ghaemiyeh.com
حجاب عزّت است يا اسارت؟! (3 )
سير تاريخى حجاب در ايران وجهان
تهاجم دشمن، تأثير تيغ دولبه فناورى
ماهواره، تلفن همراه، اينترنت، تلويزيون و...
بر زندگى نوجوانان، جوانان و جامعه اسلامى،
راهكار مبارزه با تكنولوژى بدون فرهنگ
سرشناسه: ذبیحی، محمد صادق
عنوان و پدیدآور: حجاب عزت است یا اسارت؟ !/ تهیه و تدوین محمد صادق ذبیحی.
مشخصات نشر: مشهد، پیام طوس، 1397.
مشخصات ظاهري: 6 جلد
شابک: 8 70 9928 964 978
یادداشت: فهرست نویسی بر اساس جلد چهارم، 1393.
یادداشت: ویراست قبلی: پیام طوس، 120) 1390ص.).
یادداشت: ج4 (چاپ دوم: 1393).
یادداشت: ج6 (چاپ اول: 1397 ) (فیپا).
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: حجاب
Hijab (Islamic clothing) :
موضوع: حجاب احادیث
Hijab (Islamic clothing) -- Hadiths
موضوع: حجاب جنبه هاي قرآنی
Hijab (Islamic clothing) -- Qur'anic teaching
موضوع: محرم و نامحرم
Mahram and namahram*
رده بندي کنگره: ي 3 1390 ح 23 ذ/ BP 230/17
رده دیویی: 297/636
شماره کتابشناسی ملی: 4409559
ذبيحى، محمّد صادق، گردآورنده
حجاب عزت است يا اسارت!! (3) نگاهى به آثار مثبت حجاب و مجازات ترويج بىحجابى از ديدگاه قرآن و سنت
تهيه و تدوين محمّد صادق ذبيحى. ـ مشهد، پيام طوس، 1390.
208 ص.
شابك: 8-38-9928-964-978
فهرستنويسى براساس فيپا.
الف. عنوان. 2 ح 2 ذ/17/230BP4831/297
نام كتاب:··· حجاب عزّت است يا اسارت؟! (3)
مؤلف:··· محمّد صادق ذبيحى
ناشر:··· انتشارات پيام طوس
تيراژ:··· 000/10 نسخه
نوبت چاپ:··· اوّل ـ 1391
چاپ:··· چاپخانه بزرگ قرآن كريم
شابك:··· 8-38-9928-964-978
مركز پخش: خيابان آزادى ـ بين چهارراه زرينه و راه آهن ـ پلاك 96 ـ انتشارات طوس
قيمت 2400 تومان
اجر و ثوابى كه از انتشار اين مجموعه عايد مىشود به محضر مقدس آقا و مولايم امام زمان عليهالسلام اهدا مىگردد.
پاداش ارزنده آن عزيز را به روان پاك پدر بزرگوارم و مادر فقيدهام تقديم مىدارم.
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فِى هذِهِ السّاعَةِ وَ فِى كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّا وَ حافِظا وَ قائِدا وَ ناصِرا وَ دَلِيلاً و عَيْنَا حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعا وَ تُمَتِّعَهُ فِيها طَوِيلاً.
هُوَ الْمُفَرَّجُ لِلْكَرُبِ عَنْ شيعَتِهَ بَعْدَ ضَنْكٍ شَدِيدٍ وَ بَلاءِ طَويلٍ وَ جَزَعٍ وَ خُوفٍ
اكمالالدين: 1/288
آن بزرگوار (امام زمان ارواحنا فداه) گرفتارى شيعيان را پس از سختى شديد و بلائى طولانى و ترس و جزع، گشايش مىبخشد...
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
تمام اعمال نيك و همچنين جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر، همچون قطرهاى است در برابر دريائى خروشان.(1).
و همچنين اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
خداوند به حضرت شعيب عليهالسلام وحى فرمود:
من از قوم تو، صد هزار نفر را هلاك خواهم كرد، چهل هزار نفر از بدان و شصت هزار نفر از خوبان آنها را.
حضرت شعيب عليهالسلام عرض كرد:
آن چهل هزار نفر را كه هلاك مىكنى جزء بدان هستند، چرا خوبان را هلاك مىكنى؟
خداوند فرمود:
آنها در برخورد با گناهكاران سستى كردن و به خاطر خشم و غضب من خشم ننمودند.(2).
پس از حمد و ستايش پروردگار و سلام و درود به پيشگاه پيامبر عاليقدر و خاندان عزيزش عليهمالسلام ، خداى مهربان را شاكرم كه جلد اوّل اين كتاب مورد توجه و استقبال اقشار مختلف مردم قرار گرفته و در زمانى حدود سى ماه، بيست بار و با تيراژ دويست هزار جلد چاپ و منتشر گرديد و به لطف پروردگار و عنايت مولايمان امام زمان عليهالسلام جلد دوم نيز با موفّقيت چشمگير چاپ و در اختيار مردم مسلمان قرار گرفت.
اين عنايت و موفّقيتها از بركات و دعاىِ خير مولاى مهربان و پدرِ دلسوزمان امام زمانارواحنا فداه بوده و
همچنين نشانِ روشنى از فطرت پاك و شور و شوقِ مردم مسلمان به پذيرشِ حقايق اصيل و ارزنده دينى است.
تماسهاى پُرمهر و محبّت، تشويق و تحسينهاى حضورى، كتبى، تلفنى، اثرگذارى فراوان و تحوّل چشمگيرِ عملى در خوانندگان، حكايت از نياز جامعه اسلامى به معارف صحيح و بىپيرايه دين از يك سو و كم توجّهى متوليان تربيت و اخلاق به اين مهمّ دينى و اخلاقى و همچنين ضعف تبليغاتِ صحيح و بىتفاوتى جمعى مصلحت انديش از سوى ديگر دارد.
مصلحت انديشانى كه با تفسير به رأى و تفكّرات و توجيهاتِ سليقهاى خود به عرصه و حدود معارفِ دينى وارد شده و به خواست و ذوق شخصى خود احكام و مبانى دين را توجيهِ ناشايست نموده و به نام دين به جامعه اسلامى تحميل مىنمايند!
مسئله حجاب و پوشش را كه همچون نماز و روزه از ضروريات دين مىباشد و وجوب آن در آيات مختلفِ قرآن مجيد، احاديث اهل بيت عليهمالسلام و فتاواى مراجع بزرگوار تقليد به طور صريح مطرح شده و شيوه و روش خاندان
رسالت عليهمالسلام و بانوان مسلمان بوده و هست و همه اديان بر آن اتفاق دارند تحريف كرده و حدود و معيارهاى آن از جمله حريم گرفتن از نامحرم را بر اساس ذوق و خواسته خود وارونه جلوه داده و با كمال تأسف خواسته يا نخواسته دشمنان را در دستيابى به اهداف شومشان كه تضعيف ايمان و عقيده و شيوع فساد و گناه مىباشد يارى مىكنند!!
در صورتى كه تنها فقها و مراجع وارسته دينى كه توان استنباط و استخراجِ احكام شرع را از كتاب خدا و گفتار خاندان رسالت عليهمالسلام دارند مىتوانند در زمينه احكام و مبانى دين از جمله حجاب و معيارهاى آن اظهار نظر نموده و مسائل و احكام شرع را در اختيار مردم مسلمان قرار دهند.
در جلد اوّل و دوم اين كتاب براساس رسالت و مسئوليت خطير دينى و انجام وظيفه شرعى و به منظور دفاع از نواميس كشور عزيزمان و آگهى جامعه اسلامى از معارف صحيح اسلام، مطالبى دلسوزانه از دردمندى و فروپاشىِ اخلاق، عفّت، حياء، غيرت و حيثيّتِ مسلمانان، پرپر شدن جوانانِ اين مرز و بوم و غفلت و بىتفاوتى ملت اسلام با بيانى ساده، روشن و بدون محافظه كارى و مصلحتانديشى
و توجيهات سليقهاى بازگو گرديد.
اكنون پس از انتشار جلد اوّل و دوم كتاب، كتاب سوم تقديم مىگردد. در اين كتاب به يارى پروردگار و عنايتِ مولايمان امام زمان عليهالسلام ، مشترك بودن مسئله حجاب و پوشش در اديان الهى و پايبندى همه اقوام و ملل به استفاده از چادر از قديم الايام و در قالب و شكل و رنگهاى مختلف، در بيشتر مناطق جهان بازگو مىگردد، تا روشن شود كه مسئله حجاب و چادر اختصاص به دين اسلام و مردم مسلمان و يا كشور خاصى ندارد، بلكه مسئله همه اديان و اقوام جهان و بيشتر مردم دنيا بوده و هست.
سپس به سيرِ تاريخى حجاب و چادر در كشور اسلامى ايران از عصر باستان تا به امروز و همچنين مبارزه بىرحمانه دشمن در ادوار مختلف با پوشش و چادر اشاره مىگردد.
و همچنين آسيب و آفتهاىِ شبكههاى مختلف رسانهاى، ماهواره، اينترنت، بازىهاى رايانهاى، سىدى هاى مبتذل، تلفن همراه و بعضى از برنامههاى راديو، تلويزيون و... كه مهمترين حربههاى دشمن در ايجاد
بىعفّتى، بىحجابى و شيوعِ فساد و ناهنجارى مىباشد و دشمن نيروى جوان و فعّال مملكت را به آنها سرگرم نموده است، مورد تحقيق و بررسى قرار مىگيرد.
اين مطالب هشدار و اعلام خطرى است به مسئولين، اولياء و پدران و مادران تا آسيبها و آفتهاىِ پيشروى فرزندان عزيزمان كه تعادل جامعه را به هم ريخته جدّى گرفته، به غفلت و بىتفاوتى خود خاتمه داده و با نگاهى عاطفى و غيرتمندانه از نواميس و پارههاى تنمان حفاظت نماييم و قبل از اين كه جوانان عزيزمان ذليلانه و به طور كامل به كامِ فساد و گناه كشيده شوند و وقايع تأسفبارترى اتّفاق بيفتد و همه چيز در هم بپيچد و قبل از اين كه در سوگِ كامل اخلاق و حيثيت، غيرت، عفّت و حجاب بنشينيم، چارهانديشى نماييم.
از الگوبردارى و مدگرايى و وابستگىِ ذلّتبار غرب رها شده، به آموزههاى دينى و رهنمودهاى دلسوزانه پيشوايان معصوم عليهمالسلام روى آورده و به هويّت و فطرت پاك خدايى خويش بازگرديم.
اجازه ندهيم بيش از اين در نظام جامعه اسلامى و كشور
عزيزمان، اختلال و نابسامانى ايجاد گرديده و پايبندىهاى دينى و اخلاقى به كلّى از بين رفته و بنياد خانوادهها ويران و نابود گردد!
فروپاشى اخلاق و معنويت و شيوع فساد و بىبند و بارى را يك فاجعه، بحران سياه و هشدار تلقّى نموده و از حمله فرهنگى دشمن خيانتكار كه به مراتب خطرناكتر از حمله نظامى است، با همه نيرو و توان دفاع نماييم و براى لحظهاى بيانديشيم كه ما در ايران اسلامى كه مردم سلحشورش وارث خون هزاران شهيد در طول تاريخ هستند و افتخار پيروى از خاندان عزيز رسالت عليهمالسلام را دارند زندگى مىكنيم، نه در يك كشور اروپايى!
به حجاب و چادر
مسئله حجاب و پوششِ بانوان، فرهنگِ مشترك همه اديان آسمانى و بيشتر اقوام و ملل دنياست و در آئين اسلام و اديان الهى استفاده از چادر به معنى خاص خود(1). براى زنان لازم و ضرورى بيان گرديده و همچنين لزوم استفاده از نقاب و روبند نيز مورد تأكيد قرار گرفته است.
تنها فرهنگ حيوانى غربى است كه برخلاف دستور صريح حضرت مسيح عليهالسلام و همه اديان الهى و برخلاف فطرت و سرشت، برهنگى، بىعفّتى، جلوهگرى و اختلاط زن
1) ـ پوشش گسترده و سرتاسرى با وسعت كافى كه بانوان در روى همه لباسهاى خود مىپوشند به گونهاى كه تمامى لباسها، حجم و اندام، پستى و بلندى بدن و زيورآلات آنها را مىپوشاند.
و مرد را اشاعه داده است.
در اين قسمت از كتاب با بيان نمونههاى مختصر از احكام صريح آيينهاى آسمانى و همچنين شواهدى از پايبندىهاى اقوام و ملل دنيا به چادر و حجاب، اهميت اين امر مهم را بازگو نموده تا روشن شود كه بىحجابى و برهنگى گروهى از زنان غيرمسلمان و همچنين بدپوششى و بدحجابى جمعى از زنان مسلمان غرب زده كنونى، مخالفت با فرهنگ و سنتهاى دينى و دستورات صريح كتابهاى آسمانى و پيشوايان مذهبى بوده و پيروى از فرهنگ و تبليغات مسموم غرب مىباشد.
آيات قرآن مجيد و بيانات پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و معصومين عليهمالسلام و همچنين فتاواى مراجع تقليد در مورد
حجاب و پوشش و معيارهاى آن از نظر اسلام و آسيب و آفتهاى بىحجابى و رفتار غيرعفيفانه برخى از بانوان در دو جلد اول و دوم اين كتاب به تفصيل بازگو گرديد.
و اما مرورى كوتاه به پوشش و حجاب در اديان مختلف:
در دين يهود اگر زنى بدون پوشاندن سر در انظار ظاهر شود، شوهرش حق دارد او را بدون پرداخت مهريه طلاق دهد.(1).
در فقرات 14 و 15 كتاب مقدس تورات (روت) ماجراى «عروس يهود» را چنين بيان مىكند:
پس رخت بيوهگى را از خويشتن بيرون كرد، برقعى (روى بند، نقاب) پوشيد و خود را در چادرى پوشيده و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است نشست...(2)..
براى زنان شرمآور است كه با سرِ برهنه در اماكن عمومى ظاهر شوند، پوشش گيسوىِ زنان اين معنى را به همراه دارد كه او زيباييش را تنها براى چشمانِ
همسرش نگه داشته است(1)..
در ذيل فقره ششم كتاب مقدّس انجيل از زبان «شمايس
يونس» يكى از مفسّرين مشهورِ كتاب انجيل چنين آمده است:
علامت احترام زن آن است كه هميشه با چادر و روبند باشد تا نامحرم شمرده شود وگرنه در حكمِ زانيان (زناكنندگان) خواهد بود... پس حجاب براى زن واجب و لازم است كه هر كجا مىرود با چادر و روبند (پوشيه) باشد...(2).
در كتاب «اوستا» كتاب مقدّس زرتشتيان اين گونه آمده
است:
همگى سر را مىپوشانيم و همگى به درگاه تو نماز
مىكنيم(1)..
رومانيان كه دولت معظّمى داشتند و با همّت و عظيم بودند، در حجاب به قسمى اهتمام داشتند كه قابلهها و دايهها هم از خانه بيرون نمىرفتند مگر با چادر و روى پوشيده و روى چادر هم عبايى بلند و سرتاسرى كه سر تا پا را بگيرد، مىانداختند طورى كه حجم آنها را هم نامحرم نبيند.(2).
چنانچه فعلاً رسم زنان هند است، چادرشان طورى است كه آن را يكپارچه دوخته و به خود مىپوشانند و هيچ جايى از بدن، از چهره و كفّين، حتّى چشم را ظاهر نمىكنند، و بر روى چادر و محاذى چشم را مشبّك نموده كه به سبب آن توانند در مواقع خروج از خانه در
طريق و مسلك حركت نمايند و به آن راه را مشاهده نمايند.(1).
... زنان عرب از دو نوع پوشش استفاده مىكردند، يكى به صورت همان چادر اعراب و عباء امروزى است كه روبندى هم در قسمتِ جلوى آن دوخته مىشد و تنها چشمهاى زن از آن ديده مىشد، و اغلب اين چادرها به رنگى مشكى بودند. و نوع دوم عبايى بلند مثل عباى روحانيون فعلى است كه به همراه مقنعه بسيار بلندى تا نصف كمر زن مىرسيد و در كل دورنمايى همچون چادر داشت(2)..
دويست سال پيش، يك بانوى انگليسى كه به تركيه سفر كرده بود چنين نوشته است:
هيچ زنى از هرطبقه و مرتبهاى كه باشد مجاز نيست كه از خانه خود خارج شود، مگر اين كه يك روبند بر سر بياندازد كه جز چشمان او همه صورتش را بپوشاند و يك پارچه ديگر بر سرش بياندازد كه از پشت تا كمرش پايين بيايد و يك چادر عريض و گشاده بر روى اين لباسها به سركند كه كلّيه بدنش مخفى باشد...(1).
هنگامى كه دختران كسرى به اسارت سپاه اسلام درآمدند، آنان را در مسجد رسول خدا صلىاللهعليهوآله در مقابل خليفه دوم و مردم قرار دادند. اسيران در حالى در مقابل خليفه قرار گرفتند كه با پوشش و نقاب چهره خود را پوشانده بودند.
خليفه خواست صورت شهربانو دختر كسرى را بگشايد تا خريداران بيشتر با پولِ زيادترى پيدا شود.
شهربانو از برهنه كردن صورت خوددارى نموده و با زدن مشتى به دست خليفه، جدّ خود، پرويز را كه با پاره نمودن
1) ـ همان: 26 به نقل از رسائل حجابيه، رسول جعفريان: 2 / 1263.
نامه رسول خدا صلىاللهعليهوآله، زمينه اسارت و رويارويى او را با نامحرمان فراهم نموده بود، نفرين كرد.
خليفه كه تصور مىكرد شهربانو او را دشنام مىدهد، خشمناك شده و تصميم گرفت او را با تازيانه تنبيه نمايد.
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: آرام باش اى خليفه و او را
نزن، او به زبان فارسى جدّ خود پرويز را دشنام مىدهد و با تو كارى ندارد. و سپس به خليفه فرمود: بزرگ زادگان، خريد و فروش نمىشوند، دختر كسرى خودش هركس را مىخواهد انتخاب كند و مهريهاش از بيتالمال پرداخت شود.
دختر سعادتمند و خوشبخت كه خود را در انتخاب آزاد ديد، از ميان انبوه جمعيّت به سراغ نورچشم فاطمه، امام حسين عليهماالسلام آمد و آن بزرگوار را انتخاب نمود.
اميرالمؤمنين عليهالسلام امر فرمود آن بانوى محترمه را به خانه برده و به همسرى فرزند عزيزش امام حسين عليهالسلام درآمد و امام زين العابدين عليهالسلام از اين بانوى مجلّله متولّد گرديد(1)..
1) ـ رياحين الشريعه: 3 / 13 و 14.
و بدين ترتيب، دختر كسرى پادشاه مجوسى در سايه رعايت حجاب و عفت و پاسدارى از حيثيت و كيان خود، افتخار تشرّف به دين اسلام و همسرى امام حسين عليهالسلام و مادرى امام سجاد عليهالسلام را پيدا كرد.
و بالاخره مسئله حجاب و چادر و احياناً پوشاندن چهره در همه اديان و اقوام، معمول و مرسوم بوده و حتى به گفته جرجى زيدان (دانشمند بزرگ مسيحى) پوشاندن بدن به وسيله چادر و روسرى و نقاب و امثال آن، قبل از اسلام و حتى پيش از دين مسيح عليهالسلام بوده است... و تا به امروز هم آثار حجاب در اروپا باقى است(1)..
و نمونه آن، راهبههاى مسيحى مىباشند كه با تقيّد به حجاب و پوشش، اندام خود را تا حدّى از نگاه نامحرمان حفظ مىنمايند.
1) ـ بهشت جوانان: 282 به نقل از: ويل دورانت تاريخ تمدن: 3 / 63.
چادر و پوشش و همچنين حجابهاى خاصى همچون «نقاب و روبند» بيش از هر منطقه و جامعهاى در كشور ايران از همان عصر باستان مورد استفاده زنان ايرانى بوده تا آنجا كه بعضى از مورخين گمان كردهاند كه چادر و نقاب از اين كشور به تدريج وارد جوامع ديگر شده است(1)..
ماجراى حجاب و پوشش صورت دختران كسرى (پادشاه ساسانى) و جلوگيرى از نگاه نامحرمان به چهرهشان، نمونهاى از پايبندى زنان ايرانى به حجاب و پوشش چهره در دوران قبل از اسلام مىباشد كه به آن اشاره شد.
البته مسئله سابقه طولانى حجاب و چادر در ايران بدان معنا نيست كه همه زنان ايرانى در طول تاريخ، چادر و نقاب
1) ـ حجاب برتر: 32
داشتهاند، بلكه منظور آن است كه غالب زنان ايرانى از چادر و روبند استفاده مىكردهاند.
اما سابقه بسيار دور مسئله حجاب و چادر زنان ايرانى و ارتباط آن با آيات و روايات و گفتار فقها و مراجع تقليد و همچنين اديان مختلفِ قبل از اسلام، با آن همه اسناد و مدارك محكم چيزى نيست كه قابل انكار باشد تا گروهى مغرض و مريض به خصوص در دهههاى اخير و مخصوصاً در عصر حاضر اين سنت اصيل را كه حافظ عفت و حيثيّت بانوان مىباشد مورد تاخت و تاز بىرحمانه خود قرار داده و با ايجاد شبهه و تبليغات مسموم، چادر و حجاب را مربوط به دوران قاجاريّه دانسته و ارتباط آن را به دين و مذهب انكار نمايند!
اين گروهِ بيمار كه متأسفانه گاهى هم افراد به ظاهر مذهبى هستند و هدفى جز ترويج فساد و بىعفّتى و خيانتِ به كشور ندارند، هيچگونه تحصيل علمى و اطلاعات و مطالعات تاريخى نداشته و يا افرادى معاند و مغرض و وابسته به دشمن و استعمار هستند.
در اين تحقيق مختصر با بازگو نمودن شواهد و مدارك
روشن و مستند از اصالت و سابقه طولانى چادر و حجاب از دوران بسيار دور و قرون پس از آن به خصوص چند قرن اخير تا به امروز، ثابت خواهد گرديد كه مسئله چادر و حجاب، نه تنها مربوط به دوره قاجاريه نبوده بلكه در اين دوره، مبارزه با حجاب از ناحيه دشمنان آغاز شده و در امتداد آن توطئهها و تبليغات شديدترى بر عليه چادر انجام شده است.
اين گزارشات را بخوانيد:
«در زمان ايران باستان، به تصاويرى از بانوان ايرانى بر مىخوريم كه علاوه بر لباس، بدنِ خود را با چادرى كه شبيه به چادر زن امروزِ ايران است مىپوشاندند.»(1).
«زنان عهد هخامنشى و اشكانى، عموماً چادر بر سر داشته و پيراهنهاى بلندى كه تا مچ پاى آنان را مىپوشانده به تن مىكردهاند.»(2).
آدام اولئاريوس در زمان شاه صفى صفوى، از ايران ديدار مىكند و وضع پوشش زنان ايرانى را چنين توصيف مىكند:
زنان موقعى كه از خانه خارج مىشوند، چهره خودشان را نشان مردان نمىدهند، بلكه چادرى سفيد روى سر مىاندازند كه تمام بدن آنها را تا مچ پا مىپوشاند و فقط در جلوى صورت، شكاف كوچكى دارد كه از آن شكاف به زحمت جلوى خود را مىتوانند ببينند و چه بسا چهرههاى زيبايى كه با لباسهاى محقّرانه، و چهرههاى زشتى كه با لباسهاى مجلّل و فريبنده زير اين چادرها مخفىاند و انسان نمىتواند بفهمد در پسِ اين چادر چه قيافهاى نهفته است.(1).
تاورنيه در سفرنامه خود از دوران صفويه چنين مىنويسد:
زنان خود را در ايران به احدى غير از شوهر خود نشان نمىدهند. وقتى به حمام عمومى مىروند، در چادرى
1) ـ همان به نقل از سفرنامه آدام اولئاريوس: 644.
سر تا پاى خود را مستور مىنمايند كه فقط در محاذات چشم، دو سوراخ دارد كه پيش پاى خود را بتوانند ببينند.(1).
دروويل كه در زمان فتحعلى شاه به ايران سفر كرده در سفرنامه خود مىنويسد:
زنها به هنگام خروجِ از خانه خود را با چادر مىپوشانند، چادر از قماش نخى سفيد دوخته شده و دامن آن گرد است. با قيطانى چادر را بر سر و گردن محكم كرده و صورت را با پارچهاى به نام روبند مىپوشانند... زنانِ مردم عادى كه زندگى عارى از تكلّف دارند، چادرهايى تنگ كرباسى كه راه راه آبى و سفيد دارد بر سر انداخته و با يك دست آنها را جمع و با دست ديگر صورت خود را مىپوشانند. در اين حال فقط جلو چشمشان كمى باز مىماند. ولى به هنگام برخورد با يك مرد بيگانه فوراً طورى روى خود را
1) ـ همان به نقل از سفرنامه تاورنيه: 627.
مىگيرند كه ديدن ريزى و درشتى چشم و يا رنگ آن غير ممكن مىشود.(1).
در اين دوره از سلطنت قاجاريه، هرچند به تدريج استعمار تهاجم فرهنگى خود را آغاز نموده و اندك اندك سياستهاى آنها تأثيرگذار مىشد، اما چون مسئله حجاب و كيفيّت پوشش در ايران اساسى و ريشهدار بود، فرهنگ دشمن در مورد چادر و حجاب زنان ايرانى قابل توجه نبود.
اوژن فلاندن مشاهدات خود را در زمان محمد شاه چنين مىنويسد:
زنان ايرانى از منزل كم خارج مىشوند، در كوچهها هم، با چادرى كه سرتا پايشان را مستور مىكند مىآيند و غير ممكن است كسى صورت آنها را ببيند. به روى سر، پارچه سفيدى مىاندازند كه در مقابل چشمان، چندين شبكه دارد و با آن شبكهها، جلو خود را مىبينند و غيرممكن است بگذارند چشم نامحرمى به صورتشان
1) ـ همان به نقل از سفرنامه دروويل: 5.
بيفتد.(1).
همان طور كه بازگو شد، در زمانِ سلطنت محمد شاه قاجار، استعمار به تدريج تهاجم فرهنگى خود را در كشور اسلامى ايران آغاز نموده و پس از آن در دوران ناصرالدين شاه، مظفرالدين شاه، محمد على شاه (دوره مشروطيت) و احمد شاه آخرين پادشاه قاجار، علاوه بر ادامه و گسترش تبليغات فرهنگى دشمن، ارتباط بين ايرانيان و اروپائيان نيز شروع گرديد.
فرنگىها به منظور تسلط بر كشورهاى اسلامى، على الخصوص كشور ايران و چپاول درآمد و سرمايه و بازار مسلمانان، سعى در ترويجِ فرهنگ مبتذلِ غربى و تضعيف سنّت و فرهنگ اسلامى نمودند.
دشمنان در راستاى رسيدن به اهداف شوم خود با تشكيل تعدادى مدارس جديد و برگزارى محافل و مجالس
1) ـ همان به نقل از سفرنامه اوژن فلاندن: 67.
آلوده گروهى از دختران را از پشت پرده عفت بيرون آورده و آداب و رسوم و پوشش غربى و اروپايى را در اذهان آنان جلوه داده و جايگزين سنّت و پوشش اسلامى نمودند.
تا آنجا كه پارهاى از دخترانى كه در كوچه و بازار با پوشش و چادر رفت و آمد داشتند، با روىِ باز در كلاس حاضر مىشدند.
اما با همه تلاشهايى كه در اين دوران به منظور فروپاشى حجاب و عفاف و پايبندىهاى دينى بانوان صورت مىگرفت، به دليل استحكام اعتقادات و ريشهدار بودنِ سنّتهاى مذهبى، تلاش و تبليغات دشمنان تأثير چندانى در زنان و دختران ايرانى نداشته و زنان و دختران مسلمان در اين دوران نيز همچون زمانهاى سابق با آزادى كامل، چادر و نقاب را مورد استفاده قرار مىدادند.
اين گزارشها را بخوانيد:
يوشيدا ماساهارى سفير وقت ژاپن در ايران مىنويسد:
زنها چادرى به سر مىكردند كه از سرتا پايشان را مىپوشاند و فقط چشمها از پشت روبند تورى كه زير چادر به صورت انداخته بودند، پنجرهاى به بيرون
داشت... در چند ماهى كه ما اينجا بوديم هرگز زنى رويش را به ما ننمود و نتوانستيم صورت زنها را بىحجاب و چادر ببينيم.(1).
كنت دوگوبينو در سفرنامه خود مىنويسد:
زنها در بيرون خانه به طور يكسان خودشان را در چادرهاى وال، چيت و به ندرت ابريشمى به رنگ آبى تيره پيچيدهاند كه سرتا پايشان را مىپوشاند و صورتشان را با قطعهاى پارچه سفيد كه زير چادر، پشت سرشان بسته مىشود و از جلو تا روى زمين مىافتد، محكم پوشاندهاند كه ديدن حتى حدس زدن چهرههايشان را غيرممكن مىسازد. آنها يك شلوار گشاد كه وظيفه دامن را انجام مىدهد مىپوشند و آن هم فقط در موقع خارج شدن از خانه.(2).
