خواهند شد.
ماده هفتم- تا زمان تشکیل دولت تمام ادارات و دوایر دولتی غیر از اداره ارزاق تعطیل خواهد بود. پست خانه، تلفون خانه و تلگراف خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.
ماده هشتم- کسانی که در اطاعت از مواد فوق خودداری نمایند به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازاتها خواهند رسید.
ماده نهم- کاظم خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و مأمور اجرای مواد فوق خواهد بود.
رئیس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا رضا» (2)
به مناسبت درگذشت «سید محمد طباطبایی»، از رهبران معروف نهضت مشروطیت، بعد از ظهر دیروز و امروز (3)
صورتیکه، از حکومت نظامی مجوز اخذ می شد، برگزاری اجتماعات میسر
بود. سید محمد طباطبائی در تاریخ 18 دیماه همان سال فوت کرده بود و به
نظر می رسد مجلس ترحیم مذکور، از جمله مجالس بزرگداشت چهلم ایشان
بوده است. (م).
از طرف وزارت عدلیه، مجلس ترحیمی در مسجد ناصری تهران برگزار شد. (4)گزارشهای رسیده از استرآباد حاکی از آن بود که اشرار ترکمن هنوز دست از جنگ نکشیده و گاهی به ژاندارمها حمله میکردند ولی نیروهای ژاندارمری موفق شده بودند، این حملات را دفع کنند(5)
از طرف بانک شاهنشاهی اصفهان، مبلغی پول نقد و بعضی اشیاء دیگر به شیراز و بوشهر حمل گردید. (6)
به خاطر اوضاع نامطلوب امور مالیه در زنجان، کارکنان حوزه حکومت و اداره نظمیه به علت دریافت نکردن حقوق شش ماه گذشته خود، دچار عسرت و تنگدستی شده بودند.(7)
شوکت الملک که مدتی در سیستان حضور داشت پس از حل مسائل سرحدی ایران و افغانستان و رسیدگی به امورات
1) در کتاب رضاشاه اثر رضا نیازمند ، در صفحه 468 درباره صدور
2) اسناد ملی ایران، شم ت 293001477.
3) با وجود اینکه برگزاری اجتماعات ممنوع اعلام شده بود ولی در
4) روزنامه ایران، 1299 ، 3 /12/ 1299 ص1.
5) همان.
6) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 1299 ، اسناد وزارت /12/ 28 خارجه، س 1339ق، ک 46 ، پ 5، ص 41.
7) همان
معوقه آن منطقه امروز با اتومبیل عازم بیرجند گردید.(1)
تهران نخستین شب پس از کودتا را در آرامش نسبی گذراند. گشتی هایی مرکب از قزاقها و پاسبانهای نظمیه در تمام طول شب مشغول حراست و حفاظت از شهر بودند و فقط گهگاه صدای شلیک گلوله به گوش میرسید. (2)
امروز بعد از ظهر، احمد شاه (1)
سرانجام طومار پادشاهی احمد شاه در جلسه تاریخی آبانماه 1304 ش، در مجلس شورای ملی با تصویب خلع قاجاریه از سلطنت و سپردن حکومت موقتی به رضا خان پیچیده شد. به هنگام تشکیل مجلس مؤسسان (1304 ش)، احمد شاه به صدور یک اعلامیه بسنده کرد و مخالفت جدی با حکومت جدید ننمود. آخرین شاه قاجار سرانجام در رمضان 1348 ق. در فرانسه به دلیل بیماری کلیه درگذشت و جنازهاش طبق وصیت او، در کربلا دفن شد.
(زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 1، ص 85 و 88).
، سید ضیاء الدین طباطبایی (2)سید ضیاء الدین قرار بود در سال 1330 ش، به جای دکتر مصدق، نخستوزیر ایران شود که این امر به وقوع نپیوست. سید ضیاء الدین سرانجام در هشتم شهریور 1348 در تهران درگذشت. (زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 247- 258؛ شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 122- 128؛
) Norman to Curzon, Fo 371/ 6401/ 2605 (.
را به قصر فرحآباد احضار کرد و طی فرمانی (3)او را به سمت ریاست وزرا منصوب کرد(4)[تصویر] احمد شاه و محمد حسن میرزا ولیعهد
امروز اعلانی حاوی توصیه هایی به تراکمه و تمجید از شورای حکومتی ترکستان و مطالبی علیه دولت انگلستان در میان تراکمه (5)گنبد قابوس منتشر گردیده بود. (6)وزارت امور خارجه پس از اطلاع از انتشار چنین اعلانی در تلگرافی به کارگزاری استرآباد، درخواست نمود به حکومت گنبد قابوس متذکر شوند از این قبیل تبلیغات جلوگیری به عمل آید. (7)
سلطان محمد خان نائینی (8)
نائینی مقالاتی برای روزنامه رعد که مدیریت آن با سید ضیاء الدین طباطبایی بود، ترجمه میکرد و این امر سبب شد که بین او و سید ضیاء الدین دوستی پایداری به وجود آید و با نفوذ سیاسی سید ضیاء الدین، معاون اداره مالیاتهای مستقیم شد. عامری بعد از کودتای 1299 ش، از همدستان سید ضیاء الدین طباطبایی بود و در موقع ریاست وزرایی او ریاست دفتر نخستوزیر را عهدهدار بود. بعدها عامری از طرف اهالی نائین به نمایندگی مجلس چهارم انتخاب گردید ولی پس از ردّ اعتبارنامهاش در مجلس در وزارت دارائی عهدهدار ریاست کل مالیه و کفالت وزارت دارائی گردید.
عامری در انتخابات مجلس مؤسسان از نائین انتخاب گردید و به خلع قاجاریه رأی داد. وی در انتخابات مجلس ششم از نائین به وکالت مجلس انتخاب گردید. عامری بعد از تبعید سید ضیاء بار دیگر به وزارت مالیه برگشت و به هنگام مأموریت دکتر میلسپو در کنار او به کار پرداخت و در سال 1305 ش، به سمت معاونت وزارت مالیه منصوب شد. در سال 1307 ش، مسافرتی به اروپا کرد و چندی را در آنجا گذراند. وی در سال 1310 ش، رئیس حسابداری سازمان ایجاد راهآهن شمال و سپس در سال 1312 ش، معاون وزارت راه شد. در سال 1314 ش، به مقام استانداری آذربایجان غربی رسید اما یک سال بعد به اتهام اختلاس بازداشت، محاکمه و زندانی شد. بعد از شهریور 1320 ش، از وی اعاده حیثیت شد و چند شماره روزنامه به نام «صور» در تهران منتشر کرد و در شرکت سهامی فرش مشغول به کار شد. وی در اوایل فروردین 1352 درگذشت. (مجله یغما، شم 296، ص 125؛ چهره مطبوعات معاصر، ص 160؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 216 و 217 و 228؛ انساب خاندانهای مردم نائین، ص 112- 113؛ نقش فراماسونها در رویدادهای تاریخی و اجتماعی ایران، ج 2، ص 286 و 283 و 245 و 273).
نماینده مردم نائین در مجلس شورای ملی، به ریاست کابینه ریاست وزرا منصوب شد. (9)امروز در شهر تهران حکومتنظامی اعلام شد. براساس مقررات حکومتنظامی، عبور و مرور در خیابانها پس از ساعت هفت شب و اجتماع بیش از سه تن در معابر ممنوع اعلام شد. (10)
به دنبال وقایع کودتا در روز گذشته، بازار تهران امروز صبح باز شد. اما در پیگیری لفظی بین یک قزاق و یک درشکهچی و جانبداری مردم از درشکهچی و دخالت قزاقها، بازار مجددا تعطیل شد. (11)
«لنسلات الیفانت»)Lancelot Oliphant( کودتای سوم اسفند را کودتایی حیرتانگیز خواند و گفت: «امکان ندارد این تعداد زیاد افراد نظامی در تهران یا از نزدیکی قزوین گذشته باشند و «آیرونساید» از حضور آنها بیاطلاع مانده باشد.»(12)
نایب کریم آقا بوذرجمهری که روز گذشته به ریاست زندان قزاق خانه منصوب شده بود، امروز به درجه سلطانی (سروانی)
1) احمد شاه فرزند محمد علی شاه قاجار در سال 1278 ش (27 شعبان 1314 ق) متولد شد. وقتی محمد علی شاه در سال 1288 ش، همزمان با ورود مشروطهخواهان به تهران، از سلطنت خلع شد، احمد شاه در همان سال به تخت سلطنت جلوس کرد. او که به چشم خود عاقبت کار پدر مستبد خود را دیده بود هرگز علاقه نداشت که با اتخاذ روش دیکتاتوری و استبداد به همان سرانجام دچار گردد. ازاینرو، در سال 1329 ق، هنگامی که پدرش محمد علی شاه مخلوع، برای کسب مجدد سلطنت و حکومت به ایران آمد، هیچ اقدامی در جهت کمک به پدر نکرد، تا اینکه، دولت مشروطه موفق به سرکوب محمد علی شاه شد عقد قرارداد ننگین 1919 وثوق الدوله با انگلستان، در هنگام سلطنت کوتاهمدت او به وقوع پیوست. پس از اعلام مفاد قرارداد 1919 وثوق الدوله، احمد شاه در کنار ملیون و آزادیخواهان ایران قرار گرفت و مخالفت صریح خود را با این قرارداد اعلام کرد. احمد شاه معمولا عناصر انگلیسی را از دربار خود دور میکرد و در عوض از سوسیالیست هایی نظیر «سلیمان میرزا اسکندری» حمایت میکرد. دولت انگلستان که تمایل به استقرار یک حکومت مرکزی مقتدر در ایران داشته سرانجام با حمایت از رضا خان مقدمات یک کودتای نظامی را در ایران فراهم نمود که این کودتا در سوم اسفند 1299 ش، به وقوع پیوست. پس از کودتا رضا خان با یکپارچه کردن قوای نظامی ایران موفق شد به صورت یک فرمانده محبوب نظامی متجلی گردد. و سرانجام توانست در مهرماه 1302 ش، حکم نخستوزیری را از احمد شاه بگیرد. در مدت نخستوزیری سردار سپه، کشمکشهای نهانی بر سر قدرت بین او و احمد شاه جریان داشت. رضا خان ابتدا جمهوری شدن ایران را مطرح کرد. احمد شاه قاجار خود میگفت که میخواهد طبق قانون اساسی ایران عمل کند و کاری خلاف قانون انجام ندهد. اما واقعیت این بود که حتی در سمت پادشاه مشروطه، قدری ضعیف و ترسو بود. در مقابل فشارهای سردار سپه، سه بار به اروپا رفت و هربار مدتی در اروپا اقامت نمود.
2) سید ضیاء الدین طباطبایی فرزند سید علی آقا یزدی در سال 1270 ش، در شیراز متولد شد. تحصیلات اولیه را در تبریز به اتمام رساند، سپس به تهران آمد و در سال 1324 ق، به شیراز بازگشت و در آنجا روزنامه ندای اسلام را منتشر کرد. پس از آن سید ضیاء به تهران آمد و به محفل مشروطهخواهان پیوست. او پس از فتح تهران به وسیله مشروطهخواهان، روزنامه شرق را منتشر کرد. بعد از توقیف این روزنامه به دلیل شکایت وکلای مجلس به خاطر مقالات انتقادی، سید ضیاء مدتی به اروپا سفر کرد و بعد از بازگشت از اروپا روزنامه برق را منتشر کرد. وقتی این روزنامه هم توقیف شد روزنامه رعد را منتشر کرد. سید ضیاء در عقد قرارداد ننگین 1919 م، وثوق الدوله با انگلستان به شدت از این قرارداد دفاع کرد و از این بابت پول خوبی به جیب زد. آهستهآهسته سیاست انگلستان او را به صحنه سیاست وارد کرد. در جریان کودتای 1299 ش، سید ضیاء که از سوی انگلیسیها برای دولت پس از کودتا در نظر گرفته شده بود همراه با رضا خان به قزوین و سپس به تهران وارد شدند. سید ضیاء پس از کودتا کابینه خود را تشکیل داد ولی کابینه او علیرغم تلاشها و کوششهای دولت انگلستان بالاخره پس از حدود نود روز ساقط شد و خود سید ضیاء نیز به خارج ایران تبعید شد. سید ضیاء در مهرماه 1322 ش، به ایران بازگشت و به عنوان نماینده مردم یزد در دوره چهاردهم، وارد مجلس شورای ملی شد. در فروردین سال 1325 توسط دولت قوام بازداشت شد و نزدیک به یک سال در زندان بود.
3) (3). دستخط احمد شاه که از قصر فرحآباد صادر شده بود به تمام ایالات و ولایات مخابره شد: «حکام ایالات و ولایات در نتیجه غفلتکاری و لاقیدی زمامداران دورههای گذشته که بیتکلیفی عمومی و تزلزل امنیت و آسایش را در مملکت فراهم نموده ما و تمام اهالی را از فقدان هیئت دولت ثابتی متأثر ساخته بود، مصمم شدیم که به تعیین شخص لایق خدمتگزاری که موجبات سعادت مملکت را فراهم نماید به بحرانهای متوالی خاتمه بدهیم بنابراین به اقتضای استعداد و لیاقتی که در جناب سید ضیاء الدین سراغ داشتیم. اعتماد خاطر خود را متوجه معزی الیه دیده ایشان را به مقام ریاست وزرا انتخاب و اختیارات تامه برای انجام وظایف خدمت ریاست وزرا به معزیالیه مرحمت فرمودیم» (روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 1).
4) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 1.
5) ترکمنها عمدتا از سه طایفه بزرگ «گوکلان»)GuKlan( ، «یموت»)Yamut( و «تکّه»)TaKKeh( تشکیل میشوند. «یموتها» در بخش شمالی گنبد کاووس، در حاشیه رود اترک استقرار دارند و زندگی آنها براساس دامداری قرار دارد. ترکمنها دامدار هستند و زندگی نیمهکوچنشین داشته و واحدهای مسکونی آنها از «آلاچیق» یا چادر یا به گویش محلی «ای» تشکیل میشود. یموتها به دو شعبه «آقا آتابای» شامل: آق و آتابای و «شریف جعفربای» شامل «یارعلی» و «نورعلی» تقسیم میشوند. امروز جعفر بای و آقآتابای به طایفههای مستقلی مبدل گردیدهاند. جعفر بایهای در بخش گمیشان در کنار دریای خزر زندگی میکنند، آتابایها، در «آققلعه» «پهلوی دژ سابق» و آقآتابایها در حوالی گنبد کاووس به سرمیبرند. آق آتابایها ناحیه چندان بزرگی را در اختیار ندارند ولی از قدیمیترین گروه یموتها بوده و از لحاظ سیاسی بر گروههای دیگر برتری داشتهاند.(مجموعه مقالات مردمشناسی، ص 61؛ زمینه جامعهشناسی عشایر ایران، ص 93 و 95).
6) تلگراف کارگزاری استرآباد به وزارت امور خارجه، 20/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 3، ص 22.
7) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری استرآباد، 23/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 3، ص 22.
8) سلطان محمد خان نائینی عامری فرزند میرزا نصر اللّه خان اسد السلطنه در سال 1271 ش متولد شد. وی از کالج آمریکایی تهران موفق به اخذ دیپلم گردید و سپس در سال 1292 ش، به عنوان آموزگار وارد خدمات دولتی شد.
9) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 3.
10) میوههای دار، ج 2، ص 933.
11) (11). میوههای دار، ج 2، ص 933 و زمینهچینیهای انگلیس برای کودتا، ص 138.
12) Memorahdum Prepared by Lancelot Oliphant for Curzon. 22, February 1921
ارتقاء یافت. (1)
[تصویر] کریم بوذرجمهری
[تصویر] محمد درگاهی
امروز نظامیان کودتاچی برای دستگیری امامجمعه خویی به خانهاش یورش بردند ولی او موفق شد بگریزد و در حرم حضرت عبد العظیم بست بنشیند. (2)
محمد درگاهی افسر ژاندارم که در قم اقامت داشت به عنوان حاکم نظامی قم منصوب شد. (3)
چهارشنبه 5 اسفند 1299/ 23 فوریه 1921/ 14 جمادی الثانی 1339
دو پسر (1)«امامجمعه خوبی» (2)
هنگامی که مجلس به فرمان محمد علی شاه در سال 1287 ش، تعطیل و منحل شد، امامجمعه خوئی و سایر رهبران مشروطهخواه به پارک امین الدوله پناه بردند ولی محسن خان امین الدوله که با شاه نیز نسبت داشت، مستبدین را خبر کرد و پناهندگان را به آنان تحویل داد.
پس از استبداد صغیر و خلع محمد علی شاه از سلطنت و جلوس احمد شاه با نیابت عضد الملک دستور انتخابات دوره دوم مجلس به طریقه دو مرحلهای آغاز شد. در این انتخابات اصل دوم متمم قانون اساسی به مرحله اجرا درآمد و پنج نفر از علمای طراز اول تعیین شدند که در مجلس میبایست قوانین خلاف شرع را اگر تصویب شد رد نمایند. حاج امامجمعه خویی نیز یکی از آن پنج نفر بود.
امامجمعه خوئی نیز از جمله کسانی بود که دستگیر شد ولی چون محافظهکار بود و قبلا نیز با شاه رابطه داشت، با عذرخواهی مرخص شد.
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان او مجددا به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شد و در دوره دوم و سوم مجلس نیز حضور داشت.
هنگام عقد قرارداد ننگین 1919 م، او یکی از انتقادکنندگان این قرارداد بود. او در سال 1304 ش، به نمایندگی از طرف مردم خوی وارد مجلس مؤسسان شد. در سال 1306 ش هنگامی که حاج آقا نور اللّه اصفهانی در مخالفت با قانون نظام اجباری خدمت سربازی به قم مهاجرت کرد و روحانیون سایر شهرها نیز به تأسی از او به قم رفتند، رضا شاه از امامجمعه خوئی خواست تا به او در خاموش کردن این شورش کمک نماید، ولی او نپذیرفت. در این مورد مخبر السلطنه رئیس الوزرای وقت میگوید: «در غوغای قم دعوتی کردم که در منزل من با حضور تیمورتاش صحبتی بشود و در اصلاح غائله قم شرکتی داشته باشند. امامجمعه تهران و ظهیر الاسلام آمدند، تیمورتاش هم حاضر شد، امامجمعه خوئی و میرزا سید محمد بهبهانی نیامدند.» امامجمعه خویی به تدریج بهعلت کهولت سن از سیاست کناره گرفت.
با وجودی که از سال 1310 ش، مجالس روضهخوانی محدود گردید ولی مجالس روضه امامجمعه خویی در محرم و صفر برگزار میگردید.
امامجمعه خویی عاقد دختران رضا شاه بود. در سال 1322 ش، قانونی از تصویب مجلس گذشت که براساس آن مقرراتی برای تربیت واعظان روشنفکر و روحانیون متجدد وضع شده بود و در بهمنماه همان سال، شورایی به نام «شورای علوم دینی» طی جلسهای با حضور «سهیلی» نخستوزیر وقت، به همین منظور تشکیل شد که امامجمعه خویی نیز عضو این شورا بود.
حاج امامجمعه خویی در شهریورماه 1324 ش، دار فانی را وداع گفت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. پس از مرگ او فرزندانش کتاب خانه شخصی او را به کتاب خانه مجلس شورای ملی هدیه کردند. (زندگینامه رجال و مشاهیر، ج 1، ص 256- 261؛ شرح حال رجال ایران، ج 4، ص 433؛ خاطرات و خطرات، ص 378؛ خاندانهای حکومتگر ایران، ص 507- 509).
، با مراجعه به سرکنسول فرانسه در تهران از او پرسیدند (3)چنانچه برخی از شخصیتهای ایرانی تمایل داشته باشند به کنسولگری فرانسه پناهنده شوند، آیا مورد موافقت قرار خواهد گرفت؟ که این موضوع از سوی کنسول فرانسه مورد پذیرش واقع نشد. (4)1) (1). امامجمعه خویی از دو ازدواج خود صاحب چند فرزند پسر به نامهای محمد امین (صدر الاسلام)، جواد، قوام الدین، اسد اللّه، نظام الدین، جمال، نور الدین و حسن و ... بود. به نظر میرسد آن دو پسر امامجمعه خوئی که به سفارت فرانسه مراجعه کرده بودند، محمد امین (صدر الاسلام) و جواد بودهاند. (م).
2) حاج میرزا یحیی امامجمعه خوئی فرزند حاج میرزا اسد اللّه امامجمعه در سال 1239 ش، در خوی متولد شد حاج میرزا یحیی امامجمعه خوئی از دنبلیهای خوی بود. و تحصیلاتش را در خوی و تبریز و نجف به پایان رسانید. امامجمعه خوئی در دوره اول مجلس شورای ملی در اثر نفوذ «حاج میرزا حسن آقا مجتهد» از طرف علماء آذربایجان به مجلس راه یافت.
3) امیل لوسوئور، در اینباره اظهار داشت: پسر امامجمعه امروز صبح از من میپرسید: «در اینجا به چه کار مشغولید؟ اصول حقوقی را که به ما درس میدهید، هرروز زیر پا گذاشته میشود! کسانی که از نهادهای دموکراتیک دفاع میکنند و شما آنان را خردمند مینامید، از شما درخواست پناهندگی میکنند و شما ایشان را بازپس میرانید. راستی سنتهای فرانسهای که به پهلوانی و جوانمردی شهرت دارد چه بر سرشان آمده است؟» ما در این لحظه در اینجا چهکار میکنیم؟ راستش خودم اولین کسی هستم که این سؤال را از خودم میکنم. (زمینه چینیهای انگلیس برای کودتا، ص 140).
4) میوههای دار، ص 934.
پنجشنبه 6 اسفند 1299/ 24 فوریه 1921/ 15 جمادی الثانی 1339
روزنامه «اومانیته» (1)(HUMANITE) چاپ پاریس در شماره امروز با انتشار مطلبی درباره کودتای سوم اسفند در ایران و نقش انگلستان در آن، منشأ این بحران را دولت انگلستان معرفی کرد که تلاش میکند به هرنحو از انعقاد عهدنامه مابین ایران و روسیه جلوگیری نماید. (2)این روزنامه در ادامه به این نکته اشاره کرد، دیویزیون قزاق که مجری کودتا بوده، از ماه نوامبر تحت کنترل و نظارت انگلستان قرار داشته است.
اومانیته درباره سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزرای جدید ایران نیز نوشت: او یک روزنامهنگار است که سابقا از عمّال حکومت پاریس بوده (3)و اخیرا هم از طرف دولت انگلستان مقرّری دریافت میکرده است.(4)
کاردار فرانسه در تهران با یکی از افسرانی (5)که از عوامل اصلی کودتای سوم اسفند به شمار میرفت و در مدرسه «سن سیر» فرانسه تحصیل کرده بود، ملاقات کرد.(6)
پس از اعلام ریاستوزرایی سید ضیاء الدین طباطبایی از سوی احمد شاه به حکام ایالات و ولایات، «مصدق السلطنه» (7)
پس از صدور فرمان مشروطیت و تنظیم نظامنامه مجلس و انتخابات در تمام شهرهای ایران موجب گردید مصدق خود را کاندیدای طبقه اعیان اصفهان نماید و پس از انتخابات، نماینده طبقه اعیان و مالکین اصفهان در مجلس شورای ملی گردید. ولی به علت نرسیدن به سن قانونی اعتبارنامه او رد شد.
در سال 1326 ق، برای ادامه تحصیلات عازم اروپا شد، در سال 1331 ق، پس از اخذ درجه دکترا، رساله تحصیلی خود را در زمینه وصیت در حقوق اسلام نوشت.
مصدق در سال 1332 ق، به ایران بازگشت و استاد مدرسه علوم سیاسی شد.
در سال 1294 ش، از طرف مجلس شورای ملی، برای مدت دو سال به عضویت کمیسیون تطبیق حوالجات، انتخاب گردید.
مصدق السلطنه سرانجام به معاونت وزارت مالیه و ریاست کل حسابداری آن وزارت خانه منصوب شد و پس از چندی، فرمانفرما دائی او به عنوان رئیس الوزراء منصوب شد و در کابینه خود پست وزارت مالیه را به مصدق السلطنه پیشنهاد کرد ولی او از قبول آن سخت اعراض نمود. هنگامی که قوام در دیماه 1300 ساقط گردید و مشیر الدوله رئیس الوزراء شد. مصدق السلطنه والی آذربایجان شد و در سال 1302 وزیر امور خارجه گردید. در دوره پنجم مجلس شورای ملی از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد.
وی در دوره ششم نیز وکیل شد و پس از آن از سیاست کنارهگیری کرد. بعد از تبعید رضا شاه در انتخابات دوره چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم وکیل مجلس شد و در ماجرای ملی شدن صنعت نفت نخستوزیر ایران بود در اثر اختلافات پدید آمده بین نیروهای مذهبی و ملی زمینه برای کودتای انگلیس و آمریکا و عمّال وابسته آنها در ایران فراهم شد و سرانجام در 28 مرداد 1332 در اثر کودتای نظامی، دولت وی ساقط شد و سرلشکر زاهدی در مقام نخستوزیری قرار گرفت و محمد رضا پهلوی که به خارج گریخته بود به ایران بازگشت و مصدق توقیف و به محاکمه کشیده شد و دادگاه نظامی او را به سه سال حبس محکوم نمود. پس از تحمل زندان به احمد آباد، ملک شخصی خود تبعید شد و سرانجام در روز 14 اسفندماه 1345 بدرود حیات گفت. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 221- 230).
والی فارس در طی تلگرافی به احمد شاه اظهار داشت(8)«دستخط جهانمطاع تلگرافی به وسیله تلگراف خانه مرکزی زیارت شد. در مقام دولتخواهی آنچه میداند به عرض خاک پای مبارک میرساند که این تلگراف اگر در فارس انتشار یابد باعث بسی اغتشاش و انقلاب خواهد شد و اصلاح آن مشکل خواهد بود. چاکر نخواست در دولتخواهی موجب این انقلاب شود و تاکنون آن را مکتوم داشته، هرگاه تلگراف مزبور برحسب امر ملوکانه و انتشارش لازم است امر جهانمطاع مبارک صادر شود که تلگراف خانه انتشار دهد» (خاطرات و تألمات مصدق، ص 126).
چنانچه این خبر در ایالت فارس منتشر شود، سبب بروز اغتشاش و شورش هایی خواهد شد که کنترل آن آسان نخواهد بود. (9)مولیتر رئیس کل گمرکات کشور صادرات اسلحه و ملحقات آن، اشیاء عتیقه و تاریخی (جز با کسب اجازه مخصوص از وزارت علوم) و مسکوکات و اشیاء طلا و نقره را مطلقا ممنوع اعلام کرد. ولی هرنفر مسافر میتوانست با اجازه اداره گمرک در تهران یا در سرحدات، با خود یک طپانچه و یکصد عدد فشنگ حمل نماید.(10)
«میرزا یانس» (11)
میرزا یانس بعد از کودتای 1299 ش، از جمله رجالی بود که به زندان افتاد.میرزا یانس در ادوار سوم، چهارم، هفتم، هشتم و نهم نیز، نماینده ارامنه جنوب در مجلس شورای ملی بود. وی در دوره دهم نیز به نمایندگی ارامنه برگزیده شد اما روز قبل از افتتاح مجلس شورای ملی در خرداد 1304 ش، درگذشت. (م).
رئیس هیئت ارامنه تهران در جریان کودتا دستگیر و در اداره قزاق خانه توقیف بود ازاینرو هیئت ارامنه تهران در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی خواستار آزادی میرزا یانس شدند. (12)[تصویر] مصدق السلطنه والی فارس
1) روزنامه اومانیته ارگان حزب سوسیالیست فرانسه بود. (م).
2) البته این ادعای روزنامه اومانیته است و هدف کودتا جلوگیری از انعقاد این عهدنامه نبود. (م).
3) این نکته که سید ضیا عامل حکومت پاریس [فرانسه] بوده، ادعای روزنامه اومانیته است و در منابع دیگر به آن اشاره نشده است. (م).
4) روزنامه اومانیته، 24 فوریه 1921.
5) منظور مسعود خان کیهان بوده است. (م).
6) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، سریE ، ص 76 و 77.
7) دکتر محمد مصدق ملقب به مصدق السلطنه در اردیبهشت 1261 ش، در تهران متولد شد. پدرش میرزا هدایت اللّه وزیر دفتر از رجال دوره ناصر الدین شاه بود. وی در سال 1314 ق، مستوفی اول و رئیس استیفای خراسان شد.
8) متن تلگراف دکتر مصدق به احمد شاه درباره رئیس الوزرایی سید ضیاء الدین طباطبایی به شرح ذیل بود:
9) خاطرات و تألمات مصدق، ص 126.
10) اعلان رئیس کل گمرکات کشور، 6/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 31، پ 41، ص 2.
11) یوسف میرزا یانس در سال 1247 ش، در همدان متولد شد و تحصیلات مقدماتی خود را در دبیرستان آمریکایی اصفهان گذراند وی در دوره دوم مجلس شورای ملی به عنوان نماینده ارامنه جنوب به وکالت برگزیده شد.
12) مراسله هیئت نمایندگان ارامنه تهران به رئیس الوزراء، 6/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4277- ن.
امروز مدیر الملک(1)
ابتدا او در تبریز کار خود را نزد دکتر کوپن، داروساز فرانسوی و طبیب ولیعهد آغاز کرد. پس از آنکه زبان فرانسه آموخت به تهران آمد و در سفارت فرانسه، منشی و مترجم شد. در سال 1288 ش، در اداره گمرک تهران نیز به کار ترجمه مشغول شد و در سال 1298 ش، رئیس انبار غله دولتی شد. پیش از کودتای 1299 ش، از همکاران سید ضیاء الدین، در کمیته زرگنده (آهن) بود.
در شهریور 1299 ش، حسن پیرنیا او را خزانهدار کل کرد و سپس به مقام وزارت خارجه رسید. در کابینه سید ضیاء نخست به وزارت خارجه و پس از یک ماه به وزارت مالیه منصوب شد. مناصب جم در عصر پهلوی به شرح ذیل بود. والی کرمان، دو بار والی خراسان؛ وزیر داخله در شهریور 1312؛ نخستوزیر از آذر 1314 تا آبان 1318؛ وزیر دربار تا مهر 1320؛ سپس سفیرکبیر ایران در مصر و بار دیگر وزیر دربار در 1326 و نیز مدتی سفیر ایران در ایتالیا بود. در سال 1335 ش، در دوره سوم و همچنین دوره چهارم مجلس سنا از طرف مردم کرمان به مجلس راه یافت و تا پایان عمر به این سمت باقی بود. محمود جم در سال 1348 ش، درگذشت.
(شرح زندگانی من، ج 3، ص 225، شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 5- 283 وBullard to Halifax ,7 February 1940 ,Fo 416 /76 (.
در مراسلهای به سید ضیاء به توقیف و زندانی شدن علاء السلطان نماینده خزانه قزاق خانه به خاطر رسیدگی به محاسباتش اشاره کرده و خواستار آزادی فوری علاء السلطان از زندان شد. مدیر الملک با بیان اینکه رسیدگی به حساب با حبس مأمور دولت منافات دارد وعده داد پس از سه روز از آزادی علاء السلطان محاسبات دوره تصدی وی و دفاعیات مشار الیه تهیه و ارائه خواهد شد. (2)جمعه 7 اسفند 1299/ 25 فوریه 1921/ 16 جمادی الثانی 1339
سید ضیاء الدین طباطبایی از «نرمن» (1)
.) See: Professional Diplomat (
(وزیرمختار انگلیس) خواست، برای احتراز از مخالفت شوروی ماهیت دولت وی مبنی بر طرفداری از دولت انگلیس تا حدامکان مخفی بماند.(2)پیش از اعلام الغای قرارداد 1919 به وسیله سید ضیاء، نرمن به کرزن وزیر خارجه انگلیس، اطمینان داد که الغای قرارداد واجد معنا نخواهد بود زیرا سید ضیاء محتوای قرارداد را از طریق افسران و مستشاران مالی انگلستان به اجرا خواهد گذاشت و قزاق خانه را با افسران انگلیسی تجدید سازمان خواهد داد. (3)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در ایران به «کرزن» (4)
محافظهکاران از دولت بیرون مانده و کامیابیهای وی به فراموشی سپرده شده بود. حتی لقب وارل که معمولا به نایب السلطنههای کنار رفته اعطا میشد به او داده نشد. در دوره افول سیاسی که در پیآمد، او به عنوان رئیس عالی و روشنفکر دانشگاه آکسفورد و چند سمت مهم دیگر برگزیده شد. اما کنارهگیری موقتی او از سیاست، با مرگ همسر وفادار او، «مری»، همزمان شد. جاهطلبیهای سیاسی او آرام گرفته اما هرگز خاموش نشده بود و امیدهای او بار دیگر در سال 1911 جوانه زد. در همان سال، پس از تاجگذاری «جرج پنجم» کرزن القاب وارل، ویسکونتی «اسکار زدیل» و «بارونی رادنزدیل» را دریافت کرد. او در تابستان 1915 به دولت ائتلافی «اچ. اچ. اسکیث»)H .H .Aschuith( پیوست، و هنگامی که لوید جرج بر سر کار آمد، او به عنوان لرد به ریاست مجلس اعیان رسید. از آن پس، کرزن یکی از اعضای هیئت دولت بود که به سیاستها و امور جنگ جهانی اول پرداخت.
در دولت پس از جنگ که توسط لوید جرج تشکیل شد، به عنوان وزیر خارجه برگزیده شد، و این مقامی بود که از هرحیث شایسته آن بود. اما یک بار دیگر مورد خشم رئیس خود قرار گرفت و کنار گذاشته شد، و سیاستهای دقیق طرحریزی شده او نقشبرآب شد. در این هنگام بود که استعفای او حمایت بیچونوچرای محافظهکاران را (که رهبر ائتلاف لیبرال، لوید جرج را حقیر میشمردند) به سوی او کشاند و او را به اوج رساند. به جای اینکه به وزارت چنگ بیندازد، گذاشت تا محافظهکاران دولت را در 1922 تحویل گیرند تا او تمام اختیارات وزارت را به دست آورد .. او تا سال 1923 با افتخار خدمت کرد، او در 1921 به لقب مارکی رسید و بیش از هرچیز امیدوار بود که پسری میداشت تا وارث عنوان او شود، اما در این جا نیز امید او نقشبرآب شد و در 9 مارس 1925 به خاطر وضعیت داخلی بدن زیر عمل جراحی رفت و کمتر از دو هفته طول نکشید که در اثر عوارض بعدی درگذشت. (آخرین سالهای زندگی لرد کرزن، مقدمه، ص ز- ی).
وزیر خارجه کشورش گزارش داد: سید ضیاء قصد دارد اداره امور دو دستگاه اصلی (مالیه و قشون) را به دست انگلیسیها بسپارد.نرمن معتقد بود این سیاست نیز در ن هایت میتواند بریتانیا را به بیشتر امتیاز هایی که انتظار داشت از قرارداد غیرعملی 1919 به دست آورد، برساند.
پس از آنکه سید ضیاء قرارداد 1919 را لغو کرد (5)
این قرارداد ایران را به یک کشور تحت الحمایه تبدیل میکرد و مهمترین وزارت خانههای کشور زیر نظر مستشاران انگلیسی درمیآمد. (ر. ک.
وثوق الدوله قرارداد ننگین 1919).
به نرمن پیشنهاد نمود مستشاران مالی و افسران نظامی انگلیسی را برای تجدید سازمان و کنترل مالیه و قشون استخدام کند. وی عنوان کرد هدفش از واگذاری دو تشکیلات مهم مالیه و قشون به انگلیسیها این است که خاک به چشمان بلشویکها و ناراضیان داخلی پاشانده شود سید ضیاء به نرمن اطلاع داد اجرای این سیاست، بیشتر امتیازات و منافعی را که بریتانیا انتظار دارد از یک قرارداد غیرعملی کسب کند، نصیب این کشور خواهد نمود.(6)نرمن وزیرمختار انگلیس پس از مذاکره با سید ضیاء الدین طباطبایی، گزارشی را درباره سیاست دولت جدید به کرزن وزیر خارجه انگلیس ارسال کرد. وی در این گزارش آورده است: سید ضیاء سیاست خود را بهطور محرمانه برای من چنین شرح داد: «کاستن از تعداد وزیران و سپردن کار وزارت خانهها به معاونین دائمی و لغو قرارداد ایران و انگلیس، زیرا در غیر این صورت دولت قادر نخواهد بود برنامههای خود را اجرا کند و در اعلامیهای که بدین منظور صادر خواهد شد، دولت خاطرنشان خواهد کرد که ضدیت با قرارداد مذکور نشانه دشمنی دولت ایران با انگلستان نیست بلکه به عکس دولت جدید ایران خواهد کوشید دوستی و حسن نیت انگلستان را نسبت به خود جلب نماید زیرا این حسن نیت برای بقا و رفاه ملت ایران ضرورت دارد. (7)
مسعود خان کیهان (8)
کیهان به شدت مورد اعتماد «اسمایس» بود و در برکناری استاروسلسکی وی نیز در کنار «اسمایس» و «آیرونساید» قرار داشت. ایجاد هماهنگی بین سید ضیاء و رضا خان عمدتا توسط وی انجام میگرفت وی یکی از فعالان کودتای سوم اسفند 1299 ش، بود. چون سپهدار خواست مبلغی را برای قزاقها به قزوین بفرستد به توصیه سید ضیاء، توسط ماژور مسعود خان فرستاد تا او نظارت آن را عهدهدار باشد. او در کابینه سید ضیاء وزیر جنگ بود، پس از کودتا مسعود خان به علت مداخلات سردار سپه در امور نظامی استعفا داد و سردار سپه جای او را در وزارت جنگ گرفت و او به عنوان مشاور در کابینه باقی ماند و در سال 1307 به قصد ادامه تحصیل در رشته تاریخ و جغرافیا از طرف دولت به اروپا رفت و پس از پایان تحصیل به ایران بازگشت و به تدریس پرداخت. پس از تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ش، کرسی جغرافیا به او داده شد و در سال 1325 ش، معاون دانشگاه تهران شد. مسعود کیهان در کابینه منصور به مدت سه ماه وزیر فرهنگ شد و مدتی را نیز نایب التولیه مدرسه عالی سپهسالار بود. سرانجام مسعود کیهان در سال 1345 ش، در تهران درگذشت. (وزرای معارف ایران، ص 167؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 171 و 172؛ خاطرات نخستین سپهبد ایران، ج 1، ص 556؛ خاطرات و خطرات ص 262، تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 162، 215، 222، 351، 352؛ حیات یحیی، ج 4، ص 151، و رک: جغرافیای ایران از دار الفنون تا انقلاب اسلامی).
از طرف سید ضیاء الدین طباطبایی به منظور تبادل نظر و مشورت با هوپنو کاردار سفارت فرانسه به محل سفارت فرانسه در تهران رفت. در این دیدار وی خواهان نظرات هوپنو)Henri Hoppenot( درباره تشکیل کابینه جدید و شرکت دادن شخصیتهای مورد علاقه دولت فرانسه در این کابینه بود. (9)میرزا علی اکبر خان دهخدا در مراسلهای به کاظم خان سیاح فرمانده حکومتنظامی تهران خواستار آزادی برادرش میرزا یحیی خان از زندان شد. (10)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 13 * تقاضای دهخدا برای آزادی برادرش .....
1) (1). «هرمن کامرون نرمن»)Herman Cameron Norman( 5591- 2781 م در مدرسه ایتن و کالج ترینیتی کمبریج تحصیل کرد؛ وی در سال 1894 به وزارت خارجه بریتانیا پیوست و در فاصله 1896 تا 1916 در مناصب مختلف در قاهره، قسطنطنیه، واشنگتن، سنپطرزبورگ، بوئنوسآیرس و توکیو خدمت کرد. با سمت وزیرمختار در سال 19- 1918، عضو هیئت نمایندگی بریتانیا در کنفرانس صلح پاریس شد. وی به شش زبان زنده دنیا تسلط داشت. نرمن در مه 1920 م، به تهران آمد و تا اکتبر 1921 وزیرمختار انگلستان در ایران بود. پس از بازگشت او به لندن کرزن از دیدنش امتناع کرد و وزیرمختاری بریتانیا در سانتیاگو را به او پیشنهاد نمود ولی نرمن عذر خواست و در سال 1924 م بازنشسته شد.
2) Norman to Curzon ,Fo 371 /6401 /2605
3) Norman to Curzom ,25 Februry 1921 .Fo 371 /6402 .
4) جرج ناتانیل کرزن)George Nathaniel Curzon( معروف به کرزن کلدستون، که به القابی چون مارکی، ویسکونت، بارون وارل ملقب شد. در 11 ژنویه 1859 در کلدلستون هال)Kedleston Hall( دربیشایر)Derbyshire( انگلستان به دنیا آمد و در تاریخ 20 مارس 1925 در لندن درگذشت. سیاستمدار بریتانیایی، نایب السلطنه هندوستان (1905- 1898)، وزیر خارجه (1924- 1919) که در طول خدمت خود در وزارت خارجه، نقش بزرگی در سیاستگذاری بریتانیا ایفا کرد جرج بزرگترین فرزند «بارون چهارم اسکارزدیل»)4 th Baron Scarsdale( ، کشیش «کلدستون» بود. کرزن در سال 1880 به ریاست «اتحادیه اکسفورد» انتخاب شد و در 1883 وارد کالج مذهبی «آل سولز»)All Souls College( شد. استعداد خاصی برای دوستیابی در جاهای حساس داشت و همین سبب رنجش هم دورهایهای او میشد. دو سال بعد، او حتی بارها در کاخ «هتفلید»)Hat field House( ، خانه اجدادی لرد سالیسبوری)Lord Salisbury( رهبر حزب محافظهکار در مجلس اعیان، غذا خورد تا در آنجا به تحقیق بپردازد و متن سخنرانی تهیه کند. پاداش او در ازای این کار، این بود که سالیسبوری سفارش کرزن را به محافظهکاران «ساوتپورت»)Southport( ، لانکاشایر)Lancashire( کرد و آنها پذیرفتند که او را به عنوان نامزد خود در انتخابات آتی برگزینند. کرسی او در حزب محفوظ بود، و در سال 1886 برای اولینبار نماینده مجلس شد. او بنا به تأیید سالیسبوری، وظایف پارلمانی خود را نادیده گرفت و آهنگ سفر به دور دنیا کرد و شیفته آسیا شد. حاصل این سفر و چند سفر دیگر، سه کتاب بود: «روسیه در آسیای مرکزی»)Russia in Contral Asia( )9881(، «ایران و قضیه ایران»)Persia and persian Question( )2981( که نامآورترین اثر او بود، و «مسائل خاور دور»)Problem of the Far East( )4981(. کرزن در 15 نوامبر 1891، اولین گام خود را در نردبان سیاست با قبول دعوت سالیسبوری برای مقام معاونت وزارت امور هندوستان در دولت محافظهکار برداشت. در سال 1898 اعلام شد که او به جای «لرد الگین»)Lord Elgin( به نیابت سلطنت هندوستان خواهد رسید و در سپتامبر همان سال به «بارون کرزن کدلستون» مفتخر شد. او جوانترین نایب السلطنه هندوستان در تاریخ بود و برای این مقام خود را سخت آماده ساخت و همانگونه که دوست داشت، دفتری باشکوه برای خود تدارک دید. در پایان پنج سال اول حضور کرزن در هندوستان، دولت بریتانیا موفقیتهای او را مورد تأیید قرار داد و مأموریت او را تمدید کرد؛ اما به واقع، دوران افتخارات درخشان به سرآمد و اکنون تراژدی سیاسی فرامیرسید. در صبح روز 16 آگوست 1905، تلگرامی از شاه ادوارد هفتم دریافت کرد مبنی بر اینکه استعفای او مورد قبول قرار گرفته است. کرزن بازگشت خود را به انگلستان به تأخیر انداخت و پس از مدتی بار دیگر خود را به لندن رساند.
5) قرارداد 1919 که کرزن وزیر خارجه انگلیس طراح آن بود و توسط دولت وثوق الدوله تصویب شد با مخالفت گسترده مردم و مجلس روبرو گردید.
6) Norman to Curzon. 25 Feb, 1991,. Fo 371/ 6401/ 2605
7) طراح کودتا، ص 145.
8) مسعود کیهان، معروف به ماژور مسعود خان، فرزند عبد المطلب در سال 1272 ش، در تهران متولد شد. خانوادهاش او را در 13 سالگی برای تحصیل به فرانسه فرستاد و او تحصیلات ابتدایی خود را در شهر «پونتالیه»)Pontalier( آغاز نمود. سپس در دانشکده «سنسیر» پذیرفته شد. در سن 24 سالگی طی اقامت کوتاهی در استانبول همراه با مهاجرین صدر مشروطیت به ایران بازگشت و به ریاست پیادهنظام و نظمیه فارس منصوب شد. در سال 1919 م، به ایران بازگشت و به همکاری با کلنل «اسمایس» انگلیسی برگزیده شد. وی در مدت حضور در عثمانی نیز اقداماتی در طرفداری از انگلیسیها داشت. وی نیز مانند سیاح به عضویت کمیته انگلیسی آهن در آمد، کمیتهای که در آن دوره مرکز سیاست انگلیس در ایران تلقی میشد.
9) تاریخ معاصر ایران، س 1380، شم 19 و 20، ص 75.
10) اسناد کابینه کودتا، ص 71.
شنبه 8 اسفند 1299/ 26 فوریه 1921/ 17 جمادی الثانی 1339
پس از انتصاب سید ضیاء الدین طباطبایی به ریاست دولت، وی امروز بیانیهای را خطاب به ملت ایران صادر نمود. (1)او در این اعلامیه پس از اشاره به اینکه پانزده سال پس از مشروطیت هیچگاه اوضاع ایران بدین نابسامانی نبوده است برنامههای دولت خود را تشریح کرد. جلوگیری از اسراف و تبذیر، اداره مملکت با عواید داخلی، بهبود اوضاع عدلیه، تقسیم خالصجات و اراضی دولتی مابین دهقانان، بهبود وضعیت زندگی کارگران و دهاقین، جلوگیری از هرجومرج مالیه، بهرهمندسازی عموم طبقات از نعمت تعلیم و تربیت، رونق دادن به اوضاع تجارت و صنعت، ایجاد تشکیلات وسیع بلدیه، و ... موضوعاتی بودند که سید ضیاء به عنوان برنامههای دولت خود به آنها اشاره نمود. همچنین سید ضیاء در این بیانیه سیاست خارجی دولت را بر مبنای دوستی با همه کشورها و یکساننگری توصیف نمود و اعلام کرد که «کاپیتولاسیون را که مخالف استقلال یک ملت» است لغو خواهد نمود.
سید ضیاء در این بیانیه لغو قرارداد 1919 را نیز به اطلاع عموم رساند.(2)
روسها نزدیک به هزار نفر نیروی سوار و پیاده به سرخس کهنه وارد کردند. (3)
«والتر الکساندر اسمارت» (4)
ملک الشعرای بهار مدعی است که قبل از کودتا اسمارت به دیدن او رفته و نظر او را در خصوص روی کار آمدن یک دولت قوی و دیکتاتور جویا شده است. (ایران برآمدن رضا خان، ...، ص 203، دیپلماتها و کنسولهای ایران و انگلیس، ص 28؛ ایرانیان در میان انگلیسیها، ج 2، ص 378).
از اعضای سفارت انگلستان در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی خواستار ارسال اسامی افراد دستگیر شده پس از کودتا، برای وزیرمختار انگلستان شد. (5)پیرو این مراسله سفارت انگلیس، رئیس الوزراء به کاظم خان سیاح فرمانده حکومتنظامی تهران دستور داد که صورتی از اسامی اشخاصی که اخیرا دستگیر شدهاند تهیه و برای «کادت» ارسال نماید.(6)[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبائی در دوران نوجوانی به همراه معین التجار
چند نفر از اشرار که جزو دسته منصور(7)بوده و در اطراف کاشان شرارت و راهزنی میکردند، چندی قبل توسط ژاندارمری دستگیر شده و پس از آنکه در کاشان و اصفهان بازجویی شده بودند، از مرکز دستور اعدام آنها صادر شده بود
1) با توجه به اینکه در اخبار روز هفتم اسفند خبر لغو قرارداد 1919 به مقامات انگلیسی داده شده بوده است به نظر میرسد سید ضیاء این موضوع را ابتدا به اطلاع انگلیسیها رسانده است و بعد نزد ملت.!! (م).
2) اسناد کابینه کودتا، ص 286- 292؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 220- 217 و اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 99- 101.
3) تلگراف کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 9/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 6، ص 104.
4) والتر الکساندر اسمارت: از اعضای سفارت انگلستان در ایران از دوره مشروطه به بعد بود. وی ابتدا در رأس پستهای کنسولی در تهران، تبریز و شیراز بود و در آستانه کودتا به عنوان دبیر دوم سفارت انگلستان فعالیت میکرد. او از عناصر فعال سفارت انگلستان در جریان کودتای 1299 بود که با همکاری کلنل هیگ و هنری اسمایس امور کودتا را هدایت میکرد.
5) مراسله والتر الکساندر اسمارت به ریاست وزرا، 8/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم، 4207- ن.
6) مراسله ریاست وزراء به کاظم خان سیاح، 8/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4208- ن و اسناد کابینه کودتا، ص 156.
7) منظور برادران منصور و هودارانشان بودند. (م).
[تصویر] از راست به چپ: زمان خان معاون وزارت جنگ، عبد اللّه میرزا، کلنل کاظم خان سیاح افسر ژاندارمری، ماژور علی خان ریاضی افسر ژاندارمری و دوست سید ضیاء الدین، میرزا حسن خان مشار الملک وزیر دربار احمد شاه، اسفندیار غیاثوند، میرزا حسین خان عدال الملک معاون رئیس الوزرا و کفیل وزارت داخله، سید ضیاء الدین طباطبائی رئیس الوزراء، کلنل گلروپ سوئدی رئیس ژاندارمری، فتحعلی توپچی ثقفی، ماژور مسعود خان وزیر جنگ، خانبابا قلعهبیگی، رضا خان سردار سپه. در این عکس فقط یک وزیر کابینه سید ضیاء الدین دیده میشود. در بعضی از کتب به اشتباه این عکس را کابینه سید ضیاء الدین نوشتهاند.
که امروز دو نفر از آنان در میدان شاه اصفهان به دار آویخته شدند. (1)
مسعود خان کیهان (وزیر جنگ) طی نامهای به رضا خان رئیس دیویزیون قزاق (2)
ازاینرو، در تفلیس برای تشکیل واحد سوارهنظام قزاق با «میشل پاولویچ»)Michel Pavlovitch( مذاکره کرد و با موافقت تزار، نخستین هیئت روسی به فرماندهی کلنل دومانتویچ)Domontovithch( همراه به سه افسر و پنج درجهدار قزاق در سال 1296 ق به تهران آمدند. همچنین تزار هزار قبضه تفنگ و چند توپ برای توپ خانه سبک به ناصر الدین شاه اهدا کرد. پس از «دومانتویچ»؛ کلنل «چارکوفسکی» فرماندهی گارد قزاق را بر عهده گرفت.
وی قزاق خانه را توسعه داد و بریگاد قزاق نام گرفت. پس از «چارکوفسکی» به ترتیب «کاروایف»)Karavaev( ، «شنهاور»)Schneur( ، «کاساگوفسکی»)KosogovsKi( ، «چرنوزوبوف»)Chernozubov( ، «لیاخوف»)liaKhov( ، «وادبولسکی»)VadbolsKi( ، «پرزورکوویچ»)ProzorKovitch( ، (بارون مایدل»)Maydel( ، «کلرژه»)Clerzhe( و «استاروسلسکی،)StaroselsKy( عهدهدار فرماندهی بریگاد و دیویزیون قزاق شدند.
ظاهرا در زمان احمد شاه، به اصرار انگلستان ناگزیر به خدمت «استاروسلسکی» در ایران پایان داده شد و در 8 آبان 1299 بیانیه رئیس الوزراء که از برکناری «استاروسلسکی» خبر میداد، منتشر شد.
پس از عزل «استاروسلسکی»، برای اولینبار فرماندهی لشکر قزاق به یک ایرانی به نام «سردار همایون»، نوه قاسم خان والی، سپرده شد. سردار همایون تا کودتای اسفند 1299 رئیس دیویزیون قزاق بود. پس از کودتا، رضا خان از جانب احمد شاه لقب سردار سپه گرفت و به فرماندهی دیویزیون قزاق رسید.
در همان سال، بریگاد مرکزی و دیویزیون قزاق ادغام شد.
با انحلال پلیس جنوب و ادغام ژاندارمری در قزاق خانه، قشون متحد الشکل ایران تشکیل شد که اساس آن سازمان قزاق خانه بود. در خصوص بودجه بریگاد قزاق باید گفت: بودجه بریگاد قزاق در دوره ناصری از خزانه دولت پرداخت میشد.
در دوره مظفر الدین شاه مشکلات مالی موجب تأثیر در پرداخت حقوق قزاقها میشد. قرضه 1318 ق، درآمد گمرک شمال ایران را در اختیار روسها نهاد و مقرر شد که بودجه بریگاد از همین اعتبار تأمین شود.
از آن پس بریگاد دیگر گرفتار تنگنای مالی نشد. (مرآت البلدان، ج 4، ص 2382، تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ج 1، ص 74؛ گنج شایگان، ص 152؛ کتاب آبی، ج 1، ص 63؛ ایران و قضیه ایران، ج 1، ص 745، شرح زندگانی من، ج 3، ص 176؛ خاطرات کلنل کاساگوفسکی، ص 36 و 37 و 119؛ بررسیهای تاریخی، سال 7، ش 6، ص 280- 281؛ بمباران مجلس شورای ملی، ص 325؛ انقلاب ایران، 213- 223؛ تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران، ص 96- 102؛ تاریخ بیداری ایرانیان، ص 654؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 120- 119).
تمایلش را برای ضمیمه شدن بریگاد مرکزی (3)به قزاق خانه اعلام نمود. رضا خان را مأمور کرد هرچه سریعتر بریگاد مرکزی را تحویل بگیرد. (4)سلطان اول عطاء اللّه خان به سمت معاونت اداره مرکزی ژاندارمری منصوب شد.(5)
سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء و وزیر داخله در بیانیهای اعلام کرد: به زودی تشکیلات جدید در بلدیه تهران ایجاد خواهد نمود. (6)
امروز در مسکو قرارداد مودت ایران و روسیه امضاء شد. (7)
در این زمان حکومت انقلابی کلیه سیاستهای دولت روسیه تزاری را استعماری تلقی کرده و همه اموال، امتیازات و حق کاپیتولاسیون را به دولت ایران واگذار مینماید. اما حکومت وثوق الدوله به تبعیت از دولت انگلستان و متفقین، اعتنایی به حکومت انقلابی نداشته و منتظر ماند تا حکومت مزبور هرچه زودتر توسط ضد انقلابیون این کشور سرنگون گردد. حکومت انقلابی در نبردی سه ساله 1917- 1920 کلیه تهاجمات ضد انقلابیون و متفقین را دفع و آنها را مجبور به فرار کرد.
ارتش سرخ در تعقیب سیاست افراطیون حزب کمونیست، برای تقویت جنبش انقلابی مردم ایران، به بهانه تعقیب قوای ضد انقلابیون روسی وارد گیلان شد و به حمایت از جنبش گیلان پرداخت.
حکومت مشیر الدوله که پس از وثوق الدوله روی کار آمد تمایل خود را به ایجاد رابطه با حکومت انقلابی اعلام کرد و اقدام به اعزام سفیر فوق العاده نمود. حکومت انقلابی ضمن اعلام موافقت با اقدام دولت مشیر الدوله همکاریهای لازم را به عمل آورد.
پس از ماهها مذاکره از نوامبر 1920 تا فوریه 1921 عهدنامه مودتی در 26 فصل در تاریخ 26 فوریه 1921 به امضاء رسید که طی آن معاهده ترکمنچای و موافقتنامه 1907 و 1915 روسیه تزاری و انگلیس از درجه اعتبار ساقط گردید؛ و کلیه امتیازات و حقوق روسیه تزاری در ایران شامل خطوط آهن و شوسه، تلگراف و تلفن، کشتیها و وسائل نقلیه، بانک استقراضی و مایملک آن، قروض و عوائد وثیقهای آن، همه و همه به دولت ایران بخشیده شد. حق کاپیتولاسیون ملغی گردید و دولت ایران اجازه یافت تا در دریای خزر آزادانه به کشتیرانی بپردازد. ترانزیت صادرات ایران به روسیه و ممالک دیگر نیز از طریق خاک روسیه مجاز گردید.
در این بین دولت شوروی طی فصولی چند از دولت ایران خواست که به دشمنان مسلح شوروی اجازه توقف، سازماندهی و بهطور کلی فعالیت مخرب در خاک خود ندهد و چنانچه علیرغم میل و قدرت دولت ایران، خاک این کشور مورد استفاده دشمنان مسلح قرار گیرد، دولت شوروی حق داشته باشد به منظور از بین بردن خطر ضمن اعزام قوا، اقدامات لازم را معمول دارد؛ ولی متعهد گردید که پس از رفع خطر بلافاصله نیروهای خود را به پشت مرزهای شناخته شده قبلی برگرداند.
عهدنامه مودت، صرفنظر از آثار سریع و موقتی که بر سرنوشت ایران گذاشت، نظیر رد همیشگی قرارداد 1919، تخلیه ایران از قشون انگلیس، الغای همیشگی کاپیتولاسیون در ایران، ثمرات سریع و دائمی دیگری نیز در پی داشت که میتوان به عدم دخالت در امور داخلی و مصونیت حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران اشاره کرد.» (عهدنامه مودت ایران و شوروی، ص 20 و 21).
این قرارداد بر برابری حقوق، احترام به استقلال و حاکمیت ایران، تأکید میورزید. (8)
1) تلگراف کفیل کارگزاری اصفهان به وزیر امور خارجه، 9/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 44.
2) بریگاد قزاق واحد سوارهنظام ارتش در زمان ناصر الدین شاه تا دوره احمد شاه بود. پس از شکستهای پیاپی ایران از روسیه در زمان فتحعلی شاه و لشکرکشی بینتیجه محمد شاه به هرات، همچنین شکست ایرانیان از انگلیسیها در جنوب و از ترکمانان مرو در اوایل دوره ناصری، قشون ایرانی از هم فروپاشید. ناصر الدین شاه که در اندیشه تشکیل ارتش نوین بود، در دومین سفر به اروپا در ایروان با هنگ سوار قزاق روبرو شد که با لباس متحد الشکل در طول مسیر، تشریفات نظامی به جای آوردند و نظمشان نظر وی را جلب کرد.
3) بریگاد)Brigade( : تیپ قراسوران، امنیه، ژاندارم، چندین واحد نظامی از یک صنف که تحت فرماندهی یک سرتیپ (ژنرال) باشند. بریگاد مرکزی مسئولیت حفاظت از شاه و دربار را به عهده داشت.
4) مراسله مسعود خان کیهان به رضا خان، 8/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 18/ 6886.
5) حکم عمومی ژاندارمری دولتی، 8/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت، 293003252.
6) اسناد ملی ایران، شم ت 293006017.
7) «وقوع انقلاب اکتبر و اعلام سیاست ضد استعماری و انزواطلبی از سوی حکومت انقلابی روسیه و مشکلات داخلی این کشور، معادلات سیاسی و توازن قوا را در منطقه و خصوصا در ایران بر هم زده و انگلستان را بر آن داشت تا در صدد تصاحب تمام و کمال ایران برآمده و به منظور تصویب قرارداد 1919 تمامی خاک ایران را به اشغال خود درآورد.
8) پژوهشی در تاریخ دیپلماسی ایران، ص 324.
یکشنبه 9 اسفند 1299/ 27 فوریه 1921/ 18 جمادی الثانی 1339
رضا خان رئیس دیویزیون قزاق از سید ضیاء الدین طباطبایی خواست فهرست اسامی نقاطی که حکومت آن را میتوان برای صاحب منصبان ارشد اداره قزاق در نظر گرفت، به وی معرفی نماید تا برای هرنقطه، کاندیدایی معین و انتخاب شود. (1)
«سید ضیاء» در نامهای به «عدل الملک» (2)
عدل الملک پس از کودتا در کابینه سید ضیاء کفالت وزارت کشور را همچنان حفظ کرد. او مورد اعتماد سید ضیاء الدین بود و در جریان بازداشت و دستگیری حکام ایالات مانند قوام السلطنه، حاکم خراسان و صارم الدوله حاکم کرمانشاه، واسطه ابلاغ و اجرای دستورهای سید ضیاء بود. هنگامی که سید ضیاء ساقط شد، قوام السلطنه دستور تبعید عدل الملک را صادر کرد. قرار بود عدال الملک به بیابانک اعزام شود و در آنجا تحت نظر باشد، ولی عدل الملک در قم و به صحن مبارک رفت و در آنجا بست نشست. در همین زمان که وی در قم متحصن شده بود، اعتبارنامه دوره چهارم نمایندگی مجلس شورای ملی او در جلسه پنجم مرداد 1300 ش، در مجلس طرح و رد شد. حسین دادگر در خرداد 1302 ش، در کابینه مشیر الدوله، به سمت کفیل وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب و سپس در کابینه سردار سپه که در آبان 1302 تشکیل شد، معاون رئیس الوزراء شد. وی در امور سیاسی، مجری سیاستهای سردار سپه بود. در طرح قضیه جمهوری، از هواداران به شمار میآمد. دادگر برای سلطنت سردار سپه فعالانه وارد میدان سیاست شد. در مجلس مؤسسان که در آذر 1304 ش، تشکیل شد، نایبرئیس مجلس بود.
در آذر 1304 ش، در کابینه اول فروغی که اولین کابینه پس از سلطنت رضا شاه بود به سمت وزارت کشور منصوب شد. دادگر در دورههای سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم مجلس شورا از بابل و در دورههای نهم و دهم از تهران به نمایندگی برگزیده شد. در دورههای هفتم و هشتم و نهم رئیس مجلس شورای ملی بود. درحالیکه به نمایندگی دوره دهم انتخاب شده بود مورد غضب شاه واقع گردید و از ایران تبعید شد. وی پس از ده سال اقامت در اروپا در سال 1324 ش، به ایران بازگشت و فعالیت سیاسی خود را مجددا شروع کرد و اینبار در مجلس سنا شروع به فعالیت نمود. در دورههای اول، دوم و سوم مجلس سنا، سناتور انتخابی استان مازندران بود.
حسین دادگر سرانجام در سال 1349 ش، در تهران وفات یافت و در قم به خاک سپرده شد. (خاطرات بهبودی، ص 60، 160، 222 و 263، ص 23- 32؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 3- 1؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 6، ص 211 و 216- 218؛ نمایندگان مجلس شورای ملی در 21 دوره قانونگذاری، ص 322؛ روزنامه اطلاعات، 16/ 8/ 1307).
، او را که برای آزادی یکی از دستگیرشدگان کودتا میانجیگری کرده بود، از این کار منع نموده و خطاب به وی تصریح کرد: «... عواطف، محبت و وساطت نه اینکه منتهی به نتیجه مطلوبی نمیشود بلکه شفاعتکننده را در پیشگاه تشکیلات جدید متهم به عدم خبرویت، مهارت در زندگانی معرفی کرده جزو مزاحمین اداره کنندگان مملکت معرفی نموده و اینجانب خیلی متأسف خواهم شد اگر جنابعالی خودتان را جزو این طبقه معرفی نمایید ...». (3)«کیخسرو شاهرخ» در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی، رفع توقیف مخابرات عمومی، روشن شدن وضعیت نمایندگان مجلس و آزادی حاج شیخ «محمد حسین استرآبادی» (4)
وی در 1298 ش، به تهران آمد و در مدرسه عالی حقوق، که «آدلف پرلن»)Adulf Perlen( تأسیس کرده بود، به تدریس فقه و اصول پرداخت، به هنگام کودتای 1299 ش، شیخ حسین به همراه برخی دولتمردان دستگیر و مدت کوتاهی محبوس شد. با تشکیل مجلس چهارم در تیر 1300، وی به نمایندگی مردم گرگان به مجلس راه یافت. او در دوران وکالتش به سیاست آلمان گرایش پیدا کرد و علیه انگلیسیها موضع گرفت. در انتخابات مجلس پنجم با دخالت نظامیان نتوانست بر رقیب خود سید محمد علی شوشتری از طرفداران رضا خان پیروز شود. وی از مخالفان جمهوریخواهی رضا خان بود و سرانجام در اردیبهشت 1304 ش، در مشهد که گویا به آنجا تبعید شده بود، از دنیا رفت و همانجا به خاک سپرده شد. (مخابرات استرآباد، ج 2، ص 905، 858، 778 و ج 1، ص 407؛ تاریخ معاصر ایران، س 2، شم 7، ص 347- 358؛ تاریخ انقلاب مشروطیت، ج 5، ص 1075، خاطرات سردار اسعد بختیاری، ص 43؛ شرح زندگانی من، ج 2، ص 213، خاطرات و مبارزات، ص 75).
را خواستار شد. «کیخسرو شاهرخ» در نامه خود به سید ضیاء با اشاره به اینکه تلفن خانه عمومی، نه روز است توقیف میباشد، اظهار نمود: اگر این توقیف همچنان ادامه یابد، حاصلی برای دولت نخواهد داشت، ضمن آنکه احتمال وارد آمدن خسارت به شرکت تلفن وجود دارد. کیخسرو شاهرخ در ادامه نامه خود اظهار نموده است عدهای از نمایندگان مجلس شورای ملی که از نقاط دوردست به تهران آمدهاند، میخواهند بدانند با توجه به شرایط موجود آیا امیدی به افتتاح مجلس وجود دارد یا نه، که آنها در تهران بمانند یا به اوطان خود بازگردند. کیخسرو شاهرخ به عنوان آخرین درخواست از سید ضیاء در این نامه ضمن اشاره به اینکه عدهای از بستگان و دوستان «حاج شیخ محمد حسین استرآبادی» وی را واسطه قرار دادهاند، از سید ضیاء درخواست کرد، با توجه به کسالت «شیخ محمد حسین استرآبادی» که در جریان کودتا دستگیر شده بود او را آزاد نماید. (5)به دنبال ضبط و توقیف اتومبیلهای (6)متعلق به شاهزاده «نصرت الدوله» (7)
پس از بازگشت به ایران به همراه پدرش که به حکومت کرمان منصوب شده بود راهی آن خطّه شد. در این دوره و دورهای که فرمانفرما در فارس حکمران بود ارتباط تنگاتنگی بین فرمانفرما و انگلیسیها برقرار شد. در ازای خدمات فرمانفرما به منافع انگلستان، آنان نیز متقابلا حمایت از وی را عهدهدار شدند. پس از استبداد صغیر نصرت الدوله جهت ادامه تحصیل در رشته حقوق به پاریس رفت. در 1330 ق، به ایران بازگشت و به معاونت وزارت عدلیه رسید و سپس در کابینه وثوق الدوله به سمت وزارت عدلیه ارتقاء یافت. در کابینه دوم وثوق الدوله موسوم به کابینه قرارداد ابتدا وزیر عدلیه و سپس وزیر خارجه شد. در همین سمت به همراهی اکبر میرزا صارم الدوله و وثوق الدوله قرارداد 1919 را پیگیری میکردند با شکست قرارداد 1919 و در آستانه کودتای 1299 ش، روانه ایران گردید، اما چند روز پس از ورود با کودتای سوم اسفند مواجه شد و به جمع زندانیان سیاسی کودتا پیوست. پس از آزادی از زندان به انتقاد از سیاست انگلستان پرداخت.
این امر، هرچند کوتاه بود و با عذرخواهی فرمانفرما و نصرت الدوله پایان یافت، اما موقعیت خاندان فرمانفرما را با مخاطرات زیادی در دوره رضا خان روبرو کرد. نصرت الدوله با رسیدن رضا خان به رئیس الوزرایی به خدمت او درآمد و با کمک داور و تیمورتاش به پیشرفت اهداف وی کمک فراوانی کرد. وی در سال 1302 والی فارس شد و در دوره پنجم مجلس وکیل مجلس شد. وی در سال 1308 ش، مجددا توقیف و به چهار ماه زندان محکوم شد تا سال 1315 ش، بدون معارض، زندگی خصوصی خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1315 ش، در اثر انتشار مطالبی در مطبوعات فرانسه و سوءظن به وی به عنوان کسی که در این تحریکات نقش داشته توقیف و زندانی شد و سرانجام در 1316 ش، در زندان سمنان به قتل رسید. (عوامل سقوط حکومت رضا شاه، ص 81- 84؛ الیگارشی یا خاندانهای حکومتگر در ایران، ص 50، 60- 64؛ خاطرات سیاسی رجال ایران، ج 1، ص 127، 128، 134؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 5، ص 91- 97).
به دست نظامیان، امروز اداره کل گمرکات نامهای را به ضمیمه یاداشت نصرت الدوله در این خصوص به وزارت مالیه ارسال کرد ولی پاسخ وزارت مالیه این بود که باید اداره کل گمرکات از طریق «کاظم خان سیاح» فرمانده حکومتنظامی تهران تحقیقات لازم را انجام دهد تا در صورتیکه حقوق گمرکی اتومبیلها پرداخت نشده، حقوق گمرکی آنها مطالبه شود (8).دوایر سهگانه تحدید، (9)د خانیات و رسومات که به دستور دولت چند روزی تعطیل شده بودند، از امروز فعالیت خود را از سرگرفتند (10)
حکومت مصر به دلیل بحران مالی که با آن روبهرو شده بود میزان ده قروش به عوارض گمرکی توتون و تنباکو (11)افزود. عوارض جدید گمرکی این محصولات در مصر به قرار ذیل اعلام شد: هر کیلوگرم برگ توتون و تنباکو، 62 قروش و هر کیلوگرم برگ و توتون پاک شده آن 72 قروش. (12)
1) مراسله رضا خان رئیس دیویزیون قزاق به سید ضیاء الدین طباطبایی، 9/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 33764- ن.
2) میرزا حسین خان دادگر ملقب به عدل الملک، فرزند میرزا عبد الکریم خان (کارمند دولت) در سال 1260 ش، در تهران به دنیا آمد. پس از طی دوران کودکی و تحصیلات مقدماتی به تمایل پدرش در سلک طلاب دینی درآمد و به مدرسه مروی رفت و در علوم دینی و فقه اسلامی تحصیل کرد. وی در زمان وزارت محمود خان علاء الملک در کابینه اتابک در سال 1286 ش، به استخدام عدلیه درآمد. بعد از چند سال به وزارت داخله منتقل شد و لقب عدل الملک گرفت. پس از چند سال که در وزارت داخله بود، در سال 1295 ش، در کابینه سپهدار رشتی به کفالت وزارت کشور برگزیده شد.
3) مراسله سید ضیاء الدین طباطبایی به حسین دادگر (عدل الملک)، 9/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر ایران، شم 4239- ن.
4) شیخ حسین یا شیخ محمد حسین استرآبادی، معروف به مجتهد استرآبادی، فرزند شیخ نصر اللّه در حدود سال 1240 ش، به دنیا آمد وی در آغاز انقلاب مشروطه، در استرآباد به حمایت از آن پرداخت و در تقویت مجلس مشروطه نطقها کرد و تلگرام هایی صادر نمود. شیخ حسین استرآبادی در انتخابات مجلس سوم به نمایندگی استرآباد (گرگان) برگزیده شد. انتخاب او باعث نگرانی کنسول روس شد. بهطوریکه، کوشید تا با تشکیک در آرای وی، مانع از رفتن او به مجلس شود. اما چون موفق نشد تهدید کرد که اگر شیخ به مجلس راه یابد، از شرکت در مراسم تاجگذاری احمد شاه خودداری خواهد کرد. به رغم این تلاشها شیخ حسین به عنوان نماینده، به تهران رفت. استرآبادی که در فترت بین مجلس سوم و چهارم در زادگاه خویش بهسر میبرد، با پیروزی بلشویکها در روسیه، به حمایت از آنان پرداخت که باعث نزول جایگاه اجتماعیاش در منطقه استرآباد گردید.
5) مراسله ارباب کیخسرو شاهرخ به سید ضیاء الدین طباطبایی، 9/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر ایران، شم، 4278- ن.
6) یکی از ماشینها از نوع «رولزرویس» گرانقیمتی بود که رضا خان نیز در کنار آن ماشین عکسی دارد. (م).
7) فیروزمیرزا نصرت الدوله فرزند عبد الحسین میرزا فرمانفرما در 1264 و بنا به روایتی دیگر در سال 1265 ش، متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را تا دیپلم در بیروت به هنگام اقامت اجباری فرمانفرما در خارج از ایران گذراند.
8) مراسله وزارت مالیه به اداره کل گمرکات، اسناد ملی ایران 15/ 6/ 1300، شم ت 240002606.
9) اداره تحدید: اداره وابسته به وزارت مالیه که در اصل به منظور محدود کردن عرضه تریاک تأسیس شد. طبق قانون تجارت آن زمان تولیدکنندگان میبایست تریاکهای خود را به انبارهای دولتی تحویل دهند و پس از انجام عمل تریاکمالی، الصاق باندرول و تعیین قیمت، تحت نظر بازرسان دولت اقدام به حملونقل و بالاخره فروش آن نمایند. اداره تحدید در هرشهر، انبار و کار خانهای برای تریاکمالی و الصاق باندرول داشت که ظاهرا تحت نظر اداره مالیه محل بود. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 96).
10) روزنامه ایران، 14/ 12/ 1299، ص 2.
11) در آن زمان حکومت مصر واردکننده توتون و تنباکو از ایران بود. (م).
12) مراسله کنسولگری ایران در مصر به وزیر خارجه، 9/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 60، پ 1، ص 7.
امروز احمد شاه لقب سردار سپه را به رضا خان رئیس دیویزیون قزاق اعطا کرد.(1)
1) اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 24/ 6886.
دوشنبه 10 اسفند 1299/ 28 فوریه 1921/ 19 جمادی الثانی 1339
سید ضیاء الدین طباطبایی با ارسال تلگرافی به «مصدق السلطنه» والی فارس ضمن اعتراض نسبت به اقدام وی در جلوگیری از انتشار خبر رئیس الوزرایی او، (1)
من در اینجا تمام رجال پوسیده و دروغین را توقیف کردم. ندای اصلاحات داده و با تهور و جسارت قشونی که در تحت امر دارم هرمانع و مشکلی را به هیچ میشمارم. حضرتعالی نیز اگر میخواهید نماینده چنین دولتی باشید با جسارت قدم برداشته اصلاحات را در خطه ماموریت خودتان شروع کنید و از تقویت بین هایت اینجانب استفاده نمائید و باور کنید که اشخاص دانشمند و بیغرض را مجالی شایسته بدست آمده است. راست و بیپرده همانطور که عادت من است به حضرتعالی سابقه میدهم که نسبت به شخص شما خوشبین و خیلی مایلم که از چون حضرتعالی شخص شایستهای در اصلاحات فارس استفاده کنم و بهطور متقابل لازم است از صداقت و صمیمیت حضرتعالی آگاه گردم.
بنابراین منتظرم که خودتان برای خودتان تعیین تکلیف نمایید، ولی در عین حال خود را از ذکر این نکته که باز یک شمهای از صمیمیت و صداقت من است ناچار میبینم و آن این است که انتخاب طریقی جز صداقت و راست گفتاری برای اشخاصی که مرجع این سؤالات میشوند مصلحت نیست و موجب زیان خودشان میشود.
امیدوارم به نام وطن و به نام اصلاحات حضرتعالی از آن فاصله بعید آغوش گشوده مرا برادرانه در بغل گرفته کمک و مظاهرت خودتان را به احترام منافع ملی به من اهداء نمایید. روش و منشور خودم را در بیانیهای که امر دادهام به ولایت مخابره کنند. لامحاله ملاحظه و از عقاید اینجانب آگاهی یافتهاید- ریاست وزراء، سید ضیاء الدین طباطبایی». (خاطرات و تألمات مصدق ص 126 و 127).
خاطرنشان کرد که با قشونی که تحت فرمان دارد هرمانع و مشکلی را به هیچ میشمارد. (2)«والتر الکساندر اسمارت» پیرو دریافت نامه احمد درخشان درخواست او برای وساطت نزد سید ضیاء الدین طباطبایی برای آزادی «صلاح السلطنه» (3)
خدمت در وزارت معارف مورد میل و علاقهاش قرار نگرفت. مجددا به وزارت امور خارجه بازگشت و عضو محکمه حقوقی وزارت امور خارجه شد. مدتی کوتاه در آن سمت بود که به وزارت داخله انتقال یافت و معاون حکومت گیلان گردید. مجددا به وزارت امور خارجه بازگشت و در شغل سابق خود مستقر شد تا سرانجام متصدی کنسولگری هرات شد. چندی هم کنسول ایران در موصل بود.
از دیگر مشاغل او تصدی سرکنسولگری بغداد است. چندی هم در دوایر مرکزی وزارت امور خارجه مشاغلی را احراز نمود؛ از جمله ریاست اداره بایگانی و دفتر محرمانه و ریاست اداره کارگزینی و دفتر محاکمات اداری بود و مدتی هم در هامبورگ سرکنسول بود. محمود صلاحی مدتی مدیرکل اداری را احراز نمود و بعد معاون وزارت امور خارجه گردید.
در تیر 1329 ش، از طرف سپهبد علی رزمآرا نخستوزیر وقت، به سمت کفیل وزارت امور خارجه معرفی گردید. کفالت وی تا شهریور همان سال ادامه یافت و سپس با سمت وزیرمختار عازم عراق شد. در فروردینماه 1330 ش، به تهران احضار شد و چندی بیکار بود تا با سمت سفیرکبیری عازم بغداد گردید. آخرین سمت وی سفیرکبیری ایران در عربستان سعودی بود که تا شهریور 1337 ش، به طول انجامید و سپس بازنشسته گردید.
وی در سال 1358 ش درگذشت. البته در بعضی منابع، مانند شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، سال فوت او 1356 ش، ذکر شده است! زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 393؛ تاریخ معاصر، شم 15 و 16، ص 275؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 2، ص 938)
، شوهرخواهرش و «صلاح الملک» (4)اولین مأموریت خارج از کشور وی، نایب اولی کنسولگری عشقآباد بود. از عشقآباد به بغداد رفت و همچنان نایب اول کنسولگری بود. در سال 1301 ش، به وزارت کشور منتقل شد. اولین سمت وی در آن وزارت خانه، رئیس اداره تشکیلات بلدی بود. بعد شهردار اصفهان شد و چندی مقام شهرداری مشهد را عهدهدار بود.
در 1307 ش، از وارت داخله به وزارت معارف منتقل شد و به ریاست اداره معارف و اوقاف اصفهان و یزد منصوب گردید. آنگاه خدمات دولتی را رها نمود و با عنوان وکیل پایه یکم به وکالت در دادگاهها پرداخت.
پس از چندی مجددا به وزارت داخله بازگشت و به ریاست اداره آمار و ثبت احوال آذربایجان برگزیده شد. دیگر مشاغل وی در وزارت کشور عبارت بودند از: فرمانداری قم و محلات، فرمانداری کرمانشاه، فرمانداری همدان سرانجام به استانداری استان پنجم معرفی شد و در 1328 ش، پس از پایان مأموریت استانداری به وزارت امور خارجه منتقل گردید.» (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 2، ص 937- 938).
برادرش، امروز در نامهای به سید ضیاء، ضمن اشاره به رابطه دوستی خود با درخشان، از سید ضیاء خواست چنانچه میتواند تقاضای درخشان را بپذیرد. (5)اوضاع بارفروش (6)پس از کودتای سوم اسفند آشفته و اهالی در تشویش و اضطراب به سر میبردند، طرفداران امیر مؤید سوادکوهی (7)مشغول اقداماتی بر ضد دولت جدید بودند.
«رکن الوزاره» در گزارشی به وزیر امور خارجه ضمن اعلام خبر فوق، خواستار برقراری حکومتنظامی در بارفروش شد تا از تحرکات مخالفین جلوگیری به عمل آید. (8)
در زمان عزیمت نظامیان روس به کشورشان، تمام سوابق بایگانی قزاق خانه به سفارت خانه روسیه (9)تحویل داده شده بود.
اداره قزاق خانه که به این آرشیو نیاز داشت، با ارسال نامهای به سید ضیاء الدین طباطبائی ریاست وزراء، تقاضا نمود کلیه اسناد و بایگانی قزاق خانه از سفارت روسیه به اداره قزاق خانه بازگردانده شود. (10)
[تصویر] افسران قزاق و روس
سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزرا که مقام وزارت داخله را نیز عهدهدار بود طی حکمی (11)به «کاظم خان سیاح» حکمران نظامی تهران، یاور «حبیب اللّه خان شیبانی» فرمانده رژیمان 2 و
1) متن تلگراف سید ضیاء به مصدق به شرح ذیل بود: «جناب آقای دکتر مصدق السلطنه والی فارس. آگاهی یافتهام اکل از قفا تلگراف تصدی مرا به شغل ریاست وزرا انتشار نداده و گفتهاید که از حدوث اشکالات احتراز نمودهاید. این خبر به اینجانب مسلم داشت که حضرتعالی از وضعیات بیاطلاع و افق تهران را همانطور تصور کردهاید که قبلا دیدهاید و عینا مشاهده کردهاید. نه چنین نیست. دوری مسافت و بیاطلاعی از جریان حضرتعالی را از اطلاعات مفیده محروم داشته است. این حکومت جدید التشکیل که با اسلحه و آتش یک سرکرده و نماینده اقتدار قشونی است به کسانی که در معبر او ایجاد اشکالات نمایند جز مشت چیزی نشان نمیدهد و در لحظه واحد جان، مال، عائله، علاقه اشکالکنندگان به عنوان رهینه صداقت آنها در معرض تهدید گذارده میشود و این زبری و خشونت نه برای مصالح شخصی است بلکه برای مصالح وطنی است که هراقدامی را مجوز و مشروع میسازد. بنابراین تصور اینکه قرائت دستخط اعلیحضرت اقدس همایونی شاهنشاهی ارواحنا فداه محتمل است حدوث اشکالی را تولید کند بالمره فکری نارسا بوده است با کمال اقتدار و با ن هایت نیرومندی لازم است وظیفه خود را ایفا نمائید. تشکیل این دولت وطنی و اصلاحکننده را هیچکس جز خیانتکار نمیتواند تردید کند، آنهم فورا تنبیه میشود.
2) خاطرات و تألمات مصدق، ص 126 و 127.
3) محمود صلاحی معروف به صلاح السلطنه در 1269 ش، در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در تهران پایان بخشید و وارد مدرسه علوم سیاسی شد و دوره مزبور را ظرف پنج سال به اتمام رسانید. در 1293 ش، در وزارت امور خارجه با سمت مترجمی استخدام شد. قریب دو سال در اداره دار الترجمه اشتغال داشت، تا اینکه به فارس منتقل گردید و به سمت منشیگری کارگزاری فارس منصوب شد و از آن سمت به وزارت معارف منتقل گردید و با سمت بازرس، مشغول به کار شد.
4) «احمد صلاحی» معروف به صلاح الملک، در 1272 ش، در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مدارس تهران به اتمام رسانید و وارد مدرسه علوم سیاسی شد و در 1291 ش، فارغ التحصیل گردید و وارد خدمت وزارت امور خارجه شد. چندی عضو اداره محاکمات بود. بعد منشی کارگزاری آذربایجان گردید.
5) نامه اسمارت به سید ضیاء الدین طباطبایی، 10/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر ایران، شم 4204- ن.
6) بارفروش نام قدیم بابل بوده است. در قدیم بار هایی را که با کشتی از حاجی تر خان به مشهد سر (بابلسر) میآوردند به آنجا حمل میکردند.
7) گزارش رکن الوزاره به وزارت خارجه، 10/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 4، ص 96.
8) ولی سفارت روسیه در اینباره مدعی بود، نوشتههای مزبور اسناد وجوهی است که دولت روسیه آن را بلاعوض توسط صاحب منصبان روسی بابت حقوق قزاق خانه پرداخت کرده است و صاحب منصبان روسی برای رفع مسئولیت خود، اسناد مزبور را به سفارت سپردهاند که در زمان مناسب به مقامات مربوطه ارائه شود. با این وجود، سفارت روسیه اعلام کرد حاضر است اسناد و نوشته هایی را که مورد احتیاج قزاق خانه باشد به مسئولین قزاق خانه تحویل دهد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 5، ص 2).
9) مراسله اداره قزاق خانه به رئیس الوزرا، 10/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 30، پ 70، ص 1.
10) این حکم در تاریخ 13/ 12/ 1299 به تأیید احمد شاه رسید (اسناد ملی ایران، شم ت، 293003253).
11) حکم عمومی ژاندارمری دولتی، 10/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت، 293003253).
یاور «علی خان ریاضی» فرمانده آتاماژور و محاسبات کل درجه نایب سرهنگی اعطا نمود.(1)
دکتر «جوزف اسکات» جراح مریض خانه دولتی در یادداشتی گواهی داد که سالار فاتح مدتی قبل به دلیل بیماری گوارشی و آپاندیست تحت معالجه بوده و یک عمل جراحی دیگر لازم است تا بیماری وی رفع شود و ماندن در حبس برای سلامتی او مضر است. (2)پیرو این یادداشت دستور اعزام سالار فاتح به مریض خانه دولتی برای معالجه وی صادر گردید.
سهشنبه 11 اسفند 1299/ 1 مارس 1921/ 20 جمادی الثانی 1339
پیش از ظهر امروز سید ضیاء الدین طباطبایی با حضور در قصر فرحآباد وزیران دولت خود را به شرح ذیل به حضور احمد شاه معرفی کرد:
کفیل وزارت داخله عدل الملک؛ وزیر امور خارجه، مدیر الملک؛ وزیر مالیه، میرزا عیسی خان فیض (1)وزیر جنگ، مسعود خان کیهان، کفیل وزارت عدلیه، منصور الملک؛ وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، نیر الملک؛ وزیر فواید عامه و فلاحت و تجارت، موقر الدوله؛ وزیر پست و تلگراف، مشیر معظم و وزیر صحیه و امور خیریه، مؤدب الدوله (2)
بعد از بازگشت به ایران استاد طب دار الفنون شد. در سال 1904 م، در تهران مطب خصوصی داشت. در سال 1907 م، مشاور شهرداری تهران بود و در سال 1921 م رئیس اداره کل صحیه تهران بود. در سال 1299 ش، که سید ضیاء الدین طباطبایی نخستوزیر بود، وزارت خانه جدیدی به نام وزارت خانه صحیه و امور خیریه تأسیس نمود و میتوان وی را اولین وزیر بهداری ایران دانست.
در دوران رضا شاه پیشکار ولیعهد شد و در سال 1927 به همراه وی به سوئیس رفت. سرانجام مؤدب الدوله در 2 تیرماه 1328 ش، درگذشت.
(مجله آینده، شم 12- 7، س 1371، ص 412؛ خاطرات نصر اللّه انتظام، ص 204؛ مجله جهان پزشکی، شم 5 و 6، س 1328، ص 4- 1؛ مجله وحید، شم 234، 15/ 10/ 2536، ص 25 و 28).
وزیران معرفی شده از امروز بهطور رسمی فعالیت خود را آغاز کردند (3)در روزشمار تاریخ ایران، اثر باقر عاقلی، ج 1، ص 102، معرفی کابینه سید ضیاء به احمد شاه در تاریخ 10/ 12/ 1299 ذکر شده که اشتباه است و تاریخ صحیح آن با استناد به روزنامه ایران، 11/ 12/ 1299 ش، میباشد. (م).
کلنل کاظم خان سیاح فرمانده حکومتنظامی تهران به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزراء با انتشار اعلانی (4)در پنج ماده(5)
«ماده اول- نظر به اینکه حکومتنظامی در شهر دار الخلافه حکمفرماست به استثنای طبقات نظامی عمومی صاحب ان اسلحه از اسلحهفروش و غیره مکلفند که اسلحه موجود در حجرات و امکنه و منازل خود را به انضمام فشنگ بدون فوت وقت به کمیساریای محل تسلیم و قبض چاپی که تهیه شده است دریافت دارند.
ماده دوم- در قبض مزبور نمره و نوع تفنگ و مقدار فشنگ و اسم صاحب آن تصریح خواهد شد.
ماده سوم- شش روز بعد از نشر این اعلان کلیه اسلحههای موجوده که قبلا به کمیساریای محله تسلیم نگشته باشد بدون قبض اخذ و ضبط دولت علیه خواهد شد.
ماده چهارم- هرگاه ده روز از نشر این اعلان بگذرد و صاحب ان اسلحه در اجرای مواد این اعلان خودداری و تخلف نموده باشند علاوه بر اخذ و ضبط اسلحه، به مجازاتهای سخت حتی ممکن است محکوم اعدام شوند
ماده پنجم- به مأمورین نظمیه و قوای تأمینیه حق داده شده و میتوانند در هرموقع، امکنه و منازلی را که مورد سوءظن واقع شود، ورود و تفتیش نمایند
تبصره- تفنگهای ساچمهزنی و شکاری از مواد فوق مستثنی و برای حل آن باید از این فاصله از اداره نظمیه جواز تحصیل نمایند رئیس کل تشکیلات نظمیه و حاکم نظامی شهر مأمور اجرای مواد فوق هستند. حکومتنظامی شهر- کاظم».
از عموم مردم تهران خواست اسلحههای خود را تا مدت ده روز به مأمورین نظمیه تحویل دهند. (6)پاسخ «هارموث» معاون وزارت خارجه انگلیس به سؤال مطبوعات انگلیس، درباره وقایع اخیر و تغییر حکومت در ایران، امروز در مطبوعات لندن از جمله «تایمز»)TIMES( و «بیرمنگام پست»)BIRMINGHAM POST( به چاپ رسید.
«بیرمنگام پست» در مطلبی با عنوان موقعیت بیطرفانه انگلستان، اظهارات «هارموث» را منتشر نمود. هارموث مدعی بود دولت انگلستان در عملیات قزاقان ایرانی دخالتی نداشته و هیچ مسئولیتی را هم در این خصوص به عهده نمیگیرد.
هارموث در اظهارات خود گفته بود کمک مالی دولت انگلستان به نیروهای قزاق نیز از ماه «می» 1920 قطع شده بوده است. هامورث تأکید داشت، انگلستان نسبت به این اقدام قزاقها موضعی کاملا بیطرف اتخاذ کرده است! (7)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در تهران، امروز در تلگرافی به کرزن اطلاع داد: تمام اتباع خارجی مقیم ایران تصور میکنند که انگلیس کودتای سوم اسفند را برنامهریزی کرده بهطوریکه، تکذیبهای او نیز بیاثر(8)بوده است. (9)
[تصویر] عیسی خان فیض وزیر مالیه
1) عیسی فیض، کارمند پرسابقه وزارت مالیه بود که در انگلیس تحصیل کرده و با هیئتهای نمایندگی انگلیسی در تهران همواره مناسبات نزدیک داشت و بویژه از اعتماد آرمیتاژ اسمیت برخوردار بود. عیسی فیض در فروردین 1300 ش، به علت بیماری از کابینه سید ضیاء کناره گرفت و جهت معالجه به انگلستان رفت او آخرین سالهای خدمت دولتی خود را در سمت کمیسار عالی نفت ایران در لندن گذراند. وی در سال 1311 ش، در سن 52 سالگی در اثر بیماری سرطان درگذشت. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 2، ص 1143 و 1144).
2) علی اصغر مؤدب نفیسی، معروف به مؤدب الدوله فرزند میرزا علی اکبر خان ناظم الاطباء نفیسی در سال 1254 ش، در تهران متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتی، وارد دار الفنون شد و تحصیلات خود را در رشته طبابت به اتمام رسانید و سپس جهت تکمیل تحصیلات خود به بلژیک و فرانسه رفت.
3) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 3؛
4) تاریخ این اعلان در کتاب تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 267- 268، 12/ 12/ 1299 ذکر شده که اشتباه است. اصل اعلان در تاریخ 11/ 12/ 1299 منتشر میشود و در روزهای بعد نیز، در روزنامه ایران تکرار میشود. نمونه اصلی این اعلان در گنجینه اسناد، س 1373، شم، 15 ص 12 منتشر شده است. (م).
5) اعلان مذکور در پنج ماده به شرح ذیل منتشر شد:
6) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 1.
7) روزنامه بیرمنگام پست، 1 مارس 1921.
8) Norman to Curzon ,1 March 1921 .Fo 371 /6403
9) تاریخ این سند به اشتباه سال 1920 م، درج شده است.
[تصویر] بانک استقراضی
اولین جلسه هیئت وزیران (1)در دولت سید ضیاء الدین طباطبایی امروز برگزار شد. در این جلسه مقرر شد شبها از ساعت 9 بعد از ظهر حکومتنظامی برقرار و رفتوآمد در شهر ممنوع باشد. همچنین از آنجا که در چند روز گذشته ادارات پست و تلگراف و تلفن در تعقیب حکومتنظامی تعطیل بود، قرار شد از فردا، مطابق معمول، این ادارات کار خود را آغاز نمایند. (2)
سید ضیاء الدین طباطبایی به موجب حکمی(3)
اولا- تمام بانک را از اموال منقول و غیرمنقول به طرز اداری تحویل گرفته تمام دفاتر و اسناد را نیز مهر نمایید
ثانیا- پرسنل بانک را عموما منحل نمایید تا بعد دستور استخدام داده شود.
ثالثا- رسیدگی کامل به عمل آورید که امانات رهینه بانک چیزی از میان نرود و کم و کسری حاصل ننماید.
رابعا- میزان حساب کلیه دفاتر را استخراج نموده به هیئت دولت ارائه دهید و از روی همان شالوده که لازم است طرح نمایید.
خامسا- نقشههای لازمه را برای اداره کردن بانک هرچه زودتر تدارک نموده اقدام کنید. به وزارت خانهها و دوایر نظامی امر شده است که هرزمان به آنها برای مساعدت مراجعه نمایید همه نوع تقویت به عمل آورند.» (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 36، پ 16، ص 142).
الکساندر طومانیانس را به ریاست بانک استقراضی ایران منصوب کرد تا پس از واگذاری کامل این بانک به دولت ایران، وی ریاست این بانک را عهدهدار شود. (4)«هنری هوپنو» کاردار سفارت فرانسه در مراسلهای به سید ضیاء الدین طباطبایی به وی اطلاع داد، در بین مکتوباتی که از شاهزاده نصرت الدوله ضبط شده دو فقره مراسله موجود است که از پاریس برای وی ارسال شده و در زمان بازگشت هنگام مراجعت ایشان از فرانسه و توقیف وی این مراسلات نیز ضبط شده است که آن مراسلات متعلق به «ژنرال ژان کوکتو» و «فیلیپ برتولت» سفیر فرانسه و منشی وزارت خارجه فرانسه بوده است. «هوپنو»، با توجه به ضبط این مراسلات توسط دولت ایران رفع توقیف این مراسلات را خواستار گردید. (5)در روزهای بعد برای بازگرداندن این مراسلات پیگیری هایی صورت گرفت. (6)
از طرف ریاست وزرا، کلنل «منوچهر خان سپانلو» با اختیارات تامه به حکومتنظامی قزوین منصوب شد و حکومتهای سمنان و دامغان و قم و کاشان نیز به اداره ژاندارمری و صاحب منصبانی که در آن نقاط بودند تفویض شد. (7)
مطابق اعلام رسمی جنرال کنسولگری انگلیس در بوشهر، استفاده عمومی از خط راهآهن بوشهر- برازجان از امروز متوقف شد.
انگلیسیها تدریجا در حال جمعآوری ادوات و آلات خط راهآهن مذکور بودند.(8)
احمد شاه قاجار طی حکمی به ژنرال «دیکسن» تبعه دولت انگلیس یک قطعه تمثال همایونی درجه دوم اعطا نمود.
وزارت امور خارجه مأمور امضا و رسانیدن این فرمان به «دیکسون» شد.(9)
ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران دستور داد، برای برگزاری مجلس ترحیم میرزا فضلعلی آقا مجتهد تبریزی (10)که در مسجد شیخ عبد الحسین (مسجد ترکها) انعقاد خواهد یافت ممانعت ایجاد ننمایند. (11)
1) در کابینه سیاه سه ماه و چند روزه سید ضیاء الدین طباطبایی، بیست و شش جلسه هیئت وزیران تشکیل گردید که اولین نشست روز سهشنبه یازدهم اسفند 1299 و آخرین نشست این کابینه روز سهشنبه 27 اردیبهشت 1300 بود. (زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 203).
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 203، 205.
3) متن حکم سید ضیاء الدین به شرح ذیل میباشد: «جناب آقای الکساندر طومانیانس نظر به اینکه دولت در نظر گرفته است که بانک استقراضی ایران را ضبط و اداره نماید و برای ریاست بانک مزبور وجود یک نفر شخص لایق، امین و متخصص در امور مالیه لازم میباشد لهذا جنابعالی را که طرف اعتماد کامل دولت میباشید و همهوقت در انجام خدمات دولت حاضر بودهاید، برای ریاست مزبور معین مینمایم [.] لازم است به فوریت به بانک مزبور رفته:
4) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 36، پ 16، ص 142.
5) اسناد کابینه کودتا، ص 125.
6) همان، ص 126- 128.
7) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 3.
8) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 12/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 13، ص 8.
9) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 5، ص 12.
10) میرزا فضلعلی مجتهد تبریزی از روحانیون آذربایجان و از نمایندگان دوره اول مجلس شورای ملی، برای معالجه به برلین رفته بود ولی در آنجا دار فانی را وداع گفت.
11) اسناد کابینه کودتا، ص 314 و 315؛ روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 1.
سید ضیاء الدین طباطبایی، به فرمانده قشون جنوب در شیراز دستور داد یک ستون قشون (1)را به همراه توپ خانه به تهران اعزام نماید. (2)
چهارشنبه 12 اسفند 1299/ 2 مارس 1921/ 21 جمادی الثانی 1339
پس از اشغال تفلیس (1)، امروز «پاولسکی» کمیسر سیاسی ارتش یازدهم سرخ، با نوشتن نامهای به مسکو خواستار اجرای عملیات مشابهی در ایران شد. وی معتقد بود، مقاومت بلوک ایران و انگلیس، با نخستین حملات نیروهای سرخ به آسانی درهم خواهد شکست. (2)
«جی. پی. چرچیل» (3)
(فرهنگ رجال قاجار، ص 7).
)Churchil( در خصوص کودتا در یادداشتی برای درج در پرونده نوشت: قضیه کودتا ظاهرا نتیجه یک توطئه است. (4)احمد علی سپهر (مورخ الدوله) در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی به وی قول داد در امور سیاسی مداخله نکرده، مراوده و معاشرت با افراد را ترک نماید و در خانه به تدوین و نشر زندگینامه شخصی سید ضیاء به زبان فارسی و فرانسه مشغول شود. «مورخ الدوله» سپس از سید ضیاء تقاضا کرد به ادارات قزاق خانه و نظمیه دستور دهد متعرض او و پدرش نشوند. (5)
سید ضیاء الدین طباطبایی با ارسال متحد المآنی(6)به فرمانفرمایان ایالات و حکام ولایات به منظور معرفی اعضای کابینه، خود را به عنوان وزیر داخله، و آقایان میرزا محمود خان مدیر الملک، میرزا عیسی خان (فیض)، مسعود خان (کیهان)، میرزا علی محمد خان موقر الدوله، رضا قلی خان نیر الملک، میرزا نقی خان مشیر معظم، میرزا علی اصغر خان مؤدب الدوله، میرزا حسن خان عدل الملک و میرزا مصطفی خان منصور السلطنه را به ترتیب به عنوان وزیر امور خارجه، وزیر مالیه، وزیر جنگ، وزیر فواید عامه، وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، وزیر پست و تلگراف، وزیر صحیه، کفیل وزارت عدلیه معرفی نمود.(7)
سید ضیاء الدین طباطبایی در متحد المآنی خطاب به والیان خراسان، تبریز و اصفهان با بیان اینکه دولت ایران، بانک استقراضی روس را ضبط نموده و «الکساندر خان طومانیانس» نیز به ریاست آن منصوب شده است. از آنان خواست، بدون آنکه، متصدیان بانک روس آگاهی یابند با حضور کارگزار و امین مالیه هرچه سریعتر اسناد، دفاتر و آرشیو بانک را امضا و ضبط نمایند و صورت آنچه را ضبط مینمایند به امضای کارگزار و امین مالیه رسانده، فورا به تهران ارسال نمایند. (8)
امروز از بین کلیه روزنامههای مرکز که از صبح روز چهارم اسفند توقیف شده بودند، فقط به روزنامه ایران اجازه انتشار داده شد(9)
امروز وزارت خانهها که بعد از کودتا تعطیل شده بودند، دایر و وزرای جدید مشغول به کار شدند ولی در وزارت عدلیه، محاکم همچنان به حال تعطیل باقی بود.(10)
سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزرا طی فرمانی از خزانه کل کشور خواست، صورت کاملی از اسامی همه افرادی که از خزانه کل شهریه و حقوق دریافت میدارند با ذکر میزان شهریه دریافتی آنان را برای او ارسال نمایند. (11)
1) در آن زمان حکومت گرجستان توسط منشویکها اداره میشد و دولت بلشویکی روسیه (شوروی) با منشویکها در حال جنگ بود. در 21 فوریه 1921 م، ارتش سرخ وارد گرجستان شد و چهار روز بعد تأسیس جمهوری شوروی سوسیالیستی گرجستان اعلام شد که در خبر مذکور یکی از افسران ارتش سرخ خواستار تصرف ایران و انجام عملیات مشابهی در ایران شده است تا ایران یا حداقل بخش هایی از ایران به تصرف شوروی درآید. (تاریخ روسیه شوروی، ج 3، ص 359 و 367).
2) Report to the Interdepartmenta l Committee on Bolshevism, as a Menace to the British Empire, July 1921, PP. 74- 76, L/ PS/ 10/ 886.
3) «جرج پرسی چرچیل»)George Percy Churchill( فرزند «هنری آدریان چرچیل» کنسول انگلیس از 1875 تا 1879 و برادر «آلفرد فرانسیس چرچیل» نایب کنسولگری رشت از 1903 تا 1905 و «سیدنی جان الکساندر چرچیل» دبیر دوم دبیر خانه شرقی سفارت انگلیس بود. وی در اوایل سده بیستم میلادی دبیر شرقی سفارت انگلیس بود که با نظم و مرتب کردن اسناد و گزارشهای سفارت انگلیس و افزودن مطالب جدید مجموعهای جالب شامل شرح حال رجال ایرانی، به نام فرهنگ رجال قاجار را فراهم کرد.
4) Minute prepared by G. p. Churchill, 3 March 1921. Fo 371/ 6401.
5) نامه احمد علی سپهر به سید ضیاء الدین طباطبایی، 12/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 54543- ن.
6) متحد المال: بخشنامه.
7) متحد المال از ریاست وزرا به فرمانفرمایان ایالات و حکام ولایات، 12/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 54869- ن.
8) تلگراف صادره از ریاست وزرا به خراسان، تبریز و اصفهان، 12/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 36، پ 16، پ 75.
9) تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 268.
10) شرح زندگانی من، ج 3، ص 225.
11) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 3.
[تصویر] ژنرال وستداهل رئیس سوئدی اداره نظمیه ایران به اتفاق ابو القاسم ناصر الملک نایب السلطنه، قاسم والی (سردار همایون) و بیورلینگ رئیس کلانتری و جمعی از کارکنان و صاحب منصبان ایرانی و سوئدی اداره نظمیه
پس از وقوع کودتای سوم اسفندماه، از طرف حکومت نظامی تهران مقرر گردیده بود از ساعت 8 شب به بعد اشخاص بدون جواز عبور، حق خارج شدن از منزل را ندارند ولی از امروز ساعت منع عبورومرور افزایش یافت و ساعت شروع حکومتنظامی از ساعت 8 شب به ساعت 9 شب به بعد تغییر یافت. (1)
«ابو القاسم فروهر» نماینده اداره محاکمات وزارت امور خارجه، عصر امروز به اتفاق «الکساندر خان طومانیانس» و شاهزاده «ابتهاج السلطان»، خزانه، آرشیو، صندوق و اطاقهای متعلق به بانک استقراضی را با حضور مسئولین هریک از شعب مهروموم نمودند. (2)
امروز مخابرات تلگراف و ارسال بستههای پستی در اداره پست و تلگراف پذیرفته شد. بعد از چند روز مخابرات تلفنی هم در شهر تهران برقرار گردید. (3)
قوام السلطنه والی خراسان در تلگرافی به وزارت داخله با بیان اینکه، جهت اطمینان خاطر عموم اهالی، لازم است قوای نظامی در سرحدات افزایش یابند، پیشنهاد کرد، هشتصد نفر پیاده و بیست نفر سوار برای این منظور در نظر گرفته شود.
وی در ادامه افزود، هزینه استخدام این عده چهل هزار تومان برآورد شده است. قوام السلطنه از وزارت داخله سؤال نمود که آیا امکان دارد برای تهیه این مبلغ از اهالی خراسان کمک گرفته شود؟ (4)
پس از اعدام دو تن از اشرار «دسته منصور»، که در اطراف کاشان شرارت و راهزنی میکردند، در روز شنبه گذشته در اصفهان، امروز نیز، دو نفر دیگر از آنان پس از بازجویی هایی که در کاشان و اصفهان از آنان به عمل آمده بود، در میدان شاه اصفهان به دار آویخته شدند. (5)
دولت روسیه اعلام کرد بر طبق فصل سوم عهدنامه مودت ایران و روسیه، تمایل دارد از سوی ایران برای تحویل گرفتن فیروزه و جزایر خلیج استرآباد کمیسیون هایی تشکیل شود. (6)
شاهزاده «جلیل الدوله» فرزند ارشد شاهزاده «سیف الدوله» از طرف احمد شاه ملقب به «سیف الدوله» گردید. (7)
والی آذربایجان از وزارت داخله تقاضا نمود، به پاس خدمات «بصیر الوزاره» به ایشان نشان دولتی اعطا شود. (8)
امروز کمیسیون بلدیه مرکب از آقایان حکیم اعظم، میرزا
1) همان، ص 1.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 36، پ 16، ص 3.
3) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 1؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 266، 267.
4) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 2.
5) تلگراف کفیل کارگزار اصفهان به وزیر خارجه، 12/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 74.
6) تلگراف منشور الملک از آستارا بهریاست وزرا، 14/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 15، پ 2، ص 54.
7) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 2.
8) همان.
نصر اللّه خان، ایپکیان، معتمد الممالک، میرزا عبد اللّه خان (مختار الملک صبا)، مات، آلبرت، وستن (1)و تیگران (2)در وزارت داخله تشکیل شد. هدف از تشکیل این کمیسیون تهیه لوایح لازم برای اصلاحات در ساختار بلدیه بود. (3)
پیش از ظهر امروز وزیرمختار انگلیس در دربار با رئیس الوزراء ملاقات و مذاکره کرد. رئیس الوزراء با ژنرال «وستداهل» (4)رئیس تشکیلات نظمیه (5)
به همین سبب در کابینه دوم که به ریاست قوام السلطنه در روز چهاردهم خرداد 1300 تشکیل شد و او باز پست وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا را در اختیار داشت، به قوام السلطنه که وزارت داخله را نیز با حفظ سمت عهدهدار بود، پیشنهاد نمود که نظمیه از وزارت داخله منتزع شود و زیر امر وزارت جنگ قرار گیرد. ولی قوام السلطنه با این امر موافقت نکرد. در دیماه 1302 ش، رضا خان که در 6 آبان همان سال به ریاست الوزرایی رسید، به خدمت مستشاران سوئدی در نظمیه خاتمه داده و «وستداهل» را از ریاست نظمیه منفصل و به جای او سرهنگ محمد خان درگاهی افسر ژاندارمری را به این سمت منصوب نمود. از آن زمان تا سقوط رضا خان همواره شهربانی و دوایر مخفی و جاسوسی آن قدرت واقعی را در دست داشتند و حتی وزیران نیز بازیچه امیال و هوسهای مأمورین شهربانی بودند. (نظمیه در دوره پهلوی، صص 25- 35؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 99، ج 2، صص 301- 303؛ فصلنامه گنجینه اسناد، دفتر سوم پاییز 1373، ص 30).
نیز ملاقات داشت.امروز رضا خان، رئیس دیویزیون قزاق و فرمانده کل قوا، با انتشار اعلانی (6)
«چون برای تکمیل نفرات دیویزیون قزاق اعلیحضرت همایونی ارواحنا فداه، یک عده سوار و پیاده لازم است لهذا به موجب این اعلان خاطر عموم اهالی مستحضر میدارد اشخاصی که دارای بنیه سالم بوده و سن آنها کمتر از 18 و بالاتر از 25 نباشد در صورتی که اسب صحیح داشته باشند در جزو سوار و الا در پیادهنظام به خدمت قبول میشوند داوطلبان استخدام در قزاق خانه میتوانند همهروزه به دفتر بریگاد سوار یا دفتر بریگاد پیاده خود را معرفی نمایند- رئیس دیویزیون قزاق اعلیحضرت همایونی و فرمانده کل قوا رضا.»
در شهر تهران از اشخاص داوطلب واجد شرایط، جهت استخدام در قزاق خانه دعوت به همکاری کرد (7)1) البته در برخی منابع این نام «ونسن» قید شده است. (م).
2) آقایان مات، آلبرت، و ... از مستشاران خارجی بودند.
3) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 1؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 266.
4) ژنرال وستداهل در اواسط سال 1292 ش، بنابر دعوت دولت ایران در زمان نخستوزیری مستوفی الممالک به همراه دو سوئدی دیگر به نامهای «برگدال» و «ارفاس» وارد ایران شد و به ریاست نظمیه تهران منصوب گردید. وستداهل در هنگام ورود به ایران دارای درجه سرگردی بود که بعدها تا درجه ژنرالی ارتقا یافت. او پیش از آمدن به تهران کفیل یکی از کلانتریهای شهر استکهلم بود وستداهل در طوق اقامتش در ایران که ده سال و چهار ماه به درازا کشید، توانست در تهران و بعضی از شهرهای ایران نظمیه هایی نوین و آشنا به علم روز پایهگذاری کند. او در اوایل کار به دلیل نداشتن امکانات، از پرسنل و امکانات ژاندارمری با موافقت ژنرال یالمارسن فرمانده سوئدی این ارگان استفاده نمود. نخستین اقدام وستداهل پس از تصفیه اداره نظمیه، آموزش افسران و افراد آن بود وستداهل برای اینکار از لاسن، یاری گرفت و سیصد نفر پاسبان را برای اخذ تعلیمات به ساخلوی باغ شاه و سیصد نفر دیگر را به ساخلوی یوسفآباد گسیل داشت. وستداهل علاوه بر این در مجاورت اداره مرکزی نظمیه در میدان سپه سابق دو آموزشگاه دایر کرد اقامت ده ساله ژنرال وستداهل در ایران با رویدادهای بسیار و تعیینکنندهای مصادف بود که نتایج بسیاری از این رویدادها چیزی جز هرجومرج و آشوب و آشفتگی اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نبود. (نظم و نظمیه در دوره قاجاریه، ص 187؛ سوئدیها در ایران، ص 185).
5) نظمیه قبل و مدتی بعد از کودتای 1299 ش، توسط افسران سوئدی اداره میشد. بعضی از صاحب نظران معتقد بودند که بهترین ادوار شهربانی ایران دورانی بوده که زیر نظر سوئدیها، مخصوصا «وستداهل» اداره میشده است. زیرا این شخص به خاطر حسن نظری که نسبت به ایران داشت، همواره در کمال صداقت و امانت انجاموظیفه مینمود و اینکه سردار سپه شهربانی را از دست او خارج نمود نه از این نظر بود که امثال درگاهی (رئیس شهربانی از 1302 تا 1308 ش) و کوپال (رئیس شهربانی از 1308 تا 1310 ش) آن را بهتر اداره میکردند بلکه از این جهت بود که مجری بیچون و چرای دستورات خلاف قانون او بودند. از زمانیکه شهربانی به دست رضا خان افتاد وسیلهای برای انجام مقاصد سیاسی سردار سپه آنروز و رضا شاه بعدی شد. به همین دلیل رضا خان از همان ابتدا عقیده داشت که نظمیه و ژاندارمری و هرنیروی دیگری در مملکت باید زیر نظر وزارت جنگ باشد.
6) . اعلان مذکور به شرح ذیل بود:
7) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1299، ص 1.
پنجشنبه 13 اسفند 1299/ 3 مارس 1921/ 22 جمادی الثانی 1339
هیئت دولت در جلسه امروز به اتفاق آرا معاهده مورخه نهم ماه اوت 1919 م، بین ایران و انگلستان را ملغی و به وزارت خارجه اعلام کرد که با تنظیم لایحهای درباره الغای قرارداد مذکور مراتب را به سفارت انگلیس اعلام نماید. (1)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در ایران که از حامیان و طرفداران اقدامات سید ضیاء علیه طبقه حاکمه بود، به لرد کرزن وزیر خارجه انگلیس چنین اظهار نمود که قدرت را جز با زور نمیتوان از چنگ گروه کوچکی از افراد فاسد و بیکفایت یا هردو که تا به حال آن را در انحصار خود داشتهاند و تقریبا کشور را به نابودی کشاندهاند، درآورد. نرمن نیز تأیید کرد که حبس و تبعید تنها راه جلوگیری از دستیابی مجدد آنان به مقامهای پیشین است. او حتی در این گزارش که برای کرزن ارسال نمود، خاطرنشان ساخت که بعضی از طبقه حاکمه قدیم از کودتا و نتایج آن به عنوان تنها راه نجات ایران از چنگال بلشویکها استقبال میکنند. (2)
وزارت خارجه انگلیس که به حفظ افسران انگلیسی در شمال ایران تمایل داشت، به وزارت جنگ (3)
«الیفانت» پس از جلسهای طولانی، نتوانست نگرانی ژنرال «رادکلیف»، فرمانده عملیات نظامی را که هنوز هم احساس میکرد در صورت به خطر افتادن زندگی این افسران وزارت جنگ ناگزیر میشود که برای نجاتشان اقدام کند، فرونشاند. «الیفانت» مستقیما به «ویلسون» متوسل شد، او سرانجام موافقت کرد به افسرانی که داوطلب این کار بودند اجازه دهد، اما هشدار داد که آنان باید بدانند که در صورت به خطر افتادن جانشان، اعزام نیرو برای نجاتشان امکانپذیر نیست.
) Wo to Haldane, 19 March 1921, wo 32/ 5807; Fo 371/ 6426/ 3166.
3420, 3399 (.
Wo to Fo. 3 March 1921, Fo 371/ 6426/ 3166.
انگلیس پیشنهاد داد، افسران انگلیسی مزبور به طور انفرادی و داوطلبانه وارد خدمت در ایران شوند که مسئولیتی متوجه دولت انگلیس نباشد. (4)امروز هیئت دولت با استخدام عدهای مستشار از کشورهای مختلف اروپا و آمریکا به شرح ذیل موافقت نمود:
1- یک نفر افسر عالیرتبه سوئدی که حداقل دارای درجه سرهنگی و بیست و چهار نفر صاحب منصب سوئدی که دارای درجات مختلف نظامی باشند، با نظر وزارت خانههای داخله و جنگ از کشور سوئد برای تشکیلات اداره ژاندارمری.
2- یک نفر مستشار عالیرتبه و ده نفر متخصص مالیه از انگلستان که متناسب با مشاغل مورد نظر با مشاوره وزارت مالیه در نظر گرفته شوند.
3- یک نفر مستشار عالیرتبه و ده نفر متخصص امور کشاورزی از آمریکا با موافقت وزارت خانههای مالیه و فلاحت و تجارت برای اصلاح امور کشاورزی و تقسیم اراضی خالصه.
4- یک نفر مستشار عالیرتبه و چهار نفر متخصص قضایی برای عدلیه با موافقت نظر وزارت عدلیه از فرانسه، همچنین مسئولیت استخدام مستشاران و متخصصین خارجی، به «میرزا حسین خان علاء» محول شد. وظیفه انتخاب مستشاران و عقد قرارداد با آنان نیز به عهده میرزا حسین خان علاء گذاشته شد. (5)
روسها یکصد و پنجاه نفر از نیروهای خود را که اخیرا به ایران وارد کرده بودند به پل خاتون اعزام نمودند.(6)
مصوبه مهم دیگر در جلسه امروز در دولت ضبط دارایی تجارت خانه تومانیانس (7)
در سالهای آخر دایر بودن تجارت خانه تومانیانس سه نفر از فرزندان تومانیانس به نامهای وارطان، گریگور و لیون تومانیانس تجارت خانه را اداره میکردند. (جهت اطلاع بیشتر رک: تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران، ص 47- 50؛ خاطرات احتشام السلطنه، ص 219؛ سفری به ایران همزمان با انقلاب روسیه، ص 43؛ بانک و عملیات بانکی، ص 309- 311؛ پول و بانک از نظریه تا سیاستگذاری، ص 169؛ موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران، ص 77- 78).
اعم از منقول و غیرمنقول (در هرنقطه از کشور) در مقابل بدهی این تجارت خانه به دولت بود. (8)«مسعود کیهان» وزیر جنگ با انتشار بیانیهای اعلام کرد: با توجه به اینکه، وزارت جنگ برای اصلاحات نظامی مجبور به اتخاذ تصمیمات اساسی است، از این به بعد هرگونه توصیهای، درباره هرکس، به این وزارت خانه برسد، بدون پاسخ
1) اسناد وزارت امور خارجه، س 1339 ق، ک 37، پ 2، ص 7 و زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 205.
2) Norman to Curzon, 3 March 1921, Fo 371/ 6401/ 2883
3) وزارت جنگ انگلیس به دلیل آنکه، این امر به تعهدات بیشتر نظامی از نوعی نامحدود منجر نشود و بودجه و افراد لازم هم موجود نبود مخالف پیشنهاد وزارت خارجه بود.
4) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 15/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 85.
5) مراسله ریاست وزرا به وزارت خارجه، 30/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 50، اصل این مصوبه در 13/ 12/ 1299 بوده که در روزشمار تاریخ ایران نوشته باقر عاقلی، تاریخ 16/ 12/ 1299 برای آن ذکر شده است که صحیح نمیباشد. (م).
6) تلگراف کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 14/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 6، ص 123.
7) 7تجارت خانه تومانیانس. اولین تجارت خانهای است که در ایران به کار صرافی و بانکداری، به شکل وسیع و جدید آن، روی آورد. هاراتون تومانیانس در 1257، مؤسسه تجاری خود را در تبریز، شهر پررونق تجاری آن زمان، تأسیس کرد و پس از برقراری صادرات و واردات با روسیه و چند سفر به این کشور و آشنایی با بانکداری آن، در 1309 کار صرافی و بانکداری را آغاز کرد که به تدریج، به صورت فعالیت اصلی تجارت خانه درآمد. تومانیانس در شهرهای تهران، تبریز، ارومیه، رشت، بندر انزلی، قزوین، مشهد، سبزوار، گرگان و نیز شهرهای خارجی بادکوبه، حاجی طر خان، مسکو، برلین، پاریس، لندن و قسطنطنیه شعبه نمایندگی داشت. این مؤسسه، در مدتی کوتاه توانست در خرید و فروش ارز با بانک شاهنشاهی رقابت کند و با افتتاح حساب جاری برای مردم، پرداخت وام و دادن بهره به موجودی تا 6%، موفقیت زیادی به دست آورد. ولی پس از قریب یک قرن فعالیت، در جریان انقلاب روسیه، ورشکست و اموالش توقیف شد.
8) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 205.
خواهد ماند و ترتیب اثر داده نخواهد شد (1)
«نرمن» در مقام معرفی سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزرای جدید ایران به «کرزن» وزیر خارجه انگلیس وی را نخستین کسی دانست که، جدا در صدد برآمده تا دست به اصلاحات بزند ... نخستین کسی است که، پس از میرزا تقی خان امیرکبیر در صدد تغییرهای جدی برآمده است. (2)
از سوی رئیس الوزراء به تمام وزارت خانهها و دوایر دولتی دستور داده شد، هرچه زودتر بودجههای سال آینده خود را تهیه نموده و به هیئت دولت ارائه کنند. (3)
قبل از ظهر امروز رضا خان رئیس دیویزیون قزاق به حضور رئیس الوزراء رسید و مدتی با وی مذاکره و گزارش هایی را به او ارائه کرد. (4)
امروز مبلغ بیست و شش هزار و پانصد تومان از بابت درآمدهای اداره تحدید و دو هزار و پانصد تومان از بابت درآمدهای اداره د خانیات به خزانهداری کل تحویل گردید. (5)
پیش از ظهر امروز «موقر الدوله» وزیر فلاحت و تجارت و فواید عامه به تمام دوایر و شعب این وزارت خانه سرکشی کرده، و افراد هریک از این دوایر به او معرفی شدند، به هریک از این کارکنان جهت بهبود امور اداری توصیههای لازم ارائه شد. (6)
به مناسبت درگذشت مرحوم «میرزا فضلعلی مجتهد تبریزی» (7)
وی در هنگام مرگ حدود 60 سال داشت. (رجال عصر مشروطیت، ص 81؛ یادداشتهای قزوینی، ج 8، ص 221 و 222).
امروز مجلس ترحیمی در مسجد شیخ عبد الحسین (مسجد ترکها) برگزار گردید. (8)مبلغ پنجاه هزار تومان از بانک شاهنشاهی شعبه اصفهان به عراق (اراک) حمل گردید.
1) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 1.
2) Norman to Curzon ,3 March 1921 .Fo 371 /6403
3) روزنامه ایران، 14/ 12/ 1299، ص 1.
4) همان، ص 1.
5) همان، ص 2.
6) همان، ص 1.
7) فضلعلی آقا مجتهد تبریزی (میرزا) فرزند حاجی میرزا عبد الکریم ملاباشی پسر میرزا ابو القاسم ایروانی الاصل، پسر میرزا محمد کلانتر از ساکنین تبریز و جزو علمای آن شهر، مخصوصا از ادبای درجه اول آنجا، محسوب میشد. در دوره اول مشروطیت ایران در س 1324 ق، از طرف آذربایجان به عنوان وکیل مجلس به تهران روانه گردید. پس از انحلال مجلس در س 1326 ق، در تهران متوقف و بعدها به خدمت عدلیه درآمد و در اداره دیوان تمیز عضو گردید. در سال 1334 ق، به واسطه کسالت مزاج عازم لندن و بعد از مدتی عازم هلند شد و در سال 1335 ق، برای تکمیل معالجه به برلین رفت سرانجام وی در فوریه 1921 م، دارفانی را وداع گفت.
8) روزنامه ایران، 13/ 12/ 1299، ص 1.
جمعه 14 اسفند 1299/ 4 مارس 1921/ 23 جمادی الثانی 1339
سردار محتشم، سردار فاتح (1)و امیر حسین خان (2)پسر سردار ظفر با حضور در تلگراف خانه اصفهان، با صمصام السلطنه، سردار ظفر(3)
خسرو خان سردار ظفر در بهمنماه 1312 ش، درگذشت. (روزنامه اطلاعات، 8/ 11/ 1313؛ رجال و حاکمان کمره و جاپلق، ص 584- 587؛ تاریخ سیاسی، اجتماعی بختیاری، ص 296، 297؛ مجله یغما، س 1337، شم 2، ص 68).
و امیر جنگ (4)محمد تقی خان اسعد در دورههای پنجم و ششم، هفتم، هشتم، نهم و چهاردهم مجلس شورای ملی از سوی اهالی ساوه، زرند و دزفول به نمایندگی برگزیده شد. او در مجلس پنجم در سال 1304 ش، یکی از امضاء کنندگان مادهواحده انقراض سلطنت قاجاریه و تشکیل مجلس مؤسسان بود.
در سال 1304 ش، نیز به نمایندگی از طرف مردم ساوه وارد مجلس مؤسسان شد و در شعبه دوم آن به فعالیت پرداخت. پس از دستگیری برادر بزرگتر او جعفر قلی خان سردار اسعد و دستگیری سران بختیاری در سال 1312، امیر جنگ نیز در حالیکه نماینده مجلس نهم بود و مصونیت پارلمانی از او سلب شد و اسعد به زندان رفت و در بند هفت با چند تن از بختیاریها و نیز برخی فعالان سیاسی چپگرا در حبس ماند. دو برادرش در زندان کشته شدند. پس از شهریور 1320 و تبعید و خروج رضا شاه از کشور او نیز به همراه سایر زندانیان سیاسی آزاد شد. محمد تقی خان اسعد در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی (اسفند 1322) مجددا به وکالت مجلس رسید و رئیس سنی مجلس شد. اسعد بختیاری در اسفند 1332 نیز، به عنوان سناتور انتصابی اصفهان تعیین شد. سرانجام او در 9 فروردین 1343 درگذشت. (فرهنگ ناموران، ج 2، ص 496- 498).
در تهران مخابرات حضوری به عمل آوردند. آقایان در تهران از طرف مسئولین دولت به آقایان در اصفهان امیدواری داده و اظهار نمودند که سردار جنگ (5)و سردار اشجع به تهران اعزام شوند. این دستور مقامات دولتی به آقایان سردار جنگ و سردار اشجع که در نجفآباد اقامت داشتند ابلاغ شد. (6)حکومتنظامی تهران با احضار چند نفر از اتباع فرانسوی از آنان تعهد گرفت، فروش مشروبات الکلی چه به مشتریان ایرانی و خارجی را متوقف نمایند و هرقدر از اینگونه مشروبات دارند به اداره رسومات تحویل دهند. پس از این اقدام حکومتنظامی تهران، سفارت فرانسه در نامهای به وزارت امور خارجه به اقدام حکومتنظامی تهران بدون اطلاع سفارت فرانسه اعتراض نمود و به اتباع خود نیز دستور داد از امضای اظهاریهای که به این طریق به آنان داده شده است خودداری نمایند. (7)
بانک شاهنشاهی شعبه اصفهان مبلغ پنج هزار تومان، توسط مکاری به یزد ارسال کرد.(8)
پیرو تعطیل شدن وزارت عدلیه و صدور دستور تعطیلی و انحلال ادارات عدلیه، در سراسر کشور، امروز از سوی وزارت عدلیه به اداره عدلیه اصفهان دستور داده شد، باید تمام دوایر عدلیه در ولایات تعطیل شوند. ازاینرو، حکومت اصفهان جهت حفاظت از اسناد و مدارک موجود، تعدادی ژاندارم را به آنجا اعزام کرد.(9)
[تصویر] خسرو خان (سردار ظفر)
الکساندر طومانیانس(10)که طی حکمی از سوی سید
1) محمد رضا خان ملقب به سردار فاتح، متولد سال 1263 ش، نهمین پسر امامقلی خان، مشهور به حاجی ایل خانی، مؤسس شاخه جدیدتر هفت لنگ، که رؤسای آن به «خوانین بزرگ» ملقب بودند. او با یکی از دختران عمویش، نجفقلی خان صمصام السلطنه ازدواج کرد که پدر شاپور بختیار آخرین نخستوزیر محمد رضا پهلوی بود. لقب سردار فاتح با فرمان عموی دیگرش حاجی علیقلی خان، سردار اسعد دوم در زمان قشونکشی بختیاریها برای فتح تهران در تابستان 1327 ق، به او داده شد. در 1332 ق، فرماندار یزد و در 1300 ش، فرماندار اصفهان بود. در 1309 ش، به تهران بازگشت و در 1312 ش، همراه با چند تن دیگر از اعضای خانوادهاش دستگیر و در 1313 ش، در زندان اعدام شد. (دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 428).
2) امیر حسین خان فرزند «خسرو خان سردار ظفر» در چهار محال و بختیاری در سال 1273 ش، متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در ایران گذرانید و سپس برای تکمیل تحصیلات در امور سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور رفت و دوره تحصیلات عالی را در لوزان و پاریس و انگلستان به پایان رسانید. امیر حسین از سال 1296 ش، تا 1299 حاکم یزد بود. در دورههای پنجم، ششم، هفتم، نهم و پانزدهم از ایل بختیاری و در دوره ششم از نجفآباد اصفهان به نمایندگی انتخاب شد. (مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج 2، ص 705).
3) خسرو خان ملقب به سردار ظفر یکی از سرداران بختیاری است که به هنگام حکومت اصفهان، محدوده حکومتیاش شهرهای کمره، گلپایگان و خوانسار را نیز دربر میگرفت. خسرو خان سردار ظفر فرزند پنجم حسینقلی خان ایل خانی بختیاری است. وی بعد از تحصیلات مقدماتی در اوایل سلطنت محمد علی شاه با برادرش «سردار اسعد» به اروپا رفت و در آنجا زبان فرانسه را فراگرفت. او دو فرزند خود را نیز برای تحصیل زبان فرانسه و علوم سیاسی در سال 1328 ق، به سوئیس فرستاد. سردار ظفر توانست در سال 1907 قول فرمان منصب ایل خانی بختیاری را از محمد علی شاه دریافت دارد. خسرو خان سردار ظفر خاطرات خود را در کتابی تألیف کرد.
4) محمد تقی خان اسعد بختیاری ملقب به امیر جنگ و ضیاء السلطان، فرزند حاج علیقلی خان سردار اسعد، در سال 1267 ش، متولد شد. پدرش، سردار اسعد بختیاری از سران مشروطه و سرکرده مجاهدین بختیاری در فتح تهران بود. محمد تقی خان اسعد در فتح تهران (1327 ق) فرماندهی گروهی از بختیاریها را به عهده داشت و پس از فتح تهران و استقرار دولت مشروطه، مأمور سرکوب نیروهای سالار الدوله شد و در صدر مشروطه به مأموریتهای مختلفی از طرف دولت گمارده شد.
5) نصیر خان صارم الملک ملقب به سردار جنگ در سال 1243 ش، متولد شد. از سران بختیاری، پنجمین پسر امامقلی خان، مشهور به حاجی ایل خانی، از معدود سران بختیاری بود که در مقام فرمانده هنگ سوار مستقر در تهران، در جریان انقلاب مشروطه در کنار سلسله قاجار باقی ماند. در طول جنگ جهانی اول ایل خانی بختیاری بود، و در نظر ایشان چهرهای افسانهای و جنگجویی دلیر و تسلیمناپذیر و سرسخت است. وی در سال 1311 ش، درگذشت. (دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 428).
6) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 15/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 84.
7) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 14/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 1، ص 24.
8) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 15/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 85.
9) تلگراف کارگذاری اصفهان به وزارت خارجه، 15/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 86.
10) پس از درگذشت هاراتون طومانیانس چهار فرزند وی که مهمترین آنها الکساندر طومانیانس نام داشت راه پدر خود را ادامه داده و فعالیتهای اقتصادی خود را گسترش دادند. وزارت مالیه برای سروسامان دادن به امور بانک استقراضی و ایجاد زمینههای لازم برای تأسیس بانک ایران از الکساندر طومانیانس ارمنی تبار استفاده کرد و پس از مدتی در دوران رئیس الوزرایی قوام السلطنه، ممتاز الملک رئیس بانک ایران شد. (در برخی منابع نام وی تونیانس نیز ذکر شده است). (اسناد وزارت خارجه، س 1301، ک 38؛ تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران، ص 47- 49).
ضیاء الدین طباطبایی به ریاست بانک استقراضی منصوب شده بود با انتشار بیانیهای خطاب به کارکنان این بانک، خود را به عنوان رئیس بانک معرفی و اعلام نمود، تحویل گرفتن دارایی و دفاتر و اموال منقول و غیرمنقول بانک از همین امروز آغاز خواهد شد. (1)
امروز «احتشام الوزاره» به ریاست اداره مرموزات وزارت امور خارجه منصوب گردید.(2)
شنبه 15 اسفند 1299/ 5 مارس 1921/ 24 جمادی الثانی 1339
اولین اقدام مسعود کیهان در سمت وزارت، انحلال وزارت جنگ و تشکیل کمیسیونی برای بررسی ساختار جدید (1)این وزارت خانه بود. (2)
امروز «انتظام الملک» (3)
وقتی هیئت به ایران بازگشت، انتظام الملک در پاریس باقی ماند تا همکاری لازم را با نصرت الدوله وزیر جدید امور خارجه به عمل آورد. انتظام الملک در سال 1299 ش، به ایران بازگشت و ریاست اداره اروپا به وی واگذار شد. در خردادماه 1304، با سمت وزیرمختار در رم عازم ایتالیا شد. در این مأموریت، سفارت خانههای ایران در مجارستان و چکسلواکی به صورت «آکردیته» با وی بود. انتظام الملک قریب چهار سال در این مأموریت باقی ماند. سرانجام در بهمن 1300 ش، به ایران احضار و به عنوان کفیل وزارت خارجه، به شاه و مجلس معرفی گردید. انتظام الملک که نام خانوادگی عمید را برای خود انتخاب کرده بود مدتی هم در مدرسه علوم سیاسی، تاریخ ایران تدریس مینمود. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 277).
از صاحب منصبان قدیمی وزارت امور خارجه به سمت مدیرکل آن وزارت خانه منصوب شد. (4)به دنبال شیوع بیماری آبله در گلپایگان، حکومت گلپایگان از وزارت داخله تقاضا نمود(5)تا پزشک صحیه گلپایگان تا زمان برطرف شدن این مرض و آبلهکوبی و معالجه بیماران در آن منطقه حضور داشته باشد. (6)
امروز اردوی بزرگی مرکب از قزاقها و ژاندارمهای پیاده و سوار و نظامیان دیگر و سایر قوای دولتی برای سرکوبی اشرار ترکمن وارد گنبد کاووس شدند، تعداد آنان به اندازهای بود که در ساختمانهای دولتی و منازل شخصی و حتی مغازهها استقرار یافتند. (7)
حکومتنظامی تهران در نامهای به وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه اتباع خارجی برخلاف قانون عمومی که برای کلیه مشروبفروشان مقرر شده، همچنان به مشروبفروشی مشغول میباشند و چون تبعه خارجی هستند نمیتوان با جدیت با آنان برخورد نمود، از وزارت امور خارجه درخواست نمود با کلیه سفارت خانههای کشورهای خارجی در ایران، درباره این موضوع مذاکرات لازم را به عمل آورند. (8)
حکومتنظامی تهران به خانواده مستشار الدوله (9)اخطار کرد:
اگر از تاریخ 15 اسفند لغایت پنج روز، مستشار الدوله خود را به حکومتنظامی تهران تسلیم ننماید، (10)کلیه اموال منقول و غیرمنقول وی از سوی دولت ضبط خواهد شد. (11)
[تصویر] صادق صادق (مستشار الدوله)
1) در ساختار جدید وزارت جنگ بنا به پیشنهاد رضا خان، بریگاد مرکزی به قوای قزاق پیوست که خود اقدامی برای تقویت قوای قزاق بود. از دیگر اقدامات مسعود کیهان در سمت وزارت جنگ تقاضای اعطای نشان درجه اول برای کلنل هنری اسمایس و ژنرال آیرونساید و برخی دیگر از افسران انگلیسی بود. (اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 4558- ن).
2) تاریخ معاصر ایران، س 1379، شم 15 و 16، ص 208.
3) میرزا ابو القاسم خان عمید ملقب به انتظام الملک در سال 1299 ق، در تهران متولد شد. پس از انجام تحصیلات مقدماتی و متوسطه، وارد مدرسه علوم سیاسی شد و دوره درس مزبور را به پایان رساند در سال 1321 ق، در وزارت امور خارجه استخدام شد و چون به زبان فرانسه مسلط بود در زمره مترجمین وزارت امور خارجه درآمد. سپس به معاونت اداره ترجمه منصوب شد و در سال 1327 ق، مدیر دایره ترجمه و مطبوعات شد. در سال 1332 ق، به ریاست اداره گذرنامه منصوب گردید و سرانجام در 1297 ش، به جای میرزا حسین خان معین الوزراه که به مقام فوائد عامه ارتقاء یافته بود، به ریاست کابینه وزارت امور خارجه منصوب گردید و در 25 آذرماه 1297 از طرف وثوق الدوله رئیس الوزراء، هیئتی به ریاست مشاور الممالک انصاری وزیر امور خارجه و به عضویت ذکاء الملک فروغی، حسین معین الوزاره و میرزا ابو القاسم خان انتظام الملک برای شرکت در کنفرانس صلح ورسای برای احقاق حق دولت ایران که در جنگ بین المللی خسارات زیادی متحمل شده بود، به پاریس رفت و لیکن هیئت ایرانی را به کنفرانس راه ندادند. در این مأموریت میرزا ابو القاسم انتظام الملک زحمات زیادی متحمل گردید.
4) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 1.
5) اداره صحیه در آن زمان زیر نظر وزارت داخله بود. (م).
6) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 2.
7) همان، ص 1.
8) وزارت خارجه به این نامه حکومتنظامی تهران پاسخ داد، برای جلوگیری از وقوع برخی مشکلات لازم است منع اتباع خارجی از فروش مشروبات با حضور نماینده وزارت خارجه صورت بگیرد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 1، ص 9).
9) صادق صادق (مستشار الدوله) از وکلای تندرو و همفکر و همراه تقیزاده در مجلس شورای ملی اول بود. وی از جمله کسانی بود که مانع ثبت کلمه مشروعه در دستخط فرمان مشروطیت توسط مظفر الدین شاه شد. پس از فتح تهران به عضویت مجلس عالی و هیئت مدیره انقلاب درآمد. در مجلس دوم به ریاست مجلس رسید. سمتهای بعدی وی در وزارت داخله، پست و تلگراف، فواید عامه و وزیر مشاور بود که در دولتهای مشروطه به آن سمتها نائل آمد. وی در جریان قرارداد 1919 به مخالفت با قرارداد پرداخت و تبعید شد، پس از کودتا تحت تعقیب سید ضیاء قرار گرفت اما با عزل سید ضیاء ظاهرا مشکلات وی نیز خاتمه یافت و به خدمت رضا خان درآمد. وی عضو و رئیس مجلس مؤسسانی بود که در 1304 ش، رضا خان را به سلطنت برگزید. در سال 1309 ش، به سفارت ایران در ترکیه منصوب شد و سفر رضا شاه به ترکیه در زمان سفارت او صورت گرفت. وی پس از پنج سال مأموریت در ترکیه، به تهران احضار گردید و به نیابت تولیت مدرسه عالی سپهسالار انتخاب گردید و پس از مدت کوتاهی بازنشسته شد در مرداد 1321 ش، در دولت قوام السلطنه، وزیر مشاور کابینه قوام السلطنه بود. در سال 1328 ش، سناتور انتصابی آذربایجان شد. سرانجام مستشار الدوله در سال 1332 ش، در سن 88 سالگی در تهران درگذشت و در مقبره ظهیر الدوله دفن گردید. (تاریخ بیست ساله، ج 1، ص 96، 97، 189؛ خاطرات سرریدر بولارد، ص 449- 448؛ خاطرات من ... ص 366- 367؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 2، ص 908- 909).
10) خانواده مستشار الدوله پس از دریافت این اخطار در نامهای به رئیس الوزراء با اظهار بیاطلاعی از محل اختفای وی و ابراز نگرانی از این بابت از سید ضیاء الدین طباطبایی خواستند، دستور دهد تا حکومتنظامی متعرض منزل آنان نشود. (اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 4202- ن).
11) مراسله حکومتنظامی تهران به خانواده مستشار الدوله، 15/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم- 2403- ن.
«عمید الملک» که مدتی در وزارت مالیه و خزانهداری، دارای مقام مهمی بود امروز به سمت کفالت خزانهداری کل منصوب شد. (1)
هیئت دولت با پرداخت مبلغ یک هزار تومان به بازماندگان موسیو «کارلیه بلژیکی» رئیس گمرک بندر لنگه که به دلیل بیماری در بوشهر فوت نموده بود، موافقت کرد. (2)
وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه برای آزادی دو نفر از کارکنان این وزارت خانه که به جای «مدبر الملک»(3)دستگیر شده بودند، برای سید ضیاء الدین طباطبائی، نامهای ارسال نمود.
در این نامه خطاب به سید ضیاء تصریح شده است: پس از اینکه مأمورین حکومتنظامی موفق نمیشوند مدبر الملک را دستگیر نمایند، در عوض «اسد اللّه خان» و «محمد قلی خان» را (برادران او که از کارکنان وزارت فواید عامه بودند)، دستگیر مینمایند. وزارت فواید عامه که این کارمندان خود را بیتقصیر میدانست، با توجه به معوق ماندن کارهای مرجوعه به آنان درخواست آزادی آنها را نمود. (4)
1) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 1.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 206
3) ابراهیم سهرابزاده (مدبر الملک) قبل از کودتای 1299 ش، به همراه میرزا حسین خان سهام الدوله، منشی سفارت اتریش، جمعیتی به نام سوسیالیست تشکیل داده بود. سهرابزاده نماینده مراغه در پنجمین دوره مجلس شورای ملی، وی در غائله جمهوری رضا خان از جمله سرکردگان جمهوریخواهان بود که تظاهراتی به هواداری از جمهوری در تهران برپا کردند. سهرابزاده در آذر 1304 ش، از مراغه به نمایندگی مجلس مؤسسان برگزیده شد تا سلطنت را به رضا خان انتقال دهد. پس از پایان دوره نمایندگی رسوایی اخلاقی و مالی که مربوط به تصرف غیراخلاقی اموال عزیز خان خواجه بود وی را راهی زندان کرد و تمامی اموالش توسط رضا شاه مصادره شد. (شرح حال رجال ایران، ج 2، ص 325 و 326؛ رضا شاه، خاطرات سلیمان بهبودی، ص 23- 22؛ دیدهها و شنیدهها، ص 437؛ تاریخ بیست ساله، ج 3، ص 558؛ خاطرات عز الممالک، ص 260، روزنامه اطلاعات، 20/ 5/ 1305، ص 2).
4) مراسله وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه به ریاست وزرا، 15/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4201- ن.
یکشنبه 16 اسفند 1299/ 6 مارس 1921/ 25 جمادی الثانی 1339
«مصدق السلطنه» والی ایالت فارس، استعفای (1)خود را از این سمت به احمد شاه اعلام کرد. وی در تلگراف خود پیشآمدهای محتمل الوقوع و کسالت مزاج را علت این امر برشمرد. (2)
روزنامه ایران از ارائه طرحی از سوی وزارت معارف درباره آموزش اجباری و تأسیس دار العلم و توسعه تعلیمات ابتدایی برای زنان و ایجاد یک کتاب خانه بزرگ خبر داد که قرار بود به زودی جهت تصویب و اجرا به هیئت دولت ارائه شود. (3)
یکصد نفر قزاق پیاده و پانزده سوار با یک عراده توپ و شصتتیر، به سرکردگی «ایوب خان میرپنج» که در حال عزیمت به طرف سمنان بودند، امروز به «ایوانکی»(4)وارد شدند.(5)
از آنجا که، کمیسیون اعانه مهاجرین (6)گیلان منحل شده و مهاجرین گیلان برای امرارمعاش و تعیین تکلیف خود معطل بودند، «اعتلاء الملک» (7)
در 1316 ق ملقب به اعتلاء الملک گردید و در همین سال به عنوان «راقم نامهها و فرامین وزارت خارجه» به کار پرداخت. دیگر مشاغل و مناصب وی عبارتند از: مستشاری سفارت کبرای اسلامبول 1327، مدیریت اداره عثمانی 1329، معاونت اول کمیسیون سرحدی ایران و عثمانی 1330، ریاست کمیسیون فنی و سیار سرحد ایران و عثمانی در سال 1337 ق؛ در کابینه وثوق الدوله، وزیر دارایی و در 1310 ش، نیز سفیرکبیر ایران در کابل شد.
در دوره دوم مجلس سنا به سناتوری انتخاب گردید. سرانجام وی در سال 1341 درگذشت. (شرح حال رجال ایران، ج 4، ص 1341 ش، رجال وزارت خارجه، ص 91- 217).
که قبلا عضو کمیسیون مزبور بود، به ریاست این کمیسیون معین گردید. (8)امروز بعد از ظهر، جلسهای در خصوص خرید راهآهن بوشهر- برازجان از انگلیسیها، در محل حکومت کل بنادر تشکیل شد. در این جلسه که به ریاست «مسعود السلطان» کفیل حکومت بنادر و با حضور آقایان، یمین الممالک کارگزار کل بنادر خلیجفارس و خوزستان، حاجی محمد باقر تاجر بهبهانی، میرزا حسن علی تاجر کازرونی، حاج محمد علی دهدشتی و ...
برگزار شد، همگی شرکتکنندگان پس از مذاکرات، وجود راهآهن بوشهر- برازجان را لازم دانسته و نتیجه این مذاکرات این شد که مسعود السلطان، و یمین الممالک برای نیل به این مقصود، با مقامات مربوطه مذاکره بنمایند.(9)
مأمورین امنیه راه در شاهرود که پنج ماه حقوق دریافت نکرده بودند، فعالیتهای خود را تعطیل کرده و برای مطالبه حقوق خود اجتماع نمودند. (10)
در جلسه فوق العاده امروز هیئت دولت، راجع به تشکیلات وزارت عدلیه بحث و گفتگو شد و اصلاحاتی در آن صورت گرفت و مقرر شد این لایحه در جلسه بعدی هیئت دولت به تصویب رسیده و برای احمد شاه ارسال شود. (11)
«منشور الملک» امروز در گزارشی به وزارت امور خارجه اظهار داشت: زمانی که نماینده رسمی دولت گرجستان راجع به اعزام مأمور رسمی به دربار ایران صحبت نموده و تقاضای اجازه خرید آذوقه از ایران کرده بود، روابط گرجستان و آذربایجان مطلوب و بین طرفین صلح حاکم بود، اما اکنون بین گرجستان و آذربایجان قفقاز جنگ سختی درگرفته و دولت آذربایجان قفقاز، همه نمایندگان رسمی گرجستان را دستگیر و زندانی نموده است، بنابراین، موضوع خرید آذوقه از ایران به کلی منتفی شده است. (12)
اداره نظمیه تهران که به تصویب هیئت دولت، قصد ایجاد
1) متن استعفانامه مصدق به شرح ذیل بود: «نظر به آثار پیشآمدهای محتمل الوقوع و کسالت مزاجی که بغتتا عارض شده و چاکر را از تحمل زحمت فوق العاده و مقاومت ممنوع مینماید تا ورود آقای قوام الملک از ابوابجمعی خودشان به هرزحمتی باشد حوزه ایالتی را مراقبت مینماید و بعد از ورود ایشان امر امر مبارک خواهد بود» (خاطرات و تألمات مصدق، ص 129).
2) خاطرات و تألمات مصدق، ص 129.
3) روزنامه ایران، 17/ 12/ 1299، ص 1.
4) ایوانکی از توابع شهرستان دماوند محسوب میشود.
5) روزنامه ایران، 17/ 12/ 1299، ص 3.
6) کمیسیون اعانه مهاجرین گیلان کمیسیونی بود که برای کمک کردن به بازگشت و امرارمعاش به مهاجرین جنگ گیلان تشکیل شده بود. (م).
7) اعتلاء الملک: میرزا نصر اله خان خلعتبری، فرزند میرزا شکر اللّه روزنامهنگار در سال 1288 ق، به دنیا آمد وی در دار الفنون تحصیل کرد و در سال 1308؛ به خدمت وزارت خارجه و عضویت در اداره محاسبات درآمد.
8) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 2.
9) صورتمجلس راجع به خرید راهآهن، 16/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 13، صص 15- 14.
10) روزنامه ایران، 17/ 12/ 1299، ص 2.
11) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 206.
12) تلگراف منشور الملک به وزارت خارجه، 16/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15؛ پ 16، ص 24.
گارد شهری را داشت، امروز با انتشار اعلانی، از افراد داوطلب دعوت به همکاری کرد. در این اعلان قید شده بود به افراد داوطلب بعد از طی دوره آموزشی سه ماهه، هرماه بیست تومان حقوق پرداخت خواهد شد. (1)
پیرو دستورات شفاهی رئیس الوزراء به حکومتنظامی تهران در خصوص آزادی «مشار الدوله»، (2)امروز ریاست وزراء در مراسلهای از حکمران نظامی تهران خواست تا «مشار الدوله» را از توقیف خارج نموده و برای ملاقات و مذاکره به هیئت وزراء بفرستد. (3)
[تصویر] مشار الدوله
1) روزنامه ایران، 16/ 12/ 1299، ص 1.
2) نظام الدین حکمت ملقب به مشار الدوله فرزند میرزا حسام الدین در سال 1262 ش، متولد شد. پس از تحصیلات متوسطه و عالیه وارد عالم سیاست شد و از طرف حزب دمکرات شیراز به نمایندگی دوره سوم مجلس شورای ملی انتخاب گردید. در 25 فروردین 1303 ش، در کابینه سردار سپه کفیل وزارت فواید عامه و تجارت بود و پس از آن در مجلس مؤسسان که در سال 1304 ش و به منظور تغییر سلطنت از خاندان قاجار به پهلوی تشکیل شده بود شرکت کرد. در سال 1310 به حکومت کردستان و چندی بعد به استانداری کرمان منصوب گردید. مشار الدوله از 27 تیر 1313 ش، در کابینه محمد علی فروغی، عهدهدار وزارت پست و تلگراف شد که این پست را در کابینه محمود جم نیز همچنان حفظ کرد. نظام الدین حکمت، در بهمن 1315 ش، به علت سکته قلبی درحالیکه وزیر پست و تلگراف و عضو کابینه بود. وفات یافت. (شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 318؛ زندگانی من، ج 3، ص 605؛ القاب دوره قاجاریه، ص 146).
3) مراسله ریاست وزرا به کاظم خان سیاح، 16/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
دوشنبه 17 اسفند 1299/ 7 مارس 1921/ 26 جمادی الثانی 1339
وزارت امور خارجه با ارسال تلگرافی به «منشور الملک» در آستارا اعلام کرد که «معاضد السلطنه» (1)
معاضد السلطنه در اوایل مشروطیت به تهران آمد و به جرگه مبارزان نهضت پیوست. در سال 1324 ق، به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد.
همزمان با بسته شدن مجلس در سال 1326 به اروپا رفت و پس از فتح تهران در 1327، به ایران بازگشت و مجددا وکیل مجلس گردید. در سال 1329، به وزارت پست و تلگراف منصوب و در سال 1332 برای حکومت یزد نامزد گردید. بعد از یک سال و چند ماه به تهران بازگشت و در سال 1334 با سایر مشروطهخواهان به قم مهاجرت کرد. سپس از آنجا به نائین رفت، در سال 1300 نیز، حاکم یزد بود و در سال 3- 1302 ش، در کابینه رضا خان سردار سپه، وزیر دادگستری بود سرانجام در استانداری فارس در اثر عارضه سکته قلبی درگذشت. (شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 9- 138؛ رجال وزارت خارجه، ص 8- 107؛ شرح زندگانی من، ص 104؛ اسناد ملی ایران، شم ت، 290007464).
به حکومت گیلان منصوب شده و به زودی به محل مأموریت خود اعزام خواهد شد. (2)به دستور رئیس الوزراء میرزا عبد المجید خان آهی 3 به سمت مدیرکل وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه منصوب گردید. (3)
آهی علاوه بر مشاغل حکومتی، در امور فرهنگی و اجتماعی نیز فعالیت داشت. او از هنگام تأسیس انجمن شیر و خورشید سرخ ایران در 1302 ش، به عنوان منشی و سپس معاون خزانهدار کل با آن جمعیت همکاری میکرد.
همچنین در 1306 ش، معلم مدرسه تجارت و در 1307 ش، مدرس حقوق اداری در مدرسه عالی حقوق بود و در زمان تصدی وزارت دادگستری، در تشکیل انجمن حمایت از زندانیان مشارکت داشت. (فرهنگ ناموران، ج 1، ص 346- 369).
سید ضیاء الدین طباطبائی به حکومتنظامی تهران دستور داد سعد الملک و معدل الممالک شیرازی از هرنوع تعرض مصون هستند و مأمورین نظامی متعرض ایشان نشوند. (4)
وزارت خارجه آمریکا به «گدس» (5))Geddes( اطلاع داد کاردار سفارت آمریکا در تهران در مسائل نفتی در هماهنگی کامل با همکاران انگلیسیاش کار میکند. (6)
وزیر داخله در تلگرافی به حکومت کل بنادر و جزایر خلیج فارس خاطرنشان کرد، یک سلسله اراجیف و شایعات بیاساس در ولایات منتشر میشود و برخی اوضاع مرکز را که در ن هایت امنیت بهسر میبرد به اشکال مختلف نقل و تعبیر میکنند. بنابراین، لازم است، عموم اهالی آگاه شوند که وضعیت نه تنها مساعد و امنیت کامل برقرار است، بلکه اصلاحات وطنی و اجتماعی شروع شده و رئیس دولت، وی را مأمور ساخته است تا به اطلاع همه مردم برساند که روز اصلاحات فرارسیده و دولت تمام تلاش و وقت خود را مصروف تقویت قوای انتظامی کرده تا مساکین ولایات نعمت امنیت را به معنی حقیقی آن درک نمایند. (7)
[تصویر] عبد المجید آهی در زمان تحصیل در روسیه
1) معاضد السلطنه، میرزا ابو الحسن خان پیرنیا، فرزند میرزا محمد باقر نائینی در سال 1288 ق، متولد شد. وی برادرزاده میرزا نصر اللّه خان مشیر الدوله صدراعظم است که در نائین به دنیا آمد و در سال 1310 ق، به استخدام وزارت خارجه درآمد. وی در سال 1311 ق، در کارگزاری آذربایجان مشغول به کار گردید. در 1322 ق، کنسول دولت ایران در بادکوبه شد.
2) تلگراف وزارت خارجه به منشور الملک در آستارا، 17/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 16، ص 29.
3) مجید آهی در سال 1265 ش، به دنیا آمد. وی فرزند میرزا ابو القاسم خان آهی و نوه دختری محمد صدیق الملک اسفندیاری بود. خاندان آهی در اصل اهل تهران و از ده «آه» از نواحی آبعلی دماوند هستند. مجید آهی دوران ابتدایی را در مدرسه فرهنگ تهران پشتسر گذارد. در 1286 ش، برای ادامه تحصیل به روسیه رفت و در دانشگاه مسکو در رشته حقوق بین الملل تحصیل کرد. آهی پس از دریافت لیسانس حقوق در 1296 ش، به تهران بازگشت و در نخستین شغل رسمی خود در سمت استادی مدرسه علوم سیاسی تهران به کار مشغول شد. در اسفند 1297، از طرف وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه کابینه وثوق الدوله، به سمت کمیسر و نماینده دولت در شیلات دریای خزر منصوب شد و تا آذر 1299، نماینده دولت در شیلات دریای خزر بود. پس از بازگشت به تهران در 1300 ش، از سوی رضا قلی خان نیر الملک، وزیر «معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه» کابینه سید ضیاء، معاون آن وزارت خانه شد. آهی در 1301 ش، با پیوستن به حزب رادیکال علی اکبر داور، که برای حمایت از سردار سپه تشکیل شده بود، به وادی سیاست قدم نهاد. آهی با شکلگیری مجلس مؤسسان، در 1304 ش، از دماوند نامزد شد و با حمایت حزب رادیکال که نقش مؤثری در تشکیل مجلس مؤسسان داشت، به این مجلس راه یافت. در 1306 ش، از وزارت معارف به وزارت عدلیه رفت و تا شش سال به عنوان مستشار دیوان عالی قضاوت کرد. مجید آهی در مرداد 1312 والی فارس شد و بیش از دو سال در این سمت باقی ماند. پس از آنکه علی منصور، وزیر راه کابینه محمود جم، به دلیل سوءاستفاده مالی در احداث ساختمان راهآهن از کار برکنار شد، آهی با توصیه داور در دی 1314، به وزارت راه منصوب شد. او زمانی وزیر راه شد که عملیات احداث راهآهن سراسری رو به پایان بود؛ لذا راهآهن شمال ایران در 1315 و راهآهن سراسری در 4 شهریور 1317 افتتاح شد، آهی سه ماه پس از افتتاح راهآهن سراسری، مورد توجه خاص رضا شاه بود؛ اما دیری نپایید که مورد غضب قرار گرفت و در 8 آذر 1317، از کار برکنار و روانه زندان شد. آهی بیش از سه ماه در زندان شهربانی گذراند و پس از آن آزاد شد و به مدت دو سال خانهنشین بود. آهی پس از دو سال دوری از مشاغل دولتی مورد عفو قرار گرفت و در کابینه علی منصور برای پست وزارت دادگستری دعوت شد. آهی در 1318 به وزارت دادگستری منصوب شد. در شهریور 1320 رضا شاه پست نخستوزیری را به آهی پیشنهاد داد اما آهی نپذیرفت. در نخستین کابینه زمان محمد رضا پهلوی، به سمت وزیر دادگستری منصوب شد. آهی در 22 شهریور 1325 در شصت سالگی درگذشت. او را در مقبره ظهیر الدوله شمیران به خاک سپردند.
4) اسناد کابینه کودتا، ص 88.
5) گدس، سفیرکبیر انگلستان در آمریکا بود. (م).
6) Geddes to Curzon, 8 March 1921, Fo 371/ 7814/ 2654
7) تلگراف وزیر داخله به حکومت کل بنادر، 17/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 34، پ 1، ص 23.
سهشنبه 18 اسفند 1299/ 8 مارس 1921/ 27 جمادی الثانی 1339
وزارت امور خارجه طی مراسلهای به سفارت انگلستان، لغو قرارداد 1919 بین ایران و انگلستان را رسما از سوی دولت ایران به دولت انگلستان اعلام کرد. (1)
در پی قطع سیم تلگراف شهرستان ساری به اشرف (2)، کارگزاری مازندران تحقیقات خود را در خصوص یافتن فرد یا افرادی که مبادرت به این اقدام کرده بودند، آغاز کرد.(3)
در چند روز گذشته یکصد و پنجاه نفر از نیروهای دولتی و امروز نیز پنجاه نفر دیگر، از سرخس جهت استقرار در پستهای سرحدی «شیرتپه» (4)، «پل خاتون» (5)و «آقرباط» به این مناطق اعزام شدند، روسها نیز به تعداد مأموران سرحدی خود افزوده بودند. (6)
سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزراء به والی ایالت خراسان و استرآباد اظهار داشت: چون براساس ماده سوم عهدنامه مودت ایران و روسیه بایستی کمیسیونی از سوی دولت ایران برای تحویل گرفتن منطقه فیروزه و جزایر خلیج استرآباد تعیین شود، لازم است نسبت به معرفی افرادی که صلاحیت عضویت در این کمیسیون را داشته باشند، اقدام نماید. (7)
نشریه «کرسپندانس دورین»)CORRESPONDANCE DORIENT( چاپ پاریس در شماره امروز خود با معرفی رضا خان به عنوان [تصویر] رضا خان
1) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 37، پ 2، ص 11.
2) اشرف نام سابق بهشهر میباشد.
3) تلگراف کارگزاری مازندران به وزارت خارجه، 18/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 7، پ 4، ص 72.
4) شیرتپه دهی از شهرستان سرخس میباشد.
5) پل خاتون نام محلی در نزدیکی سرخس در شمالغربی ایران است.
6) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1299، ص 2.
7) همان، 19/ 12/ 1299، ص 2
عامل کودتای 21 فوریه 1921 به نقل از وی نوشت: حکومت جدیدی تحت اختیارات احمد شاه تشکیل خواهد شد و خود او [رضا خان] فرماندهی قوای نظامی را به عهده گرفته است. (1)
چون صورت اسامی کودکان تهران برای آموزش اجباری لازم بود، وزارت معارف از وزارت داخله تقاضا نمود براساس دفاتر سجل احوال کلیه مناطق تهران، صورت مذکور تهیه و ارائه گردد (2)
«شاهزاده نادر میرزا» (3)
وی در سال 1287 ش، به استخدام وزارت خارجه درآمد. ابتدا مدتی در دفتر وزارت خارجه به کار پرداخت. سپس وابسته کنسولگری ایران در باکو، سرکنسول ایران در تفلیس و مترجم دوم اداره روس در دار الترجمه وزارت خارجه شد. مترجم اول اداره روس، معان کنسولگری ایران در حاجی طر خان و گنجه از دیگر مناصب او بود. سال 1299 ش، نمایندگی سیاسی ایران در ترکستان به وی واگذار شد. پس از بازگشت از این مأموریت مدتی سرپرست اداره امور شوروی و ترکیه در وزارت امور خارجه و در سال 1302 ش، فرماندار بندر انزلی شد. پس از آن از سال 1302 تا 1306 ش، مستشار سفارت ایران در انگلستان بود و سه سال بعد به ریاست هیئتی که وظیفه آن تعیین حدود مرز ایران و ترکیه بود منصوب شد. پس از آن معاون استانداری آذربایجان، کفیل ایالت آذربایجان و سپس حکمران خوزستان شد.
بعد از اتمام مأموریتش در خوزستان به دستور رضا شاه در دی 1312 ش، وزیرمختار ایران در لهستان شد و بعد از دو سال به سفارت ایران در آمریکای جنوبی (آرژانتین) منتقل شد. پس از بازگشت از این مأموریت در مهر 1316 ش، سفیر ایران در آلمان شد و همزمان سفارت ایران در هلند را نیز اداره میکرد. وی پس از بازگشت به ایران از وزارت خارجه به وزارت کشور منتقل شد و در کابینه قوام السلطنه، استاندار گیلان شد. او برای نخستین بار در کابینه مرتضی قلی خان بیات سهام السلطان، وزیر پست و تلگراف و تلفن بود و پس از آن به ترتیب در کابینههای حکیم الملک، صدر الاشراف، سمت وزارت راه را عهدهدار بود و پس از آن مدتی استاندار اصفهان شد تا اینکه در کابینه عبد الحسین هژیر به مدت پنج ماه وزارت پست و تلگراف بر عهده او بود. آخرین سمت مهم آراسته سفیر ایران در شوروی طی سالهای 1328 تا 1333 ش، بود. آراسته در سال 1353 ش، درگذشت. (رجال وزارت خارجه، ص 217؛ سالنامه دنیا 1344، ص 98- 92؛ سالنامه دنیا، 1346، ص 256؛ سالنامه دنیا، 1342، ص 185؛ گشتی بر گذشته، ص 269).
نماینده ایران در عشقآباد که از ترکستان به کشور بازگشته بود، امروز در تلگراف خانه لطفآباد مدتی با رئیس الوزراء مشغول مخابرات حضوری بود و اقدامات خود را به اطلاع وی رساند. (4)ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران دستور داد، عماد السلطنه را که یکی از دستگیرشدگان در جریان کودتا بود، آزاد نمایند. عماد السلطنه (5)وثیقهای معتبر ارائه کرد تا هر مبلغی که به دولت بدهی دارد، فورا پرداخت نماید. ازاینرو، دستور آزادی او صادر شد. (6)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 39 * صدور مجوز برای مجله عالم نسوان .....
سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء در نامهای به حکومت نظامی تهران اظهار داشت: مدرسه دخترانه آمریکایی تقاضای چاپ و انتشار مجله عالم نسوان (7)را نموده و چون این مجله دارای گرایش و مطالب سیاسی نخواهد بود، برای آن مجوز (8)نشر صادر شود. (9)
یک فروند کشتی حامل سی هزار پوط (10)نفت به بندر آستارای ایران وارد شده و تخلیه محمولات خود را برای مبادله آغاز نمود. (11)
1) روزنامه کرسپنداس دورین، 8 مارس 1921.
2) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1299، ص 2.
3) نادر آراسته در سال 1303 ق، در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در تبریز فراگرفت. سپس برای ادامه تحصیل عازم سنپطرزبورگ شد.
4) روزنامه ایران، 20/ 12/ 1299، ص 1.
5) سید مهدی خان فاطمی (عماد السلطنه) فرزند محمد باقر خان نایینی مشیر الملک در سال 1267 ش، در اصفهان متولد شد، او که داماد ظل السلطان بود تحصیلات خود را در مدرسه باقریه اصفهان که از تأسیسات پدرش بود به پایان رساند، در سن 19 سالگی به خدمت وزارت مالیه درآمد و چندی ریاست مالیه یزد و اصفهان و فارس را عهدهدار بود. عماد السلطنه فاطمی در دورههای چهارم و پنجم و ششم و هشتم از اصفهان و دوره چهاردهم از نایین نماینده مجلس شورای ملی بود که در آبانماه 1305 ش، در کابینه مستوفی الممالک عهدهدار پست وزارت داخله شد. در سال 1312 ش، مأمور حکومت گیلان شد پس از آن، مورد غضب رضا شاه قرار گرفت و چندی زندانی و پس از چهارده ماه حبس آزاد شد، احتمالا در اوایل سال 1315 ش، زندانی و در آخر بهار یا تابستان 1316 آزاد گردیده است. از آن پس، به صورت یکی از مهرههای مهم سیاسی ایران درآمد. در دورههای اول، دوم و سوم نماینده انتخابی مردم اصفهان در مجلس سنا بود. مرگ عماد السلطنه فاطمی در دهم دیماه 1341 به هنگامی که سناتور مجلس سنا بود اتفاق افتاد. (زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 5، ص 44؛ فراماسونری، ج 1، ص 188 و 189؛ خاطرات سیاسی، ص 122؛ روزنامه اطلاعات، 11/ 10/ 1341، ص 13؛ مجله آینده، س 1370، شم 5- 8، ص 1370).
6) مراسله ریاست وزراء به حکومتنظامی تهران، 18/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
7) مجله عالم نسوان در تهران به صاحب امتیازی «نوابه صفوی» و تحت نظر جمعی فارغ التحصیلان مدرسه عالی دخترانه آمریکایی ایران در سال 1299 ش، تأسیس شد و شماره اول آن در ذیحجه 1338، منتشر شد. مجله عالم نسوان هردو ماه یک شماره در 38 صفحه به قطع کوچک خشتی چاپ میشد. محل اداره مجله مدتی در مدرسه عالی آمریکایی و زمانی در مدرسه دخترانه آمریکایی تهران بود. در بیشتر شمارههای سیزده ساله مجله عالم نسوان، اشعاری در خصوص زنان به چاپ میرسید. سال اول مجله عالم نسوان با نشریه شماره ششم مورخ شوال 1339 ق، مطابق با سرطان 1300 ش، پایان یافت و سال دوم مجله به همان سبک در شهریور 1300 منتشر شد. بعد از کودتای اسفند 1299 نیز، مدتی در توقیف بود (تاریخ جرائد و مجلات ایران، ج 4، ص 1- 5).
8) حکومت نظامی تهران نیز در تاریخ 20/ 12/ 1299، در خصوص دادن مجوز انتشار مجله مزبور از وزارت معارف خواست تا مانع انتشار مجله نشود (اسناد ملی ایران، شم ت 293005763).
9) مراسله ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران، 18/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293005763.
10) هرپوط معادل 5/ 16 کیلوگرم است. (م).
11) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1299، ص 2.
چهارشنبه 19 اسفند 1299/ 9 مارس 1921/ 28 جمادی الثانی 1339
به دستور سید ضیاء الدین طباطبائی اداره بلدیه تهران منحل گردید.
مقرر شد، پس از اعلام نتیجه اقدامات کمیسیون اصلاحات بلدیه، این اداره مجددا فعالیت خود را از سر بگیرد. (1)
امروز قبل از ظهر پروندههای ممهور متعلق به مارتین لیانازوف (2)
صید ماهی در دریای خزر تا سال 1298 ش در اختیار لیانازوف بود تا اینکه، پس از مدتی وقفه در سال 1306 ش، انحصار صید ماهی در دریای خزر به شوروی واگذار گردید، در سال 1331 ش، صنایع ماهیگیری ایران در سواحل دریای خزر ملی اعلام شد. (تاریخ ده هزار ساله ایران از افشاریه تا قاجاریه، ج 4، ص 226- 229؛ ترکمنهای ایران، ص 83- 84).
در حضور محمد خان فهیمی نماینده وزارت خارجه ایران، در سفارت شوروی (3)در تهران باز شد و اسنادی که متعلق به دولت ایران بود، ضبط و مهر و لاک شد تا به وزارت امور خارجه تحویل داده شود. (4)بنا به دستور رئیس الوزراء، امروز، کلنل کاظم خان سیاح، حاکم نظامی تهران، کلیه رؤسای اصناف را به اداره حکومتی احضار نمود.
وی مدتی درباره کاهش قیمت (5)کلیه ارزاق با آنان مذاکره نمود. (6)
ک. ج. آستین از اتباع آمریکایی، طی مکاتبهای با وزارت امور خارجه ایران، خواستار آن شد، تا وی به عنوان ژنرال کنسول افتخاری (7)ایران در مکزیک یا لسآنجلس منصوب شود. (8)
با وجود مذاکره سردار ظفر بختیاری با سید ضیاء الدین طباطبائی در خصوص عفو سالار ارفع و مذاکره سردار ظفر با رضا خان که در اینباره قول مساعد به او داده بود، امروز از سوی حکومتنظامی تهران با ارسال نامهای به خانواده و کسان سالار ارفع اخطار داده شد:
چنانچه وی، تا پنج روز پس از صدور این اخطاریه خود را به حکومتنظامی تهران تسلیم ننماید تمام اموال و دارائیهای او اعم از منقول و غیرمنقول ضبط خواهد شد. (9)
کلنل فریزر فرمانده پلیس جنوب در شیراز که دیروز به اصفهان آمده بود، امروز به سمت تهران حرکت کرد. (10)
[تصویر] کلنل کاظم خان
1) روزنامه ایران، 20/ 12/ 1299، ص 1.
2) لیانازوف از اتباع روسیه بود که برای مدتی طولانی صید ماهی در دریای خزر را در انحصار خود داشت. در سال 1296 ق، حاج میرزا حسین مشیر الدوله وزیر امور خارجه امتیاز صید ماهی از ایران از رود آستارا تا رود اترک را به مدت پنج سال به سه نفر از ارامنه تبعه دولت روسیه به نام آزاریانتس، استپان مارتین لیانازوف و مسلیک بیکلف داد. آنان در مقابل این امتیاز متعهد شدند هرسال مبلغ پنج هزار تومان در دو قسط به دولت بپردازند. در سال 1300 ق، کامران میرزا نایب السلطنه و مؤتمن الملک وزیر امور خارجه، این قرارداد را با لیانازوف تجدید کردند. ولی اینبار قرار گذاشتند که هرسال 56 هزار تومان عاید دولت ایران گردد و مدت آن به جای 5 سال 6 سال باشد. در سال 1306 ق، عباس میرزا قوام الدوله که وزارت امور خارجه دولت قاجار را بر عهده داشت، دوباره شیلات ایران را به مدت 10 سال به لیانازوف واگذار کرد و در سال 1311 میرزا علی اصغر خان صدراعظم اجاره شیلات ایران را با لیانازوف به مدت 10 سال دیگر تمدید نمود.
3) از آنجا که برخی اسناد مربوط به منافع دولت ایران در بین پروندههای مذکور وجود داشت، سفارت شوروی از وزارت خارجه خواسته بود تا نماینده خود را برای نظارت در اینباره به سفارت اعزام نمایند (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 64، پ 2، ص 65).
4) مراسله سفارت شوروی به وزارت خارجه، 17/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 64، پ 2، ص 76.
5) در پی این اقدام قیمت برنج و محصولات غذایی کاهش یافت (ایران، 21/ 12/ 1299، ص 1).
6) روزنامه ایران، 20/ 12/ 1299، ص 1.
7) کنسولهای افتخاری قبل از کنسولهای حرفهای در صحنه بین الملل ظاهر شدند. کنسولها در آغاز و از قدیم انتخابی و افتخاری بودند و قبل از آنکه دولتها به وجود آیند، کنسولهای افتخاری پیدا شدند که منافع بازرگانان و افراد خارجی را حفظ مینمودند و در اختلافاتشان قضاوت میکردند. این کنسولها بیشتر اهل محل و یا از اهالی سرزمینهای دیگر بودند و از میان خارجیان هموطن ولی مقیم محل انتخاب میشدند. پس از پیدایش دولتها در صحنه بین المللی که سیستم کنسولهای حرفهای معمول گردید از تعداد کنسولهای افتخاری کاسته گردید. (جهت اطلاع بیشتر ر. ک: حقوق کنسولی، ص 183- 193).
8) نامه ک. ج. آستین به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، 19/ 12/ 1300، س 1300، ک 22، پ 1.
9) مراسله یکی از خوانین بختیاری به رضا خان، 19/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
10) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 19/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 7، ص 11.
[تصویر] بلدیه (شهرداری) تهران- میدان توپ خانه
امروز اقبال نظام سوادکوهی وارد بارفروش شد. وی حامل دستور هایی از ساری برای اجرای تعطیل عمومی و بسیج افکار عمومی علیه دولت جدید بود. حکمران و رئیس نظمیه نیز که سوادکوهی بودند با وی همراهی میکردند.
رکن الوزاره که از قطع سیم تلگراف و تصرف تلگراف خانه توسط این گروه بیم داشت، از تهران تقاضا کرد برای جلوگیری از عملیات این گروه، فورا اقدامات لازم صورت گیرد. (1)
به مناسبت صدور بیانیه رسمی مبنی بر الغای قرارداد 1919، اهالی شهر آستارا سه شب چراغانی کرده بودند. امروز نیز، مجلس جشن بزرگی در مقابل اداره نظمیه برگزار شد. در این مراسم یکدسته موزیک هم از آستارای روسیه دعوت شده بودند (2)
گزارشهای متعدد از محمره، (3)بصره و سایر نقاط بین النهرین به وزارت امور خارجه میرسید، مبنی بر اینکه عدهای افراد مجهول الهویه، برخی زنان و دختران ایرانی را برای اعمال شنیع و فساد به بین النهرین میبرند.
وزارت امور خارجه در پی دریافت این گزارشها امروز به کارگزاری کل بنادر جنوب دستور داد، از خروج این قبیل افراد و صدور تذکره برای آنان جلوگیری به عمل آورند. (4)
مشابه این دستور به کارگزاری کرمانشاهان نیز داده شد. (5)
بنا به دستور رئیس الوزراء مقرر شد مجلس حفظ الصحه دولتی و اداره حفظ الصحه از وزارت داخله به وزارت صحیه منتقل شود. (6)
چند روز بارندگی مداوم در اسدآباد همدان باعث جاری شدن سیل در این منطقه گردید که باعث خرابی تلگراف خانه و چند مغازه شد. البته این سیل تلفات جانی نداشت. (7)
دکتر احمد خان عماد الملک به سمت ریاست اداره معارف منصوب گردید. (8)
1) تلگراف رکن الوزاره از کارگزاری بارفروش به وزارت خارجه، 20/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 21، ص 3.
2) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1299، ص 2.
3) محمره نام سابق شهر خرمشهر میباشد.
4) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری بنادر جنوب، 19/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 91.
5) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 91.
6) همان، ص 1.
7) روزنامه ایران، 20/ 12/ 1299، ص 2.
8) همان، 20/ 12/ 1299، ص 1.
پنجشنبه 20 اسفند 1299/ 10 مارس 1921/ 29 جمادی الثانی 1339
خبرگزاری «رویتر» (1)
لرد کرزن درباره این قرارداد میگوید: موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید نفس اروپا از حیرت بند آمد زیرا تا آن تاریخ در صحنه معاملات بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروتهای زمینی و زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی کشورش را بدینسان مفت و دربست در اختیار یک سرمایهدار خارجی گذاشته باشد. ژولیوس رویتر زندگی شغلی خود را از استخدام در بانکی در شهر «روتنگن» آلمان آغاز کرد و در همان زمان، در فکر تأسیس یک خبرگزاری افتاد و بدان اقدام نمود او تا سال 1851 م، فعالیت خبرگزاری را در پاریس متمرکز کرد اما در همان سال به دلیل سختگیری دولت فرانسه، خبرگزاری را به انگلستان و شهر لندن انتقال داد و در آنجا مشغول فعالیت شد. مطبوعات انگلستان با اعتماد و اتکاء به خبرگزاری رویتر، شکل ویژهای به خود گرفت. رویتر در 1857 م، تابعیت انگلستان را پذیرفت و در سال 1878 به لقب بارون ملقب گردید. در 1899 م، در شهر نیس فرانسه درگذشت. ولی خبرگزاریاش همچنان یکی از بزرگترین آژانسهای خبری جهان به شمار میرود. (قتل اتابک و شانزده مقاله تحقیقی دیگر، ص 69؛ رسانههای صهیونیستی جهان، خبرگزاری رویتر).
)Reuter( از زمان بازگشت نظامیان انگلیسی از ایران خبر داد و افزود ترتیب بازگشت قشون انگلیسی از شمال غرب ایران طوری برنامهریزی شده است که به مجرد پاک شدن جادهها و معابر از برف و قابل عبور بودن راه ها برای حرکت نظامیان، عقبنشینی آغاز گردد (2).از سه روز قبل کنسولگری انگلیس در سیستان از طریق سردار خداداد خان، سیصد نفر سوار از اهالی سیستان را در ازای پرداخت مبلغ ماهانه چهارده تومان حقوق به خدمت گرفتند. این سواران پس از مسلح شدن، فورا به مسقط (3)اعزام شدند. کنسولگری انگلیس در صدد بود سیصد نفر سوار دیگر را نیز به خدمت گرفته و به مسقط اعزام نماید. (4)
چون تعداد افراد نظمیه کرمان برای برقراری امنیت شهر کرمان به اندازه کافی نبود، ایالت کرمان از وزارت داخله خواست، تعداد افراد نظمیه کرمان افزایش یابد. (5)
به پیشنهاد اداره ژاندارمری و تصویب وزارت داخله، کلنل علی خان از صاحب منصبان ژاندارمری، به سمت ریاست رژیمان نمره 6 اصفهان منصوب شد. (6)
«دبوا»(7)کفیل مالیه خراسان، به پیشنهاد وزارت مالیه و تصویب رئیس الوزراء، به سمت پیشکاری مالیه خراسان انتخاب گردید. (8)
از طرف حکومتنظامی تهران به سید عبد الرحیم خلخالی اخطار شده بود، در مدت پنج روز خود را تسلیم اداره حکومتنظامی نماید. بر این اساس، عبد الرحیم خلخالی (9)
در سال 1329 ق، زمانی که «مرنارد» بلژیکی مأمور خزانه دولت ایران شد او را از شغل سابق تنزل داد و در خود خزانهداری به سمت دیگری مأمور گردانید. بالاخره در سال 1333 ق، ریاست مالیه (غار و فشافویه) را به او محول کردند. در محرم 1334 ق، بنا به همراهی با آزادیخواهان و مهاجرین از شغل دست برداشته و از تهران خارج شد. خلخالی در اواخر سال 1334 از اسلامبول به کرمانشاه رفت و پس از سقوط کرمانشاه در جمادی الاولی 1335 به کرکوک رفت در ماه صفر 1336 ق، به ایران بازگشت و در وزارت دارائی استخدام گردید. در سال 1306 ش، علی اکبر داور او را به وزارت عدلیه منتقل کرد و مدتی از مستشاران دیوان عالی جزای کارکنان دولت بود سپس به همراه داور به وزارت مالیه رفت و ریاست اداره بازرسی کل به او سپرده شد. سرانجام خلخالی در سال 1321 ش، درگذشت. (رجال عصر مشروطیت، ص 74؛ رجال سیاسی و نظامی، ج 1، ص 620، 621).
امروز به نزد رئیس الوزراء رفت و متعهد گردید، در آینده متشبث به هیچ اقدام و عملیاتی علیه دولت نشود و در برخی از جریانهای سیاسی وارد نشود. سید ضیاء الدین طباطبایی نیز حکم آزادی و عدم تعرض به وی را صادر کرد. (10)[تصویر] عبد الرحیم خلخالی
1) ژولیوس رویتر متولد 1816 م، است. وی یک یهودی بود. رویتر در زمان ناصر الدین شاه توانست در تاریخ 25 ژوئیه 1872 م، امتیاز استخراج نفت ایران را کسب نماید. امتیاز رویتر از لحاظ گستردگی در نوع خود بینظیر بود و تمام خاک ایران را دربر میگرفت و انحصار راهآهن، تراموا و استخراج کلیه منابع معدنی به استثنای طلا و نقره و سنگهای قیمتی را شامل میشد.
2) روزنامه ایران، 22/ 12/ 1299، ص 3.
3) مسقط در حال حاضر پایتخت کشور عمان میباشد. (م).
4) تلگراف کارگزاری سیستان به وزارت خارجه، 20/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 48، پ 2، ص 10.
5) روزنامه ایران، 20/ 12/ 1299، ص 2.
6) همان، 21/ 12/ 1299، ص 1.
7) دبوا پیشکار مالیه خراسان بود. وی طبق پیشنهاد مرنارد بلژیکی در ژوئیه 1914 م، استخدام شد و نخست مسئول گمرک بندر انزلی و پس از چندی به عنوان پیشکار مالیه خراسان به مشهد اعزام گردید. (روزنامه و روزنامه نگاری در خراسان، ص 128).
8) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1299، ص 1.
9) سید عبد الرحیم خلخالی در حدود سال 1290 ق، در خلخال متولد شد و برای تحصیل از خلخال به رشت مسافرت کرد و مدتی طولانی در رشت به تحصیل ادبیات عرب و علم معقول پرداخت. در حدود سال 1321 ق، برای تکمیل تحصیلات خود از رشت به تهران آمد و در سال 1324 ق، به همراه سید محمد رضا شیرازی مساوات روزنامه «مساوات» را دایر کردند. پس از توپ بستن مجلس در 1326، به قفقاز سفر کرد و مدتی نیز نزد حاجی میرزا عبد الرحیم طالبوف بود و از آنجا به عشقآباد رفت. در سال 1327 ق، به رشت آمد و جزو فعالین احرار بود و از آنجا به همدان برای مأموریتهای انقلاب روانه شد. پس از فتح تهران، به تهران آمد و به خدمت وزارت مالیه درآمد و بالاخره رئیس دیوان محاسبات شد.
10) مراسله ریاست وزرا به کلنل کاظم خان، 20/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479؛ اسناد کابینه کودتا، ص 100.
نظامنامه جدید تشکیلات وزارت مالیه در جلسه امروز هیئت دولت تصویب شد. (1)
مدیر گمرک بندر لنگه که به دستور مرکز کالاهای قاچاق را از تجار و اهالی گمرک بندر لنگه ضبط میکرد. اعلام نموده بود، کسی بدون مجوز حق خروج از بندر را به وسیله کشتی ندارد و افرادی هم که به بندر وارد میشدند مورد تفتیش قرار میگرفتند. ازاینرو، تجار لنگه علاوه بر شکایاتی که از مدیر گمرک بندر لنگه به مرکز کرده بودند، تلگراف هایی را نیز، به هندوستان و کراچی مخابره نمودند، که کالاهای متعلق به آنان به بندر لنگه فرستاده نشود. همچنین کالاهای خود را از لنگه به بندر «دبی» منتقل میکردند. (2)
میرزا حبیب اللّه خان علیآبادی از کارکنان وزارت مالیه به دستور رئیس الوزراء به سمت پیشکاری مالیه فارس انتخاب گردید. (3)
[تصویر] ژولیوس رویتر
جمعه 21 اسفند 1299/ 11 مارس 1921/ 1 رجب 1339
امروز رئیس اداره تلگراف خانه خوزستان با «کاپیتان پیلونیس» کنسول انگلیس در اهواز ملاقات و درباره تلگراف خانههای شوشتر، دزفول و محمره مذاکره نمودند. در این مذاکره عنوان شد بنا به پیشنهادی که قبلا سفارت انگلیس به دولت ایران داده و صورتش نیز در کنسولگری اهواز موجود است، هرگاه مأمورین تلگراف ایران در نقاط سهگانه فوق الذکر حاضر شوند، مأمورین سیاسی انگلیس تلگراف خانههای مزبور را به آنان تسلیم خواهند کرد ولی تا زمانیکه، نیروهای انگلیسی در ناصری (اهواز)، مستقر باشند، از طرف مأمورین سیاسی انگلیس یک نفر تلگرافچی، در محمره و یک نفر در ناصری حضور داشته باشد تا چند ساعت در شبانهروز خدمات سیاسی را انجام دهد ولی چون از طرف دولت ایران جوابی به سفارت انگلیس داده نشده، این موضوع، کما فی السابق باقی مانده.
کاپیتان پیلونیس مصمم بود، پیشنهاد سفارت را به اداره سیاسی بغداد و به سفارت انگلیس در تهران متذکر شوند و کسب تکلیف نمایند. (1)
امروز مسعود خان وزیر جنگ پیشنهادی مبنی بر تقسیم وزارت جنگ به پنج شعبه، به هیئت دولت ارائه کرد. (2)
به دستور والی خراسان هیئتی متشکل از «دبوا»، «معاضد الملک» (3)و «سالار حشمت»، مأمور ضبط اموال بانک استقراضی روس در خراسان شدند. در این ماجرا دفتر بانک و یک خانه مسکونی واقع در خارج شهر مشهد، توقیف شد. به جز پولهای «بولاتف»)Boulatoff( تنها پول موجود در بانک معادل یک هزار و پانصد تومان بود و چون «راستونویچ»)M .Rustonovich( مدعی بود که این پول از اموال شخصی اوست، این مبلغ نیز به او تحویل داده شد. (4)
بنا به دستور صادره از تهران، حکومت اصفهان موظف شد باغ هشتبهشت را که از جمله باغهای دولتی بوده، و مدتی در تصرف بانوی عظمی (5)
پس از آنکه، صارم الدوله شوهر بانوی عظمی به دستور ظل السلطان در تاریخ 3 جمادی الثانی 1305 کشته شد، ظل السلطان دارائی صارم الدوله را تصاحب کرد و خواهرش بانوی عظمی نیز، از این تاریخ به بعد، رسما برای خود شوهری اختیار ننمود و همیشه با برادر خود بهسر میبرد.
در سال 1326 ق، در جریان جنبش مشروطیت خانه بانوی عظمی توسط قزاقان خراب و اسباب و اثاثیه آن به غارت رفت بانوی عظمی تابعیت روسی داشته و برای آنکه مالیات املاک خود را نپردازد از این موضوع استفاده میکرد و سفارت روسیه نیز، از او حمایت مینمود.
سبب تابعیت روسی بانوی عظمی نیز، شوهرش صارم الدوله بود، زیرا پدر صارم الدوله یعنی سردار حسین ایروانی تبعه روس بود و بانوی عظمی نیز چون بعد از مرگ شوهرش همسر دیگری اختیار نکرده بود، تبعه روسی قلمداد میشد. (منتظم ناصری، ج 3، ص 2062؛ خاطرات ظل السلطان، ج 1، ص 19؛ شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 51؛ روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص 420).
و پسر او سردار اعظم بود، توسط اداره مالیه ضبط نماید. به ژاندارمری اصفهان هم دستور داده شد که پس از ضبط این مکان اداره ژاندارمری را به آنجا منتقل نماید. (6)ازاینرو، امروز از طرف اداره ژاندارمری به آن باغ رفته و آنجا را تصرف نمودند. (7)کارکنان حکومت و پلیس نظمیه آستارا که چند ماه بود حقوقی دریافت نکرده بودند، امروز در تلگراف خانه متحصن شده و با ارسال تلگرافاتی به ریاست دولت و والی آذربایجان، خواستار توجه به وضعیتشان شدند و اظهار داشتند تا پاسخ مساعد دریافت نکنند از تلگراف خانه خارج نخواهند شد. (8)
عبد اللّه خان چهاردولی که از اشرار معروف افشار و اسفندآباد (9)بود، توسط قوای ژاندارمری دستگیر شده و در کرمانشاه در توقیف بهسر میبرد. چون عمده شرارت او در منطقه کردستان صورت گرفته بود، حکمران کرمانشاه تقاضا نمود که عبد اللّه خان چهاردولی را برای مجازات به کردستان اعزام نمایند. (10)
امروز حکم آزادی سالار ارفع صادر شد و پس از آن به مأمورین نظامی شهر تهران تأکید شد که از این پس به وی کاری نداشته باشند. (11)
1) سواد تلگراف رئیس تلگراف خانه خوزستان به ریاست کل اداره تلگراف، 21/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 31، پ 26، ص 25.
2) روزنامه ایران، 23/ 12/ 1299، ص 2.
3) حسینقلی خان معاضد الملک در سال 1293 ق، در تهران متولد شد و در سال 1317 ق، با عضویت در کارگزاری بجنورد به خدمت وزارت خارجه درآمد. در طی سالهای 1324 و 1329 ق، نایب اول کارگزاری خراسان و در سال 1331 ق، رئیس تذکره خراسان شد. (رجال وزارت خارجه در عهد ناصری و مظفری، ص 162).
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 38.
5) کسرائیل خانم که بعدها ملقب به افتخار الدوله و سپس بانوی عظمی گردید. در سال 1273 ق، از عفت السلطنه همسر صیغهای ناصر الدین شاه متولد گردید و شش سال قبل از این تاریخ، ناصر الدین شاه، از همین زن صاحب یک پسر به نام مسعود میرزا شده بود که بعدها به ظل السلطان ملقب شد. عفت السلطنه مادر افتخار الدوله و ظل السلطان به خاندان سلطنتی قاجار تعلق نداشت و دختر موسی رضا بیک بود. وی همسر صیغهای ناصر الدین شاه بود. کسرائیل خانم افتخار الدوله در 14 جمادی الثانی 1303 ق، در زمان تحویل سال و سلام عید نوروز لقب «بانوی عظمی» را از سوی ناصر الدین شاه گرفت.
6) دوایر ژاندارمری، نظمیه و مالیه در این باغ مستقر شدند و علاوه بر این، مقرر شد در عصر روزهای دوشنبه و جمعه این مکان به عنوان گردشگاه عمومی مورد استفاده مردم قرار گیرد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 76).
7) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر امور خارجه، 22/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 75.
8) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1299، ص 2.
9) اسفندآباد از توابع شهرستان قروه در استان کردستان میباشد و در شرق این شهرستان واقع شده است.
10) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1299، ص 2.
11) اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
[تصویر] سفارت انگلستان در تهران
شنبه 22 اسفند 1299/ 12 مارس 1921/ 2 رجب 1339
سید ضیاء الدین طباطبایی با توجه به لزوم استقرار نظم در مناطق سوادکوه (1)و فیروزکوه (2)، حکومت این دو محل را به رضا خان، فرمانده دیویزیون قزاق واگذار کرد. (3)
امروز در هیئت دولت تصویب شد، حقوق ماه های دی و بهمن کارمندان دولت پرداخت شود، و حقوق اسفندماه فقط به کارکنان و کارمندانی که از خدمت منفصل میشوند، پرداخت شود. البته کارکنان وزارت پست و تلگراف از این مصوبه مستثنی شدند. (4)
بنا به پیشنهاد وزارت داخله و تصویب رئیس الوزراء، عباسقلی خان، امیر تومان قزاق خانه به حکومت سمنان و دامغان منصوب شد. (5)
برای رسیدگی به پرونده هایی که از چند سال قبل در وزارت عدلیه مانده و هنوز خاتمه نیافته بود، در جلسه امروز هیئت دولت، قانونی موقتی در هشت ماده به تصویب رسید که تا زمانی که تشکیلات جدید عدلیه تنظیم گردد، برای رسیدگی به پروندههای عقبافتاده و ناتمام، محاکم موقتی عدلیه تشکیل گردند و مقرر شد کمیسیونی (6)به ریاست منصور السلطنه (7)
پس از کودتای سوم اسفند 1299 ش، به کفالت وزارت عدلیه منصوب گردید. همزمان در مدرسه علوم سیاسی نیز تدریس میکرد. در سال 1301 ش، معاون وزارت عدلیه شد اما در آبان 1302 از این سمت استعفا داد. او در کابینه مستوفی الممالک که در خرداد 1305 به شاه معرفی شد سمت کفالت وزارت عدلیه را دارا بود. در اواخر دی سال 1313، منصور السلطنه با سمت وزیرمختار ایران به سوئیس رفت و در سال 1315 ش، رئیس اداره عهود جامعه ملل شد. بعد از تبعید و خروج رضا شاه از ایران در سال 1320 ش، در سومین کابینه محمد علی فروغی، مصطفی عدل، وزیر فرهنگ این کابینه شد. در سال 1323 در کابینه محمد ساعد سمت وزیر مشاور را داشت، در کابینه ابراهیم حکیمی و کابینه عبد الحسین هژیر نیز وزیر مشاور بود. پس از سقوط کابینه هژیر بار دیگر ساعد روی کار آمد. در این کابینه نیز عدل وزیر مشاور بود. و این سمت، آخرین وزارت او بود. سرانجام در تیرماه 1329 ش، بر اثر بیماری سرطان درگذشت. (اطلاعات دختران و پسران، ش 696، 17/ 12/ 1324، ص 1؛ وزرای معارف ایران، ص 130- 129؛ وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، ص 361- 355؛ روزنامه کیهان، 22/ 4/ 1329، ص 8 و فرهنگ معین).
برای بررسی و تدوین قوانین عدلیه تشکیل شود که پس از بررسی قوانین مزبور، آن را به دولت تقدیم نماید. (8)«ماده 1- رسیدگی به تمام دعاوی به طریق اختصاری خواهد بود و باید طرفین دعوی اعم از اینکه اصیل یا وکیل باشند در جلسه مقرره تمام ادله و اسناد خود را اظهار دارند مگر اینکه اجرای این مقصود به نظر محکمه از حیطه امکان خارج باشد.
ماده 2- هیچ قراری قبل از صدور حکم در ماهیت قابل استیناف نیست به جز قرار رد عرضحال و قرار رد دعوی
ماده 3- مدت اعتراض برای احکام غیابی در محکمه صلحیه پنج روز خواهد بود
ماده 4- مدت استیناف احکام ابتدائی ده روز است با رعایت مدتی که برای مسافات در اصول محاکمات مقرر است.
ماده 5- ودیعه استیناف موقوف است ولی مخارج محاکمه باید تماما در موقع تقدیم عرضحال استینافی پرداخته شود
ماده 6- مستناف در حین دادن عرضحال و مستناف علیه در حین دادن جواب باید کلیه اعتراضات و ادله و اسنادی را که دارند به محکمه تقدیم دارند و در حین رسیدگی استینافی محکمه در تشخیص اینکه حضور طرفین لازم است یا نه مختار خواهد بود و در صورت عدم حضور طرفین حکمی که صادر میشود حضوری محسوب است
ماده 7- در رسیدگی به دعوی جعل محکمه مقید به رعایت مواعید مقرره در اصول محاکمات نیست و فقط باید سرعت رسیدگی را در نظر بگیرد و در صورتی که جاعل قبلا تعیین و در حین محاکمه معین شود محکمه رسیدگی به دعوی جعل را از نقطهنظر حقوقی تعقیب خواهد نمود
ماده 8- کلیه موارد اصول محاکمات حقوقی که منافی با رعایت مواد فوق باشد موقتا لازم الاجرا نخواهد بود.» (روزنامه ایران 24/ 12/ 1299، ص 2).
امروز عمید الملک با مجوز رئیس الوزراء توانست با یمین الملک که در توقیف به سر میبرد، ملاقات نماید. (9)
امروز رئیس الوزراء به حکومتنظامی تهران دستور داد از آنجا که ناظم التجار کرمانی تحت نظر مأمورین نظامی است و متعهد شده است در برخی از جریانهای سیاسی وارد نشود و طبق مقررات حکومتنظامی رفتار نماید، به مأمورین نظامی دستور داده شود از توقیف ناظم التجار کرمانی منصرف و متعرض وی نشوند. (10)
[تصویر] منصور السلطنه
1) سوادکوه از شمال به شاهی، از جنوب به فیروزکوه، از شرق به دودانگه و از غرب به بندپی از شهرستان بابل محدود است و سرزمینی کوهستانی است.
2) فیروزکوه در سر سهراه تهران به مازندران و سمنان واقع شده و سرزمینی کوهستانی است که آب آن از رود خانههای گور سفید و شورستان و چشمهسارها تأمین میشود و از آثار قدیمی آن از قلعهای به نام خراب ده میتوان نام برد.
3) مراسله رئیس الوزراء به وزارت داخله، 22/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 3- 2898 ر.
4) روزنامه ایران، 26/ 12/ 1299، ص 1.
5) همان، 23/ 12/ 1299، ص 2.
6) آقایان منصور السلطنه، ذکاء الملک، حاجی سید نصر اللّه، آقا سید محمد قمی، آقا شیخ محمد بروجردی، آقای سید علی قمی و شریعتزاده، اعضای این کمیسیون را تشکیل میدادند. (اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 4789- ن).
7) سید مصطفی عدل (منصور السلطنه) فرزند حاج ابراهیم خلیل (ابراهیم رکن الدوله) در سال 1258 ش، در تبریز به دنیا آمد. (سال تولد وی در اطلاعات دختران و پسران، شم 696، تاریخ 17/ 12/ 1351، ص 4، حدود سال 1261 ش، ذکر شده است). پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در ایران، به پاریس رفت و موفق به اخذ دانشنامه لیسانس در رشته حقوق گردید. در سال 1282 به ایران بازگشت و در سال 1284 ش، مفتش کل ایالت آذربایجان شد. در اوایل سال 1287 ش، در وزارت امور خارجه، مشاور حقوقی شد. در اواخر همین سال به وزارت عدلیه منتقل و مدعی العموم اول استیناف شد. وی در سال 1290 ش، به ریاست کل کابینه وزارت معارف و اوقاف منصوب شد اما خیلی زود این کار را رها کرده و در همان سال به عنوان کمیسر تحدید حدود ایران در عثمانی حضور داشت. در سال 1294 ش، رئیس کابینه وزارت داخله و سال بعد، رئیس اداره امور عدلیه بود.
8) مصوبه مزبور به شرح ذیل بود:
9) مراسله ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران، 22/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
10) اسناد کابینه کودتا، ص 97.
[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبائی
نادر میرزا نماینده ایران در عشقآباد، طی تلگرافی به آستارا، از ورود وزیرمختار جدید شوروی و همراهانش به عشقآباد خبر داد و افزود: آنها راجع به مسیر عزیمت خود به تهران از دولت ایران سؤال نمودهاند. از آنجا که، وزیرمختار جدید از طریق خراسان به واسطه نامساعد بودن راه و ریزش برف فراوان و نبودن وسائل حملونقل، با مشکل همراه بود و با توجه به اینکه انگلیسیها اعلام کرده بودند خروج نظامیان خود را در ماه آوریل آغاز خواهند کرد؛ دولت ایران اعلام کرد:
برای رفاه وزیرمختار جدید ترجیح میدهد، او ابتدا به انزلی رفته و مقدمات انحلال جمهوری گیلان و بازگشت نظامیان روسیه را فراهم نموده و سپس به طرف تهران عزیمت نماید. (1)
1) تلگراف منشور الملک از آستارا به رئیس الوزراء، 23/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 4، ص 122.
یکشنبه 23 اسفند 1299/ 13 مارس 1921/ 3 رجب 1339
سواران مستحفظ (1)سرحدی منطقه «درهجز (2)» به دلیل دریافت نکردن حقوق معوقه خود قصد استعفا داشتند، ولی حکومت درهجز با وعده پرداخت حقوق، آنان را از قصد خود منصرف ساخت.(3)
نصیر الدوله (4)
پدرش، میرزا عبد الوهاب شیرازی (نصیر الدوله، آصف الدوله) از مشاهیر رجال عهد ناصری، و مادرش، عصمت السلطنه دختر حاج فرهاد میرزا معتمد الدوله بود. درسهای مقدماتی را نزد معلمان خصوصی خواند و در دار الفنون تهران به تحصیل ادامه داد. در ادبیات فارسی و عربی و شیوه نگارشی و خوشنویسی پیشرفت بسیار کرد. در 1301 از ناصر الدین شاه لقب نصیر الدوله گرفت. در 1305 وارد وزارت امور خارجه شد و به تدریج ارتقا یافت و به چند مأموریت خارج رفت. در 1322 وزیرمختار ایران در بلژیک شد و تا انقلاب مشروطیت در آن سمت باقی بود. مدتی پس از بازگشت به تهران، مدیرکل وزارت امور خارجه شد. حسن وثوق (وثوق الدوله) که در 1334 به رئیس الوزرایی منصوب شد و مقام وزارت امور خارجه را نیز بر عهده گرفت، نصیر الدوله را به معاونت آن وزارت خانه منصوب کرد و پس از چندی، کفالت آن را به او سپرد. در 1336 ق، پس از رئیس الوزرایی مجدد وثوق الدوله، نصیر الدوله وزیر معارف و علوم شد. در اوایل 1305 ش، در انتخابات دوره ششم مجلس شورای ملی از سیرجان به وکالت برگزیده شد، اما پیش از افتتاح مجلس حسن مستوفی او را به وزارت معارف منصوب کرد. و نصیر الدوله در تغییر بعدی هیئت وزیران نیز در همین مقام باقی ماند.
در بهمن 1305، در سومین تغییر هیئت وزیران، جای خود را به سید محمد تدین رئیس مجلس شورای ملی داد و به مجلس رفت، وی در جوانی با دختر عبد الصمد میرزا عز الدوله، فرزند محمد شاه قاجار ازدواج کرد.
نصیر الدوله در 1309 ش، بر اثر عارضه سکته درگذشت. (مجله یادگار؛ س 1327، شم 6 و 7، ص 37؛ شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 79- 78؛ رجال دوره قاجاریه، ص 75).
وزیر معارف در سیزده خردادماه گذشته، اتومبیلی از خارج به کشور وارد کرده بود ولی از پرداخت حقوق گمرکی آن استنکاف میورزید. ازاینرو، وزارت مالیه طی نامهای از وی خواست جهت پرداخت حقوق گمرکی اتومبیل خود به اداره گمرک اقدام نماید.(5)امروز بعد از ظهر صمصام السلطنه به دربار رفت و با سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء ملاقات و مذاکره کرد (6)
امروز پیش از ظهر، امیرنظام به دربار رفت و مدتی با رئیس الوزراء مذاکره کرد. (7)
به دستور رئیس الوزراء، سید جلال و یمین الملک که در توقیف بهسر میبردند، آزاد گردیدند. (8)
حکومتنظامی تهران به اداره نظمیه دستور داد آقایان نصرت الملک، شیخ العراقینزاده و سید علی قمی را آزاد نموده و مقرر کند تا مأمورین متعرض آنها نشوند. (9)
1) مرزداران را در آن زمان مستحفظ مرزی یا سرحددار میگفتند. (م).
2) این منطقه را امروزه در گز میگویند. (م).
3) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 3.
4) احمد بدر ملقب به نصیر الدوله در سال 1287 ق، در رشت متولد شد.
5) مراسله وزارت مالیه به نصیر الدوله، 23/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 240000182.
6) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 1.
7) همان.
8) مراسله حکومتنظامی تهران به اداره نظمیه، 23/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
9) همان.
دوشنبه 24 اسفند 1299/ 14 مارس 1921/ 4 رجب 1339
شاهزاده نصرت السلطنه (1)به دربار رفت و مدتی با سید ضیاء الدین طباطبایی مذاکره کرد. 2(2)
امروز سید ضیاء الدین طباطبایی در محل سفارت خانه آمریکا، با کالدول (3)وزیرمختار آن کشور، نزدیک به دو ساعت مذاکره کرد. (4)
به دنبال تصویب هیئت دولت مبنی بر تشکیل محاکم موقتی عدلیه جهت رسیدگی به انبوه دعاوی که از گذشته مانده و معرفی اعضای این محاکم (5)
میرزا عیسی خان، میرزا محمد لواسانی، میرزا صادق خان، میرحسن خان از اعضا و صدر الاشراف رئیس آن بود؛ شعبه ابتدایی: مجد العلماء میرزا مهدی آشتیانی، میر منصور رشتی از اعضا و شرف الملک رئیس این شعبه بودند و دو محکمه صلحیه نیز توسط میرزا باقر امین صلح و شیخ عبد العلی امین صلح اداره میشد. (روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 2).
در بیست و دوم اسفندماه، امروز عدلیه بازگشایی و محاکم کار خود را آغاز کردند.(6)دیروز و امروز سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء با حضور در سفارت خانه انگلیس با نرمن وزیرمختار انگلیس ملاقات و مذاکره کرد. (7)
1) (مرآت الوقایع، ص 59، 87، 93، 272).
2) روزنامه ایران، 26/ 12/ 1299، ص 1.
3) یوهانس لورنس کالدول در سال 1915 م/ 1334 ق، به عنوان سفیر آمریکا در ایران تعیین شد. وی رابطه خوبی با آلمانیها در ایران داشت و تا زمانی که حالت جنگ بین آمریکا و آلمان برقرار شد، رسما از منافع آلمان در ایران دفاع میکرد. وی از مخالفین قرارداد 1919 م، بود و در این راستا، بسیار فعالیت میکرد. در برخی منابع ذکر شده که وی شخصا با درشکه اعلامیه هایی را علیه قرارداد در تهران پخش میکرد. ملک الشعرا در خصوص اقدامات کالدول مینویسد: وزیرمختار آمریکا به من گفت: قرارداد را به هم بزنید و به انگلیس پاسخ منفی بدهید، آنوقت به دولت آمریکا مراجعه کنید، قول میدهم هرقدر پول بخواهید به شما خواهند داد و مستشار هم میفرستند و مالیه و نظام و معادن شما را اداره خواهند کرد. (دیدهها و شنیدهها، ص 215؛ مجله آینده، س 14، شم 12- 1، ص 589).
4) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 1.
5) اعضای محاکم موقتی به شرح ذیل بودند: محکمه استیناف:
6) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 2؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 295.
7) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1299، ص 1.
سهشنبه 25 اسفند 1299/ 15 مارس 1921/ 5 رجب 1339
مسعود خان (مسعود کیهان) وزیر جنگ، با انتشار اعلانی خطاب به مردم با اشاره به اینکه، برخی از افراد به وی مراجعه میکنند تا از طریق او مشاغل غیرنظامی از قبیل حکومت، ریاست مالیه و غیره را بدست آورند؛ ضمن نابجا خواندن توقع این عده تصریح کرد: وزیر جنگ نمیتواند افراد غیرنظامی را به مسئولین کشوری معرفی نماید. این افراد باید به رؤسای دوایر کشوری مراجعه نمایند. (1)
به پیشنهاد وزارت داخله و تصویب رئیس الوزراء عباس خان، سرتیپ قزاق خانه به سمت حکومت شاهرود و بسطام منصوب گردید. (2)
رفتوآمد عمومی در راهآهن بوشهر- برازجان پایان یافت، قرار بود تا خردادماه 1300، انگلیسیها کلیه خطوط راهآهن را برچیده و به وسیله کشتی به هند ارسال کنند. (3)
براساس مصوبه هیئت دولت مقرر گردید: از اول فروردین 1300 شمسی در تمام دوایر کشوری و لشکری در تهران و سایر ولایات، صرف چای و قهوه به هزینه دولت قطع شود تا تحت این عنوان هزینهای بر بودجه کشور تحمیل نشود. (4)
براساس مصوبه امروز هیئت دولت مقرر شد، محاکمات اتباع روس و آذربایجان و گرجستان و ارمنستان و بهطور کلی تمام دول مجزا شده از روسیه و محاکمات اتباع عثمانی و همچنین تمام محاکمات اهالی بین النهرین و شامات و بهطور کلی تمام نقاطی که جزء امپراتوری عثمانی بوده است، بایستی به عدلیه ارجاع داده شود. از دیگر مصوبات امروز این بود که به دلیل مخارج بالا و نداشتن درآمد و ضرورت برخی مخارج غیرقابل تأخیر، هیئت دولت به اتفاق آراء تصمیم گرفتند، به اعتبار عایدات سه ساله 1921، 1922 و 1923 م، نفت جنوب، سهام خزانهداری انتشار یابد و تهیه مقدمات این کار نیز به وزیر مالیه محول شد. درباره راهآهن برازجان نیز، نظر به منافعی که حفظ و ادامه این خطآهن برای تجارت جنوب کشور داشت، دولت با خرید آن موافقت کرد و به وزیر فواید عامه و تجارت اختیار داده شد به قیمت مناسب عادلانهای که مقدور باشد با سفارت انگلیس داخل مذاکره شوند و خریداری نمایند. (5)
رئیس الوزراء در فرمانی به حکومتنظامی تهران دستور داد قزاق هایی که به منظور دستگیری ممتاز الدوله (6)
وی تحصیلات خود را در تبریز انجام داد و به استخدام وزارت خارجه درآمد. مدتی ریاست کارگزاری آذربایجان را به عهده داشت و چندی نیز منشی و مترجم حکومت سنندج بود. در سال 1314 ق، وابسته نظامی سفارت ایران در استانبول شد. در سال 1315 جنرال کنسولگری استانبول گردید و سالها در سفارت ایران مشغول به خدمت بود تا اینکه، در سال 1323 به تهران احضار شد و به ریاست دار الترجمه صدراعظم (عین الدوله) منصوب گردید. وی در انتخابات دوره اول مجلس به وکالت رسید و در اواخر دوره، بعد از استعفای احتشام السلطنه در سن سی و دو سالگی به ریاست مجلس انتخاب گردید. هنگامی که محمد علی میرزا مجلس را به توپ بست ممتاز الدوله رئیس مجلس بود. وی برای حفظ جان خود به اتفاق حکیم الملک به سفارت فرانسه پناه برد و سپس به پاریس رفت. بعد از استبداد صغیر و خلع محمد علی شاه، ممتاز الدوله از سوی مردم تبریز به وکالت مجلس دوم انتخاب شد. در سال 1329 ق، مجددا چند ماه ریاست مجلس را عهدهدار شد و سپس وزیر مالیه بود. در کابینه اول صمصام السلطنه همچنان وزیر مالیه و در کابینه علاء السلطنه وزیر عدلیه شد. در کابینه دوم علاء السلطنه وزیر مالیه و در سال 1297 ش، وزیر عدلیه شد. پس از کودتای 1299 ش، و در تمام دوران حکومت سید ضیاء در زندان بود.
بعد از سقوط سید ضیاء همه زندانیان از جمله ممتاز الدوله آزاد شدند. وی در کابینه قوام السلطنه وزیر معارف شد و بعد از آن تاریخ، دیگر شغل چندان مهمی به او داده نشد. سرانجام وی در 21 آذر 1312 درگذشت. (کتاب نارنجی، ص 159؛ رجال وزارت خارجه در عصر ناصری و مظفری، ص 139؛ مجله دانشکده ادبیات، مهر 1340، شم 1، ص 25؛ رجال عصر مشروطیت، ج 1، ص 114؛ تاریخ بیستساله ایران، ج 1، ص 236؛ شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 141، 140؛ تاریخ انقلاب مشروطیت، ج 1، ص 628- 629؛ روزنامه اطلاعات، 22/ 9/ 1312، ص 1).
به منزل وی رفتهاند بازگردانده شوند و کسی متعرض وی نگردد. (7)براساس مصوبه امروز (8)هیئت وزیران ورود کلیه مشروبات الکلی از خارج به ایران اکیدا ممنوع گردید. به دستور رئیس الوزراء مشروبات الکلی برای کلیه طبقات ممنوع شد. (9)همچنین دستور داده شد که کلیه دکانهای مشروبفروشی نیز تعطیل شوند. (10)
میرزا یانس رئیس هیئت ارامنه، که بعد از کودتا دستگیر شده بود، به دستور رئیس الوزراء از سوی حکومتنظامی تهران به اداره نظمیه تحویل داده شد. همچنین حکومتنظامی تهران درخواست نمود، پرونده میرزا یانس به اداره حکومتی ارسال
1) روزنامه ایران، 26/ 12/ 1299، ص 1.
2) همان.
3) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 147.
4) روزنامه ایران، 27/ 12/ 1299، ص 2 و زندگانی سیاسی؛ اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 209.
5) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین، ص 209، 210؛ دولت ایران تصمیم گرفته بود قبل از آنکه خطآهن برازجان- بوشهر که قبلا توسط انگلیسیها احداث شده بود، برچیده شود اقدام به خریداری آن کند. این خبر در روزشمار تاریخ ایران اثر باقر عاقلی تاریخ 27/ 12/ 1299 قید شده است! (م).
6) اسماعیل ممتاز معروف به ممتاز الدوله، فرزند مکرم السلطنه تبریزی در دهم ذی الحجه 1289 ق، در تبریز به دنیا آمد در منابع مختلف سال تولد او را سالهای 1285، 1295 ق، 1253 و 1285 ش، نقل کردهاند.
7) اسناد کابینه کودتا، ص 98.
8) این موضوع در تاریخ 25/ 12/ 1299 تصویب شد ولی در کتاب تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 298، تاریخ 27/ 12/ 1299 برای آن آورده شده است. (م).
9) همچنین مقرر شد که در میهمانی رسمی دولت نیز، به عوض مشروبات الکلی، دوغ و شربت قند و نظیر این نوشیدنیها استفاده شود ولی بالفور از مقامات انگلیسی دلیل این اقدام کابینه را از منع مسکرات دو چیز دانسته است: یکی آنکه، هرگاه مسکرات به حالت آزاد باقی بماند، ممکن است قزاقها زیادهروی بنمایند و موجبات مزاحمت مردم را فراهم نمایند و دیگر اینکه، احساسات ملی و دینی و مذهبی را در مقابل بلشویسم تقویت نمایند. (تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 298- 299).
10) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 209- 210 و تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 298.
شود. (1)
برای رسیدگی به امور قضایی جنحه و جنایت، محکمهای با همین نام در وزارت عدلیه به ریاست میرزا شفیع جهانشاهی (2)افتتاح گردید. (3)
دکتر احمد خان عماد الملک به سمت ریاست اداره معارف منصوب گردید. (4)
[تصویر] میرزا شفیع جهانشاهی
1) مراسله حکومتنظامی تهران به اداره نظمیه، 25/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
2) میرزا شفیع جهانشاهی فرزند میرزا مهدی مجتهد در سال 1260 ش، متولد شد. در سال 1293 ش، به خدمت قضا اشتغال ورزید و مشاغل مختلف قضایی را در آذربایجان طی کرد. مدتی نیز معاونت سید نصر اللّه تقوی در دادستانی بود. در سال 1325 ش، میرزا شفیع جهانشاهی به ریاست کل دیوان عالی کشور رسید. پس از واقعه 30 تیر 1331 ش، عبد اللّه لطفی وزیر دادگستری، جهانشاهی را بازنشسته کرد، اما پس از کودتای 28 مرداد 1332 ش، مجددا جهانشاهی به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید و پس از یک روز تصدی آن سمت در اثر سکته قلبی درگذشت. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 1، ص 564- 563).
3) روزنامه ایران، 26/ 12/ 1299، ص 1.
4) همان، 20/ 12/ 1299، ص 1.
چهارشنبه 26 اسفند 1299/ 16 مارس 1921/ 6 رجب 1339
رئیس اداره ژاندارمری در نامهای به سید ضیاء با اشاره به اینکه افراد و صاحب منصبان اداره قزاق از ادای احترامات نظامی نسبت به صاحب منصبان و افراد ژاندارمری خودداری مینمایند، از وی خواست برای تحکیم روابط حسن ه بین دو اداره ژاندارمری و قزاق، توصیههای لازم در این زمینه به اداره قزاق خانه صادر شود تا صاحب منصبان و افراد آن اداره احترامات نظامی را رعایت نمایند. رئیس اداره ژاندارمری در نامه خود اظهار نمود اجزای قزاق خانه در موقع عبور و مرور به صاحب منصبان ژاندارمری اعتنایی نمیکنند و حتی خود او نیز به دفعات مورد بیاعتنایی آنان واقع شده است. (1)
وزیر امور خارجه ایران از وزیرمختار فرانسه در تهران تقاضا کرد تا به استحضار دولت متبوع خویش برساند: «دولت ایران متأسف است که اینبار نمیتواند با ادامه خدمت صمد خان در پاریس موافقت نماید و به صمد خان دستور داده شد که امور کنسولگری را در پاریس به «نظر آقا» تحویل دهد و مقرر شد تا تعیین وزیرمختار جدید، نظر آقا عهدهدار پست کاردار سفارت ایران باشد.» (2)
هوپنو (3)
در سال 1941 م، به عنوان وزیرمختار فرانسه در ایران برگزیده میشود ولی به علل بروز جنگ و اشغال ایران به محل کار خود برنمیگردد. «هنری هوپهنو» در 10 اوت 1977 م، در پاریس درگذشت. (تاریخ معاصر ایران، شم 19 و 20، ص 52 و 53).
کاردار سفارت فرانسه، افزون بر مخابره اصرار دولت ایران درباره برکناری صمد خان، (4)سه تلگراف را نیز به شماره 81 به شرح ذیل برای وزیر امور خارجه فرانسه ارسال کرد: «با اطمینان به اینکه، تصمیم اتخاذ شده از طرف آنجناب مبتنی به دلایل جدی و محکم است. با این وجود، تصور میکنم وظیفه به من حکم مینماید پس از دیداری که با وزیر خارجه ایران داشتم و شخصا پیام رئیس دولت ایران را به من ابلاغ نمود، یادآور میشوم که در تلگرام جنابعالی در زمینه اصرار به نگهداری صمد خان، در تهران تأثیر بسیار ناگواری برجای خواهد نهاد. من باید اذعان نمایم که در ایران حتی با یک نفر برخورد نکردم که از صمد خان دفاع کند. در تمام محافل جدی و حتی نزدیکان و محارم شاه و یا شخصیتهای بینظر، مثل مشیر الدوله، با همان نوع قضاوت مواجه شدم. و همگی متأسف بودند که میدیدند پاریس بدینسان، علیه احساسات بهترین دوستانش که در این باب متفق القول هستند، عمل میکند ... دولت ایران جدا مصمم است، وی را احضار کند (5)و به این مسأله بسیار اهمیت میدهد. (6)»حکومتنظامی تهران به عموم مأمورین نظامی شهر تهران ابلاغ کرد مهام الدوله از هرتعرض آزاد و مصون است و هیچ یک از نظامیان و مأمورین نباید برای وی مزاحمتی فراهم نمایند.(7)
امروز سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء مدت یک ساعت با محمد حسن میرزا ولیعهد ملاقات و مذاکره کرد. (8)
به پیشنهاد وزارت امور خارجه و تصویب رئیس الوزراء، یک قطعه نشان و فرمان شیر و خورشید از نوع درجه چهارم به علی پاشا خان صالح مترجم سفارت آمریکا اعطا گردید. (9)
به دستور سید ضیاء الدین طباطبائی رئیس الوزراء سالار منصور قزوینی که در کمیته آهن نیز عضویت داشت به
1) نامه ریاست ژاندارمری به سید ضیاء الدین طباطبایی، 26/ 12/ 1299، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 54- 835 ر.
2) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 8، ص 134، گزارش ش 80.
3) «هنری هوپنو»)Henri Hoppenot( در 25 اکتبر 1891 م، در پاریس به دنیا آمد. وی در دانشگاه «سوربن» پاریس دوره ادبیات و همزمان در مدرسه علوم سیاسی دوره لیسانس حقوق را گذراند دکترای خود را نیز در دانشگاه «آکسفورد» به پایان رساند و سپس به عنوان وابسته سفارت فرانسه در شهر «رم» ایتالیا مشغول به کار شد. مدتی در شهر «برن» سوئیس، در آژانس خبری فرانسه از وزارت امور خارجه کشورش، انجاموظیفه کرد. مدت دو سال به عنوان نمایندگی فرانسه در برزیل فعالیت کرد. «هوپنو» از 19 اکتبر 1919 تا 20 دسامبر 1921 م، در ایران در سمتهای مختلفی از جمله سمت کاردار فرانسه فعالیت میکرد و در مدت اقامت خود در ایران عضو کمیته «آلیانس» فرانسه در تهران بود و سخنرانیهای متعددی برای دانشآموزان ایرانی در مرکز «آلیانس» ایراد کرد. مجموعه سخنرانیهای او در بولتن «آلیانس» به چاپ رسیده است.
4) صمد خان ممتاز السلطنه، فرزند علی اکبر مکرم السلطنه در سال 1248 در تبریز متولد شد. وی در سال 1307 ق، به خدمت دولت درآمد دو سال بعد وارد وزارت خارجه گردید و در کارگزاری آذربایجان مشغول به کار شد. در طی سالهای 1310، 1312 و 1315 ق، به ترتیب نیابت سومی، نیابت دومی و نیابت اولی سفارت پطرزبورگ را بر عهده داشت و ملقب به «ممتاز السلطنه» گشت. در سال 1320 ق، وزیرمختار ایران در لاهه و از سال 1333 ق، به مدت چند سال سفیر ایران در پاریس بود. وی بعد از برکنار شدن از سمت وزیرمختاری در فرانسه به ایران نیامد و همچنان در پاریس ماند و قصری برای خود خریداری نمود او سرانجام در 1334 ش، درگذشت. (شرح زندگی من، ج 2، ص 221؛ رجال وزارت خارجه، ص 4- 183؛ شرح حال رجال ایران، ج 2، ص 181؛ رجال صدر مشروطیت، ص 114؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 3، ص 1541).
5) دلیل احضار وی این بود که وی مدت طولانی سفیر ایران در فرانسه بود و دولت ایران قادر به تغییر او نبود پیشتر که نصرت الدوله وزیر خارجه بود ممتاز السلطنه را عزل نمود ولی دولت فرانسه سفیر جدید ایران را به رسمیت نشناخت و کماکان ممتاز السلطنه را وزیرمختار دولت ایران میدانست. وی به اندازهای در محافل سیاسی فرانسه نفوذ داشت که دولت ایران نمیتوانست او را تغییر دهد! در 1301 ش، لایحهای در مجلس به تصویب رسید که حداکثر خدمت مأموران سیاسی در خارج از کشور به پنج سال کاهش یافت و این قانون در سال 1304 درباره ممتاز السلطنه اجرا شد. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 3، ص 1541.
6) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 8، ص 134، گزارش شماره 81.
7) فرمان حکومتنظامی تهران به مأمورین نظامی، 26/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
8) روزنامه ایران، 27/ 12/ 1299، ص 1.
9) همان، ص 2.
حکومت زنجان منصوب گردید تا براساس دستورات سری که به وی داده شده بود، مقدمات دستگیری جهانشاه خان (1)از متنفذین زنجان را فراهم نموده و او را تحت الحفظ به تهران بفرستد. (2)
به دستور رئیس الوزراء، قزاق هایی که خانه مستشار الدوله را تحت نظر داشتند از امروز برداشته شدند و دو نفر قزاق معین شدند که همراه او به شمیران بروند (3)تا اعمال و فعالیتهای او را زیر نظر داشته و مراقب باشند با کسی مراوده و معاشرت نداشته باشد. (4)
روسیه و انگلستان عهدنامه (5)
آغاز حرکت دوباره مذاکرات، یادداشتی بود که «کراسین» در 6 نوامبر 1920 م، لوید جرج به مجلس عوام گفت که کابینه، پیشنویس تهیه کرده است که به زودی برای هیئت نمایندگی روسیه (شوروی) فرستاده میشود. این تلاشها سرانجام به نتیجه رسید و روز 16 مارس 1921 موافقتنامه در لندن توسط «کراسین» و «هورن»، خزانهدار انگلیس، امضا شد. در این موافقتنامه یک شرط مقدماتی وجود داشت و مفصلترین مادهای بود که تا آنروز بر ضد تبلیغات خصمانه تنظیم شده بود ... بریتانیای کبیر متعهد شد که از توقیف یا تصرف هرگونه طلا، پول، اوراق بهادار یا کالایی که از روسیه صادر شود، خودداری کند. هرگاه دادگاهی به چنین توقیفی رأی دهد، دولت شوروی میتواند قرارداد را فورا پایان دهد. دولت شوروی علی الاصول مسئولیت خود را برای «پرداخت خسارت شرکتهای خصوصی که کالاها یا خدماتی به روسیه دادهاند و بهای آنها را دریافت نکردهاند» پذیرفت؛ رسیدگی به این دعاوی به قراردادی در آینده موکول شد. طرفین متعهد شدند که در حالت نداشتن مناسبات دیپلماتیک، نماینده یا نمایندگی رسمی یکدیگر را بپذیرند. همزمان با امضای این موافقتنامه، نامهای به امضای «هورن» به «کراسین» تسلیم شد که در آن شکایات مفصلی درباره «فعالیتهای دولت شوروی در مناطق هندوستان و افغانستان که با مفاد موافقتنامه سازگار نیست» مطرح شده بود. این در حکم یادآوری آن پاداش اصلی بود که بریتانیای کبیر از امضای موافقتنامه انتظار داشت. موافقتنامه بازرگانی انگلیس و شوروی درست یک هفته پس از روزی به امضا رسید که لنین در دهمین کنگره حزب پیشنهاد گرفتن مالیات جنسی را از فراوردههای کشاورزی اعلام کرد. (تاریخ روسیه شوروی، ج 3، ص 348- 352).
تجارتی امضا نمودند. روس و انگلیس قبلا بر سر ایران، افغانستان، هندوستان و سایر نقاط همجوار آنها اختلاف داشتند ولی بالاخره موضوع ایران را از دستور کار خود خارج نمودند. به موجب این عهدنامه روسها متعهد شدند از اقدامات بر ضد منافع انگلیسیها در خراسان جلوگیری نمایند و از تبلیغات علیه آنان در مصر و آسیا خصوصا در افغانستان و هندوستان احتراز نمایند. انگلیسیها نیز متعهد شدند از اقدامات مزبور در روسیه و دولتهای کوچکی که از روسیه مجزا شدهاند احتراز نمایند.(6)1) یکی از موضوعات که بعدها موجب تیرگی روابط بین سردار سپه و سید ضیاء الدین شد، موضوع دستگیری جهانشاه خان بوده است. (م).
2) تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 296.
3) مراسله حکومتنظامی تهران به رئیس الوزراء، 26/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
4) مراسله حکومتنظامی تهران، به فرمانده کل قوا، 22/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
5) هنگامی که فرازونشیب جنگ شوروی و لهستان و تبلیغات بر ضد «کامنف» توقف مذاکرات بازرگانی شوروی و انگلستان را در لندن طولانیتر میساخت و به اواسط پائیز 1920 م، میکشاند، «کراسین» ایام انزوای سیاسی و بیکاری رسمی را تماما تلف نکرد، بلکه فورا جهتیابی خود را در صنایع انگلستان بازیافت. و توانست به نام تنها سوداگر بزرگی که در سلسلهمراتب دولت شوروی مقام بلندی به دست آورده بود از موقعیت خود استفاده کند.
6) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 66، پ 18، ص 3.
پنجشنبه 27 اسفند 1299/ 17 مارس 1921/ 7 رجب 1339
در ساعت سه بعد از ظهر وزیرمختار انگلیس با حضور در دربار به مدت دو ساعت با سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء مشغول مذاکره بود.(1)
سید ضیاء الدین طباطبایی به درخواست سفارت آمریکا به رضا خان رئیس دیویزیون قزاق دستور داد دکتر جاناتان تبعه آمریکا و پزشک مخصوص آن سفارت خانه را که در اداره قزاق خانه توقیف بود، آزاد نماید. (2)
پیش از ظهر امروز، ژنرال وستداهل در دربار با رئیس الوزراء ملاقات کرد و مدتی مشغول ارائه گزارش و دریافت دستورات لازم بود. (3)
سید ضیاء الدین طباطبایی به حکومتنظامی تهران دستور داد میرزا یانس را که در زندان بیمار شده بود به مریض خانه یا اتاقی که از هوای بهتری برخوردار است منتقل کرده و تحت معالجه قرار دهند. میرزا یانس که بعد از کودتا در توقیف به سر میبرد، در زندان به بیماری مبتلا شده بود. (4)
جهت رسیدگی به امور معوقه عدلیه، شعبه استنطاق به ریاست میرزا مهدی شریعتزاده در وزارت عدلیه دایر گردید. (5)
با توجه به خدماتی که هیئت اعزامی به مسکو در معیت مشاور الممالک سفیر فوق العاده دولت ایران انجام داده بودند هیئت دولت در جلسه امروز با پیشنهاد مشاور الممالک برای پرداخت مبلغ چهار هزار تومان به اعضای هیئت مذکور موافقت نمود. (6)
دیروز یک عده قزاق سوار و پیاده با یک عراده مسلسل به فرماندهی ایوب خان میرپنج وارد دامغان شده و امروز به سوی شاهرود حرکت کردند. (7)
امروز سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء در اقدامی به منظور تعدیل بودجه، حقوق (8)احمد شاه و تمام شاهزادگان کشور را کاهش داد. (9)
1) روزنامه ایران، 27/ 12/ 1299، ص 2.
2) مراسله کابینه رئیس الوزراء به رضا خان فرمانده دیویزیون قزاق، 27/ 12/ 1299، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4234- ن.
3) روزنامه ایران، 28/ 12/ 1299، ص 2.
4) مراسله رئیس الوزراء به کلنل کاظم خان، 27/ 12/ 1299 اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
5) روزنامه ایران، 28/ 12/ 1299، ص 2.
6) اسناد کابینه کودتا، ص 238.
7) روزنامه ایران، 27/ 12/ 1299، ص 2.
8) سید ضیاء الدین طباطبائی حقوق احمد شاه را از چهل هزار تومان به سی هزار تومان تنزل داد. همچنین حقوق مجموع شاهزادگان از چهل و سه هزار تومان به بیست هزار تومان تقلیل یافت. (روزشمار تاریخ ایران، ج 1، ص 148).
9) گنجینه اسناد، بهار و تابستان، 1371، ص 39.
جمعه 28 اسفند 1299/ 18 مارس 1921/ 8 رجب 1339
عزیمت نیروهای انگلیسی تحت فرمان ژنرال «کووی»)General Covy( به علت ریزش برف و وضع نابسامان جادههای همدان تا اردیبهشتماه به تعویق افتاد. (1)
به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی که به کلیه وزارت خانهها و دوایر دولتی ابلاغ شد، مدت تعطیلات ایام عید سه روز اعلام شد. (2)
پیش از ظهر امروز سید ضیاء الدین طباطبایی به سفارت آلمان رفته، به مدت یک ساعت با شارژدافر سفارت آلمان مذاکره کرد. (3)
وزیر امور خارجه فرانسه به تلگرامهای کاردار فرانسه در تهران در خصوص انفصال صمد خان، پاسخی بدین شرح ارسال کرد:
«متن تلگرامهای شماره 80 و 81 شما را دریافت داشتم و حیرت کردم که شما به جای اجرای دستورهای من و در نتیجه اخذ نظر مساعد دولت ایران، نقش وکیل مدافع آن دولت را نزد من بازی میکنید، آن هم دولت بخت مساعدی را که به وسیله دو هزار قزاق و کمک و توافق انگلیسیها سرکار آمده است. آداب و عادات ایرانیها در تهران و پاریس تفاوتی ندارد، وانگهی هیچ نوع بینزاکتی و یا بداخلاقی مستقیم تاکنون درباره صمد خان گفته نشده و علیه او مطلبی ارائه نگردیده، درحالیکه، وی همواره سعی داشته است از منافع کشور خویش دفاع کند. این دلایلی است که ما را بر آن میدارد تا از صمد خان دفاع کنیم و بیم داریم که جانشین وی یا یک آلمانوفیل باشد و یا مأموری که تضمین و یا تأمینی درباره او نتوان داشت. (4)»
ساعت سه بعد از ظهر امروز، سید ضیاء الدین طباطبایی در منزل شخصی خود با وزیرمختار انگلیس ملاقات و مدتی با وی مذاکره کرد. سپس در ساعت پنج بعد از ظهر، به منزل رضا خان فرمانده دیویزیون قزاق خانه رفت و مدتی نیز با او مشغول مذاکره بود. (5)
[تصویر] صمد خان (ممتاز السلطنه)
[تصویر] جمعی از نیروهای قزاق قبل از کودتا
امروز به دستور دولت حقوق عقبافتاده ماه های دی و بهمن کلیه کارمندان دولت پرداخت شد. (1)
کمیسیون اعانه به مهاجرین گیلان به ریاست اعتلاء الملک تشکیل گردید. (2)
پس از مذاکرات درباره بازگشت مهاجرین به طرف گیلان چنین مقرر شد هرکس خواهان دریافت وجه برای بازگشت به گیلان باشد، یک نفر ضامن در تهران به کمیسیون اعانه معرفی نماید تا در صورت عدم مراجعت، وجه پرداختی از ضامن او مسترد شود.
همچنین مقرر شد، برای مخارج راه نیز، کمیسیون مبلغی را تعیین نماید که نصف آن به صورت نقدی در تهران پرداخت شود و نصف دیگر به صورت حواله به قزوین ارسال شود تا مهاجرین آن را در قزوین دریافت نمایند. (3)
میرزا یانس که به دستور رئیس الوزراء از اداره حکومت نظامی تهران به نظمیه فرستاده شده بود، امروز به دایره زندان تحویل داده شد. (4)
صبح امروز سید ضیاء الدین طباطبایی به سفارت افغانستان در تهران رفت و به مدت یک ساعت با وزیرمختار آن کشور مذاکره کرد.(5)
سید ضیاء الدین طباطبایی نزدیک ظهر امروز با حضور در سفارت ارمنستان مدتی را در آنجا مشغول مذاکره بود. (6)
امروز تشکیلات جدید در وزارت امور خارجه ایران آغاز به کار کرد. در تشکیلات جدید، اداره عثمانی این وزارت خانه منحل و به اداره روسیه ملحق گردید. (7)
1) همان، 27/ 12/ 1299، ص 2.
2) بنا به گزارشی که در روزنامه ایران در تاریخ 28/ 12/ 1299 منتشر شده است، شیخ الاسلام و امین التجار برای کمیسیون اعانه مبلغ سه هزار تومان از اصفهان حواله کردند و ظاهرا علاوه بر سید ضیاء برخی افراد متنفذ دیگر هم به این کمیسیون التفات داشتند که از جمله آنها میتوان به پرداخت هزار تومان از سوی امیر شوکت الملک از قاینات، اشاره کرد. (روزنامه ایران، 28/ 12/ 1299، ص 2، و 4/ 3/ 1300، ص 1).
3) روزنامه ایران، 29/ 12/ 1299، ص 2.
4) گزارش دایره محبس، 28/ 12/ 1299، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
5) روزنامه ایران، 30/ 12/ 1299، ص 2.
6) همان.
7) گنجینه اسناد، بهار و تابستان 1371، ص 39.
شنبه 29 اسفند 1299/ 19 مارس 1921/ 9 رجب 1339
هیئت دولت در جلسه امروز خود درباره پلیس جنوب (1)
در زمینه اقدامات فرهنگی، پلیس جنوب به انتشار روزنامه فارس در شیراز پرداخت. این روزنامه به عنوان سخنگوی پلیس جنوب عمل میکرد و به توجیه اقدامات نظامی این نیرو میپرداخت. پلیس جنوب در مواردی هم به اقدامات عمرانی دست زد. اعتراضات مکرر دولتهای شوروی و فرانسه و آمریکا به ادامه حضور نیروهای انگلیس در ایران پس از پایان جنگ جهانی اول، اعتراض نمایندگان مجلس انگلستان به هزینههای گزاف نظامی دولت و بروز مشکلات مالی برای دولت انگلستان پس از پایان جنگ جهانی اول و ناتوانی دولت ایران از پرداخت مخارج این نیرو، موجب گردید دولت انگلستان نتواند بودجه جدیدی برای پلیس جنوب در نظر بگیرد و انحلال آن قطعی شود. سرانجام در 11 ربیع الثانی 1340 ق،/ 12 دسامبر 1921 به کار پلیس جنوب در ایران خاتمه داده شد و اداره مرکزی آنکه از شیراز به بوشهر منتقل شده بود، تعطیل گردید. جنگ جهانی در جنوب ایران: گزارشهای سالانه کنسولگری بریتانیا در بوشهر، ص 142 و 99؛ فارس و جنگ بین الملل، ص 381 و 382؛ تاریخ ایران، ج 2، ص 712، 719، 722- 724، 777 و 780 و 726 و 785؛ و ج 2 ص 814، پلیس جنوب ایران: اس.
پی. آر، ص 27- 26 132، 176، 175، 103، 246، 255- 254؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 130؛ زندگینامه عبد الحسین میرزا فرمانفرما، ج 2، ص 251؛ دیدهها و شنیدهها، ص 198- 197؛ عملیات در ایران، ص 204 و ص 568؛ زیر آفتاب سوزان ایران، ص 17- 8، 23، 37- 36؛ تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرتهای بزرگ 1925- 1900 م، بخش 1، ص 19، 155- 154، 318، 340).
و اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از انحلال آن و انتقال این نیرو به دولت ایران بهطوریکه کاملا در تحت اختیار دولت باشد، بحث و گفتگو کردند. (2)امروز یک ساعت قبل از ظهر، یک گروه چهار صد و پنجاه نفری از نیروهای پلیس جنوب به اصفهان وارد شده به سرباز خانه فرحآباد که از قبل برای آنها در نظر گرفته شده بود، رفتند. کنسول انگلیس در اصفهان و سایر انگلیسیها و دسته موزیک ژاندارمری در هزار جریب فرحآباد از آنان استقبال نمودند. (3)
بارندگی طولانی در تهران و اطراف که از صبح روز پنجشنبه گذشته آغاز شده بود، بامداد امروز پایان یافت. در اثر این بارندگی که تقریبا چهل و دو ساعت طول کشید به ساختمانهای زیادی خسارت وارد شد.
ساختمانهای خشت گلی و حتی ساختمانهای شیروانیدار متزلزل و از شدت بارندگی، بسیاری از سقفهای خانهها سوراخ شدند.
بسیاری از خانههای داخل شهر خراب شده و مردم به خاطر ریختن و آمدن آب از سقفها، مجبور به ترک خانههای خود شدند.
بسیاری از سقفهای بازار نیز خراب شده یا در شرف انهدام بود. (4)
امروز برادران خداوردی خان، نزد نادر میرزا آراسته، نماینده ایران در عشقآباد رفته و پیغام خداوردی را به وی رساندند.
خداوردی در پیغامش اظهار پشیمانی و ندامت کرده و تقاضای عفو و تأمین نموده بود تا بتواند به ایران بازگردد. علاوه بر این، خداوردی خان درخواست کرده بود با نادر میرزا گفتگوی حضوری داشته باشد ولی نادر میرزا پاسخ به این تقاضا را منوط به دریافت دستور از ایران کرد.(5)
[تصویر] شاهزاده نادر میرزا (نادر آراسته)
1) پلیس جنوب: نیروی انگلیسی- ایرانی تحت فرمان انگلیسیها در جنوب ایران از 1335 تا 1340 ق، پلیس جنوب ایران با عنوان «تفنگداران جنوب ایران» و نام اختصاری «اس. پی. آر»)The South Persian Rifles (S .P .R( شکل گرفت و 16 مارس 1916 م، با ورود «سرپرسی سایکس» به عنوان فرمانده این قوا به همراه گروهی از افسران انگلیسی و هندی به بندرعباس و اقدام به سربازگیری در این شهر، آغاز شد. مهمترین دلیل تشکیل این نیرو با صرف هزینه فراوان از سوی دولت انگلستان، ایجاد نیرویی مشابه بریگاد قزاق در جنوب ایران بود. این امر به منظور تأمین امنیت و حفظ منافع دولت انگلیس در مناطق تحت نفوذ و تعیین شده در قراردادهای 1907 و 1915 م، منعقده میان روسیه و انگلستان بود، که نواحی جنوبی ایران را در حیطه نفوذ انگلستان قرار میداد. دلیل دیگر تشکیل پلیس جنوب، ضرورت مقابله با گسترش نفوذ سیاسی و نظامی مأموران آلمانی در ایران بود و حفاظت از راه های تجاری جنوبی ایران نیز، یکی از عمدهترین اهداف انگلستان از تشکیل پلیس جنوب بود، زیرا با انحلال قوای ژاندارمری و شیوع قحطی و خشکسالی، راه های جنوب ایران فاقد امنیت لازم برای عبور کاروانها و افراد بود. این مشکل برای اتباع انگلیسی و کالاها و مال التجاره آنها به مراتب حادتر بود زیرا بروز احساسات ضد انگلیسی در اکثر نقاط ایران پس از افشای مفاد قرارداد 1907 و تشدید آن در پی آغاز جنگ جهانی اول و طرفداری مردم از دولتهای آلمان و عثمانی، به تزلزل موقعیت انگلستان در ایران منجر شده بود. هدف دیگر انگلستان، حفاظت از چاه های نفت جنوب ایران بود که با تبدیل مصرف سوخت کشتیهای نیروی دریایی انگلستان از زغالسنگ به نفت در خلال سالهای جنگ جهانی اول اهمیت بسزائی برای دولت انگلستان یافته و منافع عظیم انگلستان از شرکت نفت ایران و انگلیس بر میزان توجه آنها به جنوب ایران افزوده بود. مخارج پلیس جنوب از وجوه استمهال قروض ایران به دولت انگلستان پرداخت میشد که در سال اول تأسیس 000/ 60 و در سالهای بعد اندکی کمتر از یک میلیون لیره انگلیس بود. افراد پلیس جنوب از یک لباس هماهنگ استفاده میکردند.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبائی، ص 212.
3) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 29/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 7، ص 20.
4) روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 3.
5) تلگراف نادر آراسته نماینده ایران در عشقآباد به وزارت خارجه، 30/ 12/ 1299، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 6.
[تصویر] افسران انگلیسی پلیس جنوب
به پیشنهاد وزارت امور خارجه و تصویب رئیس الوزراء امروز، میرزا غفار خان، مستشار سفارت لندن به سمت وزیرمختار ایران در سوئد انتخاب گردید. (1)
امروز حقوق ماه های دی و بهمن کارمندان وزارت معارف از طرف خزانهداری کل کشور پرداخت شد.(2)
یکشنبه 30 اسفند 1299/ 20 مارس 1921/ 10 رجب 1339
در پی گرانی و کمبود برنج در تهران، به منظور رفع این مشکل، امروز مقدار صد بار برنج به تهران وارد گردید. از طرف حکومتنظامی مأموری نیز برای جمعآوری و توزیع برنجها تعیین و مقرر شد مطابق دستور، این برنجها در نقاط مختلف شهر و به قیمت معین به فروش رسانده شود. (1)
حکومت کردستان با ارسال شرحی راجع به خدمات سالار نظام به وزارت داخله، تقاضا نمود در مقابل زحمات مشار الیه، یک قطعه نشان شیر و خورشید از درجه دوم به او اعطا شود. (2)
بودجه کل کشور و همچنین صورت اسامی کلیه شهریه بگیران به رئیس الوزراء ارائه گردید و او به مطالعه و رسیدگی آن مشغول شد. (3)
رئیس اداره رسومات و ذبایح (4)و شیرکچیها (5)بعد از صدور حکم منع فروش مشروبات در تهران و عایدات اداره رسومات از این محل گفتگو شد. 8(6)
امروز «فاخر الدوله» کارگزار اصفهان با انتشار اعلانی به اهالی اصفهان اطلاع داد عهدنامه ایران و روسیه در هفدهم جمادی الثانی در مسکو امضا شده و در خصوص بازگشت نظامیان روسیه و انحلال جمهوری گیلان نیز، بین طرفین توافق حاصل شده است. (7)
به پیشنهاد وزارت امور خارجه و تصویب رئیس الوزراء، یک قطعه نشان شیر و خورشید درجه سوم به میرزا ابو القاسم خان کحالزاده (8)
نخست به سمت مترجم و سپس منشی دوم و بعد منشی اول آن سفارت خانه انجاموظیفه کرد. قبل از رسیدن به بیست سالگی موفق به دریافت مدال خدمت جنگی از ویلهلم دوم امپراتور آلمان شد و از وزارت خارجه ایران نشانهای درجه سه و چهار دریافت کرد. خدمات دولتی را در سال 1298 ش، با ورود به وزارت داخله شروع کرد و زمانیکه داور وزارت عدلیه را بر عهده داشت، در سال 1306 وارد این وزارت خانه شد و پس از سه یا چهار سال به عنوان مدعی العموم در نیشابور به خدمت خود ادامه داد و بعد از یک سال در سمت بازپرس اول مأمور خدمت در همدان شد و به مدت پنج سال در آن شهر انجاموظیفه کرد. وی بعدها در مقامات قضایی و اداری ایران به مشاغل برجسته ارتقاء یافت. در زمان وزارت صدر الاشراف در عدلیه از کار دولتی کنارهگیری کرد و سپس به شغل آزاد پرداخت و با نمایندگی کار خانه کروپ آلمان تا جنگ جهانی دوم همکاری کرد. و در پایان جنگ وقتی آلمانیها از ایران اخراج شدند تمام اوراق و اسناد و اثاثیه و مدارک خود را به امانت به او سپردند که تا ده سال از 1320 تا 1329 ش، در نگهداری آنها کوشید. پس از آرامش اوضاع آنها را به «اورتل» نماینده سابق کار خانه کروپ که به ایران آمده بود، تحویل داد. برخی منابع نیز او را اجنبیپرست و جاسوس و کارمند فاسد معرفی نمودهاند. کحالزاده بعد از شهریور 1320 دو بار به کار دعوت شد، یک بار در آذر 1324 ش، در زمان ریاستوزرایی حکیم الملک که به فرمان دربار به مدیریت کل اداره رادیو و خبرگزاری پارس منصوب شد و چندی در این سمت مشغول بود و بار دیگر در سال 1327 ش، به دادگستری دعوت شد و با سمت بازپرسی به ساری عزیمت کرد و این مأموریت پنج سال ادامه یافت. در سن 65 سالگی بازنشسته شد.
کحالزاده سرانجام در 9/ 5/ 1360 ش، درگذشت. وی خاطرات خود را در واپسین سالهای حکومت پهلوی تنظیم کرد و از سال 1353 در مجله گوهر، به مدیریت مرتضی کامران انتشار آن آغاز شد. تنظیم این خاطرات به درخواست دکتر نصرت اللّه کاسمی بود. این خاطرات تحت عنوان دیدهها و شنیدهها به چاپ رسیده است. البته مؤلف کتاب نظریه توطئه در صفحه 50 ضمن انتقاد از کحالزاده مدعی شده است «چرا کحالزاده این اطلاعات مهم تاریخی را در سالهای پس از شهریور 1320 ش، که ایشان مدیرکل انتشارات و تبلیغات کشور بود و نقش انگلیسیها در صعود رضا خان به عنوان یک اصل بدیهی در هرنشریهای جار زده میشد، هیچگاه مطرح نساخت؟!» جدای از قضاوت فوق تنها در مقام روشنگری ذکر میشود که برخلاف نظر آقای عبد اللّه شهبازی مؤلف کتاب نظریه توطئه، کحالزاده در نوشتاری که در دفاع از اتریشیها و آلمانیهای مقیم ایران در روزنامه پژوهش در تاریخ سهشنبه 11 صفر 1341 ق، برابر با 1301 ش، درج نموده به نقش خیانتکاری اسمارت در کودتای سیاه سوم اسفند 1299 ش، اشاره کرده است. (نظریه توطئه، ص 49- 52؛ دیدهها و شنیدهها، ص 64؛ طغیان نایبیان، ج 1، ص 23؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 5، ص 252- 253؛ گوهر، س 1356 ش 11 و 12، ص 870؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 277؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 2، ص 266).
منشی و مترجم سفارت آلمان اعطا شد. (9)[تصویر] ابو القاسم خان کحالزاده
1) روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 3.
2) همان.
3) همان، 30/ 12/ 1299، ص 2.
4) شیرک خانه: می خانه و شیرهکش خانه؛ شیره خانه و آنجا که شیره تریاک میکشند.
5) شیرکچی: خادم شراب خانه و صاحب می خانه و شیره خانه.
6) گزارش دایره رسومات و ذبایح به رئیس اداره مالیات و خالصجات و ارزاق تهران، 9/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240014127.
7) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 5، ص 3.
8) میرزا ابو القاسم کحالزاده فرزند دکتر حسین کحال روز 15 شهریور 1277 ش، در تهران متولد شد. دکتر حسین خان کحال از اعضای سرشناس لژ بیداری ایران و از همکاران سید ضیاء الدین طباطبایی در روزنامه شرق بود. یکی از پسران وی (سرتیپ ابو الحسن آهنین) از دوستان نزدیک سید ضیاء الدین بود. همسر دکتر حسین خان نیز مدیر مجله دانش بود که به رغم برخی، نخستین نشریه منادی بیداری توده نسوان در ایران محسوب میشد و نخستین زن روزنامهنگار ایران میباشد. میرزا ابو القاسم تحصیلات ابتدائی را در مدرسه علمیه تهران و دوره متوسطه را در مدرسه عالی ایران و آلمان سپری کرد و در شهریور 1294 ش، هنگامی که هنوز دوره دبیرستان را به پایان نرسانده بود و 17 سال سن داشت به خدمت سفارت آلمان درآمد.
9) روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 3.
دوشنبه 1 فروردین 1300/ 21 مارس 1921/ 11 رجب 1339
جشن ملی نوروز امروز با نظم و شکوه بسیار برگزار شد.
دو ساعت قبل از ظهر، احمد شاه از قصر فرحآباد به شهر تهران وارد شد.
در اطراف اتومبیل حامل احمد شاه، اتومبیلهای رضا خان فرمانده نیروی قزاق، کلنل گلروپ (1)
همکاران گلروپ در این هنگ «ادوال» و «فولکه» بودند. وی پس از مدتی به ریاست ژاندارمری بروجرد منصوب شد. پس از پایان جنگ جهانی اول و تغییراتی که در ژاندارمری صورت گرفت، سرهنگ گلروپ به فرماندهی ژاندارمری ایران منصوب گردید و تا تاریخ 15 آذر 1300 ش، در این مقام باقی ماند. در اینروز به خدمت کلنل گلروپ رئیس ژاندارمری پایان داده شد و خود وزیر جنگ ریاست آن را عهدهدار شد و کفالت آن را به عهده کلنل عزیز اللّه خان ضرغامی گذاشت. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 77؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 530 و 151).
سوئدی رئیس ژاندارمری، وستداهل سوئدی رئیس نظمیه به همراه تعداد زیادی صاحب منصب پلیس و ژاندارم و قزاق حرکت میکردند. احمد شاه در مسیر رسیدن به کاخ گلستان، خیابان دوشانتپه، میدان بهارستان، خیابان شاهآباد، خیابان لالهزار، میدان توپ خانه، و خیابان ناصریه (2)را طی کرد. در تمام طول مسیر افراد سواره و پیاده، پلیس، ژاندارم و قزاق ایستاده و جمعیت زیادی نیز در انتظار ورود احمد شاه صف کشیده بودند. (3)دولت کودتا امروز را به عنوان پایان نخستین ماه موجودیت خویش جشن گرفت.همهساله در اینروز مراسمی برپا میشد. اما امسال هیئت دولت عوض شده و در بین وزیران، چهرههای جدیدی به چشم میخورد و افراد آشنای همهساله در این مراسم حضور نداشتند. رژه نظامی برخلاف سال قبل، شکوه و عظمت بیشتری داشت و صحبت نمایندگان سیاسی پیرامون برنامه هیئت دولت جدید بود.
در این مراسم، سفیر آمریکا به عنوان مقدم السفرا سخنرانی ایراد نمود و احمد شاه در پاسخ اشاره کرد که امیدوار است آغاز سال نو همراه با برنامههای نوین و پیشرفتهای قابل توجه برای مملکت باشد. (4)
روزنامه ایران با تبریک سال نو به عموم ایرانیان خصوصا خوانندگان این روزنامه اعلام کرد به دلیل تعطیلی ادارات و به خاطر احترام به شعائر ملی، این روزنامه به مدت یک هفته منتشر نخواهد شد ولی چنانچه، اخبار و اطلاعاتی برسد، این روزنامه به صورت فوق العاده و در صورت زیاد بودن اخبار، به صورت عادی منتشر خواهد شد. (5)
از امروز استفاده از تاریخ هجری شمسی به جای استفاده از تاریخ هجری قمری در وزارت خانهها و سایر دوایر دولتی آغاز شد.(6)
احمد شاه امروز در مراسم سلام عید نوروز ضمن اظهار تشکر و قدردانی از خدمات و مراتب شایستگی سردار سپه، فرمانده کل قوا، یک قبضه شمشیر مرصع (7)که از مهمترین هدایای نظامی بود به وی اعطا کرد. احمد شاه پس از اعطای این شمشیر خطاب به سردار سپه گفت: «شما این نکته را ثابت و آشکار کردید که ایرانی لیاقت اداره کردن قشون را دارد.» (8)
امروز در سفارت ایران در استانبول (9)به مناسبت فرارسیدن نوروز 1300 شمسی جشن باشکوهی با حضور ایرانیان مقیم استانبول و دانشآموزان و آموزگاران دبستان ایرانیان برگزار شد. در این جشن حسین دانش (10)و ابو القاسم لاهوتی (11)اشعار خود را برای حاضرین قرائت کردند. (12)
مستر پترول مستشار وزارت فواید عامه بعد از ظهر امروز به ملاقات سید ضیاء رفت و درباره ساختن خیابانهای شهر و بعضی ساختمانهای بلدیه با وی مذاکره نمود.
رؤسای دوایر بلدیه نیز احضار شده بودند که دستورات لازم
1) کلنل گلروپ کار خود را در ژاندارمری ایران نخست در هنگ ژاندارمری اصفهان آغاز کرد. این هنگ دارای پانصد نفر نیرو و 25 رأس اسب بود.
2) خیابان ناصرخسرو فعلی. (م).
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 7، ص 252.
4) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 115، گزارش شماره 20.
5) روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 3.
6) مراسله وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 18/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 3، ص 9.
7) شمشیر مرصع: شمشیر تزئین شده.
8) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 1.
9) استانبول یا استامبول یا اسطمبول یا قسطنطنیه در گذشته پایتخت کشور عثمانی بوده است.
10) حسین دانش پدرش اصفهانی و مادرش چرکس بود. او به توصیه سفارت انگلیس در دیوان عمومیه عثمانی استخدام شده بود و جزو شعرا و ادبا محسوب میشد. دانش در آنروز یک قصیده را خواند که به اعتقاد خان ملک ساسانی این قصیده در دیوان مرحوم میرزا حبیب اصفهانی متخلص به دستان وجود داشت (یادبودهای سفارت استانبول، ص 140- 143).
11) ابو القاسم لاهوتی کرمانشاهی مدیر مجله پارس استانبول بود که نوروزنامهای را قرائت نمود. ترجیعبند مزبور، حاکی از وضعیت سیاسی ایران و احساسات ایرانیان نسبت به معاهده 1907 و 1919 م بود. (یادبودهای سفارت استانبول، ص 143- 155).
12) یادبودهای سفارت استانبول، ص 140- 155.
[تصویر] کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی در مراسم نوروز 1300 در کاخ گلستان
برای شروع کار به آنان داده شد. (1)
حکومتنظامی تهران به بعضی از کارمندان روسی بانک استقراضی اخطار داد تا ظرف چهل و هشت ساعت، از کشور خارج گردند، اما رئیس الوزراء، از حکومتنظامی تهران خواست با توجه به اینکه، برخی از آنها وسایل حرکت خود را فراهم نکردهاند به آنان مهلت داده شود تا شرایط سفر خود را فراهم نمایند. (2)
در پی انتشار خبر انتصاب رضا خان به حکومت سوادکوه و فیروزکوه، امیر مؤید سوادکوهی عصر امروز بدون اطلاع کسی، با اتباع شخصی خود از سوادکوه خارج شد. (3)
عدهای از اهالی یزد با نوشتن شرحی به وزارت داخله از تعدیات اخیر از سوی اداره مالیه نسبت به خودشان، شکایت نموده و خواستار رسیدگی شدند. (4)
بعد از ظهر امروز، رئیس الوزراء به همراه وزیران کابینه برای عرض تبریک سال نو به حضور احمد شاه رفتند. (5)
سردار معظم خراسانی (تیمورتاش) به دلیل تماس با نورمن، وزیرمختار انگلیس و انتقاد از اعمال سید ضیاء الدین طباطبائی، بازداشت و سپس به قم تبعید شد. تیمورتاش تا روی کار آمدن دولت قوام در تبعید بود. (6)
1) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 1.
2) مراسله ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران، 1/ 1/ 1300، اسناد ریاست جمهوری، شم ب، 145/.
3) تلگراف کفیل تلگراف خانه سوادکوه به سید ضیاء الدین طباطبایی، 3/ 1/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 2- 2898 ر.
4) روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 3.
5) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 1.
6) تقدیر یا تدبیر: خاطرات اعزاز نیکپی، ص 33- 29؛ خاطرات سیاسی فرخ، ص 62.
سهشنبه 2 فروردین 1300/ 22 مارس 1921/ 12 رجب 1339
احمد شاه پس از تصویب رئیس الوزراء با استعفای مصدق السلطنه والی فارس، موافقت کرد. (1)
پیش از ظهر امروز دیپلماتهای مقیم تهران برای تبریک سال نو به حضور سید ضیاء رفتند. رئیس الوزراء در عمارت ابیض از آنان پذیرایی نمود. (2)
امروز قبل از ظهر وزرای مختار و نمایندگان کشورهای خارجی در ایران به همراه وزیر امور خارجه، برای عرض تبریک نوروز به حضور ولیعهد رفتند. (3)
ملکزاده (4)فرمانده رژیمان نمره 13 آذربایجان صبح امروز با اردوی «آهن» به طرف ساوجبلاغ حرکت کردند. این اردو به ژاندارمها و نیروهای محلی در «قلعه کاظم» که یک توپ داشتند پیوسته و به اکراد حمله نمودند. در این درگیری «عمر آقا» یکی از سرکردههای اکراد مجروح شد. اکراد تلفات زیادی داده و شکست سختی خوردند. بهطوریکه پس از این شکست، «اسماعیل سمیتقو»(5)
نظام السلطنه مافی والی آذربایجان، تصمیم گرفته بود جعفر آقا را از بین ببرد، نظام السلطنه در سال 1323 ق، جعفر آقا را دعوت نمود که به اتفاق عدهای از سوارانش به تبریز آمده و در استقرار امنیت شهر کمک نمایند. زیرا به علت انقلاب 1906 م، روسیه اوضاع آذربایجان و قفقاز بحرانی و هرروز قتل و کشتار در میان گروههای ارمنی و قفقازی مقیم تبریز به وقوع میپیوست.
نظام السلطنه مافی والی آذربایجان قرآنی مهر کرده و نزد جعفر آقا فرستاد و به او تأمین داد. نظام السلطنه در ظهر آن قرآن نوشته بود: مادامی که من روی زمین هستم آسیبی به شما نخواهد رسید. جعفر آقا پس از دریافت این تأمیننامه، به عنوان میهمان وارد تبریز شد و نظام السلطنه در یک میهمانی که به افتخار وی برپا کرده بود او را به قتل رسانید. کسان جعفر آقا برای خونخواهی و انتقام هفده نفر از اعضای حکومتی را به قتل رسانیدند و از آن تاریخ به بعد، اسماعیل آقا برادر کوچک وی در صدد انتقام گرفتن برآمد و در منطقه خود دست به شورش علیه دولت زد. در سال 1300 ش، دولت فوج ژاندارم تبریز را به فرماندهی یاور ملکزاده برای سرکوبی اعزام نمود.
عدهای که ملکزاده برای برخورد با سمیتقو آماده کرده بود یک گردان مختلط بود. نیروی اعزامی در حوالی مهاباد با قوای اکراد درگیر شد. این جنگ سه شبانهروز ادامه شد و به علت عدم پشتیبانی کافی مرکز، نیروهای دولتی از اکراد شکست خوردند و عده زیادی از آنان در جنگ کشته شدند و بقیه نیز بعد از تسلیم تیرباران گردیدند. سمیتقو نزدیک به پانزده سال به یاغیگری خود ادامه داد و بر شهرهای مهاباد، میاندوآب، اشنویه، و ... کاملا تسلط داشت و جنگهای متعددی با نظامیان انجام داد. در طول این سالها گاهی در ترکیه و گاهی در عراق روزگار میگذراند و با شیخ محمود برزنجی نیز روابط دوستانهای داشت. سرانجام سمیتقو اجازه یافت به ایران بازگردد و به حکومت اشنویه منصوب شود. اما رضا شاه حکم به محکومیت او داده بود و چند روز بعد در تاریخ 30/ 4/ 1309 به دست نظامیان ایرانی کشته شد. (جنبش ملی کرد، ص 59- 72؛ شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 136، 137 و 240).
مجبور شد عدهای نیرو از «سلماس» (6)و «چهریق»(7)به آن منطقه سوق دهد. (8)1) خاطرات و تألمات مصدق، ص 135.
2) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 1.
3) همان.
4) منظور حسن ملکزاده میباشد.
5) اسماعیل آقا سمیتقو، فرزند محمد آقا و برادر کوچک جعفر آقای کرد از طایفه شکاک است، پس از مرگ محمد آقا، ریاست ایل شکاک به برادر ارشد سمیتقو، به نام جعفر آقا رسیده بود. نفوذ جعفر آقا بسیار زیاد بود.
6) شهری در استان آذربایجان غربی میباشد.
7) چهریق نام یکی از دهستانهای شهرستان سلماس میباشد که در مرز ایران و ترکیه قرار دارد و محل سکونت ایل شکاک میباشد.
8) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
چهارشنبه 3 فروردین 1300/ 23 مارس 1921/ 13 رجب 1339
در جلسه امروز هیئت وزیران پاسخنامهای که قبلا دولت ایران راجع به لغو قرارداد معروف ایران و انگلیس (قرارداد 1919) به سفارت انگلیس نوشته بود و اصل و قرائت شد. به موجب پاسخنامه مذکور که از طرف سفارت انگلیس ارسال شده بود، دولت انگلستان موافقتش را با الغای این قرارداد اعلام نموده بود. (1)
در جلسه هیئت دولت مقرر شد وزیر امور خارجه، در خصوص استخدام مستشار هایی از کشورهای انگلیس، فرانسه، آمریکا و سوئد، مکاتبه و مذاکره با سفارت خانههای آنان را آغاز نموده و در این راستا نامه هایی را به سفارت خانههای کشورهای مورد نظر ارسال نماید. 2(2)
در جلسه امروز هیئت وزیران که از ساعت 2 بعد از ظهر در دربار تشکیل شد و تا ساعت 8 بعد از ظهر به طول انجامید، لایحه تشکیلات بلدیه عالی با بودجه عایدات و مصارف آن، که سالانه بالغ بر نهصد هزار تومان (ماهی هفتاد و پنج هزار تومان) بود، تصویب گردید. (3)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 65 * انتقال تشکیلات پلیس جنوب به دولت ایران .....
امروز هیئت وزیران به اتفاق آرا تصویب نمودند در خصوص انتقال تشکیلات پلیس جنوب با مهمات آن به دولت ایران با دولت انگلیس مذاکرات لازم به عمل آید و صاحب منصبان انگلیسی و هندی آن از خدمت خارج شده و تشکیلات آن مطابق تشکیلات ژاندارمری دولتی و دستور العمل دولت ایران اداره شود. مقرر شد وزارت امور خارجه این تصمیم دولت را طی نامهای به سفارت انگلیس اطلاع دهد. از آنجا که، در ایران صاحب منصبان کارآمد و مناسب وجود نداشت، برای حفظ انتظامات و نگاهداری این نیرو، در زمان انتقال از دولت انگلیس به دولت ایران، هیئت وزیران برحسب ضرورت تصویب نمودند بهطور موقت عدهای مرکب از پانزده نفر صاحب منصب انگلیسی و یک نفر «سیویل» (4)برای ریاست محاسبات و سه نفر دکتر و سه نفر بیطار (5)، استخدام شوند تا در نقاط و قسمتهای مختلف تشکیلات ژاندارمری که دولت مقرر میدارد، به خدمت گماشته شوند.(6)
صبح امروز رئیس الوزراء به همراه هیئت وزیران برای عرض تبریک میلاد حضرت علی علیه السلام، به خدمت احمد شاه رفتند. پس از عرض تبریک، احمد شاه از خدمات و مساعی رئیس الوزراء و اعضای هیئت دولت قدردانی نمود و از جریان امور مملکتی اظهار خوشوقتی نمود. بعد از این مراسم، سردار سپه و صاحب منصبان ارشد قزاق، کلنل «گلروپ» و صاحب منصبان ژاندارمری، کلنل «وستداهل» و صاحب منصبان ارشد نظمیه و رؤسای دوایر لشکری و کشوری نیز به حضور احمد شاه رفته، سال نو را تبریک گفتند. (7)
ساعت چهار بعد از ظهر امروز سید ضیاء به منزل صمصام السلطنه رفت و پس از بازدید از صمصام السلطنه ساعت پنج بعد از ظهر به منزل شاهزاده نصرت السلطنه رفت و پس از بازگشت از آنجا، برای مذاکره به منزل سردار سپه رفت.(8)
پس از آنکه، ماژور «دبلیو. ان. مید» کنسول انگلیس در بوشهر که از افسران انگلیسی ارتش هند بود به عنوان مرخصی
1) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
2) مراسله ریاست وزرا به وزیر خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 45 و س 1339 ق، ک 37، پ 2، ص 7.
3) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
4) سیویل: غیرنظامی
5) بیطار: دامپزشک.
6) مراسله ریاست وزرا به وزارت خارجه، 5/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 58، ص 14.
7) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 1.
8) همان.
به انگلستان عزیمت کرد، امروز «اچ. جی. چیک» (1)دارنده نشان امپراتوری هند به جای او به کنسولگری انگلیس در بوشهر منصوب شد. (2)
سفارت آلمان که در تاریخ 17 فوریه 1921 طی مراسلهای به وزارت امور خارجه ایران، از محتشم السلطنه وزیر امور خارجه وقت درخواست ابطال «فهرست سیاه» (3)را نموده ولی هنوز پاسخی از سوی دولت ایران دریافت نکرده بود، امروز طی یادداشتی دیگر، درخواست خود را از دولت ایران تکرار نمود. فهرست سیاه صورت عدهای از اتباع آلمانی شامل نمایندگان سیاسی، کنسولها و تجار آلمانی بود که به توصیه انگلیسیها، مدت ده سال از ورود به خاک ایران منع شده بودند. (4)
[تصویر] یکی از صاحب منصبان سوئدی اداره نظمیه
1) اچ. جی. چیک، کنسول جدید تا پایان سال این سمت را عهدهدار بود. (م).
2) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 137.
3) این فهرست که شامل اسامی هفتاد و سه نفر تبعه آلمانی بود توسط سرپرسی کاکس وزیرمختار سابق انگلستان در ایران تهیه گردیده و به دولت ایران ابلاغ شده بود که این اشخاص تا ده سال حق ورود به خاک ایران را ندارند. عدم رعایت بیطرفی ایران در زمان جنگ جهانی اول از سوی این عده، دلیل انگلیسیها بر این اقدام بود. نام «موسیو لتیین» کنسول آلمان در تبریز نیز در این لیست به چشم میخورد که آلمانها شدیدا به آن اعتراض نموده و آن را ناقض عهدنامه مودتی و تجارتی ایران و آلمان که در آن زمان در جریان بود، میدانستند. به موجب عهدنامه مذکور کلیه اتباع آلمانی، حق داشتند از اراضی ایران عبور نمایند و یا آزادانه در ایران اقامت نمایند. دولت آلمان برای ابطال این فهرست از طریق سفارت آلمان در ایران تلاش زیادی نموده ولی موفق نشده بود. فقط در تابستان 1920 م، وثوق الدوله رئیس الوزرای وقت، پس از اصرار زیاد «زمر»، شارژدافر سفارت آلمان وعده داد که در آیندهای نزدیک این تصمیم لغو شود ولی پس از اینکه، این وعده عملی نشد، وثوق الدوله برای رفع اعتراضهای دولت آلمان، به زمر شارژدافر سفارت آلمان اظهار نمود که این تصمیم به هیچوجه از طرف وی نبوده، بلکه در نتیجه فشاری است که دولت انگلیس به دولت ایران وارد آورده است. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 4، پ 10، ص 18).
4) مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه، 3/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 4، پ 10، ص 31.
پنجشنبه 4 فروردین 1300/ 24 مارس 1921/ 14 رجب 1339
جلیل هاشمزاده (1)به نمایندگی از جمعی از فارغ التحصیلان ایرانی که در آمریکا مقیم بوده و قصد بازگشت به ایران را داشتند، در نامهای به وزیر داخله، تقاضا نمود به دلیل عدم استطاعت مالی برای بازگشت به کشور به آنها کمک مالی بشود. (2)
[تصویر] میرزا علی دیوسالار (سالار فاتح)
سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزرا، به کلنل کاظم خان سیاح حکمران نظامی تهران دستور داد، سالار فاتح (3)را از زندان آزاد نماید. (4)
تعدادی از آزادیخواهان و شاگردان مدرسه سیاسی، مدیران جراید و برخی سیاسیون به دلیل برپا کردن تظاهرات علیه کودتا دستگیر و در باغ سردار اعتماد حبس شدند. (5)
در آنجا با عدهای از آزادیخواهان و طرفداران مشروطه، انجمن و مدرسه حقیقت را تشکیل داد اما با تکفیر هایی که افراد مخالف «انجمن حقیقت» نمودند اعضای آنرو به کاهش نهاد. پس از بمباران و تعطیلی مجلس، با وجود پافشاری و کوشش سالار فاتح، مشروطهخواهان به کلی در ساری متفرق شدند و از سویی با تعطیلی مجلس و آغاز مبارزه مشروطهخواهان علیه مستبدان، اعضای انجمن حقیقت نیز هرکدام به سویی رفتند. سالار فاتح هم خانواده خود را در ساری رها کرده و به همراه سپهدار تنکابنی به رشت عزیمت کرد. در عاشورای سال 1327 ق، در آستانه ورود سالار فاتح و
1) هاشمزاده فارغ التحصیل مدرسه عالی کشاورزی دولتی «فرت کلیتر» کلمبیا از آمریکا بود. (اسناد ملی ایران، شم ت 293001583).
2) مراسله هاشمزاده از آمریکا به وزارت داخله، 4/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001583.
3) میرزا علی دیوسالار (سالار فاتح) فرزند «میرزا قلی کجوری» در سال 1245 ش، در کجور مازندران متولد شد. پس از فوت مادرش نزد دایی خود میرزا محمد خان در قریه «یاسل نو» و سپس نزد جد مادریاش در تبریز رفت. در سال 1306 ق، از سوی دایی بزرگ خود میرزا حسن خان احسن الملک به مباشری خالصجات سلماس و بعد به سرپرستی ارامنه و نیابت حکومت چهریق پرداخت. چندی بعد به نیابت حکومت دهخوارقان، مامقان، کاوکان و اسکو پرداخت. در سال 1308 ق، میرزا علی خان از جانب حسن علی خان امیرنظام گروسی پیشکار آذربایجان، مأمور دستگیری محمد حسن قازجهانی دزد و یاغی معروف و سرکوبی دسته او شد. در سال 1315 ق، مأمور جمعآوری بقایای مالیاتی حسن علی خان امیرنظام گروسی شد. سال 1317 ق، میرزا علی خان که درجه سرتیپی داشت در اداره حکومتی گمارده شد. پس از صدور فرمان مشروطیت وی در سال 1325 ق، به ساری رفت.
4) مراسله ریاست وزرا به حکمران نظامی تهران، 4/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479؛ پیرو دستور سید ضیاء الدین طباطبایی به کاظم خان سیاح مبنی بر آزادی سالار فاتح، حکومتنظامی تهران در تاریخ 6/ 1/ 1300 به اداره نظمیه دستور داد سالار فاتح را آزاد نماید. (اسناد کابینه کودتا، ص 76).
5) گنجینه اسناد، بهار و تابستان 1371، ص 40.
سپهدار تنکابنی به رشت، معز السلطان و سایر مجاهدان، «آقا بالا خان» حاکم خودکامه رشت را کشته و شهر را تصرف کردند. از آن پس سالار فاتح و «یفرم خان ارمنی» به همراه نیروهای سپهدار تنکابنی جنگهای زیادی تا فتح تهران آغاز میکنند. در نخستین جنگ معروف به «یوزباشی» یفرم خان و سالار فاتح، پسر «غیاث نظام قوتی» از خوانین منطقه را که بر ضد مشروطه در تدارک جنگ بود شکست دادند.
در جنگ نیکویه (قریهای در یک فرسخی راه شوسه همدان) نیز پیروز شدند.
پس از این واقعه قزوین فتح گردید. صبح روز 27 جمادی الثانی 1327 ق، کمیسیون عالی تشکیل یافت و نمایندگان احضار شدند و سپهدار ملقب به سپهسالار گردید و سردار مفخم و سردار اسعد آشتی کردند. مقاولهنامهای با شاه و سفارتین تنظیم شد و شاه از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا به سلطنت رسید و عضد الملک به نیابت سلطنت برقرار گردید و میرزا علی خان دیو سالار به پاس خدماتش در فتح تهران لقب سالار فاتح گرفت. پس از فتح تهران یفرم خان ارمنی که جزو مجاهدین گیلان بود، رئیس نظمیه شد و سالار فاتح به معاونت نظمیه برگزیده شد. تا زمان کشته شدن یفرم خان سالار فاتح به معاونت نظمیه را بر عهده داشت و از آن پس مدتی کوتاه ریاست نظمیه به عهدهاش بود. سرانجام از مقام خود برکنار و به موطن خویش مازندران بازگشت. در دوره دوم رئیس الوزرایی وثوق الدوله، در 29 شوال 1336 ق، دولت قوایی برای قلع و قمع مجاهدان جنگل از راه قزوین و منجیل گسیل کرد، عدهای هم به سوی کجور جهت سرکوبی آزادیخواهان آن دیار روان شدند. در این زمان سالار فاتح به تهران آمده و متعهدش کردند که بیاجازه دولت به «کجور» بازنگردد. در کودتای سال 1299 ش، نیز سالار فاتح مدتی زندانی بود. پس از خودکشی سپهسالار، املاکش میبایست به جای قرضهای وی به نفع بانک ایران ضبط میشد و این در واقع مقدمهای برای فروش اجباری املاک کجور بود. در همین ایام سالار فاتح جهت سرکشی به املاک به کجور رفته که «چراغعلی خان امیر اکرم مازندرانی» او را در ساری زندانی کرد. به هرروی حاکم مازندران از او باجخواهی کرد، اما سالار فاتح مقاومت کرده و پس از مدتی آزاد شد. در دوره پهلوی بیش از پنج بار زندانی شد و آخرین بار هم به ده سال حبس محکوم گردید. سال 1315 ش، سالار فاتح را به قریه «خاچین» در شش فرسنگی زنجان تبعید کردند. پس از رخدادهای شهریور 1320 ش، وی از «خاچین» به تهران آمد و بقیه عمرش را زمانی در تهران و گاهی در زنجان به کشاورزی گذراند تا اینکه در 23 آبان 1326 ش، در سن 86 سالگی درگذشت. (یادداشتهای تاریخی راجع به فتح تهران و اردوی برق، ص 2؛ یادداشتهای سپهسالار تنکابنی، ص 96؛ روزشمار تاریخ ایران، ج 1، ص 364؛ سردار جنگل، ص 467).
جمعه 5 فروردین 1300/ 25 مارس 1921/ 15 رجب 1339
حکومتنظامی تهران، ساعت عبور و مرور شبانه را که قبلا تا ساعت بیست و یک بود تا ساعت بیست و دو افزایش داد و اعلام کرد از این تاریخ عبور و مرور از ساعت ده شب به بعد بدون جواز عبور و مرور ممنوع خواهد بود. (1)
هیئت وزیران تصویب نمودند: تمام مستخدمین روسی در مرکز بانک استقراضی و شعبات آن از خدمت منفصل شوند و فقط عدهای از کارکنان که وجودشان برای تحویل بانک به ایران ضروری است تا پایان امور تحویل، در خدمت بانک باشند و وزارت مالیه حقوق این عده را پرداخت نماید. درباره سایر مستخدمین روسی و غیره که به وجودشان در بانک نیازی نبود، تصمیم گرفته شد حقوق عقب افتاده آنان به اضافه سه ماه حقوق به عنوان انعام برای مخارج مسافرتشان از ایران با قید اینکه پس از دریافت مبلغ مزبور، در اسرع وقت ایران را ترک نمایند، پرداخت شود. مقرر شد، بدین منظور، مبلغ چهل هزار تومان اعتبار به وزارت مالیه پرداخته شود (2)
رضا خان رئیس دیویزیون قزاق طی نامهای از سید ضیاء الدین طباطبایی خواست، دستور دهد حکومت ساوه به نقی آقای سرتیپ (3)
نقی آقای سرتیپ پس از صدور فرمان حکومت آن مناطق در اثر بیماری در اوایل 1300 ش، درگذشت. (مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، دفترچه خاطرات احمد امیر احمدی، 1307 ش).
محول شود. (4)با توجه به اینکه، ریاست وزرا به حکومتنظامی تهران دستور داده بود، مأمورین حکومتنظامی متعرض مهدی ملکزاده نشوند، ملکزاده نیز، با ارسال یادداشتی به حکومت نظامی تهران، متعهد شد که به هیچوجه، در امور سیاسی مداخله نکند و با اشخاصی که با حکومت حاضر مخالفند، معاشرت و مراوده نداشته باشد. (5)
ماژور حیدر قلی خان به عنوان کفیل اداره ژاندارمری اصفهان امروز به این شهر وارد شد و امور مربوط به تحویل گرفتن اداره ژاندارمری را آغاز نمود تا کلنل علی خان رئیس اداره ژاندارمری به اصفهان بیاید. (6)
[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبایی
1) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 215.
3) نقی آقای سرتیپ پدر سپهبد احمد امیر احمدی بود که پس از کودتای 1299 ش، به حکومت ساوه و قم و زرند منصوب شد. امیر احمدی علت انتصاب پدر خود را به این سمت آن هم در اواخر عمر وی سابقه دوستی سردار سپه با نقی آقای سرتیپ و همکاری نزدیک خود با سردار سپه عنوان مینماید و اظهار میدارد این شغل به اصرار سردار سپه به پدر او واگذار شد.
4) نامه رضا خان رئیس دیویزیون قزاق به سید ضیاء الدین طباطبایی، 5/ 1/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 1- 269/ 3.
5) نامه مهدی ملکزاده به حکومت نظامی تهران، 5/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000347.
6) تلگراف کارگزار اصفهان به وزیر خارجه، 7/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 69.
«میرزا عیسی خان» امین مالیه قم از سمت خود منفصل و «میرزا آقا خان» به جای او به سمت امین مالیه قم و محلات منصوب شد. «میرزا آقا خان» برای آغاز کار خود، امروز به قم وارد گردید. (1)
بنان السلطان که مدتی در وزارت مالیه فعالیت داشت، به سمت ریاست کابینه وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه انتخاب گردید. (2)
یک کشتی متعلق به فردی به نام «میرزا آقا» حامل پنجاه هزار پوط نفت، از بادکوبه (3)به مشهدسر (4)وارد شد. صاحب این نفتها، «میرزا عباسعلی رضازاده تبریزی» بود. (5)
مصدق السلطنه که پس از استعفایش، (6)
2/ 1/ 1300).
از سوی احمد شاه به تهران احضار شده بود، امروز شیراز را به قصد عزیمت (7)به تهران ترک کرد. (8)[تصویر] حرم حضرت معصومه (س) در قم در سال 1300
1) روزنامه ایران، 8/ 1/ 1300، ص 2.
2) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 3.
3) بادکوبه: نام قدیم باکو میباشد. باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، در ساحل غربی دریای خزر و شبهجزیره آبشوران و حاشیه شمالی خلیج باکو، در ناحیه باکوی بزرگ واقع است. بندر باکو حدود 28 متر پائینتر از سطح دریای آزاد در کرانههای جنوبی شهر باکو قرار دارد. وجه تسمیه باکو بادهای تندی است به نام خزری و کیلاوار که در پائیز میوزد.
4) مشهدسر نام کنونی شهرستان بابلسر میباشد. که در کنار دریای مازندران و مصب رود خانه بابل واقع گردیده است.
5) روزنامه ایران، 6/ 1/ 1300، ص 2.
6) استعفای مصدق السلطنه در روز دوم فروردین پذیرفته شد (ر ک:
7) مصدق السلطنه در نطق خود در جلسه رد صلاحیت و اعتبارنامه سید ضیاء الدین طباطبایی در جلسات علنی روزهای سهشنبه و چهارشنبه 16 و 17 اسفندماه سال 1322 مجلس شورای ملی در اینباره اظهار نمود: بعد از خروج از شیراز متجاوز چهل روز در قریه سیّدان که تا شیراز دوازده فرسخ است، ماندم (مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی).
8) خاطرات و تألمات مصدق، ص 135.
نبه 6 فروردین 1300/ 26 مارس 1921/ 16 رجب 1339
«تشکیلات صهیونیست ایران» (1)
«سازمان صهیونیست» که توسط سازمان مرکزی لندن اداره میشد، تأسیس و عزیز اللّه نعیم، دومین رهبر آن شناخته شد. وی در دسامبر 1920 م، کتاب «تاریخ جنبش صهیونیست» را به زبان فارسی نوشت. این اولین کتاب مربوط به صهیونیسم بود که توسط یک یهودی ایرانی و به زبان فارسی نوشته میشد. نویسنده مانند سایر صهیونیستهای خاورمیانه در اوایل قرن بیستم معتقد است «صهیونیسم یک پدیده جدید نیست، بلکه نام یک مؤسسه جدید است. اندیشه صهیونیسم در دو هزار سال اخیر در ذهن یهودیان بوده است».
(فرزندان استر، ص 237).
با ارسال نظامنامه تشکیلات، به وزارت امور خارجه موجودیت خود را اعلام نمود و تقاضا کرد که از تشکیل مجامع و شعب این تشکیلات در ایالات و ولایات جلوگیری نشود، بلکه از سوی دولت و مأمورین دولتی، از آنها حمایت نیز بشود. متن نظامنامه این تشکیلات به شرح ذیل بود:«بخش اول:
1- تشکیلات صهیونیست ایران که شامل شعبات مختلف صهیونیست در ایران میباشد و در کمیته فعال تشکیلات صهیونیست جهانی شناخته شده است، قصد دارد عملیات و اقدامات صهیونیست را در ایران ساماندهی نموده و در آینده آن را توسعه دهد و بین منطقه عملیاتی خود در ایران و ارض مقدس ارتباط و همکاری برقرار نماید.
2- صهیونیست در سیاست داخلی ایران مداخله نمیکند و نسبت به احزاب مختلف در ایران موضع بیطرف دارد.
بخش دوم:
تشکیلات صهیونیست در راستای رسیدن به اهداف خود، موارد ذیل را وجهه همت خود قرار خواهد داد:
1- ایجاد شعبه صهیونیست در هرنقطهای که این تشکیلات وجود ندارد.
2- تنویر افکار و ارتقای حالات روحی و تهذیب اخلاق یهودیان ایران از طریق برگزاری کنفرانسها و انتشار مطبوعات (روزنامه، مجله، رسائل و غیره)
3- برپایی کلاسهای شبانه و قرائت خانه به منظور ترویج زبان عبری و فارسی و تاریخ و علوم بنی اسرائیل و هرزبان یا علم دیگری که لازم شناخته شود.
4- تأسیس و تشویق مدارس عالی
5- توسعه و ارتقای تربیت طبیعی جوانان
6- شرکت در مراسم اجتماعی یهودیان به منظور افزایش احساسات ملی و صهیونیست نمودن و آشنا ساختن آنان، با هیئت اجتماعی بنی اسرائیل ایران
7- برقرار نمودن روابط مستقیم و همیشگی با ارض مقدس و تشکیلات صهیونیستها در تمام کشورهای مختلف جهان
8- تهیه و تدارک وسایل آسایش و راحتی اشخاصی که خود داوطلبانه حاضر میباشند به ارض مقدس مهاجرت نمایند.
تبصره: در صورتی که مهاجرین دارای کلیه شرایط لازم، مطابق با نظامنامه مخصوص مهاجرت باشند.
9- ایجاد روابط حسن ه با دولت متبوعه خود، ایران، به منظور حفظ و حراست حقوق ملی یهودیان ساکن در نقاط مختلف ایران. (2)
«مشار الملک» (3)
(شرححال رجال ایران، ج 1، ص 346، 347؛ رجال وزارت خارجه در عهد ناصری و مظفری، ج 1، ص 156؛ تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، ج 3، ص 236- 235؛ تاریخ احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 192 و 193 و 63؛ کتاب آرزو، ج 1، ص 49- 48).
از سوی احمد شاه به قصر فرحآباد احضار شد. از آنجا که، مدتی بود شاهزاده «موثق الدوله» از سمت وزارت دربار کنارهگیری کرده بود، «مشار الملک»، به سمت وزیر دربار منصوب شد. (4)نیمی از اسکادران (5)چهل و دوم سوارهنظام انگلیسیها، تحت فرماندهی ستوان «استروک»)SturrocK( ، مشهد را به مقصد هندوستان ترک کردند. بقیه افراد این اسکادران، به همراه یک هیئت نظامی بریتانیا با کلیه تجهیزات نظامی و پزشکی در روز بعد عزیمت نمودند. (6)
امروز از شاهرود عدهای قزاق که حامل «قور خانه» بودند، به طرف استرآباد حرکت کردند. (7)
1) اولین کنگره صهیونیستهای ایران در جولای 1919 م، تشکیل شد.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 17، ص 4، 5، 6.
3) حسن مشار (مشار الملک) در سال 1243 ش، در تهران به دنیا آمد و از رجال و وزیرانی بود که در طول حیات خود که در دوران چهار پادشاه بود، مصدر مشاغل مهمی بوده است. پدرش از کارمندان وزارت خارجه بود و حسن مشار نیز در سال 1307 ق، داخل وزارت خارجه گردید و تا زمان انقلاب مشروطیت در آن وزارت خانه حضور داشت و در مناصبی مانند ریاست اداره تذکره و حسابداری مشغول بود. در دوره اول مجلس به عنوان نماینده اعیان و ملاکین تهران به وکالت رسید. بعد از استبداد صغیر در وزارت مالیه مدتی رئیس تشخیص عایدات بود. در سال 1329 ق، به معاونت وزارت مالیه منصوب شد. در کابینه وثوق الدوله به وزارت مالیه انتخاب شد و سرپرستی وزارت تجارت نیز با او بود. در سال 1297 ش، در دوره دوم نخستوزیری وثوق الدوله مجددا به وزارت مالیه منصوب شد و در ترمیم کابینه، وزیر مشاور شد و سپس به وزارت دربار احمد شاه انتخاب گردید. وی در کودتای 1299 ش، وزیر دربار بود و علیه برانداختن حکومت سید ضیاء و تبعید او از ایران نقش داشت. وی تا سال 1300 ش، وزیر دربار بود و در مجلس چهارم از سیرجان به وکالت برگزیده شد ولی به اتهام توطئه علیه رضا خان از کار برکنار و مجبور به ترک ایران و اقامت در اروپا شد. پس از مدتی ثابت شد وی چنین قصدی نداشته و در سال 1924 م، به ایران بازگشت و مورد توجه قرار گرفت. در سال 1303 ش، در دو کابینه سردار سپه عنوان وزیر خارجه را داشت و در کابینه فروغی نیز به مدت کوتاهی همان سمت را دارا بود. در سوم آذر 1308 ش، به عنوان وزیر مالیه دولت مخبر السلطنه هدایت انتخاب شد ولی بیش از پنج ماه در این سمت باقی نبود و از کابینه خارج گردید و از آن تاریخ، دیگر مسئولیت عمدهای نداشت. در سال 1931 م، به عنوان پیشکار املاک شاهی در مازندران تعیین شد و تا سال 1935 م، در این مقام فعالیت میکرد اما به جهت خودداری از واگذاری املاک خویش به رضا شاه مورد بیمهری قرار گرفت و از کار برکنار شد و تحت نظر پلیس قرار گرفت. حسن مشار در سال 1316 ش، از سیاست کنارگیری کرد و به اروپا رفت و با ثروت هنگفت خود به زندگی ادامه داد و سرانجام در سال 1327 ش، درگذشت و جنازهاش برای دفن به نجف اشرف منتقل شد.
4) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
5) مرکب از جهازات سبک، ناوگروه و دستهای از هواپیما میباشد.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 40- 41.
7) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 3.
[تصویر] بنیانگذاران جنبش صهیونیست در ایران: از چپ 1- ناشناس 2- حاجی عزیز القانیان 3- سلیمان حیم 4- بنیامین مساچی 5 و 6- ناشناس 7- سلیمان کهن صدق 8- لقمان نهواری 9- حبیب لوی 10- سینیور یادگار 11- ناشناس 12- شموئل رخسار 13- الیاهو خسروی
بنا به پیشنهاد حکومتنظامی تهران و تصویب ریاست وزراء، «امیر امجد» (1)به سمت معاون حکومتنظامی تهران منصوب شد. (2)
کمیسیونی که برای تهیه لوایح و قوانین تشکیلات وزارت عدلیه معین شده بود، امروز با حضور «منصور السلطنه» کفیل وزارت عدلیه منعقد شد. «آقا میرزا احمد خان» مدیر سابق امور اداره عدلیه نیز که برای عضویت در کمیسیون دعوت شده بود در این جلسه حضور داشت. (3)
قانون تشکیلات وزارت جنگ که از سوی وزیر جنگ، به هیئت وزراء پیشنهاد شده بود، به تصویب رسید. (4)
چند روز قبل، کاپیتان «وارن» و کاپیتان «روزرس» به کردستان آمده بودند. امروز یک نفر از آنان به طرف کرمانشاه و دیگری به سمت همدان حرکت نمودند. (5)
به دستور نایب الحکومه(6)بندرعباس، جمعی از بستگان تجار بندرعباس دستگیر شدند. و نایب الحکومه دستور داد آنان را با چوب کتک زدند. به دنبال این اقدام نایب الحکومه، تجار بندرعباس، شکوائیه هایی را به حکومت کل بنادر ارسال نمودند. (7)
ژاندارم هایی که بعد از کودتای سوم اسفند، جهت حفاظت از دوایر دولتی در اصفهان گماشته شده بودند، از امروز بنا به حکم اداره ژاندارمری اصفهان برچیده شدند. (8)
روزنامه «لسان العرب»، مصاحب های را با «حبیب اللّه خان عین الملک» (9)
شایع بود که مقالات سید ضیاء در طرفداری از قرارداد 1919 توسط عین الملک تهیه میشود. در خصوص ارتباط عین الملک با کودتای 1299 محمد رضا آشتیانیزاده به نقل از حبیب اللّه رشیدیان اظهار میدارد که رضا خان میرپنج چند سال قبل از کودتا توسط عین الملک به اردشیر جی معرفی گردید. عین الملک که از چهرههای مرموز تاریخ معاصر بود، نام خانوادگی هویدا را برای خود و فرزندانش برگزید. (رجال وزارت خارجه در عصر ناصری و مظفری، صص 152- 153؛ تاریخ معاصر ایران، ج 3، صص 107- 108؛ ایران و مسئله فلسطین، ص 91- 105).
(هویدا) جنرال کنسول دولت ایران در شامات در خصوص کودتای سوم اسفند و آینده ایران از لحاظ سیاست داخلی و خارجی به چاپ رساند. در این مصاحب ه حبیب اللّه خان، عوامل داخلی و مقابله با «بلشویزم» را از عوامل سقوط کابینه سپهدار اعظم ذکر کرد. (10)آقای «میرزا ابراهیم» رئیس شعبه حوالجات وزارت مالیه برحسب تصویب وزیر مالیه به سمت پیشکاری مالیه قزوین منصوب گردید. (11)
پس از انتشار خبر انتصاب شاهزاده «نصرت السلطنه» به
1) عزت اللّه خان امیر امجد پسر بزرگ غیاث نظام در کودتای 1299 ش، معاون حکومتنظامی تهران شد و برادر دیگرش اسفندیار خان وقتی در ژاندارمری درجه سروانی داشت رئیس اسکورت سید ضیاء الدین طباطبایی نخستوزیر بود. سپس در ارتش تا درجه سرهنگی ارتقا یافت. برادر دیگر امجد، قدرت اللّه خان که صاحب لقب پدرش غیاث نظام گردید، سالیان دراز رئیس شهرداری قزوین و چندی هم رئیس شهرداری ارومیه بود. (مینو در یاباب الجنه قزوین، ج 2، ص 695- 694).
