ghaemiyeh.com
سرشناسه : طبرسی، احمدبن علی، قرن6ق.
عنوان قراردادی : الاحتجاج . فارسی
عنوان و نام پديدآور : ترجمه و متن کتاب شریف احتجاج (ترجمه جعفری) جلد 1/ تالیف ابومنصوراحمدبنعلیبنابیطالب طبرسی؛ مترجم بهراد جعفری.
مشخصات نشر : تهران: دارالکتبالاسلامیه، 1381.
مشخصات ظاهری : 2 ج.: نمونه.
شابک : دوره : 964-440-292-8 ؛ دوره (چاپ ششم)978-964-440-292-0: ؛ 10000 ریال: ج. 1 : 964-440-290-1 ؛ ج. 1 (چاپ ششم)978-964-440-290-6: ؛ 10000 ریال: ج. 2 : 964-440-291-X ؛ ج. 2 (چاپ ششم)978-964-440-291-3:
يادداشت : فارسی- عربی.
يادداشت : ج. 1 (چاپ دوم: 1385).
يادداشت : ج. 2 (چاپ دوم: 1387).
يادداشت : ج. 1 (چاپ سوم: 1387).
يادداشت : ج. 1-2 (چاپ ششم: 1401) (فیپا).
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : شیعه -- دفاعیهها و ردیهها
اسلام -- ردیهها
شناسه افزوده : جعفری، بهراد، 1345 - ، مترجم
رده بندی کنگره : BP228/4/ط2الف3041 1381
رده بندی دیویی : 297/479
شماره کتابشناسی ملی : م81-40688
اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل
محرر الرقمي: محمد رضا دهقانزاد
سخن مترجم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
كتابى كه در اختيار خواننده گرامى قرار دارد متنى تصحيح شده و ترجمهاى ساده و روان از كتاب شريف «الاحتجاج على أهل اللّجاج» تأليف دانشمند فاضل و فقيه پرهيزگار و شيخ جليل أبو منصور أحمد بن علىّ بن أبى طالب طبرسىّ- أعلى اللَّه مقامه الشّريف- از علماى قرن ششم است.
اين مرد بزرگوار از جمله مفاخر علما و دانشمندان اماميّه بوده و شخصيت او از كتاب پربار و ذى قيمتش نيك هويدا است، كتابى كه حاوى بخشهاى گوناگون از احتجاجات چهارده معصوم، از رسول گرامى اسلام تا وجود مبارك حضرت صاحب العصر و الزّمان- صلوات اللَّه عليهم أجمعين- مىباشد.
روش مؤلّف قدس سرّه در كتاب بدين صورت است كه ضمن ايراد عقايد حقّه از لسان معصومين عليهم السّلام شيوه بحث با مخالفين چه از أهل لجاج و چه ديگران را گوشزد مىكند، و بطور كلّى مجموعه كتاب روش صحيح احتجاج و بحث را تعليم مىكند، و مرحوم مؤلّف در مقدّمه كتاب استناد به آيه كريمه ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ نموده و روش نيكوى مجادله را گوشزد مىكند.
در اين باب مرحوم علّامه شعرانىّ در زيرنويس تفسير أبو الفتوح مطلبى را نگاشتهاند كه براى روشن شدن مطلب آن را عينا از همان جا نقل مىكنم، ايشان فرمايد: «حكما گويند: اقسام علم منطق از جهت ماده پنج است: أوّل آنكه ببرهان و دليل يقينى مطلبى را بر ديگرى ثابت كنند. دوم آنكه بدليل ظنّى و مرغوب. سوم آنكه بمسلّمات خصم وى را مجاب كنند بوجه نيكو. چهارم آنكه
مغالطه كنند و بسخنان باطل بر خصم فائق گردند، پنجم آنكه بشعر و تخييل حجّت آورند. خداوند بسه وجه أوّل امر فرمود، چون مغالطه و شعر مناسب اثبات اصول و فروع دين نيست. أوّل فرمود: سوى پروردگار خويش خوان بعقل و دليل و حكمت، و آن را حكما برهان گويند، دوم بدليل ظنّى و مرغوب و موعظه و پند، و آن را حكما خطابه گويند، و از اين دو گذشته مجادله در سخن و اسكات مخالف را بوجه نيكو كن، و آن را حكما جدل گويند، و اين از معجزات علمى قرآن است».
بارى اين كتاب شريف از ابتداى تأليف تاكنون گذشته از محتوا به جهت اينكه مؤلّف آن استاد ابن شهر آشوب رحمه اللَّه صاحب مناقب) شخصيت بزرگوار جهان تشيّع بوده، پيوسته مورد توجّه همگان قرار داشته است.
متن كتاب همچنان كه در مقدّمه مؤلّف بزرگوار نيز مذكور است جهت جلوگيرى از اطناب، عارى از سند حديث و سلسله روات و بطور كلّى نقل سند مىباشد، بجز احاديث منقول از تفسير امام حسن عسكرىّ عليه السّلام، ولى متن آن منقول از مصادر بحار الأنوار مىباشد.