بنجامين آمريكايى تصويرى از يك تكيه شبيهخوانى را
ارائه مىدهد كه در آن زنان ايرانى مشغول نگاه كردن به شبيه خوانى و عزادارى ماه محرم هستند و آنگاه چنين
توصيف مىكند:
خيلى تماشا داشت كه در تمام دايره تكيه چهارهزار سرِ سفيد و چادر ديده مىشد، بدون اين كه صورت يك نفر زن ديده شود. گمان نكنيد كه اگر بانوان ايرانى مىخواستند روبند را قدرى تغيير دهند نمىتوانستند، اين طور نيست، و در هيچ مملكتى زنها آن قدر نفوذ و اعتبار ندارند كه در ايران، ولى از طفوليّت آموختهاند كه اقتضاى ديندارى اين است كه زن صورت خود را از مرد پوشيده دارد و تا در زن حسّ عصمت باقى است، اين اعتقاد هم باقى است.(1).
استعمارگران كه تقيّد و پايبندى شديد مذهبىِ زنان ايرانى به چادر و حجاب را مانع نفوذ و تسلط خود بر كشور اسلامى ايران مىديدند به مبارزه خود برعليه چادر و حجاب شدّت بخشيدند تا زنان ايرانى به بىحجابى و رهاكردن چادر مشتاق شوند.
1) ـ همان: 46 به نقل از ايران و ايرانيان بنجامين: 122 و 140 و .445
در دوران احمد شاه قاجار، اقدامات عملى شديدى براى رفع حجاب و از ميان برداشتن چادرِ زنان ايرانى آغاز گرديد.
نويسندگان و گويندگان غرب زده، تبليغات و سخنرانىهاى علنى عليه حجاب و چادر انجام داده، نيرومندى دولتهاى غرب و اختراعات و اكتشافات آنان را به رخ مردم ايران كشيده و پايبندى ايرانيان را به اعتقادات دينى و حجاب و چادر عامل عقب ماندگى و محروميت از پيشرفتهاى علمى معرفى كردند.
گروهى از زنان و مردان خودباخته كه عمدتاً از قشر مرفه و وابسته به دولت بودند، تحت تأثير تبليغات فريبنده دشمنان قرار گرفته، گمان كردند كه اگر زنان ايرانى آزادى يافته و از قيد چادر و حجاب رهايى يابند، كشورشان پيشرفت كرده و مردم ايران نيز مانند مردم اروپا به اختراعات و اكتشافات دست خواهند يافت.
از اين رو اين گروه گرفتارِ دامِ استعمار غرب شده و با رفتارهاى غير اخلاقى خود، زمينه را براى اقداماتِ خشونتآميز رضاخان پهلوى و كشفِ حجاب اجبارى آماده كردند.
اما خوشبختانه رفتار اين گروه اندك تأثير چندانى در سطح عموم كه به حجاب و چادر معتقد و پايبند بودند نداشته و اكثر دختران و زنان همچنان مقيّد به استفاده از حجاب كامل و پوشيدنِ چادر و روبند بوده و زنان فريب خورده را مورد سرزنش و تمسخر قرار مىدادند.(1).
اين گزارشها را بخوانيد:
مريت هاكس از جمله كسانى است كه در سال 1311 (قبل از كشف حجاب) به عنوان كارشناس جهت مطالعه اوضاع ايران در زمينه مبارزه با حجاب به اين كشور سفر نموده بود. وى پس از بررسى اوضاع كشور ايران در بخشى از گزارشهاى خود به مقامات مافوقش چنين مىنويسد:
تقريباً تمام زنان ايرانى، چادرى سياه به سردارند كه پوششى است بلند از ابريشم يا نخ... زنان اقشارِ مقيّد به علاوه چادر از روبند نيز استفاده مىكنند... هيچ يك از زنان عشايرى چادر نمىپوشند... زنان بوشهر محافظهكارترند و روبند سياه مىپوشند و حتى چشمان
1) ـ همان: 53.
خود را نيز مىپوشانند.(1).
به وسيله رضاخان
خلاصه گفتار دكتر ابراهيم فياض، عضو هيئت علمى دانشگاه تهران:
«در ايران از سال 1923 ميلادى (1314 شمسى) كه رضاخان به قدرت رسيد، مسئله تجدّدگرايى، آزادى جنسى و كشف حجاب شروع شد.»
«اقدامات رضاخان در آن زمان تنها كشف حجاب نبود، بلكه يكپارچه سازى لباس ايرانيان هم بود. او تلاش مىكرد يك نوع پوشش غربى را براى زنان و مردان به وجود آورد، يعنى يكپارچهسازى زنان به همراه بىحجاب كردن آنها و در مردان هم پوشيدن كت و شلوار و كلاه شاپو گذاشتن، بزرگترين خيانت ملى رضاخان در تغيير لباس مردم بود.»
«لباسهاى سنّتى ايرانيان را كه با آب و هوا و شرايط محيطى همسو و هماهنگ شده بودند، نابود كرد و لباسى را
1) ـ همان: 54 به نقل از اروپايىها و لباس ايرانيان: 276.پ
كه با محيط و آب و هوا و فرهنگ ما تناسب نداشت، بر مردم تحميل كرد.» «اين كار چقدر امراضِ جسمى و روانى به وجود آورد، مانند بيمارىهاى قارچى كه در شرايط آب و هواى گرم و با پوشيدن كت و شلوارهاى گرم پديد آمدند. و همچنين مردم را وابسته به غرب كرد كه مُد لباس و كت و شلوار مىبايست از اروپا وارد مىشد!»
و فروپاشى خانوادهها
«رضاخان به موازات كشف حجاب و يكپارچه سازى لباس، مسئله مدرنسازى جنسى و اقتصادى را نيز به وجود آورد، به اين معنا كه زنان بايد مانند مردان در بخشهاى اقتصادى فعاليت كنند تا خانواده رها شود و از بين برود.»
«سياست اين بود كه زن و مرد، هردو بايد كار كنند. رضاشاه در سخنرانىهايش مىگفت: مىخواهيم زن را مانند مرد به سرِ كار بياوريم تا زن هم كار كند و تنها مادر نباشد و دوشادوش مرد در بيرون از خانه كار كند.»
«و چون زن نمىتوانست با لباسهاى سنّتى در بيرون
خانه و محلّ كار مانند مرد كار كند، ناگزير بايد لباسش عوض و تاحدودى برهنه شود تا روابط جنسى هم آزاد شود...!»
«رضاخان تفكّرش اين بود كه: زن برهنه شود تا مختص به يك مرد نباشد تا بتواند در محل كار راحت باشد و در مسائل جنسى آزادانه با مردهاى ديگر رابطه برقرار كند!»
«با به وجود آوردن چنين وضعيّتى، زن ايرانى كارمندِ رضاخان مانند زن اروپايى يك انسان اقتصادىِ فرنگى بود كه در سازمانهاى شاهنشاهى و جاهاى ديگر، به شدت خود انگارى جنسى بالايى داشت! و تا آن حد محرّك بود كه از اروپايىها هم جلو افتاده بود و اين را يك نوع تجدد مىدانست...!»
«در سال 1320 (بر اثر مقابله شجاعانه زنان و مردان مسلمان با مزدوران سفّاك رضاخان و دادن هزاران شهيد) پس از كودتاى 28 مرداد، دوران 6 ساله كشف حجاب با خروج مفتضحانه رضاشاه از كشور پايان يافته و وضعيت حجاب و عفاف از حالت بحرانى خود خارج گرديد.»
عضو هيئت علمى دانشگاه تهران اضافه مىكند:
«تجددگرايى جنسى هنوز هست، زنها دنبال كار اقتصادى هستند و براى اين كار مجبورند كه به فرمان كارفرما رفتار كنند، تا زمانى كه تجددگرايى جنسى هست، وضعيّت درست نمىشود.» «تجددگرايى اقتصادى، يعنى زن از خانه خارج شود و دوشادوش مرد كار كند و در نتيجه در مسير كار و در اداره، مشكلات فراوانى مىتواند به وجود بيايد». (همان تفكّر رضاخانى و استعمار غرب)
«اگر در جامعهاى قرار شد كه زن و مرد باهم كار كنند، تجددگرايى جنسى به وجود مىآيد، معضلى كه اكنون در جامعه ما به وجود آمده و عفاف و حجاب در اداراتِ دولتى رعايت نمىشود.»
«در اين شرايط اگر زن بخواهد كنار مرد كار كند، بدون تجددگرايى جنسى و بىحجابى نمىتواند كار كند.»
«بايد به يك نوع غيرتجددگرايى اقتصادى روبياوريم و در فكر اقتصاد خانواده محور باشيم، راه حل معضلات در تجددگرايى اقتصادى نيست، بلكه بايد به دنبال برگشت خانواده باشيم. اگر خانواده به شكل قبلى برگردد و زن مختص به شوهرش باشد، دوباره حجاب و عفاف برمىگردد.» «اكنون مردان بىكار هستند و زنان سركار مىروند و شاغل هستند. چه كسى تشكيل خانواده مىدهد؟! مرد تشكيل خانواده مىدهد. اين مرد است كه به خواستگارى مىرود، اما مردى كه پيشهاى ندارد، چگونه مىتواند ازدواج كند؟ زنى كه شغل نداشته باشد، مىتواند ازدواج كند، اما اگر مرد بىكار باشد، نمىتواند ازدواج كند، در نتيجه حتى خانمهايى كه سركار هستند مجرد باقى مىمانند و اين مسئله اكنون به معضل بزرگى تبديل شده است!»
«نمونهاش، مهندسان و پزشكان زنى هستند كه با وجود سن بالا هنوز مجرد هستند. بيشتر خانمهايى كه سنّشان بالاست و هنوز مجرد مىباشند، تحصيل كرده هستند.»
«خانمى كه مهندس و پزشك است با مردى كه
تحصيلات بالايى ندارد، ازدواج نمىكند. اما برعكس آن، امكانپذير است. خانمى كه در رشتهاى متخصص است به دنبال شوهرى است كه فوق تخصص باشد كه اين امكان برايش وجود ندارد، چون مرد متخصص هم دنبال زن خانهدار مىگردد، كسى كه در خانه به فرزندان و خانواده برسد، چون شوهر كه تمام وقت را در خارج خانه است، بايد كسى به فرزندان و مسايل خانه رسيدگى كند. وقتى شوهر به خانه برمىگردد، زن در خانه باشد، نه اين كه او هم خانه نباشد، در نتيجه با سواد بالا، كمتر ازدواج مىكنند...»(1).
1) ـ نوروزنامه روزنامه قدس، فروردين 1391: 18 و 19.
فرنگىها، مسئله كشف حجاب و اختلاط زن و مرد را به وسيله رضاخان با تهديد و خشونت بر مردم مسلمان تحميل كردند، اما بر اثر مقاومت مردم فداكار و باايمان توطئههاى شومشان نقش برآب شده و اكثريّت زنان مسلمان از حجاب و چادر و عفت خود دفاع نموده، حاضر شدند جان خود را فدا كنند، كفن بپوشند اما لباس غربى نپوشند.
دشمن كه اجراى اهداف خود را به صورت تهديد و خشونت ممكن نديد، پس از شكست مفتضحانه، سياست اجراى مقابله مزوّرانه و تدريجى را به كار گرفت!
در دوران محمدرضا پهلوى، فساد، بىبندوبارى، بىحجابى و مفاسد اخلاقى تندى را در سطح كشور به خصوص در شهرهاى بزرگ و در ميان قشر دربارى و مرفّه،
بدون تهديد و ارعاب رواج داد.
اما عليرغم شيوع مفاسد اخلاقى و بىحجابى آزاد، گروه زيادى از دختران زنان مسلمان كه از نقشههاى شوم دشمن آگاهى داشتند، همچنان ايستادگى نموده و در آن دوران اختنقاق و خفقان از ايمان، عفّت و حيثيّت خود حفاظت كرده و با پوشش كامل و چادر در برابر نامحرمان ظاهر مىشدند.
اكثر چادرها به رنگ مشكى بود و در زير چادر هم از مقنعه با رنگهاى تيره و سنگين استفاده مىكردند و حتى گروهى از دختران و زنان باايمان، روبند و پوشيه بر چهره خود قرار مىدادند.
خانوادههاى متديّن آن زمان، وسائل ارتباط جمعى حكومتى، حتى راديو و تلويزيون در خانههايشان وجود نداشت و به هيچ عنوان از برنامههاى آنها استفاده نمىكردند.
مردان با ايمان و غيرتمند نيز مرد و مردانه از نواميس خود حفاظت نموده و اجازه نمىدادند، چهره و اندام زنان و دخترانشان در معرض نگاه نامحرمان قرار بگيرد.
گروهى از مردان باغيرت و حميّت براى خانههاى خود، دو نوع كوبهِ دَر با صداى مختلف گذاشته بودند، يكى مخصوصِ زنان و ديگرى مخصوص مردان، تا مبادا مرد نامحرمى در بزند و زن خانواده، در را بر روى او باز نمايد.
و چنانچه خانهاى چنين وضعيّتى نداشت و مردى درب خانه را مىزد و يا تماس تلفنى انجام مىشد و ضرورتاً زن يا دختر خانواده پاسخگو بود، با جملاتى سنگين، كوتاه و لحنى جدّى و بدون هرگونه ظرافت و نرمى جواب نامحرم را مىداد به طورى كه هيچگونه هيجان و تأثير منفى در مرد نامحرم ايجاد نمىگرديد.
به اين ترتيب، مردان غيرتمند و زنان باحياى متديّن در آن دوران اختناق، از حيثيّت، شرف، حجاب، چادر و سنّتهاى اصيل دينى خود با همه وجود حفاظت كردند.
اما دشمن كه به هيچ نوع پايبندى دينى تمايل نداشت و طرح اجراى بىحجابى كامل و اختلاط زنان و مردان و به فساد كشيدن جامعه اسلامى و نابودى سنتهاى دينى
كشور اسلامى ايران را در سرمىپروراند، پس از تحوّل و انقلاب عظيم دينى كشورمان و رويكرد بيشتر بانوان به چادر و حجاب، نوعى حركت مزوّرانه منفى در پوشش دين به وسيله ايادى و مهرههاى داخلى و خارجى خود ايجاد نمود.
و با كمال تأسف، تبليغات فريبنده و مسموم دشمن كارساز شد. زنان و دختران، مخصوصاً قشر تحصيل كرده و ادارى، از اين حركت منفى استقبال نموده و روز به روز از تعداد زنان چادرى و باحجاب كاسته شد!
استعمار زنان و دختران مسلمان را از خانه و خانواده جدا نموده و با ترويج تجددگرايى و آزادى جنسى و غارت نمودن ايمان و عقيده مردان و زنان مسلمان، مظاهر نكبتبار دوران رضاخانى را با وضع رسواتر و به صورت مدرن و موجّه خيلى راحت به جامعه اسلامى تحميل كرد!
فرهنگ رسواى غرب را به جاى آداب و سنتهاى اسلامى، بىحجابى را به جاى حجاب به صورت تدريجى و استحاله فرهنگى در ميان مسلمانان رواج داد!
و با كمال تأسف! دختران و زنان ايرانى نيز در استقبال از تهاجم فرهنگى غرب، سنگ تمام گذاشته و دشمن را در دستيابى به اهداف شومش با دل و جان يارى نموده و حتى در اجراى بعضى از عادتهاى فرنگىها از خود آنها پيش افتادند!
باوركردنى نيست كه زن ايرانى در آرايش، زيباسازى و جلوهگرى، از زن غربى و اروپايى جلوتر باشد، چون هنوز در هيچ يك از اين كشورها به مقدار ايران لوازم آرايش مصرف نمىشود و زنان ايرانى جزو صدرنشينهاى مصرف لوازم آرايش در دنيا هستند تا آنجا كه در حال حاضر، مصرف لوازم آرايش دختران به 10 سال رسيده است.(1).
حيرتآور است كه براساس آمار، 65 درصد جراحىهاى زيبايى زنان ايرانى غيرضرورى است و حيرتآورتر اين كه هر روز دو زن زير تيغ جراحى زيبايى، قربانى مىشوند!(2).
و بالاخره، دشمن تا آنجا نفوذ كرد كه گروهى از جوانان
در اجتماعات و مصاحبهها، شعار ضد غربى سر مىدهند، اما پوشش، لباس، آرايش و همه رفتارشان، الگوى تمامعيار غربى است!
و همين جوانان هستند كه در مراكز تحصيل، ادارات، كارخانهها، شركتها و كوچه و بازار كشور به صورت مختلط، زمام كار و امورِ مردم را به دست گرفتهاند!
آيا شعار ضدغربى و فرياد بر عليه دشمن جنايتكار با اين گونه رفتار، يك نوع تناقض و نفاق نيست؟!
جاى تأسف و تعجّب است كه در مملكت اسلامى ما بعضى خرافات بىاساس رواج پيدا كرده تا جايى كه در رسانههاى ملى نيز به آنها بها داده مىشود و حتى از مردم هم براى برگزارى مراسم آنها دعوت مىگردد.
سيزده فروردين كه با عنوان جذّاب «روز طبيعت» از آن ياد مىشود و همچنين، سفره هفت سين از جمله اين مراسم بيهوده است كه به بهانه عادت و رسم نياكان و سنت ديرينه ايرانيان به آنها بها داده مىشود و تا مجامع
بينالمللى مثل سازمان يونسكو و سازمان ملل هم كشيده شده است!
اما چادر و حجاب كه هم ريشه در ادبيات دينى ما دارد و هم رسم نياكان، و فرهنگ افتخارآميز ما ايرانيان بوده به دست فراموشى سپرده شده! آيا اين همان طرح دشمن براى ترويج فساد، بىعفتى، بىحجابى و تسلّط بر كشور عزيز ما نيست؟!
چرا سيكهاى هندوستان و رؤساى جمهور و پادشاهان كشورهاى عربى و آفريقايى و افغانى و... حتى در مهمترين كنفرانسها و مجامع سياسى دنيا با همان لباس سنّتى و ملّى گذشته خودشان شركت مىكنند و به پايبندى به سنّتهاى ملى خود افتخار مىكنند؟
اما گروهى از زنان خودباخته ايرانى، علاوه بر اين كه چادر و حجاب و سنّتهاى دينى و نياكان خود را در كشور خودمان كنار گذاشتهاند، در مسافرت به كشورهاى ديگر نيز بدون رعايت حيثيّت و آبروى اسلام و كشور عزيزمان، به سنت و رسم و رسوم نياكان خود پشت پا زده و با وضعيّتى مبتذل در انظار ظاهر مىشوند!
در نابودى كانون خانوادهها
بايد اعتراف كنيم در وضعيّت فعلى، دختران و زنانِ
جلوهگر و خودنما در حوزه اشتغال و تحصيل، رهگذرِ
بهرهبردارى مردان هوسران شدهاند و امنيت آنان به مخاطره افتاده است. و اين همان طرح ديرينه دشمن در فروپاشى عفّت و حيثيّت زنان و دختران و نابودى كانون خانواده مىباشد.
وقتى كه زن با همه ظرافتش، زيباترين لباس را پوشيده و با آرايش كامل و ناز و عشوه در كنار مرد به عنوان منشى و كارمند قرار گرفت، نبايد از آن دو انجام كارهاى محوله را انتظار داشت.
بلكه اين دو به جاى انجام كار، گرفتار احساسات و غرايز جنسى گرديده و از همسر، زندگى و فرزند، دلسرد شده و كانون گرم خانواده آنها به صحنه كشمكش، اختلاف و گاهى هم به جنايتهاى وحشتناك تبديل مىگردد!
اينك اين جريان وحشتناك و جنايت دلخراش را كه بر اثرِ اختلاط و ارتباطِ آزاد زن و مرد و خيانت آنها به يكديگر
به وقوع پيوسته بخوانيد، خطر اين پديده شوم و تقليد از فرهنگِ منحطّ غرب را جدّى گرفته، دختران و زنان را از جمع نامحرمان جدا نموده و به هريك از آنها مسئوليت مربوط به خودشان را واگذار كنيد.
جوان 24 سالهاى كه پس از خفه كردن همسرش، جسد او را به آتش كشيده بود، روز گذشته در محل ارتكاب جرم و در حضور قاضى، زواياى جنايت خود را افشا كرد.
به گزارش روزنامه خراسان، جسد زن جوانى در بيابانهاى اطراف مشهد در حالى كشف شد كه به طور كامل سوخته بود و عامل يا عاملان اين جنايت هولناك نيز اثرى از خود برجاى نگذاشته بودند!
اما در بررسىهاى دقيقى كه در اطراف جسد سوخته انجام شد، يك گالن 4 ليترى به همراه پلاك كوچكى كه بر گردن مقتول بود پيدا شد كه پيگيرى اين سرنخها به دستگيرى همسر جوان مقتول انجاميد.
هنوز ساعتى از بازجويى وى نگذشته بود كه اين جوان
دچار تناقضگويى شد و لب به اعتراف گشود و گفت:
آن روز پدر همسرم از ما خواست تا به اتفاق آنها به باغ برويم ولى من دعوت آنها را رد كردم، اما وقتى به منزل بازگشتم ديدم همسرم در خانه نيست.
چند پيامك برايش ارسال كردم كه او جواب داد: من داخل ماشين هستم و همراه پدر و مادرم به باغ مىرويم. وقتى خيالم راحت شد با يكى از دوستانِ ... تلفنى تماس گرفتم.
ولى همسرم داخل خانه پنهان شده بود و حرفهاى مرا با دوستم مىشنيد. او در يك لحظه بيرون آمد و گفت:
چشمم روشن! تو ...... دارى؟
من هم گفتم: تو هم ...!!
او زبان تندى داشت و به همين دليل با هم گلاويز شديم. و من گردن او را گرفتم و كشان كشان به اطاق ديگر بردم، ناگهان پارچهاى را دور گردنش پيچيدم و چرخاندم كه ديدم او سياه شد!
وقتى فهميدم همسرم مرده است، ديگر چارهاى نداشتم، تصميم گرفتم جسد او را از بين ببرم، بنابراين
شبانه، جسد را به دوش كشيدم و در صندوق عقب خودرو گذاشتم.
ابتدا به يك پمپ بنزين رفتم و يك گالن 4 ليترى بنزين خريدم. پس از آن جسد را به جاده فرعى و خاكى نيشابور برده و به همراه مدارك شناسايى و كيفش به آتش كشيدم و پس از آن با صحنهسازى، چنين وانمود كردم كه همسرم به من گفته است به همراه پدر و مادرش به باغ مىرود!(1).
آيا پيش از رسوخ فرهنگ آلوده غرب به اين ديار كه آزادى ارتباط زن و مرد نبود و محرم و نامحرم با يكديگر تماس نداشتند، زن جوانى به آتش كشيده مىشد؟! و آيا زن جرأت داشت، عشقِ شوهرش را ناديده گرفته و با بيگانه ارتباط داشته باشد؟!
نزديكترين كسان به يكديگر، زن و شوهر هستند. وقتى كه آزادى در گناه و ارتباط با نامحرم در محيط تحصيل، كار، بازار و مجالس عادى باشد، نزديكترين افراد به همديگر،
1) ـ روزنامه خراسان: 18118 تاريخ 25/2/91.
اطمينان نداشته و هركدام به يكديگر خيانت كرده و اين ماجراهاى وحشتناك به وقوع مىپيوندد!!
اين حوادث دردناك كه از آزادى فرهنگ غرب ريشه گرفته، نمونهاى از صدها حوادثى است كه هر روز اتفاق مىافتد و خانوادههاى فراوانى به روز سياه نشسته و بىآبرو مىشوند.
آيا نبايد اين ماجراهاى مصيبتبار موجب پند و عبرت گرديده، از نواميس خود حفاظت نموده و به دست خود اين همه بدبختى و نكبت براى خودمان ايجاد نكنيم؟!
اين احاديث ارزنده را بخوانيد:
رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود:
اى كسى كه بدى را كشت مىكنى، خار و تيغ آن را خودت درو خواهى كرد.(1).
اميرالمؤمنين
عليهالسلام فرمود:
چقدر درسهاى عبرت فراوان است اما عبرت گيرنده اندك مىباشد.(2).
و همچنين فرمود:
رحمت خداوند بركسى كه فكر كند، و از سرنوشت ديگران عبرت بگيرد و چشم بصيرت پيدا نمايد.(1).
اكنون اين سؤال مطرح است:
حالا كه دشمن «لاقيدى» را به نام آزادى بر جامعه اسلامى تحميل نموده، چرا با تهاجم و شبيخون دشمن مقابله نمىشود، امراض رفتارى و مفاسد اخلاقى جوانان و ملّت عزيزمان را جدّى نگرفته و در جهت روشنگرى آنان تدبيرى انجام نمىشود، در حالى كه به امراض جسمى و مسائل تغذيه و بهداشت مردم به سرعت رسيدگى كرده و از شيوع امراض احتمالى جلوگيرى مىشود؟
به فرمايش مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام توجه فرماييد:
در شگفتم از مردمى كه از خوراك (مشكوك) به خاطر گزندش پرهيز مىكنند، چگونه از گناه به خاطر آتش دوزخ پرهيز نمىكنند؟(2).
اين گزارش را نيز بخوانيد:
موضوع «تب كريمه كنگو» و نگرانى از شيوع آن در صدر اخبار رسانهها از جمله، روزنامه شهرآرا شماره 845 تاريخ 26/2/1391 قرار گرفت و همچنين پيامكهاى هشدارآميز در زمينه پرهيز از گوشتهاى تازه كه احتمال آلودگى به اين ويروس مسرى را دارند، در بين مردم ردّوبدل شد.
به دنبال اين موضوع و به منظور پيشگيرى از شيوع اين بيمارى، روز گذشته مسئولان وزارت بهداشت و ديگر مسئولان استان در اين باره نشست اضطرارى تشكيل داده و پس از اتّخاذ تصميمات لازم، توصيههاى ايمنى و آموزشهاى لازم را به مردم ارائه دادند.
و مردم هم به دليل واهمه از شيوع اين بيمارى، علىرغم تأكيد كشتارگاه بر بهداشتى بودن و اطمينان كامل از سلامت و عارى بودن هرگونه بيمارى توليدات گوشت كشتارگاه، از خريد و مصرف گوشت پرهيز كردند تا آنجا كه
كشتار دام در مشهد 70 درصد كاهش يافت.(1).
توجه و رسيدگى مسئولين و حزم و احتياط مردم در زمينه پيشگيرى از شيوع بيمارىهاى مُسرى قابل ستايش و تقدير مىباشد، امّا:
چرا در مقابله با بيمارىهاى رفتارى و تب و مرگ اخلاق و معنويّت و شيوع فساد و بىبندوبارى، فروپاشى ايمان، عقيده و توهين به مقدّسات دينى و تحريف مبانى اصيل مذهبى نشستِ اضطرارى تشكيل نمىشود؟!
آيا نبايد اقدام عملى و تدبير مؤثرى براى پيشگيرى از شيوع اين همه گناه و انحرافِ همهگير كه جامعه اسلامى را به طاعونِ اخلاقى مبتلا نموده، انديشيد؟
و چگونه ميليونها بيمار آلوده به گناه و بىبندوبارى را در حالى كه خود و جامعه را به ويروس مسرى ناهنجارىها و انحرافِ دينى و فكرى گرفتار كردهاند به حال خود رها كرده و هيچگونه اهميّت و مقابله جدّى با آنان، حتى به مقدار
1) ـ روزنامه شهرآرا: 850 تاريخ 1/3/91.
مقابله با تب كريمه كنگو داده نمىشود؟!
و آيا مردمى كه آن همه احتياط را در مورد مصرف گوشتى كه احتمال آلودگى به بيمارى مسرى را دارد اعمال مىنمايند، چه عكس العمل و اقدام مؤثرى در مقابله با بيمارىهاى اخلاقى و دينى و انحراف جوانان عزيزمان انجام مىدهند؟!
وجداناً و انصافاً! دختر يا زنى كه در كوچه و خيابان، مراكز تحصيل و كار، جلوهگرى و خودنمايى مىنمايد، آرامش روحى چه تعداد جوان را كه در كوران هيجان جنسى هستند، به هم ريخته و آنان را به گناه و فساد و بيمارىهاى روحى و اخلاقى مبتلا مىكنند؟!
اين احاديث ارزنده را بخوانيد:
پيامبر عاليقدر صلىاللهعليهوآله فرمود:
زيانبخشترين فتنه براى مردان امّتم پس از من، فتنه زنانِ (بىتقوى) خواهد بود.(1).
و همچنين فرمود:
1) ـ نهج الفصاحه: 357، حديث 45، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
اگر زنان (بىتقوى) نبودند، خدا چنانچه شايسته پرستش است، پرستيده مىشد.(1).
