ghaemiyeh.com
سرشناسه : سبحانی نیا، محمدتقی ، 1347 -
عنوان و نام پدیدآور : درآمدی بر اخلاق هتلداری بر اساس آموزه های اسلامی/ محمدتقی سبحانی نیا؛ ویراستار مصطفی پورنجاتی؛ [برای] پژوهشکده قرآن و حدیث.
مشخصات نشر : قم : موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، 1396.
مشخصات ظاهری : 248 ص.؛ 5/14× 21 س م.
فروست : پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی؛ 27.
شابک : 120000 ریال : 978-964-493-955-6
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص.[243] - 248.؛ همچنین به صورت زیرنویس.
یادداشت : نمایه.
موضوع : هتل ها و مسافرخانه ها -- مدیریت -- جنبه های مذهبی -- اسلام
موضوع : Hotel management -- Religious aspects -- Islam
موضوع : اخلاق حرفه ای -- جنبه های مذهبی -- اسلام
موضوع : Professional ethics -- Religious aspects -- Islam
موضوع : اخلاق اسلامی
موضوع : Islamic ethics
شناسه افزوده : موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
شناسه افزوده : پژوهشگاه قرآن و حدیث
رده بندی کنگره : BP198/6/ھ2س2 1396
رده بندی دیویی : 297/374
شماره کتابشناسی ملی : 4749539
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
درآمدی بر اخلاق هتلداری براساس آموزههای اسلامی
دکتر محمدتقی سبحانینیا
(استادیار دانشگاه قرآن و حدیث)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سخن نخست.......... 9
مقدمه.......... 13
فصل اول: تعریف واژگان کلیدی.......... 19
اخلاق.......... 21
معنای لغوی.......... 21
معنای اصطلاحی.......... 22
علم اخلاق.......... 26
مبانی و اصول اخلاقی.......... 27
سیر (سفر).......... 29
گردشگر.......... 30
مهمان.......... 32
میزبان.......... 32
اخلاق کاربردی.......... 33
اخلاق میزبانی.......... 35
اخلاق هتلداری.......... 36
مسائل اخلاقیِ میزبانی و هتلداری.......... 37
مهمان: مسافر یا مشتری؟.......... 40
فصل دوم: سفر و اهمیتِ پذیرایی از مهمان.......... 43
فلسفۀ سفر.......... 45
نیازهای مادی.......... 45
نیازهای عاطفی و احساسی.......... 47
نیازهای علمی و معنوی.......... 47
نیازهای اخروی.......... 48
اهمیت سفر در اسلام.......... 50
کسب معرفت.......... 50
آگاهی از سرنوشت پیشینیان و عبرت گرفتن.......... 51
سلامت.......... 51
جلب روزی.......... 51
کسب علم و دانش.......... 52
آشنایی با یکدیگر.......... 52
برای لذت بردن از راه حلال.......... 53
اهمیت میزبانی.......... 55
مهمانپذیری و هتلداری از منظر دینی.......... 57
فصل سوم: مبانی اخلاق میزبانی.......... 61
الف. مبانی عام اخلاق میزبانی.......... 64
ارزشمندی انسان.......... 65
ارزشمندی خدمت به خلق (همنوع).......... 70
مسئولیت در برابر همنوعان.......... 74
ارزشمندیِ کار.......... 78
ارزشمندیِ اتقان عمل.......... 81
بازگشت اعمال انسان به خود او در دنیا.......... 84
اولویت آخرت بر دنیا.......... 87
اولویت خود بر دیگری در امور اخروی.......... 89
ب. مبانی اختصاصی اخلاق میزبانی.......... 93
ارزشمندیِ ارتباطات حداکثری با جوامع انسانی.......... 93
ارزشمداری اخلاقی و فرهنگی.......... 96
رفعت جایگاه مهمان، نزد خدا 101
لزوم پذیرایی از مهمان.......... 103
فلسفۀ رفعت جایگاه مهمان در اسلام.......... 104
فصل چهارم: اصول رفتاری و اخلاقی میزبانی.......... 109
الف. اصول اخلاقی و رفتاریِ درونسازمانی.......... 112
پاکیزگی و آراستگی.......... 115
پاکی (طهارت).......... 118
خوشرویی.......... 119
ادب در گفتار و رفتار.......... 123
تکریم و احترام مهمان.......... 127
پذیرایی نیکو.......... 133
احسان (یاریرسانی و نیکی).......... 137
سخاوت و بخشندگی.......... 140
امانتداری.......... 143
مسئولیتپذیری.......... 148
حفظ حریم خصوصی و عدم تجسس.......... 151
حُسن ظن.......... 155
بردباری و سعۀ صدر.......... 160
انصاف.......... 161
رازداری.......... 168
احترام به سنتهای اقوام دیگر.......... 172
وفا به عهد.......... 175
ب. اصول اخلاقی و رفتاری فراسازمانی.......... 179
ج. اصول حاکم بر اصول اخلاقی و رفتاری میزبانی.......... 182
اصل لزوم پاسداری از فرهنگ بومی و ملی.......... 189
اصل لزوم پاسداری از دین و اعتقادات مذهبی.......... 197
فصل پنجم: مسائل اخلاقی در میزبانی و هتلداری اسلامی.......... 201
غلبۀ نگاه اقتصادی به هتلداری.......... 204
تبعیض در نوع پذیرایی مهمانان.......... 211
ناممکن بودنِ پذیرایی مطابق استانداردهای نهادهای بینالمللی.......... 217
محدودیت در ارائۀ خدماتی جهت رفع غریزۀ جنسی.......... 221
مشکل پذیرایی از مهمانان غیرمسلمان.......... 224
چند نکته.......... 230
فهرست آیات.......... 233
فهرست روایات.......... 237
فهرست منابع و مآخذ.......... 243
يكي از اهداف بلند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ارائه الگوی تمدن نوين اسلامي برای تضمین سعادت دنیا و آخرت جوامع امروز بشری است. بدیهی است ارائه الگویی جامع بسیار دشوار و مشتمل بر اجزاء و ابعاد فراوانی خواهد بود. الگوی تمدن نوین اسلامی می بایست در حوزه های گوناگون ورود کرده و برای هر حوزه نسخه جامع، کامل و شفابخشی ترسیم و تدوین نماید. صد البته ما معتقدیم که دین مبین اسلام دین کاملی است و برای همه امور فردی و اجتماعی، عبادی و سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی و ... برنامه جامع دارد واز ظرفیت هدایتگری با بهترین کیفیت برخوردار است.(1)
در این میان یکی از حوزه های فرعی که امروزه توجه ویژه ای به آن شده و برای دولتها نیز اهمیت بسیاری پیدا کرده است موضوع گردشگری و سیاحت است. منافع فراوانی که پیرامون توریسم و گردشکری برای کشورها حاصل می شود هر حکومتی را متوجه خود ساخته و حاکمان و
1) . >لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ یاٰبِسٍ اِلّٰا فِی کِتاٰبٍ مُبِینٍ<.
دولتمردان را وادار می سازد تا در این بخش تمام عزم خود را مصروف کنند و از هیچ اقدام معقولی در جهت توسعه سیاحت و گردشگری مضایقه ننمایند.
نخستین اقدام در جهت توسعه توریسم و افزایش ورود جهانگردان به هر کشوری فراهم آوردن زیرساخت های مورد نیاز و از جمله ساخت اماکن اقامتی مناسب برای تحقق این هدف خواهد بود. در کنار این موضوع تربیت کادر متخصص و توانمند و ارائه الگویی برای خدمت به مهمانان اماکن اقامتی از اوّلیات این عرصه است. چه ، درغیر این صورترضایتمندی گردشگران حاصل نگردیده و استقبال گردشگران استمرار نخواهد یافت و هدف مورد نظر تأمین نخواهد شد.
مدیران شركت سياحت فردوس ایرانیان با اطمینان به امکان تدوین دستورالعمل کامل میزبانی برای هتلداری اسلامی با گروه اخلاق کاربردی پژوهشگاه قرآن و حدیث وارد گفتگو شدند و برای تدوین اثری در این موضوع به توافق رسیدند و نسبت به تولید کتابی مناسب در موضع اخلاق میزبانی با رویکرد هتلداری اسلامی امید بستند. امید است که کتاب اخلاق میزبانی با رویکرد هتلداری اسلامی گامی هر چند کوچک در جهت تحقق این هدف برداشته و فضایی برای تحقیق و پژوهش در موضوع هتلداری اسلامی ایجاد کرده باشد.
در پایان از همه کسانی که ما را در انجام این امر یاری رساندند ازجمله پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی وابسته به پژوهشگاه قرآن و حدیث و رییس محترم پژوهشکده جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر
عباس پسندیده و بویژه محقق گروه اخلاق عملی و کاربردی جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانینیا که مسئولیت تدوین و تألیف این اثر را بر عهده داشتند صمیمانه سپاسگزارم و توفیق ایشان را از خداوند متعال مسئلت می نمایم.
حسین لولاچیان
مدیر عامل شرکت سیاحت فردوس ایرانیان
توجه به امر میزبانی، بهویژه در ابعاد صنعتی آن امری ضروری است؛ بهویژه بدان جهت که در جهان امروز نگاه درآمدزایی، بر این موضوع سایۀ سنگینی افکنده است. این مسئله نزد اغلب دولتها مخصوصاً در کشورهایی که امکان جذب توریست یا جهانگرد، و جاذبههای گردشگریِ قابل توجهی دارند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. صنعت جهانگردی و گردشگری، سالهاست در بسیاری از کشورها صرفاً با نگاه مادی یا اقتصادی، اهدافی چون اَرزآوری و اشتغال را دنبال میکند. در این میان برخی کشورها که از نظر تاریخی یا مواهب طبیعی و جغرافیایی شاخص هستند، و توانستهاند بستر لازم را برای جذب انواع گردشگر فراهم آورند، به موفقیت چشمگیری نایل آمده و در دو هدف ذکرشده، کشور خود را به مرتبۀ بالایی در میان سایر کشورها رساندهاند. کشورهایی چون امریکا، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، چین، آلمان، انگلستان و ترکیه، از جمله کشورهایی هستند که هر سال دهها میلیارد دلار از محل گردشگری درآمد کسب میکنند. ازاینرو جهانگردی را در دوران معاصر میتوان پدیدهای پویا دانست که پیوسته بر اهمیت و دایرۀ
شمولش افزوده میشود و هر روز مردم بیشتری از جهان را با خود درگیر میكند، بهطوریكه به نظر میرسد توسعۀ جهانگردی، یكی از مهمترین پدیدههای فرهنگی دوران معاصر باشد.(1)
لازمۀ موفقیت در این حوزه، ایجاد ساختار مناسب، تصویب قوانین مورد نیاز، و نیز فراهم آوردن امکاناتمطلوب برای پذیرش مهمان است. یکی از زیرساختهای مهم و تأثیرگذار در جذب گردشگر، شاخص بودن در اخلاق میزبانی است. امروزه کشورهای صاحبنام در این صنعت، استانداردهایی را برای هتلها و مهمانپذیرها تعیین کرده و آنها را به تصویب مراجع ذیصلاح رساندهاند. بدیهی است با رسمیت یافتن استانداردهای وضعشده، روزبهروز بر مقبولیت آنها افزوده، و بیش از پیش مرجعیت بینالمللی خواهند یافت. ازاینرو هتلدارها در سراسر جهان، بیشتر تلاش خواهند کرد تا مؤلفهها را بر اساس همان استانداردهای تعیینشده ایجاد کنند و از این رهگذر، جهانگردان بیشتری را به سوی خود جذب کنند.
در آغاز کتاب، نظر خوانندگان محترم را به چند نکته جلب میکنم:
1) . ر.ک: مقالۀ «چالشهای كلیدی توسعۀ جهانگردی نوین در دوران تحول اقتصادی»، حمید ضرغام بروجنی، مرکز گردشگری علمی - فرهنگی دانشجویان ایران.
ندارد؛ اما حقیقت این است که پایبندی به اصول اخلاقی اسلام که با فطرت سلیم انسانی مطابقت کامل دارد، نه تنها دافعه ایجاد نمیکند، بلکه میتواند جذابیت بسیار بالایی پدید آورَد و گردشگران جهان را برای تجربۀ سفری دلچسب و متناسب با فرهنگ ایرانی و اخلاق اسلامی مشتاق سازد؛ بهویژه آنگاه که بدانند در دین مبین اسلام، پذیرایی مناسب از مهمان و مهماننوازی، یکی از مکارم اخلاق دهگانه دانسته شده(1)
و از نشانههای ایمان است(2)و بر این سجیۀ اخلاقی در سخنان پیشوایان معصوم بارها تأکید شده است. همچنین آنگاه که بدانند در برخی روایات به نقل از حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) پذیرایی از مهمان، عامل یا راهنمای ورود به بهشت الهی دانسته شده است(3)و نیز در جملهای زیبا، پذیرایی از مهمان بهای رهایی از آتش دوزخ شمرده و گفته شده است:
«مَن ذَبَحَ لِضَیفِهِ ذَبیحَةً، كانَت فِداهُ مِنَ النّارِ: (4)هر کس برای پذیرایی از مهمانش حیوانی ذبح کند، آن عمل بهای رهاییاش از دوزخ خواهد بود».
1) . دعائم الاسلام، ج2، ص106، ح340: «إنَّ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ إقراءُ الضَّیفِ».
2) . الكافی، ج6، ص283: «رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا یضِیفُ الضَّیفَ إِلَّا كُلُّ مُؤْمِنٍ: پذیرایى نمیكند از مهمان، مگر مؤمن».
3) . جامع الاخبار، ص378، ح1055: «رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الضَّیفُ دَلیلُ الجَنَّةِ: مهمان راهنمای بهشت است»؛ معجم الکبیر، ج12، ص106، ح12692: «مَن أقامَ الصَّلاةَ... وقَرى الضَّیفَ، دَخَلَ الجَنَّةَ: هر کس نماز را به پا دارد... و مهمان را پذیرایی کند، داخل بهشت خواهد شد».
4) . الضیافة فی الکتاب والسنة، ص26، ح33.
بنابراین ضروری است پژوهشی با هدف تبیین اصول اخلاقیِ میزبانی بر اساس آموزههای اخلاقی دین مبین اسلام انجام شود تا الگویی مناسب برای عمل به آن ایجاد شود و از این رهگذر الگوی هتلداری اسلامی نیز اقتباس گردد و جهانیان برای عمل به آن فراخوانده شوند. بیگمان ارائۀ الگوی میزبانی اسلامی برای هتلها و مهمانپذیرها در جهان اسلام و عامل بودن به آن، ضمن ایجاد مزیتِ نسبیِ مطلوب برای هتلها و مهمانپذیرهای کشورهای اسلامی، زمینۀ مناسبی برای جذب گردشگران خارجی فراهم میکند؛ بهویژه در کشور ایران که مهد یکی از قدیمیترین تمدنهای بشر به شمار میآید و آثار تاریخی و کهن بسیاری در آن برای علاقهمندانش وجود دارد و از طبیعتی شاخص و ممتاز سود میبرد.
این پژوهش تلاش کرده است با تبیین مبانی و اصول اخلاقیِ میزبانی اسلامی، اخلاق هتلداری مبتنی بر آموزههای اسلامی را کانون بحث و بررسی قرار دهد و در ضمن با طرح مهمترین مشکلات و مسائل هتلداری در یک کشور اسلامی، راهکارهایی برای رفع آن ارائه کند. ازاینرو فارغ از اینکه در جوامع غیردینی چه پژوهشهایی صورت گرفته و چه اصول و مبانی خاصی برای انجام این مسئولیت مد نظر قرار گرفته، تلاش خواهیم کرد دیدگاههای اسلام عزیز را با بیانی ساده و روان و به صورت مستند و مستدل ارائه کنیم؛ به این امید که در نهادینهسازی فرهنگ دینیِ میزبانی و پیرو آن، هتلداری، تأثیر شایستهای به جای گذارد و گامهای بعدی را در این مسیر هموار سازد.
همانگونه که اشاره شد، این پژوهش در صدد تبیین اخلاق
هتلداری مبتنی بر آموزههای اسلامی است. با این حال ممکن است اندکی از مطالب کتاب، در بعضی هتلهای خاص مانند هتلهای شهرهای زیارتی کاربرد نداشته باشد یا مورد ابتلا نباشد و در هتلهای شهرهای سیاحتی و تفریحی بیشتر به کار آید.
گاه به اقتضای بحث مجبور شدهایم برای تبیین مسئله و یا ارائۀ راهکار، با رویکردی فقهی بحث را دنبال کنیم؛ البته با عنایت به اینکه احکام شرع مقدس تابع مصالح و مفاسدی است که شارع مقدس آنها را لحاظکرده است.(1)ازاینرو احکام شرعی از منظر احکام اخلاقی نیز میتوانند مطرح باشند؛ زیرا علم اخلاق نیز از خوب و بد صفات، اعمال و رفتارها بحث میکند. یعنی عمل به حکم شرعی مطابق آنچه شارع مقدس فرموده، چون مصلحت به دنبال دارد، خوب است؛ پس اخلاقی نیز میتواند باشد. با این بیان، اگرچه از سرِ اجبار، در برخی موارد با نگاه فقهی به مسئله پرداختهایم، نمیتوان پذیرفت که از موضوع بحث خارج شدهایم.
در کتاب پیشِ رو، بنابر کوتاهگویی و موجزنویسی بوده است؛ هرچند سعی بر آن بوده که مجموعۀ اصول اخلاقی و رفتاری در میزبانی، کانون توجه قرار گیرد. اما از آنجا که برشمردن مجموعۀ مسئولیتهای اخلاقیِ کارگزاران
1) . البته بحث از مصالح و مفاسد در احکام شرعی اعم از احکام وضعی و تکلیفی، جزو مباحث دامنهدار و تخصصی است که تفصیل دربارۀ آن خارج از رسالت این اثر است. برای آشنایی با این بحث، خوانندۀ محترم را ارجاع میدهیم به منابع تخصصی آن، و از جمله مقالۀ «تبعیت احكام از مصالح و مفاسد»، نوشتۀ جعفر ساعدی، منتشرشده در فصلنامۀ فقه اهل بیت، شمارۀ 29.
هتل به تفکیک مسئولیتهایِ کاریِ کارگزاران، بر حجم اثر بسیار میافزود و به طرح تکراری برخی مسئولیتهای اخلاقیِ مشترک نیز میانجامید، از پیش گرفتن چنین روشی اجتناب شد. ازاینرو غالباً به ذکر چند نمونه از مصادیق مسئولیتها بسنده شد. با توجه به این دو نکته، از طریق تدریس این اثر توسط استاد میتوان بهرهمندیِ دانشجویان رشتۀ هتلداری را افزایش داد.
کتاب حاضر، ابتدا به اصول و مبانی میزبانی پرداخته است و سپس شیوهها و روشهای اخلاقیِ میزبانی و هتلداری را بیان خواهد کرد. پیشدرآمد این مباحث نیز کلیاتی دربارۀ تعریف کلیدواژهها، و مختصری دربارۀ جایگاه و اهمیت میزبانی در آموزههای دینی است.
محمد تقی سبحانی نیا
30/1/1396
در آغاز لازم است معنای واژگان کلیدی پژوهش ارائه شود. این واژگان عبارتاند از: اخلاق، علم اخلاق، اصول اخلاقی، سیر (سفر)، گردشگری، مهمان، اخلاق کاربردی، اخلاق میزبانی، اخلاق هتلداری، مسائل اخلاقیِ میزبانی و هتلداری.
«اخلاق» در لغت جمع «خُلُق» است. «خُلُق» از مادۀ «خ ل ق» دارای دو اصل است: 1. ملاسه الشیء: نرمی و صافی چیزی؛ 2. تقدیر الشیء: اندازه، هیئت و شکل چیزی.(1)
از تفحص در کتب لغت روشن میشود که واژۀ «خُلق» غالباً به معنای دوم یعنی «تقدیر الشیء» است و معنای اول چندان استعمال نمیشود. پس «اخلاق» هم که به معنای نصیب است، یعنی نصیب مقدر و مشخص و «رجل متخلق» یعنی شخصی که شکل و اندازهاش کامل است.این واژه، اسمی است برای سجیه و طبیعت انسان كه بر اساس آن آفریده شده و یا مطابق آن تربیت شده و شكل گرفته
1) . معجم مقائیس اللغه، مادۀ «خلق».
است.(1)«خُلق» و نیز «خُلُق» در مقایسه با «خَلق»، اگرچه از یك ریشه هستند، واژۀ «خَلق» به شكل و صورت ظاهری كه با چشم دیده میشود اطلاق میشود، و واژۀ «خُلق» به صفات و ویژگیهایی كه مربوط به باطن افراد است و با بصیرت، قابل درک.(2)به عبارت دیگر، صورت باطنی انسان و اوصاف و ویژگیهای اوست كه به منزلۀ شكل ظاهری برای روح او درآمده است و همانگونه كه شكل ظاهری ممكن است زیبا یا زشت باشد، روح او نیز ممكن است به واسطۀ خُلقیاتش زشت و زیبا، یا پسندیده و ناپسند باشد.(3)
برای واژۀ «اخلاق»، دو معنای اصطلاحی بیان شده است. بر اساس معنای اصطلاحی اول، اخلاق عبارت است از حالتی از نفس انسانی كه باعث میشود كارها و ویژگیهایش را بدون آنكه قصد یا توجه داشته باشد بروز دهد.(4)به عبارت دیگر، حالتی است كه در نفس انسان استوار شده و باعث میشود تا افعال و ویژگیهایش بدون فكر و تأمل و به صورت ملکه از او صادر شود.(5)همچنین در تعریف دیگری چنین آمده است كه اخلاق، آن صفات فطری یا اكتسابی است كه در وجود انسان استقرار یافته، در
نوع سلوك خوب و بدِ انسان دارای اثر است. برخی از این خُلقیات، پسندیده و برخی ناپسند است.(1)ابوعلی مسکویه در این خصوص مینویسد:
«الخلق حال للنفس داعیة لها إلی أفعالها من غیر فکر و لا رویة...».(2)
البته مراد از «حال» در این عبارت، همان «ملکه» است؛ همچنان که در چند سطر بعد به این لفظ تصریح میکند و از خود این عبارت هم مشخص است.
علامه مجلسی در تعریف اخلاق میگوید:
«الخلق بالضم ملکة للنفس یصدر عنها الفعل بسهولة...:(3)خُلق به ملکهای برای نفس انسان اطلاقمیشود که موجب میشود فعل بهآسانی از او صادر شود».
فیض کاشانی اخلاق را اینگونه تعریف میکند:
«الخلق عبارة عن هیئة راسخة فی النفس تصدر عنها الافعال بسهولة و یسر من غیر حاجة الی فکر و رویة...:(4)خُلق عبارت است از هیئتی که در نفس انسان ریشه دوانده، موجب صادر شدن فعل بهآسانی میشود، بی آنکه نیاز به فکر و تأملی باشد».
1) . الاخلاق الاسلامیة و اسسها، ج1، ص7: «صفة مستقرة فی النفس فطریة او مكتسبة ذات آثار فی السلوك محمودة او مذمومة، فالخلق منه ما هو محمود و منه ما هو مذموم».
2) . تهذیب الأخلاق [یا طهارة الأعراق]، ص36 و ر.ک: حقایق، ص54.
3) . بحارالانوار، ج67، باب 59، ص372، ذیل حدیث 18.
4) . الحقائق فی محاسن الاخلاق، تصحیح میانجی، ص54؛ المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تصحیح غفاری، ج5، ص95.
برخی دیگر در تعریف اخلاق گفتهاند: بر نفس انسان كیفیاتی عارض میشود كه پس از مدتی زایل میگردد كه آن را «حال» گویند.(1)
چنانچه این كیفیت نفسانی بر اثر عادت و یا عوامل دیگری ماندگار، و به كندی زایل شود به آن «ملكه» گویند.(2)آنگاه اگر این كیفیت نفسانی بدون فكر و بدون تكلّف در رفتار انسان منعكس شود،(3)
به آن «سَجیه» و یا «خُلق» میگویند. پس اخلاق انسان مجموعهای از خُلقیات و یا به عبارت بهتر، مجموعۀ ملکات هر فرد است كه معمولاً در رفتارش نمود بیرونی مییابد. ازاینرو در كتب لغت «خُلق» را به معنای طبع، سجایا و عادات نیز معنا كردهاند.(4)
در اینجا لازم است به چند نکته اشاره شود:
الف. واژۀ «اخلاق» از نظر لغوی دارای بار معنایی خاصی نیست؛ ازاینرو گاه به «نیك» و گاه به «بد» متصف میشود و در استعمالات این واژه تعابیری چون «اخلاق نیك»، «اخلاق بد»، «بداخلاق»، و «خوشاخلاق» شنیده میشود. البته در محاورات عامیانه برخی اوقات از واژۀ «اخلاق» فقط بار معنایی مثبت اراده شده، هنگام ارادۀ بار معنایی منفی، از تعابیری چون «ضد اخلاقی» و «غیراخلاقی» استفاده میشود.ب. گفتیم که اخلاق در اصطلاح به معنای صفات و ملکات نفسانی
است؛ اما باید توجه داشت که صفات و ملکاتی مورد نظر است که قابلیت اتصاف به خوب یا بد داشته باشند. یعنی اگر عادت یا ملکهای قابلیت اتصاف به خوبی یا بدی نداشته باشد، ذیل اخلاق قرار نمیگیرد. برای مثال کسی را که از سرِ عادت یا ملکه، هنگام سخن گفتن با دیگری، به بالا نگاه میکند یا چشمانش را میبندد، نمیتوان بداخلاق یا خوشاخلاق دانست؛ زیرا چنین ملکهای به خوب یا بد متصف نمیشود و در اخلاق فرد تأثیری ندارد.
پ. هر علم موضوعی دارد و موضوع، آن چیزی است که تمام مسائل آن علم دربارۀ آن بحث میکند؛ همانند نقطۀ محوری که اشیای دیگر گرد آن میچرخند. با این بیان، موضوع علم اخلاق، نفس ناطقه و جان آدمی است ازآنرو که به صفاتی با قابلیت ارزشگذاریِ مثبت یا منفی متصف است و به تبعیت از آن صفات، افعالى اعم از نیک یا بد از او صادر میشود.
ت. اگرچه اخلاق ناظر به صفات فرد است، باید توجه داشت که هر صفت به واسطۀ تکرار رفتاری متناسب با آن صفت به وجود آمده، در ضمیر صاحب آن رفتار نهادینه میشود. همچنین اگر صفتی به عنوان سجیه و خُلق شناخته شد، رفتاری متناسب با آن صفت از صاحب آن صفت صادر میشود. ازاینرو رفتارها، هم بهوجودآورندۀ صفاتاند و هم پس از آنکه صفتی را به وجود آوردند، آن صفت به واسطۀ رفتارهای بعدی تجلی مییابد. بنابراین میتوان گفت در علم اخلاق علاوه بر بررسی صفات و ملاکات انسانی، رفتارهای اختیاری انسان نیز مورد بحث قرار میگیرد؛ البته رفتارهایی که قابلیت ارزشگذاری به خوب یا بد را داراست.
بنابراین بین صفات نیک و بد و رفتارهای پسندیده و ناپسند، رابطۀ وثیقی وجود دارد و محل بحث دربارۀ آن دو، علم اخلاق است.
ث. با توجه به آنچه بیان شد، گاه در پژوهشهای اخلاقی از رفتارهای نیک و بد بحث میشود، بی آنکه آن رفتارها به صفت یا خُلق تبدیل شده باشند. یعنی همین که رفتاری اختیاری باشد و قابلیت ارزشگذاریِ مثبت یا منفی را دارا باشد، در پژوهشهای اخلاقی میتوان از آن سخن گفت.
برای «علم اخلاق» تعریفهای متعددی بیان شده است؛ از جمله آن تعریفی که مرحوم نراقی در کتاب جامع السعادات بیان کرده است: «علم اخلاق دانش صفات (ملکات) مهلکه و منجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجاتبخش، و رهایی از صفات هلاککننده است».(1)
بدیهی است وقتی از چگونگی اتصاف به صفات نیک و رهایی از صفات بد سخن به میان میآید، سخن گفتن از رفتارها نیز جدی میشود؛ زیرا فقط از طریق رفتار و تکرار آن است که میتوان به یک صفت اخلاقی متصف شد و آن را در وجود خویش نهادینه ساخت و یا از یک صفت اخلاقی ناپسند رهایی یافت و آن ملکه را بر اثر تمرین از خود دور کرد. به علاوه، صفات اخلاقی درونیاند و راهِ نمایان شدن آن صفات از
1) . جامع السعادات، ج1، ص34.
طریق رفتار است. نتیجه آنکه رفتارها، یا صفات اخلاقی را پدید میآورند و یا از وجود یک صفت اخلاقی خبر میدهند. بنابراین همان گونه که صفات اخلاقی قابل اتصاف به خوب و بد هستند، رفتارهای اختیاریِ متناسب با آن صفات نیز به خوب و بد متصف میشوند.
لغتشناسان «مبانی» را جمع مبنی به معنای «مایبنی علیه» یا بنیاد، شالوده، بنیان، اساس، پایه و ریشه دانستهاند. بر پایۀ مبانی، نظامهای اخلاقی، سیاسی، حقوقی یا اقتصادی شکل میگیرند و مقررات بر اساس آن مبانی وضع میشوند به گونهای که هیچیک از مقررات وضعشده نباید با آن مبانی ناسازگار باشد. بر این اساس منظور از مبانی، آن بنیادهای فکری است که حضور، تفطن و باور به آنها در نوع برداشت از مفاهیم و ارزشها، و نیز مستقیماً در وضع احکام و قوانین تأثیری قطعی و انکارناپذیر خواهد داشت. با این بیان میتوان گفت که ویژگی مبانی آن است که غالباً از فراگیری و کلیتی وسیعتر از احکام و قوانین یک حوزۀ خاص برخوردارند.
به هر تقدیر فارغ از اینکه چند معنا برای «مبنا» بیان شده است، نگارنده این کلمه را با توجه به معنای لغوی آن به معنای «باورهای بنیادینی که در قالب مجموعهای از قضایا، بخشی از مبادی تصدیقی یک علم را تشکیل میدهند» میداند. به تعبیر دیگر مبانی از وقایعی که «هست» سخن میگویند. پس در بحث مورد نظر ما مبانی به باورها و
اعتقاداتی گفته میشود که از واقعیتهای مرتبط با اخلاق میزبانی سخن میگویند.
نکتۀ پایانی دربارۀ مبنا، توجه به کارکرد آن است. همانگونه که اشاره شد، هنگام وضع قانون، طرح نظریه و یا جعل حکم حضور و توجه به مبانی ضروری است و قوانین و نظریهها و احکام میبایست با آن مبانی سنجیده شده، سازگار باشند؛ در غیر این صورت مورد تأیید نخواهند بود. ازاینرو مبانی غالباً جزو مقوم نظریهها به شمار نمیآیند، هرچند تأثیری مستقیم و یا غیرمستقیم در آنها دارند. به بیان دیگر، مبانی، خطکش یا شاقول تولید نظریه هستند و بر اساس آنها نظریه شکل میگیرد. اما اصول، به مجموعهای از قواعد و دستورالعملهایی گفته میشود که مبتنی بر مبانی هستند و نقش راهنمای عملی برای نیل به مقصود را ایفا میکنند. به عبارت دیگر با مبانی، از «چگونه هست» مطلع میشویم و با اصول، از اینكه «چگونه باید باشد» آگاه میشویم. بر این اساس اصول اخلاقی با توجه به مبانی تدوین میشوند و با آنها در تعارض یا تضاد نیستند. ازاینرو اگر بخواهیم اصول را تغییر دهیم، باید مبانی تغییر کند و تا زمانی که مبانی ثابت است، اصول نیز پابرجا خواهد ماند؛ اگرچه میتوان از دل مبانی، اصول متعدد استخراج کرد و یا بر تعداد مبانی و باورهای خود در خصوص یک موضوع افزود که به تبعیت از آن میتوان بر تعداد اصول نیز افزود.
با این توضیح، مبانیِ اخلاقی به مجموعهای از باورهای بنیادین اخلاقی گفته میشود که با توجه به آموزههای دینی واقعیت داشته
باشند. این واقعیتها اساس و شیرازهای است که اصول اخلاقی و نیز مباحث دیگر بر آن استوار میشود.
به دنبال مبانی مورد نظر، اصول اخلاقی در موضوع میزبانی که مبتنی بر تعالیم اسلامی است مطرح خواهد شد؛ اصولی که بیانگر رفتارهای مطلوب و بایدهایی است که در میزبانی اسلامی میبایست مطابق با آن اصول، رفتار شود. این اصول کلی که برای رفتارهای جزئی در موارد خاص راهگشا و راهنماست، موجب خواهد شد میزبانیِ اسلامی در همۀ ابعاد و از سوی همۀ میزبانان و کارگزاران قابل اجرا باشد.
کلمۀ «سیر» که مترادف با «سفر» است، درلغت به معنای رفتن، گذشتن و گردش كردن در زمین و رفتن در شب و روز است. سفر کردن که لازمهاش سیر و حرکت است، به معنای طی کردن مسافتی برای رسیدن به مکان یا شهری دیگر است. این دو واژه اگرچه در اصل، عربی هستند، در فارسی نیز استعمال شده و معادل دیگری ندارند.
در اصطلاح نیز به معنای حركت از یک مکان به عنوان مبدأ یا نقطۀ آغازین، به سوی مکانی دیگر به عنوان مقصد یا نقطۀ پایان است. در سفر، مسیر کوتاه یا طولانی و گذر از منازل مختلف اتفاق میافتد. امروزه بسیاری از سفرها توسط افرادی که آنها را جهانگرد یا توریست میخوانند انجام میشود.
از مترادفهای «سیر» میتوان به برخی واژههای دیگر مانند
«سیاحت»، «سری»، «ضرب»، «نفر»، «رحل»، «هجرت» اشاره کرد.
گردشگر(1)
در لغت، به کسی که برای گردش و تماشای دیدنیها به جایی سفر کند «گردشگر» میگویند و معادل عربی آن «سیاح» و معادل انگلیسی آن «توریست» است.(2)
در اصطلاح، برای گردشگر تعاریف بعضاً متفاوتی بیان شده است. برخی از این تعاریف به شرح ذیل است:
فرد یا افرادی که به مکانی غیر از مکان عادی زندگی خود مسافرت و حداقل یک شب و حداکثر یک سال در آنجا اقامت میکنند و هدف از مسافرت آنان نیز گذراندن اوقات فراغت است، توریست یا گردشگر گفته میشود، مشروط به آنکه اهدافی نظیر اشتغال و کسب درآمد نداشته باشد.(3)
به نقل از سایت دانشنامۀ آزاد ویکی پدیا،20/1/95.
به نقل از پایگاه سازمان جهانی جهانگردی، توریسم(4)پدیدهای اجتماعی، فرهنگی و تجاری بوده، که مستلزم جابهجایی مردم به مکانی غیر از محل سکونت و کار خود است.
بر اساس تعریف بینالمللی، «توریست کسی است که به منظور تفریح، بازدید از نقاط دیدنی، معالجه، تجارت، ورزش و زیارت به کشور دیگری
سفر کند، مشروط بر اینکه مدت اقامت او از 24 ساعت کمتر و از 6 ماه بیشتر نباشد و در فاصلهای کمتر از 70 کیلومتر انجام نگیرد».(1)
همچنین در تعریف گردشگری، میتوان به تعریف فنی اشاره کرد که توسط سازمان جهانی گردشگری (WTO) ارائه گردیده است. در این تعریف آمده است:
«گردشگری عبارت است از فعالیتهای افرادی که برای استراحت، کار و دیگر دلایل، به خارج از محیط سکونت معمول خویش سفر کرده و حداکثر برای یک سال متوالی در آنجا اقامت میکنند».(2)
بنابراین در تعریف گردشگر چند نکتۀ محوری موضوعیت دارد:
طی کردن مسافت، که بر اساس برخی دیدگاه ها حداقل باید بیش از 70 کیلومتر یا 50 مایل باشد؛
مدت اقامت که حداقل یک روز و حداکثر یک سال تعیین شده است؛
سفری که به قصدی به جز کار و کسب درآمد انجام شود. پس آنگاه که هدف از سفر، کار و درآمد نباشد، اهداف متعدد دیگری خواهد داشت که انواع گردشگری را تشکیل میدهد.(3)ازاینرو گردشگری بر اساس هدف به تفریحی، درمانی، فرهنگی و آموزشی، ورزشی، مذهبی و زیارتی، بازرگانی و سیاسی تقسیم میشود.
مهمان(1)«مهمان» یا «میهمان» در لغت به کسی گفته میشود که بر دیگری وارد شود و از او با طعام و دیگر وسائل پذیرایی میشود.(2)
در فرهنگ فارسی معین به کسی که به خانۀ کسی دیگر برود و پذیرایی شود و یا به آن که از سوی دیگری دعوت شود و مورد پذیرایی قرار گیرد، مهمان گفته شده است.(3)
در لغتنامۀ دیگر، کسی را که به خانۀ دیگری میرود و در آنجا از او پذیرایی میکنند، و یا کسی که در هتل، مهمانخانه، مسافرخانه، و مانند آن اقامت دارد مهمان گویند.(4)
میزبان(5)
دهخدا در بیان معنای این واژه مینویسد:
«ضیافتکننده و مهمانیکننده و آنکه مهمانی میکند و طعام میخوراند و صاحب خانه و رئیس جشن و مهمانی».
وی همچنین اضافه میکند: «میز به معنی مهمان باشد و میزبان شخصی بود که مهمانی کند». دهخدا در بیان وجه تسمیۀ میزبان می نویسد: «چه، لفظ "میز" به معنی اسباب ضیافت و کرسی طعام است و
کلمۀ "بان" به معنی دارنده».(1)
همچنین در فرهنگ معین نیز میزبان را کسی میداند که از مهمان پذیرایی میکند.(2)
در فرهنگ عمید میزبان با یک کلمه، «مهماندار» معنا شده است.(3)
تاکنون تعاریف متعددی برای اخلاق کاربردی بیان شده است، اما یکی از تعاریف معروف برای این اصطلاح، عبارت است از: «کاربرد نظریهای اخلاقی کلی در مسائل اخلاقی با بیطرفی کامل در حل مسائل».(4)به طور کلی پیشرفت جامعه در ابعاد مختلف بهویژه در بعد فناوری و نیز اقتضائات جدید موجب ایجاد مسائل جدید و چالشهای نو در موضوع اخلاق میگردد و اخلاق کاربردی در صدد ارائۀ راهکاری اخلاقی برای چالش موجود از طریق بهرهگیری از نظریههای اخلاقی و کاربست احکام و قواعد عام اخلاقی خواهد بود. به عبارت دیگر رسالت اخلاق كاربردی فقط توصیف هنجارها و ناهنجاریهای اخلاقی نیست، بلكه تحلیل، حل مسائل از طریق استنباط احکام اخلاقی به کمک قواعد عام اخلاقی و نیز اقتضائات و تجارب محیطی، مسئولیت اصلی اخلاق کاربردی است.
بنابراین در اخلاق کاربردی فعالیت فلسفی و استدلال، و در نهایت استنباط حکم یا راه حل اتفاق میافتد.
اما به نظر میرسد علاوه بر در نظر گرفتن رسالت حل مسائل اخلاقی برای اخلاق کاربردی، بیان مسئولیتهای اخلاق مربوط به یک حوزۀ خاص نیز از وظایف اخلاق کاربردی است. این ادعا از آنجا قابل اثبات است که حل مسائل اخلاق مربوط به یک حوزۀ خاص و صدور حکم اخلاقی برای مسائل مذکور، در نهایت تبدیل میشود به احکام اخلاقی یک حوزۀ خاص که تبیینکنندۀ مسئولیتهای اخلاقی آن حوزه به شمار میرود. برای مثال وقتی تعداد قابل توجهی از مسائل اخلاقی در موضوع نگهداری حیوانات مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، با استفاده از قواعد عام و نیز اقتضائات موجود به صدور حکم اخلاقی منجر میشود، این احکام در کنار هم مسئولیتهای اخلاقی فرد را در نگهداری حیوانات تبیین کرده است.
به علاوه، صاحبنظران در بیان پیشینۀ اخلاق کاربردی از آثاری یاد میکنند که مجموعهای از مسئولیتهای اخلاقی یک حوزه یا حرفۀ خاص را تبیین کرده است؛ آثاری که به مسئولیتهای حوزههای تجارت، پزشکی، محیط زیست،تعلیم و تعلم و حکمرانی و امثال آن پرداخته است.(1)
بنابراین هر مسئلۀ اخلاقی پس از بررسی و تحلیل، به صدور حکم
1) . ر.ک: همان، ص54-56.
اخلاقی انجامیده، مجموعۀ احکام صادره بیانکنندۀ احکام اخلاقی در یک حوزه یا حرفۀ خاص خواهد شد. شاید به این دلیل است که برخی بین اخلاق کاربردی و اخلاق حرفهای تمایز چندانی قایل نشدهاند.
البته اگر اخلاق حرفهای را اخلاق مربوط به یک حوزه یا حرفۀ خاص بدانیم و رسالت اخلاق کاربردی را فقط در تحلیل و بررسی مسائل اخلاقی به شمار آوریم، در این صورت میان اخلاق حرفهای و اخلاق کاربردی دوگانگی کاملی ایجاد خواهد شد. در این صورت اخلاق کاربردی که تحلیلی و استدلالی است و فقط به مسائل و چالشهای اخلاقی میپردازد، میتواند ذیل شاخۀ فرا اخلاق قرار گیرد و یا به عنوان شاخهای مستقل از علم اخلاق به شمار آید؛ اما اخلاق حرفهای که وظیفۀ تبیین مسئولیتهای اخلاقی در حِرَف و مشاغل گوناگون و همچنین سازمانها و محیطهای خاص مانند مسجد، همسایگی و هتلداری را بر عهده دارد، ذیل اخلاق هنجاری جای خواهد گرفت.(1)
با توجه به معنای مفردات پیشگفته، دربارۀ دو واژۀ «اخلاق» و «میزبان» روشن است که مقصود از «اخلاق میزبانی» مجموعۀ صفات و رفتارهای اخلاقی و پسندیدهای است که میزبان در ارتباط با مهمان و مجلس مهمانی میبایست به آنها پایبند باشد و رعایت کند. به بیان دیگر
1) .ر.ک: شریفی، احمدحسین، «چیستی اخلاق كاربردی»، مجله معرفت اخلاقی، ش 7، ص83 - 90.
مقصود ما از اخلاق میزبانی همان رفتارهای اختیاری دارای ارزش مثبت یا منفی میزبان است که در ارتباط با مهمان از او صادر میشود؛ فارغ از اینکه، آن رفتارِ برخوردار از ارزش به صفت اخلاقی برای فاعلش تبدیل شده است یا نه. بنابراین ما در اخلاق میزبانی به دنبال تبیین رفتارهای ارزشی کارگزاران هتل هستیم؛ رفتارهایی که در ارتباط با مهمانان و یا همکاران خود در هتل انجام میدهند.گفتنی است وقتی سخن از اخلاق میزبانی با رویکرد دینی و با توجه به اصول و ارزشهای اخلاق اسلامی به میان میآید، مقصود از آن اصطلاح، محدود به اخلاق برگرفته از منابع اسلامی خواهد بود. البته در رویکرد اسلامی، منابع استنباط احکام اخلاقی شامل عقل، قرآن و سنت است. ازاینرو ارزشهای اخلاقی، مبتنی بر منابع مذکور بوده، امور دیگری همچون عرف و فرهنگ، تا زمانی که با ارزشهای برگرفته از سه منبع پیشگفته سازگاری نداشته باشد، نمیتواند نقش تأثیرگذاری در تبیین ارزشهای اخلاق اسلامی داشته باشد.
امروزه هتلداری به حرفهای بسیار مؤثر در اقتصاد کشورها تبدیل شده است. ازاینرو از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده، استانداردهای متعددی در ارتباط با هتلداری تدوین شده است. اخلاق هتلداری نیز یکی از شاخههای مهم علمی است که برای موفقیت در این حرفه آگاهی از آن و پایبندی به آموزههای آن ضرورتی اجتنابناپذیر دارد. شاید اخلاق
حرفهایِ این شغل با اخلاق میزبانی قرابت زیاد و اشتراکات فراوانی داشته باشد، امابی شک تفاوتهایی نیز بین آن دو متصور است؛ چون افرادی که برای مدتی در هتلی اقامت میکنند، از یک منظر مهماناند، اما از منظر دیگر مسافر و از منظری دیگر مشتری قلمداد میشوند. همچنین رفتارهای کارگزاران هتل با یکدیگر نیز ذیل اخلاق هتلداری مطرح است، نه ذیل میزبانی. با این حال تفکیک این رفتارها به دلیل پیوستگی زیاد آن دشوار است و گاهی موجه نیست. ازاینرو نگارنده در موضوع مورد بحث، صدور فعل شایسته و پسندیده از میزبان و کارگزار هتل را مورد بررسی قرار میدهد، خواه در ارتباط با مهمان هتل باشد و خواه در ارتباط با همکارانش؛ همچنین خواه این عمل برای آنان به صورت ملکه درآمده باشد و یا هنوز رفتاری بیش نباشد؛ رفتاری که بهزحمت از فاعلش صادر شده و هنوز به ملکه تبدیل نشده است.
در جهان معاصر برخی کشورهای پیشتاز در امر میزبانی و هتلداری که در پذیرش گردشگر سرآمدِ دیگر کشورها هستند،استانداردهایی را برای اخلاق میزبانی در هتل وضع کردهاند و امروزه استانداردهای مورد پذیرش سازمانها و مراکز رسمی در هتلداری، معیار قرار گرفته است.