2) روزنامه ایران، 8/ 1/ 1300، ص 10.
3) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
4) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 216.
5) روزنامه ایران، 9/ 1/ 1300، ص 2.
6) نایب الحکومه: کسی که به نیابت از طرف حاکم، شهری را اداره کند.
7) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 7/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 1، ص 35.
8) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 7/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 68.
9) حبیب اللّه خان عین الملک یا آل رضا فرزند میرزا رضا خان قناد بود که در سال 1294 ق، در شیراز متولد شد. وی از بهائیان شناختهشدهای بود که مورد علاقه عباس افندی قرار داشت. عباس افندی به پاس خدماتی که میرزا برای او انجام داده بود، طی توصیه نامهای از دوستان خود خواست که برای حبیب اللّه شغلی فراهم نمایند و بدینترتیب حبیب اللّه به معاونت حکومت لاهیجان منصوب شد. در سال 1326 ق، به وزارت خارجه منتقل شد و به عنوان نیابت وکالت سیاسی راهی قاهره شد. با فتح تهران، توسط مشروطهخواهان منتظر خدمت شد اما علیقلی خان سردار اسعد- یکی از فاتحین تهران- به موجب سابقه دوستی وی را به عنوان مترجم مجددا به وزارت خارجه برگرداند. در سال 1332 ق، به عنوان کنسول راهی ازمیر شد و مدتی بعد با همین سمت رهسپار شام گردید. تلاش وی برای بهبود وضعیت بهائیان و بیتوجهی نسبت به وضعیت اتباع ایرانی مسلمان مستقر در شامات، اعتراض آنان را برانگیخت. در آستانه کودتای 1299 ش، شخصا و بدون اجازه وزارت امور خارجه تصمیم گرفت به فلسطین رفته و کنسولگری ایران در حیفا را اداره نماید! خود وی طی مکاتبات متعددی از وزارت امور خارجه خواست که به اقامت وی در حیفا صورت رسمی داده شود و امور کنسولی ایران را به وی محول نمایند، تلاش برای بهبود وضعیت یهودیان ایرانی مهاجر به فلسطین و نیز بهائیان مستقر در آن سرزمین مستمسک وی در این تقاضا بود. او در همین دوره با انعقاد قرارداد هایی با شرکتهای حملونقل زمینی و دریایی که دستاندرکار انتقال حجاج از طریق شامات و فلسطین به مکه بودند سود فراوانی به جیب زد و مشکلات فراوانی را برای حجاج ایران بوجود آورد. وی از دوستان صمیمی سید ضیاء الدین طباطبایی بود و همانند او از حمایت بیدریغ انگلستان سود میبرد. ظاهرا مدتی نیز با سید ضیاء در جریده رعد همکاری داشته است.
10) ترجمه متن مصاحب ه روزنامه لسان العرب با حبیب اللّه عین الملک، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 28 و 27 و 26 و 25 و 24- 1- 139 ک.
11) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 3.
ایالت فارس، شیراز در التهاب بهسر میبرد. امروز هم حزب دموکرات در خارج از دروازه باغ شاه اجتماع سیاسی برگزار کرد که بیش از سه هزار نفر در آنجا حضور یافتند. موضوع سخنان آنان درباره مخالفت با انتصاب «نصرت السلطنه» بر ایالت فارس بود. (1)
1) تلگراف کارگزاری شیراز به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 3، ص 19.
یکشنبه 7 فروردین 1300/ 27 مارس 1921/ 17 رجب 1339
در یکی از باغهای شهر شیراز (باغ کلانتری) جلسهای با حضور علمای درجه اول، اعیان و رهبران حزب دموکرات تشکیل شد. گروهی نیز، از طرف آقایان حجج اسلام مأمور شده بودند به سراغ رؤسای همه دوایر رفته و آنان را با خود به این جلسه بیاورند. پس از حضور رؤسای همه دوایر، آقایان علما هریک به نوبت سخنرانی هایی علیه اقدامات دولت و ایالت شاهزاده «نصرت السلطنه» ایراد نمودند، در پایان نیز، میثاقنامهای نوشته و همگی آن را مهر نمودند. رؤسای دوایر را هم تهدید نمودند که هرکدام اقدام یا حرکتی خلاف مقاصد و اهداف آنها انجام دهند، از کار خود اخراج خواهند شد. یک ساعت از ظهر گذشته جمعیت متفرق گردیدند. (1)
نافرمانیها و اهانتهای رضا خان رئیس دیویزیون قزاق نسبت به مسعود خان کیهان- وزیر جنگ- به حدی رسید که امروز مسعود کیهان از سمتش استعفا داد. اما سید ضیاء الدین طباطبایی استعفای وی را نپذیرفت. (2)
وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه با صدور اعلانی خطاب به موسیو «مارتین» و «لئون لیانازوف» و مادام «ورینکارا خارونا لیانازوف» ورثه تجارت خانه «گ. س. لیانازوف» اعلام نمود، از آنجا که برای خاتمه و تسویه محاسبات آن تجارت خانه به دولت و اشخاص متفرقه و مشخص شدن وضعیت قطعی آن تجارت خانه در مقابل دولت تا تاریخ 18/ 1/ 1300، باید صورت کامل قروض و دارایی این تجارت خانه در ایران و ترتیب تسویه کلیه قروض تجارت خانه نسبت به دولت و اشخاص متفرقه مشخص شود، بنابراین تا تاریخ مقرر ذکر شده، شرکا درباره این دو موضوع تصمیم مشترکی اتخاذ نموده و به وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه اعلام نمایند. مدیرکل فلاحت و تجارت با ارسال متن اعلان به جریده ایران، تقاضا نمود این آگهی دو مرتبه در ظرف یک هفته در صفحه اول روزنامه به چاپ برسد.(3)
ماژور «سارجست» از افسران انگلیسی به اتفاق دو افسر دیگر و حدود یکصد و هفتاد نفر از نظامیان انگلیسی مشهد را به قصد عزیمت به تربتحیدریه و از آنجا به هندوستان ترک کردند. (4)
روزنامه ایران نوشت: از طرف رؤسای عشایر و ایلات و سرداران سرحدی از قبیل «اقبال السلطنه ماکوئی»، «سردار معزز بجنوردی» و «سردار اقدس» و ... تلگرافاتی برای تبریک سال نو، به رئیس الوزراء رسیده است. (5)
وزارت امور خارجه، «کوان» را که به سمت کنسول انگلیس در کرمانشاهان تعیین شده بود، به کارگزاری کرمانشاه معرفی نمود و اعلام کرد که وی به زودی عازم کرمانشاه خواهد شد. (6)
در جریان توقیف روزنامهها پس از کودتای سوم اسفند، روزنامه «هگئولا» که به زبان عبری برای جامعه یهودیان منتشر میشد، توقیف گردیده بود. بنا به تقاضای «میرزا عزیز اللّه نعیم» (7)مدیر این روزنامه، وزارت معارف و اوقاف از حکومت نظامی خواست از آنجا که، این روزنامه به هیچوجه در مسائل
1) تلگراف کارگزاری شیراز به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 3، ص 19 و 20.
2) فصلنامه تاریخ معاصر ایران، س 1379، شم 16، 15، ص 209.
3) اعلان وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه، 7/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240016651؛ روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300، ص 1.
4) تلگراف منیع السلطنه از تربتحیدریه به وزارت خارجه، 16/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 3، ص 31.
5) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 2.
6) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری کرمانشاهان، 7/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 3.
7) در برخی اسناد نام عزیز اللّه نعیم به اشتباه عزیز اللّه حکیمی ذکر شده است. (م)
سیاسی وارد نمیشود، اجازه انتشار آن صادر شود. (1)
به مناسبت آغاز سال نو، پیامهای تبریکی در ایام نوروز از سوی «جرج» پادشاه انگلستان، «الکساندر میلراند» رئیس جمهور فرانسه و «ویکتور امانوئل» پادشاه ایتالیا و «آلبرت» پادشاه بلژیک برای احمد شاه ارسال شد. (2)
امروز رئیس الوزراء سید ضیاء الدین طباطبایی اعلامیهای (3)
«هموطنان! با مواعیدی که اینجانب، در طی بیانیه اول خود دادم، وظیفه مقدس خویش میشمارم قدم هایی که برای اجرای نقشههای منظوره بر میدارم و هرگونه نتایجی که در پرتو مجاهدات برای نیل به آمال ملیّه حاصل میگردد به سمع عامه برسانم، اعم از اینکه، مجاهدات با موفقیت مقرون شود یا به واسطه ظهور موانع و اشکالات نیل به مقصود تأخیر افتد. از آن جایی که، من نسبت به اصول مشارکت ملی وفادار هستم و همواره این رویه را تعقیب خواهم کرد، لازم میدانم اقداماتی که برای سعادت ملت به عمل میآید برای قضاوت به پیشگاه وی تقدیم دارم.
اکنون مسرورم که در ایام شعف و شادمانی نوروز میتوانم فرح و انبساط عامه را از اعلام این قضیه افزون نمایم که پس از آنکه قرارداد را در بیانیه خود الغاء نمودم و این تصمیم را در هیئت وزرا مذاکره و متفق الرأی تعقیب مقصود را همگی تصویب و متعاقب آن وزارت امور خارجه در طی مراسله رسمی تصمیم دولت را به سفارت انگلیس ابلاغ نموده موافقت دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان را در الغاء قرارداد خواستار شده بود اینک در نتیجه مذاکرات مبسوط و طولانی که در عرض چند هفته برای انجام این مقصود جریان داشت، دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان سفارت خود مقیم تهران را مأمور نمودند که موافقیت آنها را در الغاء قرارداد رسما به وزارت امور خارجه دولت علیه ایران ابلاغ نماید. روح موافقتی که از طرف دولت انگلستان در موضوع الغاء قرارداد ابراز گشته بار دیگر نیات حسن ه و مودت دیرینه بریتانیای کبیر را ثابت مینماید.
من و هیئت من مخصوصا از دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان امتنان داریم که در همان حال که الغاء قرارداد را قبول نمودهاند، هیچگاه در احساسات مودتآمیز دولت علیه تردیدی ننموده و با وجود الغاء قرارداد حاضر بودن خود را برای مساعدت به ایران تأکید و تکرار کردهاند.
ملت و دولت ایران این علامت و برهان مودت صمیمانه دولت انگلستان و حس احترامی که از طرف دولت معزی الیها نسبت به مصالح و آمال ایران و سیاستی را که دولت کنونی برای تجدید تشکیلات و اصلاحات مملکتی خود اتخاذ نمودهاند، ابراز داشته از صمیم قلب تقدیر مینماید. بنابراین، این اقدام مهم سیاسی نه تنها رشتههای دوستی را که ما بین دو ملت موجود است، ضعیف نمینماید بلکه، برعکس نظر به احتراماتی که ملتین نسبت به احساسات یکدیگر مینمایند رشتههای مودت مستحکمتر میگردد. ضمنا وظیفه خود میدانم که در این موقع به استحضار عامه برسانم که در حصول این نتیجه درخشان وزیرمختار محترم انگلستان و اعضای سفارت معزی الیه به وسیله بیان و تشریح حقیقت وضعیت ایران به دولت متبوعه خودشان مساعدت خویش را به عمل آورده و وظیفه مأموریت حقیقی خود را که عبارت از تحکیم مناسبات بین دولتین ایران و انگلستان است به طرز کمال ایفا نمودهاند.
من ملت ایران را برای این موفقیت دوگانه، یعنی الغاء قرارداد با موافقت طرفین و درعینحال تحکیم روابط دوستانه با همسایه عظیم الشأن تاریخی خود که نیات حسن ه وی همواره برای ما گرانبها بوده است، تبریک میگویم.
امروز ملت ایران میتواند مطمئن باشد که نه تنها حق حاکمیت و استقلال وی به طوری که انتظار داشت حفظ گشته، بلکه دوستیهای دیرینه باقی و ارکان اصلاحات بر مبانی مشیّده استوار میباشد.
امیدواریم پروردگار متعال ما را در سایه سعی و فداکاری در پرتو مجاهدت و وطنپرستی به آمال بزرگ خویش که عبارت از استقلال، سعادت، آزادی و عظمت ملت و مملکت تاریخی شاهنشاه ایران است، نائل فرماید و به اجراء و انجام سایر مواعید موفق نماید.» (اسناد کابینه کودتا، ص 302- 304).
را خطاب به ملت ایران درباره الغای قرارداد ایران و انگلیس (قرارداد 1919) منتشر کرد و در آن متذکر شد: «... من ملت ایران را برای این موفقیت دوگانه یعنی الغای قرارداد با موافقت طرفین (انگلیس- ایران) و درعینحال تحکیم روابط دوستانه با همسایه (4)عظیم الشأن تاریخی خود که نیات حسن ه وی همواره برای ما گرانبها بوده است، تبریک میگویم ...» (5)[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبایی به اتفاق حسن مشار وزیر دربار و چند تن از مقامات نظامی در ایام کودتای 1299 ش
1) مراسله وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به اداره حکومت نظامی تهران، 7/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005781.
2) روزنامه ایران، 7/ 1/ 1300، ص 3.
3) متن اعلامیه مزبور به شرح ذیل بود:
4) منظور کمپانی هند شرقی است که بر شبهقاره هند مستولی بود و از مستعمرات بریتانیا محسوب میشد (م).
5) اسناد کابینه کودتا، ص 302- 304.
دوشنبه 8 فروردین 1300/ 28 مارس 1921/ 18 رجب 1339
امروز کلنل «ریدل» فرمانده کل قوای نظامی انگلیس (1)در خراسان به همراه کاپیتان «جلال شاه» و «محمد یعقوب خان» و دو افسر دیگر از مشهد به تربتحیدریه وارد شدند. با توجه به اینکه، کلنل «ریدل» در حرکت خود به هندوستان تعجیل داشت، جنرال کنسول انگلیس در مشهد طی تلگرافی از «منیع السلطنه» خواست انبارهای مهمات شهرنو که تحت نظارت وی بودند، به طور موقت به سردار «کوربخش» هندی تحویل داده و مهروموم شود تا « خان بهادر» معاون جنرال کنسولگری انگلیس در چند روز آینده برای تحویل گرفتن آنها به تربتحیدریه برود. (2)
سفارت روسیه با ابراز نارضایتی از اینکه، اخیرا ناحیه «قرهکالین» از ایالات ماورای خزر روسیه مورد حملات مداوم سارقین یموتی قرار میگیرد و سارقین مرتکب قتل نفس نیز میشوند، مواشی اهالی آن منطقه را به سرقت میبرند و در مناطق مرزی بجنورد از سرحدات ایران مخفی و پنهان میشوند، از دولت ایران خواست اقداماتی مجدانه برای پایان دادن به عملیات سارقین ترتیب دهند. (3)
صبح امروز سردار سپه، رئیس دیویزیون قزاق به دربار آمد و مدتی با رئیس الوزراء مشغول مذاکره بودند. (4)
در پی اقدام مأمورین حکومتنظامی تهران در ورود به خانههای برخی صاحب منصبان روسی به بهانه یافتن اسلحه، سفارت روسیه در نامهای اعتراضآمیز به وزارت امور خارجه اظهار داشت: مأمورین دولتی بدون اطلاع صاحب منصبان مزبور و سفارت با حالتی وحشیانه به منازل آنان رفته و بدون رعایت نزاکت و احترام نسبت به خانوادههای آنها، خانههای آنان را تفتیش کردهاند، در صورتیکه، میتوانستند با اطلاع سفارت و یا خود آنها و با رعایت حفظ نزاکت به جستجو بپردازند.(5)
به دنبال شورش زبردست خان و قتل حاکم آن شهر «معتصم السلطنه» کارگزار خراسان امروز به وزارت امور خارجه گزارش داد: فقط تا این اندازه مطلع شده است که «زبردست خان»، حاکم دره جز را کشته (6)و «خداوردی» (7)شرور معروف را دعوت کرده و مشار الیه نیز، به دره جز آمده است.
«معتصم السلطنه» در پایان با مهم دانستن قضیه، ابراز امیدواری کرد اقداماتی صورت گیرد تا این وقایع تکرار نشود. (8)
بعد از کشته شدن رضا خان حاکم دره جز به دست زبردست خان، امروز «منصور الملک» به حکومت دره جز منصوب شد. (9)
حکومت بنادر خلیجفارس و عربستان اعلام کرد: برای جلوگیری از مسافرت فواحش به طرف بصره و غیره، اقدامات لازم را به عمل آورده و به کارگزاری، نیز دستور داده است، تذکره عبور به هیچیک از آنان داده نشود. (10)
بعد از استعفای «آقا میرزا مهدی شریعتزاده» از ریاست شعبه استنطاق عدلیه، «آقا میرزا علی خان» به جای وی به این
1) نیروهای انگلیسی از زمان جنگ جهانی اول در این منطقه حضور داشتند و چون در آن زمان هندوستان مستعمره انگلستان بود، این نظامیان شامل افراد انگلیسی و هندی بودند. (م).
2) تلگراف منیع السلطنه به وزیر امور خارجه، 9/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 3، ص 30 و 31.
3) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 25، ص 7.
4) روزنامه ایران، 9/ 1/ 1300، ص 2.
5) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 8، ص 37.
6) زبردست خان از خوانین درهجز که با قوام السلطنه دشمنی داشت به همراه چند تن دیگر از خوانین، به توصیه عبد القدیر آزاد رهبر حزب قانون اساسی شورشی را در درهجز آغاز کردند که این امر، منجر به قتل حاکم آن شهر شد. (فرهنگ ناموران، ج 1، ص 130)
7) این شخص سال گذشته نیز با شرارتهای خود در این منطقه اغتشاش ایجاد کرده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 5).
8) تلگراف معتصم السلطنه به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 5؛ تلگراف نادر آراسته به وزارت خارجه، 10/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 58، ص 1.
9) تلگراف معتصم السلطنه کارگزار خراسان به وزارت خارجه، 8/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 5.
10) روزنامه ایران، 9/ 1/ 1300، ص 2.
سمت انتخاب شد. (1)
میرزا «علی اصغر خان حکمت» (2)
تحصیلات علوم قدیمه را در مدرسه منصوریه شیراز گذراند و سپس به تهران آمد و فقه و فلسفه را نزد مرحوم میرزا طاهر تنکابنی فراگرفت، سپس به مدرسه آمریکایی تهران رفت و از آن مدرسه موفق به اخذ دانشنامه متوسط شد.
حکمت در سال 1297 ش، به خدمت وزارت معادن درآمد و عهدهدار ریاست کارگزینی و بازرسی شد. در سال 1304 ش، به نمایندگی مجلس مؤسسان از طرف مردم جهرم برگزیده شد. پس از آن به مساعدت علی اکبر داور به وزارت عدلیه منتقل شد و از طرف او برای ادامه تحصیل به فرانسه و انگلستان رفت و از دانشکده ادبیات پاریس در سال 1311 ش، موفق به اخذ لیسانس شد. در کابینه محمد علی فروغی در شهریور 1312 ش، به سمت کفالت وزارت معارف انتخاب شد و در سال 1313 ش، به سمت وزیر آن وزارت خانه معرفی گردید. در کابینه اول و دوم محمود جم نیز همچنان این وزارت خانه را بر عهده داشت. وی مجری طرح کشف حجاب در دوره رضا خان بود.
علی اصغر حکمت در تیر 1317 ش، به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد.
پس از شهریور 1320 در دولت محمد علی فروغی مدتی وزیر بهداری بود و پس از آن در 28 بهمن 1321 ش، در کابینه علی سهیلی وزیر دادگستری و در خرداد 1326 ش، در کابینه محمد ساعد ابتدا وزیر امور خارجه و سپس وزیر مشاور گردید. حکمت از سال 1332 تا 1336 سفیر ایران در دهلی بود.
در کابینه منوچهر اقبال از 20 اردیبهشت 1337 تا 22 خرداد 1338 مجددا عهدهدار پست وزارت خارجه شد و سرانجام در اوایل شهریور 1359 ش، در تهران درگذشت. او نیز مانند بسیاری از اعضای هیئت دولت رژیم شاه عضو لژ فراماسونری بود.
حکمت دارای تألیفات و ترجمه هایی در زمینه نظم و نثر بود و دیوان شعری در حدود چهار هزار بیت دارد. وی در ملاقاتی که با شیخ بهاء الدین نوری در سال 1337 داشت از رضا شاه تمجید نموده است. مشار الیه از سال 1342 به بعد (تا اواخر عمر رژیم پهلوی) همواره در خدمت رژیم بود و با عناصر و اعضای دستگاه سلطنت مانند فرح پهلوی، اسد اللّه علم، امیر عباس هویدا و ...، مکاتباتی داشته و به مناسبت جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی و صدمین زادروز رضا شاه سکههای طلا دریافت داشته است.
آثار علی اصغر حکمت عبارتند از: ایرانشهر (2 جلد)، رمئو و ژولیت (ترجمه)، پارسی نغز، از سعدی تا جامی، امثال قرآن، جامی، رستاخیز (ترجمه) اسلام از نظرگاه مغرب، خلاصه تاریخ ادبیات ایران (به زبان انگلیسی)، شکونتالا یا انگشتر گمشده (ترجمه) میباشد. (پرونده انفرادی علی اصغر حکمت؛ زندگینامه و شرححال وزرای امور خارجه، ص 368- 371).
که مدتی در اداره پرسنلی وزارت معارف سمت ریاست داشت و چندی در اداره انطباعات خدمت میکرد، به سمت ریاست بازرسی وزارت معارف منصوب شد. (3)[تصویر] میرزا علی اصغر خان حکمت
وزارت امور خارجه از سفارت ایران در لندن تقاضا نمود، اشتراک نشریاتی از قبیل تایمز، دیلی تلگراف، مورنینگ پست و ... را برای وزارت امور خارجه ایران دریافت نمایند. (4)
سهشنبه 9 فروردین 1300/ 29 مارس 1921/ 19 رجب 1339
پس از آنکه، «مصدق السلطنه» از تصدی ایالت فارس مستعفی و شاهزاده «نصرت السلطنه» به جای او به این سمت منصوب گردید، امروز «نصرت السلطنه» با همراهان خود عازم فارس شد. (1)
«ادیب السلطنه» معاون اداره پلیس از سمت خود استعفا داد و به جای وی «رکن الدین خان» رئیس سابق نظمیه رشت به سمت معاونت اداره نظمیه منصوب شد. ماژور «ابراهیم خان» نیز، از معاونت تأمینات و محبس منفصل و سلطان «پاشا خان» رئیس کمیساریای مرکزی به معاونت تأمینات منصوب گردید.
همچنین ریاست شعبه سیاسی نظمیه هم به وی محول شد.
سلطان «عطاء اللّه خان» مأمور نظمیه رشت نیز، به معاونت محبس انتخاب شد. (2)
امروز «سردار اقدس»(3)پس از یک ماه حضور در کویت به محمره بازگشت.(4)
رئیس دایره رسومات و ذبایح در گزارشی به رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران اظهار داشت: از آنجا که دولت، در نظر دارد فروش و استعمال مسکرات را برای همیشه در سراسر کشور ممنوع سازد و این اقدام نه تنها اجرای مقررات شریعت اسلامی، بلکه خدمت به عالم انسانیت است ولی باید در نظر داشت که یکصد و شصت خانواده شیرکچی و دویست خانواده مشروبفروشان، بینان شب شده و از هستی ساقط میگردند. وی در ادامه پس از اشاره به اینکه، دولت باید برای شیرکچیها به فکر ایجاد مشاغل جدید باشد، پیشنهاد داد (5)برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به این عده، دولت مشروبات موجود در شیرک خانهها را خریداری نماید و به مرور آنها را به الکل 60 درجه (60 درصد) و 80 درجه (درصد) تبدیل نموده و به مصارف دارویی برساند. (6)
بعد از اینکه، مقرر شد قشون انگلیس تا اواسط ماه آوریل جبهه قزوین و منجیل را تخلیه کرده، رهسپار بین النهرین شوند، و نظر به اینکه، لازم بود بعد از خروج این قشون، قوای ایرانی در مواقع نظامی فوق الذکر مستقر شوند، «رضا خان» برای اتخاذ تدابیر لازم صبح امروز به طرف قزوین حرکت کرد.(7)
[تصویر] رضا خان سردار سپه
1) روزنامه ایران، 10/ 1/ 1300، ص 1.
2) همان.
3) شیخ خزعل بن حاج جابر بن مرداو الکعبی العامری در سال 1281 ق، (1862 م)، در خوزستان به دنیا آمد. وی از طایفه اعراب بنی کعب خوزستان بود. او در مدارس دینی نجف، علوم دینی و صرف و نحو را آموخت و به زبانهای فارسی و انگلیسی آشنایی داشت. زمانی خزعل حاکم محمره (خرمشهر) شد که برادرش شیخ مزعل در سال 1896 م (محرم 1315 ق)، به طرز مرموزی و به صورت مخفیانه کشته شد. گویا قاتل همان شیخ خزعل بود و جنبههای سیاسی باعث این قتل شده بود، زیرا شیخ مزعل مخالف حضور نظامی امپراطوری انگلیس در خوزستان، علی الخصوص ناوگان دریایی بریتانیا در رود کارون بود. به همین دلیل انگلستان دنبال مهره دست نشانده مطیعی میگشت که در واقع کسی جز شیخ خزعل نبود. چرا که خزعل متعهد شد، در برابر خواستههای انگلیس ایستادگی نکند و انگلستان نیز، با خزعل پیمانی بست که به موجب آن هردولتی به شیخ خزعل حمله کند دولت انگلستان ملزم به دفاع از وی باشد. شیخ خزعل در دوره پادشاهی مظفر الدین شاه، محمد علی شاه و احمد شاه حکومت میکرد و القابی از قبیل «سردار ارفع»، «سردار اقدس» و نشانهای افتخار «امیر تومان» و «امیرنویان» از مظفر الدین شاه دریافت کرد. با روی کار آمدن رضا خان ابتدا روابط شیخ خزعل و رضا خان خوب بود، ولی دولت مرکزی بعدها به بهانههای مختلف، لشکری به فرماندهی باقر خان به خوزستان فرستاد، علی الظاهر جهت جلوگیری از اغتشاشات داخلی و آزادی عبور نفت در خوزستان که شیخ خزعل نسبت به این کار اعتراض کرد. در این زمان رضا خان از دولت انگلیس تسلیم شیخ خزعل را خواست. سرانجام با موافقت انگلیس، شیخ خزعل در سال 1304 ش، دستگیر و به تهران اعزام شد. در سال 1307 خزعل از رضا شاه درخواست کرد تا برای معالجه چشمان خود به اروپا برود، ولی رضا شاه مخالفت کرد. سرانجام خزعل در خردادماه 1315 ش، توسط مأموران شهربانی به قتل رسید. (شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 477- 476؛ اسناد مجموعه دربار و وزارت جنگ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ جغرافیایی عرب خوزستان، ص 79- 63).
4) روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300.
5) برای اطلاع از مشروح این گزارش و پیشنهادات ر ک: اسناد ملی ایران، شم ت، 240014127.
6) گزارش دایره رسومات به رئیس کل اداره مالیات و خالصجات و ارزاق تهران، 9/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت، 240014127.
7) روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300، ص 1.
در نتیجه تحقیقات و تفتیشات برای جمعآوری اسلحه، امروز مأمورین حکومتنظامی تهران پانصد و چند (1)قبضه تفنگ «ورندل» بلندقد با سرنیزه و لوازم آن، در منزل «امیر الدوله» واقع در خیابان «فرمانفرما» کشف و ضبط کردند. (2)بعد از کشف و ضبط این تفنگها، «امیر الدوله» هم توقیف شده و بازجویی از او آغاز شد.
به خاطر کمبود گندم در بیجار و در مضیقه قرار گرفتن اهالی، حکومت گروس از وزارت داخله تقاضا نمود برای تهیه گندم و رفع عسرت و سختی اهالی بیجار اقدامات لازم صورت گیرد. (3)
پیرو ماجرای به فلک بستن برخی از بستگان تجار بندر عباس، به دستور نایب الحکومه در ششم فروردینماه و اعتراض تجار بندرعباس، امروز نیز جمعی از تجار که بستگانشان در این حادثه مورد تعرض قرار گرفته بودند، در اعتراض به تعدیات نایب الحکومه بندرعباس در تلگراف خانه متحصن شده و برای تظلمخواهی تلگرافاتی را به تهران ارسال نمودند. (4)
از چند روز پیش، مرض آبله در منطقه مازندران شیوع یافته بود. خبر شیوع این بیماری در مازندران، در روزنامه امروز ایران منتشر گردید. (5)
امروز اولین شماره نشریه نوروز، به مدیرمسئولی «میرزا یحیی خان ریحان» (6)
پیرمردی شوخ و بذلهگو بود که قبل از کودتای 1299 ش، روزنامه «گل زرد» را که روزنامهای ادبی و فکاهی بود منتشر میکرد. بعد از کودتا چون با سید ضیاء الدین طباطبایی دوستی داشت تقاضای امتیاز روزنامهای به نام «نوروز» را کرد. به دستور سید ضیاء بلافاصله امتیاز «نوروز» به نام وی صادر شد.
(زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 138).
که از ابتدای فروردینماه شروع (7)به کار کرده بود، منتشر گردید. (8)1) به نظر میرسد درباره تفنگها اغراق شده است. (م).
2) از طرف دولت دستور داده شد که این اسلحههای کشف شده در اختیار افراد نظمیه قرار گیرد.
3) روزنامه ایران، 10/ 1/ 1300، ص 2.
4) تلگراف کارگزار بوشهر به وزارت خارجه، 9/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 14، ص 18.
5) روزنامه ایران، 9/ 1/ 1300، ص 2.
6) «یحیی سمیعیان» روزنامهنگار و شاعر بود که در شعر (ریحان) تخلص میکرد. علی بهزادی میگوید: او را در سنین پیری و کهولت دیده بودم.
7) این نشریه به صورت هفتگی منتشر میشد و محل اداره این نشریه خیابان لالهزار و در محل سابق نشریه رهنما قرار داشت (روزنامه ایران، 1/ 1/ 1300، ص 1).
8) روزنامه ایران، 10/ 1/ 1300، ص 1.
چهارشنبه 10 فروردین 1300/ 30 مارس 1921/ 20 رجب 1339
برخی از سفارت خانههای کشورهای خارجی در ایران به وزارت امور خارجه شکایت کردند که قزاقها، به بهانه کشف اسلحه داخل خانههای اتباع خارجی مقیم ایران شده و با ن هایت شدت و عدم رعایت نزاکت، خانه را بازرسی میکنند و حتی در بعضی خانهها، برای باز کردن درب صندوقها و دولابچهها با وجود آنکه، صاحب خانه خود حاضر به باز کردن درب صندوق بوده، آنها درب را شکستهاند و حتی نسبت به خانوادههای آنان نیز از هتک احترام مضایقه ننمودهاند. وزارت امور خارجه امروز در نامهای به حکومتنظامی تهران، پس از ذکر شکایات سفارت خانههای خارجی و با اشاره به اینکه، نظیر این اتفاق در خانه بعضی از اعیان کشور هم اتفاق افتاده است، از حکومتنظامی تهران خواست، چون ادامه این وضع، ممکن است مشکلات بزرگتری تولید بنماید، هرچه زودتر از این اقدامات جلوگیری نمایند. (1)
ماژور «سارجست» که به همراه دو افسر دیگر و حدود یکصد و هفتاد نفر نظامی انگلیسی در روز هفتم فروردینماه، مشهد را به قصد هندوستان ترک کرده بودند، امروز به تربتحیدریه وارد شدند.
آنان مقداری غله و مواد غذایی و مقداری بنزین از انبارهای شهرنو برداشتند و مقدار زیادی بنزین و سایر اشیا را نیز، به خان بهادر معاون کنسولگری جهت مصرف کنسولگری تحویل دادند و سپس به طرف هندوستان عزیمت نمودند. (2)
به دنبال بازداشت سردار معظم خراسانی (3)
پدرش، کریم داد خان نردینی بجنوردی، ملقب به معزز الملک و امیر منظم، در دوره مظفر الدین شاه حاکم سبزوار و جوین بود. کریم داد خان «معزز الملک» که لقب خودش بود را با اجازه شاه به پسرش داد و خود به «امیر منظم» ملقب شد. عبد الحسین معزز الملک پس از گذراندن دوره تحصیلات مقدماتی، در سیزده سالگی برای ادامه تحصیل به عشقآباد رفت و پس از فراگیری زبان روسی به سنپطرزبورگ رفت و در مدرسه سوارهنظام نیکلای مشغول تحصیل شد.
وی در سن 24 سالگی مترجم زبان روسی در اداره دار الترجمه وزارت امور خارجه شد. وی در جریان انقلاب مشروطه به صف مشروطهخواهان پیوست و پس از انقلاب مشروطه، وزارت خارجه را ترک کرد و به سبزوار رفت و از طرف پدر که حاکم آن منطقه بود، نایب الحکومه بلوک جوین (از نواحی مهم سبزوار، و مرکز حکومت جغتای با حدود هشتاد پارچه آبادی) گردید.
در اول فروردین ماه سال جاری امروز رئیس الوزراء به حکومتنظامی تهران دستور داد سردار معظم خراسانی (تیمورتاش) به نظم الملک رئیس محاکمات وزارت امور خارجه تحویل داده شود.سید ضیاء الدین مقرر نمود مدت بیست و چهار ساعت به سردار معظم خراسانی مهلت داده شود تا مقدمات عزیمت خود را به قم مهیا کند و چنانچه، تمایل داشته باشد، خانواده خود را نیز همراه با خود، به قم ببرد.
رئیس الوزراء تأکید کرد که در این مدت نظم الملک مسئول حفظ سردار معظم خواهد بود. (4)
[تصویر] سردار معظم خراسانی (تیمورتاش)
1) مراسله مدیر الملک وزیر خارجه به حکومتنظامی تهران، 10/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26 پ 8، ص 35.
2) تلگراف منیع السلطنه از تربتحیدریه به وزیر خارجه، 16/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 3، ص 31 و ص 34.
3) عبد الحسین تیمورتاش ملقب به معزز الملک و سردار معظم خراسانی، در سال 1297/ 1258 یا 1260 ش، در خراسان، احتمالا در بجنورد، متولد شد.
4) گنجینه اسناد، بهار و تابستان 1371، ص 40؛ اسناد کابینه کودتا، ص 134.
در پی بازرسی خانههای افرادی که مظنون به داشتن اسلحه بودند، تعدادی اسلحه در کمیساریاهای محلات مختلف تهران جمعآوری شده بود که امروز تعداد یکصد و پنجاه قبضه از این تفنگها به اداره حکومتنظامی تهران تحویل داده شد. (1)
مهمترین مصوبات امروز دولت به قرار ذیل بود:
«1- وزارت مالیه مبلغ ده هزار تومان برای اعانه مهاجرین گیلان بپردازد.
2- برای تسهیل و تسریع در امر تعمیر ابنیه سلطنتی و دولتی تهران که به واسطه بارندگیهای اخیر خسارات زیاد به آنها وارد شده بود، مبلغ بیست هزار تومان اعتبار به وزارت مالیه داده شود.
3- برای مهمانی که قرار بود از طرف رئیس الوزراء در جمعه شب برای سفرای کشورهای خارجی برگزار شود،: وزارت مالیه مبلغ یک هزار تومان اعتبار به وزارت خارجه پرداخت نماید.
4- قانون مرور زمان که به امضای اعضای کمیسیون ویژه وزارت عدلیه رسیده بود، به هیئت وزرا پیشنهاد شد و مقرر شد به موقع به اجرا گذاشته شود.» (2)
«میرزا عیسی خان صدیق» (3)
وی فرزند میرزا عبد اللّه خان شاملو ملقب به صدیق التجار بود. عیسی صدیق در سال 1290 ش، برای تحصیل به فرانسه رفت و در سال 1297 ش، دوره دانشسرای ورسای را بهپایان رساند و از دانشگاه پاریس دانشنامه ریاضیات گرفت. صدیق در سال 1297 ش، پس از پایان تحصیلاتش در فرانسه به ایران بازگشت و به سمت بازرس مدارس منصوب شد. چندی نیز رئیس فرهنگ گیلان، رئیس تعلیمات عالی، معلم مدرسه حقوق، دار الفنون و دار المعلمین مرکزی، رئیس دفتر وزارت فوائد عامه، نماینده ایران در مجمع بین المللی آموزش و پرورش در ژنو و رئیس دفتر وزارت عدلیه بود.
در سال 1304 ش، به هنگام تشکیل مجلس مؤسسان، نماینده این مجلس بود. علاوهبر مشاغل دولتی و فرهنگی، مدتی نیز مدیر داخلی روزنامه مرد آزاد بود. در سال 1309 ش، دکتر صدیق بنا به دعوت دانشگاه کلمبیا برای مطالعه و تحقیق به آمریکا رفت و موفق به اخذ درجه دکترای فلسفه از این دانشگاه شد. با تحصیل در دانشگاه کلمبیا، بنا به درخواست عبد الحسین تیمورتاش وزیر دربار پهلوی، اقدام به تهیه و تنظیم طرح تأسیس دانشگاه تهران نمود. صدیق در سال 1310 ش، به ایران بازگشت و مأمور تأسیس دانشگاه تهران شد. پس از تأسیس دانشگاه تهران تا سال 1319 ش، ریاست و استادی دانشسرای عالی دانشکده ادبیات و دانشکده علوم را عهدهدار بود.
در سال 1319 ش اداره کل انتشارات و تبلیغات و رادیو را تأسیس کرد و به ریاست آن منصوب شد.
دکتر صدیق در کابینه فروغی که در شهریور 1320 تشکیل شد، برای اولین بار به وزارت فرهنگ منصوب و در آذر 1322 در کابینه علی سهیلی نیز برای بار دوم به این سمت انتخاب شد. در کابینه سهام السلطان بیات نیز که در آذر 1323 تشکیل شد، همین سمت را داشت و در کابینه قوام السلطنه نیز که در شهریور 1326 تشکیل شد هم این سمت را حفظ کرد. مدتی رئیس دانشگاه تهران و استاد دانشگاه نیز بود. در مهر 1339 برای ششمین بار در کابینه شریف امامی به وزارت فرهنگ منصوب شد. دکتر صدیق پنج دوره سناتور انتخابی تهران بود و در تمامی ادوار نمایندگی، ریاست کمیسیون فرهنگ و هنر سنا را عهدهدار بود. دکتر عیسی صدیق سرانجام در آذرماه 1357 ش، در تهران درگذشت. (یادگار عمر، ص 1- 44؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 200- 205؛ ذکاء الملک فروغی و شهریور 1320، ص 27 و 43 و 44 و 61 و 148).
از طرف وزارت معارف به سمت ریاست تعلیمات متوسطه و عالیه منصوب شد.(4)[تصویر]
میرزا عیسی خان صدیق
وزیر جنگ عازم قزوین شد تا شاهد عزیمت نیروهای انگلیس در دروازه قزوین و جانشین شدن افراد ایران به جای آنها باشد. (5)
قبل از ظهر امروز رئیس الوزراء به سفارت عثمانی رفته و در آنجا نزدیک به چهل و پنج دقیقه با سفیر عثمانی مشغول مذاکره بود. (6)
پیش از ظهر امروز، زمر شارژدافر سفارت آلمان، با حضور در دربار مدتی با رئیس الوزراء مشغول مذاکره بود. (7)
معتصم السلطنه کارگزار جدید ایالت خراسان به مشهد وارد شد. وی به پرایدوکس کنسول انگلیس در مشهد اطلاع داد: بنا به ملاحظات اقتصادی به زودی اکثر مناصب کارگزاریها در سراسر ایران ملغی و مأموران وقایعنگار جانشین آنان خواهند شد. (8)
معزز الملک در دوره دوم مجلس شورای ملی به نمایندگی مردم مشهد انتخاب شد. سخنرانی وی در دفاع از لایحه دولت مستوفی الممالک، مبنی بر لزوم خلع سلاح مجاهدان تبریزی مقیم در تهران، به تصویب آن در مجلس انجامید.
وی در دوره سوم مجلس شورای ملی به نمایندگی مردم قوچان به مجلس راه یافت و در دوران فترت میان مجلس سوم و چهارم، سردار معظم از سوی میرزا حسن خان وثوق الدوله، حاکم گیلان گردید. اندکی بعد از ورود سردار معظم به گیلان، عدهای از آزادیخواهان نهضت جنگل از جمله دکتر حشمت را به دار آویختند. سردار معظم چندی بعد، به علت بدرفتاری با مردم و صدور حکم اعدام بدون محاکمه برکنار شد و به تهران آمد. در دوره چهارم مجلس شورای ملی وی به نمایندگی مردم قاینات (بیرجند) انتخاب شد. در این دوره وی و عدهای دیگر حزب اصلاحطلبان را به وجود آوردند که اکثریت مجلس را تشکیل میداد. سردار معظم پس از استعفای نمایندگی مجلس، در دولت مشیر الدوله، وزیر عدلیه شد. وی در این سمت طرح اعطای اختیارات به کمیسیون عدلیه مجلس و اجرای قوانین عدلیه را بهطور موقت به مجلس شورای ملی برد و تقاضای اختیارات کرد که به تصویب رسید. او به پیشنهاد قوام السلطنه در تیر 1301 ش، والی کرمان و بلوچستان گردید.
1) روزنامه ایران، 11/ 1/ 1300، ص 2.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 218 و 217.
3) عیسی صدیق (دکتر صدیق اعلم) در سال 1273 ش، در تهران به دنیا آمد.
4) روزنامه ایران، 11/ 1/ 1300، ص 2.
5) اسناد وزارت خارجه فرانسه، 30 مارس 1921، مجلد 26، ص 91، تلگرام شماره 95.
6) روزنامه ایران، 11/ 1/ 1300، ص 2.
7) همان، ص 1.
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 41.
در انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای ملی، سردار معظم به نمایندگی مردم نیشابور انتخاب شد. وی در این دوره مجلس رئیس کمیسیون نظام بود و همین امر موجب نزدیکی او با سردار سپه گردید. چند ماه بعد، وی از نمایندگی استعفا کرد و در شهریور 1303 ش، وزیر تجارت و فوائد عامه در دولت سردار سپه گردید. وی در پی تصویب قانون لغو القاب و درجات نظامی در 1304 ش، نام خانوادگی تیمورتاش را برای خود برگزید.
پس از به سلطنت رسیدن رضا خان، تیمورتاش وزیر دربار شد و از آن پس به عنوان راهنما و مشاور، کارگزار اصلی رضا شاه در بسیاری از امور گردید.
تیمورتاش در اولین ماههای سلطنت رضا شاه، پیشنهاد تشکیل حزب «ایران نو» را به وی داد. او ابتدا موافقت نمود، ولی چندی بعد، به دلیل احساس خطر از ناحیه حزب، دستور انحلال آن را صادر کرد. تیمورتاش در دوره ششم مجلس شورای ملی، مجددا از نیشابور به نمایندگی مجلس انتخاب شد. تیمورتاش در این سالها قدرت مطلق بعد از شاه به حساب میآمد. و عملا کارگردان سیاست خارجی ایران بود و حل مسائل مهمی چون اختلافات ایران و انگلستان را بر عهده داشت. تیمورتاش به رغم نفوذ و قدرت فراوان بهطور ناگهانی در 3 دی 1311 بازداشت و از وزارت دربار عزل گردید. تیمورتاش در 9 مهرماه 1312 در زندان قصر به قتل رسید.
خانواده او ابتدا به حوالی تربتجام و سپس به کاشمر در استان خراسان تبعید و بعد از استعفای رضا شاه به تهران منتقل شدند.
درباره علت برکناری و سرنوشت بعدی تیمورتاش دیدگاههای متفاوتی بیان شده است. تیمورتاش در طول حیات خود دو بار ازدواج کرد؛ همسر اول وی سرور السلطنه، دختر حاج خازن الملک (داماد نیر الدوله و نوه دختری علی رضا خان عضد الملک نایب السلطنه) بود که از وی صاحب چهار فرزند شد. سه پسر به نامهای منوچهر، امیر هوشنگ، مهرپور و یک دختر به نام ایراندخت. ایراندخت از روزنامهنگاران دهه 1320 ش، و مدیر روزنامه رستاخیز ایران بود. همسر دوم تیمورتاش (تاتیانا)، از ارامنه قفقاز بود که از وی نیز صاحب دو دختر به نامهای پریچهر و نوشآفرین شد. وی پس از جدایی از تیمورتاش به اتفاق دو دخترش در آمریکا اقامت کرد.
(یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ج 1، ص 167- 159؛ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج 3، ص 564؛ تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، ص 11، 21، 120، 114؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 2، ص 319؛ ایران دیروز ...، ص 141- 140؛ شرح زندگانی من، ...، ج 2، ص 87- 85؛ سفرنامه بلوشر، ص 199- 198؛ صعود و سقوط تیمورتاش، ...، 89- 85 و 43 و 42 و 32 و 30 و 27؛ خاطرات صدر الاشرف، 241- 240؛ خاطرات سیاسی فرخ، ص 289 و 50، 35؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 57 و 134؛ دولتهای عصر مشروطیت، ص 158 و 157 و 140؛ گاهنامه پنجاه ساله شاهنشاهی پهلوی، ج 1، ص 44؛ خاطرات و خطرات، ص 371؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 5، ص 211 و 189؛ روزنامه اطلاعات، 3/ 10/ 1311، ص 2؛ مقالات تقیزاده، ج 5، ص 65؛ «یادداشتهای عباسقلی گلشائیان» در یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ج 4، ص 488- 487).
پنجشنبه 11 فروردین 1300/ 31 مارس 1921/ 21 رجب 1339
رضا خان که روز سهشنبه نهم فروردینماه به قزوین سفر کرده بود، پس از بازدید و تنظیم امورات و تدارکات نیروهای نظامی مقیم قزوین، عصر امروز به تهران بازگشت. (1)
وزارت امور خارجه امروز در نامهای به وزارت داخله تأکید کرد، در این هنگام که کاپیتولاسیون (2)لغو گردیده، لازم است به همه حکام ایالات و ولایات تأکید شود، نسبت به اتباع روسیه و دول مجزا شده از روسیه (شوروی) با ن هایت انصاف و عدالت رفتار نمایند تا حقی از آنها تضییع نشود، بهطوریکه، دولتهای دیگر حسن رفتار تشکیلات قضایی در ایران را مشاهده نمایند و بعدها در الغای کاپیتولاسیون نسبت به خود بهانهای نداشته باشند. (3)
پس از انعقاد قرارداد مودّت بین ایران و روسیه که در مسکو به امضا رسید، حکومت مسکو از دولت ایران خواست تا ورود مأمورین سیاسی جدید روس به ایران، آرشیو و ساختمانها و وسایل سفارت و کنسولگریهای روسیه، تحت نظارت و حفاظت دولت ایران باشد. از طرف وزارت امور خارجه در خصوص سفارت روسیه در تهران اقدامات لازم صورت گرفت و در رابطه با کنسولگریهای روسیه در دیگر نقاط، دستورات لازم به کارگزاریهای تبریز، مشهد، شیراز، اصفهان و بارفروش صادر شد تا با حضور نماینده حکومت و مأمور کنسولگری روس آرشیو کنسولگریها مهروموم شود. پیرو این اقدامات، امروز وزارت امور خارجه از وزارت داخله خواست:
در تأیید دستور العملهای وزارت امور خارجه، دستورات لازم را به حکام نقاط مذکور صادر نمایند. (4)
امروز میرزاده عشقی (5)
میرزاده عشقی در طول حیات خود، آثار بسیاری پدید آورد. برخی از این آثار به شکل دیوان، کلیات و کلیات مصور به چاپ رسیده است. عشقی نمایشنامههای منظوم و منثور نیز نگاشته است. که عمدتا در سالهای 1293 تا 1302 ش، تحریر شده است. میرزاده عشقی در سال 1303 ش، به دست افرادی ناشناس در تهران کشته شد. قتل میرزاده عشقی در تهران و مجلس شورای ملی جوش و خروشی برپا نمود و ملک الشعرای بهار در 17/ 4/ 1303 سخنانی راجع به اینکه، دولت باید از این قبیل ترورهای سیاسی جلوگیری نماید و حتی باید قاتلین عشقی به مجازات برسند، ایراد نمود. (تاریخ جرائد و مجلات ایران، ج 4، ص 108؛ ادبیات معاصر، ص 71- 73؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج 4، ص 2490- 2496؛ سخنوران نامی ایران، ج 1، ص 239- 250؛ دیوان، ص 300؛ کلیات عشقی، ص 426).
با ارسال نامهای به رئیس الوزراء برای انتشار یک هفتهنامه اجتماعی، سیاسی، ادبی و اخلاقی به نام قرن بیستم و اجرای دو نمایش (6)به نامهای «رستاخیز سلاطین ایران در خرابههای مدائن» و «از تاریکی به روشنایی» تقاضای مجوز نمود. (7)[تصویر] میرزاده عشقی
1) روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300، ص 1.
2) با برقراری روابط کاپیتولاسیون یک دولت حق پیدا میکند نسبت به اتباع خود که در قلمرو دولت دیگری ساکن هستند، قوانین خویش را اجرا کند و در صورت لزوم در مورد آنان قضاوت نماید. در قدیم چون مهمترین وظیفه کنسولها، داوری و قضاوت بین اتباع برای رفع اختلافات آنان بود، لذا بعضی لغت کاپیتولاسیون را مترادف با اصطلاح حق قضاوت کنسولی، ترجمه یا تعبیر میکنند ولی کاپیتولاسیون، مفهومی وسیعتر از آن دارد و باید آن را اعطای وضع خاص و تضمین امتیازات مخصوص به اتباع دولتی در قلمرو دولت دیگر، تعریف کرد. (حقوق کنسولی، ص 218).
3) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 11/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 11، ص 39.
4) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 11/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 11، ص 39.
5) محمد رضا میرزاده عشقی، فرزند سید ابو القاسم کردستانی، در سال 1272 ش، در همدان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در مدارس آلیانس و الفت آغاز کرد و مدتی نیز، در تهران به ادامه آن پرداخت. با شروع جنگ جهانی اول، به هواخواهی از عثمانیها پرداخت و همراه مهاجرین ایرانی، راهی استانبول شد و در دار الفنون استامبول در رشته علوم اجتماعی و فلسفه فارغ التحصیل شد. میرزاده عشقی پس از مدتی به ایران بازگشت. در سال 1300 ش، روزنامه قرن بیستم را منتشر ساخت که دارای مقالاتی تند و انقلابی بود.
6) مجوز اجرای این دو نمایش در 18 فروردینماه به حکومتنظامی تهران داده شد. (اسناد کابینه کودتا، ص 169).
7) اسناد کابینه کودتا، ص 168.
[تصویر] رضا خان و سروان مرتضی یزدانپناه قبل از کودتای 1299، هنگام آموزش نظامی افراد تحت امر خود
دو تن از نمایندگان تجاری روسیه به نامهای «ولادیمیروف» و «فوخ» به همراه مترجم ایرانی خود به نام «هاشم اف»(1)برای خرید گندم به مشهد وارد شدند. آنان از کارگزار خراسان درخواست کردند، مقدمات آزادی مائوموف (2))Maoumof( را فراهم نماید. (3)
وزارت امور خارجه از «نادر میرزا»، نماینده ایران در عشقآباد خواست نشریات «پراودا» (4)
پراودا از همان آغاز باعث ناخرسندی حکومت تزار شد، به گونهای که در همان سالهای ابتدای انتشار از 645 شماره روزنامه، 190 شماره آن مورد حمله دربار قرار گرفت. روزنامه، پیدرپی تعطیل میشد و هربار با عنوانی تازه و با اضافه شدن پیشوند یا پسوندی به کلمه پراودا دوباره شروع به انتشار میکرد. قبل از آغاز جنگ، این روزنامه انتشارش ممنوع شد و کارکنان آن دستگیر شدند. در 8 ژوئیه 1914 پراودا به مدت طولانی بسته شد و انتشار دوباره آن پس از خلع نیکلای دوم از سلطنت ممکن گردید. در 5 مارس 1917، پنج روز پس از سرنگون شدن نیکلای، پراودا به عنوان ارگان کمیته مرکزی حزب سوسیالدمکرات کارگر روسیه (بلشویکها) انتشار خود را از سر گرفت.
در مارس 1918 م، پس از انتقال حکومت از سنپطرزبورگ به مسکو، پراودا نیز به مسکو منتقل شد. در 1925 تیراژ پراودا به 504 هزار نسخه رسید.
روزنامه در این دوران به جنگ با تروتسکیسم و دیگر گروههای حزبی که میخواستند با استالین مبارزه کنند، پرداخت و در اواخر دسامبر 1926 این جنگ را با قلع و قمع تروتسکیستها به پایان رساند.
تیراژ روزنامه در سال 1970 م، به 9 میلیون و 200 هزار نسخه رسید که با افزایش تعداد اعضای حزب، تیراژ آن نیز، افزایش یافت. (تاریخ تحلیلی رسانههای روسیه ...، ص 30- 33).
و «ایزوستیا» (5)اما پس از انقلاب به دست بلشویکها افتاد. قبل از اینکه روزنامه به دست کمونیستها بیفتد مورد غضب لنین بود.
روزنامه ایزوستیا در 12 مارس 1918 همراه با دولت بلشویکها به مسکو منتقل شد. از دسامبر 1922 با تأسیس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، روزنامه ایزوستیا به ارگان کمیته اجرایی مرکزی شوروی و کمیته مرکزی اجرایی تمام شوروی تبدیل شد. تا اواسط 1925 ستلکوف سردبیر روزنامه بود. سپس به جای او یک لنینیست متعصب به نام سکورتسوف استپانوف سردبیر شد. از 26 ژانویه 1937 ایزوستیا به عنوان ارگان شوراهای نمایندگان مردم شوروی منتشر میشد و تا پایان 1991 با همین عنوان به انتشار خود ادامه داد. بنابه تصمیم کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی ایزوستیا از اول ژوئیه 1960 به روزنامه عصر تبدیل شد و از همان سال هفتهنامه ضمیمه خود را با نام نیدلیا (هفته) منتشر کرد.
پس از به قدرت رسیدن برژنف، آجوبی که از 1957 سردبیر ایزوستیا بود، بلافاصله از کار برکنار شد. تیراژ روزنامه در اواخر دوران برژنف به بیش از 9 میلیون نسخه رسیده بود. (تاریخ تحلیلی رسانههای روسیه ...، ص 33- 35).
را برای وزارت امور خارجه آبونه نماید. (6)وزارت خارجه در درخواستی مشابه از «منشور الملک» در آستارا نیز تقاضا نمود روزنامههای رسمی ترکی یا روسی بادکوبه، تفلیس (7)و ایروان (8)را با عنوان وزارت امور خارجه آبونه نماید. (9)
«رجینالد فرانسیس»)Reginald Fransis( و «ارلاندو بریجمن» که در هیئت دیپلماتیک انگلستان، دارای سمت مستشاری بودند، امروز به تهران وارد شده و وظایف مستشاری سفارت انگلیس را عهدهدار شدند. (10)
والی ایالت خراسان برای مقابله و جلوگیری از شرارتهای «خداوردی»، که در چند روز گذشته از روسیه به «درونگر» واقع در سه فرسخی باجگیران (11)آمده بود، پنجاه نفر ژاندارم و یکصد و پنجاه نفر سرباز به منطقه باجگیران اعزام نمود. بر اساس اخبار رسیده، «خداوردی» نیز در درونگر مشغول جمعآوری سوار و گرفتن اسب و تفنگ بود و اینطور، شایع شده بود که «زبردست خان» نیز او را به «درهجز» فراخوانده است. (12)
«منصور الملک» درهجزی که بعد از قتل امیر مسعود به حکومت دره جز معین و منصوب شده بود امروز عصر از مشهد به سوی درهجز حرکت کرد. (13)
رئیس الوزراء در نامهای به حکومتنظامی تهران اظهار داشت: مقرر شود سینماتوگرافها (14)و تئاترها جهت فعالیت آزاد باشند، مشروط به اینکه، فعالیتشان از ساعت هیجده شروع شده و تا ساعت بیست و یک و سی دقیقه خاتمه یابد. (15)
چهار نهال «لوگانبری» (پیوند توتفرنگی و تمشک) در ازای ارسال قلمههای نیشکر که از ایران به آمریکا فرستاده شده بود، از سوی وزارت کشاورزی آمریکا به وزارت امور خارجه ایران اهدا شد. (16)
پیرو درخواست میرزا هاشم خان محیط مبنی بر چاپ و انتشار مجدد روزنامه وطن، امروز رئیس الوزراء طی مراسلهای به کلنل کاظم خان سیاح دستور داد از چاپ و انتشار این روزنامه جلوگیری نشود. (17)
سردار سپه فرمانده دیویزیون قزاق خانه در دربار با سید ضیاء الدین طباطبایی ملاقات و مذاکره کرد. (18)
1) هاشم بزاز، پدر هاشماف در مشهد زندگی میکرد و تاجر البسه بود (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 43).
2) مائوموف یکی از تجار روسی بود.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 43.
4) روزنامه پراودا در 5 مه 1912 ابتدا به عنوان نشریه رسمی جناح سوسیال دموکرات دومای دولتی روسیه منتشر شد. این روزنامه به عنوان روزنامه کارگری هرروز منتشر میشد و عملا ارگان کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (بلشویکها) بود. بنیانگذار آن ولادیمیر اولیانوف لنین و تیراژ آن در آغاز انتشار چهل هزار نسخه بود.
5) دومین روزنامه مهم در میان مطبوعات شوروی، روزنامه ایزوستیا (اخبار) بود. این روزنامه ارگان شوراهای نمایندگان زحمتکشان شوروی بود و به طور عمده خطمشی خالص سیاسی داشت و ارگان هیئترئیسه شورای عالی شوروی محسوب میشد. ایزوستیا از 1 مارس 1917 ابتدا بهعنوان ارگان شورای نمایندگان کارگران و سربازان پطروگراد منتشر شد و از 14 اوت تا 29 سپتامبر 1917 به عنوان ارگان کمیته اجرایی مرکزی و شورای نمایندگان کارگران و سربازان به انتشار خود ادامه داد. این روزنامه تا انقلاب اکتبر، زیر نظر سوسیالیستهای انقلابی و منشویکها (اقلیت) اداره میشد.
6) تلگراف وزارت خارجه به نادر آراسته در عشقآباد، 11/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 63، پ 1، ص 3.
7) شهر تفلیس پایتخت کشور گرجستان است که در آن روزگار جزو حکومت روسیه (شوروی) محسوب میشد.
8) شهر ایروان پایتخت کشور ارمنستان است که در آن روزگار جزو حکومت روسیه (شوروی) محسوب میشد.
9) تلگراف وزارت خارجه به منشور الملک در آستارا، 11/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 63، پ 1، ص 2.
10) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 6.
11) منطقهای مرزی در شمالشرقی ایران است.
12) روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300، ص 2.
13) همان.
14) اولین سالن سینما در سال 1284 ش، (1905 م) در خیابان چراغگاز توسط شخصی به نام «صحافباشی» پدید آمد. دو سال بعد «روسی خان» در زمان حکومت محمد علی شاه در خیابان لالهزار و فردوسی دو سالن نمایش فیلم نسبتا مدرن تأسیس کرد. بعد از آن در سال 92- 1291 «اردشیر خان» در خیابان فردوسی سالنی تأسیس کرد. او دستگاه تهیه فیلم و سالن نمایشی «صحافباشی» را خریداری نمود و تا سال 1304 ش، که سال پایان عمرش به حساب میآید به کار سینما رونقی خاص بخشید و در نتیجه سینمای جوان ایران شاهد نوعی شکوفایی نسبی گردید. بهطوریکه، در سال 1327 ش، حدود 8 سالن سینما در تهران وجود داشت. (جامعهشناسی ارتباطات، ص 170- 169).
15) اسناد ملی ایران، شم ت 293001474.
16) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 9.
17) گنجینه اسناد، سال سوم 1372، دفتر چهارم، ص 72.
18) روزنامه ایران، 12/ 1/ 1300، ص 1.
جمعه 12 فروردین 1300/ 1 آوریل 1921/ 22 رجب 1339
سفارت فرانسه صورت وجوهی را که به نام سفارت فرانسه در بانک استقراضی (1)
پولیاکف)PoliaKov( از اتباع روسیه، تأسیس آن را به ناصر الدین شاه پیشنهاد داد؛ ناصر الدین شاه که علاقه زیادی به پولیاکف داشت، اجازه تأسیس شرکتی را صادر کرد که به معاملات رهنی بپردازد و امور بانکی را نیز بر عهده داشته باشد. به موجب مفاد امتیازنامه، ناصر الدین شاه به پولیاکف، رایزن عمومی (جنرال کنسول) ایران، و روشر)Roscher( و عدهای دیگر اجازه میداد تا شرکتی استقراضی به اعتبار رهن و یک مغازه حراج، با اعتبار 75 ساله، تأسیس کنند. این امتیازنامه را ناصر الدین شاه، امین السلطان صدر اعظم و قوام الدوله وزیر خارجه امضا کردند. پولیاکف بخشی از سهام را به سرمایهداران روسی و بلژیکی فروخت و مؤسسه، با سرمایه ابتدایی دو کرور و دویست و پنجاه هزار منات مسکوک طلا تخمینا معادل ششصد هزار تومان پول نقره ایران، شروع به کار کرد. مرکز آن در دار الخلافه تهران و شعب دیگرش بیشتر در شهرهای واقع در منطقه نفوذ روسیه- تبریز، ارومیه، جلفا، رشت، انزلی، شهرهای استان مازندران، همدان، کرمانشاه، قزوین، اصفهان، مشهد، سبزوار، قوچان و زابل- بود.
در پی درخواست پولیاکف، دولت ایران طبق اعلان رسمی در 1309 ق، نام این مؤسسه را از انجمن استقراض به بانک استقراضی تغییر داد و آن را به استحضار دولت روسیه نیز رسانید. در 1311، به دلیل عدم سودآوری بانک استقراضی، نماینده آن در ایران، پیشنهاد انحلال آن را داد؛ اما دولت روسیه که در تمام زمینهها، از جمله بانک، با بریتانیا رقابت داشت، از تعطیل آن جلوگیری کرد و با مداخله وزارت مالیه آن کشور در کار بانک، کلیه سهام آن به بانک پطرزبورگ منتقل شد. از آن پس، بانک استقراضی عامل اجرای مقاصد سیاسی دولت روسیه شد و اهداف اقتصادیش تحت الشعاع هدفهای سیاسی آن کشور قرار گرفت و به همان نسبت که مداخله روسیه در ایران بیشتر میشد سرمایه بانک فزونی مییافت. برای هماهنگی میان سیاست دولت روسیه و بانک، وابسته بازرگانی سفارت روسیه در تهران، مسئولیت بانک را به عهده گرفت و سرمایه آن در اختیار رایزنیهای وابسته در ولایات قرار گرفت تا در موقع لزوم از آن استفاده شود. از اهداف دیگر مدیران بانک استقراضی، ترویج کالاهای روسی در ایران و تهیه مواد مورد نیاز روسیه از ایران بود. این بانک با افزایش حجم بازرگانی بین دو کشور، میخواست معاملات ایران را در جهتی سوق دهد که مکمل اقتصاد روسیه باشد. بانک استقراضی، برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، به دولتمردان، سیاستمداران، بازرگانان و اشخاص سرشناس وام هایی با شرایط سهل میداد؛ اعطای این وامها اهداف متفاوتی را دنبال میکرد؛ از جمله آنکه، با انعطاف در برابر بدهکاران سرشناس و وارد آوردن فشار به انواع حیل، امکان مداخله دولت تزاری در دربار و مراکز حساس را فراهم سازد و علاوه بر آن، با پرداخت وام و گرو گرفتن املاک و مستغلات، بهویژه در شمال کشور، مداخله نمایندگیهای روسیه در زندگی روزمره مردم را تشدید و زمینه مادی تجزیه قسمتهای شمالی را آماده کند. بانک استقراضی از لحاظ سیاست بانکی موفق نبود، زیرا کل سرمایه خود را صرف معاملات رهنی کرده بود و از سی میلیون منات، تنها سه میلیون در حساب بانک باقی مانده بود. سپرده مردم به بانک بسیار اندک و ناچیز بود و دلیل آن، ناچیزی بهرهای بود که بانک میپرداخت؛ به حسابهای یکساله 5%، دوساله 5، 5% و سه ساله 6% سود تعلق میگرفت.
بانک استقراضی در مقابل مشکل مالی دولت ایران و استقراض دولت از آن، در زمانهای مختلف، رفتارهای متفاوتی داشت. سیاستهای توسعهطلبی بانک ادامه داشت تا آنکه، پس از سقوط حکومت تزاری، به موجب ماده 19 عهدنامه 1921 بین ایران و شوروی، بانک استقراضی روس به ملت ایران واگذار و قرار شد که فقط رایزنیهای (کنسولگریها) شوروی، با اجازه دولت ایران، از ابنیه و عمارات و سایر ملزومات آن، استفاده کنند. این عهدنامه را چیچرین)Chicherian( ، کارا خان)Kara Khan( و مشاور الممالک در 1339 ق/ 1921 م امضا کردند و در زمان عقد آن، از کل دارایی بانک تنها 05/ 76 قران در صندوق موجود بود. این بانک، پس از واگذاری به دولت ایران، بانک ایران نام گرفت و از آن پس، کوشش متصدیان آن صرف تصفیه محاسبات شد و بالاخره در 1312 ش، به موجب اجازه تأسیس بانک فلاحتی و صنعتی (بانک کشاورزی ایران)، به دلیل فقدان سرمایه نقدی و مشکلات زیاد در وصول مطالبات، بانک ایران ضمیمه بانک کشاورزی ایران شد. (عصر بیخبری، ص 337- 339، 342؛ بانک، ص 202؛ تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران، ص 44- 46؛ حاج امین الضرب و تاریخ تجارت و سرمایهگذاری صنعتی در ایران، ص 454 و 460؛ گزارش ایران، 363؛ پول و بانک ...، ص 174).
روس امانت گذاشته بود، طی نامهای به وزارت امور خارجه ایران ارسال کرد و خواستار استرداد وجوه مذکور شد. (2)شنبه 13 فروردین 1300/ 2 آوریل 1921/ 23 رجب 1339
در ساعت هفت بعد از ظهر، هنگامی که «قوام السلطنه» (1)
پدرش میرزا ابراهیم معتمد السلطنه از رجال دوره ناصری بود. جدش قوام الدوله وزیر دفتر استیفا بود. در سال 1312 ش، برای مدت کوتاهی، جزو اجزای خلوت و پیشخدمتان ناصر الدین شاه بود. در سال 1314 ش، رئیس دفتر دایی خود، میرزا علی اکبر خان امین الدوله حاکم آذربایجان شد. در مدت صدارات سلطان عبد الحمید میرزا عین الدوله (24- 1321 ق) با لقب «دبیر حضور»، منشی او بود. در اوایل مشروطیت ملقب به قوام السلطنه گردید. وی پس از فتح تهران در سال 1327، معاون وزارت داخله شد و در سالهای 99- 1297 ش، والی خراسان بود. سپس در سال 1300 و 1301 ش، مدتی نخستوزیر بود، همچنین در مرداد 1321 و 1324 ش، نیز دوباره نخستوزیر شد و در 25 تیر 1331 ش، پس از استعفای محمد مصدق از نخستوزیری، قوام السلطنه به این سمت منصوب شد، اما چهار روز بیشتر طول نکشید که در اثر شورش و اعتراض عمومی مجبور به استعفا گردید و مصدق بنا به خواست مردم مجددا نخستوزیر شد. بهطور کلی قوام پنج بار نخستوزیر، بیست بار وزیر و یک بار فرمانروای خراسان و یک دوره نیز وکیل مجلس بود و سرانجام در تیرماه 1334 ش، درگذشت (شرح حال رجال ایران، ص 9- 94؛ رجال وزارت خارجه، ص 6- 85؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 8- 276).
والی خراسان با اتومبیل عازم منزل خود بود، توسط گروهی از ژاندارمهای مسلح محاصره شد و «کلنل پسیان» پس از ارائه تلگراف مخابره شده از تهران به «قوام السلطنه»، وی را بازداشت کرد. در همین زمان سایر مقامات محلی، از جمله «میرزا قاسم خان»، «سالار حشمت»، «معتصم الملک» (2)، «شجاع السلطان»، «سالار مظفر»، «فتح السلطنه» (3)، «خبیر خاقان»، «هژبر الملک»، ماژور «عبد اللّه خان» (4)و «میرزا جواد خان سینکی» (5)میرزا جواد خان از سال 1316 تا 1317 ش، وزیرمختار ایران در مصر بود و در 17 بهمن 1317 ش، به سفارت کبری ارتقا یافت. اواخر عمر مدتی فرماندار تهران و مدیر شرکت بیمه ایران بود و سپس به وزیرمختاری ایران در پرتقال منصوب شد. وی به زبان فرانسه و روسی تسلط کامل داشت.
میرزا جواد سینکی در ابتدا زنی روسی داشت که پس از جدایی از وی با یک زن ایرانی ازدواج کرد. سرانجام در 22 بهمن 1321 ش، به علت سرماخوردگی درگذشت. (روزنامه باختر، 19/ 6/ 1321، ص 4؛ روزنامه اطلاعات، 29/ 12/ 1307، ص 7؛ مجله آینده، س 1372، شم 6- 4، ص 403؛ رجال وزارت خارجه ...، ص 151؛ سیاستگذاران و رجال سیاسی در روابط خارجی، ص 69).
نیز بازداشت گردیدند. همه افراد دستگیر شده به مرکز فرماندهی کل ژاندارمری منتقل شدند. (6)سید ضیاء الدین طباطبایی، رئیس الوزراء در یک ضیافت شام که به افتخار نمایندگان هیئتهای سیاسی خارجی برپا شده بود، برنامه سیاست خارجی دولت خویش را توضیح داد. وی نخست از وزیرمختار انگلستان در تهران سپاسگزاری نمود که در مسأله قرارداد (7)1919، با او اشتراک مساعی کرده و از وی پشتیبانی نموده است. سید ضیا در ادامه، اندیشه خود را در بهرهگیری از همه دولتهای خارجی در زمینههای گوناگون بیان کرد. (8)
«روتشتین» وزیرمختار جدید شوروی در ایران که هنوز در عشقآباد بهسر میبرد در گفتگو، با «نادر میرزا» نماینده ایران در عشقآباد درباره تحویل بانک استقراضی، به او گفت بهتر است، دولت ایران در این خصوص تعجیل نکند تا وی به تهران برود و پس از رسیدگی به دفاتر محاسبات، بانک را به مأمورین ایران تحویل دهد تا وجوهات و اموال بانک که متعلق به دولت ایران است از بین نرود. (9)
«شائول خضوری» منشی تجارت خانه «الیاهومیر» تاجر بغدادی پس از کسب اجازه رسمی عبور از کنسولگری انگلیس در همدان به طرف مرز قصرشیرین حرکت کرد، اما امروز در پست گمرکی «شاهکدار» در نزدیکی قصرشیرین مأمورین اتومبیل او را متوقف و مانع از حرکت وی شدند و حتی پس از آنکه، شائول مجوز عبور خود را به مأمورین گمرک نشان داد، مأمورین برگه مجوز او را پاره کرده و به بهانه اینکه، وی قصد عزیمت به «قورهتو» و خروج قاچاق از کشور را دارد تمام اموال وی را توقیف کردند. پیرو این قضیه، سفارت انگلیس در تاریخ 3 آوریل به وزارت امور خارجه نوشت: تمام اموال وی که میبایست در قصرشیرین برای خرید کالا در بین النهرین صرف میکرده، توسط مأمورین گمرک ضبط شده و این در حالی است که، او حتی اگر قصد رفتن به «قورهتو» را هم میداشت به موجب جواز عبور کنسولگری انگلیس امکان رفتن به آنجا را نداشت. همچنین مطابق قانون حمل سکه طلا به قصرشیرین ممنوع نیست. سفارت انگلیس پس از بیان این توضیحات، از وزارت امور خارجه تقاضا کرد تا اقدامات لازم در خصوص رفع توقیف اموال شائول خضوری صورت گیرد. (10)
«عبد اللّه خان چهاردولی» شرور معروف را که در کرمانشاه دستگیر شده و در منطقه «کامیاران» (11)به حکومت کامیاران تحویل داده شده بود، امروز در میان تعداد زیادی از اهالی و علما و رؤسای دوایر دولتی به اداره حکومتی آوردند. دستگیری
1) احمد قوام معروف به قوام السلطنه در سال 1252 ش، در تهران متولد شد.
2) میرزا اسماعیل خان فرزند میرزا محمد خان مؤتمن الوزاره در سال 1277 و به عبارتی دیگر 1278 ق، در شیراز متولد شد، مدتی ریاست جبه خانه فارس و سپس کارگزاری بنادر فارس را بر عهده داشت. در سال 1306 ق، به خدمت وزارت خارجه درآمد و در سال 1311 ق به ریاست اداره تجارت شیراز منصوب شد و ملقب به «معتصم الملک» گردید. در سال 1323 ق، کارگزار استرآباد و پس از آن کنسول ایران در عشقآباد شد. (رجال وزارت خارجه، ص 139؛ سفرنامه سدید السلطنه، ص 284).
3) حسن علی میرزا فتح السلطنه، فرزند سلطان حسین میرزا نیر الدوله است. وی این لقب را در سال 1310 ق، دریافت نمود و در سال 1313 ق، از جانب پدرش، به حکومت نیشابور که جزو تیول وی بود، منصوب گردید. در سال 1320 ش، نیر الدوله حاکم خراسان شد و پسر خود فتح السلطنه را فرمانده قشون نایب الایاله نمود و داماد خویش خازن الملک، را حاکم نیشابور کرد، در سال 1324 ق، فتح السلطنه از سوی پدر خود، مجددا به حکومت نیشابور منصوب شد (شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 3- 72).
4) ماژور عبد اللّه خان، معاون اول تشکیلات پلیس خراسان بود (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 43).
5) میرزا جواد خان سینکی فرزند میرزا تقی خان مجد الملک در سال 1299 ق، در تهران متولد شد. تحصیلات اولیه خود را در مدرسه رئال در مسکو گذراند. سپس به فرانسه رفت و دوره اول «باکالورا» را گذراند و دوره دو ساله علم حقوق را نیز فراگرفت. میرزا جواد خان سینکی در 18 جمادی الثانی 1317 ق، وارد خدمت وزارت خارجه شد و در همین تاریخ با سمت نایب جنرال کنسولگری تفلیس به آن دیار رفت. در سال 1325 نایب سوم سفارت ایران در پاریس شد و در 11 شوال 1327 ق، به کارپردازی عشقآباد رفت. در 18 ذی الحجه 1329 ق، بنابه دلایلی منتظر خدمت شد و سپس در 29 ربیع الثانی همان سال به کنسولگری حاج طر خان رفت. در سال 1307 ش، رئیس اداره سوم سیاسی شد و سپس به سمت کنسول ایران در شام منصوب شد. مدتی نیز، به وزارت مالیه منتقل شد و رئیس بخش ممیزی و بازرسی آن وزارت خانه بود.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 41 و 42؛ روزنامه ایران، 31/ 1/ 1300، ص 3.
7) قرارداد 1919 که کرزن وزیر خارجه انگلیس طراح آن بود و توسط دولت وثوق الدوله تصویب شد، با مخالفت گسترده مردم روبرو گردید، این قرارداد ایران را به یک کشور تحت الحمایه تبدیل میکرد و مهمترین وزارت خانههای کشور زیر نظر مستشاران انگلیسی درمیآمد. (ر. ک: وثوق الدوله و قرارداد ننگین 1919).
8) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 26، ص 92.
9) تلگراف نادر میرزا از عشقآباد به وزارت خارجه، 14/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 14، ص 96.
10) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 10/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 39، ص 3.
11) کامیاران نام یکی از شهرهای کردستان میباشد که از شمال به زرآب و از جنوب به میان دربند از شرق به پیلوار کرمانشاه و سنقر کلیائی و از غرب به پاوه منتهی میشود.
نامبرده باعث شادی مردم شده بود.(1)
کلنل کاظم خان سیاح رئیس حکومتنظامی تهران با انتشار اعلانی مدت تحویل و تسلیم اسلحه هایی را که در دست غیرنظامیان بود، یک هفته دیگر تمدید کرد. (2)
[تصویر] قوام السلطنه
روزنامه «دبا» چاپ پاریس در شماره امروز خود در مطلبی با عنوان تخلیه ایران از قشون انگلیس نوشت: قوای انگلیس در ایران که منتظر پایان فصل سرما بودند شروع به تخلیه ایران نمودهاند. حکمران رشت نیز، رهسپار گیلان شده تا با نمایندگان دولت آذربایجان و روسیه درباره موضوع خروج قوای سرخ از ایران وارد مذاکره شود. (3)
یکشنبه 14 فروردین 1300/ 3 آوریل 1921/ 24 رجب 1339
مقامات انگلیسی پیامی را که از سوی فرمانده سپاه یازدهم سرخ شوروی در باکو به «نیکلای گیکالو»، فرمانده قوای شوروی در گیلان ارسال شده بود، کشف رمز کردند. در این پیام به «نیکلای گیکالو» دستور داده شده بود به منظور جلوگیری از ایجاد اختلال در اجرای معاهده مودت ایران و شوروی کلیه عملیات خود را در ایران متوقف کند. (1)
از آنجا که قرارداد مستر «نیو» مستشار تلگراف خانه و موسیو «مولیتور» رئیس پست نزدیک به اتمام بود، هیئت دولت با استخدام یک نفر مستشار آمریکایی متخصص در امور پست و تلگراف موافقت نمود. (2)
هیئت وزیران با پیشنهاد وزارت داخله مبنی بر تخصیص اعتبار ماهانه مبلغ شش هزار و هشتصد و هفده تومان و پنج هزار دینار برای گارد شهری که عده آنها اعم از صاحب منصبان و سربازان، سیصد و سی و هشت نفر بود، موافقت کردند. (3)
وزارت پست و تلگراف به دولت پیشنهاد داد در مناطقی که از اهمیت برخوردار هستند خطوط جدید مخابراتی ایجاد شود.
سیمکشی جدید از کرمانشاه به قصرشیرین، از قصرشیرین به خانقین (4)، از قصرشیرین به قروه(5)، از صائین قلعه به بیجار، از تهران به دماوند و فیروزکوه و علیآباد، از عراق (اراک) به گلپایگان و خوانسار، از استرآباد به گمشتپه تا سرحد روس و سیمکشی از استرآباد به کتول (6)و رامیات و گنبد قابوس و «جاظلی» از برنامههای وزارت پست و تلگراف بود. (7)
پس از خروج نیروهای انگلیسی از قزوین و زنجان، سفارت انگلیس که میخواست دو تن از صاحب منصبان نظامیاش به نامهای ماژور «ادموندز»)Edmonds( و کاپیتان «چپ من»)Chapman( که قبلا با عنوان مأمور سیاسی همراه نیروهای انگلیس در قزوین و زنجان بودند، همچنان در این دو شهر مستقر باشند، و از طرفی نمیخواست، حضور آنان با عناوین نظامی موجب بروز سوءتفاهم شود، از وزارت امور خارجه ایران خواست تا از امروز «ادموندز» و «چپمن» به عنوان کنسول و جانشین کنسول انگلیس شناخته شوند. (8)
«کلنل فریزر» (9)
وی نخستین بار در سالهای 1911 م، و 1912 م، در خدمت «سوارهنظام مناطق مرکزی هندوستان» به ایران آمد. دیگربار در فاصله سالهای 1917 الی 1921 م، در ایران خدمت کرد و اینبار در خدمت پلیس جنوب بود. در فاصله سالهای 28- 1924 و 45- 1941 م، وابسته نظامی سفارت بریتانیا در تهران بود.
ویلبر)D .N .Wilber( نویسنده آمریکایی در کتاب خود موسوم به رضا شاه پهلوی، او را با «سر ویلیام فریزر» (لرد استراثاموند) رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس اشتباه کرده است. (انگلیسیها در میان ایرانیان، ص 204).
افسر عالیرتبه انگلیسی پس از آنکه، از تهران به اصفهان آمد، به طرف شیراز حرکت نمود. امروز کنسول انگلیس به کارگزار اصفهان اطلاع داد: در مسیر عزیمت «کلنل فریزر» به شیراز در راه قمشه، گلولهای به اتومبیل او اصابت میکند و چون گمان میکند این اقدام از سوی قراسورانها صورت گرفته، سه قبضه تفنگ آنها را ضبط و به فرمانده پلیس جنوب تحویل میدهد. پلیس جنوب نیز پس از دستگیری پنج نفر از قراسورانها آنان را به اصفهان آورده، به حکومت اصفهان تحویل داده است، (10)ولی پس از اظهارات کنسول انگلیس، امروز عصر «سردار محتشم» حکمران اصفهان اظهار داشت اقدام به تیراندازی از سوی قراسورانها به اتومبیل «کلنل فریزر» به هیچ عنوان صحت ندارد، بلکه این اقدام، از سوی اشرار و سارقین قشقایی صورت گرفته است که با نایب الحکومه قمشه نیز، درگیری پیدا کرده بودند و یک نفر از آنان هم در این درگیری کشته شده و چون شناسایی شدهاند،1) CIIQ) Mesopotamia (to wo, 4 April 1921: Norman to Curzon, 6 April 1921, Minutes by Churchill and Oliphant
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 219؛ اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 27، ص 18.
3) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 219.
4) خانقین شهری در عراق کنونی میباشد.
5) قروه در شرق سنندج در استان کردستان واقع شده که از شمال به بیجار و از شرق به همدان، از جنوب به سنقر کلیایی و از غرب به شهرستان سنندج محدود شده است.
6) کتول در جنوبشرقی استرآباد واقع است، از شمال به اراضی دوجی و از جنوب به میغان محدود است.
7) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 220.
8) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 14/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 25.
9) فریزر)W .A .K .Fraser( افسر نظامی انگلیسی در سال 1887 م، متولد شد.
10) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 14/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 96.
تحت تعقیب قرار گرفتهاند. (1)
سواد حکم رئیس الوزراء مبنی بر تفویض حکومتنظامی کل ایالت خراسان به «کلنل محمد تقی خان پسیان» (2)
او در دولت مشیر الدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب گردید.
مأموریت او با والیگری قوام السلطنه در خراسان مصادف بود. پس از چهار ماه فعالیت، برای اصلاح امور مالی و اداری ژاندارمری، به سبب کمبود منابع مالی و کارشکنی قوام، با ناکامی روبرو شد. در این شرایط نابسامان، کودتای سوم اسفند 1299 به وقوع پیوست. سید ضیاء الدین طباطبایی پس از حصول اطمینان از عدم وابستگی کلنل به والی، فرمان دستگیری قوام را برای کلنل ارسال کرد.
کلنل روز سیزدهم فروردین 1300، والی را بازداشت و تحت الحفظ به تهران اعزام کرد. روز بعد سید ضیاء کلنل را به سمت والی نظامی خراسان منصوب کرد. پانزدهم فروردین، در مشهد حکومت نظامی اعلام شد و به دنبال آن در مدتی اندک، یاغیان و اشرار عشایر خراسان سرکوب شدند و امنیت برقرار گردید. محمد تقی خان بدهی مالیاتی قوام السلطنه را با ضبط اقلام هنگفتی از اموال و املاک او برای مالیه خراسان وصول کرد، بهای نان و گوشت را کاهش داد و مواجب عقبافتاده افراد نظامی را پرداخت کرد.
همچنین رسیدگی به سوء استفادههای متولیان آستان قدس و قوام السلطنه و متنفذین محلی دیگر را آغاز کرد.
بعد از عزل سید ضیاء الدین، قوام السلطنه به مقام رئیس الوزرایی منصوب شد.
پیشتر در هفتم خرداد 1300، فرمان تلگرافی از شاه به خراسان رسیده بود که بنابرآن فرمان، کلنل در فرماندهی قوای نظامی خراسان ابقا میشد ولی از دخالت در امور حکومتی منع میگردید. کلنل فرمان شاه را پذیرفت اما تحولات به همینجا خاتمه نیافت. پس از تشکیل و معرفی کابینه قوام السلطنه به شاه، امر شد که نجد السلطنه در سمت کفالت ایالت خراسان به کار مشغول شود.
هنوز چند روزی از کفالت نجد السلطنه نگذشته بود که کلنل او را توقیف کرد و اداره حکومت را به دست گرفت. سرانجام در اول مرداد 1300 نجد السلطنه استعفا داد و دولت، نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری را به ولایت خراسان منصوب کرد.
اما در اطراف خراسان، شجاع الملک رئیس ایل هزاره و بخشی از ایل تیموری به ریاست شوکت السلطنه و سید حیدر و طوایف بربری و سالار خان بلوچ به دستور قوام السلطنه علائمی از طغیان و سرکشی نشان میدادند، حتی سخن از حمایت شوکت الملک والی قائنات و سردار معزز والی بجنورد و خوانین زعفرانلوی قوچان از دولت در میان بود. دشمنی آشکار قوام السلطنه با کلنل به صورت جنگهای محلی در گناباد، هزاره، یوسفآباد، فریمان و قلعه الیک بروز کرد. برخورد شدید کلنل با دولت قوام السلطنه از اواخر مردادماه 1300 رنگ دیگری به خود گرفت. پیروزیهای کلنل بر قبایل و قدرت یافتن او در مشهد، حکومت مرکزی را بر آن داشت تا از طریق پرایدوکس کنسول انگلیس، با وی وارده مذاکره شود، اما کلنل وساطت «پرایدوکس» را نپذیرفت. در اوایل مهرماه 1300 سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل داده بود، خیانت کرد و کردهای قوچانی را به شورش واداشت. شورشیان با حمله به قوچان و خلع سلاح ژاندارمها، شهر را به تصرف درآوردند. کلنل برای سرکوب شورش از مشهد راهی قوچان شد و در جعفرآباد، دو فرسنگی قوچان جنگ سختی بین قوای کلنل و کردهای قوچانی شروع شد و کمی نفرات و کاهش مهمات و مکر دشمن، تا عصر نهم مهر 1300، عرصه را بر کلنل و قوای ژاندارم تنگ کرد. فرستادگان او برای آوردن مهمات از جعفرآباد به جبهه بازنگشتند و فرمانده خود را تنها و بدون مهمات رها کردند، کلنل در حالیکه محاصره شده بود، تا آخرین فشنگی که داشت جنگید و کشته شد و پس از مرگ، سرش توسط قوای اکراد قوچانی از بدن جدا شد.
به این ترتیب، قیام محمد تقی خان پسیان در نهم مهر 1300 پایان یافت. او که در سن 31 سالگی کشته شد تا پایان عمر مجرد زیست. (قیام کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 250 و 280- 281 و 303 و 343 و 349- 346؛ تاریخ ژاندارمری ایران، ص 133 ا- 135، 176؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ج 1، ص 143- 144، 147، 154- 155؛ انقلاب خراسان، 96، 97، 273- 275 و 262 و 263؛ قیام ژاندارمری خراسان، ص 23، 25، 26- 33؛ خاطرات سیاسی فرخ، ج 1، ص 75 و 76، 99، 125؛ جنبش کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 43 و 46- 48، 51 و 79، 60- 61 و 74؛ شرح حال کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 26- 28، 31- 34 و 36؛ مجموعه مقالات، ص 148- 149).
و لزوم اطاعت تمام مأمورین کشوری و لشکری خراسان از اوامر وی منتشر و به اطلاع عموم رسید. (3)[تصویر] محمد تقی خان پسیان در لباس نیروی هوایی آلمان
جلسه کمیسیون تحویل بانک استقراضی به دولت ایران با حضور شاهزاده نادر میرزا نماینده وزارت امور خارجه ایران، «یرلسکپن» نماینده سفارت شوروی و میرزا علی اصغر خان عضو کمیسیون سابق تحویل بانک و رؤسای قدیم و جدید بانک استقراضی، امروز ساعت یازده صبح در ساختمان وزارت امور خارجه منعقد گردید و راجع به دعاوی کارکنان آن بانک نیز بهطور جداگانه مذاکره شد. (4)
«محمود خان نوذری» (5)با دویست ژاندارم وارد قوچان شد و «امیر معتمد» حکمران قوچان را توقیف و تحت الحفظ به مشهد اعزام کرد و در قوچان حکومتنظامی برقرار نمود. (6)
لیوتنان کلنل «ا. پی. ترور» نمایندگی سیاسی انگلیس در بوشهر گزارش داد: تعداد چهارده برده (7)در سال گذشته، آزاد شدند که ترکیب آنها به قرار ذیل است: بندرعباس سه برده، بحرین چهار برده، شارجه (8)چهار برده، مسقط دو برده و لنگه یک برده. (9)
قزاقها در شهر تهران یک رژه نظامی را انجام دادند و برای نخستین بار احمد شاه از آنها پیاده سان دید. (10)
قسمتی از اردوی قزاق از آتریاد (11)همدان به همراه پانصد نفر ژاندارم با مهمات و تجهیزات کامل عازم قزوین شدند. (12)
در جلسه امروز هیئت دولت، مسعود خان کیهان وزیر جنگ پیشنهاد داد، مبلغ سیصد هزار تومان اعتبار برای خرید اسلحه از بغداد و مبلغ پنجاه هزار تومان اعتبار برای خرید اسلحه از قشون انگلیس در قزوین پرداخت شود، همچنین چون قشون انگلیس در حال تخلیه فرونت قزوین بودند، مسعود خان وزیر جنگ پیشنهاد داد، برای مخارج اعزام نیروهای قشونی به قزوین مبلغ یکصد هزار تومان به قزاق خانه پرداخت شود.
پیشنهادهای مسعود خان کیهان در هیئت دولت به تصویب رسید. (13)
1) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 15/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 111.
2) محمد تقی پسیان معروف به کلنل محمد تقی خان فرزند یاور محمد باقر خان پسیان در سال 1309 ق (1270 ش)، در خانواده معروفی از مهاجرین در تبریز به دنیا آمد. محمد تقی در منزل و مدرسه لقمانیه تبریز به تحصیل علوم و زبانهای خارجی پرداخت و در پانزده سالگی به مدرسه نظام تهران راه یافت. پنج سال در این مدرسه آموزش دیده و در سال آخر تحصیل، از سوی وزارت جنگ با درجه نایبدومی (ستوان دومی)، الزاما به خدمت ژاندارمری درآمد. مقارن با انتصاب او به فرماندهی باتالیان (گردان) همدان، جنگ جهانی اول آغاز شد. با تشکیل دولت مهاجرین، در صف مقدم وطنخواهان و مدافعان حکومت مهاجرین قرار گرفت و در چهاردهم محرم 1334، حمله معروف «مصلی» را بر ضد قوای قزاق ایرانی وابسته به روس فرماندهی کرد و ضمن شکست دادن و خلع سلاح آنها، همدان را از منطقه نفوذ نیروهای روسیه خارج ساخت. اما ادامه مقاومت در برابر نیروهای خارجی به سبب عدم اتحاد و فقدان اسلحه غیرممکن شد و نیروهای وطنخواه به سرزمین عثمانی پناه بردند. پس از این ناکامی، پسیان از فرماندهی قوا کنارهگیری کرد و برای درمان به آلمان رفت. در آلمان تحصیلات نظامی را ادامه داد، نخست در نیروی هوایی آلمان و سپس در پیادهنظام به تحصیل و تمرین پرداخت. وی در سال 1297 ش، به ایران بازگشت و در همان سال دوباره به خدمت ژاندارمری درآمد و به درجه کلنلی (سرهنگی) ارتقا یافت
3) روزنامه ایران، 31/ 1/ 1300، ص 3.
4) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 36، پ 16، ص 152.
5) محمود خان نوذری هنگامی که کلنل پسیان به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد با درجه یاوری معاون او بود. بعد از قتل کلنل مدت کوتاهی کفالت ژاندارمری به وی محول گردید. سپس به شهربانی منتقل شد و درجه سرهنگی گرفت. در سال 1309 ش، ریاست شهربانی قزوین را بر عهده داشت: محمود خان نوذری در سال 1311 ش، درگذشت. (خاطرات، حاج عز الممالک اردلان، ص 104؛ مینودر، ج 1، ص 804).
6) روزنامه ایران 1/ 3/ 1300، ص 1.
7) بردهداری تا ابتدای قرن اخیر نیز رایج بود و استعمار آن را به یک تجارت پرسود جهانی تبدیل کرده بود. بردهها از مناطق مختلف جهان جمعآوری میشدند و بیشتر در خدمت منافع کشورهای استعمارگر قرار میگرفتند. (م).
8) یکی از شهرهای سواحل جنوبی خلیجفارس میباشد که اکنون در کشور امارات متحده عربی قرار دارد.
9) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 135.
10) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 26، ص 92.
11) آتریاد: رژیمان، فوج. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 91 * پیشنهاد خرید اسلحه از انگلیس .....
12) روزنامه ایران، 15/ 1/ 1300، ص 2.
13) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 219.
دوشنبه 15 فروردین 1300/ 4 آوریل 1921/ 25 رجب 1339
«کلنل محمد تقی خان پسیان» رئیس ژاندارمری و فرمانده نظامی ایالت خراسان با صدور اعلانی، در شهر مشهد حکومت نظامی، اعلام کرد. با صدور این اعلان، تشکیل اجتماعات به هرشکل و در هرجا ممنوع اعلام شد و مردم فقط حق داشتند تا سه ساعت بعد از غروب آفتاب در خیابانها و معابر رفت و آمد کنند.
در این اعلان برای متخلفین و افرادی که اقدام به نشر اکاذیب و شایعات نمایند، مجازات هایی در نظر گرفته شده بود. نظمیه و واحدهای ژاندارمری مسئول اجرای دستورهای این اعلان بودند. (1)
پیرو اعلانی که کنسولگری انگلیس در کرمانشاهان در نوزدهم جمادی الاول برای فروش ساختمانهای نظامیان از همدان تا سرحد منتشر کرده بود، از امروز خروج (2)نیروهای انگلیسی از قزوین و همدان و کرمانشاهان به طرف سرحد آغاز شد. (3)
در «سلدوز» (4)اکراد به نیروهای ژاندارمری و سوارانی که در ساخلو بودند حملات شدیدی وارد آوردند که متعاقبا با تلفات زیادی دفع شدند. در این حملات پنج نفر از نیروهای دولتی زخمی و یک نفر کشته شد. به گزارش «مخبر السلطنه» (5)
پس از استقرار مشروطیت در زمان مظفر الدین شاه، به همراه مرتضی قلی خان صنیع الدوله، محتشم السلطنه، مشیر الدوله و مؤتمن الملک مأمور تهیه قانون اساسی گردید و انتخابات دوره اول مجلس شورای ملی را انجام داد. در اولین کابینه دوره مشروطیت، وزارت معارف را به عهده گرفت. زمانی که محمد علی شاه مجلس شورای ملی را به توپ بست، مخبر السلطنه والی آذربایجان بود. در زمان جنگهای آزادیخواهانه مخبر السلطنه قور خانه تبریز را به روی مردم باز کرد و خود عازم اروپا شد و پس از مدتی دوباره به ایران مراجعت کرد و در سال 1288 ش، و با همکاری سپهسالار (محمد ولی خان تنکابنی) تهران را فتح کرد. پس از فتح تهران و استقرار مشروطیت، دوباره به حکومت آذربایجان منصوب گردید و مدت دو سال در آنجا بود، سپس مدتی به اروپا رفت و پس از بازگشت به ایران به حکمرانی فارس منصوب شد.
مخبر السلطنه در سال 1299 ش، در کابینه مشیر الدوله وزیر دارایی شد. به دنبال قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز مجددا به حکومت آذربایجان و پس از سرکوب قیام به تهران بازگشت. در سال 1301 ش، در کابینه مستوفی الممالک به وزارت فواید عامه برگزیده شد و در سال 1306 ش، خود به تشکیل کابینه اقدام کرد و مدت شش سال رئیس الوزراء بود.
مخبر السلطنه در سال 1334 ش، از دنیا رفت. از جمله تألیفات او میتوان از افکار امم، خاطرات و خطرات و ترجمه مجمع الادوار و گزارش ایران نام برد (خاطرات و خطرات، مقدمه؛ وزرای معارف ایران، ص 37 و 38).
والی ایالت آذربایجان بیش از یکصد نفر از اشرار در این درگیریها کشته شدند. (6)یک گروه چهار صد نفری از اکراد اطراف حیدرآباد به اردوی دولتی حمله کرده مشغول جنگ شدند، اخبار رسیده حکایت از آن داشت که اردوی دولتی موفق شده بود، خسارات زیاد به اکراد وارد آورد. تعداد زیادی از اکراد در این جنگ کشته شدند. از جمله کشتهشدگان، پسر «اسماعیل سمیتقو» و برادر «عمر آقا» بودند. (7)
مصوبه هیئت دولت در دوم فروردینماه، در خصوص تشکیلات جدید در بلدیه تهران، امروز طی اعلانی به اطلاع عموم رسید.
در بخشی از مقدمه این بیانیه آمده است: «... بالاخره نظر به صدها دلایل عدیده در لزوم اتخاذ تدابیری که پایتخت ایران یک منظره قابل سکونت پیدا کرده و تمام ساکنین آن دارای زندگانی رضایتبخش شوند و اسباب و عللی که عامل هزارها فجایع و جنایات بوده از سواد اعظم ایران برطرف گردد در جلسه مورخه دوم برج تخافویئیل 1300 برحسب پیشنهاد و تقاضای آقای رئیس الوزراء و وزیر داخله، هیئت وزراء مواد و مقررات ذیل (8)را برای تشکیلات بلدیه تهران با عواید قدیم و جدیدی که بجزو (به جزء) نگاشته میشود، تصویب نمودند ...»(9)
کتاب خانه دولتی به نام کتاب خانه ملی برای استفاده عموم اهالی در محل سابق عمارت اشرف در اصفهان آغاز به کار کرد. برای راهاندازی این کتاب خانه، کلیه عایدات اضافه مالیاتی از اول آذر ماه 1299 تا اول فروردین 1300 با نظارت اداره مالیه اصفهان به اداره معارف این شهر به عنوان تأمین اعتبار برای تهیه اثاثیه، قفسه و تعمیر عمارت کتاب خانه پرداخت شده بود. (10)
«عبد اللّه چهاردولی» شرور معروف که در روز سیزدهم
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 44.
2) انگلیسیها قصد داشتند پس از خروج نیرو هایشان از این مناطق در خانقین و بعقوبه مرکزی نظامی ایجاد کنند.
3) تلگراف کارگزاری کرمانشاه به وزیر خارجه، 24/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 20، ص 1.
4) سلدوز نام یکی از توابع شهرستان ارومیه میباشد که در جنوبشرقی ارومیه واقع شده است و از شمال به دول و از جنوب و شرق به شهر ویران و لاهیجان و از غرب به حومه اشنویه محدود شده است.
5) مهدی قلی خان مخبر السلطنه پسر علی قلی خان مخبر الدوله و نوه رضا قلی خان هدایت در سال 1242 ش، متولد شد و پس از فراگیری مقدمات علوم در تهران در سال 1257 ش، برای ادامه تحصیل عازم آلمان گردید و دو سال بعد به ایران مراجعت کرد. در سال 1265 ش، به سمت معلم زبان آلمانی در دار الفنون به تدریس پرداخت. در سال 1272 ش، وارد خدمات دولتی در دربار ناصر الدین شاه گردید و دو سال بعد به سمت ریاست پست خانه و گمرک و تلگراف خانه تبریز منصوب شد و به آنجا رفت ولی پس از اندکمدتی از کار خود استعفا داد و به تهران برگشت و ریاست مدارس را به عهده گرفت. در زمان مظفر الدین شاه همراه او به اروپا عزیمت کرد.
6) روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 2.
7) روزنامه ایران، 17/ 1/ 1300، ص 2.
8) «ماده 1- ریاست عالیه تشکیلات بلدیه تهران تا زمان خاتمه تشکیلات در تحت نظر مستقیم مقام ریاست وزراء خواهد بود؛ ماده 2- تشکیلات اداره بلدیه تهران به قرار ذیل است: 1- اداره مرکزی 2- اداره محاسبات 3- اداره صحیه و معاونت عمومی 4- اداره ساختمان، مهندسی و تنظیف 5- اداره امور خیریه 6- اداره ارزاق؛ ماده 3- شرح وظایف و تکالیف هریک از ادارات و دوایر فوق و مناسبات آنها با وزارت خانهها و دوایر دولتی موافق نظامنامه مخصوص خواهد بود که از طرف دوایر مربوط تدوین گشته پس از تصویب مقام عالی ریاست وزراء به موقع اجرا گذارده خواهد شد؛ ماده 4- تشکیلات بلدیه کاملا مستقل و باید به کلی خارج از محیط تشکیلات سیاسی باشد؛ ماده 5- اداره نظمیه در شهر تهران و اداره ژاندارمری در اطراف شهر مساعدت با مأمورین بلدیه را وظیفهدار خواهند بود؛ ماده 6- تشکیلات بلدیه دارای روزنامه مخصوص خواهد بود که تمام اقدامات بلدیه و کلیه نظامات و قوانین مقرره همچنان تمام عایدات و مخارج را بجز و منظما در روزنامه انتشار بدهد تا کلیه اهالی از کیفیت جریان امور بلدی استحضار حاصل نمایند؛ ماده 7- تا مسافت سه فرسخ از دروازههای شهر جزو حدود بلدیه تهران محسوب خواهد شد؛ ماده 8- قراول خانههای شهر، باغات و مستغلات بلدی و خالصه که در حوزه شهر تهران است و محل احتیاج دوایر دولتی نباشد به اختیار بلدیه گذارده میشود؛ ماده 9- مالیاتها و عوارض شهری که تا به حال دولت دریافت میداشته و عواید جدیدی که از محلهای معین پیشنهاد شده است، از این به بعد به بلدیه تهران واگذار خواهد شد؛ ماده 10- عایدات کنونی بلدیه همچنین اثاثیه و مواشی بلدی، درختهای شهر تهران و راه شمیران و شاهزاده عبد العظیم و شهر نو در اختیار بلدیه خواهد بود؛ ماده 11- تعمیر راه شمیران و شاهزاده عبد العظیم و همچنین عواید آنها مخصوص بلدیه خواهد بود. ماده 12- عوارضی که به عنوان اعطایی و عیدی و حق الارض انگور دریافت میگردید موقوف و مودیان عوارض مذکور من بعد از پرداخت آن معاف خواهند بود؛ ماده 13- کلیه مقررات سابق که مخالف مواد فوق باشد الغا میشود؛ ماده 14- پانزده روز بعد از انتشار شروع به اجرای موارد فوق خواهد شد». (برای اطلاع از جزئیات بیشتر ر ک: اسناد ملی ایران شم ت، 293006017.
9) بیانیه سید ضیاء الدین طباطبایی در خصوص تشکیلات بلدیه تهران، اسناد ملی ایران، شم ت 293006017.
10) اسناد ملی ایران، شم ت 297028162.
فروردین به حکومت «کامیاران» تحویل داده شده بود، امروز به اداره حکومتی کردستان تحویل داده شد. (1)
وزیرمختار دولت انگلیس با حضور در دربار با سید ضیاء ملاقات و مدتی با وی مذاکره کرد. (2)
[تصویر] مخبر السلطنه هدایت
سهشنبه 16 فروردین 1300/ 5 آوریل 1921/ 26 رجب 1339
در مجلس نمایندگان انگلستان، وزیر جنگ در پاسخ به سئوالی راجع به تعداد نیروهای دولت انگلیس در بین النهرین و ایران آمار ذیل را ارائه داد:
12400 نفر از نیروهای انگلیسی و 72300 نفر از نیروهای هندی در بین النهرین مستقر هستند و 2300 نفر از نیروهای انگلیسی و 9300 نفر از نیروهای هندی در ایران حضور دارند. (1)
روزنامه تایمز لندن امروز از قول خبرنگار خود در تهران مطلبی راجع به اوضاع ایران منتشر نمود و از اقدامات دولت جدید ایران تمجید فراوان کرد. (2)
هیئت وزیران با پیشنهاد رئیس الوزراء، مبنی بر پرداخت ماهانه، یک هزار تومان برای دایر نمودن مدرسه آلمانی (مدرسه ایران و آلمان) موافقت کردند. این مبلغ قبلا هم به این مدرسه پرداخت میشد ولی در زمان دولت قبلی پرداخت آن متوقف شده بود. در جلسه امروز تصویب شد که این مبلغ، علاوهبر بودجه وزارت معارف برای دایر نمودن مدرسه پرداخت شود، مشروط به اینکه، غیر از آموزش زبان، دروس فنی هم در این مدرسه، تدریس شود و طرح دستور تعلیمات این مدرسه با نظارت دو وزارت معارف و صحیه باشد. در پایان مقرر شد، این تصمیم دولت به سفارت آلمان نیز ابلاغ شود. (3)
پیرو ارسال گزارش رئیس دایره رسومات و ذبایح به رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران، امروز وی با ارسال این گزارش به وزیر مالیه و با اشاره به مشکلات ناشی از حکم صدور منع فروش مشروبات الکلی و عسرت و فلاکت عدهای که تنها ممر معاش آنان ساختن و فروش مسکرات است، پیشنهاد داد: در صورت موافقت وزیر مالیه، کمیسیونی با حضور رئیس دایره رسومات و نمایندگان ادارات ذیصلاح تشکیل شود تا درباره این موضوع مطالعه و مذاکره نموده، تصمیمی مناسب اتخاذ نمایند که پس از تصویب مقامات مربوط اجرا گردد. (4)
خبرگزاری رویتر گزارش داد: امروز «لویدجرج»(5)
(نخستوزیر انگلیس، ص 238- 267).
در پاسخ به سئوال یکی از نمایندگان مجلس انگلستان اظهار داشت: به موجب گزارش هایی که از تهران رسیده اوضاع رضایتبخش است و دولت انگلستان نیز، با ن هایت دلسوزی و صمیمیت ناظر و مراقب تلاشهای کابینه جدید میباشد و کابینه جدید ایران میتواند مطمئن باشد هرگونه اقدامی که برای حفظ امنیت و استقرار وضعیت عادی در ایران به عمل آورد، مورد حمایت انگلستان خواهد بود. (6)1) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 63، پ 14، ص 3.
2) تلگراف داوود مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 16/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 14.
3) مراسله ریاست وزرا به وزارت مالیه، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 4، پ 12، ص 11.
4) مراسله رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران به وزیر مالیه، 16/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240014127.
5) دیوید لوید جرج، از دودمان قدیمی ولش، در 17 ژانویه 1863 در منچستر به دنیا آمد. در بیوگرافی فرانک آون آمده است که لوید جرج در جریان یک مسئله حقوقی مشهور گردید و بعدها در سال 1890 از حوزه انتخابیه کانارون به پارلمان راه یافت. وی مدتی نماینده پارلمان و عهدهدار وزارت دارایی بود. او در زمان جنگ جهانی اول و بعد از آن چند سال نخستوزیر انگلیس بود، در سال 1943 لوید جرج با «فرانسیس استیونس» ازدواج کرد و سرانجام در مارس 1945 درگذشت. جهت اطلاع بیشتر ن ک:
6) روزنامه ایران، 25/ 1/ 1300، ص 3.
چهارشنبه 17 فروردین 1300/ 6 آوریل 1921/ 27 رجب 1339
از سوی حکومتنظامی تهران اعلانی منتشر شد مبنی بر اینکه، عموم طبقات تجار و اصناف به استثنای (خبّاز، قصاب، دوافروش، بقال، عطار، سلمانی، طباخ، سبزیفروش، میوه فروش، نعلبند، ماستبند، علاف و سایرین) باید در روزهای جمعه و ایام متبرکه مغازههای خود را تعطیل نمایند و هرکس مقررات مذکور را رعایت نکند به سختی مجازات خواهد شد. (1)
امروز قبل از ظهر سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء با احمد شاه در قصر فرحآباد ملاقات و به مدت یک ساعت با وی در خصوص مسائل مهم کشور مذاکره کرد. (2)
کاپیتان «دی. رام. اس. فریزر»، از ارتش هند و دبیر نمایندگی سیاسی انگلیس در خلیجفارس، امروز به عنوان مرخصی به انگلستان رفت و «سی. اچ. گیدنی»، از نیروهای خدمات کشوری هند، وظایف او را بر عهده گرفت. (3)
لغو حکومتنظامی از طرف اداره ژاندارمری در نهاوند اعلام شد. (4)
امروز کارگزاری بندر لنگه به کارگزاری کل بنادر خلیج فارس و عربستان گزارش داد: کنسول انگلیس در بحرین با عنوان سرپرستی در امور مربوط به اتباع ایران دخالت مینماید، و در زمان مسافرت اتباع ایرانی مقیم بحرین، به آنها برگه تصدیق تابعیت ایرانی (5)میدهد. (6)
سالار مکرم که اخیرا به سمت کفالت حکومت اردبیل معین شده بود؛ امروز عازم محل مأموریت خود شد. (7)
[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبایی
1) روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 2.
2) همان، ص 1.
3) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 137.
4) روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 3.
5) این اقدام کنسول انگلیس در حالی بود که، در آن زمان بحرین بخشی از خاک ایران محسوب میشد و مسافرین برای سفر به مناطق دیگر به اخذ مجوز یا گذرنامه نیازی نداشتند. این موضوع نشاندهنده یکی دیگر از دخالتهای آشکار انگلیسیها در امور داخلی ایران بود (م).
6) تلگراف کارگزاری بندر لنگه به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس، 17/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 45.
7) روزنامه ایران، 17/ 1/ 1300، ص 2.
پنجشنبه 18 فروردین 1300/ 7 آوریل 1921/ 28 رجب 1339
«والتر الکساندر اسمارت» در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی بر لزوم ابقای «منوچهر خان سپانلو» (1)
منوچهر خان با کاظم خان سیاح فرمانده نظامی تهران نسبت خانوادگی داشته و خواهر او را به همسری برگزیده بود. سابقه کوتاه حکومت وی در قزوین توأم با بدرفتاری و اخاذی از مردم بود. نویسنده مینودر یا باب الجنه قزوین در خصوص وی اشاره دارد که در دوران حکومت بر قزوین، اسلحه خود را بر روی میز میگذاشت و با اربابرجوع برخوردی ناشایست داشت و در طی این مدت به زور از مردم پول میگرفت. وی در فروردین 1300 طی اعلامیهای خطاب به مردم قزوین اعلام داشت: منتظرم متمولین و متمکنین قزوین به طیب خاطر! جمع شده به فوریت تا سیزده عید، مبلغ معتنابهی به عنوان قرض! به دولت، جمعآوری کرده و بپردازند. بعدها گفته شد که بودجه اختصاص داده شده برای سروسامان دادن به اوضاع مهاجرین گیلانی نیز از دستدرازی وی مصون نمانده و مبلغ قابلتوجهی را به ناروا تصرف نموده بود. با عزل سید ضیاء او نیز عزل، زندانی، جریمه و تبعید شد و در سال 1301 ش، تقاضا کرد که با خروج وی از کشور موافقت شود.
(روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج 7، صص 5787 و 5792؛ مینودر یا باب الجنه قزوین، ص 784؛ سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، دفتر اول، ص 669- 670).
و «فکل کلو» در سمت هایشان تأکید کرد. بعد از استعفای «منوچهر خان سپانلو» حاکم قزوین از سمت خود و انتشار این خبر که دولت قصد دارد «فکل کلو» رئیس نظمیه قزوین را از سمتش برکنار نماید، ماژور «ادموندز» یکی از صاحب منصبان نظامی انگلیسی در قزوین که این تغییرات را به صلاح نمیدانست، لیوتنان گریوز، معاون خود را به تهران فرستاد تا این پیغام را به مقامات انگلیسی در تهران برساند و از طریق آنان از این تغییرات در قزوین جلوگیری نماید. (2)ملکزاده (3)مدیر روزنامه تازه بهار، از طرف حکومتنظامی مشهد دستگیر شد.(4)
«والتر الکساندر اسمارت» به توصیه کاپیتان «کانالی» و «کافی» از صاحب منصبان انگلیسی که سابقا در اداره پلیس جنوب بودند، از سید ضیاء درخواست کرد، شغل مناسبی در تهران به سلطان «روح اللّه خان (5)» واگذار شده و از اعزام وی به قزوین جلوگیری شود. اسمارت در نامهای به سید ضیاء در این رابطه نوشت: «... کاپیتان کانالی و کافی که هردو سابقا در اداره پلیس جنوب بودهاند خیلی از کفایت سلطان روح اللّه خان تمجید مینمایند. مشار الیه سابقا در پلیس جنوب بوده و در حال حاضر در اداره ژاندارمری است و مدتی در خدمت ژاندارمری در قزوین بوده و حالا در طهران است. گویا اکنون دولت قصد دارد این شخص را مجددا به قزوین روانه نماید.
به عقیده کاپیتان کانالی و کافی وجود سلطان روح اللّه خان که مدتی با ایشان در پلیس جنوب مشغول خدمت بودهاند، برای تشکیلات مرکزی خیلی مفید میباشد این است که در مقام تصدیع برمیآید که، چنانچه صلاح دانسته میشود مقرر شود، تا شغل مناسبی در تشکیلات جدید نظامی به سلطان روح اللّه خان در مرکز داده شود ...»(6)
[تصویر] فکلکلو یکی از صاحب منصبان سوئدی نظمیه
1) منوچهر خان سپانلو دارای رتبه سرهنگی و طبیب ژاندارمری بود. وی فرزند میرزا باقر خان طبیب، از خانواده سیاح بود که به سپانلو شهرت یافتند.
2) نامه مستر اسمارت به سید ضیاء الدین طباطبایی، 18/ 1/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، شم، 10853- ن.
3) میرزا محمد خان ملکزاده مدیر روزنامه تازه بهار، پس از کودتای 1299 و حکومتنظامی کلنل پسیان در خراسان، دیگر نتوانست با آزادی کامل عقاید خود را انتشار دهد و با اصرار مأمورین حکومتی از ادامه نشر روزنامه خودداری کرد و روزنامه تعطیل گردید. او حدود چهل روز در بازداشت بهسر برد، پس از آزادی از زندان دیگر رغبتی به روزنامهنگاری نشان نداد و در اداره فرهنگ مشغول به کار شد و ریاست اداره معارف و اوقاف خراسان را عهدهدار گردید. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 2، ص 98- 99).
4) روزنامه ایران، 31/ 1/ 1300، ص 3.
5) سلطان روح اللّه خان عضو قوای پلیس جنوب بود که بعدها به ژاندارمری پیوست. نامبرده از نیروهای مورد اطمینان انگلیسیها در ژاندارمری بود. بعد از کودتا انگلیسیها اصرار داشتند وی را در تهران و در تشکیلات مرکزی قشون نگاهدارند. در سال 1303 ش، مأمور مشایعت جنازه ماژور ایمبری به آمریکا شد. در 1306 ش، به علت شرکت در کودتای سرهنگ محمود پولادین به پنج سال حبس محکوم گردید. (زندگی سیاسی علی امینی، ص 231؛ تاریخ بیستساله ایران، ج 4، ص 444).
6) نامه والتر الکساندر اسمارت به سید ضیاء الدین طباطبایی، 18/ 1/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، شم 6- 857.
[تصویر] روتشتین و برخی از اعضای سفارت روسیه در ایران
روزنامه شرق نزدیک در شماره امروز با چاپ مطلبی با عنوان «بروز روح جدید در ایران» درباره اوضاع ایران پس از کودتای سوم اسفند، این واقعه را مهمترین واقعه در شانزده سال گذشته پس از انقلاب مشروطه در ایران دانست. (1)
قبل از تصمیم هیئت دولت و صدور حکم جلوگیری از صید ماهیهای حرام و ...، بیش از پنجاه نفر از تجار و کسبه انزلی و رشت حدود چهار صد هزار ماهی صوف را نمک زده و خشک کرده بودند ولی اکنون که قصد فروش آنها را داشتند، مأمورین مانع از کار آنان بودند.
«وثوق السلطنه» حکمران رشت در تلگرافی به رئیس الوزراء ضمن اعلام خبر فوق تصریح کرد این اقدام باعث وارد آمدن ضرر و زیان فراوان به تجار و کسبه خواهد شد. ازاینرو، بایست یا اجازه حمل ماهیها به تجار و کسبه داده شود یا اینکه به گونهای از آنان خریداری شود که ضرری متوجه آنان نشود. (2)
«روتشتین»)Monsieur Theodor Rothstein( وزیرمختار روسیه در ایران از عشقآباد (3)وارد باجگیران شد تا از طریق مشهد عازم تهران شود.
دو تن از مقامات با دو کالسکه ضبط شده از قوام السلطنه والی سابق خراسان، وزیرمختار و دیگر اعضای سفارت روس را از باجگیران تا مشهد همراهی نمودند. (4)
در مناطق سرحدی ترکستان در «تجن» و «سرخس» گروه هایی از اشرار به پستهای نظامی روسیه حمله کردند.
وزارت امور خارجه روسیه همچنین اظهار میکرد نظیر این اتفاقات در باجگیران نیز رخ داده است و ضمن اعتراض به سفارت ایران در مسکو خواست اقدامات لازم در خصوص جلوگیری از وقوع این حوادث صورت گیرد، زیرا تکرار این قبیل حوادث مانع از روابط بازرگانی دو دولت خواهد بود.(5)
تجار و اهالی سرخس کهنه و ناصری که به واسطه بسته شدن راه سرخس کهنه به روسیه از سوی دولت آن کشور، دچار عسرت و سختی شده بودند، خواستار اقدامات دولت ایران برای بازگشایی این راه شدند. (6)
وزارت معارف و اوقاف به دستور رئیس الوزراء به حکومت نظامی تهران اطلاع داد که میرزا ابراهیم خان ناهید اجازه دارد روزنامه کاریکاتور به نام ناهید را منتشر نماید و مأمورین حکومتنظامی نباید از چاپ و نشر آن جلوگیری نمایند. (7)
سید ضیاء الدین طباطبایی به حکومتنظامی تهران ابلاغ نمود، منزل مخبر السلطنه، فرمانفرمای ایالت آذربایجان از هرگونه اقدامی به عنوان تفتیش اسلحه و غیره معاف و مستثنی
1) روزنامه شرق نزدیک، 7 آوریل 1921.
2) تلگراف وثوق السلطنه از رشت به رئیس الوزراء، 18/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 4.
3) عشقآباد پایتخت کشور ترکمنستان فعلی میباشد که قبلا جزو روسیه (شوروی) بود.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 45؛ روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 3.
5) تلگراف شارژدافر سفارت ایران در مسکو به وزارت خارجه، 6/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 15، پ 2، ص 102.
6) تلگراف کارگزاری سرخس به وزارت امور خارجه، 18/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 18، ص 2.
7) اسناد کابینه کودتا، ص 172.
جمعه 19 فروردین 1300/ 8 آوریل 1921/ 29 رجب 1339
«علی اصغر خان سرتیپ» فرمانده توپ خانه رهبری یک کودتا را که توسط «سالار امجد»، فرمانده نیروی پیاده طراحی شده بود، بر عهده گرفت.
کودتاچیان قصد داشتند پس از آزاد کردن «قوام السلطنه» والی سابق خراسان، کلنل «محمد تقی خان پسیان» را از قدرت برکنار کنند. اما این کودتای ناموفق به دستگیری «سالار امجد» منجر شد. (1)
پیرو دستگیری «قوام السلطنه» و جمعی از متمولین و متنفذین شهر مشهد، امروز نیز گروه دیگری از قبیل «مقبل السلطنه» از مستأجرین املاک آستانه مقدسه، «شیخ محمد کاظم بلور فروش»، «حاج محمد جعفر» برادر آقای منیر مدیر روزنامه مهر منیر (2)، «میرزا محمد دانش طهرانی» و «مؤید حضور» از اعضای ایالت سابق دستگیر و در اداره ژاندارمری توقیف شدند. (3)
جراید مشهد که چند روزی برای اجرای شرایط حکومت نظامی تعطیل شده بود، امروز از حالت توقیف و تعطیل خارج شده و آغاز به کار کردند. (4)
روزنامه «تریبون ژویو» چاپ پاریس با انتشار مطلبی در شماره امروز خود، مدعی شد در ایران نسبت به یهودیان بدرفتاری میشود.
در پی درج این مطلب، وزارت امور خارجه ایران طی مراسلهای از سفارت ایران در پاریس خواست تا ضمن تکذیب این موضوع، اعلام نماید که دولت ایران حقوق تمام اقلیتها را رعایت کرده، با کمال عدالت و رأفت با آنان رفتار مینماید. (5)
سید ضیاء الدین برای رؤسای نمایندگیهای سیاسی خارجی، اعضای برجسته کنسولگریها، کارشناسان، معلمان و مستشاران خارجی در خدمت دولت ایران ضیافت شامی در مقر رئیس الوزرایی ترتیب داد. در این مهمانی برای پذیرایی از هشتاد نفر شام تهیه شده بود. برای نخستین بار در این ضیافت مشروبات الکلی به چشم نمیخورد و به جای شراب، تنگها و قدحهای دوغ و شربت قرار داده بودند. (6)
سفارت فرانسه که توانسته بود فقط مبلغ 999 قران را که به نام شرکت خیریه فرانسه در بانک استقراضی روس داشت، مسترد نماید، به وزارت امور خارجه ایران اطلاع داد: دیگر در خصوص استرداد وجوهی که به نام سفارت فرانسه در بانک استقراضی روس است، اقدامی نخواهد کرد و این موضوع را پیگیری نمینماید، بلکه از دولت ایران انتظار دارد رسیدگی به محاسبات این موسسه مالی را هرچه زودتر به پایان برساند. (7)
جمعی از شیعیان ساکن (8)بندر لنگه که از ظلم و تعدی «محمد رضا خان بستکی» (9)، نایب الحکومه منطقه، به ستوه آمده بودند با ارسال عریضهای به سید ضیاء الدین طباطبایی، رئیس الوزرای وقت خواستار رفع این مظالم از خود شدند. آنها در این عریضه «دریابیگی» حکمران بنادر را مسبب وضع فلاکتبار خود معرفی کردند، زیرا او محمد رضا خان را در سمت نایب الحکومه بندر لنگه گماشته بود. (10)
«سید جعفر بحرانی» (11)نیز با ارسال نامهای به رئیس الوزراء از تعدیات «محمد رضا خان بستکی» نایب الحکومه بندر لنگه نسبت به شیعیان شکایت کرد و تصریح نمود: بیشتر اهالی بندر لنگه و نایب الحکومه آنجا از اهل سنت میباشند و شیعیان این
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 45.
2) روزنامه مهر منیر در شهر مشهد به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی محمد اسماعیل منیر مازندرانی تأسیس و در سال 1339 ق، منتشر شد. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 243- 244).
3) روزنامه ایران، 21/ 1/ 1300، ص 3.
4) همان.
5) مراسله وزارت خارجه به سفارت ایران در پاریس، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 17، پ 2، ص 44.
6) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 130.
7) مراسله فرناندپرو از سفارت فرانسه به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 6، ص 11.
8) قسمت اعظم ساکنان بندر لنگه در آن زمان از اهل تسنن بودند و محمد رضا خان بستکی نیز، به نقل از اهالی بندر لنگه از متعصبین اهل سنت بود که به خاطر اختلاف مذهب با شیعیان، آنان را مورد آزار و اذیت قرار میداد. (اسناد ملی ایران، شم ت 293006049).
9) بندر لنگه در ساحل خلیجفارس و در جنوب لار واقع شده است. از شمال به بستک، از شرق به بندرعباس، از غرب به بخش گاوبندی لار و از جنوب به خلیجفارس محدود است.
10) عریضه اهالی بندر لنگه به سید ضیاء الدین طباطبایی، 19/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293006049.
11) سید جعفر بحرانی فرزند حجت الاسلام بحرانی بود که توسط نایب الحکومه بندر لنگه توقیف شد و پس از دو سال زندانی بودن، وفات کرد (اسناد ملی ایران، شم ت 293006049).
منطقه به واسطه آزار و تعدی و شکنجه در شرایط سختی به سر میبرند. بحرانی خواستار رفع ظلم و تعدی از مردم این منطقه شد. (1)
به دنبال انتشار اعلان حکومتنظامی تهران درباره تعطیلی سراها و تجارت خانهها در روزهای تعطیل، امروز که روز اول اجرای این قانون بود، کلیه سراها و تجارت خانهها، بازار و حتی در محلات و گذرها و کوچهها نیز دکاکین بسته و تعطیل بودند. این قانون اتباع خارجی مقیم تهران را نیز شامل میشد. (2)
[تصویر] قوام السلطنه
عدهای از نظامیان مستقر در «شاه تختی» به سمت ماکو(3)حرکت کردند. قرار بود در روزهای آینده عثمانیها خاک روسیه را کاملا تخلیه نمایند. (4)
شنبه 20 فروردین 1300/ 9 آوریل 1921/ 30 رجب 1339
مانوری نظامی خارج در وزاره دولت در حضور احمد شاه برگزار شد. رئیس الوزراء، هیئت وزیران و نمایندگان کشورهای خارجی نیز در این مانور حضور داشتند. این مانور در حقیقت امتحانی بود که رضا خان سردار سپه و رئیس دیویزیون قزاق، خود، داوطلبانه آن را برای نمایش قدرت نظامیان ترتیب داده بود. (1)
عزیمت نیروهای انگلیسی از منطقه گیلان آغاز شده و قزاقها به تدریج جای آنها را میگرفتند. وابسته نظامی فرانسه در ایران در اینباره گزارشی به شرح ذیل نوشت: «من قبلا از ژنرال کووی فرمانده نیروهای انگلیسی اجازه گرفته بودم که هنگام این نقل و انتقالات حضور داشته باشم. بدین مناسبت روز هفتم آوریل به قزوین رفتم و روز هشتم به همراه ماژور «ادموندز»)Maj .Edmonds( ، افسر سیاسی قزوین با اتومبیل به طرف «منجیل» (2)راه افتادیم بهطوریکه روز نهم در «لوشان» (3)و روز دهم در منجیل بودیم. سرهنگ «فرانسیس»)Col .Francis( فرمانده دسته انگلیسیها همانشب با نگرانی به من اظهار داشت که پل را آب برده و جابجایی نیروها را با مشکل روبرو کرده است.
فردا صبح یازدهم، ما «منجیل» را ترک کرده و به آنطرف رود خانه به سوی «جوبین» (4)رفتیم و در راه دیدیم که قزاقها پستهای خویش را تحویل میگرفتند، اما آنچه موجب شگفتی من شد، این بود که انگلیسیها با کامیون وسایل خویش را حمل میکردند و قزاقها سوار بر قاطر و شتر بارهای خویش را میآوردند. (5)
«امیر مؤید» در منطقه «سوادکوه» از «شیرگاه» (6)تا «گدوک» (7)پستهای نظامی ایجاد کرد که در هرکدام از آنها بیست نفر مأمور مستقر بودند و روزی چهار قران هم دستمزد دریافت میکردند. تعداد مأموران در مناطق مذکور بیش از پانصد نفر بود. (8)
[تصویر] امیر مؤید سوادکوهی
در پی پیشنهاد تلگرافی «مخبر السلطنه» والی (9)آذربایجان برای تأمین مخارج تجهیزات یک اردوی نظامی در آذربایجان، هیئت وزیران تصویب نمودند که مبلغ یکصد هزار تومان در مدت یک ماه به ایالت آذربایجان، پرداخته شود که صرف مخارج
1) روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 1.
2) منجیل در 6 کیلومتری شرق رودبار، سر راه شوسه رشت به قزوین واقع شده است.
3) لوشان در 30 کیلومتری جنوبشرقی رودبار واقع شده است.
4) جوبین یا جوبن در 11 کیلومتری شمال رودبار است.
5) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 5، ص 192، نامه شماره 19.
6) از توابع سوادکوه میباشد و راهآهن از میان آن میگذرد.
7) نام ایستگاهی میان فیروزکوه و دوکل میباشد و حدود بیست کیلومتر تا فیروزکوه فاصله دارد.
8) تلگراف کارگزاری مازندران به وزارت خارجه، 20/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 42، ص 1.
9) والی: حاکم یک ولایت یا ایالت را والی گویند.
[تصویر] نانفروشی در تهران قدیم
لازم شود. (1)
جریده نوروز به دلیل درج مطلبی (2)
شماره اول بدون هیچ مسئلهای منتشر شد. اما مقالهای را که تیگران خان برای شماره دوم نوشت، کار را خراب کرد. عنوان مقاله «غارتگران مفتخر» بود. در آن مقاله به زمامدارانی که با ریختن خون مردم و غارت ایرانیان بر کشور حکومت میکنند سخت حمله شده بود. مقاله «غارتگران مفتخر» انعکاس عجیبی پیدا کرد، بهطوریکه سید ضیاء از خواندن آن به شدت عصبانی شد. او انتظار نداشت دوستش در روزنامهای که امتیاز آن به دستور خودش صادر شده بود به او و دولتش به آن شدت حمله کند. (زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 138).
با عنوان «غارتگران مفتخر» (3)در شماره اخیر خود، امروز از طرف دولت توقیف گردید. (4).«معتمد دیوان» از صاحب منصبان قدیمی وزارت داخله که به حکومت طالقان (5)منصوب شده بود، امروز به طرف محل مأموریت خود حرکت کرد. (6)
«حاج حسین آقای ملک» (7)که روز شنبه گذشته در مشهد دستگیر و توقیف شده بود، امروز آزاد شد ولی سایر دستگیر شدگان همچنان در توقیف بودند. (8)
1) روزنامه ایران، 21/ 1/ 1300، ص 1.
2) این قضیه را «ریحان» برای «دکتر علی بهزادی» صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله «سپید و سیاه» نقل نموده که وقتی: «سید ضیاء الدین» مدیر روزنامه «رعد» بعد از کودتای سوم اسفند 1299 رئیس الوزراء شد، یکی از کار هایش توقیف همه روزنامهها و مجلههای کشور بود. روزنامه «گل زرد» من هم توقیف شد. اما چون با سید ضیاء دوستی داشتم، تقاضای امتیاز روزنامهای به نام «نوروز» کردم. به دستور سید ضیاء بلافاصله امتیاز «نوروز» به نام من صادر شد. من شاعر بودم. «گل زرد» ادبی و فکاهی بود. اما اینبار قصد داشتم «نوروز» را به صورت یک روزنامه سیاسی- انتقادی منتشر کنم، کاری که در آن تجربه نداشتم. با استاد دهخدا صحبت کردم، او وعده همکاری داد، ولی همکاری نکرد. با یک نویسنده ارمنی به نام «تیگران خان» آشنا بودم، مقالهنویس زبردستی بود، ولی در نوشتن به زبان فارسی تجربه نداشت. قرار گذاشتیم او مقاله را به زبان فرانسوی بنویسد و من به فارسی ترجمه کنم. در آن زمان اغلب روزنامهنویسهای تهران، در یکی دو صفحه از روزنامه خود خبرها و مقالاتی را به زبان فرانسوی چاپ میکردند. این کار نفوذ روزنامه را در میان خارجیهای مقیم ایران زیاد میکرد. تیگران خان نویسنده مقالههای فرانسوی اغلب روزنامهها بود.
3) این مقاله توسط تیگران ارمنی یکی از رؤسای اداره بلدیه تهیه شده بود (روزنامه ایران 20/ 4/ 1300، ص 2)؛ البته برخی معتقدند که عبارت «غارتگران» مفتخور» صحیح آن بوده و به اشتباه به آن صورت تایپ شده است. (م).
4) روزنامه ایران، 21/ 1/ 1300، ص 2.
5) طالقان از شمال و شرق محدود به مازندران از جنوب به ساوجبلاغ، از غرب به قزوین محدود است.
6) روزنامه ایران، 19/ 1/ 1300، ص 2.
7) حاج آقا حسین ملک یکی از بزرگان شهر مشهد بود. (م).
8) روزنامه ایران، 31/ 1/ 1300، ص 3.
یکشنبه 21 فروردین 1300/ 10 آوریل 1921/ 1 شعبان 1339
در پی حکم صادره از اداره نظمیه، مبنی بر اینکه، نوشتهها و تابلوی سردر دکاکین نباید به حروف خارجی نوشته شود، کمیساریای برخی مناطق به اداره نظمیه گزارش دادند این حکم به اتباع خارجی و کلیه کسبهای که در تابلوهای مغازه هایشان از حروف خارجی استفاده شده بود، ابلاغ شده است ولی اتباع خارجی(1)اظهار میدارند باید این موضوع از سوی سفارت خانه متبوعهشان به آنان دستور داده شود. (2)
مراسم عقد شاهزاده خانم دختر بزرگ مرحوم شعاع السلطنه که با اجازه احمد شاه با ولیعهد نامزد شده بودند، در پارک «منصوریه» برگزار گردید.
در این مراسم اعضای خانواده سلطنتی، رئیس الوزراء، وزیر دربار و پیشکار مخصوص ولیعهد و چند نفر از اعضای دربار احمد شاه حضور داشتند. (3)
«روتشتین» وزیرمختار روسیه و همراهانش وارد مشهد شدند. «نیکونویچ»)NiKonovitch( ، «بیراکوف»)BiraKoff( ، «بریسکین»)BrisKin( از اعضای هیئت همراه «روتشتین» بودند. لازم به ذکر است که «نادر میرزا» کنسول ایران در عشقآباد نیز از همراهان وزیرمختار روسیه بود که در اینروز به مشهد وارد شدند. (4)
شاهزاده داراب میرزا، با مراجعه به حکومتنظامی تهران و بیان اینکه، او در روزهای دوشنبه و جمعه مهمانی خصوصی داشته و در این مهمانیها، مجلس قمار هم برپا میکند از حکومتنظامی تهران، خواست تا با توصیه به ریاست پلیس اونیفرمه مزاحمتی برای مجالس او ایجاد نشود. (5)
«شجاع الممالک» که مأمور دستگیری «خداوردی» شده و بدین منظور به «درونگر» عزیمت نموده بود، امروز پس از بازگشت از «درونگر» اظهار داشت: خداوردی از قلعه «رحمن قلی» (6)به مرز رفته و دیروز بعد از ظهر، از آنجا با همراهانش به کوههای قوچان فرار کرده است. (7)
امروز پیش از ظهر، زمر شارژدافر سفارت آلمان، در دربار با رئیس الوزراء مدتی مشغول مذاکره بود.(8)
«رئیس التجار» که تا امروز مخفی شده و تسلیم «پسیان» نشده بود، امروز خود را تسلیم کرد. ولی به جای او دو پسر و احمد دانش داماد وی از زندان آزاد شدند.
رئیس التجار در این مدت در خانه افرادی چون «شیخ فاضل مجتهد»، «دکتر حسن خان» و «مقبل السلطنه» مخفی مانده بود. (9)
کلوپ ایران و انگلیس در اصفهان برای برپایی مسابقات اسبدوانی در روزهای نهم و دوازدهم اردیبهشت اعلانی منتشر نمود و از مردم و علاقهمندان خواست، برای شرکت در این مسابقه و یا تماشای آن حداکثر تا پایان فروردینماه تقاضاهای خود را به دفتر کلوپ ارسال نمایند. ریاست این کلوپ به عهده والی اصفهان و جنرال کنسول انگلیس در اصفهان بود. (10)
1) در همین خصوص در تاریخ 24/ 1/ 1300 اداره نظمیه به حکومتنظامی گزارش داد «موسیو بناطی دواساز» و «موسیو وازنه» از اتباع دولت فرانسه، «کمپانی زینکلر» تبعه دولت آمریکا و «کمپانی لینچ» تبعه دولت انگلیس از این امر سرپیچی نمود و اظهار میدارند تا از طرف سفارت خانههای متبوعهشان به آنان دستور داده نشود به این امر مبادرت نخواهند نمود. (اسناد ملی ایران، شم ت 293000533)
2) اسناد ملی ایران، شم ت 293000533؛ اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 5، پ 13، ص 3- 1.
3) روزنامه ایران، 22/ 1/ 1300، ص 1.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 46؛ روزنامه ایران، 22/ 1/ 1300، ص 2.
5) اسناد ملی ایران، شم ت 293001475.
6) رحمن قلی دهی از دهستان رویگر بخش نوخندان شهرستان درهگز میباشد.
7) تلگراف حسن کریمی از درهجز به وزیر خارجه، 21/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 7.
8) روزنامه ایران، 23/ 1/ 1300، ص 1
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 48.
10) اعلان منتشر شده از سوی مدیر کلوپ ایران و انگلیس، 21/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 96.
[تصویر] مردم تهران در حال خرید و فروش در مسجد سپهسالار
دوشنبه 22 فروردین 1300/ 11 آوریل 1921/ 2 شعبان 1339
سید ضیاء الدین طباطبایی با انتشار نشریه قرن بیستم موافقت نموده و به حکومتنظامی تهران اطلاع داد که میرزاده عشقی (1)اجازه دارد یک هفتهنامه اجتماعی، سیاسی، ادبی و اخلاقی به نام قرن بیستم را منتشر کند و لازم است به مأمورین نظامی اطلاع داده شود که از انتشار این هفتهنامه جلوگیری نکنند.(2)
امروز روزنامه ناهید (3)به مدیریت میرزا ابراهیم خان ناهید انتشار خود را در تهران آغاز کرد. (4)
«روتشتین» به همراه نادر میرزا کنسول ایران در عشقآباد به کنسولگری انگلیس در مشهد رفت و با «پرایدوکس» کنسول انگلیس در مشهد ملاقات نمود.
یک ساعت بعد نیز پرایدوکس به همراه سرگرد «والیس» وابسته نظامی و سروان «فالکونر» دستیار کنسول برای بازدید وزیرمختار شوروی رفتند. (5)
امشب به مناسبت فرارسیدن تولد امام حسین (ع) آتشبازی مفصلی در میدان توپ خانه تهران، در مقابل اداره نظمیه به معرض نمایش گذارده شد. (6)
در اثر بارش فراوان باران در ایوانکی که از دو روز پیش شروع شده بود، سیل بزرگی در این منطقه جاری شد. این سیل به خانهها و املاک مردم خسارات زیادی وارد نمود.(7)
1) میرزاده عشقی در تاریخ 11/ 1/ 1300، صدور مجوز این هفتهنامه را درخواست کرده بود (ر ک: به خبر همان روز).
2) اسناد کابینه کودتا، ص 171.
3) تا اول دیماه 1306 ش، در مجموع سیصد و یک شماره از این روزنامه منتشر شد و در طول این مدت چندبار نیز توقیف گردید و سه بار نیز با عنوانهای ستاره صبح، افلاک خلق انتشار یافت. ناهید اولین روزنامه کاریکاتوری است که در میان توده مردم رواج پیدا کرده بود و به دلیل درج مقالات به زبان ساده، مورد استفاده عموم طبقات بود. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 255).
4) گنجینه اسناد، بهار و تابستان، 1371، ص 41؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 255.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 47.
6) روزنامه ایران، 23/ 1/ 1300، ص 1.
7) همان، ص 3.
سهشنبه 23 فروردین 1300/ 12 آوریل 1921/ 3 شعبان 1339
بارش باران که از عصر روز شنبه گذشته شروع شده بود، باعث راه افتادن سیل در قم شد که به بعضی از خانهها و قنوات شهر و روستاهای اطراف، خسارات زیادی وارد کرد.
همچنین سیل باعث طغیان رود خانه قم (1)و آسیب دیدن پلهای رود خانه شور و عسگرآباد و جاده شوسه تهران شده بود. (2)
وزارت امور خارجه سوئیس از دولت ایران برای شرکت و اعزام نماینده در شانزدهمین «کنگره بین المللی ضد الکل» که در تاریخ 22 تا 27 اوت 1921 م، در شهر لوزان و با ریاست افتخاری رئیسجمهور سوئیس برگزار میشد، دعوت نمود. (3)
سفارت انگلیس اسامی پنج نفر صاحب منصب انگلیسی که برای استخدام در دولت ایران آمادگی خود را اعلام کرده بودند، به وزارت امور خارجه ارسال کرد. (4)
فوجهای «یارک و لنکستر»)yorK and Lancaster( ؛ «وست کنت»)West Kent( ؛ «نورتامپستونشایر»)N orthampthonshire( ، همچنین پروکتر از فوج یارک و لنکستر و ماهود از فوج مخصوص ملکه بودند (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 36).
اسامی این صاحب منصبان از سوی جنرال فرمانده نیروهای انگلیسی در شمال ایران به شرح ذیل به سفارت انگلیس اعلام شده بود:1- کاپیتان «جد کینس»L .E .H .JudKins
2- کاپیتان «آلدورث»T .P .AldWorth
3- کاپیتان «نرمن»A .L .Norman
4- لیوتنان «پروکتر»D .H .T .procter
5- لیوتنان «ماوهود»J .C .MaWhood(5)
«اکبر میرزا صارم الدوله» (6)
بعد از فوت مظفر الدین شاه و سلطنت محمد علی شاه اقداماتی برای سرنگون کردن محمد علی شاه و به پادشاهی رساندن جلال الدوله پسر ارشد ظل السلطان آغاز شد. در این فعالیت اکبر میرزا نقش اساسی داشت که موجب خشم محمد علی شاه گردید و او را به اروپا تبعید کرد، ولی اکبر میرزا در اروپا هم ساکت ننشست و علیه محمد علی شاه اقداماتی مینمود. وی در همان دوران وارد دانشگاه آکسفورد شد و به تحصیل اشتغال ورزید و بالاخره دانشنامهاش را در رشته حقوق و اقتصاد گرفت و پس از خلع محمد علی میرزا به ایران بازگشت.
اکبر میرزا صارم الدوله در سال 1330 ق، وارد خدمات دولتی شد و اولین سمتی که احراز کرد معاونت وزارت داخله بود. در همان هنگام نصرت الدوله فیروز هم معاون وزارت عدلیه گردید.
در دیماه 1294 ش، به دنبال نابسامانیها در کشور، از طرف احمد شاه، عبد الحسین میرزا فرمانفرما به رئیس الوزرایی منصوب شد و کابینه خود را تشکیل داد. در این کابینه اکبر میرزا صارم الدوله به وزارت فوائد عامه و تجارت برگزیده شد. در این کابینه دو نخستوزیر سابق هم عضویت داشتند. محمد علی خان علاء السلطنه به وزارت عدلیه و محمد ولی خان سپهسالار به وزارت جنگ انتخاب شده بودند. پس از سقوط کابینه فرمانفرما، احمد شاه، مجددا محمد ولی خان سپهسالار تنکابنی را به ریاست دولت برگزید و کابینه خود را تشکیل داد. در این کابینه اکبر میرزا صارم الدوله وزیر امور خارجه شد.
کابینه سپهسالار در شهریورماه 1295 ش، ساقط شد و پس از او به ترتیب وثوق الدوله، علاء السلطنه، سلطان عبد المجید میرزا عین الدوله، مستوفی الممالک و نجفقلی خان صمصام السلطنه به رئیس الوزرایی منصوب شدند که هرکدام مدت کمی سکان کشتی غرق شده ایران را در دست گرفته بودند. از نخستین روزهای زمامداری وثوق الدوله و نصرت الدوله، مذاکراتی پیرامون یک قرارداد با دولت انگلستان آغاز شده بود که جز وثوق الدوله و نصرت الدوله و سید ضیاء الدین مدیر روزنامه رعد، کسی از آن مطلع نبود. با انتصاب اکبر میرزا صارم الدوله، او نیز به این هیئت افزوده شد و مذاکرات یک قرارداد با دولت انگلیس با مشارکت وثوق الدوله، نصرت الدوله و صارم الدوله با سرپرسی کاکس آغاز گردید. در این مذاکرات محرمانه فقط میرزا علی خان منصور الملک رئیس اداره انگلیس وزارت امور خارجه و سید ضیاء الدین طباطبایی حضور پیدا میکردند. قرارداد تنظیم گردید و در 9 اوت 1919 به امضا رسید و احمد شاه نیز، به فرنگستان عزیمت کرد.
بعد از کودتای 1299 ش، و رئیس الوزرایی سید ضیاء الدین طباطبایی، صارم الدوله قصد خروج از ایران را داشت. به قصرشیرین رفت که از آنجا ایران را ترک کند ولی ناگهان از این اقدام منصرف گردید و به کرمانشاه بازگشت و در مقر خود به رتقوفتق امور پرداخت. وی به دستورات اداره مرکزی توجهی نمیکرد. ولی آنچه مسلم است طرفین از یکدیگر بیم داشتند.
سید ضیاء الدین به ماژور محمود خان پولادین، صاحب منصب ژاندارمری که در آن تاریخ تحت اوامر سید ضیاء الدین بود، دستور داد، به کرمانشاه برود و به رژیمان (هنگ) کرمانشاه هم دستور داد تحت فرماندهی پولادین باشند.
پولادین پس از ورود به کرمانشاه با ژاندارمهای مقیم آنجا، عمارت حکومتی را محاصره نمود. صارم الدوله هم به قوای محلی خود که متجاوز از یکصد و پنجاه نفر مسلح بودند دستور تیراندازی و رفع محاصره را داد. در نتیجه جنگ بین طرفین آغاز شد. عده زیادی از دو طرف کشته شدند ولی سرانجام نیروی ژاندارم پیروز شد و افراد مسلح حکومتی را خلع سلاح نموده و صارم الدوله هم دستگیر و به تهران اعزام شد. پس از ورود به تهران او را به زندان قصر نزد سایر زندانیان بردند و تا پایان حکومت سید ضیاء الدین در زندان بهسر برد. صارم الدوله مدت کوتاهی بعد از کودتا والی فارس شد ولی پس از مدتی از آن سمت استعفا داد و به اصفهان رفت. پس از آنکه نصرت الدوله توقیف شد، هنوز بیش از ده روز از دستگیری و توقیف نصرت الدوله وزیر مالیه نگذشته بود که به دستور رضا شاه، اکبر میرزا مسعود (صارم الدوله) والی فارس دستگیر و تحت الحفظ به تهران اعزام گردید و بلافاصله به زندان افتاد. صارم الدوله چندی در زندان بود تا اینکه، رضا شاه مطالبه پولی را که از انگلیسیها برای انعقاد قرارداد 1919 گرفته بود، کرد.
صارم الدوله لیرههای دریافتی را به خزانه دولت برگردانید و از زندان آزاد و گوشهنشینی اختیار کرد. صارم الدوله با اجازه شاه به اصفهان رفت و به املاک وسیع خود رسیدگی مینمود. هرگز گرد سیاست نگردید و رفتارش طوری بود که کوچکترین مزاحمتی برای او فراهم نشود.
رضا شاه در روز 25 شهریور 1320 از سلطنت استعفا داد و عازم بندرعباس شد. در سر راه چند روزی در اصفهان توقف نمود و همهروزه با صارم الدوله دیدار و گفتگو داشت. صارم الدوله از شهریور 1320 تا زمان مرگ، چون یک سلطان بیتاج و تخت میزیست و گاهی نیز، در تهران ظاهر میشد و به ملاقات محمد رضا پهلوی میرفت. در 1328 ش، به نمایندگی مجلس مؤسسان انتخاب شد و در تهران در مجلس مزبور حضور یافت. اکبر مسعود یکی از ملاکین بزرگ اصفهان بود. از یک سال قبل از اصلاحات ارضی شروع به فروختن آنها کرد، بهطوریکه، هنگام اجرای اصلاحات ارضی، تمام املاک به فروش رفته بودند.
صارم الدوله، داماد میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم بود. بطوریکه صارم الدوله دو دختر و یک پسر داشت. حسن اکبر و خسرو هدایت دامادهای او بودند.
پسرش اصغر میرزا، مدتی آجودان محمد رضا پهلوی بود. صارم الدوله سرانجام در 1353 ش، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت پولاد دفن شد. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 162- 169).
والی کرمانشاه دستگیر شد. در حین دستگیری، زدوخوردی بین سواران کلهر (7)و نیروهای ژاندارم که در دستگیری والی با ژاندارمها متحد شده بودند در عمارت حکومتی روی داد ولی مشخص نشد علت شلیک کردن ژاندارمها به «کلهرها» چه بوده است. در جریان تیراندازی ژاندارمها هشت نفر از کلهرها، کشته و پانزده نفر مجروح شدند. «صارم الدوله» هم توقیف و به مرکز اعزام گردید. (8)[تصویر] اکبر میرزا مسعود (صارم الدوله)
امروز به مناسبت ولادت حضرت سید الشهدا (ع) کلیه وزارت خانهها و دوایر دولتی تعطیل بود.(9)
دولت انگلیس نیروهای خود در شمال ایران را به منظور خروج از ایران فراخواند. (10)
1) روزنامه ایران، 23/ 1/ 1300، ص 2 و 3.
2) روزنامه ایران، 25/ 1/ 1300، ص 2.
3) مراسله وزارت خارجه سوئیس به ذکاء الدوله وزیرمختار ایران در سوئیس، 23/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 59، پ 22، ص 3.
4) صاحب منصبان نامبرده شده به ترتیب از:
5) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 23/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 36.
6) اکبر میرزا مسعود، ملقب به صارم الدوله، در 1265 ش، در اصفهان متولد شد. پدرش مسعود میرزا ظل السلطان، فرزند ارشد ناصر الدین شاه بود و به علت اینکه، مادرش از خاندان قاجاریه نبود به سلطنت نرسید. وی دوازده فرزند پسر داشت که اکبر میرزا ششمین پسر او بود و فوق العاده، موردتوجه پدر قرار داشت.
7) ایل کلهر از ایلهای بزرگ غرب کشور است، قسمت اعظم این ایل در کرمانشاهان ساکن هستند و فقط بخش کوچکی به منطقه مهران و دهلران در ایلام کوچ کردهاند. مردم ایل کلهر به کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند و براساس گزارش سازمان امور عشایر در سال 1362 ش، ایل کلهر دارای 31 تیره است. (چادرنشینان و طایفههای عشایری ایران، ج 1، ص 289؛ ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، ص 107- 108).
8) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 201 و 203؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 99.
9) همان.
10) سیاست انگلیس و پادشاهی رضا خان، ص 94.
چهارشنبه 24 فروردین 1300/ 13 آوریل 1921/ 4 شعبان 1339
«مشاور الممالک» سفیر ایران در مسکو در پاسخ پرسش رئیس الوزراء به وی گزارش داد که مقامات شوروی «نظر مثبتی» نسبت به دولت او ندارند. (1)
کلنل «محمد تقی خان» حاکم نظامی خراسان برای تعقیب و دستگیری «خداوردی» و همراهان وی عدهای نیرو با مهمات کافی به قلعه کیان محل استقرار خداوردی اعزام کرد. قوای اعزامی در قلعه کیان با خداوردی و همراهانش درگیر شدند و ن هایتا این قلعه به تصرف قوای اعزامی درآمد. نیروهای خداوردی شکست خوردند ولی خودش موفق به فرار از مهلکه شد. (2)
روزنامه تایمز امروز نوشت تخلیه شمال ایران از نیروهای انگلیسی به سرعت پیش میرود و تا نیمه ماه می پایان خواهد یافت. (3)
به دنبال اعتراض سفارت فرانسه به اقدام مأمورین نظمیه و حکومتنظامی، برای محو نمودن خطوط فرانسوی (4)در تابلوهای سردر مغازههای اتباع فرانسه و همچنین شکایتهای مشابه از دیگر سفارت خانههای کشورهای خارجی در ایران، وزارت امور خارجه امروز در نامهای به حکومتنظامی تأکید کرد، لازم است هرچه سریعتر حکومتنظامی مأمورین مزبور را از این اقدام بازداشته و به آنان دستور دهد در این زمینه، به هیچوجه متعرض تجار و صاحب ان مغازهها که از اتباع خارجی هستند، نشوند. (5)
امروز بعد از ظهر کالدول وزیرمختار آمریکا در دربار با سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء ملاقات و مذاکره نمود. (6)
1) Norman to Curzon, 23 May 1921, Fo 371/ 6405/ 8862
2) روزنامه ایران، 25/ 1/ 1300، ص 2.
3) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 24/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 4.
4) حکومتنظامی تهران پس از دریافت این گزارش از وزارت امور خارجه، از اداره نظمیه خواست راجع به محو نمودن خطوط خارجی از تابلوهای مغازه هایی که متعلق به اتباع خارجی است، به مأمورین نظمیه دستور دهند از این کار خودداری نمایند تا حکم ثانویهای در این زمینه صادر شود. (اسناد ملی ایران، شم ت 293000533).
5) مراسله وزارت خارجه به حکومتنظامی تهران، 24/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000533.
6) روزنامه ایران، 25/ 1/ 1300، ص 1.
پنجشنبه 25 فروردین 1300/ 14 آوریل 1921/ 5 شعبان 1339
امروز هیئت وزیران تصویب نمودند: دولت مبلغ شصت هزار تومان از بانک شاهنشاهی به ضمانت خود، به مدت 19 الی 21 ماه برای مهاجرین گیلان قرض نماید و بانک در مدت چهار ماه، در اقساط مساوی پرداخت نماید. دولت قصد داشت املاک مهاجرین را رهن بگیرد که اگر پس از انقضای این مدت بدهی خود را نپردازند، املاکشان را تصرف نماید. (1)
هیئت دولت مقرر نمود از اول اردیبهشتماه مثقالی ده شاهی بر باندرل (2)تریاک (3)افزوده شود، همچنین مالیات د خانیات نیز از اول اردیبهشت ده درصد افزایش یابد بطوریکه از تاریخ مزبور به انضمام مالیات سابق، از توتون چپق و تنباکو چهل درصد و از توتون سیگار سی درصد مالیات اخذ شود. (4)
کاپیتان «ارتن» نایبرئیس بانک شاهنشاهی اصفهان که به سمت ریاست بانک شاهنشاهی کرمان تعیین شده بود امروز به طرف محل مأموریت خود حرکت کرد. (5)
وزیران کابینه با پرداخت ماهانه مبلغ ششصد تومان به عنوان مواجب به کلنل «اسمایس» و کلنل «هادلستن» و کلنل «فریزر» سه تن از صاحب منصبان انگلیسی موافقت نمودند. علاوه بر این مقرر شد به هریک از این صاحب منصبان علیق دواب (6)و پنجاه تومان کرایه منزل و سوخت و روشنایی پرداخت شود.
همچنین موافقت شد به سایر صاحب منصبان انگلیسی نیز که قرار بود برای استخدام در دولت ایران پذیرفته شوند، بیست و پنج درصد حقوق بیشتر از آنچه که در انگلستان دریافت میکردند، پرداخت شود.
مارتین کئورکویچ لیانازوف از اتباع روسیه مقیم تهران که نزدیک به پنجاه سال در ایران اقامت داشته و صاحب تجارت خانه بزرگی بود، با ارسال نامهای به وزارت خارجه از دولت ایران تقاضای تابعیت(7)
وزارت فلاحت و تجارت نیز با ارسال نامهای به وزارت خارجه با ذکر دلایل و محاسن متعددی پذیرفتن تقاضای لیانازوف را توصیه نمود. (جهت اطلاع بیشتر ر. ک: اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 51، پ 38، ص 10 و 11).
نمود. (8)1) اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4886- ن.
2) باندرل: واژهای فرانسوی به کاغذ نازک و باریک و دراز و منقوش به نقش خاص و به خطوط و عبارات مخصوص که به دهانه شیشهها و یا قوطیهای محتوی کالای خاص یا مایعات مخصوص نظیر مشروبات الکلی چسبانند؛ نوارچسب، نشانه خاصی از جنس کاغذ یا نقش خاصی که از طرف مؤسسات دولتی بر شیشه یا بستههای کالای انحصاری زده شود.
3) تریاک از نخستین دارو هایی است که بشر شناخته است. ظاهرا ایرانیان از دوران باستان تریاک را میشناختند و از پادزهر بودن آن آگاه بودند. بنابر منابع، نخستین بار در دوره سلطنت سلطان مسعود غزنوی تریاک در ایران به عنوان ماده مخدر به کار رفت. شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که تریاک در دوره صفویه عمومیت بیشتری یافت. کشت وسیع و برنامهریزیشده خشخاش در زمان صدارت امیرکبیر در 1267، در اطراف تهران آغاز شد و محصول آن به سوریه و عثمانی و هند صادر میگردید. پس از پیروزی انقلاب مشروطه، سران مشروطه به مبارزه با تریاک پرداختند، هرچند تداوم نداشت. (دانشنامه جهان اسلام، ج 7، ص 267- 271).
4) همان.
5) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 25/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 101.
6) دواب: اسب.
7) لیانازوف اولینبار این تقاضا را در 15 فوریه 1921 به وزارت خارجه ارائه کرده ولی با وجود پذیرش در خواستش پاسخ قطعی به وی داده نشده بود.
8) عریضه مارتین لیانازوف به وزیر امور خارجه، 5/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 51، پ 38، ص 4.
جمعه 26 فروردین 1300/ 15 آوریل 1921/ 6 شعبان 1339
قشون روسیه از منطقه «بیلهسوار»(1)و «موران» (2)به خاک ایران تجاوز نمودند. ید اللّه خان سیف السلطان رئیس طایفه «آلارلو» (3)به کمک «آقا لار بیگ» رئیس طایفه «موران» با تقریبا هزار نفر نیروی مسلح که در اختیار داشتند به جنگ با روسها پرداختند. (4)
پیرو اقدامات کلنل «محمد تقی خان» حاکم نظامی خراسان برای دستگیری و قلع و قمع «خداوردی» و در نتیجه مصادمه اخیری که به وقوع پیوست، «خداوردی» و همراهان او به کلی مضمحل و رشته آنها از هم گسیخته شد، (5)امروز یک نفر از طرف خداوردی به بجنورد آمده و از حکومت آنجا برای وی تأمین خواست.
حکومت بجنورد نیز، برای رفع غائله و مزاحمت وی از طرف دولت به او تأمین داد و هنگام غروب «خداوردی» با دو برادر و بیست و یک نفر از همراهانش به بجنورد (6)وارد شده و خود را به حکومت آنجا تسلیم کردند. (7)
ماژور «محمود خان نوذری» که به همراه دویست نفر ژاندارم جهت تحویل گرفتن «خداوردی» ظهر امروز به بجنورد وارد شده بودند، (8)او را به همراه بیست و چهار نفر از نیرو هایش از «سردار معزز» تحویل گرفتند. (9)
1) بیلهسوار در شمالشرقی استان اردبیل در مشرق دشت مغان، کنار مرز ایران و جمهوری آذربایجان، قرار دارد و مشتمل است بر بخشهای مرکزی، قشلاق دشت، چهاردهستان و دو شهر جعفرآباد. بیلهسوار از شمال به شهرستان پارسآباد، از مشرق به مرز ایران و جمهوری آذربایجان، از جنوب به شهرستان گرمی و از مغرب به شهرستانهای پارسآباد و گرمی محدود است. اراضی آن با چند چشمه و رود آبیاری میشود. مهمترین رود آن رود خانه موسمی بالهارود (یا بلغارچای) به طول 168 کیلومتر است که از کوههای اوجارود در شهرستان گرمی سرچشمه میگیرد و پس از مشروب کردن زمینهای بیلهسوار در جمهوری آذربایجان به دریاچه محمود چاله میریزد. این رود در مسیر خود قسمتی از مرز ایران و جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهد. برخی از تیرههای ایل سون (شاهسون) در شهرستان بیلهسوار قشلاق میکنند. این شهرستان، با راه شوسه با اردبیل و گرمی ارتباط دارد. در 1316 ش، بر طبق قانون تقسیمات کشور، بیلهسوار مرکز (بخش) اوجارود- مغان در شهرستان اردبیل شد. در 1329 ش، دهستان مغان (مرکز آن بیلهسوار) مشتمل بر 57 ده جزو شهرستان مشکین شهر (خیاو) به شمار میآمد. در 1330 ش، دهستان بیلهسوار جزو بخش گرمی از شهرستان اردبیل بود. در تقسیمات کشوری، در 1355 ش، شهر بیلهسوار مرکز بخش حومه و مرکز شهرستان مغان بود. در تیرماه 1370 بیلهسوار تبدیل به شهرستان شد و مرکز آن شهر بیلهسوار تعیین گردید. (جغرافیای مفصل ایران، ج 1، ص 67؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، ج 4، ص 12- 13).
2) منطقهای مرزی در شمالغربی ایران که نزدیک بیلهسوار قرار دارد.
3) آلارلو: طایفهای در شمالغربی ایران میباشند.
4) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 26/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 40، پ 8، ص 3.
5) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 2.
6) قبل از اینکه، خداوردی خود را به حکومت بجنورد تسلیم نماید شجاع الممالک نیز، با عدهای از سوی حکومت درهجز برای تأمین دادن به خداوردی روز بیستم فروردین عازم درونگر شده بودند. (روزنامه ایران، 21/ 1/ 1300، ص 2).
7) روزنامه ایران، 29/ 1/ 1300، ص 2.
8) تلگراف کارگزاری بجنورد به مشهد، 26/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 3.
9) تلگراف معتصم السلطنه کارگزار خراسان به وزارت خارجه، 27/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 1.
شنبه 27 فروردین 1300/ 16 آوریل 1921/ 7 شعبان 1339
سید ضیاء الدین طباطبایی با انتشار بیانیهای، خروج نیروهای انگلیسی را از ایران، بهطور رسمی اعلام کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «قشون انگلیسی که وضعیات جنگ بین المللی آنها را به ایالات و شمال مملکت ما آورده بود اینک ایران را تخلیه کرده به مملکت خویش رهسپار میگردند. در خدمات این قشون مجال انکار نیست. اما بزرگتر از تمام خدمات درس عبرتی است که، ورود و حضور قشون مزبور به ما داده و آن درس عبارت از این است که، ما باید از جوانان خویش برای حفظ وطن سربازانی داشته باشیم تا دیگران از ضعف ما استفاده نکرده و خاک مقدس ایران را معرض تجاوز خود قرار ندهند ...». سید ضیاء در بخش دیگر بیانیه، از اینکه، واقعه مزبور در دوره زمامداری او رخ داده، سرافرازی و سرور خود را ابراز نمود. (1)
وزارت عدلیه پس از تشکیل دوایر موقتی برای رسیدگی به کارهای معوقه در تهران، با تشکیل این قبیل دوایر موقتی در بعضی ایالات و ولایات نیز موافقت نمود تا تشکیلات ثابت این وزارت خانه ایجاد گردد. (2)
به مناسبت مراسم مذهبی ارامنه که همهساله در سوگواری و تعزیت قتل حضرت مسیح برگزار میشد متولیان نماز خانههای ارامنه تهران، از حکومتنظامی تهران خواستند، از آنجا که ارامنه بایستی در شب جمعه 9/ 2/ 1300 سه ساعت از شب گذشته تا نزدیک صبح به «نماز خانه» رفته و رسوم مذهبی خود را به جا آورند، مأمورین حکومتنظامی در آن شب از آمدورفت ارامنه ممانعت نکنند تا ارامنه بتوانند آزادانه در آن شب به «نماز خانههای» دروازه قزوین و دروازه شاه عبد العظیم رفته، رسوم مذهبی خود را به جا آورند. متولیان نماز خانههای ارامنه تهران همچنین از حکومتنظامی تهران خواستند به آنان اجازه داده شود در این خصوص اعلانی را به زبان ارمنی منتشر نمایند. (3)
کلنل «تریور» جنرال کنسول انگلیس در بوشهر که به قاهره سفر کرده بود پس از بازگشت از قاهره (4)و چند روز توقف با یک کشتی انگلیسی به خوزستان (عربستان) عزیمت کرد. بنا به اظهارات شفاهی تریور، او قصد داشت برخی از کنسولگریهای عربستان را منحل نماید. (5)
رئیس بلدیه مشهد با انتشار اعلامیهای به مردم اطلاع داد: بنا به مصالح عمومی و دستور کلنل پسیان والی نظامی خراسان و سیستان، از قیمت گوشت دوازده شاهی کاسته میشود و از بیست و هشتم فروردین قیمت یک من گوشت، هشت قران خواهد بود. (6)
امروز مدیر روزنامه نوروز که پس از دستگیری به وسیله مأمورین حکومتنظامی به زندان اداره نظمیه فرستاده شده بود، به دستور رئیس الوزراء به دار المجانین (7)
وی این قضیه را برای دکتر علی بهزادی صاحب امتیاز و مدیرمسئول مجله «سپید و سیاه» چنین نقل کرده است:
«پس از آنکه مرا به نظمیه بردند در آنجا بدون هیچ سؤال و جوابی مرا به محبس شماره 2 یعنی زندان سیاسی انفرادی انداختند. من پنج روز در این زندان ماندم، پنج روز فراموشنشدنی. روز ششم دو نفر نظامی مرا از نظمیه تحویل گرفتند و به حکومتنظامی بردند. حاکم نظامی تهران در آن زمان کلنل کاظم خان سیاح بود. کلنل کاظم خان که مردی تحصیلکرده و باادب بود تا مرا دید با عتاب گفت:
این چه کاری بود کردی؟
گفتم: من کاری نکردم!
گفت: میدانم تو نکردی، ولی بگو چه کسی این مقاله را نوشته؟ او الان دارد برای خودش آزاد میگردد، ولی شما گرفتار هستید.
گفتم: چون به نویسنده قول دادهام نامش را فاش نکنم، به شما هم نمیگویم. شما به خاطر یک مقاله پنج روز مرا به زندان انفرادی انداختید.
دیگر چه کاری میتوانید با من بکنید؟
کلنل کاظم خان با تمسخر گفت:
من هم میروم شاید راه نجاتی پیدا کنم!
راه نجات؟ معلوم میشد هنوز هم با من کار دارند!
او رفت و دو مأمور مرا گرفتند، سوار یک درشکه کردند و به کمیسری (کلانتری) شهرنو بردند و در آنجا مرا با یک یادداشت تحویل رئیس کمیسری دادند و رئیس کمیسری یادداشت را خواند نگاهی به سر تا پای من انداخت و گفت:
جواب دادم: چه دیوانگی بالاتر از اینکه، در این کشور بیحسابوکتاب روزنامهنویسی میکنم! و یک لحظه به سرم زد، ادای دیوانهها را درآورم، اتاق را به هم بریزم و دادوفریاد راه بیندازم، ولی ترسیدم کارم خرابتر شود. پس آرام ماندم و منتظر سرنوشت شدم. رئیس کمیسری دو نفر آژان را صدا کرد، گفت:
قلبم فروریخت تا این لحظه باورم نمیشد، موضوع آنقدر جدی باشد که مرا به دار المجانین بفرستند. بیاختیار فریاد کشیدم: چه گفتید؟ دار المجانین؟
میخواهید مرا به دار المجانین ببرید؟ من به آنجا نمیروم. مرا به همان محبس نمره 2 برگردانید.
رییس کمیسری پوزخندی زد و گفت:
از آنجا باز مرا سوار درشکه کردند و به دار المجانین بردند. دار المجانین هم در محله شهرنو بود و یک صاحب منصب قشون (افسر ارتش) ریاست آنجا را بر عهده داشت. مشاهده محیط ترسناک دار المجانین باعث شد که یکباره قدرت ارادهام را از دست بدهم. ناچار شروع به خواهش و تمنا کردم.
اتهام من سیاسی است. من باسواد هستم، من شاعر هستم، من روزنامهنویس هستم. مرا اشتباهی به اینجا آوردهاند. رییس الوزراء از دوستان نزدیک من است. کلنل کاظم خان دنبال کار من است. من به زودی آزاد میشوم. اما حالا که قرار است مدتی در خدمت شما باشم، خواهش میکنم یک اطاق تمیز با وسایل راحت برای زندگی در اختیار من بگذارید.
افسر خندهای کرد و گفت:
آنشب اولین و آخرین شب زندگی من بود که تا صبح لحظهای خواب به چشمم نرفت. صدای دادوفریاد دیوانهها آسایش را به کلی از من سلب میکرد. بدتر از همه این بود که کمکم امر بر خود من هم مشتبه شد که نکند واقعا دیوانه شدهام و خودم نمیدانم! چون هیچ دیوانهای نمیداند که دیوانه است، پس من هم که فکر میکنم عاقلم، حتما دیوانه هستم. این فکر آنقدر در من تقویت شد که پس از مدتی اطمینان یافتم که دیوانه شدهام.
تنها امیدی که داشتم این بود که بدانم آیا امکان دارد روزی دوباره عاقل شوم یا نه؟ به هرزحمتی بود یکی از پلیسها را راضی به صحبت با خود کردم.
از او پرسیدم:
گفتم: نشانه عاقل شدن چیست:
جواب داد: دیوانهها هرگز گریه نمیکنند. هروقت کسی گریه کرد، دلیل آن است که عاقل شده! او رفت و من تصمیم گرفتم خودم را امتحان کنم. آنقدر زور زدم و بر بدبختی خود اندیشیدم که سرانجام چند قطره اشک از چشمانم سرازیر شد. این اشکها چنان نشاطی در من به وجود آورد که به صدای بلند شروع کردم به خندیدن. من دیوانه نبودم! آن شب بر من چگونه گذشت؟
بهتر است حرفش را نزنم. اما خوشبختانه صبح روز بعد، اقدامات کلنل کاظم خان سیاح به نتیجه رسید و دستور آزادی من صادر شد. اما تمام سعی من برای آنکه، جریان دار المجانین رفتنم، مخفی بماند، بیفایده بود. روز بعد همه مردم تهران فهمیدند که مرا به دار المجانین برده بودند. خبر را روزنامه «وطن» ابو طالب خان شیروانی چاپ کرده بود. ولی موضوع عجیب آن بود که حتی عدهای از دوستان من، بعد از مطلع شدن از ماجرا، رفتارشان نسبت به من تغییر کرده بود، آنها باور کرده بودند مرا به خاطر جنون به تیمارستان بردند نه به علل سیاسی، بطوریکه، مدتی ناچار شدم در انظار ظاهر نشوم! (شبه خاطرات، ج 1، ص 282- 286).
فرستاده شد. (8)در پی مصوبه دولت، مبنی بر ممنوعیت تجارت و خرید و فروش و استعمال انواع مشروبات الکلی، کابینه ریاست وزرا، وزارت امور خارجه را موظف نمود برای جلوگیری از بروز
1) روزنامه ایران، 29/ 1/ 1300، ص 1.
2) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 1.
3) نامهای از طرف متولیان نماز خانههای ارامنه تهران به حکومتنظامی تهران، 27/ 1/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005966.
4) تریور در تاریخ هشتم فروردینماه وارد بوشهر شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 14).
5) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 27/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 16.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 50.
7) بعد از آنکه، یحیی سمیعیان (ریحان) روزنامهاش توقیف شد، یک روز دو مأمور تأمینات (آگاهی) به دفتر روزنامه آمدند و او را با خود به نظمیه بردند.
8) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 1.
[تصویر] دروازه قزوین تهران
هرگونه مشکلی در رابطه با اتباع خارجی، با سفارت خانههای کشورهای خارجی در اینباره مذاکره نموده و به آنها اعلام نماید از اول اردیبهشتماه حتی اگر اتباع خارجی از این قانون تخلف ورزند، پلیس و حکومتنظامی آنان را تحت تعقیب قرار خواهد داد. (1)
به دلیل کمبود گندم در ملایر و در مضیقه قرار گرفتن مردم حکومت ملایر از وزارت داخله تقاضا کرد: برای رفع این عسرت از مردم، به اداره مالیه ملایر دستور صادر شود که روزانه پنج خروار گندم برای گذران معیشت اهالی به حکومت ملایر تحویل بدهد. (2)
یکشنبه 28 فروردین 1300/ 17 آوریل 1921/ 8 شعبان 1339
کمیسیون اعانه مهاجرین گیلان مرتبا در اداره حکومتی تهران جلسات خود را تشکیل میداد و مشغول پرداخت وجه به مهاجرین گیلان بود. در دو روز گذشته نیز، مبلغ دو هزار و یکصد تومان بین مهاجرین تقسیم شد. بیش از یکصد و پنجاه نفر از مهاجرین داوطلب بودند تا به وطن خود بازگردند.
ازاینرو، مقداری وجه نقد در تهران در اختیار آنان گذاشته شد و مقداری برای پرداخت در قزوین به آنجا حواله گردید. (1)
جنگ میان قشون روس و طوایف «آلارلو» و «موران» در منطقه بیلهسوار و موران با عقبنشینی روسها از مناطق مرزی مغان و خروج آنان از خاک ایران متوقف شد. (2)
یک گروه هفتصد نفری از ژاندارمها برای استقرار در پستهای نظامی خطوط «فرونت» (3)رشت از باغ شاه به طرف قزوین حرکت کردند. (4)
اعلانی از سوی حکومت در مشهد منتشر شد که در آن نسبت به دخالت و شفاعت برخی از متنفذین برای آزادی زندانیان، اخطار داده شده بود. متن اعلان بدین شرح است:
«چون والی نظامی پس از تغییر حکومت با جدیت تمام سرگرم بازسازی تشکیلات تحت کنترل خویش است، از این روی اجبارا از رسیدگی به مکاتبات مربوط به درخواست استخلاص افراد زندانی معذور است و بدینوسیله به صاحب ان نامهها اعلام میشود که منتظر پاسخ نباشند. به شفاعتکنندگان نیز اخطار میشود که دخالتشان در اینگونه امور، باعث سوءظن حکومت نسبت به آنها میشود. حکومت فعلی به شدت با فساد مخالف است و راشی و مرتشی را به سختی مجازات میکند. دو نفری که اخیرا میخواستند به حکومت رشوه بدهند باید از خودشان خجالت بکشند و این را یک اخطار تلقی نمایند.» (5)
اعلامیه دولت دایر بر تخلیه قزوین از قوای انگلیس منتشر گردید و جای نیروهای انگلیسی را ژاندارم و قزاق گرفته و منجیل را سنگر بستند. (6)
روزنامه ایران امروز گزارش داد: بلدیه تهران از چهار خیابان یوسفآباد (7)، مریض خانه، باغ شاه (8)و خیابان متصل به خانه سلطان علی خان، شروع به تسطیح و احداث خیابان و کوچههای جدید کرده و ساباطهای (9)موجود در مسیر عبور و مرور را خراب میکند. (10)
کارگزاری درهجز، به وزارت امور خارجه گزارش داد:
مأمورین حکومتی درهجز در مرز، به دستور ایالت نظامی خراسان به افراد اجازه ورود به خاک ایران را نمیدهند. (11)
عزیز اللّه نعیم مدیر روزنامه هگئولا که قبلا نیز، از رئیس الوزراء برای چاپ و انتشار مجدد نشریهاش اجازه خواسته ولی پاسخی دریافت نکرده بود، امروز مجددا در نامهای به رئیس الوزراء اظهار داشت: تعطیلی این جریده منجر به وارد آمدن خسارت به کارکنان آن شده است. او با اشاره به اینکه، هگئولا جریدهای ملی، اجتماعی، ادبی، اخلاقی و تاریخی است و بیشتر درباره اوضاع و احوال کلیمیان بحث
1) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 2.
2) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 28/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 40، پ 8، ص 2.
3) فرونت: جبهه.
4) روزنامه ایران، 29/ 1/ 1300، ص 2.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 56- 57.
6) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 203.
7) قناتی در تهران به نام یوسفآباد وجود داشت و این منطقه نیز در شمال تهران به این نام مشهور شده بود. سابقا یوسفآباد از باغهای مشهور خارج شهر تهران به شمار میرفت و متعلق به میرزا یوسف مستوفی الممالک بود. از سال 1327 ش، دولت اراضی یوسفآباد را به کارکنان خود واگذار کرد و اکنون یکی از محلات آباد تهران محسوب میشود
8) باغ شاه از باغهای معروف تهران که در گذشته در غرب و خارج از شهر تهران واقع بود و اکنون در داخل شهر قرار گرفته و محل پادگانی نظامی است. در زمان قاجاریه این باغ گاهی مسکن پادشاهان بوده است. در سال 1285 ش، مظفر الدین شاه در باغ شاه مینشست.
9) ساباط: پوشش رهگذر، پوشش دالان و دهلیز. ساباط پوشش مابین طاقی که در معابر بین کوچهها از طرف نیکوکاران ساخته میشد.
10) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 1.
11) تلگراف کارگزاری درهجز به وزارت خارجه، 30/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 51.
کرده و اخبار ملی آنان را منتشر مینماید، درخواست خود مبنی بر انتشار این جریده را تکرار نمود. (1)
روزنامه ایران به نقل از حکومت ملایر از دستگیری و توقیف یکی از اشرار نامی صفحه ملایر به نام «حسن دهشتانی» خبر داد. (2)
پیرو مذاکره نظم الملک رئیس محاکمات وزارت خارجه با سید ضیاء الدین طباطبایی در بیست و پنجم فروردینماه و توصیه شفاهی وی در خصوص حفظ و مراقبت از علاقهجات سردار معظم در خراسان که به شهر قم تبعید شده بود، امروز سید ضیاء الدین طباطبایی به کلنل محمد تقی خان پسیان فرمانده ژاندارمری خراسان دستور داد نسبت به حفظ و نگاهداری از علاقهجات سردار معظم در آن منطقه مراقبت لازم صورت گیرد تا کسی به آنها تخطی و تجاوز ننماید. (3)
[تصویر] سردار معظم خراسانی (تیمورتاش)
«مشرف الدوله» که مدتی ریاست رسومات اداره ثلاث را به عهده داشت به ریاست اداره کابینه بلدیه منصوب گردید. (4)
مدیر روزنامه نوروز که به دار المجانین جلب شده بود، امروز آزاد گردید. (5)
نمایندگان تجارتی دولت آذربایجان قفقاز به استرآباد وارد شده و مذاکرات خود را با حکومت استرآباد آغاز نمودند. (6)
دوشنبه 29 فروردین 1300/ 18 آوریل 1921/ 9 شعبان 1339
مأمورین گمرک «شاهکدار (1)» از بازرسی یک دستگاه اتومبیل نظامی انگلیسی که سرنشین آن ایرانی و از کرمانشاه عازم قورهتو بود، سه کیسه محتوی سه هزار تومان پول نقره کشف کردند که جواز گمرکی از کرمانشاه برای آن صادر نشده بود.
وجوه مزبور، از طرف گمرک «شاهکدار» ضبط شد ولی یکی از صاحب منصبان انگلیسی که با دادوفریاد سرنشین اتومبیل از ماجرا مطلع شد، به همراه دو نفر سرباز مسلح بیاعتنا به مأمورین گمرک (2)، به سراغ کیسههای پول رفته و آنها را برداشتند. (3)
یک نفر جاسوس اکراد بعد از بازجویی و اثبات تقصیر، به حکم فرمانده قزاق هایی که به طسوج مأموریت یافته بودند در شرف خانه اعدام شد و ده نفر دیگر نیز که به این اتهام زندانی شده بودند، با قید قسم آزاد شدند. (4)
مسعود کیهان وزیر جنگ، طی یک اعلان عمومی از کلیه افرادی که قبلا در دوایر قشونی خدمت کرده بودند، برای اعزام به قزوین درخواست همکاری کرد. متن اعلان کیهان به شرح ذیل میباشد:
«برای اردوی دولتی که در فرونت گیلان مشغول عملیات هستند و همچنین برای قسمت مؤخره اردوی مزبور، یک عده صاحب منصب رشید فداکار و آشنا به معلومات صفوف مختلفه جنگی (سوار، پیاده، توپ خانه و مترالیوز) لازم میباشد. بنابراین وزارت جنگ به عموم صاحب منصبانی که در دستجات و دوایر قشونی مشغول به خدمت بودهاند (به استثنای دیویزیونهای قزاق و ژاندارم) اعلان مینماید در صورتیکه واقعا میخواهند برای مملکت فداکاری نموده و انصافا خود را لایق کار و خدمت میدانند و نیز برای اینکه از بیکاری شکایت ننموده و آنچه در موقع آسایش دعوی میکنند، در میدان جنگ عین آن را عملا ثابت کنند، میتوانند به فوریت در مدرسه نظام حاضر شده و خودشان را به کمیسیونی که برای همین کار تشکیل شده است، معرفی نمایند، تا وسایل حرکتشان تهیه شده و سریعا به قزوین اعزام شوند. (5)»
به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی و موافقت وزیر مالیه، «سلطان محمد خان عامری»، به سمت معاونت کل وزارت مالیه منصوب شد. (6)
سید ضیاء تصویبنامهای مبنی بر منع استعمال تریاک، در مستخدمین کشوری و لشکری، به تمام وزارت خانهها، ادارهها و دوایر مرکزی ایالات و ولایات صادر کرد. بر طبق این مصوبه (7)از این تاریخ، استعمال تریاک برای کلیه کارکنان دولت ممنوع اعلام شد و هشدار داده شد: چنانچه هرکسی از این بعد مرتکب این عمل گردد، از خدمت اخراج خواهد شد. (8)
به دنبال تصمیم دولت ایران برای استخدام چند کارشناس مالی و اداری از آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، «کرزن» وزیر خارجه انگلیس به «نرمن» وزیرمختار کشورش در تهران هشدار داد: این کارها عواقب وخیمی برای منافع بریتانیا دارد و ایجاد بانکی جدید در ایران به بانک شاهنشاهی لطمه میزند و استخدام اتباع آمریکایی در وزارت پست و تلگراف برای مصالح انگلستان که مالک خط تلگراف هند و اروپاست، بیمخاطره نیست. کرزن در پایان میگوید: «مقاصد
1) شاهکدار منطقهای یکی از دفاتر گمرک ایران در مرزها که زیر نظارت دفتر گمرک قصرشیرین قرار داشته و سر راه کرمانشاه به مرز واقع بود. (م)
2) رئیس گمرک قصر پس از اطلاع از ماجرا به شاهکدار رفته و از صاحب منصب انگلیسی، علت این اقدام را سؤال نمود ولی او پاسخ داد که در این موضوع بر طبق دستورات فرمانده اردو عمل نموده و وجوه مزبور نیز جهت پرداخت مخارج حملونقل نظامی بوده است. در صورتیکه صاحب پول میرزا یوسف نام ساکن قرهقو نماینده کمپانی «گودین» بود. رئیس گمرک قصر پس از شنیدن اظهارات صاحب منصب انگلیسی، راجع به حقوق و وظایف گمرک به او توضیح داد ولی او با خشونت اظهارات رئیس گمرک را رد نمود و گفت اداره گمرک به هیچوجه حق توقیف اتومبیلهای نظامی را ندارد. صاحب منصب انگلیسی همچنین تهدید کرد چنانچه بار دیگر مأمورین گمرک برای اتومبیلهای نظامی مزاحمت ایجاد نمایند آنها را حبس خواهند نمود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 21، ص 11 و 12 و 13).
3) گزارش رئیس گمرک کرمانشاهان به وزارت مالیه، 25/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 21، ص 11 و 12.
4) روزنامه ایران، 2/ 2/ 1300، ص 1.
5) همان.
6) همان.
7) «متن کامل مصوبه به شرح ذیل است: «نظر به اینکه از قرار معلوم در طبقات مستخدمین کشوری و لشکری عده زیادی معتادین به استعمال تریاک میباشند که وجود آنها علاوه بر اینکه به درد خدمت دولتی نمیخورد تأثیرات سوء و تصرفات مضری در احوال و اخلاق روحیه سایرین خواهد کرد و نظر به اینکه استعمال تریاک به خصوص در طبقات نظامی روح شهامت و عرق حمیت را زبون و فانی [،] دوام این عادت پلید آتیه مملکت را تهدید میکند بالضروره مقدر میداند که از این تاریخ استعمال تریاک برای مستخدمین لشکری و کشوری از هردرجه که هستند قویا و اکیدا ممنوع و هرکس از این به بعد در مسلک نظام و یا در ادارات دولتی مرتکب گردد به موجب این حکم از خدمت منفصل خواهد بود.»
8) روزنامه ایران، 30/ 1/ 1300، ص 2.
[تصویر] ژنرال هالدین و ژنرال آیرونساید در لنجی بر روی رود دجله در بغداد
رئیس الوزراء ... انسان را نسبت به ادعای انگلوفیل بودن او سخت به شک میاندازد.» (1)
«کرزن» به «نرمن» وزیرمختار انگلیس در تهران دستور داد، به سید ضیاء بگوید: بانک جدیدی نباید در ایران به وجود آید و هیچ آمریکایی نیز، نباید در وزارت پست و تلگراف استخدام شود. (2)
از طرف والی لرستان به صورت کتبی به الوار اطلاع داده شد میتوانند بدون داشتن اسلحه آزادانه به شهر عبور و مرور نمایند و فقط خوانین آنها مجازند که یک نفر نوکر مسلح داشته باشند ولی قبلا باید جواز حمل اسلحه را از ژاندارمری بگیرند. (3)
حکومت «درهجز» براساس گزارش نایب الحکومه «خیوه» (4)خبر داد: یکصد نفر از اشرار تراکمه در نزدیکی خیوه جمع شده و «اوبههای» (5)آنجا را غارت کردهاند. روسها نیز نیروهای خود را به آنجا اعزام کرده و از تراکمه تعداد زیادی شتر برای حمل آب گرفتهاند. آنها همچنین مسافرینی را که به راهآهن «آرتق» وارد میشوند، به منظور تفتیش و بازجویی به «مرو» اعزام میکنند. (6)
از آنجا که هیئتی از ایران قصد عزیمت به فرانسه را داشت، «نظر آقا» کاردار ایران در پاریس جهت اخذ ویزا برای هیئت اعزامی از ایران نامهای را به وزارت امور خارجه فرانسه نگاشت و ضمن ارائه توضیحات در خصوص هریک از این افراد، خواستار تسریع در امر صدور ویزا شد. (7)
«مسعود خان کیهان» وزیر جنگ به «سید ضیاء الدین طباطبایی» پیشنهاد داد: چون مدت زمانی که کلنل «اسمایس» در وزارت جنگ مشغول به خدمت بوده، وزارت جنگ کمال رضایت را از او داشته، از طرف دولت نشان درجه اول خارجه به مشار الیه اعطا شود. «کیهان» همچنین پیشنهاد کرد: در این زمان که ژنرال «آیرونساید» (8)و ژنرال «گوری» و بعضی از صاحب منصبان انگلیسی که در گیلان ابراز لیاقت نمودهاند، میخواهند از ایران بروند (9)
در کتاب قزاق نیز در 31/ 1/ 1300 آورده شده است که ژنرال آیرونساید که عازم بغداد بود، دچار شکستگی استخوان گردید (قزاق، ص 22).
به آنها نیز نشان هایی اعطا شود. (10)وزارت معارف و اوقاف پیرو درخواست صدیقه دولتآبادی (11)
در سال 1296 ش پس از درگذشت پدرش به اصفهان بازگشت و نخستین مدرسه دخترانه را در آن شهر دایر کرد. در سال 1297 ش، برای زمینهسازی بیحجابی در بین زنان، «شرکت خوانین اصفهان» و دو سال بعد «شرکت آزمایش بانوان» را تشکیل داد. در سال 1298 ش، به منظور آشنایی بانوان به حقوق خانوادگی و اجتماعی خود و نیز آشنایی ایشان با اصول تعلیم و تربیت جدید، روزنامه «زبان زنان» را با سرمایه شخصی خود تأسیس کرد.
در سال 1301 ش، از راه کرمانشاه، بغداد، بیروت و حلب به پاریس رفت.
در سال 1306 ش در رشته تعلیم و تربیت از دانشگاه سوربن پاریس فارغ التحصیل شد. در سال 1926 م، در کنگره بین المللی زنان در پاریس به نمایندگی زنان ایرانی شرکت کرد و در سال 1307 ش، پس از شش سال دوری از وطن به کشور بازگشت. او به دلیل آرمانهای تجددخواهانه و نیز زمینهسازی عملی برای بیحجابی، پس از بازگشت از اروپا- که مصادف با تثبیت حکومت رضا شاه بود- بدون حجاب در انظار و جامعه ظاهر میشد و مخالفتهای زیادی را علیه خود برانگیخت.
در سال 1315 ش به سرپرستی «کانون بانوان» برگزیده شد. کانون، مؤسسهای بود که در اردیبهشت 1314 ش، تشکیل شد و ریاست آن نخست به عهده شمس پهلوی (دختر رضا شاه) بود. وی در جنب کانون، دبستان و دبیرستانی مخصوص زنان بزرگسال ایجاد کرد.
در سال 1316 ش، کتاب آداب معاشرت را نوشت. وی پس از مدتی بیماری در 6 مرداد 1340 ش، درگذشت. (مشاهیر زنان ایرانی و پارسیگوی ...، ص 142- 143؛ دایرة المعارف فارسی، ج 1، ص 1091؛ کارنامه زنان مشهور ایران، ص 109- 111؛ روزنامه کیهان، 7/ 5/ 1340، ص 15).
مدیر جریده زبان زنان (12)زبان زنان گرچه اولین روزنامهای نبود که به مدیریت یک بانو در ایران منتشر شد. و قبل از آن یعنی در آغاز مشروطیت روزنامه «شکوفه» به مدیریت خانم مزین السلطان در تهران تأسیس و منتشر میگردید ولی همانطور که خود دولتآبادی در شماره 4، سال دوازدهم مجله عالم نسوان در ضمن یک مقاله نوشت «زبان زنان اول نامه بوده که توانست اسم زن به خود بگیرد و با فکر زن و قلمزنان نوشته شود و اهمیت موقعی داشته باشد.» (اسناد مطبوعات، ج 1، ص 584؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 7- 6).
مبنی بر درخواست رفع توقیف از این جریده، ضمن ارسال درخواست نامه صدیقه دولتآبادی به رئیس الوزراء، درباره توقیف این جریده توضیح دادند که این جریده در زمان سپهدار و بدون ارجاع به وزارت معارف، از طرف حکومت اصفهان توقیف گردیده است. (13)امروز ظهر عدهای ژاندارم از ملایر با دو عراده توپ کوهستانی و دو عراده ماکزیم و موزیک به بروجرد وارد شدند.
از طرف اداره ژاندارمری مراسم استقبال از این گروه به عمل
1) Curzon to Norman ,18 April 1921 Fo 371 /6403
2) Curzon to Norman ,8 April 1921 Fo 371 /6403 .
3) روزنامه ایران، 30/ 1/ 1300، ص 2.
4) خیوه شهری از جمهوری ازبکستان است و در ناحیه خوارزم نزدیک بیابان قراقورم به فاصله چهل کیلومتری غرب آمودریا 32 کیلومتری جنوب غربی ایستگاه راهآهن اورگنج قرار دارد. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 118 * ورود ژاندارمها به بروجرد .....
5) اوبه: ترکمنهای دامدار واحدهای مسکونی به نام «آلاچیق» یا چادر یا به گویش محلی «ای»)OY( تشکیل میدهند «ای» کوچکترین واحد اجتماعی ترکمنها است که یک خانواده را دربر میگیرد. هر «ای» معمولا در کنار «ای» دیگر که به خویشاوند دیگر تعلق دارد، برپا میشود. از اجتماع چند «ای»، «اوبه»)OBBEH( تشکیل میشود، که واحدهای اجتماعی- سیاسی است. (کوچنشینی در ایران، ص 55؛ زمینه جامعهشناسی عشایر ایران، ص 93، 94)
6) تلگراف کلنل محمد تقی خان پسیان به وزیر داخله، 29/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 15، پ 1، ص 8.
7) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 37، ص 82.
8) سرادموند آیرونساید)Sir Edmond Ironsid( 9591- 0881 م؛ جوانترین سرلشکر تا آن زمان در ارتش بریتانیا بود و رتبه شوالیهگری خود را در سن 39 سالگی گرفته بود. نخستین مأموریت مهم او نظارت بر عقبنشینی نیروهای بریتانیا از لشکرکشی نافرجام به آر خانگلسک در اکتبر 1918- سپتامبر 1919 بود سپس عقبنشینی سربازان انگلیسی و یونانی از آسیای صغیر (ترکیه) در ژوئیه- اوت 1920، زیر نظر او انجام گرفت پس از فرماندهی سپاه شمال ایران، به ریاست دانشکده افسری انگلستان 26- 1922 م، منصوب شد. آیرونساید تا درجه ارتشبدی ارتقا یافت و در 1940 م، رئیس کل ستاد ارتش بریتانیا گردید وینستون چرچیل در همان سال او را بازنشسته و عضو مجلس اعیان انگلستان کرد. آیرونساید خاطرات خود را در طول دوران خدمت در دفتر یادداشت روزانهای مینوشت که بعدها پسرش آن را منتشر کرد. وی از نیروهای کلیدی و مهم در فراهم نمودن کودتای 1299 در ایران بود.)High Road to Command .pp .1 -4( .
9) این مطلب نشاندهنده آن است که به خلاف آنچه رایج است آیرونساید بعد از کودتای سوم اسفندماه نیز در ایران حضور داشته است و یا حداقل میتوان استنباط نمود که اگر هم از ایران بهطور کوتاهمدت خارج شده بوده مجددا به ایران برگشته است. (م).
10) نامه مسعود خان کیهان به سید ضیاء الدین طباطبایی، 29/ 1/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم، 4558- ن.
11) صدیقه دولتآبادی در سال 1258 ش، متولد شد. وی از زنان متجدد و نخستین زن روزنامهنگار بود. وی دختر حاج میرزا هادی دولتآبادی بود و در اصفهان به دنیا آمد. پدرش از روحانیون روشنفکر و متجدد زمان خود بود. صدیقه خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را در محیط خانواده فراگرفت و در سن پانزده سالگی با اعتضاد الحکما ازدواج کرد و چند سالی در تهران اقامت کرد.
12) زبان زنان به موجب امتیازنامه نمره 5180، مورخه 17 شعبان 1337 ق، تحت مدیریت صدیقه دولتآبادی به مدت دو سال از تاریخ 20 شوال 1337 الی تاریخ 21 ربیع الثانی 1339 تا شماره 57 در اصفهان انتشار یافت تا اینکه در تاریخ 15 جدی سپهدار اعظم تلگرافی به این مضمون به حکومت اصفهان ارسال نمود «حکومت جلیله روزنامه زبان زنان بدون اجازه وزارت داخله و معارف جدیدا در اصفهان عرضاندام کرده است و برخلاف سیاست دولت درافشانی میکند. البته توقیف کرده، اطلاع دهید.» پیرو این تلگراف، حکومت و نظمیه «زبان زنان» را به موجب اخطار رسمی به صدیقه دولتآبادی توقیف نمود. پس از این روزنامه زبان زنان برای همیشه تعطیل و به جای آن از سال 1300 ش، مجله زبان زنان به مدیریت صدیقه دولتآبادی در تهران منتشر شد.
13) اسناد مطبوعات، ج 1، ص 582- 581.
سهشنبه 30 فروردین 1300/ 19 آوریل 1921/ 10 شعبان 1339
هیئت وزیران در جلسه امروز خود تصویب کرد: اداره محاسبات وزارت امور خارجه منحل و فقط دو نفر محاسب برای رسیدگی به محاسبات وزارت امور خارجه و شعبات آن در نظر گرفته شوند. همچنین اداره محاکمات و دوایر قضایی وزارت امور خارجه و تشکیلات و کارگزاریهای ولایات منحل و وظایف قضایی آنها کاملا به وزارت عدلیه محول شود و محاکم عدلیه از این پس مطابق مقررات و عهدنامههای موجود، رسیدگی به امور قضایی اتباع خارجی را عهدهدار شوند تا دولت بتواند در باب الغا حق قضاوت کنسولهای خارجی موفقیت کامل حاصل نماید. هیئت وزیران در جلسه امروز وظایف کارگزاریها در مناسبات و روابط با مأمورین خارجی را به معاونین حکام محول کرد و برای اینکه، در آینده معاونین حکام از عهده این امر برآیند، مقرر شد مأمورین لایق وزارت امور خارجه به وزارت داخله منتقل شوند تا معاونین حکام در آینده از بین آنان انتخاب شوند. (1)
هیئت دولت امروز با خرید یک دستگاه ماشین جادهکوبی، متعلق به انگلیسیها که در گمرک بوشهر بود موافقت نمود. (2)
وزیران کابینه سید ضیاء با سیمکشی جدید خطوط مخابراتی از سقز به بوکان با هزینه سه هزار و دویست تومان موافقت نمودند. (3)
گروهی از نیروهای انگلیسی مستقر در سیستان که دویست و پنجاه نفر بودند به فرماندهی کاپیتان «میکارتی» مأمور ساخلو «مسقط» شده بودند. این گروه امروز به «مسقط» وارد شده و در منطقه «وطینه» در خارج از شهر مسقط مستقر شدند. تأمین مخارج و حقوق این نظامیان را حکومت مسقط، تقبل کرده بود. (4)
فرمانده اردوی ساوجبلاغ اعلام کرد اکراد از سلدوز خارج شدهاند ولی خروج آنها از حیدرآباد هنوز مشخص نشده است. (5)
از کارگزاری اردبیل به تبریز و از آنجا به وزارت امور خارجه گزارش داده شد: نیروهای روس طی چند روز گذشته کلیه اراضی ایران و سرحدات مغان را تخلیه کرده و از خاک ایران خارج شدهاند. (6)
پس از دستگیری صارم الدوله والی کرمانشاه، «کرزن» وزیر خارجه انگلیس به «نرمن» وزیرمختار کشورش در تهران دستور داد به سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء اطلاع دهد که صارم الدوله «تحت حمایت انگلیس (7)» میباشد. (8)
در جلسه امروز هیئت وزیران نظامنامهای(9)مشتمل بر بیست و یک ماده درباره واردات و فروش مواد مخدر و ساخارین (10)تصویب شد. به موجب ماده یک این نظامنامه مقرر شد جواز واردات این داروها فقط برای نیازهای طبی و توسط وزارت صحیه و امور خیریه صادر شود. در ادامه این ماده تصریح شده است که جواز مذکور به داروسازان کشور که مقدار تقاضای آنها محدود (11)و بیش از نیازهای طبی نباشد داده خواهد شد و به کلیه داروسازان در تهران تا یک ماه و در شهرهای دیگر تا
1) مراسله رئیس الوزراء به وزارت خارجه، 11/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 9، ص 1.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 224- 223.
3) همان.
4) گزارش کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 12/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 37، پ 5، ص 16.
5) روزنامه ایران، 2/ 2/ 1300، ص 1.
6) همان.
7) صارم الدوله در 9/ 3/ 1300 به همراه سایر بازداشتشدگان از زندان آزاد شد. (م).
8) Curzon to Norman ,19 April 1921 ,Fo 416 /68 .
9) این نظامنامه به موجب پیشنهاد وزارت صحیه و امور خیریه در تاریخ 16 فروردین 1300 در شورای عالی این وزارت خانه تدوین شده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 1، ص 90).
10) ساخارین یا ساکارین گرد بسیار سفیدی است که در آب به دشواری و در الکل به خوبی حل میشود و مصرف طبی دارد.
11) مقرر شده بود که مقدار تقاضای داروسازان در هردفعه نباید بیش از صد گرم باشد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300 ک 29، پ 1، ص 90).
[تصویر] اداره مخابرات در میدان توپ خانه
چهار ماه فرصت داده شد مقدار مورفین (1)، کوکائین (2)و مشتقات آنها و ساخارینی را که در دارو خانههای آنان موجود است به وزارت صحیه اطلاع دهند. (3)
وزیر امور خارجه پیشنهادهای «مستر مور» کارشناس انگلیسی را راجع به پست هوایی ایران به دولت تقدیم کرد و قرار شد، به کمیته دایمی امتیازات مراجعه شود تا کمیته نظر خود را به هیئت وزیران پیشنهاد نماید. (4)
بودجه ادارات مرکزی وزارت جنگ سالانه بالغ بر مبلغ دویست و شش هزار و شصت و پنج تومان، امروز در دولت به تصویب رسید.(5)
1) مورفین مادهای سمی است که از شیره خشخاش و شقایق گیرند. مورفین یکی از آلکالوئید هایی است که در گیاه خشخاش موجود است و از شیره خشخاش استخراج میشود.
2) کوکائین مادهای سمی است که از گیاه کوکا گرفته میشود و آلکالوئیدی است که از برگ درختچه کوکا به دست میآید و یکی از داروهای بیحس کننده موضعی است ولی استعمال ممتد این دارو به اعتیاد شدید منجر میگردد. کوکائین به صورت منشورهای کوچک به رنگ سفید، متبلور میشود و بسیار کم در آب محلول است ولی در الکل و اتر کاملا حل میگردد. کوکائین در سال 1589 م، به وسیله «گدک» از برگ کوکا استخراج گردید (لغتنامه دهخدا، ذیل واژه).
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 1، ص 90.
4) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 223.
5) همان.
چهارشنبه 31 فروردین 1300/ 20 آوریل 1921/ 11 شعبان 1339
«قوام السلطنه» والی سابق خراسان در شامگاه امروز با کالسکهای تحت مراقبت چهل ژاندارم به تهران اعزام شد. دکتر «حاذق الدوله» پزشک مخصوص «قوام السلطنه» نیز به همراه وی به تهران اعزام شد. (1)
در پی توقیف خودروهای کنسولگری انگلیس در تربت حیدریه برای دریافت نواقل (2)و توقیف خودرویی دیگر در نزدیک مشهد و ضبط اسلحه راننده آن، کلنل «محمد تقی خان پسیان» والی نظامی خراسان ضمن ابراز تأسف شدید از وقوع این دو حادثه از سوی نیروهای امنیه و قشون ایران، طی بیانیهای از کلیه فرماندهان نظامی خواست: حفظ احترام نمایندگان سیاسی دول خارجی به خصوص دولت بریتانیا را در نظر داشته باشند و از تکرار اینگونه حوادث بپرهیزند. (3)
در اعلان منتشر شده از سوی رضا خان در روزنامه ایران، اعلام شد با توجه به اینکه اداره محاسبات دیویزیون قزاق به اندازه کافی، نیروی کار دارد، از پذیرفتن مستخدمین جدید معذور است و از تاریخ نشر این اعلان به درخواست اشخاص متقاضی شغل از این اداره پاسخی داده نخواهد شد.(4)
به دستور هیئت دولت کارگزاریها موظف شدند از امروز، به هیچوجه، در امور اتباع روس و ارمنستان و گرجستان و آذربایجان و قفقاز و اهالی بین النهرین و شامات، مداخله ننمایند و کلیه امور آنان، همانند اتباع ایرانی به عهده محاکم صلاحیتدار داخل کشور باشد و مقرر شد در خصوص کار هایی که راجع به این قبیل اشخاص تا این تاریخ در دست اقدام بوده و ناتمام مانده است، دستور تعقیب و یا عدم تعقیب آن، به اداره محاکمات وزارت خارجه یا به کارگزاریها ابلاغ شود. (5)
زمر شارژدافر سفارت آلمان در دربار با سید ضیاء الدین طباطبایی ملاقات و مدتی با وی گفتگو کرد. (6)
دو ساعت و نیم به غروب مانده وزیرمختار دولت روسیه و سه نفر همراهانش با شاهزاده «نادر میرزا» به شاهرود وارد شدند و مورد استقبال حکومت، رؤسای دوایر و سواران ژاندارم و قزاق قرار گرفتند. (7)
«هدایت قلی خان اعتضاد الممالک» به سمت مدیرکلی وزارت صحیه و امور خیریه منصوب شد.(8)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 51.
2) نواقل: جمع ناقله، ناقله مؤنث ناقل است. ناقل یعنی افرادی که از جایی به جایی نقل مکان میکنند. در اینجا به معنای عوارض عبور و مرور است.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 56- 57.
4) روزنامه ایران، 31/ 1/ 1300، ص 1.
5) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری اراک، 31/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 7، ص 186.
6) روزنامه ایران، 1/ 2/ 1300، ص 1.
7) همان.
8) مراسله وزارت صحیه و امور خیریه به وزارت خارجه، 31/ 1/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 29، ص 1.
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1300/ 21 آوریل 1921/ 12 شعبان 1339
سردار سپه، برای ملاقات با رئیس الوزراء به منزل شخصی وی رفت. (1)
با وجود منع استعمال مسکرات از سوی دولت از آنجا که شرایط اجرای این تصمیم در بعضی از نقاط هنوز فراهم نبود، لذا هیئت دولت برای جلوگیری از شیوع استعمال مسکرات در هرنقطه از کشور که قانون منع استعمال مسکرات به موقع به اجرا گذاشته نشده بود، تصویب نمود، قیمت باندرل برای هر بطری، سه هزار دینار اخذ شود. (2)
به پیشنهاد وزارت مالیه و پیرو مصوبه فروش کشتیهای دولت در خلیجفارس امروز در جلسه هیئت دولت مقرر شد، کشتیها بهطور مزایده فروخته شود، ضمن آنکه به وزیر مالیه اختیار داده شد دو فروند کشتی از هرکشوری که قیمت آن مقرونبهصرفه باشد، خریداری نماید (3)
امروز به مناسبت ورود اردوی نظامیان به قوچان برای تحویل گرفتن خداوردی خان، همه دکاکین بسته و جمعیت زیادی در خیابان و بیرون شهر قوچان ازدحام نموده بودند.
مردم قوچان از دستگیری خداوردی بسیار خوشحال بودند. (4)
امروز نخستین شماره مجله پارس (5)
(یادبودهای سفارت استانبول، ص 210، 211).
به دو زبان فارسی و فرانسه در سی و دو صفحه در استانبول منتشر شد. در این شماره آمده بود: «برای اینکه ملل غرب از آثار ادبی زبان فارسی و ملل شرق از افکار ادبی غربیان بهرهمند شوند نخستینبار مجلهای به زبان فارسی و فرانسه در اسلامبول که چهارراه شرق و غرب است، منتشر میشود.» تا آن زمان مجله پارس، هر پانزده روز یکبار و در 32 صفحه منتشر میشد ولی قرار بود در آینده هرهفته یک شماره و با صفحات بیشتر منتشر شود. ابو القاسم لاهوتی مدیر بخش فارسی و حسن مقدم با نام مستعار علی نوروز (6)مدیر بخش فرانسوی مجله پارس بودند.(7)کمیسیونی مرکب از نمایندگان روس و آذربایجان قفقاز برای مذاکره درباره تخلیه قشون روس با نماینده دولت ایران از «بادکوبه» عازم رشت شدند. (8)
1) روزنامه ایران، 2/ 2/ 1300، ص 1.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 224.
3) همان، ص 224.
4) روزنامه ایران، 2/ 2/ 1300، ص 2.
5) صاحب امتیاز و سردبیر قسمت فارسی مجله پارس ابو القاسم لاهوتی بود، هنوز از انتشار مجله مزبور بیش از سه شماره نگذشته بود که از انجمنهای ادبی اروپا صدها مشتری پیدا کرد، اما پس از انتشار شماره 6 مجله و پایان یافتن مأموریت خان ملک ساسانی در استانبول در نیمه تیرماه 1300 ش، انتشار این مجله نیز متوقف شد. چند نفر از نویسندگان معروف فرانسوی مانند فرانزتوسن، لوسین بوار و آندره ژید با مجله پارس همکاری میکردند.
6) حسن مقدم فرزند محمد تقی خان احتساب الممالک بود که در سال 1276 در تهران به دنیا آمد. پدرش او را جهت ادامه تحصیل در سن ده سالگی به سوئیس فرستاد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در بخش علوم اجتماعی دانشگاه لوزان به تحصیل پرداخت و به عنوان وابسته سفارت ایران در استانبول مشغول به کار شد. پس از آنکه وزارت خارجه وی را برای مأموریت مصر اعزام کرد ولی در آنجا به مرض سل مبتلا شد و برای معالجه به سوئیس رفت و در سال 1304 ش، درگذشت. (یادبودهای سفارت استانبول، ص 210، مجله آینده، س 1372، شم 7- 8، ص 684- 685).
7) یادبودهای سفارت استانبول، ص 209- 210
8) روزنامه ایران، 2/ 2/ 1300، ص 1.
جمعه 2 اردیبهشت 1300/ 22 آوریل 1921/ 13 شعبان 1339
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در تهران به «کرزن» وزیر خارجه کشورش نوشت: سید ضیاء در هرمورد با وی مشورت کرده است. ولی گاهی باید چیز هایی بگوید یا کار هایی بکند که معلوم نشود آلت دست انگلیس است. (1)
[تصویر] لرد کرزن
به دستور «پسیان» والی نظامی خراسان، «عماد الملک» (2)حاکم ترشیز (3)
ترشیز در زمان رضا شاه کاشمر نامیده شد این شهر در زمان حمله مغول ویران شده بود. این منطقه به واسطه پستی و بلندی مناطق مختلف آب و هوای متغیری دارد، بطوریکه در شمال شرق هوا سردسیر و مرطوب و زمستان آن طولانی است و در شمال غرب هوای معتدل و آبهای گوارایی دارد. از آثار باستانی آن مقبره و مزار سید حمزه برادر امام رضا علیه السلام است. در این مقبره درختهای کاج کهنسالی قرار دارد که بیش از هشتصد سال عمر دارد.
را تحت الحفظ به مشهد آوردند (4). ظاهرا پسیان، دستور برکناری حکام طرفدار «قوام السلطنه» را صادر کرده بود. (5)1) Norman to Curzon ,22 April 1921 ,Fo 416 /69 .
2) وی پس از مدتی به علت بیماری از زندان آزاد شد. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 63).
3) ترشیز نام منطقهای در نزدیک نیشابور که در قدیم آن را کشمر یا کشمیر نیز گفتهاند. این منطقه از شمال به بخش ریوش و از جنوب به شهرستان گناباد از شرق به بخش فیضآباد و از غرب به خلیلآباد محدود شده است.
4) شوکت الدوله حاکم سرخس نیز در بیست و چهارم آوریل تحت الحفظ به مشهد انتقال داده شد. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 57).
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 51، 52.
شنبه 3 اردیبهشت 1300/ 23 آوریل 1921/ 14 شعبان 1339
در پی گزارشهای ارسالی از ایران به لندن، انگلیسیها مجبور شدند، اذعان کنند که دیگر نمیتواند ایران را کاملا در انحصار (1)خود نگه دارند. (2)
اداره بلدیه تهران به دولت پیشنهاد داد: ساخت و فروش مواد الکلی در ایالت تهران، منحصرا در اختیار بلدیه تهران قرار گیرد. (3)
امشب به مناسبت عید نیمه شعبان در میدان توپ خانه مراسم آتشبازی برپا شد جمعیت کثیری از مرد و زن برای تماشا در محل حضور داشتند. همچنین تمام سراها، تجارت خانهها، مغازهها و ... به گونهای ابراز شادی و سرور نموده و دکانها با چراغها زینت شده بود.
برای اینکه مردم بتوانند با خاطری آسوده در مراسم این عید مسعود شرکت نمایند از طرف حکومتنظامی تهران اعلام شد که اهالی میتوانند امشب تا صبح آزادانه عبور و مرور داشته باشند و مأمورین دولتی برای عبور و مرور در شب متعرض کسی نخواهند شد. (4)
رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران، پیرو نامهای که در 16/ 1/ 1300 برای وزیر مالیه ارسال کرده بود، امروز در نامهای دیگر، به این موضوع اشاره کرد که در ماههای گذشته عواید رسومات از محل شیرک خانهها بیش از چهار هزار تومان بوده، ولی در حال حاضر جز مبلغ مختصری که بابت جرایم دریافت میشود، عواید دیگری ندارد بهطوری که، برای حقوق کارکنان فعلی آن نیز کافی نیست و ادامه این روند برای دولت جز ضرر نتیجه دیگری نخواهد داشت. بنابراین، در صورتی که، محل دیگری جهت تأمین عواید برای دایره رسومات در نظر گرفته نشود، ناگزیر باید این دایره را منحل و به کارکنان آن رسما اعلام نمود. رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران در ادامه نامه پیشنهاد کرد: تمام کارکنان و متعلقات مربوط به دایره رسومات به اداره بلدیه انتقال داده شود تا با نظر رئیس بلدیه، کارکنان این دایره در مشاغل دیگر گماشته شوند. (5)
وزیرمختار آمریکا بعد از ظهر امروز به دربار آمد و با سید ضیاء الدین طباطبایی ملاقات و مذاکره نمود. (6)
هیئت دولت در جلسه چهاردهم فروردینماه تصویب نمودند، برای وزارت پست و تلگراف یک مستشار آمریکایی استخدام شود، ازاینرو، رئیس الوزراء امروز در یادداشتی به وزارت پست و تلگراف خاطرنشان کرد: به «نیو» رئیس کل تلگراف و «کامیل مولیتر» رئیس کل پست اطلاع داده شود که پس از انقضای مدت قرارداد کنونی، (7)قرارداد آنان تمدید نخواهد شد و چون از زمان قرارداد «مولیتر» بیش از پنج ماه و چند روز باقی نمانده است و مطابق قرارداد، مولیتر میتواند پنج ماه از مرخصی استفاده نماید، در واقع فقط چند روز تا پایان زمان خدمت وی باقی است، بنابراین، لازم است اداره پست از وی تحویل گرفته شود. (8)
امروز مجددا «نرمن» به «کرزن» نوشت: «سیاست سید ضیاء رئیس الوزراء، متکی به دوستی و پشتیبانی از بریتانیاست و این سیاست متأسفانه بد تعبیر و تفسیر میشود.
1) اینکه انگلیسیها مجبور شدند اعتراف کنند که نمیتوانند دیگر ایران را کاملا تحت سلطه خود داشته باشند به دلیل ماهیت حکومت ایران در آن زمان، ملوک الطوایفی و شورش خانها و طوایف مختلف بود که انگلیس و دولت ایران بر آنها تسلط کاملی نداشتند. البته، برخی هم معتقدند که تغییر آرایش سیاسی جهان و ضعف بریتانیا پس از جنگ جهانی اول و ظهور نظام جدید شوروی سبب بروز وضعیت جدید برای انگلستان شده بود. (م).
2) Norman to Curzon, 23, April 1921; minute by Oliphant, April 1921, Fo 371/ 6403/ 4804, 4805
3) اسناد ملی ایران، شم ت 2- 81009.
4) روزنامه ایران، 4/ 2/ 1300، ص 1.
5) مراسله رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق تهران به وزیر مالیه، 3/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240014127.
6) روزنامه ایران، 4/ 2/ 1300، ص 1.
7) تاریخ انقضاء قرارداد «مولیتر» 18 اکتبر 1921 بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 27، ص 33).
8) مراسله رئیس الوزراء به وزارت پست و تلگراف، 3/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 27، ص 18 و پ 22، ص 69.
[تصویر] انجام مراسم نظامیان در میدان توپ خانه تهران
حکومتهای مرتجع سابق وعده میدادند ولی کاری از پیش نمیبردند، این رئیس الوزراء چون شهرت دارد که انگلوفیل دو آتشه است و صاحب روزنامه رعد است که همه از دیرباز آن را آلت دست این سفارت میدانند، میباید بخصوص مواظب باشد تا چنین اتهاماتی به او نبندند ... به همین سبب است که، تظاهر به دوستی آمریکا و فرانسه میکند. خیال دارد تملق فرانسه را بگوید ولی چیز چندانی به آنها ندهد با شورویها نیز باید دستبهعصا راه برود تا «جلو اعتراض آنها را بگیرد.» (1)
تولیت مدرسه ناصری از طرف احمد شاه به شیخ محمد مجتهد حائری محول گردید. (2)
یکشنبه 4 اردیبهشت 1300/ 24 آوریل 1921/ 15 شعبان 1339
نخستین شماره روزنامه خراسان (1)منتشر گردید. سید محمد طباطبایی صاحب امتیاز و سردبیر روزنامه خراسان، سال گذشته از اداره مالیه خراسان اخراج شده بود. (2)
[تصویر] رضا خان قبل از کودتا
رضا خان سردار سپه، رئیس کل دیویزیون قزاق قبل از ظهر امروز پس از پایان مراسم جشن نیمه شعبان، به عنوان وزیر جنگ معرفی شد. (3)
پس از تحقیقات و بازجویی از خداوردی و اتباع او در قوچان، امروز بعد از ظهر، مأمورین ژاندارمری خداوردی را به همراه برادر و افرادش به مشهد اعزام کردند.
قرار بود به محض ورود به مشهد، محاکمه وی و همراهانش آغاز شود. (4)
پس از لغو دریافت عوارض، از حمل و واردات نفت، قیمت نفت کاهش پیدا کرده و به هرپوط، هفت الی هشت قران رسید. امروز هم یک «لتکا»(5)حامل نفت به «مشهدسر» (6)وارد شد. قبلا قیمت نفت به دلیل دریافت عوارض از آن، به هر پوط دوازده قران الی دو تومان رسیده بود. (7)
1) روزنامه خراسان در شهر مشهد به مدیریت میرزا سید محمد طباطبایی تأسیس و در اردیبهشت 1300 ش، منتشر شد. این روزنامه هفتگی بوده و تا سال 1304 ش، انتشار مییافت. پس از چند مرتبه گرفتاری و تبعید، طباطبایی به تهران رفت و در آنجا نزدیک به یک سال روزنامه فریاد را منتشر مینمود. (تاریخ جراید و مجلات ایلان، ج 2، ص 245).
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 60.
3) روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2.
4) روزنامه ایران، 4/ 2/ 1300، ص 1 و 7/ 2/ 1300، ص 2.
5) لتکا واژهای روسی و به معنای قایق، کرج، بلم و زورق است که برای حملونقل در بعضی نقاط سواحل دریای خزر به کار میرود.
6) مشهدسر نام کنونی شهرستان بابلسر میباشد.
7) روزنامه ایران، 4/ 2/ 1300، ص 2.
دوشنبه 5 اردیبهشت 1300/ 25 آوریل 1921/ 16 شعبان 1339
امروز داوود مفتاح السلطنه (1)
پس از آن وزیرمختار ایران در لندن بود. پس از بازگشت به تهران، نخست به معاونت کل وزارت خارجه و سپس به کفالت وزارت خانه منصوب شد. در مهرماه 1305 ش، با سمت وزیرمختار ایران در آمریکا، رهسپار آمریکا شد و مأموریت وی تا فروردین 1309 ش، در واشنگتن به طول انجامید. نامبرده به زبان فرانسه و انگلیسی تسلط کامل داشت. (فرهنگ رجال قاجار، صص 179- 178؛ شرح حال رجال سیاسی نظامی ایران، ج 3، ص 1512، 1513؛ رجال وزارت خارجه ...، ج 1، ص 165؛ مجله آینده، س 1371، شم 6- 1، ص 117؛ مجله ایران و آمریکا، س 1325، شم 3، ص 11).
با ارسال تلگرافی به وزارت امور خارجه ایران اطلاع داد (2)به وزیران مختار آمریکا و فرانسه در تهران دستور رسیده است با وزیرمختار روسیه در ایران، ارتباطی نداشته باشند. تلگراف «مفتاح السلطنه» که حاوی این خبر بود در جلسه هیئت وزیران در تاریخ ششم اردیبهشت نیز قرائت شد. (3)«آقا میرزا علی قمی» مدیر روزنامه رعد که به سمت معاونت وزارت عدلیه منصوب شده بود از امروز در این وزارت خانه کار خود را آغاز کرد. (4)
در پارلمان انگلیس، نمایندگان از نماینده وزارت امور خارجه آن کشور سؤال کردند آیا صحت دارد عدهای از وزیران سابق ایران به جرم حیفومیل اموال ملت زندانی شده و قرار است محاکمه شوند و آیا دولت انگلیس از امنیت جان و مال این اشخاص حمایت کرده است؟ نماینده وزارت امور خارجه انگلیس در پاسخ به این سؤال اظهار داشت:
دو نفر از وزرای کابینه وثوق الدوله (5)
وثوق در ضمن خواهرزاده امین الدوله، صدراعظم مظفر الدین شاه و داماد میرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله شیرازی و برادر بزرگ قوام السلطنه است.
حسن وثوق در 1250 ش، در تهران به دنیا آمد. وثوق الدوله در منزل، تحت نظر معلمین خصوصی به تحصیل پرداخت و مقدماتی از صرف و نحو عربی و فقه و اصول را آموخت. آنگاه به مدرسه مروی رفت و در تکمیل زبان فارسی، عربی، فقه، اصول و حکمت جدیتی کامل مبذول داشت و زبان انگلیسی و فرانسه را نیز فراگرفت. در 1310 ق، معتمد السلطنه پدر وثوق، مستوفی اول آذربایجان بود. وثوق مدتها ریاست دفتر استیفا را، که همان پیشکاری دارایی است، در آذربایجان به عهده داشت.
دو سال بعد لقب وثوق الدوله گرفت و تا مشروطیت دارای همان سمت بود.
پس از صدور فرمان مشروطیت و انتخابات مجلس شورای ملی، وثوق الدوله از طرف اعیان تهران به وکالت مجلس انتخاب گردید. در انتخابات هیئت رئیسه، صنیع الدوله به ریاست و وثوق الدوله به نیابت اول و ریاست کمیسیون مالیه مجلس رسید. کمیسیون مالیه در مجلس اول اهمیت مخصوصی داشت زیرا کمیسیون مزبور مأمور جرح و تعدیل حقوق و مستمریها بود.
بعد از فتح تهران و خلع محمد علی شاه از سلطنت، یک کمیسیون عالی مرکب از سی نفر عهدهدار امور کشور شدند. در این کمیسیون، وثوق الدوله، عضو مؤثر و فعال بود. انتخاب عضد الملک به نیابت سلطنت و تعیین یک هیئت وزیران موقت برای گردش کارها و ایجاد نظم در کشور از جمله تصمیمات این کمیسیون بود.
کمیسیون عالی از میان خود پنج نفر را انتخاب نمود تا به حساب محمد علی میرزا رسیدگی و موجبات خروج او را از ایران فراهم نمایند. وثوق الدوله ریاست هیئت پنج نفری را عهدهدار گردید. انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی پس از فتح تهران به صورت دو درجهای در تمام شهرهای ایران آغاز شد. در این انتخابات وثوق الدوله از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در مهر 1288 از طرف مجلس شورای ملی، محمد ولی خان سپهدار تنکابنی به رئیس الوزرایی انتخاب و پس از چند روز وزیران خود را به مجلس معرفی نمود. در این معرفی وثوق الدوله به سمت وزیر عدلیه تعیین شد. این کابینه چهار بار ترمیم گردید. در ترمیمهای بعدی سمت وثوق الدوله تغییر نمود و به وزارت مالیه منصوب شد. جانشین مستوفی، سپهدار تنکابنی بود و سپهدار در آخرین ترمیم کابینه خود، وثوق الدوله را به سمت وزارت داخله منصوب نمود. بعد از سپهدار نوبت به صمصام السلطنه بختیاری رسید که پنج بار کابینه خود را ترمیم کرد. در تمام پنج نوبت ترمیم، میرزا حسن خان وثوق الدوله وزارت امور خارجه را بر عهده گرفت. در کابینه میرزا محمد علی خان علاء السلطنه که بلافاصله بعد از صمصام السلطنه تشکیل شد، کماکان وزارت امور خارجه به عهده وثوق الدوله قرار داشت، ولی پس از چندی در دولت تزلزل ایجاد گردید و وثوق وزارت را رها نموده به اروپا رفت. پس از بازگشت از اروپا در کابینه مستوفی به وزارت مالیه انتخاب گردید.
در شهریور 1295 احمد شاه، وثوق الدوله را به رئیس الوزرایی برگزید. در نخستین روزهای زمامداری وثوق الدوله، کمیتهای به نام کمیته مجازات، موجودیت خود را اعلام نمود و برنامه خود را اعدام انقلابی خائنین به کشور اعلام کرد و مرتبا شبنامه هایی در مورد ترور افراد انتشار میداد. قصد این کمیته از بین بردن وثوق الدوله و نزدیکان او بود.
وثوق الدوله پس از کنارهگیری از ریاست دولت، چندی بیکار بود تا در آبان ماه 1296 در کابینه سلطان عبد المجید میرزا عین الدوله، وزیر علوم و اوقاف شد.
پس از او به ترتیب مستوفی الممالک و صمصام السلطنه رئیس الوزراء شدند تا بار دیگر نوبت به وثوق الدوله رسید. در روز هفتم مرداد 1298 این قرارداد به امضای وثوق الدوله رئیس الوزراء و سرپرسی کاکس وزیرمختار انگلستان در تهران رسیده و مبادله شد.
پس از مسافرت احمد شاه موج مخالفت در تمام کشور اوج گرفت و وثوق الدوله نسبت به آنها شدت عمل نشان داد. بههرحال قرارداد 1919 سرنگرفت و احمد شاه به ایران بازگشت و وثوق الدوله در تیرماه 1299 از ریاست دولت کنارهگیری نموده و پس از چندی به اروپا رفت. مسافرت وثوق الدوله قریب پنج سال به طول انجامید. در این مدت طولانی، نسبت به تکمیل تحصیلات خود در رشته فلسفه کوشید و در اواخر اسفند 1304 به ایران بازگشت.
وثوق الدوله در خرداد 1306 در کابینه حسن مستوفی به سمت وزیر مالیه تعیین و معرفی شد و در انتخابات دوره شش مجلس شورای ملی به نمایندگی از تهران انتخاب گردید. در شهریور 1306 در ترمیم کابینه به وزارت عدلیه منصوب شد.
وثوق الدوله در بهمنماه 1306 از کابینه خارج شد و جای خود را به داور داد و چون به نمایندگی انتخاب شده بود، به پارلمان رفت. در دور هفتم، بار دیگر وثوق الدوله از تهران به وکالت رسید.
حسن وثوق الدوله در اواخر عمر حافظه خود را از دست داده بود و غالبا در باغ سلیمانیه میزیست و سرانجام در بهمنماه 1329 درگذشت و در مقبره خانوادگی واقع در قم مدفون گردید. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 137- 145).
و جمعی دیگر به این جرم دستگیر شدهاند. که حمایت دولت انگلیس از این دو وزیر سابق ضروری است و دولت انگلیس وظیفه خود میداند که بر روند این محاکمات نظارت داشته باشد. (6)تئودور روتشتین، نماینده مختار دولت شوروی در ایران، به همراه دو نفر از کارمندان سفارت آن دولت، امروز به تهران وارد شدند. (7)
[تصویر] داوود مفتاح (مفتاح السلطنه)
«کرزن» وزیر خارجه انگلیس به «نرمن» وزیرمختار کشورش در تهران نوشت: اگر اطمینانهای انگلوفیلی سید ضیاء الدین را هم بپذیرد، اتباع فرانسوی یا آمریکایی نباید در
1) داوود مفتاح (مفتاح السلطنه) در سال 1252 ش در تهران به دنیا آمد. وی پسر میرزا محمود خان مفتاح الملک و داماد ممتحن الدوله بود. داوود مفتاح در سال 1274 ش به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال 1277 ش، به ریاست اداره دول غیرهمجوار ترفیع یافت و در پایان همان سال در سفارت ایران در لندن، دبیر اول سفارت بود و بیش از ده سال در این سمت باقی بود. و در همین دوران موفق به دریافت نشان از ملکه انگلستان گردید. در سال 1287 ش، به سمت سرکنسول رهسپار هندوستان شد. ولی پس از یک سال و چند ماه به ایران بازگشت و به مدیریت کل وزارت خارجه برگزیده شد و پس از چند ماه برای بار دوم به سمت وزیر مقیم و سرکنسول به هندوستان رفت و تا سال 1300 ش، با این سمت در آنجا ماند.
2) تلگراف مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 5/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 2.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 2، حاشیه سند.
4) روزنامه ایران، 8/ 2/ 1300، ص 1.
5) حسن وثوق، (وثوق الدوله) فرزند میرزا ابراهیم خان معتمد السلطنه است.
6) تلگراف داوود مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 6/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 13، پ 5، ص 22
7) اسناد وزارت امور خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 14، ص 73.
ارتش ایران استخدام بشوند. کرزن در ادامه با ذکر اینکه معتقد است قرار دادن ارتش زیر نظر افسرانی با ملیت واحد، ترجیحا انگلیسی، به صلاح ایران است افزود: اگر سید ضیاء میخواهد برای مقاصد دیگر، ملیتهای دیگری استخدام کند آنها «باید بلژیکیها یا احیانا سوئدی باشند.» (1)
1) Curzon to Norman ,25 April 1921 ,Fo 416 /68 .
سهشنبه 6 اردیبهشت 1300/ 26 آوریل 1921/ 17 شعبان 1339
مسعود خان کیهان به علت اختلاف نظر با رضا خان (1)رئیس دیویزیون قزاق، از مقام وزارت جنگ کنارهگیری کرد. (2)
سید ضیاء به وزارت امور خارجه ابلاغ کرد به خاطر بینظمی که تاکنون در اعطای امتیازات بوده، فعلا از اعطای هرنوع نشان به اتباع داخله خودداری نمایند.
وزارت امور خارجه نیز این تصمیم را به تمام وزارت خانهها و ادارات دولتی ابلاغ نمود. (3)
«مؤتمن السلطنه» کارگزار سابق خراسان، مشهد را به قصد تهران ترک کرد.
کنسول انگلیس ضمن اطلاع خروج غیرمنتظره او از مشهد، به سفارت انگلیس گزارش داد که مؤتمن السلطنه در زمان خدمت او در مشهد، همیشه خود را ضد خارجیان نشان میداده و روزنامه تازه بهار به توصیه وی همیشه مقالاتی را علیه برناردی (4)، سیوبرگ (5)، آنتیپوف (6)، دبوا (7)، دکتر هافمن (8)و خود من (کنسول) منتشر میکرده است. (9)
به دنبال خروج نظامیان انگلیسی از مشهد و تربتحیدریه درخواست واگذاری سرباز خانهها (پادگانها) به دولت ایران از سوی وزیر جنگ، سفیر انگلیس امروز به «مدیر الملک» وزیر امور خارجه اطلاع داد که این سرباز خانهها در مشهد و تربت حیدریه به کارگزاران دولت ایران تحویل داده شده است. سفیر انگلیس در ادامه از دولت ایران مبلغ سی و پنج هزار تومان (10)بابت واگذاری این ساختمانها مطالبه نمود. (11)
«تئودور روتشتین» وزیرمختار شوروی در ایران و هیئت همراه به تهران وارد شدند (12)
[تصویر] مسعود کیهان
بنا به دستور دولت، اداره کارگزاری نیشابور تعطیل و تابلو
1) سپهبد امیر احمدی در این مورد در کتاب خاطرات خود مینویسد: «همین که، ما سه نفر [رضا خان، امیر احمدی و عبد اللّه خان امیر طهماسبی آجودان نظامی احمد شاه] روی کاناپه نشستیم، سردار سپه گفت: این ماژور مسعود خان که با سید ضیاء الدین آمده، وزیر جنگ است و من رئیس دیویزیون قزاق. درحالیکه، او ماژور ژاندارمری است و من سردار سپه، و این رئیس و مرئوسی درست درنمیآید و باید من وزیر جنگ باشم. من طبق تعهدی که با ایشان داشتم، مجددا یادآور شدم که در راه پیشرفت نظرات ایشان کوتاهی نکنم. امیر طهماسبی نیز روی موافق نشان داد. سردار سپه رفت و نگرانی خود را خاطرنشان ساخت. چند روز بعد هم، خبر رسید که به جای ماژور مسعود خان وزیر جنگ شده است.» (خاطرات نخستین سپهبد ایران، ص 178).
2) خاطرات نخستین سپهبد ایران، ص 178.
3) روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2.
4) Bernardi بازرس ایتالیایی اداره مالیه.
5) Sioberg رئیس سوئدی پلیس.
6) Antipoff نایب کنسول روسیه در خراسان.
7) پیشکار مالیه خراسان.
8) Hoffman مبلغ مذهبی و تبعه آمریکا.
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 57.
10) پس از گذشت چند ماه از این تاریخ و پرداخت نشدن این وجه از سوی دولت ایران، سفارت انگلیس در نامهای دیگر به محتشم السلطنه وزیر امور خارجه وقت تقاضا نمود که این مبلغ به حساب سفارت انگلیس در بانک شاهنشاهی واریز شود. (مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 4/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 3، ص 43).
11) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 6/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 3، ص 43.
12) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس در مشهد، ص 1.
آن نیز برچیده شد. (1)
کشتی «پاسیدون» حامل نفت و مقداری مال التجاره دیگر از «بادکوبه» به «مشهدسر» وارد شد. نمایندگان وزارت تجارت «بادکوبه» که مأمور مذاکره تجارتی با ایران بودند نیز با این کشتی به ایران وارد شدند. ریاست این هیئت، با «احمد محمداف» بود که از کنسول ایران در بادکوبه سفارشنامه داشت. قرار بود این گروه فردا به سمت بارفروش (2)حرکت کنند. (3)
فردی به نام «میرزا حبیب اللّه آشوری» که در گذشته از سوی نظامیان انگلیسی مأمور سانسور مراسلات پستی بود، از طرف حکومتنظامی قزوین مجددا مامور سانسور مراسلات پستی گردید. (4)
1) روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2.
2) بارفروش نام قدیم بابل بوده، این منطقه در قدیم دهی بوده است که بارها و کالا هایی که با کشتی از حاجی طر خان به بندر مشهدسر آورده و به آن منطقه حمل میشد و میفروختند.
3) روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2.
4) مراسله وزارت پست تلگراف به وزارت داخله 6/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000193.
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1300/ 27 آوریل 1921/ 18 شعبان 1339
در پی استعفای مسعود کیهان از سمت وزارت جنگ (1)، رئیس الوزراء رضا خان (2)را به این سمت منصوب نمود. (3)
مسعود خان کیهان وزیر جنگ سابق، به سمت وزیر مشاور در هیئت وزراء منصوب شد. (4)
کمیسیونی در وزارت جنگ در خصوص استخدام صاحب منصبان سوئدی تشکیل شد. این کمیسیون تصمیم گرفت تعداد بیست و پنج نفر از صاحب منصبان سوئدی را با درجات و تخصصهای مختلف برای وزارت جنگ استخدام نماید. (5)
هیئت وزرا تصویب نمود که یک نفر مستشار آمریکایی برای وزارت پست و تلگراف استخدام شود. (6)
میرزا سیاوش، از مبلغین ب هایی و از گماشتگان ارباب جمشید (7)
از این پس وضع ارباب جمشید به سرعت دگرگون شد. پرونده تجارت خانه ارباب جمشید سالها در عدلیه مطرح بود. در آبان 1303 ش، در نخستین کابینه رضا خان، ابو الحسن پیرنیا وزیر عدلیه وقت، ارباب جمشید را به جرم پرداخت رشوه به کارکنان دادگستری، به زندان سپرد. از آخرین دهه زندگی ارباب جمشید، که مقارن است با استقرار سلطنت پهلوی، اطلاعی در دست نیست. وی در 16 دی 1311، در 82 سالگی، در تهران درگذشت. بنا به اسناد ماسونی میرزا صادق خان ادیب الممالک فراهانی، منزل ارباب جمشید در دروازه دولت، محل اولیه تأسیس لژ بیداری ایرانیان بوده است. (تاریخ آغازین فراماسونی ...، ج 1، ص 201 و 202، 246، 248؛ مهنامه زرتشتیان، شم 7، ص 12، 11، 9؛ تاریخ زرتشتیان، ص 433، 437؛ ارباب کیخسرو، شاهرخ، ج 1، ص 378، 314، 380، تاریخ مشروطه ایران، ص 168؛ خاطرات و اسناد، ج 5، ص 53؛ انجمن تاریخ، س 1349، شم 1، ص 23 و 24؛ نخبگان سیاسی ایران، ج 4، ص 49 و 50).
پس از بازگشت از بمبئی، امروز اوراقی حاوی تبلیغات درباره آئین بهائیت، (8)در بازار بندرعباس توزیع نمود.این امر با اعتراض شدید مردم روبرو شد بهطوری که، عدهای با او درگیر شده و سر وی را مجروح کردند. پس از این حادثه میرزا سیاوش از بندرعباس خارج شد. (9)
سید ضیاء الدین طباطبایی نامهای به وزارت جنگ نوشت و اعلام کرد که کالدول، وزیرمختار آمریکا، با یک نفر مترجم میخواهد درباره موضوعی شخصی نصرت الدوله فیروز را در زندان ملاقات نماید، او دستور داد مأمورین محافظ نصرت الدوله از این ملاقات ممانعت به عمل نیاورند. (10)
[تصویر] ارباب جمشید
وزیرمختار جدید روسیه به اتفاق شاهزاده «نادر میرزا» به طور خصوصی و غیررسمی به منزل سید ضیاء رفته و مدتی
1) البته در اسناد وزارت خارجه فرانسه روز 6 اردیبهشت معرفی رضا خان به عنوان وزیر جنگ آورده شده است. (اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 101، گزارش شم 14).
2) رضا خان سردارسپه، رئیس (فرمانده) کل دیویزیون قزاق قبل از ظهر نیمه شعبان به عنوان وزیر در نظر گرفته شد (روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2).
3) خاطرات نخستین سپهبد ایران، ص 178.
4) روزنامه ایران، 7/ 2/ 1300، ص 2.
5) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 47.
6) روزنامه ایران، 8/ 2/ 1300، ص 1.
7) ارباب جمشید، پسر بهمن پارسی، معروف به جمشیدیان، در سال 1299 ق، در یزد به دنیا آمد، وی از خردسالی نزد تجار زرتشتی کار میکرد. از یازده سالگی به مدت هفت سال در تجارت خانه ارباب رستم، ابتدا در بروجرد و سپس در تهران مشغول به کار شد. سرانجام در سرای مشیر خلوت بازار تهران، که محل بازرگانان زرتشتی بود حجرهای خرید و مستقلا به کار تجارت، صرافی، بانکداری و کشاورزی مشغول شد. به تدریج کار بازرگانی او رونق گرفت به حدی که در هریک از شهرهای قم، کاشان، اصفهان، یزد، شیراز، کرمان و ... شعبهای از تجارت خانه خود را تأسیس کرد و به کار واردات و صادرات پرداخت. اعتبار مالی ارباب جمشید، موقعیت ویژهای برای او در نزد همکیشانش و حکومت فراهم آورد. مطابق اسناد، وی از 1324 ق، برای حل و عقد امور زرتشتیان ایران و هند با حکومت مورد توجه زعمای قوم بود. در تحصن اهالی تهران در سفارت خانه انگلیس و حوادث مشروطه، نام ارباب جمشید در کنار تجار بزرگ آن عهد، به عنوان حامیان مالی آن حرکت سیاسی آمده است. در هنگام تأسیس مجلس شورای ملی از جانب اقلیت زرتشتی به وکالت انتخاب شد. دوره نمایندگی ارباب جمشید با به توپ بسته شدن مجلس اول در 23 جمادی الاولی 1336 ق، به پایان رسید. با وجود گستردگی فعالیتهای ارباب جمشید در زمینههای اقتصادی و سیاسی و نفوذ و اعتبار وی نزد دولتمردان و بازرگانان، تجارت خانه ارباب جمشید در ذیقعده 1330 ق، اعلان ورشکستگی نمود و در همین زمان بیش از چهل تجارت خانه و صراف خانه معتبر ایرانی در تهران ورشکسته شدند.
8) بهائیت فرقهای منشعب از آیین بابی، که خود برخاسته از مکتب شیخ ی است. این مکتب تفسیری فلسفی عرفانی و باطنی از تشیع است؛ بنابراین بهائیت را- به رغم منابع بهائی- نمیتوان دین مستقل خواند. بنیانگذار آئین ب هایی، میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاء اللّه است، این آیین نیز نام خود را از همین لقب برگرفته است. (جهت اطلاع بیشتر ن ک: دانشنامه جهان اسلام، ج 4، ص 733- 744).
9) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس، 9/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 14، ص 95.
10) نامه سید ضیاء الدین طباطبایی به وزارت جنگ، 7/ 2/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 60340- ن.
طولانی با وی مذاکره کردند. (1)
از سوم اردیبهشتماه تا امروز مقدار چهار صد هزار پوط نفت از «بادکوبه» به «بندر جز» و «مشهدسر» وارد گردیده، که همین عامل باعث کاهش عمده قیمت بود. برای حمل نفت به تهران نیز اقدامات لازم صورت گرفته بود. (2)
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1300/ 28 آوریل 1921/ 19 شعبان 1339
حکومت اصفهان از وزارت داخله خواست به علت حفظ و حراست عمارت چهلستون (1)و لزوم تعمیر آن، به اداره مالیه دستور داده شود مبلغ دویست تومان برای تعمیرات این عمارت اختصاص دهند. (2)
«داویسون» مدیر گمرک انگلیس که با اتومبیل در حال عبور از مرز قصرشیرین به طرف خانقین بود در دهکده «کچل کچلها» از سوی مأمورین گمرک مرزی قصر، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
مأمورین گمرکی که برای جلوگیری از خروج سکه نقره و طلاآلات از ایران، عابرین و اتومبیلها را بازرسی میکردند، میخواستند اتومبیل را متوقف و بازرسی نمایند ولی سرنشینان اتومبیل که مأمورین گمرک بعدا متوجه شدند یکی از آنان «داویسون» بوده است، بیاعتنا به راه خود ادامه دادند و مأمورین به ناچار به سوی آنها، تیراندازی نمودند که پای «داویسون» در این ماجرا مجروح شد. (3)
به دنبال محکوم کردن قرارداد 1919 م از سوی رئیس الوزراء و پیشنهاد استخدام مستشاران مالی و نظامی انگلیسی به «نرمن»، سید ضیاء الدین طباطبایی در راستای استمالت از سایر قدرتهای خارجی (فرانسویها، آمریکاییها و روسها) از آنان دعوت کرد تا مقامهای معدودی را در سایر وزارت خانهها به دست آورند. (4)
این موضوع با مقاومت هایی از سوی وزارت خارجه انگلیس روبرو شد ولی سرانجام وزارت خارجه انگلیس با ارسال تلگرافی به «نرمن» با اکراه به مشارکت دیگر دولتهای خارجی در ایران رضایت داد. (5)
گروهی از ارامنه کرمان با ارسال تلگرافی به «پرنس آرقوطیان» (6)و هیئت نمایندگان ارامنه تهران، موضوع قتل پسر «نرسس» را اطلاع داده و از آنان درخواست نمودند با ارائه تظلم و دادخواهی به اولیای دولت دستگیری و مجازات مرتکبین را خواستار شوند. (7)
دویست ژاندارم به فرماندهی سلطان احمد خان، مشهد را به قصد قوچان برای دستگیری زبردست خان و مرسل صدیقاف (8)ترک کردند. (9)
روتشتین وزیرمختار جدید شوروی در ایران، اعتبارنامه خویش را طی مراسمی تسلیم احمد شاه کرد. در همین مراسم روتشتین آلبومی از تصاویر سران رژیم جدید روسیه شوروی را روی یک سینی طلا به احمد شاه هدیه کرد. (10)
خبر شیوع طاعون در روستایی حدود چهل کیلومتری جنوب سرخس در مشهد منتشر شد. به دستور کلنل «پسیان»، کمیته بهداشت محلی، اقدامات لازم را برای جلوگیری از گسترش بیماری انجام داد و یک اردوگاه ویژه به منظور قرنطینه افراد مبتلا به بیماری طاعون در بین راه مشهد به سرخس ایجاد گردید. (11)
1) چهلستون بنائی است در شهر اصفهان که در مغرب میدان امام خمینی این شهر و در وسط صحن وسیعی واقع شده است و دیوارهای کوتاهی دارد این بنا از ساختمانهای زمان شاه سلطان حسین و در محل بنای قدیمیتری که متعلق به شاه عباس کبیر بوده ساخته شده است. در شمال آن استخر بزرگی است که به پلههای مرمری منتهی میگردد. بنای اصلی کاخ 1713 متر مساحت و بر صفحهای قرار گرفته که از یک متر 6/ 1 متر از زمین ارتفاع دارد. چون بنای مذکور دارای بیست ستون بلند است و عکس این ستونها در آب استخر منعکس میشود، چهلستون گفتهاند.
2) روزنامه ایران، 9/ 2/ 1300، ص 1.
3) تلگراف وزارت داخله به وزارت خارجه، 17/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 21، ص 1 و گزارش حکومتنظامی کرمانشاهان به وزارت داخله، 9/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 44، ص 2.
4) ر. ک: خبر 7/ 12/ 1299.
5) Minute by Oliphant, 28 April 1921, Fo 371/ 6403/ 4805
6) آرقوطیان نماینده دولت جمهوری ارمنستان در تهران بود. (م).
7) تلگراف ارامنه کرمان به آرقوطیان و هیئت نمایندگان ارامنه تهران، 8/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران شم ت. 293005975.
8) زبردست خان و صدیقاف از خوانین درهجز و ... بودند. (م).
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 60.
10) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 37، ص 81.
11) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 58.
[تصویر] جشن مدرسه نظام از سمت راست: سرتیپ امیر موثق نخجوان، سالار نظام کوپال، سردار رفعت نقدی، علی ریاضی، سردار همایون، سردار سپه، جان محمد خان، سردار مدحت جلایر، سرتیپ مرتضی خان
امروز «معاضد السلطنه» به قزوین وارد شد قرار بود وی پس از دو روز توقف در آنجا عازم «منجیل» شود. (1)
بخشی از نیروهای نظامی ایران قزوین را ترک کردند و سرفرماندهی نیروی قزاق و واحد مسئول سربازگیری در قزوین مستقر شدند (2)
حکومتنظامی تهران با انتشار اعلانی به کارمندان آن اداره اطلاع داد که ساعت کار کارمندان آن اداره از ساعت هفت صبح تا دوازده و از ساعت پانزده تا هیجده عصر خواهد بود و چنانچه کارمندی در ساعت مذکور در اداره حضور نداشته باشد جریمه خواهد شد. (3)
جمعه 9 اردیبهشت 1300/ 29 آوریل 1921/ 20 شعبان 1339
نظامیان انگلیسی مستقر در قزوین، این شهر را بهطور کامل تخلیه کرده و به طرف همدان عزیمت نمودند. (1)
در پی ورود نظامیان عثمانی به خوی (2)اهالی این منطقه دیروز و امروز مجالس متعددی تشکیل داده و در این خصوص به مذاکره پرداختند. آنان نمایندگانی را نزد حکومت خوی فرستاده و به عدم جلوگیری حکومت از ورود نظامیان عثمانی اعتراض نموده و تقاضا کردند آنان را بعد از خلع سلاح از خوی خارج نمایند اهالی که از این پیشآمد فوق العاده در وحشت و نگرانی بهسر میبردند، قصد داشتند. در صورتی که از سوی حکومت خوی مساعدت صورت نگیرد با مقامات بالاتر مذاکره نمایند. (3)
قبل از ظهر امروز «صمصام السلطنه» در منزل شخصی سید ضیاء با وی ملاقات و مذاکره کرد. وزیرمختار آمریکا نیز در اینروز با حضور در منزل سید ضیاء مدتی با وی مشغول مذاکره بود. (4)
دویست ژاندارم به فرماندهی «سلطان رفیع خان» از اصفهان به قم اعزام گردیدند. (5)
پیرو مذاکرات شفاهی «مدیر الملک» وزیر امور خارجه وقت در ماه مارس گذشته، با سفارت انگلیس در تهران، در خصوص پذیرش حفاظت از منافع اتباع ایرانی در بلغارستان، دولت انگلیس امروز اعلام کرد تا زمان ورود «کنت منتفرت»)Count Monteforte( به «صوفیا» که به سمت شارژدافری ایران در «صوفیا» (6)انتخاب شده بود، در جهت حفاظت از منافع اتباع ایرانی در بلغارستان (7)تلاشهای لازم را انجام خواهد داد. (8)
1) روزنامه ایران، 11/ 2/ 1300، ص 1.
2) شهرستان خوی یکی از شهرهای شمالغربی ایران است که در 777 کیلومتری شمالغربی تهران و 149 کیلومتری تبریز واقع شده است. شهر خوی به وسیله دو راه شوسه از طریق جلفا با جمهوری آذربایجان و دیگری در بازرگان با کشور ترکیه ارتباط دارد.
3) تلگراف کارگزار آذربایجان به وزارت خارجه، 15/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 40، پ 4، ص 1.
4) روزنامه ایران، 11/ 2/ 1300، ص 1.
5) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 10/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 89.
6) صوفیا پایتخت کشور بلغارستان که در جنوبغربی آن کشور واقع شده است.
7) جمهوری بلغارستان در جنوب شرقی اروپا و در شبهجزیره بالکان واقع شده و از شمال به دریای سیاه و از جنوب به قسمت اروپایی ترکیه و یونان محدود است. در سال 1944 م، روسیه به بلغارستان اعلان جنگ داد و کمی بعد دولت کمونیستی جایگزین حکومت سلطنتی گردید و در 15 سپتامبر 1946 م، جمهوری خلق بلغارستان تشکیل شد و در سال 1947 م، قانون اساسی جدید آن کشور تدوین شد و در سال 1955 م، به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد.
8) تلگراف سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 4/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 24، پ 2، ص 11.
شنبه 10 اردیبهشت 1300/ 30 آوریل 1921/ 21 شعبان 1339
«نرمن» به «کرزن» وزیر خارجه انگلیس اطلاع داد: سید ضیاء رئیس الوزراء دولت ایران متأسف است که نمیتواند تقاضای انگلیس را مبنی بر عدم استخدام مستشاران آمریکایی بپذیرد اما اطمینان میدهد که منافع بریتانیا را حفظ نماید. نرمن در ادامه افزود رئیس الوزراء برای بازرسی فنی پست و تلگراف یک نفر انگلیسی را به کار میگیرد و بانک جدید هم با سرمایه انگلیسی تشکیل میشود. (1)
به دستور پسیان روزنامههای «مهر منیر» و «خراسان» در مشهد توقیف شدند. علت توقیف روزنامه خراسان، درج مقالهای علیه «دبوا» پیشکار مالیه خراسان بود. (2)
اموال و اثاثیه «سردار فاتح» پسر «امیر افشار» به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی از سوی حکومتنظامی تهران توقیف شد. (3)
چون برخی هندیهای ساکن ایران به خصوص هندیهای مقیم شیراز و بوشهر در بازگشت به کشورشان زنان و کودکان ایرانی را برای خدمتگزاری با خود میبردند کارگزاری بوشهر پس از اطلاع از این ماجرا با مذاکره با کنسولگری انگلیس و صدور دستور به گمرک سعی در جلوگیری از این عمل جلوگیری نمودند ولی با توجه به اینکه، برخی هندیهای مسلمان، همسران ایرانی در عقد خود داشته و میخواستند آنان را با خود به هندوستان ببرند، امروز کارگزاری بوشهر از وزارت امور خارجه درباره اینکه، آیا این هندیهای مسلمان میتوانند همسران خود را همراه ببرند یا نه، سؤال نمود.(4)
وزارت امور خارجه نیز در پاسخ اظهار داشت در صورتی که زنان ایرانی ازدواج شرعی و مطابق با قباله صحیح با هندیهای مسلمان داشته باشند میتوانند به میل خود به همراه همسران خود بروند. (5)
هیئت نمایندگان ارامنه تهران در نامهای به وزارت داخله خواستار دستگیری و مجازات عاملین قتل پسر «نرسس ارمنی» در کرمان شدند. (6)
فرستاده منشور الملک امروز پس از بازگشت از رشت گزارش داد اوضاع رشت هیچ تغییر نکرده و هنوز نظامیان روسیه از رشت خارج نشدهاند ولی خبر آمدن نیروهای قزاق از تهران به سوی گیلان آنها را مشوش نموده و مشغول تحکیم مواضع خود بین رشت و انزلی هستند (7)
(1).
(2).
(3).
(4).
(5).
(6).
(7).
1) Norman to Curzon ,30 April 1921 .Fo 371 /6403 .
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 60.
3) گزارش اداره پلیس به ریاست پلیس، 14/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293003230.
4) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 10/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 16.
5) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری بوشهر، 18/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 17.
6) نامه هیئت نمایندگان ارامنه تهران به وزارت داخله، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
7) تلگراف منشور الملک از آستارا به وزارت امور خارجه، 12/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3/ 15، پ 94، ص 3.
یکشنبه 11 اردیبهشت 1300/ 1 می 1921/ 22 شعبان 1339
وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه که در تاریخ 7 فروردین، با نشر آگهی از وارث تجارت خانه «گ. س. لیانازوف» خواسته بود تا برای رسیدگی و تسویه محاسبات این تجارت خانه با دولت به این وزارت خانه مراجعه نمایند، بار دیگر امروز در نامهای خطاب به ورثه «لیانازوف»، به آنان خاطرنشان ساخت با توجه به اینکه نزدیک به سه سال از الغای قرارداد اجاره شیلات که با تجارت خانه «گ. س. لیانازوف» منعقد شده میگذرد ولی هنوز از طرف ورثه تجارت خانه برای تسویه حقوق کارگران و قروض تجارت خانه به دولت، اقدامی صورت نگرفته است. وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه در ادامه با اشاره به اینکه تسامح در این امر موجب خسارت به دولت، طلبکاران و حتی زیان خود تجارت خانه شده است، به ورثه «لیانازوف» تأکید کرد نظر به حفظ حقوق دولت، کارگران و سایر طلبکاران و تعیین تکلیف قطعی اداره شیلات، این وزارت خانه، از این تاریخ برای مطالعه در این امر و ارسال پاسخ تا پنج روز دیگر نیز به شما فرصت میدهد. (1)
برای تهیه و تدارک لوازم و تجهیزات قشونی، رضا خان به کلیه دوایر و ادارات نظامی ایالات و ولایات دستور داد که هر چه زودتر نواقص و کمبود هایشان را به وزارت جنگ اطلاع دهند تا برای رفع آنها اقدام شود. (2)
در روستای «دولتآباد» سرخس مرضی با علائم طاعون بروز نموده که تا به امروز نزدیک به یکصد نفر جان خود را در اثر این بیماری از دست داده بودند. بنابراین وزارت صحیه و امور خیریه به کمیسیون صحیه ایالت خراسان دستور داد یک نفر پزشک دیگر به آن منطقه اعزام نمایند تا با کمک پزشک حاضر در آن منطقه، تحقیقات لازم را انجام داده و بیماری را بهطور قطعی مشخص نمایند و در صورتی که تشخیص داده شد بیماری طاعون است در کشتن موشها و سگها و گربهها و ضدعفونی نمودن منازل و سوزانیدن البسه آلوده و غیره اقدامات لازم را انجام دهند. همچنین امروز در این خصوص مجلس شورای عالی صحی جلسهای تشکیل داد. (3)
اسماعیل سمیتقو به همراه ششصد نفر از افراد خود در «سلدوز» حضور داشتند. (4)
شهر ارومیه در قحطی بهسر میبرد. به دستور سمیتقو مردم این شهر برای دادن پول و اسلحه زیر فشار قرار گرفته بودند. (5)
پنج نفر (6)از عاملین قتل پسر نرسس ارمنی در کرمان پس از دستگیری، تحت بازجویی قرار گرفتند. (7)
کلنل «تریور» جنرال کنسول انگلیس در بوشهر که به خوزستان سفر کرده بود امروز به بوشهر بازگشت. (8)
پیرو درخواست میرزا عزیز اللّه نعیم (9)
امتیازاتی که دولت وقت حتی برای شهروندان خودش در نظر نمیگرفت.
وی همچنین تأکید میکرد که مجلس شورای ملی باید قوانینی جهت تضمین تعهدات دولت به تصویب برساند. در خاتمه وی تحت عنوان «فوایدی» که اجرای پیشنهاد او برای دولت ایران دارد، تصویری خیالپردازانه از یک اقتصاد شکوفا ارائه میدهد. (شناسنامه مطبوعات ایران، ص 429- 431؛ تاریخ یهود ایران ص 904 و 918- 924؛ دولت ایران و متخصصان مهاجر آلمانی، ص 22 و 23).
کلیمی، مدیر روزنامه هگئولا، ریاست وزراء به حکومتنظامی تهران دستور داد از طبع و نشر روزنامه «هگئولا» (10)که به زبان فارسی و حروف عبری، منتشر میشود، جلوگیری ننمایند. (11)1) مراسله وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه به «لئون لیانازوف» و «مادام لیانازوف»، 11/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت، 240016651.
2) روزنامه ایران، 12/ 2/ 1300، ص 1.
3) مراسله اداره کل امور خیریه و آبلهکوبی به وزارت خارجه، 11/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 5.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 12.
5) همان، ص 12.
6) اسامی دستگیرشدگان به شرح ذیل بود: 1- ماشاء اللّه نام گماشته بانک شاهنشاهی شعبه کرمان 2- میرزا حسین 3- علی اصغر گماشته میرزا سید حسین خان نام مترجم بانک شاهنشاهی شعبه کرمان 4- علی اکبر قالیباف فرزند غلامعلی بنا 5- محمد قصاب فرزند ابراهیم. (اسناد ملی ایران شم ت 293005975).
7) تلگراف جعفر قلی بختیاری به وزارت داخله، 11/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
8) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 11/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 14.
9) عزیز اللّه نعیم یک یهودی تبعه ایران بود که در سالهای بعد از کودتا در پاریس اقامت داشت. وی رئیس کل تشکیلات صهیونیست تهران و نیز مؤسس روزنامهای به نام هگئولا بود که ارگان صهیونیستهای ایران بوده است. از دیگر مشاغل او نمایندگی یهودیان ایران در آژانس تلگرافی یهود و مدیر یک شرکت تولید و صادرکننده پارچههای پشمی در پاریس بود. وی در سال 1931 م، تقاضانامهای را جهت انجام طرحهای اقتصادی در ایران به دربار ایران ارسال کرد. همچنین بولتن خبری را که طی آن فعالیتهای آژانس تلگرافی یهود در نقاط مختلف جهان تشریح شده بود ارسال کرده بود. در این تقاضا او نخست پیشنهاد میکند که با حمایت مالی انجمنهای یهودی، متخصص کشاورزی و زارعین یهودی اروپای شرقی را به ایران بفرستد تا به پیشرفت کشاورزی علمی با توجه به برنامههای توسعه اقتصادی ایران کمک کند. در قبال آن او تقاضای امتیازات حقوقی، نظیر دارا بودن تابعیت ایران و حقوق شهروندی میکند و خواهان امتیازات اقتصادی به شرح زیر میباشد: دادن زمین مجانی برای کشاورزی، عدم پرداخت مالیات تا ده سال، عدم تأدیه حقوق گمرکی از ماشینآلات و ادوات کشاورزی آنان، انتقال رایگان ماشینآلات، اعطای بذر و کود مجانی در سال اول به کشاورزان و دادن ویزای مجانی به افرادی که قصد توطن در ایران را دارند.
10) این جریده اجتماعی، ادبی، اخلاقی، تاریخی و بیشتر در اوضاع و احوال کلیمیان مورد بحث و بررسی قرار میداد و اخبار یهودیان را به دو زبان عبری و فارسی منتشر میکرد. (اسناد کابینه کودتا، ص 179 و 180).
11) گنجینه اسناد، سال سوم، 1372، دفتر چهارم، ص 72.
[تصویر] خانوادههای یهودی: نظریان، کاشانی، سیمانتوب، بنلوی، یرمیاه (تهران)
دوشنبه 12 اردیبهشت 1300/ 2 می 1921/ 23 شعبان 1339
بنا به اعلان قبلی «محمد باقر دولوی» مدیر مدرسه نظام، ثبت نام از داوطلبین واجد شرایط برای تحصیل در این مدرسه از امروز آغاز شد. شرایط داوطلبین به شرح ذیل اعلام شد مسلمان و تبعه ایران، حداقل سن هجده سال و حداکثر بیست و دو سال. داوطلبان میبایست از سلامت کافی برخوردار بوده و سوءپیشینه نیز نداشته باشند. (1)
[تصویر] صاحب منصبان اداره نظمیه در سالهای پایانی دوره قاجاریه
در پی بروز بیماری «طاعون خیارکی» (2)
ورم و آماسی که در ران و بغل آشکار میگردد. طاعون را دوگونه دانستهاند طاعون گاوی، طاعون خیارکی. طاعون گاوی را گاومرگی یا وبای گاو یا طاعون گاو یا گاومیری نیز گویند.
در سرخس، به منظور جلوگیری از سرایت این بیماری به مناطق دیگر دولت ایران از سفارت فرانسه در تهران تقاضا کرد هرمقدار واکسن و سرم ضد طاعون موجود دارند به وزارت صحیه و امور خیریه ایران بدهند تا هرچه زودتر برای آن مناطق ارسال شود. (3)اداره حکومتنظامی به اداره نظمیه تهران دستور داد، ساعت عبور و مرور عابرین در شب را یک ساعت افزایش داده و از ساعت یازده بعد از ظهر به بعد مانع از عبور و مرور افراد گردند. (4)
1) روزنامه وطن، 15/ 2/ 1300، ص 2.
2) طاعون مرضی است الیافی عام و کشنده لفظ طاعون در فارسی گاه به صورت مصدر مرکب استعمال میشود و درحالیکه لازم باشد با مصدر گرفتن و اگر متعددی باشد با مصادر زدن و رسیدن به کار میرود. ورمی بود که در زیر پستان یا بغل با بن ران واقع میشد و مادهای سمی که عضو را فاسد میکرد و قی و خفقان همراه آن بود. هرآماس یا ورم که در گوشت نرم پدید آید. خیارک نوعی ورم و دمبل که در بن ران و زیربغل پدید آید.
3) مراسله وزارت خارجه به سفارت فرانسه، 12/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 29، ص 5.
4) روزنامه ایران، 13/ 2/ 1300، ص 1.
سهشنبه 13 اردیبهشت 1300/ 3 می 1921/ 24 شعبان 1339
امروز به پیشنهاد وزارت داخله و تقاضای اداره نظمیه، هیئت دولت تصویب نمود از اول فروردینماه 1300، تا مدت سه سال، ماهانه دوازده تومان مستمری به ورثه سه نفر از مأمورین نظمیه که در شب کودتای سوم اسفند در درگیری با قزاقها کشته شده بودند، پرداخت شود. (1)
هیئت وزیران بنا به پیشنهاد وزارت پست و تلگراف، سه فقره قرارداد پستی را که «مولیتور» رئیس کل پست و نماینده ایران در کنگره پستی «مادرید» (2)در 30 نوامبر 1920 م، به امضاء رسانده بود تصویب کردند و مقرر شد وزارت امور خارجه تصویب این قراردادها را به سفارت ایران در «مادرید» اطلاع دهد. (3)
بعد از ظهر امروز، وزیرمختار دولت انگلیس با حضور در دربار، مدتی با سید ضیاء الدین مذاکره کردند. (4)
هیئت دولت بنا به پیشنهاد اداره بلدیه تهران امروز با اکثریت آرا تصویب نمودند به خاطر مصالح کشور به منظور جلوگیری از مصرف مشروبات الکلی و پیشگیری از ضرر و زیان آن، از این پس امتیاز ساخت و فروش مواد الکلی در تهران منحصرا به اداره بلدیه واگذار شود. مصوبه هیئت دولت در این خصوص در هفت ماده تنظیم شد. بنا به ماده یک این مصوبه مقرر شد از تاریخ انتشار این مصوبه ساخت و فروش مواد الکلی به وسیله اشخاص متفرقه در ایالت تهران، ممنوع اعلام شود ولی از آنجا که، بعضی مواد الکلی در امور پزشکی، داروسازی و صنعتی کاربرد دارند فقط بلدیه تهران، مواد مزبور را تهیه و به فروش برساند در این تصویبنامه (5)هیئت دولت با فروش آزاد الکل متیلیک (متانول) که قابل شرب نیست موافقت نمود. (6)
پس از امضای پیشنویس عهدنامه بین چین و ایران دولت انگلستان اعلام نمود. از این پس، اتباع ایرانی مقیم چین تحت حمایت انگلیس نخواهند بود. (7)
1) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 228؛ اسناد تاریخ معاصر، شم 4786- ن.
2) شهر مادرید پایتخت کشور اسپانیا میباشد.
3) مراسله رئیس الوزراء به وزارت خارجه، 24/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 59، پ 1، ص 59؛ زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 228.
4) روزنامه ایران، 14/ 2/ 1300، ص 1.
5) برای اطلاع بیشتر از بقیه مواد این تصویبنامه ر. ک: اسناد ملی ایران، شم ت 2- 81009.
6) مراسله رئیس الوزراء به بلدیه تهران، 15/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 2- 81009.
7) یادداشت سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 13/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 20، ص 1.
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1300/ 4 می 1921/ 25 شعبان 1339
پس از پیگیریهای فراوان در خصوص شناسایی عاملین قتل پسر «نرسس ارمنی» در کرمان، قاتلین دستگیر و بازجویی شدند. فردی به نام ماشاء اللّه، گماشته بانک شاهنشاهی و چهار نفر از همدستانش در حضور برخی از رؤسای ادارهها و سازمانهای دولتی کرمان، ضمن اعتراف به قتل پسر نرسس، به صراحت اقرار کردند به مدت چند سال است که به هتک نوامیس مردم، خصوصا زرتشتیها مبادرت نموده و تاکنون به چند دختر زرتشتی نیز تجاوز نمودهاند. (1)
انجمن ملی ارامنه کرمان و انجمن زرتشتیان کرمان نیز در خصوص اقدامات این گروه، به نخستوزیر اطلاع دادند: این گروه، که اخیرا مرتکب قتل نرسس ارمنی شدهاند، همه شب به خانههای زرتشتیها تعرض کرده و به نوامیس آنها تجاوز میکردند بهطوری که، زرتشتیان مجبور شده بودند شبها در یک مکان جمع شوند تا جان و ناموس خود را در امان نگه دارند. (2)
امروز در شهر رشت تظاهرات سیاسی بزرگی برپا شد.
برخی از رهبران بلشویکها نیز در این تظاهرات شرکت داشتند. «اوساچف»)Osatchef( افسر سیاسی مقیم گیلان در یک سخنرانی برای اجتماعکنندگان اظهار داشت: انگلیسیها باید خاک ایران را ترک کنند و تا چنین نشود مسکو با تخلیه گیلان موافقت نخواهد کرد. وی سپس افزود: روسها همچنان از حکومت «میرزا کوچک خان» (3)
پس از انقلاب اکتبر 1917 روسیه و بازگشت نیروهای روسی به کشور خود، سیطره جنگلیها در سراسر شهرهای گیلان تثبیت شد ولی اولین انشعاب در گروه جنگل با تسلیم شدن حاج احمد کسمایی به دولت وثوق الدوله در 1337 ق، به وقوع پیوست و انشعاب بعدی با تسلیم شدن دکتر حشمت و شیخ عبد السلام عرب با 270 تن از یارانش به نیروهای دولتی به وقوع پیوست ولی سرانجام قوای دولتی در تعقیب نیروهای جنگلی موفق نشد و بعد از مدتی متارکه، با مذاکرات صلحی که بین نمایندگان دولت وثوق الدوله و میرزا کوچک خان انجام گرفت اطلاعیهای از طرف دولت مبنی بر متارکه جنگ صادر شد. میرزا کوچک خان در سال 1338 ق، با ائتلاف نیروهای ارتش سرخ دست به تشکیل شورای انقلاب زد که عهدهدار رهبری انقلاب سرخ در ایران بود. اعضای این شورا عبارت بودند از: میرزا کوچک خان، کاژانف فرمانده قوای شوروی در ایران، کامران آقایف عضو حزب عدالت باکو، احسان اللّه خان دوستدار، گائوک آلمانی با نام ایرانی هوشنگ، میر صالح مظفرزاده، حسن آلیانی (معین الرعایا)، کارگاتیلی با نام ایرانی شاپور. واقعیت این بود که میرزا کوچک خان با اندیشههای ملی، مذهبی و استقلالطلبانه خود نمیتوانست خواستههای کمونیستهای دوآتشهای را که از کرملین دستور میگرفتند، برآورد. او به مردم خود تکیه داشت و مداخله نیروهای بیگانه را در امور داخلی جنبش مردود میدانست، البته به همکاری انقلابی با کمونیستها معتقد بود. پس از کودتای سرخ، میرزا کوچک خان دست به فعالیت دیپلماتیک زد و تلاش کرد که با راهحلهای سیاسی قضیه را فیصله دهد، اما راه به جایی نبرد. سرانجام مکاتبات سیاسی میرزا کوچک خان نیز سودی نبخشید و سرکردگان جنگلیها علیرغم دستور میرزا مبنی بر عقبنشینی از مقابل قوای ارتش سرخ، این امر را عدم شجاعت فرض کردند و با قوای مهاجم به جنگ پرداختند. ولی پس از مدتی که نامههای گلایهآمیز بین میرزا کوچک خان و احسان اللّه خان سرکرده کودتاچیهای سرخ رد و بدل شد، سرانجام با پادرمیانی هیئت اعزامی دولت مشیر الدوله، کار جنگلیها با انقلابیون سرخ به آشتی کشید و توافق کردند حیدر خان عمو اغلی برای نظارت بر عملکرد کمیته انقلاب به گیلان بیاید و طولی نکشید که حیدر خان با یک کشتی اسلحه وارد ایران شد.
پس از کودتای سوم اسفند، روتشتین سفیر جدید شوروی در ایران، مأمور شد که قضیه جنگل را خاتمه دهد و از طرفی در همین زمان آتش اختلافات داخلی، مجدا در میان انقلابیون جنگل برافروخته شد. سران جنگل دشمنی با جناح مخالف را به درگیری نظامی تبدیل کردند و در 26 محرم 1340 به قصد ترور یا دستگیری مخالفین مرکز کمیته انقلاب در ملاسرا را غافلگیرانه زیر آتش گرفتند. عدهای کشته شدند، خالو قربان گریخت و به رشت رفت و حیدر خان عمو اوغلی در جنگل دستگیر و زندانی شد. واقعه ملاسرا یک جنگ هفتروزه را بین جنگلیها از یکسو و کردها و روسها از سوی دیگر به دنبال داشت. جنگلیها به رشت رسیدند و از همه طرف بر روی سنگرهای مخالفین فشار وارد کردند. خالو قربان که عرصه را به خود تنگ دید، به نیروهای دولتی که در نزدیکی رشت منتظر وقت مناسب برای حمله به انقلابیون بودند تسلیم شد. به دنبال تسلیم خالو قربان به قوای دولتی شهر رشت سقوط کرد و سردار سپه و اردوی جنگی او وارد رشت شد. پس از استقرار سردار سپه در رشت، بین او و میرزا کوچک خان نامه هایی مبادله شد که بوی صلح میداد. و سرانجام بین جنگلیها و قوای دولتی قرارداد آتش بس 48 ساعته امضا شد و قرار ملاقات سردار سپه و میرزا کوچک خان نیز گذاشته شد. اما حادثهای غیرمنتظره تمام رشتهها را پنبه کرد. آن حادثه این بود که فرمانده نیروی قزاق مأمور جبهه ماسوله که شیخ لنسکی نام داشت به علت عدم اطلاع از متارکه 48 ساعته جنگ، با قوای خود به عده شصت نفری جنگلیها به سرکردگی میرزا نعمت اللّه آلیانی برخورد و بین طرفین زد و خورد سختی شد که منجر به کشته شدن سه افسر قزاق و 15 نظامی دیگر شد. سردار سپه پس از شنیدن خبر این درگیری، قضیه را حمل بر عدم صداقت جنگلیها کرد و مذاکرات صلح را متوقف و با نیرو هایش به جنگل یورش برد. جبهههای جنگل یکی پس از دیگری سقوط کرد. دستهدسته از یاران میرزا کوچک خان به قوای دولتی تسلیم شدند، بطوریکه پس از چند روز جز افراد معدودی در اطراف میرزا کسی باقی ماند. میرزا به اتفاق گائوک آلمانی (هوشنگ) تلاش کردند از طریق گذر از کوه های گیلان به خلخال رفته و به اعظم خانم فولادلو، خواهر امیر عشایر شاطرانلو پناهنده شوند ولی سرما و بوران شدید مهلتشان نداد و در گردنه گیلان در 11 آذر 1300 ش، در اثر یخزدگی جان به جانآفرین تسلیم کردند. (نامها و نامدارهای گیلان، ص 413- 410؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 5، ص 297- 309؛ شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 182- 184).
حمایت خواهند کرد. (4)اسماعیل سمیتقو سراسر ناحیه سلماس تا سلدوز(5)را زیر سلطه خود گرفت. مقامات رسمی حکومت مرکزی چند ماهی بود که امکان رفتوآمد به آن منطقه را نداشتند (6)
[تصویر] میرزا کوچک خان
1) تلگراف حکومت کرمان به وزارت داخله، اسناد ملی ایران 14/ 2/ 1300، شم ت 293005975.
2) تلگراف انجمن ملی ارامنه و انجمن زرتشتیان کرمان به رئیس الوزراء، اسناد ملی ایران، 17/ 2/ 1300، شم ت 293005975.
3) میرزا یونس مشهور به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ رشتی در سال 1259 ش در محله اوستا سرای رشت به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در مدرسه حاجی حسن رشت گذراند و بعد از چندی در جرگه طلاب مدرسه جامعه رشت شد. میرزا کوچک همزمان با جنبش مشروطهخواهی در ایران مشروطهخواهه شد و در این راه مجاهدتهای فراوانی کرد. او در زمان بسیج قوای ملی رشت برای تصرف پایتخت، فرماندهی یکدسته از جنگآوران را به عهده گرفت و همراه دیگر مجاهدان در فتح تهران شرکت جست. پس از فتح تهران هنگامی که محمد علی شاه مخلوع ترکمنها را تحریک کرد که برای سرنگونی دولت مشروطه به تهران بیایند، میرزا کوچک خان داوطلبانه به گمش تپه رفت و در جنگی که بین مجاهدین و شورشیان ترکمن روی داد شرکت کرد. پس از بازگشت به رشت به دستور کنسول روسیه، از رشت به تهران تبعید شد. در تهران نیز نتوانست با مجاهدین فاتح رابطه خوبی برقرار کند و در نتیجه چندی در انزوا و خلوت بهسر برد. پس از چندی دو نفر از مبلغین دولت عثمانی به عنوان دعوت به اتحاد اسلام وارد تهران شدند و با دموکراتها که از دولت ابراز نارضایتی میکردند، وارد مذاکره شدند. میرزا کوچک خان سخت شیفته نظریه اتحاد اسلام شد و با همین خیال به گیلان بازگشت. در جنگل مدتی مخفیانه زیست و عدهای را به دور خود جمع کرد. جنگلیها عموما آزادیخواهانی بودند که میپنداشتند نهضت مشروطه به هدف خود نرسید و ناکام شد. میرزا کوچک خان ضمن داشتن اعتقادات ملی مذهبی از همکاری با سایر گروه ها و دستهها ابایی نداشت بهطوری که در نهضت جنگل با کمونیستها نیز همکاری کرد و در کنگرهای که در سال 1299 ش، تشکیل شد، رسما مشی آینده نهضت جنگل را روش اجتماعیون و بر مبنای اصول سوسیالیزم اعلام کرد. جنگلیها در ابتدای کار بارها با رشادت با قوای دولتی جنگیدند و با شکست و پیروزی آشنا شدند. چندبار هم با نیروهای متجاوز روسیه تزاری در گیلان جنگیدند.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 2.
5) سلدوز نام یکی از توابع شهرستان ارومیه و در جنوبشرقی ارومیه واقع شده است و از شمال به دول و از جنوب و شرق به شهر ویران و لاهیجان و از عرب به حومه اشنویه محدود شده است.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 10
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1300/ 5 می 1921/ 26 شعبان 1339
روزنامه شرق نزدیک در بخشی از مطلبی که راجع به دولت ایران به چاپ رسانده بود، انتصاب رضا خان به جای مسعود خان کیهان به سمت وزارت جنگ را عاملی دانست که میتواند، موقعیت کابینه سید ضیاء را مستحکمتر سازد. این روزنامه در ادامه افزود رضا خان در قضیه کودتا مجرب است، زیرا رضا خان قبل از کودتای 21 فوریه نیز هنگامی که سرکردگی فوج همدان را بر عهده داشت به چنین اقدامی مبادرت ورزیده بود (1)که در نتیجه آن، استروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق گردید. (2)
سید ضیاء الدین طباطبایی دستور مصادره اموال سپهسالار اعظم را صادر کرد. او در نامهای که در این خصوص به وزارت مالیه نوشت، تأکید کرد به دلیل بدهیهای فوق العاده زیاد سپهسالار اعظم به دولت، لازم است کلیه باغات، قنوات، مستغلات، خانه، حمام و سایر ابنیه متعلق به نامبرده را مأمورین وزارت مالیه ضبط و توقیف نموده و سپس در اختیار بلدیه قرار دهند. 3
وزارت خارجه انگلیس به پیشنهاد مک لین (3)مستشار مالی آن وزارت خانه، تصمیم گرفت طرح پیشنهادی آرمیتاژ اسمیت در ژوئیه 1920 م (مرداد 1299 ش)، یعنی یککاسه کردن کلیه قرضههای انگلیسی به ایران و تقاضای تسویه فوری آنها را اجرا کند و آن را برای بررسی به خزانهداری فرستاد 5 به باور «مک لین» اعمال چنین حقوقی، میتوانست ابزار مفیدی در خدمت دیپلماسی انگلیس در ایران باشد، آن هم در دورانی که شاید دولت انگلیس نتواند کمکهای مالی یا دیگر کمکها را اعطا کند و چنانچه اجازه داده شود مطالبات انگلیس معوق بماند، عایدات تعهدشدهای آزاد میشود که دولت ایران میتواند به خلاف میل انگلیس، به منزله وثیقه برای اخذ قرضههای جدید از انگلیس یا از دیگران، ارائه دهد. (4)
لئون کارا خان، معاون کمیسر امور خارجه شوروی، در اظهارنظری کودتای سوم اسفند و بویژه دعوت سید ضیاء از افسران انگلیسی را برای وارد شدن به خدمت ایران، اقداماتی خصمانه علیه روسیه شوروی دانست. (5)
بهمناسبت ضبط باغ تاریخی هشتبهشت از سوی دولت، در اصفهان و ملی شدن این بنای تاریخی دوره صفویه و همزمان با ایام سالروز تاجگذاری احمد شاه، امروز از ساعت سه بعد از ظهر تا ساعت ده شب مراسم جشنی در این باغ تاریخی برگزار شد. برای شرکت در این مراسم، تهیه جواز ورود و خرید بلیط الزامی بود. این مراسم در روزهای 16 و 18 اردیبهشت نیز در این مکان برگزار گردید. (6)
پس از انفصال کامیل مولیتر رئیس اداره پست از سمتش، روزنامه وطن امروز با انتقاد شدید (7)از مولیتر او را متهم به حیفومیل اموال دولتی کرد و خواستار رسیدگی به محاسبات مولیتر شد. این روزنامه با چاپ مطلبی با عنوان «قابلتوجه وزارت جلیله پست و تلگراف» نوشت: «موسیو مولیتر رئیس سابق پست که از شغل خود منفصل گردیده آیا به
1) در جنگ جهانی اول زمانی که رضا خان درجه سرهنگی و فرماندهی گردان پیاده همدان را به عهده داشت، پس از وقوع انقلاب اکتبر روسیه، با زمینهسازی انگلیسیها به عنوان مهرهای برای تصفیه لشکر قزاق، ضمن موفقیت در کنار زدن آنها در 1296 ش، به ریاست فوج تیراندازان همدان منصوب شد. این اقدام رضا خان که نخستین مورد همکاری وی با انگلیسیها بود، به کودتای اول رضا خان معروف شده بود. (تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ج 1، ص 73- 77). البته برخی از پژوهشگران نیز این مطالب را خلاف واقع و در جهت بزرگنمایی رضا خان دانستهاند. (م).
2) روزنامه شرق نزدیک، 5 می 1921.
3) «مک لین» سالها در مقامهای مختلف در ایران خدمت کرده بود، از جمله کارمند بانک شاهنشاهی و نماینده بریتانیا در کمیسیون مختلط مالی و وابسته تجاری افتخاری، در بازگشت به لندن در 1920 (1299 ش)، مشاور وزارت خارجه در امور مالی شد. (سیاست انگلیس ...، ص 277 و 288).
4) Memorandum by Maclan, 5 May 1921. L/ PS/ 10/ 920/ 2294
5) Report of a conversation with KaraKhan on 5 May 1921, in Dept Overscas Trade to India office 26 May 1921, L/ PS/ 912/ 2549
6) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 189.
7) قبل از روزنامه وطن، روزنامه جارچی ملت نیز با انتشار کتابچهای پنجاه صفحهای با عنوان «کشف حقیقت» عملکرد «مولیتر» را زیر سؤال برده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 27، ص 22 و 51).
محاسبات ایشان رسیدگی شده است مخصوصا محاسبات تمبرها و غیره که بالغ بر چند صد هزار تومان است از ایشان دریافت گردیده است یا مثل سایر همکاران خود بدون پرداخت حساب رهسپار اروپا خواهد شد. بعلاوه میشنویم که همهروزه باز به اداره پست حاضر میشود، جای بسی تعجب است. جواب سؤالات فوق را هرچه زودتر منتظریم ...» (1)
سیف اللّه خان (سیف اللّه خان شهاب) (2)نایب سرهنگ سابق بریگاد مرکزی و از صاحب منصبان قدیمی ژاندارمری با حکم عمومی ژاندارمری دولتی، مجددا با همان رتبه به خدمت نیروهای ژاندارمری درآمد. (3)
[تصویر] سیف اللّه شهاب
1) روزنامه وطن، 15/ 2/ 1300، ص 2.
2) سیف اللّه شهاب در سال 1270 ش، در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در تهران و تحصیلات متوسطه را در مدرسه فرانسوی بیروت به پایان برد. در سال 1289 ش، از طرف دولت به اروپا اعزام شد تا در رشته نظامی تحصیل نماید. وی پس از ورود به پاریس به مدرسه عالی سوارهنظام «سومور» وارد شد و دوره تحصیلی دانشکده مزبور را به پایان رساند. در سال 1293 ش، وارد قزاق خانه گردید و مراحل ترقی را به سرعت پیمود. در سال 1301 ش، در جنگ علیه سمیتقو و فتح قلعه چهریق فرمانده ستون بود. در سال 1307 ش، فرمانده اردوی نظامیان دولتی علیه بختیاریها شد. در سال 1308 به همراه سرلشکر حبیب اللّه خان شیبانی مأمور سرکوب غائله فارس شد. پس از دفع غائله فارس و ایجاد امنیت نسبی در آن منطقه در سال 1310 ش، به علت یک خبط نظامی تحویل دادگاه گردید و به دو سال زندان محکوم شد و پس از پایان زندان از ارتش اخراج گردید و در وزارت معارف مشغول به کار شد و زبان فرانسه تدریس میکرد. بعد از شهریور 1320 و تبعید و خروج رضا شاه تعدادی از افسران اخراجی ارتش به خدمت دعوت شدند، سیف اللّه شهاب نیز از اروپا به ایران آمد و با درجه سرتیپی به ریاست رکن یکم ستاد ارتش گمارده شد و بعدها به معاونت ستاد رسید و سرانجام فرماندهی دانشکده افسری نیز به او محول گردید. شهاب توسط یکی از دانشجوی اخراجی به نام ارونقی خراسانی در مرداد 1321 ش، هنگامی که کادر دانشکده افسری به اردوگاه اقدسیه اعزام شده بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفت و درگذشت. وی هنگام مرگ پنجاه سال داشت. نام خانوادگی وی قبلا افغان بود. همسر وی دختر حاج میرزا یحیی دولتآبادی بود. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی، ج 2، ص 887 و 888).
3) حکم عمومی ژاندارمری دولتی، اسناد ملی ایران، شم ت- 3- 81001.
جمعه 16 اردیبهشت 1300/ 6 می 1921/ 27 شعبان 1339
همزمان با برگزاری جشن تاجگذاری و تولد احمد شاه در تهران، در سایر شهرهای کشور نیز به همین مناسبت جشن هایی برپا شد.
در اصفهان این جشن در عمارت حکومتی برگزار شد و میهمانان پس از صرف شام برای تماشای آتشبازی به عمارت چهلستون رفتند. در شیراز هم مراسم جشن در میدان توپ خانه و ارک حکومتی برگزار شد. در این جشنها که در سراسر کشور برگزار شد. امسال از مشروبات الکلی استفاده نشد. لازم به ذکر است که به همین مناسبت جشنهای باشکوهی در سفارت خانهها و کنسولگریهای ایران در خارج از کشور نیز برگزار شد. (1)
قبل از ظهر به مناسبت جشن تاجگذاری احمد شاه، هیئت نمایندگان سیاسی در کاخ گلستان حضور یافتند. وزیرمختار آمریکا که مقام شیخ السفرایی داشت در نطقی که ایراد نمود از طرف خود و همراهانش به احمد شاه تبریک گفت. وزیرمختار دولت جمهوری روسیه و شارژدافر عثمانی نیز به حضور احمد شاه رسیده به وی تبریک گفتند. (2)
همچنین روتشتین وزیرمختار روسیه نیز که در این مراسم شرکت کرده بود طی نطق خود گفت: «خاطر اعلیحضرت همایونی را مطمئن میسازد که دولت متبوعه دوستدار نظر به تعهداتی که در موقع انعقاد قرارداد نموده است با ن هایت صمیمیت اقدامات لازمه را در تسریع تصفیه مسئله گیلان اتخاذ خواهد نمود.»
شاه در پاسخ او اظهار داشت: «آرزوی ما این است که بر تشیید روابط دوستی موجود بین دو ملت که اساس آن بر روی معاهدهای است که اخیرا منعقد شده افزوده گردد. در این موقع به شما اطمینان میدهم که با هیئت دولت مساعی جمیله را برای اجرای این مقصود به عمل آورده و یقین داریم که حل و تصفیه فوری قضیه گیلان چنانکه اظهار نمودید فوق العاده موجب تسهیل منظور ما خواهد گردید.» (3)
به مناسبت جشن تاجگذاری احمد شاه، هیئت وزیران، معاونین و رؤسای دوایر و هیئت نمایندگان سیاسی که عده آنها یکصد و سی نفر بود از طرف رئیس الوزراء در باغ گلستان به شام دعوت شدند. عدهای نیز در ساعت ده شب، بعد از شام و برای شبنشینی در باغ گلستان حضور به هم رساندند تعداد مدعوین بیش از ششصد نفر بود. (4)
به مناسبت تاجگذاری احمد شاه قاجار شهر مشهد و بناهای دولتی و غیردولتی به شکل بیسابقهای با پرچم و قالی تزئین شده بود و چراغانی و آتشبازی هم در شب برگزار شد. کلنل محمد تقی خان پسیان نیز به همین مناسبت ضیافت ناهاری را ترتیب داد که در آن سی و یک نفر از جمله پنج افسر انگلیسی، سه افسر هندی، یک بلژیکی، یک سوئدی و یک مبلغ آمریکایی و همچنین معتصم السلطنه، نجد السلطنه و میرزا جواد خان سینکی، در این مراسم حضور داشتند. در این ضیافت، پسیان ضمن ایراد یک سخنرانی طولانی از رئیس الوزراء و اقداماتش ستایش کرد. (5)
امروز جنرال کنسول روسیه و «رگاتچف» آتاشه (وابسته) نظامی روس و دو نفر دیگر به همراه «میرزا اسماعیل خان» جانشین کنسول ایران در «بادکوبه» به «منجیل» وارد شدند و با سفارت روس در تهران مخابرات حضوری داشتند. (6)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 10، پ 8، ص 5، 6، 9، 14، 32 و ک 10، پ 2، ص 63، 64.
2) روزنامه ایران، 19/ 2/ 1300، ص 1.
3) سیاست دولت شوروی در ایران، ج اول، ص 136- 135.
4) روزنامه ایران، 19/ 2/ 1300، ص 1.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 62.
6) تلگراف مؤید حضور به وزارت خارجه، 17/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 43، ص 2.
امروز نخستین شماره روزنامه قرن بیستم (1)به مدیریت میرزاده عشقی در تهران منتشر گردید. (2)
حدود هشت هزار نفر از نظامیان شوروی برای رویارویی و مقابله با شاهسونها (3)
(لغتنامه دهخدا، ذیل واژه شاهسون؛ زمینه جامعهشناسی عشایر ایران، ص 88 و 89 و 92).
به «بیلهسوار» اعزام شده بودند. سردار «سابلین» یکی از افسران عالی رتبه شوروی این خبر را تأیید کرد. منشور الملک از آستارا ضمن اعلام این خبر به وزارت امور خارجه، افزود گویا روسها قصد دارند به عنوان سرکوبی «داشناک» نیروی زیادی به حدود تبریز اعزام نمایند. (4)در ضیافتی که در دربار ایران برگزار شد، «مدیر الملک» وزیر امور خارجه، «روتشتین» وزیرمختار شوروی را به «نرمن» وزیر مختار انگلیس معرفی کرد. در این مراسم «روتشتین» از «نرمن» درخواست کرد تا وقتی را برای ملاقات (5)و مذاکره با وی تعیین نماید. (6)
امروز شورای عالی وزارت صحیه نظامنامهای را مشتمل بر بیست و یک ماده درباره خرید و فروش مواد مخدر و در باب استعمال مرفین، کوکائین و مشتقات آن تدوین نمود. (7)
[تصویر] موقر الدوله (وزیر فواید عامه)
یک گروه سی و پنج نفری از سارقین طایفه عرب «مرینجانی» به یک قافله دولتی حامل محمولههای پستی که از بندرعباس عازم سیرجان بودند حمله کرده، بیست و دو نفر شتر آن قافله را سرقت کردند. این حادثه در «بنک کم» رخ داد، که پس از آن، افراد پلیس جنوب به تعقیب سارقین رفته و توانستند با دستگیری دو نفر از سارقین کلیه اموال سرقت شده را بازگردانند. (8)
امروز صبح، موقر الدوله (9)
دوره اشتغال وی به حکومت بنادر مصادف با نفوذ فوق العاده انگلیسیها در آن مناطق بود همراهی وی با بیگانگان، افکار عمومی مردم فارس و بوشهر را علیه او برانگیخت به نحوی که در سالهای پس از جنگ جهانی اول مجبور شد، ایران را تحت حمایت انگلیسیها به قصد هندوستان ترک کند. از دیگر افراد این خاندان، حاجی میرزا عبد اللّه خان و محمد حسین خان معتمد دیوان را میتوان نام برد که هردو عموی موقر الدوله بودند. حاج میرزا عبد اللّه خان مدتی منشی سفارت فرانسه بود. در آستانه کودتای 1299 موقر الدوله به ایران آمد و با موفقیت کودتا به عنوان وزیر تجارت و فواید عامه وارد کابینه سید ضیاء شد. اما اندکی بعد درگذشت. پس از مرگ وی احمد شاه طی فرمانی لقب موقر الدوله را به فرزند او حسن داد. حسن موقر الدوله معروف به حسن بالیوزی همانند پدر در خدمت سیاست انگلستان بود. وی مؤسس بخش فارسی رادیو بی. بی. سی میباشد. (در مورد موقر الدوله ن ک: گزیده اسناد خلیجفارس، ص 457، 451، 662؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 8، ج 3، ص 8، 225، 247، 295).
وزیر فواید عامه در سن پنجاه و شش سالگی دار فانی را وداع گفت. (10)1) این روزنامه در 16 صفحه به قطع وزیری در مطبعه روشنائی تهران چاپ میشد. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 105).
2) از صبا تا نیما، ج 2، ص 500 و تاریخ جرائد و مجلات ایران، ج 4، ص 105.
3) عشایر «شاهسون» که پس از انقلاب اسلامی نام خود را به «ایلسون» تغییر دادند، از جمله ایلات مهم ترکزبان ایران به شمار میروند. سرزمین کنونی این ایل، منطقه کوهستانی اهر، مشکین شهر، و «دشت مغان» کنارههای رود ارس و پارهای دیگر از مناطق آذربایجان شرقی است. در این سرزمینها شاهسونها به گونه کوچنشینی و نیمه کوچنشینی و یکجانشینی به سر میبرند. شاهسونهای دشت مغان از 30 طایفه تشکیل میشوند. برخی از شاهسونها به نام شاهسونهای بغدادی و اینانلو، در اطراف ساوه، قم، قزوین و ورامین استقرار یافتهاند. در حوالی دریاچه بختگان نیز گروهی از شاهسونها ساکن هستند و به شاهسونهای فارس معروفند. واژه شاهسون ترکیبی است از دو واژه فارسی «شاه» و ترکی «سون» تشکیل شده است.
4) . تلگراف منشور الملک به وزارت خارجه، 16/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 23.
5) وزارت خارجه انگلیس در ابتدا به نرمن دستور داده بود که از داشتن هرگونه روابطی با وزیرمختار شوروی خودداری کند، بعدا به او دستور داده شد خود مبتکر دیدارهای تشریفاتی نشود لیکن به آنان پاسخ دهد و از انجام کارهای رسمی خودداری نکند. لیکن وزرای مختار فرانسه و آمریکا از داشتن هرگونه روابطی با «روتشتین» بازداشته شدند. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 146 * درگذشت موقر الدوله .....