اكنون به روشنگرى ملت مسلمان در زمينه ترفند جديد دشمن بر عليه جامعه اسلامى پرداخته تا مردم مسلمان از آسيب و آفتهاى حربه جديد استعمار بر پيكر اسلام و جوانان عزيز آگاهى يافته، مرعوب وسايل تكنولوژى نگشته و وسايل شوم و فريبنده دشمن را از دسترس فرزندان خود دور كنند و يا لااقل رفتار و طرز استفاده از آنها را مورد دقت و كنترل قرار دهند.
1) ـ همان: حديث 44.
استعمار غرب به موازات ترويج بىعفّتى و بىحجابى به منظور دستيابى به اهداف شيطانى خود و پرپر كردن نسل جوان كشور عزيزمان، شبكههاى ماهواره، اينترنت، سىدىها و فيلمهاى مبتذل، تلفن همراه، راديو و تلويزيون و ديگر وسائل فنآورى را راه اندازى كرد.
دشمن با سرگرم نمودن كودكان، نوجوانان، جوانان و مردان و زنان مسلمان به ابزار و وسايل تكنولوژى و ارتباط جمعى مبتذل به مبارزه خود بر عليه كشورهاى اسلامى، شكل تازهاى داد و به بركت پيشرفت علم و فنآورى مدرن و استفاده غيرصحيح از آنها، ملت مسلمان را از معنويّت و تكامل دور ساخته و آنان را همراه و ملازم اين وسائل نمود!!
راهاندازى شبكهها و سايتهاى گوناگون و انتقال فرهنگ غرب با شرايط آسان و راحت، كاراترين، سريعترين و مؤثرترين وسيله انتشار و شيوع بىبندوبارى، بىحجابى، فحشاء، گناه و فروپاشى حيا و غيرت در كشور عزيز اسلامىمان بود!
و واقعاً و بدون تعارف! هرمقدار فنآورى و تكنولوژى غرب كه هدفش استثمار و استعمار ملتهاست پيشرفت كرد، به موازات آن، بنيادهاى فكرى و دينى، سنتها و آداب و رسوم مذهبى و بالاخره حقيقتهاى معنوى و توفيقات ملكوتى، تضعيف گرديد!
و با كمال تأسف! با روند كنونى در صورت غفلت و بىتفاوتى مسئولين، گويندگان و نويسندگان، نظام استكبار تا تسلط كامل بر كشورهاى اسلامى از جمله كشور عزيز ما و رسيدن به اهداف شيطانى خود و در دست گرفتن زمام رهبرى فكرى و اقتصادى مسلمانان، پيش خواهد رفت!
به اين آيه قرآن مجيد توجه فرماييد:
و هرگز يهوديان و نصارى از تو راضى نمىشوند مگر اين كه از كيش (و خواستههاى) آنان پيروى كنى. بگو:
تنها هدايت خدا (و آئين اسلام) هدايت (واقعى است) و چنانچه پس از آگاهى از اين حقيقت، باز از هوسها (و راه و روش) آنان پيروى كنى، از سوى پروردگارت يار و ياورى نخواهى داشت.(1).
اكنون با توجه به اين حقايق روشن و دردناك، به منظور روشنگرى ملت عزيزمان از آنچه دشمن جنايتكار بر سرمان آورده و مردم مسلمان كشورمان را بر لبه تيغ تيز تهاجم فرهنگى، اقتصادى و سياسى خود قرار داده و بنابر وظيفه بزرگ الهى و نجات ملت و دين و فرهنگ اسلامىمان به مقدار توان و امكان به بررسى آفت و آسيبهاى حربهها و شبكههاى رسانهاى و شگردهاى مسموم تبليغاتى استعمار پرداخته و بر دلسوزان، غيرتمندان، مسئولان مراكز فرهنگى، گويندگان و نويسندگان و همه علاقمندان به آب و خاك وطن، واجب و لازم است براى نجات ملت و دين و روشنگرى جامعه اسلامى و دفاع از حيثيّت و ناموس خود با تمام قوا قيام نموده، اجازه ندهند با سقوط كامل اخلاق و معنويت، ماجراى مصيبتبار اندلس در ايران اسلامى تكرار
1) ـ سوره بقره: آيه 120.
شده و عبرتِ تاريخ شويم!!
از تلفن همراه آغاز مىشود كه رايجترين و شايعترين وسيله فنآورى است كه به علت استفاده نادرست از آن، موجب تزلزل معنويّت و اخلاق ملت مسلمان به خصوص جوانان، نوجوانان و حتى كودكان گرديده است!
ابزار خوش خط و خالى كه به علت استفاده بدون فرهنگ از آن، جوانان و كودكانِ عزيز ما را از ياد خدا بازداشته و با فاجعه جدّى در زمينه اخلاق و فساد و بىبندوبارى مواجه نموده است!
به راستى، تأثيرات تلفن همراه بر مسائل معنوى و اخلاقى چگونه و به چه ميزان است؟ و آيا تلفن همراه مىتواند به ابزار مفيدى تبديل شود كه در خدمت اخلاق و معنويت باشد؟ كاركرد كنونى آن چگونه است؟ آيا مفيد به اخلاق و معنويت است يا مضرّ؟
در جواب اين سؤالات بايد گفت: همه اين مسائل در گرو چگونگى استفاده و بهرهمندى از اين ابزار مىباشد. گاهى ممكن است، تيغ تيزى به ناحق در شكم انسانى فرو رفته و او را به كام مرگ برد و يا در دست جراجى زبردست قرار گرفته و انسانى را از چنگال مرگ برهاند.(1).
گرچه تلفن همراه را با درايت و تدبير مىتوان به ابزار
1) ـ جوان و تلفن همراه: 98.
مفيدى تبديل نمود كه در خدمت اخلاق و معنويت باشد اما در وضعيّت كنونى و با روندى كه ادامه دارد و با نگاهى به تصاوير مستهجن، بلوتوثهاى مبتذل، امواج ماهواره، موسيقىهاى حرام، تضعيف باورهاى دينى، پيامكهاى غيراخلاقى و ارتباطهاى نامشروع و با گسترش فوقالعاده و استقبال روزافزونى كه جوانان و نوجوانان از تلفن همراه دارند، جامعه ما را در معرض آسيبهاى جدّى اخلاقى، دينى و اضطراب و تشويش قرار داده و زمينه معضلاتى نظير ارتباط دختران و پسران نامحرم و برقرارى ارتباطهاى خارج از مرز اخلاق را فراهم نموده است!!
بر همين اساس بعضى از خانوادههاى هوشيار و آگاه به خاطر ترس از فضاهاى ناامن و تأثير منفى بر اخلاق و معنويّت، حاضر نيستند براى فرزندانشان تلفن همراه تهيه كرده و در اختيارشان قرار دهند.
امّا با كمال تأسف! بيشتر پدر و مادرهاى بىتفاوت، بدون توجه از نقشهى شوم دشمن، اين ابزار مسموم و فريبنده را
بدون هيچگونه مراقبت در اختيار اعضاء خانواده و حتى كودكان معصوم خود قرار داده و هزينه آن را هم مىپردازند!
اما غافل از اين كه تلفن همراهى كه بدون كنترل در اختيار فرزندانشان قرار گرفته، علاوه بر اين كه موجب اتلاف اوقات و تضييع لحظات ناب زندگى عزيزانشان شده، وسيله ارتباط آزادى گرديده كه به دور از چشم خانوادهها به آسانترين شيوه به ايجاد برقرارى ارتباطهاى نامشروع مىانجامد!
و آسيبپذيرى بيشتر آن متوجه كودكان و نوجوانان دختر و پسرى است كه در اوايل بلوغ كه زمان بروز و تكامل غريزه جنسى آنان است قرار دارند و زمينه انحراف و بلوغ زودرسشان فراهم مىگردد! و اين هشدار و زنگ خطرى است براى خانوادهها تا با درايت و هوشيارى عزيزانشان را از آسيب و آفتهايى كه دشمن در پيش رويشان قرار داده حفاظت نموده، سلامت رفتارى و اخلاقى آنان را با دقّت مورد توجه قرار دهند.
وسايل رايانه آزاد و بدون مراقبت در اختيار فرزندان خود قرار ندهند. در منزل قانون انتخاب بازى رايانه صحيح
و بدون ضرر حاكم باشد و از استفاده برنامههاى تلفن همراه و بازىهاى رايانهاى كه در راستاى تضعيف و نابودى اعتقادات دينى و مذهبى است جلوگيرى شود.
استفاده بيش از حد از تلفن همراه
به كودكان، نوجوانان و جوانان يادآورى شود كه پيامدهاى روانى استفاده بيش از حد از وسايل رايانه، پرخاشگرى، تحريكپذيرى، بدخلقى، افسردگى، اضطراب، بىقرارى، بىحوصلهگى، كج خلقى، آشفتگى، هيجان، فروپاشى اخلاق و معنويت و وابستگى به آنهاست و بالاخره استفاده آزاد از تلفن همراه و همراهى اين ابزار شيطانى با نوجوانان و جوانان تا كجا و به چه قيمتى؟!
اين آمارها و گزارشهاى تلخ و تكان دهنده را بخوانيد:
بىشك، نگرانى و دلهره پدر 43 سالهاى كه به مركز مشاوره معاونت پليس خراسان رضوى مراجعه كرده بود و از
اين كه چه برخوردى بايد با پسر 12 سالهاش كه در گوشى تلفن همراه وى تصاوير مستهجن و بلوتوثهاى زنندهاى پيدا كرده است، داشته باشد، نكته حايز اهميت و قابل تأمل است.
آيا لحظهاى فكر كردهايم، انتشار اين تصاوير زشت از طريق فنآورى ارتباطى در بين نوجوانان و جوانان و حتى در نمونههايى بين كودكان و نونهالان، چه تأثير سوء و عواقب زيانبارى خواهد داشت!؟
چند روز قبل در يكى از خيابانهاى شلوغ شهرمان، پسرى ده ـ يازده ساله سوار تاكسى شد كه تلفن همراهش مجهز به سيستم دريافت بلوتوث بود. از خودم پرسيدم، آيا در اختيار گذاشتن تلفنى با اين تجهيزات براى پسرى ده ساله كار درستى است؟!
به راستى اگر پدر و مادر او در ميدانِ جنگِ چشم و همچشمى با ديگران، يا براى بدست آوردن پول، روز و شب خود را گم كرده باشند، و بدتر از همه اينها، اگر چشمان معصوم و ذهن پاك اين كودك بىگناه با تصاويرى زشت و مستهجن آشنا شود، در آيندهاى نزديك، آيينه بخار گرفته
زندگى، چه تصويرى را نمايان خواهد كرد(1).؟!
هم اكنون (سال 1387) 40 ميليون گوشى تلفن همراه در اختيار مردم است كه به اين معنى است كه ميليونها ارتباط بلوتوثى بالقوه در كشور وجود دارد.
يك كارشناس فلسفه تعليم و تربيت اسلامى :
با توجه به آمارهاى موجود، بيش از 80 درصد بلوتوثهاى رد و بدل شده ميان جوانان، محتواى غيراخلاقى و مخرّب دارد.
رئيس انجمن مددكارى نيز با تأييد اين آمار با هشدار نسبت به رواج بلوتوثهاى غيراخلاقى در ميان نوجوانان و جوانان از پيامدهاى اجتماعى روانى آن ابراز نگرانى كرد و گفت:
محتواى غيراخلاقى اين بلوتوثها به آسيبهايى از جمله: اختلال در امنيت روانى فرد، آموزش مسايل غيراخلاقى، تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان به
1) ـ روزنامه خراسان: 17127 تاريخ 20/8/87.
آسيبهاى اجتماعى و بىبند و بارى و از هم پاشيده شدن كانون خانواده منجر مىشود!(1).
به محدوديت استفاده از تلفن همراه براى نوجوانان در بعضى از كشورهايى كه پايبندى اعتقادى صحيحى هم ندارند توجه فرماييد:
دادگاهى در عربستان سعودى، يك دختر سيزده ساله را به دليل داشتن تلفن همراه و استفاده آن در مدرسه، به تحمل 90 ضربه شلاق، و دو ماه زندان محكوم كرد. بر اساس رأى دادگاه اين دختر بچه بايد در برابر چشم همكلاسىهاى خود اين ميزان ضربه شلاق را تحمّل كند زيرا بر اساس قانون عربستان سعودى استفاده از تلفن همراه در مدارس ممنوع است و اگر دانشآموزى اقدام به اين كار نمايد به سختى مجازات مىشود.(2).
آرى اگر تلفن همراه را به حال خود رها كرده و وضعيت كنونى ادامه يابد، منجر به افزايش بىبند و بارى، روابط غيرمشروع، اضطراب، نگرانى، آسيب ديدن نظام خانواده، و به هم خوردن سلامت و امنيت اخلاقى جامعه خواهد شد. و بيشتر از همه، دختران و زنان، با روحيه ظريف و قلبى عاطفى به وسيله اين ابزار خطرناك، گرفتار نيرنگ مردان گرگ صفت مىگردند! اين ماجراهاى دردناك را كه نمونهاى از هزاران ماجراهاى مصيبتبار جامعه ماست بخوانيد:
دخترى كه تلفن همراه روزگارش را سياه كرد، ماجراى دردناكش را در دايره كلانترى... چنين بازگو كرد:
يك روز مادرم گفت: مىخواهد كادوى جشن تولد برايم تلفن همراه بخرد. من كه از شنيدن اين حرف خيلى خوشحال شده بودم، از مادرم پول گرفته و به مغازهاى رفتم كه چند جوان در آن كار مىكردند.
من از آنجا، يك دستگاه گوشى تلفن همراه و يك سيم كارت خريدم. صاحب مغازه كه شماره تلفنم را ديده بود، به
محضِ آغاز به كار سيم كارت به بهانههاى مختلف تماس مىگرفت و من هم به خاطر علاقهاى كه به استفاده از تلفن همراه داشتم به تلفنهاى او جواب مىدادم.
حدود چهار ماه گذشت و من كه شيفته حرفهاى قشنگ و احساسى اين پسر جوان شده بودم، فريب وعدههايش را خوردم و در اولين ملاقات كه توى يك پارك بود، قرار گذاشتيم كه با هم ازدواج كنيم و به خيالى خام قسم خورديم كه اگر شرايط ازدواجمان فراهم نشد تا پايان عمر به هم وفادار باشيم.
افسوس كه من موضوع را از مادرم مخفى كردم و در اينباره از او راهنمايى نگرفتم تا اين كه آن پسر جوان يك روز با حيله و نيرنگ مرا به خانهشان برد تا مثلاً تصميم نهايى بگيريم.
ناگهان متوجه شدم دوستش را نيز در خانه مخفى كرده است و آنها با توسل به زور و تهديد ... و روزگارم را سياه نمودند!
من با پشيمانى و سرافكندگى به خانه برگشتم و بيشتر از يك ماه فقط گريه مىكردم. كارم به جايى رسيده بود كه
تصميم داشتم خودكشى كنم، ولى به خانه خالهام رفتم و از او كمك خواستم.
در پايان دختر جوان گفت: هركس ايمانش را زير پا بگذارد و با بزرگترهايش مشورت نكند، روزگارش مثل من سياه خواهد شد و يك عمر با شرمندگى و سرافكندگى بايد زندگى كند.(1).
يك روز در خانه تنها بودم، ناگهان گوشى تلفن همراهم زنگ خورد و جوانى از پشت گوشى شروع به صحبت كرد. متأسفانه بدون اين كه به عواقب شوم اين گونه ارتباطها فكر كنم، اين تماس تلفنى را به عنوان سرگرمى دنبال كردم.
چند روز گذشت و پسر جوان با حرف احساسىاش توانست مرا دلباخته خود كند. او حتى وقتى شنيد كه من 30 سال سن دارم، ادّعا كرد كه با هم، هم سن و سال هستيم.
ما قرار اوّلين ملاقات را داخل يك پارك گذاشتيم، ولى
1) ـ روزنامه خراسان: 17384 تاريخ: 16/7/88.
زمانى كه به سر قرار رسيدم باورم نمىشد كه با پسرى 17 ساله روبرو شوم! او مىگفت: اين تفاوت سنّى اصلاً برايش مهم نيست و واقعاً قصد ازدواج دارد.
من هم خام حرفهاى احساسى او شدم و ارتباط عاطفى ما همچنان ادامه يافت، تا اين كه او يك روز با حيله مرا به خانهشان كشاند. مرد جوانى در آنجا بود كه مىگفت، دايى من است. او با يك ليوان آب ميوه از من پذيرايى كرد و پس از چند دقيقه بىهوش شدم.
وقتى به هوش آمدم ... آنها با تهديد گفتند: اگر صدايت در بيايد، تصاوير ضبط شده را منتشر خواهيم كرد.
من با سرافكندگى و شرمسارى از خانه لعنتى بيرون آمدم و خودم را به كلانترى رساندم تا كمكم كنند. من با يك غفلت و ارتباط بىجاى تلفنى، خودم را بدبخت كرده و به راحتى فريب پسرى را كه سيزده سال از خودم كوچكتر است، خوردم..!(1).
1) ـ روزنامه خراسان: 17407 تاريخ 14/8/88.
جوانى كه با ارسال پيامكهاى مستهجن و مبتذل براى زنان و دختران ايجاد مزاحمت مىكرد در چنگ قانون گرفتار شد و به جرم خود اعتراف كرد.
به گزارش خراسان، اين جوان 22 ساله كه روز گذشته در مقابل قاضى پرونده به شدت اشك مىريخت گفت: فكر مىكردم چون از سيمكارت اعتبارىِ ارزان قيمت استفاده مىكنم، پليس نمىتواند مرا دستگير كند.
به همين منظور براى افراد زيادى پيامك مىفرستادم در حالى كه آنها را نمىشناختم و شمارهها را بىهدف مىگرفتم... وقتى كه شماره تلفن دختر همسايهمان را به دست آوردم، او را تهديد كردم كه عكسهاى خصوصىاش را منتشر مىكنم، بعد از آن هم براى اقوام ديگر اين دختر پيامك فرستادم تا با آنها ارتباط برقرار كنم.
وقتى فهميدم آنها از فرستنده پيامك شكايت كردهاند، دوباره پيامكى تهديدآميز فرستادم كه پليس نمىتواند مرا دستگير كند.
در حالى كه پرونده اين جوان مزاحم به 200 صفحه
رسيده است وى با صدور قرار قانونى در اختيار مأموران قرار گرفت.(1).
و بالاخره، تلفن همراهى كه بايد در خدمت اخلاق و معنويّت بوده و وسيله سودمند براى ارتباطات مطلوب و آسايش انسان باشد، با كمال تأسف به دليل عدم استفاده صحيح در حال حاضر تبديل به دنياى مجازى گرديده كه حريمهاى اخلاق و معنويّت را به مخاطره افكنده است!
گسترش سريع و چشمگير اين ابزار خوش خط و خال و سهولت دسترسى به آن سبب شده كه اكثريّت قريب به اتّفاق افراد جامعه با سنين مختلف در اين دنياى مجازى و پرهياهو، راه پيدا كنند به طورى كه تلفن همراه در دست كودكان 5، 6 ساله نيز مشاهده مىشود!
البته همان طور كه اشاره شد، انسان با درايت و زيرك مىتواند اين شمشير دو لبه را به وسيلهاى صحيح در جهت استفاده مفيد و سودمند تبديل نموده و از تلفن همراه در
1) ـ روزنامه خراسان: 18126 تاريخ 3/3/91.
جهت كاركردهاى مفيد و ارزندهاى كه در جلد اول اين كتاب بازگو گرديد، استفاده نمايد.
اما، كاركردها و آسيبهاى فراوان دينى، روحى، روانى، جسمى، اخلاقى و وجود زمينههاى منفى و تصاوير مستهجن و پيامكها و كليپهاى صوتىِ موجود در گوشىهاى همراه و استفاده آزاد و بدون كنترل و نظارتِ جوانان، نوجوانان، كودكان و حتى پيران و ميان سالان و آگهى از مسائل پشت پرده، ارتباطات و انحرافات جنسى و جذبه شديد و لذت حيوانىِ اين گونه مناظر و تشديد روحيه كنجكاوى در امور مخفى، متأسفانه اين پديده قرن بيستم، راه را براى انتشار هر چه بيشتر فحشاء، گناه و فساد و انحراف هموار كرده و سلامتِ اخلاق و حيثيّت جامعه را لكّهدار نموده است!
و با كمال تأسف! اگر استفاده از تلفن همراه با وضعيت كنونى و با پيشرفت و روند فعلى ادامه يابد، بىشك با بروز فاجعهاى جدّى مواجه خواهيم شد كه همچون سلاحهاى گرم، اخلاق و معنويت و به موازات آن، آسايش و سلامت جسم و جان انسانها را به كلّى نابود خواهد كرد!
وابستگى به تلفن همراه، روز به روز در حال توسعه و گسترش مىباشد و اين پديده قرن بيستم، ملازم و همراه و جزء لاينفكِ زندگى انسانها حتى بچههاى كوچك شده.
در خيابانها، مجامع عمومى، ادارات، مراكز تحصيل و حتى در مجالس مذهبى، حرمهاى امامان عليهمالسلام ، انسانهاى زيادى مشاهده مىشوند كه ساعتها با تلفن همراه مشغولند و گاه هم، آن قدر در صفحه كوچك آن خيره مىشوند كه به همه چيز و همه كس بىتوجه شده و توجه ديگران را به خود جلب مىكنند!
و بالاخره، تا آن جا نوجوانان و جوانان وابسته به اين بلاى خانمانسوز شدهاند كه، لالائى بستر خوابشان گرديده! در صورتى كه اينگونه رفتار در خور شأن جامعه انسانى نيست و استفاده از هرچيزى بايد در جاى خود و به اندازه و در حدّ اعتدال بوده و به حدّ افراط و زيادهروى نرسد.
از اين رو، در اين بخش از كتاب، آسيبهاى اخلاقى، زيانهاى روحى، روانى و جسمى استفاده بيش از حدّ از
تلفن همراه و آثار مخرّب آن بر تومورهاى مغزى و سلولهاى بدنى انسان به اختصار بازگو مىشود تا خوانندگان عزيز در جريان آسيبهاى زياده روى و اُنس افراطى به تلفن همراه قرار بگيرند.
مخاطب اين مطالب، همه افرادى هستند كه از تلفن همراه استفاده مىنمايند، حتى گروهى كه تلفن همراه را به ديد يك نعمت و موهبت الهى نگريسته و اين وسيله را واقعاً در جهت كاربردهاى صحيح دينى، شغلى و كارهاى ضرورى مورد استفاده قرار داده اما رعايت اعتدال و ميانهروى را نمىكنند.
بررسىهاى دانشمندان و كارشناسان در مورد مضرّات و آثار منفى جسمى استفاده از تلفن همراه و تبعات منفى اين دستگاه بر انسان، از كتاب ارزنده «جوان و تلفن همراه» به طور خلاصه و فهرستوار بازگو مىشود.
شرح و تفصيل آراء مختلف دانشمندان و كارشناسان را در اين زمينه در كتاب ياد شده بخوانيد.
1 ـ افزايش نوع خاصى از تومورهاى مغزى ...
2 ـ كاهش حافظه ...
3 ـ تغييرات الگوى خواب ...
4 ـ تأثيرات منفى بر كودكان ...
نتايج تحقيقات پژوهشگران نشان مىدهد كه كودكان در برابر خطرات ناشى از استفاده از گوشى همراه آسيبپذيرتر هستند.
پروفسور كيل ميلد از دانشگاه اوربرو سوئد كه سمت مشاور در دولت سوئد و رياست يك گروه پژوهشى را برعهده دارد، اعلام كرد كه كودكان به دليل داشتن استخوانهاى ضعيف در ناحيه جمجمه و همچنين كامل نشدن سيستم عصبى در برابر خطرات ناشى از استفاده از گوشى همراه، مانند ابتلا به سرطان مغز، آسيبپذير هستند.
پروفسور ميلد با بيان اين نكته كه ميزان خطر يادشده حتى مىتواند بيش از آنچه كه ذكر شد باشد، افزود:
تعجب مىكنم كه هنگام معرفى و ارائه رسمى تلفن همراه اعلام مىشود كه گوشىهاى همراه بىخطر هستند!
وى همچنين خواهان تحقيق بيشتر براى يافتن ارتباط
بيمارىهاى «آلزايمر» و «پاركينسون» با استفاده از گوشىهاى تلفنهاى همراه شد و گفت:
شواهد نشان مىدهد كه بين اين بيمارىها و استفاده دراز مدت از تلفن همراه ارتباطى وجود دارد.
و همچنين يك گروه از محققين در سال 2000 هشدار دادند كه كودكان زير 16 سال مىبايست از تلفن همراه استفاده نكنند. آنها معتقدند اين مسئله تأثيراتى بر رشد آنها داشته و مىتواند باعث كم شدن رشد سر كودكان باشد.
1 ـ اعتياد به تلفن همراه و اختلالات روانى
بعضى اوقات وابستگى افراد به تلفن همراهشان آن قدر زياد مىشود كه دورى از اين وسيله حتى براى چند ساعت براى آنها مشكل و غيرقابل تحمّل است...
به گزارش بخش خبر شبكه فنآورى اطلاعات ايران، از خبرگزارى سلام فرانسيسكا تورسيلاس استاد دپارتمان ارزيابى شخصيّتى روانى و درمانى در دانشگاه گرانادا، تعداد زيادى از نوجوانان 18 تا 25 ساله شهر گراناداى اسپانيا را
ارزيابى كرده و رفتار آنان را در خصوص تلفن همراه و خطرات آن مورد مطالعه قرار داده است...
بر اساس اين گزارش، عمدهترين تفاوت موجود ميان اين نوع اعتياد و اعتياد به الكل و يا مواد مخدّر، اين است كه تلفن همراه ظاهراً هيچ تأثير مخرّبى بر روى ساختار فيزيكى اشخاص ندارد و تنها تأثيرات روانى آنهاست كه برجاى مىماند.
وى در همين خصوص مىگويد: اعتياد به تلفن همراه به طور جدّى مىتواند بر روى وضعيت روانى افراد تأثير گذارد. اما از آنجايى كه اين اعتياد هيچگونه علائم و نشانه فيزيكى ندارد، بنابراين اختلالاتى كه به وجود مىآيد مشهود نيست.
براساس اين گزارش، حدود 40 درصد از جوانان اعتراف كردهاند كه از تلفنهاى همراه خود بيش از 4 ساعت در روز استفاده مىكنند و اكثر آنان نيز تأكيد كردهاند كه، چندين ساعت را در روز، صرف كاركردن با امكانات مختلف گوشىهاى خود مىكنند...
معتادان به تلفن همراه، فعاليتها و كارهاى بسيار مهمّى را ناديده گرفته (نظير اشتغال و تحصيل) و حتى از
دوستان نزديك و اعضاى خانواده خود نيز فاصله مىگيرند و هنگامى كه تلفن همراه با آنان نباشد، مدام به تلفنهاى خود فكر مىكنند...
به گفته تورسيلاس هنگامى كه اين افراد به هر دليلى از تلفنهاى همراه خود جدا مىگردند، بسيار غمگين و افسرده مىشوند و حتى خاموش بودن تلفن همراه براى اين افراد نگرانى و تشويش ايجاد كرده و باعث به وجود آمدن اختلالاتى در وضعيت خواب آنها مىشود و بعضى مواقع مشاهده شده است كه اين افراد به لرزه افتاده و با مشكل سوء هاضمه مواجه مىشوند...
2 ـ احساس شخصيّت كاذب و خودنمايى و تشخّصطلبى در نوجوانان...
3 ـ سلب آسايش از خود و ديگران...
4 ـ ايجاد اختلالات روحى و روانى براى كودكان
كودكان از روحيهاى لطيف و بسيار حساسى برخوردارند، تماشاى بعضى كليپهاى تصويرى، مانند سربريدن افراد و حيوانات، قتل و كشتار، تصادفات و غيره، موجب بروز ناهنجارى روحى و روانى در آنان مىشود. شب ادرارى،
ترس، لكنت زبان، بدآموزى، گرايش به خشونت، افت درسى، ناآرامى و حتى برخى بيمارىهاى جسمى، مىتواند از عواقب برخى از بىاحتياطىها از طرف والدين و بزرگترها در اين زمينه باشد.(1).
به گفته دانشمندان، گوشى همراه از سيگار هم خطرناكتر است. به گزارش شبكه خبر، محققان دانشگاه واين ميشيگان با اشاره به افزايش قابل توجه تعداد دارندگان گوشىهاى همراه در جهان اعلام كردهاند كه براساس آخرين تحقيقات، پرتوهاى گوشىهاى همراه موجب بىخوابى و تغيير ساختار خواب در انسان مىشود كه پيامدهاى بسيار منفى در بر دارد و حتى موجب مرگ مىشود.
دكتر وينى كوران كارشناس معروف هم به تازگى نتايج تحقيقاتى را منتشر كرده است كه بر اساس آن، گوشىهاى همراه بيشتر از دخانيات قربانى مىگيرد.(2).