در این میان برخی از ملاکهای اخلاقیِ تعیینشده، با آنچه در آموزههای اسلامی پذیرفته شده است سازگاری ندارد. اینجاست که تعارضها یا تزاحمهایی به وجود میآید که البته برای رفع این تزاحمات و
تعارضات میبایست راهکارهای مناسبی ارائه گردد. این تزاحمات یا تعارضات، مشکلاتی را برای هتلداران به وجود میآورد و این مشکلات باید به صورت نظری از سوی پژوهشگران مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و راهکارهای مناسب و اخلاقی برای برطرف شدن آن ارائه شود. بر این اساس مشکل پیش رو توسط پژوهشگران به یک یا چند مسئلۀ نظری تبدیل، و سپس راهکارهای علمی مناسب برای آن استتنباط و پیشنهاد میشود. برای مثال گاه اهتمام به رعایت برخی اصول اخلاقی مانند اصل حرمت و کرامت نفس انسانی و اصل پایبندی به حریم خصوصی افراد بهویژه مهمانان موجب خواهد شد تا اصول دیگری مانند اصل پاسداری از امنیت اجتماعی و یا اصل امر به معروف و نهی از منکر نقض شود. تزاحم این گونه اصول با یکدیگر هنگام پذیرایی از مهمانان، از جمله مشکلاتی است که در حوزۀ اخلاق میزبانی و هتلداری نمایان میشود و رفع آن و ارائۀ راهکار مناسب برای هریک، از جمله وظایف متخصصان در عرصۀ اخلاق کاربردی است که در این قبیل پژوهشها میبایست به آنها پرداخته شود.
ممکن است اشکال شود که توصیه به تکریم مهمان در آموزههای دینی، ناظر به مهمانی است که به خانه وارد شود، نه مهمانی که در حقیقت مسافر است و به هتل وارد میشود. پس متون رواییِ ناظر به تکریم و پذیرایی از مهمان شامل مسافر هتل نمیشود.
در پاسخ باید گفت که اگر تکریم و پذیرایی از مهمانی که به منزل صاحبخانه وارد میشود و هزینۀ اقامت خود را نمیپردازد، لازم و از
وظایف اخلاقی مؤکَّد به شمار میرود و حق اوست، تکریم و پذیراییِ کسی که هزینۀ اسکان، غذا و خدماتی را که به او ارائه میشود میپردازد، به طریق اولی لازم و ضروری است و کوتاهی در پذیرایی از او و کم گذاشتن از آن جفا و ستم در حقش به شمار خواهد آمد. بنابراین، انسان واردشده به هتل برای اقامت، با مهمان واردشده به منزل، از این حیث متفاوت است که تکریم و پذیرایی مهمان هتل از ضرورت بیشتری برخوردار بوده، بهعنوان تکلیف شرعی و اخلاقی به شمار خواهد آمد؛ زیرا وجه اشتراک دو فرد مذکور این است که هر دو به جایی وارد شدهاند و قصد اقامتی موقت دارند. پس اگر مقصود از مهمان، چنین فردی باشد، هر دو مهماناند. حال اگر تکریم فرد نخست که وارد خانۀ دیگری شده و مکان اقامت و خوراک او بر عهدۀ صاحبخانه است، لازم و مفروض است، تکریم کسی که زحمت کمتری برای میزبان خود دارد و تمام هزینههایش را هم پرداخت میکند و برای میزبان خود منافع مادی به دنبال دارد، از اولویت بیشتر و بالاتری برخوردار است. امام باقر (علیه السلام) به نقل از پدرانش از قول پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:
«اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلْدَةً فَهُوَ ضَیْفٌ عَلی مَن بِها مِنْ اَهلِ دینهِ، حَتّی یَرْحَلَ عَنْهُم:(1)هرگاه کسی وارد شهری شد، او مهمانِ همدینان خودش در آن شهر است، تا آنکه آنجا را ترک کند».
بنابراین به اقتضای آموزههای اسلامی و نیز بر اساس حکم عقل، تازهواردان به شهر و دیار که برای مدت کوتاهی در آنجا اقامت میگزینند،
1) . بحارالانوار (بیروت)، ج72، ص462؛ وسائل الشیعة، ج24، ص313.
حکم مهمان دارند و پیشبینیِ وسایل رفاه و آسایش و نیز پذیرایی از آنان ضروری و در راستای اخلاق اسلامی است، حتی اگر از طریق تأسیس هتل و مهمانپذیر باشد؛ بهویژه اگر تعداد مهمانان یا مسافران زیاد باشد و پذیرش آنها جز از طریق هتلها و واحدهای اقامتی امکانپذیر نباشد.
یکی از پرسشهای قابل طرح این است که آیا میتوان کسانی را که مدتی در هتل اقامت میکنند، مهمان دانست؟ میدانیم که این افراد غالباً مسافرند و البته اگر مسافر هم نباشند، برای صاحبان هتل بیش از آنکه مهمان به شمار آیند مشتری تلقی میشوند. ازاینرو چرا باید آنان را مشتری نخواند و مهمان به شمار آورد؟
به نظر میرسد به افرادی که برای اقامت به هتلها یا واحدهای اقامتی وارد میشوند، از سه منظر میتوان نگریست: نخست از این منظر که به مکان غریبی برای اقامت کوتاهمدت وارد شدهاند و انتظار پذیرایی دارند. به این افراد «مهمان» گفته میشود. البته در این صورت صاحب مکان اقامتی، مسئولیت پذیرایی از آنان را بر عهدهخواهد داشت.
نگاه دوم از این منظر که هزینۀ اقامت و خدماتی را که به آنان ارائه میشود به طور کامل پرداخت میکنند. این افراد «مشتری» شمرده میشوند. البته شاید از این منظر بتوان آنها را نوعی «مستأجر» نیز خواند. مشتری یا مستأجر، هریک که به شمار آیند، ازآنروست که کالا و یا خدماتی را دریافت کرده، وجه آن را میپردازند و موجب درآمدزایی
میشوند.
سومین نگاه این است که چون غالباً از شهر و دیار دیگری برای اقامت به هتلها و مهمانپذیرها میروند «مسافر» نیز خوانده میشوند. البته مسافر بودن یا نبودن آنان برای صاحبان اماکن اقامتی تفاوتی ندارد؛ زیرا در هر صورت کارگزاران این اماکن میبایست خدمات خود را ارائه کنند. اما گرچه آنان هزینههای کالا و خدمات دریافتی خود را پرداخت میکنند، از این منظر که به مکانی وارد شدهاند و انتظار پذیرایی مناسب دارند مهمان خوانده میشوند و جمعِ ویژگیِ مهمان بودن با ویژگیِ مشتری بودن منافاتی ندارد. ازاینرو هم مهماناند و هم مشتری: مهماناند پس پذیراییِ مناسب از آنان لازم و ضروری است؛ مشتری هستند، چون میبایست هزینههای لازم را پرداخت کنند.
نکتۀ حایز اهمیت این است که لزوم پذیرایی مناسب از مهمانان واحدهای اقامتی، ضرورتِ آگاهی هتلداران و کارگزاران آنان از اصول اخلاقیِ میزبانی و نیز هتلداری را آشکار میسازد. بر این اساس بر هتلداران و کارگزاران هتلهاست که برای پاسداشت جایگاه و شأن مهمانان خود، و نیز برای محافظت از حیثیت و آبروی ملّی خویش به اصول اخلاق میزبانی واقف، و به پایبندی به آن اصول متعهد باشند. این امر نه تنها در جهت پاسداری از مصالح ملی و نیز حفظ جایگاه انسانی میزبانان خواهد بود، بلکه ضرورتی در راستای گرامیداشت شخصیت مهمانان و احقاق حقوق آنان است؛ حقیقتی که در تعالیم اخلاقی اسلام کوتاهی و اهمال در انجام آن، ستمگری در حق مهمان خوانده شده است و این حق به مهمان
داده شده که در این مورد از میزبانان خود شکایت کند و عیب آنان را فاشسازد. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیۀ <لا یحب الله الجهر بالسوء من القول لا من ظلم>(1)میفرماید:
«هر کس مهمانی را دعوت کند و از او خوب پذیرایی نکند، مهمان از کسانی است که در حقش ظلم و ستم شده و اگر دربارۀ سختیهایی که به او گذشته چیزی بگوید، گناهی نکرده است».(2)
البته هتلها منزل مسکونی نیستند و فقط مکانی برای اقامت به شمار میروند و هتلداران نیز با توجه به تفاوتشان با میزبانان، علاوه بر آگاهی و پایبندی به اصول اخلاقی میزبانی، باید به اصول اخلاقی هتلداری نیز واقف و بدان عامل باشند؛ حقیقتی که هتلداری را به مثابۀ حرفهای تخصصی در جهان شناسانده است.
به هر تقدیر انتظار میرود میزبانان و بهویژه هتلداران با رعایت استانداردهای اخلاقی و رفتاریِ مناسب در جلب رضایت مهمانان یا مستأجران خود، موفقیت مطلوبی تحصیل کنند و از این منظر در جهت ترویج و تثبیت اصول اخلاقی مبتنی بر آموزههای قرآنی و حدیثی مؤثر بوده، الگوی مناسبی را برای اخلاق میزبانی اسلامی فعلیت بخشند.
انسان موجودی اجتماعی است و سهولت گذران امور او و نیل به خواستهایش در گرو برقراری ارتباط با همنوعان و ملتزم شدن به لوازم زندگی اجتماعی است. برای زندگی اجتماعی چارهای جز برقراری ارتباط با همنوعان نیست. البته ارتباطات انسان در چهار حوزۀ «ارتباط با خدا»، «ارتباط با خود»، «ارتباط با همنوعان» و «ارتباط با آفرینش و محیط پیرامون» خلاصه میشود. در این میان ارتباط با دو قسم اخیر، یعنی با همنوع و محیط پیرامون، از یک منظر اهمیت بسیار بالایی دارد؛ زیرا ادامۀ حیات انسان و برطرف شدن نیازها و حوائجش جز از مسیر برقراری ارتباط با همنوعان و محیط پیرامونش امکانپذیر نیست. بر این اساس میبایست راه برقراری ارتباطی سالم و صحیح را بیاموزد تا از این طریق مسیر رفع نیازهایش کوتاه و آسان، و دستیابی به اهداف برای او سهل گردد. اما نیازهای انسان را در دنیا به چهار دسته میتوان تقسیم کرد:
از ملموسترین نیازهای انسان، نیازهای مادی اوست. این دسته از
نیازها - که بسیار متنوع هستند - زودتر خود را نمایان میکنند و زندگی اغلب انسانها را سریعتر تحت تأثیر خود قرار میدهند. چه بسیار انسانهایی که این نیازها را سرلوحۀ همه نیازهای خود دانسته، بیشترین اهتمام خویش را برای مرتفع ساختن آن مصروف میدارند. شاید بتوان به برخی متون دینی نیز برای اهمیت این نوع نیاز اشاره کرد. روایاتی نظیر حدیث شریف نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم)که میفرماید: «نزدیک است که سرانجام، فقر به کفر ختم شود»(1)نمایندۀ خوبی برای این باور خواهد بود.
به هر تقدیر انسان برای رفع نیازمندیهای مادی خود تلاش بسیار میکند و خود را به سختی میافکند تا در آینده بتواند از محصول تلاش خویش خوشهچینی کند و زندگی مرفه و بدون مشکل برای خود و خانوادهاش فراهم آورد. انواع کار و تجارت و نیز تحصیل و کسب دانش و تجربه که امکان برخورداری از منافع دنیوی اعم از درآمد مطلوب و یا موقعیت اجتماعی خوب را فراهم میسازد، از جملۀ این نیازمندیهاست و هر اقدامی از جمله سفر برای تأمین معاش از راه حلال در مکتب اسلام رفتاری ارزشمند و در ردیف جهاد در راه خدا دانسته شده است. خداوند در قرآن کریم دربارۀ جواز سفر برای اغراض مادّی و معیشتی فرموده است:
«هوَ الذّى جَعَلَ لَکُمُ الاَرضُ ذَلُولاً فَامْشُوا فى مَناکِبِها و کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ:(2)
او آن خدایى است که زمین را براى شما نرم و هموار گردانید. پس شما در پستىها و بلندىهاى آن حرکت کنید و روزىِ او را خورید».
این دسته از نیازها نیز از جمله نیازهای آدمی است. نیاز به كسب محبوبیت در جامعه و رهایی از تنهایی، و ارضای احساسات و عواطف انسانی در این دسته از نیازها جای میگیرد. همچنین برخورداری از همنشین صمیمی و همدمی که سخن انسان را بشنود، با او همدردی کند و به او تسلی بخشد و در سختیها او را تنها نگذارد و تکیهگاه او به شمار آید، از موهبتهای مهمی است که برخوردار بودن از آن، آرزوی هر خردمندی است.
بهرهمندی از دیدگاههای مشورتی، علم و دانش، تجارب و خیرخواهیهای همنوعان، نیاز به دعا و نیز شفاعت برخی از شخصیتهای برجسته، همچنین کسب فیض و نورانیت، قسمتی از اعتقادات قشر وسیعی از مردم را تشکیل داده، از جملهنیازهای علمی یا معنوی آنها به شمار میرود. رفع این دسته از نیازها از طریق ایجاد ارتباط با برخی همنوعان و گاه از طریق حضور در اماکن خاص همچون مراکز آموزشی یا زیارتی، بیشتر و بهتر حاصل میشود. اگرچه ممکن است این دسته از نیازها به اندازۀ نیازهای مادی برجسته و حیاتی به نظر نرسند، بیشک پاسخگویی به آنها میتواند در موفقیت و کامیابیهای آدمی نقش مهمتری را در مقایسه با ارضای نیازهای دستۀ نخست ایفا کند؛ زیرا مساعدت و دستگیری فکری موجب رشد و بالندگی شده، در
نتیجه ارزشمندتر به شمار خواهد آمد.
علاوه بر این نیازمندیها، نیاز به حُسن آخرت و سعادتمندی اخروی نیز از برترین نیازمندیهای هر انسان است که بدون توجه به برقراری ارتباط با حوزههای چهارگانۀ فوق امکانپذیر نخواهد بود. ازاینرو در سخنی گرانسنگ از امام صادق (علیه السلام) به انواع نیازمندیهای انسان در قالب دو نیاز دنیوی و اخروی تصرح شده است و ضمن سفارش به تلاش برای افزودن بر تعداد دوستان، به آنها اشاره شده است. امام (علیه السلام) در این حدیث زیبا فرموده است:
«اَكثِروُا مِنَ الاَصدِقاءِ فی الدُّنیا فَاِنَّهُم ینفَعُونَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَةِ، اَمَّا الدُّنیا فَحَوائِجٌ یقومُونَ بِها، وَ اَمَّا الاخِرَةِ فَاِنَّ اَهلَ جَهنَّمَ قالوا فَما لَنَا مِن شافِعینَ وَ لا صَدیقٌ حَمیمٌ:(1)در دنیا دوستان زیادی انتخاب كنید؛ زیرا آنها در دنیا و آخرت به شما نفع میرسانند؛ اما نفع دنیوی، نیازهایی است كه آنها برطرف میكنند، و [نشانۀ] نفع اخروی آنها این است كه اهل جهنم میگویند [افسوس] كه ما شفاعتكننده و دوست صمیمی نداشتیم».
اکنون که دانستیم آدمی، با انواع نیازمندیها عجین است، از خود میپرسیم آیا رفع این نیازها جز از طریق برقراری ارتباط با خدا، همنوعان و محیط پیرامون امکانپذیر است؟! و آیا حرکت، نقل مکان، مسافرت و
1) . مصادقه الاخوان، ص46، ح1.
اقامت در مکانهای خاص به صورت موقت یا دائم، از لوازم برقراریِ ارتباط موفق به نحو مطلوب نیست؟
اینجاست که پرداختن به موضوعاتی از قبیل مسافرت، هجرت، نقل مکان و نیز مهمانی و میزبانی موضوعیتیافته، سخن گفتن دربارۀ آنها و نیز چگونگی انجام دادنشان اهمیت مییابد. برخی از انواع کار و تجارت، و نیز حضور در اماکن زیارتی برای برقراری ارتباط مستحکمتر با پروردگار خویش و به منظور کسب معنویت و نورانیت باطن، حضور در اماکن سیاحتی و تفریحی برای انبساط خاطر و کسب نشاط و آرامش روحیِ بیشتر و کسب تجربه و عبرتگیری، و استفاده از مصاحبت همنوعان برای دستیابی به انبساط روحی و رفع نیازهای مادی و روحی، نقل مکان، مسافرت و
اقامت در اماکن جدید را به دنبال خواهد داشت و گریزی از آن نخواهد بود.
علاوه بر نیاز بشر به ایجاد ارتباط، و پیرو آن، نیاز به سفر، هجرت و مانند آن، اقامت بلندمدت و کوتاهمدت و مهمانی و میزبانی معنا و مفهوم مییابد و در جهان امروز، به دلیل ارتقاء سطح زندگی عمومی از یک سو و فراهم آمدن امکانات و فناوریِ پیشرفته از سوی دیگر، موضوعاتی چون تفریح و جهانگردی و توریسم، جوامع انسانی را به خود مشغول و دولتها را متوجه این مهم ساخته است. در این راستا اغلب دولتها به منظور بهرهمندی از منافع متعدد و درآمدهای سرشار آن، به دنبال بسترسازی مناسب برای جذب توریست و جهانگرد هستند و رسیدگی به این موضوع را در اولویت قرار دادهاند و سرمایهگذاریها را به سوی ایجاد امکانات
سختافزاری و نرمافزاری برای تحقق این امر سوق میدهند.
بدیهی است موفقیت در زمینۀ توریسم در همۀ انواع آن اعم از توریسم سیاحتی، زیارتی، درمانی، تجاری و... در گروِ ایجاد بستر مناسب و امکانات مورد نیاز است. صد البته فرهنگسازی برای پذیرش مهمان و ترویج و نهادینهسازی اخلاق میزبانی در سطح جامعه بهویژه در اماکن مهمانپذیر، از مهمترین سرشاخههای مربوط به زمینهسازیهاست که تولید دانش در این زمینه بر عهدۀ محققان و بهویژه پژوهشگران در عرصۀ اخلاق کاربردی و حرفهای است.
قرآن کریم بارها با امر به سیر و سفر، اهمیت آن را بیان کرده و اغراضی را که میتوان در سفر، به آنها دست یافت خاطرنشان کرده است. به طور کلی در متون دینی محافظت از سلامت، کسب توشۀ آخرت مانند شناخت خدا،عبرتگیری از سرنوشت پیشینیان و همچنین تبلیغ دین، شناخت اقوام مختلف، اصلاح زندگی، تجارت، تأمین معاش و لذت حلال، از جمله اغراض مشروع و اهدافی است که در آیات و روایات برای سفر مؤمنان بیان شده است. ذکر این اغراض و امر به مسافرت از سوی پروردگار متعال حاکی از اهمیت و ارزش آن و نیز سودمندیِ فراوانِ مسافرت برای شخصِ مسافر است. برخی از این اهداف در متون دینی عبارتاند از:
«بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز كرده است؟
سپس خداوند [به همین گونه] جهان آخرت را ایجاد مىكند. یقیناً خدا بر هر چیز توانا است».(1)
«پیش از شما ملتهایی بودند و رفتند. در اطراف زمین گردش کنید و ببینید که آنان که وعدههای خدا را تکذیب کردند، چگونه هلاک شدند».(2)
«سفر كنید تا تندرست بمانید».(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هیچ كس نیست كه خوراكى را از سرزمینى به سرزمین دیگر بَرَد تا به قیمت روز بفروشد،مگر اینكه نزد خدا منزلت شهیدان را دارد». سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) [این آیه را] قرائت فرمود: «و برخى دیگر به جستوجوى فضل خدا (روزى) در سفرند و گروهى دیگر در راه
1) . سورۀ عنکبوت، آیۀ 20: <قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قدیر>.
2) . سورۀ آل عمران، آیۀ 137: <قد خلت من قبلكم سنن فسیروا فی الارض فانظروا كیف كان عاقبة المكذبین>. همچنین ر.ک: سورۀ نمل، آیۀ 69؛ سورۀ انعام، آیۀ 11؛ سورۀ نحل، آیۀ 36؛ سورۀ عنكبوت، آیۀ 20؛ سورۀ روم، آیۀ 42.
3) . العقد الفرید، ج 6، ص 271؛ بحار الانوار، ج 76، ص221. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سافروا تصحوا».
خدا كارزار مىكنند» و نیز فرمود «مسافرت كنید، تا تندرست بمانید و روزى داده شوید».(1)
«مؤمنان وظیفه ندارند که همه رهسپار میدانهاى نبرد شوند و از دستیابى به دانش باز مانند. پس چرا از هر فرقهاى گروهى سفر نمیکنند تا دانشِ دین بیاموزند و هنگامى که به سوى قومشان بازگشتند، آنان را از مخالفت با احکام الهى هشدار دهند، باشد که آنان بترسند؟».(2)
سورۀ توبه، آیۀ 122: <و ما كان المؤمنون لینفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون>.
«ما شما را از نرى و مادهاى آفریدیم و شما را جماعتها و قبیلهها قرار دادیم تا با یكدیگر آشنا شوید».(3)
روشن است که لازمۀ آشناییِ جماعتها و قبیلهها با یکدیگر، مسافرت کردن و تعامل با هم است.
1) . تفسیر القرطبی: ج 19، ص 55: «قالَ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): ما مِن جالِبٍ یجلِبُ طَعاما مِن بَلَدٍ إلى بَلَدٍ فَیبیعُهُ بِسِعرِ یومِهِ إلّا كانَت مَنزِلَتُهُ عِندَ اللهِ مَنزِلَةَ الشُّهَداءِ. ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): "وَ آخَرُونَ یضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ آخَرُونَ یقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ"»؛[1] بحار الانوار، ج 62، ص276. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سافروا تصحوا و ترزقوا».
2) .
3) . سورۀ حجرات، آیۀ 13: <یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناكم مَن ذَكرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاكم شُعُوباً و قَبَائِلَ لِتَعارَفُوا...>.
امام على (علیه السلام): «مؤمن را سه وقت است: وقتى كه در آن با پروردگارش مناجات مىكند، و وقتىكه گذران زندگىاش را سامان مىدهد، و وقتى كه از آنچه حلال و زیباست، براى خود لذّت برمىگیرد».(1)
اگرچه در این روایت نیز از مسافرت ذکری به میان نیامده است، از آنجا که یکی از لذتهای حلال مسافرت است، میتوان برای این مقصود به آن حدیث استناد کرد. البته امروزه انگیزههای متعددی برای سفر نام برده میشود؛ اهداف یا اغراضی مانند زیارت، تجارت، صلۀ رحم، تأمین سلامت یا درمان بیماری، تبلیغ، کسب علم، شغل و کار و اقامت دائم. اما به نظر میرسد تمام اغراض سفر را میتوان در سه هدف کلی که از رسول خدا نقل شده خلاصه کرد. امام (علیه السلام) در این سخن نورانی بیان داشته است:
«از وصایاى پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به على (علیه السلام) این بود كه: اى على، خردمند را سزاوار نیست كه جز در پى سه چیز به راه افتد: براى ترمیم معاش (تأمین زندگى خویش، یعنی كار)، توشهاندوزى براى آخرت (با انجام سفرهاى واجب یا مستحب مانند سفرهای
1) . نهج البلاغة، الحكمة 390؛ تحف العقول، 203، الأمالی للطوسی، 147/ 240. امام علی (علیه السلام): «لِلمُؤمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ یناجی فیها رَبَّهُ، وساعَةٌ یرُمُّ مَعاشَهُ، وساعَةٌ یخَلّی بَینَ نَفسِهِ وبَینَ لَذَّتِها فی ما یحِلُّ ویجمُلُ. ولَیسَ لِلعاقِلِ أن یكونَ شاخِصا إلّا فی ثَلاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو خُطوَةٍ فی مَعادٍ، أو لَذَّةٍ فی غَیرِ مُحَرَّمٍ».
زیارتی، معرفتاندوزی، عبرتگیری و تبلیغی) و براى لذت حلال (تفریح)».(1)
تأکید بسیار به مسافرت، در تعالیم اسلامی و ذکر اغراض و فواید سودمند و متعدد برای سفر از یک سو، و تأکید بر مهماننوازی و پذیرایی از مهمان و بیان فضایل بسیار در خصوص مهماننوازی و تکریم مهمان، همگی گواه اهمیت سفر در تعالیم اسلام است.
جای بسی سرور است که آموزههای دینی اسلام عزیز، نه تنها برای مهمان ارزش وصفناپذیری قایل شده و پذیرایی او، از برجستهترین اعمال دانسته شده است، بلکه اخلاق و آداب میزبانی را بهتفصیل بیان کرده ومسلمانان را به آن سفارش کرده است؛ حقیقتی که توجه به آن و عامل بودن به احکام آن موجب افتخار جوامع اسلامی در مقابل دیگر جوامع خواهد شد. بهراستی از منظر کدام دین، میزبانی به اندازهای اهمیت دارد که تکریم مهمان، تکریم خدا به شمار آمده باشد(2)و یا عدم رعایت میزبانی مطلوب، مصداقی برای ستم به بندگان خدا شمرده شده
1) . كتاب من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 356، ح 5762: «عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وَصِیتِهِ لِعَلِی (علیه السلام): یا عَلِی، لا ینبَغی لِلعاقِلِ أن یكونَ ظاعِنًا إلّا فی ثَلاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ، أو لَذَّةٍ فی غَیرِ مُحَرَّمٍ».
2) . کنزالعمّال، ج 9، ص248 به نقل از: الضّیافه فی الکتاب و السّنّه، ص52. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «لا تَكلَّفوا لِلضَّیفِ فَتُبغِضوهُ، فَإِنَّ مَن أبغَضَ الضَّیفَ فَقَد أبغَضَ اللهَ، ومَن أبغَضَ اللهَ أبغَضَهُ اللهُ: خود را برای مهمان به تکلف نیندازید؛ چرا که در آن صورت، از او نفرتزده و خسته خواهید شد و کسی که از حضور مهمان ناراحت شود، گویا از خدا ناراحت شده و خدا از چنین کسی بیزار است».
باشد؟!(1)
همچنین در کدام دین و مکتب، مهمان، حبیب خدا خوانده شده است و خوشحالی از پچپچ مهمانان و یا شادمانی از آمدن مهمان غذانخورده موجب آمرزش گناهان میزبان قرار داده شده است؟!
چقدر زیباست سخن امیر مؤمنان (علیه السلام) که فرمود:
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یسْمَعُ بِهَمْسِ(2)الضَّیفِ وَ فَرِحَ بِذَلِكَ إِلَّا غُفِرَتْ لَهُ خَطَایاهُ وَ إِنْ كَانَتْ مُطْبَقَةً بَینَ السَّمَاءِ والْأَرْضِ:(3)هیچ مؤمنى نیست كه پِچپِچ [یا صدای پای] مهمان را بشنود و از آن شاد گردد، مگر اینكه گناهانش آمرزیده شود، اگرچه [آن گناهان،] فضاى میان آسمان و زمین را پر كرده باشند».
نتیجه آنکه ضرورت اجتماعی امروز و توجه ویژۀ تعالیم اسلام عزیز اقتضا دارد جامعۀ اسلامی خود را برای پذیرایی از انواع مهمانان، هم از نظر سختافزاری (امکانات مناسب برای اقامت مهمانان) و هم از نظر نرمافزاری (توانمندی بالای اخلاقی) مهیا کند و از این امکان، ضمن رعایت اصول اخلاقی، بهرهبرداری همهجانبهای داشته باشد.
میدانیم که لازمۀ میزبان بودن، وجود مهمان است. ازاینرو درک
اهمیت میزبانی نیز در گرو درک اهمیت مهمانی است. همانگونه که پیش از این بیان شد، در زندگی اجتماعی چارهای از سفر و اقامت کوتاه در مناطق غریب نیست و زندگی بشر با این حقیقت گره خورده است. انگیزههای متنوع و گوناگونی که برخی از آن موارد را در چند نوع از قبیل تجارت، سیاحت، زیارت و درمان میتوان خلاصه کرد، ضرورت آن را آشکار ساخته و جوامع بشری را به فکر ایجاد زیرساختها و نیز امکانات مناسب برای ارائۀ خدمات با درنظر گرفتن راحتی و آسایش مطلوب و احتمال کمترین زیان و زحمت برای مسافران وادار میسازد. بیتردید با افزایش مسافران و رهگذران، امکان پذیرایی مهمانان در منازل شخصی وجود نخواهد داشت و لاجرم میبایست مکانهایی برای اقامت مسافران و تازهواردان در نظر گرفت؛ اقدامی که در قدیم، با ساختن ابنیههایی همچون کاروانسراها صورت میگرفت. بنابراین در جهان معاصر با توجه به رشد جمعیت، رشد صنعتی خیرهکننده، فراهم آمدن امکان مسافرت سریع، امن، ارزان و آسان برای بسیاری از افراد جامعه، افزایش سطح توقعات و خلاصه انگیزههای متنوع پذیرایی از مسافران، اهمیتی بسیار بیشتر از سدههای پیشین یافته است و پاسخگویی به نیاز مسافران را به یک صنعت تبدیل کرده است؛ صنعتی که درآمدزایی وسوسهانگیزی برای همۀ کشورها ایجاد کرده است. در این میان توجه به اخلاق میزبانی حقیقتی است که از هر نظر ضرورت یافته و به تناسب افزایش تعداد سفرها، میبایست بدان اهتمام بیشتر شود و کارگزاران توانمندتری برای این امر گمارده شوند.
خلاصه آنکه سرعت تحول در جوامع معاصر ایجاب میکند هر جامعهای در پی تحکیم روابط اجتماعی با جوامع دور و نزدیک باشد؛ زیرا در غیر این صورت از کاروان پیشرفت و تحول جا خواهد ماند و پایین بودن سطح ارتباطات، آن جامعه را به عقبماندگیِ مفرط مبتلا میکند. بنابراین ایجاد بستری مناسب برای اقامت و پذیرایی از مهمانان ضرورتی اجتنابناپذیر برای جوامع امروزی به شمار میرود.
در نگاه دینی، به هر کاری میتوان رنگ خدایی زد و آن را در مسیر کمال و قرب به خدا انجام داد. میزبانی، فینفسه رفتاری ارزشمند و برخوردار از فضیلتِ والاست. این عمل حتی اگر به واسطۀ دریافت هزینۀ اقامت مهمان، از میزبانی به معنای متعارفش فاصله بگیرد، باز هم از سه منظر ارزشمند و مقدس خواهد بود. این سه منظر عبارتاند از:
1) . الکافی (طبع اسلامیه)، ج5، ص88، ح2.
کفاف خانوادهاش تلاش میکند، برتر از پاداش مجاهد در را خدا برشمرده است.(1)
«الخلق عیال الله فأحب الخلق إلى الله من نفع عیال الله، وأدخل على أهل بیت سرورا:(2)مردم، نانخور و خانوادۀ خدایند. پس دوستداشتنىترینِ مردم نزد خداوند، كسى است كه به نانخوران او سود برساند و خانوادهاى را شادمان سازد».
ازاینرو هر شغلی و از جمله ارائۀ خدمت در هتل به بندگان خدای متعال، میتواند برای این منظور انجام شود تا از ارزندهترین رفتارها به شمار آید و اجر و پاداش الهی را به دنبال داشته باشد. البته فراهم آوردن زمینۀ اشتغال جمعی از هموطنان در هتل و جذب آنان به عنوان کارگزار هتل، همچنین درآمدزایی و فقرزدایی برای جامعه، از جمله خدماتی است که از سوی هتلداران ارائه میشود که همگی میتواند در راستای
خدمت به جامعه و بندگان خدا و به دنبال آن از ارزشهای الهی و معنوی به شمار آید.
البته مقصود نگارنده، برگزاری کلاس درس برای مهمانان هتل توسط میزبانان و انتقال مطالب مورد نظر به صورت مستقیم و صریح نیست. بلکه مقصود این است که وجود امکانات لازم برای انجام مناسک مذهبی در هتل مانند برپایی نمازخانهای زیبا و دلنشین، همچنین عامل بودن کارکنان هتل به آداب و مناسک دینی و پایبندی آنان به ارزشهای اخلاقی، بی آنکه تصریحی به این امور شود، و نیز نصب نمادها و جلوههایی از دین و یا تابلوهایی از سخنان پیشوایان معصوم در مکانهای مناسب در هتل، تأثیر چشمگیری در جلب نظر مهمان خواهد داشت و برخی افراد غیر مسلمان اما هوشمند و اهل نظر را برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر کنجکاو کرده، به حرکت واخواهد داشت. این امر ممکن است زمینۀ هدایت برخی را فراهم آورد و اگر اینگونه شود، بانیان
آن در زمرۀ کسانی خواهند بود که امتی را احیا کردهاند(1)و کاری انجام دادهاند که از همۀ آنچه خورشید بر آن میتابد ارزشمندتر است. از پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) هنگام اعزام به یمن فرمود:
«یاعلی لان یهدی الله علی یدیك رجل خیر لك مما طلعت علیه الشمس او غربت: یا علی! اگر خدای متعال به دستان تو و به وسیلۀ تو تنها یک نفر را هدایت کند، این برای تو از تمامی چیزهایی که خورشید از مشرق تا مغرب زمین بر آنها میتابد بهتر است».(2)
بنابراین در اندیشۀ اسلامی، هر کار تولیدی یا خدماتی که نفعرسانی به خود و دیگران را در پی داشته باشد، حتی اگر برای اخذ دستمزد و تأمین معاش باشد، ارزشمند است و برای عامل آن استحقاق پاداش الهی را فراهم خواهد کرد و دستمزدهای مادی در دنیا، تنها نتیجۀ آن نخواهد بود.
مقصود از مبانی اخلاق میزبانی، در اینجا، تبیین زیرساختهای اعتقادی برای پایبندی به احکام اخلاقی در این حوزه و تعهد عملی به آن است. به عبارت دیگر زیرساخت فکری مورد نیاز یا همان حقایق و هستهایی که اعتقاد به آنها برای پذیرش احکام اخلاقیِ میزبانی لازم است و موجب اهتمام در عمل به آن احکام و تسلیم بودن در برابرشان میشود، همان مبانی اخلاق میزبانی است که شرح آن در تعریف مبنا گذشت. اعتقاد به مبانی ازاینرو مهم است که انگیزۀ عمل به مسئولیتها بر اساس آن مبانی را موجب میشود و یا بر میزان آن خواهد افزود و لزوم وجود محرکهای بیرونی برای وادار ساختن کارگزاران اماکن اقامتی مانند هتلها را به عمل مطابق مسئولیتها کاهش میدهد. این امر منافع متعددی را برای این اماکن اقامتی به دنبال خواهد داشت و هزینههای آن اماکن را کاهش خواهد داد.
در این راستا چند مبنا را به عنوان مهمترین مبانی اخلاق میزبانی تبیین خواهیم کرد، اگرچه بر این باور نیستیم که مبنای دیگری به جز آنچه بیان کردهایم وجود ندارد. بنابراین ممکن است مبانی دیگری نیز بتوان برای این موضوع برشمرد، اما تلاش نگارنده به برشمردن مهمترین
مبانی مصروف شده است.
مبانی را از یک منظر میتوان به مبانی عام و مبانی اختصاصی تقسیم کرد. مبنای عام، آن مبنایی است که اختصاص به موضوع مورد بحث ندارد، بلکه به عنوان اعتقاد یا باور ضروری عام، به موضوع مورد بحث نیز ارتباط مییابد؛ در مقابل، مبنای اختصاصی مبنایی است که تقریباً به طور اختصاصی مربوط به همان موضوع مورد بحث خواهد بود. گرچه در خصوص میزبانی و مبانی اخلاقی آن، غالباً آنچه قابل تبیین است در زمرۀ مبانی عام است. ازاینروشاید از نگاه متخصصان، برشمردن مبانی عام در متنی پژوهشی چندان بجا و مناسب نباشد، اما از آنجا که اخلاق میزبانی از پیشینۀ پژوهشی قابل توجهی برخوردار نیست و این متن جنبۀ آموزشی نیز خواهد داشت و کارگزاران هتلها و اماکن اقامتی مسافران، مخاطبان اصلی این اثر خواهند بود، برشمردن مبانی عام و اختصاصی در کنار هم به همراه تبیین ارتباط آن مبانی با موضوع میزبانی، نه تنها مناسب، بلکه ضروری است. بر این اساس در برشمردن مبانی عام سعی شده است ارتباط و پیوند آن با موضوع اخلاق میزبانی نیز آشکار شود. با توجه به آنچه گذشت، مبانی اخلاق میزبانی را به دو دستۀ مبانی عام و مبانی اختصاصی تقسیم کرده، در ادامه به بررسی هریک خواهیم پرداخت.
مقصود از مبانی عام، مبانی و یا باورهای کلیدی است که به موضوع
میزبانی ارتباط مستقیم ندارد، اما به طور غیرمستقیم در میزبانی و پذیرایی از مهمان اثرگذار خواهد بود. بنابراین برای ارتباط و پیوند این مبانی با موضوع میزبانی، نیازمند تبیین دقیق بوده، پس از تبیین روشنی از چگونگی ارتباط آن مبانی با میزبانی، ارتباط و تأثیرش در اخلاق میزبانی آشکار خواهد شد. این مبانی عبارت است از:
از مهمترین مبانی اخلاق میزبانی، اعتقاد به ارزشمندی انسان به عنوان شریفترین مخلوق خدا و موجودی است که از شرافت و کرامت تکوینی برخوردار است. براساس این مبنای کلیدی که تأثیر شگرفی در تعاملات و رفتارهای اجتماعی آدمی به دنبال دارد، ارزش انسان مختص به فرد، گروه یا نژاد خاصی نیست. تمام افراد بشر از فرزندان آدمند و به یک معنا برادران و خواهران یکدیگرند. ازاینرو هیچ یک بر دیگری شرافت و برتری ندارد و تفاوتهای نژادی، قومی و قبیلهای و یا تفاوتهای ناشی از رنگ، زبان و مانند آنها، موجب افزایش یا کاهش شرافت کسی نخواهد شد. در مکتب اخلاقی اسلام، تفاوت انسانها در مرد و زن بودن به رسمیت شناخته شده است و اختلافات نژادی و قبیله ایصرفاً برای شناختِ بهتر است. ازاینرو مرد یا زن بودن و یا تفاوتهای نژادی و قومی شرافتآفرین نیستند، بلکه فقط تقوا و پرهیزکاری است که موجب کرامت و شرافت بیشتر خواهد شد.(1)
1) . سورۀ حجرات، آیۀ13: <<یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكمْ مِنْ ذَكرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناكمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكرَمَكمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكمْ إِنَّ اللهَ عَلیمٌ خَبیرٌ: ای مردم، بیتردید ما همه (افراد نوع) شما را از یک مرد و زن (آدم و حوّا) آفریدیم، و یا هر فرد شما را از یک پدر و مادر خلق کردیم، و شما را قبیلههای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید [پس در میان شما برتری نژادی نیست بلکه] مسلّما گرامیترینِ شما نزد خدا پرهیزکارترینِ شماست. همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است (ترجمه آیتالله مشکینی «ره»>.
قرآن کریم به گرامی بودن انسان تصریح کرده، بی آنکه یک گروه را بر دیگری برتری دهد میفرماید:
«ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و او را در خشکی و دریا بر مرکب های رهوار حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به او روزی داده، آنان را بر بسیاری از موجوداتی که آفریدهایم برتری دادیم».(1)
تکریم و بزرگداشت انسان در این مرحله، تکریم در بُعد تکوین و آفرینش اوست؛ یعنی خدا انسان را با استعدادها و توانمندیهایی که به او داده است، بر بقیۀ مخلوقاتش برتری بخشیده و او را سرآمد مخلوقاتش قرار داده است. انسان با نعمت عقل، اختیار و زیبایی ظاهری، بر هر مخلوق دیگری فضیلت یافته و این موهبت از الطاف خداوند، و تکریم او در مقایسه با بقیۀ مخلوقات به شمار میآید؛ حقیقتی که ارزشمندی انسان را در پیشگاه آفریدگارش هویدا میسازد.
البته تکریم و بزرگداشت الهی نسبت به انسان به اینجا پایان نیافته است. خدای بزرگ، جهان آفرینش را مُسَخَّر او گردانیده و هرگونه تصرف
1) . سورۀ اسراء، آیۀ 70: <و لقد كرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر ورزقناهم من الطیبات و فصلناهم علی كثیر ممن خلقنا تفضیلا>.
مشروع و خردمندانه را برای او روا دانسته است. همچنین در ادامه او را به انجام وظایف شرعی و اخلاقی تکلیف کرده و برای سعادت و کمال او پیامبران را فرستاده و بهشت برین را برای نیکوکارانشان مهیا ساخته است. اینها همه نشانههای تکریم و بزرگداشت انسان از سوی پروردگارش بوده است.بهراستی خدایی که پس از آفرینش آدم، خود را برترین آفریننده خواند و به خود آفرین گفت،(1)
از روح خود به او دمید و او را مسجود فرشتگان مقرب و خلیفۀ خویش بر زمین قرار داد،(2)
چگونه او را خوار و ذلیل بپسندد و موجبات توهین به او را فراهم آورد؟!
توضیح آن که اگر خداوند رسولان باطنی و ظاهری(3)خود را برای هدایت انسان فرستاد و اگر او را به احکام و تکالیف دینش مکلف گردانید، نه به سبب توهین و تحقیر او، بلکه از آن رو بوده است که برای بندگانش ارزش قایل بوده و سرنوشتشان برای آن ذات بیهمتا، اهمیت داشته است؛ پس زمینۀ هدایت و ارشاد و در نتیجه سعادت او را فراهم آورد تا به مقامی که شایستگی آن دارد برسد و در نهایت، امکان سعادت ابدی را برای او فراهم آورد. روشن است که لازمۀ رسیدن به چنین مقام والایی (مقام خلیفهاللهی) انتخاب و اختیار خود او و تلاش او در راه رسیدن به آن بوده است؛ زیرا اگر خدا دست او را میگرفت و بدون اختیار و ارادهاش به
آن مقام رفیع میرساند، چه تفاوتی با فرشتگان میداشت و چه فضیلت و برتری بر آنان مییافت؟ امیرمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید:
«اِنّ اللهَ قَد اَكرمَکُم بِدینهِ و خَلقَکُم لِعِبادتِه، فَانصِبوا اَنفُسَکُم فی أدائِها:(1)خداوند با دینش شما را تکریم کرده است و شما را برای بندگی و عبادتش آفریده است، پس شما قدر این نعمت و تکریم الهی را بدانید و خود را برای ادای آن مهیا سازید».
آن حضرت همچنین میفرماید:
«اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ جَعَلَ الطّاعَةَ غَنیمةَ الاَکیاسِ عِندَ تَفریطِ العَجَزة:(2)خدای سبحان اطاعت از خود را غنیمتی برای باهوشان و زیرکان قرار داده است، آنگاه که ناتوانان سستی و اهمال میکنند».همچنین از علی (علیه السلام) وارد شده است که انسان را هنگام عمل به فرایض الهی و اطاعت از دستورات او اکرامکنندۀ خویش میداند و آنگاه که راه گناه و معصیت را در پیش گیرد، اهانتکننده به شخصیت خویش میشمارد:
«اذا اخذت نفسك بطاعه الله اکرمتها و ان ابتذلتها فی معاصیه فقد اهنتها:(3)هنگامی که خود را در مسیر اطاعت به کار گرفتی، خود را تکریم کرده و اگر آن را در مسیر گناه و تخلف از دستورات
خداوند به کار گیری، به خود اهانت کردهای».
با این توضیح کوتاه، نمایی از جایگاه انسان در پیشگاه پروردگار آشکار میشود و این مهم بیانگر آن است که افراد بشر نیز باید چگونه هم به نفس خویش و هم به همنوعان خود بنگرند و چگونه با آنان تعامل کنند و هرگز در جهت تحقیر و خوار کردن نفس انسانی، اعم از نفس خود یا همنوعان گام برندارد؛ چرا که آنان موجوداتی بزرگوار و برخوردار از کرامتاند و خالق و صاحباختیار همگان، تحقیر و توهینِ بی دلیلِ هیچ یک از بندگان خویش را برنمیتابد.
این مبنا از جملۀ مبانی عام است، اما با موضوع میزبانی بهویژه هتلداری ارتباط وثیقی دارد؛ چرا که کارگزاران در هتل با انوع مهمانان مواجه میشوند. در هتل همواره ممکن است مهمانانی از اقوام و قبایل متفاوت اقامت گزینند؛ گاه سیاه و گاه سفید و گاه زرد. همچنین مهمانانی از غرب یا شرق، جنوب یا شمال، تحصیلکرده یا بیسواد و کمسواد، شهری یا روستایی و با هر زبان، و نیز مسافرانی برخوردار و متمکن و یا متوسط. بیشک اگر از نگاه میزبانان، انسان کرامت داشته باشد و تفاوتی بین افراد گوناگون نباشد، و اگر امور یادشده ملاک برتری به شمار نیایند، رفتارشان با مهمانان یکسان بوده، بیجهت یکی را بر دیگری رجحان نمیدهند و با همگان در نهایتِ احترام برخورد خواهند داشت. در مقابل، کسی که برای شخصیت و شرافت انسانی خود ارزش واقعی قایل نیست و به جایگاه واقعی انسان در جهان آفرینش پی نبرده است، از انجام رفتارهای ناپسندی که او را در برابر دیگران خوار و خفیف
کند ابایی نخواهد داشت. به این دلیل است که نمیتوان از خطاها و لغزشهای زیانرسان او درامانبود. امام هادی (علیه السلام) دربارۀ چنین کسی فرموده است:
«من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه:(1)کسی كه نزد خودش احساس شخصیت نكند، از شر او ایمن مباش».