6) Fo 371 /6401 /2334 ;Fo 371 /6405 /8272 .
7) روزنامه ایران، 20/ 2/ 1300، ص 2.
8) تلگراف کارگزار بنادر خلیجفارس به کارگزاری کل بنادر، 22/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 14، ص 69.
9) علی محمد خان (محمود) موقر الدوله- فرزند میرزا عباسقلی و از وابستگان به فرقه بهائیت بود که نفوذ قابلتوجهی در فارس و بوشهر داشت.
10) روزنامه ایران، 19/ 2/ 1300، ص 1.
شنبه 17 اردیبهشت 1300/ 7 می 1921/ 28 شعبان 1339
«مؤید حضور» که برای کسب اطلاع از اوضاع گیلان به منجیل رفته بود پس از تحقیق و بررسی به وزارت امور خارجه اطلاع داد میرزا کوچک خان در «کسما»، هزار و دویست نفر نیرو در اختیار دارد و همچنین قرار بوده است چهار روز قبل «خالو قربان» و «احسان اللّه خان» با میرزا کوچک خان در «کسما» (1)ملاقات نمایند. (2)
«مؤید حضور» کارگزار گیلان به وزارت امور خارجه گزارش داد: روسها به تدریج در حال خروج از شهر رشت و انزلی و عزیمت به طرف بادکوبه هستند ولی در جبهه متجاسرین، در هفت فرسخی شهر رشت هنوز روسها مستقر هستند، کارگزار گیلان در ادامه خاطرنشان ساخت روز گذشته بیست نفر از آنان به اردوی دولتی تسلیم شدهاند و گویا همه روزه تعدادی از آنان به اردوی دولتی ملحق میشوند. (3)
کلنل پسیان دو هفته قبل «مرسل خان صدیقاف» و «زبردست خان» را برای دادن پارهای توضیحات در خصوص مرگ سرگرد رضا خان به مشهد فراخوانده بود که امروز «مرسل خان صدیقاف» وارد مشهد شد و با کلنل پسیان ملاقات و مذاکره کرد اما «زبردست خان» از بیم جان خویش از اجرای دستور فوق سرباز زد.(4)
امروز بعد از ظهر، تعدادی از علما و وعاظ و نزدیک به شش هزار نفر از اهالی کرمان به استانداری کرمان رفتند و تعدادی از علما با حکمران کرمان مذاکره کردند. آنها قصد آزادی ماشاء اللّه و همدستانش (قاتلین نرسس ارمنی) را داشتند ولی حکمران کرمان به آنان گفت که تاکنون برای مجازات قاتلین (ماشاء اللّه در همدستانش) تصمیمی گرفته نشده است.
همچنین هنگسوار بختیاری نیز به منظور جلوگیری از بروز هرگونه اخلال در نظم و امنیت، به نظمیه کرمان فرستاده شد. (5)
طی عملیاتی که یکصد ژاندارم و سی پلیس در آن مشارکت داشتند، خدّام عالی رتبه آستانه امام رضا «ع» بهجز متولی باشی، دستگیر شده و به صورت انفرادی از آستانه به بیرون منتقل شدند. طی این عملیات ژاندارمها وظیفه نگهبانی از درهای دهگانه را بر عهده گرفتند. از خدّامهای دستگیر شده بیست و یک نفر در بازداشت نگاه داشته شده و بقیه آزاد شدند، «نایب التولیه» و «میرزا یحیی» ناظر جزو بازداشت شدگان بودند. (6)
صبح امروز عموم مغازههای کرمان تعطیل گشت و به تدریج گروهی از اصناف و زنان کرمانی در مسجد جامع اجتماع نمودند و چند نفر از روحانیون برای آنان سخنرانی کردند و ضمن اشاره به فقر و ناتوانی اهالی، عدم امکان تأدیه نواقل جدید را به حکمران متذکر شدند که در پاسخ به آنان گفته شد: تعطیلی بازار به خلاف امنیت بوده و به ضرر طبقات فقیر و ضعیف جامعه میباشد. و شاید بتوان وجوهات جدیدی که به نواقل حبوبات و گندم اضافه شده، حذف کرد؛ و بدین ترتیب قضیه پایان یافت.
اما نزدیک غروب امروز قضیه رنگ دیگری به خود گرفت و برخی از علما از جمله آقا سید علی، آقا میرزا عبد الحسین و میرزا محمد جمال الدین با گروهی از اهالی نزد والی کرمان رفتند و در ابتدا اظهارات قبلی را تکرار کردند ولی پس از مدتی میرزا محمد جمال الدین اظهار داشت: موضوع اعدام
1) کسما از توابع صومعهسرا میباشد که از رود خانه ماسوله مشروب میشود.
2) تلگراف مؤید حضور به وزارت خارجه، 17/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 43، ص 2.
3) تلگراف مؤید حضور به وزارت خارجه، 17/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 43، ص 2.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 65.
5) اسناد ملی ایران، شم ت 2930059175.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 61.
ماشاء اللّه، قاتل نرسس ارمنی باید متوقف گردد و دلیلی ندارد که برای کشته شدن یک نفر ارمنی، مسلمانی کشته شود.
گروهی از مردان و زنان نیز، فریاد یا حسین! سردادند و قصد حمله به اداره نظمیه را داشتند که با مشاهده سواران مسلح از قصد خود منصرف شدند. (1)
پس از دستگیری قوام السلطنه اعضای خانواده وی، امروز به همراه «جلال السلطنه» پسرخوانده وی، از مشهد، عازم تهران شدند. (2)
انجمن ناصری زرتشتیان و انجمن ملی ارامنه کرمان در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی ضمن تشریح بخشی از اقدامات فجیع (3)ماشاء اله نام گماشته بانک شاهنشاهی کرمان و همدستانش بهویژه یکی از آنها به نام «داداش»، (4)اعتراض خود را نسبت به جنایات آنها ابراز داشتند ارامنه و زرتشتیان در بخشی از نامه خود با بیان اینکه مطابق قوانین تمام ادیان عالم، زانی، سارق، قاتل و محارب محکوم به اعدام هستند و این عده نیز به قتل و جنایت خود اقرار کردهاند، اظهار داشتند با رعایت قوانین عدل و انصاف و حفظ حدود و حقوق و تأمین آسایش اقوام مختلف خصوصا اقلیتها خواستار قصاص فوری دستگیرشدگان هستند. ارامنه و زرتشتیان در انتهای نامه خود به تلاش دولت برای الغای کاپیتولاسیون اشاره کرده و اظهار داشتند، درحالیکه عدهای عوامفریب حقوق غیر مسلمانان را از حقوق حیوانات بارکش هم پستتر قرار میدهند چگونه میتوان موافقت ملل مختلف را برای الغای کاپیتولاسیون جلب نمود! (5)
پس از اعلام دولت انگلیس مبنی بر عدم حمایت از اتباع ایرانی مقیم چین، وزارت امور خارجه امروز در پاسخ به این تصمیم دولت انگلیس، با ارسال نامهای به سفارت انگلیس در تهران با اظهار اینکه، هیچ مانعی برای حفاظت از منافع ایرانیان مقیم چین از سوی مأمورین دولت انگلیس وجود ندارد زیرا ایران هنوز نماینده سیاسی به چین اعزام نکرده است، (6)از دولت این کشور تقاضا نمود مأمورین انگلیس در چین مانند گذشته حمایت از اتباع ایرانی را بر عهده داشته باشند تا مأمورین سیاسی دولت ایران به چین اعزام شوند. (7)
1) روزنامه ایران 23/ 3/ 1300، ص 2؛ اسناد ملی ایران، شم ت 2930059175.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 62.
3) ماشاء اللّه و همدستانش برای زرتشتیان مزاحمتهای زیادی ایجاد میکردند بهطوریکه، در حین عبور، متعرض زنهای آنها شده و بعضی وقتها نیز آنان را به زور به مکانهای خلوت برده و اعمال شنیعی را مرتکب میشدند و حتی تا این حد هم اکتفا نکرده و از یک ماه قبل شبها به خانه زرتشتیها هجوم برده، چند جنایت را مرتکب شده بودند که اغلب اوقات زرتشتیان برای حفظ آبروی خود درباره آن اظهاری نمیکردند. با ادامه جنایات ماشاء اللّه و همدستانش زرتشتیها مجبور شده بودند برای حفظ جان و ناموس خود شبها دستهدسته در یک محل جمع شوند (اسناد ملی ایران، شم ت 293005975).
4) وی در زمان حکومت جلال الدوله در کرمان دو نفر زرتشتی را به قتل رسانده بود. یک نفر را علنا در روز و در وسط بازار و دیگری را در خارج شهر و در قبرستان عمومی به قتل رسانده بود. (اسناد ملی ایران شم ت 293005975).
5) نامه انجمن ناصری زرتشتیان و انجمن ملی ارامنه کرمان به ریاست وزراء، 17/ 2/ 1300، (اسناد ملی ایران شم ت 293005975).
6) این درخواست با مخالفت دولت انگلیس روبرو شد و دولت ایران تصمیم گرفت حمایت از اتباع خود در چین را به دولت فرانسه واگذار نماید و در نامهای که در تاریخ 16/ 3/ 1300، به سفارت انگلیس ارسال کرد، اعلام کرد که حمایت از اتباع خود را موقتا به دولت جمهوری فرانسه تفویض نموده است. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 2، ص 4).
7) مراسله وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 17/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 20، ص 2.
یکشنبه 18 اردیبهشت 1300/ 8 می 1921/ 29 شعبان 1339
کیخسرو شاهرخ در نامهای به سید ضیاء الدین طباطبایی ریاست وزرا و وزیر داخله با اشاره به فجایع و جنایات ماشاء اللّه نام گماشته بانک شاهنشاهی و همدستانش در کرمان نسبت به زرتشتیان و ارامنه و قضیه قتل پسر نرسس ارمنی اظهار داشت: اکنون که عاملین ارتکاب این جنایت فجیع دستگیر و به جنایات خود اعتراف نمودهاند، مردم منتظر صدور حکم مجازات آنها میباشند. (1)
بعد از اتخاذ تصمیم هیئت دولت مبنی بر واگذاری مقام مدیرکلی وزارت مالیه برعهده «میرزا محمد علی خان فرزین» (2)
فرزین در اوایل مشروطیت، انجمن فرهنگ را از محصلین ایرانی تشکیل داد که بعدها به شرکت فرهنگ تبدیل شد و مدرسه فرهنگ در تهران نیز از آثار این شرکت بود. وی در سال 1329 ق، به سمت ریاست مالیه همدان منصوب شد. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی به همراه امیرنظام قرهگوزلو به نمایندگی از مردم شهر همدان به مجلس شورای ملی راه یافت. فرزین در مجلس سوم به فرقه دموکرات پیوست. همزمان با تشکیل مجلس سوم جنگ جهانی اول نیز آغاز شد، به دنبال ورود قوای نظامی متجاوز به خاک میهن، به همراه سایر آزادیخواهان به غرب کشور مهاجرت کرد و در سال 1335 ق، در حکومت موقتی در تبعید که در کرمانشاهان تحت ریاست نظام السلطنه تشکیل شد، به سمت وزارت دارایی منصوب گردید.
پس از بازگشت از مهاجرت، مدتی رئیس اداره حسابداری وزارت مالیه بود و بعد در سال 1304 ش، وزیرمختار ایران در آلمان شد. پس از چند سال در بهمن 1307 ش، در کابینه مخبر السلطنه هدایت، کفیل وزارت خارجه شد و از شهریور 1308 ش، در همان کابینه به وزارت مالیه رفت. باز در همان کابینه از اواخر آبان 1308 ش، وزیر خارجه شد. در اردیبهشت 1309 فرزین از وزارت امور خارجه برکنار و جای خود را به محمد علی فروغی داد و به سمت وزیرمختار ایران عازم برلین گردید. فرزین در سال 1313 معاون بانک ملی ایران شد و در سال 1315 به قائممقامی بانک ارتقاء یافت. در آبانماه 1318 که احمد متین دفتری به نخستوزیری تعیین گردید، پست وزارت مالیه این کابینه به سرتیپ رضا قلی امیر خسروی رئیس بانک ملی ایران داده شد و فرزین در همین تاریخ به ریاست بانک ملی تعیین گردید. وی سالها بعد در شهریور 1320 هنگامی که ریاست بانک ملی را عهدهدار بود به ریاست دربار منصوب شد. سرانجام محمد علی فرزین در 22 دی 1320 ش، درگذشت. (شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 450- 449، شرح حال وزرای امور خارجه، صص 281- 283؛ یادداشتهای قزوینی، ج 8، ص 219؛ رجال و حاکمان کمره و جاپلق، ص 752- 751).
، وزارت مالیه امروز ضمن معرفی وی به وزارت داخله از آن وزارت خانه و ادارات تابعه آن درخواست کرد امضای مشار الیه را رسما به سمت مذکور، بشناسند. (3)سفارت انگلیس بنا به درخواست دولت انگلیس و حکومت هندوستان و کلنل فریزر مفتش کل قشون جنوب، از وزارت امور خارجه، سؤال کرد دولت ایران در چه تاریخی قصد دارد پلیس جنوب را تحویل بگیرد و تحت چه شرایطی اسلحه و مهمات متعلق به پلیس جنوب را تحویل خواهد گرفت. (4)
1) نامه کیخسرو شاهرخ به سید ضیاء الدین طباطبایی، 18/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران شم ت 293005975.
2) محمد علی فرزین معروف به کلوپ در سال 1257 ش، متولد شد. وی اصالتا از اهالی فیروزآباد خمین بود. پدرش میرزا مسیح اصفهانی در وزارت علوم به کار اشتغال داشت. محمد علی فرزین تحصیلات ابتدائی را در مدارس جدید التأسیس گذراند و سپس وارد مدرسه دار الفنون شد. وی مدتی در همدان، حسابدار کلوپ فرانسویها بود و ازاینرو، به میرزا محمد علی خان کلوپ معروف شد. وی به مدت 9 سال در اداره گمرک خدمت کرد.
3) مراسله وزارت مالیه به وزارت داخله، 18/ 2/ 1300، اسناد سازمان ملی ایران، شم ت 290005735.
4) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 18/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 5، ص 12 و 13.
دوشنبه 19 اردیبهشت 1300/ 9 می 1921/ 1 رمضان 1339
«روگاتچف» وابسته نظامی سفارت روسیه و یک نفر از اعضاء سفارت روسیه که به اتفاق جنرال کنسول روس به منجیل رفته بودند، امروز ساعت دوازده ظهر، عازم قزوین شدند تا از آنجا به طرف تهران حرکت کنند. (1)
در پی اعزام حدود هشت هزار نفر از نظامیان روسی به «بیلهسوار» و استقرار عدهای از نیروهای بلشویک نزدیک «کلون» واقع در سرحدات ایران که منجر به مهاجرت اهالی روستاهای این مناطق به داخل خاک ایران شده بود، وزارت امور خارجه در نامهای اعتراضآمیز به سفارت روسیه نوشت، احتمال قوی وجود دارد که این نیروها به بهانه ضدیت با شاهسونها به اراضی ایران تجاوز نمایند و بدیهی است که وقوع چنین حادثهای ناقض عهدنامه مودت ایران و شوروی است و ممکن است در آینده در مناسبات و روابط دو دولت اشکالاتی را به وجود آورد.
وزارت امور خارجه در پایان از سفارت روسیه خواست تا با مذاکره با مقامات مسکو و «بادکوبه» از وقوع هرگونه اتفاقی جلوگیری نمایند. (2)
براساس گزارش کلنل محمد تقی خان پسیان، یکصد و دوازده نفر از اهالی سرخس در اثر شیوع بیماری مسری «وبا» در آن منطقه تلف شده بودند.
دو نفر از کشتهشدگان از اهالی سرخس و بقیه از روستاهای اطراف بودند. (3)
عدهای از تجار (4)ایرانی که در گذشته در ترکستان به تجارت مشغول بوده و در زمان وقوع انقلاب بلشویکها مجبور به فرار و اقامت در مشهد شده بودند، با ارائه عرضحالی به کارگزاری خراسان صورت خسارات وارده به خود را ارائه کردند. (5)
امروز پانزده دستگاه گاری حامل دویست و چهل هزار تومان پول از بانک شاهنشاهی شعبه اصفهان به تهران روانه شد. (6)
حکومتنظامی تهران در آستانه ماه رمضان با انتشار اعلانی، عبور و مرور در شبهای ماه رمضان را برای اهالی آزاد و بلامانع اعلام کرد و قوانین مقرر شده برای این ماه را نیز به اطلاع همگان رسانید.
بر این اساس، تشکیل مجالس قمار در منازل شخصی، اماکن و معابر عمومی، تجاهر به فسق و تشکیل اجتماعات زن و مرد در معابر اکیدا ممنوع اعلام شد. (7)
مرسل خان که از زمان ورود به شهر مشهد، تحت نظر قرار داشت، پس از وقایع «دربندی» و هجوم «زبردست خان» به نیروهای ژاندارمری، در شامگاه امروز دستگیر شد. (8)
امروز «نرمن» با «روتشتین» در سفارت انگلیس ملاقات کرد.
«نرمن» گزارش داد: «تقریبا نخستین سخنی که به روتشتین گفتم، این بود که، همه قوای انگلیس، قزوین را سر راه خود به بین النهرین ترک کردهاند» روتشتین با تعجب پرسید: آیا آنان واقعا ایران را ترک میکنند؟ خیال من راحت شد و اینک قوای شوروی نیز، میتوانند راه بیفتند و از ایران خارج شوند.(9)
1) تلگراف معاضد السلطنه از منجیل به وزارت خارجه، 19/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 14، ص 1، 5، 21.
2) یادداشت وزارت خارجه به سفارت روسیه، 19/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 20.
3) روزنامه ایران، 20/ 2/ 1300، ص 1.
4) تجار مذکور حاج مهدی تویسرکانی، حاج علی اکبر باقرزاده، علی اصغر جعفرزاده، عبد المجید و تجارت خانه حسینی و ... بودند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 8، ص 26، 8، 25، 3، 30.
5) مراسله کارگزاری اول مهام خارجه خراسان و سیستان به وزیر خارجه، 19/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 8، ص 5.
6) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 21/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 127.
7) اعلان حکومتنظامی تهران، 19/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240003881 و روزنامه ایران، 19/ 2/ 1300، ص 1.
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 66 و ن ک به: خبر 117/ 2/ 1300.
9) Norman to Curzon, 23 May 1921, Fo 371/ 6405/ 8862.
[تصویر] گروهی از افراد ژاندارمری خراسان در وسط با پالتو مشکی کلنل محمد تقی خان پسیان و از راست به چپ نفر سوم ماژور اسماعیل خان بهادر نفر ششم دست چپ ماژور محمود خان نوذری و نفر دست راست کلنل محمد تقی خان سالار امجد
سهشنبه 20 اردیبهشت 1300/ 10 می 1921/ 2 رمضان 1339
براساس تصمیم هیئت دولت، اداره بلدیه و دایره خیریه آن اقداماتی را در راستای جمعآوری کودکان بیسرپرست که در کوچهها، خیابانها و بازارها سرگردان بودند، شروع کرد و از امروز جمعآوری این کودکان توسط کمیساریاهای محلات آغاز شد. همچنین طبق این تصویبنامه مقرر گردیده بود از بیست و پنج اردیبهشتماه نیز گدایان تهران جمعآوری شوند و تا اول خردادماه، این حکم کاملا اجرا شود و از این تاریخ به بعد، دیگر کسی حق تکدی نداشته باشد. (1)
سفارت انگلیس از وزارت امور خارجه درخواست نمود به تجار اجازه داده شود، مشروباتی را که قبل از تاریخ اجرای قانون منع ورود مشروبات الکلی (2)به کشور خریداری نمودهاند، به کشور وارد نموده و بفروشند. (3)
کمیته دائمی امتیازات بنا به درخواست وزارت فواید عامه پس از تحقیق و بررسی درباره موضوع کشتیرانی در دریاچه ارومیه به اتفاق آراء چنین رأی داد: با توجه به آنکه حق کشتیرانی (4)
بعد از انعقاد قرارداد، با دستور شجاع الدوله اجارهنامه به ثبت کارگزاری رسانده میشود ولی کارگزاری با زیرکی برای آنکه اجارهنامه صورت رسمیت نداشته باشد به قرارداد الصاق تمبر نمیکند. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 2، ص 79).
دریاچه ارومیه که به موجب فرمانی به شاهزاده امامقلی میرزا داده شده بود به عنوان تیول بوده و کلیه تیولها در سال 1324 ق به موجب تصمیم مجلس شورای ملی برگشت کرده است. بنابراین، شاهزاده امامقلی میرزا از تاریخ تصمیم مزبور که قبل از واگذاری و یا شرکت مشار الیه با بوداغیانس بوده است، (5)صاحب هیچگونه حقی در دریاچه ارومیه نبوده و در نتیجه اجازه چنین اقدامی را نداشته که آن را به دیگری واگذار کند و بر فرض داشتن حق کشتیرانی، حق واگذاری این امتیاز به تبعه خارجی را نداشته است. بنابراین، مسئولین دولت باید هرنقلوانتقالی را که شاهزاده امامقلی میرزا در مورد دریاچه ارومیه نموده باشد، «کان لم یکن» و بیاعتبار بدانند و در صورتی که در اثر این نقل و انتقالات نامشروع امامقلی میرزا به اتباع داخلی یا خارجی ضرر رسیده باشد، میتوانند از مسئولین سابق مطالبه خسارت نمایند. (6)هیئت بازرگانی روس شامل چهل نفر به قصد سفر به تبریز وارد باکو شدند. هدف آنان از این سفر خرید گندم، سبزیجات و خشکهبار از ایران بود. (7)
1) روزنامه ایران، 20/ 2/ 1300، ص 1.
2) هیئت دولت در تاریخ 25/ 2/ 1299 تصویب نمودند از ورود مشروبات الکلی به کشور جلوگیری شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 41، ص 1).
3) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 20/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 41، ص 26.
4) سال 1330 قمری که روسها در تبریز استیلا پیدا نمودند، شجاع الدوله را بدون اجازه دولت حاکم قرار دادند و کنسولگری روسیه به ملاحظات سیاسی به جبرائیل بوداغیانس که اهل سلماس و تبعه ایران بود، تذکره تابعیت روس داده و وی را وادار به انعقاد اجاره دریاچه شاهی از امامقلی میرزا میکنند.
5) قرارداد مذکور در تاریخ 16 صفر 1330 ق امضا میشود قراردادی که بین شاهزاده امامقلی میرزا و جبرائیل بوداغیانس منعقد گردید و به موجب آن شاهزاده امامقلی میرزا حق انحصار کشتیرانی در دریاچه ارومیه را به جبرائیل بوداغیانس واگذار نمود. مدت امتیاز تا ده سال بود. ولی برای نقل و انتقال امتیاز به دولت روسیه دولت ایران حق فسخ آن را داشت (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 2، ص 9 و 87).
6) گزارش وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه، 20/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 2، ص 7 و 8).
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 11.
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1300/ 11 می 1921/ 3 رمضان 1339
«بابا بیگ» نماینده کارگزاری اردبیل که به سرحدات مغان اعزام شده بود، امروز از آن مناطق بازگشت. از قرار گزارش وی و شکایات پیدرپی که از اهالی روستاهای مرزی میرسید، روسها در ن هایت شدت مشغول بمباران و گلولهباران آن مناطق بودند و اهالی روستاهای مرزی به ناچار محل زندگی خود را ترک کرده و به محلهای دور و امن پناه میبردند. (1)
از آنجا که، دولت جدید در ایران مصمم بود تشکیلات نظمیه ولایات را توسعه دهد، رئیس الوزراء در تلگرافی به حسین علاء که مأمور استخدام صاحب منصبان خارجی شده بود، در لندن دستور داد به محض ورود به سوئد نسبت به استخدام پنج نفر صاحب منصب (2)عالیرتبه جهت خدمت در نظمیه ایران اقدام نماید. (3)
«فتح السلطنه» معاون سابق وزارت جنگ، با کمپانی قالی شرق (4)جهت بافتن قالی قراردادی را امضا نموده بود ولی در زمان حضور قشون روسیه در کشور، روستای «داغداغآباد» (5)که متعلق به وی بود غارت شده و همه قالیهای بافته شده و بافته نشده به سرقت رفته بود. وی حاضر به تسویه قرارداد خود با کمپانی شرق بود ولی کنسول انگلیس در همدان با توجه به اظهارات مدیر کمپانی، به فتح السلطنه گفته بود که باید مبلغ پانصد تومان به کمپانی پرداخت کند، تا کمپانی صورتحساب بدهد. و او پاسخ داده بود تا صورتحساب نگیرد و نداند چه میزان بدهی دارد وجهی پرداخت نخواهد کرد. مدیر کمپانی شرق نیز که میدانست اگر به کارگزاری جهت ادامه دعوی مراجعه نماید، از وی مدارک و صورتحساب خواسته خواهد شد، مستقیما به حکومتنظامی شکایت نموده و از طرف حکومتنظامی هم مأموری نزد فتح السلطنه فرستاده بودند. وزارت خارجه، تقاضا نمود، دستوری صادر شود که حکومتنظامی رسیدگی به این قبیل مسائل را به کارگزاری واگذار نماید. (6)
جمعی از اهالی کرمان با ارسال تلگرافی به ریاست وزرا در خصوص قتل نرسس ارمنی در کرمان با اشاره به اینکه پنج نفر مسلمان به اتهام قتل یک ارمنی توقیف شده و شایع است که قرار است اعدام شوند، اظهار داشتند به اتهام این پنج نفر در محضر شرع و محاکمات قانونی رسیدگی نشده است. اهالی کرمان درخواست کردند محاکمه این پنج نفر در محضر مجتهدین و عدلیه صورت گیرد و پس از محاکمه هرحکمی صادر شد اجرا شود. (7)
1) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزیر خارجه، 21/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 3.
2) مقرر بود این صاحب منصبان، یک نفر برای سمت رئیس تشکیلات نظمیه، دو نفر به سمت صاحب منصب «پلیس اونیفرمه» و دو نفر به سمت پلیس تأمینات استخدام شوند. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 60).
3) تلگراف ریاست وزرا به علایی در لندن، 21/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 60.
4) شرکت تولید قالیهای شرقی که بزرگترین شرکت معاملهگر قالی بود در سال 1906 م، در لندن در نتیجه ادغام شش شرکت که عمدتا قالی ترکی معامله میکردند به وجود آمد. ای. سی. ادواردز)Edwards( نخستین نماینده آن شرکت در ایران، همدان را به عنوان مرکز کار خود برگزید. وی مؤلف کتابهای «قالی ایران» و «کاروان ایرانی» بود. (انگلیسیها در میان ایرانیان، ص 120).
5) منطقهای در نزدیک همدان میباشد. (م).
6) تلگراف کارگزار همدان به وزیر خارجه، 21/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 45، پ 2، ص 53.
7) تلگراف اهالی کرمان به ریاست وزرا، 21/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1300/ 12 می 1921/ 4 رمضان 1339
در پی دستگیری قاتلین «آقا سیف اللّه» تاجر در کردستان، محکمه فوق العاده نظامی تشکیل شده و بر طبق حکم دادگاه و فتوی مفتی کردستان و تصویب اعضای محکمه، ابراهیم، احمد و کل محمد (کربلائی محمد) که در قتل آقا سیف اللّه همکاری داشتند، به دار آویخته شدند. (1)
وزارت امور خارجه طی یادداشتی به کلیه سفارت خانههای کشورهای خارجی در ایران بهجز سفارت روس، عثمانی، آذربایجان قفقاز و ارمنستان اعلام کرد: دولت ایران تصمیم گرفته است به دلایل اقتصادی اداره محاکمات وزارت امور خارجه و قسمت مربوط به امور قضایی کارگزاریهای ولایات را به وزارت عدلیه انتقال دهد و وظایف سیاسی کارگزاریها را نیز به معاونین حکام واگذار نماید که این تصمیم دولت ایران از اول خردادماه سال 1300 ش، اجرا خواهد شد. وزارت امور خارجه در ادامه این یادداشت، با بیان اینکه، مفاد عهدنامههای موجود بین دولت ایران و سایر دولتها کاملا رعایت خواهد شد و در حفظ منافع و احقاق حق اتباع آنان ن هایت سعی و اهتمام مبذول خواهد شد، تضمین داد از تعهداتی که مطابق عهدنامههای مزبور، اتباع دولتهای خارجی برخوردار بودند چیزی کاسته نشود. (2)
پس از چند روز مذاکره و دادن اولتیماتوم(3)
شرایط حتمی و قطعی و تغییرناپذیر. اولتیماتوم همیشه کتبی است و در حقوق بین الملل شرایط قطعی و ن هایی است که دولتی برای قبول یا رد فوری به دولت دیگر تسلیم میکند، چون امتناع از قبول شرایط ممکن است منجر به جنگ یا اقدامات خصمانه شود. اولتیماتوم را میتوان اعلان مشروط جنگ تلقی کرد.
از سوی کشورهای متفق در جنگ جهانی اول به دولت آلمان و استعفای این دولت، دولت جدید آلمان تمام تکالیف و شرایط دول متفق را برای پرداخت خسارات جنگ و اجرای شرایط عهدنامه صلح (4)آفریقای جنوبی، استرلیا، بلژیک، بولیوی، برزیل، کانادا، چین، کوبا، اکوادور، آمریکا، فرانسه، انگلیس، یونان، گواتمالا، هائیتی، حجاز، هندوراس، ایتالیا، ژاپن، لیبریا، نیکاراگوئه، زلاند جدید، پاناماریا، پرو، پرتغال، رومانی، صربستان، سیام، اروگوئه، لهستان و چکسلواکی.
تعداد شرکتکنندگان کنفرانس صلح پاریس به سی و دو کشور میرسید. در این کنفرانس 57 کمیسیون مسائل مختلف را بررسی میکند و در جریان 1919 بیش از هزار و پانصد جلسه تشکیل میدهند. در مورد خلع سلاح آلمان اختلاف نظر شدیدی به وجود آمده بود.
روز 28 مه هیئت نمایندگی آلمان پرونده قطوری را با عنوان نظر دولت درباره شرایط صلح به متحدین تسلیم میکند. آلمانها مدعی هستند که مواد قرارداد با 14 اصل ویلسون مغایرت دارد و ماده 228 را در مورد تحویل کسانی که از نظر متحدین متهم شناخته میشوند به دادگاههای نظامی دولتهای فاتح رد میکند. آلمانیها درباره تمام مواد قرارداد اظهارنظر و پیشنهاد کردند برای تعیین سرنوشت «آلزاس» و «لورن» به آرا عمومی مراجعه شود و در مورد غرامت جنگی آلمانیها آمادگی خود را برای پرداخت یکصد میلیارد مارک طلا بدون بهره اعلام داشتند. آلمان همچنین درخواست کرد که بلافاصله پس از امضای قرارداد صلح به عضویت جامعه ملل پذیرفته شود.
نظریات آلمان جز دو مورد رد میشود و بار دیگر پنج روز به آلمانیها فرصت داده شد تا صریحا اعلام کنند که طرح قرارداد را میپذیرند یا رد میکنند. همان روز، وزیر خارجه آلمان با چند نفر از همراهان به آلمان باز میگردد و دولت آلمان را از مشروح مذاکرات آگاه میکند.
شب نوزدهم ژوئن در جلسه هیئت دولت آلمان اخذ رأی میشود. هفت نفر علیه قرارداد و هفت نفر دیگر به نفع قرارداد رأی میدهند. در همین حال متحدین مهلت پذیرش قرارداد را از طرف آلمان تا 23 ژوئن در گالری آینه، محلی که چهل و هشت سال قبل از آن، امپراتوری آلمان در آنجا تأسیس شده بود تعیین کردند.
، پذیرفت. این موضوع، بهطور رسمی امروز اعلام شد. (5)احسان اللّه خان و خالو قربان در روزنامه ایران سرخ که در گیلان منتشر میشد مفاد توافق با میرزا کوچک خان را اعلام کردند. بر این اساس کمیته جدیدی تشکیل شد. این کمیته علاوه بر توافق و همراهی با حکومتهای روسیه شوروی، آذربایجان و گرجستان، توافق خودش را با موارد ذیل اعلام کرد:
1- گیلان، پایگاه انقلاب در ایران خواهد شد و از آنجا برای آزادی سایر نقاط کشور، تدارکات صورت خواهد گرفت.
2- هیچ کشور خارجی حق مداخله در امور داخلی ایران را نخواهد داشت.
3- فقط در صورت اضطرار، همراهی شوروی تقاضا خواهد شد. (6)
پیرو گزارش وزارت پست و تلگراف به وزارت امور خارجه، مبنی بر اینکه، «کامیل مولیتر» بسیاری از پروندههای مهم اداره پست را به منزل خود برده و تحویل نمیدهد و به دلیل نیاز به این پروندهها تمام امور پستی معطل و راکد مانده است(7)پس از پیگیری موضوع از سوی وزارت امور خارجه، «کامیل مولیتر» امروز پاسخ داد، پرونده هایی که نزد وی میباشد، عبارتند از: یکی پرونده مأموریت خودش، به عنوان نماینده دولت ایران در کنگره بین المللی «مادرید» که ناقص نیز میباشد زیرا قسمتی از این پرونده که قصد داشته است آن را به رئیس الوزراء ارائه دهد در اداره پست موجود است، چون وزیر پست و تلگراف اجازه آوردن آن قسمت از پرونده را نداده است و همچنین پرونده مخارج مأموریتش در کنگره
1) روزنامه ایران، 25/ 2/ 1300، ص 1.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 12.
3) اولتیماتوم واژهای فرانسوی به معنای اتمام حجت و کلام آخر است.
4) متفقین شامل سی و دو کشور در اواخر جنگ جهانی اول علیه امپراتوریهای مرکزی، انقلاب کرده بودند که عبارت بودند از:
5) تلگراف داوود مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 23/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 13، پ 5، ص 10.
6) Chaqueri Cosreoe, The Soviet Sosialist Republic and Iran 1920- 1921, University of Pitresburg Press, P. 339
7) مراسله وزارت پست و تلگراف به وزارت خارجه، 12/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 27، ص 36.
[تصویر] اعضای شورای انقلاب از چپ به راست: میرصالح مظفرزاده، گائوک آلمانی (هوشنگ) کاژانف فرمانده قوای ارتش سرخ، کارگاری تلی (شاپور)، میرزا کوچک خان، حسن آلیانی (معین الرعایا)، کامران آقایف
«مادرید» میباشد که هنوز تسویهحساب هم نشده است.
«مولیتر» مدعی شد، غیر از دو مورد فوق، هیچ پرونده دیگری نزد وی نیست و سایر پروندهها در ادارات پست و در دسترس دوایر مربوط و کفیل اداره پست میباشد و موضوع بردن پروندههای اداره پست به منزل، به کلی تهمت و افترا است. (1)
1) مراسله کامیل مولیتر به مدیر الملک وزیر خارجه، 22/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 27، ص 54.
جمعه 23 اردیبهشت 1300/ 13 می 1921/ 5 رمضان 1339
نیروهای ژاندارمری پس از یک درگیری مختصر با افراد زبردست خان، در ناحیه «صفاکلا» و «میرکلا»، وارد لطفآباد شدند. زبردست خان به همراه یکصد نفر از سواران خود نخست به میان ترکمنها گریخت و اندکزمانی بعد پس از عبور از مرز به روسیه پناهنده شد.
روسها او و خانوادهاش را در آرتق توقیف کردند.
زبردست خان پیش از فرار، یکی از گروگانهای خود را کشت. (1)
سفارت انگلیس در نامهای به وزیر امور خارجه با اشاره به ماجرای قتل نرسس)Narsess( تلگرافچی تلگراف خانه «هند و اروپ» در کرمان و بیان اینکه، حفظ امنیت کارکنان این تلگراف خانه به عهده دولت ایران میباشد، درخواست نمود در خصوص مجازات عاملین قتل، عدالت اجرا شود. سفارت انگلیس همچنین درخواست نمود مبلغ سه هزار و ششصد تومان به بازماندگان نرسس پرداخت شود. (2)
از کارگزاری اردبیل گزارشی مبنی بر پیشروی بلشویکها به سمت مرزهای ایران و بمباران (گلولهباران) روستاهای مرزی به وزارت امور خارجه رسید.
این گزارش حاکی از آن بود که، قشون احمر (سرخ) نزدیک به یک ماه است در سرحدات مغان از پست مرادلو و شیرین سو و قیزقالاس و اشیکچی و موران و دلاغروه تا پست دیمان آمده و پیوسته روستاهای سرحدی ایران را که نزدیک به چهل و چند روستا میباشد بمباران (گلولهباران) میکنند، بطوریکه، این اقدامات، اهالی روستاها را مجبور کرده است، دست از خانه و زندگی خود کشیده و در بیابان زندگی کنند.
چند روستا نیز خالی از سکنه شده بود. کارگزار اردبیل در ادامه گزارش خود نقل کرده است در نتیجه درگیری که در بیلهسوار بین نجفقلی خان و بلشویکها رخ داده، نجفقلی خان نیز تا پست دیمان (ده فرسخی اردبیل) عقبنشینی نموده است.
کارگزار اردبیل در ادامه افزود:
بلشویکها از نجفقلی خان مأیوس شده و فعلا رحیم خان رئیس طایفه موران را با خودشان همراه کرده و میخواهند به کمک او به ایران تجاوز نمایند و حتی برخی ایلات را نیز فریب داده و آنان را به شورش و انقلاب تحریک مینمایند. در ادامه گزارش تصریح شده است: که فرماندهان بلشویک به طور علنی اظهار کردهاند، نیرو هایشان را به اردبیل خواهند آورد و هماکنون به سرحد کلوز (واقع در چهار فرسخی اردبیل) رسیدهاند. کارگزار اردبیل در پایان ذکر کرد که از اهالی روستاهای مرزی روس نیز، عده زیادی به ایران وارد شدهاند و در اثر این حوادث و وقایع، اوضاع شهر بسیار نابسامان است و مردم در تشویش و اضطراب بهسر میبرند. (3)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 66؛ تلگراف محمد تقی خان پسیان به ریاست وزرا، 23/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 24.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 23/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 48، پ 17، ص 3.
3) گزارش کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 23/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 12 و 11.
شنبه 24 اردیبهشت 1300/ 14 می 1921/ 6 رمضان 1339
«پیرسن دیکسن»)Pierson Dixson( کارمند وزارت خارجه انگلستان، در گزارشی که برای «کرزن» ارسال کرد، اظهار داشت: کلنل «اسمایس» از کودتای سوم اسفند اطلاع قبلی داشت و با کودتاچیان همکاری میکرد. (1)
بلدیه تهران اداره نظمیه را مکلف نمود تا اول خردادماه به موجب اوراق شناسایی که از سوی بلدیه مشخص گردیده است، اشخاص ناتوان و ضعیف و بیبضاعت را که مشغول تکدی میباشند، جمعآوری نموده و به دار المساکین اعزام دارند.
همچنین به اداره نظمیه تأکید شد که از اول خردادماه باید تکدیگری ممنوع گردد و اشخاصی که از این قانون تخطی نمایند توسط نظمیه جلب و به محاکم مربوط معرفی گردند. (2)
دومین ترمیم کابینه در دولت کودتا صورت پذیرفت و مدیر الملک به وزارت دارایی منصوب شد. «میرزا عیسی خان فیض» وزیر سابق مالیه به سبب بیماری عازم اروپا گردید و معزز الدوله تقی نبوی ملقب به معزز الدوله، فرزند ابو القاسم نبوی در 1301 ق، در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران انجام داد و چندی در تبریز و سپس در قفقاز مشغول تحصیل شد و زبان روسی و فرانسه را فراگرفت.
در 1318 ق، در وزارت امور خارجه استخدام گردید و عضو غیررسمی در کارگزاری آذربایجان شد. پس از آن کنسول در باطوم و سپس کنسول در عشقآباد گردید.
دیگر مشاغل وی عبارتند از: کارگزاری خراسان و سیستان، رئیس اداره تحریرات روسیه و ژنرال قنسول قفقاز. تقی نبوی که در سال 1332 ق، لقب معزز الدوله گرفت.
تقی نبوی در اردیبهشت 1300 در ترمیم کابینه سید ضیاء الدین طباطبائی به جای محمود جم به وزارت امور خارجه منصوب گردید و قریب یک ماه وزیر امور خارجه بود. پس از سقوط کابینه سید ضیاء الدین، وی به سمت ژنرال قنسول ایران در هندوستان منصوب شد. مدت نسبتا مدیدی دارای این سمت بود، سپس ژنرال قنسول ایران در قفقاز گردید. آنگاه ژنرال قنسول ایران در بیروت شد. در 1309 ش، به سمت وزیرمختار ایران در بغداد تعیین گردید و تا 1311 در آن سمت بود. در 1318 ش، به ریاست هیئتمدیره شرکت مختلف شیلات ایران و شوروی برگزیده شد و سالیانی چند در آن سمت استوار بود. در 1325 پس از پایان جنگ جهانی دوم، مجددا روابط سیاسی ایران با چکسلواکی برقرار گردید و تقی نبوی با سمت وزیرمختار به پراگ رفت و این مأموریت، تا شهریور 1329 دوام داشت. در 1340 ش، در سوئیس درگذشت. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 217). به جای مدیر الملک به سمت وزیر امور خارجه به حضور احمد شاه معرفی شد. اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 144؛ زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبائی، ص 229.
دادگاه محاکمه «مرسل خان صدیقاف» عصر امروز با حضور کلنل «محمد تقی خان پسیان» تشکیل شد. در این دادگاه از مرسل خان خواسته شد متن کتبی اعتراف به گناه خویش را امضاء کند. «مرسل خان» پس از محکومیت در دادگاه، با کالسکهای که به شدت از آن محافظت میشد، به بیرون شهر مشهد، منتقل و پس از تیرباران در قبرستان نزدیک دروازه ارگ، به خاک سپرده شد. (3)
امروز دویست نفر سوار از قهقهه (4)و یکصد نفر پیاده از «بابادومرز» به میدان «سلطان دشت» رفته و یکصد و بیست نفر از همراهان «شجاع الملک» را خلع سلاح نمودند. عدهای از آنان فرار کردند ولی هفتاد نفر از آنان را به «آرتق» (5)آوردند.(6)
[تصویر] سید تقی نبوی (معزز الدوله)
1) Pierson Dixon to Curzon, 14 May 1921. Fo 371/ 6427
2) روزنامه ایران، 24/ 2/ 1300، ص 1.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 66.
4) قهقهه نام جایی در ولایت طوس و دهی از دهستان میان ولایت در حومه شهرستان مشهد میباشد.
5) آرتق نام ایستگاهی در مرزهای سابق ایران و روسیه که از آب گلریز آبیاری میشد و اکنون در مرز ایران و ترکمنستان واقع است.
6) تلگراف حسن کریمی از لطفآباد به وزیر خارجه، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 35.
نظامیانی که از مشهد برای دستگیری زبردست خان به سمت محمدآباد و لطفآباد (1)اعزام شده بودند امروز توانستند این دو منطقه را تصرف کنند، ولی زبردست خان توانست به روسیه فرار کند. محمد تقی خان پسیان ضمن اعلام این خبر به رئیس الوزراء، خواست تا در زمینه توقیف و تسلیم زبردست خان با وزیرمختار دولت روسیه مذاکره شود. (2)
از آستارا به وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه گزارش رسید تعداد زیادی سکه پنج قرانی که در روسیه ضرب شده در آستارا مشاهده شده است و چند مرتبه نیز روسها برای خرید جنس این سکهها را وارد کردهاند (3)
(اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 19، ص 4).
، همچنین تاکنون مقدار زیادی از این سکهها برای مصارف قشونی به انزلی و رشت نیز وارد شده است. (4)1) منطقه لطفآباد از توابع درهگز بوده و در شمالشرقی درهگز واقع شده است.
2) تلگراف محمد تقی خان پسیان به رئیس الوزراء، 24/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 30.
3) در تاریخ 25/ 2/ 1300، دیویزیون قزاق نیز در نامهای محرمانه به رئیس کل بانک شاهنشاهی ایران اطلاع داد که نمایندگان روسیه هنگام ورود به منجیل دو هزار تومان پنج قرانی مسکوک به سکه مظفر الدین شاه همراه داشتند که آنها را تحویل داده و حواله گرفتند تا در قزوین دریافت دارند.
4) گزارش از آستارا به وزیر فلاحت و تجارت و فواید عامه، 24/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 19، ص 3.
یکشنبه 25 اردیبهشت 1300/ 15 می 1921/ 7 رمضان 1339
امروز صبح، «میرزا مهدی خان خبیر الصنایع» رئیس تلگراف خانه شیراز که برای تصدی ریاست تلگراف خانه اصفهان تعیین شده بود، به همراه «مصدق السلطنه» والی سابق فارس به اصفهان وارد شدند. «مصدق السلطنه» که در این سفر خانوادهاش نیز همراه وی بودند بدون آنکه، در اصفهان بماند عازم تهران شد. 1
[تصویر] مصدق السلطنه در دوران جوانی
در پی انتشار خبر دستگیری زبردست خان و همراهان او توسط روسها، امشب کلنل محمد تقی خان پسیان در تلگرافی به رئیس الوزراء از وی خواست برای تحویل آنان به حکومت نظامی درهجز هرچه سریعتر اقدام شود. روسها، زبردست خان و همراهانش را دستگیر کرده و به عشقآباد برده بودند. کلنل محمد تقی خان در این رابطه خود نیز مستقیما تلگرافی به عشقآباد ارسال کرده بود. 2
«زمر» شارژدافر سفارت آلمان که تصمیم وزارت امور خارجه در خصوص انحلال کارگزاریها و انتقال محاکمات وزارت امور خارجه به وزارت عدلیه را به دولت آلمان اطلاع داده و منتظر پاسخ از سوی دولت خود بود، امروز در پاسخ به نامه وزارت امور خارجه با بیان اینکه بواسطه این تصمیم دولت ایران در شیوه محاکمات که تاکنون معمول بوده است تغییراتی حاصل خواهد شد، اظهار داشت: دولت آلمان حق خود را در پذیرش این تغییرات برای خود محفوظ میدارد. 3
ماژور محمود خان نوذری که از قوچان حرکت کرده و عصر روز 23 اردیبهشتماه به محمدآباد رسیده بود، امروز صبح به لطفآباد وارد شد. تا امروز نزدیک به ششصد نفر سوار و پیاده و توپ خانه نیز به لطفآباد وارد شده بودند. ماژور محمود خان در بدو ورود سخنرانی مهیجی، ایراد نمود بطوریکه، مردم شعارهای زنده باد شاهنشاه محبوب، رئیس الوزرای اعظم و هیئت دولت و فرمانفرمای خراسان را فریاد میزدند. ماژور محمود خان سپس برای تسلیم اشرار فراری زبردست خان و
[تصویر] خرابیهای ناشی از سیل
همراهانش) با مأمورین سرحدی روس وارد مذاکره شد.
کارگزاری درهجز و کلات ضمن ارسال گزارش فوق به وزارت امور خارجه خواست تا زمانی که، اشرار فراری کاملا دستگیر و تسلیم نشدهاند از روی احتیاط نیرو هایی، در سرحدات درهجز و کلات و بجنورد مستقر شوند. 4
وزیرمختار فرانسه در تهران، امروز به وزارت امور خارجه اطلاع داد دولت فرانسه را از تصمیم دولت ایران در خصوص انحلال کارگزاریها و انتقال محاکم وزارت امور خارجه به وزارت عدلیه مطلع کرده است و ابراز امیدواری کرد اجرای این تصمیم به تعویق افتد تا دولتهای مختلفی که در این موضوع ذینفع هستند، بتوانند نظریات خود را ابراز نمایند. 5
در پی دو ساعت بارندگی شدید، سیل عظیمی در نوشآباد کاشان جاری شد که هفتصد دستگاه خانه را به کلی ویران نمود و همه قنوات را خراب کرد. و علاوه بر این کشته شدن بیست نفر از اهالی و تلف شدن بیش از هزار رأس از احشام، موجب گردید اهالی منطقه را ترک نمایند. 6
(1). تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 129.
(2). تلگراف محمد تقی خان پسیان به ریاست وزرا، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 35.
(3). مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 9.
(4). تلگراف حسن کریمی از لطفآباد به وزیر خارجه، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 67.
(5). مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 25/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 7.
(6). روزنامه ایران 27/ 2/ 1300، ص 1.
دوشنبه 26 اردیبهشت 1300/ 16 می 1921/ 8 رمضان 1339
سفارت فرانسه در ایران اعلام کرد، حمایت از اتباع لهستانی مقیم ایران به عهده این سفارت خانه گذاشته شده است. (1)اما چون دولت لهستان با دولت ایران هیچگونه عهدنامهای نداشت، وزارت خارجه ایران در پاسخ سفارت فرانسه اعلام کرد دولت ایران قصد دارد در عهدنامههای جدیدی که با دیگر کشورها منعقد میکند در مسائل قضایی مربوط به اتباع خارجی، مقابلهبهمثل را اساس قرار دهد؛ ازاینرو، اتباع لهستان در ایران نخواهند توانست از حقوق دول کاملة الوداد (2)استفاده نمایند و امور قضایی اتباع آن دولت در ایران بر عهده محاکم قضایی خواهد بود و فقط در امور سیاسی میتوانند به سفارت فرانسه مراجعه نمایند. (3)
اعضای هیئت چهار نفری کمیسیون حل اختلاف با روسیه بر سر آب هریرود (4)از مشهد عازم سرخس شدند. (5)«پسیان» بنا به دستوری که از تهران به وی رسیده بود، چهار نفر را برای شرکت در کمیسیون حل اختلاف ایران و روس بر سر آبهای هریرود معین نمود تا با نمایندگان رسمی دولت شوروی مذاکره نمایند. اعضای معرفی شده از سوی پسیان عبارت بودند از: «منتظم السلطنه» کارگزار سابق قوچان، حاجی مرتضی میرزا حاکم گناباد، سالار مؤید حاکم سابق سرخس و میرزا احمد خان. (6)
نمایندگان اتباع ایرانی مقیم تفلیس با مراجعه به کنسولگری ایران در تفلیس خواستار بازگشت به ایران و اسکان در ارومیه و سلماس شدند. کنسولگری نیز به آنان وعده مساعدت و همکاری داد. اتباع ایرانی که نزدیک به یکصد خانوار بودند در سالهای قبل، از ایران به قفقاز مهاجرت کرده و در محال «شولار» از محالات تفلیس مقیم شده و نزد ملاکین آنجا به کشاوری و کارگری مشغول شده بودند ولی پس از وضع قوانین جدید در حکومت جدید گرجستان در خصوص مالکیت اراضی دیگر به ایرانیان کار داده نمیشد، ازاینرو اقامت آنان در آنجا غیرممکن شده بود. (7)
کنفرانس صاحب ان صنایع آمریکا در نیویورک تشکیل شد.
«صدیق السلطنه» نیز برحسب دعوت و برنامه قبلی به عنوان نماینده ایران در این کنفرانس شرکت کرد و در خصوص تجارت و اوضاع اقتصادی و مالی ایران شرحی را ایراد نمود. (8)
امروز ظهر «لیپلوسکی» (9)، «شیرماکوف» (10)به لطفآباد آمده و اظهار کردند: «زبردست خان» و افرادش را که یکصد و بیست و یک نفر بوده و دو پلیمت و مقداری مهمات نیز به همراه داشتند در «سلطان دشت» براساس نقشه از قبل طراحی شده خلع سلاح کردهاند، چهار نفر از آنان فرار کرده و یکصد و هفده نفر را از طریق راهآهن به آرتق بردهاند. لیپلوسکی و شیرماکوف همچنین اظهار داشتند در پاسخ به نامه ماژور محمود خان نوذری و درخواست او برای تعیین زمان تسلیم زبردست خان، به عشقآباد و مرو تلگراف زدهاند و هرگونه که به آنان دستور داده شود، همانطور اقدام خواهند کرد. (11)
بنا به اخبار رسیده به وزارت امور خارجه، نیروهای نظامی روس، روستاهای سرحدی مغان (12)را بمباران میکردند و اهالی آن مناطق مجبور شده بودند بهطور کامل محل سکونت خود
1) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 26/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 5، پ 12، ص 2.
2) شرط دول شرطی است که معمولا در عهود تجاری قید میگردد و به موجب آن هریک از دول امضاکننده عهدنامه از تخفیفات گمرکی یا امتیازات تجاری که بعدها به دولت دیگر ممکن است داده شود بهرهمند میگردد و هرگاه چنین شرطی در عهود تجاری قید نگردد ممکن است در نتیجه امتیازات و تسهیلاتی که به یک دولت رقیب در کشوری داده میشود منافع اقتصادی امضاکنندگان عهدنامه به کلی مختل و منظوری که از امضای عهدنامه در نظر بوده حاصل نگردیده و تولید خسارتی هم برای امضاکنندگان بنماید.
3) مراسله وزارت خارجه به سفارت فرانسه، 3/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 5، پ 12، ص 1.
4) هریررود رودی که از هرات میگذرد و طول آن 800 هزار گز است.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 68.
6) همان، ص 64.
7) تلگراف کنسولگری ایران در قفقاز به وزیر خارجه، 16/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 11، ص 3.
8) مراسله سفارت ایران در واشنگتن به وزارت خارجه 16/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 16، پ 2، ص 14.
9) آسوب اول آرتق بود. (م).
10) آسوب اول مرو بود. (م).
11) تلگراف حسن کریمی از لطفآباد به وزیر امور خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 34.
12) مغان نام ولایتی است از توابع اردبیل که و در کنار رود ارس واقع شده و مسکن طوایف شاهسون است. نادر شاه افشار در این محل به سلطنت انتخاب شد.
را ترک نمایند.
ازاینرو، امروز وزارت امور خارجه در نامهای اعتراضآمیز به سفارت روسیه خواستار جلوگیری از این قبیل اقدامات و جبران خسارات ناشی از آن شد. (1)
[تصویر] احسان اللّه خان
پس از ردوبدل شدن نامههای متعدد، بین احسان اللّه خان و خالو قربان و میرزا کوچک خان، آنان برای ملاقات میرزا به فومن رفته و با وی آشتی کردند. در بازگشت به رشت احسان اللّه خان با خالو قربان اعلامیهای منتشر نمودند که وحدت بین دو گروه انقلابی جنگل را مژده میداد.
آنها در این بیانیه تصریح کردند، میتینگهای ضدانقلابی و هرگونه عمل و رفتاری برخلاف انقلاب (جنگل) موجب عکس العمل شدید حکومت است، مخصوصا در این موقع که، وحدت بین دو گروه انقلابی برقرار شده است به هیچکس، اجازه تبلیغات سوء داده نمیشود و متخلفین به جوخه اعدام سپرده خواهند شد. (2)
در اثر جاری شدن سیلی عظیم در «آسیابک» نیمی از روستاهای این منطقه ویران شد و خسارت زیادی به اموال، احشام و محصولات کشاوزی مردم وارد گردید. این سیل سه نفر کشته نیز برجای گذاشت. (3)
سهشنبه 27 اردیبهشت 1300/ 17 می 1921/ 9 رمضان 1339
سفارت بلژیک به وزارت امور خارجه، اعلام کرد: تصمیم دولت ایران، مبنی بر انحلال کارگزاریها و انتقال محاکم وزارت امور خارجه به وزارت عدلیه را تا زمانی که دیگر دولتهای ذینفع، آرا و عقاید خود را درباره این موضوع اعلام ننمایند، نمیتواند بپذیرد.(1)
وزیران کابینه در جلسه امروز خود تصویب نمودند به منظور قدردانی از خدمات کلنل «محمد تقی خان» در خراسان، علاوهبر حقوق نظامی او، ما دام العمر همه ماهه سیصد تومان از اول خردادماه به وی پرداخت شود.
به پیشنهاد «اعتلاء الملک» رئیس کمیسیون اعانه مهاجرین گیلان تصویب شد تا دو ماه، وزارت عدلیه ماهانه مبلغ پنج هزار تومان توسط کمیسیون به مهاجرین بپردازد، که سه هزار تومان اعانه به محترمین و دو هزار تومان اعانه ماهانه به نسوان گیلان پرداخت شود و مبلغ پنج هزار تومان هم یک مرتبه برای مخارج سفر مراجعتکنندگان پرداخت شده و کمیسیون منحل گردید. (2)
سفارت بلژیک پس از دریافت مراسله وزارت امور خارجه درباره اعلام قانون انحصار ساخت و فروش مشروبات الکلی به اداره بلدیه تهران، امروز در پاسخ به وزارت امور خارجه اعلام کرد که این تصمیم به هیچوجه، نمیتواند به حقوق اتباع خارجی که بر طبق معاهدات جاری تأمین شده است، خللی وارد نماید و اتباع خارجی کاملا آزاد خواهند بود، در منازل خود مشروبات الکلی را ساخته و مقداری مشروبات را که فعلا در مغازههای خود دارند آزادانه به فروش برسانند. (3)
پیرو یادداشت وزیر امور خارجه به کنسولگری سوئیس در تهران مبنی بر اینکه، امور قضایی و حقوقی میان اتباع سوئیس و ایران در اداره عدلیه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و این تغییر هیچ خللی به عهدنامههای مودت و اقتصادی میان دو دولت وارد نخواهد آورد، امروز «استتلر» کنسول سوئیس در ایران در پاسخ به وزیر امور خارجه ایران اظهار داشت: لازم است که وزارت امور خارجه ایران نسبت به حفظ حقوق اتباع سوئیس جدیت و تلاش مبذول دارد.(4)
کارگزار اردبیل بنا به گزارش مباشر گمرک «مینوار»، درباره اوضاع آن مناطق به وزارت امور خارجه، گزارش داد: نظامیان شوروی در پستهای سرحدی خودشان مستقر هستند و اهالی روستاهای مرزی آن مناطق به دیدن بلشویکها رفته و با آنان درباره اوضاع ایران صحبت میکنند. آنان حتی فرماندهان نظامیان را به روستاهای خودشان مهمان میکنند و برای قشون آنها نیز آذوقه تهیه میکنند. همچنین فردی به نام احمد، از کماندان(5)قشون شوروی به گمرک «مینوار» پیغام داده است که سواران گمرک حق ندارند در مرز عبور و مرور نمایند. (6)
نظامیان شوروی تا روستای «پرهدورا» آمده و حتی برخی از نمایندگان قشون شوروی تا روستای کلوز (7)آمده و از این نیروها بازدید کرده بودند. اهالی روستاهای سرحدی زمین را حفر، اشیا و اثاثیه منازل خودشان را پنهان کرده و خود به نقاط مختلف کوچ میکردند. کارگزار اردبیل در گزارشی تلگرافی به
1) مراسله سفارت بلژیک به وزارت خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 14.
2) زندگانی سیاسی، اجتماعی سید ضیاء الدین طباطبایی، ص 230، 234.
3) مراسله سفارت بلژیک به وزارت خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 1، ص 24.
4) مراسله کنسولگری سوئیس به وزیر خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 5.
5) کماندان: سرکرده، فرمانده.
6) تلگراف کارگزار اردبیل به وزیر خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 8.
7) کلوز منطقهای در چهار فرسخی اردبیل واقع است.
وزارت امور خارجه ضمن بیان این اخبار، درباره اوضاع سرحدات، اظهار داشت هنوز مشخص نیست که آیا نیروهای شوروی قصد تجاوز به ایران را دارند یا خیر؟ اما تعداد نظامیان بسیار زیاد بوده و هرروز هم رو به افزایش است.(1)
کلنل کاظم خان سیاح حاکم نظامی تهران از سوی سردار سپه وزیر جنگ، به ریاست کل ارکان حرب برگزیده شد. (2)
«نظم الدوله» (3)
کلیه تحقیقات از میرزا رضا کرمانی، قاتل ناصر الدین شاه توسط او انجام گرفت. پس از آن مدتی بیکار شد و چند ماهی نیز به کاشان تبعید شد. بعد از مشروطیت، خزانهداری نظام و ریاست مهمات و ذخیره قشون به او تفویض گردید. چند سالی در آن مقام باقی ماند تا اینکه، معاون ایالت آذربایجان شد. سپس حکمران منطقه خمسه گردید. پس از کودتای 1299، معاون وزارت جنگ شد. سرانجام نظم الدوله در سال 1306 ش، در سن 69 سالگی درگذشت وی یکی از مترجمین خوب زمان خود بود و کتب زیادی مانند تاریخ ایرانیان اثر کنت گوبینو، تاریخ ماری استوارت و سرگذشت کنتس دوباری را ترجمه کرده است. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 1، ص 640 و 641).
که در گذشته حکمران زنجان بود، با تصویب وزیر جنگ، به سمت معاونت وزارت جنگ انتخاب گردید. (4)امروز بعد از ظهر در اداره نظمیه تهران، میان ماژور «بیورلینگ» یکی از افسران سوئدی و فردی به نام پاشا خان درگیری صورت گرفت و پاشا خان، بیورلینگ را مورد حمله قرار داد. سفارت فرانسه که حافظ منافع اتباع سوئدی در ایران بود، در یادداشتی به سید ضیاء الدین طباطبایی، ضمن اعتراض به این قضیه و یادآوری این نکته که، از چند ماه پیش تاکنون چندبار به سوئدیهای مقیم ایران توهین شده است، تصریح کرد: چنانچه رضایت ماژور «بیورلینگ» فراهم نشود، دولت سوئد را از کلیه وقایعی که به منافع آن دولت در ایران لطمه میسازد، آگاه خواهد کرد. (5)
[تصویر] یکی از افسران سوئدی نظمیه
همزمان با اینکه، مأمورین تحدید در اطراف شهر ورامین در حال رسیدگی به امور مربوط به کشت تریاک بودند، وزارت مالیه از وزارت داخله تقاضا نمود یک نفر ژاندارم سوار از گروهان ورامین از تاریخ 30 اردیبهشت در اختیار رئیس شعبه تحدید آن منطقه قرار گیرد تا با کمک او، مأمورین اداره تحدید تمام مناطق زیر کشت تریاک را شناسایی کرده و مطابق قانون از صاحب ان آنان اظهارنامه مالیاتی دریافت نمایند. همچنین برای جلوگیری از قاچاق تریاک در هنگام حمل شیره تریاک به انبار اداره تحدید، سه نفر ژاندارم به شعبه اعزام شوند، تا با کمک آنان تمام شیره تریاک روستاهای ورامین به انبار انتقال داده شود. (6)
1) تلگراف کارگزار اردبیل به وزارت خارجه، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 14.
2) روزنامه ایران، 29/ 2/ 1300، ص 2.
3) ابو تراب خواجه نوریان معروف به نظم الدوله، متولد 1237 ش، در تهران است. پدرش حبیب اللّه خان فرزند فتح اللّه لشکرنویسباشی برادر میرزا آقا خان اعتماد الدوله است. وی دوران کودکی را در تبریز گذرانید و در جوانی در نظمیه استخدام شد و مدتی معاون «کنت دومنت فرت» رئیس شهربانی بود. پس از رفتن «کنت دومنت» ریاست نظمیه را به عهده گرفت.
4) روزنامه ایران، 28/ 1/ 1300، ص 1.
5) مراسله سفارت فرانسه به سید ضیاء الدین طباطبایی، 27/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 5، ص 32 و 33.
6) مراسله وزارت مالیه به وزارت داخله، 27/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290006173.
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1300/ 18 می 1921/ 10 رمضان 1339
اداره بلدیه، جهت ساختن خیابان چراغبرق مبلغ بیست و شش هزار تومان اعتبار تصویب نموده بود که از امروز عملیات اجرایی ساختن این خیابان آغاز گردید. (1)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در تهران نسبت به تأخیر در مجازات عاملین قتل پسر نرسس ارمنی، (تلگرافچی هند و اروپ در کرمان)، به وزارت امور خارجه اعتراض کرد. وی معترض بود چرا با وجود آنکه، چهار نفر از پنج نفر دستگیر شده در ماجرای قتل نرسس به جرم خود اعتراف کرده، ولی هنوز مجازات نشدهاند. او در ادامه اظهار نمود، در صورتیکه مرتکبین مجازات نشوند، این فاجعه امنیت ارامنهای را که در خدمت تلگراف خانه هند و اروپ هستند، به کلی سلب خواهد نمود. (2)
داوود مفتاح السلطنه با شارژدافر سفارت سوئد در انگلیس ملاقات نمود. در این مذاکره خصوصی و طولانی، شارژدافر سفارت، بهطور محرمانه به «مفتاح السلطنه» گفت: وزیر خارجه انگلیس در دیدارش با وزیرمختار سوئد، به وی اظهار کرده است: به شما توصیه نمیکنم به ایران صاحب منصب بدهید و لیکن شما را هم منع نمیکنم. (3)
در پی اعلام وزارت امور خارجه ایران به کلیه سفارت خانههای کشورهای خارجی در خصوص انحلال کارگزاریها و انتقال اداره محاکمات وزارت امور خارجه به وزارت عدلیه و دادن تضمیناتی مبنی بر اینکه، از تعهداتی که تاکنون برای اتباع خارجی وجود داشته، چیزی کاسته نخواهد شد، امروز وزیرمختار انگلیس در تهران در نامهای به وزارت امور خارجه، با ذکر این سئوال که چگونه بعد از انحلال محاکمات وزارت امور خارجه، این تضمینهای داده شده، رعایت خواهد شد؟ به صراحت اعلام کرد: بدون تأیید و پذیرش این موضوع از سوی دولت انگلیس، مقررات جدید را نخواهد پذیرفت و در پایان نامهاش خواست تا زمان قبول این مسئله از سوی دولت انگلیس، ترتیباتی که تاکنون برای رسیدگی به مسائل حقوقی و قضایی اتباع انگلیس بوده است، حفظ شود. (4)
قانون ثبت اسناد و تأسیس اداره آن(5)که از اقدامات دولت جدید بود، در یکصد و چهل و دو ماده تنظیم و به مرحله اجرا درآمد. (6)
وزارت فلاحت (7)و تجارت و فواید عامه ایران طی نامهای از سفارت آمریکا در تهران، خواستار دریافت نشریات وزارت کشاورزی آمریکا شد (8)
محمد تقی خان پسیان بنا به اخباری که از لطفآباد به وی رسیده بود، به رئیس الوزراء اطلاع داد: گویا روسها تمایل ندارند، زبردست خان و همراهانش را به ایران تسلیم نمایند.
وی در ادامه افزود: اگر روسها زبردست خان و همراهانش را تسلیم نکنند، سه نفر سوار ترکمن را که از فراریان قشون ترکستان هستند و در کلات دستگیر شدهاند، به روسها تسلیم
1) روزنامه ایران، 28/ 2/ 1300، ص 1.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 28/ 2/ 1300، اسناد ملی ایران، ش ت 293005975.
3) تلگراف داوود مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 29/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 22، ص 72.
4) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 28/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 3.
5) احمد شاه درباره این قانون در تاریخ مذکور چنین اظهار داشت: «ما سلطان احمد شاه قاجار نظر به پیشنهاد منصور السلطنه کفیل وزارت عدلیه مقرر میداریم قانون موقتی اسناد باید مثل قوانین مملکتی به موقع به اجرا گذاشته شود تا در موقع افتتاح پارلمان به تصویب قوه مقننه برسد». جهت اطلاع بیشتر ر ک: (روزنامه ایران، 28/ 2/ 1300، ص 3 و 4 و 5).
6) . روزنامه ایران، 28/ 2/ 1300، ص 3 و 4 و 5.
7) وزارت کشاورزی و بازرگانی (م)
8) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 3.
نخواهد کرد. (1)
امروز دو نفر نماینده از طرف ملیون و متحصنین در تلگراف خانه مشهد به کارگزاری خراسان رفته و اظهار داشتند که از امشب روابط پستی و تلگرافی با تهران قطع میشود و حتی از مکاتبات و مخابرات کارگزاری نیز جلوگیری خواهد شد. (2)
پس از انتشار اعلامیه مشترک بین سران جنبش جنگل در 26 اردیبهشتماه، اعلامیه دیگری از طرف خالو قربان، منتشر گردید که در این اعلامیه، سخنچینان را از فتنهگری و ایجاد نفاق برحذر میداشت. (3)
[تصویر] خالو قربان
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1300/ 19 می 1921/ 11 رمضان 1339
زبردست خان و همراهانش با اغراقگویی تعداد نیروهای ایرانی را نزد بلشویکها، فوق العاده جلوه داده و مأمورین روسیه را به وحشت انداخته بودند که نیروهای دولتی قصد حمله به «آرتق» و بردن آنها را دارند. روسها نیز از روی احتیاط، تقاضای تعدادی نیرو کردند. (1)یاور محمود خان، حکمران و فرمانده نظامی قوچان و درهجز، برای رفع این سوء تفاهمات و به بهانه اینکه، در لطفآباد آذوقه نیست، عدهای از نیروها و توپ خانه را از لطفآباد به محمدآباد بازگرداند و از «لیپلوسکی» که به لطفآباد آمده بود، قول گرفت در خصوص جلوگیری از شرارت اشرار روس جدیت بیشتری نشان دهند. (2)
چند نفر سخنران و مبلغ بلشویک که از عشقآباد با قطار به آرتق آمده بودند نزد زبردست خان و همراهانش رفته و نطقهای مهیج و تحریکآمیزی را درباره مسلک بلشویک برای آنان ایراد نمودند. (3)
امروز «پریمان» معاون «لیپلوسکی»، آسوب اول آرتق به لطفآباد آمد. صورت خساراتی که در اثر اقدامات زبردست خان و افرادش به اهالی منطقه درهجز وارد شده و بیش از یکصد هزار تومان برآورد شده بود، به وی ارائه شد، اما وی گفت: بایستی کمیسیونی از نمایندگان طرفین معین شوند و پس از تحقیق و رسیدگی، هرآنچه که ثابت شود، نزد زبردست خان و افرادش میباشد، مسترد خواهد شد. این اظهارات حمایت آنان را نسبت به متمردین دولت ایران نشان میداد. کارگزار درهجز که معتقد بود، مقصود و هدف بلشویکها طفره و اتلاف وقت است، به وزارت امور خارجه پیشنهاد داد: برای اینکه روسها زبردست خان و همراهانش را سریعتر تسلیم نمایند آنها را نزد بلشویکها، عامل انگلیسیها معرفی نمایند و بگویند که این اقدامات را نیز به تحریک انگلیسیها انجام دادهاند. (4)
امروز سرهنگ «بوریس روگاتچف» وابسته نظامی شوروی، به دیدار سرهنگ «ساندرز» وابسته نظامی انگلیس رفت، تا به او اطلاع دهد «کلیه نیروهای شوروی در حال تخلیه فوری ایران هستند و روسها در عملیاتی که دولت ایران بخواهد علیه نیروهای میرزا کوچک خان انجام دهد، مداخله نخواهند کرد.» (5)
از زمان جمعآوری کودکان بیسرپرست تا امروز، یکصد و چهل نفر از کودکان خیابانی، توسط کمیساریاهای محلات جمعآوری شده و به اداره دار الایتام، تحویل داده شده بودند. در مجموع تا به امروز هفتصد کودک یتیم و بیسرپرست، توسط دایره امور خیریه دار الایتام جمعآوری گردیده بود. (6)
در پی تصویب طرحی در هیئت دولت مبنی بر منع فروش مشروبات الکلی، امروز تعداد زیادی از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان در مقابل منزل سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزراء، تجمع نموده و نسبت به این طرح، اعتراض نمودند.
در ابتدا سعی شد با آرامش تظاهرکنندگان متفرق شوند، اما پس از اینکه نیروهای نظامی با مقاومت تظاهرکنندگان روبرو شدند عدهای از آنان را دستگیر نمودند و بقیه نیز پراکنده شدند. (7)
1) نماینده مختار شوروی روس در ایران در تاریخ 25/ 3/ 1300 در پاسخ به نامهها و یادداشتهای وزارت خارجه راجع به تمرکز و تجمع نیروهای روسی در آرتق و لنکران به دولت ایران اطمینان داد در صورتیکه قرار باشد نیروهای روس در مرزها افزایش و تجمع یابند سفارت شوروی از قبل به دولت ایران اطلاع خواهد داد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 3).
2) مراسله کارگزار درهجز و کلات به وزیر امور خارجه، 29/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 3، ص 19.
3) گزارش کارگزاری درهجز به وزیر خارجه، 29/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 11 و س 1300، ک 42، پ 7، ص 54.
4) تلگراف کارگزار درهجز به وزارت خارجه، 30/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 21.
5) Intelligence Summare) MA, Tehran (, Nos. 7, 8 For Weeks ending 17, 25 June Fo 371/ 6435/ 8863
6) روزنامه ایران، 1/ 3/ 1300، ص 1.
7) روزنامه ایران، 30/ 2/ 1300، ص 1.
تشکیلات جدید وزارت داخله امروز معرفی گردید. (1)این تشکیلات جدید شامل اداره کابینه، اداره ایالات و ولایات و اداره انتظامات و اصلاحات و اداره تفتیش بود. (2)
امروز دوازده کشتی جنگی روسی از بادکوبه، به سواحل ایران آمده و از یک ساعت پیش از طلوع آفتاب، تیراندازی به طرف انزلی را آغاز کردند. اهالی انزلی از این اقدام روسها، فوق العاده مضطرب بودند. (3)
رضا خان سردار سپه، برای ملاقات با سید ضیاء به منزل شخصی وی رفت. (4)
از صبح تا ساعت یک بعد از ظهر امروز، آتشسوزی بزرگی در بازار آمل جریان داشت که در اثر این آتشسوزی چند باب خانه طعمه حریق شد و مقدار زیادی از کالاهای مردم در این آتشسوزی از بین رفت. (5)
[تصویر] رضا خان و فرزندانش: محمد رضا، شمس و اشرف پهلوی
1) در پی معرفی تشکیلات جدید وزارت داخله تغییرات گستردهای در مدیریتهای دوایر این وزارت خانه صورت گرفت. جهت اطلاع بیشتر ر. ک:(روزنامه ایران، 29/ 2/ 1300، ص 1 و 2).
2) روزنامه ایران، 29/ 2/ 1300، ص 1 و 2.
3) تلگراف مؤید حضور از انزلی به وزارت خارجه، 29/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 5، ص 4.
4) روزنامه ایران، 30/ 2/ 1300، ص 1.
5) همان، ص 2.
جمعه 30 اردیبهشت 1300/ 20 می 1921/ 12 رمضان 1339
به دلیل شیوع بیماری «وبا» در سرخس، روسها جهت مقابله با این بیماری پزشک به «سرخس کهنه» اعزام نمودند و از امروز راه سرخس به ایران را به کلی مسدود کردند. (1)
حکومتنظامی تهران با انتشار اعلانی به کلیه شیرکچیها و صاحب ان کارگاههای الکلسازی، که از تحویل اجناس خود به مأمورین رسومات خودداری نمود و خانههای خود را ترک کرده بودند اخطار داد، بنا به دستور ریاست وزرا، از امروز باید به خانههای خود بازگشته و در برابر قوانین مقاومت ننمایند.
زیرا در غیر این صورت، دارایی آنها ضبط و شدیدا مجازات خواهند شد. (2)
اسباب و اثاثیه وزارت عدلیه از ساختمان سابق مسعودیه به پارک «ظل السلطان» (3)
ظل السلطان سه سال از مظفر الدین شاه بزرگتر بود ولی چون مادرش عقدی نبود به ولیعهدی انتخاب نگردید.
درباره مأموریتهای ظل السلطان از نظر حکومتی باید گفت که در میان حکام دوره قاجاریه طول مدت مأموریت ظل السلطان فرزند ارشد ناصر الدین شاه از همه بیشتر بود.
مسعود میرزا ظل السلطان سی و چهار سال متوالی حاکم اصفهان و قریب چهل و پنج سال متناوب مالک الرقاب بلا معارض مازندران و اصفهان و فارس و مدتی نیز فرمانروای مطلق العنان هفده شهر ایران بود. مدت حکومت ظل السلطان در مازندران، استرآباد، ترکمان یموت، سمنان و دامغان در حدود دو سال و دو ماه بود و پس از ورود به تهران در ذی حجه 1279 ق، با همدم الملوک که بعدها به همدم السلطنه ملقب گردید ازدواج کرد، همدم السلطنه تا پایان عمر یعنی تا سال 1292 ق، که در اصفهان بر سرزا رفت با ظل السلطان زندگی کرد.
ظل السلطان پس از برگزاری مراسم عقد و ازدواج به فرمانفرمایی فارس انتخاب گردید و دوره حکمرانی او دو سال به طول انجامید. او از انتصاب خود به فرمانفرمایی فارس بسیار خوشحال بود
ظل السلطان تا سال 1305 ق، حاکم این ایالات و ولایات بود. اصفهان، بختیاری، یزد، فارس، خوزستان، کرمانشاه، کردستان، بروجرد، لرستان، عراق، کمره، گلپایگان، خوانسار، ملایر، تویسرکان، نهاوند، محلات و به عبارت دیگر کلیه نواحی جنوب و غرب ایران و تقریبا نصف ایران را داشت. ولی از سال 1305 ق، حکومت ظل السلطان محدود و منحصر به اصفهان شد. لکن در سال 1307 ق، حکومت یزد، عراق و گلپایگان هم با دادن پیشکش به شاه دوباره به وی واگذار گردید. در سال 1309 ق، حکومت عراق عجم از وی گرفته شد و به جای آن حکومت خوانسار و محلات به او واگذار گردید و تا سال 1310 ق، این وضع ادامه داشت. در سال 1310 ق، ظل السلطان دوباره به خیال افتاد که به جای کامران میرزا نایب السلطنه برادر صلبی خود وزیر جنگ شود و در این رابطه تشبثاتی هم نمود لکن اقدامات وی در این باب مانند سال 1302 ق، نتیجهای نبخشید زیرا روسها با وزیر جنگ شدن وی مخالف بودند. سرانجام ظل السلطان در سال 1337 ق، درگذشت. (تاریخ مسعودی، دیباچه؛ ظل السلطان، ج 1، ص 9- 23).
منتقل گردید. (4)به پیشنهاد «ظهیر الملک» حکمران استرآباد، «مصدق دیوان» به حکومت صحرا و گنبد قابوس معین گردید. (5)
1) تلگراف از سرخس به وزیر خارجه، 31/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 28، ص 17.
2) روزنامه ایران، 1/ 3/ 1300، ص 1.
3) مسعود میرزا ظل السلطان فرزند ارشد ناصر الدین شاه که قبلا یمین الدوله لقب داشت، روز بیستم صفر سال 1266 ق، برابر با پنجم ژانویه 1850 م، به دنیا آمد.
4) روزنامه ایران، 1/ 3/ 1300، ص 1.
5) تلگراف وزارت خارجه به کارگزاری خراسان، اسناد ملی ایران، شم ت 293003253.
شنبه 31 اردیبهشت 1300/ 21 می 1921/ 13 رمضان 1339
پس از انتصاب کلنل کاظم خان سیاح به ریاست ارکان حرب اداره قزاق خانه، محمود خان انصاری سرتیپ اداره قزاق خانه به سمت حکومتنظامی تهران منصوب شد. وی از بعد از ظهر امروز در اداره ایالتی حضور یافت و کار خود را آغاز کرد.
وزیر جنگ نیز با حضور در اداره ایالتی دستورات لازم را به وی داد. (1)
نخستین دور مذاکرات سران جنگل با فرماندهان ارتش روسیه، در انزلی برگزار شد. (2)
روسها جنوب شهر رشت را تخلیه کردند. (3)
ساعت پنج صبح امروز زبردست خان، عبد القدیر خان (عبد القدیر آزاد) (4)
این شورش سرانجام سرکوب شد و گروهی از شورشیان و رهبران آنها، از جمله آزاد، برای گریز از مجازات، به روسیه پناه بردند. اعلام عفو عمومی از جانب دولت در 12 مهر 1300، شرایط بازگشت چهار صد تن از همراهان آزاد را به وطن فراهم آورد، ولی آزاد و زبردست خان، پس از هجده ماه اقامت در تاشکند، سرانجام به ایران مراجعت کردند. چون آنها از نظر دولت مرکزی وقت، نوعی شورشی و یاغی محسوب میشدند، بلافاصله دستگیر شدند و امیر لشکر شرق برای او از تهران تقاضای اعدام کرد. رضا خان سردار سپه این تقاضا را پذیرفت؛ لیکن آنان با وساطت آقا شیخ حسین یزدی مجتهد و درخواست گروهی از ملیون، از مجازات اعدام و حبس، ر هایی یافتند. بلافاصله پس از آن، آزاد با استفاده از نفوذ مجتهد، اجازه نشر روزنامه هفتگی آزاد را به دست آورد و نخستین شماره آن را در 1302 ش، در مشهد منتشر کرد.نوشتههای آزاد علیه برخی از اقدامات سردار سپه، سبب شد که وی برای چهارمین بار زندانی شود. او پس از گذراندن شش ماه حبس و تحمل شکنجه آزاد شد.
کماکان به فعالیتهای سیاسیاش ادامه داد، تا اینکه در 1303 ش، مجددا توسط جان محمد خان امیر علایی، امیر لشکر جدید شرق، دستگیر شد و دو سال از عمر خود را در زندان کلات گذراند.
آزاد در دوره استانداری حسین بنی آدم (شریف الدوله) در خراسان، بار دیگر به جرم فعالیت علیه سیاست عمومی مملکت و اقدام به تشبثات منافی سیاست دولت، دستگیر شد. و مدت پانزده ماه در سبزوار زندانی شد. انور خامهای علت دستگیری و حبس وی را، نوشتههای چپگرایانه و روابط نزدیک او با آقابکف، کنسول دولت سوسیالیستی شوروی در مشهد، عنوان کرد.
در 1306 ش، آزاد مقالهای راجع به آزادی زنان در هفتهنامه آزاد به چاپ رساند که موجب اعتراض حاج آقا حسین قمی، از مراجع بزرگ مشهد، شد.
آزاد، نهمین دفعه اسارت خود را، که ده سال طول کشید (1310- 1320 ش)، بدون محکومیت، با نظر مستقیم رضا خان سپری کرد. آزاد، در سالهای نخستین حبس، با طرفداران افکار کمونیستی همسو بود، ولی بعدها مناسبات خود را با آنها قطع و مواضعی مخالف اتخاذ کرد.
آزاد بعدها با نگارش یادداشت هایی تحت عنوان: اسرار زندان قصر، به مخالفت با همبندهای مارکسیست خود پرداخت بعد از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور 1320 ش، در فضای سیاسی جدید، وی از جمله زندانیان سیاسی بود که پس از ده سال، طعم آزادی را میچشید. در این زمان عبد القدیر به دلیل حدود بیست سال مبارزه و تحمل زندان و شکنجه، در اذهان مردم، شخصیتی ملی و آزادیخواه به شمار میآمد.
وی در مهر 1320، بعد از جدایی از حزب توده، بلافاصله به همراه کسانی که سابقه مخالفت با دولت رضا خان داشتند، حزب استقلال را تأسیس و دوره دوم انتشار روزنامه آزاد را با عنوان «ارگان حزب استقلال» شروع کرد.
آزاد در انتخابات مجلس چهاردهم (1322 ش) از سبزوار برای نمایندگی نامزد شد؛ ولی با همه تجربیات سیاسی و مطبوعاتیاش، نتوانست به مجلس راه یابد. وی از آن پس، به مخالفتهای خود با حزب توده و طرفداران سید ضیاء الدین طباطبایی شدت بخشید و در یادداشتهای خود، از آنها به عنوان:
دو دسته مفسد و خطرناک یاد میکرد و برای مبارزه با آنها، تشکیل حزب جبهه ملی را پیشنهاد کرد.
با تشکیل حزب دموکرات ایران، توسط احمد قوام (قوام السلطنه) در 1325 ش، آزاد آن را برای اهداف سیاسی خود مناسب دید و از عضویت در آن استقبال کرد. وی در انتخابات مجلس پانزدهم که با اعمالنفوذ و قدرت دولت قوام و طرفدارانش صورت گرفت، به عنوان نماینده مردم سبزوار به مجلس راه یافت. اما قبل از افتتاح مجلس، بین اعضای حزب دموکرات قوام، اختلاف افتاد. حزب استقلال به رهبری آزاد، نیز در آغاز تیر 1326 بیانیهای علیه دولت قوام صادر کرد.
در آغاز کار مجلس پانزدهم در تیر 1326، اقلیت مجلس، مخالف قوام محسوب میشدند. مظفر بقایی، حایریزاده، حسین مکی و غلامحسین رحیمیان، اعضای شاخص این گروه بودند. مخالفتهای فراکسیون حزبی، از آغاز افتتاح مجلس، موجب تضعیف دولت و حزب قوام، در مقابل مخالفانی چون دربار شد.
در 23 خرداد 1327، زمانی که عبد الحسین هژیر با حمایت دربار برای نخستوزیری پیشنهاد شد، آزاد در ابتدا با دریافت نشانه هایی از جانب هژیر، برای شرکت در کابینه خود را حامی دولت نشان داد. اما با پخش اعلامیه شدید اللحن آیت اللّه کاشانی علیه هژیر، آزاد همکاری با کاشانی را برای وصول به مقاصدش ترجیح داد. وی بلافاصله با حضور نزد کاشانی، خود را مطیع مواضع سیاسی او معرفی کرد.
عبد القدیر آزاد، به همراه اقلیت مجلس، به خاطر تیراندازی نیروهای دولتی به سوی مردم (3 تیر 1327)، علیه دولت هژیر، اعلام جرم کرد. سیاستهای دولت هژیر نیز، برای تحکیم قدرت شاه و حمایت از منافع دولت انگلیس، موجب تشدید مخالفتهای داخلی و خارجی شد. در این شرایط آزاد، خود را به کانونهای طرفدار کاشانی نزدیکتر کرد. اما همین گزارشها حاکی از آن است که آزاد در همان زمان با محافلی از دربار نیز روابطی حسن ه داشته است. دولت هژیر بارها توسط گروه اقلیت مجلس استیضاح شد و آزاد نیز در این ماجرا شرکت فعالی داشت.
در 17 آذر 1327 وقتی دولت ساعد جانشین دولت هژیر شد، در برابر فشار افکار عمومی قرار گرفت که خواهان حل مسئله نفت بودند. بخشی از توجه عموم به این مسئله، ناشی از تلاشهای آزاد و همراهانش در مجلس بود. به واقع آنها در این دوره مجلس، زبان گویای آمال و آرزوهای ملت در زمینه نفت بود.
دولت ساعد، ترور نافرجام شاه، در بهمن 1327 را، بهانه سرکوب اعتراضات مردم قرار داد؛ ولی همه چیز در ید قدرت وی نبود. آزاد به همراه گروه اقلیت، به سیاستهای دولت اعتراض و طرح الغای امتیازنامه را در مجلس مطرح کردند.
پس از ترور هژیر، در 13 آبان 1328، آزاد به عنوان عضو کمیته تبلیغات جبهه، ملی، به همراه مصدق دستگیر و از تهران تبعید شد. به سبب اتخاذ مواضع تند علیه دولت رزمآرا و شرکت در ادامه طرحها و لایحه هایی که ملی شدن صنعت نفت ایران را تسریع میکرد، به اوج شهرت رسید. سرانجام نمایندگان مجلس با حمایت همهجانبه مردم، در اسفند 1329، طرح ملی شدن صنعت نفت را تصویب کردند.
در خرداد 1330، آزاد آشکارا به انتقاد از شخص مصدق پرداخت. وی عدم پیشرفت سیاست دولت در اجرای طرح ملی شدن نفت را، ناشی از ترکیب ناهمگون اعضای هیئت دولت میدانست و در نطقها و یادداشتهای خود، همواره بر انگلیسی بودن آن تأکید میکرد و معتقد بود که با قوای انگلیسی نمیتوان به جنگ انگلیسیها رفت. در شهریور 1330، با ورود استوکس، صاحب منصب انگلیسی به تهران، نزاع بین دولت و مخالفان حاضر در مجلس شورای ملی، به اوج خود رسید و آزاد با یوسف مشار، وزیر پست و تلگراف در صحن مجلس زدوخورد نموده و او را با اسلحه تهدید به قتل کرد.
زدوبندهای پنهان و پیدای آزاد علیه سیاستهای مصدق، موجب حذف وی از فهرست کاندیداهای پیشنهادی جبهه ملی، در انتخابات مجلس هفدهم شد، ولی در عوض، نامش در فهرست پیشنهادی دربار گنجانده شد. در نتیجه برخلاف گذشته، از جانب مردم مورد استقبال قرار نگرفت و به مجلس راه نیافت.
چند روز پس از سقوط دولت مصدق، آزاد در یادداشتی در ارگان حزب استقلال، ضمن اظهار موافقت با کودتای دولت زاهدی نوشت که مصدق باید اعدام و اموالش مصادره شود.
علیرغم تمام تلاش هایی که آزاد در همگامی با مخالفان دولت مصدق انجام داد، پاداش درخوری دریافت نکرد. در همان سال 1332 ش، حزب استقلال، که طی بیش از یک دهه رهبری آزاد، فعالیتی نهچندان موفق داشت، تعطیل شد. در این زمان، دولت زاهدی، آزاد را به ریاست شرکت فرش منصوب کرد تا شاید از مسائل سیاسی دور بماند. آزاد در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی (1339 ش)، بقایی، حایریزاده، رحیمیان و عمیدی نوری در اجتماعات حضور یافت و به همراه بقایی از سیاستهای خود در دوره دولت زاهدی دفاع کرد. اما حضوری مؤثر نبود. از آن پس تا یک دهه دیگر، آزاد زندگی آرامی را به دور از مسائل سیاسی و فرهنگی گذراند و سرانجام در آبان 1352 در تهران، درگذشت. (فرهنگ ناموران، ج 1، ص 128- 136).
و هاشم آقا با پنج نفر مستحفظ از عشقآباد به تاشکند اعزام شدند. انتقال زبردست خان به درخواست مقامات تاشکند از عشقآباد صورت گرفت.(5)روسها استرداد اموالی را که زبردست خان و همراهانش غارت کرده بودند، به تحقیقات کمیسیون نمایندگان طرفین موکول نمودند. معتصم السلطنه ضمن اعلام این خبر، به تهران اظهار داشت: این موضوع نشاندهنده حمایت روسها نسبت به متمردین دولت ایران میباشد. (6)
1) روزنامه ایران، 1/ 3/ 1300، ص 1.
2) سردار جنگل، ص 243.
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 10.
4) عبد القدیر آزاد که به عبد القدیر سبزواری و خراسانی نیز معروف است، فرزند ملاجان محمد، از اعقاب ملا هادی سبزواری بود. وی تحصیلات حوزوی را تا کتاب شرایع در زادگاهش آموخت و پس از تأسیس مدارس جدید، علاوهبر علوم دینی، حساب و زبان فرانسه را نیز، در همانجا فراگرفت. پس از اتمام تحصیلات، در اداره پست شهر مشهد، استخدام و چندی بعد، مأمور انجام خدمت در اداره پست تربت حیدریه شد. دیری نگذشت که تصدی آن اداره، به وی واگذار شد. امضای قرارداد 1919 م/ 1298 ش، بین وثوق الدوله و سرپرسی کاکس، سفیر انگلیس در ایران، با موجی از مخالفتهای داخلی و خارجی روبرو شد. آزاد نیز، با تأسیس کمیتهای هفت نفره در مشهد، با نام «حامیان مستضعفین»، به جمع معترضان پیوست. این کمیته با انتشار شبنامه هایی در مشهد، به انتقاد از این قرارداد پرداخت. لیکن فعالیت آنها با دستگیری اعضای کمیته متوقف ماند و آزاد متهم و مقصر اصلی شناخته شد و به این سبب هشت ماه در زندان ماند. پس از آزادی از زندان، وی حزب کوچکی، به نام طرفداران قانون اساسی، در مشهد تأسیس کرد و به مخالفت با کارهای میرزا احمد خان قوام السلطنه، حاکم خراسان، پرداخت. آزاد در مقام رهبری این حزب و به منظور ایستادگی در مقابل قوام، تلاش کرد تا موافقانی در میان رؤسای طوایف بیابد. در این میان، زبردست خان، از خوانین درگز که با قوام دشمنی داشت، همراه تنی چند از خوانین دیگر، از این وضعیت استفاده و به توصیه رهبر حزب، عبد القدیر آزاد، شورشی را در درهگز آغاز کردند. این امر، منجر به قتل حاکم درهگز شد.
5) تلگراف معتصم السلطنه به وزارت امور خارجه، 2/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 14.
6) تلگراف کارگزاری مشهد به وزارت امور خارجه، 31/ 2/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 46.
یکشنبه 1 خرداد 1300/ 22 می 1921/ 14 رمضان 1339
امشب توپچی (1)و سربازهای ساخلوی (2)شهر استرآباد (3)که نزدیک به سه ماه حقوق دریافت نکرده بودند، در تلگراف خانه شهر تحصن کردند. مقامات نظامی به هرترتیبی بود آنان را منصرف نموده و قول دادند عرایضشان را به مقامات مربوط برسانند. (4)
وزارت امور خارجه امروز در یادداشتی به سفارت روسیه، نسبت به ورود مقدار زیادی سکههای پنج قرانی نقره به ایران، که در روسیه ضرب شده بود، اعتراض کرد و خاطرنشان ساخت: چون ضرب سکه در هرکشوری از حقوق انحصاری آن دولت است، این رویه که در روسیه اتخاذ شده به حقوق و حاکمیت دولت ایران لطمه وارد ساخته و از نقطهنظر حقوق بین المللی نیز به منزله مداخله در امور داخلی ایران به شمار میرود. وزارت امور خارجه، در ادامه ضمن تأکید به جلوگیری از ضرب سکه ایرانی در روسیه، تصریح کرد: چنانچه از این پس چنین سکه هایی به ایران وارد شود، ضبط خواهد شد. (5)
وزیرمختار شوروی روسیه در ایران در نامهای به وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه، ایران و روسیه دیگر در حالت جنگ نبوده و فرونت گیلان هم منحل شده است، آزادی نظامیان روس را که در سمنان نگهداری میشدند، از دولت ایران خواستار شد. (6)طبق اظهارات وزیرمختار شوروی تقریبا دویست نفر از اسرای نظامی مسلمان روسیه نیز بودند که در سمنان نگهداری میشدند. (7)اما وزارت امور خارجه در پاسخ، با اظهار اینکه هنوز فرونت گیلان منحل نشده و همچنین اسرای نظامی ایرانی در بادکوبه در وضعیت اسفناکی در توقیف هستند، برای خاتمه دادن به این مسائل اقدامات جدی سفارت روسیه را خواستار شد. (8)
در پی حفریات غیرمجاز در مناطق مختلف کشور جهت یافتن گنج و آثار تاریخی، وزارت داخله بنا به تقاضای وزارت معارف با ارسال تلگرافی به حکام ایالات و ولایات دستور داد:
از حفریات بدون مجوز وزارت معارف، جلوگیری به عمل آورند و چنانچه کسی بدون مجوز اقدام به حفاری نماید، او را توقیف کنند. (9)
[تصویر] سکههای دوره قاجار
1) توپچی مأخوذ از واژه ترکی، توپدار و نظامی که سلاحش توپ است. آن که توپ انداختن داند و بدین اسم در قشون معین است. واحدی از نظام که مأمور تیراندازی با توپ میباشد.
2) ساخلو واژهای ترکی و به معنای مکانی که گروهی از سربازان در آن جای گزیده و به حفظ و نگهبانی گماشته شده باشند. به جای این کلمه فرهنگستان واژه پادگان را برگزیده است.
3) استرآباد نام قدیم گرگان فعلی میباشد.
4) روزنامه ایران، 2/ 3/ 1300، ص 2.
5) یادداشت وزارت خارجه به نمایندگی مختار روسیه در ایران، 1/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 19، ص 5.
6) در جنگهای سال گذشته میان نیروهای دولتی و قوای جنگل عدهای از اتباع روس و آذربایجان قفقاز نیز جزو سایر اسرا دستگیر شده بودند که عدهای از آنان در قزوین و عدهای در سمنان و تهران توقیف بودند. لازم به ذکر است که تعدادی از این اسرا در اداره تنظیف بلدیه به کار گرفته شده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 16، 66، 67).
7) مراسله وزیرمختار شوروی روسیه در ایران به وزارت خارجه، 1/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 10.
8) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 10 (حاشیه سند).
9) روزنامه ایران، 2/ 3/ 1300، ص 2.
نظامیان ژاندارم (1)که از کازرون به طرف برازجان در حرکت بودند، امروز صبح زود وارد دالکی (2)شدند. نور محمد خان ضابط دالکی از طرف فرمانده نظامیان برای ارائه توضیح در خصوص حبس و شکنجه تعدادی از اهالی، بهطور کتبی احضار شد، اما وی اعتنایی به این احضاریه نکرد و مشغول جمعآوری تفنگچی برای مقابله با ژاندارمها گردید. در نتیجه جنگی که میان ژاندارمها و افراد نور محمد خان دالکی رخ داد، تعدادی کشته و مجروح گردیدند. (3)
(اسناد ملی ایران، شم ت 293004589).
نور محمد خان و ژاندارم هایی که مجروح شده بودند به برازجان منتقل شده و تحت درمان قرار گرفتند.(4)[تصویر] پشت و روی یک اسکناس منات روسیه در آن دوران
1) کارگزاری بوشهر در همین تاریخ در تلگرافی به وزارت امور خارجه خبر داده است: در نتیجه درگیری بین نیروهای پلیس جنوب و نورمحمد خان در دالکی، نورمحمد خان و چند نفر از بستگان او و چند نفر از پلیس جنوب کشته شدند. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 7، ص 4).
2) دالکی منطقهای در نزدیکی برازجان که در کنار جاده شوسه کازرون به بوشهر واقع شده است و از شمال به ارتفاعات کتل ملو، از شرق به کوه دالکی، از جنوب به برازجان محدود میشود و حد غربی آن رود خانه دالکی است. در این منطقه منابع نفت نیز وجود دارد.
3) از نظامیان دولتی یک نفر سوار کشته و تعدادی مجروح گردیدند. از افراد دالکی نیز خود نورمحمد خان مجروح و تعدادی نیز کشته شدند.
4) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 3/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
دوشنبه 2 خرداد 1300/ 23 می 1921/ 15 رمضان 1339
پس از انتشار خبر خروج اردوی ژاندارمری از ساری، به تصور اینکه نیروهای قزاق جایگزین ژاندارمها خواهند شد، وحشت و اضطراب، عموم مردم را فراگرفته بود. حکومت ساری تلاش میکرد تا به اهالی اطمینان دهد هیچ اقدامی برخلاف نظم و امنیت رخ نخواهد داد. (1)
سارقین افغانی که در منطقه خواف(2)از قافلهها دزدی میکردند، امروز نیز یک نفر شتر از قافله لوائی از اتباع انگلیس سرقت نمودند. حکومت خواف سوارانی را برای تعقیب سارقین فرستاد. (3)
خسارت وارد شده ناشی از جاری شدن سیل در چند روز اخیر در کاشان اعلام شد. یکصد نفر تلفات انسانی، دو کرور(4)تومان خسارات مالی و تخریب تقریبا پنجاه رشته قنات از خسارات بهجامانده ناشی از سیل اخیر در این شهر بود. (5)
نیروهای ژاندارمری مستقر در مشهدسر احضار شده و به جای آنان تعدادی قزاق به فرماندهی نایب عبد اللّه خان امشب به مشهدسر وارد گردیدند. (6)
چند روز بود که چند نفر از صاحب منصبان ایرانی پلیس جنوب در شهر اصفهان و جلفا اقداماتی ناشایست و برخلاف انتظامات شهری مرتکب میشدند. (7)امروز نیز، چند نفر از سواران سرباز پلیس جنوب با مأمورین نظمیه اصفهان درگیر شده، یک نفر آژان را مجروح نمودند و حتی قصد داشتند وی را به فرحآباد، مرکز پلیس جنوب ببرند که ماژور حیدر قلی خان رئیس ژاندارمری اصفهان مانع از این کار شد. پس از اقداماتی که از طرف ژاندارمری و نظمیه انجام شد، رئیس نظمیه، رؤسای آنها را احضار نمود. فرماندهان آنان که انگلیسی بودند، به خانه رئیس نظمیه اصفهان رفته، از این بابت عذرخواهی نمودند. (8)
«روتشتین» وزیرمختار شوروی در تهران به «نرمن» وزیر مختار انگلیس در تهران گفت: مسکو، سید ضیاء الدین طباطبایی را «عامل بریتانیا» میپندارد. (9)
. (10).28 May 1921 ,Fo 371 /6435 .
رضا خان پیام محرمانهای برای صاحب منصبان ایرانی، در جبهه شمال و قزوین فرستاد و از آنان درخواست نمود، او را از امور مربوط به نقلوانتقال نیروها و نقل و انتقالاتی که با نظر فرماندهان انگلیسی صورت میگیرد، مطلع سازند. 10
حسینقلی نواب 11 سفیر ایران در برلین، آمادگی «بارون ورندگ» را برای خدمت در دولت ایران به وزارت امور خارجه اطلاع داد.
«بارون ورندگ» که سالها در وزارت خارجه آلمان خدمت کرده بود، پس از پایان دوران خدمتش در وزارت امور خارجه، در جراید آلمانی فعالیت میکرد و در روزنامه «دویچ اگلماین زایتونگ» که در آلمان منتشر میشد، سمت سردبیر را داشت.
حسینقلی نواب، «بارون ورندگ» را برای گرفتن ریاست کتاب خانهها، مؤسسهها و مدارس و دوایر دولتی مناسب میدانست 12.
1) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 2/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
2) خواف در جنوبشرقی شهرستان تربتحیدریه واقع شده و از شمال و شرق به طیبات و قسمتی از مرز ایران و افغانستان و از شمال و غرب به قاین محدود است.
3) تلگراف ارسالی از خواف به وزارت خارجه، 3/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 2، ص 10.
4) کرور نام شمارهای است.، کرور ایران پانصد هزار است. نصف میلیون و کرور هندی 20 کرور ایران است. عدد بسیار زیاد.
5) روزنامه ایران، 2/ 3/ 1300، ص 2.
6) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 2/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
7) بعضی افراد پلیس جنوب به صورت علنی در سطح شهر روزهخواری میکردند، ازاینرو از طرف اداره نظمیه، چند نفر سوار مأمور جلوگیری از روزهخواری در معابر شدند که همین موضوع باعث درگیری میان افراد پلیس جنوب و مأمورین نظمیه شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 131).
8) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 4/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 128.
9) Norman to Curzon, 23 May 1921, Fo 371/ 6405/ 8862.
طبق دستور صادره از تهران، اداره قشونی بروجرد ضمیمه اداره ژاندارمری گردید و از امروز کار تحویل آن آغاز شد. 13
[تصویر] حسینقلی خان نواب
(11). حسینقلی خان نواب، فرزند جعفر قلی خان مازندرانی (دبیر خاقان)، در سال 1286 ق، در شیراز متولد شد. پدرش مالک و از خاندان بدایعنگار تهران بود. تحصیلاتش را در هند و لندن و پاریس به پایان رسانید. در سال 1300 ق، به ایران بازگشت و در مشاغل وابسته به دستگاه انگلیسیها خدمت نمود. وی در تأسیس بانک شرقی انگلیس همکاری داشت و مدیر ایرانی این بانک بود و مدتی نیز، عضو اداره انحصار د خانیات (رژی) بود. در سال 1307 ق، برای حل اختلاف ایران و انگلیس بر سر مسئله لاتاری به لندن اعزام شد. او از سال 1308 ق، تا سلطنت مظفر الدین شاه نایب و مترجم اول سفارت ایران در لندن بود. پس از بازگشت به ایران در وزارت خارجه به خدمت مشغول شد و به سمت مدیر اداره دول غیرهمجوار در وزارت خارجه در زمان وزارت محمد علی خان علاء السلطنه منصوب شد.
در سال 1320 ق، بر اثر فشار دولت بهطور اجباری به پاریس سفر کرد. او در حوادث مشروطه نقش فعالی ایفا کرد و در سال 1324 ق، در مجلس اول نماینده تهران شد. در سال 1325 ق، از بنیانگذاران «لژ بیداری ایران بود». او در دوره دوم مجلس در سال 1327 ق، نیز از تهران نماینده بود که البته به نظر برخی، مردم او را انتخاب نکرده بودند. نواب در مبارزه با محمد علی شاه نقش موثر داشت و در زمان فتح تهران و خلع محمد علی شاه در کنار افرادی چون محمد ولی خان تنکابنی، سردار اسعد بختیاری، سید حسن تقیزاده، حسن وثوق الدوله و ... عضو کمیته هیئتمدیره تهران شد. در سال 1328 ق، در کابینه مستوفی الممالک، نواب وزیر امور خارجه شد ولی به دلیل فشار روسها و احیانا انگلیسها چند ماه بعد استعفا داد. در سال 1333 ق، به ایران بازگشت و با آغاز جنگ جهانی اول وزیرمختار دولت ایران در برلین شد. در سال 1336 ق، توسط دموکراتها به وکالت مجلس برگزیده شد ولی به تهران نیامد و در برلین و در همان سمت باقی ماند. تاریخ فوت او در کتاب اعزام محصل به خارج از کشور در دوره قاجاریه سال 1314 ش، ذکر شده است.
(اعزام محصل به خارج از کشور ص 467؛ رجال وزارت خارجه ص 162؛ رجال عصر مشروطیت ج 1 ص 122؛ شرح حال رجال ایران ج 1، ص 457؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 157؛ روزنامه ایران 16/ 8/ 1374، ص 11؛ مجله یغما، س 1331، شم 5، ص 219).
(12). مراسله سفارت ایران در آلمان به وزارت خارجه، 2/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 11، ص 3.
(13). روزنامه ایران، 2/ 3/ 1300، ص 2.
سهشنبه 3 خرداد 1300/ 24 می 1921/ 16 رمضان 1339
امروز مشیر همایون حاکم سابق تربت، کار خود را به عنوان رئیس جدید بلدیه (1)مشهد آغاز کرد. (2)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 176 * فشار رضا خان به سید ضیاء برای استعفا .....
رضا خان امروز طی نامهای به «سید ضیاء الدین طباطبایی» به او دستور داد، از مقام خود استعفا داده و کشور را ترک کند! (3)
سید ضیاء الدین طباطبایی در اثر فشارهای داخلی و دولت انگلیس، مجبور به استعفا از مقام رئیس الوزرایی گردید.
رئیس الوزراء امروز بعد از ظهر استعفای خود را به احمد شاه تسلیم کرد که به فوریت نیز پذیرفته شد. (4)
شاهزاده حاجی مرتضی میرزا و منتظم السلطنه برای شرکت در کمیسیون تعیین و تقسیم آبهای سرحدی به سرخس ناصری وارد شدند. (5)
براساس تحقیقاتی که در حضور «آسوب اول» مرو (6)و آرتق و کارگزاری و مأمورین ایرانی در لطفآباد صورت گرفت، خساراتی که زبردست خان قاتل حاکم درهجز و همراهانش به اهالی آن منطقه وارد آورده بودند بیش از یکصد هزار تومان، شامل پول نقد و اموال و احشام و غیره برآورد شده بود که احتمال افزایش این مبلغ نیز وجود داشت. وزارت امور خارجه امروز در نامهای به سفارت روسیه، ضمن اعلام این مبلغ، تقاضا نمود در راستای استرداد وجوه و اموال مزبور و تسلیم زبردست خان و افرادش اقدامات لازم را انجام دهند. (7)
نان در همدان کمیاب شده و اغلب مردم امکان تهیه نان را نداشتند. از نوزدهم ماه گذشته به ازای هر «من» سه عباسی (8)بر قیمت نان افزوده شده بود، که این مسئله (9)
(اسناد ملی ایران، شم ت 293004589).
موجب نگرانی اهالی شده بود.(10)با موافقت سید ضیاء الدین طباطبایی، مجوز انتشار یک مجله تاریخی، فنی و ادبی مصور به نام روشنایی به مدیریت میرزا سید علی شرف الملک ارومیه (11)صادر و به مأمورین حکومت نظامی نیز دستور داده شد از چاپ و انتشار این جریده جلوگیری ننمایند.(12)
اداره پست و تلگراف قزوین در زمان حضور نظامیان انگلیسی در قزوین تحت سانسور آنان قرار داشت، اما پس از خروج نظامیان انگلیسی از قزوین و حرکت آنان به طرف بغداد، سانسور این اداره پایان یافت. (13)
اردوی نظامیان دولتی که برای نبرد با نورمحمد خان به دالکی اعزام شده بود، امروز به برازجان بازگشتند. در نبرد میان آنان و افراد نورمحمد خان دالکی شصت نفر کشته شد و نظامیان، سی نفر را نیز به اسارت گرفته بودند. از میان اسیران، چهار نفر که تعدادی از ژاندارمها را کشته و مجروح کرده بودند، عصر امروز تیرباران شدند. نورمحمد خان دالکی هم، به دلیل مجروحیت در مریض خانه نظامی تحت درمان قرار گرفته بود فوت کرد و جنازه او را در برازجان دفن کردند. (14)
1) سرپرستی بلدیه یا شهرداری به عهده یک کمیته پنج نفری بود که رئیس آن ریاست پلیس را نیز بر عهده داشت. ازاینروی مشیر همایون قدرت زیادی نداشت. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 69).
2) همان، ص 70.
3) Norman to Curzon ,25 May 1921 ,Fo 371 /6406 /6298 .
4) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 147؛ اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 25، پ 1، ص 27.
5) روزنامه ایران، 4/ 3/ 1300، ص 2.
6) شهری در آسیای میانه میباشد.
7) یادداشت وزارت امور خارجه به سفارت روسیه، 3/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 19.
8) عباسی واحد پول بوده که معادل چهار شاهی میباشد. هر 5 عباسی یک قران بوده است.
9) به دلیل بارندگیهای شدید سال جاری، امکان زراعت مناسب از کشاورزان گرفته شده و سختیهای زیادی را برای آنان به همراه آورده بود.
10) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 3/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
11) میرزا سید علی شرف الملک افشار قبلا امتیاز مجله فکاهی، ادبی کاریکاتوری به نام زنبور را اخذ کرده بود که به دلیل فراهم نبودن شرایط مالی و دیگر عوامل موفق به انتشار آن نگردیده بود. (اسناد کابینه کودتا، ص 181- 182).
12) اسناد کابینه کودتا، ص 183.
13) روزنامه ایران، 5/ 3/ 1300، ص 1.
14) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 3/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
[تصویر] از چپ به راست: لورن کالدول وزیرمختار آمریکا، اللهیار صالح منشی سفارت، علیپاشا صالح منشی سفارت، لامبرت دفتردار سفارت و برادرزن وزیرمختار
امروز سفارت آمریکا از محل سابق خود، به خانه امیرنظام (1)در نزدیکی سفارت فرانسه در تهران منتقل شد. (2)
حفاظت از راههای اطراف اصفهان که در گذشته بر عهده تفنگچیان بود، به دستور دولت به ژاندارمری واگذار گردید.
همچنین حفاظت از جاده نجفآباد به شیراز بهطور مشترک به تفنگچیان و ژاندارمری محول شد. (3)
عدهای از مردم تهران با اجتماع در مساجد تهران، سید ضیاء الدین طباطبایی را به عنوان عامل دولت انگلیس معرفی کرده و مداخلات دولت بریتانیا در امور داخلی ایران را محکوم کردند. (4)
1) حسینقلی قراگوزلو معروف به امیرنظام فرزند عبد اللّه خان سردار اکرم بود. لقب پیشین وی مساعد السلطنه بود. وی به زبانهای فرانسه، انگلیسی و فرانسوی تسلط داشت. مدتی والی کرمانشاه بود و پس از آن نیز، مقام هایی همچون وزیر جنگ و رئیس تشریفات دربار را بر عهده داشت. امیرنظام سرانجام در سال 1331 ش در پاریس فوت کرد. (فرهنگ رجال قاجار، ص 17؛ بزرگان و سخنسرایان همدان، ج 2، ص 236؛ مجله آینده، ش 12- 9، س 1367، ص 600- 617).
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 1.
3) مراسله اخبار ولایات به وزارت داخله، 3/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004589.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 12.
چهارشنبه 4 خرداد 1300/ 25 می 1921/ 17 رمضان 1339
رضا خان به مأمورین ویژه سربازگیری دستور داد در مناطقی که یکسوم از نیروهای یک فوج از آن منطقه تأمین شده است دیگر برای سربازگیری به مردم آن منطقه متعرض نشوند. (1)
محمد حسن میرزا ولیعهد، امروز از تهران به طرف بغداد حرکت کرد.
او قصد داشت پس از یک روز توقف در بغداد و زیارت عتبات مقدسه به اروپا عزیمت نماید. (2)
به دستور احمد شاه انتصابات دار الخلافه به عهده سردار سپه گذاشته شد.
به دنبال فراخوان نظامیان انگلیسی مستقر در ایران در فروردینماه گذشته، (3)این نیروها بهطور کامل از ایران خارج شدند. (4)
از آنجا که دیروز در بعضی از مساجد تهران از سوی برخی افراد و وعاظ در خصوص سیاستهای دولت اظهاراتی شده بود، حکومتنظامی تهران اعلانی منتشر کرد مبنی بر اینکه اصلاح این قبیل امور از وظایف دولت بوده و دخالت اشخاص متفرقه خلاف ترتیبات حکومتنظامی است و بنابراین، از امروز از ادامه این اقدامات جلوگیری خواهد شد و کسانی که خلاف مفاد این اعلان، عمل نمایند، به شدت مجازات خواهند شد. (5)
به دلیل سقوط کابینه سید ضیاء، وزیران در وزارت خانهها حاضر نشدند و از رسیدگی به کارها، و امضای نامهها خودداری نمودند. ازاینرو مشار الملک از جانب احمد شاه، به وزرا و معاونین وزارت خانهها دستور داد تا انتخاب رئیس الوزرای جدید و تعیین وزیران دولت آینده، در وزارت خانههای خود حاضر و مشغول به کار شوند و وظایف خود را انجام دهند. (6)
[تصویر] محمد حسن میرزا ولیعهد
ایجاد پستهای امدادی برای معالجه بیماران و دادن دارو به صورت رایگان به آنان در نقاط مختلف شهر تهران از اول خرداد تدریجا راهاندازی شده بود. اولین پست امدادی واقع در میدان توپ خانه (1)از امروز کار خود را آغاز کرد.(2)
امروز ساعت شش صبح، سید ضیاء الدین طباطبایی و «ایپکیان» همکار ارمنیش، با اتومبیلی تهران را به جانب بغداد ترک کردند. عدهای قزاق آنان را تا مرز همراهی نمودند. (3)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس در ایران از سقوط دولت سید ضیاء الدین طباطبایی ابراز تأسف کرد. (4)
وابسته نظامی سفارت شوروی در تهران از سرباز خانههای دیویزیون قزاق بازدید کرد. (5)
[تصویر] میرزا کوچک خان
نیروهای میرزا کوچک خان در نزدیکی «نشتارود» با بلشویکهای روسی درگیر شدند، تلفات طرفین کم بود. در این درگیری نیروهای میرزا کوچک خان موفق به دستگیری بیست نفر از بلشویکها شدند، چهار نفر از نیروهای میرزا کوچک خان نیز کشته شدند.(6)
سردار سپه در راستای اجرای احکام وزارت عدلیه، به تمام دوایر نظامی وزارت جنگ دستور مؤکد داد احکام صادره از وزارت عدلیه را حتی اگر علیه صاحب منصبان نظامی باشد، به اجرا گذارده و هیچ مسامحهای در اجرای آنها نکنند. (7)
1) میدان امام خمینی فعلی میباشد. (م).
2) روزنامه ایران، 4/ 3/ 1300، ص 1.
3) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 147 و 149، سری1 E - 763.
4) Norman to Curzon ,25 May 1921 ,Fo 371 /6404 /6040
5) جنبش میرزا کوچک خان، بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 12.
6) همان، ص 11 و 12.
7) روزنامه ایران، 4/ 3/ 1300، ص 1.
پنشنبه 5 خرداد 1300/ 26 می 1921/ 18 رمضان 1339
به دستور احمد شاه، تا تعیین رئیس الوزراء و تشکیل کابینه، انتظامات تهران به سردار سپه، وزیر جنگ محول گردید. (1)
[تصویر] احمد شاه در نوجوانی
دکتر «رزن» (2))Rozen( که مدتها وزیرمختار دولت آلمان در ایران بود و در چند سال اخیر نیز به عنوان وزیرمختار دولت آلمان در شهر «لاهه» (3)هلند خدمت کرده بود، به سمت وزیر امور خارجه آلمان منصوب شد. (4)
رضا خان تلگراف محرمانه دیگری به فرماندهان ایرانی منطقه شمال ارسال داشت و از آنان خواست تا همه دستورات جدید «نظامجمع» را لغو و مجدا سیستم قدیمی روسی را اعمال نمایند. (5)
1) روزنامه ایران، 5/ 3/ 1300، ص 1.
2) رزن به زبان فارسی تسلط کامل داشت. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 21، پ 1، ص 1).
3) لاهه شهری در کشور هلند که مرکز داوری حقوقی بین المللی در این شهر مستقر میباشد.
4) مراسله سفارت ایران در لاهه به وزارت خارجه، 5/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 21، پ 1، ص 1)
5) Norman to Curzon, 28 May 1921, Fo 371/ 6435/ E 9971/ 2004/ 34
شنبه 7 خرداد 1300/ 28 می 1921/ 20 رمضان 1339
وزیرمختار شوروی در ایران در نامهای به وزارت امور خارجه با اظهار اینکه در این اواخر منطقه قرهکالین (از ایالت ماورای خزر) دائما مورد حملات سارقین «یموتی» قرار گرفته و آنان با ارتکاب به قتل نفس، مواشی را به سرقت میبرند و پس از آن در خاننشین بجنورد واقع در سرحدات ایران مخفی و پنهان میشوند، از دولت ایران خواست برای خاتمه دادن به عملیات این سارقین اقدامات جدی به عمل آورند. (1)
زمر شارژدافر سفارت آلمان موافقت دولت آلمان با تصمیم دولت ایران مبنی بر انتقال اداره محاکمات وزارت امور خارجه و قسمت مربوط به امور قضایی کارگزاریهای ولایات به وزارت عدلیه را اعلام کرد. ولی افزود موافقت دولت آلمان مشروط به این است که، کلیه حقوقی که اتباع آلمانی به موجب معاهدات دوستانه و تجاری دارند و همچنین حق ملیت الوداد همانطور که وعده داده شده، محفوظ بماند. (2)
پیرو اعتراض وزارت امور خارجه ایران نسبت به ضرب سکههای ایرانی در روسیه (3)و ورود آن به داخل ایران،(4)
(اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 19، ص 7).
سفیر روسیه در ایران امروز در پاسخ به اعتراض ایران طی نامهای به وزارت امور خارجه، مدعی شد تا آنجا که اطلاع دارد سکه جدیدی در روسیه ضرب نشده است و این سکهها بقیه سکه هایی است که حکومت تزاری اگرچه با اجازه دولت ایران ضرب نکرده، اما از ضرب آنها بیاطلاع نبوده است و تصور این مسئله مشکل است که دولت ایران خود به حکومت تزاری اجازه این کار را که حقوق ملت ایران را بدون هیچ ملاحظهای پایمال میکند داده باشد ولی حالا همان موضوع را نسبت به دولت شوروی که خود داوطلبانه از صرافی و ضرب سکه کنارهگیری کرده است، خطا تلقی مینماید. سفیر روسیه در ادامه نامه خود، افزود: در حال حاضر در کشور ایران به خاطر معاملات طرف ثالث، که تقریبا همه نقره مسکوک را از ایران خارج ساخته است، از نظر مسکوکات فلزی کمبود وجود دارد. بطوریکه، تجار ایرانی به دلیل فقدان پول مسکوک در بین توده مردم از امکان مبادله جنس با روسیه به کلی ناامید شدهاند. با توجه به این مطالب انتظار میرفت که دولت ایران از ورود و حمل مسکوک نقره به ایران استقبال کند و به عکس از خروج آن جلوگیری نماید. (5)[تصویر] زمر شارژدافر سفارت آلمان
حکومتنظامی تهران با احضار یکی از منبریان تهران به نام
1) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 7/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 25، ص 7.
2) مراسله سفارت آلمان به وزیر خارجه، 7/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 68، پ 9، ص 13.
3) ن ک: خبر 1/ 3/ 1300.
4) وزارت خارجه در پاسخ به این یادداشت سفارت روسیه مقصود خود از این اعتراض را استعلام و اطلاع از اصل قضیه عنوان کرد و افزود که وزارت خارجه ایران میخواسته بداند آیا این مسکوکات اخیرا در روسیه ضرب شده یا همان مسکوکاتی است که برخلاف میل و رضایت و علیرغم اعتراضات شدید دولت ایران، حکومت تزاری روسیه، آنها را ضرب میکرده است.
5) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 7/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 19، ص 6.
[تصویر] مسجد سپهسالار تهران
آقا «سید رضا» او را از سخنرانی درباره مسائل سیاسی و مقامات دولتی منع کرده و به وی اخطار نمود که فقط در خصوص احکام و مسائل اخلاقی برای مردم صحبت نماید. (1)
ولیعهد محمد حسن میرزا که دو روز پیش به محمره (2)وارد شده بود، امشب به قصد سفر به اروپا به سمت بغداد حرکت کرد. (3)
یکشنبه 8 خرداد 1300/ 29 می 1921/ 21 رمضان 1339
احمد شاه، قوام السلطنه را به قصر فرحآباد احضار کرد.
قوام السلطنه نیم ساعت قبل از غروب در قصر حاضر بود. در این ملاقات، راجع به واگذاری مقام رئیس الوزرایی و تشکیل کابینه جدید به عهده قوام السلطنه گفتگو شد. احمد شاه از قوام خواست هرچه زودتر اعضای کابینه جدید را تعیین و معرفی نماید. در این دیدار احمد شاه و قوام السلطنه درباره برخی رجال مملکتی و افراد دیگری که در کابینه سید ضیاء، برخلاف انتظار و بدون دلیل توقیف شده بودند صحبت کردند و نتیجه این شد که این افراد فردا آزاد شده، طرف عصر به حضور احمد شاه برسند و از آنجا به منازل خود بازگردند. گفتگوی احمد شاه و قوام تا سه ساعت از شب گذشته ادامه داشت. (1)
تظاهرات بزرگی در شهر رشت برگزار گردید و مانند تظاهرات قبلی «اوساچف» برای اجتماعکنندگان سخنرانی کرد. (2)
امروز به مناسبت شهادت امیر مؤمنان، حضرت علی علیه السلام، وزارت خانهها و دوایر دولتی تعطیل بود. (3)
در پی وضع قوانین جدید از سوی حکومت هرات (4)در خصوص ورود مسافرین به افغانستان و خروج از این کشور، حاجی محمود هراتی در نامهای به ایالت خراسان اعلام کرد از این پس، عموم مسافرین برای ورود به خاک افغانستان، باید از وی اجازه بگیرند و همچنین مسافرت اتباع ایرانی از خاک افغانستان به خاک هندوستان بدون کسب اجازه از وی ممنوع خواهد بود. (5)
[تصویر] احمد قوام (قوام السلطنه)
دوشنبه 9 خرداد 1300/ 30 می 1921/ 22 رمضان 1339
امروز قوام السلطنه (1)طی حکمی از جانب احمد شاه، مقام ریاستوزرایی را عهدهدار شد.(2)متن تلگرافی (3)
«نظر به حسن کفایت و خدمتگزاری جناب اشرف قوام السلطنه و امتحانات عدیده کافی که در این موقع در استقرار انتظامات مملکتی داده و اعتماد کامل همایون ما را به صداقت و دولتخواهی و شاهپرستی خود جلب نموده است، محض اهمیت موقع و برای تهیه آسایش عمومی معزی الیه را به صدور این دستخط مهر طلعت مبارک، ریاست وزراء منصوب فرمودیم که هیئت وزراء را تشکیل داده در انتظامات مملکتی و اعاده امنیت و آسایش عمومی مساعی جمیله به عمل آورند مزید رضامندی و اعتماد خاطر ملوکانه را جلب تحصیل نمایند.»
فرمان انتصاب قوام السلطنه به سمت رئیس الوزرایی، خطاب به والیان ایالات و حکام ولایات در عصر امروز به دست پسیان نیز رسید. در این زمان احمد شاه دلیل انتصاب قوام السلطنه را «حسن کفایت و خدمتگزاری و امتحانات عدیده» وی اعلام کرد. (4)از لطفآباد گزارش رسید، روسها زبردست خان و همراهانش را در پیشکند حبس نمودهاند. در این گزارش همچنین آمده است که از افراد و همراهان زبردست خان بیش از پنجاه نفر در آرتق نماندهاند. (5)
وزیرمختار دولت بلژیک در منزل قوام السلطنه با وی دیدار و گفتگو کرد.(6)
وستداهل، رئیس تشکیلات نظمیه، عصر امروز به منظور ملاقات و مذاکره با قوام السلطنه به منزل وی رفت. در این ملاقات، درباره حفظ انتظام و امنیت شهر و مراقبت در آسایش اهالی گفتگو شد. (7)
عصر امروز رؤسای دوایر وزارت خانهها و برخی از مسئولین در منزل قوام السلطنه حضور یافتند. در این جلسه، درباره فعالیتهای وزارت خانهها گفتگو شد. در پایان این جلسه که تا شب ادامه داشت، رؤسا و مسئولین دوایر دستورات لازم را دریافت نمودند. (8)
1) پس از سقوط کابینه سید ضیاء ابتدا به مشیر الدوله پیشنهاد صدارت شد ولی چون او نمیخواست زیر بار دخالتهای رضا خان سردار سپه برود، از قبول این پست خودداری کرد. عدهای نیز، مشاور الممالک (انصاری) را پیشنهاد کردند ولی انگلیسیها مخالفت کرده و متقابلا رضا خان را پیشنهاد نمودند، لیکن احمد شاه مخالفت کرد و بالاخره قرعه به نام احمد قوام افتاد.(ن ک: ایران و جهان، ج 3، ص 604 و 608).
2) روزنامه ایران 10/ 3/ 1300، ص 1.
3) متن تلگراف احمد شاه به والیان ایالات و حکام ولایات به شرح ذیل بود:
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 75؛ روزنامه ایران، 10/ 3/ 1300، ص 1.
5) تلگراف پسیان به وزارت داخله، 9/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 16.
6) روزنامه ایران، 10/ 3/ 1300، ص 1.
7) همان.
8) همان.
سهشنبه 10 خرداد 1300/ 31 می 1921/ 23 رمضان 1339
قوام السلطنه طی تلگرافی به نجد السلطنه در مشهد، وی را به سمت کفالت ایالت خراسان منصوب کرد و برای رسیدگی به امور آن منطقه دستوراتی را به وی ابلاغ نمود. قوام السلطنه همچنین وی را مکلف کرد، توقیفشدگان در مشهد اعم از اعیان و رجال به استثنای یاغیان و دزدان را آزاد نماید. (1)
پسیان در ملاقات با «پرایدوکس» (2)کنسول انگلیس در مشهد، درباره خود به وی گفت: فقط دو راه پیشرو دارد. یا باید با رضا خان روبرو شود یا به اروپا عزیمت نماید. پرایدوکس میگوید پسیان در ادامه گفته است او که با دویست ژاندارم قوام السلطنه را سرنگون کرد، اینک با در اختیار داشتن یک نیروی چهار هزار نفری به راحتی میتواند ظرف سه ماه تهران را اشغال کند. (3)
بعد از ظهر امروز کلنل محمد تقی خان پسیان به تلگراف خانه مشهد رفت و به مدت چند ساعت از طریق تلگراف حضوری با میرزا حسن خان مشار الملک وزیر دربار، کلنل گلروپ)Gleerup( فرمانده سوئدی ژاندارمری کل کشور و سایر مقامات تهران به گفتگو پرداخت. این افراد به کلنل پسیان توصیه کردند، باید از مقام والیگری خراسان کنارهگیری نموده و فقط در مقام یک فرمانده نظامی به خدمت خویش ادامه دهد، اما کلنل با ارسال پیامی برای احمد شاه، عدم اعتماد خود را نسبت به قوام السلطنه بیان کرد. (4)
عدل الملک کفیل وزارت داخله، استعفای خود از مقام کفالت را به قوام السلطنه تقدیم نمود. (5)
عموم اهالی استرآباد اعم از تجار و کسبه و اصناف، به تلگراف خانه آمده و خواستار توقف اخذ مالیاتهای جدید بلدیه شدند. برخی نیز به دار الحکومه استرآباد رفته، اظهار تظلم نمودند. آنها میگفتند وقتی در استرآباد بار هیزم و ذغال از چهار قران بیشتر نیست چگونه باری یک قران مالیات بپردازیم.(6)
افراد داوطلب برای خدمت در نیروی قزاق، همهروزه از اراک و اطراف، دستهدسته به طرف تهران رهسپار میشدند. (7)
دو نفر از اسرای متجاسرین (8)در سمنان فوت نمودند. تقریبا سی نفر از اسرا بیمار بوده و به دلیل کمبود جا و مکان و آلودگی زیاد، بیم آن میرفت که تمام آنان به بیماریهای مختلف مبتلا شوند و بیماریهای آنان نیز، به همه شهر سرایت نماید. (9)
امروز نیز به مناسبت سومین روز شهادت حضرت علی علیه السلام، وزارت خانهها و دوایر دولتی تعطیل بود. (10)
«موسیو هانسن» تبعه آمریکایی که تجارت خانهای در هامبورگ آلمان داشت، برای تحصیل امتیاز شیلات سواحل جنوبی دریای خزر از دولت ایران، امروز تقاضای خود را به سفارت ایران در برلین تسلیم کرد. (11)این تقاضا از سوی دولت ایران پذیرفته نشد. (12)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 75؛ و روزنامه ایران، 10/ 3/ 1300، ص 2.
2) سرهنگ دوم «فرانسیس بیول پرایدوکس»)Francis Beville Prideaux( فرزند سرهنگ ویلیام فرانسیس پرایدوکس (1840- 1914 م) است که از مارس 1876 م تا اوت 1877 سمت نماینده سیاسی ارشد دولت انگلیس در خلیجفارس را به عهده داشت. فرانسیس بیول پرایدوکس در بیست و ششم نوامبر 1871 دیده به جهان گشود و در ششم سپتامبر 1938 م درگذشت. وی نخست در سال 1896 م به عنوان دستیار اول نماینده سیاسی مقیم، در بوشهر به خدمت مشغول گردید و سپس در بیست و ششم نوامبر 1912 به سمت کنسول انگلیس در سیستان منصوب شد. «پرایدوکس» در پنجم اوت 1920 م به مقام سرکنسول انگلیس در مشهد ارتقا یافت و تا نوزدهم مارس 1924 م حافظ منافع کشورش در سرزمینهای شرق ایران بود. وی سپس به جنوب اعزام شد و تا سی و یکم دسامبر 1926 به عنوان سرکنسول انگلیس در بوشهر انجاموظیفه میکرد. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 28).
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 76.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 77.
5) روزنامه ایران، 12/ 3/ 1300، ص 1.
6) همان.
7) روزنامه ایران، 10/ 3/ 1300، ص 2.
8) این اسیران روسی بودند. (م).
9) روزنامه ایران، 10/ 3/ 1300، ص 2.
10) همان.
11) مراسله سفارت ایران در برلین به وزارت خارجه، 13/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 80.
12) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 73.
[تصویر] کلنل گلروپ و تعدادی از افسران ایرانی و سوئدی ژاندارمری
چهارشنبه 11 خرداد 1300/ 1 ژوئن 1921/ 24 رمضان 1339
کلنل محمد تقی خان صبح امروز، نخست برای پنجاه نفر از افسران ژاندارمری که در شهر نو، محل سابق استقرار واحدهای انگلیسی گردآمده بودند و سپس برای سی نفر از افراد پلیس که سرگرد «برونیکوفسکی» (1)
عصر امروز «پرایدوکس» سرکنسول انگلیس در مشهد به پسیان اطلاع داد وزیرمختار انگلیس از شاه قول گرفته است حکومت جدید از انتقامجویی نسبت به وی خودداری کند.
پرایدوکس به نقل از وزیرمختار به پسیان توصیه کرد سمت نظامی خویش را حفظ نماید و در صورت مصمم بودن به خروج از ایران، وزیرمختار میتواند تسهیلات لازم برای مسافرت او را از راه هندوستان فراهم آورد، لیکن تحت هیچ شرایطی صلاح نمیداند که کلنل علیه حکومت مرکزی سر به طغیان بردارد. (4)
حکومت سمنان به رئیس اداره مالیات غیرمستقیم این شهر دستور داد از روز دوازدهم خردادماه مجددا دریافت مالیات درب دروازهها را آغاز نمایند. (5)
1) سرگرد برونیکوفسکی پس از سرکوبی کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان و کشته شدن وی در مهرماه 1300 ش، به عنوان جانشین هموطن سوئدیاش «شوبرگ» که به وسیله کلنل پسیان از مشهد رانده شده بود به ریاست نظمیه این شهر گمارده شد. وی بیش از چند ماه در این سمت باقی نماند و در اواسط بهمنماه سال 1300 ش، از ریاست نظمیه مشهد برکنار و سالار محتشم به جای او منصوب گردید. (روزنامه گلشن، 21/ 11/ 1300، ص 1؛ سوئدیها در ایران، ص 212).شرایط پیشنهادی پسیان به شرح ذیل بود:
2) ژاندارمهای ایالت خراسان نباید به خاطر دخالت در حوادث اخیر مورد تعقیب قرار گیرند.
3) رسیدگی به حسابهای مالی که از مدتی پیش آغاز شده، میبایست در زمان والی جدید نیز ادامه یابد.
4) بودجه ژاندارمری خراسان که پیش از این ارسال شده است باید مورد تصویب قرار گیرد.
5) رفتار والی جدید و سایر مقامات اداری با ژاندارمری میبایست طبق مقررات فعلی باشد.
پنجشنبه 12 خرداد 1300/ 2 ژوئن 1921/ 25 رمضان 1339
یکصد نفر نظامی روس اعم از سوار و پیاده به آرتق آمده و با ایجاد پست نظامی در آرتق، قل خان کوران و چقورآقل به بهانه شیوع بیماری به افراد اجازه ورود به خاک روسیه را نمیدادند.
آنان حتی از پذیرش مراسلات پستی خودداری کرده و به مأمور پست نیز که بستههای پستی را جهت تحویل به پست خانه آرتق حمل مینمود اجازه عبور نداده و گفتند چون در ایران بیماری شیوع پیدا کرده است، نمیتوانیم به کسی اجازه دهیم از ایران به آرتق وارد شود. (1)
کلنل محمد تقی خان از طریق وزیر دربار، پاسخ شرایطی را که قبلا مطرح کرده بود، دریافت کرد.
شاه با پنج شرط اول وی موافقت کرده ولی دو شرط آخر به علت مغایرت با مصالح کشور و نیاز به خدمات وی، از سوی شاه پذیرفته نشد. با این وجود، کلنل میبایست، نجد السلطنه را به پذیرش سمت والیگری خراسان ترغیب نماید و خود همچنان در مقام فرمانده قوای تأمینیه و قشون خراسان به خدمت ادامه دهد. (2)
پس از انتشار خبر انتصاب نجد السلطنه به سمت والی ایالت خراسان، به دستور پسیان کلیه مخابرات تلگرافی، تحت سانسور قرار گرفت و همه افرادی (3)که ممکن بود از طرف تهران به مقام والی منصوب شوند، بازداشت گردیدند، که از جمله میتوان به سالار حشمت، سالار مظفر، هژیر الملک و خود نجد السلطنه اشاره کرد. (4)
[تصویر] احمد شاه قاجار
جمعه 13 خرداد 1300/ 3 ژوئن 1921/ 26 رمضان 1339
کلنل پسیان بنا به فرمان تلگرافی احمد شاه، از امورات حکومت کناره گرفت ولی همچنان در سمت فرماندهی قوای نظامی خراسان ابقا شد.(1)
ضیافت شامی به مناسبت جشن تولد پادشاه انگلیس، در کنسولگری انگلیس در مشهد برگزار شد. در این مراسم نجد السلطنه والی قانونی خراسان، رئیس التجار (2)
در مجلس مؤسسان نیز، به خلع قاجاریه و به سلطنت رسیدن رضا خان رأی داد. مهدوی املاک زیادی در شیروان و سبزوار داشت و تعداد دهات او از یکصد و بیست پارچه، تجاوز میکرد. رضا مهدوی در سال 1320 ش، درگذشت. (سیاستمداران ایران در اسناد بریتانیا، ص 116؛ اسناد نصرت الدوله، ج 1، ص 141؛ مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص 94؛ کتاب نارنجی، ج 1، ص 124).
، مقبل السلطنه (3)و سایر مقامات شرکت داشتند. (4)روتشتین به نرمن وزیرمختار انگلیس اطلاع داد به علت اوضاع ناآرام تهران به او دستور دادهاند فعلا از تخلیه کامل آذربایجان خودداری کند، ولی در صورت بهبود شرایط موجود، کار تخلیه از سرگرفته خواهد شد. روتشتین در ادامه اظهار داشت در حال حاضر شمار سربازان روسی و آذربایجانی مستقر در گیلان به یک هزار نفر هم نمیرسد. (5)
وزارت خارجه انگلیس در مراسلات متعددی از شرکت نفت ایران و انگلیس خواست شرکت آمریکایی «استاندارد اویل» را به مشارکت در امتیاز «خوشتاریا» (6)دعوت کند. (7)
1) تلگراف کلنل محمد تقی خان پسیان به صمصام السلطنه، 10/ 5/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 12/ 7768.
2) رضا مهدوی (رئیس التجار خراسانی)، از بازرگانان و ملاکین درجه اول ایران و فرزند حاج ابو القاسم ملک التجار اصفهان است. وی در سال 1259 ش، متولد شد. مدتی امتیاز راه قوچان به مشهد را دارا بود ولی به این کار توجه زیادی نکرد و آن را از دست داد. رضا مهدوی چند دوره نماینده مجلس بود. در دوره اول قانونگذاری از مشهد به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در ادوار چهارم و پنجم از سبزوار وکیل شد و در دورههای ششم، هفتم، هشتم و نهم وکیل شهر مشهد بود.
3) مقبل السلطنه: عبد اللّه میرزا دارا (شاهزاده دارا) فرزند محمد حسن میرزا یمین السلطان است. وی در سال 1312 ق، ملقب به «مقبل السلطنه» و در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، ملقب به «سردار حشمت» گردید. سمت وی در دربار، «کالسکهچیباشی» و نزد شاه «مقرب» بود.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 79- 80.
5) جنبش میرزا کوچک خان، بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 13.
6) در سال 1916 میلادی، خوشتاریا، تبعه روسیه، امتیاز نفت در پنج ایالت شمالی ایران را که از امتیاز 1901 دارسی مستثنی شده بود، به دست آورد. در آن هنگام شمال ایران در اشغال قوای روسیه بود. (م).
7) APOC to Fo, 20 June 1921; minutes by Churchill, oilphant Lindsy, 3, June 1921; Petroleun Dept to Fo, 21 June 1921 Fo/ 31/ 6414/ 6361, 7134
شنبه 14 خرداد 1300/ 4 ژوئن 1921/ 27 رمضان 1339
روزنامه خراسان به شدت به «دبوا» پیشکار مالیه و گمرک خراسان حمله کرد و او را خائن و رذل و بیسوادی خواند که پاتوق قبلی او، قهوه خانههای روسیه بوده است.
[تصویر] دبوا پیشکار مالی خراسان
ازاینرو، معتصم السلطنه کارگزار خراسان پس از نشان دادن مطلب مندرج در روزنامه خراسان به نجد السلطنه، از وی خواست، تا مدیر و سردبیر آن را مجازات نماید.
اما والی خراسان از بیم رئیس الوزراء و ناخرسندی وی، تنها به توبیخ سردبیر اکتفا کرد. در پی این برخورد ملایم نجد السلطنه، دبوا نیز تهدید کرد، اداره مالیه را تعطیل کرده و استعفا خواهد داد. (1)
ارباب کیخسرو در نامهای به رئیس الوزراء، از نحوه رسیدگی به قضیه قتل پسرش و فرار مرتکبین اظهار گلایه کرد و خواستار اجرای قصاص شد. وی در این نامه آورده است: «بعد از وقوع قتل با اقدامات و پیگیری ایالت فارس و قوام الملک مرتکبین قتل و از جمله چهار نفر از قاتلین دستگیر و به شیراز برده شدند و با وجود درخواست مکرر مصدق السلطنه والی فارس، از دولت سپهدار اعظم برای تشکیل محکمه جنایی، چنین امکانی فراهم نشد و هنگامی که اجازه تشکیل محکمه صادر شد، مرتکبین قتل همگی فرار کردهاند ...» (2)
امروز وزیرمختار شوروی، در پاسخ به نامه اعتراضآمیز وزارت امور خارجه ایران درباره بمباران روستاهای سرحدی مغان توسط نیروهای شوروی،(3)این خبر را به کلی تکذیب کرد و مدعی شد در ناحیه مغان، تنها چندبار درگیری بین نیروهای روسی و سارقین شاهسون که به نیروهای مستقر در لنکران حمله میکردند، رخ داده است. سفیر شوروی در ادامه این نامه، ضمن اعتراض به این شایعه که نیروهای نظامی روس در حین تخلیه گیلان اسلحههای خود را برای میرزا کوچک خان باقی میگذارند، این موضوع را نیز تکذیب کرد. (4)
یکشنبه 15 خرداد 1300/ 5 ژوئن 1921/ 28 رمضان 1339
دین محمد قلی خان معروف به ساری غول که در طول عمر خود به همراه پسرانش، چند نفر را به قتل رسانده و اخیرا نیز، به همراه اشرار درهجز با قوای دولتی و اردوی ژاندارمها جنگیده و فرار کرده بود، در جیرستان(1)قوچان، پس از مدتی زدوخورد با قوای دولتی، دستگیر و به دستور کلنل پسیان محاکمه گردید و امروز بعد از ظهر، در محمدآباد (2)به دار مجازات آویخته شد. (3)
[تصویر] کلنل محمد تقی خان پسیان
اهالی از اجرای این قصاص، بسیار خوشحال و امیدوار بودند که سایر اشرار نیز، به کیفر اعمال خود برسند. (4)
در اثر مخالفت هایی که اهالی شهر زنجان با حکومت شهر داشتند چند روز بود که نان در آن شهر کمیاب شده بود. (5)
1) جیرستان نام یکی از دهستانهای چهارگانه باجگیران قوچان است که در شمالغربی باجگیران واقع شده است. این منطقه از 17 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و مرکز آن چورمه است.
2) محمدآباد دهی از دهستانهای بخش حومه شهرستان قوچان است که در 40 کیلومتری جنوبغربی قوچان واقع شده است.
3) خبر اعدام دین محمد را روزنامه ایران به اشتباه در تاریخ 20/ 3/ 1300، در صفحه 2 آورده و قید کرده که او دیروز یعنی 19/ 3/ 1300، اعدام شده است. (م).
4) تلگراف کارگزاری درهجز و کلات به وزیر خارجه، 16/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 61.
5) روزنامه ایران، 15/ 3/ 1300، ص 1.
دوشنبه 16 خرداد 1300/ 6 ژوئن 1921/ 29 رمضان 1339
سفارت آمریکا در تهران، در گزارشی تصریح کرد: با وجود آنکه نرمن وزیرمختار انگلیس در تهران، مردی توانا و با فرهنگ میباشد، نتوانسته است، نزد ایرانیان محبوبیت یابد. وی بیزاریاش را از ایران و هرچه ایرانی است، آشکارا ابراز میکند و کارمندان خوبی ندارد. بیشتر آنان افسران سابق ارتش هند با درجه نایب سرهنگی هستند و ایرانیان به تمسخر، آنها را «کلنل کمپانی هند» میخوانند. (1)
شارژدافر(2)فرانسه در دربار با قوام السلطنه دیدار و گفتگو کرد.(3)
ژنرال «ویلیام دیکسن» که قبلا در ایران حضور داشت و به لندن فراخوانده شده بود، امروز در نامهای به یکی از اعضای سفارت آمریکا در تهران نوشت: «هنگامی که از قزوین عبور میکردم، ژنرال «اسمایس» را دیدم و او موضوعی را که همه حدس میزدیم، اعتراف کرد و گفت: او ترتیب کودتای قزاقها را در تهران داده است. وی در ادامه افزود: ژنرال «اسمایس» اظهار داشت: این عملیات را با اطلاع سفارت انگلیس در تهران انجام داده است و به نقش «دبلیو. ا. اسمارت» در این زمینه اقرار کرد.» (4).
وزارت امور خارجه به درخواست سفارت روسیه از وزارت داخله (5)
(اسناد ملی ایران، شم ت 293003792).
خواست هرچه سریعتر آمار افرادی را که در فرونت گیلان اسیر شده و در سمنان و تهران و قزوین و نقاط دیگر محبوس هستند، مشخص نموده و به وزارت امور خارجه اعلام نمایند چند نفر از محبوسین از اتباع روس هستند. (6)چون «کاپیتان بانیستر»)Captain Banister( جانشین کنسول انگلیس در همدان، قصد عزیمت به انگلستان را داشت، سفارت انگلیس، «مانی پنی»)Mony Penny( را به عنوان جانشین موقت کنسول انگلیس در همدان به وزارت امور خارجه معرفی نمود و اعلام کرد وی دو روز پیش عازم محل مأموریت خود شده است. (7)
کاپیتان نوئل)Captain Noel( مأمور اطلاعاتی انگلستان که قبلا در ایران و قفقاز بهسر میبرد، درباره اوضاع ایران و حمله بلشویکها و طرح انگلستان برای اشغال جنوب ایران نامهای را برای سرپرسی کاکس (8)ارسال کرده بود که این نامه توسط مأمورین کشور شوروی کشف و در روزنامه پراودا (9)در تاریخ 22 می 1923 منتشر شد. متن نامه مزبور به شرح ذیل است:
«سرپرسی عزیزم، در ژانویه امسال وزارت امور خارجه مرا به اینجا فرستاد، یعنی درست در لحظاتی که به نظر میرسید به دنبال عزیمت نیروهای ما، قوای بلشویک، ایران را اشغال کرده و بدینوسیله به ما اجازه همهگونه فعالیت و آزادی در جنوب ایران میدهند، اما این دو سیاست درست از کار در نیامد. بلشویکها به جای پیشروی در خاک ایران عقبنشینی کردند و نظرشان این بود که نباید شتابزده عمل کرد و بدون برنامه به آب زد. سیاست آنها این است که، اتحاد و اتفاق قوای ایران را حفظ نمایند و با هروسیلهای که شده است، مانع بشوند در جنوب ایران ما فدراسیون جنوب را تشکیل بدهیم و دلایل آنها مبتنی بر این است که، این عمل برای مدتهای طولانی این منطقه را از تبلیغات و نیروهای مسلح آنها دور نگاه خواهد داشت. بر پایه همین دلایل بود که آنان از نامزدی صمصام برای نخستوزیری پشتیبانی کردند. تا به امروز تنها منطقهای که با جنوب در ارتباط است، تهران میباشد،
1) Department of State, Us Legation, Tehran, To Department of State, 6 June, 1921
2) شارژدافر به کاردار گفته میشد. این لفظ مستقیم از زبان فرانسه وارد و مورد استعمال واقع شد.
3) روزنامه ایران، 17/ 13/ 1300، ص. 1
4) National Archives, Washington D. C American Delegation Dispatch, dated August 1921. Quoted by Wilber. p, 48
5) وزارت داخله نیز در همان روز با ارسال نامهای به وزارت جنگ از مقامات آن وزارت خانه خواست هرچه سریعتر این آمار را اعلام نمایند.
6) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 16/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293003792.
7) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 16/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 10.
8) سرپرسی کاکس در بیستم نوامبر 1864 م، در «هرون گیت» نزدیک شهر برنت وود متولد شد. او تحصیلات خود را در دبیرستان اشرافی «هرو»)Harrow( و دانشکده افسری ساندهرست)Sandhurst Military Academy( به پایان رسانید. در سال 1892 م، به سمت افسر هنگ دوم نیزهدار (از هنگهای مشهور انگلیسی) مسافرتهای خود را در آسیای مرکزی، ایران و بلوچستان آغاز کرد. در 1894 م، کنسولگری انگلیس را در کرمان تأسیس نمود و دو سال بعد از آن در کمیسیون مرزی ایران و بلوچ مأموریت یافت و در همان سال مسافرتی در حوزه کارون نمود. در سال 1899 م، کنسولگری انگلیس را در سیستان تأسیس نمود و در 1901 م، به عنوان فرمانده هنگ «مونتگامری شایرتیومانری» در جنگ بوئر شرکت کرد و در همین جنگ مجروح گشته و به پاس فداکاری هایی که از خود در جنگ نشان داده بود به اخذ مدال و نشانهای افتخار نایل آمده و در اعلامیههای وزارت جنگ و احکام نظامی از وی قدردانی شد. در 1902 م، موفق به دریافت نشان علمی طلا از انجمن جغرافیایی پادشاهی گشت. از 1905 تا 1913 سرکنسول انگلیس در خراسان بود. در آغاز جنگ جهانی اول، فرماندار نظامی «ساوت همیتون» شد و سپس جزو لشکر لاهور در فرانسه مأموریت یافت. در 1915 به سرکنسولگری ترکستان چین تعیین شد. در 1918 م، به پاس خدماتی که انجام داده بود به دریافت نشان نایل شده و در احکام نظامی از وی قدردانی شد و پس از پایان جنگ به انگلستان بازگشت و منشی افتخاری انجمن آسیای مرکزی گردید. وی از سپتامبر 1918 تا ژوئن 1920 نزدیک به دو سال وزیرمختار بریتانیا در تهران بود و تقریبا یازده ماه پس از ورودش به ایران یعنی در نهم ماه اوت 1919 قرارداد مشهور 1919 را با نخستوزیر وقت ایران، وثوق الدوله، امضاء کرد. سرانجام وی در بیستم فوریه 1937 در سن 73 سالگی درگذشت (تاریخ ایران. ص الف و ب؛ سیمای احمد شاه قاجار ص 135 و 138).
9) پراودا)Pravda( روزنامه رسمی دولت شوروی.
بلشویکها تمایل دارند که پایتخت، این برتری و مزیت را حفظ کند. بدین لحاظ مأموریتی که بر عهده من محول گردید به نتایجی که انتظار داشتیم، نرسید و من اکنون در تهران هستم بدون اینکه، کاری داشته باشم. برای حصول نتیجه و تشکیل فدراسیون جنوب باید یکسری از اقدامات را انجام داد که از میان آنها باید استقرار یک دولت ایرانی جنوب را نام برد که دست روی درآمدهای نفت جنوب بگذارد. درحالیکه، فعلا وضع از این قرار است آیا امکان دارد پیش از اینکه، شوروی در اینجا مستقر گردد، یعنی در شرایط کنونی تهران، کاری در جنوب صورت داد، به خصوص در منطقه بختیاری که این کار سبب تقویت اوضاع و فراهم ساختن زمینه برای پیاده کردن طرح فدراسیون جنوب بشود؟ البته پس از اینکه، شمال ایران به جانب شوروی روی گرائید و بلشویک شد که تقریبا این عمل اجتنابناپذیر است.» (1)
[تصویر] سرپرسی کاکس وزیرمختار سابق انگلیس در تهران
1) روزنامه پراودا، 22 می 1923.
سهشنبه 17 خرداد 1300/ 7 ژوئن 1921/ 30 رمضان 1339
کمال بیگ، تهران را به قصد ملاقات با میرزا کوچک خان در رشت ترک کرد.(1)
از دو روز پیش تاکنون، بستگان «اقبال السلطنه ماکوئی» نزدیک به سه هزار پوط غله را به روسیه ارسال کردند. تا امروز نیز حمل غله به خارج از سوی آنان ادامه داشت. (2)
مولیتر رئیس اداره کل گمرکات به وزارت مالیه گزارش داد در چند ماه گذشته، انگلیسیها از گمرک محلی عربستان (خوزستان) معادل با 25188 من روغن، جهت مصارف نظامیان انگلیسی مستقر در بین النهرین صادر کرده ولی حقوق گمرکی آن را نپرداختهاند و مقامات آنان معتقدند، بنا به قرارداد اداره گمرک با کلنل «باتولومیو»، راجع به پرداخت حقوق گمرکی خروج غله، حقوق گمرکی به روغنهای مزبور تعلق نمیگیرد. (3)«مولیتر» با بیان اینکه، این اقدام انگلیسیها خلاف مقررات اداری میباشد، تأکید کرد نظامیان انگلیسی باید حقوق گمرکی مزبور را که بیش از 25188 قران است بپردازند.(4)
معتمد السلطنه (5)
عبد اللّه وثوق تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی گذراند و سپس چند سال نیز در اروپا به تحصیل در امور مالی پرداخت. پس از بازگشت به ایران وارد خدمت دولت شد، و در وزارت مالیه مشغول به کار گردید مدتی معاون وزارت مالیه بود و چندی نیز کفالت آن وزارت خانه را بر عهده داشت. در دوره چهارم از اردبیل به مجلس شورای ملی راه یافت. در ادوار پنجم و ششم نیز وکیل مجلس شد. در دوران انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی با کمک برادرش قوام السلطنه از زابل به وکالت مجلس رسید.
عبد اللّه وثوق سرانجام در هفتاد و پنج سالگی درگذشت و در مقبره خانوادگی در ایوان اتابک در قم مدفون گردید. ماژور مسعود خان کیهان و سرلشکر فولادوند دامادهای عبد اللّه وثوق بودند. (زندگی سیاسی خاندان قوام، ص 16- 35؛ مجله یغما، شم 5، 9، 12، ص 239، 409، 541؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 3، ص 1707؛ روزنامه گوهر، شم 344، ص 425- 429).
که به دستور قوام السلطنه به سمت معاونت وزارت مالیه منصوب شده بود، از امروز در وزارت خانه حاضر شد و کار خود را آغاز نمود. (6)وزیران مختار و نمایندگان سیاسی دولتهای خارجی در ایران، در محل وزارت امور خارجه حضور یافتند و انتصاب محتشم السلطنه به سمت وزیر امور خارجه را به وی تبریک گفتند. (7)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 15.
2) روزنامه ایران، 17/ 3/ 1300، ص 1.
3) . وزارت خارجه پس از اطلاع از این قضیه در تاریخ 1/ 4/ 1300، با ارسال نامهای به سفارت انگلیس خواستار حل این موضوع و پرداخت حقوق گمرکی روغنها شد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 16، ص 3).
4) مراسله اداره کل گمرکات به وزارت مالیه، 17/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 16، ص 2 و 1.
5) عبد اللّه وثوق معروف به معتمد السلطنه فرزند ابراهیم خان معتمد السلطنه برادر صلبی وثوق الدوله و قوام السلطنه است. مادر وی سلطنت خانم دختر بدیع الدوله همدانی بود. وی در سال 1262 ش، متولد شد.
6) روزنامه ایران، 18/ 3/ 1300، ص 1.
7) همان.
چهارشنبه 18 خرداد 1300/ 8 ژوئن 1921/ 1 شوال 1339
وزیرمختار دولت افغانستان و شارژدافر دولت عثمانی به حضور احمد شاه رفته، عید فطر را به او تبریک گفتند. (1)
حکومتنظامی تهران ساعت رفتوآمد شبانه را افزایش داد و زمان شروع حکومتنظامی را ساعت 23 اعلام کرد.
طبق این اعلان رفتوآمد در شب، بعد از ساعت 23 ممنوع اعلام شد. حکومتنظامی تهران همچنین اعلام کرد افرادی که از قبل مجوز عبور شبانه داشتهاند، میبایست با مراجعه به حکومتنظامی، مجوز خود را تمدید نمایند. در غیر این صورت از رفتوآمد آنان از ساعت یازده شب به بعد جلوگیری خواهد شد. (2)
امروز بعد از ظهر جشن عید اسلامی فطر در سفارت افغانستان برپا شد. سفارت افغانستان از وزیران و معاونین و رؤسای دوایر دولتی و معروفین و محترمین شهر تهران برای شرکت در این جشن دعوت کرده بود. (3)
کار خانه چراغبرق دروازه قزوین کار خود را آغاز نمود. با شروع کار این کار خانه، چراغهای خیابان امیریه و قسمتی از خیابان باغ جنت گلشن که سیمکشی شده بود، روشن گردید. (4)
در مراسم روز عید فطر هنگام برگزاری مراسم سلام، احمد شاه در طی سخنانی مبنی بر تشکر و قدردانی از اقدامات سردار سپه وزیر جنگ، نشان قدسی را که بزرگترین نشان و حمایلهای ممتاز دولت ایران بود، به وی اعطا کرد. (5)
افراد پلیس جنوب در صحرای اکبرآباد، در یک فرسخی شیراز، سه هزار گلوله توپ شلیک کردند.
پلیس جنوب قبلا به نظمیه شیراز اطلاع داده بود که به نگهبانان شهر دستور دهند از عبور و مرور مسافرین و قوافل جلوگیری به عمل آورند. (6)
پنجشنبه 19 خرداد 1300/ 9 ژوئن 1921/ 2 شوال 1339
اشاره
[تصویر] جاده قدیم شمیران، سال 1300 شمسی
از امروز در شهر دامغان حکومتنظامی برقرار گردید و به موجب مقررات حکومتنظامی عبور و مرور در شبها ممنوع اعلام شد. از آنجا که هنگام جمعآوری محصولات کشاورزی بود، اهالی و کشاورزان به خاطر منع عبور و مرور در شب در مضیقه قرار گرفتند.(1)
میرموسی خان مشیری رئیس اداره خالصجات و مالیات و ارزاق تهران و نماینده مجلس شورای ملی هنگام بازگشت از شمیران به تهران، در اثر واژگون شدن درشکه فوت نمود.(2)البته، عمید الملک نیز، که همراه او بود به شدت مجروح گردید.(3)
جمعه 20 خرداد 1300/ 10 ژوئن 1921/ 3 شوال 1339
جشن فارغ التحصیلی دانشآموزان مدرسه آمریکایی (1)
این واقعیت از چشم میسیونرها پوشیده نبود. ازاینرو همواره میکوشیدند تا آن را به گونهای توجیه کنند. «دکتر جان الدر» که در دوران سلطنت خاندان پهلوی مدتها رئیس میسیون پروتستان در ایران و همچنین رئیس هیئت مدیره کالج البرز بود، در پیشگفتار یکی از کتابهای خود برای اینکه خاطر خوانندگان نوشتهاش را یکسره آسوده کند و تردیدها را از اذهان بزداید، بر این نکته تأکید دارد که: «خدمات میسیونرهای مسیحی در ایران و سایر کشورهای دنیا از ناحیه دولت آنها نبوده و مطلقا از طرف کلیساهای آمریکا به وجود آمده و توسط خود آنها اداره میشود». بههرحال در سال 1832 م/ 1211 ش، دو کشیش آمریکایی به نامهای «اسمیت» و «دوایت» از سویهیئت میسیونری آمریکا برای مطالعه در احوال مسیحیان آذربایجان به ایران آمدند. این در حالی است که هیئت اعزامی پیشین، کار در میان مسلمانان ایران را صلاح نمیدانست. اسمیت پس از بازگشت به آمریکا در گزارشی به هیئت میسیونری درباره آسوریهای ارومیه نوشت: «مزرعهای که در اینجا موجود است به نظر من آماده حصار میباشد. اینجانب در تمام مسافرت خود، مردمی ندیده است که به اندازه آسوریهای ایران حاضر به قبول انجیل مسیح باشند».
گزارش اسمیت، جمعیت مبشرین پروتستانی مذهب آمریکا را بر آن داشت تا کشیشی به نام «جوستن پرکینز» را برای تبلیغ روانه آذربایجان سازد. وی با پزشکی به نام «آساهل کوانت» همراه با همسرانشان وارد ارومیه شدند.
با وجود این چون تبلیغات میسیون براساس مذهب پروتستان بود، خشم کاتولیکها برانگیخته شد و در کار پرکینز دشواری هایی پدید آمد. پرکینز برای ر هایی مدرسه خود از تعرض کاتولیکها، به یاری ملک قاسم میرزا، عموی محمد شاه که به او انگلیسی آموخته بود، فرمانی از شاه گرفت تا به آسودگی به کار خود بپردازد.
پرکینز در 1846 م. (1225 ش) دبستان خود را به خارج ارومیه انتقال داد و آن را به یک مدرسه شبانهروزی تبدیل کرد.
کمی پیش از آن، یعنی در ماه مارس 1838 م، خانم گرانت همسر یکی از پزشکان دستگاه میسیونری که زبان ترکی آذربایجانی را به خوبی فراگرفته بود، دبستان دخترانهای تأسیس کرد که فقط چهار شاگرد آسوری داشت.
خانم گرانت یک سال پس از آن درگذشت و به جای او دوشیزه «فیدلیافیسک» از آمریکا به ارومیه وارد شد. (1843 م، 1221 ش) فیسک مدرسهای شبانهروزی تأسیس کرد تا در محیطی مطمئن و به دور از تأثیرات خانواده، تعلیمات انجیل را آموزش دهد. میسیون نیز برای تشویق خانوادهها پرداخت هزینه خوردوخوراک شش نفر دانشآموز این مدرسه را به عهده گرفت. بدین قرار، پس از گذشت دو سال تعداد شاگردان مدرسه به چهل تن رسید. در این هنگام میسیون نیز از پرداخت هزینه تحصیل بچهها سر باز زد.
میسیون علاوهبر مدارسی که در ارومیه داشت، مدارس دیگری در روستاها احداث کرد.
در همه این مدارس، علوم جدید، زبان انگلیسی، تعلیمات دین مسیح و مختصری زبان فارسی تدریس میشد.
پرکینز، مؤسس میسیون ایران در آخرین روز سال 1869 م، 1248 ش، پس از 36 سال اقامت در ایران درگذشت. با مرگ او نخستین مرحله از خدمات میسیونرهای پروتستان در ایران به انجام رسید. همزمان با مرگ پرکینز، هیئت مرکز میسیون در آمریکا تصمیم گرفت، دامنه فعالیت خود را در ایران گسترش دهد. ازاینرو، نام «میسیون برای نسطوریان ایران» به «میسیون آمریکایی در ایران» مبدل شد و توجه میسیون به نقاط دیگری چون تهران، تبریز و همدان معطوف گشت.
در 1872 م/ 1250 ش، یک هیئت میسیونری آمریکایی به ریاست «جیمز باست» مأمور تشکیل شعبه میسیون در تهران یا همدان گردید. باست، پس از بررسیهای همهجانبه، تهران را برگزید و پس از ورود به این شهر، به فراگیری زبان فارسی پرداخت. در آن هنگام ارمنیهای ساکن پایتخت، دبستان کوچکی داشتند که هزینه آن از رهگذر شهریه دانشآموزان تأمین میشد. در 1251 ش، میسیون دبستان دیگری برای ارامنه در نزدیک دروازه قزوین احداث کرد. این مدرسه که در آغاز فقط ده شاگرد داشت، نخستین پایه دبیرستان البرز به شمار میآید.
در 1885 م/ 1264 ش، میسیونر «اسموئل وارد» از آمریکا به تهران آمد. همان وقت میسیون در خیابانی که بعدها قوام السلطنه نامیده شد (30 تیر کنونی) زمینی خرید تا ساختمانی برای تأسیس یک مدرسه در آن بنا کند. گفتنی است که کلنگ این ساختمان را ناصر الدین شاه به زمین زد. پس از انجام کار، طبقه دوم ساختمان به آقای وارد و خانوادهاش واگذار شد تا در آن زندگی کنند. طبقه اول به محل مدرسه اختصاص داده شد و پانزده نفر دانشآموز مدرسه دروازه قزوین نیز به آنجا منتقل شدند. در ضمن چند کودک یهودی هم در مدرسه پذیرفته شدند. در آن حال، مدرسه شش کلاس و پنجاه دانشآموز داشت. به تدریج در میان برخی از خانوادههای مسلمان این تمایل پیدا شد که کودکان خود را به آن مدرسه بفرستند.
دوره تحصیل در این مدرسه هفت سال بود و در آن، گذشته از انگلیسی، فارسی و عبری نیز تدریس میشد. با گذشت زمان بر وسعت مدرسه و تعداد شاگردان همچنان افزوده میشد، تا آنجا که در سال تحصیلی 76- 1275 ش، یکصد و سی و چهار دانشآموز در آن تحصیل میکردند که نیمی از آنان مسلمان بودند.
در 1898 م/ 1277 ش، اسموئل وارد از ایران به آمریکا رفت و به جای او دکتر «ساموئل جردن، به تهران اعزام شد. در آن هنگام دبستان مزبور، شش کلاس برای دانشآموزان مقطع ابتدایی داشت. جردن در آغاز کار دو کلاس دبیرستانی به آن افزود و سرانجام موفق شد دبیرستان با شش کلاس ایجاد کند. به این ترتیب در 1913 م/ 1292 ش، ایران دارای دوره کامل دوازده ساله آموزش ابتدایی و متوسطه شد.
برای توسعه دبیرستان مزبور، در سال 1292 ش، زمین بزرگتری به مساحت صد و پنجاه هزار ذرع خریداری شد. این زمین که از یوسفآباد تا خیابان پهلوی سابق (ولی عصر فعلی) امتداد داشت، از املاک بهجتآباد و جزو مرده ریگ میرزا یوسف خان مستوفی الممالک بود. میرزا یوسف خان مستوفی الممالک و شوهر دخترش شاهزاده جلال الدوله این املاک را در بانک شاهنشاهی انگلیس به گرو گذاشته بودند. میسیون آمریکایی همین زمین را از بانک خرید؛ اما بر سر تعیین حدود املاک مزبور با مشکلاتی مواجه شد. از آن جمله میرزا هاشم آشتیانی که خود را برای زمینهای بهجتآباد سهیم میدانست و سندی هم برای گرفتن حق در دست داشت، بر ضد آمریکاییها اقامت دعوا کرد.
علی اکبر داور، از سوی آمریکاییها به حمایت فراخوانده شد، او هم پنجاه و چهار هزار ذرع از زمینهای خریداری شده را به میرزا هاشم واگذار کرد.
همچنین میرزا حسن خان مستوفی الممالک نسبت به زمین هایی که با نام اراضی جلالیه خریداری شده بود، اعتراض داشت که سرانجام با میانجیگری ارسلان خلعتبری و به خاطر اهداف تربیتی آمریکاییها، از اعتراض خود چشم پوشید. پیش از این گفته شد که دکتر جردن پس از ورود به ایران، ریاست مدرسه هشت کلاسهای را به عهده گرفت که ارزش گواهینامه آن برابر با گواهینامه دوره متوسطه بود. حال درخور یادآوری است که در همین هنگام بود که مدرسه آمریکایی راه خود را یافت و برآمد و بلندآوازه شد.
این مدرسه پس از انتقال به محل ساختمان کنونی دبیرستان البرز 1308 ش، با داشتن نهصد دانشآموز در شمار یکی معروفترین و مهمترین مدارس کشور درآمد.
دکتر جردن در واقع بنیانگذار اصل کالج البرز است و چهل دو سال تمام 1899- 1940 م 1278- 1319 ش، در ایران بهسر برد و به خوبی با فرهنگ و ادب این کشور آشنا شد. سرانجام دولت ایران در سال 1312 ش، مدارس ابتدایی خارجیان از جمله مدارس آمریکایی را تعطیل کرد و به دنبال آن در سال 1319 ش، نیز مدارس متوسطه را به تعطیلی کشاند. از آن پس میسیون آمریکایی مدرسه مختلطی به نام «کامینتی اسکول» تأسیس کرد و به اداره آن پرداخت و چون با وجود یک مدرسه به اهداف خود دست نمییافت، دو مؤسسه دیگر به نامهای «ایران بتیل» و «بنیاد البرز» را تأسیس و به آن اضافه کرد.
(گنجینه اسناد، دفتر چهارم، زمستان 1372، ص 2720؛ جهت اطلاع بیشتر ن ک به: تاریخ میسیون آمریکایی در ایران، ص 1 و 4 و 5 و 37؛ تاریخ روابط ایران و ممالک متحده آمریکا، ص 52 و 58؛ تاریخ رضائیه، ص 236 و سدهنامههای دبیرستان البرز در سالهای 29- 1328 و 1354).
در تهران برگزار شد و مطابق مراسم سالهای گذشته به دانشآموزان فارغ التحصیل تصدیقنامه اعطا گشت. (2)[تصویر] معلمان فارغ التحصیلان مدرسه آمریکایی تهران، نفر وسط در ردیف آخر دکتر جردن است
1) تأسیس مدارس آمریکایی در ایران، با آغاز فعالیت میسیون آمریکایی در این کشور همراه است. گفتگو از فعالیت فرهنگی میسیون، شاید در نگاه اول غریب بنماید؛ زیرا میسیونر مترادف با انسان والایی است که در سختترین شرایط و با امکاناتی ناچیز، سخاوتمندانه و با فداکاری تحسینبرانگیز به یاری محرومان جهان میشتابد. در حقیقت فعالیت میسیون چه در مرحله تکوینی خود که موجدش کلیسا بود و انگیزهاش رساندن پیام انجیل به مردم دنیا، و چه بعد از آنکه به اقصی نقاط سفر کرد و به همهجا سرکشید، آگاهانه یا ناآگاهانه، پنهان یا آشکار، با سیاست استعماری غرب مرتبط بود.
2) روزنامه ایران، 20/ 3/ 1300، ص 3.
شنبه 21 خرداد 1300/ 11 ژوئن 1921/ 4 شوال 1339
در پی درج مطلبی در روزنامه ملت شماره دوازدهم مورخ 27 شعبان 1339 ق، راجع به وقوع زلزلهای سخت در لار و اینکه در زلزله سه محله کاملا از بین رفته و سی هزار نخل نیز نابود گردیده است، امروز «سدید السلطنه» (1)
سدید السلطنه از دربار مظفر الدین شاه قاجار لقب عمدة الامرا با درجه سرهنگی گرفت. از دربار تزاری مسکو نشان «سنت آنا» و از دولت فرانسه نشان «پالم آکادمیک» گرفت. «سدید السلطنه» شعر نیز میسرود و اهل تحقیق و تتبع نیز بود. از او آثاری نیز بهجا مانده است. سدید السلطنه سرانجام در 14 مرداد 1320 ش، در بندرعباس درگذشت. (زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 41- 36).
، کارگزار بندرعباس به کارگزاری کل بنادر اعلام کرد که زلزله در لار اتفاق نیفتاده بلکه در اشکنون بوده و تلفات هم تا این اندازه نبوده است. (2)بنا به اخبار رسیده از قوچان و درهجز به وزارت امور خارجه، «زبردست خان» آزاد بود و او را در سرحد عشقآباد با اسلحه رؤیت کرده بودند. خبر آزادی «زبردست خان» موجب نگرانی و تشویش خاطر اهالی آن منطقه شده بود. وزارت امور خارجه پس از دریافت این خبر، بار دیگر امروز در نامهای به سفارت روسیه، خواستار تسلیم «زبردست خان» و همراهانش شد. (3)
هفتاد و سه نفر از زندانیان سیاسی که در جزیره هنگام (4)به سر میبردند، به تدریج آزاد شده و تنها بیست و یک نفر زندانی دیگر در آنجا باقی بودند. این در حالی بود که، در بغداد تمامی زندانیان مورد عفو قرار (5)گرفته بودند. (6)
وزارت امور خارجه ایران طی تلگرافی به سفیر ایران در مسکو ابلاغ کرد با مذاکره با نماینده عثمانی، نظر مساعد دولت روسیه را برای همکاری مستمر و جدی به منظور نابودی سمیتقو جلب نماید و به آنان یادآور شود که پیشرفت سمیتقو مشکلاتی را برای دو دولت ایران و روسیه بوجود خواهد آورد.
همچنین در این تلگراف به سفیر ایران اطلاع داده شد که ممتاز الملک عازم آنکارا است، تا در این زمینه مذاکرات مفصلی با حکومت عثمانی انجام دهد.(7)
[تصویر] اسماعیل سمیتقو
وزیرمختار شوروی روسیه در ایران برای عبور (8)
حکومتنظامی تهران وعده داد برای کارکنان سفارت روسیه نیز در صورت تهیه و ارسال عکس، کارت عبور شبانه صادر شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 8، ص 14).
در شبها بعد از ساعت بیست و سه برای کارکنان خود، از وزارت امور1) «محمد علی سدید السلطنه کبابی مینابی بندرعباسی» فرزند حاجی «احمد خان سرتیپ کبابی مینابی بندرعباسی»، امیر پنجه و دارای لقب سرهنگی، در سال 1249 ش، در بغداد متولد شد. صرف و نحو را نزد سید جواد مجتهد یزدی و حاج شیخ عبد اللّه امامجمعه بوشهری و عروض و بدیع را نزد میرزا حسین اهرمی بوشهری و محمد حسین کبکانی و علوم جغرافیا و فیزیک را نزد سید جمال الدین اسدآبادی در بوشهر فراگرفت و شش ماه در مدرسه انگلیسیها در بوشهر زبان انگلیسی آموخت. خدمات اداری و دیوانی و دولتی سدید السلطنه عموما در خلیجفارس بود و به مشاغل مختلفی پرداخت. از قبیل ریاست تذکره خلیجفارس در سال 1317 ق، کفالت کارگزاری بنادر در سال 1318 ق، کارگزاری دولت روسیه تزاری در بندر لنگه، وکالت کنسولگری دولت روسیه در بندرعباس، معاونت حکومت بنادر جنوب و حکومت بندر لنگه، وکالت کنسولگری دولت فرانسه و ....
2) گزارش کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس و عربستان، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 14، ص 76.
3) مراسله وزارت خارجه به سفارت روسیه، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 35، ص 20.
4) جزیره هنگام در خلیجفارس قرار دارد که مدتی محل نگهداری زندانیان سیاسی انگلیسیها بود. برخی از زندانیان هند و بین النهرین نیز در آن جزیره نگاهداری میشدند.
5) در آن زمان جزیره هنگام که متعلق به ایران بود در تسلط کامل انگلیسیها قرار داشت و همینطور بین النهرین، که بغداد نیز در آن منطقه (عراق کنونی) تحت سلطه نظامیان انگلیسی بود.
6) تلگراف سدید السلطنه کارگزار بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 30، ص 1.
7) تلگراف وزارت خارجه به سفارت ایران در مسکو، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 48.
8) پس از پیگیری وزارت امور خارجه و مذاکره با حکومتنظامی تهران در این خصوص، حکومتنظامی تهران پاسخ داد، صدور مجوز عبور در شب بهجز برای مقامات رسمی و معروفین، مستلزم الصاق عکس میباشد.
خارجه، مجوز عبور درخواست کرد. (1)
سی و چهار نفر محبوسین بلشویکی، هفت نفر مسلمان و بیست و هشت نفر روس که نیروهای انگلیسی در هنگام تخلیه قزوین، آنان را به نظمیه تحویل داده بودند، (2)با ارسال نامهای به ریاست کل تشکیلات نظمیه قزوین تقاضا کردند، وضعیت آنان را مشخص نمایند یا در غیر این صورت به آنان اجازه داده شود، عریضهای به سفارت روس در تهران بنویسند. (3)
معتصم السلطنه کارگزار خراسان، از مشهد به وزارت امور خارجه گزارش داد: مأمورین سرحدی افغانستان چند نفر از مسافرین ایرانی را به خاک افغانستان راه نداده و به ایران بازگرداندهاند. (4)که این مسئله باعث ایجاد مشکلاتی برای مسافرین شده است. معتصم السلطنه از وزیر امور خارجه خواست هرچه زودتر تصمیمی در اینباره اتخاذ شود. (5)
1) مراسله حکومتنظامی تهران به وزیر خارجه، 26/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 8، ص 16.
2) از این سی و چهار نفر، سی و دو نفر به اقرار خودشان در جنگ اسیر شده و دو نفر دیگر به نامهای الکساندر راشکر و ایوان میخائیلاف با اسلحه تسلیم شده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 5).
3) سواد مشروحه اداره نظمیه قزوین به اداره حکومتنظامی تهران، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 37 و 36.
4) جلوگیری از ورود مسافرین به خاک افغانستان به دلیل وضع قوانین جدید از سوی حکومت هرات بود (ن. ک: خبر 8/ 3/ 1300).
5) تلگراف معتصم السلطنه به وزارت خارجه، 21/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 69، پ 11، ص 2.
یکشنبه 22 خرداد 1300/ 12 ژوئن 1921/ 5 شوال 1339
محمود آقا انصاری حکمران نظامی تهران، پیرو اعلانی که در نوزدهم اردیبهشت صادر کرده بود، بار دیگر، طی اعلانی نسبت به اشخاصی که مردم را در کلوپها و خانههای خود، مستقیما یا به عنوان دوره به عمل زشت قماربازی دعوت میکردند هشدار داد، چنانچه این «عمل پست» را ترک نماید و به کار خود ادامه دهند، به شدت با آنان برخورد شده و مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت. (1)
[تصویر] محمود آقا انصاری
کارگزاری آذربایجان به وزارت امور خارجه گزارش داد: از بیست روز قبل تا به امروز، تعداد زیادی از نظامیان شوروی به لنکران وارد شدهاند، بهطوریکه، تعداد این نیروها در منطقه لنکران از سرحد مغان و بیلهسوار تا سرحد آستارا به بیش از بیست هزار نفر رسیده، و بنا به اظهار خودشان استقرار این نیروها برای مستحکم کردن سرحدات داخلی خودشان است. (2)
دوشنبه 23 خرداد 1300/ 13 ژوئن 1921/ 6 شوال 1339
دکتر صحت الملک پزشک اداره صحیه کرمانشاهان اعلام کرد در روستای «چقانرگس» در شش فرسخی شهر کرمانشاه بیماری مسری شبیه به طاعون بروز کرده است. وزارت صحیه و امور خیریه پس از دریافت این خبر ضمن صدور دستورات لازم به صحت الملک در کرمانشاه برای تهیه و ارسال واکسن و سرم از بغداد اقدامات لازم را انجام داد. (1)
کنسول روسیه در استرآباد برای جمعآوری اطلاعات درباره جزیره «آشوراده» به «گمش تپه» و «قرهسو» عازم شد. ملا خان بزرگ طایفه «جعفربای» از حکمران استرآباد خواست برای حفظ امنیت در آن منطقه، تعدادی سوار و ترکمان، همراه کنسول روس به آنجا اعزام نماید. (2)
«نیو» رئیس کل اداره تلگراف اخیرا استعفای خود را به وزیر پست و تلگراف ارائه داده بود، امروز استعفای وی پذیرفته شد و او ریاست اداره تلگراف خانه انگلیس را بر عهده گرفت. (3)
به تصویب هیئت وزیران روزنامه وطن(4)به مدیریت میرزا هاشم خان محیط توقیف شد. (5)
امروز رضا خان با «روتشتین» دیدار و گفتگو کرد و از وی خواست برای پرداخت مواجب قشون به ایران کمک مالی کند.
ولی روتشتین در پاسخ گفت: باید در این خصوص با مقامات مسکو مذاکره نماید.(6)
با وجود آنکه، والی خراسان دستور داده بود دیگر به فراریان روسی اجازه ورود به خراسان داده نشود، کارگزاری سرخس امروز گزارش داد: دو نفر مرد که یکی از آنان مسلمان و دیگری غیرمسلمان است به خاطر قحطی در روسیه به خاک ایران پناهنده شدهاند و چنانچه این دو نفر به روسها تحویل داده شوند، آنان را تیرباران خواهند کرد. (7)
1) مراسله وزارت صحیه و امور خیریه به وزارت خارجه، 29/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 69.
2) تلگراف حکومت استرآباد به وزیر داخله، 23/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 48، ص 33.
3) روزنامه ایران، 24/ 3/ 1300، ص 1.
4) این توقیف در حالی صورت میگرفت که مدت زیادی از دستور ریاست وزرا به اداره نظمیه مبنی بر عدم ممانعت از چاپ و نشر این روزنامه نمیگذشت. ریاست وزرا در نامهای به تاریخ 12/ 3/ 1300، به اداره نظمیه ابلاغ نموده بود روزنامه وطن کماکان در انتشار آزاد است و از چاپ و انتشار آن جلوگیری نشود. (گنجینه اسناد، س 1372، دفتر چهارم، ص 72).
5) گنجینه اسناد، س 1372، دفتر چهارم، ص 72.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 16.
7) تلگراف کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 6/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 47، ص 33.
سهشنبه 24 خرداد 1300/ 14 ژوئن 1921/ 7 شوال 1339
در پی امتناع دولت قوام السلطنه از استخدام مجدد «آرمیتاژ اسمیت» به عنوان مستشار مالی، وزارت خارجه انگلیس برای مجبور کردن قوام السلطنه به استخدام دوباره «آرمیتاژ اسمیت» تهدید کرد در صورتیکه سیاست محدود کردن قدرت مستشار مالی ادامه یابد، دولت انگلیس برای اعمالنظر در مؤسسات مالی بریتانیا برای یاری رساندن به کابینه ایران در مضیقه مالی فعلیاش، هیچ کوششی نخواهد کرد. (1)
احمد شاه در خارج از شهر تهران از واحدهای مختلف نظامی سان دید. نظامیان که در مجموع حدود پنج هزار نفر برآورد میشدند، از نظم و انضباط قابل ملاحظهای برخوردار بودند. (2)
[تصویر] احمد شاه قاجار
در پی شیوع طاعون در سرخس دکتر «مسیح السلطنه»(3)به همراه صاحب ممتاز خان، دستیار جراح کنسولگری انگلیس در مشهد برای تهیه گزارشی درباره علل بروز و گسترش بیماری طاعون در منطقه سرخس، شهر مشهد را به قصد سرخس ترک کردند. (4)
1) Curzon To Norman, 14 June 1921, L/ PS/ 10/ 903/ 2721
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 16.
3) دکتر مسیح السلطنه حدود چهار سال پیش برای جلوگیری از گسترش طاعون و مداوای بیماران به سیستان رفته بود و به خاطر خدماتش به وی نشان ویکتوریا اعطا شده بود (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 85 و 86).
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 85 و 86.
چهارشنبه 25 خرداد 1300/ 15 ژوئن 1921/ 8 شوال 1339
عصر امروز «حکیم اعظم»(1)کفیل اداره بلدیه از طرف کمیسیون تشریفات مراسم افتتاح مجلس شورای ملی(2)که در ساختمان مجلس در بهارستان تشکیل شده بود، احضار گردید و دستوراتی جهت تنظیف و آبپاشی خیابانها (خیابانهای لالهزار، شاهآباد، چهارراه مخبر الدوله و میدان بهارستان) و مقدمات برگزاری مراسم مذکور به وی داده شد. (3)
کار تخلیه گیلان از نیروهای روسی آغاز شد. پیشبینی میشد، تخلیه گیلان از نیروهای روس تا سی و یکم خردادماه به اتمام برسد. (4)
هیئت دولت برای بحث و بررسی در خصوص اخذ وام شش میلیون دلاری از آمریکا تشکیل جلسه داد. (5)
روتشتین در نامهای به وزارت امور خارجه با ذکر اینکه، حکومتهای تمام دنیا، همیشه میان مجرمین سیاسی و جنایی خود فرق میگذارند، از دولت ایران خواست مدارک خود را علیه زبردست خان به آنان ارائه دهند، همچنین به مقامات ترکستان نیز، این امکان را بدهند که به همراه مأمورین دولت ایران نوع جنایات زبردست خان را تعیین نمایند. (6)
1) علی پرتو شیرازی ملقب به حکیم اعظم، فرزند حاج ابو القاسم در سال 1256 ش در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات مقدماتی در دار الفنون، تحصیلات متوسطه خود را، در رشته طب به پایان رساند. پس از پایان دوره دار الفنون به اروپا رفت و حدود 10 سال در رشته طب، در دانشگاه به تحصیل پرداخت. دکتر پرتو در سال 1286 ش، در پایان تحصیلات رساله دکترای خود را در زمینه وبا در ایران و طریقه معالجه و جلوگیری آن، نوشت و موفق به اخذ دکتری و عنوان استادی دانشگاه شد. پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به مشاغل دولتی پرداخت. در دوره دوم، نماینده مجلس شورای ملی بود. حکیم اعظم از فروردین 1329 ق، به سمت استادی مدرسه طب انتخاب گردید و در سالهای مختلف به تدریس رشتههای بهداشت، پزشکیقانونی، بیماریهای داخلی، فیزیولوژی اشتغال داشت. در سال 1330 ق، به ریاست کل معارف و تعلیمات عمومی وزارت معارف منصوب و تا سال 1337 در این مقام شاغل بود. در سال 1298 ش، به ریاست مدرسه علوم سیاسی منصوب و از آن پس به تناوب به سمتهای کفالت و معاونت وزارت معارف، مدیریت کل اداره مرکزی حفظ الصحه دولتی، مدیریت کل اداره صحیه، کفالت شهرداری تهران، ریاست مجلس حفظ الصحه دولتی، عضویت فرهنگستان ایران و ریاست کمیسیون طبی آن، عضویت شورای عالی معارف، استادی دانشکده علوم معقول و منقول، عضویت شورای عالی بهداری و شورای بنگاه پاستور، ریاست بنگاه شیر و خورشید سرخ، ریاست بهداری کل آذربایجان و ریاست مریض خانه دولتی منصوب گردید. با تأسیس فرهنگستان ایران نیز او در خرداد 1314 به سمت عضویت پیوسته فرهنگستان ایران منصوب میشود. دکتر پرتو در 12 اسفند 1317 ش، در تهران وفات یافت. (زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 2، ص 162؛ اعزام محصل به خارج از کشور، ص 265- 267؛ راهنمای دانشکده پزشکی، قسمت اول، ص 85؛ اسناد ملی در ایران، ج 2، ص 218- 225).
2) ریاست کمیسیون تشریفات مراسم افتتاح مجلس شورای ملی، به عهده شاهزاده شهاب الدوله بود (روزنامه ایران، 27/ 3/ 1300، ص 1).
3) روزنامه ایران، 27/ 3/ 1300، ص 1.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 16.
5) همان، ص 16.
6) مراسله سفارت روسیه به وزارت امور خارجه، 25/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 57.
پنجشنبه 26 خرداد 1300/ 16 ژوئن 1921/ 9 شوال 1339
نصرت الدوله زمانی که در اروپا بود با دو نفر مهندس بلژیکی جهت استخدام در ایران قرارداد بسته و آنان را به ایران اعزام کرده بود. آنان تا اسلامبول آمده ولی به دلیل بسته شدن راه باطوم نتوانسته بودند به ایران بیایند و ناچار به بلژیک بازگشتند. با توجه به اینکه وزیرمختار ایران در بروکسل قرارداد آنها را فسخ کرده بود، امروز در جلسه هیئت دولت ضمن گفتگو درباره این موضوع مقرر شد در این زمینه تأمل شود و فعلا یک نفر مهندس بلژیکی برای ضراب خانه استخدام گردد.(1)
دولت ایران تلگراف خانههای خط اهواز- دزفول را از انگلیسیها تحویل گرفت. کمکهای مالی انگلیسیها به تلگراف خانههای مذکور از این تاریخ قطع شد. (2)
امورات حکومتی بلوک «خوار» که از اواخر اسفندماه 1299 ش، بدون حاکم بود، توسط نایب جعفر خان رئیس ژاندارمری خوار، اداره میشد ولی از آنجا که یک ماه پیش مشار الیه با کلیه افراد و ابوابجمعی خود، به تهران احضار شده بود، و در «خوار» اداره عدلیه هم وجود نداشت، متنفذین محلی هر یک به میل خود در امور حکومتی مداخله میکردند. وزارت مالیه که به واسطه گزارش امین مالیه خوار از این موضوع، مطلع شده بود، از وزارت داخله خواست، هرچه زودتر حاکمی برای آنجا تعیین و اعزام نماید. (3)
حسن حلاج، مدیر جریده وطن(4)، در نامهای به وزارت معارف و اوقاف با اشاره به اینکه این جریده در زمان کودتا از طرف حکومتنظامی توقیف شده است و ادامه توقیف آن باعث ازدیاد خسارت برای وی خواهد بود، درخواست نمود، با چاپ و انتشار مجدد این جریده موافقت شود. (5)
امروز بیست و دو نفر از زندانیان سیاسی بین النهرین که از ذیقعده 1338 ق، در جزیره «هنگام» زندانی بودند، پس از آزادی با کشتی «لیت ننگ» عازم بصره شدند. (6)
پس از آنکه، کمیسر عالی عراق فرمان عفو عمومی و آزادی بقیه تبعیدیهای سیاسی در جزیره «هنگام» را صادر کرد امروز آنان به بصره اعزام شدند و اردوگاه تعطیل گردید. (7)
امروز هیئت محبوسین (8)کودتا، تظلمنامهای را توسط قوام الدوله و حاجی امین الضرب و ممتاز الملک به هیئت دولت دادند.
هیئت محبوسین در این تظلمنامه پاسخ بیانیههای دولت سابق را داده و در پایان توجه دولت را به مسایل ذیل خواستار شدند:
«1- افتتاح فوری مجلس شورای ملی؛
2- تعقیب اعوان و همدستان ظاهری و باطنی داخلی و خارجی سید ضیاء؛
3- تشخیص دزدیها و مأخوذات مشار الیه و رسیدگی به حساب و مؤاخذه از او به نام مشروطیت و قانون اساسی؛
4- تهیه وسایل جبران خسارات اقتصادی که در این مدت به تمام طبقات وارد شده است». (9)
1) مراسله ریاست وزار به وزارت خارجه، 4/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 41، پ 31، ص 7.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 8/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 3، ص 12.
3) مراسله وزارت مالیه به وزارت داخله، 26/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240014129.
4) امتیاز چاپ و نشر این جریده در سال 1298 ش صادر شده بود. این جریده، یک جریده هفتگی با مضامین صنعتی، اجتماعی و سیاسی بود. (اسناد ملی ایران شم ت م (ب) 2198/ 1 و م (ج) 58005).
5) مراسله حسن حلاج به وزارت معارف و اوقاف، 26/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت م (ج) 58005.
6) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس و عربستان، 10/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 30، ص 4.
7) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 148.
8) هیئت محبوسین از افراد ذیل تشکیل شده بودند: عین الدوله، فرمانفرما، سعد الدوله، سپهسالار اعظم، مدرس، صارم الدوله، شیخ حسین یزدی، نصرت الدوله، حشمت الدوله، ممتاز الملک، قوام الدوله، یمین الملک، وثوق السلطنه، سالار لشکر، امیر افشار، سردار معظم خراسانی، نصیر السلطنه، قائممقام الملک، معین التجار، امین الضرب، اعتماد الملک، مهام الدوله، رکن الملک صدری، سردار معتضد، فطن الدوله، سهام الدوله، غضنفر خان، صدر الاسلام زنجانی، لسان الملک، اسلامبولچی، سردار منتصر، شیخ علی طالقانی، میرزا یانس، ساعتساز، مدیر میهن، اعتماد الدوله صدری، نصرت الملک، میرزا علی کازرونی، واثق السلطنه، میرفخر، مشاور اعظم، مدیر الملک سهرابزاده، عماد الدین نوری، محمد حسین رزاز، حسین نوریزاده، خطیبزاده، ملکزاده، عباس گیلانی، شیخ مرتضی نهاوندی، ماژور فضل اللّه، اسد اللّه سهرابزاده، مظفر الممالک، میرزا احمد ماهوت فروش، محمد آقا کسمایی، شیخ محمد یزدی، عسکر صاحب جمع، شجاع نظام کلهر، اقتدار الممالک، محمد باقر تنگستانی، کیکو مسیحی؛ (روزنامه ایران، 30/ 3/ 1300، ص 1 و 2).
9) روزنامه ایران، 30/ 3/ 1300، ص 1 و 2.
[تصویر] حاج امین الضرب
جمعه 27 خرداد 1300/ 17 ژوئن 1921/ 10 شوال 1339
امروز نزدیک ظهر یک فروند کشتی تجسّسی جنگی روس به بندر جز وارد شد. کماندان کشتی به مأمورین محلی اظهار داشت: برای گذاشتن میاغ آمده و خواست که در «دهنه خواجه نفس» جای آن فراهم شود و سپس میاغ در آنجا تعبیه شود، تا راهنمای کشتیهای جنگی باشد. روسها در گذشته نیز یک فروند «میاغ» در «دهنه خواجه نفس» (1)داشتند. (2)
واحدهای نظامی شوروی شهر رشت را تخلیه کردند، نیروهای میرزا کوچک خان در شهر حضور داشتند و افراد خالو قربان نیز در سیاهرود(3)مستقر شده بودند. (4)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 207 * اعتراض سفارت شوروی به ورود نظامیان ایرانی به باغ سفارت .....
بنا به ادعای سفارت شوروی امروز دو نفر نظامی مسلح ایرانی، در باغ نمایندگی مختار شوروی مشاهده شدند که فورا از باغ اخراج شدند ولی بعد مشخص شد که علاوه بر این دو نفر، ده تا دوازده نفر نظامی و آژان (5)مسلح نیز، به باغ سفارت وارد شده بودند.(6)
قزاقها به علت عدم دریافت مواجب و حقوق عقبافتاده خود، ناراضی بودند. رضا خان وزیر جنگ برای پرداخت معوقه قزاقها و افسران انگلیسی مستقر در قزوین تا آخر اردیبهشت، پول کافی ارسال کرد. (7)
بنا به تقاضای نماینده کمیته خیریه شرق نزدیک مقیم تبریز، سفارت آمریکا (8)از وزارت امور خارجه تقاضا نمود در خصوص خرید بیست هزار پوط گندم، برای کمک به ایتام و نیازمندان ایروان، با این کمیته همکاری نمایند. گرچه، مقرر بود، این میزان گندم از اشخاص متفرقه خریداری شود نه از دولت، ولی میبایست دولت اجازه خرید و حمل آن را صادر میکرد. (9)
1) منطقه خواجه نفس در نزدیکی گمش تپه واقع است.
2) تلگراف از درهجز به وزارت داخله، 27/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 30، ص 22.
3) سیاهرود در 9 کیلومتری شهرستان رشت و 2 کیلومتری پیر بازار واقع شده است.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 16.
5) نظمیه در پاسخ به اظهارات سفارت شوروی مدعی بود بهجز یک نفر قزاق که گاری خود سفارت را حمل میکرده، نظامی دیگری به باغ سفارت وارد نشده بوده است، ضمن آنکه، باغ سفارت در روزهای جمعه محل تفریح عموم مردم است و سفارت شوروی هیچ استثنایی برای ورود افراد قائل نشده است. با این وجود، تحقیقات بیشتری انجام خواهد شد تا هویت نظامیان ادعا شده مشخص شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 25، ص 1).
6) مراسله سفارت شوروی به وزیر خارجه، 29/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 25، ص 3.
7) همان، ص 16 و 17.
8) در پی درخواست سفارت آمریکا، وزارت امور خارجه به والی آذربایجان دستور داد، نظارت نماید تا فقط آذوقه مازاد بر نیاز مردم آن منطقه به خارج حمل شود و از حمل احشام و دواب به شدت جلوگیری شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 65، پ 4، ص 1).
9) مراسله سفارت آمریکا به وزارت خارجه، 27/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 65، پ 1، ص 12.
شنبه 28 خرداد 1300/ 18 ژوئن 1921/ 11 شوال 1339
وزیر امور خارجه سوئد در دیداری با سفیر ایران در استکهلم نسبت به رفتار نامناسب با صاحب منصبان سوئدی در ایران، اعتراض و ابراز نارضایتی نمود. به خصوص از ماجرایی که حدود چهار ماه قبل اتفاق افتاده و در آن ماجرا ماژور «شوبرگ» (1)
شوبرگ پس از آمدن به ایران مدتی در تهران به کار مشغول بود و سپس به عنوان نخستین رئیس شهربانی نوین و به سبک جدید قزوین منصوب و در این شهر به کار سرگرم شد.
از وقایع مهم دوران ریاست شوبرگ در قزوین میتوان به درگیر شدن نیروهای نظمیه با کارکنان کنسولگری انگلیس در این شهر و سپس ورود نیروهای اشغالگر روسی به قزوین به بهانه حفظ آرامش و دستگیری شوبرگ در تاریخ 14 دسامبر 1915 (21 آذر 1294 ش)، اشاره کرد «... سپاهیان روس که در اطراف شهر قزوین مستقر بودند روز سهشنبه 21 آذر 1294 ش، به دنبال زدوخوردی که بین گماشتگان کنسولگری انگلیس با افراد پلیس صورت گرفت وارد شهر شده ابتکار عمل را به دست گرفتند و پس از دستگیری چند نفر از آژانهای نظمیه و مستخدمین کنسولگری انگلیس، «موسیو شوبرگ» رئیس سوئدی نظمیه قزوین را توقیف و زندانی کردند. در این ایام وزارت داخله سرپرستی نداشت، زیرا «شاهزاده عین الدوله» که بعد از وقایع هفتم محرم به سمت وزیر داخله وارد کابینه شده بود به بهانه کسالت، از رسیدگی به امور وزارت داخله خودداری میکرد.
رئیس تشکیلات نظمیه «مسیو وستداهل» نیز به واسطه تعویق در پرداخت حقوق آن اداره از شغل خود کنارهگیری کرد و استعفای خود را برای رئیس الوزراء فرستاده بود به ناگزیر در موضوع بازداشت رئیس نظمیه قزوین، از طرف وزارت خارجه اقداماتی صورت گرفت و سفارت روس به ریاست قشون روس دستور داد رئیس نظمیه قزوین را به حکومت قزوین تحویل دهند تا تحت الحفظ به وسیله قزاقهای ایرانی به تهران انتقال یابد. سرگرد شوبرگ پس از انتقال به تهران در شهربانی تهران به کار مشغول شد و در سال 1296 ش، به ریاست اداره تأمینات (آگاهی) گمارده شد.
به دنبال منصوب شدن قوام السلطنه به والیگری خراسان، قوام با هماهنگی وزارت داخله از شوبرگ جهت ریاست شهربانی مشهد دعوت به عمل آورد، شوبرگ در فروردین 1297 ش، با گروه همراهش به عنوان رئیس نظمیه مشهد وارد این شهر شد. هزینه سفر شوبرگ و همراهانش از تهران تا مشهد 1128 تومان بوده است.
شوبرگ تا هنگام دستگیری قوام السلطنه به وسیله کلنل محمد تقی خان پسیان در این شهر به کار اشتغال داشت ولی پس از دستگیری قوام السلطنه به (دستور دولت و اعزام او به تهران (13 فروردین 1300 ش،) او و معاونش عبد اللّه خان از کار برکنار و از مشهد اخراج گردیدند و به جای شوبرگ علم الدوله از سوی کلنل پسیان به ریاست نظمیه مشهد گمارده شد. پس از اخراج شوبرگ از مشهد او به سمت رئیس اداره آگاهی تهران منصوب گردید. (نظم و نظمیه، در دوره قاجاریه، ص 189؛ توفان در ایران، ج 1، ص 522؛ خاطرات عبد اللّه بهرامی، ص 523؛ رهبران مشروطه، ص 659؛ ایران و جنگ جهانی اول، اسناد وزارت داخله، ص 208؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ص 152؛ پلیس خفیه، ص 57).
در مجادلهای از یک مأمور تحت امرش کتک خورده بود، بسیار گلهمند بود. (2)رضا خان وزیر جنگ دستور داد آرم (نشانه) سربرگهای اداره ژاندارمری که همان آرم وزارت داخله بود تغییر یافته و به جای آن آرم وزارت جنگ چاپ شود. (3)
یکشنبه 29 خرداد 1300/ 19 ژوئن 1921/ 12 شوال 1339
پس از ارسال گزارش دکتر صحت الملک مبنی بر بروز طاعون در چقانرگس به تهران، وزارت صحیه و امور خیریه ضمن صدور دستورات لازم به اداره صحیه کرمانشاهان از وزارت داخله نیز خواست، جهت همکاری با دکتر صحت الملک و تهیه وسایل جلوگیری از سرایت بیماری، هرچه سریعتر دستورات لازم را به حکومت کرمانشاهان ابلاغ نمایند. (1)
پیرو ورود نظامیان مسلح ایرانی به باغ سفارت روسیه در جمعه گذشته وزیرمختار روسیه امروز در نامهای به وزیر امور خارجه ضمن اعتراض به اقدام دوازده نفر از نظامیان ایرانی در روز جمعه گذشته که به باغ سفارت روسیه وارد شده بودند، اظهار داشت: دولت ایران بایستی در جهت جبران این واقعه اقدام نماید(2)
نصیر السلطنه که از طرف دولت مأمور اصلاح و رفع غائله گیلان شده بود، امروز صبح به اتفاق آقا سید جلیل اردبیلی(3)
اردبیلی در انتخابات دوره پنجم مجلس از سوی حزب اجتماعیون نامزد نمایندگی مجلس شد اما به مجلس راه نیافت. در زمان رضا شاه مدتی ریاست اداره خراسان را به عهده داشت. اردبیلی در 1318 ش، از مشاغل دولتی و سیاسی کناره گرفت و دعوت حکومت محمد رضا پهلوی را برای پذیرش سمت حکومتی نپذیرفت. وی در روز دهم تیر 1322 درگذشت.
(فرهنگ ناموران، ج 2، ص 366- 369).
و میرزا هاشم خان و سعد اللّه خان به طرف گیلان حرکت کرد. (4)رئیس الوزراء به حکومتنظامی تهران ابلاغ نمود مجله ارمغان که یک مجله ادبی است و به مدیریت آقای وحید اصفهانی، چاپ و منتشر میشود، مانند انتشار آزاد است و نباید از چاپ و انتشار آن ممانعت شود. (5)
1) مراسله وزارت صحیه و امور خیریه به وزارت داخله، 29/ 3/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000867.
2) .مراسله سفارت شوروی به وزیر خارجه، 29/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 25. ص 3.
3) در منابع از زمان و محل تولد و وضع خانوادگی و اوایل زندگی سید جلیل اردبیلی و نیز تحصیلات و سابقه فعالیتهای وی در پیش از نهضت مشروطیت آگاهی داده نشده است. کسروی وی را در شمار یکی از آزادیخواهان مشروطیت یاد میکند. اردبیلی، در زمان اوجگیری نهضت مشروطه، با همکاری سید حسن تقیزاده و جمعی دیگر از مشروطهخواهان آذربایجان، انجمن آذربایجان را در تهران بنیاد نهاد. اردبیلی در کمیته مرکزی فرقه دموکرات عضویت داشت. در دومین دوره مجلس شورای ملی، از طرف مردم تبریز به نمایندگی انتخاب شد. او عضو فراکسیون اقلیت نیرومند در مجلس به شمار میرفت، با سفارت آلمان در تهران مرتبط بودند و در امور مجلس و مسائل سیاسی با اعضای آن سفارت شور میکردند و به نفع آلمان و بر ضد دولتهای روس و انگلیس اقداماتی به عمل میآوردند. پس از اولتیماتوم روسیه در مورد اخراج «مورگان شوستر» از ایران، دولت ایران چند تن از نمایندگان از جمله سید جلیل اردبیلی و سلیمان میرزا اسکندری از حزب دمکرات را به یزد تبعید کرد. تبعیدشدگان چون به قم رسیدند، به علت ناامن بودن راه، با موافقت دولت در قم ماندند. اقامت آنها از اردیبهشت تا آبان همان سال به طول انجامید. در آبانماه که سعد الدوله از سفر اروپا بازگشت تا منصب نخستوزیری را عهدهدار شود به تهران منتقل شدند و بعد از مدت کوتاهی آزاد گردیدند. اردبیلی در مقام عضو حزب دمکرات یک روز بعد از افتتاح مجلس سوم در منزل عبد الحسین وحید الملک شیبانی، با شارژدافر آلمان، ملاقات کرد و با نظر او طرح تشکیل اکثریتی در مجلس، با ائتلاف نمایندگان احزاب دمکرات و اعتدالیون را ریخت. هدف از این ائتلاف واداشتن دولت ایران به ترک موضع بیطرفی، به نفع آلمان و عثمانی در جنگ جهانی اول، بوده است. اردبیلی به همراه نصیر السلطنه و جمعی دیگر، از سوی هیئت وزیران مأموریت مییابد که به رشت رفته و با سران نهضت جنگل مذاکره کنند و اوضاع گیلان را به حال طبیعی برگردانند.
4) روزنامه ایران 30/ 3/ 1300، ص 2.
5) گنجینه اسناد، سال سوم، دفتر چهارم، 1372 ش، ص 73.
دوشنبه 30 خرداد 1300/ 20 ژوئن 1921/ 13 شوال 1339
سعد الدوله پسر سپهسالار که فرماندهی یک هزار و دویست نفر از نیروهای مستقر در لاهیجان را پذیرفته بود، با قزاقها درگیر شده و آنها را شکست داد (1)
هیئتی از افغانستان به ریاست محمد ولی خان، به منظور اعلان تاجگذاری امان اللّه خان افغان و تشکیل سفارت افغانستان در پاریس وارد این شهر شدند. (2)
پس از استقبال و پذیرایی رسمی دولت فرانسه از این هیئت افغانی و دیدار آنان با رئیسجمهور فرانسه، به سفارت ایران در پاریس آمدند.
سفیر ایران در پاریس به افتخار این هیئت، امشب یک مهمانی غیررسمی بیست و چهار نفره برگزار کرد. وثوق الدوله نیز، در این مهمانی حضور داشت. (3)
«زبردست خان» از مسکو بازگشت و افراد وی به قصد حمله به یکی از پستهای ژاندارمری از مرز عبور کردند. کلنل محمد تقی خان که به شدت نگران اوضاع منطقه قوچان بود یک واحد دویست نفری از نیروهای ژاندارمری را به آنجا گسیل داشت، ماژور اسماعیل خان (اسماعیل بهادر) رهبری این عملیات را عهدهدار شد. (4)
سرتیپ محمود انصاری حکمران نظامی تهران با انتشار اعلانی (5)نسبت به افرادی که در اندیشه خیانت و توطئه بر ضد مصالح مملکت باشند هشدار داد و تأکید کرد این افراد از هر طبقه که باشند به شدت مجازات خواهند شد. (6)
دوازده نفر از اتباع روس که قبلا در اداره ارزاق کار میکردند، به سفارت روسیه رفته و اظهار کرده بودند، اخیرا آنان را به قزاق خانه منتقل کردهاند ولی ایشان تمایلی به خدمت در آنجا ندارند. ازاینرو، آنان تقاضا کردهاند طلبشان پرداخت شود تا از خدمت مرخص گردند.
پیرو این ماجرا، وزارت امور خارجه، امروز طی نامهای از دیویزیون قزاق خواست تا حقوق این افراد پرداخت شود و از خدمت معافشان کنند. (7)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18.
2) دولت افغانستان برای اعلان تاجگذاری امان اللّه خان افغان و دعوت از دول اروپایی و آمریکایی برای برقرار کردن روابط سیاسی با این دولتها، این هیئت را عازم اروپا و آمریکا کرده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 13، پ 5، ص 8).
3) تلگراف سفارت ایران در پاریس به وزارت خارجه، 31/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 17، پ 2، ص 45.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 88.
5) متن کامل اعلان فوق الذکر به شرح ذیل است: «گاهی راپرت میدهند اشخاص مجهول الهویه که در مقام مقایسه با افراد مملکت در مرتبه صفر واقعند و نسبت آنها با سکنه این مملکت نسبت قطره و دریاست این اشخاص از روی نادانی و جهالت یا علت دیگر در مقام خیانت برآمده توطئه بر ضد مصالح مملکت و وطن عزیز خودشان مینمایند. به واسطه این اعلان آنها را خبر میدهم چنانچه دست از حرکات زشت و ناپسند خود برندارند بدون ملاحظه هرکس از هرطبقه باشد در ن هایت شدت دولت آنها را سیاست خواهد نمود.» (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 8، ص 12).
6) اعلان حکومتنظامی تهران، 30/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 8، ص 12.
7) مراسله وزارت خارجه به دیویزیون قزاق، 30/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 4، ص 15.
سهشنبه 31 خرداد 1300/ 21 ژوئن 1921/ 14 شوال 1339
در پی درخواست دولت ایران از دولت فرانسه برای حفاظت از منافع ایرانیان مقیم چین، امروز دولت فرانسه این درخواست را رسما پذیرفت و به مأمورین سیاسی خود در چین دستورات لازم را صادر کرد. (1)
کارگزاری درهجز و کلات، صورت اسامی بیست و چهار نفر از سواران کرد ساکن درهجز که قبلا جزو سواران «لوی» انگلیس بودند و اخیرا گماشته زبردست خان شده و همراه او به خاک روسیه فرار کرده و پناهنده شده بودند، به وزارت امور خارجه ارسال نمود. (2)
امروز، نزدیک به چهل تن از منتخبان مجلس شورای ملی، از جمله سید فاضل کاشانی (3)، بیانیه تندی (4)در اعتراض به کابینه سیاه، به نام «بیانیه حقیقت» منتشر کردند. (5)
با توجه به اینکه، تشکیلات وزارت مالیه در کابینه سابق مخالف قانون اساسی بود، هیئت وزیران در جلسه امروز خود، به پیشنهاد وزارت مالیه، تصویب نمود که دوایر غیرقانونی وزارت مالیه منحل شود و مطابق قانون تشکیلات مالیه دوایر قانونی را تشکیل دهد. (6)
به دنبال آمادگی دولت ایران برای اعطای امتیازات نفت و راهآهن، معادن و ... به آمریکا «انگرت»، کاردار سفارت آمریکا در ایران به واشنگتن توصیه کرد آمریکاییها باید لندن را مطلع سازند و احتمالا خواهان همکاری شوند چون در غیر این صورت ایرانیان بهطور یقین دست به بازی قدیمی شرقی یکی را علیه دیگری برانگیختن خواهند زد ... قابل تأسف خواهد بود که ایرانیان فکر کنند ما مشتاق خنثی کردن نقشههای انگلیس برای همکاری هستیم. (7)
1) تلگراف سفارت ایران در پاریس به وزارت خارجه، 31/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 5، پ 2، ص 1 و 2.
2) مراسله کارگزاری درهجز و کلات به وزارت امور خارجه، 31/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 56.
3) سید فاضل احمدی کاشانی معروف به آقا سید فاضل و فاضل کاشی، فرزند سید صدر الدین کاشی و جدش آقا سید احمد، از فقیهان مشهور زمان خود بود. وی تحصیلات مقدماتی حوزه را نزد روحانیون کاشان طی کرد و در بیست سالگی به اصفهان رفت و پس از سه سال به نجف رفت و نزد اساتید بزرگ آنجا تلمذ کرد و مرتبه اجتهاد یافت. فاضل کاشی در حدود سال 1327 ق، به ایران بازگشت و در تهران مقیم شد و حوزه درس تشکیل داد. فاضل در سومین دوره انتخابات مجلس شورای ملی در سال 1332 ق، از حوزه انتخابیه شاهرود و بسطام به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و جزو گروه چهارده نفره هیئت علمیه مجلس بود. به دنبال حرکت نیروهای روسی به سوی تهران، عدهای از نمایندگان مجلس به همراه گروهی از ملیون مهاجرت کردند که فاضل نیز جزو نمایندگان مهاجر بود. در نتیجه این مهاجرت مجلس شورای ملی از اکثریت افتاد و تعطیل گشت. سرانجام فاضل کاشانی در 27 آبان 1341 ش، در تهران از دنیا رفت. (اطلاعات هفتگی، س 8، 20/ 12/ 1327، شم 398، ص 6 و 7؛ اطلاعات، 28/ 8/ 1341، شم 10953، ص 5؛ اسناد روحانیت و مجلس، ج 1، ص 225؛ دیدهها و شنیدهها، ص 138، تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 384- 388؛ مجلس و انتخابات، ص 168.)
4) شایع بود که نصرت الدوله فیروز این بیانیه را تهیه کرده و به امضای گروهی از منتخبان مجلس رسانده است. (تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 384- 388).
5) تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 384- 388.
6) روزنامه ایران، 2/ 4/ 1300، ص 2.
7) Engert To the Secretary of State, 21 June 1921, FRUS 1921, vol II. PP. 634- 35
چهارشنبه 1 تیر 1300/ 22 ژوئن 1921/ 15 شوال 1339
امروز احمد شاه با ایراد سخنرانی (1)در مجلس، چهارمین دوره مجلس شورای ملی را افتتاح نمود و اظهار امیدواری کرد که با افتتاح مجلس، اصول مشروطیت مستحکم و برقرار گردد. (2)
بسته شدن مرزهای خراسان و روسیه به علتی نامعلوم به واسطه صدور حکمی از تاشکند، برای بازگشت اتباع ایرانی به کشور مشکلاتی را پدید آورده بود. ازاینرو، وزارت امور خارجه در نامهای به سفارت روسیه تقاضا کرد، ضمن توضیح درباره علت بسته شدن این مرز، جهت تسهیل بازگشت ایرانیان به کشور خود دستورات لازم را صادر نمایند. (3)
انجمن زرتشتیان در نامهای به ارباب کیخسرو، در خصوص رسیدگی به پرونده قتل فرزندش(4)علت مسامحه ایالت فارس را در قصاص قاتلین، نامشخص دانسته و خواستار پیگیری ارباب کیخسرو در مورد قصاص شدند.(5)
امروز به مناسبت افتتاح مجلس شورای ملی، به دستور قوام السلطنه، کلیه وزارت خانهها و دوایر دولتی تعطیل بود.(6)
امروز انتخابات هیئترئیسه موقتی مجلس شورای ملی و شعبات (کمیسیونهای) ششگانه آن برگزار شد. (7)
امروز شعبه (کمیسیون) چهارم مجلس شورای ملی با شرکت حکیم الملک و حاج آقا سید فاضل امین الشریعه، بیان الملک، میرزا ابراهیم خان، احتشام الدوله، عدل السلطنه، میرزا علی محمد، سلطان محمد خان، غضنفر خان، آصف الممالک منعقد گردید و پس از رأیگیری به اتفاق آراء، آقایان حکیم الملک رئیس، امین الشریعه نایبرئیس، آصف الممالک مخبر و میرزا ابراهیم خان نیز، به عنوان منشی انتخاب گردیدند. (8)همچنین امشب شعبه (کمیسیون) پنجم مجلس شورای ملی تحت ریاست سنی قوام الدوله منعقد شد و هیئترئیسه خود را به ترتیب ذیل انتخاب نمودند:
آقای طباطبایی رئیس شعبه با اکثریت هفت رأی، نصرت الدوله نایبرئیس با هشت رأی، رکن الملک منشی شعبه با هشت رأی و سردار معظم خراسانی مخبر شعبه با هشت رأی انتخاب شدند، ضمن آنکه، عمید السلطنه و شاهزاده سردار مفخم نیز غایب بودند. (9)به علاوه اولین جلسه شعبه ششم (کمیسیون) مجلس شورای ملی تحت ریاست حاج شیخ اسد اللّه محلاتی (10)
در مجلس سوم از گروه اعتدالیهای اکثریت بود و درباره لغو هرچه سریعتر قانونی که اختیارات زیادی به مورگان شوستر، تفویض میکرد، سخنانی ایراد کرد.
در اوایل مجلس چهارم درباره اوضاع و احوال سیاسی ایران نطق بسیار مفصلی کرد که چند روز به طول انجامید. وی مدتی نیز، شغل قضاوت را دنبال کرد و از قضات سرشناس و معروف بود. در سال 1298 ش، که صدر الاشراف رئیس و مؤسس استیناف گیلان شد، شیخ اسد اللّه هم مدعی العموم استیناف بود. با خارج شدن احمد شاه از ایران که سفر سوم وی به اروپا بود، بحران و ناامنی سراسر ایران را دربر گرفت و شیخ اسد اللّه محلاتی نگرانی خود را از این بحران و نبودن احمد شاه در ایران و استعفای مشیر الدوله و عدم تعیین رئیس الوزراء توسط شاه بیان کرد. همزمان با خروج احمد شاه از ایران شایع شد که احمد شاه مقدار زیادی از جواهرات سلطنتی را به همراه خود به خارج برده است. برای تفحص در اینباره، کمیسیونی مرکب از مجلس و دولت مأمور شدند که یکی از اعضای این کمیسیون آقا شیخ اسد اللّه محلاتی بود. در سال 1307 ش، چهار ناحیه برای ثبت و اسناد و املاک تهران در نظر گرفته شد که ریاست یکی از نواحی به شیخ اسد اللّه محلاتی واگذار گردید اما به فاصله کوتاهی و به علتی نامعلوم شیخ اسد اللّه محلاتی در 29 مرداد 1307 منتظر خدمت شد. (شرح زندگانی من، ج 2، ص 464؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 2، ص 74- 77؛ احزاب سیاسی در مجلس سوم، ص 126- 125؛ خاطرات صدر الاشراف، ج 1، ص 237؛ خاطرات و تألمات مصدق، ص 56؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 189؛ جهت اطلاع بیشتر ر. ک: روزنامه اطلاعات، 29/ 5/ 1307).
و با حضور شیخ الاسلام، سید یعقوب، نجات، (11)پس از صدور فرمان مشروطیت محمد نجات روزنامه حقوق را منتشر کرد که در حقیقت ناشر افکار مشروطهخواهان بود. در زمان محمد علی شاه مدتی را در زندان گذراند. پس از فتح تهران و خلع محمد علی شاه به عضویت دادگاه انقلاب درآمد و این دادگاه حکم اعدام چند نفر از جمله شیخ فضل اللّه نوری را صادر کرد. وی قبلا نیز، شخصی را که به شیخ فضل اللّه نوری تیراندازی کرده بود، از لحاظ اسلحه و پول تأمین کرده بود. وی در دورههای اول تا پنجم مجلس شورای ملی سمت نمایندگی را بر عهده داشت و از آذربایجان، خراسان، مازندران و زنجان و قاینات وکیل شد. نجات از مؤسسان حزب دمکرات بود و روزنامهای را نیز به نام نجات که هرهفته دو شماره منتشر میشد، اداره میکرد. پس از دو سال انتشار به سبب تندروی توقیف شد. در مجلس پنجم از هواداران سردار سپه بود و به خلع قاجاریه و سلطنت رضا خان رأی داد. وی در سال 1307 ش، انزوا و گوشهنشینی را برگزید و از سیاست کنارهگیری کرد و سرانجام در سوم آذر 1312 ش، در سن 56 سالگی درگذشت و در امامزاده عبد اللّه در حضرت عبد العظیم دفن گردید. (مجله جلوه، س 1324، شم 5، ص 251؛ کتاب نارنجی، ج 2، ص 211؛ گیلان در جنبش مشروطیت، ص 190، 191؛ قیام آذربایجان و ستار خان، ج 2، ص 481- 480؛ گزارش ایران، ص 243؛ تاریخ انقلاب مشروطیت، ج 1، ص 418؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 210 و 276).
دکتر لقمان، بیان الدوله، ارباب کیخسرو، امین التجار، سهام السلطان و میرزا اسد اللّه خان تشکیل گردید و پس از رأیگیری، شیخ الاسلام به ریاست شعبه و سید یعقوب نیز، به عنوان نایبرئیس انتخاب گردیدند. (12)پس از انتشار اعلامیههای متعدد از سوی سران جنبش جنگل، جلسهای در فومن با حضور میرزا کوچک خان، احسان اللّه خان، خالو قربان و حیدر عمواغلی و چند تن دیگر تشکیل گردید و اعضای کمیته جدید انقلاب (جنگل) تعیین شدند. اعضای کمیته طی اعلانی به شرح ذیل معرفی شدند:
میرزا کوچک خان، حیدر خان عمواغلی، خالو قربان، میرزا محمدی، احسان اللّه خان.(13)
1) متن سخنرانی احمد شاه به شرح ذیل است: «... مسرت کامل داریم که بعد از مدت طویلی که حوادث عمومی دنیا و اوضاع عمومی ایران متأسفانه باعث تعطیل مجلس شورای ملی و تعویق و تطویل انتخابات جدیده نمایندگان ملت و افتتاح پارلمان گردیده بود به عون اللّه تعالی امروز چهارمین مجلس شورای ملی را بالیمن و السعاده افتتاح مینمائیم، امیدواریم اصول مشروطیت که اساس سلطنت و مدار دولت ما است و از چندی به این طرف به واسطه توالی جنگ بینالمللی متزلزل شده است با افتتاح مجلس مستحکم و برقرار گشته فوائد آن به وجه اکمل عاید حال مملکت و دولت ما گردد و قانون مجلس سنا که مکمل اساس مشروطیت است در این دوره وضع و تدوین شود ...». (روزنامه ایران، 2/ 4/ 1300، ص 1).
2) روزنامه ایران، 2/ 4/ 1300، ص 1.
3) یادداشت وزارت خارجه به سفارت روسیه، 1/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 45، ص 5.
4) جهت اطلاعات بیشتر میتوان به کتاب «یادداشتهای ارباب کیخسرو» و همچنین دفاتر خلاصه مذاکرات انجمن زرتشتیان کرمان مراجعه کرد. (م).
5) مراسله انجمن زرتشتیان به ارباب کیخسرو، 1/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293006043.
6) روزنامه ایران، 2/ 4/ 1300، ص 2.
7) همان، ص 1.
8) گزارش شعبه چهارم، مجلس شورای ملی، 1/ 4/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 13، ج 4، پ 4.
9) گزارش شعبه، پنجم مجلس شورای ملی، 2/ 4/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 13، ج 4، پ 6.
10) شیخ اسد اللّه محلاتی در سال 1247 ش، در محلات متولد شد. پدرش آیت اللّه حسین محلاتی از مجتهدین طراز اول ایران بود. شیخ اسد اللّه محلاتی پس از انجام تحصیلات مقدماتی در قم و محلات، عازم عتبات عالیات شد و پس از هفت سال تحصیل در نجف و اخذ درجه اجتهاد به ایران بازگشت و به کار تدریس و ملکداری مشغول شد. وی در دوره دوم مجلس شورای ملی از حوزه گلپایگان، خوانسار، کمره، و محلات؛ و در دوره سوم و چهارم از حوزه انتخابیه (محلات- کمره) به وکالت مردم برگزیده شد. وی در مجلس دوم مدتی نایبرئیس مجلس شد ولی پس از چندی کنارهگیری کرد.
11) میرزا محمد خراسانی معروف به محمد نجات، فرزند عبد الکریم ملک التجار خراسانی و نواده حاج قاسم تهرانی در سال 1256 ش، در مشهد به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و متوسطه برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت و پس از چند سال تحصیل در آنجا، به مشهد بازگشت.
12) گزارش شعبه ششم مجلس شورای ملی، 2/ 4/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 13، ج 4، پ 6.
13) کتاب گیلان، ج 2، ص 228.
امیر فیصل (1)
وی پس از تحصیل، در پارلمان عثمانی عضویت یافت. چندی هم در ارتش عثمانی در سوریه خدمت کرد. پس از اخراج وی از سوریه، به عربستان گریخت. در 1920 کنگره ملی در سوریه او را به سلطنت برگزید. اما فرانسه که سوریه را تحت قیمومیت داشت، نپذیرفت و در همان سال برکنار شد.
پس از تأسیس کشور عراق، داوطلب سلطنت بر عراق شد و دولت بریتانیا نیز او را برای این مقام نامزد کرد و پادشاهی وی به تصویب رسید. پیشنهاد پادشاهی به او از سوی انگلیسیها با دو شرط همراه بود:
الف) قبول ادامه سیستم قیمومیت انگلستان بر عراق.
ب) عدم ادامه دادن به نبرد و معارضه مسلحانه علیه دولت فرانسه در سوریه و فیصل نیز به شرط اینکه برادرش امیر عبد اللّه رضایت دهد که از پادشاهی دست بردارد، این پیشنهاد را پذیرفت. وی سرانجام در 1933 م درگذشت و پس از وی غازی دول به سلطنت رسید. (فصلنامه مطالعات تاریخی، س 1384، شم 6، ص 67- 68).
امروز با کشتی مخصوص وارد بصره شد و از طرف حکومت و اهالی از او استقبال به عمل آمد. امیر فیصل مستقیما از بصره برای زیارت به نجف رفت و در آنجا سر مقبره مظفر الدین شاه فاتحه خواند. همچنین سر مزار برخی علمای بزرگ نیز، حاضر شد و برای آنان فاتحه قرائت نمود. (2)امروز عهدنامهای بین دو دولت ایران و افغانستان درباره تبادل هیئتهای سیاسی، حل اختلاف اتباع و برقراری روابط دوستانه بین طرفین منعقد گردید. این عهدنامه را که مشتمل بر دوازده فصل بود سردار عبد العزیز خان وزیرمختار افغانستان در تهران و میرزا حسن خان محتشم السلطنه وزیر امور خارجه ایران امضا کردند و طرفین متعهد شدند تا در مدت سه ماه از تاریخ امضا یا در صورت امکان زودتر از این موعد اسناد لازم مبنی بر تصدیق عهدنامه مذکور را در تهران یا کابل مبادله نمایند. (3)
پنجشنبه 2 تیر 1300/ 23 ژوئن 1921/ 16 شوال 1339
جنرال کنسول ایران در بغداد پس از دریافت نامهای از وزارت امور خارجه درباره برداشت بدون سند یکصد و بیست هزار تومانی توسط سید ضیاء، از بودجه دولتی؛ امروز به محض ورود سید ضیاء به بصره به ملاقات وی رفت و در اینباره از او توضیح خواست (1)و جوابیه «سید ضیاء» را در این خصوص به شرح ذیل به تهران ارسال کرد: «سی هزار تومان از این مبلغ، قبل از حرکت با اطلاع آقای سردار سپه از خزانه دریافت شد، و محل مصرف این مبلغ را ایشان میدانند، غیر از این مبلغ، آنچه در مدت سه ماه دریافت شده، برای پارهای مصارف سری بوده است که نمیتوانستم به وزارت مالیه علنی حواله بدهم.
بنابراین، با مسئولیت خود به اسم خود دریافت داشته به مصارف مهمّه که لازم میدانستم، رساندم. قسمت اعظم این مصارف را آقایان سلطان محمد خان و آقا میرزا حسن خان که رؤسای کابینه من بودند، مستحضر هستند. برای مصالح دولت کشف مبادی مخارج را مقتضی نمیدانم. با این وجود، اگر مایل هستید از آنها تحقیق فرمایید (2).»
محمد خان، امیر تومان قزاق خانه که مدتی سمت حکومت همدان را عهدهدار بود، از سوی وزارت داخله به حکومت خمسه منصوب گردید. (3)
در پی ابتلاء چندین نفر به طاعون خیارکی در خاک ایران، در حوالی رود تجن و شناسایی برخی افراد مظنون مبتلا به این بیماری در مناطقی از دولتآباد تا پل خاتون، و همچنین ابتلای چند نفر در روسیه، دولت روسیه برای کمک به دولت ایران، برای مبارزه با این بیماری آمادگی خود را اعلام کرد و پیشنهاد داد: کمیسیونی مختلط از نمایندگان دو دولت ایران و روس برای مقابله با این بیماری تشکیل گردد. (4)
امشب شعبه سوم مجلس شورای ملی تحت ریاست سنی میرزا طاهر تنکابنی 5 منعقد گردید. پس از اخذ آراء شاهزاده سلیمان میرزا (5)
تنکابنی در دوره اول مجلس شورای ملی، از طرف طلاب تهران به نمایندگی برگزیده شد و در دوره سوم به نمایندگی از مردم تهران به مجلس راه یافت و عضو فرقه دموکرات گردید. هنگام وقوع جنگ جهانی اول و حادثه مهاجرت آزادیخواهان همراه ملیون، با چند تن از سران آنان، همچون سید حسن مدرس و مساوات به غرب کشور مهاجرت کرد. ابتدا به قم و از آنجا به طرف عراق رهسپار گردید و در سال 1336 ق، به ایران بازگشت.
در دوره چهارم مجلس شورای ملی کاندیدای انتخابی حزب دموکرات بود و به نمایندگی از مردم تهران به مجلس راه یافت. میرزا طاهر غیر از تدریس و تعلیم، در سازمان جدید وزارت دادگستری، از طرف علی اکبر داور وزیر وقت دادگستری، به کار دعوت شد و مدتها سمت ریاست دادگاههای شهرستان و ریاست دادگاههای استان و مستشاری دیوان عالی کشور را به عهده داشت. در جریان محاکمه نصرت الدوله فیروز در محکمه جنایی، یکی از اعضای هیئت محاکمه بود. در فروردینماه سال 1311 ش، میرزا طاهر و جمعی از ملاکین و خوانین تنکابن، کلارستان و کجور، دستگیر و زندانی شدند. علت ظاهری قضیه، غصب املاک آنان توسط رضا شاه بود. میرزا طاهر دو ماه زندانی بود و سپس به کاشان تبعید شد و پس از قریب یک سال، به تهران بازگشت و مجددا به تدریس پرداخت. میرزا طاهر تنکابنی سرانجام در آذرماه 1320 ش، بر اثر بیماری در بیمارستان نجمیه تهران وفات یافت و پیکرش در ابن بابویه دفن گردید. (شرح حال رجال ایران، ج 2، ص 185 و 186؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 2، ص 294 و 295؛ رجال عصر مشروطیت، ص 71- 70).
با اکثریت هشت رأی به ریاست شعبه و جلیل الملک با اکثریت هشت رأی به سمت مخبر انتخاب شدند. (6)در دوره سوم مجلس شورای ملی، سلیمان میرزا، نماینده مردم اصفهان بود.
در زمان جنگ جهانی اول، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد ولی سپاهیان روس وارد ایران شدند، این موضوع باعث شد که گروهی از نمایندگان مجلس از جمله سلیمان میرزا به قم و از آنجا به کرمانشاه مهاجرت کنند.
پس از فرازوفرودهای فراوان مهاجران به عثمانی رفتند، اما حمله انگلیس به بغداد و وجود اختلافها باعث متفرق شدن آنها شد. سلیمان میرزا اسکندری به ایل سنجابی پناه برد، اما انگلیسیها او را دستگیر و به هندوستان تبعید کردند. انگلیس تا مدتی با بازگشت سلیمان میرزا به ایران مخالفت میکرد. سرانجام سلیمان میرزا پس از پایان جنگ جهانی اول به تهران آمد. اسکندری در مجلس چهارم نماینده مجلس شد. او در دوره پنجم مجلس شورای ملی نیز، یکی از نمایندگان تهران بود. در دولت سردار سپه، سلیمان میرزا وزیر معارف و اوقاف شد. بعدها وی مدعی شد که شوروی او را ترغیب به پذیرش این مسئولیت کرده است. در 9 آبان 1304 مجلس شورای ملی به ریاست سید محمد تدین، نایبرئیس اول مجلس، تشکیل شد و طرحی که به صورت ماده واحده از طرف نمایندگان تهیه و امضا شده بود، با قید دو فوریت در مجلس قرائت شد که مطابق آن انقراض سلسله قاجار و حکومت موقت رضا خان اعلام گردید، این ماده به تصویب رسید و سلیمان میرزا از جمله کسانی بود که به آن رأی مثبت داد. پس از اینکه، مجلس مؤسسان تشکیل شد، سلیمان میرزا اسکندری از تهران به مجلس راه یافت اما در مجلس به سبب اعتقادات و مرام سیاسی خود، به سلطنت پهلوی رأی نداد. این موضوع بعدها بر حیات سیاسی او تأثیر فراوان گذاشت. از این تاریخ به بعد وی به تدریج از سیاست دوری کرد و به صورت آشکار و پنهان به مخالفت با رژیم پهلوی پرداخت. او در اولین انتخابات بعد از رضا شاه از تهران نامزد نمایندگی شد. اما در جریان انتخابات، در دی 1322 در تهران وفات یافت. (فرهنگ ناموران، ج 2، ص 526- 530).
[تصویر] میرزا طاهر تنکابنی
1) جنرال کنسول ایران یک بار دیگر، در تاریخ 8 تیر 1300 ش در زمانی که سید ضیاء از محمره مراجعت کرده و عازم بغداد بود وی را در اسکله بندر بصره ملاقات کرد و سید ضیاء در توضیح راجع به برداشت یکصد و بیست هزار تومانی پاسخی داد که چندان تفاوتی با پاسخ اولیه وی نداشت. متن توضیح سید ضیاء بار دوم به شرح ذیل بود: «بیست و پنج هزار تومان قبل از حرکت با اطلاع آقای سردار سپه از خزانه دریافت شد، مصرف این مبلغ را ایشان میدانند، غیر از این مبلغ آنچه در مدت سه ماه دریافت شد برای پاره [ای] مصارف سری در طهران و ایالات خصوصا نواحی شمالی بوده است که نمیتوانستم به وزارت مالیه علنی حواله بدهم. بنابراین، با مسئولیت خود به اسم خود دریافت داشته به مصارف مهمه که لازم بوده است، رساندم. قسمت اعظم این مصارف را آقای سلطان محمد خان مستحضر هستند برای مصالح دولت کشف مبادی مخارج را مقتضی نمیدانم. معهذا، اگر مایل هستید، از ایشان تحقیق بفرمایید. اما راجع به ایپکیان، ایشان در مقابل دولت مسئولیت ندارند، این مبلغ هم به امر من به مصارف مربوطه به بلدیه رسیده است. 4 شنبه 8 سرطان 1300 بندر بصره» (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 34، پ 11، ص 2).
2) مراسله جنرال کنسول ایران در بغداد به وزارت خارجه، 15/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 34، پ 11، ص 1 و 3.
3) روزنامه ایران، 3/ 4/ 1300، ص 2.
4) مراسله چیچرین کمیسر خارجه روسیه به وزارت خارجه، 2/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 10، ص 2.
5) میرزا طاهر تنکابنی فرزند فرج اللّه، در سال 1242 ش، در کلاردشت مازندران دیده به جهان گشود. وی یکی از شاگردان مبرز میرزا ابو الحسن جلوه بود بهطوری که، پس از وفات جلوه، بیشتر طلاب برای کسب فیض و درک و پرسش مسائل فلسفی به محضر وی روی آوردند.
6) سلیمان محسن اسکندری، معروف به سلیمان میرزا اسکندری، در 1278 ق، در تهران به دنیا آمد. پدرش محسن میرزا کفیل الدوله، از نوادگان عباس میرزا نایب السلطنه بود. اسکندری مدتی روزنامه «عیوق» را منتشر کرد که مطالب آن مورد پسند میرزا علی اصغر خان امین السلطان صدراعظم، واقع نشد و بلافاصله توقیف گردید. پنج سال بعد، مدرسه محسن یه را دایر کرد که به سبب برخی مخالفتها مدت طولانی دایر نبود. در همین دوران در بعضی مدارس پایتخت به تدریس ریاضی پرداخت. اسکندری در 1324 ق، وارد خدمات دولتی شد. نخست در نظمیه بهکار پرداخت، سپس در اداره کل گمرک مشغول شد و مدتی بعد به کرمانشاه رفت تا ضمن خدمت در اداره گمرک، ریاست کل پست آنجا را هم بر عهده بگیرد. در دور دوم مجلس شورای ملی پس از مرگ یحیی میرزا برادر سلیمان میرزا به مجلس راه یافت.
نظمیه مشهد یک جاسوس ارمنی به نام «بابیک گوکاسف»)BabiK GuKasoff( را که برای بلشویکها گزارش تهیه میکرد، دستگیر نمود. در گزارش به دست آمده از او، اطلاعاتی درباره ژاندارمری و مقامات و ... نوشته شده بود.(1)
قوای روسیه بهطور کامل خاک ایران را تخلیه کردند.
روسها دو توپ صحرایی را به میرزا کوچک خان و سه مسلسل را به خالو قربان فروختند. دو پزشک و هشت مسلسلچی روسی نیز، به خدمت میرزا کوچک خان درآمدند. (2)
اسرائیلینکو در تهران توقیف و تحت نظر قرار گرفت.
براساس اظهارات مقامات روسی، اسرائیلینکو یک نفر از کمیسرهای روس بود که فجایع زیادی مرتکب شده و با مبالغی از وجوه بلشویکی به ایران فرار کرده بود.(3)
جمعه 3 تیر 1300/ 24 ژوئن 1921/ 17 شوال 1339
وزیر جنگ به کار خانههای قور خانهسازی (1)در تهران دستور داد با سرعت شروع به تعمیر دستگاههای معیوب نمایند تا کار خانهها هرچه سریعتر تولید خود را از سربگیرند. (2)
[تصویر] معتصم السلطنه
پس از آنکه، «دوویس» کنسول انگلیس در بیرجند برای پرداخت مالیاتهای جدید از کارگزاران بیرجند ضمانت کتبی برای مصارف مالیاتها در امور شهری خواسته بود، امروز ساعت ده صبح معتصم السلطنه کارگزار مشهد با پرایدوکس ژنرال کنسول انگلیس در مشهد در اینباره مذاکره کرد. ژنرال کنسول انگلیس اظهار داشت: از سفارت انگلیس در تهران دستور رسیده است، با توجه به مذاکراتی که با دولت ایران در این خصوص انجام شده و هنوز هم ادامه دارد، نباید مالیاتهای جدید پرداخت شود و در صورت پرداخت مالیات، بایستی ضمانت داده شود تا در صورت نیاز، بتوان مسترد داشت.
کنسول انگلیس در ادامه خطاب به معتصم السلطنه تصریح کرد: با توجه به اینکه، دادن مالیات و استرداد آن مستلزم مسدود کردن حساب است، بنابراین، فعلا مالیات نمیدهیم، زیرا ممکن است تشکیلات مالیه ایران آن حساب را مسدود نمایند.
معتصم السلطنه بر این عقیده بود، عدم پرداخت مالیاتهای جدید از سوی انگلیسیها، تأثیری منفی بر اتباع داخلی خواهد داشت. (3)
شنبه 4 تیر 1300/ 25 ژوئن 1921/ 18 شوال 1339
یک ستون مرکب از ده خودرو که جزو آخرین خودروهای واحد نقلیه انگلیس در مشهد بودند، به همراه فرمانده واحد نقلیه، سروان کلارک)Balfor ClarK( مشهد را به قصد دزداب (1)ترک کردند. همچنین سروان «جی. ا. فالکونر»، دستیار سرکنسول انگلیس در مشهد نیز برای استفاده از مرخصی به انگلستان رفت. (2)
[تصویر] تعدادی از نظامیان انگلیسی و هندی نزدیک منجیل
عوض بیک یکی از سران سپاه زبردست خان، به دست فردی به نام رمضان لطفآبادی، در قلعه «کوران»(3)واقع در خاک روسیه، مضروب شد. رمضان لطفآبادی اسب عوض بیک را نیز، به لطفآباد آورد و به مأمورین ژاندارمری تحویل داد. (4)
هیئت وزیران بنا به پیشنهاد وزارت صحیه و امور خیریه تصویب نمود دکتر لقمان الملک (5)
(سالنامه دنیا، س 1324، ص 109؛ روزنامه رسمی دولت علیه ایران، س 1329 ق، شم 64، ص 14؛ تاریخ طب و طبابت در ایران، ج 2، ص 432- 435).
به عنوان نماینده دولت ایران برای حضور در کنفرانسی که قرار بود درباره جلوگیری از بروز و سرایت بیماری سل (6)در سوم مردادماه، در لندن برگزار شود، شرکت نماید. (7)در ادامه مقرر شد مخارج این سفر مطابق با آنچه وزارت امور خارجه تعیین کند، پرداخت شود.(8)1) نام سابق شهر زاهدان بوده است.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 89.
3) قلعه کوران دهی از دهستان میانآباد اسفراین میباشد که در 24 هزار گزی غرب جاده شوسه بجنورد به سبزوار واقع شده است.
4) تلگراف کارگزاری درهجز به وزارت امور خارجه، 4/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 6.
5) دکتر سعید مالک ملقب به لقمان الملک در سال 1267 ش، در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه لقمانیه و لازاریستها به پایان رسانید و تحصیلات عالیه را در دانشکده طب فرانسه از سال 1906 تا 1912 به هزینه شخصی خود انجام داد. پایاننامه وی درباره مسمومیت چشم در نتیجه افراط در استعمال الکل و توتون بود. وی انواع نشانها و مدالها را از ایران، مصر و فرانسه دریافت کرد. لقمان الملک بارها به عنوان نماینده ایران در کنفرانسهای بین المللی شرکت کرد. مشاغل وی از طبابت در ژاندارمری ایران شروع شد و در حفظ الصحه و دانشکده طب و بیمارستانهای دولتی ادامه یافت. وی در کابینه ساعد و بیات، صدر و حکیمی در سالهای 1323- 1327 وزیر بهداری بود. وی در سال 1328 به مجلس سنا راه یافت و تا سال 1346 رئیس سنی مجلس سنا بود و هفت سال نایبرئیس مجلس سنا بود. سرانجام وی در سال 1349 ش، درگذشت.
6) نوعی بیماری ریوی. ذات الریه یا ذات الجنب یا بعد زکام و نزله یا بعد سرفه کهنه است.
7) دکتر لقمان الملک در آن زمان در مصر بود. همچنین لقمان الملک برای شرکت در کنگره طب و دواسازی نظامی که 20 ژوئیه در بروکسل برگزار میشد، برگزیده شده بود، ولی وزارت امور خارجه در 25 تیرماه ضمن ابلاغ این دو مأموریت به وی، اظهار داشت: چنانچه وی نمیتواند در هردو کنفرانس شرکت نماید، آقای اردشیر خان به نمایندگی ایران در کنفراس لندن حاضر شود (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 59، پ 21، ص 3).
8) مراسله ریاست وزراء به وزارت مالیه، 9/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 59، پ 21، ص 9.
یکشنبه 5 تیر 1300/ 26 ژوئن 1921/ 19 شوال 1339
نصرت السلطنه امروز در گزارشی به وزارت داخله، نتیجه تحقیقات به عمل آمده پیرامون فرار سارقین و قاتلین فرزند ارباب کیخسرو (1)
سپس به سفارش «مانکجی هاتریا» با برادر کوچکتر خود به بمبئی رهسپار شد و در آن دیار به حمایت و سرپرستی «دینشاه» رئیس انجمن اکابر صاحب ان پارسی به تحصیل پرداخت و پس از اتمام تحصیل در حدود سال 1267 ش، از طرف انجمن اکابر صاحب ان پارسی به آموزگاری دبستان کرمان منصوب گردید. مدتی در کرمان دست به اصلاحات فرهنگی زد و سپس از راه مشهد و عشقآباد به روسیه رفت و تقریبا یک سال و اندی در «ادسا» به سربرد و سپس به تهران آمد و جزو مدیران اداره «ارباب جمشید» شد. او پس از پیروزی در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی 1288 ش، به جای ارباب جمشید به نمایندگی از طرف زرتشتیان به مجلس راه یافت. در پاییز سال 1301 ارباب کیخسرو به همراه چند نفر از رجال دانشمند ایران جمعیتی به نام انجمن آثار ملی را تأسیس کرد. کیخسرو عضو کمیسیونی بود که از طرف دولت برای رسیدگی به مسئله جواهراتی که گفته میشد احمد شاه قاجار با خود برده است تشکیل شد، که پس از رسیدگی و تحقیقات معلوم شد که احمد شاه کوچکترین چیزی از جواهرات سلطنتی را با خود نبرده و این هیاهو برای متزلزل کردن کابینه مشیر الدوله بوده است. ارباب کیخسرو همچنین در زمان تشکیل مجلس مؤسسان 1304 ش، از طرف زرتشتیان به وکالت رسید و در آن مجلس نیز عضو هیئترئیسه بود. او در تفکر سیاسی خود به سوی آمریکا گرایش نشان میداد و نزدیکی به آمریکا را بهترین راه برای اجرای سیاست نه روس و نه انگلیس میدانست. ارباب کیخسرو مدتی نیز رئیس شرکت تلفن بود که اولین قرارداد تهاتری ایران را با سوئد منعقد کرد. وی نماینده شخصی رضا شاه در تحویل گرفتن راهآهن ایران از آلمانیها و آمریکائیها بود. ارباب کیخسرو شاهرخ سرانجام در 11 تیرماه 1319 هنگامی که از مجلس عروسی بازمیگشت بهطور اسرارآمیزی کشته شد و بامداد روز بعد، جسد او را در خیابان کاخ تهران یافتند. (تاریخ بیست ساله ایران، ج 4، صص 310 و 311؛ اختناق ایران، صص 72 و 73، بازیگران عصر رضا شاهی، صص 214 و 215؛ شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 179؛ مجله فروهر ش 11 و 12، س 1366، صص 13 و 14؛ فروهر، س 1369، شم 3 و 4، ص 5، اسنادی از زرتشتیان، ص 141 به بعد؛ مجله آینده، س 1372، شم 6- 4، ص 398).
از زندان شیراز را چنین تشریح کرد: «... در شب 25 جمادی الاولی 1339 ق، یازده نفر از زندانیان عرب و قشقایی از زندان شیراز فرار کردند و مأمورین نظمیه موفق به دستگیری یکی از آنها به نام «ولی قشقایی» شدند که وی نیز، در زندان در اثر بیماری درگذشت.» (2)[تصویر] ارباب کیخسرو
سفیر انگلیس در تهران از سفر کلنل ساندرز، وابسته نظامی سفارت انگلیس به رشت خبر داد. کلنل ساندرز قصد داشت برای ملاقات با جانشین کنسول انگلیس در رشت و تهیه گزارش از وضعیت نظامی گیلان به رشت سفر کند. (3)
امروز روزنامه تایمز لندن، شرح مبسوطی را درباره قوام السلطنه و مقام هایی که بر عهده داشته است، منتشر کرد. (4)
روزنامه تایمز در شماره امروز خود از سفر هیئتی ایرانی به منظور پارهای مذاکرات، به ریاست کلنل رضا خان به آنکارا خبر داد و در ادامه افزود: این هیئت همزمان با «چیچرین» وارد آنکارا خواهد شد. این روزنامه هدف از این مذاکره را عقد قرارداد اتحاد و مودّت بین ایران و عثمانی ذکر کرد. (5)
جشن افراشتن «بیرق» (6)، در سفارت روسیه برگزار شد.
جمعیت زیادی اعم از ایرانی، روسی و اروپایی در این جشن حضور داشتند. برحسب دعوتی که قبلا از طرف سفارت روسیه به وسیله وزارت امور خارجه صورت گرفته بود، هیئت دولت و رؤسای ادارهها و جمعی از شخصیتهای اروپایی نیز از ساعت 9 شب در سفارت روس حضور داشتند. در این مراسم، وزیرمختار روسیه، به زبان روسی سخنرانی مفصّلی ایراد کرد. سخنان او حاکی از اقدامات نیروهای سرخ(7)در جهت رفع تعدیات دولت سابق روسیه، واژگون ساختن آن و بالاخره نجات ایران از چنگ دولت قاهره قبلی بود. بعد از برافراشتن بیرق رسمی دولت روسیه بر بالای درب سفارت خانه، از حاضرین به صرف شیرینی، شربت، چای و قهوه، پذیرایی
1) ارباب کیخسرو فرزند شاهرخ در سال 1253 ش، در کرمان متولد شد. جدّ پدری او «ملا گشتاسب» منجم مشهور بود. شاهرخ پدر کیخسرو، آموزگار دبستانهای کرمان بود. کیخسرو تحصیلات مقدماتی را در کرمان به پایان رساند و در سن نه سالگی به تهران آمد و سه سال به ادامه تحصیل پرداخت.
2) مراسله نصرت السلطنه به وزارت داخله، 5/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293006043.
3) مراسله سفارت انگلیس به رئیس الوزراء، 5/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 3، ص 22.
4) روزنامه تایمز، 26 ژوئن. 1921.
5) همان.
6) بیرق: پرچم.
7) منظور از نیروهای سرخ، همان نظامیان ارتش روسیه شوروی هستند. (م).
به عمل آمد. در پایان آقای ساعد الملک رئیس تشریفات وزارت امور خارجه از طرف دولت ایران، به وزیرمختار روسیه تبریک گفت. (1)
تجار آمریکایی طی ملاقاتها و مکاتباتی که با سفارت ایران در واشنگتن داشتند، آمادگی و تمایل خود را برای خرید مواد خام صنعتی و کشاورزی (بهویژه پنبه، ابریشم و توتون) از ایران اعلام کردند.(2)
[تصویر] نصرت السلطنه
حکومتنظامی در تهران پایان یافت. محمود انصاری حکمران نظامی تهران اعلام کرد که از امشب در تهران و شمیرانات، عبور و مرور شبانه تا صبح آزاد است و مأمورین متعرض هیچکس نخواهند شد. (3)
دوشنبه 6 تیر 1300/ 27 ژوئن 1921/ 20 شوال 1339
«آرمیتاژ اسمیت»، مستشار مالی انگلیس در ایران گزارش داد: لازم است که احساس نارضایتی گسترده علیه هرچیز انگلیسی در حال حاضر درک شود، قرارداد ایران و انگلیس کلیه افرادی را که عقاید آزادیخواهانه داشتند، منزجر کرد و دولت سابق [دولت سید ضیاء الدین طباطبایی]، که مردم آن را پرورده انگلیسیها میپنداشتند، کلیه محافظهکاران را به خشم آورده است. البته، تبلیغات روسی هم به این طرز فکر دامن میزند. (1)
[تصویر] سید ضیاء الدین طباطبایی
امروز چهل و یک نفر ایرانی، بدون تذکره (2)از آستارای روس به ایران وارد شدند در حالیکه، شش نفر از آنان بیمار و دو نفر از این بیماران به وبا مبتلا بودند. همه این افراد در آستارا (3)تحت قرنطینه (4)نگهداشته شدند.
دکتر محمد خان از آستارا طی تلگرافی به رئیس مجلس حفظ الصحه (5)اعلام کرد که هیچ امکاناتی برای کمک به این افراد در اختیار ندارند. (6)
یک کشتی جنگی روسی در آستارای روسیه لنگر انداخت.
متعاقب ورود این کشتی روسها پل سرحدی ایران و روس را بسته و از عبور و مرور اهالی جلوگیری کردند.
خبر هایی که از روسیه میرسید حاکی از آن بود که، روسها در آستارای روسیه مشغول سربازگیری هستند و یک هزار نفر نیروی نظامی را نیز به پست مرزی «مینوار» اعزام کردهاند. (7)
1) The Report by Armitage- Smith in Norman to Curzon, 27 June 1921, Fo 416/ 68
2) تذکره: پاسپورت و گذرنامه را در آن روزگار تذکره میگفتند.
3) نام بندر و مرکز تجارتی در غرب دریای خزر میباشد و در مصب رودی به همین نام. این شهر را رود آستارا به دو بخش تقسیم میکند، بخش شمالی، آستارای روسیه و بخش جنوبی آستارای ایران است.
4) قرنطینه: قرنطین. جایی که در آن مسافران و عابران را مورد بازرسی قرار میدهند و از ورود بیماران جلوگیری به عمل میآورند این کلمه از واژه فرانسوی «کارانتن»)Quran taine( ، گرفته شده است.
5) بهداشت. آن علمی که از پیدایش بیماریها پیشگیری کند. در قدیم به اداره بهداشت، اداره حفظ الصحه میگفتند. (م).
6) تلگراف دکتر محمد خان از آستارا به رئیس مجلس حفظ الصحه دولتی، 6/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 6، ص 37.
7) تلگراف کارگزار اردبیل به وزیر خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 45، ص 7.
سهشنبه 7 تیر 1300/ 28 ژوئن 1921/ 21 شوال 1339
صاحب ممتاز علی خان، دستیار جراح کنسولگری انگلیس در مشهد از سرخس به مشهد بازگشت.
براساس گزارش وی، در فاصله زمانی بین دوازدهم بهمن 1299 تا سیزدهم خردادماه سال جاری، یکصد و بیست نفر در آن منطقه از کشور در اثر بیماری طاعون فوت کرده و تنها یک بیمار طاعونزده از مرگ جان سالم به در برده بود.
گزارش کاملی نیز، در اینباره برای مسئول حفظ الصحه به تهران ارسال شد. (1)
خداوردی و اللّهوردی خان، دو برادر راهزن و یاغی در ساعت یک بامداد امروز در مشهد تیرباران شدند. (2)
وزارت داخله (3)از ایالت کرمان خواست قاتل پسر نرسس ارمنی را به همراه پرونده بازجوییهای وی به تهران بفرستند، تا در عدلیه قرار محاکمه و مجازات وی صادر شود. (4)
پس از انعقاد معاهده جدید پستی در «مادرید» که نرخ مراسلات بین المللی را تغییر داد و به تصویب دولت ایران نیز رسید، در جلسه امروز هیئت وزیران مقرر شد نرخهای جدید (5)مراسلات پستی به خارج از کشور، از تاریخ 18 مردادماه سال جاری در ایران به اجرا گذاشته شود. (6)
«دبوا» پیشکار سابق مالیه خراسان، اداره مالیه را به شاهزاده «جلال الملک» که سمت معاونت داشت، تحویل داد. (7)
میرزا احمد خان متین الدوله دفتری از امروز به سمت منشی اول سفارت آلمان در ایران منصوب شد. از پاییز 1918 م، هیچ کس در این سمت مشغول به کار نبود. ابو القاسم کحالزاده نیز، با رضایت خود از فعالیت در سفارت آلمان کنارهگیری نمود.(8)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 90.
2) همان، ص 90.
3) وزارت داخله در تاریخ 15/ 4/ 1300 با ارسال تلگرافی به ایالت کرمان درخواست نمود سایر همدستان ماشاء اللّه، قاتل پسر نرسس ارمنی را نیز همراه با پرونده هایشان به تهران اعزام نمایند (اسناد ملی ایران، شم ت 293005975).
4) تلگراف وزارت داخله به کرمان، 7/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
5) در نرخهای جدید، قیمت تمبرهای دوازده شاهی به یک قران و تمبرهای شش شاهی به ده شاهی افزایش یافته و مقرر شد، در اداره پست روی تمبرهای دوازده شاهی، مهر یک قران و روی تمبرهای شش شاهی مهر ده شاهی زده شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 21، ص 1).
6) اعلان پستی رئیس ایالتی پست جنوب، 19/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 21، ص 1.
7) روزنامه ایران، 12/ 4/ 1300، ص 1.
8) مراسله سفارت آلمان به وزیر خارجه، 7/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 4، پ 30، ص 10.
چهارشنبه 8 تیر 1300/ 29 ژوئن 1921/ 22 شوال 1339
شش نفر از صاحب منصبان مهم ملیون عثمانی (1)، از راه خلخال برای ملاقات و مذاکره با میرزا کوچک خان به گیلان عزیمت نمودند. (2)
مطابق گزارش رسیده از لطفآباد به وزارت داخله از دو سه روز پیش راه آرتق باز شده و مبادلات پستی نیز انجام میشد.
دیروز و امروز هم بسیاری از مهاجرین ایرانی از روسیه و بخارا (3)با خانوادههای خود وارد لطفآباد شدند که قصد عزیمت به مشهد را داشتند. (4)
برای جلوگیری از افزایش قیمت ارزاق عمومی، حکومت نظامی تهران به دستور رئیس الوزراء، دوازده نفر از تجار و اصناف را به اداره حکومتی تهران دعوت نمود، تا با توافق نظر آنان قیمت ارزاق به گونهای تعیین شود، که منافع فروشنده و خریدار رعایت شود.(5)
آقا شیخ محمد علی تهرانی (6)که ریاست تحقیق اوقاف را به عهده داشت، به حکم وزارت عدلیه به ریاست اداره بازرسی قضایی انتخاب شد. (7)
به دنبال درخواست مشهدی حسن حلاج برای چاپ و انتشار مجدد جریده حلاج، امروز وزارت معارف و اوقاف موافقت خود را با انتشار مجدد این جریده به وی ابلاغ نمود. (8)
1) پیروان مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) را ملیون یا کمالیون عثمانی میگفتند.
2) روزنامه ایران، 8/ 4/ 1300، ص 1.
3) بخارا شهری است مشهور در ماوراء النهر و مشتق از بخار است به معنای بسیار علم. که چون در آن شهر علما و فضلا بسیار بودهاند بدیننام موسوم شده است. بخارا اکنون جزو جمهوری ازبکستان میباشد. این شهر ابتدا پایتخت سامانیان بود، بعدها چنگیز آن را فتح و ویران کرد و پس از تعمیر مجدد سالها پایتخت حکام ازبک بود و مجددا به تصرف ایران درآمد و در دوران قاجار نیز روسها آن را تصرف کردند.
4) گزارش تلگرافی از لطفآباد به وزارت داخله، 8/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 49، ص 6.
5) روزنامه ایران، 9/ 4/ 1300، ص 2.
6) میرزا محمد علی خان تهرانی چالهمیدانی (کاتوزیان) فرزند شیخ حسن در سال 1254 ش، به دنیا آمد. در دوران نوجوانی به تحصیل ادبیات فارسی و صرف و نحو عربی و معانی بیان و منطق و حساب و هندسه و نجوم و هیئت پرداخت و پس از آن، نزد اساتیدی از قبیل میرزای آشتیانی، آقا میرزا حسن کرمانشاهی و آقا میرزا هاشم رشتی سالهای متمادی به تحصیل اصول و فقه و فلسفه و کلام و عرفان اشتغال داشت و ضمنا در زمینه تاریخ و فیزیک جغرافیا تحقیق کرده و در هریک از علوم مزبور شرح و حواشی مخصوصا در منطق و فلسفه و عرفان نوشت. هنگام جنبش مشروطه در ایران به مشروطهخواهان پیوست. به هنگام تشکیل دوره اول مجلس شورای ملی (1285- 1287 ش)، به نمایندگی از طرف مردم تهران وارد مجلس شد. قبل از مشروطیت و در سال 1322 ق، در تأسیس انجمن علمی کوشید. سپس در تأسیس کتاب خانه ملی، سعی بسیار کرد. میرزا محمد علی خان تهرانی در دوره پنجم مجلس شورای ملی (1302- 1304 ش) نیز وکیل بود. همچنین در سال 1328 ق، به وکالت بلدیه تهران منتخب و در سال 1304 ش، عضو مجلس مؤسسان از تهران بود. از وی تألیفاتی نیز بهجا مانده است. (فهرست اسامی و مشخصات نمایندگان 24 دوره مجلس، ص 47؛ فرهنگ رجال قاجار، ص 65؛ رهآورد شم 41، ص 268؛ انجمنهای سری در انقلاب مشروطیت ایران، ص 162؛ نقباء البشر، ج 4، ص 131؛ مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص 91).
7) روزنامه ایران، 8/ 4/ 1300، ص 1.
8) نامه وزارت معارف و اوقاف به حسن حلاج، 8/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم م (ج) 58005.
پنجشنبه 9 تیر 1300/ 30 ژوئن 1921/ 23 شوال 1339
شرکت نفت ایران و انگلیس، که در درجه اول نگران محافظت از منافع خود در جنوب ایران و بین النهرین بود، به امید اغوای شرکت آمریکایی استاندارد اویل با فروش درصد سهم امتیاز «خوشتاریا»، به آن شرکت با وزارت خارجه انگلیس همراه شد. (1)
مهاجرین ارومیه که توسط اشرار کرد آنان را مورد غارت قرار داده بودند، با حالت رقتباری وارد ساوجبلاغ گردیده و در کوچه و بازار برهنه و گرسنه سرگردان بودند. یک کمیسیون هفت نفری از آمریکاییها تشکیل شده و برای بازگرداندن آنان به ساوجبلاغ رفتند. دو نفر از اشرار کرد نیز، که تعدادی از مهاجرین را کشته و غارت کرده بودند به دستور حکمران ساوجبلاغ دستگیر و اعدام گردیدند. (2)
روزنامه تایمز امروز در مطلبی با عنوان «قوای منحل شده در ایران» نوشت: حکومت هندوستان دیگر مایل به متحمل شدن مخارج پلیس جنوب و مساعدت مالی به این نیروها نیست و چون دولت ایران نیز، تمایلی به حفظ و در اختیار گرفتن این نیرو ندارد، بنابراین نیروی پلیس جنوب منحل خواهد شد. اما انحلال پلیس جنوب تأثیر مستقیمی در امنیت مناطق کرمان، یزد، شیراز و بوشهر و غیرمستقیم تا اصفهان خواهد گذاشت. (3)
عدهای از نیروهای روس که با خود توپ و مهمات نیز همراه خود داشتند، با ماشین به جلفای روس آمده و به طرف اردوباد(4)رفتند. بقیه نیز در حرکت بودند. (5)
از آنجا که، سلطان میرزا علی خان حاکم نظامی درهجز و افراد و نیروهای تحت امر او، رفتار خوبی با اهالی منطقه نداشتند، ماژور محمود خان نوذری، حکمران و فرمانده نظامی قوچان و درهجز، شجاع نظام را به حکومتنظامی درهجز منصوب کرد.
امروز سلطان میرزا علی خان اداره حکومتی را به حاکم جدید تحویل داد و خود به سمت قوچان حرکت کرد. (6)
امروز آیت اللّه حاج شیخ محمد حسین مجتهد حائری مازندرانی(7)
شیخ محمد حسین، عالمی آگاه به مسائل سیاسی جهان اسلام بود و با نفوذ قدرتهای خارجی در سرزمینهای اسلامی به شدت مقابله میکرد. در 1329 ق، که متجاوزان روسی به مرزهای شمالی کشور تجاوز کردند و به تبریز و مشهد وارد شدند و به کشتار آزادیخواهان پرداختند، وی به همراه گروهی دیگر از علمای کربلا و نجف، طی اعلامیهای بر ضد متجاوزان روسی اعلام جهاد کرد و در اعتراض به تجاوز روسها همراه گروه کثیری از مراجع و علما و طلاب به کاظمین رفت. در بخشی از اعلامیه جهادی وی آمده بود:
«... به عموم حجج اسلام و سرداران عظام و رؤسای ایلات و عشایر جلیله ایران ... یا للمسلمین! یک مشهد مقدس رضوی علی ساکنه آلاف التحیه و الثناء در مملکت شماست. آیا رواست که با وجود امثال شماها، به تصرف کفار [روس] درآید و ننگ تاریخی آن برای شماها باقی بماند؟ گذشتهها هر چه بود گذشت، حالا که آخرین نفس است برای حفظ دین و دنیا و ابقاء شرف و شؤون و نوامیس خودتان، تمام عشایر و ایلات جنوب و شمال و شرق و غرب ایران، دست اتحاد و برادری به هم داده و در اینروز سیاه، مسلمانان از اعمال اغراض شخصیه خود، اعراض نمایند. هرکدام صفحه خود را کاملا تعهد نموده و در حفظ دین و دولت و استقلال مملکت، از عشایر طرابلس غرب عبرت بگیرند که در مقابل هجوم ایطالی، وطن اسلامی خودشان را با کمال جدیت و بذل جان و مال محافظت مینمایند.
از غیرت و حمیت اسلامی شماها امیدواریم که به یک اتحاد ملی و مساعدت مجدانه با دولت حاضره، اجانب را طوری از وطن مقدس خودتان مأیوس فرمایید که خودشان سر خود را گرفته و خروج به سلامتی را غنیمت شمارند ...».
وی همچنین در 1332 ق، بر ضد متفقین که به عثمانی اعلام جنگ داده و به سرزمینهای آن هجوم آورده بودند، دو فتوای جهاد صادر کرد. او تا شوال 1339 ق، که به سرای جاوید شتافت، در کربلا به اقامه وظایف شرعی مشغول بود و حاشیهای، نیز به رساله پدرش نوشت. (علمای مجاهد، ص 425 و 424).
از مراجع تقلید، در سن شصت و شش سالگی در کربلای معلی دار فانی را وداع گفت. (8)بدین مناسبت ضمن تعطیلی کلیه دوایر دولتی، از سوی دولت ایران مجالس ترحیمی برگزار شد. (9)امروز صبح اعضای شعب ششگانه مجلس شورای ملی در ساختمان مجلس تشکیل جلسه دادند و تا نزدیک ظهر مشغول بررسی و رسیدگی به پروندههای انتخابات و اعتبارنامههای موجود بودند. به دلیل اینکه برخی از پروندهها و انتخابات نواقصی داشتند ریاست مجلس از وزارت داخله تقاضا نمود، نواقص آنها را رفع نماید. (10)
عدهای از تجار و مغازهداران قوچان به منظور اعتراض به افزایش مالیاتها در تلگراف خانه این شهر متحصن شدند. (11)
1) Inter- Departmental Committee on Petroleum minutes of the 6 th metting Held on 30 June 1921, Fo 371/ 7014/ 8377
2) روزنامه ایران، 10/ 4/ 1300، ص 1.
3) روزنامه تایمز، 30 ژوئن 1921.
4) اردوباد مکانی در شرق جلفا است.
5) روزنامه ایران، 9/ 4/ 1300، ص 2.
6) تلگراف کارگزاری درهجز و کلات به وزیر خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 8
7) شیخ حسین حائری مازندرانی از علما و مراجع تقلید مجاهد ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری بود. وی فرزند شیخ زین العابدین بود که از مدرسان و مراجع تقلید زمان خود محسوب میشد. او احتمالا در کربلا به دنیا آمد و نزد استادان آنجا، از جمله پدرش درس خواند و از وی اجازه دریافت کرد. هنگامی که پدرش در 1309 ق، در کربلا درگذشت، وی در مقام مرجعیت و امامت جماعت و تدریس جانشین او گردید و بعضی از مقلدین پدرش، بالاخص شیعیان هند، از او تقلید میکردند.
8) روزنامه ایران، 10/ 4/ 1300، ص 1.
9) همان، 12/ 4/ 1300، ص 1.
10) همان، 10/ 4/ 1300، ص 1.
11) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 91.
[تصویر] افسران انگلیسی و ایرانی پلیس جنوب
جمعه 10 تیر 1300/ 1 ژوئیه 1921/ 24 شوال 1339
شارل میرمولر پونتر (1))Charles Meyer Muller Punter( کنسول افتخاری ایران در «زوریخ»(2)، به پیشنهاد میرزا حسن خان محتشم السلطنه (3)
اسفندیاری پس از انجام تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه دار الفنون شد.
چندی تحصیل پزشکی نمود. بعد ادبیات و فلسفه خواند و از آنجا فارغ التحصیل گردید. مدتی نیز نزد اساتید به تحصیل ادبیات عرب و فارسی و نحو و لغت و حکمت و ریاضیات پرداخت.
در 1264 در وزارت امور خارجه استخدام شد و در اداره دول غیرهمجوار و ملل متنوعه مشغول گردید. یک سال بعد با سمت نایب سفارت به آلمان اعزام شد و مدت پنج سال مأموریت وی طول کشید در این مأموریت زبان آلمانی را به خوبی فراگرفت و وقتی به ایران آمد به ریاست اداره کشورهای غیرهمجوار منصوب گردید و چندی بعد نایب اول وزارت امور خارجه شد.
در 1273 از طرف ناصر الدین شاه به او لقب جناب و نشان درجه اول شیر و خورشید داده شد و یک سال بعد ملقب به محتشم السلطنه گردید و به سمت ژنرال کنسول ایران در هندوستان تعیین و عازم بمبئی شد. مأموریت هندوستان سه سال طول کشید. پس از مراجعت به ایران مدیرکل وزارتامور خارجه و مترجم مظفر الدین شاه شد و در سفر سوم شاه به اروپا از ملتزمین رکاب بود.
پس از صدور فرمان مشروطیت برای تنظیم نظامنامه انتخابات دعوت شد و در این راه فعالیت زیادی کرد. میرزا نصر اللّه خان مشیر الدوله، اولین نخستوزیر مشروطیت، او را به معاونت خویش برگزید و در حقیقت رابط بین نخستوزیر و مجلس شورای ملی بود و به همین جهت وزیران کابینه را او به مجلس معرفی میکرد.
در کابینه میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم، محتشم السلطنه به کفالت وزارت داخله معرفی شد. در حقیقت سخنگوی دولت در مجلس بود. در اواخر کابینه اتابک برای رفع اختلافات مرزی بین ایران و عثمانی به ریاست هیئتی عازم ارومیه شد و پس از چندی محمد علی شاه حکومت آنجا را نیز به او سپرد. در این مأموریت مشروطهخواهان با وی سازش نکردند و مدتی نیز او را بازداشت کردند و اموالش را به یغما بردند. دول روس و انگلیس و عثمانی هرسه از محتشم السلطنه شکایت کردند و خلع او را خواستار شدند و دولت او را احضار نمود.
در 1287 در کابینه میرزا احمد خان مشیر السلطنه به وزارت عدلیه تعیین شد و در ترمیم کابینه همچنان در دولت باقی ماند. بعد از استبداد صغیر در دولت اول مستوفی الممالک ابتدا وزیر عدلیه بود، بعد به جای حسینقلی نواب وزیر امور خارجه شد و در دور دوم نخستوزیری سپهدار تنکابنی، که سه بار ترمیم شد همچنان وزیر امور خارجه بود.
در 1291 در دولت صمصام السلطنه بختیاری ابتدا وزیر عدلیه و بعد وزیر داخله شد. در دولت دوم مستوفی الممالک که دو بار ترمیم شد وزارت دارائی را بر عهده گرفت.
در 1293 به سمت والی آذربایجان و پیشکار محمد حسن میرزا ولیعهد تعیین و رهسپار تبریز شد. زمانی که آذربایجان تحت اشغال قوای نظامی روسیه بود و بعد عثمانیها وارد آن سرزمین شدند، جنگ بین دو نیروی بیگانه در خاک ایران آغاز شد و روسها تبریز را تخلیه کردند و عثمانیها به علت طرفداری محتشم السلطنه از روسها، او را تحت فشار قرار دادند.
ناگزیر وی به قفقاز رفت و از راه اروپا به تهران بازگشت.
محتشم السلطنه پس از ورود به تهران در دولت عین الدوله، وزیر امور خارجه و در دولت بعدی، وزیر داخله و در کابینه علاء السلطنه، وزیر مالیه شد.
در سال 1298 ش، وقتی وثوق الدوله نخستوزیر با دولت انگلستان قراردادی منعقد نمود که امور مالی و نظامی ایران تحت نظارت دولت انگلستان قرار بگیرد، به محض انتشار قرارداد، دستهای مخالف و عدهای موافق شدند و محتشم السلطنه در زمره مخالفین بود و سرانجام به اتفاق مستشار الدوله صادق، ممتاز الدوله، به کاشان تبعید شدند. پس از کنارهگیری وثوق الدوله و نخستوزیری مشیر الدوله، تبعیدشدگان به تهران بازگشتند و مورد استقبال مردم قرار گرفتند.
اسفندیاری در ترمیم کابینه فتح اللّه سپهدار رشتی، به وزارت امور خارجه تعیین شد. مدت وزارت او فقط پنج روز طول کشید. با کودتای 1299 دولت ساقط شد و تمام رجال ایران از جمله محتشم السلطنه به زندان افتادند.
در تمام مدتی که سید ضیاء الدین در رأس دولت بود، در زندان بهسر میبرد و بعد از رفتن سید ضیاء از ایران، آزاد شد.
اسفندیاری در کابینه احمد قوام که بلافاصله بعد از کابینه کودتا زمام امور را در دست گرفت به وزارت امور خارجه تعیین شد و در سال 1301 در دور دوم نخستوزیری احمد قوام، وزیر معارف شد و در کابینه بعدی که ریاست آن را میرزا حسن خان مستوفی بر عهده داشت، در سمت وزارت معارف باقی ماند.
در 1305 در دفعه ششم نخستوزیری حسن مستوفی به وزارت مالیه تعیین شد ولی پس از چند ماه در ترمیم کابینه جای خود را به نصرت الدوله فیروز داد و از دولت خارج شد. اسفندیاری در دور سوم مجلس شورای ملی از تهران، به وکالت انتخاب شد و در مجلس جزو فرقه اعتدالی گردید.
در ادوار هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم از تهران به وکالت انتخاب شد و از دور دهم به بعد، یعنی چهار دوره، ریاست مجلس شورای ملی را بر عهده داشت. حاج محتشم السلطنه اسفندیاری غیر از مشاغل مهم سیاسی در مشاغل فرهنگی و اجتماعی و بین المللی نیز همکاری و مباشرت داشت. در 1313 کنگره فردوسی که با شرکت مستشرقین و دانشمندان بزرگ عالم، در تهران و مشهد تشکیل یافت به اتفاق آراء به ریاست کنگره تعیین گردید. در 1314 که فرهنگستان برای احیای زبان فارسی تشکیل شد، از اعضاء پیوسته فرهنگستان بود. مدتی نیز ریاست جمعیت ایرانی جامعه ملل را عهدهدار بود. در 1316 در مراسم تاجگذاری «ژرژ ششم» پادشاه انگلستان شرکت کرد و بعد به دعوت آدولف هیتلر به آلمان رفته با وی ملاقات و مذاکره کرد.
در 1318 برای مراسم ازدواج دختر ملک فؤاد پادشاه مصر با محمد رضا پهلوی ولیعهد ایران به قاهره رفت. اسفندیاری در دور سیزدهم مجلس که افتتاح و شروع به کار آن پس از اشغال ایران توسط نیروهای بیگانه انجام گرفت با مشکلات بزرگی مواجه بود.
در آخرین جلسه مجلس سیزدهم، از طرف سهیلی رئیس دولت، ماده واحدهای به مجلس پیشنهاد شد مبنی بر اینکه اسفندیاری ماهانه ده هزار ریال از خزانه دولت حقوق دریافت نماید. فوت او در پنجم اسفندماه 1323 در سن 77 سالگی اتفاق افتاد. (زندگینامه و شرح حال رجال وزرای امور خارجه، ص 130- 133).
وزیر امور خارجه و تصویب رئیس الوزراء، مجددا به سمت ژنرال کنسول افتخاری دولت ایران در زوریخ منصوب شد. (4)[تصویر] محتشم السلطنه
عدهای از نمایندگان تجاری روسیه که چندی قبل وارد تبریز شده بودند، برای عقد قرارداد در زمینه حمل آذوقه، خصوصا گوشت و گندم، به ماورای رود ارس (5)با والی ایالت آذربایجان وارد مذاکره شدند. (6)
نظامنامه جدید اداره تفتیش وزارت معارف و اوقاف که در سی و سه ماده (مشتمل بر دو فصل تشکیلات و وظایف) تهیه شده بود، از امروز به اجرا گذارده شد. (7)
1) «شارل میرمولر پونتر» هفت سال قبل برحسب پیشنهاد سفارت ایران در پاریس به سمت کنسول ایران در زوریخ منصوب شده بود که در طول این مدت سفارت ایران در پاریس از خدمات وی خصوصا مساعدت هایش در زمان جنگ جهانی اول نسبت به اتباع و محصلین ایرانی اظهار رضایت داشت (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 25، پ 1، ص 181).
2) زوریخ شهری در کشور سوئیس میباشد.
3) حسن اسفندیاری ملقب به «حاج محتشم السلطنه» در 1246 ش، در تهران متولد شد. پدرش میرزا محمد خان صدیق الملک، سالیان طولانی در وزارت امور خارجه سمت معاونت و کفالت آنجا را عهدهدار بود.
4) اسناد وزارت خارجه ایران، س 1339 ق، ک 25، پ 1، ص 178.
5) رود ارس از کوههای قالیقلا و ارزن الروم سرچشمه میگیرد و به آذربایجان و اران و ارمنستان میریزد و آب آن از جنوب به شمال میرود.
6) روزنامه ایران، 10/ 4/ 1300، ص 1.
7) همان، ص 2 و 3.
شنبه 11 تیر 1300/ 2 ژوئیه 1921/ 25 شوال 1339
پیرو شکایت سفارت روسیه مبنی بر تجاوز سارقین «یموت» به خاک روسیه و مخفی شدن آنان در سرحدات بجنورد و پیگیریهای وزارت امور خارجه و وزارت داخله، امروز حکومت بجنورد، (1)ضمن ابراز تعجب از این شکایت روسها، اعلام کرد: اگر «یموتها» تبعه دولت ایران باشند از رعایای استرآبادند و اگر از اتباع روسیه باشند، در حدود «تاری قلعه» مخفی میشوند و «تاری قلعه» در خاک روسیه بوده و به هیچ وجه به بجنورد مربوط نیست. (2)
به دنبال ارسال تلگرافی از حکومت کرمانشاهان به وزارت داخله راجع به بازگشت ارامنه مهاجر، امروز وزارت داخله در پاسخ فوری به این تلگراف به حکومت کرمانشاهان تأکید کرد، با وضعیت فعلی ارومیه، بازگشت آنها به هیچوجه مقتضی و ممکن نیست و مسلما اکراد برای آنان مزاحمت ایجاد خواهند کرد. وزارت داخله در ادامه از حکومت کرمانشاه خواست به کنسولگری انگلیس هم اطلاع دهد و بخواهد که با حکومت بین النهرین برای جلوگیری از بازگشت ارامنه به ایران مذاکره نمایند. وزارت داخله حتی از وزارت امور خارجه نیز، درخواست نمود، با انجام مذاکره با مقامات مربوط، موقتا از بازگشت ارامنه جلوگیری شود تا آرامش و آسایش نسبی در حدود آذربایجان برقرار شود. وزارت داخله معتقد بود که اگر با اوضاع فعلی آذربایجان، ارامنه به این مناطق بازگردند، احتمال دارد بار دیگر، قضیه اختلافات ملی و مذهبی در آن منطقه تکرار شود، که مشکلات زیادی برای خود ارامنه فراهم خواهد کرد.(3)
به دنبال سرقت هایی که چند شب گذشته در بوشهر و اطراف آن گرفته بود، امشب نیز، در اطراف ساختمان کنسولگری فرانسه که خارج از بوشهر قرار داشت، صدای شلیک چند گلوله توپ شنیده شد.(4)
پس از انتشار خبر انحلال قشون قاینات و سیستان که به وسیله تلگراف وزارت داخله به حکومت محل رسیده بود، (5)حکومت سیستان و قاینات، با ارسال نامه رسمی به دوایر دولتی اعلام کرد که دیگر مسئول برقراری امنیت نخواهد بود.
با توجه به این شرایط و اوضاع، کارگزار بیرجند در تلگرافی به وزارت امور خارجه اظهار داشت: اگر اقدام فوری نسبت به استقرار قشون در این منطقه صورت نگیرد، سارقین ترکمن و افغان امنیت منطقه را تهدید خواهند کرد. (6)
نیروهای روسی، شامل پانصد نفر از رژیمان 24 و 26، در ساحل انزلی پیاده شدند. عصر امروز، فرمانده نیروهای روسی همراه با دو ملوان برای دیدار و مذاکره با خالو قربان به رشت عزیمت نمودند. (7)
طباطبایی مدیر روزنامه خراسان که نشریهاش به اتهام توهین به پیشکار مالیه خراسان و سایر دوایر دولتی توقیف شده بود، در عریضهای به رئیس مجلس شورای ملی نسبت به این اقدام دولت اعتراض، و خواستار رفع توقیف از روزنامه خراسان شد. (8)
وزیرمختار انگلیس در صوفیا از ورود «کنت مونتهفرت» شارژدافر و جنرال کنسول ایران، به صوفیا خبر داد و افزود:
1) حکومت بجنورد در ادامه توضیحات خود ذکر کرد: حدود هفت هشت ماه قبل عدهای قاچاقچی روسی در سرحدات بجنورد مرتکب شرارت و سرقت شده که فورا چند نفر آنان دستگیر و بقیه متواری شدند. دستگیر شدگان به روسها تسلیم شدند و از آن زمان تاکنون، نه از رعایای روس و نه از اشرار در سرحدات بجنورد، مرتکب شرارت نشدهاند (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 25، ص 5).
2) سواد تلگراف نجد السلطنه کفیل ایالت خراسان و سیستان به وزارت داخله، 12/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 25، ص 5.
3) تلگراف وزارت داخله به حکومت کرمانشاهان، 11/ 4/ 1300؛ تلگراف وزارت داخله به وزارت خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005983.
4) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 12/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 49، پ 11، ص 10.
5) تلگراف کارگزاری بیرجند به وزارت خارجه، 9/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 11، ص 2.
6) تلگراف کارگزاری بیرجند به وزارت خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 11، ص 1.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18.
8) تلگراف محمد طباطبایی به مؤتمن الملک، 11/ 4/ 1300، اسناد مجلس، دوره 4، ک 32، ج 1/ 17، پ 2.
چون تاکنون مأموریت «کنت مونتهفرت»، بهطور رسمی از سوی دولت ایران به دولت بلغارستان اعلام نشده، وی درخواست کرده است، دولت ایران، به صورت تلگرافی مأموریتش را به دولت بلغارستان اعلام نماید. (1)
[تصویر] کنتمونته فرت
پیرو شکایت چهار نفر از اتباع عثمانی ساکن سقز از عمید محمد خان ژاندارم مبنی بر اینکه، عمید محمد خان منزل مسکونی آنان را به زور تصرف کرده و منزل شخصی خود قرار داده است، سفارت عثمانی از وزارت امور خارجه خواست تا با صدور دستور سریع تلگرافی به سقز، جهت تخلیه این خانه اقدام شود. (2)
پس از اعلام رسمی حکومت سیستان و قاینات به کلیه دوایر دولتی سیستان مبنی بر عدم پذیرش مسئولیت برقراری امنیت پس از انحلال نیروهای نظامی حدود سیستان، «ماک مری» رئیس کل بانک شاهنشاهی که به موجب تلگرافی از شعبه بانک سیستان از تصمیم حکومت محل مطلع شده بود، طی مراسلهای به وزیر امور خارجه با اشاره به این موضوع و اینکه، به موجب امتیازنامه بانک، دولت ایران مسئول حفاظت و حراست از بانک است. ازاینرو، ماک مری تقاضا کرد با مخابره تلگرافی فوری به حکومت سیستان، عدهای مستحفظ برای حراست شعبه مذکور گمارده شوند. (3)
کارگزاری اردبیل گزارشی راجع به تعدیات بلشویکها نسبت به مردم به وزارت امور خارجه ارسال نمود. در این گزارش آمده است که بلشویکها به خصوص نسبت به اهالی بیلهسوار و «باباش کندی» تعدیات زیادی نمودهاند، بهطوری که، در چند روز گذشته مستخدم گمرک آنجا را با هفت نفر اعضای خانوادهاش بیجهت دستگیر کردهاند. دو نفر زن را نیز کشته و بیست و هشت اسب متعلق به اهالی را نیز با اشیاء و اسلحه هایی که در گمرک بوده غارت کردهاند. همچنین آنها غلههای مردم را به زور گرفته و به روسیه حمل مینمودند. (4)
1) تلگراف سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 24، پ 1، ص 3.
2) مراسله سفارت عثمانی به وزارت خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 8، ص 1.
3) مراسله رئیس بانک شاهنشاهی به وزیر خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 11، ص 7.
4) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 11/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 2.
یکشنبه 12 تیر 1300/ 3 ژوئیه 1921/ 26 شوال 1339
فرمانده دو واحد نظامی روسیه شامل پانصد نفر که روز گذشته در ساحل انزلی پیاده شدند، با محمد مهدی خان، و میر محمد علی خان و اسماعیل خان (1)نمایندگان میرزا کوچک خان به مذاکره پرداختند.(2)
امروز اداره مالیه برحسب دستور هیئت دولت اعلانی را منتشر کرد. در این اعلان آمده است: عموم ملاکین و رعایای مناطق اطراف تهران، محصولاتی را که اضافه بر مصرف خود دارند باید تا آخر آبانماه سال جاری به قیمتی که دولت تعیین و اعلام کرده به اداره غله دولتی بفروشند و قیمت آن را به صورت نقدی دریافت کنند و چنانچه از ابتدای آذرماه، رعایا اضافه بر مصارف شخصی محصولی را احتکار کرده باشند، مأمورین دولتی موظفند به ازای هرخروار از مقدار محصول احتکار شده، ماهی دو تومان دریافت کنند و در صورت لزوم محصول احتکار شده نیز از آنها خریداری خواهد شد. (3)
رعایای روستاهای «تکو» که از تعدیات رئیس و مباشرین مالیه درهجز دست از کار کشیده بودند، برای تظلم به درهجز آمدند، اما نظامیان آنان را متفرق کرده و عدهای را نیز، به نظمیه بردند. چون منصور الملک حاکم درهجز امروز به لطفآباد آمده بود، جمعی از اهالی به کارگزاری پناه بردند.
در این میان، سلطان میر علینقی خان، رئیس نظمیه. و رئیس مالیه نیز، به کارگزاری آمدند. اهالی شکایت خود را نوشته به کارگزاری ارائه داده و اظهار داشتند: حاضر به پرداخت مالیاتهای معمول و مرسوم هستند، اما مالیاتهای جدید برخلاف معمول مطالبه میشود و محصولاتشان نیز توقیف شده است. (4)
سید مرتضی قلی خان برای تصدی مقام متولیباشی از تهران وارد مشهد شد. به مرتضی قلی خان اجازه داده شد در اقامتگاه رسمی خود یعنی دار التولیه سکونت کند، زیرا شاه قبلا به وسیله تلگراف اطلاع داده بود که اقدس السلطنه عمه وی و عیال ظهیر الاسلام (5)از اقامت متولیباشی (6)جدید در دار التولیه راضی نیست. (7)
1) منظور از اسماعیل خان، اسماعیل جنگلی خواهرزاده میرزا کوچک خان جنگلی میباشد. (م).
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18.
3) . روزنامه ایران، 12/ 4/ 1300، ص 1.
4) تلگراف کارگزار درهجز به وزیر خارجه، 12/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 71.
5) محمد جواد ظهیر الاسلام متولیباشی آستانه در روز یازدهم ژوئن از طرف شاه به تهران فراخوانده شده بود ولی رفتن او به تهران با مشکلاتی مواجه گردید. (ر. ک: گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 84).
6) در اواخر هفته دستور رسید که اقدس السلطنه با احترام تمام و آسایش کامل به تهران حرکت داده شود. ظهیر الاسلام شوهر اقدس السلطنه نیز، از سمت خود استعفا داد. (ر. ک: گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد. ص 91).
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 91.
دوشنبه 13 تیر 1300/ 4 ژوئیه 1921/ 27 شوال 1339
در نتیجه تأخیر در پرداخت حقوق معوقه کارکنان شعب بانک استقراضی در تبریز، اصفهان و مشهد؛ از کارگزاری آذربایجان به وزارت امور خارجه خبر رسید که کارکنان بانک استقراضی در تبریز از تخلیه خانه ملکی بانک و امضای برخی اسناد قبل از دریافت حقوق معوقه خود امتناع میکنند. امروز وزارت امور خارجه ضمن اعلام این خبر به رئیس الوزراء، این نکته را متذکر شد که تأخیر در این امر، به زیان دولت خواهد بود. ازاینرو، بایستی هرچه زودتر در این خصوص اقدام شود. (1)
روتشتین وزیرمختار روسیه شوروی در ایران در یادداشتی به وزارت امور خارجه پیشنهاد داد: برای جلوگیری از سرایت بیماری وبا از سرخس به ترکستان و همچنین برای آنکه، با برنامه صحیحی از شیوع این بیماری جلوگیری به عمل آید در کهریز و تربتحیدریه و مشهد و بیرجند مراکز صحی روسی ایجاد شود. (2)
وزیر جنگ امروز بنا به تقاضای ژاندارمری مبنی بر اعطای ترفیع درجه و رتبه عدهای از افسران ژاندارمری، احکام ترفیع آنان را صادر و امضا کرد. (3)
امشب تعداد زیادی سوار به سرکردگی «رضا قلی» از افراد امیرنظام، خانه فتح السلطنه را در روستای «داغداغآباد» که ملک او بود، محاصره کردند.
در پی بروز درگیری تعدادی کشته و زخمی شدند.
فتح السلطنه به همدان فرار کرد و رعایای روستای مذکور نیز غارت شدند. (4)
نیروهای روسی رشت را اشغال و در اطراف آن پستهای نگهبانی دایر کردند. (5)
1) مراسله وزارت خارجه به رئیس الوزراء، 13/ 4/ 1300، اسناد ریاست جمهوری، شم ب 135/.
2) یادداشت سفارت شوروی به وزارت خارجه، 13/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 28، ص 32.
3) روزنامه ایران، 14/ 4/ 1300، ص 1.
4) تلگراف کارگزار همدان به وزارت خارجه، 16/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 45، پ 2، ص 5.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18.
سهشنبه 14 تیر 1300/ 5 ژوئیه 1921/ 28 شوال 1339
امشب دکتر «پرشین» (1)
پس از بررسیهای مقدماتی مشخص شد که حسین آقا فرزند عمید التجار تبعه روس که یکی از ساختمانهای دکتر «پرشین» را اجاره کرده بود، سه نوکر خود را مسلح نموده و آنها را برای قتل به منزل «پرشین» میفرستد و دو تن از آنان به نامهای محمد علی تبعه ایران و محمد تبعه روسیه، دکتر و همسرش را بهقتل میرسانند بهمحض روشن شدن موضوع «حسین آقا» در مقبره شیخ صفی متحصن شد. سفارت روسیه از این بابت که در طول این مدت هیچ اقدامی صورت نگرفته به شدت معترض بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2، پ 4).
و همسرش از اتباع روسیه در شهر اردبیل به قتل رسیدند. (2)نشریه هفتگی حلاج که مدتی توقیف و تعطیل بود، از توقیف خارج گردیده و امروز منتشر شد. (3)
ریاست وزر در تلگرافی محرمانه به الملک اظهار داشت:
نه هزار نفر آشوری که در حال حاضر، در موصل هستند، قصد دارند به ایران بازگردند و بنا به اظهارات سفارت انگلیس، توصیههای سرپرسی کاکس، برای منع آنان از مراجعت بیفایده بوده است. ازاینرو، از کارگزار ایران در بغداد خواسته شد رؤسای آنان را ملاقات و حتی الامکان، آنان را از بازگشت منصرف نماید، و در صورتی که، این اقدام نیز نتیجهای نداشته باشد، در سرحدات از ورود آنها جلوگیری شود. قوام السلطنه، در ادامه از الملک خواست:
نظرش را نیز در اینباره هرچه سریعتر اطلاع دهد و اعلام نماید آیا وسایل و امکانات جلوگیری از ورود آشوریها در سرحدات فراهم است یا نه؟ (4)
حدود هزار و چهار صد نفر از کارکنان (روزمزد) کمپانی نفت جنوب که تقریبا بیست و هشت روز حقوق دریافت نکرده بودند با تجمع مقابل کارگزاری خوزستان (عربستان) به کارگزار متظلم شدند. این کارگران به کارگزاری اظهار نمودند وقتی در اینباره به کمپانی اعتراض نمودهاند، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده، و حکومت محلی هم عدهای و از جمله رئیس آنان را توقیف کرده است.
کارگزار عربستان (خوزستان) پس از مطلع شدن از اظهارات کارگران از وزارت امور خارجه خواست، تا با مذاکره با سفارت انگلیس از آنان بخواهند، در جهت استیفای حقوق اتباع ایرانی دستورات لازم را به کمپانی نفت صادر نمایند. (5)
انتشار خبر ضمیمه شدن «مزینان» به شاهرود باعث نارضایتی اهالی مزینان شده و عدهای نزدیک به پانصد نفر در تلگراف خانه آنجا تجمع و اعتراض خود را نسبت به این مسأله به اطلاع مسئولین دولت و ریاست وزراء، رساندند.
سپس معترضین در مسجد جامع جمع شدند، برای آنان بیانیه ریاست وزراء قرائت شد و تلگرافهای لغو مالیاتهای جدید و افتتاح مجلس شورای ملی نیز خوانده شد. تجمع پایان یافت ولی معترضین نمایندهای را برای ماندن در تلگراف خانه تعیین نمودند، تا پاسخ خود را دریافت کنند. (6)
کارگزاری درهجز و کلات گزارشی راجع به تعدیات فوق العاده مأمورین مالیه نسبت به اهالی آن منطقه و اینکه، مردم به خاطر حکومتنظامی، جرأت تظلم و اظهار اعتراض ندارند، به وزارت امور خارجه ارائه داد.