دكتر مجيد ابهرى، روانشناس و استاد دانشگاه:
89 درصد تلفنهاى همراه دست كسانى است كه اصلاً استفاده از آن ضرورتى برايشان ندارد. فقط 11 درصد استفاده ضرورى از آن مىكنند.(1).
حالا اين شما و اين تلفن همراه خوش خط و خال و تب استفاده بىرويه و بدون فرهنگ و آزاد از اين وسيله مسموم و آثار و پيامدهاى مصيبتبار اخلاقى، روحى، روانى و اجتماعى و صدماتِ جبرانناپذير آن بر پيكر اجتماع و شيوع بيمارىهاى جسمى و رفتارى و تخريب عفّت و امنيّت جامعه اسلامى و بالاخره آرزوى برآورده شده دنياى غرب و استكبار جهانى براى تسخير دين و اخلاق مسلمانان كه بدون تعارف با روند كنونى هيچگونه خط قرمز اخلاقى، باقى نخواهد گذاشت!!
اكنون فرمايش دلسوزانه مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام را
1) ـ روزنامه خراسان: 18052 تاريخ 23/11/90.
درباره دنيا و مظاهر آن از جمله همين وسايل مبتذلى كه همچون مارى خوش خط و خال، زهر كشندهاش را بر پيكر خانوادهها و فرزندان عزيزمان ريخته، توجه فرماييد:
دنيا (و مظاهر آن) همچون مار سمّى است كه ظاهرش زيبا و فريبنده است، ولى سمّى كشنده در درون دارد. نادان فريب خورده و به آن مىگرايد و هوشمند دانا از آن دورى گزيند.(1).
1) ـ نهج البلاغه: حكمت 119.
قبل از بررسى آسيب و آفتهاى ماهواره و پيامدهاى مصيبتبار اخلاقى و صدمات معنوى و روحى و رفتارى آن، يادآورى اين مسئله ضرورى است كه اسلام حامى علم و پشتيبان پيشرفت دانش و فنآورى صحيح بوده و آن را يكى از مواهب و نعمتهاى ارزنده پروردگار مىداند و تا آنجا به پيشرفتهاى علمى و دستيابى به تجهيزات تمدّن اهميت مىدهد كه مىفرمايد:
خود را قوى و نيرومند سازيد و در مقابل دشمنان مجهّز گرديد و هيچگاه مرعوب آنان نگشته و احساس حقارت و ذلت نكنيد، بلكه دشمنان را در برابر شوكت عظيم خود، ذليل و مقهور سازيد.(1).
1) ـ مضمون قسمتى از آيه 90 سوره نور.
بنابراين، اسلام نه تنها با تكنولوژى و پيشرفتهاى علمى مخالف نيست، بلكه مسلمانان را دعوت به دستيابى به وسايل ترقى و پيشرفتهاى فرهنگى، اقتصادى و نظامى در همه زمانها نموده تا در برابر دشمن سربلند و سرافراز باشند.
منتهى اسلام، تحصيل علم و دستيابى به وسايل پيشرفته روز و بهرهبردارى از انواع ابزار فنآورى را شايسته ملت صالح و باتقوا دانسته تا افراد با ايمان در سايه مجهّز بودن به اعتقادات دينى و اخلاقى و رشد عقلى اين وسايل را در مسير ترويج مسائل آموزنده و آموزش برنامههاى اخلاقى، علمى، تربيتى و صنعتى به كار گرفته و در نتيجه، ضمن ارائه خدمات صحيح اجتماعى و مادّى و معنوى، خود و جامعه را از خطر فساد و انحراف و گمراهى مصون داشته و گرفتار دامهاى فريبنده دشمن نگردند.
در وضعيت كنونى، گرچه وسائل فنآورى توانسته است خدماتى در جهت پيشرفتهاى علمى ارائه دهد و تا حدودى، برخى ويژگىهاى مفيد داشته باشد، اما از آنجا كه هدف اصلى استكبار، جهانىسازىِ اهدافِ شوم غرب و ايجاد
خلأ اخلاقى و دينى است، در كنار اين مزايا، زمينههاى فراوانى در جهت فروپاشى اخلاق و معنويّت اديان الهى به خصوص اسلام و به ويژه مردم مسلمان كشورمان ايجاد كرده است.
و با كمال تأسف، چون وسايل فنآورى بدون كنترل و نظارت دقيق و پيشزمينههاى فرهنگى به كشور ما وارد گرديد، اكثر مردم ناآگاه، خوش بينانه و بدون داشتن آگهىهاى لازم از آسيبهاى آنها به استقبال فنآورى رفته و به جاى استفاده صحيح از تكنولوژى در جهت پيشبردِ مسائل معنوى و مادّى و بهرهگيرىهاى آموزنده سمعى و بصرى، مرعوب برنامههاى ضدّدينى فنآورى گرديده و وابسته به برنامههاى ضدّاخلاقى آن شده و زمينه ذلّت و خوارى خود را فراهم نمودهاند!
به فرمايش مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام توجه فرماييد:
هميشه امت اسلام در راه خير مىباشد تا هنگامى كه از فرهنگ و آداب و رسوم دشمنان تقليد ننمايند و چنانچه از رفتار آنان پيروى كردند خداوند قادر آنها را
خوار و ذليل مىگرداند.(1).
اكنون اين گزارشهاى تكان دهنده را بخوانيد و براى رهايى و نجات نونهالان و نوجوانان و جوانان اين مرزوبوم كه حاصل عمرمان هستند فكرى كرده و تدبيرى بيانديشيم.
دير بجنبيم، دين، فرهنگ و اخلاق جوانانمان با هم مىروند!
براساس نتايج آخرين تحقيقات و اعلام رسمى، 72 درصد جوانان در مراكز استانها در حالى به ماهواره دسترسى دارند كه در كشور هنوز برنامهريزى مناسبى براى استفاده از اين پديده انجام نشده است و براساس آمارهاى غيررسمى، بين 67 تا 79 درصد جوانان به برنامههاى ماهوارهاى دسترسى دارند.
رئيس پليس امنيت استان (خراسان) با اشاره به تأثير شديد فيلمهاى ماهواره فارسى كه روى آنها هيچگونه كنترلى وجود ندارد، عنوان مىكند:
1) ـ بحارالانوار: 79 / 303.
ارتكاب جرائم جنسى و خشونتهايى كه منجر به قتل مىشود اغلب تحت تأثير اين گونه فيلمها بوده و مرتكبين آنها خود به اين تأثير اعتراف كردهاند.
به گفته وى يكى از رويكردهاى ماهوارهها كم ارزش كردن قيود مذهبى و اجتماعى است.
تصويرسازى از واقعيت جعلى براى كودكان و نوجوانان از تأثيرات ديگر اين رسانه است كه فيلمهاى ماهوارهاى صحنههايى از جرائم خشن، پرخاشگرى، عصيان، و قانونشكنى را مجسّم مىسازند، اما اطفال، نوجوانان و كسانى كه آگاهى و تجربه كافى ندارند، آنها را واقعيت مىپندارند و مظهرى از زندگى جديد تصور مىكنند.
وى با اشاره به اين كه تماشاى ماهوارههاى فارسى تأثير اجتنابناپذيرى بر تمامى گروههاى سنّى به ويژه كودكان و نوجوانان دارد، عنوان مىكند:
سادهسازى و استاندارد كردن جرائم و خشونت از ديگر تأثيرات وجود اين رسانههاى همهگير است. به گونهاى كه ماهوارههاى فارسى، زبان رفتار خشونتبار را سادهسازى و استاندارد كرده سپس آنها را به عنوان بخشى از آداب و
سنن روزمره وارد زندگى خانوادهها مىكند.
به گفته اين مقام مسئول ماهوارهها علاوه بر اين كه فنون ارتكاب جرائم را آموزش مىدهند، جرائم را مهيّج و لذّتبخش جلوه مىدهند و با به نمايش گذاشتن شبكههاى خشونتبار و پرجرم در سيستمهاى خانوادگى، سبك و الگوى زندگى در دنياى مدرن مانند استفاده از مشروبات الكلى و موسيقىهاى مبتذل را اشاعه داده و تبليغ مىكنند.(1).
معاون اجتماعى فرماندهى انتظامى:
در 5 سال اخير استفاده از ماهواره افزايش 70 درصدى در جامعه ما داشته است و متأسفانه اين موضوع بيشتر در بين خانوادههايى رواج دارد كه فرزند جوان و نوجوان دارند.
در حال حاضر به دليل عدم شناخت از نحوه درست استفاده از ماهواره، اين مقوله به معضلى اجتماعى تبديل شده است و بسيارى با هزينههاى سنگين اين دشمن پنهان
1) ـ روزنامه شهرآرا: 767 تاريخ 9/11/90.
را به خانه مىآورند.
اولين تأثير استفاده از اين وسيله، تغيير باورهاست و در مراحل بعدى با تغييرات فاحش در شيوه لباسپوشيدن، آرايش موها و آلوده شدن به گناهان اخلاقى و جنسى ادامه مىيابد.
در حال حاضر بيش از 60 درصد بيمارىهاى روحى و روانى افراد مبتلا به ايدز و بيمارىهاى ديگر دستاورد اين پديده است.
وى ضمن اشاره به ديگر تأثيرات مخرّب ماهواره از قبيل افزايش مصرف مشروبات الكلى و رواج برخى فرقههاى شيطانپرستى مىگويد: تقويت رابطه نوجوانان و بزرگسالان و درك آنها از همديگر مىتواند تأثيرگذارى اين حربه دشمن را كمتر كند.
نماينده مردم مشهد در مجلس مىگويد: هم اكنون 3 هزار شبكه ماهوارهاى در داخل ايران با آنتنهاى معمولى قابل دريافت است. از اين تعداد 380 شبكه به موسيقى، 74 شبكه به تبليغات مدل لباس و لوازم آرايشى و 273 شبكه به تبليغ اديان ساختگى اختصاص يافتهاند و 235 شبكه نيز
برنامههاى مبتذل پخش مىكنند و اين در حالى است كه هرسال بر شمار اين شبكهها افزوده مىشود!(1).
دكتر مجيد ابهرى، روانشناس و استاد دانشگاه:
استكبار ما را از درون مورد تهاجم فرهنگى قرار داده، وقتى يك نوجوان بدون محدوديّت به سايتهاى غيراخلاقى و چترومها و... دسترسى داشته باشد، برايش تحريك جنسى اتفاق مىافتد و زمينه بروز بسيارى از آسيبها فراهم مىشود.
متأسفانه هيچ وقت پيش از ورود يك فناورى جديد، فرهنگسازى و بسترسازى لازم براى ورود آن نداشتيم. اينترنت و تلفن همراه بدون فرهنگسازى در اختيار مردم قرار گرفت.
89 درصد از تلفنهاى همراه دست كسانى است كه اصلاً استفاده از آن ضرورتى برايشان ندارد. فقط 11 درصد استفاده ضرورى از آن مىكنند.
1) ـ همان.
و بدتر از همه آنها، شبكههاى ماهوارهاى كه وضعيّت اخلاقى جامعه را به حدّ انفجار رساندند! حتى بعضى از اين شبكهها ظاهراً صحنههاى غيراخلاقى فيلمهايشان را حذف مىكنند يا در روزهاى عزاى عمومى، پخش برنامههايشان را متوقف مىكنند.
تمام اين سياستها به خاطر اين است كه پدر خانواده در كنار فرزند 10 و 15 ساله خود با خيالى راحت و آسوده مخاطبِ محصولات اين شبكهها باشند!
امّا متخصّص رفتارشناسى و آسيبشناسى مىفهمد كه 5 سال ديگر، چه بر سر اين خانواده و فرزندش مىآيد!
بيشتر اين شبكهها هدفشان اين است كه با برنامهريزى دقيق و طولانى مدت، روى ذهن مخاطب خود تأثير بگذارند. در واقع از دلايل اصلى اين كه، سنّ بلوغ در جامعه ما 3 تا 5 سال جلو افتاده، همين شبكهها هستند كه اين مسئله تبعات اجتماعى جبرانناپذيرى در پى دارد.(1)
1) ـ روزنامه خراسان: 18052 تاريخ 23/11/90. ضمناً دلايل ديگرى نيز براى بلوغ زودرس كودكان و نوجوانان در جلد دوم اين كتاب بازگو شده است.
اگر وظيفه اقتضا نمىكرد اين خبرهاى تلخ را به قلم نمىآوردم اما وظيفه گفتن و نوشتن و روشنگرى است تا مسئولين و خانوادهها فاجعه را جدّى بگيرند و قبل از فرود آمدن زلزله هولناك، چاره جويى شود. چرا كه اگر غافل و بىتفاوت باشيم و تدبيرى جدّى نيانديشيم دشمن ما را به كام خواهد كشيد و همه ما را ذليل خواهد كرد!
شگفتا! اولياء و پدر و مادرها خوابند و تب درد و مرگِ اخلاق نوجوانان و جوانان را نمىفهمند و براى درمان آن فكرى نمىكنند و در نتيجه شاهد حوادث مصيبتبارى هستيم كه عفّت و امنيت جامعه را جريحهدار كرده است!
اين ماجراى سياه و تكان دهنده را بخوانيد و ببينيد دشمن جنايتكار چه بر سر خانواده و فرزندان مسلمان آورده و اگر اين خبرهاى تلخ زلزله نيست، پس چيست؟!
مرد 41 ساله، ماجراى فروپاشى شرم و حيا در خانهاش را در دايره كلانترى ... مشهد مقدّس، چنين اظهار مىكند:
نتيجه اشتباهات خودم را در زندگى مىبينم. از روز اول نفهميدم چه طور خانوادهام را مديريت كنم.
من تمام امكانات مانند: رايانه، ماهواره، تلفن همراه و... را بدون شناخت مزايا و تهديدهاى استفاده از اين امكانات براى خانوادهام مهيا ساختم و با اين كار با دستان خودم شرم و حيا را در خانهام نابود كردم!
تا امروز پسر 16 سالهام را به چشم يك بچه مىديدم، امّا وقتى ارتباطش را با ... پى به اشتباهات خودم بردم!
پسر 16 ساله اين مرد نيز گفت:
پدر و مادرم در خانه شرم و حيا را زير پا گذاشتهاند و هميشه تماشاگر برنامههاى بسيار زشت و مستهجن شبكههاى ماهوارهاى هستند...
من از دست كارهاى پدر و مادرم، به خصوص نوع لباس پوشيدن مادرم در خانه خيلى عذاب مىكشيدم و واقعاً نمىدانستم چه كار بكنم.
آنها در رفتار و حركاتشان مراعات مرا نمىكردند و من به هيچ كس نمىتوانستم بگويم چه مشكلى دارم.
براى همين مسائل چندبار مىخواستم از خانه فرار كنم، تا اين كه فكر ديگرى به سرم زد...
خودم را به او نزديك كردم و پس از آن من و ... هر روز به دور از چشم پدر و مادرم، تماشاگر برنامههاى ماهوارهاى بوديم!(1).
اين افتضاح و بىآبرويى براى خانوادههاى مسلمان ايرانى از كجا پيدا شد؟! و آيا پيش از رسوخ فرهنگ تمدّن غرب، چنين آزادى اخلاقى در خانوادههاى اسلامى موجود بود؟! آيا اين رسوايىها جز از آزادىِ غربى ريشه مىگيرد؟
مصيبت اين جاست كه مىخواهند رفتار آنها سرمشق ما باشد!
بيچاره پدر! بيچاره مادر! بيچاره پسر! بيچاره دختر!
بيچاره جامعه! كه همگى به مرز بحران اخلاقى رسيدهاند و هيچ كس در فكر چاره نيست و به جاى چاره بيچاره شدهاند!
1) ـ روزنامه خراسان: 18063 تاريخ 6/12/90.
اين ماجراهاى دردناك، نمونه كوچكى از حوادث غمبار اجتماع امروز ما مىباشد كه هر روز دهها و شايد صدها نمونهاش اتفاق مىافتد و مقدارى از آنها در روزنامهها نوشته مىشود.
آيا در چنين وضعيت مصيبتبارى نبايد بر مرگ دين و اخلاق در جامعه اسلامى گريه كرد؟!
پدر و مادرها هوشيار باشند كه در وضعيّت آشفته و مبتذل كنونى، بچهها ديگر بچه نيستند و حتّى قبل از سنّ متعارف بلوغ، بالغ هستند و اين شما هستيد كه با رفتار و كردار ضد اخلاقى و غيرعفيفانه خود و با در اختيار گذاشتن آزاد وسائل گوناگون مبتذل و آلوده، زمينه بلوغ زودرس كودكان و نوجوانانتان را فراهم مىسازيد!
اين حديث زيبا و ارزنده را بخوانيد:
پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله فرمود:
هر كودكى بر اساس فطرتِ پاك دينى آفريده مىشود. اين فطرت همواره ادامه دارد تا اين كه پدر و مادرش او
را (بر اساس خواستههاى خودشان) به آئين ديگرى مثل يهودىگرى و مسيحىگرى (و يا صفاتِ ناپسند ديگر) بكشانند.(1).
اين ماجراهاى دردناك و مصيبتبار را نيز بخوانيد و ببينيد شبكههاى ماهواره چه بر سرمان آورده و چگونه كانون گرم خانوادهها را متلاشى مىكنند!!:
مرد جوان در مركز مشاوره پليس خراسان رضوى چنين اظهار كرد:
3 سال قبل با دختر يكى از آشنايان ازدواج كردم. همسرم دخترى با ايمان و چشم و گوش بسته بود و من به تصوّر اين كه بايد او را اجتماعى بار بياورم، مجبور كردم در برخورد با افراد نامحرم آزاد باشد و فيلمها و برنامههاى مستهجن ماهواره را تماشا كند!
همسرم روزهاى اول در برابر اين خواستهام مقاومت نشان داد ولى وقتى با علاقهمندى و اصرار من روبرو شد،
1) ـ بحارالانوار: 30 / 281.
كمكم روحيهاش تغيير كرد و من به خواستههايم رسيدم.
من و همسرم در اين مدّت صاحب فرزندى نشديم، چون نمىخواستيم خودمان را گرفتار دردسرهاى بچهدارى كنيم و در رفت وآمد با يكى از دوستان دوران دانشجويى كه در واقع تفكّرات اشتباه ما از او و همسرش الگوبردارى شده بود، به خيالى باطل خوشگذرانى مىكرديم!!
حدود 2 ماه قبل با يكى از شبكههاى ماهوارهاى آشنا شدم، اما چشمتان روز بد نبيند! چون با تماس با آن شماره فهميدم به همسر خودم زنگ زدهام ... !!
باور كنيد دارم ديوانه مىشوم و از خودم بدم مىآيد، واقعاً راست مىگويند: هيچ لذت و گوهرى باارزشتر از عفت و پاكدامنى نيست.(1).
اين ماجراى رسوا و دردناك، نمونهاى از افتضاح و نكبتِ برنامههاى شبكههاى ماهواره است كه روزگار دختران نجيب
1) ـ روزنامه خراسان: 18086 تاريخ 17/1/91.
و باحيا و چشم و گوش بسته را سياه كرده و به فروپاشى زندگى خانوادهها منجر مىشود!
اين افتضاح و رسوايى، جز از آزادى، ارمغان شوم غرب ريشه مىگيرد. مصيبت اينجاست كه، كشورهاى تازه به تمدن رسيده به جز اين گونه سرگرمىهاى مبتذل، بهره ديگرى از تمدّن غرب ندارند!
آيا اين گونه زندگى و وضعيتِ نكبتبار به سود كشور و ملّت است؟!
دخترى كه چندبار از خانه فرار كرده است چنين اظهار مىكند:
باوجود اين كه خانوادهاى مقيّد و مذهبى دارم اما ماهواره در خانه داريم و برنامههاى ماهواره تأثير زيادى بر رفتارهاى من داشته است.
ديدن برنامههاى ماهواره، روى پوشش و لباس پوشيدنِ من تأثير زيادى گذاشت. و چون پدرم مذهبى و مقيد مىباشد، بدون توجه به اين كه خودش با آوردن اين وسيله
خانمانسوز، زمينه بدپوششى مرا فراهم نموده است، از نوع پوشش و لباسهايم ناراحت بود و مرتب با من درگيرى داشت.
و چون من وابسته به برنامههاى ماهواره شده بودم و سختگيرىهاى پدرم را تحمّل نداشتم، مرتب از خانه فرار مىكردم و هر بار مأمورين مرا دستگير كرده و به خانه برمىگرداندند.
در اين مدّت با دو خانم آشنا شدم كه به ازاى نگهدارى از من، درخواست حمل و توزيع مواد داشتند و من به ناچار اين كار را انجام مىدادم و به سفارش آنها در يك ميهمانى شركت كردم كه هم زمان دو جوان نيز وارد شدند، و من كه متوجّه نيّت شومشان شده بودم از مراسم بيرون آمدم و آنها تعقيبم كردند كه با دخالت به موقع پليس آنها از معركه فرار كردند...(1).
1) ـ روزنامه شهرآرا: 781 تاريخ 26/11/90.
مشاور عالى سازمان بهزيستى:
در ساعاتى كه خانواده كنار هم هستند، در واقع تنها در زير يك سقف هستند و وقت آنها صرف تماشاى برنامههاى ماهواره و نشستن پاى اينترنت مىشود و نوجوانان نيز در اطاق در بسته خود، وقت خود را در فضاى آسيبزاى چت روم و حتى سايتهاى غيرمجاز سپرى مىكنند و خانوادهها دلخوش هستند كه فرزندشان در خانه و تحت نظارت آنهاست.
وى اضافه كرد: يكى از عوامل آسيبهاى اجتماعى، تماشاى برنامههاى مبتذل ماهواره و استفاده غيرمجاز از اينترنت است كه در بسيارى از موارد به وقوع طلاق (و فرار) در خانوادهها منجر مىشود.(1).
آرى! دشمن با مؤثرترين ابزار و قوىترين ترفندها، مأموريت خود را در تخريب و فروپاشى اخلاق، دين و معنويت جامعه اسلامى و كشور عزيزمان به خوبى انجام داد!
در گذشته كشورهاى اسلامى با كافران مىجنگيدند و با
1) ـ روزنامه خراسان: 18146 تاريخ 30/3/91.
نيروى ايمان و اراده بالا، دشمنان را با آن همه تجهيزات نظامى نابود مىكردند.
چرا كه مسلمانان هرزگى و فحشاء و آزادى زن و مرد نداشتند اما اكنون دشمن با به راه انداختن جنگ نرم و فراهم نمودن زمينه آزادى و بىبندوبارى و فساد و ترويج شبكههاى مبتذل تكنولوژى، بدون به كارگيرى هرگونه تجهيزات نظامى، دل جوانان را ربوده و سرمايههاى اصيل مملكت را به اسارت گرفت!!
اميرالمؤمنين
عليهالسلام فرمود:
كافر، فريبكار، كجرو، سنگدل و خيانتكار است.(1).
و همچنين اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
هر ملتى كه درون خانه و كشور خود مورد هجوم و تجاوز دشمن قرار گرفته و هتك حرمت و حيثيّت شود، ذليل و خوار خواهد شد و چون شما سستى به خرج داده، در برابر تعرّض دشمن بىتفاوت گرديده و خوارى و ذلت پذيرفتيد، دشمن پىدرپى شما را مورد
1) ـ غررالحكم: 2 / 387 چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
حمله و تجاوز بىرحمانه خود قرار داده و بر شما چيره شد!...(1).
آرى! دشمن كافر در جبهههاى مختلف، جامعه اسلامى و ملت مسلمان كشور عزيزمان را مورد تجاوز و تهاجم قرار داده و ما همچنان در غفلت و بىتفاوتى و خواب سنگين به سر مىبريم!
حالا به سراغ بازىهاى رايانهاى، يكى ديگر از سوغاتهاى مبتذل استعمار مىرويم تا ببينيم از اين طريق چه بلايى بر سر مردم به خصوص نوجوانان و جوانان ما وارد شده است!
1) ـ نهج البلاغه: خطبه 27.
معاون فنى شوراى عالى اطلاع رسانى و مديرعامل بنياد ملى بازىهاى رايانهاى در همايش «شهروند الكترونيك و تلفن همراه» گفت:
بررسىهاى جديد ما نشان مىدهد كه در حال حاضر 46 ميليون نفر از افراد 7 تا 40 سال با گيم آشنايى دارند و حدود 20 ميليون نفر از آنان كه 60 درصد پسر و 40 درصد دختر هستند، به صورت حرفهاى بازى يارانهاى انجام مىدهند و هر يك به طور متوسط روزانه بيش از 2 ساعت (و بعضىها تا 6 ساعت) از وقت خود را صرف انجام بازى مىكنند. بنابراين در ايران (اسلامى) در مجموع گيمرها
روزانه 40 ميليون ساعت وقت صرف انجام بازى مىكنند...!(1).
آرى! استعمار غرب براى جلب مخاطبان جوان و نوجوان مسلمان با چاشنى نمودن كلمهها، جملهها و ضربالمثلهاى لطيف و فريبنده در لابهلاى سخيفترين سريالهاى خارجى و احياناً داخلى و در همه ابزارها و وسايل رايانه، حتى تلفن همراه كه همراه دائمى زندگى ما شده، پسران و دختران ما را از دست ما گرفته و فرهنگ مبتذل خود را جايگزين سنت و آموزههاى دينى مسلمانان نموده است و زندگى روزمره همگان حتى بچههاى خردسال را از معنويت دور نموده و به دنياى گناه و ناهنجارىها وارد نموده است و اين نابسامانىها نتيجه آزادى بىقيد و بند نسل جوان و بىتفاوتى و غفلت بعضى از مسئولين و پدر و مادرها مىباشد كه منجر به نابودى اعتقادات دينى و مذهبى گرديده است!
اين گزارش تكان دهنده را كه نمونهاى از عمق فاجعه و تلاش دشمن در فروپاشى اخلاق و معنويت مردم كشورمان مىباشد بخوانيد:
1) ـ روزنامه خراسان: 18033 تاريخ 27/10/90.
رئيس كل دادگسترى تهران: در يك مرحله، ميليونها سىدى و فيلم ويديوئى مستهجن كشف كرديم كه بعد از بررسى معلوم شد از خارج به صورت رايگان براى مردم ارسال شده است.(1).
گزارش روزنامه شهرآرا:
بازىهاى دوران كودكى ديروز با آنچه كه امروز مىبينيم، زمين تا آسمان تفاوت دارد، آن روزها، زمينهاى بازى، حياط دلنشين، محيطهاى مناسب و بازىهاى طبيعى، زمينه رشد، خلاقيتهاى ذهنى، توسعه همكارى و هميارى و مشاركت آميخته با صفا و صميميّت و شادى كودكان را فراهم مىنمود.
كودكان نسل امروز به جاى بازىهاى الك دو لك، هفت سنگ و خيلى از سرگرمىهاى لذّتبخش ديگر كه هيجان آنان را تخليه مىكرد، از بازىهاى مهيّج و سرتاسر جنب و
1) ـ شكار جوانان: 3 / 215 به نقل از پرتو سخن تاريخ: 9/2/83.
جوش كارتنهاى آزار دهندهاى كه منجر به خودسوزىشان مىشود استفاده مىكنند!
كودكان امروز پاى اين دستگاههاى مخرّب فقط به مبارزه مجازى و تمرين آدمكُشى مىپردازند كه بر اساس آنچه روانشناسان مىگويند: كشتن، خشونت، بىنظمى، بىتوجّهى به قانون، مرگ، خون، تخريب و... از آثار مخرّبى است كه بر روحيه و اخلاق كودكان باقى مىگذارد و آنها را افرادى خشن بار مىآورد!...
جالب است بدانيد، در برخى از كشورهاى اروپايى و غربى مانند: سوئيس، انگلستان و كانادا، بسيارى از بازىها به دليل ترويج خشونت و بىبندوبارى ممنوع شدهاند (اما با كمال تأسف) اين بازىها در كشور ما (در حال گسترش و افزايش است).
نكته تأسفبار ديگر اين كه: در برخى از اين بازىها از مسلمانان به عنوان تروريست نام برده مىشود كه افرادى ضعيفاند و به دست نيروهاى آمريكايى كشته مىشوند!
ضمن اين كه، نوع پوشش بعضى از شخصيتهاى زن در بازىهاى رايانهاى به هيچ وجه با فرهنگ ايرانى اسلامى
سازگار نيست و ذهن كودك مسلمان ايرانى در اين بازىها، صددرصد تخريب مىشود...!
تأثير منفى در روابط خانوادگى، افت تحصيلى، انزواطلبى و همچنين آسيبهاى جسمانى از جمله: چاقى، خطرات پوستى، ضعيف شدن چشم، تهوّع، سرگيجه و همچنين آسيبهاى روانى مانند: تقويت حسّ پرخاشگرى، اضطراب، افزايش خشونت، تنبل شدن ذهن و... از مهمترين تأثيرات منفى بازىهاى اعتيادآور رايانهاى است كه (پس از آسيبهاى اخلاقى دينى) در وجود كودك باقى مىماند.(1).