با این توضیح روشن است که لازمۀ موفقیت در انجام وظیفۀ میزبانی، آگاهی و نیز اعتقاد میزبان و کارگزاران او به کرامت و شرافت انسان است؛ چرا که بدون آن هرگز در میزبانیِ شایسته موفق نخواهند بود.
براساس آموزههای اسلامی، پیریزیِ جامعهای مبتنی بر دین و اخلاق و محافظت از آن را با چیزی نمیتوان هموزن دانست. تحقق جامعهای که روابط بین فردی در آن بر اساس ارزشهای اخلاقی و دینی سامان یافته باشد، مستلزم وضع احکام اجتماعی در این جهت است. در میان احکام موضوعۀ اسلامی، به احکام فقهی و اخلاقی در موضوعات متعددی همچون خمس، زکات، امر به معروف، نهی از منکر، جهاد، انفاق، ایثار، احسان... برمیخوریم که از اهمیت روابط انسانی و پیوندهای نوعدوستانۀ افراد جامعه در اسلام حکایت میکند. همچنین فضیلت فراوان و اجر بسیار برای برخی عباداتی که به صورت اجتماعی انجام میشود، مانند نماز جماعت، و حج که زمینۀ برقراری ارتباط بین افراد
1) . تحف العقول، ص483.
جامعه را فراهم میآورد، از اهمیت جامعه و برقراری روابط مستحکم میان افراد و مسلمانان پرده برمیدارد. بیشک یکی از علل وضع احکام فقهی اجتماعی همچون خمس و زکات در جهت دستگیری از همنوعان بهویژه مستمندان بوده است تا افراد جامعه را از فقر و بیچارگی رهایی دهد و حس مسئولیت توانگران را نسبت به فقرا برانگیزاند. احکام دیگری همچون امر به معروف و نهی از منکر نیز در جهت تأمین امنیت و سلامت اخلاقی جامعه و دور کردن افراد جامعه از بیتوجهی به همنوعانشان وضع شده است و جهاد نیز برای پاسداری از امنیت یک ملت و دفاع در برابر دشمنان و بدخواهان واجب شده است. اینهمه، در مسیر ایجاد جامعهای امن، و نیز برخوردار از روابط اخلاقی و انسانی سالم بوده، نظام اجتماعی حاکم بر جامعۀ دینی را استحکام میبخشد و از عزت فردی و اجتماعی مراقبت میکند.
علاوه بر آنچه فقط به اشاره بیان شد، در آموزههای اسلام عزیز میبینیم بر محبتورزی و خدمت به خَلق(1)
به منزلۀ اصلی مهم تأکید میشود، تا جایی که بعد از ایمان به خدا، خدمت به خلق از بالاترین فضیلتها نزد خدا برخوردار است؛(2)و محبوبترین بندۀ خدا کسی دانسته
1) . ر.ک: میزان الحکمه، ج 6، ص 35، ح 13104: رسولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «رَأسُ العَقلِ بَعدَ الایمانِ بِاللهِ عزَّوجلَّ التَّحَبُّبُ إلَى النّاسِ». ایشان همچنین فرموده است: «الخلق عیال الله فأحب الخلق الی الله من نفع عیال الله و ادخل علی اهل بیت سروراً».
2) . بحار الانوار، ج71، ص313؛ ر.ک: کافی، ج2، ص189، ح4. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «لیس من الاعمال عند الله بعد الایمان افضل من ادخال السرور علی المؤمنین: بعد از ایمان به خدا هیچ عملی نزد خدا برتر از خوشحال کردن مؤمنان نیست».
میشود که به بندگان او بیشتر خدمت کرده، از آنان دستگیری کند.(1)
گذشته از موارد ذکرشده، در نظر گرفتن پاداش فراوان و متنوع برای خدمت به همنوعان و دستگیری از برادران دینی از یک سو، و طرد یا مکافات بسیار سنگین برای بیتوجهی به نیازهای همنوعان و برادران دینی از سوی دیگر،(2)
گواه آن است که در نگاه دین، کانون اجتماع و محافظت از یگانگی اجتماعی و برقراری اُنس و اُلفت میان افراد جامعه، از اهمیت وصفناپذیری برخوردار است.
برای درک جایگاه رفیع خدمتگزاری به همنوعان، همین جمله از امام علی (علیه السلام) کافی است که در توصیه به مالک اشتر نوشت:
«واَشعِر قلبَكَ الرَّحمةَ لِلرَّعیةِ، وَ المَحبَّةَ لَهُم، و اللُّطفَ بِهِم و لا تكونَنَّ عَلَیهِم سَبُعاً ضاریاً تَغتَنِمُ أكلَهُم إنَّهُم صِنفان: اِمّا أخٌ لَكَ فی الدّینِ أو نَظیرٌ لَكَ فی الخَلقِ:(3)
قلب خویش را نسبت به ملت خود مملو از مهربانی و محبت و لطف كن؛... زیرا آنها دوگروه بیش نیستند: یا برادران دینىتواند، و یا در آفرینش همانند تو انساناند».
بنابراین دستگیری از بندگان خدا بهویژه درماندگان، و خدمت به
1) . کافی، ج2، ص 164، ح6. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): «الخلق عیال الله فأحب الخلق إلى الله من نفع عیال الله، وأدخل على أهل بیت سرورا».
2) . کافی، ج2، ص163، ح1. «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن أصبَحَ لا یهتَمُّ بِاُمُورِ المُسلمینَ فَلَیسَ بِمُسلمٍ: هر کس به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، از آنها نیست».
3) . تحف العقول، ص127؛ نهج البلاغه، ج3، ص84.
همنوعان، از جمله رفتارهای مورد تأکید پیشوایان دینی در اسلام است. این اعتقاد باعث شده است که خدمت به خَلق، یکی از مبانی کلیدی در حکومت دینی توسط اولیای الهی به شمار آید و هر کاری که در راستای خدمت معقول و مشروع به جامعه و همنوع باشد، مورد تأیید و تمجید قرار گرفته، فاعل آن به اجر و پاداش بیحساب الهی بشارت داده شود.
در این میان مسافرانی که برای مقاصد مجاز و مشروع به مکانی سفرکردهاند، از جمله افرادی هستند که ارائۀ خدمت به آنها و رفع نیازشان نه تنها ضرورت دارد، بلکه از فضیلت بسیار و اولویت برخوردار است. نیاز مسافران، متنوع و گوناگون است: گاه به مال برای بازگشت به وطن نیازمندند که در فقه اسلامی این گروه از مسافران به «ابنالسبیل» یا همان «درراهماندگان» یاد میشوند؛ و گاه به مکانی امن برای اقامت نیاز دارند تا در مدت کوتاه اقامت خود بتوانند اهداف خود را پیگیری کرده، به موطن خویش مراجعت کنند؛ مقاصدی همچون، زیارت، سیاحت، درمان و یا حتی تجارت. اینجاست که ارائۀ خدمات مناسب به مسافران و مهمانان میتواند موضوع بحث قرار گیرد و با عنایت به این مبنا به عنوان وظیفهای اخلاقی بدان توجه شود. بیتردید مسافر یا مهمان، فردی از نوع بشر، بندهای از بندگان خدا و همنوعی برای میزبان و شاید هم برادری ایمانی خواهد بود؛ ازاینرو تکریمش لازم و احترامش واجب است و پذیرایی از او وظیفهای اخلاقی به شمار میرود. بحث دربارۀ رسیدگی به در راهماندگان، خارج از بحث ماست و در جای خود باید بدان پرداخته شود، اما میزبانی از گروههای دیگری که به اغراض مختلف، نیازمند
مکانی برای اقامتاند، با موضوع هتلداری ارتباط مستقیم دارد و با توضیحی که بیان شد، هتلداری حرفهای ارزشمند است و در راستای خدمت به خَلقِ خدا تعریف میشود.
از مبانی مهم در موضوع اخلاق میزبانی، اعتقاد به مسئولیت داشتن انسانها در برابر همنوعان خویش است. بر این اساس هریک از افراد جامعۀ دینی، هم نسبت به همکیشان یا برادران ایمانی خویش و هم در برابر همنوعانی که درجامعه با آنها زندگی میکنند مسئول است و بیتوجهی به امور مسلمانان او را از گروه مسلمانان خارج میسازد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث مشهوری فرموده است:
«مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ:(1)هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمکخواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست».
این بدان معناست که عضو جامعۀ اسلامی نمیتواند در مقابل رویدادها و حوادث جامعۀ خود و نیز رفتار مردم در آن جامعه بیتوجه باشد، دربارۀ رفع مشکلات آنان دغدغهمند نباشد و عافیتطلبی برگزیند. به عبارت دیگر خوب بودن در جامعۀ دینی به آن نیست که هر فرد فقط از
1) . کافى، ج 2، ص 164، ح 5.
رفتار خودش مراقبت کند؛ بلکه هرکس باید علاوه بر اصلاح رفتار خویش، در صدد اصلاح رفتار دیگران نیز برآید و دربارۀ آنچه در پیرامونش میگذرد حساس باشد. این مسئولیت به تناسب قرابت و نزدیکی افراد با یکدیگر، از اولویتهای متفاوتی برخوردار خواهد بود. قرآن کریم در مرحلۀ نخست مؤمنان را فرمان میدهد که خود و اهل خویش را از آتش دوزخ رهایی بخشند(1)
و در مرحلۀ بعد، بر اساس نص صریح قرآنی مؤمنان را برادر یکدیگر میخواند.(2)
بیشک پیوند برادری میان افراد جامعه مسئولیتآور است و بیتفاوتی در برابر رفتارها و مشکلات برادران ایمانی پذیرفته نیست. در مرحلۀ پسینی، دو فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو واجب از فروع دهگانۀ دین، بُعد اجتماعی دین و مسئولیت افراد در برابر یکدیگر را بیشتر از قبل نمایان میسازد و مسئولیت آنان را در جامعه خاطرنشان میکند؛ مسئول بروز انواع ناهنجاریهای اجتماعی را افراد همان جامعه معرفی میکند و در یک جملۀ صریح، ایجاد هر گونه تغییر و تحول مثبت یا منفی در جامعه را ناشی از خواست یا عملکرد افراد همان جامعه میداند.(3)
از سوی دیگر در فقه اسلامی مجرمان چند نوعاند: گاه مباشرند،(4)گاه
1) . سورۀ تحریم، آیۀ 6: <یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا قوا اَنفُسَكُم واَهلیكُم ناراً>.
2) . سورۀ حجرات، آیۀ10: <إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون: در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید كه مورد رحمت قرار گیرید>.
3) . سورۀ رعد، آیۀ 11: <انَّ اللهَ لاَ یغَیرُ ماَ بِقَومٍ حَتی یغَیروا مَا بِاَنفُسِهِم>.
4) . مجرم مباشر کسی است که خودش از روی عمد و اختیار جرمی را مرتکب شده است.
شریک خوانده میشوند(1)و گاه معاون هستند.(2)
این سه گروه از نظر حقوقی مجرم خواهند بود و مجازات خواهند شد. علاوه بر این سه گروه، افرادی که به انجام آن جرم راضی و خشنود باشند نیز از منظر دینی شریک جرم به شمار میآیند و اگرچه از منظر حقوقی هیچ اقدامی انجام نداده و مستحق مجازات دنیوی نباشند، مجازات اخروی شامل حال آنان خواهد شد. امام علی (علیه السلام) در این خصوص میفرماید:
«الرّاضی بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فیهِ مَعَهُم، و عَلى كُلِّ داخِلٍ فی باطِلٍ إثمانِ: إثمُ العَمَلِ بِهِ، و إثمُ الرِّضا بِهِ: (3)هر كه به كردار عدهاى راضى باشد، مانند كسى است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلى دست زند، او را دو گناه باشد: گناه به جا آوردن آن و گناه راضى بودن به آن».
همچنین برای امر به معروف و نهی از منکر به عنوان فریضهای مهم که ضامن اقامۀ دیگر واجبات و ترک محرمات است نیز سه مرتبۀ عملی، زبانی و قلبی ذکر شده است. اینها همگی بیانگر مسئولیت سنگین همۀ افراد جامعۀ دینی در قبال همنوعان و بهویژه برادران ایمانی است به گونهای
1) . کسی که آگاهانه و از روی عمد با شخص یا اشخاصی در ارتکاب جرمی همکاری کند و جرم، مستند به عمل همۀ آنها باشد.
2) . اگر فردی با قصد مجرمانه در جرم همکاری کند، اما نقشی در تحقق عنصر مادّی جرم (یعنی اجرای عملیات) برعهده نگیرد و با تحریک، اغوا و تطمیع مجرم، فقط به صورت تبعی، در جرم نقش داشته باشد یا وسایل ارتکاب جرم را تهیه یا وقوع جرم را تسهیل کند. چنین شخصی معاون جرم نامیده میشود
3) . نهج البلاغة، الحكمة 154.
که بیتفاوتی در برابر رفتارهای آنان هرگز مجاز و مشروع نیست و هرکس به اندازۀ توان و گسترۀ نفوذ و تأثیرگذاریاش، مسئول رفتارهای خود و اطرافیانش خواهد بود. امام باقر (علیه السلام) در بیانی نورانی فرموده است:
«ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فریضه عظیم، بها تقام الفرائض:(1)امر به معروف و نهیاز منكر واجب عظیم و بزرگی است كه پابرجایی سایر واجبات به آن بستگی دارد».
این مبنا همانند دیگر مبانی عام یادشده اختصاص به میزبانی و هتلداری اسلامی ندارد، اما با این حرفه ارتباط ظریف و دقیقی دارد. توضیح آنکه رسیدگی به نیازمندیهای مسافران و افراد غریب در جامعه، یک معروف، و بیتوجهی نسبت به آن یک منکر به شمار خواهد آمد. همچنین در حرفۀ هتلداری آسیبهای رفتاری و اخلاقی متعددی متصور است که کارگزاران این حرفه را تهدید میکند. ازاینرو مراقبت کارگزاران حرفۀ هتلداری از همکاران خود برای مصون ماندن آنها از ابتلائات، مسئولیتی است که ممکن است به صورت امر به معروف و یا نهی از منکر تجلی یابد. ازاینرو ضروری است شاغلان در این حرفه بهواسطۀ تکلیف اخلاقی که نسبت به یکدیگر دارند، مراقب همکاران خود بوده، هریک از آنها از لغزشهای دیگری جلوگیری کند. جلوگیری از لغزشهای کارگزاران توسط خود آنان از طریق توافقی جمعی امکانپذیر بوده، آنان را از خطاهای گوناگون این حرفه مصونیت خواهد بخشید.
1) . کافی، ج5، ص59، ح13.
علاوه بر این مسئولیت، توجه به مهمانان و پرهیز از فراهم آوردن امکان لغزش و گناه برای آنان ضرورت دیگری است که از این مبنا نشئت میگیرد. بیتردید مؤمنان نه تنها حق ندارند اوامر الهی را نادیده گرفته، مرتکب معصیت شوند، بلکه نباید برای گناه و پایمال کردن فرمان الهی و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و هنجارهای اجتماعی در جامعۀ دینی توسط دیگران زمینهسازی کنند؛ زیرا در این صورت در گناه آنان شریک، و به دنبال آن سزاوار مجازات خواهند بود. با این توضیحِ کوتاه، اهمیت مسئولیت اجتماعی در برابر همنوعان به مثابۀ مبنایی مهم در اخلاق میزبانی اسلامی، آشکار میگردد.
یکی دیگر از مبانی مهم در اخلاق حرفهای، ارزشمندی کار از منظر ادیان آسمانی بهویژه اسلام است. در تمام ادیان آسمانی، کار ارزش شمرده شده و پیامبران الهی هریک به کاری اشتغال داشتند و به آن افتخار میکردند. ارزش کار ازآنروست که آدمی را بینیاز کرده، او را از دست دراز کردن به سوی همنوعان در امور معیشت و سربارِ جامعه شدن میرهاند. امام صادق (علیه السلام) دراینباره میفرماید:
«اِعمَل و احْمَل عَلی رأسِك و اسْتَغنِ عنِ النّاسِ: (1)کار کن و با سر خود بار ببر و بدین وسیله، خویشتن را از کمک مردم، بینیاز ساز».
1) . المحجة البیضاء، ج 93، ص143.
انسان عزیز و شریف، عزت و کرامتش را با کار و تلاش حفظ میکند و از این طریق نه تنها از نیازمندی رهایی مییابد، بلکه تلاش میکند در حرفۀ خود خدمتی بیشتر به جامعه ارائه کند تا عزیزتر باشد. او بسته به میزان نفعرسانی به همنوعان، بر عزت و احترام خویش میافزاید و نه تنها او را از نیازمندی میرهاند، بلکه به او توان دستگیری از همنوع را عطا میکند. به همین جهت پیشوایان معصوم(علیهم السلام) کار را از برترینِ عبادات دانستهاند(1)
و تنبلی و تنپروری و بیکاری را کلید هر بدی برشمردهاند(2)
و رهبانیت یا گوشهگیری را مردود شمردهاند و کسانی را که سربارِ جامعه باشند از خود نمیدانند و نکوهش کردهاند. در یکی از بیانات نورانی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
«مَنْ طَلَبَ الدُّنیا حلالاً استعِفافاً عَنِ المَسْألةِ وَ سَعیاً علی عَیالِهِ و تَعَطُّفاً عَلَی جَارِهِ لَقِی الله وَجَههُ کالقَمَرِ لَیلَةَ البَدر: (3)کسی که در پی مال مشروع برود برای آنکه [آبروی] خود را از ذلتِ درخواست
1) . پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «العِبادَةُ سَبعُونَ جُزء افضَلها طَلَبُ الحَلالِ: عبادت هفتاد جزء است که بهترینِ آن، کوشش در به دست آوردن مال حلال است». الکافی، ج 5، ص 78.
2) . امام صادق (علیه السلام): «اِیاك و الضَّجَرَ و الكسَلَ، أنّهما مفتاحُ كلّ سُوءٍ، انَّهُ من كسِلَ لم یؤدِّ حَقّاً و مَن ضَجِرَ لم یصبِر علی حقٍّ: از کمحوصلگی و تنآسایی بپرهیز که این دو، کلید هر بدی است؛ زیرا تنبل، هیچ حقی را ادا نمیکند، و فرد بیحوصله بر هیچ حقی پایدار نمیماند. (تحف العقول، ص295). امام کاظم (علیه السلام) نیز سفارش کرده است: «أیاك و الضَّجَرَ و الكسَلَ؛ فَأنَّهما یمْنَعانِك حَظَّك مِن الدنیا و الاخِرة: زنهار از بیحوصلگی و تنبلی؛ زیرا این دو خصلت، تو را از بهرۀ دنیا و آخرت محروم میسازند (میزان الحکمه، ج7، ص494).
3) . مستدرک الوسائل، ج 13، ص 17.
کردن نگه دارد، و عائلۀ خویش را اداره کند و به همسایهاش کمک کند، خداوند را ملاقات میکند در حالی که صورتش مانند ماه کامل میدرخشد».
این قبیل سخنان که در بین احادیث پیشوایان معصوم(علیهم السلام) کم نیست، پرده از ارزش واقعی کار در جامعۀانسانی و دینی برمیدارد و نقش آن را در شکلگیری جامعهای موفق و برخوردار از رفاه و نشاط مادی و دنیوی، و نورانیت معنوی آشکار میسازد.
آیات متعدد قرآن کریم نیز تصریح میکند که خدای متعال مواهب دنیوی را در اختیار و مُسَخَّرِ انسان قرار داد تا او با کار و تلاش، خود را از فضل و رحمت الهی بهرهمند سازد و شاکر نعمتهایش باشد.(1)همچنین
است آیات متعددی که ضمن توصیه به کار، غفلت از خدا و یاد او را روا نمیشمارند(2)و
نیز نصّی صریح که به او یادآور شده است تمام دستاوردهای بشر محصول سعی و تلاش خود اوست و سنت الهی در دنیا بر این استوار نیست که از غیب نیازمندیهای بندگانش را برطرف سازد.(3)
1) . «اللهُ الّذی سَخّرَ لَكمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِی الْفُلْك فیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكمْ تَشْكرُونَ: خداوند، همان کسی است که دریا را مسخّر شما کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهره گیرید و شاید شکر نعمتهایش را به جا آورید» (سورۀ جاثیه، آیۀ 12؛ و آیات 32 سورۀ ابراهیم، 12 از سورۀ اسراء، 73 از سورۀ قصص، 23 و 46 از سورۀ روم و 14 از سورۀ نحل).
2) . «فَإِذا قُضِیتِ الصّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی اْلأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ اذْكرُوا اللهَ كثیرًا لَعَلّكمْ تُفْلِحُونَ: هنگامی که نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید» (سورۀ جمعه، آیۀ10).
3) . سورۀ نجم، آیۀ 39: <لیس للانسان الا ما سعی>.
این گونه از آیات همگی گواهانی هستند بر فضیلت و ارزش کار و تلاش از منظر تعالیم آسمانی اسلام. با این توضیح، تصدی مسئولیت میزبانی به مفهوم عام آن بر اساس فرهنگ مبتنی بر آموزههای اسلامی، ارزش است و هر کس که در این بخش مسئولیتی بر عهده داشته و وظایفی را بر عهده گرفته است، هم ازآنرو که کار میکند و هم به اعتبار اینکه به مهمانان خدمت می کند، وظیفهای ارزشمند و رشکبرانگیز بر عهده گرفته است. بدیهی است فقط با پایبندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و پرهیز از مخالفت با اوامر الهی و پایمال کردن حدود شرع مقدس قادر خواهد بود وظیفۀ خود را در قبال این موهبت الهی به انجام رساند.
علاوه بر ارزشمندی کار، خوب، متقن و بیعیب و نقص انجام دادن آن نیز از اصول زیربنایی در فرهنگ دینیِ مبتنی بر آموزههای اسلامی است. شرافت و حرمت انسانی اجازه نمیدهد انسان مؤمن کاری را ضعیف و بیکیفیت انجام دهد وآن را جدّی نگیرد؛ اگرچه آن کار در زمرۀ مهملترین کارها به شمار آید. اهمال در انجام کار و سست و ناقص انجام دادن آن، علاوه بر آنکه از حرمت و شرافت فاعل آن میکاهد، موجب تضییع مال و عمرِ بهرهمندان از آن محصول یا کار خواهد شد. این امر از نظر نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دور نمانده است و ایشان اتقان در عمل را مورد تأکید قرار داده و در سیرۀ عملی خود نیز آن را آشکار ساخته است. امام صادق (علیه السلام) نقل میکند:
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مرگ سعد بن معاذ در گور او فرود آمد و
به مرتب کردن خشتها پرداخت و میفرمود: «به من سنگ بدهید! گِل بدهید!». سپس شکافهای خشتها را با گِل پُر كرد. وقتى از كار، فراغت یافت و خاك بر گور ریخت و آن را صاف كرد، در برابر تعجب اصحاب پیرامون خود فرمود: «مىدانم بهزودى این بدن از بین مىرود و تباه مىگردد؛ اما خدا دوست دارد هرگاه بندهاش كارى انجام مىدهد، آن را استوار (بدون عیب) به پایان ببرد».(1)
بر این اساس انجام دادن کار به صورت ضعیف، بیدقت و سست، برازنده، انسان شریف و مؤمن نیست. کار سست و ضعیف، حُسن شهرت فرد یا جامعه و یا حتی یک ملت را مخدوش میکند و اعتبارشان را از بین میبرد و بدنامی آنان و نیز رهبران و پیشوایانشان را به دنبال خواهد داشت. همچنین موجب تضییع حقوق دیگران میگردد و بالاخره کرامت انسانی آنان را لکهدار میکند؛ زیرا در حقیقت با ارائۀ کار ضعیف به ارباب رجوع، نوعی توهین به او روا میدارد.
این مبنای کلی در همه جا جاری و ساری است و هریک از افراد جامعۀ انسانی و اسلامی میبایست بر اساس آن، فعالیتهای روزانه و وظایف کاری و مسئولیتهای خود را به بهترین وجه ممکن به انجام رساند؛ اما این وظیفه آنگاه که در ارتباط با میزبانی و پذیرایی از مهمان باشد، از اهمیت و ضرورت مضاعف برخوردار خواهد بود؛ زیرا ارائۀ خدمت
1) . علل الشرائع، ص310، ح 4، عن عداللّه بن سنان؛ بحارالأنوار، ج 6، ص220، ح 14.
به مهمانان بهویژه آنگاه که از مؤمنان باشند، و مخصوصاً آنگاه که هزینۀ ارائۀ خدمت و پذیرایی دریافت میشود، واجب و زیان رساندن به مؤمن اگرچه در قالب کمکاری باشد، بسیار زشت و از نظر تکلیفی نیز حرامخواهد بود.
در ضمن باید توجه داشت که مسلمان نبودنِ مهمان دلیلی بر جواز کوتاهی در ادای حق او و اهمال در پذیرایی مطابق با انتظار و وظیفه نیست؛ زیرا این نوع رفتار، از یک سو همسو با شرافت و کرامت عامل یا همان کارگزار نیست؛ و از سوی دیگر به جایگاه، اعتبار و خوشنامیِ میزبان و مکانِ اقامتی صدمه خواهد زد و این یعنی زیانرسانی به خود و برادران ایمانیِ همکار. کوتاهی در انجام وظیفه و کار کردن به نحو ضعیف و سست، مسلمانان و مسلمانی را نزد غیرمسلمانانی که در هتل اقامت کردهاند بدنام میکند و رفتاری ضد تبلیغ برای مسلمانان و هتل به شمار میرود. امام صادق (علیه السلام) با عنایت به این آسیب به مؤمنان خطاب میکند:
«یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیناً وَ لا تَکونُوا عَلَینا شَیناً: (1)ای شیعیان! شما به ما منسوب هستید؛ پس مایۀ زینت ما باشید، نه مایۀ آبروریزی ما».
نتیجه آنکه کار را کامل و بینقص انجام دادن یکی از مبانی کلیدی در اخلاق کار به شمار آمده و به عنوان مبنایی عام برای اخلاق میزبانی نیز
1) . مشکاة الأنوار، ص67.
کارآمد خواهد بود.
از جمله مبانی اعتقادی در سامانیابی رفتارهای اخلاقی، اعتقاد به بازتاب اعمال و رفتار در دنیاست. نکتۀ مهم در این مسئله این است که رفتارها همواره همانند سنگی در آب، پیرامون خود امواجی تولید میکنند و اطرافیان را با نتایج آن رفتارها مواجه میسازند و همانگونه که آن امواج وقتی به دیوارۀ استخر برسند، به سمت داخل و محل افتادنِ سنگ در آب باز خواهند گشت، رفتارها نیز وقتی نتیجهاش به فردی برسد، به سمت فاعل آن باز خواهد گشت. یعنی فاعل با نتیجۀ عمل خوب یا بد خود مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر شاید در نگاه عامیانه چنین به نظر رسد که از محصول کاری که انجام میدهیم، دیگران بهرهمند میشوند و پس از دریافت مزد خود، آن عمل پایان مییابد و پروندهاش بسته میشود؛ اما حقیقت چیز دیگری است. حقیقت این است که رفتارهای ما اگرچه در ظاهر پایان مییابد وبه فراموشی سپرده میشود، دیری نخواهد انجامید که نتیجۀ خوب یا بدِ آن را مشاهده خواهیم کرد و به خود ما باز خواهد گشت. همچنین گاه رفتار هر کس نه فقط در خود او، بلکه در فرزندان و نسل او و حتی جامعهای که در آن زندگی میکند مؤثر است و آنها را از نتایج آن عمل بهرهمند میسازد و موجب خوشنامی یا بدنامی فاعل، خانوادهاش و یا حتی جامعهای خواهد شد که متعلق به اوست. خوشنامی یا بدنامی، پایان کار نیست و نتاج دیگری به دنبال خواهد داشت تا آنجا که در درازمدت ممکن است سرنوشت یک جامعه را
دگرگون سازد. بهراستی آیا امروز جوامع خوشنام بیشتر مورد اقبالاند یا جوامع بدنام؟ حدیث شریف «كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِكُم، لِیرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ والصَّلاةَ وَالخَیرَ؛ فَإِنَّ ذلِكَ داعِیةٌ»(1)به این نکتۀ زیبا نظر دارد؛ چرا که تأثیر عمل، بیش از سخن است و اگر میخواهیم اطرافیان را به انجام دادن رفتاری دعوت کنیم، باید از خود شروع کنیم.
البته تأثیر رفتار در دیگران به صورت طبیعی حادث خواهد شد و تفاوتی نمیکند که این رفتار، اخلاقی و پسندیده باشد و یا نادرست و ناپسند. بیشک یکی از علل سنگین بودن مجازات کسانی که رفتارهای زشت را آشکارا انجام میدهند و از اینکه مورد شماتت همنوعان قرارگیرند پروا ندارند، این است که با کار خود رفتار زشت را شایع کرده، قُبحِ آن را بهمرور از بین میبرند و راه را برای ارتکاب افراد دیگر هموار میسازند. بنابراین آنان با مخفی نکردن رفتار زشت خود دو خطا مرتکب شدهاند و مستحق مجازاتی مضاعفاند. همچنین است اگر رفتار نیکی را آشکار و به هدف همگانی کردن آن انجام دهند. علاوه بر نتایج دنیوی، ممکن است برای یک رفتار پیامدهای اخروی فراوان و غیر قابل تصوری نیز تحقق یابد. این همان سخن گرانسنگی است که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است. ایشان فرموده است:
«هرکس روش نیکویی را بنیان نهد، پاداش آن را دریافت خواهد
1) . الکافی، ج2، ص78، ح 14. امام صادق (علیه السلام): «مردم را با غیر زبانهایتان دعوت کنید. آنان باید از شما پارسایی و تلاش و نماز و نیکی ببینند. این معنای دعوت حقیقی است».
کرد و نیز در پاداشِ هر کس که بدان عمل کند، تا روز قیامت شریک خواهد بود بدون آنکه از پاداش آنها کم شود؛ و نیز هرکس روش زشتی را بنیان نهد، جزای آن را خواهد دید و همچنین در جزای هرکس که بدان عمل کند، تاروز قیامت شریک خواهد بود بدون آنکه از جزای آنان کم شود».(1)
بنابراین، رفتارها همواره تأثیرگذارند و نتیجهاش، کم یا زیاد، به صاحب آن رفتار بازگشت خواهد داشت و همه با نتیجۀ رفتارهای خود در دنیا و آخرت محشور و روبهرو خواهند شد.
با این توضیح، ارتباط این مبنا به اخلاق هتلداری چندان پوشیده نیست؛ زیرا اعتقاد به این مبنا، هتلداران و کارگزاران هتل را بر آن خواهد داشت تا در انجام مسئولیتهای خود حتی در ارتباط با مهمانان غیرمسلمان، کمترین اهمال و کوتاهی نداشته باشند و به بهترین شکلِ ممکن میزبان مهمانان خود باشند. بیشک نتیجۀ این حُسن رفتار خود را نه فقط در آخرت، بلکه در این دنیا نیز خواهند دید و از این طریق کارشان رونق میگیرد و منافع مادی مطلوب که یکی از اهداف میانی در شغل و حرفه است، حاصل خواهد شد. در مقابل، اگر میزبانی را به درستی فرانگیرند و انجام ندهند، نتیجۀ میزبانیِ نادرست دامنگیرشان خواهد شد و با پیامدهای عملکرد خود، در همین دنیا مواجه خواهند شد.
1) . الکافی (ط اسلامیه): ج5، ص9: «من سن فی الاسلام سنة حسنه فله اجرها و اجر من عمل بها الی یوم القیامة من غیر ان ینقص من اجورهم شیء و من سن فی الاسلام سنة سیئة كان علیه وزرها و وزر من عمل بها من بعده من غیر ان ینقص من اوزارهم شیء».
از جمله مبانی مهم اعتقادی که با رفتار و اخلاق و نیز با اخلاق کار ارتباط وثیقی خواهد داشت، باور به اولویت آخرت بر دنیا و منافع اخروی بر منافع دنیوی است. این بدان معناست که هنگام تعارض یا تزاحم منافع اخروی با منافع دنیوی، آنچه اولویت دارد منافع مربوط به آخرت است. پس باید منافع دنیوی فدای منافع اخروی شود؛ زیرا منافع دنیوی در مقایسه با اخروی بسیار ناچیز و حقیر است؛ به علاوه ویژگی دیگرش این است که فنا میپذیرد، درحالیکه منافع اخروی بزرگتر از حد تصور است و همچنین باقی خواهد ماند و فناناپذیر است. البته براساس برایند معارف و آموزههای دینی، جمع بین دنیا و آخرت محال نیست و به طور کلی خدای متعال دنیا را به عنوان ابزاری برای تحصیل آخرت و تجارتگاهی برای جلب منافع اخروی قرار داده است. ازاینرو با کار و تلاش در دنیامیتوان به سعادت اخروی دست یافت و تحصیل دنیا اگر در راستای تحصیل آخرت باشد شایسته و پسندیده است. اما این حقیقت نیز انکارناپذیر است که منافع دنیوی اگر به قیمت دور شدن از رحمت الهی و سعادت اخروی باشد، هرگز مطلوب نیست، و از آن نهی شده است. بهراستی دنیایی که متاعش قلیل(1)خوانده شده و فانی و زودگذر است،(2)
چگونه با آخرتِ فناناپذیر که اجر و پاداشش عظیم و بیحساب(1)است، برابری خواهد کرد؟! بر این اساس انسان مؤمن هرگز برای دستیابی به منافع زودگذر و حقیر دنیوی از منافع اخرویاش صرف نظر نمیکند و چنین انتخابی (انتخاب دنیا به جای آخرت) را مجاز نمیشمارد. توجه به این اصل بنیادین و پایبندی سرسختانه به آن تأثیر شگرفی در تمام رفتارها و عملکرد آدمی و از جمله در کار و حرفهاش برجای خواهد گذاشت و شیوۀ رفتاری او را حتی در محیط کار و از جمله هنگام انجام وظیفه در هتل، از دیگران متفاوت و متمایز خواهد ساخت.
نتیجه آنکه باور به اولویت آخرت بر دنیا، مانع رفتاری خواهد شد که مصلحت و سعادت اخروی فرد را به مخاطره اندازد، اگر چه منافع قابل توجهی در دنیا به دنبال داشته باشد. این اعتقاد استوار توأم با رفتار متناسب با آن، تحسین همگان را برخواهد انگیخت و تأثیر مثبتش را در اطرافیان بر جای خواهد گذاشت. همچنین اعتماد اطرافیان اعم از مدیران، همکاران و مهمانان را جلب نموده، امنیت و آرامش روان را هنگام ارتباط با او برایشان به ارمغان خواهد آورد. در مقابل، کسی که منافع دنیوی را هدف و نقطۀ آمال خود میداند، از اعتماد دیگران به خود سوء استفاده میکند و با گذشت زمان، آرامش و امنیت را از دیگران سلب میکند؛ زیرا همگان به منفعتطلبی او واقف خواهند شد و خود را از فتنههای او در امان نخواهند دید.
1) . سورۀ غافر، آیۀ40: <مَنْ عَمِلَ سَیئَةً فَلا یجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیرِ حِسَابٍ>.
از منظر تعالیم دینی، انسان قبل از هر چیز میبایست به دنبال سعادت و رستگاری خویش باشد و سپس سعادت دیگران را بخواهد. اولویت داشتن خود، در مکتب اسلام به معنای پاسداری از مصلحت اخروی خویش به هر قیمتِ ممکن است. این اولویت به معنای آن است که تحت هیچ شرایطی نمیتوان از سعادت اخروی خویش گذشت؛ حتی به قیمت تحصیل سعادت دیگران. ازاینرو کسی که برای سعادت جامعهاش، خود را آلوده به گناه می کند و خویشتن را در معرض هلاکت ابدی قرار میدهد، انسان عاقل و خردمندی نیست و کار پسندیدهای انجام نداده و ایثار نکرده است؛ زیرا ایثار به عنوان یک رفتار اخلاقیِ برتر، اگر در قالب ایثار مال و جان و یا به طور کلی اگر به معنای ایثار آنچه مربوط به دنیاست باشد، معنا دارد و از نظر ارزشی در اوج است، اما اگر آخرت خود را برای دیگری ایثار کند، حماقت نامیده میشود و عملش مورد تأیید عقل و دین نیست.
توضیح آنکه خداوند حب ذات را در ضمیر انسان نهادینه کرده و هریک از افرادِ بشر، پیش و بیش از هر کس خود را دوست دارد و تمام عزم و همت خود را در طول حیات دنیویاش در جهت کسب سعادت خویش صرف میکند. این امر به عنوان تکلیفی آسمانی از سوی پروردگار نیز وضع شده است. پس آنکه صادقانه خدای متعال را میپرستد و او را اطاعت میکند، تقرب خویش به پروردگار و سعادتش در آخرت را دور از نظر ندارد و از آن صرف نظر نمیکند. بدیهی است کسی که برای ترس از جهنم و یا
شوق رسیدن به نعمتهای بهشتی از فرامین الهی تبعیت میکند نیز خود را مد نظر قرار داده و برای خوشبختی خویش بدان مبادرت ورزیده است. حتی کسانی که راه انکار و معصیت را برمیگزینند نیز به دنبال سعادت خویشاند و باورشان این است که از راهی که در پیش گرفتهاند خوشبختی خویش را به دست خواهند آورند. بنابراین هر انسان خردمندی سعادت خود را در رأس امور خویش قرار می دهد و جز آن را نمیخواهد. البته انسان ممکن است از منافع خویش برای دیگری چشمپوشی کند، اما این چشمپوشی از منافع شخصی و ایثار آن، فقط به امور مادی و حداکثر به جان خویش که تمام سرمایۀ انسان در دنیاست منحصر خواهد بود و هرگز به ایثار آخرت خود نخواهد رسید. قرآن کریم نیز در آیۀ شریفۀ <قوا انفسکم و اهلیکم نارا>(1)ابتدا به نگهداری نفس خویش از آتش جهنم فرا میخواند و سپس به خویشان سفارش میکند و هرگز اجازه نداده است بندهای جهنم را بخرد تا دیگری بهرستگاری در آخرت نایل آید؛ اگر چه دیگران خانوادۀ او باشند. این است که امام علی (علیه السلام)، این اسطورۀ زهد و پارسایی و فداکاری و ورع، در طول حیات سراسر ایثار و فداکاریاش، حاضر است جان خود را فدای رسول خدا کند و در بستر او بخوابد تا آن حضرت بتواند مخفیانه هجرت خویش را آغاز کند و همچنین دشواری طاقتفرسای جسارت به همسرش و شهادت آن مظلومه را بر خود هموار سازد. آنگاه که زمینۀ ایثار آخرت برای مصلحت امت فراهم میآید، هرگز ایثار و فداکاری را به قیمت راهیابی امت به مسیر صحیح و صواب جایز نمیداند و خود را برای امت به گناه آلوده نمیسازد، اگرچه
1) . سورۀ تحریم، آیۀ 6.
آن گناه حقیر و کوچک باشد. پس در اعتراض به مردم خود در اواخر حکومتش می فرماید:
«من میدانم شما را چه چیز اصلاح میکند و کجی شما را راست میگرداند، اما اصلاح شما را با فاسد شدن خود جایز نمیدانم».(1)
نتیجه آنکه در معارف دینی، حرمت، کرامت، سعادت و حیات فرد موضوعیت و اصالت دارد تا جایی که هیچ یک از مؤمنان حق ندارد سعادتمندی اخروی خود را برای سعادت دیگری فدا کند، اگر چه آن دیگری، عزیزترین بستگان او و یا جمعیت زیادی از افراد بشر باشند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی که به خاطر خانواده و فرزندانش از اطاعت خدا و سعادت اُخروی خود چشمپوشی کند بدبخت خوانده است:
«از امام على (علیه السلام) نقل شده است که از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: شقاوتمندترین (بدبختترینِ) مردم كیست؟ آن حضرت فرمود: كسى كه دینش را براى دنیاى دیگرى بفروشد».(2)
نتیجۀ مطالبی که بیان شد، این است که تأمین سعادت اخروی خویش از اولویت برخوردار است و در امور اخروی، ایثار آخرت خویش فاقد وجاهت عقلی و شرعی است. پس کسی که برای دنیای دیگری از آخرت خود بگذرد، انسان خردمند نیست.
اما توجه به این اصل در میزبانی اسلامی کاربرد بسیاری داشته، نقش
مهمی در تجلی یاقتن اخلاق میزبانیاسلامی ایفا میکند؛ زیرا آنگاه که مطالبات و درخواستهای مهمانان و یا همکاران، مستلزم ارتکاب خطا از سوی او باشد هرگز تن به انجام آن نخواهد داد و روح خویش را به گناه آلوده نخواهد کرد و به طور کلی از ارتکاب رفتارهایی که دیانت و اخلاق او را تضییع کند پرهیز خواهد کرد. نتیجۀ این عملکرد، جلب اعتماد و احترام همگان در محیط کار خواهد بود.
در بیان مبانی اختصاصی باید گفت که این مبانی مستقیماً به اخلاق میزبانی مرتبط بوده، در این خصوص قابل تعریف است و فقدان اعتقاد و باور به آن مبانی، موضوع پذیرش اصل میزبانی و یا پذیراییِ اخلاقی از مهمان را به مخاطرۀ جدی خواهد انداخت. این مبانی عبارتاند از:
پیشترگفتیم که حوزههای ارتباطی انسان، از یک منظر چهار نوع است که شامل ارتباط او با خدا، خود، همنوع و جهان آفرینش میشود. یکی از حوزههای ارتباطی انسان، ارتباط او با همنوعان است و اخلاق میزبانی به حوزۀ ارتباطی او با همنوعان بازگشت دارد. همچنین، ایجاد ارتباط و مراودۀ حداکثری، در اسلام به عنوان اصلی مورد نظر پیشوایان دینی بوده و به شیوههای گوناگون و بیانهای متعدد و متنوع به این مهم تأکید کردهاند. سیره و روش پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت آن حضرت در طول حیاتشان، همواره برقراری رابطۀ انسانی و دوستانه با همگان بود و جز در موارد خاص و نسبت به افراد خاصی مانند کافران و مفسدان، بی آنکه دلیلی موجه بر آن اقامه شود، قطع ارتباط توصیه نشده است. همچنین هیچگاه بستن حدود و مرزها یا کاستن از میزان ارتباط با ملل مختلف را توصیه نکرده و از آن سخن به میان نیاوردهاند. آنان همواره در صدد برقراری ارتباط با ملل مختلف بودند و از این رهگذر ضمن مراودات متعارف و تعاملات مرسوم و از جمله تجارت، به تبلیغ دین نیز
میاندیشیدند و با اتکا به اصل «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»(1)در جهت دعوت مردمان به اسلام گام برمیداشتند. مبنای این عملکرد معصومان(علیهم السلام) کلام خدا در قرآن کریم بوده است که در جواز برقراری ارتباط مسالمتآمیز با همۀ جوامع، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، مشروط به پیروی نکردن از وسوسههای شیطان، میفرماید:
«یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین:(2)
ایکسانی که ایمان آوردهاید! همگان به صلح و آشتی درآیید و پا بر جای پای شیطان مگذارید؛ که او دشمن آشکار شماست».
همچنین، فرمان خدا، نیکی کردن به غیر مسلمانانی که سرِ جنگ با مسلمانان ندارند و مزاحمتی برای دین و وطن آنان ایجاد نمیکنند بوده است:
«لا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ:(3)خدا شما را از كسانى كه در [كار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نكردهاند باز نمىدارد كه با آنان نیكى كنید و با ایشان عدالت ورزید؛ زیرا خدا دادگران را دوست مىدارد».
این آیۀ شریفه، تعرض را در دو نوع کلیِ تعرض به دین و تعرض به شهر
و دیار یا همان وطن خلاصه کرده و نفس عدالت ورزیدن را پسندیده و محبوب خداوند میشمارد؛ اگرچه عدالتورزی با کافران باشد.
همچنین توصیۀ خداوند به اتحاد با غیر مسلمانان در امور مشترک بوده، و از مسلمانان خواسته است:
«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللهَ:(1)به اهل کتاب بگو: بیایید تا در آنچه ما و شما همعقیده هستیم، متحد باشیم».
جامعیت و جهانشمولیِ این آیین توحیدی ایجاب میکند که با همۀ ملتها و آیینها و از هر نژاد و فرهنگ با هر گونه اعتقادات ملی و دینی در پیوند باشد تا بتواند پیام توحیدی خود را به آنان برساند و آنان را به اسلام دعوت کند و رحمتی برای همۀ جهانیان باشد و با برقراری روابط مسالمتآمیز با ملتهای مختلف، امنیت جامعۀ اسلامی را فراهم آورد و مسلمانان را از گزند هرگونه آسیب و دشمنیِ غیر مسلمانان در امان نگاه دارد.
البته در برخی آیات، از دوستی با کافران اگرچه از نزدیکترین خویشاوندان و ارحام باشند نهی شده(2)و یابه برخورد شدید با آنان امر شده است(3)اما رابطۀ دوستی، با برقراری رابطۀ انسانی متفاوت است.
1) . سورۀ آل عمران، آیۀ 64.
2) . <یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإیمانِ> (سورۀ توبه، آیۀ23).
3) . <یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ> (سورۀ نساء، آیۀ 144).