بارى در ترجمه اين كتاب شريف از تمام امكانات كمال استفاده را بردم، امكاناتى همچون نسخههاى متعدّد، نفس مصادر، شرح علماى اماميّه، و در آخر، از همه تعليماتى كه از محضر استاد معظّم على أكبر غفّارى- أيّده اللَّه تعالى- آموخته بودم كمال بهره را بردم و همچنان كه از ابتدا آرزوى من بود تمامى آنها را در ذيل أحاديث نگاشتم، چه آنها كه در محضر ايشان تعليم ديده بودم و چه آنها كه در ذيل كتب حديثى نگاشته بودند.
در اعراب و ضبط لغات و مفاهيم متن عربى از نكاتى كه در بيانات مرحوم علّامه مجلسىّ در بحار الأنوار يا مرآة العقول يا در كتب ديگر آمده بود غافل نشدم و همه را منظور داشتم.
در اين ترجمه تا حدّ امكان در توضيح مطالب و روان و ساده و شيرين بودن عبارات و الفاظ كوشيدهام، و در اين راه در مكانهاى مختلف آن گونه كه مقتضى بود هم كلمه به كلمه ترجمه نمودم و هم براى بيان مطلب و توضيح مقصود و روشن كردن حقيقت بطور كلّى مطلب را شرح دادم، و در هر كجا نيازى به بيان و توضيح بود در ميان پرانتز () يا در زيرنويس بعنوان شرح و توضيح نقل نمودم، تا اجمال و تعقيدى باقى نماند و تنها به ترجمه متن حديث اكتفا نكردم، ضمنا مطالبى كه مرحوم علّامه شعرانىّ در اصول عقايد ذيل شرح مرحوم ملّا صالح مازندرانى بر اصول و روضه كافى نگاشته بودند در حدّ امكان از آن بهره برده و مطالب را بصورت مترجم در زيرنويس آوردم، و ذكر اين نكته قابل توجّه است كه در معدودى از موارد كه مطالبى علمى بود و مربوط به دستهاى خاصّ، اجبارا آنها را به عربى در زيرنويس آوردم.
و در موارد مختلف اعمّ از اعراب و متن حديث از فاضل گرانقدر جناب آقاى حسين استاد ولىّ- للَّه درّه- پرسش نمودم و ايشان نيز دريغ نداشتند، با اين همه از تمام مطالعهكنندگان گرامى تقاضا دارد كه اگر خطا يا لغزشى در ضبط كلمات يا در ترجمه ديدند بر ما منّت گذاشته و آگاه فرمايند، چرا كه امر خطير بود و بضاعت من ناچيز.
در خاتمه خدا را از صميم جان شكر مىگويم كه توفيق خدمت در اين راه را به من ارزانى داشت، اميد كه حقّ اين سپاس را بدرستى بجاى آورم تا مشمول زيادتى كه وعده الهى است گردم و خدمات بيشترى را به انجام برسانم. آمين يا ربّ العالمين.
بهراد جعفرى 21 دى ماه 1381 ش 7 ذو القعده 1423 ق
گفتار علماء پيرامون شخصيت مؤلّف و ارزيابى كتاب
صاحب كتاب الذّريعه حاج شيخ آقا بزرگ طهرانىّ رحمه اللَّه در ذيل عنوان كتاب مىنويسد: «الاحتجاج على أهل اللّجاج تأليف شيخ جليل أبو منصور أحمد بن علىّ بن أبي طالب الطّبرسىّ، استاد رشيد الدّين محمّد بن علىّ بن شهر آشوب السّروىّ است كه او در سنه 588 وفات يافته، پس مؤلّف از دانشمندان قرن پنجم است كه أوائل قرن ششم را نيز درك نموده است- تا آنجا كه فرمايد:- تمام مرسلات در كتاب از احاديث مستفيض مشهور اجماعى بر مخالف و موافق مىباشد، و كتاب فوق الذّكر از جمله كتب معتبرهاى است كه معتمد تمام علماى اعلام همچون علّامه مجلسىّ رحمه اللَّه و محدّث حرّ عاملىّ رحمه اللَّه و مانند آن دو بزرگوار مىباشد».
در كتاب شريف امل الآمل در بخش ثانى آن مىگويد: «أحمد بن علىّ بن أبى طالب الطّبرسىّ دانشمند فاضل و فقيه پرهيزگار و مؤلّف كتاب احتجاج بر أهل لجاج، كه كتاب خوب و كثير الفوائدى مىباشد، و مرحوم مؤلّف روايت مىكند از سيّد عالم و عابد أبو جعفر مهدى بن أبي حرب الحسينىّ المرعشىّ، و او
از شيخ بزرگوار أبو عبد اللَّه جعفر بن محمّد بن أحمد دوريستى (1)، و او از پدرش محمّد بن أحمد دوريستى، و او از شيخ صدوق محمّد بن علىّ بن الحسين بن بابويه القمّىّ، و براى مؤلّف در نقل حديث طرق ديگر، و هم تأليفات ديگرى نيز هست».