... بازىهاى دسته جمعى و فرهنگ اجتماعى شدن بچهها، جاى خود را به بازىهاى رايانهاى و حضور در «گيمنتها» داده است.
از طرفى زمانهايى كه در «گيمنتها» صرف مىشود،
1) ـ روزنامه شهرآرا: 273 تاريخ 19/2/89.
آسيبهاى اجتماعى و هويّتى، مشكلات فيزيكى و جسمى و بيمارىهاى مفصلى و استخوانى و افسردگىهاى مزمن را در پى دارد... و شايد مهمترين آسيب بازىهاى رايانهاى، انتقال فرهنگ نادرست غرب به نسل جوان و نوجوان ما باشد...
سرى به يكى از گيمنتها مىزنيم و با مسئول آن كه جوانى 20 ساله است صحبت مىكنيم. او مىگويد:
برخى از بچهها مشترى ثابتاند و از صبح تا شب در گيمنت حضور دارند و تنها يك ساعت براى غذاخوردن به منزل مىروند.
او اضافه مىكند: بچهها بيشتر از بازىهاى جنگى و پرهيجان خارجى استفاده مىكنند و كمتر كسى درخواست بازىهايى مثل فوتبال را دارد.
دقايقى هم با بچههايى كه در حال بازى كردن هستند صحبت مىكنيم.
احسان كه 15 سال دارد مىگويد: روزانه 12 ساعت بازى مىكنم، 6 ساعت در منزل و 6 ساعت در گيمنت و چون مدرسهام غيرانتفاعى است نيازى هم به درس خواندن ندارم.
با جوان ديگرى كه نام او بهزاد است صحبت مىكنم. او مىگويد: روزانه 5 ساعت به گيمنت مىآيم و در منزل هم بازى مىكنم و خانوادهام با بازى كردن من مشكل دارند، چرا كه درسم تمام شده و به جاى كار دنبال بازى با رايانه هستم زيرا كه بازىهاى كانتر جنگى است و كشت و كشتار جذابيت دارد و حرف اول را مىزند.
و بالاخره با مسئولين و كارشناسان مسائل اجتماعى به صحبت مىنشينيم:
سرپرست امور جوانان اداره كل ورزش و امور جوانان خراسان رضوى اظهار مىدارد:
... هر پديدهاى كه نظر نوجوانان و جوانان را جلب كند، هم آثار مثبت و هم آثار منفى در پى دارد. اگر بازىهاى خوب و مناسب با عقايد و آداب و رسوم كشورمان ساخته شود، مىتواند نقش سازندهاى داشته باشد و آثار مثبتى هم برجاى خواهد گذاشت.
كشورهاى غربى گاهى حداقل 10 ميليارد تومان براى ساخت يك بازى هزينه مىكنند و اين بازى در كشور خودشان مورد استقبال قرار نمىگيرد و فقط براى جوانان و
نوجوانان ما ساخته مىشود.
اين كارشناس امور جوانان اضافه مىكند: حداقل آسيب اين بازىها، تلف شدن وقت نوجوانان است و مهمترين آثار بازىهاى خارجى، آسيبهاى شخصيّتى و اجتماعى است به طورى كه عملاً در برخى از اين بازىها مسائل جنسى به نوجوانان آموزش داده مىشود!
وى با بيان اين كه، بازىهاى رايانهاى در كشورهاى خارجى، سطحبندى سنّى دارد، مىگويد: متأسفانه در كشور ما اين سطحبندى رعايت نمىشود و هر نوجوانى با حداقل امكانات به انواع بازىها دسترسى دارد...(1).
اغلب والدين با خريد يك رايانه براى فرزندشان سرگرمى فراهم كردهاند و تصور مىكنند فرزندشان در چهارديوارى خانه است و مىتوانند بهتر بر وى نظارت كنند. اما در حقيقت آنها فرزندشان را به فضاى نامحدود پيوند دادهاند و هيچگونه مراقبتى هم بر او ندارند.
1) ـ روزنامه خراسان: 18096 تاريخ 29/1/91 ويژهنامه 2129.
ماجراى دردناك «آتشى در خانه» را بخوانيد و بيينيد با آتشى كه خود برافروختهايد، چگونه شعلههاى آن، قلب و روح و سراسر وجود نونهال بىگناهتان را بىرحمانه مىسوزاند و عزيزتان در برابر چشمتان مظلومانه پرپر مىشود!!
پسر بچه 12 ساله! سراسيمه از اطاقش بيرون دويد و در حالى كه دستانش را جلوى صورتش گرفته بود، فرياد زد: بابا! بابا! پدر نگران از فريادهاى پسر كه مبادا اتفاق ناگوارى افتاده است، سعى در آرام كردن او داشت و گفت: چه شده است پسرم؟
پسر با پريشانى و اضطراب، از صحنههاى مستهجنى گفت كه در هنگام يك بازى كامپيوترى ناگهان در متن اين بازى ديده بود!!
اين روزها فرزندان من و شما، خصوصاً پسرها به منظور پُر كردن اوقات فراغت خود، علاقه زيادى به خريد بازىهاى كامپيوترى و پلىاستيشن دارند. بازىهايى كه در هر مغازه به اصطلاح عرضه محصولات فرهنگى به وفور يافت مىشود!
والدين پسر بچه مورد نظر نيز، بازى مورد اشاره را از
يكى از همين فروشگاهها خريدارى كرده بودند. بازىهايى با عنوان داستانهاى پليسى و رزمى كه محبوب پسر بچههاست. امّا نمىدانم آيا قبل از عرضه اين محصولات، كسى بر آنها نظارت مىكند يا خير، كه قطعاً اگر نظارتى مىشد، آن پسربچه آن گونه شرمگين و خشمگين از پشت صندلى كامپيوترش پا به فرار نمىگذاشت!
محتواى اين بازى آمريكايى درباره تجارت مواد مخدّر و درگيرىهايى پيرامون آن است كه در اواسط بازى، صحنههاى مستهجن حضور زنان و مردان برهنه و عريان به طور كاملاً حرفهاى و به گونهاى كه گمان مىرود جزئى از بازى است نمايش داده مىشود!!...
آيا حقيقتاً اينها محصول فرهنگى هستند؟ وقتى صحبت از تهاجم فرهنگى مىشود، چرا در سايه غفلت و نبود نظارت لازم اين گونه فرهنگ غربى را كه ترويج دهنده برهنگى است در ميان خانوادهها رسوخ داده مىشود و اين گونه فكر و ذهن نسلهاى آينده در معرض مخاطره قرار مىگيرد؟!
روانشناسان و جامعهشناسان آگاهند كه مشاهده چنين
صحنههاى مبتذل و مستهجنى در يك بازى رايانهاى چه تأثير مخرّبى را بر ذهن نوجوانى كه در آستانه بلوغ قرار دارد مىگذارد!
به راستى متوليان فرهنگى جامعه و دستاندركاران مرتبط با عرضه اين محصولات، چه جوابى براى اين جفاى آشكار و اين گناه بزرگ دارند؟! به راستى و چگونه و با چه ابزارى مىشود تأثير مخرّب مشاهده چنين صحنههاى مبتذلى را از ذهن يك نوجوان پاك كرد؟!
آيا انتظار داريم با بازگذاشتن راه براى عرضه محصولات خارجى تخريب كننده و ضدفرهنگى كه كاملاً با فرهنگ ايرانى و اسلامى در تضاد كامل قرار دارد، نسل آينده را درست تربيت كنيم و سالم تحويل جامعه بدهيم و از آنان نيز توقع سلامت داشته باشيم؟!
چرا محتواى چنين فيلمها و بازىها از جانب متوليان امر بررسى نمىشود و اگر هم بررسى شده، آنان چه جوابى براى اين غفلت بزرگ دارند؟! به حق كه چنين متوليانى در اين گناه بزرگ سهمى عظيم دارند و آنها بايد به جاى آن پسربچه از شرم دست بر روى صورت و چشمان خود
بگذارند...
به راستى آيا نمىشود جلوى محصولات تخريب كننده غربى را كه هدف آن رواج ابتذال در جامعه ماست گرفت؟ چگونه است كه پول اين مردم و اين مملك صرف خريد محصولات ضد انسانى و ضد ارزشى مىشود؟!...(1).
آرى! كودك و نونهال معصومى كه با قلب صاف و فطرت پاك در ميان شعلههاى سوزان آتشى كه دشمن برافروخته، رها شده و بدون پيش زمينههاى لازم و آگهى از زيان و آسيب آن و بدون هيچگونه مراقبت در فضاى گدازنده آن دست و پا مىزند، ناگزير قربانى شعلههاى سوزان اين آتش خواهد بود.
و در اين ميان، پدر كه زمينه شعلهور شدن اين آتش را فراهم نموده و با سستى و بىتفاوتى در تربيت صحيح فرزند موجب گمراهى و انحراف او گرديده، نه تنها در فرداى حسابرسى در پيشگاه خداوند قادر، عذابكش رفتار منحرفانه
1) ـ روزنامه خراسان: 18164 تاريخ 21/4/91.
فرزند خود مىباشد، بلكه در همين دنيا هم رفتار ناهنجار فرزند گريبانگيرش شده، حريف اعمال بزهكارانه او نخواهد شد و زبانه شعلههاى آتشى كه در دوران كودكى براى فرزندش برافروخته، زندگيش را به آتش مىكشد.
آرى! پدرى كه براى پيشرفت درس و معيشت فرزندش از هيچگونه تلاش و كوشش مضايقه نداشته و به هنگام بيماريش او را به چندين دكتر و بيمارستان مىبرد، اما فاجعه مرگ اخلاق و رفتار او را ناديده مىگيرد، چوب بىتفاوتى و غفلت خود را در همين عالم خواهد خورد و بايد در برابر جرأت، جسارت، غرور، لجبازى و انحراف فرزندش بسوزد و بسازد. پدر و مادرى كه از اول صبح سركار و بيرون خانه هستند و فرزندشان در فضاى مسموم و آلوده مجازى بازىهاى پُر از ويروسهاى اخلاقى بسر مىبرد، نبايد انتظار سلامت اخلاق و رفتار او را داشته باشند.
آرى! ماجراى دردناك «آتشى در خانه» نمونهاى از عمق فاجعه و زخم عميق دشمن بر پيكر جامعه اسلامى و سلاّخى فرهنگ و دين نوجوانان و جوانان و مرگ اخلاق و معنويت در كشور اسلامى است! حكايتى از پايمال نمودن
خون هزاران شهيد در طول تاريخ و همچنين هشدار و اعلام خطرى است به اولياء، مسئولين، متوليان اخلاق و پدر و مادرها، تا قبل از اين كه بيچاره شويم، چارهاى انديشيده و درمانى جدّى داشته باشيم.
اين حديث زيبا و ارزنده را بخوانيد:
رسول خدا صلىاللهعليهوآله، نگاهشان به كودكانى افتاد كه مشغول
بازى بودند، حضرت نظرى به آنها كرده و فرمود:
واى به حال فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان!
اصحاب عرض كردند: اى رسولخدا! از دست پدران مشركشان؟! فرمود: نه! از دست پدران مؤمنشان كه چيزى از واجبات دين را به آنها نمىآموزند و هرگاه فرزندان آنان به دنبال فراگيرى احكام دين بروند، آنان را از آموختن باز مىدارند و فقط به اندكى از مال دنيا و معيشت آنها، دل خوش كردهاند! من از آنها بيزارم و آنان نيز از من بيزارند!(1).
1) ـ مستدرك الوسائل: 15 / 164.
وقتى كه اينترنت نيز بدون فرهنگ و بدون داشتن پيشزمينههاى لازم وارد كشور شود، ناگزير شاهد تهديدها، آسيبها و قربانيان آن هم بايد باشيم.
با رواج استفاده از اينترنت و شاخههاى آن در بين مردم كشورمان و همهگير شدن تب استفاده از اين فناورى در بين نوجوانان و جوانان، مسئلهاى كه موجب نگرانى دغدغه و نگرانى شديد مىباشد، فرهنگ بهرهبردارى و استفاده از اينترنت است.
گرچه جذابيت و فوايد علمى و پژوهشى و بهرهبردارىهاى مثبت اين تكنولوژى هرگز انكارپذير نيست و اينترنت توانسته است خدمات ارزنده بسيار مفيدى به جامعه بشريّت ارائه دهد.
و حتى بنابه اظهار كارشناس ارشد روانشناسى بالينى: در كشورهاى پيشرفته، محيط چت به محيطهايى مانند گروههاى پزشكى، روانشناسى، مهندسى و... تقسيم شده و گفتگو در اين محيطها فقط براى دستيابى به اطلاعات است.(1).
اما با كمال تأسف! اينترنت و شاخههاى آن، بدون فرهنگ صحيح و بدون آگهى از زيانهاى جبرانناپذير آن به كشور اسلامى ما و به زندگى بيشتر مردم به خصوص جوانان و نوجوانان وارد شد!
و از همه مهمتر، استكبار كه با عرضه نمودن فرهنگ منحط دنياى غرب در اينترنت، مسئله فروپاشى اخلاق و معنويت و نابودى اديان الهى به خصوص اسلام را بيشتر از همه مدّ نظر دارد. در اين وسيله فناورى از قوىترين حربههاى شيطانى خود، ترويج بىحجابى، فساد، بىعفّتى و به كارگيرى جاذبههاى جنسى و ارائه زمينههاى ارتباطات غيرمشروع كه در نهايت منجر به خيانت در روابط زناشويى و نابودى كانون خانواده گرديده، استفاده نموده است و تاكنون
1) ـ روزنامه شهرآرا: 837 تاريخ 17/2/91.
از اين طريق، صدمات جبرانناپذير زيادى به وجود آورده است.
سلاخى شدن فرهنگ دينى جوانان!
به سراغ جوانان و نوجوانان مىرويم تا ببينيم عزيزانمان چگونه در اين فضاى مجازى و حياط خلوت آلوده دست و پا مىزنند و دشمن چگونه همه چيز آنها را بىرحمانه تسخير كرده است!!
اميرحسين 20 ساله كه در رشته آى تى تحصيل مىكند مىگويد:
از همين جا صادقانه نگرانيم را اعلام مىكنم! نگرانيم براى همه بچههايى كه دارند در اين فضا به شكل ناجورى دست و پا مىزنند و فكر مىكنند شناگر هستند، او از بىاطلاعى اكثر خانواده اظهار تأسف مىكند...(1).
1) ـ ويژه نامه نوروزى، روزنامه خراسان: 1390 / 207
كارشناسان پليس هنگام رصد سايتهاى اينترنتى، سايتى را شناسايى كردند كه با هدف تسهيل ارتباطات نامشروع دختران و پسران فعاليت مىكرد.
پس از شناسايى سايتهاى مذكور، تعدادى مظنون كه در سايت ثبت نام كرده بودند احضار شدند. در بين اين مظنونان پسر نوجوانى وجود داشت كه شماره همراه وى نيز در سايت ثبت شده بود.
اين نوجوان در بازجويىهاى پليسى اظهار داشت، بعد از عضويت در سايت با يك جوان ديگر آشنا شده است كه وى را اغفال كرده و او مجبور شده به خواسته نامشروع او تن دهد...
پس از اظهارات اين نوجوان، پدر وى به نزد پليس خوانده شد و پس از آنكه سخنان فرزندش را شنيد، مدعى شكايت از گردانندگان سايت شد كه سرانجام متهم شناسايى و دستگير شد. اين متهم در بازجويىها، به جرم كثيف خود اعتراف كرد.(1).
1) ـ روزنامه خراسان: 18167 تاريخ 25/4/91.
وقتى كه بچهها بعد از مدرسه، يكراست سراغ كامپيوتر مىروند و پدر و مادر هم يا سر كار هستند و بيرون خانه و يا كارى به كار آنها ندارند و خوشحال از اين كه، فرزندشان در خانه و زير نظر آنهاست و از خطر اعتياد در امان بوده و هيچگونه نظارت و كنترلى هم بر آنها ندارند، نتيجهاش اين گونه ماجراهاى دردناك و نكبتبار است.
وقتى كه بچهها، بيشتر از والدين استفاده از اينترنت را بلد هستند و به گفته يك پدر جوان: فرزند 5 سالهاش به راحتى سيستم را روشن مىكند و مستقيم وارد فضاى مجازى مىشود و چنان هيجان زده غرق برنامههاى آن مىشود كه گاهى دنياى مجازى را بيشتر از پدر و مادر دوست دارد!(1).، فرجامش نگرانى و دغدغه است و نبايد
انتظار داشت، بچهها سالم بمانند.
دخترى كه تازه وارد 16 سالگى شده است مىگويد:
با كافىنت برادرم با ترفندهاى كامپيوتر و اينترنت آن
1) ـ ويژهنامه نوروزى روزنامه خراسان: 1390 / 206
قدر آشنا شدهام كه اينترنت را بلعيدهام!
او اضافه مىكند: به تازگى يك لپ تاپ هديه گرفتهام، چشمم كه به لپ تاپ نازنينم مىافتد، روشنش مىكنم و يك راست دل را به دريا مىزنم و به سراغ اينترنت مىروم كه رفيق بىچون و چراى من است، رفيقى كه هر وقت بخواهم با آغوش باز از من استقبال مىكند و من مىروم توى فضاى مجازى كه انگار افرادى هستند كه انتظار مىكشند... و فكر مىكنم دوست مجازى بهتر از يك دوست واقعى است...(1).
و كارشناس سالنامه خراسان مىنويسد: بيشترين سوء استفادهها از كودكان و نوجوانان در اينترنت و درباره مسائل جنسى، آن هم در اثر كنجكاوى كودكان به اين مسئله اتفاق مىافتد!(2).
بنىاسدى، دكتراى تخصصى روانشناسى:
يكى از مراجعان من، پسر جوان و موفقى بود كه با
داشتن مدرك كاشناسى ارشد و شرايط مالى مناسب، در دام يك علاقه مجازى گرفتار شده بود.
فرد مورد علاقه وى، خانمى در يكى از استانهاى غربى كشور بود كه چنگ محبّتش عاقبت جوان بختبرگشته را به كوچ واداشت، اما مشخص شد كه هويّت دختر، سرپوشى براى فعاليت يك باند فساد بوده است.
ماجرا به همين جا ختم نشد و پسر جوان هم وارد اين باند شد. چند وقت پيش از يكى از آشنايانش شنيدم كه وى هم همراه اين باند در عملياتى دستگير شده و حالا در زندان است! فكرش را بكنيد كه يك علاقه مجازى، چه طور مسير زندگى يك جوان را تغيير داد؟!!(1).
برادر و خواهر مسلمان!
اين گزارشها و ماجراهاى اسفبار، نمونه اندكى از گزارشها و ماجراها و حوادث تلخ فراوانى است كه بر اثر
1) ـ همان: 220.
پيروى بىقيد و شرط از فرهنگ منحط غرب، جامعه اسلامى ما را فرا گرفته و همچون ويروسى مرگبار، سلامت و اخلاق و امنيت كشور عزيز ما را به مخاطره انداخته است!
و جامعهاى كه محيط و فضاى آن آلوده به ويروس و ميكروب گردد، درمان در آن فضاى مسموم سودى نخواهد داشت و اگر بيمارى در آن محيط آلوده درمان گردد، دوباره در خطر همان بيمارى قرار خواهد گرفت، و تنها راه درمان، اصلاح فضاى مسموم و پيشگيرى از شيوع ويروس آلوده مىباشد كه همه چيز و حتى بيمار را درمان مىكند.
و با كمال تأسف! در محيط و فضاهاى آلوده موجود، نه پيشگيرى موجود است، نه بهداشت و درمان زيرا ما به لحاظ فرهنگى نتوانستهايم بر وسايل فناورى مسلط شويم و از اين رو مسئولين امور تربيتى در مورد مشكلات موجود جوانان و نوجوانان در فضاهاى آلوده تكنولوژى، صريحاً اظهار عجز و ناتوانى كردهاند!
حالا به سراغ قربانيان اين سوغاتهاى فرنگى مىرويم تا ببينيم اين فضاهاى مسموم و آلوده مجازى كه مثل آب خوردن در زندگى بيشتر خانوادههاى ايرانى راه پيدا كرده و
نَفَس متوليان فرهنگى را براى برنامهريزى و فرهنگسازى گرفته، چه مصيبتهاى تلخى بر سر جوانان و نوجوانان به خصوص دختران بخت برگشته كشورمان كه جوانترين قسمت بدنه خانوادهها هستند در آوردهاند!
پدر و مادرها در خوابند!
دخترى كه حيثيت خود را در فضاى اينترنت از دست داده، در يكى از كلانترىهاى مشهد چنين اظهار مىكند:
يك روز هنگامى كه در فضاى چتروم پرسه مىزدم با پسر جوانى آشنا شدم و ارتباط ما با جملاتى احساسى و عاطفى، خيلى زود به يك وابستگى عميق اينترنتى تبديل شد.
ما با يكديگر برنامه ملاقات گذاشتيم. در اولين ديدار، دلباخته او شدم و از آن پس تقريباً روز در ميان به ديدار او مىرفتم و با خودرو سعيد چند ساعتى در خيابانها و نقاط ييلاقى شهر گشتى مىزديم و حسابى به يكديگر وابسته شده بوديم...
تا اين كه يك روز از اين ارتباط ما پدرم باخبر شد و منِ احمق از ترس به سعيد پناه بردم و او مرا همراه خود به خانه مجردىاش برد و متأسفانه...
با مشكلى كه برايم پيش آمده بود، تمام پلهاى پشت سرم خراب شد و تنها تكيهگاهم پسرى بود كه در اينترنت با او آشنا شده بودم!
اما امروز در حال دور زدن بوديم كه توسط مأموران كلانترى دستگير شديم و پليس از داخل كيف دستى سعيد چندين بسته كريستال و شيشه كشف كرد!
مأموران ما را به كلانترى انتقال دادند و من تازه فهميدم كه به يك خرده فروش حرفهاى كريستال و شيشه كه پدر و مادرش نيز پشت ميلههاى زندان هستند، دل بستهام و حيثيت و آبرو و سرنوشت خود را به راحتى تباه كرده و قربانى فضاى آلوده و مسموم اينترنت شدهام، و حالا بايد به خاطر اين عشق واهى روانه زندان شوم!(1).
1) ـ روزنامه خراسان: 17631 تاريخ 1/6/89
بيچاره پدر! بيچاره مادر! كه اينترنت را به عنوان سرگرمى و احياناً استفادههاى درسى، بدون فرهنگسازى و بدون داشتن پيشزمينههاى لازم، خوشبينانه و راحت در اختيار جگرگوشه خود قرار مىدهند!
بيچارهتر دختر! كه با روحيه ظريف و قلبى عاطفى به سادگى گرفتار نيرنگ جوانان گرگصفت گرديده و يك عمر با بدنامى، سرافكندگى، شرمسارى، روسياهى و احساس گناه بايد زندگى كند!
و بيچاره! بيچاره! جامعه كه به سنّت و فرهنگ اصيل دينى خود پشتپا زده، اسير دام استعمار غرب گرديده و حالا در اجراى بعضى از عادات غربى با فرنگىها رقابت مىكند!!
زنى كه قربانى استفاده ناآگاهانه از اينترنت گرديد!
زنى كه 22 سال دارد در بيان ماجراى زندگيش اظهار داشت: يك سال است كه ازدواج كردهام و همسرم در يكى از
كارخانههاى مشهد كار مىكند. حدود 7 ماه قبل در آرايشگاه با زنى كه مدير آرايشگاه بود آشنا شدم.
او در مورد دنياى اينترنت، صحبتهاى زيادى مىكرد تا جايى كه مشتاق شدم يك دستگاه رايانه خريدارى كنم و با فروش طلاهايم اين كار را كردم.
من از طريق چت تصويرى با مرد غريبهاى كه در يكى از شهرهاى مركزى زندگى مىكند آشنا شدم. او با زبان چرب و نرم مرا خام كرد و متأسفانه غافل از آن بودم كه او تصاوير مرا با دستگاه گيرندهاش ضبط مىكند.
2 ماه بعد آن مرد غريبه به مشهد آمد و به طور مخفيانه با هم قرار ملاقات گذاشتيم! اما يك مرتبه به خود آمدم و از اين كه به همسر باوفايم كه براى من و زندگىمان زحمت مىكشد و كار مىكند خيانت كرده و با مرد غريبه آشنا شدهام، پشيمان شدم و با احساس گناه به اين ارتباط زشت و ننگين خاتمه دادم.
ولى آن مرد گرگصفت دستبردار نبود و وقتى ديد كه حاضر نيستم به اين ارتباط ادامه دهم با شوهرم تماس گرفت و گفت: همسرت... و مىتوانى از طريق اين آدرس
اينترنتى تصاوير او را ببينى! شوهرم كه انتظار شنيدن چنين حرفى را نداشت و تصوّر نمىكرد به او خيانت كرده باشم، به كافىنت مراجعه كرده و از طريق چت تصاوير مرا ديده است...! حالا در انتظار عكس العمل همسرم هستم تا ببينم پس از اين خيانت ننگين و آبروريزى كه بر اثر غفلت و وابستگى به دنياى كاذب و مجازى اينترنت به بار آوردهام، چه تصميمى خواهد گرفت!!
اى كاش همسرم بر رفتارم نظارت داشت، خوشبينانه به اينترنت نگاه نمىكرد و اجازه نمىداد قربانى اين وسيله نكبتبار شده و آبرو و حيثيتمان به باد برود!(1).
همان طور كه بازگو شد، من منكر فوايد فراوان علمى، پژوهشى و بنيادى اينترنت نيستم و هيچگاه اين وسيله مفيد فنآورى را نفى نمىكنم، اما معتقدم، گرايش افسار گسيخته و استفاده بدون فرهنگسازى و بدون آگهى از آسيبهاى جبرانناپذير و وارد شدن به هر نوع سايتى و
1) ـ روزنامه خراسان: 17219 تاريخ 18/12/87
ديدن هرگونه تصويرى يا نوشتهاى، و ورود آزاد و بدون نظارت و كنترل دختران و پسران به فضاى مجازى و اطاق خلوتهاى آن به بهانه وقتگذرانى، سرگرمى و يا فراگيرى درس، زمينه ارتباطات نامشروع و خيانت در روابط خانوادگى و فروپاشى مسايل اخلاقى، روحى، روانى و جسمى را بدون رعايت هيچ گونه خط قرمز فراهم مىنمايد!
و همچنين يكى ديگر از زيانهاى مخرّب آن، فراهم شدن زمينههاى سوء استفاده مالى و كلاهبردارىهاى كلان و فراوانى است كه افراد سودجو در محيط اينترنت انجام مىدهند و ماجراهاى اين خيانتها در صفحات حوادث روزنامهها به چشم مىخورد!
دشمن تصوّر نمىكرد به اين راحتى بر كشورى اسلامى و بر ملتى مسلمان و پيرو خاندان پاك رسالت عليهمالسلام كه در اوج و قلّه ايمان، سلحشورى و فداكارى قرار دارد، دستيافته و به اين سرعت و شتاب آنان را استثمار نموده و به اهداف
شيطانى خود نايل آمده و بدون ترس و تهديد، قلب و فكر آنان را تسخير نمايد! و واقعاً ملت مسلمان كشورمان، در اين فتنه و امتحان و در دوران حيرت و غيبت در اين آزمون بزرگ شكست خورده و موجبات درد و غم و اندوه مولايمان امام زمان ارواحنا فداه را فراهم نموده و قلب نازنين آن عزيز را به درد آورد! و هرگز چنين انتظار نبود كه خون پاك و مطهر امامان، اولياء و شهيدان عزيز را در طول تاريخ پايمال نموده و ننگ و رسوايى پيروى از راه و رسم دشمن را بپذيرد و تا آنجا پيش رود كه بعضى از دختران و زنان به رقابت و ركوردشكنى در تقليد از لاقيدى و آزادى فرنگى بپردازند!!
خيلى سخت و دردآور است كه وضعيت آلوده جامعه ما موجب شرمندگى و سرافكندگى در برابر امامان معصوم و عزيزمان باشد! اين حديث هشداردهنده را بخوانيد:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
اى مردم شيعه! شما به ما انتساب داريد. با رفتار (خوبتان) براى ما زينت باشيد و (با رفتار بدتان) مايه ننگ و بدنامى (ما) نباشيد.(1).
1) ـ بحارالانوار: 88 / 119.
هزاران هزاران افسوس! كه رفتار نكبتبار جامعه ما مصداقِ بارز فرمايش دردمندانه و پر سوز و گداز و خطاب و عتاب مولاى مظلوممان اميرالمؤمنين عليهالسلام كه ادّعاى دوستى و پيروى از آن عزيز را داريم گرديده و دل نازنين آن حضرت را پر از غم و غصّه نموده و به فرموده آن بزرگوار:
كاسههاى غم و اندوه را جرعه جرعه به كام مباركش ريختهايم!
اين خطابه پرشور و كوبنده را مولايمان، هنگام تعرّض و دستبرد دشمن به خلخال و زينتآلات زنى مسلمان و زنى غيرمسلمان كه در پناه حكومت اسلامى بوده، ايراد فرموده است.