یعنی میتوان با کافران ارتباط کاری داشت و یا تا وقتی که دشمنی نورزند و طالب همزیستی مسالمتآمیز باشند رابطۀ انسانی برقرار کرد اما پذیرش ولایت و سرپرستی آنان و محبتورزی به آنان از هر نوع که باشد پذیرفته نیست.(1)
اعتقاد به آنچه در این مبنا بیان شد و رفتار بر این اساس در میزبانی بهویژه در هتلداری اهمیت بسزایی داشته، راه فراری از آن نیست. پایبندی به این اصل اگرچه برای هتلداریِ غیراسلامی یک ضرورت است، در هتلداری اسلامی ضرورتش مضاعف و پایبندی و التزام عملی به آن اجتنابناپذیر است؛ زیرا هتلداری در جامعۀ اسلامی در حقیقت علاوه بر اهتمام به ارائۀ خدمات به مسافران و درآمدزایی، نمایندگی جامعۀ مسلمانان را نیز بر عهده دارد و میبایست به شایستگی از عهدۀ آن مأموریت اخلاقی و دینی برآید. یعنی کارگزار هتل در هتل اسلامی نمایندۀ مذهب خود نیز هست و مسئولیت اخلاقیاش اقتضا میکند رفتارش با مهمانان در هتل بر اساس عدالت و منطبق با موازین انسانی و اسلامی باشد تا از این رهگذر ضمن انجام وظیفۀ انسانی، اخلاقی و شغلی خود، نمایندهای شایسته برای اسلام و مسلمانان باشد.
یکی از آسیبهای مهم توسعۀ جهانگردی، تأثیرگذاری منفی جهانگردان بر ارزشهای بومی حاکم بر جامعه بهویژه القاء حس عقبماندگی
1) . <و لن یجعل الله للكافرین علی المسلمین سبیلا> (سورۀ نساء، آیۀ141).
فرهنگی یا اقتصادی به مردم بومی است.(1)بنابراین از جمله مبانی خاص در میزبانی با رویکرد هتلداری، ارزشمداری در دو حوزۀ اخلاق و فرهنگ بومی است. پایبندی و تعهد استوار بر ارزشهای اخلاقی، بهویژه ارزشهای اخلاقیِ برگرفته از آموزههای دین، و ارزشها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه است. تجربۀ جهانگردی، ثبات فرهنگی و اعتقادی و محافظت از ارزشهای اجتماعی اعم از اخلاقی، فرهنگی و حتی دینی را نشانمیدهد و ضمن حفظ هویت ملی و منطقهای یک جامعه، از عوامل جذابیتآفرین در جهت جذب گردشگران از داخل و خارج به شمار میرود. ازاینرو هتلداران، انجام رسالت خود را در راستای پاسداری و حفاظت از این دسته از ارزشها برنامهریزی خواهند کرد. برخلاف آنچه باید باشد، کارگزاران و بهویژه سازمانهای جهانگردی بیش از آنکه به اهمیت پاسداری از ارزشها در موضوع جهانگردی و گردشگری بیندیشند، از منظر اقتصادی به آن نگریستهاند؛ ضعفی که در تحقیقات اندیشمندان غربی نیز بدان تصریح شده است:
«اصول نهادینهشده نمایانگر جایگاه ارزشها در فرایند سیاستگذاری هستند. در طی 15 سال گذشته سازمانهای جهانگردی بیشتر از زاویۀ تجارت به مسئله نگریستهاند... و بنابراین از آثار و عوارض اجتماعی و زیستمحیطی جهانگردی غافل میگردند».(2)
این در حالی است که تعامل فرهنگها و تأثیر و تأثر فرهنگی در پدیدۀ جهانگردی، در اجلاس مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری مورد توجه اساسی قرار گرفت و طی بیانیهای ضمن برشمردن آثار مثبت فرهنگی و اجتماعی ناشی از گردشگری داخلی و بینالمللی، از دولتها خواسته شد در حفظ منابع فرهنگی بکوشند. همچنین در اجلاس این مجمع در سال 1985، بر امر گردشگری فرهنگی تأکید بیشتری شد و در ضمن بیانیۀ صادرشده، بر تقدم امر فرهنگی بر امر اقتصادی و نیز به تصدیق و تأیید اصالت فرهنگی و احترام به میراث اخلاقی ملتها تصریح شد.(1)
البته بیتردید جهانگردی موجب تغییر و تحول در ارزشهای مورد قبول جوامع میشود، اما آنچه مهم است اینکه بین ارزشهای متنوع و متعدد باید تفاوت قایل شد و بر حفظ برخی از اصول و ارزشهایی که مطلقاند (مانند ارزشهای اخلاقی و دینی) پافشاری نمود. گرچه از محافظت برخی از ارزشها و نیز سنن اجتماعی نیز نباید غافل شد.
آموزههای اسلامی، از یک سو بر فراگیری و عدم پافشاری بر عادات و سنن غیرمعقول تأکید کرده است و از سوی دیگر مؤمنان را در دین خود عزیز دانسته است. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
«المؤمن عزیز فی دینه:(2)مؤمن، در دین خود عزیز است».
«عزیز» از مادۀ «عزّ» به معنای شدت و قوّت است و بر غلبه و
نفوذناپذیری و پیروزی دلالت میکند. ضد آن «ذلت» است.(1)
ر.ک: معجم مقاییس اللغة؛ مفردات؛ لسان العرب، واژۀ «العزّة».
البته راغب در مفردات اضافه میکند که «العزة حالة مانعة للانسان من أن یُغلَب». به عبارت روشنتر عزت، توانمندی یا قوّتی است که هر فرد، آن را در درون خود مییابد و احساس میکند و خود را از اظهار ذلت و نیاز و وادادگی و پذیرش تغییر در برابر دیگران یا تقلید از آنان نگاه میدارد. معنای توانمندی را از برخی آیات و روایات میتوان برداشت کرد.(2)نتیجه آنکه تغییر و تحول به سوی بهتر شدن و کاملتر شدن و برطرف کردن عیوب و کاستیهای اخلاقی و رفتاری و تکمیل مکارم اخلاق بسیار مطلوب و پسندیده است و به طور کلی با فلسفۀ دین و مبعوث شدن پیامبران همسوست.(3)هر تغییر و تحولی مطلوب و سازنده نیست. برای مثال حرکت به سمت فساد و فحشا و فاصله گرفتن از حیا، عفت و پاکدامنی اگر چه تغییر است، ناپسند و غیرمعقول است. قرآن کریم دربارۀ کسانی که طرفدار تغییر در جهت اشاعۀ بدیها و زشتیها هستند و در این راستا گام برمیدارند می فرماید:
«اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفاحِشَةَ فی الَّذینَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِی الدُّنیا وَالاخِرةَ وَاللهُ یَعلَمُ وَاَنتُم لاتَعلَمونَ:(4)کسانی که دوست
1) .
2) . ر.ک: سورۀ هود، آیۀ 66: <ان ربك هو القوی العزیز>؛ سورۀ شوری، آیۀ 19: <وهو القوی العزیز>؛ سورۀ قمر، آیۀ 42: <فاخذناهم اخذ عزیز مقتدر>؛ عیون الحکم والمواعظ، ص448: «من اطاع الله عز و قوی: هرکس خدا را اطاعت کند، توانمند و نیرومند میشود».
3) . مستدرک الوسائل، ج11، ص187: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق».
4) . سورۀ نور، آیۀ 19.
دارند زشتیها در میان مردمِ باایمان شایع شود، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت مُهَیّاست و خدا میداند و شما نمیدانید».
بر این اساس معیار و ملاک تغییر، رعایت خطوط قرمز اخلاقی و دینی است؛ یعنی تغییر تا جایی مطلوب است کهمرزهای اخلاق و دیانت مورد تجاوز قرار نگیرند و بر محافظت از آنها اصرار شود. البته تغییر ارزشهای فرهنگی و بومی و آداب و رسوم حاکم بر جامعه در جهت تکامل و اصلاح، امکانپذیر و مطلوب است و موجب رشد را فراهم خواهد آورد؛ گرچه باید از مواردی که خدشهای بر آن نیست و جایگزین مناسبتری ندارد پاسداری شود تا هویت فرهنگی جامعه ثابت و پابرجا بماند. بنابراین صاحبنظران درک اهمیت سنتها و آداب و رسوم و ایجاد انگیزه برای حفاظت از آنها را از آثار اجتماعی مثبت رواج گردشگری دانستهاند.(1)
1) . عوارض و نتایج توریسم.
مبنای مهم دیگر، اعتقاد و باور به رفعت و بلندی جایگاه مهمان نزد خدای متعال است. اینکه بدانیم خدای متعال به مهمان توجه داشته، برای او منزلتی والا قایل شده است، نقش بسیار مؤثری در پذیرایی و تکریم مهمان از سوی میزبان خواهد داشت. این اهمیت و جایگاه ویژه از سفارش اکید پیشوایان معصوم به تکریم مهمان آشکار میشود. بدیهی است آگاهی میزبان، به درک اهمیت خدمت و یاری و پذیرایی از مهمان و فضیلت آن کمک خواهد کرد تا هر میزبانی نسبت به در پیش گرفتن رفتاری مناسب با مهمان خود تصمیمی درست اخذ کرده، رفتاری عدالتمحور، خداپسندانه، اخلاقی و جوانمردانه با او داشته باشد. منزلت جایگاه مهمان را میتوان از آنجا کشف کرد که خداوند به واسطۀ او، بر میزبان رحمت و برکت نازل میکند و آمدن مهمان را با آوردن روزی خود، وسعتبخشی به روزی میزبان و آمرزش گناهان میزبان و خانوادهاش قرین ساخته است.(1)
در این باره از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود:
«لا خَیرَ فیمَن لا یضیفُ: (2)در كسى كه مهماننوازى نمىكند،
1) . ر.ک: فرهنگ نامه مهمانی، ص32، ح28. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ مهمانى نیست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزىاش در دامان اوست. پس، چون فرود آید، با روزىاش فرود مىآید، و چون برود، با گناهان آنها (میزبان) مىرود». همچنین ر.ک: حدیث 30 و 31.
2) . مسند ابن حنبل، ج 6، ص142، ح 17424؛ شعب الایمان، ج 7، ص91، ح 9588؛ مستدرك الوسائل، ج 16، ص242، ح 19732.
خیرى نیست».
همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
«مَن أضافَ مُؤمِناً أو خَفَّ لَهُ عَن شَیءٍ مِن حَوائِجِهِ، كانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أن یخدِمَهُ وَصیفاً فِی الجَنَّة:(1)هركس مؤمنى را مهمانى دهد، یا بخشى از نیازهاى او را بر آورده كند، بر خداوند است كه در بهشت، براى او خدمتگزارى بگمارد».ناگفته نماند که در اغلب متون روایی، مقصود از ضیافت و پذیرایی از مهمان، مهمانی است که به منزل وارد شده و از او با غذا پذیرایی میشود. اما در عرف امروز، به مسافرانی که برای اقامت کوتاهمدت به «شهری» غریب وارد میشوند و در اماکن اقامتی از آنها با هزینۀ خودشان پذیرایی میشود نیز مهمان گفته میشود و پذیرایی از آنها همانند پذیرایی از مهمان در خانه از اهمیت بسزایی برخوردار است. البته بدیهی است که فضیلت پذیرایی از مهمان در هتل هرگز به درجۀ فضیلت پذیرایی از مهمان در منزل نخواهد رسید، اما پذیرایی مناسب و با قیمت مطلوب از مهمانان شهری در هتل، از جهاتی اهمیت فراوان داشته، برای مهمانان مطلوبیت بیشتری میتواند داشته باشد و به آنان اجازه میدهد بدون کمترین ناراحتی، در شهر و دیاری که به آنجا سفر کردهاند بمانند و از زیباییها و امکانات و مواهب آن شهر تا هر وقت که میتوانند بمانند، استفاده کنند بی آنکه سربارِ کسی باشند و یا احساس ناخوشایندی داشته باشند.
1) . عوالی اللآلی، ج 1، ص 375، ح 96.
یکی از مهمترین مبانی کلیدی اخلاق میزبانی، ضرورت پذیرایی از مهمان است. پذیرایی از مهمان در تمام مکاتب و مذاهب و نزد همۀ اقوام و قبایل پذیرفته شده و فضیلت اخلاقی برجستهای دانسته میشود. اینکه همگان مهماننوازی را فضیلت اخلاقی به شمار آورده، ملتهای برخوردار از این فضیلت به آن افتخار میکنند حاکی از همگانی بودن و مقبول بودن آن نزد نوع انسانهاست و در حقیقت مبنایی کلیدی و اصلی خدشهناپذیر به شمار میآید؛ حقیقتی که اسلام نیز نه فقط بر آن صحّه گذاشته بلکه بر آن تأکید بسیار نموده است. بنابراین -- همانگونه که پیش از این نیز اشاره کردیم -- بر اساس نصوص روایات، پذیرایی از مهمان از مکارم اخلاق است(1)و نیز مهماننوازان در زبان پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد تجلیل قرار گرفته، بینظیر دانسته شدهاند.(2)بنابراین متون ذکرشده و موارد مشابه آن که در بحث اهمیت و جایگاه مهمان گذشت، حاکی از خدشهناپذیر بودن اصل مهماننوازی در اسلام و مبنا بودن آن درآموزههای اسلامی بهویژه در اخلاق اسلامی است. البته در اینجا این پرسش میتواند مطرح شود که چرا ورود مهمان به منزل و پذیرایی از او تا این اندازه مهم است که ادیان ابراهیمی بر آن تأکید کردهاند و در برخی
1) . عنه (صلی الله علیه و آله و سلم): «إنَّ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ إقراءُ الضَّیفِ» (الجعفریات، ص154 عن الامام الكاظم عن آبائه(علیهم السلام)).
2) . پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «ما فِی النّاسِ... مِثلُ رَجُلٍ... یقری ضَیفَهُ، ویؤَدّی حَقَّهُ: در میان مردم... همانند مردى كه... مهمانش را گرامى مىدارد و حقوقش را مىپردازد، وجود ندارد».
نقلها وارد شده است که حضرت ابراهیم بدون مهمان غذا تناول نمیکرد و یا امام معصوم از اینکه چند روز مهمان نداشت، اشک میریخت! آیا منزلت میزبان که زحمت پذیرایی از مهمان را به جان میخرد برتر است یا منزلت مهمان که زحمتش بر دوش میزبان است؟ در ادامه، به تبیین فلسفۀ فضیلت جایگاه مهمان در آموزههای اسلامی میپردازیم.
در نگاه نخست چنین به نظر میرسد که منزلت و رفعت جایگاه میزبان، بر مهمان برتری دارد و این مهمان است که باید در صدد قدرشناسی و حفظ منزلت میزبان خود باشد؛ زیرا مهمان بر میزبان وارد میشود و بر او زحمت و مشقت وارد ساخته و نیز مخارجی را تحمیل میکند. پس چرا در آموزههای ادیان ابراهیمی بهویژه تعالیم اسلامی، مهمان از جایگاه والایی برخوردار است و سفارشهای فراوانی در جهت لزوم پذیرایی و تکریم او از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) صادر شده است؟
شاید بتوان پرسش «چراییِ بالا بودن منزلت مهمان» را دستکم با سه دلیل پاسخ گفت:
یک. همانگونه که پیشتر نیز اشاره کردیم، توجه به مجموعۀ تعالیم دین مبین اسلام نشان میدهد که در این دین مبین، برقراری پیوندهای مستحکم اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است و هر اقدام نیکی که بتواند میان مؤمنان پیوند ایجاد کرده، یا آن را مستحکم نماید، از فضیلت فراوان برخوردار است و هر اقدامی که در جهت ایجاد جدایی و تفرقه مؤثر
باشد، منفورِ خدا و رسولش معرفی شده است. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت اسلام یک دین جمعگراست؛ اگرچه رابطۀ فرد با خود را به نیز رسمیت شناخته، برای آن نقش زیربنایی در ساماندهی به روابط اجتماعی قایل است و اگرچه برای رابطۀ انسان با خدا نیز به قدری اهمیت قایل است که برخی صاحبنظران، این رابطه را مهمترین حوزۀ ارتباطی انسان برشمردهاند. ازاینرو میتوان حدس زد که ترغیب و تشویق به اطعام و گرامیداشت مهمان در راستای تقویت روابط بین فردی تعریف میشود. بنابراین به نظر میرسد فلسفۀ تأکیدهایفراوان بر اطعام و ضیافت و نیز تأکید بر حُسن پذیرایی از مهمان و تکریم او را باید در اهمیت تقویت روابط اجتماعی بین انسانها بهویژه بین مؤمنان و تحکیم پیوند برادری در میان آنان جستجو کرد؛ چرا که با ترویج مهمانی و سنت ولیمه و اطعام در جامعه، الفت و صمیمیت بین افراد جامعه تقویت میشود و جامعه را از منافع بیشمار تحکیم روابط انسانی بهرهمند میسازد. این حقیقت از نگاه معصومان(علیهم السلام) دور نمانده است و در سخنان نورانیشان به ذکر برخی از این برکات برمیخوریم. برای نمونه امام رضا (علیه السلام) به نقل از پدران خود و آنان به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی را بیان فرمودهاند که در آن بزرگداشت مهمان، یکی از عوامل خوشی و سلامت جامعه دانسته شده است. رسول خدا در این حدیث فرموده است:
«همیشه امتم در خوشى و خوبى هستند تا زمانى كه با هم دوستى كنند و امانت را بازگردانند و از حرام دورى كنند و از
مهمان پذیرایى نمایند و نماز را برپا دارند و زكات بدهند؛ پس چون انجام ندهند، گرفتار قحطى و خشكسالى شوند».(1)
دو. شاید یکی دیگر از عوامل ارزش و اهمیت میزبانی در اسلام این است که فواید فردی نیز برای میزبان و صاحب سفره به ارمغان خواهد آورد؛ فوایدی همچون تقویت برخی فضایل اخلاقی مانند سخاوت و بخشندگی، نوعدوستی و کاستن از دلبستگیهای دنیوی. توضیح آنکه میزبان به واسطۀ حُسن پذیرایی از مهمان، از مال خود هزینه میکند. این عمل در وجود او فضایل اخلاقی همچون بخشش و سخاوت را احیا یا تقویت میکند، او را با لذتهای متفاوتی همچون لذت میزبانی و اطعام بندگان خدا آشنا میسازد و از دلبستگیاش به دنیا میکاهد. به علاوه، او را وادار میکند تواضع در برابر مهمان را فرابگیرد و از تکبر، به عنوان یکی از زشتترین صفات اخلاقی فاصله بگیرد. بنابراین برکات مهمان برای میزبان بسیار بیشتر و ارزشمندتر است از خدمات میزبان به مهمان. به این ترتیب، مهمان از ارج و قرب بیشتری برخوردار بوده، به تکریم و پذیرایی از او به گونهای تعجببرانگیز سفارش شده است.
سه. یکی دیگر از عوامل اهمیت مهمان و لزوم پذیرایی مناسب از او در تعالیم وحیانی این حقیقت است که مهمان معمولاً در موضع ضعف، و میزبان در موضع قوّت است. میدانیم که مهمان کسی است که در منزل یا موطن خویشنیست و بر دیگری وارد شده است؛ ازاینرو غالباً غریب است و یا دستکم از نظر روانی احساس غربت او را فرامیگیرد و همانند
1) . مستدرك الوسائل، ج 16، ص 258.
هنگامی نیست که در موطن و منزل خویش از آزادی عمل و فراغت و آرامش روانی برخوردار است، و همچنین آشنا به محیط نیست. او به امکانات مناسب همانند وقتی که در شهر و دیار خود است دسترسی ندارد؛ بنابراین نیازمند دستگیری و حمایت است. بنابراین سفارش به پذیرایی شایسته از مهمان، در حقیقت سفارش به یاریرسانی به همنوعی است که موقتاً به دلیل دوری از موطن و مأوایش در موضع ضعف قرار دارد. پس به یک معنا و با نگاه توسعهای، مهمان نوعی ابنالسبیل یا درراهمانده، و دستگیری و پذیرایی از او نوعی ضعیفنوازی است. ازاینرو پذیرایی شایسته به منزلۀ دستگیری از او خواهد بود و مطابق با اصل جوانمردی است.
مبانی پیشگفته، مباحث بنیادین مرتبط با اخلاق میزبانی بود که تبیین آنها در فصل قبل گذشت. بحث دربارۀ مبانی اخلاقی، راه را برای پذیرش اصول اخلاقی و نیز رفتار اخلاقی متناسب با آن هموار میکند و شناخت و انگیزۀ لازم را برای عمل اخلاقی در انسان ایجاد میکند؛ زیرا بدون انگیزۀ لازم و نیز معرفت اخلاقی، عمل اخلاقی بروز و ظهور نخواهد یافت و امور دیگری همچون منافع اقتصادی، بر پایبندی به ارزشهای اخلاقی اولویت مییابد؛ غافل از آنکه عدم اهتمام در زمینۀ پایبندی به ارزشهای اخلاقی، در درازمدت، منافع اقتصادی را نیز دچار آسیب و زیان میکند و در مقابل، تعهد به ارزشهای اخلاقی، منافع اقتصادی و دنیوی را نیز در درازمدت تأمین میکند. امروزه شرکتهای بزرگ اقتصادی و صنعتی به رعایت حقوق مصرفکنندگان بسیار حساساند و تحت هیچ شرایطی زیان مشتریان خود را تحمل نمیکنند، اگرچه متحمل زیان مالی سنگین شوند. این رفتار شاید در ظاهر بسیار زیبا، انسانی و اخلاقی به شمار میآید و تحسین و تمجید جامعه را برمی انگیزد؛ اما حقیقت این است که این شرکتها منافع خود را در گِرُوِ دفاع از منافع مشتری و جلب رضایت آنها میبینند. ازاینرو صاحبنظران بر این باورند که:
«مطالعۀ ادراكات و انتظارات گردشگران از این جهت حایز اهمیت است كه هتلداری و گردشگری به عنوان صنایع خدماتی بیش از دیگر صنایع به ارائۀ خدمات مطلوب به مشتریان وابستهاند و در صورتی كه این مهم تحقق نیابد، صنعت هتلداری و گردشگری با مشكل مواجه خواهد شد؛ چرا كه باحضور مشتریان است كه این صنایع پابرجا میماند».(1)
مقالۀ «مقایسۀ ادراكات و انتظارات مهمانان نسبت به پنج بعد كیفیت خدمات»، مهدی کروبی و جواد یوسفی، فصلنامه مطالعات گردشگری، ش13، ص66.
بر این اساس تأمین منافع اقتصادی و تقویت آن نیز در گرو اخلاقمداری و پایبندی به اصول اخلاقی در میزبانی صنعتی (هتلداری) است. بنابراین اصول رفتاری و اخلاقی در میزبانی، همان بایدهای رفتاری و اخلاقی است که ملاک حجیت آنها از میزان انطباقشان با «هستها» یا همان مبانی اخلاقیِ پیشگفته فهمیده میشود. این اصول را میتوان به دو دستۀ «درونسازمانی» و «فراسازمانی یا ملی» تقسیم کرد. در ادامه، اصول ذیلِ هریک از این دو دسته بهتفصیل مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.
معمولاً اصول اخلاقی و رفتاری به محیط خاصی تعلق ندارد و رعایت آن اصول، همگانی و همه جایی است؛ اما برخی از آن اصول ارتباط تنگاتنگی با موضوع مورد بحث دارد و ممکن است برخی دیگر محل ابتلا نداشته
1) .
باشد. ازاینرو در این فصل به بیان آن اصولی خواهیم پرداخت که با میزبانی هتلداری ارتباط داشته، متعهد بودن به آن اصول برای کارگزاران هتل ضرورت دارد. توضیح آنکه اصول اخلاقیِ میزبانی غالباً در جهت پذیرایی شایسته از مهمان در نظر گرفته میشود؛ چرا که رکن پابرجایی و بقاء هتلها و اماکن اقامتی، وجود مهمان است و بدون او اساس حرفۀ هتلداری برچیده میشود. همچنین پذیرایی از مهمان در فرهنگ اسلامی از جمله حقوق مهمان دانسته شده و در حقیقت مهماننوازی از مکارم اخلاق است.(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در لزوم پذیرایی و تکریم مهمان میفرماید:
«من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیکرم ضیفه:(2)هرکس به خدا و روز واپسین ایمان دارد،باید مهمانش را گرامی بدارد».
بنابراین اساسیترینِ وظایف هتلداری، در پذیرایی مناسب از مهمان خلاصه میشود. ازاینرو صاحبنظران خدمات مناسب به مهمانان را به عنوان یکی از کلیدیترین امور در جهت توسعۀ گردشگری ارزیابی کرده، برای ارزیابی عملكرد خدمات هتل، شاخصهایی را با رویكردهای متفاوت طراحی کردهاند(3)و
بر این باورند که امروزه صنعت مهمانداری، از
1) . ر.ک: الخصال: ص431، ح11. «امام صادق (علیه السلام): المكارم عشرة فان استطعت ان تكون فیك فلتكن؛... واقراء الضیف: مکارم اخلاق ده تاست. اگر میتوانی آنها را در خود ایجاد کن... و [یکی از آنها] مهماننوازی است».
2) . میزان الحکمه، ج6، ص450، ح11252.
3) . ر.ک: «رتبهبندی شاخصهای ارزیابی عملكرد خدمات هتل با رویكرد فازی* TOPSIS و (BSC) كارت امتیازی متوازن»، حمید ضرغام بروجنی و فائزه السادات میرفخرالدینی، مجلهی برنامهریزی و توسعه گردشگری، سال اول، ش 1، تابستان 1391، ص 59.
بخشهای بسیار پویای صنعت گردشگری محسوب میشود؛ چرا كه مسافر به هر كجا برود، نیاز به محلی برای خواب و استراحت دارد.(1)بنابراین برای موفق شدن در امر جهانگردی، تسهیلات اقامتی باید پاسخگوی تقاضای مهمانان و مسافرانی باشد كه به محل میرسند؛ زیرا تسهیلات اقامتی اهمیت زیادی در توفیق برنامههای جهانگردی در هر منطقه دارد و هتلها بر اساس تسهیلات فیزیكی، تمیزی و خدمات با كیفیت مناسب، توقعات، خواستهها و نیازهای مسافران را تامین مینمایند. ازاینرو اگر كیفیت خدمات و تسهیلات كاهش یابد، تقاضا نیز كاهش یافته، به صنعت جهانگردی در آن منطقه لطمۀ بسیاری وارد خواهد شد.(2)
فارغ از اینکه همچون داریوش شایگان نگاهی منفی به گردشگری مدرن داشته باشیم و آن را آفتی برای فرهنگ و باورهای ارزشمدارانه و طراحیشده از سوی نظام سلطه بدانیم(3)و یا همچون محسن ثلاثی گردشگری را فرصتی برای معرفی فرهنگ و تمدن اصیل ایران و تأثیرگذاری فرهنگی به شمار آوریم(4)
و خواستار توسعۀ گردشگری باشیم(5)و یا حتی به
1) . ر.ک: سیستم اطلاعات جغرافیایی و كاربرد آن در برنامهریزی توریسم، ص 55.
2) . ر.ک: اصول و مبانی جهانگردی.
3) . ر.ک: آسیا در برابر غرب، ص83 تا 85.
4) . ر.ک: جهان ایرانی و ایران جهانی، ص476و477.
5) . ر.ک: «موانع اساسی سیاستگذاری گردشگری از نظر نخبگان»، علی اصغر سعیدی، سید محمد بهشتی، و رضا رضوانی، مجلۀ برنامهریزی و توسعه گردشگری، سال اول، ش 2، پاییز 1391، ص36.
هتلداری نگاه اقتصادی محض داشته باشیم، باز هم میبایست مهماننوازی و رعایت اخلاق حرفهایِ میزبانی راسرلوحۀ امور قرار دهیم تا از این طریق یا آیندۀ این حرفه را با پایبندی به اصول اخلاقیِ میزبانی تضمین کنیم و یا دستکم از خودمان به عنوان مسلمان، خاطرهای خوب برای مهمان بر جای گذاشته، به وظیفۀ اخلاقی خویش عمل کرده باشیم. اما اصول اخلاقی میزبانی یا مهماننوازی به شرح ذیل عبارتاند از:
پاكیزگی، از اساسیترین اصول در زندگی فردی و اجتماعی انسان است. امروزه رعایت دو اصلِ پاکیزگی و آراستگی، به صورت همگانی و فراگیر در آمده است. به همین دلیل به نظر نمیرسد نیاز چندانی به پرداختن تفصیلی به آن دو باشد. شاید هیچ انسانی در اینکه کثیفی و پَلَشتی موجب زشتی و تنفر میشود تردیدی به دل راه ندهد. در مقابل، هر انسانی فطرتاً زیبایی را دوست دارد. تنفر و انزجار محصول دافعه، و علاقه و دوستی محصول جاذبه است. دافعه و جاذبه هم معلول میل باطنی و فطری به پاکیزگی و آراستگی و یا بیمیلی باطنی و فطری به زشتی و پلشتی است.
رشد امکانات و فرهنگ جوامع امروزی، این اصل مهم را به عنوان رکن
خدشهناپذیر در زندگی فردی و اجتماعی تبدیل کرده، موجب شده است تا همگان بر آن اذعان و اعتراف کنند و در عمل نیز بدان پایبند باشند. با توجه به متون دینی فراوان در تأکید به این اصل و نیز سیرۀ پیشوایان دینی در اهتمام به آن، ضروری است مسلمانان بیش از دیگران بر اصل پاکیزگی اهتمام ورزند و در رعایت آن کوشا باشند. این ضرورت بدان جهت است که نه تنها سیرۀ همیشگی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) پاکیزگی بوده است، بلکه آن حضرت این اصل را از ارکان مسلمانی دانسته است و بیتوجهی به آن را سدی در برابر سعادت ابدی و ورود به بهشت معرفی کرده است.
علاوه بر پاكیزگی، زینت و آراستگی نیز از اصول رفتاری مهم در تعاملات اجتماعی است. آشکار است كه آراستگی و آرایش بدون نظافت و پاكیزگی اقدامی ناقص بوده، تعجب اطرافیان را برمیانگیزد. پس همانگونه که انسان ژولیده و نامرتب حتی اگر فردی پاكیزه باشد دافعهآفرین است؛ انسان آراسته و مرتب اما کثیف و ناپاک نیز که احتمالاً بوی
ناخوش از او متصاعد است، آراستگیاش تأثیر مثبتی در ایجاد ارتباط با همنوعان یا تحکیم آن نخواهد داشت.
هر کس با رعایت دو اصل پاکیزگی و آراستگی، ضمن احترام به شخصیت خویش و ساختن تصویری مطلوب از خود در ذهن مخاطب، در حقیقت مخاطبان و اطرافیانش را مورد احترام قرار داده، برای آنان ارزش و منزلت قایل شده است و این عملکرد، رضایت و خشنودی آنان را به دنبال خواهد داشت. دربارۀ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است آن
حضرت به آراستن خود برای ملاقات با یارانش اهتمام داشت، چه رسد به آراستن برای همسر خویش. همچنین از یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که روزی به ایشان هنگامی که مشغول آراستن موهای خویش برای ملاقات با مؤمنان بود عرض کردم: «شما خود را میآرایید درحالیکه پیامبر و بهترینِ خَلق خدایید؟!». ایشان فرمود: «خدا دوست دارد که بندهاش هنگام خارج شدن، خود را برای ملاقات با برادران ایمانی آماده ساخته، بیاراید».(1)
اهتمام فراوان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به پاگیزگی و آراستگی، شامل پاکیزگی بدن و لباس در همه حال و نیز آراستگی لباس، مو و ناخن و نیز حساسیت فراوان به تمیزی دهان و معطر کردن بدن و لباس خویش به حدی است که تعجب هر ناظری را برمیانگیزد(2)و آنگاه که از سبک زندگی عَرَبِ عصر حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و بیگانگی آنان با مفاهیم آراستگی و پیراستگی آگاه شود، توصیههای آن حضرت در این خصوص را که برای جوامع قرن بیست و یکم نیز ایدهآل و در بالاترین حد ممکن است، به معجزهای از سوی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) تشبیه میکند. این اهتمام از آن جهت است که انسان با آراستن خویش، هم خود را تکریم کرده، و هم برادران ایمانی و همنوعانش را احترام کرده است. ازاینرو بهتحقیق
میتوان گفت که هم حق خویش را ادا کرده، و هم حق همنوعان خود را.
اما در میزبانی و هتلداری، پاکیزگی و آراستگی از دو منظر اهمیت ویژهای دارد: نخست اهمیت و ضرورت پاکیزگی و آراستگی هتل بهویژه محل استقرار مهمان، و دیگری لزوم پاکیزگی و آراستگی کارگزاران هتل به این دلیل که میزبان هستند. این وظیفه تقریباً همۀ کارگزاران را دربر میگیرد و هیچ یک را استثنا نمیکند؛ اما مسئولیت مأمور پذیرش، خانهداران و کارکنان رستوران یا به طور کلی هر کس که با مهمانان ارتباط مستقیم پیدامیکند، بیشتر از بقیۀ کارگزاران است. گرچه تمیزی خانهداران و کارگزاران آشپزخانه و رستوران فقط از ظاهر آنان هویدا نیست، بلکه از اتاقهایی که مرتب میکنند و یا مکان پختوپز یا نگهداری مواد غذایی نیز آشکار میشود. به هر تقدیر پاکیزگی کارکنان رستورانها، علاوه بر رستوران و ظروف، در ظاهر آراستۀ خودشان نیز باید انعکاس یابد و البته آراستگی مأمور پذیرش فقط از ظاهر خود او نمایان میشود، گرچه پاکیزگی هتل از بدو ورود ضرورتی است که قبل از هر چیز باید مورد توجه و عنایت مدیر هتل باشد.
در کنار پاکیزگی و آراستگی، رعایت طهارت نیز از اصول اخلاق میزبانان مسلمان بهویژه برای مهمانان مسلمان است. رعایت اصل طهارت برای خانهدار در هتل، هنگام رسیدگی به اتاقها اهمیت بسزایی داشته، حاکی از پایبندی کارگزار به اصول اخلاقی است. این وظیفه به همراه رعایت
اصل بهداشت و حلّیّت، سه نکتۀ کلیدی است که در رستوران آشپزخانه میبایست مورد عنایت ویژه قرار گیرد. بنابراین در جمعبندی این وظیفه که رعایت آن وظیفهای اخلاقی است باید گفت:
رعایت طهارت و پاکی، بهداشت و حِلّیّت (در مواد غذایی) از جمله وظایفی است که میزبان یا هر کس که به نیابت از او از مهمان پذیرایی میکند، متعهد به انجام آن است و بیتوجهی به آن سوء استفاده از اعتماد مهمانان به شمار میرود و آن نیز رفتاری غیراخلاقی به شمار میرود.
اصلی که میتواند همچون اکسیری در جهت تأمین رضایت مهمانان و مراجعان عمل کند، خوشرویی و گشادهرویی است. رفتار زیبا و دلنشین، به مخاطب حس آرامش و انرژی مثبت منتقل میکند و به صورت خودکار طرف مقابل را در برابر فردِ خوشرو منفعل و ملایم میسازد. در مقابل، کسی که در مواجهه با دیگران خوشرو نیست، به همان تناسب و بسته به نوع برخوردش در دیگری، تأثیر منفی بر جا خواهد گذاشت. چهرۀ درهم و افسرده، محزون و غمگین و یا عصبانی و خشمگین، هریک روح و روان افراد دیگر را متأثر میسازد و نشاط و شادمانی را از آنان میگیرد. در اهمیت این نکته و رعایت آن، از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
«کنْ بَشّاشا فَإِنَّ الله یحِبُّ الْبَشّاشینَ وَ یبْغِضُ الْعَبُوسَ کریه الوجه:(1)پیوسته بشاش و خوشرو باش؛ که خداوند دوستدار گشادهرویان است و عبوسان، مورد بغض و بیمهری او هستند».
1) . شهاب الاخبار، ص38.
عَلِی (علیه السلام) نیز در بیان ویژگی مؤمنان میفرماید:
«بِشْرُ الْمُؤْمِنِ فی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فی قَلْبِهِ:(1)مرد باایمان، شادیاش در چهرۀ او آشکار است و اندوهش در دل، پنهان».
از این حدیث شریف میتوان نتیجه گرفت که بر اساس آموزههای دینی، در تعامل بین فردی، اصالت با خوشریی و گشادهرویی است؛ یعنی خوشرویی دلیلی نیاز ندارد، بلکه افسردگی، اندوه و خشم نیازمند دلیل است. به علاوه چه بسا دلیل ناراحتی و افسردگی فرد، هیچ ارتباطی با مخاطب خاص مانند مهمان در هتل نداشته باشد؛ پس چرا باید او را از چهرۀ بشاش خود محروم و به سبب ناراحتی خود اندوهگینش کنیم و کام او را در مدت کوتاهی که در کنار ماست تلخ کنیم؟! بنابراین باید تلاش کرد در مواجهه با همنوعان خوشرو بود و تا جای ممکن، آنان را به خاطر مشکل و غم خود اندوهگین نکرد و به اصطلاح امروزی، به مخاطب انرژی مثبت منتقل نمود.
علاوه بر آنچه ذکر شد، به نظر میرسد گشادهرویی همراه با تأثیر مثبت در دیگران، خودِ فرد را نیز متحول ساخته، او را از افسردگی و کسالت رهایی میبخشد؛ چرا که همواره خُلقیات و ملکات و نیز احساسات نیست که بر رفتار تأثیر میگذارد، بلکه در بسیاری اوقات رفتارها نیز بر احساسات و ملکات انسان اثر میگذارند و در حقیقت برخی ملکات یا احساسات بر اثر تکرار رفتار متناسب با آنها ایجاد یا تقویت میشوند. شاید بتوان یکی از علل مهم خوشاخلاقی اغلب کارکنان هتلها و رضایتمندی آنان از کار
1) . نهج البلاغه، کلمات قصار، ح 325.
خود را در همین عامل جستجو کرد. یعنی کارگزار هتل مجبور است با مهمانان هتل خوشرو و خوشرفتار باشد و این ضرورت، ضمن انتقال انرژی مثبت به مهمان و تأمین رضایت او، در اخلاق خودش نیز تأثیر گذاشته، انبساط خاطر و شادابی را برای او به ارمغان میآورد و سرانجام موجب رضایتمندی شغلیاش میگردد.به هر حال آثار خوشرویی آنچنان مهم است که به عنوان یکی از آسانترین و کمهزینهترین اما مهمترین رفتارها در مواجهه با مهمان به شمار میآید به گونهای که بدون برخورداری میزبان از روی خوش، امکان پذیرایی مطلوب از مهمان میسر نخواهد شد؛ زیرا یقیناً مهمانی که میزبانش او را با روی خوش پذیرا نباشد، از مجلس مهمانی ناخشنود خارج خواهد شد، اگرچه از او با خوراکیها و نوشیدنیهای متنوع پذیرایی شده باشد. زیرا انسانهای عاقل و خردمند حرمت و شرافت خود را از شکم خویش بیشتر دوست دارند. ازاینرو میزبانی را که شخصیت او را ارج نهاده، حرمتش را حفظ میکند، بیشتر از میزبانی که فقط به شکم او میرسد دوست خواهند داشت. با این بیان میتوان پذیرفت که خوشرویی با مهمان مهمترین بخش میزبانی است آنگونه که امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز به آن تصریح فرموده است:
«البَشاشَةُ أحَدُ القِراءَینِ:(1)خوشرویى، نیمى از مهماننوازى است».
این اهمیت آنچنان برجسته است که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان اهمیت خوشرویی با مهمان فرموده است:
1) . فرهنگنامه مهمانی، ص54، ح72.
«ما مِن عَبدٍ یأتیهِ ضَیفٌ فَنَظَرَ فی وَجهِهِ الا حَرُمَت عَینُهُ عَلَى النّارِ:(1)هیچ بندهاى نیست كه مهمانى برایش بیاید و به صورت او [با مهربانی] بنگرد، مگر آنكه چشم او بر آتش حرام گردد».
البته با کمی تأمل میتوان از راز ناخوشنودی مهمانی که با گشادهروییِ میزبانش مواجه نشده پرده برداشت. بهیقین دلیل عدم خوشرویی و گشادهرویی میزبان، یکی از دو عامل خواهد بود: یا ناراحتی میزبان ناشی از ورود مهمان است و از آمدن او ناخوشنود است؛ یا ناراحتیاش از امر دیگری است که ارتباطی به مهمان ندارد. برای مهمان هیچ یک از این دو علت خوشایند نیست و در نتیجه احساس میکند به واسطۀ برخورد نامناسبِ میزبان، عزت نفس، حرمت و کرامتش در معرض خطر قرار گرفته است؛ در نتیجه از مجلس مهمانی با نارضایتی خارج میشود. البته گاه مشکلات ناگهانی و پیشبینینشدهای واقع میشود که نتیجهاش اندوه شدید میزبان است. در چنین شرایطی آگاهسازی مهمان از مشکل پیشآمده نه تنها موجب ناراحتی مهمان نخواهد شد، بلکه همراهی و همدردی او را نیز به دنبالخواهد داشت؛ در این صورت چهرۀ درهم میزبان اگرچه خوشایند مهمان نیست، او را از پذیرایی ناقص (بدون خوشرویی میزبانش) گلهمند نمیکند و بیشک مهمان را برای تسلای خاطر میزبانش برخواهد انگیخت.
علاوه بر آنچه گذشت، توجه به این نکته که بخش گستردهای از
1) . همان، ح74.
ارتباط بین فردی میتواند به صورت غیرکلامی انجام پذیرد، کمک زیادی به پذیرایی بهتر و رضایتبخشتر خواهد داشت؛ برای مثال انواع نگاه کردنها، حالت رفتار و نوع نشستن و خندیدن و یا حتی نوع لباس پوشیدن، خوب گوش دادن به سخن مهمان و قطع نکردن کلام او و دهها اقدام یا رفتار غیرکلامی دیگر که میتواند حاوی پیام مثبت یا منفی به مخاطب باشد. ازاینرو میزبان و کارگزاران او میبایست ضمن برخورداری از آموزش مناسب، در استفادۀ بجا از شیوههای مختلف ارتباط غیرکلامی، در پذیرایی بهتر و انتقال سریع مفاهیم مورد نظر خود بهرهگیری کنند.(1)
از اصول مسَلَّمِ معاشرت با مردم، رعایت ادب گفتاری و رفتاری است. انسان مؤدب کلامش شیرین و گواراست و با سخنش نه تنها اطرافیان را آزردهخاطر نمیکند و آسیب نمیرساند، بلکه باعث میشود احساس آرامش سراسر وجودشان را دربر گیرد و از شنیدن سخن مؤدبانه لذت برند و صاحب سخن را تحسین کنند. کسی که مؤدبانه سخن میگوید، به همنوع خویش احترام میگذارد و حرمت او را ارج مینهد؛ ازاینرو رضایت آنان را حاصل میکند و احساس محبت و دوستی آنها را نسبت به خود برمیانگیزد. پیش از این گفتیم که پاسداشت حرمت و کرامت همنوعان،
1) . ر.ک: اصول مشتریمداری، ص6 -19.
وظیفۀ اخلاقی هر انسان خردمند و متدیّنی است؛ بنابراین خوشکلامی و رعایت ادب در گفتار و رفتار وظیفۀ اخلاقی هر انسان در برابر همنوعان خویش است. قرآن کریم در عبارتی صریح میفرماید:
«قُولُوا لِلنّاسِ حُسناً:(1)با مردم بهنیکی سخن بگویید».در روایات نیز «ادب»، بهترین سجیه و برترین شرافت و مؤثرترین همراه آدمی دانسته شده است.(2)
همچنین ادب نیکو، بدیِ انتساب به والدین بدنام را از بین میبرد و آن را میپوشاند(3)
و در مقابل، بیادبی شرافت ناشی از نَسَب را بر باد میدهد.(4)
رعایت ادب در گفتار و رفتار اگرچه در همه حال برای مؤمن ضروری و از فضایل اخلاقی و رفتاری به شمار میرود، در ارتباط با برخی مشاغل اهمیتی مضاعف مییابد. اشتغال در هتل و مواجهه با مهمانان گوناگون از نقاط مختلف داخل و خارج، از جمله مشاغلی است که رعایت ادب را در حد اعلای آن و در تمام بخشهایش میطلبد و بیتردید موفقیت یک هتل در انجام مسئولیتش در گرو مبادی آداب بودن کارگزارانش خواهد بود. بیشک موفقیت در هر حرفهای بهویژه در هتلداری رعایت ادب است؛ زیرا کارگزار بیادب با فراری دادن مهمانان و مسافران، آیندۀ شغلی خویش را نیز به خطر انداخته، در نتیجه در کسبوکارش نیز موفق نخواهد
بود. این حقیقت در سخنی زیبا از امیر سخن اینگونه بیان شده است:
«طالِبُ الأَدَبِ أحزَمُ مِن طالِبِ الذَّهَبِ: (1)جویندۀ ادب، دوراندیشتر از جویندۀ طلاست».
ایشان همچنین فرموده است:
«إنَّ النّاسَ إلى صالِحِ الأَدَبِ أحوَجُ مِنهُم إلَى الفِضَّةِ وَالذَّهَبِ: (2)مردم به ادب نیکو، نیازمندتر از سیم و زرند».