در گزارش کارگزار درهجز و کلات آمده است فتح اللّه میرزا رئیس مالیه درهجز فوق العاده مردم درهجز را تحت فشار قرار داده و از هیچ نوع تعدی هم فروگذار نمیکند و در این میان غلامحسین خان مبشر السلطان رئیس تلگراف خانه درهجز نیز، با او همکاری میکند و شکایات اهالی را به جای اینکه به مرکز مخابره نماید برای خود فتح اللّه میرزا میفرستد. کارگزار درهجز و کلات اظهار داشت. روز دوازدهم تیرماه تلگرافی را به تلگراف خانه فرستاده است اما تلگرافچی به جای مخابره به مرکز عین آن را به فتح اللّه میرزا و شجاع نظام، حاکم نظامی «درهجز»
1) مدتی پس از قتل آنان پاولنویچ آفاناس، برادر همسر دکتر «پرشین» و تنها وارث آنان در سفری که به اردبیل داشت مدعی بود که همه، قاتلین را میشناسند ولی تاکنون هیچ اقدامی برای مجازات آنها به عمل نیامده است.
2) اسناد وزارت خارجه، 25/ 9/ 1300، س 1300، ک 2، پ 4.
3) روزنامه ایران، 14/ 4/ 1300، ص 1.
4) تلگراف محرمانه ریاست وزرا به الملک، 14/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005983.
5) مراسله کارگزاری عربستان به وزارت خارجه، 18/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005892.
6) روزنامه ایران، 15/ 4/ 1300، ص 2 و 1.
[تصویر] تعدادی از کارگران کمپانی نفت جنوب
و «کلات» ارائه داده است و چون مفاد تلگراف مخالف نظریات و منافع آنان بوده از مخابره آن جلوگیری کردهاند. (1)
در پی ناآرامیها و سرقتهای چند شب اخیر در بوشهر و اطراف، امروز نیز ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بامداد، کنسولگری (2)فرانسه واقع در نیم فرسخی بوشهر از سوی فرد یا افرادی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ضاربین اتاق خواب کنسول فرانسه را هدف قرار داده بودند ولی در این تیراندازی به کنسول و همسرش آسیبی وارد نشد. (3)
روسها برای دیدار با میرزا کوچک خان به کسما(4)رفتند و در خانه سردار معتمد با میرزا کوچک خان به گفتگو پرداختند، اما در پایان مذاکرات، طرفین به هیچ توافقی دست نیافتند. (5)
«نرمن» وزیرمختار انگلیس که تصور میکرد سفارت شوروی به چند روزنامه ایرانی مقرری میپردازد، تا به تبلیغات بلشویکی و ضد انگلیسی اقدام نمایند، امروز در تلگرافی به کرزن اظهار داشت: حتی «بسیاری از ملّاها نیز، در شمار عوامل حقوقبگیر وزیرمختار شوروی درآمدهاند، تا سفارت شوروی را در جلب طبقات پائین در تهران یاری دهند». (6)
چندی قبل تعدادی قزاق نسبت به مکاریان عثمانی متعرض شده و اموال آنها را نیز، برده بودند ولی با پیگیریهای وزارت امور خارجه، اموال آنها مسترد شده بود. امروز دوباره سفارت عثمانی با ارسال نامهای به وزارت امور خارجه با اظهار اینکه، مأمورین قزاق دوباره متعرض سه نفر از اتباع عثمانی شده و حتی آنان را مورد ضرب و شتم نیز قرار دادهاند، اعتراض خود را به این حادثه اعلام کرد و موکدا خواست، در آینده این قبیل تعرضات تکرار نشود. (7)
1) مراسله کارگزاری درهجز به وزیر خارجه، 14/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 9، ص 64.
2) حمله به کنسولگریهای انگلیس و فرانسه در سالهای قبل نیز، سابقه داشته است. یک بار در سال 1316 ق، در زمان حکومت قوام الملک و یکبار هم در سال 1325 ق، در زمان حکومت دریابیگی به ساختمان کنسولگری فرانسه شلیک شده بود. همچنین در زمان حکومت دریابیگی یکبار نیز، به عمارت ییلاقی جنرال کنسول انگلیس در سبزآباد شلیک شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 5، پ 21، ص 78 و 79).
3) مراسله کنسولگری فرانسه به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس، 14/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 5، پ 21، ص 76.
4) کسما در چهار کیلومتری صومعهسرا واقع شده است (دهخدا، ذیل واژه).
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18 و 19.
6) Norman to Curzon ,5 July 1921 ,Fo 371 /6406 /9054 .
7) مراسله سفارت عثمانی به وزارت خارجه، 14/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1، پ 7، ص 2.
چهارشنبه 15 تیر 1300/ 6 ژوئیه 1921/ 29 شوال 1339
تعداد نیروهای نظامی انگلیسی مستقر در دزداب تا چندی قبل، بیش از سیصد نفر بودند. ولی امروز از دزداب به وزارت داخله گزارش داده شد پس از اعزام بخشی از این نیروها به هندوستان در حال حاضر، تعداد نیروهای انگلیسی مستقر در دزداب، یکصد نفر نیروی پیاده و یک نفر افسر میباشد. (1)
کاپیتان «تو» رئیس انبار مهمات نظامیان انگلیسی در کرمان به هندوستان رفت. (2)
نمایندگان مجلس انگلستان از معاون وزارت خارجه انگلیس سؤال کردند: اگر به دلیل امتناع دولت ایران از تحویل گرفتن پلیس جنوب، تصمیم به انحلال این تشکیلات گرفته شده است، دولت ایران چه ضمانتی برای امنیت تجارت و منافع انگلیس در جنوب این کشور داده است؟ همچنین در صورت انحلال پلیس جنوب در ایران اسلحه و مهماتی که حکومت هندوستان به ایران فرستاده است چه خواهد شد؟ آیا اسلحه و مهمات در دست قشون منحل شده باقی خواهد ماند و برای حفظ صاحب منصبان و اشخاص وابسته به این قشون چه تضمینی اتخاذ شده است؟
معاون وزارت خارجه انگلیس در پاسخ به این سؤالات گفت: انحلال پلیس جنوب قطعی است ولی امنیت تجارت و منافع انگلیس در جنوب ایران، بیش از آنچه در شمال ایران است نخواهد بود، وی در خصوص اسلحه و مهماتی که از هندوستان به ایران فرستاده شده است اظهار داشت دولت ایران تمایل به تملک آنها دارد و برای تصمیمگیری راجع به این موضوع یک هفته مهلت خواسته است. (3)
هیئت نمایندگان ارامنه تهران که تاکنون در خصوص تقاضایشان راجع به دستگیری قاتلین پسر نرسس مسیحی در کرمان هنوز پاسخی دریافت نکرده و قاتلین نه تنها به مجازات قانونی خود نرسیده بودند، بلکه حکمی نیز درباره آنها صادر نشده بود، اینبار از وزارت داخله خواستند، عاملین قتل نرسس را تحت الحفظ از کرمان به تهران اعزام نمایند تا در تهران به این موضوع، عادلانه رسیدگی شود و هرطور قانون حکم نماید به موقع اجرا شود. (4)
حکیم الدوله وزیر صحیه و امور خیریه اعلام کرد: بیماری طاعون که ماه گذشته در روستای «چقانرگس» در نزدیکی کرمانشاهان شیوع پیدا کرده بود، مهار شده و از دو هفته پیش تاکنون مبتلای جدیدی مشاهده نشده است. (5)
حاکم نظامی بلوچستان اعلام کرد از امروز اداره گمرک این منطقه، علاوهبر بازرسی مسافرین در راهآهن دزداب، در میر جاوه نیز حق بازرسی مسافرین را دارند. (6)
«محمد شریف قطب الدین اوزی» از تجار معروف بحرین (7)امروز با ارسال نامهای به وزیر داخله از توصیه ایشان به اتحاد و ائتلاف و رفع اختلافات بین دو فرقه شیعه و سنی که نتیجه مطلوبی حاصل آورده بود، تشکر نمود و اظهار امیدواری کرد که با مراقبت و توجه ویژه والی فارس در آینده تفرقه و
1) گزارش از دزداب به وزارت داخله، 15/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 24، ص 1.
2) مراسله کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 3، ص 5.
3) مراسله داوود مفتاح السلطنه به وزیر خارجه، 5/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 4، ص 3.
4) مراسله هیئت نمایندگان ارامنه تهران به وزارت داخله، 15/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
5) مراسله حکیم الدوله وزیر صحیه و امور خیریه به وزارت خارجه، 15/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 59.
6) گزارش از دزداب به وزارت داخله، 15/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 24، ص 1.
7) جزیره بحرین در خلیجفارس واقع شده و تا سالهای 1347 ش، جزو خاک ایران محسوب میشد.
[تصویر] افسران ایرانی پلیس جنوب در اطراف یک گروهبان انگلیسی
اختلافات در لارستان، به اتحاد و یگانگی تبدیل شود. (1)
حاجی میرزا عبد الحسین مجتهد قمی از مجتهدین قم که حدود بیست روز پیش، از نجف اشرف به قم بازگشته و در طول این مدت بیمار بود، دارفانی را وداع گفت. (2)
پنجشنبه 16 تیر 1300/ 7 ژوئیه 1921/ 1 ذیقعده 1339
امروز بنا به دستور وزیر جنگ، اردوی دولتی تحت فرماندهی بریگاد گارد سوار دیویزیون قزاق از تهران به سمت فیروزکوه حرکت کرد. (1)
عدهای از تجار ایرانی که در هنگام تصرف «بادکوبه» مقدار زیادی از کالا هایشان بویژه قالیهای آنان از سوی نیروهای بلشویک توقیف شده بود با ارسال تلگرافی از تبریز برای ریاست وزرا خواستار اقدامی برای استرداد اموال خود شدند. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 235 * اعتراض تجار ایرانی به توقیف کالا هایشان در بادکوبه .....
سها در مقابل شکایات تجار ایرانی آنان را با وعده اجرای قرارداد ایران و روسیه متقاعد کرده بودند، ولی عملا هیچ اقدامی از سوی آنان صورت نگرفته بود. ازاینرو، رئیس الوزراء به وزیر امور خارجه دستور داد، درباره این موضوع و جلب رضایت تجار ایرانی فورا با سفارت روسیه وارد مذاکره شوند. (2)
اداره بلدیه تهران به تسطیح و تعمیر خیابانهای شهر مشغول بود و هرروز به وسیله ارابههای (3)بلدیه و وسایل دیگر خیابانها را شنریزی میکردند. (4)
وزارت امور خارجه که گزارشی از وزارت مالیه در خصوص قاچاق مسکوکات طلا و نقره در مرز کرمانشاهان دریافت کرده بود، در نامهای به سفارت انگلیس با اظهار اینکه، تنها وسیله عملیات قاچاقچیان، اتومبیلها و مأمورین نظامی دولت انگلیس هستند که در مناطق مرزی عبور و مرور دارند. (5)وزارت خارجه ضمن اعتراض به این موضوع از آن سفارت تقاضا کرد با تأکید و توصیه به مقامات نظامی انگلیسی، آنان را از حمایت و همراهی قاچاقچیان بازدارند و از آنان بخواهند قوانین گمرکی ایران را رعایت نمایند، زیرا از این راه خسارتهای زیادی به منافع عمومی کشور ایران وارد میشود. (6)
مجلس ترحیمی برای گرامیداشت مرحوم آیت اللّه حاج شیخ محمد حسین حائری از طرف آقا سید مرتضی مجتهد در مسجد جامع ایوانکی برگزار شد. (7)
1) روزنامه ایران، 16/ 4/ 1300، ص 2.
2) یادداشت ریاست وزرا به وزارت خارجه، 16/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 8، ص 3.
3) ارابه: بارکش. گردونه. گردون که از چوب سازند و بر آن بار کشند و راننده ارابه را ارابهچی میگفتند.
4) روزنامه ایران، 16/ 4/ 1300، ص 1.
5) ر ک اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 21، ص 3 و خبر 29/ 1/ 1300.
6) یادداشت وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 16/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 39، پ 21، ص 10.
7) روزنامه ایران، 17/ 4/ 1300، ص 1.
جمعه 17 تیر 1300/ 8 ژوئیه 1921/ 2 ذیقعده 1339
شماره اول سال پنجم روزنامه گلشن (1)، به مدیریت «سید محمد رضا امیر رضوانی» (2)در تهران انتشار خود را آغاز نمود. (3)
[تصویر] ایستاده: سید محمد رضا امیر رضوانی مدیر روزنامه گلشن نشسته از راست: محمد فرخی یزدی و علی دشتی
رضا خان هشتصد نفر قزاق پیاده و یکصد نفر قزاق سوار و دویست نفر ژاندارم را با بیست مسلسل از نوع ماکزیم و چهار توپ صحرایی به سوادکوه اعزام کرد.(4)
پنجاه و دو نفر از محبوسین روس در تهران، که اخیرا آزاد شده بودند، امروز به دامغان وارد شده و شبهنگام به طرف بندر جز حرکت کردند. (5)
1) این روزنامه در سال 1296 ش، در تهران تأسیس شد و مدتی نیز در توقیف بهسر میبرد تا اینکه، در اردیبهشت 1299 ش، از توقیف خارج و مجددا منتشر شد. این روزنامه پس از کودتای سوم اسفند نیز توقیف شده بود تا اینکه در 17/ 4/ 1300 منتشر گردید (تاریخ جراید و مجلات ج 4، ص 163).
2) رضا امیر رضوانی بیش از بیست سال خدمت مطبوعاتی سرانجام شب 25 اسفند 1314 ش، درگذشت (تاریخ جراید و مجلات، ج 4، ص 164).
3) روزنامه گلشن، 17/ 4/ 1300؛ تاریخ جراید و مجلات، ج 4، ص 163.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 18.
5) گزارش تلگرافی از دامغان به وزارت داخله، 18/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 30، ص 68.
شنبه 18 تیر 1300/ 9 ژوئیه 1921/ 3 ذیقعده 1339
خدابخش رئیس مذهبی عیسویان کلده، در خصوص بازگشت کلدانی هایی(1)که در بین النهرین و نواحی موصل مقیم بوده و قصد بازگشت به ایران را داشتند اعلام کرد:
«چلوها» که از کلدانیان عیسوی و رعایای عثمانی میباشند، در بین النهرین خواهند ماند ولی کلدانیان ایرانی، تصمیم گرفتهاند به مهد اصلی خود، ایران، بازگردند و تعداد زیادی از آنان که در شهر همدان جمع شدهاند، منتظر تصمیم قطعی دولت ایران هستند و به همین دلیل سه نفر از اشخاص برجسته را به عنوان نمایندگان خود برای مذاکره به تهران فرستادهاند تا اجازه بازگشت به ایران را بگیرند. (2)
[تصویر] گروهی از نظامیان بلشویک
از نیروهای نظامی روسیه مستقر در رشت فقط فوج 244 شامل هشتصد نفر و فوج 26 شامل ششصد نفر در رشت حضور داشتند که علاوه بر اسلحه و «مونسیون»، هردو فوج دو توپ صحرایی نیز داشتند. (3)
[تصویر] جمعی از بلشویکها
1) منتخب الدوله کنسول ایران در بغداد در تلگرافی به وزیر امور خارجه اظهار داشت: عده آشوریها و کلدانیهای موصل و اطراف آن بیش از شصت هزار نفر نیست و تعداد دویست و پنجاه هزار نفر صحیح نمیباشد، زیرا این آمار مربوط به قبل از جنگ جهانی اول است (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 98).
2) نامه خدابخش به وزارت امور خارجه، 18/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 74.
3) روزنامه ایران، 30/ 4/ 1300، ص 2.
یکشنبه 19 تیر 1300/ 10 ژوئیه 1921/ 4 ذیقعده 1339
کمال الوزاره(1)
هنگامی که شوستر آمریکایی رئیس خزانه کل کشور از شغل خود منفصل و مرنارد بلژیکی ریاست خزانه ایران را به عهده گرفت. میرزا احمد خان کمال الوزاره ریاست کل اداره مالیات را عهدهدار بود. چند ماه را نیز برای درمان بیماری به بلژیک و فرانسه سفر کرد. پس از آنکه، جنگ جهانی اول شروع شد وی به تهران بازگشت و در اداره خزانهداری، ریاست تفتیش اداره وظائف به او محول شد. در سال 1336 ق، به ریاست انبار گندم تهران منصوب گردید. (رجال عصر مشروطیت، ص 90، 136).
که مدتی ریاست ادارههای ارزاق و مالیات و خالصجات را بر عهده داشت، از طرف وزارت مالیه، به سمت رئیس اداره تشخیص عایدات منصوب شد. کمال الوزاره از امروز کار خود را در این سمت آغاز کرد. (2)حکومتنظامی تهران در نامهای به وزیر امور خارجه گزارش داد: «وارنه» مالک هتل «دوپاریس» و کلوپ ارامنه شبها مجلس قمار برپا میکنند و این قضیه برای ایرانیهای نادان، بدبختی بزرگی است، زیرا هرآنچه را به دست آورند، به جیب آنان ریخته خواهد شد. در ادامه محمود آقا انصاری، رئیس حکومتنظامی تهران از وزیر امور خارجه خواست، به منظور فراهم شدن آسایش خانوادهها از این اقدامات جلوگیری شود. (3)
نشریه چهرهنما (4)اعلام کرد: میرزا حسین خان، نایب اول کنسولگری ایران در مصر به سمت کنسول ایران در «جده» (5)انتخاب شد. (6)
برادر و پسرهای «اعظم السلطنه کاکاوند»، «هرسین»(7)را محاصره کرده، با اهالی آنجا درگیر شده و چند نفر از اهالی را نیز، به قتل رسانده و تعدادی را مجروح کردند. آنها محصولات روستاهای اطراف «هرسین» را تخریب و پایمال کردند.
سرشناسان و بزرگان «هرسین» برای تظلم به کرمانشاه آمده، به حکومت متظلم شدند، تلگرافی را نیز، به تهران مخابره نمودند. (8)
1) میرزا احمد خان کمال الوزاره پسر میرزا محمود خان مشاور الممالک قمی است. وی پس از پایان تحصیلات در دار الفنون به استخدام اداره گمرک درآمد و مدتی در تهران و پس از آن در کرمانشاهان و کردستان مشغول به فعالیت بود.
2) روزنامه ایران، 19/ 4/ 1300، ص 2.
3) مراسله حکومتنظامی تهران به وزیر خارجه، 19/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 1، ص 61.
4) صاحب امتیاز این نشریه، حاج میرزا عبد المحمد خان ایرانی (مؤدب السلطان) بود. (م).
5) بندر جده یکی از شهرهای کشور عربستان میباشد.
6) نشریه چهرهنما، ش 100 و 101؛ 1 و 15 ذی حجه 1339 ق.
7) هرسین یکی از شهرهای کرمانشاه میباشد این شهر در شرق کرمانشاه واقع شده و از شمال به بخش صحنه و از شرق به شهرستانهای نهاوند و خرمآباد و از جنوب به خرمآباد و از غرب به رود خانه گاماسیاب محدود میشود.
8) روزنامه ایران، 19/ 4/ 1300، ص 2.
دوشنبه 20 تیر 1300/ 11 ژوئیه 1921/ 5 ذیقعده 1339
جانشین کنسولگری ایران در نخجوان(1)از شیوع بیماری وبا در «بادکوبه» و «تفلیس» خبر داد. (2)
با اعلام از میان رفتن بیماری طاعون در سرخس و انحلال و برچیده شدن تمام قرنطینههای داخلی و خارجی (روسی)، (3)به دستور کمیسیون حفظ الصحه ایالتی خراسان، به پزشک اعزامی و مسئول قرنطینهها نیز، اجازه بازگشت داده شد. (4)
یحیی ریحان(5)مدیر روزنامه نوروز که به دلیل انتشار مقالهای با عنوان «غارتگران مفتخر» به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی رئیس الوزرای وقت، مدتی را در توقیف و دار المجانین گذرانده بود، امروز اعلام نمود: مقاله «غارتگران مفتخر» متعلق به «تیگران» (6)نویسنده سوسیالیست ارمنی بوده است. یحیی ریحان در ادامه افزود: سید ضیاء الدین طباطبایی از انتشار لایحه وی ممانعت به عمل آورد. (7)
در تابستان سال گذشته، هنگامی که نیروهای قزاق در گیلان مشغول جنگ با نیروهای میرزا کوچک خان بودند، به پیشنهاد کلنل استاروسلسکی)StarosselsKy( فرمانده نیروی قزاق از طرف دولت ایران مدال شجاعت به کلنل «فریدریک فریزر هنتر» (8))Fredrich Fraser Hunter( اعطا شد و در این راستا در آنزمان، حکمی موقتی به امضای فرمانده کل قزاق و رئیس ارکان حرب کل قشون به وی داده شد.
باتوجه به اینکه، هنوز فرمان رسمی به فریزر داده نشده بود، و درخواست وی برای پیگیری از سفارت انگلیس، امروز وزیرمختار انگلیس در یادداشتی به وزیر امور خارجه تقاضا کرد فرمان رسمی برای کلنل «فریزر» که در هندوستان به سر میبرد، ارسال شود. (9)
1) نخجوان یا نخچوان نام منطقهای در جمهوری آذربایجان که قبلا جزو سرزمین ایران بود، ولی در سال 1828 م، نخجوان نیز بر طبق عهدنامه ترکمانچای به دولت روسیه واگذار شد. در حال حاضر جمهوری خودمختار نخجوان قسمتی از جمهوری آذربایجان میباشد.
2) تلگراف کارگزاری آذربایجان به وزارت خارجه، 21/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 34، ص 5.
3) تلگراف صدر الاطبا به وزیر صحیه و امور خیریه، 20/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 56.
4) تلگراف نجد السلطنه به وزارت داخله، 25/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 58.
5) یحیی ریحان قبلا نشریه گل زرد را منتشر میکرد. (ایران، 20/ 4/ 1300، ص 2).
6) تیگران یکی از رؤسای بلدیه تهران بود (ایران، 20/ 4/ 1300، ص 2).
7) روزنامه ایران، 20/ 4/ 1300، ص 2.
8) وی صاحب منصب فوج 31 نیزهدار قشون هندوستان بود که به عنوان رابط بین افسران انگلیسی و ایرانی خدمت میکرد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 59، پ 2، ص 3).
9) یادداشت سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 20/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 59، پ 2، ص 3.
سهشنبه 21 تیر 1300/ 12 ژوئیه 1921/ 6 ذیقعده 1339
روزنامه «دیلی میل» به نقل از خبرنگار خود در تهران نوشت: صاحب منصبان انگلیسی که در دیویزیون قزاق مشغول به خدمت بودهاند به تقاضای دولت (جدید) ایران از خدمت کنار رفتهاند. «دیلی میل» در ادامه افزود: محققا علت آن فشاری است که، روتشتین وزیرمختار روسیه توسط رضا خان وزیر جنگ که خیلی طرفدار روسها است و حقیقتا یک دیکتاتور نظامی است وارد ساخته است! (1)
گروهی از نیروهای جنگلی، شامل دو هزار نظامی و چند افسر ستاد روسی، تحت فرماندهی احسان اللّه خان و ساعد الدوله به سوی تهران به راه افتاده بودند که امروز پس از شکست دادن قزاقها، گردنه استراتژیک «سلمبر» را اشغال کردند و جاده قزوین- تهران را مورد تهدید قرار دادند. وابسته نظامی انگلیس، پس از ملاقات با سردار سپه، گزارش داد:
رضا خان از موقعیت خود سخت به وحشت افتاده است. وقتی رضا خان از وزیرمختار شوروی دلیل بازگشت سربازان شوروی را جویا شد، روتشتین پاسخ داد: او چیزی در اینباره نمیداند، و شاید اقدامی از جانب دولت آذربایجان شوروی باشد که دولت مسکو در کنترل فعالیت هایش با مشکلاتی روبهرو است.(2)
دو نفر کارشناس آمریکایی به نامهای دکتر «مکلارن»)Macharen( و «نیلند»)Neeland( به منظور تفتیش معادن «بهر آسمان» (3)کرمان دو روز پیش با کشتی «برالد» از بمبئی به ایران وارد شده و مهمان رئیس بانک شاهنشاهی بودند. آنان امروز به مقصد خود حرکت کردند. حکومت بندرعباس چهار سوار تا دولتآباد به همراه آنان فرستاد. کنسولگری انگلیس نیز، چهار تفنگ و صد فشنگ به صورت امانت به سوارها داد. (4)
با توجه به اینکه، لازم بود یک نفر نماینده از طرف وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه به همراه نماینده تجارت خانه «لیانازوف» برای تهیه صورت جامعی از اموال منقول و غیرمنقول «لیانازوفها» و تعیین قروض و مطالبات آن و ارائه گزارشی از وضعیت فعلی شیلات شمال، به سواحل دریای خزر اعزام شود، امروز هیئت دول، به پیشنهاد وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه تصویب نمودند، ماهانه چهار صد تومان برای مخارج اعزام مأمور و نماینده تجارت خانه لیانازوف اختصاص داده شود. (5)
در یکی از محلههای شهر انزلی نزدیک به پانزده خانه طعمه حریق شد. حکمران انزلی احتمال میداد این حریق و دیگر آتشسوزی هایی که اخیرا در انزلی اتفاق افتاده بود، عمدی باشد. (6)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 9، ص 1.
2) Intelligence Summary) MA, Tehran (, No, 11, for weeK ending 16 July 1921 Fo 371/ 6435/ 10094; MA( Tehran )to DMI( wo ), 14 July 1921, Fo 371/ 6405/ 8341
3) بهر آسمان نام یکی از دهستانهای بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت است.
4) تلگراف کارگزاری اول بنادر خلیجفارس و عربستان به کارگزار کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 4، ص 3.
5) مراسله ریاست وزرا به وزارت مالیه، 23/ 4/ 1300، اسناد ریاست جمهوری، شم ب 2/.
6) گزارش تلگرافی از انزلی به وزارت داخله، 25/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290005084.
چهارشنبه 22 تیر 1300/ 13 ژوئیه 1921/ 7 ذیقعده 1339
اشاره
[تصویر] تعدادی از مطربان قدیم
باتوجه به سکونت فواحش در ناحیه «شهرنو»، برای محدود نمودن فعالیت آنان و جلوگیری از شرارت و جنایت، در نتیجه کمیسیونهای متعددی که در وزارت داخله تشکیل شد، این تصمیم اتخاذ شد که اجازه گشایش مغازههای مشروبفروشی در «شهرنو» داده نشود و ساکنان آن منطقه نیز، مجاز به استعمال مشروب حتی در خانههای خود نباشند. بر این اساس، نظمیه تهران، کلیه دکاکین مشروبفروشی آن منطقه را بست.(1)
یک کشتی از انزلی به مشهدسر وارد شد. مسافرین آن میگفتند: نیروهای روس با مهمات و پراخودهای (2)جنگی و موتورها و بارکاسها (3)و کشتیهای بادی که متعلق به خودشان بوده، به طرف بادکوبه حرکت نمودهاند. (4)
پیرو مراسله وزارت امور خارجه به سفارت روسیه در خصوص خروج نیروهای روسی از شمال ایران، وزیرمختار روسیه در ایران امروز در پاسخ به وزارت امور خارجه، اظهار داشت: که وی در حال انجام اقدامات لازم برای تخلیه سریع فرونت (جبهه) گیلان میباشد. (5)
پنجشنبه 23 تیر 1300/ 14 ژوئیه 1921/ 8 ذیقعده 1339
رضا خان وزیر جنگ از وزارت مالیه تقاضا نمود، تلفنهای جنگی که در وزارت مالیه وجود دارد و برای امور نظامی، بسیار ضروری هستند، برای وزارت جنگ ارسال شود. (1)
مأمورین سیاسی انگلیس به رئیس اداره تلگراف خوزستان اظهار داشتند چون تلگراف خانه خرمشهر (محمره)، بهزودی تلگراف خانه سرحدی خواهد شد، نمیتوانند آن را به دولت ایران تحویل دهند و لازم است که ایرانیها برای خود در فکر ایجاد تلگراف خانه دیگری باشند. (2)
امروز جلسهای با حضور کارگزار سرخس ناصری، نمایندههای دوایر دولتی و پزشکان ایرانی و روسی در محل دار الحکومه سرخس ناصری، تشکیل و راجع به وجود و عدم وجود بیماری طاعون مذاکره شد. در این جلسه، رئیس کمیسیون حفظ الصحه روسها اعلام کرد بنا به گزارشهای هیئت پزشکان ایران و روس که به دولتآباد، نوروزآباد، شیرتپه و پل خاتون اعزام شده بودند، در حال حاضر، اثری از این بیماری در این مناطق نیست و ما نیز تصدیق مینمائیم که قرنطینهها باید برچیده شود.
رئیس کمیسیون حفظ الصحه روسها موضوع برچیده شدن قرنطینهها را کتبا تأیید نمود. رئیس کمیسیون حفظ الصحه روسها در ادامه اظهار داشت: در سرخس کهنه، اخیرا مریض خانهای تأسیس شده است که پزشکان متعددی در آنجا حضور خواهند داشت، اگر بعدها نیز، این بیماری یا هر بیماری دیگری در ایران بروز نماید، ایرانیها میتوانند به این مریض خانه و پزشکان آن مراجعه نمایند. وی افزود: دستورهای لازم جهت مساعدت، به این پزشکان داده خواهد شد که فورا با دارو و لوازم طبی برای جلوگیری از بیماری در «سرخس ناصری» حضور پیدا کنند. (3)
جمعی از تجار و کسبه تربتحیدریه از چند روز پیش در اعتراض به عوارض و مالیاتهای جدید در دار الحکومه و سایر دوایر دولتی اجتماع میکردند. از آنجا که راههای تجاری از هرطرف مسدود شده بود، تجار تربتحیدریه بهجز مقدار کمی قند و شکر که از بیرجند خریداری کرده بودند نمیتوانستند دادوستد دیگری انجام دهند، از طرفی چند تاجر هندی و خارجی هم در تربتحیدریه بودند که از مالیات و نواقل معاف بودند و به دلیل ارزانفروشی آنها، کالاهای تجار تربتحیدریه فروش نمیرفت. این موضوع سبب وارد آمدن خسارت به تجار و کسبه تربتحیدریه و باعث اعتراض آنان شده بود. تجار میگفتند: دولت یا اهالی تربتحیدریه را از این عوارض، معاف کند یا اینکه، از اتباع خارجی نیز، عوارض دریافت نماید. بالاخره تجار و کسبه امروز تصمیم گرفتند، مغازههای خود را تعطیل کنند و در تلگراف خانه متحصن شوند، اما سالار نصرت حکمران تربتحیدریه با آنان وارد گفتگو شد و توانست با وعده رساندن عرایض تجار به اولیای دولت، آنان را از تصمیم خود منصرف نماید. تجار نیز، شکایات خود را در اینباره به رئیس الوزراء و نمایندگان مجلس شورای ملی تلگراف نمودند. (4)
«س. اچ. گیدنی» که در فروردینماه گذشته به جای کاپیتان «دی. اس. فریزر»، دبیر نمایندگی سیاسی انگلیس در خلیج فارس را بر عهده گرفت، امروز به حیدرآباد هند منتقل شد و تا
1) روزنامه ایران، 23/ 4/ 1300، ص 2.
2) مراسله کفیل ریاست کل اداره تلگراف به وزیر پست و تلگراف، 23/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 31، پ 26، ص 7.
3) تلگراف کارگزاری سرخس ناصری به وزارت خارجه، 23/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 26، ص 7.
4) گزارش از تربتحیدریه به وزارت داخله، 23/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 9، ص 7.
ورود ماژور «ام. ای. ا» از ارتش هند در 24 مرداد 1300، وظایف مزبور به کاپیتان «دبلیو، اف. کیو، شالدام» از ارتش هند محول شد. (1)
احمد شاه به مناسبت فرارسیدن روز ملی فرانسه (چهاردهم ژوئیه) با ارسال تلگرافی برای رئیسجمهور فرانسه، اینروز را به وی تبریک گفت. (2)
بنا به دستور قوام السلطنه، ظهیر الملک، به حکومت خوزستان منصوب شد. (3)
وزیرمختار شوروی در ایران طی نامهای به وزیر امور خارجه، «پطرآژ گاویویچ وینشر» را به عنوان کنسول شوروی در استرآباد معرفی نمود و اعلام کرد که وی به زودی به محل مأموریت خود عزیمت خواهد کرد. (4)
خزانهداری کل آمریکا دو مجلد گزارش سالانه خود را به منظور استفاده وزارت دارائی ایران، به وزارت امور خارجه ارسال کرد. (5)
جمعه 24 تیر 1300/ 15 ژوئیه 1921/ 9 ذیقعده 1339
اشاره
[تصویر] تعدادی از تجار زرتشتی ایرانی
خانه شیخ احمد گلداری در «نابند» که از سال 1335 ق، در ازای پرداخت مبلغ سالانه ششصد تومان اجارهبها، در اجاره اداره نظامی انگلیس بود امروز تخلیه شد. (1)
از آنجا که از وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه در رابطه با تبادل کالا با روسیه، دستوری به اداره فلاحت و تجارت و فواید عامه در آستارا نرسیده بود، تجار ایرانی با آستارای روسیه مبادلاتی میکردند که فاقد منافع اقتصادی برای آنان بود و اغلب در مبادلات آنان، مناقشاتی رخ میداد که باعث ضربه بر تجارت و گرانی کالاهای روسی میگردید.
ازاینرو، رئیس اداره فلاحت و تجارت و فواید عامه آستارا به وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه پیشنهاد داد، تا زمان تدوین مقررات جدید، شورای تجارتی موقتی تشکیل شود و از مبادلاتی که خساراتی به بار میآورد، جلوگیری نماید. (2)
شنبه 25 تیر 1300/ 16 ژوئیه 1921/ 10 ذیقعده 1339
ظهر امروز، روسها بستگان و نزدیکان «زبردست خان» و سایر فراریهای ایران را تحت حفاظت چهل نفر «سالدات» (1)از «آرتق» به سمت «مرو» بردند. خود زبردست خان در «تاشکند» حضور داشت. (2)
میرزا کوچک خان با خالو قربان و سایر فرماندهان در پسی خان (3)ملاقات و گفتگو کرد.(4)
[تصویر] چهار تن از سران جنگل ردیف اول از راست به چپ: احسان اللّه خان، میرزا کوچک خان، خالو قربان، معین الرعایا
پس از تشکیل جلسهای با حضور اشخاص متخصص در وزارت معارف برای بررسی برنامه پیشنهادی مدرسه ایران و آلمان و مذاکرات لازم، مقرر شد، برخی صنایع شیمیایی از قبیل داروسازی، شیشهسازی و بلورسازی، کاغذسازی و چرمسازی در این مدرسه، توسط معلمین مدارس متوسطه فنی آلمانی (مدارسی که برای ورود به آن فرد میبایست دوره مدرسه متوسطه را به اتمام رسانده باشد) تدریس شود. وزارت معارف خاطرنشان کرد: از آنجا که، نظرات معلمین فنی که از آلمان وارد شوند برای تدوین برنامه مدرسه لازم است، پس از ورود این معلمین، وزارت معارف با آنان مشاوره و آنگاه برنامه مدرسه را بهطور مقتضی تدوین خواهد کرد.
وزارت معارف در نامهای به وزارت امور خارجه ضمن تشریح سیاستهای خود برای مدرسه ایران و آلمان تصریح کرد که اولا در این مدرسه مطابق قانون اساسی مصوب مجلس شورای ملی مورخ 9 آبان 1289 ش، بایستی نظارت وزارت معارف را بپذیرد و ثانیا مطابق معمول از تعدادی شاگرد که وزارت معارف معرفی خواهد کرد، بهطور رایگان ثبتنام نماید که البته تعداد آنان کمتر از بیست درصد کل شاگردان مدرسه خواهد بود. (5)
1) سالدات: این واژه روسی به معنای سرباز است.
2) گزارش تلگرافی از لطفآباد به وزارت داخله، 25/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 4 و 3.
3) پسی خان نام رودی در گیلان است که از شرق فومن میگذرد ..
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 20.
5) مراسله وزارت معارف و اوقاف به وزارت امور خارجه، 25/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 4، پ 12، ص 8 و 9.
یکشنبه 26 تیر 1300/ 17 ژوئیه 1921/ 11 ذیقعده 1339
گزارش رسیده از باجگیران به مشهد حاکی از آن بود که از تاریخ پانزدهم تیرماه تاکنون بر تعداد نظامیان روس در سرحد افزوده شده و حتی سه هواپیما نیز به سرحدات آورده بودند. (1)
پس از اعزام تعدادی ژاندارم از ساوجبلاغ به سلدوز در روز گذشته، امروز حکمران ساوجبلاغ نیز به طرف سلدوز حرکت کرد. گرچه آنان هدفشان را از عزیمت به سلدوز اعلام نکرده بودند، ولی مشاور السلطان از کارگزاری تبریز به وزارت امور خارجه گزارش داد که شاید هدف آنان تصرف سلدوز و حمله به اسماعیل سمیتقو باشد. (2)
بین دویست و پنجاه نفر ژاندارم و افراد ایل شاهسون در بین راه «اهر» به سراب درگیری به وقوع پیوست. (3)
براساس دستور وزارت عدلیه در هفتم تیرماه و صدور اجازه وزارت امور خارجه در بیست و یکم تیرماه، دیروز یمین الملک رئیس عدلیه بنادر جنوب با صدور اعلانی به اهالی بنادر خلیجفارس اعلام کرد اداره عدلیه جنوب تشکیل گردیده است. پیرو این اعلان، امروز اداره عدلیه بوشهر آغاز به کار کرد. ساختمانی در کارگزاری کل بنادر، بهطور موقت برای اداره عدلیه بوشهر در نظر گرفته شد. (4)
تجارت خانه «سانترسایوز» روسیه از حکمران آستارا درخواست نمود، در خصوص تأسیس تجارت خانه در آستارا و اردبیل برای آنان از تهران اجازه کسب نماید. این در حالی بود که به موجب قوانین جدید روسیه بهجز تجارت خانه مذکور کسی شخصا نمیتوانست تجارت نماید. نماینده وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه در آستارا معتقد بود مداخلات مستقیم روسها و تأسیس اداره مذکور باعث وارد آمدن ضرر و زیان به تجار ایرانی خواهد شد. (5)
سفیر ایران در اسلامبول (استانبول) پیرو تلگراف قبلیاش در تاریخ بیستم تیرماه جاری، راجع به حرکت امیر حشمت (6)و حاجی مهدی خان و حسن خان مقدم و لاهوتی و چند صاحب منصب ایرانی(7)به سمت ایران، در یادداشتی به وزارت امور خارجه اظهار داشت، یکی از کارکنان عالی رتبه عثمانی که با فرانسویان ارتباط نزدیکی دارد بهطور محرمانه به وی گفته است: چندی قبل امیر حشمت از او تقاضا کرده است از نمایندگان دولتهای متفق برای او پول و اسلحه تهیه و تأمین نماید، تا بتواند به تبریز و یا نقاط دیگر ایران برود و دست به شورش بزند ولی درخواست آنان اجابت نشده است. سفیر ایران در اسلامبول معتقد بود با این اوصاف، حال که امیر حشمت به این ترتیب عازم ایران شده، اندیشه و نقشه هایی در سر دارد و احتمال دارد در تبریز یا بادکوبه در تدارک شورش باشند. (8)
نجد السلطنه کفیل ایالت خراسان اعلام کرد: به علت بیماری طی چند روز آینده از مقام خود کنارهگیری خواهد کرد. (9)
مقبل السلطنه نماینده «ترشیز» در مجلس، پس از مجروح کردن و شکستن سر یک زرگر مشهدی با عصای خویش، با عکس العمل شدید پیشهوران شهر روبرو شد. امروز مردم
1) تلگراف نجد السلطنه به رئیس الوزراء، 26/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 3.
2) تلگراف خلیل مشاور السلطان از تبریز به وزارت خارجه، 29/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 298.
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 19.
4) اعلان اداره عدلیه بنادر جنوب، 25/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 14، ص 69.
5) تلگراف نماینده وزارت فلاحت و تجارت در آستارا به وزیر فلاحت و تجارت، 26/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 14، ص 44.
6) نام امیر حشمت، ابو الحسن خان و شهرتش نیساری و لقب دیگرش سعید الممالک بود، نام پدرش محمد علی بیگ، اصلا قراجهداغی بود ولی در تبریز متولد گردید. قبل از انقلاب مشروطیت در خدمت نظام به سر میبرد ولی بعد از اعلان مشروطیت یکی از طرفداران جدی آن گردید. امیر حشمت در دوران مشروطیت به قفقاز نیز سفر نمود و در آنجا با سران کمیته آزادی که حیدر عمو اوغلی هم در آن کمیته داخل بود، ملاقات و دست همکاری به وی داد. امیر حشمت تا فروردینماه 1332 که ایام کهولتش بود در تهران خانهنشین بود و در همان سال دارفانی را وداع گفت و جنازهاش از طرف گروهی از آذربایجانیهای مقیم تهران و دوستان او تشییع و در آرامگاه ظهیر الدوله به خاک سپرده شد. (مطالعات تاریخی، س 1385، شم 12، ص 265).
7) این اشخاص در اواخر روزهای خدمت خان ملک ساسانی از او تذکره دیپلماتیک گرفته بودند (اسناد وزارت خارجه س 1300، ک 16، پ 17، ص 40).
8) مراسله سفارت ایران در اسلامبول به وزارت خارجه، 26/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 17، ص 40.
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 94.
[تصویر] خرید و فروش در صحن مسجد شاه تهران
مشهد در حمایت از زرگر مصدوم، در مقابل خانه نجد السلطنه دست به تظاهرات زدند. مقبل السلطنه، حاضر شد برای جلب رضایت زرگر پانصد تومان به وی بپردازد. (1)
حکمران نظامی تهران با دعوت از تعدادی از تجار سرشناس (2)شهر تهران از آنان خواست در صورت تمایل در کمیسیونی که دو بار در هرهفته برای تعیین نرخ ارزاق عمومی و رفاه حال مردم در دار الخلافه تشکیل میشود، شرکت نمایند و چنانچه آقایان تجار تمایلی به شرکت و حضور در کمیسیون مزبور ندارند، عدم تمایل خود را هرچه سریعتر به حکومت اطلاع دهند تا حکومت برای تأمین رفاه حال عموم اهالی در صدد کار دیگری برآید. (3)
1) همان، ص 94.
2) برخی از این تجار که نامه حکمران نظامی برای آنان ارسال شد عبارت بودند از: محمد آقا شالفروش، حاج ملا عباسقلی آقا، حاج مهدی بنکدار، فقیه التجار، حاج میرزا علی قیصریه، میر علینقی هاشمی، میرزا علی اصغر کتابفروش، حاج محمد مهدی شفیعی. (اسناد ملی ایران، شم ت 293000541).
3) نامه حکومتنظامی تهران به تعدادی از تجار سرشناس تهران، 26/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000541.
دوشنبه 27 تیر 1300/ 18 ژوئیه 1921/ 12 ذیقعده 1339
قوای نظامی شوروی که در اوایل تیرماه به گیلان وارد شده بودند، امروز عقبنشینی (1)از گیلان را آغاز کردند. (2)
[تصویر] نظامیان بلشویک
سفارت شوروی اسامی بیست و هشت نفر اسرای نظامی روس در ایران را که قرار بود از طریق بندر جز به روسیه اعزام شوند، به وزارت امور خارجه ارسال و تقاضا کرد برای این افراد جواز عبور صادر شود تا بتوانند، آزادانه و بدون مشکل از تهران به بندر جز عزیمت نمایند. (3)
کشتی جنگی روسیه موسوم به «استرآباد» حاوی مقداری مال التجاره که دو روز در دهنه خواجه نفس متوقف بود پس از تخلیه مقداری کالا در خواجه نفس، امروز صبح بندر جز را ترک کرد. (4)
[تصویر] تروتسکی و نظامیان روسی
1) در روز گذشته (17 ژوئیه) چهار کشتی از باکو وارد انزلی شده بودند تا قوای شوروی را تخلیه کنند. (م).
2) Intelligence Summary) MA Tehran (, No 13, For weeK ending 30 July 1921, Fo 371/ 6435/ 1145
3) مراسله سفارت شوروی به وزیر خارجه، 27/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 76.
4) تلگراف حکمران بندر جز به وزارت داخله، 27/ 3/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 41، پ 2، ص 11.
سهشنبه 28 تیر 1300/ 19 ژوئیه 1921/ 13 ذیقعده 1339
شش تن از محبوسین کودتا در اعتراض به بازداشت بیدلیل خود، دست به اعتصاب غذا زدند. (1)
پیرو شکایت اهالی خمسه از کاظم خان و تحصن آنان در قلهک (2)، محل سکونت وی، حکومتنظامی تهران او را احضار کرد، ولی وی با بهانه اینکه، امروز و فردا را برای دیگران وقت ملاقات تعیین نموده، اظهار کرد: قبل از ظهر روز پنجشنبه آینده، نزد حکمران نظامی تهران حاضر خواهد شد. (3)
چون امیر اکرم یک ماه و نیم قبل فوج لاریجان را احضار کرده بود و افراد این فوج به دلیل وضعیت مبهم دولت، متواری شده و به ییلاق رفته بود، امروز مجددا فوج لاریجان از سوی وزارت جنگ به بارفروش احضار شد.
اما چون فوج، حاضر به اطاعت از دستور فوق نبود، مأموری از سوی امیر اکرم جهت متقاعد نمودن آنان برای بازگشت، به ییلاق رفت. (4)
امروز روسها در شهر رشت نبودند و فقط نمایندگان آنان برای خرید بعضی اجناس ضروری در شهر رشت رفتوآمد میکردند. روسها به انزلی رفته در آنجا متوقف بودند ولی هنوز از آنجا حرکت نکرده بودند. (5)
کلنل محمد تقی خان پسیان که از اقدامات و کارشکنیهای نجد السلطنه کفیل ایالت خراسان به تنگ آمده بود و همه را ناشی از حس انتقامجویی قوام السلطنه میدانست، با ارسال تگرافی به تهران تقاضا نمود یا او را از ادامه خدمت معاف نمایند و یا بهگونهای به شرایط موجود خاتمه دهند، ولی پاسخ قاطعی دریافت نکرد. (6)
«وینر» از طرف سفارت دولت روسیه به سمت کنسولگری استرآباد انتخاب شد. (7)
1) اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 60348- ن.
2) نام منطقهای که در آن روزگار در شمال تهران قرار داشت و امروزه جزئی از شهر محسوب میشود.
3) تلگراف حاجی کاظم خان به حکومتنظامی تهران، 28/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 27، ص 1.
4) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 49، ص 7.
5) روزنامه ایران، 1/ 5/ 1300، ص 1.
6) تلگراف کلنل محمد تقی خان پسیان به صمصام السلطنه، 10/ 5/ 1300، اسناد تاریخ معاصر، شم 12/ 7768.
7) روزنامه ایران، 29/ 4/ 1300، ص 2.
چهارشنبه 29 تیر 1300/ 20 ژوئیه 1921/ 14 ذیقعده 1339
تعداد زیادی از مردم کرمان پس از ورود مأمورین وصول مالیاتهای جدید با اظهار نارضایتی خود از وضع و کیفیت مالیاتها، در تلگراف خانه کرمان تحصن کردند.
اما پس از مذاکره رئیس تلگراف خانه با متحصنین، آنان متقاعد شدند تا از تلگراف خانه خارج شوند ولی چند نماینده آنان در تلگراف خانه حضور داشته باشند تا پاسخ خود را از دولت دریافت کنند.(1)
اداره تحدید همدان اعلام کرده بود که از اول مردادماه سال جاری از کالاهای بازرگانی خارجی و داخلی بدون استثناء مبلغی را به عنوان مالیات غیرمستقیم دریافت خواهد کرد ولی کنسولگری دولت انگلیس در همدان اعلام کرد: تا زمانی که، سفارت آن کشور در تهران در این خصوص دستوری صادر نکند، نمیتواند اتباع منطقه بین النهرین را به دادن «وجه نواقل» مجبور نماید. (2)
به دنبال وقوع چند فقره آتشسوزی در انزلی و احتمال عمدی بودن این آتشسوزیها، حکومت و اداره نظمیه انزلی موظف شدند، در اینباره تحقیق و مظنونین را دستگیر نمایند و از تکرار این قبیل حوادث که موجب ایجاد نگرانی شده بود، جلوگیری نمایند. (3)
روسها تعداد زیادی از احشام یکی از افراد طایفه آلارلو را سرقت نمودند، افراد طایفه آلارلو نیز، متقابلا تعدادی گوسفند از روسها سرقت کردند. کارگزاری اردبیل در اینباره اظهار داشت: این مسئله جدیدی نبوده و سالهای طولانی است که اشرار روس و ایران از یکدیگر غارت میکنند و هرچند وقت یک بار، از سوی طرفین کمیسیونی تعیین میشود ولی پس از مدتی این قوانین سرحدی نادیده گرفته میشود. (4)
1) روزنامه ایران، 29/ 4/ 1300، ص 2.
2) تلگراف حکومت همدان و ملایر و تویسرکان به وزیر داخله، 29/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 9، ص 6.
3) مراسله وزارت داخله به حکومت گیلان و طوالش، 29/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290005084.
4) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزیر داخله، 29/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 16، ص 55.
پنجشنبه 30 تیر 1300/ 21 ژوئیه 1921/ 15 ذیقعده 1339
از شصت و یک نفر نظامیان انگلیسی که در نابند حضور داشتند امروز سی نفر اخراج شدند. انگلیسیها عدهای از نیروهای نظامی مستقر در گهکان را نیز احضار کرده بودند تا آنان را نیز اخراج نمایند. (1)
وزارت صحیه ایران در پاسخ به پیشنهاد سفارت شوروی برای ایجاد مراکز صحی روسی، (2)ضمن رد این پیشنهاد، تصریح کرد: مطابق قوانین صحی بین المللی، هردولتی مسئول است داخل کشور خود را از سرایت بیماریها محفوظ دارد و دولت مجاور نیز، متقابلا چنین وظیفهای را بر عهده دارد و هیچ کدام حق مداخله در امور صحی یکدیگر را ندارند. وزارت صحیه همچنین با اشاره به ریشهکن شدن بیماری وبا در سرخس از تلاش پزشکان روسی در سرحد که همراه با پزشکان ایرانی برای نابودی این بیماری کوشیده بودند، قدردانی کرد. (3)
جمعی از تجار سرشناس تهران، در پاسخ به نامه مورخه 26/ 4/ 1300 که از سوی حکومتنظامی تهران مبنی بر دعوت از آنان برای حضور در کمیسیون تعیین نرخ ارزاق عمومی برای ایشان ارسال شده بود، با اظهار این مطلب که حضورشان در اینگونه کمیسیونها و جلسات به دلیل عدم اطلاع از تقلبهای صنفی نتیجهای ندارد، از حکومت خواستند، تا ایشان را معاف دارد (4). تجار در ادامه اظهار داشتند: حکومت بایستی برای این قبیل جلسات و کمیسیونها، اشخاص آگاه و متخصص را از هیئت تجار دعوت نماید و از آنجا که هیئت تجار هماکنون در حال برگزاری انتخابات جدید میباشد، بنابراین، حکومت بایستی تا تشکیل هیئت جدید تجار منتظر بماند تا این هیئت جدید، در صورت صلاحدید، اشخاص خبره را به حکومت معرفی نماید. (5)
روزنامه ایران وضعیت تسلط نیروهای جنگلی در گیلان را از قرار ذیل تشریح کرد:
منطقه حکمرانی «میرزا کوچک خان» از پل کسما شروع شده و تا نزدیکی رودبار امتداد دارد، و در این منطقه وضعیت اداری و رفتار با مردم فوق العاده خوب است. منطقه حکمرانی «خالو قربان» از امامزاده هاشم (6)تا پل کسما و از آنطرف نیز تا زنجیر انزلی امتداد دارد و تعداد افراد «خالو قربان» هشتصد نفر هستند که دارای شش مسلسل دستی و دو توپ صحرایی میباشند. منطقه حکمرانی «احسان اللّه خان» نیز، لاهیجان و لنگرود و دارای سه هزار نفر نیروی نظامی و توپ خانه میباشد.» (7)
یک پروفسور روسی به همراه یک گروه سه نفری و غلامرضا خان از اعضای کنسولگری ایران در بادکوبه با کشتی به بندر جز وارد شدند. آنها در دیدار با کارگزار بندر جز علت حضور خود را مطالعه و تحقیق درباره آب و هوای سواحل دریای خزر و تعیین درجه آب دریا عنوان کردند. آنها مدعی بودند، این کار را با رضایت و مساعدت مقامات دولت ایران آغاز کردهاند و نامهای هم از اداره کمیسری کشتیرانی با عنوان حکومت بندر جز به کارگزاری ارائه کردند. (8)
امروز تمامی بازار و دکاکین کردستان بسته بود، مردم از قشرهای مختلف به متحصنین تلگراف خانه و امامزاده هاجر
1) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 4، ص 8.
2) برک خبر 13/ 4/ 1300.
3) یادداشت وزارت صحیه به وزارت امور خارجه، 30/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 28، ص 27.
4) برک خبر: 26/ 4/ 1300.
5) نامه تعدادی از تجار سرشناس تهران به حکومتنظامی تهران، 30/ 4/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000541.
6) امامزاده هاشم نام منطقهای است از توابع رشت در جنوب دوشنبهبازار و جنوب رشت در سر راه جاده شوسه رشت- قزوین واقع شده است.
7) روزنامه ایران، 30/ 4/ 1300، ص 2.
8) مراسله کارگزاری بندر جز به وزارت خارجه، 5/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 1، ص 1.
خاتون ملحق گردیده و با کمال بیصبری درخواست ارائه پاسخ میکردند، متحصنین صراحتا اظهار داشتند: چنانچه مسئولین و دولت تا روز جمعه به عرایض آنها توجهی نکرده و پاسخ مساعدی ندهند منجر به اقدامات غیرمنتظره خواهد شد. (1)
شاهزاده عماد الدوله بنا به تصویب وزارت مالیه به سمت پیشکاری مالیه اصفهان منصوب گردید. (2)
وزیرمختار شوروی، رئیس سابق بانک استقراضی در اصفهان، «ایوان ایوانوویچ شوبین» را به سمت «اگنت کنسولگری» اصفهان به وزارت امور خارجه معرفی نمود و ضمن بیان این مطلب که، حفظ و نگهداری اموال منقول و غیر منقول کنسولگری روس در اصفهان به عهده او خواهد بود، تقاضا نمود به محض ورود او به اصفهان تمام ساختمان کنسولگری بهجز بخش آرشیو با حضور وی از مهر و پلمب خارج شده و به وی تحویل داده شود. (3)
[تصویر] چند تن از افسران ایرانی و خارجی در خدمت جنبش جنگل
جمعه 31 تیر 1300/ 22 ژوئیه 1921/ 16 ذیقعده 1339
اشاره
[تصویر] چند تن از افسران عثمانی که از جانب انور پاشا حامل اسلحه و هدایایی برای میرزا کوچک خان بودند با گروهی از مجاهدان جنگل دیده میشوند ردیف اول از چپ به راست: 1- اسماعیل نعلبند مجاهدی که مأمور حمل اسلحه ارسالی عثمانیها از بیجار بود و هنگام بمباران رشت توسط انگلیسیها به شهادت رسید 2- جواد خان نزاکتی (مترجم سلطان) 3- سلطان علی اکبر سیاهپوش 4- مینباشی یوسف بیک 5- یوزباشی یعقوب بیک 6- گروهبان عمر افندی 7- نایب مصطفی قزوینی
سه افسر کمالیست (1)برای دیدار با میرزا کوچک خان رهسپار کسما شدند (2)
در شامگاه امروز دو بمب در شهر مشهد منفجر شد، یکی از بمبها در پشت باغ نجد السلطنه و دیگری در باغ عمارت دار التولیه کنار بازار شهر منفجر شد (3)
ماژور اسماعیل خان آنطور که برای من گفتهاند آدمی است فتنهجو و گزافهگو، درست مانند رضا خان وزیر جنگ که میگوید: در مقابل گلوله روئینتن است. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 97- 96).
ترکش بمب دوم، کودک سه ساله نگهبان باغ را کشت. سرگرد برونیکوفسکی (4)بر این عقیده بود که در ساختن این بمبها از گلوله قدیمی «شراپنل» استفاده شده و بمبها به وسیله فیوز منفجر شدهاند. (5)1) پیروان مصطفی کمال پاشا را در عثمانی (ترکیه) کمالیون یا کمالیستها میگفتند. (م).
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 21.
3) «پرایدوکس» کنسول انگلیس در مشهد، در گزارشهای خود راجع به این انفجار و عوامل بمبگذار چنین اظهارنظر کرده است: «به نظر من عاملان انفجار قصد داشتند از یک طرف با ترساندن نجد السلطنه، وی را مجبور به استعفا کنند و از طرف دیگر مردم را وادار سازند که به برقراری حکومت نظامی به فرماندهی کلنل محمد تقی خان رضایت دهند. اگر این نظریه درست باشد، نتیجه میگیریم که عامل بمبگذاری خود ژاندارمری بوده است. احتمالا بیآنکه، کلنل محمد تقی خان در این توطئه دست داشته باشد.
4) سرگرد برونیکوفسکی رئیس پلیس سوئدی مشهد بود که به جای هموطن خود سرگرد شوبرگ منصوب شده بود. (سوئدیها در ایران، ص 212).
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 96؛ تلگراف مصدق دیوان کفیل کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 1/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 3، ص 57.
شنبه 32(1)تیر 1300/ 23 ژوئیه 1921/ 17 ذیقعده 1339
در شهر تاشکند روسیه، روزانه هشتاد نفر در اثر ابتلا به بیماری وبا، جان خود را از دست میدادند. اخیرا «وبا» در عشقآباد نیز، بروز کرده و روسها در «کراسناودسکی» قرنطینه هایی را مستقر کرده بودند. کارگزار «درهجز» در تلگرافی ضمن ارسال این خبر به وزیر امور خارجه، پیشنهاد داد: در سرحدات ایران نیز به منظور پیشگیری از سرایت وبا قرنطینه هایی ایجاد گردد. (2)
روتشتین در نامهای به وزارت امور خارجه اطلاع داد که وی مقامات تاشکند را حاضر نموده است، راجع به زبردست خان و تعیین نوع جنایت وی و حل این مسئله که آیا باید مشار الیه را تسلیم نمود یا نه، کمیسیونی تشکیل دهند. روتشتین در ادامه درخواست نمود دولت ایران دو یا سه نفر را برای شرکت در این کمیسیون معرفی نماید.
وی همچنین پیشنهاد داد: بهتر است محل تشکیل کمیسیون در نقطه وقوع جنایت و یا جای دیگری نزدیک خاک ایران و روس باشد. (3)
سفارت انگلیس پیرو گزارش قبلی خود به وزارت امور خارجه در بیست و هشتم تیرماه، (4)در خصوص شیوع بیماری وبا در بادکوبه و تفلیس، امروز در گزارشی کاملتر اسامی مناطقی که وبا در آنها شیوع پیدا کرده و آمار و تلفات آنها را به شرح ذیل اعلام نمود: آستارا خان)AstaraKhan( که روزانه دویست تا سیصد نفر در این منطقه تلف میشدند؛ پطرفسک)PetrovsK( تلفات آن مشخص نشده بود؛ بادکوبه)BaKu( روزانه چهار صد نفر جان خود را در اثر این بیماری در این منطقه از دست میدادند؛ تفلیس)Tiflis( تلفات مشخص نبود؛ کراسنودسک)KrasnovdsK( در این منطقه نیز روزانه سی تا چهل نفر تلف میشدند.
میزان تلفات در عشقآباد و مرو نیز هنوز مشخص نشده بود. (5)
پیرو مذاکرات شفاهی محتشم السلطنه با وزیر صحیه و امور خیریه، اسرائیلینکو را که بیمار شده بود به مریض خانه احمدیه اعزام نمود. محتشم السلطنه با اشاره به اینکه نامبرده در توقیف دولت ایران است به مسئولین مریض خانه تأکید کرد مراقب باشند اسرائیلینکو بدون اجازه از بیمارستان خارج نشود. (6)
1) در سالهای قبل از 1304 ش، نام ماههای سال به صورت بروج فلکی ذکر میشد و مدت زمان این بروج مساوی نبود و در نتیجه طول ماههای یک سال به تفاوت از 29 تا 32 روز تغییر میکرد تا اینکه در تاریخ یازده فروردین هزار و سیصد و چهار شمسی، قانونی از تصویب مجلس شورای ملی گذشت که بر طبق آن، قانون اسامی بروج فلکی به ماه های پارسی تبدیل شد. (تطبیق گاهنامهها، ص الف.)
2) تلگراف کارگزار درهجز به وزیر خارجه، 32/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 40، ص 2.
3) مراسله وزیرمختار شوروی روسیه در ایران به وزارت امور خارجه، 32/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 42، پ 7، ص 78.
4) سفارت انگلیس در این تاریخ، بنابر گزارش کنسولگری آن کشور در تفلیس، ضمن تأیید شیوع بیماری وبا در تفلیس، اطلاع داد که وبا در حاجی طر خان و ایروان نیز، سرایت کرده است و پیشنهاد داد: دولت ایران اقدامات لازم را برای ایجاد قرنطینه برای ورود افرادی که از روسیه به ایران وارد میشوند، به عمل آورد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 42، ص 1).
5) . یادداشت سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 32/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 34، ص 14.
6) مراسله وزارت خارجه به مریض خانه احمدیه، 32/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 39، ص 1.
یکشنبه 1 مرداد 1300/ 24 ژوئیه 1921/ 18 ذیقعده 1339
اداره حکومتنظامی تهران اعلانی مبنی بر ممنوعیت خرید و فروش مشروبات الکلی صادر نمود. اداره حکومتنظامی در این اعلان با اشاره به اینکه خرید و فروش مشروبات الکلی مخالف شرع اسلامی است، خرید و فروش مشروبات الکلی را ممنوع اعلام کرده و هشدار داد که افراد خاطی، دستگیر و به سختی مؤاخذه خواهند شد. (1)
برای توقیف مشروبات الکلی و جلوگیری از خرید و فروش آن، حکومت تهران پیشنهاد داد: یک نماینده از طرف بلدیه و یک نماینده از اداره نظمیه و یک نماینده از اداره حکومتی تهران انتخاب شوند تا با همکاری یکدیگر مشروبات الکلی را توقیف نمایند.(2)
دولت ایران تمایل خود را برای خرید هواپیمای نظامی و توپهای صحرایی و کوهستانی و گلوله توپ از آلمان و فرانسه به سفارت ایران در پاریس اعلام کرد.(3)
ماشاء اللّه نام قاتل پسر نرسس ارمنی، که در کرمان شرارتهای متعددی مرتکب شده بود، امروز به حکم والی ایالت کرمان بهدار آویخته شد. (4)
در پی وقوع انفجارهای روز جمعه گذشته در مشهد، امروز اخطارنامه مشکوکی به امضای «کمیته بمباندازان» به کنسولگری انگلیس در مشهد رسید. همزمان با آن، نامههای مشابهی نیز برای نجد السلطنه، کلنل محمد تقی خان، متولیباشی، میرزا ناظر، حاج میرزا یحیی ناظر، مقبل السلطنه و اقدس السلطنه ارسال شده بود. (5)
پس از پایان انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی، امروز مجلس بهطور رسمی کار خود را آغاز کرد. (6)
[تصویر] سردر مجلس شورای ملی در دوره قاجار
دوشنبه 2 مرداد 1300/ 25 ژوئیه 1921/ 19 ذیقعده 1339
به دنبال چندبار تعرض نظامیان روسی به راهآهن ماکو به شاهتختی و سرقت الوارهای زیر ریلها، سفیر فوق العاده ایران در روسیه ضمن اعتراض به وزارت امور خارجه شوروی نسبت به تعرض نظامیان روسی به راهآهن (ماکو- شاهتختی)، در نامهای که بدین منظور به کمیسر وزارت خارجه شوروی نوشت، اظهار داشت: تجاوز به مرزهای ایران مخالف حسن روابط همجواری بین دو دولت است.(1)
یک فرد ناشناس، نامه بیامضایی را که با جوهر قرمز نوشته شده بود به دست نجد السلطنه داد و کسی هم اقدام به دستگیری وی نکرد. در نامه اخطار شده بود اگر نجد السلطنه (2)2 از سمت خویش کنارهگیری نکند و از مشهد خارج نشود به قتل خواهد رسید. (3)
هیئت دولت در جلسه امروز خود، برای جلوگیری از خروج طلا و نقره، مواد پنجگانه ذیل را تصویب نمود: (4)
1- مأمورین دولتی اعم از نظامی و غیرنظامی مکلف هستند مصوبه دولت در خصوص منع خروج طلا و نقره به شکل مسکوک یا غیرمسکوک را مطابق دستورات اداره گمرک اجرا نمایند.
2- برای جلوگیری از قاچاق طلا و نقره، مأمورین گمرک میبایست در تفتیش دقیق محمولات اتباع داخلی و خارجی مراقبت کامل داشته باشند.
3- نسبت به کالاهای قاچاق و قاچاقچیان، مقررات گمرکی باید به شدت اجرا شود.
4- مأمورین گمرک باید نسبت به کالاهای قاچاق، قاچاقچیان و وسایل نقلیه مقررات گمرکی را به شدت و به موقع به اجرا درآورند.
5- فقط اسباب و محمولات مأمورین سفارت خانههای خارجی که قبلا از وزارت امور خارجه معرفی شده باشند از تفتیش گمرکی معاف خواهند بود.
وزارت مالیه مأمور اجرای مقررات چهارگانه فوق است. (5)
1) مراسله سفیر فوق العاده ایران به کمیسر وزارت خارجه شوروی، 2/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 212.
2) نجد السلطنه که احساس خطر مینمود فردای آنروز برای رفتن به باغ شخصی خود واقع در خارج شهر مشهد، کتبا از کلنل محمد تقی خان درخواست نمود گروهی ژاندارم جهت محافظت از وی اعزام دارد. از تهران به نجد السلطنه دستور داده شد که همچنان در مقام خویش باقی بماند ولی او در پاسخ اظهار داشت: تنها چند روز آن هم برای حفظ ظاهر، به کار ادامه خواهد داد. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 97 و 98).
3) همان، ص 97.
4) وزارت خارجه این مصوبه هیئت وزیران را در تاریخ 14/ 5/ 1300، به تمام سفارت خانههای کشورهای خارجی در ایران ارسال کرد (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 64).
5) سواد مراسله هیئت دولت به وزارت مالیه، 4/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 27، پ 2، ص 54.
سهشنبه 3 مرداد 1300/ 26 ژوئیه 1921/ 20 ذیقعده 1339
روزنامه ماتن چاپ پاریس در شماره امروز خود از فروش سیزده (1)جلد کتاب نفیس (2)و سلطنتی ایران در آمریکا به مبلغ دویست هزار دلار خبر داد. (3)
کاپیتان «فگن» کنسول انگلیس در بندرعباس با کشتی «برالد» برای مرخصی دو ماهه عازم «کراچی» (4)شد تا از آنجا به «مونت ابو» که از مناطق ییلاقی در هند بود برود.
فگن دفتر کنسولگری را با خود برده و دستور داده بود در امور مهم به صورت تلگرافی به خود وی مراجعه شود. «فگن» امروز قبل از حرکت به کارگزاری و حکومت بندرعباس مراجعه کرد. (5)
هیئتی از پزشکان به دعوت وزارت صحیه، عصر امروز در شورای عالی وزارت صحیه حضور بهم رسانده و در جلسهای که به ریاست حکیم الدوله، وزیر صحیه و امور خیریه برگزار شد شرکت نموده و به شور و مذاکره پرداختند. موضوع مذاکرات آنان درباره بروز بیماری حصبه در بادکوبه، تفلیس و عشقآباد و ارائه راهکار هایی برای جلوگیری از سرایت این بیماری به مرزهای ایران بود. (6)
چندی پیش در هیئت دولت پیشنهاد شده بود، در مواقعی که اتباع فرانسه در هتل محل اقامت خود مجلس قمار تشکیل میدهند با تلفن به سفارت اطلاع داده شود تا مأمور نظمیه به همراه نماینده سفارت به محل رفته، مقررات دولت را به موقع به اجرا بگذارند.
ولی امروز وزارت جنگ در نامهای به وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه مجلس قمار اغلب نصف شب تشکیل میشود و آن موقع اعضای سفارت در خواب هستند و امکان اطلاع دادن با تلفن نیست پیشنهاد کرد: سفارت فرانسه یک نفر را برای این کار به نظمیه معرفی نماید تا در این مواقع به وی رجوع شود. (7)
[تصویر] احسان اللّه خان دوستدار (نفر ایستاده در وسط) محمد رضا طلوع (نشسته در سمت راست)
1) این سیزده جلد کتاب از کتاب خانه سلطنتی ایران مفقود شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 36، پ 2، ص 12).
2) این کتابها را لسان الدوله در زمان مظفر الدین شاه و محمد علی میرزا از کتاب خانه سلطنتی سرقت کرده بوده که سوابق آن در وزارت مالیه و عدلیه و دربار موجود بود. در سال 1333 ق، وزارت عدلیه به وزارت خارجه اطلاع داد که لسان الدوله تعدادی از این کتب را به اسکندر کوریانس تبعه عثمانی و آرشاک خان برادر وی که تبعه ایران بود، سپرده است. نظر به تابعیت عثمانی اسکندر کوریانس وزارت خارجه برای استرداد کتب مزبور از وی با کنسولگری عثمانی مذاکره و مکاتبه نمود و پس از پیگیری فراوان کتابهائی که اسکندر کوریانس برده بود، مسترد شد اما راجع به آن قسمت از کتبی که لسان الدوله در نزد آرشاک خان گذارده بود، چون آرشاک خان تبعه ایران بود، وزارت خارجه مداخلهای نکرد و آرشاک خان در سال 1337 ق، کتابها را به تفلیس و سپس به اروپا منتقل کرد. کتبی که در آمریکا به فروش رسید همان کتابهائی بود که لسان الدوله از کتاب خانه سلطنتی سرقت کرده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 36، پ 2، ص 11 و 12).
3) مراسله سفارت ایران در برن به وزارت امور خارجه، 6/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 36، پ 2، ص 3.
4) بندر و بزرگترین شهر پاکستان میباشد.
5) گزارش کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس و عربستان، 18/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 7، ص 31.
6) روزنامه ایران، 4/ 5/ 1300، ص 2.
7) مراسله وزارت جنگ به وزیر خارجه، 3/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 26، پ 1، ص 11.
[تصویر] نظمیه تهران
نیروهای ساعد الدوله و احسان اللّه خان به «گرمرود الموت» در ده فرسخی قزوین رسیدند. آنان دو نفر از اهالی آنجا را به اتهام همکاری با نیروهای دولتی به قتل رساندند. نیروهای قزاق به دلیل نامساعد بودن راهها عقبنشینی کردند. (1)
در حالی بیماری کلرا (2)از روسیه به منطقه عربلر در ماکو سرایت کرده بود که در آن منطقه دارو و پزشکی وجود نداشت. تنها در ماکو یک نفر پزشک ارمنی آن هم بدون دارو بهسر میبرد. پزشکان روسی نیز، در «شاه تختی» در خاک خودشان فعالیت میکردند. مصباح الملک در تلگرافی به وزارت امور خارجه، ضمن اعلام این خبر، خواست تا هرچه سریعتر اقدامی در اینباره صورت گیرد. (3)
افراد گارد مالیه که اخیرا منحل شده بود، دیروز و امروز در وزارت مالیه تجمع نموده و راجع به وصول حقوق معوقه خود اظهار تظلم نمودند. از طرف وزارت مالیه به آنان اطمینان داده شد که مشکلشان به زودی رفع خواهد شد. (4)
قوام الدوله نماینده مردم آباده در دوره چهارم مجلس شورای ملی با ارسال تلگرافی به مؤتمن الملک رئیس مجلس، استعفای خود را از وکالت مردم آباده اعلام نمود. قوام الدوله علت استعفای خود را گرفتاریهای شخصی ذکر کرده بود. (5)
1) تلگراف مؤید حضور از قزوین به وزارت خارجه، 4/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 3، ص 22.
2) کلرا: وبا. بیماری عمومی و مسری است که حیوانات و آدمیان بدان گرفتار میشوند.
3) تلگراف مصباح الملک از ماکو به وزارت خارجه، 3/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 46، ص 3.
4) روزنامه ایران، 5/ 5/ 1300، ص 1.
5) اسناد مجلس، د 4، ک 7، ج 2/ 3، پ 18.
چهارشنبه 4 مرداد 1300/ 27 ژوئیه 1921/ 21 ذیقعده 1339
گزارشی که امروز از آستارا به وزارت امور خارجه رسید حاکی از آن بود که اشغال شهسوار (1)و اوضاع مازندران و پیشرفت نیروهای احسان اللّه خان در برخی از نقاط، دوایر حزبی و کمیتهها را امیدوار کرده است.
سردار محیی (2)و عمید السلطان، حاجی محمد جعفر و حاجی احمد خان و تعدادی از انقلابیون رشت و طرفداران احسان اللّه خان که چندی قبل به بادکوبه وارد شده بودند، در صدد بودند دوایر رسمی و کمیتههای حزبی را با مقاصد خود همراه نمایند تا قوای کافی فراهم کرده و به شهسوار و سایر نقاط اعزام کنند.
گرچه نریماناف پاسخ رسمی مساعدی در این رابطه به احسان اللّه خان نداده بود ولی در مذاکرات خصوصی عدم رضایت خود را از احسان اللّه خان اعلام میکرد.(3)
«سارجن دون» افسر انگلیسی و دو نفر راهنمایی که از کرمان به بندرعباس آمده بودند به همراه چهار زن کرمانی با کشتی «برالد» به هندوستان رفتند. (4)
وزارت امور خارجه در پاسخ به نامه (5)رئیس الوزراء، احمد قوام السلطنه در رابطه با موضوع تسلیم زبردست خان به ایران، در نامهای به وی اطلاع داد پیرو مذاکرات و مکاتبات وزارت امور خارجه با سفارت روسیه، اخیرا آن سفارت خانه تقاضا کرده است سه نفر برای عضویت در کمیسیون رسیدگی به این موضوع از سوی دولت ایران معرفی شوند.
وزارت امور خارجه در ادامه نامه از رئیس الوزراء خواست هرچه زودتر دستور دهد، کفیل ایالت خراسان سه نفر را برای عضویت در این کمیسیون معرفی نماید تا وزارت امور خارجه هرچه زودتر آنان را به سفارت روس معرفی نماید. (6)
انگلیسیها دویست و بیست قبضه تفنگ، دوازده هزار فشنگ و دو «شنکن» و سایر ذخایر موجود در اداره نظامی «نابند» را برای حمل به کرمان آماده کردند. (7)
[تصویر] عبد الحسین خان سردار محیی
1) شهسوار نام دهی از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر است.
2) سردار محیی (عبد الحسین خان معز السلطان) فرزند ارشد حاجی کاظم وکیل الرعایا امشهای بود. در جوانی به اروپا سفر کرد و شیفته تمدن چشمگیر اروپایی گردید و با همفکری برادر کوچکتر خویش میرزا کریم خان، کمیته سرّی و انقلابی ستار را در رشت تأسیس نمود. در محرم 1327 ق، این کمیته به رهبری سردار محیی و با یاری برخی از آزادیخواهان گیلانی، ارمنی و قفقازی طی قیامی مسلحانه آقا بالا خان سردار افخم حاکم گیلان را به قتل رسانید و بر گیلان مسلط شد. مردم گیلان قصد داشتند سردار محیی را به نمایندگی خود به مجلس شورای ملی روانه سازند ولی او از پذیرش این تکلیف سرباز زد. در ربیع الاول 1328 ق، وقتی ستار خان و باقر خان وارد تهران شدند، بین آنها و سردار محیی و ضرغام السلطنه بختیاری دیدار هایی صورت گرفت. آنها با یکدیگر همپیمان شدند و سوگند نامهای امضا کرده متعهد گردیدند تا آخرین لحظه برای بقای مشروطیت و استقلال مملکت بکوشند. ولی پس از مدتی اختلاف بین این چهار تن و طرفداران آنان با سران مشروطیت و اولیای دولت شدت یافت. قوای دولت مشروطه به عنوان خلع سلاح، محل استقرار آنان یعنی پارک اتابک را مورد حمله قرار داد. سردار محیی پس از چهار ساعت نبرد هنگامی که قوای دولت بر پارک مسلط شد، به سفارت عثمانی پناهنده گردید. تحصن سردار محیی تا خوابیدن سر و صداها ادامه یافت. مدتی بعد به حکومت مازندران منصوب شد و در سال 1332 ق، به حکومت کردستان منصوب گردید. وقتی به تهران بازگشت به اتهام توطئه علیه دولت بازداشت شد و به اتفاق چندین تن به یزد تبعید گردید. اما بعد از هفت ماه اقامت در قم آنها را به تهران بازگردانیده و به زندان ژاندارمری سپردند و چند روز بعد هم بدون محاکمه و ذکر علت دستگیری آزادشان کردند. سردار محیی از کسانی بود که در قیام جنگل حضور داشت ولی در این مرحله از مبارزه، او جانب احسان اللّه خان دوستدار را گرفت و همزمان با شکست نهضت جنگل به اتفاق احسان اللّه خان، عازم روسیه شد. مدت حضور سردار محیی در باکو بیش از چند ماه نبود و در نیمه دوم سال 1300 ش، در اثر ابتلاء به ذات الریه در سن پنجاه سالگی در گذشت. (دیوان کامل ادیب الممالک فراهانی، ص 215).
3) تلگراف از آستارا به وزیر خارجه، 4/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 44، پ 7، ص 2 و 5.
4) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 4، ص 8.
5) نامه رئیس الوزراء به وزارت خارجه، 30/ 4/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 3.
6) مراسله وزارت خارجه به رئیس الوزراء، 4/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 3
7) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 4، ص 8.
کمیسر وزارت خارجه شوروی با ارسال یادداشتی به مشاور الممالک، از سفارت ایران خواست، ارامنه فرقه داشناکسیون که به ایران فرار کرده بودند، به شوروی تحویل داده شوند.(1)
مریض خانه احمدیه درباره اسرائیلینکو به وزارت امور خارجه گزارش داد به خاطر اعتصاب غذا و هوای گرم مریض خانه، نامبرده قوای جسمانی خود را از دست داده و لازم است در شرایط بهتری قرار گیرد تا قوای از دست رفته خود را بازیابد. (2)
سفارت آلمان در تهران یک نسخه از کتاب سفید با عنوان «اجرای معاهده صلح ورسای از طرف آلمان تا اول آوریل 1921 میلادی» را برای محتشم السلطنه، وزیر امور خارجه ایران ارسال کرد. (3)
نجد السلطنه کفیل ایالت خراسان به تهران اطلاع داد: تنها چند روز دیگر، آن هم برای حفظ ظاهر به کار خود ادامه خواهد داد و پس از آن تصمیم دارد از فعالیت کنارهگیری نموده و به استراحت بپردازد. (4)
[تصویر] مریض خانه وزیری
پنجشنبه 5 مرداد 1300/ 28 ژوئیه 1921/ 22 ذیقعده 1339
«کوزر» رئیس بانک شاهنشاهی بندرعباس به شدت بیمار و به «سرسام»(1)مبتلا شده بود، به همین دلیل از امروز بانک تعطیل شد و یکصد و سی و چهار صندوق محتوی سیصد هزار تومان وجه بانک با اولین کشتی به محمره (خرمشهر) حمل شد. (2)
[تصویر] کلنل محمد تقی خان پسیان
روزنامه «دیلی اکسپرس» چاپ لندن در شماره امروز خود در مطلبی با عنوان «ژنرال بروسیلف و ایران» نوشت دولت شوروی یک مأموریت نظامی به ژنرال بروسیلف (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 5، ص 1 و 2).(3)در عثمانی محول کرده است. همچنین وی مأمور تبلیغات در ایران و افغانستان است. (4)
نجد السلطنه کفیل ایالت خراسان به دار الایاله (5)رفت و رسما مسئولیت و اختیارات خود را به کلنل محمد تقی خان واگذار نمود. (6)
1) سرسام: واژهای فارسی است که از دو کلمه سر به معنی رأس و سام به معنی بیماری و ورم تشکیل شده که در دماغ ورم پیدا میشود. کسی که مبتلا به بیماری سرسام باشد را سرسامی گویند.
2) تلگراف کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 7، ص 43.
3) ژنرال بروسیلف یکی از بزرگترین سرکردگان روسیه در زمان جنگ جهانی اول و قبل از انقلاب روسیه بود که بعدها به بلشویکها ملحق شد.
4) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 5، ص 2.
5) در قدیم به مرکز حکومتی یک استان یا ایالت دار الایاله میگفتند که معادل امروزی آن استانداری میباشد.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 98.
جمعه 6 مرداد 1300/ 29 ژوئیه 1921/ 23 ذیقعده 1339
به دنبال تلاش دولت قوام السلطنه برای جلب کمکهای مالی آمریکا نگرانی وزارت خارجه انگلیس از این بابت تشدید شد و جرج چرچیل که مسئول قسمت ایران بود، هشدار داد:
دولت فعلی ایران در این فکر است که کشور را به کلی تسلیم آمریکاییها کند.
وی در ادامه افزود: آنها میخواهند مبلغ کافی قرض بگیرند تا قرض خود را به ما انگلیسها بپردازند و از مابقی برای ساختن راهآهن و بانک ملی به راهنمایی آمریکاییها استفاده کنند. ضمنا میخواهند یک آمریکایی را برای سروسامان دادن به مالیه ایران استخدام کنند.
«چرچیل» با اصرار از وزیر خارجه انگلیس خواست که خزانهداری را برای پاسخ فوری به پیشنهاد مک لین به قصد تقدیم صورتحساب تحت فشار قرار دهد.
«چرچیل» معتقد بود این امر، بههرحال به دولت ایران نشان خواهد داد که نمیتواند انگلیس را در مسائل مالی نادیده بگیرد. (1)
در اثر شدت گرمای فوق العاده در بوشهر و اطراف آن، هجده نفر جان خود را از دست دادند. (2)
«لیندزی» در پی اظهاراتش در خصوص سرمایهگذاری آمریکاییها در شمال ایران، پیشنهاد کرد: به نفع انگلیس خواهد بود که آمریکاییها را به مناطقی که خطر روسیه وجود دارد یا محتمل است، علاقمند کند. در پی این پیشنهاد «کرزن» نیز پاسخ داد: از همه چیز گذشته، آمریکاییها طرف انگلیس را علیه بلشویکها که تنها خطر واقعی هستند، خواهند گرفت. (3)
[تصویر] نایب السلطنه و همسر کرزن در زمان فرمانروایی در هندوستان
در مجلس نمایندگان انگلستان اعلام شد: مجموع مخارج نظامی انگلستان در ایران در طول سه سال گذشته تا (یازدهم اسفند 1299 ش) 2 مارس 1921 م، بیش از 39 میلیون لیره بوده است و مذاکراتی در جریان بود که این مبلغ جزو بودجه
[تصویر] نمایی از بندر بوشهر در کنار خلیجفارس
نظامی یا بودجه هندوستان تصویب گردد. همچنین سایر مخارج غیرنظامی در مدت فوق که شامل بعضی پرداختها به بخشی از قوای ایرانی میشد، عبارت بود از شش میلیون لیره که از سوی دولت هندوستان و شش میلیون و نیم لیره که توسط وزارت امور خارجه انگلستان پرداخت شده بود. (1)
1) خبرگزاری رویتر، 29 ژوئیه 1921.
شنبه 7 مرداد 1300/ 30 ژوئیه 1921/ 24 ذیقعده 1339
«دبوا» پیشکار مالیه خراسان که به رغم مخالفت شاه از سمت خود استعفا داده بود، مجددا به دستور کلنل محمد تقی خان پسیان به سر کار خویش بازگشت و صبح امروز (1)دوباره اداره مالیه را تحویل گرفت. (2)
شاهزاده مرتضی میرزا و منتظم السلطنه، اعضای هیئت ایرانی کمیسیون مرزی مشهد را به قصد درهجز ترک گفتند.
مأموریت این هیئت علاوهبر گفتگو درباره تقسیم آبهای مرزی و استرداد زبردست خان، تهیه گزارش درباره روابط حسن کریمی، کارگزار سابق درهجز با زبردست خان بود. (3)
[تصویر] مجسمه بودا در منطقه بامیان افغانستان
شانزده نفر اسرای متجاسرین روس در تهران که مرخص شده و عازم روسیه بودند، به سمنان وارد شده و به طرف دامغان حرکت کردند. (4)
پروفسور آلفرد «فوشه» (5)
) www. wiKi pedia. com (.
استاد کشف ابنیه و اشیای عتیقه (باستانشناس) که دارای مقام سیاسی نیز بود، به همراه همسر خود از جاده بوشهر- شیراز به اصفهان وارد شد و امروز با کفیل کارگزاری اصفهان ملاقات نمود. پروفسور فوشه قصد داشت پس از چند روز اقامت در اصفهان، به سمت تهران حرکت نماید. (6)1) روزنامه شرق ایران در این مورد نوشت: «نظر به اینکه بواسطه کنارهگیری «دبوا» از امور مالیه خراسان و نیامدن یک پیشکار فعال امور اداره مالیه دچار اختلال شده و به کلی تمام چرخهای آن اداره از کار افتاده و احتمال قوی میرفت که از این راه به منافع دولت سکته وارد بشود از طرف آقای کلنل به «دبوا» اخطار شد که حتما به اداره مالیه حاضر شده و از اختلال امور مالیاتی جلوگیری کند. ایشان هم برحسب دستور آقای کلنل صبح شنبه هفتم اسد (مرداد) به اداره مالیه رفته اداره را تحویل گرفت.»
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 95.
3) همان، ص 100.
4) تلگراف وزارت داخله به وزارت خارجه، 11/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 29، پ 3، ص 14.
5) پروفسور آلفرد فوشه)Alfred Foucher( در سال 1865 م، در فرانسه متولد شد. وی یکی از باستانشناسان معروف فرانسوی است که بیشتر در سرزمینهای هند و افغانستان به تحقیقات باستانشناسی پرداخت و عمده شهرت وی به سبب نظریاتش درباره بودا و مجسمهها و سکههای ضرب شده از بودا میباشد. «فوشه» این مسئله را شرح داد که اولین تصویر سنگتراشی شده از بودا تحت تأثیر شدیدی از هنرمندان یونانی قرار گرفته بود. آلفرد فوشه در سال 1953 درگذشت.
6) تلگراف کارگزار اصفهان به وزیر خارجه، 7/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 46، پ 5، ص 172.
یکشنبه 8 مرداد 1300/ 31 ژوئیه 1921/ 25 ذیقعده 1339
مشار الدوله به تصویب وزارت داخله به حکومت بوشهر و بنادر منصوب شد. (1)
[تصویر] شریف حسین (ملک حجاز)
کنسول ایران در جده امروز شریف حسین (2)
پس از کشته شدن شکسپیر در جنگ میان ابن سعود و ابن رشید، هاری سنت جان بریجر فیلبی)John Philby( را که تظاهر به اسلام کرده و خود را عبد اللّه نام نهاده بود، به آنجا فرستاد تا ابن سعود را بر عثمانیها و همپیمانانشان بشوراند. لارنس با شریف حسین پیمان بست و از سوی دولت انگلستان او را نوید داد که پس از شکست عثمانیها حکومت عربستان بزرگ به او واگذار شود. انگلستان همچنین پیمانهای نهانی مبتنی بر همان وعدهها با عبد العزیز منعقد کرد و حکومت او را بر نجد و احساء و قصیم و جبیل به رسمیت شناخت و کمک مالی هنگفتی نزد او ارسال داشت. با این همه انگلستان از نیروی روزافزون ابن سعود بیمناک بود و ازاینرو، به ایجاد اختلاف میان قبایل هوادار ابن سعود پرداخت. درعینحال او را برای تصرف سراسر احساء یاری داد. انگلستان به این وسیله هم از نفوذ ترکهای جوان و آلمان در سواحل خلیجفارس جلوگیری کرد و همامتیازی پرارزش از ابن سعود به دست آورد. در پیمانی که در 1333 ق/ 1915 م، میان سرپرسی کاکس از سوی انگلستان و ابن سعود منعقد شد، مقرر گشت که ابن سعود برسرزمینهای «حمایت شده» بریتانیا در شبهجزیره عربستان نتازد، امتیازی در نجد به دشمنان انگلیس ندهد، جانشین خود را از میان دشمنان آن برنگزیند، سیاست خارجی خود را با انگلستان هماهنگ سازد و در مورد آن با این کشور به توافق رسید؛ و در برابر، انگلستان هرسال 000، 60 لیره به ابن سعود پرداخت کند. اما دیری نپایید که پارهای از مواد این پیمان شکسته شد.
در 1336 ق/ 1918 م، میان شریف حسین و ابن سعود بر سر واحه خورمه پیکار شد و شریف حسین از آنجا واپس نشست و ابن سعود جنگ خود را برای یکپارچهسازی سرزمینهای شبهجزیره عربستان سرگرفت و بر «حمایتشدگان» انگلستان در منطقه، شکستهای سخت وارد آورد. وهابیان در آغاز رو به سوی شمال نهادند و در برابر امیر کوهستان شمّر، ابن رشید، به نبرد ایستادند. در پی جنگی که یک ماه به درازا کشید، بخشی از این امیر نشین و مرکز آن «حابل» به نجد پیوست. ابن سعود سپس به جنگ شریف حسین رفت و نیروهای او در 1337 ق/ 1919 م، ارتش حجاز را در واحه «تربه» در هم شکست و راه را برای پیشروی سعودیها به سوی حجاز هموار ساخت، اما انگلستان به ابن سعود هشدار داد که نیرو هایش را واپس کشاند.
در 1338 ق/ 1920 م، وهابیها سرزمین «عسیر» بر کرانه دریای سرخ را اشغال کردند، اما به سبب دخالت انگلستان از پیوستن آن به خاک خود بازماندند. در نتیجه قراردادی که به دنبال گفتوگوها بسته شد، عسیر تابع نجد گشت، اما فرمانرواییاش در دست حاکم پیشین آن، امیر حسن ، باقی ماند.
در 1342 ق/ 1924 م، که خلافت عثمانی برافتاد، شریف حسین با خاماندیشی و شاید به پشتیبانی انگلستان خود را خلیفه کل مسلمانان خواند اما انگلستان بیش از این خود را نیازمند حمایت از او نمیدید و ابن سعود نیز به اشاره «کمیته خلافت اسلامی» هندوستان که زیر نفوذ انگلستان بود، بر او تاخت. به نظر میرسد که انگلستان با قطع کمکهای مالی خود به ابن سعود در حقیقت دست او را برای حمله به شریف حسین باز گذاشته بود. آنچه عزم ابن سعود را بر حمله به حجاز استوارتر ساخت، اعلام ممنوعیت ورود حاجیان نجد به مکه از سوی شریف حسین بود. اینهمه موجب گشت که ابن سعود در ذیقعده 1342 ق/ ژوئن 1924 م، برای مسلمین دنیا پیام فرستد و آنها را از به رسمیت شناختن خلافت شریف حسین بازدارد.
علمای وهابی و پیران قبایل نجد نیز در همایشی که ابن سعود برپا کرد، قطعنامهای درباره حمله به حجاز گذراندند و او در صفر 1343 ق، سپتامبر 1924 م، بر شریف حسین تاخت. وهابیان در آغاز طایف را اشغال کردند و چند روز بعد به دروازههای مکه رسیدند. «حزب ملی حجاز» بر شریف حسین فشار آورد و او را واداشت به سود پسرش علی کنارهگیری کند، اما علی نیز که تاب پایداری در خود نمیدید در ربیع الاول 1343 ق/ سپتامبر 1924 م، مکه را به ابن سعود واگذاشت و چند ماه بعد مدینه و جده نیز به اشغال ابن سعود درآمد (1344 ق/ 1925 م)، او در 22 جمادی الثانی 1344 ق/ 7 ژانویه 1926 م، به عنوان سلطان حجاز و نجد و ملحقات آن بر تخت نشست. یک ماه بعد دولت اتحاد شوروی به عنوان نخستین کشور بزرگ، دولت ابن سعود را به رسمیت شناخت و هیئت نمایندگی سیاسی این کشور برای نخستین بار وارد جده شد.
ابن سعود از آن پس متوجه عسیر شد و در ربیع الثانی 1345 ق/ اکتبر 1926 م، آنجا را اشغال کرد و امیر حسن را از عسیر گریزاند جانشین او را واداشت تعهد سپارد که در پیمانهای مخالف وهابیان وارد نشود، اما 4 سال بعد او را نیز از میان برداشت و عسیر را رسما به خاک خود ملحق کرد.
در این روزگار که انگلستان از پشتیبانی خانواده شریف حسین در مقابل سعودیان شانه خالی کرده بود، برای سیطره بر مناطق میان مدیترانه خلیج فارس و حفظ خطوط ارتباطی خود، طرحی دیگر افکند و کوشید تا خاندان هاشمی را در بخشهای دیگری از مناطق عربی تحت نفوذ خود به حکومت بنشاند. ازاینرو با تشکیل کشور اردن و حکومت دادن به امیر عبد اللّه کوشید تا بخشی از نجد را به قلمرو او بیفزاید. ابن سعود به مخالفت برخاست و انگلستان از بیم عقیم ماندن طرح خود، مجبور شد امتیاز برای ابن سعود قائل شود. پس پیمانی در 1345 ق/ 1927 م، میان انگلستان و ابن سعود به امضا رسید که طی آن انگلستان استقلال کامل و مطلق ابن سعود را به رسمیت میشناسد و دست او را برای بیرون راندن علی پسر شریف حسین از حجاز بازمیگذاشت. ابن سعود در برابر به تشکیل امیرنشین اردن تن در داد و از دشتی که نجد و سوریه را به یکدیگر میپیوند چشم پوشید و آن را به اردن شرقی واگذاشت. در عقد این پیمان کوششهای «جان فیلبی» که روابط دوستانهای با ابن سعود داشت و سرانجام عضو شورای خصوصی او شد، نقش مهمی بازی کرد. (دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 31- 32).
، ملک حجاز را ملاقات نمود و چون شریف حسین به زبان ترکی مسلط بود کنسول ایران نیز با وی با زبان ترکی صحبت نمود. در این دیدار شریف حسین اظهار داشت: با اینکه دولت ایران استقلال حکومت حجاز را به رسمیت نشناخته ولی به مسئولین تأکید کرده است در جهت رفاه بیشتر حال حجاج ایرانی همهگونه همکاری بنمایند. در پایان مذاکرات کنسول ایران پیشنهاداتی را برای به رسمیت شناختن حکومت حجاز از سوی دولت ایران به شریف حسین ارائه نمود که عبارت بودند از به رسمیت شناختن مذهب جعفری، رسیدگی به امور اتباع ایران مانند دول دیگر، عدم اخذ حقوق گمرکی از اشیای حجاج ایرانی، عدم دریافت دو پوند بابت هرحاجی و انعقاد قرارداد تجارتی که منافع ایران را در حجاز محفوظ دارد. (3)1) روزنامه ایران، 9/ 5/ 1300، ص 3.
2) انگلستان در دوران جنگ جهانی اول و پس از آن برای خشنود ساختن قبایل عرب و استفاده از آنان برای حمله بر عثمانیان، رئیس دو خانواده محتشم در عربستان یعنی شریف حسین و ابن سعود را که با هم سخت دشمنی داشتند به بازی گرفت و نزد هریک افسری از کارگزاران خود را گسیل داشت: توماس ادوارد لارنس)T .E .Lawrence( را به اردوگاه شریف حسین و ویلیام شکسپیر)W .H .l .ShaKespear( را به نزد سعودیها روانه کرد.
3) گزارش کنسول ایران در جده، 8/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 16، پ 32، ص 26.
دوشنبه 9 مرداد 1300/ 1 اوت 1921/ 26 ذیقعده 1339
متحصنین تلگراف خانه و امامزاده در کردستان که از چندی قبل در تحصن بودند، به دستور قوام السلطنه امشب از تحصن خارج گردیدند و نماینده خود را جهت مذاکره به تهران فرستادند.(1)
کلنل محمد تقی خان بعد از ظهر امروز ابلاغ انتصاب صمصام السلطنه به مقام والی ایالت خراسان را دریافت کرد و بلافاصله طی مخابره یک تلگراف پس از تبریک انتصاب صمصام السلطنه، به وی متذکر شد که قبل از ورود «حضرت مستطاب» باید مشکلات عمده و موجود از پیش پای برداشته شود. (2)
رئیس اداره ارزاق تهران در نامهای به وزیر مالیه اظهار داشت: در روستای مهرآباد (3)، راهدار خانه (4)
سگاه قرهسورانها.
جدیدی تأسیس گردیده که عوارض راه دریافت مینمایند، ولی در مدت چهار سالی که از تأسیس اداره ارزاق میگذرد، غله دولتی حمل شده به انبار همیشه از پرداخت عوارض معاف بوده و اجناس مذکور، مستقیما و بدون هیچگونه توقف به انبار وارد میشدند. رئیس اداره ارزاق در ادامه با بیان اینکه، چنانچه اجناس دولتی از پرداخت عوارض معاف نگردند، باید مبلغی به کرایه حمل آنها افزوده شود و این کار تولید مشکلات زیادی خواهد نمود، از وزارت مالیه درخواست نمود: مقرر نمایند مانند گذشته غله دولتی از پرداخت عوارض معاف باشد تا خللی در امور حمل غله ایجاد نشود. (5)«صمصام السلطنه» (6)
(شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 331؛ رهبران مشروطه، ج 1، ص 256- 223؛ شرح زندگانی من، ج 2، ص 389- 388؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 431- 432).
که به والیگری خراسان منصوب شده بود تلگرافی برای کلنل پسیان در مشهد مخابره نمود. متن تلگراف مزبور بدین شرح است: «بعد العنوان حسب الامر بندگان اعلیحضرت اقدس همایونی شاهنشاهی ارواحناه فداه ایالت خراسان به عهده اینجانب محول گردید و این چندروزه به اسرع وسایل عزیمت مینمایم. نظر به اعتمادی که به دولتخواهی جنابعالی دارم تا ورود خود کفالت ایالت را به جنابعالی تفویض میدارم و انتظار دارم که در حسن جریان امور و حفظ انتظامات حوزه ایالتی مراقبت کامل به عمل آورده راپورت امور را در اینجا و عرض راه مخابره نمائید.»(7)کلنل محمد تقی خان پسیان با ارسال تلگراف هایی برای مستوفی الممالک، مشیر الدوله، مؤتمن الملک و سلیمان میرزا در تهران از آنها دعوت کرد تا بوسیله تلگراف حضوری با وی گفتگو کنند. (8)
تمام مدیران جراید به استثنای مدیر روزنامه ایران در دفتر روزنامه وطن گرد آمدند. آنان در این گردهمایی اعلام کردند که ایران کشوری آزاد است و حکومت حق ندارد روزنامهها را توقیف کند. شرکتکنندگان در این جلسه عبارت بودند از:
میرزا حسن خان از روزنامه وطن، فرخی از روزنامه طوفان، سید رضا امیر از روزنامه گلشن، باقر اسکوزاده از روزنامه مجلس نوزاد، بنان السلطنه از روزنامه ماهان، شاهزاده عباس میرزا از روزنامه سیاست، میرزا محمد علی مهدی خان از روزنامه بامداد روشن، میرزا حسین خان صبا و علی دشتی از روزنامه ستاره ایران، حسن حلاج از روزنامه حلاج؛ سید علی صدر الادبا مدیر روزنامه رعد قزوین نیز با ارسال تلگراف همبستگی خود را با مدیران جراید تهران اعلام کرد. (9)
1) روزنامه ایران، 15/ 5/ 1300، ص 3.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 100؛ اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 13/ 7768.
3) ده کوچکی از دهستان غار در غرب شهرستان تهران و در کنار جاده قزوین که در حال حاضر فرودگاه بین المللی مهرآباد در این منطقه واقع شده است و اکنون بخشی از شهر تهران است و از صورت روستا خارج شده است.
4) راهدار خانه: گمرک. محل گمرک. باجگاه. گمرک خانه. راهداری. محل گرفتن عوارض یا مالیات راه. باجگیران. جایگاه محافظان راهها در طول راه. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 268 * گردهمایی مدیران جراید .....
5) مراسله رئیس اداره کل مالیات و خالصجات و ارزاق عمومی ایالت تهران به وزیر مالیه، 9/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240014120.
6) نجفقلی بختیاری (صمصام السلطنه)، دومین پسر حسینقلی خان ایل خانی در 1270 ق، به دنیا آمد و خواندن و نوشتن را در ایل آموخت. پس از کشته شدن پدرش به دستور ظل السلطان زمام امور بختیاری به دست عموهای نجفقلی افتاد. با عزل ظل السلطان از حکومت اصفهان در 1305 ق، اسفندیار خان، برادر بزرگتر نجفقلی از زندان آزاد و ایل خان شد و نجفقلی ایلبیگی شد. نجفقلی، پس از مرگ برادرش در 1321، با عنوان صمصام السلطنه به حکومت منطقه چهارمحال و بختیاری رسید. بعد از به توپ بستن مجلس، محمد علی شاه، میرزا محمد خان کاشی را حاکم اصفهان کرد. حاکم جدید به حکومت کوتاهمدت صمصام السلطنه در منطقه چهار محال پایان داد. صمصام السلطنه در جمادی الاولی 1327، طبق رهنمودهای برادر کوچکترش علیقلی خان، بعد از کسب موافقت حاج آقا نور اللّه مجتهد با نفوذ اصفهانی و طرفدار مشروطه و اطمینان از حمایت پسرعمویش حاجی ابراهیم خان ضرغام السلطنه، با سواران بختیاری به اصفهان حمله کرد و آن شهر را گرفت. محمد علی شاه پس از اطلاع از سقوط اصفهان به خانهای بختیاری وفادار به سلطنت که در پایتخت بودند از جمله امیر مفخم و سردار ظفر متوسل شد و سرانجام سردار اشجع را روانه اصفهان کرد. خانهای وفادار به شاه عازم اصفهان شدند، اما به بهانه نداشتن ملزومات نزدیک کاشان توقف کردند. در این زمان علیقلی خان سردار اسعد که به منطقه بختیاری رفته بود تا نیرو جمع کند به اصفهان وارد شد و هنگامی که فوج شمال آماده حرکت به سوی تهران بود با سواران صمصام السلطنه اصفهان را ترک و به تهران حرکت کرد. دو فوج بالاخره تهران را گرفتند و شاه را وادار به استعفا کردند. نمایندگان مجلس دوم که برای رفع خطر حمله شاه و خواباندن سایر طغیانها به سواران بختیاری نیاز داشتند پس از صدارت سپهدار تنکابنی صمصام السلطنه را به صدراعظمی و وزارت جنگ برگزیدند. در صفر 1331 دولت صمصام السلطنه سقوط کرد و خانهنشین بود تا جمادی الثانی 1337 که مجددا صدراعظم شد. اما چهار ماه بعد چون نتوانست از عهده قطحی شدید و برقراری نظم در کشور برآید، احمد شاه او را عزل نمود و دو سال بعد در خرداد 1300 ش، در دولت قوام السلطنه والی خراسان شد، اما به سبب قیام محمد تقی خان پسیان علیه قوام السلطنه در مشهد، از رفتن به خراسان امتناع کرد. صمصام السلطنه آخرین سالهای عمرش را در منطقه چهارمحال و بختیاری گذراند و در سال 1309 ش، در سن 82 سالگی در همانجا درگذشت و در گورستان تخت پولاد اصفهان دفن شد. در مدت صدارتش، شورایی بازرگانی مرکب از شش بازرگان و نماینده دولت تشکیل داد و با کمک افسران سوئدی ژاندارمری ایران را تأسیس کرد.
7) تلگراف صمصام السلطنه به محمد تقی خان پسیان، 9/ 5/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 12/ 7768.
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 100.
9) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 23- 22.
[تصویر] صمصام السلطنه بختیاری
[تصویر] مستوفی الممالک
سهشنبه 10 مرداد 1300/ 2 اوت 1921/ 27 ذیقعده 1339
رهبران و سرشناسان محلی خراسان از موضوع انتصاب صمصام السلطنه به مقام والی ایالت خراسان مطلع شدند.
بعضی اظهار شگفتی کردند و گروهی نیز، به منظور مخالفت با انتصاب والی جدید در محل دار الضیافه آستان قدس گردهم آمدند و خواستند تا تلگرافی اعتراضآمیز به تهران ارسال کنند.
از جمله امضاکنندگان متن پیشنویس تلگراف، معتصم السلطنه، حاجی قائممقام تولیه، حاج حسین آقا، سالار مظفر، اسد آقا زوّارزاده، سید مصطفی و میرزا ناظر بودند. (1)
ساعد الوزاره از آستارا به وزارت امور خارجه گزارش داد، اشتهار دارد دو روز قبل چهار صد نفر سرباز، به اسم سرباز فراری به شهسوار منتقل شدهاند. ساعد الوزاره در ادامه خاطر نشان ساخت: دوایر رسمی در مقابل اعتراض او، این مسئله را تکذیب کردهاند ولی بهطور غیررسمی هرگونه مساعدتی به احسان اللّه خان میکنند و قوای احسان اللّه خان تقریبا به دو هزار نفر رسیده است. (2)
پس از اینکه حاجی کاظم خان قول داد در تاریخ 30/ 4/ 1300 نزد حکمران نظامی تهران حاضر شود ولی به وعده خود عمل نکرد، حکومتنظامی تهران ضمن انعکاس این موضوع به وزیر امور خارجه از وی خواست، تکلیف این شخص را معین نماید، چرا که شاکیان از وی که در قلهک (3)
محل ییلاقی سفارت انگلیس از زمانهای قدیم در شمال این روستا واقع بوده است. اکنون این منطقه به شهر تهران متصل شده و یکی از بخشهای شهر محسوب میشود.
متحصن شده بودند هه روزه ایجاد زحمت مینمودند.(4)وزارت امور خارجه امروز در پاسخ به حکومت تهران با اشاره به اینکه قرار شده است کاظم خان در کمیسیون رسیدگی در حکومت تهران حاضر شود، خاطرنشان ساخت لازم است با کمال اعتدال و رعایت انصاف به مسأله وی رسیدگی شود تا بهانهای برای التجا به بعضی اماکن و یا سفارت خانهها به دست وی داده نشود. (5)روزنامه تایمز در خبری مربوط به ایران نوشت: دولت انگلیس تاکنون هشتاد هزار لیره برای ساختن سرباز خانهها در ایران هزینه کرده است. (6)
یک نشست سیاسی در خانه سید علی صدر الادبا مدیر روزنامه رعد قزوین تشکیل شد. در این جلسه که همه سردمداران محلی حضور داشتند نامه دکتر حسین خان که از تهران رسیده بود برای حاضرین قرائت شد، دکتر حسین خان در نامه خود اطلاع داده بود که حزب دموکرات تهران قصد دارد برای سرنگون کردن کابینه فعلی با تمام احزاب مخالف دیگر متحد شود. (7)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 101.
2) تلگراف ساعد الوزراه از آستارا به تهران، 10/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 44، پ 7، ص 6.
3) روستایی جزو بخش شمیران شهرستان تهران واقع در جنوب تجریش و شمال تهران در سر راه آسفالته تهران به تجریش واقع بوده است. آب این منطقه از هفت رشته قنات تأمین میشده است و در بهار از رود خانه دربند حق بهرهبرداری داشته است.
4) مراسله حکومتنظامی تهران به وزیر خارجه، 30/ 4/ 1300 و 7/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 27، ص 6 و 8.
5) مراسله وزارت خارجه به حکومت تهران، 10/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 27، ص 5.
6) روزنامه تایمز، 2 اوت 1921.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 22.
چهارشنبه 11 مرداد 1300/ 3 اوت 1921/ 28 ذیقعده 1339
ارباب کیخسرو بعد از دوازده سال (1)دارا بودن عنوان نمایندگی اقلیت زرتشتیان ایران در مجلس شورای ملی، امروز استعفای خود را به رئیس مجلس تقدیم کرد. وی علت استعفای خود را مشکلات خانوادگی بیان کرد. (2)
[تصویر] ارباب کیخسرو
امروز صبح یک کشتی تجاری موسوم به «اسلام» حامل مقداری نفت از «بادکوبه» به «گمشتپه» وارد شد تا به مبادله کالا و فروش نفت خود بپردازد ولی رئیس گمرک از پیاده شدن سرنشینان کشتی ممانعت کرد. اهالی گمشتپه نیز، با این کشتی هیچ معاملهای انجام ندادند. (3)
با وجود اعلام از میان رفتن بیماری وبا در سرخس و برچیده شدن قرنطینهها، (4)مأمورین سیاسی روس همچنان مرزها را بسته نگاه داشته و اجازه تردد در این مرز را نمیدادند. این امر موجب وارد آمدن خسارات زیادی به اتباع دولت ایران خصوصا ساکنین سرخس شده بود که به هیچوجه نمیتوانستند برای سرکشی به املاک و انجام کارهای خود تردد نمایند. بنابراین، امروز وزارت امور خارجه جهت رفع این مشکل از سفارت روسیه خواست دستورات لازم به مأمورین سیاسی سرخس صادر نمایند تا راه مرزی را بگشایند که بیش از این به اتباع ایرانی در آن حدود خسارت وارد نشود. (5)
1) وی در استعفانامه خود آورده بود: نه سال نمایندگیاش در ایام فترت و چند سال و چند روز در مجلس دوره دوم بوده است. (اسناد مجلس، د 4، ک 11، ج 1/ 2، پ 9).
2) مراسله ارباب کیخسرو به رئیس مجلس، 11/ 5/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 11، ج 1/ 2، پ 9).
3) گزارش از گمشتپه به وزارت داخله، 11/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 28، ص 4.
4) قرنطینهها چهارده روز پیش برچیده شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 26، ص 1).
5) مراسله وزارت خارجه به سفارت روسیه، 11/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 30، پ 26، ص 1.
پنجشنبه 12 مرداد 1300/ 4 اوت 1921/ 29 ذیقعده 1339
لغو امتیاز «خوشتاریا» بهطور رسمی از سوی دولت ایران به سفارت انگلیس اعلام شد. در ژانویه 1918 م این امتیاز از طرف تروتسکی (1)
تروتسکی پایهگذار ارتش سرخ شوروی سابق است.
شهرت تروتسکی در تاریخ سیاسی شوروی سابق به خاطر اختلافات ایدئولوژیکی وی با استالین است. پس از مرگ لنین، تروتسکی خواستار ادامه مشی لنین در جهانی کردن انقلاب کمونیستی بود. لیکن استالین برخلاف لنین به سوسیالیسم و کمونیسم برای یک کشور اعتقاد داشت.
استالین با جهانی شدن کمونیسم مخالف بود، ولی تا زمان مرگ لنین این مخالفت را بروز نداده بود. تروتسکی که مهمترین عضو کادر مرکزی حزب کمونیسم شوروی سابق و از مؤثرترین چهرههای انقلاب بلشویکی روسیه به شمار میآمد و مورد اعتماد کامل لنین نیز بود به محض مرگ وی سیاستهای دوری جستن استالین از لنین را در زمینه انقلاب جهانی کمونیسم به باد انتقاد و حمله گرفت. تروتسکی که عقایدش علیه استالین بعدها موجب ظهور اندیشه تروتسکیسم در صحنه سیاسی جهان گردید، رهبری جناح مخالف استالین را در درون حزب کمونیست پس از مرگ لنین بر عهده گرفت.
او سستی و رخوتی را که عارض نهضت کمونیسم شده بود به باد مذمت و انتقاد میگرفت و مخالفت با مسئله جهانی شدن کمونیسم را به منزله زیر پا نهادن اصول مارکس و لنین به شمار میآورد و آن را خیانت به انقلاب روسیه میدانست. ولی استالین معتقد بود که جهانی کردن انقلاب کمونیستی به دلایلی امکانپذیر نیست. وی در توجیه نظرات خود میگفت مسئله صدور جبری کمونیسم به کشورهای جهان نه تنها ممکن است به عنوان مداخله شوروی در امور داخلی کشورهای دیگر، آن هم در شرایطی که شوروی به خاطر پیروی از مرام کمونیسم در صحنه بین المللی منزوی است، تلقی گردد، بلکه مردم شوروی به خاطر آنکه به تازگی جنگ خانمانبرانداز جهانی اول را پشتسر نهادهاند از هرتصمیمی در سیاست خارجی که منجر به ایجاد کدورت میان شوروی و کشورهای دیگر گردد و موجد درگیری جدیدتری شود متنفر خواهند بود. استالین معتقد بود نمیتوان در شرایطی که نارضایتیها و مخالفتهای ناشی از انقلاب اکتبر در داخل روسیه هنوز به طور کامل سرکوب نشده است به فکر صدور اندیشههای کمونیستی به کشورهای خارجی یا انقلاب جهانی کمونیسم بود. وی میگفت تجربه ناشی از صدور کمونیسم به کشورهای اروپایی در اولین سالهای پس از انقلاب روسیه که به شدیدترین وجهی در این کشورها سرکوب شدند، نشان میدهد که جهان در آن شرایط آمادگی چندانی برای پذیرش سیستم نوآورده کمونیسم ندارد.
«تروتسکی» معتقد بود که استالین به آرمان لنین خیانت کرده است. او رهبری تمامی مخالفت هایی را که در حزب کمونیست شوروی سابق علیه استالین و روشهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیکی وی میشد بر عهده گرفته بود. تروتسکی و استالین که هردو از همرزمان لنین و از مهمترین چهرههای انقلاب روسیه بودند، چنان دشمن یکدیگر شدند که تروتسکیسم و استالینیسم دو واژه کاملا متضاد شده بود.
«تروتسکی» در 1927 قبل از اجرای برنامه پنج ساله اقتصادی استالین همراه با 75 نفر از اعضای مؤثر و بلندپایه حزب با مصوبه کنگره پانزدهم حزب کمونیست شوروی سابق از کمیته مرکزی و سپس از حزب کمونیست اخراج شد و به آلماآتا- مرکز جمهوری قزاقستان- تبعید گردید. در 1929 از شوروی سابق اخراج شد و تا 1933 در ترکیه باقی ماند. وی سپس در این سال به فرانسه رفت و تا سال 1935 در آن کشور ماند. در سال 1937 غیابا در شوروی سابق محاکمه شد و به رهبری شبکه توطئه علیه استالین متهم گشت و به مرگ محکوم شد. تروتسکی در همین سال به مکزیک رفت و در 21 اوت 1940 در آن کشور در سن 61 سالگی توسط یکی از عوامل استالین با ضربات تبر کشته شد. قاتل وی یک نفر تبعه بلژیک بود که در 1943 به بیست سال زندان محکوم شد. او طراح و تشکیلدهنده ارتش سرخ بوده و در زمان حکومت لنین ریاست کمیساریای جنگ (وزارت جنگ) را بر عهده داشت. (مشاهیر سیاسی قرن بیستم، ص 129- 126).
کمیسر سابق دولت جمهوری روس در جزو سایر امتیاز و معاهداتی که حکومت تزاری 2(2)روس تحصیل کرده بود رسما ملغی گردیده بود. قبل از اعلام رسمی دولت، وزارت فواید عامه و تجارت راجع به الغای این امتیاز در چند نوبت در مجله رسمی خود اعلام کرده بود هرگونه نقل و انتقال و مشارکتی در امتیازات «خوشتاریا» و یا سایر امتیازاتی که حکومت تزاری روس در غیاب مجلس شورای ملی، به زور کسب کردهاند به هیچوجه صورت قانونی ندارد و از درجه اعتبار ساقط میباشند. (3)به دنبال تصمیم هیئت دولت مبنی بر تعقیب اقدامات گذشته وزارت مالیه در خصوص جلوگیری از خروج مسکوکات نقره از محمره و سایر بنادر خلیجفارس، همچنین تأکید به اداره کل گمرکات در این رابطه، وزارت امور خارجه امروز از بانک شاهنشاهی نیز درخواست نمود که شعبات این بانک هم در هر نقطه برای اجرای این مقصود با دیگر دستگاهها همکاری نمایند. (4)
حکومتنظامی تهران به موجب اعلانی به کلیه میوهفروشان، اخطار نمود، همه آنان موظفند میوهجاتی را که برای فروش به مغازههای خود میآورند، بهطور علنی و آشکار، در معرض دید عموم گذاشته، به فروش برسانند و چنانچه گزارشی مبنی بر اینکه مغازهدار میوه خوب را در دکان یا جای دیگر پنهان نموده، به حکومتنظامی برسد، همه میوههای آن مغازه ضبط و به مصرف فقرا خواهد رسید و صاحب مغازه هم، شدیدا مؤاخذه خواهد شد. (5)
نامه مفصل «دبوا» به روزنامه شرق ایران، امروز منتشر شد.
او در این نامه سخت به قوام السلطنه حمله کرده و از 483200 قران اختلاس از حسابهای ژاندارمری با شرح جزئیات پرده برداشت. (6)
ایالت آذربایجان با انتشار اعلانی خطاب به کسانی که قصد حمل کالا از سرحد جلفا را داشتند اعلام کرد: حمل کالا، به جز گندم و جو و گوسفند از این سرحد، که نیاز به کسب اجازه ویژه دارد، آزاد است و فقط لازم است که صاحب ان کالاها از بلدیه تبریز جواز عبور داشته باشند که در آن صورت میتوانند حقوق گمرکی را پرداخته و کالاهای خود را خارج کنند. و لیکن چون در روسیه تجارت برای همه آزاد نیست باید قبلا با نمایندگان «سانترسایوز» هماهنگی به عمل آورند تا مشکلی از این نظر برایشان بوجود نیاید. (7)
داوود مفتاح السلطنه در تلگرافی از لندن به وزارت امور خارجه اطلاع داد: نماینده یک کمپانی معتبر آمریکایی(8)بهطور مکرر به سفارت ایران در لندن مراجعه و تمایل خود را برای اخذ امتیاز نفت شمال از دولت ایران اعلام مینماید.
مفتاح السلطنه افزود: این کمپانی حاضر است در صورت قبول این پیشنهاد از سوی دولت ایران نمایندگان خود را برای مذاکره به تهران اعزام نماید. (9)دولت ایران که آمادگی مذاکره با نماینده این کمپانی را داشت اعلام کرد: حاضر است با نماینده کمپانی وارد مذاکره شود به این شرط که، اگر توافق
1) «لئون تروتسکی» یار و همرزم لنین در انقلاب اکتبر 1917، از سیاستمداران مشهور روسیه محسوب میشود. او در 1877 در یک خانواده یهودی متولد شد. در 1902 در لندن با لنین آشنا شد. وی در سایر مراحل اقدامات لنین یار و همرزم او شد. «تروتسکی» در 1917 ریاست کمیساریای امور خارجی روسیه و در سال بعد ریاست کمیساریای جنگ این کشور را بر عهده گرفت.
2) تزار کلمهای روسی مشتق از سزار لاتین است و عنوان امپراطوران روسیه بود.
3) یادداشت وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 26/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 18، ص 2 و 3.
4) مراسله وزارت خارجه به بانک شاهنشاهی، 12/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 4، ص 7.
5) اعلان حکومتنظامی تهران، 12/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293000541.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 104.
7) اعلان ایالت آذربایجان، 12/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 14، ص 28.
8) این کمپانی همان کمپانی استاندارد اویل است که در ماههای بعد با دولت ایران وارد مذاکره میشود. (م).
9) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 14/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 37، پ 14، ص 1.
حاصل نشد خسارتی به دولت ایران وارد نشود. (1)
[تصویر] لئون تروتسکی
[تصویر] لئون تروتسکی در دفتر کار خود
1) تلگراف وزارت خارجه به سفارت ایران در لندن، 16/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 37، پ 14، ص 2.
جمعه 13 مرداد 1300/ 5 اوت 1921/ 30 ذیقعده 1339
به منظور تحت فشار قرار دادن دولت قوام السلطنه، نرمن وزیرمختار انگلیس در ایران با اصرار از وزارت خارجه آن کشور تقاضا کرد بانک شاهنشاهی و شرکت نفت را وادار به قطع مساعدههای مالی به ایران کند. (1)زیرا بدون چنین قرضه هایی، دولت فعلی محکوم به سقوط است، زیرا آنها نمیتوانند به موقع پول از جای دیگری فراهم کرده و خود را نجات دهند. (2)
«میرزا غلامحسین منگنه» که قرار بود جانشین «دبوا» پیشکار مالیه خراسان شود در راه رسیدن به مشهد، امروز وارد شاهرود شد. پسیان به شدت با برکناری «دبوا» مخالف بود. (3)
در نتیجه نزاعی که در یک حمام در اصفهان بین یک نفر پلیس جنوب و شخص باغبانی واقع شد، یک آژان وقتی خواست آنان را دستگیر نماید، عدهای از افراد پلیس جنوب، آژان را در مقابل درب حمام کتک زدند. آنها همچنین نه نفر دیگر را نیز در نقاط مختلف شهر مضروب و مجروح ساختند. (4)
در پی ورود کشتی روسی موسوم به «اسلام»، حامل نفت، از «بادکوبه» به «گمشتپه» و خودداری اهالی از مبادله کالا با کشتی، دیروز غروب اهالی گمشتپه به صاحب ان کالا و کشتی اسلام اخطار کردند که باید تا دو ساعت دیگر از آبهای ایران خارج شوند. در پی این هشدار کشتی نزدیک غروب به طرف بادکوبه حرکت کرد. امروز نیز پس از آنکه، خبر تلگراف کفیل حکومت مازندران مبنی بر اینکه، کشتی مزبور حق ورود به آبهای ایران را بدون اجازه مرکز نداشته است، منتشر شد به هیجان اهالی گمشتپه افزوده شد و بین خود مقرر کردند تا اگر کسی بهطور مخفی با این کشتی معاملهای کرده باشد، اموال او را آتش بزنند. (5)
[تصویر] کشتیهای روسی در دریای خزر
1) شرکت نفت مایل بود تقاضای سفارت انگلیس را بپذیرد، اما بانک از اینکه، خود را درگیر اقداماتی کند که به ضرر منافع خودش باشد اکراه داشت و میخواست هرزمان و چنانچه وثیقه لازم فراهم شود، دستش در دادن مساعده باز باشد)Fo 371 /6415 /9920( .
2) Norman to Curzon ,5 ,Aug 1921 .Fo 371 /6415 /7987 .
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 101.
4) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 14/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 16، ص 1
5) گزارش از گمشتپه به وزارت داخله، 13/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 28، ص 25.
شنبه 14 مرداد 1300/ 6 اوت 1921/ 1 ذی الحجه 1339
اردوی نظامیان دولتی به مواضع جمهوری گیلان (1)
«1) جمعیت انقلاب سرخ ایران، اصول سلطنت را ملغی کرده، جمهوری شوروی را رسما اعلام میکند.
حمله کردند و نیروهای جنگلی را در تنکابن(2)شکست دادند. (3)امروز قوام السلطنه پاسخ تلگراف عدهای از سران محلی مشهد را که به انتصاب صمصام السلطنه اعتراض کرده بودند، ارسال نمود. پاسخ قوام السلطنه حاکی از آن بود که صمصام السلطنه از اعتماد کامل شاه برخوردار است و انتصاب وی با توجه به تقاضای مردم ایالت خراسان انجام گرفته است.(4)
تعدادی نیرو با دو عراده توپ از ژاندارمری مشهد برای دستگیری نصرت لشکر به طرف عباسآباد اعزام گردیدند.
علت این امر سرپیچی نصرت لشکر از دستورات پسیان بود. (5)
وزارت امور خارجه به وزارت داخله اطلاع داد: دکتر «پاک دول» آمریکایی و همسرش به همراه یک عده یکصد و سی نفری از ایتام آشوری و بستگان دیگر خود قصد دارند از بغداد به طرف کرمانشاهان حرکت نمایند (6)و تقاضا کردهاند که در سرحدات از ورود آنها به ایران ممانعت نشود، وزارت امور خارجه نیز که مانعی برای ورود آنان به ایران نمیدید به جنرال کنسول ایران در بغداد اطلاع داد که آنان برای ورود به خاک ایران مجاز میباشند. وزارت امور خارجه ضمن بیان این اظهارات از وزارت داخله نیز تقاضا نمود به مأمورین ایالتی غرب دستورات لازم صادر گردد که از ورود دکتر دول و همراهان او جلوگیری ننمایند و حتی الامکان تسهیلات لازم را برای ورود آنان فراهم نمایند. (7)
1) سیاست بلشویکها، بر این اساس بود که ابتدا «راه ائتلاف با رهبر جنبش جنگل» را برگزیدند تا با استفاده از قدرت و نفوذ وی، زمینههای نفوذ خود را در افکار عمومی فراهم آورند. بدینسان میرزا کوچک نیز تحت تأثیر آنها قرار گرفت و برای مبارزه با ارتجاع داخلی و استعمار خارجی، دست به تشکیل «جمهوری سوسیالیستی گیلان» زد و موجودیت خویش را اعلام کرد در روز 24 رمضان سال 1338 ق، اعلامیهای از طرف میرزا و بلشویکها، تحت عنوان «فریاد مردم مظلوم ایران، از حلقوم فدائیان جنگل» منتشر ساخت که طی آن، حکومت جمهوری به ریاست میرزا و عضویت احسان اللّه خان و خالو قربان و میرزا محمد علی خان دو نفر دیگر، اعلام گردید.
2) حکومت موقت جمهوری، حفاظت جان و مال عموم اهالی را به عهده میگیرد
3) هرنوع قرارداد و معاهدهای که دولت ایران قدیم و جدید با هردولتی منعقد کرده، لغو و باطل میداند.»
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 102 و 101.
5) نامه میرزا علی به سردار نصرت، 14/ 5/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 30 و 21527- ق.
6) کنسول آمریکا در بغداد طی تلگرافی عزیمت دکتر «پاک دول» را به سفارت آمریکا در تهران خبر داده بود. (اسناد ملی ایران، شم ت 293005983).
7) تلگراف وزارت خارجه به وزارت داخله، 14/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005983.
یکشنبه 15 مرداد 1300/ 7 اوت 1921/ 2 ذی الحجه 1339
یکی از افراد پلیس جنوب و یک ژاندارم در بازار اصفهان در حالت مستی ضمن ایجاد مزاحمت برای یک زن، به یک شخص مهم هم بیاحترامی نمودند و آژانی را که قصد جلوگیری از آنان را داشت کتک زدند. در این حین چند نفر پلیس جنوب نیز به کمک آنان رسیدند. کسبه بازار هم که نتوانستند این وقایع را تحمل نمایند با آنها درگیر شده، آنان را کتک زدند. بعد هم دکاکین را بسته و در دار الحکومه تجمع نمودند. (1)
«امیر مؤید» پس از عقبنشینی از «سرخه رباط» در برابر نیروهای دولتی، در «قلعه خرج» متحصن گردید. اردوی دولتی نیز امروز برای تعقیب وی از «سرخه رباط» به سوی قلعه خرج حرکت کرد. (2)
قیمت مرسولات پستی در جلسه هفتم تیرماه هیئت دولت افزایش یافته بود، از امروز این افزایش قیمت به اجرا گذاشته شد. (3)
روحانیون و تجار طرفدار کلنل محمد تقی خان امروز با ارسال تلگراف به دولت ضمن اعتراض به انتصاب صمصام السلطنه خواستار ابقای کلنل محمد تقی خان در مقام خویش شدند. (4)
به مناسبت سالگرد فوت مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی(5)، از طرف دولت مجلس فاتحهای در مسجد سلطانی (6)برگزار شد. (7)رئیس الوزراء، وزیران، وزیر دربار و شاهزاده شهاب الدوله در این جلسه فاتحه شرکت کردند. (8)
پس از سالها تلاش دولت ایران دو سال قبل زبان فارسی در فرانسه جزو زبانهای رسمی پذیرفته شده بود. امروز سفیر ایران در پاریس به وزارت امور خارجه اطلاع داد: زبان فارسی به عنوان زبان اول بعد از زبان فرانسوی، از سوی دولت فرانسه پذیرفته شده است. به دلیل اهمیت این خبر، وزیر امور خارجه دستور داد آن را در روزنامهها درج نمایند. (9)
1) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 16/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 16، ص 2.
2) روزنامه ایران، 19/ 5/ 1300، ص 1.
3) همان، ص 3.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 103.
5) میرزا محمد تقی شیرازی در 1256 ق، در شیراز به دنیا آمد و در 1271 ق، به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید در 1291 ق، به همراه هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا حسن شیرازی شرکت کرد. پس از آنکه میرزای بزرگ در 1312 ق، درگذشت نظر مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. وی تا 1336 ق، در سامرا اقامت داشت و پس از درگذشت آقا سید کاظم یزدی در 1337 ق، مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید. وی نقش بسیار مهمی در جنبش استقلالطلبی شیعیان عراق داشت. سرانجام وی در ذی الحجه 1338 ق، در هشتاد سالگی در کربلا درگذشت. و در یکی از حجرههای زاویه جنوبی صحن حسینی دفن گردید. (علمای مجاهد، ص 491- 495).
6) مسجد سلطانی یا مسجد شاه در حال حاضر به نام مسجد امام خمینی در نزدیکی بازار تهران واقع شده است.
7) روزنامه ایران، 15/ 5/ 1300، ص 2.
8) همان.
9) تلگراف سفارت ایران در پاریس به وزارت خارجه، 15/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 17، پ 1، ص 2.
دوشنبه 16 مرداد 1300/ 8 اوت 1921/ 3 ذی الحجه 1339
کلنل «گلروپ» رئیس تشکیلات ژاندارمری به همراه چند نفر دیگر از صاحب منصبان ارشد اداره ژاندارمری از تهران به طرف مشهد حرکت نمودند. (1)
[تصویر] شوکت الملک و سید محمد تدین
در پی اعطای نشان هند به «شوکت الملک» از سوی پادشاه انگلستان، وزیر امور خارجه ایران در یادداشتی به سفارت انگلیس اعلام کرد که احمد شاه اجازه پذیرش و استفاده از این نشان را به شوکت الملک داده است.(2)
میرزا غلامحسین منگنه که قرار بود جانشین دبوا پیشکار مالیه خراسان شود، در روز جمعه سیزدهم مرداد به شاهرود وارد شد.(3)کلنل محمد تقی خان که به شدت با برکناری دبوا مخالف بود امروز طی تلگرافی به صمصام السلطنه، خواستار ابقای دبوا در سمت خود شد. 4(4)
در مشهد شایع شده بود صمصام السلطنه با عدهای از سواران بختیاری به مشهد خواهند آمد، ازاینرو، پسیان با ارسال تلگرافی دیگر در این روز خطاب به صمصام السلطنه تصریح کرد: انتشار این خبر منجر به وحشت اهالی شده است. پسیان از صمصام السلطنه خواست چنانچه عدهای همراه وی نخواهد بود اطلاع دهد تا او بتواند اهالی را آرام و مطمئن سازد.(5)
1) روزنامه ایران، 18/ 5/ 1300، ص 2.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه، 19/ 10/ 1300، اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 59، پ 7، ص 2.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 101.
4) تلگراف محمد تقی خان پسیان به صمصام السلطنه، 16/ 5/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 776814.
5) تلگراف محمد تقی خان پسیان به صمصام السلطنه، 16/ 5/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 14/ 7768
سهشنبه 17 مرداد 1300/ 9 اوت 1921/ 4 ذی الحجه 1339
سفارت آمریکا با ارسال دعوتنامه دومین کنگره بین المللی بهبود وضعیت توالد و تناسل به وزارت امور خارجه، از دولت ایران خواست، نماینده خود را برای شرکت در این کنگره که از تاریخ 22 تا 28 سپتامبر 1921 در شهر نیویورک برگزار میشود، اعزام نماید. این سفارت خانه در پایان از اینکه، دعوتنامه اخیرا به دست آنان رسیده، درحالیکه تاریخ آن 20 می 1921 میباشد، اظهار تأسف نمود. (1)
مسئولین کتاب خانه کنگره آمریکا (2)
در مرکز واشنگتن دی سی، درست آنطرف خیابان از جهت عمارت کنگره آمریکا، یک کتاب خانه باشکوه، با ستونهای بلند، با سقفهای کاشیکاری و بیش از 500 مایل طبقه کتاب وجود دارد که انباشته از انتشارات از سراسر دنیا است. اینجا کتاب خانه کنگره است.
این کتاب خانه که در سال 1800، هنگامی که ایالات متحده به زحمت یک کشور 10 ساله محسوب میشد، به دنبال تصویب قانونی توسط کنگره به وجود آمد و منظور از تأسیس آن به وجود آوردن یک کتاب خانه مرجع برای کنگره نوپا بود که بنابر قوانین مصوبه برای این ملت جوان دارای کتاب هایی باشد که ممکن است برای استفاده کنگره مفید واقع گردد .... این کتاب خانه با یک بودجه 000، 5 دلاری تأسیس شد و مکان آن در عمارت جدید کاپیتول بود. اما در اوت 1814 سربازان اشغالگر انگلیسی عمارت کاپیتول را آتش زدند، و محتویات این کتاب خانه کوچک را به آتش کشیدند یا به یغما بردند.
یک ماه پس از تخریب کتاب خانه، پرزیدنت بازنشسته توماس جفرسون کتاب خانه شخصی خودش را به عنوان جانشینی برای آن پیشنهاد کرد.
جفرسون 50 سال را صرف گردآوری کتاب هایش کرده بود، و به قول او هرچیز که به آمریکا ارتباط پیدا میکرد و در حقیقت آنچه که در هرزمینه عملی کمیاب و گرانبها بود، در بین آنها وجود داشت. کتاب خانه او یکی از با ارزشترین کتاب خانههای آمریکا به شمار میرفت.
مجموعه جفرسون شامل کتاب هایی به زبانهای خارجی و مجلاتی از فلسفه، علم، ادبیات و سایر موضوعایت بود که عموما به آنها به عنوان قسمتی از کتاب خانه قوه قضائیه نگریسته نمیشود. جفرسون که پیشبینی میکرد هنگام تقدیم کتابها به کنگره جدال هایی در مورد این کلکسیون پیش بیاید، نوشت: «من نمیدانم که این محتوی هیچ شاخهای از علم باشد که کنگره مایل باشد آنها را از مجموعه خود حذف کند. در حقیقت هیچ موضوعی نیست که یک عضو کنگره گاهگاهی به آن مراجعه نکند.»
در ژانویه 1815 کنگره پیشنهاد جفرسون را پذیرفت، و 23950 دلار برای 6487 کتاب آن اختصاص داد که پایهای شد برای آنچه که امروز یکی از کتاب خانههای بزرگ دنیا است. اعتقاد جفرسون که همه موضوعات برای کتاب خانه نیروی قضایی آمریکا دارای اهمیت است امروز نیز یک فلسفه غالب و منطق کتاب خانه کنگره محسوب میشود.
در عرض دو قرن از تأسیس کنگره تاکنون، کلکسیون آنکه اکنون در سه ساختمان آنطرف کاپیتول جای گرفته است چنان رشد کرده که محتوی بیش از 17 میلیون کتاب، و نیز 95 میلیون نقشه، نسخه دستنویس، عکس، فیلم و اسناد صوتی و تصویری مواد چاپی و طرحهای مختلف و سایر مجموعههای مخصوص است که در بیش از 500 مایل قفسه جای گرفته است.
کلکسیونهای این کتاب خانه دائما بررسی شده و آخرین پدیدهها به آن افزوده میشود و این کار از طریق مبادلات با کتاب خانههای آمریکایی و خارجی، هدایا و مواد دریافت شده توسط سازمانهای محلی، ایالتی، و فدرال و نیز دولتهای خارجی، خریدها و سپردههای مربوط به حق تألیف صورت میگیرد. اقلامی که به این کلکسیونها افزوده میشوند تقریبا 000، 35 قلم در هفته هستند. هرسال بیش از یک میلیون نفر از این کتاب خانه دیدن میکنند.
) www loc. GOV (.
2 مستقر در واشنگتن از دولت ایران خواستند، نشریات ایرانی را که مربوط به قوانین، احکام، و فرامین و غیره میباشد از قبیل کتاب «مجموعه قوانین وزارت عدلیه چاپ تهران سال 1911» یا اسناد منتشر شده بعد از آن تاریخ را برای این کتاب خانه ارسال نمایند.آمریکائیها در ازای این درخواست، اظهار داشتند: دولت آمریکا نیز، حاضر است نشریات رسمی دولتی را که مورد نیاز دولت ایران باشد برای آنان ارسال نماید. (3)
[تصویر] کتاب خانه کنگره آمریکا
چهارشنبه 18 مرداد 1300/ 10 اوت 1921/ 5 ذی الحجه 1339
پیرو مذاکرات خصوصی رئیس الوزراء و وزیر امور خارجه در خصوص حوادث اخیر اصفهان و سوء حرکات افراد پلیس (1)جنوب، امروز نیز قوام السلطنه طی مراسلهای از وزیر امور خارجه خواست از آنجا که این قضیه موجب اضطراب و وحشت عمومی شده، هرچه زودتر در خصوص جلوگیری از این قبیل حرکات و جبران قضایای پیشآمده اقدامات فوری به عمل آورند. مجلس شورای ملی نیز در این خصوص از دولت توضیح خواسته بود. (2)
در ضیافت ناهاری که به دعوت کلنل محمد تقی خان به مناسبت عزیمت ماژور اسماعیل خان (اسماعیل بهادر) به سبزوار برگزار شد، (3)کلنل ضمن ایراد سخنرانی از افسران خویش خواست تا توجه بیشتری به موضوع میهنپرستی و تبلیغ آن مبذول دارند. وی سپس به احتمال مرگ خویش به عنوان قربانی اوضاع سیاسی حاکم اشاره کرد و از مهمانانش خواست تا درباره وی به مادرش نامه بنویسند. افسران حاضر همگی به کلنل قول وفاداری دادند.(4)
صمصام السلطنه در تلگرافی به پسیان شایعات رایج در مشهد در مورد محافظین خودش را تکذیب نمود و تصریح کرد که با کالسکه چاپاری (5)عازم مشهد خواهد شد. صمصام در این تلگراف به پسیان اطمینان داد که از طرف دولت و از طرف شخص خودش، وی مورد تعرض و بیمحبتی نخواهد بود. او در ادامه درباره درخواست پسیان، راجع به ابقای دبوا در سمتش، متذکر شد که هرچند دولت با ادامه خدمت وی مخالف است و لیکن او خواهد کوشید تا از اخراج نامبرده جلوگیری نماید. (6)
[تصویر] کلنل محمد تقی خان پسیان
1) ن ک: خبر 15/ 5/ 1300.
2) مراسله ریاست وزرا به وزیر خارجه، 18/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 16، ص 7.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 106.
4) اردوی سیاری که به فرماندهی ماژور اسماعیل خان عازم سبزوار شد به منظور جلوگیری از شرارت جنگجویان طوایف از قبیل شجاع الملک و سالار خیبر بلوچ و ... بود.
5) چاپار: به سرعت و شتاب رفتن. سخت و به شتاب. در اینجا منظور کالسکه تندر میباشد.
6) تلگراف صمصام السلطنه به پسیان، 18/ 5/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 15/ 7768.
پنجشنبه 19 مرداد 1300/ 11 اوت 1921/ 6 ذی الحجه 1339
روزنامه بهار، یادداشتی از «دبوا» پیشکار مالیه را منتشر نمود که در آن دبوا شدیدا به قوام السلطنه حمله کرده و مطالبی راجع به ترتیب گرفتن رشوه از افرادی که به حکومت ولایات منصوب میشدند، بیان کرده بود. (1)
[تصویر] شعاع السلطنه در جوانی
در پی درج اعلانی راجع به اموال و دارایی مرحوم شعاع السلطنه در روزنامه ایران مورخ 29 ذیقعده 1339 ق، بانک شاهنشاهی از وزارت امور خارجه خواست: اگر وراث وی مشخص شدهاند، اسامی آنان به بانک ارسال شود تا برای رسیدگی به دارائیهای آن مرحوم (2)که در اروپا باقی مانده، اقدامات لازم صورت گیرد.(3)
پس از چندبار حمله شدید نظامیان دولتی و مقاومت و پافشاری فوق العاده از سوی نیروهای جنگل، امروز نظامیان دولتی موفق شدند شهر دیلمقان (4)را به تصرف خود درآورند. (5)
روتشتین وزیرمختار روسیه در ایران در نامهای به محتشم السلطنه پس از بیان موضوع پناهندگی اسرائیلینکو به ایران و بیان اینکه نامبرده فجایع زیادی مرتکب شده است از دولت ایران درخواست نمود بر طبق قوانین بین المللی اسرائیلینکو را به دولت روسیه تسلیم نماید. (6)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 104.
2) نزهت السلطنه به وزارت خارجه کتبا اطلاع داده بود که شعاع السلطنه یک مقدار سهام آمریکایی که معادل پانزده هزار و پانصد دلار ارزش دارد بابت وثیقه وجهی که از طرف بانک شاهنشاهی به او داده شده، در آن بانک گذاشته بوده است و نزهت السلطنه تمایل داشت، بداند که چه مقدار وجه شعاع السلطنه پرداخت شده و سود آنچه میزان بوده و تا آن تاریخ سود آن چقدر بوده است؟ (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 37، پ 3، ص 17).
3) مراسله بانک شاهنشاهی به وزیر خارجه، 19/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 37، پ 3، ص 3.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 104.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 57.
6) مراسله روتشتین وزیرمختار شوروی روسیه به وزارت خارجه، 19/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29، ص 54.
جمعه 20 مرداد 1300/ 12 اوت 1921/ 7 ذی الحجه 1339
یک قافله تجاری که از مشهد به طرف سرخس حرکت کرده بود، امروز در یک فرسخی کندلی (1)[کندکلی] گرفتار پنج سارق مسلح شد. سارقین مکاریها و چهار بار از مال آن قافله را سرقت کرده به طرف خاک روسیه متواری شدند. بعد از رسیدن خبر به سرخس، حکومت سرخس، رئیس امنیه را به همراه چند سوار به تعقیب سارقین فرستاد. (2)
امروز بزرگان «کردمحله»(3)و ریشسفیدان طایفه «یارعلی ترکمان» به «قرهسو» آمده و در اداره ژاندارمری قرهسو با تشکیل جلسه درباره تعدیات و درباره سرقت هایی که طرفین مرتکب شده بودند، مذاکره کردند و در پایان به اتفاق، عهد دوستی و اتحاد بین خود بستند که بعدها رؤسای هرطایفه از افراد سرکش خود جلوگیری نمایند. (4)
[تصویر] نمایی از قرهسو در آن دوران
در پی گزارشهای رسیده به وزارت امور خارجه مبنی بر دخالت حکام ولایات در امور حقوقی اتباع خارجی، برای جلوگیری از بروز هرگونه مشکل، این وزارت خانه امروز به وزارت داخله تأکید نمود بنا به مقررات کنونی باید رسیدگی به امور اتباع روسیه و ممالک جدید التأسیس آن و همچنین اتباع بین النهرین به محاکم عدلیه واگذار شود ولی رسیدگی به امور سایر اتباع خارجی فعلا به عهده کارگزاریها باشد تا در آینده درباره آنها نیز تصمیمی کلی اتخاذ شود. (5)
امروز نظامیان دولتی پس از درگیری با اکراد ساعت یازده صبح قلعه چهریق(6)را تصرف کردند و توپ و مسلسل هایی را که این مدت از قوای دولتی به غنیمت گرفته بودند، مسترد شد و اکراد نیز متواری گردیدند. (7)
1) کندکلی در حدود 15 کیلومتری غرب سرخس واقع شده است.
2) تلگراف حکومت سرخس به وزارت داخله، 21/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 6، ص 55.
3) کردمحله نام سابق کردکوی است.
4) روزنامه ایران، 25/ 5/ 1300، ص 2.
5) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 20/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004167.
6) چهریق دهستانی در اطراف سلماس میباشد.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 59.
شنبه 21 مرداد 1300/ 13 اوت 1921/ 8 ذی الحجه 1339
لنین در پاسخ به نامه «روتشتین» (1)(به تاریخ 26 تیر 1300) مبنی بر عدم دخالت شوروی در ایران، نوشت: «من هم با سیاست مدبرانه شما در ایران کاملا موافقم. من نظرات طرف دیگر را نشنیدهام، اما فکر نمیکنم دیدگاههای اصلی شما را بتوان مردود شمرد.»
وی در ادامه افزود: «چرا مطلبی درباره ایران نمینویسید که به همه ما فرصت دهد یک بررسی کلی درباره چنین کشور جالبی، که برای همگی ما تا این اندازه ناشناخته است، به عمل آوریم؟» (2)
امیر مؤید و دو پسرش که یکی از آنها به نام سیف اللّه خان در درگیری با نظامیان دولتی زخمی شده بود. به همراه شش نفر از نوکرانش به جنگل فرار نمودند. تلفات آنها در جنگ اخیر شصت نفر کشته بود و هفتاد و هشت قبضه تفنگ نیز از آنان به غنیمت گرفته شد. (3)
وزارت امور خارجه آمریکا از دولت ایران درخواست کرد رونوشتی از کلیه قرارداد هایی را که ایران پس از خاتمه جنگ جهانی اول (یازدهم نوامبر 1918) امضا کرده، برای دولت آمریکا ارسال کند. (4)
امروز وابسته نظامی فرانسه در تهران گزارش مفصلی درباره مطبوعات ایران به وزارت خارجه فرانسه ارسال کرد.
در این گزارش روزنامههای ایران، ستاره ایران، بامداد روشن، میهن، بدر، جنت و توفان که در تهران منتشر میشد، مورد بررسی قرار گرفته و تمایلات و روش سیاسی روزنامههای مذکور تجزیهوتحلیل شده بود.
در ادامه گزارش نیز به نام برخی از روزنامههای شهرستانها، مانند آزادستان (تبریز)، کارگر (5)(خوی)، بیستون(6)(کرمانشاه)، مصطفوی (بوشهر) و رستگار (قشمه) اشاره شده بود.
1) روتشتین به لنین نوشته بود «... ایران کشور عقبماندهای است و طبقه کارگر قابل ذکری ندارد ... صدور انقلاب به چنین کشوری موجب بروز مشکلات بیپایان در ارتباط با دولت شاه و انگلیس میشود و احتمالا هم به پیدایش یک ایران کمونیستی منجر نمیشود».)Men and Politics ,P .136( .
2) Lenin to Rothstein, 13, Aug, 1921) in reply to Rothstein's Leter date 17 July (Lenin, collected worKs, vol, 45, pp, 245- 55 )
3) روزنامه ایران، 16/ 6/ 1300، ص 2 و 3.
4) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 1.
5) روزنامه کارگر در شهر خوی به مدیریت و صاحب امتیازی میر محمد ماکوئی تأسیس و در سال 1299 ش، منتشر شده است (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 116 و 117).
6) روزنامه بیستون در کرمانشاه به مدیریت صدیق دفتر در 1325 ق، تأسیس شد. پس از مدتی تعطیلی در 1304 ش، به مدیریت میرزا مهدی خان فرهپور در همان شهر مجددا منتشر گردید. (تاریخ جراید و مجلات ...، ج 2، ص 8).
یکشنبه 22 مرداد 1300/ 14 اوت 1921/ 9 ذی الحجه 1339
هیئت دولت با ارسال دو هزار خروار گندم از حدود خراسان و یک هزار خروار برنج از استرآباد به عنوان اعانه برای قحطیزدگان ترکستان و مسلمانان روسیه موافقت نمود. (1)
چون وزارت پست و تلگراف نرخ مراسلات بحرین را همچون نرخ مراسلات خارج از کشور محاسبه میکرد، رئیس پست بوشهر در تلگرافی به رئیس کل پست با اشاره به اینکه وزارت خارجه، بحرین را از نقاط داخل کشور میداند تقاضا کرد نسبت به امور پستی و عوارض مرسولات پستی به بحرین تصمیم مناسبی اتخاذ شود. (2)پس از انعکاس این موضوع از طرف وزارت پست و تلگراف، به وزارت امور خارجه، (3)آن وزارت خانه پاسخ داد که «وزارت خارجه هیچوقت معامله خارجیه نسبت به بحرین اتخاذ نکرده است». (4)
در پی عزیمت کلنل گلروپ از تهران به سوی مشهد، صمصام السلطنه طی تلگرافی به پسیان به وی اطمینان داد که «... عزیمت کلنل گلروپ از این نقطهنظر بوده که شما را از جریانات و حقایق مطلع و حضورا رفع هرگونه سوءتفاهمی را از شما بنماید و گذشته از این حرکت مشار الیه قبل از جریان مذاکره و معاهده بین اینجانب و شما بوده و عقیده ایشان مخالف نظر اینجانب نخواهد بود. کلیه تلگرافات را به ایشان ارائه نمایید تا از جریان مذاکرات اخیره مستحضر شود و نیز ورودشان را فورا اطلاع دهید تا دستورات لازمه داده شود ...» (5)
امروز نظامیان دولتی موفق شدند شهر ارومیه و نواحی آن منطقه را از دست نیروهای سمیتقو بازپس گیرند و یک ستون سواره که از فوج سنگین اسلحه و فوج سوار لشکر شمال غرب و یک عراده توپ کوهستانی و ده پنجاه تیر تشکیل شده بود به تعقیب اکراد مشغول بودند. (6)
قوام السلطنه رئیس الوزراء در تلگرافی به نصرت السلطنه والی فارس با اشاره به اهمیت استقرار نظم و امنیت در ممسنی که مسیر عبور و مرور ایلات بود تأکید کرد: لازم است از شرارت و اقدامات طایفه بویراحمدی در آن مناطق جلوگیری به عمل آید، قوام در راستای نیل به این هدف به نصرت السلطنه دستور داد: نیروی نظامی کافی تهیه و به آن منطقه اعزام نماید و در صورت لزوم یک عراده توپ هم به آن منطقه بفرستد. قوام در پایان تصریح کرد:
مخارج اعزام اردوی نظامی را معین التجار پرداخت خواهد کرد. (7)
معین التجار بوشهری در نامهای (8)
«... از موقعیت و اهمیت نظم ممسنی که محل عبور ئیلات [ایلات] است مسبوق میباشید و همیشه صد نفر سرباز و یک عراده توپ برای نظم آنجا از طرف دولت فرستاده میشد. سنه گذشته چند نفر سرباز فرستادند چون کافی نبود بیشتر بر تجری طایفه بویراحمدی افزوده به واسطه تهاجم و غارتهای مکرره آنها تقریبا شصت نفر از طرفین مقتول شده مسلما باعث بینظمی راه اصفهان بوشهر خواهد شد. لازم است زودتر از طایفه بویراحمدی جلوگیری شود. شررات آنها معلوم است. مستدعی است امر تلگرام به ایالت فارس صادر فرمایند یک عراده توپ با یک عده که کافی برای نظم بدانند زودتر بفرستند. و اهل خود محل هم همراهی مینمایند که انشاء اللّه بدون زدوخورد آنجا منظم میشود. زیاده تصدیع نمیدهد چون تفصیل حضورا عرض شده چون بهبهان و کوهکیلویه هم سپرده به خوانین بختیاری میباشد مستدعی است تلگرافی به خوانین بختیاری بفرمائید که جلوگیری از این طایفه بنمایند ...»
به وزارت داخله با تأکید بر اهمیت نظم و امنیت ممسنی از نقطهنظر امنیت راه اصفهان- بوشهر تقاضا کرد برای سرکوب بویراحمدیها یک نیروی کافی همراه با یک عراده توپ به این منطقه اعزام شوند تا با همراهی اهالی محل موضوع فیصله یابد.(9)معین التجار در ادامه نامه خود ذکر کرد چون حکومت بهبهان و کهگیلویه هم در دست خوانین بختیاری است به آنها نیز تلگراف شود تا برای جلوگیری از بویراحمدیها اقدام نمایند. (10)
1) مراسله وزارت خارجه به وزارت مالیه، 26/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 65، پ 3، ص 1.
2) گزارش تلگرافی رئیس ایالتی پست بوشهر به ریاست کل پست، 22/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ش، ک 33، پ 32، ص 1.
3) مراسله وزارت پست و تلگراف به وزارت خارجه، 12/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300 ش، ک 33، پ 32، ص 2.
4) مراسله وزارت خارجه به وزارت پست و تلگراف، 16/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 33، پ 32، ص 3.
5) تلگراف صمصام السلطنه به محمد تقی خان پسیان، 22/ 5/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 13/ 7768.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 62.
7) تلگراف رئیس الوزراء به نصرت السلطنه والی فارس، 22/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران شم ت 293001492.
8) متن نامه معین التجار به شرح ذیل بود:
9) پس از پایان جنگ جهانی اول معین التجار بوشهری بر آن شد با استفاده از نفوذ و اعتبارش در مرکز، مخالفین محلی خود را که در آشوبهای سالهای اخیر قدرت یافته بودند از میان برداشته و مالکیت خود را بر املاک مزبور مسجل سازد. (م).
10) نامه معین التجار بوشهری به وزارت داخله، 22/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
[تصویر] امامقلی خان به اتفاق عدهای از سران ایل
قوام السلطنه، امروز همچنین با ارسال تلگرافی به اصفهان خطاب به لطفعلی خان امیر مفخم، ایل خانی بختیاری که اداره امور کهگیلویه و بویراحمد را بر عهده داشت تأکید کرد با توجه به اقدامات والی فارس در جهت برقراری نظم و امنیت در ممسنی، او نیز از دخالت بویراحمدیها در مسائل ممسنی جلوگیری نماید تا اقدامات والی فارس زودتر به نتیجه برسد. (1)
1) تلگراف رئیس الوزراء به لطفعلی خان امیر مفخم، 22/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران شم ت 293001492.
دوشنبه 23 مرداد 1300/ 15 اوت 1921/ 10 ذی الحجه 1339
امروز در وزارت جنگ سوئد جلسهای در خصوص اعزام تعدادی صاحب منصب به ایران تشکیل شد. چون دولت ایران صاحب منصبان زیادی میخواست و چنین امکانی برای سوئدیها وجود نداشت، خواستند با نصف تعداد درخواستی دولت ایران موافقت نمایند که با اصرار سفیر ایران در استکهلم این تعداد به دو سوم افزایش یافت. سوئدیها که خواستار استخدام (1)صاحب منصبان به عنوان ژاندارم بودند، چهار شرط را برای اعزام صاحب منصبان به ایران اعلام کردند: اولا کنترات هرصاحب منصب در زمینه کنترات سابق باشد و ثانیا سی درصد به حقوق قبلی آنان افزوده شود، ثالثا صاحب منصبان سوئدی تحت نظارت مستقیم وزیر داخله باشند و زیردست و طرف احتیاج اتباع دیگر کشورها در ایران نباشند و رابعا دولت ایران یک ماه قبل از پرداخت هرقسط معادل یکچهارم بودجه را نزد صاحب منصب کل به امانت بگذارد. (2)
شوکت الدوله (3)که از سوی پسیان به حکومت تربتجام (4)
طایفه کودانی، کریم دادی، طاهری، قوری، مختهباز، باطوری، سنکچولی، ترکمن، بربری، مریدار، خلیلی، علی خوجه، قلعهگاهی، میش مست، محمد درویش، بریز، قرائی، سیستانی، بلوچ، زوری، کرد، یعقوب خانی، عرب، شیخ ی.
منصوب شده بود با بیست نفر ژاندارم محافظ از مشهد عازم تربتجام شد ولی در بین راه پس از هجوم افراد بربری و کشته شدن یک ژاندارم به اسارت شجاع الملک درآمد. (5)امروز از طرف کمیته انقلاب ایران اعلامیهای منتشر گردید که خبر از اصلاحات داخلی در مدیریت جنبش جنگل میداد.
این کمیته دوائر مملکتی را به پنج قسمت تقسیم کرده و به هر یک از اعضای کمیته یک مقام را واگذار کرده بود. از نکات جالب توجه این اعلامیه این بود که نام احسان اللّه خان حذف شده و به جای آن نام سرخوش درج گردیده بود. (6)
1) روابط محدود دولت ایران با سوئد در سوم نوامبر 1875 در زمان ناصر الدین شاه قاجار عهدنامه دوستی و بازرگانی بین ایران و سوئد به وسیله فرخ خان امین الملک فرستاده ایران به فرانسه و سفیر سوئد در فرانسه در این کشور به امضا رسید. 29 سال بعد از امضای این عهدنامه یعنی در سال 1886 مناسبات سیاسی ایران با «کشورهای اسکاندیناوی برقرار گردید و سفیر ایران در دربار روسیه در کشورهای مزبور وزیرمختار اکردیته شدند. داوری منصفانه پادشاه سوئد درباره اختلافاتی که بین دولت ایتالیا و ایران به وجود آمده بود، یکی از دلایل استخدام افسران سوئدی برای ژاندارمری و نظمیه در دوران قاجار بود. در سال 1911 حدود 60 کارشناس نظامی و انتظامی سوئدی وارد ایران شدند. چون روابط ایران و سوئد روزبهروز گستردهتر میشد دولت ایران 7 بهمن 1298 ش، نخستین سفارت ایران در سوئد گشایش یافت و دولت فرانسه نیز در ایران چند سال حافظ منافع سوئد در ایران بود تا اینکه پس از برقراری روابط موقت بین سوئد و ایران سفارت سوئد در سال 1929 در تهران گشایش یافت. (سوئدیها در ایران، ص 7- 11).
2) تلگراف سفارت ایران در استکهلم به وزارت خارجه، 25/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 43، پ 40، ص 33.
3) شوکت الدوله یکی از رؤسای طایفه تیموری و حاکم سرخس بود که به دستور پسیان بازداشت و به مشهد منتقل شده و حتی اسبها و اموالش نیز مصادره شده بود. ولی پس از این ماجرا او به دستور کلنل به حکومت تربتجام منصوب شد. برخی معتقد بودند که هدف پسیان از این اقدام آشتیجویانه، جلب حمایت بیشتر طایفه تیموری بوده است. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 108 و 106).
4) تربتجام از شرق محدود است به رود خانه هریرود که مرز ایران و افغانستان را تشکیل میدهد و از غرب به بخش طیبات و فریمان، از شمال به بخش جنتآباد و فریمان، از جنوب به مرز ایران و افغانستان و یوسفآباد طیبات محدود میشود. طوایفی که در این حدود سکنی دارند عبارتند از:
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 108.
6) کتاب گیلان، ج 2، ص 228.
سهشنبه 24 مرداد 1300/ 16 اوت 1921/ 11 ذی الحجه 1339
منتخب الملک نماینده وزارت امور خارجه در ملاقات با «بریجمن» شارژدافر سفارت انگلیس، در خصوص وقایع اصفهان و سوء حرکات افراد پلیس جنوب، با وی گفتگو کرد و به وی اظهار داشت (1): نظر دولت ایران این است که پلیس جنوب از اصفهان خارج شوند ولی «بریجمن» ضمن بیاهمیت خواندن این موضوع در خصوص انتقال پلیس جنوب از اصفهان پاسخ داد که میبایست در این خصوص نظریات مفتش کل پلیس جنوب را بداند. (2)
سرکنسول انگلیس در «کاشغر» در گزارش ارسالی خود به انگلیس نوشت: طبق گزارش هایی که به تاریخ 10 مرداد (2 آگوست) از «تاشکند» دریافت کرده است، به نظر میرسد که بلشویکها موقتا فعالیت هایشان را با افغانستان، ایران و سایر کشورهای همسایه، به سبب وضعیت داخلی خود در روسیه، متوقف کردهاند. در ادامه این گزارش ذکر شده است که دستوراتی از مسکو برای ارسال همه نوع مواد غذایی، پوشاک و انواع مواد دیگر برای مقابله با قحطی و خطر اقتصادی که اینک روسیه را تهدید میکند، صادر شده است. (3)
با وجود اینکه، نمایندگان ایرانی برای شرکت در کمیسیون رسیدگی به موضوع تسلیم زبردست خان چند روزی بود که در لطفآباد حضور داشتند، اما امروز به وزارت داخله گزارش دادند: هنوز کسی از نمایندگان حکومت ترکستان در محل حاضر نشده است. (4)لازم به ذکر است، که قبل از ارسال این گزارش وزارت امور خارجه در نامهای به سفارت روسیه مجددا خواستار تشکیل سریع این کمیسیون و ختم قضیه شده بود. (5)
ارباب کیخسرو در نامهای به وزارت داخله ضمن تشکر از قصاص ماشاء اللّه گماشته بانک شاهنشاهی به خاطر قتل پسر نرسس ارمنی و دیگر جنایاتی که در کرمان مرتکب شده بود، خواستار مجازات سایر همدستان وی خصوصا «داداش» نام شد. (6)
پس از آنکه، کلنل محمد تقی خان پسیان تصمیم گرفت خود برای گفتگو با کلنل گلروپ (7)به سبزوار برود، ماژور اسماعیل خان امروز از ادامه سفر گلروپ و هیئت همراهش به مشهد جلوگیری کرده، آنها را در شریفآباد متوقف نمود.
گلروپ در ملاقات با کلنل محمد تقی خان پس از ارائه مدارک لازم به وی خاطرنشان کرد: صرفا برای تقدیر از خدمات ژاندارمری خراسان و تفویض اختیارات لازم به وی به این سفر آمده است. (8)
1) در پاسخ به درخواست دولت ایران از شارژدافر سفارت انگلیس مبنی بر خروج پلیس جنوب از اصفهان، این سفارت خانه روز بعد اعلام کرد انتقال نیروهای پلیس جنوب از اصفهان، هزینههای زیادی لازم دارد که چنین هزینهای هم در دست نیست مگر اینکه خود دولت ایران مخارج آنها را به عهده بگیرد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 16، ص 15).
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 16، ص 10.
3) COL. P. T. Etherton to Curzon, 16 Aug, 1921, Fo/ 371/ 6743/ 11531
4) مراسله وزارت داخله به وزارت خارجه، 24/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35، ص 5
5) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 30/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 35.
6) نامه کیخسرو شاهرخ به وزارت داخله، 24/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005975.
7) کلنل گلروپ و همراهانش در روز پانزدهم اوت (23 مرداد) به سبزوار وارد شده بودند. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 107).
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 107.
چهارشنبه 25 مرداد 1300/ 17 اوت 1921/ 12 ذی الحجه 1339
در جنگ نیروهای دولتی و «امیر مؤید» (1)
در محرم 1333 به مجلس دوره سوم راه یافت و در مجلس ریاست کمیسیون نظام را بر عهده گرفت. در رمضان 1336 با دولت وثوق الدوله همگام با دیگر چهرههای ملی درگیر شد. نتیجه این درگیری تبعید امیر مؤید به کرمانشاه بود. پس از سقوط حکومت وثوق الدوله و ر هایی از تبعید به مازندران آمد و پس از کودتای اسفند 1299 و به قدرت رسیدن رضا خان تحت الحفظ به تهران اعزام شد. این در حالی بود که سهم الممالک فرزند ارشد امیر در مازندران ریاست قشون را بر عهده داشت.
سه فرزند امیر مؤید عباس خان (سهم الممالک) و سیف اللّه (سرتیپ) و اسد اللّه خان (هژیر سلطان) در نبردهای سخت با نیروهای رضا خان در سال 1300 ش، شکست خوردند و پس از تسلیم، دو برادر سهم الممالک و هژیر سلطان به خدمت نظام در استرآباد درآمدند و سیف اللّه خان در کنار پدر در تهران بهسر میبرد. پس از چندی دو برادر به تهران فراخوانده شدند و در بین راه در کلارک بهشهر به قتل رسیدند.
امیر مؤید در تیرماه 1311 با خوف و رجاء زنده بود و سیف اللّه خان میراثخوار پدر و برادران به یمن حمایت خاندان پهلوی و به دور از هیاهوی سیاسی و نظامی در آسودگی زیست». (اسناد امیر مؤید سوادکوهی، ص 35- 20؛ فصلنامه گیلان ما، پاییز 1383، شم 16، ص 80- 89).
، یکصد و پنجاه نفر از افراد «امیر مؤید» که یکی از آنان پسر او بود، اسیر و تعدادی دیگر متواری شدند در این درگیری از جمله هزار گوسفند به تصرف نیروهای دولتی درآمد.(2)آقا میرزا آقا خان همدانی به عضویت اداره بازرسی ژاندارمری انتخاب گردید. (3)
[تصویر] امیر مؤید سوادکوهی
رضا خان به مرکز فرماندهی نیروی قزاق در قزوین دستور داد هزار و پانصد نفر از قزاقهای مستقر در تنکابن را به تبریز اعزام نمایند. (4)
1) اسماعیل خان باوند معروف به امیر مؤید سوادکوهی و امیر تومان، فرزند شعاع السلطنه کالسکهچیباشی دربار ناصر الدین شاه قاجار در سال 1261 ق/ 1224 ش، متولد شد و در رشتهی نظامی در دار الفنون تحصیل کرد و پس از آن به خدمت حکومت درآمد. به خاطر خدماتش، دربار ناصر الدین شاه قاجار، به فرمان شاه در 1302 ق، نشان سرهنگی و رشته حمایل مخصوص دریافت کرد. در محرم 1326 ق به فرمان محمد علی شاه از سوی وزارت جنگ حکم ریاست قشون مازندران برای امیر مؤید صادر شد، در ذیقعده همان سال به فرمان شاه مأموریت حفظ مرزهای شمالی ایران را بر عهده گرفت. در جمادی الاول 1330 ق، لقب «امیر مؤید» به او داده شد.
2) روزنامه ایران، 25/ 5/ 1300، ص 2.
3) همان.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 28.
پنجشنبه 26 مرداد 1300/ 18 اوت 1921/ 13 ذی الحجه 1339
یک کشتی روسی به نام «ارل»)Orel( و یک ناو جنگی، پس از بازدید از سواحل ایران، بندر انزلی را ترک کردند. (1)
[تصویر] ولادیمیر ایلیچ لنین رهبر روسیه شوروی
امیر معتمد برادر دکتر امیر اعلم سردار، از طرف وزارت داخله به حکومت گلپایگان، کمره (2)و خوانسار انتخاب گردید، شاهزاده امیر حشمت از این سمت برکنار گردید. (3)
حکیم الدوله وزیر صحیه و امور خیریه از بیمارستان تازه تأسیس مرحوم «میرزا عیسی وزیر» (4)
وی در سال 1310 ق، در اثر بیماری وبا درگذشت. (تاریخ منتظم ناصری، ص 1898؛ شرح حال رجال ایران، ج 2، ص 512).
معروف به بیمارستان شیخ هادی (5)بازدید نمود و وعده داد که به زودی نواقص آن را برطرف نماید. این بیمارستان به همت شخص حکیم الدوله تأسیس شده بود. (6)1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 28.
2) کمره: از شمال محدود است به عراق عجم (اراک) و از مغرب به بروجرد و از مشرق به محلات و از جنوب به گلپایگان و به سه منطقه خمین، کلهزن و حمزهلو تقسیم شده است.
3) روزنامه ایران، 27/ 5/ 1300، ص 2.
4) میرزا سید عیسی تفرشی معروف به وزیر فرزند میرزا موسی وزیر بود. وی از سال 1283 ق، وزارت و پیشکاری کامران میرزا حاکم تهران را به عهده داشت و از این جهت به وزیر دار الخلافه معروف شد. وی در سال 1288 از این شغل عزل شد. وی در سال 1309 ق، مجددا به این سمت گمارده شد.
5) عیسی وزیر در سال 1310 ق، در بستر مرگ به حاجی شیخ هادی گفت آرزوی ساختن مریض خانهای داشتم اگر شما با پول من آن را بسازید آرامش خاطر مییابم. بدینترتیب پس از مرگ وی از ارتش هزینه ساختن مریض خانه تهیه شد. بیمارستان وزیری در خیابان پهلوی (ولی عصر فعلی) پائینتر از چهارراه شاه (خیابان جمهوری فعلی) در کوچه وزیری واقع شده است. بنا به روایتی در سال 1318 و در برخی منابع دیگر آورده شده که بیمارستان وزیری در 1320 ق، افتتاح شده است. (تاریخ بیمارستانهای ایران، ص 242؛ تاریخ طب و طبابت در ایران، ج 1، صص 218- 221).
6) همان، ص 1.
جمعه 27 مرداد 1300/ 19 اوت 1921/ 14 ذی الحجه 1339
وزارت معارف و اوقاف به موجب اعلانی شرایط جدید برای اعزام محصلین به خارج از کشور را اعلام کرد. وزارت معارف در این اعلان توضیح داده بود با توجه به اینکه شکایتهای زیادی از نمایندگان ایران در اروپا و آمریکا مبنی بر عدم پرداخت مخارج محصلین از سوی اولیای آنان میرسید و در نتیجه اوضاع رقتبار آنان باعث تضییع حیثیت ایرانیان شده است، با توافق نظر وزارت امور خارجه، تصمیم گرفته شده است که از این به بعد، در صورتی به محصلین جواز رفتن به اروپا و آمریکا داده شود که اولیای آنان در وزارت معارف متعهد بشوند مخارج تحصیل فرزندان خود را آخر هر سه ماه به اروپا و آمریکا ارسال دارند. همچنین در این راستا از طرف وزارت امور خارجه و مالیه به مأمورین تذکره و گمرک دستور داده شد، بدون اجازه کتبی وزارت معارف به افرادی که قصد دارند برای تحصیل به اروپا و آمریکا بروند تذکره و اجازه خروج از مرز داده نشود. وزارت معارف بعد از ارائه این توضیحات در پایان اعلام کرد هرکس مایل است فرزند خود را برای تحصیل به اروپا اعزام نماید باید قبلا با مراجعه به وزارت معارف اجازه کسب نماید و سپس از وزارت امور خارجه تذکره بخواهد. (1)
پس از شکست مذاکرات (2)
شوکت الدوله که در پانزدهم ماه جاری با بیست نفر ژاندارم اسکورت خود از مشهد عازم تربتجام بود پس از هجوم افراد بربری و کشته شدن یک ژاندارم به اسارت شجاع الملک درآمد.
ژاندارمهای مستقر در مرز با مخابره تلگراف اعلام نمودند که اجازه نخواهند داد کلنل محمد تقی خان از خراسان خارج شود. سید مصطفی سرابی در ضیافت ناهاری که حاج حسین آقا به افتخار کلنل محمد تقی خان داده بود سخنرانی بسیار تند و زنندهای علیه حکومت مرکزی ایراد نمود.» (گزارشهای کنسولگری انگلیس در ایران، ص 108).
کلنل گلروپ و پسیان، گلروپ و همراهانش تحت الحفظ به نیشابور اعزام شدند و از آنجا به تهران بازگشتند. (3)حکومتنظامی تهران با انتشار اعلانی به کارمندان آن اداره اطلاع داد ساعت کار اداره از ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر و از ساعت پانزده تا هیجده خواهد بود و اگر کارمندی در ساعت مقرر در اداره حکومتنظامی تهران حضور نداشته باشد.(4)جریمه خواهد شد. (5)
وزارت معارف و اوقاف به موجب اعلانی از کلیه مؤلفین کتب مدارس ابتدایی که بر طبق دستور ششساله ابتدایی، کتبی تألیف نموده بودند، خواست تا اول فروردینماه آینده نواقص کتب تألیفی خود به خصوص کتب علم الاشیاء، حفظ الصحه، شرعیات، جغرافیا، تاریخ، عربی، اخلاق و تعلیمات مدنی را برطرف کرده تا پس از ارائه به اداره تألیفات عمومی تجدید چاپ شود. (6)
«غلامحسین نقدی» رئیس مدرسه نظامی دیویزیون قزاق در آستانه آغاز هجدهمین سال تحصیلی این مدرسه در روز 25 شهریور، به موجب اعلانی به کلیه داوطلبان علاقهمند به تحصیل در این مدرسه که سن آنها کمتر از نه سال و بیشتر از هیجده سال نباشد، اعلام کرد: میتوانند برای نامنویسی از روز اول شهریور تا بیستم شهریور از ساعت 8 الی 12 به دفتر مدرسه مراجعه نمایند. (7)
پسیان ابلاغیهای خطاب به بربریها که به شجاع الملک پیوسته و او را حمایت میکردند صادر کرد و به آنها پنج روز مهلت داد تا به خانههای خود بازگردند. پسیان به آنها هشدار داد در غیر این صورت خانه و دارایی آنها غارت خواهد شد. (8)
مدیر نشریه قانون که امتیاز این نشریه را تازه کسب کرده ولی نشریهاش قبل از چاپ و توزیع توقیف شده بود، در
1) روزنامه ایران، 27/ 5/ 1300، ص 4.
2) «پرایدوکس» سرکنسول انگلیس در مشهد راجع به این مذاکرات و علل شکست آنچنین اظهار کرده است: «در خلال این مدت مذاکرات امیدوار کنندهای با پادرمیانی ژنرال حمزه خان عموی کلنل بوسیله تلگراف حضوری بین کلنل محمد تقی خان و امامجمعه خویی در جریان بود که منجر به ارسال دو پیشنهاد از طرف کلنل به حضور شاه شد. در پیشنهاد اول کلنل آمادگی خود را برای خروج از ایران اعلام کرده بود و پیشنهاد دوم حاکی از تمایل وی به ادامه خدمت زیر نظر والی جدید بود. هردو پیشنهاد کلنل محمد تقی خان منصفانه و معقول به نظر میرسید، لیکن متأسفانه حضور ناگهانی گلروپ و اعضای همراه وی در سبزوار همه رشتهها را پنبه کرد. در نوزدهم اوت زمانی که کلنل محمد تقی خان به من اجازه داد با ارسال یک تلگراف از کلنل گلروپ دعوت کنم تا به عنوان مهمان سرکنسول از مشهد دیدار به عمل آورد، امید به از سرگرفته شدن مذاکرات تا اندازهای بیشتر گردید، ولی این تدبیر نیز به علت وقوع حوادث زیر با شکست مواجه شد:
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 107).
4) در این اعلان اخطار داده شده بود اگر کارمندی در اداره حکومتنظامی تهران حضور نداشته باشد، دفعه اول یک روز از حقوق او کسر، در دفعه دوم، دو روز کسر و در دفعه سوم سه روز حقوق کسر خواهد شد و در صورت تکرار غیبت در دفعه چهارم، اخراج خواهد شد. (اسناد ملی ایران، شم ت 293001478).
5) اعلان حکومتنظامی تهران، 27/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001478.
6) روزنامه ایران، 27/ 5/ 1300، ص 4.
7) همان.
8) نامه میرزا علی به سردار نصرت، 29/ 5/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 510- 21506 ق.
[تصویر] دانشآموزان مدرسهای در آن روزگار
نامهای به رئیس مجلس شورای ملی خواستار استعلام علت توقیف نشریه قانون، قبل از انتشار شد.(1)
یک کشتی روسی به نام تولا)Tula( مجهز به توپ در بندر انزلی پهلو گرفت. (2)
وزیرمختار انگلیس در ایران از وزارت امور خارجه تقاضا نمود در خصوص تقاضای روتشتین مبنی بر استرداد اسرائیلینکو به سفارت روسیه اقدام نماید. (3)
شنبه 28 مرداد 1300/ 20 اوت 1921/ 15 ذی الحجه 1339
امروز حزب داشناکسیون ارامنه با انتشار بیانیهای، یازده نفر از اعضای خود را به شرح ذیل از آن حزب اخراج کرد:
آسادور ابرامیان (رئیس سابق رسومات)، الک کالتیمان (مهندس)، هارطون پطروسیان (کارمند تجارت خانه طومانیانس)، هایک قوکاسیان، (کارمند سابق ملزومات مالیه)، کیقام سرکیسیان، چرماک (رئیس مدرسه ارامنه)، سیمو سیمورنیان (کارمند تحدید کل)، سیمو هاوانسیان (مغازهدار)، نوشاوان پطروسیان (مفتش رسومات)، اواکرهای راپدیان (معلم مدرسه ارامنه)، واهان مسروپیان معروف به بارون صاحب . (1)
بانک شاهنشاهی، شعبه بوشهر، مقدار زیادی سکه دو قرانی نقره را با کشتی به خرمشهر (محمره) حمل نمود.(2)
در خصوص هزینههای اردوی نظامی اعزامی به ممسنی، وزارت داخله به والی فارس اطلاع داد:
برخی از هزینهها از قبیل چادر، لباس و حقوق معمولی نظامیان به عهده دولت میباشد ولی هزینههای فوق العاده سربازان و توپچیها، حملونقل و مهمات به عهده معین التجار خواهد بود که نماینده وی در فارس پرداخت خواهد کرد. (3)
پس از اینکه، بالاخره دولت شرایط و پیشنهادات پسیان را پذیرفت و قبول کرد که او با برداشت حقوق خود به خارج از کشور برود، کلنل مراتب این خبر را به قوای سبزوار و قوچان و صاحب منصبان مشهد ابلاغ و خداحافظی نمود ولی از ولایات مختلف تلگرافات متعددی به پسیان رسید، مبنی بر [تصویر] هارطون استپانیان از رهبران داشناکسیون
آنکه، آنان مایلند تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خونشان کلنل را حمایت نمایند و بدینترتیب پسیان را از تصمیم خود منصرف نمودند. متعاقبا امروز نیز نزدیک به پنجاه نفر از عموم طبقات در منزل حاج حسین آقا اجتماع کرده (4)، تلگرافی با این
1) روزنامه ایران، 28/ 5/ 1300، ص 2.
2) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 28/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 4، ص 9.
3) مراسله وزارت داخله به ایالت فارس، 28/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
4) در این جلسه قائممقام، حاج حسین آقا تولیت، زوّارزاده، معتصم السلطنه و تعدادی دیگر از سرشناسان مشهد حضور داشتند (اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم، 75، 21574 ق).
[تصویر] چادرهای حکومتنشین بختیاری
مضمون به تهران مخابره نمودند که ما تهران را نخواهیم شناخت تا وقتی که حکم فرمانفرمایی پسیان به ایالت خراسان صادر شود.(1)
کلنل محمد تقی خان که نسبت به شخص شوکت الدوله و سازش محرمانه او با شجاع الملک مشکوک بود، به منظور پیشگیری از وقوع حوادث جبرانناپذیر، شصت نفر ژاندارم را به تربتجام اعزام کرد. (2)
فرمانده اردو دستور داشت تا ممکن است مسئله را به صلح خاتمه دهد. پسیان در نامهای که در همین روز به سردار نصرت نوشت: از او نیز خواست سعی نماید مسئله را خاتمه دهند و یکی از پسرهای شجاع الملک، شوکت الدوله یا منتصر الملک را به مشهد بیاورند. (3)
پیرو شکایت معین التجار بوشهری به وزارت داخله مبنی بر اینکه طوایف «آقایی» و «قاید گیوی» بویراحمدی مبلغ زیادی از اموال اهالی ممسنی را غارت و چند نفر را نیز مقتول نمودهاند.
امروز وزارت داخله با ارسال تلگرافی به لطفعلی خان امیر مفخم ضمن اعلام این خبر، از وی خواست برای تعقیب اشرار و بازگرداندن اموال مسروقه و پرداخت دیه مقتولین به اهالی ممسنی اقدام و از خوانین بویراحمدی که از فرزندان کریم خان هستند التزام بگیرد که از شرارت طوایف خود جلوگیری نمایند. (4)
یکشنبه 29 مرداد 1300/ 21 اوت 1921/ 16 ذی الحجه 1339
امروز چند نفر از اهالی مرزنشین آستارای روسیه به قصد سرقت مواشی اهالی قلعه از سرحد روسیه به خاک ایران وارد شدند. در هنگامی که مشغول جمعآوری مواشی بودند ژاندارمهای پست مرزی قلعه از قضیه مطلع شده و سه نفر از آنان را جلب نمودند ولی بقیه موفق شدند بگریزند. بلافاصله مجددا بیست نفر تفنگچی از سرحد روسیه به طرف قلعه هجوم آورده و شروع به تیراندازی کردند. در اثر این اقدام مهاجمین یک نفر از اهالی قلعه مجروح شد. ژاندارمها بقیه اهالی را وادار به فرار کردند. (1)
پانصد نفر ژاندارم با دو عراده توپ به فرماندهی سلطان علی رضا خان شمشیر (2)
ماژور علیرضا خان قسمتی از تحصیلات ابتدائی خود را در شیراز و در موقعی که پدرش در زمان والیگری شاهزاده ظفر السلطنه قاجار، فرمانده قوای شیراز بود، به اتمام رسانیده و همین امر باعث میشد که بعدها به درجه افسری ژاندارمری برسد و از مدرسه سوئدیها فارغ التحصیل شد، او خدمات اولیه خود را در شیراز و ایالت (استان) فارس انجام داد.
در جنگ جهانی اول با درجه کاپیتانی (سلطانی) جزو نیروی آزادیخواهان فارس بود و با انگلیسها جنگیدند و پس از شکست آلمانها و تصرف فارس به وسیله قشون انگلیس و قوام شیرازی، علیرضا خان شمشیر جزو افسران اسیری بود که در قلعه کریم خان زند محبوس گردید، و بعدا به نیروی روس تزاری تحویل داده شدند، که با پای پیاده این افسران را با یک عده از آزادیخواهان تا قزوین حرکت دادند، و مقرر بود که در سیبری روسیه آنها را اعدام نمایند، و حتی ماژور شمشیر جزو افسرانی بود که قرار شد در قزوین اعدام گردد. ماژور علیرضا خان بعدها با کمیته حزب دموکرات بعد از فترت همکاری نزدیک داشته و در کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی بنا به حکم وی به خراسان فرستاده میشود. پس از آنکه ماژور شمشیر به مشهد وارد شد و با محمد تقی خان پسیان آشنا گردید تا آخرین لحظه به وی وفادار باقی ماند. (کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 295- 297).
برای سرکوب بربریها از مشهد به طرف تربت و باخرز حرکت کردند. (3)هیئت دولت امروز به منظور تصمیمگیری در خصوص قضایای شمال کشور (گیلان) تشکیل جلسه داد. رضا خان در این جلسه، عملیات نظامی را به عنوان کرد، ولی سایر وزیران با پیشنهاد وی مخالفت کردند. ظاهرا روتشتین به وزرای مخالف قول داده بود با میانجیگری بین میرزا کوچک خان و حکومت مرکزی از اعمال خشونت جلوگیری نمایند. روتشتین گفته بود: در صورت شروع عملیات علیه میرزا کوچک خان نگران مداخله نیروهای آذربایجان شوروی به نفع کوچک خان است.
در پایان جلسه، هیئت دولت تصمیم گرفت شروع عملیات علیه میرزا کوچک خان، چهارده روز به تعویق افتد تا روتشتین (4)فرصت لازم برای برقراری صلح داشته باشد.(5)
1) تلگراف از آستارا به وزیر خارجه، 30/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 38، پ 2، ص 3.
2) ماژور علیرضا خان شمشیر وزیری، پسر موسی خان میرپنج از صاحب منصبان ارشد و معروف قزاق خانه ایران، و اصولا خانواده آنها از ایرانیهای مهاجر قفقاز میباشند که از قفقاز به ایران بازگشته بودند. برادر بزرگ وی کلنل علینقی خان وزیری استاد موسیقی ایران.
3) نامه میرزا علی به سردار نصرت، 29/ 5/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 510- 21506 ق.
4) زمانی که دو هفته مهلت درخواستی از طرف روتشتین به منظور برقراری صلح بین کوچک خان و حکومت مرکزی به سرآمد، وی اعلام کرد در تحقق مقصود یادشده موفق نبوده است. روتشتین همچنین متذکر شد که چون حکومت ایران از تحویل اسرائیلینکو)IsraelenKo( خودداری میورزد در آینده کوچکترین قدمی در راه استقرار صلح و آرامش در شمال ایران بر نخواهد داشت. (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس ص 34)
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 29.
دوشنبه 30 مرداد 1300/ 22 اوت 1921/ 17 ذی الحجه 1339
کلنل پسیان به درخواست مردم مشهد هیئتی متشکل از قائممقام التولیه (1)، مجتهد شیخ حسن پایین خیابانی، حاج میرزا یحیی ناظر، معتمد الوزاره، حاج امین التجار، میرزا سواحلی هادیون، عباس علی خان و حاج عبد الحسین خان را برای مذاکره با شجاع الملک (2)و ترغیب وی به فراخواندن طوایف به حمایت از پسیان به طرف کاریز اعزام نمود. قرار بود این گروه شجاع الملک را راضی نماید یکی از پسران خود را برای دادن اطمینان به مشهد اعزام نماید.(3)
جواد بوشهری (امیر همایون) (4)
برای اولینبار در 1326 ش، در ترمیم چهارم کابینه قوام السلطنه به وزارت پست و تلگراف و تلفن معرفی شد. در کابینه عبد الحسین هژیر وزیر کشاورزی بود. در کابینه دکتر محمد مصدق به وزارت راه برگزیده شد و در همین سمت بود که مهمانداری لرد استوکس لرد اول خزانهداری و وزیر مشاور انگلیس که برای مذاکره به ایران آمده بود، به عهده او قرار گرفت.
در ادوار مختلف مجلس سنا، سناتور انتخابی تهران بود و از سال تأسیس مجلس سنا تا هنگام مرگ این سمت را دارا بود. دو دوره نیز نایبرئیس مجلس سنا گردید. ریاست جشنهای 2500 ساله هم با او بود. در اواخر عمر بانک ملی برای وصول مطالباتش علیه او اجرائیه صادر کرد و قسمتی از املاک و اموال او را بابت اصل و بهرههای دریافتی تصاحب نمود. وی در سال 1351 درگذشت. (شرح رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 318- 319).
پسر معین التجار که در فارس به نمایندگی از پدر عمل میکرد به نیرویی که نصرت السلطنه برای اعزام به ممسنی فراهم ساخته بود راضی نشده و پنجاه سرباز دیگر به همراه یک عراده توپ کوهستانی میخواست. از آنجا که اعزام این عده حداقل دو هزار تومان هزینه داشت و منوط به تصویب وزارت داخله بود، نصرت السلطنه والی فارس از وزارت داخله در اینباره کسب تکلیف کرد. (5)احسان اللّه خان با پانصد نفر از دارکلا به لنگرود حمله کرده (6)
لازم به ذکر است که احسان اللّه خان در 26 مردادماه با کشتی از انزلی به دارکلا واقع در سی و دو مایلی شرق انزلی رفته بود تا از سمت شمال به نیروهای دولتی حملهور شود. به دنبال این اقدام خودسرانه احسان اللّه خان، میرزا کوچک خان طی نامهای از وی خواسته بود از تعقیب نقشهاش منصرف شود. (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 35 و 30- 29).
و شهر را بهتصرف درآورد. (7)1) قائممقام التولیه، پسر حاجی میرزا سید، از ملاکین و شخصیتهای متنفذ آن روزگار خراسان است که با انگلیسیها روابط دوستانهای داشت (فرهنگ رجال، قاجار، ص 142).
2) در آن زمان شجاع الملک جنگجویان طوایف بربری، هزاره و تیموری را برای هجوم به ژاندارمها به گرد خود جمع کرده بود (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 108).
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 110.
4) جواد بوشهری معروف به امیر همایون، متولد 1272 ش، فرزند حاج محمد معین التجار بوشهری. تحصیلات او در اروپا در رشته تجارت و اقتصاد بود. از جوانی به شغل خانوادگی خود که تجارت بود پرداخت و در ضمن در محافل سیاسی تهران نیز رفتوآمد مینمود. در کودتای 1299 در زمره رجالی بود که بازداشت شد و در مدت حکومت سید ضیاء در زندان بود. در دوره هفتم از تهران به وکالت مجلس انتخاب شد، ولی نتوانست در ادوار بعدی انتخاب شود.
5) تلگراف نصرت السلطنه به وزارت داخله، 30/ 5/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
6) پس از این حمله، نیروهای قزاق در بیست و پنجم اوت (2 شهریور) با یک ضد حمله شهر را بازپس گرفتند. در این درگیری بخشی از نیروهای احسان اللّه خان اسیر و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند. خود احسان اللّه خان با گروه کوچکی از نفرات خود به دارکلا بازگشت.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 35- 34.
سهشنبه 31 مرداد 1300/ 23 اوت 1921/ 18 ذی الحجه 1339
کلنل محمد تقی خان پسیان به سرگرد علی رضا خان شمشیر فرمانده اردوی منطقه تربتجام اطلاع داد:
حجت الاسلام آقا شیخ حسن (1)و حاجی قائم التولیه و چند نفر دیگر به عنوان نمایندگی از سوی اهالی مشهد، قصد عزیمت به منطقه کاریز (2)را دارند.
پسیان در ادامه تصریح کرد: لازم است به مأمورین توصیه شود تا همکاری و همراهی لازم را با ایشان داشته باشند و تا هنگام بازگشت افراد مذکور، از جنگ و درگیری خودداری شود تا دستور بعدی داده شود. (3)
[تصویر] احمد شاه قاجار به همراه محمد حسن میرزا ولیعهد و قوام السلطنه رئیس الوزراء و در پشت سر احمد شاه سردار سپه وزیر جنگ دیده میشود.
امروز که مصادف با عید غدیر بود، مراسم سلام در قصر صاحب قرانیه در حضور احمد شاه برگزار شد. (1)
اتحادیه مدیران جراید اصفهان که با تشویق و حمایت اداره معارف اصفهان تشکیل شده بود بیانیهای را با هدف بهبودی وضعیت مطبوعات از مدح و ذم هایی که برای جلب منافع در مطبوعات چاپ میشد، منتشر نمود. (2)
«1- حفظ حیثیات مطبوعات از لطمات خارجی که به وسایل مختلفه از طرف ستمکاران معارف و اجتماع اعمال میشود.
2- سودمند نمودن مطبوعات به حال جمعیت با انجام دادن وظایف وجدانی خود به وسیله نگارش مقالات آزاد.
3- حفظ عفت قلم که یگانه عامل مهم شرافت حیثیات مطبوعات به شمار میرود.
4- حفظ حقوق و حیثیات نمایندگان افکار عمومی (مدیران جراید) در مقابل دشمنان و مخالفین با وسایل مقتضیه.
5- حمایت ستمدیدگان و جلوگیری از ظالمین از هرطبقه که بوده باشد تا اندازهای که در حیطه قدرت قلم و نگارش است.
6- عقد اتحاد و یگانگی با عموم مدیران جراید فارسیزبان ایران و تشکیل دادن یک اتحادیه عمومی مابین مطبوعات ایران»
مدیران جرائد(3)متعهد شدند در حدود قانون مطبوعات با رعایت اصول اخلاقی و ادبی به وظایف خود عمل نمایند.(4)[تصویر] کاخ صاحب قرانیه
1) روزنامه ایران، 30/ 5/ 1300، ص 2.
2) اتحادیه مدیران جراید اصفهان موارد ذیل را در نظر گرفتند و خود را ملزم به اجرای آن کردند:
3) امضاکنندگان این بیانیه عبارت بودند از ابراهیم مدیر راه نجات و نجات ایران؛ ادیب حضور، مدیر مفتش ایران؛ گلشن مدیر اختر مسعود، مکرم مدیر صدای اصفهان؛ ادیب خراسانی مدیر صبح امید؛ محمد باقر مدیر غرش؛ وزیرزاده مدیر اخگر (بیانیه مدیران جراید اصفهان، اسناد ملی ایران، شم ت 297036082).
4) مراسله اداره معارف اصفهان به وزارت معارف، 2/ 6/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 297036082.
چهارشنبه 1 شهریور 1300/ 24 اوت 1921/ 19 ذی الحجه 1339
کلنل محمد تقی خان پسیان کفیل ایالت و فرمانده کل قوای نظامی ایالت خراسان و سیستان با صدور بیانیهای در مشهد برقراری حکومتنظامی را اعلام کرد. در این بیانیه پسیان موارد ذیل را از تاریخ 19 ذیحجه ممنوع اعلام کرد:
«1- تردد شبها در معابر غیر از لیالی متبرکه (آن هم در صورتی که سوءاستفاده نشود) از سه ساعت از شب گذشته تا صبح 2- اجتماعات مخل آسایش و امنیت 3- حمل اسلحه برای غیرنظامیان و خرید و فروش آن برای نظامی و غیرنظامی 4- خروج از شهر بدون داشتن جواز رسمی از دفتر مرکزی کل قوا زارعین اطراف شهر و مالداران از این حکم مستثنی میباشند.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «اشخاصی که جرم اخلال در امنیت در مورد آنها در محکمه نظامی به اثبات برسد به اعدام محکوم خواهند شد.» در پایان این اعلان اظهار امیدواری شده بود که تا اول ماه محرم مقررات حکومتنظامی پایان یابد. (1)
احمد شاه به سردار اسعد (2)والی ایالت کرمان یک قطعه نشان قدسی و حمایل آبی اعطا کرد.(3)
پیرو شکایتهای متعدد رسیده از تعدیات اشرار سرحدی ایران و روس و غارت و سرقت اموال و احشام رعایای سرحدی و در نتیجه مذاکرات وزارت امور خارجه با سفارت روسیه شوروی، مقرر شد کمیسیونی برای رسیدگی به دعاوی طرفین مرکب از نماینده حکومت و کارگزار اردبیل و کنسول روس در اردبیل و یک نفر مترجم در این فصل در بیلهرود و اجارود و در زمستانها در بیلهسوار تشکیل شود. (4)
علم الدوله، حسابدار ژاندارمری مشهد، جانشین رئیس پلیس سوئدی مشهد شد. (5)
[تصویر] سردار اسعد بختیاری
در پی تحقیقات مفصل سفارت ایران در لندن در خصوص هواپیماهای انگلیسی که برای فروش گذاشته شده بودند، داوود
1) اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20- 7768.
2) جعفر قلی خان سردار اسعد سوم پسر ارشد حاج علیقلی خان سردار اسعد دوم، در سال 1296 ق، به دنیا آمد در فتح تهران در سال 1327 ق، پدرش و سپاه جنوب را همراهی کرد پس از خلع محمد علی شاه و تشکیل جلسه فوق العاده مجلس برای اداره کشور در دادگاه ده نفره انقلاب، که عدهای از مخالفان، از جمله مرحوم آیت اللّه شیخ فضل اللّه نوری را محاکمه و محکوم به اعدام کرد، عضویت داشت در این مدت، طرفداران محمد علی شاه مخلوع تحریک شدند در سراسر آذربایجان، بویژه در نواحی اردبیل و ارسباران، دست به شورش زدند. مجلس دوم برای سرکوبی این شورشیان، تشکیل نیرویی را ضروری دید. سرکرده این نیرو یپرم خان بود که جعفر قلی خان و سواران بختیاری آن را همراهی میکردند. سرکوبی موفقیتآمیز شورشیان، بر محبوبیت جعفر قلی خان افزود. جعفر قلی تا سال 1336 ق، سردار بهادر لقب داشت اما پس از مرگ پدرش، سردار اسعد لقب گرفت. در 1338 ق، حاکم کرمان و پس از مدت کوتاهی حاکم خراسان شد. با ظهور رضا خان (پهلوی)، جعفر قلی خان با او صمیمانه همکاری کرد و پس از آنکه، تیمور تاش از مقام خود خلع و زندانی شد، تقرب و بستگی او به رضا خان افزایش یافت؛ اما در اوایل آذر 1312 ش، هنگامی که در دولت فروغی وزیر جنگ بود و در سفر مازندران رضا خان را همراهی میکرد. به دستور او دستگیر و زندانی شد. در 13 فروردین 1313 ش، این خبر انتشار یافت که او در زندان فوت کرده است. شایع شد که او را در زندان مسموم یا اعدام کردهاند، هنگام مرگ حدود 55 سال سن داشت. (شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 245- 246).
3) روزنامه ایران، 2/ 6/ 1300، ص 2.
4) مراسله وزارت خارجه به وزارت مالیه، 1/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 40، پ 3، ص 11.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 111.
[تصویر] بندر جز
مفتاح السلطنه سفیر ایران در لندن به وزارت امور خارجه اطلاع داد که چون تعداد زیادی از این هواپیماها در زمان جنگ جهانی اول ساخته شده و استفاده نشدهاند، انگلیسیها قصد دارند هریک را به مبلغ هزار و پانصد تا دو هزار لیره به فروش برسانند. مفتاح السلطنه همچنین اظهار داشت در صورت تمایل ایران به خرید این هواپیماها لازم است قبل از خرید صاحب منصبی نظامی از آنها استفاده و آنها را امتحان نماید و سپس تحویل بگیرد تا با کشتی به بوشهر حمل شود.
مفتاح السلطنه در ادامه پیشنهاد کرد: بهتر است افسران سوئدی که به این منظور استخدام میشوند برای خرید و تحویل این هواپیماها به لندن اعزام شوند.(1)
کشتی روسی تامارا با بار لباس و سایر منسوجات وارد بندر جز شد. (2)
وحید السلطنه از اعضای فعال و قدیمی وزارت امور خارجه به سمت کارگزار خوزستان منصوب گردید.(3)
اسرائیلینکو که در مریض خانه احمدیه تحت مداوا قرار داشت امروز بعد از ظهر به بهانه نیاز از تخت خارج شده و فرار نمود. قزاقی که مأمور مراقبت از او بود، پس از مطلع شدن از فرار، فورا به پشتبام بیمارستان رفت ولی فقط مقداری نخ را پیدا نمود. پیرو این ماجرا دو نفر از پرستاران برای بازجویی توقیف شدند. (4)
سرگرد برونیکوفسکی از سمت ریاست پلیس مشهد برکنار و به وی دستور داده شد که در اولین فرصت عازم تهران شود. (5)
هنری هوپنو کاردار سفارت فرانسه به محتشم السلطنه وزیر امور خارجه اطلاع داد اسرائیلینکو امروز بعد از ظهر پس از فرار از بیمارستان نظامی خود را به سفارت فرانسه معرفی نموده است. هوپنو در ادامه اظهار داشت که نتوانسته است درخواست پناهندگی اسرائیلینکو را رد نماید. (6)
آقا میرزا زین العابدین خان که از طرف وزارت مالیه به سمت مدیرکل وزارت مالیه انتخاب شده بود، کار خود را در این سمت آغاز کرد. (7)
1) تلگراف داوود مفتاح السلطنه از لندن به وزارت خارجه، 1/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 8، ص 20.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 31.
3) روزنامه ایران، 2/ 6/ 1300، ص 1.
4) مراسله مریض خانه احمدیه به رئیس الوزراء، 2/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29، ص 57.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 111.
6) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 1/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29، ص 15.
7) روزنامه ایران، 3/ 6/ 1300، ص 1.
پنجشنبه 2 شهریور 1300/ 25 اوت 1921/ 20 ذی الحجه 1339
یوحنا نیسان خلیفه آرشوک و نماینده فوق العاده پاپ اعظم در ایران طی نامهای به محتشم السلطنه وزیر امور خارجه وضعیت کلدانیهای کاتولیک سنندج را تشریح کرد و افزود:
این مسیحیان از تجار عمده کردستان هستند که بواسطه تجارت با روسیه و بین النهرین موفق شدهاند خود را ثروتمند نموده و خدمات مهمی را به مملکت خود انجام دهند و میتوان آنان را تنها عیسویان شرق دانست که بدون هیچ کمک خارجی تمام حوائج کلیسا و هیئت روحانیون خود را برآوردهاند و بهترین مدرسه مملکت را به خوبی اداره کرده و دار الایتام خود را منظم و مرتب نموده و نگذاشتهاند حتی یک نفر فقیر از گرسنگی بمیرد. ولی متاسفانه در نتیجه اغتشاشات سالار الدوله(1)
سالار الدوله پس از ناکامی در رسیدن به تخت سلطنت توسط مشروطهطلبان، سرانجام به محمد علی شاه پیوست و با مشروطهخواهان درافتاد. او پس از عزل شاه، به اندیشه تصرف تهران افتاد، اما موفق نشد.
سالار الدوله در جریان آخرین تهاجم به تهران، در نهاوند شکست خورد و به کنسولگری انگلیس پناه برد. چندی بعد او با استفاده از تأمین دولت به تهران آمد و در پارک اتابک تحت نظر قرار گرفت. سالار الدوله سرانجام به اروپا تبعید گردید. (حیات یحیی، ج 2، ص 158، 96، 31، ج 3، ص 210، 195، 176؛ تاریخ مشروطیت، ج 1، ص 59، 58، 55، و ج 2، ص 263، 260، 254 و ج 3، ص 480- 479).
در کردستان و جنگ جهانی اول، مراودات تجاری ایشان قطع شده و به حالت فقر و فلاکت افتادهاند و مال التجارههای ایشان نیز در معابر و راهها به غارت رفته و اغلب اموال و دارائی هایشان غصب شده است. ازاینرو، عدهای از این جمعیت مسیحی به ناچار مهاجرت کرده و در قزوین و کرمانشاه اقامت گزیدهاند. یوحنا نیسان در پایان نامهاش از محتشم السلطنه تقاضا کرد هیئت کلدانیان سنندج از پرداخت مبلغ چهل تومان مالیات سالانه که از قبل از مشروطیت معمول بود معاف شوند. (2)سرشناسان شهر مشهد به تلگراف خانه دعوت شدند تا بوسیله تلگراف حضوری با مشیر الدوله و نمایندگان ایالات خراسان در مجلس به گفتگو بپردازند. (3)
به مناسبت آغاز سومین سال استقلال دولت افغانستان، دیشب جشن باشکوهی در سفارت خانه افغانستان برپا شد. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 299 * برپایی جشن در سفارت افغانستان .....
ام السلطنه، وزیران و عدهای از رجال و شخصیتها که به این جشن دعوت شده بودند از ساعت هشت بعد از ظهر در محل سفارت خانه افغانستان حضور داشتند. (4)
روزنامه طوفان (5)به مدیریت محمد فرخی یزدی با کلیشه سرخ و شعار طرفداری از طبقه رنجبر و دهقان منتشر شد.
سردبیری این روزنامه را، موسوی یزدی عهدهدار بود. (6)
1) ابو الفتح میرزا ملقب به سالار الدوله، پسر سوم مظفر الدین شاه، والی غرب ایران بود و از طریق وصلت و اتحاد با اکثر خوانین غرب نیروی فراوانی در اختیار داشت. او در آغاز به اندیشه رسیدن به سلطنت با برخی از مشروطهطلبان و از جمله ملک المتکلمین روابطی برقرار کرد. از او وعده حصول به تخت پادشاهی را دریافت نمود.
2) نامه یوحنا نیسان به محتشم السلطنه وزیر خارجه، 2/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 30، پ 5، ص 8.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 112.
4) روزنامه ایران، 3/ 6/ 1300، ص 1.
5) روزنامه طوفان در تهران به صاحب امتیازی فرخی یزدی و مدیریت موسویزاده در دوم شهریور 1300 منتشر شد (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 168 و 169).
6) روزنامه طوفان، 2/ 6/ 1300، ص 1.
جمعه 3 شهریور 1300/ 26 اوت 1921/ 21 ذی الحجه 1339
اشاره
[تصویر] زندان قصر در تهران
جنگ میان نیروهای بلشویک و منشویک در اطراف روستاهای آستارای روسیه شوروی همچنان با شدت ادامه داشت. کشتی جنگی که در آستارای روسیه لنگر انداخته بود امروز دو گلوله توپ به منطقه جنگی مذکور، شلیک نمود.
فاصله بین مرز ایران و منطقه جنگی روسیه نزدیک بود. از این رو، مرز ایران که از مدتی پیش بسته شده بود هنوز باز نشده بود. (1)
به حکم رئیس الوزراء و تصویب وزارت داخله، معتمد دیوان به حکومت کمره منصوب شد. (2)
قوام السلطنه رئیس الوزراء به سفارت فرانسه به خاطر پناه دادن به اسرائیلینکو (3)
سفارت فرانسه در تهران که حافظ منافع لهستان در ایران بود، به اسرائیلینکو پناه داد. روتشتین اصرار ورزید که وی ملیت روسی دارد و اتمام حجتی برای تحویل او به مقامات شوروی صادر کرد. مسئله سرانجام چنین خاتمه یافت که سفارت خانههای فرانسه و شوروی به تحقیق و حکمیت سفارت بلژیک رضایت دادند و بلژیکیها اسرائیلینکو را تبعه لهستان شناختند و اتهامات وارد به او را رد کردند. یکی از پیامدهای این واقعه استعفای محتشم السلطنه وزیر امور خارجه بود که فشار شورویها را برای تحویل دادن اسرائیلینکو را نپذیرفته بود. آبروی روتشتین هم سر این قضیه رفت و به دلایلی که کاملا روشن نیست او نیز ایران را ترک گفت و پس از چندی برای مدتی کوتاه باز به ایران برگشت. (ایران، برآمدن رضا خان، ص 463).
اعتراض نمود. قوام السلطنه خطاب به «هنری هوپنو» شارژدافر سفارت فرانسه تصریح کرد: «پناه دادن به چنین شخص مقصری خارج از هرقاعده و ترتیبی است.» (4)1) تلگراف از آستارا به وزیر خارجه، 4/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 1/ 15، پ 45، ص 11.
2) روزنامه ایران، 3/ 6/ 1300، ص 1.
3) اسرائیلینکو، تبعه لهستان که به روسیه و از آنجا به ایران گریخته بود، مقامات شوروی او را متهم کردند که پول در آن کشور اختلاس کرده است.
4) مراسله ریاست وزرا به شارژدافر سفارت فرانسه، 3/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29، ص 14.
شنبه 4 شهریور 1300/ 27 اوت 1921/ 22 ذی الحجه 1339
کارگزاری شیراز به وزارت امور خارجه گزارش داد: کنسول انگلیس در شیراز در ششم ذی الحجه بهطور رسمی به کارگزاری اطلاع داد که به مدت ده روز به قلات (1)که محلی ییلاقی است خواهد رفت ولی از قرار تحقیقات انجام شده وی در طول این مدت، به میان عشایر قشقایی(2)رفته و چند شب نیز مهمان الیاس خان پسر محمد علی خان کشکولی بوده است.
کارگزار شیراز در ادامه با بیان اینکه، کسان و افراد سردار عشایر از این موضوع بیمناک شدهاند افزود: تصور میرود که آنان قصد دارند در آینده با کمک خوانین قشقایی انقلابی به پا کنند. (3)
[تصویر] معین التجار بوشهری
عدهای راهزن، در بین شمشی و مهدیآباد منطقه کرمان، دویست و پنجاه شتر مال التجاره را که عمده آن اموال متعلق به زرتشتیان بود به سرقت بردند. (4)
در پی کسب تکلیف نصرت السلطنه در باب درخواست امیر همایون (جواد بوشهری) مبنی بر اعزام پنجاه سرباز دیگر به ممسنی، وزارت داخله در پاسخ به تلگراف نصرت السلطنه، ضمن تأیید درخواست جواد آقا پسر معین التجار و تأکید بر اعزام یکصد سرباز به ممسنی، دستور داد چون برای محل ممسنی توپ کوهستانی خیلی مؤثر است در صورت امکان یکی از توپهای شنیدر کوهستانی دولت را که در اداره پلیس جنوب است گرفته و همراه سربازها روانه نمایند. وزارت داخله در پایان تأکید کرد که فوق العاده مخارج این نیروها را خود معین التجار پرداخت خواهد کرد. (5)
1) ده بزرگی که در شمالغربی شیراز و جاده شوسه شیراز به اردکان واقع شده است و تفرجگاه تابستانی اهالی شیراز است.
2) ایل قشقایی یکی از ایلات مهم ترکزبان ایران است. مرکز اصلی این ایل فارس است. قشقائیها در دورههای مختلف به تدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شدهاند. یکی از محققان ایرانی در تحقیقات خود که در سال 1347 ش، به انجام رسیده است، ایل قشقائی را شامل 9 طایفه دانسته است ولی اکنون ایل قشقایی از شش طایفه دره شوری، کشکولی بزرگ، کشکولی کوچک، فارسی مدان، عمله و شش بلوکی تشکیل گردیده که طائفهها و تیرههای متعددی را در خود جای داده است. (زمینه جامعهشناسی عشایر ایران، ص 95، 96، 97؛ ایلات و عشایر، ص 27).
3) تلگراف کارگزاری شیراز به وزارت خارجه، 4/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 34، ص 1.
4) اسناد ملی ایران، شم ت 291000282.
5) تلگراف وزارت داخله به نصرت السلطنه، 4/ 6/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
یکشنبه 5 شهریور 1300/ 28 اوت 1921/ 23 ذی الحجه 1339
درحالیکه جنگ، در اطراف آستارای روسیه بین نیروهای دولتی روس و مخالفین آنان همچنان ادامه داشت امروز نیز دو کشتی روسی موسوم به «روز» و «مینانوس» در آستارای روسیه لنگر انداخت. در سرحدات آستارای ایران اتفاق خاصی رخ نداده بود. به تمامی نیروهای ژاندارمری و امنیه و رؤسای ایلات دستور داده شده بود که بیطرفی دولت ایران را بهطور کامل رعایت نموده و مراقب اوضاع باشند.(1)
پیرو دستور وزارت داخله به رؤسای بختیاری مبنی بر جلوگیری از دخالت بویراحمدیها در اوضاع ممسنی، لطفعلی خان امیر مفخم و مرتضی قلی خان صمصام السلطنه به وزارت داخله پاسخ دادند که «حسب الامر» به نایب الحکومه بهبهان تأکید شد که از تجاوز بویراحمدیها جلوگیری و با والی فارس همکاری نماید. (2)
قوام السلطنه طی تلگرافی به شوکت الملک حکمران قائنات (3)و سیستان، ضمن اعلام خبر اعزام اردوی پنج هزار (4)نفری نیروی قزاق به سمت خراسان، از وی و کلیه سران و رؤسای خراسان خواست تا پسیان را متمرد شناخته و به اقدامات و اظهارات او اعتباری ندهند، و نیروهای خود را برای مبارزه با او آماده نمایند. همچنین اجازه ندهند دیناری از عایدات دولتی شهرها به مشهد ارسال گردد. قوام السلطنه در انتها تصریح کرد:
چنانچه ژاندارمها و یا هریک از صاحب منصبان ژاندارمری به اردوی دولتی پناهنده شوند به آنها تأمین داده شود. (5)
امروز محتشم السلطنه از وزارت امور خارجه استعفا داد. (6)
فرمانده پادگان ژاندارمری تربتحیدریه از طریق تلفن به مشهد گزارش داد: ظاهرا هیئت مأمور مذاکره با شجاع الملک با وی تبانی کردهاند و ممکن است هرآن افراد شجاع الملک دست به حمله بزنند.
ازاینرو، به فرمانده مذکور دستور داده شد که آنها را تحت الحفظ به مشهد بازگرداند. (7)
همه رؤسای دوایر و شعب وزارت مالیه از شغل خود استعفای دادند. علت این امر، مخالفت با ورود میرزا زین العابدین خان مدیرکل جدید وزارت مالیه بود. (8)
سید محمد کاظم کاشانی (9)از سوی وزارت عدلیه، به ریاست کل محاکم عدلیه ایالت آذربایجان منصوب شد. (10)
«شارژدافر»)charged ,Affairs( سفارت آلمان در دربار با قوام السلطنه، ملاقات کرد. (11)
مترجم الملک (12)رئیس سابق تلگراف خانه مشهد در کنسولگری انگلیس متحصن شد. (13)
ناظم الملک یزدی از کارکنان باسابقه وزارت عدلیه از طرف آن وزارت خانه به سمت ریاست عدلیه کل بنادر جنوب منصوب شد و مأمور گردید به طرف بوشهر حرکت نموده تا دوایر عدلیه را در بوشهر و بنادر دایر نماید. (14)
1) تلگراف از آستارا به تهران، 5/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 44، پ 7، ص 9.
2) اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
3) قاین از طرف شمال به شهرستان گناباد و تربتحیدریه، از شرق به مرز ایران و افغانستان، از غرب به شهرستان فردوس و از جنوب به بخش حومه و بخش در میان محدود است و آب و هوای متغیری در فصول چهارگانه دارد. این منطقه سر راه شوسه مشهد زاهدان واقع شده است. شهر جدید قاین بر روی شهر قدیمی ساخته شده است.
4) البته، براساس ادعای علی آذری مؤلف کتاب «کلنل محمد تقی خان پسیان» رقم پنج هزار نفر بلوف بوده است.
5) تلگراف قوام السلطنه به شوکت الملک، 5/ 6/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 770- 21766- ق.
6) روزنامه وطن، 6/ 6/ 1300، ص 2.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 130.
8) روزنامه وطن، 6/ 6/ 1300، ص 1.
9) سید محمد کاظم کاشانی برادر مرحوم آیت ا ... حاج سید مصطفی مجتهد و میرزا سید حسن ، وکیل مردم کاشان بود. وی مدتی ریاست عدلیه یزد و کرمان را عهدهدار بود. (روزنامه ایران، 5/ 6/ 1300، ص 2).
10) شارژدافر به کاردار سفارت گفته میشد. (م).
11) روزنامه ایران، 6/ 6/ 1300، ص 2.
12) مدتی بود که مترجم الملک به علت ضدیت مقامات مشهد با وی در حالت سردرگمی به سر میبرد. تا اینکه، از تهران به وی پیشنهاد شد: اگر قادر به ادامه خدمت به نفع حکومت مرکزی نیست میتواند در کنسولگری انگلیس بست بنشیند. مترجم الملک پس از مدتی تحصن در کنسولگری انگلیس در بیست و هفتم اکتبر (4 آبان) عازم تهران شد. (گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 112 و 168).
13) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 168.
14) روزنامه ایران، 5/ 6/ 1300، ص 2.
[تصویر] کنسولگری انگلیس در مشهد
دوشنبه 6 شهریور 1300/ 29 اوت 1921/ 24 ذی الحجه 1339
نزدیک سیصد نفر از اهالی «هزارجریب» (1)مازندران که در اعتراض به مالیاتهای جدید به حالت تحصن در تلگراف خانه تجمع کرده بودند، هنوز در تلگراف خانه حضور داشتند.
خواسته متحصنین این بود که مالیاتها مثل سالهای گذشته اخذ شود و چون زمان جمعآوری محصول برنج است، دولت توجه ویژهای نسبت به برنجکاران مبذول نماید. (2)
احمد رشید بیک معاون سابق وزارت امور خارجه عثمانی که یکی از رجال مشهور دربار عثمانی بود و مدتها نمایندگی سیاسی عثمانی را در کشورهای مختلف به عهده داشت به عنوان نماینده دولت عثمانی در ایران انتخاب گردید. (3)
روزنامه وطن امروز درباره اوضاع کاشان نوشت: اهالی کاشان که به واسطه اختلال در امور حقوق و نبودن تشکیلات عدلیه در این محل در مضیقه هستند، جهت رسیدگی به امور حقوقی خود، خواهان تأسیس عدلیه در این شهر هستند. (4)
نیروهای بربری به فرماندهی سید حیدر توانستند فریمان(5)را اشغال نمایند. (6)در حمله به فریمان، افراد باخرزی نیز که به تازگی به سید حیدر ملحق شده بودند، او را یاری کردند. (7)
با توجه به آنکه اعتبارنامه عدل الملک نماینده مردم بارفروش از سوی مجلس شورای ملی رد شده بود و تجدید انتخابات آنجا ضروری بود، اقتدار الدوله تقاضا کرد هرچه زودتر انتخابات جدید در بارفروش برگزار شود. (8)
کلنل پسیان طی تلگرافی به یاور علیرضا خان شمشیر فرمانده اردوی اعزامی باخرز دستور داد: افرادی که حامل مراسلات دولتی هستند، باید دقیقا تفتیش شوند و حتی در صورت لزوم از عبور آنها نیز ممانعت شود. (9)
1) هزارجریب ناحیهای کوهستانی در مازندران که از مشرق به شاه کوه از مغرب به ساری و سوادکوه و از جنوب به سمنان و از شمال به اشرف (بهشهر) محدود میشود.
2) روزنامه وطن، 6/ 6/ 1300، ص 2.
3) همان.
4) همان.
5) فریمان در جنوب طرقبه در استان خراسان (رضوی) واقع است. تا پیش از سال 1313 ش، یک روستا بود که طوایف بربری و تیموری در آن ساکن بودند و پس از سال 1313 ش، این منطقه توسعه یافت.
6) پس از آنکه، به تقاضای اهالی مشهد، گروهی به عنوان کمیسیون برای مذاکره با شجاع الملک و دیگر سران طوایف به باخرز اعزام شدند و اعضای این کمیسیون برای رسیدن به مقصود، اردوی ژاندارمری را از تمرکز در فریمان منع کردند در پی این اقدام، بربریها به سرکردگی سید حیدر فرصت را غنیمت دانسته و به مذاکرات صلح که در جریان بود اهمیتی نداده، فریمان را اشغال کردند. (نامه کلنل محمد تقی خان به سردار نصرت، 7/ 6/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 21522 ق).
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 131- 130.
8) روزنامه ایران، 6/ 6/ 1300، ص 2.
9) تلگراف پسیان به سلطان علی رضا خان شمشیر، 6/ 6/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 21/ 7768.
سهشنبه 7 شهریور 1300/ 30 اوت 1921/ 25 ذی الحجه 1339
به دستور کنسول انگلیس در بوشهر دکتر جکسون که پزشک قرنطینه نیز بود، با حفظ سمت، به سمت کفیل کنسول انگلیس در لنگه(1)تعیین شد. (2)
امروز موقع غروب هنگامی که موسیوفلیکس «مدیر روشنایی چراغبرق» (3)
فانوسها تحت کنترات شخصی به نام حسین خان چراغچی بود که سردسته چراغچیها بود و آنها را استخدام میکرد و اگرچه در ابتدا ایشان را با روزی چهار قران مزد استخدام کرده بود ولی در این اواخر پولی به آنان پرداخت نمیکرد بلکه مبلغی روزانه دستی میگرفت که صورت باج را داشت و این جماعت ناگزیر از دزدی نفت و فتیلهفروشی و لولههای آنها و تعویض لولههای ناقص جای خالی اجرت روزانه را پر میکردند، تا اینکه کار خانه گاز تأسیس گردید که ابتدا در خیابان چراغبرق (امیرکبیر) به راه افتاد.
طرز کار این کار خانه چنین بود که دیگهای درداری که در هایشان با پیچ و مهرههائی باز و بسته میشد در آن کار گذاشته بودند و از آن لوله هایی به اطراف کشیده شده بود که لولههای عمدهاش به خیابان ناصرخسرو (ناصریه) و در اندرون جریان پیدا میکرد و در همین وقت عدهای چراغچی با میلههای بلند مشتعل، فانوسهای مخصوص گازی را که به دیوار نصب شده بود روشن و یا خاموش میکردند.
اولین کار خانه برق به وسیله حاج امین الضرب اصفهانی (مهدوی) به کار افتاد. حاج امین الضرب که تاجر حسابگری بود قبلا نیز ضرب مسکوکات را به عهده داشت. وقتی جزو ملتزمین مظفر الدین شاه به روسیه رفت، روزی هنگام قدم زدن در خیابان چشمش به کار خانه برق افتاد که شهر را روشن میکرد، وی چنان مجذوب روشنائی برق گردید که تصمیم گرفت او نیز یک چنین کار خانهای را در دار الخلافه تهران دایر نماید و به همین منظور ابتدا امتیاز آن را از مظفر الدین شاه گرفت. کار خانه حاج امین الضرب فقط چهار صد کیلووات نیروی برق داشت که میتوانست قسمتی از خیابانهای دار الخلافه را روشن نماید. شب اول که کار خانه برق حاج امین الضرب به کار افتاد و خیابانهای لالهزار، سعدی و شاهآباد سابق و چراغبرق روشن شد، مردم دار الخلافه از همهجا برای تماشای واقعهای شگفتآور و عجیب به این خیابانها آمدند. حتی چند نفر از مردم قشری میگفتند، دنیا دیگر به آخر رسیده و این روشنائی از قدرت شیطان است!
جشن آغاز به کار اولین کار خانه برق ایران در سال 1322 ق، در تهران برگزار شد. (دار الخلافه تهران، ص 185- 187).
به همراه همسرش، سوار بر کالسکه قصد عبور از خیابان چراغبرق (4)را داشتند یکی از مأمورین بلدیه به دستور بلدیه مبنی بر ممانعت از عبور و مرور وسایل نقلیه سعی کرد براساس وظیفهاش از ورود او جلوگیری کند ولی موسیو «فلیکس» با شلاق چندین ضربه به سر و صورت مأمور زد. در پی این درگیری مردم اطراف آنان جمع شدند ولی فلیکس بدون توجه، به مسیر خود ادامه داد. (5)حاجی احمد کسمایی و سردار محیی دو تن از سران جنبش جنگل که دو ماه پیش به باکو رفته بودند به همراه چند نفر قفقازی که داوطلب پیوستن به نیروهای میرزا کوچک خان بودند، به بندر انزلی وارد شدند. (6)
1) لنگه در جنوبشرقی لار و جنوبشرقی بندر بوشهر واقع شده و از طریق راه شوسه به دو شهر مزبور و بندرعباس ارتباط دارد و از شمال به بستک، از جنوب به خلیجفارس، از غرب به بخش گاوبندی لار و از شرق به بندرعباس محدود میباشد.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 16/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300 ک 57، پ 20، ص 28.
3) پیش از آنکه در خیابانها و معابر و بازار تهران، چراغهای گازی و بعدها چراغهای برقی به کار بیافتد، اکثر معابر و گذرگاهها و خصوصا محلات و بازار، شبها به وسیله فانوسهای فیتیلهای و پیهسوز و چراغ باصطلاح موشی روشن میشد، پیهسوزها با روغن و پیه روشن میگردیدند و فانوسها را با نفت میافروختند. این چراغها یک نفر متصدی داشت که شبها آنها را روشن کرده و صبحها خاموش مینمودند.
4) چراغبرق از خیابانهای قدیمی و مرکزی تهران بود که از میدان سپه توپ خانه (امام خمینی) به طرف سرچشمه و سهراه امین حضور امتداد داشت.این خیابان بعدها خیابان امیرکبیر نامگذاری شده است. (م).
5) روزنامه ایران، 8/ 6/ 1300، ص 2.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 35.
چهارشنبه 8 شهریور 1300/ 31 اوت 1921/ 26 ذی الحجه 1339
امروز جمعیت طرفداران اصلاحات اساسی که ریاست آن به عهده سید حسن مدرس بود، برنامه (1)خود را که از مدتی پیش برای ارائه به دوره چهارم مجلس شورای ملی تهیه کرده بودند، به رئیس مجلس تقدیم کردند. (2)
امروز کارگزاری کل بنادر به دستور وزارت امور خارجه به اداره کل گمرک جنوب دستور داد: از ترخیص وسایل و تجهیزاتی که انگلیسیها بدون اجازه دولت ایران، آنها را به گمرک بوشهر و بندر لنگه وارد کردهاند، خودداری نمایند. (3)انگلیسیها وسایل و تجهیزات مزبور را جهت نصب چراغ دریایی در جزیره شیخ شعیب (4)به بوشهر و بندر لنگه آورده بودند. (5)
در پی مراسله کنسولگری فرانسه به کارگزاری اول بنادر خلیجفارس و عربستان در تاریخ 20 می 1921 در خصوص امور حقوقی اتباع لهستان، امروز کارگزار اول بنادر خلیج فارس و عربستان خطاب به موسیو سیدرو کنسول دولت فرانسه پاسخ داد که رسیدگی به کلیه امور حقوقی و قضایی اتباع لهستان به عهده اداره عدلیه میباشد و در امورات دیگر نیز آنها باید به حکومت محلی مراجعه نمایند. بنابراین کارگزاری کل بنادر هیچگونه مداخلهای در این امور نمیکند. (6)
پس از آنکه، امیر مؤید به همراه عدهای از سوادکوه به طرف هزارجریب حرکت نمود، از طرف رئیس اردوی دولتی، چند نفر سوار به تعقیب وی فرستاده شد، سپس امیر مؤید به طرف شیرگاه رفت. عدهای قزاق نیز مأمور شدند که وی را تعقیب نمایند. (7)
به موجب حکمی که به امضای قوام السلطنه ریاست وزراء و وزیر داخله رسید (8)، شاهزاده ابو الفضل میرزا، به سمت ریاست نظمیه عربستان (خوزستان) منصوب گردید. (9)
نیروهای ژاندارمری خراسان که بلافاصله پس از اشغال فریمان برای بازپس گرفتن آن وارد عمل شده بودند توانستند، بدون مواجهه با مقاومتی جدی، فریمان را به تصرف خود درآورند. (10)
1) این برنامه شامل 18 ماده بود. جهت اطلاع بیشتر ر ک: (ایران، 15/ 6/ 1300، ص 1 و 2).
2) روزنامه ایران، 15/ 6/ 1300، ص 1 و 2.
3) مراسله کارگزاری کل بنادر به اداره کل گمرک جنوب، 8/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 8، ص 6.
4) شیخ شعیب جزیرهای از جزایر خلیجفارس در جنوب ایران است که یکی از مراکز دادوستد مروارید است این جزیره در نزدیکی بندر لنگه قرار دارد. گوشه شرقی این جزیره در مسافت ده کیلومتری جنوبغربی رأس نخیلو و در جنوب بندر مقام واقع شده است، پست و بلندترین نقطه آن 37 متر ارتفاع دارد.
5) مراسله کارگزار اول بنادر خلیجفارس و عربستان به وزارت خارجه، 15/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 8.
6) مراسله کارگزاری اول بنادر خلیجفارس و عربستان به کنسول فرانسه، 8/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 34، پ 2، ص 44.
7) روزنامه ایران، 12/ 6/ 1300، ص 1.
8) در آن زمان قوام السلطنه علاوه بر مقام ریاست وزرا پست وزارت داخله را نیز در اختیار داشت. (م).
9) حکم وزارت داخله، اسناد ملی ایران، شم ت 290007923.
10) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 131.
پنجشنبه 9 شهریور 1300/ 1 سپتامبر 1921/ 27 ذی الحجه 1339
مدیر روزنامه «تهذیب» که قبلا نیز نسبت به توقیف نشریهاش به رئیس مجلس شورای ملی شکایت کرده بود. بار دیگر با بیان اینکه به جهت توقیف طولانی این نشریه از سوی دولت، خسارتهای زیادی به وی وارد شده است، از رئیس مجلس شورای ملی خواستار پیگیری شد. (1)
وزارت معارف از وزارت امور خارجه درخواست نمود:
میزان هزینههای یک محصل در اروپا و آمریکا را هرسه ماه یکبار به آن وزارت خانه اعلام نمایند. زیرا وزارت معارف برای جلوگیری از بلاتکلیفی و سرگردانی محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا و آمریکا که با مشکلات مالی روبرو میشدند، با توافق نظر وزارت امور خارجه تصمیم گرفته و در جراید نیز اعلام کرده بود، قبل از اعزام محصل یا دانشجو به خارج از کشور، باید برای پرداخت مخارج تحصیل وی، به وزارت معارف تعهد داده شود. همچنین وزارت معارف از وزارت امور خارجه تقاضا نمود: بروشورهای مدارس متوسطه مهم پاریس و لندن و لوزان (2)و برلین (3)و بروکسل (4)و واشنگتن را در اول هر سال تحصیلی برای وزارت معارف ارسال نمایند. (5)
نامهای که از بانک «کرومیت لیونه» بروکسل به وزارت مالیه رسیده بود حکایت از آن داشت که مبلغ 45319 فرانک و 64 سانتی متعلق به دولت ایران که به نام «مرنارد» (6)
روز بیستم فوریه 1900 م، وارد انزلی شده و روز 21 مارس همان سال به سمت ریاست گمرکات مازندران و استرآباد به طرف مشهدسر عزیمت نمود در ماه فوریه 1901 که موسیو نوز خیال مسافرت اروپا را بهطور مرخصی داشت، مسیو مرنارد را به تهران احضار و به ریاست دائره در اداره مرکزی تعیین کرد چون مرخصی مسیو نوز به تأخیر افتاد، مسیو مرنارد تقاضا کرد که تأسیس دوائر جدید در بعضی ولایات به او سپرده شود. بدینواسطه در ماه اوت 1901 مأمور تنظیم گمرکات قسمت شمالی آذربایجان یعنی اردبیل و مغان گردید و در ماه نوامبر 1904 تفتیش کل گمرکات و پست و صندوق مدیری کل گمرکات به مسیو مرنارد تفویض گردید. چندی بعد از اولتیماتوم دسامبر 1911 که دولت روس تقاضای تغییر شوستر آمریکائی خزانهدار کل را به ایران داد و دولت ایران قبول نمود. مسیو مرنارد با کمک سفارت روسیه شوروی در تهران موفق به تحصیل مقام مستر شوستر گردید و به موجب دستخط ناصر الملک نایب السلطنه در ماه ژوئن 1912 به خزانهداری کل منصوب شد و در اول سپتامبر 1914 از این شغل مستعفی گشت.
نشانها و امتیازاتی که مسیو مرنارد از دول مختلف تحصیل نمود از این قرار است: درجه اول کرواسیویک از بلژیک، شوالیه نشان لئوپولد گرانت افیسیه نشان تاج بلژیک، گرانت افیسیه نشان تاج پروس گران کروا از نشان سنت استانیسلاس روسیه نشان شیر و خورشید از درجه اول با حمایل سبز. مرنارد روز بیستم اکتبر 1916 مطابق 21 ذی الحجه 1334 در تهران بدرود جهان گفت. (ایران در جنگ بزرگ، ص 154).
خزانهدار کل ایران در گذشته در آن بانک به امانت گذاشته شده بود، به وراث مرنارد پرداخت شده است. با توجه به اینکه، وجه مزبور متعلق به دولت ایران بود و بانک بیجهت این پول را به وراث مرنارد پرداخت کرده بود، امروز وزارت مالیه طی نامهای از وزارت امور خارجه خواست تا برای استرداد این وجه از طریق مذاکره با سفارت بلژیک در تهران و سفارت ایران در بلژیک اقدامات لازم را به عمل آورند. (7)[تصویر] ژاک ژوزف مرنارد خزانهدار کل ایران
کشتی روسی موسوم به کشتی اسلام حامل دو هزار و ششصد حلبی پنج پوطی نفت به بندر جز وارد شده بود و
1) مراسله مدیر جریده تهذیب به مؤتمن الملک، 9/ 6/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 26، ج 13، پ 3.
2) لوزان شهری در کشور سوئیس میباشد.
3) برلین پایتخت کشور آلمان میباشد.
4) بروکسل پایتخت کشور بلژیک میباشد.
5) مراسله وزارت معارف و اوقاف به وزارت خارجه 9/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 1، ص 9.
6) ژاک ژوزف مرنارد)Jacques -Joseph Mornard( به تاریخ 18 دسامبر 1864 م، در گته شیر (برابانت) متولد شد. پس از تحصیلات داخل اداره گمرک بلژیک شده در ماه ژانویه 1900 از طرف دولت ایران استخدام گردید.
7) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 9/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 28، پ 54، ص 1.
صاحب ان نفت اعلام کرده بودند که نفت را با جو و میوه خشک مبادله مینمایند. تجار بندر جز نیز، نزدیک به هیجده هزار پوط جو و مقداری میوه خشک در گمرک بندر جز حاضر نموده بودند (1)و لیکن تراکمه با مبادله کالا مخالف بوده (2)و چند تلگراف و نامه به استرآباد و بندر جز مخابره کرده بودند ولی چون نتیجهای حاصل نشده بود، امروز دوباره به تلگراف خانه گمشتپه آمده و مستقیما تلگرافی به تهران مخابره نمودند و اظهار داشتند: چنانچه از طرف دولت اقدامی صورت نگیرد، خودشان برای جلوگیری از خروج آذوقه اقدام خواهند کرد. (3)
کلنل محمد تقی خان، نامهای به امضای بیست و چهار نفر از ریشسفیدان طایفه سید حیدر دریافت کرد. آنان در نامه خود اعلام کرده بودند: چنانچه کلنل نیروهای خود را از منطقه آنان فراخواند، دست از دشمنی با وی برخواهند داشت. نیروهای ژاندارمری نیز، پس از موافقت کلنل پسیان با درخواست ریشسفیدان، حملات خود را متوجه «قلعه نو» (4)کردند. (5)
[تصویر] سید حیدر بربری
احسان اللّه خان با گروه کوچکی از طرفدارانش بندر انزلی را ترک کرده، از طریق آستارا به باکو رفت. (6)
به موجب دعوتنامهای که از سفارت آمریکا به وزارت امور خارجه ارسال شد، کمیته اجرائی کنگره جراید درخواست کرد نمایندهای از طرف ایران برای شرکت در کنگره جراید که از چهارم الی چهاردهم اکتبر 1921 م در «هونولولو» (7)واقع در جزیره هاوایی (8)منعقد میشد اعزام دارند. (9)
پسیان که از عملکرد گروه مذاکرهکننده با شجاع الملک ناراضی بود از یاور علی رضا خان شمشیر فرمانده اردوی باخرز خواست: خودش با مخالفین وارد مذاکره شود و به آنان اعلام نماید تا موقعی که اطمینان کامل نداده و یکی از پسرهای شجاع الملک و شوکت السلطنه را به مشهد اعزام ننمایند، اردو احضار نخواهد شد. پسیان در پایان تأکید کرد در هرصورت فقط با چنین شرایطی صلح خواهیم کرد و در غیر این صورت، حمله را به سمت تربت ادامه خواهیم داد. (10)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 3، ص 11.
2) بنا به عقیده کارگزاری بندر جز علت مخالفت تراکمه با مبادله آذوقه این بود که خود تراکمه به صورت قاچاق و بدون پرداخت حقوق گمرکی، کالا به خارج حمل میکردند. ازاینرو مبادلات تجارتی در بندر جز را بر ضد منافع خود میدانستند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 3، ص 11).
3) گزارش تلگرافی از گمشتپه، 9/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 7.
4) روستای قلعه نو متعلق به خود سید حیدر بود.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 131.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 36.
7) هونولولو مرکز جزیره هاوایی میباشد.
8) هاوایی یکی از ایالتهای آمریکا میباشد.
9) مراسله سفارت آمریکا به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 7، ص 3.
10) نامه پسیان به سلطان علیرضا خان شمشیر، 9/ 6/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 55/ 7768.
جمعه 10 شهریور 1300/ 2 سپتامبر 1921/ 28 ذی الحجه 1339
در حاشیه مذاکرات دولت ایران با کمپانی نفتی «سینکلر» (1)
در مدت کمی سینکلر توانست در اراضی خریداری شده به کشف نفت موفق شود و یکی از میلیونرهای آمریکا گردد. سپس شرکت بزرگی تشکیل داد که در زمره یکی از شرکتهای بزرگ نفت آمریکا محسوب میگردید.
در روند توسعه فعالیتهای این شرکت، سینکلر به این فکر افتاد که با دولت شوروی داخل مذاکره شده و امتیاز نفت آن کشور را نیز به دست آورد.
بنابراین در سال 1923 به مسکو رفت و به دولت شوروی پیشنهاد نمود که تمام معادن نفت شوروی و پالایشگاههای روسیه به او واگذار شود که آنها را اداره نماید و انحصار فروش محصول در داخل و خارج به او تخصیص داده شود.
مذاکرات سینکلر با اولیای شوروی منتهی به امضای قراردادی شد که تأثیر قاطعی بر قضیه نفت شمال ایران داشت. (نفت شمال، ص 39).
برای واگذاری امتیاز نفت شمال ایران به این کمپانی، دولت انگلیس که واگذاری این امتیاز را به شرکت آمریکایی بر خلاف حقوق کمپانی نفت انگلیس و ایران میدانست، رسما اعتراض خود را به دولت ایران اعلام کرد. انگلیسیها حقوقی را که کمپانی نفت انگلیس و ایران از خوشتاریا تحصیل کرده بود، برای خود محفوظ میدانستند، در صورتیکه دولت ایران مدعی بود، امتیاز خوشتاریا که کمپانی نفت انگلیس و ایران آن را خریده، باطل بوده است. (2)روزنامه بامداد روشن در شماره امروز خود نوشت: یک نفر آلمانی که از روسیه فرار کرده، در منطقه خراسان، توسط حکمران درهجز توقیف شد. (3)در پی درج این خبر، سفارت آلمان در یادداشتی به وزارت امور خارجه، ضمن اعتراض نسبت به این موضوع، خواستار آزادی فوری این فرد آلمانی شد. (4)
وزارت امور خارجه ایران در پاسخ اعلام کرد: در صورت صحت موضوع و فقدان یک علت موجه، فورا وی را آزاد خواهد کرد. (5)
اعضای هیئت مذاکرهکننده با شجاع الملک همراه با شوکت الدوله به مشهد بازگشتند. هیئت مذاکرهکننده اظهار داشتند: هرچند شجاع الملک حکومت کلنل محمد تقی خان را به رسمیت نمیشناسد، اما در حال حاضر قصد جنگ با وی را ندارد.
کلنل محمد تقی خان ضمن ارسال تلگراف برای شجاع الملک به وی متذکر شد که میتواند او را در باخرز (6)و تربتجام آزاد بگذارد، لیکن به منظور تضمین صلح باید پسرش را به عنوان گروگان به مشهد بفرستد. (7)
1) کمپانی نفتی که رئیس آن هری سینکلر پسر یک داروفروش از اهالی ایالت کانزاس آمریکا بود. از سال 1903 سینکلر شروع به خرید اراضی کانزاس نمود و به وسایل مختلف توانست مقداری از اراضی نفتخیز را از سرخپوستان بومی آمریکایی به قیمت بسیار ارزان در ایالت اوکلاهاما بدست آورد.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 1، ص 38.
3) روزنامه بامداد روشن، 10/ 6/ 1300.
4) مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه 10/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 4، پ 2، ص 2.
5) مراسله وزارت خارجه به سفارت آلمان، 28/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 2، ص 1.
6) باخرز در مشرق شاهرود و در جنوب دشت اسفراین واقع شده است و از شعب کوههای واقعبین دره گرگان و تجن محسوب میشود که تا کوههای هشتادان و خراسان در مشرق افغانستان امتداد یافته و به هندوکش میپیوندد.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 132- 133.
شنبه 11 شهریور 1300/ 3 سپتامبر 1921/ 29 ذی الحجه 1339
برخی از مقامات وزارت خارجه انگلیس، مخالف به خطر انداختن موقعیت بانک شاهنشاهی در ایران بودند (1)، اما «کرزن» وزیر خارجه انگلیس تصمیم گرفته بود مانع از کمکهای مالی بانک به کابینه قوام السلطنه شود. او ترکیب این دولت را بد و فاسد میدانست و معتقد بود، هرکابینه دیگری به جای آن بیاید، احتمالا بهتر خواهد بود. (2)
روتشتین نامهای را که میرزا کوچک خان به وسیله چاپار ارسال کرده بود، دریافت کرد. این نامه (3)
«رفیق محترم! خیلی خرسندم که در مراسله اخیر به وسیله رفیق کلانتراف مرقوم داشتهاید کاملا تصدیق دارید که ایران میدان غرضرانی بیگانگان و متعدیان عالم بشری بوده و حیات اجتماعیمان دستخوش استفاده سرمایهداران خارجی و نفعپرستان داخلی است و لاابالیگری زمامداران دورههای متوالیه مرکز لزوم اصلاحات داخلی و هرگونه قیام و نهضتی را که متضمن اصلاحات اساسی کشور باشد مشروع میسازد من و یارانم در مشقتهای فوق الطاقه چندین سال، هیچ مقصودی نداشته و نداریم جز حفظ ایران از تعرضات خارجی و فشار خائنین داخلی، تأمین آزادی رنجبران ستمدیده مملکت و استقلال حکومت ملی. همه فداکاریهای بنده و احرار جنگل برای وصل به همین مقصود عالی است و بس ... من انقلاب را یگانه راه علاج و نجات قطعی ملت از مشکلات موجود میدانم، اما اکنون که شما با نظریات صائب حکومت سویت روسیه و اطلاع وسیعی که در سیاست مملکت و قضایای بین المللی دارید و کاملا در مراسله شریفه شرح داده شدهاند، صلاح این جمعیت را در سکوت میبینید من به اطمینان صداقت و آزادیخواهی شما همعقیده میشوم به اینکه، ادامه انقلاب، استقلال سیاسی و اقتصادی مملکت را جریحهدار میکند و نفوذ امپریالیسم انگلیس را تقویت مینماید و فکر ملوک الطوایفی را در تمامت خاک ایران قوت میبخشد.
ناچارم برای درهم شکستن پنجههای دسیسه کار آنها سکوت را گوارا بشمرم و به امید حکومت سویت روسیه که پناهگاه احرار عالم است، جمعیت خود را به صبر و آرامش تشویق و منتظر بمانم که سیاست دولت تا چه پایه منافع توده اصلی را در نظر خواهد گرفت و از استقلال ایران دفاع خواهد کرد. به علاوه، مترصد خواهم بود که حکومت سویت روسیه در زمینه افکار آزادیخواهانهاش چقدر به ملت ایران مساعدت خواهد نمود و تعهدات کتبی در حیات اقتصادی مملکت چه تأثیری خواهد داشت؟
بنابراین، شرایطی را در زمینه پیشنهادات شما که متضمن بقا و صلاح جمعیت است و جلوگیری از بدنام شدن خواهد نمود، پیشنهاد و حتمی الاجراء میداند. البته نمایندگان جمعیت آن را به نظر شریف خواهند رسانید من شما را مطمئن میسازم که تأیید سیاست مشروحه در نامه شما، من و جمعیت جنگل را تا حدی قانع کرده و امیدوار است که دولت ایران نیز از سکوت جمعیت سوءاستفاده نکند و به اصلاحات منظوره وجود خارجی بدهد. در خاتمه این نکته را لازم به تذکر میداند که مقصود من و یارانم حفظ استقلال مملکت و اصلاح و تقویت مرکز است. تجزیه گیلان را که در مقدمه ملوک الطوایفی و ضعف ایران است، خیانت صریح دانسته و میدانم چنانچه پیشنهادات همیشگی ما به دولت رفع این توهم را تأیید مینماید. ایام موفقیت مستدام باد. کوچک جنگلی.» (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 45- 46).
در واقع پاسخنامهای بود که چندی پیش روتشتین برای میرزا نوشته بود. (4)پانزده عرب به قصد دیدار با سمیتقو از موصل وارد آذربایجان شدند. (5)
میرزا کوچک خان، علی محمد پیربازاری را نزد سعد الدوله فرستاد تا وی را مجددا به همکاری فراخواند. سعد الدوله در پاسخ گفت: همچنان مطابق نظرات پدرش که در تهران است عمل خواهد کرد و قصد کمک کردن به جنبش جنگل را ندارد. (6)
یکشنبه 12 شهریور 1300/ 4 سپتامبر 1921/ 1 محرم 1340
کلنل محمد تقی خان به منظور توجیه عملیات نظامی و همچنین پایان بخشیدن به اختلاف نظرهای موجود بین افسرانش، با اتومبیل از مشهد عازم فریمان شد. وی شبهنگام به مشهد بازگشت. (1)
[تصویر] کلنل محمد تقی خان پسیان
پس از مسدود شدن راه مسافرتی ترکستان به ایران از طرف حکومت ترکستان شوروی، امروز نمایندگی ایران در عشقآباد از اعتراض مردم به بسته شدن این راه خبر داد و گفت: هرروز جمعی از اشخاص که فعالیت تجاری و یا کارهای دیگری دارند، به نمایندگی ایران در عشقآباد آمده و خواستار رفع این معضل میشوند. (2)
در نتیجه جنگی که بین نیروهای ژاندارمری و نیروهای شجاع الملک که بیش از پنج هزار نفر بودند، صورت گرفت، ژاندارمها عقبنشینی کرده و قوای شجاع الملک توانستند به فریمان واقع در شش فرسخی مشهد برسند. (3)
دوشنبه 13 شهریور 1300/ 5 سپتامبر 1921/ 2 محرم 1340
کلنل محمد تقی خان طی بیانیهای علیه سردار «معزز بجنوردی» اظهار داشت: «او همان کسی است که وقتی روسها مرقد امام رضا (ع) را بمباران کردند، هیچ عکس العملی نشان نداد». پسیان در این بیانیه، به امیر شوکت الملک نیز انتقاداتی کرد و درباره او گفت: «او قادر به حراست از جادههای منطقه خویش نیست.»(1)
امروز یکدسته از افراد ژاندارمری، مستقر در تربتحیدریه برای تصرف قلعه سنگان (2)
(گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 135).
بالا که دویست نفر از افراد طوایف مختلف در آن سنگر گرفته بودند، دست به یک هجوم ناموفق زدند. (3)امروز شوکت الملک حاکم سیستان و قاینات طی ابلاغیهای خطاب به بزرگان و سرشناسان خواف، ضمن متمرد خواندن پسیان و اعوان او، خطاب به آنها تصریح کرد: که باید از هرگونه همراهی با اعوان کلنل محمد تقی خان احتراز نموده و مخالفت خود را با مقاصد آنها اعلام نمایند و حتی از پرداخت مالیات نیز تا ورود نیروهای نظامی قاینات به این منطقه خودداری نمایند.(4)
با توجه به آنکه، بیماری تبنوبه (5)در اطراف تهران شیوع پیدا کرده و بیشتر رعایا و کشاورزان را از کار و فعالیت بازداشته بود، وزارت صحیه پیشنهاد خرید گنهگنه (6)را برای مبارزه با این بیماری به دولت ارائه کرد و مخارج آن را چهار صد تومان برآورد کرد. (7)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 134.
2) پس از آنکه، هفتصد و پنجاه نفر از جنگجویان طوایف به مدافعان قلعه سنگان بالا پیوستند، کلنل محمد تقی خان در روز هفتم سپتامبر (15 شهریور) فرماندهی عملیات را شخصا به عهده گرفت و قلعه سنگان بالا سرانجام به تصرف نیروهای ژاندارمری درآمد و مدافعان آن پا به فرار نهادند و کلنل محمد تقی خان در شامگاه هیجدهم شهریور به مشهد بازگشت.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 134.
4) ابلاغیه شوکت الملک به اهالی خواف، 13/ 6/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 25/ 7768.
5) تب و بیماری عفونی که به تناوب ایجاد تب و لرز میکند به تب نوبه نیز موسوم است.
6) دارویی که نزد همه مردم روی زمین با اندک تفاوتی در تلفظ با همین نام خوانده میشود و از درختی به نام کوکا در آمریکای جنوبی به دست میآید درخت گنهگنه دارای گلهای سفید و سرخ و بنفش است و از پوست این درخت داروی گنهگنه استخراج میشود. بومیان آمریکایی خاصیت آنرا میشناختند و در آنجا هرکس دچار تبنوبه یا مالاریا میگردید با پوست همین درخت او را معالجه میکردند. گویا در سال 1630 م، پوست این درخت داروی مؤثر تب دانسته شده است.
7) روزنامه ایران، 13/ 6/ 1300، ص 1.
سهشنبه 14 شهریور 1300/ 6 سپتامبر 1921/ 3 محرم 1340
کلنل محمد تقی خان با اتومبیل عازم تربت حیدریه شد. پیش از عزیمت وی، سیصد ژاندارم و دو توپ ساخت کشور اتریش به منظور تقویت نیروهای نظامی به طرف تربتحیدریه حرکت داده شدند. (1)
[تصویر] میرزا کوچک خان و دکتر حشمت
میرزا سید عبد اللّه خان، عضو اداره غرب وزارت داخله از سوی احمد شاه به عنوان مترجم الملک ملقب گردید. (2)
دپارتمان دفاع دولتی سوئد اعلام کرد: تمایل دارد، صورت کاملی از بنادر ایران که باید مراسم شلیک سلام کشتیهای جنگی سوئدی در آن اجرا شود، در اختیار داشته باشد. از اینرو از دولت ایران تقاضا کرد صورت اسامی بنادر مذکور برای این دپارتمان ارسال شود. (3)
سعد اله خان درویش نماینده اعزامی میرزا کوچک خان به تهران، کلانتراف معاون وابسته نظامی سفارت شوروی و نماینده روتشتین و مدیر خاقان رشتی منشی پیشین کنسول شوروی در رشت به منظور پیگیری مذاکرات (4)بین روتشتین و میرزا کوچک خان تهران را ترک کردند. (5)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 134- 135.
2) روزنامه ایران، 14/ 6/ 1300، ص 1.
3) مراسله کنسولگری سوئد به وزارت خارجه 14/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 13، پ 2، ص 3.
4) روتشتین تمام تلاش خود را به کار گرفته بود که میان میرزا کوچک خان و حکومت مرکزی روابط صلحآمیز برقرار نماید. (م).
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 36.
چهارشنبه 15 شهریور 1300/ 7 سپتامبر 1921/ 4 محرم 1340
رضا خان وزیر جنگ در نامهای خطاب به هیئت وزیران با بیان اینکه، موضوع خالصجات مازندران از مسائلی است که سالها وقت مسئولین دولت را به خود جلب کرده، ولی موفقیت کاملی از آن حاصل نشده است، پیشنهاد کرد برای آنکه منافع دولت به بهترین شیوه تأمین گردد، دولت همه خالصجات مازندران را به وی اجاره دهد تا با تدبیر و نفوذ افراد محلی اشکالات موجود را مرتفع سازد. رضا خان مدعی بود، با این اقدام، منافع دولت وارد خزانه شده و از همه هزینهها و مخارج اردوکشی و غیره نیز جلوگیری میشود.
رضا خان در پایاننامه خود تصریح کرد: با این کار، راه هرگونه توهم و طغیان و سرکشی برای سرکردگان محلی که از این خالصجات منتفع هستند مسدود خواهد شد. (1)
نماینده کمپانی «سینکلر»)Sinclair( که بعد از کمپانی «استاندارد اویل»)Standard oil( از کمپانیهای معتبر آمریکا بود درباره کسب امتیاز معادن نفت شمال ایران با حسین علاء نماینده سیاسی ایران در واشنگتن ملاقات و گفتگو کرد. در حاشیه این ملاقات وقتی حسین علاء راجع به میزان استقراض دولت ایران از کمپانی مزبور صحبت کرد، نماینده کمپانی پاسخ داد: حاضر نیستند در مقابل امتیاز پولی بدهند. اینکار مثل این است که برای کسب اجازه به خطر انداختن سرمایه خود، پیشکش داده باشند. چون هنوز به وجود نفت کافی در شمال ایران اطمینان ندارند و در واقع قماربازی میکنند. (2)
کرزن در یادداشتی خطاب به دولت شوروی به شدت نسبت به تبلیغات ضد انگلیسی وزیرمختار شوروی در تهران، به دلیل آنکه، اقدامات وی تخطی از قرارداد بازرگانی انگلیس و شوروی محسوب میشود، اعتراض کرد. (3)
کرزن وزیر خارجه انگلیس به «کرو» معاون خود، دستور داد، موقعیت و سیاست دولت انگلیس مبنی بر نپرداختن کمک مالی به ایران را بهطور محرمانه با رئیس، هیئتمدیره و نماینده بانک شاهنشاهی در میان گذارد. (4)«هیو بارنز»، رئیس هیئتمدیره و «سیدنی راجرز»، مدیرعامل بانک، در ملاقاتشان با کرو با عدم پرداخت مساعده قبلی (و آخری) یکصد هزار لیرهای بانک به دولت ایران، از محل حق السهم آن سال نفت، موافقت نکردند. آنها خاطرنشان کردند: پول در واقع متعلق به دولت ایران است و شرکت نفت باید آن را در ماه نوامبر (آذر) بپردازد. بنابراین، دولت ایران حق دارد از تنزیل بروات دولت خودداری کند. آنها فقط تعهد کردند، در صورتی که ایران خواستار کمک بیشتری شود، به وزارت خارجه انگلیس اطلاع دهند. (5)
محمد طباطبایی مدیر روزنامه خراسان که نشریهاش در تیرماه از سوی دولت توقیف و هنوز به همان حال باقی بود، بار دیگر برای رفع توقیف روزنامهاش از رئیس مجلس شورای ملی خواست این موضوع را پیگیری و رسیدگی نماید.(6)
پس از استقرار حکومت شوروی و مذاکرات ایران با دولت این کشور در خصوص پرداخت خسارتهای وارد شده به اتباع ایرانی در زمان انقلاب روسیه، امروز علیقلی مشاور الممالک (7)
علی قلی در کودکی همراه پدرش به قفقازیه رفت و دوران کودکی و نوجوانی را در آنجا گذرانید و تحصیلات جدید و قدیم را در آنجا انجام داد و مدتی در مدرسه ژزوئیتهای کاتولیک در طرابوزان درس خواند و زبانهای روسی و فرانسه را بهطور کامل فراگرفت. ادبیات فارسی و عربی و حسن خط را نیز نزد معلمین خصوصی آموخت. پس از بازگشت از سفر قفقازیه در 1305 ق، به استخدام در وزارت امور خارجه درآمد و منشی اداره تحریرات عثمانی شد. پس از دو سال خدمت در آن اداره، به نیابت کنسولگری حاجی طر خان منصوب گردید. سپس به ایران احضار و با سمت مترجم درجه اول و مدیریت تحریرات اداره دول غیرهمجوار برگزیده گردید و در این سمت در زمره مترجمین ناصر الدین شاه قرار گرفت.
در سال 1274 ش، هیئتی به ریاست شاهزاده عباس میرزا ملکآرا برای تبریک تاجگذاری نیکلای دوم امپراطور روسیه عازم آن کشور گردید. علی قلی خان در آن هیئت، وظیفه مترجمی زبان فرانسه و روسی را بر عهده داشت. پس از بازگشت از روسیه چندی در وزارت امور خارجه مشاغلی را متصدی شد تا به ریاست تذکره خراسان منصوب و به مشهد رفت و چندی هم مفتش تذکره خراسان و حدود افغانستان بود.
در سال 1322 ق، با سمت نیابت اول سفارت ایران در پطرزبورگ به روسیه رفت و پس از مدت کوتاهی به مستشاری سفارت منصوب شد و لقب مشاور الممالک گرفت. این مأموریت قریب 14 سال به طول انجامید که در ده سال آخر سمت مستشاری و کارداری با او بود.
مشاور الممالک در 1293 ش، در دوران نخستوزیری مشیر الدوله به تهران احضار و به معاونت وزارت امور خارجه تعیین گردید و در این سمت چندی هم کفیل وزارت امور خارجه شد.
در سال 1294 ش، در دولت عبد الحسین میرزا فرمانفرما برای اولینبار به وزارت امور خارجه تعیین گردید. عمر این کابینه کوتاه بود و دو ماه بیشتر به طول نینجامید.
در 1296 ش، که مستوفی الممالک برای بار چهارم رئیس الوزراء شد، مشاور الممالک انصاری را در رأس وزارت امور خارجه قرار داد و مدت این وزارت هم از دو ماه تجاوز نکرد.
در 1297 ش، در کابینه صمصام السلطنه بختیاری وزیر امور خارجه شد. این وزارت چهل روز بیشتر دوام نداشت. سرانجام در مردادماه 1297 در کابینه میرزا حسن وثوق الدوله به وزارت امور خارجه تعیین گردید.
در دولت وثوق الدوله، جنگ جهانی اول پایان گرفت و کنفرانس صلح ورسای در پاریس تشکیل گردید. دولت ایران نیز برای استیفای خسارات ناشی از جنگ، هیئتی را به اروپا فرستاد.
ریاست این هیئت با مشاور الممالک انصاری وزیر امور خارجه بود و اعضای هیئت عبارت بودند از: ذکاء الملک فروغی رئیس دیوان عالی کشور، میرزا حسین خان علاء وزیر سابق و انتظام الملک رئیس کابینه وزارت امور خارجه و مسیو آدولف پرنی مستشار وزارت عدلیه.
روز پانزدهم مردادماه 1298 وثوق الدوله رئیس الوزراء، کابینه خود را ترمیم کرد. در این ترمیم، نصرت الدوله فیروز از وزارت عدلیه به وزارت امور خارجه تغییر سمت پیدا کرد و همراه احمد شاه به اروپا رفت. نصرت الدوله وزیر جدید امور خارجه، احتشام السلطنه سفیر ایران در استانبول را برکنار نمود و برای مشاور الممالک انصاری تقاضای پذیرش کرد که بلافاصله مورد قبول واقع شد. مشاور الممالک قریب یک سال سفیرکبیر ایران در استانبول بود.
در شهریورماه 1299 میرزا حسن خان مشیر الدوله، رئیس الوزراء به علی قلی خان مشاور الممالک، سفیرکبیر ایران در دولت عثمانی مأموریت فوق العاده داد برای مذاکرات مربوط به عقد قرارداد با دولت جدید التأسیس شوروی عازم مسکو شود. حاصل مجموع مذاکرات و تلاش مشاور الممالک قرارداد 1921 م، منعقد بین ایران و شوروی بود. این قرارداد در 26 ماه در 23 آذرماه 1300 ش، در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. به موجب این قرارداد بانک استقراضی روس با نقود و اشیا و محاسبات و اموال منقول و غیرمنقول به ایران واگذار شد و تمام امتیازاتی که دولت تزاری روسیه و اتباع آن از ایران گرفته بودند از درجه اعتبار ساقط شد. دولت شوروی راههای شوسه انزلی- تهران، قزوین و کلیه متعلقات آن و همچنین اسکله و وسایل نقلیه در راه ارومیه و تمام خطوط تلگرافی را به ایران بخشید و به موجب همین قرارداد، کاپیتولاسیون لغو گردید و دولت شوروی از مالکیت قریه زرگنده صرفنظر نموده از تمام مطالبات خود گذشت کرد.
این قرارداد که از نظر مصالح ایران در آن ایام حائز اهمیت خاصی بود با تدبیر و تلاش و جدیت مشاور الممالک انصاری به امضا رسید.
مشاور الممالک انصاری پس از امضای قرارداد ایران و شوروی به سمت سفارت کبرای ایران در مسکو تعیین گردید و این مأموریت از 1301 تا 1305 ش، به طول انجامید.
در تیرماه 1305 مستوفی الممالک برای بار ششم به رئیس الوزرایی انتخاب گردید و در هیئت وزیران خود، مشاور الممالک انصاری را به سمت وزیر امور خارجه تعیین و معرفی نمود. این کابینه سه بار ترمیم شد ولی مشاور الممالک در هرسه کابینه وزیر امور خارجه بود.
مخبر السلطنه هدایت، جانشین مستوفی الممالک، کماکان پست وزارت امور خارجه را به مشاور الممالک تفویض کرد تا اینکه در 12 تیرماه 1307 ش، برای بار دوم به سفارت کبرای ایران در شوروی تعیین گردید. آخرین سمت آقای علی قلی انصاری، وزیرمختاری ایران در لندن بود که از تیرماه 1310 آغاز شد و در دیماه 1311 پایان گرفت. وی به علت ترک محل خدمت بدون اجازه، مغضوبا به تهران احضار و پس از چندی بازنشسته شد. تغییر انصاری از سفارت ایران در لندن مقارن با تغییر عبد الحسین تیمورتاش از وزارت دربار بود و طبعا با مسئله نفت ارتباط مستقیم داشت. علی قلی خان انصاری در سال 1319 ش، در تهران درگذشت. (شرح حال رجال ایران، ج 3، ص 461- 459؛ گنجینه اسناد، س 1372، دفتر اول، ص 35 و 34؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 1، ص 297- 299؛ زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 156- 159).
سفیر ایران در روسیه شوروی به وزارت1) مراسله رضا خان به هیئت دولت، 15/ 6/ 1300، اسناد ریاستجمهوری، ش ب 4/.
2) مراسله حسین علاء به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 47، پ 48 صص 21- 19.
3) Curzon note to soviet government, 7 sept. 1921, Curzon Papers, F 112/ 236
4) Minute by Crow ,7 Sept .1921 ,Fo 371 /6415 /9920
5) lmperial BanK to Fo, 8 Sept. 1921, Fo 371/ 6415/ 10294
6) مراسله محمد طباطبایی مدیر روزنامه خراسان به مؤتمن الملک، 15/ 6/ 1300، اسناد مجلس، دوره 4، ک 32، ج 1/ 17، پ 2.
7) علی قلی خان انصاری (مشاور الممالک) فرزند میرزا حسن خان نایب الوزاره در سال 1286 ق در تهران متولد شد.
امور خارجه اطلاع داد در خصوص استرداد خانه و انبار و اموال متعلق به ایرانیان اقدام شده، ولی هیچ نتیجهای نداشته است. زیرا حکومت شوروی حتی برای اتباع خود نیز حق مالکیت قائل نیست و بهطور طبیعی چنین حقی را به اتباع ایرانی هم نخواهد داد. اما اتباع ایرانی بنا به عهدنامه مودت ایران و شوروی حق مطالبه خسارات را خواهند داشت. (1)
کلنل محمد تقی خان بیانیهای بر ضد شجاع الملک انتشار داد و او را شدیدا مورد انتقاد قرار داد. (2)
پنجشنبه 16 شهریور 1300/ 8 سپتامبر 1921/ 5 محرم 1340
امروز روزنامه سیاست (1)به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی شاهزاده عباس میرزا (عباس اسکندری) (2)
در جریان جنگ جهانی اول، به صف مهاجران پیوست و، به گفته خود، هنگام کمک به نیروهای ژاندارمری در مناطق کوهستانی غرب کشور، در همدان، به اسارت نیروهای انگلیسی درآمد و یازده ماه در آن شهر زندانی گردید. پس از جنگ جهانی اول، در یکی از کابینههای میرزا حسن خان مشیر الدوله، در سمت معاون اداری رئیس الوزراء قرار گرفت. در 1300 ش، به روزنامهنگاری روی آورد و روزنامه سیاست را، به صاحب امتیازی و مسئولیت خود منتشر کرد. اولین شماره این نشریه در 16 شهریور 1300، برابر با 4 محرم 1340، انتشار یافت. روزنامه سیاست، در طی دوران نشر، مکرر توقیف شد. در زمستان 1301 ش، هنگامی که آن روزنامه توقیف گردید، اسکندری، که با میرزاده عشقی دوستی داشت، روزنامه قرن بیستم را به صاحب امتیازی عشقی و مدیرمسئولی خود، منتشر کرد.
سیاست در 1302 ش، بار دیگر اجازه نشر گرفت. با شروع دوره پنجم مجلس شورای ملی (بهمن 1302)، وی به فراکسیون اقلیت، به رهبری سید حسن مدرس، نزدیک شد و سیاست در زمره جراید متمایل به گروه اقلیت درآمد. در تیر 1303 ش، به دنبال ترور میرزاده عشقی، مدیران روزنامههای وابسته به فراکسیون اقلیت، از جمله اسکندری، در مجلس شورای ملی تحصن کردند. اندکی بعد، انتشار سیاست هم متوقف ماند. اسکندری، حدود سالهای 1305 و 1306 ش، مدتی ریاست کابینه وزارت فواید عامه را بر عهده داشت. کیفیت فعالیت او در آن وزارت خانه بهطور دقیق معلوم نیست.
در پی انتشار خاطرات آقابکف، در 1310 ش، و افشای این قضیه که جاسوس نمره شانزده دستگاه اطلاعاتی شوروی یکی از شاهزادگان قاجاری است که دارای منصب مهمی در وزارت فواید عامه است اسکندری، با کسان دیگری که در آن کتاب به تلویح یا تصریح، متهم به جاسوسی شده بودند، بازداشت شد. اما او، پس از چندی، بدون محاکمه آزاد گردید.
اسکندری میگفته است که نزدیک به ده بار، در دوره رضا شاه بازداشت و هر بار، پس از تحمل چند ماه زندان، آزاد شده است.
در اردیبهشت 1316 ش، با دستگیری گروه 53 نفر، به اتهام تبلیغ افکار کمونیستی، عباس اسکندری هم بازداشت شد و گویا، به جرم تبلیغ کمونیسم و فاشیسم محکوم به شش سال حبس گردید.
آوانسیان، اسکندری را بورژوایی حقهباز، وزیرمآب و بیاعتنا و بیاعتقاد به تودهها میخواند. گفته شده است که پیشتر با رابین زینر، مأمور ویژه سازمانM .I .6 )سرویس جاسوسی) بریتانیا در ایران، درباره راههای براندازی دولت محمد مصدق مذاکره داشته و، پس از تأکید زینر بر اهمیت شرکت نفت ایران و انگلیس برای اقتصاد ایران، به او گفته بوده است که اهمیت آن را درک میکند و قوام السلطنه به مراتب ترجیح میدهد که انگلیسیها در ایران نفوذ داشته باشند تا آمریکاییها یا روسها که دشمن ایران به حساب میآیند.
اسکندری و ارسنجانی در دوران چهار روزه نخستوزیری قوام، از 26 تا 31 تیر 1331، مجدانه کوشیدند تا پایههای سست و لرزان زمامداری قوام السلطنه را تحکیم بخشند. نخستوزیر وقت، با آنکه هنوز کابینهاش را تشکیل نداده بود، آن دو را، به ترتیب، به سمت معاون پارلمانی و معاون سیاسی خویش منصوب کرد. اما تلاش مشاوران و معاونان قوام مؤثر نیفتاد و 31 تیر، بار دیگر، مصدق فرمان نخستوزیری گرفت. اسکندری، دو هفته بعد، در 15 مرداد، با انتشار نامه سرگشادهای به دکتر مصدق، نسبت به تصویب لایحه اختیارات نخستوزیر، که شامل واگذاری حق قانونگذاری در اجرای مواد نهگانه برنامه دولت میشده است، سخت اعتراض کرد و آن مصوبه را در حکم تعطیلی مشروطه و برقراری دیکتاتوری دانست. او، با یادآوری مبارزات مصدق در راه استقرار عدالت و دموکراسی، آن لایحه را خلاف دموکراسی و خیانت به مردم شمرد و از نخستوزیر خواست که آن را از مجلس پس بگیرد.
در 25 دی همان سال، نیز طی نامه سرگشادهای به شاه، تصویب لایحه اختیارات نخستوزیر را مغایر قانون اساسی خواند و از شاه به سبب توشیح آن انتقاد کرد. اسکندری پس از این وقایع، از سیاست کناره گرفت و با وکالت ارسنجانی، به کار خریداری و تصاحب زمینهای وسیعی در منطقه طرشت، در غرب تهران، روی آورد. با انتشار فهرست ایرانیان سهامدار در شرکت نفت انگلیس و ایران و شرکتهای فرعی آن، معلوم شد که اسکندری نیز در آن شرکتها صاحب 235 سهم بوده است. او در اول مرداد 1338، بانک ایران و غرب را تأسیس کرد، که چهل درصد سهام آن به سوئیسیها تعلق داشت. اسکندری سرانجام، در 24 دی 1338، هنگامی که برای رسیدگی به امور بانکی و مذاکره با سهامداران به اروپا رفته بود به سبب سکته قلبی در مونیخ درگذشت. فرهنگ ناموران، ج 2، ص 530- 535).
و سردبیری میرزا باقر خان تبریزی انتشار خود را در تهران آغاز نمود. (3)هیئت وزیران در جلسه امروز خود با پیشنهاد ارائه شده از سوی رضا خان مبنی بر واگذاری اجاره تمام خالصجات مازندران به وی موافقت کرد. در این جلسه تصویب شد که همه خالصهجات مازندران به اجاره سردار سپه واگذار شود و مقرر شد، تدوین شرایط و ترتیب اجاره را وزارت مالیه به هیئت دولت پیشنهاد نماید. (4)
عدهای ژاندارم با توپ و قور خانه برای جلوگیری از اشرار شاهسون از تبریز به روستای حاجی آقا اعزام گردیدند. (5)
روزنامه وطن از مردم خواست تا از خریدن کالاهای انگلیسی خودداری نمایند و به نمایندگان مجلس شورای ملی نیز توصیه کرد که مردم را به پوشیدن منسوجات ایرانی تشویق نمایند. (6)
در حاشیه افتتاح شعبه تجارتی روس در خراسان به افتخار «پروتوپوف» رئیس اداره تجارت خارجی روس در خراسان، ضیافتی در منزل نمایندگی ایران در ترکستان برگزار شد که تقریبا سی نفر از رؤسای ادارات محلی روس به این مراسم دعوت شده بودند. در این مجلس نماینده ایران در ترکستان و «پروتوپوف» سخنرانی نمودند. طرفین در سخنرانی هایشان، به سابقه دوستی و همسایگی دو دولت ایران و روس اشاره نمودند. (7)
«مؤید حضور» کارگزار قزوین طی نامهای به وزارت امور خارجه با اعلام این موضوع که با وجود تشکیل اداره عدلیه در قزوین، حکومت در امور حقوقی اتباع روسیه مداخله مینماید، افزود: این اقدامات در آینده مشکلاتی را پدید خواهد آورد و در حال حاضر رشته امور را از هم گسیخته است. کارگزار قزوین در ادامه خواست: چنانچه اقدامی صورت خواهد گرفت، حکومت قزوین مطلع نشود، چرا که سبب ضدیت حاکم با وی خواهد شد. (8)
«عز الملک کردستانی» به حکم وزارت مالیه به سمت مدیرکل این وزارت خانه منصوب گردید. (9)
سفارت انگلیس در تهران انتصاب کاپیتان «ر. پ. ل رنکینگ» به سمت معاونت آتاشه نظامی این سفارت در تهران را به وزارت خارجه ایران اعلام کرد و اطلاع داد که وی در اوایل اکتبر از راه هندوستان به ایران وارد خواهد شد. (10)
1) روزنامه سیاست پس از نشر شماره دوم خود توقیف شد و شماره سوم آن پس از سه ماه در 23/ 9/ 1300 مجددا انتشار خود را آغاز کرد. این روزنامه در ابتدا هفتهای دو بار و بعدها به صورت یومیه منتشر گردید. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 51).
2) عباس میرزا اسکندری در خانوادهای از خاندان سلطنتی قاجار پرورش یافت. پدرش، محمد علی میرزا، مشهور به شاهزاده علی خان، از مؤسسان انجمن آدمیت و جدش، محمد طاهر میرزا، (فرزند اسکندر میرزا و نوه عباس میرزا نایب السلطنه)، شاهزادگانی دانشآموخته و ادبدوست بودهاند که در آن اوان آثاری را از زبان فرانسه به فارسی برگرداندند.عباس میرزا تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسههای علمیه و دار الفنون تهران به انجام رساند. بر طبق گزارشی، تحصیلات عالی خود را در رشته حقوق بین الملل در دانشگاههای فرانسه گذراند.
3) روزنامه سیاست، 16/ 6/ 1300، ص 1.
4) مراسله هیئت دولت به وزارت مالیه، 24/ 6/ 1300، اسناد ریاست جمهوری، شم ب 4/.
5) روزنامه ایران، 14/ 7/ 1300، ص 2.
6) . جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 37.
7) تلگراف نمایندگی مخصوص ایران در ترکستان به وزارت خارجه، 2/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 22.
8) تلگراف کارگزاری قزوین به وزارت خارجه، 16/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 34، پ 2، ص 42.
9) روزنامه اتحاد، 16/ 6/ 1300، ص 2. روزنامه ایران، 17/ 6/ 1300، ص 1.
10) مراسله سفارت انگلیس به وزیر امور خارجه، اسناد وزارت امور خارجه ایران، 16/ 6/ 1300، ک 3، پ 3، ص 13.
جمعه 17 شهریور 1300/ 9 سپتامبر 1921/ 6 محرم 1340
حمله ن هایی برای تصرف قلعه سنگان شروع شد و تنها توپ موجود نیز به صحنه جنگ برده شد. توپ دیگر، پس از انفجار گاری مهمات در راه تربتحیدریه از کار افتاده بود. قلعه سنگان بالا، سرانجام به تصرف نیروهای ژاندارمری درآمد و مدافعان آن فرار کردند. (1)
«امیر اعلم» امروز در اعلانی خبر از ورود اولین پزشک زن مسلمان به تهران داد و اظهار داشت: دکتر گوهر خاکپور، اولین طبیب مسلمان ایرانی و اولین دیپلمه قابلگی و امراض زنان است که اخیرا وارد تهران شده و مطب وی در خیابان چراغبرق روبروی دارو خانه نظامی قرار دارد.(2)
میرزا زین العابدین خان پس از استعفا از مدیریت کل وزارت مالیه، از طرف آن وزارت خانه به سمت ریاست محاکمات وزارت مالیه تعیین و منصوب گردید. (3)
وزارت معارف به مدیر مدرسه دار الفنون (4)ابلاغ کرد: بایستی مطابق با آئیننامه وزارت معارف، از دانشآموزان مدرسه دار الفنون شهریه دریافت نمایند. لازم به ذکر است که تا آن زمان تحصیل در دار الفنون رایگان بود. (5)
نیروهای ژاندارمری به فرماندهی سلطان علی رضا خان شمشیر که از خیرآباد حرکت نموده بودند پس از دوازده ساعت جنگ امروز توانستند، نصرآباد، سرسخت قلعه، برج تقیآباد و محمودآباد و لنگر و عموم تپههای «آبدارو» را تصرف نمایند. (6)افراد ایل تیموری و ایل هزاره نیز، پس از این شکست فاحش، هزیمت را صلاح دانسته و به سمت تربت رفته و از آنجا به یوسفآباد عقبنشینی کردند. (7)
وزارت معارف با موافقت وزارت صحیه و امور خیریه، یک پزشک زن را برای آبلهکوبی و سرکشی در مدارس دختران در نظر گرفت و به مدارس نیز ابلاغ شد که در مواقع آبلهکوبی به توصیههای وی عمل نمایند. (8)
مفتاح لشکر از طرف وزارت مالیه به ریاست مالیه همدان منصوب شدند. (9)
یک جعبه فشنگ و کتاب متعلق به دکتر ح. ا لیچتوارت پزشک بیمارستان آمریکایی مشهد به سرقت رفت.(10)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 135.
2) روزنامه ایران، 17/ 6/ 1300، ص 1.
3) همان، ص 1 و 2.
4) مدرسه دار الفنون در آن زمان فقط دارای کلاسهای اول، دوم و سوم متوسطه بود. (م).
5) روزنامه ایران، 17/ 6/ 1300، ص 2.
6) نامه سلطان علی رضا خان شمشیر به سردار نصرت، 17/ 6/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 21628 ق.
7) همان، شم 21715 ق.
8) روزنامه ایران، 17/ 6/ 1300، ص 2.
9) همان، ص 2.
10) تلگراف از مشهد به تهران، 17/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 2.
شنبه 18 شهریور 1300/ 10 سپتامبر 1921/ 7 محرم 1340
سلطان جعفر خان که در غیاب کلنل محمد تقی خان فرماندهی پادگان مشهد را به عهده داشت، دستگیر و سلطان علی اصغر خان جانشین وی شد. سلطان جعفر خان از طرفداران حزب «آزادیخواهان» بود. (1)
گروهی ژاندارم، حامل یک توپ «مترالیوز» برای مقابله با اشرار شاهسون، از تبریز به طرف «محال آلان براغوش» اعزام شدند. (2)
«پروتوپوف» رئیس اداره تجارت خارجه روس در خراسان، به همراه هیئتی چهار نفره از همراهان از ترکستان به طرف مشهد حرکت کردند. (3)
پیرو مکاتبات قبلی وزارت مالیه و وزارت امور خارجه، امروز وزارت مالیه اعلام کرد: در نتیجه تحقیقات انجام شده از سوی آن وزارت خانه مشخص شده است که، در سال 1920 م، 3620 عدد مارک (4)طلای آلمانی به وزن 295 مثقال به مسکوکات ایرانی تبدیل شده است. (5)
ژاندارمهای تحت فرمان سلطان تقی خان کاوه با حمله از راست و ژاندارمهای تحت فرمان سلطان علیرضا خان شمشیر با حمله از چپ در مقابل نیروهای سالار خان بلوچ، عماد الممالک، سالار شجاع و غلام شاه بربری به پیروزی رسیدند و توانستند پس از چندین ساعت نبرد، آنها را شکست داده، کاریز، محمودآباد و لنگر را تصرف نمایند.
پسیان طی ابلاغی که بدین منظور صادر نمود، خاطرنشان ساخت «... دلاوری و رشادت افراد نظامی، قلبهای اشرار و غارتگران را بهطوری متزلزل ساخته است که میتوان خاتمه کاریز را در نزدیکترین مدت پیشبینی نمود ...» (6)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 135.
2) روزنامه ایران، 14/ 7/ 1300، ص 2.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 36.
4) مارک واحد پول کشور آلمان بود. (م).
5) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 18/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 10، ص 2 و 1.
6) ابلاغیه کلنل محمد تقی خان، 19/ 6/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 52/ 7768.
یکشنبه 19 شهریور 1300/ 11 سپتامبر 1921/ 8 محرم 1339
عدهای از سرشناسان مشهد از جمله معتضد السلطنه حاکم سابق مشهد، مجلل التولیه، ناظم التولیه، قائممقام تولیه، شجاع التولیه، (برادرزن سردار معزز بجنوردی) و سلطان اسماعیل خان به اتهام طرفداری از شرایط صلح تهران دستگیر شدند. (1)
نرمن به منظور مقابله با نفوذ فزاینده و محسوس شوروی، هشدار داد، روسیه نه میتواند به ایران کمک کند نه میتواند آسیبی به این کشور برساند، درحالیکه بریتانیا، بسته به اینکه، مؤسسات مالی لندن وجوه لازم را برای دولت ایران تأمین کنند یا از پرداخت آن خودداری نمایند، از عهده هردو کار برمیآید. (2)
چند گروه مسلح که پرشمارترین آنها، عده دویست نفری محمد قاسم خان قرائی بود، وارد مشهد شده و به نیروهای تحت فرمان کلنل محمد تقی خان پسیان پیوستند. (3)
پسیان با انتشار بیانیهای خطاب به رعایای ایل تیموری که به باخرز رفته و در مقابل نیروهای ژاندارمری صفآرایی کرده بودند، هشدار داد. متن اعلان پسیان بدین شرح است: «به عموم رعایای تیموری، اشخاصی که بر اثر اغوا و تحریک مفسدین در این موقع جمعآوری محصول از رعیتی دست کشیده به سمت باخرز رفتهاند چنانچه تا پنج روز به خانههای خود مراجعت نکنند، دارایی آنها غارت و نسبت به کسانشان از هیچ قسم فشار فروگذار نشده و خودشان هم شدیدا مجازات خواهند شد.» (4)
نیروهای ژاندارمری بهطور کامل بر اوضاع تربتحیدریه کاریز و تربتجام مسلط شدند. (5)
دوشنبه 20 شهریور 1300/ 12 سپتامبر 1921/ 9 محرم 1340
اشاره
[تصویر] عزاداری مردم تهران
ساختمان سفارت شوروی در تهران، ساعت شانزده و سی دقیقه، عصر امروز طعمه حریق شد. آژانها و مأمورین تأمینات، پس از اطلاع برای اطفای حریق و کشف علت آتشسوزی به محل رفتند و در ابتدا با خارج کردن اشیا و وسایل مهم از اطاقهای سفارت مانع از سرایت آتش به بخشهای دیگر سفارت شدند و سپس به اطفا حریق مشغول گردیدند. (1)در این ارتباط، چند نفر از مظنونین دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفتند. شایع شده بود که این آتشسوزی به وسیله کارگران کرد شیروانی که در سفارت کار میکردند، سهوا اتفاق افتاده است. (2)
به دنبال اغتشاش روز گذشته در بازار، هنگام عزاداری گروههای عزادار که باعث اختلال (3)مراسم عزاداری شد، اداره نظمیه تهران با انتشار اعلانی، ورود زنان به بازار در روز عاشورا و بعد از آن را ممنوع کرد و فقط اجازه شرکت زنان در مجالس روضهخوانی را داد. (4)
1) رضا قلی خان معاون اداره نظمیه و ماژور عبد اللّه خان در محل وقوع آتشسوزی حضور داشتند این آتشسوزی تا صبح روز یازدهم محرم کاملا مهار نشده بود. (ایران، 26/ 6/ 1300، ص 1).
2) روزنامه ایران، 26/ 6/ 1300.، ص 1.
3) نزدیک ظهر روز گذشته هنگامی که بازار مملو از جمعیت بود، ناگهان صدای شلیک دو گلوله بلند شد که باعث اختلال مراسم شد، به دلیل داد و فریاد، جمعیت حاضر رو به فرار گذارده و هرچه مأمورین خواستند از فرار حاضرین جلوگیری کنند به دلیل ازدحام جمعیت موفق نشدند. بهطوریکه، کلاه و کفش و سایر اشیا و لوازم مردم بهجای مانده بود. پس از مدت کوتاهی مأمورین نظمیه شخصی را که مرتکب این تیراندازی شده بود، دستگیر کردند و به اغتشاش پایان دادند (روزنامه ایران، 26/ 6/ 1300، ص 1 و 2).
4) روزنامه اتحاد 26/ 6/ 1300، ص 1 و 2.
سهشنبه 21 شهریور 1300/ 13 سپتامبر 1921/ 10 محرم 1340
اشاره
[تصویر] عزاداری قزاقها در تهران
نزدیک ظهر امروز یک عده بیست نفری از قزاقهای عزادار و تیغزن روز عاشورا با همان حالت عزا از بازار خارج گردیده و بهطرف نظمیه حرکت کردند و برطبق مراسم سالهای گذشته عزاداریکنان به نظمیه رفتند. در نظمیه تعداد کمی نگهبان حضور داشتند، وقتی قزاقهای عزادار درب تحتانی زندان نظمیه را بازکردند. بیش از دویست و پنجاه نفر از زندانیان که منتظر چنین فرصتی بودند، از زندان فرار کرده و در سطح شهر تهران پراکنده شدند. پس از اینکه، رؤسای نظمیه از این موضوع مطلع شدند، فورا به نظمیه آمده و تمام مأمورین را احضار کردند تا با اسب و اتومبیل و وسایل دیگر به تعقیب و دستگیری زندانیان فراری اقدام کنند. (1)
صبح امروز گروهی از جنگجویان طوایف به یکی از پستهای ژاندارمری واقع در «نصرآباد» حمله بردند. ژاندارمها از پسیان دستور داشتند روز تاسوعا و عاشورا جنگ نکنند ولی چون مورد حمله واقع شده بودند این جنگ برای آنها حالت دفاعی داشت، در ن هایت نزدیک غروب سلطان تقی خان کاوه فرمانده اردو با تعداد مختصری به «قلعه نو» مرکز قوای طوایف حمله برد و پس از جنگی بسیار سخت در ساعت نه و نیم بعد از ظهر توانست «قلعه نو» را تصرف نماید. (2)
چهارشنبه 22 شهریور 1300/ 14 سپتامبر 1921/ 11 محرم 1340
امروز به مناسبت اولین سالگرد کشته شدن مرحوم شیخ محمد خیابانی(1)
محمد خواندن و نوشتن متداول را در مکتب گذراند و در نوجوانی به همراه پدرش به داغستان رفت و مدتی به کار تجارت پرداخت. اما به زودی از تجارت دست کشید و به تبریز آمد و در مدرسه طالبیه این شهر به فراگیری علوم اسلامی پرداخت. وی نزد حاج میرزا حسن مجتهد تبریز و حاج میرزاابو الحسن انگجی درس خواند و از شاگردان مبرز و برجسته آنان بود.
شیخ محمد روابط نزدیک و صمیمانهای با سید حسین حسینی خامنهای که عالمی آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی و مشروطهخواه بود برقرار کرد و دختر وی را به عقد ازدواج خود درآورد. او در محله «خیابان» تبریز سکونت کرد و ازاینرو به خیابانی مشهور گردید.
پس از بمباران مجلس، انجمن ایالتی نقش مهمی در احیای مشروطیت و مبارزه با نیروهای استبدادی محمد علی شاه بر عهده داشت و خیابانی نیز با ایراد سخنرانی و حتی شرکت فعال مسلحانه، ستار خان را در مبارزه ضد استبدادیش یاری مینمود.
وی در زمانی که عین الدوله، از طرف حکومت مرکزی تبریز را در محاصره خود داشت، از طرف انجمن ایالتی با وی به مذاکره پرداخت، اما این مذاکرات نتیجهای نبخشید. خیابانی وقتی که دریافت دولت مرکزی در صدد اخذ وام از دول بیگانه است طی تلگرافی به مجلس فرانسه به شدت به اقدام دولت اعتراض کرد.
پس از سقوط محمد علی شاه و برگزاری انتخابات دومین دوره مجلس شورای ملی، خیابانی که سی سال بیشتر نداشت از طرف مردم تبریز به نمایندگی مجلس انتخاب شد. مجلس دوم، قانون استفاده از مستشاران خارجی را برای اصلاح امور مالی و نظامی کشور تصویب کرد و به دنبال آن مورگان شوستر آمریکایی و سرهنگ یالمارسن سوئدی، به ایران دعوت شدند، اما دولت روسیه در 7 ذی حجه 1329 ق، طی اولتیماتوم دو روزهای به دولت ایران، خواستار اخراج آنان از ایران شد و به دولت ایران هشدار داد که از آن پس بدون اطلاع روسیه و انگلستان، مستشاران خارجی را به کار نگمارد.
بعد از تاجگذاری احمد شاه قاجار در 30 تیر 1293 ش، خیابانی و گروهی از همفکرانش به عنوان اعتراض به حکومت صمد خان شجاع الدوله بر آذربایجان- که از سوی روسیه منصوب شده بود- اعلامیهای انتشار دادند و به کنسولگریهای چند کشور فرستادند و در آن به دسیسهها و اقدامات استقلالشکنانه و تجزیهطلبانه روسها به شدت اعتراض کردند. سپس خیابانی به تهران آمد و با رجال سیاسی کشور گفتگو کرد اما چون آنها را منفعل و درمانده دید امید خویش را به آنان از دست داد و مجددا به تبریز بازگشت.
با فروپاشی امپراتوری تزاری روسیه در 1335 ق، موجی از شادی سراسر ایران و بهویژه آذربایجان را فراگرفت. خیابانی از این فرصت استفاده کرد و به کمک همفکران خود که دموکرات نامیده میشدند، کمیتهای تشکیل داد و کنفرانس ایالتی آذربایجان را برگزار کرد و روزنامه تجدد را که ارگان دموکراتها به شمار میرفت انتشار داد.
در اواخر شعبان 1337 ق، نیروهای عثمانی که در جنگ جهانی اول شکست خورده بودند وارد آذربایجان شدند و تحت عنوان «اتحاد اسلام» به اختلاف افکنی میان ترک و فارس دامن زده و در صدد تجزیه آذربایجان برآمدند که اینبار نیز خیابانی و یاران و پیروانش در حزب دموکرات به افشای نقشههای شیطانی آنها پرداخته، آن را نقشبرآب ساختند. نیروهای عثمانی نیز او و شیخ اسماعیل نوبری را دستگیر کرده و دو ماه در ارومیه زندانی کردند. سپس آن دو را به عثمانی برده و مدت پانزده روز در شهر قارص زندانی نمودند و پس از آزار و اذیت زیاد، اجازه بازگشت به آنان دادند.
در مرداد 1298 ش، چهارمین دوره انتخابات مجلس شورای ملی برگزار شد و شیخ محمد خیابانی به عنوان نماینده اول آذربایجان به مجلس راه یافت.
در اثنای انتخابات، متن قرارداد 1919 بین دولت انگلستان و وثوق الدوله منتشر شد. براساس این قرارداد اختیار کامل امور مالی، گمرکی و نظامی ایران در اختیار مستشاران انگلیسی قرار میگرفت و ایران عملا به صورت تحت الحمایه انگلستان درمیآمد. دموکراتهای آذربایجان به رهبری خیابانی بر ضد این قرارداد وارد عمل شدند و روزنامه تجدد ارگان دموکراتها نوشت: «تا زمانی که قرارداد به تصویب مجلس نرسیده، ورق پارهای بیش نیست و اعتباری ندارد»
در روز 17 فروردین 1299 ش، به دستور خیابانی، کلانتری تبریز توسط هواداران مسلح خیابانی تصرف شد و زندانیان آزاد شدند و پس از آن شهربانی و همه ادارات شهر به دست نیروهای خیابانی افتاد. پس از تبریز، دیگر شهرهای آذربایجان نیز در کنترل نیروهای خیابانی قرار گرفت.
خیابانی و هوادارانش برای اداره امور شهر، هیأتمدیرهای انتخاب کردند و روز 19 فروردینماه، نخستین بیانیه هیأت انتشار یافت.
برنامه آزادیخواهان در دو عبارت خلاصه میشود: 1- برقرار داشتن آسایش عمومی؛ 2- از قوه به فعل درآوردن رژیم مشروطیت.)
خیابانی از آن پس هرروز پیرامون مسائل سیاسی و دینی در ساختمان تجدد سخنرانی میکرد. وی برای خنثی کردن تبلیغات کمونیستهای قفقاز که در صدد ایجاد جمهوری آذربایجان- متشکل از آذربایجان شوروی و ایران بودند، نام آذربایجان را به «آزادیستان» تغییر داد، زیرا آذربایجان را عامل کسب آزادی و مشروطیت ایران میدانست. به دستور خیابانی کنسولگری آلمان که محل توطئه سوسیال دموکراتها بود تصرف شد و به قزاقهای روسی نیز اخطار گردید که دست از شرارت در کوی و برزن برداشته و به قزاق خانه برگردند. بدینترتیب به مدت شش ماه آرامش و امنیت و عدالت در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان برقرار شد. او تصمیم داشت که چنان برنامهای را نیز در تهران به اجرا درآورد؛ ازاینرو در صدد ایجاد رابطه با میرزا کوچک جنگلی- که قیام جنگل را رهبری میکرد- برآمد و پیکی را به همراه پیام ویژه نزد او فرستاد.
از سویی وثوق الدوله برای شکست قیام خیابانی، مخبر السلطنه هدایت را در اوایل شهریور 1299 ش، به والیگری آذربایجان فرستاد.
به دستور مخبر السلطنه، نیروهای قزاق در 21 شهریور 1299 ش، مسلحانه به شهر هجوم آوردند و بیش از سیصد خانه آزادیخواهان را غارت کرده و در صدد دستگیری و قتل خیابانی برآمدند. او به منزل یکی از دوستانش پناه برد، اما مخفیگاهش کشف شد و روز بعد به دست گروهی از قزاقان به شهات رسید. پیکر او را در گورستان سید حمزه در کنار شهید ثقة الاسلام تبریزی و دیگر شهدای جنبش مشروطیت به خاک سپردند (علمای مجاهد، ص 199- 203).
از سوی حزب دمکرات، مجلس ترحیمی در مقبره «سید حمزه» شهر تبریز منعقد گردید (2)و تعداد زیادی از مردم در این مراسم شرکت کردند، در این مراسم رضازاده شفق (3)در طی سخنانی از شخصیت خیابانی تجلیل کرد. (4)به دنبال فرار دویست و پنجاه نفر از زندانیان از زندان نظمیه در ظهر روز گذشته، با تلاش مأمورین نظمیه پس از بیست و چهار ساعت، یکصد و پنجاه نفر از زندانیان فراری دستگیر شدند. تلاش برای دستگیر کردن بقیه زندانیان فراری همچنان ادامه داشت. (5)
سرگرد برونیکوفسکی پس از مشورت با پرایدوکس سرکنسول انگلیس در مشهد عازم تهران شد.(6)
در تعقیب و ادامه حملات دیروز سلطان تقی خان کاوه و ژاندارمهای تحت امر او، امروز ظهر نیز موفق شدند دولتآباد را به تصرف خود درآورند. (7)
رضا خان در مورد دادن التیماتوم از طرف روتشتین، پس از قضیه اسرائیلینکو کمیسر روس، (8)از خود واکنش خشمگینانهای نشان داد.
رضا خان معتقد بود سیاست روتشتین بر این پایه استوار است که گیلان را برای مقاصد توسعهطلبانه شوروی و همچنین انتقال غلات آن منطقه به روسیه همچنان در آشوب و بیقانونی نگهدارد. (9)
[تصویر] شیخ محمد خیابانی
1) شیخ محمد خیابانی از روحانیون انقلابی و نمایندگان مبارز مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری. وی فرزند حاج عبد الحمید تاجر خامنهای بود و در 1297 ق، در خامنه آذربایجان به دنیا آمد. پدرش از تجار معتبر بود که در تبریز و پطرووفسکی (مرکز داغستان) تجارت خانه داشت.
2) قتل وی در خانه شادروان حاج شیخ حسن علی میانجی رخ داد و جنازه وی بدون هیچگونه تشریفاتی به امامزاده حمزه در تبریز انتقال یافته و در آنجا به خاک سپرده شده (شیخ محمد خیابانی، ص 492- 490).