اما در وضعيت موجود كه دشمن ايمان، عقيده، حيثيت، غيرت، عفت، حجاب، ناموس و هستى جامعه اسلامى را مورد تعرض و تهاجم قرار داده و همچنين در برابر غفلت، بىتفاوتى و خواب عميق ملت مسلمان بر دل پرخون مولايمان چه مىگذرد؟
گرچه اين خطابه ارزشمند در مجلدات ديگر اين كتاب
بازگو شده اما به خاطر اهميت آن و به اميد اثرگذارى كلام نورانى اميركلام على عليهالسلام ، فرازهايى از اين خطبه پرشور تكرار مىگردد تا شايد خون در رگ غيرتمان بجوشد و همچون گذشتگان و سلف صالح و فداكارمان به مقابله با تهاجم فرهنگى كه خطرناكتر از حمله نظامى است برخاسته و از گسترش مفاسد اخلاقى و بىبند و بارى و الگوگيرى از راه و روش دشمن پيشگيرى نماييم، انشاءاللّه.
... هر ملتى كه درون خانه خود مورد تهاجم و تجاوز دشمن قرار گرفته و هتك حرمت و حيثيت شود، ذليل و خوار خواهد شد و چون شما سستى به خرج داده و در برابر تعرّض دشمن، بىتفاوت گرديده و خوارى و ذلّت پذيرفتيد، دشمن پىدرپى شما را مورد حمله و تجاوز بىرحمانه قرار داده و بر شما (و نواميستان) چيره شد!
به من خبر رسيده كه دشمن، زينتآلات و خلخال زنى مسلمان و زنى غيرمسلمان را به غارت برده در حالى كه آنها هيچ وسيلهاى جز گريه و التماس نداشتهاند!!
پس از تعرض و تهاجم ظالمانه، اگر مسلمانى از غصه و تأسف (و از سر غيرت) دق كند و بميرد، سرزنش و ملامت ندارد، بلكه سزاوار مرگ است!!
شگفتا! شگفتا! سوگند به پروردگار! اين واقعيّت موجب غم و اندوه و نابودى قلب انسان مىگردد كه دشمنان متجاوز در راه باطل خود، همبستگى و اتحاد دارند و شما كه بر حق هستيد (در دفاع از اسلام و نواميس و استقلال خود) همبستگى نداريد!!
زشت باد روى شما! پيوسته مبتلا به اندوه باشيد كه (با بىتفاوتى و غفلت خود) آماج تيرهاى بلا و تجاوز و تهاجم دشمن شديد! بيگانه به شما و حيثيت و نواميستان تعدّى مىكند و شما از (حيثيت و دين) خود دفاع نمىكنيد! معصيت و نافرمانى خدا مىشود و شما بىتفاوت بوده و به انجام گناه و معصيت و تجاوز دشمن رضا مىدهيد!!...
دل من از رفتار شما پرخون است... (با رفتار ناپسندتان) كاسههاى غم و اندوه را جرعه جرعه به كامم فرو ريختيد!!(1).
1) ـ نهج البلاغه: خطبه 27
تلويزيون از جمله وسايل فناورى است كه با مزايا و معايب خاص خود به زندگى مردم وارد شد، و اى كاش به همراه ورود آن، فرهنگ استفاده از آن هم وارد مىشد و ما در استفاده از برنامههاى تلويزيونى بافرهنگ بوديم.
هيچ وقت بنا ندارم تلويزيون را تنها از بُعد منفى آن به نقد كشيده و فقط آسيبهاى آن را بررسى نماييم، بلكه با بيان نكات مثبت و منفى، خوانندگان عزيز را به كلّيت موضوع توجه داده تا با آگهى و شناخت لازم از تلويزيون استفاده نمايند. زيرا گذشته از جذّابيت و نوبودن تلويزيون، مسئله عملكردهاى مثبت، آموزههاى علمى، پژوهشى، پزشكى، اطلاع رسانى و ارائه خدمات گوناگون تلويزيون انكارپذير نبوده و نيست.
اما در كنار اين همه ويژگىهاى مفيد تلويزيون، تهديدات تخريبى اخلاقى، روحى، روانى و جسمى فراوانى در بعضى از برنامههاى آن وجود دارد كه زيانهاى آنها بر روى افكار و رفتار مردم كشورمان به خصوص نونهالان، نوجوانان و جوانان كه ملازم دائم با برنامههاى تلويزيونى هستند، قابل جبران نيست تا آنجا كه اين مسئله زمينه گلايه و ناراحتى مسئولان و دلسوزان كشورمان را فراهم نموده است.
از اين رو بر اساس وظيفه شرعى و به منظور روشنگرى ملت مسلمان عزيزمان، مسئله استفاده خوشبينانه از بعضى از برنامههاى زيانبار و بدون فرهنگ تلويزيون را مورد بررسى قرار داده تا مسئولان و دلسوزان عزيز در فكر اصلاح برنامههاى اخلاقى اين سازمان عظيم اسلامى بوده و اجازه ندهند گروهى افراد نفوذى، به اعمال ضدّ مذهبى خود مشروعيت داده و در دوران غربت و مظلوميت مظاهر دين و در برابر دشمن و استكبار كه خود بازيگردانىِ جهانىسازى تمدن منحطّ غرب و نابودى اديان الهى به ويژه اسلام را هدايت مىكند، حيثيت و سلامت اخلاق كشور و مردم
عزيزمان جريحهدار شود.
پدر و مادر مسلمان! كودكان امانتهاى الهى هستند و با فطرت پاك خدايى در اختيار ما قرار گرفتهاند، دوران كودكى، دوران شكلگيرى شخصيت و بارگيرى فضايل و رذايل اخلاقى آنان مىباشد.
آنها تقصيرى ندارند، اگر بر رفتارشان نظارت داشته باشيم و با آموزههاى دينى تربيتشان كنيم، فرزندانى پاك و شايسته و با ايمان بار خواهند آمد.
اما چنانچه محيط خانه و خانواده آلوده باشد، تربيت كودك، تربيت فناورى باشد تا آنجا كه هر وقت بخواهيم كودكمان را ساكت كنيم برايش تلويزيون روشن كرده و خودمان نيز بدون اين كه بدانيم برنامههاى تلويزيونى بر روى اخلاق و رفتار كودكان چه تأثيرى مىگذارد، برنامههاى خشن و احياناً غيراخلاقى را همراه با كودكمان ساعتها تماشا كنيم، كودكانمان قربانى بىتوجهى ما شده و در معرض آسيبهاى جدّى قرار خواهند گرفت.
و با كمال تأسف! هنگامى كه با ناهنجارىهاى دوران جوانى آنان مواجه مىشويم، حريفشان نشده، زانوى غم در بغل گرفته و با اشك و آه و ناله، فرياد برمىآوريم:
بنابراين، پدر و مادرها قبل از اين كه شاهد فروپاشى اخلاق و رفتار عزيزانشان گردند، مراقبت و نظارت كامل در استفاده فرزندانشان از برنامههاى تلويزيونى داشته باشند، اجازه ندهند عزيزانشان با مشاهده بدآموزىهاى بعضى از برنامهها و سريالهاى تلويزيونى به سمت و سوى فرهنگ شوم غرب گرايش پيدا كنند.
بر روى مدت زمان تماشاى تلويزيون و نوع برنامههاى آن كنترل داشته باشند. زيرا استفاده بيش از حد و بدون فرهنگ از وسائل فناورى از جمله تلويزيون علاوه بر صدمات
و زيانهاى اخلاقى، به علّت فاصله گرفتن از طبيعت، زمينه شيوع بيمارىهاى قلبى، عروقى، عصبى و رفتارى و عوارض مختلف چشمى را فراهم مىنمايد.
اين گزارش را بخوانيد:
تلويزيون و ديگر نمايشگرها
مؤسسه سلامت خدمات انسانى آمريكا:
... هنگام نشستن در مقابل كامپيوتر، تلويزيون و... ميزان پلك زدن از 12 تا 15 بار در دقيقه به 4 بار تا 5 بار كاهش مىيابد، چرا كه در اكثر اوقات مشغول تمركز روى نمايشگر هستيم و اين سبب خشكى چشم مىشود و اين تازه اول كار است.
هنگام كار با كامپيوتر، بعضى از عضلات چشم منقبض باقى مىماند و همين سبب خشكى بيش از حدّ آنها مىشود كه در مواردى سبب تارى ديد و فوكوس نشدن مىشود.
حساسيت به نور و سردرد هم از ديگر عوارضى است كه ممكن است به سراغ شما بيايد.
در نهايت محققان توصيه كردهاند، براى جلوگيرى از اين عوارض، ميزان كار با نمايشگرها و تلويزيون را به كمتر از 2 ساعت در روز برسانند...
اگر شما نمىتوانيد به اين دستورها عمل كنيد و با همين
روال پيش برويد، بسيار زودتر از چيزى كه ديگران سلامت چشمهايشان را از دست مىدهند، شما دچار مشكلات و بيمارىهاى چشمى خواهيد شد.
متأسفانه مشكل بزرگى كه وجود دارد اين است كه، قدر داشتههايمان را زمانى مىدانيم كه آنها را از دست داده باشيم.(1).
در گذشته تلويزيون مورد استفاده خانوادههاى مذهبى نبود و مردم متدين كشورمان به خاطر برنامههاى ضداخلاقى و منحرفانه اين وسيله تصويرى، از نگاه كردن و استفاده از برنامههاى آن خوددارى مىكردند و اصلاً تلويزيون در خانههاى افراد مذهبى وجود نداشت.
اما پس از انقلاب و تحوّلات عظيمى كه در كشورمان به وقوع پيوست و با انتظارى كه از حاكميّت جديد بود، خانوادههاى مذهبى به اين وسيله ارتباط جمعى روى آورده و برنامههاى آن را مورد استفاده قرار دادند.
1) ـ روزنامه شهرآرا: 920 تاريخ 25/5/91
ولى پس از گذشت چند سال از آغاز فعاليت جديد صدا و سيما، نوعى حركت منفى و نفوذى روشنفكر مأبانه غربى در پيكره اين رسانه به وجود آمد و علىرغم تذكرات رهبران دينى و دلسوزان نظام و برخلاف انتظار، آرمانهاى اصيل اسلامى در بعضى از برنامههاى صدا و سيما، غبار فراموشى به خود گرفت تا آنجا كه بعضى از دستاندركاران دلسوز اين سازمان از فروپاشى اخلاق و معنويّت در بعضى از برنامههاى اين رسانهها گلهمند هستند.
زيرا حريمشكنىها، بداخلاقىها و صحنههاى مبتذلى كه زنان و مردان جوان با لباس و آرايشهاى اغوا كننده، گِرد هم مىنشينند، مىگويند و مىخندند، چشمهايشان حرف مىزند، از زبانهايشان عشوه مىريزد و نواى مسموم موسيقى فضايشان را آلوده كرده است، هيچگونه توجيه دينى ندارد!
اين در حالى است كه انتظار مىرفت با تحوّل عظيمى كه در كشورمان به وقوع پيوست، برنامههاى صداوسيما سرمشق جهان و مردم مسلمانِ دنيا باشد و رسانههاى كشورهاى مسلمان از رسانههاى ايرانِ اسلامى ما الگو
بگيرند.
فراموش نمىكنم در اوائل انقلاب و آغاز فعاليت جديد صداوسيماى كشورمان در يكى از سفرهايى كه موفق به زيارت بارگاه نورانى پيامبر عاليقدر و خاندان عزيزش عليهمالسلام
بودم، يك نفر از شيعيان ساكن مدينه منوره اظهار كرد: ما شيعيان عربستان از اين همه راه و مسافت دور، شيفته برنامههاى رسانههاى ايران اسلامى هستيم و با شوق و ذوق از آنها استفاده مىكنيم.
اكنون در وضعيّت فعلى، خجالت زده مردم مسلمان، علاقهمند به كشور امام زمان عليهالسلام هستيم كه از آن همه مسافت با هزار اميد و شوق به ديدار كشور عزيز اسلامىمان بيايند و با كمال تأسف با وضعيّت مبتذل بدحجابى و بىحجابى برخى از دختران و بانوان و بعضى از برنامههاى ضداخلاقىِ رسانههاى اسلامى مواجه شده، اميد و آرزويشان به عكس شده و ما شرمنده آن عزيزان شويم!!
اكنون به قسمتى از آسيبها و بدآموزىهاى اخلاقى و رفتارى بعضى از برنامه تلويزيون توجه فرمائيد:
يكى از مهمترين معضلاتى كه اغلب خانوادهها از آن رنج مىبرند اين نكته است كه، اعضاء خانواده به جاى اين كه وقت خود را براى گفتگوى صميمانه با طرح مسائل و مشكلات صرف كنند، ساعتها به پلك زدن به تماشاى تلويزيون مىنشينند، شايد لحظاتى هم كه صرف گفتگو مىشود، درباره همان برنامه تلويزيون باشد و بس!!...(1).
يك روانشناس:
نتايج مطالعات مشخص كرده است كه به سبب تماشاى بيش از حدّ برنامههاى تلويزيونى ارتباط كلامى بين اعضاء خانواده كم شده است...!
بر اساس مطالعات صورت گرفته، تلويزيون موجب شده است روابط افراد خانواده حالت موزائيكى پيدا كند، موزائيكهايى كه در كنار هم قرار دارند اما هيچ يك احساس و ارتباطى با هم ندارند، همانگونه كه در خانواده نيز افراد به دليل تماشاى برنامههاى تلويزيونى، از توجه به
1) ـ روزنامه خراسان: 16622 تاريخ 7/11/85
يكديگر غافل مىشوند!(1).
يكى از سريالهاى تلويزيونى!
محمد مهدى وقتى پدر و مادرش سركار بودند به برادر 6 سالهاش گفته بود: مىخواهد روح شود و به مكانهاى مورد علاقهاش سر بزند! او يك روسرى را به ميله بارفيكس حلقه و خود را با آن به دار زد!
متأسفانه اين نوجوان 12 ساله دچار مرگ مغزى شد و پدر و مادر خود را داغدار نمود و قربانى تماشاى سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» گرديد!
هادى پسربچه 12 ساله ديگرى است كه تحت تأثير همين سريال، داروهاى ضد افسردگى را بلعيد تا به كما برود و بتواند تا هرجايى كه روحش مىرود از صحبتهاى پدر و مادر و همسايگان نسبت به خودش مطّلع شود!...
يكى در ياسوج به خاطر «سوسانو» دست به خودكشى مىزند. ديگرى تا سالها عطسههاى «شيرين فرهاد» برره را
1) ـ همان.
تقليد مىكند و...
به نظر مىرسد دستاندركاران شبكههاى صداوسيما و كارگردانان اين گونه سريالها هدف خود را از تهيه اين گونه سريالها، آموزش مفاهيم ماورايى دينى دانسته و خواستهاند با نمايش چنين برنامههايى، به اصطلاح فضاى معنوى بيشترى را در فضاى معنوى ماه مبارك رمضان حاكم كنند...
ادامه نمايش اين گونه سريالها از طريق تلويزيون كه عناصر اصلى تشكيل دهنده آنها را «روح»، «شيطان» و «فرشته» تشكيل مىدهد و بعضاً بازيگران سرشناس اين نقشها را ايفا مىكنند و مدير شبكه 3، جوانان را تشويق به الگوگيرى از بازيگران اين سريالها مىنمايد، نتيجهاش دلهره، اضطراب، سردرگمى و بالاخره خودكشى مىشود!
متأسفانه در هنگام پخش چنين سريالهايى، دستاندركاران صدا و سيما حتى يك بار هم به اين فكر نيفتادهاند كه ممكن است نمايش فلان صحنه، منجر به بدآموزى شود!
مسئله مهمتر و وظيفه اساسىتر در اين مورد به عهده
والدين و خانوادههاست، متأسفانه مشاهده مىشود، اغلب پدر و مادرها، بدون توجه به عواقب يك فيلم يا سريال در كنار فرزندان خردسال به تماشاى همه نوع فيلم و سريال مىپردازند و حتى آنها را ترغيب به تماشاى اين برنامهها مىكنند!...
به راستى مقابله با تهاجم فرهنگى با هجوم سريالهاى كمتأثيرگذار و بدبازده، چگونه ممكن است؟! مرگ نوجوان 12 ساله، آخرين پيامد تأثيرپذيرى از يك مجموعه تلويزيونى نيست و نخواهد بود.(1).
آرى! وقتى كه تلويزيون و ديگر وسايل فناورى، بدون فرهنگ و نظارت و بدون آگهى از زيانهاى آن، مورد استفاده خانوادهها و مخصوصاً كودكان قرار بگيرد، ناگزير با يك دنيا نگرانى شاهد آسيبها و قربانيان بىرحمانه آنها هم بايد باشيم!
اين ماجراى دردناك و غمبار را نيز بخوانيد:
1) ـ روزنامه خراسان: 17927 تاريخ 17/6/90.
كودك شش ساله در كنار پدر و مادر خود، فيلم احساسى و خشن تلويزيونى را تماشا مىكرد. هنرپيشه فيلم پرهيجان در يكى از صحنههاى بازى، داخل كمدى خود را حلقآويز كرده و به زندگى خود پايان مىدهد.
پس از پايان نمايش فيلم تلويزيونى، پدر و مادر كودك، فرزند هيجان زده خود را تنها گذاشته و از اطاق خارج مىشوند.
چند ساعت بعد كه سراغ فرزندشان را مىگيرند با جاى خالى او در اطاق مواجه مىشوند، اطاقهاى ديگر، حياط و همه جاى خانه را جستجو مىكنند اما فرزندشان را پيدا نمىكنند.
پدر و مادر بيچاره! با اضطراب و پريشانى، درب كمدى را كه در اطاق بوده باز مىكنند و با كمال تأسف با جسد حلقآويز كودك معصومشان مواجه مىشوند كه تحت تأثير تماشاى صحنههاى تلويزيونى خود را قربانى تقليد از هنرپيشه بىرحم تلويزيون نموده و به زندگى خود خاتمه
داده و پدر و مادرش را عزادار و سوگوار نموده است.(1).
اى كاش والدين به جاى اين كه در كنار فرزندشان به تماشاى فيلم و سريالهاى بدآموز بنشينند، كودكان و اعضاء خانواده خود را توجيه كرده تا در جريان آثار مخرّب بعضى از برنامهها و فيلمها و سريالهاى تلويزيونى قرار گفته و شاهد اين گونه ماجراهاى مصيبتبار و تكان دهنده قربانيان بىرحم خشونت و هيجان فيلمهاى بدآموز افراطى و داستانهاى افسانهاى ستارههاى بىفرهنگ و بىرحم نباشيم.
كودكان معصوم تقصيرى ندارند و نبايد آنان را سرزنش كرد، اين پدر و مادر هستند كه به جاى وقت گذاشتن و مهيا نمودن وسايل تفريحى سالم براى فرزندانشان، آنان را با برنامههاى بدون آگهى و بدون فرهنگ تلويزيون تربيت كرده و براى آن كه كودكشان را ساكت كنند و به جاى آن كه بر نوع فيلمها و سريالها كنترل و نظارت داشته باشند، خودشان هم با آنان به تماشاى برنامههايى كه نمىدانند چيست و
1) ـ اين ماجرا را يكى از دوستان خوب پزشكم كه در جريان اين حادثه غمبار بوده نقل كرد.
نتيجهاش قربانى شدن عزيزانشان مىباشد، نشسته و ساعتها به آنچه پخش مىشود خيره شده و نگاه مىكنند!
به راستى ادامه چنين وضعيت اسفبار به نفع ملت و مملكت است؟ و آيا مرگ دلخراش اين كودك 6 ساله معصوم و ديگر قربانيان نوجوان بىگناه، آخرين پيامد آسيبهاى تماشاى فيلمها و سريالهاى بدآموز و بدون كنترل و نظارت فاجعهآفرين رسانهها و وسايل فناورى است؟! و آيا مسئولين و پدر و مادرها به چاره و درمان و اصلاح اين وضعيت بيماران اخلاقى مىانديشند؟!
دشمن از فراگيرى و عمل به دستورات دين، بيم و هراس دارد و همان طور كه بازگو گرديد بارها و بارها از مسلمانان با ايمان و جوانان شجاع و مخلص سيلى خورده و تلاشهايش براى تسلط و استثمار كشور اسلامىمان با شكست مواجه شده است.
از اين رو پس از چند دهه تجربه و خويشتندارى با سلاح تهاجم فرهنگى و نفوذ در عقايد و ايمان مردم
كشورمان، دام خود را در كشور عزيز ما گسترد، با رياكارى، حيله و تزوير، فرهنگ مبتذل خود را جايگزين آداب و رسوم اسلامى نمود و اجراى آن را هم به عهده خود مردم گذاشت و مردم نيز از اين جنگ نرم فرهنگى استقبال كردند!
باوركردنى نيست كه دشمن بهترين زمينههاى ترقّى و پيشرفت ما را نشان گرفت و گروهى از نوجوانان و جوانان ما را از درون مورد تهاجم فرهنگى قرار داد و ايمان، شجاعت و عقايد آنان را نابود كرد!
استعمار با طرح بسيار دقيق و حساب شده در ماه مبارك رمضان، ماه اجراى فرمان الهى، ماه روزه و تقرّب به خداوند، ماه خودسازى، معنويت و كسب فضائل اخلاقى، ماهى كه بر اساس رويكرد مسلمانان به مساجد و محافل دينى و مذهبى، قرائت قرآن، دعا و مناجات با پروردگار، گناه و فساد به طرز محسوسى كاهش مىيابد، بيشتر نوجوانان و جوانان دختر و پسر را از توجه به معنويّت و كمالات اين ماه عزيز و رفتن به مساجد و محافل مذهبى بازداشت!
وسيله سرگرمى آنان را در قالب نمايش فيلم و سريالهاى آلوده، مبتذل و جذّاب به وسيله زنان طنّاز و
عشوهگر و مردان فيلمسازى كه ادّعاى تربيت دارند فراهم نمود!
عقيده، ايمان و حسِ ديندارى جوانان عزيز ما را كه بهترين و گرانبهاترين سرمايه اصلى اين مملكت هستند به يغما بُرد!
اين گزارشهاى تلخ و دردآور را بخوانيد و ببينيد دشمن چه بر سر ما آورده است:
... خانواده امروزى با مقايسه سالهاى نه چندان دور، صرفاً به محلى براى تجمّع اهل خانه تبديل شده است، تا مكانى براى ايجادِ روابط عاطفى. روابط متقابل آنان رو به كاستى است، آن طور كه حضور نداشتنِ يكى از افراد خانه، كمتر محسوس است!
تماشاى تلويزيون، گوش دادن به راديو، خواندن روزنامه و... جايگزين تعاملاتى چون گفتگوى رو در رو و ايجاد روابط عاطفى شده است...
تلويزيون، عضو جديد خانواده با جذابيت منحصر به فرد
خود با پخش سريالهاى خانوادگى و جذّاب در ايامى پر مخاطب به گسستِ عاطفى و بحران روابط خويشاوندى، سرعتى دو چندان مىبخشد!
سريال «ميوه ممنوعه» كه در ماه مبارك رمضان، ماه معنويّت و توجه به پرودگار، مخاطبان زيادى را به خود جلب كرده، نمايشگر اضمحلال و فروپاشى 4 خانواده است، خانوادههايى كه معتقد و پايبند به مبانى مذهبى و گرايشهاى شديد دينى از قبيل كمك به فقرا، توجه به حضور در خانه و مسجد، دقّت در حفظ يكپارچگى خانواده و توجه به نكات اخلاقى و تربيتى فرزندان هستند.
و از سوى ديگر اعضاء و فرزندان اين خانوادهها، هر كدامشان در گرداب مشكلات و معضلات اجتماعى و خانوادگى اسيرند و گرفتار فساد اخلاقى، مواد مخدّر و... هستند...
دختر كوچك خانواده كه نقش ايدهآل خانواده را دارد و او را فردى كاملاً حق به جانب به تصوير كشيدهاند، بدون اجازه پدر و به قيمت گسستن روابط خود با پدر و مادر و طرد و تخريب آنها، تن به ازدواج مىدهد و همچنين
چندين برنامه ضد اخلاقى ديگر كه صحنه اين سريال را تشكيل مىدهد...
آيا نمايش اين سريال در بهترين ايام معنوى سال، ارزشهاى دينى، هنجارهاى اخلاقى را به جامعه تزريق مىكند؟! و بايد بپذيريم، پس از ديدن اين سريال از مخاطبان اين سريال، كمتر مىتوان انتظار داشت كه در انتخاب همسر به نقش اساسى پدر و مادر توجه كنند!
و همچنين فروپاشى خانواده و پشتِپا زدن به مبادى دينى و تخريب پايبندىهاى اعتقادى در راه رسيدن به عشق نامشروع با تعبير: گناه گناه است اما پرهيز از آن ناممكن!! از صحنههاى مهيّج اين سريال است كه جوازى عاشق پسنداند به لذايذ فردى مىدهد!...
در اين سريال، موسيقى جذّاب و سنّتى و سكانسهاى عاشقانه و... امرى طبيعى جلوه داده شده است و آن چنان لذت اين نظربازى را در كام مخاطب شيرين مىكند كه مخاطب نيز به اين موضوع اعتراف مىكند كه پرهيزگارى با سابقه 60 سال عبادت و پرهيزگارى، به يكباره در دامن دخترى عشوهگر، قربانى شود!
اين اشعار با صدايى دلنشين، تير خلاصى است بر ذهن مخاطب:
مىشه خدا رو حس كرد، تو لحظههاى ساده، تو اضطراب عشق و گناه بىاراده...!!
اين اشعار مبتذل، اين نظر را در سريال مطرح مىكند كه اينگونه عشق، ممنوعه نيست.(1).
نمايش اين گونه سريالهاى مبتذل در ماه خدا و معنويت، ماه روزه، مناجات و عبادت و شبزندهدارى از سوى رسانه عظيم كشور اسلامى كه منادى اسلام و تشيّع است، چه توجيهى دارد؟! و آيا پخش اين فيلمها، پيروى از فرامين و راهنمايىهاى مسئولين دلسوز كشور است؟!
تمام فيلم «جدايى نادر از سيمين» درباره موضوعات منفى است!
ابتداى فيلم درخواست طلاق! بعد كلفتى يك زن
1) ـ روزنامه خراسان: 16816 تاريخ 18/7/86
چادرى! حمام كردن پيرمرد توسط زن! مرد مسلمان بىكار كه براى پول به دست آوردن به دروغ متوسّل مىشود! قسمهاى دروغ مردم! دعوا و درگيرى! دادگاهى كه از ايستگاه مترو شلوغتر است!!(1).
اين فيلم كه جايزه اسكار بهترين فيلم را از آن خود كرده قرار است در ايام نوروز از شبكه تلويزيون پخش شود.(2).
عامل دوستىهاى پسران و دختران!
رئيس پليس امنيت عمومى و اخلاقى استان خراسان رضوى:
به نظر من از مهمترين عواملى كه باعث از بين رفتن زشتىِ دوستىِ خيابانى دختران و پسران شده، سريالهاى تلويزيونى و برخى فيلمهاى سينمايى است كه در آنها به وضوح اين رفتارها مشاهده مىشود.
در بسيارى از فيلمها و سريالها ديده مىشود كه پيش
از آنكه ميان دختر و پسر ارتباط شرعى برقرار شود، آنها با هم ارتباط عاطفى برقرار مىكنند و در پاركها و مكانهايى اين چنين با هم قرار ملاقات مىگذارند.
وقتى قبح رفتارى ميان نسل جوان ما از بين برود، بايد منتظر رواج آن رفتار در ميان جوانان باشيم.(1).
و اين هم خلاصه مقاله ماهنامه «كيمياى تندرستى» به مناسبت 30 آبان روز جهانى تلويزيون و هفته تعليم و تربيت با اندكى تغيير در بعضى از عبارات:
تلويزيون هر روز بر ما تسلط بيشترى مىيابد و مىبايد نگران آثار مخرب (بعضى از) برنامههاى تلويزيون براى كودكان و خانوادههاى خود باشيم، اين حق ماست...
اگرچه تلويزيون فىنفسه مطرود نيست، اما برنامههاى تلويزيونى در مجموع زيانبار بودهاند، در غرب به نوعى و در شرق به شكلى ديگر خطر برنامههاى مخرّب تلويزيونى احساس مىشود.
1) ـ روزنامه شهرآرا: شماره 796 تاريخ 14/12/90
ما بدبختانه فرزندانمان را با تلويزيون تربيت مىكنيم، وقتى مىخواهيم آنان را ساكت كنيم، براى آنان تلويزيون روشن مىكنيم و يا آنان را به تماشاى برنامههايى كه خودمان هم نمىدانيم چه هستند دعوت مىكنيم. خودمان هم متأسفانه عادت كردهايم به آنچه پخش مىشود، فقط خيره شويم و نگاه كنيم...