بنابراین در میزبانی در حرفۀ هتلداری، مهم نیست که درخواست و تقاضای مهمان منطقی باشد یا نباشد، امکان تحقق داشته باشد یا نداشته باشد، مؤدبانه از سوی مهمان ابراز شده باشد یا با تندی و بیادبی بیان شدهباشد؛ در هر صورت کارگزار یا همان میزبان حق ندارد از چارچوب ادب و ملایمت و نرمی خارج شود؛ چرا که فقط از این طریق میتوان حرفهای بودن کارگزار را به اثبات رساند و مهمان خسته یا پرتوقع را آرام کرد و او را از موضع خود پایین آورد و تسلیم کرد. کارگزار هتل اگرچه ممکن است خردمندانه به مهمان پاسخ دهد، تا زمانی که پاسخ خردمندانه را با ادب همراه نکند، پاسخ صحیح از او صادر نشده است. از امام علی (علیه السلام) نقل شده است:
«هر چیز به عقل نیازمند است، و عقل به ادب».(3)
ایشان در حدیث زیبای دیگر میفرماید:
«صاحبان عقلها محتاجِ آموختن آداب و به كار بردن آن هستد و بدون آن عقلها پژمرده و فاسد میگردد همان گونه كه محصولات كشاورزی بدون آب باران پژمرده میشوند».(1)
همان گونه که اشاره شد، ادب در دو نوع گفتاری و رفتاری متجلی میشود. در بیان مؤلفههای ادب گفتاری میتوان به سلام گفتن(2)و پیشی گرفتن بر آن، استفاده از کلام زیبا و محبتآمیز، و فروتنی در کلام همراه با احترام هنگام سخن گفتن با طرف مقابل و با صدای بلند صحبت نکردن(3)
اشاره کرد. اما ادب رفتاری از طریق اموری همچون پیش نیفتادن در راه رفتن، به استقبال مهمان رفتن، بدرقۀ او، با لباس مناسب نزد او حاضر شدن و شنیدن کلامش بی آنکه سخن او قطع شود تحقق مییابد. البته برای آگاهی بیشتر از مصادیق گفتاری و رفتاری مبتنی بر ادب میتوان به منابعی از این دست که بهتفصیل به این موضوع پرداخته است مراجعه کرد: اصول پذیرش مهمان در هتل، (4)آموزش مهارتهای شغلی صنعت توریسم (بحث راهنمای تربیت میزبان)،()
1) . غرر الحكم، 406: «إِنَّ بِذَوِی الْعُقُولِ مِنَ الْحَاجَةِ إِلَى الْأَدَبِ كَمَا یَظْمَأُ الزَّرْعُ إِلَى الْمَطَر».
2) . سورۀ ذاریات، آیۀ 25: <إِذْ دَخَلُوا عَلَیهِ فَقَالُوا سَلاماً قَالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ>؛ سورۀ نساء، آیۀ 86: <وَإِذَا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا: و چون به شما درودی گفته شد، پس به درودی بهتر از آن یا همان را پاسخ دهید>.
3) . ر.ک: سورۀ لقمان، آیۀ 19: <وَاقْصِدْ فِی مَشْیكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الأصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ: و در راه رفتن خود میانهرو باش، و از صدای خود بکاه، که بدترینِ بانگها بانگ خران است>.
4) . اصول پذیرش مهمان در هتل (فرانت آفیس)، امیرسعید حاجی حسینی، انتشارات تعاونی کارکنان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، تهران1390.
) . آموزش
مهارتهای شغلی صنعت توریسم (1. راهنمای تربیت میزبان)، گروه مدیریت صنعتی جنوب، انتشارات سیمین، تهران 1387.
و اصول مشتریمداری.(1)
پیش از این در بحث مبانی، به جایگاه ارزشمند و رفیع انسان در عالم آفرینش اشاره کردیم. ارزشمندی انسان در گام نخست، اصلی مُسَلَّم و یقینی است؛ نه از آن حیث که مؤمن است و یا به دین یا کیش خاصی متعبد است؛ بلکه از آن حیث که انسان است و خداوند او را جماد و حیوان نیافریده است. اگر پذیرفته باشیم که همۀ افراد بشر شایستۀ تکریم و احتراماند، فارغ از آنکه از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار باشند یا نه، در جایگاه علمی بالایی قرار داشته یا بیسواد باشند، ثروتمند باشند یا فقیر، و بالاخره از سفیدپوستان باشند یا رنگینپوستان؛ در آن صورت توانستهایم به یک مسئولیت اخلاقی خود در ارتباط با همنوعان خویش واقف شویم و انگیزۀ عمل به آن را در خود یا دیگران ایجاد کنیم.
همچنین در فصل پیش علل رفعت جایگاه و منزلت بالای مهمان را از منظر آموزههای اسلامی برشمردیم. در اینجا گرچه با توجه به مباحث یادشده نیازی به اثبات لزوم تکریم مهمان باقی نمیماند، برای اتقان
1) . اصول مشتریمداری (بانکداری، هتلداری و خودروسازی)، احمد یحیایی ایلهای، انتشارات جاجرمی، 1393، تهران، ص212- 218.
هرچه بیشتر مطلب، ادلۀ لزوم تکریم مهمان بر اساس اخلاق اسلامی را برمیشمریم:
یک. انسان بودن مهمان، نخستین دلیل حکم اخلاقیِ لزوم تکریم مهمان است. به عبارت دیگر نخستین عامل شایستگیِ تکریم هر مهمانی در انسان بودنِ او تعیّن مییابد و تا زمانی که با رفتارهای ناشایست از بین نرفته و یا کم نشده به قوّت خود باقی است. البته برخی امور مانند ایمان به خدای متعال، برخورداری از علم و دانش و یا از ارحام بودن به عنوان عوامل دیگر برای لزوم تکریم به شمار آمده، بر میزان این شایستگی و ضرورت آن میافزاید.اما آن هنگام که از فرد مورد نظر رفتار زشت و ناپسند دیده شود شایستگی تکریم و احترام برای او تقلیل یافته، یا از بین خواهد رفت. اما مسلمان نبودن مهمان دلیل موجهی نیست تا مسلمانان او را تکریم نکنند و این وظیفۀ اخلاقی را به فراموشی بسپارند. این معنا را امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در سفارشاتی که برای مالک اشتر نوشت بهروشنی بیان کرده، همنوع بودن را دلیلی برای مهرورزی دانسته و میفرماید:
«و اشعر قَلبكَ الرّحمةَ للرّعیّة، و المحبة لَهم، و اللُطف بهم،...فانّهم صِنفانِ: اِمّا اخٌ لكَ فی الدّینِ، او نَظیرٌ لك فی الخَلقِ:(1)قلب خود را آکنده از مهربانی با مردم کرده، به آنان لطف و محبت داشته باش... زیرا مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو، و دستۀ دیگر همانند تو در آفرینشاند».
1) . نهجالبلاغه، نامۀ 53.
بنابراین همنوعان تا زمانی که به عنوان دشمن و بدخواه نباشند، سزاوار مهرورزی از سوی حاکمان و مسئولان جامعه هستند و این مسئله برای مهمانان نیز قابل اجراست؛ یعنی مهمانان نیز شایستۀ تکریم و پذیراییاند، حتی اگر کافر باشند.(1)به عبارت دیگر مهمان اگرچه مسلمان نباشد، اما انسان هست و انسان به خاطر انسان بودنش تا زمانی که با رفتار خود، خویشتن را از جُرگۀ آدمیت خارج نکرده شایسته است با او همانند یک انسان رفتار شود و اگر مهمان شد، به همین دلیل باید مورد تکریم قرار گیرد.
دو. دومین دلیل برای تکریم مهمان، مهمان بودن اوست. پیشتر گذشت که در فرهنگ اسلام عزیز، مهمان از جایگاه بالایی برخوردار بوده، بسیار عزیز است، اگرچه از نظر جایگاه اجتماعی انسان حقیری به شمار آید(2)و یا حتی معتقد به دین اسلام نباشد.(3)کسی که در نظر پیشوایان معصوم بهویژه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هدیهای الهی(4)
وراهنمای بهشت(5)
1) . «اكرم الضیف ولو كان كافرا». شعیری، جامع الأخبار، ص84.
2) . «الامام علی (علیه السلام): أكرِم ضَیفَكَ وإن كانَ حَقیراً». فرهنگنامۀ مهمانی، ح67، به نقل از غررالحکم، ح2341.
3) . «اكرم الضیف ولو كان كافرا». فرهنگنامۀ مهمانی ح66 به نقل از جامع الاخبار: ص214 ح528.)
4) . پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «اذا اراد الله بقوم خیرا اهدى الیهم هدیة، قالوا: و ما تلك الهدیة؟ قال: الضیف، ینزل برزقه، و یرتحل بذنوب اهل البیت: هنگامى كه خداوند اراده كند به جمعیتى نیكى کند، هدیۀ گرانبهایى براى آنها مىفرستد. عرض كردند: اى پیامبر خدا! چه هدیهاى؟ فرمودند: مهمان، با روزى خویش وارد مىشود، و گناهان خانواده را با خود مىبرد [و بخشوده مىشوند]» (بحارالانوار، ج 75، ص 460، حدیث 14، باب 93).
5) . پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «الضیف دلیل الجنة: مهمان راهنماى بهشت است» (بحار الانوار، ج 75، ص460، ح14).
است، نه تنها اکرامش لازم، بلکه از جمله حقوق اوست.(1)ازاینرو در روایات متعدد، مسلمانان به تکریم مهمان توصیه شده اند و با بیانهای گوناگون از فضیلت آن و برکات تکریم مهمان در آخرت برای میزبان سخن گفتهاند.
روایات واردشده در لزوم تکریم مهمان، علاوه بر تعدد، به اندازهای شگفتآور است که هر خوانندهای را متحیّر میسازد. به سخنی نورانی از امیر مؤمنان در این موضوع توجه کنید:
«ما مِن مُؤمِنٍ یحِبُّ الضَّیفَ، إلّا ویقومُ مِن قَبرِهِ ووَجهُهُ كَالقَمَرِ لَیلَةَ البَدرِ، فَینظُرُ أهلُ الجَمعِ فَیقولونَ: ما هذا إلَّا نَبِی مُرسَلٌ! فَیقولُ مَلَكٌ: هذا مُؤمِنٌ یحِبُّ الضَّیفَ ویكرِمُ الضَّیفَ، ولا سَبیلَ لَهُ إلّا أن یدخُلَ الجَنَّةَ:(2)هیچ مؤمنی نیست که مهمان را دوست داشته باشد مگر آنکه از قبرش برمیخیزد در حالی که چهرهاش چون قرص ماه [شب چهارده] میدرخشد. اهل محشر او را مینگرند و میگویند: او باید پیامبری از پیامبران خدا باشد. [اما] فرشتهای ندا دهد: این شخص مؤمنی است که مهمان را دوست داشت و او را گرامی میداشت و هیچ راهی در مقابل او نیست الا اینکه وارد بهشت خواهد شد».
اگرچه بسیاری از متون روایی در مورد فضیلت پذیرایی از مهمان و
دوست داشتن او، دربارۀ مهمانانی است که به منزل میزبان وارد شده و مهمان واقعیاند، اما همانگونه که پیش از این نیز گفتیم، مسافرانی که به هتل یا مهمانپذیر وارد میشوند و قصد دارند مدتی در آن اقامت کنند نیز از یک منظر مهمان به شمار آمده، برخی از وظایف اخلاقی میزبان نسبت به مهمانش، آنها را نیز دربر میگیرد. به علاوه، با توجه به پرداخت هزینههای اقامت وخدمات دیگر از سوی او، وظیفۀ تکریم او توسط کارگزاران هتل، علاوه بر وظیفۀ اخلاقی، در برخی امور مانند ارائۀ خدمات به میزان هزینهای که دریافت میشود، تکلیف شرعی نیز به شمار خواهد آمد. بر این اساس مهمان، هم از آن جهت که انسان است و هم ازآنرو که هدیۀ خداست، شایستۀ تکریم و احترام است.
ناگفته نماند که ممکن است برخی مهمانان به دلیلهای موجه دیگری سزاوار تکریم و احترام بیشتر باشند. برای مثال اگر پدر و مادر، معلم و یا خویشاوندان نزدیک، مهمان باشند استحقاق تکریم و احترام آنان مضاعف و وظیفۀ گرامیداشت آنان بر میزبان سنگینتر خواهد بود. این روش در زمانهای دور نیز رایج بود و پیشوایان معصوم نیز گاه دربارۀ برخی مهمانان خود اینگونه عمل میکردند و یا اگر دیگران آنان را بیش از بقیه مورد تکریم و احترام قرار میدادند ممانعت نمیکردند. یک نمونه از این موارد مطلبی است که دعبل خزایی، از شاعران دورۀ امام هشتم (علیه السلام) حکایت کرده است. او میگوید:
«در مثل چنین روزهایى (ایام ماه محرم) خدمت مولایم على بن موسی الرضا (علیه السلام) رسیدم. اندوهگین و ماتمزده نشسته بود و
اصحابش پیرامون او بودند. چون مرا دید که میآیم، فرمود: آفرین بر تو اى دعبل! مرحبا به یاور ما با دست و زبانش! آنگاه در مجلس کنار خودش برایم جا باز کرد و مرا کنار خود نشاند...».(1)
البته روشن است که این وظیفۀ مهم در هتلها متناسب با مسئولیتهایی که کارگزاران مختلف بر عهده دارند تعریف میشود. به عبارت دیگر برخی کارگزاران هتل، با مهمانان هتل مواجههای ندارند و یا نسبت به کارگزار دیگر کمتر با مهمان هتل برخود دارند. ازاینرو اهمیت این وظیفه بسته به میزان ارتباط کارگزار با مهمان، از شدت و ضعف برخوردار خواهد بود. به علاوه، کارگزارانی که با مهمان مواجه میشوند نیز در شرایط متفاوت این برخورد را تجربه میکنند. برخورد کارگزاران هتل با مهمانان، شامل هنگام ورود مهمان به هتل در بخش پذیرش، با خانهداران در اتاق و راهروها، در رستوران و قسمتهای دیگری که برای ارائۀ خدمات مهیا شده خواهد بود. ازآنجا که میدانیم برای هریک از کارگزاران وظایف مشخصی تعریف شده و ارائۀ خدماتی خاص بر عهدۀ آنان نهاده شده است، میبایست برای هریک از آنان شیوه مواجهه مناسب با رعایت اصل تکریم و احترام نیز تعریف شده باشد. به عبارت دیگر ارائۀ خدمات به تنهایی کافی نیست. آنچه از ارائۀ خدمات مهمتر است، نوع یا شیوۀ ارائۀ آن است؛ زیرا گاه شیوۀ برخورد کارگزار هتل، مهمانی را که در برابر درخواست خود پاسخ منفی شنیده است راضی و خشنود میکند؛ در
1) . معالی السبطین، ج1، ص160.
حالی که ممکن است علیرغم اجابت درخواستش توسط کارگزاری دیگر، خشنود و راضی نشود و نوع برخورد کارگزار او را ناراحت کرده باشد. پس همانگونه که اشاره شد، بخش مهمی از پذیرایی، تکریم مهمان و برخورد مناسب با اوست.
اما همانگونه که پیش از این نیز اشاره کردیم، تکریم و پذیرایی مناسب از مهمان هتل از ضرورتی مضاعف برخوردار است؛ زیرا او هزینۀ تمام امکانات و خدماتی را که به او داده میشود پرداخت میکند. ازاینرو حق اوست که بهشایستگی مورد تکریم و پذیرایی قرار گیرد و کوتاهی در این امر، تضییع حقوق وی را به دنبال داشته، قابلیت پیگرد قانونی نیز دارد. بنابراین به سه دلیل تکریم و احترام مهمان در هتلها و اماکن اقامتی، ضرورت و وظیفۀ اخلاقی و حرفهای است.
پذیرایی از مهمان مفهومی کلی است که اَشکال گوناگون و ابعاد مختلف و متفاوتی میتواند داشته باشد. اما هرچه که باشد، در آموزههای اسلامی از اهمیت فراوانی برخوردار است. اگرچه پذیرایی، یکی از مصادیق تکریم مهمان به شمار میآید، اما آن را به عنوان اصلی مستقل متذکر شدیم؛ چرا که پذیرایی مطلوب و نیکو، مهمترین مرحلۀ مهمانداری است. بیگمان هر مهمان انتظار دارد مورد توجه میزبان خود قرار گیرد و به نحو شایسته پذیرایی شود؛ زیرا در غیر این صورت از ورود خود به میزبان پشیمان شده، با خاطرهای تلخ مجلس مهمانی را ترک میکند.
پذیرایی صحیح نشانۀ تکریم و گرامیداشت مهمان است و از حقوق او به شمار میرود. پس کوتاهی در پذیرایی شایسته ازمهمان، از منظر تعالیم اسلام به منزلۀ تضییع حقوق او به شمار میرود. لذا در متون روایی یکی از موارد جواز غیبت یا بدگویی از دیگری، مربوط میشود به بدگویی از میزبانی که بهشایستگی از مهمانش پذیرایی نکرده است. امام صادق (علیه السلام) دربارۀ آیۀ 150 از سورۀ نساء(1)که در آن آمده است: «خداوند دوست نمیدارد بدیِ کسی آشکارا بیان شود مگر دربارۀ کسیکه مورد ستم واقع شده باشد» میفرماید:
«هر که گروهی را به مهمانی دعوت کند ولی از آنها خوب پذیرایی نکند، جزو ستمگران است، و آنچه مهمانان از بدیِ پذیرایی او بازگو کنند، گناهی ندارد».(2)
پایبندی به این اصل، کلیدیترین راهکار را در جهت توفیقات روزافزون در توسعۀ گردشگری تحقق میبخشد؛ زیرا میزبان را به تلاش در جهت جلب رضایت مهمان خود که از یک منظر مشتری هتل نیز هست وادار میسازد؛ و از آنجا که جلب رضایت مشتری یا مهمانان و گردشگران، مهمترین عامل برای توسعۀ گردشگری است، موفقیت در این مهم ضامن توسعه در امر گردشگری خواهد بود.
اما پذیرایی مهمانان دو گونه است: نوع نخست مربوط است به مهمانی که با دعوت میزبان آمده است و نوع دوم مربوط است به مهمانی
که به صورت سرزده و بدون دعوت وارد شده است. پیشوایان معصوم برای پذیرایی از مهمانی که با دعوت آمده سفارش خاص دارند. امام صادق (علیه السلام) با تفكیك دو نوع مهمان، آنان را به ناخوانده و خوانده تقسیم میکند. سپس دربارۀ پذیرایی از این دو نوع مهمان میفرماید:
«هرگاه برادرت ناخوانده بر تو وارد شد، همان غذایی كه در خانه داری برایش بیاور و هرگاه او را دعوت كردی، در پذیرایی از او خود را به زحمت بینداز».(1)
تأکید فراوان بر پذیرایی شایسته از مهمان در آموزههای اسلامی به حدّی است که مصرف هزینۀ زیاد برای پذیرایی از مهمان تا زمانی که موجب فخرفروشی نشود و برخاسته از چشموهمچشمی نباشد و یا به دور ریختن غذانینجامد اسراف به شمار نیامده است. با این توضیح بهخوبی روشن است که پذیرایی از مهمان، یک اصل اخلاقی و ضرورت در تعاملات اجتماعی است؛ اما نوع پذیرایی ممکن است متفاوت باشد.
اما همانگونه که اشاره شد، گاه ممکن است مهمانان همه در یک تراز نباشند و برخی از برخی دیگر به دلیل خویشاوندی و یا داشتن حق معلمی، از بقیۀ مهمانان نزد میزبان عزیزتر باشند و در نتیجه پذیرایی از آنان متفاوت باشد. البته باید توجه داشت که تفاوت قایل شدن در پذیرایی برخی افراد، اگر حکیمانه و موجه باشد و مهمانان از علت تفاوت و برتری در پذیرایی آگاه شوند، نه تنها ناخشنودی مهمانان را موجب
1) . المحاسن، ص179، ح 1506.
نخواهد شد، بلکه رفتاری درسآموز برای دیگران خواهد بود و تحسین همگان را به دنبال خواهد داشت. بنابراین تکریم بیشتر والدین در مقایسه با بقیه مهمانان نه تنها موجّه، بلکه ضروری خواهد بود.
اما دربارۀ مهمانان هتلها و مهمانپذیرها علیرغم اینکه پذیرایی در این مکانهای اقامتی تعریف خود را دارد، اما پذیرایی خوب نشانۀ ادب بسیار و فرهنگ مترقیِ میزبان، و نیز ضامن حفظ حرمت مهمانان است و اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا همانگونه که پیش از این بیان شد، مهمانان هتلها و مهمانپذیرها تمام هزینۀ مربوط به اقامت و پذیرایی خود را میپردازند. ازاینرو رعایت استانداردهای تعریفشده دربارۀ انواع پذیرایی در این اماکن، ضمن برآورده ساختن انتظار مهمانان و ادای حق آنها، در پاسداری از خوشنامی میزبان، و مهماننوازی اهل آن دیار نقش کلیدی ایفا میکند. بنابراین پذیرایی از مهمان یک وظیفۀ اخلاقی و اصل خدشهناپذیر در موضوع مهمانی است و در مهمانان وارد بر هتلها نیز از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار است. امام علی (علیه السلام) در وصیتش پیش از شهادت، پرده از اهمیت و ضرورت پذیرایی نیکو از مهمان برمیدارد و میفرماید:
«اللهَ اللهَ فِی ابنِ السَّبیلِ، فَلا یستَوحِشَنَّ مِن عَشیرَتِهِ بِمَكانِكُم، وَاللهَ اللهَ فِی الضَّیفِ، لا ینصَرِفَنَّ إلّا شاكِرا لَكُم:(1)
خدا را، خدا را، در حقّ مسافر درراهمانده در نظر بگیرید! زنهار كه با وجود شما،
1) . فرهنگنامۀ مهمانی، ص66، ح93 به نقل از: دعائم الاسلام، ج2، ص352، ح1297.
احساس غربت و دورى از عشیره كند! خدا را، خدا را، در حقّ مهمان در نظر بگیرید!زنهار كه از نزد شما برود، مگر با سپاسگزارى از شما!».
اما همانگونه که اشاره شد، پذیرایی شایسته و ارائۀ خدمات باکیفیت، اگر بخواهد از نظر اخلاقی ارزشمند و برای میزبان فضیلتی اخلاقی به شمار آید، باید برگرفته از احساس مسئولیت و برخاسته از فضایل اخلاقی پیشگفته باشد، اما با نگاه سودگرایانۀ مادی به موضوع پذیرایی از مهمانان هتل، اگرچه موجب دستیابی مهمانان به حقوقشان خواهد شد اما برای میزبانان فضیلتی اخلاقی به شمار نخواهد آمد و از منظر اسلامی معلوم نیست که استحقاق اجر اخروی داشته باشد.
مهمان هتل در برخی جهات با مهمانی که به منزل وارد میشود مشابهت دارد و از برخی جهات با او متفاوت است. یکی از وجوه شباهت، غریب بودن هر دو یا دستکم ناآشنا بودن با محیط است. در بسیاری از موارد مهمان هتل و منزل، هر دو غریباند و با مکان جدید و یا حتی با شهر و روستایی که به آنجا وارد شدهاند آشنایی زیادی ندارند. گاه نیز اگر غریب نیستند، از آشنایی کافی برخوردار نبوده، یا شرم و خجالت و مسئلۀ عدم مَحرمیت مانع آزادی عمل آنها میشود. ازاینرو غالباً بینیاز از کمک، راهنمایی و دستگیری میزبان نخواهند بود. برخی از این موارد برای مهمانان هتلها نیز جاری و ساری است. قرآن کریم به احسان و نیکی به
همنوعان سفارش میکند و از گروههای فراوانی که شایسته و استحقاق یاری دارند نام میبرد و میفرماید:
«وَاعْبُدُوا اللهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیئًا ۖ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیتَامَىٰ وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللهَ لَا یحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا:(1)
سورۀ نساء، آیۀ 36.
و خدا را بپرستید، و چیزى را شریك او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایۀ نزدیك و همسایۀ دور و همنشینان و همراهان و مسافران (درراهماندگان) و بردگان نیكى كنید؛ یقیناً خدا كسى را كه متكبّر و خودستاست، دوستندارد».
در برخی کتب لغت و نیز در اصطلاح فقهای مسلمان، «ابن السبیل» به مسافرانی که در راه مانده و برای بازگشت به موطن خویش نیازمند کمک مالی هستند اطلاق میشود؛ اما در بسیاری موارد این اصطلاح به معنای «مسافر» دانسته شده است. بر اساس این معنا -- که قائلان زیادی دارد(2)--
مسافران نیز در آیۀ فوق مورد سفارش خدای متعال برای احسان و نیکی به آنها قرار گرفتهاند. به علاوه احسان سفارششده در آیۀ شریفه، به دستگیری مالی خلاصه نمیشود و مفهومی فراتر از آن دارد؛ چرا که گروههای سفارششده نیز همگی لزوماً جزوِ گروه درماندگان مالی نیستند تا توجیهی برای محدود کردن احسان به دستگیری مالی به شمار آید؛
همانگونه که سفارش به نیکی کردن به والدین و همسایه را نیز نمیتوان به رسیدگی مالی خلاصه کرد. بنابراین به نظر میرسد واژۀ «ابنالسبیل» به معنای مسافران درراهمانده و درمانده از نظر مالی، وجهی نداشته باشد. بنابراین از نظر اخلاقی شایسته است هر مسافری مشمول احسان و نیکی قرار گیرد تا درد غربت، او را نیازارد و غمی جز دوری از وطن نداشته باشد.
اما احسان به مسافران به اشکال گوناگون متجلی میشود: گاه در اسکان دادن آنان و گاه به صورت راهنمایی برای یافتن مقصد مورد نظر؛ گاه یاری رساندن در برطرف کردن مشکلی از آنان و گاه نیز به صورت دستگیری مالی. البته بدیهی است که مسئولیت احسان و نیکی و دستگیری و راهنمایی مسافران، بیش از هر کس بر عهدۀ میزبانان آنان خواهد بود.
اما اگر مقصود از «ابنالسبیل» در آیۀ مذکور فقط مسافران درراهمانده به خاطر از دست دادن توان مالی خود برای ادامۀ راه یا بازگشت به وطن دانسته و بقیۀ مسافران را مشمول معنای واژۀ «ابنالسبیل» ندانیم، باز هم آنان به طور غیرصریح مشمول توصیۀ خداوند خواهند بود. زیرا به نظر میرسد مقصود از نام بردن این گروهها در آیه، فقط اهمیت بیشتر آنان بوده است و گرنه افراد و گروههای فراوان دیگری نیز هستند که احسان به آنها شایسته و پسندیده است. به نظر میرسد مقصود خداوند در آیۀ یادشده، این نیست که مؤمنان کمکهای خود را فقط بهاین گروهها اختصاص داده، از یاری نیازمندان دیگر پرهیز کنند.
بر اساس آنچه گذشت، هرگونه کمک به مهمان و دستگیری از او مطلوب و رفتاری اخلاقی و متناسب با ارزشهای اخلاق اسلامی است. اما روشن است که کارگزاران هتل باید محدودۀ وظایفشان در راستای خدمترسانی به مهمانان تعریف شده، از آن محدوده فراتر نروند. به عبارت دیگر آنان نباید به بهانۀ اخلاقی بودن دستگیری و یاریرسانی به مهمان محل خدمت خود را ترک کنند و یا بیشتر از چارچوب وظیفۀ خود اقدام کنند؛ زیرا توجه بیشتر به یک مهمان او را از مهمان دیگر یا وظایف معمولش بازخواهد داشت. نتیجه آنکه کارگزاران هتل میبایست نیکی به مهمانان را در چارچوبی تعریفشده در دستور کار خود قرار دهند به گونهای که با انجام وظایف شغلی آنان در تنافی نباشد و نیکیهای متناسب با مسئولیت محولشده برای هر کارگزاری مشخص شده باشد؛ بدیهی است عدم ساماندهی و مدیریت انواع نیازمندیهای مهمانان در هتل موجب خواهد شد خدمات پذیرایی به موقع و به درستی انجام نشود و بی نظمی در وظایف کارگزاران هتل نمایان گردد. البته پیش بینی انواع نیازمندیهای مهمانان و تعیین افرادی برای انجام آن امور میزان مهمان نوازی را ارتقاء خواهد داد و بر رضایتمندی مهمانان از یک هتل خواهد افزود.
از جمله اصول ارزنده در امر میزبانی، سخاوت داشتن و پرهیز از هرگونه خساست و تنگنظری با مهمان است. دراینباره حدیث زیبایی از رسول
گرامی اسلام نقل شده است که گویای فضیلت دستودلبازی برای پذیرایی از مهمان است. ایشان فرمودهاند: «اگر كسی هزار درهم صرف سفره كند و مؤمنی از آن غذا بخورد اسراف نیست».(1)
این دسته از روایات و روایات فراوانی که به تکریم و پذیرایی خوب از مهمان توصیه و برای آن فضایل بسیار نقل میکند، همگی نشانگر آن است که خساست و بخل ورزیدن با مهمان بسیار زشت است و سخاوت و دست و دلبازی و بلندنظری از فضایل اخلاقی است. البته روشن است که پذیرایی خوب از مهمان به معنای اسراف نیست و باید از هرگونه اسراف وهدر دادن مواد غذایی پرهیز کرد.
اما در هتلداری، دستودلبازی داشتن و خساست نورزیدن در پذیرایی از مهمان متفاوت است؛ زیرا از یک سو سخاوت فضیلت اخلاقی ارزندهای به شمار میرود که بر کرم و بزرگواری میزبان میافزاید و از سوی دیگر سخاوت و بذل و بخشش با یکی از اهداف هتلداری یعنی درآمدزایی سازگار نیست. بدیهی است اگر هتلداری را نوعی میزبانی به شمار آوریم باید برای این چالش راه حلی ارائه کنیم. در غیر این صورت همسنخ بودن میزبانی و هتلداری زیر سؤال خواهد رفت. به نظر میرسد برای رفع این چالش میتوان چند راه حل و راهکار مناسب را به اجرا گذاشت. برای مثال موارد ذیل میتواند هتلداری را به میزبانی بیشتر نزدیک کند:
· به برخی کارگزاران هتل بهویژه در رستوران و نیز هنگام تسویه حساب
1) . بحارالأنوار، ج3، ص66.
مأموریت داد تا با مهمانان سخاوتمندانه و با بخشش رفتار کنند و درصدی انعطاف و بزرگمنشی در وقت دریافت هزینهها از خود نشان دهند تا مهمان هنگام خروج و تسویه حساب شیرینکام شود و سخاوت را مشاهده کند.
· از کارگزاران دونپایهتر خواسته شود تا هرگز درخواست انعام و پاداش نداشته باشند و یا اگر مهمانی مبلغی را به این عنوان پرداخت کرد از پذیرش آن خودداری کنند. با توجه به این نکته به نظر میرسد اگر درخواست و نیز دریافت انعام از سوی کارگزاران هتل مطلقاً ممنوع شود و با کمال احترام دست رد به پرداختکننده انعام زده شود، خود بیانگر مناعت طبع کارگزاران هتل خواهد بود. در این راستا آموزش کارکنان هتل در حوزۀ مسئولیت محوله به گونهای که مهمانان هتل مناعت طبع، عزت نفس و نیز سخاوت و گشادهدستی را از تمام کارکنان هتل استشمام کنند، راهکاری ضروری است و در تأمین رضایت مهمانان و تحسین آنان و نیز موفقیت در مهماننوازی بهتر تأثیر بسزایی خواهد داشت.
راهکار دیگر اینکه مرسوم است در یخچال اتاقهای هتلها برخی اقلام خوردنی و نوشیدنی قرار داده میشود اما قیمت آن اقلام بسیار گرانتر از قیمتشان در بازار است. این نوع قیمتگذاری و دریافت مبلغ نه تنها با اصل سخاوت مطابقت ندارد، بلکه شاید بتوان گفت که از جوانمردی نیز به دور است؛ چرا که ممکن است مهمان از قیمت بالای آن آگاه نباشد و آنها را استفاده کند و یا کودکی آنها را ببیند و استفاده کند و از این· طریق پرداخت هزینۀ گران آن اقلام بر مهمان
تحمیل شود. برای اثبات سخاوت میزبان قیمت این کالاها را میتوان مطابق قیمت عرفی آن دریافت کرد، گرچه مناسبتر آن است که آن کالاها برای مرتبۀ آغازین ورود مهمان به هتل (مرتبۀ اول) رایگان باشد. این عملکرد خاطرۀ مطلوبی را در ذهن مهمان به جای گذاشته، سخاوتمندیِ میزبان را به اثبات میرساند.
امانتداری، از مهمترین فضایل اخلاقی است که انسان در سراسر زندگی خویش با آن روبهرو میشود و در تمام مراحل زندگیاش مجبور است در امانتداری تلاش کرده، از اینکه به خیانت در امانت متهم شود پرهیز نماید. امانتداری، در اسلام از جمله فضایلی است که بیشترین سفارشها دربارۀ آن شده است تا جایی که از امام علی (علیه السلام) نقل شده است که این فضیلت سَرِ اسلام است.(1)
همچنین آن حضرت بدترینِ مردم را خائنان در امانت دانسته و فرموده است:
«شر الناس من لا یعتقد الامانة و لا یجتنب الخیانة:(2)بدترینِ مردم کسی است که به امانت معتقد نباشد و از خیانت پرهیز نکند».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خیانتکار در امانت را از خود نمیدانسته و فرموده است:
«لیس منا من خان مسلماً فی اهله و ماله: (3)آنکه به ناموس و مال
مسلمانی خیانت کند، از ما نیست».
البته امانت انواع گوناگونی دارد: گاه یک راز یا یک سخن است، و گاه مال یا چیزی که ارزش مالی دارد. همچنین ممکن است ناموس و یا مسئولیتی به عنوان امانت به کسی سپرده شود. امروزه با برخی امانتهای مالی مانند سپردن پول به دیگری کمتر روبهرو میشویم؛ بهویژه در جامعهای که بانکها توسعه یافته و امنیت مالی را برای صاحبان اموال ضمانت میکنند و اعتماد آنها را جلب کردهاند. اما رازداری و نیز متعهد بودن به مسئولیتهایی کهدر زندگی، هر انسانی را به صورت مُدام در حوزههای مختلف اعم از شغلی، خانوادگی، دینی و... با خود درگیر کرده است، از مصادیق شاخص امانت به شمار میرود. به عبارت دیگر در جهان معاصر کیست که مسئولیتی بر عهدهاش نباشد؟ و یا موظف به انجام تکلیفی نشده باشد؟ بیگمان هر کس که مسئولیت انجام کاری را پذیرفته، آن مسئولیت امانتی است از سوی کارفرما. بر این اساس هر انسانی که مسئولیتی بر عهده دارد، امین شمرده میشود و در نتیجه زمینۀ خیانت در امانت برای او فراهم میگردد؛ این در حالی است که خداوند در قرآن کریم به ادای امانت و بازگرداندن آن به صاحبش تأکید کرده، میفرماید:
«ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها...:(1)خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بازگردانید».
1) . سورۀ نساء، آیۀ 58.
اهمیت امانتداری به اندازهای است که وجودش شرط ایمان است و هیچ عذری برای خیانت در امانت پذیرفته نیست. حسین بن مصعب همدانی از امام صادق (علیه السلام) روایت میکند:
«سه چیز است که برای ترک آن هیج عذری پذیرفته نیست: وفای به عهد نسبت به نیکوکار یا بدکردار، بازگرداندن امانت به صاحبش چه نیککردار باشد یا بدکردار، و نیکی به والدین چه نیکوکار باشند چه بدکردار».(1)
وَالْفَاجِرِ، وَالْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ إِلَى الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ، وَبِرُّ الْوَالِدَینِ، بَرَّینِ كَانَا أَوْ فَاجِرَینِ».
همچنین از آن حضرت دربارۀ اهمیت این فضیلت اخلاقی سخنی نقل شده است که تأملبرانگیز است و از میزان اهمیت امانتداری پرده برمیدارد. آن امام (علیه السلام) در لزوم بازگرداندن امانت به صاحبش میفرماید:
«اگر قاتل امیرمؤمنان (علیه السلام) چیزی را نزد من به امانت بگذارد، حتماً آن را ادا خواهم کرد».(2)با این جمله باید به این نتیجه رسید که مؤمن هرگز فکر خیانت در امانت نیز به ذهنش خطور نمیکند.
اما دربارۀ میزبانی: بیتردید یکی از وظایف اخلاقی میزبانان امانتداری است. امانتداری در اماکن مهمانپذیر مانند هتلها ابعاد مختلفی دارد.
1) . الکافی (دارالحدیث)، ج 9، ص708، ح8614. سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) یقُولُ: «ثَلَاثَةٌ لَا عُذْرَ لِأَحَدٍ فِیهَا: أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ
2) . همان، ح8617. «اتَّقُوا اللهَ، وَعَلَیكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ، وَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) ائْتَمَنَنِی عَلى أَمَانَةٍ لَأَدَّیتُهَا إِلَیهِ».
کارگزاران هتل دستکم از دو منظر امین شمرده میشوند و باید از آن دو منظر امانتدار باشند. همانگونه که اشاره شد، مسئولیتهای همۀ افراد از جمله مسئولیتهای شغلی آنان امانتی است که از سوی صاحب کار به آنها واگذار شده است. این نوع امانت، مالی نیست، بلکه از سنخ امانتی است که خداوند در سورۀ احزاب از آن یاد کرده و فرموده است:
«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم؛ آنها از پذیرفتنش خودداری کردند و از آن هراس داشتند، اما انسان آن را به دوش کشید».(1)
یکی از امانتهایی که کارگزاران هتل بر عهده گرفتهاند، مسئولیت و کاری است که بر عهده گرفتهاند و ادای آن امانت به معنای انجام صحیح شرح وظایف شغلی است. بنابراین، امانت یادشده از نوع مسئولیت است؛ زیرا به هر کارگزار در هتل مسئولیتی سپرده شده و او نیز متعهد شده است که آن مسئولیت را بهدرستی انجام دهد. ازاینرو کارگزار هتل موظف به انجام صحیح وظایف محوله است؛ زیرا او آن مسئولیت را پذیرفته و در ازای انجام آن دستمزد دریافت میکند. بنابراین کوتاهی و سستی در انجام وظایف محوله، مصداقی از خیانت در امانت خواهد بود.
بُعدِ دیگر امانتداری کارگزاران هتلها و اماکن اقامتی، در ارتباط با مهمانان این اماکن مصداق مییابد. مهمانان هتل، کارگزاران را افرادی امین میشمارند و به آنان اعتماد میکنند؛ بهویژه وقتی پول یا اشیاء و
1) . سورۀ احزاب، آیۀ 72. <إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ...>.
مدارک ارزشمند خود را به صندوق امانات هتل میسپارند و یا اتاق آنان برای نظافت و مرتب شدن مورد بازبینی قرار میگیرد. همچنین اطلاعات شخصی و محل اسکانشان، از جمله اموری است که میبایست به صورت امانت نزد کارگزاران هتل بماند و از خیانت در آن اجتناب شود. بر این اساس توجه به مسئولیت امانتداری در هتل، از مهمترین مسائل و وظایف به شمار آمده، خیانت در آن میتواند زیان جبرانناپذیری را متوجه مهمان یا هتل و یا هردو سازد.
نکتۀ حایز اهمیت در امانتداری در هتل، عدم تفاوت این اصل اخلاقی نسبت به مسلمان و غیرمسلمان است. آیات متعدد در قرآن کریم امانتداری را از صفات مؤمنان دانسته است، اما رعایت این سجیۀ ارزشمند اخلاقی را صرفاً مختص مؤمنان ندانسته است. برای مثال در بیان صفات مؤمنان میگوید:
«کسانی هستند که به امانتداری و وفای به عهد پایبندند».(1)
خداوند در این آیۀ شریفه مؤمنان را فقط نسبت به برادران ایمانی خود امانتدار نمیداند، بلکه مطلقاً آنها را امانتدار شمرده است. بقیۀ آیات قرآن نیز از این روش بهره جسته و هیچگاه امانتداری را نسبت به مؤمنان مختص نکرده است. امام صادق (علیه السلام) نیز در تعمیم امانتداری نسبت به همۀ بندگان خدا میفرماید:
«خدای عزوجل پیغمبری را مبعوث نکرد مگر به امانتداری و
1) . سورۀ معارج، آیۀ 32. <والذین هُم لاماناتهم وعهدهم راعون>.
راستگویی نسبت به نیکوکار و بدکار».(1)
نتیجۀ مباحث مطرحشده در این اصل، ضرورت پایبندی به امانتداری نسبت به مهمان از سوی میزبان یا کارگزار اوست، بی آنکه میان مهمان مؤمن و غیر آن تفاوتی باشد. این امانتداری ابعاد چندگانهای را همچون مالی، ناموسی، حفظ اسرار و اطلاعات شخصی و مکان استقرار شامل میشود. اهتمام به انجام این مسئولیت در کنار حسن انجام وظیفه نسبت به وظایفی که کارفرما در چارچوب وظایف شغلی بر عهدۀ او گذاشته است، از کارگزار هتل انسانی وظیفهشناس و امانتدار میسازد؛ گرچه لازمۀ نیل کارگزار به این درجه، آموزش کافی در خصوص امانتداری و ابعاد مختلف آن خواهد بود.
یکی از اصول اخلاقی باارزش در شغل، مسئولیتپذیری است. «مسئولیّت»، در لغت به معنای موظّف بودن و یا متعهّدبودن به انجام امری است(2)
و مسئولیتپذیری به معنای پذیرش انجام کار به همراه اهتمام در انجام آن به بهترین شکل ممکن به علاوۀ پاسخگویی در برابر کار انجامشده است. مسئولیتپذیری، الزام و تعهدی درونی از سوی فرد برای انجام مطلوب همۀ فعالیتهایی است که بر عهدۀ او گذاشته شده است. مسئولیتپذیری حقیقتی است که از درون فرد سرچشمه میگیرد
و او را وادار به عمل و رفتاری در راستای آن حس درونی میکند. بنابراین فردی که مسئولیتِ کاری را بر عهده میگیرد، میپذیرد که یک سری فعالیتها و کارها را انجام دهد در حالی که پیش از پذیرش آن، چنین وظیفهای بر عهدۀ او نبوده و کسی از او انتظار انجام آن را نداشته است.
برای مسئولیت چهار شرط متصور است: نخست تکلیفی که انجام آن بر عهدۀ مسئول گذاشته میشود؛ دوم آگاهی نسبت به انجام آن تکلیف؛ سوم قدرت و توانایی مسئول در انجام آن؛ و چهارم اختیار و ارادۀ فرد نسبت به انجام وظیفه. این شرایط بهخوبی نمایانگر آن است که هریک از آنها محَقَّق نباشد، مسئولیت در خارج مصداق نخواهد یافت و مسئولیتپذیری معنا نخواهد داشت.
با توجه به اراده، قدرت و اختیار انسان مسئول، اگر از سوی مسئول خطا یا اشتباهی در راستای انجام وظیفهاش سر زند، آن را بر عهده گرفته، در صدد جبران برمیآید؛ اما انسانهایی که مسئولیتپذیر نیستند، هنگام خطا و اشتباه، مسئولیت آن را بر دوش دیگری میاندازند و در پی توجیه و فرار از پاسخگویی و جبراناند. این در حالی است که در آموزههای قرآنی فرار از مسئولیت امکانپذیر نیست و همۀ بندگان خدا در پیشگاه پروردگارشان باید پاسخگو باشند و اگر خودشان از پاسخگویی طفره روند، خداوند اعضا و جوارحشان را به سخن درخواهد آورد:
«اِنَّ السَّمْعَ والْبَصَرَ والفُؤاد کُلُّ اولئكَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولا:(1)همانا گوش و چشم و دل، همۀ اینها مورد باز خواست قرار خواهد
1) . سورۀ اسراء، آیۀ 36.
گرفت».
اما مسئولیتپذیری میزبان اهمیت زیادی خواهد داشت؛ زیرا مهمان، فردی غریب است و عنان خود را در اختیار میزبان خویش قرار داده است. ازاینرو فرار از مسئولیت توسط میزبان به مهمان زیان وارد میسازد. حال اگرکارگزاران هتل میزبان باشند، بیمسئولیتی آنان و کوتاهی در انجام وظیفه، علاوه بر تضییع حقوق مهمان، تضییع حقوق کارفرمای خود را -- که کارگزار اوست -- به دنبال خواهد داشت و زمینۀ بدنامی هتل را نیز فراهم میآورد.
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
«همۀ شما سرپرست و مسئول هستید و دربارۀ زیردستانتان بازخواست مىشوید».(1)
این سخن ارزنده اشاره به این دارد که رفتارهای ما همواره زیر ذرهبین خداست؛ بنابراین همواره مسئول رفتار و کردارخود نسبت به دیگران اعم از زیردستان و بالادستان خواهیم بود. هر فرد بسته به کوچکی یا بزرگیِ وظیفهای که بر عهده دارد، به همان میزان باید مسئولیتپذیر و پاسخگوی نقدها و کوتاهیهای صورتگرفته از سوی خود باشد.
البته همانگونه که اشاره شد، لازمۀ مسئولیتپذیری روشن بودن وظایف در حوزۀ کاری است؛ زیرا اگر وظایف کارگزار به طور روشن و آشکار تبیین نشده باشد، انتظار انجام وظیفه و تکلیف از او، حکیمانه و
1) . ارشاد القلوب، ج1، ص184؛ بحارالانوار، ج72، ص 38. «كُلّكم راعٍ و كُلّكم مسئولٌ عَن رَعیته».
خردمندانه نیست؛ زیرا مکلف دانستن فردی بی آنکه وظایف او از سوی کارفرما تعیین شده باشد، مصداقی برای تکلیف بمالایطاق و توقع نابجا خواهد بود و خداوند حکیم هرگز فوق توان و طاقت آدمی، او را تکلیف نمیکند.(1)بر این اساس پیش از اینکه از کارگزار متوقع باشیم تا وظایف شغلیاش را بهخوبی انجام دهد، میبایست وظایف او بهروشنی تبیین شود و او را نسبت به آن وظایف آشنا ساخت.