3) صادق رضازاده شفق فرزند آقا بازرگان در سال 1274 ش، در تبریز متولد شد و تحصیلات خود را در تبریز، تهران، استانبول و برلین گذراند. در جوانی سری پرشور داشت و آزادیطلب بود. چندی روزنامه شفق را انتشار داد. روزنامه شفق در آن زمان روزنامهای تندرو و آزادیطلب بود. این روزنامه تقریبا دو سال انتشار یافت ولی با پیشآمدن عاشورای 1330 ق، و قتل عده زیادی از آزادیخواهان آذربایجان به دست روسها تعطیل شد و رضازاده شفق به عثمانی رفت و در یکی از مدارس استانبول دیپلم دریافت نمود و سپس برای تحصیلات عالی به آلمان مسافرت نمود. در آنجا نزدیک به شش سال به تحصیل فلسفه پرداخت و درجه علمی گرفت. در سال 1314، شورای عالی فرهنگ تحصیلات او را معادل دکترا شناخت و رسما به استادی دانشگاه در دانشکده ادبیات پذیرفته شد. مهمترین مشاغل وی استادی دانشگاه تهران، استاد دانشگاههای کلمبیا و میشیگان در آمریکا، دانشگاه مکگیل در کانادا و عضو فرهنگستان ایران بوده است. در جریان جدایی آذربایجان از ایران، چند نطق مهم ایراد نمود و سرانجام عضو میسیونی شد که به ریاست قوام السلطنه برای مذاکره درباره تخلیه ایران و عدم حمایت از فرقه دموکرات به مسکو سفر کردند. پس از پایان جنگ بین المللی دوم، یک هیئت از ایران عازم آمریکا شد تا در کنفرانس سانفرانسیسکو شرکت نماید. از مجلس، آقایان، دکتر شفق، دکتر عبده، و دکتر اعتبار عضو این هیئت بودند. رضازاده شفق چند دوره نماینده مجلس شورای ملی و نماینده مجلس سنا بود. وی سرانجام در شهریور 1350 بر اثر خونریزی معده درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. (روزنامه اطلاعات، 18/ 6/ 1350، ص 50؛ تذکره شعرای معاصر ایران، ج 2، ص 177- 176؛ روزنامه کیهان، 15/ 9/ 1341، ص 11؛ روزنامه خراسان، 19/ 6/ 1350، ص 8).
4) روزنامه ایران، 27/ 6/ 1300، ص 2.
5) روزنامه اتحاد، 26/ 6/ 1300، ص 2.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 140.
7) متحد المآل کلنل محمد تقی خان به فرماندهان ژاندارم، 22/ 6/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 21533- ق.
8) روتشتین پس از اطلاع از قضیه فرار اسرائیلینکو به ایران، رسما از دولت ایران خواستار تحویل او میشود، ولی کمیسر بلشویک از دست ایرانیها گریخته و به سفارت فرانسه میرود و در آنجا بست مینشیند. سفیر فرانسه میگوید که اسرائیلینکو لهستانی است و از فرانسه تقاضای پناهندگی کرده، بنابراین، نمیتواند او را به روسها تحویل دهد. روتشتین هم به شدت عصبانی شده و به حکومت ایران اولتیماتوم میدهد. پس از این اولتیماتوم، حکومت ایران به شدت نگران عکس العمل روسها بود و میترسید آنان مجددا نیروهای نظامی خود را روانه شمال ایران کنند. (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 34).
9) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 47- 48.
پنجشنبه 23 شهریور 1300/ 15 سپتامبر 1921/ 12 محرم 1340
پسیان به سلطان علی رضا خان شمشیر (1)
در اینجا بود که کلیه آزادیخواهان و افسران ژاندارمری لقب «شمشیر» را که ترجمه فارسی «قلیچ» است به او دادند و از آنروز به ماژور علیرضا خان شمشیر وزیری معروف گردید. (قیام کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 297).
دستور داد: لازم است، برای به راه انداختن جریان تجارتی و تأمین عایدات گمرکی هرچه سریعتر کاریز را به تصرف درآورند تا امور تجارتی با افغانستان از سرگرفته شود. پسیان خاطرنشان ساخت: عایدات گمرکی خیلی کم شده و این موضوع آنها را در فشار بیپولی قرار داده است. همچنین کلنل دستور داد: به منظور تأمین دادن به افرادی که با ژاندارمری جنگ کردهاند، علاوهبر ضامن، جریمه نقدی نیز از آنان دریافت شود. (2)[تصویر] علی رضا خان شمشیر
جمعیت ملیون خراسان (حزب ملیون خراسان) نخستین بیانیه (3)
آن وکلائی که به زور سرنیزه وکیل شدهاند و به سرعت برق وکالت یکدیگر را تعیین میکنند، به دیار عدم رهسپار خواهند گشت و داغ لیره را به گور خواهند برد. آن روزنامهنویسهای متملق که به جای نشر حقایق شغل خود را دروغنویسی و تملق قرار دادهاند محاکمه خواهند شد. و بالاخره باطن طهران با تمام گند و بو و کثافاتش ظاهر و بر تمام ایرانیان و بلکه عالمیان مکشوف خواهد گشت و درب این صندوق لعنت باز خواهد گردید. ما اهالی خراسان بارها مطالب خود را به حضور همایونی مخابره نمودیم و در جراید محلی منتشر کردیم، لکن خائنین نخواستند که حقایق امور مکشوف شود و اظهارات حقه ما اصغا گرد؛ زیرا آنها میخواهند کما فی السابق ایالت خراسان را به معرض فروش بگذارند و سالی چند هزار تومان در عوض بگیرند. و وقتی که خراسان حاضر نشد که در معرض معامله واقع شود، بر خراسان و خراسانی غضب کردند و خادمین حقیقی را خائن جلوه دادند و به اشرار متوسل شدند، که خراسان را محض غرض شخصی آقا آتش زنند.
ولی فی الحقیقه اگر وجود شخص کلنل محمد تقی و تشکیلات منظم ژاندارمری خراسان نبود امروز به همت شخص- آقا- خراسان یکپارچه آتش شده بود و هیچکدام ما مالک مال و عرض و ناموس نبودیم.
بلی! طهران امثال کلنل محمد تقی خان را نمیخواهد. طهران مأموری میخواهد که پس از یکی دو سال خدمت، در مراجعت دارای مبالغ هنگفتی ثروت باشد و به مفتخواران به عنوان رشوتخواران و تعارف و خرید منصب و مأموریت بخوراند. و به همین جهت، طهران به تقاضاها و درخواستها و استدعاها و عرایض ما گوش نداد. به عرض حضور همایونی که بالمره از گزارشات بیخبر است نرسانید. وطنپرستان طهران مغلوب خائنین شدهاند و در اقلیت افتادهاند و نمیتوانند به داد ما برسند و اگرنه چرا امثال آقایان مستوفی الممالک و مشیر الدوله و مؤتمن الملک و مستشار الدوله و آقای صمصام السلطنه و آقای سلیمان میرزا و آقای طباطبائی و آقای ناصر الاسلام، وکلای صالح پارلمان و این وطنپرستان ایران، احقاق حق ما نکردند و ما را از دسایس این مغرض فتنهانگیز حفظ ننمودند. عرائض ما را به حضور همایونی ابلاغ ننمودند، زیرا آنها معدودی بیش نیستند و صدای آنها در میان هیاهوی مغرضین و خائنین مسموع نمیشود.
و بالاخره طهران به سخن حق گوش نمیدهد؛ برای اینکه، طهران از خواب غفلت برانگیخته شود و اخبار منبعد مغلوب اشرار و خائنین نباشند و برای آنکه خدمت و خیانت ممتاز باشد و کسی که با اینهمه امانت و صداقت به ملت و دولت خدمت میکند متهم به یاغیگری و خیانت نشود و برای آن که خراسانیان را مرده و بیحس فرض نکنند و منبعد در صدد بیع و شرای ما برنیایند، و بالاخره برای آنکه مملکت مستقل و قوی باشد و دندان طمع طامعین کنده و بیخ مغرضین و مفسدین برکنده شود، و برای آنکه منبعد دزدان قاطع طریق به خیال غارت شهرها و آبادیهای خراسان نیفتند و اگر کسی هم به آنها وعده فتح و فیروزی داد- ولو شخص (آقا) باشد- باور نکنند، خراسانیان قیام کرده و فوجفوج با کمال شوق و شعف سلاح برداشته داخل نظام میشوند. این یاغیگری نیست، تمرد نیست، این عین خدمتگزاری و وطنپرستی است؛ اشتباه نشود! آیا این ورقه را به نظر اعلیحضرت همایونی خواهند رسانید؟ یا حقیقت قضیه تا آخر در دربار به شبههکاری دگرگون نقل خواهد شد!؟!
زنده باد قوّه ملی نظامی خراسان! زنده باد تربیتکننده و فرمانده کل قوای ملی خراسانیان! پاینده باد دین اسلام و حافظ جاننثاران! نیست و نابود باد خائنین و مفسدین خراسان و عموم مملکت ایران. موفق و منصور باد تمام آزادیخواهان و پرستاران کارگران!!! رئیس کمیته مرکزی ملی خراسان»، (انقلاب خراسان، ص 190- 192).
خود را در حمایت از پسیان منتشر کرد. اکثر اعضای این حزب را ترکهای تبریز و قفقازیها تشکیل میدادند. رهبران حزب ملیون خراسان عبارت بودند از:نور مهدی، اسد آقا زوارزاده، اسماعیل نخجوانی، مشهدی حسینقلی و میر مرتضی، اکثر جلسات حزب ملیون خراسان در خانه اسماعیل نخجوانی تشکیل میشد. (4)
وزارت داخله راجع به اعزام اردو به ممسنی که قرار بود بیستم محرم عازم ممسنی شوند به نصرت السلطنه تأکید کرد که در حرکت اردو در این تاریخ تأخیر نشود. وزارت داخله بار دیگر یادآور شد طبق آنچه مقرر شده، غیر از فوق العاده حقوق سربازان، توپچی و کرایه حملونقل که به عهده معین التجار است، بقیه مخارج اردو به عهده اداره مالیه است. (5)
1) اینکه به علی رضا خان وزیری «شمشیر» میگفتند به این دلیل بود که در تهران و سایر شهرستانهای ایران پهلوانی بود که نمایش هایی محیر و مفصل میداد و نامش «علی قلیچ» بود، که در موقع خود شهره شهر شده بود. ایشان در فارس نمایشاتی داد که واقعا محیر العقول بود. علی رضا خان به افسران ژاندارمری گفته بود که «کار نیکو کردن از پر کردن است» رفقایش او را تمسخر میکنند. او بعدا در ظرف شش ماه با تصمیمی استوار به ورزش پرداخت و چنان نیرومند و قوی شد که هنگام جشنی که به مناسبت ترفیع و نشان برایش ترتیب داده بودند، کلیه عملیات سخت پهلوانی «علی قلیچ» را در مقابل جمعیت انبوهی انجام داد و حتی کارهای اضافی دیگری از قبیل انفجار توپهای بزرگ جنگی بر روی سینه خود به معرض نمایش گذارد.
2) نامه کلنل محمد تقی خان به سلطان علی رضا خان شمشیر، 23/ 6/ 1300، اسناد موسسه تاریخ معاصر، شم 56/ 7768.
3) متن بیانیه انتباهیه جمعیت ملیون خراسان به شرح ذیل است:«ای طهران! ای مسکن خائنین! ای مرکز سارقین! ای وادی خاموش! ای پناهگاه وطنفروشان! ای ارض ری! که به طمع حکومت تو پسر سعد مرتکب بزرگترین مظالم و فجیعترین شقاوتها گردید و بالاخره هم به مقصود خود نائل نشد. تو بودی که وطنفروش بیشرفی را اتابک اعظم نمودی و او را به اوج ترقی رساندی؛ تا یکی از ابناء وطن از خود گذشت و او را به مکافات عملش رسانید. ای طهران! اینک توئی که خائن دیگری را به جای او نشانده و میخواهی ایران را فدای هوسهای او کنی. این همان قوام السلطنه است که در مدت دو سال دو کرور ثروت خراسان را به بانکهای خارجه فرستاد. با اینهمه از چند رأس اسب و یک اتومبیل که به حکم دولت ضبط شده و به سربازان رشید و مدافعین حقیقی مملکت داده شده بود نتوانست صرفنظر کند؛ در صورتی که آنها از خراسان بوده و به خدمت خراسان گذاشته شده؛ و لکن حرص و طمع و لجاجت او را وادار کرد که یک ایالت بزرگی مثل خراسان را فدای غرض شخصی کند و از هرگوشه و کنار هرچه اشرار نشان دارد برانگیزد و آنها را به انواع مواعید بر ضد امنیت خراسان مسلح کند، تا آنکه به غرض فاسد خود نایل شود. و اینک به مساعی آنکسی که خود را رئیس دولت نامیده، در ایام عاشورا و در ماه حرام، خون ایرانی مسلمان به دست برادر دینی و وطنی ریخته میشود؛ زیرا که اراده حضرت اشرف اینطور تعلق گرفته. ای طهران! ای مهد تنپروران و عیاشان! این خونهای بیگناه که به تحریک [و] به دسایس ناخلفترین اولادت ریخته میشود دامنگیر تو خواهد شد و دستهای انتقام از آستین بیرون خواهد آمد و آن پارکها و قصر که هرخشتش خونبهای یک مظلوم و هرحوضش نمونه اشکهای یک بیگناهی است زیر و زبر خواهد بود و خائنین و وطنفروشان که ساکن آن قصور و عمار تند به مکافات خیانتهای خود خواهند رسید و کیفر ثروتهای خود را خواهند چشید!
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ص 140؛ انقلاب خراسان، ص 192- 190.
5) تلگراف وزارت داخله به نصرت السلطنه، 23/ 6/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
جمعه 24 شهریور 1300/ 16 سپتامبر 1921/ 13 محرم 1340
خبرگزاری رویتر، علل انحلال تشکیلات پلیس جنوب در ایران را منتشر کرد. در این گزارش آمده است:
دولت انگلیس به اطلاع رؤسای دولتهای وقت ایران رسانده بود که به علت هزینههای زیاد این سازمان نظامی، امکان حفظ آن برای انگلیس مقدور نیست و چنانچه دولت ایران تمایل داشته باشد، میتواند افراد پلیس جنوب را به تدریج وارد ارتش منظم خویش بنماید. در ادامه گزارش آورده شده است:
با توجه به آنکه، دولتهای وقت ایران، چندبار در این خصوص مهلت خواسته ولی به وعدههای خود عمل نکرده بودند، دولت انگلستان تصمیم گرفت با پرداختن چند ماه حقوق افراد و نیروهای پلیس جنوب، آنان را مرخص کند و این تشکیلات را منحل نماید. (1)
مأمورین نظمیه همدان امروز با ورود به مهمان خانه متعلق به دمرله از اتباع فرانسه مقیم همدان، تعدادی از افراد ساکن در مهمان خانه را جلب کردند (2)این افراد مظنون به تلاش به سوء قصد به جان حکمران همدان بودند. (3)گویا مظنون اصلی نیاساکیان بود. (4)
پس از شکایت «دمرله» نسبت به این اقدام که آن را نقض مصونیت محل سکونتش میدانست، سفارت فرانسه نیز ضمن غیرقابلقبول دانستن پاسخ مسئولین ایرانی، این اقدام را خلاف نص صریح عهود جاری مصونیت مسکن اتباع فرانسه دانست. (5)
براساس گزارش کنسول انگلیس در مشهد کلنل پسیان در طی یادداشتی اطلاع داد که «از این تاریخ تلگرافهای کنسولگری و تمام اتباع انگلیس میبایست به صورت غیررمز و فقط توسط تلگرافچیهای ایرانی مخابره شود و استفاده از وسایل دیگر هم ممنوع اعلام میشود.»
همچنین پسیان اصرار داشت کلیه اماکن مخابرات تلگراف انگلیسیها تعطیل شود، ولی وقتی کنسول انگلیس به او خاطر نشان ساخت که مخابره تلگراف به صورت غیررمز اسباب زحمت آنها و حتی خود او میشود تغییر عقیده داد و موافقت کرد، تلگرافها به صورت رمز مخابره شود، به شرط آنکه پیشنویس آنها قبلا به تأیید وی برسد.
کنسول انگلیس نیز ظاهرا متعهد شد که هیچ مطلبی پنهان از پسیان مخابره نشود. (6)
[تصویر] احسان اللّه خان دوستدار
[تصویر] گروهی از سرداران جنگل ایستاده از چپ به راست:
کربلائی ابراهیم (کبریت خان)، محمد حسن پاپروسی، سید حبیب اللّه مدنی، سید عبد الکریم کاشی، مشهدی علی شاه جومثقالی، حاج احمد کسمائی، خسرو خان، میرزا کوچک خان، قنبر خان کرد، دکتر حشمت، سید آقائی، عطار، شناخته نشد، اسماعیل جنگلی، حسن دیوان رضائی
پیرو انتشار شایعه رفتن احسان اللّه خان به بادکوبه امروز «ساعد الوزاره» با ارسال تلگرافی از آستارا این خبر را تکذیب کرد و گزارش داد که رفتن احسان اللّه خان به «بادکوبه» صحت ندارد. وی افزود: «کیگلو» فرمانده سابق قوای روس در رشت که با بقیه قشون روس به آستارا و بادکوبه وارد شدهاند، بین احسان اللّه خان و خالو قربان را آشتی دادهاند. ساعد الوزاره در پایان اطلاع داد که احسان اللّه خان در رشت است و اخیرا دوباره به لاهیجان رفته است. (1)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 328 * حمله بلشویکها به انبار گمرک انزلی .....
بلشویکها به دفتر خانه و انبار گمرک انزلی حمله کردند و پس از ورود به دفتر خانه گمرک، درها، پنجرهها، صندلی و لوازمات ساختمانی را شکسته و خرابیهای زیادی به بار آوردند. آنها همچنین اوراق و اسناد گمرک را درون کیسهای ریخته و با خود بردند. (2)
شنبه 25 شهریور 1300/ 17 سپتامبر 1921/ 14 محرم 1340
روزنامه عربیزبان «الفبا» چاپ دمشق در شماره امروز خود نوشت: سردار اقدس که از امارت عراق (1)صرفنظر نموده، نمایندهای را برای بیعت کردن با ملک فیصل به بغداد فرستاده است. (2)اما عین الملک کنسول دولت ایران در دمشق در پاسخ به درج مطلب فوق به روزنامه مزبور نوشت: امیر شیخ خزعل خان از رجال دولت ایران است که از سوی احمد شاه والی و امیر عربستان (خوزستان) ایران میباشد، ازاینرو، بیعت کردن شیخ خزعل با امیر فیصل عاری از حقیقت است و سردار اقدس، [تصویر] تنها کمیسیونی را برای عرض تبریک و تهنیت به بغداد فرستاده و موضوع بیعت کردن در میان نبوده است. عین الملک در ادامه از مدیر روزنامه مزبور تقاضا کرد برای رفع سوءتفاهم، سطور فوق در روزنامه مزبور، درج شود. مطلب ارسالی عین الملک در روزنامه مورخه 14 محرم 1340 به چاپ رسید. (3)
امروز جمعی از علما، اعیان و تجار معروف آذربایجان به دعوت والی آذربایجان، برای انتخاب اعضا و کارکنان عدلیه در ایالت حاضر شده، و جلسهای تشکیل دادند. (4)
اعضای هیئت تجاری روسیه شوروی بعد از ظهر امروز با سه کالسکه وارد مشهد شدند. ریاست این هیئت تجاری به عهده «پروتوپوف» و «خاشچاب»)Khashchab( )مسیحی سوری و رئیس سابق بانک روس در قوچان) بود. آنها با خود معادل بیست هزار پوند شمش طلا، نقره، سکه و همچنین نمونه هایی از پوست دباغیشده به ایران حمل کرده بودند.
هیئت تجاری روس مدتی پس از ورود آمادگی خود را برای مبادله شکر، نفت، چراغ، پوشاک و آهن با پنبه، پشم و مواد غذایی اعلام کردند.(5)
امروز روسها، مرز سرخس را که قبلا بسته بودند، باز کردند. (6)
دولت لهستان اسرائیلینکو را به عنوان تبعه خود معرفی نمود و اعلام کرد که هرگاه وی بخواهد به وطن خود بازگردد تمام مخارج سفر او را تقبل خواهد کرد. سفارت فرانسه از وزارت امور خارجه خواست که این خبر را به محکمه مأمور مطالعه و تحقیق درباره اتهامات وارده به اسرائیلینکو برساند. (7)
1) امارت عراق: حکومت عراق.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 52، پ 4، ص 1.
3) نامه کنسول ایران در دمشق به مدیر جریده الفبا، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 52، پ 4، ص 3.
4) روزنامه ایران، 14/ 7/ 1300، ص 2.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 3- 142.
6) تلگراف کارگزار سرخس به وزیر خارجه، 26/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 19، ص 9 و 23.
7) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29.
یکشنبه 26 شهریور 1300/ 18 سپتامبر 1921/ 15 محرم 1340
نظامیان ژاندارمری که ماژور ملکزاده آنان را به منظور متفرق کردن جمعیت ایل منگور (1)، گورک (2)و دهبکری (3)اعزام کرده بود، پس از انجام مأموریت خود امروز به ارومیه بازگشتند. (4)
یکصد و سی و چهار قبضه تفنگ و هشت هزار گلوله به وسیله کشتی «تامارا» از طرف حزب انقلابی باکو به مازندران ارسال و شخصی به نام خلیل میرزا در مشهدسر آنها را تحویل گرفت. قرار بود این تفنگها و گلولهها میان ترکمنهای مقیم گمشتپه تقسیم شود. (5)
در میاندشت (6)عدهای ژاندارم مسلح با شلیک گلوله به خانههای مردم هجوم برده و سه نفر را نیز دستگیر کرده و با خود بردند. (7)
کاریز بهطور کامل به تصرف نیروهای ژاندارمری درآمد. (8)
کمیته انقلابی تهران با ارسال نامهای برای میرزا کوچک خان از وی خواست که با حکومت مرکزی سازش نکند. (9)
1) ایل منگور: مردم این ایل در جنوب مهاباد به سر میبرند. طایفههای ایل منگور عبارتند از امان، شمع (شام) زرین، خدر و مروت که به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. ییلاق آنها، کوه لیسو و کاکن میباشد. جمعیت این ایل در سال 1271 ش، پنج هزار خانوار بوده ولی در سال 1342 ش، یک هزار و پانصد خانوار است. (جغرافیای مفصل ایران، ج 2، ص 109؛ ایلها و طایفههای عشایر کرد ایران، ص 128).
2) ایل گورک: این ایل تخته قاپو شده و در جنوب مهاباد سکونت دارند و به کشاورزی و باغداری اشتغال دارند. جمعیت ایل در سال 1342، سه هزار و یکصد خانوار بوده است (ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، ص 128)
3) ایل دهبکری در مهاباد سکونت دارد و افراد آن به کشاورزی و گلهداری اشتغال دارند. طایفههای ایل دهبکری عبارتند از: قهرمانی، عباسی، علیار، ایل خانیزاده. گلهدار این ایل احشام خود را به پائین ساوجبلاغ میبردند جمعیت ایل دهبکری در سال 1300 ش، سه هزار خانوار و در سال 1342 چهار هزار خانوار بوده است. (ایلها و طایفههای عشایر کرد ایران، ص 128- 129).
4) تلگراف دبیر الوزاره به کارگزاری کل آذربایجان، 27/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 25.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 49.
6) میاندشت محلی در جنوبغربی شاهرود در خراسان و نیم فرسخی آن در تنگنه «شورداد» معادن مس متعددی وجود دارد که گویای این نکته است که در گذشته کوره هایی برای ذوب مس در آنجا وجود داشته است. این منطقه در کنار راه شاهرود و نیشابور میان زیدر و الهاک قرار دارد.
7) روزنامه ایران، 27/ 6/ 1300، ص 1.
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 143.
9) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 49.
دوشنبه 27 شهریور 1300/ 19 سپتامبر 1921/ 16 محرم 1340
از شب گذشته نظامیان روس و مخالفینشان در آذربایجان شوروی مشغول زدوخورد بودند. نظامیان روسی از داخل کشتیهای جنگی و با توپهای صحرایی به سوی مخالفین خود شلیک میکردند. امروز فرمانده نظامیان روس به آستارای ایران آمد و میرزا عبد اللّه خان نایب الحکومه آستارا و رشید خان در گفتگو با او به وی اطمینان دادند که ایرانیها در این درگیری بیطرف خواهند بود و به هیچوجه مداخله نخواهند کرد. (1)
مخبر السلطنه والی آذربایجان به منظور قلعوقمع اکراد در راستای تقویت نیروهای نظامی دولتی از امیر ارشد (2)
هنگامی که اکراد فرار کرده و امیر ارشد کشته شد و این موضوع شبهاتی را در اینباره پدید آورده بود سردار عشایر به «تسوج» رفت و نعش برادرش را به تبریز آورد و با مشایعت سرد مردم روبرو شد و گفته شد که از بین رفتن امیر ارشد ارزش صد هزار تومان مخارج اردوی نظامی را داشت.» (خاطرات و خطرات، ص 326، 327).
تقاضا کرد:عدهای از نیروهای تحت فرمان خود را برای کمک به این اردو اعزام نماید. عده نیروهای موجود در شرف خانه (3)و اطراف دریاچه ارومیه بیش از چند هزار نفر بودند ولی برای اقدامی مؤثر در جهت نابودی اکراد به تعداد نیروی بیشتری نیاز بود. (4)
کارگزار کرمان در گزارشی به وزارت امور خارجه، بعد از اشاره به سرقتی که در مردادماه گذشته (5)در کرمان از اتباع انگلیسی صورت گرفته بود، اظهار داشت: چند روز پیش مال التجارهای که از خراسان برای اتباع انگلیس در کرمان میآمده، در نزدیکی کرمان سرقت شده است. اخیرا هم کاروان بزرگی که از کرمان به یزد میرفته و حامل هشتاد هزار تومان مال التجاره بوده و بیست و پنج هزار تومان آن متعلق به رعایای هندی انگلیس بوده، در خاک کرمان به سرقت رفته است.
کارگزار کرمان در پایان اطلاع داد که پیرو این حادثه، کنسولگری انگلیس در کرمان از کارگزاری مطالبه غرامت نموده است.
سردار رشید به سید الدوله حمله کرده و خانه او را غارت نمود و همچنین دولتآباد، آبادی متعلق به او را آتش زد.
سید الدوله نیز، به ایل جاف (6)جوانه رود (جوانرود) (7)پناهنده شد.
ایل جاف نیز به خاطر حمایت از سید الدوله با سردار رشید به زدوخورد پرداختند. (8)
امروز روزنامه «تایمز»، از مأموریت «سرپرسی لورن» وزیرمختار جدید انگلیس در تهران خبر داد.(9)
پس از انحلال بخش مهمی از پلیس جنوب، بیشتر افسران انگلیسی پلیس جنوب در کرمان نیز ایران را ترک کردند. پس از خروج افراد پلیس جنوب برخی اثاثیه بهجا مانده از آنان حراج شد. (10)
وزیر جنگ ضمن ارسال صورت اسامی سی و یک نفر اسرای روسی که در تهران نگهداری میشدند؛ به وزارت امور خارجه، از حضور هفتاد و نه نفر از اسرای روس در سمنان خبر داد و افزود وزیرمختار دولت روسیه شوروی از دولت تقاضا کرده تا آنان را تسلیم وی نمایند تا از راه بندر جز به روسیه اعزام شوند. وزیر جنگ در ادامه تقاضا نمود:
در صورتی که وزارت امور خارجه سابقهای از این موضوع در اختیار داشته باشد، یک نفر را برای تحویل گرفتن اسرای فوق الذکر بفرستد تا به هرترتیب که صلاح میداند، در تسلیم آنها اقدام نماید. (11)
1) تلگراف ساعد الوزاره از آستارا به وزارت خارجه، 29/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 16، ص 12 و 13.
2) امیر ارشد حاج علیلو، از اهالی قراجهداغ (ارسباران) و از رؤسای بزرگ عشایر آذربایجان بود در زمان حکمرانی «مخبر السلطنه» بر آذربایجان و نخستوزیری قوام السلطنه (1300 ش)، به اصرار قوام السلطنه با سه هزار چریک محلی و یک هزار و پانصد نفر ژاندارم به جنگ «اسماعیل آقا سمیتقو» فرستاده شد. مخبر السلطنه در کتاب خاطرات و خطرات خود آورده است: «... قوام السلطنه که به جای مشیر الدوله آمده است، اصرار کرد که او را در مقابل اسماعیل آقا بفرستم، ولی وی آشوبطلب است وی مشغول تدارک شد. سردار عشایر برادر بزرگتر است و عاقلتر، لیکن از امیر ارشد احتیاطی میکند، در جنگ علیه سمیتقو سوارهای امیر ارشد همراه وی نبودند در تاریخ 28 آذر 1300 جنگ شروع شد نزدیک غروب امیر ارشد به قتل رسید.
3) شرف خانه در جنوبغربی شبستر واقع شده و از شمال به میشوداغ (میشاب) و از جنوب به بخش دهخارقان و از شرق به دهستان خامنه و از غرب به شهرستان شاهپور محدود است. خطآهن و شوسه تبریز و جلفا از این منطقه عبور میکند.
4) روزنامه ایران، 27/ 6/ 1300، ص 2.
5) در مردادماه گذشته، گروهی از تجار تبعه انگلیس در راه بازگشت از بندرعباس به کرمان، در نزدیکی کرمان با سارقین مواجه میشوند. سارقین یک نفر از آنان را کشته و معادل چهارده هزار تومان از مال التجاره آنان را نیز به سرقت میبرند. (اسناد ملی ایران، شم ت 290007001).
6) ایل جاف: مردم این ایل در اطراف روستاهای محل سکونت خود، خرخره، سرشیو، جوانرود، اسفندآباد، رخ لر و غیره زندگی و ییلاق و قشلاق میکنند. طایفههای ایل جاف عبارتند از: میکائیلی، شاکری، گلالی، رخزادی، اسماعیل عزیزی، شیخ اسماعیلی، هارونی، کمالی، باشوگی، مندمی، قبادی، ولدبیگی، ایناخی، کلاشی و تر خانی. جمعیت این ایل در سال 1324 ش، 638 خانوار و در سال 1351 ش، 12000 خانوار بوده است (چادرنشینان و طایفههای عشایری ایران، ج 1، ص 263؛ ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، ص 116 و 117).
7) جوانرود (جوانه رود) در جنوب شهرستان پاوه قرار دارد در این منطقه چهار رشته کوه وجود دارد و قلعههای قدیمی زیادی نیز در این منطقه یافت میشود و طایفهای نیز به نام جوانرود در این منطقه سکنی دارند.
8) روزنامه اتحاد 12/ 7/ 1300، ص 3.
9) روزنامه تایمز، 19 سپتامبر 1921.
10) روزنامه ایران، 27/ 6/ 1300، ص 1.
11) مراسله وزیر جنگ به وزارت خارجه، 27/ 6/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 15.
از امروز مجددا نان در تبریز کمیاب شد، در مقابل مغازههای نانوائی زنان تجمع کرده بودند و گوشت نیز در مغازههای قصابی مانده و بوی تعفن گرفته بود. (1)
[تصویر] امیر ارشد حاج علیلو
1) روزنامه ایران، 27/ 6/ 1300، ص 2.
سهشنبه 28 شهریور 1300/ 20 سپتامبر 1921/ 17 محرم 1340
در اثر تعدیات حکومت دماوند تعداد زیادی از اهالی دماوند که از این اقدامات ناراضی بودند به تلگراف خانه دماوند آمده و ضمن شکایت از حکومت دماوند، تقاضای احقاق حق خود را کردند. حکومت چند نفر از اهالی را دستگیر کرد اما چند نفر نیز، موفق به فرار شدند و آنان پس از فرار، برای اظهار تظلم راهی تهران شدند. (1)
[تصویر] احمد بهار
روزنامه بهار (2)با درج شعری طولانی، سیاست بین المللی و عملکرد دولت انگلیس در ایران را به شدت مورد انتقاد قرار داد.(3)
در رابطه با فعالیت کارگران باکو و اعتراض آنان به سیاست کمیته مرکزی، چیچرین نامهای به حسیناف، صدر هیئت رئیسه کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی فرستاد و طی آن نوشت: «بعضی از عناصر ناشناخته در باکو هنوز از اغتشاشات شمال ایران حمایت میکنند.» (4)چیچرین در نامه خود به تلاش حکومت مرکزی ایران برای خروج نیروهای انگلیسی از جنوب ایران اشاره کرده و در این خصوص در نامه خود یادآور شد: «بدیهی است که دولت مرکزی ایران به تمام نیرو هایی که در حال حاضر به جنگ با میرزا کوچک ابله(5)و احسان اللّه خان ابلهتر مشغول میباشد، احتیاج دارد.» (6)
1) روزنامه اتحاد، 30/ 6/ 1300، ص 1.
2) روزنامه بهار به مدیرمسئولی شیخ احمد بهار در شهر مشهد تأسیس و در سال 1296 ش در مطبعه خراسان منتشر گردید. آخرین شماره سال دوازدهم تأسیس آن روزنامه، سهشنبه 30 مهر 1308 ش، منتشر شده است. بهار در ابتدا به صورت هفتگی منتشر میشد ولی در سالهای بعد به صورت روزانه نشر مییافت. مندرجات این روزنامه مانند سایر جراید محلی عبارت از ملاقات گوناگون و اخبار محلی خراسان و حوادث داخلی و خارجی بود. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 2، ص 29).
3) روزنامه بهار، 28/ 6/ 1300.
4) لاحظه میشود که به زعم چیچرین کارگران و انقلابیون باکو به «عناصر ناشناخته» و انقلاب گیلان و نهضت جنگل به «اغتشاشات شمال ایران» مبدل شده بودند. (نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 255).
5) عبارت ابله و ابلهتر از منبع خبر میباشد. نکته جالب اینکه مسئولین کشوری که قرار بود جامی تودهها و نهضتهای ر هاییبخش و مستضعفان باشند در خصوص دولت کودتا چنین نظری دارند. (م).
6) نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 255.
چهارشنبه 29 شهریور 1300/ 21 سپتامبر 1921/ 18 محرم 1340
اشاره
[تصویر] لرد کرزن و یکی از ببرهای شکار شده در هندوستان
«نرمن» وزیرمختار انگلیس به کرزن نوشت که: با بیصبری تمام در انتظار دستور از انگلیس بهسر میبرد تا براساس پیشنهاد (1)«مک لین» عمل کرده، تلاشهای دولت ایران را برای قرض کردن از منابعی غیر از دولت انگلیس عقیم سازد. (2)
پنجشنبه 30 شهریور 1300/ 22 سپتامبر 1921/ 19 محرم 1340
محمد حسن میرزا (1)
در تیرماه سال 1293 احمد شاه برای سلطنت به سن قانونی رسید و پس از تاجگذاری امور را به دست گرفت و طی فرمانی، محمد حسن میرزا ولیعهد چهارده ساله را به فرمانروایی آذربایجان تعیین نمود و قرار شد طبق سنت در آذربایجان اقامت کند ولی جنگ بین الملل اول و اشغال آذربایجان توسط نیروهای عثمانی و روسیه مانع از این اقدام شد. و تا سال 1299 گاهی در آذربایجان و زمانی را در تهران میگذرانید.
از بامداد روز نهم آبان 1304 که قرار بود در آنروز طرح انقراض سلسله قاجاریه و سلطنت رضا خان به پادشاهی به تصویب برسد، کاخ گلستان تحت کنترل نیروهای نظامی قرار گرفت. در حوالی ظهر که طرح نمایندگان مورد تصویب قرار گرفت. تمام کاخها و اثاثیه سلطنتی مهروموم گردید و در اوایل شب، محمد حسن میرزا را با مقداری اثاثیه شخصی در اتومبیل جا داده و با عدهای سرباز به فرماندهی یاور اسد اللّه گلشائیان به مرز ایران و عراق برده و از مرز خارج کردند.
در سال 1308 که احمد شاه در اروپا به بیماری دیابت و کلیه درگذشت، محمد حسن میرزا اعلامیهای در مطبوعات اروپا انتشار داد و پادشاهی خود را اعلام نمود و از ملت ایران خواست که هروقت بخواهند وی به ایران مراجعت خواهد کرد و وظایف سلطنت را طبق قانون اساسی انجام خواهد داد. محمد حسن میرزا تا سال 1320 گاهی در لندن و زمانی در پاریس به سر میبرد. در روز سوم شهریور 1320 که نیروهای نظامی انگلستان و شوروی مرزهای ایران را مورد تجاوز قرار داده وارد خاک ایران شدند، محمد حسن میرزا مجددا در لندن اقدامات خود را برای جلوس به تخت سلطنت آغاز نمود و با وزارت امور خارجه انگلیس مذاکراتی انجام داد و انگلیسها تصمیم به خلع رضا شاه و تفویض سلطنت به قاجاریه گرفتند ولی به جای محمد حسن میرزا، یکی از پسرانش به نام حمید را که افسر نیروی دریای انگلستان بود، کاندیدا کردند ولی پس از رایزنیهای دیپلماتیک در تهران این موضوع منتفی شد. محمد حسن میرزا در 1321 در 42 سالگی در بغداد درگذشت و در کربلا به خاک سپرده شد. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 2، ص 1179- 1185).
ولیعهد ایران به همراه شاهزاده یمین الدوله و گروه همراه امروز به پاریس وارد شدند. (2)[تصویر] محمد حسن میرزا (ولیعهد)
جمعه 31 شهریور 1300/ 23 سپتامبر 1921/ 20 محرم 1340
اشاره
[تصویر] عمارت بانک شاهنشاهی
امروز «آرمیتاژ اسمیت» به اتفاق «ویسکم» به اصفهان وارد شده (1)
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 34).
و در خانه رئیس بانک شاهنشاهی اصفهان اقامت نمودند. (2)پسیان با ارسال تلگرافی به تهران، ضمن اعتراض به صدور احکام تلگرافی متعدد از تهران به مشهد، و بیان اینکه، او به خاطر رفاه حال عموم تاکنون روابط تلگرافی با تهران را قطع ننموده است، مقامات را تهدید نمود، «چنانچه بیش از این روی پیشبرد مقاصد شخصی خود اصرار ورزند بهطور کلی، روابط تلگرافی با تهران را قطع خواهد کرد. متن تلگرافی پسیان به شرح ذیل است: «تلگراف خانه طهران اینکه، در این مدت روابط تلگرافی و پستی را قطع نکرده و به جاسوسان طهران اجازه دادهام خدمات جاسوسی را با کمال آزادی انجام دهند فقط از نقطهنظر حفظ منافع هموطنان بیگناه خود بوده و بس، و اینک میبینیم که از این مساعدت جوانمردانه من، طهران سوءاستفاده نموده و هرساعت و دقیقه با کمال وقاحت به صدور احکامی که کسی در خراسان خود را مقید به اجرای آن نمیداند اوقات کارکنان این ایالت را تضییع مینمایند. لزوما اخطار میکنم که ادارات دولتی خراسان عموما تحت اوامر مستقیم من و با طهران سروکاری ندارند، چنانچه بیش از این در پیش بردن غرایض شخصی اصرار و لجاجت بکنید، روابط را به کلی قطع خواهم نمود ...».(3)
1) سردار محتشم حکمران اصفهان چند روز پس از ورود آرمیتاژ اسمیت و ویسکم، آنان را به همراه رئیس بانک شاهنشاهی به مهمانی دعوت کرد.
2) مراسله کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 6/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 34.
3) تلگراف کلنل محمد تقی خان به تلگراف خانه تهران، 31/ 6/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20/ 7768.
شنبه 1 مهر 1300/ 24 سپتامبر 1921/ 21 محرم 1340
یک ساعت قبل از ظهر جلسه خصوصی نمایندگان در مجلس شورای ملی تشکیل شد. این جلسه که موضوع آن تثبیت موقعیت کابینه بود، تا نزدیک ظهر ادامه داشت. جلسه خصوصی نمایندگان نزدیک غروب مجددا تشکیل شده و مذاکرات ادامه یافت و در پایان نمایندگان با توجه به موقعیت و شرایط کشور و خطر بروز بحران، با اکثریت پنجاه و پنج نفر به تحکیم موقعیت کابینه رأی دادند. (1)
نیروهای میرزا کوچک خان موفق شدند نیروهای دولتی را به عقب رانده و شهرهای لاهیجان، رودسر (2)و لنگرود (3)را تصرف نمایند. وزیر جنگ با ارسال تلگرافی به سعد الدوله دستور داد:
که نیروهای مستقر در آن جبهه بدون اجازه او اقدام به ضد حمله ننمایند. (4)
نیروهای نظامی ژاندارمری مشهد که از دیروز با سالار خان بلوچ و نیروهای تحت امرش در کوههای اطراف «الیک» درگیر شده بودند، بالاخره امروز توانستند «الیک» را نیز، تحت تصرف خود درآورند. (5)
به دنبال ارسال پیشنهاد «مک لین» (6)از سوی وزارت خارجه انگلیس به خزانهداری آن کشور، امروز این خزانهداری از وزارت خارجه تقاضا کرد: صورتحساب بدهی هایی که به دولت ایران عرضه میشود، کلیه کمکها را دربر گیرد. (7)زیرا بعضی از اقلام احتمالا منجر به مباحثات طولانی خواهد شد ولی مطلوبیت دستیابی به توافق ن هایی بر سر کلیه ادعاهای دولت انگلیس علیه ایران و خطر اینکه، تأخیر در این زمینه ممکن است موقعیت ادعاها را در مورد مساعدههای مورد بحث با اشکالات بیشتری مواجه کند، بر آن میچربد. (8)
نماینده حکومتنظامی تهران برای رسیدگی به دعاوی متظلمین و متحصنین تلگراف خانه دماوند، وارد این شهر شد و سپس به اتفاق حکمران دماوند به تلگراف خانه رفت و مشکلات و اختلافات پدید آمده بین اهالی و حکمران را بررسی کرد. (9)
1) روزنامه ایران، 2/ 7/ 1300، ص 1.
2) رودسر در قسمت شرقی گیلان واقع شده است. این منطقه از طرف شمال و شمالشرقی به دریای خزر و از طرف جنوب به خط الرأس ارتفاعاتی که بین گیلان و شهرستان قزوین قرار دارد محدود است و شهرستان تنکابن در شرق و لنگرود و دیلمان در غرب آن قرار دارند.
3) لنگرود شهری است که در کنار راه رامسر به لاهیجان، میان کیاکلا و دیوشل واقع شده است. این شهر از طرف شمال و غرب به لاهیجان، از شرق به دریای خزر و رودسر و از جنوب به املش محدود میگردد.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 50.
5) قیام خراسان، ص 216- 214.
6) مک لین پیشنهاد کرده بود که طرح پیشنهادی آرمیتاژ اسمیت یعنی یک کاسه کردن کلیه قرضههای انگلیس به ایران و تسویه فوری آنها اجرا شود)1 /ps /10 /920 /4260( .
7) این درخواست خزانهداری انگلیس، هدف پیشنهادی «مک لین» را که عبارت بود از بهدست گرفتن کنترل منابع عایدات ایران، پیش از آنکه این کشور بتواند خود را از چنگال کنترل مالی دولت انگلیس آزاد سازد، بر باد فنا میداد. (م).
8) Treasury to Fo 24 Sept 1921 .1 /ps /10 /920 /4341 .
9) روزنامه اتحاد، 3/ 7/ 1300، ص 2.
یکشنبه 2 مهر 1300/ 25 سپتامبر 1921/ 22 محرم 1340
امروز پانزده نفر در تهران به اتهام مشارکت در طرح ترور قوام السلطنه، رئیس الوزراء و رضا خان وزیر جنگ، به دستور محمود انصاری حکمران نظامی تهران بازداشت شدند. (1)مشار الملک وزیر دربار نیز در میان توقیفشدگان بود. (2)
[تصویر] از راست: سرتیپ محمود خان امیر اقتدار (انصاری)، محمد صادق قرهباغی (سردار مخصوص)
چون در بعضی موارد ارامنهای که سالهای طولانی در ایران اقامت داشتند، مدعی تابعیت ایران بودند و اداره گمرکات در تشخیص ملیت آنان با مشکل مواجه بود، وزارت مالیه از وزارت امور خارجه تقاضا نمود: برای رفع مشکل تشخیص تابعیت این قبیل افراد اقدامی بنماید و دستوری صادر کند. (3)
مراسم افتتاح اداره عدلیه در شیراز با حضور والی ایالت فارس و رئیس عدلیه و جمعی از اعیان و علمای شیراز برگزار شد و از امروز رسما اداره عدلیه افتتاح و شعب آن آغاز به کار کردند. (4)
بیماری آبله در صحنه(5)و نواحی اطراف آن شیوع یافته و همهروزه تعدادی کودک مبتلا به این بیماری، جان خود را از دست میدادند. (6)
1) توقیفشدگان در قزاق خانه بازجویی شدند. اکثر آنان در روز 14 مهر 1300 ش، آزاد شدند. (ر ک: تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 192- 193).
2) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 192- 193.
3) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 2/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 53، پ 11، ص 1
4) روزنامه ایران، 5/ 7/ 1300، ص 2.
5) صحنه در شمالغربی کرمانشاه واقع شده که طرف شمال به سنقر کلیایی، از جنوبشرقی به کنکاور کلیایی و نهاوند، از جنوب به هرسین و از جنوب غربی به دروفرامان محدود است.
6) روزنامه ایران، 2/ 7/ 1300، ص 2.
دوشنبه 3 مهر 1300/ 26 سپتامبر 1921/ 23 محرم 1340
به دنبال شکایتهای متعدد کارکنان شعبات بانک استقراضی در مشهد و تبریز به سفارت روسیه در خصوص عدم پرداخت حقوق به آنان، وزیرمختار روسیه رسیدگی به این مسئله را در کمیسیون مختلط ایران و روسیه که قرار بود برای بررسی این موضوع در تهران تشکیل شود، خواستار شد. (1)
نماینده وزارت امور خارجه با مستشار سفارت انگلیس در قلهک در خصوص خروج مسکوکات ملی ایران، برخلاف مقررات دولتی، به وسیله اتومبیلهای نظامی از سرحدات مذاکره کرد. ولی مستشار انگلیسی پاسخ داد: دولت انگلیس دیگر، آنقدر نیروی نظامی در ایران ندارد که مانند گذشته در رفتوآمد باشند. مأمورین سرحدی ایران میتوانند اتومبیلها را در صورتی که جواز عبور نداشته باشند، توقیف و بازرسی نمایند! (2)
امروز از سوی مجمع ملل، نامهای درباره تحدید کشت تریاک و جلوگیری از توسعه آن، به وزارت امور خارجه رسید.
وزارت امور خارجه پیرو دریافت این نامه، برای بررسی این موضوع پیشنهاد تشکیل کمیسیونی را با حضور نمایندگان وزارت دارائی، کشاورزی و تجارت و آموزش و بهداشت در وزارت مالیه مطرح کرد و اعلام نمود: این موضوع باید کاملا بررسی شود تا پاسخ دولت بر اساس منافع ملی صادر شود. (3)
در پی اقدامات انجام شده از سوی وزارت امور خارجه برای بازگرداندن یهودیانی که به خاطر ناآرامی و ناامنی در سلماس به موصل مهاجرت کرده بودند،(4)امروز والی آذربایجان در اینباره به وزارت داخله اظهار داشت: بازگرداندن یهودیان به سلماس، به دلیل عدم امنیت در آن منطقه، موجب بروز مشکل خواهد شد. (5)
نماینده مختار موقتی دولت جمهوری سوسیالیستی شوروی ارمنستان، در منزل سپهسالار اعظم در محله ولیآباد از ارامنه تبعه دولت ارمنستان که دولت شوروی را به رسمیت میشناختند پذیرایی نمود. پذیرایی از عموم بدون دعوت و ارسال کارت مخصوص به عمل آمد. (6)
امروز عصر کلنل محمد تقی خان، به منظور بازدید از تربتحیدریه و گناباد، مشهد را ترک کرد. (7)
1) مراسله نمایندگی مختار دولت شوروی در ایران به وزارت خارجه، 3/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 1، ص 121.
2) گزارش وزارت خارجه، 4/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 14، ص 40.
3) تلگراف وزارت خارجه به وزارت دارایی 3/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240005394.
4) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، اسناد وزارت خارجه، 1/ 7/ 1300، ک 14، پ 2 ص 1.
5) مراسله ایالت آذربایجان به وزارت داخله، 3/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، ک 14، پ 2، ص 4.
6) روزنامه ایران، 3/ 7/ 1300، ص 1.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 148.
سهشنبه 4 مهر 1300/ 27 سپتامبر 1921/ 24 محرم 1340
به دنبال تقاضای دولت ایران برای دریافت وام از بانک شاهنشاهی برای تأمین مخارج عملیات نظامی در شمال ایران، جیمز مکمری)Mc murray( رئیس کل بانک شاهنشاهی در تهران از دفتر مرکزی در لندن درخواست کرد: به خاطر منافع بانک به وی اجازه داده شود مبلغ یکصد و پنجاه هزار لیره دیگر از محل حق السهم امسال و در صورت عدم کفایت، حق السهم سال بعد، به دولت ایران مساعده داده شود. وی همچنین اظهار داشت: با دشواری توانسته است رئیس الوزرای ایران را از استقراض از منابع دیگر بازدارد. (1)
«مورخ الوزاره» از بصره گزارش داد: بنا به اظهارات رئیس بانک بصره، از چند ماه گذشته تاکنون هرروز مقدار زیادی پول از محمره به بصره وارد شده و به هندوستان حمل میشود. (2)
سفارت روسیه که قبلا نیز، از عدم امنیت اتباع روس در اردبیل به وزارت امور خارجه اظهار شکوه نموده بود، مجددا امروز در نامهای به وزارت امور خارجه، از رفتار خصومتآمیز مأمورین محلی اردبیل نسبت به اتباع خود شکایت کرد. وزیر مختار روسیه با اشاره به قتل تعدادی از اتباع روس از جمله دکتر «پرشین» و همسرش در چند وقت اخیر در اردبیل اظهار داشت: اتباع روس به دلیل عدم امنیت جانی و مالی در اردبیل، خانه و دارایی خود را رها کرده و به روستاهای دوردست مهاجرت مینمایند. وی در ادامه از وزیر امور خارجه، اقدامات فوری و جدی در جهت تأمین آسایش اتباع روس ساکن اردبیل و جلوگیری از رفتار خلاف قانون مأمورین دولت ایران نسبت به آنها را خواستار شد. (3)
کمپانی نفت جنوب به منظور ایجاد راه برای استخراج نفت در منطقه امامزاده حسن کلهر، از دولت ایران برای احداث پلی (4)در نزدیکی قصرشیرین اجازه خواست. (5)
از سوی دولت به امیر ارشد دستور داده شد: اردویی از سواران قراجهداغی فراهم نموده و آنان را با سرپرستی خود به طرف شرف خانه حرکت دهد. (6)
در درگیری شدیدی که از هنگام غروب آفتاب تا نیمههای شب در جبهه الیک ادامه داشت، همه افراد سالار خان بلوچ به اسارت نیروهای ژاندارمری درآمدند ولی خود سالار خان با استفاده از تاریکی شب به قائنات گریخت و به نیروهای شوکت الملک پیوست.
ژاندارمها توانستند الیک، دولتآباد و سیاه حصار را تصرف نمایند.(7)
«آرمیتاژ اسمیت» و «ویسکم(8)» که چند روز قبل به اصفهان آمده بودند، امروز به اتفاق سردار محتشم حکمران اصفهان، صارم الدوله و رئیس بانک شاهنشاهی اصفهان برای شکار به «قمشلو» رفتند. (9)
ماژور ملکزاده که سلیم مظفر، علی امیر اسعد، علی مظفر السلطنه و کریم کوسه کهریزه را در خصوص قتل افراد صادق الممالک به ارومیه احضار کرده بود پس از بینتیجه،
1) Telegram by Mcmurray, 27 Sept 1921, in Imperial BanK to Fo, 28 Sept 1921. Fo 371/ 6415/ 10823
2) گزارش مورخ الوزاره از بصره به وزارت خارجه، 4/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 14، ص 9.
3) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 4/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 13، ص 1 و نیز ر ک ص 2 و 4 و 6.
4) در پی این درخواست، رئیس الوزراء از وزارت خارجه سؤال نمود که آیا براساس قرارداد موجود، کمپانی نفت جنوب حق احداث راه و پل مذکور را دارد و وزارت امور خارجه پاسخ داد: مطابق با مفاد قرارداد به کمپانی نفت حق احداث راه و پل داده نشده است ولی نظر به فراهم کردن تسهیلاتی جهت استخراج نفت، کمپانی مزبور میتواند با دولت وارد مذاکره گردد و با تدوین مقررات جدیدی اجازه احداث پل و جاده را دریافت کند. اسناد ریاستجمهوری، شم ب 132).
5) تلگراف ثقة الملک از کرمانشاه به ریاست وزرا، 4/ 7/ 1300، اسناد ریاست جمهوری، شم ب 132).
6) روزنامه ایران، 5/ 7/ 1300، ص 2.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 147.
8) آرمیتاژ اسمیت و ویسکم در تاریخ 6/ 7/ 1300، از قمشلو به اصفهان بازگشتند و فردای آنروز به طرف بختیاری عزیمت نمودند و پس از چند روز اقامت در آنجا به طرف اهواز حرکت کردند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 34).
9) مراسله کارگزاری اصفهان به وزیر خارجه، 6/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 34.
[تصویر] سواران بختیاری در حال شکار
ماندن مذاکره با آنان، امروز دو ساعت به غروب مانده کریم آقا، امیر اسعد و مظفر السلطنه را توقیف نمود. (1)
نظر به اقدامات و فعالیتهای امیر ارشد قراجهداغی در منطقه آذربایجان از طرف احمد شاه یک قبضه شمشیر مرصع به وی اعطا شد. (2)
چیچرین با ارسال نامهای به حسیناوف مجددا تأکید کرد عناصری معین از کارگران باکو با فعالیتهای خود بهطور مستقیم به سود انگلستان عمل میکنند. (3)
چهارشنبه 5 مهر 1300/ 28 سپتامبر 1921/ 25 محرم 1339
در پی اظهار شکایت وزارت امور خارجه به سفارت انگلیس مبنی بر اینکه، پول طلا و نقره با جاسازی در اتومبیلهای نظامی انگلیسی بهطور قاچاق از ایران خارج میشود سفیر انگلیس پاسخ داد: با وجود آنکه، چند ماه است، که قشون انگلیس از ایران احضار شدهاند و دیگر اتومبیل نظامی انگلیسی در ایران وجود ندارد چگونه ممکن است این قاچاق بوسیله اتومبیلهای نظامی انگلیسی صورت گیرد؟ سفیر انگلیس پیشنهاد داد: کارگزاران گمرکی ایران، تمام اتومبیلها را هنگام خروج از مرز بازرسی کنند مگر اینکه، دارای جواز مخصوص باشند. (1)
امشب «چیک» کنسول انگلیس در شیراز به «سبزآباد» وارد شد.
وی سپس به محل کنسولگری انگلیس در بوشهر (واقع در سبزآباد) رفت و با کلنل «ویلسون» و ماژور «ریل» نایب اول کنسولگری و کاپیتان «شولدن» نایب دوم کنسولگری به مذاکره پرداخت.
کنسول انگلیس در بوشهر که به هندوستان رفته بود هنوز بازنگشته و در جمع آنان حضور نداشت. (2)
فرج اللّه خان به همراه بیست و چهار سوار به شیروان وارد شدند و یک واحد ژاندارمری را که از نظر تعداد برابر با نفرات وی بود محاصره کردند. (3)
پس از آنکه، وزارت داخله به درخواست مجلس شورای ملی از حکومت بنادر درباره جریان انتخابات بندرعباس توضیح خواسته بود، حکومت بندرعباس امروز اعلام کرد برحسب تحقیقات محلی، انتخاب سید محمد باقر دستغیب به دور از هرگونه تقلب و تخلف بوده و حکومت نیز صحت انتخاب ایشان را تصدیق مینماید. (4)
[تصویر] سید جواد ظهیر الاسلام
از آنجا که مبلغ چهل و پنج هزار تومان حقوق کارکنان وزارت معارف مدتی به تعویق افتاده و باعث مشکلاتی برای کارکنان آن وزارت خانه گردیده بود، امروز وزارت مالیه مبلغ پنج هزار تومان به وزارت معارف پرداخت کرد و مقرر گردید مابقی بهطور تدریجی به وزارت معارف پرداخت شود تا شکایت معلمین مدارس از این وضعیت رفع شود و آسایش آنان نیز فراهم گردد. (5)
1) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 5/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 14، ص 45.
2) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 20/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 32. لازم به ذکر است که وزارت خارجه این تلگراف را با قید محرمانه به وزارت داخله ارسال کرد.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 155.
4) روزنامه ایران، 5/ 7/ 1300، ص 3.
5) همان.
[تصویر] تعدادی از نمایندگان مجلس چهارم
امروز دو نفر ایرانی در آنکارا به جرم فروش اسلحه به یونان، اعدام شدند. سفیر ایران در اسلامبول با اعلام این خبر به وزارت امور خارجه ایران، این قبیل حوادث را نتیجه عدم حضور مأموری از سوی دولت در آنجا دانست و تصریح کرد که دولت باید فورا جهت حفظ اموال معدومین اقدام نماید. (1)
روزنامه ایران در شماره امروز خود از توقیف و دستگیری عدهای از رجال مهم کشوری به اتهام نیت سوءقصد(2)به رئیس هیئت دولت خبر داد. بنا به گزارش این روزنامه (3)، ظهیر الاسلام، ضیاء السلطان، میرزا احمد خان برادر سالار فاتح، عون السلطنه، میرزا اسحق خان رهبر، سالار منصور قزوینی، هشترودی، میرزا احمد خان تنکابنی، مشار الملک، نیر السلطان، نصیر السلطان، معزز السلطان، منتخب السلطان، مشاور اعظم و چند نفر دیگر (4)جزو دستگیرشدگان بودند. همچنین این روزنامه خبر داد کمیسیونی در اداره قزاق خانه تحت نظر نمایندگان عدلیه، نظمیه و قزاق خانه، برای بازجویی از متهمین تشکیل شده، که بازجویی از متهمین را آغاز کردهاند. (5)
1) مراسله سفارت ایران در اسلامبول به وزارت خارجه، 5/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 9، ص 172.
2) این افراد به اتهام نیت سوءقصد به قوام السلطنه و رضا خان دستگیر شده بودند که روزنامه ایران فقط از سوءقصد نسبت به رئیس دولت خبر داده بود.
3) در پی دستگیری این عده، حکومتنظامی تهران برای اطلاع عموم اعلام کرد: مباشرت و ریاست ظهیر الاسلام و مشار الملک در اقدام به این سوءقصد به دلایل متعدد و اقرار خود ظهیر الاسلام محقق شده است (روزنامه ایران، 6/ 7/ 1300، ص 1).
4) برخی افراد نیز مثل مشار الملک و بهار با تحصن در قصر سلطنتی، خود را از دستگیری نجات داده بودند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 10، ص 10).
5) روزنامه ایران، 5/ 7/ 1300، ص 2 و تاریخ بیست ساله، ج 1، ص 537.
پنجشنبه 6 مهر 1300/ 29 سپتامبر 1921/ 26 محرم 1340
ستون جدیدی شامل ششصد پیاده و چهار مسلسل و دو توپ صحرایی از نوع «اشنایدر» برای مقابله با کلنل محمد تقی خان پسیان عازم خراسان شد. (1)
با بازگشت آخرین اتباع و صاحب منصبان عثمانی که نزد اسماعیل سمیتقو بودند، ارتباط میان سمیتقو با ملیون عثمانی کاملا قطع شد و عثمانیها از کمک به وی نیز خودداری کردند. (2)
کلنل ویلسون (3)به سمت ریاست کل کمپانی نفت عبادان (آبادان) معین شد. (4)
کنسول انگلیس در اصفهان که به اسفر جان سفر کرده بود امروز به اصفهان بازگشت. او در این سفر چندبار با پسر صولت الدوله و کلانتر آنجا ملاقات کرده بود. (5)این خبر با قید محرمانه از سوی وزارت امور خارجه به دفتر ریاست وزرا و وزارت داخله نیز ارسال شد. (6)
کلنل سالار نظام از صاحب منصبان اداره ژاندارمری به سمت آجودان مخصوص وزیر جنگ تعیین شد. (7)
کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر درباره اوضاع راه دولتآباد و «سیرجان» و «لار» گزارش داد: از زمانی که از نیروهای پلیس جنوب در راهها کاسته شده، در این راهها اغلب سرقت هایی صورت میگیرد و بر شرارت سارقین افزوده شده است.
بهطوریکه، چند روز قبل هم عدهای سارق به گروهی زرتشتی که از بمبئی آمده و به طرف کرمان میرفتند، در نزدیکی روستای کشکو در منطقه بندرعباس حمله کرده، اموال آنان را به سرقت بردند. (8)
نیروهای فرج اللّه خان روستای بزرگ فاروج، بین شیروان و قوچان را تصرف کردند. همزمان نیروهای ژاندارمری در سه ناحیه قوچان قدیم، (9)تپه نادری (10)و دروازه قوچان استقرار یافتند. (11)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 51.
2) روزنامه ایران، 6/ 7/ 1300، ص 2.
3) ویلسون قبلا معاون سرپرسی کاکس در بین النهرین بود و در زمان وزیر مختاری کاکس در دربار ایران، کفالت کمیسر عالی بین النهرین را عهدهدار بود که در موقع شورش اعراب، از این سمت منفصل شد. (اسناد ملی ایران، شم ت 240026748).
4) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 6/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240026748).
5) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 6/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 22.
6) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 22، حاشیه سند.
7) روزنامه ایران، 6/ 7/ 1300، ص 2.
8) مراسله کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر، 6/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 7، ص 36.
9) قوچان قدیم در حدود 13 کیلومتری قوچان فعلی قرار داشت.
10) نادر شاه آخرین نبرد خود را قبل از کشته شدن در آن تپه رهبری کرد. (م)
11) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 155.
جمعه 7 مهر 1300/ 30 سپتامبر 1921/ 27 محرم 1340
بامداد امروز تعدادی از اکراد به صورت محرمانه وارد قوچان شدند و سرباز خانه شهر را محاصره و مشغول تیراندازی و جنگ با سربازان شدند. این جنگ (1)
صاحب منصبانی مانند میر علینقی خان، کاظمی، تفرشی، محمد خان، آذرخشی و امثال آنها پی به خیانت خائنین برده بودند، ولی افسوس که خنجر از پشت به کتف فرورفته بود! تاج محمد خان که در واقع پس از شروع جنگ صورت «گرو» را نزد ژاندارمها پیدا کرده بود، هرچه سعی کرد از سرباز خانه خارج شود، موفق نشد، زیرا صاحب منصبان ژاندارم مانع از خروج او شدند، بطوریکه معلوم شده بود، سلطان سید حسن خان میر فخرائی که دستورات مخصوصی از تهران برای انهدام ژاندارمری داشت، در صدد بود به اتفاق تاج محمد خان، به بهانه مذاکره صلح با اکراد، از سرباز خانه خارج شود، از آغاز جنگ نیز تمام همّ این دو نفر، در جهت تسلیم نفرات مصروف میشد! به آنها تذکر داده شده بود که به قدر کافی آذوقه و مهمات در سرباز خانه موجود است، و به مقتضای شرافت سربازی باید مقاومت کرد، تا از مشهد قوای امدادی برسد. متأسفانه با وجود این تذکر باز هم این دو نفر خائن، زیر بار حفظ شرافت نرفته و عده ژاندارمها را که در انبارهای سمت غربی سرباز خانه مشغول دفاع بودند، به سمت شرقی سرباز خانه، به نام اینکه، قوای کرد از سمت شرقی شدیدا حمله مینمایند انتقال دادند؟! بعدا معلوم شد که این انتقال قوا، از سمت غربی به سمت شرقی طبق نقشه خائنانهای بوده است، که قبلا سلطان میر فخرائی و تاج محمد خان طرح کرده بودند! با این ترتیب سمت غربی سرباز خانه از قوای ژاندارم تخلیه شد، تا در نتیجه کردها بتوانند با شکافتن دیوار وارد سرباز خانه شوند، بدبختانه نقشه آنها صورت عمل به خود گرفت.
عدهای از ژاندارمها که روی پشتبامها مشغول دفاع بودند، بهطور ناگهانی متوجه شدند که کردها وارد سرباز خانه شده و تمام راهروها را تصرف کردهاند! در این موقع تاج محمد خان میخواست به کردها ملحق شود ولی از طرف سه تن از افراد غیور ژاندارم تهدید به قتل شد و به او گفتند اگر شما به کردها ملحق شوید نتیجه این خواهد شد که تمام عده ژاندارم حاضر در سرباز خانهها به قتل خواهند رسید، در این صورت مرگ شما نیز حتمی است. تاج محمد خان برای حفظ جان خود، ناگزیر به اکراد دستور داد، از قتل ژاندارمها خودداری و به خلع سلاح آنها اکتفا شود. پس از اتمام خلع سلاح! بلافاصله غارت سرباز خانه از طرف اکراد شروع شد، و بیش از دو هزار تفنگ یازده تیر و سایر لوازم و مهمات و آنچه آذوقه موجود بود، به یغما رفت (کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 333- 334).
تا ساعت ده و سی دقیقه صبح با شدت و ضعف ادامه داشت. (2)[تصویر] حیدر خان عمو اوغلی در لباس ارتش عثمانی
امروز حسن خان کیش درهای (معین الرعایا)، اسماعیل خان، گائوک و چند نفر دیگر به خانهای در ملاسرا (3)که حیدر خان عمو اوغلی(4)
پدر حیدر خان، علی اکبر افشار، تحصیلکرده تهران بود که در نهضت مشروطیت ایران شرکت نمود. پدر حیدر خان عمو اوغلی پس از مدتی به قفقاز مهاجرت کرد و در شهر الکساندر پل اقامت گزید. پدر حیدر خان که پزشکی را در مدرسه طب تهران آموخته بود در آن شهر به طبابت پرداخت.
حیدر خان در شهر الکساندرپل و سپس در تفلیس در رشته برق تحصیل نمود. حیدر خان در اوایل سال 1901 تحت تعقیب پلیس تزاری قرار گرفت و ناچار شد موقتا باکو را به قصد اروپا ترک نماید. حیدر خان در آغاز سال 1282 ش به تهران عزیمت نمود و چند ماهی در بانک استقراضی و اداره راهآهن شهر ری و تهران کار کرد. و مدتی نیز در کار خانه برق تهران مشغول به کار شد. ازاینرو به حیدر خان برقی معروف گردید. پس از شکست انقلاب 1905 روسیه حیدر عمو اوغلی مسافرتی به کشورهای اروپایی از جمله به آلمان و سوئیس نمود. در سال 1907 حیدر خان مجددا به ایران باز میگردد و فعالیت سیاسی خود را در نهضت مشروطیت از سر میگیرد.
حیدر خان در سال 1912 مجددا به اروپا مسافرت میکند.
حیدر خان عمو اوغلی پس از انقلاب اکتبر به روسیه بازگشت. حیدر خان در سال 1919 به دعوت ولادیمیر ایلیچ لنین از طرف حزب عدالت برای شرکت در کنگره بین المللی سوم کمونیستی به پطروگراد دعوت شد و بعدا به نمایندگی ایران در ترکیب هیئت اجرائیه کمینترن وارد میگردد. حیدر خان در سپتامبر 1920 در کنگره خلقهای شرق که به ابتکار کمینترن در باکو تشکیل شده بود شرکت کرد و ریاست هیئت نمایندگی ایران را داشت.
حیدر خان در جنبش جنگل نیز نقش مؤثری ایفا کرد و از همکاران میرزا کوچک خان بود سرانجام حیدر خان در صبح اول اکتبر 1921 در نزدیکی رشت توسط تفنگچیان حسن خان کیشدرهای محاصره و به قتل رسید.
(اسناد و خاطرههای حیدر خان عمو اوغلی، ص 169- 187).
و دوستانش در آنجا جمع شده بودند یورش برده و آنجا را به آتش کشیدند. (5)[تصویر] حیدر خان عمو اوغلی
1) در خصوص این جنگ گفتنی است: در سرباز خانه قوچان مقدار آذوقه لااقل برای مدت یک ماه از هرحیث فراهم و مهمات نیز به قدر کافی موجود بود. اولین کسی که با قوای اکراد از شیروان به شهر وارد شد و شلیک به طرف ژاندارمها را آغاز کرد؛ همان میرزا محمود صارم درهجزی بود که عمارت روبهروی سرباز خانهها را به اختیار خود گرفته بود! این جنگ تا ساعت ده و نیم صبح با ضعف و شدت ادامه داشت.
2) کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 333.
3) ملاسرا از توابع فومن میباشد.
4) حیدر خان عمو اوغلی در 17 محرم سال 1298 ق (1260 ش) مطابق با 20 دسامبر 1880 م، در شهر ارومیه در خانواده پزشکی از قبیله افشار متولد شد. به همین مناسبت عمو اوغلی به نام حیدر خان افشار نیز نامیده میشود.
5) حیدر عمو اوغلی در گذر از طوفانها، ص 342.
از ده روز پیش نانواییهای تهران بسیار شلوغ شده بود و مردم حتی پس از معطلی فراوان موفق به دریافت نان نمیشدند. (1)
1) روزنامه اتحاد 7/ 7/ 1300، ص 3.
شنبه 8 مهر 1300/ 1 اکتبر 1921/ 28 محرم 1340
ژاندارمهای محاصره شده به وسیله نیروهای علی خان و ابراهیم خان زعفرانلو در پادگان قوچان، با توافق مهاجمین از محل پادگان خارج شده و قوچان را به قصد روستای جعفرآباد (1)ترک کردند. (2)
امروز ظهر به دلایل نامعلومی تمام نیروهای مسلح کرد از حومه و شهر قوچان خارج شدند و صاحب منصبان مخلوع که در منزل تاج محمد خان مستقر بودند به محض اطلاع از خروج اکراد، از پناهگاه خود خارج و با شتاب قوای خلع سلاح شده ژاندارمری را که در شهر متواری شده بودند، جمعآوری کردند و با بدست آوردن چند قبضه اسلحه از کسبه قوچان در حدود یکصد و پنجاه نفر از ژاندارمها را با وسایط نقلیه از قبیل درشکه و گاری که به دست آمده بود، به سوی مشهد حرکت دادند. (3)
کلنل ویلسون (4)پس از انجام مذاکراتی در کنسولگری بوشهر عازم محمره شد. چیک (5)کنسول انگلیس در شیراز نیز که دو روز پیش به سبزآباد آمده بود، بدون آنکه، به بوشهر بیاید و کسی از ورود او مطلع شود (6)پس از یک شب و یک روز توقف در سبزآباد امروز عازم شیراز گردید. (7)
صادق الدوله کارگزار آستارا که معتقد بود، حکومت روسیه در تلاش است تا اوضاعی را که در گیلان وجود داشت، در آن منطقه نیز برقرار نماید، در تلگرافی به وزارت امور خارجه اطلاع داد: روسها مرتبا قشون خود را به مرز میآورند. پنج روز قبل نیز ده نفر با همراه داشتن پول زیاد از روسیه برای تبلیغ به ایران وارد شده و سپس به طرف اردبیل و نمین (8)و خلخال رفتهاند. صادق الدوله در پایان افزود: بعضی خوانین نمین نیز با روسها مکاتباتی دارند. (9)
در درگیری شدید بین نظامیان روسی و گروهی از مخالفینشان در نیم فرسخی آستارای روسیه بیش از دویست گلوله توپ شلیک شد که چند گلوله توپ نیز به روستای باغچهسرای (10)ایران اصابت کرد و منجر به وارد آمدن خساراتی به این روستا شد.
در خصوص این حادثه، به فرمانده نظامیان روس، اعتراض شد. (11)وی از این بابت عذرخواهی نمود و قول داد که این قبیل حوادث دیگر تکرار نخواهد شد. (12)
عصر امروز کمیسیونی مرکب از مدیران دوایر وزارت داخله به ریاست منصور الملک، کفیل وزارت داخله در ساختمان آن وزارت خانه تشکیل گردید و درباره ایجاد شعبه مطبوعات در وزارت خانه مذاکراتی صورت گرفت. در ن هایت تصمیم گرفته شد، احتشامزاده از کارکنان قدیمی وزارت داخله به ریاست شعبه مذکور انتخاب شود. (13)
دویست نفر زن و مرد از یزد به قصد سفر به هند وارد بوشهر شده و پس از گرفتن تذکره عازم هند شدند. (14)
پس از تهیه و تکمیل نقشه تصرف مناطق ارومیه و سلماس گروهی از نظامیان برای عقب راندن پیشقراولان اکراد و گشودن راه، از شرف خانه حرکت نمودند. (15)
1) جعفرآباد در سر راه شوسه قوچان به شیروان و در جنوبشرقی قوچان واقع شده است.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 156.
3) کلنل محمد تقی خان پسیان، ص 334 و 335.
4) «سر آرنولد ویلسون»)Sir Arnold Wilson( نظامی انگلیسی و مأمور اداره سیاسی هندوستان، در 18 ژوئیه 1884 م متولد شد و در سال 1903 وارد خدمت ارتش گردید. او در نوامبر 1907 م در سن 23 سالگی و با درجه ستوانی از هندوستان به ایران اعزام شد. وی فرمانده بیست سرباز از هنگ هیجدهم نیزهدار بنگال بود که با عنوان حفاظت از کنسولگری اهواز ولی در حقیقت برای پاسداری از میدانهای نفتی به خوزستان اعزام شدند و از سال 1909 تا 1911 کنسول انگلیس در خرمشهر و اهواز بود. از سال 1911 تا 1912 را برای انجام مأموریت تهیه نقشه آینده راهآهن لرستان و فارس گذرانید و از سال 1912 تا 1913 معاون دوم کنسولگری بوشهر بود. وی در سال 1914 با درجه سروانی مأمور جبهه جنگ گردید. در خلال سالهای 1921 تا 1924 نیز ریاست کل امور اداری شرکت نفت ایران و انگلیس را بر عهده داشت. در سال 1924 به شرکت نفت ایران و انگلیس در لندن منتقل شد. چند سال بعد، از شرکت نفت استعفا داد و نماینده مجلس شد. وی مناصب دیگری نیز بدست آورد. همچنین نشانهای افتخار زیادی از دولت انگلیس به وی داده شد. ویلسون کتابهای زیادی نیز نوشت که از جمله آنها «خلیج فارس»، «جنوبغربی ایران» و «کانال سوئز» بوده است. وی در 31 مه 1940 درگذشت (بختیاری در آینه تاریخ، ص 109، 164؛ تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ص 221؛ تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی، ص 385 و 308؛ تاریخ بختیاری، ص 119؛ انگلیسیها در میان ایرانیان، ص 243؛ تاریخ مسجد سلیمان از روزگاران باستان تا امروز، ص 89؛ از بیستون تا زردکوه بختیاری، ص 81).
5) هربرت جرج چیک در 19 نوامبر 1882 در انگلستان به دنیا آمد. سمتها و مقامات وی در ایران عبارت بودند از: دستیار سفارت انگلستان در تهران در سال 1905؛ کفیل نایب کنسولگری بوشهر از 18 دسامبر 1906؛ نایب کنسول انگلیس در بوشهر از ژانویه 1909؛ مشاور بازرگانی؛ سرکنسول و نماینده سیاسی مقیم در خلیجفارس از 14 اکتبر 1910؛ کفیل بانک شاهنشاهی عثمانی در بصره تا مارس 1915؛ خدمت در بوشهر تا 1918؛ خدمت در سازمان تجارت ماورای بحار 1918؛ مسئول کنسولگری شیراز از 23 مارس 1921؛ کنسول انگلیس در شیراز در سال 1921؛ سرکنسول انگلیس در یونان 1929. از اقدامات مهم وی حضور و فعالیت او در جنگ 1333 ق، بین مبارزان جنوب و دولت انگلیس است. او که در بوشهر به مستر چیک شهرت داشت در جنگ 1333 ق نایب کنسول انگلیس در بوشهر بود و با حیلهها و ترفندهای سیاسی برای دولت متبوع خویش خدمات فراوانی انجام داد و صدمات بسیاری به منافع ایران در جنوب وارد ساخت. (بوشهر در مطبوعات عصر قاجار، ص 243- 244).
6) کارگزاری کل بوشهر در گزارش خود به وزارت خارجه متذکر شد با توجه به اقدامات چیک در زمان جنگ جهانی که ویس کنسول انگلیس در بوشهر بوده، باید توجه کامل به عملیات او مبذول شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 46).
7) تلگراف کارگزاری کل بوشهر به وزارت خارجه، 20/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 46.
8) نمین یکی از شهرهای استان اردبیل است که در منطقه کوهستانی واقع شده که از شمال به آذربایجان و از شرق به گردنه حیران و مرز آذربایجان و از جنوب به رود خانه قرهسو و از مغرب به بخش رضی محدود است.
9) تلگراف صادق الدوله از آستارا به وزارت خارجه، 8/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 11، ص 1.
10) باغچهسرا در سر راه شوسه اردبیل به آستارا و در سه هزار گزی غرب آستارا واقع شده است.
11) مراسله از آستارا به وزارت داخله، 8/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 4، ص 9.
12) مراسله از آستارا به تهران، 9/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 4، ص 14.
13) روزنامه ایران، 9/ 7/ 1300، ص 2.
14) مراسله کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 8/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 17، ص 3.
15) روزنامه ایران، 9/ 7/ 1300، ص 2.
[تصویر] تعدادی از نظامیان بلشویک
یکشنبه 9 مهر 1300/ 2 اکتبر 1921/ 29 محرم 1340
کلنل محمد تقی خان عصر امروز از تربتحیدریه به مشهد وارد شد. وی برای گفتگو با کلنل محمود خان و معتصم السلطنه بوسیله تلگراف حضوری مستقیما به تلگراف خانه رفت. او سپس با یک کالسکه عازم قوچان آشوب زده شد. (1)
سفارت فرانسه در یادداشتی به وزارت امور خارجه درباره وضعیت ایرانیهای مقیم شام (سوریه فعلی) اظهار داشت:
وضعیت آنان از هرنظر مشابه با وضعیت اهالی شام مقیم ایران است که با وجود اعتراضات مکرر سفارت فرانسه، تغییری در آن صورت نگرفته است. زیرا بنا به معاهدات بین ایران و عثمانی اتباع دو دولت تابع مقررات و حقوق عادی هستند و زمامداران فرانسوی هم از زمان استقرار قیمومیت فرانسه، همان شیوه جاری را تعقیب و اعمال نمودهاند و دولت ایران نیز، از تغییر قوانین جاری درباره شامیهای مقیم ایران که تحت الحمایه فرانسه هستند، امتناع نموده است. سفارت فرانسه در ادامه پیشنهاد داد: چنانچه دولت ایران امتیازات مقرر شده در عهدنامههای جاری بین دو دولت را درباره اهالی شام که تحت الحمایه فرانسه هستند، اعمال نماید، سفارت فرانسه هم حاضر خواهد بود با مذاکره با دولت فرانسه اقداماتی انجام دهد که با ایرانیهای مقیم شام براساس روابط متقابل رفتار شود و حقوق آنان نیز مطابق با حقوق دیگر اتباع خارجی مقیم شام رعایت شود. (2)
اولین شماره هفتهنامه خلق به مدیریت علویزاده مدیر مطبعه ایران، منتشر شد. این هفتهنامه حاوی مطالب فکاهی، ادبی و اجتماعی بود. (3)
وزارت داخله از ایالت فارس خواست نتیجه بازجوییها و وضعیت عاملین قتل پرنس ارفع الدوله و پسر ارباب کیخسرو را به آن وزارت خانه اعلام نمایند. (4)
وزارت مالیه که پیگیری تسویه امور مربوط به بانک استقراضی و تشکیل اداره بانک ایران را بر عهده گرفته بود، از وزارت امور خارجه خواست متن قرارداد منعقد شده (عهدنامه ایران و روسیه شوروی) بین دو دولت را در اختیار آن وزارت خانه قرار دهد تا وزارت مالیه با مدنظر قرار دادن آن، کار حل و فصل امور بانک را پیگیری کند. (5)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 148- 149.
2) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 9/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 16، پ 50، ص 2.
3) روزنامه ایران، 9/ 7/ 1300، ص 1.
4) تلگراف وزارت داخله به ایالت فارس، 9/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293006043.
5) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 1.
دوشنبه 10 مهر 1300/ 3 اکتبر 1921/ 1 صفر 1340
کلنل محمد تقی خان، درحالیکه فقط تعداد اندکی از افراد ژاندارمری او را همراهی میکردند، امروز بعد از ظهر به جعفرآباد وارد شد. در درگیری بین ژاندارمها و مهاجمین، از ژاندارمها دوازده نفر کشته و دوازده نفر دستگیر و بقیه نیز متواری شدند. کلنل محمد تقی خان نیز پس از اصابت گلوله به پا و سینهاش کشته شد (1). اکراد پس از بریدن سر کلنل محمد تقی خان، آن را بر سر چوب کرده و همراه با سردوشی و نامهای که مرگ وی را اعلام میکرد، به مشهد فرستادند.(2)
قوام السلطنه، رئیس دولت، در اقدامی برای ترمیم کابینه خویش، وزارت امور خارجه را به مصدق السلطنه و وزارت معارف را به امیر اعلم سپرد. (3)
قشون سرخ ایران، امروز بیانیهای را منتشر کرد که در آن ضمن اشاره به حوادث چند سال گذشته گیلان، عبارات شدید و تندی را علیه میرزا کوچک خان به کار برده و میرزا کوچک خان و همراهان او را خائن معرفی کرده بود. (4)
امروز وزیر امور خارجه در مذاکره با وزیرمختار انگلیس در تهران با بیان اینکه، برخی صاحب منصبان هندی انگلیسی جزو نیروهای کلنل محمد تقی خان پسیان بوده و بر ضد دولت ایران اقدام میکردهاند، اعتراض و نارضایتی دولت ایران را نسبت به این موضوع اعلام کرد (5).
مشاور الدوله حکمران جدید بنادر جنوب امروز به بوشهر وارد شد. قبل از او مسعود السلطان حکومت بنادر را عهدهدار بود. مسعود السلطان (6)پس از کودتای سوم اسفند از مقام کفالت به مقام حکومت بنادر دست یافته بود اما دوران حکمرانی وی طولانی نبود و در اواسط مردادماه 1300 به او اطلاع دادند که قرار است مشاور الدوله به جای او تعیین شود. او چندی پس از شنیدن این خبر، اداره امور را به سید حسین (7)سپرد و خود راهی تهران شد. (8)
امروز عموم تجار قم به عنوان تحصن به تلگراف خانه این شهر آمده و شرح مبسوطی را به ریاست وزرا تلگراف نمودند مبنی بر اینکه ژاندارمها به جای فراهم آوردن آسایش اهالی به عناوین مختلف متعرض عابرین و مردم میشوند. (9)
1) البته روایتهای مختلفی درباره روز کشته شدن کلنل پسیان وجود دارد بطوریکه، در گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد عزیمت کلنل پسیان به جعفرآباد هشتم قید شده است و با توجه به درگیری کلنل پسیان و اکراد، اینگونه استنباط میشود که کلنل پسیان در نهم مهرماه درگذشته است ولی به جهت اینکه بیشتر منابع دهم را روز مرگ ایشان ذکر کردهاند در اینجا نیز روز دهم مهرماه تاریخ مرگ ایشان درج شده است. (م).
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 154.
3) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 17، ص 207.
4) روزنامه اتحاد، 28/ 7/ 130، ص 1.
5) نامه سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 19/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 16، ص 6.
6) مسعود السلطان که قبلا حکومت بنادر را بر عهده داشت، به جهت آنکه برادرش، موقر الدوله هیچگاه در بوشهر حاضر نشد تا اواخر اسفند 1299 کفیل حکومت بنادر بود. وقتی برادرش موقر الدوله در کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی به وزارت فواید عامه منصوب شد، او به مقام حکومت بنادر ارتقا یافت (جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 138).
7) سید حسین بلدیه، رئیس شهرداری بوشهر بود. (جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 138).
8) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 138.
9) روزنامه اتحاد، 12/ 7/ 1300، ص 3.
سهشنبه 11 مهر 1300/ 4 اکتبر 1921/ 2 صفر 1340
مقامات نظامی مشهد تا بیست و چهار ساعت از افشای خبر مرگ کلنل خودداری کردند. در طول این مدت، ماژور «محمود خان» فرمانده پادگان مشهد از طریق تلگراف حضوری به مذاکره و مشورت با ماژور اسماعیل خان بهادر فرمانده پادگان سبزوار پرداخت. سپس او با مخابره تلگرافی به تهران، وفاداری خویش را نسبت به حکومت مرکزی اعلام کرد. (1)
اکراد و نیروهای طرفدار حکومت مرکزی به قصد حمله به مشهد، از قوچان خارج شده، به سمت کاظمآباد (2)حرکت کردند. سرشناسان شهر مشهد، با اجتماع در خانه آقازاده به بحث درباره راههای جلوگیری از هجوم اکراد به شهر پرداختند. (3)
[تصویر] نمای عمومی شهر قوچان در آن روزگار
پیش از ظهر امروز تقریبا یکصد و پنجاه نفر از مهاجرین گیلانی برای ملاقات وزیر جنگ به قزاق خانه رفتند. مهاجرین در دیدار با رضا خان راجع به وضعیت بد زندگی خود و دوری از وطن و اختلال امور زندگانی خود صحبت کردند. وزیر جنگ در پاسخ اظهار داشت: امید میرود به زودی غائله گیلان پایان یابد و دولت مقدمات بازگشت آنان را فراهم نماید. (4)
امروز در شهر رشت نیروهای خالو قربان و میرزا کوچک خان با یکدیگر درگیر شدند. علت درگیری از این قرار بود: میرزا کوچک خان که نیاز به پول پیدا میکند حوالهای به مبلغ پنج هزار تومان برای اداره مالیه صادر میکند تا به فرستاده او تحویل داده شود، اما نماینده خالو قربان که متصدی امور مالی بود، از پرداخت وجه به فرستاده میرزا کوچک خان خودداری میکند و همین قضیه باعث مذاکرات طولانی و سرانجام درگیری دو طرف میشود. پس از چهار ساعت جنگ نیروهای میرزا کوچک خان به جنگل فرار میکنند و شهر رشت کاملا در دست خالوها میافتد. در همین زمان قوای دولتی نیز پیشروی کرده و سیاهرود و سفیدکتله و امامزاده هاشم را اشغال مینمایند. (5)
دولت ایران برای جلوگیری از حملونقل طلا و نقره به خارج تصمیماتی را اتخاذ و مواد ذیل را به مأمورین مرزی ابلاغ نمود:
1- مأمورین سرحدی اعم از کشوری و لشکری موظفاند که مسافرین و دیگران را که به خارج مسافرت میکنند، با کمال دقت، تفتیش و محمولات زر و سیم آنها را ضبط نمایند.
2- کسانی که متصدی حمل طلا و نقره به خارج هستند در صورتیکه محمولات خود را پنهان کنند، تنبیه شوند.
3- اجزا و کارکنان سفارت خانههای خارجی از تفتیش مستثنی هستند.
با وجود آنکه، این مواد قانونی وضع شده و اجرا میشد،
طلا و نقره همواره بهطور مستقیم و از راههای مختلف وارد بغداد میشد. (1)
ابو القاسم لاهوتی (2)و امیر حشمت نیساری (3)که مدتها پیش به عثمانی مهاجرت کرده بودند، امروز به ایران بازگشتند. (4)
«راجرز» مدیرعامل کل بانک شاهنشاهی، امروز در جلسهای که «لنسلات الیفانت»، رئیس اداره شرق وزارت خارجه انگلیس حضور داشت اظهار کرد: دولت مرکزی ایران که با شورش در گیلان و خراسان مواجه است، در صورتیکه در مضیقه مالی قرار گیرد کنترل بر ایالات باقیمانده را به کلی از دست خواهد داد و هرجومرج ناشی از آن، تجارت بانک را نابود خواهد کرد. وی هشدار داد که ممکن است رفتار وزارت خارجه انگلیس، بانک را مجبور کند به عملیات خود در ایران پایان دهد. (5)
[تصویر] سر بریده کلنل محمد تقی خان پسیان
«کرزن» وزیر خارجه انگلیس از «الیفانت» رئیس اداره شرق آن وزارت خانه خواست، به بانک شاهنشاهی اطلاع دهد تا زمانی که دولت ایران رفتار خود را کاملا تغییر نداده است نمیتواند نسبت به کمکهای مالی یک مؤسسه انگلیسی به آن کشور نظر مساعد داشته باشد. (6)
اما رئیس هیئتمدیره بانک شاهنشاهی پاسخ داد: اولین وظیفه او حفظ منافع سهامداران است و این منافع در صورتیکه بانک اجازه دهد، عملیات آن به کنترل ملاحظات سیاسی درآید یقینا به مخاطره خواهد افتاد. از نظر بانک، برانگیختن خصومت جدی دولت و مردم ایران، موضوع کماهمیتی نیست و در صورتیکه هیئتمدیره طبق تقاضاهای وزارت خارجه عمل کند، بهطور یقین همینطور خواهد شد. ازاینرو از وزارت خارجه خواست تا در موضع خود تجدیدنظر کند. (7)
مشار الملک که چند روز اخیر در حالت تحصن در کاخ سلطنتی بهسر میبرد، صبح امروز از راه همدان و کرمانشاه عازم اروپا شد. (8)
1) همان، 11/ 7/ 1300، ص 1.
2) لاهوتی چند صباحی نیز پیش از نهضت مهاجرت به عثمانی رفته بود.(سرگذشت حیرتانگیز، ص 67).
3) امیر حشمت در مقام رهبر قیام نظمیه تبریز، بر ضد روسها در محرم 1330 ق، پس از فروپاشی قیام به عثمانی پناهنده شده بود. (سرگذشت حیرتانگیز، ص 67).
4) سرگذشت حیرتانگیز، ص 63، 70.
5) Minute by Oliphant, 4 Oct 1921, Fo 371/ 6416/ 11024
6) Minute by Curzon ,4 Oct 1921 ,Fo 371 /6416 /11024 .
7) Imperial BanK to Fo, 6 Oct 1921, Fo 371/ 6416/ 11127
8) روزنامه ایران، 12/ 7/ 1300، ص 2.
چهارشنبه 12 مهر 1300/ 5 اکتبر 1921/ 3 صفر 1340
نیروهای قزاق پس از پیشروی از منجیل به سمت جوبین، امروز به نیروهای جنگلی که در امامزاده هاشم مستقر بودند، حمله کرده، آنان را به عقبنشینی واداشتند و امامزاده هاشم را به اشغال خود درآوردند. (1)
از وقتی خبر کشته شدن محمد تقی خان پسیان به شهر مشهد رسید، هیجانی در نظامیان و اضطرابی در اهالی پدید آمد.
عدهای از اتباع خارجی و همچنین تعدادی از ایرانیان به کنسولگری انگلیس پناهنده شدند. (2)
وزیر امور خارجه در نامهای به قوام السلطنه نوشت: چندی قبل در ملاقاتی خصوصی با مستشار سفارت انگلیس، مشار الیه به وی اظهار داشته است که انگلیسیها بنا به ضرورت، در زمان جنگ بین المللی (جنگ جهانی اول)، خط راهآهنی از میر جاوه به دزداب کشیدند که خراسان را به نوشکی، متصل میکند و حالا دولت هندوستان میخواهد این راهآهن را برچیند. (3)وزیر امور خارجه در ادامه نامه افزود: مستشار سفارت پیشنهاد داده است: از آنجا که، راهآهن مزبور بین خراسان و هندوستان ارتباط برقرار میکند، دولت ایران میتواند اگر مایل باشد، برای خریداری آن با موسیو آرمیتاژ اسمیت وارد مذاکره شود. (4)
اکراد مخالف کلنل محمد تقی خان پسیان خود را به جنوب چناران رسانیدند. (5)
قوام السلطنه برای اطلاع کلیه فرمانفرمایان و حکام ایالات و ولایات از تفصیل قتل کلنل محمد تقی خان و فتوحات اردوی دولتی و ختم غائله خراسان متحد المآلی را به سراسر کشور مخابره نمود. (6)
قوام السلطنه ضمن اشاره به قتل کلنل پسیان در خراسان تصریح کرد: صاحب منصبان و افراد ژاندارم خراسان اطاعت و تمکین خود را اظهار داشته و دولت نیز تمامی آنان را عفو نموده و به سرکردگان خراسان نیز اخطار داده شده است که صاحب منصبان و افراد ژاندارم را مطیع و خدمتگزار دولت شناخته و به هیچوجه نسبت به آنها متعرض نشوند. (7)
رئیس کل بانک شاهنشاهی در تهران به لندن اطلاع داد:
چنانچه به دولت قوام السلطنه فورا کمک مالی اعطا نشود، دولت وی بهطور حتم سقوط خواهد کرد و عواقب آن بسیار وخیم خواهد بود.(8)اما جرج چرچیل اظهار داشت: این درست همان چیزی است که انگلستان میخواهد و مجددا اعتراض خود را به پرداخت مساعدههای بیشتر به دولت ایران تکرار کرد. (9)
روزنامه بهار در شماره امروز خود، متن تلگرافهای رد و بدل شده بین آقازاده و قوام السلطنه، در خصوص انتصاب محمود خان به سمت فرمانده ژاندارمری و کفالت ایالت خراسان را منتشر کرد. در یکی از تلگرافها آقازاده از انتصاب محمود خان به سمتهای یادشده حمایت کرده و قوام السلطنه نیز، در یکی از تلگرافها پاسخ داده بود که او خود مستقیما با ارسال تلگراف به ماژور محمود خان، مسئولیت امور را تا
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 51.
2) تلگراف کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 15/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 16، ص 4.
3) انتشار خبر برچیده شدن این خطآهن باعث ایجاد نگرانی در مردم بویژه اهالی دوزاب (دزداب) شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 54، پ 3، ص 11).
4) مراسله وزیر خارجه به ریاست وزرا، 12/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 54، پ 3، ص 33.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 155.
6) روزنامه ایران، 13/ 7/ 1300، ص 2.
7) روزنامه اتحاد، 13/ 7/ 1300، ص 1؛ روزنامه ایران، 13/ 7/ 1300، ص 1.
8) Urgent telegram from Mcmurray, 5 Oct. 1921. Fo 371/ 6416/ 11127
9) Minute by Chucrchill ,7 Oct 1921 ,in Ibid .
ورود فرمانده جدید به دست وی سپرده است.
قوام السلطنه در ادامه تلگراف خود تصریح کرده بود تمامی افسران مورد عفو قرار گرفتهاند، همچنین با ارسال تلگرافی به قوچان، از پیشروی نیروهای بجنوردی به سمت مشهد جلوگیری شده است. (1)
پیرو مصوبه مجلس شورای ملی مبنی بر حذف پست معاونت وزارت معارف، امروز قبل از ظهر، دکتر سردار امیر اعلم وزیر معارف و اوقاف، میرزا احمد خان سعیدی رئیس کل اوقاف را به سمت مدیریت کل این وزارت خانه منصوب و به رؤسای این وزارت خانه معرفی نمود. (2)
براساس گزارش رسیده از کرمانشاهان که در روزنامه اتحاد منتشر شد ژاندارمها و قراسوران، در راهها از مکاریها به زور پول میگرفتند و اغلب شبها دزدها به راهدار خانههای اطراف شهر کرمانشاهان حمله کرده و مخل امنیت بودند. (3)
نیروهای ژاندارمری خراسان که در تمام ولایات خراسان پراکنده بودند، وقتی از کشته شدن کلنل محمد تقی خان پسیان آگاه شدند، به عملیات نظامی خود پایان داده و عقبنشینی کردند. عدهای از ژاندارمها نیز به مشهد بازگشتند. (4)
«معتصم السلطنه» به همراه خانوادهاش از مشهد فرار نمود. (5)به روایت «پرایدوکس» کنسول انگلیس در مشهد، او که همیشه مشوق پسیان در ضدیت با انگلیس بود، قبل از خروج از مشهد به تلگراف خانه رفته و با ارسال تلگرافی به تهران مراتب بندگی و شاهدوستی خود را اعلام مینماید و پس از مخابره تلگراف به اتفاق همسرش با اتومبیل مصباح دیوان، که مهمان او بود، دور از چشم دیگران و با استفاده از تاریکی شب به طرف بیرجند فرار مینماید. (6)
با توجه به موافقت دولت با ورود ارامنه به کشور، از چهار روز قبل، آنان گروهگروه به قصرشیرین آمده و به سمت کرمانشاهان و همدان حرکت مینمودند.
علاوه بر هشتصد و دوازده نفر ارامنهای که از قرهتو به قصرشیرین وارد شده بودند، در روزهای گذشته، تقریبا ششصد نفر دیگر از آنان از بین النهرین به این شهر وارد شدند. (7)
چیچرین تلگراف ذیل را برای روتشتین ارسال کرد: «اساس سیاست ما در رابطه با ایران، بیطرفی کامل در جنگ میان شاه و عناصر ضد شاه و بر عدم مداخله مطلق در امور داخلی قرار داد. ما امیدواریم که «کیروف» (8)و کمیسیون نظامی بتوانند تمام امکاناتی را که ممکن است موجب بروز سوءتفاهم شوند از میان بردارند.» (9)
[تصویر] معتصم السلطنه
1) روزنامه بهار، 12/ 7/ 1300.
2) روزنامه ایران، 13/ 7/ 1300، ص 2.
3) روزنامه اتحاد، 12/ 7/ 1300، ص 3.
4) کلنل محمد تقی پسیان، ص 366
5) نامه میرزا علی به سردار نصرت، 13/ 7/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 4- 21502 ق.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 157.
7) روزنامه اتحاد، 12/ 7/ 1300، ص 2.
8) س. م. کیروف، عضو هیئت اجرائیه مرکزی کل روسیه و دبیر حزب کمونیست آذربایجان بود که دولت شوروی به او اختیار داد با کنترل شدید و دقت سعی نمایند، به هیچوجه، در جنگهای مسلحانه شمال ایران دخالتی نشود. برای اینکه این کنترل تضمین شود، دولت شوروی کمیسیون مخصوص نظامی، از شوراهای جنگی انقلابی را به باکو اعزام نمود که تحت اختیار کیروف قرار داشت. (نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 256).
9) نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 256.
پنجشنبه 13 مهر 1300/ 6 اکتبر 1921/ 4 صفر 1340
در پی انتشار خبر کشته شدن پسیان تا امروز صبح دربهای کنسولگری انگلیس در مشهد بسته بود و قراولان هندی به صورت مسلح روی بام کنسولگری مستقر شده بودند. به همین دلیل مصدق دیوان کفیل کارگزاری خراسان با کنسول انگلیس ملاقات نمود و پس از مذاکره طولانی او را متقاعد نمود که درب کنسولگری را باز نماید و دستور دهد قراولان از روی بام، پایین بیایند تا موجب وحشت و اضطراب نشود. (1)
وزارت داخله از ایالت فارس خواست: اطلاعات لازم درباره عاملین قتل پسر ارباب کیخسرو را به آن وزارت خانه ارسال نمایند تا حکم مجازات آنها صادر شود. (2)
روزنامه اتحاد نوشت: احسان اللّه خان، در لاهیجان متوقف است ولی هیچ دخالتی در امور آنجا ندارد و اداره کامل آن منطقه در دست خالوهاست. (3)
به اردوی ساوجبلاغ خبر رسیده بود، اسماعیل سمیتقو و نیرو هایش به طرف ساوجبلاغ در حرکت هستند. ازاینرو، فرمانده اردوی ساوجبلاغ، هشتاد نفر را برای تحقیق در این باره مأمور نمود. ولی مأمورین ژاندارمری پس از رویارویی با اکراد، شکست خورده و بازگشتند. سپس اسماعیل آقا به شهر هجوم آورد. اردوی ساوجبلاغ متحمل شکست سختی شدند و شهر نیز، به تصرف سمیتقو درآمد. (4)
حسین آقا تاجر تبریزی هم جزو همان بیست و پنج نفر بود. سمیتقو اعلام کرده بود هریک از اهالی که به عجمها پناه داده فورا آنها را تسلیم نماید و الا خانهاش غارت و خودش اعدام خواهد شد. در پی انتشار این خبر، افراد سمیتقو تمام عجمها از زن و مرد را جمع کرده و یک جا به قتل رسانیدند.
آنها نزدیک به یک هزار رأس اسب و تمامی مال و مواشی ساوجبلاغ و مال التجاره عجمها را غارت کردند. گفته میشود قاضی لطیف هم که چند نفر را پناه داده بود به قتل رسانیدند. در درگیریهای ساوجبلاغ یک پزشک ارمنی و یک تبعه آمریکایی به نام باشیمون نیز به دست اکراد کشته میشوند.
سمیتقو و افرادش در بازگشت از ساوجبلاغ نیز بسیاری از روستاهای سر راه خود، از جمله روستای «اگریقاش» را غارت و روستای «کوسه کهریزه» را به کلی میسوزانند بطوریکه بیشتر روستاهای آن حدود در اثر غارتگری او و افرادش خالی از سکنه شده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 26 و 25 و 41 و 40).
از نهصد نفر ژاندارم که در اردوی مزبور خدمت میکردند، تعداد زیادی کشته، مجروح و یا اسیر شدند و سه عدد مسلسل، دو عراده توپ صحرایی و شنیدر به همراه تجهیزات دیگر، به دست اکراد افتاد. فقط عده اندکی از ژاندارمها توانستند، به طرف میاندوآب (5)فرار کنند. (6)رجینالد بریجمن (7)از اعضای سفارت انگلیس، به کرزن، گزارش داد: رئیس الوزراء، قوام السلطنه از وی خواسته گزارشهای حاکی از ارتباط نزدیک او را با بلشویکها باور نکند، زیرا برای مردی با طرز فکر او همدلی با افکار کمونیستی غیرممکن است.(8)
روزنامه شرق نزدیک در شماره امروز، در مطلبی با عنوان «توطئه در تهران» با اشاره به ماجرای دستگیری عدهای از رجال ایران به اتهام سوءقصد به قوام السلطنه و رضا خان، این ماجرا را چنین تحلیل کرد: «در تهران توطئه برای قتل قوام السلطنه رئیس الوزراء و سردار سپه وزیر جنگ کشف گردید و یا اینکه میگویند: کشف شده است. یک عده رجال مهم دستگیر و یک عده دیگر از همان رجال مهم با تحصن خود را از توقیف ر هایی بخشیدهاند. رضا خان شخصا به قدری در ایجاد توطئه مجرب است و به اندازهای در این کار تجربه دارد که هرگاه بگوییم او مسبب کشف این توطئه بوده است احتمال دارد، راه را اشتباه نپیموده باشیم. زیرا موافق این عبارت است که دزد را، باید مأمور دستگیری دزد کرد.
یک نفر توطئهچین مجرب، به خوبی از عهده کشف توطئه برمیآید. اما وقتی که تازی مشغول بو کشیدن و پیدا کردن میشود، یک عده کثیر از رجال ایران مشوش و پریشان میگردند زیرا دولت مد جدید عقاید و افکار جدیدی برای اخذ وجه از مخالفین سیاسی خود دارد و واقعا اسباب تأسف است که سردار سپه و همدستانش از دستگیری هیچکس، روبرگردان نیستند و حتی فردی مشهور و متولیباشی [سابق
1) تلگراف کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 15/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 16، ص 4.
2) تلگراف وزارت داخله به ایالت فارس، 13/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 29006043.
3) روزنامه اتحاد، 13/ 7/ 1300، ص 2.
4) اسماعیل سمیتقو بعد از تصرف ساوجبلاغ از ژاندارمها و سایر نیروهای دولتی که تسلیم شده بودند، جمعی را در خارج شهر و جمعی را هم که در کاروانسرا بودند با شصتتیر، تیرباران کرد. فقط چند نفری (پنج یا شش نفر) که خودشان را بر زمین افکنده و زیر اجساد مقتولین مانده بودند، میتوانند جان سالم به در برده و شبهنگام فرار کنند. حاجی ایل خانی که بیست و پنج نفر از تجار تبریز و رئیس اداره تلگراف را در این اوضاع در خانه خود پناه داده بود، نصف شب به آنها میگوید که نمیتوانم شما را نگاهدارم.
5) میاندوآب در جنوبغربی مراغه و کنار دریاچه ارومیه واقع شده و از شمال به گاودور در شهرستان مراغه و از جنوب به رود خانه سیمین رود و شهر ویران مهاباد و از شرق به رود خانه زرینه رود و از غرب به دریاچه ارومیه محدود است.
6) تلگراف کارگزار آذربایجان به وزارت خارجه، 18/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 5.
7) بریجمن)Bridgeman( قبل از ورود سرپرسی لورن عهدهدار مقام کارداری انگلیس در ایران بود. (م).
8) Bridgeman to Curzon, 10 Oct 1921, Fo 371/ 6406/ 11113
[تصویر] کنسولگری انگلیس در مشهد
امام رضا علیه السلام] را دستگیر میکنند تا چه رسد به یک نفر منشی سابق بانک استقراضی». (1)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 10، ص 10.
جمعه 14 مهر 1300/ 7 اکتبر 1921/ 5 صفر 1340
روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 357 * شنود تلگرافات توسط تلگرافچی انگلیس در مشهد .....
از سوءظن هایی که به شنود تلگرافات بین تهران و خراسان توسط تلگرافچی انگلیسی مطرح شده بود، امروز به دعوت کلنل محمود خان نوذری ریاست ژاندارمری خراسان؛ خان بهادر خان معاون کنسولگری انگلیس، مصدق دیوان کفیل کارگزاری خراسان، شاهزاده نیّر همایون و علم الدوله رئیس نظمیه خراسان برای باز کردن اتاق ویژه مخابرات دولت انگلیس در ساختمان تلگراف خانه مرکزی حاضر شدند. پس از باز کردن درب اتاق، حاضرین مشاهده کردند، سیم نازک و سفیدرنگی به دستگاه تلگراف متصل شده که به خارج اتاق امتداد یافته و روی آن پارچه و کاغذ سفیدی چسبانده شده است. با مشاهده این سیم از تلگرافچی سؤال شد که این سیم به چه منظوری به دستگاه تلگراف متصل شده و به خارج اتاق منتقل شده است؟ تلگرافچی پاسخ داد: چون رئیس خط راه (راهدار خانه) به تهران میرفت، این سیم را متصل کردم تا از طریق تلفن با او صحبت کنم. سپس از تلگرافچی انگلیسی سؤال شد آیا از طریق این سیم، امکان اطلاع یافتن از مطالب مخابره شده در تلگراف خانه وجود دارد؟ تلگرافچی پاسخ داد:
چنین امکانی وجود دارد (1)ولی من هرگز چنین عملی را انجام ندادهام!!(2)
امروز بعد از ظهر کنسول روسیه در استرآباد به همراه دو تن از بستگانش به لنگرگاه وارد شدند و پس از دو ساعت به طرف قرهسو حرکت نمودند.
آقا خلیل، مترجم کنسولگری انگلیس در بوشهر، امشب به شکل محرمانهای به عنوان سفر به محمره، برای ملاقات حیدر خان به بندر ریگ رفت. کارگزار بوشهر ضمن اعلام خبر فوق به وزارت امور خارجه، تصریح کرد: قبل از اینکه، اوضاع این مناطق در نتیجه اقدامات «چیک» کنسول انگلیس در شیراز بحرانی شود، لازم است توجه ویژهای به این موضوع بشود.(3)
جنازه کلنل محمد تقی خان از مشهد به شهرنو (4)انتقال یافت (5)
ماژور اسماعیل خان طی تلگرافی به کلنل محمود خان اطاعت و انقیاد خود را نسبت به وی ابراز نمود (6)و با نیروهای تحت فرمان خود از سبزوار به طرف مشهد حرکت کرد. (7)
به دستور قوام السلطنه، کفالت موقت ایالت خراسان به ماژور محمود خان نوذری واگذار گردید. (8)
1) این عمل تلگرافچی انگلیسی همزمان با تحصن مترجم الملک، رئیس تلگراف خانه خراسان به کنسولگری انگلیس بود. (م)
2) تلگراف از خراسان به وزیر خارجه، 14/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 31، ص 1 و 2.
3) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 14/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 37.
4) شهر نو در خراسان قرار دارد و با شهر نو جدید که در تهران ساخته شده بود تفاوت دارد. (م).
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 158.
6) البته ماژور اسماعیل خان در روزهای بعد به مخالفت شدید با کلنل محمود خان پرداخت و دلیل موضعگیری وی در این مقطع بهطور مشخص ابراز نشده است. (م).
7) روزنامه ایران، 16/ 7/ 1300، ص 2.
8) همان، 14/ 7/ 1300، ص 2.
شنبه 15 مهر 1300/ 8 اکتبر 1921/ 6 صفر 1340
جنازه محمد تقی خان پسیان(1)که دیروز به شهر نو منتقل شده بود، امروز در میان انبوه مردم مشهد تشییع شد (2)
در مغازه آرسن، هرچه عطر بود خریداری کردند و بر روی جنازه پاشیدند، این کار هم از اقدامات خوشکیش بود.
از سر کلنل قبل از الحاق به جسد عکسبرداری شد، عارف، شاعر ملی از کثرت گریه چشمانش خونآلود و به سر و صورت خود مشت میزد. ناله و فریاد میکشید نفرین و ناسزا میگفت، هرکار میکرد و هرچه ناسزا به مسبب اصلی این جنایت فجیع میگفت، حق داشت و کاملا حق داشت.
سر و جسد را با آب «سنآباد» که معروف است حضرت رضا (ع) را هم با همان آب غسل داده بودند، شستشو دادند، موهای سر را شانه زدند و معطر ساختند و باز عکس برداشتند.
جسد را بر روی توپ گذارده و روی آن را مملو از گل کردند؛ جمعیت مشایع فوق العاده بود، من تاکنون یک چنان جمعیتی را در هیچ تشییع ندیدهام، موزیک ژاندارمری در عزای این سرباز رشید و فرزند خلف ایران، در پیشاپیش جنازه با نوای محزون و جگرخراش مترنم بود.
مردم، حقیقتا از روی خلوص عقیدت و ایمان به آن فقید، اکثرا در حال گریه و ناله، آهستهآهسته در حرکت بودند، هنگامی که جنازه به نزدیکی اداره پست و تلگراف رسید، سید علی خان مدیر مسعودی روی توپ قرار گرفت و در ضمن ایراد مختصر نطق، این جنایت را شدیدا تقبیح کرد و بر روح این سرباز معصوم درود فرستاد، و سپس جنازه مجددا به حرکت درآمد.
حاج محمد رحیم آقا طاهباز جهان در حال غیرقابل وصفی پیشاپیش جنازه حرکت میکرد، تسلیتش گفته و تسلایش دادم، از محل مزار جویا شدم، گفت اکثریت قریب به اتفاق مقبره نادر شاه را انتخاب کردهاند. در این موقع جنازه از صحن مطهر خارج شد و کمکم به مقبره نادر شاه نزدیک میشدیم، یکی دو جای دیگر جنازه را متوقف ساختند، نطقهای مهیجی از طرف محصلین ایراد شد، یکی از محصلین میگفت: خون او نیز مانند خون سیاوش در جوش و از هرقطره خونش هزاران لاله وطنپرستی خواهد دمید دیگری گفت:
معارف بیش از همه داغدار و ماتمزده است، زیرا کلنل محمد تقی خان به معارف بیش از هرچیز اهمیت میداد، سومی روی کرسی خطابه رفت و با حرارتی هرچه تمامتر چنین ایراد سخن کرد:
مردم! ما محصلین گوهر گرانب هایی را از دست دادهایم، این سرباز شریف و قهرمان تجدد و آزادی، پدر مربی ما بود، فقدان او بیش از مرگ هرعزیزی بر ما محصلین تأثیر بخشید، ما حس انتقام او را از مسبب اصلی و مسببین غیرمستقیم و محرک واقعی قتل او در دل نگه میداریم تا اگر عوامل وقت و زمان ما را موفق به گرفتن انتقام او نساخت، این وظیفه حتمی را به عهده نسل آینده واگذار کنیم.
در این موقع، به در مقبره نادر رسیدیم، جنازه را از روی توپ پیاده کرده به درون مقبره بردند تا شب دفنش کنند ...». (کلنل محمد تقی پسیان، ص 360- 363).
. کلنل محمود خان نوذری قبلا از عموم طبقات برای شرکت در تشییع جنازه وی دعوت کرده بود.مردم درب دار الایاله منتظر ورود جنازه بودند. جنازه را روی توپ حرکت داده و موقع ورود به شهر، توپ انداختند. یک واحد نظامی شامل هفتاد و پنج ژاندارم سوار و پانصد ژاندارم پیاده جنازه را تا محل دفن بدرقه کردند.
موقعی که جنازه به درب دار الایاله رسید ضجه و ناله مردم بلند شد و نزدیک به نیم ساعت مانع از حرکت جنازه شدند، در این نیم ساعت همه مشغول گریه بوده، همچنین دستههای گل نثار جنازه میکردند.
عکس بزرگی هم از کلنل روی جنازه گذاشته بودند. عکسی هم از سر جنازه وی گرفته شده و این شعر اطراف عکس سر وی نوشته شده بود:
این سر که نشان سرپرستی استآزاد و رها ز قید هستی است
با دیده عبرتش ببینیداین عاقبت وطنپرستی است در این مراسم کلنل محمود خان و چند نفر دیگر سخنرانی کردند. سخنان آنان همگی مبنی بر خدمات پسیان بود. سپس جنازه را در باغ نادری دفن کردند. (3)
نوزدهمین دوره مدرسه اداره تشکیلات نظمیه تهران، امروز گشایش یافت.(4)
دفتر تلگراف هند و اروپا در خراسان توسط کلنل محمود خان نوذری بازگشایی شد. همچنین محدودیتهای سابق در مورد امور تلگرافی انگلیسیها برطرف گردید. (5)
صبح امروز دادگاه رسیدگی به پرونده «نیومن» تلگرافچی انگلیسی در مشهد و مداخله مکرر نظامیان ایران در امر مخابره تلگراف بین سبزوار و مشهد، آغاز به کار کرد. (6)
کراسین، از طرف وزیرمختار دولت جمهوری روسیه به منظور مذاکره در خصوص ارامنه مهاجری که از بین النهرین به حدود کرمانشاهان مهاجرت کرده بودند، در وزارت امور خارجه حضور یافت و درخواست کرد اولیای دولت ایران با ارامنه مهاجر همکاری کند و به آنان اجازه داده شود تا در حدود همدان و سلطانآباد ساکن شوند، مشروط بر اینکه اسلحه خود را تحویل دهند و در آذربایجان نیز ساکن نشوند. (7)
عدهای از علما و خوانین و رعایای قریه «سرکان» به تلگراف خانه تویسرکان آمده، با ارسال تلگرافی به تهران از تعدیات صاحب منصبان بروجرد که به عنوان سرباز فراری از مردم جریمه اخذ میکردند، به وزیر جنگ اظهار تظلم نمودند.(8)
امروز قوام السلطنه، رئیس الوزرا، با اظهار تأسف از توقیف میرزا اسحق خان رهبر و نصیر الملک و معزز السلطان و مدیر الدوله (کارمندان وزارت امور خارجه) به واسطه سوءتفاهمی که اخیرا پیش آمده بود از آنان دلجویی نمود. (9)
1) در یکی از اسناد آمده که در قوچان نسبت به سر و جسد پسیان بیاحترامی زیادی شده و سر را در تمام میدانهای قوچان آویزان کرده بودند. (اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 7- 21553 ق).
2) علی آذری در کتاب خود مراسم تشییعجنازه پسیان را اینگونه تشریح مینماید: «مدارس و بازار مشهد تعطیل شده بودند، عدهای صاحب منصبان و افراد ژاندارم نیز با تجلیل و احترام شایان توجه برای تشییعجنازه حاضر شده بودند.
3) نامه میرزا علی (پیشکار مخصوص سردار نصرت) به سردار نصرت، 16/ 7/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 7- 21553 ق؛ گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 158؛ روزنامه ایران، 16/ 7/ 1300، ص 2.
4) روزنامه اتحاد، 17/ 7/ 1400، ص 2.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 159.
6) همان.
7) مراسله وزارت خارجه به رئیس الوزراء، 15/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 37.
8) روزنامه اتحاد، 16/ 7/ 1300، ص 2.
9) روزنامه ایران، 16/ 7/ 1300، ص 2.
[تصویر] مقبره نادری محل دفن کلنل محمد تقی پسیان
یکشنبه 16 مهر 1300/ 9 اکتبر 1921/ 7 صفر 1340
قوام السلطنه رئیس الوزراء، یک ساعت به غروب با حضور در مجلس، اعضای کابینه خود را به شرح ذیل معرفی نمود:
[تصویر] شهاب الدوله
قوام السلطنه رئیس الوزرا و وزیر داخله؛ سردار سپه وزیر جنگ؛ مشار السلطنه وزیر امور خارجه؛ نیر السلطان وزیر فوائد عامه و تجارت؛ عمید السلطنه وزیر عدلیه؛ شهاب الدوله (1)وزیر پست و تلگراف؛ دکتر امیر اعلم سردار وزیر معارف و اوقاف و منصور الملک کفیل وزارت داخله؛ (2)
وزارت امور خارجه در نامهای به وزارت داخله اطلاع داد:
موافق اخبار رسیده از سفارت انگلیس خلع سلاح پلیس جنوب در ماه سپتامبر به شرح ذیل صورت گرفته است:
از اول تا دهم سپتامبر در اصفهان چهار صد و بیست و نه نفر و در کرمان یکصد و سه نفر از صاحب منصبان و سربازان مرخص شدهاند. همچنین از دهم تا بیست و چهارم سپتامبر از نیروهای اصفهان سیصد و نود و نه نفر، از نیروهای کرمان دویست و شصت و دو نفر و از فارس نیز، شصت و سه نفر مرخص شدند. (3)
روزنامه ستاره ایران از طرف دولت توقیف و مدیرمسئول آن دستگیر شد.(4)در پی دستگیری «صبا» (5)مدیر روزنامه ستاره ایران به دستور حکومتنظامی تهران و تعطیل و توقیف این روزنامه، جمعی از طرفداران این روزنامه، طی نامهای به رئیس مجلس شورای ملی، خواستار اعتراض مجلس نسبت به توقیف این روزنامه شدند. طرفداران صبا در این نامه تأکید کردند:
سکوت مجلس نسبت به توقیف این روزنامه که در تمام ایران، تنویر افکار ملت را فراهم مینمود، یأس را در مردم پدید خواهد آورد. (6)
ماژور اسماعیل خان به همراه قسمت عمدهای از نیروهای
1) اسد اللّه میرزا شمس ملکآرا (شهاب الدوله) فرزند عبد الحسین میرزای شمس الشعرا بود که در حدود سال 1290 ه ق متولد شد. تحصیلات خود را در تهران و لندن انجام داده و در اداره تلگراف خانه به عنوان مترجم استخدام شد. در دوره اول مجلس شورای ملی از طرف شاهزادههای تهران و در دوره دوم مجلس از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد. در مرداد 1289 ش برای اولینبار به هیئت دولت راه یافت و در کابینه مستوفی الممالک وزیر پست و تلگراف بود که این سمت را در کابینه دوم مستوفی الممالک که در آبان 1289 تشکیل شد، نیز عهدهدار بود. اسد اللّه میرزا در اواخر سال 1329 ق به حکومت یزد منصوب شد. او در کابینه 26 مرداد 1292 مستوفی الممالک مقامهای وزارت پست و تلگراف و وزارت فواید عامه را بر عهده گرفت. در کابینه چهارم مستوفی نیز که در 30 بهمن 1293 تشکیل شد، وزارت پست و تلگراف همچنان برعهده او بود و در کابینه پنجم مستوفی که در 26 مرداد 1294 تشکیل شد، وزیر فواید عامه و تجارت بود. در کابینه عبد الحسین میرزا فرمانفرما که در سوم دیماه 1294 تشکیل شد، وزیر علوم و اوقاف بود و پس از آن در مهر 1300 ش با سمت وزیر پست و تلگراف وارد کابینه قوام السلطنه شد. شمس ملکآرا مدتی هم حکمران کردستان بود و بعدها یک دوره هم (دوره دوم) سناتور انتصابی تهران بود. او پس از یک دوره بیماری ممتد در تهران وفات یافت. (رجال عصر مشروطیت، ص 67؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 128- 127).
2) روزنامه اتحاد، 17/ 7/ 1300، ص 2؛ روزنامه ایران، 17/ 7/ 1300؛ روزنامه رسمی شاهنشاهی ایران، متن مذاکرات مجلس شورای ملی (مجلس چهارم)، ص 132.
3) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 16/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 169.
4) روزنامه اتحاد، 17/ 7/ 1300، ص 2.
5) میرزا حسین خان صبا (کمال السلطان) از یک خانواده بازرگان بود که پدرانش اهل تجارت بودند ولی او از جوانی به کار روزنامهنویسی مشغول شد. در سال 1333 ق روزنامه ستاره ایران را منتشر کرد. روزنامه ستاره ایران یک بار نیز در سال 1302 ش به علتی نامعلوم تعطیل شد. میرزا حسین خان صبا در بیست و هشتم شهریور 1303 به علت سکته قلبی در تهران درگذشت. با مرگ حسین صبا، روزنامه ستاره ایران از بین نرفت و شورای عالی فرهنگ در تاریخ 15 آذر 1303 امتیاز آن را به نام اعتصامزاده تصویب کرد و روزنامه ستاره ایران از تاریخ 21 دی 1303 تحت مدیریت جدید منتشر شد. (زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 185- 188؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 17- 20).
6) اسناد مجلس، د 4، ک 26، ج 13، پ 3.
خود از سبزوار به نیشابور وارد شد. (1)
سفارت آلمان در ایران از وزارت امور خارجه خواست: از طریق کارگزاری ایالت آذربایجان درباره محل اقامت فعلی «فردیناندو واکت» که تا آخر سال 1920 م مستخدم بانک استقراضی ایران در تبریز بوده، تحقیق کند و نتیجه را به آن سفارت اطلاع دهد. (2)کارگزاری کل آذربایجان پس از تحقیق در این زمینه، از «موسیوفوخت» رئیس سابق بانک استقراضی، اعلام کرد: «فردیناندو واکت» نام اصلی مشار الیه است. نامبرده آلمانینژاد و اهل «مین» است و تقریبا بیست سال است که در ایران و در تبریز اقامت دارد. (3)
مصدق السلطنه که تا امروز از قبول پست وزارتهای مالیه و امور خارجه امتناع میورزید، امروز پس از مذاکرات طولانی و فراهم شدن زمینههای لازم از نظر وی (4)موافقت خود را با عهدهدار شدن مسئولیت وزارت مالیه اعلام کرد. (5)
به پیشنهاد اداره نظمیه و تقاضای وزارت داخله، وزارت امور خارجه با اعطای نشان شیر و خورشید از نوع درجه سوم به ماژور فوکل کلو رئیس نظمیه قزوین و ماژور برونیکوفسکی رئیس نظمیه مشهد موافقت نمود و از احمد شاه خواست تا فرامین اعطای نشان به آنها را امضا نماید. (6)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 161.
2) مراسله سفارت آلمان به وزارت امور خارجه، 16/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 12، ص 1.
3) کارگزاری کل آذربایجان به وزیر خارجه 10/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300؛ ک 4، پ 12، ص 30.
4) منظور از فراهم شدن زمینههای لازم از نظر مصدق السلطنه، پیشنهادات و شرایطی بود که از جانب وی، ارائه شده بود و مفاد آن اصلاحات اساسی در وزارت مالیه بود. (جهت اطلاعات بیشتر ر. ک: خاطرات و تألمات مصدق، ص 139- 141).
5) روزنامه اتحاد، 17/ 7/ 1300، ص 2.
6) گزارش اداره تشریفات وزارت خارجه، 16/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 59، پ 5، ص 2.
دوشنبه 17 مهر 1300/ 10 اکتبر 1921/ 8 صفر 1340
«بریجمن» کاردار سفارت انگلیس در تهران به کرزن نوشت:
تبلیغات ضد انگلیسی مطبوعات در تهران تا حدودی ناشی از تحریکات روتشتین است و تا حدودی هم باید آن را به موج احساسات ضد خارجی که ظاهرا همه کشورهای اسلامی را فراگرفته، است نسبت داد. (1)
پس از اینکه «مکمری» رئیس کل بانک شاهنشاهی در تهران، بدون اجازه قبلی از لندن مبلغ یکصد هزار لیره به عنوان مساعده به دولت ایران پرداخت کرده بود، امروز رئیس هیئت مدیره بانک در لندن از وزارت امور خارجه انگلیس عذرخواهی کرد و اظهار داشت: خود او هیچگاه بدون تأیید لرد کرزن، این وام را تصویب نمیکرد. (2)
کلنل ویلسون که اخیرا به لقب «سر» نائل شده بود، امروز به بوشهر وارد شد. اسد اللّه ابن جعفر (یمین الممالک) کارگزار بوشهر نیز، در این خصوص به وزارت امور خارجه اطلاع داد ویلسون قصد دارد فردا به محمره برود (3)ولی بعد از چند روز اسد اللّه ابن جعفر مطلع شد که ویلسون به محمره نرفته، بلکه به کازرون رفته است. (4)
در پی اظهارات سفارت روسیه مبنی بر اینکه، مأمورین نظامی در قزوین اتومبیلهای اتباع روس را ضبط و تصرف کرده و نسبت به خودشان نیز متعرض شدهاند؛ وزارت امور خارجه از وزارت جنگ خواست تا درباره این موضوع توضیح دهد. (5)ولی وزارت جنگ مدعی شد، فقط دو دستگاه اتومبیل بارکش بوده که آن را هم مأمورین قزاق ضبط نکردهاند، بلکه فرمانده اردوی قزوین به خاطر نیازی که در انجام امور مربوط به قشون داشته مجبور شده است این دو دستگاه اتومبیل را موقتا ضبط نماید تا احتیاجات قشون برآورده شده و پس از پرداخت اجازه آنها اتومبیلها به صاحب انش بازگردانده خواهد شد.(6)
مدرسه «وحدت بشر» (7)
سرانجام در اثر اعتراضات مسلمانان این مدرسه تعطیل گردید. ساختمان این مدرسه در یکی از خانههای قدیمی کاشان قرار داشت که اکنون این خانه در بافت سنتی کاشان قرار دارد. (م).
، یکی از مدارس معروف و مهم کاشان بود. این مدرسه به دلیل اقدامات برخی از افراد در شرف انحلال قرار گرفته بود، بطوریکه، امروز یکصد نفر از دانشآموزان در مدرسه حاضر نشدند. (8)1) Bridgeman to Curzon, 10 Oct, 1921, Fo/ 371/ 6407/ 13446
2) Imperiol BanK to Fo, 10 Oct. 1921, Fo 371/ 6416/ 11224
3) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 24/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 6.
4) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 25/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 7.
5) مراسله وزارت خارجه به وزارت جنگ، 17/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 6، ص 2.
6) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 27/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 6، ص 1
7) مدرسه وحدت بشر متعلق به بهائیان کاشان بود که باعث حساسیت مسلمانان نسبت به این مدرسه و تبلیغات آن در سطح کاشان شده بود.
8) روزنامه اتحاد، 21/ 7/ 1300، ص 3.
سهشنبه 18 مهر 1300/ 11 اکتبر 1921/ 9 صفر 1340
طایفه آقاویلی، آقآقابای که با طایفه قوچوق درگیری داشتند با تلاش حکمران استرآباد به درگیریهای خود پایان دادند. رؤسای طایفه آقاویلی که مدتها بود به دلیل وحشت به شهر نیامده بودند، امروز پس از اطمینان یافتن به اتفاق نماینده حکمران به استرآباد وارد شدند و در دار الحکومه شهر مستقر شدند.
تلاش هایی نیز، در جریان بود تا طایفه قوچوق نیز جداگانه به شهر دعوت شوند. (1)
پس از آنکه، کنسولگری انگلیس در تبریز اعلام کرد: بر طبق دستور العمل سفارت انگلیس، دیگر به زوار عتبات در تبریز تذکره داده نخواهد شد، مشاور السلطان (2)کارگزار تبریز در تلگرافی به وزارت امور خارجه با بیان اینکه، تصمیم در امور تذکره مخصوصا در تبریز، اختلال ایجاد مینماید، تقاضا نمود:
آن وزارت خانه با مذاکره با سفارت انگلیس این موضوع را حل نماید. (3)
سردار سپه وزیر جنگ به منظور سرکشی و بازدید از جبههها و نظامیان منطقه گیلان، صبح امروز تهران را به قصد گیلان ترک کرد. (4)
ماژور علی رضا خان در رأس ژاندارمهای مستقر در کاریز و تربتحیدریه به مشهد وارد شد.(5)
1) روزنامه ایران، 19/ 7/ 1300، ص 2.
2) میرزا خلیل خان مشاور السلطان در سال 1278 ق، در تبریز متولد شد و در سال 1306 ق، با سمت منشیگری اداره دول غیرهمجوار، به خدمت در وزارت خارجه مشغول گشت. دیگر مشاغل وی عبارت بودند از: منشیگری در اداره عثمانی 1308 ق، معاونت محاکمات وزارت خارجه 1310 ق، ریاست اداره تفتیش 1320 ق، کارگزاری گیلان در 1323 ق، ریاست دفتر وزارت خارجه 1326 ق، ریاست محاکمات وزارت خارجه 1331 ق و عضویت در کمیسیون مالیه 1331 ق. وی در سالهای 1314 و 1325 ق، به ترتیب به القاب موثق الممالک و مشاور السلطان ملقب گردید. (رجال وزارت خارجه ...، ص 164؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص 148؛ روزنامه استقلال ایران، 1329 ق، ص 3).
3) تلگراف کارگزاری تبریز به وزارت خارجه، 18/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 62، پ 11، ص 2.
4) روزنامه ایران، 19/ 7/ 1300، ص 2.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 159؛ روزنامه ایران، 19/ 7/ 1300، ص 2.
چهارشنبه 19 مهر 1300/ 12 اکتبر 1921/ 10 صفر 1340
به دنبال اظهارات نرمن در خصوص تسلیحات پلیس جنوب، «بریجمن» نیز، به «کرزن» وزیر خارجه انگلیس پیشنهاد داد: حدود 3000 تفنگ و 20 مسلسل(1)متعلق به پلیس جنوب به حکومت ایران فروخته شود ولی «کرزن» با پیشنهاد آنان موافق نبود. (2)
آرنولد ویلسون به نمایندگی از شرکت نفت ایران و انگلیس در هفته گذشته و امروز با «حیدر خان حیات داوودی» و خوانین کشکولی قراردادی را به منظور استخراج نفت (3)در دشت قیر امضا کرد.(4)
ماژور «ام. ای.» که در بیست و چهارم مردادماه به عنوان دبیر نمایندگی انگلیس در خلیجفارس به بوشهر وارد شده بود، امروز به عنوان نماینده سیاسی انگلیس به مسقط عمان اعزام شد و وظایف او را ماژور «جی. اف. دبلیو آنسون» عهدهدار گردید. (5)
نظر به اهمیت منطقه سرحدی قوچان و با توجه به اوضاع خراسان در آن زمان، به تصویب هیئت دولت، سردار منتصر برادر سردار معزز بجنوردی به حکومت قوچان و ایل زعفرانلو منصوب گردید(6)
به پیشنهاد انجمن مطبوعات دولت چک و اسلواک (7)، کنفرانسی در نهم اکتبر 1921 در بروکسل برگزار شده بود. در دهم اوت انجمن مطبوعات بلژیک دعوتنامهای را برای مطبوعات سیاسی ایران ارسال کرده بود، اما به دلیل تأخیر در پست و دوری راه، دعوتنامه پس از برگزاری کنفرانس به ایران رسید!
سفارت بلژیک امروز با ارسال دعوتنامه مذکور به وزارت امور خارجه، بابت تأخیر در وصول دعوتنامه، اظهار تأسف نمود. (8)
عدهای به سرکردگی حاجی محمد جعفر کنگاوری که جزو وزرای خالو قربان بود، از رشت به امامزاده هاشم وارد شدند تا با رضا خان ملاقات نمایند.
این هیئت قرار بود که مقدمات تسلیم(9)خالو قربان به نیروهای دولتی را فراهم کنند.(10)
به دنبال اعتراض و مذاکره نه روز پیش وزیر خارجه ایران با وزیرمختار انگلیس در خصوص حمایت برخی صاحب منصبان هندی انگلیسی از پسیان، امروز وزیرمختار به نقل از کنسولگری انگلیس در مشهد پاسخ داد:
از پانزده نفر بربری که جزو مستمریبگیران کنسولگری انگلیس در مشهد میباشند هیچیک جزو نیروهای ژاندارمری نیستند فقط یک یا دو نفر از صاحب منصبانی که در گذشته در خدمت کنسولگری بوده و به جای مستمری ماهانه، پول به آنها داده شده، در زمان رئیس الوزرایی سید ضیاء الدین طباطبائی به ژاندارمری وارد شده بودند که این افراد نیز نمیتوانستهاند از خدمت نظامی استعفا بدهند و به نیروهای پسیان ملحق شوند، زیرا به جبهه سبزوار اعزام شده بودند. (11)
1) انگلیسیها سرانجام فقط 700 تفنگ به دولت ایران فروختند و با خودداری از فروش مسلسل و مهمات باقی مانده را از میان بردند. (م).
2) Bridgeman to Curzon, 12 October 1921, Fo 371/ 6407
3) اکتشافات نفتی شرکت نفت انگلیس و ایران در منطقه دشت قیر، در طول سال 1300 ش، شکل قطعی و مشخصی به خود گرفت. نقشهبرداران شرکت نفت به این نتیجه رسیدند که بهترین مسیر دستیابی، از ساحل به دشت قیر گناوه در حوالی بندر ریگ است و مواد و تجهیزات لازم برای احداث جاده از ساحل تا محل حفر نخستین چاه آزمایشی را در بوشهر و گناوه گرد آوردند تا به محض انعقاد قراردادهای رسمی با حیدر خان حیات داوودی و خوانین کشکولی، دستبهکار شوند. با حیدر خان حیات داوودی میبایست در مورد احداث یک پایگاه در گناوه و احداث آن بخشی از جاده که از قلمرو او عبور میکرد توافق میشد. منطقههای نفتی مورد نظر نیز در مراتع زمستانی کشکولیها قرار داشت. حدود 1000 نفر کارگر ایرانی جهت احداث جاده مذکور به کار گرفته شده بودند. دولت ایران به محض آگاهی از انعقاد قراردادهای فوق الذکر، شدیدا اعتراض کرد و اظهار داشت: شرکت نفت ایران و انگلیس به هیچوجه مجاز به انعقاد چنین قراردادی نبوده است (جنگ جهانی اول در جنوب ایران، صص 146- 147).
4) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 146.
5) همان، ص 137.
6) روزنامه ایران، 20/ 7/ 1300، ص 1 و 2.
7) چک و اسلواک کشوری در اروپای شرقی بود که بعدا به دو کشور جدا از هم تحت عنوان جمهوری چک و جمهوری اسلواک در اروپای شرقی تبدیل شد.
8) مراسله سفارت بلژیک به وزیر خارجه، 19/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 19، ص 2- 3.
9) بعد از مدتی خالو قربان به همراه تعدادی از نزدیکان خود و چند نفر از اهالی رشت وارد امامزاده هاشم شدند. خالو قربان به حضور رضا خان رسید و اسلحه موزر خود را به رضا خان تحویل داد. اما رضا خان اسلحه وی را مجددا به وی بازگرداند. (کتاب گیلان، ج 2، ص 234).
10) کتاب گیلان، ج 2، ص 234 به نقل از مجله خواندنیها، ش 74- 68.
11) نامه سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 19/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 16، ص 6.
[تصویر] خالو قربان
پنجشنبه 20 مهر 1300/ 13 اکتبر 1921/ 11 صفر 1340
پیرو درخواست انجمن صهیونیست تهران در فروردینماه گذشته، بار دیگر این انجمن، از وزارت داخله تقاضا کرد در نقاط یهودینشین ایران شعبههای انجمن صهیونیست را تشکیل دهد.
در زمان دولت مشیر الدوله نیز انجمن صهیونیست تهران تقاضا کرده بود برای مصالح و منافع ملی و اجتماعی ملت بنی اسرائیل میخواهند مطابق نظامنامه مجمع صهیونیست، در تمام نقاط کلیمینشین ایران شعبهای از انجمن مزبور تشکیل دهند. آنان ضمن کسب اجازه، برای پیشرفت این مقصود، مساعدت مأمورین و حکام نظامی ولایات را خواستار شده بودند. وزارت داخله با ارسال سواد نظامنامه و مراسله انجمن صهیونیست به وزارت جنگ، اجازه تأسیس و تشکیل مجامع مزبور را به نظر و صلاحدید وزارت جنگ موکول نمود.
ظاهرا وزارت جنگ نیز در آن زمان تأسیس این انجمن را مقتضی ندانسته و درخواست آنان را نپذیرفتند. (1)
اهالی درهجز با اجتماع در مسجد جامع و مذاکره در خصوص تعیین حکمران، بالاخره منصور الملک درهجزی را به حکومت تعیین و تلگرافی نیز به تهران مخابره کردند. (2)
فردی به نام مولوی، شاگرد یکی از تجار اصفهان وقتی برای گرفتن یک تومان طلب خود به حجره «اسحق و اخوان» که یکی از تجارت خانههای انگلیسی در اصفهان بود، رفت، با شاگرد حجره که یهودی بود، دچار مشاجره لفظی شدند و فرد یهودی به عموم مسلمانان فحاشی و بیاحترامی نمود. پیرو این قضیه، کسبه و تجار اصفهان بازارها را تعطیل و در منزل «حاج شیخ نور اللّه» (3)
مدتها تبادل تلگراف و نامه بین مقامات دولتی و مهاجران ادامه داشت تا کار به مذاکره کشید و سرانجام مهاجران پیشنهادی را در قالب 5 ماده به دولت دادند که مورد موافقت قرار گرفت. این پیشنهاد به صورت لایحه از سوی دولت به مجلس ارائه گردید. اما قبل از تصویب آن حاج آقا نور اللّه بهطور ناگهانی و مشکوک در شب 4 دی 1306 ش، درگذشت. (اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت بیدارگرانه حاج آقا نور اللّه اصفهانی، ص مختلف؛ ده نفر پیشتاز، ص 167- 140؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن اخیر، ج 2، ص 11- 45).
، اجتماع نمودند و پس از آن نیز، به حالت اعتراض در یکی از مسجدهای بازار تجمع نمودند. (4)در پی شکست نیروهای ژاندارمری خراسان، پس از ورود ماژور اسماعیل خان (فرمانده پادگان سبزوار) به مشهد، رضا خان وزیر جنگ تلگراف شدید اللحنی به مشهد ارسال کرد مبنی بر اینکه، ماژور اسماعیل خان باید ظرف چهل و هشت ساعت از خراسان خارج شود و یا خود را تسلیم نماید. انتشار این خبر در مشهد باعث ایجاد ترس و وحشت شده بود.(5)
[تصویر] حاج آقا نور اللّه اصفهانی
1) گزارش وزارت داخله، اسناد ملی ایران شم ت 293005975.
2) تلگراف مصدق دیوان به وزارت خارجه، 20/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 13، ص 17.
3) حاج آقا نور اللّه اصفهانی نام اصلی وی مهدی و فرزند چهارم شیخ محمد باقر نجفی و نوه دختری سید صدر الدین عاملی بود که در 1278 ق، در اصفهان به دنیا آمد و بعدها به نور اللّه شهرت یافت، وی در سال 1295 ق، جهت تکمیل تحصیلات خود راهی عتبات عالیات شد و تا سال 1304 ق، به تحصیل خود در عتبات ادامه داد و پس از نیل به درجه اجتهاد به اصفهان بازگشت. در سال 1307 ق، به همراه برادرش آقا نجفی به قلع و قمع بابیها اقدام کرد که موجب تبعید هردو به تهران گردید که شش ماه به طول انجامید. وی با شرکت در جنبش تنباکو وارد فعالیتهای سیاسی شد. در سال 1315 در تحریم کالاهای خارجی و مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی اطلاعیه صادر کرد. در سال 1321 حاج نور اللّه و آقا نجفی به اتهام ایجاد بلوا و آشوب در اصفهان به تهران احضار شدند و پس از یک سال به اصفهان بازگشتند. حاج آقا نور اللّه به تبعیت از مراجع مشروطهخواه نجف، مشروطه را تأیید کرد و با نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانگان مخصوصا روس و انگلیس به شدت مبارزه کرد. با شروع جنگ اول جهانی کمیته دفاع ملی اصفهان را به هدف مقابله با اشغالگران بیگانه تشکیل داد. پس از پایان جنگ جهانی اول و اعلام عفو عمومی از سوی انگلستان در اوایل 1336 ق، به اصفهان بازگشت. سال بعد که خبر انعقاد قرارداد ننگین 1919 ایران و انگلیس انتشار یافت وی از زمره مخالفان و منتقدان آن بود. در سال 1304 ش، حاج آقا نور اللّه به دعوت برگزارکنندگان مراسم تاجگذاری رضا خان به تهران آمد و در آن مجلس حضور یافت و قرآنی به رضا خان هدیه کرد و از او خواست تا طبق دستورات آن عمل کند. در سال 1306 ش، وی به مبارزه با سیاستهای رضا شاه برخاست و در رأس یکصد نفر از علما و طلاب اصفهان به قم مهاجرت کردند و از تمامی مجتهدان و روحانیون ایران خواستند تا به آنان بپیوندند. روزبهروز بر تعداد مهاجران افزوده میشد.
4) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 22/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 9، ص 4.
5) فوق العاده روزنامه بهار، 22/ 7/ 1300؛ گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 162.
[تصویر] بزرگداشت اعلامیه بالفور، ایوان جلوی مدرسه آلیانس، همدان 1918 م.
بزرگداشت فوق در زمان احمد شاه قاجار برگزار شد و بیش از دو هزار نفر از مقامات ارشد نظامی و حکومتی همدان دعوت شده بودند. آنها که ستاره داوود زرد بر یقه دارند، اعضای «یاران صهیون» و بانیان مراسم فوقاند که ستاره داوود را با عنوان نماد عضویت در «یاران صهیون» به سینه زدهاند. این ستارهها با علامت خوارکننده یهودیان اروپایی در جنگ جهانی دوم، همانند نیست.
جمعه 21 مهر 1300/ 14 اکتبر 1921/ 12 صفر 1340
رضا خان از امامزاده هاشم به دوشنبهبازار (1)وارد شد. در این سفر میرپنج محمود خان و کلانتراف وابسته نظامی سفارت شوروی وی را همراهی میکردند. میرپنج محمود خان و «کلانتراف» مأمور شدند برای مذاکره با خالوها به رشت بروند و آنها را وادار به تأمل کنند تا اردوی نظامیان به شهر رشت داخل شوند.(2)
نیروهای نظامی دولتی در نزدیکی شهر رشت با نیروهای جنگلی روبرو شده و پس از مدتی جنگ، شهر رشت را تصرف کردند. (3)
وزیر امور خارجه روسیه، به اقدامات ارامنه فرقه «داشناک» (4)
حزب انقلابی داشناکسیون در سال 1279 در تفلیس بنیان گزارده شد و در اکثر شهرهای قفقاز، ماوراء قفقاز، ایران و ترکیه که ارامنه زندگی میکردند سازمان محلی داشت. هدف اصلی حزب عبارت بود از تشکیل دولت مستقل ارمنستان و به این جهت جنبشی بود علیه دولت روسیه تزاری و دولت عثمانی و دولت ایران؛ چون فقط ارامنه میتوانستند به عضویت حزب درآیند، لذا چنانکه گفته شد سازمانهای این حزب به شهرها و مناطق ارمنینشین محدود ماند. این شعبات مهم سازمانی در تبریز، اصفهان، رشت و تهران در میان ارامنه این شهرها فعالیت میکردند.
در سال 1288 کنفرانسی با شرکت نمایندگان سازمانهای محلی حزب داشناکسیون در وارنا (بلغارستان) تشکیل گردید که در آن یک هیئت دوازده نفری از ارامنه ایران شرکت داشتند و بنا به پیشنهاد این گروه کنفرانس، حمایت از جنبش مشروطه در ایران را پذیرفت. مهمترین مسئله کنفرانس، تبادل نظر درباره مسئله ارامنه مقیم در قلمرو دولت عثمانی بود زیرا در این کشور ارامنه به شدت تحت فشار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرار داشتند.
کنفرانس «وارنا» که در آن 50 تا 60 نماینده شرکت نموده بودند چندین هفته طول کشید. بعد از کنفرانس 40 نفر از مجاهدین ارمنی به ایران اعزام شدند تا در مبارزات نظامی و سیاسی نهضت مشروطه ایران شرکت نمایند (یفرم خان یکی از این 40 نفر بود).
محل کمیته مرکزی هفت نفری حزب داشناکسیون ایران تبریز بود. در پاییز 1288 جلسه عمومی وسیعی به ابتکار کمیته ارامنه تبریز در این شهر انعقاد یافت. در این جلسه عمومی، نمایندگانی از سایر شهرهای ایران نیز شرکت نموده بودند. برنامه اصلی جلسه عبارت بود از تحلیل جنبش مشروطه در ایران و موضعگیری درباره آن، هرنماینده، معرف و گوینده نظر یک سازمان محلی بود، بهطور مثال یفرم خان که از جانب سازمان حزب در رشت به کنفرانس اعزام شده بود به نام این شعبه حزب خواستار شرکت جدی و عملی در جنبش مشروطه شد.
در جلسه چهارم، تصمیم گرفته شد که افراد حزب داشناکسیون در ایران به طور فعال در نهضت شرکت نمایند، زیرا این جنبش دارای جنبههای مترقی بوده و میتواند منجر به توسعه افکار آزادیخواهانه در میان ملل خاورمیانه گردد. حزب داشناکسیون به این نتیجه رسید که نه فقط ارامنه ایرانی بلکه مجاهدین ارمنی از شهرها و ایالات روسیه نیز باید در جنبش مشروطه ایران شرکت نمایند.
از طرف کمیته داشناکسیون در تبریز هفتهنامهای به نام آراور (صبح) به زبان ارمنی منتشر میگردید. در گزارش حزب داشناکسیون به کنگره بین الملل دوم در کپنهاک (1910) یادآوری شده که این حزب خود را پیشقراول و پیشقدم در نهضت مشروطه ایران و تنها مرکز تجمع نیروهای انقلابی مترقی میداند. همچنین در این گزارش آمده که با رهبری مجاهدین تبریز، ستار خان از نظر مالی، نظامی و سیاسی و مشورتی، همکاری و مساعدت میشود.
یکی از اعضای بانفوذ این حزب یفرم خان بود که در رشت همراه مجاهدین این شهر در سقوط حکومت شرکت، سپس همراه اردوی آزادیخواهان به سوی تهران حرکت نموده و پس از تصرف تهران از طرف عشایر بختیاری و اردوی شمال (که تحت نظر زمینداران بزرگ بود) به سمت ریاست شهربانی تهران منصوب گردید. یفرم خان در این مقام از طرف حکومت مشروطه جدید که تحت نفوذ مستقیم خانها و ارتجاعیون و وابستگان به سیاست استعماری انگلستان قرار داشت مأموریت یافت تا ستار خان را از تبریز و یارانش جدا کند. امری که یفرم خان بدان اطاعت کرد و به تهدید ستار خان پرداخت. یفرم خان در جریان حوادث پارک اتابک که منجر به خلع سلاح یاران ستار خان در تهران و زخمی شدن او گردید نقش مهمی داشت. بدین ترتیب یفرم خان که در ابتدای اوج گرفتن نهضت مشروطه در صف انقلابیون قرار داشت به تدریج از مردم جدا شده و به ارتجاع و حکومت وابسته استعماری پیوست. بر طبق گزارشات موجود در سال 1289 در ایران فقط یک شعبه حزب داشناکسیون فعالیت داشت.
مبارزین ارمنی میبایست در سال 1291 پس از تصرف تبریز به وسیله قشون روس این شهر را ترک نمایند.
حزب داشناکسیون، سازمانی بود غیر متمرکز، بدینمعنی که سازمانهای این حزب در کشورهای مختلف حق داشتند برای حل مشکلات و مسائل خود مستقلا عمل کنند، روشن است که از طرف کمیته مرکزی کوشش به عمل میآید تا سازمانهای مذکور با یکدیگر هماهنگ و کل سازمان در جهت وصول به هدف اصلی (تشکیل ارمنستان مستقل) حرکت نماید.
تمام فعالیتهای سیاسی و نظامی حزب داشناکسیون و تمام کار حزب متوجه وصول به هدف اصلی بود و در این راه حزب به افراد، سازمانها و جریانهای اجتماعی که میتوانستند در جهت کار حزب قرار گیرند کمک مینمود. فعالیت حزب داشناکسیون در ایران و به خصوص در تبریز نیز محدود به همین کمک بود- تضعیف قدرت روسیه تزاری، دولت عثمانی و دولت ایران در نتیجه رشد و توسعه جنبش مشروطه میتوانست امکانات جدیدی برای توسعه کار حزب داشناکسیون فراهم سازد- هدف این حزب آزادی زحمتکشان ایران و یا نجات ایران از استعمار و استبداد نبود و لذا نمیتوان با وجود احترام به فداکاریهای مجاهدین ارمنی- این سازمان را حزبی ایرانی دانست.
در انتشار افکار سوسیالیستی در ایران نیز حزب داشناکسیون نمیتوانست نقش بزرگی بر عهده گیرد زیرا انتشارات این حزب به زبان ارمنی بود نه به فارسی و یا آذربایجانی و لذا اکثریت مردم ایران قادر به خواندن و فهم آن نبودند. همچنین به این علت که ارامنه مقیم در شهرهای ایران اجتماعات قومی، فرهنگی و مذهبی مستقل خود را داشته و از توده مردم مسلمان جدا بودند افکار و نظریاتشان نمیتوانست در میان مردم عادی توسعه یابد.
(نهضت میرزا کوچک خان، ص 95- 98).
در ایران اعتراض نمود. او در تلگراف خود به «مشاور الممالک» سفیر ایران در مسکو، با غیرقابلتحمل خواندن اقدامات ارامنه «داشناک» در ایران اظهار داشت: دستهای از آنان در «قراجه داغ» جزو نیروهای تحت فرمان امیر ارشد درآمدهاند. وزیر امور خارجه روسیه در اظهارات خود اشاره نمود، اینگونه عملیات، مغایر با عهدنامه مابین ایران و روسیه است و درخواست نمود: از فعالیت این فرقه در تبریز و «قراجهداغ» جلوگیری شده، همچنین «داشناکها» خلع سلاح شده و گروههای آنان از بین برده شوند. (5)سفارت آلمان از وزارت امور خارجه ایران تقاضا کرد:
اطلاعاتی درباره بنادری که کشتیهای جنگی خارجی در آن مجبور به ادای مراسم نظامی میباشند در اختیار آن سفارت قرار داده شود.(6)
سعد الدوله با ورود به تهران به مقامات دولتی پیشنهاد داد، اینک که اختلافات درونی بین سران جنبش جنگل علنی شده است، بهترین زمان برای حمله به آنان است.(7)
سفارت انگلیس براساس نظامنامهای که دولت انگلیس با عنوان «هلاکت حشرات و حیوانات مضره» ترتیب داده بود به دولت ایران اعلام کرد: دولت انگلیس تصویب کرده است، نباتات و تخمهای گیاهی که به خاک انگلستان وارد میشوند، باید عاری از هرگونه آلودگی باشند.
این قانون از اول اکتبر 1921 م، به اجرا گذاشته خواهد شد و از این تاریخ به بعد، باید هرکدام از بستههای محصولات صادراتی، دارای تأییدیه از سوی مأمورین رسمی و متخصصین کشور صادرکننده باشند و از ورود محصولات فاقد تأییدیه به کشور انگلستان جلوگیری خواهد شد. همچنین دولت انگلیس بر این موضوع تاکید داشت که از زمان تأییدیه محصولات ارسالی نباید بیش از سی روز گذشته باشد. (8)ولی در تاریخ نهم آبانماه دولت در پاسخ به سفارت انگلیس اعلام کرد که تاکنون در ایران آزمایشگاهی برای آزمایش تخمهای گیاهی و نباتات تأسیس نشده است. (9)
روزنامه تایمز در شماره امروز خود راجع به سردار سپه و برخورد او با مدیران جراید نوشت: سردار سپه راه جدیدی برای برخورد با مدیران جراید پیدا کرده که بسیار کوتاه و آسان
1) دوشنبهبازار: در پانزده هزار گزی جنوبشرقی رشت و در سر راه شوسه رشت به قزوین واقع شده است و روزهای دوشنبه در این منطقه بازار عمومی دایر است.
2) کتاب گیلان، ج 2، ص 234 به نقل از مجله خواندنیها شماره 68 تا 74
3) روزنامه اتحاد، 24/ 7/ 130، ص 2.
4) از جمله سازمانهای سیاسی سوسیالدموکرات فعال در دوران نهضت مشروطه در ایران میتوان از داشناکسیون نیز نام برد.برای شناختن این حزب توجه به نکات ذیل ضروری است:
5) تلگراف مشاور الممالک به وزارت خارجه، 21/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 15، ص 40.
6) مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه، 21/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4 پ 16 ص 1 و 2 و 4.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 51.
8) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 21/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 9، ص 5.
9) مراسله وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 9/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 9، ص 4.
میباشد. در ادامه این مطلب ذکر شده بود که رضا خان مدیر روزنامه ستاره ایران را به خاطر اینکه، در یک ستون فکاهی در این روزنامه راجع به القاب فاتحین جنگ خراسان بعضی مزاحها شده بود، به حضور طلبیده و دستور داده است به او دویست ضربه شلاق زده شود و همچنین او را حبس نمایند که مشار الیه هنوز هم در حبس است. (1)
1) روزنامه تایمز، 14 اکتبر 1921.
شنبه 22 مهر 1300/ 15 اکتبر 1921/ 13 صفر 1340
سفارت انگلیس در تهران با اعلام اینکه، بازرسی کل پلیس جنوب در شیراز قصد دارد یکدست آلات و ادوات موزیک و همچنین یک سری کتابهای «نت» موسیقی را که برای یک گروه سی نفری مناسب میباشد به فروش برساند، از وزارت امور خارجه سؤال نمود که آیا دولت ایران به خرید اشیای مذکور تمایل دارد یا خیر؟ (1)وزارت امور خارجه نیز این موضوع را به وزارت جنگ اطلاع داد ولی آن وزارت خانه اعلام کرد چنانچه پلیس جنوب اسلحهها را به فروش برساند، دولت ایران خریداری خواهد کرد ولی در حال حاضر به آلات موسیقی نیاز ندارد. (2)
امروز میرزا حسین خان صبا مدیر روزنامه ستاره ایران، از زندان آزاد گردید. (3)
پیرو مراسله دیروز حکومت اصفهان به کنسولگری انگلیس، شاگرد تجارت خانه «اسحق و اخوان» برای بازجویی به نظمیه تحویل داده شد.(4)و امروز قبل از ظهر در حضور جمع کثیری از کسبه، او را به عمارت حکومتی آوردند تا چوب بزنند، ولی یکی از بنکدارها(5)وساطت کرده و مانع از تنبیه او شد. (6)
اداره پست در گزارشی به وزارت پست و تلگراف راجع به تعطیلی سرویس پست بین دهکرد(7)و ناصری (8)به دلیل ناامنی این راه و اهمیت برقراری مجدد روابط پستی در آن منطقه که بیش از همه موجب رفاه حال خوانین بختیاری میشد، پیشنهاد داد: بهترین راه برای برقراری امنیت این خط، واگذاری آن به خوانین بختیاری است که با اخذ مبلغی به اسم راهداری موفق به تأمین امنیت آن خواهند شد. لازم به ذکر است که آقایان تجار از قبیل حاج معین التجار بوشهری از مسدود بودن این راه پستی، شاکی و ناراضی بودند. (9)
پیرو ایجاد یک پست هوایی بین لندن و بغداد که مراسلات و امانات پستی را مرتبا و در طول دوازده روز حملونقل میکرد، سفیر ایران در برن به وزارت امور خارجه پیشنهاد داد:
با توجه به اینکه روابط پستی بین ایران و اروپا خیلی مشکل است و حملونقل مراسلات بین چهل روز تا دو ماه به طول میانجامد و بسیاری اوقات این مراسلات در بین راه مفقود میشود، دولت و اداره پست ایران با شرکت حملونقل مذکور قراردادی را امضا نماید که مراسلات دولت ایران نیز، از این طریق انجام شود. (10)
امروز عصر جمعیت زیادی در مقبره نادری شهر مشهد اجتماع نمودند. در این مراسم ابتدا کلنل محمود خان سخنانی مبنی بر اطاعت از اوامر دولت ایراد کرد، پس از سخنان او کلنل اسماعیل خان، در سخنرانی خود ضمن اعتراض به گفتههای محمود خان به شدت از رئیس دولت انتقاد کرد و وی را مورد نکوهش قرار داد. گرچه، مردم از تناقض در سخنرانی دو صاحب منصب وحشتزده بودند ولی چون کلنل محمود خان سکوت اختیار کرد، مجلس بر هم نخورد. سپس آقازاده مجلسی را برای آشتی دادن دو صاحب منصب نظامی در منزل حاج حسین آقا ترتیب داد و بالاخره آن دو اختلافات خود را پایان دادند و اسماعیل خان نیز در ظاهر اطاعت از اوامر دولت را قبول نمود. (11)
1) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 22/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 168.
2) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 20/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 166.
3) روزنامه اتحاد، 23/ 7/ 1300، ص 3.
4) ر ک: خبر 20/ 7/ 1300.
5) بنکدار: کسی که اقلام خوردنی از قبیل پنیر و کشک و روغن و برنج و حبوبات و غیره را جهت فروش ذخیره کند. کسی که بن بفروشد. همچنین به کسی که خواربار را بهطور عمده میفروشد، گفته میشود.
6) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 22/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 36.
7) دهکرد (شهرکرد کنونی) در شمالغربی شیراز وارد شده است.
8) ناصری نام سابق اهواز بوده است.
9) مراسله اداره پست به وزارت پست و تلگراف، 22/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت، 290001167.
10) مراسله سفارت ایران در سوئیس به وزیر خارجه، 22/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 1، ص 2.
11) تلگراف مصدق دیوان کفیل کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 27/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 16، ص 3.
[تصویر] کابینه سوم قوام السلطنه
به موجب پیشنهاد وستداهل رئیس تشکیلات نظمیه در خصوص اعطای نشان به مادام توسن که در دار الایتام مشغول به خدمت بود و مادموازل «کاو» متصدی صندوق و امور مالی نظمیه، وزارت امور خارجه طی نامهای از وزارت معارف خواست به پاس خدمات آن دو با اعطای نشان علمی از درجه دوم به آنان موافقت نمایند. (1)
1) مراسله وزارت خارجه به وزارت معارف، 22/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 59، پ 5، ص 1.
یکشنبه 23 مهر 1300/ 16 اکتبر 1921/ 14 صفر 1340
روزنامه بهار در شماره امروز، شروط یازدهگانهای را که ماژور محمود خان نوذری(1)برای اطاعت از مرکز اعلام کرده بود، منتشر نمود:
«- اعلام عفو عمومی
تحویل سر و پیکر کلنل محمد تقی خان پسیان به قاصدی که از سوی آقازاده اعزام خواهد شد.
انتصاب یک والی مناسب برای خراسان از سوی تهران در نخستین فرصت.
به خاک سپردن جنازه کلنل پسیان با تشریفات نظامی.
تأیید ترفیعات داده شده از طرف کلنل پسیان و عدم تغییر سازمان نظامی ژاندارمری.
عدم برکناری افسران از سمتهای خویش و خودداری از دعوت به کار آن هایی که با بیگانگان روابط دوستانه داشتهاند.
بازگرداندن اموال به یغما رفته افسران در قوچان.
تحویل سلاحهای ضبط شده توسط قبایل به منظور انجام عملیات ضروری.
تأیید فرماندهی خود او یا موافقت با مرخصی و عزیمت وی به تهران.
بازگشت سی و شش ژاندارم تحت فرماندهی سروان سید عزیز اللّه خان که از راه باجگیران به روسیه گریخته بودند با سلاحهای خویش به سر خدمت.»
روزنامه بهار در ادامه آورده است: چهار شرط نخست مورد تأیید قرار گرفته و بقیه شروط باقیمانده تحت بررسی است. (2)
ماژور اسماعیل خان به مجرد اطلاع از اینکه، محمود خان قصد دارد، گروهی از قزاقهای ایرانی مستقر در سبزوار را به نزدیک مشهد فراخواند، با عدهای از ژاندارمهای تحت فرماندهی براتعلی خان که از «طرق» به مشهد آمده بودند، محمود خان را دستگیر و شخصا مورد ضرب و شتم قرار داد و سپس وی را تحت الحفظ به اردوگاه طرق در نزدیکی مشهد جایی که ششصد ژاندارم بربری در آنجا مستقر بودند، اعزام کرد.(3)
به دستور رئیس الوزرا که در تاریخ پانزدهم مهرماه گذشته صادر شده بود و به موجب قراردادی بین وزارت مالیه ایران و «موسیوبلگرف» رئیس هیئت تجارتی روسیه تمام بناها و ساختمانهای بانک دولتی ایران، غیر از ساختمان مسکونی رؤسای سابق بانک و تعدادی مغازه و یک شعبه رهنی که برای خود بانک دولتی لازم بود، به مدت یکسال از تاریخ 25 مهر 1300 تا 24 مهر 1301 و به مبلغ پانصد تومان از طرف وزارت مالیه به «موسیوبلگرف» اجاره داده شد.(4)
جمعی از سادات با تجمع در بازار اصفهان مردم را به خواستن مجازات یهودی، شاگرد تجارت خانه «اسحق و اخوان» تحریک نمودند، (5)ولی مأمورین حکومتی آنان را مجبور به سکوت نمودند. و شاگرد تجارت خانه نیز از حبس نظمیه آزاد (6)شد و فردای آنروز به همراه رئیس تجارت خانه عازم تهران شد. (7)
ساعد الملک رئیس اداره تشریفات وزارت امور خارجه، که به دستور ریاست وزرا به سمت حکومت رشت تعیین شده بود، صبح امروز عازم محل ماموریت خود شد. ابتهاج الملک عضو کابینه ریاست وزرا که به سمت ریاست کابینه حکومتی رشت تعیین و منصوب شده بود نیز امروز عازم رشت شد. (8)
1) محمود خان نوذری هنگامی که کلنل پسیان به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد، با درجه یاوری، معاون او بود. بعد از قتل کلنل مدت کوتاهی کفالت ژاندارمری به وی محول گردید. سپس به شهربانی منتقل شد و درجه سرهنگی گرفت. در سال 1309 ش، ریاست شهربانی قزوین را بر عهده داشت. سرانجام وی در سال 1311 ش درگذشت. (خاطرات حاج عز الممالک اردلان، ص 104؛ مینودر، ج 1، ص 804).
2) روزنامه بهار، 23/ 7/ 1300.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 163.
4) گزارش وزارت مالیه، اسناد ملی ایران، شم ت 2400013220.
5) ن ک: خبر 20/ 7/ 1300 و 22/ 7/ 1300.
6) فردای آنروز این شخص به همراه رئیس تجارت خانه عازم تهران شد.(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 35).
7) مراسله کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 24/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 35.
8) روزنامه ایران، 24/ 7/ 1300، ص 1.
[تصویر] عدهای از یهودیان اصفهان در آن دوران
دوشنبه 24 مهر 1300/ 17 اکتبر 1921/ 15 صفر 1340
ماژور اسماعیل خان که پس از اعزام ماژور محمود خان به اردوگاه «طرق» به خانه آقازاده رفته بود، بعد از اینکه بوسیله تلفن مطلع شد که اوضاع «طرق» ناآرام است، به اتفاق یکصد سوار عازم طرق شد.
در آنجا متوجه شد که نه تنها ماژور محمود خان به کمک نایب عبد اللّه خان آزاد شده، بلکه زندگی خودش نیز، در خطر است. به هنگام بازگشت به مشهد افراد وی پا به فرار نهادند و خود او پس از ورود به مشهد، به قصد بست نشستن به خانه آقازاده رفت.
شبهنگام ماژور اسماعیل خان به داخل اتومبیل مصباح دیوان(1)
در 1300 ش، محمد تقی خان پسیان، فرمانده ژاندارمری خراسان، به مخالفت با دولت قوام السلطنه پرداخت و امیر شوکت الملک علم از طرف دولت مرکزی مأموریت یافت که پسیان را به تسلیم وادارد. علم، محمد ولی خان را به نمایندگی خود به مشهد فرستاد تا زمینه ملاقات او را با پسیان فراهم کند، اما چون پسیان در مشهد حضور نداشت، این مأموریت به نتیجه نرسید.
محمد ولی در دورههای چهارم و پنجم و ششم، با حمایت شوکت الملک، از سیستان و زابل به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. در دوره پنجم مجلس شورای ملی به صف جمهوریخواهان پیوست. وی از جمله کسانی بود که در جلسه 9 آبان 1304 به تغییر سلطنت قاجار رأی مثبت داد.
او در مجلس مؤسسانی که به منظور ایجاد تغییراتی در قانون اساسی تشکیل شد، عضویت داشت و در آن جلسه نیز به تغییر مواد 36، 37، 38 و 40 متمم قانون اساسی، برای جابهجایی سلطنت رأی داد.
در دوره ششم مجلس، خود را به اندازهای به شاه نزدیک کرد که در 4 اسفند 1304، از طرف او به نیابت تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد و در 8 فروردین 1305 وارد مشهد گردید. وی در اولین سال اقامتش در مشهد، زمینه سفر رضا شاه را به این شهر فراهم ساخت. در این سفر، رضا شاه دستور داد هیئتی مرکب از تیمورتاش، وزیر دربار، بهرامی، رئیس دفتر مخصوص، میرزا مرتضی قلی خان، نایب التولیه قبلی و محمد ولی اسدی تشکیل شود تا اصلاحاتی در زمینه اداره آستان قدس صورت گیرد. او از فروردین 1305 تا 4 آذر 1314، نیابت تولیت را بر عهده داشت و در این مدت، چند طرح عمرانی را به اجرا رساند، از جمله احداث بیمارستانی به نام رضا شاه در 1313 ش و احداث چندین باب مدرسه وی نظامنامه جدیدی نیز برای اداره حرم ترتیب داد. او در دوران تصدی نیابت تولیت به شهرت رسید و کوشید اعتماد رضا شاه را جلب کند و در صدد بود که استاندار خراسان نیز بشود.
معمولا، در برخی مواقع که استاندار به سفر میرفت یا انتخاب استاندار جدید طول میکشید، اسدی مسئولیت استانداری را بر عهده میگرفت؛ به همین سبب برخی از واعظان در مراسم سوگواری، پس از دعا در حق شاه، وی را نیز دعا میکردند و او را ذو الریاستین میخواندند. این موارد، حسادت عدهای را برمیانگیخت و اغلب کسانی که استاندار مشهد میشدند، با اسدی اختلاف پیدا میکردند و از همینرو، او مخالفان زیادی در سمتهای مختلف داشت که برای برکنار شدنش منتظر فرصت بودند. شوشتری مخالفان دیگری نیز برای او برشمرده است: حقوقبگیران پیشین که اسدی دست آنها را کوتاه کرده بود، دهداران آستان قدس که درآمد آنها کاهش یافته بود و مالکان متنفذ که اسدی از اقتدار آنها کاسته بود.
در 1313 ش، که کنگره هزاره فردوسی در مشهد برگزار شد، رضا شاه و خانوادهاش که به مشهد رفته بودند، در منزل اسدی اقامت کردند. ظاهرا قرار بود یکی از دختران شاه به ازدواج یکی از فرزندان اسدی درآید که چنین نشد و دختر محمد علی فروغی به ازدواج علی اکبر اسدی درآمد.
پس از پایان کنگره فردوسی، فتح اللّه پاکروان به عنوان استاندار خراسان معرفی شد و از همان ابتدا اختلافات او با اسدی آغاز گردید. به عقیده اسماعیل رایین، شاه برای کاستن قدرت اسدی به دنبال فرصت بود و به همین منظور پاکروان را استاندار خراسان کرد.
در آغاز تابستان 1314 ش، به دستور رضا شاه تلاش هایی برای تغییر کلاه و لباس آغاز شد و زمزمه هایی نیز برای کشف حجاب برخاست. اجرای این دستور در قم و مشهد، نسبت به شهرهای دیگر، با دشواریهای فراوانی همراه بود. در مشهد تعدادی از روحانیون در مجالس خود زبان به اعتراض گشودند. حاج آقا حسین قمی، از مراجع آن زمان که در مشهد سکونت داشت، تصمیم گرفت برای منصرف کردن شاه از این تصمیم، به تهران عزیمت کند، اما در شهر ری تحت نظر قرار گرفت و هرگز اجازه ملاقات نیافت. زمانی که خبر این ماجرا به مشهد رسید، گروهی از مردم با هدایت شیخ محمد تقی بهلول (واعظ و خطیب) در مسجد گوهرشاد متحصن شدند.
آنها خواستار آزادی حاج آقا حسین قمی و ممانعت از اجرای طرح تغییر لباس در مشهد بودند. بهلول پیش از این، به سبب خطابههای ضد رضا شاه، تحت تعقیب بود و وقتی در صحن حرم، مأموران او را شناسایی کردند، خود را به میان مردم انداخت و بر ضد اقوام شاه سخن گفت. تحصن مردم با سخنرانیهای متعدد بهلول و تعداد دیگری از روحانیون معترض ادامه یافت.
تداوم این موضوع باعث شد تا در 19 تیر 1314، با دستور صریح نیروهای نظامی برای متفرق کردن مردم به مسجد گوهرشاد هجوم بردند، ولی پس از درگیری مختصری نظامیها بدون توفیق از اطراف مسجد کنار رفتند، اما دامنه این حرکت باعث شد تا شاه شخصا دستور صریح ختم ماجرا را صادر کند. اسدی چون میدانست شاه در مقابل این اقدام کوتاه نخواهد آمد به سرعت تعدادی از روحانیون طراز اول را که در بین متحصنان بودند به دفتر خود فراخواند و تا پایان درگیری در آنجا نگاه داشت.
در سحرگاه 24 تیر هجوم همهجانبه نیروهای نظامی به طرف مسجد آغاز شد و تا صبح ادامه یافت و تحصن با کشته و زخمی شدن تعدادی از حاضران پایان گرفت. بهلول نیز توانست به طرف افغانستان فرار کند. برخی گفتهاند که اسدی توانست بهلول را به افغانستان فراری دهد، اما بهلول این موضوع را «کذب محض» دانسته است.
موقعیت پیشآمده فرصت مناسبی در اختیار مخالفان اسدی قرار داد تا بتوانند برای کنار زدن او اقدام کنند. فتح اللّه پاکروان با ارسال گزارش هایی به تهران مبنی بر مخالفت اسدی با تغییر کلاه، ذهن شاه را نسبت به اسدی مشوش ساخت. شاه به منظور یافتن عاملان اصلی ماجرای گوهرشاد، محمد رفیع نوایی را به عنوان رئیس شهربانی به مشهد اعزام نمود و او نیز اسدی را عامل اصلی تحریک مردم در ماجرای گوهرشاد معرفی کرد. در گزارشهای مشترک پاکروان و نوایی، اسدی متهم شد که تعدادی از اهالی روستاهای اطراف مشهد را تحریک کرده که با چوپ و چماق به یاری تحصنکنندگان بشتابند و این اقدام او منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از نظامیان گردید. علاوه بر این، او متهم گردید که هنگام درگیری، بهلول را به طرف افغانستان فراری داده است.
از پایان ماجرای گوهرشاد تا 4 آذر 1314، اسدی همچنان در سمت خود باقی بود و در طول این مدت پروندهاش سنگینتر میشد تا سرانجام در همین روز مأموران شهربانی او را بازداشت کردند. وی مدت کوتاهی در مشهد زندانی بود تا اینکه در 28 آذر 1314 دادگاهی نظامی در دیوان حرب لشکر شرق، به ریاست عباس البرز، تشکیل شد. دادستان، عبد الرضا خلعتبری، که بعدها به سرتیپ قریب شهرت یافت، با استناد به مطالب پرونده، اسدی را متهم به خیانت به میهن و اغوا و تحریک اجامر نمود و برای او تقاضای اعدام کرد. در پرونده اسدی، در مورد خیانت به میهن قید شده بود که سلمان اسدی، بزرگترین فرزند اسدی، با تیمورتاش به اروپا رفته و پس از عزل تیمورتاش با او ملاقات کرده است، که این مسئله مورد تعرض محمد حسین آیرم رئیس شهربانی قرار گرفت. سرانجام دادگاه به استناد محتویات پرونده، اسدی را مجرم شناخت و برای او حکم اعدام صادر کرد و در ساعت هفت صبح 29 آذر حکم به اجرا درآمد و اسدی تیرباران شد. پس از اعدام، خانواده اسدی نیز از تبعات آن مصون نبودند. سلمان اسدی که مدیر بانک فلاحت بود، به همراه برادرش علی اکبر اسدی که نمایندگی مجلس را بر عهده داشت از کار برکنار و روانه زندان شدند.
علی اکبر، داماد نخستوزیر وقت (محمد علی فروغی) بود و چون فروغی نیز پس از ماجرای گوهرشاد کنار گذاشته شد، سبب برکناری او را پادرمیانیاش برای آزادی اسدی میدانند. اما فرزند فروغی مدعی است که پدرش هیچگونه وساطتی برای آزادی اسدی انجام نداده و عامل اصلی عزل او همان ارتباط سببی بوده است. پس از شهریور 1320 و خروج رضا شاه از ایران، فرزندان اسدی با جمعآوری اسناد و مدارک، علیه عاملین اعدام اسدی شکایت کردند که حاصلش بازداشت و محکومیت محمد رفیع نوایی در سال 1324 ش، بود.
علاوه بر این، آنان جنازه پدرشان را به صحن حرم منتقل کردند و در همان جا به خاک سپردند. (فرهنگ ناموران، ج 2، ص 485- 487).
منتقل و تحت نظر معین همایون (برادر مشیر همایون) رئیس نظمیه بیرجند به آن شهر اعزام شد. (2)نامهای که ماژور محمود خان در یازدهم مهر (چهارم اکتبر) برای حاج اسد اللّه کاشانی مقیم عشقآباد نوشته بود به دست یکی از افسران طرفدار قوام السلطنه افتاد.
او این نامه را به پرایدوکس سرکنسول انگلیس در مشهد تحویل داد. (3)
واحد تحت فرماندهی براتعلی خان تیموری در شامگاه امروز با به همراه برداشتن تفنگهای خویش متواری شدند.
ماژور محمود خان کوشید تا ایشان را وادار به بازگشت نماید و به همین منظور با ارسال یک قرآن ممهور به متواریان قول داد که مورد عفو قرار گیرند. (4)
مخبر السلطنه با ارسال تلگرافی به قوام السلطنه، عثمان بیگ (5)از رؤسای عشایر عثمانی و شکور آقا از متنفذین «بطلیس» را به عنوان افرادی که با اسماعیل سمیتقو همکاری دارند به وی معرفی کرد. (6)
معلمین مدارس دولتی با انتشار بیانیهای نارضایتی خود را از به تعویق افتادن حقوقشان در شش ماه گذشته اعلام کردند.
این معلمین چندبار به وزیر معارف عرض تظلم کرده ولی برای پرداخت حقوق عقبافتاده آنان قراری صادر نشده بود.(7)
ممتاز الدوله رئیس هیئت اعزامی به آنکارا و قفقاز با همراهانش از تهران به طرف تبریز حرکت نمودند تا از آنجا به سمت قفقاز عزیمت نمایند. (8)
«یو. اس. گیزار» یکی از اعضای سفارت روسیه دو شب پیش درگذشت و امروز ساعت 10 صبح جنازهاش را از منزلش در خیابان «ارباب جمشید» تشییع کردند. (9)
صبح امروز به خیاطهای شهر مشهد سفارش داده شد، معادل پنج هزار تومان لباس نظامی بدوزند.(10)
1) محمد ولی خان اسدی، معروف به مصباح دیوان و مصباح السلطنه، فرزند علی اکبر، در 1257 ش، در بیرجند به دنیا آمد. بخشی از تحصیلات خود را در مدرسه معصومیه زادگاهش گذراند. مدتی از شاگردان محمد باقر مجتهد بود. در 1323 ق که مظفر الدین شاه، امیر اسماعیل خان شوکت الملک (حاکم قاینات و بیرجند)، را به تهران احضار کرد، او به سبب بیماری، برادرش محمد ابراهیم خان را به تهران فرستاد و محمد ولی نیز در این سفر از ملازمان او بود. در پایان همان سال، امیر اسماعیل خان درگذشت و محمد ابراهیم از طرف شاه لقب شوکت الملک گرفت و به حکومت بیرجند و قاینات منصوب شد. محمد ولی نیز به عنوان پیشکار و مستوفی ولایت قاینات با وی همراه گردید.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 163- 164.
3) همان، ص 164.
4) همان.
5) عثمان بیگ از صاحب منصبان نظامی دولت عثمانی بوده است. (م).
6) تلگراف مخبر السلطنه از تبریز به رئیس الوزراء، 30/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 31.
7) روزنامه ایران، 25/ 7/ 1300، ص 3 و 4.
8) همان، 24/ 7/ 1300، ص 1.
9) همان.
10) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 163.
سهشنبه 25 مهر 1300/ 18 اکتبر 1921/ 16 صفر 1340
پس از اینکه، به رضا خان خبر رسید، جنگلیها تمام قوای خود را در حوالی شهر رشت تمرکز داده و خیال حمله به شهر را دارند، وی اردو را تجهیز و آنان را به سوی پیله بازار (1)و پسی خان که نیروهای جنگل در آنجا تمرکز یافته بودند، حرکت داد. بلافاصله جنگ شروع شد ولی در پایان نیروهای جنگل پس از دادن تلفات زیاد مجبور به عقبنشینی شدند. نیروهای دولتی به پیشروی خود ادامه داده، پسی خان (2)و جمعهبازار (3)را نیز تصرف کردند. (4)
پانصد نفر قزاق با مهمات کافی به شاهرود وارد شدند. قرار بر این بود که این عده پس از دو روز توقف به سوی سبزوار حرکت نمایند. (5)
صبح امروز گروهی از نظامیان زرهپوش روس به «عربلر» وارد شدند و بعد از خالی کردن چند تیر توپ و «مترالیوز» (6)، این منطقه را ترک کردند. (7)
یک نسخه گزارش سالانه خزانهداری دولت آمریکا جهت استفاده احتمالی وزارت مالیه دولت ایران ارسال شد. (8)
صبح امروز ماژور محمود خان تحت حفاظت افراد بربری به دار الایاله رفت. ماژور محمود خان از اینکه ترکها قصد جانش را بکنند، میترسید.
ترکها با استناد به تلگرافهای ارسالی محمود خان، معتقد بودند که وی، آنان را به تهران فروخته است.(9)
سفارت ایران در لندن به وزارت امور خارجه اطلاع داد: بر اساس اطلاعات موثق مقدار زیادی پول نقره به صورت قاچاق از ایران به هندوستان حمل میشود. (10)
رضا خان با صدور اعلانی، ساعد الملک را به سمت حکومت گیلان معرفی نمود. (11)
1) پیلهبازار (پیربازار) در حومه شهر رشت در کنار رود خانه صیقلان قرار دارد. قبل از احداث جاده شوسه رشت به بندر انزلی بندر مهم رشت بوده است و پس از احداث این جاده اهمیت خود را از دست داد.
2) پسی خان در قسمت غربی و هفت فرسخی شهر رشت واقع است.
3) جمعهبازار در قسمت غربی و چهارده فرسخی شهر رشت واقع است.
4) روزنامه ایران، 1/ 8/ 1300، ص 1.
5) روزنامه ایران، 28/ 7/ 1300، ص 4.
6) وزارت خارجه در تاریخ 13/ 8/ 1300، اعتراض دولت ایران به این اقدام روسها را به سفارت روس تسلیم کرد و خواستار توضیح درباره علت این اقدام و همچنین مجازات عاملین این واقعه شد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 25، ص 2).
7) تلگراف کارگزاری تبریز به وزارت امور خارجه، 30/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 25، ص 1.
8) مراسله شارژدافر سفارت آمریکا به مشار السلطنه، 25/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 10، پ 1، ص 8.
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 164.
10) تلگراف سفارت لندن به وزارت خارجه، 25/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 30، پ 17، ص 3.
11) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 66.
چهارشنبه 26 مهر 1300/ 19 اکتبر 1921/ 17 صفر 1340
ماسوله (1)
ماسوله و جنگلها و کوههای اطراف آن یادآور مبارزات مجاهدان جنگل و گیلان است. در تاریخ معاصر و خصوصیات تاریخ مبارزات نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی که هفت سال طول کشید، مبارزان جنگل با استفاده از موقعیت سوق الجیشی ماسوله و ارتفاعات مجاور آن و با همکاری مردم این منطقه ضربات سهمگینی بر متجاوزان روسی و انگلیسی و عوامل داخلی آنان وارد نمودند. از جمله مهمترین جنگهای این منطقه جنگ ماسوله و جنگ ماکلوان است. در جنگ ماکلوان کنسول روس سیصد قزاق روسی را که در بیرحمی و شقاوت شهرت داشتند و پنجاه نفر قزاق ایرانی با مهمات کافی به فرماندهی ابو الفتح خان یاور برای سرکوبی جنگلیها فرستاد. در مسیر حرکت قشون دولتی از جاده ماکلوان به ماسوله نیروهای جنگلی که بیش از هفتاد تن بودند، از تپه ماکلوان به ماسوله حمله کردند و 134 نفر از نیروی دشمن به صومعهسرا گریختند و بقیه را کشتند و اسیر شدند و مقدار زیادی اسلحه و اسب به غنیمت مجاهدان جنگل درآمد.
در جنگل ماسوله حدود چهار هزار سوار نیزهدار و پیاده توپ خانه به فرماندهی کالچوکاف به جنگل گسیل میگردند. امیر تالش از ضیابر و برهان السلطنه طارمی از طارم و هفتصد قزاق ایرانی به سرکردگی «ماهائوف» از راه زنجان و ماسوله و قزاقهای پیاده با پشتیبانی توپ خانه از خط رشت پیشروی کردند.
این نبرد نابرابر بر اثر ریزش برف سنگین و محاصره نیروهای جنگل به دست نظامیها به شکست جنگلیها انجامید، اما سه ماه پس از جنگ ماسوله، جنگلیها از کمینگاه هایشان خارج شدند و به سمت فومنات سرازیر گردیدند. بسیاری از اهالی ماسوله با نیروهای میرزا همکاری داشتند و جمعی نیز به استخدام نهضت درآمدند که در ماسوله تحت ریاست «صادق کوچکپور» گروهان ماسوله را تشکیل داد، و بر علیه اجنبی مبارزه نمودند.
(جهت اطلاع بیشتر ر ک: مجله هنر و مردم، شم 186؛ نگاهی به ماسوله سرزمین مسحورکننده؛ ماسوله سرزمین ستارگان روشن).
به تصرف نیروهای دولتی درآمد. مختار نظامی یکی از صاحب منصبان قزاق با نیروهای خود و آقا جان درامی در آنجا متوقف شدند. (2)[تصویر] نمایی دیگر از ماسوله
1) روستای ماسوله از چهار قسمت به نامهای محله خانهبر، محله مسجد بر، اسد محله و کش سر تشکیل شده است که در وسعتی به مساحت تقریبی یکصد و پنجاه هزار مترمربع رخ مینماید. اختلاف ارتفاع از بلندترین نقطه تا پائینترین سطح روستا نزدیک به صد متر بوده و همین مسئله موجب پیدایش نمایی بینظیر در معماری ماسوله است. خانههای این روستا بیشتر دوطبقه و به ندرت یک طبقه است. بیشتر مردم ماسوله سالی یک بار روی بنای خانههای خود را با گلی زرد و بام آن را با گل کبود که هردو از کنار «ماسوله رود خان» به دست میآید، اندود میکنند. ماسوله هم نزدیک به دریاست و هم قریب هزار و پنجاه متر از سطح دریا ارتفاع دارد و آب و هوای آن آمیزهای از لطافت هوای کوهستانی و رطوبت هوای دریا است.
2) روزنامه ایران، 28/ 7/ 1300، ص 3.
پنجشنبه 27 مهر 1300/ 20 اکتبر 1921/ 18 صفر 1340
نیروهای دولتی میرزا کوچک خان را در قلعه رود خان از توابع فومن محاصره کردند. (1)
[تصویر] از سمت چپ: غلامحسین بهمیری فرزند حاجی درویش، فتح اللّه خان مرزآرا، ناشناس
مدیرعامل بانک شاهنشاهی به «مکمری»)Mc Murray( رئیس کل بانک در تهران توصیه کرد: در اموری که منافع بانک با وزارت خارجه انگلیس تضاد پیدا میکند، بانک باید خواستههای وزارت امور خارجه را رهنمود خود سازد.(2)
[تصویر] قلعه رود خان
شاهزاده بشیر الممالک از طرف وزارت پست و تلگراف به ریاست تلگراف خانه رشت تعیین گردید. (3)
جمعه 28 مهر 1300/ 21 اکتبر 1921/ 19 صفر 1340
سید ضیاء الدین طباطبایی که حدود سه هفته از اقامتش در سوئیس میگذشت به همراه برادرش سید علاء الدین (1)به محل سفارت خانه ایران در سوئیس مراجعه کرده، اظهار داشت از بدو ورود در اطراف شهر برن در ژنو (2)در سناتوریسم اقامت داشته و هنوز کسالتش رفع نشده است.
طباطبائی و برادرش حدود یک ساعت در محل سفارت حضور داشتند، و جویای اخبار از اوضاع ایران بودند. سفارت هم اخباری که حاکی از برقراری امنیت در ایران بود با تعدادی روزنامه ایرانی از قبیل ایران و ... که در دفتر خانه سفارت موجود بود به آنان تحویل داد. (3)
شوبین نماینده دولت روسیه به سمنان وارد شده و هشتاد و نه نفر از اسرای متجاسرین را که در سمنان محبوس بودند، تحویل گرفت تا از طریق دامغان و بندر جز عازم روسیه شوند. (4)
«وینر» کنسول دولت روسیه در استرآباد که چند روز قبل با کشتی کورس به بندر جز وارد شده و از طرف مأمورین دولتی مراسم استقبال از وی به عمل آمده بود (5)امروز با همراهانش به استرآباد وارد شد. (6)
امروز 17 قلم جنس و کالا از منزل «والانتین هوفمان» پزشک آلمانی بیمارستان آمریکایی مشهد به سرقت برده شد.
منزل وی حوالی شهر و جنب مرکز ژاندارمری واقع بود.
«هوفمان» پس از این واقعه به کارگزاری مشهد مراجعه کرد ولی پس از اینکه کارگزاری مشهد از قبول شکایت وی خودداری کرد به ناچار به دادگستری مراجعه نمود. هوفمان به موجب عهدنامه ایران و آلمان و استفاده از حق کاپیتولاسیون، رفتار کارگزار را قابل توجیه نمیدانست. (7)
مدتی بعد که مشخص شد وقوع سرقت در زمان اغتشاش در مشهد و انقلاب خراسان بوده است نظمیه مشهد اعلام کرد که سارقین از افراد ژاندارمری بوده که متواری شدهاند. (8)
به کشتیهای تجاری و جنگی آلمانی اجازه داده شد، تا آخر سال 1921 م، میتوانند از پرچم قدیم آلمان که دارای رنگهای سیاه و سفید و سرخ است استفاده نمایند. «زمر» شارژدافر سفارت آلمان ضمن اعلام این خبر به وزارت خارجه ایران اظهار داشت: مطابق عهدنامه ایران و آلمان حمایت از پرچم مذکور به عهده زمامداران دولت ایران خواهد بود. (9)
1) سید علاء الدین برادر سید ضیاء بیش از دو سال بود که در سوئیس به تحصیل اشتغال داشت (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 1، ص 49).
2) یکی از شهرهای مهم سوییس میباشد.
3) مراسله سفارت ایران در سوئیس به وزارت خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 1، ص 49.
4) روزنامه ایران، 1/ 8/ 1300، ص 2.
5) همان، 28/ 7/ 1300، ص 4.
6) همان، 3/ 8/ 1300، ص 1.
7) مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه، 7/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 20، ص 3 و 4 و 6.
8) مراسله ایالت خراسان به وزارت داخله، 15/ 4/ 1301، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 20، ص 22.
9) مراسله «زمر» شارژدافر سفارت آلمان به مشار السلطنه وزیر خارجه، 28/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 4، پ 13، ص 3.
شنبه 29 مهر 1300/ 22 اکتبر 1921/ 20 صفر 1340
اشاره
[تصویر] افسران انگلیسی پلیس جنوب
بانک انگلیس در تبریز به اتهام اجرای سیاستهای انگلیس مورد حمله قرار گرفت. (1)
روزنامه تایمز در شماره امروز خود از تصمیم دولت انگلیس مبنی بر عدم تحویل اسلحههای پلیس جنوب به دولت ایران خبر داد و علت این تصمیم را، عدم اطمینان دولت انگلیس به چگونگی استفاده از این اسلحهها ذکر کرد. (2)
ترکها و قفقازیهای مقیم خراسان کمیتهای به نام «فولاد» تأسیس کردند. هدف از تأسیس این کمیته پیگیری اهداف و تحقق آمال انقلابی کلنل محمد تقی خان پسیان بود. گروهی از افسران نیز به این کمیته پیوستند. (3)
بدیع الممالک به عنوان کارگزار و سرحددار «کلات نادری» و درهجز از تهران به مشهد وارد شد. بدیع الممالک در دیدار با سرکنسول انگلیس در مشهد ضمن اظهار علاقه شدید نسبت به کنسول انگلستان، از وی تقاضا کرد: در نخستین فرصت ترتیبی فراهم نماید تا او را به محلی دورتر از مرزهای روسیه، مأمور نمایند. (4)
یکشنبه 30 مهر 1300/ 23 اکتبر 1921/ 21 صفر 1340
در پی درگیری چند روز پیش یک نفر مسلمان و یک نفر یهودی در بازار اصفهان، امروز مجددا بازار اصفهان تعطیل بود.
متحصنین میگفتند یهودیان نباید در بازار مسلمانان مشغول کسب باشند. در ادامه تحصن، آژانها خواستند با دخالت در این ماجرا از این اقدام جلوگیری نمایند. (1)
بعد از ظهر امروز، آژانهای نظمیه برای اینکه کسبه بازار را تهدید نمایند، دکاکین خود را باز کنند، چند تیر تفنگ در بازار شلیک کردند ولی این کار آنها، هیجان مردم را زیادتر کرد و آژانها مجبور به شلیک مجدد شدند. و در نتیجه درگیریهای ایجاد شده، یک نفر آژان کشته و یک نفر مجروح شد. (2)
امروز سه نفر مسافر روسی، دو نفر مرد و همسر یکی از آنان به همراه کودک دوساله خود با لتکای ترکمانی از بادکوبه به بندر جز وارد شدند.
از آنجا که این مسافرین تذکره نداشتند اداره گمرک درهجز خواست تا آنان را به روسیه بازگرداند اما آنان اظهار نمودند که از آنجا فرار کردهاند و اگر بازگردانده شوند قطعا تیرباران خواهند شد و اگر مجبور به بازگشت شوند در همینجا، خودکشی خواهند نمود. اداره گمرک آنان را به کارگزاری درهجز فرستاد.
از قرار اظهارات آنان در کارگزاری، در بادکوبه مردم را برای فرستادن به جبهههای جنگ مسلح میکردند و آنان برای فرار از این تکلیف مخفی شده و فرار کرده بودند و به هرچیزی غیر از بازگشت به روسیه راضی بودند. کارگزاری درهجز آنان را در اختیار نظمیه قرار داد و از وزارت امور خارجه خواستار تعیین تکلیف شد. پس از ارائه این گزارش به هیئت دولت، مقرر شد: این افراد به سمنان انتقال داده شوند و در آنجا اقامت گزینند. (3)
چهل و شش نفر ژاندارم (4)که شش نفر از آنان از مرز قهقهه و بقیه به همراه سلطان عزیز اللّه خان از مرز باجگیران(5)، از ایران فرار کرده و به عشقآباد رفته بودند توسط مأمورین دولتی آنجا دستگیر و توقیف شدند. میرزا حسین خان مسعود کفیل کارگزاری باجگیران نیز در بین توقیفشدگان بود. (6)
مشاور الممالک اعتراض وزارت امور خارجه روسیه را نسبت به عملیات ارامنه فرقه داشناک در ایران، به وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد. این ارامنه در قراجهداغ مسلح شده و علنا ضد روسیه مشغول عملیات بودند. (7)
مقدار زیادی از کالاهای تجار ایرانی در ارض روم (8)توقیف شده و عثمانیها به ازای هرعدل سی و پنج لیره عوارض عبور مطالبه میکردند. با توجه به اینکه، پرداخت مبلغ مزبور برای تجار میسر نبود، مخبر السلطنه با ارسال تلگرافی به رئیس الوزراء، کمک دولت به حل این مسئله را خواستار شد. (9)
سفارت انگلیس ماژور «برنارد تمپل» را به عنوان وابسته دوم بازرگانی به وزارت امور خارجه معرفی کرد. (10)
وزارت مالیه طی مراسلهای از وزارت امور خارجه خواست تا فهرستی کامل از داراییهای بانک استقراضی در تهران و سایر شهرها تهیه نموده، و برای وزارت مالیه ارسال نمایند تا جزو خالصجات دولتی ثبت و ضبط شود. (11)
«چون به موجب فصل نهم عهدنامه دولتین ایران و روس بانک استقراضی سابق با کلیه دارایی و املاک وثیقه سند خود به دولت علیه ایران واگذار شده است، لهذا متنمی است قدغن فرمایید از کلیه دارایی منقول و غیرمنقول و وجوه نقدینه و اموال و اشیاء رهینه بانک سابق استقراضی و شعبات آن در مرکز و ولایات در موقع تحویل آن به دولت، صورتی صحیح ترتیب داده و به وزارت امور خارجه ارسال دارند.» (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 1، ص 1).
1) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 30/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 4.
2) گزارش از اصفهان به وزارت داخله، 30/ 7/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت، 293001508
3) تلگراف کارگزار درهجز به وزارت خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 19، ص 2.
4) این ژاندارمها پس از هجوم اکراد به خاک روسیه فرار کرده بودند که پس از مذاکره با سفارت روسیه به ایران تحویل داده شدند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 17، ص 36).
5) باجگیران: منطقهای در شمال شهرستان قوچان که کنار مرز ایران و ترکمنستان و سر راه جاده شوسه قوچان به عشقآباد واقع شده است و از شمال به ترکمنستان و از جنوب به شیروان و از غرب به کیفان و از شرق نوخندان از توابع شهرستان دره گز محدود است.
6) تلگراف مصدق دیوان، کارگزاری کل مشهد به وزارت خارجه، 1/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 17، ص 34 و 46.
7) مراسله مشاور الممالک به وزارت خارجه، 30/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2 ص 205.
8) ارض روم: قالیقلا. ارز روم. ارزن روم. ارزنه روم. ولایتی است در ترکیه که از شمال به بایزید و طرابوزان و از شرق به روسیه و شهرهای ایران و از جنوب به کردستان بطلیس و دیاربکر و از غرب به سیواس و بایبورد و ارزنجان محدود است.
9) تلگراف مخبر السلطنه از تبریز به رئیس الوزراء، 30/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300 ش، ک 45، پ 29، ص 2.
10) مراسله وزارت خارجه به سفارت انگلیس، 6/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 20، ص 14.
11) وزارت امور خارجه نیز با ارسال نامهای از رئیس بانک خواست، این فهرست را فراهم نماید. متن نامه وزارت امور خارجه بدین شرح است:
[تصویر] مشاور الممالک انصاری
دوشنبه 1 آبان 1300/ 24 اکتبر 1921/ 22 صفر 1340
کارگزاری ساوجبلاغ به کارگزاری آذربایجان گزارش داد:
اسماعیل سمیتقو شرحی خطاب به رؤسای ایلات مکری نگاشته و آنان را ملزم نموده که باید ذیل آن ورقه را امضا نمایند و کتبا متعهد شوند، هرزمان که به آنان اطلاع داده شد، کلیه سواران خود را مسلح و حاضر نمایند. در ادامه گزارش ذکر شد که سمیتقو آنان را تهدید نموده است، در صورتیکه از امضای ورقه خودداری نمایند و یا در موقع نیاز، سواران خود را در اختیار وی قرار ندهند، از هیچ اقدام و مجازاتی نسبت به آنها صرفنظر نخواهد کرد.(1)
یک واحد ششصد نفری از نظامیان دولتی در انزلی استقرار یافته و به پاکسازی شهر از عوامل و عناصر روسی پرداختند.
گزارشها حاکی از آن بود که فقط اعضای رسمی کنسولگری شوروی در انزلی اقامت داشته و یک کشتی توپدار شوروی نیز همچنان در ساحل انزلی پهلو گرفته است. (2)
کنسول انگلیس از تبریز به سفارت انگلستان گزارش داد:
نیروهای سمیتقو شامل سه هزار سوارهنظام و پانصد پیاده هستند. او در ادامه افزود: سمیتقو اخیرا به هنگام امضای نامهها زیر اسمش «پارتیزان(3)ر هاییبخش کردستان» را مینویسد.
کنسول انگلیس معتقد بود که رهبری سمیتقو مورد تأیید همه قبایل کرد نیست. (4)
بیست و چهار افسر سوئدی به قصد آموزش ارتش ایران، از سوئد عازم تهران شدند. به دستور رضا خان قرار بود از این افسران در مدارس نظامی استفاده شود. (5)
«کورتوکس»)Courtehoux( بلژیکی جانشین «دبوا» رئیس پیشین اداره مالیه، به مشهد وارد شد. او برای رسیدن به مشهد تقریبا دو ماه در سفر بود. (6)
پس از ورود سید ضیاء الدین طباطبائی در اواخر شهریورماه 1300 ش، به سوئیس (7)، امروز سفارت انگلیس در سوئیس نشانی سید ضیاء را از سفارت ایران سؤال کرد تا به سفارت آن دولت در تهران اطلاع دهد. سفارت همچون آدرس وی را نمیدانست، آدرس برادرش سید علاء الدین طباطبائی را به انگلیسیها داد. (8)
رضا خان با صدور اعلانی به نیروهای میرزا کوچک خان و تمام افراد مسلحی که در جنگل جزو متمردین شناخته میشدند، اتمام حجت کرد و از آنان خواست برای حفظ جان و مالشان از هرگونه تعرضی، اسلحه خود را تحویل دهند. متن اعلان رضا خان به شرح ذیل بود:
«به تمام اتباع میرزا کوچک خصوصا و کلیه اشخاصی که در جنگل مسلح گشته و جزو متمردین شناخته میشوند عموما اعلام میشود که چون فرماندهان اردوی نظامی مطابق امر صریحی که به آنها دادهام مجبور از تسویه امور جنگل هستند و تغییرپذیر نیست و از طرف دیگر دولت هم هیچ مقصودی جز انتظام مملکت و آسایش اهالی ندارد و با هیچکس قصد و غرض خصوصی نخواهد داشت، لهذا قبل از اینکه اردوها شروع به عملیات نمایند هرگاه هریک از نفرات در مقام تسلیم برآمده و اسلحه خود را تحویل فرماندهان اردو نماید به موجب همین اعلامیه جان و مال آنها در امان و از هرگونه تعرضی محفوظ خواهند بود، و برعکس اگر اردوها وارد
1) گزارش مبین السلطنه کارگزار ساوجبلاغ به کارگزار آذربایجان، 1/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 19.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 72.
3) پارتیزان: واژهای فرانسوی به معنی جانبدار. طرفدار. هواخواه است.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 72.
5) همان، ص 77.
6) همان، ص 167.
7) مراسله سفارت ایران در پاریس به وزارت خارجه، 20/ 7/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 8، ص 9.
8) . مراسله سفارت ایران در سوئیس به وزیر خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 1، ص 49.
عملیات شدند و پس از آنکسی در صدد تقاضای تأمین برآید دیگر به احدی امنیت مالی و جانی داده نخواهد شد و تمام آنها در ردیف متمردین نسبت به دولت محسوب خواهند گردید. این آخرین اتمام حجت است که میشود و پس از این دیگر در این موضوع اعلامیه انتشار نخواهد یافت. وزیر جنگ- رضا، 1 برج عقرب 1300» (1)
[تصویر] سه تن از مجاهدان جنگل: حسن دیوان رضایی (ایستاده) آقا یوسف کسمایی (سمت چپ)، اسماعیل جنگلی (سمت راست)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 69.
سهشنبه 2 آبان 1300/ 25 اکتبر 1921/ 23 صفر 1340
وزیرمختار شوروی در نامهای به وزارت امور خارجه اعتراض خود را نسبت به حملات متوالی اتباع ایرانی به محال لنکران(1)اعلام کرد. وی مدعی بود این اشرار حتی گاهی خود شهر لنکران را نیز، تهدید میکنند. وزیرمختار شوروی خواستار اقدامات فوری مؤثر دولت ایران برای حفظ سرحدات شد و در ادامه هشدار داد: چنانچه از طرف دولت ایران برای جلوگیری از اشرار ایرانی اقدام نشود، مأمورین محلی روس مجبور خواهند شد به طریق نظامی از حملات غارتگران ایرانی جلوگیری نمایند. (2)
نمایندگان تجار، روحانیون و وکلای مجلس در دیدار با احمد شاه از وی خواستند، کشور را ترک نکند. آنان در این ملاقات به شاه یادآور شدند: ممکن است مردم در غیاب وی مجبور به قبول رژیم جمهوری شوند. (3)
کلنل علی خان رئیس سابق کارگزینی ژاندارمری به همراه شاهزاده اسد السلطنه به مشهد وارد شد. وی اعلام کرد: فقط برای بازدید آمده و قصد ندارد مدت طولانی در مشهد بماند.
نخستین مکانی که کلنل علی خان از آن بازدید کرد، آرامگاه کلنل محمد تقی خان پسیان بود. (4)
وزیرمختار روسیه شوروی در مراسلهای به وزارت امور خارجه با اشاره به عملیات رؤسای فرقه داشناک و اعضای دولت سابق ارمنستان در آذربایجان و غیرقابلتحمل خواندن اقدامات آنان، خواستار خلع سلاح و اخراج آنان، بهویژه خلع سلاح کلیه رؤسای داشناک در تبریز و قراجهداغ و تهران شد. (5)
وزیرمختار روس در این نامه اظهار داشت: رئیس الوزرای سابق ارمنستان در تبریز در رأس کمیتهای به نام «کمیته آزادی وطن» نیروهای داشناک هم با خوانین محلی و با نمایندگان خارجی دوباره در «زنگ زور» وارد مذاکره گردیده است.
رضا خان با صدور اعلانی (6)در خصوص وقایع گیلان ضمن چپاولگر خواندن میرزا کوچک و افرادش تصریح کرد:
«... برای حفظ آسایش اهالی گیلان اولین وظیفه ملی او صرفنظر کردن حقوق دیوانیاش راجع به ایام انقلاب است و متقابلا ملاکین نیز باید از مطالبات چندساله دوره انقلاب صرفنظر نموده تا رعایا دچار زحمت نشوند ...». (7)
بدیهی است در پایان این اعلان هرگاه هریک از ملاکین به عنوان اخذ العمل ایام انقلاب در مقام مزاحمت نسبت به رعایا برآیند این مطالبه مورد توجه نخواهد شد و دولت هم از مساعدت با ملاکین صرفنظر کرد تا رعایای غارتشده این ایالت که همیشه مورد جور و تعدی یغماگران بودهاند از هرگونه تعرضی مصون و با آسایش خاطر مشغول امور رعیتی خود باشند.
اما این نکته مخصوصا تصریح میشود که مدلول این اعلان شامل از بدو انقلاب تا امسال میباشد، ولی محصول هذه السنه مربوط به خود مالکین است و باید مطابق معمول قبل از انقلاب به ملاکین عاید گردد و هیچیک از مباشرین و رعایا در این خصوص حق چونوچرا نخواهند داشت. وزیر جنگ- رضا 2 برج عقرب 1300.
به موجب حکمی که به امضای قوام السلطنه رئیس الوزراء و وزیر داخله رسیده بود، ماژور رکن الدین به ریاست نظمیه رشت منصوب شد. (8)
روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 385 * آمادگی مدرسه آمریکایی برای بورس یک محصل دختر ایرانی .....
ئترئیسه مدرسه فیلدستون)Fieldston College( که مدرسهای جدید التأسیس در واشنگتن بود، به سفارت ایران اعلام کرد: این مدرسه آمادگی دارد (9)
در ظاهر، برنامههای اعطای بورس تحصیلی هیچگونه اجباری به همراه نداشت. بنیادها بهطور آشکار در صدد تحمیل عقاید خود به دریافتکنندگان بورسهای تحصیلی برنمیآمدند. چنین اقدامات آشکاری ضرورت هم نداشت، زیرا متقاضیان دریافت بورس خود میدانستند که تصور اینکه آنها از برخی نگرشهای معین در زمینه روششناسی پیروی میکنند، یا به تحقیق در زمینههای خاصی علاقه دارند و یا ابراز رفتاری خاص از سوی آنان، باعث خواهد شد که از سوی سازمان اعطاکننده کمکهزینه، «غیرمسئول» قلمداد شوند و از دریافت بورس محروم گردند.
برنامه اعطای بورس تحصیلی از سوی بنیادها، همواره این ویژگی را داشته است که سوابق متقاضیان آن، هم از سوی نمایندگان سازمانهای محلی در کشور خود و هم توسط کارمندان بنیادها دقیقا مورد بررسی قرار گرفته است.
پس از خاتمه مراحل گزینش، پذیرفتهشدگان به تعدادی دانشگاه دستچین شده و برگزیده آمریکایی فرستاده میشوند تا فروض اصلی رشته خاص تحصیلیشان دقیقا به آنها آموخته شود. البته نباید تصور کرد که این افراد هیچگاه با دیدگاههای فکری که غیراصیل تلقی میشود، آشنا نمیشوند.
روشن است که چنین نیست؛ اما همواره دقت میشود که دیدگاههای غیرسنتی محدودی که مثلا در دورههای مربوط به توسعه در جهان سوم مورد بررسی قرار میگیرد، در مقابل دیدگاهها و نظریههای رسمی متعددی که در زمینه توسعه بررسی میشود، بسیار ناچیز باشد. نظارتی که بنیادها بر این تعداد وسیع از مؤسسات و نحوه اعطای بورسهای تحصیلی اعمال میکنند، این نظر گولدنر را تأیید میکند که «قوام جامعه کهن را زور و خشونت و یا دوراندیشی و مصلحتگرایی تضمین نمیکند. جامعه کهن به واسطه نظریهها و عقایدی که سلطه آن را بر فکر انسانها برقرار میکند، دوام مییابد.» (کنترل فرهنگ، ص 138- 144).
تا میزان یکصد و پنجاه دلار در سال برای مخارج (10)تحصیل یک دختر ایرانی الاصل پرداخت نماید. (11)تاج محمد خان، از خان هایی که در سقوط حکومت کلنل
1) لنکران: نام شهری در ساحل خزر در شرق طالش و نزدیک سالیان که در گذشته جزو ایران بوده و اکنون در داخل کشور جمهوری آذربایجان قرار دارد.
2) یادداشت سفارت شوروی به وزارت خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 20، ص 1.
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 72.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 167.
5) مراسله وزیرمختار روسیه شوروی به وزارت امور خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 15، ص 73.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 71.
7) چون در ایام انقلابات اخیره و دوره هرجومرج هفت ساله گیلان صدمات فوق العاده به ملاکین و رعایای این سازمان تحمیل گشته که موجبات ضرر و خسارت آنها را فراهم کرده است؛ و برای جبران این خسارت ممکن است ملاکین نیز مباشرین و رعایای خود را طرف سوءظن قرار داده و از آنها در مقام اخذ العمل سنواتی برآیند، لهذا نظر به اینکه در مقابل اخذ العمل مزبور مباشرین و رعایا نیز همیشه مورد یغما و چپاول میرزا کوچک و اتباع او بوده و آنها را هم به نوبه خود از هستی ساقط کردهاند، به موجب این اعلان تصریحا تذکر داده میشود که محض حفظ آسایش توده اهالی که اولین وظیفه ملی من است، همانطور که دولت از حقوق دیوانی خود راجع به ایام انقلاب صرفنظر نموده و در مقام مطالبه برنخواهد آمد، ملاکین نیز برای تأمین معیشت و زندگانی رعایای خود باید از مطالبات چند ساله دوره انقلاب، هرچه هست، منصرف گردند که زحمتی برای رعایا حاصل نگردد.
8) حکم وزارت داخله، اسناد ملی ایران، شم ت 293003103.
9) ارائه کمک هزینههای تحصیلی به منظور ایجاد امکان تحصیل دانشآموزان و دانشجویان خارجی در ایالات متحده آمریکا همواره جزو تفکیکناپذیری از برنامههای بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر بوده است. از همان ابتدا اهمیت این برنامهها در تربیت رهبران آینده کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین به نحوی که این رهبران با علائق آمریکا و متحدین آن احساس همدردی کنند، جزو سیاستهای بنیادهای فرهنگی و دولت آمریکا بوده است. این برنامهها مکانیسمهای مؤثر- اما عموما غیرقابل تشخیصی- را برای پیشبرد سلطه فرهنگی ایجاد میکنند. به این ترتیب توجه عمومی از نقش فعال بنیادها منحرف میشود. این اعمالنفوذ به خاطر ظاهر غیر مستقیم آن، کماثرتر از اعمالنفوذ مستقیم نیست. زیرا بنیادها از مدتها قبل شیوه هایی را به کار گرفتند تا دانشجویان گیرنده کمکهزینه تحصیلی به مطالعه موضوعات معین در دانشگاهها اشتغال یابند که لااقل میتوان مطمئن بود اعضای هیئت علمی، آن دیدگاههای «صحیح» را ارائه میدهند. بنیاد کارنگی حتی در اواسط دهه 1920 م، کمکهای عمدهای را در اختیار صندوق «فلپس استوکس» قرار داد تا از طریق آن دانشجویان آفریقایی بتوانند به آمریکا رفته و در مؤسسات آموزشی به تحصیل بپردازند. برنامههای اعطای کمکهزینه بنیادها از آغاز، با کوشش برای یافتن محل هایی برای تحصیل دانشجویان گیرنده بورس همراه بود که مقامات بنیادها آنها را مؤسسات علمی نیرومند، معتبر و امن تشخیص میدادند. آنها تشخیص میدادند که تعداد زیادی از دریافتکنندگان بورسهای تحصیلی به کشورهای خود بازخواهند گشت و در آنجا به عضویت هیئت علمی دانشگاهها درخواهند آمد، یا سیاستمدار خواهند شد و یا در زمره رهبران بخش خصوصی درخواهند آمد. در نتیجه، بنیادها با دقت فراوان در صدد گزینش دانشگاه هایی بودند که به این افراد هنجارهای مطلوب گردانندگان بنیادها را بیاموزند.
10) لازم به ذکر است که مخارج سالانه هرمحصل در این مدرسه ششصد دلار بود.
11) مراسله سفیر ایران در واشنگتن به وزارت خارجه، 2/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2، ص 169.
محمد تقی خان نقش مهمی را به عهده داشت، به سمت حاکم درهجز منصوب شد و همراه با صد و پنجاه نفر از سواران خویش عازم درهجز گردید. (1)
وزارت امور خارجه مؤید حضور را به سمت کارگزار گیلان منصوب کرد. (2)
«نیرهمایون» تلگرافچی دموکرات که تقریبا نه سال پیش در سیستان به شاهرخ میرزا معروف بود و سه یا چهار سال به علت تمایلات ضد انگلیسی مشهور شده بود، مشهد را به مقصد تهران ترک کرد. (3)
امیرنظام همدانی به دستور رئیس الوزراء به حکومت کرمانشاه منصوب و حکم وی صادر شد. (4)
میرزا محمد خان امجد الممالک، از کارکنان قدیمی وزارت امور خارجه به سمت معاون اول اداره محاسبات آن وزارت خانه منصوب گردید. (5)همچنین وحید السلطان از اعضای قدیمی و فعال وزارت امور خارجه، به سمت کفالت اداره تشریفات آن وزارت خانه تعیین گردید. (6)
چهارشنبه 3 آبان 1300/ 26 اکتبر 1921/ 24 صفر 1340
رضا خان وزیر جنگ خطاب به اهالی گیلان اعلامیهای صادر نمود. بخشی از بیانات رضا خان در این اعلامیه به شرح ذیل است:
«عموم اهالی گیلان باید بدانند که صدمات وارده بر آنها دیر زمانی است که توجه دولت را به طرف آنها معطوف داشته است ... هموطنان من چند سال است که من تأثرات خود را نسبت به شما از دست ندادهام، اما در مقابل این منظرههای دلخراش، یگانه خاطر من این است که، یک روزی شما و خاندان شما را از چنگال غارتگران رهائی بخشم. خداوند قهار و وجدان خود را گواه میگیرم که در مقابل بدبختیهای شما سکوت و اغماض را پیشه خود قرار نداده و قدمی برنداشتهام مگر آنکه، بیچارگی تمام شماها در نظرم مجسم و منقوش بوده است ... اصغای همین نالهها و استغاثههاست که صمیمانه مرا به جانب شما شتاب داده و اکنون به شما بشارت میدهم که بعد از این، موانع شما مرتفع و توجهات دولت آسایش شما را در پرتو شمشیر من مقرر فرموده است.
من یک نفر سربازی هستم که اساس زندگی خود را بر پایه خدمتگزاری وطن مستحکم داشته و استقلال ملک و حفظ این آبوخاک را از روی معنویت مرام خود قرار دادهام. بهجز لوای شیر و خورشید، قائد و راهنمایی برای خود قائل نیستم و به مظفریت خود در تمام موارد اطمینان دارم، زیرا وظیفهای را که انجام میدهم وظیفه بس مقدسی است.
من هرگز نفع شخصی را بر منفعت عموم ترجیح نداده و هیچوقت آسودگی عامه را فدای نظریات شخصی خود ننمودهام و به همین جهت به پیشرفت عملیات خود اعتماد کامل دارم؛ زیرا روح انسانیت پشتیبان من و حقیقت وطن راهنمای من است ...
در خاتمه باز خودداری از آن ندارم که با مراجعه به صدمات وارده بر شما و تأثیرات چند ساله خود به درگاه خداوندی تقدیم تشکر نمایم که ورود مرا وسیله نجات جان و مال و ناموس شما قرار داد و از صمیم قلب مسألت مینمایم که همیشه مرا به خدمتگزاری وطن و حفظ آسایش هموطنان عزیز خود در هرنقطه و ایالتی هستند موفق داشته و آرزوهای قلبی مرا در انجام این مسئولیت اجابت فرماید.» (1)
سی نفر از سواران احمد خان (2)در پنج فرسخی قم پس از روبرو شدن با منصور و برادرانش به جنگ با آنان پرداختند. در این جنگ یکی از اشرار به نام عطا کشته و صیفور یکی از برادران منصور مجروح و رضا برادر دیگر منصور نیز دستگیر شد. امروز جنازه عطا را به قم آوردند. قلعوقمع برادران منصور موجب خوشحالی اهالی قم شده بود. (3)
بنا به دستور وزیرمختار انگلیس در تهران، مبلغ 000/ 10 لیره که صولت الدوله به عنوان تضمین خود به بانک شاهنشاهی سپرده بود، به او بازگردانده شد. (4)
«مخبر السلطنه» در تلگرافی به وزارت داخله درباره اظهاراتی که مبنی بر فعالیت داشناکها در آذربایجان میشد توضیح داد:
«موقعی که داشناکها از زنگ زور عقب نشسته و به قراجهداغ آمدند امیر ارشد آنها را خلع اسلحه کرده و به تبریز فرستاد.
چند قبضه تفنگ هم که در بارها پنهان کرده بودند در شهر گرفته شد و بعد از طرف حکومت تأمین دادند و مراجعت کردند. معدودی که مراجعت نکردند در تبریز هستند بعضی به همدان رفته و میروند. در قراجهداغ ابدا چنین گفتگویی نیست. خود امیر ارشد فعلا مأمور است و در خارج قراجهداغ است و ابدا از طرف انگلیسیها موظف نیست (5)و در سرحد
1) روزنامه اتحاد، 3/ 8/ 1300، ص 2.
2) احمد خان برادر حاج سردار شجاع به همراه سواران شاهسون در این عملیات شرکت داشتند (روزنامه ایران، 5/ 8/ 1300، ص 3).
3) روزنامه ایران، 5/ 8/ 1300، ص 3.
4) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 141.
5) وزیر امور خارجه روسیه در تلگرافی به مشاور الممالک سفیر ایران در مسکو اظهار کرده بود، امیر ارشد در تبریز موظف انگلیسیها است (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 15، ص 40).
هیچ تدارک یا خیالی نبوده و نیست و نخواهد بود آنچه در مسکو مسموع شده بیاصل [است].» (1)
«سرپرسی لورن» وزیرمختار جدید دولت انگلیس در ایران امروز از لندن به پاریس حرکت کرد، قرار بود او روز 29 اکتبر از فرانسه به سمت ایران حرکت کند. (2)
[تصویر] سرپرسی لورن
انتظام الملک (3)در خصوص علت بسته شدن راه سرخس به نقل از مقامات سفارت روسیه دلیل بسته شدن مرزها را، وقایع اخیر خراسان اعلام کرد. (4)
سیصد و پنجاه تن جو و چهار صد تن خشکبار به وسیله کشتی از انزلی به باکو فرستاده شد. (5)
1) تلگراف مخبر السلطنه به وزارت داخله، 3/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 15، ص 46 و ک 15، پ 2، ص 206.
2) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 4/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 5.
3) انتظام الملک از مدیران ارشد وزارت امور خارجه ایران بود. (م).
4) تلگراف انتظام الملک به کارگزار سرخس، 3/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 18، ص 9.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 72.
پنجشنبه 4 آبان 1300/ 27 اکتبر 1921/ 25 صفر 1340
ایل بیکزاده با جمعیت حدود پانصد نفر به سقز حمله کرده، پس از اخراج عدهای از ژاندارمهای مستقر در پادگان آنجا و روسای دوایر دولتی، سقز(1)را به تصرف خود درآوردند.
در این حمله هیچ آسیبی به مأمورین کشوری و لشکری وارد نیامد. ژاندارمها که نتوانسته بودند در سقز بمانند به همراه روسای ادارات سقز به خانه مسعود السلطنه در کردستان رفته و منتظر رسیدن کمکهای دولتی شدند.(2)
[تصویر] ارباب کیخسرو
بنا به تقاضای رئیس مجلس شورای ملی، یک قطعه نشان همایونی، از سوی احمد شاه به ارباب کیخسرو اعطا شد. (3)
داوود مفتاح السلطنه سفیر ایران در لندن در خصوص دریافت سه هزار قبضه تفنگ از دولت انگلستان مجددا با وزارت امور خارجه این کشور مذاکره نمود، ولی مقامات انگلیسی در پاسخ اظهار داشتند:
اولا: معلوم نیست که دولت انگلیس در ایران سه هزار قبضه تفنگ داشته باشد که به دولت ایران تحویل دهد،
ثانیا: قصد ندارند که اسلحهای را به قشون منحلشده پلیس جنوب تحویل دهند. زیرا مشخص نیست که صاحب منصبان آنها، چگونه عمل خواهند کرد. استنباط داوود مفتاح السلطنه از مذاکره با مقامات انگلیسی این بود که تا زمانی که افسران سوئدی به ایران وارد نشوند و آنها را به خوبی نشناسند، در دادن اسلحه با ایران همکاری نخواهند کرد. (4)
1) سقز نام شهری است در کردستان، در مجاورت سنندج و ساوجبلاغ از شمال به شهرستانهای مهاباد و مراغه از غرب به دیواندره و از جنوب به عراق، و از غرب به سردشت محدود است.
2) تلگراف کارگزاری آذربایجان به وزارت خارجه 7/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 22.
3) روزنامه ایران، 5/ 8/ 1300، ص 3.
4) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 4/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 66، پ 26، ص 5.
جمعه 5 آبان 1300/ 28 اکتبر 1921/ 26 صفر 1340
کار خانه «بوئر» در هامبورگ با ارسال نامهای به سفارت ایران در آلمان ضمن معرفی محصولات خود که شامل دستگاههای نساجی ساده و سبکوزن بود، استفاده از آن دستگاهها را برای دهاقین (1)ایرانی پیشنهاد داد. (2)
[تصویر] کبریت خان
برخی از سران جنگل، به همراه افراد خود به اعلامیههای رضا خان پاسخ مثبت داده و تسلیم شدند و حتی مبالغی پول دریافت کردند. از آن جمله سید محمد تولمی و سید جلال (3)
امیر مقتدر یکی از خوانین ماسال به نام یعقوب بیک را نزد سید جلال فرستاد و یعقوب بیک به سید اطمینان داد که اگر به طالش نزد امیر مقتدر برود مورد حمایت او قرار خواهد گرفت. وی به طالش رفت. ابتدا مورد پذیرایی گرم خان طالش قرار گرفت ولی هنگامی که به اتفاق تنی چند از همراهانش به حمام پونل (قصر ییلاقی امیر مقتدر) رفته بود جوزی خان فولادوند داماد امیر مقتدر به اشاره او حمام را توسط سواران محاصره نموده سید جلال و همراهانش را دستگیر کرد و آنها را به رشت فرستاد. یک تن از دستگیرشدگان به نام محمد آقا معروف به عمو جنگلی توسط امیر مقتدر آزاد گردید و بقیه تیرباران شدند. (کتاب گیلان، ج 2، ص 111).
(چمنی) بودند که تسلیم شدند. به دستور رضا خان سه هزار تومان به سید جلال پرداخت شد. (4)روتشتین در نامهای به وزارت امور خارجه اعلام کرد برای قضیه اسرائیلینکو، میرزا حسین خان منشور را که دارای تحصیلات عالی حقوقی از روس بوده و با امور حقوقی ایران نیز آشنا میباشد به نمایندگی خود انتخاب کرده است.
روتشتین از وزارت امور خارجه خواست به میرزا حسین خان منشور اجازه قبول این نمایندگی داده شود.(5)
1) دهاقین: دهقانان.
2) مراسله سفارت ایران در برلین به وزیر خارجه، 5/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 17، پ 3، ص 11.
3) سید جلال چمنی یکی از مجاهدین جنگل بود ولی پس از چندی همکاری با نهضت جنگل، ناسازگاری آغاز کرد و از میرزا کوچک خان جدا شد و به قوای دولتی پیوست. اما طولی نکشید که از دولت نیز رویگردان شد و راه عصیان و سرکشی در پیش گرفت. رضا خان که از هرحرکتی در گیلان دچار ترس و وحشت میشد برای پایان دادن به شورش سید جلال و دستگیری او گروه هایی از قزاقان را در چند نوبت به گیلان اعزام داشت اما هربار تعداد قابلتوجهی از سربازان و افسران توسط سید جلال و افراد او به خاکوخون کشیده شدند ولی بالاخره طولانی شدن مبارزات، سید جلال را از ادامه مبارزه مأیوس ساخت و تصمیم گرفت نمایندهای به باکو بفرستد و تقاضای پناهندگی نماید. جمال سیاه نماینده اعزامی او به باکو نتیجه مطلوبی بدست نیاورد. در باکو به جمال سیاه گفته شد که سید به اتفاق یکی دو تن از همراهان خود میتواند پناهنده شود. جمال سیاه موفق به ابلاغ پیام نشد زیرا امیر مقتدر، خان طالش، به عمد او را در طالش متوقف ساخت.
4) کتاب گیلان، ج 2، ص 234.
5) مراسله روتشتین وزیرمختار روس شوروی به وزارت خارجه، 5/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 2، پ 29.
شنبه 6 آبان 1300/ 29 اکتبر 1921/ 27 صفر 1340
بلشویکها در نخجوان، کنسول ایران و تعدادی ژاندارم را که به علت بحرانی بودن وضعیت آن منطقه برای حفاظت از کنسولگری به آنجا اعزام شده بودند، دستگیر و توقیف نمودند ولی علت دستگیری و توقیف آنان مشخص نبود. (1)
به دنبال دریافت خبری از سفارت ایران در انگلیس، مبنی بر حمل مقدار زیادی نقره به صورت قاچاق از بنادر جنوب کشور به هندوستان، وزارت امور خارجه از وزارت مالیه خواست تا از طریق اداره کل گمرکات از خروج نقره به صورت قاچاق از کشور جلوگیری کند. (2)
عصر امروز، وزیرمختار دولت افغانستان به همراه وحید السلطان کفیل اداره تشریفات وزارت امور خارجه در عمارت صاحب قرانیه با احمد شاه ملاقات کردند. (3)
[تصویر] کاخ صاحب قرانیه
[تصویر] کاخ صاحب قرانیه
دو فروند کشتی جنگی شوروی که ظاهرا به عنوان حمایت و مراقبت از کالاهای تجارت خانه سانترسایوز و در واقع به منظور حمایت از کمونیستها در بندر انزلی لنگر انداخته بودند، آبهای ایران را ترک کرده به شوروی بازگشتند. یک کشتی مسافربری نیز کمونیستهای قفقازی را حمل میکرد.
اما احسان اللّه خان و نزدیکان و مشاوران او تا عصر روز بعد در بندر انزلی ماندند. (4)
یکشنبه 7 آبان 1300/ 30 اکتبر 1921/ 28 صفر 1340
روزنامه بهار از انتصاب نظام السلطنه به سمت والی خراسان خبر داد. جمعی از بزرگان و معاریف شهر مشهد با مخابره چند تلگراف برای نظام السلطنه، انتصاب وی را به این مقام تبریک گفتند. (1)
عصر امروز، کمیسیونی جهت بررسی حادثه اتفاق افتاده در بازار اصفهان (2)با حضور کارگزار اصفهان، رئیس عدلیه، رئیس نظمیه و رئیس ژاندارمری اصفهان در محل ساختمان حکومت اصفهان تشکیل شد. از طرف علما نیز چهار نفر نماینده در این کمیسیون حضور یافتند. هدف علما از شرکت در این کمیسیون، بررسی علل اصلی وقوع این ماجرا بود. همچنین میخواستند مشخص شود که چرا پلیس در بازار شلیک کرده است ولی سایرین این جلسه را برای استنطاق اشخاص دستگیر شده در روز واقعه، تشکیل داده بودند. ازاینرو، این کمیسیون در ن هایت متشنج شده و بدون اینکه به نتیجهای برسد، پایان یافت. هشت نفر از مظنونین نیز مرخص شده و رفتند و فقط چهار نفر آنها باقی ماندند. (3)
درحالیکه نیروهای دولتی از سوی غازیان (4)به انزلی نزدیک شده و ورود خود را با شلیک صدها گلوله اعلام میکردند، احسان اللّه خان و همراهان او که از روز قبل در بندر انزلی بودند به سوی یک کشتی مسافری (5)روسی که در انتظار آنها لنگر انداخته بود حرکت کردند. (6)
فراریان شورشی تا سال 1934 میلادی به زندگی عادی خود ادامه میدادند.
اغلب آنها از وضع خود ناراضی بودند. از سال 1934 به بعد هنگامی که استالین دست به تصفیه زد، اکثریت آنان اعدام یا زندانی شدند.
احسان اللّه خان نیز که در شمار ناراضیها بود، زندانی شد و به سیبری تبعید گردید. در سال 1939 وی در شرایط سختی در اردوهای کار اجباری سیبری جان سپرد. همسرش که دختر یکی از مالکان سرشناس و متنفذ لاهیجان بود، بعد از شهریور 1320 به ایران بازگشت و پس از هفت سال از دنیا رفت.
(کتاب گیلان، ج 2، ص 235).
برخی افراد سرشناس که به همراه احسان اللّه خان عازم شوروی شدند عبارت بودند از: محمد جعفر کنگاوری، رضا خواجوی، سید ابو القاسم ذره، ابراهیم امینی، لادبن نوری، سید عبد الحسن حسابی، علی اکبر ناصری، حسینزاده درجزی، سردار صحیحی، احمد مسافر معروف به انف، عبد الحسین معز السلطان، آشوری و کبریت خان. احسان اللّه خان قبل از سوار شدن به کشتی جملاتی خطاب به تماشاگران ناظر صحنه ادا کرد و گفت: «ای هموطنان، ما برای آزادی شما آمده بودیم و چون خیانت سرداران مانع از انجام خیالات ما شد این مأموریت بزرگ را به وقت دیگر و بسیار نزدیک موکول میکنیم!» (7)
1) روزنامه بهار، 7/ 8/ 1300.
2) ن ک خبر 30/ 7/ 1300
3) تلگراف کارگزار اصفهان به وزارت خارجه، 9/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 9، ص 2.
4) غازیان: شهری متصل به بندر انزلی است. فاصله بین غازیان و بندر انزلی یک کانال طبیعی است که مرداب را به دریای خزر متصل میکند.
5) البته در کتاب شوروی و جنبش جنگل در صفحه 577 در این خصوص آورده شده است: امروز لادبن اسفندیاری و چند تن از دوستانش سوار بر دو فروند کشتی جنگی شوروی انزلی را به قصد بادکوبه ترک کردند.
6) هنگامی که کشتی حامل احسان اللّه خان و همراهان او از تیررس دور شده بود قوای دولتی رسیدند و چند تیر نیز، به سوی کشتی شلیک کردند. شاید در این لحظات ناظران صحنه نتوانستند به حقیقت جریان پی ببرند و از توافقهای پشت صحنه اطلاع حاصل نمایند، اما در سالهای بعد کسانی که نهضت جنگل را دقیقا مورد بررسی قرار دادند و مدارک و اسناد منتشرشده درباره جنگل، از جمله خاطرات سرلشکر کوپال را مطالعه کردند در تصنعی بودن این صحنه، کمترین تردیدی نمیتوانند به خود راه دهند.
7) کتاب گیلان، ج 2، ص 234.
دوشنبه 8 آبان 1300/ 31 اکتبر 1921/ 29 صفر 1340
امیر پنجه حسین آقا خزاعی، فرمانده قزاقهای اعزامی از تهران وارد مشهد شد. (1)
مخبر السلطنه والی آذربایجان و «لوندبرگ» (2)جهت گفتگو با امیر ارشد برای تهیه مقدمات حمله علیه سمیتقو به شرف خانه رفتند. امیر ارشد در این ملاقات برای اعزام دوهزار سوار بدین منظور اعلام آمادگی کرد ولی از آنجا که، فقط دویست نفر از سواران او به سازوبرگ نظامی مجهز بودند، ماژور «لوندبرگ» با آغاز عملیات علیه سمیتقو با نیروهای فعلی مخالفت کرد. (3)
جلسهای با حضور اعیان و ملاکین در منزل آیت اللّهزاده در مشهد برای مذاکره راجع به مسأله غله تشکیل شد. در حاشیه این مذاکرات نزدیک به پانصد نفر از تجار و کسبه که در آنجا تجمع کرده بودند با نوشتن عریضه و امضای آن از آیت اللّهزاده خواستند افرادی که در طول این مدت، باعث وارد آمدن خسارات زیاد به مردم و کشته شدن جمعی از مردم بیگناه شده بودند، مجازات شوند. (4)
سفارت آمریکا یک نسخه کتابچه در خصوص معرفی اقدامات مؤسسه راکفلر (5)
سپس کمپانیهای حملونقل نفت از راه لولههای نفتی را نیز یکی پس از دیگری به انحصار خود درآورد و بدینترتیب توانست انحصار پالایش و حملونقل نفت را در سراسر امریکا بهدست آورد. در دهه 1880 کمپانی «استاندارد اویل» که به وسیله «راکفلر» تأسیس شده بود، بهعنوان اولین تراست عظیم نفتی جهان شناخته شد. اندکی پیش از 1900 میلادی راکفلر اغلب رقبای خود را از میدان بیرون راند و خود یکهتاز شبکه تولید، پالایش، و توزیع نفت گردید. در 1907 افکار عمومی علیه وی بسیج شد و «راکفلر» در دادگاه به جرم تشکیل مخفیانه تراست، محکوم به پرداخت 29 میلیون دلار گردید. در 1911 تراست وی منحل شد و او نیز از کار کناره گرفت و پسرش عهدهدار امور وی گردید. «جان دیویسن راکفلر» سرانجام در 1937 درگذشت. او در دوران حیات خود برای انحراف اذهان عموم حدود 500 میلیون دلار صرف کارهای خیریه کرد. تأسیس چندین کلیسا و مؤسسات پزشکی و بیمارستان و تأسیس دانشگاه شیکاگو از جمله اقدامات راکفلر است که توسط بنیاد راکفلر صورت گرفت.
تشکیلات راکفلر تنها به سبب دارا بودن قدرت مالی توانست در بحران مالی دهه 30 آمریکا برقرار بماند و حداقل ضرر را بدهد، «راکفلر» در سیاست امریکا به دلیل نفوذ و قدرت مالی خود تأثیر بسیار گذارده است. او هنگام مرگ در رأس یک دودمان متمول و سرمایهدار قرار داشت و تمامی سرمایهداران مشهوری که با نام «راکفلر» پس از وی در عرصه اقتصاد و سیاست آمریکا ظاهر شدند، عموما از نزدیکان وی میباشند. نوه او «نلسون راکفلر» که وارث ثروت این خانواده گردید به مقام شهردار نیویورک و حتی به معاونت ریاست جمهور آمریکا رسید. (مشاهیر سیاسی قرن بیستم، ص 217- 218).
در سال 1920 میلادی را جهت استفاده وزارت صحیه به وزارت امور خارجه ایران ارسال نمود. سفارت آمریکا در خصوص موسسه راکفلر چنین بیان کرد: این موسسه یک موسسه غیردولتی است و هدف از تأسیس آن ترقی سعادت نوع بشر، در سراسر جهان است و مقصود اصلی آن هم نابود کردن بیماریهای مسری با فراهم کردن امکانات و اعزام متخصصین به مناطق مختلف برای ارتقاء سطح بهداشت عمومی و تحقیقات لازم در خصوص علل بوجودآورنده بیماریهای مسری میباشد. 6[تصویر] حسین خزاعی
امروز اردوی اعزامی از تهران وارد مشهد شد و از طرف دوائر نظامی و اهالی مراسم استقبال از آنها بهعمل آمد.
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 170.
2) کلنل لوندبرگ سوئدی نخست در ژاندارمری شیراز به کار گماشته شد و پس از مدتی فرماندهی ژاندارمری کازرون به او واگذار گردید. او با رفتار خوب خود توانست در بین نیروهای ژاندارمری کازرون و مردم این شهر برای خود محبوبیتی کسب کند. «گراهام» وابسته نظامی کنسولگری انگلیس در اصفهان در تاریخ 25 دسامبر 1914 در نامهای به سفیر انگلیس در تهران نوشت، به این موضوع اعتراف دارد که لوندبرگ و چند افسر سوئدی دیگر محبوب القلوب هستند. درباره اینکه لوندبرگ تا چه تاریخی در ایران بوده است، اطلاعاتی در دست نیست ولی در 4 ژانویه 1916 قرارداد وی تمدید گردیده است. (سالنامه دنیا، شماره 25، ص 120؛ کشف تلبیس، ص 68- 149؛ سوئدیها در ایران، ص 157- 160).
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 73.
4) روزنامه ایران، 8/ 8/ 1300، ص 2.
5) «جان دیویسن راکفلر» از صاحب ان تراستهای نفتی آمریکا و مؤسس شرکت نفتی استاندارد اویل بود که در سال 1839 م، متولد شد. در 1870 با مشارکت عدهای سهام یک پالایشگاه را خرید و با سرمایه یکمیلیون دلار شرکت نفتی استاندارد اویل را تأسیس نمود. طی چهار سال با به کار بستن فنون اقتصادی مقام اول پالایش نفت آمریکا را به دست آورد «راکفلر» در آن زمان یک بازرگان 40 ساله بود. او به مدد سرمایهای که از رقابت با سایر بازرگانان کسب کرده بود، طی چندین سال به خرید پالایشگاههای کوچک محلی مبادرت ورزید و همه آنها را در مجتمع تولیدی واحدی متمرکز ساخت. «راکفلر» در سایه مناقصههای قابلتوجه، شبکههای خطوط آهن نیویورک و انحصار تصفیه نفت را در کلیولند بهدست آورد.
فرمانده اردو در طرق، برای جلوگیری از بروز هرگونه حادثه ضمن سخنرانی برای صاحب منصبان اردو اظهار نمود:
چون ژاندارمها مطیع دولت هستند باید با آنها رفتار برادرانه داشت و از اعمال خلاف قانون خودداری شود. (1)
[تصویر] راکفلر
موسس خان رئیس سابق دوایر ثلاث از طرف وزارت مالیه به سمت پیشکاری مالیه آذربایجان منصوب گردید. (2)
«اف. دبلیو. سالمون»)F .W .Salmon( برای تصدی مقام معاونت کنسولگری انگلیس در مشهد، از هندوستان وارد مشهد شد.(3)
سهشنبه 9 آبان 1300/ 1 نوامبر 1921/ 30 صفر 1340
کارگزاری کل بوشهر در گزارشی به وزارت امور خارجه اطلاع داد: کلنل ویلسون به همراه جانشین کنسول انگلیس در بوشهر به محمره مسافرت نمودهاند و ویلسون در راه سفر به محمره به منظور ملاقات با خوانین قشقایی تا نزدیکی شیراز رفته که هدف از این ملاقات، گفتگو با خوانین قشقایی در خصوص کشف چاه نفت کازرون بوده است. (1)
براساس گزارشی از کارگزاری شیراز به وزارت امور خارجه، کنسول انگلیس در شیراز به عنوان حفاظت از چاههای نفت قصد دارد، نیرویی نظامی را تشکیل دهد و تاکنون شخصی به نام امر اللّه کشکولی (2)و نزدیک به پنجاه نفر را بدین منظور در نظر گرفته و سی هزار فشنگ و سی اسب و یراق و ده هزار تومان پول به وی داده است و علاوه بر این قصد دارد سیصد تفنگچی نیز از میان کشکولیها استخدام نماید.
کشکولیها که در اراضی استخراج نفت مستقر بودند به عنوان مالک آن اراضی با کمپانی نفت قرارداد هایی (3)را امضا میکردند. (4)
به دلیل نبودن کارگزاری در زنجان، بعضی اوقات اتباع خارجی شکایات خود را به اداره عدلیه خمسه ارائه میکردند. (5)ازاینرو وزیر عدلیه با توجه به تصمیم دولت مبنی بر الغای کاپیتولاسیون به رئیس عدلیه دستور داده بود که به دعاوی آنان در اداره عدلیه رسیدگی شود ولی درباره آن دسته از اتباع خارجی که هنوز کاپیتولاسیون نسبت به آنها لغو نشده و عدلیه صلاحیت رسیدگی به دعاوی آنان را نداشت از وزارت امور خارجه کسب تکلیف کرد. (6)وزارت خارجه در پاسخ به سؤال وزیر عدلیه به آن وزارت خانه اعلام کرد، اتباع دولت هایی که هنوز کاپیتولاسیون نسبت به آنها لغو نشده، در صورتی که با میل خود به محاکم داخلی رجوع نمودند به دعاوی آنان رسیدگی شود. (7)
اردوی قزاق به فرماندهی مظفر السلطنه برای وصول مالیات در لرستان به سر میبردند، هنگام بازگشت پس از طی نیم فرسخ (8)، تمام الوار حسن وند و خمسه و بسطام سوار و پیاده در کوهها، اردوی قزاق را محاصره کردند. سرانجام پس از جنگ شدیدی اردوی قزاقها توانستند به خاوه وارد شوند. (9)
سردار مقتدر سنجابی اظهار داشت: «امیر اعظم کلهر» مشغول جمعآوری تفنگچی میباشد تا به ایل «سنجابی» حمله کند. (10)
1) تلگراف کارگزاری کل بوشهر به وزارت خارجه، 9/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 50.
2) امر اللّه کشکولی قبلا در پلیس جنوب سمت نایب داشت که با ارتقای درجه برای این کار انتخاب شده بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 1، ص 8).
3) این اقدام کمپانی و استخدام یک عده مسلح به بهانه حفاظت از چاه نفت خلاف امتیاز و قرارداد استخراج نفت بود. (همان).
4) مراسله کارگزاری شیراز به وزارت خارجه، 9/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 1، ص 8.
5) مراسله اداره عدلیه خمسه به وزیر عدلیه، 7/ 5/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 34، پ 2، ص 53.
6) مراسله وزارت عدلیه به وزارت خارجه، 9/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 34، پ 2، ص 52.
7) مراسله وزارت خارجه به وزارت عدلیه، 17/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 34، پ 2، ص 51.
8) فرسخ: امروزه فرسنگ یا فرسخ را معادل شش کیلومتر در نظر میگیرند.
9) روزنامه ایران، 12/ 8/ 1300، ص 3. آ.
10) روزنامه اتحاد، 10/ 8/ 1300، ص 3.
چهارشنبه 10 آبان 1300/ 2 نوامبر 1921/ 1 ربیع الاول 1340
اعلانی به امضای نایب اول کنسولگری انگلیس در بوشهر منتشر شد مبنی بر اینکه، افرادی که در پلیس جنوب خدمت کردهاند، در اداره نفت آبادان برای خدمت پذیرفته میشوند، این اعلان بر درب کنسولگری نیز چسبانیده شده بود. (1)وزارت امور خارجه نیز پس از اطلاع از انتشار این اعلان، اعتراض خود را به سفارت انگلیس در تهران اعلام کرد و به کارگزاری بوشهر دستور داد تا به کنسول انگلیس اعتراض نماید. (2)ولی چند روز بعد، سفارت انگلیس در پاسخ وزارت امور خارجه ایران تنها اظهار داشت: کلنل ترور)Trevor( از غفلتی که در چسباندن این اعلان صورت گرفته، ابراز تأسف نموده است. (3)
امیرپنجه حسین آقا خزاعی، مترجم هندی کنسولگری مشهد را به حضور پذیرفت. او در این ملاقات گفت: دستور دارد با کنسولگری انگلیس در مشهد روابط برقرار کند و به توصیههای کنسولگری عمل نماید ولی تا زمانی که شورشیان دستگیر نشدهاند، از حضور در محل کنسولگری و اظهار دوستی علنی با انگلیسیها خودداری خواهد کرد. (4)
وزارت امور خارجه در خصوص اتباع ایرانی ساکن ترکستان، به خصوص آن عدهای که در «مرو» (5)و «سیهبازار» ساکن بودند به سفارت روسیه نوشت، همانطور که به وزارت امور خارجه اطلاع داده شده آنان در وضعیت نامطلوبی به سر میبرند. از اینرو، میخواهند که به ایران بازگردند ولی مأمورین دولتی ترکستان از پذیرفتن تقاضای آنان خودداری نموده و مانع بازگشت آنان به وطنشان هستند. وزارت امور خارجه در پایان مراسلهاش از سفارت روسیه، تقاضا کرد: به منظور رفع این مشکل اتباع ایرانی برای بازگشت به ایران با مقامات دولت ترکستان، مذاکره نمایند. (6)
وزارت امور خارجه ضمن مذاکره با سفارت انگلیس در تهران در خصوص تحویل دفاتر پستی خوزستان به ایران، طی تلگرافی به سفیر ایران در لندن دستور داد با مذاکره با دولت انگلیس، توقف کار این دفاتر پستی را تقاضا نماید. انگلیسیها این دفاتر پستی را در زمان جنگ جهانی اول در خرمشهر (محمره)، اهواز و آبادان ایجاد کرده بودند ولی بعد از جنگ نیز این دفاتر همچنان به فعالیت خود در خوزستان ادامه دادند.
حتی کمپانی نفت جنوب نیز، در مسجد سلیمان (7)و میدان نفت دفتر پستی تأسیس کرده و از تمبرهای (8)انگلیسی استفاده میکرد. (9)
علم الدوله رئیس سابق نظمیه مشهد که روز قبل مشهد را به قصد تهران ترک کرده بود، امروز در سبزوار دستگیر و برای محاکمه به مشهد بازگردانده شد. (10)
دولت بلژیک به «لامیرت مولیتر» و «کامیل مولیتر»، مدیران ارزاق و گمرکات و پست ایران به خاطر خدماتشان در زمان مأموریت در ایران، نشان «شوالیه لرد لئوپلد» اعطا کرد (11).
پس از تصویب مخارج تعمیر سد «جاجرود» (12)از جانب مجلس شورای ملی، امروز وزارت مالیه به اداره ارزاق دستور داد به فوریت شروع به تعمیر سد مزبور نماید و تا رسیدن فصل زمستان آن را به اتمام برساند. (13)
1) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 10/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 176.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 186.
3) مراسله سفارت انگلیس در تهران به وزیر خارجه، 26/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 5، ص 15.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 170.
5) مرو: شهری در آسیای میانه، که اکنون جزو جمهوری ازبکستان میباشد.
6) مراسله وزارت خارجه به سفارت روسیه، 10/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 10، ص 4.
7) مسجد سلیمان شهری در خوزستان که اولین چاه نفت ایران در آن منطقه کشف گردید.
8) انگلیسیها در کنفرانس پستی مادرید متعهد شده بودند آن دفاتر را به ایران تسلیم نمایند ولی تا آن زمان هنوز هیچ اقدامی نکرده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 34.).
9) تلگراف وزارت خارجه به سفارت ایران در لندن، 10/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص34
10) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 171.
11) روزنامه اتحاد، 10/ 8/ 1300، ص 3.
12) جاجرود: نام رودی است مشهور که از دو فرسنگی شهر تهران میگذرد و در اصل نام آن جایهرود بوده است و جایه نام روستایی است که آن رود از کنار آن میگذرد و به منزله منبع آن رود است، چنانکه رود جیحون را به مناسبت اینکه، «آمو» منطقهای بود در حوالی آن رود آمو گویند. و جاجرود معرب جایه رود است. جاجرود از روستاهای لواسان بزرگ در تهران میباشد.
13) روزنامه اتحاد، 10/ 8/ 1300، ص 3.
[تصویر] کنسولگری انگلیس در شیراز
قوام السلطنه که چند روز پیش به بریجمن اطلاع داده بود قصد دارد نظام السلطنه را به فرمانفرمایی خراسان منصوب نماید امروز پاسخ خود را دریافت نمود. بریجمن طی نامهای شخصی به قوام السلطنه خبر داد لرد کرزن پس از اطلاع از این موضوع اظهار داشته است: «به واسطه سابقه جناب نظام السلطنه، تعیین ایشان به حکومت خراسان منافی میل دولت انگلیس خواهد بود.» (1)
1) تاریخ معاصر ایران، کتاب پنجم، ص 323- 324؛ قوام السلطنه که نظام السلطنه را به سمت والیگری خراسان معین کرده بود در پاسخ به نامه بریجمن به وی اطمینان داد که نظام السلطنه در حدود دستورات و نظریات دولت وظایف خود را ایفا خواهد نمود. (همان).
پنجشنبه 11 آبان 1300/ 3 نوامبر 1921/ 2 ربیع الاول 1340
سردار سپه وزیر جنگ که برای رسیدگی به امور گیلان به آنجا سفر کرده بود، پس از فتح رشت، امروز به تهران بازگشت. گروهی از قزاقها همچنان برای یافتن میرزا کوچک خان در جنگل بهسر میبردند. (1)
به دستور رئیس الوزراء، موسیو شوبرگ رئیس اداره تأمینات نظمیه مرکز، به سمت ریاست نظمیه رشت منصوب شد. (2)
[تصویر] مورگان شوستر
به دنبال چند جلسه مذاکره، بالاخره امروز میرزا غلامحسین خان علاء، نماینده سیاسی ایران در واشنگتن توانست مورگان شوستر (3)
«فرانک کیرنز» چهل و دوساله از 1899 تا 1910 در گمرکات فیلیپین و کوبا خدمت کرده و سمت او در ایران ریاست اداره مالیات بود. «چارلز مک کاسکی» سی و چهار ساله از 1899 تا 1907 در گمرکات فیلیپین خدمت کرده و از 1907 تا 1911 در گمرکات نیویورک به کار مشغول بوده و سمت او در ایران کارشناس درآمدهای مالیاتی بود. «رالف هیلز» سی و ششساله حسابداری بود که به اتفاق شوستر در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرده و سمت او در ایران مشاور ممیزی و حسابرسی بود. شوستر در کتابی که به نام «اختناق در ایران» نوشت ماجراها و موفقیتهای هیئت خود را در طول هشت ماه قبل از اخراج وی از ایران مفصلا شرح داد.
به علت فقدان هرگونه نظم و قانون در امور مالی ایران، شوستر از مجلس تقاضا کرد قانونی را تصویب کنند که براساس آن به شخص شوستر به عنوان خزانهدار کل اختیارات مکفی در اداره امور مالی کشور داده شود و مجلس نیز در تاریخ سیزدهم ژوئن 1911 چنین قانونی را تصویب کرد. از این مرحله به بعد، وظایف شوستر به علت مقاومت سفارتهای خارجی پیچیدهتر گردید. این سیاستها توسط سفارت روسیه و برخی سیاستمداران ایران هدایت میشد. به هرصورت شوستر ادعا کرد، موفق شده است امور مالی ایران را متمرکز ساخته، وصول مالیاتها را در چارچوب منصفانهای قرار داده و هزینههای دولت را از راه همین مالیاتها، بپردازد، منجمله هزینه هایی که شاه مخلوع جهت دفع حمله ترکها و پرداخت دیون خارجی کشور پرداخته بود.
شوستر متوجه شد که همکاری یک سازمان ژاندارمری برای وصول مالیاتها ضروری است و به این منظور در صدد برآمد که از سرگرد استوکس انگلیسی برای فرماندهی این سازمان استفاده کند. در این موقع انگلیس و روسیه به بهانه اینکه این اقدام نقض قرارداد 1907 است، شاه را با به راه انداختن آشوب، حکومت ایران را تهدید به دخالت نظامی کردند. بالاخره روسیه و انگلیس از همکاری خودداری کردند و برای خنثی کردن اقدام ایران برای کسب استقلال کامل به نیروهای درندهخوی متوسل شدند. حکومت ایران در اکتبر 1911 به شوستر دستور داد که اموال دو برادر شاه را که به تازگی در اقدام برای سرنگونی حکومت مشروطه شکستخورده بودند، توقیف کند. در این مرحله مأمورین کنسولگری روسیه و قشون این کشور مداخله کردند. این برخورد بهانهای شد که دولت روسیه در دوم نوامبر، اولتیماتومی به ایران فرستاده و خواستار عذرخواهی ایران گردد. در همان حال که قشون روسیه به شمال ایران وارد میشد مجلس اعتماد خود را در دوم نوامبر به شوستر اثبات کرد و به وی اجازه داد که ده نفر آمریکایی دیگر را استخدام کند. حکومت ایران بعد از کمی مقاومت، توصیه انگلیس را پذیرفت و در بیست و چهارم نوامبر در مقابل فشار روسیه تسلیم شد و از آن کشور عذرخواهی کرد. اما پنج روز بعد، روسیه اولتیماتوم دیگری به ایران داد.
درخواستهای روسیه از این قرار بود:
1- اخراج شوستر و لکوفر (مردی انگلیسی که در استخدام خزانهداری کل بود). وضع سایر افرادی که به خدمت هیئت شوستر درآمده بودند طبق شرایط دیگری تعیین خواهد شد.
2- دولت ایران تعهد بسپارد که بدون مشورت و رضایت سفارت خانههای روس و انگلیس اقدامی جهت به خدمت گماردن افراد خارجی انجام ندهد.
3- دولت ایران غرامتی به عنوان هزینه اعزام قشون به این کشور بپردازد.
مقدار و نحوه پرداخت غرامت بعد از رسیدن پاسخ ایران تعیین خواهد شد.
گرچه قشون روسیه به خاک ایران داخل شده و برای اشغال شمال این کشور سازماندهی گردیده بود، مجلس به اتفاق آراء بر رد اولتیماتوم رأی داد. اما کمکی به ایران نرسید و نتوانست در مقابل روسها مقاومت کند و در بیست و چهارم دسامبر کابینه کودتایی علیه مجلس ترتیب داد و درخواستهای روسیه را پذیرفت و شوستر در یازدهم ژانویه 1912 عازم کشور خود شد.
(روابط سیاسی ایران و آمریکا، ص 161- 164).
را راضی نماید به سمت مأمور مالی دولت ایران در آمریکا ایفای وظیفه نماید. شرط شوستر برای پذیرش این مسئولیت این بود که، یک و نیم درصد مبلغ هروامی را که برای ایران فراهم میکند به عنوان حق الزحمه دریافت نماید و در صورت عدم تقاضا و یا عدم دریافت وام، سالانه پانزده هزار دلار بابت حقوق و مخارج خود دریافت نماید، که البته دولت ایران نیز، شرایط شوستر را پذیرفت تا وی را استخدام نماید. (4)[تصویر] حسین علاء (علاء السلطنه)
1) روزنامه ایران، 14/ 8/ 1300، ص 1؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 73.
2) روزنامه ایران، 12/ 8/ 1300، ص 3.
3) مورگان شوستر حدود ده سال پیش نیز در دوره دوم مجلس شورای ملی برای ساماندهی امور مالی به ایران دعوت شده بود. او به اتفاق هیئت همراه، در تاریخ هشتم آوریل 1911 از نیویورک حرکت کردند و در دوازدهم مه همان سال وارد تهران شدند. آمریکاییهای جوان برای انجاموظیفه سازماندهی امور مالی ایران بسیار شایسته به نظر میرسیدند. سوابق آنها و وضعشان از نظر شغلی به قرار زیر بود: «شوستر» سی و پنج ساله در واشنگتن وکیل بود و از 1899 تا 1905 در اداره گمرکات فیلیپین و کوبا خدمت کرده و از 1906 تا 1908 رئیس تعلیمات عمومی فیلیپین بود. سمت او در ایران خزانهدار کل بود. «براس دیکی» سی ساله از 1899 تا 1908 در گمرکات فیلیپین خدمت کرده و سمت او در ایران کارشناس مالیاتی بود.
4) تلگراف حسین علاء به مشیر الدوله، 12/ 1/ 1301؛ نفت شمال، ص 101؛ گنجینه اسناد، س اول، دفتر اول، ص 34.
جمعه 12 آبان 1300/ 4 نوامبر 1921/ 3 ربیع الاول 1340
به دستور امیرپنجه حسین خزاعی اعضای حزب ملیون و برخی افراد دیگر در مشهد دستگیر شدند (1). فهرست اسامی دستگیرشدگان (2)بدینشرح بود: شیخ احمد بهار (3)
وقتی که قوام السلطنه به نخستوزیری رسید از وی دعوت کرد که با دولت همکاری کند. شیخ احمد بهار، این دعوت را پذیرفت و در مقام ریاست اداره اطلاعات و مطبوعات نخستوزیری شروع بهکار کرد. وی طبع شاعری نیز داشت و در سال 1336 ش، در شصت و هشت سالگی در تهران درگذشت. (واقعه گوهرشاد، ص 61، 62).
، بهاء دفتر، میر مهدی، اسدآقا زوارزاده، سید حسین خرازی با دو پسرش، حاجی محمد ابراهیم میلانی، مشهدی عبد اللّه، شیخ حسین (برادرزن سید کشفی)، صدر الادبا، مجد الادبا، حاجی حسن ، عدل السلطنه، معتمد الوزاره، میرزا محسن خان، سید مصطفی سرابی، سید علی خان، علی رضا خان، اوبلیناتس ارمنی، مشهدی حسین جواهری، انتخاب الملک، بدیع الملک، غلام رضااف، محمدآقا ترک، مشکات نظام، طاهباز با دو پسرش، حاجی ابراهیم طاهباز، حاجی همت علی، حاج علی ترک، غلام مهدیاف، صفدر بیگ، میرزا حسن خان، جعفرزاده، مترجم السلطان، اسدآقا میلانی، شاهزاده محمد میرزا (داماد بهاء دفتر)، میرزا علی اکبر خان، حاجی احمد قناد، کلنل رضا خان، حاجی ابو القاسم، حاجی محمد حسن مرندی، نصرت الملک، میرزا عبد الحمید محسن زاده، دهقان و میرزا جواد خان، حکم بازداشت رفعت الدوله (متحصن در آستانه) و جلال الممالک (مخفی) نیز صادر شد. (4)قزاقها تعدادی از انقلابیون معروف غیرنظامی خراسان را که دستگیر کرده بودند به جوخه اعدام سپردند. سردبیر روزنامه شرق [ایران]، تنها کسی بود که با فرار به داخل آستانه از مرگ جان به در برد. حدود پنجاه نفر از اعضای حزب ملیون نیز همچنان در زندان به سر میبردند. (5)
هرچند روز یک بار، سیم و تیرهای تلگراف منطقه قزوین سرقت میشد، بهطوریکه خط تلگراف بین قزوین و بغداد به طور مداوم قطع میگردید.
در دو هفته گذشته نیز، مقداری از این سیمهای تلگراف که بیشتر آنها در محدوده باغهای خارج از دروازه رشت شهر قزوین قرار داشتند سرقت شده بود. سفارت انگلیس که مدعی مالکیت این خطوط تلگرافی بود، امروز در یادداشتی از وزارت امور خارجه خواست تا اقدامات فوری برای جلوگیری از این سرقتها به عمل آید. (6)
اما پس از پیگیریهای وزارت امور خارجه و اعلام این یادداشت سفارت انگلیس به وزارت پست و تلگراف، در تاریخ 22/ 8/ 1300 وزارت پست و تلگراف که این یادداشت سفارت انگلیس را موجب حیرت میدانست به وزارت امور خارجه متذکر شد، این خطوط تلگرافی متعلق به دولت ایران میباشد اگرچه انگلیسیها در طول جنگ جهانی اول بدون اجازه دولت ایران برای رفع نیازهای نظامی خود از آن استفاده میکردند.
بعد از پایان جنگ این بهانه مرتفع گردیده و قبلا نیز بهطور مکرر خواسته شده است تا مداخلات مأمورین انگلیسی در این خطوط تلگراف قطع گردد، ولی متاسفانه هنوز در بعضی قسمتها مانند خطوط بین کرمانشاه و سرحد و غیره مداخله میکنند. بنابراین، لازم است از سفارت انگلیس خواسته شود، مانع مداخله مأمورین انگلیسی در این خطوط شود. (7)
سرگرد برونیکوفسکی در بعد از ظهر امروز به مشهد بازگشت. کالسکه سرگرد در بیست و پنج مایلی مشهد دچار حادثه شد و برونیکوفسکی نیز دچار مصدومیت گردید. (8)
«دبوا» رئیس اداره مالیه مشهد، همراه با خدمتکار روسی خود، از مشهد عازم تهران گردید. (9)
1) بعد از انتقال دستگیرشدگان به توپ خانه آقایان مدعی العموم، بدایعنگار و چند نفر از صاحب منصبان با تشکیل دادگاه برای این افراد، محاکمات و بازجوییها را شروع نمودند. این محاکمات نظامی همهروزه در توپ خانه ادامه داشت. (روزنامه خراسان، 22/ 8/ 1300، ص 3).
2) قزاقها پس از ورود به شهر مشهد و تحویل گرفتن اداره قشونی و نظمیه تعدادی افراد از طبقات مختلف را دستگیر نمودند، ابتدا آنان را به اداره نظمیه برده و سپس به توپ خانه منتقل نمودند. اسامی افراد دستگیر شده توسط نیروهای قزاق در شهر مشهد به نقل از روزنامه خراسان مورخ 22 آبان 1300 بدین شرح است: سید علی خان معارف، میرزا مصطفی سرائی، زوّارزاده، طاهباز با چهار تن از پسرانش، میرزا محمد علی خان گمرک، معاون الایاله، میر مرتضی، میر مهدی، بهاء دفتر، مشهدی عبد اللّه تاجرباشی، صفدر بیک، کربلائی نصر اللّه ترک، غلام دوافروش، محمدآقا رئیس کمیسر، شیخ احمد بهار، حاجی ابراهیم میلانی، مشهدی حسین ترک جواهری، حاج علیآقا حراجچی، معتمد الوزاره رئیس پست، مشکات نظام، رضا خان معروف به کلنل، بدیع الملک، صدر الادبا، مجد الادبا، محبعلی قفقازی، حاجی سید حسین خرازی، شیخ حسین، مترجم السلطان، محمد رضا میرزا، عدل السلطنه، حاجی محمد حسین مرادی، محمد مفتش، خاطر، جعفرزاده، علی اکبر ایروانی، علی رضا خان مالیه، میر اصغر ترک معروف به ترول، اسدآقا تاجر، میرزا حسن خان خزانه، مشهدی ابو القاسم مسقط فروش، اسد تاجر معروف به دائی، سید حسن طبسی، مشهدی رضا، عباس قوچانی، الکساندر آقایان، رسول خان نصیربکف، عبد الحمید محسن اف، سید مهدی خیاط، سید حسین طباطبائی، میرزا محمد علی خان اردبیلی، سید مهدی خان مفتش، نور علی خان شیبانی معروف به نصرت الممالک، میرزا جواد خان منشیباشی کارگزار، محمد علی یراقفروش (روزنامه خراسان، 22/ 8/ 1300، ص 3).
3) شیخ احمد بهار در سال 1268 ش، در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش حاج شیخ محمد کاظم تهرانیان با اینکه مردی عارفمسلک و سرایندهای توانا بود به کار تجارت مشغول بود و ریاست اتحادیههای بازرگانان خراسان را بر عهده داشت. شیخ احمد بهار، تحصیلات خود را در شهر مشهد آغاز کرد و مقدمات عربی و فارسی را خدمت استادانی همچون حاج میرزا محمد باقر مدرس و شیخ عبد الجواد ادیب نیشابوری فراگرفت و پس از تکمیل تحصیلات به کربلا و نجف رفت و فقه و اصول را آموخت و هنگامی که به ایران بازگشت روزنامه بهار را تأسیس کرد و به این مناسبت و هم به سبب خویشاوندی با ملک الشعرای بهار (که پسر عمهاش بود) عنوان خویش را از «شیخ احمد تهرانیزاده» به «شیخ احمد بهار» تغییر داد. وی در روزنامه خود بر ضد قرارداد معروف 1919 م، مقالات تندی مینوشت و از سیاست انگلستان در ایران به شدت انتقاد میکرد، و به همین جهت به دستور قوام السلطنه، والی وقت خراسان، از ایران تبعید شد و به ناچار چندی در شهرهای قفقاز و استانبول به سر آورد. در حوادث مسجد گوهرشاد، شیخ احمد بهار، چون با آیت اللّه میرزا محمد آقازاده روابط بسیار نزدیک و دوستانه داشت و چون از نزدیکان و معتمدان آیت اللّه حاج آقا حسین قمی به شمار میرفت، مورد سوءظن واقع شد و به زندان افتاد، پس از بیست ماه زندان آزاد گردید. بعد از شهریور 1320 و سقوط حکومت رضا شاه، دگرباره روزنامه بهار را در تهران منتشر ساخت و به مبارزات سیاسی خود ادامه داد.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 173- 174.
5) همان، ص 172.
6) یادداشت سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 12/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 25، ص 1.
7) مراسله وزارت پست و تلگراف به وزارت خارجه، 21/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 33، پ 25، ص 2.
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 172.
9) همان، ص 172.
شنبه 13 آبان 1300/ 5 نوامبر 1921/ 4 ربیع الاول 1340
به دنبال انتشار این خبر که «چیک» کنسول انگلیس در شیراز، افراد طایفه کشکولی را به اسب و اسلحه و مهمّات جنگی مجهز نموده است. امروز وزیرمختار انگلیس در یادداشتی به قوام السلطنه رئیس الوزرای وقت این خبر را تکذیب نمود ولی این احتمال را عنوان کرد، که شاید این شایعات از آنجا نشأت گرفته باشد که در زمانی که کمپانی نفت قصد دارد، جهت حفاظت از چاههای نفت در دشت قیر، مستحفظ استخدام نماید، ممکن است، مقداری اسلحه به آنان داده شده باشد. (1)
پس از دستگیری اعضای حزب ملیون در مشهد، حسین خزاعی بیانیهای درباره آنان و وقایع اخیر در خراسان، منتشر ساخت. متن بیانیه بدین شرح است:
«به اطلاع عموم میرساند که پس از مرگ کلنل محمد تقی، [احمد شاه] با ابراز شفقت کلیه مجرمین درجه دوم را مشمول عفو قرار دادند، ولی فتنهانگیزان دست از اعمال خود برنداشتند آنان در خفا جلسه تشکیل دادند، آنان برای کشتن افراد محترم و سرشناس شهر نقشه کشیدند و همچنان در راه رسیدن به هدفهای خود گام برداشتند. تا آنکه، از طرف رئیس الوزرا و وزیر جنگ به من دستور داده شد که این فتنهانگیزان را دستگیر و نظم را برقرار سازم. در اجرای اوامر صادره من شب گذشته، افرادی را که مردم در فتنهانگیزی ایشان شکی ندارند دستگیر کردهام. اینان، همان کسانی هستند که، پس از مرگ کلنل محمد تقی، در مقابل اقدامات کلنل محمود برای بازگرداندن آرامش و نظم مانع ایجاد کردند و کلنل اسماعیل را به پیگیری شورش واداشتند. اینان همان کسانی هستند که پس از دستگیری کلنل اسماعیل کمیتهها تشکیل دادند و برای اطفای شهوت خونخواری خود خیال کشتن بسیاری از مردم بیگناه را در سر داشتند. اینان همان مردمانی هستند که طبیعتشان جنایتکار است. بنا به خواست خدا و نیات خیرخواهانه شاه، کلیه این فتنهانگیزان دستگیر و اینک در زندان به سر میبرند و همگان در یک دادگاه نظامی متشکل از افسران واحدهای مختلف و دو نفر از معتمدان شهر محاکمه خواهند شد.» (2)
روزنامه تایمز لندن نوشت: پس از انحلال پلیس جنوب، دولت ایران راضی شده است، هفتصد نفر از این نیروها را در نزدیکی شیراز نگاه دارد. تایمز اضافه کرد، این خبر موجب خوشوقتی تجار انگلیسی شده است. (3)
به حکم وزارت عدلیه، شرف الملک به سمت ریاست امور عدلیه انتخاب شد. (4)
امروز در جلسه هیئت دولت تصویب شد، هزار و یکصد و پنجاه دلار و یک فقره چهار صد و پنجاه و شش تومانی مطالبات کلنل «مریل» افسر آمریکایی سابق ژاندارمری ایران، که سالها بود، سفارت آمریکا (5)آن را مطالبه میکرد، پرداخت گردد. (6)
در حاشیه ملاقات و مذاکره جنرال کنسولگری ایران در بغداد با کمیسر عالی بین النهرین در خصوص تحویل دادن دفاتر پستی خوزستان به ایران، کمیسر گفت کارهای خوزستان دیگر به او مربوط نمیشود و به اداره پست بین النهرین (7)نیز،
1) مراسله سفارت انگلیس به رئیس الوزراء، 13/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 17، ص 1.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 174- 175.
3) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 13/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 164.
4) روزنامه ایران، 14/ 8/ 1300، ص 2.
5) با توجه به اینکه در قرارداد کلنل مریل آمریکایی قید شده بود: هرگاه پس از انقضاء کنترات او دولت ایران مایل به تجدید آن نباشد گذشته از مخارج مراجعت وی در ماه قبل، وجهی که معادل با شش ماه حقوق و کرایه منزل و علیق سه رأس اسب باشد قبلا دریافت خواهد نمود. بنابراین سفارت آمریکا به موجب ماده فوق، مبلغ مذکور را مطالبه میکرد. (اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 43، پ 11، ص 13).
6) مراسله وزارت خارجه به وزارت مالیه، 24/ 8/ 1300، اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 43، پ 11، ص 2.
7) انگلیسیها مدعی بودند که این دفاتر پستی جزو ادارات پست بین النهرین شدهاند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 7).
ارتباطی ندارد و در این خصوص باید با کنسول ایران در بوشهر مذاکره شود، زیرا امور خوزستان تحت نظر ایشان است و او حق مدخله ندارد. (1)
ایالت فارس تلگرافی در تشریح اوضاع ممسنی به وزارت داخله ارسال نمود. (2)ایالت فارس در این تلگراف گزارش داد که در حین حرکت اردو به طرف ممسنی امامقلی خان برای علمای شیراز تلگرافی با این مضمون ارسال کرده که «ما مطیع و رعیت دولتیم مالیات و مرسوم خود را داده و میدهیم بیجهت توپ و نظام دولت را به سر خانه ماها میآورند و با ما طرف میکنند. اگر سوء القائاتی رخ داده از راه دفاع و حفظ ناموس و خانه خودمان است نه از راه تمرد و یاغیگری». ایالت فارس در ادامه گزارش داد، نظامیان سه بار به نیروهای امامقلی حمله کرده ولی هرسه بار شکست فاحشی خورده و عقبنشینی میکنند ولی دفعه چهارم با جسارت بیشتری جنگ را دنبال میکنند و از قرار اخبار رسیده، ده دوازده نفر سرباز کشته و بیست نفر مجروح میشوند، بهطوری که جوادآقا بوشهری از سردار عشایر درخواست مینماید که پسرش ناصر خان را با یک عده قشقایی برای کمک به آنها بفرستد. (3)
[تصویر] امان اللّه خان (پادشاه افغانستان و برادرش)
با توجه به سفر اعتلاء الملک وزیرمختار ایران در افغانستان در روز هیجدهم آبانماه به طرف محل مأموریت خود، وزارت امور خارجه از وزارت مالیه خواست تا با صدور دستور به اداره گمرکات، موقع عبور اعتلاء الملک از مرز، مانعی برای او که مقداری پول طلا (حدود هشت هزار تومان) برای مخارج سفارت به همراه خواهد داشت، ایجاد نشده و ضمنا محمولات وی نیز که شامل بعضی هدایا برای پادشاه افغانستان و مقداری فرش قالی برای سفارت است، معاینه نشده و از پرداخت حقوق گمرکی معاف شوند. (4)
جواد بوشهری (پسر معین التجار) به همراهی صد نفر (5)
(اسناد ملی ایران، شم ت 293001492).
سرباز و توپچی و سوار با دو عراده توپ که در اختیارش بود به طرف ممسنی حرکت کرد. (6)1) مراسله جنرال کنسولگری ایران در بغداد به وزیر خارجه، 13/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 40.
2) در حاشیه این سند ذکر شده است «اداره جنوب شعبه مطبوعات فقط اطلاع حاصل نماید به جراید داده نشود».
3) گزارش از شیراز به تهران، 13/ 8/ 1300، اسناد ملی، شم ت 293001492
4) مراسله وزارت خارجه به وزارت مالیه 13/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 26، پ 1، ص 28.
5) این عده سه بار به امامقلی خان و افرادش یورش بردند ولی هرسه بار شکست فاحشی خورده و عقبنشینی کردند. دفعه چهارم با نیروی بیشتری حمله کرده ولی باز شکست خوردند. تعدادی سرباز کشته شده و حدود بیست نفر نیز مجروح شدند. بهطوری که جوادآقا بوشهری از سردار عشایر میخواهد ناصر خان پسرش را با یک عده قشقایی به کمک او بفرستد.
6) اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
یکشنبه 14 آبان 1300/ 6 نوامبر 1921/ 5 ربیع الاول 1340
رضا خان در مذاکرات امروز خود با وزیرمختار انگلیس اظهار داشت: اوضاع گیلان مطلوب است و دیگر از ناحیه میرزا کوچک خان خطری متوجه دولت نیست. وی سپس افزود: اکنون قصد دارد، پنج هزار نیروی قزاق را برای برقراری نظم به تبریز اعزام نماید و برای بدست گرفتن فرماندهی عملیات شخصا به تبریز سفر کند. همچنین گفت: اعزام نیروی قزاق و یاری افراد محلی وفادار به حکومت مرکزی تنها راه از پای درآوردن سمیتقو است. (1)
[تصویر] نمای بیرونی یکی از ساختمانهای باغ شمال تبریز در دوره قاجاریه
دولت هندوستان (2)پس از احضار قشون انگلیس از ایران اعلام کرده بود که قصد دارد به دلایل اقتصادی خط راهآهنی را که در دزداب ساخته و برای حمل آذوقه و نقلوانتقال قشون انگلیس در شرق ایران از آن استفاده میشد، جمعآوری نماید، چون به دلیل احضار نیروهای مزبور، دیگر به این خط راهآهن نیازی نداشت.
امروز سفارت انگلیس ضمن اعلام این تصمیم دولت هندوستان به ایران، پیشنهاد داد:
چنانچه دولت ایران تمایل به حفظ این خط راهآهن دارد، حاضر است پیشنهادات دولت ایران در اینباره را به دولت هندوستان مخابره نماید. (3)
[تصویر] عمارت توپ خانه دولتی تبریز
دوشنبه 15 آبان 1300/ 7 نوامبر 1921/ 6 ربیع الاول 1340
میرزا عبد الحسین شفائی نماینده میرزا کوچک خان که برای مذاکره به اردوی قزاق اعزام و در آنجا به دستور رضا خان توقیف شده بود، امروز با چند نفر دیگر به تهران آورده شدند و پس از ورود به تهران، آنان را در اداره قزاق خانه توقیف کردند. (1)
سیصد نفر از نیروهای جنگلیها به محاصره نیروهای دولتی درآمدند. چهار مسلسل و سی بار مهمات آنان نیز به چنگ قزاقها افتاد. (2)
کنسول انگلیس در تبریز طی تلگرافی به سفارت انگلیس اطلاع داد که نیروهای تحت فرمان سمیتقو بین چهار هزار تا چهار هزار و پانصد نفر برآورد میشوند که دویست نفر آنها ترک هستند. سمیتقو همچنین دوازده مسلسل در اختیار دارد. کنسول در ادامه افزود: در ایالات شایع کردهاند که عناصر انگلیسی مقیم بغداد، از طریق سید طه (3)
اسماعیل آقا سمیتقو از منسوبین نزدیک او بود و در منطقه ارومیه مالومنال فراوانی داشت. سید طه به زبانهای کردی و فارسی و ترکی و روسی تسلط داشت.
در سال 1928، تسلیم دولت ایران شد و در تهران تحت نظر قرار گرفت. در سال 1930 با سرگرد نوئل)Noel( رئیس امور سیاسی سفارت انگلیس ملاقات و مذاکره کرد. در سال 1937 م مشکلات مالی پیدا کرد زیرا متنفذین مخالفش با ادعای مالکیت بر اراضی او، ثروتش را از دستش گرفتند. و او برای رفع این مشکلات حق خروج از تهران را نداشت. (آینده، س 1372، شم 4- 6، ص 405).
، محرک اصلی سمیتقو هستند. اخیرا هم ملک فیصل به رسم هدیه یک «عبا» برای سمیتقو فرستاده است.(4)هشتصد نفر ژاندارم برای مقابله با حمله احتمالی سمیتقو به خوی، از تبریز به آن شهر اعزام شدند. (5)
بیماری «آبله» در منطقه کردستان شیوع یافته بود. تلفات آن در روستاها و اطراف شهرها بیشتر بود، به طوریکه در یکی از روستاها هفتاد نفر و در روستایی دیگر نه کودک جان باخته بودند. علاوه بر این، «حصبه» نیز شیوع یافته بود. (6)
مخبر السلطنه والی آذربایجان در گزارشی به وزارت داخله ضمن نامساعد خواندن شرایط لازم برای برگزاری انتخابات مجلس چهارم در مناطقی مانند خوی، سلماس، ارومیه، ساوجبلاغ، مراغه، اردبیل و خلخال، دلیل عدم برگزاری انتخابات در این مناطق را وضعیت نامطلوب این مناطق اعلام کرد (7)
امروز به مناسبت چهارمین سالگرد اعلان جمهوریت در روسیه شوروی جشنی از طرف کارکنان سفارت روسیه شوروی در محل سفارت برپا شد و کارکنان سفارت از مردم پذیرایی نمودند. (8)
سید علی مجتهد یزدی که بنا به حکم دولت به حالت تبعید در مازندران به سر میبرد بیمار شده و خانوادهاش نیز در عسرت به سر میبردند. از آنجا که، سایر تبعیدشدگان به مرکز احضار شده بودند، امروز وزارت داخله از رئیس الوزراء خواست: چنانچه هیئت دولت تصویب نماید وی نیز عفو و به مرکز احضار شود. (9)
به دنبال اغتشاش و ناآرامیهای اخیر در اصفهان که منجر به درگیری بین مسلمانان و یهودیان شده بود، ساداتی که باعث تحریک مردم در تعطیلی مغازهها شده بودند دستگیر و در اداره ژاندارمری توقیف شدند. یهودیان مانند گذشته مغازههای خود را باز کرده و مشغول فعالیت اقتصادی خود شدند. (10)
1) روزنامه اتحاد، 16/ 8/ 1300، ص 1.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 76- 77.
3) سید طه حدود سال 1270 ش، متولد شد. از شخصیتهای کرد منتفذ در رواندوز بود که ریاست خاندان شیخ ب هایی نری شمس دینان در کشور عراق را دارد. به اعتقاد سید طه به دست آوردن خودمختاری برای کردستان بهتر از اتکاء به ایرانیان است. سید طه مدت طولانی را در زندان روسها و عثمانیها گذراند.
4) همان، ص 76
5) همان.
6) روزنامه ایران 15/ 8/ 1300، ص 2.
7) تلگراف ایالت آذربایجان به وزارت داخله، 15/ 8/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 7، ج 2/ 3، پ 15.
8) روزنامه اتحاد، 16/ 8/ 1300، ص 1.
9) مراسله وزارت داخله به رئیس الوزراء، 15/ 8/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001479.
10) روزنامه اتحاد، 15/ 8/ 1300، ص 1.
[تصویر] تعدادی از افراد جنبش جنگل، ایستاده از چپ نفر دوم خالو قربان و نفر سوم احسان اللّه خان در عکس دیده میشوند.
سهشنبه 16 آبان 1300/ 8 نوامبر 1921/ 7 ربیع الاول 1340
رضا خان وزیر جنگ طی یک حکم نظامی، علاوهبر صدور دستورات و احکام نظامی درباره برخی صاحب منصبان، استفاده از برخی واژههای نظامی را که تا آن زمان، به کار میرفت، منسوخ اعلام کرد و به جای آنها واژههای جدیدی را معرفی نمود. متن کامل این حکم بدین شرح است:
«اجرای موارد ذیل را امر میدهم و باید فورا به موقع اجرا گذارده شود.
1- در تعقیب عقاید و نظریات سابقه خود از این تاریخ کلمه ژاندارم و قزاق مطلقا ملغی و متروک خواهد بود و برای افراد نظام دولت علیه ایران بلااستثناء «قشون» را انتخاب و تصویب نموده، امر میدهم که عنوان مزبور را به رسمیت شناخته، مارک نوشتجات و مراسلات دوایر قشونی را به عنوان فوق تبدیل نمایند.
2- چون تشکیل ارکان حرب کل قشون در درجه اول از اهمیت است، لهذا به شاهزاده امان اللّه میرزا سرتیپ فرمانده توپ خانه که مراتب لیاقت خود را در انجام وظایف مرجوعه کاملا ابراز داشته اجازه میدهم که فورا ارکان حرب کل قشون را از عناصر لایقی که قابل فیصله امور باشند تشکیل داده و به من معرفی نمایند.
3- ریاست ارکان حرب کل کشور با شاهزاده امان اللّه میرزا و معاونت آن با سرهنگ حبیب اللّه خان شیبانی خواهد بود.
4- نظر به اینکه رئوس مطالب قشونی با حضور صاحب منصبان متفق باید مورد مطالعه و مشاوره واقع گردد به سردار مقتدر حکم میکنم که صاحب منصبان ذیل را:
مدحت الممالک سردار، شاهزاده محمد حسین میرزا، سرهنگ حصن الدوله، حاج میرزا محمد خان، نایب سرهنگ میرزا علی خان ریاضی، معاون نظام، سرهنگ سالار نظام، شاهزاده ناصر الدوله، سرهنگ علی خان، محمد طاهر خان میرپنجه، در تحت ریاست خود به رسمیت شناخته و وظایف راجعه به این امر را مجموعا ایفا نمایند (به نام هیئت شورای قشون)
5- تبدیل اسامی و لغات ذیل را به موجب این حکم متحد المآل به تمام دوایر قشونی امر میدهم و باید فورا مورد تلفظ و اطلاق قرار دهند:
اسم عمومی قشون، اسم سرباز نظامی، به جای دیویزیون، لشکر؛ به جای بریگاد، فوج؛ به جای باطالیون، گردان؛ به جای باطری، آتشبار؛ به جای اسکادران، بهادران؛ به جای مترالیوز، مسلسل
6- در این موقع که حفظ تمرکز قشون امر داده شده، برای حفظ انتظامات داخله نواحی، ایران را به پنج ناحیه تقسیم و به جهت هرناحیه یک لشکر (که سابقا دیویزیون نامیده میشد) تخصیص میدهم که مراکز آنها عبارت از طهران، تبریز، مشهد، اصفهان و همدان خواهد بود چون برای هریک از این مراکز نیز ارکان حرب جداگانه را امر به تشکیل دادهام، لهذا شعبات جزو نواحی تمام مطالب خود را باید به ارکان حرب ناحیه خود اظهار و در مقام کسب تکلیف برآیند. مجموعه ارکان حربهای جزو نیز با ارکان حرب کل قشون طرف رجوع و مراجعه خواهند بود.
7- ارکان حرب کل قشون، باید فورا وارد تشکیل ارکان حربهای مراکز قشونی شود.
8- مدلول اوامر فوق از امروز بلافاصله مجری خواهد بود.
وزیر جنگ- رضا (1)
حسین علاء نماینده سیاسی ایران در آمریکا با هاردینگ (2)رئیسجمهور آمریکا ملاقات نمود. روزنامه نیویورک سیتی در اینباره نوشت: این واقعه بدون زمزمه و هیجان خاتمه یافت.
قانون اساسی به لرزه درنیامد. رئیسجمهور سابق نگفت که
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، صص 219- 221.
2) وارن گامالیل هاردینگ رئیسجمهور پیشین آمریکا بود. او در 1865 در شهر «ماروکونتی» واقع در ایالت «او هایو» متولد شد. ابتدا روزنامهنگار بود ولی از 1915 تا 1921 سناتور شد و سپس در این سال به عنوان بیست و نهمین رئیسجمهور آمریکا راهی کاخ سفید شد. «هاردینگ» مبتکر اعطای اجازه به زنان آمریکا برای شرکت در انتخابات بود، تا پیش از آن زنان حق شرکت در هیچیک از مراحل انتخابات در آمریکا را نداشتند. در دوران حکومت «هاردینگ»، فساد و اختلاس و ارتشا تا عمق دستگاه رهبری آمریکا رخنه کرده بود. «هاردینگ» در دوم اوت 1923 درحالیکه کمتر از سه سال از ریاستجمهوریاش میگذشت، بر اثر سکته مغزی درگذشت. دوران حکومت «هاردینگ» با ظهور «موسولینی» در ایتالیا معاصر بود. (مشاهیر سیاسی قرن بیستم، ص 456).
موجبات ننگ ملت فراهم گردید. جسد «جرج واشنگتن» در قبر از این دنده به آن دنده نیفتاد. خورشید برحسب معمول غروب کرد و مطابق هرروز صبح روز بعد طلوع کرد و .... (1)
[تصویر] رهبران داشناکها
عهدنامه مودت ایران و چین در جلسه امروز مجلس شورای ملی به تصویب رسید. (2)
کمیسر وزارت خارجه شوروی در یک مهمانی رسمی که در وزارت امور خارجه شوروی برگزار شد، اعتراض کشورش را نسبت به فعالیتهای ارامنه داشناکسیون که به ایران فرار کرده، در آنجا مسلح شده و علیه شوروی اقداماتی را انجام میدادند، به سفیر ایران ابلاغ کرد.(3)
عزت اللّه خان فرزند مرحوم صنیع الدوله به حکم وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه به مدیریت کل فلاحت در آن وزارت خانه منصوب گردید.(4)
«کالانتی» شارژدافر جدید دولت ایتالیا در ایران به اتفاق وحید السلطان به حضور احمد شاه رسید و اعتبارنامه خود را تسلیم کرد. (5)
چهارشنبه 17 آبان 1300/ 9 نوامبر 1921/ 8 ربیع الاول 1340
مصدق السلطنه وزیر مالیه با وجود کنارهگیری و عدم مداخله در امور وزارتی در جلسات هیئت وزیران حاضر میشد، مصدق السلطنه عصر امروز نیز با حضور در دربار در جلسه هیئت دولت شرکت کرد. این امید وجود داشت که وی دوباره پست وزارت مالیه را به عهده گرفته، شروع بهکار نماید. (1)
حکومتنظامی تهران اعلام کرد، از نگاهداری بنزین در شهر خودداری شود و کلیه دارندگان بنزین را موظف نمود برای حفظ شهر تهران از آتشسوزی، بنزینهای خود را به خارج از شهر منتقل و نگهداری نمایند. (2)
وزارت معارف، میرزا مهدی ثقة الاسلامزاده را به ریاست اداره اوقاف و معارف مازندران منصوب کرد. (3)
وزیرمختار دولت ارمنستان برای تقدیم استوارنامه خود به همراه رئیس تشریفات وزارت امور خارجه، به حضور وزیر امور خارجه رسید و هنگام غروب به حضور رئیس الوزراء قوام السلطنه رفت و پس از آن به ساختمان وزارت خارجه رفت و با شخص وزیر به مذاکره پرداخت. (4)
کارگزاری بوشهر به وزارت امور خارجه گزارش داد:
جانشین کنسول انگلیس در بوشهر به خاطر ملاقات و مذاکره با خوانین قشقایی در خصوص معدن نفت، به دشت ارژن رفته است. کنسول انگلیس در شیراز هم در این ملاقات و مذاکرات حضور داشته است.(5)
امروز ممتاز الدوله رئیس هیئت اعزامی به ترکیه با هیئت همراهش(6)به قصد سفر به تفلیس و باکو وارد تبریز شدند.
هدف از این سفر، مذاکرات بازرگانی با مقامات آذربایجان شوروی بود. (7)
1) روزنامه ایران، 18/ 8/ 1300، ص 2.
2) روزنامه اتحاد، 17/ 8/ 1300، ص 2.
3) روزنامه ایران، 18/ 8/ 1300، ص 2.
4) همان ص 1.
5) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت امور خارجه، 17/ 8/ 1300، اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 42.
6) همراهان ممتاز الدوله در این سفر آقایان حاج نجم الملک، اقتدار الملک، ساعد السلطنه، ممتاز همایون، ترجمان السلطان و حاج رحیم آقا بودند (روزنامه ایران، 15/ 6/ 1300، ص 1).
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 73.
پنجشنبه 18 آبان 1300/ 10 نوامبر 1921/ 9 ربیع الاول 1340
پس از تصرف ساوجبلاغ به دست سمیتقو و نیرو هایش، پنج نفر از ژاندارمها به منزل یکی از قضات پناهنده شده بودند.
سمیتقو خانه قاضی را به دلیل اینکه، از تحویل ژاندارمها به او خودداری کرده بود غارت و خود او را نیز کشته و ژاندارمها را نیز دستگیر و تیرباران نمود. (1)
حسین علاء نماینده سیاسی ایران در واشنگتن به دیدار «دییرینگ»)Dearing( معاون وزیر خارجه آمریکا رفت و از او خواست «دولت آمریکا هرچه سریعتر مستشار مالی (2)مورد نظر خود را به ایران معرفی کند.» وی همچنین گفت: «بهطور قطع امتیاز نفت شمال به شرکتهای نفتی آمریکایی اعطا خواهد شد چون امتیاز خوشتاریا مسلّما به شرکت نفت انگلیس و ایران واگذار نمیشود.» (3)
پیشکار کل مالیه خراسان طی بیانیهای اعلام کرد: اداره مالیه ایالتی خراسان از این تاریخ تا پنج روز دیگر به کلی منحل میشود و تمام کارکنان این اداره بایستی خود را مستعفی از خدمت بدانند و با توجه به محدودیت بودجه، افرادی که در تشکیلات جدید به آنها نیاز باشد به وسیله نامه دعوت به خدمت خواهند شد و بقیه اعضا باید در حال انتظار خدمت باشند تا در مواقع نیاز، به آنان مراجعه شود. در غیر این صورت میتوانند برای یافتن شغل به وزارت مالیه مراجعه نمایند. (4)
در پی ورود شش نفر سارق افغان به اطراف «رباط کلمائی» حکومت «خواف» برای جلوگیری از سرقت، عدهای سوار برای تعقیب آنان اعزام نمود. (5)
[تصویر] سرهای بریده تعدادی از سارقین
ماژور محمود خان اعلام کرد که از سرپرستی ایالت و فرماندهی ژاندارمری استعفا داده است. با دستور رسیده از تهران ماژور جعفر خان موقتا فرماندهی ژاندارمری را به عهده گرفت. (6)
امروز آخرین ستون از نیروهای پلیس جنوب مرکب از نفرات انگلیسی و هندی از شیراز وارد بوشهر شدند. (7)
امروز اسماعیل خان خواهرزاده میرزا کوچک خان توسط اردوی نظامیان در رشت دستگیر شد.(8)
«نیکلا بابروف» حاکم سیاسی سرخس روس که به همراه
1) روزنامه اتحاد، 18/ 8/ 1300، ص 2.
2) پیرو مخالفت هایی که از جانب روسیه و انگلیس با عزیمت شوستر به ایران صورت گرفت، وی به ایران عزیمت نکرد. (م)
3) Department of State, 891/ 51 A/ 9 Memorandum by under Secretary of State 10 Novamber 1921
4) روزنامه خراسان، 22/ 8/ 1300، ص 1.
5) گزارش تلگرافی از خواف، 18/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 2، ص 44.
6) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 176.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 77.
8) روزنامه ایران 22/ 8/ 1300، ص 1.
همسرش به ایران فرار کرده و پناهنده شده بود، در ضمن بازجویی هایی که از وی به عمل آمد اظهار داشت:
عدم موفقیت مأمورین سرحدی ایران در تسلیم کریم خان بلوچ و زبردست خان درهجزی و دیگر اشرار به خاطر دستوراتی است که مقامات عالی روس مبنی بر حمایت از آنان صادر مینمایند. (1)
[تصویر] اسماعیل جنگلی (خواهرزاده میرزا کوچک خان)
میرزا عباس خان نماینده ناظم الممالک و رئیس عدلیه بنادر پس از ورود به بندرعباس، امروز اداره عدلیه را در این شهر افتتاح نمود. (2)
جمعه 19 آبان 1300/ 11 نوامبر 1921/ 10 ربیع الاول 1340
معاضد الملک که قبلا نیز مدتی رئیس تذکره ایالت خراسان بود دوباره به این سمت منصوب شده و از امروز کار خود را آغاز کرد.(1)
به مناسبت روز تولد پادشاه ایتالیا مجلس جشنی در محل سفارت خانه ایتالیا در تهران برگزار شد.
رئیس الوزراء، وزیران و برخی رجال سیاسی دیگر بنا به دعوت قبلی برای تبریک در این جشن شرکت کردند.
آصف السلطنه نیز از طرف احمد شاه برای عرض تبریک در این مراسم حضور یافت.(2)
[تصویر] احمد شاه به همراه آجودان خود و رضا خان
شنبه 20 آبان 1300/ 12 نوامبر 1921/ 11 ربیع الاول 1340
فرخی (1)
فرخی به علت مخالفت با قرارداد 1919 سه ماه در زندان افتاد و پس از آزادی در سال 1300 ش روزنامه طوفان را منتشر کرد. فرخی در دوره هفتم مجلس شورای ملی از سوی مردم یزد به مجلس شورای ملی راه یافت ولی بعدها مجبور به مهاجرت به برلین آلمان گردید و در سال 1312 به تهران بازگشت. سرانجام فرخی در 25 مهرماه 1318 ش، به دستور رضا شاه در زندان کشته شد. (دیوان فرخی یزدی، مقدمه).