تلويزيونى كه مىتواند داراى اثرات كاملاً مخرّب باشد، مىتواند به صورت ابزارى مفيد نيز در خدمت تعليم و تربيت درآيد... اما بايستى برنامههايى ساخته شود كه ضمن جذاب بودن، داراى كيفيت مطلوبى نيز باشد...
نمىتوان كودكان را براى زمانى كه در مقابل صفحه تلويزيون صرف مىكنند سرزنش كرد و اين كه آنها تقصير ندارند كه از طريق تلويزيون اطلاعات دگرگون شده را دريافت مىدارند...
در گذشته كودكان ناظر فعاليت بزرگترها بودند و آنچه را خانواده طى يك نسل به آنان آموخته بود، الگويى براى نسل
آينده مىشد، اما اكنون بايد دريابيم كه كودكان از محيط اطراف خود چه چيزهايى فرا مىگيرند؟ عواملى كه محيط اطراف آنان را مىسازد چه نام دارد؟ و تلويزيون به عنوان يكى از اين عوامل، چه مىكند و چه بايد بكند؟...
تبليغات تلويزيونى روى شخصيت كودكان، باورهاى كودكان و اعمال آنها به شدت مؤثر مىافتد. معمولاً كودكان از دوسالگى تماشاى فيلمهاى كارتنى را شروع و تقريباً در شش سالگى به تماشاى تلويزيون عادت مىكنند، يعنى قبل از اين كه به مدرسه بروند با تلويزيون دوست مىشوند و چون از تكنيك تلويزيون و اثرات روانى آن به شدت متأثر شدهاند و تصويرهاى تلويزيونى ريشه در اعماق آنان دوانيده است، اعتبار معلم و معلمى برايشان بىارزش مىباشد...
از خودمان بپرسيم، برنامههاى تلويزيونى بر روى رفتار كودكان چه تأثيرى مىگذارد؟ برنامههاى خشن نه تنها در كوتاه مدت، تأثيرات منفى بر كودكان مىگذارد بلكه بر اعتقادات و ارزشهاى آنان مؤثر واقع مىشود. قدرتنمايىهاى ستارهها و قهرمانان خيالى فيلمها به كودكان چه مىآموزد؟ بدون شك به آنان تلقين مىكند كه
هركس قدرت بيشترى دارد، حق با اوست و با زور است كه مىتوان هرچيزى و هر خواستهاى را به دست آورد...
... تلويزيون به كسانى كه فرهنگ استفاده صحيح از تلويزيون را ندارند، رحم نخواهد كرد. گسترش خشونت و هيجان و همچنين سطحىنگرى كسانى را كه منتقدانه و آگاهانه به تلويزيون و برنامههاى آن توجه نمىكنند، قربانى خواهد كرد و آنان را در معرض آسيبهاى جدى اجتماعى قرار خواهد داد و به همين علت گروه عمدهاى كه پايمال مىشوند كودكان امروز ما هستند.
با توجه به اينكه اكنون تلويزيون قصهگو، نصيحتگر، معلم و پدر و مادر ملى بچهها شده است، والدين بايد به بچهها بگويند و آنان را توجيه كنند كه تلويزيون منبعى قابل اطمينان براى دنياى خارج (و الگوگيرى) نيست و براى اين كه بچهها كمتر تلويزيون ببينند بايد تفريحات سالم مهيّا شود...
كودكان به چشمان خود اعتماد مىكنند و آنچه از تلويزيون مىبينند قابل اعتماد مىدانند... و به هرچه بخواهند نگاه مىكنند، بدون اين كه تأثيرات آن را بدانند، و
با اين بمباران، مشكلاتى مخرّب براى كودكان، خانوادهها وجامعه ايجاد مىشود...(1).
مسئله فروپاشى اخلاق در بعضى رسانهها تا آن حد گسترش يافته كه دلسوزان جامعه را به ستوه آورده و اين دردمندىِ يكى از دلسوزان است كه از بىاخلاقى فيلمهاى ايرانى مىگويد:
امروز بىاخلاقىها گسترش يافته و در همه حوزههاى زندگى وارد شده و اين موضوع در فيلمهاى ايرانى ديده مىشود.
چندى پيش فيلمى از صداوسيماى ايران ديدم كه بىاخلاقى و بداخلاقى را رواج مىداد. در اين فيلم پسرى به پدرش توهين و بىاحترامى مىكرد و حرفهاى بسيار زشتى مىزد!
اين حرفها بدون سانسور پخش شد... به نظر من اين
1) ـ ماه نامه كيمياى تندرستى، شماره 19 تاريخ آبان 1390.
بىاخلاقى بدتر از فيلمهاى خارجى است!...(1).
غربىها به منظور پيشگيرى از پيشرفت و ترقّى مسلمانان، بداخلاقىهاى خود را كه موجب عقب افتادگيشان شده بود با حيله و تزوير در قالب تجهيزات فناورى و ترويج بىعفّتى، بدحجابى، بىحجابى، بىبندو بارى و اختلاط زن و مرد و فساد به كشورهاى اسلامى از جمله كشور عزيزمان صادر كردند!
متأسفانه گروهى از زنان و مردان و جوانان ناآگاه و خودباخته كشورمان تحت تأثير تبليغات فريبنده فرنگىها قرار گرفته و سوغات مسموم آنان را پذيرفته و با كمال تأسف در اجراى بعضى از بداخلاقىها و عادات و رسوم غربىها از خود آنها پيش افتادند!
پذيرش سنتهاى غيراخلاقى و استقبال از تجهيزات فناورى و ابزارهاى رايانهاى و استفاده آزاد از وسايل گوناگونِ بدآموزىهاى فرنگىها، زمينه فروپاشى كيان،
1) ـ روزنامه شهرآرا: 771 تاريخ 13/11/90
حيثيّت، غيرتِ دينى مردم كشورمان را فراهم نموده و تربيت دينى و پايبندىهاى سنتى تبديل به تربيت و رسومات غربى گرديد!
بيشتر خانوادهها حتى خانوادههاى روستايى در سيلاب سهمگين فناورى و استفاده نادرست از رسانههاى گوناگون وارداتى دشمن نابود گرديدند!
كاشكى پيش از ورود وسايل رايانه و فناورى، فرهنگ استفاده صحيح از آنها را آموزش مىديديم تا اين اندازه از اسلام و شخصيّت و هويّت انسانى دور نمىشديم!
يكى از دوستان روستايىام مىگفت:
در گذشته مردم روستا از كار و تلاش خود كه فارغ مىشدند به خانه برمىگشتند، پس از مقدارى استراحت و خواندن نماز، صرف غذا و گاهى هم خواندن كتابهاى مذهبى و انجام كارهاى ضرورى به بستر خواب رفته و چون خسته بودند، خواب راحتى مىكردند و هنگام سحر با نشاط و شادى از خواب برخاسته و پس از خواندن نماز و قراءت
قرآن و دعا و صرف صبحانه با روحيهاى شاد و مسرور به مزرعه و بيابان و دامن طبيعت مىرفتند و به انجام كارهاى كشاورزى، دامدارى و... مىپرداختند.
از راديو، تلويزيون و اين همه وسايل مبتذل خبرى نبود، صفا بود و صميميّت و زندگى آرام، ساده و با معنويت.
اما در حال حاضر نوجوانان و جوانان روستايى به كلّى تغيير كردهاند، معمولا تا نيمه شب سرگرم تماشاى برنامههاى تلويزيون، سريالها، فليمها و احياناً صحنههاى مبتذل وسايل رايانهاى هستند و پس از آن خمود و خسته، با روحى افسرده به خواب مىروند و معمولاً نماز صبح و مراسم عبادى آنها انجام نمىشود و حال و حوصله كار و فعاليت را ندارند!
در گذشته، بيشتر مراسم عروسى، متين، سنگين و بر اساس موازين شرعى انجام مىشد، اما حالا، اكثر مجالس عروسى با مراسم گناه و بىبندوبارى برگزار مىشود!
و مهمتر از همه، پايبندىهاى دينى و اخلاقى مردم نيز كم رنگ شده و واقعاً بين سنتهاى قديم و پذيرش وضع جديد سرگردان هستند!
آرى! وقتى كه برنامههاى مبتذل رايانهاى و استفاده بدون فرهنگ و بدون كنترل جايگزين نماز، قرآن، دعا و معنويت بشود، پايبندىهاى دينى روز به روز سست و سستتر گرديده و گرفتار سرگردانى و تحيّر مىشويم!
وقتى كه كودكان و نوجوانان شهرى و روستايى در كنار پدر و مادر با خيال راحت و بدون مراقبت به تماشاى بعضى از فيلمها و سريالهاى ضد اخلاقى بپردازند، اين گونه فرزندان، نه تنها خانواده بلكه جامعه و اجتماع را آلوده ساخته و افرادى، خمود، فاسد و منحرف بار خواهند آمد و پدر و مادر نبايد انتظار داشته باشند فرزندانشان، افرادى راستگو، صالح، فعال، درستكار و مؤدب به آداب اسلامى بوده و رعايت ادب و اخلاق را در برابر آنها و جامعه بنمايند!
زيرا نتيجه پشت پا زدن به سنتهاى دينى و پيروى و تقليدِ بىقيد و شرط از آزادى و آداب و رسوم فرنگىها، وضعيّت مصيبتبار موجود است كه كشور اسلامى عزيز ما هم از اين «فيض!» بهرهمند شده و مسئولين دلسوز ما را به ستوه آورده است!!
و تنها راه چاره و نجات از اين «فيضِ!» نكبتبار،
پيشگيرى مىباشد و بس. اگر پيشگيرى انجام شد همه چيز درست مىشود و بدون پيشگيرى هيچ گونه اصلاحى تحقق نخواهد يافت.
اين گزارشهاى دردناك را بخوانيد:
چه اتفاقى مىافتد؟!
جانشين فرمانده ناجا:
چندى پيش اعلام كرديم كه فقط آقايان مىتوانند فوتبال را از سينما ببينند، ولى تعدادى از سينماگران تماس گرفتند كه اگر دختر نباشد فايدهاى ندارد!
وى افزود: اين فاجعه است، جاى سؤال است كه: با وجود دختر و پسر در سينماها براى تماشاى پخش فوتبال، چه اتفاقى مىافتد كه اگر دختر نباشد نمىشود!(1).
1) ـ روزنامه خراسان: 18151 تاريخ 5/4/91
جانشين فرمانده ناجا:
بعضى از شركتهاى خصوصى، دختران را با حقوق كم به استخدام خود در مىآورند و مىگويند: اگر آرايش كنيد به حقوقتان اضافه مىكنيم!(1).
وقتى كه در سالن تاريك يك سينما، صدها دختر و پسر با آن همه هيجان و احساسات آميخته به غرايز و شور جوانى و با سردادن شعارها و كف زدنها و هورا كشيدنها براى تماشاى مسابقات كنار هم قرار بگيرند و هر كدام طرفدار تيم مورد علاقه خودش باشد، معلوم است چه اتفاقى رخ خواهد داد!!
سينماگران هم خوب مىدانند كه اگر دخترها نباشند، پسرها هم كمتر به سينما مىآيند و چون وجود دختر و پسر در سينما براى تماشاى فوتبال، هم فال است و هم تماشا،
1) ـ همان
بنابراين، اگر در سينماها دختر نباشد فايدهاى ندارد!!
و وقتى كه سودجويان، دختران و زنان را از پشت عينك غرايز حيوانى نگريسته و آنان را مانند كالا، دست به دست كرده و به صورت بردهاى بىنام و نشان با آنها رفتار نمايند، ناگزير براى جذب مردان و تهييج غرايز آنان، پيشنهاد حقوق بيشتر با آرايشهاى هوسانگيز نموده تا سود بيشترى جذب نمايند، اگرچه به قيمت حقارت و بىارزشى و فروپاشى حيثيّت، عفّت و روسياهى دختران نگونبخت تمام شود!!
آرى! چنين آزادى افسار گسيخته و اين همه گناه و زشتكارى، عفّت را از بزرگها مىبرد و نوجوانان را بىعفت و بىپروا پرورش مىدهد!
و در پايان بحث، چون روى سخن و درد دل با مخاطبان و خوانندگان مسلمان و معتقد به قرآن و خاندان رسالت عليهمالسلام و مقيّد به قيود اخلاقى، اسلامى، و منطق و عقل مىباشد، ديدگاه اسلام و نظر مراجع بزرگوار تقيلد را در زمينه ناهنجارىهاى موجود، يادآور شده تا ضمن آشنايى با وظيفه شرعى خود، با مظاهر ويرانگر تهاجم دشمن مقابله
نمود و بنا به فرموده قرآن مجيد:
خود و خانواده خويش را از آتش جهنّم حفظ نموده(1). و گرفتار قهر و غضب پروردگار نشويم.
از ديدگاه اسلام و مراجع بزرگوار تقليد
نمايش و تماشاى فيلمها، سريالها، شبكههاى ماهواره، سىدىها و... كه مخاطبان را مجذوب خواستههاى مبتذل و انحرافى مىسازد و به بىبند و بارى، معاشرتهاى نامشروع، خشونت و پرخاشگرى مىكشاند و در رفتار و پوشش به بيگانگان متمايل نموده و زمينه عادى شدن روابط دختران و پسران و ريختن حجب و حياى آنان را فراهم كرده و به عفت و عقيده جامعه اسلامى لطمه مىزند و همچنين خريد و فروش آنها از نظر اسلام و مراجع بزرگوار تقليد جايز نيست.
و همچنين، جلوهگرى، خودنمايى زنان، اختلاط، ارتباط و همصحبت شدن غيرعفيفانه با نامحرمان و بىعفتى در
1) ـ سوره تحريم: آيه 6
نگاه، پوشش، رفتار و گفتار كه در صحنههاى رسانهها به نمايش گذاشته مىشود و زمينه را براى شيوع گناه و انحراف و فروپاشى حيا و غيرت زنان و مردان را فراهم مىنمايد، برخلاف مفهوم آيات قرآن مجيد و دستورالعمل پيشوايان عالىقدر و فتاواى مراجع بزرگوار تقليد مىباشد كه تفصيل آن در جلد اول و دوم مشروحاً بازگو گرديد.
اكنون توجه شما را به آيات قرآن مجيد و اخبار و احاديث اهل بيت رسالت عليهمالسلام در زمينه فراموشى ياد خداوند، پيروى از هوى نفس و اشتغال به سرگرمىهاى لغو و بيهوده جلب نموده تا ببينيم نتيجه فراموشى ياد خدا و ارتكاب گناه چيست و چه كيفر و مجازاتهايى در انتظار گناهكاران مىباشد؟!
قرآن مجيد:
هركس از ياد من روىبرگرداند (در دنيا) معيشت و زندگانيش سخت و دشوار شود و در قيامت نابينا محشورش نماييم. در آنحال مىگويد: پروردگارا!
چرا مرا نابينا محشور كردى در صورتى كه (در دنيا) بينا بودم؟! خداوند مىفرمايد: آرى چون آيات قرآن را كه براى هدايت تو آمده بود فراموش كردى (و از انجام دستورات آن سرباز زدى) امروز ما هم تو را فراموش مىكنيم.(1).
آنها كه از فرمان پروردگار سرباز زده و با خداوند مخالفت مىكنند، بترسند كه به بلا و فتنه و يا عذاب دردناك گرفتار شوند.(2).
هر مصيبت و گرفتارى به شما برسد به خاطر كارها (و گناهانى) است كه مردم انجام دادهاند.(3).
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
خداوند مىفرمايد: سوگند به عزّت و جلال و كبريا و نور و برترى و بلندى مكانم، هر بندهاى كه خواسته دل خود را بر آنچه من مىخواهم مقدم دارد، كارش را آشفته مىكنم و دنيايش را در هم مىپاشم، قلبش را به دنيا مشغول مىنمايم و بيش از آنچه مقدر كردهام به او
نخواهم داد. و هر بندهاى كه خواسته مرا بر خواسته نفس خود مقدم داشت، ملائكه را به نگهداريش مىگمارم، آسمان و زمين را كفيل روزيش مىنمايم و در هر تجارتى پشتيبانيش مىكنم و دنيا با همه بىميليش به او روى مىآورد.(1).
امام باقر عليهالسلام فرمود:
هيچ نكبت و مصيبتى دامنگير انسان نمىشود مگر به واسطه گناهى كه مرتكب شده است.(2).
امام رضا عليهالسلام فرمود:
هنگامى كه مردم به گناه تازهاى آلوده شوند، خداوند آنان را به بلاى تازهاى گرفتار مىنمايد.(3).
امام صادق عليهالسلام فرمود: خداوند مىفرمايد:
هرگاه كسى كه مرا شناخت، نافرمانيم كند، بر او مسلط مىكنم كسى را كه مرا نشناسد.(4).
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
به راستى اگر هواى نفس را فرمانرواى خود سازيد (و بىقيد و شرط اطاعتش نماييد) شما را كور و كر مىكند و سرانجام مايه سقوط و هلاكت شما خواهد شد.(1).
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمودند:
گناه را كوچك مشمار و از گناهان كبيره پرهيز كن، زيرا روز قيامت وقتى بنده به گناهش مىنگرد از چشمانش (به جاى اشك) چرك و خون بيرون مىآيد.(2).
امام صادق عليهالسلام فرمود:
خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرمود: به قومت بگو، لباس دشمنان مرا نپوشند، غذاى دشمنان مرا نخورند و خود را به شكل دشمنان من در نياورند، چرا كه اگر چنين رفتار كنند، آنها هم دشمنان من هستند، همان طورى كه آن كفار دشمن من هستند.(3).
اكنون كه وضعيّت جامعه ما درهم پيچيده و بيشتر مردم به خصوص جوانان و نوجوانان كشورمان به وسايل فناورى و شبكهها و سايتهاى مخرّب و استفاده نادرست از آن وابسته شدهاند و امكان حذف اين وسايل ويرانگر از زندگى مردم، مسئلهاى بس دشوار و شايد هم غيرممكن است.
و حالا كه دريافتيم كه پيشرفت تكنولوژى و فناورى بدون معنويت، بلاآفرين بوده و صدمات جبران ناپذيرى بر پيكر اجتماع به خصوص بر نظام دينى ما وارد نموده است.
و همچنين پس از اين كه به اين يقين رسيديم كه هيچگاه دانش و فناورى و پيوندهاى مادى خودساخته انسانها به تنهايى مشكل جامعه را حل نمىكند، بلكه سختى و دشوارى زندگى مادّى و يك بعدى كام همه را تلخ
كرده و جامعه را در سراشيبى سقوط و نابودى قرار داده است.
و اكنون كه همه دانش انديشان شكست خود را اعلام كرده و اميدى به هيچ كس و هيج جا وجود ندارد.
و بالاخره پس از آنكه نتيجه فراموشى ياد خدا و عاقبت نكبتبار ارتكاب گناه را دانستيم، چه تدبيرى بينديشيم تا نونهالان بىگناهمان، پرورش صحيح يافته و تبليغات مسموم و تهاجم دشمن در آنها مؤثر نباشد؟
و چه چارهاى بينديشيم تا از وابستگى جوانان عزيزمان به زندگى مدرن روز و وسائل تكنولوژى كاسته و كشور و جامعه اسلامىمان را از فتنهها و تهاجم فرهنگى دشمن محافظت نماييم؟
اميرالمؤمنين
عليهالسلام به امام مجتبى عليهالسلام فرمود:
قلب و روح نوجوان همچون زمين خالى از گياه است، هر بذرى در آن افشانده شود مىپذيرد. از اين رو در آموزش دانش و تربيتت شتاب كردم پيش از آن كه دلت
سخت شده و قلبت جذب ديگران شود (آماده پذيرش تربيت نباشد).(1).
امام صادق عليهالسلام فرمود:
احاديث و احكام اسلامى را به نوجوانان خود بياموزيد و در انجام اين وظيفه تربيتى تسريع نماييد، پيش از اين كه دشمنان و گمراهان بر شما پيشى گيرند (سخنان باطل و نادرست خويش را در قلب آنان جاى داده و گمراهشان سازند).(2).
با توجه به مفهوم پيامها و هشدارهاى پيشوايان عزيزمان، تنها راه حفاظت كودكان و نوجوانان از آسيبهاى موجود، تربيت صحيح آنان بر اساس فطرت الهى و دستورات قرآن مجيد و رهبران معصوم عليهمالسلام مىباشد.
زيرا دوران كودكى، دوران شكلگيرى شخصيّت و الگوگيرى نونهالان مىباشد و كودكان براساس فطرت، الگوهاى پسنديده را سريعتر از ديگران مىپذيرند و چنانچه والدين در اين دوران حساس، توجه كامل به كودكان و
نوجوانان داشته، آنان را با مسائل دينى و آموزشهاى صحيح آشنا نموده و هرچه را كه موجب انحراف مىشود از سر راهِ آنان دور نمايند، نوجوانان آنها به شايستگى تربيت شده و جوانانى پرشور، درستكار و راستگو بار خواهند آمد.
اين نوجوانان دوران قبل از بلوغ را به پاكى و سلامت جسم و جان طى نموده و بر اساس تربيت صحيحى كه كسب كردهاند، در دوران كودكى و جوانى به مذهب و آموزههاى دينى پايبند بوده و هيچگاه تحت تأثير تبليغات مسموم دشمن قرار نخواهند گرفت و از استفاده غيرصحيح وسائل مخرّب تكنولوژى كه بزرگترين حربه دشمن در فروپاشى اخلاق و معنويت و ايمان مسلمانان مىباشد پرهيز نموده و چنانچه مذهب و آئين خود را در خطر ببينند، سرسختانه از آن دفاع مىكنند و دشمن، بيشترين ترس را از اين جوانان سلحشور دارد.
اما اگر اين كار انجام نگردد، نوجوانان كه از سر صداقت و كنجكاوى به هر چيزى دل مىبندند، جذب تبليغات فريبنده دشمن مىشوند و ذهن و فكر آنان به انحراف و فساد كشيده مىشود.
اما با جوانى كه به سنتهاى دينى پشت پا زده و با تقليد كوركورانه از رسم و رسومات دنياى غرب، راه را گم كرده و قربانى صدمات جبرانناپذير شدهاند و گرفتار زندگى مدرن و استفاده بدون فرهنگ و افسارگسيخته وسائل تكنولوژى و پيامدهاى نكبتبار آن گرديدهاند، چه بايد كرد؟
گرچه راه چاره اصلى نجات از وضعيّت نكبتبار كنونى، همان طور كه بازگو خواهد شد، استمداد از پروردگار مهربان و پناه به نيروى معنوى و توسل به ساحت قدس امام زمان ارواحنا فداه و استمداد از آن پدر مهربان مىباشد.
اما از آنجا كه اسباب و علل ظاهرى را نيز بايد مدّ نظر داشت، ابتدا به سراغ آنها مىرويم تا با كمك و يارى پروردگار و استمداد از نيروى معنوى، از وابستگى جوانانمان به فرهنگ منحط غرب كاسته و فكر و ذهن عزيزانمان با آموزههاى دينى آشنا شود، انشاءاللّه.
در مرحله اول اين مسئوليت بزرگ متوجه والدين مىباشد كه مىبايست ماهواره و ديگر وسايل مخرب را به خانه نياورند، فرزندان خود را با مسائل معنوى و دينى و آموزش قرآنى و شرعى آشنا نموده و صادقانه و دوستانه با آنان درباره آموزهها و بدآموزىهاىِ وسايل تكنولوژى و خطرها و ناامنىهاى دنياى مجازى و شبكههاى آلوده و آسيبهاى خانمانسوزِ استفاده غير صحيح از اين وسايل صحبت كنند.
چرا كه هرچه مبانى دين در قلب و روح جوان بيشتر رسوخ نمايد، به موازات آن اثرگذارى تبليغات دشمن و وابستگى به وسايل مدرن و مخرّب روز تضعيف مىگردد.
براى فرزندان خود وقت گذاشته و با رابطه شفاف و صميمى، اوقات فراغت آنان را با سرگرمىهاى سالم و تفريحات و سفرهاى مفيد و متنوع پر نموده و در اين ميان با دلايل روشن آنها را از عواقب ويرانگر اخلاقى و آسيبهاى روحى و روانى و جسمى و رفتارى زندگى مدرن و وسايل و سرگرمىهاى مخرّب و آلوده فناورى و فاصله گرفتن از مبانى دين آگاه سازند.
پدر و مادر مسلمان! حالا كه زيانهاى استفاده بدون حساب و فرهنگ از وسايل فناورى هر روز آشكارتر مىشود، خطر ماهواره، اينترنت و ديگر وسايل تكنولوژى را جدّى گرفته و به هيچ عنوان اين وسايل ويرانگر را به خانه راه ندهيد و در اختيار فرزندان معصومتان نگذاريد و استفاده از آنها را براى خود و خانوادهتان حرام كنيد و چنانچه اين وسايل مخرّب به خانهتان راه يافته، هرچه زودتر و قبل از اين كه زندگى و آبرو و حيثيتتان را از دست بدهيد آنها را از خانه بيرون برده و از زندگيتان حذف نماييد و جگر گوشههايتان با دست خود نابود نكنيد.
چرا كه آتشى كه از شبكههاى اين وسايل ويرانگر زبانه مىكشد، دين، اخلاق، حيثيّت و مملكت را يكجا خاكستر مىكند!
مبادا به بهانه استفاده از شبكههاى دينى و يا شنيدن اخبار خارجى، ماهواره و ديگر وسايل تكنولوژى به زندگيتان راه پيدا كند، زيرا سود مختصرى كه در بعضى از برنامههاى اين وسايل وجود دارد با زيانهاى خانمانسوزى
كه به زندگيتان وارد مىكند قابل مقايسه نيست و وقتى گرفتار آنها شديم سالم نخواهيم ماند.
پدر و مادر مسلمان! شبكههاى ويرانگر دشمن حتى به كودكان بىگناه هم رحم نمىكند و تيغ تيز آنها، نونهالان عزيزتان را بىرحمانه قربانى مىكند!
و شما چه مىدانيد، همان ماهواره و يا... كه خود در اختيار خانوادهتان قرار دادهايد، در نبود شما چه استفادههايى از آنها مىشود و چه بر روزگار اعضاء خانوادهتان مىآورد!
وقتى كه دختر و پسرى كمتر از 10 سال بر اساس الگوگيرى ماهواره به انحراف كشيده مىشود!
وقتى كه مردى مضطرّ و دلسوخته در برنامه راديو معارف از دردمندى زندگيش و آنچه ماهواره بر سر اعضاء خانوادهاش آورده و از بىنمازى، بىعفّتى، بىحجابى، بدپوششى و بىاخلاقى فرزندانش سخن مىگويد!
وقتى كه خانمى با سوز و آه از مرگ اخلاق، دين، حيثيت، حجاب و همه چيز فرزندانش كه قربانى شبكههاى فاسد دشمن شدهاند، حرف مىزند!
وقتى كه مردى 55 ساله در راهرو دادگاه خانواده براى طلاق همسرش آمده و مىگويد: چت كردن در اينترنت، آبروى چندين و چند سالهام را به باد داده و زندگى 23 سالهام را متلاشى كرده...!(1).
در چنين وضعيت نكبتبارى، نبايد آسيبهاى ماهواره و ديگر وسايل مخرب و شبكههاى ويرانگر دشمن را جدّى گرفته، خود و خانواده و فرزندانمان را از صدمات جبرانناپذير آنها حفاظت كنيم؟!
مگر فرزندان پاره تن پدر و مادرها نيستند؟! چرا چنين بىتفاوت باشيم و در خوابى سنگين كه بيشتر به خواب مرگ شباهت دارد، بسر ببريم؟!
به فرمايش مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام به امام مجتبى عليهالسلام توجه فرماييد:
پسرم! تو را پاره تن، بلكه همه وجود خود يافتم، به طورى كه اگر خطر و آسيبى متوجه تو شود، چنان است كه به من رسيده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد، گويا مرا دريافته است و كار تو چنان مرا اندوهگين مىكند كه
1) ـ روزنامه خراسان: 18212 تاريخ 18/6/91
كار خودم مرا اندوهگين مىنمايد...(1).
گرچه گزارشهاى تلخى از وضعيّت مبتذل جامعهمان بازگو گرديد، اما متوليان دلسوز امنيت اخلاقى اين گزارش تكان دهنده را كه خود مسئولين دلسوز گزارش كردهاند، بخوانند تا بيشتر از عمق فاجعه و زخمِ كارى دشمن بر پيكر اسلام و فروپاشى اخلاق جامعه اسلامى باخبر شده و به سرعت تدبيرى انديشيده و با اقدام عملى جدّى، تهاجم بىرحمانه دشمن را خنثى نموده و بداخلاقىهاى موجود را كنترل نمايند.
معاون سياسى امنيتى استاندارى خراسان رضوى:
كاهش سنّ بلوغ، بالارفتن سنّ ازدواج و افزايش تحريكات جنسى 3 مشكل جدّى حوزه اجتماعى مىباشد كه نشأت گرفته از «عريانگرايى»، «مدگرايى» و «انفجار اطلاعات» در زمينه روابط جنسى است.