یکی از اصول اخلاقی مورد تأکید اندیشمندان اخلاق، محترم شمردن حریم خصوصی دیگران و عدم تعرض به آن است. حریم خصوصی یکی از ارزشمندترین مفاهیم نظامهای حقوقی توسعهیافته به شمار میرود. حق حریم خصوصی، در زمرۀ مهمترین حقوقی است که ارتباط تنگاتنگی با کرامت انسانی دارد. بین حریم خصوصی با اخلاق نیز ارتباط وثیقیوجود دارد و در حقیقت از اصول اخلاقی نیز به شمار میرود؛ زیرا هدف اخلاق، تعالی شخصیت انسان است و تکریم انسان، تمامیت مادی و معنوی انسان را به ارمغان میآورد. پس هر انسانی در هر شرایطی که قرار گرفته باشد حق دارد برای خود حریم خصوصی در نظر بگیرد و در صورتی که آن حریم عقلانی و مورد پذیرش عرف باشد، محترم شمرده شود و از این طریق کرامت و حرمتش پاس داشته شود و حقوقش پایمال نگردد.
1) . سورۀ بقره، آیۀ 286. <لاٰ یُكَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلّٰا وُسْعَهَا>.
محترم شمردن حریم خصوصی به مفهوم عدم ورود به آن حریم بدون اجازه صاحب آن حریم است. حریم خصوصی افراد در شرایط و حوزههای متفاوت زندگی، متفاوت خواهد بود. یعنی حریم خصوصی یک فرد در زندگی خانوادگی با حریم خصوصی او در محیط کار متفاوت است. ازاینرو هر فرد ممکن است در حوزههای مختلف زندگی شخصی، حریمهای خصوصی متفاوت و متعددی داشته باشد. در آموزههای دینی ورود به حریم خصوصی دیگران بدون اذن آنها «تجسس» نامیده شده است و حکم آن نیز از نظر شرعی عدم جواز، و گاه حرام و گاه مکروه است؛ گرچه تحت شرایطی ممکن است جایز شود، که در جای خود نیازمند شرح و بسط است. به هر تقدیر یکی از گناهان بزرگ، تجسس در امور دیگران به شمار آمده است. خداوند در قرآن کریم خطاب به مؤمنان میفرماید:
<یا ایهاالذین امنو اجتنوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا...:(1)ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری گمانها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمانها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید...>.
نقل شده است یکی از اصحاب پیامبر، شبی در مدینه نگهبانی میداد. با شنیدن سروصدا از خانهای، از دیوار آن خانه بالا رفت و بیاجازه وارد منزل شد. صاحبخانه را با عدهای در حال شرب خمر دید. صاحبخانه پس از اینکه به گزارش آن مرد به جرم شرب خمر فرا خوانده
1) . سورۀ حجرات، آیۀ 12.
شد، خطاب به کسی که برای کشف گناه او به منزلش وارد شده بود گفت: «شتاب نکن! اگر من یک گناه کردهام، تو که نسبت شرب خمر به من دادهای چهار خطا مرتکب شدهای: اول اینکه از راه دیوار وارد منزل من شدی، که این خلاف گفتۀ قرآن است. در آیۀ 189 سورۀ بقره آمده: «نیكى، آن نیست كهاز پشت خانهها [به آنها] درآیید؛ بلكه نیكى آن است كه كسى پروا پیشه كند. و به خانهها، از درِ آنها درآیید و از خدا پروا دارید، شاید كه رستگار شوید».(1)دوم اینکه بدون اذن صاحبخانه داخل شدی، که این خلاف آن چیزی است که در قرآن آمده: «اى كسانى كه ایمان آوردهاید! به خانههایى كه خانههاى شما نیست، داخل نشوید تا اجازه بگیرید».(2)
گناه سوم هم این است که هنگام وارد شدن سلام نکردی. می فرماید: «و بر اهل آن، سلام گویید».(3)
گناه چهارم هم این است که زندگی شخصی مرا مورد تفتیش قرار دادی. در آیۀ 11 سورۀ حجرات(4)
به این مورد بهوضوح اشاره شده و با تعبیر صریح <وَلَا تَجَسَّسُوا> از آن نهی شده است. پس از شنیدن این صحبتها، صحابی از او عذرخواهی کرد.
1) . سورۀ بقره، آیۀ 189. <وَ لَیسَ البِرَّ بِاَن تَأتُو البُیوتَ مِن ظُهورِها وَ لكنَّ البِرَّ مَن اتَّقی و آتوا البُیوتَ مِن اَبوابِها>.
2) . سورۀ نور، آیۀ 27. <وَ لا تَدخُلوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِكم حَتّی تَستَأنِسوا>.
3) . همان. «وَ سَلِّمُوا عَلیَ اَهلِها».
4) . <یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا...: اى کسانى که ایمان آوردهاید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید؛ چرا که بعضى از گمانها گناه است، و هرگز [در کار دیگران] تجسس نکنید..>.
اما همان گونه که اشاره شد، هر فرد میتواند در محیطها و شرایط متفاوت، حریم خصوصی مخصوص آن محیط را داشته باشد. در جهان امروز حریم خصوصی ابعاد تازهای نیز یافته است. برای مثال گوشی همراه یا تبلت یکی از ابزارهایی است که جزو حریم خصوصی صاحبش است و ورود به این وسائل و تجسس در آنها ورود به حریم خصوصی تلقی میشود. به نظر میرسد زشتی و حرمت تعرض به حریم خصوصی دیگران ازآنروست که موجب سلب آزادی، استقلال و امنیت آنان میگردد و حرمت و کرامتشان را پایمال میسازد. در آموزههای اسلامی حرمتِ تجسس، غیبت، عیبجویی و کشف سِرِّ مؤمنان، همگی گواه بر حرمت مؤمن و عدم جواز تعرض به حریم خصوصی اوست.
اما دربارۀ مهمان نیز رعایت حریم خصوصی از اهمیت ویژهای برخوردار است. توضیح آنکه اگرچه مهمان در منزل یا مکانی که صاحب خانه و میزبان در اختیار او قرار داده است اقامت میکند، این به معنای جواز ورود صاحب خانه به مکانی که در اختیار او قرار داده نیست. حرمت و کرامت مهمان اقتضا میکند حریمِ مکانی که در اختیار او قرار داده شده رعایت شود و آن مهمان در آن مکانِ خاص، احساس امنیت داشته باشد. مگر آنکه قبلاً میزبان، او رااز فقدان مکانی اختصاصی آگاه کرده باشد.
در هتلها و مهمانپذیرها مکان خاص و دارای حریم و حصار در اختیار مهمان قرار داده میشود. به علاوه، خطوط تلفن، تلفن همراه، اینترنت و هر چیزی که جنبۀ خصوصی برای مهمان دارد به عنوان حریم خصوصی تلقی شده، باید از تعرض به آن پرهیز شود.(1)بنابراین نصب
1) . الخصال، ج1، ص109. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): «مَنْ اسْتَمَعَ إِلَى حَدِیثِ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ أَوْ یفِرُّونَ مِنْهُ صُبَّ فِی أُذُنِهِ الْآنُكُ یوْمَ الْقِیامَة: هرکس به سخن کسانی که دوست ندارند سخنشان شنیده شود یا از دست او فرار میکنند گوش دهد، در روز قیامت سرب داغ داخل گوشش ریخته خواهد شد».
میکروفون و دوربین مخفی و یا شنود مکالمات مهمان از مصادیق بارز تعرض به حریم خصوصی و تضییع حقوق مهمان خواهد بود. در هتل، مهمان باید بتواند در مکان استقرار خود یعنی همان اتاق یا سوئیت، احساس امنیت داشته باشد و اطمینان یابد که به حریم اختصاصی او تعرضی نمیشود و حرمتش پاس داشته میشود.
علاوه بر این، رعایت حریم خصوصی همکاران نیز جزو وظایف اخلاقی هریک از کارگزاران هتل در قبال یکدیگر است. بیتردید رعایت حریم خصوصی همکاران، امنیت را در فضای کار بالا برده، اُنس و الفت و نیز صمیمیت را بین آنان حاکم، و امکان انجام وظیفه با آرامش خاطر را برای همگان فراهم میسازد. بررسی ابعاد مختلف حریم خصوصی مهمان و همکار در هتل، نیازمند تأمل و دقت بیشتر است، و توجیه کارکنان هتل دربارۀ حریم خصوصی و لزوم رعایت آن دربارۀ مهمانان و همکاران نیازمند بحث و تحلیل بیشتر و یا شاید نیازمند برگزاری دورۀ آموزشی کوتاهمدت باشد.
از لوازم احترام به مهمان و پاسداشت حریم و شخصیت او، حُسن ظن به اوست. این سجیۀ اخلاقی وظیفۀ تکریم و پذیرایی از مهمان را تکمیل و مدت اقامت را برای مهمان گوارا میسازد. یكی از اصول اسلامی «اصالة
الصحة» است و معنایش این است كه اگر عملی از انسانی مشاهده شد كه دووجهی است و امکان تفسیر خوب و بد برای آن وجود دارد، لازم است آن را از نوع خوب بدانیم و كار او را به صورت صحیح و خوب توجیه کرده، به خود اجازۀ بدگمانی ندهیم.برای مثال در رستوران هتل، خانمی به ملاقات یکی از مهمانان هتل آمده و با هم به گفتگو و سرو غذا مشغول میشوند. حسن ظن به آنان یعنی عمل آنان را نادرست تفسیر نکرده، توجیه اخلاقی و مشروع برای آن در ذهن بسازیم و بدگمان نشویم؛ چرا که بدگمانی زمینۀ انجام گناهان و خطاهای دیگر را فراهم آورده، انسان را به ورطۀ هلاکت رهنمون میسازد.
از سخنان بسیار گرانسنگی که از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به یادگار مانده، این سخن است که فرمود:
«اُطلُب لِاَخیكَ عُذراً، فَاِن لَم تَجِد لَه عُذراً فَالتَمِس لَهُ عُذراً:(1)برای گفتار و كرداری كه از برادرت سر میزند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش».
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز در سخنی نورانی در این موضوع فرموده است:
«لاتَظُنَّن بِكَلِمَهٍ خَرَجَت مِن اَحَدٍ سُوءاً وَ انتَ تَجِدُ لَها فی الخَیرِ مُحتَمِلاً:(2)هرگاه سخنی از برادرت سر زد و تو میتوانی برای آن محمل خوبی بیابی، به آن گمان بد مبر».
خوشگمانی در راستای ورع و پرهیزکاری است و به صاحب خود آرامش میبخشد و محبتش را در دل دیگران افزون میکند و او را از افتادن در دام گناهانی چون تهمت، افترا و غیبت رهایی میبخشد. همچنین امنیت طرف مقابل را فراهم ساخته، رابطۀ مسالمتآمیزی میان طرفین برقرار میکند. این فضیلت اخلاقی برای میزبانان از حساسیت بیشتری برخوردار است و پایبندی به آن از ضروریترین اصول اخلاقی به شمار میآید. بیگمان مسئولیت کارگزاران هتل، پذیراییِ شایسته از مهمانان و مسافران هتل است. آنان نه مسئول فرهنگی کشورند و نه مأمور گشت ارشاد یا وزارت اطلاعاتاند و نه کارآگاه نیروی انتظامی. ازاینرو نباید مسئولیت خود را به فراموشی سپرده، اصطلاحاً پا در کفش افراد مذکور کنند؛ زیرا در این صورت آنان را از کارگزار هتل به مفتّش تبدیل میکند. ازاینرو میبایست مسئولیت خود را مراقبت کنند و از بدگمانی نسبت به مهمانان بر حذر باشند و تا زمانی که به تخلف و کجروی مهمانی یقین حاصل نشده، در رعایت احترام مهمان و انجام وظایف شغلی خود کوتاهی نکنند. در این راستا وظیفۀ خانهداران و نیز مأموران استقبال، دشوارتر است؛ زیرا بیشترین موارد سوء ظن در عبور و مرور مهمانان و نیز در راهروهای هتل و ارتباطات مهمانان با افراد مختلف اتفاق میافتد.
اما در بُعد دیگر شغلی که مهمتر و از نظر ابتلا نیز بیشتر است، بدگمانیِ همکاران به یکدیگر است. حقیقت این است که زمینۀ بدگمانی به همکار در شغل هتلداری بهخوبی فراهم است و بهراحتی میتوان به خانهدار،
مأمور استقبال، مسئول خرید، آشپز و یا هر فرد دیگری که در هتل اشتغال دارد بدگمان شد و برای بدگمانی نیز شواهدی احتمالی یافت. رفتارهای خطای ناشی از بدگمانی وقتی بیشتر خواهد شد که بین کارگزاران رقابتی نیز وجود داشته باشد. رقابت حسادت را و حسادت بدگمانی را و آن نیز جادۀ تجسس، بدگویی و گناهان دیگر را در پیش روی کارگزار هموار میسازد(1)
غافل از آنکه کارگزار بدگمان، با بدگامی به این و آن خصلت ناپاک خود را آشکار خواهد ساخت(2)
و در حقیقت پایههای اشتغال خود را تخریب میکند؛ زیرا او که به یکی از همکارانش بدگمان شد و به آن ترتیب اثر داد و با آن مقابله نکرد، بار دیگر هم به همکار دیگر بدگمان خواهد شد و سرانجام خطایش آشکار شده، رسوا میشود و اعتماد دیگران بهویژه مدیر مافوق را از دست خواهد داد(3)و امنیت شغلیاش به مخاطره خواهد افتاد. نتیجه آنکه از اصول اخلاقی مهم و کلیدی در میزبانی، خوشگمان بودن به مهمان است. همچنین خوشگمانیِ کارگزاران میزبان به یکدیگر، از ضرورتهایی است که هم صاحب گمان نیک، هم مهمان و هم
1) . غرر الحکم، 5575. امام علی (علیه السلام): «سوء الظن یفسد الامور و یبعث علی الشرور: بدگمانی کارها را تباه میکند و باعث روی آوردن به انواع بدیها میشود».
2) . میزان الحکمة، ج6، ص572، ح11700. امام علی (علیه السلام): «الرجل السوء لا یظن باحد خیرا لانه لا یراه الا بوصف نفسه: آدم بد به هیچ کس خوشگمان نیست؛ زیرا همه را مانند خود میداند».
3) . غررالحکم، ح5748. امام علی (علیه السلام): «شر الناس من لا یَثِقَ بأحدٍ لسوء ظنّه و لا یَثِقُ به احدٌ لسوء فعله: بدترینِ مردم کسی است که به سبب بدگمانی به کسی اعتماد نمیکند و دیگران نیز به سبب بدکرداریاش به او اعتماد نمیکنند».
همکاران از سودمندیِ آن بهرهمند خواهند شد.
اشاره شد که گمان بد، از جمله خطاهایی است که مقدمه و زمینهساز خطاهای دیگر از جمله تجسس خواهد شد و تهمت و افترا و نیز غیبت، از جمله پیامدهای دیگر آن است که در صورت عدم کنترل بدگمانی، افتادن در دام این خطاها حتمی خواهد بود. نهی از تجسس پس از نهی از بدگمانی در قرآن کریم(1)
و در سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)(2)حاکی از آن است که بین این دو ارتباط وثیقی است؛ البته در عمل نیز میتوان به ارتباط بدگمانی با تجسس بهخوبی پی برد. اما همانگونه که اشاره شد، بدگمانی آن هنگام ناپسند و غیراخلاقی است که در مرتبۀ گمان باقی بماند؛ اما اگر با ادلۀ قطعی به خطای همکار یقین حاصل شد، چشمپوشی از آن روا نیست و نوعی خیانت در حق همکار خطاکار خواهد بود. ازاینرو میبایست با ملاطفت و مهربانی او را از انجام خطایش نهی و به رفتار صحیح دعوت کرد. پس آنگاه که به خیرخواهی او توجه نکرد، به صورت محرمانه با مدیران بالاتر در میان گذاشت.
1) . سورۀ حجرات، آیۀ 12. <یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَیحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ: اى كسانى كه ایمان آوردهاید، از بسیارى از گمانها بپرهیزید كه پارهاى از گمانها گناه است، و تجسس نكنید، و بعضى از شما غیبت بعضى نكند. آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ از آن كراهت دارید. [پس] از خدا بترسید، كه خدا توبهپذیر مهربان است>.
2) . سنن ابی داود، ج4، ص280، ح4917. «إِیاكُمْ وَالظَّنَّ فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِیثِ، وَلا تَحَسَّسُوا وَلا تَجَسَّسُوا: از گمان بد بپرهیزید؛ زیرا گمان دروغترین سخن است، و کنجکاوی و تجسس نکنید».
بردباری یا مدارا نیز از سجایای نیکویی است که لازمۀ تعامل با همنوعان و معاشرت با آنان است. با بردباری میتوان امور را پیش برد و به نتیجه رساند. کارآمدیِ این سجیۀ اخلاقی به اندازهای است که از امیر مؤمنان روایت شده است: «حلم و بردباری برای پیشبرد امور، از در اختیار داشتن مردان شجاع کارآمدتر است».(1)این کارآمدی ازآنروست که صفت بردباری، تحمل انسان را بالا میبرد(2)
و او را در به ثمر نشاندن تلاشهایش مقاومتر میسازد و سرانجام او را به نتیجه و هدفش میرساند. همچنین انسان بردبار در تعاملات اجتماعی موفقیت بسیاربیشتری دارد؛ زیرا آستانۀ تحملش بالاست، بر نفس خویش بیشتر مسلط است و کمتر خشمگین میشود،(3)صبوری را پیشۀ خود ساخته، به جای پرخاش و تندی سکوت اختیار میکند(4)
و آنگاه که بر انتقام یا تلافیِ عملِ ناشایستِ دیگری قدرت و تمکّن مییابد، میبخشد و درمیگذرد.
در بیان پیامدهای بردباری نیز گفته شده است: سلامتی، سیادت و آقایی،(5)افزایش تعداد یاوران و طرفداران(6)و پیروزی در امور(7)از جمله
1) . میزان الحکمة، ج1، ص686، ح4314.
2) . ر.ک: میزان الحکمة، ج1، ص687، ح4325.
3) . امام حسن (علیه السلام) در بیان معنای حلم فرمود: «تسلط بر نفس و فروخوردن خشم، بردباری است». ر.ک: میزان الحکمة، ج1، ص688، ح4347.
4) . همان، ح4352. علی (علیه السلام): «لا حلم كالصبر و الصمت».
5) . همان، ح 4334. علی (علیه السلام): «من حلم ساد».
6) . همان، ح4343. علی (علیه السلام): «بالحلم تكثر الانصار».
7) . همان، ح 4338. علی (علیه السلام): «من حلم من عدوه ظفر به».
نتایج بردباری است.
در مقابل، کسی که بردبار نیست بهتر آن است که کُنج عُزلت گزیند و انزوا پیشه کند؛ زیرا هرگز نخواهد توانست با همنوعان خویش معاشرتی توأم با صلح و آرامش برقرار کند و یا دستکم در حفظ آن توانمند نیست و در نتیجه به اهداف خود نایل نمیگردد و اطرافیان به خیر او امید نخواهند بست و از او یاری نخواهند خواست.
اما در هتلداری، موضوع بردباری همچون صفات پیشگفته، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا مهمانان هتل متعدد و از نظر خُلقوخو و میزان انتظارات و فرهنگ و آداب و رسوم متفاوتاند. پس برخورد با انواع مهمان و جلب رضایت آنان در حالی که انتظارات هریک با دیگری متفاوت است کار دشواری است و جز با سعۀ صدر و بردباری، از عهدۀ آن نمیتوان برآمد. برای مثال خانهدار باید آنقدر بردبار و صبور باشد تا بتواند با کجخُلقترین یا پُرتوقعترین مهمانان نیز کنار آمده، حتیالمقدور رضایت نسبی آنها را تأمین و از اعتراضشان جلوگیری کند.
یکی از مهمترین اصول اخلاقی در روابط اجتماعی انصاف است. انصاف را شاهبیت تعامل اجتماعی نیز میتوان دانست؛زیرا در روایات و سیرۀ معصومان(علیهم السلام) به این شاهبیت توجه ویژهای شده و برخی عالمان اخلاق از رفتاری که متضمن معنای انصاف است، با عنوان قانون طلایی یا قاعدۀ زرین یاد میکنند. قاعدۀ زرین به این معناست که هر کس باید به گونهای
با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آنگونه رفتار کنند. البته این شکل قاعده را شکل مثبت مینامند و وقتی که عبارت به صورت منفی بیان شود شکل منفی آن نیز معنا مییابد. یعنی با دیگران به گونهای رفتار نکنیم که دوست نداریم با ما آنگونه رفتار شود.(1)
در قرآن کریم به هر دو شکلِ قانون طلایی یا قاعدۀ زرین اشاره شده و آنان که مطابق این قانون رفتار نمیکنند مورد ملامت قرار گرفتهاند. برای مثال خدای متعال در سورۀ نور میفرماید:
«وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللهُ لَکمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیم:(2)عفو داشته باشید و گذشت کنید؛ آیا دوست نمیدارید که مورد عفو خداوند متعال قرار گیرید؟ و حال آنکه خداوند عفوکننده و رحمتگستر است».
در آیۀ دیگر، آنانکه قانون طلایی را نادیده میگیرند ملامت میکند؛ همانهایی که خود را تافتۀ جدابافته میدانند و از حق خود نمیگذرند اما درصدد پایمال کردن حقوق دیگراناند.
علاوه بر آنچه گذشت، در آیات 267 از سورۀ بقره(3)و آیات 57 و 62 از
1) . ر.ک: «مفهوم انصاف در اخلاق اسلامی و نسبت آن با قاعدۀ زرین»، احمد قرائی سلطانآبادی، فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهشنامه اخلاق، ش 28، تابستان 94، ص41 - 56.
2) . سورۀ نور، آیۀ 22.
3) . <یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما كسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ غَنِی حَمِیدٌ: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از قسمتهای پاکیزۀ اموالی که به دست آوردهاید انفاق کنید؛ و برای انفاق، به سراغ قسمتهای نامرغوب آن نروید، که اگر آن را به خودتان میدادند جز با چشمپوشی و بیمیلی نمیپذیرفتید؛ و بدانید که خداوند بینیاز و ستوده است>.
سورۀ نحل(1)به گونههای دیگریرفتار برخی بندگان را که خود را تافتۀ جدا بافته می دانند سرزنش میکند و مؤمنان را از این گونه رفتارها برحذر میدارد.
نمونههایی که مضمون قاعدۀ زرین را بتوان از آن برداشت کرد در احادیث و سیرۀ معصومان (علیه السلام) کم نیستند. برای مثال نقل شده است شخصی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: ای فرستادۀ خدا! عملی به من یاد بده که بین آن عمل و بهشت فاصلهای نباشد در قرآن کریم میخوانیم:
<وَیلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ، الَّذِینَ إِذَا اکتَالُواْ عَلی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ، وَ إِذَا کاَلُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ، أَ لَا یظُنُّ أُوْلَئك أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ، لِیوْمٍ عَظِیمٍ، یوْمَ یقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ:(2)وای بر کمفروشان، آنهایی که وقتی برای خود پیمانه میکنند، حق خود را بهطور کامل میگیرند؛ اما هنگامی که میخواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم میگذارند! آیا آنها گمان نمیکنند که برانگیخته میشوند، در روزی بزرگ که مردم در
1) . <وَ یجْعَلُونَ للهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَ لَهُم مَّا یشْتَهُونَ * وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثیَ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًا وَ هُوَ كظِیمٌ... * وَ یجْعَلُونَ للهِ مَا یكرَهُونَ: و برای خدا دخترانی میپندارند - منزّه است او - اما برای خودشان آنچه را میل دارند؛ و هر گاه به یکی از آنها [تولّد] فرزند دختر را خبر دهند چهرهاش [از شدّت خشم] سیاه میشود، و [بهناگزیر] خشم و اندوه خود را فرو میبرد... و چیزی را که برای خود خوش نمیدارند برای خدا قرار میدهند>.
2) . سورۀ مطفّفین، آیات 1 - 6.
پیشگاه پروردگار جهانیان میایستند؟!>.
خشمگین مشو و از مردم چیزی طلب مکن، و برای مردم بپسند آنچه را برای خود میپسندی.(1)
همچنین نقل شده است که عرب بادیهنشینی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، رکاب شتر پیامبر را گرفت و گفت: ای رسول خدا، چیزی به من یاد بده که بهوسیلۀ آن وارد بهشت شوم! پیامبر فرمود:
«آنچه را که دوست داری دیگر مردمان نسبت به تو روا دارند، تو نیز همان را نسبت به آنان روا دار؛ و آنچه را که ناپسند میداری دیگر مردمان نسبت به تو انجام دهند، تو نیز آن را در حقّ آنان انجام مده. حال، رکاب شتر را رها کن! همین قاعده برای تو کافی است، برو و براساس آن عمل کن».(2)
همچنین از آن حضرت در نصیحتی به علی (علیه السلام) نقل شده است:
«ای علی! هرچه برای خود نمیپسندی برای دیگری مپسند، و آنچه برای خود میخواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگریات یکساننگر خواهی بود، و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینۀ اهل زمین به محبت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا - به خواست خدا - به
1) . أمالی طوسی، ص507، «قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا لَا یحَالُ بَینَهُ وَ بَینَ الْجَنَّةِ قَالَ لَا تَغْضَبْ وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَیئاً وَ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَی لِنَفْسِك».
2) . کافی، ج 2، ص146. «جَاءَ أَعْرَابِی إِلَی النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ هُوَ یرِیدُ بَعْضَ غَزَوَاتِهِ فَأَخَذَ بِغَرْزِ رَاحِلَتِهِ فَقَالَ یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ فَقَالَ مَا أَحْبَبْتَ أَنْ یأْتِیهُ النَّاسُ إِلَیك فَأْتِهِ إِلَیهِمْ وَ مَا كرِهْتَ أَنْ یأْتِیهُ النَّاسُ إِلَیك فَلَا تَأْتِهِ إِلَیهِمْ خَلِّ سَبِیلَ الرَّاحِلَة».
خاطر سپار».(1)
این قاعده آنچنان متقن و مورد پذیرش عقل سلیم است که نمیتوان برای مُتَخلّق بودن از آن صرف نظر کرد و آن را نادیده گرفت. از علی (علیه السلام) در سفارش به فرزندش حکایت شده است:
«ای پسرم! توصیهام را دریاب، و نفْسِ خود را ترازو و مقیاس میان خود و دیگران قرار ده: پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود خوش نمیداری، برای دیگران هم خوش مدار؛ پس ستم روا مدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود؛ و نیکی کن، آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند؛ و آنچه را که برای دیگران زشت میداری برای خود نیز زشت بشمار؛ و چیزی را برای مردم بپسند که برای خود میپسندی...».(2)
این سخنِ نسبتاً مفصل، به طور کامل قاعدۀ زرین و ابعاد آن و کلید تعاملات اجتماعی و راز موفقیت در این حوزۀ ارتباطی را بهخوبی بیان کرده است.
1) . تحف العقول، ص 13. «یا عَلِی مَا كرِهْتَهُ لِنَفْسِك فَاكرَهْ لِغَیرِك وَ مَا أَحْبَبْتَهُ لِنَفْسِك فَأَحْبِبْهُ لِأَخِیك تَكنْ عَادِلًا فِی حُكمِك مُقْسِطاً فِی عَدْلِك مُحَبّاً فِی أَهْلِ السَّمَاءِ مَوْدُوداً فِی صُدُورِ أَهْلِ الْأَرْضِ احْفَظْ وَصِیتِی إِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَی».
2) . همان، ص 73. «یا بُنَی تَفَهَّمْ وَصِیتِی، وَ اجْعَلْ نَفْسَك مِیزَاناً [فِیمَا] بَینَك وَ بَینَ غَیرِك، فَأَحْبِبْ لِغَیرِك مَا تُحِبُّ لِنَفْسِك وَ اكرَهْ لَهُ مَا تَكرَهُ لِنَفْسِك، وَ لَا تَظْلِمْ كمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ (تحب أن لا تظلم)، وَ أَحْسِنْ كمَا تُحِبُّ أَنْ یحْسَنَ إِلَیك وَ اسْتَقْبِحْ لِنَفْسِك (مِنْ نَفْسِك مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیرِك، وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ [لَك] بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِك...».
همچنین از آن حضرت روایت شده است:
«برای ادب کردن خود همین بس که آنچه انجام آن را از دیگری بد میداری، خود نیز از آن اجتناب کنی؛ [ زیرا] برادر مؤمنت همان حقّ را بر تو دارد که تو بر او داری».(1)
آنچه بیان شد، تعداد کمی از روایاتی است که صریحاً مضمون قاعدۀ زرین را از آن سخنان نورانی میتوان استنباط کرد. البته در بین سخنان دیگر معصومان نیز موارد متعدد دیگری را میتوان به این موارد افزود. البته حقیقت این است که تأکید بر پایبندی به مضمون قاعدۀ زرین در قرآن کریم و سخنان پیشوایان معصوم(علیهم السلام) حاکی از اهمیت بسیارِ این قاعدۀ اخلاقی در تعاملات اجتماعی و تأثیر شگرف آن در اصلاح رفتارهای اجتماعی است. ازاینرو این اصل اخلاقی در محیط کار نیز کاربرد وسیعی دارد و اکسیری است که در هر حوزۀ رفتاری با همنوعان و مخلوقات میتوان آن را جاری ساخت و همچون خطکشی که امکان سنجش و تشخیص خوب و بد را به فاعل میدهد، از آن بهره جست. از این جهت، در میزبانی و نیز در هتلداری، ملاک صحیح بودن و اخلاقی بودن رفتار را میتوان پسند فاعل آن رفتار دانست به گونهای که ببیند آیا اگر او نیز در شرایط مهمان قرار داشت چنین رفتاری که اکنون با او میشود مورد پسندش قرار میگرفت؟ به نظر میرسد اگر کارگزار هتل اعم از مأمور استقبال و پذیرش، خانهدار، آشپز، مأمور پذیرایی و یا هر کارگزار دیگر از
1) . کافی، ج 8، ص 22. «كفَاك أَدَباً (تَأْدِیباً) لِنَفْسِك اجْتِنَابُ مَا تَكرَهُهُ لِغَیرِك (مِنْ غَیرِك)، وَ عَلَیك لِأَخِیك الْمُؤْمِنِ مِثْلُ الَّذِی لَك عَلَیهِ».
این قانون آگاه شود و سپس بهخوبی به چگونگی اجرای آن توجیه شود و نیز مکلف باشد رفتار خود را با این قانون انطباق دهد، استانداردهای اخلاقی و رفتاری در میزبانی اسلامی متجلی خواهد شد، و این امر محقق نمیشود مگر آنکه کارگزار ابتدا خود را به جای مهمان و در شرایط او قرار دهد؛ یعنی خود را در جایگاه او ببیند و هزینهای را که داده و یا قرار است بپردازد در نظر بگیرد و وعدههایی را که از سوی هتل به او داده شده به یاد آورد و سپس دربارۀ انتظارات او قضاوت کند و ببیند آیا پذیرایی قابل قبولی از او شده است؟
گفتنی است علاوه بر آنچه اشاره شد، کارگزاران هتل در ارتباط با مدیران و مسئولان و نیز مدیران در ارتباط با همکاران خود نیز میبایست رفتارشان مبتنی بر این اصل شکل گیرد و کار خود را با همین قاعده موردارزیابی و سنجش قرار دهند. بهراستی اگر آشپز در انجام وظیفۀ آشپزی، این قانون طلایی را ملاک عمل قرار دهد چگونه میتواند در کار خود کم بگذارد و یا از مواد ناسالم و یا تاریخگذشته استفاده کند و یا برای راحتیِ بیشتر خود، بهداشت را نادیده بگیرد؟! همچنین خانهدار با ملاک عمل قرار دادن این اصل چگونه تحمل خواهد کرد که در نظافت و پاگیزگی کوتاهی و یا سهلانگاری کند و یا از قرار دادن وسایل مورد نیازِ اتاق کم بگذارد؟! همچنین مدیر هتل در صورت اهتمام به رعایت این اصل چگونه میتواند کارگزارانش را استثمار کند و یا پیشخدمتان رستوران را در حالی که گرسنهاند به پذیرایی از مهمانان مکلف سازد و یا با وجود مناطق فقیرنشین در شهر، هر روز مواد غذایی زیادی را دور ریخته، اسراف کند
و...؟
این قانون، در تمام مشاغل موجود در هتلداری کاربرد وسیعی داشته، کارگزار را از کوچکترین کوتاهی یا تخلف باز میدارد و سلامت کاری را در تمام شاخهها و بخشهای هتل حکمفرما میکند.
«راز» حقیقتی است که در دل پنهان است و یا مطلبی است که نمیتوان آن را برای همگان فاش ساخت؛ زیرا آشکار ساختن یا فاش شدن آن ناخشنودی فرد یا افرادی را که آن راز در ارتباط با آنهاست به دنبال خواهد داشت و یا به آنان زیان میرساند. رازدارى را میتوان به دو نوع تقسیم کرد:
نوع اول رازداری در ارتباط با همنوعان است؛ یعنی اینکه انسان از راز دیگری باخبر شود و آن را نگاه داشته، فاش نکند.
نوع دوم رازداری، در ارتباط با خویش است؛ یعنی انسان رازی را که در ارتباط با خودش هست برای دیگری بازگو نکند. در هر دو حالت، انسان چیزی را در ذهن و دل خویش نگاه داشته، از افشای آن خودداری میکند.
رازداری فضیلتی اخلاقی است و رازدار کسی است که زبانش را نگه داشته، میتواند راز خود و دیگران را در سینه حبس کند و آن را بازگو نکند. این فضیلت والا از صفات الهی است؛ زیرا خدای متعال رازدارترین موجود ذیجودعالم است. او بر همۀ اسرار و نهانها واقف است و در آیات
فراوانی به این حقیقت تصریح کرده است.(1)اما رسوایی بندگانش را نمیپسندد و تا جایی که بنده شایستگی داشته باشد هرگز او را رسوا نمیکند و رازش را بر ملا نمیسازد.
همانطور که اشاره شد، رازداری فقط به فاش نکردن راز دیگران اطلاق نمیشود، بلکه در بسیاری موارد انسان راز یا سرّ خود را باید نگاه دارد. ازاینرو در حدیث شریفی از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل شده است:
«خیر دنیا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستی با خوبان جمع شده است و تمام بدی در فاش ساختن رازها و دوستی با بدان گرد آمده است».(2)
در بیانی دیگر، آن حضرت به مکتوم داشتن راز خود تأکید فرموده، فاش ساختن سرّ دیگری را خیانت به او دانسته است. امام (علیه السلام) با خیانت دانستن افشای سرّ دیگری اشاره کرده است که آگاهی به سرّ دیگری همچون در اختیار داشتنِ امانتی از جانب اوست. پس آنگاه که راز او را فاش ساختی، همانند آن است که در امانت او خیانت کردهای. آن حضرت در این حدیث فرموده است:
«نسبت به رازهاى خود بخیل باش [و آنها را برای کسی فاش مساز] و رازى را كه به تو سپرده شده است، فاش مكن؛ زیرا فاش كردن راز [دیگران]، خیانت است».(3)
1) . ر.ک: سورۀ بقره، آیات 7، 85، 110،140،149،233، 183 و....
2) . الاختصاص، ص218؛ بحار الأنوار، ج 74، ص 178، ح 17. «جُمِعَ خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ فی كِتمانِ السِّرِّ ومُصادَقَةِ الأَخیارِ، وجُمِعَ الشَّرُّ فِی الاذاعَةِ ومُؤاخاةِ الأَشرارِ».
3) . غرر الحكم، ج 4، ص 610، ح 7175؛ عیون الحكم والمواعظ؛ ص 392، ح 6643. «كُن بِأَسرارِكَ بَخیلاً، ولا تُذِع سِرّا اُودِعتَهُ؛ فَإِنَّ الاذاعَةَ خِیانَةٌ».
امام صادق (علیه السلام) در لزوم رازداری بهویژه بازگو نکردن راز خود برای دیگری میفرماید:
«راز تو جزئی از خون توست. پس نباید جز در رگهاى خودت جارى شود».(1)
پس همانگونه که خروج خون از داخل رگ به مفهوم خونریزی داخلی یا خارجی است و برای سلامت فرد خطرناکاست، فاش کردن اسرار نیز امنیت خود و دیگران را به مخاطره انداخته، گاه جبرانش ممکن نیست.
بر اساس آنچه بیان شد، رازداری نیز از اصول اخلاقی بسیار مهم به شمار میآید؛ اصلی که در میزبانی نیز کاربرد فراوانی داشته، رعایت آن بهویژه در حرفۀ هتلداری اجتنابناپذیر است. بیشک میزبان در مدت پذیرایی از مهمان خود به اطلاعاتی از او دست مییابد؛ اطلاعاتی که بیان آن برای دیگران نه فقط ضرورت ندارد، بلکه در برخی موارد مصداق فاش ساختن راز مهمان به شمار آمده، ممکن است برای او زیانبار باشد و یا مهمان به فاش شدن آن اطلاعات راضی نباشد. البته درک اینکه چه چیزی به عنوان راز باید نزد میزبان بماند و فاش نشود نیز مسئله مهمی است و مورد ابتلا به آن در هتلداری فراوان است. چه بسیار اموری که در نگاه نخست راز به شمار نمیآید و از سوی مهمان به عنوان راز به میزبان سپرده نشده است، اما باید به آن همچون راز نگریست و آن را برای کسی بازگو نکرد. برای مثال این نکته که مهمان از چه زمانی آمده، با چه کسی،
1) . بحار الأنوار، ج72، ص71، ح 15. «سِرُّكَ مِن دَمِكَ فلا یجرِینَّ مِن غَیرِ أوداجِكَ».
در کدام اتاق و تا کی اقامت خواهد داشت، یا با چه کسی همراه است و کِی از هتل خارج و چه موقع بازمیگردد؛ کجا میرود و برای چه کاری آمده است، کی میخوابد و به چه غذایی علاقه دارد و یا چقدر میخورد و دهها اطلاعات دیگر که کارگزاران هتل از آنها آگاه میشوند و باید آنها را نزد خود به عنوان راز حفظ کنند؛ رازی که به زندگی شخصی مهمان ارتباط داشته یا ممکن است ورود به حریم خصوصی او تلقی شده، امنیت و آزادی او را مورد خدشه قرار دهد. اینها همه از جمله اطلاعاتی است که باید نزد آنان محرمانه بماند و دیگری را از آنها آگاه نکنند. به عبارت دیگر نه در امور شخصی مهمان تجسس کنند و نه اگر به طور اتفاقی یا به خاطر تعامل زیاد با او از آن امور آگاه شدند، آن اطلاعات را برای دیگری بازگو کنند.
البته همانگونه که اشاره شد، رازداری فقط در ارتباط با مهمانان مصداق ندارد، بلکه کارگزاران نیز در ارتباط با همکاران خود میبایست اصل رازداری را در تعاملات بین فردی خویش مراعات کرده، بدان پایبند باشند. زیرا به هر حال گاه انسان هنگام انجام وظیفۀ کاری خود، مرتکب اهمال، کوتاهی و یا غفلت شده، یا خطایی از او سر میزند. در چنین وضعیتی اگر یکی از همکاران به تخلف و لغزش همکار خویش آگاه شود، وظیفۀ اخلاقی او ایجاب میکند رازدار بوده، خطای همکار خویش را برای مدیر مافوق بازگو نکند و همکار خویش را رسوا نکند. البتههمانگونه که پیش از این بیان شد، روشن است که تخلفات و لغزشهای موردی و اتفاقی قابل چشمپوشی و رازداری است، اما آنگاه که گسترۀ تخلفات و
سوء استفادهها وسیع و بر تعداد آنها افزوده شود، وظیفۀ دیگری متوجه همکار خواهد بود که به آن اشاره شد و تکلیف همکاران در این شرایط بهاختصار تبیین گردید. خلاصه آنکه عدم تغافل در برابر لغزشهای اتفاقی همکاران و افشای آنها نزد مدیران مافوق میتواند به منزلۀ سخنچینی، خیانت و یا جاسوسی به شمار آمده، نتیجۀ عکس به بار آورد و امنیت شغلی سخنچین را نیز به مخاطره اندازد.
احترام به سنتهای اقوام دیگر و مقدسات ادیان و به رسمیت شناختن آنها، یكی دیگر از اصول حقوقی و اخلاقی است. چه بسیار سنن و هنجارهای متعارف یک قوم که در بین آن قوم به شرط متعارض نبودن با ارزشهای اخلاقی موجب وحدت و صمیمیت بین افراد آن قوم شده است. ازاینرو هرگز نمیتوان به سنت و عرفی که برای افراد جامعهای رسمیت یافته به دیدۀ تحقیر نگریست و آن را پست دانست. از امام علی (علیه السلام) دراینباره نقل شده است: «هرگز سنت مفید و پسندیدهای را كه پیشگامان این امت به آن عمل كردهاند و ملت با آن الفت گرفته و امور رعیت به وسیلۀ آن اصلاح شده، مشكن».(1)
1) . نهج البلاغه، نامۀ 53. «و لاتنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الامة و اجتمعت بها الألفة و صلحت علیها الرعیة و لا تحدثن سنة تضر بشیء من ماضی تلك السنن فیكون الأجر لمن سنها و الوزر علیك بما نقضت منها: هرگز سنت مفید و پسندیدهای را كه پیشگامان این امت به آن عمل كردهاند و ملت با آن الفت گرفته و امور رعیت به وسیلۀ آن اصلاح شده، مشكن؛ كه اجر آن سنتها برای كسی خواهد بود كه آن را برقرار كرده و گناهش بر توست كه چیزی از آن را نقص كردهای».
این سفارش حضرت شامل سنتهای اقلیتها نیز میگردد؛ زیرا روش پسندیده، همیشه در انحصار اکثریت نبوده است؛ ازاینرو امام (علیه السلام) در جای دیگر میفرماید:
«اگر من به داوری و قضاوت بنشینم، دربارۀ پیروان تورات به حكم تورات و بین پیروان انجیلبه انجیل و بین پیروان زبور به زبور و بین پیروان قرآنكریم به قرآن عمل خواهم کرد».(1)
این خصوصیت حتی دربارۀ امام مهدی (علیه السلام) نیز نقل شده و آن حضرت نیز پیروان تورات و انجیل و زبور را همچون پیروان قرآن کریم به رسمیت میشناسد و بین آنان مطابق احکام کتاب مقدس خودشان حکم خواهد کرد.(2)بدیهی است به رسمیت شناختن ادیان ابراهیمی به منزلۀ پذیرش برخی تفاوتها و هنجارهای مرسوم بین امتهای مختلف است.
نتیجه آنکه بر اساس سیرۀ امامان معصوم(علیهم السلام) تحمل مخالف و زندگی مسالمتآمیز و محترم شمردن حقوق اساسی انسان و نیز آزادیهای مشروع پذیرفته است؛ به تعبیر دیگر، زندگی مسالمت آمیز انسانها با یکدیگر را، در عین داشتن عقاید گوناگون و روشها و منشهای مختلف تا آنجا که به اهداف تعالی انسان ضرر نرساند، مورد تأیید قرار میدهد. ولی آنجا که آزادی و تساهل به توطئه بینجامد و یا برای امنیت و مصالح
جامعه زیانبار باشد، حضرت با جدیت با آن مقابله میکند.
اکنون مشخص شد که محترم شمردن آداب و رسوم و هنجارهای جوامع، وظیفهای اخلاقی است. این وظیفۀ اخلاقی آنگاه که در کسوت میزبان باشیم، اهمیت و ضرورت مضاعف پیدا خواهد کرد. یعنی میزبان، بهویژه میزبانان در هتل، احترام به آداب و رسوم و هنجارهای مهمانان را جدی خواهند شمرد و به خود اجازه نخواهند داد مهمانی را به خاطر تعهدش به برخی آدب و رسوم ملی و فرهنگی خویش به تمسخر گرفته، یا تحقیر کنند.
همچنین در میزبانی اسلامی، وادار کردن مهمان به پذیرش عقاید میزبان و یا تطبیق رفتارهایش بر اساس باورها و عقاید او جایی ندارد. پس تا جایی که مشکلی برای میزبان ایجاد نمیشود و یا هنجاری اخلاقی، شرعی یا عرفی در جامعۀ دینی مورد تعدی قرار نمی گیرد، مهمان میتواند بر طبق عقاید و باورهای خود عمل کند. جورج جرداق در توصیف سیرۀ حکومت امام علی (علیه السلام) میگوید:
«[امام علی] نمیخواست دین و مذهب و عقیدۀ معینی را بر مردم تحمیل کند... او با اینکه جانشین پیامبر و پناهگاه اسلام و امیر مسلمانان بود، از اینکه عقیدۀ دینی مسلمانان را بهاحدی از مردم تحمیل کند، بهشدت بیزار بود. از نظر او هر کسی هر طریقهای را که در ایمان و اعتقاد میپسندد مختار است، ولی به شرط اینکه آن عقیده و ایمان به ضرر جامعه تمام نشود».(1)
این امر بدان جهت بوده است که حضرت یکی از مهمترین ارکان
1) . امام علی صدای عدالت انسانی، ج1، ص276-277.
ایمان را یقین و معرفت قلبی میداند و می فرماید:
«الاْیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، الْیقِینِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجَهَادِ:(1)ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد».
چون حضرت دین را مبتنی بر معرفت میداند،(2)
روشن است که یقین و معرفت قلبی قابل تحمیل نیست و از راه اکراه و اجبار ایجاد نمیشود.