مدیر روزنامه طوفان یکی از اشعار ضد انگلیسی خود را با عنوان «لرد کرزن عصبانی شده است»، در این نشریه به چاپ رساند که بخش هایی از این شعر در ذیل آمده است:(2)[تصویر] فرخی یزدی مدیر روزنامه طوفان
ما بزرگی به حقارت ندهیمگوش بر حکم سفارت ندهیم
سلطنت را به امارت ندهیمچونکه ما تن به اسارت ندهیم
لرد کرزن عصبانی شده استداخل مرثیهخوانی شده است
حال «مارلینگ» تو را فهمیدیم«کاکس» را گاه عمل سنجیدیم
کودتا کردن «فرمان» دیدیمآنچه رفتیم چو برگردیدیم
لرد کرزن عصبانی شده استداخل مرثیهخوانی شده است
1) . محمد فرخی یزدی در سال 1267 ش، برابر با 1306 ق در یزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتی را در آن شهر فراگرفت. چون ذوق سرودن شعر داشت، افکار انقلابی خود را به نظم درآورد. فرخی در اوایل مشروطیت و تشکیل حزب دموکرات ایران از دموکراتخواهان یزد گردید و در نتیجه سرودن اشعار انقلابی، حاکم یزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند. وی در سال 1328 ق، به تهران آمد و اشعار و مقالات خود را در جراید منتشر میکرد. فرخی در جنگ جهانی اول به بغداد و کربلا رفت و پس از آنکه مورد تعقیب انگلیسیان قرار گرفت ازاینرو، به ایران بازگشت.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 76.
یکشنبه 21 آبان 1300/ 13 نوامبر 1921/ 12 ربیع الاول 1340
اشاره
[تصویر] مبارزین جنبش جنگل در حال عبور از پل پسی خان
قسمتی از نیروهای پلیس جنوب مستقر در منطقه کازرون و برازجان که هنوز از ایران خارج نشده بودند، امروز به بوشهر وارد شدند. کارگزار بوشهر از وزارت امور خارجه کسب تکلیف کرد، چنانچه برای این عده، تذکره برای رفتن به عماره (1)یا بمبئی (2)خواسته شود، موافقت شود یا نه؟ (3)
مأمور سیاسی و حکمران سرخس روسیه و یکصد نفر سالدات روسی با دو پلیمت در پل خاتون مستقر شده، مرز را بسته و از تردد جلوگیری میکردند. (4)
رضا خان به منظور بررسی اوضاع گیلان و زمان احضار و فراخواندن نیروهای دولتی از آنجا سعد الدوله را به رشت اعزام کرد. (5)
1) عماره شهری در بین النهرین که در کشور عراق کنونی میباشد.
2) بمبئی یکی از شهرهای بزرگ هندوستان میباشد.
3) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 22/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 50، پ 9، ص 33.
4) تلگراف کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 23/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 10، ص 25.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 79.
دوشنبه 22 آبان 1300/ 14 نوامبر 1921/ 13 ربیع الاول 1340
سید جلال چمنی که تسلیم رضا خان شده بود، در رأس نیروی دویست و پنجاه نفری خود از جنگل وارد رشت شد. وی شصت بار الاغ تفنگ و مهمات و بیست و پنج قبضه مسلسل را که از طرفداران میرزا کوچک خان به غنیمت گرفته بود با خود به رشت آورد. (1)
حسین خزاعی، سرکنسول انگلیس در مشهد را به منظور پارهای مذاکرات دعوت کرد. او در این ملاقات ضمن اظهار شکوه از ماژور محمود خان به سرکنسول انگلیس گفت، از وزیر جنگ خواسته است فورا محمود خان را به تهران فراخواند. (2)
روزنامه خراسان در شماره امروز خود راجع به پنبه که یکی از کالاهای تجارتی ایران بود، نوشت: از هنگامی که راه روسیه باز نشده و تجارت خانه «ونشترک» در مشهد تشکیل نشده است.
قیمت پنبه در مناطق خراسان به خصوص سبزوار و نیشابور افزایش یافته و از خرواری ده تومان به خرواری شصت تومان رسیده است. (3)
بیماری «تیفوئید» (4)در شهر سرخس و اطراف آن شیوع پیدا کرد. به نوشته روزنامه خراسان، بیشتر سربازان ساخلوی سرخس نیز به این بیماری مبتلا شده بودند. (5)
کمیسیون نظام در مشهد هرروز صبح و عصر تشکیل میشد، و این کمیسیون مشغول تحویل دادن اسلحه و مهمات به اداره قزاق خانه بود.(6)
نظام السلطنه ماژور محمود خان را به عنوان کفیل موقت ایالت خراسان منصوب نمود. این حکم، موجب اعتراض حسین آقا میرپنج، کلنل علی خان، آقازاده و متولیباشی شد و آنان را بر آن داشت تا با ارسال تلگرافی برای قوام السلطنه، اعتراض خود را به این اقدام اعلام نمایند. (7)
امشب جشن باشکوهی به مناسبت جشن تاجگذاری پادشاه بلژیک در تهران برگزار شد (8). رئیس الوزراء، اعضای هیئت دولت و جمعی از اعیان و نمایندگان سیاسی در این مراسم حضور داشتند. (9)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 98.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 176.
3) روزنامه خراسان، 22/ 8/ 1300، ص 3.
4) تیفوئید واژهای فرانسوی. حصبه. از امراض عفونی و مسری که به سبب وجود میکروب و ایجاد زخمهای دگمهای شکل در روده تشخیص داده میشود و با تیفوس مشابهت دارد و در جوانان بیشتر مشاهده میشود و تب این بیماری در سه مرحله متغیر است.
5) . روزنامه خراسان، 22/ 8/ 1300، ص 3.
6) روزنامه ایران، 22/ 8/ 1300، ص 1.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 177.
8) عصر روز بعد نیز به همین مناسبت وزیرمختار بلژیک و همسرش، هیئت دولت و اعیان و نمایندگان سیاسی ایران را دعوت کرده، از آنان پذیرایی ویژهای به عمل آوردند. آصف السلطنه نیز از سوی احمد شاه برای عرض تبریک در سفارت خانه بلژیک حضور یافت (روزنامه ایران، 24/ 8/ 1300، ص 3).
9) روزنامه ایران، 24/ 8/ 1300، ص 3.
سهشنبه 23 آبان 1300/ 15 نوامبر 1921/ 14 ربیع الاول 1340
سه «لتکای» ترکمن که در حال حرکت به طرف بادکوبه با یک «پراخود» بلشویک روبرو شدند. بلشویکها مطالبه «لاویک» میکنند ولی بالاخره «لتکاها» را به حسین قلی برده و محموله دو تا از آنها را تخلیه میکنند.
آنان که به خاطر فرارسیدن شب و تاریکی هوا نتوانستند بار لتکاهای دیگر را خالی کنند، دو نفر «سالدات» را مأمور حفاظت از بارها کرده خود به تازه شهر رفتند تا فردا صبح باز گردند و بار لتکاهای دیگر را نیز خالی نمایند. اما بعد از رفتن پراخود، لتکاچیها اجتماع نموده، دو نفر «سالدات» را گرفته، یکی از آنها را به دریا انداختند (1)و دیگری را به «گمشتپه» بردند. (2)
«آقا خان محلاتی» (3)
او همواره مدعی بود که در زندگی شخصی از «الگوی ایرانی- مسلمان» پیروی کرده است. در جریان قرارداد 1919 م، آقا خان در نطقی در لندن سخت با آن قرارداد مخالفت کرد ولی با گذشت زمان نظرش تغییر کرد تا آنجا که، حتی از اینکه چنان قراردادی سرنگرفته است اظهار تأسف کرد.
پس از کودتای 1299 ش، در ایران و بالا گرفتن کار رضا خان، سران قاجار، که نگران اوضاع بودند تصمیم به مذاکره مستقیم با انگلیسیها گرفتند.
نصرت السلطنه و عضد السلطان، عموهای احمد شاه برای این کار مأمور شدند و آنها به قصد استفاده از اعتبار آقا خان او را در لندن با خود همراه کردند. اما این کوشش نتیجهبخش واقع نشد و ناامید بازگشتند. آقا خان از رضا شاه تمجید میکرد و هنگام تاجگذاری او، تلگراف تبریک و تهنیت به ایران فرستاد. آقا خان در نخستین دهه حکومت محمد رضا شاه درخواست تابعیت ایران را کرد که مورد قبول محمد رضا پهلوی واقع شد. وی گاهگاهی نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم، در سیاستهای مربوط به ایران دخالت میکرد.
مثلا در قضیه ملی شدن صنعت نفت او به میانجیگری میان ایران و انگلیس پرداخت. مرگ آقا خان سوم در 11 ژوئیه 1957 در ژنو رخ داد. جسد وی را به آسوان در مصر منتقل کردند و همانجا به خاک سپردند. پس از مرگ وی برخی از روزنامههای اروپایی به شرح جزئیات زندگی او پرداختند و عنوان هایی برای او ذکر کردند. «تایمز» وی را شهروند جهانی خواند؛ گاردین به وی عنوان پادشاه بدون کشور داد. (فرهنگ ناموران، ج 1، ص 242- 247).
مقالهای درباره سیاست انگلستان در شرق و قوای متحد الشکل ایران در روزنامه تایمز لندن منتشر کرد.مفاد این مقاله منجر به بحثهای زیادی در روزنامههای انگلیسی شد. (4)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 416 * توصیه روزنامه اتحاد به انگلیسیها .....
روزنامه اتحاد از سر نصیحت به انگلیسیها توصیه کرد در امور داخلی ایران مداخله نکنند و به جای استفاده از زور از در دوستی درآیند. (5)
امروز نمایندگان در مجلس شورای ملی راجع به امتیاز خوشتاریا که مدارج قانونی را طی نکرده و به تصویب نرسیده است مذاکره کردند و از قوام السلطنه که در مجلس حضور داشت سؤال نمودند دولت در اینباره چه اقدامی کرده است.
پاسخ رئیس الوزراء این بود که، چون امتیاز مزبور برخلاف قانون اساسی بوده و به تصویب نرسیده است، دولت آن را ملغی و غیرمعتبر میداند و حقی برای صاحب امتیاز شناخته نشده و هروقت در اینباره اظهاری شده، دولت دلایل خود را کاملا خاطرنشان نموده است. (6)
«سدید الملک» با کسب یک هزار و هشتصد و پنجاه و دو رأی در انتخابات (7)دوره چهارم مجلس شورای ملی در حوزه انتخابیه قمشه، به وکالت از مردم این منطقه به مجلس شورای ملی راه یافت. (8)
جی. ای. باکر)G .E .Baker( به سمت کنسول انگلیس در کرند تعیین شد. (9)
[تصویر] آقا خان محلاتی
1) شایع شده بود سالداتی که به دریا انداخته بودند، توانسته خودش را نجات داده و به حسین قلی برساند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 16، ص 3).
2) گزارشی از گمشتپه به وزارت داخله، 25/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 16، ص 3.
3) سر محمد شاه (آقا خان محلاتی) معروف به آقا خان سوم، فرزند سلطان علیشاه آقا خان دوم و رهبر سیاسی- مذهبی فرقه اسماعیلیان نزاری در سال 1294 ق/ 1877 م، در کراچی به دنیا آمد. جد آقا خان محلاتی موسوم به آقا خان اول پسر ارشد شاه خلیل اللّه رئیس فرقه اسماعیلیه که در سن سیزده سالگی جانشین پدر و پیشوای فرقه اسماعیلیه شده بود، مورد توجه و استمالت فتحعلی شاه قاجار قرار گرفت. شاه قاجار برای دلجویی از این مرشدزاده محلاتی، یکی از دختران خود را به عقد او درآورد و حکومت قم و محلات را نیز به وی بخشید. در زمان محمد شاه قاجار نیز آقا خان مورد توجه محمد شاه قرار گفت و به حکومت کرمان رسید. وی به مجرد اینکه، محمد شاه به هرات لشکرکشی کرد، در جنوب طغیان و آشوبی به پا نمود و قصد داشت، قسمتی از خاک ایران (کرمان و سیستان) را به تحریک انگلیسیها از ایران تجزیه نماید. ولی پس از اینکه، توفیقی نیافت انگلیسیها او را در سال 1257 ق، به هندوستان فرستادند تا آقا خان در آنجا برای آنان مصدر خدماتی گردد و بدینترتیب رهبران بعدی فرقه اسماعیلیه نیز در هندوستان ساکن شدند. آقا خان دوم (علی شاه) از دو همسر نخست خود دو فرزند پسر داشت که پیش از وی درگذشتند. پس از مرگ وی تنها پسر بازماندهاش از همسر ایرانی او، شمس الملوک، که محمد نام داشت، در سن هشت سالگی به عنوان چهل و هشتمین امام نزاری در بمبئی سمت امامت یافت و آقا خان سوم عنوان گرفت. راهنما و قیم او ظاهرا عمویش آقا جنگی شاه بود. اما وی در سال 1908 م/ 1326 ق، در حوادثی که به دنبال تصویب قانون ناسازگاری با مصالح دیگر اعضای خانواده او روی داد، در جده به قتل رسید. آقا خان سفرهای اروپایی زیادی داشت و این سفرهای اروپایی، سرانجام آقا خان را اروپانشین کرد و علیرغم میل کسانی که میخواستند آقا خان در کلکته که موطن او تعیین شده بود، زندگی کند، وی مقیم اروپا گردید. آقا خان در سال 1323 ق/ 1906 م، در ملاقاتی با لرد مینتو در سیملا، به عنوان رئیس هیئت نمایندگی مسلمانان هند، از نایب السلطنه خواست که به مسلمانان هند به چشم اقلیت ننگرند و آنان را ملتی در دل ملت دیگر بدانند و برای مسلمانان این حق را قایل شوند که نمایندگان مساوی در شوراهای محلی و قانونگذاری هند داشته باشند. این گفتگوها تا حدی ثمر بخش واقع شد و کرسی مستقلی در کنگره برای ایالات مسلماننشین هند مانند پنجاب و بنگال شرقی تأسیس گردید. آقا خان با رهبران مسلمان به منظور تحقق بخشیدن به اهداف مشترک، تشکل مستقلی به نام «مسلم لیگ»)Muslem Leag( ترتیب دادند و موفقیت آقا خان در کسب امتیاز برای مسلمانان از انگلیسیان سبب شد، تا از بدو تأسیس اتحادیه مسلمانان سراسر هند (مسلم لیگ) در 1906 م، به رهبری آن انتخاب شود. وی این سمت را تا سال 1331 ق/ 1912 م، که از آن استعفا کرد، عهدهدار بود. آقا خان به ایران علاقه داشت. چه او با واسطه پدر و مادر به خاندان قاجار نسب میبرد.
4) روزنامه تایمز، 15 نوامبر 1921.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 80.
6) تلگراف رئیس الوزراء به وزیرمختار ایران در واشنگتن، 30/ 8/ 1300، گنجینه اسناد، س 1370، دفتر اول، ص 33.
7) انتخابات قمشه از تاریخ 25 محرم 1339 ق شروع شد و از روز سهشنبه 6 صفر 1339 ق تعرفه توزیع گردید که تا مدت ده روز ادامه داشت و به مدت پنج روز رأیگیری انجام شد (اسناد مجلس، دوره 4، ک 9، ج 4/ 3 پ 48).
8) اسناد مجلس، دوره 4، ک 9، ج 4/ 3، پ 48.
9) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 23/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 20، ص 17.
چهارشنبه 24 آبان 1300/ 16 نوامبر 1921/ 15 ربیع الاول 1340
بزرگان و سرشناسان رشت طی نامهای به سعد الملک از وی خواستند، مطابق با دستورات رضا خان، نسبت به مردم ستمدیده گیلان مهربانتر باشد و با آنان بهتر رفتار کند. (1)
[تصویر] از راست: اسماعیل جنگلی، میرزا کوچک خان و سید حبیب اللّه مدنی
در پی سلب آزادیهای فردی اتباع ایرانی در ترکستان، محبوس کردن آنان بدون تعیین مدت حبس، وادار نمودن آنان به کارهای سخت و شاقه، تفتیش و توقیف اموال آنان و ممنوع کردن مسافرت از شهری به شهر دیگر برای آنان، نمایندگی دولت ایران در ترکستان در نامهای به وزارت امور خارجه روسیه نسبت به رفتار مأموران مرزی روسیه با مسافرین ایرانی اعتراض کرد و اظهار نمود که این رفتارها به تیرگی روابط میان دو کشور منجر خواهد شد. (2)
به دنبال بروز قحطی در روسیه، رضا خان با انتشار اعلانی مردم را به کمک کردن به قحطیزدگان روسیه فراخواند.
رضا خان که برای جمعآوری اعانه برای قحطیزدگان روسیه کمیسیونی (3)تشکیل داده بود، خود ریاست این کمیسیون را بر عهده گرفت.(4)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 99.
2) مراسله نمایندگی دولت ایران در ترکستان، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 15، پ 10، ص 15.
3) اعضای کمیسیون عبارت بودند از: حاج امامجمعه خوئی، امامجمعه تهران، شاهزاده عین الدوله، سپهسالار اعظم، شاهزاده فرمانفرما، میرزا محمد صادق طباطبایی، شاهزاده سلیمان میرزا، سردار معظم خراسانی، حاج معین التجار بوشهری، ارباب کیخسرو، آقامیر، وارطان طومانیانس، اودادیس خان تاجرباشی قزوینی، جبرئیل بوداقیان، خاش چاپ، دکتر پاکرفسکی، مارکف، میرزا یانس (روزنامه ایران، 28/ 8/ 1300، ص 2).
4) برای اطلاع بیشتر، ن ک: روزنامه ایران، 28/ 8/ 1300، ص 2.
پنجشنبه 25 آبان 1300/ 17 نوامبر 1921/ 16 ربیع الاول 1340
امروز بین نیروهای دولتی و اکراد متمرد منطقه آذربایجان جنگ شروع شد. در جبهه تسوج و خوی، نظامیان دولتی مرکب از قوای ژاندارم و سرباز و سوار و پیاده قراجهداغی به ریاست سردار ارشد شکستهای متوالی را به اکراد که بیش از سه هزار نفر بودند، وارد آوردند. در این جنگ، نیروهای دولتی با استفاده از توپ خانه و مسلسل حملات سخت و شدیدی را علیه اکراد اجرا کردند. (1)
نمایندگان دویست خانوار از مهاجرین گیلان که در زمان جنگ در گیلان به اردبیل فرار کرده بودند، برای بازگشت خود به گیلان از دولت تقاضای مساعدت نمودند. (2)
با توجه به آنکه، راهآهن پیلهبازار به رشت، پس از واگذار شدن آن از سوی روسها به دولت ایران، به حالت تعطیل مانده و راه کوچصفهان(3)واقع در گیلان که در گذشته نیز استیجاری بود در وضعیت نامطلوبی بهسر میبرد و نیاز به تعمیر داشت وزارت فواید عامه، شاهزاده شاه قلی میرزا را مأمور نمود تا به اتفاق مهندس راهسازی به مناطق مذکور رفته و میزان نواقص راهآهن و راه شوسه مذکور را گزارش دهند تا هرچه زودتر نسبت به رفع معایب و نواقص آن اقدام شود. (4)
مجمع کمیسرهای هوایی جهان از سفارت آمریکا در ایران خواسته بود، یک نفر را به عنوان نماینده از ایران معرفی نمایند تا مجمع با وی وارد مکاتبه شده و در صورت نتیجهبخش بودن مذاکرات، او را به عنوان کمیسر خود در ایران تعیین کند.
ازاینرو، سفارت آمریکا امروز در نامهای به وزارت امور خارجه ضمن اعلام این خبر تصریح کرد:
نماینده مذکور لازم نیست متخصص در امور هواپیمایی باشد ولی اگر در این زمینه تخصص داشته باشد بهتر خواهد بود. وظایف این نماینده، مستشاری در امور هواپیمایی کشور خود میباشد. (5)
برای جلوگیری از شرب مسکرات و تهیه و فروش مشروبات الکلی، دولت حکومت تهران را مکلف نمود، از تهیه و فروش مشروبات الکلی در تهران و اطراف آن جلوگیری نماید ولی به علت آنکه برخی مواد الکلی، کاربرد پزشکی و صنعتی دارند، محلی را در خارج شهر تهران برای ساختن این مواد تعیین نماید تا مقادیری الکل برای مصارف پزشکی و صنعتی ... توسط اشخاص متخصص و زیر نظر حکومت تهران، تهیه شود. دولت همچنین مقرر نمود:
فروش مواد الکلی فقط در دارو خانهها و مطابق دستور پزشکان یا با مجوز مخصوص حکومت، صورت گیرد و حکومت تهران با توافق نظر وزارت مالیه قیمت این مواد را با عوارضی که به آن تعلق میگیرد، تعیین نماید. (6)
امروز بنا به دستور کفیل ایالت خراسان، «بابروف» حاکم سیاسی سرخس روس و همسرش را که به مشهد فرار کرده بودند، بعد از چند روز توقیف در شعبه تفتیش نظمیه، با تمام اسناد و نوشتجاتی که مشار الیه به همراه داشت به کارگزاری خراسان تسلیم نمودند، (7)تا از وی بازجویی به عمل آمده(8)و اسناد و نوشتجات وی نیز بررسی شود. بنا به اظهارات مصدق دیوان کفیل کارگزاری خراسان، اسناد و نوشتجاتی که «بابروف» به همراه داشت از نظر سیاسی بااهمیت بودند. (9)
1) روزنامه ایران، 3/ 9/ 1300، ص 2.
2) همان، 25/ 8/ 1300، ص 2.
3) کوچصفهان در نزدیکی رشت و سر راه شوسه رشت به تنکابن واقع شده است. این منطقه از شمال به لشتنشا و از جنوب به سنگر و از شرق به سفیدرود و از غرب به بخش مرکزی رشت محدود است.
4) روزنامه ایران 25/ 8/ 1300، ص 2.
5) مراسله سفارت آمریکا به وزارت خارجه، 25/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 18، ص 2.
6) مراسله ریاست وزرا به حکومت تهران، 2/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 2930001171.
7) مشار السلطنه وزیر امور خارجه به این اقدام کارگزاری خراسان که بدون اطلاع و اجازه وزارت امور خارجه، بابروف و همسرش را در کارگزاری توقیف کرده بود اعتراض نمود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 10، ص 129).
8) بابروف در بازجوییها مدعی بود تبعه لهستان است. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 10، ص 136).
9) تلگراف کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 25/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 10، ص 127.
خان یموت اسکی که خود اصلا ترکمان و یکی از صاحب منصبان روس بود به همراه چهار نفر از ریشسفیدان ترکمان، «سالداتی» را که دو روز پیش «لتکاچیها» به گمش تپه آورده بودند، (1)امروز به «حسینقلی» برده تا به اختلاف پیش آمده، پایان داده و با بزرگان «حسینقلی» صلح نمایند. (2)
وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، طی حکمی شاهزاده حسینقلی میرزا (3)را با حقوق ماهانه هفتاد تومان به سمت «محاسب اول ولایات» منصوب نمود. (4)
میرزا حسن خان ناصر از کارمندان وزارت مالیه به حکم آن وزارت خانه به سمت ریاست مالیه گیلان انتخاب شد. وی امروز به همراه افرادی اندک برای اداره کردن مالیه گیلان به رشت عزیمت کرد. (5)
[تصویر] میرزا حسن خان ناصر
دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تحت نظارت لنین به مذاکره درباره مسئله ایران پرداخت. در این جلسه چیچرن در این زمینه سخنرانی نمود. در این جلسه تأکید شد که شیوه درست همان سیاستی است که از طرف کمیته مرکزی حزب تعیین شده (6)و این سیاست باید بدون انحراف تحقق یابد. (7)
1) ن ک: خبر 23/ 8/ 1300.
2) تلگراف حکمران استرآباد به رئیس الوزراء و وزارت داخله، 27/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 16، ص 6.
3) مدت زیادی از انتصاب حسینقلی میرزا در این سمت نمیگذشت که در تاریخ 27/ 10/ 1300، وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه که میخواست از حسینقلی میرزا در اداره امور راه شوسه انزلی و همدان استفاده نماید از وزارت معارف و اوقاف درخواست نمود با انتقال وی به وزارت فلاحت و تجارت موافقت نمایند. (اسناد ملی ایران، شم ت 297026720).
4) مراسله وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستطرفه به شاهزاده حسینقلی میرزا، 25/ 8/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 297026720.
5) روزنامه ایران، 25/ 8/ 1300، ص 2.
6) در 22 نوامبر 1922 «ل. م. کارا خان» معاون کمیساریای خارجی دولت شوروی خط اصلی سیاست دولت شوروی درباره ایران را چنین توصیف کرد: «سیاست دولت روسیه شوروی درباره ایران که به تقویت سیاسی و اقتصادی ایران علاقمند میباشد اصولا نمیتواند به کوشش تجزیهطلبی در مناطق مرزی ایران علاقمند باشد چه رسد به جنگ این عناصر علیه حکومت مرکزی.» (نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 257).
7) نهضت میرزا کوچک خان جنگلی، ص 257.
جمعه 26 آبان 1300/ 18 نوامبر 1921/ 17 ربیع الاول 1340
رضا خان وزیر جنگ و رئیس کمیسیون جمعآوری اعانه (1)برای قحطیزدگان روسیه، به منظور جمعآوری اعانه، از اعضای این کمیسیون دعوت کرد تا روز شنبه 27 آبانماه در عمارت دیویزیون قزاق خانه حضور به هم رسانند. (2)
[تصویر] نظام السلطنه مافی
کار بنای ساختمان کتاب خانه ملی (3)که به حالت ناتمام باقی مانده بود به همت شخص وزیر معارف مجددا آغاز شد.
مخارج آغاز به کار مجدد این ساختمان که نزدیک به هشتصد تومان بود از محل وجوه اوقاف کرمانشاه تامین شد.(4)
نظام السلطنه تهران را به قصد عزیمت به مشهد ترک کرد. (5)
1) سفارت انگلیس در گزارشهای خود راجع به این اقدام رضا خان نوشته است: «همه میگویند کاسهای زیر نیمکاسه است و رضا خان کسی نیست که بیجهت بخواهد خود را در دل وزیرمختار شوروی جا کند.» (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 79).
2) روزنامه ایران، 26/ 8/ 1300، ص 1.
3) کتاب خانه ملی در واقع به کتاب خانه عمومی در آن روزگار گفته میشده است که در برخی از مراکز ایالات ایران از جمله اصفهان، کرمانشاه و ... دایر شده بوده. (م)
4) روزنامه ایران، 28/ 8/ 1300، ص 2.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 177.
شنبه 27 آبان 1300/ 19 نوامبر 1921/ 18 ربیع الاول 1340
بنا به گزارش «سطوت السلطنه» فرمانده اردوی میاندوآب، امروز دو درگیری ما بین سواران اردوی دولتی و اکراد در یک و نیم فرسخی میاندوآب به وقوع پیوست. در یکی از این درگیریها دو نفر از اکراد مقتول و مجروح شدند ولی در هر دو درگیری از طرف اردوی دولتی فقط چهار رأس اسب گلوله خوردند. (1)
ارفع الممالک حاکم جدید دزداب، مشهد را به قصد محل مأموریت خود ترک کرد (2)
[تصویر] تعدادی از سواران ایالتی
با توجه به اینکه، در بروجرد و لرستان، اصفهان، استرآباد و عراق (اراک) نیروهای نظامی حضور داشتند و قرار بود به زودی نواقص آنان برطرف شود، به منظور صرفهجویی و تعدیل بودجه بنا به مصوبه هیئت دولت مقرر شد، سواران ایالتی و حکومتی نقاط فوق از اول آذرماه منحل گردد. مصوبه هیئت دولت نیز به وزارت مالیه ابلاغ شد که از تاریخ مزبور بودجهای برای سواران ایالتی و حکومتی پرداخت نشود. در صورت اجرای این تصمیم از این بابت، سالانه بیش از یکصد و پنجاه هزار تومان در هزینههای دولت صرفهجویی میشد. (3)
دویست و پنجاه نفر از افراد دیویزیون قزاق اراک با یک هزار تفنگ و یک میلیون فشنگ از مشهد عازم تهران شدند. (4)
دکتر میرزا سید ولی اللّه خان به حکم وزارت عدلیه به سمت معاونت آن وزارت خانه تعیین شد. (5)
یکشنبه 28 آبان 1300/ 20 نوامبر 1921/ 19 ربیع الاول 1340
درگیری بین نیروهای دولتی و اکراد متمرد در آذربایجان تقریبا از 25 آبان شروع شده بود. (1)نیروهای دولتی مرکب از قوای ژاندارم و سرباز سوار و پیاده قراجهداغی (2)بودند که ریاست نیروهای قراجهداغی را سردار ارشد به عهده داشت.
تعداد اکراد بیش از سه هزار نفر بود که توپ خانه و مترالیوز نیز در اختیار داشتند. در جنگی که از صبح امروز میان قوای دولتی و اکراد آغاز شده و تا ساعت پنج بامداد بیست و نهم آبان ادامه داشت، اکراد شکت خورده، شکریازی (3)را که برای آنان نقطهای مهم بین تسوج و خوی و سلماس بود، از دست دادند. گروهی از سواران سردار ارشد به ریاست کریم بیگ که به کمک نیروهای ژاندارم رفته بودند، در پیروزی قوای دولتی نقش مهمی داشتند. (4)
اعتلاء الملک که به سمت وزیرمختار دولت ایران در افغانستان تعیین شده بود، امروز با همراهان خود از تهران به طرف افغانستان حرکت کردند. رفیع الملک که سابقا سمت معاونت اداره تشریفات وزارت امور خارجه را دارا بود به سمت معاون اعتلاء الملک منصوب و امروز به همراه وی عازم افغانستان شد. (5)
سی نفر قفقازی از روسیه و از مرز باجگیران برای تبلیغ به ایران وارد شدند. (6)با توجه به اینکه در هنگام ورود ایرانیان به خاک روسیه، مأمورین مرزی روس به افراد مجهول الهویه اجازه ورود به خاک روسیه را نمیدادند، کارگزاری درهجز پس از ورود این عده در تلگرافی به وزارت خارجه پیشنهاد داد، در مرزهای ایران نیز، مأمورین ویژه از سوی کارگزاری مستقر شوند و همانگونه که با اتباع ایرانی برخورد میشود، با اتباع روسی نیز در هنگام ورود به ایران برخورد شود. (7)
[تصویر] اعتلاء الملک
بنا به دستور هیئت دولت، برای رسیدگی به امور شیلات دریای خزر و اتخاذ سیاست مناسبی که منافع دولت ایران را
1) همزمان با شروع جنگ در این منطقه به اردوی قزاق و سواران محلی در میاندوآب نیز دستور داده شد به اکراد حمله کنند و اردوی مزبور نیز شروع به پیشرفت کرده و تا نزدیک ساوجبلاغ رسیده. بخشی از اردوی کردستان نیز به نزدیکی تیف رسیده ... اکراد برای حفظ ساوجبلاغ عدهای را برای کمک از ارومیه فرستاده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 75).
2) قراجهداغ یا قرهچهداغ یا قرهجهداغ سلسلهکوههای مازیوس که امروز ترکان آن را قراجهداغ یا کوههای سیاه میخوانند. عبور از کوههای قراجهداغ بسیار سخت و مشکل است. قراجهداغ یکی از ولایات آذربایجان است که به چند ناحیه مجزا تقسیم میشود و ناحیهای کوهستانی است که بین رود ارس و کوههای قراداغ واقع شده و مرکز آن شهر اهر در ارتفاعات 1476 متری از سطح دریا واقع شده است.
3) شکریازی منطقهای در حومه سلماس میباشد.
4) گزارش عملیات اردوی دولتی از آذربایجان 2/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 74.
5) روزنامه ایران، 3/ 9/ 1300.
6) وزارت خارجه پس از مذاکره با نایب اول سفارت شوروی درباره این موضوع و اظهار بیاطلاعی وی به کارگزاری درهجز تأکید کرد در صورت صحت گزارش مذکور، مبلغین باید تبعید شوند. (اسناد وزارت خارجه، حاشیه سند، س 1300، ک 44، پ 13، ص 30).
7) تلگراف کارگزاری درهجز به وزارت خارجه، 28/ 8/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 13، ص 30.
تأمین نماید، اولین جلسه کمیسیون رسیدگی به این موضوع با حضور نمایندگانی از ایران و روس تشکیل شد. در این جلسه «نیر السلطان» وزیر فلاحت و تجارت و فواید عامه ریاست نمایندگان ایرانی را عهدهدار بود و روتشتین وزیرمختار دولت روسیه شوروی ریاست نمایندگان روس را بر عهده داشت. پس از آغاز جلسه و یکسری مذاکرات اولیه، اعتبارنامههای نمایندگان طرفین قرائت شد ولی از آنجا که، نمایندگان ایران برخلاف نمایندگان روس دارای اختیار تام نبودند. پس از مذاکرات بسیار مقرر شد دولت ایران هم به نمایندگان خود برای مذاکره اختیار تام بدهد و در جلسات بعد ریاست نمایندگان ایرانی را آقای «ناظم العلوم» (1)
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 131).
و ریاست نمایندگان روس را موسیو «هپنو» مستشار روس بر عهده بگیرند. (2)وزارت امور خارجه، ممتحن السلطنه را به جای رفیع الملک به سمت معاونت اداره تشریفات وزارت امور خارجه معرفی نمود. (3)
روزنامه ستاره ایران که تقریبا دو ماه پیش توقیف شده بود مجددا اجازه انتشار یافت. (4)
1) ناظم العلوم معاون وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه، عزت اللّه خان هدایت مدیرکل فلاحت و تجارت، منصور السلطنه، میرزا اسحق خان رهبر مدیر اداره دوم سیاسی وزارت خارجه، صدیق حضرت و موسیو هونن رئیس سابق گمرکات انزلی به سمت نمایندگی دولت ایران و موسیو هپنو مستشار سابق سفارت روسیه و موسیو بلیکف نماینده تجارتی روس از اداره ارزاق و احمداف رئیس اداره صیادی روسیه و کراسیم لیانازوف به عنوان متخصص در امور شیلات به نمایندگی دولت روسیه در این جلسه شرکت کردند.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 131 و 132.
3) روزنامه ایران، 28/ 8/ 1300، ص 2.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 80.
دوشنبه 29 آبان 1300/ 21 نوامبر 1921/ 20 ربیع الاول 1340
براساس گزارش «لوندبرگ» امروز نیروهای اکراد با چهار هزار نفر سوار و پیاده به اردوی ژاندارم دولتی حمله کردند. (1)در ادامه درگیریهای روز گذشته بین نیروهای دولتی و اکراد، امروز نیز در المانسرای در گردنه خرسنگ، درگیری شدیدی میان آنان رخ داد. همچنین امروز سردار ارشد خود شخصا در میدان جنگ حضور داشت. به گزارش اردوی دولتی در این درگیریها اکراد مغلوب و منهدم شده، عدهای بالغ بر پانصد نفر تلفات دادند. درحالیکه، تلفات اردوی دولتی، پنجاه نفر از سواران قراجهداغی و عده کمی از ژاندارمها بودند. کلبعلی خان نخجوانی نیز، جزو مقتولین اردوی دولتی بود. بعد از این پیشرفتها، مرکز ارکان حرب اردو از شرف خانه به طسوج منتقل گردید. (2)
رضا خان وزیر جنگ، طی اعلانی که در روزنامه ایران منتشر شد، به کلیه افراد متقاضی شغل از وزارت جنگ اعلام کرد: در هیچیک از دوایر این وزارت خانه محل خالی موجود نیست. از اینرو هرگونه مراسله یا توصیه که در اینباره به کابینه یا سایر دوایر وزارت جنگ برسد بدون جواب خواهد ماند. در پایان این اعلان آمده است: داوطلبان خدمت ممکن است جزء افراد نظامی پذیرفته شوند ولی در دوایر این وزارت خانه مطلقا محلی موجود نیست. (3)
مصدق السلطنه وزیر مالیه طی فراخوانی کلیه افراد تحصیل کرده اروپا و متخصص در امور مالی را که در ادارات دولتی مشغول به خدمت نبودند، به همکاری در وزارت مالیه دعوت کرد. در این فراخوان اعلام شد داوطلبان در روز چهارشنبه اول آذرماه جاری با حضور در وزارت مالیه نسبت به معرفی خود اقدام نمایند. تا در موقع لزوم به عضویت ادارههای مالیه پذیرفته شوند. (4)
[تصویر] سلطان غلامرضا خان پسیان از ژاندارمهای آن دوران
سهشنبه 30 آبان 1300/ 22 نوامبر 1921/ 21 ربیع الاول 1340
امروز قانون اعطای امتیاز (1)معادن نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکایی در پنج ماده (2)
شرایط دیگر این امتیاز از قبیل تسعیر سهم دولت در صورتی که دولت صلاح بداند و طرز تأدیه آن و طرز نظارت دولت ایران در عوائد کمپانی و شرایط ابطالکننده امتیاز و سایر شرایط لازم برای حفظ حقوق دولت و مملکت را دولت تهیه و پس از توافق نظر با کمپانی مزبور به مجلس شورای ملی پیشنهاد خواهد نمود. ماده پنجم: کمپانی استاندارد اویل نمیتواند به هیچوجه این امتیاز را به هیچ دولت یا کمپانی یا شخصی انتقال بدهد و همچنین شراکت با سرمایهداران دیگر منوط به تصویب مجلس شورای ملی ایران است. عدم رعایت این ماده باعث سقوط امتیاز از درجه اعتبار خواهد بود. (اسناد ریاستجمهوری، شم ب 1443 و اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 1، ص 46).
در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. (3)دویست نفر از قوای اعزامی از تبریز با اتومبیل وارد بندر شرف خانه شده و به طرف محل اردوی نظامیان حرکت کردند.
همچنین برخی از لوازمات مورد نیاز اردو با اتومبیل به شرف خانه فرستاده شد. (4)
براساس گزارش رسیده از «میاندوآب»، اکراد در منطقه «گردهرش» واقع در یک و نیم فرسخی میاندوآب با نیروهای دولتی مشغول جنگ شدند. (5)
به دستور مصدق السلطنه وزیر مالیه، اداره خزانهداری کل تعطیل و منحل گردید و فقط دایره صندوق دایر بود. همچنین اداره محاکمات وزارت مالیه، موقتا تعطیل شد تا در آینده تصمیمی در مورد آن اتخاذ شود. انحلال و تعطیل دو اداره فوق به کلیه اعضا و کارکنان آنها ابلاغ شد. (6)
به حکم وزارت مالیه، «کمال الوزاره» به سمت ریاست اداره مالیات غیرمستقیم و آقا میرزا حبیب اللّه خان علیآبادی به سمت ریاست اداره مالیات مستقیم منصوب شدند. (7)
1) اولین فرمان اعطای امتیاز در زمینه نفت شمال در بهمن 1274 به امضای ناصر الدین شاه رسید. به موجب این فرمان اجازه استخراج نفت در محال ثلاثه تنکابن، کجور و کلارستاق (مازندران) به محمد ولی خان تنکابنی واگذار گردید. در ششم بهمن 1294، قراردادی 99 ساله میان محمد ولی خان تنکابنی و خوشتاریا که اصلا گرجی بود و تابعیت روسی داشت منعقد گردید. در این قرارداد تمام حقوق محمد ولی خان تنکابنی به خوشتاریا انتقال یافت. از آنجا که این امتیاز در غیاب مجلس شورای ملی و تحت فشار دولت تزاری روس واگذار شده بود، با روی کار آمدن کابینه صمصام السلطنه لغو گردید. متعاقب انقلاب اکتبر 1917 روسیه و صدور بیانیه معروف دولت بلشویکی مبنی بر الغای کلیه قراردادهای استعماری تزارها با ایران، خوشتاریا راهی اروپا شد و امتیاز خود را در مقابل یکصد هزار لیره به انگلیسها واگذار کرد. مدتی بعد شرکت نفت انگلیس و ایران شرکتی جانبی به نام «شرکت نفت شمال ایران» با سرمایه سه میلیون لیره تشکیل داد و در لندن به ثبت رساند ولی دولت ایران که به دلیل تصویب نشدن امتیاز خوشتاریا در مجلس شورای ملی، آن را غیرقانونی میدانست، بطلان این امتیاز را به سفارت روس و سایر سفارت خانهها اعلان کرد. (نفت شمال، ص پنج؛ اسناد وزارتخارجه، س 1300، ک 29، پ 1، ص 46).
2) این پنج ماده بدین شرح است: «ماده اول: مجلس شورای ملی واگذاردن امتیاز استخراج نفت را در ایالات آذربایجان و خراسان و گیلان و استرآباد و مازندران به کمپانی نفت استاندارد اویل آمریکایی به شرایط ذیل تصویب مینماید. ماده دوم: مدت این امتیاز بیش از پنجاه سال نخواهد بود. ماده سوم: حقوق دولت بیشتر از صدی ده کلیه نفت است که کمپانی از چاه ها خارج مینمایند قبل از آنکه هرگونه خرجی بر آن تعلق گیرد. ماده چهارم:
3) اسناد ریاستجمهوری، شم ب 1443.
4) روزنامه ایران، 3/ 9/ 1300، ص 1.
5) همان، ص 2.
6) روزنامه ایران، 1/ 9/ 1300، ص 2.
7) همان، ص 2.
چهارشنبه 1 آذر 1300/ 23 نوامبر 1921/ 22 ربیع الاول 1340
پس از به فوریت گذاشتن طرح امتیاز معادن نفت شمال از سوی دولت ایران و تصویب فوریت آن در مجلس شورای ملی، روسها که مدعی بودند قرارداد روس و ایران تاکنون به تصویب نرسیده است، این اقدام دولت و مجلس ایران را تصرف غاصبانه حقوق مالکیتی دانستند که متعلق به آنها نمیباشد و روتشتین، در نامهای به وزیر امور خارجه، اظهار داشت: بنا به ماده سیزدهم قرارداد ایران و روس دولت ایران حق واگذاری امتیازات و مؤسساتی را که به وی عودت داده شده، به اتباع دولتهای دیگر ندارد و حتی در صورت این قرارداد، این اقدام دولت و مجلس ایران، خلاف قانون میباشد. (1)
«انگرت» کاردار آمریکا در ایران متن کامل مصوبه مجلس شورای ملی در خصوص اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل را به واشنگتن ارسال کرد و قبل از اینکه دولت ایران فعالیتهای بیشتری را جهت تقاضای وام در مقابل اعطای امتیاز آغاز کند به وزارت خارجه آمریکا اطلاع داد، ایران سالانه مبلغی در حدود چهار صد هزار تا ششصد هزار پوند به عنوان حق امتیاز از شرکت نفت ایران و انگلیس دریافت میکند و این درآمد، میتواند پشتوانه خوبی برای وام درخواستی ایران محسوب گردد. (2)
پس از الغای امتیاز «خوشتاریا» مأمور وزارت فواید عامه که برای ضبط و توقیف مؤسسات خوشتاریا به گیلان اعزام شده بود، امروز با موافقت کنسول روس و با حضور جانشین کنسول کار تحویل گرفتن مؤسسات مزبور را آغاز کرد ولی پس از تحویل گرفتن بخشی از این مؤسسات، کنسول روس برخلاف موافقت اولیه از تحویل بقیه مؤسسات امتناع ورزید (3)
پس از مرگ میر موسی خان نماینده ورامین، دستور برگزاری مجدد انتخابات در آن منطقه داده شد. از طرف حکومتنظامی تهران نیز اوراق انتخابیه تعرفه و سایر لوازم تهیه و امروز به آن منطقه ارسال شد. همچنین به نایب الحکومههای ایوانکی و خوار ابلاغ شد، حکومت نظامی را در آن مناطق لغو نمایند.
حکومتنظامی تهران اعلام کرد: هدف این است که اهالی آن مناطق بتوانند با آزادی کامل در انتخابات شرکت نمایند. (4)
در پی وقایع اخیر در ساوجبلاغ، نمایندگانی از طرف اسماعیل سمیتقو به منظور برقراری اتحاد بین رؤسای ایلات و اکراد به میان آنان رفته و درباره تشکیل دولت کردستان با آنان مذاکره نموده و آنان را به همکاری دعوت میکردند. از این رو، امروز کارگزار کرمانشاه در حاشیه این وقایع به وزارت امور خارجه نوشت: اگر در این مناطق حوادثی اتفاق بیفتد، آشوریها که در دو سه ماه گذشته به دلیل اهمال مأمورین دولت وارد ایران شده و در هرمکانی از قصرشیرین تا همدان منزل دارند، از این فرصت استفاده کرده، وقایع ارومیه را تکرار خواهند کرد(5)
امروز کمیسیون اجناس با حضور آقایان آیت اللّهزاده، نجد السلطنه، حاجی قائممقام، شاهزاده سالار مظفر، حاج حسین آقا، (6)پیشکار مالیه، رئیس بلدیه و امین دفتر مالیه در اداره مالیه مشهد برگزار شد. پس از مذاکرات طولانی با توجه به وضع مطلوب محصول در سال جاری و با توجه به اینکه،
1) مراسله سفیر روسیه به وزیر خارجه، 1/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 1، ص 45؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 80- 81.
2) Dec .File 891 .6363 .Standard Oil ,Nov ,23 ,1921 .
3) مراسله عبد الحمید میرزا نماینده وزارت فواید عامه به مؤید حضور کارگزار گیلان، 16/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 1، ص 23.
4) روزنامه ایران، 1/ 9/ 1300، ص 2.
5) مراسله کارگزاری کرمانشاه به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 36.
6) منظور حاج حسین آقاملک است.
محصولات سالهای قبل هنوز باقی مانده بود، تصمیم گرفته شد بیست هزار خروار جنس(1)
همچنین جواز خروج چهارده هزار خروار جنس به حکّام سرحدّی داده شد.
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 3، ص 8).
به تجار روسیه فروخته شود.(2)محمد عبد الکریمزاده نماینده دولت بخارا که روز پیش به همراه چند نفر دیگر به تهران وارد شده بود، عصر امروز در وزارت امور خارجه با وزیر خارجه دیدار کرد. (3)
اداره محاکمات وزارت مالیه که از مدتی پیش تعطیل شده بود، مجددا امروز دایر گردید و اعضای آن به شرح ذیل انتخاب گردیدند: میرزا رضا خان نائینی ریاست اداره محاکمات؛ میرزا ابراهیم خان مدعی العموم و معتصم الدوله، شاهزاده عماد السلطنه و آقای بینش؛ مقرر شد امور شورای عالی وزارت مالیه نیز توسط این افراد اداره شود. (4)
لاهوتی بنا به حکم وزارت جنگ با درجه یاور به خدمت ژاندارمری پذیرفته شد. (5)
1) دو هزار خروار جنس را روسها قبلا خریداری کرده بودند ولی اجازه حمل آن به روسیه صادر نشده بود. براساس مصوبه این کمیسیون، مقرر شد اجازه حمل این مقدار جنس داده شود. به علاوه با صادرات چهار هزار خروار جنس بهطور متفرقه از هرنقطه از ایالت خراسان موافقت شد.
2) تلگراف اداره مالیه مشهد به رئیس الوزراء، 1/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 3، ص 8.
3) روزنامه ایران، 2/ 9/ 1300، ص 2.
4) . همان، 2/ 9/ 1300، ص 2.
5) دیوان ابو القاسم لاهوتی، ص 17.
پنجشنبه 2 آذر 1300/ 24 نوامبر 1921/ 23 ربیع الاول 1340
تقریبا در ساعت 11 صبح زلزله (1)
اما اولین زلزله ثبت شده در نیشابور در روز سهشنبه 18 شعبان 242 ق است که زمینلرزهای شدید، البرز شرقی را لرزاند و منطقه قومس و ناحیه خراسان غربی و توابع نیشابور را ویران کرد. در این منطقه که به طول 350 کیلومتر میان البرز و دشت کویر، از خور تا فراسوی بسطام و در بخش هایی از طبرستان و گرگان کشیده شده است، دویست هزار نفر کشته شدند و همه روستاها ویران شد. در منطقه قومس، بیشترین زیانهای زمینلرزه به دامغان رسید که نیمی از شهر ویران گردید و حدود 45096 نفر کشته شدند. در مناطق کوهستانی دگرریختیهای گسترده زمین و از جمله احتمالا گسلش سطحی، روی داد. شهر قدیمی قومس، مرکز پیشین ایالت، نیز ویران و احتمالا پس از زمینلرزه سرانجام متروک شد. یکسوم بسطام فروریخت و در منطقه میان این شهر و دامغان، دو نسل بعد هنوز اثرات زمینلرزه مشاهده میشده است. طبرستان و گرگان نیز در اثر زمینلرزه آسیب دید و زمینلرزه اثر فاجعهباری بر منابع تأمین آب منطقه قومس داشت زیرا باعث خشکیدن چشمهها و قناتها شد و یا با به راه انداختن زمینلرزه هایی مسیر رود هایی را که به سوی دشت جریان داشتند، سد کرد. بیرون از این منطقه، نیشابور در سوی شرق و ایالت جبال در سوی غرب و جنوب غرب قومس نیز به شدت لرزیدند و زمینلرزه در ری، قم و حتی در اصفهان حس شد و در آنجا نگرانی زیادی برانگیخت.
زمینلرزه دیگر نیشابور در سال 540 ق، با ویرانگری محلی برخی از ساکنان نیشابور را به فکر مهاجرت انداخت. زمینلرزه دیگر این منطقه در سال 649 ق رخ داد که بخشی از «شادیاخ» را به کلی ویران کرد.
و بالاخره زمینلرزهای که پیش از زمینلرزه سال جاری (1300 ش) در نیشابور رخ داده و ثبت شده است. زمینلرزه 30 جمادی الاول زمینلرزه فاجعهباری در نیشابور و توابع آن روی داد. شهر کاملا ویران شد و تنها کسانی که در بیرون از شهر بودند، جان سالم به در بردند و هیچ ساختمانی پابرجا نماند. شهر کنونی نیشابور مجددا ساخته شد. (تاریخ زمینلرزههای ایران، ص 128- 130 و 145).
شدیدی در نیشابور به وقوع پیوست ولی تلفات جانی در پی نداشت. (2)[تصویر] تصویری از منطقه زلزلهزده
1) نخستین زمینلرزهای که در تاریخ ایران ثبت شده، زمینلرزه سده چهارم پیش از میلاد است که منطقهای را ویران کرد. براساس گفته دوریس ساموسی مؤلف کتابی درباره تاریخ یونان و مقدونیه که در حدود 350 پیش از میلاد نامدار بود «راگادر کشور ماد نام خود را از آنجا گرفته است که زمین در پیرامون دروازههای خزر در اثر زمینلرزهها چنان پاره شده بود که شهرها و روستاهای بسیاری ویران شده و مسیر رود خانهها تغییرات گوناگونی یافته بود.» پوسیدونیوس افامیهای، در تاریخی که در میانه سده دوم پیش از میلاد نوشته است میافزاید که در این زمینلرزه «شمار بسیاری شهر و 2000 روستا ویران شد. نخستین رویداد ثبت شده در منطقه خاورمیانه، زمین لرزه سال 658 م، در بصره است که آسیبی به بار نیاورد.
2) روزنامه اتحاد، 5/ 9/ 1300، ص 3.
جمعه 3 آذر 1300/ 25 نوامبر 1921/ 24 ربیع الاول 1340
دولت انگلیس بار دیگر به اعلام الغای امتیاز خوشتاریا (1)از سوی دولت ایران و واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکایی اعتراض کرد. دولت انگلیس اعلام کرد این امتیاز متعلق به کمپانی نفت ایران و انگلیس است و در حفظ حقوق کمپانی مزبور از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. (2)
[تصویر] دکتر میلسپو
جنگ با متمردین اکراد در یک و نیم فرسخی میاندوآب جریان داشت. در جناح راست اردوی دولتی نیز، قوای ژاندارم مشغول زدوخورد با متمردین بودند. (3)
سردار انتصار، رئیس معارف و اوقاف وارد شهر مشهد شد. (4)
پس از موافقت مجلس ایران با اعطای امتیاز نفت شمال به استاندارداویل، سفیر ایران در واشنگتن به وزارت خارجه آمریکا فراخوانده شد. دکتر میلسپو با وی مذاکره کرد و «دییرینگ» معاون وزیر خارجه طی یادداشتی نتیجه این گفتگو را چنین گزارش داد: سفیر ایران اصرار داشت بداند در صورتی که انگلستان برای بهرهبرداری از امتیاز نفت شمال اقدامی انجام دهد موضعگیری آمریکا چه خواهد بود؟ ...
میلسپو در ادامه یادداشت خود نوشت: نباید سفیر ایران را در جریان مسائل محرمانه قرار داد. دیرینگ نیز در حاشیه این اظهارات نوشت: «به هیچوجه» همچنین هنگامی که در این مذاکره سفیر ایران خواستار نظر وزارت خارجه آمریکا در مورد مذاکرات بین شوستر و استاندارد اویل شد، میلسپو از اظهارنظر خودداری کرد. (5)
1) بعد از انقلاب اکتبر و الغای همه قراردادهای قبلی در زمان تزاز روسیه به طور طبیعی این قرارداد نیز باطل شده بود. ضمن آنکه در آن زمان این قرارداد در مجلس به تصویب نرسیده بود.
2) مراسله بریجمن شارژدافر سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 3/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 10، ص 15 و 16.
3) روزنامه اتحاد، 3/ 9/ 1300، ص 2.
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 179.
5) Dec .Fil 891 -6363 .Standard Oil ,Nov ,25 .1921 .
شنبه 4 آذر 1300/ 26 نوامبر 1921/ 25 ربیع الاول 1340
به دنبال اقدام رئیس بانک شاهنشاهی در تهران در اعطای مساعده مالی به دولت ایران بدون اجازه قبلی از لندن، «لرد کرزن» که از این اقدام بانک ناراحت شده بود، به مدیرعامل بانک هشدار داد:
[تصویر] مجسمه لرد کرزن در کلکته
بانک باید بین ادعای خود مبنی بر هدایت عملیاتش منحصرا براساس منافع تجاری، بدون تأثیر ملاحظات سیاسی و استمداد از دولت انگلیس در مواقع بحرانی، یکی را انتخاب کند.(1)
متن قانون اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکایی مشتمل بر پنج ماده که به تصویب مجلس شورای ملی رسیده بود، برای قوام السلطنه ارسال شد. (2)
رئیس الوزراء طی بخشنامهای تشکیل هرگونه اجتماعات با عنوان اتحادیه و یا هرنام دیگری، از سوی کارمندان ادارات دولتی را ممنوع اعلام کرد و هشدار داد: چون این قبیل تشکیلات در ادارات دولتی مخالف قانون است، هرکس در آینده عضو یا مشوق این قبیل اجتماعات باشد از خدمت منفصل خواهد شد. (3)
اداره گمرکات به وزارت مالیه پیشنهاد داد: برای جلوگیری از حمل مسکوکات از بنادر جنوب به هندوستان، از طرف دولت به کنسول ایران در بمبئی دستور داده شود، درباره مسکوکاتی که از ایران به هندوستان حمل میشود تحقیق نمایند و فهرستی از اسامی صادرکنندگان و مبالغ واصله به هندوستان و تاریخ ورود و اسامی کشتیهای حامل را با هرگونه اطلاعات دیگری که مفید باشد و بتوانند بدست آورند، به ایران ارسال نمایند و اگر میتوانند، برای تحصیل اطلاعات از گمرک هند و انگلیس هم کمک بگیرند تا بتوان با استفاده از این اطلاعات، برای جلوگیری از حمل مسکوکات به خارج از کشور اقدام نمود. (4)
نماینده دولت سابق ارمنستان از سفارت ایران در پاریس
[تصویر] عمارت بانک شاهنشاهی
تقاضا کرد دولت ایران با ورود دو هزار مهاجر ارمنی ایرانی که در بغداد جمع شده و اوضاع آنان پریشان بود، به ایران موافقت نماید. پیرو این درخواست، دولت ایران مأموری را به بغداد فرستاد تا درباره وضعیت ارامنه تحقیق کرده و شرایط انتقال آنان را به ایران فراهم آورد. (1)
میسیون(2)آمریکائیها مقداری اسباب و وسایل پزشکی و دارو برای بیمارستانهای آمریکائی در همدان و تبریز ارسال کردند. همچنین یک دستگاه «ایکسری»(3)را برای رشت اختصاص دادند که امروز سه محموله از آن وسایل وارد کرمانشاهان گردید.(4)
ماژور محمود خان از مشهد عازم تهران شد. وی پیش از ترک مشهد طی نامهای که در روزنامه خراسان درج شد، اعلام کرد: همیشه عشق به میهن، محرک وی در انجام وظایف نظامی و غیرنظامیاش بوده است. (5)
«ترنس وینسنت برنان»)Terence Vincenct Brenan( که به نیابت کنسولگری انگلیس در رشت منصوب شده بود، تهران را به قصد محل مأموریت خود ترک کرد. (6)
1) مراسله سفارت پاریس به وزارت خارجه 4/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 27.
2) میسیون: هیأت مأمورین؛ هیئت اعزامی؛ هیئتی که مرکب از چندتن که به منظوری خاص (تبلیغات مذهبی، امور سیاسی، فرهنگی و غیره) به جایی اعزام شوند. (م).
3) ایکس ری: دستگاه عکسبرداری با اشعه ایکس. (م).
4) تلگراف ویلسون از کرمانشاه به تهران، 4/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 10، پ 4، ص 13.
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 179.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 81.
یکشنبه 5 آذر 1300/ 27 نوامبر 1921/ 26 ربیع الاول 1340
کارگزاری سرخس به وزارت امور خارجه اطلاع داد: پنج ماه است حقوق نظامیان سرخس پرداخت نشده و لباس زمستانی نیز برای آنان فراهم نشده است و اغلب آنان نیز بیمار هستند و چنانچه اقدام فوری برای پرداخت حقوق آنان صورت نگیرد، ناچار پستهای نظامی خود را ترک خواهند کرد که این کار در انظار خارجیها، خوش آیند نیست. (1)وزارت امور خارجه سواد تلگراف رمز کارگزاری سرخس را برای رسیدگی و پیگیری برای پرداخت حقوق نظامیان به وزارت جنگ ارسال کرد. (2)
[تصویر] یاور علیقلی خان پسیان از ژاندارمهای آن دوران
وزارت امور خارجه به کارگزاری کل تبریز ابلاغ کرد: چون شعبه بانک قفقاز (3)در تبریز از سوی دولت به رسمیت شناخته نشده، باید مانند یک تجارت خانه با آن رفتار شود. (4)
امروز ژاندارمها به سقز حمله کردند و سوارهای بانه و حاجی بهاء السلطنه که چهار صد نفر بودند فرار کردند پس از قتل چند نفر از اشرار، (5)سقز به تصرف اردوی دولتی درآمد. در این درگیری یک ژاندارم و یک نفر کرد از اردوی دولتی کشته شدند. (6)
1) تلگراف رمز کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 7/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 7، ص 1.
2) مراسله وزارت خارجه به وزارت جنگ، 15/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 7، ص 2.
3) همزمان با پیدایش مسلک بلشویکی و بروز اغتشاشات در روسیه، این شعبه از بانک قفقاز، بدون اجازه دولت ایران توسط گروهی که عدهای از آنان ارمنی بودند، تشکیل شده بود ولی هیچگاه از سوی دولت ایران و کارگزاری تبریز به رسمیت شناخته نشد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 8، ص 10).
4) مراسله وزارت خارجه به کارگزاری کل تبریز، 5/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 8، ص 1.
5) تعداد نیروهای سمیتقو در سقز یک هزار نفر بود. پنجاه نفر از نیرو هایش در این نبرد کشته شدند. (روزنامه ایران، 12/ 9/ 1300، ص 3).
6) روزنامه اتحاد، 9/ 9/ 1300، ص 3.
دوشنبه 6 آذر 1300/ 28 نوامبر 1921/ 27 ربیع الاول 1340
کنسول انگلیس از تبریز به سفارت انگلستان گزارش داد:
شمار نیروهای تحت فرمان سمیتقو پس از پیوستن گروهی از کردهای عثمانی به آنان به شش هزار نفر افزایش یافته است.
والی آذربایجان نیز، گروهی از ارامنه ضد بلشویک قفقاز را که به تبریز پناهنده شدهاند به عنوان سرباز به خدمت گرفته است. (1)
امروز عباس افندی (عبد البها) (2)
(قرین بدیع، ص 19، 83؛ ج 3، ص 125، 291، 327؛ توقیعات مبارکه (لوح قرن) ج 1، ص 103 خطابات مبارکه، ج 1، ص 32).
در شهر حیفا واقع در فلسطین درگذشت. (3)روزنامه طوفان که مدتی توقیف بود به دستور قوام السلطنه از توقیف خارج گردید. (4)
در شامگاه امروز دوازده کشتی روسی و کشتی توپداری که از مدتی قبل در بندر انزلی پهلو گرفته بودند، بندر انزلی را به قصد باکو ترک کردند. (5)
امروز روزنامه ایران در سرمقاله خود در پاسخ به اعتراض روتشتین نسبت به واگذاری امتیاز نفت شمال به شرکت نفت استاندارد اویل نوشت: امتیاز خوشتاریا به علت عدم تصویب آن در مجلس شورای ملی فاقد اعتبار قانونی است. (6)
گروهی قزاق مأمور ضبط سلاحهای موجود در سرباز خانههای مشهد شدند ولی ژاندارمها از تحویل اسلحه خودداری کردند.
فرمانده قزاقها پس از صدور فرمان آمادهباش به افراد مستقر در شهرنو، با عدهای به سرباز خانههای شهر رفتند. در پی این عملیات، کلیه سلاحهای موجود در سرباز خانهها جمعآوری گردید. (7)
[تصویر] عباس افندی
دولت ایران در پاسخ به اعتراض کتبی سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه نسبت به اعطای امتیاز نفت شمال به
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 85.
2) عباس افندی (عبد البها) فرزند حسینعلی نوری (بهاء اللّه) در شب پنجم جمادی الاولی 1262 ق به دنیا آمد. نوابه مدرس، زن نخست میرزا حسینعلی بود. عباس افندی بعدها القاب «آقا»، «سرکار آقا»، «ابن اللّه» و ابن البها نیز گرفت. بهاء اللّه از زن دیگرش مهدعلیا سه پسر به نامهای محمد علی افندی، میرزا ضیاء اللّه و میرزا بدیع اللّه داشت. بنابر لوح عهدی قرار بود تا پس از درگذشت بهاء اللّه ابتدا عباس و محمد علی زمامدار بهائیان باشند لکن پس از مرگ پدر میان فرزندان جدایی افتاد. محمد علی افندی با دو برادر دیگرش، دو تن از زنان میرزا حسینعلی، خواهرانش و پسر عموها بر عبد البهاء شوریدند. عباس افندی غصن اکبر را ناقض اکبر و مریدانش را ناقضین خواند و پیروان خود را ثابتین نام نهاد. محمد علی نیز به تلافی، غصن اعظم را رئیس المشرکین گفته ابلیس لعین لقب داد. عبد البها خود را فردی عادی و غلام و عبد البهاء میخواند تا از او برهان و حجتی نخواهند و در عوض هر چه میتوانست مقام باب و بها را بالا میبرد. وی در امر سیاست برخلاف پدرش پایبند به یک حکومت و یک دولت نبود بلکه با تغییر شرایط و اوضاع زیر پرچم حکومتی تازه میرفت. مدتی در سایه عنایت حکومت تزاری میزیست، پس از انقلاب اکتبر 1917 و سقوط دولت تزاری روسیه به انگلستان متمایل شد و پس از آنکه، عثمانیها متوجه شدند عباس افندی به نفع دولت انگلیس جاسوسی میکند، جمال پاشا فرمانده کل قوای عثمانی خواست وی را اعدام نماید، لکن دولت انگلیس به حمایت جدی از او برخاست. عباس افندی در اواخر عمر سفر هایی به اروپا و آمریکا نمود و تعالیم دوازدهگانه بهائیت را عرضه نمود. سرانجام وی در ششم آذر 1300 ش، در حیفا درگذشت. در تشییع جنازه او نمایندگان دولت انگلیس از جمله «هربرت ساموئل» حضور داشتند. دیگر شخصیتهای انگلیسی نیز، مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ نمودند.
3) یادداشتهای قزوینی، ج 7- 8، ص 234.
4) روزنامه ایران، 8/ 9/ 1300، ص 2.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 86.
6) روزنامه ایران، 7/ 9/ 1300، ص 1.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 180.
کمپانی استاندارد اویل پاسخ داده بود که چون امتیاز خوشتاریا در مجلس شورای ملی تصویب نشده قبل از انتقال به کمپانی نفت جنوب ملغی بوده و دولت نیز آن را از درجه اعتبار ساقط و غیرقانونی میداند.
پیرو این مذاکرات کتبی امروز احمد قوام در دیدار حضوری با کاردار سفارت انگلیس بار دیگر دلیل دولت ایران مبنی بر غیرقانونی بودن امتیاز خوشتاریا را متذکر شد. کاردار سفارت انگلیس در ضمن دفاع از کمپانی نفت جنوب عدم مراجعه دولت ایران را به سفارت انگلیس غیردوستانه تلقی نموده ولی قوام در پاسخ به او اظهار داشت: «چون تقریبا ده روز قبل از اعطای امتیاز به کمپانی آمریکایی راجع به امتیاز خوشتاریا در مجلس مذاکره شد و من بطلان امتیاز خوشتاریا را در مجلس اظهار کردم و مجلس از اظهار من اتخاذ سند نمود و شما هم سکوت کردید دیگر دلیلی نمیماند که تصور کنم مراجعه نکردن من در این موضوع که حق مطلق دولت و بلامانع بوده است برخلاف دوستی تعبیر شود». (1)
[تصویر] عباس افندی (عبد البها)
1) نفت شمال، ص 8- 7.
سهشنبه 7 آذر 1300/ 29 نوامبر 1921/ 28 ربیع الاول 1340
روزنامه ستاره ایران(1)در شماره امروز خود اعلام کرد:
انگلیسیها سرگرم عقد قرارداد با سران طوایف کرمانشاه هستند و مقادیری اسلحه برای توزیع در میان عشایر به ایران وارد کردهاند.
ستاره ایران در ادامه نوشت که مأموران انگلیسی حتی خود را به پشت کوه هم رسانیدهاند.(2)
پیرو مذاکرات و جلسات گذشته راجع به موضوع شیلات که از 28 آبانماه آغاز شده بود، امروز پنجمین و آخرین جلسه این کمیسیون با حضور نمایندگان ایران و روس تشکیل شد.
در مذاکرات گذشته از طرف نمایندگان ایران پیشنهاد مشارکت ایران در شیلات مطرح شد، اما روسها مخالفت نموده و موضوع اجاره را پیشنهاد دادند. با اینکه، نمایندگان ایران طی مذاکرات، سعی کردند با ارائه دلایل بسیار، صلاحیت مشارکت ایران در شیلات را به اثبات برسانند.
اما نمایندگان روس متقاعد نشده و به موضوع اجاره اصرار مینمودند و بالاخره اظهار داشتند که به غیر از اجاره، راجع به موضوع دیگری حاضر به مذاکره نیستند. ازاینرو، لازم است جلسات کمیسیون را قطع نموده و نتیجه مذاکرات را به مسکو اطلاع دهند. بدینترتیب کمیسیون شیلات خاتمه یافت. (3)
روزنامه ستاره ایران در شماره امروز خود در مورد اعتراض انگلیس به واگذاری امتیاز نفت شمال به شرکت نفت استاندارد اویل آمریکا و فروش امتیاز خوشتاریا نوشت: موافقت کابینه صمصام السلطنه با واگذاری امتیاز به خوشتاریا به دلیل مخالفت مجلس با این امتیاز اعتباری ندارد و دولت ایران به هیچوجه، خود را متعهد به قبول مذاکرات انجام شده بین دولت انگلیس و خوشتاریا نمیداند. (4)
حکمران اردبیل به سمت «آقچای» در پنج فرسخی اردبیل حرکت نمود. او قصد داشت از آنجا چهار صد نفر سوار جنگی از طوایف «یورتچی» و «آلارلو» و «دورسون» و «خواجهلو» به اردوی تسوج اعزام نماید. (5)
معتضد الدوله نماینده مردم کرمانشاهان در مجلس شورای ملی، در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. مجلس ترحیم وی در منزلش برگزار گردید. (6)
کنسولگری انگلیس در عباسی اطلاع داد که سرپرسی لورن وزیرمختار دولت انگلیس امروز وارد عباسی شد و فردا به طرف بوشهر حرکت خواهد کرد. (7)
1) سفارت انگلیس معتقد بود که روتشتین به این روزنامه کمک مالی میکند. (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 85).
2) روزنامه ستاره ایران، 7/ 9/ 1300.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 131- 134.
4) روزنامه ستاره ایران، 7/ 9/ 1300.
5) روزنامه ایران، 12/ 9/ 1300، ص 3.
6) همان، 9/ 9/ 1300، ص 4.
7) همان، 8/ 9/ 1300، ص 2
چهارشنبه 8 آذر 1300/ 30 نوامبر 1921/ 29 ربیع الاول 1340
«محمد هاشم میرزا» از نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای ملی دو مورد اعتراض خود به فصل دوم عهدنامه ایران- افغانستان را به کمیسیون خارجی مجلس ارائه داد.
اعتراض اول: طوایف و ایلات معمولا شامل بربری، تیموری، هزاره، جمشیدی و امثال آن هستند و اشخاص متفرقه را در برنمیگیرند. حال آنکه، چند هزار نفر که به هیچ طایفه و ایلی بستگی ندارند، به صورت فردی به ایران آمده و ساکن شدهاند که بایستی بصورت ذیل اصلاح شود: طوایف و ایلات و اشخاصی که در گذشته به ایران آمدهاند.
اعتراض دوم این است که ذکر شده «طوایف سرحدنشین که در خاک دولتین ییلاق و قشلاق مینمایند». ییلاق و قشلاق منحصر به طوایف و یا طوایف سرحدنشین نیست ازاینرو باید به این شکل اصلاح شود. «کلیه طوایف و اشخاصی که ییلاق و قشلاق مینمایند» (1)
شورای عالی مطبوعات با انتشار اعلانی از مدیران جراید و مجلات دعوت نمود، روز جمعه در شورای عالی مطبوعات (2)شرکت نمایند. هدف از تشکیل این شورا، تبادل افکار و نظرات مدیران جراید بود. (3)
تشکیلات جدید وزارت مالیه که به دستور مصدق السلطنه وزیر مالیه در آن وزارت خانه ایجاد شده بود به قرار ذیل معرفی شد: «کابینه وزارتی، کمیسیون نظارت عایدات، کمیسیون نظارت مخارج، کمیسیون تفریق محاسبات، دیوان محاکمات، اداره محاسبات کل مالیه، اداره مالیات مستقیم، اداره مالیات غیرمستقیم، دایره پرسنل و ملزومات صندوق مرکزی و صندوق عدلیه ضراب خانه، محاسبات بیوتات.» (4)
مخبر السلطنه والی آذربایجان با اظهار شرحی از مراتب و استحقاق و شایستگیهای سالار معظم افشار از خوانین آذربایجان به وزارت داخله، خواستار اعطای لقب امیر مکرم به مشار الیه شد. (5)
امروز چهار صد نفر سوار و پیاده از قشون «ماکو» به سرکردگی «شجاع الدوله» پسر «اقبال السلطنه» وارد خوی شدند. (6)
«نصرت لشکر» که تحت فرماندهی نیروهای قزاق به مشهد آمده بود، عازم سبزوار شد. (7)
1) موارد اعتراضیه محمد هاشم میرزا به کمیسیون خارجی مجلس شورای ملی، 8/ 9/ 1300، اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 66، پ 6، ص 48.
2) شورای عالی مطبوعات در خیابان جلیلآباد، کوچه درخشان نمره 16 قرار داشت. (م).
3) روزنامه ایران 8/ 9/ 1300، ص 3.
4) همان، ص 2.
5) گزارش اداره پرسنلی وزارت داخله، 8/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293003141.
6) روزنامه ایران، 12/ 9/ 1300، ص 2.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 189.
پنجشنبه 9 آذر 1300/ 1 دسامبر 1921/ 1 ربیع الثانی 1340
حزب دموکرات ایران در اعلانی با عنوان «یک قدم ملی» حمایت خود را از اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی آمریکایی اعلام کرد. متن اعلان مذکور به شرح ذیل است:
«دولت ایران و آقای قوام السلطنه ریاست وزراء یک قدم در راه سعادت این مملکت برداشته و اتفاق آراء نمایندگان مجلس شورای ملی دوره چهارم آن قدم را عملی دانستهاند ... سفارت جمهوری شوروی روسیه و نایب سفیر دولت بریتانیا اظهار نارضایتی از این اقدام دولت نمودهاند و با زبانهای مختلف یادداشت اعتراضآمیز برای دولت ایران ارسال میکنند ...
بطلان دعوای پوسیده خوشتاریا و ناحقگویی نمایندگان شمال و جنوب هم صرفنظر کرده و قضاوت در این قضیه را باید به افکار عمومی واگذار کرد.
هیأت نمایندگان دموکرات تهران با آنکه، قبل از انتخاب نقطه ثقل حقیقیاش، خود را قانونا موظف به مداخله در سیاست کشوری نمیداند اما نظر به اهمیت موضوع و اینکه این اقدام مهمترین خدمت هیئت محترم دولت به نفع مملکت است ناچار است به صورت علنی اظهار کند که قضیه امتیاز شمال بهترین اقدام در دوره مشروطیت میباشد که برای سعادت کشور انجام شده است. ازاینرو، جمعیت دمکرات تهران حاضر است تا آخرین دقیقه، تمام نیرو و تلاش خود را در راه رسیدن به این مقصود به کار گیرد.»(1)
سرپرسی لورن وزیرمختار جدید انگلیس، امروز با ناو «رنیاون» وارد بوشهر شد. کشتی «پرسپولیس» و آتشبار ساحلی 17 گلوله توپ به افتخار ورود او شلیک کردند. در مراسم استقبال از وی نماینده حکومت بوشهر و کارگزاری و نمایندگی سیاسی انگلیس در بوشهر و فرمانده نیروهای نظامی انگلیس در منطقه و تعدادی از افراد برجسته جامعه انگلیسیان مقیم بوشهر حضور داشتند. حکمران بنادر نیز، در پایان مراسم استقبال با شلیک 13 گلوله توپ به او خوش آمد گفت و با وی ملاقات کرد. همچنین در اینروز اطاق بازرگانی بریتانیا به وی معرفی شد. سرپرسی لورن پس از آنکه، از گارد احترام نظمیه سان دید به همراه نماینده سیاسی انگلیس در بوشهر راهی سبزآباد شد و از گارد احترام گردان دوم پیادهنظام یکصد و دوازدهم هند که در بوشهر مستقر بود، سان دید. بعد از ظهر نیز، مهمانی شامی به افتخار ورود سرپرسی لورن در سبزآباد برگزار شد که حکمران بوشهر و کارگزار و افراد برجسته جامعه اروپائیان مقیم بوشهر در آن مراسم شرکت داشتند. (2)
به دستور وزیر جنگ، «سیف الشریعه گیلانی»، جهت جمعآوری اعانه برای قحطیزدگان روسیه به طرف رشت حرکت نمود. (3)
براساس گزارشی از کارگزاری کرمانشاه به وزارت امور خارجه، پس از تحقیقات کاملتر درباره ارامنه و آشوریها مشخص شد که تا این تاریخ نزدیک به پنج هزار نفر از آنان وارد ایران شده که بیشتر از دو هزار نفر آنان به تبریز رفته، هزار و پانصد نفر در همدان و چهار صد نفر دیگر در کردستان و بقیه در کرمانشاهان ساکن شدهاند. نزدیک به هزار نفر هم در قصرشیرین و بین راه ها، و بقیه هنوز در بغداد بودند. (4)
کمیسونی برای تدوین لایحه قانونی مالیاتهای بلدی ولایات در وزارت مالیه تشکیل شد.(5)در این کمیسیون آقای بینش به نمایندگی از وزارت مالیه، نصیر اشرف به نمایندگی از وزارت داخله و موسیو آلبرت به نمایندگی از بلدیه حضور
1) روزنامه ایران، 9/ 9/ 1300، ص 1.
2) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 145.
3) روزنامه اتحاد، 9/ 9/ 1300، ص 2 و 3.
4) مراسله کارگزاری کرمانشاه به وزارت خارجه، 9/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 8، ص 35.
5) از آنجا که، اعضای کمیسیون بر سر بعضی موضوعات از قبیل مالیات مستغلات و اصناف اختلاف داشتند ناچار از جلب نظریات شخص وزیر مالیه شدند. (اسناد ملی ایران، شم ت 290007712).
داشتند. (1)
پس از آنکه، به دستور حکمران شاهرود، مأمورین ارزاق، محموله گندم و جو خریداری شده توسط سمنانیها از سبزوار و شاهرود را توقیف کردند، عصر امروز مغازهها در سمنان تعطیل شدند. مردم، حکمران و رؤسای دوایر سمنان را به تلگراف خانه آوردند و درخواست آزادی خرید و فروش و حمل کالاهای خود را کردند. (2)
[تصویر] یخچال کاروانسرای دهنمک استان سمنان
[تصویر] کاروانسرای دهنمک استان سمنان
جمعه 10 آذر 1300/ 2 دسامبر 1921/ 2 ربیع الثانی 1340
کاروانسرای شاهبازار قیصریه که جنب کاروانسرای شاه شهر ساری بود طعمه حریق شد.
دو نقطه مزبور به کلی منهدم شده و تقریبا بیست و هفت باب مغازه در آتش سوخت. در اثر اقدامات پیشکار مالیه و کارکنان مالیه و رئیس نظمیه که در خاموش کردن آتش تلاش بسیاری انجام دادند از سرایت آتش به نیمی از ساری جلوگیری شد. (1)
[تصویر] کاروانسرای منظریه قم
«یرزنیکیان» کنسول دولت ارمنستان به مناسبت افتتاح آن کنسولگری در شهر تبریز، امروز مجلس جشنی برپا کرد. والی و رؤسای دوایر دولتی آذربایجان نیز به دعوت یرزنیکیان در این جشن شرکت کردند.
در این مراسم پرچم ارمنستان در حضور مهمانان برافراشته شد. (2)
امروز جنگ میان ژاندارمها و اکراد در اطراف خوی آغاز شد. (3)
پس از آنکه، روز گذشته سرپرسی لورن وزیرمختار جدید انگلستان در ایران وارد بوشهر شد، امروز صبح با حکمران و کارگزار بوشهر ملاقات کرد.(4)
احمد قوام که در نهم آذرماه با ارسال تلگرافی به حسین علاء خبر داده بود در نتیجه مقاومت دولت، از اعتراضات روس و انگلیس به اعطای امتیاز نفت شمال کاسته شده است امروز به وی اطلاع داد که از طرف انگلیسیها دیگر اظهار اعتراضی نشده و سفارت روس هم بعد از شنیدن پاسخهای سخت دولت ایران و مشاهده شعف عمومی و مقاومت جرائد و موافقت ولایات با دولت، نسبت به اعطای امتیاز به کمپانی آمریکایی اظهار موافقت نموده است.
قوام در ادامه به حسین علاء اطمینان داد که او همچنان مقاومت خواهد کرد ولی اگر در مسئله پول کمک فوری نشود زحمات و اقداماتش مختل خواهد شد.(5)
1) روزنامه اتحاد 24/ 9/ 1300، ص 4.
2) تلگراف خلیل مشاور السلطان از تبریز به وزارت خارجه، 11/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 12، ص 47.
3) تلگراف کارگزار تبریز به وزارت خارجه، 18/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 167.
4) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 145.
5) نفت شمال، ص 12.
شنبه 11 آذر 1300/ 3 دسامبر 1921/ 3 ربیع الثانی 1340
میرزا کوچک خان که در مناطق جنگلی، گرفتار برف و کولاک شده بود به علت سرمازدگی شدید به دیار باقی شتافت (1). جسد دوست وفادار میرزا کوچک خان یعنی «گائوک»)GauK( که او نیز در اثر سرما فوت کرده بود در کنار جنازه میرزا بود. (2)
[تصویر] میرزا کوچک خان
پس از مذاکره رئیس هیئتمدیره بانک شاهنشاهی با لرد کرزن وزیر خارجه انگلیس در خصوص عدم پرداخت مساعده مالی از جانب بانک به دولت ایران، امروز رئیس هیئتمدیره بانک با ارسال تلگرافی به رئیس کل بانک شاهنشاهی در تهران به وی دستور داد(3)که تحت هیچ شرایطی نباید مساعده دیگری به دولت ایران پرداخت شود و لیکن درست پیش از دریافت این تلگراف، مکمری رئیس کل بانک، در تهران مساعده دیگری را به دولت ایران پرداخت کرده بود. (4)
کلنل فریزر که چند روز در منزل کنسول انگلیس در بوشهر اقامت داشته و مشغول امور مربوط به پلیس جنوب و خلع سلاح و مرخص نمودن نیروهای پلیس جنوب بود، امروز عازم هندوستان شد. (5)
به پیشنهاد وزیرمختار ایران در برلین و حکیم الملک وزیر امور خارجه، آلسود)Aalbl Ssvede( به سمت جنرال کنسول افتخاری شهر «لیپ تسیک» [لایپزیک] (6)آلمان منصوب شد. (7)
در پی پیشنهاد سفارت آمریکا به وزارت امور خارجه ایران در ششم آبانماه گذشته در خصوص اعزام نمایندهای از طرف دولت ایران به واشنگتن به منظور شرکت در کنگره بین المللی بیماریهای چشم، چون امکان تعیین یک نفر متخصص از تهران و اعزام او به این کنگره وجود نداشت، بنا به پیشنهاد وزارت علوم به سفارت ایران در واشنگتن دستور داده شد یک پزشک متخصص را در آمریکا به عنوان نماینده ایران به کنگره
1) البته در برخی منابع روز 14/ 9/ 1300، روز مرگ میرزا کوچک خان آورده شده است که به نظر میرسد اشتباه باشد. و این منابع روز پیدا شدن جنازه میرزا و انتقال آن را به رشت، روز مرگ میرزا تلقی کردهاند در کتاب جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس در ص 92 نیز این تاریخ برای مرگ میرزا ذکر شده است (م).
2) سردار جنگل، ص 513؛ فوق العاده روزنامه اتحاد، 13/ 9/ 1300، ص 1؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 92.
3) Telegram to the Chief manager, 3 Dec 1921, in Imperial BanK to Fo, 6 Dec 1921. Fo 371/ 6418/ 13525
4) Telegram from Chief manager, 3 Dec 1921. in ibid
5) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 12/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 165.
6) لایپزیک یکی از شهرهای آلمان میباشد که صنایع عینکسازی آن مشهور است. (م).
7) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 20، ص 8.
[تصویر] تعدادی از دانشجویان ایرانی (نوروز سال 1335 ق، لوزان سوئیس)
عکسها به ترتیب: 1. شفیعزاده 2. کتابچی خان برادر دکتر پل کتابچی خان 3. محمود افشار دانشجوی حقوق 4. همسر مرتضی جورابچیزاده 5. عالیه دختر مرتضی جورابچیزاده 6. احمد صدر دانشجوی حقوق 7. اسد اللّه بهشتی ملکزاده دانشجوی حقوق 8. محمد مرتضی دانشجوی تجارت 9. مزید بختیاری پسر صمصام السلطنه 10. مصطفی صارم دانشجوی مهندسی 11. حسن مقدم 12. مرتضی جورابچیزاده 13. بیوک قزوینی لیسانسیه حقوق
بین المللی بیماریهای چشم معرفی نمایند!. وزارت امور خارجه این موضوع را به سفارت آمریکا در ایران نیز اطلاع داد. (1)
امروز اداره معارف کل بنادر جنوب، طی اعلانی به خانواده هایی که تمایل داشتند فرزندان خود را برای تحصیل به خارج از کشور اعزام نمایند، اعلام کرد: بایستی دو ماه قبل از حرکت محصل به خارج از کشور، به اداره معارف اطلاع داده شود تا آن اداره به صورت کتبی دستورات لازم را صادر نماید. (2)
حسین علاء در تلگرافی به قوام السلطنه در خصوص استقراض از آمریکاییها وی را مطلع ساخت که مدیران کمپانی استاندارد اویل بر امنیت داخلی ایران و اطمینان از وثیقههای استقراض تأکید دارند. دولت آمریکا حتی اعزام مستشار را به ایران قبل از رفتن وزیرمختار آمریکا به ایران و ارسال گزارش وی صلاح نمیدانست. و بنا به اظهارات «لانسینگ» وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده «تا وقتی وزیرمختار نرود و راپرت ندهد نمیتوانیم صاحب ان سرمایه را به دادن قرض کلی تشویق کنیم». (3)
یکشنبه 12 آذر 1300/ 4 دسامبر 1921/ 4 ربیع الثانی 1340
«شیخ نور اللّه نجفی اصفهانی» با صدور اعلانی از جانب خود و عموم اهالی اصفهان و مسلمین، فتوحات پیدرپی در گیلان و خراسان و باغ هشتبهشت را به رضا خان تبریک و تهنیت گفت و سلامتی وی را برای حفظ اسلام و ایران آرزو کرد. (1)
کنسول انگلیس در بوشهر به همراه همسر خود قبل از حرکت کشتی «رنیم» با کشتی «لارنس» به محمره عزیمت نمودند تا قبل از ورود وزیرمختار جدید انگلیس در آنجا حضور داشته باشند. (2)
به دستور «قوام السلطنه» رئیس الوزرای وقت، «اسحق رهبر» با «بلکو» نماینده کمیساریای تجارت خارجی روسیه ملاقات کرد. در این مذاکره اسحق رهبر با بیان اینکه، مازاد غله سبزوار شاهرود و سمنان برای مصرف شهر تهران تخصیص داده شده از «بلکو» خواست: از خریداری غله در آن نقاط توسط تجار روسی جلوگیری نمایند. (3)
بنا به تقاضای وزارت معارف و تصویب رئیس الوزراء، از سوی احمد شاه میرزا عیسی خان صدیق ملقب به صدیق اعلم گردید. (4)
از اراک به وزارت امور خارجه گزارش رسید، چند روز قبل میرزا طروس ارمنی نماینده یکی از تجارت خانههای دولت انگلیس سی نفر قالیباف زن و مرد را از سلطانآباد (5)اجیر کرده و بدون اطلاع کارگزاری آنان را برای تأسیس کارگاه قالیبافی از راه بغداد به هندوستان اعزام کرده است. میرزا طروس ارمنی این کارگران را با عنوان زیارت عتبات عالیات از ایران خارج کرده بود. (6)
سرپرسی لورن سفیر جدید انگلیس در ایران که دو روز پیش به بوشهر وارد شده بود امروز صبح بوشهر را به قصد اروندرود ترک کرد تا از آنجا با ناو «کراکوس» راهی آبادان و خرمشهر (محمره) شود.
نماینده سیاسی مقیم نیز، پیش از او با ناو «لارنس» به محمره رفته بود(7)
1) روزنامه اتحاد، 12/ 9/ 1300، ص 1.
2) . تلگراف کارگزار بوشهر به وزارت خارجه، 12/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 62.
3) گزارش اسحق رهبر به رئیس الوزراء، 12/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 3، ص 4.
4) روزنامه ایران، 13/ 9/ 1300، ص 2.
5) سلطانآباد نام قدیم شهر اراک کنونی میباشد.
6) مراسله کارگزاری مهام خارجه اراک به وزارت خارجه، 12/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه س 1300، ک 29، پ 7، ص 150.
7) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 145.
دوشنبه 13 آذر 1300/ 5 دسامبر 1921/ 5 ربیع الثانی 1340
وزارت خارجه انگلیس تهدید کرد که تحریم پرداخت مساعدههای انگلیس به ایران را لغو نخواهد کرد مگر اینکه، ایران موارد زیر را رعایت کند:
1- متعهد به محدود کردن فعالیتهای سفیرش در واشنگتن شود؛
2- موافقت کند ادعاهای انگلیس را بر امتیاز نفت شمال ایران و راهآهن به رسمیت بشناسد
3- از عرضه حق السهم شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان وثیقه برای استقراض از اشخاص ثالث خودداری کند. (1)
رضا خان وزیر جنگ صاحب منصبان ارشد اداره ژاندارمری را احضار کرد و در خصوص ترتیبات آن اداره و لزوم استقرار تنظیمات اداری و تشکیلات اساسی در آنجا و تشویق صاحب منصبان پرتلاش سخنرانی کرد. (2)همچنین رضا خان شخصا ریاست آن اداره را به عهده گرفت. (3)
کنسول روسیه در رشت به دلیل اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل به کلی تغییر رفتار داده بود. مؤید حضور کارگزار گیلان، ضمن اعلام این خبر افزود: وی گفته است دولت ایران هیچ توجهی به قرارداد و عهدنامه ایران و روسیه ندارد؛ به همین دلیل هنوز قرارداد را به مجلس نفرستاده است ولی در صدد است اموال اتباع روسیه از قبیل انبارهای نفت «نوبل» و غیره را بین اتباع خود تقسیم نماید. (4)
کنسول روسیه در رشت که بهطور موقت در انزلی اقامت گزیده بود (5)از تجار و اشخاصی که قصد مسافرت به روسیه را داشتند پانزده منات طلا جهت دادن ویزای تذکره، دریافت میکرد. با توجه به اینکه، هرمسافر میبایست مدتی را نیز، در انزلی میماند تا از دولت آذربایجان برای عزیمت او کسب اجازه شود و از طرفی دیگر، حمل کالاهای تجارتی نیز به دلیل انحصار تجارت به «سانتر سایوز» روسیه، با مشکلات همراه بود، تجار با مشکلات زیادی روبرو بوده و خسارتهای زیادی به آنان وارد میشد. مؤید حضور کارگزار (6)گیلان در تلگراف خود به وزارت امور خارجه ضمن تشریح این اوضاع افزود، تجار از این وضع ناراضی بوده و شکایت دارند، بویژه اینکه، باید در برابر هرپوط نفت یک پوط برنج به روسها تحویل بدهند. (7)
«مخبر السلطنه» به نقل از نایب الحکومه آستارا به وزارت داخله گزارش داد: چند نفر از رؤسای «کالش» (8)از جمله یونس پسر کرم، لطفعلی برادر شیردل خان، قدرت، محسن و نوروز برادران حسینعلی خان سالار که از سرکردگان مخالفین محسوب میشوند به قصد زیارت عازم عتبات شدهاند و به احتمال زیاد باید از راه زنجان یا قزوین به تهران بازگردند.
مخبر السلطنه پیشنهاد کرد که در صورت اقتضا به حکمران قزوین و زنجان دستور داده شود تا آنان را توقیف و به اردبیل اعزام کنند (9).
به دستور رضا خان وزیر جنگ، کلنل «گلروپ» رئیس تشکیلات آن اداره از ریاست ژاندارمری منفصل گردید. (10)
امروز روزنامه اتحاد به مدیریت «سید کاظم سرکشیکزاده»
1) Curzon to Bridgeman, 5 Dec 1921, Fo 371/ 6417/ 13187; Loraine to Curzon, 7 Jan 1922, Fo 371/ 7812/ 253
2) جهت اطلاع بیشتر از متن سخنرانی، ن ک: ایران، 15/ 9/ 1300، ص 1.
3) روزنامه ایران، 15/ 9/ 1300، ص 2 و 3.
4) تلگراف مؤید حضور کارگزار گیلان به وزارت خارجه، 13/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 2، ص 23.
5) با توجه به آنکه، کنسولگری روسیه در رشت در صدد تهیه مکانی برای ساختمان کنسولگری و گشایش آن کنسولگری در رشت بود، کنسول روس خود بهطور موقت در انزلی اقامت گزیده ولی نایب کنسولگری روسیه در رشت حضور داشت. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 2، ص 23).
6) کارگزار: از پستهای سازمانی مهم وزارت امور خارجه در دوران یکصد سال کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی)، مأمور وزارت خارجه در شهر هایی که کنسولهای خارجه اقامت داشتند و او مأمور رسیدگی به امر یکی از طرفین عدوی در صورت تابعیت ایران و مذاکره با کنسولها بود. (فرهنگ معین، ذیل واژه کارگزار).
7) تلگراف مؤید حضور کارگزار گیلان به وزارت خارجه، 13/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 2، ص 23.
8) کالش در حوالی آستارا واقع است.
9) اسناد ملی ایران، شم ت 290000482.
10) روزنامه ایران، 16/ 9/ 1300، ص 2.
مشهور به اتحاد با چاپ فوق العادهای از کشته شدن میرزا کوچک خان جنگلی (در یازدهم آذرماه) اظهار خوشوقتی نمود. (1)
بانک و تجارت خانه «کنتینانتال» (2)در شهر «مانیخ» (3)آلمان با اعلام شرایطی (4)
امتیاز انحصاری برای اداره کردن سیستم آبرسانی شهر تهران، احداث گاز، توزیع برق برای روشنایی و حرارت و ... برای مدت نود و نه سال به کمپانی مزبور داده شود و هرآنچه زمین برای تأسیس کمپانی لازم باشد دولت با زور و با کمترین قیمت از مردم خریده و در اختیار کمپانی قرار دهد. همچنین دولت نیازهای دیگر کمپانی از قبیل آب چشمه و چاه و قنات و رود خانه و غیره را نیز تأمین نماید. در عوض کمپانی تا مدت ده سال اول ده درصد درآمد خالص خود را به دولت یا بلدیه اختصاص دهد و از آن تاریخ به بعد فقط برای مساجد و بیمارستانهای دولتی و ساختمانهای بلدیه آبرسانی را مجانی انجام دهد و برای مصارف بلدیه نیز تخفیف بدهد. همچنین این کمپانی در این امتیاز درخواست کرده بود بعد از پایان سه سال حق داشته باشد امتیاز را مسترد نموده و یا به دیگری انتقال دهد. ولی بلدیه که شرایط کمپانی آلمانی را مقرونبهصرفه نمیدانست پس از مطالعه شرایط کمپانی مزبور اعلام کرد با اعطای اینگونه امتیازات به شرط حفظ منافع دولت موافق است و لازم میداند در موقع اعطای امتیاز شرایط ذیل با پیشنهاددهنده مطرح شود: 1- مدت امتیاز سی و پنجساله باشد و پس از پایان پانزده سال بلدیه حق خریداری آن را داشته باشد 2- نصف سهام به ایرانیها فروخته شود 3- پانزده درصد درآمدها به بلدیه داده شود 4- دو سال پس از امضای امتیاز، عملیات اجرایی آغاز شده و بیش از یک سال برای رد امتیاز، فرصت داده نشود. 5- کمپانی نتواند بدون اجازه دولت ایران امتیاز مزبور را به شرکت یا کمپانی دیگری واگذار نماید. 6- پس از انقضای سی و پنج سال نصف تأسیسات مجانا و نصف دیگر به قیمت عادلانه به بلدیه واگذار شود.
(اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 17، صص 9 و 10).
امتیاز ساخت و اداره سیستم آبرسانی و توزیع برق در شهر تهران را از ایران تقاضا نمود. (5)امروز پادشاه انگلستان اعتبارنامه میرزا داوود خان مفتاح السلطنه، وزیرمختار ایران در لندن را دریافت کرد. (6)
بنا به حکم رضا خان وزیر جنگ، به «خالو قربان» لقب «سالار ظفر» و درجه سرتیپی اعطا شده و مقرر گردید فوج و قوای خود را در قزوین برای حرکت به آذربایجان تمرکز دهد. (7)
«آقازاده» از «حسین خزاعی» خواست، طبق دستور رئیس الوزراء زندانیان سیاسی مشهد را آزاد کند ولی حسین خزاعی در پاسخ گفت که فقط به دستور وزیر جنگ زندانیان را آزاد میکند و به آقازاده نصیحت کرد که در کار دیگران دخالت ننماید. (8)
قوام السلطنه مطلع شد کمپانی استاندارد اویل قصد دارد به منظور اسکات کمپانی نفت جنوب، با این کمپانی وارد مذاکره شده و با آنها مشارکت نماید، ازاینرو در مراسلهای به حسین علاء خاطرنشان ساخت، اگر این خبر صحت داشته باشد، علاوه بر اینکه مخالف ماده پنجم اعطای امتیاز است، در افکار عمومی نیز که فوق العاده متوجه موضوع امتیاز شده است، اثر سوئی خواهد داشت. قوام السلطنه در ادامه از حسین علاء خواست، در صورت صحت این خبر، استاندارد اویل را از مشارکت با کمپانی نفت جنوب منصرف نماید. (9)
روزنامه ایران در شماره امروز خود خبر داد، دولت جمهوری روسیه به مناسبت آغاز چهارمین سال استقلال خود، از اقدامات مخالفین خود صرفنظر کرده و اعلان عفو عمومی نموده است. این روزنامه در ادامه افزود آزرلینکو (اسرائیلینکو) نیز بخشوده شده و شاید تا دور روز دیگر، دولت ایران دستور آزادی وی را صادر نماید. (10)
1) سردار جنگل، ص 513 و فوق العاده روزنامه اتحاد، 13/ 9/ 1300، ص 1.
2) Continental Bank and Handels :Maniz
3) منظور شهر مونیخ است که در جنوب کشور آلمان واقع است.
4) شرایط کمپانی کنتینانتال برای واگذاری امتیاز مزبور بدین شرح ذکر شد:
5) مراسله سفیر ایران در برلین به وزارت خارجه، 29/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 17، پ 7، ص 2.
6) روزنامه ایران، 13/ 9/ 1300، ص 3.
7) همان، ص 2. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 445 * اعلان عفو عمومی در روسیه و احتمال آزادی اسرائیلینکو .....
8) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 182.
9) نفت شمال، ص 14.
10) روزنامه ایران، 13/ 9/ 1300، ص 2.
سهشنبه 14 آذر 1300/ 6 دسامبر 1921/ 6 ربیع الثانی 1340
پس از کشته شدن میرزا کوچک خان، امروز سر بریده (1)وی را به منظور اطمینان اهالی در شهر رشت نمایش دادند. (2)
[تصویر] سر بریده میرزا کوچک خان
تعداد پانصد نفر از سواران شاهسون مرکب از طوایف «یورتچی»، «دورسون»، «خواجهلو» و «آلارلو» به سرکردگی امیر منصور اردبیلی وارد تبریز شدند تا فردا به سمت «تسوج» حرکت نمایند(3)
یک کرجی حامل نفت، به واسطه شدت کولاک در مرداب انزلی غرق شد، کارگران آن کرجی هم که در شرف غرق شدن بودند، به وسیله یک قایق از مرگ نجات یافتند.(4)
به دستور رضا خان تمام افسران سوئدی از پستهای فرماندهی ژاندارمری برکنار شدند و «امان اللّه میرزا»، جانشین کلنل گلروپ فرمانده ژاندارمری شد. سعد الدوله فرمانده یک گروه از شورشیان گیلان و سالار نظام فرمانده پیشین ژاندارمری کردستان مأمور همکاری با امان اللّه میرزا شدند.(5)
پس از ضمیمه شدن اداره ژاندارمری به دیویزیون قزاق، امروز اسباب و اثاثیه و وسایل اداره مرکزی ژاندارمری و باغ شاه و غیره به عمارتهای دیویزیون قزاق منتقل گردید. (6)
پس از کشته شدن کلنل محمد تقی خان پسیان، عدهای از افراد، که صدر الادبا و برادرش مجد الادبا نیز در میان آنان بودند، بازداشت و زندانی شدند. امروز درحالی صدر الادبا و مجد الادبا از زندان آزاد شدند که سی و شش نفر دیگر در زندان بهسر میبردند. صدر الادبا پس از آزادی به کنسول انگلیس در مشهد گفت:
بسیاری از زندانیان سیاسی معتقدند گزارشهای ارسالی از کنسولگری انگلیس در مشهد به تهران، باعث دستگیری آنان شده است.(7)
عهدنامه ایران و افغانستان به اتفاق آراء در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. (8)
1) رضا اسکستانی به دستور سالار شجاع سر میرزا را از بدن جدا ساخت.جسد بدون سر در میان زاری و شیون زنان روستایی در گورستان دهکده به خاک سپرده شد.
2) تلگراف مؤید حضور به وزارت خارجه، 15/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 9، ص 2.
3) روزنامه ایران، 16/ 9/ 1300، ص 2.
4) روزنامه اتحاد، 15/ 9/ 1300، ص 2.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 92.
6) روزنامه ایران، 15/ 9/ 1300، ص 3.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 182.
8) تاریخ بیست ساله ایران، ج 1، ص 564.
[تصویر] رضا اسکستانی (کسی که سر میرزا کوچک خان را برید)
رضا خان وزیر جنگ در مراسمی که در اداره قزاق خانه با حضور افسران ژاندارمری برگزار شد نطق مفصلی ایراد نمود.
وی در سخنان خود اعلام کرد باید تمام قشون ایران دارای یک لباس متحد الشکل باشد. رضا خان در ادامه اظهار داشت باید اداره ژاندارمری منحل شود و ژاندارمها نیز لباس قزاقها را بپوشند. (1)
1) هما، ص 556.
چهارشنبه 15 آذر 1300/ 7 دسامبر 1921/ 7 ربیع الثانی 1340
مؤید حضور کارگزار گیلان، در انزلی با کنسول روس ملاقات نمود. در این ملاقات کنسول روس از مجلس و واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل ابراز ناراحتی و نارضایتی کرد و صراحتا گفت: «عنقریب مجبور میشویم که مجددا شروع به بعضی عملیات نماییم.»
همچنین در این ملاقات راجع به مسأله دریافت پانزده منات طلا از مسافرین ایرانی، امضای تذکره و تحصیل اجازه عبور برای مسافرین گفتگو شد.
کنسول روس در اینباره اظهار داشت این امر، بنا به دستور رسیده از مقامات مسکو است. لازم به ذکر است، حتی بعضی از نظامیان روس که به عنوان کارگری در انزلی و در ادارات «پرت»، «لیانازوف» و تجارت خانه «سانترسایوز» و ... مشغول بودند از ایرانی هایی که میخواستند به بادکوبه عزیمت نمایند، پانزده منات طلا دریافت میکردند. (1)
پیرو مکاتبات و مذاکرات قبلی وزارت پست و تلگراف با وزارت امور خارجه راجع به وجود دفاتر پستی انگلیس (2)در ایران، امروز بار دیگر وزارت پست و تلگراف اعتراض و مخالفت خود را با وجود این دفاتر پستی در جنوب ایران اعلام نمود.
وزارت پست و تلگراف که تأسیس این دفاتر پستی توسط انگلیسیها را مغایر با اصول مالکیت ایران میدانست با خاطرنشان ساختن اهمیت این مسئله از نقطهنظر وارد آمدن خسارت به استقلال و اقتصاد کشور از وزارت امور خارجه تقاضا نمود، در رفع این مشکل بکوشد. (3)
داوود مفتاح السلطنه سفیر ایران در لندن نیز پس از مذاکره با وزارت خارجه انگلیس در خصوص توقف فعالیت دفاتر پستی انگلیس در خوزستان به وزارت امور خارجه اطلاع داد، وزارت امور خارجه انگلیس پاسخ داده است این موضوع همانطور که از ابتدا شروع شده میبایست در تهران مابین وزارت خارجه ایران و سفارت انگلیس در تهران پایان یابد. (4)
«محب اللّه خان»، جمعدار و اخبارنویس انگلیسیها که سال گذشته در سرخس با همکاری شوکت الدوله به طایفه جمشیدی اسلحه داده و آنان را به شرارت در خاک روس تحریک نموده و در نتیجه منجر به قتل عدهای از تراکمه اتباع روسیه و اعدام چند نفر اتباع ایرانی گردیده بود، مجددا امروز به سرخس ناصری وارد شد.
از آنجا که احتمال داشت با بودن مشار الیه(5)در سرخس، قضایای سال گذشته تکرار شود، کارگزاری سرخس ضمن ارسال گزارش فوق به وزارت امور خارجه خواست، قبل از وقوع هرحادثهای، از اقدامات مشار الیه جلوگیری شود.(6)
1) مراسله کارگزار گیلان به وزارت خارجه، 18/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 1، ص 40.
2) لازم به ذکر است، انگلیسیها از ایجاد دفاتر پستی توسط وزارت پست و تلگراف در آبادان و اهواز و محمره جلوگیری میکردند. حتی کمپانی نفت جنوب به منافعی که به موجب امتیاز نفت از ثروت ایران میبردند قناعت نکرده، با تأسیس دفتر پستی، ایران را از بخشی از درآمدهای پستی نیز محروم کرده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 56).
3) مراسله وزارت پست و تلگراف به وزارت خارجه، 15/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 56.
4) مراسله سفیر ایران در لندن به وزارت خارجه، 15/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 17.
5) محب اللّه خان در تاریخ 14 بهمن به موجب دستور تلگرافی «ماژور وانس» از صاحب منصبان انگلیس به مشهد بازگشت (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 12، ص 169).
6) گزارش تلگرافی کارگزاری سرخس به وزارت خارجه، 16/ 9/ 1300، (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 12، ص 197).
پنجشنبه 16 آذر 1300/ 8 دسامبر 1921/ 8 ربیع الثانی 1340
داوود مفتاح السلطنه پس از تحقیق در خصوص اقدام جانشین کنسول انگلیس در بوشهر برای اجیر کردن افرادی از طایفه کشکولی و اعلان منتشر شده در اینباره اظهار داشت:
وزارت خارجه انگلیس مدعی است این موضوع صحت ندارد، آنان فقط میخواهند سی نفر را استخدام کنند و قرار شده است این سی نفر را، حکومت محلی برایشان تامین نماید. (1)
امروز وزارت داخله پرونده انتخابات مجلس چهارم را بنا به تقاضای مجلس شورای ملی و هیئت دولت به مجلس شورای ملی ارسال کرد. (2)
رضا خان وزیر جنگ در ملاقات با وابسته نظامی انگلیس در تهران گفت: حال که رشت و انزلی در دست قوای دولتی است و نهضت شورشی جنگل نیز درهم کوبیده شده است، او دیگر از روسها واهمه ندارد. (3)
هیئت وزیران تصویب نمود دولت ایران مانند گذشته در انجمن کشاورزی بین المللی رم (4)شرکت نموده و دارای دو رأی و دو سهم از مخارج باشد و حق عضویت آن را که با توجه به افزایش هزینهها بیش از دوازده هزار و پانصد فرانک شده بود، پرداخت نماید. (5)
سرحدداران لطفآباد و «درونگر» به همراه سوارهای سرحدی به درهجز آمده و حقوق معوقه خود را از حکومت مطالبه نموده و استعفا دادند. حکومت درهجز با توجه به اهمیت موضوع با حضور رؤسای دوایر دولتی جلسهای را برگزار کرد و چون وجهی در اداره مالیه برای پرداخت به آنان وجود نداشت، مقرر گردید فعلا معادل دویست خروار غله بابت حقوق به آنان پرداخت شود تا حواله حقوق آنان از مرکز برسد. پس از این تصمیم حکومت، سواران روز بعد به پستهای سرحدی بازگشتند.(6)
براساس گزارشی از «کلات»، (7)امروز «عبد اللّه خان ترکمان» با هشتاد سوار ترکمان به نزدیک «دربند» (8)آمدند. گزارش رسیده از «کلات» حاکی از آن بود که آنان قصد چپاول و غارت اموال رعایای آن منطقه را دارند. ازاینرو، فورا یک عده سوار به منظور جلوگیری از شرارت و حمله تراکمه به دربند اعزام شدند. (9)
1) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 16/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 16، ص 27.
2) روزنامه ایران، 17/ 9/ 1300، ص 1.
3) Quoted in Bridgeman to Curzon, 8, Dec 1921 Fo/ 371/ 6407/ 13579
4) رم پایتخت کشور ایتالیا میباشد.
5) روزنامه ایران، 17/ 9/ 1300، ص 1.
6) تلگراف بدیع الممالک از درهجز به تهران، 16/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 27، ص 17.
7) کلات در 20 کیلومتری شمالشرقی اسفراین و 3 کیلومتری جاده میانآباد فاروج واقع شده است.
8) دربند در 20 کیلومتری جنوبغربی مانه کنار راه شوسه بجنورد به مراوه تپه واقع شده است
9) تلگراف از کلات به ایالت خراسان، 16/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290005543.
جمعه 17 آذر 1300/ 9 دسامبر 1921/ 9 ربیع الثانی 1340
رضا خان با انتشار اعلانی به وابستههای نظامی دول خارجی مقیم تهران اطلاع داد (1)هروقت تمایل داشته باشند بازدیدی از قسمتهای مختلف نظامی و مانورها و غیره داشته باشند هیچ مزاحمت و ممانعتی برای آنها وجود ندارد. (2)
امروز «تامسون»)Thompson( نماینده کمپانی سینکلر بدون اینکه از واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل مطلع باشد، جهت مذاکره با دولت ایران وارد تهران شد.(3)
«انگرت»)Engert( کاردار آمریکا در ایران پیشنهاد کرد: (4)دو شرکت آمریکایی استاندارد اویل و «سینکلر» (5)در مسأله امتیاز نفت شمال ایران شریک شوند، چون هرگونه رقابتی میان آنها امتیاز را نابود میکند. (6)اما وزارت خارجه آمریکا بیدرنگ به «انگرت» دستور داد جانب هیچکدام از این دو شرکت را نگیرد و بیطرفانه عمل کند. (7)
یکصد و پنجاه نفر سوارنظامی دولتی در درهجز در بیست و یک نقطه مرزی نگهبانی میدادند. فرمانده سواران امروز میخواست پنجاه نفر از آنان را مرخص نماید.
کارگزار درهجز که از این موضوع متعجب شده بود، از فرمانده سواران خواست تا چند روز دیگر سوارها را مرخص ننماید تا او در اینباره با وزارت امور خارجه مکاتبه نماید.
کارگزار درهجز در نامهای به وزارت امور خارجه، سرحدّات درهجز را دروازه ترکستان دانست که میبایست مورد توجه مسئولان باشد و بر تعداد نیروهای آنجا افزوده شود. کارگزار درهجز با ذکر اینکه، هزینه کردن مبلغ ماهانه هزار و پانصد تومان برای صد و پنجاه سوار مبلغی بسیار مقرونبهصرفه است تصریح کرد: امروز نباید از تعداد نیروها کاست بلکه باید به تعداد آنها افزوده شود. (8)
از شب یازدهم آذرماه جاری در اطراف خوی جنگ مابین ژاندارمها و اکراد آغاز شده بود و هنوز ادامه داشت، امروز نیز یکصد و پنجاه نفر سرباز و تعدادی سوار ماکوئی و محلی برای جنگ با اکراد از تبریز به آن منطقه اعزام شدند. (9)
اتحادیه تجار و اصناف کاشان با ارسال تلگرافی به دفتر رئیس الوزراء، تصمیم اعطای امتیاز نفت شمال را به کمپانی آمریکایی توسط دولت و نمایندگان مجلس تبریک گفتند و این مسئله را اولین اقدام در راه افزایش درآمد و جلب منافع کشور دانستند. (10)
روزنامه «دغهگاتو» (اطلاعات) که توسط فرقه ارامنه موسوم به داشناکسیون در تهران منتشر میشد، در شماره امروز خود مطالبی را علیه ارمنستان روسیه و شوروی به چاپ رساند.
بخشی از این مطالب به شرح ذیل است:
«... دشمنان تاریخ ملت ارامنه، ارمنستان را پایمال کرده و استقلال آن را از بین بردهاند. روسیه سوسیالیستی دستهای خود را به طرف اسلام دراز کرده و قبل از همه ارمنستان را بلعیده است. معاهده مسکو و ارمنستان بهانهای بود که بواسطه آن مختصر ثروت ارمنستان فقیر را به مسکو منتقل کنند.
بلشویکها به طرز سیاسی ارمنستان را چپاول کردهاند. اولیای
1) متن اعلان مزبور به شرح ذیل است: «اطلاعا تذکر داده میشود که آتاشه میلیترهای دول متحابه مقیم تهران هروقت مایل باشند میتوانند برای ملاحظه و معاینه قسمتهای نظامی اعم از مواقع مانور و غیره بدون هیچگونه تعرض و ممانعتی حضور به هم رسانیده تماشا نمایند و مزاحمتی برای هیچیک از آنها متصور نیست.»
2) روزنامه ایران، 17/ 9/ 1300، ص 1.
3) روابط سیاسی ایران و آمریکا، ص 279.
4) این پیشنهاد هنگامی مطرح شد که نمایندگان شرکت نفتی آمریکایی دیگری به نام سینکلر به ایران آمدند و آب را بیشتر گلآلود کردند. اینان ظاهرا خبر نداشتند که مجلس ایران امتیاز نفت شمال را به استاندارد اویل داده است. (م).
5) سینکلر اویل بعدها با شرکت آرکو)Arco( ادغام شد. (م)
6) Department of State, 891/ 6363, Oil/ 64, Engert to Sectetary of State, 9 December 1921
7) Department of State, 891/ 6363, Oil/ 73, Sectetary of State to Engert, 20 December 1921
8) تلگراف بدیع الممالک از درهجز به وزیر خارجه، 18/ 9/ 1300، س 1300، ک 44، پ 27، ص 19 و 20.
9) تلگراف کارگزار تبریز به وزارت خارجه، 18/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 167.
10) روزنامه ایران، 17/ 9/ 1300، ص 2.
حکومت شوروی ارمنستان، دستنشانده دولت مسکو میباشند. بلشویکهای ارمنستان مطیع سرنیزهها و تبرهای مسکو بوده، آن را پرستش مینمایند.» (1)
[تصویر] یکی از زنان آواره ارمنی در زمان جنگ
«ذکاء الدوله» وزیرمختار و ایلچی مخصوص دولت ایران در سوئیس و همچنین نماینده دوم ایران در جامعه ملل اعتراض رسمی دولت ایران به وجود دفاتر پستی انگلیس در اهواز، عبادان (آبادان) و محمره (خرمشهر) را به اداره پستی بین المللی در برن (2)و همچنین به رئیس دار الانشاء (3)جامعه ملل در ژنو اعلام کرد. «ذکاء الدوله» با بیان اینکه، وجود و عملیات پستی این ادارات پستی مخالف حقوق بین المللی است، اقدامات دولت انگلیس را ناقض تمامیت و استقلال ارضی و اداری ایران ذکر کرد.(4)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 16، ص 4.
2) مراسله سفارت ایران در برن به وزیر امور خارجه، 25/ 9/ 1300، اسناد وزارت امور خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 63.
3) دار الانشاء: دفتر و دبیر خانه.
4) مراسله امیر ذکاء الدوله به رئیس دار الانشاء جامعه ملل 17/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 33، پ 1، ص 7.
شنبه 18 آذر 1300/ 10 دسامبر 1921/ 10 ربیع الثانی 1340
امروز به مناسبت مصادف شدن با بمباران (1)
به زودی جنگ بین کسانی که در تحصن بودند و پلیس محلی شروع شد.
وقتی سرکنسول روسیه در مشهد اوضاع را بحرانی دید از والی خواست تا استعفا دهد. پس از استعفای والی، سرکنسول روسیه در تاریخ 24 مارس 1912 در مشهد حکومتنظامی اعلام کرد. انتقال قدرت از دولت محلی به مسئول روسی، موجب شد تا برخی از بستنشین هایی که اسلحه نداشتند، بست را ترک کنند. اما کسانی که اسلحه حمل میکردند تصمیم گرفتند در اماکن مقدسه باقی بمانند. روزبهروز به نیروهای داوطلب بستنشین اضافه شدند و تا 31 مارس تخمین زده شد که 600 تا 700 مرد مسلح تحت فرماندهی یوسف خان باشند. سرکنسول روسیه برای وادار کردن آنها به خلع سلاح وارد مذاکره گردید، اما آنها نپذیرفتند. بنابراین به بستنشینها اطلاع داد که اگر تا ساعت 3 بعد از ظهر روز 30 مارس 1912 تسلیم نشوند او برای خلع سلاح با زور همه اختیارات را به فرمانده سربازان روسیه خواهد داد. ضرب الاجل فرارسید و طرفداران شاه تسلیم نشدند و گلوله هایی بین سربازان روسی و ایرانیها ردوبدل شد. روسها مردم و اماکن مقدس را به توپ بستند. بسیاری از ایرانیان کشته و مجروح شدند و روسها تا غروب اماکن مذکور را گرفتند و تعدادی را نیز زندانی کردند.
همه ساختمانهای مقدس مذهبی، دالانها و ایوانها به وسیله توپ خانه روسیه نابود و درهای بارگاهها و مساجد شکسته شد. سربازان روسی اسب هایشان را به داخل بست آوردند در زمان بمباران سردسته شورشیان از جمله یوسف خان هراتی و محمد نیشابوری فرار کردند. بمباران بارگاه مقدس امام رضا (علیه السلام) خشم مسلمانان را برانگیخت. البته حادثه بمباران حرم حضرت رضا (ع) در دهم فروردین 1291 ش، انجام شده بود، ولی این مراسم با محاسبه سال قمری مقارن با سالگرد آن واقعه بود. (روس و انگلیس در ایران، ص 197- 203).
صحن رضوی توسط نظامیان روسیه، بازارها و دوایر دولتی و مدارس تعطیل بود و گروههای عزادار از قزاق و غیره در خیابانها مشغول عزاداری بودند. (2)نماینده تجارت خانه و نشترک در عشقآباد، با دو گاری مسکوکات ایرانی وارد باجگیران شد و به سمت مشهد حرکت نمود. از طرف حکمران باجگیران نیز، چند نفر سوار محموله مذکور را تا قوچان همراهی کردند.(3)
[تصویر] تعدادی از زنان قالیباف
امروز غروب «خالو قربان» که از رضا خان درجه سرهنگی گرفته بود و «خالو کریم» و یک نفر دیگر از خالوها به تهران وارد شدند. (1)
هیئت قالیبافان کرمان با تشکیل کمیسیونی در تالار ایالتی کرمان، نظامنامهای مشتمل بر ده ماده (2)
«1- به هیچوجه اجباری در استخدام شاگردان منظور نشود و اجیرنامه به رضایت طرفین به عمل آید.
2- استادان قالیباف اجیرنامهها را پس از مهر شدن در محضر شرع به کارگزاری و اداره فواید عامه برای ثبت خواهند برد.
3- اجرای ماده (2) فوق نسبت به اجیرنامههای گذشته تا اول حمل 1301 موقوف خواهد بود.
4- بهطور کلی کار برای شاگردان و کارگران که اجیر شدهاند در تمام فصول هشت ساعت خواهد بود و زیاده بر این برای اشخاصی که بهطور مقاطعه کار میکنند جایز خواهد بود.
5- پسر کمتر از هشت سال و دختر کمتر از ده سال نداشته باشد.
6- استادانی که در قوه دارند ساختمان کار خانههای خود را موافق حفظ الصحه ترتیب داده و آنانکه نمیتوانند حتی القوه به دستوری که از طرف حافظ الصحه داده میشود رعایت خواهند کرد.
7- ایام جمعه و قتل و اعیاد مذهبی و ملی کار خانجات تعطیل خواهد بود.
8- اجرت شاگرد را عجالة تا اول حمل 1301 که ترتیب قطعی داده میشود صد پنج اضافه خواهد داد.
9- کار خانجات مردانه و زنانه از یکدیگر علیحده و مجزی ترتیب داده خواهد شد.
10- هیئت قالیباف متعهدند چنانچه برخلاف مواد فوق رفتار نمایند مورد مسئولیت و تعقیب واقع شوند.» (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 5، ص 93).
را امضا نمودند.مفاخر السلطنه، عبد الرحیم رهنما، علی محمد رهنما نماینده فواید عامه، احیاء الملک رئیس اداره صحیه ایالتی کرمان و محمود رفیعزاده رئیس هیئت قالیبافان کرمان از جمله افراد حاضر در این کمیسیون بودند. در این کمیسیون مقرر شد کلیه قالیبافها و کار خانجات متعلق به اتباع خارجی، ملزم به اطاعت و تبعیت از این نظامنامه باشند. (3)
ارباب کیخسرو طی نامهای از دولت، تقاضا کرد به ده نفر از زرتشتیان یزدی که به بوشهر رفتهاند برای رفتن به بمبئی اجازه سفر داده شود. وی افزود: اینان غالبا برای تجارت یا نوکری به هندوستان میروند و پس از یک یا دو سال بازمیگردند. (4)همچنین ارباب کیخسرو اظهار داشت: به زرتشتیان کرمان و یزد اعلام کرده است، قبل از رفتن به بمبئی از دولت برای سفر اجازه بگیرند. (5)
امروز در اثر جاری شدن سیلی عظیم در افغانستان، تمام املاک افغانها در اطراف رود هیرمند (6)ویران شد. در اثر این سیل بعد از مدتها آب (7)
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 3، ص 4).
به سیستان وارد گردید. (8)1) روزنامه ایران، 19/ 9/ 1300، ص 1.
2) مواد نظامنامه به شرح ذیل بود:
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 5، ص 93.
4) دلیل این مهاجرت، ماجرای تغیر دادن لباس دانشآموزان زرتشتی در یزد است که باعث هیجان عمومی و تعطیل شدن دکاکین و بازار علیه این رفتار زرتشتیان گردید. چون مردم یزد اعلام کرده بودند با زرتشتیان قطع رابطه خواهند کرد و برایشان سخت خواهند گرفت، آنان هم دست به مهاجرت زدند و بهطور مداوم بر تعداد مهاجران افزوده میگردید. (ر. ک: اسناد ملی ایران، شم ت 293006077).
5) مراسله ارباب کیخسرو به دفتر ریاست وزراء، 18/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004217.
6) یکی از مسائل سرحدی که همواره بین ایران و افغانستان مورد بحث و مشاجره حکام سرحدی دو طرف بوده مسأله آب رود هیرمند و ترتیب تقسیم آن بوده است که دو مرتبه نیز منجر به حکمیت گردیده بود. یک بار گلد اسمیت و دفعه دوم کلنل مکماهان حکمیت کرده بودند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 3، ص 32).
7) افغانها برخلاف معمول با احداث بندپریان و تقسیم ناعادلانه آب رود هیرمند مدتی بود که اجازه نمیدادند آب رود هیرمند به سیستان وارد شود این اقدام آنان سبب شده بود، زراعت کشاورزان سیستان بدون آب بماند.
8) تلگراف اداره مالیه سیستان به وزارت مالیه، 21/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 3، ص 15.
یکشنبه 19 آذر 1300/ 11 دسامبر 1921/ 11 ربیع الثانی 1340
خوانین بختیاری به قصد شکار به طرف «کودچان سیاه» رفتند. قرار بود «سردار محتشم» و «سردار فاتح» پس از یک هفته توقف در آنجا به اصفهان بازگردند. (1)
به دستور رضا خان کمیسیونی به منظور بازجویی و تحقیق از متهمین واقعه خراسان و اسرای متجاسرین رشت، در وزارت جنگ تشکیل شد. از جمله متهمین وقایع خراسان اسماعیل خان بهادر بود. (2)
امروز در کنسولگری روسیه در تبریز مجلس جشنی با حضور والی و رؤسای دوایر دولتی آذربایجان و بعضی از کنسولهای کشورهای خارجی به مناسبت برافراشتن پرچم سرخ جمهوری شوروی برگزار شد. (3)
به دنبال غارت و توقیف اموال و کالاهای بازرگانان ایرانی در روسیه، تعدادی از تجار ایرانی با ارسال نامهای به «مؤتمن الملک»(4)
در سال 1320 ق، به ریاست دفتر وزارت امور خارجه منصوب شد، تا سال 1325 ق، در این سمت باقی بود و در هین سمت لقب مؤتمن الملک گرفت.
وی در سال 1325 ق، در کابینه میرزا ابو القاسم ناصر الملک، وزیر تجارت و گمرکات و در کابینه میرزا احمد خان مشیر الدوله (جمادی الاول 1326 ق/ خرداد 1287 ش) وزیر فواید عامه و تجارت بود ولی در دیماه 1287 ش، از این سمت استعفا داد. وی در دوره رئیس الوزرایی دوم میرزا ابو القاسم خان ناصر الملک، وزارت علوم و معارف را عهدهدار بود. مؤتمن الملک از تهران به نمایندگی دوره دوم و سوم مجلس شورای ملی انتخاب گردید و در هر دو دوره ریاست مجلس را نیز عهدهدار بود. در سال 1335 ق (1296 ش)، در دو کابینه علاء السلطنه، وزیر فواید عامه و تجارت بود. در کابینه عین الدوله نیز، همین سمت را دارا بود و در همان سال در کابینه حسن مستوفی وزیر معارف و اوقاف شد. در سال 1338 ق، در کابینه میرزا حسن خان مشیر الدوله، مقام وزارت مشاور گرفت. در دوره چهارم مجلس شورای ملی که در تیر 1300 افتتاح شد نیز از تهران به مجلس راه یافت و در تمام آن دوره ریاست مجلس را بر عهده داشت. در دوره پنجم نیز کماکان از تهران به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد و به ریاست مجلس رسید، ولی در مهر 1304 از سمت ریاست مجلس استعفا داد. مؤتمن الملک در انتخابات دوره ششم مجلس شورای ملی نیز از تهران به وکالت رسید ولی داوطلب ریاست مجلس نبود و تدین به ریاست انتخاب گردید. ولی بعد از اینکه تدین در کابینه حسن مستوفی به وزارت معارف انتخاب گردید، مؤتمن الملک در فروردین 1306 رئیس مجلس شد، مؤتمن الملک در دورههای هفتم و چهاردهم نیز از تهران به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد ولی در هردو دوره نمایندگی را نپذیرفت. حسین پیرنیا در شهریور 1326 در سن 73 سالگی درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در امامزاده صالح تجریش دفن گردید. (شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 388- 389؛ ایران در جنگ بزرگ، ص 138؛ دولتهای عصر مشروطیت، ص 16، 22، 24، 29- 26، 35- 34، 37، 82- 83، 101- 107؛ اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا ...، ص 16، 21، 25، 29، 35- 38، 42، 48- 49، 57، 63، 70، 81- 79؛ روزشمار تاریخ از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج 1، ص 94- 95، 107، 197، 218، 217، 408، رهبران مشروطه، ج 1، ص 726).
رئیس مجلس شورای ملی خواستار رفع توقیف از اموال و کالاهای خود شدند. (5)ماژور «گرین» کنسول سابق کرمانشاهان که مدتی هم در بغداد سمت معاون دوم حکومت بغداد را عهدهدار بود، اخیرا به سمت کنسولگری انگلیس در قصرشیرین برگزیده شد.
امیر کل، کفیل حکومت کرمانشاهان ضمن اطلاع خبر فوق، به قوام السلطنه گفت: با توجه به اطلاعاتی که مشار الیه درباره ایلات و عشایر آن منطقه دارد، مأموریت وی در آن منطقه را نباید خالی از اهمیت دانست. (6)پس از انتشار خبر انتصاب ماژور «گرین» به عنوان کنسول انگلیس در قصرشیرین، اداره غرب وزارت خارجه طی نامهای به وزارت داخله با اشاره به اینکه تاکنون هیچگاه انگلیسیها در قصرشیرین کنسولی نداشتهاند و توجه به سابقه اقدامات ماژور گرین در میان ایلات و عشایر آن منطقه، اظهار داشت: حضور مشار الیه ابدا در قصرشیرین صلاح نیست. (7)
[تصویر] مؤتمن الملک
1) روزنامه ایران، 22/ 9/ 1300، ص 1.
2) روزنامه اتحاد 19/ 9/ 1300، ص 2.
3) تلگراف خلیل مشاور السلطان از تبریز به تهران، 19/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 12، ص 48.
4) حسین پیرنیا ملقب به مؤتمن الملک فرزند میرزا نصر اللّه خان نائینی مشیر الدوله در سال 1254 ش، در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در تهران فراگرفت و سپس عازم اروپا شد و در مدرسه حقوق پاریس ادامه تحصیل داد. پس از بازگشت به ایران به خدمت وزارت امور خارجه درآمد.
5) نامه تجار به رئیس مجلس شورای ملی، 19/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 5، ص 28.
6) تلگراف کفیل حکومت کرمانشاهان به رئیس الوزراء، 19/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 5، ص 6.
7) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 25/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 3، پ 5، ص 9.
امروز «سردار ظفر» حکمران جدید قوچان وارد این شهر شد. از طرف رؤسا و دوایر و اهالی مراسم استقبال کاملی از وی به عمل آمد. (1)
رضا خان با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کرد روزهای چهارشنبه هرهفته از ساعت 15 تا 17 را به ملاقات با مأمورین کشورهای خارجی و برخی اشخاص اروپایی اختصاص داده است تا در صورت تمایل وی را در منزل شخصیاش ملاقات کنند. (2)
قوام السلطنه که دولتش با بحران مالی شدیدی روبرو بود در تلگرافی به حسین علاء با اشاره مختصری به وضعیت نامساعد دولت و اینکه، کابینهاش به دلیل بیپولی ناچار به استعفا خواهد بود (3)
«... اگر به فوریت وجه از آمریکا نرسد برای کابینه امکان مداومت در کار باقی نمانده. بانک شاهنشاهی دیناری مساعدت نمیکند و انگلیسیها شرایطی در مساعدت نمودن بانک کردند که برای دولت قبول آنها غیر ممکن و با نقشهای که به توسط جنابعالی در جریان است منافات دارد. در این صورت اگر وجه فوری نرسد مجبور به استعفا خواهم بود ...» (نفت شمال، ص 25- 24).
از حسین علاء خواست: چنانچه تهیه پول از آمریکا ممکن نیست بدون تأخیر او را مطلع سازد تا از مقام خود استعفا دهد. (4)دوشنبه 20 آذر 1300/ 12 دسامبر 1921/ 12 ربیع الثانی 1340
پس از انحلال پلیس جنوب در ماه گذشته، مقر فرماندهی این نیرو هم که در همان ماه گذشته از شیراز به بوشهر منتقل شده بود، امروز تعطیل شد. (1)
به مناسبت پیروزی و پیشرفتهای نظامیان دولتی در گیلان در مبارزه با نیروهای جنبش جنگل، امشب در اداره قزاق خانه مراسم آتشبازی برگزار شد.(2)
سفارت انگلیس بابت صورتی از ملزومات نظامی که مدعی بود، کارگزاران نظامی انگلیس در بین النهرین به دیویزیون قزاق فروختهاند، مبلغ چهار هزار و چهار صد و بیست و شش روپیه و شش اناء و شش پنی (6/ 6/ 4426) از دولت ایران مطالبه نمود.(3)
وزارت امور خارجه به ممتاز الدوله دستور داد برای منصرف نمودن گرجستان از اخراج اتباع ایرانی اقدام نماید و چنانچه موفق نشد، وسایل و امکانات سفر آنان به ایران را فراهم نموده و به وزارت امور خارجه اطلاع دهد تا در خصوص تهیه جا و مکان برای آنان دستورات لازم به ایالت آذربایجان داده شود. (4)
به دنبال برگزاری کنفرانس بین المللی آموزش زبان اسپرانتو (5)در سوئیس نامهای به انضمام نظامنامه آن زبان، از طرف برگزار کنندگان کنفرانس برای سفارت ایران در سوئیس ارسال شد.
امروز این سفارت خانه ضمن ارسال آن نامه با ضمیمهاش به وزارت امور خارجه تصریح کرد بیشتر دولتها در سال گذشته و امسال در مجمع اتفاق بین الملل (6)
در تنظیم مفاد میثاق جامعه ملل بسیاری از اصول و قواعد و تجربیات سودمند و مفید در روابط بین المللی مورد تأیید قرار گرفت. از جمله اصول و قواعد حقوق، ضرورت تشکیل کنفرانسهای بین المللی به عنوان بهترین راهحل اختلافات، لزوم همکاری و تعاون بین کشورها و توسعه مبادلات بازرگانی و فرهنگی و سیاسی و غیره میان دولتهای جهان را میتوان نام برد که در متن میثاق جامعه ملل بر آنها تأکید شده بود.
اداره امور جامعه ملل بر عهده شورایی محول شد که تحت نفوذ و تسلط مطلق قدرتهای فاتح جنگ بود و مجمعی مرکب از نمایندگان کلیه کشورها که بهطور مساوی نماینده اعزام میداشتند، در اداره امور آن دخالت داشتند.
اعضای اصلی جامعه ملل عبارت بودند از دولت هایی که اسامی آنان در میثاق ذکر شده و معاهده صلح ورسای را امضا کرده بودند، و کشورهای دعوت شده برای عضویت که در ضمیمه میثاق نام آنها ذکر شده بود. قبول شدن کشورهای دیگر منوط به قبول تعهدات میثاق و جلب دو سوم آراء مجمع عمومی شده بود. خروج از جامعه ملل نیز از طریق اطلاع قبلی و گذشت 2 سال از تاریخ امضا میثاق امکانپذیر بود.
ویلسون نیرومندترین چهره کنفرانس صلح پاریس که طرح تشکیل جامعه ملل و پیمان ورسای براساس پیشنهاد وی تنظیم شده بود در مراجعت به آمریکا با مخالفت شدید کنگره که اکثریت سناتورها و نمایندگان آن را اعضای حزب مخالف وی (حزب جمهوریخواه) تشکیل داده بودند، مواجه گردید و پیمان صلح ورسای و طرح تشکیل «جامعه ملل» که ویلسون مبتکر آن بود، به تصویب کنگره نرسید. ویلسون برای وادار ساختن کنگره به تجدیدنظر در این تصمیم و حضور آمریکا در جامعه ملل، دست به مبارزه تبلیغاتی وسیعی زد و به مسافرت و ایراد سخنرانی در شهرهای بزرگ آمریکا پرداخت ولی این تلاشها نتیجهای نداد.
یکی از دلایل عمدهای که سبب شد ویلسون نتواند حمایت کنگره آمریکا را نسبت به پیمان ورسای به دست آورد، همانگونه که گفته شد، رفتار سیاسی حزبی نامبرده بوده است.
وی در انتخابات نوامبر 1918 تأکید کرده بود که آمریکا به یک کنگره دموکرات نیاز دارد. وی مدعی شده بود جامعه آمریکا از عملکرد جمهوریخواهان که 4 دوره متوالی قدرت را در اختیار داشتهاند، خسته شده است. ویلسون هیچیک از اعضای جمهوریخواه سنا یا کنگره را برای همراهی هیئت آمریکا در کنفرانس ورسای دعوت نکرد.
دلیل دیگر شکست ویلسون در جلب حمایت کنگره نسبت به تأسیس جامعه ملل اعتراضی بود که جمهوریخواهان به یکی از بندهای میثاق جامعه ملل موسوم به «ماده دهم» داشتند. براساس این ماده «اعضای جامعه ملل متعهد میشدند در برابر هرنوع تجاوز خارجی به مقاومت پرداخته و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورهای عضو را محترم شمارند.»
جمهوریخواهان معتقد بودند این اصل نه تنها دست آمریکا را در فعالیتهای بین المللی میبندد بلکه بسیاری از معاهدات برونمرزی که متضمن سلطه سیاسی و امنیتی آمریکا بر نقاط مختلف جهان میباشد را نیز به زیر سؤال میبرد. بعضی دیگر از رهبران حزب دموکرات که حامی مشی انزواطلبی سیاستمداران آن دوران بودند، اعتقاد داشتند که تضمین دولت آمریکا مبنی بر حفظ حق حاکمیت ملی کشورهای جهان که به صورتبندی از مفاد میثاق جامعه ملل درآمده است تخطی از این اصل قدیمی خارجی آمریکا مبنی بر در پیش گرفتن سیاست انزواطلبی محسوب میگردد و در صورت وقوع هر جنگ منطقهای پای آمریکا نیز به آن کشیده میشود.
ویلسون که سیاستمداران آمریکایی را مخالف تلاشهای خود میدید، بر آن شد که مستقیما نظرات خود را با مردم آمریکا در میان بگذارد. ازاینرو به رغم وضع نامساعد جسمانی، سفری طولانی را در سراسر آمریکا آغاز نمود و در 26 سخنرانی طولانی شرکت کرد.
مخالفتهای کنگره و سنا اگرچه در اصل ریشه در رقابتهای حزبی داشته ولی بههرحال، آنقدر کوبنده و نافذ بود که باعث شد سنای آمریکا در اجلاس مورخه 19 نوامبر 1919 خود با 55 رأی مخالف در برابر 39 رأی موافق، پیمان ورسای را مردود بشمارد.
در این میان سناتور جمهوریخواه «هنری کابوت لاج» از ایالات «ماساچوست» بیشترین نقش را در هدایت سناتورها به مخالفت با جامعه ملل ایفا کرد. بدینترتیب آمریکائیان صلح ورسای را رد کردند و در سال 1921 خود پیمان جداگانهای با آلمان منعقد نمودند.
در نتیجه جامعه ملل که از دل پیمان ورسای بیرون آمد جلسه افتتاحیه خود را در دهم ژانویه 1920 در پاریس و اولین جلسه کاری خود را در 16 همان ماه، بدون حضور هیئت نمایندگی آمریکا تشکیل داد.
رفتار سنا به حدی فکر ویلسون را به خود مشغول کرده بود که وی از شدت نگرانی در روز 26 سپتامبر 1919 دچار حمله قلبی شد و بقیه عمر خود را غالبا در بستر بیماری به سر برد. ویلسون سرانجام در سوم فوریه 1924 در سن 65 سالگی درگذشت.
جامعه ملل رسما 25 سال برقرار بود ولی 5 سال آخر آنکه مقارن سالهای جنگ جهانی دوم بود، کاملا خنثی بود و علاوه بر این در دهه دوم عمر خود نیز غالبا با جنگها و تجاوزات خونبار دولتهای مقتدر و یا اعلام خروج آنان از این مجمع درگیر بود.
در تاریخ 1937 و 1938 تعداد اعضای جامعه ملل به 60 کشور یعنی بالاترین حد در دوران حیاتش بالغ گشت. جامعه ملل بیشتر شکل جامعه کشورهای فاتح را داشت و طبعا بیشتر حافظ منافع آنان بود.»
جهت رسمی شدن این زبان تلاش کرده و در بسیاری از مدارس برخی کشورها تدریس این زبان را متداول کردهاند. سفارت ایران در سوئیس در ادامه مراسله خود پیشنهاد داد، اگر دولت ایران هم در حال حاضر نمیتواند آموزش این زبان را در مدارس اجباری کند، حداقل به صورت اختیاری در بعضی از مدارس دولتی و غیردولتی دار الفنون تدریس آن را آغاز نماید، زیرا روزبهروز بر اهمیت این زبان افزوده خواهد شد و دیر یا زود زبان بین المللی خواهد گردید. (7)ویلسون رئیس میسیون آمریکایی از دولت ایران خواست، محمولههای دارو و وسایل پزشکی که برای بیمارستانهای آمریکائی در همدان، تبریز و رشت ارسال شده است از پرداخت حقوق گمرکی معاف شوند. (8)
دویست و پنجاه نفر از افراد قزاق، مشهد را به قصد تهران ترک کردند. دویست و پنجاه نفر دیگر نیز عازم استرآباد بودند.(9)
1) جنگ جهانی اول در جنوب ایران، ص 142؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 97.
2) روزنامه ایران، 20/ 9/ 1300، ص 1.
3) مراسله سفیر انگلیس در تهران به وزیر خارجه، 20/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 9، ص 7.
4) مراسله وزارت خارجه به نمایندگی سیاسی ایران در تفلیس، 20/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 34، ص 1.
5) اسپرانتو)Esperanto( زبان بین المللی است که دکتر «رامن هف» در سال 1887 م وضع کرده و دستور آن دارای شانزده قاعده است. خط اسپرانتو،مانند نت موسیقی «آوانگار» است. هرچه را مینویسد، همان را میخواند و هرچه را میشنود همان را مینویسد. (زبان دوم، ص 14؛ لغتنامه دهخدا، ج 2، ص 1746).
6) «جامعه ملل» تشکیلاتی بود که نطفه آن در کنفرانس ورسای منعقد شد، کنفرانسی که توسط فاتحین جنگ اول جهانی تشکیل شد و رهبران آمریکا، فرانسه و انگلستان ریاست آن را بر عهده داشتند. «جامعه ملل» در حقیقت 25 فصل از متن «پیمان ورسای» را تشکیل میداد. این بخش از عهدنامه که در 28 ژوئن 1919 به امضای 29 کشور مؤسس جامعه ملل رسید «میثاق جامعه ملل» نام داشت. این میثاق 6 ماه بعد یعنی از 10 ژانویه 1920 که ژنو به عنوان مقر جامعه ملل انتخاب شد، قدرت اجرایی یافت.
7) تلگراف سفارت ایران در برن به وزارت خارجه، 20/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 1، ص 29.
8) تلگراف ویلسون از کرمانشاه به تهران، 20/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 10، پ 4.
9) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 183.
سهشنبه 21 آذر 1300/ 13 دسامبر 1921/ 13 ربیع الثانی 1340
چند نفر از تراکمه روسیه، شبانه به پست شمسی خان حمله نمودند که پس از درگیری با مأمورین مرزی و تیراندازی کردن بسیار متواری شدند.
یک قبضه تفنگ پنج تیر از آنان بدست سواران درهجز افتاد.
پیرو این واقعه، به دستور کارگزاری درهجز هشت نفر به تعداد محافظین پست مرزی آن منطقه افزوده شد. (1)
سفارت فرانسه بنا به اظهارات کمیسر عالی فرانسه در بیروت در نامهای به وزارت امور خارجه خاطرنشان ساخت، اتباع ایرانی مقیم شام (2)در امور قضایی از حقوق دول کاملة الوداد استفاده مینمایند و شایسته است همین رویه در مورد اتباع شام مقیم ایران نیز اعمال شود. (3)
اما وزارت امور خارجه در پاسخ به این درخواست اظهار نمود، برای دولت ایران پذیرش مسائلی که مبتنی بر کاپیتولاسیون باشد مقدور نیست و در کلیه عهدنامه هایی که اخیرا متعهد شده، این رویه را رعایت نموده است. (4)
مدتی پس از آغاز مذاکرات بین «استاندارد اویل» و شرکت نفت ایران و انگلیس در نیویورک، در نوامبر 1921، «گدس» و «جان کدمن» نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس، گزارش دادند: پیشاپیش تغییر محسوسی در نگرش مطبوعات ایران به وجود آمده و اظهارات و بیانیههای ضد انگلیسی تقریبا متوقف شده است. (5)
عبد العزیز وزیرمختار افغانستان در ایران پیرو مذاکره شفاهی با وزیر امور خارجه، امروز با ارسال نامهای، از وی خواست به دلیل رفتوآمد زیاد اتباع افغانستان در سیستان و تجارت آنها در این منطقه، با ایجاد کنسولگری دولت افغانستان در سیستان موافقت شود. (6)
عدهای از تراکمه طایفه یارعلی در حال سرقت احشام در یکی از روستاهای اطراف استرآباد بودند که اهالی متوجه سرقت آنان شدند و با آنان درگیر شده و به زدوخورد، پرداختند. پس از مجروح شدن یکی از سارقین تراکمه فرار کردند.(7)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 29، ص 1.
2) شام: شامل کشور سوریه و لبنان کنونی بوده است.
3) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، 21/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 16، پ 50، ص 3.
4) مراسله وزارت خارجه به سفارت فرانسه، 6/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 16، پ 50، ص 9.
5) Cadman) N. Y (to APOC( London ), 13 Dec 1921, in APOC to Fo, 14 Dec 1921. Fo 371/ 6418/ 13802; Geddes toCurzon, 18 Jan 1922, Fo 371/ 781/ 712
6) مراسله سفارت افغانستان در تهران به وزیر خارجه، 21/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 12، پ 4، ص 1.
7) روزنامه ایران، 22/ 9/ 1300، ص 2.
چهارشنبه 22 آذر 1300/ 14 دسامبر 1921/ 14 ربیع الثانی 1340
نظام السلطنه با همراهی بیست نفر از سواران بختیاری تحت امر رضا قلی خان برادرزاده صمصام السلطنه، وارد مشهد شد. در این سفر محمد تقی خان پسر نظام السلطنه، «مغیث السلطنه» معاونش و سعد الملک، همراه او بودند. نظام السلطنه برخلاف رسم معمول از قبول هدایای حکام نواحی که به والی جدید تقدیم میشد خودداری کرد. به عنوان نمونه «سردار معزز بجنوردی» تعدادی اسب و مقداری پول برای او فرستاد که به دستور نظام السلطنه پولها را پسفرستادند ولی اسبها را به اصطبل وی بردند. (1)
[تصویر] سردار معزز بجنوردی
به دنبال اصرارهای دولت ایران به منظور افزایش سهم خود از نفت استخراجی شمال و وثیقه گذاشتن عایدات توتون و تریاک به جای عایدات نفت جنوب در قبال استقراض پنج میلیون دلاری از شرکت استاندارد اویل آمریکایی، این شرکت که نیاز مالی ایران را به خوبی تشخیص داده بود، به بیش از ده درصد حق دولت ایران از نفت استخراجی و وثیقه گذاشتن عایدات توتون و تریاک در قبال اعطای وام پنج میلیون دلاری به ایران رضایت نداد. (2)
این خبر را امروز حسین علاء در تلگرافی به احمد قوام اطلاع داد. (3)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 184- 185؛ روزنامه ایران، 26/ 9/ 1300.
2) با اینکه، قوام سعی در وثیقه گذاشتن عایدات تنباکو و تریاک در قبال استقراض از کمپانی داشت، ولی بحران مالی به وی اجازه انتخاب نداد و ن هایتا شرایط استاندارد اویل را مبنی بر وثیقه گذاشتن عایدات نفت جنوب پذیرفت. قوام در پاسخ به تلگراف حسین علاء به وی خاطرنشان ساخت که نرسیدن پول برای دولت او ایجاد مخاطره خواهد کرد. قوام در بخشی از تلگراف خود خطاب به حسین علاء اظهار داشت: «... در هرصورت چون در مقابل نرسیدن حقوق قشون و ادارات به هیچوجه، امکان مقاومت و تحمل باقی نمانده به جنابعالی اختیار داده میشود که به هرطریق ممکن گردد عمل استقراض را خاتمه داده و بدوا هرمبلغ که ممکن شود بهطور مساعده برسانید که هرگاه به فوریت وجه نرسد از شدت اضطرار کابینه استعفا خواهم نمود ...» ولی مشکلی که وجود داشت این بود که انگلیسیها با وثیقه گذاشتن عایدات نفت جنوب مخالف بودند. (نفت شمال، ص 32- 30).
3) نفت شمال، ص 30- 29.
پنجشنبه 23 آذر 1300/ 15 دسامبر 1921/ 15 ربیع الثانی 1340
معاهده ایران و روسیه امشب در مجلس شورای ملی به تصویب رسید.(1)
اردوهای ماکو و قراجهداغ از دو روز پیش مشغول عملیات جنگی بودند. بالاخره بعد از جنگی سخت، امروز اردوی ماکویی دهنه قطور و ارتفاعات قراتپه و یزدکان را تصرف کردند و اردوی قراجهداغی، شکریازی محل اقامت اکراد را که دارای کوههای مرتفع و سخت و صعب العبور بود و سید تاج الدین و المانسرای را تصرف کردند. نیروهای اکراد به طرف غرب (یزدکان) فرار کرده و قسمتی هم به کوههای «کوویلال» عقبنشینی کرده بودند(2)
وزارت امور خارجه با ارسال تلگرافی به نمایندگی سیاسی ایران در باکو ضمن ابراز گلایه به خاطر عدم ارسال گزارش درباره فعالیت انجمن کمونیستهای ایرانی در باکو، خبر داد که این انجمن در تلاش است مقدماتی را فراهم نموده تا به آذربایجان حمله نمایند. وزارت امور خارجه به نمایندگی سیاسی ایران در باکو دستور داد فورا در خصوص هویت مؤسسین و اهداف این انجمن تحقیقات کامل به عمل آورند. (3)
وزارت داخله «میرزاده عشقی» (4)را به ریاست بلدیه اصفهان منصوب کرد. (5)
در پی اقدام مأمورین سانسور ایران نسبت به باز کردن و بستن مجدد دو پاکت نامه که به تجارت خانه و نشترک در انزلی فرستاده شده بود و ممهور نمودن دوباره آنها به مهر سانسور، همچنین باز کردن نامهای (6)که برای کنسولگری شوروی در رشت ارسال شده بود، وزیرمختار شوروی در ایران ضمن اعتراض به این عمل بدون مجوز و عدم صیانت مراسلات اداراتی که وابسته به دولت روسیه محسوب میشوند، خواست تا در آینده از وقوع این قبیل رفتارها جلوگیری شود. (7)
بعد از ماجرای تهاجم اردوی دولتی به گیلان و قلع و قمع جنگلیها و دستگیری بعضی از آنان و تعدادی از اتباع روس، وزارت جنگ از وزارت امور خارجه خواست، وضعیت بیست و هفت نفر از این اسرا را که در گیلان زندانی بودند، مشخص نموده و هرتصمیمی در این زمینه اتخاذ نمودند، هرچه سریعتر به وزارت جنگ اطلاع دهند. وزارت امور خارجه نیز برای روشن شدن وضعیت این اسرا، با سفارت روس وارد مذاکره شد. (8)
هیئتمدیره موقتی حزب دموکرات همدان ضمن اشاره به سوء جریان انتخابات همدان که منجر به اعزام مفتش ویژهای جهت بررسی این موضوع به همدان شده بود، از مسئولین تقاضا نمود انتخابات مذکور باطل اعلام شود و مجددا برگزار گردد.(9)
امروز طی کنفرانسی در آمریکا با حضور دییرینگ، دکتر میلسپو، روبینز، دکتر جان باستمور (10)، دکتر ژوزف کورن فلد(11)مسائل امتیاز نفت شمال مورد بررسی قرار گرفت. «مور» (12)خطاب به مسئولین وزارت خارجه آمریکا گفت: پس از بررسی
1) روزنامه ایران، 24/ 9/ 1300، ص 1.
2) روزنامه ایران، 27/ 9/ 1300، ص 2؛ روزنامه اتحاد، 26/ 9/ 1300، ص 3.
3) تلگراف وزارت خارجه به نمایندگی سیاسی ایران در بادکوبه، 23/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 8.
4) عشقی فرزند حاج ابو القاسم کردستانی و فاطمه بیگم خانم تبریزی و ساکن همدان بود. پدر عشقی تهرانیتبار بود، اما چون ملک و فامیل زیادی در کردستان داشت به کردستانی شهرت یافته بود. ابو القاسم کردستانی دارای 11 فرزند (6 پسر و 5 دختر) بود که دو تن از آنان در کودکی درگذشتند. بنا به روایت خواهر میرزاده عشقی که نهمین فرزند این خانواده بوده است برادر بزرگ، میر شمس الدین خان رئیس مالیه اصفهان شده بود و برادر دیگر سرتیپ عشقی هم مدتها در همدان خدمت میکرد و یکی از خواهران عالیه عشقی، به همراه همسرش (علی دعوتی) رئیس اداره فرهنگ بروجرد به لرستان رفت. با توجه به این مطالب و گرایشهای فکری و سیاسی میرزاده عشقی نباید وی برای شهرداری اصفهان برگزیده شده باشد و به نظر میرسد که همان برادر بزرگ شمس الدین خان برای این سمت برگزیده شده بوده است. (گنجینه اسناد، س 10، ش 37 و 38، ص 92).
5) روزنامه ایران، 23/ 9/ 1300، ص 1.
6) وزیرمختار شوروی سه فقره سانسور شده مذکور را به انضمام نامه خود به وزارت خارجه ارسال کرده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 37).
7) مراسله وزیرمختار شوروی به وزیر خارجه، 23/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 37، ص 26.
8) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 23/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 140.
9) روزنامه ایران، 23/ 9/ 1300، ص 2.
10) دکتر جان باستمور)Dr .John Basset Moore( ، مشاور سابق وزارت خارجه آمریکا بود که در آن زمان نماینده کمپانی استاندارد اویل بود.
11) دکتر ژوزف کورنفلد)Dr .Joseph S .Korn feld( ، در آن زمان به عنوان سفیر آمریکا در ایران تعیین شده بود.
12) دکتر «مور» افزود: استاندارد اویل اساسا به امتیاز نفت علاقمند میباشد ولی با گفتگوهای دیپلماتیک کاری ندارد و ... امیدوار است، با کمپانی نفت ایران و انگلیس روابط بهتری داشته باشد. در غیر این صورت، این کمپانی با کمپانی «رویال داچشل» متحد خواهد شد. مور افشا کرد: استاندارد اویل به جان کدمن)John Cadman( از کمپانی نفت ایران و انگلیس پیشنهاد شراکت مساوی در امتیاز نفت شمال ایران را داده است و استاندارد اویل پس از حل کامل این مسأله با حکومت ایران وارد مذاکره خواهد شد. وی تأکید داشت که ادعای تغییرناپذیر انگلستان مبنی بر معتبر بودن امتیاز خوشتاریا اساس توافق با کمپانی نفت ایران و انگلیس بوده است. دیرینگ که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود به نمایندگی از طرف وزارت خارجه پیشنهاد کرد که 51 درصد سرمایه توسط کمپانی آمریکایی کنترل شود. او گفت: چنین توافقی از نظر ایرانیان پسندیدهتر است. دییرینگ به علاوه معتقد بود این کار باعث میشود انگلستان نتواند ادعا کند که آمریکا را از منافع موجود در ایران محروم کرده است.)Dec .File 891 ,6363 ,Standard Oil ,Dec ,15 ,1921
[تصویر] ابو القاسم کردستانی پدر میرزاده عشقی و اعضای خانوادهاش
ادعای خوشتاریا نمیتواند به کمپانی استاندارد اویل توصیه نماید که حتی پنج میلیون دلار وام به ایران بپردازد. (1)
امشب اردوی منصور از میاندوآب به سوی ساوجبلاغ حرکت کردند. (2)
مجلس شورای ملی به عدم اعتبار امتیاز غیرقانونی خوشتاریا ردی داد. مجلس اعلام کرد: «چون امتیاز خوشتاریا مراحل قانونی را طی نکرده کان لم یکن است بنابراین واضح است که فصل سیزده عهدنامه مابین ایران و روسیه شامل آن نمیباشد.» (3)
جمعه 24 آذر 1300/ 16 دسامبر 1921/ 16 ربیع الثانی 1340
اشاره
[تصویر] تأسیسات نفتی و کار خانه برق در مسجد سلیمان
سرهنگ «ظفر الدوله» (1)اطلاع داد: در ساعت ده و سی دقیقه صبح امروز، شهر ساوجبلاغ بعد از یک ساعت و نیم جنگ به تصرف قوای دولتی درآمد. چند اسب نیروهای دولتی و بیش از چهل نفر از اکراد کشته شدند.
در این جنگ سواران عشایر بهویژه سواران صولت السلطنه و سالار محتشم و سواران قزاق از خود رشادت کاملی نشان دادند. (2)
امروز در قراتپه بین اردوی ژاندارمری و اکراد جنگ سختی رخ داد این درگیری تا دو ساعت بعد از غروب نیز ادامه داشت و تلفات زیادی به اکراد وارد شد.
نیروهای ماکویی هم در یزدکان با اکراد به شدت درگیر
1) ظفر الدوله: سرلشکر حسن مقدم فرزند فتح اللّه سردار مؤید در سال 1265 ش، در مراغه متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتی جهت ادامه تحصیل ابتدا به اطریش و سپس به روسیه رفت. در سال 1333 ق، پس از فراغت از تحصیل به ایران بازگشت و با درجه سلطانی وارد قزاق خانه شد. در جوانی از سوی احمد شاه ملقب به ظفر الدوله شد. در سال 1300 ش، رضا خان او را با درجه سرتیپی وارد ارتش جدید کرد. اولین مأموریت وی جنگ با سمیتقو بود و در خاتمه دادن به ماجرای کودتای لاهوتی نیز نقش ایفا کرد، پس از مأموریت آذربایجان به تهران آمد و به درجه سرلشکری نائل گشت و فرمانده لشکر دوم (این لشکر در عشرتآباد بود) تهران شد. در سال 1313 ش، به دستور رضا شاه منتظر خدمت شد و بعد از مدتی به دستور رضا شاه به کردستان اعزام شد و در حقیقت سپاه غرب را پس از سه سال که مشتمل بر لشکر کردستان و دهلران بود تشکیل داد و به فرماندهی این سپاه منصوب گشت. مقدم پس از فرماندهی سپاه غرب به ترتیب رئیس پیادهنظام و رئیس بازرسی ارتش شد. وی در شهریور 1320 در مقابل تجاوز انگلیسیها به غرب کشور سه روز مقاومت کرد تا اینکه دستور ترک مخاصمه از تهران صادر گردید. و به همین دلیل در سال 1322 به استانداری و فرماندهی سپاه آذربایجان شرقی و غربی منصوب شد. پس از آنکه در خرید گندم و جو برای دولت سوءاستفاده هایی کرد دولت سهیلی او را از کار برکنار کرد و تحت تعقیب قرارداد که منجر به بازداشت او شد. اما در اثر اعمال فشارهای فراوان، وزیر دادگستری تغییر کرد و پیرو آن دادستان دیوان کیفری نیز تغییر کرد. دادستان جدید نیز پس از مدتی مقدم را آزاد کرد و این موضوع در مطبوعات آن زمان و مجلس چهاردهم انعکاس وسیعی داشت. مقدم پس از آزادی برای همیشه از ارتش کنارهگیری کرد و دختر خود را نیز به عقد محمد رضا قوام فرزند قوام الملک درآورد. او سرانجام در سال 1362 ش درگذشت و در گورستان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. (نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب، ص 172- 173).
2) روزنامه ایران، 26/ 9/ 1300، ص 1؛ روزنامه اتحاد، 26/ 9/ 1300.
شده و تلفات زیادی به اکراد وارد کردند. (1)
سفارت انگلیس طی مراسلهای به وزارت امور خارجه ایران صورت مطالباتی را که دولت انگلیس به عنوان مساعده به دولت ایران پرداخت کرده بود به شرح ذیل اعلام کرد:
1- چهار صد و نود هزار لیره مساعده که طی سالهای 1912 تا 1914 م، به ایران پرداخت شده بود. این مبلغ اصل مبلغ پرداختی بود که سود آن بهطور مرتب پرداخت شده بود.
2- پانصد و هفتاد و دو هزار و پانصد و هیجده لیره و هفت شلینگ و چهار پنی. این مبلغ از بابت مساعدههای موراتوریم (2)به علاوه سود 7 درصدی آن تا تاریخ هشتم مارس 1922 م، بود.
3- یکصد و پنجاه و چهار هزار و هشتصد و پانزده لیره و سه شلینگ و هشت پنی. این مبلغ، قسط اول قرض پرداختی به ایران در سال 1919 م، به علاوه سود 7 درصد آن تا تاریخ هشتم مارس 1922 بود.
4- چهار میلیون و هفتصد و هفتاد و یک هزار و هفتصد و یک قران و دویست دینار از بابت مساعده هایی که در فارس پرداخت شده بود، و سود 7 درصدی آن از تاریخ پانزدهم فوریه 1922 تا هشتم مارس 1922 م، بود.
5- مبلغ یکصد و هشت میلیون و سیصد و چهل و پنج هزار و سیصد و پانزده قران بابت مساعدههای ماهانه از اوت 1918 م تا اکتبر 1920 م، (این پول به قران پرداخت شده بود) و سود 7 درصدی آن از تاریخ تلگرافات سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه برای پرداخت هریک از اقساط تا هشتم مارس 1922 م، بود.
6- مبلغ یازده میلیون و پانصد و نه هزار و ششصد و نود و هشت قران و پانصد و پنجاه دینار بابت مساعدههای پرداخت شده به قزاق خانه از اوت 1919 تا 1920 و سود آن تا هشتم مارس 1922 م بود. (3)
دولت ایران که در راستای تبدیل بانک ایران به بانک دولتی ایران با مشکلات زیادی روبرو بود، امروز با اعتراض بانک شاهنشاهی نسبت به این تغییر نام نیز مواجه شد. بانک شاهنشاهی به عنوان تنها بانک ناشر اسکناس مدعی بود تنها بانک دولتی ایران است.
سفارت انگلیس، که تغییر نام بانک ایران به بانک دولتی را خلاف قراردادهای فیمابین و امتیازنامه انحصاری بانک شاهنشاهی میدانست، طی نامهای (4)
بایستی بر ضد ایجاد هراداره غیر از بانک شاهنشاهی که دارای لقب بانک دولتی بوده باشد پرتست [اعتراض] نمایم ..» (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 8).
اعتراض خود به این موضوع را به وزارت امور خارجه ایران تسلیم کرد. (5)1) روزنامه اتحاد، 27/ 9/ 1300، ص 2.
2) موراتوریم:Moratorium مهلت قانونی، اجازه دیرکرد پرداخت.
3) مراسله سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه، 24/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 18، ص 6.
4) متن نامه سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه بدین شرح است: «از قراری که به دوستدار اطلاع داده شده در این اواخر راپرتی در جراید بوده است که باید یک کمیسیون معین شود که بانک استقراضی سابق ایران را به بانک دولتی ایران تبدیل نماید. شرف دارم خاطر جناب مستطاب عالی را متذکر سازم که فصل اول امتیازنامه بانک شاهنشاهی به بانک مزبور حق میدهد که برای شصت سال از 30 ژانویه 1889 (27 جمادی الاول 1306) بانک دولتی بوده باشد و فصل سوم آن امتیاز نامه به بانک مزبور که بانک دولتی است حق انحصار نشر اسکناس را میدهد. چون فقط یک بانک دولتی میتواند در مملکت وجود داشته باشد، خاطر جناب مستطاب عالی را مراجعه میدهد به راپرت فوق الذکر که هرگاه این مسئله حقیقت داشته باشد.
5) مراسله سفارت انگلیس به وزارت امور خارجه، 24/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 8، ص 20.
شنبه 25 آذر 1300/ 17 دسامبر 1921/ 17 ربیع الثانی 1340
سردار ارشد و شجاع الدوله به «قرق» رفتند تا با مشورت با فرمانده ژاندارمها نقشه و تصمیمی برای حملات آینده به اکراد طرحریزی نمایند. (1)
در جنگی که در منطقه یزدکان بین ماکوییها و اکراد رخ داد، ماکوییها بعد از مختصر زدوخوردی بیجهت به « خان دیزج» عقبنشینی کردند و حتی عدهای از سواران آنها در « خان دیزج» نیز نمانده و از آنجا مستقیما به ماکو فرار نمودند، فقط حدود سیصد نفر از سواران «شجاع الدوله» و چهار صد نفر ژاندارم باقی مانده بودند که هم به تدریج در حال فرار بودند.
بطوریکه، در تپههای مقابل یزدکان فقط سربازان «خویی» مستقر بودند و اردوی ژاندارم هم در جبهه «قرهتپه» تمرکز یافتند. (2)
خلیل مشاور السلطان کارگزار آذربایجان در اینباره اظهار داشت: «از آن زمانی که، در آذربایجان هستم، هیچگاه ندیدم از گروههای چریکی در جنگ کاری ساخته باشد، پول دولت را صد هزار، صد هزار میگیرند و هروقت با سختی روبرو شوند، فرار میکنند». (3)
اسماعیل سمیتقو سه نفر از جاسوسهای اداره ژاندارمری را که از خوی اعزام شده بودند، در سلماس دستگیر کرده و زبان آنان را برید. (4)
وزارت پست و تلگراف از دولت تقاضا نمود، سه رشته سیمی که نظامیان انگلیس از مرز قصرشیرین بدون اجازه به داخل ایران کشیده و تا آن زمان برنچیده بودند به دولت ایران واگذار نمایند تا برای برقراری روابط تلگرافی با مرز از مخارج گزاف سیمکشی احتراز شود. پیرو تقاضای وزارت پست و تلگراف، رئیس الوزراء از وزارت امور خارجه خواست: در این رابطه با سفارت انگلیس مذاکره نموده و سعی نماید، حتی الامکان سیمها به صورت رایگان به دولت واگذار شود و در صورتی که انگلیسیها از واگذاری مجانی سیمها خودداری کردند، با قیمت مناسبی که به نفع دولت باشد، از آنها خریداری شود. (5)
سه دسته از قشون دولتی در «قرق» در یک فرسخی خوی به یکدیگر ملحق شده و به اتفاق یکدیگر به جنگ با نیروهای شورشی ادامه دادند. (6)
تی. ا. اف. لاول)T .E .F .Lovel( از سازمان تلگراف هند و اروپا به عنوان جانشین نیومن که قرار بود به بیرجند اعزام شود، به مشهد وارد شد.(7)
1) روزنامه اتحاد 27/ 9/ 1300، ص 2.
2) تلگراف قوام حضور به کارگزاری کل آذربایجان، 25/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 84.
3) تلگراف کارگزار آذربایجان به وزارت خارجه، 28/ 9/ 1300، همان، ص 289؛ اسناد وزارت خارجه، همان، ص 290.
4) تلگراف کارگزاری خوی به کارگزاری کل آذربایجان، 27/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001559.
5) مراسله ریاست وزرا به وزارت خارجه، 25/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 2، ص 21.
6) روزنامه ایران، 29/ 9/ 1300، ص 3.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 185.
یکشنبه 26 آذر 1300/ 18 دسامبر 1921/ 18 ربیع الثانی 1340
در راه شیراز به کرمان عدهای سارق با حمله (1)به مأموران حمل مرسولات پستی در منطقه «پشته»، واقع در دوازده فرسخی «نیریز» فارس، محموله مرسولات شیراز به سیرجان را به سرقت بردند. (2)
کلنل علی خان که فرماندهی نیروهای ژاندارمری را تا پیش از ادغام آن در نیروهای قزاق به عهده داشت، از محل مأموریت خود عازم تهران شد. (3)
پس از پایان برگزاری انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی در ایل قشقایی در ایالت فارس، ناظم دفتر به عنوان وکیل مردم قشقایی در مجلس شورای ملی معرفی شد.(4)
امروز روزنامه توفان روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس را از آغاز تا به امروز مورد تجزیهوتحلیل قرار داد و به سیاستهای دولت انگلیس در طول این مدت انتقاد کرد. (5)
پس از مذاکره اسد اللّه ابن جعفر کارگزار بوشهر با یاور عطاء السلطنه از صاحب منصبان ارشد پلیس جنوب و اعلام تمایل یاور عطاء السلطنه برای خدمت به قشون ایران، با توجه به اینکه، حضور عطاء السلطنه و هفتاد نفر از نیرو هایی که در اختیار داشت (6)برای تشکیل قوایی در بوشهر لازم بود، وزارت امور خارجه پیشنهاد داد: وزارت جنگ از وزارت مالیه بخواهد برای مخارج یک ماه این عده، روزی ده تومان مقرر نماید تا بعد از یک ماه وزارت جنگ خود به امورات آنها رسیدگی نماید. (7)
[تصویر] کلنل علی خان (علی ریاضی)
وزارت امور خارجه اعلام کرد، به جای آرم شیر و خورشید خوابیده که تاکنون در مراسلات رسمی این وزارت خانه استفاده میشده، از این پس از آرم شیر و خورشید ایستاده و تمامقد که در سایر وزارت خانهها نیز معمول است استفاده خواهد نمود. (8)
1) در پی وقوع این سرقت، وزارت پست و تلگراف از وزارت داخله خواست برای استرداد مسروقات پستی و جلوگیری از نظایر این قبیل وقایع و برای حفظ امنیت راههای پستی اقدامات جدی به عمل آورند. (اسناد ملی ایران، شم ت 290007211).
2) مراسله وزارت پست و تلگراف به وزارت داخله، 2/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007211.
3) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 186.
4) مراسله وزارت داخله به ریاست مجلس، 26/ 9/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 9، ج 4/ 3، پ 64.
5) روزنامه طوفان، 26/ 9/ 1300، ص 1.
6) طبق اظهارات عطاء السلطنه کلیه نیروهای بوشهر یکصد و پنجاه نفر بودند که از این عده هفتاد نفر در بوشهر و بقیه در اطراف بودند. (م).
7) تلگراف وزارت خارجه به وزارت جنگ، 28/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 50، پ 9، ص 43.
8) روزنامه اتحاد، 26/ 9/ 1300، ص 3.
[تصویر] تعدادی از خوانین قشقایی
جمعآوری کمکهای نقدی و جنسی برای قحطیزدگان روسیه توسط محصلین مدارس امروز آغاز شد. قرار بود این عمل خیرخواهانه تا سه روز ادامه داشته باشد. (1)
سرپرسی لورن وزیرمختار جدید دولت انگلیس با تشریفات و احترامات خاص در ساعت 30/ 16 بعد از ظهر وارد تهران شده و سپس به سفارت خانه رفت.(2)
امشب در مدرسه بریگاد سوار قزاق، به مناسبت پیروزی اردوی دولتی در منطقه گیلان مراسم جشنی برگزار شد.
مدعوین مراسم برای صرف شام نیز دعوت داشتند. (3)
دوشنبه 27 آذر 1300/ 19 دسامبر 1921/ 19 ربیع الثانی 1340
رئیس الوزراء در یادداشتی به کفیل وزارت داخله دستور داد:
کمیسیونی که برای رسیدگی به امور اسرای متجاسرین تشکیل شده بود از امروز منحل شود و بقیه اسرا نیز تا صدور دستور بعدی در توقیف باشند. (1)
نماینده «استیفان ریلسکی» از اتباع دولت لهستان با ارائه عریضهای به وزارت امور خارجه، با بیان اینکه کنسول روس در انزلی و نماینده وشتورک روس، اداره نفت «اسبار» متعلق به موکل وی را توقیف نمودهاند، خواهان رسیدگی به این موضوع شد. او در شرحی که به وزارت امور خارجه نوشت (2)بیان داشت: یک بار در سال 1920 م، بلشویکها اداره نفت اسبار متعلق به «استیفان ریلسکی» را ضبط نموده و هرچه در آن بوده، به تاراج بردهاند. پس از آن در تاریخ هشتم نوامبر 1921 با ورود نیروهای دولتی ایران به انزلی، همه صاحب ان املاک غیرمنقول توانستند ملک خود را تصرف نمایند و او نیز، اداره نفت اسبار را به تجار انزلی، اجاره داده است ولی در 29 نوامبر دوباره کنسول و نماینده وشتورک روس، اداره نفت «اسبار» را توقیف کردهاند. (3)
ژاندارمهای استرآباد که با اردوی قزاق به مشهد آمده بودند امروز به استرآباد بازگشتند.(4)
تعدادی از نیروهای قزاق که قبلا به خراسان اعزام شده بودند، پس از فراخوانده شدن به مرکز، عصر امروز با مهمات فراوانی وارد تهران شدند. (5)
روزنامه طوفان از انقلاب روسیه به عنوان الگویی جهت ر هایی کشورهای تحت سلطه یاد کرده و از، دولت انقلابی شوروی به خاطر لغو تمام امتیازات گذشته قدردانی نمود.
توفان سپس میافزاید: دولت انگلستان نیز، باید رفتاری مشابه با دولت شوروی در پیش گیرد. یعنی امیال امپریالیستی خود را به کناری نهاده و دست از تحریک طوایف غربی ایران بردارد و به بهرهگیری از منابع ملی ایران پایان دهد و لولههای نفت و تأسیسات نفتی جنوب ایران را به صاحب اصلی آن بازپس دهد و بالاخره به فعالیتهای جاسوسی خود در ایران پایان دهد. (6)
1) مراسله رئیس الوزراء به کفالت وزارت داخله، 27/ 9/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293002690.
2) نماینده ریلسکی در 8 دسامبر، نیز نامهای به سفارت فرانسه نوشته و در آن اظهار کرده بود کنسول روس و اداره ونشترک روس مخازن نفت متعلق به ریلسکی را توقیف نموده و میخواهند ملی نمایند. وکیل ریلسکی از مقامات سفارت فرانسه نیز درخواست کرد، برای رفع توقیف از مخازن نفت و تسلیم آنها به وی با اولیای دولت ایران مذاکره نمایند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 21، ص 10).
3) مراسله «گاویج» وکیل استیفان ریلسکی به وزیر خارجه، 27/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 21، ص 13.
4) روزنامه ایران، 29/ 9/ 1300، ص 3.
5) همان، 30/ 9/ 1300، ص 2.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 100.
سهشنبه 28 آذر 1300/ 20 دسامبر 1921/ 20 ربیع الثانی 1340
نیروهای دولتی مستقر در خوی شامل هشتصد ژاندارم به فرماندهی کلنل (1)لوندبرگ و دو هزار نفر از افراد نامنظم طوایف تحت فرمان امیر ارشد برای در هم شکستن مقاومت سمیتقو به سوی سلماس حرکت کردند. نیروهای دولتی در آغاز پیروزمندانه به پیشروی پرداختند ولی مدتی بعد در یک ضدحمله از طرف نیروهای سمیتقو تارومار شدند و پس از تحمل شکست به صورت پراکنده به خوی بازگشتند. نیروهای دولتی در این درگیری شش افسر ژاندارم و شصت نفر از قوای خود را از دست دادند و بسیاری از آنان نیز زخمی شدند.
امیر ارشد نیز به دست نفرات(2)خود به قتل رسید. (3)
اسماعیل امیرفضلی امیر لشکر شمال غرب معتقد بود گرچه دولت، برای نیروهای قراجهداغی بیش از یکصد هزار تومان هزینه کرد و ظاهرا نتیجه مطلوبی بدست نیاورد ولی در واقع بسیار به سود دولت بود، زیرا دولت میبایست برای قلع و قمع سردار ارشد این هزینه را صرف میکرد ولی حال که سردار ارشد در این ماجرا به قتل رسید در واقع «دفع فاسد به افسد» شد. (4)
رضا خان از جمیل بیگ (5)، صاحب منصب عثمانی خواست تا به تبریز رفته و مقدمات برقراری روابط دوستانه بین او و سمیتقو را فراهم آورد و برای انجام این مأموریت نیز هشتصد تومان به جمیل بیگ پرداخت کرد. (6)
امروز رضا خان در ملاقات با احمد شاه به مدتی طولانی با وی مذاکره کرد. در این ملاقات رضا خان به شاه گفت که برای مخارج قشون و پرداخت حقوق نظامیان به پول نیاز دارد و شاه باید از محل درآمدهای خود به بودجه وزارت جنگ کمک کند. گفته شد که احمد شاه با عصبانیت محل گفتگو را ترک کرده و بلافاصله به ولیعهد که در اروپا به سر میبرد تلگراف نمود که به ایران بازگردد. (7)
امروز صبح «شیخ لنسکی» فرمانده آتریاد اردبیل از شهر زنجان با نیرو هایش به طرف آذربایجان حرکت کرد. (8)
سفیر ایران در برن به ملاقات وزیرمختار جدید دولت آمریکا (مستر ژوزف کلارکگرو) رفته و نزدیک یک ساعت با او مذاکره نمود. در حاشیه این دیدار سفیر ایران راجع به روابط بین دو دولت و دو ملت و احساساتی که دولت و ملت ایران نسبت به دولت و ملت آمریکا دارند و همچنین راجع به مسائل اقتصادی ایران، معادن و غیره و اینکه قبل از جنگ و در زمان جنگ، دولت نمیتوانسته، بواسطه نفوذ اجانب برای استخراج معادن و احداث خطوط راهآهن، تأسیس کار خانجات و غیره اقدامی بنماید. ولی هماکنون که نفوذ آنها بهکلی از بین رفته است، دولت کنونی با همراهی مجلس شورای ملی مشغول اصلاحات جدی است و در تلاش است تا در نقاط کشور امنیت را برقرار کند. همچنانکه چندین غائله شمال را به کلی برطرف کرد. سفیر ایران در پایان این دیدار اظهار داشت که اخیرا دولت امتیاز معادن نفت شمال را به کمپانی استاندارد اویل واگذار کرده و به تصویب مجلس هم رسیده است.
وزیرمختار آمریکا در مقابل خیلی اظهار خوشوقتی و قدردانی کرد و پاسخ داد: «دولت آمریکا همیشه برای آزادی و ترقیات اقتصادی ملل از هیچگونه کمک و مساعدتی مضایقه نمیکند. خصوصا با یک ملت قدیمی متمدن مثل ایران، امیدواریم روابط دولتی طرفین بیش از پیش مستحکم گردد و
1) کلنل واژهای فرانسوی است، صاحب منصبی که بر یک هنگ فرماندهی کند، سرهنگ.
2) البته برخی کشته شدن او را به سوارهای چلیبانلو و شاهسونها نسبت میدهند. بعد از کشته شدن امیرارشد سوارهای قراجهداغی که تحت فرمان او بودند گریختند. در این جنگ «لارسن» روسی معاون کلنل لوندبرگ نیز کشته شد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 252).
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 100.
4) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون 2/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پ 97/ 1300، ص 61.
5) جمیل بیگ در سال 1918 که آجودان احسان پاشا، ژنرال عثمانی بود با سمیتقو آشنا شد و از آن زمان روابط خویش را با او حفظ کرده بود (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 101).
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 100.
7) همان، ص 101.
8) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2.
اظهار داشت اگر خدمتی در این زمینه از دستش برآید با کمال میل در انجامش حاضر است.» (1)
«کرزن» وزیر خارجه انگلیس به «گدس» در واشنگتن دستور داد، به دولت آمریکا اطلاع دهد که «ایران به غیر از دعاوی اتباع مختلف انگلیسی و دیگر دعاوی بریتانیا، بیش از 000/ 200/ 1 لیره بدهی دارد.» (2)
«سرپرسی لورن» وزیرمختار جدید دولت انگلیس امروز صبح ساعت 11 به اتفاق «وحید السلطان» مهماندارش در قصر فرحآباد به حضور احمد شاه رسید و اعتبارنامه خود را تسلیم احمد شاه نمود.(3)
«خاوین» کنسول روسیه در رشت که به دلیل دایر نبودن ساختمان کنسولگری رشت مدتی بود در انزلی حضور داشت، امروز در اولین ملاقاتش با کارگزار انزلی از ممنوعیت حمل برنج به روسیه ابراز نارضایتی کرد (4)
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 5، ص 40).
و گفت: چون مسئولین دولت ایران از اوضاع روسیه مطلع هستند باید اجازه دهند تا هفتاد و پنج هزار پوط برنج موجود و چهار صد و سی و پنج هزار پوط برنج را که قبلا بیعانهاش پرداخت شده است، به روسیه حمل بشود. (5)خاوین به دلیل ممنوع شدن حمل برنج امروز بدون مقدمه به تهران رفت تا از سفارت روسیه در این خصوص کسب تکلیف نماید.(6)
در پی حمله چهارده سارق (7)به یک قافله تجار مشهدی، رئیس امنیه راه «دزداب» که به همراه سوارانش به تعقیب سارقین اموال تجار مشهدی رفته بودند، امروز به دزداب بازگشتند. آنان چهار نفر از سارقین را که افغان بودند به نایب الحکومه منطقه «چهاربرجک» افغانستان تحویل داده و دو نفر از سارقین بلوچ را نیز به همراه اموال مسروقه به دزداب آورده و تحویل حکومت سیستان دادند. (8)
وزیرمختار فرانسه ساعت پنج بعد از ظهر امروز به تهران وارد شد و مستقیما به سفارت فرانسه رفت. (9)
گروهی قزاق که دیشب وارد انزلی شده بودند به همراه تعدادی ژاندارم که از قبل در انزلی حضور داشتند امروز به طرف رشت رهسپار گردیدند. (10)
دکتر مور نماینده کمپانی استاندارد اویل به وزارت خارجه آمریکا نوشت: کمپانی(11)متبوعش در صورتی که کمپانی نفت ایران و انگلیس و دولت انگلستان تجویز نمایند، حاضر به بررسی تأمین وامی به مبلغ یکصد هزار دلار به ایران میباشد. (12)
1) مراسله سفارت ایران در برن به وزارت خارجه، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 1، ص 48.
2) Curzon to Geddes ,20 December 1921 .Fo 416 /69 .
3) روزنامه ایران، 29/ 9/ 1300، ص 2.
4) بعد از اعتراض کنسول روس، از طرف وزارت خارجه به گمرک دستور داده شد به روسها اجازه حمل برنجی که خریده و حاضر داشتند داده شود.
5) تلگراف رمز کارگزاری انزلی به وزارت خارجه، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 5، ص 40.
6) تلگراف کارگزاری رشت به وزارت خارجه، 30/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 5، ص 38.
7) سارقین، ده نفر بلوچ و چهار نفر افغان بودند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 6، ص 3).
8) تلگراف حکومت سیستان به وزارت داخله، 28/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 6، ص 3.
9) روزنامه ایران، 29/ 9/ 1300، ص 3.
10) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2.
11) کمپانی استاندارد اویل از وزارت خارجه آمریکا خواست تحقیق نماید که آیا انگلستان اجازه میدهد حق امتیاز دارسی به عنوان پشتوانه وام تلقی گردد یا نه؟ وزارت خارجه آمریکا نیز در پاسخی کوتاه و رسمی به استاندارد اویل چنین گفت: «وزارت خارجه آمریکا چنین اقدامی را مناسب نمیداند و ضمنا اطلاعی هم از موقعیت و کم و کیف امتیاز دارسی ندارد».
12) Dec .File 891 .6363 ,Standardoil ,20 Dec 1921
چهارشنبه 29 آذر 1300/ 21 دسامبر 1921/ 21 ربیع الثانی 1340
اداره گمرک بوشهر از عزیمت هشتاد نفر افراد پلیس جنوب که بدون تذکره قصد عزیمت به بین النهرین را داشتند جلوگیری کرد.
بنابر اظهار یاور عطاء السلطنه یکصد و پنجاه نفر از افراد پلیس جنوب در بوشهر بودند. (1)
کارگزار آذربایجان بنابر تحقیقات انجام شده از سوی کارگزاری خوی، اسامی عشایری را که از خاک عثمانی برای حمایت و کمک به اسماعیل سمیتقو به ایران آمده بودند، به شرح ذیل به وزارت امور خارجه اعلام کرد:
یوسف ابدال آقا به همراه دویست نفر سوار طایفه حیدرانلو، تیمور و شکور آقا با یکصد نفر سوار و پیاده طایفه مونمورلو از نزدیکی منطقه محمودیوان، حسینبک با پنجاه نفر سوار و چهل نفر پیاده طایفه تکورلو از منطقه محمودی، حسن بک با یکصد نفر سوار طایفه شمسی کانلو از منطقه محمودی، یکصد نفر پیاده از طایفه مرز کانلو از خاک محمودی، سرتیپ پسر خالد بیک با یکصد و هشتاد نفر سوار طایفه حنانلو از ارض روم، شکور آقا با دویست نفر سوار طایفه گراولی از نزدیکی بطلیسوان، همچنین عدهای از طایفه شوکی از منطقه محمودی که تعداد آنها مشخص نبود.(2)وزارت امور خارجه این اسامی را به سفارت عثمانی ارسال و اعتراض خود را نسبت به این اقدام طوایف عثمانی اعلام کرد.(3)
ژاندارمهای مأمور مالیه ساوه به دستور امین مالیه ساوه، تمام مال التجارهای که از طرف قزوین و سایر مناطق به قم میآمد و از حوزه حکومتی ساوه عبور میکرد در پشت دروازه قم توقیف میکردند، امروز نیز ژاندارمها مقداری برنج متعلق به تجار قمی را که وارد قم شده بود به دستور امین مالیه ساوه توقیف نمودند.(4)
تجار بارفروش که از اقدامات حکمران و پیشکار مالیه آن شهر ناراضی بودند در تلگراف خانه بارفروش متحصن شدند.
آنان امشب با شیخ العراقینزاده، نصیر السلطنه و نظام الدوله نمایندگان مازندران در مجلس شورای ملی، مخابرات حضوری داشتند. (5)
امروز ساعت 30، 10 دقیقه صبح، سرپرسی لورن وزیرمختار جدید انگلیس به حضور قوام السلطنه رئیس الوزراء رسید و پس از مراسم معرفی، به وزارت امور خارجه رفت. (6)
استخراج و شمارش آرای انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی در همدان به پایان رسید و حاجی میرزا عبد الوهاب و شاهزاده سالار لشکر به ترتیب با دوازده هزار و سیصد و نود و چهار رأی و شش هزار و هفتصد و هفتاد و چهار رأی حائز اکثریت آرای و مقام نمایندگی مجلس شورای ملی شدند. (7)
کنسولگری شوروی در استرآباد با انتشار اعلانی از همه اتباع روسی خواست از بیستم دسامبر تا پانزده روز با مراجعه به کنسولگری اسامی خود را ثبت نمایند(8)و چنانچه بدون عذر موجه در مدت زمان تعیین شده نسبت به ثبت اسامی خود اقدام ننمایند دیگر به درخواست آنان ترتیب اثر داده نخواهد
1) تلگراف کارگزاری بوشهر به وزارت خارجه، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 193.
2) تلگراف کارگزاری آذربایجان به وزارت خارجه، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339، ک 45، پ 10، ص 51.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 45، پ 10، ص 51، حاشیه سند)
4) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2.
5) همان، 1/ 10/ 1300، ص 2.
6) . همان، 29/ 9/ 1300، ص 2.
7) همان، 3/ 10/ 1300، ص 1.
8) ترتیب معرفی بدین قرار بود که افراد میبایست دارای تذکره باشند یا دو نفر معرف و شاهد داشته باشند (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 2، ص 5).
شد.(1)
شرحی از کمیته بین المللی صلیب سرخ ژنو برای تشویق ایران به تشکیل انجمنهای صلیب سرخ به وزارت امور خارجه رسید. در این مشروح آمده است، ممالکی که دارای مجامع صلیب سرخ نباشند خیلی کم و از تعداد آنها روزبه روز کاسته میشود. بعلاوه صلیب سرخ دامنه فعالیتهای خود را توسعه داده و مانند بدو تأسیس، کارش منحصر به استمداد مجروحین نبوده بلکه برای جلوگیری از امراض مسری و مشکلات عمومی نیز اقدام مینماید. کمیته بین المللی صلیب سرخ ابراز امیدواری کرد دولت ایران که قرارداد ژنو را از 5 دسامبر 1874 م، امضا نموده، در آیندهای نزدیک، یک مجمع صلیب سرخ تأسیس نماید. (3)
1) تلگراف از استرآباد به ریاست وزرا، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 49، پ 2، ص 5.
2) اولین کنفرانس بین المللی در سال 1864 به پیشنهاد ناپلئون سوم امپراطور فرانسه در ژنو تشکیل شد و دولتهای شرکتکننده در این کنفرانس تصمیم گرفتند که هیئت هایی به نام صلیب سرخ در کشورهای خود تشکیل دهند تا کمکهای انساندوستانه و امدادرسانی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ را به آسیبدیدگان برسانند و کشورهای عضو صلیب سرخ جهانی به دلیل اینکه سوئیس بانی و مؤسس چنین نهاد انساندوستانه و امدادرسانی بود برای احترام و قدردانی از این کشور با اقتباس از پرچم آن- که صلیب سفید در متن سرخرنگ قرار دارد- پیشنهاد نمودند که صلیب سرخ در متن سفید، پرچم این نهاد بین المللی باشد. هرچند ایران ده سال بعد یعنی در سال 1874 میلادی عضو این نهاد بین المللی شد. اما تا سال 1906 هیچ نوع حساسیتی نسبت به پرچم آن نشان نداد. در این سال برخی از دولتها از جمله ایران، ضمن ابراز همراهی با اجرای مفاد قرارداد صلیب سرخ جهانیف بر لزوم استفاده از نشان ملی خود تأکید گذاردند. اما کشورهای اروپایی با این موضوع موافق نبودند. در این کنفرانس عبد الصمد خان ممتاز السلطنه سفیر ایران در پاریس طی نطقی اظهار داشت با اینکه صلیب مذهبی مورد احترام آئین اسلام است و نباید ذرهای بیاحترامی نسبت به صلیب عیسی نمود اما به دلیل پارهای ملاحظات تاریخی و از آنجایی که سابقا صلیب علامت جنگ و جهاد با ممالک اسلامی بوده شاید اثر سوئی در بین مسلمانان داشته باشد و اینان پذیرای خدمات تحت پرچم صلیب سرخ نشوند. بنابراین درخواست کرد که اجازه داده شود کشورها علامت ملی خود را داشته باشند. بالاخره با تلاشهای ممتاز السلطنه، شیر و خورشید سرخ، رسما مجری و نهاد ایرانی مورد تأیید صلیب سرخ برای امدادرسانی و کمکهای انساندوستانه قرار گرفت. اما دولتین بزرگ از این امر خشنود نبودند؛ در کنفرانس صحّی بین المللی پاریس به سال 1907 م، دولتین روس، انگلیس و آلمان با ایجاد مریض خانه دولتی و مریض خانه دولتی و قرنطینههای مورد تأیید نهاد بین المللی صحی در نواحی مرزی و بنادر ایران تحت بیرق ایران مخالفت کرده و هنگامی که دولت سعی کرد در جزیره هرمز مریض خانهای تحت بیرق خود با مستحفظین ایرانی برپا کنند دولت انگلیس با آن مخالفت نمود. (مجله شیر و خورشید سرخ ایران، س 1304، شم 1، ص 9 و 10؛ حبل المتین، س 1324 ق، شم 8، ص 16؛ اسناد وزارت امور خارجه، س 1325 ق، ک 22، پ 3).
3) مراسله کمیته بین المللی صلیب سرخ به وزیر خارجه، 29/ 9/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 300، ک 32، پ 9، ص 66.
پنجشنبه 30 آذر 1300/ 22 دسامبر 1921/ 22 ربیع الثانی 1340
پس از وزش بادهای خشک و شدید در همدان بیماری «مشمشه» در همدان بروز نموده بود که با تلاش مجلس حفظ الصحه دولتی در آنجا از گسترش آن بیماری جلوگیری شد و تلفات زیادی در پی نداشت. (1)
[تصویر] معالجه بیماران در مریض خانههای آن دوران
1) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2.
جمعه 1 دی 1300/ 23 دسامبر 1921/ 23 ربیع الثانی 1340
رؤسا و سرکردگان ایل عبد الملکی و کرد و ترک و افغان به جهت اقدام رئیس خالصجات ساری، در ضبط املاکی که از یکصد و پنجاه سال پیش در تصرف آنها بود، در تلگراف خانه ساری متحصن شدند. (1)
نایبرئیس کمپانی «رولن» آمریکا آمادگی این شرکت را جهت کمک به ایران در زمینه احداث راهآهن، بنادر و عملیات شهرسازی به دولت ایران اعلام کرد. وی آمادگی کمپانی متبوع خود را به گزارش مثبت میلسپو (2)
از سال 1912 به عنوان استاد علوم سیاسی در کالج «ویت من» واشنگتن و از سال 1917 در سمت دانشیار علوم سیاسی دانشگاه «جان هاپکینز» به کار پرداخت. در اواخر سال 1918 در وزارت خارجه آمریکا استخدام شد و به عنوان مشاور درجه چهارم در امور اقتصادی نفت مشغول به کار گردید و در همین سمت بود که برای بار اول در سال 1922 به استخدام دولت ایران درآمد.
دکتر میلسپو روز 9 سپتامبر 1921 با «ماریهلن مک کانل» ازدواج کرده بود و موقعی که در مأموریت اولش در ایران به سر میبرد از او صاحب پسری شد که او را «آبوت»)Abbott( نامید ولی به علت اینکه تولد او در شمیران صورت گرفت، میلسپو پسرش را به نام تجریش میخواند.
میلسپو اندکی پس از پایان دوره نخست خدمت خود در ایران در سال 1927 م، از طرف وزارت امور خارجه آمریکا به سمت مشاور کل امور مالی هائیتی منصوب شد. فعالیت وی در هائیتی سه سال ادامه یافت. وی پس از پایان سال 1929 م، به آمریکا و فعالیتهای دانشگاهی بازگشت و در سال 1930 به تدریس در دانشگاه و همکاری با مؤسسه پژوهشی طرحهای علوم اجتماعی واشنگتن پرداخت تا آنکه دوباره در فاصله سالهای 1943 تا 1945 به ایران آمد و ریاست کل دارایی ایران را به عهده گرفت و همانطور که اشاره شد درباره مأموریت ثانوی خود در ایران، کتاب آمریکاییها در ایران را نوشت و پس از بازگشت از ایران دوباره به همان شغل سابق در دانشگاه بروکلین مشغول کار شد.
میلسپو در سال 1949 م، بازنشسته شد و در پنج سال آخر زندگی رئیس شورای نویسندگان (سردبیری) روزنامه «کالامازوگازت» را به عهده داشت.
دکتر میلسپو سرانجام پس از 72 سال زندگی عصر روز 24 سپتامبر 1955 به علت سکته قلبی درگذشت اما تا صبح روز بعد کسی از مرگ او مطلع نشد، زیرا میلسپو به تن هایی زندگی میکرد و پسرش در آن زمان در شهر نیویورک زندگی میکرد. همسایگان میلسپو به دلیل پخش صدای رادیو اتاق او به صورت متوالی در طول شب، کنجکاو شده و در صدد کشف علت این موضوع برآمدند که با جسد بیجان میلسپو سردبیر روزنامه شهرشان روبرو شدند. جنازه دکتر میلسپو در شهر زادگاهش (آگوستا) در ایالت میشیگان به خاک سپرده شد. (مأموریت آمریکاییها در ایران، ص 20 تا 22).
از وضعیت اقتصادی ایران منوط کرده بود. (3)در اثر بروز بیماری تیفوئید در امینآباد ساوجبلاغ چهار نفر در چهار روز گذشته به کام مرگ کشیده شدند. همچنین در نتیجه شیوع بیماری تبنوبه، در «فشافویه» هم تعدادی تلف شدند.
شیوع این دو بیماری مشکلات زیادی برای اهالی آن مناطق به وجود آورده بود. (4)
1) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 473 * تلفات تیفوئید در امینآباد و تبنوبه در فشافویه .....
2) آرتور چستر میلسپو)Aurthur Chester Millspaugh( روز اول مارس 1883 م، در مزرعهای واقع در 5 مایلی شهر «آگوستا»)Augusta( در ایالت میشیگان متولد شد. دوره دبیرستان را در شهر «آگوستا» در سال 1902 به پایان رساند. در سال 1908 درجه لیسانس از کالج «آلیبون»، در سال 1910 درجه فوقلیسانس از دانشگاه ایلی نویز و بالاخره در سال 1912 درجه دکترای خود را در رشته «اقتصاد» از دانشگاه معروف «جان هاپکینز» دریافت داشت. بعدا در سال 1939 یک درجه دکترای افتخاری حقوق نیز از طرف دانشگاه ایلی نویز به او اعطا شد.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2.
4) روزنامه ایران، 1/ 10/ 1300، ص 2.
شنبه 2 دی 1300/ 24 دسامبر 1921/ 24 ربیع الثانی 1340
ممتاز الدوله رئیس هیئت اعزامی فوق العاده ایران به قفقاز در تفلیس با «نریمان نریماناف (1)» رئیسجمهوری آذربایجان که برای شرکت در کنفرانسی به تفلیس سفر کرده بود، ملاقات کرد.
در حاشیه این دیدار ممتاز الدوله در خصوص قالیها و سایر مال التجارههای بازرگانان ایرانی که در باکو توقیف شده و حکومت آذربایجان قصد داشت آنها را به فروش برساند مذاکره نمود.
نریماناف قول داد که پس از ورود به باکو در این زمینه دستورات لازم داده شود. نریماناف نیز در این ملاقات به تجاوز شاهسونها به حدود لنکران اعتراض نمود. (2)
بنا به درخواست قوام السلطنه رئیس الوزراء و مشار السلطنه وزیر امور خارجه، از سوی احمد شاه یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه دوم به مؤید الممالک، نایب الحکومه سابق همدان اعطا شد. (3)
بانک «مورگان» آمریکا از صدور اسناد ده میلیون دلار قرضه به ایران خودداری کرد.(4)
معلمین و مدیران مدارس به دلیل تعویق در پرداخت حقوقشان دست از کار کشیدند و کلیه مدارس شهر تهران تعطیل گردید. (5)
حکمران گیلان به همراه فرمانده کل اردوی گیلان و چند نفر از صاحب منصبان ارشد و دو نفر از آقایان علما و رؤسای دوایر دولتی به اداره نظمیه رفته و از بخشهای مختلف آنجا بازدید نمودند.
نظم قسمتهای مختلف نظمیه که مدتی مدیر الملک ریاست آن را عهدهدار بود، توجه فرمانده کل اردوی گیلان و سایرین را جلب کرد.(6)
1) در ساعت 2 بعد از نیمهشب 28 آوریل 1920 م، «کمیته موقت انقلاب آذربایجان» به ریاست نریمان نریماناف تشکیل شد و نام «جمهوری آذربایجان» را که مساواتیان بر این سرزمین نهاده بودند، اخذ نمود و سرزمین مزبور را «جمهوری مستقل شوروی سوسیالیستی آذربایجان خواند و در همان زمان شورای کمیسرهای خلق جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان تأسیس شد و نریمان نریماناف ریاست شورای کمیسرها و کمیساریای امور خارجه را نیز بر عهده گرفت. از اهداف جمهوری نوبنیاد، تحکیم جمهوری، انهدام مساواتیان و تأمین امنیت در برابر هجوم بیگانگان و مخالفان بود، ولی اعضای کمیته موقت انقلاب دریافتند که دولت جدید تنها با تکیه بر نیروی خویش نمیتواند از عهده تأمین خواست هایشان برآید. از اینرو، کمیته پس از تشکیل دولت بیدرنگ با دولت روسیه شوروی اعلام همبستگی کرد و ضمن مخابره تلگرامی برای لنین مخالفت خود را با دشمنان روسیه شوروی ابراز نمود و برای مقابله با هجوم مشترک نیروهای خارجی و گروههای دشمن داخلی درخواست کمک نظامی کرد. با رسیدن نیروهای کمکی روسیه شوروی به باکو حکومت جدید تثبیت گردید و لنین در 29 آوریل پیروزی دولت شوروی را در باکو اعلام نمود. (دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 1، ص 243).
2) تلگراف ممتاز الدوله به وزارت خارجه، 2/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 5، ص 6.
3) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 19، ص 55.
4) . اسناد وزارت خارجه، س 1300، پ 2.
5) روزنامه ایران، 6/ 10/ 1300، ص 2؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس ص 101
6) روزنامه ایران، 14/ 1/ 1300، ص 3.
یکشنبه 3 دی 1300/ 25 دسامبر 1921/ 25 ربیع الثانی 1340
به دستور میرپنجه «حسین آقا خزائی» پس از نبش قبر کلنل محمد تقی پسیان در شامگاه، جنازه وی به قبرستان سراب منتقل و دفن شد.(1)
«مفتح الملک» از بغداد به وزارت امور خارجه اطلاع داد: «آقا پطرس» (2)
گرفتاری آسوریان در اوان جنگ بین الملل اول شدت گرفت. آسوریان ساکن عثمانی که پس از قتل عام ارمنیان به دست ترکان عثمانی هیچ اعتمادی به آن دولت نداشتند، با روسهای تزاری متحد شده و با عثمانیان به جنگ برخاستند. هنگامی که روسها ارومیه را تصرف کردند و در خاک عثمانی پیش رفتند، آسوریان کردستان با امید فراوان به آنان پیوستند. از آنسو، قبایل کرد که از جانب عثمانی تقویت میشدند به آنان حمله آوردند. آسوریان پس از کوشش و پایداری بسیاری مجبور به عقبنشینی شدند و ده ها هزار تن از آنان سرزمین خود را رها کرده، به شهرهای خوی، سلماس و ارومیه روی آوردند. اما در این زمان غرب و شمال ایران عملا میدان جنگ بود و آسوریان در پناه روسها قرار گرفتند.
پس از انقلاب روسیه، ارتش تزاری از هم پاشیده شد، اما هنوز چند تن از افسران روسی به سازماندهی و تعلیم نیروهای آسوری ادامه میدادند.
آسوریان به ناچار تحت حمایت انگلستان قرار گرفتند، ولی توان مقاومت در برابر نیروهای متحد ترک و کرد را نداشتند و در سال 1336 ق/ 1918 م در ارومیه محاصره شدند و حدود 000/ 10 تا 000/ 15 تن از آنان به قتل رسیدند، ولی سرانجام حدود هفتاد هزار تن از آنها حلقه محاصره را شکسته و از ارومیه به بیرون گریختند. عدهایی از وبا و مصائب دیگر هلاک شدند، گروهی در شهرهای غربی سکونت گزیدند ولی اکثر آنها به دعوت انگلیسیان به بین النهرین رفتند و در اردوگاه هایی که در «بعقوبه»، نزدیک بغداد برای آنان ساخته شده بود، اقامت یافتند. اما از حدود 50 هزار آسوری که در «بعقوبه» ساکن شدند. بیماری طاعون بیش از 10 هزار تن را هلاک کرد.
پس از آن میان آسوریان ساکن در عراق دودستگی افتاد: گروهی دنبال فرماندهی نظامی، «مارشال آقاپطرس» را گرفتند و گروهی از رهبری مذهبی پیروی کردند. آسوریان جنگجو با حمایت انگلستان برای تصرف کردستان عراق شروع به اقدام کردند و بعضی نواحی را به تصرف خود درآوردند، ولی به زودی واپس نشستند. خواست آسوریان در حقیقت بازگشت به سرزمینی که خود آن را سرزمین اجدادی میخواندند و تشکیل دولتی مستقل در آنجا بود. «پطرس» با حمایت انگلیس در کنفرانس لوزان شرکت کرد و خواستار تشکیل کشور مستقلی شد که از حدود موصل تا کردستان ترکیه در شمال و ارومیه در مشرق را دربر میگرفت. «پطرس» از کنفرانس لوزان دستخالی برگشت، ولی جامعه ملل در 1344 ق/ 1925 م، قبول کرد که منطقه شمالی موصل، مسکن آسوریان باشد و در آنجا خودمختاری داشته باشند. آسوریان برای تصرف این سرزمین به نبرد برخاستند که البته بینتیجه ماند. پس از آنکه انگلستان استقلال عراق را پذیرفت، وضعیت آسوریان بسیار سخت شد.
انگلیسیان حمایت آسوریها را رها کردند و دولت مرکزی عراق به سرکوب آنان پرداخت. یک بار در روستای «سمیل» چند هزار تن از مردم بیدفاع آسوری قتل عام شدند. آسوریان در اثر این وقایع مجددا به ایران و مساکن قدیم خود در غرب دریاچه ارومیه کوچ کردند و گروهی نیز به اروپا و آمریکا مهاجرت کردند ولی هسته مرکزی آسوریان هنوز در ایران قرار دارد و آسوریان در ایران در امنیت و آسودگی زندگی میکنند و در مجلس شورای اسلامی نیز نماینده خاص خود را دارند. (تاریخ مختصر احزاب سیاسی، ج 1، ص 279؛ تاریخ آشور، ص 310، 311؛ حقوق پایمالشده آسوریها به دست دولت بریتانیا، ص 87، 108، 128، 129؛ تاریخ ایران، ج 2، ص 692، 963 و 616؛ مایر، ذیل واژه کلیسای آسوری؛ تاریخ کلیسای مسیح، ص 180؛ کرد و کردستان، ص 22 و 23؛ قتل عام آشوریان، ص 8، 139، 16، 25؛)Christians in Persia ,P .10 .
از یک هفته پیش برای ملاقات با پاپ به رم رفته است.مفتح الملک بعد از اعلام این خبر تصریح کرد هدف آقا پطرس از سفر به رم اینست که بتواند پاپ را متقاعد نماید، حمایت جهان مسیحیت را از استقلال آشوریها جلب نماید. (3)
حکومت مرکزی «هودان»(4)ورود همه افراد به غیر از حاملین غله و مکاریان را، بدون دریافت تذکره و تأیید کنسولگری روسیه در مشهد ممنوع نمود و اعلام کرد کسانی که این قانون را رعایت نکنند به شدت مجازات خواهند شد.(5)
یک شرکت تلمبهسازی آمریکائی به نام گولد)Gauld( از سفارت ایران در واشنگتن خواست اسامی بعضی شرکتهای ایرانی در اختیار آنان قرار داده شود تا بتوانند با آنان باب مراوده و معامله را باز نمایند.(6)
پس از فوت سردار ارشد که مدتی ریاست اردوی نیروهای قراجهداغی را بر عهده داشت از سوی دولت، ریاست اردو به برادرش سردار عشایر واگذار گردید و بنا به پیشنهاد والی آذربایجان، و به پاس خدمات سردار ارشد، لقب امیرارشد که لقب سابق سردار ارشد بود به پسر وی نصرت اللّه خان اعطا گردید. (7)
امروز اعتلاء الملک وزیرمختار دولت ایران در افغانستان به کابل وارد شد و از طرف دولت آن کشور از وی پذیرایی به عمل آمد. (8)
سید حسین خان که از طرف کلنل علی خان برای بازگرداندن ژاندارم هایی که در هنگام هجوم اکراد، به سوی عشقآباد، متواری شده و مأمورین محلی روس نیز آنان را توقیف نموده بودند به روسیه سفر کرده بود، موفق شد سی و هشت ژاندارم و دو صاحب منصب را از مأمورین محلی روس تحویل بگیرد.
ولی مأمورین استرداد اسلحه و دیگر وسایل ژاندارمها را به صدور حکم از سوی وزیرمختار روسیه در تهران منوط کرده و گفتند تا سفیر از تهران حکمی ندهد و گیرنده را معرفی نکند، اسلحه و دیگر وسایل ژاندارمها را تحویل نمیدهند، ضمن آنکه ژاندارمهای حامل وجه را نیز که از کلات دستگیر کرده بودند تحویل ندادند. (9)
1) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 187.
2) آسوریان کوهستان با قبایل کرد همسایه بودند و چون داعیه استقلال داشتند، بیشتر اوقات با آنان در جنگ و ستیز بودند. مبلغین بیگانه از اوایل قرن 19 م، درگیریهای میان کردها و آسوریان را گزارش کردهاند، کشاکش هایی که در 1257 ق/ 1841 م روی داد به شکست آسوریان انجامید و آنان را مجبور کرد تا به استحکامات پناه ببرند. در 1259 ق/ 1843 م، یک مبلغ انگلیسی وعده کمک به آنان داد و آسوریان با این دلگرمی بر خصومت خود با کردها افزودند و چون وعدههای وی پوچ بود، در نتیجه درگیریها، بسیاری از آسوریان کشته شدند. سرانجام دولت عثمانی ضروری دید که کشمکشهای کردها و آسوریان را متوقف کند، لیکن کوشش عثمانیها نیزسودی نداشت و مخاصمه ادامه یافت.
3) تلگراف مفتح المک از بغداد به وزارت خارجه، 3/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 39، پ 7، ص 35.
4) هودان: منطقهای مرزی در روسیه آن زمان که اکنون جزئی از کشور جمهوری ترکمنستان میباشد.
5) گزارش از باجگیران به وزارت داخله، 2/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 62، پ 12، ص 7.
6) نامه سفارت ایران در واشنگتن به وزارت خارجه، 3/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2، ص 161.
7) روزنامه ایران، 3/ 10/ 1300، ص 1.
8) روزنامه ایران، 4/ 10/ 1300، ص 3.
9) تلگراف حسین خزاعی به وزیر جنگ، 3/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 1/ 15، پ 17، ص 56.
دوشنبه 4 دی 1300/ 26 دسامبر 1921/ 26 ربیع الثانی 1340
رضا خان با صدور اعلانی(1)از کلیه برپاکنندگان نمایش خواست که برای وی بلیط تماشای نمایش، نفرستند، چرا که وی نه فرصت تماشای آن را دارد و نه حقوقش کفاف (2)
«به نوشته تریبون دوناسیون در لندن راجع به دارایی رضا خان که در بانک انگلیس توقیف شده است، نیز گفتگو بود، انگلیسیها موافقت کردند که مخفیانه قسمتی از این دارایی از توقیف خارج شود و در عوض امتیاز بانک شاهنشاهی در ایران تجدید گردد. زیرا برای شرکت نفت ایران و انگلیس مشکل است [که] بدون وجود یک بانک انگلیسی که از وی حمایت کند به کار خود ادامه دهد. از طرف دیگر انگلیسیها موافقند که به شاه کمک کنند تا به وسیله ثروتش بتواند دوباره رژیم گذشته را برقرار کند و برای این کار کردن دارایی پدرش به او بهترین وسیله است. به همین منظور است که شاه باید به سوئیس مسافرت کند (زیرا مقداری از آن ثروت «پدری» در سوئیس میباشد) اینهاست علت مسافرت اعلیحضرت به اروپا ...»
اما شمس پهلوی فرزند رضا شاه در اینباره چنین اظهارنظر نموده است:
الف) سخنان رضا شاه خطاب به دکتر محمد سجادی: «دکتر من یقین دارم وقتی پا را از مملکت به خارج نهادم، همهجا خواهند گفت و خواهند نوشت که در بانکهای خارج نیز وجوه بیشماری داشتهام و این پولها را برای چنین روزی ذخیره کرده بودم، ولی اینطور نیست من به جرأت میگویم نه در بانکهای خارج و نه در بانکهای داخله- جز بانک ملی- وجهی ندارم.»
ب) اظهارات شمس پهلوی دختر رضا شاه:
«آن روزها رادیوهای خارجی درباره پول ایشان [رضا شاه] در بانکهای بیگانه گفتگو میکردند و رادیو تهران اطلاع میداد که در مجلس گفتگو از جواهرات سلطنتی در میان است. اعلیحضرت فقید [رضا شاه] پس از اطلاع از این خبرها، خنده تلخی نموده، فرمودند: «من فقط سه لیره و کسری در بانک سوئیس دارم و آن هم باقیمانده پولی است که برای خرج تحصیل ولیعهد در بانک سوئیس گذارده بودم.»
برای آنکه به درستی و نادرستی این اظهارات پی ببریم به خاطرات مستند و معتبر ارتشبد حسین فردوست اشاره میکنیم:
در زمان خروج رضا خان از کشور در شهریور 1320 ش، در اصفهان ابراهیم قوام به رضا خان میگوید: شما که ایران را ترک میکنید، تکلیف مایملکتان چه میشود؟ لازم است که تکلیف آنها را روشن کنید، رضا خان با قوام صحبت هایی میکند و میگوید که بنویسید. محضرداری را خبر میکنند و رضا خان دیکته میکند که آنچه دارم، اعم از منقول و غیرمنقول را به ولیعهد واگذار میکنم. قوام هم تصحیحاتی انجام میدهد و رضا امضا میکند. سپس رضا خان به سمت کرمان حرکت میکند و قوام الملک به سوی تهران، قوام نامه را به فروغی داد و او هم در روزهای بعد در مجلس قرائت کرد.
رضا خان در طول سلطنتش تمام املاک مرغوب شمال را به زور سرنیزه به نام خود کرد. البته گاهی هم پول مختصری به عنوان بهای آن میداد. املاک را به منطقههای مختلف تقسیم کرد و در هرمنطقه یک افسر گمارد و کل املاک او را سرلشکر کریم آقا خان بوذرجمهری اداره میکرد. در سال 1319 ش، یک سال قبل از رفتن رضا خان از ایران، صورتحساب عایدی خالص سالیانه املاک پهلوی 62 میلیون تومان بود که همه اینها را به محمد رضا منتقل کرد و سایر اولاد او بینصیب ماندند. بعدها آنها به رضا خان شکایت کردند و او نیز به محمد رضا نوشت که کاخهای فرزندان را به آنها انتقال دهد و علاوه بر آن به هرکدام یک میلیون تومان بپردازد که سریعا انجام شد ... اگر میخواستید رضا خان خوشحال شود، درجه بدهد، مقام بدهد و یا پیشنهادی را تصویب کند، بهتر بود قبل از شروع نام چند ملک را با مشخصات و قیمت آن مطرح میکردید و مطمئن بودید که کارتان انجام میشد ... رادیو بیبیسی در آن هنگام، سه روز متوالی درباره املاک رضا خان صحبت میکرد و میگفت که بزرگترین خدمتی که رضا خان به مملکتش کرده غصب کلیه اموال مردم شمال است! حال این سؤال مطرح میشود چگونه کسی که پول تهیه بلیط [اگرچه این هم یک ادعای خلاف واقع و اغراقآمیز بوده] تماشای یک نمایش را نداشته است چگونه این ثروت را بدست آورده بود؟ (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص 112 و 111؛ گذشته چراغ راه آینده است، ص 464- 463؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 8، ص 96- 87 و 443 و 442).
خرید بلیط را میدهد (3).به قوای «سالار ظفر»(4)مقیم قزوین دستور داده شد، فورا به طرف زنجان حرکت کرده، به اردوی دولتی ملحق شوند.(5)
به دنبال شکایتهای متعددی که همهروزه از سوی قراسورانهای خط شمال و جنوب از نداشتن فشنگ به ایالت فارس میرسید، نصرت السلطنه والی ایالت فارس، امروز در تلگرافی (6)به وزارت داخله با اشاره به اهمیت قراسورانی این دو نقطه و این نکته که چنانچه تفنگچیان فشنگ نداشته باشند، حفاظت از راهها را بر عهده نخواهند گرفت، از وزارت داخله درخواست نمود، با مذاکره با وزارت جنگ در این خصوص ترتیبی داده شود از سوی اداره قشونی فارس مقداری فشنگ در اختیار قراسورانها گذاشته شود.(7)
امروز دویست نفر ژاندارم به فرماندهی سلطان عبد العلی خان وارد منجیل شدند.(8)
گزارشهای ارسالی از اغلب شهرها حاکی از شدت یافتن بیماری آبله در کشور بود. با توجه به آنکه، واکسن آبله در تهران وجود نداشت، با پیگیری امیر اعلم سردار و مجلس حفظ الصحه دولتی تا اندازهای لوازم مورد نیاز فعالیت انستیتو پاستور فراهم شد و دکتر منار رئیس انستیتو پاستور مشغول تهیه واکسن آبله و بعضی سرمهای دیگر شدند. با وجودی که همهساله معمولا در دیماه آبلهکوبی متوقف میگردید اما امسال از طرف مجلس حفظ الصحه تأکید شد در شهرها و روستاها آبلهکوبی ادامه یابد تا از شیوع این بیماری جلوگیری شود. (9)
[تصویر] رضا خان وزیر جنگ
1) متن کامل اعلان رضا خان بدین شرح است: «از تمام اشخاصی که، در صدد دادن نمایش برمیآیند، عموما خواهشمندم که برای اینجانب بعد از این بلیط نفرستند، زیرا علاوه بر آنکه مجال ورود در نمایشها را ندارم، حقوق اداری من نیز کفاف قیمت بلیط و تأدیه آنها را نخواهد کرد و در موقع لازمه برای خدمت معارف هرچه را لازم بدانم مستقیما اقدام خواهم نمود. وزیر جنگ- رضا».
2) به هنگام مسافرت محمد رضا پهلوی در تیرماه 1327 ش، به انگلیس، خبر زیر درباره سرنوشت دارایی رضا خان در جراید آن زمان منتشر گردید:
3) روزنامه ایران، 4/ 10/ 1300، ص 1.
4) منظور خالو قربان بود که از مدتی پیش لقب سالار ظفر به وی اعطا شده بود.
5) روزنامه اتحاد، 4/ 10/ 1300، ص 3.
6) نصرت السلطنه در تلگراف خود به این نکته اشاره کرده بود که تا زمانی که مسئولیت راه ها برعهده قشون جنوب بود هرماه مقداری فشنگ در اختیار قراسورانها میگذاشتند. (اسناد ملی ایران، شم ت 290004275).
7) تلگراف نصرت السلطنه از شیراز به وزارت داخله، 4/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران شم ت 290004275.
8) روزنامه ایران، 7/ 10/ 1300، ص 2.
9) همان، 4/ 10/ 1300، ص 3.
اردوی قزاق با تجهیزات و مهمات زیادی از عباسآباد به فرماندهی یاور نصر اللّه خان به سوی تهران حرکت کردند. (1)
1) همان، 7/ 10/ 1300، ص 2.
سهشنبه 5 دی 1300/ 27 دسامبر 1921/ 27 ربیع الثانی 1340
امروز ششصد ژاندارم اعزامی از سقز به ساوجبلاغ (1)
این شهرستان جزو استان چهارم (آذربایجان غربی فعلی) و با مرکزیت (ارومیه- رضائیه) بود بخشهای تابعه آن شامل: بوکان، سردشت، بانه، سقز، شاهیندژ و تکاب بود. این شهرستان از طرف شمال به دریاچه ارومیه (رضائیه) و دهستانهای شهرستان نقده، از جنوب به بانه، از شرق به شاهیندژ و میاندوآب و از غرب به مرز ایران و عراق محدود و دارای آب و هوای متغیر است، بدینترتیب که قسمتهای کوهستانی آن سردسیر و ییلاق است و قسمت جنگلی آن دارای تابستانهای گرم است.
علت تشابه اسمی آن با ساوجبلاغ (هشتگرد) استان تهران به این جهت است که طایفه افشاریهای ساوجبلاغ تهران در زمان صفویه و بعد از آن در ارومیه و ساوجبلاغ مکری (مهاباد) بهطور ایلی و کوچ زمستانی و تابستانی میزیسته و به دامپروری مشغول بودهاند، تا اینکه آقا محمد خان قاجار برای اینکه تجمع عده زیادی از آنها در یکجا مایه دردسر نشود، تعدادی از آنها را از ارومیه کوچانده و در مغرب تهران برای آنها محل و مرتع معین کرد، و شاید به همین علت نام این منطقه از غرب تهران به نام ساوجبلاغ مشهور و نامگذاری شده است. (روزنامه اطلاعات 16/ 11/ 1314؛ شرح زندگی من، ج 3، ص 506؛ تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان بوکان، ص 185 و 199).
وارد شدند. (2)مهام الملک (3)، کنسول ایران در شهر هرات افغانستان در راه عزیمت به محل مأموریت خود، وارد مشهد گردید. (4)
یک یهودی روسی به نام استرانکن)Stronken( که سالهای طولانی در مشهد دارو خانه داشت، خودکشی کرد.(5)
امروز اعضای کمیسیونی که برای تعیین مقادیر و اوزان معین گردیده بود، تشکیل جلسه دادند و مدتی به بحث و تبادلنظر پرداختند. (6)
قوام السلطنه در تلگرافی که برای حسین علاء مخابره نمود به وی اطلاع داد، سفارت بلژیک امتیاز راهآهن در ایالات آذربایجان، خمسه، گیلان، مازندران، تهران، استرآباد و خراسان را برای یک کمپانی بلژیکی درخواست نموده است. بلژیکیها اعلام کردند قصد دارند راهآهن را از تبریز، اردبیل، استرآباد و مشهد تا سرحدات شرقی امتداد بدهند. بلژیکیها خواهان دریافت امتیاز معادن در حومه راههای مذکور و امتیاز جنگلها در شمال کشور بودند.
متنفذین مجلس با این پیشنهاد موافق بودند ولی هنوز به طور رسمی به مجلس اعلام نشده بود. قوام السلطنه معتقد بود، این احتمال وجود دارد که اعطای این امتیاز به بلژیکیها باعث تشویق کمپانی استاندارد اویل و تسهیل در واگذاری امتیاز نفت شمال شود. (7)
1) ساوجبلاغ مکری که به صورت اختصار به آن ساوجبلاغ گفته میشود نام قبلی شهرستان مهاباد است. نام ساوجبلاغ طبق مصوبه فرهنگستان در مورخه 16/ 11/ 1314 ش، به مهاباد تغییر نام یافت.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 112.
3) میرزا ابو القاسم مهام الملک در سال 1290 ق، متولد شد و در تبریز و اسلامبول درس خواند و در سال 1317 ق، با اشتغال در سفارت اسلامبول، به خدمت وزارت خارجه درآمد. در 1325 ق، به کارگزاری انزلی و در 1332 به کارگزاری کرمان منصوب گشت (رجال وزارت خارجه، ص 130).
4) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 187.
5) همان.
6) روزنامه ایران، 6/ 10/ 1300، ص 2.
7) نفت شمال، ص 53.
چهارشنبه 6 دی 1300/ 28 دسامبر 1921/ 28 ربیع الثانی 1340
از شب گذشته در بازار کهنهچینها و نجارها آتشسوزی رخ داده و با وجود کوشش زیادی که از طرف آژانها برای خاموش نمودن آتش صورت گرفت، چند مغازه طعمه آتش شد. بالاخره با تلاش زیاد در نزدیکی اذان صبح امروز آتش خاموش شد. (1)
امروز دوازدهمین جلسه عمومی شرکت نفت ایران و انگلیس در ساختمان این شرکت در «وینچستر» منعقد گردید و «سرچارلز گرتیوی» که سمت ریاست این جلسه را بر عهده داشت به ایراد سخنرانی پرداخت و گزارشی از عملکرد سال گذشته و اقدامات آتیه آن شرکت ارائه کرد.(2)
امروز خراسانیهای مقیم تهران پیکر نماینده خود، در مجلس شورای ملی را تشییع و در ابن بابویه به خاک سپردند.
شیخ محمد جواد(3)
در سال 1328 ق، از طرف اهالی خراسان به عضویت انجمن بلدی منتخب شد. و در سال 1329 به کمک حیدر خان عمو اوغلی مؤسس تشکیلات حزب دموکرات خراسان شد. در سال 1332 در انتخابات دوره سوم از طرف مشهد به سمت وکالت انتخاب گردید و در دوره چهارم هم با بیش از سی و پنج هزار رأی به وکالت مجلس برگزیده شد. سرانجام شیخ محمد جواد در اثر سکته قلبی درگذشت و در ابن بابویه دفن شد. (روزنامه ایران، 11/ 10/ 1300، ص 1 و 2).
نماینده مردم خراسان دیروز قبل از غروب در اثر عارضه قلبی درگذشت. مجلس ترحیم وی امروز در مسجد سپهسالار برگزار شد. (4)عصر امروز سرپرسی لورن وزیرمختار انگلیس در دربار با قوام السلطنه دیدار و گفتگو کرد. (5)
معلمین و مدیران مدارس دولتی به دلیل تعویق در پرداخت حقوق خود از چهار روز پیش اعتصاب نموده و مدارس نیز تعطیل بودند.
بنابراین، دیروز از سوی رئیس الوزراء مبلغ یک هزار و دویست تومان و امروز نیز دو هزار تومان دیگر به آنان پرداخت شد و مقرر شد بقیه حقوق آنان تا ده روز دیگر پرداخت شود.(6)
همچنین امروز قرار بود که مدارس شروع بهکار نمایند، اما به دلیل عدم حضور دانشآموزان مدارس افتتاح نگردید ولی مقرر شد تمام مدارس دولتی روز شنبه آینده آغاز به کار نمایند. (7)
1) روزنامه اتحاد، 7/ 10/ 1300، ص 1.
2) روزنامه ایران، 1/ 12/ 1300، ص 3 و 4.
3) شیخ محمد جواد پسر حاج عباسقلی تاجر تهرانی بود. جدش افراسیاب خان مهاجر گرجی از اکابر و بزرگزادگان گرجستان و برادر سهراب خان نقدی معروف بود که در نتیجه جنگهای ایران و گرجستان، او و افراسیاب خان به ایران سوق داده شده و در تهران به مناصب بزرگی در عهد قاجار برگزیده و منصوب شدند. عباسقلی خان بنا به دستور پدرش وارد کار تجارت شد. شیخ محمد جواد در سال 1326 ق، که استبداد صغیر پیشآمد در انجمن سعادت که به همت مأمورین ایرانی گمرک و پست و جوانان تربیتشده برای صیانت آزادی در مشهد تشکیل شده بود عضویت یافت.
4) روزنامه ایران، 6/ 10/ 1300، ص 3.
5) همان، ص 1.
6) همان، ص 2.
7) روزنامه ایران، 7/ 10/ 1300، ص 2.
پنجشنبه 7 دی 1300/ 29 دسامبر 1921/ 29 ربیع الثانی 1340
یک کشتی جنگی روسی موسوم به «رتیوا» که دارای سه توپ بزرگ و دو توپ کوچک و دو «پولیمت» بود، امروز به بندر انزلی وارد شد و در کنار کشتی جنگی روسی که از قبل آنجا بود لنگر انداخت. (1)وزارت امور خارجه فورا اعتراض خود را به ورود این کشتی به بندر انزلی به سفارت روسیه اعلام کرد و موضوع را برای پیگیری به سفارت ایران در مسکو نیز اطلاع داد. (2)
کمپانی «پانیر» سازنده موتورهای هواپیما در نامهای به وزارت امور خارجه با ارائه کتابی شامل عکس هایی از موتور هایی با قدرت چهار صد و پنجاه اسب بخار و اظهار اینکه هواپیماهای مذکور برای امور دولتی و تجارتی مناسب هستند، اعلام کرد: این کمپانی سه ماه پس از ارائه سفارش، محصول مورد نظر را آماده تحویل خواهد نمود. (3)
سفارت آمریکا یک نسخه بولتن درباره موضوع امکانات و تسهیلات امور محصلین خارجی در جوامع و دار العلومهای آمریکا که از سوی وزارت معارف آمریکا چاپ و منتشر شده بود، برای وزارت امور خارجه ایران ارسال کرد.
سفارت آمریکا همچنین برای راهنمایی و مساعدت به محصلینی که قصد ادامه تحصیل در آمریکا را داشته باشند، اعلام آمادگی نمود. (4)
به دلیل دیر رسیدن اعتبارنامه وزیرمختار فرانسه، ملاقات وی با احمد شاه به تعویق افتاده بود. وزیرمختار فرانسه امروز پس از رسیدن اعتبارنامهاش، ساعت 11 صبح با تشریفات مرسوم به حضور احمد شاه رسید. (5)
وزیرمختار بلژیک با قوام السلطنه در دربار ملاقات و مذاکره نمود. (6)
بعد از ظهر امروز، وزیرمختار فرانسه پس از ملاقات با رئیس الوزراء در منزل ایشان به وزارت امور خارجه رفت و با وزیر خارجه ملاقات کرد. (7)
1) تلگراف کارگزاری انزلی به وزارت خارجه، 7/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 19، ص 1.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 19، ص 1، حاشیه سند.
3) مراسله کمپانی پانیر به وزارت خارجه، 7/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 3، ص 36.
4) یادداشت سفارت آمریکا به وزارت خارجه 7/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 7، ص 7.
5) روزنامه ایران، 8/ 10/ 1300، ص 2.
6) همان، 5/ 12/ 1300، ص 1.
7) همان، 8/ 10/ 1300، ص 3.
جمعه 8 دی 1300/ 30 دسامبر 1921/ 30 ربیع الثانی 1340
ممتاز الملک رئیس کل بانک ایران با انتشار بیانیهای اعلام کرد، بنا به تصمیم مسئولین دولت از این تاریخ به بعد، بانک استقراضی ایران، بانک ایران نامیده میشود. (1)
از آنجا که، بیماری مسری آبله در سطح شهر تهران مشاهده شده بود، مجلس حفظ الصحه دولتی با انتشار اعلانی از مردم خواست با مراجعه به مراکز آبلهکوبی رایگان که از سوی مجلس حفظ الصحه در محلات مختلف دایر شده کودکان خود را تلقیح نمایند. (2)
امروز پنجاه نفر هندی از روسیه به باجگیران وارد شده و قصد داشتند به سمت مشهد حرکت کنند. بنا به اظهار خودشان آنان در هنگام جنگ بلشویکها و منشویکها برای تجارت به روسیه رفته بودند که بالشویکها آنان را توقیف و داراییشان را نیز ضبط مینمایند. (3)
یک گروه سه نفری انگلیسی از کارکنان کمپانی نفت ایران و انگلیس به بندر لنگه وارد شدند و پس از فراهم نمودن بیست و هفت نفر(4)شتر، وسایل و لوازم خود را که غالبا وسایل معدن شناسی بود، محموله شترها کرده و عازم کوه چنپه واقع در هشت فرسخی بندر لنگه شدند.
از قرار تحقیقات به عمل آمده، در این کوه، معادنی کشف شده بود که گوگرد، «اکسید دوفر»، (5)نیکل و ... جزو مواد با ارزش موجود در آن بود. (6)
[تصویر] ممتاز الملک
1) اعلان رئیس کل بانک ایران، 8/ 10/ 1300، مرکز اسناد ریاستجمهوری، شم ب 473/.
2) روزنامه ایران، 8/ 10/ 1300، ص 2.
3) گزارش از باجگیران به وزارت داخله، 8/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 33، ص 5.
4) واحد شمارش تعداد شتر است.
5) اکسید دوفر همان اکسید آهن)II( با فرمول شیمیاییFe 2 o 3 میباشد. (م).
6) گزارش امین مالیه بندر لنگه به وزارت فواید عامه، 9/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005929.
شنبه 9 دی 1300/ 31 دسامبر 1921/ 1 جمادی الاول 1340
اشاره
[تصویر] نمایی از تردد کشتیهای مسافربری و تجاری در بندر بوشهر
پس از اقدام مجدد مأمورین نظامی سانسور ایران نسبت به بازکردن نامهای که در تاریخ 3 دیماه از شعبه تجارت خانه ونشترک در قزوین به شعبه وشتورک در انزلی ارسال شده بود و بستن و ممهور کردن آن پس از خواندن، وزیرمختار شوروی امروز طی نامهای به وزارت امور خارجه اعتراض مجدد (1)خود را نسبت به این قبیل عملیات سانسور در ایران اعلام کرد و اظهار داشت: این کار به کلی غیرمجاز و برخلاف قوانین بین المللی و روابط دوستانه بین دو دولت است. (2)
خاوین کنسول روسیه در رشت که برای کسب تکلیف از سفارت روسیه در خصوص ممنوعیت حمل برنج به روسیه از سوی دولت ایران، به تهران رفته بود، امروز به انزلی بازگشت.
او قصد داشت دو روز دیگر به مسکو برود. به دلیل ممنوع شدن حمل برنج از ایران به روسیه، این احتمال وجود داشت که روسیه نیز حمل کالا به ایران را ممنوع نماید. (3)
1) پس از اعتراض مجدد وزیرمختار روسیه شوروی، وزارت جنگ دستور داد نوشتجات مربوط به کلیه وزارت خانهها و نوشتجات سفارت روسیه از سانسور معاف شوند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 37، ص 14).
2) نماینده مختار دولت شوروی در ایران به وزیر خارجه، 9/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 37، ص 17.
3) تلگراف کارگزار رشت به وزارت خارجه، 9/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 5، ص 7.
یکشنبه 10 دی 1300/ 1 ژانویه 1922/ 2 جمادی الاول 1340
وزارت امور خارجه در یادداشتی که برای سفارت ایران در لندن و ممتاز الدوله تلگراف نمود به آنان اطلاع داد بنا به گزارشهای رسیده به وزارت امور خارجه، اسماعیل سمیتقو جهت تقاضای کمک از انگلیسیها برای استقلال کردستان شخصی به نام تیمور را نزد مأمور سیاسی انگلیس در موصل اعزام کرده است. همچنین سمیتقو تعهدنامهای نیز، با آشوریها امضا کرده که به موجب آن آشوریها بتوانند در منطقه خود حکومت خودمختاری داشته باشند. ضمنا از موصل هیئتی به ریاست مصطفی پاشا کرد که از صاحب منصبان نظامی قدیمی عثمانی است و زمانی در خوی شهبندر بوده به سلیمانیه آمده تا مقدمات اتحاد با سمیتقو را در کردستان فراهم نماید.
انگلیسیها نیز قصد دارند مقداری اسلحه از یونانیها خریده، از راه بصره برای روسای اکراد بفرستند تا با کمک آنان بر ضد ایران و عثمانی دست به عملیات بزنند. وزارت امور خارجه در پایان این تلگراف از سفیر ایران در انگلیس و ممتاز الدوله خواست برای جلوگیری از عملیات مذکور، اقدامات لازم را به عمل آورند. (1)
یکی از انبارهای شهر مشهد دچار حریق شد. در اثر این آتشسوزی هفتصد خروار پشم متعلق به فردی به نام حاج غلامرضا سبزواری و سیصد خروار پشم متعلق به نمایندگیهای محلی شرکت الیاس سوخت. خسارات این آتشسوزی، حدود چهل هزار تومان برآورد شد. (2)
سه نفر از کارکنان تجارت خارجی روسیه که کنسول روس تسهیلات ورود آنان را از سرحد باجگیران تقاضا کرده بود، حامل نامه و نوشته هایی راجع به انقلاب گیلان و سایر نقاط ایران بودند، ازاینرو توقیف شده، تحت نظر و بازجویی حکومت قوچان قرار گرفتند. (3)
یکی از اتباع روسیه، مظنون به مشارکت در قضیه انقلاب خراسان (4)به تبعید محکوم شده بود. کنسول روس در مشهد از کارگزاری خواستار اطلاع از میزان جرم و مجازات وی شد.(5)
[تصویر] عمارت خسروی (دار الایاله سنندج)
معین الاسلام رئیس عدلیه (6)وارد شهر مشهد شد. (7)
حلول سال نو میلادی در کنسولگری انگلیس جشن گرفته شد. پیش از ظهر امروز حدود شصت نفر از اتباع انگلیسی و وظیفهبگیران از جمله هشت افسر سابق بربری عضو ارتش انگلیس در هند، دستهجمعی برای تبریک سال نو در کنسولگری حضور یافتند تقریبا یکصد نفر از سرشناسان ایرانی و مقامات خارجی نیز بعد از ظهر به کنسولگری رفتند. (8)
1) تلگراف وزارت خارجه به سفارت ایران در لندن و ممتاز الدوله، 10/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 106.
2) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 188.
3) تلگراف کارگزار مشهد به وزارت خارجه، 10/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 34، ص 1.
4) منظور از قضیه انقلاب خراسان وقایع اخیر خراسان و اقدامات کلنل پسیان میباشد. (م).
5) تلگراف کارگزاری مشهد به وزارت خارجه، 10/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 34، ص 1.
6) دادگستری.
7) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 189.
8) همان، ص 188.
[تصویر] کاروان دوست محمد خان معیر الممالک در راه سفر به خراسان
وزارت امور خارجه رسما از سفارت انگلیس تقاضا نمود قرارداد پستی مادرید(1)را اجرا نماید. به خاطر تأخیر در اجرای این قرارداد از سوی انگلیسیها، به سفارت ایران در برن هم تلگراف شد تا اعتراض دولت ایران به اطلاع کمیسیون مجمع اتفاق ملل نیز برسد. (2)
1) انگلیسیها در بنادر جنوب ایران شش دفتر پستی برای مبادلات پستی با هندوستان و همچنین چند دفتر پستی در خوزستان برای مبادلات پستی با بین النهرین تأسیس کرده بودند. وجود دفاتر پستی خارجی در آن نقاط مانعی بر سر راه عملیات پستی ایران و موجب خسارات زیاد به پست ایران و ناقض حقوق دولت ایران بود تا اینکه در کنگره اتحاد پستی بین المللی که در سال 1920 م، در مادرید تشکیل شد و دولت ایران هم در آن نمایندهای داشت، مقرر گردید انگلیسیها دفاتر پستی در جنوب ایران را جمعآوری نمایند. راجع به دفاتر پستی خوزستان نیز، دولت چه در تهران و چه در لندن و چه در بغداد بارها اعتراض کرده ولی از سوی انگلیسیها هیچ اقدامی صورت نگرفته بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 10 و 11).
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 1، ص 10.
دوشنبه 11 دی 1300/ 2 ژانویه 1922/ 3 جمادی الاول 1340
«گودوین»)Good win( رئیس بانک شاهنشاهی (1)
روسیه تزاری که با این امتیازنامه مخالف بود از اعتراض شاهزادگان و روحانیون و مردم به این امتیاز حمایت کرد و در نتیجه شاه در سال 1873 م ناچار به لغو آن شد. اما بعد از کوششها و پیگیری زیاد نماینده رویتر و وزیرمختار بریتانیا در ایران امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی به جای پیشین که لغو شده بود، اعطا شد.
دولت بریتانیا با فرمان سلطنتی، در بانک شراکت سی ساله کرد که موفقیت مهمی برای بانک تلقی میشد. بانک شاهنشاهی برای اطمینان از سودآوری، شعب خود را در مراکز صرافی ایران تأسیس کرد و هیچگاه بیش از 25 شعبه نداشت. شعب آن در شهرهای تبریز، رشت، همدان، کرمانشاه، مشهد، سلطان آباد (اراک)، قزوین، اصفهان، یزد، کرمان، بروجرد، شیراز، بوشهر، اهواز و محمره (خرمشهر) دایر بود و در خارج از کشور در شهرهای بمبئی، بغداد و بصره شعبی داشت. شعبه سیستان این بانک به اصرار دولت هند تأسیس شد تا دولت روسیه نتواند در آنجا بانک تأسیس کند.
بانک که وظایف بانک مرکزی را در ایران به عهده داشت به تدریج مؤسسهای معتبر شده و به صورت مرکز امور مالی کشور درآمد. با افزایش قدرت و سابقه بانک، پرداخت وام به صورت حربهای برای مداخله در امور سیاسی درآمد. پس از اقتدار یافتن رضا خان، برای بهبود اوضاع مالی ایران، به دعوت دولت، دکتر «میلسپو»)Millspaugh( آمریکایی به ایران آمد. بین بانک شاهنشاهی و میلسپو در شروع مأموریت او تفاهم بود، به خصوص که میلسپو، کلیه درآمد دولت را در بانک شاهنشاهی جمع کرد و بانک نیز با وجود ترقی نرخ بهره در ایران خودداری کرد. به تدریج مناسبات بانک و میلسپو رو به سردی نهاد. با تأسیس بانک ملی در سال 1309 ش، دامنه فعالیت بانک شاهنشاهی محدود شد.
در همین سال، دولت امتیاز انحصاری نشر اسکناس را که متعلق به بانک شاهنشاهی بود به مبلغ دویست هزار لیره، خریداری کرد و در اختیار بانک ملی نهاد. همچنین بخش عمدهای از سپردههای بنک شاهنشاهی به بانک ملی منتقل شد و با وجود این محدودیتها بانک شاهنشاهی همچنان سودآور بود و مانند سالهای اول تأسیس به صاحب ان سهام 8% سود میپرداخت.
در سال 1327 ش امتیاز شصت ساله بانک به پایان رسید. از آن پس با نام بانک ایران و انگلیس در خاورمیانه به فعالیت پرداخت. (عصر بیخبری، ص 119- 114 و 182 و 190- 193؛ ایران و قضیه ایران، ج 1، ص 234 و 615؛ نقش انگلیس در ایران، ص 160- 161؛ استیلای امپریالیسم بر ایران و ...، ص 30؛ تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران، ص 38- 39).
قزوین که بهطور همزمان جانشین کنسول انگلیس در قزوین بود به دلیل آنکه رسیدگی به وظایفش در این دو مسئولیت مانع از انجام مطلوب امور کنسولگری شده بود. از امروز مسئولیت او در کنسولگری به «لیوتنان گریوز»)Graves( واگذار شد. (2)[تصویر] عمارت قدیمی بانک شاهنشاهی
1) بانک شاهنشاهی اولین بانک دولتی ایران است که به نشر اسکناس پرداخت. به موجب امتیازنامه 1307 ق، تأسیس و اداره آن به مدت شصت سال به «بارون جولیوس رویتر»)Baron Julius Reuter( یهودی آلمانی تباری که تابعیت انگلیس و دین مسیح را پذیرفته بود، واگذار شد.
2) مراسله سفارت انگلیس به وزیر خارجه، 11/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 24.
سهشنبه 12 دی 1300/ 3 ژانویه 1922/ 4 جمادی الاول 1340
نزهت بیک(1)
پس از پایان تحصیلات رشته حقوق در کشور عثمانی وارد خدمت وزارت امور خارجه عثمانی شد. هنگامی که در سال 1332 ق، عاصم توغود بیک به مقام سفارت عثمانی در ایران مأموریت یافت، نزهت بیک به سمت نیابت اول سفارت کبری با سفیر مذکور به تهران آمد و بعد از دو سال یعنی در ربیع الثانی 1334 که عاصم تورغود بیک به دست نظامیان روسیه در شکارگاه وردآورد نزدیک کرج گرفتار شد، نزهت بیک را قائممقام خود تعیین کرد و به سمت شارژدافری سفارت عثمانی به دولت ایران معرفی کرد.
نزهت بیک دارای نشان شیر و خورشید ایران از درجه دوم و نشان مجیدی از درجه سوم و نشان عثمانی از درجه چهارم و مدال امتیاز و لیاقت و مریت سیویل بلغارستان از درجه چهارم میباشد. در ذی الحجه سال 1334 نیز از طرف احمد شاه به وی نشان شیر و خورشید از درجه اول با حمایل سبز به نزهت بیک اعطا گردید. (ایران در جنگ بزرگ، ص 241).
شارژدافر سفارت عثمانی در تهران مدعی شد، اموال و اشیاء و پول اتباع عثمانی که در سقز برای حفاظت از تجاوز اشرار در زیر پرچم عثمانی جمع شده بودند در هنگام اشغال سقز، از سوی اردوی دولتی به یغما رفته و غارت شده است. سفارت عثمانی از وزارت امور خارجه ایران تقاضا کرد، اموال اتباع عثمانی مسترد شود. (2)اما نایب سرهنگ نصر اللّه خان با اظهار اینکه، در زمان اشغال تبریز اعلام شده بود هرکس شکایتی دارد اعلام کند ولی هیچ کس شکایت نکرد، ادعای سفارت عثمانی را رد نمود. (3)
«مدبر الملک» رئیس تشکیلات نظمیه رشت و انزلی با صدور بیانیهای خطاب به اهالی رشت به آنان اعلام کرد: اگر از افراد تحت پوشش اداره نظمیه اعم از صاحب منصب یا سرباز شکایتی داشته باشند و از طرف این افراد نسبت به آنان تعدی شده باشد، میتوانند با مراجعه به رئیس نظمیه اظهار تظلم نمایند تا به شکایات آنان رسیدگی و از آنان رفع تعدی شود و شخص خطاکار به اشد مجازات برسد.
ولی اگر اظهارات شکایتکنندگان خلاف حقیقت باشد و بیجهت مأمورین نظمیه را متهم نمایند مورد مؤاخذه و پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. (4)
حکومتنظامی هودان اعلام کرد تذکره افراد ایرانی که قصد سفر به روسیه را دارند، باید از سوی کنسولگری روسیه در مشهد امضا و تأیید شده باشد.
در غیر این صورت، افراد خاطی دستگیر و زندانی خواهند شد. (5)
1) حسین نزهت بیک فرزند امین مخلص بیک در سال 1293 ق متولد گردید.
2) مراسله سفارت عثمانی به وزارت خارجه، 12/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 7.
3) اسناد وزارت خارجه، 27/ 10/ 1300، س 1300، ک 1، پ 7.
4) اعلان مدبر الملک رئیس تشکیلات نظمیه رشت و انزلی، 12/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007991.
5) تلگراف کارگزاری خراسان به وزارت خارجه، 12/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 3، ص 8.
چهارشنبه 13 دی 1300/ 4 ژانویه 1922/ 5 جمادی الاول 1340
«مؤید حضور»، کارگزار گیلان به وزارت امور خارجه گزارش داد، روسها احسان اللّه خان را از بادکوبه به مسکو بردهاند. مؤید حضور که از حکومت گیلان شنیده بود، هیئت دولت پیشنهاد کرده است، به سردار محی الدین (1)
مردم گیلان قصد داشتند سردار محیی را به نمایندگی از خود به مجلس شورای ملی روانه سازند ولی او از پذیرش این تکلیف سرباز زد. در ربیع الاول 1328 ق، وقتی ستار خان و باقر خان وارد تهران شدند بین آنها و سردار محیی و ضرغام السلطنه بختیاری دیدار هایی صورت گرفت. آنان با یکدیگر همپیمان شدند و سوگندنامهای امضا کرده، متعهد گردیدند تا آخرین لحظه برای بقای مشروطیت و استقلال مملکت و نیز دفع اشرار بکوشند. ولی پس از مدتی اختلاف بین این چهار تن و طرفداران آنان با سران مشروطیت و اولیای دولت به شدت گرایید. قوای دولت مشروطه به عنوان خلع سلاح، محل استقرار آنان یعنی پارک اتابک را مورد حمله قرار داد. سردار محیی پس از چهار ساعت نبرد هنگامی که قوای دولت بر پارک مسلط شد، به سفارت عثمانی پناهنده گردید. تحصن سردار محیی تا خوابیدن سر و صداها ادامه یافت. مدتی بعد به حکومت مازندران منصوب شد و در سال 1332 ق، به حکومت کردستان منصوب گردید. وقتی به تهران بازگشت به اتهام توطئه علیه دولت بازداشت شد و به اتفاق چند تن به یزد تبعید گردید. اما بعد از 7 ماه اقامت در قم آنان را به تهران بازگردانیده، به زندان ژاندارمری سپردند و چند روز بعد هم بدون محاکمه و ذکر علت دستگیری آزادشان کردند. سردار محیی از کسانی بود که در قیام جنگل حضور داشت ولی در این مرحله از مبارزه، او جانب احسان اللّه خان دوستدار را گرفت که بسی مایه شگفتی است. همزمان با شکست نهضت جنگل به اتفاق احسان اللّه خان، عازم روسیه شد. سردار محیی چند ماهی بیشتر در باکو نپایید و در نیمه دوم سال 1300 ش، در اثر ابتلای به ذات الریه در سن پنجاه سالگی در گذشت. (دیوان کامل ادیب الممالک فراهانی، ص 215).
و عمید السلطان و حاجی احمد تأمین داده شود تا از بادکوبه به ایران بازگردند، این اقدام دولت را بسیار به موقع دانست و افزود تا زمانی که آنان در بادکوبه حضور دارند، از اقدامات ضد دولتی خود دست برنخواهند داشت و این اقدامات به مرور برای دولت مشکلاتی را پدید خواهد آورد. (2)به دنبال اجرای قانون جدید در گرجستان و اخراج مهاجرینی که از سال 1914 م، به این کشور مهاجرت نموده و در حال حاضر نیز شغل مشخصی نداشتند، کنسول ایران در تفلیس با کمیسر خارجه و رئیس اداره خارجه این کشور مذاکره کرده و آنها را متقاعد نمود، به اتباع ایرانی مقیم آن کشور مدتی فرصت داده شود تا پس از حل مسأله ارومیه و خوی و پایان ناآرامی در این شهرها، این افراد بتوانند به ایران بازگردند. (3)
1) سردار محیی (عبد الحسین خان معز السلطان) فرزند ارشد حاجی کاظم وکیل الرعایا امشهای بود. در جوانی به اروپا سفر کرد در بازگشت به ایران با همفکری برادر کوچکتر خویش میرزا کریم خان، کمیته سرّی و انقلابی ستار را در رشت تأسیس نمود. در محرم 1327 این کمیته به رهبری سردار محیی و با یاری برخی از آزادیخواهان گیلانی، ارمنی و قفقازی طی قیامی مسلحانه آقا بالا خان سردار افخم حاکم گیلان را به قتل رسانید و بر گیلان مسلط شد.
2) تلگراف مؤید حضور کارگزار گیلان به وزارت خارجه، 13/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 3، ص 32.
3) مراسله کنسول ایران در تفلیس به وزیر خارجه 13/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 11، ص 26.
4) میرزا ابو القاسم مقرب السلطان (مقرب السلطنه) در سال 1270 ق، متولد شد و در تهران درس خواند و در سال 1298 ق، با سمت منشیگری وارد خدمت وزارت خارجه شد. در سال 1312 ق، معاون اداره عثمانی وزارت خارجه گردید و در سال 1316 ق، ملقب به مقرب السلطنه گردید و در سال 1325 مدیر اداره عثمانی وزارت خارجه شد. (رجال وزارت خارجه، ص 129).
5) گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، ص 189.
پنجشنبه 14 دی 1300/ 5 ژانویه 1921/ 6 جمادی الاول 1340
رضا خان تقسیمات جدید قشون را، اعلام کرد. براساس سازمان جدید، سراسر ایران به پنج منطقه نظامی تقسیم شد که مراکز آن در تهران، اصفهان، مشهد، همدان و تبریز قرار داشت.(1)
مجلس شورای ملی به دولت اجازه داد یک وام کوتاهمدت به مبلغ یک میلیون دلار با بهره هفت درصد از دولت آمریکا دریافت کند. وزیرمختار ایران در آمریکا از سوی دولت ایران قرارداد مربوطه را به امضا رسانید.(2)
رضا خان با انتشار اعلانی استفاده از کلمه ژاندارم و قزاق را ممنوع اعلام کرد و دستور داد برای افراد نظامی بدون استثنا واژه قشون استفاده شود و در تمام اوراق و مراسلات دوایر نظامی نیز، این عنوان جایگزین عناوین قبلی بشود. (3)
در زمان ورود نیروهای دولتی به رشت کلیه وجوهاتی که نظامیان در اختیار داشتند اسکناسهای تهران و قزوین بود که اهالی از قبول آن خودداری میکردند.
ازاینرو، نظامیان از این نظر دچار مشکل بودند. اداره حکومتی نیز برای حل مشکلات نظامیان اعلانی صادر کرد که مردم آن اسکناسها را بپذیرند و از طرف مردم هم مورد پذیرش قرار گرفت.
ولی پس از گشایش بانک شاهنشاهی در گیلان، از اسکناسهای تهران و قزوین هرتومان یک عباسی کسر میکردند.
چون این اقدام بانک، باعث وارد آمدن خسارت بر مردم و تجار و کسبه میشد اعتراض و شکایت آنان را برانگیخت.
ازاینرو، حکومت گیلان که خود اعلان قبول اسکناسهای تهران و قزوین را صادر کرده بود با کنسولگری انگلیس وارد مذاکره شد ولی نتیجهای دربر نداشت. (4)
دو روز پیش «مؤید حضور» کارگزار گیلان همراه حکمران برای رسیدگی به امورات سرحدی به انزلی رفتند و با خاوین کنسول روسیه نیز ملاقات کردند. «خاوین» امروز عازم «کرانسناودسکی» و «تاشکند» شد تا از آنجا به «بادکوبه» عزیمت نماید. (5)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 117.
2) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2، ص 14.
3) روزنامه ایران، 14/ 10/ 1300، ص 1.
4) مراسله حکومت گیلان به وزارت داخله، 14/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 37، پ 22، ص 7.
5) مراسله کارگزاری گیلان به وزارت خارجه، 14/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 65، پ 5، ص 69.
[تصویر] میرزا حسین خان مؤتمن الملک (رئیس مجلس شورای ملی)
شنبه 16 دی 1300/ 7 ژانویه 1922/ 8 جمادی الاول 1340
سفارت انگلیس در نامهای به وزارت امور خارجه درباره وجود قانون یا نظامنامهای در خصوص محمولات بین المللی جهازات در ایران سؤال نمود و خواست که اگر چنین قانون یا نظامنامهای در ایران وجود دارد، پنج نسخه از آن برای دفتر محمولات جهازات انگلستان ارسال شود. (1)وزارت امور خارجه پس از استعلام از وزارت فلاحت و تجارت درباره این موضوع، با دادن پاسخ منفی به سفارت انگلیس اعلام کرد:
تصویب چنین قانونی در ایران مدنظر بوده و لیکن هنوز تدوین نشده است. (2)
[تصویر] اقامتگاه وزیرمختار بریتانیا در تهران
یکشنبه 17 دی 1300/ 8 ژانویه 1922/ 9 جمادی الاول 1340
مصدق السلطنه وزیر مالیه، استعفای خود را از وزارت مالیه به رئیس الوزراء تقدیم کرد.(1)
پس از آنکه، کنسولگری روسیه شوروی در تبریز با انتشار اعلانی از اتباع روسی خواست تا تذکره تابعیت خود را به کنسولگری ارائه دهند، کارگزاری تبریز چون احتمال میداد عدهای از افراد، تبعه روس نبوده ولی قبلا تذکره تابعیت روس را دریافت نمودهاند و ممکن است بار دیگر کنسولگری تبعیت آنان را بپذیرد و این افراد خود را تبعه روس معرفی نمایند، برای جلوگیری از این امر به وزارت امور خارجه پیشنهاد داد در این خصوص، با کنسولگری روس مذاکره کند تا تذکره تابعیت این افراد را قبول ننمایند. (2)
وزارت امور خارجه، میرزا جواد خان سینکی مستشار سفارت ایران در قسطنطنیه را بهطور موقت و در غیاب مشاور الممالک به عنوان دبیر اول سفارت ایران به وزارت امور خارجه عثمانی در قسطنطنیه معرفی کرد. (3)
سیزده نفر سارق از چ خانسور افغانستان به روستای ریگشوری سیستان حمله نموده و یکهزار و سیصد تومان از اموال مردم را به صورت نقدی و جنسی به سرقت بردند.
سارقین یک نفر را کشته و یک نفر را نیز مجروح نمودند.
پس از تعقیب سارقین توسط نظامیان، یک نفر از سارقین دستگیر شد ولی بقیه فرار کردند (4). در هنگام تعقیب سارقین مشخص شد که عدهای از نظامیان افغانستان نیز جزو سارقین بودهاند. (5)
[تصویر] مصدق السلطنه وزیر مالیه
1) روزنامه ایران، 18/ 10/ 1300، ص 2.
2) تلگراف کارگزاری تبریز به وزارت خارجه، 17/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 12، ص 45.
3) مراسله وزارت خارجه به وزیر امور خارجه قسطنطنیه، 17/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 17، ص 55.
4) نظیر این سرقتها در منطقه سیستان به دست سارقین افغان بسیار اتفاق میافتاد که از سوی وزارت خارجه، مراسله مشروحی در اینباره به سفارت افغانستان نوشته شد. (ن ک: اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 26، پ 1).
5) مراسله وزارت داخله به رئیس الوزراء، 24/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 26، پ 1، ص 50.
دوشنبه 18 دی 1300/ 9 ژانویه 1922/ 10 جمادی الاول 1340
چهار صد نفر سوار «شکاک» به کمک «سید طه» و عشایر «زرزا» (1)و «مامش»(2)به روستاهای اشنویه (3)
این منطقه از لحاظ سیاسی- اداری قبلا شهرستان نقده به شمار میآمد و خود به سه دهستان به نامهای دشت بیل و اشنویه شمالی و جنوبی تقسیم میشود و تنها دارای یک شهر به نام اشنویه (مرکز بخش) است. اشنویه از سوی شمال با شهرستان ارومیه، از جنوب با شهرستان پیرانشهر، از شرق با بخش مرکزی (شهرستان نقده) و از غرب با کشور عراق هممرز است.
آمدند. حسن آقا منگور نیز به نزد آنان رفت.بنا به تشخیص سطوت الدوله حکمران ساوجبلاغ، اوراق و دفاتر اداره کارگزاری ساوجبلاغ امروز بهطور محرمانه بوسیله پست به میاندوآب فرستاده شد. (4)
مردم اهواز برای مخابره تلگراف به خارج از کشور، متن تلگراف خود را با پست برای وکلای خود در محمره میفرستادند و وکلای ایشان، به تلگراف خانه انگلیسی داده و مخابره مینمودند. زیرا تلگراف خانه انگلیسیها قیمت پایینتری بابت مخابره تلگراف دریافت میکردند.
در اینباره کارگزار مهام امور خارجه خوزستان به رئیس اداره کل پست اظهار داشت اگر این روند ادامه یابد درآمدهای خارجی وزارت پست و تلگراف به کلی از بین خواهد رفت، چنانچه درآمدهای ماه آذر نسبت به ماههای دیگر چهار صد تومان کمتر بوده است.
کارگزار مهام امور خارجه درخواست نمود در رابطه با این موضوع اقدام سریع صورت گیرد.(5)
پیرو درخواست وزارت امور خارجه از وزارت مالیه مبنی بر معرفی یک نفر نماینده برای شرکت در کمیسیون ترتیب اجرای مواد عهدنامه ایران و روس، امروز وزارت مالیه، محمد علی خان فرزین را به عنوان نماینده این وزارت خانه به وزارت امور خارجه معرفی نمود.
مقرر بود این کمیسیون در روزهای یکشنبه و چهارشنبه در محل وزارت امور خارجه تشکیل گردد. (6)
1) ایل زرزا: مردم این ایل در روستاهای پیرامون اشنویه زندگی میکنند و به دامداری و کشاورزی اشتغال دارند. جمعیت این ایل در سال 1342 ش، هفتصد و پنجاه خانوار بوده است. (ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، ص 126).
2) ایل مامش: مردم این ایل در سرزمین کوهستانی میان مهاباد و نقده زندگی میکنند. این مامش از شش طایفه قادری، ملا سلیمانی، بایزیدی، احمدی، عزیزی، امیر عشایری، تشکیل شده است. جمعیت آنها در سال 1342 ش نهصد و پنجاه خانوار و در سال 1351 ش، یک هزار و پانصد خانوار بوده است. (ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، ص 126 و 127).
3) اشنویه نام بخش، دهستان و شهری در شهرستان نقده از استان آذربایجان غربی است که این نام در منابع به شکلهای گوناگون آمده است.
4) تلگراف کارگزاری ساوجبلاغ به کارگزاری آذربایجان، 18/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 103.
5) تلگراف کارگزار مهام امور خارجه خوزستان به رئیس اداره کل پست، 18/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 3، ص 20.
6) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 18/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240010232.
[تصویر] احمد شاه، محمد حسن میرزا (ولیعهد)، محتشم السلطنه و جمعی از رجال
چهارشنبه 20 دی 1300/ 11 ژانویه 1922/ 12 جمادی الاول 1340
اشاره
[تصویر] افسران انگلیسی در حال آموزش به سربازان ایرانی
صبح امروز نزدیک به بیست نفر هندی از نیروهای سوارهنظام انگلیسی که دیروز به اسدآباد وارد شده بودند، به طرف همدان حرکت نمودند. (1)
«اسحق رهبر» در تلگرافی به ممتاز الدوله و مشاور الممالک خبر داد: حکومت آذربایجان قفقاز از احسان اللّه خان حمایت و او را تقویت مینمایند و در این راستا، سه دستگاه اتومبیل نیز به وی دادهاند. اسحق رهبر در ادامه افزود احسان اللّه خان گروهی را به نام حزب کمونیست ایرانیان (2)تشکیل داده و مشغول عملیات میباشد.
ازاینرو، به سفارت شوروی اعتراض و تقاضا شد او و افرادش را از بادکوبه تبعید نمایند.
«اسحق رهبر» در پایان از آقایان ممتاز الدوله و مشاور الممالک خواست تا آنان نیز موضوع را پیگیری کرده و نتیجه را هرچه زودتر اطلاع دهند.(3)
پسر کریم خان بویراحمدی عده زیادی را به حمایت از امامقلی خان رستم جمعآوری نمود. (4)
1) گزارش تلگرافی از اسدآباد به وزارت خارجه، 20/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 14، ص 4.
2) اولین تشکل مارکسیستی در سال 1298 در بندر انزلی به نام حزب کمونیست ایران توسط عدهای از روشنفکران چپ تأسیس شد. در واقع بانی این حزب همان حزب سوسیالدموکرات ایران یا حزب عدالت در تبریز بود که عدهای از اعضای خود را برای تشکیل کنگره به بندر انزلی فرستاد و اعضای کنگره مرامنامه حزب را تدوین کردند و به جای سوسیالدموکرات نام آن را حزب کمونیست ایران نهادند. حزب کمونیست ایران در ابتدا با نهضت جنگل اتحاد برقرار کرد و جمهوری سوسیالیستی شورای گیلان را تشکیل دادند، ولی کادر رهبری کمونیستها بلافاصله دستبهکار تبلیغات ضد مذهبی شد ... نوزده مسجد را بست، تعلیمات مذهبی را ممنوع اعلام کرد و رفع حجاب زنان را اجباری خواند و روحانیون مسلمان را که شدیدا مخالف این اقدامات بودند، علنا مورد استهزاء قرار داد. (فصولی از تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران، جنبشهای چپ، ص 143، 154.
3) تلگراف وزارت خارجه به ممتاز الدوله و مشاور الممالک، 20/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 3، ص 10.
4) اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
پنجشنبه 21 دی 1300/ 12 ژانویه 1922/ 13 جمادی الاول 1340
اشاره
[تصویر] خط لوله نفت در نفتون
امشب مشاور الممالک در جلسهای با کمیسر خارجه شوروی درباره مسئله امتیاز نفت شمال مذاکره کردند.
در حاشیه این مذاکرات کمیسر خارجه شوروی اظهار داشت که دولت انگلیس از دولت ایران خواسته است با امتیاز راهآهن عراق تا تهران و انزلی موافقت نماید و مسئله امتیاز نفت شمال معوق بماند. او در ادامه صحبتهای خود به این موضوع نیز اشاره کرد که فرانسه و بلژیک نیز امتیاز راهآهن طرابوزان و تبریز و تهران و خراسان را از دولت ایران تقاضا نمودهاند.
کمیسر خارجه شوروی معتقد بود این خطوط و خطوط راهآهن عراق به تهران و انزلی تهدیدی برای مرزهای شوروی به حساب میآید. (1)
1) تلگراف مشاور الممالک به وزارت خارجه، 22/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 119.
جمعه 22 دی 1300/ 13 ژانویه 1922/ 14 جمادی الاول 1340
«رزن» وزیر امور خارجه آلمان در مطلبی که امروز در روزنامه «وقت برلن» به چاپ رسید پس از اشاره مختصری به تاریخ ایران در پنج قرن گذشته، به بیان نظریاتش درباره برخی قوانین و اعتقادات اسلامی و تأثیر آن در جامعه ایران پرداخت.
[تصویر] نوع پوشش زنان در دوره قاجاریه
او در بخشی از نظریاتش، ترتیب تشکیلات خانوادگی اسلامی را برای استحکام امور کشور نامطلوب دانست، زیرا که به عقیده او تعدد زوجات (1)شاهزادگان سبب شده، که همیشه پسرهای متعددی وجود داشته باشند که به خاطر ادعای تاج و تخت، همیشه با هم در جنگ باشند.
در بخش دیگری از نظریات رزن آمده است که انتظار ظهور امام دوازدهم همیشه در ایران نقش بزرگی داشته، چون این عقیده که پس از یک دوره تنزل و بدبختی، شخصی فوق العاده ظهور خواهد کرد و مملکت را به سوی ترقی و عظمت سوق خواهد داد، سبب شده است که ملت همیشه تسلیم تقدیر شود و جنگ را برای مخالفین خود آسان نماید و مخصوصا علاقه (2)عموم، به عالم ماوراء الطبیعه و جنگ روحانیون جاهطلب بر سر عقاید متعصبانه به قدری نیروهای معنوی مملکت را مشغول نموده که نتوانسته است به اندازه کافی به مسائل سیاسی عملی بپردازد. (3)
دفتر ماهنامه بازرگانی لندن در نامهای به سفارت ایران در لندن تقاضا کرد اسامی تجار و تجارت خانههای معتبر تهران و سایر شهرهای ایران برای آن ماهنامه ارسال شود.(4)
1) زوجات: همسران.
2) اعتقاد به ظهور یک منجی در میان تمام ادیان مشترک است و اظهارنظر رزن کاملا با حقایق تاریخی و اعتقادی تمام آئینها و ادیان جهان منافات دارد. ضمن آنکه دیدگاه رزن یک اظهارنظر سیاسی هدفدار بوده نه واقعیتهای تاریخی در ایران و احتمالا برگرفته از دیدگاه برخی از مستشرقین اروپایی بوده است. (م).
3) روزنامه وقت برلن، 13 ژانویه 1922.
4) تلگراف سفارت ایران در لندن به وزارت خارجه، 22/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 14، پ 6، ص 51.
شنبه 23 دی 1300/ 14 ژانویه 1922/ 15 جمادی الاول 1340
اسماعیل سمیتقو یکصد و پنجاه نفر از نظامیان ارمنی را که در عملیات جنگی 27 و 28 آذرماه سال جاری (1)و بعد از آن به اسارت گرفته بود، به نظامیان عثمانی تحویل داد. سرتیپ ظفر الدوله ضمن اعلام خبر فوق به اسماعیل امیرفضلی اظهار داشت با توجه به دشمنی عثمانیها با ارامنه، سمیتقو این اقدام را به منظور جلب حمایت عثمانیها از خود انجام داده است. (2)
[تصویر] اسماعیل امیرفضلی
به تصویب هیئت دولت مقرر شد که هیئتی از ایران برای انعقاد قراردادهای لازم با دولت شوروی، عازم مسکو شود. (3)
دولت بلژیک از ایران خواست چنانچه مجلاتی درباره قوانین مدنی و اصول محاکمات حقوقی یا جزائی در ایران منتشر میشود یک نسخه از این مجلات را برای دولت بلژیک ارسال نمایند. (4)
1) ن ک خبر: 28/ 9/ 1300،.
2) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به وزیر جنگ، 24/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی س 1300، پ 97، ص 86.
3) مراسله وزارت خارجه به هیئت دولت، اسناد وزارت خارجه، 23/ 10/ 1300، ک 2/ 15، پ 52، ص 114.
4) مراسله سفارت بلژیک به وزیر خارجه، 24/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 7، پ 2، ص 1.
یکشنبه 24 دی 1300/ 15 ژانویه 1921/ 16 جمادی الاول 1340
حکومت گیلان و طوالش، سرتیپ بصیر دیوان (1)
وی که پیش از کودتای اسفند 1299 ش، در نبرد قزاقها با نیروهای جمهوری گیلان حضور داشت در جریان کودتا به همراه سایر همرزمانش و به فرماندهی رضا خان میرپنج به قزوین و سپس به تهران آمد. زاهدی در سال 1300 با درجه سرتیپی عازم آذربایجان شد و در سال 1301 ش، به خاطر نقشی که در فتح قلعه چهریق و شکست اسماعیل سمیتقو داشت به دریافت نشان ذو الفقار نایل آمد و در سال 1303 ش، در وقایعی که منجر به برچیده شدن بساط شیخ خزعل از خوزستان گردید ابتدا فرمانده تیپ مختلط جنوب و سپس حکمران نظامی خوزستان شد و در این سمت موفق به خلع سلاح عشایر منطقه و دستگیری شیخ خزعل و پسرانش گردید. زاهدی در خرداد 1304 به سمت فرماندهی تیپ مستقل شمال و حکمرانی نظامی گیلان منصوب شد ولی به جهت فساد اخلاقی و اعمال نفوذ در امور اقتصادی و سیاسی و سختگیریهای بیش از حد مورد ضدیت و مخالفت مردم قرار گرفت و در سال 1305 از سمت خود برکنار شد. وی در سال 1308 ش به ریاست تشکیلات امنیه کل مملکتی (ژاندارمری کل کشور) گمارده شد ولی کمتر از یک ماه بعد به دلیل عدم موفقیت در سرکوب شورش عشایر فارس معزول، زندانی و خلع درجه گردید. زاهدی در مهرماه 1320 ش برای بار دوم به ریاست ژاندارمری کل کشور منصوب گردید و در اواخر سال 1321 ش، به دریافت درجه سرلشکری نایل آمد و یک سال بعد به اتهام همکاری با آلمانها توسط نیروهای انگلیسی مستقر در اصفهان بازداشت و زندانی گردید و سپس به فلسطین تبعید شد ولی پس از سه سال به ایران بازگشت. زاهدی در آبان 1328 ش، برای بار دوم به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد و تا خرداد 1329 ش، در این سمت باقی بود. در فروردین 1330 ش، وزیر کشور شد و در کابینه مصدق نیز در این سمت ماند و در تیرماه همان سال با حفظ سمت سرپرست شهربانی کل کشور گردید. لیکن سه ماه بعد با هدف نزدیک شدن به دربار شاه از وزارت کشور استعفا داد و در زمره مخالفان دولت قرار گرفت. او در موضع جدید خود از طرف شاه به سناتوری مجلس سنا برگزیده شد. زاهدی در اسفند 1331 ش، به اتهام دست داشتن در وقایع 19 اسفند به مدت بیست روز زندانی شد و پس از آن در اردیبهشت 1332 به دست داشتن در قتل سرتیپ محمود افشار طوس متهم گردید و در مجلس شورای ملی در مجلس متحصن شد. او در تیرماه همان سال با وساطت دکتر عبد اللّه معظمی رئیس جدید مجلس از تحصن خارج و مخفی گردید. وی در طی مدت اختفا در حصارک با عوامل اطلاعاتی انگلیس و آمریکا در تماس بود و از سوی آنها رهبری کودتای 28 مرداد 1332 ش، که منجر به سقوط دولت قانونی دکتر مصدق شد به او سپرده شد و با استفاده حکم محمد رضا شاه پهلوی که سه روز پیش از آن دریافت کرده بود خود را نخستوزیر ایران خواند. وی در فروردین 1334 استعفا داد و به سمت نماینده دائمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل متحد راهی سوئیس شد و تا پایان عمر تنها یک بار و به مدت یک هفته برای شرکت در مراسم عروسی پسرش اردشیر زاهدی و شهناز پهلوی دختر شاه به ایران آمد. او عاقبت در سال 1348 ش، درگذشت. (سردار جنگل ص 347؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 258- 251؛ از سید ضیاء الدین تا بختیار، ص 407- 393؛ خاطرات سرریدر ویلیام بولارد، ص 456؛ رجال عصر پهلوی، دکتر منوچهر اقبال، ص 340- 339؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج 1، ص 71).
فرمانده حکومتنظامی فومنات و حسن خان معین الرعایا معروف به کیشدره را به منظور کشف مهمات و اسلحههای میرزا کوچک خان، به جنگل اعزام کرد. (2)کلنل ساندرز وابسته نظامی سفارت انگلیس که مدتی پیش به رشت آمده و چند روزی را نیز، برای گردش و شکار به فومن و انزلی رفته بود، امروز به طرف تهران عزیمت نمود. 3(3)
خالو قربان کلهر با هشتصد و پنجاه نفر سوار و پیاده به شهر ویران، محل استقرار اردوی نظامیان دولتی وارد شدند. (4)
قوام السلطنه پس از اطلاع از اینکه نظامیان مستقر در ممسنی (5)که برای سرکوبی امامقلی خان (6)به این منطقه اعزام شده بودند قصد دارند به شیراز بازگردند، در نامهای به رضا خان ضمن اشاره به اینکه اردوی اعزامی قصد دارد قبل از برقراری نظم و امنیت در آن منطقه به شیراز بازگردد (7)از رضا خان خواست به لطفعلی آقا سرتیپ، فرمانده تیپ فارس دستور داده شود برای خروج امامقلی خان از قلعهای که در آن پناه گرفته، و تسلیم شدن و آمدن او به شیراز ضرب الاجلی تعیین نماید و تا امامقلی خان از قلعه خارج نشده و خود را تسلیم نکرده است اردو را به شیراز بازنگرداند. (8)
امروز اولین جلسه کمیسیون مطالعات اجرای عهدنامه مودت ایران و شوروی در ساعت پنج بعد از ظهر با حضور تمام اعضا در ساختمان وزارت امور خارجه برگزار گردید. موضوع این جلسه در خصوص تصرف جزیره آشوراده و دیگر جزایر سواحل منطقه استرآباد بود. (9)
روزنامه «دیلی میل» چاپ لندن به نقل از فرد مسافری که اخیرا از ایران به انگلیس رفته بود، در مطلبی با عنوان «جادههای ایران، جادههائی که چهار میلیون لیره برای انگلیسیها تمام شده است.» راجع به وضعیت جادهها در ایران نوشت: از زمانی که نیروهای انگلیسی ایران را تخلیه کردهاند دو جاده اصلی به هندوستان و بین النهرین که در زمان حضور انگلیسیها در ایران با صرف مبلغ چهار میلیون لیره ساخته شده بود، غیرقابل عبور شده و به زودی ایران به کلی از بقیه کشورهای جهان جدا خواهد شد. همچنین جاده تهران به اصفهان که تنها راه ارتباطی شمال و جنوب ایران میباشد به یک جاده معمولی تبدیل شده و فقط قاطر و شتر امکان عبور و مرور از این جاده را دارند. وضعیت جادهها اثرات نامطلوبی را در تجارت ایران گذاشته، بهطوریکه تجار تهرانی بایستی کالاهای مورد نیاز خود را از یک سال قبل سفارش دهند تا به موقع به دست آنان برسد. (10)
در اثر وزیدن بادهای شدید چند نقطه از شهر رشت دچار حریق شد ولی با اقداماتی که از سوی حکمران و اداره نظمیه رشت در جلوگیری از سرایت آتش و اطفای آن به عمل آمد خسارات مهمی وارد نشد. (11)
بین راه سیستان به «نهبندان»، سارقین افغان به یک قافله شتر با بار شکر حمله کرده، مال التجاره آنان را به سرقت بردند.
1) فضل اللّه زاهدی فرزند بصیر دیوان همدانی در سال 1271 ش، در همدان متولد شد. در جوانی وارد سازمان پلیس غرب شد که توسط انگلیسها در «آب شینو» همدان تأسیس شده بود. پس از ادغام این سازمان در ارتش ایران، ماژور فضل اللّه خان بصیر دیوان که لقب خود را از پدر به ارث برده بود به قزاق خانه وارد شد. در سال 1293 ش، به آتریاد قزاق همدان وارد شد و پس از یک سال به درجه سروانی رسید و در زمره افسران قزاق قرار گرفت.
2) مراسله حکومت گیلان و طوالش به وزارت داخله، 24/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007540.
3) تلگراف مؤید حضور به وزارت خارجه، 26/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 11، ص 57.
4) گزارش کارگزاری ساوجبلاغ، 26/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 81.
5) ممسنی: سرزمینی کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل است که در پی تغییر تقسیمات کشوری در 24 دیماه 1340، ممسنی به شهرستان تبدیل شد ممسنی شامل دهستانهای بکش، رستم، جاوید للّه، جاوید ماهوری و دشمن زیاری میباشد. درگذشته ناحیه ممسنی به شولستان معروف بوده است (ممسنی، بهشت گمشده، ص 20، 21، 32، 42، 71).
6) امامقلی خان رستم که به علت نسب مادریاش با خوانین بویراحمدی، امور منطقه ممسنی را در دست گرفته بود، به مالکیت معین التجار بوشهری که بخشی از اراضی خالصه ممسنی در زمان مظفر الدین شاه به او واگذار شده بود اعتراض داشت. در ن هایت معین التجار با استفاده از نفوذی که در مرکز داشت، باعث لشکرکشی علیه امامقلی خان شد که میتوان آن را نوعی لشکرکشی خصوصی دانست. چند سال بعد امامقلی خان و جمعی از افسران ارشد و بزرگان ایلات به اتهام توطئه و برنامهریزی جهت ترور رضا شاه محاکمه و اعدام شدند (تاریخ و جغرافیای ممسنی، ص 35؛ تاریخ وقایع عشایر فارس، ص 348).
7) این خبر از طریق معین التجار بوشهری به اطلاع قوام السلطنه رسیده بود (28/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98.
8) مراسله رئیس الوزراء به وزیر جنگ، 28/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98، ص 14.
9) صورتجلسه اولین کمیسیون ... 24/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 48، ص 51، 61 و 65.
10) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 54، پ 9، ص 6.
11) روزنامه ایران، 25/ 10/ 1300، ص 2.
مأمورین حفاظت راه، پس از تعقیب سارقین در نزدیکی قلعه «فتح» افغانستان با آنان درگیر شده و توانستند مال التجاره مسروقه را مسترد نمایند. در این درگیری سه نفر از سارقین کشته و دو نفر از آنان دستگیر شدند.(1)
[تصویر] سرتیپ بصیر دیوان (فضل اللّه زاهدی)
1) تلگراف وزارت داخله به رئیس الوزراء، 24/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 26، پ 1، ص 33.
دوشنبه 25 دی 1300/ 16 ژانویه 1922/ 17 جمادی الاول 1340
بعضی از اقشار مردم نسبت به تصمیم احمد شاه برای مسافرت به اروپا در این موقع حساس و بحرانی اظهار نارضایتی کردند. امروز نیز، گروهی از روحانیون به منظور منصرف کردن شاه، مدتی با وی به گفتگو پرداختند. (1)
کلنل لندبرگ فرمانده فوج 14 در گزارش ماهانه خود به وزیر جنگ، ترکیب و نفرات فوج 14 را به شرح ذیل اعلام کرد: سرهنگ 1، نایب سرهنگ 2، سرگرد 4، سروان اول 6، سروان دوم 1، ستوان اول 19، ستوان دوم 16، جمع افسران 58 نفر؛ افسریار اول 18، افسریار دوم 24، جمع افسریاران 42 نفر؛ استوار اول 55، استوار دوم 38، استوار سوم 53، جمع استوار 146 نفر؛ سرجوقه 77، سرباز اول 79، سرباز دوم 161 و سرباز سوم 1276، جمع سربازان 1516 نفر، غیرنظامی 57، جمع کل صاحب منصبان و افراد غیرنظامی 1896 نفر، اسب شخصی 142، اسب دولتی 313، قاطر شخصی 1، قاطر دولتی 18 رأس، جمع کل 474 رأس موجود میباشد. همچنین کلنل لوندبرگ افزود: در فوج 14 یک اتومبیل و یک درشکه دولتی نیز موجود میباشد. (2)
سفارت فرانسه با ارسال نامهای به وزارت امور خارجه، مهماتی را که در ماه می 1914 م، از طرف خزانهداری ایران به شرکت فرانسوی سازنده مهمات جنگی سفارش داده شده بود، مطالبه کرد. وزارت امور خارجه پس از دریافت این نامه از وزارت مالیه خواست با مراجعه به دفاتر سنوات گذشته خزانهداری مشخص کنند موضوع سفارش دادن این مهمات چه بوده است و به چه علتی تاکنون پول آن پرداخت نشده است؟ (3)
در پی کشته شدن کنستانتین میکلادزه (4)از افسران نظامی خارجی در ژاندارمری ایران، امروز کلنل لندبرگ فرمانده فوج 14 از امان اللّه جهانبانی(5)، رئیس ارکان حرب کل قشون، خواست: حقوق معوقه یکساله میکلادزه را به تبریز حواله کنند تا از طریق ژرژ میکلادزه برادر کنستانتین میکلادزه که اخیرا نیز برای استخدام در قشون ایران معرفی شده بود، برای خانم ماری میکلادزه همسر کنستانتین، در تفلیس ارسال شود. (6)
[تصویر] امان اللّه جهانبانی
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 120 و 119.
2) تلگراف نمره 906 لندبرگ به رضا خان، 25/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 84.
3) مراسله وزارت خارجه به وزارت مالیه، 25/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 8، ص 18.
4) میکلادزه سروان ژاندارم 25 سالهای که در قرهتپه در جنگ با سمیتقو کشته شد. در این جنگ 19 نفر صاحب منصب نظامی به شکل فجیعی کشته شدند. سمیتقو پس از موفقیت در جنگ مهاباد و زندهبهگور کردن چهار صد نفر صاحب منصب و ژاندارم، قلمرو حکمرانی خود را توسعه داد (شرح حال رجال ایران ج 1، ص 137؛ تاریخ ژاندارمری ایران، ص 260- 270).
5) سرلشکر امان اللّه جهانبانی فرزند میرزا امان اللّه ضیاء الدوله، از اعقاب فتحعلی شاه قاجار در سال 1270 ش در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان رسانید و سپس برای تکمیل تحصیلات خود به مدرسه نظامی سنپترزبورگ رفت. در سال 1917 به تهران بازگشت و از طرف وزارت امور خارجه به سمت وابسته نظامی ایران در پاریس منصوب شد. بعد از کودتا و از طرف سردار سپه به فرماندهی توپ خانه دیویزیون قزاق منصوب گردید وی در عملیات علیه سمیتقو نیز شرکت کرد و به همین دلیل به درجه سرتیپی نایل آمد و به ریاست ستاد ارکان حرب رسید. در سال 1302 ش، از فرانسه و انگلستان دیدار کرد. گرچه وی از شاهزادگان قاجار بود ولی از تغییر سلطنت قاجار حمایت میکرد. وی مدتی از پست خود برکنار شد ولی دوباره مورد لطف رضا خان قرار گرفت و در تابستان 1305 به فرماندهی لشکر شرق رسید. در پاییز 1307، فرماندهی نیروهای اعزامی به بلوچستان و برقراری امنیت در آنجا را بر عهده داشت و در همان سال به درجه سرلشکی رسید. در اواخر پاییز 1309، برای گذراندن یک دوره دو ساله ستاد به فرانسه اعزام شد. در سال 1311 ش، به ریاست بازرسی کل ارتش و در سال 1312 به سمت بازرسی کل مدارس نظام منصوب شد. در فروردین 1315 به ریاست اداره صناعت منصوب شد اما در تابستان 1316 ش، از کار برکنار شد و همراه با چهل تن از مقامات اداره کل صنایع به زندان افتاد. وی به شرکت در توطئهای علیه شاه متهم شده بود. جهانبانی تا شهریور 1320 در زندان بود و پس از آن آزاد شد و در کابینه فروغی از او دعوت به کار شد و اعاده حیثیت گردید. جهانبانی مشاغلی همچون استاندار آذربایجان، فرمانده دانشگاه جنگ، وزیر کشور، وزیر راه، وزیر جنگ، آجودان محمد رضا شاه، فرمانده دانشکده افسری، سرپرست هیئتهای ایرانی تعیین سرحدات مرزی با اتحاد جماهیر شوروی و پاکستان و سناتور برای چند دوره را داشته است. وی به زبانهای روسی و فرانسه تسلط داشت و کتابهای مرزهای ایران و شوروی؛ سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن، نبرد شکریازی، ساری داش و ... از جمله آثار اوست. آخرین درجه نظامی جهانبانی سپهبدی بود و سرانجام در سال 1352 ش، درگذشت. جهانبانی دارای دو پسر به نامهای مسعود و خسرو بود که مسعود جهانبانی با حکم شاه سفیر ایران در پاریس بود و خسرو جهانبانی در بانک مرکزی اشتغال داشت. (سالنامه دنیا، س 1327، ص 131؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران، ج 1، ص 265؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 2، ص 110 و 108؛ بزم اهریمن، ج 1، ص 373؛ خاطرات کیانوری، ص 290؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 4، ص 130؛ ارتش و حکومت پهلوی، ص 228 و 229).
6) تلگراف کلنل لوندبرگ به رئیس ارکان حرب کل قشون، 25/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 80.
[تصویر] احمد شاه، هنگام سفر به اروپا سوار بر اتومبیل
سفارت بلژیک طی نامهای به مشار السلطنه وزیر امور خارجه وقت از دولت ایران درخواست نمود، کلیه قوانین وضعشده درباره پذیرش و عدم پذیرش تابعیت در کشور، همچنین اسناد مربوط به تابعیت را در دو نسخه برای دولت بلژیک ارسال نماید. (1)
1) مراسله سفارت بلژیک به مشار السلطنه، 25/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 7، پ 2، ص 6.
سهشنبه 26 دی 1300/ 17 ژانویه 1922/ 18 جمادی الاول 1340
امروز وزیرمختار شوروی در ایران در یادداشتی به وزیر امور خارجه با اشاره به موضوع تحویل دادن بانک استقراضی به دولت ایران، تصریح کرد: چون کتاب خانه این بانک متعلق به جمعی از کارکنان سابق این بانک بوده، نباید مانند اموال بانک به دولت ایران تحویل داده شود. وزیرمختار شوروی با بیان اینکه، گروهی از کارکنان سابق بانک از نظر حقوقی نسبت به آن کتاب خانه ذینفع میباشند درخواست نمود: کتاب خانه مزبور برای استفاده عمومی روسهای مقیم تهران به سفارت شوروی تحویل داده شود. (1)
چند نفر از اتباع روسیه که مظنون به مشارکت در انقلاب خراسان (2)بودند پس از مدتی توقیف در مشهد آزاد شدند و فقط دو نفر آنان به نامهای غلام دوافروش و میر مرتضی (3)
(اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 34، ص 5).
مدیر چاپ خانه طوس هنوز در توقیف بودند. قرار بود غلام دوافروش از مشهد تبعید شود ولی میر مرتضی از وزیر جنگ تقاضای عفو نموده بود.ازاینرو، مقرب السلطنه کارگزار خراسان در اینباره با ارسال تلگرافی به وزارت امور خارجه، تقاضا کرد تا اگر وزیر جنگ قصد عفو وی را دارد او را با شرایطی عفو نماید که دیگر نتواند محرک اجانب شود. (4)
«هوپنو» وزیرمختار فرانسه در تهران در تلگرامی به وزارت امور خارجه کشورش، علت اصلی سفر احمد شاه به اروپا را، ترس وی از نفوذ فوق العاده وزیر جنگ دانست و توضیح داد:
این سفر موجب گسترش دامنه نفوذ سردار سپه خواهد شد. (5)
1) مراسله نماینده مختار شوروی به وزیر خارجه، 26/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 1، ص 41.
2) منظور از انقلاب خراسان، اشاره به وقایع اخیر خراسان و اقدامات کلنل محمد تقی خان پسیان است. (م).
3) میر مرتضی مبلغ زیادی نیز به بانک استقراضی (بانک ایران) مقروض بود.
4) تلگراف مقرب السلطنه به وزارت خارجه، 26/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 34، ص 5.
5) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 10، ص 168.
چهارشنبه 27 دی 1300/ 18 ژانویه 1922/ 19 جمادی الاول 1340
امروز قوام السلطنه استعفای خود را از تصدی مقام ریاست وزرایی به احمد شاه تقدیم کرد. (1)
[تصویر] قوام السلطنه
رضا خان صبح امروز با سرپرسی لورن سفیر انگلیس در ایران ملاقات کرد، وی در این دیدار از بیکفایتی قوام السلطنه و از اینکه اعضای کابینه او تنها به فکر پرکردن جیبهای خود بودهاند، سخن گفت (2)و سپس افزود: از ادامه کار آنان در کابینه جلوگیری خواهد کرد. (3)
«بدفورد» در گفتگو هایش با «گدس» و «کدمن» در خصوص امتیاز نفت شمال ایران تا آنجا پیش رفت که به آنها اظهار داشت: در صورتی که حضور شرکت استاندارد اویل، در ایران به هردلیلی، برای دولت انگلیس ناگوار باشد، اشتیاقی به کسب منافع در ایران ندارد. (4)
پنجشنبه 28 دی 1300/ 19 ژانویه 1922/ 20 جمادی الاول 1340
دوازده محموله فشنگ و توپ از کشور عثمانی برای اسماعیل سمیتقو فرستاده شد.(1)
پس از حرکت اردوی ممسنی برای سرکوبی امامقلی خان رستم و عبور اردو از املاک میر عباس، وی به توهم آنکه، اردوی اعزامی قصد دستگیری وی و پایان دادن به درگیری او و پسرش را دارد به شیراز فرار کرد و قبل از طلوع آفتاب امروز به کنسولگری انگلیس در شیراز پناهنده شد.(2)کنسول انگلیس پس از تماس تلفنی با معاون ایالت فارس و اطلاع از تفصیل ماجرا، از وی تقاضا نمود به کنسولگری بیاید.
میر عباس پس از مذاکره از ایالت فارس تأمین کامل خواست و معاون ایالت پاسخ داد: در صورتی که دعاوی عارضین خود را بهطور کامل رفع نماید به او تأمین داده خواهد شد.
به این ترتیب، میر عباس از بست کنسولگری خارج شد و در آبدار خانه ایالتی متحصن شد. (3)همچنین به میر عباس قول داده شد که به فرمانده اردوی ممسنی دستور داده میشود به املاک و اموال او تعرض نکند. (4)
روزنامه شرق نزدیک چاپ لندن به نقل از خبرنگار خود که از ایران بازگشته بود با درج مطلبی با عنوان اتومبیل در ایران نوشت:
دو سال پیش، تعداد کمی اتومبیل در ایران دیده میشد، اما اکنون تعداد اتومبیلها در ایران به بیش از یکصد دستگاه رسیده و در حال افزایش است. چنانکه اتومبیلهای ساخت ایتالیا در ایران از بازار خوبی برخوردار هستند.
شرق نزدیک در ادامه آورده است: به جا است شرکتهای اتومبیلسازی انگلیس نیز، درباره بازار ایران جدیت بیشتری داشته باشند، زیرا خریداران ایرانی خواستار کالای مرغوب میباشند و چنانچه اتومبیل خوبی وارد کشورشان شود، از خرید آن صرفنظر نمیکنند. (5)
مؤتمن الملک رئیس مجلس شورای ملی با ارسال نامهای فوری به وزارت داخله از معاون آن وزارت خانه دعوت کرد تا در روز شنبه اول بهمنماه ساعت 10 صبح در جلسه کمیسیون رسیدگی به اظهارات مهاجرین گیلان که با حضور نمایندگان آنان به منظور پارهای مذاکرات صورت میگیرد، شرکت نماید. (6)
[تصویر] نمونهای از نخستین اتومبیلهای آن زمان در تهران
در حمله عدهای از ترکمنهای مسلح به بازار شهر مرو و غارت اموال مردم، خسارات زیادی به اتباع ایرانی وارد شد. (7)پس از انعکاس این موضوع به سفارت شوروی،(8)آنان اظهار کردند که مأمورین شوروی از غارت اموال اتباع ایرانی در بازار شهر مرو بیاطلاع هستند. (9)
1) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 28/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 58.
2) در پی درج مطلبی در شماره صد و پنجاه روزنامه گلستان تحت عنوان «دو مکتوب مهم» و در شماره سی و هشتم روزنامه عصر آزادی با عنوان «اینک اسناد» درباره تحصن میر عباس در کنسولگری انگلیس در شیراز، کنسول انگلیس با انتشار ابلاغیهای اعلام نمود: هیچ رابطه خصوصی با میر عباس نداشته و فقط در یک مسافرت آن هم در بین راه، یک شب با او ملاقات داشته است و با بیان این مطلب که پناهنده شدن افراد به کنسولگریها امری معمول میباشد، سعی در توضیح و تبیین این موضوع داشت. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 28).
3) چند روز پس از خروج میر عباس از کنسولگری انگلیس در شیراز و تحصن در ایالت فارس وی دو نامه شکایتآمیز به کنسولگری انگلیس ارسال کرد، حاکی از اینکه در خصوص رسیدگی به امور او مسامحه شده و خواستار پناهنده شدن مجدد به کنسولگری انگلیس در شیراز شد، پس از موافقت کنسولگری انگلیس میر عباس مجددا در ساختمان کنسولگری بست نشست. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 28).
4) ابلاغیه کنسولگری انگلیس در شیراز، 2/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 28).
5) روزنامه شرق نزدیک، 19 ژانویه 1922.
6) مراسله رئیس مجلس شورای ملی، به وزارت داخله، 28/ 10/ 1300، اسناد ملی ایران، س 1300، شم ت 290006460.
7) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 55 ص 4.
8) تلگراف وزارت خارجه به سفارت روسیه، 1/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 55، ص 3.
9) مراسله سفارت شوروی به وزارت خارجه، 8/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 55، ص 5.
[تصویر] بازار شهر مرو در آن روزگار
سیصد نفر از ژاندارم هایی که به منظور مبارزه با اکراد از سقز به ساوجبلاغ اعزام شده بودند، مجددا به سقز بازگشتند. (1)
1) تلگراف دبیر الوزاره به کارگزاری کل آذربایجان، 29/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 6.
جمعه 29 دی 1300/ 20 ژانویه 1922/ 21 جمادی الاول 1340
احمد شاه با صدور فرمانی، (1)مشیر الدوله را به سمت رئیس الوزرایی منصوب کرد. (2)
داوود مفتاح السلطنه سفیر ایران در لندن طی تلگرافی به وزارت امور خارجه اطلاع داد کمپانی نفت جنوب با انتشار اعلانی سهام ذیل را در معرض فروش گذاشته است:
دو میلیون سهم یک لیرهای، که قیمت هرسهم بیست و یک شلینگ و سود آن هشت درصد میباشد و ششصد هزار سهم که قیمت اصلی هرسهم یک لیره است ولی معادل شصت و پنج درصد یک لیره به فروش میرسد که سود آن، منوط به سود و عواید خالص کمپانی است، چنانکه سال گذشته سود آن بیست درصد بود. مفتاح السلطنه در ادامه افزود:
کمیسر وزارت خارجه انگلیس پیشنهاد کرده است این موضوع به وزارت فواید عامه اطلاع داده شود، چنانچه دولت ایران و سهامداران ایرانی مایل به خرید سهام مذکور (3)باشند از حق تقدم برخوردار هستند. (4)
حزب دموکرات قزوین تظاهرات بزرگی علیه فئودالها برگزار کرد. حکمران قزوین دستور بازداشت «سربخش» یکی از افراد مشهور دموکرات را صادر کرد.