... در گذشته افراد 17 ـ 18 سالگى با مسائل جنسى آشنا
1) ـ نهج البلاغه: نامه 31
مىشدند، اما اكنون برخى افراد در دوران ابتدايى هم با اين مسائل آشنايى دارند. اكنون كارشناسان، سنّ بلوغ (پسران را) 11 سال و 2 ماه اعلام كردهاند!
سنّ ازدواج براى آقايان و خانمها افزايش يافته است و كارشناسان، ميانگين سنّ ازدواج را 26 سال و 7 ماه اعلام كردهاند!...
مسائلى كه باعث افزايش تحريكات مىشود نسبت به گذشته 100 برابر افزايش يافته است!...
يكى از عوامل اين افزايشها «عريانگرايى» در جامعه است كه تفكّر و تئورى پشت سرِ «عريانگرايى» خطرناكتر از عريان شدن است...
گروهى مُدگرا، طبق انديشه و فكر خودشان (بر اساس الهام از فرهنگ غرب) مدهاى لباسى را ارائه مىدهند و عدهاى را هم كه شهوت تنوعطلبى دارند مورد استفاده قرار مىدهند كه لباسهاى پاره كه مورد استفاده قرار مىگيرد، يكى از اين مدها است!...
انفجار اطلاعات جنسى به وجود آمده و به شكلهاى مختلف اين اطلاعات در اختيار جامعه قرار مىگيرد. هم
اكنون 27 ميليون پايگاه اينترنتى پورنوگراف (مستهجن) فعاليت مىكنند كه درآمد ساليانه آمريكا از اين سايتها 409 ميليارد دلار است(1).!...
اين گزارشهاى تكان دهنده، حكايتِ مرگ اخلاق و معنويت در كشور اسلامى ماست و متوليان امنيت اخلاقى بيشتر و بهتر از وضعيت نكبتبارِ جامعه و مردم به خصوص وضعيت نوجوانان و جوانان آگهى دارند.
گرچه بعضى از مسئولين از حيثيّت مملكت و كشور عزيزمان دفاع نموده و با مفاسد اخلاقى و استفاده غيرصحيح از وسائل مبتذل تكنولوژى تا حدودى مقابله مىنمايند.
اما كشور اسلامى ما، اكنون با جنگ فرهنگى بزرگى كه به مراتب خطرناكتر از جنگ نظامى مىباشد، روبروست و با كمال تأسف، دشمن در اين تهاجم نرم، بيشتر از آنچه انتظار داشت به اهداف شيطانى خود نائل آمده و همچنان در حال پيشروى است، تا آنجا كه گروهى از جوانان اغفال شده ما در اجراى برنامههاى دشمن از خود آنها پيش افتادهاند و
1) ـ روزنامه خراسان رضوى: 2235 تاريخ 6 / 6 / 91
فرهنگ و آداب و رسوم غربى را در تمام زمينههاى زندگى خود، جايگزين سنّتهاى دينى كردهاند.
آيا در چنين وضعيت اسفبارى، نبايد با جنگ نرم فرهنگى گسترده دشمن، مقابله و مبارزه بيشتر و فراگيرتر انجام داد؟
كشور اسلامى ما زمانى تحت حمله نظامى دشمن بود و الحق كه نيروهاى مسلّح و نظامى از استقلال، مذهب و امنيت مملكت به طور شايسته دفاع نموده و دشمن را مفتضحانه وادرا به عقبنشينى كرد.
اكنون نيز كه كشور عزيزمان مورد تهاجم و حمله فرهنگى همهجانبه قرار گرفته است، نيروهاى امنيتى و نهادهاى فرهنگى با برخوردارى از برنامهريزى بلندمدت و در اختيار داشتن بودجه كافى و با بكارگيرى نيروى لازم، از مرزهاى اخلاقى و امنيتى و استقلال جامعه شجاعانه دفاع نموده و تهاجم فرهنگى دشمن را خنثى نمايند.
با مظاهر فساد و بىبند و بارى كه حربه قوى دشمن در نابودى كشور عزيزمان مىباشد مقابله نموده و همچنان كه در مواردى با خريد و فروش مشروبات الكلى به خاطر تحريم
آن برخورد مىكنند، با حريمشكنىها و مفاسد اخلاقى نيز برخورد نمايند.
مگر بىحجابى، اختلاط زنان و مردان، و استفاده از سايتها و شبكههاى مخرّب و مبتذل دشمن كه زمينه فساد و گناه و ناهنجارى را در جامعه به وجود آورده، حرام و مخالف قرآن نيست؟
پس چرا با بىحجابى، بدحجابى و رسانههاى دشمن برخورد جدى و فراگير و همهجانبه نمىشود، در حالى كه شيوع اين گونه ناهنجارىها مانند مشروبات الكلى بلكه خطرناكتر از آن مىباشد و نه تنها جنبه فردى و معنوى بلكه جنبه امنيتى و اجتماعى هم داشته و تضييع حق جامعه مىباشد.
زيرا وقتى گناه و بدحجابى و بدپوششى و ناهنجارى به جامعه كشيده شد، از حالت شخصى خارج گرديده، بىاحترامى به دين و قانون مىگردد و جنبه اجتماعى و حقالناس پيدا كرده و امنيت جامعه را به مخاطره مىاندازد. و تأمين امنيت و سلامت جامعه، مطالبه مردم از متوليان و مسئولان مىباشد.
مسئولان و متوليان امنيت اخلاقى به صورت ريشهاى با مسئله ناهنجارىها برخورد نموده و از فعاليت افراد و گروههايى كه وظيفه اجرا و پيادهسازى اين برنامه را برعهده دارند و متأسفانه گاهى در پوشش دين فعاليت مىنمايند، جلوگيرى كنند.
سايتها و شبكهها و رسانههاى مبتذل را با دقت و به طور جدّى، فيلتر و كنترل نموده و نوجوانان و جوانان عزيز را كه سرمايه و نيروهاى اصلى كشورمان هستند از آسيب و آفتهاى خانمانسوز شبكههاى دشمن آگاه نموده و آنان را به سوى معنويت و سنّتهاى دينى و به آغوش پُرمهر و محبّت امام زمان ارواحنا فداه بازگردانند.
زيرا نيروى بدون ايمان و معنويت، و آلوده به فساد و گناه، نه به درد دين مىخورد و نه به درد مملكت، بلكه ننگ دين و كشور مىباشد و به هنگام نياز، نه تنها از مملكت و دين دفاع نخواهد كرد، بلكه به آرمانهاى دينى و كشور خودش خيانت نموده و زمينه سلطه دشمن را فراهم خواهد كرد.
و اين همان سياست ديرينه استعمار پير مىباشد كه
پس از شكست نظامى در اندلس، با گسترش ميگسارى، ترويج فساد و بىبند و بارى، بىحجابى، اختلاط زنان و مردان و به كارگيرى جاذبههاى جنسى، ايمان و عقيده مسلمانان به خصوص جوانان را تضعيف نموده و پس از آن به راحتى به اهداف شيطانى خود نائل آمده، اندلس را به خاك و خون كشيده و از تصرف مسلمانان خارج نمود.
خواننده عزيز! اكنون پس از ارائه راهكار و علل و اسباب ظاهرى و تأكيد بر به كارگيرى آنها، به سراغ نيروى معنوى مىرويم تا در وضعيت نابسامان كنونى و دوران اضطراب و بيچارگى چاره اساسى بيانديشيم، زمينه نجات و رهايى خود و عزيزانمان را از دامهاى شيطانى دشمن و تهاجم بىامان استعمار فراهم نماييم انشاءاللّه.
برادر و خواهر مسلمان! ما در دوران غيبت و هجرت پدر مهربان، امام زمان عليهالسلام به سر مىبريم و دوران غيبت، دوران نكبتبار و رنجبارى است كه مسائل و ابتلائات و دشوارىهاى طاقتفرساى گوناگون، موجب حيرت و
سرگردانى و فروپاشى اعتقادات دوستان آن بزرگوار گرديده.
فتنهها و امتحانات بزرگ با جاذبههاى فريبنده، زمينه لغزش، انحراف و سقوط شيعيان را فراهم نموده است.
پيامبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايند:
زمانى بر مردم مىآيد كه دل مؤمن در درونش آب مىشود، چنانچه سُرب در آتش ذوب مىگردد و اين بدان جهت است كه گرفتارىها و بدعتهايى در دينش مىبيند ولى قدرت دگرگونى آن را ندارد(1).
امام رضا عليهالسلام فرمود:
ناگزير فتنهاى بسيار سنگين و بسيار سخت واقع مىشود كه در آن هر فرد رازدار و برگزيدهاى سقوط مىكند و اين در زمانى است كه شيعيان سومين نفر از فرزندان مرا از دست بدهند. اهل آسمان و زمين و هر مرد و زن جستجوگر و هر فرد غمگين و حسرتزده بر آن بزرگوار مىگريند. سپس فرمود: پدر و مادر فداى او باد.(2).
اكنون ما در چنين وضعيت نكبتبارى قرار گرفتهايم و دشمن از هر سو ما و جوانان ما را مورد تهاجم قرار داده و در طوفانهاىسهمگين فتنههاوبدعتهاى بنيانسوز دوران غيبت مىسوزيم و مىسازيم و با كمال تأسف اين فتنهها و امتحانات به حدى دشوار و ويرانگر است كه حتى جمعى دوستان و خواص در معرض سقوط و انحراف قرار گرفتهاند.
به راستى در اين هنگامه مصيبتبار حيرت و سرگردانى كه اسباب عادى و وسايل ظاهرى در اصلاح وضع موجود به تنهايى كارايى ندارد، چه بايد كرد و به چه نيرويى بايد پناه برد تا در كنار به كارگيرى علل و اسباب ظاهرى زمينه رهايى ما را از خطرات مهلكى كه آئين و عقيدههامان را تهديد مىنمايد فراهم نموده و همچنين از زرق و برق مظاهر فريبنده دنيا، شرّ شياطين و نفس امّاره، تهاجم دشمنان و حربههاى شيطانى آنان محفوظ بمانيم.
حقيقت اين است كه علل گرايش خانوادهها به برنامههاى مستهجن ماهواره و ديگر وسايل مبتذل، فاصله
گرفتن از لذّتهاى شيرين معنوى و رويكرد به لذّتجويى مادى، از برنامههاى جذّاب و فريبنده لحظهاى شبكههاى دشمن مىباشد.
اين ترفند شيطانى دشمن است كه پس از شكستهاى پىدرپى از ملت غيور كشورمان، رسوايى و گناه و بىبند و بارى را به وسيله شبكههاى مسموم خود، جايگزين نيروى معنوى و شيرين محبّت پروردگار نمود.
متوليان فرهنگى بايد به خود بيايند كه با بىتفاوتى و سهلانگارى خود، زمينه جرأت و گستاخى دشمن را فراهم نموده و باعث شدند گروه گروه خانوادهها و دختران و پسران و حتى نونهالان از پناه خدا و نيروى معنوى و آغوش پر مهر و محبّت خاندان رسالت عليهمالسلام جدا گرديده و در دام شيطانى دشمن گرفتار شوند.
اگر شيرينى محبّت خدا و لذّت دلبستگى به خاندان رسالت عليهمالسلام در ذائقه مردم ما باقى مىماند، هيچ محبّتى جايگزين اين موهبت زيبا نمىگرديد.
به مناجات مولاى عزيزمان سيدالساجدين عليهالسلام توجه فرماييد:
پروردگارا! چه كسى شيرينى محبّتت را چشيد و محبّت ديگرى را جايگزين آن نمود و چه كسى به مقام نزديكى به تو انس گرفت و لحظهاى از تو روى برگردانيد...(1).
آرى! اگر شيرينى و لذت ارتباط با خداوند و محبّت اهل بيت عليهمالسلام در كاممان بنشيند، هيچ لذّتى حتى لذّت كاذب ماهواره و شبكههاى دشمن و مظاهر فريبنده موجود جايگزين اين لذّت معنوى نخواهد شد.
اكنون به منظور آراستگى دلمان به محبت پروردگار، به ساحت قدس پدر مهربانمان، امام زمان عليهالسلام متوسل شده و با عذرخواهى از رفتار گذشتهمان براى رهايى و نجات از وضعيت نكبتبار كنونى از آن بزرگوار كمك و يارى مىطلبيم، زيرا خود آن عزيز و مهربان ما را از ياد نبرده و نگران گرفتارى و ابتلائات ما بوده و براى نجات دوستانش از انحراف و فتنهها دلسوزانه دعا مىفرمايد.
1) ـ مناجات نهم از مناجات خمسه عشر
امام زمان عليهالسلام خود مىفرمايد:
من خاتم اوصياء هستم و تنها به وسيله من، بلا از خانواده و شيعيانم رفع مىشود.(1).
پيامبر
صلىاللهعليهوآلهفرمود:
هنگامى كه شمشير نزديك گلويت رسيد (از شدت ناراحتى نفست حبس گرديد) به امام عصر عليهالسلام استغاثه كن و پناهنده شو كه آن بزرگوار به فريادت مىرسد و پناهگاه است براى كسى كه به آن حضرت پناهنده شود.(2).
امام رضا عليهالسلام فرمود:
هرگاه سختى و گرفتارى بر شما وارد شود، به وسيله ما از خداى عزّوجلّ كمك بخواهيد.(3).
و همچنين آن بزرگوار فرمود:
امام عليهالسلام مونسى است دلسوز، پدرى مهربان و برادرى همدل است.(1).
و امام زمان عليهالسلام خطاب به شيعيان فرمود:
ما در مراعات حال شما كوتاهى نمىكنيم و شما را از ياد نخواهيم برد.(2).
هميشه در طول تاريخ شيعيان و دوستان خاندان رسالت عليهمالسلام در تمامى مشكلات و نابسامانىهاى سخت و دشوار پس از استمداد از پروردگار و تضرّع به درگاه خالق مهربان، به ساحت قدس اولياء خدا، معصومين عزيز عليهمالسلام
بالاخص امام زمان عليهالسلام متوسل شده و براى فرج و گشايش و رهايى از گرفتارىها از آن بزرگواران استمداد و يارى جسته و مورد لطف و عنايت قرار گرفتهاند.
گرچه حضرات معصومين عليهمالسلام همه يك نورند و لطف و عنايتشان شامل حال تمامى دوستان و شيعيانشان
مىباشد، اما وجود نازنين ولىّ عصر عليهالسلام داراى خصوصياتى است كه همه معصومين عليهمالسلام آن عزيز را به عنوان پناه و دادرس معرفى فرموده و چشم اميدشان به آن حضرت دوخته شده است.
و خود آن بزرگواران سفارش فرمودهاند كه ما به حضرت بقيهاللّه عليهالسلام متوسّل شده و در مشكلاتمان از ساحت قدس آن عزيز يارى بطلبيم، زيرا آن حضرت امام زمان ماست و دوران امامت آن بزرگوار مىباشد.
هيچگاه دوستان و شيعيانش را از ياد نبرده، نگران گرفتارى آنان است و براى رهايى آنان از ابتلاآت و انحراف و فتنهها دلسوزانه دعا مىفرمايد.
ما رعيّت و فرزند معنوى حضرت ولى عصر عليهالسلام هستيم. مگر رعيّت و فرزند در مهمّات و گرفتارىها نبايد به رئيس و پيشوا و پدر مهربان خود مراجعه كند!؟
چرا مولاى خود را از ياد بردهايم و در گرفتارىها و مشكلاتمان به صاحب و پدر دلسوزمان كه نگران
گرفتارىهاى ما مىباشد پناه نمىبريم و از آن بزرگوار يارى نمىخواهيم؟!
اگر گله گوسفندى در بيابان مورد حمله گرگى قرار بگيرد، گوسفندى طعمه گرگ خونآشام مىشود كه از چوپان مهربان فاصله گرفته باشد، اما اگر كنار چوپان به سر برد، چوپان دلسوز به هر قيمتى باشد، گرگ را از گوسفند دور نموده و او را از خطر دشمن بىرحم حفظ مىكند.
اكنون ما مورد تهاجم بىرحمانه دشمن قرار گرفتهايم، اگر در پناه مولاى مهربانمان به سر بريم و به ياد آن عزيز بوده و به وظايفمان عمل كنيم و براى تعجيل فرج و سلامتى آن بزرگوار از دل و جان دعا بنماييم، به يقين از همه خطرهاى موجود و آسيب و آفتهاى دشمن در امان خواهيم بود.
همانطور كه مشاهده مىكنيم در همين روزگار تاريك و سياه، هستند افرادى كه مورد عنايت و توجه حضرت بقية اللّه عليهالسلام قرار دارند و نواميس و فرزندان خود را به كمك آن بزرگوار از فتنههاى موجود حفظ كردهاند.
پيام پر از لطف و عنايت امام مهربانمان را بخوانيد و با
شرمندگى از بىوفايى و غفلت خود، به فكر جبران جفا و نامهربانىها نسبت به امام دلسوز خويش بيفتيم:
اگر اينگونه نبود كه ما دوستدار اصلاح كار شماييم و به شما نظر لطف و رحمت داريم، از توجه و التفات به شما به خاطر كارهاى ناپسندتان، احتراز مىكرديم.(1).
سرمنشاء تمام گرفتارىها و مشكلات جامعه ما نيز فراموشى ياد آن عزيز و غفلت از رأفت و مهربانى آن بزرگوار نسبت به دوستان و شيعيان و همچنين بىتوجهى از دعا براى آن وجود نازنين مىباشد.
جايى كه معصومين عليهمالسلام شوق ديدار و خدمت به فرزند عزيزشان، حضرت مهدى عليهالسلام را داشته و مادر مظلومهشان فاطمه زهرا عليهاالسلامدر ميان در و ديوار، با اشك و آه و فرياد «وَلَدى مَهدى» آن بزرگوار را به يارى مىطلبد، چرا و چگونه مشكلات و نابسامانىهايى را كه دلمان را به درد آورده و نفسهايمان را حبس نموده تحمّل مىنماييم، مىسوزيم و
1) ـ آشتى با امام عصر عليهالسلام : 48 به نقل از بحارالانوار: 53 / 119
مىسازيم، اما براى رهايى از آنها از امام مهربان و پدر دلسوزمان يارى و كمك نمىخواهيم!؟
مگر نه اين است كه بنا بر وعده پروردگار، سامان دادن به همه نابسامانىها و اصلاح تمامى امور به دست قدرتمند و تواناى آن دُردانه عالم خلقت مىباشد و سرنوشت همه ما در دست باكفايت آن بزرگوار است و به اذن پروردگار، دعاهاى مردم به وساطت آن حضرت به اجابت مىرسد!؟
از اين رو با تضرّع و سوز و گداز به پيشگاه آن بزرگوار عرضه مىداريم:
اى عزيز و مهربان! ما و خاندانمان را سختى و گرفتارى فراگرفته و با سرمايهاى اندك به حضورت پناه آوردهايم، لطف و محبت فرما (از ما دستگيرى كن) و بر مقدار احسانت بيفزا.(1).
و آنگاه با عذرخواهى و شرمسارى ناله سر دهيم كه:
اى پدر مهربان! براى گناهان و رفتار بد ما طلب آمرزش نما، زيرا ما خطاكاريم (و با يك دنيا اميد به پيشگاهت
1) ـ سوره يوسف: آيه 85
پناه آوردهايم).(1).
آنگاه مطمئن باشيم پس از تضرّع و توسّل و دعا براى فرج و سلامتى مولايمان، لطف و عنايت آن بزرگوار شامل حالمان خواهد شد و غفلتهاى گذشته مورد عفو و بخشش قرار خواهد گرفت؛ زيرا دعا و توسّل يك جانبه نخواهد بود و آن عزيز هم كه كانون رحمت و رأفت و مهربانى است، برايمان دعا خواهد فرمود و با دعاى آن حضرت همه مشكلات و گرفتارىها و نابسامانىهاى خود و خاندانمان حل خواهد شد و نواى پر مهر و محبت و دلنشين پدر عزيزمان را با دل و جان خواهيم شنيد كه:
امروز سرزنشى بر شما نيست، خداوند شما را مىآمرزد، و او رحمكنندهترين رحمكنندگان است.(2).
مشهد مقدّس ـ محمّد صادق ذبيحى
شوال 1433 ـ شهريور 1391
شهادت جانگداز امام صادق عليهالسلام
پيشگفتار··· 5
«1» پايبندى اديان الهى و اقوام و ملل دنيا به حجاب و چادر
حجاب و پوشش در آئين يهود··· 13
چادر و حجاب در آئين مسيحيّت··· 13
حجاب و پوشش در آئين زرتشتيان··· 14
پوشش چادر در ميان رومانيان قديم··· 15
چادر و حجاب در اقوام هندى··· 15
چادر و حجاب اعراب و كشورهاى عربى··· 16
چادر و پوشش در كشور تركيه··· 16
حجاب در ايران باستان··· 17
«2» سير تاريخى حجاب و چادر در ايران
چادر و حجاب در ايران باستان··· 23
حجاب و چادر در دوران صفويه··· 24
حجاب و چادر در دوران فتحعلى شاه قاجار··· 25
حجاب و چادر در دوران محمّد شاه قاجار··· 26
وضعيت حجاب و چادر در زمان ناصرالدين شاه قاجار تا...··· 27
تشديد مبارزه استعمار با چادر و حجاب··· 30
كشف حجاب اجبارى، تجددگرايى غربى به وسيله رضاخان··· 33
رضاخان، پايهگذار اشتغال بانوان و فروپاشى خانوادهها··· 34
بازگشت به دين و سنّت الهى··· 35
تجددگرايى جنسى در وضعيت كنونى··· 36
چه بايد كرد؟··· 37
«3» بازگشت به جاهليّت دوران نكبتبار رضاخانى
تبليغات فريبنده و مسموم دشمن··· 41
استقبال از تهاجم فرهنگى غرب··· 43
رواج خرافات و غربت سنّتهاى دينى··· 44
اختلاط زن و مرد، بزرگترين حربه دشمن در نابودى كانون خانوادهها··· 46
زنى كه جسدش به آتش كشيده شد!··· 47
خشونت و قساوت، ارمغان شوم غرب··· 49
خبرى كه در صدر اخبار قرار گرفت··· 52
يك سؤال منصفانه!··· 53
روشنگرى جامعه اسلامى··· 55
«4» شبكههاى فنآورى، لبههاى تيغ تيز دشمن بر اخلاق و معنويّت جامعه اسلامى
«5» آسيبها و كاربردهاى منفى تلفن همراه
پدر و مادرهاى بىتفاوت و تلفن همراه··· 62
پيامدهاى اخلاقى و روانى··· 64
استفاده بيش از حد از تلفن همراه كودكان و تصاوير مستهجن...··· 64
بلوتوثهاى مخرّب، هيچ كس در امان نيست!··· 66
90 ضربه شلاق براى دختر سيزده ساله سعودى به دليل استفاده از تلفن همراه در مدرسه··· 67
دخترى كه قربانى تلفن همراه شد··· 68
روسياهى، نتيجه ارتباط با تلفن همراه··· 70
شيّاد پيامكى··· 72
تلفن همراه، شمشيرى دو لبه··· 73
اعتدال در استفاده از تلفن همراه··· 75
آسيبهاى جسمى تلفن همراه··· 76
آسيبهاى روحى و روانى تلفن همراه··· 78
گوشى همراه، كشندهتر از سيگار است··· 81
استقبال فراگير بىمورد از تلفن همراه··· 82
تلفن همراه، همراهى تا كجا؟!··· 82
«6» ماهواره، تهاجم درونى دشمن
سه هزار شبكه ماهوارهاى در كمين دين و اخلاق!··· 88
افزايش 70 درصدى ماهواره بين نوجوانان و جوانان··· 90
وضعيّت اخلاقى جامعه به حدّ انفجار رسيده!··· 92
تبِ درد و مرگِ اخلاق نوجوانان و جوانان!··· 94
رايانه، ماهواره، تلفن همراه... و عصيانِ نوجوانان··· 94
پيروى از تمدن غرب تا كجا؟!··· 96
بلوغ زودرس نوجوانان!··· 97
ننگ و رسوايى تصاوير مستهجن ماهواره!··· 98
ماهواره باعث فرار از خانه!··· 100
ماهواره و اينترنت، تهديد جدّى براى جوانان··· 102
«7» ايرانىها روزانه 40 ميليون ساعت صرف بازىهاى رايانهاى مىكنند!
تمرين آدم كشى در بازىهاى رايانه!··· 107
انتقال فرهنگ غرب اولين آسيب بازىهاى رايانهاى··· 109
آتشى در خانه··· 112
زخم عميق دشمن بر پيكر جامعه اسلامى!··· 116
بيزارى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله از پدران آخرالزمان··· 118
«5»تهديدها و آسيبهاى اينترنت، چت و...
لبه تيغ تهاجم بىرحمانه دشمن!··· 121
سلاخى شدن فرهنگ دينى جوانان!··· 121
مستى دنياى مجازى··· 121
اغفال و هتك حيثيت پسر 14 ساله در سايت دوستيابى··· 122
دل به دريا مىزنم، اينترنت را بلعيدهام!··· 123
جوان بخت برگشته در فضاى اينترنت··· 124
از خط قرمز تجاوز كردهايم!··· 125
در اينترنت چه مىگذرد؟! پدر و مادرها در خوابند!··· 127
بيچارگى در سايه سنگينِ بدونِ فرهنگ فناورى!··· 129
هشدار به خانوادهها!··· 129
زنى كه قربانى استفاده ناآگاهانه از اينترنت گرديد!··· 129
در اينترنت بافرهنگ باشيم··· 131
موفّقيت دشمن، تأثير تيغ دولبه فنآورى بر زندگى جامعه اسلامى··· 132
الگوگيرى از دشمن ننگ است··· 134
خطابوعتاب اميرالمؤمنين عليهالسلام در برابر تهاجم دشمن··· 135
«9» تلويزيون، وسيله ارتباطى دو لبه
كودكان امانتهاى الهى هستند··· 139
فناورى خاموش! تربيت روشن!··· 140
عوارض چشمى استفاده از تلويزيون و ديگر نمايشگرها··· 141
تلويزيون در گذشته و امروز··· 142
تماشاى تلويزيون و فروپاشى روابط اعضاء خانواده!··· 145
خودكشى 2 پسر 12 ساله نتيجه بدآموزى يكى از سريالهاى تلويزيونى!··· 146
كودكى 6 ساله، قربانى تماشاى فيلم تلويزيونى··· 149
گسترش دام دشمن در كشورهاى اسلامى··· 151
خانوادهها در پرتگاه سريالهاى ماه مبارك رمضان··· 153
اثرگذارى منفى يك فيلم ايرانى··· 156
سريالهاى تلويزيونى و برخى فيلمها از مهمترين عامل دوستىهاى پسران و دختران!··· 157
تلويزيون و تربيت··· 158
كودكان قربانيان تلويزيون··· 159
بىاخلاقى در فيلمهاى ايرانى!··· 162
دشمن چه بلايى بر سرمان آورده است!··· 163
در روستاها چه مىگذرد؟··· 164
با اجتماع دخترها و پسرها در سينما، چه اتفاقى مىافتد؟!··· 167
اضافه حقوق براى دخترانى كه آرايش كنند!··· 168
چه اتفاقى رخ خواهد داد؟!··· 168
نمايش و تماشاى فيلمها و سريالهاى مبتذل از ديدگاه اسلام و مراجع بزرگوار تقليد··· 170
نتيجه فراموشى ياد خدا و ارتكاب گناه··· 171
«10»چه بايد كرد؟ چاره چيست؟!
كودكان و نوجوانان را دريابيد··· 176
با جوانان وابسته به وسايل تكنولوژى چه كنيم؟··· 179
وظايف پدر و مادر··· 180
هشدار به پدر و مادرها··· 181
وظايف مسئولان و متوليان امنيت اخلاقى··· 184
دوران هجرت و غيبت، دوران مصائب و دشوارىها··· 190
پناه به نيروى معنوى··· 192
آشتى با امام زمان ارواحنا فداه··· 195
وظيفه شيعيان نسبت به امام عصر عليهالسلام ··· 197
شرمساريم و خجلتزده از غفلت خويش··· 199
ساير آثار نويسنده:
1 ـ جلد اوّل اين كتاب:
نگاهى به آثارِ مثبتِ حجاب، مجازاتِ ترويجِ بدحجابى، شرح وظايفِ آقايان و بانوان از ديدگاه قرآن و سنّت.
2 ـ جلد دوم اين كتاب:
حجاب بىحجابى، آسيبها و آفتهاى شبيخون فرهنگى دشمن و غفلت و بىتفاوتىِ جامعه اسلامى!
منتشر مىشود:
3 ـ جلد چهارم اين كتاب:
لزوم فراگيرى علم و دانش. بررسى وضعيّتِ مثبت و منفى مراكز تحصيل. آسيبها و مفاسدِ اخلاقىِ پيش روى جوانان در حوزههاى آموزشى و لزوم اصلاح و سالمسازىِ سازمانهاى فرهنگى.