البته احترام به سنتها و باورهای مهمانان، بهویژه آنها که از اقوام یا ادیان مختلفاند، به معنای همراهی با آنان و فراهم آوردن ابزار و امکانات لازم برای رسومی نیست که در آن امر خدا نادیده گرفته میشود و گناه انجام میشود. برای مثال فراهم آوردن شراب برای غیر مسلمانانی که مهماناند به این دلیل که شراب نزد آنان حرام نیست جایز نخواهد بود؛ زیرا بر اساس احکام شریعت اسلام، شرابخواری حرام و شراب نجس است؛ پس فراهم آوردن آن برای دیگری، همراهی با او در انجام گناه به شمار میآید. چگونه ممکن است بپذیریم مؤمنی که باید با دست یا زبان و یا قلب خود با مُنکَر مخالفت کند،(3)
خود فراهمکنندۀ مقدمات انجام مُنکَر باشد؟
یکی از اصول اخلاق میزبانی در حرفۀ هتلداری، وفا به عهد است. تردیدی
نیست که وفا به عهد از مهمترین فضایلاخلاقی و توصیههای اکید اسلامی است. این فضیلت اخلاقی به اندازهای مهم است که خداوند متعال هم خود را نیز به آن ملتزم دانسته، کمترین احتمال پیمانشکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود میشمارد(1)
و نیز مؤمنان را به پایبند بودن به وعدهها و پیمانهایشان دعوت نموده،(2)
چنین فضیلتی را از نشانههای مؤمنان خوانده است.(3)
بنابراین اگر آدمی خواستار موفقیت و پیشرفت در کار خویش است، یکی از راهکارهای کلیدی آن وفا به عهد است؛ زیرا اگرچه پیمانشکنی از یک منظر زیان وارد ساختن به طرف مقابل و پایمال کردن حق اوست، باطن آن ضربۀ جبرانناپذیر به خود است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اینگونه تصریح کرده است:
«ثلاث من کن فیه فهی راجعة علی صاحبها: البغی والمکر والنکث:(4)سه خصلت است که در هر کس باشد [آثارش] به خود
1) . سورۀ توبه، آیۀ 11. <ومَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ: چه کسی به پیمانش پایبندتر از خداست»؛ سورۀ بقره، آیۀ 80. <فَلَنْ یُخْلِفَ اللهُ عَهْدَهُ: خداوند هرگز پیمانشکنی نمیکند>.
2) . سورۀ مائده، آیۀ 1. <یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ: ای کسانی که ایمان آوردهاید! به پیمانها وفا کنید>؛ سورۀ اسراء، آیۀ 34. <وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْئولاً: به پیمانهای خود وفادار باشید؛ زیرا از پیمانها سؤال خواهد شد>.
3) . سورۀ رعد، آیۀ. <الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ: آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند>؛ سورۀ مؤمنون، آیۀ 8. <وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ: آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند>.
4) . تاریخ بغداد، ج8، ص450، ح4563؛ تحف العقول، 317 از امام صادق (علیه السلام).
او برمیگردد: ظلم کردن، فریب دادن و پیمانشکنی».
اما این اصل اخلاقی به عنوان یکی از مهمترین اصول در حرفۀ هتلداری است، بهویژه آن هنگام که به مهمانان قبل از اقامت در هتل و یا هنگام رزرو یا وقتی از طریق فضای مجازی و به صورت غیر حضوری از خدمات مناسب هتل آگاه میشوند و به آنان وعدههای متعدد وسوسهانگیز داده میشود، اما وقتی وارد هتل میشوند و در آن اقامت میگزینند، از غیرواقعی بودن برخی از آن وعدهها به بهانههای واهی باخبر میشوند. این نوع رفتار بسیار زشت، فریبنده و به دور از اخلاق و جوانمردی است، حتی اگر امکان انصراف از اقامت و انتخاب هتلی دیگر فراهم باشد. بدیهی است زشتی این نوع وعدههای غیرواقعی آنگاه که برای مهمان امکان انتخاب مکانی دیگر وجود نداشته و مجبورباشد در همان هتل اقامت کند بسیار بیشتر و زنندهتر است و ممکن است موجب آشفتگی اعصاب و روان مهمان یا مسافر بیچاره تا پایان سفر گردد.
در پایان، خوب است که بدانیم اصول اخلاقی -- رفتاری میزبانی که ذکر آن گذشت، در «مدل سروكوال»(1)یا همان مدل معیارهای سنجش کیفیت(2)نیز به گونهای بیان شده و برای کیفیت ارائۀ خدمت به مهمانان،
1) . SERVQUAL.
2) . برای سنجش رضایتمندی مشتری میتوان از مدلهای مختلفی استفاده کرد. مدلهای اندازهگیری رضایتمندی مشتری به دو نوع عینی و ذهنی تقسیمبندی میشوند. مدل سروکوال زیرمجموعهای از مدلهای ذهنی است که ادراک و عقاید مشتریان را نیز در نظر میگیرد. این مدل در اواسط دهۀ 1980توسط پاراسورمن و همکارانش برای سنجش کیفیت خدمات معرفی شد. این مدل سعی دارد کیفیت خدمات در محیطهایی را اندازهگیری کند که کیفیت خدمات به عنوان یک ضرورت برای درک مشتری، احساس شود.
ملاک سنجش قرار گرفته است. با توجه به همخوانی فراوان آن اصول اخلاقی با اصول ذکرشده در این مدل، مناسب دیده شده اصول این مدل را عیناً از نظر خوانندگان محترم بگذرانیم. این اصول عبارت است از:
قابلیت اعتماد: یعنی توانایی انجام دادن خدماتی كه به مهمانان وعده داده شده،كه هم قابل اعتماد باشد و هم از دقت کافی برخوردار باشد. برخی از متغیرهای این اصل شاملِ عمل به وعدههای دادهشده و اعتمادآفرینی برای مهمانان در زمینۀ حل مشكلات آنان است.
پاسخگویی: یعنی اشتیاق برای كمك به مهمان و ارائۀ خدمات فوری به او. برخی از متغیرهای این اصل شاملِ اعلام زمان ارائۀ خدمات به مهمانان، ارائۀ خدمات فوری به مهمانان، كاركنانِ خواهان كمك به مهمانان، داشتن وقت آزاد كاركنان برای پاسخگویی به سؤالات مهمانان است.
تضمین: به معنای ادب، دانش و آگاهی كاركنان و توانایی آنها در اطمینان بخشی به مهمانان. برخی از متغیرهای در نظر گرفتهشده برای این اصل عبارت است از: احساس امنیت مهمانان در فرایند ارائۀ خدمت به آنها، احساس امنیت و آرامش مهمانان در زمان اقامت، برخورداری هتل از كاركنان مؤدب، شناخت و آگاهی كاركنان جهت پاسخگویی به سؤالات، مهارت كاركنان برای انجام خدمت.
همدلی: یعنی مواظبت و مراقبت كردن از مهمانان و بذل توجهات خاص به ایشان. بعضی متغیرهای همدلی عبارت است از: توجه ویژۀ كاركنان به یكایك مهمانان، رفتار شایسته با مهمانان، تمنای بهترین آرزوها برای مهمانان از سوی كاركنان و درک نیازهای خاص مهمانان از سوی كاركنان.
لمسپذیری: منظوراز این اصل امكانات، تسهیلات، تجهیزات و سایر ابزارهای ارتباطی قابل رؤیت یا همان عوامل فیزکی مناسب در محیط است. برخورداری هتل از امكانات و تجهیزات مدرن، شیك و چشمنواز، برخورداری هتل از كاركنان مرتب و حرفهای، استفادۀ هتل از مواد، كالاها و اجناس درجه یک، راحتی امكانات و تسهیلات هتل و راحتی استفاده از آن تجهیزات و تسهیلات، تمیزی و مرتب بودن تجهیزات هتل، تنوع غذاها و نوشیدنیهای هتل و نیز ارائۀ خدمات در زمان مناسب از جمله متغیرهای لمسپذیری است.(1)
مشاهده میشود که مجموع آنچه در این ملاکها و متغیرهای آن بیان شده است، بهنوعی در ضمنِ اصول اخلاقی متخذ از آموزههای اسلامی وجود داشته و در راستای پذیرایی مطلوب و شایسته از مهمان، بر آنها تأکید شده است.
علاوه بر اصول سیزدهگانهای که رعایت آن بر عهدۀ کارگزاران هتل -- در
1) . ر.ک: «مقایسۀ ادراكات و انتظارات مهمانان نسبت به پنج بعد كیفیت خدمات»، فصلنامه مطالعات گردشگری، ش13، ص70.
جایگاه میزبان -- است و ذکر آن بهتفصیل گذشت، برخی اصول اخلاقی دیگر دربارۀ میزبانی در گردشگری متصور است که به میزبانان در هتل ارتباط نداشته، با حاکمیت و نیز افراد جامعه مرتبط است. این امر ازآنروست که دولت و حاکمیت و نیز مردم جامعه از یک منظر میزبان به شمار میآیند؛ زیرا بخش مهمی از مدت اقامت مهمانان، خارج از فضای هتل و در بین مردم کوچه و خیابان سپری میشود. به این دلیل حکومت و جامعه نیز دربارۀ مهمانان خود مسئولیتهایی را بر عهده دارند. مخفی نماند که وقتی سخن از مهماننوازی یک ملت یا قوم و قبیله میشود، مقصود فقط این نیست که وقتی مهمان به منزل آنان وارد میشود، از او بهخوبی پذیرایی میکنند، بلکه مقصود آن است که وقتی مهمان در شهر رفتوآمد دارد احساس غریبی نکند و مردم آن دیار را مهربان، صمیمی و اهل یاری و کمک بیابد. در این صورت است که مهمان بهراحتی وبدون دغدغه و نگرانی در آن شهر آمدوشد دارد و با مردم ارتباط برقرار میکند و آنگاه که راهنمایی و دستگیری هرچند اندک بخواهد، با روی بازِ مردم کوچه و بازار مواجه شده، غریبنوازی صادقانه را از آنان مشاهده میکند. به این ترتیب برخی از مهمترین وظایف اخلاقی جامعه، یعنی مردمِ کوچه و بازار نسبت به مهمانان شهر و دیارشان عبارت است از:
حُسن معاشرت و رعایت ادب و احترام نسبت به آنان؛
برخورد صمیمی و توأم با مهربانی با افراد غریبه و از جمله گردشگران؛
انصافورزی با آنان در معاملات؛
یاریرسانی و دستگیری مطلوب و با رویی گشاده، هنگام ضرورت یا
درخواست آنان.
در کنار مهماننوازی مردم یک شهر و دیار، مهماننوازی حکومت و مسئولان دولتی نیز لازم است. به هر حال بهرهمندی از مواهب ورود گردشگر سیاحتی و زیارتی، نیازمند زمینهسازیهای متعدد زیرساختی و روبنایی است. ایجاد این زمینهها، از جمله، امکانات مناسب برای بازدید از اماکن دیدنی و تفریحی و مراکز خرید، از جمله وظایف حاکمیتی است. البته این وظایف از یک منظر به عنوان لوازم و شرایط توسعۀ گردشگری به شمار میآید، اما از منظری دیگر وظیفۀ اخلاقی حاکمیت و مردم در ارتباط با مهمانان شهر یا کشور خود و به منظور آسانسازی اقامت و بازدید از آن شهر و دیار به شمار میآید. در این جهت میتوان وظایف ذیل را مهمترین مسئولیتهای اخلاقی فراسازمانی در میزبانی به شمار آورد:
تأمین ابزار لازم برای دسترسی آسان مهمانان به اطلاعات مورد نیاز در گردشگری؛
اطلاعرسانی مناسب برای بهرهمندی مطلوب مهمانان (بهویژه گردشگران) در زمان اقامت؛
فراهم آوردن امکانات مناسب اقامتی و رفتوآمدی در شهر؛
ایجاد فضایی مطلوب و بهداشتی در اماکن دیدنی و تاریخی؛
ایجاد سهولت در همکاریهای سازمانهای مرتبط به منظور ارائۀ خدمات مناسب و بموقع به مهمانان؛
فراهم آوردن امکانات رفاهی مورد نیاز گردشگران در مکانهای
مختلف شهری، بهویژه حمل و نقل آسان؛- برقراری امنیت کامل در شهر بهویژه در اماکن مورد استفادۀ مهمانان؛
موارد برشمردهشده، از جمله مهمترین وظایف اخلاقی حاکمیت در ارتباط با مهمانان و گردشگران است. بنابراین اگرچه دولتها این امور را اقدامات ضروری در جهت توسعۀ گردشگری میدانند، اما همانگونه که بیان شد این امور به عنوان تکالیف اخلاقی حاکمیت در ارتباط با مهمانان و گردشگران نیز قابل تعریف است؛ زیرا بدون تحقق این امور زیربنایی، مهمانان از مدت اقامت خود و هزینهای که صرف کردهاند بهرۀ مطلوب را نبرده، احساس خسران و زیان آنان را مکدر میکند و در حقیقت حقوقشان تضییع میشود و ضمن تجلی بداخلاقی در سطح جامعه، برای توسعۀ گردشگری نیز مانعی بزرگ به شمار خواهد آمد.(2)
آنچه تاکنون برشمردیم، برخی از مهمترین اصول اخلاقی و رفتاری بود که در میزبانی و هتلداری اسلامی کاربرد فراوانی داشت. علاوه بر اصول برشمردهشده، اصول و قواعد دیگری نیز وجود دارد که اگرچه ممکن است
از یک منظر اخلاقی به نظر نرسد، حاکم بر اصول اخلاقی پیشگفته بوده، با استناد به قواعدی چون قاعدۀ اولویت، اضطرار یا دفع افسد به فاسد، موجب خواهد شد قواعد اخلاقی پیشگفته نادیده گرفته شود. اهمیت مضاعف این اصول ازآنروست که متضمن مصلحتی بزرگتر و بااهمیتِ بیشتر است؛ پس آنگاه که میان این اصول با اصول اخلاقی پیشگفته تزاحمی پیش آید، با جرح و تعدیلی عقلانی، اصول اخلاقی میزبانی نادیده گرفته شده، این اصول حاکم میشود. البته از آنجا که اولویت اصولی که در ادامه ذکر خواهد شد، عقلایی است، هر دولت یا حکومتی را وادار میسازد تا مطابق آن عمل کند و در موارد خاص، اصول اخلاقی و رفتاری را نادیده انگارند؛ گرچه در شیوۀ اجرا ممکن است متفاوت عمل شود. این اصول حاکم عبارتاند از:
اصل لزوم پاسداری از امنیت ملی(1)
یکی از مؤلفههای جامعۀ متمدن و حکومت مستقر، امنیت(2)است. بدون امنیت، هیچ حکومتی استقرار نمییابد و هیچ جامعهای متمدن خوانده نمیشود. امنیت یعنی برقراری آرامش و آسودگی و فقدان هرگونه تهدید برای فردفرد جامعه به گونهای که افراد آن با آسودگی در شهر و دیار خود در آمدوشد باشند و جان و مالشان از تعدی و تجاوزِ این و آن مصون باشد. اصل امنیت آنگاه که جنبۀ ملی پیدا کند، از اهمیت بیشتری
برخوردار خواهد بود. ازاینرو حکومتها برقراری امنیت ملی را مهمترین وظیفۀ خود قلمداد و تلاش میکنند تا کشور در معرض تهدید بیگانگان نباشد و آرامش عمومی سایۀ دلنشین خود را در سراسر کشور بگستراند. در تعریف لغوی «امنیت» گفته شده است:
«حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را امنیت گویند».(1)
در بیان مفهوم امنیت ملّی گفته شده است: امنیت ملی وجود شرایطی است که افراد ملت نسبت به سلامت جان، مال، معیشت، ناموس، عقاید، حقوق اساسی، مقدّسات، حفظ تمامیت ارضی کشور، حفظ استقلال، حفظ اقتدار و اعتبار ملّی، حفظ نهادها و ثروتهای ملّی و به طور کلی تأمین همۀ ارزشهایی که در گسترۀ چتر منافع ملّی قرار دارند، به طور نسبی اطمینان حاصل کنند.(2)
البته امنیت ابعاد مختلفی دارد که مهمترینِ آن «امنیت فردی»(3)،
«امنیت اجتماعی»(4)،
«امنیت ملی» و«امنیت بینالمللی»(5)
international security.
است.در امنیت ملّی پاسداری و محافظت از چهار ارزش ملاک است. این
چهار ارزش عبارتاند از: جان مردم، تمامیت ارضی کشور، استقرار سیستم سیاسی و اقتصادی، و استقلال و حاکمیت کشور.(1)
بر اساس آنچه گذشت، امنیت ملّی یکی از پدیدههای جغرافیای سیاست است که برای هر کشور ضروریترین نیاز و مهمترین ارزش تلقی میشود؛ به گونهای که هر حکومتی، سیاستها و راهبردهای خود را در جهت نیل به امنیت ملّی و حفظ آن اتخاذ و توجیه میکند.(2)ازاینرو اصل حفظ امنیت کشور از مهمترین اصول در حاکمیت شمرده شده، از اهداف عالی حکومت است و همواره در رأس امور قرار دارد و آن هنگام که عزت ملی، استقلال و یا دین و اعتقادات یک ملت مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرد، حکومتها امنیت را در خطر دیده، برای پاسداری از آن وارد منازعه و جنگ با متجاوز میشوند و این حق را برای خود به رسمیت میشناسند.
علاوه بر آنچه گذشت، امنیت از مهمترین نیازهای بشر و عاملی مهم در جهت رشد و توسعۀ همهجانبۀ یک کشور و ملت خواهد بود و بدون آن جامعه روی سعادت، ثبات، پیشرفت و توسعه را نخواهد دید.
امنیت آنچنان از اهمیت برخوردار است که از نگاه آموزه های دینی نیز مخفی نمانده است؛ ازاینرو میبینیم که در بیان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
«نعمتان مجهولتان الأمن و العافیة:(1)دو نعمتاند که قدرشان مجهول است: صحت، امنیت».
همچنین اولین دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای اهل مکه بعد از تجدید بنای کعبه، امن قرار دادن آن منطقه بود.(2)یکی از فلسفههای تشکیل حکومت توسط اولیای دین نیز برقراری امنیت دانسته شده است. امیر مؤمنان میفرماید:
«خدایا! خود میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه میخواستیم دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح را بگسترانیم تا بندگان ستمدیدهات در امنیت زندگی کنند و احکام و قوانین فراموششده ات بار دیگر اجرا شود».(3)
امام صادق (علیه السلام) در بیان اهمیت امنیت برای جامعه میفرماید:
«ثلاثة یحتاج الیها الناس طراءً الامن والعدل و الخصب:(4)سه چیز است که همۀ مردم به آن نیازمندند: امنیت، عدالت و آسایش».
علاوه بر آنچه گذشت، خداوند نیز برای ترویج و نهادینهسازی صلح و امنیت در جوامع، برخی مکانها مانند محدودۀ حرم امن الهی، و یا برخی
زمانها را امن قرار داده و جنگ و خونریزی در آنها را حرام کرده است(1)و در آخر به مؤمنان، امنیت در بهشت را وعده میدهد.(2)
اینهمه که فقط بخشی از متون دینی در موضوع امنیت است، از میزان اهمیت امنیت نزد خدای متعال برای جوامع و بهویژه در میان مؤمنان حکایت دارد.
با توجه به اهمیت امنیت ملی و اجتماعی، اگر رعایت اصول اخلاقی میزبانی، اصل امنیت ملی را در معرض خطر قرار دهد، آن اصل اخلاقی نادیده گرفته شده، اصل امنیت ملی بر آن حاکم میشود. بر این اساس مسئولان ذیربط برای تأمین امنیت جامعه اجازه مییابند برخی از احکام اخلاقی میزبانی مانند عدم تعدی به حریم خصوصی مهمان را فقط به اندازهای که برای تأمین امنیت ضرورت دارد نقض کنند.با این توضیحات، روشن است که اگر فرد یا گروهی در پوشش مهمان، مسافر یا گردشگر قصد برهم زدن امنیت و آرامش جامعه داشته باشد، اجازۀ برهم زدن آرامش جامعه به او داده نخواهد شد و هر حکومتی وظیفه دارد مانع شود و از امنیت در همۀ ابعادش پاسداری کند. ازاینرو اگر قرائن و شواهد اطمینانبخش موجب مظنون شدن به فرد یا گروهی را فراهم آورَد، مسئولان امنیتی حکومت با انجام وظایف خود به مقابله با بدخواهان مبادرت خواهند کرد و در این جهت ممکن است مجبور به ورود مخفیانه به حریم خصوصی فرد مظنون شده، چیزی مانند تلفن او را
شنود کنند یا آمدوشدش را تحت نظر قرار دهند و یا حتی برخی اطلاعات او که نزد کارگزاران هتلِ محل اقامتش به عنوان امانت دانسته میشود، بررسی کنند. بنابراین اگر اطلاعات محرمانۀ فرد مورد نظر در چنین شرایطی در اختیار مأموران امنیتی قرار گیرد، کار غیر اخلاقی صورت نگرفته است؛ زیرا برای مصلحتی بزرگتر این عمل انجام شده است. البته روشن است که انجام چنین اقدامی فقط از طریق مکاتبات و مجوزهای رسمی و دربارۀ افراد خاص که قرائن و شواهد متقنی از اهداف پشت پردۀ آنان به دست آمده امکانپذیر است. در ضمن اگر ثابت شود که فرد یا افراد مظنون واقعاً برای اهدافی ستیزه ویانه در آن مکان و در لباس مهمان اقامت کردهاند، همین خود باعث میشود حرمتشان از بین رفته، دیگر مهمان تلقی نمیشوند؛ زیرا در حقیقت گرگی در لباس میش بودهاند.
نکتۀ پایانی اینکه اصل مورد بحث از یک منظر اخلاقی است و در حقیقت در موضوع مورد بحث، بین دو اصل اخلاقی تزاحم پیش آمده و یکی از دو اصل که بر دیگری مصلحت بیشتری دارد، اولویت یافته است. به عبارت روشنتر، اصل تأمین امنیت جامعه ضمن اینکه وظیفهای حکومتی است، به مثابۀ وظیفۀ اخلاقی نیز قابل تعریف است؛ زیرا حق همۀ افراد جامعه این است که از امنیت لازم و کافی برخوردار باشند؛ ازاینرو بیتوجهی به این اصل از نظر اخلاقی نیز از حاکمان و دولتمردان پذیرفته نیست. با این توضیح، تحصیل امنیت برای جامعه بر رعایت برخی احکام اخلاقی نسبت به یک یا چند مهمان اولویت خواهد یافت و
نقض یک حکم اخلاقی -- که با افراد محدودی ارتباط دارد -- به منظور انجام وظیفۀ اخلاقی بزرگتر، خلاف اخلاق نخواهد بود.
پیش از این اشاره شد که یکی از عوامل انگیزهساز برای سفر و جهانگردی مردم در کرۀ خاکی، تفاوتهای فرهنگی و بومی شهرها و بلاد مختلف است. برای بیان وظایف اخلاقی جامعه در ارتباط با مهمانان شهری یا همان گردشگران و زائران، مناسب است به آیهای از قرآن کریم اشاره کنیم. خداوند در سورۀ حجرات میفرماید:
<یا اَیُّها النّاسِ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثی وَ جَعَلناکُم شُعوباً وَ قَبائلَ لِتعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقیکُم:(1)ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را از تیرهها و قبیلههای گوناگون قرارتان دادیم تا همدیگر را بشناسید، [اما بدانید] گرامیترینِ شما نزد خدا پرهیزکارترینِ شماست؛ خداوند دانا و آگاه است>.
به نظر میرسد از جمله وظایف اخلاقی مجاوران در ارتباط با زایران و گردشگران، آنگونه که از این آیه میتوان بهره گرفت، چند نکتۀ اساسی است:
در این آیۀ شریفه، شعبهشعبه بودن و تفاوتهای نژادی و قبیلهای انسانها با یکدیگر، به خداوند نسبت داده شده و به رسمیت شناخته شده است. ازاینرو هیچ قوم و نژادی بر دیگری برتری ندارد.
1) . سورۀ حجرات، آیۀ 13.
خودباختگی یک گروه در برابر گروه دیگر و رنگ باختن در برابر مهمانان بیگانه پذیرفته نیست؛ زیرا این تفاوتها بی حکمت نیست و موجب شرافت و برتری نمیشود. بنابراین خودباوری و نیز تعصب و پافشاری بر نژاد خود و فرهنگ بومی و عقاید ملی و دینی، تا جایی که بتوان به صورت منطقی و با دلیل قوی از آن دفاع کرد مطلوب است.
پایبندی به فرهنگ بومی و اعتقاد دینی خود، اگر دفاع از آن با برهان قاطع امکانپذیر است، از مهمترین وظایفی است که ضمن حفظ هویت یک ملت، جذابیت بیشتری نیز ایجاد کرده، گردشگران بیشتری را جذب خواهد کرد. بیتردید فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید یک ملت، از جمله جاذبههای گردشگری به شمار میرود. یکی از موضوعاتی که اقوام مختلف را از نقاط دور و نزدیک برای آشنایی با ملتی علاقهمند ساخته، آنان را برای آگاهی و آشنایی از نزدیک، مجبور به سفر و اقامتی کوتاه میکند، تفاوتهای ناشی از فرهنگ و آداب و رسوم و نیز باورها و رفتارهای دینی و فرهنگی است. امروزه رابطۀ جدانشدنی گردشگری و فرهنگ بهخوبی شناسایی شده و کانون توجه جهانیان قرارگرفته است؛ زیرا فرهنگ، عاملی انکارناپذیر برای ایجاد نیاز یا میل به سیر و سیاحت به شمار میرود. بهراستی اگر همۀ ملتهای دنیا یکرنگ و یکزبان بودند و به یک شیوه زندگی میکردند، بخش زیادی از جذابیتهای آنان از بین میرفت و انگیزۀ آشنایی با آنان برای ملتها و اقوام دیگر زایل میشد. برای مثال، فضای فرهنگی ملتهای مسلمان، خود دارای جاذبه است. بسیاری از مسلمانان دوست دارند به جایی سفر کنند که فرهنگ و
ارزشهای اسلامی در آنجا حاکم باشد. رعایت ارزشها و آداب اسلامی از جمله وجود غذایهای حلال و وجود امکانات مورد نیاز برای انجام فرایض دینی، احساس امنیت و خاطری آسوده را برای گردشگران مسلمان فراهم میکند(1)
و از سوی دیگر برای غیرمسلمانان انگیزۀ آشنایی با ملت مسلمان و فرهنگ و عقاید آنان حاصل میشود.
به نظر میرسد آیۀ شریفۀ فوق به این نکتۀ کلیدی اشاره داشته است آنگاه که فرمود: <و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا>. خداوند در این فراز از آیه، تفاوتهای نژادی و قومی مردمان را در شناخت یکدیگر مؤثر دانسته و عامل ایجاد انگیزه برای شناخت یکدیگر بر شمرده است. این بدان معناست که عدم تفاوت، مانع تلاش برای شناخت میشد و شاید اصلاً نیازی برای شناخت دیگران به وجود نمیآمد؛ چرا که تفاوتی نبود تا انگیزهای برای شناخت به وجود آید.
بنابراین تفاوت مردمان از نظر نژاد و قبیله، عامل برخی تفاوتها در فرهنگ و آداب و رسوم خواهد شد و این امر در حقیقت از مهمترین انگیزههای شناخت یکدیگر در بین مردم خواهد بود؛ چیزی که تجربۀ جهان امروز آن را ثابت کرده و سازمانها و نهادهای گردشگری بر آن تأکید دارند و در اصطلاح، «گردشگری فرهنگی» خوانده میشود.(2)
در این میان، شورای بینالمللی محوطهها و بناها(1)گردشگری فرهنگی را شکلی از گردشگری میداند که طی آنبازدیدکننده یا مهمان، به همۀ جنبههای فرهنگی در مورد یک مکان، مقایسۀ سبک زندگی، غذا، ویژگیهای جغرافیایی، محیط شهر و روستا، بهویژه کارکردهای فرهنگی محوطههای تاریخی و تجربۀ آنها توجه میکند. گردشگری فرهنگی، تجربهای آموزشی و تفریحی است که هنر را با میراث اجتماعی، طبیعی و تاریخی آشتی و مردم را دربارۀ جنبههای اجرایی، هنری، معماری و تاریخی مکانی خاص آموزش میدهد.(2)
برای مثال اکوموزهها نمونۀ بارزی از مصادیق و اماکن گردشگری فرهنگی به شمار میرود. اکوموزه سایت طبیعی زندهای است که ماهیت و هویت بارز و ارزندۀ یک منطقه را به نمایش میگذارد و جوامع محلی از آن طریق میراث فرهنگی و طبیعی خود را به منظور دستیابی به توسعۀ پایدار معرفی، تفسیر، مدیریت و حفاظت میکنند.(3)
جالب آنکه بر اساس آمار رسمی کمیسیون اروپا، جاذبههای گردشگری فرهنگی به طور فزایندهای در مقایسه با انواع دیگر گردشگری بیشتر است و 60% از گردشگران در اروپا به دنبال کشف فرهنگها در طول سفر بودهاند.(4)
با عنایت به اهمیت تفاوتهای فرهنگی، قومی و قبیلهای، به نظر
میرسد رنگ باختن یک ملت بهویژه از نظر فرهنگی و سنتهای رایج، تا جایی که فرهنگ و سنتهای بومی رایج، با ارزشهای اخلاقی متخذ از آموزههای دینی در تعارض و تنافی نباشد مُوَجّه و پسندیده نیست و جذابیت یک ملت و اصالت و هویت آنان را زایل می کند.
البته باید توجه داشت که ایجاد ارتباط فرهنگها از طریق آمدوشد جهانگرد یا گردشگر، میتواند حاوی تأثیر و تأثر باشد. چه بسیار عادات و سننی که ایجاد آن در یک ملت، آن ملت را رشد داده، در پیشبرد آن جامعه مفید و مؤثر باشد. به عبارت روشنتر اینگونه نیست که جوامع باید همواره همچون سنگ، سخت، نفوذناپذیر و تغییرناپذیر باشند، بلکه خردمندانه آن است که زشتیها و بدیهای خود را بشناسند، آنها را ترک و عادات و سنتهای نیکو را بشناسند و جایگزین آن کنند؛ نکتهای که قرآن و حدیث نیز بر آن تأکید دارد و عالمان دین نیز آن را تأیید میکنند. استاد معرفت دربارۀ جهانگردی در قرآن مینویسد:«قرآن کریم و روایات از جهانگردی با نام "مهاجرت" یاد کرده و به آن ترغیب کرده است و آن را از اسباب توسعۀ فرهنگی و اقتصادی برشمرده است».(1)
وی همچنین با استناد به آیۀ 12 سورۀ حجرات میگوید:
«در این آیه یادآور می شود همۀ مردم از یک پدر و مادر پدید آمدهاند؛ ازاینرو همه برادر و برابرند، و اختلاف نژادها و ملیتها
1) . جهانگردی در تاریخ و آیات و روایات، ص4 (برگرفته از وبلاگ دانشجویان هتلداری و جهانگردی 20/12/94).
جهانیان را به دستهها و گروههای گوناگون درآورده، هرگز آنها را از هم جدا نساخته است؛ بلکه هر گروه بر حسب استعدادها و شرایط موجود خود دستاوردهایی دارد که باید مورد مبادله قرار گیرد و هر گروه با آشنا شدن با فرهنگ و تمدن دیگر گروهها، بهترین و شایستهترین را برای خود انتخاب کند و با این انتخاب متقابل، سطح فرهنگ و علم بشری گسترش یافته، روزبهروز ارتقا پیدا کند. آیۀ <فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه>: بشارت باد بندگان شایستۀ ما را، که گوش فرا میدهند و بهترین را انتخاب کرده، پیروی میکنند"(1)به همین حقیقت اشارت دارد. اینکه آدمی با دستاوردهای دیگران آشنا شود و بهترین و شایستهترینِ آنها را تشخیص داده، برگزیند، انتخاب است نه تقلید».(2)
بر این اساس تغییر فرهنگ بومی، وقتی مطلوب و پسندیده است که سنتی بهتر از آنچه در جامعه رایج است، به واسطۀ تعامل با جوامع دیگر شناسایی و سپس جایگزین سنت پیشین شود. به این پدیده «تبادل فرهنگی» میگویند. برای مثال تغییر سبک رانندگی و فراگیری سبک بهتر رانندگی از جامعۀ دیگر و یا کاستن از تعارفات برای ایرانیان مطلوب است؛ همانگونه که جامعهای دیگر می تواند از اهمیت حفظ کانون خانواده و نیز مهماننوازی جوامع ایرانی بهره گرفته، به عنوان ارمغان فرهنگی از آن
یاد کند.
نتیجه آنکه تعصب بر فرهنگ، عادات و سنن بومی میتواند مانع رشد و پیشرفت جامعه شود؛ اما تبعیت محض از فرهنگ بیگانه نیز خودباختگی و ضعف است؛ پس بهترین روش، توصیۀ قرآن کریم است: شناخت فرهنگها و انتخاب شیوهها و روشهای پسندیده برای جامۀ عمل پوشاندن و رایج کردن آن در بین مردم با حفظ هویت ملی.
نکتۀ قابل استفادۀ دیگر از آیه، مسئولیت اخلاقی شهروندان در ارتباط با مهمانان شهری و گردشگران، عدم تحقیر مهمانان به خاطر تفاوتشان در رنگ پوست، سنتها و سبک زندگی یا پوشش آنهاست؛ زیرا تفاوتها یکی از عوامل انگیزهساز برای سفر و گردشگری است که مورد تأیید قرآن کریم نیز هست. به علاوه، تفاوتهای ناشی از امور یادشده موجب برتری یا پستی نیست و خداوند در ادامۀ همین آیه به دومین مسئولیت اخلاقی جامعه نیز تصریح کرده است و تقوا را مایۀ برتری یک فرد یا ملت در برابر دیگران دانسته است.(1)بر این اساس اگر مردمی متفاوت باشند، هویت و استقلال خود را به نمایش گذاشتهاند و اگر بخواهند برتر باشند، تنها معیار مورد تأیید خالق یکتا تقوا و پرهیزگاری است و البته تقوا به مفهوم عام کلمه شامل بندگی کامل در برابر خدا و آن نیز به معنای رعایت حقوق پروردگار و همۀ مخلوقات او اعم از همنوعان و طبیعت خواهد بود. با این معنا، آنکه بیش از دیگری جانب خدا، بندگان خدا و جهان آفرینش را نگاه
1) . سورۀ حجرات، آیۀ 12. <اِنَّ اَكرَمَكم عِندَ اللهِ اَتقیكم>.
داشته، از پایمال ساختن حقوق آنان بیشتر حَذَر میکند گرامیتر و بافضیلتتر خواهد بود و آن ملتی که ملتهای دیگر را پست میشمارد بهیقین، خود، از آن ملتها پستتر است؛ زیرا به این آیۀ شریفه توجه نکرده و مخالف مفهوم آن، رفتار کرده است. بنابراین باید اجازه داد غیر مسلمانان به صلح و امنیت با جوامع دینی ارتباط داشته باشند تا سخن مسلمانان را بشنوند، از عقاید آنان آگاه و با مناسک دینی مسلمانان آشنا شوند تا شاید هدایت شوند. خدا در قرآن کریم میفرماید:
<وَ اِن اَحدٌ من المُشرکین استجارك فاجره حتی یسمع کلام الله:(1)اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود>.این آیۀ شریفه ضمن جهتدهی به جوامع اسلامی برای پذیرش جهانگرد، آنان را نسبت به زمینهسازی و تأمین مقدمات لازم برای شنیدن کلام خدا و یافتن راه هدایت و نجات کافران یا غیرمسلمانان تشویق میکند.
به هر تقدیر هتلداران و کارگزاران آنان مجاز نیستند فرهنگ بومی کشور خود را نادیده گرفته، به گونهای عمل کنند که حاکی از خودباختگی فرهنگی باشد. بیشک این نوع عملکرد در گام نخست آسیب بزرگی به فرهنگ ملی وارد خواهد کرد و سپس باعث میشود از ارزش و جذابیتهای مکان اقامتی آنان کاسته شود. البته به طور کلی این نوع
1) . سورۀ توبه، آیۀ 6.
عملکرد از نظر اخلاقی نیز پسندیده نیست و جفا به ملت و فرهنگ ملی خویش خواهد بود.
یکی از مسئولیتهای اخلاقی قابل استفاده از آیۀ شریفۀ مورد بحث، نگاه مثبت داشتن به جهانگردان، و نیز مثبتاندیشی دربارۀ سیر و سفر برای آگاهی از فرهنگ و سبک زندگی جوامع و ملل دیگر است. انجام این مسئولیت باید به منظور فراگیری دانش و آداب و رسوم نیک از آنان باشد. یعنی باید ضمن هوشیاری لازم، مرعوب فرهنگ و آداب و رسوم بیگانگان نشد و از تعصب بیجا نسبت به فرهنگ خودی نیز پرهیز کرد. همچنین باید دانست که یکی از موانع مهم جذب جهانگرد و توسعۀ جهانگردی پایدار، دیدگاه منفی جامعه دربارۀ جهانگردان و گردشگران است.(1)ازاینرو اصلاح این رویکرد از هر نظر ضروری و اجتنابناپذیر است و راهکار آن آموزش همگانی در زمینۀ محترم بودن همۀ افراد و روشن نبودن سرنوشت هر فرد یا قوم، بهویژه از طریق رسانههاست. یعنی به سعادت و شقاوت هیچ فرد یا قومی نمیتوان اطمینان داشت و بر اساس آن سرنوشت با او رفتار کرد. با توجه به این نکته به نظر میرسد باید با همگان محترمانه برخورد کرد و حرمت انسانی آنان را پاس داشت.
«غیرت» یکی دیگر از صفات پسندیده و فضایل اخلاقی است. این صفت
1) . ر.ک: عوارض و نتایج توریسم، حسن یاوری، مریم رضایی و سپیده حسینزاده، ص31، انتشارات سیمای دانش، تهران،1390.
در زمرۀ صفات پروردگار نیز دانسته شده است. غیرت نوعی حساسیت برای فرد ایجاد میکند تا محرک او باشد در جهت محافظت و پاسداری از برخی امور مهم که نگهداری و مراقبت از آنها ضروری و لازم است. شاید دین مهمترین حقیقتی باشد که از منظر مسلمان باید از آنپاسداری شود به گونهای که همه چیز را بتوان فدای آن کرد. در کنار پاسداری از دین، پاسداری از ناموس، حیثیت و آبرو، و وطن، به منزلۀ خطوط قرمز هر انسان خردمندی مطرح است و چنین فردی معامله بر سر آنها را هرگز روا نمیداند و به آن تن نمیدهد. در این میان، پاسداری از دین -- با یک نگاه -- متضمن همۀ امور یادشده خواهد بود؛ زیرا انسان دیندار از آبرو، ناموس، وطن و حتی از مال خویش نیز دفاع میکند و فدا شدنش در راه پاسداری از آنها به منزلۀ شهادت در راه خدا دانسته شده است. البته در مقام تعیین اولویت برای امور یادشده، دین به مفهوم خاص کلمه، بر مال و جان اولویت خواهد یافت و برای پاسداری از دین فدا کردن جان و مال نیز رواست. قرآن کریم در بیان اهمیت پاسداری و تلاش در جهت دینداری و اطاعت از پروردگار میفرماید:
«اى اهل ایمان، آیا شما را به تجارتى سودمند راهنمایی کنم كه از عذاب دردناك [آخرت] نجاتتان میبخشد؟ به خدا و رسول او ایمان آرید و با مال و جان در راه خدا جهاد كنید؛ كه این كار، [از هر تجارتی] اگر دانا باشید، براى شما بهتر است».(1)
1) . سورۀ صف، آیات 10 تا 12. <یأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُْ عَلىَ تجَِارَةٍ تُنجِیكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَتجَاهِدُونَ فىِ سَبِیلِ اللهِ بِأَمْوَالِكمُْ وَأَنفُسِكُمْ ذَالِكمُْ خَیرٌْ لَّكمُْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ>.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز دراینباره فرموده است:
«اگر بلایى برایت پیش آمد، مالت را فداى جانت كن و اگر بلا از تو فراتر رفت [و خواست به دینت صدمه زند] مال و جانت را فداى دینت كن؛ زیرا غارتشده[ى واقعى] كسى است كه دینش به غارت رفته باشد و دزدزده[ى حقیقى] كسى است كه دینش مورد دستبرد واقع شده باشد». (1)
اکنون پرسش این است که آیا احترام مهمان و جایگاه رفیع او در مکتب اسلام، به او این اجازه را میدهد که به دین میزبان و متعلقات آن تعرض کند و یا ایمان افراد جامعهای را که مهمان آن جامعه است به سخره یا به بازی بگیرد؟ بیشک پاسخ این پرسش منفی است. یعنی هرگونه تعرضی از سوی مهمان به دین و اعتقادات یک جامعه یا میزبانان خود پذیرفته نیست. پس همانگونه که میزبان وظیفهای نسبت به مهمان خود دارد، مهمان نیز میبایست حرمت مهمان و اعتقادات او را نگاه داشته، مقام و جایگاه او را ارج نهد. پس اگر حدّ خود را نشناخت و پا را فراتر از حد خود نهاد و به خطوط قرمز مورد تعصب میزبان تعرض کرد، مقابله با او ضروری و مانع شدن از رفتار ناصحیح او لازم خواهد بود. به هر تقدیر آنجا که مهمان از روی نادانی و یا آگاهی، این رفتار ناپسند و
1) . میزان الحکمة، ج4، ص183، ح 6459. «إن عَرَضَ لكَ بلاءٌ فاجعَل مالَكَ دونَ دَمِكَ، فإن تَجاوَزَكَ البلاءُ فاجعَلْ مالَكَ ودَمَكَ دونَ دِینِكَ، فإنَّ المَسلوبَ مَن سُلِبَ دِینُهُ، والمَخروبَ مَن خَرِبَ دِینُهُ»؛ و ر.ک: الکافی، ج 2، ص216، ح2 از امام علی (علیه السلام).
غیراخلاقی را پیشه کند، تا جایی که مانعی برای او ایجاد شود، میزبان حق مقابله خواهد داشت و پاسداری از دین، بر ضرورت تکریم مهمان اولویت خواهد یافت.
امروزه استانداردهای مربوط به هتل و هتلداری را افراد مشخص و تعیین نمیکنند بلکه سازمان جهانی گردشگری(1)و اتحادیۀ بینالمللی سازمانهای رسمی گردشگری(2)به تعیین و درج استانداردهایی دربارۀ هتل و هتلداری اقدام کردهاند و در این اقدام سعی شده است تا سیستمی جهانی ارائه شود. اما تغییر و تحول در جوامع در طول زمان و نیز تغییر شرایط، همواره مسائل جدیدی را فراروی بشر پدید آورده و هر حوزه را با مشکلات و مسائل جدیدی مواجه میسازد. هتلداری نیز از این امر مستثنا نبوده و نخواهد بود و به نظر میرسد این حوزه به دلیل سرعت تغییر و تحولش در طی کمتر از دو قرن که از عمر آن میگذرد و با توجه به انتظارات روزافزون مهمانان و درک اهمیت این شغل از سوی حاکمیت جوامع که از آن به صنعت نیز یاد میشود، با مسائل بیشتری در مقایسه با حوزهها و مشاغل دیگر روبهرو شده است.
اصول میزبانی، با اهتمام به رعایت استانداردهای مورد تأیید سازمانهای رسمی بینالمللی توسط اغلب هتلداران دنبال میشود، اما
با این حال همواره مشکلات و مسائل گوناگونی پدیدار میشود که نیازمند ورود متخصصان و صاحبنظران برای رفع آن مسائل است؛ بهویژه اگر بدانیم که اعتقادات دینی و اخلاقی از یک سو، و اقتضائات فرهنگی و بومی از سوی دیگر، اجازۀ جامه عمل پوشاندن به تمام آنچه را نهادهای بینالمللی کردهاند نمیدهد. همچنین محدود نبودن مهمانان به هموطنان و همکیشان، مشکلات متعددی را رقم میزند که بیتوجهی به برخی از آن مشکلات و مسائل موجب میشود نه تنها هتلداران، بلکه کشور از آن آسیب ببیند و نتواند آن گونه که باید دراین حوزه رشد کند. با توجه به مشکلات موجود در هتلداری اسلامی بهویژه در بخش اخلاق میزبانی، در این فصل در صدد طرح برخی مسائل مهم و ارائۀ راه حل آنها برآمدهایم.
همانگونه که اشاره شد، اشتغالزایی و درآمدزایی بالا و بهویژه ارزآوریِ این حرفه موجب شده است تا صاحبان سرمایه از یک سو و دولتمردان از سوی دیگر، این حرفه را بیشتر در راستای سودآوری و ارزآوری تحلیل کرده، آن را مزیتی اقتصادی و به تعبیر دیگر، صنعت به شمار آورند. نگاه به این حرفه با عینک سودگرایانه، آن هم از نوع مادی، موجب شده است برخی متولیان امر گردشگری و صاحبان اماکن اقامتی، مهمان هتل را به دیدۀ مشتری و منبع کسب درآمد بنگرند. بدیهی است با این عینک، تمام اقدامات و از جمله خدمات در راستای جلب سود مادی بیشتر و
دریافت هزینۀ بالاتر طراحی و برنامهریزی میشود. یعنی همواره همۀ امکانات هتلها در راستای ارائۀ خدماتی که دریافت هزینه برای آن توجیهپذیر باشد جهت خواهد یافت. به عبارت دیگر، وقتی هدف غایی در این شغل کسب درآمد باشد، ارائۀ خدمات فرهنگی نیز در راستای تأمین منفعت مالی سامان مییابد. ازاینرو اقتصاد، نقطۀ محوری تمام مسائل پیرامونی در «میزبانی با رویکرد هتلداری» خواهد شد. این رویکرد موجب میشود اصطلاح «جهانگردی» که غایت آن فراگیری، کسب دانش و تجربه و حل مسائل علمی و تجارت بوده است به «گردشگری» که غایت آن تفریح و پرکردن اوقات فراغت و نیز التذاذ از مواهب مادی و دنیوی است تنزل یابد. به عبارت دیگر، جهانگردی اگر در راستای دیانت و خردورزی باشد، بنیانی اصیل و الهی خواهد یافت. ازاینرو یک جهانگرد میتواند ضمن جهانگردی، سیاحت و تفریح یا كسب و كار برای زندگی دنیوی خویش بهخصوص در چارچوب بازرگانی، رضایت خداوند را نیز حاصل کند، بی آنکه میان این دو منافاتی وجود داشته باشند. چه بسیار جهانگردان و سیاحانی که در طول تاریخ اسلامی با تحمل مشقت بسیار در کنار تلاش برای معیشت و تأمین هزینههای زندگی از طریق سیر و سفر، در صدد تكمیل نفس وتهذیب اخلاق نیز بودهاند و از بزرگان سیروسلوك و شیوۀ معاشرت و از سبک زندگی معنوی آنان هنگام اقامت موقت خود در دیار غربت بهرهمند شده، رشد اخلاقی و معنوی را از طریق مسافرت و مجالست با عالمان بزرگ شهرهای دور و نزدیک تحصیل کردهاند.