سربخش به تلگراف خانه پناه برد و در آنجا بست نشست، ولی مأموران به دستور حکمران قزوین به داخل ساختمان تلگراف خانه رفته و او را دستگیر نمودند. (5)
«گدس» با اصرار از وزارت خارجه انگلیس خواست، به توسعه همکاری انگلیس و آمریکا در شمال ایران ادامه دهد، زیرا مقابله با شرکت استاندارد اویل در ترتیب دادن و تداوم تبلیغات خصمانه دشوار و از لحاظ روابط انگلیس با آمریکا خطرناک است.
ضمنا از «هوور»، وزیر تجارت انگلیس نقل قول کرد که چنانچه احساسی دوستانه بین شرکت نفت ایران و انگلیس و استاندارد اویل به وجود میآمد یک کلمه دیگر درباره موضوع نفت در ایران شنیده نمیشد. (6)
وزارت خارجه انگلیس در صدد بود با دادن اجازه به شرکت استاندارد اویل برای شرکت در استخراج منابع نفتی شمال ایران، عاملی قدرتمند را از بین عوامل دشمن خود در ایالات متحده آمریکا حذف کند. (7)
روزنامه نیمهرسمی العراق چاپ بغداد امروز مقالهای تحریکآمیز را به قلم «پیرانستاس کرمل» (8)در خصوص کردستان منتشر کرد. خلاصه مقاله (9)مزبور به شرح ذیل میباشد:
خانواده «بابان» از امرای کردستان در گذشته دارای حکومت مستقلی بودند که خدمات زیادی را به فرهنگ و تمدن و تأسیس شهرها نمودند.
مرزهای حکومت آنان از یکسو از دریاچه ارومیه تا کوههای حمرین و از سوی دیگر از موصل تا کرمانشاه امتداد داشت و دارای قشون منظمی مانند نظامیان اروپا در آن عهد بود.
بطوریکه، در جنگها از توپ استفاده میکردند و ضمن حفظ استقلال خود، گاهی تحت حمایت ایران و گاهی عثمانی بودند.
سرانجام به دلیل فشارها و تضییقات این دو حکومت قوی، حیات سیاسی حکومت آنان پایان یافت. (10)
1) احمد شاه در این فرمان چنین آورده بود: «نظر به مرحمت و اعتماد خاصی که در هرموقع نسبت به جناب اشرف مشیر الدوله داشته و داریم با صدور این دستخط انجم نمط مبارک معزی الیه را به ریاست وزراء منصوب و برقرار فرمودیم که با کمال استظهار به مراحم مخصوصه ما مشغول انجام خدمت باشد.»
2) روزنامه ایران، 2/ 11/ 1300، ص 1.
3) یک هفته بعد اعلام شد تمام سهام فوق الذکر به فروش رسیده و اگر دولت ایران مایل به خرید سهام است باید از بازار تهیه نماید. (اسناد ملی ایران شم ت 24014649).
4) تلگراف داوود مفتاح السلطنه به وزارت خارجه، 1/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 24014649.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 120.
6) .Geddes to Curzon ,20 Jan 1922 ,Fo 371 /7278 /906
7) Geddes to Curzon ,20 Jan 1922 ,Fo 371 /7278 /604 .
8) پیرانستاس کرمل از کشیشهای کلیسای فرانسوی و اصلا عرب بود که در زمینه مسائل عراق و کردها اطلاعات زیادی داشت و مورد احترام و وثوق مأمورین سیاسی انگلیس بود، زیرا مروج افکار و مقاصد آنان بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 47، پ 14، ص 5).
9) انتشار اینگونه مقالات در یک روزنامه نیمهرسمی که از نظر مأمورین سانسور میگذشت، نشاندهنده مقاصد مأمورین سیاسی انگلیسی در زمینه تشکیل حکومت مستقلی به نام کردستان بود و تمایل آنان را به تشکیل این حکومت نشان میداد که شامل قسمتی از شمالغربی ایران و یک قسمت از عراق بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 47، پ 14، ص 5).
10) روزنامه العراق، 22 جمادی الاولی 1340 ق.
[تصویر] میرزا حسین خان مؤتمن الملک پشت میز ریاست مجلس شورای ملی به همراه هیئترئیسه
پس از آنکه، امیر موثق فرمانده کل اردوی آذربایجان عدل الدوله را به دلیل اقدامات خودسرانه سوارانش در شهر ویران احضار و عذرش را خواست وی با سوارانش به مراغه رفتند. (1)
دویست نفر نیروی نظامی شامل صد و پنجاه نفر سرباز قدیم و پنجاه نفر قزاق سابق، از تبریز به خوی اعزام شدند.
با در نظر گرفتن دویست نفر نظامی که در خوی مستقر بودند، جمعا چهار صد نظامی آمادهبهخدمت در خوی حضور داشتند. (2)
اسماعیل امیرفضلی(3)
(آینده؛ سال 1367، شماره 8- 6، ص 427).
امیر لشکر شمال غرب در تلگرافی به رئیس ارکان حرب کل قشون با ابراز نارضایتی خود از اقدامات اقبال السلطنه(4)هنگامی که سرلشکر عبد اللّه طهماسبی به فرماندهی لشکر آذربایجان منصوب شد یکی از برنامههای اصلی وی از بین بردن اقبال السلطنه بود و به هر ترتیبی که بود اقبال السلطنه را با خود به تبریز آورد و زندانی کرد و افسری را به حکومت ماکو برگزید. سرانجام پس از دستگیری و توقیف اموال، وی در زندان تبریز مسموم شد و درگذشت. وی به هنگام مرگ 60 سال سن داشت.
(رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، ص 21- 20؛ شرح زندگانی من، ج 3، ص 577؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 2، ص 87؛ تاریخ ماکو، ص 110 و 113).
ماکوئی در آذربایجان، همه اقدامات وی را در راستای اغفال اولیای امور و جلب مقاصد و منافع شخصی دانست.امیرفضلی در تلگراف خود به امان اللّه جهانبانی رئیس ارکان حرب کل قشون، با اشاره به عدم تمایل اقبال السلطنه به حضور مأمورین دولتی در خوی تصریح کرد:
اقبال السلطنه مایل است شخصا، خوی (5)را اداره نماید. روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 508 * اعلام نارضایتی از اقدامات اقبال السلطنه .....
یرفضلی همچنین در ادامه تلگراف خود به رئیس ارکان حرب کل قشون خبر داد شجاع الدوله پسر اقبال السلطنه با تفویض اختیارات از سوی پدرش به خوی رفته و در امور همه مؤسسات و دوایر دولتی مداخله میکند و حتی پا را از این نیز، فراتر گذاشته و کفیل کارگزاری تبریز را بازداشت و به ماکو (6)فرستاده است.(7)
قرنی آقا، امیر عشایر مامش که تاکنون برای آمدن به ساوجبلاغ عذر و بهانه میآورد، امروز طی عریضهای به حکومت ساوجبلاغ درخواست نمود یک نفر نماینده از سوی حکومت نزد وی برود تا او به همراه آن نماینده به ساوجبلاغ بیاید. تقاضای قرنی آقا از سوی حکومت پذیرفته شد و قرار شد، فردا سیف القضات به عنوان نماینده نزد قرنی آقا اعزام شود. (8)
روزشمار تاریخ معاصر ایران، ج1، ص: 510
1) تلگراف دبیر الوزاره به کارگزاری کل آذربایجان، 29/ 10/ 1300، اسنادوزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 6.
2) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 29/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 71.
3) اسماعیل امیرفضلی: سرلشکر اسماعیل امیرفضلی در سال 1253 ش، در تهران یا بنابر قولی در ایروان به دنیا آمد و خاندان وی در سال 1897 م، از قفقاز به تهران مهاجرت کردند. امیرفضلی در سال 1899 م، در بریگاد قزاق نامنویسی کرد و در سال 1920 م، پس از طی مراحل مختلف به درجه سرهنگی رسید. او از دوستان رضا شاه بود و در کودتای 1299 ش، از همراهان وی بود. در سال 1300 ش، به درجه سرلشکری رسید و به سمت فرماندهی نیروهای نظامی در آذربایجان منصوب گشت. در سال 1301 ش، فرماندار نظامی آذربایجان شد. امیرفضلی در سال 1303 ش، به تهران احضار شد و به سمت ریاست بازرسی امور مالی ارتش رسید. در سال 1315 ش، تا 1318 ش، کفیل وزارت جنگ بود. وی سرانجام در سال 1332 درگذشت.
4) اقبال السلطنه ماکوئی: مرتضی قلی خان فرزند تیمور خان، ملقب به اقبال السلطنه در سال 1243 ش، به دنیا آمد. پس از فوت پدر، در سال 1312 ق، زمام امور حکومت ماکو را در دست گرفت و حکمران و سرحددار ایران در غرب و رئیس ایلات بیات ماکو بود. او قبل از اعلان مشروطیت، از افتتاح انجمن ماکو به بهانه خدشهدار شدن امنیت منطقه، جلوگیری کرد. با این حال انجمن ماکو، با تلاش سالار مکرم، خواهرزاده اقبال السلطنه تأسیس شد. وی در زمان مشروطیت به مخالفت با آن برخاست ولی با مقاومت مشروطهخواهان به قفقاز رفت و با نیرویی که در قفقاز فراهم کرد، به هنگام محاصره تبریز توسط عین الدوله، به یاری وی شتافت و مشروطهخواهان را سرکوب کرد و تا کودتای 1299 ش، قدرتمندترین خان آذربایجان بود.
5) شهرستان خوی یکی از شهرهای شمالغربی ایران است که در 777 کیلومتری شمالغربی تهران و 149 کیلومتری تبریز واقع شده است. شهر خوی بوسیله دو راه شوسه از طریق جلفا با جمهوری آذربایجان و دیگری در بازرگان با کشور ترکیه ارتباط دارد.
6) ماکو در 909 کیلومتری شمالغربی تهران و 275 کیلومتری شمالغربی ارومیه واقع شده و آب و هوایی کوهستانی دارد.
7) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 29/ 10/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 70.
8) تلگراف دبیر الوزاره به کارگزاری آذربایجان، 29/ 10/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 5.
[تصویر] رضا خان هنگام آموزش با مسلسل شصتتیر، قبل از کودتای 1299 ش
[تصویر] تعدادی از آوارههای ارمنی مهاجر به ایران در آن زمان
یکشنبه 2 بهمن 1300/ 22 ژانویه 1922/ 23 جمادی الاول 1340
مشیر الدوله (1)
در خرداد 1287 در کابینه میرزا احمد خان مشیر السلطنه وزارت علوم و اوقاف به وی سپرده شد. در سال 1288 وزیر عدلیه شد. در کابینه دوم و سوم سپهدار تنکابنی وزیر عدلیه بود و در کابینه چهارم وزیر تجارت گردید، در کابینه صمصام السلطنه بختیاری نیز وزیر عدلیه شد. وقتی علاء السلطنه مازندرانی کابینه تشکیل داد مشیر الدوله را به سمت وزیر علوم و معارف برگزید. در اسفند 1293 به مقام رئیس الوزرایی رسید و درعینحال وزارت جنگ را عهدهدار شد. در سال 1296 بار دیگر در کابینه علاء السلطنه وزیر جنگ شد. از تیر 1299 ش، به مدت 5 ماه نخستوزیر بود. در آبان همان سال جای خود را به سپهدار رشتی داد. در بهمن 1300 دوباره به مقام رئیس الوزرایی رسید و خود وزیر داخله نیز بود. در خرداد 1302 برای بار چهارم به نخستوزیری رسید. چند دوره نماینده مجلس بود و به دفعات در وزارت خانههای مختلف مقام وزارت داشت. مشهورترین اثر وی تاریخ ایران باستان است. سرانجام مشیر الدوله در 29 آبان 1314 درگذشت و در امامزاده صالح تجریش به خاک سپرده شد. (زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ص 99- 101؛ حیات یحیی، ج 4، ص 383؛ شرح زندگانی من، ج 2، ص 69؛ خاطرات و خاطرات، ص 350- 351).
رئیس الوزرای جدید، اعضای کابینه خود را به مجلس شورای ملی معرفی کرد. در کابینه پیشنهادی او رضا خان به عنوان وزیر جنگ، ابراهیم حکیم الملک به عنوان وزیر امور خارجه، سردار معظم خراسانی به عنوان وزیر عدلیه، رضا قلی نیر الملک به عنوان وزیر معارف، احمد خان اعتلاء السلطنه به عنوان وزیر پست و تلگراف، حسین ادیب السلطنه(2)ادیب السلطنه سمیعی در سال 1293 ش، به مجلس شورای ملی راه یافت و در دوره سوم نماینده مردم رشت بود. هنگام ورود قوای متجاوز روسیه به ایران در محرم 1334 ق، و خروج آزادیخواهان و دموکراتها از تهران او نیز که از سران حزب دموکرات رشت بود، به همراه مهاجرین تهران را ترک گفت. هنگامی که مهاجرین در کرمانشاه حکومت مستقل موقتی خود را به ریاست نظام السلطنه مافی تشکیل دادند، وزیر داخله این حکومت در تبعید بود. پس از تصرف غرب کشور توسط ارتش روسیه به استانبول و حلب رفت و تا سال 1338 ق، به کشور بازنگشت. سمیعی در کابینه فتح اللّه اکبر سپهدار رشتی که در پنجم آبانماه 1299 ش، تشکیل شد معاون رئیس الوزراء بود و در همین سمت بود که از طرف دولت و دربار مأمور شد تا جلوی حرکت کودتاچیان سوم اسفند 1299 ش، را بگیرد ولی موفق نشد و توسط کودتاچیان مدتی بازداشت شد. پس از کودتای اسفند 1299 ش، ادیب السلطنه سمیعی به مناصب بالاتر ترقی کرد. در کابینه اول قوام السلطنه که در 14 خرداد 1300 ش، تشکیل شد وزیر فواید عامه و تجارت شد و همین سمت را در کابینه مشیر الدوله که در بهمنماه 1300 تشکیل شد، حفظ کرد. در اسفندماه 1301 ش، در کابینه مستوفی الممالک به کفالتوزارت داخله منصوب شد که در اثر فشار مخالفین دولت در مجلس و کشور که بیارتباط با تحریکات سردار سپه نبود در اردیبهشتماه 1302 ش، مجبور به استعفا شد. در هفتم شهریورماه 1303 ش، به عنوان وزیر عدلیه وارد کابینه سردار سپه شد. و پس از آن به جای عبد الحسین تیمورتاش رئیس تشریفات دربار شد و در حقیقت وظایف وزیر دربار را انجام میداد.
سمیعی از سال 1319 تا 1321 ش، سفیر ایران در افغانستان بود و سپس در کابینه علی سهیلی که در 28 بهمن 1321 تشکیل شد وزیر مشاور و از 19 تیر 1322 وزیر کشور شد و تا نهم شهریور 1322 در این سمت بود.
ادیب السلطنه همانطور که مورد اعتماد رضا شاه بود مورد اعتماد محمد رضا پهلوی نیز بود و از سال 1325 ش، در سمت ریاست دربار پهلوی دوم به خدمت پرداخت. ادیب السلطنه از فراماسونرهای قدیمی و عضو لژهای بیداری ایران و انجمن اخوت بود. هنگامی که محمد رضا پهلوی در سال 1327 ش، به اروپا رفت. ادیب السلطنه یکی از اعضای شورای سلطنتی بود.
مدتی انجمن ادبی تهران، تحت ریاست او اداره میشد و مدتی هم رئیس فرهنگستان و رئیس انجمن تربیتبدنی و پیشاهنگی بود. مدتی هم حکومت آذربایجان را بر عهده داشت. ادیب السلطنه در 15 بهمن 1332 درگذشت.
(فهرست اسامی و مشخصات نمایندگان 24 دوره مجلس شورای ملی، ص 9؛ فهرست مؤلفین کتب چاپی، ج 2، ص 755؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 2، ص 7؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 65- 68).
به عنوان وزیر فواید عامه و محمود مدیر الملک به عنوان کفیل وزارت مالیه معرفی شدند. شخص مشیر الدوله علاوهبر داشتن سمت رئیس الوزرایی، وزیر داخله نیز بود.(3)امان اللّه جهانبانی رئیس ارکان حرب کل قشون طی فرمانی به اسماعیل امیرفضلی(4)امیر لشکر شمال غرب تصریح کرد: با توجه به مقتضیات زمانی، تا موقعی که شورش و طغیان اکراد و سمیتقو پایان نیافته، لازم است با اقبال السلطنه ماکویی و نیروهای تحت امرش، رفتاری مسالمتآمیز داشته باشند و ارتباط خود را با آنان مستحکم نگاه دارند، تا پس از پایان غائله آذربایجان بنابر مصالح و مقتضیات وقت درباره آنان تصمیمگیری شود. (5)
«آندریو» رئیس ایالتی گمرک خرمشهر (محمره) از حضور پلیسهای هندی برای بازرسی تذکرههای مسافرین در محمره به اداره مرکزی گمرکات شکایت کرد. پست پلیس هندی در محمره از ابتدای جنگ جهانی اول توسط فرماندهان نظامی انگلیسی و برای بازرسی تذکرههای مسافرینی که به محمره میآمدند تأسیس شده بود ولی حضور این نیروها در آن مقطع زمانی باعث اختلال در عملیات گمرک بود. زیرا آنان در کنار کشتیها تذکرههای مسافرین را جمعآوری کرده ولی با تأخیر آنها را به اداره گمرک تحویل میدادند و این باعث میشد مسافرینی که به موجب قانون مجرم بودند و حق خروج از کشور را نداشتند از محمره خارج شده و دیگر دسترسی به آنان ممکن نباشد.(6)«آندریو» در اینباره چندبار با کنسول انگلیس مذاکره و لزوم فسخ این نیروها را خاطرنشان کرده بود. (7)
به مناسبت ورود جنازه امیر ارشد، دوایر دولتی، دکاکین و بازار شهر تبریز تعطیل بود. جنازه امیر ارشد روی عراده توپی که شش قاطر آن را حمل میکردند، با تشریفات نظامی به طرف مقبره سید حمزه، حرکت داده شد. در این مراسم میرزا حسین واعظ نطقی دایر بر شجاعت و رشادت امیر ارشد ایراد نمود. (8)
مفتح الملک از بغداد به وزارت امور خارجه اطلاع داد، سردار رشید به سمیتقو قول داده است، اورامان مریوان و همه کردستان را با او همراه نماید و انگلیسیها هم که از طریق محمود خان با سمیتقو در حال مذاکره هستند به وی گفتهاند:
«والیزاده هستی والی خواهید شد»، مفتح الملک همچنین اظهار نمود: بهتر است سرکردهها بدانند، سمیتقو به امیدواری استقلال کردستان فریب انگلیسیها را خورده است و اقلا با او همکاری نکنند. (9)
در پی کسب تکلیف اسماعیل امیرفضلی از وزارت جنگ در خصوص چگونگی رفتار(10)با سوئدیهای استخدام شده در قشون ایران، رضا خان تأکید کرد (11)بایستی با آنان همانند صاحب منصبان ایرانی رفتار شود و براساس درجه نظامیشان
1) حسن پیرنیا، مشیر الدوله، متولد 1251 ش، فرزند میرزا نصر اللّه مشیر الدوله، تحصیلات مقدماتی و معمول زمان را به اتفاق برادرش حسین پیرنیا تحت مراقبت و نظارت پدر انجام داد و علوم متداول را فراگرفت و سپس جهت ادامه تحصیل به روسیه رفت و در رشتههای نظام و حقوق فارغ التحصیل شد. پس از آن به فرانسه رفت و مدتی به تحصیل پرداخت و سپس به خدمت در سفارت ایران در روسیه درآمد. در سال 1317 ق، پدرش وزیر امور خارجه شد و او را به تهران احضار و با لقب مشیر الملک به عنوان رئیس دفتر وزارت خارجه و منشی مخصوص خود تعیین نمود در سال 1320 ق، در مقام وزیرمختار ایران در روسیه به آن کشور رفت. حسن پیرنیا پس از مرگ پدرش، لقب مشیر الدوله گرفت. وی در کابینه ناصر الملک وزیر امور خارجه گردید. در ترمیم کابینه نظام السلطنه نیز وزیر امور خارجه شد.
2) حسین سمیعی ادیب السلطنه فرزند میرزا حسن خان ادیب السلطنه در سال 1253 ش، در رشت متولد شد. در کرمانشاه نزد ابو الفقراء اصفهانی و میرزا سالک و در تهران در مدرسه دار الفنون تحصیلات را گذراند. مشاغل دولتی را از وزارت خارجه آغاز کرد و در سال 1314 ق، معاون دوم اداره عثمانی و در محرم 1326 ق، مدیر اداره تحریرات دول غیرهمجوار بود و در سال 1329 ق و 1290 ش، مدیریت کل وزارت داخله را بر عهده داشت.
3) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 120؛ روزنامه ایران، 3/ 11/ 1300، ص 1.
4) پیش از این زمان اسماعیل امیرفضلی نسبت به رفتار ماکوئیها به رهبری اقبال السلطنه اظهار نارضایتی کرده بود. (ن ک: خبر پنجشنبه 29 دی 1300).
5) تلگراف رئیس ارکان حرب کل قشون به امیر لشکر شمال غرب؛ 2/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300؛ پ 97، ص 66.
6) گزارش گمرک محمره به اداره مرکزی کل گمرک، 2/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 300، ک 1/ 30، پ 50، ص 4.
7) در نتیجه شکایات فراوان از این قبیل پستها، و پیگیری وزارت خارجه پست هندی منحل گشت. (اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 1/ 30، پ 50، ص 3).
8) روزنامه ایران، 3/ 11/ 1300، ص 3.
9) مراسله مفتح الملک از بغداد به وزارت خارجه، 2/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 104.
10) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 2/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 29.
11) دستور حاشیه سند فوق.
به آنان مسئولیت داده شود. (1)
[تصویر] اقبال السلطنه ماکوئی
[تصویر] حسین سمیعی (ادیب السلطنه)
امروز سرتیپ دوم محمود آقا انصاری رئیس کمیسیون رسیدگی به محاسبه تجارت خانه برادران تومانیانس با انتشار اعلانی (2)در مطبوعات به مردم اطلاع داد: تجارت خانه برادران تومانیانس حق فروش املاک و اموال خود را ندارند و هرگونه معاملهای در این زمینه، از درجه اعتبار ساقط است. (3)
رضا خان پس از اطلاع از اینکه، ایالت آذربایجان نزدیک به چهار صد نفر از ارامنه مهاجر روسیه (4)را در قشون استخدام نموده است، دستور داد، آنان را به هرطریق از قشون اخراج نمایند. (5)این ارامنه چندی قبل به دستور مخبر السلطنه والی آذربایجان در جبهه شرف خانه (6)مشغول به خدمت شده بودند.(7)
1) تلگراف رئیس ارکان حرب کل قشون به امیر لشکر شمال غرب، 5/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 35.
2) اعلان مذکور به شرح ذیل بود: «تجارت خانه برادران تومانیانس از تاریخ نشر این اعلان، مطابق با صورتی که به کمیسیون دادهاند در مرکز یا نقاط دیگر حق فروش یا انتقال املاک تجارت خانه را به غیر به هیچوجه ندارند و هرمعاملهای نسبت به املاک مزبور بشود باطل و از درجه اعتبار ساقط است.»
3) روزنامه ایران، 2/ 11/ 1300، ص 1.
4) با اعلام استقرار نظام شوروی در ارمنستان در 29 نوامبر 1920 م/ 8 آذر 1299، در کمتر از یک ماه، اخبار ورود دستههای چند صد نفری ارامنه به تبریز و عزیمت عدهای از آنها به قزوین، همدان، تهران و ... در مطبوعات ایران منتشر شد. با ورود آنان به ایران، برای حل و فصل مشکلات معیشتی ایشان، «پرنس آرقوتیان» وزیرمختار جمهوری سابق ارمنستان، کوششها و اقداماتی را از جمله درخواست از جامعه ارامنه ایران برای کمک به آنان، انجام داد. آرقوتیان به نقاط مختلفی که ارامنه ایران زندگی میکردند، رفت و از آنان برای مهاجرین کمک مالی دریافت کرد. با استقرار و تثبیت حاکمیت بلشویکها در ارمنستان، دامنه فشار بر ارامنه چنان بالا گرفت که منجر به قیام ارامنه بر ضد بلشویکها و سرکوب آنها در 18 فوریه 1921 شد که در نتیجه آن پناهندگان بیشتری به ایران آمدند. در بین پناهندگان علاوهبر مردم عادی تعداد زیادی از نخبگان سیاسی و نظامی و دولتمردان سابق ارمنستان حضور داشتند که حضور آنها در تبریز باعث شد دولت شوروی فشار زیادی را برای بازگرداندن و یا اخراج آنان از آذربایجان ایران وارد آورد. همین فشارها موجب بازگشت تعدادی از ارامنه به ارمنستان شد. وزیرمختار شوروی با مقایسه قیام «لاهوتی خان» در تبریز با قیام داشناکسیون بر ضد دولت بلشویکی به دولت ایران گوشزد کرد: همانطور که اتحاد شوروی، لاهوتی خان و گروهش را پس از پناهندگی به خاک شوروی خلع سلاح و تحت کنترل و مراقبت گرفت، دولت ایران هم باید مهاجرین ارامنه را تحت کنترل درآورده و از نواحی مرزی آذربایجان اخراج کند (روزنامه ایران، 28 تا 20 دی 1299؛ ارمنستان در آستانه قرن بیستم، ص 159- 155، 162- 161؛ توفان بر فراز قفقاز، ص 416- 411؛ اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 15).
5) دستور حاشیه سند ذیل.
6) بندر شرف خانه در 18 کیلومتری غرب شبستر و در ساحل شرقی دریاچه ارومیه است این منطقه دارای راهآهن و اسکله برای کشتیرانی است.
7) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 2/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 29.
دوشنبه 3 بهمن 1300/ 23 ژانویه 1922/ 24 جمادی الاول 1340
صبح امروز احمد شاه در میدان مشق تهران از نظامیان سان دید. در این مراسم وزیران و نمایندگان مجلس و اعضای سفارت خانهها حضور داشتند.
رژه واحدهای پیاده و توپ خانه نشان از پیشرفت قدرت و انضباط آنان داشت. این رژه بینندگان را تحت تأثیر قرار داده بود. (1)
انگلیسیها منطقه «رواندوز» را که در دست ملیون عثمانی بود تصرف کردند. «بابکر سلیم آقای پشدری» نیز از مأمورین سیاسی دولت انگلیس در «قلعه دزی» با «محمود عباس سلیم آقا» که او هم «پشدری» و طرفدار ملیون عثمانی بود، در حال جنگ بودند. (2)
عز الملک معاون وزارت مالیه استعفای خود را به رئیس الوزراء تقدیم کرد.(3)
پیرو تظاهرات گستردهای که حزب دموکرات قزوین سه روز قبل علیه فئودالها به راه انداخت امروز حداد یکی از افراد حزب دموکرات قزوین دستگیر شد. (4)
بعد از ظهر امروز جانشین کنسول روس در انزلی عموم تجار را برای صرف چای به کنسولگری دعوت نمود. کارگزار انزلی و کنسول روسیه در بندر جز نیز در این جلسه حضور داشتند. جانشین کنسول روس در انزلی و کنسول روس در بندر جز در این مراسم سخنرانی کردند. آنان در سخنان خود به تجار وعده دادند، از این به بعد میتوانند شخصا به کنسولگری مراجعه نموده و خواستههای خود را بیان نمایند و خاطرنشان ساختند، با توجه به اینکه باب تجارت ایران و روسیه باز شده، هریک از تجار که بخواهند به روسیه عزیمت نمایند میتوانند با مراجعه و معرفی خود از سوی هیئت تجار به کنسولگری، تذکره (5)دریافت نمایند.(6)
روزنامه «پراودا» چاپ گرجستان در شرحی راجع به اولین کنگره حزب کمونیست گرجستان نوشت: «حمید سلطانزاده» از طرف کمونیستهای ایران در آن مجلس سخنرانی کرده است.(7)
(1).
(2).
(3).
(4).
(5).
(6).
(7).
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 121.
2) تلگراف کارگزاری کل آذربایجان به وزارت خارجه، 4/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 1، ص 8.
3) روزنامه ایران، 5/ 11/ 1300، ص 2.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 120 و 121.
5) تذکره: پاسپورت، گذرنامه، جواز عبور.
6) گزارش کارگزاری انزلی و طوالش به وزیر خارجه، 4/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 11، ص 27.
7) تلگراف نماینده دولت ایران در آذربایجان شوروی به وزیر خارجه، 21/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 9، ص 245.
چهارشنبه 4 بهمن 1300/ 24 ژانویه 1922/ 25 جمادی الاول 1340
«لورن» بهطور جدی، از وزارت امور خارجه انگلیس خواست، تحریم مالی علیه ایران لغو شود. او معتقد بود در شرایط فعلی رضا خان سرنخ اوضاع را در ایران در دست دارد و بهترین تضمین برای حفظ منافع انگلیس این است که او امتیاز داشتن روابط حسن ه با انگلیس را درک کند. (1)
عهدنامههای منعقده بین ایران و افغانستان و ایران و روسیه و همچنین قانون عضویت ایران در جامعه ملل مورد تأیید احمد شاه قرار گرفت. 2
در پی بسته شدن راه سرخس به روسیه از سوی دولت روسیه، امروز کسبه و تجار سرخس ناصری مغازههای خود را تعطیل کرده، به حکومت و کارگزاری سرخس آمده و به این اقدام روسها اعتراض کردند. 3
اسماعیل امیرفضلی امیر لشکر شمال غرب طی گزارشی آمار نفرات و نیروهای قزاق سابق تبریز را به شرح ذیل به وزارت جنگ اعلام کرد: صاحب منصبان امیر تومان در موزیک یک نفر، سرتیپ دوم سوار یک نفر، سرتیپ سوم پیاده یک نفر، سرهنگ پیاده دو نفر، سرهنگ سوار یک نفر و در منتظرین خدمت یک نفر، نایب سرهنگ در پیاده یک نفر، در موزیک یک نفر، یاور در پیاده سه نفر؛ یاور در سوار دو نفر و یاور در منتظرین خدمت سوار یک نفر، سلطان در پیاده سه نفر، در بخش مسلسل یک نفر، در سوار چهار نفر، در آتشبار یک نفر؛ نایب اول در پیاده سه نفر، در آتشبار دو نفر، در سوار دو نفر در بخش مسلسل یک نفر نایب دوم در پیاده یک نفر، در سوار نه نفر، در مریض خانه یک نفر، در بخش منتظرین خدمت سوار یک نفر؛ نایب سوم در پیاده 16 نفر، در آتشبار یک نفر، در مسلسل (2)نفر، در سوار 15 نفر در مریض خانه 2 نفر، در منتظرین خدمت سوار (3)نفر، و در پیاده یک نفر؛ که جمع صاحب منصبان حاضر خدمت 72 نفر و منتظر خدمت 7 نفر هستند و 5 نفر هم غیرنظامی، منشی، محاسب، دکتر و استاد کار فنی هستند که در ردیف صاحب منصبان ارشد حقوق میگیرند.
دوم: نظامیان، اعم از افراد حاضر در شهر و مأمورین در نقاط دور و نزدیک عبارتند از: پیاده 927 نفر و سوار 350 نفر که 31 نفر آنها اسب ندارند. نظامیان در بخش مسلسل 124 نفر در آتشبار 90 نفر، خارج صف 61 نفر و 14 نفرشان غیرنظامی، نجار، آهنگر و باغبان میباشند. نظامیان در موزیک هم 40 نفر هستند که جمع آنها 1594 نفر میباشند.(4)
طی احکام جداگانهای از سوی احمد شاه یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه دوم به کلنل «بالفور» تبعه دولت انگلیس (5)و یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه سوم به کاپیتان «مکروی» که او هم تبعه دولت انگلیس بود اعطا شد. (6)
1) Loraine to Curzon, 24 Jan 1922; Minute by Churchill. 26 Jan 1922; Curzon to Loraine. 27 Jan 1922, Fo 371/
2) روزنامه ایران، 14/ 11/ 1300، ص 2.
3) تلگراف کارگزاری سرخس به وزیر خارجه، 5/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 19، ص 5.
4) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به ارکان حرب کل قشون، 4/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 59.
5) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 19، ص 57.
6) همان، ص 54.
پنجشنبه 5 بهمن 1300/ 25 ژانویه 1922/ 26 جمادی الاول 1340
وزارت داخله به حکومت گیلان و طوالش دستور داد اعلان صادره از طرف ماژور مدبر الملک رئیس نظمیه رشت درباره رسیدگی به دعاوی حقوقی را لغو نمایند.(1)
زیرا رسیدگی به دعاوی حقوقی خارج از حدود و وظایف حکومتی بود که میتوانست اعتراض وزارت عدلیه را به همراه داشته باشد.
وزارت داخله همچنین تأکید کرد، حکومت و نظمیه در امور حقوقی مداخله نکنند تا مأمورین وزارت عدلیه به گیلان وارد شده و محاکم قانونی را رسما دایر نمایند. (2)
فردی مسلح از نوکران سردار ناصر و برادرش مصطفی نمینی از خوانین آستارا که از سوی اربابان خود، مأمور قتل حاکم آستارا بود، ساعت دو بامداد در منزل حاکم آستارا دستگیر و امروز تحت بازجویی قرار گرفت.
این شخص پس از بازجویی، در حضور تمام رؤسای دوایر دولتی، علما و بزرگان آستارا به قصد و نیت خود اعتراف کرد.
حکمران آستارا با ارسال تلگرافی به وزارت داخله، مجازات این فرد و برنامهریزان این عملیات را خواستار شد. (3)
«سردار نصرت» و «صمصام نظام» و چند نفر دیگر از خوانین قراجهداغ که تحت تعقیب قرار گرفته بودند به طرف روسیه مهاجرت کردند.
پس از فرار آنان به روسیه، مخبر السلطنه والی آذربایجان با ارسال تلگرافی به نماینده ایران در نخجوان، از وی خواست تا با مذاکره با مقامات مربوط، از آنان بخواهد یا خودشان فراریان را تسلیم نمایند یا مانع از اقدام مأمورین ایران نشوند که بتوانند تا هرجا لازم باشد آنان را تعقیب نمایند. (4)
احمد شاه بیآنکه منتظر بازگشت ولیعهد از اروپا شود، امروز با اتومبیل تهران را به قصد اروپا ترک کرد.
قرار بود برای حراست از شاه و رعایت مسائل امنیتی، وی با نام مستعار «پرنس عباس میرزا» به سفر ادامه دهد.
احمد شاه، برادر ارشد خود، اعتضاد السلطنه(5)را به نیابت سلطنت برگزیده بود. رضا خان تا مرز، شاه را اسکورت کرد. (6)
«آیت اللّه سید ابو الحسن اصفهانی» (7)
وی تا آخر عمر ریاست حوزه علمیه نجف را عهدهدار بود. آیت اللّه اصفهانی افزون بر اشتغالات علمی، از فعالیت سیاسی نیز به دور نبود و در برهه هایی حساس از تاریخ معاصر به ایفای نقش پرداخته است. سالها بعد، جریان امور در عراق به گونهای رقم خورد که اصفهانی را به عرصه سیاست کشانید.
در جریان جنبش مقاومت اسلامی شیعیان عراق در قبال نیروهای اشغالگر انگلیس، مخالفت او متوجه استعمار خارجی بود. اجتماع و وحدت کلمه علما و شیعیان، دولت انگلستان را بر آن داشت که به حکومت مستقیم و بیواسطه خود بر عراق پایان دهد و با پادشاهی ملک فیصل- از نامزدهای حکومت عراق- موافقت نماید (1340 ق/ 1921 م)، آقا سید ابو الحسن اصفهانی به همراه شیخ محمد حسین نائینی به منظور تحقق استقلال کامل و تشکیل حکومت پارلمانی و مستقل از بیگانگان، مخالف با نامزدی امیرفیصل یا هرنامزد دیگری که تحت حمایت انگلیس باشد، بودند. در ذی الحجه 1340 ق، نشست بزرگی در خانه اصفهانی تشکیل شد که به رد صریح قیمومت انگلیس و از میان برداشتن هرگونه قدرت خارجی برای حکومت عراق تأکید داشت. انگلستان برای نیل به اهداف خود در عراق و اجرای انتخابات توسط دستنشاندگانش از انواع رخدادها بهره میجست و علمای برجسته از جمله اصفهانی به تناسب، با ارسال نامه و فتوا در قبال آن با درایت موضع لازم را اتخاذ مینمودند. این وضع، مقامات انگلیس و فیصل را سخت خشمگین ساخت و تصمیم به مقاومت جدی در برابر علما گرفتند.
یکی از اقدامات آنها تبعید شیخ محمد خالصیزاده و سید محمد صدر از کاظمین به ایران و تبعید شیخ مهدی خالصی به حجاز بود (ذیقعده 1341 ق)، اصفهانی و نائینی و سایر علمای شیعه از این اقدام برآشفتند و به عنوان اعتراض از عراق خارج شدند و رهسپار تهران گشتند. در افکار عمومی شیعیان، مسلم شد که انگلیسیها علما را از عراق بیرون کرده و با اسلام اعلان جنگ دادهاند. اصفهانی و نائینی پس از یک مسافرت چهل و پنجروزه در 1342 ق، وارد قم شدند. توقف اصفهانی و همراهانش یازده ماه در قم به طول انجامید. ازاینرو، ضمن نامهای به فیصل، خواستار شدند که وسایل بازگشت آنان را به عراق فراهم آورد. فیصل در پاسخ ایشان اعلام کرد که به شرطی با تقاضای ایشان موافقت میکند که تعهد کتبی بسپارند در سیاست عراق مداخله نکنند. چون دولت ایران هم در این زمینه اقداماتی کرده بود، فیصل به سردار سپه پیغام داد «اگر ایران رژیم پادشاهی عراق را به رسمیت بشناسد به علما اجازه بازگشت داده خواهد شد». همه شروط دولت عراق پذیرفته شد. همچنین اصفهانی و نائینی، سید عبد الحسین طباطبایی، نامههای مشابهی نوشته و قولهای مساعدی به دولت عراق دادند. فعالیتهای اصفهانی پس از بازگشتش به عراق، صرفا بر کارهای فرهنگی به عنوان جزیی از وظایف دینی خود متمرکز شد. پس از بازگشت اصفهانی، رهبری معتدل و میانهرو و مصلحتشناس بود و روابط خود را با دولت ایران و عراق حفظ میکرد. حتی با دارا بودن مقام مرجعیت کل و بلامنازع شیعیان در تحولات شگرفی که در ایران (مانند نظاموظیفه و تغییر لباس و کشف حجاب) پیشآمد، اقدام جدی نکرد. او تا سالهای آخر زندگی نیز هرگز از تدریس و فعالیت اجتماعی بازنایستاد. در سال 1365 ق، برای معالجه و استراحت به لبنان رفت و چندی در بعلبک اقامت داشت. لیکن در آنجا به زمین خورد و رانش شکست. ناچار او را با هواپیما به بغداد بازگرداندند. اما پس از چند روز در سن هشتاد و یک سالگی در کاظمین دعوت حق را لبیک گفت. پیکر او در نجف اشرف به خاک سپرده شد. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 9، ص 212- 214؛ دایرة المعارف تشیع، ج 2، ص 220- 222).
توسط سید ابو طالب فرزندش به کنسولگری ایران در بغداد پیغام داد سفر احمد شاه به فرنگ را به مصلحت کشور نمیداند. (8)شرکت تلمبهسازی «گولد» آمریکا، آمادگی خود را جهت دادوستد با شرکتهای ایرانی به اطلاع مقامات ایران رسانید. (9)
دو شرکت رنگسازی آمریکایی تقاضا کردند، اطلاعاتی پیرامون معدن خاک قرمز جزیره هرمز در اختیار آنان قرار داده شود. (10)
یک کمپانی آمریکایی به نام «الاموپاکین» پیرامون خربزه ایران به تحقیقات پرداخت. (11)
1) مدبر الملک در 26 آذرماه 1300 اعلان کرده بود، کمیساریای مرکزی اداره نظمیه، در سه نقطه از شهر، شعبه صلحیه دایره نموده که صلاحیت رسیدگی به دعاوی تا میزان یکصد و پنجاه تومان را دارند. (اسناد ملی ایران شم ت 290007922).
2) مراسله وزارت داخله به حکومت گیلان و طوالش، 5/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007922.
3) تلگراف حکمران آستارا به وزارت داخله، 5/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 4، ص 44.
4) تلگراف مخبر السلطنه به وزارت خارجه، 6/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 41، ص 6.
5) حسینعلی میرزا اعتضاد السلطنه پسر ارشد محمد علی شاه که از یک زن صیغهای بود. (فرهنگ رجال قاجار، ص 152).
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 119- 121.
7) آقا سید ابو الحسن اصفهانی از مراجع تقلید شیعیان جهان و از فقهای بزرگ ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری است. وی در سال 1284 ق، در قریه مدیسه از دهات لنجان اصفهان متولد شد. سید ابو الحسن اصفهانی مقدمات علوم را در زادگاه خود فراگرفت و در اوایل بلوغ برای ادامه تحصیل رهسپار اصفهان گردید. اصفهانی در سال 1308 ق، در بیست و چهار سالگی برای ادامه تحصیلات عازم نجف اشرف شد. پس از وفات آیات، نائینی و حائری یزدی در 1355 ق، و آقا ضیاء عراقی در 1361 ق، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص اصفهانی منحصر شد که این تمرکز قبل از او در وجود هیچ مرجعی دیده نشده بود.
8) مراسله مفتح الملک به وزیر خارجه، 5/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 36، پ 7، ص 25.
9) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2.
10) همان.
11) همان.
[تصویر] آیت اللّه ابو الحسن اصفهانی
جمعه 6 بهمن 1300/ 26 ژانویه 1922/ 27 جمادی الاول 1340
خلیفه ارامنه اصفهان برای ملاقات کنسول انگلیس در بوشهر به ساختمان کنسولگری انگلیس واقع در خارج از بوشهر رفت.
«مسروب» رئیس اداره مالیه، از کارگزار بوشهر خواسته بود به منظور ترجمه و حضور در جلسه آنان به ساختمان کنسولگری برود ولی کارگزار با درخواست وی موافقت ننمود. خلیفه ارامنه اصفهان از چند روز قبل به بوشهر آمده ولی به ملاقات کارگزار و حکمران بوشهر نرفته بود. 1(1)او از بدو ورود در منزل یکی از ارامنه شهر اقامت داشت ولی تمام مخارج وی را کنسولگری انگلیس تقبل نموده بود. (2)
حدود پانصد نفر پیاده و یکصد سوار نظامی با چهار توپ صحرایی که در سوم بهمنماه از تهران به کاشان آمده بودند، این شهر را به قصد اصفهان ترک کردند. همچنین محمود آیرم (3)
پدر آیرم از صاحب منصبان با نفوذ در بریگاد قزاق بود و فرزندش را در بخش ملزومات این نیرو به کار گماشت. او ابتدا با درجه سروانی به خدمت پرداخت. در 1327 ق، زمانی که فرماندهی چند قزاق را در پایگاهی نزدیک کرج بر عهده داشت، با اردوی مشروطهخواهان روبرو شد. سپهبد امیر احمدی که در آن زمان با او بوده و پانزده سال داشته، از آن حادثه یاد کرده و از ترس و فرار آیرم از مقابل مشروطهخواهان سخن گفته است. اما آیرم، که در آن زمان درجه سروانی داشت، از روحیه قوی خود با داشتن نفرات قزاق و آتش توپ خانه سخن رانده و گفته که میتوانسته است شکست سختی به مشروطهخواهان بدهد. اما آنان از راهی که او حدس نمیزده، بدون برخورد با نیروهای او، وارد تهران شدند و پایتخت را اشغال کردند. این موضوع را ملکزاده در ذکر حوادث بادامک آورده است. اما به رغم گزارش ملکزاده، امیر احمدی که خود در آن واقعه حضور داشته، از جنگ خونین آن یاد کرده است. زمانی که سردار سپه، به قصد نفوذ یافتن در شهربانی، ژاندارمری را منحل کرد و عدهای از افسران جوان نظمیه به قزاق خانه و عدهای از افسران سالمند و مورد اطمینان خود را به نظمیه انتقال داد، آیرم را جزو افرادی که میتوانست به تحقق آن هدف کمک کند به شهربانی فرستاد و به قوام السلطنه، که رئیس الوزراء بود، توصیه کرد تا آیرم را به ریاست نظمیه منصوب کند؛ اما پیشنهاد وی پذیرفته نشد.
رضا خان در 1300 ش، برای یکپارچه ساختن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش دائمی و جدید، طرح گستردهای ریخت. برای تأسیس این ارتش تازه، هسته مرکزی آن را از عناصر بریگاد مرکزی و ژاندارمری انتخاب کرد و پنج لشکر جداگانه تشکیل داد: لشکر شمال غرب، جنوب و شرق. آیرم با درجه سرلشکری به فرماندهی لشکر جنوب- که سپاه اصفهان و شیراز و کرمان را تحت پوشش داشت- منصوب گردید.
آیرم با چند تن از اعضای ستاد و واحد هایی از قزاقهای سابق، ابتدا به کاشان وارد شد و واحد ژاندارمری آنجا را در اختیار گرفت. چندی بعد خواست تا ژاندارمری قم را نیز وارد نیروی جدید کند؛ اما اقدام وی مورد استقبال نیروهای ژاندارم قم قرار نگرفت و شمار زیادی از آنها محل خدمت را ترک گفتند و در مساجد پناه گرفتند. آیرم در اصفهان با مشکلات بسیاری در ارتش و مسائل مالی و استخدامی، تجهیزاتی و آموزشی روبرو شد؛ چندانکه نتوانست موفقیتی در سازماندهی کامل لشکر به دست آورد؛ با این حال، پس از چندی سازمان لشکر را توسعه داد. در اواسط اردیبهشت همان سال، ستاد لشکر را تشکیل داد و سرهنگ حیدر قلی خان پسیان، فرمانده ژاندارمری اصفهان را به ریاست ستاد خود انتخاب کرد.
در مدتی که آیرم در مقام فرماندهی لشکر جنوب انجاموظیفه میکرد مأموریت مهمی نیز به انجام رسانید که بازپسگیری قسمتی از بلوچستان ایران بود.
در فروردین 1303 ش، زمانی که در ایران، سخن از جمهوریخواهی به میان آمده بود، سرلشکر آیرم از کسانی بود که در طرفداری از آن و رضا خان، نامزد آن، اطلاعیه صادر کردند. وی در اطلاعیه خود ضمن اظهار وفاداری به رضا خان، اعلام داشت که حاضر است امور لشکر جنوب را رها کرده به سمت مرکز حرکت کند. زمانی که رضا خان به سلطنت رسید، در صدد خلع سلاح و یکجانشین کردن (تخته قاپو) عشایر برآمد؛ ازاینرو سرلشکر آیرم را که فرماندهی لشکر جنوب به عهده او بود، به همراه سرتیپ محمد حسین میرزا فیروز، فرزند عبد الحسین میرزا، رئیس ستاد لشکر جنوب، برای اجرای این مأموریت برگزید. در پی سیاست استقرار نیروی نظامی، به جای رهبری سنتی ایل، در نقاط مختلف کشور، پایگاههای نظامی ایجاد شد. سپس رؤسای ایلات شناسایی شدند و برای از بین بردن قدرت آنان، نیروهای نظامی گسیل گردیدند. یکی از سران عشایر محمد ناصر خان قشقایی بود، که ناچار به مهاجرت به تهران شد. رفتار خشونتآمیز نیروهای نظامی با ایلات نارضایی وسیعی برانگیخت که پس از اندکی به شورش منجر گشت. فشار و تضییق مأموران مالیه دولت، در ستاندن مالیات از عشایر و رفتار غیرانسانی با آنان و به گفته کرونین، اختلاس و رشوهخواری و فساد مقامات نظامی، به ویژه آیرم از دیگر عوامل شورش آنان در 1308 ش، بود. حاکم نظامی ایل، که از طرف آیرم گمارده شده بود، به تحقیر و بدرفتاری با ایلات پرداخت.
بنا به گفته مستوفی، وی زنان ایل را واداشت تا به سگان او شیر دهند! دولت مرکزی برای جلوگیری از گسترش شورش، حاکم نظامی ایل را عزل، و صولت الدوله را، که در آن دوران در زندان به سر میبرد و قبایل عشایر آزادی او را نیز خواستار بودند، آزاد کرد. سرلشکر آیرم نیز، که شاه او را باعث ایجاد بحران در منطقه میدانست، معزول گشت و در اواخر 1307 ش، به تهران فراخوانده شد. آیرم در تهران به زندان افتاد و اموال وی مصادره و به گفته کسانی از ارتش نیز اخراج گردید. اتهام او فساد و ارتشاء بود.
اما اقدامات دولت نتوانست قیام عمومی عشایر را آرام سازد. در همان وقت، سرتیپ حبیب اللّه خان شیبانی به جای آیرم منصوب شد و امور لشکر را سرتیپ محمد حسن فیروز و چند تن دیگر عهدهدار گردیدند. شیبانی در 14 خرداد 1308 عازم شیراز شد. شاه، به تلقین قوام الملک شیرازی، لشکر جنوب را در این سال منحل کرد و به جای آن چند تیپ به وجود آورد. آیرم پس از مدتی از زندانی ر هایی یافت و چنانکه برخی کسان در قول اخراج او از ارتش گفتهاند، در همان سال بازنشسته شد. از تاریخ فوت او نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. فرهنگ ناموران، ج 1، ص 397- 398.
فرمانده لشکر جنوب که دیروز وارد کاشان شده بود قرار بود فردا به سوی اصفهان حرکت نماید. (4)حکومتنظامی تهران طی نامهای به «حکیم الملک» وزیر امور خارجه وقت، از فروش ماهیهای فاسد در مهمان خانه پاریس تهران توسط یکی از اتباع خارجی به نام «ملیکف» خبر داد. رئیس حکومتنظامی تهران در ادامه نامه خود افزود: پس از اعزام نماینده حکومتنظامی و بلدیه محل و آزمایش ماهیها، فاسد بودن آنها مشخص شده است. موضوع فروش تدریجی ماهیهای فاسد شده توسط «ملیکف» به اداره تابعیت نیز اطلاع داده شد. (5)در تاریخ بیست و پنج اسفندماه وقتی هنوز از سوی وزارت خارجه ایران در این خصوص اقدامی نشده بود، حکومتنظامی تهران در نامهای دیگر از وزارت امور خارجه خواست، برای جلوگیری از بروز بحران و ایجاد مشکل برای سلامت عمومی شهروندان هرچه زودتر تمام ماهیهای متعلق به ملیکف معاینه شده و تکلیف قطعی آنها مشخص شود. (6)
[تصویر] کلیسای وانک اصفهان
عدهای از تجار همدانی در هنگام لشکرکشی قشون روس به همدان علاوه بر سرمایه خود، مبالغ زیادی نیز از سایر تجار قرض نموده، صرف کنترات حملونقل نظامیان روس کرده
1) تلگراف کارگزار کل بوشهر به وزارت خارجه، 6/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 88.
2) تلگراف کارگزار کل بوشهر به وزارت خارجه، 5/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 75.
3) محمود آیرم، فرزند سرتیپ حسین خان، از مهاجران قفقازی است که پس از قرارداد ترکمانچای به ایران آمدند. تاریخ تولد او دقیقا روشن نیست. آنچه استفانی کرونین گفته است، یعنی حدود 1269 ش، صحیح به نظر نمیرسد، زیرا براساس آن، سالهای دیگر زندگی وی درست درنمیآید. از قراین میتوان حدس زد که سال تولد وی یک دهه زودتر از آن سال بوده است.
4) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 121.
5) مراسله حکومتنظامی تهران به حکیم الملک، 6/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 5، پ 18، ص 7.
6) مراسله حکومتنظامی تهران به حکیم الملک، 25/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 5، پ 18، ص 3.
بودند. پس از گذشت مدتی در کمیسیون تفریق محاسبات نظامیان، فرمانده قشون روس با اطلاع مأمورین دولت ایران تصویب نمود به ازای هرتومان طلب تجار همدانی سه قران به آنان پرداخت شود، ولی پس از گذشت پنج سال از آن تاریخ تجار همدانی که نتوانسته بودند طلب خود را دریافت نمایند و از این بابت خسارت زیادی متحمل شده بودند با ارائه عرضحالی به مجلس شورای ملی، خواستار رسیدگی به این مشکل خود شدند. (1)
1) عریضه تجار همدانی به مجلس شورای ملی، 6/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 67، پ 2، ص 7.
شنبه 7 بهمن 1300/ 27 ژانویه 1922/ 28 جمادی الاول 1340
اشاره
[تصویر] تعدادی از دانشآموزان آن دوران
علاوهبر اینکه، سفارت روسیه و یا کنسولگری روسیه در رشت جهت دادن ویزای تذکره به مسافرین و تجار ایرانی که قصد عزیمت به روسیه را داشتند، پانزده منات طلا دریافت میکردند، (1)حکومت آذربایجان قفقاز نیز اتباع ایرانی را مجبور به پرداخت پانزده منات طلا میکرد و همچنین میبایست به حکومت گرجستان هم، پنج منات طلای دیگر میپرداختند.
این موضوع موجب پدید آمدن مشکلات متعددی برای مسافرین و تجار ایرانی شده بود، زیرا آنان در گذشته دو منات(2)و هفتاد و پنج کپک (3)میدادند درحالیکه اکنون (4)باید سی و پنج منات طلا پرداخت میکردند. (5)
وزارت آموزش و پرورش آمریکا طی نامهای از دولت ایران خواست که در خصوص تعداد دانشآموزان، بودجه در نظر گرفته شده برای آنان و ... اطلاعاتی ارسال نماید. (6)
1) ن. ک: خبر 13/ 9/ 1300.
2) واحد پول روسیه.
3) پول خرد روسیه.
4) نماینده سیاسی ایران در تفلیس در اینباره شرح مفصلی به سفارت روسیه در تفلیس نوشت. مذاکرات زیادی نیز با آنان صورت گرفته بود. وی همچنین در نامهای به وزارت خارجه تقاضا کرد تا با مذاکره با سفارت روس در تهران این مسئله روشن شود که آیا سفارت روس حق امضا به جای نمایندگان گرجستان و آذربایجان را دارد و یا خیر و چنانچه روسیه قائممقام و کفیل امور آنهاست نباید حکومتهای قفقاز از تذکرههای ویزا شده در سفارت روس وجهی دریافت کنند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 3، ص 20).
5) مراسله نماینده سیاسی ایران در تفلیس به وزیر خارجه، 7/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 3، ص 20.
6) مراسله وزارت آموزش و پرورش آمریکا، 7/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1، پ 1.
یکشنبه 8 بهمن 1300/ 28 ژانویه 1922/ 29 جمادی الاول 1340
پس از اینکه به «ظفر الدوله» فرمانده اردوی ساوجبلاغ خبر رسید، «قرهآقامنگور» به روستای «حمزهآباد» که ملک برادر متوفای اوست، بازگشته است، وی به همراه عدهای سوار و قزاق، شبانه برای دستگیری قره آقامنگور به حمزهآباد رفتند. اما سوارها بعد از رسیدن به آنجا متوجه میشوند که خبر آمدن «قرهآقا» به حمزهآباد صحت نداشته است. پس از شنیدن این خبر نظامیان، روستا را غارت کرده و چند خانه را هم آتش زدند. (1)
[تصویر] تعدادی از رؤسای اکراد
کودکی که در عکس مشاهده میشود سناتور رضا علی دیوانبیگی میباشد که در کودکی به آقا خان مشهور بوده است
1) تلگراف کارگزاری تبریز به وزارت خارجه، 11/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 130.
دوشنبه 9 بهمن 1300/ 29 ژانویه 1922/ 30 جمادی الاول 1340
اشاره
[تصویر] تمرین شلیک توپ در خارج از شهر ساوجبلاغ
«عبدو خان» یکی از اشرار تراکمه که در مناطق مرزی سرقت میکردند، امروز با عدهای به کلات حمله کرد. هنگامی که اشرار مشغول بردن اثاثیه و مواشی بودند یکی از سواران حکومتی از راه رسید و با یکدیگر درگیر شدند. سرانجام عبدو خان و عدهای از همراهانش فرار کردند، در حالیکه توانسته بودند، فقط مقدار ناچیزی اثاثیه مردم را سرقت نمایند.
در پی این حادثه بدیع الممالک کارگزار درهجز در تلگرافی به وزیر امور خارجه اظهار داشت: اگر در خصوص جلوگیری از اقدامات اشرار مرزی و استرداد مواشی و اموال مسروقه اقدام نشود، در بهار که تاختوتاز اشرار اوج میگیرد، مشکلات بزرگتری را پدید خواهند آورد. (1)
روزنامه اتحاد که از چند روز قبل توقیف شده بود، از امروز دوباره منتشر گردید.(2)
قرهآقامنگور به امید آنکه در فرصتی مناسب به ساوجبلاغ (مهاباد) حمله کند، برای دریافت کمک و تعدادی نیرو از «سید طه» به اشنویه رفت ولی پس از آنکه، سید طه نیروی کافی در اختیارش قرار نداد و از کمک او مأیوس شد، به نزد اسماعیل سمیتقو رفت تا از کمک وی برخوردار شود.(3)
پس از تقسیم 2850 برگه تعرفه رأی در آمل، امروز اخذ آرای انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی آغاز شد. (4)
سهشنبه 10 بهمن 1300/ 30 ژانویه 1922/ 1 جمادی الثانی 1340
«اقتدار الملک» کنسول ایران در ترکستان که روز هفتم بهمن به قوچان وارد شده و صبح روز بعد به سمت باجگیران حرکت نموده بود، امروز در میان استقبال ایرانیان مقیم ترکستان، وارد عشقآباد شد.(1)
کمیسر خارجه روسیه شوروی نمایندگان روسیه را برای مذاکره با ایران به منظور عقد عهدنامه تجاری بین دو کشور به سفارت ایران در مسکو معرفی کرد و خواستار تعیین روز تشکیل جلسه شد.(2)
ژاندارمهای شورشی مستقر در شرف خانه به رهبری لاهوتی که در اندیشه تصرف تبریز بودند در اولین اقدام خود ماژور محمود خان پولادین و ساعد الملک حاکم شرف خانه را دستگیر نمودند. (3)
لاهوتی گردان سوار مستقر در «تیل» (حوالی شرف خانه) را به شهر احضار نمود. گروهی از سواران ژاندارم مأمور شدند به عنوان قوای جلودار، راهی شبستر و صوفیان شده (4)و در طول راه، خطوط تلفن، تلگراف و راهآهن را قطع نمایند. (5)
اسماعیل امیرفضلی، سرتیپ ظفر الدوله (6)، شاهزاده نایب سرهنگ محمد حسین میرزا (7)و سردار مکرم (8)را برای تصدی ریاست ارکان حرب لشکر شمال غرب، به امان اللّه جهانبانی، رئیس ارکان حرب کل قشون معرفی کرد. وی همچنین با توافق نظر سرهنگ حبیب اللّه خان شیبانی، سرهنگ سیف اللّه خان را نیز برای تصدی سمت کفیل ارکان حرب لشکر شمال غرب معرفی نمود. (9)
برخی افراد در یزد مغازههای زرتشتیان و کلیمیان را غارت کردند. (10)
1) کارگزاری مهام خارجه قوچان به وزیر خارجه، 10/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 21، ص 136.
2) تلگراف مشاور الممالک به وزارت خارجه، 10/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 52، ص 103.
3) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 176.
4) این گروه مأموریت خود را با موفقیت انجام داده و سحرگاه روز بعد پس از عبور از شبستر به صوفیان رسید (تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 176).
5) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، ص 176.
6) در آن زمان سرتیپ ظفر الدوله در جبهه ساوجبلاغ حضور داشت (م).
7) شاهزاده محمد حسین میرزا: نایب سرهنگ محمد حسین میرزا فرزند شاهزاده فرمانفرما که در آن زمان در تهران بود. (م).
8) سردار مکرم ریاست امور مالی لشکر شمال غرب را عهدهدار بود. (م).
9) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به رئیس ارکان حرب کل قشون، 10/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 54.
10) اسناد ملی ایران، شم ت 290005883.
چهارشنبه 11 بهمن 1300/ 31 ژانویه 1922/ 2 جمادی الثانی 1340
«لورن» که تحت تأثیر ظاهر و رفتار رضا خان قرار گرفته بود، درباره وی به وزارت خارجه انگلیس اظهار داشت: «او مردی است قویهیکل، خوشقدوبالا، با استخوانبندی درشت و قدی بلندتر از متوسط؛ صدایی آرام و نحو بیانی بیپرده دارد، که در یک ایرانی بسیار نامعمول است و به رغم اصل و نسب پست و تربیت سطح پائین و بیسوادش در رفتار خود ناهنجاری یا عدم اتکای به نفس نشان نمیدهد، دارای وقاری طبیعی است و در حرف زدن و حالات چهرهاش چیزی بروز نمیدهد که حاکی از عدم تسلط بر خود باشد. هنگام حرف زدن با او بیشتر این برداشت را داشتم که با مغزهای خام، نه پوک روبرو هستم.»(1)
پس از بررسی پرونده انتخابات بلوچستان از سوی شعبه اول مجلس شورای ملی، انجمن نظارت بر انتخابات، با حضور نماینده ایالت کرمان تشکیل شد و آقا میرزا سید حسن خان با اخذ پانصد و هفتاد رأی به عنوان نماینده مردم بلوچستان به دوره چهارم مجلس شورای ملی راه یافت. (2)
اعتلاء الملک در خصوص راه قصرشیرین به تهران که در آن زمان شاهراه بزرگ ایران و محل عبور مأمورین و مقامات عالیرتبه خارجی بود، به وزارت امور خارجه نوشت: از تهران تا کرند در تمام طول راه، ژاندارمها مستقر هستند، ولی لباس ژاندارمهای قراول خانههای راه به اندازهای نامطلوب است که تمام مخارج صرف شده، بیفایده به نظر میآید. بیشتر ژاندارمها در قهوه خانهها و دکان خرابهها به سر میبرند و تعدادشان در هرمکان بیش از سه نفر نیست. اعتلاء الملک در ادامه اظهار داشت: رفع نواقص این راه و آبرومند نمودن مسکن و محل خدمت قراولان با صرف هزینهای مناسب معادل دو هزار تومان به آسانی قابل انجام است و باید در نقاطی که قراول خانه وجود ندارد قراول خانههای مناسبی ساخت. اعتلاء الملک در پایان آورده است: قشون انگلیسی هنگامی که در ایران بودند در طول همین راه اردو داشتند و مکان هایی را برای خود ساخته بودند. در محلهای اردوی آنها جعبههای کنسرو و پیتهای کوچک نفت به قدری زیاد است و در صحرا ریخته و رفتهاند که با آهن سفید آنان میتوان سقف تمام سرباز خانهها را آهن نمود تا مستحفظین راهها شبها را زیر بارش باران و خرابی طاقهای پوسیده سپری نکنند. (3)
وزارت خارجه طی تلگرافی به ممتاز الدوله رئیس هیئت اعزامی به قفقاز اطلاع داد: تجارت انحصاری روسیه در شمال ایران موجب شکایات متعددی از سوی تجار شده و روزی نیست که تلگرافات تظلّمآمیز به مجلس شورای ملی نرسد. با این رویه روسها علاوه بر اینکه تجار ایرانی دچار ورشکستگی خواهند شد، صعود و نزول قیمت کالاهای وارداتی و صادراتی به نفع و میل تجار روسی نیز موجب وارد آمدن خسارات عمده به مصرفکنندگان خواهد شد که آثار زیانباری به منافع تجاری و اقتصادی کشور خواهد داشت. بنابراین، لازم است در قرارداد تجاری بین ایران و روسیه رفع این مشکلات و معضلات در نظر گرفته شود. (4)
سفارت انگلیس در یادداشتی به وزارت امور خارجه با اعلام این خبر که ده نفر سوار هندی از قراولان سفارت انگلیس، فردا صبح زود از راه کرمانشاه عازم هندوستان هستند و ده
1) Loraine to Curzon, 31 Jan 1922, Fo 371/ 7804/ 3074
2) گزارش شعبه اول مجلس شورای ملی، 11/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 9، ج 4/ 3، پ 49.
3) مراسله اعتلاء الملک از سفارت ایران در کابل به وزارت خارجه، 11/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 2، ص 37.
4) تلگراف وزارت خارجه به ممتاز الدوله، 11/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 9، ص 137.
[تصویر] هیئترئیسه مجلس چهارم
از راست: عدل السلطنه، منتصر الملک، ارباب کیخسرو، حائریزاده، مؤتمن الملک، سید حسن مدرس، امیر ناصر، دانش و عماد الملک
رأس اسب و سه عرابه بارکش نیز به همراه دارند، درخواست نمود به حکام و بلدیههای طول راه دستور داده شود، اسبها و عرابههای آنان از دادن عوارض معاف شود. (1)
مخبر السلطنه والی آذربایجان که تازه از خبر شورش ژاندارمهای شرف خانه مطلع شده بود با ارسال تلگرافی، تهران را از این خبر مطلع ساخت. مخبر السلطنه در بخشی از تلگراف خود اظهار داشته است: «... از قرار خبری که الساعه رسیده عدهای ژاندارم که در شرف خانه بوده است گرو [اعتصاب] کردهاند و رو به تبریز حرکت میکنند. مقصود (2)آنها چیست هنوز کشف نشده است ...». (3)
مخبر السلطنه طی تلگرافی به حبیب اللّه خان شیبانی فرمانده کل قوای مستقر در آذربایجان که در آنهنگام در ساوجبلاغ بود، از وی خواست، برای مقابله با لاهوتی و ژاندارمهای شورشی به تبریز بیاید. (4)
لطفعلی آقا سرتیپ فرمانده تیپ فارس به دستور رئیس ارکان حرب کل قشون برای پایان دادن به قضیه ممسنی عازم این منطقه شد. او اعلام کرد مأموریتش دوازده تا پانزده روز به طول خواهد انجامید. (5)
جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی در نامهای (6)به رئیس مجلس، از وضعیت سخت معیشتی خود گلایه کرده و اظهار داشتند: چنانچه مقام ریاست از اوضاع واقعی زندگی نمایندگان به خوبی اطلاع داشت از هیچگونه مساعدتی دریغ نمیکرد. (7)
1) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 11/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3، پ 14، ص 2.
2) حدس مقامات تهران بر این بود که شورش ژاندارمها به خاطر عدم دریافت حقوق است. ازاینرو، به مخبر السلطنه اطمینان دادند که وجهی بدین منظور ارسال خواهد شد. (اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20565، حاشیه سند).
3) تلگراف مخبر السلطنه به رئیس الوزراء، 11/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20565.
4) خاطرات و خطرات، ص 331؛ گزارش ایران، ص 379.
5) تلگراف لطفعلی سرتیپ به امیر لشکر جنوب، 11/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98، ص 9.
6) امضاکنندگان نامه عبارت بودند از: «سید فاضل کاشانی، عمید الممالک، شیخ اسد اللّه، صدر الاسلام، لسان الملک و ...» (اسناد مجلس، د 4، ک 11، پ 1).
7) نامه جمعی از نمایندگان به رئیس مجلس، 11/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 11، ج 10/ 2، پ 1.
پنجشنبه 12 بهمن 1300/ 1 فوریه 1922/ 3 جمادی الثانی 1340
احمد شاه که به قصد سفر به اروپا از ایران خارج شده بود، امروز عصر وارد بغداد شد. (1)
سحرگاه امروز دو ساعت قبل از طلوع آفتاب در شهر تبریز صدای شلیک تفنگ و مسلسل شنیده شد. گروهی از مردم به خیابانها آمدند ولی پس از مدت زمانی صدای تیراندازی قطع شد. تبریز به تصرف ژاندارمهای شورشی به رهبری لاهوتی درآمده بود. (2)
چند تن از دموکراتهای تبریز از جمله سید المحققین دیبا، رئیس التجار و محمد علی تربیت با حضور در تلگراف خانه تبریز و مذاکره با هیئت دولت، به چارهجویی و ایجاد راهحلی مسالمتآمیز برای پایان دادن به شورش لاهوتی و افرادش پرداختند. (3)اینان طی تلگرافی از دولت خواستند که مهدی قلی خان مخبر السلطنه والی ایالت آذربایجان عزل و اجلال الملک به «نایب الایالگی» منصوب شود. به علاوه، آنها که نگران درگیریهای بعدی میان قزاقها و ژاندارمها بودند، خواستند تا تعیین والی جدید، به نیروهای قزاق و ژاندارم و غیره امر شود، مطیع اوامر «نایب الایاله» باشند. (4)
لاهوتی پس از ورود به اداره ژاندارمری تبریز، به اتفاق سرتیپزاده و چند نفر دیگر از زعمای حاضر به ملاقات رؤسای دموکرات در تبریز رفتند. لاهوتی قصد داشت، سلطان عبد الصمد خان را که یکی از افسران شورشی بود به ریاست نظمیه منصوب نماید ولی دموکراتها این پیشنهاد را نپذیرفتند.
سپس سرتیپزاده برای ریاست نظمیه پیشنهاد شد (5)که وی این پیشنهاد را پذیرفت. (6)
[تصویر] ابو القاسم لاهوتی
وزارت خارجه به سفارت روسیه اعلام کرد، در انقلاب روسیه
1) روزنامه ایران، 13/ 11/ 1300، ص 2.
2) تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، چ 2، ج 1، ص 176؛ خاطرات و خطرات، ص 332- 331.
3) کودتای لاهوتی، ص 51 و 52؛ ارتش و تشکیل حکومت پهلوی، ص 268- 271.
4) تلگراف از تبریز به تهران، 12/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 78- 20577؛ کودتای لاهوتی، ص 51- 53.
5) ابراهیم خان سرهنگ برادر اسماعیل خان امیرفضلی که ریاست نظمیه را بر عهده داشت از پست خود برکنار شد و مخبر السلطنه در آخرین اقدام رسمی خود در مقام ایالت آذربایجان، حکم انتصاب سرتیپزاده به ریاست نظمیه تبریز را صادر کرد. (روزنامه حقیقت، 27/ 1/ 1301).
6) روزنامه حقیقت، 27/ 1/ 1301؛ کودتای لاهوتی، ص 49.
[تصویر] نمایی از کلیسای وانک در اصفهان
به تجارت خانه تومانیانس از اتباع ایران، بیش از چهار میلیون تومان خسارت وارد شده است. (1)
امروز مبلغ سی هزار تومان بابت حقوق معوقه مهرماه به اداره نظمیه پرداخت شد. این مبلغ بین کلیه ادارات و افراد نظمیه تقسیم شد. (2)
به مناسبت درگذشت پاپ، امروز در کلیسای کاتولیک تهران، مجلس دعا تشکیل شد. عده زیادی از مسیحیان کاتولیک و نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی مقیم تهران در این مجلس حضور یافتند. مراسم قبل از ظهر پایان یافت. (3)
نمایندگان شعبه بانک استقراضی با پنج دستگاه گاری حامل پول منات، صبح زود به همراه شش نفر سوار از باجگیران به سمت قوچان حرکت کردند. (4)
جمعه 13 بهمن 1300/ 2 فوریه 1922/ 4 جمادی الثانی 1340
امروز صبح امیر لشکر جنوب به همراه کلیه صاحب منصبان آن لشکر در میان استقبالی که از آنها صورت گرفت، به اصفهان وارد شدند. (1)
به دنبال تقاضای چند تن از دمکراتهای (2)تبریز در روز گذشته از هیئت دولت، مبنی بر عزل والی آذربایجان، امروز مشیر الدوله، رئیس الوزراء، از مخبر السلطنه والی ایالت آذربایجان، خواست تا کفالت ایالت را به اجلال الملک بسپارد و راهی تهران شود. مشیر الدوله در این تلگراف به مخبر السلطنه اظهار داشت: «چون وجود حضرتعالی در طهران برای مجلس شورای ملی لازم است ... کفالت را به اجلال الملک سپرده و حرکت کنید ...» (3)و همزمان به اجلال الملک اطلاع داده شد که مخبر السلطنه احضار شده و او به سمت کفالت ایالت منصوب شده است. مشیر الدوله به اجلال الملک تأکید کرد: «...
مخصوصا مراقبت خواهید کرد که مصادمه مابین قزاق و ژاندارم واقع نشود و اصلاح ذات البین به عمل آید تا دستورات دیگر به جنابعالی در مواقع داده شود ...».(4)
نصب اعلانی بر روی درب ساختمان سابق بانک استقراضی (5)که در آن نام بانک دولتی ایران ذکر شده بود، منجر به اعتراض سفارت انگلیس در تهران به این موضوع شد. وزیرمختار انگلیس خواستار اصلاح واژه بانک دولتی ایران در این اعلان شد. (6)
ممتاز الملک رئیس بانک ایران در نامهای به وزارت امور خارجه درخواست نمود، آن وزارت خانه نماینده خود را برای شرکت در کمیسیون رسیدگی به محاسبات سپهسالار اعظم معرفی نماید. ممتاز الملک در ادامه نامه خود چنین آورده است:
«... نظر به اینکه میخواهم از هیئت وزراء عظام درخواست نمایم کمیسیون مذکور را ادامه و تعمیم در تصفیه [تسویه] تمام محاسبات بانک بدهند و نظر به اینکه اختلافات مابین بانک و مابین کسانی که با بانک طرف معامله هستند زیاد است و نظر به آنکه امور بانک دارای اهمیت است خواهشمندم هرکس را به نمایندگی آن وزارت جلیله تعیین میفرمایند دارای جنبه قضایی و یا اقلا در مسائل حقوقی و محاسبات با اطلاع باشد و اسم نماینده خود را به زودی به اینجانب اطلاع دهید ...» (7)
لاهوتی امروز بیانیه ذیل را در تبریز منتشر نمود: «اهالی، محترمین و سایر هموطنان گرامی! البته تاکنون از بدو تأسیس ژاندارمری فداکاریهای غیرقابلانکار، اقدامات تزلزلناپذیر و قربانیهای جهان قیمت آنها و آزادیخواهان شرافتمند را مشاهده فرموده و در همه اوقات مسلم دانستهاید که یگانه اهتمام آمال ما فدائیان وطن استقلال مملکت عزیز و تأمین سعادت هموطنان است و در این مورد هم لزوما خواطر آن هموطنان را مستحضر میداریم که همین اقدامات فقط و فقط به واسطه این است که اخیرا در مقابل اینهمه خدمات متین و لایتزلزل میخواستند لباسهای مطبوع ما را که یک شرافت تاریخی است برکنده و در عوض لباسهای منحوس دژخیمان قزاق را که یادگار عهد تزاری است بپوشانند. لهذا این ترتیبات را مخالف احساسات صادقانه خود تصور کرده به شهر ورود نمودیم و با ژاندارمری تبریز و سایر قوای مسلح وطنپرست نظامی و غیره که در واقع یک روح و [ناخوانا] اتحاد و اتفاق نمودهایم که مطالب حقه و اظهارات بیریب و ریای خودمان را به قرار شورای کبری و هیئت معظم وزراء رسانده تصمیم
1) روزنامه ایران، 16/ 11/ 1300، ص 2.
2) ن ک به خبر: 12/ 11/ 1300.
3) گزارش ایران، ص 80- 379؛ کودتای لاهوتی، ص 54.
4) تلگراف از تهران به تبریز، 13/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20582.
5) بانک استقراضی در خیابان علاء الدوله (فردوسی فعلی) قرار داشت. (م).
6) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 13/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 8، ص 12.
7) مراسله ممتاز الملک به وزارت خارجه، 13/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 9.
که اسباب نیرومندی مملکت و رفاه ملت محبوب است خواستار شویم. هموطنان ابدا واهمه و اندیشه نکرده هرکس به شغل و کسب و کار خود مداومت کرده همین پیشامد را یگانه خوشبختی عمومی پندارید. بالاخره به عموم نظامیان و سایر طبقات ملت اخطار میشود چون مسئولیت حفظ شهر در عهده ما است به نام شرافت نظامی اقدامی که مخالف انتظام و بر ضد آسایش عموم است نباید سرزند و هیچکس حق تعرض به کسی ندارد. اگر چنانچه از افراد نظامیان و غیره به احدی تعرض و مزاحمت شود، محکوم به مجازات شدید و اعدام خواهد شد زنده باد ایران و پاینده باد آزادی و استقلال وطن.» (1)
کمیسیونی در خصوص مطالعه و بررسی وضعیت تجارت بین ایران و روس در محل وزارت امور خارجه تشکیل شد.
منصور السلطنه، مولیتر، اویسی و میرزا حسین خان منشور از افراد دعوت شده به این جلسه بودند. (2)
[تصویر] مخبر السلطنه
شنبه 14 بهمن 1300/ 3 فوریه 1922/ 5 جمادی الثانی 1340
پس از اقدامات دولت در خصوص رسیدگی به اوضاع تبریز و مسأله کودتای لاهوتی، رئیس الوزراء امشب در تلگراف خانه حضور یافت و تا یک ساعت بعد از نیمهشب مشغول مخابره حضوری با تبریز بود. وی پس از این مخابره حضوری، به سامان یافتن اوضاع تبریز امیدوار گردید. (1)
مشاور الممالک سفیر ایران در مسکو به نقل از ممتاز الدوله رئیس هیئت اعزامی به قفقاز با اعلام این خبر که حکومتهای قفقازیه قصد ندارند خسارتهای وارد شده به اتباع ایران را جبران نمایند، از وزارت امور خارجه ایران تقاضا کرد در این خصوص و برای حل این مشکل با دولت شوروی مذاکره نمایند. (2)
از امشب فیلمهای جنگی به زبان فارسی در سینما خورشید به نمایش درآمد. «فیلم استقبال از مرگ در میدان هولناک» در دو پرده، اولین فیلمی بود که به نمایش درآمد. (3)
پس از تصویب موضوع به رسمیت شناختن استقلال دولت گرجستان در کنفرانس مؤتلفین در 28 ژانویه، امروز وزیر امور خارجه گرجستان با ارسال نامهای رسمی به سفارت ایران در پاریس اظهار امیدواری کرد که دولت ایران نیز استقلال گرجستان را به رسمیت بشناسد. (4)
گروهی از دموکراتهای چپ و افرادی از سایر گروهها در تبریز در مسجد «استاد شاگرد» تجمع نموده و با محافظهکار خواندن دموکراتها بر ضد آنها تظاهراتی برپا کردند. (5)ولی سرتیپزاده که در آن زمان ریاست نظمیه تبریز را عهده داشت (6)مأمورینی را برای متفرق نمودن آنان اعزام کرد. (7)
1) روزنامه ستاره ایران، 16/ 11/ 1300، ص 2.
2) مراسله علیقلی مشاور الممالک به وزیر خارجه، 14/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 52، ص 120.
3) روزنامه ایران، 14/ 11/ 1300، ص 4.
4) مراسله سفارت ایران در پاریس به وزیر امور خارجه، 14/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 14، ص 4.
5) احتمالا در این قبیل اجتماعات بود که عنوان بلشویکی به میان آمد، و ظاهرا با اعلام جمهوری پرچمهای ایران را در سراسر شهر پایین کشیده و تصاویر احمد شاه را نیز درهم شکسته بودند. (جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 125).
6) سرتیپزاده برای حفظ نظم علاوه بر متفرق کردن این اجتماعات، به برخی از سران آنها در نظمیه و بلدیه شغل هایی داد و بقیه را از طرف ژاندارمری به عنوان دفاع از حمله قزاقها مسلح نمود. (روزنامه حقیقت، 3/ 2/ 1301).
7) روزنامه حقیقت، 3/ 2/ 1301.
یکشنبه 15 بهمن 1300/ 4 فوریه 1922/ 6 جمادی الثانی 1340
سردار سپه که احمد شاه را برای سفر به اروپا تا مرزهای غربی کشور همراهی کرده بود، امروز به تهران وارد شد و بعد از ظهر در جلسه هیئت وزرا حضور یافت. (1)
جلسه علنی مجلس شورای ملی عصر امروز برگزار نگردید.
نمایندگان در فراکسیونهای مختلف مشغول مذاکره بودند.
نزدیک غروب رئیس الوزراء و هیئت وزیران به مجلس رفته و با نمایندگان به مذاکره پرداختند و نیم ساعت به غروب مانده بود که سردار سپه وزیر جنگ نیز به مجلس رفت. (2)
حاج امامجمعه خویی، مستشار الدوله و ممتاز الملک، امشب با حضور در تلگراف خانه تهران، تا پاسی از شب راجع به جریانهای اخیر تبریز به مذاکره و مخابره تلگراف حضوری با تبریز پرداختند. با توجه به اینکه شهر تبریز هنوز تحت کنترل و در دست افراد لاهوتی بود و اداره تلگراف خانه آنجا نیز در اختیار و تحت سانسور آنان قرار داشت، اطلاعات دقیقی از شهر تبریز بدست نیامده بود ولی مشخص بود که مخبر السلطنه تا امروز در تبریز حضور داشته است. (3)
امروز صبح امیر لشکر جنوب و همه صاحب منصبانی که در اصفهان بودند، به همراه ژاندارمهای سابق و گروه موزیک و ...
برای استقبال از لشکری که از تهران مأموریت یافته بود، به خارج شهر اصفهان رفتند، مأمورین نظمیه نیز، در داخل و خارج شهر صفآرایی کرده، نزدیک ظهر لشکر اعزامی با تجهیزات کامل و نظم و ترتیب خاصی به شهر وارد شدند.(4)
چندی قبل از طرف ریاست وزرای وقت مقرر شده بود، با وجود آنکه هنوز قرارداد تجاری بین ایران و روس منعقد نشده، ولی تا انعقاد قرارداد، مأمورین دولتی در ایالات و ولایات مختلف شمالی کشور با شعب تجاری روس، بهطور دوستانه مساعدت نمایند. در راستای اجرای این دستور، وزارت مالیه(5)دستورات مقتضی به اداره کل گمرکات و مأمورین مالیه مناطق شمال کشور صادر نمود.(6)
در پی یادداشت نمره 66 مورخ 21 دسامبر، سفارت آمریکا امروز نسخهای از یک بولتن با عنوان «موارد فرصت تحصیل در مدارس متوسطه آمریکا» را که از طرف وزارت معارف آمریکا چاپ و منتشر شده بود، به وزارت امور خارجه ایران ارسال کرد. این بولتن بیشتر راجع به ویژگیهای مدارس عالیه و دار العلومها برای تحصیلات عالیه و تحقیقات علمی محصلینی بود که دوره مدارس عالیه را مرتبا طی کرده بودند. (7)
احمد شاه که دیروز از بغداد برای زیارت اماکن متبرکه به طرف نجف اشرف حرکت کرده بود، امروز در حلّه (8)توقف نمود و بعد از ظهر به سمت نجف اشرف حرکت کرد. (9)
مفتاح السلطنه سفیر ایران در لندن طی مراسلهای وزارت امور خارجه را از سفر وزیرمختار جدید آمریکا در تهران به لندن مطلع ساخت. او در این نامه خاطرنشان ساخت که مشارالیه در
1) روزنامه ایران، 16/ 11/ 1300، ص 2.
2) روزنامه ستاره ایران، 16/ 11/ 1300، ص 3.
3) روزنامه ایران، 16/ 11/ 1300، ص 2.
4) روزنامه ستاره ایران، 16/ 11/ 1300، ص 3.
5) اداره مالیه خراسان در پاسخ به دستور وزارت مالیه مبنی بر مساعدت با مأمورین تجارتی دولت شوروی روسیه، به آن وزارت خانه نوشت تجار از حمل غله و چیزهای دیگر به روسیه ناراضی هستند زیرا نمایندگان تجاری روسیه در نظر دارند، حمل غله و چیزهای دیگر از قبیل خشکبار و غیره را به خودشان انحصار دهند و این موضوع شاید باعث تنزل نرخ اجناس شود و به تجارت اتباع داخلی لطمه وارد سازد. ازاینرو تجار ایرانی تمایل به معامله با نمایندگان تجاری روسیه و یا مساعدت با آنان ندارند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 125).
6) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 15/ 11/ 1300، س 1300، ک 35، پ 1، ص 125.
7) یادداشت سفارت آمریکا به وزارت خارجه، 15/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 7، ص 14.
8) حلّه یکی از شهرهای عراق است.
9) روزنامه ستاره ایران، 16/ 11/ 1300، ص 2.
مدت اقاماتش در لندن با وزیر امور خارجه انگلیس و مسئولین کمپانی نفت نیز ملاقات داشته و بدون اینکه هیچگونه ملاقاتی با شخص او داشته باشد چند روز قبل لندن را به مقصد تهران ترک کرده است. (1)
از طرف حاکم ایوانکی هیئتی مرکب از هفت نفر برای انجمن نظارت بر انتخابات دعوت شده، رئیس و سایر اعضای انجمن نیز تعیین شدند و مقرر شد از 23 بهمنماه، اعلان انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی آغاز شود. (2)
[تصویر] صادق صادق (مستشار الدوله)
دوشنبه 16 بهمن 1300/ 5 فوریه 1922/ 7 جمادی الثانی 1340
وزارت معارف و اوقاف در نامهای به مجلس شورای ملی درخواست نمود با پرداخت ماهانه هزار فرانک از سوی این وزارت خانه به میرزا شیخ محمد خان قزوینی (1)موافقت (2)شود و این مبلغ جزو بودجه وزارت معارف یا تحت عنوان شهریه اختصاصی پرداخت شود. (3)
هیئت متحده ندای اسلام برای حفظ نزدیک به پنجاه مسجد، تکیه، امامزاده و مدارس روحانی که در نواحی عودلاجان(4)و چالهمیدان (5)خراب شده و به مزبله(6)یهودیان ساکن در این نواحی تبدیل شده بودند، از رئیس مجلس شورای ملی درخواست کردند برای حفظ مساجد و معابد از خرابی و تعظیم شعائر اسلامی، قانونی وضع شود که بین مساجد و معابد اسلامی با محلهای زندگی یهودیان حدودی(7)معین نماید و این قانون اعلان و اجرا شود. هیئت متحده ندای اسلام که متشکل از اهالی دو ناحیه عودلاجان و چالهمیدان بود قبلا این موضوع را به بلدیه ارجاع داده بودند ولی از آنجا که از بلدیه پاسخی دریافت نکرده بودند، این موضوع را با نامهای به مؤتمن الملک رئیس مجلس شورای ملی، ارجاع داده و از او خواستار رسیدگی شدند. (8)
ممتاز الملک رئیس بانک ایران در نامهای به وزارت امور خارجه از تشکیل اولین جلسه کمیسیون تسویه محاسبات بانک استقراضی و رسیدگی به محاسبات سپهسالار اعظم در روز سهشنبه 18 بهمن در بانک ایران خبر داد.(9)مقرر شده بود این کمیسیون که بنا به دستور رئیس الوزراء تشکیل میشد در روزهای یکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه بهطور مرتب منعقد گردد. (10)
امروز بیش از بیست و پنج کالیپوش در انزلی در آتش سوخت. پیرو این حادثه جانشین کنسول روسیه در انزلی کمسیونی را تشکیل داد و برخی اشخاص و ارگانها از جمله «سانترسایوز»، اداره تجارت روس (ونشترک)، اداره ماهیگیری، ویس کنسولگری و ... با شرکت در این کمیسیون به رسم اعانه به آسیبدیدگان این حادثه کمکهای نقدی و جنسی نمودند. (11)
[تصویر] میرزا محمد خان قزوینی
1) محمد بن عبد الوهاب قزوینی، از دانشمندان و محققان بزرگ است. وی در سال 1294 ق، در تهران تولد یافت و تحصیلات مقدماتی و علوم متداول اسلامی را در همان شهر فراگرفت و از جمله استادان فقه وی حاج شیخ فضل اللّه نوری و استادان کلام و حکمت قدیم وی حاج شیخ علی نوری را میتوان نام برد. در سال 1322 ق، به دعوت برادر خود میرزا احمد خان به لندن سفر کرد و مدت طولانی در آنجا و سپس در پاریس و پس از آن در آلمان و باز مجددا در پاریس اقامت کرد و در این نقاط با بعضی از مستشرقان اروپا آشنا شد، از جمله در لندن با ادوراد براون انگلیسی و «مستر الس» و «مستر آمدروز» و «سراینزنرس» و ولادیمیر مینورسکی مستشرق معروف روسی که در لندن اقامت داشت. در برلین با مرکوارت مستشرق معروف آلمانی صاحب ایرانشهر و «ادوارد زاخائو» و دکتر «موریتز» و «سباستیانبک» مؤلف صرف و نحو مفصلی برای زبان فارسی به آلمانی و غیرهم. در مدت اقامت وی در اروپا کتب زیر به تصحیح او رسید و بهمخارج اوقاف خیریه گیپ با ادوارد براون به طبع رسید: 1- تذکره لباب الالباب ج 1 2- مرزباننامه 3- المعجم 4- چهار مقاله عروضی با حواشی مفصل و مبسوط در آخر آن 5 و 6 و 7- تاریخ جهانگشای جوینی با حواشی مفصل مبسوط در آخر جلد سوم و مقدمه مبسوط بر جلد اول 8- ترجمه لوایح جامی به فرانسوی 9- رسالهای در شرح حال مسعود سعد سلمان که فقط ترجمه آن به انگلیسی توسط ادوارد براون به طبع رسیده است نه اصل فارسی آن 10- دیباچهای بر تذکر الاولیاء شیخ عطار طبع آقای نیکلسون در لیدن 11- رسالهای در شرح احوال شیخ ابو الفتوح رازی که به عنوان خاتمه الطبع در آخر جلد پنجم کتاب مزبور در طهران به طبع رسیده است. 12 و 13- عدهای مقالات متفرقه تاریخی و ادبی و انتقادی که در تحت عنوان بیست مقاله قزوینی، در دو جلد به طبع رسیده است. جلد اول آن، در بمبئی به وسیله آقای ابراهیم پورداوود به سال 1307 ش، و جلد دوم به وسیله مرحوم عباس اقبال به سال 1313 ش طبع شده است. 14- رسالهای در شرح احوال ابو سلیمان منطقی سجستانی که به سال 1312 ش، در پاریس به طبع رسیده است. 15- رسالهای در تحقیق یعنی محمد نسوی که به سال 1308 ش، به اهتمام مرحوم عباس اقبال در تهران به طبع رسیده است. 16- رسالهای راجع به ممدوحین سعدی و شرح احوال آنان که به سال 1317 ش، توسط آقای حبیب یغمائی ابتدا در مجله تعلیم و تربیت و سپس جداگانه در طهران به طبع رسیده است. 17- دیوان حافظ از روی چند نسخه قدیمی تصحیح کرده و به سال 1320 ش، در تهران به اهتمام وزارت فرهنگ بهطبع رسیده است. وی در اواخر سال 1318 ش، به واسطه ظهور جنگ در اروپا و صعوبت اقامت خارجیان در آنجا به طهران مراجعت کرده و 10 سال آخر عمر خود را در طهران گذرانید و در روز جمعه ششم خرداد 1328 ش، مطابق 28 رجب 1368 ق، و 27 مه 1949 م، نزدیک ساعت 10 و نیم بعد از ظهر در طهران وفات یافت. (دهخدا ذیل واژه).
2) وزارت معارف در نامه خود به مجلس خاطرنشان ساخت، میرزا شیخ محمد خان قزوینی سالها در اروپا به تصحیح و چاپ و انتشار کتابهای قدیمی عربی و فارسی اشتغال داشته و خدمات شایانی به ادبیات و معارف ایران نموده است و برای اینکه بتواند با فراغ خاطر این خدمت مفید را در کتاب خانههای اروپا ادامه دهد، سال گذشته دولت مقرر نمود ماهانه هزار فرانک به عنوان کمک به مشار الیه پرداخت شود و او نیز در عوض کتب نادری را که در آن کتاب خانهها به دست میآورد و در ایران یافت نمیشود استنساخ کرده، به وسیله وزارت معارف برای دولت ارسال نماید. با توجه به اینکه مصوبه پرداخت مقرری مشار الیه فقط برای یک سال بود و مهلت آن تا پایان سال به اتمام میرسید این تقاضا مطرح شد. (سازمان اسناد ملی ایران، شم ت 297026726).
3) مراسله وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به مجلس شورای ملی، 16/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 297026716.
4) محله عودلاجان محدود به خیابان خیام و کاخ گلستان و بیوتات سلطنتی و مسجد جامع و چراغگاز و میدان توپ خانه بود.
5) محله چالهمیدان یا چالیمیدان محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مالفروشها و میدان امین سلطان و گمرک و خانیآباد و دروازه غار و پاقاپوق (میدان اعدام یا میدان محمدیه) بود.
6) مزبله: محل ریختن زباله، زبالهدان.
7) هیئت متحده ندای اسلام در نامه خود به مؤتمن الملک درخواست کردند فاصله بین مساجد و تکایا و ... با محل زندگی یهودیان اقلا سیصد ذرع باشد (اسناد مجلس، د 4، ک 34، ج 3/ 17، پ 55).
8) مراسله هیئت متحده ندای اسلام به رئیس مجلس شورای ملی، 16/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 34، ج 3/ 17؛ پ 55.
9) منتخب الملک به عنوان نماینده وزارت خارجه برای شرکت در این کمیسیون انتخاب شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 9، ص 2).
10) مراسله ممتاز الملک رئیس بانک ایران به وزارت خارجه، 16/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 38، پ 9، ص 1.
11) مراسله کارگزاری انزلی به وزارت خارجه، 18/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 3، ص 5.
[تصویر] محله عودلاجان
امروز روزنامه ستاره ایران (1)در سرمقالهای با عنوان «دسایس قوام السلطنه» به شدت وی را مورد انتقاد قرار داد. در قسمتی از مطلب مذکور چنین آمده است: «... آقای قوام السلطنه! شما کوچکترین قدمی در راه خدمت به این آب و خاک برنداشتید، هشت ماه عمر کابینه خود را به صادر کردن تصویبنامهها و تحریکات و ... صرف نمودید. تصفیه قضیه خراسان و گیلان را به خود مربوط ننمائید. خدمات و فداکاریهای دیگران را به اسم خود تمام نکنید. اعاده امنیت پس از حکومت آقا سید ضیاء الدین هم مربوط به شما نیست ...» (2)
مأمورین محلی روس بدون اطلاع کنسولگری ایران به خانههای اتباع ایرانی ساکن عشقآباد هجوم برده و از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. گذشته از اینکه کلیه اموال آنان را ضبط و خودشان را توقیف میکردند، حتی زینتآلات زنان را از دست و گوششان میربودند. اقتدار الملک کنسول ایران در عشقآباد به محض اطلاع از موضوع، وخامت این اقدام را به مقامات محلی گوشزد کرد و استرداد اموال و استخلاص اشخاص را خواستار شد. ولی آنان پاسخ دادند، این حکم عمومی است و فقط به اتباع ایران اختصاص ندارد، در صورتیکه نسبت به اتباع ایرانی با خشونت بیشتری رفتار مینمودند و به ایرانیان بیش از سایرین، آسیب وارد کرده بودند. این اقدامات مأمورین محلی روس در حالی بود که، چند ماه قبل اعلان شده بود مأمورین روس برای بازرسی منازل اتباع خارجی میبایست قبلا به نمایندگان آن دولت و کنسولگریها اطلاع داده و از آنان نماینده بخواهند و در بازرسی منازل اگر مورد مشکوکی پیدا شد فقط همان شیء را توقیف نمایند. (3)
یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه دوم از سوی احمد شاه به «کنت آوکاورو»(4)مدیر تشریفات دربار اعطا شد. (5)
امروز «کرپلیاک» کنسول روسیه در رشت که نظامنامهای را که به منظور تأسیس کمیتهای(6)
(1) عدم مداخله کمیته در سیاست
(2) اجتناب از هرگونه تبلیغات بهطور کتبی یا شفاهی
(3) حضور یک نفر مأمور اداره نظمیه در مجامع عمومی کمیته
(4) احتراز از طبع و نشر هرگونه مطبوعات سیاسی
(5) عدم قبول اتباع ایران به عضویت کمیته
(6) سلب اجازه فوق در صورت نقض یکی از موارد فوق الذکر.
همچنین مقرر شد در صورتیکه کنسول روسیه حاضر به پذیرش قیود فوق باشد؛ اجازه تشکیل کمیته صادر شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 31، ص 9 و 14)
به نام اتباع روس برای اتباع کشورش در رشت تنظیم کرده بود، برای اطلاع به حکومت گیلان ارسال نمود. (7)1) روزنامه ستاره ایران در تهران به مدیریت و سردبیری میرزا حسین خان صبا ملقب به کمال السلطان تأسیس و در سال 1333 ق، منتشر شد. پس از مرگ صبا از 21 دیماه 1303 این روزنامه به صاحب امتیازی و مدیریت ابو القاسم اعتصامزاده منتشر شد (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 2، ص 16 تا 22).
2) روزنامه ستاره ایران، 16/ 11/ 1300، ص 1.
3) تلگراف اقتدار الملک از عشقآباد به وزارت خارجه، 20/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 3/ 15، پ 61، ص 70.
4) وی تبعه ایتالیا بود (م).
5) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 19، ص 58.
6) حکومت گیلان این نظامنامه را برای کارگزاری گیلان ارسال کرد.کارگزاری گیلان نیز با ارسال آن برای وزارت خارجه خواستار کسب تکلیف شد. سرانجام این نظامنامه در اواخر اسفندماه 1300 در هیئت دولت مطرح شد و چون هیئت وزیران به این نتیجه رسید که نظامنامه برخلاف قوانین مملکتی نیست اینطور تصویب شد که اجازه تشکیل کمیته با قید شرایط ذیل داده شود:
7) مراسله حکومت گیلان به کارگزار گیلان، 16/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 31، ص 13.
سهشنبه 17 بهمن 1300/ 6 فوریه 1922/ 8 جمادی الثانی 1340
با نزدیک شدن نیروهای حبیب اللّه شیبانی به شهر تبریز به دستور لاهوتی، مخبر السلطنه و تنی چند از همراهانش دستگیر و به اداره ژاندارمری منتقل شدند. بازداشت مخبر السلطنه جنبه گروگانگیری داشت. (1)
شورشیان مخبر السلطنه را تهدید کردند که اگر از طرف قزاقها حتی یک تیر شلیک شود او و سایر گروگانها را تیرباران خواهند کرد. آنان مخبر السلطنه را وادار نمودند طی تلگرافی(2)از تهران بخواهد با دادن دستور به قزاقها، مانع از هرگونه اقدام آنها شود. (3)
لاهوتی که اوضاع جاری را مناسب نمیدید به دموکراتها اعتراض کرد و خطاب به آنها اظهار داشت: «.. شما مرا به اصلاح امیدوار کردید در صورتی که آنها حاضر به صلح نیستند و نخواهند شد، زیرا قوای ساوجبلاغ را که احضار کرده بودند به طرف تبریز حرکت کرده است ...» (4)
عصر امروز رئیس الوزراء و وزیران و عدهای از نمایندگان مجلس شورای ملی به تلگراف خانه رفته و برای پایان دادن به اوضاع بحرانی تبریز، با نمایندگان تبریز مذاکره نمودند. (5)
پس از وقوع انقلاب شوروی و ملی شدن تجارت و صنایع در این کشور خسارات زیادی به تجار، خصوصا تجار ایرانی وارد شده بود.
به دنبال مذاکرات و مکاتبات وزارت امور خارجه ایران با سفارت شوروی در خصوص دریافت غرامت برای تجار ایرانی، امروز وزیرمختار روسیه شوروی در ایران طی نامهای به وزیر امور خارجه ایران، موضوع خسارت به تجار را یک موضوع عمومی دانست و اظهار داشت که دولت شوروی روسیه، نمیتواند این مسئله را فقط نسبت به تجار ایرانی حل نماید چون حتی نسبت به دعاوی تجارت خانههای روسی نیز [تصویر] از راست به چپ حبیب اللّه خان شیبانی، میرزا قاسم صوراسرافیل
1) خاطرات و خطرات، ص 333- 332؛ روزنامه حقیقت 30/ 2/ 1301.
2) متن تلگراف مخبر السلطنه به تهران بدین شرح است: «مقام ریاست وزرا این شرح را از ژاندارمری عرض میکنم امری واقع شده است باید عقلا اصلاح کنند شهر تبریز میدان جنگ نشود به قزاق خانه گفته شود اقدام نکنند که آتش خاموششدنی نیست بنده هم در معرض تلف هستم ...» (خاطرات و خاطرات، ص 333).
3) خاطرات و خطرات، ص 333.
4) روزنامه حقیقت، 29/ 1/ 1301؛ لاهوتی همچنین در مجلسی با حضور رؤسای دموکراتها و کفیل ایالت (اجلال الملک) با تشدّد و تغیّر تمام تهدید کرد «... اگر در سایه اغفال شماها به ترک شهر مجبور آیم تمام مهمات موجود شهر را آتش خواهم زد تا بدانید فریب و اغفال یک قوه نظامی ارزان تمام نمیشود.» (روزنامه حقیقت، 30/ 2/ 1301)، مخبر السلطنه هدایت نیز در کتاب خاطرات و خطرات نقل کرده است لاهوتی وی را به نزد خود احضار کرده و به وی اظهار داشته است: «من جنایتی کردهام و آخر کار من دار است، شما را اگر به این وضع به ژاندارمری آوردم برای محافظت بود، در ارگ امنیت نداشتید خواستم تا هستم جنایت دو نشده باشد، اگر ما مغلوب شدیم اتومبیل حاضر است و اختیار با خودتان.» (خاطرات و خطرات، ص 333).
5) روزنامه ایران، 19/ 11/ 1300، ص 3.
اقدامی صورت نگرفته است. ازاینرو، دولت شوروی این سیاست را در پیش گرفته است که طرفین، خسارات مذکور را ملغی شده محسوب نمایند. وزیرمختار شوروی در پایان تصریح کرد، چنانچه دولت شوروی در موضوع پرداخت غرامت به تجار، اقدامی بنماید، رسیدگی به دعاوی اتباع ایران در اولویت قرار خواهد داشت. (1)
امشب فیلم «آخرین رقص خنجربازی» در سینما خورشید تهران به نمایش درآمد. (2)
چهارشنبه 18 بهمن 1300/ 7 فوریه 1921/ 9 جمادی الثانی 1340
«لاهوتی» خطاب به قزاقها و ژاندارمها اعلانی را منتشر کرد. متن اعلان «لاهوتی» بدین شرح است:
«آقایان قزاق! به کجا حمله میکنید؟ آیا به خانمان سیصد هزار نفوس میخواهید فاتح بشوید؟
آقایان قزاق! خجالت نمیکشید؟ به ملتی که چهار صد خانوار عائله شما را مثل خواهر و مادر در آغوش محبت میپروراند هجوم میکنید.
آقایان قزاق! مردهای ناموسپرور و جوانهای باغیرت تبریز با یاری یزدان و به کمک امام عصر عجل اللّه فرجه نخواهند گذاشت شما در رختخواب زنهای آنها فاتحانه بخوابید ... نه ان شاء اللّه نخواهند گذاشت.
اما تو ای ژاندارم! ای ژاندارم باشرف! تو که با دادن جان شرافت و ملتپرستی خود را ثابت میکنی تو باید برای حفظ ناموس تبریزیان بمیری! تو نباید زنده بمانی و قزاق به خانه تبریزیان داخل شود.
تو ای ژاندارم! آیا میدانی که حفظ ناموس تبریزیان از طرف خدا به تو واگذار شده است تو میدانی که یک جو تلفات جان و مال و ناموس تبریزیان شرافتت را پایمال و مردیت را لکهدار خواهد کرد.
ژاندارم! زنهای بیگناه و دخترهای معصوم تبریز که شبها از اثر هجوم قزاق مانند جوجه مرغ میلرزند ناموس تو هستند.
ژاندارم! بمیر برای تبریز. زیرا که تبریز گهواره شرف و سرچشمه آزادی است.
و تو ای تبریز! تو هم ژاندارم را حمایت کن! زیرا که ژاندارم فدایی ناموس تو است. رئیس ژاندارمری- لاهوتی.» (1)
در پی ابراز نگرانی مقامات دیپلماتیک خارجی از امنیت اتباع خارجی مقیم تبریز، مشیر الدوله از وزارت جنگ خواست:
به حبیب اللّه خان شیبانی دستور داده شود (2)در حفظ محله ارمنستان در تبریز که کنسول انگلیس و برخی دیگر از اتباع خارجی در آنجا سکونت داشتند، حتی المقدور مراقبت نماید. (3)
با استقرار نیروهای حبیب اللّه خان شیبانی در باغ شمال- مقر قزاقهای تبریز- اوضاع کمی تغییر کرد. شیبانی در عین تدارک عملیات سرکوب نیروهای شورشی سعی کرد از نفوذ خود در میان ژاندارمها استفاده کرده و اطرافیان لاهوتی را از ادامه تمرد منصرف نموده و برای اطاعت حاضر نماید. ازاینرو، با صاحب منصبان آنها وارد مذاکره شد.(4)
لاهوتی، اجلال الملک و سرتیپزاده نزد مخبر السلطنه که در ژاندارمری تحت نظر بود رفته، از وی خواستند «ریاست جمهوری» را بپذیرد و به وی وعده دادند در این صورت او را روی سر به «عالیقاپو» خواهند برد و پنجاه هزار نفر را نیز برای مدافعه حاضر خواهند نمود. ولی مخبر السلطنه در پاسخ آنها گفت «در ایران با وضع حاضر به جمهوری معتقد نیستم، کسی را پیدا کنید که معتقد باشد». (5)
اجلال الملک کفیل ایالت تبریز به عنوان آخرین تلاش برای خاتمه مسالمتآمیز ماجرا به قزاق خانه رفت تا موجبات صلح و آشتی میان طرفین را فراهم آورد، ولی قزاقها نه فقط حاضر به مصالحه نبودند، بلکه قصد داشتند اجلال الملک را در برابر تحویل مخبر السلطنه گروگان بگیرند. ولی با وساطت شیبانی اجازه دادند به شهر بازگردد. (6)
1) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 18.
2) دولت همچنین تصمیم گرفت کنسولهای کشورهای خارجی مقیم تبریز را از واقع امر مطلع سازد تا در صورت تمایل از شهر خارج شوند (اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20533).
3) مراسله ریاست وزرا به وزارت جنگ، 18/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20533.
4) خاطراتی از دوران ...، ص 175.
5) خاطرات و خطرات، ص 333.
6) روزنامه حقیقت 3/ 2/ 1301.
بنا به اخباری که قبلا از بادکوبه رسیده بود عدهای از مبلغین بلشویک قصد داشتند از مناطق سرحدی گیلان و مازندران و استرآباد به ایران وارد شوند، از طرف رئیس الوزراء به حکام آن مناطق دستور داده شده بود مسافرین مظنونی که به آن مناطق میآیند مورد بازرسی قرار گیرند، ولی گزارش هایی که بعدا از قفقاز رسید نشان میداد مبلغین و عناصر انقلابی که نتوانسته بودند از انزلی به ایران وارد شوند قصد دارند از راه جلفا و نخجوان به ایران بیایند. ازاینرو به مأمورین سرحدی آن نقاط دستور داده شد مسافرینی را که از آذربایجان به ایران وارد میشوند به دقت بازرسی کنند و به اشخاص مظنون اجازه ورود ندهند. (1)
اتحادیه تجار کرمان در نامهای به رئیس الوزراء با بیان شرحی درباره وضعیت ناامن راه ها و سرقتهای متعددی که در راه یزد- کرمان صورت میگرفت، برای برقراری امنیت و حفاظت از راههای این منطقه خواستار اعزام اردویی به این منطقه شدند. آنان همچنین از رئیس الوزراء خواستند موضوع دستگیری سارقین و استرداد مسروقات آنان را پیگیری نماید. (2)
به دنبال تصمیم وزارت خارجه برای اعزام میرزا موسی خان به آنکارا برای بازگرداندن لکوموتیو و واگن هایی که سال قبل عثمانیها از شرف خانه به سرقت برده بودند، ممتاز الدوله با ارسال تلگرافی به وزارت امور خارجه اطلاع داد: از آنجا که خطآهن مستقیم بین عثمانی و شرف خانه وجود نداشته، همه اشیاء برده شده به دست عثمانیها، در قفقاز مانده و برای بازگرداندن آنان باید با مسکو مذاکره شود.(3)
امروز شورای عالی تجارت با حضور ادیب السلطنه، وزیر فواید عامه در وزارت خانه تشکیل شد. در این جلسه درباره مبادلات بازرگانی با دولت شوروی بحث و تبادلنظر شد. (4)
در پی سؤال دیوان محاکمات وزارت امور خارجه از وزیر امور خارجه درباره چگونگی رسیدگی به دعاوی اتباع چک و اسلاو که خود را تحت الحمایه دولت انگلیس معرفی میکردند، (5)وزیر امور خارجه امروز به دیوان محاکمات ابلاغ کرد دعاوی اتباع دول جدید التأسیس که با دولت ایران عهدنامه ندارند میبایست در محاکم داخلی مورد رسیدگی قرار گیرد. (6)
شورشیان غائله تبریز، جهت تأمین مخارج خود اقدام به فروش گندمهای موجود در انبارهای دولتی کردند. (7)
اولین جلسه کمیسیون تسویه محاسبات بانک ایران و رسیدگی به محاسبات و اختلافات مابین بانک و اشخاصی که با بانک طرف معامله بودند، امروز در محل بانک ایران تشکیل شد. (8)شاهزاده «محمد حسین میرزا» به نمایندگی از وزارت مالیه در این کمیسیون حاضر شد. (9)
1) تلگراف ریاست وزرا به کفیل ایالت آذربایجان، 18/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 31، ص 2.
2) مراسله اتحادیه تجار کرمان به رئیس الوزراء، 18/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 5، ج 1/ 26، پ 35.
3) تلگراف ممتاز الدوله به وزارت امور خارجه، 18/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 9، ص 41.
4) روزنامه ایران، 19/ 11/ 1300، ص 3.
5) مراسله دیوان محاکمات وزارت خارجه به وزیر امور خارجه، 15/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 155.
6) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 155.
7) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 125.
8) این کمیسیون در ابتدا به دستور ریاست وزراء و به منظور رسیدگی به محاسبات سپهسالار اعظم با بانک ایران تشکیل شد ولی بعد تصمیم گرفته شد رسیدگی به تمام محاسبات بانک در این کمیسیون صورت گیرد. (اسناد ملی ایران، شم ت 240018916).
9) اسناد ریاستجمهوری، 18/ 11/ 1300، شم ب 473.
پنجشنبه 19 بهمن 1300/ 8 فوریه 1922/ 10 جمادی الثانی 1340
از سحرگاه امروز جنگ میان ژاندارمهای شورشی و قزاقهای مستقر در تبریز آغاز شد. در مراحل ابتدایی موفقیت با ژاندارمها بود. آنها توانستند حتی تا پای دیوار باغ شمال (محل استقرار نیروهای قزاق) پیشروی نمایند ولی در همان حال که ژاندارمها در حال پیشروی به طرف باغ شمال و سرکوب قزاقها بودند نیروهای دولتی از سه طرف به شهر نزدیک شده و سرانجام توانستند بعد از هشت ساعت جنگ به شهر تبریز وارد شده و ژاندارمها را متفرق نمایند. (1)روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 540 * عزیمت لاهوتی و همراهانش به جلفا .....
پس از ورود نیروهای قزاق به تبریز و در هم شکستن مقاومت ژاندارمری، لاهوتی به همراه سران دمکرات و گروهی از ژاندارمها راهی جلفا شدند. (2)
در پی بروز ناآرامیها که از سحرگاه در تبریز آغاز شده بود، از عصر امروز غارت و چپاول شهر آغاز شد. در گزارشهای رسمی دولت، غارت و چپاول شهر به ژاندارمها نسبت داده شد ولی براساس دیگر منابع قزاقها و نیروهای خالو قربان (3)از عاملان اصلی (4)غارت شهر بودند. (5)
«کرو» جنرال کنسول انگلیس در اصفهان کلیه خوانین بختیاری را به مهمانی ناهار دعوت کرد. «اعتماد همایون» کارگزار اصفهان نیز به این مهمانی دعوت شده بود. بعضی از اتباع انگلیسی به اتفاق همسرانشان در این مهمانی حضور داشتند. سرمیز ناهار جنرال کنسول در رابطه با مناسبات بین خودشان و بختیاریها نطق مختصری ایراد نمود. «سردار ارفع» نیز که در این مهمانی شرکت داشت در جواب سخنان جنرال کنسول انگلیس اظهار امتنان نمود. (6)
[تصویر] یک زن قالیباف
«برکنی» رئیس یکی از تجارت خانههای آمریکایی موسوم به «کمپانی قالی شرق» خود را تحت الحمایه کنسولگری انگلیس در سلطانآباد (اراک) قرار داده و به خود اجازه میداد در امور شخصی مستخدمین و کارکنان و قالیبافهای آن تجارت خانه
1) روزنامه حقیقت، 29/ 1/ 1300؛ مراسله کارگزاری تبریز به وزارت امور خارجه، 21/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 168.
2) خاطرات و خطرات، ص 334؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 125.
3) پس از فروپاشی نهضت جنگل خالو قربان و افرادش به نیروهای دولتی پیوسته، برای مقابله با سمیتقو به آذربایجان اعزام شدند. بخشی از این نیروها در ساوجبلاغ و بخشی در تبریز مستقر بودند (یادبودهای انقلاب گیلان، صص 148- 132).
4) روزنامه حقیقت در اینباره نوشت: «... یغماگران تنها قزاق نبوده، عده خالو قربان نیز در آن حیص و بیص، داد بیداد راه داده، بازارچه خیابان را جاروب غارت کشیدند ...» مخبر السلطنه هدایت نیز در کتاب خاطرات و خطرات در دو مورد به نقش خالو قربان و افرادش در چپاول شهر اشاره کرده است. «... خالو قربانیان در شهر متفرق و منتظر موقعی برای چاپیدن ...» و در جای دیگر آورده است «... خالو قربانیها موقع بدست آورده بودند ...»
5) روزنامه حقیقت، 29/ 2/ 1301؛ خاطرات و خطرات، ص 334 و 332.
6) تلگراف کارگزاری اصفهان به وزارت خارجه، 23/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 1، ص 19.
مداخله کند. حمایت برکنی از افراد شرور که از اجزای کمپانی بودند، (1)
کارگزاری اراک نپذیرفته و به آنها پاسخ داد حق مداخله در این کارها را ندارند. پاسخ کارگزاری باعث درگیری تجارت خانه و کنسولگری انگلیس شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 5، ص 8).
باعث اعتراض حکومت سلطانآباد شده بود، زیرا کنسولگری انگلیس نیز حامی برکنی بود و به بهانه اینکه، عوامل تجارت خانه باید در کارگزاری محاکمه شوند از محاکمه افراد شرور در محاکمات داخلی جلوگیری میکردند.کارگزاری سلطانآباد در اعتراض به این اعمال کنسولگری به آنان یادآور شد که حق مداخله در این امور را ندارند، زیرا مسائل حقوقی قضائی افراد مذکور مربوط به محاکمات داخلی میباشد. (2)
وزارت امور خارجه بنا به تقاضای وزارت عدلیه به دکتر «ویلهلم» اجازه داد، معاینات طبی و سایر کار هایی را که از آن وزارت خانه به وی رجوع داده میشود، در حضور شاگردان خود در مدرسه حقوق انجام دهد. (3)
[تصویر] استاد و دانشجویان پزشکی
[تصویر] دانشجویان پزشکی در حال آموزش
1) در همان روز فردی به نام محمد خان حرآبادی از عوامل تجارت خانه مذکور با فرد دیگری به نام حبیب اللّه خان درگیر میشوند که منجر به تیراندازی میشود، حکومت سلطانآباد (اراک) آنان را تحت تعقیب قرار داده بود تا به مجازات برساند. ولی تجارت خانه و کنسولگری انگلیس مدعی بودند چون محمد خان عامل آن تجارت خانه است باید در کارگزاری محاکمه شود.
2) مراسله کارگزاری عراق (اراک) به وزیر خارجه، 19/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 48، پ 5، ص 8.
3) مراسله وزیر امور خارجه به دکتر ویلهلم، 19/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 43، پ 22، ص 1.
جمعه 20 بهمن 1300/ 9 فوریه 1922/ 11 جمادی الثانی 1340
مشیر الدوله طی حکمی تلگرافی، اسماعیل امیرفضلی را تا ورود والی جدید (1)
(خاطرات و خطرات، ص 334).
به کفالت آذربایجان منصوب کرد. (2)اسماعیل امیرفضلی با مخابره تلگرافی از تبریز پیروزی نیروهای دولتی و شکست ژاندارمها را به وزارت جنگ گزارش داد.
متن تلگراف امیرفضلی بدین شرح است: «... از ساعت 6 قبل از ظهر که متمردین مقدمتا شروع به حمله و جنگ نمودند و به نام نامی دولت و اقبال بیزوال حضرت اشرف روحنا فداه به کلی قطع ریشه فساد گردید و متمردین جمعی دستگیر و مقتول و عدهای فراری شدند. الان که 5 ساعت از لیله 20 دلو (20 بهمن) میگذرد تمام شهر در تصرف قوای نظامی ....» (3)
یک تبعه روسی حامل اوراقی حاوی مطالبی در باب تبلیغات و اندیشههای بلشویکی به انزلی وارد شد. در همان بدو ورود گمرک انزلی او را توقیف نمود.
پس از حضور کارگزار گیلان و حکمران انزلی در محل گمرک و پس از مذاکره کارگزار با کنسول روس، قرار شد آن اوراق در گمرک سوزانده شود و فرد دستگیر شده (4)نیز به روسیه تبعید شود. (5)
امروز وابسته نظامی فرانسه گزارشی محرمانه درباره اوضاع آذربایجان برای وزیر جنگ فرانسه، به شرح ذیل ارسال کرد:
«... منطقه تبریز و دریاچه ارومیه مغشوش و ناآرام است و علت آن ناشی از اقدام رضا خان در خصوص فرستادن تعدادی از افراد قزاق به داخل ژاندارمری است که این تشنج را پدید آورده است. به علاوه اینکه، ژاندارمها حقوق مناسبی دریافت نمیکردند و از جانب دیگر، افسران ژاندارمری هم که به داخل هنگ قزاق منتقل گردیدند زیردست افسران قزاق قرار گرفتند که از آنها سابقه خدمت کمتری داشتند. این آشوبها نیز ابتدا از بندر شرف خانه آغاز گردید ...» (6)
به دنبال شکایت مجدد مسافرین و تجار به خاطر بسته شدن دوباره راه سرخس و کلیه مرزهای خراسان به خاک روسیه، (7)سفارت روسیه امروز اعلام کرد، راه سرخس مسدود نبوده و نیست و علت شکایت تجار ایرانی این است که اداره گمرک براساس قوانین تجارتی جمهوری سوسیالیستی شوروی از حملونقل کالا از خراسان به ترکستان جلوگیری مینماید. (8)
به دلیل ورود آزادانه روسها به ایران روزبهروز بر تعداد مبلغین بلشویک در مشهد افزوده میشد. «مقرب السلطنه» کارگزار مشهد به وزارت امور خارجه پیشنهاد داد، در این مقطع زمانی که بیماری تیفوس از ترکستان به عشقآباد سرایت نموده و ممکن است بواسطه ورود روسها، این بیماری به مرزهای ایران نیز سرایت کند به بهانه جلوگیری از سرایت این بیماری، مدتی مرزهای مجاور با روسیه مسدود شود تا بدین وسیله راه به روی بلشویکها بسته شده و از طرف دیگر ایالت خراسان نیز، با کمک نظمیه مشهد و دیگر ولایات خراسان پس از شناسایی مبلغین آنها را از خراسان به روسیه تبعید نماید و اداره گمرک نیز درباره افرادی که قصد ورود به ایران دارند، تحقیقات لازم را انجام دهد و به افراد مظنون اجازه عبور ندهد. (9)
1) اسماعیل امیرفضلی و حبیب اللّه خان شیبانی پیشنهاد کرده بودند که مخبر السلطنه همچنان سمت والی را داشته باشد ولی مخبر السلطنه نپذیرفت.
2) اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20587.
3) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزارت جنگ، 20/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20597؛ روزنامه ایران، 21/ 11/ 1300، ص 2.
4) این فرد یکی از سالدات هایی بود که قبلا در استخدام کنسولگری روسیه در انزلی بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 29، ص 6).
5) تلگراف کارگزاری رشت به وزارت خارجه، 22/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، 46، پ 29، ص 5).
6) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 18، ص 18.
7) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 19، ص 7 و 8.
8) یادداشت سفارت روسیه به وزارت خارجه، 20/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 19، ص 17.
9) تلگراف رمز کارگزاری مشهد به وزارت خارجه 20/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 32، پ 9، ص 52.
امروز یکی از اهالی دولتآباد هنگام بازگشت از روسیه از سوی نگهبانان مرزی روس از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شدت مجروح شد. (1)
پس از اعتراض وزارت امور خارجه به سفارت روسیه و تقاضای جلوگیری از وقوع این حوادث، آن سفارت در یادداشتی به وزارت امور خارجه علت بروز این وقایع را عدم اجرای به موقع فصل سوم قرارداد 26 فوریه، مابین روسیه و ایران دانست و عنوان کرد مأمورین مرزی روس، خط مرزی سابق را اشغال نموده و بهطور طبیعی هرعبور بدون مجوزی را در حکم قاچاق دانسته و شلیک میکنند. وی تنها راه جلوگیری از این وقایع را تسریع در اعزام کمیسیون سرحدی دولت ایران دانست. (2)
وزارت جنگ صورت اسامی پانزده نفر از صاحب منصبان روس را که جزو اسرای متجاسر بوده و در نظمیه رشت توقیف بودند، به وزارت امور خارجه ارسال کرد و خواست اقدامات لازم برای تعیین تکلیف آنان صورت گیرد.(3)
کارگزار کرمان در تلگرافی به وزارت امور خارجه گزارش داد، به رعایای هندی انگلیس که اموال آنان در راه یزد- کرمان به سرقت رفته، مبلغ هفت هزار تومان و کسری، بعلاوه مقداری جنس به عنوان غرامت پرداخت شده است ولی وقتی این اجناس را در کرمان با اطلاع کارگزاری و نماینده ایالت فروختهاند تنها معادل ششصد تومان و کسری بابت آنها دریافت نمودهاند. این در حالی است که کنسول انگلیس در کرمان بابت غرامت اموال اتباع انگلیسی که در راه یزد کرمان به سرقت رفته، بیست و پنج هزار تومان مطالبه مینماید.(4)
بینس)A .Binns( به سمت کفیل کنسول انگلیس در سلطانآباد (اراک) تعیین شد. قبل از بینس، «هوتان» این سمت را بر عهده داشت. (5)
1) تلگراف مقرب السلطنه از مشهد به وزارت خارجه، 28/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 45، ص 5.
2) یادداشت سفارت شوروی به وزارت خارجه، 16/ 1/ 1301، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 45، ص 11.
3) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 20/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 128.
4) تلگراف کارگزار کرمان به وزارت خارجه، 20/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007001.
5) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 20/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 20، ص 27.
شنبه 21 بهمن 1300/ 10 فوریه 1922/ 12 جمادی الثانی 1340
پس از شکست ژاندارمها در غائله تبریز، بامداد امروز (1)«لاهوتی خان» با یکصد و بیست و پنج نفر ژاندارم از راه «یایچی»(2)به طرف روسیه فرار کردند. صبح امروز نیز، بیست نفر دیگر که آقازاده و برادرانش و سرتیپزاده نیز جزء آنان بودند از راه آبادی جلفا رد شده و با گذر از رود خانه مرزی به طرف روسیه فرار کردند.
در حین گذر از رود خانه چند نفر آنها را آب برد و تلف شدند. پس از ورود به خاک روس مأمورین نظامی جلفای روسیه اسلحه و اسب و وسایل آنان را ضبط و خودشان را به نخجوان اعزام کردند. (3)
هنگام فرار ژاندارمهای شورشی در تبریز و تعقیب آنها توسط نظامیان که در بازار اتفاق افتاد مقداری از اموال مغازه داران غارت شده بود. (4)ازاینرو، اسماعیل خان امیرفضلی به بازار رفت به هرکدام از محلات نیز صاحب منصبی فرستاد تا از غارت و چپاول جلوگیری شود. (5)
به دلیل وجود ناآرامیهای تبریز، دولت ایران از سفارت فرانسه در تهران تقاضا کرد، کنسول فرانسه در تبریز، شهر را ترک نماید. (6)
در پی انتشار این شایعه در بمبئی هندوستان که زرتشتیان ایرانی تحت نفوذ «ارباب کیخسرو»، طرفدار بلشویکها و ضد نیروهای انگلیسی هستند، امروز صبح «دینشاه»، رئیس انجمن زرتشتیان بمبئی با ارسال تلگرافی از ارباب کیخسرو خواست تا به دیدار سرپرسی لورن برود و به او اطمینان بدهد که زرتشتیان ایرانی ضد انگلیسیها نیستند. (7)ارباب کیخسرو پس از دریافت این تلگراف در نامهای خطاب به مشیر الدوله رئیس الوزرای وقت ایران تصریح کرد: اگر این شایعات بهطور رسمی از طرف دولت تکذیب نشود، به بروز مشکل برای زرتشتیان هندوستان منجر خواهد شد.
ارباب کیخسرو تکذیب این شایعه در بمبئی را از سوی کنسولگری ایران ضروری دانست. (8)
«خداوردی خان» وارد عشقآباد شد. «نادر میرزا» (آراسته) نماینده ایران در عشقآباد بلافاصله یک نفر را مأمور کرد تا از اهداف و مقاصد او مطلع شود. مقامات تاشکند به حکومت عشقآباد توصیه کرده بودند، در حوالی دریای خزر محلی را برای «خداوردی» معین نمایند، تا در آنجا ساکن شده و به کشاورزی مشغول شود. (9)
1) در سند قید شده که ژاندارمها هفت ساعت از شب گذشته اقدام به فرار میکنند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 122).
2) راهیایچی به طرف روسیه راه قاچاق محسوب میشد (م).
3) تلگراف کارگزار تبریز به وزارت خارجه، 22/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 122.
4) . خالو قربان و افرادش در این غارتها نقش عمدهای داشتند. (م).
5) روزنامه ایران، 23/ 11/ 1300، ص 2؛ اسناد مؤسسه تاریخ معاصر شم 20669.
6) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 18، ص 15.
7) تلگراف دینشاه به ارباب کیخسرو، 21/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 14، پ 4، ص 2.
8) مراسله ارباب کیخسرو به رئیس الوزراء، 21/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 14، پ 4، ص 9.
9) تلگراف نادر آراسته به وزارت خارجه، 24/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 14.
یکشنبه 22 بهمن 1300/ 11 فوریه 1922/ 13 جمادی الثانی 1340
امشب به مناسبت فرارسیدن اعطای فرمان مشروطیت (14 جمادی الثانی) از طرف اداره مباشرت مجلس شورای ملی مراسم جشنی در ساختمان بهارستان برگزار گردید. در این مراسم نمایندگان مجلس و برخی از بزرگان و رجال نیز حضور داشتند.(1)
کفیل کنسولگری سوئیس در ایران در نامهای به وزارت امور خارجه اطلاع داد، قزاقهای ایرانی خانه «نریمان»، بازرگان سوئیسی و کارمند ارشد بانک تبریز را غارت کردهاند، کفیل کنسولگری سوئیس دولت ایران را مسئول همه خسارات وارد شده به اتباع سوئیس در وقایع آذربایجان دانست. و افزود: پس از اطلاع کامل از میزان این خسارتها، کنسولگری سوئیس درخواست غرامت خواهد نمود. (2)
احمد شاه با گذرنامهای به نام عباس میرزا، از بمبئی (3)سوار کشتی شد و مستقیم به سوی بندر مارسی(4)در فرانسه رفت و برخلاف آنچه در تهران هنگام عزیمتش اظهار داشته بود، به دیدار پدرش (5)
محمد علی میرزا در سال 1882 م، ملقب به اعتضاد السلطنه گردید و در سال 1892 م، به سمت سردار واحدهای مستقر در آذربایجان منصوب شد.
وی در سال 1893 م، با ملکه جهان خانم (متولد 1875 م) دختر کامران میرزا نایب السلطنه ازدواج کرد و سه سال بعد یعنی در سال 1896 م، به مقام ولیعهدی منصوب شد. محمد علی میرزا در سالهای 1897، 1901، 1904 و 1905 به تهران آمد و در سفر آخر و در غیاب مظفر الدین شاه که به اروپا رفته بود به عنوان نایب السلطنه عملا زمام امور کشور را به دست گرفت.
محمد علی شاه در روز هشتم ژانویه 1907 به سلطنت رسید و در نوزدهم ژانویه تاجگذاری کرد. او در هشتم اکتبر یکصد و هفت اصل قانون اساسی را امضا کرد. پس از کشمکشهای میان دربار و مجلس شورای ملی که منجر به تعطیلی مجلس به دست محمد علی شاه گردید و سرانجام پس از فتح تهران از سلطنت خلع و به روسیه تبعید شد.
محمد علی شاه و همسرش پس از تبعید در بندر «ادسا» در اقامتگاهی مجلل زندگی میکردند که پس از انقلاب اکتبر 1917 آنجا را ترک کردند و به استانبول پناه آوردند. (فرهنگ رجال قاجار، ص 158- 160؛ سیمای احمد شاه قاجار، ج 1، ص 226).
در قسطنطنیه(6)نرفت.(7)«طایفه فولادلو» (8)که حاکم اردبیل چند تن از افراد آنان را دستگیر کرده بود، به اردبیل حمله کردند. آنان نخست سیمهای تلگراف را بریده و سپس نیروهای دولتی را که عازم شهر اردبیل بودند خلع سلاح نموده و سه تن از ثروتمندان اردبیل را نیز به قتل رساندند. (9)
احسان اللّه خان با سردار مقتدر طالشی و سپس کنسول روسیه در رشت ملاقات نمود. بعدها گفته شد که این ملاقاتها به منظور تهیه مقدمات شورشهای ضد دولتی بوده است. (10)
1) روزنامه ایران، 23/ 11/ 1300، ص 2.
2) مراسله کنسولگری سوئیس به وزارت خارجه، 22/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 48، ص 68.
3) بندر بمبئی یکی از شهرهای کشور هندوستان است. (م).
4) بندر مارسی شهری در جنوب کشور فرانسه است. (م).
5) محمد علی شاه در 21 ژوئن 1872 متولد شد. پسر ارشد مظفر الدین شاه و دختر بزرگ میرزا تقی خان امیرکبیر نخستین صدراعظم ناصر الدین شاه بود.
6) قسطنطنیه شهری در ترکیه که نام فعلی آن استانبول است. (م)
7) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 10، ص 171 و 175.
8) طایفه فولادلو یکی از طوایف ایل شاهسون در اطراف اردبیل میباشد (م).
9) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 129.
10) همان، ص 144.
دوشنبه 23 بهمن 1300/ 12 فوریه 1922/ 14 جمادی الثانی 1340
حکومت اردبیل از چند روز پیش «امیر فیروز» رئیس طایفه فولادلو را به خاطر عدم پرداخت مالیات چندساله و استرداد بعضی اموال غارتی دستگیر کرد پس از دستگیری امیر فیروز «نجفقلی خان آلارلو» شبانه از اردبیل فرار و به اتفاق طایفه فولادلو در کنار شهر سنگربندی کرده و حتی شهر را تهدید میکردند. حکمران اردبیل، «نصرت یورتچی» و گروهی از آلارلوها را که مخالف آنان بودند برای همکاری فراخواند. آنان حاضر به همکاری با حکومت اردبیل بودند. کارگزاری اردبیل نیز با ارسال تلگرافی به وزارت امور خارجه دولت حداقل یک عده پانصد نفری قزاق در اختیار حکومت اردبیل قرار دهید، زیرا اگر فورا اقدام نشود ممکن است اتفاقات غیرمنتظرهای رخ دهد و مشکلات دولت را بیشتر سازد. 1(1)
[تصویر] تعدادی از عشایر آذربایجان
«ارفع الممالک» حاکم دزداب که پس از ورودش به دزداب، وزارت داخله را از مداخله تحصیلدار انگلیسی در امور نظمیه دزداب مطلع ساخته بود، امروز در تلگراف خود به وزارت داخله اظهار داشت، چون یک صاحب منصب نظمیه و چند نفر پلیس به عنوان بازرسی مسافران در دزداب مشغول کار هستند، وجود این نیروهای خارجی در دزداب مصلحت نیست. زیرا اگر مقصودشان بازرسی مسافران است، میتوانند در مناطق «نوشکی» و «دالبندی» که در منطقه خودشان است این کار را انجام دهند. ارفع الممالک از وزارت داخله خواست برای خروج آنان از دزداب اقدام نمایند. (2)
[تصویر] عشایر آذربایجان
سهشنبه 24 بهمن 1300/ 13 فوریه 1922/ 15 جمادی الثانی 1340
نادر میرزا (آراسته) در خصوص ورود خداوردی به عشق آباد به مقامات عشقآباد اعتراض نمود و اظهار داشت چون این شخص خطاکار و وجودش برای ایالت خراسان خطرناک است، لذا باید او را به مأمورین ایران تحویل دهند یا اینکه فورا او را از مناطق ماورای دریای خزر بلکه از ترکستان اخراج نمایند. نادر میرزا این موضوع را به تاشکند نیز مخابره نمود. (1)
سفارت آمریکا نسبت به چاپ مقالهای در روزنامه روز گذشته نهضت شرق به وزارت امور خارجه ایران اعتراض کرد. در این مقاله نویسنده ضمن زیر سؤال بردن سیاستهای آمریکا و انگلیس در ایران، اعتراض ملت ایران نسبت به واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکایی را اعلام کرده بود. بخشی از مقاله مذکور بدین شرح است: «...
این دو دولتی [آمریکا و انگلیس] که تشنه جنگ هستند و این دو ملتی که ریاکاری را پیشه خویش قرار دادهاند با یکدیگر مشغول رقابت گردیده و برای آنکه بر منافع شخصی خود بیفزایند اهتمام دارند این گوهر گرانب هایی را که مجانا از دست کودکان صحنه سیاست ایران ربودهاند به انضمام سایر غارتها و چپاولها، تقسیم و تسهیم نمایند. شاید بعد از این قرارداد [واگذاری امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل]» آمریکایی صلحطلب و انسانیتخواه (!) آمریکایی که ضعیف را نوازش میکند (!) و با جلاد آسیا [انگلستان] دست میدهد ما تحت فشار سیاسی به زانو درآئیم.
به این جهت است که ما امروز به نام ملت ایران خبر مهم را به مسامع اولیاء سفارتین آمریکا و انگلیس میرسانیم حالیه که دولت آمریکا این اندازه پیش از وقت بواسطه مواضعه کردن با زندانبان ما برای محو و انقراض ایران، مکنونات خاطر و مقاصد سوء خود را بروز داده ملت ایران نیز با صدای بلند سواد مصوبه امتیاز به کمپانی استاندارد اویل را الغاء مینماید ...»(2)
عصر امروز اسحق رهبر به دستور وزیر امور خارجه با حضور در سفارت روسیه شوروی در خصوص استرداد لاهوتی و همراهانش و تسلیم کردن زبردست خان و کریم خان بلوچ به دولت ایران مذاکره کرد. بر طبق اظهاراتی که نایب اول سفارت از طرف وزیرمختار روسیه شوروی مینمود، روسها میخواستند قبل از اتخاذ تصمیم درباره استرداد لاهوتی و همراهانش به ایران، مسئله داشناکها مطابق خواسته آنان حل شود. (3)ولی درباره کریم خان بلوچ و زبردست خان اظهار کردند آنان دستگیر و زندانی شدهاند و حاضرند آنان را به مأمورین ایرانی تسلیم نمایند و به این منظور خواستند محل تسلیم آنان مشخص شود تا دستورات لازم در این زمینه را صادر کنند.
اسحق رهبر در پایان از سفارت روسیه خواست همانطور که قبلا نیز تقاضا شده بود اسلحه ژاندارمهائی که در نتیجه حوادث اخیر خراسان به ترکستان فرار کردهاند به ایران مسترد شود و روسها در پاسخ اظهار داشتند: موافق تلگرافاتی که به آنان رسیده اسلحه آنان مسترد خواهد شد، ولی باید مخارج ژاندارمهای مزبور پرداخته شود. (4)
طایفه فولادلو دوازده ژاندارم را در یک پست نظامی واقع در یک فرسخی شهر اردبیل توقیف کردند.
همچنین راه تبریز- آستارا را مسدود کرده و سیم تلگراف اردبیل را نیز قطع نمودند. حکومت اردبیل برای باز کردن راه آستارا و تعمیر سیم تلگراف تعدادی سوارهای یورتچی و غلام
1) تلگراف نادر آراسته به وزارت خارجه، 24/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 42، پ 2، ص 14.
2) مراسله سفارت آمریکا به وزارت خارجه، 24/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 63، پ 17، ص 5.
3) اسحق رهبر ضمن ارائه گزارش ملاقات خود با نایب اول سفارت روس استنباط خود از منظور روسها در اینباره را چنین بیان کرد که روسها میخواهند اولا «آرگوتین» نماینده مختار سیاسی ارمنستان، تهران را ترک نماید و از عملیات تبلیغاتی گروههای داشناک در آذربایجان و تهران جلوگیری شود. ثانیا مسئولین حکومت ارمنستان که به ایران فرار کرده و فعلا در تبریز هستند بهویژه نخستوزیر و وزیر جنگ سابق ارمنستان و چند نفر دیگر از تبریز تبعید گردند، در این صورت، حاضر خواهند بود که لاهوتی خان و سایرین را به دولت ایران تحویل دهند. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 21 و 22).
4) گزارش اسحق رهبر از ملاقات با نایب اول سفارت روسیه، 25/ 11/ 1300، (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 21 و 22).
آلارلو را اعزام کرد، ولی این عده در نزدیکی شهر اردبیل با سوارهای نجفقلی خان آلارلو و فولادلو روبرو شدند و نزدیک سه ساعت با یکدیگر به زدوخورد پرداختند. بالاخره سواران نجفقلی خان و فولادلو شهر اردبیل را در محاصره خود درآوردند. (1)
(خاطرات وحید، س 1351، شم 9 و 10، ص 81؛ فراموش خانه و فراماسونری در ایران، ج 1، ص 451؛ رهبران مشروطه، ج 1، ص 461؛ مقالات فروغی، ج 1، ص 340؛ سواد و بیاض، ج 2، ص 234؛ شرح زندگانی من، ج 2، ص 71 و 236).
وزارت امور خارجه به مناسبت جشن مدرسه علوم سیاسی تعطیل بود. (3)
اسماعیل امیرفضلی کفیل ایالت آذربایجان و امیر لشکر شمال غرب براساس اطلاعاتی که از میاندوآب به وی رسیده بود به رضا خان گزارش داد روز دهم ماه جاری قرنی آقا امیر عشایر با تعدادی از سواران مامش لاهیجان و حمزهآقا با تعدادی از سواران مامش اشنویه و زرزا و شیخ عبد اللّه از افراد سید طه وارد ساوجبلاغ شده، هرآنچه را لازم دارند از اهالی آنجا میگیرند، حتی تمام شلتوکهای منطقه را به اسم سید طه ضبط نموده و اعلام کردهاند که سید طه با عمر خان به همراهی هزار نفر سوار به دنبال آنها در راه هستند. امیرفضلی خبر داد این گزارش اهالی را وحشتزده نموده است، ازاینرو چنانچه فورا در این موضوع اقدام نشود بر وخامت اوضاع ساوجبلاغ افزوده خواهد شد.(4)
1) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 24/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 16، ص 24.
2) مدرسه علوم سیاسی در عید نیمه شعبان 1317 ق (18 آذر 1278 ش)، رسما از طرف وزیر امور خارجه افتتاح شد. در ابتدا میرزا حسن خان مشیر الملک (مشیر الدوله) به ریاست مدرسه انتخاب شد. وی در نطق افتتاحیه مدرسه گفت: «هدف مدرسه این است که از میان خانوادههای نجیب و اصیل مملکت شاگرد بپذیرد و آنها را برای آینده ایران و دیپلماتهای عالم وطنپرست تربیت کند. تا آنکه مأمورین وزارت امور خارجه لیاقت همدوشی با سایر دیپلماتهای دنیا را داشته باشند.» مدیریت مدرسه نیز به عهده عبد الکریم خان محقق الدوله پسر امین دربار، که از اعضای وزارت خارجه بود، گذارده شود. تدریس فقه، با تأکید مشیر الدوله در مدرسه گنجانده شد. این امر در ابتدا با مخالفت علمای وقت مواجه شد، ولی بعدا با استدلال رئیس مدرسه مبنی بر اینکه: «مقصود این است که محصلینی که بالمآل به ممالک کفر مأموریت پیدا میکنند، به مسایل شرعی که دانستن آن بر هرمسلمانی فرض است، آشنا باشند ...» این امر پذیرفته شد.
مشیر الملک پس از یک سال که مدیریت مدرسه را بر عهده داشت، با سمت وزیرمختاری ایران در روسیه، به سنپطرزبورگ رفت و کفالت مدرسه به محقق الدوله واگذار شد. در سال 1322 ق، برادر مشیر الملک، میرزا حسین خان مؤتمن الملک، به ریاست مدرسه برگزیده شد. محقق الدوله نیز کماکان مدیریت داخلی مدرسه را بر عهده داشت. در سال 1323 ق، میرزا علی اکبر خان به جای محقق الدوله برگزیده شد و سپس محمد حسین خان ذکاء الملک فروغی به جای وی نشست. نخستین محل مدرسه در «خیابان ادیب و روبروی منزل ارباب جمشید و از خانههای نصر اللّه سپهسالار» قرار داشت؛ ولی پس از آنکه، بهطور مکرر محل مدرسه تغییر یافت در سال 1325 ق، محمد علی فروغی به ریاست مدرسه برگزیده میشود در اول شوال 1327 ق، دکتر ولی اللّه خان نصر به جای محمد علی فروغی رئیس مدرسه شد. یک سال پس از این انتخاب، مدرسه سیاسی رسما به عنوان یکی از ادارات اصلی وزارت امور خارجه شناخته شد، پس از دکتر ولی اللّه خان نصر، دکتر پرتو اعظم (حکیم اعظم)- در زمان وزارت معارف وحید الملک- ریاست مدرسه را عهدهدار میشود و تا آخر سال 1339 ق، در این مقام ماند.
3) روزنامه ایران، 23/ 11/ 1300، ص 2.
4) تلگراف اسماعیل امیر فضلی به وزیر جنگ، 24/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 46.
چهارشنبه 25 بهمن 1300/ 14 فوریه 1922/ 16 جمادی الثانی 1340
مجلس حفظ الصحه دولتی در خصوص شیوع بیماری حصبه در ترکستان و عشقآباد تشکیل جلسه داد. در این جلسه راجع به جلوگیری از شیوع این بیماری به داخل ایران بحث و گفتگو شد(1)
[تصویر] نفر نشسته امامقلی خان رستم
کنسولگری ایران در ایروان گزارش داد، پس از انتشار خبر اوضاع تبریز (قیام لاهوتی)، روسها تعداد زیادی از نیروهای خود را از ساخلوی ایروان به مرزهای ایران اعزام نمودهاند. و بنا به آخرین اخبار رسیده، ششصد نفر ژاندارم مسلح به فرماندهی یک صاحب منصب روسی از مرز عبور کرده و به جلفای روس آمدهاند و افزون بر آن روسها، بیست و پنج نفر سواره هم در شاه تختی گماشتهاند. ابو الفتح خان کفیل کنسولگری ایروان در پایان گزارش خود آورده است که ادارات سرحدی و محلی با روسها همهگونه همکاری و همراهی مینمایند. (2)
افراد امامقلی خان به نیروهای دولتی (3)که در کوهها مستقر بودند حمله کردند. از طرف فرمانده نیروهای دولتی هم چند گلوله توپ به طرف قلعههای امامقلی خان شلیک شد. در این درگیری دو نفر از قزاقها کشته و چهار نفر آنان مجروح شدند. از تفنگچیان و افراد امامقلی خان نیز دو نفر کشته و شش نفر مجروح شدند.(4)
پنجشنبه 26 بهمن 1300/ 15 فوریه 1922/ 17 جمادی الثانی 1340
نماینده روسیه شوروی در تفلیس به ممتاز الدوله رئیس هیئت ایرانی مذاکرهکننده با مقامات روسی در باب پرداخت خسارات وارده به اتباع ایرانی در آذربایجان، اظهار نمود، پذیرش پرداخت خسارت وارده به ایران باعث خواهد شد که دول دیگر نیز خواستار دریافت غرامت شوند که دولت روسیه نمیتواند چنین مسئلهای را قبول نماید و لازم است هیئت اعزامی ایران، این موضوع را از دستور کار کنفرانس خارج نمایند.
همچنین امروز مقرر شد طرفین متنی را که به صورت پروتکل کنفرانس درآورده بودند، امضا نمایند.
همچنین طرفهای روسی متنی را در خصوص خساراتی که به اتباع آذربایجان قفقاز در رشت و انزلی وارد شده بود نوشته و از نمایندگان ایرانی خواستند تا آن را امضا نمایند.
لازم به ذکر است که جمهوریهای قفقاز هیچ رأیی از خود نداشته مطابق دستورات مسکو عمل میکردند. متن پروتکل امضا شده به شرح ذیل بود: پروتکل اول کنفرانس:
اولا: مسئله جبران خسارات وارده به اتباع ایران در آذربایجان از دستور العمل کنفرانس خارج شده و به کمیسیون مختلط ویژهای مرکب از نمایندگان حکومت شوروی آذربایجان و ایران موکول شود.
ثانیا: محل انعقاد کمیسیون شهر بادکوبه باشد.
ثالثا: چنانچه کمیسیون مختلط منتج به نتیجه رضایتبخشی نسبت به طرفین نشود حکومت آذربایجان متعهد میشود که حقوق دول کاملة الوداد را درباره خسارات وارد شده به اتباع ایران در آذربایجان قائل باشد.
پروتکل دوم کنفرانس:
برای رسیدگی به دعاوی و ضررهای اتباع آذربایجان علیه دولت و اتباع ایران، کمیسیون مختلطی در بادکوبه مرکب از نمایندگان ایران و حکومت شوروی آذربایجان تشکیل شود.» (1)
[تصویر] فرج اللّه بهرامی (دبیر اعظم)
سفارت روسیه در تهران به موجب فصل دوازده قرارداد ایران و روسیه، پیشنهاد داد، 2(2)قراول خانه موجود در روستای زرگنده (3)به بلدیه تهران واگذار شود. (4)
1) مراسله ممتاز الدوله به وزارت خارجه، 26/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 67، پ 3، ص 2.
2) پس از ارائه این پیشنهاد از سوی سفارت روسیه شوروی به وزارت خارجه، وزارت داخله در تاریخ 16/ 12/ 1300، از وزارت خارجه تقاضا کرد، نظر به اینکه اداره نظمیه به درخواست کمیساریای شمیران، قراول خانه زرگنده را برای شعبه قلهک لازم دارد، قراول خانه به تصرف کمیساریای شمیران درآید. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 60، ص 14).
3) زرگنده: روستایی از بخش شمیران شهرستان تهران و در جنوب تجریش در سر راه تهران به تجریش بوده که در کنار قلهک واقع شده است و مقر تابستانی سفارت روسیه در این روستا قرار داشته است و اکنون جزئی از شهر تهران محسوب میشود.
4) یادداشت سفارت روسیه به وزارت خارجه، 26/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2/ 15، پ 60، ص 6.
[تصویر] تعدادی از خانزادگان اکراد
وزیرمختار دولت روسیه شوروی در ایران در دربار با رئیس الوزرا، مشیر الدوله، ملاقات و گفتگو کرد. (1)
«اسماعیل امیرفضلی» امیر لشکر شمال غرب در تلگرافی به رضا خان وزیر جنگ ضمن ذکر اسامی افرادی که در قضیه اخیر تبریز مشارکت داشته و از مرز ایران به طرف روسیه خارج شده بودند، خواستار اقدام لازم جهت تسلیم آنان به دولت ایران شد. امیرفضلی اسامی این افراد را به شرح ذیل اعلام کرد:
آقازاده، صولت الملک و برادر هایش، سرتیپزاده، میر علی اکبر و میر مهدی ماکوئی، میرزا آقا خان مکافات، میر کاظم و مشهدی علی اکبر خان سرخابی، لاهوتی خان و حاجی سیف و سید علی اشرف خان. (2)
از میاندوآب گزارش رسید بیکزاده مکری و قرنی آقا با یکدیگر متحد و در صدد حمله به میاندوآب هستند، همچنین بخشی از نیروهای خود را نیز به سقز فرستادهاند.
اسماعیل امیرفضلی ضمن ارسال این خبر به وزارت جنگ، اطلاع داد در اینباره با امیر موثق که پریروز به تبریز وارد شده و حبیب اللّه خان سرهنگ مذاکره شده و مقرر گردید نیروهای سالار ظفر برای مقابله و جلوگیری اعزام شوند.(3)
«مورخ السلطنه» از طرف وزارت داخله به حکومت کاشان منصوب شد. (4)
دکتر حسن خان، به حکم وزارت مالیه، به عنوان مدعی العموم دیوان محاکمات آن وزارت خانه انتخاب شد. (5)
فرج اللّه خان بهرامی (6)
در دوره پنجم از طرف مردم تبریز به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد و جزء چند نفری بود که برای تغییر سلطنت تلاش میکرد. در سال 1304 ش، که مجلس شورای ملی به خلع قاجاریه و پادشاهی رضا خان رأی داد و مجلس مؤسسان با تغییر چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی، سلطنت را به رضا خان و اعقاب ذکور وی سپرد، پس از سلطنت رضا خان به ریاست دفتر مخصوص رضا شاه برگزیده شد. در سال 1306 وی به عنوان سرپرست محصلین نظامی به اروپا رفت و پس از بازگشت والی فارس شد.
در سال 1311 در کابینه مخبر السلطنه وزیر پست و تلگراف شد. در سال 1312 والی خراسان شد و در سال 1314 به همراه عدهای مانند علی دشتی، زین العابدین رهنما و محمد رضا تجدد زندانی شدند. پس از مدتی از زندان آزاد و به ملایر تبعید شد. در سال 1319 ش، مجددا بازداشت گردید که وقایع شهریور 1320 وی را از زندان نجات داد. در سال 1321 در کابینه قوام السلطنه، فرج اللّه بهرامی وزیر کشور گردید. بهرامی سرانجام در سال 1330 ش، در تهران درگذشت. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 1، ص 341- 344؛ خاطرات و خطرات، ص 412؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 2، ص 113، 114).
به موجب پیشنهاد رضا خان وزیر جنگ از سوی احمد شاه (7)به «دبیر اعظم» ملقب شد. (8)محمود آیرم که برای رسیدگی به پارهای امور و رفع اختلافات میان خوانین بختیاری به اصفهان مأمور شده بود، امروز در گزارشی که برای وزارت جنگ ارسال نمود، از پایان اختلافات میان خوانین بختیاری خبر داد.
اختلاف میان بختیاریها که به گفته آیرم بر سر ترتیب چگونگی تقسیم ایل خانیگری و ایلبیگیگری بود با انتصاب امیر مفخم به ایل خانیگری و انتصاب سردار ظفر به ایلبیگیگری پایان یافت.
آنان قبل از حرکت به طرف بختیاری بر سر مزار حسینقلی خان ایل خانی بزرگ بختیاری و دیگر خوانین بختیاری مدفون در اصفهان حاضر شده و متعهد شدند که از قوانین
1) روزنامه ایران، 27/ 11/ 1300، ص 1.
2) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزیر جنگ، 26/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 1.
3) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزارت جنگ، 26/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 45.
4) روزنامه ایران، 26/ 11/ 1300، ص 2.
5) همان.
6) فرج اللّه بهرامی فرزند محمد علی خان تفرشی در سال 1260 ش، متولد شد، تحصیلات خود را در مدارس جدید مانند دار الفنون و آلیانس و مدرسه ایران و آلمان به پایان رسانید و به زبان عربی و فرانسوی تسلط یافت. در سال 1285 ش، مقارن انقلاب مشروطیت به استخدام وزارت جنگ درآمد، مدتی هم در زمان حسین خان علاء به وزارت فوائد عامه منتقل شد و مجددا به وزارت جنگ بازگشت و به ریاست کابینه آن وزارت خانه رسید.
7) البته احمد شاه در مسافرت بود و این حکم به موجب پیشنهاد رضا خان، وزیر جنگ قبلا صادر شده بود که امروز به بهرامی اعطا شد. (م).
8) روزنامه ایران، 26/ 11/ 1300، ص 3.
جاری خودشان تجاوز ننموده و با یکدیگر مخالفت ننمایند.
آیرم در ادامه گزارش خود آورده است: بعد از این مراسم نیز تمام خوانین بختیاری، یک روز برای صرف ناهار در کنسولگری انگلیس در اصفهان مهمان بودهاند ولی از مذاکرات این مهمانی هنوز اطلاعی بدست نیامده است. آیرم همچنین از ائتلاف علمای اصفهان و خوانین بختیاری خبر داد (1)و اظهار داشت که براساس تحقیقات انجام شده علمای اصفهان نیز در جلسهای دیگر پس از اخذ تصمیماتی از خوانین بختیاری به صورت مشروط در ائتلاف با بختیاریها شرکت کردهاند که از آن جمله میتوان به تعهد گرفتن از حکومت اصفهان برای اعزام نکردن نایب الحکومه به محال و توابع جزء اشاره کرد. (2)
[تصویر] مورخ السلطنه
جمعه 27 بهمن 1300/ 16 فوریه 1922/ 18 جمادی الثانی 1340
با نظارت وزارت جنگ تشکیل اداره امنیه آغاز شد، (1)و ریاست آن به سرتیپ علی آقا خان نقدی (2)
سرانجام وی در سال 1320 ش، درگذشت. وی صاحب پنج پسر و دو دختر بود که فرزندانش همگی نظامی بودند. (شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 3، ص 1639- 1640).
(سردار رفعت) محول گردید. نامبرده مکلف شد وسایل تشکیلات این اداره را فراهم نماید و از تاریخ اول فروردین 1301 ش، سازمان مذکور را تشکیل داده و شروع بهکار نماید.(3)مصدق السلطنه به حکم ریاست وزرا به سمت والی آذربایجان انتخاب گردید.(4)
وزارت داخله برای برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی در تهران، پانزده هزار تومان اعتبار و بودجه درخواست کرده و به حکومت تهران نیز دستور داده بود تا مقدمات برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی را برای انتخاب دو نماینده دیگر فراهم نماید. ازاینرو حکومت تهران از مالیه مبلغ دو هزار تومان بودجه تقاضا نمود. (5)
در پی تحصن مردم در بجنورد در اعتراض به تعرضات امین مالیه ثلاث، امروز نیز جمعی دیگر از مردم از اسفراین به بجنورد آمده و به متحصنین ملحق شدند. (6)
امیر موثق فرمانده کل اردوی آذربایجان امروز سه ساعت به غروب مانده به روستای «اگریقاش» در نزدیکی ساوجبلاغ وارد شد. دبیر الوزاره و رئیس تلگراف خانه و رئیس اداره مالیه و حکمران ساوجبلاغ نیز برای ملاقات با امیر موثق به اگریقاش رفتند. امیر موثق قصد داشت دو روز دیگر برای بازدید از ساوجبلاغ به آنجا برود. (7)
[تصویر] سردار رفعت
آقای میرزا محمد خان ملکزاده مدیرمسئول سابق روزنامه ایران که چندی بود به مشهد رفته و در آنجا نیز اقدام به نشر روزنامه بهار کرده بود، به سمت ریاست اداره معارف و اوقاف خراسان منصوب شد.(8)
1) تشکیلات اداره کل امنیه مملکتی یکی از ادارات تابع وزارت جنگ شد ولی یگانهای آن تابع تشکیلات مرکزی امنیه کل دولتی بودند. سازمان جدید التأسیس امنیه دولتی نخستین بار در ساختمان شمس العماره که محل سابق ژاندارمری بود، مستقر شد و افراد ناحیه مرکز آن در سرباز خانه محمدیه استقرار یافتند. (ن ک: تاریخ ژاندارمری ایران، از قدیمیترین ایام تا عصر حاضر، صص 283- 286).
2) سرلشکر علی نقدی معروف به سردار رفعت از افسران عالیرتبه قزاق خانه در دوره قاجاریه بود که تمام مراحل ترقی را در قزاق خانه طی کرد. در سال 1300 ش، رضا خان پس از ادغام قزاق خانه، ژاندارمری و سایر واحدهای نظامی، چند تن از سرداران قزاق از جمله سردار رفعت را به ارتش جدید دعوت کرد. سردار رفعت قبلا فرمانده رضا خان بود. وی پس از عهدهدار شدن اداره امنیه کشور مدت چهار سال ریاست ژاندارمری کل کشور را بر عهده داشت. مدتی حکمران یزد و سپس عضو شورای عالی نظام گردید.
3) تاریخ ژاندارمری ایران، ص 283- 286.
4) روزنامه ایران، 28/ 11/ 1300، ص 2.
5) همان، ص 3.
6) گزارش تلگرافی از بجنورد به وزارت داخله، 27/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 29004597.
7) تلگراف دبیر الوزاره به کارگزاری آذربایجان، 28/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، سال 1300، ک 45، پ 1، ص 4.
8) روزنامه ایران، 27/ 11/ 1300، ص 2.
[تصویر] نمایی دیگر از سردر قدیمی مجلس شورای ملی
اسماعیل امیرفضلی کفیل ایالت آذربایجان و امیر لشکر شمال غرب بنا به گزارش حکومت صائین قلعه، به رضا خان وزیر جنگ گزارش داد، قرنی آقا به ریاست ایل مکری منصوب شده است. تمام عشایر هم در بوکان جمع و دو دسته شدند. یک دسته از آنان به سقز رفتهاند و دسته دیگر قصد دارند به میاندوآب و صائین قلعه حمله کنند. گزارش رسیده از میاندوآب نیز حاکی از آن بود که همه رؤسای عشایر ساوجبلاغ و اطراف آن با هم متحد شده و نیرویی مرکب از هزار نفر به فرماندهی شیخ عبد اللّه (از افراد سید طه) و امیر اسعد و سردار سعید در حاج علی کند جمع شده، در صدد حمله به سقز میباشند.
براساس گزارش هایی که به امیرفضلی رسیده بود رؤسای عشایر شهر ویران و ایل دهمکری نیز به فرماندهی قرنیآقا، قصد داشتند تا دو روز دیگر به میاندوآب حمله نمایند. (1)
1) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزیر جنگ، 27/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 43.
شنبه 28 بهمن 1300/ 17 فوریه 1922/ 19 جمادی الثانی 1340
چند نفر از اتباع روس مقیم اردبیل طی تلگرافی به سفارت روسیه مدعی شدند حکومت اردبیل آنان را بدون هیچ تقصیری و بدون مدرک و بازجویی دستگیر نموده، تحت فشار گذاشته و قصد دارد آنان را تبعید نماید(1). آنان از سفارت روسیه تقاضا کردند از این ظلم فاحش در حق آنان جلوگیری شود.(2)
[تصویر] مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل
دولت بلژیک که قصد داشت برای سومین سال متوالی یک نمایشگاه تجاری در بروکسل(3)در تاریخ 3 الی 19 آوریل برگزار نماید، با هدف حضور دولتها و شرکتهای بیشتری در این نمایشگاه چند نسخه بروشور، حاوی اطلاعاتی درباره این نمایشگاه به منظور توزیع بین افراد صلاحیتدار و ذینفع، برای ایران ارسال کرد تا این افراد برای نمایش کالاهای خود یا به منظور بازدید در آن نمایشگاه شرکت نمایند. لازم به ذکر است که دولت بلژیک در سال 1920 م، برای اولینبار اقدام به برپایی این نمایشگاه کرده بود. که 1602 نفر شرکتکننده داشت و دومین نمایشگاه نیز در سال 1921 م، و با مشارکت 2347 نفر برپا شده بود. (4)
1) اقدام حکومت اردبیل به خاطر تحریکات و تبلیغاتی بود که این افراد در اردبیل انجام میدادند و چون آنها را زندانی نکرد، به آنان اخطار نمود که باید از خاک ایران خارج شوند، زیرا اتباع روس حق تبلیغات در خاک ایران را نداشتند. (اسناد ملی ایران، شم ت، 293004167).
2) تلگراف چند تن از اتباع روس به سفارت روسیه، 28/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004167).
3) بروکسل پایتخت بلژیک است.
4) مراسله سفارت بلژیک به حکیم الملک، 28/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 7، پ 6، ص 2.
یکشنبه 29 بهمن 1300/ 18 فوریه 1921/ 20 جمادی الثانی 1340
بعد از پایان انتخابات سیرجان و توابع، «میرزا شهاب کرمانی» (1)
پدرش میرزا عبد اللّه قاضی در کسوت روحانیت بود. تحصیلات بقائی در علوم قدیمه تا درجه اجتهاد ادامه داشت. وی در انتخابات دوره چهارم از سیرجان به وکالت برگزیده شد و در دوره پنجم نیز به این سمت انتخاب شد. در آن مجلس جزو گروه اکثریت مجلس قرار گرفت و به انقراض سلسله قاجاریه و استقرار سلطنت پهلوی رأی داد. در دوره ششم به مجلس راه نیافت و از آن به بعد وارد دادگستری و امور قضائی شد. آخرین سمت وی مستشاری دیوان عالی تمیز بود. وی در سال 1313 ش، درگذشت. مظفر بقائی کرمانی یکی از فرزندان اوست. (شرح زندگانی من، ج 3، ص 670- 673، مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص 90- 93؛ مجله نگین، 31/ 2/ 1349، ص 13 و 14؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، ج 1، ص 307).
با اکثریت آراء هفت هزار و یکصد و هفتاد و یک رأی از مجموع کل هفت هزار و نهصد و هشت رأی به عنوان نماینده مردم کرمان در مجلس شورای ملی انتخاب گردید.(2)پیک مخصوصی که حکومت «صائین قلعه» (3)برای کسب خبر از فعالیتها و اقدامات اکراد فرستاده بود امروز پس از بازگشت، از بروز اختلاف بین «امیر اسعد» و شکاکها (4)
شکاکها در سال 1918 دو هزار خانوار بودند ولی در سالهای بعد به بیش از 4400 خانوار بالغ شدند. جمعیت آنها در سال 1345 بیش از 25012 نفر بود که در بیش از 170 آبادی بزرگ و کوچک به سر میبردند. شکاکها همه چادرنشین و دامپرور بوده و برای یافتن چراگاه کوچ میکردند. امروزه اکثر مردم ایل دهنشین و کشاورزند اما هنوز هم تعدادی از آنها به ییلاق و قشلاق میروند. ایل شکاک دو طایفه بزرگ دارد که عبارتند از: کاردار و عبدوی؛ طایفه کاردار هشت تیره و عبدوی سیزده تیره دارد. سرپرستی در ایل موروثی است و از پدر به پسر میرسد و چنانچه پسر شایسته سرپرستی نباشد، ریش سفیدان یکی از مردان کاردان و لایق خانواده را به این سمت انتخاب میکنند. رسیدگی به اختلافات و رفتارهای مردم و برطرف کردن نیازمندیهای افراد ایل از وظایف سرپرستان تیرهها و طایفههاست. (هنر و مردم، شم 4، ص 38- 46؛ بولتن شماره 7 دفتر اطلاعات سفارت ایران در واشنگتن ص 2؛ جنبش ملی کرد، ص 59).
خبر داد.این پیک گزارش داد که امیر اسعد به شکاکها گفته است «مقصود شما قتل و غارت اهالی است و ما نمیگذاریم که شما نسبت به اهل ولایت بیاعتدالی کنید» و همین باعث دلخوری و کدورت بین امیر اسعد و شکاکها شده است. در ادامه گزارش پیک حکومت صائین قلعه آمده است که شیخ عبد اللّه و امیر اسعد هرکدام با ده تا دوازده سوار به سقز رفته تا اسباب آسایش و امنیت آن منطقه را فراهم نمایند.(5)
دو طایفه جعفر بیگ و عطا بیگ که مدتها بود با یکدیگر اختلاف داشتند، به اهتمام کنسول شوروی آشتی کردند و به کنسول قول دادند در ارسال مواد غذایی به روسیه بیش از پیش فعالیت کنند. (6)
عدهای از خانوادههای ایرانی مقیم خارج از کشور که قصد بازگشت به ایران را داشتند پس از گذشتن از اسلامبول، باطوم، تفلیس و ... به نخجوان وارد شده اما به دلیل اینکه با تذکرههای خود از مأمورین روسیه مقیم اسلامبول و باطوم و تفلیس ویزا اخذ نکرده بودند، به آنان اجازه حرکت به سوی ایران نمیدادند. (7)وزارت امور خارجه در یادداشتی فوری به سفارت شوروی در تهران، علت عدم مراجعه مسافرین مزبور، به مأمورین دولت شوروی، در مبدأ حرکت خود برای اخذ ویزا را، عدم اطلاع آنها از شرایط جدید اخذ ویزا و اشکال تراشیهای مامورین دولت شوروی نسبت به صدور ویزای تذکرههای مسافرین ذکر کرد و از آن سفارت تقاضا نمود، اقدامات لازم، در خصوص صدور مجوز عبور مسافرین به ایران، به عمل آورند. (8)چند روز بعد سفارت شوروی در پاسخ با اعلام اینکه، دستورات مقتضی به مقامات مربوط برای صدور اجازه عبور به اتباع ایران داده شده است تصریح کرد: لازم است به همه اتباع ایرانی اعلام شود که در هنگام بازگشت به کشورشان اجازه عبور از کمیسر ملی خارجی همان جمهوری که در آنجا حضور دارند، الزامی است.(9)
محمد فهیمی کنسول جدید ایران در نخجوان امروز به این شهر وارد شد و وثوق الممالک او را به حکومت محلی نخجوان معرفی نمود. (10)
امروز هیئت علمیه کرمان در نامهای به وزیر امور خارجه از دولت به دلیل اهمیت ندادن به مدارس قدیمه که باعث شده بود، عدهای طمّاع، منافع موقوفات، مخصوصا موقوفات مدارس را غارت نمایند ابراز گلهمندی نمودند. آنها معتقد بودند اهمیت ندادن به این موضوع سبب میشود به تدریج این امر مقدس که باعث ترویج مراسم مذهبی و حفظ اخلاق اسلامی و جلوگیری از تمایل عمومی به اخلاق بیگانه و غیراسلامی است از بین برود، آنان از وزیر امور خارجه خواستند، با پیگیری این موضوع به خصوص از طریق مذاکره با وزارت معارف، اقدامات عملی در این راستا صورت گیرد و
1) میرزا شهاب الدین بقائی کرمانی، در سال 1262 ش، در کرمان متولد شد.
2) تلگراف ایالت کرمان به وزارت داخله، 29/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 8، ج 3/ 3، پ 32.
3) صائین قلعه: شاهیندژ، شهری در آذربایجان غربی.
4) ایل شکاک از عشایر کرد آذربایجان غربی میباشد. مردم این ایل از مرزنشینان دو کشور ایران و ترکیه بوده و بیشتر در اطراف ارومیه و شمال غرب دریاچه ارومیه، در دو بخش صومای و برادوست زندگی میکنند.
5) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به وزیر جنگ؛ 30/ 11/ 1300، اسناد موسسه مطالعات، س 1300، پ 97، ص 40.
6) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 130.
7) مراسله رئیس تذکره ایالت آذربایجان به وزارت خارجه، 29/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 62، پ 14، ص 3.
8) یادداشت وزارت خارجه به سفارت شوروی، 4/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 62، پ 14، ص 2.
9) مراسله سفارت شوروی به وزارت خارجه، 9/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 62، پ 14، ص 1.
10) تلگراف محمد فهیمی به وزیر امور خارجه، 5/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 18، ص 8.
تنها به نامهنگاری و بهکار بردن الفاظ و ضبط در دفاتر بسنده نشود. (1)
وابسته نظامی انگلیس در گفتگویی که با «رضا خان» داشت با این استدلال که «اقلیتی سازمانیافته در صورتی که اجازه یابد بدون ممانعت به فعالیتهای خود ادامه دهد میتواند صدمات زیادی به بار آورد و چنین نهضت هایی باید در نطفه خفه شوند.» بهطور جدی از وی خواست که سازمانهای طرفدار بلشویسم را در نطفه خفه کند.(2)
[تصویر] میرزا شهاب الدین بقایی به همراه فرزندش مظفر بقایی
دوشنبه 30 بهمن 1300/ 19 فوریه 1922/ 21 جمادی الثانی 1340
اهالی «درهجز» که به دلیل قحطی در عسرت و تنگی به سر میبرند و افزون بر این، یک بار از سوی زبردست خان و افرادش و یک بار نیز از سوی ژاندارمها مورد غارت و چپاول قرار گرفته بودند قادر به پرداخت مالیات به مباشرین مالیه نبودند، ازاینرو، دست تظلم به سوی رئیس مجلس شورای ملی دراز کرده، در عریضهای از او رسیدگی به وضعیت خود را خواستار شدند و پیشنهاد دادند یا مالیات امسال آنها بخشوده شود یا سال آینده مالیات خود را بپردازند. (1)
[تصویر] نمایی از ساختمان مجلس شورای ملی در میدان بهارستان
فرمانده اردوی اعزامی به ممسنی از شروع جنگ بین نظامیان دولتی با تفنگچیان «امامقلی خان رستم» خبر داد. (2)
وزارت داخله در پاسخ به امامقلی خان رستم که اخیرا در خصوص اعزام اردو به ممسنی تلگرافی به وزارت داخله ارسال کرده بود، هدف از اعزام اردوی نظامی به ممسنی را استقرار انتظامات محلی ذکر کرده و تاکید کرد، لازم است او نیز مطابق دستورات ایالت فارس رفتار نموده، به شیراز برود و مطالب خود را اظهار نماید تا مورد بررسی و رسیدگی قرار گیرد. (3)
وزارت داخله در پاسخ به اعتراض کدخدایان و ریشسفیدان ممسنی به اعزام اردوی نظامیان دولتی به آن منطقه به آنان خاطرنشان کرد که اعزام اردو به ممسنی تنها برای استقرار نظم در آن منطقه است. (4)
(1).
(2).
(3).
(4).
1) عریضه اهالی درهجز به رئیس مجلس شورای ملی، 30/ 11/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 32، ج 1/ 17، پ 60.
2) مراسله نصرت السلطنه به وزارت داخله، 2/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
3) مراسله وزارت داخله به امامقلی خان، 30/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
4) مراسله وزارت داخله به کازرون، 30/ 11/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
دوشنبه 1 اسفند 1300/ 20 فوریه 1922/ 22 جمادی الثانی 1340
پس از اینکه، «حسین افنان» از نزدیکان «میرزا حسینعلی بابی» در بغداد به سمت منشی رئیس کابینه حکومت عراق منصوب شد، بهائیان عراق بواسطه اقدامات و نفوذ او در صدد تأسیس و تعمیر یک معبد در بغداد برآمدند. روزنامه لسان العرب هم در راستای ترویج افکار ایشان چند مقاله منتشر کرد. علمای نجف در اعتراض به این موضوع، امروز در مسجد هندی تجمع کرده و از قائممقام حکومت نجف اشرف خواستند، به حکومت مرکزی بغداد اطلاع دهد، بهطور جدی از اقدامات فرقه بهائیت در بغداد جلوگیری شود. «شیخ مهدی خالصی»(1)
هنگامی که وهابیان حجاز در 1339 ق، به قصد انهدام مراقد ائمه شیعه، تصمیم به حمله به جنوب عراق را داشتند، وی به همراه گروهی از علمای کاظمین و مردم داوطلب به دعوت آیت اللّه نائینی و آیت اللّه سید ابو الحسن اصفهانی به کربلا آمد.
در 1340 ق، نیز انگلستان تصمیم گرفت که قرارداد اتحاد با ملک فیصل، نامزد پادشاهی عراق را امضا کند که در واقع امر، نوعی تحت الحمایگی بود که قبلا علما با آن مخالفت کرده بودند؛ این قرارداد سال بعد در معرض افکار عمومی قرار گرفت. نمایندگان شیعیان بغداد به کاظمین رفتند و با شیخ مهدی خالصی و سید حسن صدر ملاقات کردند و از آنان خواستند، با قرارداد اتحاد ملک فیصل با انگلستان مخالفت کرده و پادشاهی فیصل را به رسمیت نشناسند. خالصی با این پیشنهاد، مشروط بر موافقت آیت اللّه نائینی و اصفهانی موافقت کرد. پس از موافقت آنان، آیت اللّه خالصی نیز فتوایی صادر کرد و اعلام نمود که در صدد باطل کردن بیعت خود با فیصل است، زیرا او به تعهداتش مبنی بر حفظ استقلال عراق عمل نکرده است. ازاینرو انگلیسیها و فیصل مخالفت علما را جدی گرفتند و آنها را به ایران و حجاز تبعید کردند که شیخ مهدی ابتدا به حجاز و سپس به ایران تبعید شد. آیت اللّه خالصی در 12 رمضان 1343 ق، در مشهد مقدس درگذشت و در جوار مرقد امام رضا علیه السلام دفن شد. (علمای مجاهد، ص 185- 187).
از مجتهدین کاظمین و بعضی علمای دیگر هم، حکم «تحریم» روزنامه لسان العرب را دادند. (2)وزارت امور خارجه به کلیه کارگزاریهای ایالات و ولایات و مأمورین آن وزارت خانه در کشورهای خارجی ابلاغ کرد: به دلیل اینکه، درج القاب و عناوین در نامهها، نتیجهای جز اتلاف وقت نویسنده و خواننده ندارد، از این به بعد، وزارت امور خارجه در سر پاکتها و ابتدای نامهها که خطاب به مأمورین خود مینویسد، فقط به جمله (آقای ...) اکتفا مینماید و لازم است عموم مأمورین این وزارت خانه هم در سر پاکتها و ابتدای نامهها که خطاب به وزیر یا معاون وزارت امور خارجه و یا رؤسای ادارات نوشته میشود فقط به جمله (آقای ...) اکتفا نمایند که تضییع وقت نشود.(3)
انتصاب «قوام السلطنه» به عنوان والی آذربایجان بنا به دلایلی لغو شد و «مصدق السلطنه» به جای وی به این مقام منصوب گردید. رضا خان پس از انتصاب مصدق السلطنه به این سمت، به فرمانده نظامی ارشد ایالت آذربایجان تأکید کرد که مصدق السلطنه با نظر شخصی وی به این سمت منصوب شده و لازم است نظامیان جهت پیشبرد اهداف وی، با او همکاریهای لازم را به عمل آورند.(4)
«امامقلی خان» قرآن ممهوری را که نظامیان برای تأمین او فرستاده بودند، نپذیرفت و جنگ بین «امامقلی خان» و نظامیان شروع شد. در این جنگ از شیراز تجهیزاتی تحت حفاظت بیست و دو نفر سوار و پیاده برای کمک به نظامیان ارسال شد.(5)
«وثوق الممالک» جانشین کنسول ایران در نخجوان پس از مذاکره با حکومت محلی آنجا درباره فراریان غائله تبریز، اعلام کرد، حکومت محلی نخجوان از ابتدا این وقایع را به مقامات «بادکوبه» اطلاع داده و از آنجا نیز، مأموری جهت رسیدگی به این موضوع اعزام کردهاند که به زودی به نخجوان وارد خواهد شد. وثوق الممالک همچنین اطلاع داد که حکومت محلی نخجوان قول داده است در این زمینه مساعدت لازم را بنماید تا خواستههای دولت ایران برآورده شود. (6)
سفارت بلژیک از دولت ایران برای عضویت در انجمن بین المللی حمایت از کودکان دعوت کرد. بنا به اظهارات وزیر مختار بلژیک در ایران، دومین کنگره بین المللی حمایت از کودکان تصمیم داشت در بروکسل یک مرکز بین المللی برای حفظ و حمایت از کودکان تأسیس نماید و دول مختلف در صورت تمایل برای عضویت در این انجمن بایستی مبلغی پرداخت نمایند. (7)دولت ایران به بهانه وجود مشکلات مالی از
1) شیخ محمد مهدی خالصی از برجستهترین علمای مجاهد و ضد استعمار شیعه عراق در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری است. وی فرزند شیخ حسن کاظمی بود و در 9 یا 15 ذیحجه 1276 ق، در کاظمین به دنیا آمد و در میان طایفه خود (خالصی) پرورش یافت. در اواخر 1329 ق، و پس از حمله روسها به شمال ایران و اندکی بعد از حمله استعمارگران ایتالیایی به طرابلس غرب لیبی، بسیاری از مراجع و علمای عراق، از جمله شیخ مهدی خالصی فتوای جهاد بر ضد اشغالگران روسی و ایتالیایی صادر کردند. هنگام حمله متفقین به عثمانی، علمای شیعه عراق از جمله آیت اللّه خالصی در حمایت از عثمانی، فتوای جهاد بر ضد استعمارگران انگلیسی صادر کردند.
2) مراسله کنسولگری ایران در بغداد به وزارت خارجه، 16/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 16، پ 32، ص 12.
3) مراسله وزارت خارجه به عموم کارگزاریهای ایالات و ولایات و ...، 1/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 29، پ 7، ص 253.
4) تلگراف وزیر جنگ به کفیل ایالت آذربایجان، 1/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 20.
5) تلگراف امیر لشکر جنوب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 1/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98، ص 6.
6) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به وزیر جنگ؛ 1/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 39.
7) مراسله سفارت بلژیک به وزیر خارجه 1/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 11، ص 9.
شرکت در این انجمن سرباز زد. (1)
«اسماعیل سمیتقو» از خوی به طرف ارومیه حرکت کرد.
اسماعیل امیرفضلی امیر لشکر شمال غرب حرکت سمیتقو به طرف ارومیه را به «حبیب اللّه شیبانی» (2)
در عملیات علیه کوچک خان و سمیتقو شرکت کرد. در سال 1301، به درجه سرتیپی ارتقا یافت و در سال 1302، به عنوان سرپرست دانشجویان نظامی ایران به فرانسه رفت. در دی 1307، عضو هیئت شورای قشونی شد. در خرداد 1308، به درجه امیر لشکری نایل آمد و به فرماندهی ارتش فارس منصوب و برای سرکوبی شورش آن ایالت به آنجا اعزام شد و موفق به اعاده آرامش گردید. شیبانی در سال 1314 به خارج از ایران رفت و مشاغل دولتی او پایان یافت. (ارتش و حکومت پهلوی، ص 446- 444).
اطلاع داد تا شیبانی مراقبت بیشتری به عمل آورد.(3)[تصویر] شیخ محمد مهدی خالصی
1) مراسله وزارت خارجه به سفارت بلژیک، 9/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 11، ص 8.
2) حبیب اللّه خان شیبانی متولد 1265 ش، فرزند ناظم الدوله کاشانی، وی در سال 1285 به دانشگاه «سنسیر» فرانسه رفت. در سال 1289 از آنجا فارغ التحصیل شد. در سال 1292 ش، به ایران بازگشت و با درجه سلطانی (سروانی) در ژاندارمری دولتی به کار پرداخت. پس از سقوط دولت نظام السلطنه به برلین رفت و در سال 1297 ش، به ایران بازگشت و مجددا به ژاندارمری پیوست. در سال 1299 با رضا خان آشنا شد و قبل از کودتای 1299 به نفع وی فعالیت میکرد. در سال 1300، به درجه سرهنگی رسید.
3) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به رئیس ارکان حرب کل قشون، 2/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 37.
سهشنبه 2 اسفند 1300/ 21 فوریه 1922/ 23 جمادی الثانی 1340
رضا خان طی یک «ابلاغیه» مسئولیت کودتای سوم اسفند سال گذشته را شخصا به عهده گرفت. در قسمتی از ابلاغیه مذکور چنین آمده است: «... آیا با حضور من مسبب حقیقی کودتا را تجسس کردن مضحک نیست؟ ... بیجهت اشتباه نکنید و از راه غلط، مسبب کودتا را تجسس نکنید. با کمال افتخار و شرف به شما میگویم که مسبب حقیقی کودتا منم و این راهی است که پیمودهام و از اقدامات خود نیز ابدا پشیمان نیستم ... من از اقدامات خود در پیشگاه عموم شرمنده نیستم و ن هایت مباهات و افتخار است که خود را مسبب حقیقی کودتا به شما معرفی نمایم ...» (1)
یکی از افسران قزاق و تحصیلکرده استانبول که با برخی افسران و افراد فراری عثمانی نزد سمیتقو در ارتباط بود، برای دومین بار، ترور «سمیتقو» را به «اسماعیل امیرفضلی» پیشنهاد داد. او برای این کار مبلغ سه هزار تومان مطالبه نموده بود که یکپنجم آن را قبل و بقیه را بعد از پایان مأموریت دریافت نماید. اسماعیل امیرفضلی نیز که بهترین راه دفع سمیتقو را ترور وی میدانست، در اینباره از رضا خان کسب تکلیف کرد. (2)
رضا خان در پاسخ با تأکید بر اینکه در جنگ مقصود و هدف ن هایی نابود کردن دشمن است، انتخاب راه رسیدن به این هدف را به عهده مسئولین و فرماندهان نظامی دانست.(3)
از سفارت روسیه یادداشتی مبنی بر شکایت اتباع روس از اقدامات مأمورین ولایات و ایالات، مخصوصا از رفتار خشونتآمیز حاکم اردبیل و رئیس نظمیه شیراز و دستگیری چند نفر اتباع روس در اردبیل، به وزارت امور خارجه رسید. بنا به اظهارات وزیرمختار روسیه مدلول اکثر شکایات، پیشآمدهای بهانهجویانه و خشونتآمیز در موقع تفتیش گمرکی، توقیفات غیرقانونی و حتی اقدام به ضرب و شتم و عدم توجه به شکایات اتباع روس بود.
وی با اشاره به اینکه، دولت شوروی از حقوق کاپیتولاسیون صرفنظر نموده ولی انتظار دارد اولیای دولت ایران توجه لازم و منصفانه نسبت به منافع اتباع روس مبذول نمایند، از وزارت امور خارجه درخواست نمود هرچه زودتر دستور فوری مبنی بر حسن رفتار نسبت به اتباع روس به کلیه مأمورین محلی صادر شود. (4)
روزنامههای ستاره ایران و ستاره شرق به علت توهین به اعضای دولت توقیف شدند. (5)
با توجه به کمبود آذوقه در تفلیس، «ممتاز الدوله» طی تلگرافی به وزارت امور خارجه، درخواست نمود هرچه زودتر یک خروار برنج، یک خروار آرد و سی من روغن با اولین وسیله توسط نمایندگی سیاسی ایران در باکو برای هیئت اعزامی ایران ارسال شود. (6)
هیئت وزیران در جلسه امروز خود با پیشنهاد «ممتاز الدوله» رئیس هیئت اعزامی به قفقاز، برای ارسال پنجاه خروار گندم و بیست و پنج خروار برنج به عنوان اعانه برای قحطیزدگان نخجوان موافقت کرد. (7)
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 130- 136.
2) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزیر جنگ، 2/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 38.
3) اظهارات رضا خان که در حاشیه سند فوق الذکر آمده است.
4) مراسله سفارت روسیه به وزارت خارجه، 2/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004176.
5) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 130.
6) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 9، ص 244.
7) مراسله از کابینه ریاست وزرا به وزارت مالیه، 9/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3/ 15، پ 66، ص 1.
امروز رئیس مدرسه آمریکایی در مشهد به منظور ملاقات با کارگزار خراسان به محل کارگزاری خارجه خراسان رفت. وی در حاشیه این دیدار به کارگزار گفت: برای ساخت خانه و تأسیس مدرسه و بیمارستان در شهر مشهد نیازمند به خرید شصت هزار ذرع زمین است. اما کارگزار خراسان به وی پاسخ داد که برای تأسیس این قبیل مؤسسات، کارگزاری و ایالت خراسان نمیتوانند اجازه خریداری زمین را بدهند، مگر آنکه از سوی هیئت دولت مجوز لازم برای این کار صادر شود. وی خطاب به رئیس مدرسه آمریکایی تصریح کرد، بیشتر اراضی این شهر وقفی است (1)و برای اتباع خارجی و ترویج مذهب در چنین شهری که ساکنین و زائرین آن، متعصب هستند مشکلات فراوانی را در پی دارد. (2)
[تصویر] رضا خان
چهارشنبه 3 اسفند 1300/ 22 فوریه 1922/ 24 جمادی الثانی 1340
پیرو تلگراف «ارفع الممالک» حاکم دزداب به وزارت داخله راجع به مداخلات صاحب منصبان و مأمورین انگلیسی در امور شهر و اقدامات عمال انگلیس در بلوچستان، امروز وزارت داخله، از وزارت امور خارجه تقاضا نمود برای خروج این نیروها از دزداب و جلوگیری از مداخلات آنان و تسهیل کار حکومت، با مقامات مربوط مذاکره نموده، اقدامات لازم را انجام دهند.(1)
«نلسن» رئیس شعبه بانک شاهنشاهی یزد در «مسیوند» (2)گرفتار سارقین شد.
چون «نلسن» سومین فرد از اتباع انگلیسی بود که در طول سه ماه گذشته در بین راه اصفهان- شیراز از وی سرقت میشد، سفارت انگلیس ضمن اعتراض به وزارت امور خارجه، خواستار اقدامات لازم برای برقراری امنیت در این راه شد و حق خود را برای مطالبه خسارات سرقتهای اخیر محفوظ دانست.(3)
«مخبر السلطنه» والی معزول سابق آذربایجان، برای قرارداد با راهآهن ماورای قفقاز که مال التجاره و بارهای وارداتی را توسط راهآهن از تبریز به جلفا و همچنین بالعکس مبادله مینمود، شرایط و موادی را تهیه و به تهران فرستاده بود.
دولت هم دستور داد شرایط و مواد پیشنهادی مخبر السلطنه در کمسیونی با دقت مورد مطالعه قرار گیرد.
پیرو این دستور کمیسیون مزبور امروز تشکیل جلسه داد و با توافق نظر اعضا مقرر شد، گزارش نظریات کمیسیون به هیئت دولت ارسال شود.(4)
کمیسیون معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، اعتراضات و اصلاحاتی را که در ضمن شور اول لایحه قانون شورای عالی معارف از طرف بعضی از نمایندگان اظهار گردیده و در جلسات مختلفی مورد بررسی قرار گرفت بود، به همراه لایحه مزبور با اصلاحات و اضافات جدیدی تصویب نمود و به مجلس ارائه کرد. این قانون مشتمل بر دو فصل و 13 ماده بود. (5)
جمعی از سرداران بلوچ جهت مذاکره با سرداران سیستان با قطار به «دزداب» (6)وارد شدند.
این قطار مطابق برنامه بایستی سه روز پیش به «دزداب» میرسید ولی به دلیل بارندگی و وضعیت نامساعد جوی و راه، امشب به دزداب وارد شد. (7)
پس از تصویب مبلغ پانزده هزار تومان اعتبار برای مخارج انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی، امروز وزارت داخله به وزارت مالیه نوشته که هرچه زودتر از بابت اعتبار مزبور، وجهی برای مخارج انتخابات تهران به اداره حکومتی تهران بپردازند. (8)
امشب که مصادف با کودتای سال گذشته بود، در عمارت جدید قشون در رشت واقع در خارج شهر، جشن بزرگی از سوی فرمانده تیپ مستقل شمال برگزار گردید. تعداد زیادی از اهالی و بزرگان و رؤسای دوایر دولتی تا نیمهشب در این مراسم حضور داشتند. (9)
1) مراسله وزارت داخله به وزارت خارجه، 3/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004004.
2) مسیوند حدود هشتاد کیلومتری شیراز واقع است.
3) یادداشت سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 5/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 27، پ 24، ص 6.
4) روزنامه ایران، 4/ 12/ 1300، ص 3.
5) روزنامه ایران، 15/ 12/ 1300، ص 2.
6) دزداب نام قدیم شهر زاهدان است.
7) تلگراف از زاهدان به کاظم خان سیاح، 5/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290006291.
8) همان.
9) تلگراف از رشت به وزارت داخله، 3/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007044.
[تصویر] مسجد سلیمان و کارگاههای مربوط به شرکت نفت جنوب
«وثوق السلطنه» با حکم رئیس الوزراء، به سمت حکومت گیلان منصوب شد. (1)
حسین علاء طی تلگرافی به مشیر الدوله وی را مطلع ساخت که کمپانی نفت جنوب و استاندارد اویل راجع به نفت شمال توافق نموده و میخواهند نظر دولت ایران را نیز نسبت به این توافقنامه بدانند. (2)استاندارد اویل به این نتیجه رسیده بود که تنها راه مطمئن وارد کردن سرمایه در میادین نفت شمال موافقت با مصالح نفتی انگلیسیها است. (3)
دبیر اعظم رئیس کابینه ایالتی برای رسیدگی به اوضاع ممسنی و مذاکره برای صلح وارد شیراز شد. (4)
پنجشنبه 4 اسفند 1300/ 23 فوریه 1922/ 25 جمادی الثانی 1340
مأمورین سرحدی جلفای(1)ایران گزارش دادند کاظم خان سرتیپزاده به همراه چهار نفر دیگر از متمردین غائله تبریز به قصد استمداد و استرحام از «لنین» (2)به سوی مسکو حرکت کردهاند. چون منبع اولیه انتشار این خبر مأمورین سرحدی جلفای روسیه بودند، «اسماعیل امیرفضلی» صحت یا سقم این خبر را تأیید نکرد. (3)
سیمهای تلفن سفارت شوروی بین ساختمان سفارت در داخل شهر و باغ «مخبر الدوله» (4)، امروز برای چهارمین بار قطع شد. پس از تحقیق در اینباره، «کنستانتین میخولیچ» تبعه روس و از کارمندان تلگراف بیسیم سفارت فرانسه و «یوان خبرف» راننده سفارت آمریکا به عنوان عاملین این اقدام شناسایی شدند. آنان سیمها را نزد خانم «استفانی» مهمان خانهدار در خیابان عطاء الدوله نگهداری میکردند. (5)
«محمود آیرم» ترکیب نفرات و سواران لشکر جنوب را به شرح ذیل به وزارت جنگ اعلام کرد: امیر لشکر 1، سرتیپ 1، سرهنگ 4، نایب سرهنگ 4، یاور (6)14، سلطان (7)17، نایب اول 19،(8)نایب دوم 31، نایب سوم 14، آسپیران(9)اول 11، آسپیران دوم 12، جمع کل صاحب منصبان 128 نفر؛ معین نایب 50، وکیل اول 58، (10)وکیل دوم 94، وکیل سوم 145، سرجوقه 233، تابین 1(11)اول 50، تابین دوم 836، تابین سوم 2121، جمع کل نفرات 2887 نفر؛ همچنین 1 سرتیپ، 2 یاور، 13 سلطان، 1 نایب دوم، 2 نایب سوم هم از قشون فارس به صورت کل اضافه نشده بودند.
محمود آیرم در ادامه تعداد سواران لشکر را نیز بدین شرح اعلام کرد: اسبهای شخصی 330، اسب دولتی 364، مادیان شخصی 4، مادیان دولتی 19، قاطر دولتی 43، الاغ دولتی 4، کره مادیان دولتی 2 رأس که در مجموع 766 رأس سوار هستند. و ترکیب افراد غیرنظامی نیز از قرار ذیل اعلام شدند:
منشی و مباشر و غیره 34، کارگر 19، سورچی (12)10، استاژ (13)12، و 16 نفر از صاحب منصبان سابق پلیس جنوب که در تهران نیز با پرداخت حقوق به آنان موافقت شده بود. (14)
«روتشتین» سفیر دولت شوروی امروز با «حاج آقا جمال الدین» ملاقات نمود و مدتی نیز با ایشان به مذاکره پرداخت. (15)
نمایندگی مختار دولت جمهوری سوسیالیستی شوروی از دولت ایران درخواست نمود اسرای نظامی روس در ایران، به سرزمین خود بازگردانده شوند. وی از وزارت خارجه تقاضا کرد هرچه سریعتر درباره وضعیت آنان تحقیق کرده و نتیجه را به سفارت شوروی اطلاع دهند.(16)
در پی بروز برخی درگیریهای مسلحانه و حوادث در مرز بین ایران و روسیه، نمایندگی مختار شوروی در ایران در نامهای به وزارت امور خارجه، ضمن اظهار تأثر از وقوع این قبیل حوادث (17)و درگیریهای مسلحانه در نقاط مرزی، اغتشاشات مرزی را ناشی از عدم وجود قوانین مرزی بین دو دولت دانست و در ادامه تصریح کرد:
برای جلوگیری از وقوع اینگونه حوادث لازم است مسائل مرزی و عبور و مرور مرزنشینان بین دو دولت بررسی و حل شود. (18)
1) جلفا یکی از شهر هایی است که در 67 کیلومتری شمال مرند واقع شده و از شمال به رود خانه ارس مرز ایران و شوروی و از جنوب به بخش زنوز و از شرق به بخش دیزمار و از غرب به دهستان اوغلی محدود است. جلفا دارای مرزبانی و گمرک است و خطآهن و شوسه تبریز و قفقاز از این شهرستان میگذرد.
2) لنین، ولادیمیرایلیچ: نام خانوادگی واقعی وی یولیانوو بود، اما هنگام شرکت در فعالیتهای محرمانه سیاسی در سال 1901 نام مستعار لنین را برگزید و از آن پس نیز همین نام بر روی او باقی ماند. او در 22 آوریل سال 1870 م در سیمبریک، که بعدا به افتخار او یولیانووسک نام گرفت، به دنیا آمد. در سال 1887 برادر بزرگش به اتهام شرکت در توطئه قتل علیه تزار روسیه دستگیر و اعدام شد. در آن زمان بنا به علل سیاسی و اختلاف طبقاتی شدید و عدم وجود حقوق اساسی برای شهروندان، بیشتر مردم از حکومت وقت ناراضی بودند و اعضای جوانتر طبقه متوسط، که لنین هم جزو آنها بود، با تشکیل گروههای سیاسی سعی داشتند تغییراتی در جامعه به وجود آورند. لنین خود به مطالعه دقیق آثار «کارل مارکس»، یکی از بنیانگذاران نظریه کمونیسم پرداخت. مارکس معتقد بود که مردم نباید دارای مغازه، کار خانه، زمین و املاک دیگر به صورت شخصی باشند و طبقه کارگر بایستی طی انقلابی این داراییها را تصرف کرده و در اختیار عموم قرار دهد. لنین شدیدا تحت تأثیر این افکار قرار گرفت و بر آن شد که در روسیه انقلابی کمونیستی به راه اندازد. لنین در سال 1905 به علت بروز یکسری شورشهای انقلابی در روسیه، به کشورش بازگشت و فعالیتهای سیاسی خود را در خفا از سرگرفت. دو سال بعد به کشور سوئیس گریخت و تا سال 1917 در خارج از کشور باقی ماند، ولی به رهبری فعالیتهای انقلابی ادامه داد. در فوریه 1917 که دولتهای روسیه و آلمان در حال جنگ بودند، انقلاب در «سنپطرزبورگ»، مسکو و سایر شهرهای بزرگ آغاز شد. تزار از رأس قدرت برکنار گشت و حکومتی موقت به روی کار آمد. در این میان لنین در آوریل 1917 با کمک حکومت آلمان وارد روسیه شد و بلافاصله رهبری مبارزات برای دستیابی بلشویکها به قدرت را بدست گرفت. وی در نوامبر همان سال به قدرت رسید و رئیس حکومت جدید روسیه شد، و بدینترتیب اولین حکومت کمونیستی در جهان به وجود آمد. لنین در سال 1924 چشم از جهان فروبست و جسدش نگهداری مومیایی گردید و در مقبرهای مرمرین در مسکو در معرض نمایش گذاشته شد. (دائرة المعارف بزرگ زرین، ج 2، ص 1427 و 1428).
3) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به رئیس ارکان حرب کل قشون، 4/ 2/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 33.
4) مخبر الدوله: حسینقلی خان، فرزند علیقلی خان مخبر الدوله (1335- 1264 ق) در سال 1293 به معاونت پدرش که وزیر تلگراف بود منصوب شد. در 1295 به ریاست تلگراف تعیین و در سالهای 1301 و 1315 به ترتیب ملقب به مخبر الملک و مخبر الدوله گشت. نامبرده از سال 1313 به مدت ده سال وزیر تلگراف بود. سپس مجددا از سال 1326 تا یک سال بعد (88- 1287 ش) در کابینههای میرزا احمد خان مشیر السلطنه و ابو القاسم خان ناصر الملک به وزارت پست و تلگراف منصوب گردید. (شرح حال رجال ایران، ج 5، ص 89).
5) یادداشت سفارت روس به وزارت امور خارجه، 4/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 2، پ 21، ص 4.
6) یاور: سرگرد.
7) سلطان: سروان.
8) نایب: ستوان.
9) آسپیران: افسریار.
10) وکیل: استوار.
11) تابین: سرباز ساده.
12) سورچی: درشکهچی و کالسکهران، راننده ارابه و دلیجان.
13) استاژ: دوره خدمتی که داوطلبان و مبتدیان برای فراگرفتن پیش از استخدام رسمی میگذرانند.
14) تلگراف محمود آیرم به رئیس ارکان حرب کل قشون، 4/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 36.
15) روزنامه بدر، 9/ 12/ 1300، ص 1.
16) مراسله نمایندگی مختار دولت روسیه شوروی به وزارت خارجه، 4/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 97
17) این نامهنگاری پس از این ماجرا بود که یکی از اهالی دولتآباد در حالی که هیزم حمل میکرده و در حال عبور از سرحد بوده است، مورد اصابت گلوله از سوی پستهای سرحدی شوروی قرار میگیرد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 45، ص 12).
18) مراسله نمایندگی مختار شوروی در ایران به وزارت خارجه، 4/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 44، پ 45، ص 12.
وزیرمختار بلژیک با رئیس الوزراء در دربار ملاقات و مذاکره نمود.(1)
به دنبال ارسال گزارشی از حکومت اصفهان (2)مبنی بر حمل پول نقره از سوی بانک شاهنشاهی و تجار اصفهان به خارج از کشور، وزارت امور خارجه از بانک شاهنشاهی مرکز خواست:
به بانک شاهنشاهی شعبه اصفهان تأکید نماید(3)از حمل پول نقره به خارج از کشور که سبب اختلال در امور تجارت شده و منافی مصالح عمومی است، احتراز شود. (4)
1) روزنامه ایران، 5/ 12/ 1300، ص 1.
2) حکومت اصفهان در گزارش خود اظهار داشت که در جلوگیری از خروج نقره توسط اتباع داخلی، اقدامات جدی به عمل آورده است ولی در مورد بانک شاهنشاهی لازم است که از سوی بانک مرکزی به آنان تذکر داده شود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 30، پ 17، ص 6).
3) بانک در پاسخ به وزارت امور خارجه، مدعی شد که بانک شاهنشاهی نقشی در خروج پول نقره از ایران ندارد و هیچ پولی را به خارج حمل ننموده است و اگر تجار ایرانی دست به چنین اقدامی زدهاند، مسئولیت جلوگیری از آن به عهده دولت ایران خواهد بود (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 30، پ 17، ص 7).
4) مراسله وزارت خارجه به بانک شاهنشاهی، 4/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 30، پ 17، ص 6.
جمعه 5 اسفند 1300/ 24 فوریه 1922/ 26 جمادی الثانی 1340
چند روز قبل، نزدیک به دویست و پنجاه نفر از نیروهای هندی مستقر در بوشهر به عنوان مرخصی به هند عزیمت نمودند و امروز چهار صد و بیست و پنج نفر نظامی هندی دیگر، به همراه دوازده صاحب منصب انگلیسی به جای آنها به بوشهر وارد شدند.(1)
روزنامه تایمز از تشکل جلسهای با حضور امیر فیصل پادشاه عراق و سلطان عبد العزیز پادشاه نجد و سلطان احمد پادشاه کویت، شیخ خزعل و سرپرسی کاکس در بندر کویت خبر داد. (2)
جمعیت زیادی از اهالی روستاهای اطراف شاهرود فریاد زنان به شهر وارد شده و به تظلمخواهی از تعدیات مأمورین اداره مالیه، در تلگراف خانه این شهر متحصن شدند.(3)
اهالی چهار فریضه انزلی از ظلم و تعدی «سردار مقتدر طالشی» (4)
مدتی نایب الحکومه فومنات شد و برادرش سالار شجاع را به مقابله با جنگلیها به سوی فومن فرستاد و بازار ضیابر را آتش زده و دست به غارت زدند ولی مقابله جنگلیها باعث شد به طالش عقبنشینی کند و چندبار نیز به صورت مصلحتی با جنگلیها سازش کرد. آخرین نقش وی پناه دادن به سید جلال چمنی و یاران وی بود که بعد از پایان کار کوچک خان از قوای دولتی جدا شده و به جنگل فومنات روی کرده بود و سرانجام به دعوت ضرغام السلطنه به او پناه برد. امیر مقتدر، وی را با اعزاز و احترام پذیرفت و به انواع پذیرایی گرم از او مشغول شد. از جمله پذیرایی و قرق کردن حمام بوده که سید جلال و کسانش جهت تنظیف لخت شده و به حمام رفته بودند. تفنگچیان ضرغام تحت ریاست دامادش جوزی خان فولادلو حمام را محاصره کرده و سید جلال و یارانش را از حمام بیرون کشیده و به «سیاوزان» آورده و تحویل قوای دولتی میدهند که آنان نیز، سید و کسانش را به رشت آورده و در قرق کارگزاری رشت به صف نگهداشته و تیرباران میکنند. پس از این واقعه کاخ ییلاقی ضرغام السلطنه دستخوش حریق شد و خود ضرغام السلطنه نیز به بیماری کزاز مبتلا شد. برای مداوی او دکترهای مخصوصی از تهران اعزام شده بودند اما بدون نتیجه ماند و نصرت الله خان در سال 1302 فوت کرد و قدرت این خانواده با مرگ ضرغام السلطنه پایان یافت. (نامها و نامدارهای گیلان، ص 588 و 577؛ سردار جنگل، ص 93؛ شوروی و جنبش جنگل، ص 521 و 522).
و تفنگچیانش به وزارت جنگ و مجلس و رئیس الوزراء شکایت کردند. آنان مدعی بودند که در این تعدیات بصیر دیوان نیز با سردار مقتدر همکاری دارد.(5)در مسجد سپهسالار مجلسی با حضور علما و هیئت علمیه برگزار شد. هدف حضار از برگزاری این جلسه بحث و بررسی راجع به برخی تقاضاها از دار الشورای ملی و هیئت دولت بود. (6)
«امیر کل (7)
(مجله آینده، ش 12- 10، س 1368، ص 781؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی، ج 1، ص 139؛ فهرست اسامی ...، ص 16).
» کرمانشاهان به همراه خانوادهاش از چهار روز پیش به منظور زیارت در عراق به سر میبردند و قصد اقامت دو ماهه در عراق را داشتند. «امیر کل» امروز با «امیر فیصل» ملاقات کرد. (8)در اسفند 1302 ش، عدهای از خوانین بیرانوند، از مقابل نیروهای دولتی گریختند و به پشتکوه و ابو قدّاره پناه بردند و به وی پیشنهاد اتحاد علیه نظامیان دولتی را دادند که ابو قدّاره نپذیرفت ولی آنها را هم به قوای دولتی تحویل نداد. در سال 1303 ش، عدهای از سران بختیاری به هواخواهی احمد شاه و حفظ قانون اساسی کمیته قیام سعادت را راه انداختند. پس از آنکه احمد شاه از اروپا به ایران بازنگشت، عملا کمیته قیام سعادت نیز از اعتبار ساقط شد. در آذر 1303 که رضا خان سفری به عتبات عالیات رفته بود فرزندان ابو قدّاره از رضا خان در بین النهرین طلب بخشش کردند. پس از آنکه ابو قدّاره از بین النهرین به ایران بازگشت و به دنبال خلع سلاح عشایر در سال 1304 ش، و مذاکره وی و فرمانده لشکر غرب مقرر شد که والی پشتکوه، چهار صد قبضه تفنگ برای محافظت عشایر و اجرای اوامر دولت نگه دارد و مابقی را جمعآوری کند و به نظامیان دولتی در کرمانشاه تحویل دهد.
پس از تصرف کامل پشتکوه توسط نظامیان دولتی در 1307 ش، غلامرضا خان ابو قدّاره به بین النهرین متواری شد. در سال 1308 ش، دولت به ابو قدّاره و پسرش ید الله خان اماننامه داد ولی چون با اعدام بعضی از سران ایلات و عشایر همزمان شده بود که قبلا به آنها امان داده شده بود، آنان از بین النهرین به ایران نیامدند و سرانجام ابو قدّاره در سال 1318 ش، در عراق درگذشت.
(تاریخ سیاسی اجتماعی لرستان ص 136؛ خاطرات از جنگهای گیلان و لرستان، ص 199 و 200؛ خاطرات سردار اسعد بختیاری، ص 146 و 147؛ تاریخ لرستان، ص 762؛ 95 و 96 و 104 و 105؛ جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان، ص 88؛ کتاب آبی، ج 5، ص 1197، سفرنامه گروته؛ ص 65- 67).
«سردار اشرف» پسر «والی پشتکوه» مجددا به بغداد بازگشت. وی عاشق دختری یهودی شده و با مبلغ گزافی او را «مترس (10)» خود نموده بود و هرشب بساط عیاشی مفصلی در بغداد برگزار میکرد. همچنین «میرزا فرهاد»، پیشکار والی هم در بغداد حضور داشت و هرروز به اداره کمیسر عالی میرفت. هدف او از این رفتوآمدها مشخص نبود. (11)
«میرزا محمد علی خان غفوری» به ریاست مالیات غیرمستقیم قصر (قصرشیرین) منصوب شد. (12)
«مصباح دیوان» با اکثریت آرا به عنوان نماینده سیستان در دوره چهارم مجلس شورای ملی انتخاب شد. (13)
«محمد فهیمی» کنسول جدید ایران در نخجوان، طی تلگرافی به حکیم الملک وزیر امور خارجه ایران گزارش داد:
هیچگونه وسیله یا تجهیزاتی، حتی قلم و دوات در ساختمان کنسولگری وجود ندارد و حتی آرشیوی نیز، در کنسولگری موجود نیست. وی در ادامه افزود: پس از تحقیق درباره عدم وجود آرشیو در کنسولگری مشخص شده، هنگامی که حکومت محلی نخجوان دستور تعطیل شدن کنسولگری را
1) روزنامه تایمز، 24 فوریه 1922؛ خبر تشکیل این جلسه در مجله ماهانه ایران و آلمان چاپ برلین تاریخ 15 آوریل 1922 نیز منتشر شد.
2) گزارش تلگرافی از شاهرود به وزارت داخله، 6/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290004001.
3) گزارش تلگرافی از شاهرود به وزارت داخله، 6/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290004001.
4) نصرت الله خان ملقب به ضرغام السلطنه و به امیر مقتدر طالشی هم معروف بوده است. او از طریق پیوند سببی با خانواده سردار امجد و خانواده فولادلو که همسایگان صاحب عنوانش بودند، بر منطقه مسلط شده بود.
5) مراسله اهالی چهار فریضه به وزارت جنگ و مجلس، 5/ 12/ 1300، اسناد مجلس،، د 4، ک 35، ج 1/ 18، پ 41 (جهت اطلاع بیشتر ن ک: پ 23).
6) روزنامه بدر، 9/ 12/ 1300، ص 1.
7) علی اعظم زنگنه، نماینده مجلس و والی و معروف به امیر کل، فرزند محمد حسین خان اعظم الدوله در سال 1255 ش، متولد شد. وی از ملاکین بزرگ کرمانشاه و فرمانده فوج سربازان محلی بود. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در موطن خود انجام داد. امیر کل بعد از مشروطیت وارد سیاست شد. وی در دوره پنجم به مجلس شورای ملی راه یافت. امیر کل مجموعا 9 دوره وکیل مجلس شورای ملی بود. بعد از شهریور 1320 مدتی والی کرمانشاه بود. فرزند وی عزیز اعظم زنگنه نیز چند دوره وکیل مجلس بود.
8) تلگراف کنسولگری ایران در بغداد به وزارت خارجه، 5/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 4، ص 17.
9) غلامرضا خان ابو قدّاره فرزند ارشد حسینقلی خان ابو قدّاره است.
غلامرضا خان پس از درگذشت پدرش در سال 1318 ق، حکومت لرستان پشتکوه را بهدست گرفت. ابو قدّاره در سال 1321 ق، با ادعاهای پسرش امان الله خان و برادرش علیرضا خان شهاب الدوله روبرو گشت. ولی با کمک گرفتن از نیروهای ایلات ایوان کلهر، در جنگی که به کشته شدن گروهی از طرفین انجامید، بر مدعیان پیروز شد. در سال 1329 ق که سالار الدوله، به تأسی از محمد علی شاه مخلوع، برای برهم زدن مشروطه به فعالیت پرداخت غلامرضا خان ابو قدّاره به عنوان پدر زن سالار الدوله، از او با نفر و تجهیزات در اعمال ضد دولتی حمایت کرد. ابو الفضل میرزا عضد السلطان در دوره حکومتش در لرستان و بروجرد (1339- 1340 ق) برای ابو قدّاره فرمان امیرتومانی و نشان قدس فرستاد.
10) مترس: زن غیررسمی و معشوقه.
11) تلگراف کنسولگری ایران در بغداد به وزارت خارجه، 5/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 16، پ 4، ص 17.
12) روزنامه ایران، 5/ 12/ 1300، ص 2 و 1.
13) همان، ص 2.
صادر میکند، متصدی قبلی امور کنسولگری به منظور حفظ اسرار دولتی، آرشیو کنسولگری را آتش میزند. (1)
1) تلگراف محمد فهیمی به وزیر خارجه، 5/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 18 ص 8.
شنبه 6 اسفند 1300/ 25 فوریه 1922/ 27 جمادی الثانی 1340
وزارت داخله با ارسال تلگرافی به «نصرت السلطنه» والی فارس با بیان اینکه فرمانده اردوی «ممسنی» جدیتی در پایان دادن به غائله ممسنی ندارد و ابقای او در این مأموریت مخل پیشرفت نظامی خواهد بود، تأکید کرد بایستی این فرمانده به شیراز احضار شود و صاحب منصبی مطمئن با نیرو و مهمات کافی به جای وی منصوب شود.(1)
عصر امروز هشت سرباز روسی پس از ورود به خاک ایران در نیم فرسخی لطفآباد یکصد و پنجاه رأس گاو متعلق به رعایای «میر قلعه» و سیصد رأس گوسفند متعلق به اهالی لطفآباد را که در حال چرا بودند با چوپان هایشان به خاک روسیه بردند. در بین راه یکی از چوپانها موفق شد فرار کرده، خود را به میر قلعه برساند و قضیه سرقت را اطلاع دهد، سپس پنج نفر سوار به تعقیب سارقین رفته، توانستند پس از مختصر درگیری و تیراندازی، سربازان روسی را متواری و گاو و گوسفندها را به صاحب ان آنان بازگردانند. (2)
شش نفر روسی که پنج نفر آنان قبلا نزدیک پنج ماه در ژاندارمری و قزاق خانه خراسان خدمت میکردند و اکنون به علت تابعیت خارجی، بنا به دستور وزارت جنگ از لشکر شرق اخراج شده بودند، هرروز به ایالت و کارگزاری خراسان مراجعه نموده و تقاضای دریافت مخارج از دولت ایران میکردند. درخواستشان این بود که یا به آنان خرجی راه داده شود تا به تهران بروند و برای خود شغل مناسبی فراهم کنند یا اینکه در شهر از آنان نگهداری شود. این افراد حاضر به قبول تابعیت ایران بودند و چون منشویک بودند از مراجعه به کنسولگری روسیه در مشهد خودداری میکردند. (3)پس از ارجاع این موضوع به وزارت جنگ، این وزارت خانه امروز اعلام کرد این شش نفر روس به علت تابعیت خارجی از خدمت قشون اخراج شدهاند و چون حقوق آنان تا آخرین روز پرداخت شده است دیگر وزارت جنگ خود را ملزم به پرداخت مخارج مسافرت آنها نمیداند. (4)
به مناسبت فوت مرحوم «ملا حبیب اللّه شریف کاشانی» (5)که در کاشان به رحمت ایزدی پیوست از طرف هیئت دولت، مجلس ترحیمی در مسجد سلطانی منعقد گردید. آقایان علما، رجال و برخی شخصیتها در این مجلس حضور یافتند.
نزدیک ظهر «مشیر الدوله» نیز در مسجد حاضر شد و سپس مجلس فاتحه خاتمه یافت. (6)
[تصویر] ملا حبیب اللّه شریف کاشانی
1) مراسله وزارت داخله به ایالت فارس، 6/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
2) تلگراف حسین خزاعی به وزیر جنگ، 7/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 40، پ 4، ص 11 و گزارش تلگرافی از لطفآباد به وزارت داخله، 7/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 40، پ 4، ص 13.
3) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 26/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 20، ص 4.
4) مراسله وزارت جنگ به وزارت خارجه، 6/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 20، ص 4.
5) ملا حبیب اللّه کاشانی فرزند علی مدد فرزند رمضان کاشانی از علمای امامیه در قرن چهاردهم است. در چهارده سالگی نحو و اصول را نزد شیخ محمد اصفهانی و قسمت عمدهای از رسائل شیخ مرتضی انصاری را نزد حاج میرزا ابو القاسم کلانتری تهرانی آموخت. فلسفه را نیز نزد برجستهترین شاگران حاج ملا هادی سبزواری فراگرفت. در شانزده سالگی به اخذ اجازه روایت و در هجده سالگی به اجازه اجتهاد نایل آمد. وی علاوه بر معلومات دینی، در بعضی از علوم غریبه نیز دستی داشت. قریحه شعر داشت. گاهی شعر میسرود. تا آخر عمر به کار تدریس و تألیف مشغول بود و سرانجام در 23 جمادی الثانی 1340 ق، دارفانی را وداع گفت. آرامگاه او در شهرستان کاشان است. (ریحانة الادب، ج 5، ص 18- 20؛ مؤلفین کتب چاپی و فارسی عربی، ج 2، ص 487). روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 570 * تشکیل جلسه کمیسیون شیر و خورشید 7 سرخ ..... ص : 570
6) روزنامه ایران، 7/ 12/ 1300، ص 2.
در طی سالهای 1330 تا 1335 ق، علاوه بر اقدامات شیر و خورشید سرخ و فعالیتهای امدادرسانی و انساندوستانه خودجوشی نیز صورت گرفت که هیچگونه ارتباطی با جمعیت شیر و خورشید سرخ نداشت. در سال 1330 ق، تجار ایرانی مقیم کلکته انجمنی به اسم هلال احمر ایران به ریاست آقا محمد خلیل تاجر شیرازی تشکیل و با افتتاح دفتری در کلکته به جمعآوری اعانه برای جنگزدگان ایرانی، به خصوص آذربایجانیها که گرفتار مصائب ناشی از تجاوزات دولت روسیه بودند، اقدام کردند. آنان تصمیم گرفتند کمکهای خود را به رئیس مجلس شورای ملی تحویل دهند.
به دنبال هجوم نیروی نظامی روسیه به ایران در جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی تحت ریاست سردار اسعد بختیاری «خورشید سرخ» را تأسیس و تحت نظر هیئت مرکزی آنکه مرکب از سلیمان میرزا، شیخ محمد حسین استرآبادی، وحید الملک شیبانی، ناصر الاسلام، مشار الدوله، کزازی، حاجی محمد تقی شاهرودی، آقا میرزا محمود اصفهانی، حاجی محمد باقر تاجر کاشانی بود، فعالیت هایی را سامان داد.
بعد از کودتای سوم اسفند 1299 و خروج نظامیان خارجی از ایران تلاش هایی نیز برای تشکیل جمعیت شیر و خورشید سرخ آغاز شد. به گفته امیر اعلم، او مقررات صلیب سرخ را ترجمه کرده و در اختیار احمد شاه گذاشته و پس از مذاکرات عدیده با احمد شاه و دیگر رجال ایران مبنی بر ضرورت تشکیل جمعیت شیر و خورشید سرخ در ایران، آنان را به تأسیس آن مجاب نمود.
در 18 بهمن 1301 جمعیت شیر و خورشید سرخ تحت ریاست افتخاری محمد حسن میرزا ولیعهد تشکیل و در اسفند 1301 نظامنامه اساسی جمعیت منتشر میشود. این نظامنامه شامل ده فصل و شصت ماده درباره تشکیل و نوع فعالیتها میباشد. در پنجم مرداد 1302 اولین جلسه رسمی کمیته مرکزی جمعیت تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته میشود که برای پیشرفت امور جمعیت هفته یک یا دو جلسه برگزار کنند. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران تا سال 1304 شعبات خود را در مرکز استانها گسترش و با انتشار مجلهای با همین نام در خرداد 1304 دور جدیدی از فعالیتهای خود را آغاز میکند. (مجله شیر و خورشید سرخ، س 1304، شم 1، ص 13 و 22؛ ارمغان جاوید یا زندگانی دکتر امیر اعلم، ص 121؛ روزنامه ستاره ایران، 11 صفر 1334 ق، ص 1، حبل المتین، 22 صفر 1330 ق، ص 22 و 23).
سرخعصر امروز جلسه کمیسیون شیر و خورشید سرخ در مجلس حفظ الصحه دولتی تشکیل شد (2)و پس از مذاکرات لازم اعضای کمیسیون به این نتیجه رسیدند که چون باید کمیته مرکزی این مؤسسه در تهران و کمیته و کمیسیونهای دیگری هم در ایالات و ولایات تأسیس و تشکیل شود، لذا شرحی به وزارت امور خارجه نوشته و قرار شد آن وزارت خانه برای دعوت از افراد به منظور تشکیل کمیته مرکزی در تهران اقدام نماید تا پس از آن به انتخابات در سایر نقاط اقدام نماید. (3)
1) در خلال جنگهای داخلی بعد از پیروزی انقلاب مشروطیت به سال 1327 ق، که بین مستبدین و مشروطهخواهان جریان یافت، برای نخستینبار نمونه هایی از فعالیت رسمی شیر و خورشید روبرو میشویم؛ این تلاش با حمایت اداره صحیه نظام و به همت دکتر امیر اعلم، معمار اصلی جمعیت شیر و خورشید صورت گرفت. ظاهرا این جمعیت در جنگهای مختلفی که در قراجهداغ، قزوین، اطراف تهران، همدان و کرمانشاه جریان داشت، حضور یافتند.
با سقوط محمد علی شاه پیروزی مشروطهخواهان موقتا کار جمعیت شیر و خورشید سرخ به دلیل فقدان تجهیزات و امکانات معطل ماند؛ اما کما کان جمعیت شیر و خورشید به حیات بیرونی و بینالمللی خود ادامه میدهد.
2) این جلسه پیرو پیشنهاد سازمان بین المللی صلیب سرخ برای تشکیل کمیته صلیب سرخ در ایران تشکیل شده بود.
3) روزنامه ایران، 7/ 12/ 1300، ص 2.
یکشنبه 7 اسفند 1300/ 26 فوریه 1922/ 28 جمادی الثانی 1340
صبح امروز با حضور وزیرمختار دولت شوروی در ایران، در ساختمان وزارت امور خارجه جلسهای درباره عهدنامه مودت ایران و شوروی منعقد شد. در این جلسه وزیرمختار دولت شوروی یک نسخه از عهدنامه را که از سوی دولت شوروی ارسال شده بود، به وزیر امور خارجه تحویل داد و یک نسخه از این عهدنامه که به امضای احمد شاه رسیده بود، به سفیر دولت شوروی تحویل داده شد. (1)
«ترا خان» معاون کمیساریای وزارت امور خارجه در نامهای به سفیر ایران در مسکو نوشت دولت شوروی خود را مجبور دید در تابستان 1920 م برای از بین بردن قوای سفید، قشونی را به گیلان اعزام نماید که در هنگام حضور قشون سرخ در انزلی از سوی نظامیان خساراتی به ایرانیان وارد شده است. هم اکنون دولت شوروی خود را مکلف میداند تا پس از تعیین میزان خسارات مذکور، آن خسارات را جبران نماید. بنابراین، دولت شوروی رضایت داده است کمیسیون خاصی در اینباره تشکیل شود تا مقدار خساراتی را که دولت شوروی باید جبران نماید، تعیین کند.(2)
آقای «اعتضاد الملک» از طرف وزارت مالیه به ریاست کمیسیون نظارت خرج تعیین و منصوب گردید. (3)
انجمن نظارت بر انتخابات تون(4)در دوره چهارم مجلس شورای ملی، «میرزا محمد علی خان سالار معظم» را با کسب هفت هزار و چهار صد و چهل و هفت رأی از مجموع هشت هزار و پنجاه و هفت رأی، به عنوان نماینده «تون» در مجلس شورای ملی معرفی نمود.(5)
«وثوق السلطنه» والی جدید گیلان صبح امروز با اتومبیلی که رضا خان وزیر جنگ برای عزیمت وی فرستاده بود به طرف گیلان حرکت نمود. در این سفر «صلاح السلطنه» معاون ایالت گیلان، کلنل «شوبرگ» رئیس جدید نظمیه رشت و ماژور محمود خان همراه وی بودند.(6)
پیشنهاد استخدام موسیو «لرا» برای سمت ریاست ضراب خانه به مدت سه سال و با حقوق سالانه بیست هزار فرانک به مجلس تقدیم شد.(7)
وزارت فواید عامه و فلاحت و تجارت اعلام کرد معادن نمک کاشان و معدن نمک واقع در حسن آباد فیروزکوه را که قبلا هم در اجاره بودهاند، از اول سال 1301 به مدت سه سال بهطور مزایده به متقاضیان اجاره میدهد. در این اعلان ذکر شد که متقاضیان میتوانند پیشنهادات خود را تا یک ماه پس از تاریخ نشر این اعلان به وزارت خانه ارسال نمایند، مشروط بر اینکه یک نفر ضامن معتبر را نیز معرفی نمایند.(8)
مراسم جشنی در کنسولگری روسیه در قزوین به مناسبت برافراشتن پرچم این کشور بر بالای درب «کنسول خانه» (9)برپا شد. حاکم قزوین و جمعی دیگر و اتباع روسیه به این جشن دعوت شده بودند. در این جلسه نطق هایی مبنی بر اتحاد دولت ایران و دولت روسیه ایراد گردید. (10)
1) روزنامه بدر، 9/ 12/ 1300، ص 1.
2) مراسله معاون کمیساریای خارجه به مشاور الممالک، اسناد وزارت خارجه ایران، س 1300، ک 2/ 15، پ 48، ص 76.
3) روزنامه ایران، 7/ 12/ 1300، ص 2.
4) تون شهری است در خراسان نزدیک قائن که در شمالشرقی طبس واقع شده است.
5) تلگراف ایالت خراسان به وزارت داخله، 7/ 12/ 1300، مرکز اسناد مجلس، د 4، ک 9، ج 4/ 3، پ 64.
6) روزنامه بدر، 9/ 12/ 1300، ص 1
7) مراسله وزارت مالیه به وزارت خارجه، 16/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 43، پ 4، ص 6.
8) روزنامه ایران، 7/ 12/ 1300، ص 4.
9) کنسول خانه: کنسولگری.
10) روزنامه ایران، 10/ 12/ 1300، ص 1.
با حکم وزارت مالیه، شاهزاده «مرآت السلطان» به سمت ریاست کابینه وزارت مالیه انتخاب شد. (1)
حدود ده نفر از افرادی که در قضایای اخیر تبریز نقش داشتند، از جمله حاجی محمد علی بادامچی، (2)
اما پس از خروج عثمانیها، سران تبعیدی به تبریز بازگشتند. تحولات سیاسی آذربایجان به قیام گروه خیابانی در برابر حکومت مرکزی انجامید. در جریان این قیام بادامچی از فعالان مؤثر بود. در 29 ذیحجه 1338 ق چند روز پس از ورود مهدیقلی هدایت به عنوان والی آذربایجان، خیابانی کشته شد و بادامچی به اتفاق چند نفر از سران قیام به قراچهداغ رفت ولی اندکی بعد با آرامتر شدن اوضاع به تبریز بازگشت. به دنبال کودتای نافرجام ابو القاسم لاهوتی در بهمن 1300 در تبریز، گروهی از بزرگان شهر تبریز از جمله بادامچی دستگیر شدند و حدود دو ماه و نیم، تا زمان ورود مصدق السلطنه (والی جدید آذربایجان) زندانی بودند. بادامچی تا سالهای پایانی حکومت رضا خان زندگی کرد و به کسب و کار و ترویج کالاهای داخلی اشتغال داشت. (قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، ص 110، 151، 262، 281، 283؛ قیام آذربایجان و ستار خان، ص 336، 411، 480، 533؛ نامه هایی از تبریز، ص 165؛ تاریخ هجده ساله آذربایجان ص 365؛ خاطرات و خطرات، ص 315، 310؛ قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت، ص 211، 224 و 504.
سطوت و کربلائی حسین آقا فشنگچی (3)در آذربایجان تحت نظر بودند.اسماعیل امیرفضلی که مدعی بود همه طبقات مردم اعم از علما، تجار، اعیان و کسبه خواستار اعدام این اشخاص هستند، پیشنهاد داد چنانچه دولت بخواهد در آینده با مشکل روبرو نشود باید بدون هیچ ملاحظهای این افراد اعدام شوند وگرنه هرچند روز یک بار، بخشی از نیروها و امکانات دولتی را به خود مشغول خواهند کرد. امیرفضلی میخواست هرچه سریعتر برای این افراد محکمه نظامی(4)تشکیل دهد. (5)
[تصویر] صلاح السلطنه
1) همان، 7/ 12/ 1300، ص 2.
2) حاج محمد علی بادامچی، تاجر آزادیخواه تبریزی در دوره مشروطیت و از یاران نزدیک شیخ محمد خیابانی بود. او در برانگیختن مردم تبریز علیه جریان به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر نقش مهمی ایفا کرد. پس از بازگرداندن مشروطیت، به عضویت انجمن ایالتی آذربایجان انتخاب شد و تا محرم 1330 ق که نیروهای روسیه، مشروطهخواهان تبریز را سرکوب کردند در آن مقام باقی ماند و پس از چند ماه تحصن به تهران عزیمت کرد. جمعی از دموکراتهای آذربایجان در اواسط 1335 ق تشکیلات منسجمی به رهبری شیخ محمد خیابانی ایجاد و فعالیت گستردهای آغاز کردند. بادامچی از ابتدا با این گروه همراه بود. در اواسط 1336 بخشی از آذربایجان به اشغال نیروهای عثمانی درآمد و خیابانی و بادامچی و اسماعیل نوبری در 8 ذیقعده همان سال دستگیر و پس از دو ماه حبس در ارومیه به قارص تبعید شدند.
3) حسین آقا فشنگچی (حسین آقا تبریزی) در تبریز متولد شد و در همین شهر تحصیل کرد. در دوران انقلاب مشروطیت در راستهبازار، دکان صرافی داشته و چون در آن ایام بعضی از صرافان اسلحه کمری و فشنگ نیز خرید و فروش میکردند، آقا حسین تبریزی مثل مرحوم اسد آقا فشنگچی به نام فشنگچی معروف شد. وی طرفدار اصول مشروطه بود و با حزب اجتماعیون عامیون ارتباط داشت. حسین تبریزی در ذیحجه سال 1338 ق، روزنامه تبریز را تأسیس نمود. در ابتدا مدیریت آن را به اسماعیل یگانی محول کرد. پس از چند شماره خود مدیریت روزنامه را بر عهده گرفت و به مدت پنجاه سال منتشر نمود. حسین آقا تبریزی که در به قدرت رسیدن رضا شاه نقش زیادی داشت، ماجراهای زیادی در طول فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی آفریده است. وی از اعضای انجمن حقیقت تبریز بود که در محله امیرخیز تبریز تشکیل شده بود. فشنگچی در ابتدا از رؤسای قیام شیخ محمد خیابانی بود ولی در ن هایت از عاملین اختلاف در حرکت خیابانی شد و عامل اجرای مقاصد وثوق الدوله بود. فشنگچی در به قدرت رسیدن رضا خان نقش فعالی را ایفا کرد. پس از آنکه به صورت حضوری نزد رضا خان اظهارنظری درباره وی کرده بود، وقتی به تبریز بازگشت یک هفته بعد اداره نظمیه او را احضار کرد و به وی اتهام تقلب در تهیه اقلام و نیازمندیهای ارتش وارد شد. اما وی در پاسخ گفت: تخلف من این بود که شاه تقلبی را برای این ملت درست کردم. این جواب خشم و غضب دستگاه را برانگیخت و باعث تبعید وی تا شهریور 1320 در قلعه فلک الافلاک خرمآباد شد. پس از شهریور 1320 روزنامه تبریز را مجددا منتشر کرد، اما دیگر جایگاه اولیه خود را پیدا نکرد. سرانجام وی در سال 1343 ش درگذشت. (قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، ص 427؛ قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، ص 314؛ طلوع مشروطیت، ص 219؛ قیام آذربایجان و ستار خان، ص 31؛ روزنامه مهد آزادی، 10/ 5/ 1375، ص 2؛ روزنامه کیهان، 9/ 3/ 1343، ص 11؛ روزنامه مهد آزادی، 29/ 6/ 1375، ص 2؛ جهت اطلاع بیشتر ر. ک: حیدر خان عمو اوغلی، تاریخ هجده ساله آذربایجان؛ نقش فراماسونها در رویدادهای تاریخی).
4) در پاسخ به این درخواست، امان اللّه جهانبانی، رئیس ارکان حرب کل قشون از طرف رضا خان، اجازه تشکیل این محکمه نظامی را به امیرفضلی داد. (تلگراف رئیس ارکان حرب کل قشون به اسماعیل امیرفضلی، 9/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 28).
5) تلگراف اسماعیل امیرفضلی به وزیر جنگ، 7/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 60- 61.
دوشنبه 8 اسفند 1300/ 27 فوریه 1922/ 29 جمادی الثانی 1340
اشاره
[تصویر] دورنمایی از شهر سقز
«قرنی آقا» امیر عشایر «مامش» از طرف اکراد حکومت ساوجبلاغ را در دست گرفت. «حسن آقا منگور» نیز با عدهای سوار در «تلخآباد» و روستای «حاجی حسن » واقع در یک فرسخی «میاندوآب» مستقر شدند. (1)
1) تلگراف کارگزاری تبریز به وزارت خارجه، 9/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 123.
سهشنبه 9 اسفند 1300/ 28 فوریه 1922/ 30 جمادی الثانی 1340
رژیمان همدان شامل دو هزار نفر پیاده، همراه چهار عراده توپ، دوازده مسلسل و دوازده عراده توپ از نوع «لوئیس» تحت فرماندهی «محمد قلی خان» میرپنجه، رشت را ترک کردند تا از طریق قزوین، عازم جبهه تبریز بشوند.(1)
کمیسیونی که برای مطالعه و بررسی عهدنامه ارسالی ممتاز الدوله، رئیس هیئت اعزامی به دول جماهیر قفقاز تشکیل گردیده بود، قبل از ظهر امروز جلسه خود را در وزارت امور خارجه منعقد نمود و اعضا مذاکره و مطالعه در مفاد عهدنامه را آغاز کردند. (2)
اقبال السلطنه از ماکو طی مراسلهای به رئیس الوزراء، از تعدی قزاقها نسبت به اهالی تبریز شکایت نمود (3)و از وی درخواست نمود از وزارت جنگ خواسته شود به قزاقها دستور دهند متعرض افراد بیگناه نشوند، چرا که اگر وضع به همین منوال باشد از هرنقطه طغیانی بروز خواهد کرد. (4)
حکومت اردبیل در گزارشی به وزارت جنگ، علیه «حاجی شعبانعلی» اظهار داشت: حاجی شعبانعلی گاهی مبلغ دولت آلمان و گاهی از عمال اتحاد اسلام (5)و گاهی نیز سوسیالیست میشود، هرلحظه در لباسی ظاهر شده و مشخص نیست که با چه نیرنگی به وزارت جنگ راه پیدا کرده است. «اسماعیل امیرفضلی» ضمن مخابره گزارش حکومت اردبیل برای وزارت جنگ، افزود: «حاجی شعبانعلی» به اعتبار وزارت جنگ تلگرافی را به «فولادلوها» و خوانین خلخال مخابره کرده و به آنان تأمین داده و به «میانج» (6)احضار کرده است. امیرفضلی تصریح کرد: چنانچه از اقدامات وی جلوگیری نشود، دخالت او در امور سیاسی کشور اثرات نامطلوبی خواهد داشت. (7)
[تصویر] اقبال السلطنه ماکویی
چون کفیل حکومت گیلان تمایل به ملاقات با کنسول روسیه در رشت داشت ولی کنسول روس از ملاقات با او
1) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 137.
2) روزنامه ایران، 10/ 12/ 1300، ص 2.
3) این در حالی بود که اسماعیل امیرفضلی مدعی بود غارت و چپاول شهر به پایان آمده و با تمام قدرت از حرکات سوء جلوگیری میشود (اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20617 و 20663 و 13- 20614).
4) . مراسله اقبال السلطنه به ریاست وزرا، 9/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 38163.
5) اتحاد اسلام که مرکز فعالیتش در اسلامبول بود، به وسیله چند تن از پیشوایان دینی بوجود آمده بود. از مهمترین بنیانگذاران و مدافعان این فکر، سید جمال الدین اسدآبادی، که ایجاد اتحاد اسلامی را یکی از مهمترین راهها برای مقابله با کشورهای استعمارگر میدانست و تمام تلاش خود را به همین منظور انجام داد. بعدها عبد الرحمن کواکبی، محمد عبده، رشید رضا و دیگران این فکر را، با هدف گرد آوردن عموم مسلمانان زیر لوای واحد و ایجاد یک روزنه سیاسی جهانی برای دنیای اسلام، دنبال کردند. عدهای از علما و رجال سیاسی ایران مانند سید محمد رضا مساوات، سید محمد کمرهای، سلیمان محسن اسکندری، میرزا طاهر تنکابنی، سید حسن مدرس و ... عضویت این سازمان را قبول و در پیشرفت هدف سازمان، شرکت فعالانه داشتهاند. اما نه بهطور دستهجمعی بلکه تکتک و به شکل انفرادی، زیرا پیوند معنوی و ارتباط اجتماعی بین محافل دینی برقرار نبود. از جنگ جهانی اول به بعد تحت این عنوان در جریان جنبش جنگل نیز فعالیت هایی صورت میگرفت. (سید جمال الدین اسدآبادی، ص 144- 143؛ سردار جنگل، ص 22 و 23؛ تاریخ سیاسی و سازمانهای اجتماعی ایران در عصر قاجار، ص 385؛ م.)
6) نام سابق شهرستان میانه است که در جنوبشرقی تبریز واقع شده و از شمال به شهرستان سراب و از جنوب به شهرستان زنجان و از شرق به خلخال محدود است.
7) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به وزارت جنگ، 19/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 27.
طفره میرفت، امروز نزدیک غروب مؤید حضور- کارگزار گیلان- کنسول روس را به منزل شخصی خود دعوت نمود و کفیل حکومت گیلان توانست با حضور در خانه کارگزار گیلان، با کنسول روس ملاقات نماید. در این ملاقات کنسول روس به صراحت اظهار داشت: چون گیلان در منطقه نفوذ روسیه قرار دارد، دولت ایران باید در تعیین حکمران و یا سایر رؤسای دوایر دولتی این منطقه با سفارت شوروی مذاکره کند و در ادامه تصریح کرد براساس دستور سفارت شوروی نمیتواند حکومت «وثوق السلطنه» در گیلان را به رسمیت بشناسد و یا با کفیل حکومت مراوده داشته باشد. کنسول روس در این مذاکره با «انگلوفیل» خواندن «شونبرگ» سوئدی به صراحت انتصاب او را به ریاست نظمیه گیلان مخالف سیاستهای روسیه ذکر کرد. (1)
علیرغم مخالفتهای دولت ایران با مشارکت کمپانی نفت جنوب با استاندارد اویل، در نتیجه مذاکرات کدمن و کمپانی استاندارد اویل، این کمپانی با کمپانی نفت جنوب برای مشارکت در نفت شمال به توافقاتی دست یافتند. امروز کاردار سفارت آمریکا در تهران، برخی مفاد این قرارداد (2)را به اطلاع حسن پیرنیا رسانید. دو کمپانی توافق کرده بودند، کمپانی جدیدی به نام «شرکت نفت ایران- آمریکا» تشکیل دهند تا منابع نفتی و معدنی پنج ایالت شمالی ایران را به جای امتیاز خوشتاریا و فرمان سپهسالار مبنی بر اکتشاف نفت بعضی نقاط مازندران، استخراج نمایند. (3)
1) تلگراف مؤید حضور کارگزار گیلان به وزارت خارجه، 10/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 17، ص 15.
2) قرار بود وزیرمختار ایران در واشنگتن متن فرانسه قرارداد را برای دولت ایران ارسال نماید (نفت شمال، ص 84- 85).
3) . حسن پیرنیا به کاردار سفارت آمریکا در تهران اطلاع داد که دولت ایران اساسا مخالف قرارداد دو کمپانی استاندارد و نفت جنوب نیست اما این قرارداد باید به گونهای باشد که از حدود مصوبات مجلس خارج نشده، ایران را دچار مشکلات سیاسی با روسیه نکند، بدینمعنی که: اولا در دیباچه امتیاز و خود امتیاز اسمی از کمپانی جنوب برده نشود؛ چون مخالف ماده 5 مصوبه مجلس است. ثانیا: مدیریت و کنترل امتیاز به اتباع انگلیس واگذار نشود. ثالثا: در صورتی که استاندارد، پس از توافق با کمپانی نفت جنوب از امتیاز خارج شود، امتیاز از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. (نفت شمال، ص 78- 79).
چهارشنبه 10 اسفند 1300/ 1 مارس 1922/ 1 رجب 1340
براساس گزارشی که امروز از ماکو به لشکر شمال غرب، رسید، متمردین غائله تبریز (1)را به تفلیس (2)انتقال داده بودند.
رضا خان دستور داد درباره تحویل و استرداد اسب و اسلحه متمردین نامهای به وزارت امور خارجه نوشته شود. (3)
بعد از اینکه کارکنان اداره تلگراف ایران، خط تلگرافی بین همدان- قزوین (4)
آنوقت قشون انگلیس وارد شده و تقریبا خط جدیدی از همدان به آوه، احداث و خطی را که دوباره بین آوه- قزوین ایجاد شده بود، اداره نمود.
سفارت انگلیس در پایان از دولت ایران خواسته هرچه زودتر موضوع این خط تلگراف و خطوط تلگرافی دیگر را بررسی نماید و تصمیمی اتخاذ نماید که برای طرفین، مناسب باشد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 33، پ 2، ص 5).
را که در دست انگلیسیها بود در اختیار گرفتند، دولت انگلستان مبلغ نود هزار «روپیه» (5)از بابت هزینه هایی که مدعی بود برای احداث این خط مخارج نموده است، از دولت ایران مطالبه کرد. (6)قبل از ظهر امروز وزیرمختار دولت بلژیک در وزارت پست و تلگراف، وزیر را ملاقات و با وی گفتگو کرد. موضوع مذاکرات آنان، تجدید قرارداد استخدام «مولیتر» بود. (7)
مجلس حفظ الصحه دولتی پس از تشکیل کمیسیونی راجع به موضوع شیر و خورشید و تشکیل چند جلسه و مطالعه این موضوع، در اعلام نظر خود به وزارت امور خارجه چنین اظهار داشت: تأسیس شیر و خورشید سرخ از مؤسسات ملی است و باید با مشارکت عموم ملت، کمیتههای محلی و کمیته مرکزی تأسیس گردد و چون دولت ایران عضویت صلیب سرخ ژنو(8)را پذیرفته است، از وظایف آن وزارت خانه است که با اقدامات خود، مقدمات آن را فراهم نماید. مجلس حفظ الصحه پیشنهاد داد عدهای از رجال و صاحب نظران به منظور تشکیل کمیته مرکزی شیر و خورشید دعوت شوند و سپس به تشکیلات کمیسیونها و کمیتههای محلی پرداخته شود. (9)
1) منظور عوامل شورش تبریز و همراهان کودتای لاهوتی است. (م).
2) تفلیس پایتخت کشور گرجستان فعلی که در منطقه قفقاز واقع است.
3) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به وزیر جنگ، 10/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 25، حاشیه سند.
4) سفارت انگلیس در نامهای دیگر به وزارت امور خارجه راجع به این خطوط تلگرافی چنین اظهار نموده است: وقتی که قشون روس خاک ایران را تخلیه مینمود این خط تلگرافی و لوازم آن را به دولت ایران واگذار ننمود، بلکه خط تلگراف و لوازم آن را رها نمود و دولت ایران، آنها را تصرف نمودند. و خط تلگرافی همدان- قزوین تا اندازه زیادی در موقع عقبنشینی روسها خراب شده بود که در سال 1918 م اداره تلگراف ایران آن قسمت از خط را که بین قزوین- آوه قرار داشت، مجددا احداث نمود.
5) واحد پول هندوستان که در آن زمان مستعمره انگلیس بود.
6) مراسله سفارت انگلیس در تهران به وزیر خارجه، 10/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ش، ک 33، پ 2، ص 23.
7) روزنامه ایران، 11/ 12/ 1300، ص 3.
8) شهر ژنو پایتخت کشور سوئیس میباشد.
9) مراسله مجلس حفظ الصحه دولتی به وزارت خارجه، 10/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 61، پ 14، ص 38.
پنجشنبه 11 اسفند 1300/ 2 مارس 1922/ 2 رجب 1340
«وثوق الممالک» جانشین کنسول ایران در نخجوان گزارش داد، چند روز پیش پنج نفر از فراریان غائله تبریز به عنوان نماینده به «بادکوبه» رفته و بقیه آنان که یکصد و پانزده نفر هستند.
[تصویر] علی دشتی (مدیر روزنامه شفق سرخ)
در اوج فلاکت در قهوه خانههای نخجوان به سر میبرند، ولی دو روز است که به خاطر مذاکرات نمایندگان دولت ایران، اداره امور کل قفقاز آنان را به تفلیس فراخوانده است تا پس از کسب اطلاعات کافی از این غائله، تکلیف آنان را مشخص نماید. همچنین قرار است درباره اسلحه و اسبهای آنان نیز در تفلیس مذاکراتی صورت بگیرد.(1)
روزنامه «شفق سرخ»(2)
(تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 75).
به مدیریت علی دشتی انتشار خود را در تهران آغاز نمود. این روزنامه قالبی انتقادی، ادبی، اجتماعی و سیاسی داشت. (3)وزارت داخله به درخواست وزارت امور خارجه طی حکمی که به کلیه حکام ایالات و ولایات مخابره نمود، دستور داد از رسیدگی به دعاوی اتباع دولت روسیه، اتریش و عثمانی و غیره در کارگزاریها خودداری شود و این افراد برای رسیدگی به دعاوی خود به وزارت عدلیه مراجعه نمایند. (4)
1) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 11/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 22.
2) این روزنامه در سالهای اول و دوم و سوم در هرهفته سه شماره منتشر میشد و از 22 آذر 1304 ش در هرهفته پنج شماره منتشر میگردید.
3) روزنامه شفق سرخ، 11/ 12/ 1300، تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 3، ص 75.
4) روزنامه ایران، 11/ 12/ 1300، ص 2.
جمعه 12 اسفند 1300/ 3 مارس 1922/ 3 رجب 1340
وزارت فواید عامه ساخت راه شوسه تهران به قزوین، انزلی، همدان، قورهتو را با شرایط ذیل به مزایده گذاشت:
«شرط اول: متقاضی باید از اتباع مسلمان ایران باشد و اگر شرکتی متقاضی میشود باید یک شرکت ایرانی باشد.
شرط دوم: متقاضی پیشتر میبایست به اندازه یک «کرور» تومان (پانصد هزار تومان) اعتبار را تأمین نماید.»
متقاضیان میبایست در مدت حداکثر یک ماه از تاریخ نشر اعلان، پیشنهادهای خود را به وزارت خانه ارسال مینمودند. (1)
در پی اعلام آمادگی کمپانی آمریکایی کارتر سینماCarter (Cinema( برای گسترش صنعت فیلم و سینما در ایران و تولید دو فیلم یکی درباره نباتات و حیوانات و خلقت بشر و دیگری راجع به زیانهای مشروبات الکلی؛ حسین علاء نماینده سیاسی ایران در آمریکا، در نامهای به وزارت امور خارجه، با ذکر تأثیرات مفیدی که این قبیل فیلمها میتواند در جامعه ایران داشته باشد، پیشنهاد داد:
در صورت صلاحدید دولت برای مدرسه دار الفنون، «دو دستگاه از این پردهها» [دو دستگاه پخش فیلم] خریداری نماید. (2)
وزارت امور خارجه، به درخواست وزارت مالیه به نماینده سیاسی ایران در بادکوبه دستور داد، در خصوص خریداری یک فروند کشتی بخار برای جلوگیری از عملیات قاچاق در دریای خزر تحقیق را نموده و گزارش آن را به تهران اطلاع دهد تا قرار خریداری آن هرچه زودتر صادر شود. 3(3)
شاهزاده «عماد السلطنه» عضو ثابت دیوان محاکمات به حکم وزارت مالیه به ریاست خالصجات در اداره مالیات مستقیم منصوب گردید و به جای وی، «معز الممالک» به عضویت ثابت دیوان محاکمات انتخاب شد.(4)
کاپیتان «فگن» (5))Fagan( کنسول دولت انگلیس در بندرعباس برای رسیدگی به امور دعاوی فیمابین تجار هندی و ساکنین میناب، عازم میناب گردید. (6)
حدود دویست نفر از اهالی «صفاده» به «آباده» آمده و در تلگراف خانه این شهر متحصن شدند. متحصنین از انجمن نظار انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی به دلیل ندادن تعرفه به آنان شکایت داشتند.(7)
1) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1300، ص 1.
2) مراسله حسین علاء به وزارت خارجه، 12/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2، ص 192.
3) روزنامه ایران، 12/ 12/ 1300، ص 2.
4) همان.
5) فگن در ربیع الاول 1339 ق، توسط نیکوین، کنسول سابق انگلیس در بندرعباس، رسما به کارگزاری بندرعباس معرفی شد. (اسناد وزارت خارجه، س 1339 ق، ک 3، پ 8، ص 32).
6) گزارش کارگزاری بندرعباس به کارگزاری کل بنادر خلیجفارس و عربستان، 18/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 7، ص 25.
7) گزارش از آباده به وزارت داخله، 12/ 12/ 1300، مرکز اسناد مجلس، د 4، ک 7، ج 2/ 3، پ 18.
شنبه 13 اسفند 1300/ 4 مارس 1922/ 4 رجب 1340
اشاره
[تصویر] نمای جنوبی عمارت و باغ بهارستان از بالای مناره مسجد سپهسالار
با پایان فصل سرما و نزدیکی شروع عملیات جنگی، (1)رضا خان طی فرمانی به نظامیان تأکید کرد: افسران ضمن حفظ اتحاد خویش تمام توجه خود را به سوی دشمن معطوف داشته و نظم و قوانین و اطاعت از اوامر فرماندهان خود را رعایت نمایند. (2)
حسن پیرنیا رئیس الوزراء با ارسال نامهای به کاردار سفارت آمریکا در ایران، خطاب به وی تصریح نمود:
موافقت کمپانی استاندارد اویل با کمپانی نفت ایران و انگلیس برای دولت ایران محظورات سیاسی (1)ایجاد مینماید و تنها اگر نکات سهگانهای (2)
گفتم اولا در دیباچه امتیاز و خود امتیاز اسمی از کمپانی جنوب برده نشود زیرا که این مطلب مخالف ماده (5) قطعنامه مجلس هم میباشد. ثانیا در اداره کردن این امتیاز کونترول [کنترل] آن نمایندگان و مستخدمین انگلیسی نباشند. ثالثا در صورتی که استاندارد بخواهد پس از یک سال حق خارج شدن از این کار را داشته باشد علاوه شود که در صورت خروج استاندارد این امتیاز از درجه اعتبار ساقط خواهد بود ...» (نفت شمال، ص 79- 78).
که قبلا به آنها اشاره شده رعایت شود، دولت میتواند این قرارداد را برای تصویب به مجلس پیشنهاد نماید. (3)رضا خان بار دیگر تأکید کرد: مصدق السلطنه والی آذربایجان را خود انتخاب کرده است (4)و نظامیان بایستی همهگونه وی را همراهی (5)و از تشکیل هراجتماع و حرکتی علیه وی جلوگیری نمایند و اشخاصی را که مرتکب این نوع اقدامات شوند به سختی مجازات کنند. (6)
مصدق السلطنه والی جدید آذربایجان وارد تبریز شد. امروز پس از ورود «مصدق السلطنه» به آذربایجان، بیکزادگان و خوانین شاهسون اظهار تمکین و اطاعت خود از اوامر دولت را به وی ابراز داشتند و اعلام کردند که برای همهگونه خدمتگزاری به دولت حاضر هستند. (7)
رضا خان به «اسماعیل امیرفضلی»، امیر لشکر شمال غرب دستور داد برای جلب رؤسای ایلات و عشایر آذربایجان «حاجی شعبانعلی»(8)را نزد آنان بفرستد و چنانچه حاجی شعبانعلی در این ماموریت خیانتی کرد وی را توقیف نماید.(9)
مأمورین محلی ترکستان که برای صدور مجوز سفر به ایران از هرمسافر ایرانی دو تومان دریافت میکردند، از امروز سفر به ایران را ممنوع اعلام کرده و صدور مجوز سفر را به کسب اجازه از «مسکو» و «تاشکند» منوط کردند.
این امر، موجب بروز مشکلات فراوانی برای مسافرین شد. (10)
به دنبال شکایاتی که از سوء جریان انتخابات آباده به تهران ارسال شده بود، وزارت داخله به ایالت فارس دستور داد، انتخابات آن شهر را متوقف نمایند، تا دستورات بعدی صادر شود. (11)
گزارش وزیرمختار انگلیس در تهران (12)و تلگرام کشف رمز شده از انگرت به واشنگتن، به وزارت خارجه آمریکا توصیه میکرد تا زمانی که ایرانیان مشارکت استاندارد اویل و شرکت نفت ایران و انگلیس را نپذیرفتهاند، پولی در اختیار ایران قرار داده نشود. (13)
1) منظور پیرنیا اعتراض روتشتین، وزیرمختار شوروی در ایران است که این قرارداد را ناقض قرارداد 1921 ایران و شوروی میدانست.
2) پیرنیا در یکی از تلگراف هایش به حسین علاء در خصوص اعلام موافقت ایران با توافق کمپانی نفت جنوب و استاندارد درباره امتیاز نفت شمال به کاردار آمریکا در ایران مشروط به رعایت محظورات سیاسی از طرف شوروی و سازگاری با مصوبه مجلس شورای ملی ایران، به این نکات سه گانه اشاره کرده است. بخشی از این تلگراف که تاریخ آن ذکر نشده است به شرح ذیل است: «... به شارژدافر گفتم که دولت ایران اساسا بر ضد موافقت دو کمپانی نیست ولی این موافقت باید طوری حاصل شود که از حدود قطعنامه مجلس خارج نشده و ایران را دچار محظورات سیاسی از طرف روسیه نکند. گفت این زمینه کدام است تا به دولت خودم پیشنهاد نمایم.
3) نفت شمال، ص 86.
4) دکتر محمد مصدق در خاطرات خود چنین آورده است: «پس از مراجعت از هیئت وزیران، میرزا محمود خان جم (مدیر الملک) به دیدنم آمد و اظهار نمود: «سرپرسی لورن» وزیرمختار انگلیس گفت «انتصاب شما به این ایالت روی نظرات من صورت گرفته است و تمام انتصابات مهم بدینطریق صورت میگرفت. (خاطرات و تألمات مصدق، ص 144)
5) مصدق به منظور برقراری امنیت و سرکوبی مخالفین به ایالت آذربایجان منصوب شد. وی اواسط دیماه با دو کالسکه به مقصد آذربایجان حرکت کرد و در طول مدت کمتر از شش ماه حکمرانی، بعد از اتمام مأموریتش یکصد و بیست نفر نظامی در هنگام بازگشت حفاظت از جان وی را بر عهده گرفتند و تا میانج با او بودند. زیرا شایع شده بود که در طول راه عدهای میخواهند از او انتقام بگیرند. البته استعفای مصدق به دلیل الغای امریهای بود که وزارت جنگ هنگام تصدی ایالت آذربایجان، داده بود. سرانجام وی به دولت قوام که بعد از دولت مشیر الدوله تشکیل شده بود، استعفا داد، اما مورد قبول واقع نشد و چون حمایت وزارت جنگ را به دنبال خود نداشت و کاری از وی ساخته نبود تا بیستم تیرماه ضرب الاجل تعیین کرد و استعفا داد. (خاطرات و تألمات دکتر مصدق، ص 145 و 157).
6) تلگراف وزیر جنگ به امیر لشکر شمال غرب، 13/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 19 و 18.
7) روزنامه ایران، 17/ 12/ 1300 و اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم 20633.
8) هنگامی که حکم تصدی ایالت آذربایجان به دکتر مصدق داده شد، سرهنگ حاجی شعبانعلی خلخالی از سوی وزیر جنگ یک قبضه اسلحه «موزر» برای مصدق برد (خاطرات و تألمات محمد مصدق، ص 144).
9) تلگراف وزیر جنگ به امیر لشکر شمال غرب، 13/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 18.
10) تلگراف از لطفآباد به وزارت خارجه، 13/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 15، پ 21، ص 9.
11) روزنامه ایران، 14/ 12/ 1300، ص 2.
12) Loraine to Curzon, 4, 7 March 1922, Fo 371/ 7814/ 2461, 2633; Loraine to Curzon, 15 March 1922, Fo 371/ 7816/ 4744
13) Minute by Churchill, 13 Aprill, 1922, Fo 371/ 7815/ 3907
یکشنبه 14 اسفند 1300/ 5 مارس 1922/ 5 رجب 1340
وزیرمختار شوروی پیرو مکاتبات قبلی با وزارت امور خارجه، خواستار آزادی چهل و دو نفر اسرای جنگی روس که در رشت توقیف بودند و بازگشت آنان به سرزمینهای خود شد. همچنین تقاضا نمود برای جلوگیری از فرار اسرای جنگی در طول راه، دولت ایران مسئولیت رساندن اسرا تا بندر انزلی، برای انتقال آنان به کشتی را به عهده بگیرد. (1)
پسران «کریم خان» (2)برادرزادههای «شکر اللّه خان» (3)
) The nomadic tribes of Persia today. P. 41- 42 (
که از «امامقلی خان رستم» نیز حمایت میکردند با سه طایفه که حدود ششصد خانوار بودند قسمتی از منطقه ممسنی را تصرف کردند. پس از این واقعه، «لطفعلی آقا سرتیپ»، فرمانده تیپ فارس به بختیاریها دستور داد آنان را از ممسنی بیرون کنند. (4)دویست نفر بویراحمدی به تحریک امامقلی خان رستم به هفت نفر نظامی و سی نفر تفنگچی از ایل جاوی که برای حفاظت از اردوی نظامیان در کوه مستقر شده بودند، شبیخون زدند. در این درگیری یک نفر نظامی و دو تفنگنچی کشته و یک نظامی و چهار تفنگچی دیگر نیز، مجروح شدند. از مهاجمین هم یک کلانتر کشته و چهار نفر دیگر مجروح شدند. (5)
لطفعلی آقا سرتیپ، فرمانده تیپ فارس در گزارشی به وزارت جنگ اطلاع داد: قوام الملک (6)
سرانجام قوام الملک در بهمنماه 1348 ش در سن 80 سالگی در تهران درگذشت. (شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 311، 310؛ شرح زندگانی من، ج 1، ص 38؛ حقایق الاخبار ناصری، ص 20؛ تاریخ بیست ساله ایران ج 6، ص 88؛ بیست و هشت هزار روز تاریخ ایران و جهان، ص 44؛ تاریخ معاصر ایران، شم 8 ص 74- 72).
چندی قبل در منطقه ممسنی ده پارچه(7)آبادی خریده و به صورت پنهانی نیز با امامقلی خان همکاری مینماید. (8)پس از فراخواندن متمردین غائله تبریز از نخجوان به تفلیس، از سوی اداره امور کل قفقاز و انتشار این خبر، رضا خان از وزارت امور خارجه (9)خواست تا با مراجعه به مقامات مربوط در خصوص استرداد اسب و اسلحه آنان اقدام شود. (10)
کمیسیونی مرکب از آقایان صدیق حضرت، کمال الوزاره، منصور السلطنه، «مولیتر» و «دلکرا» به منظور بررسی مسائل تعرفه گمرکی ایران و روس در وزارت مالیه تشکیل شد.(11)
امروز دو کشتی جنگی شوروی به نامهای «سلاوا»)Slava( و «کلارا»)Clara( در بندر انزلی پهلو گرفتند. یک کشتی بازرگانی شوروی نیز حامل دو هزار «پوند» شکر و چهار هزار «پوند» نفت چراغ وارد بندر جز شد. (12)
«حسین علاء» نماینده سیاسی ایران در آمریکا از سفر ماژور «الکساندر پاول»)Alexander pawel( ، سیاح معروف آمریکایی و نماینده مجله سنتری)Century Magazine( نیویورک به همراه «شوستر» به ایران خبر داد. علاء هدف وی از این سفر را کسب اطلاع از اوضاع سیاسی، اقتصادی، ادبی و تاریخی ایران ذکر کرد و افزود: اطلاعات او در جراید آمریکا و همچنین در کتابی که در خصوص ایران و دول همجوار تألیف مینماید، منتشر خواهد شد. علاء با اشاره به اینکه، چنین انتشارات و تألیفاتی باعث افزایش آگاهی مردم آمریکا درباره ایران شده و از هرنظر برای ایران مفید است، از وزارت خارجه خواست در راستای همکاری با الکساندر پاول با وزارت فواید عامه و
1) مراسله نمایندگی مختار دولت روسیه شوروی به وزارت خارجه، 14/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 1، ص 98.
2) پسران کریم خان، غلامحسین خان و سرتیپ خان که امور بویراحمد سردسیر علیا را اداره میکردند. (ر. ک: کهگیلویه و ایلات آن، ص 96 و 108 و 109،The nomadic tribes of Persia today .p .42 -41 (.
3) شکر اللّه خان پسر هادی خان بود. وی به همراه سرتیپ خان در جنگ خوزستان در سال 1303 ش با نیروهای نظامی حکومت مرکزی در فرونشاندن غائله شیخ خزعل همکاری کردند که به ترتیب به «ضرغام الدوله» و «هژبر عشایر» ملقب شدند. اما چند سال بعد با امامقلی خان رئیس طوایف ممسنی در مقام مقابله با حمایتهای دولت مرکزی از معین التجار بوشهری و همچنین تلاشهای رضا خان برای تسلط یافتن بر منطقه [و اسکان اجباری عشایر] برآمدند. در جنگ مهمی که در سال 1309 ش در تنگ تامرادی رخ داد، تلفات سنگینی بر نیروهای دولتی، وارد آوردند که نیروهای نظامی بیش از هزار نفر تلفات دادند. ولی بالاخره شکر اللّه خان و امامقلی خان و اندکی بعد سرتیپ خان در برابر نیروهای دولتی که تعدادی از نیروهای چریک بختیاری و قشقایی را نیز در کنار داشتند تاب مقاومت نیاوردند و تسلیم شدند. آنان به تهران تبعید شدند و سرانجام به اتهام توطئه بر ضد رضا شاه اعدام شدند. (تاریخ سیاسی کهکیلویه، ص 296 و 372- 357؛ تاریخ پانصد ساله خوزستان، ص 232 با کهکیلویه و ایلات آن، ص 99 و 98،
4) تلگراف لطفعلی آقا سرتیپ به رئیس ارکان حرب کل قشون، 14/ 11/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98، ص 3 و 4.
5) همان.
6) ابراهیم قوام شیرازی معروف به قوام الملک فرزند سهراب خان از اعیان و اشراف و مالکین بزرگ و رئیس ایلات خمسه و حاکم فارس، در سال 1268 ش در یک خانواده شیرازی یهودی الاصل و نومسلمان در شیراز بدنیا آمد. در سال 1291 ش ملقب به نصرت الدوله شد. کمی بعد لقب قوام الملک را به دست آورد. در 20 سالگی پدرش کشته شد و تمام مناصب و القاب پدر به او اختصاص یافت. وی در دورههای ششم و هفتم از شیراز و دوره نهم از ایرانشهر نماینده مجلس شورای ملی بود. در مجلس مؤسسان اول (1304 ش) عضو بود و همچنین در دوره اول مجلس سنا از شیراز انتخاب گردید. در اواخر دوره نهم مجلس شورای ملی از او سلب مصونیت شد و مدتی را در زندان و تحت نظر گذرانید. پس از آزادی از زندان مدتی والی فارس و سپس به ریاست هیئتمدیره هواپیمایی منصوب گردید. خانواده قوام الملک وابستگی کاملی به انگلستان داشتند. قوام از جمله کسانی بود که به هنگام تبعید رضا شاه به اصفهان رفت و اموال شاه را به پسرش منتقل کرد.
7) واحد شمارش آبادی است.
8) تلگراف لطفعلی آقا سرتیپ به رئیس ارکان حرب کل قشون، 14/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 98، ص 5.
9) پس از این در تاریخ بیست و یکم اسفندماه وزارت امور خارجه به وزارت جنگ اطلاع داد که در این خصوص با سفارت روسیه مذاکراتی صورت گرفته است که پس از دریافت پاسخ، نتیجه به وزارت جنگ اعلام خواهد شد. (نامه وزارت خارجه به وزارت جنگ، 21/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 9).
10) تلگراف وزیر جنگ به وزارت خارجه، 14/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات، س 1300، پ 97، ص 16.
11) روزنامه ایران، 15/ 12/ 1300، ص 3.
12) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 138
علوم برای پیشرفت او در کسب اطلاعات هماهنگی به عمل آید و وزارت داخله نیز لوازم امنیت او در راهها و تسهیل مسافرتش را فراهم نماید. علاء ابراز امیدواری کرد در نتیجه مساعدتهای دولت ایران، ماژور پاول با اطلاعات کافی و صحیح از ایران به کشورش بازگردد.(1)
[تصویر] قوام الملک (ابراهیم قوام شیرازی)
1) مراسله سفیر ایران در آمریکا به وزارت خارجه، 14/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 23، پ 2، ص 99.
دوشنبه 15 اسفند 1300/ 6 مارس 1922/ 6 رجب 1340
یک نیروی هزار نفری از نظامیان دولتی، مجهز به هفت قبضه مسلسل شهر تبریز را به قصد «تسوج» (1)ترک کردند. (2)
از آنجا که میرزا حاجی آقا حریرفروش عرضحالی را مبنی بر درخواست یک هزار تومان بابت طلب خود از «نزهت بیک» شارژدافر سفارت عثمانی، به محکمه ابتدایی داده بود، محکمه نیز برگه احضاریهای را به انضمام رونوشتی از شکایتنامه میرزا حاجی آقا «حریرفروش» برای «نزهت بیک» فرستاد. ولی نزهت بیک در برخورد با مأمور احضار، به او فحاشی و برگه احضاریه را نیز پاره کرد. در پی این اقدام نزهت بیک، امروز وزارت عدلیه در نامهای به وزارت امور خارجه با عنوان این موضوع که «نزهت بیک» حق پاره کردن برگه احضاریه و این گونه بیاحترامی را نداشته است، تقاضا کرد در حدود مقررات با این اقدام غیرمنتظره برخورد شود. (3)اما وزارت امور خارجه در پاسخ وزارت عدلیه اظهار کرد: کارکنان آن وزارت خانه در برخورد با این نوع مسائل باید رعایت حق مصونیت نمایندگان سیاسی را بر طبق حقوق بین المللی بنمایند تا در آینده مشکلی ایجاد نشود.(4)
امروز «ارفع الممالک» حاکم دزداب در تلگرافی به وزارت داخله از جلسهای که چند روز قبل در خصوص رفع مداخله انگلیسیها در امور دزداب در مرکز حکومت بلوچستان انگلیس و با حضور کنسولهای انگلیس در سیستان و کرمان تشکیل شده بود خبر داد. ارفع الممالک در ادامه افزود: در این جلسه راجع به مداخله انگلیسیها در دزداب مذاکره شد؛ ولی اکنون کنسول انگلیس در سیستان اظهار میدارد: چون راهآهنی که به دزداب کشیده شده در موقع جنگ ساخته شده و نظامی است، تا زمانی که، دولت ایران رسما و با نیروی کافی تأمین امنیت آن را عهدهدار نشود و تمهیدات لازم را برای مبارزه با اشرار در خاش (5)فراهم نکند، نمیتوانند از مداخله در امور دزداب کنارهگیری نمایند. (6)
امروز سران و رؤسای «دهبکری»، «زرزا»، «مامش» و شیخ عبد اللّه از افراد سید طه و حسن آقا منگور از ساوجبلاغ عازم چهریق شدند و فقط «معروف آقا» برادر قرنی آقا امیر عشایر با تعداد کمی از افرادش در ساوجبلاغ ماند. (7)
امروز یک کشتی جنگی روسی از بادکوبه به انزلی وارد شد، پانزده نفر از سرنشینان آن افسر و بقیه کارگر بودند. این کشتی مسلح نبود و قصد داشت تا دو روز دیگر از راه «بندر جز» به «تازهشهر» برود.(8)
1) تسوج در 33 کیلومتری شمالغربی شبستر واقع شده است.
2) جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس، ص 139.
3) نامه وزارت عدلیه به وزارت خارجه، 15/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 34، پ 20، ص 3.
4) نامه وزارت خارجه به وزارت عدلیه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 34، پ 20، ص 2.
5) خاش: شهری کوچک در 185 کیلومتری شهر زاهدان در مسیر جاده شوسه زاهدان به ایرانشهر و زاهدان به سراوان واقع شده است.
6) تلگراف ارفع الممالک به وزارت داخله، 15/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004004.
7) تلگراف کاگزار ساوجبلاغ به کارگزار آذربایجان، 21/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 10، ص 128.
8) گزارش تلگرافی از رشت به وزارت داخله، 16/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290003490.
سهشنبه 16 اسفند 1300/ 7 مارس 1922/ 7 رجب 1340
صبح امروز یکی از اهالی لاهیجان با یک مشربه به اداره نظمیه مراجعه کرد و از پیدا شدن نفت در چاه آب خانهاش خبر داد. این چاه از چاههای آب قدیمی بود و اکنون که درب آن را برای تهیه آب باز کرده بودند، آب مخلوط با نفت از آن خارج شده بود.
بطوریکه، بنا به اظهار رئیس کمیساریای ناحیه، از هرپنج قسمت، چهار قسمت نفت و یک قسمت آب بود. ازاینرو، رؤسای دوایر دولتی به آن خانه رفته تا از نزدیک نفتی را که با آب مخلوط شده بود مشاهده نمایند. (1)بلافاصله این چاه از سوی اداره نظمیه توقیف و یک نفر آژان برای حفاظت از آن گماشته شد.
رنگ این نفت سفید و کمی متمایل به زرد بود. اداره نظمیه امشب چراغهای نظمیه و سایر چراغهای شهر را با این نفت روشن نمود. (2)
رضا خان نسبت به معرفی لطفعلی آقا، فرمانده نظامیان فارس با عنوان سرتیپ، به محمود آیرم امیر لشکر جنوب اعتراض نمود. رضا خان به آیرم گفت: تاکنون در هیچیک از احکام صادر شده درجه سرتیپی به لطفعلی آقا داده نشده است که خود را با این سمت معرفی مینماید. (3)
وزارت امور خارجه بار دیگر اعلام نمود: اتباع بین النهرین در خاک ایران باید در امور حقوقی مطیع محاکم داخلی باشند(4)
وزارت خارجه به این موضوع اعتراض نموده و مداخله مأمورین انگلیس را هم در امور اتباع بین النهرین رد نمود و به محاکمات تهران و کارگزاریهای ولایات دستور داد که مداخله آنها را نپذیرند و به سفارت انگلیس نیز خاطر نشان ساخت: چون وجهه سیاسی حکومت جدید التأسیس عرب (حکومت بین النهرین) برای دولت ایران هنوز شناخته شده نیست و با توجه به اینکه، تعداد زیادی از اتباع ایران از جمله علما و روحانیون در آنجا به سر میبرند باید اتباع ایران در آنجا کماکان دارای حقوق خارجی باشند.
پس از مکاتباتی که در این خصوص با سفارت انگلیس به عمل آمد، سفارت انگلیس بنا به تقاضای حکومت بین النهرین پیشنهاد داد تا زمانی که نظامنامه و وضعیت بین المللی عراق معین شود این کشور تلاشهای کنسولهای ایران را درباره اتباع ایران بپذیرد و دولت نیز تلاشهای کنسولهای انگلیس در ایران را درباره اهالی عراق بپذیرد. ولی وزارت خارجه بنابه تصمیم هیئت دولت به سفارت انگلیس پاسخ داد که دولت ایران هیچگونه قراردادی را که مبنی بر کاپیتولاسیون در ایران باشد نمیپذیرد و این موضوع در موقع تنظیم عهدنامه هایی که اخیرا بین دولت ایران و سایر دول منعقد گردیده، ملحوظ شده است. (اسناد ملی ایران، شم ت 293004167).
و از وزارت داخله خواست این موضوع را مجددا به حکام کلیه ایالات و ولایات در سراسر کشور خاطرنشان سازد. (5)1) بعد از چند روز این موضوع به وزارت داخله و از آنجا به وزارت فواید عامه ارجاع داده شد تا تکلیف آن را مشخص نمایند. (روزنامه ایران، 17/ 1/ 1301، ص 2).
2) اسناد ملی ایران، شم ت 293005891؛ روزنامه ایران، 17/ 1/ 1301، ص 2 و 10/ 1/ 1301، ص 2.
3) نامه رضا خان وزیر جنگ به محمود آیرم امیر لشکر جنوب، 6/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 14.
4) در ابتدا سفارت انگلیس قصد داشت همان برخوردی که با اتباع انگلیسی در ایران میشود، با اتباع بین النهرین در ایران نیز، همانگونه رفتار شود، در حالیکه در بین النهرین نسبت به اتباع ایرانی رفتار متقابلی صورت نمیگرفت.
5) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 16/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004167.
چهارشنبه 17 اسفند 1300/ 8 مارس 1922/ 8 رجب 1340
حکومتنظامی تهران با انتشار اعلانی به برخی سخنرانان و نویسندگان هشدار داد: «زبان گوینده و قلم نویسنده، باید پاک و بیآلایش باشد، هرزبانی که آلوده به فحاشی و هتاکی شد، قطع و هرقلم که تجاوز از حدود آزادی نماید، شکسته خواهد شد.» (1)
بیش از هفتاد نفر از کارکنان بلدیه که حقوق کمی نیز دریافت میکردند از دو روز پیش تاکنون از بلدیه تهران اخراج شدند. (2)
رضا خان طی اعلانی که به تمام ادارات قشونی مرکز و ولایات ارسال شد، نظامیان را از مداخله و مشارکت در معاملات خرید و فروش و حملونقل تریاک منع کرده و به آنان اخطار داد در صورت تخلف از این حکم و اثبات ارتکاب مداخله و مشارکت در معاملات مزبور، مطابق با مقررات نظامی مجازات خواهند شد. 3
وزارت خارجه آمریکا به «گدس» سفیرکبیر انگلیس در واشنگتن اطلاع داد: کاردار سفارت آمریکا در تهران در مسائل نفتی در هماهنگی کامل با همکاران انگلیسیاش کار میکند. (3)
برای تعیین یک نفر نماینده از طرف ارامنه در دوره چهارم مجلس شورای ملی، انجمن نظار آنان امروز تشکیل شد. در این جلسه پس از مذاکرات زیاد قرار شد از تاریخ نوزدهم اسفند، اعلان انتخابات در شهر منتشر شده و از روز جمعه سوم فروردین 1301 نیز، توزیع تعرفه آغاز شود و از روز جمعه دهم فروردینماه الی دوازدهم فروردینماه، اوراق رأی دریافت و روز سهشنبه چهاردهم فروردینماه نیز، استخراج آرا آغاز شود. (4)
کمیسیونی از تاشکند به منظور جمعآوری اعانه برای قحطیزدگان روسیه به سرخس روس آمده، از کارگزار سرخس ایران تقاضا کردند به آنان اجازه دهند به سرخس ایران وارد شده، شروع به جمعآوری اعانه نمایند (5)
ایلات «قشقایی» (درهشویی و کشکولی) در منطقه فارس شروع به شرارت نموده و چندین غارت را مرتکب شده و راه بهبهان را نیز مسدود کردند. (6)
«امان اللّه جهانبانی» رئیس ارکان حرب کل قشون از امیر لشکر جنوب خواست فورا صورت کاملی از اسلحههای هر قسمت آن لشکر تهیه و به مرکز ارسال نماید.
همچنین درباره هفتصد قبضه تفنگ و دویست صندوق مهمات و چهل و پنج رأس اسب متعلق به پلیس جنوب که به تیپ فارس تحویل داده شده بود، تحقیق نموده و نتیجه را به تهران اعلام نماید. (7)
وزارت مالیه با صدور حکمی به عموم ادارات مالیه مرکز و ولایات، از آنان خواست بودجه سال آینده خود را در حدود
1) روزنامه ایران، 17/ 12/ 1300، ص 1.
2) همان، 17/ 12/ 1300، ص 2.
3) Geddes to Curzon, 8 March 1922, Fo 371/ 7874/ 2654
4) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1300، ص 2.
5) همان، 17/ 12/ 1300، ص 2.
6) همان، 17/ 12/ 1300، ص 2.
7) تلگراف رئیس ارکان حرب کل قشون به امیر لشکر جنوب، 17/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 12.
[تصویر] مراسمی در محوطه باغ بهارستان مجلس شورای ملی
اعتباری که مجلس تصویب نموده با کسر سی و شش درصد تهیه و ارسال دارند. (1)
شاهزاده «امیر اعظم» به سمت حکومت شاهرود و بسطام تعیین و منتخب گردید.(2)
«عباسقلی خان میرپنجه» حاکم سابق شاهرود، به سمت حکومت استرآباد انتخاب شد (3)
پنجشنبه 18 اسفند 1300/ 9 مارس 1922/ 9 رجب 1340
موسیو «مولیتر» مستشار خارجی و کفیل اداره پست به دستور وزیر پست و تلگراف از خدمت منفصل شد و به جای او موسیو «پیر» بلژیکی به این سمت منصوب شد. (1)
کارگزاری انزلی به وزارت امور خارجه اطلاع داد: «میرزا ابراهیم» در فومنات با جمعآوری عدهای مشغول اقداماتی علیه نیروهای دولتی است، و از دو روز پیش از حمل برنج به انزلی جلوگیری میکنند. (2)
«دبیر الحکما» از مأمورین با سابقه وزارت مالیه به ریاست مالیات غیرمستقیم اصفهان منصوب شد. (3)
امروز جمعی از مدیران جراید کشور در سفارت روسیه در تهران متحصن شدند. (4)
«سلطان محمد خان نائینی» به سمت ریاست مالیات غیرمستقیم منصوب گردید. (5)
«بریجمن» امروز در مراسلهای، بار دیگر(6)ضمن اعتراض به وزارت امور خارجه، در خصوص سرقت هایی که در راه یزد- کرمان از اتباع انگلیس صورت گرفته بود، پرداخت غرامت کامل به صاحب ان اموال و استرداد تمام اموال مسروقه به آنان را درخواست نمود.
بریجمن معتقد بود کارگزاران محلی در حفظ امنیت راه قصور نمودهاند. (7)
«اعتصام الممالک» به حکم وزارت داخله به سمت کفیل حکومت استرآباد برگزیده شد. (8)
وزیرمختار دولت روسیه در دربار با مشیر الدوله رئیس الوزراء ملاقات کرد. (9)
نماینده کمپانی سینکلر در تهران پیشنهاد دریافت امتیاز نفت شمال را به دولت ارائه کرد.
در این پیشنهاد سینکلر مدعی بود که از ضدیت انگلیسیها هراسی ندارد و تمام ادعاهای آن را بر عهده میگیرد.
همچنین مبلغ پنج میلیون دلار به ایران قرض میدهد و تعهد میکند که در امتیاز نفت شمال هیچ کمپانی دیگری را شریک نکند.
ولی چون دولت ایران در حال مذاکره با استاندارد اویل بود، از مذاکره رسمی با سینکلر و دادن قول خودداری نمود. (10)
سفارت انگلیس پیرو یادداشتی که در دوم اسفندماه نیز در خصوص عملیات نیروهای انگلیسی در مرزهای ایران و عراق به وزارت امور خارجه ارسال کرده بود، امروز در نامهای فوری به وزیر امور خارجه با اظهار اینکه محمود خان دیزلی قصد دارد به طرف حلب حمله نماید و ایلات مرزنشین ایران نیز در حال پیوستن به او میباشند، از وی تقاضا نمود دولت ایران اقدامات لازم را برای جلوگیری از عملیات ایلات مزبور به عمل آورد. (11)
1) روزنامه ایران، 19/ 12/ 1300، ص 2.
2) تلگراف کارگزاری انزلی به وزارت خارجه، 18/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 32، ص 2.
3) روزنامه ایران، 18/ 12/ 1300، ص 1.
4) صبا تا نیما، ص 501.
5) روزنامه ایران، 18/ 12/ 1300، ص 1.
6) در تاریخ 6/ 12/ 1300، نیز سفارت انگلیس در این خصوص نامهای را به وزارت خارجه ارسال کرده بود (اسناد ملی ایران، شم ت 290007001).
7) مراسله وزیرمختار انگلیس به وزارت خارجه، 18/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007001.
8) روزنامه ایران، 18/ 12/ 1300، ص 1.
9) همان.
10) نفت شمال، ص 89- 88.
11) مراسله سفارت انگلیس به وزیر امور خارجه، 18/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 51، پ 2، ص 92.
[تصویر] روزنامهنگاران مشهور آن زمان
ایستاده از چپ: عباس مسعودی (بنیانگذار روزنامه اطلاعات)، امیر رضوانی گلشن، اعتصامزاده نشسته ردیف میانی از چپ: اتحاد، عباس خلیلی، علی دشتی، فرخی یزدی، زین العابدین رهنما نشسته ردیف جلو از چپ: شکر اللّه صفوی، مصطفی تجدد
[تصویر] از راست: مجد الدوله، امیر اقتدار، احمد شاه، سردار سپه
شنبه 20 اسفند 1300/ 11 مارس 1922/ 11 رجب 1340
در حاشیه برگزاری انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی در خوار، ورامین و ایوانکی، و انتشار بعضی اخبار مبنی بر اینکه، مأمورین دوایر دولتی مناطق فوق الذکر در انتخابات مداخله نموده و اهالی را تهدید و تطمیع مینمایند، حکومت نظامی تهران به موجب اعلانی خاطرنشان ساخت با اینکه، طبق قانون انتخابات عموم موکلین قانونی در تعیین و انتخاب نماینده خود کاملا آزاد و از هرگونه موانع و مشکلات در این امر مصون و محفوظ خواهند بود بنابراین، موظفند که با کمال طیب نفس و رضایت خاطر بدون آنکه، به تهدید و تطمیع اشخاص، اهمیتی دهند نماینده خود را انتخاب نمایند. (1)
به دعوت «نظام السلطنه» والی ایالت خراسان و سیستان انجمن نظارت (2)بر انتخابات برای انتخاب دو نفر نماینده مشهد در مجلس شورای ملی به جای دو نماینده اسبق (دکتر امیر اعلم و مرحوم شیخ محمد جواد) تشکیل شد. (3)
در بروجرد در درگیری بین الوار(4)و نظامیان، الوار مغلوب و به کوهها و درهها متواری شدند و مواضع آنان با توپ خراب و به تصرف نظامیان درآمد. «سالار ارفع» روستای «آستانه» را که در اشغال الوار بود، تصرف کرد. (5)
درحالیکه، مذاکرات راجع به شیلات سواحل جنوبی دریای خزر از اوایل ورود نماینده مختار روس، با مأمورین روسیه همچنان ادامه داشت و هنوز به نتیجه قطعی نرسیده بود، هیئت دولت تصویب کرد تا اتخاذ تصمیم قطعی در این زمینه، ماهیگیران انزلی ماهیهای «سوف» و «سازان» و «سم» را به مأمورین روس در انزلی و ماهیگیران حسن کیاده، ماهی «استیروسوروکا» را به مأمورین روس در حسن کیاده به قیمتی موافق نرخ معمول بفروشند. همچنین مقرر شد این ماهیگیران تا دستور ثانوی به آنها نرسیده مجاز نیستند ماهیهای مزبور را به اشخاص یا به جاهای دیگر بفروشند. (6)
نظر به پایان زمان کنترات خدمت «مولیتر» رئیس کل اداره پست در ایران، وزارت امور خارجه، از سفارت بلژیک درخواست نمود هرچه زودتر یک نفر متخصص، به جای «مولیتر» به دولت ایران معرفی نمایند. وزارت امور خارجه شرایط اصلی کنترات را به قرار ذیل اعلام کرد: «1- حقوق بیست هزار فرانکی، 2- مدت استخدام سه سال، 3- متخصص مزبور در تحت اوامر مستقیم وزیر پست و تلگراف خواهد بود.» (7)
وزارت امور خارجه از وزارت داخله خواست با توجه به الغای کاپیتولاسیون درباره اتباع روس، به کلیه حکام و مأمورین ایالات و ولایات در خصوص حسن رفتار با اتباع دولت جمهوری فدراتیو روسیه شوروی دستور اکید صادر نماید تا بهطور ضمنی زمینه برای الغای کاپیتولاسیون درباره اتباع سایر دول فراهم شود. (8)
وزارت داخله در تلگرافی به فرمانفرمایان ایالات و حکام ولایات خاطرنشان ساخت: بین النهرین در ردیف کشورهای جدید التأسیس محسوب شده و دعاوی اتباع آنجا باید در محاکم عدلیه حل و تسویه شده و تابع احکام داخلی باشند. (9)
1) اعلان حکومت تهران، 20/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293005624.
2) عضد التولیه، اسعد التولیه، فاضل بسطامی، عبد الرحیم وهاباف، امین دفتر، ناظم دفتر و شیخ محمد کاظم تهرانیان، اعضای انجمن نظارت بر انتخابات در مشهد بودند.
3) صورتمجلس انتخابات، 20/ 12/ 1300، مرکز اسناد مجلس، د 4، ک 7، ج 2/ 3، پ 17.
4) الوار: لرها.
5) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1300، ص 2.
6) سواد مراسله تصویبنامه هیئت وزراء به حکومت گیلان، 20/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 64، پ 1، ص 51.
7) مراسله وزارت خارجه به سفارت بلژیک، 20/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 43، پ 26، ص 41.
8) مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، 20/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004167.
9) تلگراف وزارت داخله به فرمانفرمایان ایالات و حکام ولایات، 20/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004167.
«اقبال السلطنه» که قبلا با دایر شدن تلگراف خانه در بازرگان (1)و ماکو مخالف بود علت مخالفت خود را چنین اعلام کرد: در گذشته عثمانیها قصد داشتند خط تلگرافی دیگری را در این تلگراف خانه راهاندازی نمایند تا با مناطق دیگر ارتباط مخابراتی برقرار نمایند که در این صورت هرروز گزارشهای داخلی ایران را به مناطق دیگر میدادند و اگر تقاضای آنان برای راهاندازی یک خط تلگرافی دیگر مورد موافقت قرار نمیگرفت، آنان در موارد دیگر تقاضاهای ما را نمیپذیرفتند به همین دلیل مدتی با دایر شدن تلگراف خانه در ماکو و بازرگان مخالفت نمودم تا اینکه عثمانیها از تصمیم خودشان منصرف شدند و در حال حاضر نیز گزارشهای تلگراف خانه ماکو و بازرگان نشان دایر بودن این تلگراف خانه است. (2)
برای تدوین نظامنامهای برای وزارت پست و تلگراف، به دستور وزیر پست و تلگراف مقرر شد کمیسیونی مرکب از رؤسای شعبات وزارت پست و تلگراف تشکیل شود. اولین جلسه این کمیسیون امروز تشکیل شد. (3)
یک کشتی جنگی روسی موسوم به «منانوس» که از مدتها پیش در بندر انزلی لنگر انداخته بود، (4)پس از پایان مدت مأموریت، امروز به طرف بادکوبه حرکت کرد و کشتی جنگی دیگری موسوم به «روزا» که دیشب وارد انزلی شده بود جایگزین آن شد. (5)
براساس تصویب قانونی در وزارت معارف تشخیص صلاحیت افراد متقاضی(6)امتیاز مجله و روزنامه، به شورای عالی معارف (7)واگذار شد. (8)
1) بازرگان در 26 کیلومتری شمال غرب شهرستان ماکو در مرز ایران و ترکیه واقع است.
2) تلگراف امیر لشکر شمال غرب به رئیس ارکان حرب کل قشون، 20/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 10.
3) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1300، ص 2 و 3.
4) همیشه یک کشتی جنگی روسی در مرداب انزلی حضور داشت و هر پانزده روز یک مرتبه کشتی دیگری جایگزین آن میشد. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 19، ص 8).
5) تلگراف از انزلی به وزارت داخله، 20/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 46، پ 19، ص 5.
6) این پاسخ در خصوص تقاضای محمد علی خان سنندجی برای اخذ امتیاز روزنامه نهضت ایران داده شده بود.
7) این موضوع در تبصره 11، از ماده 12 قانون شورای معارف آمده است.
8) مراسله وزارت معارف به محمد علی خان سنندجی، اسناد ملی ایران، 12/ 8/ 1301، شم ت 297036574.
یکشنبه 21 اسفند 1300/ 12 مارس 1922/ 12 رجب 1340
رضا خان مسئولیت اداره دو منبع مهم عایدات دولت، مالیاتهای غیرمستقیم و خالصجات را به عهده گرفت و در اعلانی تا آخر اسفند به دارندگان تریاک مهلت داد (1)تا مالیات تریاکهای خود را بپردازند. (2)
«ارفع الممالک» پیرو تلاشهای قبلیاش برای رفع مداخلات انگلیسیها در حکومت و امور شهری دزداب، امروز با حاکم سیاسی بلوچستان انگلیس ملاقات کرد و در این ملاقات به برداشتن تحصیلدار و عدم مداخله او در امور «دزداب» تأکید نمود. مشار الیه نیز، وی را تأیید نمود و تصدیق کرد که با بودن حکومت ایرانی، وجود تحصیلدار لازم نیست ولی برداشتن تحصیلدار از عهده اختیارات او خارج است و باید دولت ایران وجود حاکم و نیروهای کافی برای برقراری امنیت در این منطقه را به دولت انگلیس خاطرنشان نماید، که بعد از این، مأمورین انگلیسی در امور داخلی این سامان دخالت نکنند. (3)
در پی درج مطلبی در روزنامه ایران مورخ 17 اسفند مبنی بر اینکه کمپانی نفت شمال [استاندارد اویل] از طریق بانک شاهنشاهی مبلغ یک میلیون دلار به ایران پرداخت کرده است وزیرمختار شوروی در ایران در نامهای به وزارت امور خارجه با بیان این مطلب که کمپانی نفت شمال از طرف کمپانی نفت جنوب برای استخراج معادن نفت شمال تأسیس شده است، خواست تا از صحتوسقم مطلب مندرج در روزنامه مطلع شود. (4)وزارت خارجه در پاسخ به این سؤال اظهار داشت:
دولت ایران موافق مصوبه مورخ 14 دیماه 1300 مبلغ یک میلیون دلار از آمریکا قرض کرده است و این مسئله جدا از امتیاز نفت شمال است. 5(5)
نظر به تصمیم هیئت دولت مبنی بر آغاز به کار کمیسیون رسیدگی به موضوع جواهرات و ذخایر سلطنتی در بیست و پنجم اسفندماه، امروز ریاست وزرا از رئیس مجلس شورای ملی نیز، درخواست کرد سه نفر از نمایندگان مجلس را برای شرکت در این کمیسیون معرفی نماید. (6)
«میرزا زین العابدین حاذقی» نواده سلطان المحققین از کارکنان مجلس شورای ملی از طرف احمد شاه به «مودت السلطان» ملقب گردید.(7)
وزارت امور خارجه به وزارت داخله اطلاع داد قرار است به زودی وزیرمختار دولت آمریکا از راه کرمانشاه- همدان و قزوین به تهران وارد شود، ازاینرو لازم است به حکمرانان این مناطق دستور داده شود تا با همکاری کارگزاران محل، وسایل پذیرایی و توقف وی را فراهم سازند. همچنین مقرر شد مهماندار وزیرمختار آمریکا روز سهشنبه از تهران حرکت نماید. (8)
روزنامه «پایونیر» چاپ اللّهآباد(9)نوشت: دولت ایران پس از واگذاری سهم خود از امتیاز نفت شمال به عنوان ضمانت به دولت آمریکا، دیروز موفق شد از بابت آن مبلغ دویست هزار
1) اعلان مذکور به شرح ذیل بود: «عموم دارندگان تریاکهای قاچاق را آگاه مینمایم، مصالح و منافع مملکت ایجاب نمود که دو منبع مهم عایدات دولت یعنی مالیاتهای غیرمستقیم و خالصهجات که تا این تاریخ، قرین اختلال و هرجمرج بود از دستهای نالایق و تاراجگر نجات یابد. اینک من شخصا اداره کردن این دو منبع را عهدهدار شدهام- روزگار اختلال خاتمه یافت- اکنون دارندگان، تریاکهای بیباندرل را از هرطبقه هستند تا آخر برج حوت مهلت میدهم که به اداره تحدید مراجعه نموده تریاکهای خود را باندرل نموده دریافت دارند. در این ایام مهلت امر دادهام که از گرفتن جریمه و ضبط تریاک صرفنظر نمایند. حتی اگر دارندگان تریاک نخواهند هویتشان معلوم گردد میتوانند به توسط اشخاص غیرمعروف به اداره مراجعه نمایند و اداره هم آنها را تعقیب نخواهد کرد هرکس از هرطبقه از این مهلت استفاده نکرده و اعمال سابق را دوام دهد، قهر و غضب من برای او ناگوار خواهد بود».
2) روزنامه ایران، 22/ 12/ 1300، ص 4.
3) تلگراف حکومت دزداب به وزارت داخله، 21/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293004004.
4) مراسله نماینده مختار شوروی در ایران به وزارت خارجه، 21/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 30، پ 44، ص 2.
5) مراسله وزارت خارجه به نمایندگی مختار روسیه، 25/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 30، پ 44، ص 1.
6) مراسله ریاست وزرا به ریاست مجلس، 21/ 12/ 1300، اسناد مجلس، د 4، ک 24، ج 11، پ 8.
7) روزنامه ایران، 22/ 12/ 1300، ص 2.
8) روزنامه ایران، 21/ 12/ 1300، ص 2.
9) اللّهآباد شهری در کشور هندوستان است.