و در مستدرك الوسائل مىنويسد: «ابن شهر آشوب روايت مىكند از شيخ جليل أبو منصور أحمد بن علىّ بن أبي طالب الطّبرسىّ كه از تأليفات او است:
كتاب احتجاج معروف، ضمنا شاگرد او ابن شهر آشوب در معالم العلماء مىگويد: «شيخ و استاد من أحمد بن علىّ الطّبرسىّ تأليف نموده است كتاب «كافى را در علم فقه» (كافى در فقه شيعه) و آن كتاب خوبى است و همچنين «كتاب احتجاج» و «مفاخرة الطّالبيّه» و «تاريخ الأئمّه عليهم السّلام» و فضائل الزّهراء عليها السّلام و «كتاب الصّلاة»».
يكى ديگر از تأليفات او «تاج المواليد» است كه آن را تنها صاحب أعيان الشّيعه نقل كرده و گفته است: «از او سيّد نسّابه أحمد بن محمّد بن المهنا بن علىّ بن المهنا العبيدلي معاصر علّامه حلّى رحمه اللَّه در كتاب خود «تذكرة النّسب» نقل مىكند، ولى شيخ أحمد بن أبي ظبية البحرانىّ در كتاب خود «عقد اللآل في مناقب النّبىّ و الآل» آن را منسوب به أمين الإسلام أبى علىّ فضل بن حسن طبرسىّ صاحب تفسير مىكند، و اين اشتباه يا از عبيدلى سرزده است يا از بحرانىّ، و اينكه اين خطا از عبيدلى كه معاصر با مؤلّف مىباشد بسيار بعيد و دور است.
و صاحب روضات الجنّات مىنويسد: «شيخ فاضل و محدّث مبرور أبو منصور أحمد بن علىّ بن أبي طالب الطّبرسىّ از بزرگان و اجلّاء علماى متقدّمين شيعه است، و او از أهل ساريه مازندران است، چنان كه شاگرد او ابن شهر آشوب به همان بلد منسوب مىباشد»،
1) معرب درشت که فعلا یکی از نواحی و محلات طهران شمرده میشود
و در ادامه در مورد كتاب احتجاج گويد: «كتاب احتجاج در ميان طائفه شيعه مشهور و معروف و معتبر است، و مؤلّف محترم آنچه را كه از احتجاجات رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و حضرات أئمّه عليهم السّلام جمعآورى نموده را در اين مجموعه شريفه ضبط كرده است».
و سيّد بزرگوار ابن طاوس (متوفّى سنه 644 ه) در فصل 56 كتاب كشف المحجّه مطالعه آن را به پسرش توصيه نموده و مىگويد: «و كتاب الاحتجاج لأبي منصور أحمد بن علىّ بن أبي طالب الطّبرسيّ».
صاحب كتاب «لؤلؤة البحرين» مىنويسد: «برخى از متأخّرين أصحاب ما در نسبت دادن كتاب احتجاج به أبو علىّ طبرسىّ رحمه اللَّه مؤلّف تفسير مجمع البيان اشتباه نمودهاند، و از جمله ايشان: محدّث أمين استرآبادىّ، و پيش از او صاحب رساله مشايخ الشّيعه، و پيش از او دانشمند متقدّم محمّد بن أبي جمهور أحسائىّ در كتاب غوالي اللّئالي است». و از جمله اشخاصى كه در اين باره اشتباه و غفلت نمودهاند: دانشمند معظّم قاضى نور اللَّه شهيد در مجالس المؤمنين است، در اين كتاب (مجلس پنجم در ذيل حالات أبو حمزه ثمالىّ) مىنويسد: «و شيخ أبو علىّ طبرسىّ در كتاب احتجاج از أبو حمزه نقل نموده كه او گفت .....- تا آخر.
1- نسخه خطّى آستان قدس رضوىّ عليه السّلام، خطّ نسخ 22 سطرى، سال تحرير 884 هجرى قمرى، عدد اوراق 216، واقف آن شخصى به نام ملّا علىّ طول 25، عرض 18 سانتيمتر، كه با تلاش برادر عزيز و گرامى جناب آقاى عبد اللَّه غفرانىّ بدست اين حقير رسيد، خداوند توفيقش را افزون فرمايد.
2- نسخه خطّى كتابخانه مرحوم ملك، به شماره 2164، مربوط به سنه 1069.
3- نسخهاى به خطّ كرمعلى بن محمّد باقر كرمانى پاريزى سيرجانى مشهدى، به خطّ نسخ، مربوط به سنه 1318 ق، داراى حواشى به خطّ نستعليق است كه متعلّق به كتابخانه مرحوم ملك مىباشد.
4- نسخه خطّى مربوط به كتابخانه ملك، به خطّ نسخ به قلم محمّد بن محمّد على خاورى، مربوط به سنه 1069 قمرى مىباشد.
الصورة
الصورة
الصورة
الصورة
الصورة