لیره از واشنگتن دریافت نماید. (1)
کمپانی «استاندار اویل» مبلغ یک میلیون دلار به بانک شاهنشاهی ایران واریز کرد. اینوجه، امروز به قران تبدیل شد و به خزانه دولت ایران تحویل داده شد. (2)
«سالار اعتبار» به سمت ریاست تلگراف خانه اصفهان منصوب گردید. (3)
«بصیر الوزاره» به سمت نایب الحکومه و کارگزاری آستارا منصوب گردید. (4)
[تصویر] رضا خان (وزیر جنگ)
دوشنبه 22 اسفند 1300/ 13 مارس 1922/ 13 رجب 1340
«بالفور»، در بازگشت از کنفرانس واشنگتن، از نظریات گدس حمایت کرد و خطاب به یکی از کمیتههای کابینه انگلیس اظهار داشت: چه خوشمان بیاید و چه نیاید، عدم همکاری با «استاندارد اویل» در شمال ایران غیرممکن خواهد بود. همه تشکیلات فروش در دست آنان است و عدم همکاری امکان ندارد. اگر ما بتوانیم با آنها کار کنیم از لحاظ سیاسی به نفعمان خواهد بود ... چنانچه ایالات متحده مجبور شود بین حقوق استاندارد اویل و بریتانیای کبیر یکی را انتخاب کند، به هرقیمتی از «استاندارد اویل» حمایت خواهد کرد ... قدرت شرکت استاندارد اویل ناشی از موقعیت مالی مسلط آنها و سیستم پیچیده اطلاعاتی و تبلیغاتیشان است و مطلقا محذوری ندارند و به هرحربهای، خوب یا بد، در هر منطقه از جهان که قدرت فتنهگری دارند، متوسل شدهاند. (1)
«مشاور الممالک» سفیر ایران در مسکو به وزارت امور خارجه اطلاع داد متمردین فراری غائله تبریز در تلاش هستند تا از دولت شوروی کمک بگیرند ولی اگر به مسکو بیایند هیچ کمکی به آنها نخواهد شد و توقیف و استرداد آنها را از دولت شوروی خواهم خواست. (2)
امروز روسها ژاندارمهای فراری غائله تبریز را از نخجوان به تفلیس انتقال داده و تحقیق و بازجویی از آنان را آغاز کردند. پس از این اقدام، نماینده سیاسی ایران در تفلیس در این خصوص و برای کسب اطلاع از مقاصد و تصمیمات روسها با نماینده آنان به مذاکره پرداخت و نماینده روسها عنوان کرد، چون ماندن آنان در نخجوان صلاح نبوده و امکان بروز مشکلاتی وجود داشته است، حکومت نخجوان آنها را به تفلیس اعزام کرده است و اکنون نیز، برای آنکه، هویت آنان آشکار و مشخص شود که آیا تمام فراریان، ژاندارم بوده یا اینکه اشخاص دیگری نیز، خود را به لباس آنها ملبس کردهاند، تحقیقاتی به عمل میآید. بدیهی است، پس از پایان تحقیقات چنانچه این افراد تمایل به بازگشت به ایران داشته باشند به نمایندگی سیاسی ایران تسلیم خواهیم کرد تا آنان را به ایران روانه نمایند. (3)
دولت شوروی به دولت آذربایجان شوروی دستور داد تا از تحریک ایلات منطقه اردبیل و پذیرفتن ایلاتی که قصد مهاجرت به خارج از ایران را دارند، خودداری نمایند. (4)
وزارت امور خارجه روسیه درباره منطقه «ماکو» به «مشاور الممالک» سفیر ایران در روسیه اظهار داشت: دولت روسیه از توافق ایران و عثمانی در خصوص مسائل مرزی که چند سال قبل منعقد شده، راضی نیست و نظریات مخصوصی درباره منطقه ماکو دارد. (5)
1) Cobinet Committee on oil companies Amalyamation, conclusion of a meeting held on 13 March 1922, Fo 371/ 8288/ 2588
2) تلگراف مشاور الممالک به وزارت خارجه، 22/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 10.
3) مراسله نمایندگی سیاسی ایران در تفلیس به وزیر خارجه، 25/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 111.
4) تلگراف علیقلی مشاور الممالک به وزارت خارجه، 22/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 10.
5) تلگراف مشاور الممالک به وزارت خارجه، 22/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 15، پ 2، ص 10.
سهشنبه 23 اسفند 1300/ 14 مارس 1922/ 14 رجب 1340
وزیرمختار جدید دولت آمریکا در ایران به مرز وارد شده و به طرف کرمانشاه حرکت کرده بود. «میرزا جلال الدین خان» که از طرف وزارت امور خارجه برای مهمانداری و پذیرایی از وی تعیین شده بود، امروز از تهران به طرف کرمانشاه حرکت کرد. (1)
از آنجا که ایالت فارس مدعی بود یک عده از بویر احمدیها که در منطقه ممسنی اقامت دارند با «امامقلی خان» همکاری کرده و مخل انتظامات محلی بودهاند، وزارت داخله امروز در نامهای از امیر مفخم و «سردار ظفر» خواست تا بویراحمدیها را از منطقه ممسنی خارج و از همکاری آنان با امامقلی خان جلوگیری نمایند. (2)
«محرم آقایوف»(3)
سلام اللّه جاوید در خاطرات خود، در معرفی اعضای کمیتههای مرکزی حزب کمونیست ایران، پس از آنکه نامهای آنان را ذکر میکند، مینویسد که در دوره اول کمیته (96- 1295 ش)، بهرام و محرم آقایف در آن حضور داشتند. در دوره دو، در 1298 ش، از آقایفها، تنها، محرم آقایف، عضو کمیته بود. از این تاریخ به بعد، نام هیچیک از آقایفها، در کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران دیده نمیشود. برادران آقایف پس از آنکه برای شرکت در کنگره ملل شرق به باکو رفتند، به تبعیت دولت شوروی درآمدند و دیگر به ایران بازنگشتند و در باکو دارفانی را وداع گفتند. اسناد مؤسسه تاریخ معاصر، شم پ 33818- ن و 33816- ن).
از اتباع ایران که پس از پایان یافتن انقلاب گیلان به «بادکوبه» رفته بود، به همراه چند نفر به آستارای آذربایجان قفقاز آمده و در مرز ایران مشغول برخی اقدامات بودند. کارگزاری تبریز در نامهای به کنسولگری روسیه در تبریز با بیان اینکه حضور آنان در مرز و اقداماتشان مخالف عهدنامه مودت ایران و شوروی است، جلوگیری از اقدامات آنان را خواستار شد. (4)وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه از وزارت داخله خواست تا برای جمعآوری صورتی از کلیه محصولات طبیعی و مواد خام کشور و نمونهجات آنها به مأمورین خود دستور دهند تا در حوزه مأموریت خود با نمایندگان وزارت فلاحت و تجارت همکاری نمایند. وزارت فلاحت و تجارت هدف از این اقدام را ترقی و پیشرفت صادرات کشور دانست. (5)ازاینرو، وزارت داخله به تمام حکام ولایات و ایالات در سراسر کشور اعلام کرد که در این زمینه با مأمورین آن وزارت خانه همکاری لازم را به عمل آورند. (6)
امروز کابینه انگلیس برای بحث و بررسی پیشنهادات شوروی تشکیل جلسه داد و در این جلسه تصمیم گرفته شد بند مربوط به اقدامات خصمانه(7)
) Chicherin to Krassin, 5 Feb 1921, L/ PS/ 10/ 912/ 1158 (
، توسط ژاپن، آلمان و غیره رد شود. کابینه ضمنا به این تصمیم رسید، درحالیکه، نام افغانستان و هند در قرارداد میماند، چنانچه آقای کراسین موافقت کند، آسیای صغیر را از فهرستش مستثنی کند، انگلیس هم رضایت خواهد داد آن را از فهرست خود حذف کند و ضمنا ممکن است با حذف ایران هم موافقت کند، (8)زیرا به وضوح، دیگر احتمال تصویب قرارداد ایران و انگلیس وجود ندارد. (9)شارژدافر دولت آلمان در دربار با مشیر الدوله ملاقات کرد. (10)
طی فرامین جداگانهای از سوی احمد شاه، یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه اول همراه با حمایل سبز به ژنرال «سایکس»، تبعه دولت انگلیس و رئیس سازمان هواپیمائی؛ (11)یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه دوم به کلنل «واترهوس» تبعه دولت انگلیس و معاون سازمان هواپیمایی (12)و یک قطعه نشان شیر و خورشید از نوع درجه دوم به «کراسیم لیانازوف» تبعه دولت شوروی اعطا شد. (13)
1) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1300، ص 1 و 2.
2) مراسله وزارت داخله به امیر مفخم و سردار ظفر، 23/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 293001492.
3) محرم آقایف، در روستای شیخ ایرگول، از توابع شهرستان سراب آذربایجان به دنیا آمد. پدر او هم، چون بسیاری از آذربایجانیهای آنوقت، در جستوجوی کار، راهی باکو شد و در صنایع نفت آن شهر بهکار پرداخت. محرم آقایاف پس از فوت پدر، در سال 1278 ش، به همراه سه برادرش بهرام، کامران و عمران، برای یافتن کار، عازم باکو شده و در مؤسسه صنعتی تومانیان به کار مشغول شد. برادران آقایف، از فعالان بودند و بهرام آقایف به عضویت کمیته اعتصاب انتخاب شده بود و پس از اعتصاب، پلیس تزاری، وی را دستگیر و به زندان انداخت. محرم آقایف، در گروهی از اعضای حزب عدالت فعالیت داشت، که برای تشکیل واحدهای سازمانی به ایران روانه شدند؛ اما موفق نگردیدند و نیروهای قزاق، همه آنان را بازداشت کردند. ولی اقداماتی که برای ر هایی آنان به عمل آمد مؤثر واقع شد و آن گروه، به میرزا احمد خان آذری، رئیس اداره امور عدلیه، سپرده شدند تا آنان را از ایران خارج کنند.
4) مراسله کارگزاری تبریز به کنسولگری روسیه در تبریز، 23/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 49، ص 57.
5) مراسله وزارت فلاحت و تجارت به وزارت داخله، 23/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007626.
6) مراسله وزارت داخله به وزارت فلاحت و تجارت، 25/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007626
7) چیچرین به کراسین پیشنهاد کرده بود، بریتانیا باید تعهد کند که از هرگونه اقدام خصمانه علیه منافع روسیه شوروی در آسیای صغیر، ایران، افغانستان، و هند، و همینطور آن کشور هایی که قبلا بخشی از امپراتوری روسیه را تشکیل میدادند (بخصوص گرجستان)، خودداری کند و از تشویق یا حمایت ژاپن، آلمان، لهستان، رومانی، مجارستان، چکسلواکی، بلغارستان، یونان و یوگسلاوی برای مبادرت به اقدامات خصمانه علیه روسیه شوروی امتناع ورزد. علاوه بر آن، مسکو، پیشنهاد کرد: دو کشور، باید تعهد کنند که به استقلال و تمامیت ایران، افغانستان و قلمرو مجلس ترکیه احترام بگذارند.
8) کراسین با این فرمول موافقت کرد و قرارداد در 15 مارس امضا شد.
9) Cobinet ,14 March 1921 ,CAB 23 /24 .
10) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1300، ص 1.
11) اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 57، پ 19، ص 61.
12) همان، ص 56.
13) همان، ص 60.
یزد از پرداخت حقوق گمرکی
«سرپرسی لورن»، در ضمن نامه خود به «حکیم الملک» وزیر امور خارجه از او تقاضا نمود، مبلغ سه هزار و چهار صد و بیست و دو قران و نهصد و پنجاه دینار که دعات طبی مسیحی یزد برای داروها و خوراکیهای خودشان به عنوان حقوق گمرکی پرداخت نمودهاند به آنان مسترد شود و همچنین خواست مبلغ دویست و پنجاه تومان وجهی که سالانه از طرف دولت به دعات طبی مسیحی اصفهان داده میشود، درباره دعات طبی یزد نیز برقرار گردد. سرپرسی لورن اظهار میکرد:
دعات طبی مسیحی در یزد در سال گذشته، چهار صد و چهل و هشت نفر را در مریض خانه و بیست و هشت هزار بیمار فقیر را در خارج از مریض خانه مداوا کردند و تقاضا دارند به خاطر این خدمت، حقوق گمرکی که از داروهای آنان گرفته شده، برای مساعدت به آنان مسترد شود (1). در پی این نامه سرپرسی لورن، وزارت امور خارجه از حکومت یزد خواست، تحقیق نمایند این هیئت مسیحی، تبعه کجا هستند و آیا غیر از طبابت، عملیات دیگری نیز، انجام میدهند یا نه و از چه زمانی به یزد آمده و چه تأسیساتی در آنجا دارد و آیا این اظهار سفارت انگلیس درباره مداوا و کمک آنان نسبت به بیماران ایرانی صحت دارد یا خیر؟ (2)
ده نفر از قرهسوران مرز «خاکستر»(3)به تلگراف خانه خاکستر آمده، با ارسال تلگرافی راجع به هفت ماه حقوق معوقه خود به دار الایاله خراسان، خواستار رسیدگی به این موضوع شدند. (4)
1) مراسله سرپرسی لورن به حکیم الملک وزیر امور خارجه، 23/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 1/ 30، پ 52، ص 11/ 12.
2) مراسله وزارت داخله به حکومت یزد، اسناد وزارت خارجه، ک 1/ 30، پ 52، ص 6.
3) خاکستر: منطقهای از بخش لاین شهرستان کلات در نزدیکی درهگز میباشد.
4) تلگراف از ژاندارمری خاکستر به وزارت داخله، 24/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 29004273.
چهارشنبه 24 اسفند 1300/ 15 مارس 1922/ 15 رجب 1340
چون اسلحه و تجهیزات افواج 3 و 4 ژاندارمری سابق فارس به پلیس جنوب تحویل داده شده بود و پس از انحلال تشکیلات پلیس جنوب هیچ اطلاعی از اسلحه و اثاثیه مذکور در دست نبود، رضا خان وزیر جنگ، طی نامهای از وزارت امور خارجه خواست در خصوص محل نگهداری و چگونگی تحویل تجهیزات مزبور که متعلق به دولت ایران میباشد، تحقیقات لازم را انجام دهند و درباره این موضوع با سفارت انگلیس نیز مذاکره نمایند تا هرچه زودتر اسلحه و اثاثیه فوق به وزارت جنگ مسترد شود. (1)
چون مبلغ زیادی پول شکسته و سوراخدار جمعآوری شده و میبایست برای رواج آن تصمیماتی اتخاذ میشد، امروز کمیسیونی مرکب از حاج «امین الضرب»، «معین التجار بوشهری»، «فرزین»، «مسیو مولیتر»، «موسیو هرو» و نماینده بانک شاهنشاهی ایران، در وزارت مالیه تشکیل شد. (2)
پیرو درخواست سفارت انگلیس از دیوان محاکمات وزارت امور خارجه مبنی بر تشکیل محکمه برای رسیدگی به شکایت تجارت خانه «سوفر» علیه تجارت خانه «فرانکوپرسال» و ارسال عرضحال نقیبزاده، وکیل سوفر به وزارت امور خارجه، (3)امروز اداره محکمه تجارت وزارت امور خارجه به سفارت انگلیس پاسخ داد با توجه به اینکه «سوفر» از اتباع بین النهرین است و دولت ایران مطابق تصمیمی که اتخاذ نموده، کلیه امور قضایی اتباع بین النهرین را به عدلیه ارجاع داده است. بنابراین دیوان محاکمات وزارت امور خارجه نسبت به قبول عرضحال مشار الیه توسط کنسولگری انگلیس معذور بوده و نمیتواند، اجازه دهد محکمه تجارت در این خصوص جلسه محاکمه تشکیل داده و رسیدگی نماید. (4)
کنسول آمریکا تقاضا کرد اطلاعاتی درباره وضعیت کشاورزی، صنایع و تجارت در مناطق شمالی ایران در اختیار آمریکاییها قرار داده شود.
همچنین کنسول آمریکا درخواست کرد: مجله کشاورزی که در وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه چاپ و منتشر میشود نیز، در اختیار او گذاشته شود. (5)
1) نامه رضا خان به وزارت خارجه، 24/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 31، پ 23، ص 5.
2) روزنامه ایران، 24/ 12/ 1300، ص 1.
3) مراسله سفارت انگلیس به وزارت خارجه، 22/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3/ 15، پ 98، ص 5
4) نامه دیوان محاکمات وزارت خارجه به کنسولگری انگلیس، 24/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3/ 15، پ 98، ص 10.
5) نامه وزارت خارجه به وزارت فواید عامه و تجارت، 24/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300 ش، ک 35، پ 3، ص 19.
پنجشنبه 25 اسفند 1300/ 16 مارس 1922/ 16 رجب 1340
اشاره
[تصویر] مجلس شورای ملی (میدان بهارستان)
رضا خان وزیر جنگ که چند روز بود اداره مالیات غیرمستقیم و خالصجات را نیز به عهده گرفته بود با انتشار اعلانی (1)از کسانی که اطلاعاتی از این دو منبع عایدات دولت دارند و میتوانند پیشنهاد هایی جهت افزایش عایدات مذکور ارائه دهند دعوت به همکاری کرد. (2)
هنگام امضای قرارداد بین شرکت استاندارد اویل و شرکت
1) متن اعلان رضا خان به شرح ذیل بود: «به عموم مطلعین از امور مالیات غیرمستقیم و خالصهجات اعلام میدارد هریک از آقایان که اطلاعاتی از امور این دو منبع عایدات داشته پیشنهاد هایی که موجب ازدیاد عایدات شود بنمایند با کمال امتنان پیشنهادهای آنان پذیرفته و مورد مطالعه واقع و هرگاه متضمن نظریات مفیده بود حضورا در اطراف آن مذاکره خواهد شد». (ایران، 25/ 12/ 1300، ص 1).
2) روزنامه ایران، 25/ 12/ 1300، ص 1.
نفت ایران و انگلیس، مدیر شرکت «ج. پ. مورگان» که قرار بود وام اعطایی به ایران را تأمین کند به «کدمن» گفت: اگر این پول در اختیار ایران گذاشته میشود، فقط بدین خاطر است که نام شرکت نفت ایران و انگلیس به معامله ارتباط داده شده است.
و بدون شراکت این شرکت بزرگ انگلیسی، در آمریکا حتی یک دلار نیز نمیتوان برای کشور بدسابقهای مانند ایران یافت. (1)
Shwadran, the middle East oil and the Great Powers) N. Y. 1974, reprint (.
PP. 71- 78; Ferrier, PP. 570- 80; N. Kittner, Issues in Anlgo- Persian Diplomatic Relations, 1921- 1933) Ph. D, London, 1981 (, PP. 254- 69
دیوان محاکمات در خصوص تقاضای وزارت امور خارجه درباره تعیین تکلیف و رسیدگی به امور اتباع بین النهرین اعلام کرد مطابق تصمیم هیئت دولت به سفارت انگلیس اظهار شد:
دولت ایران حاضر نیست، قراری که مبتنی براساس کاپیتولاسیون در ایران باشد، قبول و منعقد نماید. بنابراین، دیوان محاکمات، امور قضایی اتباع بین النهرین را به عدلیه رجوع خواهد داد. (2)
به دستور تلگرافی «مشیر الدوله» رئیس الوزرای وقت، انتخابات دوره چهارم مجلس که در آباده در حال برگزاری بود، موقتا متوقف شد. (3)به مجلس شورای ملی نیز تصریح شد چون از انتخابات آباده شکایات زیادی رسیده است، انتخابات آنجا متوقف میشود تا مأمور ویژهای برای نظارت بر انتخابات آنجا از مرکز به طرف آباده حرکت نماید. (4)این در حالی بود که، هیئت نظار تعرفهها را توزیع نموده و در حال اخذ رای بودند. هیئت نظار و عدهای از اهالی به این موضوع معترض بودند. (5)
«برنارد کاتلیپ» کنسول آمریکا طی یادداشتی به وزارت امور خارجه خواست تا از مقدار تقریبی استخراج و ظرفیت معادن مختلف ایران مطلع شود. کاتلیپ همچنین در این یادداشت درباره اینکه، از هرمعدنی در ایران چه مقدار فلز خام، نمک و ... استخراج میشود و یا تصور میرود که در مدت یک سال استخراج شود سؤال نمود. (6)
1) Minute by Churchill, 16 March 1922, Fo 371/ 784/ 2461. For the Standard- APOC hegotiations, see cibb and Knowlton, PP. 308- 17; B.
2) مراسله وزارت خارجه به دیوان محاکمات وزارت خارجه، 25/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 3/ 15، پ 98، ص 4.
3) بعد از متوقف شدن انتخابات آباده، مجلس شورای ملی به وزارت داخله نوشت که توقیف انتخابات آباده مخالف با قانون بوده و باید انتخابات جریان خود را سیر نماید و اگر شکایتی باشد باید بعدا رسیدگی شود. وزارت داخله نیز طی تلگرافی به ایالت فارس دستور داد که انتخابات را از توقیف خارج ساخته و به مأمورین دستورات موکدی برای مراقبت و نظارت در انتخابات بدهند. مقرر شد از وزارت داخله یک نفر بازرس به آن منطقه فرستاده شود (روزنامه ایران، 28/ 12/ 1300، ص 2).
4) روزنامه ایران، 25/ 12/ 1300، ص 2.
5) همان، 28/ 12/ 1300، ص 3.
6) مراسله سفارت آمریکا به وزارت خارجه، 25/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 10، پ 1، ص 28.
جمعه 26 اسفند 1300/ 17 مارس 1922/ 17 رجب 1340
در تعقیب الغای کاپیتولاسیون در خصوص دعاوی اتباع روس، عثمانی، بین النهرین و دول جدید التأسیس که میبایست به محاکم داخلی رجوع مینمودند، طی حکمی از وزارت داخله به کلیه حکام دستور داده شد با حسن سلوک با آنان رفتار نموده و موجبات احقاق حق آنان را در محاکم فراهم نمایند. (1)
[تصویر] ممتاز الدوله روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 600 * آمادگی شرکت سوئدی برای فروش ماشینآلات کشاورزی به ایران .....
شرکت سوئدی «بالتیک»، تمایل خود را برای ارسال ماشینآلات کشاورزی به تهران و تبریز به «ممتاز الدوله» رئیس هیئت اعزامی فوق العاده ایران به قفقاز اعلام نمود و تقاضا کرد تا در خصوص عوارض گمرکی و کرایه حملونقل راهآهن از جلفا به تبریز تخفیف و تسهیلاتی در نظر گرفته شود.
«ممتاز الدوله» ضن اعلام این خبر به وزارت امور خارجه ایران، خواست تا با وزارت مالیه در این رابطه مذاکره شده و درخواست شرکت «بالتیک» پذیرفته شود. (2)
شنبه 27 اسفند 1300/ 18 مارس 1922/ 18 رجب 1340
ژاندارمهای فراری غائله تبریز را که در نخجوان مستقر بودند، امروز به پادگانی در تفلیس انتقال دادند. مقامات تفلیس در خصوص وضعیت آنها به نماینده سیاسی دولت ایران اظهار داشتند: به دلیل اینکه، ژاندارمها در مرز ایران مشکلی پدید نیاورند، به تفلیس منتقل شدهاند تا تحقیقات کاملی درباره آنها انجام شود. همچنین مقامات تفلیسی برای تسلیم ژاندارمها به ایران اعلام آمادگی کردهاند که باعث تعجب شده بود، زیرا هیچ دستوری در اینباره به نمایندگان سیاسی در تفلیس و بادکوبه و نخجوان داده نشده بود. (1)
اهالی شهر اردبیل پس از محاصره شهر توسط طوایف «فولادلو» و «آلارلو» و ... و استعفای حکومت اردبیل و عدم امنیت در وحشت به سر میبردند. اعیان و بزرگان شهر برای اوضاع و تصمیمگیری، کمیسیونی را تشکیل داده بودند. در پی ناآرامیها و ناامنیها در اردبیل امروز در نزدیکی شهر، شورشیان تمام اموال و اشیای متعلق به دو نفر مسافر را غارت کردند. کارگزار اردبیل به وزارت خارجه اطلاع داد:
در صورتیکه حداقل هزار نفر نیروی نظامی به اردبیل اعزام نشود، جلوگیری از خودسریها بسیار مشکل خواهد شد.(2)
سفارت فرانسه در ایران که به درخواست دولت لهستان مسئولیت بازگشت اتباع این کشور را به وطنشان عهدهدار شده بود، در نامهای به حکیم الملک وزیر امور خارجه وقت ایران اطلاع داد: درباره چگونگی بازگرداندن آنها و فراهم کردن مقدمات بازگشتشان با «اسکویلینسکی» نماینده دولت لهستان در کمیسیون بازگشت لهستانیها و کنسولهای دولت ایران در «بادکوبه» و «تفلیس» وارد مذاکره خواهد شد. این اتباع لهستانی که در زمان جنگ جهانی اول به خاک ایران پناهنده شده بودند، قرار بود از راه روسیه به لهستان بازگردند. (3)
روزنامه «میهن» که تحت نظارت و مدیریت «بنان السلطان» (4)
انجمن و مدرسه رشدیه را که سومین مدرسه جدید اصفهان بود، تأسیس کرد. در حادثه بمباران مجلس و پیشامد استبداد صغیر، تحت تعقیب قشون استبداد قرار گرفت و خانهاش غارت و ویران شد. پس از این حادثه، به همراه حاج سید اسد اللّه اصفهانی به عتبات عالیات گریختند. شیروانی پس از پیروزی مشروطه به اصفهان بازگشت. در سال 1919 م (1298 ش) شیروانی در اصفهان روزنامه میهن را چاپ و منتشر کرد. شیروانی در فروردین 1299 به جهت انتقاد از ماژور فضل اللّه خان رئیس ژاندارمری اصفهان، دستگیر و زندانی شد و پس از مدتی تحت الحفظ به تهران اعزام شد. شیروانی پس از آزاد شدن دیگر به اصفهان بازنگشت و در سال 1921 م در تهران روزنامه میهن را چاپ و منتشر کرد. این روزنامه در اسفند 1304 توقیف شد و این توقیف تا پس از شهریور 1320 نیز ادامه داشت. شیروانی در دورههای پنجم و ششم مجلس شورای ملی به نمایندگی از مردم شهرضا (قمشه) به مجلس راه یافت. شیروانی در مجلس مؤسسان نیز عضو بود. ابو طالب شیروانی در سال 1927 م به مناسبت برگزاری دهمین سال انقلاب اکتبر به مسکو رفت.
شیروانی روزنامه میهن را مجددا در سال 1322 در تهران منتشر کرد. موضع سیاسی روزنامه در ابتدا دست چپی و عضو جبهه آزادی و سپس از شهریور 1324 به شدت متمایل به راست بود که به کلی مخالف سرسخت استقرار قوای شوروی در آذربایجان شد. ولی پس از مدتی رویه اعتدال پیشه کرد.
شیروانی در شهریور 1325 به جرم شرکت در شورش بختیاریها دستگیر و بعد از دو ماه آزاد شد. (تاریخ جراید و مجلات ایران، ج 4، ص 249- 248؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج 4، ص 160- 157؛ تاریخ انقلاب مشروطیت، ج 3، ص 501- 498؛ مدرس مجاهدی شکستناپذیر، ص 95؛ مجله آینده، س 1372، ش 6- 4، ص 402).
منتشر میشد و چند روز قبل توقیف شده بود، امروز از طرف دولت از توقیف خارج شد. همچنین روزنامه «اقدام» که از توقیف خارج شده بود، امروز منتشر گردید. (5)به دنبال پیشنهاد محمد بختیاری حکمران اصفهان به منظور انتصاب یک افسر نظامی به ریاست نظمیه اصفهان، (6)رضا خان ضمن اعلام موافقت کامل خود با این پیشنهاد اظهار داشت:
همکاری و همراهی بخشهای لشکری و کشوری باعث پیشرفت مقاصد دولت و سهولت جریان امور مملکت خواهد گردید. (7)
رئیس اداره گمرکات به تهران گزارش داد «کربلائی ابراهیم»(8)
(9). گزارش رئیس گمرکات به مرکز، 27/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 240008484.
(10). تلگراف رئیس ارکان حرب کل قشون به رئیس ارکان حرب لشکر جنوب، 27/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 6.
به تحریک و مساعدت «سردار مقتدر طالشی» بر ضد دولت طغیان نموده و قشونی را مرکب از ششصد نفر فراهم کرده است.امان اللّه جهانبانی- رئیس ارکان حرب کل قشون- به رئیس ارکان حرب لشکر جنوب ابلاغ نمود تا از طرف اداره امنیه مرکز برای حفاظت از راهها ترتیبی اندیشیده نشده و تا زمانی که رؤسای امنیه ولایات تعیین نشدهاند، مسئولیت حفظ و تأمین امنیت راهها به عهده نظامیان خواهد بود.
1) تلگراف ممتاز الدوله از جلفا به وزارت امور خارجه، 29/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 42، ص 31.
2) تلگراف کارگزاری اردبیل به وزارت خارجه، 27/ 11/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 45، پ 16، ص 30.
3) مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 5، پ 21، ص 2.
4) میرزا ابو طالب خان شیروانی (بنان السلطان) فرزند سردار عبد اللّه خان شیروانی در اصفهان متولد شد. سال تولد وی در مجله آینده شم 6- 4 حدود سال 1899/ 1278 ش، ذکر شده است ولی در کتاب زندگینامه رجال و مشاهیر ایران سال 1269 به عنوان سال تولد او نقل شده است. با آغاز نهضت مشروطیت، به صف آزادیخواهان پیوست و از فعالان جنبش مشروطه بود.
5) روزنامه ایران، 28/ 12/ 1300، ص 1.
6) تلگراف محمد بختیاری به وزیر جنگ، 27/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 4.
7) تلگراف وزیر جنگ به حکومت اصفهان، 29/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 2.
8) کربلائی ابراهیم برادر حاج احمد کسمایی بود. مدتی از شکست نهضت جنگل و مرگ میرزا کوچک خان نگذشته بود که کربلایی ابراهیم معروف به کبریت خان سر به شورش برداشت. وی مبارزه خود را در اطراف فومن آغاز کرد. سرانجام قزاقها جنگل فومن را محاصره کردند و خوانین محلی نیز افراد مسلح خود را در اختیار نیروهای دولتی قرار دادند. همکاری موثر نیروهای محلی که به تمام زوایای جنگل آشنایی داشتند بالاخره موجبات دستگیری کربلائی ابراهیم و یارانش را فراهم ساخت. اعدام کربلائی ابراهیم در رشت نقطه پایان این قیام بود. (کتاب گیلان، ج 2، ص 111).
[تصویر] تعدادی از قراسورانها
یکشنبه 28 اسفند 1300/ 19 مارس 1922/ 19 رجب 1340
احمد شاه دیروز در ساعت 55/ 13 دقیقه با قطاری که شهر «نیس» (1)را ترک میکرد، عازم پاریس گشت و امروز ساعت 9 صبح وارد پاریس شد. فرماندار نیس نیز در تلگرافی که به اداره تشریفات وزارت امور خارجه فرانسه مخابره کرده، نوشت: احمد شاه به هنگام ترک نیس از او اظهار رضایت نموده است. (2)
امروز «نیر الملک» وزیر معارف و اوقاف به کلیه دوایر و شعب وزارت معارف اطلاع داد تشکیلات جاری وزارت خانه از اول فروردین 1301 منحل و کارکنان آن وزارت خانه مرخص خواهند شد.
در صورتیکه، بعد از تعطیلات نیاز به هریک از کارکنان باشد به آنان ابلاغ خواهد شد. (3)
بیماری «طاعون گاوی» در خارج شهر همدان بروز نموده و عده زیادی از گاوها را تلف نموده بود. تلاشهای زیادی صورت میگرفت تا از سرایت این بیماری به دیگر نقاط جلوگیری شود. (4)
وزارت امور خارجه ایران ضمن اعتراض مجدد به رفتار غیرعادلانه ادارات تجارتی روس که باعث وارد آمدن خسارات زیاد به تجار ایرانی و بالاخره ورشکستگی برخی از آنها شده بود، بار دیگر از این سفارت خانه خواست از آنجا که، یکصد هزار تومان از مال التجاره تجار ایرانی هنوز در بادکوبه توقیف است و تجار شکایات خود را تعقیب نموده و حتی از طرف ریاست وزرای ایران نیز، نسبت به لزوم عدم جلوگیری از حمل مال التجارههای مزبور تأکید شده است، نسبت به رفع توقیف مال التجارههای خریداری شده تجار ایرانی در بادکوبه و صدور مجوز برای حمل آنها و جلوگیری از اجحافات و اقدامات بیرویه ادارههای تجارتی «سانترسایوز» و «ونشترک»، فورا اقدام نمایند 5(5)و نتیجه را به وزارت امور خارجه ایران اطلاع دهند. (6)
وزارت داخله پیرو مکاتبات قبلی، در خصوص استرداد مال التجاره مسروقه تجار هندی در خاک کرمان، به ایالت کرمان دستور داد برای استرداد غرامت مسروقات اقدام نمایند، و چنانچه غرامت یا عین مسروقات به صاحب ان اموال مسترد نشود از بودجه «قراسورانی» و «سواران ایالتی» کسر شده، به صاحب ان اموال پرداخته خواهد شد. (7)
1) نیس، شهری در جنوب فرانسه است (م).
2) اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد 10، ص 177.
3) روزنامه ایران، 29/ 12/ 1300، ص 2.
4) همان، ص 2.
5) وزارت خارجه ایران در تاریخ 16 دی 1300، نیز، نامهای در خصوص رفتار غیرعادلانه و اجحافات اداره تجارتی سانترسایوز نسبت به تجار ایرانی در بادکوبه به سفارت روسیه نوشته و علاوه بر آن به دفعات سفارت روس را از این اقدامات مطلع ساخته و جلوگیری از آن را درخواست نموده ولی از سوی روسها اقدامی صورت نگرفته بود. (اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 125).
6) مراسله وزارت خارجه، به سفارت روسیه، 28/ 12/ 1300، اسناد وزارت خارجه، س 1300، ک 35، پ 1، ص 125.
7) مراسله وزارت داخله به ایالت کرمان، 28/ 12/ 1300، اسناد ملی ایران، شم ت 290007001.
دوشنبه 29 اسفند 1300/ 20 مارس 1922/ 20 رجب 1340
اشاره
[تصویر] تعدادی از سواران ایالتی
وزارت خارجه انگلیس از اینکه، بلشویکها(1)
یکی از شعارهای اصلی بلشویکها در سیاست داخلی خود حق تعیین سرنوشت ملل و اعطای آن به ملیتهای مختلف و نیز مسلمانان بود. با طرح این شعار، در منطقه آسیاسی مرکزی در برابر توسعه حضور بلشویکها جهتگیریهای متفاوتی ظاهر شد. پس از پیروزی انقلاب 1335/ 1917 بسیاری از ملیتهای امپراتوری روسیه، همچنین مسلمانان، به کسب حقوق از دست رفته خویش امیدوار شدند. بر اثر این تبلیغات، شکافی در میان مسلمانان آسیای مرکزی در برابر بلشویکها به وجود آمد. عدهای از آنان در قیام با سماچیان به جنگ مسلحانه با بلشویکها و نظام کمونیستی مبادرت ورزیدند. عدهای دیگر نیز از میان جدیدها روابط مسالمتجویانه و همکاری با بلشویکها را مورد توجه قرار دادند. جدیدها براساس برآوردهای خوشبینانه خود نسبت به بلشویکها در تحکیم پایههای اقتدار آنان در آسیای مرکزی کوشیدند و به ابزاری برای تحکیم مبانی قدرت بلشویکها تبدیل شدند، اما در جریان سرکوب و تصفیههای خونین استالین در دهه 1309 ش/ 1930 صدمات شدیدی دیدند. بلشویکها در سیاست خارجی نیز از شعارهای ظلمستیز خود بهره گرفتند.
بلشویکها از طریق تشکیل سازمان بین المللی کمونیستی (کمینترن)، ایجاد گسترش انقلابهای کمونیستی و انقلاب جهانی کارگری را مورد توجه قرار داده بودند.
پس از پیروزی بلشویکها حمایت از هواداران ایرانی آنان بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در خرداد 1300/ ژوئن 1921 پس از جلسه مشترک دبیران گروه های حزبی ایران، درباره تربیت افراد جدید و تجدید سازمان بحث و بررسی شد، سپس سی نفر از بلشویکهای ایرانی برای گذراندن دورههای آموزشی لازم به مدرسه حزبی باکو اعزام شدند. هواداران ایرانی بلشویکها در جریان جنگهای داخلی 1918- 1921 در کنار همقطاران روسی خود به نبرد با روسهای سفید و ضد انقلابیون داخلی و خارجی پرداختند.
مواضع انقلابی پس از کسب قدرت در روسیه سبب افزایش امیدواری ایرانیها به دگرگونی در سیاست خارجی این کشور و کمک آنان برای ر هایی ایران از سلطه بریتانیا گردید. بلشویکها کلیه قراردادهای استعماری زمان تزارها را لغو کردند. به این ترتیب، دولت جدید روسیه ارتباط جدیدی با ایران براساس احترام متقابل و نفع طرفین مطرح ساخت. در این دوره که ایرانیان از ستمهای بیگانگان و ظلم داخلی به جان آمده بودند، به شدت تحت تأثیر این سیاست قرار گرفتند. شعارهای ظلمستیز بلشویکها گروهی از ملیگرایان ایرانی را نیز جلب کرده بود.
بلشویکها که از توسعه انقلاب در اروپا ناامید شده بودند، در پی عدم موفقیت جنبش کمونیستی در اروپا، گسترش انقلاب در شرق را مورد توجه قرار دادند و ایران یکی از مستعدترین کشورها ارزیابی شده بود. بلشویکها با برپایی کنفرانس «ملل شرق» در باکو کوشیدند تا برابر فشارهای اروپاییها، متحدان جدیدی از میان مردم محروم و ستمدیده برای خود به دست آورند.
پس از پیروزی بلشویکها در نواحی شمالی ایران، نیروهای هوادار آلمان فعالیت خود را شدت بخشیدند. ایران اساسا برای توسعه جنبش انقلابی شرایط مساعدی داشت. پس از جنبش مشروطه، نظم سیاسی در برابر فشارهای وارده بسیار آسیبپذیر شده بود. با وجود پایان یافتن جنگ جهانی اول هنوز در نقاط مختلف ایران بیگانگان حضور و فعالیت داشتند.
احساسیت ضد انگلیسی سبب بهرهگیری بلشویکها از فرصتهای بهتر برای تبلیغات به نفع خود شد.
بلشویکها برای توسعه انقلاب در شرق لنین ضرورت اتحاد موقت با نهضتهای ملی در شرق را مطرح کرد. به این ترتیب کمونیستهای ایرانی نیز از سوی مرکزیت سیاسی کمونیسم مجوز فعالیت دریافت کردند. بر این اساس، فعالیت بلشویکهای ایرانی که در نهضت جنگل در کنار میرزا کوچک خان جنگلی فعالیت میکردند، مورد تأیید دولت روسیه قرار گرفت.
بلشویکهای ایرانی که با میرزا کوچک خان همکاری میکردند، قبلا در باکو فعال بودند. آنها به بلشویکها قول داده بودند که در صورت برخورداری از حمایت آنان، در جنگ با روسهای سفید و بیگانگان به آنها کمک کنند.
اولین تجربه مداخله نظامی روسیه در نهضت جنگل بود. این نهضت که ابتدا جنبه ضد انگلیسی داشت، با ورود نیروهای نظامی بلشویک و ارتش سرخ، استحکام بیشتر یافت.
ایران یک کشور سرمایهداری است که در شرایط انقلاب سوسیالیستی قرار گرفته است. آنها در شهرهای گیلان به مصادره اموال مردم و تلاش برای محو باورهای مذهبی دست زدند. این اقدامات در شرایطی صورت میگرفت که در نخستین مذاکرات میرزا کوچک خان و بلشویکها عدم اجرای اصول کمونیست مورد تأکید او قرار گرفته بود. این تندروی بلشویکهای ایرانی بعدها از سوی رهبران اتحاد شوروی نیز مورد انتقاد قرار گرفت ولی رهبران روسیه در 1300 ش/ 1921 به توسعه روابط بازرگانی با ایران تمایل داشتند.
آندره روتشتین، سفیر روسیه در تهران، به صراحت خواستار قطع عملیات انقلابی از سوی میرزا کوچک خان شده بود.
بهطور کلی، بلشویکها با طرح شعارهای ظلمستیز، در جهان اسلام و تأثیر در حرکتهای استقلالطلبانه و ضد ستم، جهتگیریهای آنان را تحت نفوذ خود قرار دادند. این روند در آسیای مرکزی و قفقاز بیشترین شدت را داشت.
(استالینیسم و حزب توده ایران، ص 214؛ سردار جنگل 243- 244؛ تاریخ جنبش کمونیست در ایران، ص 35- 42، رقابت شوروی و انگلیس در ایران، ص 44- 45؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 4، ص 611- 614).
تسلط پیشین خود را در ایالتهای شمالی ایران به کلی از دست داده بودند، خشنود شد. (2)رضا خان به «محمود آیرم» که قصد عزیمت به منطقه فارس را داشت دستور داد به محض ورود به شیراز غائله «ممسنی» را پایان دهد. (3)
از آنجا که، در کرمان هنوز تشکیلات قشونی ایجاد نشده بود، انحلال «سواران ایالتی» میتوانست باعث بروز مشکلاتی شود، ازاینرو، «محمود آیرم»، امیر لشکر جنوب از رضا خان خواست سواران ایالتی تا یک ماه دیگر که قرار است در کرمان
1) بلشویکها؛ گروهی از مبارزان سیاسی روسی علیه نظام تزاری و پایهگذاران حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. واژه بلشویک، به معنای اکثریت، به جناح اکثریت حزب سوسیالدموکرات روسیه که از 1317/ 1898 به وجود آمده بود اطلاق میشود. این حزب از نخستین تشکیلات مارکسیستی در روسیه بود که «ولادیمیر ایلیچ اولیانوف» (لنین) پایهگذاری کرد. در دومین کنگره حزب سوسیالدموکرات کارگران روس، در 1321/ 1903 در لندن دو گروه از اعضای حزب به رهبری «لنین» و «مارتوف» در برابر یکدیگر قرار گرفتند و هواداران لنین، که در آن جلسه در اکثریت قرار داشتند، بلشویک (اکثریت) و هواداران مارتف، منشویک (اقلیت) خوانده شدند. بلشویکها معتقد بودند که نظریات مارکس با شرایط روسیه منطبق است و به همین دلیل در پی کسب قدرت سیاسی بودند. پس از سقوط نظام تزاری بلشویکها شعار هایی را در عرصههای مختلف سیاست داخلی و سیاست خارجی خود مطرح کردند.
2) Minute by Chrchill, 20 March 1922. Fo/ 371/ 7803/ 3067
3) تلگراف وزیر جنگ به امیر لشکر جنوب، 29/ 12/ 1300، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، س 1300، پ 97، ص 22.
تشکیلات قشونی ایجاد شود همچنان به خدمت خود ادامه دهند. (1)رضا خان ضمن پذیرش این پیشنهاد، موافقت نمود که حقوق آنان را نیز وزارت جنگ پرداخت نماید. (2)
منابع و مآخذ
اسناد:
اسناد سازمان اسناد ملی ایران
آرشیو ملی آمریکا و روسیه و ...
اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی
اسناد مرکز اسناد ریاستجمهوری
اسناد مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی
اسناد مرکز اسناد وزارت امور خارجه
اسناد مرکز بررسی اسناد تاریخی
اسناد وزارت خارجه فرانسه
اسناد وزارت خارجه و سایر مراکز اسنادی در انگلیس
کتاب:
آ. ا
آئینهوند، صادق؛ علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، ج 1، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
آدمیت، تهمورث؛ گشتی بر گذشته، تهران، کتابسرا، 1368 ش.
آدمیت، فریدون؛ امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، 1354 ش.
آذری شهرضایی؛ دولت ایران و متخصصان مهاجر آلمانی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1374 ش.
آذری، علی؛ قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان، تهران، چاپ افست، 1352 و 1329 ش.
آریانپور، یحیی؛ از نیما تا روزگار ما، ج 3، تهران، زوار، چ اول، 1374 ش.
آشتیانی، احمد؛ چهارده رساله فارسی، به کوشش رضا استادی، قم، کتاب خانه چهلستون، 1403 ق.
آشوری، داریوش؛ دانشنامه سیاسی، تهران، سهروردی و مروارید، چ اول، 1366 ش.
آفاری، ژانت؛ انجمنهای سری زنان در نهضت مشروطه، ترجمه جواد یوسفیان، تهران، نشر نو، 1377 ش.
آقابزرگ تهرانی؛ نقباء البشر، مشهد دار المرتضی، ج 4، چ دوم، 1404 ق.
آلیانی، شاهپور؛ نهضت جنگل و معین الرعایا (حسن خان آلیانی)، تهران، میشا، 1375 ش.
آوانسیان، اردشیر؛ خاطرات سیاسی، به کوشش علی دهباشی، تهران، شهاب ثاقب، و سخن، 1378 ش.
آیرونساید، ادموند؛ خاطرات و سفرنامه، ترجمه بهروز قزوینی، تهران، نشر آینه، 1361 ش.
ابتهاج، ابو الحسن ؛ خاطرات، به کوشش علیرضا عروضی، ج 1، تهران، علمی، 1371 ش.
ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمد علی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1348 ش.
اتحادیه، منصوره؛ مجلس و انتخابات از مشروطه تا پایان قاجاریه، تهران، نشر تاریخ ایران، 1375 ش.
احتشام السلطنه، میرزا محمود خان؛ خاطرات، به کوشش محمد مهدی موسوی، تهران، زوّار، 1366 ش.
احرار، احمد؛ توفان در ایران، ج 2، تهران، انتشارات نوین، 1352 ش.
ادموندز، سیسیل جی، کردها، ترکها، عربها، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، 1367 ش.
ارفع، حسن ؛ کردها و یک بررسی تاریخی سیاسی، ترجمه از متن انگلیسی، بیجا، بینا، چ اول، 1966 م.
ارفع، رضا؛ ایران دیروز: خاطرات پرنس ارفع (ارفع الدوله)، تهران، 1345 ش.
اسحاق، محمد؛ سخنوران نامی ایران، ج 1، تهران، بینا، 1371 ش.
اسکارفون، نیدرمایر؛ زیر آفتاب سوزان ایران، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهرانی، بینا، 1363 ش.
اسماعیلپور، جمشید؛ عشایر آذربایجان و ایلات مغان، بیجا، مؤسسه هنری فاخته، 1377 ش.
اسناد تاریخی جنبش کارگری سوسیالدموکراسی و کمونیستی ایران، ج 3، به کوشش خسرو شاکری، اعتمادزاده، تهران، نیل، چ سوم، 1355 ش.
اسناد تاریخی جنبش کارگری، سوسیالدموکراسی و کمونیستی ایران؛ ج 5، به کوشش خسرو شاکری، تهران، علم، چ دوم، 1358 ش.
اسنادی درباره نیما یوشیج؛ به کوشش علی میر انصاری، گردآوری سیروس طاهباز، تهران، دفترهای زمانه، 1368 ش.
اشرف، احمد؛ موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران، دوره قاجاریه، تهران، زمینه، 1359 ش.
اعتماد السلطنه، محمد حسن خان؛ روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به کوشش ایرج افشار، تهران، امیرکبیر، 1356 ش.
اعتماد السلطنه، محمد حسن خان؛ منتظم ناصری، به کوشش دکتر محمد اسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ج 3، 1367 ش.
اعزاز نیکپی، عزیز اللّه؛ تقدیر یا تدبیر، خاطرات اعزاز نیکپی، تهرانی، بینا، 1347 ش.
اعظام قدسی، حسن ؛ خاطرات من، بیجا، بینا، 1342 ش.
اعظمی زنگنه؛ عبد الحمید، بانک، تهران، 1318 ش.
افسر، پرویز؛ تاریخ ژاندارمری ایران، قم، 1332 ش.
افشار سیستانی، ایرج؛ ایلها، چادرنشینان و ...، تهران، مؤلف، 1366 ش.
افشار سیستانی، ایرج؛ عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان، تهران، مؤسسه انتشاراتی و آموزشی نسل دانش، چ اول، 1370 ش.
افشار سیستانی، ایرج؛ نگاهی به بوشهر، تهران، مؤسسه انتشاراتی و آموزشی نسل دانش، 1369 ش.
افشار نادری، نادر؛ مونوگرافی ایل بهمئی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1347 ش.
امان اللهی بهاروند، سکندر؛ کوچنشینی در ایران، پژوهشی درباره ایلات و عشایر ایران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران، 1360 ش.
امیر احمدی، احمد؛ خاطرات نخستین سپهبد ایران، تهران، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران، 1373 ش.
امیر بهادر، جعفر قلی خان؛ خاطرات سردار اسعد بختیاری، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، 1372 ش.
امیرخیزی، اسماعیل؛ قیام آذربایجان و ستار خان، تبریز، 1356 ش.
امیر طهماسب، عبد اللّه؛ تاریخ شاهنشاهی اعلیحضرت رضا شاه پهلوی، تهران، دانشگاه تهران، 1355 ش.
امیرخیزی، اسماعیل؛ قیام آذربایجان و ستار خان، تبریز، 1356 ش.
امیر طهماسب، عبد اللّه؛ تاریخ شاهنشاهی اعلیحضرت رضا شاه پهلوی، تهران، دانشگاه تهران، 1355 ش
ای. اچ. کار؛ تاریخ روسیه شوروی انقلاب بلشویکی 1923- 1917، ترجمه نجف دریابندری، ج 3، تهران، نشر زمرود، 1371 ش.
الحسن ی، سلیم؛ نقش علمای شیعه در رویارویی با استعمار 1900- 1920 م، ترجمه محمد باهر، صفاء الدین تبرائیان، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1378 ش.
الدر، جان؛ «آمریکانا»، تاریخ کلیسای مسیح از 1600 تا 1970 م، ترجمه و. سیمونیان، تهران، نورجهان، 1349 ش.
الموتی، ضیاء الدین؛ فصولی از تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران (جنبشهای چپ)، تهران، چاپخش، 1370 ش.
الهی، حسین؛ روزنامه و روزنامهنگاری در خراسان، از آغاز تا شهریور 1320، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، 1379 ش.
ب
بامدادی، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج 6- 1، تهران، زوار، 1373.
بانک ملی ایران؛ تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران، 1307- 1337، تهران، بانک ملی، 1338 ش.
براون، ادوارد گرانویل؛ انقلاب ایران، ترجمه و حواشی احمدپژوه، تهران، کانون معرفت، چ دوم، 1338 ش.
براون، ادوارد گرانویل؛ نامه هایی از تبریز، ترجمه حسن جوادی، تهران، 1351 ش.
برزین، مسعود؛ شناسنامه مطبوعات ایران (از 1215 تا 1357 شمسی)، تهران، انتشارات بهجت.
برقعی، محمد باقر؛ سخنوران نامی معاصر ایران، قم، 1373- 1363 ش.
بریتانیا، صعود و سقوط تیمورتاش، به روایت اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلیس، با مقدمه، تعلیقات، توضیحات و حواشی از جواد شیخ الاسلامی، تهران، توس، 1379 ش.
بریتانیا، کنسولگری (بوشهر)، جنگ جهانی در جنوب ایران، گزارشهای سالانه کنسولگری بریتانیا در بوشهر 1339- 1333 ق/ 1921- 1914 م، ترجمه کاوه بیات، بوشهر، 1373 ش.
بلوشر، ویپرت فون؛ سفرنامه بلوشر، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، 1363 ش.
بنجامین، شوادران؛ خاورمیانه، نفت و قدرتهای بزرگ، ترجمع عبد الحسین شریفیان، تهران، انتشارات حبیب، 1352 ش.
بهار، محمد تقی؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، جیبی، 1357.
بهار، محمد تقی؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، تهران، 1363- 1323 ش.
بهار، مهرداد؛ درباره قیام ژاندارمری، خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان، تهران، 1369 ش.
بهبودی، سلیمان؛ رضا شاه، خاطرات سلیمان بهبودی، شمس پهلوی و علی ایزدی، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، طرح نو، 1372 ش.
بهزادی، علی؛ شبه خاطرات، تهران، انتشارات زرین، ج اول، چ اول، 1357 ش.
بوث، مارتین؛ تاریخ تریاک، ترجمه منوچهر نوایی، تهران، 1380 ش.
بوس، ماهر؛ آقا خانها، ترجمه محمود هاتف، تهران، کتابسرا، 1376 ش.
بولارد، سرریدر؛ خاطرات سرریدر بولارد، سفیرکبیر انگلستان در ایران، ترجمه غلامحسین میرزا صالح، تهران، طرح نو، 1378 ش.
بیات، کاوه؛ (مترجم) جنگ جهانی در جنوب ایران، (گزارش سالانه کنسولگری بریتانیا در بوشهر)، بوشهر، کنگره بزرگداشت هشتادمین سالگرد شهادت رئیس علی دلواری، چ اول، ج 3، 1373 ش.
بیات، کاوه؛ انقلاب خراسان، مجموعه اسناد و مدارک سال 1300 ش، تهران، 1370 ش.
بیات، کاوه؛ کودتای لاهوتی، تبریز، بهمن 1300، تاریخ معاصر ایران، نشر شیرازه، چ اول، 1378 ش.
بیشوب، ایزابلا؛ از بیستون تا زردکوه بختیاری، ترجمه مهراب امیری، تهران، سهند، آنزان، چ 1، 1375 ش.
پ
پورشالچی، محمود، میوههای دار، تاریخ جنبشهای مردمی و مذهب ملت ایران در قرن حاضر، عصر قاجار (1923- 1890)، چ اول، بیجا، انتشارات زرین، 1376 ش.
پیمان، حبیب اللّه، توصیف و تحلیلی از اوضاع اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی، دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه تهران، 1347 ش.
ت- ث
ترکمان، محمد؛ اسناد امیر مؤید سوادکوهی، تهران، نشر نی، 1378 ش.
تقیزاده، حسن ؛ مقالات تقیزاده، ایرج افشار، تهران، 1349- 1358 ش.
تهرانی، آقابزرگ؛ طبقات اعلام الشیعه، الکرام البرره فی القرن الثالث بعد العجره، قم، اسماعیلیان، بیتا.
تهرانی، آقابزرگ؛ طبقات اعلام الشیعه، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قم، مؤسسه اسماعیلیان، بیتا.
توکلی، احمد؛ تاریخ روابط سیاسی ایران با دنیا، افغانستان، تهران، 1327 ش، دایرة المعارف آریانا، کابل، 1956 م.
ثقة الاسلام تبریزی، علی بن موسی؛ مجموعه آثار قلمی شهید ثقة الاسلام تبریزی، تهران، چاپ نصرت اللّه فتحی، 1355 ش.ج
جلیلی حقیقی، مهدی؛ عراق از پایان جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، 1342 ش.
جمالزاده، محمد علی؛ گنج شایگان، یا اوضاع اقتصادی ایران در ابتدای قرن بیستم، تهران، کتاب تهران، 1362 ش.
جنگلی، اسماعیل؛ قیام جنگل با مقدمه و کوشش اسماعیل رائین، تهران، جاویدان، 1357 ش.
جودت، حسین؛ یادبودهای انقلاب گیلان و تاریخچه جمعیت فرهنگ رشت، بیجا، بینا، بیتا.
ح
حائری، عبد الهادی؛ تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران، امیرکبیر، 1364 ش.
حبیبآبادی، میرزا محمد علی؛ مکارم الآثار، اصفهان، کمال و انجمن کتاب خانههای عمومی اصفهان و نفائس مخطوطات اصفهان، 1337- 1374 ش.
حبیبی فهلیانی، حسن ؛ ممسنی در گذرگاه تاریخ شیراز، انتشارات نوید شیراز، چ اول، 1370 ش.
حقیقت، عبد الرفیع، تاریخ نهضتهای فکری و ایرانیان در دوره قاجار، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1368 ش.
خ
خراسانی فدایی، محمد بن زین العابدین؛ تاریخ اسماعیلیان یا هدایت المؤمنین الطالبین، تصحیح و اهتمام الکساندر سیمیونوف، تهران، اساطیر، 1362 ش.
خسروی، محمد رضا؛ طغیان، نایبیان، تهران، به نگار، ج 1، چ اول، 1368 ش.
خلعتبری، امیر عبد الصمد؛ یادداشتهای سپهسالار تنکابنی، به اهتمام محمد، تفضلی، تهران، انتشارات نوین، 1362 ش.
د
دانشپور، ع؛ بانک شاهنشاهی و امتیاز، تهران، بینا، 1327 ش.
داوودی، مهداد، عین الدوله و رژیم مشروطه، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، چ دوم، 1357 ش.
درگاهی، زین العابدین؛ منظومه هژبر السلطان همراه با گزارش و اسناد نبرد سوادکوه، 1298 و 1300 ش، تهران؛ رسانش، 1379 ش.
دستره، آنت؛ مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران، ترجمه منصوره اتحادیه، تهران، نشر تاریخ، 1363 ش.
دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، چ اول، 1379 ش.
دفتری، فرهاد؛ تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، نشر فرزان، 1375 ش.
دنسترویل، آگرا؛ امپریالیسم انگلیس در ایران و قفقاز، تهران، 1326 ش.
دهخدا، علی اکبر؛ لغتنامه دهخدا، تهران، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چ اول، دوره جدید 1373 ش.
دولتآبادی، یحیی؛ حیات یحیی، ج 4- 1، تهران، 1362 ش.
دیتل، ویلهلم؛ گذرگاه افغانستان، ترجمه محسن محسن یان، مشهد، 1365 ش.
دیوسالار، علی؛ بخشی از تاریخ مشروطیت، یادداشتهای تاریخی راجع به فتح تهران و اردوی برق، تهران، 1336 ش.
ذ
ذو العین، پرویز؛ حقوق کنسولی، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چ دوم، 1383 ش.
ذوقی، ایرج؛ تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرتهای بزرگ، 1925- 1900، بخش 1، تهران، 1368 ش.
ر- ز
رئیسنیا، رحیم؛ ناهید، عبد الحسین؛ دو مبارزه جنبش مشروطه (ستار خان، شیخ محمد خیابانی)، انتشارات آگاه، تهران، بیتا.
رئیسنیا، رحیم؛ حیدر عمو اوغلی، در گذار از طوفانها، تهران، دنیا، 1360 ش.
رائین، اسماعیل؛ انجمنهای سرّی در انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات جاویدان، چ دوم، 2535.
رائین، اسماعیل؛ حیدر خان عمو اوغلی، تهران، سازمان انتشارات جاویدان، 1352 ش.
رابینو، لویی؛ دیپلماتها و کنسولهای ایرانی و انگلیسی، ترجمه غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر تاریخ ایران، 1363 ش.
رازی، محمد شریف؛ گنجینه دانشمندان، تهران، اسلامیه؛ 1352 ش.
راضی، منیره؛ پلیس جنوب ایران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، 1381 ش.
رامسینی، بانیپال؛ قتلعام آشوریان، تهران، ایلونا، 1361 ش.
راهنمای دانشکده پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی و آموزشگاههای وابسته، تهران، دانشگاه تهران، 1322 ش.
رایت، دنیس؛ انگلیس در میان ایرانیان، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران، انتشارات دنیا، 1357 ش.
رایت، دنیس؛ انگلیسیها در میان ایرانیان، ترجمه اسکندر دلدم، تهران، نهال، چ اول، 1365 ش.
رایت، دنیس؛ ایرانیان در میان انگلیسیها، صحنه هایی از تاریخ مناسبات ایران و بریتانیا، ترجمه کریم امامی، ج 2، چ دوم، نشر نو و زمینه، تهران، 1366 ش.
رجبی، محمد حسن ؛ رسایل و فتاوای جهادی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1378 ش.
رجبی، محمد حسن ؛ علمای مجاهد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382.
رحیمی، عبد الرحیم؛ تاریخ جنبش اسلامی در عراق 1900- 1924، ترجمه دلشاد، اصفهان، چهارباغ، 1380 ش.
رزمآرا، علی؛ جغرافیای نظامی کردستان، تهران، 1320 ش.
رکنزاده آدمیت؛ محمد حسین؛ فارس و جنگ بین الملل، تهران، 1357 ش.
رواسانی، شاهپور؛ نهضت میرزا کوچک خان جنگلی و اولین جمهوری شورایی ایران، تهران، چاپخش، 1363 ش.
روحانی، سید ضیاء الدین؛ مذهب، تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، 1348 ش.
روستایی، محسن ، تاریخ طب و طبابت در ایران (از عهد قاجار تا پایان عصر رضا شاه) به روایت اسناد، 2 ج، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1382 ش.
زواش، ح. م؛ نقش فراماسونها در رویدادهای تاریخی و اجتماعی ایران، ج 2، تهران، نشر آینده، چ اول، 1361 ش.
س
ساجدی، احمد؛ مشاهیر سیاسی قرن بیستم، مؤسسه فرهنگی محراب قلم، تهران، چاپ سوم، 1377 ش.
سارو خانی، باقر؛ جامعهشناسی ارتباطات، چ چهاردهم، انتشارات اطلاعات، تهران، 1383 ش.
سازمان اسناد ملی ایران؛ اسناد احزاب سیاسی ایران 1320- 1330 ش، ج 1، به کوشش بهروز طیرانی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1376 ش.
سازمان اسناد ملی ایران؛ اسنادی از زردشتیان معاصر ایران، به کوشش تورج امینی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1380 ش.
سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، ج 4، سالیان، بیلهسوار، تهران، 1371 ش.
ساسانی، خان ملک؛ یادبودهای سفارت استانبول، تهران، انتشارات بابک، 1354 ش.
ساعد مراغهای، محمد؛ خاطرات، به کوشش باقر عاملی، تهران، نامک، 1373 ش.
سایکس، سرپرسی مولزور؛ تاریخ ایران، ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلان، ج 2، تهران، دنیای کتاب، 1363 ش.
سپهر، احمد علی؛ ایران در جنگ بزرگ، 1918- 1914، تهران، 1336 ش.
سپهر، ذبیح؛ تاریخ جنبش کمونیستی در ایران، (تاریخ ایران شماره 8)، ترجمه محمد رفیعی مهدآبادی، تهران، عطائی، 1365 ش.
سردار اسعد بختیاری، علیقلی خان، لسان السلطنه سپهر، عبد الحسین؛ تاریخ بختیاری، به اهتمام جمشید کیانفر، تهران، اساطیر، چ اول، 1376 ش.
سعادت نوری، حسین؛ رجال دوره قاجاریه، تهران، 1364 ش.
سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان؛ به کوشش مسعود گلزاری، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1352 ش.
سفری، محمد علی، مشروطهسازان، تهران، نشر علم، 1370.
سفیری، فلوریدا؛ پلیس جنوب ایران، اس. پی. آر، ترجمه منصوره اتحادیه (نظام مافی) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی)، تهران، 1364 ش.
ش
شاهآبادی، حمید رضا؛ تاریخ آغازین فراماسونری در ایران، ج 1، تهران، حوزه هنری، 1378 ش.
شجیعی، زهرا؛ نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، تهران، سخن، چاپ چهارم، 1372 ش.
شرح حال کلنل محمد تقی خان پسیان، به قلم چند نفر از دوستان و هواخواهان آن مرحوم، برلین، ناشر ایرانشهر،
1306 ش، تهران، چاپ افست، 1356 ش.
شهبازی، عبد اللّه؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، 2 جلد، تهران، اطلاعات، چ چهارم، 1371 ش.
شهمردان، رشید؛ تاریخ زرتشتیان، فرزانگان زرتشتی، تهران، فروهر، 1363 ش.
شوستر، ویلیام مورگان؛ اختناق ایران، ترجمه ابو الفضل موسوی شوشتری، تهران، بنیاد مطبوعاتی صفی علیشاه، چ دوم، 1351 ش.
شیخ الاسلامی، محمد جواد؛ سیمای احمد شاه قاجار، ج 2، تهران، گفتار، 1372 ش.
ص- ض
صاحب الزمانی، ناصر الدین؛ زبان دوم، تهران، انتشارات عطائی، 1354 ش.
صاحب ی، محمد جواد؛ سید جمال الدین اسدآبادی، تهران، فکر روز، 1375 ش.
صباحی، هوشنگ؛ سیاست انگلیس و پادشاهی رضا شاه، ترجمه پروانه ستاری، تهران، گفتار، 1379 ش.
صدر، محسن ؛ خاطرات صدر الاشراف، تهران، انتشارات وحید، 1364 ش.
صدیق، عیسی؛ یادگار عمر، دو جلد، چ دوم، تهران، دهخدا، 1352 ش.
صفائی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه، ج 1، تهران، انتشارات جاویدان، 1362 ش.
صفوت تبریز، محمد علی؛ تاریخ فرهنگ آذربایجان، قم، 1329 ش.
صفینژاد، جواد؛ لرهای ایران، تهران، نشر آتیه، چ اول، 1381 ش.
ضرغام بروجنی، جمشید؛ دولتهای عصر مشروطیت، تهران، 1350 ش.
ط- ظ
طاهباز، سیروس؛ پردرد کوهستان (زندگی و هنر نیما یوشیج)، تهران، زریاب، چ دوم، 1376 ش.
طاهر، ابو القاسم؛ تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی میان ایران و انگلیس، تهران، انجمن آثار ملی، 1354 ش.
طاهرزاده بهزاد، کریم؛ قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت، تهران، 1363 ش.
طبری، احسان؛ کژراهه (خاطراتی از تاریخ حزب توده ایران)، تهران، امیرکبیر، 1366 ش.
طلوعی، محمود؛ ترس از انگلیس، انتشارات هفته، چ اول، 1369 ش.
ظل السلطان، مسعود میرزا؛ خاطرات ظل السلطان، سرگذشت ناصری، به کوشش و تصحیح حسین خدیوجم، ج 1، تهران، انتشارات اساطیر، 1373 ش.
ع
عاقلی، باقر؛ تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، تهران، انتشارات جاویدان، 1377.
عاقلی، باقر؛ روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، نشر گفتار، 1369 ش.
عباسی شهنی، دانش؛ تاریخ مسجد سلیمان، از روزگاران باستان تا امروز، تهران، هیرمند، 1374 ش.
عبیری، عباس؛ هبة الدین شهرستانی، ستاره سامرا، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373 ش.
علوی، ابو الحسن ؛ رجال عصر مشروطیت، به کوشش حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، اساطیر، 1364 ش.
عمید، حسن ، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، 1363 ش.
عیسوی، چارلز؛ تاریخ اقتصاد ایران، عصر قاجار، 1332- 1215 ق، ترجمه یعقوب آژند، تهران، 1362 ش.
عین السلطنه، قهرمان میرزا؛ روزنامه خاطرات، ج 6- 1، تهران اساطیر، 1374 ش.
غ
غبار، میرغلام محمد؛ افغانستان در مسیر تاریخ، کابل، 1359 ش.
غنی، سیروس؛ ایران، برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، 1377 ش، غنی، قاسم؛ یادداشتهای دکتر قاسم غنی، به کوشش سیروس غنی، ج 1 و ج 4، تهران، 1367 ش.
ف
فاتح، مصطفی؛ پنجاه سال نفت، تهران، کاوش، بیتا.
فاتح، مصطفی؛ پول و بانکداری، تهران، 1309 ش.
فخرائی، ابراهیم؛ سردار جنگل (میرزا کوچک خان)، تهران، جاویدان، چ دوازدهم، 1368 ش.
فخرائی، ابراهیم؛ سردار جنگل، تهران، نشر سازمان انتشارات جاویدان، چ سوم، 1348 ش.
فراهانی، ادیب الممالک؛ دیوان کامل ادیب الممالک فراهانی، به کوشش وحید دستگردی، تهران، مطبعه ارمغان، 1319 ش.
فرخ، مهدی؛ خاطرات سیاسی فرخ، به کوشش پرویز لوشانی، ج 1، تهران، 1347 ش.
فرخ، مهدی؛ خاطرات سیاسی فرخ، تهران، 1345 ش.
فرخ، مهدی؛ نظر به مشرق، تهران، 1314 ش.
فرمانفرمائیان، مهرماه؛ زندگینامه عبد الحسین میرزا فرمانفرما، تهران، 1377 ش.
فرهنگ قهرمانی، عطاء اللّه، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره 24 قانونگذاری، تهران، مجلس شورای ملی، 2536.
فرهنگ ناموران معاصر ایران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، تهران: سوره مهر (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی)، ج 1، 1381 و ج 2، 1384.
فرید، مسعود؛ خاطرات فرید، تهران، زوار، 1354 ش.
فسائی، حسن بن حسن ؛ فارسنامه ناصری، تهران، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران، 1367 ش.
فلسفی، محمد تقی؛ خاطرات و مبارزات، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376 ش.
فلسفی، نصر اللّه؛ زندگانی شاه عباس اول، تهران، 1364 ش.
فلور، ویلم؛ اتحادیه کارگری و قانون کار در ایران 1900- 1941، ترجمه دکتر ابو القاسم سری، تهران، قوس، 1371 ش.
فورتسکیو، ل. س؛ رجال تهران و برخی ولایات شمال غرب ایران، ترجمه محمد علی کاظمی، تهران، وزارت امور خارجه، چ اول، 1379 ش.
فیروزان، ت؛ ایلات و عشایر، مقاله ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران، تهران، آگاه، 1362 ش.
ق
قائممقامی، جهانگیر؛ تاریخ ارتش نوین ایران، تهران، ستاد بزرگ ارتشتاران، بیتا.
قائممقامی، جهانگیر؛ تاریخ تحولات سیاسی نظام ایران، تهران، 1326 ش.
قاسمی، ابو الفضل؛ الیگارشی، یا خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، انتشارات رز، ج 1، 1354 ش.
قربانی، محمد علی؛ پیشینه تاریخی و فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، تهران، نشر سایه، 1375 ش.
ک
کاساگوفسکی، و. ا؛ خاطرات کلنل کاساگوفسکی، ترجمه عباسقلی حلّی، تهران، 1355 ش.
کاظمی، ایرج؛ مشاهیر لر، خرمآباد، انتشارات افلاک، 1376 ش.
کتاب آبی؛ گزارشهای محرمانه وزارت خارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، تهران، احمد بشیری، 1362- 1369.
کتاب نارنجی؛ ج 1، به کوشش احمد بشیری، نشر نور، چ دوم، 1367 ش.
کحالزاده، ابو القاسم؛ دیدهها و شنیدهها، به کوشش مرتضی کامران، نشر فرهنگ، 1363.
کرزن، جرج، ن؛ ایران و قضیه ایران، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1362 ش.
کرونین، استفانی؛ ارتش و تشکیل حکومت پهلوی در ایران، ترجمه غلامرضا علی بابایی، تهران، خجسته، 1377 ش.
کسروی، احمد؛ تاریخ هجده ساله آذربایجان، تهران، امیرکبیر، 1371 ش.
کفایی، عبد الحسین مجید؛ مرگی در نور، زندگی آخوند خراسانی، تهران، زوار، 1359 ش.
کنان، درک و دیوید آدامز؛ کرد و کردستان، ترجمه جواد هاتفی، تهران، عطایی، 1348 ش.
کندال، عصمت شریف وانلی و مصطفی نازدار؛ کردها، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، 1372 ش.
کنیان، درک؛ کردها و کردستان، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، 1372 ش.
کوچرا، کریس؛ جنبش ملی کرد، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، 1373 ش.
کوکلان؛ جغرافیای نظامی ایران، تهران، 1333 ش.
کولاگینا، لودمیلا؛ استیلای امپریالیسم بر ایران و تبدیل این کشور به نیمه مستعمره، ترجمه سیروس ایزدی، تهران، بینا، 1359 ش.
کوهی کرمانی، حسین؛ تاریخ تریاک و تریاکی در ایران، تهران، 1324 ش.
گ
گارثویث، جن راف؛ بختیاری در آئینه تاریخ، ترجمه، مهراب امیری، تهران، آنزان و سهند، 1375 ش.
گارثویث، جن راف؛ تاریخ سیاسی و اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، تهران، سهند، چ اول، 1373 ش.
گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی: فهرست روزبهروز وقایع سیاسی نظامی، اقتصادی و اجتماعی ایران از 3 اسفند 2479 تا 30 اسفند 2535 ش، تهران، بینا، 1355 ش.
گروته، هوگو، سفرنامه گروته، ترجمه مجید جلیلوند، تهران؛ نشر مرکز، 1369 ش.
گروه نویسندگان؛ دایرة المعارف تشیع، زیر نظر صدر حاج سید جوادی، کامران، فانی، بهاء الدین خرمشاهی، تهران، نشر سعید محبی، بیات.
گلریز، سید محمد علی؛ مینودریا باب الجنه قزوین، قزوین طه، ج 2، چ اول، 1368 ش.
گیلک (خمامی) محمد علی؛ تاریخ انقلاب جنگل، رشت، نشر گیلکان، 1371 ش.
ل
لئونارد، ولفگانگ؛ چرخشهای یک ایدئولوژی؛ کمونیسم چیست؟ ترجمه هوشنگ وزیری، تهران، 1363 ش.
لایارد استاک، مادام بیشوب، لینچ ویلسون؛ سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان، ترجمه و حواشی از سهراب امیری، تهران؛ انتشارات فرهنگسرا، چ اول، س 1371 ش.
لایارد، هنری؛ سفرنامه لایارد، ترجمه مهراب امیری، تهران، آنزان، چ دوم، 1376 ش.
لنچافسکی، ژرژ؛ رقابت روسیه و غرب در ایران، ترجمه اسماعیل رائین، تهران، انتشارات جاویدان، 1353 ش.
لوسوئور، امیل؛ زمینهچینیهای انگلیس برای کودتا، ترجمه دکتر ولی اللّه شادمان، بیجا، بینا، چ اول، 1373 ش.
لوی، حبیب؛ تاریخ یهود و ایران، 3 ج، تهران، انتشارات یهودا، بروخیم، 1339 ش.
م
مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران؛ طرح عمران منطقه گرگان، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، 1346 ش.
مابرلی، فردریک جیمز؛ عملیات در ایران، جنگ جهانی اول، 1919- 1914، ترجمه کاوه بیات، تهران، 1369 ش.
ماجدی، علی و حسن گلریز؛ پول و بانک از نظریه تا سیاستگذاری، چ ششم، تهران، مؤسسه بانکداری و بانک مرکزی، ج. ا. ا؛ 1373 ش.
مارتین، برادفورد، جی؛ تاریخ روابط ایران و آلمان، ترجمه پیمان آزاد و علی امید، تهران، بینا، 1368 ش.
مارچنکو، م. سفری به ایران همزمان با انقلاب روسیه، ترجمه م. زین الدینیف چ اول، قم، مؤسسه الهادی، 1370 ش.
مامونتوف، ن. پ؛ بمباران مجلس شورای ملی در سال 1326 ق، حکومت تزار و محمد علی شاه، ترجمه شرف الدین قهرمانی، تهران، چ همایون مشیری، 1363 ش.
مایر، متز؛ آدام؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، تهران، امیرکبیر، 1362 ش.
متین دفتری، احمد؛ خاطرات یک نخستوزیر، به کوشش باقر عاقلی، تهران، علمی، 1371 ش.
مجلس شورای ملی؛ اسناد روحانیت و مجلس (تاریخ مشروطیت به روایت اسناد کتاب خانه مجلس، ج 1، تدوین عبد الحسین حائری، تهران، کتاب خانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1374 ش.
مجلس شورای ملی؛ مذاکرات مجلس در دوره اول تقنینیه، تهران، چاپ خانه مجلس، 1325 ش.
مجلس شورای ملی؛ مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ششم تقنینیه، تهران، مجلس شورای ملی، 1307 ش.
مجلس شورای ملی؛ مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره چهارم، تهران 1330 ش.
مجموع مکاتبات اسناد، خاطرات و آثار فیروزمیرزا (نصرت الدوله)، ج 1، مجالس چهارم و پنجم تقنینیه، به کوشش منصوره اتحادیه؛ سیروس سعدونیان، تهران، نشر تاریخ ایران، 1369 ش.
مجموعه مقالات مردمشناسی؛ دفتر دوم، ایلات و عشایر، 1362 ش.
محبوبی اردکانی، حسین؛ تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، ج 2، تهران، دانشگاه تهران، 1357 ش.
محبوبی، جمشید؛ نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب و تکاب و شاهین دژ، بیجا، مؤلف، 1370 ش.
محمدی، ولی اللّه؛ بانک و عملیات بانکی، چ دوم، تهران، مؤسسه عالی حسابرسی، 1345 ش.
محمود، محمود؛ تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی، تهران، اقبال و شرکاء، چ چهارم، بیتا.
محیط مافی، هاشم؛ مقدمات مشروطیت، به کوشش مجید تفرشی، جواد جانفدا، تهران، فردوسی، 1363 ش.
مخبر، محمد علی؛ مرزهای ایران، تهران، 1324 ش.
مددی، محمد؛ سوئدیها در ایران، تهران، سازمان انتشارات گفتمان، چ اول، 1381 ش.
مدرسی تبریزی، محمد علی؛ ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة او اللقب، یا کنی و القاب مشتمل بر ترجمه حال فقها، حکما، عرفا، علما، ادبا، اطباء، فضلا و شعرای بزرگ اسلامی، تهران، خیام، 1346 ش.
مرآت البلدان؛ تهران، چاپ عبد الحسین نوائی و میر هاشم محدث، تهران، 1368- 1367 ش.
مردوخ روحانی، بابا؛ تاریخ مشاهیر کرد، ج 3، امرا و خاندانها، تهران، 1371 ش.
مرسلوند، حسن ؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، 5 جلد، تهران، الهام، 1375 ش.
مرکز آمار ایران؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375، نتایج تفصیلی کل کشور، تهران، مرکز آماری ایران، 1376 ش.
مستشار الدوله، صادق؛ خاطرات و اسناد، ج 5، به کوشش ایرج افشار، تهران، طلایه، 1374 ش.
مستوفی، عبد اللّه؛ شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، 3 جلد، تهران، 1360 ش.
مسعود انصاری، عبد الحسین؛ زندگانی من، ج 3، تهران، ابن سینا، 1352 ش.
مسکویه رازی، ابو علی؛ تجارب الامم، ج 1، ترجمه ابو القاسم امامی، تهران، سیروس، 1396 ش.
مشار، خان بابا؛ فهرست کتابهای چاپی و فارسی، ج 2، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1342 ش.
مصاحب ، غلامحسین؛ دائرة المعارف فارسی، ج 1، تهران، انتشارات فرانکلین، 1345 ش.
مصاحب ، غلامحسین؛ دایرة المعارف فارسی، ج 3، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1374 ش.
معاصر، حسن ؛ تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، 2 ج، تهران، ابن سینا، 1352- 1353 ش.
معطوفی، اسد اللّه، انقلاب مشروطه در استرآباد (گرگان) استرآباد در دوره قاجار، 2 ج، تهران، انتشارات حروفیه، چ اول، 1384 ش.
معیر الممالک، دوستعلی خان، رجال عصر ناصری، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361 ش.
مقصودلو، حسینقلی؛ مخابرات استرآباد، به کوشش ایرج افشار، تهران، تاریخ ایران، چ دوم، 1363 ش.
مکی، حسین؛ تاریخ بیست ساله ایران، ج 1- 5، تهران، علمی، چ چهارم، 1374 ش.
ملکزاده، مهدی؛ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، علمی، چ سوم، 1371 ش.
ممتحن الدوله شقاقی؛ میرزا هاشم خان؛ رجال وزارت خارجه، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، 1365 ش.
منشور گرگانی، محمد علی؛ رقابت شوروی و انگلیس در ایران، تهران، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، 1368 ش.
منشور گرگانی، محمد علی؛ سیاسیت دولت شوروی در ایران، از 1269 تا 1306 ش، چاپ خانه مظاهری، 1326 ش.
منشی، امیر؛ حقوق پایمال شده آسوریها به دست دولت بریتانیا، تهران، اشترا، 1362 ش.
منصف، محمد علی؛ امیر شوکت الملک علم، تهران، امیرکبیر، 1354 ش.
مهجوری، هدایت اللّه؛ دانشمندان و رجال مازندران، به کوشش هدایت اللّه مهجوری، بیجا، بینا، 1353 ش.
مهدوی، عبد الرضا هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، 1349 ش.
مهدینیا؛ زندگی سیاسی علی امینی، تهران پانوس، 1368 ش.
موسوی ماکوئی، میر اسد اللّه، تاریخ ماکو، بیجا، بیستون، 1376 ش.
میرزا صالح، غلامحسین؛ جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارشهای سفارت انگلیس در تهران، گردآوری و ترجمه غلامحسین میرزا صالح، تهران، نشر تاریخ امروز، 1369 ش.
میرزاده عشقی؛ کلیات مصور میرزاده عشقی، به کوشش علی اکبر مشیر سلیمی، تهران، 1357 ش.
میرزا صالح، غلامحسین؛ جنبش کلنل محمد تقی پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد، تهران، 1366 ش.
میرنیا، علی؛ ایلها و طایفههای عشایر خراسان، تهران، مؤسسه انتشاراتی و آموزشی نسل دانش، چ اول، 1369 ش.
میرنیا، علی؛ ایلها و طایفههای کرد ایران، تهران، انتشارات آموزشی و انتشاراتی نسل دانش.
میرنیا، علی؛ وقایع تاریخی خاور ایران در دوره قاجاریه، تهران، پارسا، 1376 ش.
میلر، و. م؛ تاریخ کلیسای قدیم، ترجمه علی نخستین و عباس آریانپور، 1931 م.
ن
ن. ن. امبرسنر، چ. پ. ملویل، تاریخ زمینلرزههای ایران، ترجمه ابو الحسن زاده، چ اول، تهران، انتشارات آگاه، 1370 ش.
ناصری، محمد کمال، ساجدی، احمد؛ سازمان ملل، پیشینهها و چالشهای جهانی، تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، چ اول، 1382.
ناظم، حسین؛ روس و انگلیس در ایران، ترجمه فرامرز محمدپور، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، 1380 ش.
ناظم الاسلام کرمانی، محمد بن علی؛ تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی، 1362 ش.
نبوی، حسن ؛ تاریخ معاصر ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، دانشسرای عالیف 1363 ش.
نجمی، ناصر، دار الخلافه تهران در یکصد سال پیش، چ دوم، تهران، انتشارات ارغوان، 1375 ش.
نفیسی، عبد اللّه فهد؛ نهضت شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، تهران، امیرکبیر، 1364 ش.
نوایی، عبد الحسین؛ ایران و جهان (از مشروطیت تا پایان قاجاریه)، تهران، نشر هما، 1375 ش.
نوایی، عبد الحسین؛ دولتهای ایران از آغاز مشروطه تا اولتیماتوم، تهران، 1356 ش.
نیک خلق، علی اکبر، عسگری نوری؛ زمینه جامعهشناسی عشایر ایران، تهران، چاپخش، چ پنجم، 1383 ش.
و
والترزو افبی؛ تاریخ جامع ملل، ترجمه فریدون زندفر، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1372 ش.
وثوق زمانی، ابو الفتح؛ آشوراده و هرات، دو کمینگاه استعمار، تهران، نشر گویا، 1363 ش.
ورجاوند، پرویز؛ سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران، نشر نی، 1377 ش.
ورهام، غلامرضا؛ تاریخ سیاسی و سازمانهای اجتماعی ایران، در عصر قاجار، تهران، معین، 1369 ش.
وزارت کشور، فهرست اسامی و مشخصات نمایندگان 24 دوره مجلس شورای ملی، تهران، دفتر انتخابات وزارت کشور، نشریه شماره 5، 1368 ش.
وزارت کشور؛ تطبیق گاهنامهها، تهران، وزارت کشور، 1370 ش.
وزارت کشور؛ تقسیمات کشور شاهنشاهی ایران، تهران، وزارت کشور، 1355 ش.
وزارت کشور؛ معاونت سیاسی و اجتماعی، دفتر تقسیمات کشوری، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، تهران، وزارت کشور، 1376 ش.
ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ روابط خارجی ایران در دوره ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه، چ اول، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1372 ش.
ه
هاشمیان، احمد (ایرج)؛ تحولات فرهنگی ایران در دوره قاجاریه و مدرسه دار الفنون، تهران، مؤسسه جغرافیایی و کاتوگرافی سحاب، 1379 ش.
هدایت، مهدیقلی؛ خاطرات و خطرات، تهران، زوّار، 1363 ش.
هدایت، مهدیقلی؛ گزارش ایران، به کوشش محمد علی صوتی، تهران، نشر نقره، 1363 ش.
همدانی، مشفق، خاطرات نیم قرن روزنامهنگاری، آمریکا، نشر مؤلف، 1370 ش.
ی
یسلسون، آبراهام؛ روابط سیاسی ایران و آمریکا 1340- 1300 ق، ترجمه محمد باقر آرام، تهران، امیرکبیر، چ اول، 1368 ش.
یغمایی، اقبال؛ وزارت علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران، مرکز دانشگاهی، 1375 ش.
یقیکیان، گریگور؛ شوروی و جنبش جنگل، به کوشش برزویه دهگان، تهران، نوین، 1363 ش.
یوشیج، نیما؛ نامهها از مجموعه آثار نیما یوشیج، گردآوری سیروس طاهباز، بیتا، بینا، 1368 ش.
Chaqueri Cosroe, The Russo- Coucasian Origins of the Iranian left, England, Curzon- Coucasns World, 2001
.
Clarke J. I. Populations of the middle East and North Africa, University of London, 1972.
Encyclopedia Iranica, Vol 2, A a khan III.
Geoffrey Jones. The history of the British Bank of the middle East, Combridge Univercity Press, 1986.
Kocu Ekrem, R,. Istanbul ansiklopedisi, Istanbul, 1960.
Major General sir Edmond Ironside, High Road to Command the Diaries of Major General sir Edmond
Ironside 1920 J 1922, Edited by Lord Ironside London 1972.
Posa Cev det, TeZakir, Ankara, 1986.
Sakwa Richard, Soviet politics, London, 1989.
Tarih Osmakli, deyimleriveterim leri Sozlugu, Instanbul, 1971.
Tsereteli, K. G., the modern Assyrian Longuage, Moscow, 1978.
Wate field, Gordon, Professional Diplomat- sipercy Lorraine, London, 1973.
Water field, Robine, Christions in Persia, London, 1973.
مطبوعات:
آئین اسلام، 1326 ش.
آموزش و پرورش سال 1353 ش.
آینده، سالهای 1360، 1366، 1368، 1370، 1371 و 1372 ش.
اطلاعات دختران و پسران، 1351 ش.
بدیع، 1328 ش.
بررسیهای تاریخی، 1351 ش.
تاریخ معاصر ایران، کتاب دوم، 1369. کتاب سوم، 1370. کتاب چهارم، 1371، کتاب پنجم، 1372، کتاب هشتم، 1374، کتاب دهم، 1375.
تهران مصور، 1325 و 1333 ش.
تهران مصور، 1333 ش.
جامعه نوین، 1354 ش.
جهان پزشکی، سالهای مختلف.
خاطرات وحید، 1351 و 1352 و 1355 ش.
راهنمای کتاب، 1340 ش.
رهآورد، 1369 ش.
روزنامه اتحاد، 1300 ش.
روزنامه ارشاد، 1331 ش.
روزنامه اطلاعات، سالهای 1305، 1306، 1307، 1312، 1313، 1325، 1329، 1341، 1350 ش.
روزنامه ایران ما، 1324 ش.
روزنامه ایران، سالهای 1299، 1300 ش.
روزنامه آیندگان، 1350 ش.
روزنامه پست تهران، 1332 ش.
روزنامه خراسان، 1350 ش.
روزنامه خلق، 1300 ش.
روزنامه رهنما، 1299 ش.
روزنامه کیهان، سالهای 1327، 1329، 1339، 1341، 1345 ش.
روزنامه وطن، 1300 ش.
سالنامه پارسی سالهای 1306، 1311، 1313 و 1316 ش.
سالنامه دنیا، سالهای 1324، 1342، 1344، 1346، 1327 و 1351 ش.
کاوه، 1339 ش.
گنجینه اسناد، 1371 و 1373 ش.
گیلان ما، 1383 ش.
ماهنامه ژاندارمری، 1335 ش.
مجله بانک رهنی ایران، 1346 ش.
مجله بلدیه، 1339 ش.
مجله دانشکده ادبیات تبریز، 1355 ش.
مجله دانشکده ادبیات، 1340 ش.
مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، 1377 ش.
مجله هوخت، 1353 ش.
مجله وحد، 2536 شاهنشاهی.
مجله یغما، 1337 ش.
محشر، سال اول، 1303 ش.
مطالعات تاریخی، 1383- 1384 ش.
مهنامه زردشتیان، فروردین 1352 ش.
نگاه نو، 1357 ش.
نگاه نو، مرداد 1357 ش.
یادگار، 1324 و 1327 ش.
یادگار، 1327 ش.
اشاره
فهرست تصاویر
ا. آ
احمد شاه قاجار/ 188، 203
ارباب جمشید/ 131 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 625 ا. آ .....
باب کیخسرو/ 218، 270، 389
استپانیان، هارطون/ 297
اسکستانی، رضا/ 447
اصفهانی، ابو الحسن (آیت اللّه)/ 517
اصفهانی، حاج آقا نور اللّه/ 366
اعتلاء الملک/ 423
افندی، عباس/ 434
اکبر، فتح اللّه خان (سردار منصور- سپهدار رشتی)/ 1
امیرفضلی، اسماعیل/ 498
انصاری، محمود آقا/ 201
انصاری، مشار الممالک/ 382
آهی، عبد المجید/ 36
ب
بجنوردی، سردار معزز/ 459
بختیاری، صمصام السلطنه/ 268
بربری، سید حیدر/ 308
بصیر دیوان (سرتیپ)، (فضل اللّه زاهدی)/ 500
بهار، احمد/ 333
بهرامی، فرج اللّه (دبیر اعظم)/ 550
بوذرجمهری، کریم/ 8
بوشهری، معین التجار/ 301
پ- ت
پسیان، محمد تقی خان (کلنل)/ 90، 191، 261، 279، 311، 352
تروتسکی، لئون/ 272
تنکابنی، میرزا طاهر/ 214
ج
جنگلی، اسماعیل/ 411
جنگلی، میرزا کوچک خان/ 179، 441، 446
جهانبانی، امان اللّه/ 501
جهانشاهی، میرزا شفیع/ 52
ح
حاج امین الضرب/ 206
حاج علیلو، امیر ارشد/ 332
حکمت، میرزا علی اصغر خان/ 77
خ
خالصی، شیخ محمد مهدی/ 560
خالو قربان/ 365
خراسانی، سردار معظم (تیمورتاش)/ 80، 115
خزاعی، حسین/ 393
خلخالی، عبد الرحیم خان/ 43
خیابانی، شیخ محمد/ 323
د
دبوا/ 190
درگاهی، محمد/ 8
دشتی، علی/ 577
دوستدار، احسان اللّه خان/ 162، 327
دیوسالار، میرزا علی (سالار فاتح)/ 67
ر- ز
راکفلر/ 394
رستم، امامقلی خان/ 549
رضا خان (سردار سپه)/ 38، 78، 126، 477، 562، 593
زمر/ 181
س
سردار رفعت/ 553
سردار ظفر، خسرو خان/ 30
سمیتقو، اسماعیل/ 199
سمیعی، حسین (ادیب السلطنه)/ 512
سوادکوهی، امیر مؤید/ 101، 287
ش
شریف حسین (ملک حجاز)/ 265
شریف کاشانی، ملا حبیب اللّه/ 569
شعاع السلطنه/ 280
شمشیر، علی رضا خان/ 325
شوستر، مورگان/ 398
شهاب، سیف اللّه/ 144
شهاب الدوله/ 360
ص
صادق، صادق (مستشار الدوله)/ 32، 532
صدیق، میرزا عیسی خان/ 81
صلاح السلطنه/ 572
صمد خان (ممتاز السلطنه)/ 56
ط- ظ
طباطبایی، سید ضیاء الدین/ 48، 69، 95، 220
ظهیر الاسلام، سید جواد/ 342
ع
عبد الحسین خان سردار محیی/ 259
عشقی، میرزاده/ 83
علاء، حسین (علاء السلطنه)/ 398
علی خان (کلنل)، (علی ریاضی)/ 465
عمو اوغلی، حیدر خان/ 345
ف- ق
فکل کلو/ 96
فیض، عیسی خان/ 22
قزوینی، میرزا محمد خان/ 533
قوام، احمد (قوام السلطنه)/ 88، 100، 183، 504
قوام الملک (ابراهیم قوام شیرازی)/ 582
ک
کاظم خان (کلنل)/ 40
کاکس، سرپرسی/ 193
کبریت خان/ 390
کحالزاده، ابو القاسم خان/ 60
کرزن (لرد)/ 123
کنت مونته فرت/ 228
کیهان، مسعود/ 129
ل
لاهوتی، ابو القاسم/ 526
لنین، ولادیمیر ایلیچ/ 288
لورن، سرپرسی/ 388
م
مؤتمن الملک، میرزا حسین خان/ 454، 490
مؤقر الدوله/ 146
مافی، نظام السلطنه/ 421
ماکوئی، اقبال السلطنه/ 512، 574
محتشم السلطنه/ 225
محلاتی، آقا خان/ 416
محمد حسن میرزا (ولیعهد)/ 178، 335
مخبر السلطنه/ 529
مرنارد، ژاک ژوزف/ 307
مسعود، اکبر میرزا (صارم الدوله)/ 106
مشار الدوله/ 35
مصدق السلطنه/ 11، 492
معتصم السلطنه/ 216، 354
مفتاح، داوود (مفتاح السلطنه)/ 127
ملک فیصل/ 329
ممتاز الدوله/ 600
ممتاز الملک/ 482
منصور السلطنه/ 47
مورخ السلطنه/ 552
میلسپو (دکتر)/ 430
ن
نادر میرزا، شاهزاده (نادر آراسته)/ 58
ناصر، میرزا حسن خان/ 420
نبوی، سید تقی (معزز الدوله)/ 157
نصرت السلطنه/ 219
نواب، حسینقلی خان/ 175
ه- ی
هدایت، مخبر السلطنه/ 93
یزدی، فرخی/ 413
فهرست عکسهای متفرقه
ابو القاسم کردستانی پدر میرزاده عشقی به همراه اعضای خانوادهاش/ 461
احسان اللّه خان دوستدار، محمد رضا طلوع/ 257
احمد شاه به همراه آجودان خود و رضا خان/ 412
احمد شاه قاجار، محمد حسن میرزا ولیعهد و قوام السلطنه رئیس الوزراء، سردار سپه وزیر جنگ/ 295
احمد شاه هنگام سفر به اروپا/ 502
احمد شاه و محمد حسن میرزا ولیعهد/ 7
احمد شاه، محمد حسن میرزا (ولیعهد)، محتشم السلطنه و جمعی از رجال/ 494
اداره مخابرات در میدان توپ خانه/ 120
استاد و دانشجویان پزشکی/ 541
اسماعیل جنگلی به همراه میرزا کوچک خان و سید حبیب اللّه مدنی/ 418
اعضای شورای انقلاب/ 155
افسران انگلیسی پلیس جنوب/ 59، 380
افسران انگلیسی در حال آموزش به سربازان ایرانی/ 495
افسران انگلیسی و ایرانی پلیس جنوب/ 224
افسران ایرانی پلیس جنوب/ 234
افسران قزاق و روس/ 20
اقامتگاه وزیرمختار بریتانیا در تهران/ 491
امامقلی خان به اتفاق عدهای از سران ایل/ 284
امان اللّه خان (پادشاه افغانستان و برادرش)/ 403
انجام مراسم نظامیان در میدان توپ خانه تهران/ 125
بازار شهر مرو/ 506
بانک استقراضی/ 23
بزرگداشت اعلامیه بالفور/ 367
بلدیه (شهرداری) تهران- میدان توپ خانه/ 41
بندر جز/ 298
بنیانگذاران جنبش صهیونیست در ایران/ 72
تأسیسات لیانازوف در قرهسو/ 281
تأسیسات نفتی و کار خانه برق در مسجد سلیمان/ 462
تروتسکی و نظامیان روسی/ 248
تصویری از منطقه زلزلهزده/ 429
تعدادی از افراد جنبش جنگل/ 406
تعدادی از آوارههای ارمنی/ 510
تعدادی از تجار ایرانی/ 244
تعدادی از خانزادگان اکراد/ 551
تعدادی از خوانین قشقایی/ 466
تعدادی از دانشآموزان آن دوران/ 520
تعدادی از دانشجویان ایرانی/ 442
تعدادی از رؤسای اکراد/ 521
تعدادی از زنان قالیباف/ 452
تعدادی از سواران ایالتی/ 422
تعدادی از سواران ایالتی/ 604
تعدادی از عشایر/ 546
تعدادی از قراسورانها/ 602
تعدادی از کارگران کمپانی نفت جنوب/ 232
تعدادی از مطربان قدیم/ 241
تعدادی از نظامیان انگلیسی و هندی/ 217
تعدادی از نظامیان بلشویک/ 348
تعدادی از نمایندگان مجلس چهارم/ 343
تمرین شلیک توپ در خارج از شهر ساوجبلاغ/ 522
جاده قدیم شمیران/ 196
جشن مدرسه نظام/ 134
جمعی از بلشویکها/ 237
جمعی از نیروهای قزاق قبل از کودتا/ 57
چادرهای حکومتنشین بختیاری/ 292
افسران ایرانی و خارجی در خدمت جنبش جنگل/ 252
چند تن از افسران عثمانی/ 253
چهار تن از سران جنگل/ 245
حبیب اللّه خان شیبانی، میرزا قاسم صور اسرافیل/ 536
حرم حضرت معصومه (س) در قم/ 70
خانوادههای یهودی/ 138
خرابیهای ناشی از سیل/ 160
خرید و فروش در صحن مسجد شاه تهران/ 247
خط لوله نفت در تفتون/ 496
دانشآموزان مدرسهای در آن روزگار/ 290
دانشجویان پزشکی در حال آموزش/ 541
دروازه قزوین تهران/ 112
دورنمایی از شهر سقز/ 573
رضا خان و جمعی از افسران روسی و ایرانی قزاق خانه/ 2
رضا خان هنگام آموزش با مسلسل شصتتیر، قبل از کودتای 1299/ 510
رضا خان و سروان مرتضی یزدانپناه قبل از کودتای 1299 ش
هنگام آموزش نظامی افراد تحت امر خود/ 84
رضا خان و فرزندانش/ 168
رهبران داشناکها/ 408
روتشتین و برخی از اعضای سفارت روسیه در ایران/ 97
روزنامهنگاران مشهور آن زمان/ 588
زندان قصر/ 300
ژنرال هالدین و ژنرال آیرونساید/ 117
ژنرال وستداهل رئیس سوئدی اداره نظمیه ایران به اتفاق ابو القاسم ناصر الملک نایب السلطنه، قاسم والی (سردار همایون) و بیورینگ رئیس کلانتری و جمعی از کارکنان و صاحب منصبان ایرانی و سوئدی اداره نظمیه/ 26
سرتیپ محمود خان امیر اقتدار (انصاری)، محمد صادق قرهباغی (سردار مخصوص)/ 338
سرجوخه رضا خان، وزیرمختار سفارت هلند در تهران/ 2
سردر مجلس شورای ملی در دوره قاجار/ 255
سرهای بریده تعدادی از سارقین/ 410
سفارت انگلستان در تهران/ 46
سکههای دوره قاجار/ 172
سه تن از مجاهدان جنگل/ 384
سواران بختیاری در حال شکار/ 341
سید محمد رضا امیر رضوانی (مدیر روزنامه گلشن)، محمد فرخی یزدی و علی دشتی/ 236
سید ضیاء الدین طباطبایی به اتفاق حسن مشار و چند تن از مقامات نظامی در ایام کودتای 1299 ش/ 75
سید ضیاء الدین طباطبایی در جوانی به همراه معین التجار/ 15
شوکت الملک و سید محمد تدین/ 276
صاحب منصبان اداره نظمیه، سالهای پایانی دوره قاجاریه/ 139
عدهای از یهودیان اصفهان/ 373
عزاداری قزاقها در تهران/ 322
عزاداری مردم تهران/ 321
عکس هوایی از قزوین، در زمان کودتا/ 4
عمارت بانک شاهنشاهی/ 336، 432، 486
عمارت توپ خانه دولتی تبریز/ 404
عمارت خسروی (دار الایاله سنندج)/ 484
غلامحسین بهمیری فرزند حاجی درویش، فتح اللّه خان مرزآرا، ناشناس/ 378
قلعه رود خان/ 378
کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی در مراسم نوروز 1300 در کاخ گلستان/ 63
کابینه سوم قوام السلطنه/ 371
کابینه سید ضیاء/ 16
کاخ صاحب قرانیه/ 296، 391
کاروان دوست محمد خان معیر الممالک در سفر خراسان/ 485
کاروانسرای منظریه قم/ 440
کتاب خانه کنگره آمریکا/ 277
کشتیهای روسی در دریای خزر/ 273
کلنل گروپ و تعدادی از افسران ایرانی و سوئدی در ژاندارمری/ 186
کلیسای وانک اصفهان/ 518
کنسولگری انگلیس در شیراز/ 397
کنسولگری انگلیس در مشهد/ 303
کنسولگری انگلیس در مشهد/ 356
گروهی از افراد ژاندارمری خراسان/ 151
گروهی از سرداران جنگل/ 328
گروهی از نظامیان بلشویک/ 237
لرد کرزن و یکی از ببرهای شکار شده در هندوستان/ 334
لورن کالدول وزیرمختار آمریکا، اللهیار صالح منشی سفارت، علی پاشا صالح منشی سفارت، لامبرت دفتردار سفارت و برادرزن وزیرمختار/ 177
مبارزین جنبش جنگل/ 414
مجد الدوله امیر اقتدار، احمد شاه، سردار سپه/ 589
مجسمه بودا/ 264
مجسمه لرد کرزن در کلکته/ 431
مجلس شورای ملی (میدان بهارستان)/ 598
محله عودلاجان/ 534
مراسم جشن مشروطیت در محوطه باغ بهارستان/ 586
مردم تهران در حال خرید و فروش در مسجد سپهسالار/ 104
مریض خانه وزیری/ 260
مسجد سپهسالار تهران/ 182
مسجد سلیمان و کارگاه های شرکت نفت جنوب/ 564
معالجه بیماران در مریض خانههای آن دوران/ 472
معلمان فارغ التحصیلان مدرسه آمریکایی تهران/ 197
مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی/ 555
مقبره نادری/ 359
میرزا حسین خان مؤتمن الملک پشت میز ریاست مجلس شورای ملی به همراه هیئترئیسه/ 508
میرزا شهاب الدین بقایی به همراه فرزندش مظفر بقایی/ 557
میرزا کوچک خان و دکتر حشمت/ 313
نانفروشی در تهران قدیم/ 102
نایب السلطنه و همسر کرزن/ 262
نظامیان بلشویک/ 248
نظمیه تهران/ 258
نمای ساختمان مجلس شورای ملی در میدان بهارستان/ 558
نمای بیرونی یکی از ساختمانهای باغ شمال تبریز در دوره قاجاریه/ 404
نمای جنوبی عمارت و باغ بهارستان از بالای مناره مسجد سپهسالار/ 579
نمای عمومی شهر قوچان/ 351
نمایی از بندر بوشهر/ 263
نمای تردد کشتیهای مسافربری و تجاری در بندر بوشهر/ 483
نمایی از کلیسای وانک در اصفهان/ 527
نمایی از ماسوله/ 377
نمایی دیگر از سردر قدیمی مجلس شورای ملی/ 554
نمونهای از اتومبیلهای آن زمان/ 505
نوع پوشش زنان در دوره قاجاریه/ 497
هیئترئیسه مجلس چهارم/ 525
یک زن قالیباف/ 540
یکی از افسران سوئدی نظمیه/ 164
پیکی از زنان آواره ارمنی در زمان جنگ/ 451
یکی از صاحب منصبان سوئدی اداره نظمیه/ 66
اشاره
فهرست اعلام
آ. ا
آب شینو/ 500
آبادان/ 344، 396، 448، 451
آباده/ 258، 578، 579، 598
آبدارو/ 318
آبعلی/ 37
آبله/ 338، 354، 4015، 477
آپوت/ 473
آتابای/ 9
آتاتورک/ 222
آتاماژور/ 21
آتریاد/ 91، 468
آتشبار/ 515
آجوبی/ 85
آجودان/ 6، 130، 344، 412، 469، 502
آذربایجان/ 1، 10، 21، 24، 26، 29، 33، 34، 36، 39، 43، 52، 54، 67، 93، 122، 128، 135، 154، 158، 164، 189، 198، 201، 204، 207، 209، 213، 225، 226، 227، 230، 239، 259، 271، 272، 298، 302، 308، 310، 323، 324، 329، 330، 331، 332، 333، 335، 339، 341، 393، 394، 405، 409، 419، 423، 424، 425، 434، 437، 440، 445، 454، 456، 460، 463، 464، 468، 470، 474، 475، 479، 500، 502، 507، 508، 512، 513، 514، 516، 520، 525، 526، 527، 528، 536، 539، 542، 545، 548، 550، 553، 554، 559، 560، 563، 572، 579، 580، 596، 602
آذربایجان شوروی/ 240، 514، 594
آذربایجان غربی/ 9، 479، 493، 557
آذربایجان قفقاز/ 115، 173، 495
آذرخشی/ 346
آذری، علی/ 303، 359
آذری، میرزا احمد خان/ 596
آراسته، نادر میرزا/ 39، 58، 77، 85، 87، 90، 544، 547
آراور (مجله)/ 369
آرتق/ 117، 156، 157، 158، 161، 162، 167، 168، 176، 184، 188، 222، 245
آرژانتین/ 39
آرشاک خان/ 258
آرشوک/ 299
آرقوطیان/ 133، 134، 513
آرکود (شرکت)/ 451
آرگوتین/ 548
آزاد (هفتهنامه)/ 170، 171
آزاد، عبد القدیر/ 77، 170، 171
آزادستان (روزنامه)/ 282
آزرلینکو/ 445
آژان/ 174، 207، 273، 381، 584
آسپیران/ 565، 566
آستارا/ 3، 27، 36، 39، 41، 45، 48، 84، 136، 146، 158، 201، 220، 244، 246، 247، 259، 269، 300، 302، 303، 308، 328، 331، 332، 347، 348، 444، 516، 517، 547
آستارا خان/ 254
آستارای روسیه/ 293
آستانه/ 590
آستین، ک. ج/ 40، 42
آسوان/ 417
آسوب اول/ 176
آسوری (آشوری)/ 198، 231، 274، 392
آسوریان/ 476
آسیای صغیر/ 596
آسیای مرکزی/ 14، 605
آشتیانی/ 222
آشتیانی، میرزا مهدی/ 50
آشتیانی، میرزا هاشم/ 198
آشتیانیزاده، محمد رضا/ 73
آصف الدوله/ 49
آصف الدوله شیرازی، میرزا عبد الوهاب خان/ 128
آصف السلطنه/ 412، 415
آصف الممالک/ 212
آفریقای جنوبی/ 5، 155
آقآقابای/ 363
آقاویلی/ 363
آقچای/ 436
آقرباط/ 38
آققلعه/ 9
آقا بازرگان/ 324
آقا بالا خان/ 68
آقا بالا خان سردار افخم/ 488
آقا جنگی شاه/ 417
آقا خلیل/ 375
آقا سید احمد/ 211
آقا سید فاضل/ 211
آقا سید محمد رضا مجتهد/ 235
آقا سید رضا/ 182
آقا سید علی/ 147
آقا سیف اللّه تاجر/ 129، 130
آقا محمد خان قاجار/ 479
آقا میر/ 418
آقا میرزا عبد الحسین/ 147
آقا بکف/ 171، 317
آقا پطرس، مارشال/ 476
آقا خان اول/ 417
آقا خان دوم (سلطان علی شاه)/ 417
آقا خان سوم/ 417
آقا خان محلاتی/ 416، 417
آقازاده/ 353، 370، 372، 374، 445، 544
آقازاده، میرزا احمد/ 401، 415
آقا لاربیگ/ 110
آقا نجفی/ 367
آقایان، الکساندر/ 401
آقایف/ 596
آقایف، بهرام/ 596
آقایف، کامران/ 142
آقایف، کامران/ 155
آقایف، محرم/ 595
آقایی/ 292
آکرودیه/ 33
آکسفورد/ 14، 54، 107
آگوستا/ 473
آل رضا/ 72، 73
آلاچیق/ 9
آلارلو/ 110، 114، 205، 436، 446، 601
آلارلو، غلام/ 547
آلارلو، نجفقلی خان/ 546، 548
آلاشت/ 5
آلان براغوش/ 319
آلبرت/ 27، 75، 438
آلدورث (کاپیتان)/ 106
آلزاس/ 155
آلسود/ 441
آلماآتا/ 272
آلمان/ 39، 50، 56، 59، 60، 61، 66، 81، 91، 93، 94، 103، 149، 154، 155، 159، 160، 174، 175، 180، 181، 185، 209، 221، 225، 226، 245، 255، 265، 302، 308، 309، 319، 324، 346، 361، 368، 379، 390، 413، 441، 442، 445، 457، 471، 497، 534، 566، 595، 596
آلمانوفیل/ 56
آلیانس/ 85، 552
آلیانی، حسن / 142، 155
آلیانی، میرزا نعمت اللّه/ 142
آلیس/ 534
آلیفانت/ 29
آمدروز/ 534
آمریکا/ 28، 36، 50، 53، 55، 58، 62، 65، 67، 84، 98، 108، 116، 127، 128، 131، 135، 145، 155، 161، 162، 165، 177، 192، 197، 198، 204، 207، 210، 211، 219، 223، 243، 257، 258، 262، 274، 277، 278، 282، 289، 307، 308، 309، 315، 324، 376، 386، 393، 394، 398، 402، 407، 408، 410، 419، 420، 427، 430، 435، 436، 441، 442، 450، 457، 460، 461، 468، 469، 473، 476، 481، 489، 500، 507، 516، 520، 531، 532، 547، 565، 575، 578، 579، 580، 581، 582، 592، 595، 597، 598، 599
آمریکای جنوبی/ 39
آمل/ 168، 522
آمو (رود)/ 397
آمودریا/ 91، 468
آندریو/ 511
آنسون، جی. اف. دبلیو/ 364
آنکارا/ 199، 218، 374، 539
آنیبون کالج/ 473
آه (ده)/ 37
آهنین، ابو الحسن / 61
آهی، میرزا ابو القاسم/ 37
آهی، میرزا عبد المجید خان/ 36، 37
آوانسیان/ 317
آوه/ 576
آیت اللّه حاج سید مصطفی/ 303
آیت اللّهزاده/ 393، 427
آیرم، محمد حسین/ 375
آیرم، محمود/ 2، 518، 519، 551، 552، 565، 566، 584، 604
آیرونساید/ 5، 7، 14، 117، 118
ابتهاج السلطان/ 26
ابتهاج الملک/ 372
ابدال آقا، یوسف/ 470
ابرامیان، آسادور/ 291
ابراهیم/ 138، 154، 296
ابراهیم خان/ 78، 527
ابلیس/ 435
ابن بابویه/ 215، 480
ابن رشید/ 265، 266
ابن سعود/ 226، 265، 266
ابن البها/ 435
ابن اللّه/ 435
ابو الفتح خان/ 549، 377
ابو الفتح میرزا/ 299
ابو قداره، غلام رضا خان/ 568
اتابک اعظم، علی اصغر/ 107
اتابک، میرزا علی اصغر خان/ 226
اتحاد/ 354، 416، 444، 522، 588،
اتحاد اسلام/ 142، 324، 574، 575
اتحاد جماهیر شوروی/ 266، 502، 605
اتحادیه رهبران جراید اصفهان/ 294
اترک (رود)/ 9، 41
اتریش/ 313، 463، 577
اجارود/ 110، 297
اجلال الملک/ 528، 537، 538
احتساب الممالک، محمد تقی خان/ 122
احتشام الدوله/ 212
احتشام السلطنه/ 29، 52، 316، 324
احتشام الوزاره/ 31
احتشامزاده/ 347
احرار/ 44
احساء/ 265
احسان پاشا/ 469
احسان اللّه خان/ 147، 154، 162، 212، 240، 251، 257، 258، 259، 269، 274، 285، 294، 308، 328، 333، 355، 391، 392، 488، 495، 545
احسن الملک، میرزا حسن خان/ 67
احمد/ 154، 163
احمد میرزا/ 68
احمدآباد/ 12
احمداف/ 424
احمد خان/ 387، 388
احمد شاه/ 1، 3، 5، 7، 8، 9، 11، 16، 17، 19، 21، 22، 23، 26، 34، 39، 50، 55، 62، 63، 64، 65، 70، 71، 73، 75، 79، 90، 95، 101، 107، 125، 128، 130، 133، 143، 145، 146، 157، 166، 176، 178، 180، 183، 184، 185، 188، 189، 195، 203، 212، 213، 219، 243، 268، 276، 295، 296، 313، 316، 324، 329، 335، 341، 361، 367، 385، 389، 391، 402، 408، 412، 415، 417، 443، 463، 468، 469، 474، 481، 487، 494، 501، 503، 504، 507، 508، 514، 515، 516، 526، 530، 531، 534، 545، 551، 552، 568، 571، 589، 592، 595، 601
احمدی/ 493
احمدی کاشانی، سید فاضل/ 211
احمدیه (مریض خانه)/ 254، 297، 298
احیاء الملک/ 453
اختر مسعود (روزنامه)/ 296
اخگر (روزنامه)/ 296
ادرنه/ 132
ادسا/ 545
ادموندز/ 89، 96، 101
ادوارد هفتم/ 14
ادواردز، ای. سی/ 153
ادوال/ 63
ادیب (خیابان)/ 548
ادیب حضور/ 296
ادیب خراسانی/ 296
ادیب نیشابوری، شیخ عبد الجواد/ 401
ادیب السلطنه/ 78
ادیب السلطنه، حسین/ 511، 512، 513، 539
ادیب السلطنه، میرزا حسن خان/ 512
ادیب الممالک خراسانی، میرزا صادق/ 132
اراک/ 3، 29، 288، 422، 443، 540، 541، 543
ارامنه/ 11، 12، 51، 64، 67، 83، 111، 112، 133، 134، 136، 141، 142، 148، 198، 227، 233، 234، 238، 291، 338، 358، 369، 381، 408، 432، 434، 438، 450، 498، 512، 513، 518، 585
ارباب جمشید/ 1، 131، 132، 374
ارباب رستم/ 132
ارباب کیخسرو/ 18، 190، 212، 218، 219، 270، 286، 349، 355، 389، 418، 453، 525، 544
ارتش/ 5، 17، 127، 128، 519
ارتش سرخ/ 17، 27، 142، 605
ارتن (کاپیتان)/ 109
اردبیل/ 95، 110، 115، 119، 153، 156، 162، 163، 164، 220، 228، 231، 232، 246، 250، 297، 298، 308، 405، 419، 436، 444، 468، 479، 545، 546، 547، 548، 555، 561، 574، 594، 602
اردبیلی، امیر منصور/ 446
اردبیلی، سید جلیل/ 209
اردبیلی، میرزا فضلعلی مجتهد/ 24
اردبیلی، میرزا محمد علی خان/ 401
اردشیر خان/ 85، 217
اردکان/ 301
اردن/ 266 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 636 آ. ا ..... ص : 633
اردوباد/ 223
اردوی برق/ 68
ارز روم/ 382
ارزن الروم (ارزم روم، ارزنة الروم)/ 226، 382
ارزنجان/ 382
ارسباران/ 298، 332
آرسن/ 359
ارسنجانی/ 317
ارض روم/ 381، 470
ارض مقدس/ 71
ارفاس/ 6، 27
ارفع الدوله/ 349
ارفع الممالک/ 592، 583، 563، 546، 422
ارل (کشتی)/ 288
ارلاندو/ 84
ارمغان (مجله)/ 209
ارمنستان/ 51، 57، 85، 121، 134، 154، 226، 339، 369، 385، 409، 431، 440، 450، 451، 513، 538، 548
اروپا/ 8، 9، 12، 14، 17، 28، 36، 73، 79، 93، 107، 128، 144، 178، 182، 185، 194، 209، 210، 213، 226؛ 258، 280، 289، 294، 299، 307، 308، 316، 335، 346، 352، 357، 370، 375، 417، 426، 435، 468، 476، 501، 513، 516، 534، 535، 552، 568، 605
اروگوئه/ 155
ارومیه/ 29، 73، 86، 93، 137، 142، 161، 198، 226، 283، 324، 330، 340، 346، 347، 356، 405، 424، 427، 476، 479، 488، 493، 557، 560، 572،
اروندرود/ 443
ارونقی خراسانی/ 144
ازبک/ 222
ازبکستان/ 118، 222، 397
ازلی/ 132
ازمیر/ 73
اس. پی. آر/ 59
اسبار/ 467
اسپانیا/ 140
اسپرانتو/ 546
استاروسلسکی/ 14، 17، 143، 239
استاژ/ 565، 566
استالین/ 85، 272، 392، 605
استالینیسم/ 272، 605
استانبول (اسلامبول، استامبول)/ 35، 52، 62، 63، 85، 122، 205، 246، 247، 316، 343، 401، 479، 512، 556، 575
استاندارد اویل/ 189، 223، 272، 315، 394، 426، 427، 430، 431، 434، 435، 436، 441، 445، 448، 450، 451، 458، 459، 461، 468، 469، 479، 504، 547، 564، 575، 579، 580، 592، 593، 594، 598
استبداد صغیر/ 10، 19، 572
استپانوف، سکورتسوف/ 85
استپانیان، هارطون/ 291
استرآباد/ 4، 9، 19، 38، 71، 89، 90، 115، 169، 172، 173، 185، 202، 243، 248، 249، 283، 287، 308، 357، 363، 379، 420، 422، 426، 456، 458، 467، 470، 471، 479، 499، 539، 586
استرآبادی (شیخ محمد حسین)/ 18، 19، 570
استرآبادی، مجتبی/ 19
استراثاموند/ 90
استرالیا/ 155
استرانکن/ 479
استفانی/ 565
استکهلم/ 27، 208، 285
استوکس/ 294، 399
استیونس، فرانسیس/ 94
اسحق و اخوان (تجارت خانه)/ 366، 370، 372
اسد تاجر/ 401
اسد محله/ 377
اسدآباد/ 41، 495
اسدآبادی، سید جمال الدین/ 200، 575
اسد آقا تاجر/ 401
اسد السلطنه/ 385
اسد السلطنه، نصر اللّه خان/ 9
اسد اللّه ابن جعفر/ 361، 465
اسد اللّه خان/ 33، 287
اسد اللّه میرزا/ 361
اسدی، سلمان/ 375
اسدی، علی اکبر/ 375
اسدی، محمد ولی خان/ 375
اسرائیلینکو/ 215، 254، 280، 290، 293، 297، 298، 300، 323، 324، 329، 390، 445
اسطمبول/- استانبول
اسعد بختیاری، محمد تقی خان/ 31
اسعد التولیه/ 591
اسفراین/ 217، 309، 449، 553
اسفرجان/ 344
اسفندآباد/ 45، 46، 332
اسفندیار خان/ 73، 268
اسفندیاری/ 226
اسفندیاری، حسن / 225
اسفندیاری، صدیق الملک/ 37
اسکات، جوزف/ 21
اسکاردزیل/ 14
اسکستانی، رضا/ 447
اسکندر میرزا/ 316
اسکندری/ 317
اسکندری، سلیمان محسن / 575
اسکندری، سلیمان میرزا/ 8، 209، 215
اسکندری، عباس/ 316
اسکوزاده، باقر/ 267
اسکویلینسکی/ 601
اسکیت، اچ. اچ/ 14
اسلام (کشتی)/ 270، 273، 307
اسلامبولچی/ 206
اسمارت، والتر الکساندر/ 15، 16، 20، 61، 96، 98، 192
اسماعیل آقا/ 332، 355
اسماعیل خان/ 88، 145، 210، 229، 253، 279، 286، 320، 345، 360، 366، 370، 372، 374، 402، 411
اسماعیل نزاری/ 417
اسمایس/ 192
اسمایس/ 6، 14، 16، 109، 117، 157
اسمیت، آرمیتاژ/ 24، 143، 203، 220، 236، 337، 340، 341، 353
اسمیت، کشیش آمریکایی/ 198
اشرف/ 38، 304
اشرف خان، سید علی/ 551
اشکنون/ 199
اشنایدر/ 344
اشنویه/ 64، 93، 142، 493، 522، 548
آشوراده/ 202، 499
آشوری، میرزا حبیب اللّه/ 130
اشیکچی/ 156
اصغر میرزا/ 107
اصفهان/ 4، 6، 15، 21، 26، 27، 29، 30، 31، 39، 40، 42، 45، 46، 51، 57، 58، 59، 60، 63، 69، 72، 83، 86، 89، 90، 92، 103، 107، 109، 117، 118، 132، 133، 134، 135، 143، 145، 151، 159، 160، 169، 174، 175، 177، 211، 215، 223، 230، 252، 264، 268، 273، 275، 279، 283، 284، 286، 336، 341، 344، 360، 365، 367، 369، 370، 371، 372، 381، 382، 392، 394، 405، 421، 422، 429، 443، 454، 460، 478، 499، 500، 517، 518، 519، 527، 528، 531، 540، 541، 551، 552، 563، 566، 582، 587، 593، 601، 602
اصفهانی، حاج آقا نور اللّه/ 10، 366، 367
اصفهانی، سید اسد اللّه/ 602
اصفهانی، سید ابو الحسن (آیت اللّه)/ 68، 516، 517، 560
اصفهانی، میرزا حبیب/ 63
اصفهانی، میرزا محمود/ 570
اصفهانی، میرزا مسیح/ 149
اصفهانی، وحید/ 209
اعتبار (دکتر)/ 324
اعتصام الملک/ 587
اعتصامزاده/ 361، 588
اعتصامزاده، ابو القاسم/ 535
اعتضاد الحکما/ 118
اعتضاد السلطنه، حسینعلی میرزا/ 516، 517، 545
اعتضاد الملک/ 571
اعتضاد الممالک/ 121
اعتلاء السلطنه/ 511
اعتلاء الملک/ 34، 35، 57، 163، 403، 423، 475، 524، 525
اعتماد همایون/ 540
اعتماد الدوله، میرزا آقا خان/ 164
اعتماد السلطنه/ 46
اعتماد الملک/ 206
اعدام (میدان)/ 535
اعراب/ 310، 344
اعزاز نیکپی/ 63
اعظم الدوله، محمد حسین خان/ 568
اعظم السلطنه/ 238
اعلم، اسد اللّه/ 77
افامیهای، پوسیدونیوس/ 429
افتخار الدوله/ 46
افراسیاب خان/ 480
افشار/ 45، 346
افشار، حیدر خان/ 346
افشار، علی اکبر/ 346
افشار طوس، محمود/ 500
افشاریه/ 42
افغان/ 144، 227، 410، 469، 473، 492، 499
افغان، امان اللّه/ 210
افغان، حسین/ 559
افغانستان/ 4، 54، 57، 175، 183، 195، 200، 210، 213، 261، 264، 285، 286، 299، 303، 309، 316، 325، 375، 391، 403، 423، 446، 453، 458، 469، 475، 479، 492، 513، 515، 595، 596
افغانی/ 575
افلاک خلق/ 105
افندی، عباس/ 73، 434، 435
افندی، محمد علی/ 435
اقبال السلطنه ماکویی/ 74، 194، 437، 508، 509، 511، 512، 513، 574، 575، 591
اقبال نظام سوادکوهی/ 41
اقبال، عباس/ 535
اقتدار الدوله/ 304
اقتدار الملک/ 409، 523، 535
اقتدار الممالک/ 206
اقدام (روزنامه)/ 601
اقدس السلطنه/ 225، 229
اقدسیه/ 144
اکبر، فتح اللّه/ 5، 107، 512
اکبرآباد/ 195
اکراد/ 91، 92، 119، 211، 227، 281، 283، 331، 345، 346، 347، 350، 351، 353، 355، 356، 382، 389، 419، 423، 424، 425، 426، 427، 430، 440، 450، 462، 464، 475، 484، 506، 550، 554، 573
اکوادور/ 155
اگریقاش/ 356، 553
الاموپاکین/ 516
البرز/ 429
البرز، عباس/ 375
الدر، جان/ 197
العراق (روزنامه)/ 507
الفبا (روزنامه)/ 324
الفت/ 85
اللّهآباد/ 592، 593
اللّه وردی/ 221
المانسرا/ 425، 460
الموت/ 285
الوار/ 117، 395، 590
الیاس (شرکت)/ 484
الیاس خان/ 301
الیاهومیر/ 87
الیفانت، لنسلات/ 7، 352
الیک/ 337، 340
ام. ای (ماژور)/ 364
ام. ای. آ (ماژور)/ 243
امارات متحده عربی/ 91
امامجمعه خویی/ 8، 10، 290، 418، 531
امامجمعه خویی، میرزا یحیی/- امامجمعه خویی
امامجمعه، میرزا اسد اللّه/ 10
امام حسین (علیه السلام)/ 105
امام رضا (علیه السلام)/ 123، 147، 312، 453، 560
امامزاده سید اسماعیل/ 535
امامزاده صالح/ 454، 512
امامزاده عبد اللّه/ 213
امامزاده هاجر خاتون/ 251
امامزاده هاشم/ 251، 351، 353، 364، 365
امامقلی خان/ 31، 403، 499، 549، 559، 582، 595
امامقلی خان رستم/ 495، 500، 505، 558، 581
امامقلی میرزا (شاهزاده)/ 152
امان/ 330
امان اللّه خان/ 568
امان اللّه میرزا/ 407، 446
امانوئل، ویکتور/ 75
امپراطور آلمان/ 61
امپراطوری روسیه/ 596، 605
امجد الممالک میرزا محمد خان/ 386
املش/ 337
امنیه/ 17، 34، 281، 302، 469، 500، 553، 554، 601
امیر ارشد قراچهداغی/ 331، 332، 368، 340، 341، 368، 387، 388، 393، 468، 469، 475، 511
امیر اسعد/ 554، 556
امیر اعظم/ 570، 586
امیر اعظم کلهر/ 395
امیر اعلایی، خان محمد/ 171
امیر اقتدار انصاری، محمد خان/ 338
امیر امجد/ 72
امیر تومان/ 79، 287، 515
امیر جنگ/ 30، 31
امیر حسن / 266
امیر حسین خان/ 30، 31
امیر رضوانی، سید محمد رضا/ 236
امیر عبد اللّه/ 213، 226، 266
امیر عشایر/ 508، 548، 573، 583
امیر فیروز/ 546
امیر مؤید/ 20، 63، 101، 275، 282، 287، 306، 340، 341
امیر مؤید سوادکوهی/- امیر مؤید
امیر معتمد/ 90، 288
امیر مفخم/ 268، 551، 595، 596
امیر مقتدر/ 390
امیر مقتدر طالشی/ 568
امیر مکرم/ 437
امیر منظم/ 81
امیر موثق/ 507، 551، 553
امیر نویان/ 79
امیر همایون/ 294، 301
امیر هوشنگ/ 83
امیر، سید رضا/ 267
امیر احمدی، احمد/ 70، 130، 519
امیر اعلم/ 288، 318، 350، 360، 477، 590
امیر افشار/ 136، 206
امیر اکرم/ 249
امیر اکرم مازندرانی، چراغعلی خان/ 68
امیر الدوله/ 79
امیر امجد، عزت اللّه خان/ 73
امیرانی، حاج میرزا عبد المحمد خان/ 238
امیر حسن / 226
امیر حشمت/ 246، 247، 288
امیر طهماسبی، عبد اللّه خان/ 130
امیر عشایری/ 493
امیرفضلی، اسماعیل/ 468، 498، 508، 511، 513، 515، 523، 527، 542، 543، 544، 548، 551، 552، 554، 560، 561، 565، 566، 572، 574، 579
امیر فیصل/ 213، 329، 567
امیرکبیر، میرزا تقی خان/ 29، 109، 305، 545
امیر کل/ 454، 567، 568
امیر مسعود/ 84، 340، 341
امیر مفخم، لطفعلی خان/ 302
امیر ناصر/ 525
امیرنظام/ 1، 49، 177
امیرنظام قرهگوزلو/ 149
امیرنظام گروسی، حسینعلی خان/ 67
امینآباد/ 473
امینحضور/ 305
امین دفتر/ 427، 591
امین، شیخ عبد العلی/ 50
امین، میرزا باقر/ 50
امین التجار/ 57، 212، 294
امین الدوله/ 128
امین الدوله، محسن خان/ 10
امین الدوله، میرزا علی اکبر خان/ 88
امین السلطان (میدان)/ 535
امین السلطان/ 86
امین السلطان، میرزا علی اصغر/ 215
امین الشریعه، حاج آقا سید فاضل/ 212
امین الضرب/ 1، 205، 206، 597
امین الضرب اصفهانی/ 305
امین الملک، فرخ خان/ 285
امینی، ابراهیم/ 392
امینی، علی/ 98
انتخاب الملک/ 400
انتظام، نصر اللّه/ 24
انتظام الملک/ 32، 33، 388
انجمن آثار ملی/ 219
انجمن ادبی تهران/ 513
انجمن تربیتبدنی و پیشاهنگی/ 513
انجمن حقیقت/ 67، 68
انجمن زرتشتیان/ 212، 213، 544
انجمن فرهنگ/ 149
انزلی/ 5، 29، 39، 44، 86، 97، 136، 147، 158، 168، 170، 229، 240، 241، 248، 249، 250، 290، 294، 305، 308، 316، 328، 383، 388، 392، 420، 424، 445، 446، 448، 449، 467، 469، 479، 481، 483، 487، 489، 496، 499، 533، 514، 535، 542، 550، 567، 571، 578، 581، 583، 587، 588، 590، 591
انصاری، علیقلی خان/ 316
انصاری، محمود/ 170، 201، 210، 219، 338، 512
انف/ 392
انقلاب اکتبر 1917/ 545، 602
انگجی، حاج میرزا ابو الحسن / 324
انگرت/ 211، 427، 450
انگلستان/ 11، 39، 68، 79، 83، 125، 128، 140، 146، 157، 192، 193، 213، 226، 262، 263، 265، 266، 276، 324، 335، 348، 353، 367، 369، 389، 401، 416، 434، 440، 445، 457، 476، 547، 560، 567، 582
انگلوفیل/ 124، 575
انگلیس/ 1، 5، 8، 13، 14، 15، 17، 19، 22، 23، 24، 27، 28، 29، 31، 38، 43، 44، 45، 50، 51، 54، 55، 59، 63، 65، 66، 73، 74، 75، 76، 77، 78، 81، 84، 85، 87، 88، 89، 90، 92، 93، 94، 95، 98، 100، 103، 104، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 115، 116، 117، 118، 119، 121، 123، 124، 125، 127، 129، 130، 132، 150، 151، 152، 153، 155، 156، 162، 165، 166، 167، 170، 174، 175، 178، 179، 183، 186، 187، 188، 189، 192، 193، 194، 198، 200، 206، 211، 215، 216، 217، 218، 219، 220، 224، 227، 229، 232، 233، 269، 271، 272، 273، 274، 275، 276، 279، 280، 282، 286، 287، 290، 293، 294، 298، 299، 301، 302، 305، 306، 309، 310، 311، 312، 315، 316، 318، 319، 320، 323، 326، 327، 331، 332، 333، 334، 337، 339، 341، 342، 343، 344، 348، 349، 350، 351، 353، 357، 360، 363، 364، 365، 368، 380، 381، 383، 388، 394، 396، 397، 399، 400، 402، 403، 404، 405، 406، 409، 415، 430، 431، 432، 434، 435، 436، 438، 441، 443، 444، 446، 448، 451، 462، 463، 465، 467، 468، 470، 471، 478، 480، 484، 486، 489، 491، 500، 504، 505، 506، 507، 508، 514، 515، 517، 518، 524، 528، 530، 532، 538، 539، 540، 541، 543، 547، 552، 557، 563، 575، 576، 578، 579، 583، 584، 585، 587، 592، 595، 596، 597، 598، 604
انور خامهای/ 171
اوبلینانتس ارمنی/ 400
اوبلینتس/ 400
اودادیس خان/ 418
اورامان/ 511
اورتل/ 61
اورگنج/ 118
اوزی، محمد شریف قطب الدین/ 233، 234
اوساچف/ 141، 183
اوستاسرا/ 142
اوغلی/ 566
اوکادرو (کنت)/ 534
اوکلاهاما/ 309
اومانیته (روزنامه)/ 11، 12
او هایو/ 408
اویسی/ 531
اهر/ 144، 246، 424
اهواز/ 44، 205، 341، 348، 396، 448، 451، 493
ایالت جبال/ 429
ایپکیان، کاسپار/ 27، 60، 179، 215، 319/ 27
ایتالیا/ 54، 56، 75، 155، 285، 408، 412، 449
ایران (روزنامه)/ 6، 9، 55، 75، 77، 94، 102، 105، 120، 121، 126، 134، 164، 198، 267، 275، 282، 343، 434، 445، 553، 554
ایران (روزنامه)/ 1، 3، 4، 5، 6، 11، 12، 14، 15، 16، 17، 19، 21، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 31، 35، 37، 38، 39، 40، 42، 43، 44، 46، 47، 50، 52، 59، 61، 62، 66، 67، 71، 72، 75، 77، 80، 83، 84، 85، 86، 89، 90، 94، 95، 97، 98، 99، 100، 102، 103، 104، 106، 111، 116، 119، 122، 124، 128، 129، 132، 133، 134، 135، 139، 141، 143، 145، 148، 149، 152، 156، 158، 159، 161، 162، 163، 164، 165، 168، 170، 172، 173، 175، 176، 177، 178، 180، 181، 182، 186، 189، 192، 193، 194، 197، 198، 199، 200، 202، 203، 204، 208، 210، 212، 213، 214، 215، 217، 218، 219، 220، 223، 224، 225، 226، 228، 231، 237، 238، 239، 245، 246، 251، 254، 255، 256، 257، 258، 261، 262، 265، 266، 269، 270، 271، 272، 273، 274، 275، 277، 281، 282، 285، 286، 288، 289، 294، 297، 300، 302، 303، 304، 306، 307، 308، 309، 311، 315، 316، 317، 324، 329، 331، 333، 334، 335، 337، 338، 339، 340، 343، 347، 348، 349، 354، 355، 361، 364، 369، 370، 376، 380، 381، 382، 383، 384، 385، 386، 388، 389، 391، 392، 402، 404، 406، 408، 411، 414، 416، 417، 419، 420، 423، 427، 430، 434، 435، 441، 443، 444، 445، 446، 448، 450، 451، 456، 458، 459، 460، 462، 463، 464، 465، 467، 468، 469، 470، 471، 473، 474، 483، 485، 488، 491، 492، 497، 502، 504، 507، 508، 513، 514، 515، 516، 517، 519، 520، 522، 523، 526، 527، 528، 529، 531، 534، 535، 537، 539، 542، 544، 546، 547، 549، 555، 556، 557، 558، 559، 565، 566، 568، 570، 572، 575، 576، 577، 580، 581، 582، 584، 585، 586، 587، 588، 591، 592، 593، 594، 597، 599، 600، 604
ایران بتیل/ 198
ایران سرخ (روزنامه)/ 154
ایراندخت/ 83
ایرانشهر/ 582، 583
ایروان/ 84، 85، 207، 254، 508، 549
ایروانی، سردار حسین/ 46
ایروانی، علی اکبر/ 401
ایروانی، میرزا ابو القاسم/ 29
ایزوستیا/ 84، 85
ایسابک/ 162
ایلات خمسه/ 582
ایل خانیزاده/ 330
ایلسون/ 146
ایلیچ اولیانوف، ولادیمیر/ 605
ایمبری/ 5، 98
ایناخی/ 332
اینانلو/ 146
ایوان اتابک/ 194
ایوان کلهر/ 568
ایوانکی/ 34، 105، 235، 427، 532، 590
ایوانویچ شوبین، ایوان/ 252
ب
باب/ 435
بابا بیگ/ 153
بابادومرز/ 157
باباش کندی/ 228
بابل/ 19، 21، 48، 70، 130
بابلسر/ 21، 70، 126
بابی، میرزا حسینعلی/ 559
بابیه/ 281
باتالومیو/ 194
باتالیان/ 91
باجگیران/ 84، 97، 191، 246، 372، 381، 382، 423، 452، 476، 482، 523، 527
باخرز/ 293، 304، 308، 309، 320
بادامچی، محمد علی/ 572
بادامک/ 519
بادکوبه/ 3، 29، 36، 70، 84، 130، 132، 145، 147، 168، 172، 235، 239، 246، 254، 257، 259، 270، 273، 274، 328، 381، 416، 448، 461، 474، 488، 489، 495، 539، 550، 559، 577، 578، 583، 590، 595، 601، 603
بارفروش/ 20، 21، 41، 42، 83، 130، 249، 304، 470
بارنز، هیو/
بارون/ 44
بازار چهل تن/ 535
بازار مرو/ 505
بازرگان/ 509، 591
باست، جیمز/ 198
باشوگی/ 332
باشیمون/ 356
باطوری/ 285
باطوم/ 158، 205، 556
باغ جنت گلشن/ 195
باغ سپهسالار/ 6
باغ شمال تبریز/ 538، 540
باغ کلانتری/ 74
باغ هشتبهشت/ 45، 143، 443
باغچهسرا/ 347
باقر خان/ 488
باقرزاده، حاج علی اکبر/ 155
باکر، جی. ای/ 416
باکو/ 39، 89، 142، 152، 241، 248، 305، 308، 330، 333، 341، 346، 354، 388، 390، 409، 434، 460، 560، 596، 605
بالتیک/ 600
بالفور/ 367، 515، 594
بالهارود/ 110
بالیوزی، حسن / 146
بامداد روشن (روزنامه)/ 267، 282، 309
بامیان/ 264
بانک استقراضی/ 17، 23، 24، 25، 26، 30، 31، 63، 69، 86، 90، 99، 87، 230، 252، 316، 339، 349، 356، 361، 381، 382، 463، 482، 503، 527، 528، 533
بانک انگلیس/ 380، 478
بانک ایران/ 68، 349، 352، 463، 482، 528، 533، 535، 539
بانک شاهنشاهی/ 4، 29، 30، 109، 116، 130، 138، 144، 148، 150، 158، 198، 228، 240، 261، 271، 272، 273، 280، 286، 291، 310، 315، 336، 340، 348، 352، 353، 362، 378، 387، 431، 432، 441، 455، 463، 478، 486، 489، 563، 566، 593، 597
بانک فلاحتی و صنعتی/ 86
بانک قفقاز/ 433
بانک کرومیت لیونه/ 307
بانک کشاورزی ایران/ 86
بانک ملی/ 149، 262، 294
بانه/ 433، 479
بانوی عظمی/ 45، 46
بانیستر/ 192
باوند، اسماعیل خان/ 287
بایبورد/ 382
بایروف، نیکلا/ 411، 419، 420
بایزید/ 382
بایزیدی/ 493
بتلیس/ 382
بجنورد/ 46، 76، 81، 91، 110، 160، 217، 227، 228، 449، 553، 554
بحرانی، سید جعفر/ 99
بحرین/ 90، 95، 233، 234، 283
بخارا/ 222، 428
بختیاری/ 30، 31، 42، 193، 276، 279، 283، 284، 292، 298، 341، 369، 3710، 454، 459، 540، 551، 552، 581، 582
بختیاری، جعفرقلی/ 138
بختیاری، محمد/ 601، 602
بختیاری، نجفقلی/ 268
بدایعنگار/ 175، 401
بدر (روزنامه)/ 282، 568، 572
بدفورد/ 504
بدیع الممالک/ 380، 400، 401، 449، 451، 522
برابانت/ 308
براتعلی خان/ 372
برازجان/ 23، 34، 51، 52، 173، 176، 414
برالد (کشتی)/ 257، 259
براون، ادوارد/ 534، 535
بربری/ 91، 285، 289، 290، 293، 294، 304، 365، 372، 376، 437، 484
برتولت، فیلیپ/ 23
برج تقیآباد/ 318
برزنجی، شیخ محمود/ 64
برزیل/ 54، 155
برژنف/ 85
برقی، حیدر خان/ 346
برکنی/ 540، 541
برگدال/ 27
برلین/ 24، 29، 149، 174، 175، 186، 307، 308، 324، 413
برن/ 258، 370، 379، 451، 468
برنان، ترنس وینسنت/ 432
برهان السلطنه/ 377
بروجرد/ 63، 117، 132، 169، 175، 288، 422، 461، 568، 590
بروجردی، شیخ محمد/ 48
بروسیلف (ژنرال)/ 261
بروکسل/ 217، 307، 308، 364، 555
بروکلین/ 473
برونیکوفسکی/ 187، 253، 297، 323، 361، 400
بریتانیا/ 13، 14، 54، 71، 79، 86، 90، 118، 121، 124، 136، 144، 174، 177، 193، 317، 320، 438، 453، 469، 596، 605
بریجمن، رجینالد/ 286، 355، 356، 362، 364، 397، 430، 587
بریز/ 285
بریسکین/ 103
بریگاد پیاده/ 27
بریگاد قزاق/ 5، 17، 143
بریگاد مرکزی/ 519
بست/ 2، 6
بستک/ 100، 305
بستکی، محمد رضا خان/ 99، 100
بسطام/ 51، 211، 395، 429، 586
بصره/ 76، 213، 340، 341، 348، 429، 484
بصیر دیوان/ 499، 500، 567
بصیر دیوان همدانی/ 500
بصیر دیوان، فضل اللّه خان/- بصیر دیوان
بصیر الوزاره/ 26، 593
بطلیس/ 374، 470
بطیس وان/- بطلیس
بعقوبه/ 93، 476
بعلبک/ 517
بغداد/ 21، 117، 158، 176، 178، 182، 199، 202، 213، 214، 215، 237، 274، 329، 370، 400، 403، 405، 413، 432، 438، 443، 454، 475، 476، 485، 507، 511، 516، 517، 526، 531، 559، 560، 567، 568
بغدادی/ 146
بقایی کرمانی، میرزا شهاب الدین/ 557
بقایی، مظفر/ 557
بک، سباستین/ 534
بکش/ 500
بلدیه/ 15، 16، 26، 27، 40، 62، 65، 92، 93، 102، 115، 124، 140، 143، 150، 152، 157، 163، 165، 173، 176، 177، 185، 204، 215، 222، 235، 239، 255، 305، 427، 438، 460، 530، 535، 550، 585
بلدیه، سید حسین/ 350
بلژیک/ 24، 49، 155، 163، 164، 184، 205، 300، 307، 308، 364، 365، 396، 415، 479، 481، 496، 498، 502، 555، 559، 560، 566، 576، 590
بلشویسم/ 52، 72، 557
بلشویک/ 19، 85، 150، 156، 167، 193، 248، 300، 324، 416، 434، 513، 539، 566، 591، 604، 605
بلغارچای/ 110
بلغارستان/ 228، 348، 369، 596
بلکو/ 443
بلکوف/ 424
بلگرف/ 372
بلوچ/ 193، 285، 469
بلوچستان/ 81، 193، 233، 502، 519، 524، 563، 592
بلورفروش، شیخ محمد کاظم/ 99
بمبئی/ 131، 219، 225، 414، 417، 431، 453، 535، 544، 545
بناطی دواساز/ 104
بنان السلطان/ 70، 601، 602
بنان السلطنه/ 267
بندر انزلی/ 288، 290، 308، 376، 390، 392، 434، 481، 495
بندر بصره/ 215
بندر جز/ 132، 207، 236، 248، 251، 298، 307، 308، 331، 379، 381، 514، 585
بندر دبی/ 44
بندر ریگ/ 357، 365
بندر شرف خانه/ 426
بندر لنگه/ 33، 44، 95، 99، 100، 200، 305، 306، 482
بندرعباس/ 44، 72، 79، 90، 100، 107، 120، 131، 132، 146، 199، 200، 206، 234، 244، 252، 257، 259، 261، 305، 332، 342، 344، 411، 578
بنک کم/ 146
بنکدار، حاج مهدی/ 247
بنکدار، محمد تقی/ 1، 5
بنی کعب/ 79
بنیاد البرز/ 198
بنی اسرائیل/ 71
بوئر (کار خانه)/ 390
بوئنوس آیرس/ 13
بوار، لوسین/ 122
بودا/ 264
بوداغیانس، جبرائیل/ 152
بوداقیان، جبرئیل/ 418
بوذرجمهری، کریم/ 478
بوشهر/ 4، 23، 24، 34، 51، 52، 59، 65، 66، 112، 90، 111، 119، 136، 137، 138، 146، 173، 186، 200، 227، 228، 232، 246، 262، 263، 264، 282، 283، 284، 291، 292، 297، 302، 305، 306، 342، 343، 344، 347، 348، 350، 357، 362، 364، 365، 395، 396، 397، 411، 414، 436، 438، 440، 441، 443، 449، 453، 456، 466، 470، 471، 518، 519، 567
بوشهری، جواد/ 294، 301، 403
بوکان/ 119، 479، 554
بولاتف/ 45 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 642 ب ..... ص : 640
لیوی/ 155
بویراحمد/ 582
بویراحمدی/ 283، 284، 292، 302، 500، 581، 595
بویراحمدی، کریم خان/ 495
بهاء السلطنه/ 433
بهاء اللّه/ 132، 435
بهائیت/ 435، 559
بهادر خان/ 357
بهادر، اسماعیل/ 279، 351، 454
بهادفتر/ 400، 401
بهار (روزنامه)/ 280، 333، 353، 372، 392، 401
بهار، احمد/ 333، 400، 401
بهار، ملک الشعرا/ 16، 50، 85، 401
بهارستان (میدان)/ 62، 204
بهارستان/ 204، 545، 558
بهبهان/ 283، 302، 585
بهبودی، سلیمان/ 33
بهجتآباد/ 198
بهر آسمان/ 240
بهرامی، عبد اللّه/ 208
بهرامی، فرج اللّه/ 551، 552
بهزادی، علی/ 79، 102، 112
بهشهر/ 39، 287، 304
بهلول، شیخ محمد تقی/ 375
بیات/ 508
بیان خان/ 3
بیان الدوله/ 212
بیان الملک/ 212
بیانیه حقیقت/ 211
بیجار/ 79، 89، 90، 253
بیراکوف/ 103
بیرانوند/ 568
بیرجند/ 4، 81، 216، 227، 228، 230، 242، 354، 374، 375، 464
بیرلینگ/ 2، 6، 26
بیرمنگام پست (روزنامه)/ 22، 24
بیروت/ 144، 158، 458
بیستون (روزنامه)/ 282
بیگزاده (ایل)/ 389
بیله رود/ 297
بیلهسوار/ 110، 114، 146، 150، 156، 201، 228، 297
بین النهرین/ 41، 51، 78، 87، 94، 121، 150، 194، 200، 223، 227، 237، 250، 281، 299، 344، 354، 358، 402، 403، 414، 470، 476، 499، 568، 583، 584، 590، 597، 598، 600
بینس/ 543
بینش/ 428، 438
بیورلینگ/ 164
پ
پائین خیابانی، شیخ حسن / 294، 296
پاپ/ 475، 527
پاپ اعظم/ 299
پاپروسی، محمد حسن / 328
پارس (خبرگزاری)/ 61
پارس (مجله)/ 122
پارسآباد/ 110
پارسی، بهمن/ 132
پارک اتابک/ 299، 369، 488
پاریس/ 11، 12، 23، 29، 31، 33، 38، 52، 54، 56، 83، 88، 99، 100، 118، 138، 155، 175، 177، 210، 211، 225، 238، 255، 257، 275، 307، 316، 335، 384، 388، 502، 530، 534
پاسیدون/ 130
پاشا خان/ 78، 164
پاقاپوق/ 537
پاک دول (دکتر)/ 274
پاکرفسکی/ 418
پاکروان، فتح اللّه/ 375
پاکستان/ 502
پاناماریا/ 155
پانیر/ 481
پاول نویچ، آفاناس/ 232
پاول، الکساندر/ 581، 582
پاولسکی/ 25
پاولویچ، میشل/ 17
پاوه/ 332
پایونیر (روزنامه)/ 592، 593
پترول/ 62
پراخود/ 416
پراگ/ 158
پراودا (روزنامه)/ 84، 85، 192، 193، 514
پرایدوکس/ 81، 91، 105، 185، 216، 253، 290، 323، 354، 374
پرایدوکس ویلیام فرانسیس/ 186
پرایدوکس، فرانسیس بیول/ 186
پرت/ 448
پرتغال/ 88
پرتقال/ 155
پرتو اعظم/ 548
پرتوی شیرازی، ابو القاسم/ 204
پرتوی شیرازی، علی/ 204
پرسپولیس (کشتی)/ 438
پرشین (دکتر)/ 231، 340
پرکینز، جوستن/ 52
پرلن، آدلف/ 19
پرهدورا/ 163
پرو/ 155
پرو، فرناند/ 86، 100
پروتستان/ 197
پروتوپوف/ 316، 319، 329
پروکتر (لیوتنان)/ 106، 107
پریچهر/ 83
پریمان/ 167
پزورکوییچ/ 17
پسیان، حیدر قلی/ 519
پسیان، علیقلی خان/ 433
پسیان، محمد باقر خان/ 90
پسیان، محمد تقی خان/ 87، 90، 91، 92، 98، 99، 103، 108، 110، 111، 115، 118، 121، 123، 133، 145، 147، 150، 151، 156، 157، 158، 159، 160، 163، 166، 184، 185، 187، 188، 189، 191، 208، 210، 249، 261، 264، 267، 274، 276، 279، 284، 285، 286، 289، 291، 292، 293، 294، 295، 296، 297، 302، 303، 304، 308، 311، 312، 319، 320، 322، 324، 325، 327، 336، 344، 349، 350، 351، 353، 354، 355، 358، 359، 365، 372، 373، 375، 380، 385، 386، 446، 475، 485، 503
پسی خان/ 245، 376
پشتکوه/ 568
پشته/ 465
پشدری/ 514
پشدری، بابکر سلیم آقا/ 514
پطرزبورگ/ 39، 54، 81، 316، 548
پطرس/ 475، 476
پطروسیان، نوشاوان/ 291
پطروسیان، هارطون/ 291
پطروفسک/ 254
پطروفسکی/ 329
پطروگراک/ 346
پل خاتون/ 28، 38، 39، 214، 242، 414
پل، الکساندر/ 346
پلیس/ 2، 43، 62، 78، 511، 546
پلیس اونیفرمه/ 6، 103، 153
پلیس جنوب/ 17، 24، 40، 58، 59، 65، 89، 90، 96، 98، 146، 149، 173، 174، 175، 195، 223، 224، 234، 273، 275، 279، 286، 301، 327، 330، 344، 360، 364، 370، 380، 389، 396، 402، 411، 414، 431، 432، 455، 456، 457، 441، 465، 470، 471، 585، 597
پنجاب/ 417
پورت/ 14
پورداوود، ابراهیم/ 6، 535
پولادین، محمود/ 98، 107، 523
پولیاکف/ 86
پولیمت/ 481
پونتالیه/ 14
پونل/ 390
پهلوی (خیابان)/ 288
پهلوی/ 17، 35، 61، 68، 77، 83، 132، 175، 198، 215، 287، 527، 557
پهلوی دوم/ 513
پهلوی، شمس/ 118، 478
پهلوی، شهناز/ 500
پهلوی، فرح/ 77
پهلوی، محمد رضا/ 31، 107، 209، 226، 417، 478، 500، 513
پیر/ 587
پیرانشهر/ 493
پیربازاری، علی محمد/ 310
پیرنیا، حسن / 512، 564، 575، 579، 580
پیرنیا، حسین/ 455
پیرنیا، میرزا ابو الحسن خان/ 12، 36، 132
پیشکند/ 184
پیله بازار/ 376، 419
پیلوار/ 88
پیلونیس (کاپیتان)/ 45
ت
تابین/ 565
تاتیانا/ 83
تاج محمد خان/ 346، 347، 385
تاجرباشی، مشهدی عبد اللّه/ 401
تاری قلعه/ 227
تازه بهار (روزنامه)/ 96، 98، 129
تازهشهر/ 416، 583
تاشکند/ 170، 212، 254، 286، 489، 544، 547، 579، 585
تامارا، کشتی/ 298، 330
تامسون/ 450
تایمز (روزنامه)/ 22، 77، 94، 108، 218، 223، 224، 269، 368، 380، 402، 416، 417، 567، 568
تب نوبه/ 312، 473
تبریز (روزنامه)/ 572
تبریز/ 8، 25، 27، 29، 39، 48، 52، 66، 83، 86، 90، 93، 135، 146، 152، 158، 164، 198، 207، 209، 217، 224، 225، 226، 230، 246، 247، 282، 287، 316، 323، 325، 332، 335، 339، 352، 356، 361، 363، 368، 369، 376، 380، 382، 383، 385، 391، 404، 405، 409، 426، 433، 434، 440، 446، 450، 451، 454، 455، 456، 468، 479، 492، 493، 495، 496، 501، 508، 509، 511، 513، 515، 521، 522، 525، 526، 527، 528، 529، 530، 531، 536، 538، 539، 540، 541، 542، 544، 548، 551، 559، 563، 566، 572، 573، 574، 575، 576، 579، 594، 596، 600
تبریزی، فاطمه بیگم خانم/ 461
تبریزی، فتحعلی آقا/ 23
تبریزی، میرزا باقر خان/ 316
تبریزی، میرزا حسن / 323
تپه نادری/ 344
تجارت خانه حسینی/ 151
تجارت خانه لیانازوف/ 74
تجدد، مصطفی/ 588
تجدّد، محمد رضا/ 552
تجریش/ 269، 512، 552
تجن (رود خانه)/ 97
تخت قاپو (ایل)/ 330
تخته پولاد/ 107
تدور، کلنل/ 396
تدین، سید محمد/ 49، 215، 276
ترا خان/ 571
تراکمه/ 7، 117، 308، 458، 522
تربت/ 308
تربتجام/ 83، 285، 290، 292، 293، 295، 296، 309، 320
تربتحیدریه/ 74، 75، 76، 81، 129، 170، 175، 230، 242، 243، 303، 312، 313، 318، 320، 339، 349، 363
تربیت، محمد علی/ 526
ترجمان السلطان/ 409
تر خانی/ 332
ترشیز/ 123، 246
ترک/ 324، 473، 476
ترکستان/ 7، 39، 97، 150، 166، 193، 283، 286، 311، 319، 396، 418، 450، 523، 542، 547، 549، 579
ترکستان شوروی/ 311
ترکمان/ 449
ترکمان یموت/ 169
ترکمان، یار علی/ 281
ترکمن/ 4، 9، 32، 165، 227، 285، 416
ترکمنستان/ 98، 158، 382
ترکیه/ 33، 39، 135، 272، 343، 369، 382، 409، 509، 557، 591، 596
تروتسکی، لئون/ 248، 271، 272
تروتسکیستها/ 85
تروتسکیسم/ 85، 272
ترور، ا. پی/ 90
ترول/ 401
تریبون ژویو/ 99
تریور (کلنل)/ 111، 137
تسوج/ 116، 332، 419، 423، 425، 436، 446، 583
تفرشی/ 346
تفرشی، محمد علی خان/ 552
تفلیس/ 3، 17، 25، 39، 84، 85، 161، 239، 254، 257، 258، 346، 369، 409، 474، 488، 501، 520، 556، 561، 576، 577، 581، 594، 601
تقوی، سید نصر اللّه/ 52
تقیزاده/ 33
تقیزاده، سید حسن / 83، 175، 209
تکاب/ 479
تکه/ 9
تکو/ 229
تکورلو/ 470
تلخآباد/ 573
تنکابن/ 215، 274، 287، 337، 420، 426
تنکابنی، میرزا احمد خان/ 343
تنکابنی، فرج اللّه/ 215
تنکابنی، محمد ولی خان/ 5، 175، 426
تنکابنی، میرزا طاهر/ 77، 214، 215
تنگستانی، محمد باقر/ 206
تو (کاپیتان)/ 233
توپ خانه (میدان)/ 62، 105، 120، 179، 535
تورغود بیگ، عاصم/ 487
توسن (مادام)/ 371
توسن، فرانز/ 122
توکیو/ 14
تولا (کشتی)/ 290
تولمی، سید محمد/ 390
تولیت، حاج حسین آقا/ 292
تولیه، حاجی قائممقام/ 269، 294، 295، 320
تومانیانس/ 512، 513، 527
تومانیانس، لیون/ 29
تومانیانس، هارتون/ 29، 31
تومانیانس، وارطان/ 418
تون/ 571، 572
تونیانس/ 31
تویسرکان/ 169، 250، 358
تویسرکانی، حاج مهدی/ 151
تهذیب (روزنامه)/ 307، 308
تهران/ 2، 3، 4، 7، 8، 9، 10، 11، 14، 19، 22، 24، 26، 27، 29، 30، 31، 36، 37، 39، 40، 43، 44، 45، 46، 47، 48، 49، 51، 53، 54، 56، 57، 60، 61، 63، 64، 67، 70، 73، 77، 78، 79، 80، 81، 88، 89، 93، 94، 97، 98، 103، 106، 107، 109، 111، 114، 121، 122، 124، 128، 129، 132، 134، 136، 138، 139، 140، 144، 145، 148، 150، 151، 152، 157، 158، 159، 160، 161، 163، 165، 166، 169، 170، 173، 174، 175، 178، 179، 180، 185، 192، 193، 194، 195، 196، 197، 198، 200، 201، 204، 209، 210، 213، 215، 218، 219، 221، 222، 225، 226، 227، 233، 235، 237، 240، 246، 247، 249، 264، 267، 269، 271، 272، 276، 282، 287، 288، 289، 294، 297، 298، 299، 303، 305، 308، 312، 315، 316، 317، 318، 320، 321، 322، 324، 326، 331، 333، 335، 336، 339، 340، 346، 350، 351، 353، 355، 357، 358، 360، 361، 362، 366، 367، 370، 373، 374، 380، 381، 385، 386، 387، 393، 394، 396، 397، 398، 400، 401، 409، 415، 419، 453، 455، 456، 465، 467، 474، 478، 479،
480، 482، 487، 489، 496؛ 497، 499، 500، 502، 503، 508، 516، 517، 518، 519، 524، 525، 527، 529، 531، 532، 534، 535، 536، 544، 545، 548، 550، 553، 563، 570، 572، 578، 584، 585، 600، 601، 602، 605
تهرانیزاده، شیخ احمد/ 401
تهرانی، چالهمیدانی، میرزا محمد خان/ 222
تهرانی، حاج عباس قلی تاجر/ 480
تهرانی، حاج قاسم/ 213
تهرانی، شیخ محمد علی/ 222
تهرانیان، شیخ محمد کاظم/ 401، 591
تیفوئید/ 415، 473
تیفوس/ 542
تیگران/ 27، 102، 239
تیمور/ 470، 484
تیمورتاش، عبد الحسین/ 10، 19، 63، 80، 81، 83، 115، 298، 310، 375، 418، 511، 513
تیمور خان/ 508
تیموری/ 91، 294، 304، 318، 320، 437
تیموری، براتعلی خان/ 374
تیوماندی، مونتاگری شایر/ 193
ث
ثابتین/ 435
ثقة الاسلام/ 324
ثقة الاسلامزاده، میرزا مهدی/ 409
ثقة الملک/ 231، 232، 341
ثقفی، فتحعلی خان/ 16
ج
جاجرود/ 396، 397
جاظلی/ 89
جاف/ 331
جامی/ 535
جان محمد خان/ 134
جاناتان/ 55
جاوید ماهوری/ 500
جاوید، سلام اللّه/ 596
جاوید اللّه/ 500
جایه/ 397
جایه رود/ 397
جبیل/ 265
جدّه/ 238، 265، 266
جدگینس (کاپیتان)/ 106
جرج/ 75
جرج پنجم/ 14
جرج، لوید/ 14، 94
جردن، ساموئل/ 198
جزیره هنگام/ 199، 200، 205
جزیره هاوایی/ 308
جزیره هرمز/ 471
جعفر آقا/ 64
جعفر بای/ 9، 202
جعفرآباد/ 91، 110، 347، 348، 350
جعفر بیگ/ 556
جعفر خان (سلطان)/ 319
جعفرزاده/ 400، 401
جعفرزاده، علی اصغر/ 151
جعفر قلی خان/ 298
جغتای/ 81
جفرسون، توماس/ 288
جکسون (دکتر)/ 305
جلال شاه/ 76
جلال الدوله (شاهزاده)/ 107، 148، 198
جلال السلطنه/ 148
جلال الملک (شاهزاده)/ 221
جلال الممالک/ 400
جلفا/ 86، 135، 174، 223، 332، 509، 540، 544، 549، 563، 565، 566، 600، 602
جلوه، میرزا ابو الحسن / 215
جلیلآباد (خیابان)/ 453
جلیل الدوله/ 26
جلیل الملک/ 214
جم، محمود/ 12، 77، 580
جمال/ 10
جمال سیاه/ 390
جمال الدین، میرزا محمد/ 147
جمشیدی/ 437، 448
جمشیدیان/ 132
جمعهبازار/ 376
جمعیت شیر و خورشید/ 570
جمعیت ملیوّن خراسان/ 325
جمهوری (خیابان)/ 288
جمهوری آذربایجان/ 70، 88، 92، 93، 97، 101، 110، 121، 135، 509
جمهوری خلق بلغارستان/ 135
جمهوری رضا خان/ 36
جمهوری شوروی/ 454، 542، 565، 590
جمهوری گیلان/ 48، 60
جمهوریخواهی/ 19، 519
جمیل بیگ/ 468، 469
جنبش جنگل/ 122، 575
جنبش گیلان/ 48، 60
جنبش میرزا کوچک خان/ 513
جنت (روزنامه)/ 282
جنتآباد/ 285
جنگ بوئر/ 193
جنگ بین المللی/ 111
جنگ جهانی اول/ 5، 14، 59، 63، 66، 91، 94، 95، 144، 146، 149، 154، 155، 193، 206، 208، 209، 215، 225، 243، 261، 265، 284، 293، 299، 317، 324، 353، 365، 367، 400، 457، 511، 575، 601
جنگ جهانی دوم/ 61، 158
جنگ نیکویه/ 68
جنگی، اسماعیل/ 229، 328، 384، 411
جواد/ 10
جوانرود/ 331، 332
جواهری، مشهدی حسین/ 400، 401
جوبین/ 101، 102، 353
جوزی خان/ 568
جومثقالی، مشهدی علی شاه/ 328
جوین/ 81
جوینی، 535
جهان خانم/ 545
جهانبانی، امان اللّه/ 501، 502، 508، 511، 523، 572، 585، 601
جهانبانی، خسرو/ 502
جهانبانی، مسعود/ 502
جهانشاه خان/ 54
جهانشاهی، میرزا شفیع/ 52
جهرم/ 77
جی، اردشیر/ 73
جیحون/ 397
جیرستان/ 191
چ
چارکوفسکی/ 17
چالهمیدان/ 533
چپ من (کاپیتان)/ 89
چراغبرق (خیابان)/ 165، 305، 318
چراغ گاز (میدان)/ 535
چراغچی، حسین خان/ 305
چرتوزوبوف/ 17
چرچیل، آلفرد فرانسیس/ 27
چرچیل، جرج/ 262، 353
چرچیل، جرج پرسی/ 25، 27
چرچیل، سیدنی جان الکساندر/ 27
چرچیل، وینستون/ 118
چرماک/ 291
چقا نرگس/ 202، 209، 233
چقول آقل/ 188
چکسلواکی/ 33، 155، 158، 364، 365، 539، 596
چلیپانلو/ 469
چمنی، سید جلال/ 390، 415، 568
چناران/ 353
چنگیز/ 222
چهار برجک/ 469
چهار فریضه/ 567، 568
چهاردولی، عبد اللّه خان/ 45، 87، 92
چهارراه مخبر الدوله/ 204
چهارمحال بختیاری/ 31، 268
چهرهنما (روزنامه)/ 238
چهریق/ 64، 281، 583
چهلستون/ 134، 145
چیچرین/ 86، 215، 218، 331، 333، 354، 420، 596
چیک، هربرت جرج/ 342، 348، 357، 402
چین/ 140، 148، 155، 193، 211
ح
حائری یزدی/ 68، 517
حائری، شیخ محمد/ 125، 223
حائری، شیخ محمد حسین/ 235
حائریزاده/ 171، 524
حائری، شیخ حسین/ 224
حاج ابراهیم خلیل/ 48
حاج ابو القاسم/ 400
حاج آقا نور اللّه/ 268، 443
حاج حسین آقا/ 269، 290، 291، 370، 427
حاج رحیم آقا/ 409
حاج شیخ نور اللّه/ 366
حاج عبد الحسین خان/ 294
حاج علی ترک/ 400
حاج علی کند/ 554
حاج ملا عباس قلی آقا/ 247
حاج میرزا محمد خان/ 407
حاج همت علی/ 400
حاجی ابو القاسم/ 400
حاجی احمد/ 488
حاجی احمد خان/ 259
حاجی آقا جمال الدین/ 565
حاجی آقا حریرفروش/ 583
حاجی حسن / 400، 573
حاجی سید نصر اللّه/ 48
حاجی سیف/ 551
حاجی شعبانعلی/ 574، 579
حاجی طر خان/ 21، 29، 39، 88، 254، 316
حاجی محمد باقر تاجر بهبهانی/ 34
حاجی محمد جعفر/ 259
حاجی مرتضی میرزا/ 161
حاجی مهدی خان/ 246
حاجی میرزا سید/ 294
حاذق الدوله/ 121
حاذقی، میرزا زین العابدین/ 592
حبیب اللّه خان/ 164، 541، 551، 560
حجاز/ 155، 265، 266، 517
حداد/ 514
حرآبادی، محمد خان/ 541
حراجچی، حاج علی آقا/ 401
حزب اجتماعیون/ 209، 572
حزب استقلال/ 171
حزب اعتدالیون/ 209
حزب ایران نو/ 83
حزب دموکرات/ 487
حزب سوسیالدموکرات روسیه/ 605
حزب عدالت/ 596
حزب قانون اساسی/ 77، 170
حزب کمونیست/ 605
حزب کمونیست ایرانیان/ 495، 596
حزب کمونیست شوروی/ 420
حزب ملی حجاز/ 266
حزب ملیون خراسان/ 325، 400، 402
حسابی، سید عبد الحسین/ 392
حسن / 10
حسن آباد/ 571
حسن بک/ 470
حسن خان/ 551
حسن وند/ 395
حسن آقامنگور/ 493، 573، 583
حسن خان (دکتر)/ 103، 269
حسن زاده درهجزی/ 392
حسین/ 107
حسینآباد/ 232
حسینآقا تاجر/ 356
حسینآقا تبریزی/ 572
حسینآقا میرپنج/ 415
حسیناوف/ 333، 341
حسین بک/ 470
حسین قلی/ 416، 417، 420
حسینعلی خان سالار/ 444
حسینقلی خان/ 268، 551
حسینقلی میرزا/ 420
حسینی خامنهای، سید حسین/ 324
حشمت (دکتر)/ 81، 142، 313، 328
حشمت الدوله/ 206
حشمت الممالک/ 77
حصبه/ 257، 405، 549
حصن الدوله (سرهنگ)/ 407
حضرت رضا/ 359
حضرت علی (علیه السلام)/ 183، 185
حضرت مسیح/ 111
حقیقت (روزنامه)/ 527، 530، 537، 539، 541
حکمت، علی اصغر/ 77
حکمت، نظام الدین/ 35
حکیم اعظم/ 26، 204، 548
حکیم الدوله/ 257، 234، 288
حکیم الملک/ 39، 61، 212، 441، 511، 518، 519، 555، 567، 596، 601
حکیمی/ 217
حلاج (روزنامه)/ 222، 231
حلاج، حسن / 205، 206، 222، 267
حلب/ 512
حلّه/ 532
حمام پونل/ 390
حمرین/ 507
حمزه آقا/ 548
حمزهآباد/ 521
حمزه خان (ژنرال)/ 290
حمزهلو/ 288
حمید/ 335
حنانلو/ 470
حیات داوودی، حیدر خان/ 364، 365
حیدرآباد/ 92، 242
حیدرانلو/ 470
حیدر خان/ 357
حیدر قلی خان/ 69، 174
حیفا/ 73، 434، 435
خ
خاچین/ 68
خازن الملک/ 83، 88
خاش/ 583
خاشچاب/ 329، 418
خاطر/ 401
خاکپور، دکتر گوهر/ 318
خاکستر/ 596
خالد بیک/ 470
خالصی، شیخ محمد مهدی/ 517، 560
خالصیزاده، شیخ محمد/ 517
خالو قربان/ 142، 147، 154، 162، 166، 207، 212، 215، 227، 245، 251، 274، 328، 351، 364، 445، 453، 499، 540، 541، 544
خالو قربان کلهر/- خالو قربان
خالو کریم/ 464
خامنه/ 323، 332 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 649 خ ..... ص : 648
مهای، حاج عبد الحمید تاجر/ 323
خان بهادر/ 76
خان دیزج/ 464
خان یموت اسکی/ 420
خانقین/ 83، 93، 133
خانهبر/ 377
خانیآباد/ 535
خاورمیانه/ 73
خاوه/ 395
خاوین/ 469، 483، 489
خبیر الصنایع، میرزا مهدی خان/ 159
خدابخش/ 237
خداوردی خان/ 58، 76، 84، 103، 108، 110، 122، 126، 321، 544، 547
خدر/ 330
خراب ده/ 48
خرازی، سید حسین/ 400، 401
خراسان (روزنامه)/ 126، 136، 190، 227، 315، 316، 401، 415، 432
خراسان/ 5، 12، 25، 26، 27، 38، 43، 44، 46، 76، 83، 84، 87، 88، 90، 91، 92، 97، 98، 99، 108، 111، 114، 115، 121، 123، 129، 137، 150، 151، 158، 159، 160، 163، 166، 169، 170، 171، 183، 185، 187، 188، 189، 193، 200، 202، 209، 213، 221، 227، 228، 242، 246، 253، 259، 264، 267، 268، 269، 273، 274، 283، 286، 291، 292، 293، 296، 297، 298، 299، 302، 304، 306، 309، 316، 318، 319، 326، 330، 331، 333، 344، 352، 353، 354، 355، 356، 357، 369، 371، 372، 373، 375، 380، 388، 392، 397، 400، 401، 402، 410، 412، 415، 419، 426، 428، 429، 443، 449، 454، 467، 479، 480، 484، 485، 496، 503، 532، 534، 542، 547، 553، 562، 572، 590، 596
خراسانی، عبد القدیر/- آزاد، عبد القدیر
خراسانی، عبد الکریم/ 213
خراسانی، میرزا محمد/ 213
خرخره/ 332
خرمآباد/ 238
خرمشهر/ 42، 79، 185، 242، 261، 291، 348، 396، 443، 451، 511
خزاعی، حسین/ 393، 396، 400، 402، 415، 445، 475، 476، 570
خزانه، میرزا حسین خان/ 41
خسرو خان/ 31، 328
خطیبزاده/ 206
خلخال/ 44، 142، 347، 405، 575
خلخالی، حاجی شعبانعلی/ 580
خلخالی، سید عبد الرحیم/ 43، 44
خلعتبری، ارسلان/ 198
خلعتبری، عبد الرضا/ 375
خلعتبری، میرزا نصر اللّه خان/ 35
خلق (هفتهنامه)/ 349
خلیج استرآباد/ 38
خلیجفارس/ 36، 76، 91، 95، 100، 122، 132، 146، 186، 200، 206، 232، 234، 242، 244، 258، 263، 265، 266، 274، 305، 306، 364، 365
خلیلآباد/ 123
خلیل میرزا/ 330
خلیلی (طایفه)/ 285
خلیلی، عباس/ 588
خمسه/ 214، 249، 395، 479
خمین/ 148، 288
خواجه نفس/ 207، 248
خواجه نوریان، ابو تراب/ 164
خواجه، عزیز خان/ 33
خواجهلو/ 436، 446
خوار/ 205، 427، 590
خوارزم/ 118
خواف/ 174، 175، 312، 410
خوانسار/ 89، 169، 213، 288
خور/ 429
خورشید سرخ/ 570
خوزستان/ 34، 39، 46، 79، 111، 137، 169، 242، 243، 258، 298، 306، 329، 348، 396، 397، 402، 403، 448، 485، 493، 500، 582
خوشتاریا/ 189، 223، 271، 309، 410، 416، 426، 427، 430، 435، 436، 438، 461، 575
خوی/ 135، 282، 405، 419، 423، 437، 440، 464، 468، 470، 476، 484، 488، 508، 509، 560
خیابانی، شیخ محمد/ 93، 323، 324، 572
خیاط، سید مهدی/ 401
خیام (خیابان)/ 535
خیبر خاقان/ 87
خیرآباد/ 318
خیوه/ 117، 118
د
داداش/ 148، 286
داداش بیگ/ 5
دادگر، حسین/ 19
دارا، عبد اللّه میرزا/ 189
داراب میرزا/ 103
دار الخلافه (خیابان)/ 305
دار الفنون/ 14، 24، 35، 49، 77، 83، 85، 93، 149، 171، 204، 225، 238، 287، 317، 318، 456، 552، 578
دارسی/ 189، 469
دارکلا/ 294
داشناک/ 146، 368، 381، 385، 547، 548
داشناکسیون/ 291، 369، 408، 450، 513
داغداغآباد/ 153، 230
داغستان/ 323
دالبندی/ 546
دالکی/ 173، 176
دامغان/ 23، 47، 55، 169، 196، 236، 379، 429
دانش (مجله)/ 61
دانش/ 525
دانش، احمد/ 103
دانش، حسین/ 62، 63
دانش، محمد/ 99
دانشگاه جان هاپکینز/ 473
دانشگاه سنسیر/ 560
دانشگاه مکگیل/ 324
داور، علی اکبر/ 19، 44، 52، 198، 215
داویسون/ 133
دبا (روزنامه)/ 88
دبوا/ 43، 45، 129، 190، 221، 264، 271، 273، 276، 279، 280، 383، 400، 401
دبیر حضور/ 88
دبیر اعظم/ 551، 564
دبیر الحکما/ 587
دبیر الوزاره/ 330، 341، 508، 509، 553، 554
دجله (رود خانه)/ 117
درامی، آقا جان/ 377
دربند/ 449
دربندی/ 150
دربی شایر/ 14
درخشان، احمد/ 20
درگاهی، محمد/ 8، 27
درگز/ 49، 104، 158، 170، 382، 596
درهجز/ 49، 76، 84، 104، 114، 115، 117، 134، 160، 167، 168، 176، 188، 191، 207، 211، 217، 223، 229، 231، 232، 254، 264، 309، 366، 380، 381، 382، 385، 386، 423، 424، 449، 450، 451، 458، 522، 558
دره شوری/ 301
دروازه دولت/ 101
دروازه شمیران/ 6
دروازه غار/ 535
دروازه قزوین/ 195
درونگر/ 103، 110، 449
درویش/ 285
درویش، سعد اللّه خان/ 313
دریابیگی/ 99، 232
دریاچه ارومیه/ 159، 331، 476، 479، 507، 513، 542، 557
دریاچه بختگان/ 146
دریاچه محمود چاله/ 110
دریای خزر/ 41، 42، 70، 185، 219، 251، 337، 392، 423، 544، 547، 590
دریای سیاه/ 135
دزاشیب/ 6
دزداب/ 217، 233، 234، 353، 354، 404، 422، 469، 546، 563، 564، 583، 592، 593
دزفول/ 31، 205
دستغیب، سید محمد باقر/ 342
دسته منصور/ 15، 26
دشت ارژن/ 409
دشت بیل/ 493
دشت قیر/ 364
دشت کویر/ 429
دشت مغان/ 110، 146
دشتی، علی/ 267، 552، 577، 588
دشمن زیاری/ 500
دعوتی، علی/ 461
دغهگاتو (روزنامه)/ 450
دلاغروه/ 156
دلکرا/ 581
دلیجان/ 566
دمانتوویچ (کلنل)/ 17
دماوند/ 37، 89، 333، 337
دمرله/ 328، 384
دمشق/ 329
دموکرات/ 35، 73، 74، 85، 149، 209، 213، 215، 269، 293، 324، 438، 457، 460، 480، 495، 507، 512، 514، 540
دوایت/ 198
دوجی/ 90
دورسون/ 436، 446
دوره قاجاریه/ 404
دوستدار، احسان اللّه خان/ 142، 327، 488
دوشانتپه (خیابان)/ 62
دوشنبهبازار/ 252، 368، 369
دوکل/ 102
دول/ 93
دولتآباد/ 137، 242، 323، 331، 340، 344، 543، 566
دولتآبادی، حاج میرزا یحیی/ 144
دولتآبادی، حاج میرزا هادی/ 118
دولتآبادی، صدیقه/ 117، 118
دولوی، محمد باقر/ 139
دوویس/ 216
ده خارقان/ 332
دهبکری/ 330، 554، 583
دهخدا، میرزا علی اکبر خان/ 13، 102، 535
دهخوارقان/ 67
دهدشتی، حاج محمد علی/ 34
دهشتانی، حسن
دهقان/ 400
دهکرد/ 370، 371
دهلران/ 107، 463
دی یرینگ/ 410، 430، 460، 461
دیاربکر/ 382
دیبا، سید المحققین/ 526
دیزلی، محمود خان/ 587
دیزمار/ 566
دیکسن، ویلیام (ژنرال)/ 23، 192
دیکسن، پیرسن/ 157
دیکی، براس/ 398
دیلمان/ 337
دیلمقان/ 280
دیلی اکسپرس (روزنامه)/ 261
دیلی تلگراف/ 77
دیمان/ 156
دینشاه/ 219، 544
دین محمد قلی خان/ 191
دیوان دره/ 389
دیوان رضایی، حسن / 328، 384
دیوسالار، میرزا علی/ 67
دیوشل/ 337
دیویزیون/ 407
دیویزیون قزاق/ 11، 16، 18، 19، 27، 29، 47، 55، 69، 70، 74، 84، 101، 116، 121، 126، 129، 130، 132، 158، 210، 235، 240، 289، 422، 446، 502
یکسن، پیرسن/ 157
ذ
ذات الجنب/ 217
ذات الریه/ 217
ذکاء الدوله/ 107، 451
ذکاء الملک فروغی/ 5، 33، 48، 316، 548
ر
رئیس التجار/ 103، 189، 526
رئیس المشرکین/ 435
رائین، اسماعیل/ 375
راپیدیان، اوکرهای/ 291
راجرز/ 352
راجرز، سیدنی/ 315
رادکلیف/ 29
رازی، ابو الفتح/ 535
راستونویچ/ 45
راسکر، الکساندر/ 200
راکفلر/ 386، 393، 394
راکفلر، جان دیوسین/- راکفلر
راکفلر، نلسون/ 394
راگادر/ 429
رامسر/ 337
رامن هف/ 456
راه نجات (روزنامه)/ 293
رتیوا/ 481
رحمان قلی/ 104
رحیم خان/ 156
رحیمیان، غلامحسین/ 171
رخزادی/ 332
رخلر/ 332
رزاز، محمد حسین/ 206
رزمآرا/ 171
رزمآرا، علی/ 21
رزن/ 180، 497
رستاخیز ایران (روزنامه)/ 83
رستگار (روزنامه)/ 282
رستم/ 500
رشت/ 27، 29، 68، 78، 86، 88، 97، 98، 102، 136، 141، 142، 147، 158، 170، 183، 194، 207، 218، 227، 230، 237، 249، 252، 259، 313، 328، 364، 368، 369، 372، 376، 377، 378، 385، 411، 414، 415، 419، 432، 438، 442، 445، 446، 449،
454، 456، 469، 474، 483، 487، 488، 489، 499، 512، 516، 520، 534، 543، 545، 550، 563، 574، 583، 602
رشتی، آقا میرزا هاشم/ 222
رشید بیگ، احمد/ 304
رشید خان/ 331
رشید رضا/ 575
رشیدیان، حبیب اللّه/ 73
رضائیه/ 479
رضا بیک، موسی/ 46
رضا خان (سرگرد)/ 147
رضا خان (کلنل)/ 218
رضا خان/ 1، 2، 3، 5، 8، 16، 17، 18، 19، 27، 29، 33، 38، 40، 47، 55، 61، 63، 73، 76، 78، 83، 122، 126، 129، 130، 131، 132، 137، 143، 144، 168، 171، 174، 176، 178، 179، 180، 184، 185، 202، 208، 215، 236، 240، 242، 253، 287، 293، 298، 300، 315، 316، 323، 335، 338، 343، 351، 355، 363، 364، 365، 366، 367، 368، 369، 376، 383، 385، 387، 390، 400، 401، 404، 405، 407، 410، 412، 414، 415، 417، 418، 421، 425، 430، 443، 444، 446، 447، 447، 449، 450، 453، 454، 455، 468، 477، 478، 499، 500، 502، 504، 510، 511، 512، 515، 516، 519، 524، 531، 542، 551، 552، 554، 557، 559، 560، 561، 562، 568، 571، 572، 576، 579، 582، 584، 585، 589، 592، 597، 598، 601، 604، 605
رضا خان شصتتیر/ 5
رضازاده شفق، صادق/ 323، 324
رضا شاه/ 5، 6، 10، 12، 19، 24، 31، 33، 39، 64، 65، 73، 74، 77، 83، 90، 101، 104، 107، 118، 121، 123، 144، 215، 219، 317، 335، 375، 401، 463، 478، 500، 508، 513، 552، 572
رضا قلی/ 230
رضا قلی خان/ 321، 459
رضوانی، امیر/ 588
رضی/ 348
رعد (روزنامه)/ 8، 102، 107، 127، 267، 269
رفعت الدوله/ 400
رفیع الملک/ 423
رفیع الملک/ 424
رفیع خان (سلطان)/ 135
رفیعزاده، محمود/ 453
رفیق کلانتراف/ 310
رکن الدوله/ 48
رکن الدین خان/ 78
رکن الدین، ماژور/ 385
رکن الملک/ 212
رکن الوزاره/ 20، 21، 41، 42
رم/ 54، 449، 475
رنگینک، ر. پ. ل/ 316
رنیم (کشتی)/ 443
رواندوز/ 514
روبینر/ 460
روتشتین، تئودور/ 87، 97، 103، 105، 121، 127، 129، 131، 133، 142، 145، 146، 150، 174، 189، 204، 230، 240، 254، 280، 282، 290، 293، 300، 310، 313، 323، 354، 362، 390، 427، 434، 436، 565، 579، 605
روتنگن/ 44
روح اللّه خان (سلطان)/ 96، 98
رود ارس/ 162، 225، 226، 566
رودبار/ 102، 251
رود خانه قرهسو/ 348
رودسر/ 328، 337
روز (کشتی)/ 302، 591
روس/ 20، 25، 28، 39، 46، 51، 122، 145، 152، 154، 156، 159، 161، 168، 173، 175، 188، 190، 192، 200، 204، 207، 214، 215، 223، 228، 241، 248، 254، 259، 264، 271، 293، 297، 302، 308، 316، 319، 323، 328، 329، 347، 376، 427، 514، 518، 519، 529، 531، 533، 534، 544، 555، 561، 566، 569، 575، 576، 585، 590، 594، 600، 603
روسی خان/ 85
روسیه/ 5، 16، 17، 19، 20، 26، 27، 29، 37، 38، 41، 54، 57، 69، 76، 77، 83، 84، 85، 86، 88، 89، 91، 97، 98، 103، 109، 110، 114، 119، 121، 127، 135، 136، 143، 150، 151، 154، 156، 158، 161، 167، 170، 172، 173، 177، 181، 182، 189، 190، 194، 199، 200، 202، 204، 209، 210، 211، 212، 215، 217، 218، 219، 222، 225، 226، 227، 229، 230، 232، 236، 239، 240، 241، 244، 246، 248، 250، 251، 252، 254، 259، 261، 262، 264، 270، 271، 272، 280، 281، 283، 285، 286، 288، 290، 293، 297، 299، 300، 302، 305، 308، 309، 315، 316، 319، 320، 324، 329، 331، 333، 335، 339، 340، 341، 347، 354، 357، 358، 362، 368، 369، 372، 374، 379، 380، 381، 382، 396، 397، 411، 415، 418، 419، 420، 421، 423، 424، 428، 438، 443، 444، 445، 448، 450، 452، 453، 454، 458، 460، 463، 465، 469، 475، 481، 482، 483، 487، 489، 492، 503، 512، 514، 515، 516، 518، 520، 523، 524، 527، 529، 531، 532، 533، 534، 535، 536، 542، 543، 544، 545، 547، 548، 550، 551، 552، 555، 561، 565، 566، 569، 570، 571، 572، 574، 576، 582، 585، 587، 590، 593، 595، 596، 601، 605
روشر/ 86
روشنایی (مجله)/ 176
روگاتچف، بوریس/ 145، 150، 167
رومانی/ 155، 596
رویال داچشل (کمپانی)/ 461
رویتر (خبرگزاری)/ 94، 263، 327، 328
رویتر، ژولیوس/ 43، 44
رهبر، میرزا اسحق/ 343، 358، 443، 495، 547، 548
رهنما (روزنامه)/ 79
رهنما، زین العابدین/ 552، 588
رهنما، عبد الرحیم/ 453
رهنما، علی محمد/ 453
ری/ 429
ریاضی، علی/ 21، 134
ریاضی، میرزا علی خان/ 407
ریحان، یحیی/ 79، 102، 112، 239
ریدل (کلنل)/ 76
ریگ شوری/ 492
ریل (ماژور)/ 342
ریلسکی، استیفان/ 467
ریوش/ 123
ز
زابل/ 86، 194
زاخائو، ادوارد/ 534
زاهدان/ 217، 303، 564، 583
زاهدی/ 12، 171
زاهدی، اردشیر/ 500
زاهدی، فضل اللّه/ 500
زایتونگ، دویچ اگلماین/ 174
زبان زنان (روزنامه)/ 117، 118
زبردست خان/ 76، 77، 84، 133، 134، 147، 150، 156، 158، 159، 161، 165، 167، 170، 176، 184، 199، 204، 210، 211، 217، 245، 254، 259، 264، 286، 411، 547، 558
زرآب/ 88
زرتشتیان/ 132، 148، 219، 453، 523، 544
زرزا/ 493، 548، 583
زرگنده/ 316، 550
زرند/ 31، 70
زرین/ 330
زرینه رود/ 356
زعفرانلو (ایل)/ 91، 364
زعفرانلو، ابراهیم خان/ 347
زلاند جدید/ 155
زمان خان/ 16
زمر/ 66، 81، 121، 159، 181، 379
زنبور (مجله)/ 177
زنجان/ 4، 54، 68، 89، 164، 191، 213، 377، 395، 444، 477، 575
زنجانی، صدر الدین/ 206
زنگ زور/ 385، 387
زنگنه، علی اعظم/ 568
زوارزاده، اسد آقا/ 269، 292، 325، 400، 402
زوری/ 285
زوریخ/ 225
زین العابدین خان/ 224، 298، 318
زینر، رابین/ 317
ژ
ژاپن/ 155، 595، 596
ژاندارم/ 8، 17، 30، 62، 72، 84، 90، 91، 106، 107، 110، 114، 116، 117، 121، 135، 147، 164، 173، 176، 185، 236، 246، 256، 275، 285، 292، 293، 313، 316، 324، 330، 332، 346، 357، 359، 372، 381، 391، 405، 407، 419، 423، 425، 430، 433، 464، 468، 469، 489، 502، 523، 526، 528، 538، 594، 601
ژاندارمری/ 16، 17، 21، 28، 43، 45، 46، 53، 58، 59، 62، 63، 65، 69، 72، 73، 78، 91، 92، 96، 98، 115، 117، 118، 126، 130، 144، 150، 151، 156، 174، 175، 177، 185، 187، 205، 208، 210، 215، 217، 230، 268، 271، 274، 276، 279، 281، 285، 286، 287، 293، 297، 302، 304، 306، 308، 311، 312، 317، 318، 320، 322، 325، 326، 330، 337، 340، 342، 344، 346، 347، 350، 353، 355، 357، 359، 365، 366، 373، 375، 379، 385، 392، 394، 399، 402، 428، 444، 446، 447، 462، 464، 465، 488، 500، 501، 519، 536، 537، 538، 554، 560، 597
ژرژ ششم/ 226
ژرمی/ 175
ژنرال کووی/ 101
ژنو/ 379، 451، 457، 471، 576
ژوهانسبورگ/ 5
ژید، آندره/ 122
س
ساخلو/ 92، 172
سارجست/ 74، 80
سارجن دون/ 259
ساردوئیه/ 240
ساری/ 38، 41، 67، 68، 174، 304، 440، 473
ساری داش/ 502
سازان/ 590
سازمان هواپیمایی/ 595
ساسانی، خان ملک/ 63، 122، 247
ساعتساز/ 206
ساعد/ 171
ساعد، محمد/ 48، 77
ساعد، منوچهر/ 77
ساعد الدوله/ 240، 258
ساعد السلطنه/ 409
ساعد الملک/ 219، 372، 376، 523
ساعد الوزاره/ 3، 269، 328، 332
سالار ارفع/ 40، 45، 590
سالار اعتبار/ 593
سالار اعظم/ 5، 45
سالار امجد/ 99، 151
سالار حشمت/ 45، 87، 188
سالار خیبر بلوچ/ 279
سالار شجاع/ 319، 447، 568
سالار ظفر/ 445، 477، 551
سالار فاتح/ 21، 67، 68، 343
سالار لشگر/ 1، 206، 470
سالار مؤید/ 161
سالار محتشم/ 187، 462
سالار مظفر/ 87، 188، 427
سالار معظم افشار/ 437
سالار معظم، محمد علی خان/ 571
سالار مفخم/ 5
سالار مکرم/ 95، 508، 523
سالار منصور قزوینی/ 53، 343
سالار نظام/ 60، 344، 407، 446
سالار الدوله/ 299
سالار خان بلوچ/ 91، 319، 337، 340
سالدات/ 245، 414، 416
سالمون، اف. دبلیو/ 394
سالیسبوری (لرد)/ 14
سامانیان/ 222
سامرا/ 275
ساموئل، هربرت/ 435
ساموسی، دوریس/ 429
سانتر سایوز/ 246، 271، 391، 444، 448، 533، 603
سانتیاگو/ 14
ساندرز/ 167، 218، 499
سانفرانسیسکو/ 324
ساوجبلاغ/ 64، 102، 233، 246، 330، 355، 356، 383، 384، 389، 405، 410، 424، 461، 462، 473، 479، 493، 500، 506، 508، 521، 522، 525، 536، 541، 548، 553، 554، 573، 583
ساوجبلاغ مکری/- ساوجبلاغ
ساوه/ 3، 31، 69، 70، 146، 470
سایکس/ 595
سبزآباد/ 232، 342، 347
سبزوار/ 29، 81، 86، 217، 279، 286، 290، 357، 358، 366، 376، 396، 415، 437، 443
سبزواری، حاج غلامرضا/ 484
سبزواری، عبد القدیر/- آزاد، عبد القدیر
سبزواری، ملا هادی/ 170
سپانلو، منوچهر/ 3، 23، 96، 98
سپهدار/ 1، 14، 117
سپهدار اعظم/ 1، 5، 72، 118
سپهدار تنکابنی، محمد ولی خان/ 68، 128، 226، 268، 512
سپهدار رشتی، فتح اللّه/ 19، 226، 512
سپهر، احمد علی/ 25، 27
سپهسالار/ 68، 575
سپهسالار اعظم/ 143، 206، 210، 339، 418، 528، 533، 539
سپهسالار، محمد ولی خان تنکابنی/ 93
سپهسالار، نصر اللّه خان/ 548
سپید و سیاه (مجله)/ 102، 112
ستار خان/ 213، 324، 369، 488، 572
ستاره ایران (روزنامه)/ 267، 282، 360، 361، 369، 370، 424، 436، 532، 534، 535، 561
ستاره شرق (روزنامه)/ 561
ستاره صبح (روزنامه)/ 105
ستلکوف/ 85
سجادی، محمد (دکتر)/ 478
سدید السلطنه/ 88، 199
سدید الملک/ 416
سراب/ 246، 575، 596
سرابی، سید مصطفی/ 290، 400
سراوان/ 583
سرایی، میرزا مصطفی/ 401
سرباز خانه/ 554
سربخش/ 507
سرتیپ خان/ 582
سرتیپزاده/ 520، 526، 527، 538، 544، 551
سرتیپزاده، کاظم خان/ 565
سرحد/ 565
سرخابی، مشهدی علی اکبر خان/ 551
سرخس/ 38، 39، 97، 98، 123، 133، 137، 139، 150، 161، 169، 176، 202، 203، 221، 239، 270، 281، 285، 329، 388، 411، 414، 415، 419، 433، 448، 515، 542، 585
سرخس کهنه/ 15، 97، 169
سرخس ناصری/ 97، 176، 242، 243، 448، 515
سرخه رباط/ 275
سرخوش/ 285
سردار ارشد/ 419، 423، 425، 464، 475
سردار ارفع/ 79، 540
سردار اسعد بختیاری/ 31، 68، 175، 298
سردار اسعد دوم/ 31
سردار اسعد، جعفر قلی خان/- سردار اسعد بختیاری
سردار اسعد، علی قلی خان/ 31، 268، 298
سردار اشجع/ 30، 268
سردار اشرف/ 567
سردار اعتماد/ 6، 67
سردار اعظم/ 354
سردار اقدس/- شیخ خزعل
سردار اکرم، عبد اللّه خان/ 177
سردار امجد/ 568
سردار انتصار/ 430
سردار بهادر/ 298
سردار جنگ/ 30، 31
سردار حشمت/ 189
سردار رشید/ 331، 511
سردار رفعت/ 553، 554
سردار سابلین/ 146
سردار سپه/ 5، 8، 14، 16، 19، 35، 54، 62، 70، 73، 76، 83، 84، 101، 122، 126، 130، 132، 134، 142، 164، 171، 178، 180، 184، 195، 213، 214، 215، 295، 316، 355، 360، 363، 368، 398، 502، 503، 513، 517، 519، 531
سردار سعید/ 554
سردار شجاع/ 388
سردار صحیحی/ 392
سردار ظفر/ 30، 31، 40، 268، 440، 455، 551، 595، 596
سردار ظفر بختیاری/- سردار ظفر
سردار عبد العزیز خان/ 213
سردار عشایر/ 301، 332، 403، 475
سردار فاتح/ 30، 31، 136، 343، 454
سردار کوربخش هندی/ 76
سردار محتشم/ 30، 89، 336، 340، 454
سردار محی، عبد الحسین خان/ 259، 305، 488
سردار مخصوص/ 338
سردار مدحت جلایر/ 134
سردار معتضد/ 206
سردار معزز بجنوردی/ 74، 91، 110، 312، 320، 364، 459
سردار معظم خراسانی/- تیمورتاش، عبد الحسین
سردار مفخم/ 68، 212
سردار مقتدر/ 407، 567
سردار مقتدر سنجابی/ 395
سردار مقتدر طالشی/ 545، 567، 601
سردار منتصر/ 206، 364
سردار منصور/ 5
سردار ناصر/ 516
سردار نصرت/ 290، 292، 293، 354، 359، 516
سردار همایون/ 26، 134
سردار السلطنه/ 83
سرداران بلوچ/ 563
سرداران سیستان/ 563
سردشت/ 389، 479
سرسام/ 261
سرسخت قلعه/ 318
سرشیو/ 332
سرکان/ 358
سرکشیکزاده، سید کاظم/ 444
سرکیسیان، کیقام/ 291
سطوت/ 572
سطوت الدوله/ 493
سطوت السلطنه/ 422
سعد سلمان، مسعود/ 535
سعد الدوله/ 1، 206، 209، 210، 310، 337، 368، 414، 446
سعد اللّه خان/ 209
سعد الملک/ 36، 418، 459
سعدی/ 535
سعید الممالک/ 247
سعیدی، میرزا احمد خان/ 354
سفید کتله/ 351
سفیدرود/ 420
سقز/ 119، 228، 389، 433، 479، 487، 506، 551، 554، 556
سل/ 122، 217
سلاوا/ 581
سلدوز/ 92، 93، 119، 137، 141، 142، 246
سلطانزاده، حمید/ 514
سلطان/ 515، 565 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 655 س ..... ص : 653
طان احمد/ 567
سلطان المحققین/ 592
سلطان دشت/ 157، 161
سلطانآباد/ 358، 443، 540، 541، 543
سلطنت خانم/ 194
سلطنتآباد/ 6
سلماس/ 64، 67، 141، 152، 186، 281، 339، 347، 405، 423، 424، 464، 468، 476
سلمبر/ 240
سلیم آقا، محمود عباس/ 514
سلیمان میرزا/ 214، 267، 326، 418، 570
سلیمانیه/ 484
سمنان/ 9، 23، 34، 47، 48، 169، 173، 185، 187، 264، 304، 331، 379، 381، 439، 443
سمیتقو، اسماعیل/ 64، 92، 137، 141، 144، 199، 246، 283، 310، 332، 344، 356، 374، 383، 393، 404، 405، 406، 410، 427، 433، 434، 463، 464، 468، 469، 470، 484، 498، 500، 502،
505، 511، 522، 541، 560، 561
سمیعی، حسین/ 512
سمیعیان، یحیی/- ریحان، یحیی
سمیل/ 473
سنپطرزبورگ/ 13، 39، 85، 502، 566
سنسیر/ 11، 14
سنآباد/ 359
سناتوریسم/ 379
سنتری (مجله)/ 581
سنجابی (ایل)/ 215، 395
سنقر کلیایی/ 88، 90، 338
سنکچولی (طایفه)/ 285
سنگر/ 420
سنندج/ 90، 299، 389
سنندجی، محمد علی خان/ 591
سوئد/ 6، 28، 59، 65، 165، 208، 219، 285، 313
سوئیس/ 31، 48، 106، 107، 122، 158، 163، 164، 308، 346، 371، 379، 383، 384، 451، 456، 470، 478، 500، 545، 565، 576
سوادکوه/ 5، 47، 48، 63، 101، 102، 236، 304، 306
سورین/ 54، 118
سورتچی/ 547، 565، 566
سوریه/ 109، 213، 266، 349، 458
سوسیالدموکرات/ 369
سوف/ 590
سوفر/ 597
سولز، آل/ 14
سومور/ 144
سهام الدوله/ 206
سهام الدوله، میرزا حسین خان/ 33، 53
سهام السلطان/ 39، 83، 212
سهراب خان/ 582
سهرابزاده، ابراهیم/ 33
سهرابزاده، اسد اللّه/ 206
سهم الممالک/ 287
سهیلی، علی/ 10، 77، 83، 226، 463، 513
سیاح، کاظم خان/ 3، 4، 6، 13، 15، 16، 18، 20، 22، 35، 40، 55، 67، 68، 84، 98، 112، 113، 164، 170، 564
سیاست (روزنامه)/ 267، 316، 317
سیام/ 155
سیاه حصار/ 340
سیاهرود/ 351
سیاهپوش، سلطان علی اکبر/ 253
سیاهرود/ 207
سیبری/ 293، 392
سید ابو طالب/ 516
سید تاج الدین/ 460
سید حسن خان/ 524
سید حمزه/ 123
سید حیدر/ 91، 304، 308
سید ضیاء/ 5، 9، 12، 14، 15، 18، 19، 20، 25، 29، 33، 52، 57، 62، 80، 107، 122، 123، 124، 125، 127، 128، 129، 130، 131، 135، 136، 140، 143، 146، 153، 158، 168، 176، 178، 179، 184، 215، 226، 267، 294، 379
سید طه/ 405، 406، 493، 522، 548، 554، 583
سید عزیز اللّه خان (سروان)/ 372
سید علاء الدین/ 379
سید مرتضی قلی خان/ 229
سید آقایی/ 328
سید الدوله/ 331
سیدان/ 70
سید جلال/ 49، 390، 568
سید حسین/ 350، 475
سیدرو/ 306
سید علی خان/ 400
سید کشفی/ 400
سید مصطفی/ 269
سیرجان/ 73، 146، 344، 465
سیستان/ 43، 44، 119، 151، 158، 227، 228، 297، 302، 312، 386، 417، 453، 458، 469، 492، 499، 562، 567، 583، 590
سیستانی/ 285
سیف الدوله/ 26
سیف السلطان، ید اللّه خان/ 110
سیف الشریعه/ 438
سیف القضات/ 508
سیف اللّه خان/ 144، 282، 523
سیف اللّه سرتیپ/ 287
سیمان توب/ 155
سیمبریک/ 566
سیموریان، سیمور/ 291
سیمین رود/ 356
سینکلر/ 309، 315، 450، 451، 587
سینکی، میرزا جواد خان/ 87، 88، 145، 492
سینما خورشید/ 530، 537
سیه بازار/ 396
سیواس/ 382
سیوبرگ/ 129، 130
ش
شاپور/ 142
شارجه/ 90
شارژدافر/ 193، 580، 583، 595
شاریاخ/ 429
شاطرانلو، امیر عشایر/ 142
شاکری/ 332
شالفروش، محمد آقا/ 247
شالدام، دبلیو. اف. کیو/ 243
شامات/ 51، 72، 73
شاملو، میرزا عبد اللّه خان/ 83
شاه (میدان)/ 16
شاه/ 17، 519، 572
شاهآباد (خیابان)/ 62
شاه تختی/ 100، 256، 258
شاه خلیل اللّه/ 417
شاه سلطان حسین/ 134
شاه عباس کبیر/ 134
شاه کوه/ 304
شاهآباد/ 204، 305
شاهپور/ 332
شاهرخ میرزا/ 386
شاهرخ، ارباب کیخسرو/ 219
شاهرود/ 34، 51، 55، 71، 121، 211، 231، 273، 309، 330، 376، 439، 443، 567، 568، 586
شاهرودی، حاج محمد تقی/ 570
شاهزاده عبد العظیم/ 93
شاهسون/ 146، 162، 190، 246، 316، 388، 446، 545، 579
شاه قلی میرزا (شاهزاده)/ 419
شاهکدار/ 87، 116، 118
شاهی/ 48
شاهیندژ/ 479، 557
شبستر/ 332، 513، 523
شبهجزیره آبشوران/ 70
شبهجزیره بالکان/ 135
شبهجزیره عربستان/ 266
شجاع نظام/ 223
شجاع التولیه/ 320
شجاع الدوله/ 437، 464، 508
شجاع الدوله، صمد خان/ 152، 324
شجاع السلطان/ 87
شجاع السلطنه/ 103، 289
شجاع الملک/ 91، 103، 110، 157، 279، 285، 292، 294، 302، 304، 308، 309، 311، 316
شرف الملک/ 402
شرف الملک، میرزا سید علی/ 176، 177
شرف خانه/ 116، 331، 332، 340، 347، 393، 512، 523، 525، 539، 542
شرق (روزنامه)/ 8
شرق ایران (روزنامه)/ 264، 271، 400
شرق نزدیک (روزنامه)/ 97، 98، 143، 355، 505
شرکت نفت ایران و آمریکا/ 575
شرکت نفت ایران و انگلیس/ 90، 364، 365، 410، 426، 427، 444، 458، 161، 478، 480، 507، 598
شرکت نفت شمال ایران/ 426
شریعتزاده/ 48
شریعتزاده، میرزا مهدی/ 55
شریفآباد/ 6
شریف امامی/ 83
شریف حسین/ 265، 266
شریف کاشانی، ملا حبیب اللّه/ 569، 570
شریف مکه، حسین ابن علی/ 213
شش بلوکی/ 301
شصتتیر/ 34
شط العرب/ 443
شعاع السلطنه/ 157، 280، 287
شفایی، میرزا عبد الحسین/ 405
شفق (دکتر)/ 324
شفق (روزنامه)/ 324، 577
شفیعی/ 247
شکاک/ 64، 493، 556، 557
شکر اللّه خان/ 581، 582
شکرنویسباشی، فتح اللّه/ 164
شکریاری/ 424، 460، 502
شکسپیر، ویلیام/ 265
شکور آقا/ 374، 470
شکوفه (روزنامه)/ 118
شمس الدین خان/ 461
شمس الشعراء، عبد الحسین میرزا/ 361
شمس العماره/ 554
شمس الملوک/ 417
شمسی خان/ 458
شمسی کانلو/ 470
شمشیر وزیری، علیرضا خان/ 293، 295، 304، 308، 318، 319، 325، 363
شمع (شام)/ 330، 349
شمیران/ 6، 37، 54، 93، 196، 269، 473
شمیرانات/ 219
شنهاور/ 17
شوبرگ/ 208، 253، 398، 571
شور (رود خانه)/ 106
شورای سلطنتی/ 513
شورای عالی بهداری/ 204
شورای عالی تجارت/ 539
شورای عالی معارف/ 204
شورای عالی نظام/ 554
شورای علوم دینی/ 10
شورستان/ 48
شوروی/ 13، 17، 27، 39، 40، 42، 48، 54، 83، 85، 87، 89، 90، 98، 108، 127، 129، 133، 142، 143، 146، 150، 154، 158، 163، 167، 168، 171، 179، 181، 190، 192، 199، 201، 207، 230، 232، 243، 248، 252، 253، 259، 261، 272، 274، 282، 288، 300، 302، 309، 313، 315، 316، 319، 321، 324، 329، 331، 335، 354، 383، 385، 386، 390، 391، 405، 408، 420، 424، 450، 451، 460، 467، 470، 483، 495، 496، 503، 513، 523، 530، 536، 537، 539، 543، 547، 550، 551، 552، 556، 557، 565، 566، 571، 581، 582، 592، 593، 594، 595، 596، 602
شوستر، مورگان/ 209، 213، 238، 308، 324، 398، 399، 411، 581
شوستری، سید محمد علی/ 19
شوکت الدوله/ 123، 285، 290، 292، 309، 448
شوکت السلطنه/ 91، 308
شوکت الملک/ 4، 276، 302، 303، 312، 375
شوکت الملک، امیر اسماعیل خان/ 375
شوکی/ 470
شولار/ 161
شولدن (کاپیتان)/ 342
شولستان/ 500
شهاب، سیف اللّه/ 2، 144
شهاب الدوله/ 209، 275، 360، 361، 568
شهبازی، عبد اللّه/ 61
شهربانو/ 164
شهربانی/ 27، 79، 91، 208، 369، 373، 375، 519
شهرضا/ 602
شهرنو/ 76، 187، 241، 357، 358، 434
شهر ویران/ 93، 142، 356، 499، 554
شهسوار/ 259، 269
شیبانی، حبیب اللّه خان/ 20، 144، 407، 519، 523، 525، 536، 538، 543، 560
شیبانی، نور علی خان/ 401
شیبانی، وحید الملک/ 209، 570
شیخ اسد اللّه/ 525
شیخ اسماعیلی/ 332
شیخ ایرگول/ 596
شیخ ب هایی/ 406
شیخ حسن / 222
شیخ حسین/ 19، 400، 401
شیخ خزعل/ 74، 78، 79، 329، 500، 567، 582
شیخ زین العابدین/ 224
شیخ شعیب/ 306
شیخ صفی/ 232
شیخ عبد الاسلام عرب/ 142، 212
شیخ عبد الحسین/ 23
شیخ عبد اللّه/ 548، 554، 583
شیخ عطار/ 535
شیخ فاضل مجتهد/ 103
شیخ لنسکی/ 142
شیخ محمد جواد/ 480، 590
شیخ محمد حسین/ 224
شیخ نصر اللّه/ 19
شیخ هادی/ 5، 288
شیخ الاسلام/ 57
شیخ العراقینزاده/ 470
شیر و خورشید/ 515، 534
شیر و خورشید سرخ ایران (مجله)/ 37، 204، 570، 576
شیراز/ 3، 4، 8، 40، 59، 70، 74، 75، 77، 83، 88، 89، 132، 136، 175، 177، 190، 195، 218، 264، 275، 293، 301، 338، 342، 347، 348، 357، 394، 395، 402، 403، 409، 411، 465، 499، 505، 506، 519، 549، 558، 559، 561، 563، 564، 582، 604
شیرازی، سید محمد رضا/ 44
شیرازی، میرزا حسن / 275
شیرازی، میرزا عبد الوهاب/ 49
شیرازی، میرزا محمد تقی/ 275
شیرتپه/ 38، 242
شیردل خان/ 444
شیرکچی/ 94
شیرگاه/ 101، 306
شیرماکوف/ 161
شیروان/ 104، 342، 344، 346، 348، 352، 382
شیروانی/ 602
شیروانی، سردار عبد اللّه خان/ 602
شیروانی، میرزا ابو طالب/ 602
شیرینسو/ 156
ص
صائین قلعه/ 89، 554، 556، 557
صاحب جمع، عسگر/ 206
صاحب ممتاز خان/ 203، 221
صاحب ، بارون/ 291
صادق صادق/ 33، 532
صادق الدوله/ 347، 348
صادق الممالک/ 340
صارم درهجزی، میرزا محمود/ 346
صارم الدوله/ 19، 46، 106، 107، 119، 120، 206، 340
صارم الدوله، اکبر میرزا/- صارم الدوله
صارم الملک، نصیر خان/ 31
صالح، الهیار/ 177
صالح، علی پاشا/ 177
صبا/ 360، 588
صبا، حسین/ 267، 361، 370، 535
صبح امید (روزنامه)/ 296
صحافباشی/ 85
صحت الملک/ 202، 209
صحنه/ 338
صدای اصفهان (روزنامه)/ 296
صدر، سید حسین/ 560
صدر، سید محمد/ 517
صدراعظم، میرزا علی اصغر خان/ 41، 52
صدر الادبا، سید علی/ 239، 269، 400، 401، 446
صدر الاسلام/ 10، 525
صدر الاشرف/ 39، 50، 83، 213
صدری، اعتماد الدوله/ 206
صدری، رکن الدین/ 206
صدیق اعلم/ 83، 443
صدیقاف، مرسل خان/ 133، 134، 147، 150، 157
صدیق حضرت/ 424، 581
صدیق دفتر/ 282
صدیق، میرزا عباس خان/ 81، 83
صدیق، میرزا عیسی خان/ 443
صدیق التجار/ 83
صدیق السلطنه/ 161
صدیق الملک، میرزا محمد خان/ 225
صربستان/ 155
صفاده/ 578
صفاکلا/ 156
صفدر بیگ/ 400، 401
صفوی، شکر اللّه/ 588
صفویه/ 109، 143، 479
صلاح السلطنه/ 20، 571، 572
صلاح الملک/ 20
صلاحی، احمد/ 21
صلاحی، محمود/ 21
صلیب سرخ/ 471، 570، 576
صمد خان/ 53، 54، 56
صمصام نظام/ 516
صمصام السلطنه/ 30، 31، 49، 52، 128، 135، 193، 226، 249، 267، 268، 269، 274، 275، 276، 279، 283، 284، 326، 426، 459
صمصام السلطنه بختیاری/ 268، 316، 512
صمصام السلطنه، مرتضی قلی خان/ 302
صمصام السلطنه، نجفقلی خان/ 107
صنیع الدوله/ 128، 408
صنیع الدوله، مرتضی قلی خان/ 53، 54، 56
صور (روزنامه)/ 9
صور اسرافیل، میرزا قاسم/ 536
صوفیا/ 135، 227
صوفیان/ 523
صولت الدوله/ 344، 387، 519
صولت السلطنه/ 462
صولت الملک/ 551
صومعهسرا/ 148، 232، 377
صهیونیست/ 71، 73، 138، 366
صیفور/ 387
صیقلان (رود خانه)/ 376
ض
ضرغام/ 568
ضرغام الدوله/ 582
ضرغام السلطنه/ 568
ضرغام السلطنه بختیاری/ 488
ضرغام السلطنه، حاجی ابراهیم خان/ 268
ضرغامی، عزیز اللّه/ 63
ضیاء الدوله، میرزا امان اللّه/ 502
ضیاء السلطان/ 31، 343
ضیابر/ 377، 568
ط
طاعون/ 133، 137، 139، 209، 214، 221، 233، 242
طاعون خیارکی/ 139، 214
طاعون گاوی/ 603
طالبوف، عبد الرحیم/ 44
طالش/ 386، 390، 568
طالقان/ 102
طالقانی، شیخ علی/ 206
طاهباز/ 400، 401
طاهباز، حاج ابراهیم/- طاهباز
طاهباز، حاج محمد رحیم آقا/ 359
طاهری/ 285
طایف/ 266
طباطبایی/ 326
طباطبایی، سید حسین/ 401
طباطبایی، سید عبد الحسین/ 517
طباطبایی، سید ضیاء/ 7، 8، 9، 11، 12، 13، 16، 18، 19، 20، 22، 23، 24، 25، 27، 29، 31، 33، 35، 36، 39، 40، 43، 48، 49، 50،
52، 53، 54، 55، 56، 57، 59، 61، 63، 64، 65، 67، 68، 69، 70، 73، 74، 75، 79، 83، 84، 87، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 97، 98، 99، 102، 103، 107، 108، 111، 115، 116، 117، 118، 119، 120، 121، 122، 124، 125، 131، 132، 133، 136، 140، 143، 148، 149، 158، 164، 167، 171، 174، 214، 220، 239، 293، 350، 365، 379، 383
طباطبایی، سید علاء الدین/ 383
طباطبایی، سید محمد/ 4، 6، 126، 228، 315، 316
طباطبایی، میرزا محمد صادق/ 418
طبرستان/ 429
طبس/ 572
طبسی، سید حسین/ 401
طرابلس/ 560
طرابوزان/ 316، 382، 496
طرق/ 372، 374، 394، 464
طوالش/ 514، 516، 517
طوس/ 158، 503
طوفان (روزنامه)/ 267، 299، 413، 433، 465، 467
طومانیانس/ 291
طومانیانس، الکساندر/ 23، 24، 25، 26، 28، 29، 30، 31
طومانیانس، وارطان/ 418
طهماسبی، عبد اللّه خان/ 2، 508
طیبات/ 285
طیبات مشهد/ 296
ظ
ظفر الدوله/ 462، 463، 498، 521، 523
ظفر السلطنه قاجار/ 293
ظل السلطان، مسعود میرزا/ 46، 107، 169
ظهیر الاسلام/ 10، 229، 343
ظهیر الدوله/ 33، 37
ظهیر الملک/ 169، 243
ع
عارف/ 359
عاقلی، باقر/ 24، 52
عالیقاپو/ 538
عامری، محمد خان/ 116
عاملی، سید صدر الدین/ 367
عبادان/ 451، 457
عباسآباد/ 274، 478
عباس خان/ 51
عباس علی خان/ 294
عباس میرزا/ 267، 316، 317، 516، 545
عباسعلی خان/ 5
عباسقلی/ 5
عباسقلی خان/ 47، 586
عباسی (ایل)/ 330
عباسی/ 436
عبد البهاء/ 434، 435
عبد الحسین میرزا/ 516
عبد الحمید میرزا/ 428
عبد الصمد خان/ 526
عبد العزیز/ 265، 458، 567
عبد العظیم حسن ی (علیه السلام)/ 1، 8، 35
عبد العلی خان (سلطان)/ 477
عبد القدیر خان/ 170
عبد الکریمزاده، محمد/ 428
عبد اللّه/ 265
عبد اللّه خان/ 87، 88، 208، 321، 331، 374
عبد اللّه خان ترکمان/ 449
عبد اللّه میرزا/ 16
عبد المجید/ 151
عبد المطلب/ 14
عبد الملکی (ایل)/ 473
عبده (دکتر)/ 324
عبده، محمد/ 575
عبدو خان/ 522
عبدوی (طایفه)/ 557
عتبات عالیات/ 213
عتبات مقدسه/ 178
عثمان بیگ/ 374، 375
عثمانی/ 14، 35، 48، 51، 57، 59، 63، 81، 91، 100، 109، 135، 154، 199، 213، 215، 218، 222، 224، 226، 228، 232، 237، 246، 258، 304، 316، 324، 335، 344، 345، 349، 352، 363، 369، 374، 469، 470، 476، 487، 492، 498، 505، 507، 512، 514، 539، 572، 583، 591، 594، 600
عدل، سید مصطفی/ 48
عدل الدوله/ 507
عدل السلطنه/ 212، 400، 401، 525
عدل الملک/ 185، 304
عدل الملک، حسین خان/ 16، 22
عدل الملک، میرزا حسن خان/ 16، 22
عدل الممالک شیرازی/ 36
عدلیه/ 15، 19، 29، 30، 72، 76، 81، 83، 107، 596
عراق/ 21، 29، 89، 169، 205، 215، 275، 288، 329، 335، 389، 422، 476، 508، 517، 532، 559، 560، 567، 584، 587
عراقی، آقا ضیاء/ 517
عرب/ 218، 254، 508، 584
عرب شیخ ی/ 285
عرب لر/ 258، 376
عربستان/ 21، 76، 111، 194، 206، 213، 231، 232، 242، 258، 265، 306، 329
عز الدوله، عبد الصمد میرزا/ 20، 49
عزت اللّه خان/ 408
عزّ الملک/ 514
عزّ الممالک/ 33
عزیز اللّه خان/ 381
عزیزی/ 493
عزیزی، اسماعیل/ 332
عسگرآباد (رود خانه)/ 106
عسیر/ 266
عشرتآباد/ 6، 463
عشقآباد/ 21، 39، 44، 48، 58، 59، 84، 85، 87، 88، 95، 97، 98، 158، 159، 161، 170، 199، 219، 257، 311، 374، 381، 382، 459، 475، 523، 535، 542، 544، 547، 549
عشقی (سرتیپ)/ 461
عشقی/ 317
عصر آزادی (روزنامه)/ 506
عصمت السلطنه/ 49
عضد التولیه/ 591
عضد السلطان/ 417
عضد السلطان، ابو الفضل میرزا/ 568
عضد الملک/ 68، 83، 128
عطاء/ 387
عطاء الدوله/ 565
عطاء السلطنه (یاور)/ 465، 466، 470
عطاء اللّه خان/ 16، 78
عطاء بیگ/ 556
عطار/ 328
علاء، حسین/ 28، 153، 314، 315، 398، 399، 407، 410، 440، 442، 445، 459، 479، 552، 564، 578، 580، 581
علاء الدوله/ 529
علاء السلطان/ 12
علاء السلطنه/ 107، 226، 455
علاء السلطنه مازندرانی/ 512
علاء السلطنه، میرزا محمد علی/ 107، 128، 175
علا الملک/ 18، 19
علایی/ 153
علم/ 375
علم الدوله/ 208، 297، 357، 396، 400
علویزاده/ 349
علی اصغر خان سرتیپ/ 99
علی خان (شاهزاده)/ 316
علی خان (کلنل)/ 43، 385، 465، 475
علی خان/ 147
علی خوجه/ 285
علی محمد خان، محمود/ 146
علی منصور/ 37
علیآباد/ 89
علیآبادی، میرزا حبیب اللّه خان/ 44، 426
علیار (ایل)/ 330
علی اصغر/ 138
علی اکبر/ 375
علی خان (کلنل)/ 407، 415
علیرضا خان/ 400، 401
علیزاده تبریزی، میرزا عباس/ 70
علیقلی خان/ 31، 268
عماد الدوله/ 252
عماد السلطنه/ 39، 428، 578
عماد الملک، احمد خان/ 41، 52، 123
عماد الممالک/ 319
عمارت ابیض/ 64
عمارت خسروی/ 484
عماره/ 414
عمان/ 44، 364
عمدة الامرا/ 200
عمر افندی/ 253
عمر آقا/ 64، 92
عمران/ 596
عمله/ 301
عمو جنگلی/ 390
عمو اوغلی، حیدر خان/ 142، 212، 247، 345، 346، 480، 572، 595
عمید، محمد خان/ 228
عمید السلطان/ 259، 488
عمید السلطنه/ 212، 360
عمید الملک/ 33، 47، 196، 525
عمیدی نوری/ 153
عودلاجان/ 533، 535
عوض بیگ/ 217
عون السلطنه/ 343
عهدنامه ایران و افغانستان/ 437، 446
عهدنامه ایران و آلمان/ 379 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 661 ع ..... ص : 660
دنامه ایران و روسیه/ 60، 493
عهدنامه ترکمانچای/ 239
عهدنامه مودت/ 17، 26
عهدنامه مودت ایران و چین/ 408
عهدنامه مودت ایران و شوروی/ 150، 341، 444، 499، 571
عیسی وزیر/ 288
عین الدوله/ 1، 5، 52، 206، 208، 226، 324، 418، 455
عین الدوله، سلطان عبد المجید میرزا/ 88، 107، 128
عین السلطنه/ 6
عین الملک/ 329
عین الملک، حبیب الله خان/ 72، 73
عیوق (روزنامه)/ 215
غ
غاز/ 44
غازی دول/ 213
غازیان/ 392
غرش (روزنامه)/ 296
غزنوی، سلطان محمود/ 109
غضنفر خان/ 206، 212
غفوری، میرزا محمد علی خان/ 567
غلام حسین خان/ 582
غلام دوافروش/ 401، 503
غلام رضااف/ 400
غلام شاه بربری/ 319
غلام مهدیاف/ 400
غلام رضا خان/ 251، 568
غلامعلی/ 138
غنی، قاسم/ 83
غیاث نظام/ 73
غیاثوند، اسفندیار/ 16
غیاثوند، سلطان محمود/ 109
ف
فاخر الدوله/ 60
فارس/ 1، 11، 20، 34، 37، 39، 44، 64، 73، 78، 107، 146، 159، 169، 212، 283، 284، 292، 293، 294، 301، 302، 324، 325، 338، 348، 349، 355، 356، 360، 403، 465، 477، 499، 500، 5015، 506، 525، 552، 558، 560، 579، 581، 582، 585، 595، 599، 604
فارسی (روزنامه)/ 59
فارسی مدان/ 301
فاروج/ 344، 449
فاشیسم/ 317
فاضل بسطامی/ 591
فاطمی، سید مهدی/ 39
فالکونر/ 105
فالکونر، جی. ا/ 217
فاینشنال تایمز/ 593
فتح السلطنه/ 153، 230
فتح السلطنه، حسن علی میرزا/ 88
فتح الله میرزا/ 231
فتحعلی شاه/ 17
فتحعلی شاه قاجار/ 417
فراماسون/ 17، 572
فراماسونری/ 77
فرانسه/ 3، 5، 10، 12، 19، 24، 25، 28، 30، 31، 33، 44، 54، 56، 57، 63، 65، 75، 77، 83، 86، 88، 99، 100، 101، 104، 108، 116، 122، 127، 128، 132، 139، 148، 155، 158، 160، 162، 170، 177، 192، 193، 210، 211، 213، 217، 227، 232، 243، 264، 275، 282، 285، 298، 300، 306، 316، 317، 324، 327، 328، 349، 388، 457، 458، 467، 469، 481، 496، 501، 502، 503، 512، 542، 543، 544، 545، 544، 545، 560، 565، 575، 602، 603
فرانسیس، رجینالد/ 84
فرانکو پرسال/ 597
فرج اللّه خان/ 342، 344
فرحآباد/ 7، 9، 22، 58
فرخ/ 63، 83، 91، 267
فرخی/ 413
فرخی یزدی/ 299، 413، 588
فرخی یزدی، محمد/- فرخی یزدی
فردوس/ 303
فردوست، حسین/ 478
فردوسی (خیابان)/ 85
فردوسی/ 375، 529
فرزین، محمد علی/ 149، 597
فرمانفرما، سید عبد الحسین میرزا/ 1، 5، 12، 19، 59، 79، 107، 206، 361، 418، 523
فرهپور، میرزا مهدی خان/ 282
فروغی، محمد علی/ 6، 19، 48، 73، 77، 83، 149، 298، 375، 478، 502، 548
فروهر، ابو القاسم/ 26
فریزر (کلنل)/ 40، 89، 90، 95، 109، 149، 239، 441،
فریزر هنتر، فریدریک/ 239
فریزر، دی. اس/ 242
فریزر، ویلیام/ 90
فریمان/ 285، 304، 306، 311
فشارکی اصفهانی، سید محمد/ 275
فشافویه/ 44، 473
فشنگچی، کربلایی حسین آقا/ 572
فضل اللّه خان (ماژور)/ 206، 602
فضلعلی آقا/ 23
فطن الدوله/ 206
فقیه التجار/ 247
فکل کلو/ 96، 361
فگن (کاپیتان)/ 257، 578
فلسطین/ 73، 734، 500
فلیکس (موسیو)/ 305
فوخ/ 84
فوخت (موسیو)/ 361
فوشه، آلفرد/ 264
فولادلو/ 545، 546، 547، 548، 568، 574، 601
فولادلو، اعظم خانم/ 142
فولادوند/ 194
فولکه/ 63
فومن/ 162، 212، 245، 378، 499، 568، 602
فومنات/ 377، 499، 568، 587
فهیمی، محمد/ 40، 556، 557، 567، 568
فیروزآباد/ 149
فیروزکوه/ 47، 48، 63، 89، 102، 235، 571
فیسک، فیدلیا/ 198
فیض، میرزا عیسی خان/ 22، 24، 25، 157
فیضآباد/ 123
فیلبی، جان/ 266
فیلیپین/ 398
ق
قائممقام آقا/ 292
قائممقام/ 427
قائممقام الملک/ 206
قاجار/ 128، 132، 139، 145، 166، 172، 189، 215، 285، 316، 375، 417، 480، 502، 517، 545، 575
قاجاریه/ 5، 6، 8، 17، 27، 31، 35، 41، 42، 49، 107، 115، 175، 213، 335، 552، 554، 557
قادری/ 493
قارص/ 324، 572
قاز جهانی، محمد حسن / 67
قاضی، میرزا عبد اللّه/ 557
قالیقلا/ 382
قالیباف، علی اکبر/ 138
قالیقلا/ 226
قانون (روزنامه)/ 289
قانون ثبت اسناد/ 165
قاهره/ 13، 111، 226
قایدگیوی/ 292
قاین/ 175، 303، 572
قاینات/ 57، 81، 91، 213، 227، 302، 312، 375
قبادی/ 332
قبرس/ 132
قدرت/ 444
قدرت اللّه خان/ 73
قراتپه/ 460، 462
قراجهداغ/ 332، 368، 381، 385، 387، 424، 460، 516، 572
قراداغ (کوه)/ 424
قرارداد/ 17، 28، 33، 38، 41، 65، 73، 75، 87، 88، 133، 170، 193، 367، 401، 417
قرارداد 1907/ 399
قرارداد پستی مادرید/ 140
قرارداد ترکمانچای/ 519
قراسوران/ 354، 477، 596، 603
قراقورم/ 118
قراگوزلو، حسین قلی/ 177
قراولان/ 524
قراول خانه/ 550، 552
قرایی (طایفه)/ 285
قرایی، محمد قاسم خان/ 320
قرن بیستم (روزنامه)/ 83، 105، 146، 317
قرنی آقا/ 508، 548، 551، 554، 573، 583
قرهآقا/ 521
قرهتو/ 354
قرهکالین/ 76، 181، 227
قرهآقامنگور/ 521، 522
قرهباغی، محمد صادق/ 338
قرهجه داغ (قرهچهداغ، قراجهداغ)/ 424
قرهسو/ 203، 281، 357
قروه/ 46، 89، 90
قروه/ قریب/ 375
قزاق/ 1، 2، 4، 5، 7، 17، 18، 33، 34، 53، 54، 55، 56، 57، 62، 65، 69، 70، 71، 74، 90، 91، 101، 116، 118، 121، 134، 136، 142، 144، 232، 235، 236، 239، 287، 294، 302، 306، 324، 353، 376، 377، 395، 404، 405، 407، 422، 424، 434، 437، 447، 452، 456، 462، 465، 467، 469، 478، 489، 500، 508، 515، 519، 521، 526، 538، 540، 542، 546، 554، 596
قزاق خانه/ 2، 3، 5، 6، 7، 11، 12، 16، 17، 20، 21، 27، 47، 51، 53، 55، 84، 90، 210، 214، 289، 447، 519، 537، 538، 554
قزاقستان/ 272
قزوین/ 1، 4، 6، 8، 14، 23، 29، 57، 72، 73، 78، 81، 83، 86، 88، 89، 90، 91، 92، 96، 98، 101، 102، 130، 134، 135، 146، 150، 158، 173، 174، 176، 192، 198، 200، 207، 208، 240، 252، 258، 267، 268، 293، 299، 316، 337، 361، 362، 369، 373، 400، 444، 445، 470، 475، 483، 486، 489، 500، 507، 513، 514، 571، 574، 578
قزوینی/ 29، 535
قزوینی، محمد بن عبد الوهاب/ 533، 534، 535
قزوینی، مصطفی/ 253
قسطنطنیه/ 13، 29، 63، 492، 545
قشقایی/ 89، 218، 301، 395، 403، 409، 465، 582، 585
قشقایی، محمد ناصر خان/ 519
قشقایی، ولی/ 218
قشلاق دشت/ 110
قشون/ 13، 407، 511، 515، 518
قشون احمر/ 156
قشون سرخ ایران/ 350
قشون متحد الشکل/ 17، 447
قصاب، محمد/ 138
قصر (زندان)/ 83
قصرشیرین/ 87، 89، 107، 118، 133، 340، 354، 427، 438، 454، 464، 524، 567
قصر صاحب قرانیه/ 296
قصر فرحآباد/ 62، 95، 183، 469
قصیم/ 265
قفقاز/ 3، 34، 64، 83، 121، 158، 161، 162، 192، 226، 247، 293، 324، 346، 369، 374، 401، 434، 474، 508، 513، 520، 530، 539، 550، 561، 563، 566، 574، 576، 581، 595، 600، 605
قفقازی، محبعلی/ 401
قلات/ 316
قلعه فلک الافلاک/ 572
قلعه الیک/ 91
قلعه چهریق/ 144، 500
قلعه ذری/ 514
قلعه رحمن قلی/ 103
قلعه رود خان/ 378
قلعه سنگان/ 312، 318
قلعه فتح افغانستان/ 500
قلعه فرج/ 275
قلعه کاظم/ 64
قلعه کریم خان زند/ 293
قلعه کوران/ 217
قلعه کیان/ 108
قلعه گاهی (طایفه)/ 285
قلعه نو/ 308، 322
قلعه بیگی، خان بابا/ 16
قلهک/ 249، 339، 552
قلیچ، علی/ 325
قم/ 3، 6، 8، 10، 19، 21، 37، 63، 70، 80، 106، 115، 128، 132، 135، 146، 209، 213، 234، 350، 387، 417، 429، 470، 488، 517، 519
قمشلو/ 340، 341
قمشه/ 89، 282، 416، 417، 602
قمی، آقا سید محمد/ 48
قمی، آقا میرزا علی/ 127
قمی، حاج آقا حسین/ 170، 375، 401
قمی، حاجی میرزا عبد اللّه حسین/ 234
قمی، سید علی/ 48، 49
قمی، میرزا عبد الحسین/ 234
قناد، حاجی احمد/ 400
قناد، میرزا رضا خان/ 73
قنبر خان کرد/ 328
قوام حضور/ 464
قوام شیرازی/ 293
قوام، ابراهیم/ 478، 582
قوام، احمد/ 170، 226، 273، 435، 440، 459
قوام، محمد رضا/ 463
قوام الدوله/ 41، 86، 88، 205، 206، 212، 258
قوام الدین/ 10
قوام السلطنه/ 19، 26، 27، 31، 33، 39، 52، 77، 81، 83، 87، 88، 91، 97، 99، 121، 123، 128، 148، 170، 183، 184، 185، 192، 194، 198، 203، 208، 218، 243، 249، 259، 262، 267، 268، 271، 273، 274، 279، 280، 284، 294، 295، 299، 300، 302، 303، 306، 310، 315، 317، 322، 324، 326، 338، 343، 350، 353، 354، 355، 357، 358، 360، 361، 370، 374، 375، 385، 397، 401، 402، 409، 415، 416، 431، 434، 438، 441، 443، 445، 455، 470، 474، 479، 480، 499، 500، 504، 519، 534، 552، 559
قوام الملک/ 35، 232، 463، 519، 571، 582
قوای سفید/ 571
قوچان/ 81، 86، 90، 91، 103، 122، 126، 133، 159، 161، 167، 169، 191، 210، 223، 329، 344، 345، 346، 347، 348، 349، 351، 359، 364، 382، 452، 455، 484، 523، 527
قوچانی، عباس/ 401
قوچوق/ 363
قور خانه/ 71، 93، 216
قور خانهسازی/ 216
قوره تو/ 87، 118
قوری (طایفه)/ 285
قوکاسیان، هایک/ 291
قومس/ 429
قوی، غیاث نظام/ 68
قهرمانی (ایل)/ 330
قهقهه/ 157، 158، 381
قیام باسماچیان/ 605
قیام لاهوتی/ 549
قیزقالاس/ 156
قیصریه، حاج میرزا علی/ 247، 269
ک
کابل/ 35، 475
کابوت، لاج هنری/ 457
کابینه اتابک/ 19
کاپیتولاسیون/ 15، 17، 83، 85، 148، 316، 395، 445، 458، 561، 584، 590، 598، 600
کاتالیپ، برنارد/ 598
کاتولیک/ 299
کاخ/ 219
کاخ صاحب قرانیه/ 391
کاخ گلستان/ 62، 145، 535
کارا خان، ل. م/ 420
کارا خان، لئون/ 86، 143
کارت/ 15
کار خانه کروب/ 61
کارگاتیلی/ 142
کارگاری تلی، شاپور/ 155
کارگر/ 282
کارلیه/ 33
کارنگی (بنیاد)/ 386
کاروانسرای دهنمک/ 439
کاروانسرای شاه/ 440
کاروانسرای شاهبازار قیصریه/ 440
کاروایف/ 17
کارون/ 79، 193
کاریز/ 294، 295، 319، 320، 325، 330، 363
کازرون/ 173، 362، 394، 395، 414، 558
کازرونی، میرزا علی/ 206
کاژانف/ 142، 155
کاساگوفسکی/ 17
کاسمی، نصرت اللّه/ 61
کاشان/ 5، 6، 15، 23، 26، 132، 160، 164، 174، 211، 215، 268، 303، 304، 362، 450، 518، 551، 569، 570، 571
کاشانی/ 138
کاشانی، حاج اسد اللّه/ 374
کاشانی، سید حسن / 303
کاشانی، سید فاضل/ 525
کاشانی، سید محمد کاظم/ 302، 303
کاشانی، سید ابو القاسم/ 171
کاشانی، ناظم الدوله/ 560
کاشغر/ 286
کاشمر/ 83
کاشی، سید صدر الدین/ 211
کاشی، سید عبد الکریم/ 328
کاشی، میرزا محمد خان/ 268
کاظمآباد/ 351، 352
کاظم خان/ 249، 269
کاظمی/ 346
کاظمی، شیخ حسن / 560
کاظمین/ 224، 517، 559، 560
کافی (کاپیتان)/ 97
کاکس، سرپرسی/ 107، 128، 170، 192، 231، 265، 344، 413، 567
کالامازوگازت (روزنامه)/ 473
کالانتی/ 408
کالتیمان (کاپیتان)/ 291
کالج البرز/ 197
کالچوکاف/ 377
کالدول/ 108
کالدول، لورن/ 177
کالدول، یوهان لورنس/ 50، 131
کالش/ 444، 445
کامران/ 596
کامران میرزا/ 169، 288، 335، 545
کامران، مرتضی/ 61
کاملة الوداد/ 161، 162، 181، 458، 550
کامنف/ 54
کامیاران/ 87، 88، 92
کامینتی/ 189
کانادا/ 155، 324
کانالی (کاپیتان)/ 96
کانزاس/ 309
کانلو/ 470
کاو (مادموازل)/ 371
کاوکان/ 67
کاوه، سلطان تقی خان/ 319، 322، 323
کباده، حسن / 590
کبریت خان/ 328، 392، 602
کبک/ 520
کبکانی، سید محمد حسین/ 200
کپنهاک/ 369
کتابفروش، میرزا علی اصغر/ 247
کتل ملو/ 173
کتول و رامیات/ 89، 90
کجور/ 68، 215، 426
کجوری، میرزا قلی خان/ 67
کحّال، حسین/ 61
کحّالزاده، میرزا ابو القاسم خان/ 60، 61، 221
کدمن/ 504
کدمن، جان/ 458، 461
کراچی/ 257
کراسوندسک/ 254
کراسین/ 358، 596
کرانسناودستکی/ 489
کربلا/ 8، 223، 224، 275، 401، 413
کربلایی ابراهیم/ 328، 601، 602
کربلایی نصر اللّه ترک/ 401
کرپلیاک/ 534
کرد/ 285، 473، 475، 476، 540
کردستان/ 45، 46، 60، 72، 88، 90، 92، 154، 169، 238، 251، 267، 299، 261، 382، 383، 389، 405، 406، 424، 427، 446، 463، 476، 484، 488، 507، 508، 511
کردستانی، سید ابو القاسم/ 85، 461
کردستانی، عز الملک/ 316
کردکوی/ 281
کرد محله/ 281
کرزن/ 13، 14، 29، 88، 116، 117، 119، 123، 124، 127، 128، 136، 157، 262، 310، 315، 334، 352، 355، 362، 364، 397، 413، 431، 441، 469
کرزن، جرج ناتانیل/ 14
کرم/ 444
کرمان/ 12، 43، 81، 132، 134، 137، 141، 147، 148، 149، 153، 156، 165، 213، 219، 221، 223، 233، 240، 250، 604، 255، 259، 298، 301، 303، 331، 360، 417، 439، 453، 465، 479، 519، 539، 543، 556، 557، 583، 587، 603
کرمانشاه/ 19، 21، 45، 74، 74، 86، 87، 88، 89، 93، 106، 107، 116، 118، 119، 169، 177، 202، 209، 215، 238، 282، 286، 292، 338، 341، 352، 386، 400، 421، 427، 428، 432، 436، 439، 507، 512، 524، 568، 570، 595
کرمانشاهان/ 75، 92، 107، 149، 200، 227، 228، 233، 274، 354، 358، 438، 455، 592
کرمانشاهی، آقا میرزا حسن / 222
کرمانی، میرزا رضا/ 164
کرمانی، میرزا شهاب/ 556
کرمل، پیرانستاس/ 507، 508
کرملین/ 142
کرند/ 416
کرو/ 315
کرور تومان/ 578
کرونین/ 519
کریم آقا/ 340، 341
کریم بیگ/ 423
کریم خان/ 292، 581، 582
کریم خان بلوچ/ 411، 547
کریم وادی/ 285
کریمی، حسن / 104، 158، 160، 162، 264
کزازی/ 570
کسرائیل/ 46
کسروی/ 209
کسما/ 147، 148، 232، 251، 253
کسمایی، آقا یوسف/ 384
کسمایی، حاج احمد/ 142، 305، 328، 602
کسمایی، محمد آقا/ 206
کشسر/ 377
کشتی بخار/ 578
کشتی کورس/ 379
کشکولی/ 364، 395، 402، 449، 585
کشکولی بزرگ/ 301
کشکولی کوچک/ 301
کشکولی، امر اللّه/ 395
کشکولی، محمد علی خان/ 301
کشمر/ 123
کشمیر/ 123
کفیل الدوله، محسن میرزا/ 215
کل محمّد/ 154
کلات/ 160، 166، 168، 171، 191، 231، 224، 449، 475، 596
کلات نادری/ 380
کلارا/ 581
کلاردشت/ 215
کلارستاق/ 426
کلارستان/ 215
کلارک (سروان)/ 217، 287
کلارک گرو، ژوزف/ 468
کلاشی/ 332
کلانتر، میرزا احمد/ 29
کلانتراف/ 313، 368
کلانتری تهرانی، میرزا ابو القاسم/ 570
کلدا/ 258
کلدستون، هال/ 14
کلرژه/ 17
کلکته/ 417، 431، 570
کلمایی، رباط/ 410
کلمبیا/ 67، 324، 398
کله زن/ 288
کلهر (ایل)/ 106، 107
کلهر، شجاع نظام/ 206
کلوپ/ 149
کلوپ، میرزا محمد علی خان/ 149
کلوز/ 156، 163، 164
کلون/ 150
کلیتر، فرت/ 67
کلیسای کاتولیک/ 527
کلیسای وانک/ 518، 527
کلیمیان/ 523
کمال بیگ/ 194
کمال پاشا، مصطفی/ 223، 253
کمال السلطان/ 361، 535
کمال الوزاره/ 238، 426، 581
کمال الوزاره، میرزا احمد خان/ 238
کمالی/ 332
کمالیست/ 252
کمالیّون/ 222، 253
کمبریج/ 13
کمپانی رولن/ 473
کمپانی سینکلر/ 104
کمپانی شرق/ 153
کمپانی قالی شرق/ 540
کمپانی کارتر سینما/ 578
کمپانی لینچ/ 104
کمپانی نفت/ 532
کمپانی نفت ایران و انگلیس/ 223، 430، 469، 482
کمپانی نفت جنوب/ 507، 564، 575، 579، 580، 592
کمره/ 169، 213، 288، 300
کمرهای، سید محمد/ 575
کمونیست/ 85، 272، 333، 354
کمونیسم/ 272، 317، 566
کمیته آزادی/ 247
کمیته آزادی وطن/ 385
کمیته آلیانس/ 54
کمیته انقلاب/ 154
کمیته آهن/ 6، 14، 53
کمیته حامیان مستضعفین/ 170
کمیته خلافت اسلامی/ 266
کمیته خیریه شرق نزدیک/ 207
کمیته زرگنده/ 12
کمیته ستار/ 488
کمیته صلیب سرخ ایران/ 570
کمیته فولاد/ 380
کمیته قیام سعادت/ 568
کمیته مجازات/ 128
کمیته ورنگ/ 369
کمینترن/ 346، 605
کنتینانتال/ 445
کندلی/ 281
کنفرانس صلح ورسای/ 33
کنفرانس ملل شرق/ 605
کنگاور کلیایی/ 338
کنگاوری، محمد جعفر/ 364، 392
کنگره بین المللی زنان/ 118
کنگره ملل شرق/ 596
کنگره ملی سوریه/ 213
کواکبی، عبد الرحمن/ 575
کوان/ 74
کوانت، آساهل/ 198
کوبا/ 155، 398
کوپال/ 27، 392
کوپال، سالار نظام/ 134
کوپن/ 12
کوچصفهان/ 419
کوچک جنگلی/ 310
کوچکپور، صادق/ 377
کوچک خان/ 398، 560، 568
کودانی (طایفه)/ 285
کودچال سیاه/ 454
کودی/ 56
کوران (قل خان)/ 188
کورتوکس/ 383
کورن فلد، ژوزف/ 461
کورن فلد، ژوزف/ 460
کوریانس، اسکندر/ 258
کوسه کهریزه/ 356
کوسه گریزه، کریم/ 340
کوکا/ 120
کوکتو، ژان/ 23
کومن/ 575
کوه چنپه/ 482
کوه کاکن/ 330
کوه لسو/ 330
کوویلال/ 460
کویت/ 78، 567
کهریز/ 230
کهگیلویه/- کهگیلویه و بویراحمد
کهگیلویه و بویراحمد/ 283، 284، 582
کیاکلا/ 337
کیخسرو شاهرخ/ 149، 286، 355
کیروف/ 354
کیش دره/ 499
کیش درهای، حسن خان/ 345، 346
کیفان/ 382
کیکو/ 206
کیگاکو، نیکلای/ 85، 89
کیگلو/ 328
کیهان (روزنامه)/ 572
کیهان، مسعود خان/ 3، 12، 13، 14، 22، 25، 28، 32، 45، 51، 74، 90، 116، 117، 118، 129، 131، 143، 194
گ
گائوک/ 142، 155، 345، 441
گاردین (روزنامه)/ 417
گاماسیاب/ 238
گاوبندی/ 305
گاودور/ 356
گاو هندی/ 100
گاویویچ ونشیر، پطراژ/ 243
گته شیر/ 308
گدس/ 36، 458، 469، 504، 585، 594 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 668 گ .....
وک/ 101
گرانت/ 198
گراهام/ 394
گراولی/ 470
گرجستان/ 3، 5، 27، 34، 51، 85، 121، 154، 456، 480، 488، 520، 530، 576، 596
گردنه حیران/ 348
گردنه فرسنگ/ 425
گرده رش/ 426
گرگان/ 5، 19، 29، 429
گرمرود الموت/ 258
گرمی/ 110
گروته/ 568
گروس/ 79
گریتوی، سرچارلز/ 480
گریگور/ 29
گرین (ماژور)/ 454
گریوز (لیوتنان)/ 96
گریوز/ 486
گل زرد (روزنامه)/ 79، 85، 239
گلالی/ 332
گلپایگان/ 31، 32، 89، 169، 213، 288
گلد اسمیت/ 453
گلداری، شیخ احمد/ 244
گلروپ/ 16، 62، 63، 65، 185، 276، 283، 286، 289، 444، 446
گلستان (روزنامه)/ 506
گلشائیان، عباسقلی/ 83
گلشایان، یاور اسد اللّه/ 335
گلشن (روزنامه)/ 178، 267، 236، 296، 588
گلیسیرین/ 6
گمرک، میرزا محمد علی خان/ 401
گمش تپه/ 89، 142، 202، 207، 270، 308، 330، 416، 417
گمیشان/ 9
گناباد/ 123، 161، 339
گناوه/ 365
گنبد قابوس/ 7، 9، 32، 89، 169
گنبد کاووس/- گنبد قابوس
گنجه/ 39
گواتمالا/ 155
گوبینو/ 164
گودوین/ 486
گودین/ 118
گور سفید/ 48
گورک (ایل)/ 330
گوری/ 117
گوکاسف، باییک/ 215
گولد/ 475، 516
گوهکان/ 9
گهکان/ 251
گیت، هرون/ 193
گیدنی، سی. اچ/ 95
گیزار، یو. اس/ 374
گیلان/ 5، 21، 34، 35، 36، 48، 81، 89، 101، 109، 112، 117، 136، 141، 142، 147، 154، 163، 172، 189، 190، 192، 204، 209، 213، 218، 222، 239، 241، 245، 248، 250، 251، 274، 293، 328، 337، 347، 350، 351، 352، 363، 376، 385، 386، 387، 390، 398، 404، 414، 418، 419، 420، 426، 427، 438، 443، 444، 445، 446، 448، 456، 460، 465، 474، 479، 484، 488، 489، 495، 500، 505، 516، 517، 534، 539، 568، 571، 574، 575، 591
گیلانی، عباس/ 206
ل
لاتاری/ 175
لادبن نوری/ 392
لار/ 100، 199، 305، 344
لارستان/ 234
لارسن/ 469
لارن، مک/ 240
لارنس، توماس ادوارد/ 265، 443
لاریجان/ 249
لالهزار (خیابان)/ 62، 79، 85، 204، 305
لامبرت/ 177
لانسینگ/ 441
لاهه/ 180
لاهوتی، ابو القاسم/ 62، 63، 246، 352، 428، 463، 513، 523، 525، 526، 527، 528، 530، 531، 536، 537، 538، 540، 544، 551، 572، 576
لاهور/ 193
لاهیجان/ 73، 93، 142؛ 210، 328، 337، 351، 355، 392، 548، 584
لاول، تی. ا. اف/ 464
لایپزیک/ 441، 442
لاین/ 596
لبنان/ 458، 517
لرد مینتو/ 417
لرستان/ 117، 169، 348، 395، 422، 461، 568
لژ بیداری/ 61، 175
لژ بیداری ایرانیان/ 132
لسان العرب (روزنامه)/ 72، 559
لسان الدوله/ 258
لسان الملک/ 206، 525
لسآنجلس/ 40
لشتنشا/ 420
لطفآباد/ 39، 156، 158، 159، 160، 161، 162، 167، 176، 184، 222، 229، 245، 286، 449، 569، 570، 580
لطفآبادی، رمضان/ 217
لطفعلی/ 444
لطفعلی آقا سرتیپ/ 499، 525، 581، 582، 584
لطفعلی خان امیر مفخم/ 284، 292
لطفی، عبد اللّه/ 52
لقمان (دکتر)/ 212
لقمان الملک/ 217
لقمانیه/ 90، 217
لکوفر/ 399
لنجان/ 517
لندن/ 24، 29، 54، 59، 77، 124، 128، 144، 153، 175، 192، 217، 218، 272، 297، 298، 307، 316، 320، 335، 340، 348، 353، 361، 370، 388، 389، 396، 416، 417، 426، 445، 478، 484، 485، 499، 505، 531، 532؛ 534، 605
لنکران/ 168، 190، 201، 385، 386، 474
لنگر/ 318، 319
لنگرگاه/ 357
لنگرود/ 251، 337
لنگه/ 90، 305
لنین/ 54، 272، 282، 341، 420، 474، 565، 605
لنین، ولادیمیر ایلیچ/ 288، 346، 566
لنینیست/ 85
لوئیس/ 574
لواسان/ 397
لواسانی، میرزا محمد/ 50
لوایی/ 174
لورن/ 155، 515
لورن، سرپرسی/ 356، 388، 436، 438، 440، 443، 465، 470، 480، 504، 524، 544، 580، 596
لوزان/ 31، 106، 122، 307، 308، 476
لوشان/ 101، 102
لوگانبری/ 84
لوندبرگ/ 393، 394، 425، 468، 469، 501، 503
لوی/ 211
لهستان/ 39، 54، 155، 161، 300، 306، 329، 467، 596، 601
لیاخوف/ 17
لیانازوف/ 40، 41، 42، 74، 109، 137، 240، 448
لیانازوف، استپان/ 41
لیانازوف، کراسیم/ 424، 595
لیانازوف، گ. س/ 74، 137
لیانازوف، لئون/ 74، 138
لیانازوف، مارتین/ 74
لیانازوف، ورینکارا خارونا/ 74، 138
لیبریا/ 155
لیبی/ 560
لیپ تسیک/ 441
لیپلوسکی، نرو/ 161، 167
لیتین، 66
لیچتورات، ح. ا/ 318
لیره/ 592
لین، مک/ 143، 144، 262، 334، 337
لیندزی/ 262
م
مؤتمن السلطنه/ 129
مؤتمن الملک/ 41، 93، 228، 258، 267، 290، 308، 316، 326، 454، 455، 505، 525، 533، 535، 548
مؤتمن الوزاره، میرزا محمد خان/ 88
مؤدب نفیسی، علی اصغر/ 22، 24، 25
مؤدب الدوله/- مؤدب نفیسی
مؤدب الدوله، میرزا علی اصغر خان/- مؤدب نفیسی
مؤید حضور/ 99، 146، 147، 148، 168، 258، 316، 386، 428، 445، 447، 448، 488، 489، 500، 574
مؤید الملک/ 474
مائوموف/ 84، 85
مات/ 27
ماتن (روزنامه)/ 257
مادرید/ 140، 154، 155، 221، 397، 485
مارسی/ 545
مارکس/ 272، 605
مارکس، کارل/ 566
مارکسیست/ 171
مارکف/ 418
مارلینگ/ 413
ماروکونتی/ 408
مازندران/ 5، 38، 39، 48، 67، 68، 70، 73، 79، 86، 102، 169، 213، 224، 259، 273، 287، 304، 306، 315، 316، 330، 405، 426، 479، 488، 539، 575
مازندرانی، جعفر قلی خان/ 175
مازیوس/ 427
ماساچوست/ 457
ماسال/ 390
ماسوله (رود خانه)/ 148
ماسوله/ 142، 377
ماشاء اللّه/ 138، 141، 148، 149، 221، 255، 286
ماکلوان/ 377
ماکو/ 100، 256، 258، 437، 460، 508، 509، 574، 591، 594
ماکویی، میر محمد/ 282
ماکویی، میر مهدی/ 551
مالفروش (میدان)/ 535
مالک، سعید/ 217
مامش (ایل)/ 493، 508، 548، 573، 583
مامقان/ 67
مانکجی هاتریا/ 219
مانی پنی/ 199
مانیخ/ 445
ماهائوف/ 377
ماهان (روزنامه)/ 267
ماهوت فروش، میرزا احمد/ 206
ماوراء النهر/ 222
مایدل، بارون/ 17
مبارکآباد/ 6
مبشر السلطان، غلامحسین خان/ 231
مبین السلطنه/ 384
مترجم سلطان/ 253
مترجم الملک/ 302، 303،؛ 313، 357
متفقین/ 17
متولیباشی/ 255، 415
متین الدوله دفتری، میرزا احمد خان/ 221
مجارستان/ 33، 596
مجد الادبا/ 400، 401، 446
مجد العلما/ 50
مجد الملک، میرزا تقی خان/ 88
مجلس سنا/ 12، 19، 35، 217، 294، 324، 582
مجلس شورای ملی/ 10، 12، 31، 33، 36، 70، 81، 83، 85، 93، 128، 138، 149، 152، 171، 194، 196، 204، 205، 209، 211، 212، 213، 214، 215، 219، 222، 224، 226، 227، 245، 255، 270، 271، 279، 290، 304، 306، 307، 315، 316، 323، 324، 337، 342، 354، 360، 361، 375، 389، 396، 398، 408، 413، 416، 426، 427، 434، 435، 436، 437، 438، 449، 454، 455، 460، 461، 465، 468، 471، 476، 480، 488، 489، 500، 505، 512، 513، 519، 522، 524، 525، 531، 532، 533، 535، 545، 552، 553، 556، 558، 567، 568، 570، 571، 578، 582، 585، 592، 598، 602
مجلس مؤسسان/ 5، 19، 31، 35، 37، 77، 83، 104، 107، 219، 375، 552، 582، 602
مجلس نوزاد (روزنامه)/ 267
مجلل التولیه/ 320
محب اللّه خان/ 448
محتشم السلطنه/ 1، 66، 93، 130، 194، 213، 225، 226، 254، 280، 298، 299، 300، 302، 494
محسن / 444
محسن اف، عبد الحمید/ 401
محسن زاده، میرزا عبد الحمید/ 400
محقق الدوله، عبد الکریم خان/ 548
محلات/ 21، 70، 169، 288، 417
محلاتی، حاج شیخ اسد اللّه/ 212، 213
محلاتی، حسین/ 213
محله استاد شاگرد/ 530
محمد/ 232
محمد امین/ 10
محمد باقر (تاجر کاشانی)/ 570
محمد خان (دکتر)/ 220
محمد خان (سلطان)/ 114، 212، 215
محمد خلیل (تاجر شیرازی)/ 570
محمد طاهر میرزا/ 316
محمد قلی خان/ 574
محمد مهدی خان/ 229
محمد میرزا (شاهزاده)/ 400
محمد هاشم میرزا/ 437
محمد یعقوب خان/ 76
محمدآباد/ 158، 159، 167، 191
محمد ابراهیم خان/ 375
محمداف، احمد/ 130
محمد آقا/ 390، 401
محمد آقا ترک/ 400
محمد باقر/ 296
محمد باقر مجتهد/ 375
محمد تقی خان (کلنل)/ 253، 255، 256، 267، 275، 276، 279، 290، 308، 309، 311، 312، 313، 316، 319، 320، 322، 325، 326، 336، 339، 357، 359
محمد حسن میرزا/ 53، 178، 182، 226، 295، 298، 335، 494، 570
محمد حسین میرزا (شاهزاده)/ 407، 523، 539
محمد خان/ 214، 346
محمد رضا/ 5
محمد رضا خان/ 31
محمد رضا شاه/ 417، 502
محمد رضا میرزا/ 401
محمد شاه (سر)/ 417
محمد شاه/ 17، 49، 417
محمد طاهر خان میرپنجه/ 407
محمد علی/ 232
محمد علی بیگ/ 247
محمد علی شاه/ 5، 8، 10، 31، 52، 79، 85، 93، 128، 142، 213، 226، 268، 287، 298، 299، 324، 335، 453، 517، 545، 570
محمد علی میرزا/ 52، 128، 258، 316
محمد قلی خان/ 33
محمد ولی خان/ 210
محمدیه (میدان)/ 535
محمدیه/ 554
محمره/ 41، 42، 45، 78، 182، 215، 242، 261، 291، 340، 347، 358، 395، 396، 443، 448، 451، 493، 511
محمودآباد/ 318، 319
محمود خان (ماژور)/ 349، 351، 353، 357، 370، 372، 374، 376، 402، 410، 415، 432، 571
محمود خان/ 167، 368
محمودی/ 470
محمودی وان/ 470
محی الدین/ 488
محیط، میرزا هاشم خان/ 84، 202
مخبر الدوله/ 565
مخبر الدوله، حسین قلی/ 566
مخبر الدوله، علیقلی خان/ 93، 566
مخبر السلطنه/ 1، 10، 97، 101، 331، 332، 374، 375، 381، 382، 387، 405، 444، 516، 517، 525، 526، 527، 528، 529، 531، 536، 537، 538، 543، 552، 563
مخبر السلطنه، مهدی قلی خان/ 92، 93، 298
مخبر الملک/ 566
مختار الدوله/ 1
مختار الملک صبا/ 27
مختهباز (طایفه)/ 285
مخلص بیگ، امین/ 487
مدبر الملک/ 487، 516، 517
مدحت الممالک/ 407
مدرس، حاج میرزا محمد باقر/ 401
مدرس، سید حسن / 10، 104، 206، 215، 222، 306، 317، 525، 575، 602
مدرسه آلیانس/ 367
مدرسه آمریکایی/ 562
مدرسه ایران و آلمان/ 552
مدرسه باقریه/ 39
مدرسه تجارت/ 37
مدرسه حقیقت/ 67
مدرسه دخترانه آمریکایی/ 39
مدرسه سوارهنظام/ 81
مدرسه عالی آمریکایی/ 39
مدرسه عالی ایران و آلمان/ 61
مدرسه عالی سپهسالار/ 14، 33
مدرسه علمیه تهران/ 61
مدرسه علوم سیاسی/ 21، 37، 48
مدرسه فرهنگ/ 37
مدرسه فیلدستون/ 385
مدرسه محسن یه/ 215
مدرسه مروی/ 19، 128
مدرسه معصومیه/ 375
مدرسه ناصری/ 125
مدرسه نظامی قزاق خانه/ 289
مدرسه نظمیه/ 358
مدرسه وحدت بشر/ 362
مدنی، سید حبیب اللّه/ 328
مدیر خاقان رشتی/ 313
مدیر مسعودی، سید علی خانن/ 359
مدیر الدوله/ 358
مدیر الملک/ 12، 22، 25، 33، 81، 129، 135، 146، 155، 157، 206، 474، 580
مدیر الملک، میرزا محمود خان/- مدیر الملک
مدیسه/ 517
مرآت السلطان/ 572
مرادلو/ 156
مرادی، حاج محمد حسین/ 401
مراغه/ 33، 356، 389، 405
مرتضی خان/ 134
مرتضی قلی خان/ 508
مرتضی کامران/ 61
مرتضی میرزا/ 264
مرداب انزلی/ 446
مرده ریگ/ 198
مرنارد/ 44، 215
مرنارد، ژاک ژوزف/ 307، 308
مرندی، حاج محمد حسن / 400
مرو/ 17، 117، 161، 162، 176، 245، 254، 396، 397
مروت/ 330
مری/ 14
مریدار (طایفه)/ 285
مریل (کلنل)/ 402، 403
مرینجانی/ 146
مریوان/ 511
مزین السلطان/ 118
مساعد السلطنه/ 177
مسافر، احمد/ 392
مساوات/ 44، 215
مساوات، محمد رضا/ 575
مستشار/ 28، 62، 63، 89، 117، 131، 205، 339، 353، 424، 441، 587
مستشار الدوله/ 1، 32، 33، 54، 226، 326، 531، 532
مستشار الدوله، صادق/- مستشار الدوله
مستوفی الممالک/ 27، 48، 81، 93، 107، 128، 175، 226، 268، 326، 361، 513
مستوفی، حسن / 49، 128، 194، 226، 455، 519
مستوفی، میرزا احمد علی/ 77
مستوفی الممالک، میرزا یوسف/ 115، 198
مسجد بر/ 377
مسجد ترکها/ 29
مسجد سپهسالار/ 480، 567
مسجد سلطانی/ 569
مسجد سلیمان/ 396، 397
مسجد شیخ عبد الحسین/ 29
مسجد هندی/ 559
مسروب/ 518
مسروپیان، واهان/ 291
مسعود خان/ 16، 130
مسعود، اکبر میرزا/ 107
مسعود، میرزا حسین خان/ 381
مسعود السلطان/ 34، 350
مسعود السلطنه/ 389
مسعودی، عباس/ 588
مسقط/ 90، 119، 364
مسقطفروش، مشهدی ابو القاسم/ 401
مسکو/ 16، 25، 29، 37، 60، 83، 98، 108، 141، 150، 174، 199، 200، 202، 210، 240، 309، 316، 324، 368، 388، 481، 498، 523، 550، 565، 566، 579، 594، 596، 602
مسلم لیگ/ 417
مسیح السلطنه/ 203
مسیحیان کاتولیک/ 527
مسیوند/ 563، 564
مشار، یوسف/ 171
مشار الدوله/ 35، 570
مشار السلطنه/ 360، 376، 379، 420، 474، 502
مشار الملک/ 71، 178، 338، 343، 352
مشار الملک، میرزا حسن خان/ 16، 73، 75، 185
مشاور الدوله/ 1، 265، 350
مشاور السلطان، خلیل/ 246، 247، 363، 440، 455، 464
مشاور السلطنه/ 1
مشاور الممالک/ 55، 86، 108، 523
مشاور الممالک انصاری، علی قلی/ 33، 184، 315، 316، 368، 369، 381، 382، 388، 408، 492، 495، 496، 530، 572، 594
مشاور الممالک قمی، میرزا محمود خان/ 238
مشرف الدوله/ 115
مشروطه/ 81، 132، 175، 208، 222، 317، 367، 369، 399، 488، 552
مشروطیت/ 36، 67، 72، 83، 97، 109، 128، 149، 164، 175، 209، 212، 213، 222، 226، 247، 298، 324، 346، 413، 488، 508، 545، 552، 568، 570، 572، 602
مشق (میدان)/ 2، 514
مشکات نظام/ 400، 401
مشکین شهر/ 110، 146
مشمشه (بیماری)/ 472
مشهد/ 19، 21، 29، 44، 63، 71، 74، 76، 80، 81، 83، 84، 85، 86، 91، 92، 96، 97، 99، 102، 103، 104، 105، 110، 111، 114، 115، 121، 123، 126، 129، 130، 133، 134، 145، 147، 148، 156، 157، 158، 162، 166، 170، 171، 176، 184، 186، 187، 188، 189، 200، 203، 208، 210، 213، 215، 216، 217، 219، 221، 222، 229، 230، 247، 253، 255، 256، 261، 264، 268، 272، 273، 274، 275، 276، 279، 280، 281، 285، 286، 290، 291، 294، 297، 298، 299، 302، 306، 309، 311، 312، 313، 316، 318، 319، 320، 323، 329، 336، 339، 341، 343، 346، 347، 348، 349، 350، 351، 353، 355، 357، 358، 359، 361، 365، 366، 372، 374، 378، 379، 380، 383، 385، 386، 390، 392، 393، 394، 397، 400، 401، 415، 421، 422، 427، 430، 434، 437، 445، 446، 448، 452، 453، 459، 467، 475، 479، 482، 484، 485، 488، 503، 560، 562، 569
مشهدسر/ 21، 70، 126، 130، 132، 174، 306، 330
مشهدی حسینقلی/ 325
مشهدی عبد اللّه/ 400
مشیر معظم/ 22
مشیر همایون/ 176، 177، 374
مشیر الدوله/ 12، 17، 19، 81، 91، 93، 142، 184، 213، 219، 226،
299، 316، 326، 332، 366، 399، 507، 511، 512، 538، 542، 544، 551، 564، 569، 580، 587، 595، 598
مشیر الدوله، حاج میرزا حسین/ 41
مشیر الدوله، میرزا احمد خان/ 455، 512
مشیر الدوله، میرزا حسن خان/ 316، 317
مشیر الدوله، میرزا نصر اللّه خان/ 36، 226، 455، 512
مشیر السلطنه، میرزا احمد خان/ 226، 566
مشیر الملک/ 39، 512
مشیر الملک، میرزا حسن خان/ 548
مشیر معظم، میرزا نقی خان/ 25
مشیری، میر موسی خان/ 196
مصباح دیوان/ 354، 374، 375، 567
مصباح السلطنه/ 378
مصباح الملک/ 258
مصدق دیوان/ 169، 253، 355، 357، 367، 371، 382، 419
مصدق، محمد/ 12، 24، 35، 88، 171؛ 213، 294، 317، 500، 572، 580
مصدق السلطنه/ 11، 12، 20، 34، 64، 70، 159، 321، 350، 425، 426، 437، 492، 553، 559، 579
مصر/ 18، 122، 217، 226، 417
مصطفوی (روزنامه)/ 282
مصطفی پاشاکرد/ 484
مظفر الدین شاه/ 5، 33، 50، 79، 93، 107، 115، 128، 158، 169، 175، 200، 213، 226، 258، 299، 305، 375، 500، 545
مظفر السلطنه/ 340، 341، 395
مظفر الممالک/ 206
مظفرزاده، میرزا صالح/ 142
مظفرزاده، میرصالح/ 155
معارف، سید علی خان/ 401
معاضد السلطنه/ 36، 134، 151
معاضد الملک/ 45، 412
معاضد الملک، حسین قلی خان/ 46
معاون نظام/ 407
معتصم السلطنه/ 76، 77، 81، 110، 145، 166، 170، 171، 183، 190، 200، 216، 269، 292، 349، 354
معتصم الملک/ 428
معتصم الملک/ 87، 88
معتضد السلطنه/ 320
معتمد دیوان/ 102
معتمد دیوان، محمد حسین خان/ 146
معتمد السلطنه/ 194
معتمد السلطنه، میرزا ابراهیم خان/ 88، 128، 194
معتمد الممالک/ 27
معتمد الوزاره/ 294، 400، 401
معدن خاک قرمز/ 516
معروف آقا/ 583
معز السلطان، عبد الحسین/ 392، 488
معز الممالک/ 578
معزز الدوله/ 157، 158
معزز السلطان/ 343، 358
معزز الملک، عبد الحسین/ 81
معظمی، عبد اللّه/ 500
معیر الممالک، دوست محمد خان/ 485
معین همایون/ 374
معین الاسلام/ 484
معین التجار بوشهری/ 1، 15، 206، 283، 284، 294، 301، 325، 370، 403، 418، 500، 582، 597
معین الرعایا/ 142، 245، 345، 499
معین الرعایا، حسن خان/- معین الرعایا
معین الوزاره، حسین خان/ 33
مغان/ 110، 119، 153، 156، 161، 190، 201، 308
مغول، 123
مغیث السلطنه/ 459
مفاخر السلطنه/ 453
مفتاح لشکر/ 318
مفتاح، داوود/- مفتاح السلطنه
مفتاح السلطنه، داوود/ 94، 108، 127، 128، 155، 159، 165، 166، 234، 271، 272، 297، 388، 389، 403، 445، 448، 449، 507، 531
مفتاح الملک، میرزا محمود خان/ 128
مفتح الملک/ 476، 511، 517
مفتش ایران (روزنامه)/ 296
مفتش، سید مهدی خان/ 401
مفتش، محمد/ 401
مقبره نادری/ 359، 370
مقبل السلطنه/ 99، 103، 189، 246، 247، 255
مقدم، حسن / 122، 462، 463
مقدونیه/ 429
مقرب السلطان، میرزا ابو القاسم/ 488
مقرب السلطنه/ 488، 503، 542، 543
مکافات، میرزا آقا خان/ 551
مکروی (کاپیتان)/ 515
مککاسکی، چارلز/ 398
مککانل، ماری هلن/ 473
مکماهان (کلنل)/ 453
مک مری، جیمز/ 228، 340، 362، 378، 441
مکاری/ 30
مکرم/ 296
مکرم السلطنه تبریزی/ 52
مکری/ 383، 554
مکزیک/ 40، 272
مکه/ 266
ملا جان محمد/ 170
ملا گشتاسب/ 219
ملاباشی، عبد الکریم/ 29
ملا خان/ 202
ملاسرا/ 142، 345
ملا سلیمانی، 493
ملایر/ 112، 115، 117، 169، 250، 552
ملت (روزنامه)/ 199
ملکآرا، عباس میرزا/ 316
ملک فؤاد/ 226
ملک فیصل/ 329، 405، 517، 560
ملک قاسم میرزا/ 198
ملک، حسین/ 102، 428
ملک التجار/ 213
ملک التجار، عبد الکریم/ 213
ملک المتکلمین/ 299
ملکزاده (ماژور)/ 330، 340
ملکزاده/ 206
ملکزاده، حسن / 64
ملکزاده، مهدی/ 69، 70
ملکزاده، میرزا محمد خان (مدیر روزنامه تازهبهار)/ 96، 98، 553
ملکی، حسین/ 171
ملیون/ 222
ملیّون/ 8
ممتاز الدوله/ 51، 52، 226، 374، 409، 456، 474، 484، 495، 524، 530، 539، 550، 552، 561، 574، 600، 602
ممتاز همایون/ 409
ممتاز السلطنه/ 54، 56، 471
ممتاز السلطنه، عبد الصمد خان/- ممتاز السلطنه
ممتاز الملک/ 1، 31، 482، 528، 531
ممتاز الممالک/ 199، 205، 206
ممتحن الدوله/ 128
ممتحن السلطنه/ 424
ممسنی/ 283، 284، 291، 292، 294، 301، 302، 325، 403، 499، 500، 505، 525، 549، 558، 564، 569، 581، 582، 595، 604
منات/ 527
منار (دکتر)/ 477
منانوس (کشتی)/ 591
منتخب الدوله/ 237
منتخب السلطان/ 343
منتخب الملک/ 286
منتخب الممالک/ 535
منتصر الملک/ 525
منتظم السلطنه/ 161، 176، 264
منجیل/ 101، 102، 134، 147، 150، 151، 477
منچستر/ 94
مندمی/ 332
منشور، میرزا حسین خان/ 390، 529 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 674 م ..... ص : 669
شور الملک/ 35، 84، 85، 136، 146
منشور الممالک/ 27، 48
منشویک/ 27، 85، 300، 569، 605
منشیباشی، میرزا جواد خان/ 401
منصور/ 387، 461
منصور السلطنه/ 47، 48، 72، 166، 424، 529، 581
منصور السلطنه، میرزا سید مصطفی خان/ 25
منصور الملک/ 22، 76، 84، 229، 347، 360
منصور الملک درهجزی/ 366
منصور الملک، میرزا علی خان/ 107
منصوریه (پارک)/ 103
منصوریه (مدرسه)/ 77
منطقی سیستانی، ابو سلیمان/ 535
منگنه، میرزا غلامحسین/ 273، 276
منگور (ایل)/ 330
منوچهر/ 83
منیر مازندرانی، محمد اسماعیل/ 100
منیر، محمد جعفر/ 99
منیر الدوله/ 88
منیر الدوله، سلطان حسین میرزا/ 88
منیر الملک/ 22، 37
منیر الملک، رضا قلی خان/ 25
منیع السلطنه/ 75، 76، 81
موثق الدوله/ 71
موثق الممالک/ 363
مودت السلطان/ 592
مور (مستر)/ 120، 469
مور، جان باست/ 460، 461
موران/ 110، 114، 156
مورتیز/ 534
مورخ الدوله/ 25
مورخ السلطنه/ 551
مورخ الوزاره/ 340، 341
مورگان/ 474، 598
مورنینگ پست/ 77
موریس/ 5
موسس خان/ 394
موسولینی/ 408
موسی خان میرپنج/ 293
موصل/ 21، 237، 339، 476، 484، 507
موقر الدوله/ 22، 146، 350
موقر الدوله، حسن /- موقر الدوله
موقر الدوله، علی محمد خان/ 25، 29
مولرپونتر، شارل میلر/ 225
مولوی/ 366
مولیتر/ 11، 89، 194، 529، 581، 587، 597
مولیتر، کامیل/ 124، 125، 140، 143، 144، 154، 155، 396
مولیتر، لامیرت/ 396
مولیتور (موسیو)/ 89
مونت ابو/ 257
مونت فرت/ 135، 164، 227، 228
مونمورلو/ 470
مهاباد/ 330، 356، 389، 479، 493، 502
مهام الدوله/ 206
مهام الملک، میرزا ابو القاسم خان/ 479
مهدیآباد/ 301
مهدی خان/ 1
مهر منیر (روزنامه)/ 99، 100، 136
مهرآباد/ 267، 268
مهران/ 107
میانآباد/ 217، 449
میان دربند/ 88
میانج/ 574
میانجی، حاج شیخ حسن علی/ 324
میاندشت/ 330
میاندوآب/ 355، 356، 422، 424، 426، 430، 461، 479، 493، 548، 551، 554، 573
میانه/ 575
میخائیلاف، ایوان/ 200
میخولیچ، کنستانتین/ 565
میر اصغر ترک/ 401
میر علی اکبر/ 551
میرپنج، ایوب خان/ 34، 55
میرپنجه/ 574
میر جاوه/ 233، 353
میرزا ابراهیم/ 72، 587
میرزا ابراهیم خان/ 212
میرزا ابراهیم خان مدعی العموم/ 428
میرزا احمد خان/ 72، 161، 343، 534
میرزا احمدی مجتهد/ 52
میرزا اسد اللّه/ 212
میرزا آقا خان/ 70
میرزا باقر خان طبیب/ 98
میرزا بدیع اللّه/ 435
میرزا بزرگ/ 132
میرزا بزرگ رشتی/ 142
میرزا جلال الدین/ 595
میرزا جواد خان/ 400
میرزا حسام الدین/ 35
میرزا حسن آقا مجتهد/ 10
میرزا حسن خان/ 50، 214، 267، 400
میرزا حسن علی تاجر کازرونی/ 34
میرزا حسین/ 138
میرزا حسین خان/ 238
میرزا سیاوش/ 131
میرزا سید عبد اللّه خان/ 313
میرزا سید ولی اللّه خان/ 422
میرزا سید حسین خان/ 138
میرزا شکر اللّه/ 35
میرزا صادق خان/ 50
میرزا ضیاء اللّه/ 435
میرزا طروس/ 443
میرزا عباس خان/ 411
میرزا عباسقلی/ 146
میرزا عبد الکریم خان/ 19
میرزا عبد اللّه خان/ 27، 146
میرزا عبد الوهاب/ 470
میرزا علی/ 290، 293، 354، 359
میرزا علی اصغر خان/ 90
میرزا علی اکبر خان/ 400، 548
میرزا علی خان/ 67، 223
میرزا علی محمد/ 212
میرزا عیسی خان/ 70
میرزا عیسی وزیر/ 288
میرزا غفار خان/ 59
میرزا فرهاد/ 567
میرزا فضلعلی مجتهد تبریزی/ 29
میرزا کریم خان/ 488
میرزا کوچک خان/ 130، 134، 138، 141، 142، 147، 152، 154، 155، 162، 167، 170، 175، 177، 179، 183، 190، 194، 202، 203، 204، 207، 210، 212، 215، 222، 228، 229، 230، 232، 237، 239، 245، 251، 253، 268، 269، 274، 280، 281، 284، 287، 288، 293، 294، 298، 305، 306، 310، 313، 317، 320، 324، 328، 333، 337، 341، 344، 346، 350، 351، 354، 376، 377، 378، 380، 383، 384، 385، 386، 388، 394، 398، 404، 405، 406، 409، 411، 414، 415، 418، 420، 421، 424، 428، 432، 435، 436، 441، 442، 444، 445، 446، 447، 479، 499، 502، 508، 517، 519، 530، 545، 559، 562، 582، 583، 602
میرزا محسن خان/ 400
میرزا محمد خان/ 67
میرزا محمد علی خان/ 274
میرزا محمدی/ 212
میرزا موسی خان/ 539
میرزا موسی وزیر/ 288
میرزا ناظر/ 255، 269
میرزا نصر اللّه خان/ 27
میرزا هاشم/ 209
میرزا هدایت اللّه/ 12
میرزا یاسین/ 206
میرزا یانس، یوسف/ 1، 11، 12، 51، 55، 57، 418
میرزا یحیی خان/ 13، 147
میرزا یوسف/ 118
میرزا یونس/ 142
میرزاده عشقی/ 83، 85، 105، 146، 317، 460، 461
میر عباس/ 505، 506
میر علینقی خان/ 229، 346
میر فخر/ 206
میر فخرایی، سید حسن خان/ 346
میر قلعه/ 569
میر کاظم/ 551
میر محمد علی خان/ 229
میر مرتضی/ 325، 401، 503
میر مهدی/ 400، 401
میر موسی خان/ 427
میسیونر/ 197
میشمست (طایفه)/ 285
میشاب/ 332
میشوداغ/ 332
میشیگان/ 324، 473
میغان/ 90
میکائیلی/ 332
میکارتی (کاپیتان)/ 119
میکلادزه، کنستانتین/ 501، 502
میلانلو/ 352
میلانی، اسد آقا/ 400
میلانی، حاج ابراهیم/ 401
میلانی، حاج محمد ابراهیم/ 400
میلراند، الکساندر/ 75
میلسپو، آرتور چستر/ 9، 430، 460، 473
مین/ 361
مینباشی، یوسف بیک/ 253
مینانوس (کشتی)/ 302، 591
مینوار/ 163، 220
مینورسکی، ولادیمیر/ 534
میهن (روزنامه)/ 206، 282، 601، 602
ن
نابند/ 244، 251، 259
ناپلئون سوم/ 471
نادر میرزا/ 39، 84، 121، 131
نادر شاه افشار/ 162، 344، 359
ناصر خان/ 402
ناصرخسرو/ 63، 305
ناصر، میرزا حسن خان/ 420
ناصر الاسلام/ 326، 570
ناصر الدین شاه/ 12، 17، 44، 46، 49، 86، 88، 93، 164، 169، 198، 225، 285، 287، 316، 426، 545
ناصر السلطنه/ 1
ناصر الملک/ 26
ناصر الملک، ابو القاسم خان/ 566
ناصر الملک، میرزا ابو القاسم/ 455
ناصر الملک، نایب السلطنه/ 308، 512
ناصری (مسجد)/ 4
ناصری/ 45، 370
ناصری، علی اکبر/ 392
ناصریه/ 62، 305
ناظر، حاج میرزا یحیی/ 255، 294
ناظم دفتر/ 465، 591
ناظم الاطبا نفیسی، علی اکبر خان/ 24
ناظم التجار کرمانی/ 47
ناظم التولیه/ 320
ناظم العلوم/ 424
ناظم الملک یزدی/ 302
ناظم الممالک/ 411
ناهید (روزنامه)/ 97، 105
ناهید، میرزا ابراهیم خان/ 97، 105
ناو دیناون/ 438
نایب/ 565، 566
نایب جعفر خان/ 205
نایب عبد اللّه خان/ 174
نایب التولیه/ 147، 375
نایب السلطنه، عباس میرزا/ 215، 316
نایب السلطنه، کامران میرزا/ 41
نایین/ 7، 9، 36، 37
نایینی، محمد حسین/ 517، 531، 559، 560
نایینی، محمد خان/ 7، 9
نایینی، میرزا رضا خان/ 428
نایینی، میرزا محمد باقر/ 36، 39
نبوی، سید تقی/ 157، 158
نجات ایران (روزنامه)/ 296
نجات، سید یعقوب/ 212
نجد/ 265، 266
نجد السلطنه/ 91، 185، 188، 189، 190، 228، 246، 247، 253، 255، 427
نجف/ 79، 211، 213، 224، 234، 401، 517، 559
نجفآباد/ 30، 31، 177
نجفقلی خان/ 156
نجفی اصفهانی، شیخ نور اللّه/ 443
نجفی، شیخ محمد باقر/ 367
نجم الملک/ 409
نجمیه (بیمارستان)/ 215
نخجوان/ 391، 544، 556، 559، 561، 567، 577، 581، 594، 601
نخجوان، امیر موثق/ 134، 239
نخجوانی، اسماعیل/ 325
نخجوانی، کلبعلی خان/ 425
نخیلو/ 306
ندای اسلام (روزنامه)/ 8
نردینی بجنوردی، کریم داد خان/ 81
نرسس ارمنی/ 133، 136، 137، 148، 149، 153، 156، 165، 221، 233، 255، 286
نرمن/ 3، 5، 13، 14، 22، 28، 50، 63، 106، 116، 117، 119، 123، 124، 127، 133، 136، 140، 146، 150، 165، 174، 179، 189، 192، 1232، 273، 320، 334
نری شمس دینان/ 406
نریمان/ 545
نریماناف/ 259، 474
نزاکتی، جواد خان/ 253
نزهت بیک/ 487، 583
نزهت السلطنه/ 280
نسطوریان/ 198
نشان شیر و خورشید/ 60، 595
نشان قدس/ 568
نشتارود/ 179
نصر، ولی اللّه خان/ 548
نصرآباد/ 318، 322
نصر اللّه خان (نایب سرهنگ)/ 487
نصر اللّه خان/ 478
نصرت لشگر/ 274، 437
نصرت الدوله/ 1، 18، 19، 23، 205، 206، 212، 582
نصرت الدوله فیروز/ 107، 131، 211، 215، 226، 316
نصرت السلطنه/ 73، 74، 78، 218، 283، 284، 294، 301، 325، 326، 417، 477، 478، 558، 569
نصرت السلطنه، روح اللّه میرزا/ 50
نصرت اللّه خان/ 475، 568
نصرت الملک/ 97، 105
نصرت الممالک/ 401
نصیر اشرف/ 438
نصیر الدوله/ 49
نصیر السلطنه/ 206، 209، 470
نصیر الملک/ 343، 538
نظام کمونیستی/ 605
نظام الدوله/ 470
نظام الدین، اسد اللّه/ 10
نظام السلطنه/ 149، 392، 397، 415، 421، 459، 512، 560، 590
نظر آقا/ 53، 116
نظریان/ 138
نظم الدوله/ 164
نظم الملک/ 80، 115
نظمیه/ 4، 6، 26، 27، 34، 41، 43، 45، 46، 49، 51، 57، 62، 68، 92، 96، 103، 104، 108، 111، 112، 139، 140، 148، 153، 157، 164، 174، 175، 184، 187، 195، 200، 202، 208، 215، 229، 241، 250، 255، 256، 257، 285، 297، 306، 321، 322، 323، 327، 343، 352، 361، 371، 372، 374، 381، 385، 396، 398، 401، 419، 440، 474، 487، 516، 517، 519، 526، 527، 530، 542، 543، 546، 561، 575، 584
نعلبند، اسماعیل/ 253
نعیم کلیمی، میرزا عزیز اللّه/- نعیم، عزیز اللّه
نعیم، عزیز اللّه/ 73، 74، 75، 114، 137، 138
نفت جنوب/ 51، 340، 341، 445، 448، 459
نفت سفید/ 584
نفت شمال/ 211، 271، 309، 315، 410، 426، 427، 430، 431، 434، 436، 440، 438، 444، 448، 450، 451، 460، 461، 468، 479، 496، 504، 507، 547، 564، 575، 580، 587، 592
نقده/ 479، 493
نقدی، سردار رفعت/ 134
نقدی، علی آقا/ 553، 554
نقدی، غلامحسین/ 289
نقیبزاده/ 597
نگین (مجله)/ 557
نلسن/ 563
نمین/ 347
نمینی، مصطفی/ 516
نوئل (سرگرد)/ 406
نوئل (کاپیتان)/ 192
نواب/ 175
نواب، حسینقلی/ 174، 226
نوابه مدرس/ 435
نوایی، محمد رفیع/ 375
نوبری، اسماعیل/ 572
نوبری، شیخ اسماعیل/ 324
نوخندان/ 104، 382
نوذری/- نوری، محمود خان
نوذری، محمود خان/ 90، 91، 110، 151، 159، 161، 223، 273، 357، 358
نور الدین/ 10
نور علی/ 9
نور محمد خان/ 173، 176
نور مهدی/ 325
نوروز (روزنامه)/ 79، 102، 111، 115، 239
نوروز/ 444
نوروز، علی/ 122
نوروزآباد/ 242
نوری، شیخ بهاء الدین/ 77
نوری، شیخ علی/ 534
نوری، شیخ فضل اللّه/ 213، 298، 534
نوری، عماد الدین/ 206
نوری، میرزا حسین علی/ 132، 435
نوریزاده، حسین/ 206
نوز (موسیو)/ 308
نوشآباد/ 160
نوشآفرین/ 5، 83
نوشکی/ 353، 546
نهاوند/ 95، 169، 238، 299
نهاوندی، شیخ مرتضی/ 206
نهبندان/ 499
نهضت جنگل/ 81، 142، 209، 541، 602، 605
نیازمند، رضا/ 6
نیاساکیان/ 327
نیر همایون/ 357، 386
نیر الدوله/ 83
نیر السلطان/ 343، 360، 424
نیر الملک، رضا قلی/ 511
نیروهای سرخ/ 25
نیروهای هندی/ 94
نیریز/ 465
نیساری، امیر حشمت/ 247، 352
نیسان، یوحنا/ 299
نیشابور/ 83، 61، 88، 123، 289، 330، 360، 415، 429
نیشابوری، محمد/ 453
نیکاراگوئه/ 155
نیکلای دوم/ 316
نیلند (دکتر)/ 240
نیلی/ 44
نیما/ 588
نیو/ 89، 202
نیومن/ 358، 464
نیویورک/ 161، 394، 398، 458، 473، 581
نیویورک سیتی (روزنامه)/ 407
نیّر الملک/ 603
و
واثق السلطنه/ 206
وارد بوسکی/ 17
وارد، اسمئول/ 198
وارطان/ 29
وارنا/ 369
وازنه (موسیو)/ 104، 238
واشنگتن/ 13، 30، 128، 132، 211، 277، 315، 385، 386، 398، 417، 427، 430، 441، 444، 469، 473، 475، 476، 557، 585، 592، 594
واشنگتن، جرج/ 408
واکت، فردیناندو/ 361
والی پشتکوه/ 567
والی، ناصر/ 26
والیزاده/ 511
والیس (سرگرد)/ 105
وانس (ماژور)/ 448
وبا/ 150، 169، 220، 230، 239، 254، 270
وثوق، حسن / 49، 128
وثوق الدوله/ 5، 8، 14، 17، 19، 35، 37، 49، 68، 81، 107، 127، 128، 142، 170، 175، 193، 210، 226، 287، 324، 572
وثوق الدوله، میرزا حسن خان/ 128، 316
وثوق السلطنه/ 97، 98، 206، 564، 571، 575
وثوق الممالک/ 556، 559
وثوق الممالک/ 577
وحید السلطان/ 386، 391، 408، 469
وحید السلطنه/ 298
وحید الملک/ 548
ورامین/ 146، 164، 427، 590
ورسای/ 83
ورندگ، بارون/ 174
ورندل/ 79
وزیرزاده/ 296
وزیری، علی نقی خان (کلنل)/ 293
وست کنت/ 107
وستداهل/ 6، 26، 27، 55، 62، 184، 208، 241، 371
وستن/ 27
وسوردکا، استیر/ 590
ونشترک/ 415، 452، 460، 467، 483، 533، 603
وطن (روزنامه)/ 84، 139، 143، 202، 205، 267، 304، 316
وطینه/ 119
وقت برلن (روزنامه)/ 497
وکیل/ 565، 566
وکیل الرعایا امشهای، حاجی کاظم/ 488
ولادیمیروف/ 84
ولدبیگی/ 332
ولش/ 94
ولیعهد/ 12، 516
ونسن/ 27
وود، برنت/ 193
وهاباف، عبد الرحیم/ 591
وهّابیان/ 560
ویت من/ 473
ویس، رولز/ 19
ویسکم/ 336، 340، 441
ویلبر/ 90
ویلسون، آرنولد/ 342، 344، 347، 348، 362، 364، 395، 432، 456، 457
ویلهلم/ 541
ویلهلم دوم/ 61
وینچستر/ 480
وینر/ 249، 379
ه
هائیتی/ 155، 473
هادی خان/ 582
هادیون، میرزا سواحلی/ 294
هاردینگ، وارن گالامیل/ 407، 408
هارموث/ 22
هارونی/ 332
هاشماف/ 84، 85
هاشم آقا/ 170
هاشم بزاز/ 85
هاشمزاده، جلیل/ 67
هاشمی/ 266
هاشمی، میر علی نقی/ 247
هافمن (دکتر)/ 129، 130
هالدستن (کلنل)/ 109
هالدین (ژنرال)/ 117
هامبورگ/ 185، 390
هانسن/ 185
هاوانسیان، سیمو/ 291
هتفیلد/ 14
هدایت/ 107، 298
هدایت، رضا قلی خان/ 93
هدایت، عزت اللّه خان/ 424
هدایت، مخبر السلطنه/ 73، 149، 316، 324
هدایت، مهدی قلی/ 572
هرات/ 17، 21، 162، 183، 200، 417، 479
هراتی، حاج محمود/ 183
هراتی، یوسف خان/ 453
هرسین/ 238، 338
هرمز/ 516
هرمن کامرون نرمن/ 13
هرو (موسیو)/ 193، 597
هری سینکر/ 309
هریرود/ 161، 162، 285
هزارجریب/ 304، 306
هزاره/ 91، 294، 437
هژبر سلطان/ 287
هژبر عشایر/ 582
هژبر الملک/ 87، 188
هژیر/ 6، 39، 48، 171
هژیر، عبد الحسین/ 294
هشترودی/ 343
هشتگرد/ 479
هفت لنگ/ 31
هگئولا (روزنامه)/ 74، 137، 138
هلال احمر ایران/ 570
هلند/ 29، 180
همدان/ 21، 41، 42، 44، 56، 61، 68، 85، 86، 90، 91، 92، 135، 143، 144، 149، 153، 176، 192، 198، 214، 230، 237، 250، 317، 318، 327، 352، 354، 367، 420، 427، 438، 456، 460، 461، 470، 472، 474، 495، 500، 513، 518، 570، 574، 576، 592
همدانی، امیرنظام/ 386
همدانی، بدیع الدوله/ 194
همدانی، میرزا آقا خان/ 287
همدم السلطنه/ 169
همدم الملوک/ 169
همینول، ساوت/ 193
هند/ 51، 132، 175، 192، 200، 224، 242، 243، 264، 347، 358، 417، 431، 484، 567، 596
هندوستان/ 14، 54، 80، 128، 136، 146، 149، 158، 183، 215، 223، 226، 233، 239، 259، 262، 263، 316، 334، 342، 347، 348، 353، 358، 376، 394، 404، 414، 417، 431، 441، 443، 453، 485، 499، 524، 545، 576، 578، 592، 595
هندوکش/ 309
هنگ سوار/ 31
هوپنو/ 3، 13، 23، 52، 54، 424، 503
هوپنو، هنری/ 298، 300
هوتان/ 543
هودان/ 475، 476، 487
هورن/ 54
هوس، واتر/ 595
هوشنگ/ 142
هوفمان، والانتین/ 379
هونن (موسیو)/ 424
هونولولو/ 308
هوور/ 507
هویدا/ 72، 73
هویدا، امیر عباس/ 77
هیئت علمیه کرمان/ 556، 557
هیئت متحده ندای اسلام/ 533، 535
هیتلر، آدولف/ 226
هیرمند/ 453
هیگ (کلنل)/ 16
هیلز، رالف/ 399
ی
یار علی/ 9، 458
یارک ولنکستر/ 107
یاسل نو/ 67
یالمارسن/ 27، 324
یاور/ 515، 565، 566
یایچی/ 544
یپرم خان/ 298
یحیی/ 5، 215
یراق فروش، محمد علی/ 401
یرزنیکیان/ 440
یرلسکین/ 90
یرمیاه/ 138
یزد/ 21، 30، 31، 37، 39، 63، 132، 169، 223، 331، 347، 413، 453، 488، 523، 539، 543، 554، 563، 587، 596
یزدکان/ 460، 462، 464
یزدی، آقا سید کاظم/ 275
یزدی، آقا شیخ حسین/ 170، 206
یزدی، سید علی آقا/ 8
یزدی، سید جواد/ 200
یزدی، شیخ محمد/ 206
یعقوب بیگ/ 390، 253
یعقوب خانی/ 285
یغمایی، حبیب/ 535
یفرم خان ارمنی/ 68، 369
یگانی، اسماعیل/ 572
یموت/ 9، 227
یموتی/ 76، 181
یمین الممالک/ 34، 47، 49، 246، 362
یمین الدوله/ 169، 335
یمین الملک/ 206
یورتچی/ 436، 446
یورتچی، نصرت/ 546 روزشمار تاریخ معاصر ایران ج1 680 ی .....
زباشی/ 68، 253
یوسف بیک/ 253
یوسف خان/ 453
یوسفآباد/ 27، 91، 114، 115، 198، 285
یوگسلاوی/ 596
یولیانوویسک/ 566
یونان/ 135، 155، 348، 429، 596
یونس/ 444
یونسکو/ 77
یهود/ 138
یهودیان/ 71، 73، 99، 533، 535
روزشمار تاریخ معاصر ایران، مقدمهج2،
ص: 5