البته آشکار است که میان سیر و سفر در دنیای معاصر، با آنچه در سالهای دورِ پیشین انجام میشد، تفاوتهای اساسی وجود دارد. سفر در قرون گذشته بسیار دشوار و طاقتفرسا و زمانبر بود؛ ازاینرو کمتر کسی برای انگیزههای غیر مهمی مانند تفریح و سیاحت اقدام به مسافرتهای دور و دراز میکرد. در آن روزگاران برای مسافرتهای دور انگیزۀ بسیار قوی لازم بود؛ انگیزهای چون تجارت، تحصیل، زیارت و یا احتمالاً درمان و مداوا. اما امروز تفریح و گردشگری، بالاترین آمار مسافرتهای دور و دراز را به خود اختصاص داده است و سهولت انجام مسافرت، کفایت کردن زمان کوتاه برای انجام سفر و فراهم آمدن امکان شناسایی اماکن تفریحی و سیاحتی دنیا و نیز امنیت بالای مسافران، برای بیشتر مردم دنیا انگیزۀ اینگونه مسافرتها را بهشدت تقویت کرده است. از سوی دیگر جمعیت زیاد و نیاز جامعه به اشتغال جوانان، و بالاخره اهتمام دولتها به ایجاد اشتغال برای جوانان و تأمین هزینههای دولتها و حکومتها، امکان غفلت از ابعاد اقتصادی این حرفه را بهکلی از بین برده است. این امر موجب شده است که رویکرد اقتصادی محض به هتلداری غالب شود و در جهت نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی زمینهسازی گردد؛ حقیقی که موجب شده است روزبهروز ناهنجاریهای اخلاقی و شهوترانی، بخشی از بهاصطلاح صنعت هتلداری را به نفع خود تصرف کند و مراکز گردشگری در فراهم آوردن بساط عیشونوش بر یکدیگر سبقت بگیرند، غافل از آنکه افراط در نگاه اقتصادی به این حرفه، هر جامعه، کشور و ملت را متحمل زیان و خسران سنگین خواهد ساخت و به تدریج ناهنجاریهای اخلاقی
را در آن جامعه به هنجار مبدل کرده، ارزشهای اخلاقی آن جامعه را به فراموشی خواهد سپرد.
در فرایند تبدیل جهانگردی به گردشگری و غلبۀ نگاه اقتصادی در هتلداری، آنچه موجب ورود آسیب جدی به یک هتل میشود، برخاسته از چند تصور است:
نخست آنکه فرد واردشده به هتل، از سوی کارگزاران هتل، مشتری دیده شود نه مهمان. با این رویکرد،هتلدار، هتلداری را کار اقتصادی محض به شمار میآورد و برای حرفۀ خویش رسالتی فرهنگی قایل نخواهد بود. همچنین با این رویکرد و ذهنیت، نخواهد توانست رضایت مهمان خود را در هتل بهشایستگی تأمین کند و همواره غالب مهمانان از گرانیِ اقامت و خدمات گلهمند خواهد بود.
دوم آنکه فرد واردشده به هتل، اجنبی پنداشته شود، نه خودی. چه بسیار هتلدارانی که از این منظر به مهمان خود مینگرند و در تعاملات بین فردی خویش، خودخواهاند و همانند کسی که خود را محور کائنات میداند عمل میکنند. این افراد دیگران را موجوداتی تصور میکنند که برای خدمت و منفعترسانی به آنان آفریده شدهاند. ازاینرو رحم و انصاف و جوانمردی را در مرامِ اینگونه افراد کمتر میتوان مشاهده کرد. البته سختگیری و انعطافناپذیریِ خود در بُعد اقتصادی را با رفتاری نرم و زبانی محترمانه و مؤدبانه دنبال میکنند. به عبارت دیگر، ادب و اخلاق را هم وسیلهای برای نیل به اهداف اقتصادی خود استخدام میکنند.
پندارۀ سوم این است که مهمان هتل، احمق و گنگ تصور شود، نه موجودی عاقل و باهوش. هتلدارانی که با این تصور حرفۀ خود را دنبال
میکنند، در صددِ برآوردن انتظارات معقول و بحق مهمانان نیستند و از انواع کمفروشی در هتل خود دریغ نمیکنند؛ غافل از آنکه هر مهمان، میتواند مُبلِّغی دائم عمل کند در تمجید هتلی که مدت کوتاهی در آنجا اقامت داشته، و به صورت تصاعدی بر تعداد مهمانان آن هتل بیفزاید و یا بلندگویی در جهت بدگویی و تبلیغ منفی برای آن هتل به شمار آید.
هتلدارانی که با این ذهنیت و رویکرد با مهمانان خود مواجه میشوند، امروزِ خود را درمییابند و دوراندیش نیستند؛ یعنی منافع امروز خود را دنبال کرده، برای آیندۀ شغلی خود برنامهای ندارند. این در حالی است که اگر برای آیندۀ هتل خود برنامه داشته باشند، هیچیک از تصورات مذکور را نخواهند داشت.
برای راه حل این مشکل و اصلاح تصورات و توهمات پیشگفته، به نظر میرسد تعدیل نگاه اقتصادیِ محض به هتلداری و توجه دادن هر انسان به مسئولیتهای دیگر خود، نخستین اقدام عملی است. به بیان روشنتر، اگرچه تلاش در جهت اقتصادِ بهتر، میتواند در جهت ایجاد توانمندیِ بیشتر در خویشتن و کشور و نیل به استقلال مادی، ارزشمند و مورد تأیید آموزههای دینی باشد، توجه به اینکه هر انسانی در برابر همنوع خود مسئول بوده، نباید به دنیا و آخرت او بیتوجه باشد، کمک میکند تا به ابعاد مسئولیتهای دیگر خود در هتلداری و میزبانی توجه کندو به آن مسئولیتها نیز اهتمام ورزد و برای آن امور نیز برنامهریزی کند. بر این اساس وقتی فردی که در هتل اقامت کرده است مهمان دانسته شود، با آن هنگام که صرفاً مشتری دیده شود، بسیار متفاوت خواهد بود و در پی آن، رفتاری که با او میشود نیز تغییر اساسی خواهد یافت. همچنین است
اگر او را برادری ایمانی بدانیم و یا دستکم همنوع خود به شمار آوریم.(1)یعنی برخورد و رفتار کارگزاران هتل با برادری که غریب است و نیازمند مهرورزی و در صورت لزوم یاری رسانی، تفاوت بسیار خواهد داشت با هنگامی که او را فرشتۀ نجات خود تصور کنند که آمده است تا منافع اقتصادی هتل و هتلدار را تأمین نماید. بنابراین توجه دادن مدیر هتل و کارگزارانش به این مهم در جهت ارائۀ خدمات بهتر و کاملتر، برای رشد و بالندگی هتل یا مکان اقامتی کارآمد خواهد بود.
در آموزههای دینی، به مؤمنان آموخته میشود که مهم نیست چه شغلی داشته باشند، بلکه مهم آن است که در شغل خود به همنوع خویش نفع برسانند. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر کلام خداوند که فرمود: «و مرا هرجا که باشم بابرکت قرار بده» میفرماید: «یعنی مرا نفعرسان قرار بده».(2)
به علاوه، میزبانان در هتل باید بدانند که همواره امکان دنیادیدگی مهمان هتل و آگاهی او از قیمتها و انواع خدمات هتلها وجود دارد و ضرورتاً این اولین بار نیست که یک مهمان در مکان اقامتی ساکن میشود؛ بهویژه در زمان معاصر که با وجود اینترنت و ابزارهای متعدد اطلاعرسانی، میزان آگاهی مهمانان هتلها افزایش چشمگیر یافته و بهاصطلاح، همۀ اطلاعات به صورت آنلاین در اختیار همگان قرار میگیرد. بنابراین کسی که خود را زیرک و مهمان هتل را نابَلَد و نادان تصور کند، در
حقیقت خودش نادان است و به آیندۀ حرفهی خود آسیب زده است.(1)در اصل سی و هشتم کتاب اصول مشتریمداری آمده است: «هیچگاه برای کلاه گذاشتن بر سر مشتری تلاش نکنید؛ زیرا موفقیت، به اعتماد و اطمینان مشتری وابسته است؛ جلب اعتماد و اطمینان مشتری در گرو رضایت اوست و کلید دستیابی بهرضایت مشتری نیز در برقراری ارتباط صادقانه و رفتار روراست با اوست».(2)
حزم و دوراندیشی یا حکیمانه اندیشیدن در حرفۀ هتلداری نیز رفتار کارگزاران هتل را در ارتباط با مهمانانشان متحول خواهد ساخت. هتلدار حکیم و آیندهنگر، حتی اگر به نگاه اقتصادی نیز اولویت دهد، باز هم به ارائۀ بهترین خدمات با کمترین هزینه اولویت خواهد بخشید و از این رهگذر آیندهای روشن برای هتل و کارگزارانش رقم خواهد زد. امام علی (علیه السلام) میوۀ دوراندیشی یا اندیشۀ حکیمانه را سلامتی از آسیبهای احتمالی دانسته است و میفرماید: «ثمرة الحزم السلامة».(3)
به نظر میرسد این حدیث کوتاه و پرمغز، شالودۀ میزبانی و هتلداری و ترسیم کنندۀ اصولی در جهت رعایت اخلاق میزبانی در همۀ ابعاد آن و نیز تضمین کنندۀ آیندۀ هتلداری با بیشترین منفعت خواهد بود.
1) . همان، ص237، ح4581. امام علی (علیه السلام): «احمق الناس من ظن انه اعقل الناس: احمقترینِ مردم کسی است که خود را خردمندترینِ مردم میداند».
2) . ر.ک: اصول مشتریمداری (بانکداری، هتلداری و خودروسازی)، احمد یحیایی ایلهای، ص185، انتشارات جاجرمی،1393، تهران.
3) . غررالحکم، 4590؛ عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج2، ص54، ح204. «التدبیر قبل العمل یؤمنك من الندم».
یکی از مسائل اخلاق میزبانی، از تبعیض در نوع پذیراییِ برخی مهمانان خاص ناشی میشود. در این خصوص سؤال این است که به طور کلی آیا تفاوت قایل شدن در نوع پذیرایی مهمانان جایز است؟ در چه شرایطی میتوان برخی مهمانان را بهتر از برخی دیگر پذیرایی کرد؟ معیارها و ملاکهای مجاز برای تبعیض در پذیرایی از مهمانان چیست؟
برای پاسخ به این پرسشها ابتدا توجه به یک واقعیتِ اجتنابناپذیر ضروری است. واقعیت این است که برخی اوقات، از پذیرایی متفاوتِ برخی مهمانان راه فراری نیست و شاید در برخی موارد اگر پذیرایی بهتری نسبت به سایرین صورت نگیرد، محل اشکال باشد. برای مثال تصور کنید در مهمانیای رسمی، مهمانان متعددی از وابستگان نسبی و سببی، دوستان و همکاران و... حاضر شدهاند. بهراستی آیا اگر در این مهمانی پدر و مادرِ میزبان بیشتر و بهتر از بقیه مورد تکریم قرار گیرند و مکانی ویژه برای آنان در نظر گرفته شود، امری غیراخلاقی و ناپسنداست؟! و آیا اگر میزبان در مجلسِ ضیافت، از معلم خود تجلیلی ویژه به عمل آورده، او را متفاوت از دیگران تکریم کند، مورد سرزنش قرار خواهد گرفت؟! به نظر میرسد در موارد ذکرشده و موارد مشابه آن اگر ملاک و معیاری برای پذیرایی و تکریمی متفاوت وجود داشته باشد، نه تنها انجام آن ناپسند و زننده نیست، بلکه این رفتار الگویی برای دیگران خواهد شد و چنین رفتاری مورد تأیید و تحسین حاضران قرار خواهد گرفت. با این توضیح تفاوت در پذیراییِ برخی مهمانان مجاز و گاه لازم و حکیمانه
شمرده شده، مورد تأیید قرار میگیرد. اما این پرسش در اذهان تقویت میشود که ملاک و معیار در این تبعیض چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، یعنی تعیین جایگاه برخی افراد نسبت به دیگران، از آموزههای دینی میتوان کمک گرفت. با مروری کوتاه در آموزههای قرآنی و حدیثی، جایگاه مردمان را به ترتیب ذیل میتوان در نظر گرفت:
اول. پیامبر و امام معصوم؛(1)
دوم. والدین و اقوام و بستگان درجه یک، مانند همسر، پدربزرگها و مادربزرگها، فرزندان؛(2)
سوم. عالمان و معلمان؛ (3)
1) . به استناد آیۀ <النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...> (سورۀ احزاب، آیۀ 6) پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است (ارادۀ پیامبر دربارۀ تصرف در جان و مال آنها بر ارادۀ خودشان مقدم است). در زمینۀ اولویت امامان(علیهم السلام)، استناد به آیات و روایات متعدد از جمله این آیۀ شریفه شده است: <یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ منكم: اى كسانى كه ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت كنید و از فرستادۀ او و صاحبان امرتان [كه جانشینان معصوم پیامبرند] اطاعت کنید…> (سورۀ نساء، آیۀ 59).
2) . به استناد آیۀ <وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا. وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیانِی صَغِیرًا: و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید. اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى (23) و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند (24)> (سورۀ اسراء، آیۀ 23 و24).
3) . به استناد حدیث شریف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمود: الآباءُ ثَلاثَةٌ: أبٌ وَلَّدَكَ، و أبٌ زَوَّجَكَ، و أبٌ عَلَّمَك: پدران سه تا هستند: پدری که تو را به دنیا آورد، پدری که دخترش را به ازدواج تو درآورد و پدری که به تو تعلیم داد» (المواعظ العددیّه، ص247) و سخن نورانی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمود: «مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْداً» (بحار الانوار، ج 74، ص166) و حدیث شریف امام علی (علیه السلام) که فرمود: «قُم عَن مَجلِسِك لِاَبیك وَ مُعَلِّمِك وَ اِن كنتَ اَمیراً: به احترام پدر و معلمت از جای برخیز، هرچند فرمانروا باشی» (غرر الحکم و دررالکلم، ص 435، ح 9970) و سخن امیر المؤمنین (علیه السلام) که فرمود: «مِن حَقِّ العالِمِ عَلَیكَ أن تُسَلِّمَ عَلَی القَومِ عامَّةً وتَخُصَّهُ دونَهُم بِالتَّحِیةِ وأن تَجلِسَ أمامَهُ ولا تُشیرَنَّ عِندَهُ بِیدِكَ ولا تَغمِزَنَّ بِعَینَیكَ... ولا تُسارَّ فى مَجلِسِهِ ولا تَأخُذَ بِثَوبِهِ ولا تَلِجَّ عَلَیهِ إذا مَلَّ ولا تُعرِضَ مِن طُولِ صُحبَتِهِ» (میزان الحکمه، به نقل از: کنز العمّال، خبر 29363) و نیز سخن آن حضرت: «إذا رَأیتَ عالِماً فَكُن لَهُ خادِماً» (میزان الحکمه به نقل از غررالحکم، حکمت 217).
چهارم. ارحام نسبی و اقوام سببی درجه دو به صورت الاقرب فالاقرب؛(1)
پنجم. همسایه؛ (2)
ششم. برادران ایمانی؛(3)
1) . به استناد برخی آیات قرآن از جمله : <... وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فی كتابِ اللهِ...> (سورۀ احزاب، آیۀ 6).
2) . به استناد روایاتی چون سخن علی (علیه السلام) که فرمود: «اللهَ اللهَ فِی جِیرَانِكمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّكمْ مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ: خدا را! خدا را! دربارۀ همسایگان [و حقوقشان را رعایت کنید] که وصیّت پیامبر شماست و همواره به خوشرفتاری با همسایگان سفارش میکرد تا آنجا که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد» (نهج البلاغه، نامۀ 47).
3) . به استناد آیۀ <إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ: در حقیقت مؤمنان با هم برادرند؛ پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید كه مورد رحمت قرار گیرید> (سورۀ حجرات، آیۀ 10).
هفتم. همنوعان. (1)
البته در آیهای دیگر، خداوند اولویتها را اینگونه بیان فرموده است:
«وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ(2): خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر و همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایۀنزدیک و همسایۀ دور و دوست و همنشین و واماندگان در سفر نیکی کنید».
بنابراین برتری دادن برخی نسبت به برخی دیگر در پذیرایی و تکریم، اگر مبنایی عقلانی و دینی -- که آن نیز عقلانی است -- داشته باشد، نه فقط پسندیده و بجاست، بلکه در برخی اوقات لازم و ضروری است؛ اما اگر برتری دادن به دلیل امور دیگری چون ثروت و جاه و مقام دنیوی باشد مطلوب نیست و از منظر اخلاق دینی نیز تأیید نمیشود.
آنچه گذشت، به مهمانیهای متعارف و معمول مربوط میشد. اما میزبانی در هتلها و مهمانپذیرها متفاوت است؛ زیرا همانگونه که بارها اشاره شد، مهمانان هتل متناسب با هزینهای که پرداخت کردهاند، توقع
1) . به استناد سخن امام علی (علیه السلام) که به مالک اشتر در نامۀ 53 نوشت: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ اَلرَّحْمَةَ لِلرَّعِیةِ وَ اَلْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اَللُّطْفَ بِهِمْ وَ لاَ تَكُونَنَّ عَلَیهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِی اَلدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَكَ فِی اَلْخَلْقِ: مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنیمت شمارى؛ زیرا آنان دو گروهاند: یا برادر دینی تواند و یا در آفرینش همانندان تو».
2) . سورۀ نساء، آیۀ 36.
پذیرایی دارند و توقع آنان پذیرفته شده و بحق است. به عبارت دیگر اگر از مهمان هتل متناسب با هزینهای که پرداخته یا خواهد پرداخت پذیرایی نشود، مصداق تضییع حق خواهد بود و نوعی کمفروشی به شمار خواهد آمد. البته چه بسا تفاوت در نوع پذیرایی به دلیل پرداخت هزینههای مازاد، زمینۀ بروز برخی رذایل اخلاقی و از جمله فخرفروشی نزد دیگران را فراهم میآورد؛ ازاینرو به نظر میرسد تفکیک مکانهای پذیرایی مهمانان در سطوح مختلف به گونهای که راه ظهور و بروز رذایل اخلاقی همچون فخرفروشی مهمانان متمکنتر بسته شود، راهکار مناسبی برای مقابله با این مشکل خواهد بود.
نکته دیگر در این خصوص آنکه اگر علت تفاوت در پذیرایی از برخی مهمانان و تکریم آنان آشکار باشد، زمینۀ هر گونه سوء تفاهم برداشته خواهد شد. به عبارت دیگر اگر برای مهمانان علت تبعیض در پذیرایی روشن نباشد، میزبان به بیعدالتی متهم خواهد شد و باید منتظر دلخوری مهمانان و ابراز آن بود؛ چرا که ممکن است تبعیض در رفتار با برخی مهمانان و تکریم بیشتر آنان، متضمن تحقیر یا به معنای بیتوجهی به برخی دیگر تلقی شود. این سیره را میتوان در رفتار امام علی (علیه السلام) مشاهده کرد و از آن الگو گرفت. امام عسکری (علیه السلام) دربارۀ سیرۀ پذیرایی امام علی (علیه السلام) نقل میفرماید:
«روزی دو برادر ایمانی (پدر و پسری) به خانۀ حضرت علی (علیه السلام) وارد شدند. امام به آنها احترام گذاشت و در بالای مجلس جایشان داد و آنگاه پیش روی آنان نشست و فرمود: غذا را
بیاورند. [قنبر] خدمتگزار حضرت علی (علیه السلام) طشت و اِبریق(1)و حولهای آورد. همین که خواست آب روی دست پدر بریزد، امام برخاست و ابریق را گرفت. آن مرد خود را به خاک افکند و گفت: "ای امیر مؤمنان، خداوند من را در این حال نبیند که شما آب روی دستم بریزی!". حضرت فرمود: "بنشین و دستت را بشوی. زیرا برادر دینی تو هیچ امتیازی بر تو ندارد و میخواهد به تو خدمت کند و با این خدمت، ده برابر پاداش در بهشت میطلبد. تو را به خدا قسم، همان گونه که اگر قنبر آب روی دستت میریخت، آسودهخاطر بودی، اکنون نیز آرام و آسوده باش تا روی دستت آب بریزم".
امام (علیه السلام) پس از فراغت از ریختن آب روی دست آن مرد، ابریق را به فرزندش محمد حنفیه داد و فرمود: "پسرم، اگر پسر این مرد بهتنهایی به منزل من آمده بود، خود بر دستش آب میریختم، اما خداوند متعال نمیخواهد که وقتی پدر و پسر در مکانی حاضرند، میان آن دو یکسان برخورد شود. من که پدر تو بودم بر دست پدر او آب ریختم، تو نیز که پسرم هستی بر دست پسر او آب بریز!". در این هنگام محمد حنفیه برخواست و بر دست پسر آب ریخت».
امام حسن عسکری (علیه السلام) پس از نقل داستان فرمود: «هر کس پیرو علی باشد، حتی در اینگونه موارد نیز از او پیروی میکند».(2)
از این حدیث که از سیرۀ امیر مؤمنان در پذیرایی از مهمانش حکایت میکند، چند نکتۀ مهم قابل استفاده است:
· نخست آنکه پذیرایی از مهمان اگر توسط شخص میزبان صورت گیرد، ارزشمندتر از آن هنگام است که توسط نمایندۀ او صورت گیرد.
دوم آنکه تفاوت در پذیرایی بین مهمانان و تبعیض در نوع یا روش پذیرایی از مهمانان، در برخی حالات جایز· و بلکه پسندیده است و گاه تفاوت نگذاشتن بین آنان نارواست.
· و نکتۀ سوم آنکه اگر تکریم بیشترِ یک مهمان نسبت به بقیۀ مهمانان ضرورت یافت، آنان را از علت چنین کاری باید آگاه ساخت تا از ایجاد سوء تفاهم و دلخوری مهمانان جلوگیری شود. اما اگر توجیه مهمانان ممکن نبود، راهکار مناسب اخلاقی، پذیرایی از مهمانانِ ویژه، در مکانی مستقل و خارج از نگاه بقیۀ مهمانان است.
خلاصه آنکه در هتلداری، جز نکتۀ اول (پذیرایی توسط شخص میزبان) رعایت نکات بعدی ضروری و از جمله نکات اخلاقی است.
یکی از مشکلات اساسی میزبانی در هتلها و مهمانپذیرهای کشورهای اسلامی و بهویژه ایران، ممکن نبودنِ پذیرایی و ارائۀ خدمات به مهمانان مطابق با انتظارات مهمانان غیرمسلمان و منطبق با استانداردهای بینالمللی، البته در برخی موارد است. بیشک لزوم رعایت حدود الهی و حرام بودن پولی که در ازای ارائۀ خدمات نامشروع دریافت می شود،
اجازۀ پذیرایی از مهمانان با خوردنیها و نوشیدنیهای حرام و یا فراهم آوردن مکانهای تفریحی مختلط را نمیدهد. این واقعیت ممکن است رغبت گردشگران را به عزیمت به کشور اسلامی کاهش داده، آن کشور اسلامی را از مواهب مادی این صنعت محروم سازد. اما این امر موجب نمیشود تا مجوز ارائۀ اینگونه خدمات صادر گردد و یا اطلاعرسانی مناسب و شفاف به متقاضیان عزیمت و سفر به منطقۀ اسلامی صورت نگیرد.
فارغ از وجود این نوع محدودیت برای ارائۀ خدمات به مهمانان، عدم پذیرایی از مهمان مطابق با آنچه در استانداردهای رسمی تبیین و تعیین شده است، از دو حال خارج نیست:
نخست آنکه علیرغم درجۀ تعیینشده برای هتل از سوی نهادهای رسمی، امکان ارائۀ خدمت و پذیرایی متناسب با آن درجه فعلاً وجود نداشته، تحقق آن برای هتل مقدور نیست. بدیهی است در این صورت اگر اطلاعرسانی به مهمانان بهدرستی صورت نگرفته باشد، مصداق غش و فریب خواهد بود و دریافت مبالغی مطابق با خدماتی که ارائۀ آن ممکننیست، ستم در حق مهمان بوده، با موازین اخلاقی و شرعی مطابقت ندارد.
شاید گمان شود که برای رفع این مشکل کافی است هزینههای اضافی دیافت نشود و فقط هزینههای خدماتی که ارائه میشود دریافت شود؛ اما به نظر میرسد حتی اگر مبلغ اضافی از مهمان اخذ نشود، باز هم نسبت به مهمان ستم شده است؛ زیرا اولاً برخی امور قابل ارائه نیست.
یعنی هتلی که درجهاش متناسب با کلاسی که به آن داده شده نیست، به طور خودکار سطوح قیمتگذاری خدماتش تنزل مییابد و امکان جفا در حق مهمان بسیار زیاد است. ثانیاً اگرچه مبلغی اضافه دریافت نشود، اما مهمانی که به او آگاهی لازم و صحیح دربارۀ هتلی که برای اقامت برگزیده داده نشده، درحقیقت فریب خورده است. بر این اساس به نظر میرسد راهکار برخورد اخلاقی با این مشکل اطلاعرسانی مناسب و دقیق به مهمان در بدو ورود یا هنگام برقراری اولین ارتباط برای اخذ اتاق یا رزرو آن است. اطلاعرسانی صحیح موجب خواهد شد تا مهمان در تصمیمگیریاش دربارۀ اقامت در هتل یا انتخاب هتلی دیگر و یا حتی انصراف از سفر، از آگاهی و آزادی عملِ لازم برخوردار باشد تا هیچگاه احساس زیان یا فریب نداشته باشد.
حالت دوم وقتی است که علیرغم وجود امکان ارائۀ خدمات و پذیرایی متناسب با درجۀ تعیینشده برای هتل، به صورت تعمدی از سوی کارگزاران هتل، برخی خدمات ارائه نشود. گرچه برای این امر ادلّۀ گوناگونی میتوان در نظر گرفت، این فرض، خود از دو حال خارج نیست: گاه کوتاهی، اهمال، کمفروشی و امثال آن دلیل عدم ارائۀ خدمات و پذیرایی متناسب با درجۀ هتل است. روشن است که اینگونه دلیل مجوزی برای عدم ارائۀ خدمات و پذیرایی نیست و بیشک هتلدار به مهمان خود مدیون خواهد بود. ازاینرو علاوه بر پرداخت مبالغ اضافی دریافتشده، جلب رضایت مهمان نیز برای میزبان ضروری به شمار میآید. برای مثال امروزه در محیط مجازی و پایگاههای الکترونیکی
تصاویر بسیار زیبا از هتل و امکانات آن و محیط پیرامونیاش ارائه میکنند که هر بینندهای را بهتزده میکند؛ اما وقتی مسافر به آنجا سفر میکند، تفاوت زیادی بین آن تصاویر با واقعیت مشاهده میکند. این گونه عملکرد قطعاً از مصادیق غش و فریب بوده، عملی غیراخلاقی از سوی هتلداران به شمار میآید.
اما گاه ارائه نکردن خدمات به دلیل مجاز نبودن آن از نظر شرعی بوده است. برای مثال سرو مشروبات الکلی، خوردنیهای حرام و نجس، و نیز ارائۀ خدمات غیرمجاز مانند استخر و سونای مختلط، در هتلداری اسلامی، از نظرشرعی جایز نیست. این امر بدان معناست که حتی اگرچه هتل در ارائۀ خدمات و انواع پذیراییهای یادشده توانمند باشد، بر اساس وظیفۀ شرعی مجاز نیست به مهمان خود اینگونه خدمات ارائه کند. بدیهی است در چنین شرایطی نیز اطلاعرسانی مناسب و بموقع به مهمان برطرفکنندۀ مشکل خواهد بود و از این طریق حقی از مهمان یا مسافر ضایع نخواهد شد. مؤلف کتاب اصول مشتریمداری مینویسد:
«ما در پایان عصر تبلیغات و آغاز عصر اطلاعرسانی هستیم. این موضوع به این معناست که اطلاعرسانی اهمیتی بهمراتب بیشتر از تبلیغات پیدا کرده است... مشتری دوست دارد و حق دارد بداند که کالا یا خدماتی که قرار است دریافت کند، چه برتری یا فرقی با کالا یا خدمات مشابه دارد».
در این میان راهکار مقابله با کم شدن انگیزۀ جهانگردان برای سفر به مناطق اسلامی، جایگزین کردن برخی خدمات اختصاصی به جای
خدمات غیرمشروع است. بدیهی است از این طریق، ضمن آگاهی مهمان از شیوۀ ارائۀ خدمات و پذیرایی، در انتخاب هتل مورد نظر خود آزادانه تصمیم خواهد گرفت. برای مثال به جای مشروبات الکلی میتوان نوشیدنیهای گیاهی شفابخش و نوشیدنیهای سنتی را جایگزین، و آنها را اطلاعرسانی و عرضه کرد. نگارنده بر این باور است تبلیغ خوردنیها و آشامیدنیهای حلال و نیز شفابخش به عنوان یکی از مزیتهای نسبی اماکن اقامتی مسلمانان برای همۀ مهمانان، بهویژه مهمانان غیرمسلمان جذابتر بوده، با انگیزهای مضاعف تجربۀ چنین نوشیدنیهایی را دنبال خواهند کرد.
بنابراین به نظر می رسد راه حل اساسی برای مقابله با این مشکل و فروع آن، اطلاعرسانی بموقع، دقیق و کامل به مهمانان و فراهم آوردن امکان لازم برای تصمیمگیری آزادانه توأم با آگاهی برای آنهاست.
ارائۀ انواع خدمات مورد نیاز مهمانان، اگر از نظر شرع مقدس وجاهت داشته باشد، بیگمان مطلوب و ارزشمند و البته از فضیلت برخوردار است و میزبان میتواند به پاداش الهی نیز امیدوار باشد. برآورده ساختن نیازمهمانان و ارائۀ خدمات به آنان در هتل به اندازهای مهم است که برخی از صاحبنظران در تعریف جهانگردی تصریح کردهاند:
«جهانگردی را میتوان به عنوان علم، هنر و تجارت جذب و حمل گردشگر، اسكان، مراقبت و تأمین نیازها و خواستهای
آنها با خوشرویی و مهربانی تعریف كرد».(1)
MacIntosh, N.W.G. (1977), Beswick Cave two decades later: a reappraisal. In Ucko, P.J. (ed.(
Form in Indigenous art. Australian Institute of Aboriginal Studies: 191-97.
یکی از مشکلاتی که هتلداری اسلامی با آن مواجه است، ممکن نبودن برآورده ساختن نیاز غریزۀ جنسی مهمانان است. میدانیم که مهمانان هتلها و واحدهای اقامتی معمولاً مسافرند و بسیاری از آنان بنابه ضرورت یا هر دلیل دیگری، همسر خویش را به همراه ندارند و یا به طور کلی مجردند. اما همراه نداشتن همسر یا مجرد بودن به معنای بینیازی آنان از رفع غریزۀ جنسی نیست. یعنی هر انسان سالم و بالغی به طور طبیعی نیاز جنسی داشته، آن نیاز در صورت عدم ارضاء، طغیان خواهد کرد و صاحب خود را تحت فشار روحی و روانی قرار خواهد داد. البته میدانیم که میل به جنس مخالف و فوران غریزۀ جنسی همانند تمایلات دیگر انسانی است و رفع یا ارضای آن از راه حلال به عنوان حق طبیعی بشر به شمار میرود، همانگونه که هر انسانی به طور طبیعی گرسنه یا تشنه میشود و حق دارد این نیازهای طبیعی خود را برطرف کند و هیچ کس مجاز به ممانعت از این حق طبیعی نیست. اکنون سؤال این است که اگر مرد در مسافرت خود همسرش را در کنار خویش نداشته باشد، آیا حق ارضای غریزۀ جنسی را نیز ندارد؟! آیا بستن راههای حلال به روی
1) . «چالشهای كلیدی توسعۀ جهانگردی نوین در دوران تحول اقتصادی»، حمید ضرغام بروجنی، پایگاه الکترونیکی مرکز گردشگری علمی- فرهنگی دانشجویان ایران، به نقل از :
مؤمنان جایز است؟
پاسخ روشن است. میدانیم که رفع نیاز همنوعان و بهویژه رفع نیاز برادران ایمانی، از نظر اخلاقی کاری بسیار پسندیده و ارزشمند است و بر اساس احکام شرع مقدس نیز، بهرهمندی از همسر موقت برای مرد از راه حلالجایز دانسته شده است. پس همانگونه که خوردن و آشامیدن ضرورتی است که هیچگاه نادیده گرفته نمیشود، اطفای غریزۀ جنسی نیز ضرورتی است که راه حلال برای آن همواره هموار است. اما مشکلات فراوانی بر سر راه اجرای صحیح حکم الهی وجود دارد و تا زمان رفع آن مشکلات، حل این مسئله در میزبانی اسلامی ممکن نیست. یکی از مهمترین مشکلات این حوزه، باز بودن راههای سوء استفاده و کجرویهای اخلاقی در سطح وسیع و نادیده گرفتن و یا پایمال ساختن احکام شرع مقدس است. به نظر میرسد امکان سوء استفادۀ زیاد و به سُخره گرفتن احکام شرعی از سوی سودجویان -- که تعداد آنان کم نیست -- موجب میشود راه حلال الهی مسدود گردد و مصالح عالیۀ جامعه و اصول اخلاق اسلامی مقدم بر برخی احکام خاص گردیده، مورد سوء استفادۀ افراد ناباب و نااهل قرار گیرد. اما اگر امکان سوء استفاده وجود نداشت و راه آن مسدود بود، اقدامات دیگری نیز باید انجام میشد. به عبارت دیگر برای رفع مشکلات، انجام اقدامات ذیل ضروری است:
بررسی تنگناهای اجتماعی و قانونی موجود برای راهکارهای مشروع و رفع آن تنگناها از طریق وضع قوانین و آییننامههای مورد نیاز از سوی نهادهای ذیصلاح؛
کنار گذاشتن مصلحتسنجیهای نابجا و عافیتطلبیهایی که در لباس مصلحتسنجی ظاهر میشود؛
تعیین نهادهای مجری و ناظر از سوی حاکمیت و تدوین شرح وظایف دقیق هریک.
از جمله مشکلات جامعۀ اسلامی، ورود غیرمسلمانان به کشور اسلامی است. این مشکل به چند سؤال قابل تجزیه و تحلیل است. از مسائل مهم مربوط به این مشکل که با میزبانی با رویکرد هتلداری نیز ارتباط دارد، این است که آیا غیر مسلمانان حق ورود به بلاد اسلامی دارند؟ و اگر ورودشان جایز باشد، پذیرایی از آنان چه حکمی دارد؟ شاید پاسخ به این قبیل پرسشها دشوار نباشد؛ چرا که در عمل، آمدوشد غیرمسلمانان به بلاد اسلامی و تعامل بین آنان و مسلمانان، از دیرباز بوده وپیشوایان معصوم (علیه السلام) نه تنها وجود این قبیل روابط را نفی نکردهاند، بلکه خود نیز به برقراری روابط مسالمتآمیز مبادرت نموده و به آن تأکید داشتهاند. آنچه پاسخش دشوار است، این پرسش است که آیا میتوان متناسب با اعتقادات و باورهای غیرمسلمانان اعم از اهل کتاب و کافران از آنان پذیرایی و به آنان خدمات متناسب با باورها و عقایدشان ارائه کرد؟ پاسخ به این پرسش قدری دشوار است و نیازمند توجه به دو نکتۀ ذیل خواهد بود:
یک. با استناد به قرآن کریم و نیز با تأسی به سیرۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیر مؤمنان، موضوع برقراری ارتباط با غیرمسلمانان، مورد تأیید و در برخی شرایط ضروری و متناسب با مصالح جامعۀ اسلامی است. برای این منظور مسافرت افراد مختلف بهویژه سیاستمداران و تُجّار و در دوران معاصر زائران و گردشگران اجتنابناپذیر است و تفاوتی بین سفر مسلمانان به بلاد غیر مسلمانان یا سفر غیرمسلمانان به دیار مسلمانان وجود ندارد و هر دو حالت امکانپذیر و جایز و حتی گاه ضروری است. البته برقراری ارتباط با غیرمسلمانان تا وقتی که دشمنی نمیکنند و تصمیم به مراوده و تعامل مسالمتآمیز با مسلمانان دارند جایز و سودمند بوده، عقل و شرع از آن نهی نمیکند.
برخی آیات قرآن کریم (همچون آیۀ 208 سورۀ بقره(1)و آیۀ 61 سورۀ انفال(2)و آیۀ 8 سورۀ ممتحنة(3)) و نیز روایات متعددی همچون سخن امیر مؤمنان (علیه السلام) که به فرزندشان امام مجتبی (علیه السلام) فرموده است، گواهی بر جواز برقراری ارتباط با غیرمسلمانان و مراوده با آنان است. امام علی (علیه السلام) در توصیه به فرزندشان فرموده است:
1) . <یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ>.
2) . <وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها قَالَ قُلْتُ مَا السَّلْمُ قَالَ الدُّخُولُ فِی أَمْرِنَا: اگر به صلح مایل شدند تو نیز از در صلح وارد شو و بر خدا توكّل كن كه او شنواى داناست>.
3) . <لَا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ: خدا شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که با شما در دین، نجنگیدهاند و از سرزمینتان بیرون نراندهاند، باز نمیدارد. خدا کسانی راکه به عدالت رفتار میکنند دوست دارد>.
«و لاتَدفَعَنَّ صُلحا دَعاكَ إلَیهِ عَدُوُّكَ و لِلّٰهِ فیهِ رِضىً؛ فَإنَّ فِی الصُّلحِ دَعَةً لِجُنودِكَ و راحَةً من هُمومِكَ و أمنا لِبِلادِكَ:[4] اگر دشمن، تو را به صلح فراخواند و خشنودى خدا در آن بود، آن را ردّ مكن؛
[4]. نهج البلاغه، نامۀ 53.زیرا صلح مایۀ آسایش سپاهیان تو و راحتى خودت از اندوهها و ایمنى سرزمین توست».
آن حضرت در بیانی دیگر فرموده است:
«من صلح را، تا آنگاه كه مایۀ وهن اسلام نباشد، كارسازتر از جنگ یافتهام».[1]
دو. بر اساس سیرۀ نبی اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همپیمان شدن با یهود و نصاری و حتی صلح با مشرکان مکه جایز است، تا هنگامی که قصد دشمنی، خدعه و فریب ندارند و تصمیم به مراوده و تعامل مسالمتآمیز با مسلمانان دارند. بنابراین برقراری ارتباط مسالمتآمیز با غیرمسلمانان مورد تأیید است مشروط به آنکه ارتباط بین طرفین بر اساس حرمت و کرامت انسانی بوده، اصل مودت و دوستی فیمابین حاکم باشد.
قرآن کریم نیز تصریح میکند:
<لا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ:(1)خدا
1) . سورۀ ممتحنه، آیۀ 8.
شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که با شما در دین، نجنگیدهاند و از سرزمینتان بیرون نراندهاند، باز نمیدارد. خدا کسانی را که به عدالت رفتار میکنند دوست دارد>.
امام باقر (علیه السلام) نیز میفرماید:
«صانع المنافق بلسانك واخلص مودّتك للمؤمن وان جالسك یهودى فاحسن مجالسته:(1)به وسیلۀ زبان با منافق بساز و محبّت خود را براى مؤمن خالص گردان و اگر با یهودى همنشین شدى، به طرز نیكو معاشرت كن».
البته روشن است که بستن پیمان صلح و امان با غیرمسلمانان اعم از اهلکتاب و کفّار و صدور مجوز برای ورود آنها به کشور اسلامی و اقامت مدتی کوتاه یا بلندمدت برای اغراضی چون اقامت، فعالیت بازرگانی یا گردشگری و امثال آن، به حکومت و دولت کشور اسلامی ارتباط دارد. اما اگر چنین اجازهای صادر شد، در آن صورت برقراری امنیت آنان و نیز تعامل مسالمتآمیز با آنان از جمله وظایف حکومت اسلامی است. همچنین روشن است این اقدامات میبایست در راستای مصالح و منافع امت اسلامی و یا دستکم به قصد آگاهسازی آنان به معارف دین و دعوت آنان به اسلام باشد. شیخ طوسی در مبسوط و علامه حلی در تذکره و بسیاری دیگر از فقها در مسئلۀ بستن قرارداد صلح و دادن پناهندگی و اجازه به غیرمسلمانان برای ورود به کشور اسلامی تصریح کردهاند که اگر
1) . بحارالانوار، ج 78، ص172.
مصالح امت اسلامی برابر صلاحدید حاکم و دولت اسلامی ایجاب کند که با غیرمسلمانان پیمان صلح منعقد گردد و برای اموری که نفع جامعۀ اسلامی را به دنبال دارد وارد کشور اسلامی شوند، اشکالی بر آن مترتب نیست.(1)همچنین برخی صاحبنظران مسلمان معتقدند:
«معاشرت و مراوده با جهانگردان غیرمسلمان و تعیین پهنه و گسترۀ آن باید در چارچوب اصل عزت و سیادت مسلمانان و حفظ شخصیت اسلامی باشد. بر پایۀ این اصل تنظیم الگو و تئوری آمدوشد و پیوندی که سبب از بین رفتن عزت و سربلندی مسلمانان شود و یا به نفوذ و چیرگی کافران بینجامد بیاعتبار خواهد بود».(2)
با توجه به آنچه گذشت، قانونی بودن ورود و اقامت غیرمسلمانان در بلاد اسلامی، این حق را برای آنان پدید میآورد که از حقوق انسانی برخوردار باشند و در جامعه محترم شمرده شوند. پس آنگاه که در مکانی همچون هتل اقامت کردند، میبایست همانند دیگران از پذیرایی مناسب و متناسب با شئون انسانی برخوردار گردند و با آنان به مِهر و عطوفت رفتار شود؛(3)چرا که پذیرایی از مهمان، از مکارم اخلاق و نشانۀ
1) . ر.ک: حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی، به نقل از: مبسوط، ج2، ص14 و تذکرة، ج1، ص414.
2) . «آمدوشد با جهانگرد غیرمسلمان»، عباس مخلصی، پایگاه دانشجویان هتلداری و جهانگردی (http://www.persiangig.com 5/2/95).
3) . دراینباره رجوع شود به مقالۀ «آمدوشد با جهانگرد غیرمسلمان» عباس مخلصی، و مقالۀ «حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی»، سید احمد حسینی و مقالۀ «اصل نخستین در برخورد با غیرمسلمانان»، اسماعیل اسماعیلی؛ وبلاگ دانشجویان هتلداری و جهانگردی (http://www.persiangig.com 5/2/95).
ایمان است.
اما پذیرایی از مهمانان و از جمله مهمانان غیرمسلمان و فضیلت داشتن رفع نیازهای آنان، مستمسک مناسبی برای نادیده گرفتن احکام شرع مقدس و قوانین جامعۀ اسلامی نخواهد بود؛ زیرا آنان نیز برای آسایش حال مسلمانان هنگام مسافرت به بلادشان دست از عقاید و نیز خطوط قرمزشان برنمیدارند. هنوز هم مسلمانان با سفر به متمدنترین کشورهای دنیا برای اولین نیازمندیهای خود با محدودیتهای فراوان مواجهاند. این در حالی است که فقدان مشروبات الکلی و یا خوردنیهای غیرمجازی مانند گوشت خوک و یا برخی خوردنیهای حرام هیچ محدودیتی برای غیرمسلمانان در بلاد اسلامی ایجاد نمیکند و آنان بهراحتی میتوانند از بقیۀ خوردنیها و نوشیدنیهای حلال در کشورهای اسلامی استفاده کنند بی آنکه با مشکل خاصی مواجه شوند؛ آنگونه که یک مسلمان در بلاد غیرمسلمان با مشکل مواجه میشود.
بنابراین به نظر میرسد سادهترین و البته اطمینانبخشترین پاسخ به این سؤال، پاسخ منفی است؛ یعنی همانگونه که میدانیم، آشامیدن مشروبات الکلی و مُسکرات (مستکنندهها) در اسلام حرام و از گناهان بزرگ است و براساس آیات و روایات متعدد پیامدهای سختی را به دنبال خواهد داشت. برای مثال آشامیدن شراب موجب خواهد شد تا چهل روز نماز پذیرفته نشود(1)و یا کسی که دائمالخمر است وارد بهشت نشود.(2)
1) . من لایحضره الفقیه، ج2، ص355، ح5762. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارشهاى خود به على (علیه السلام) فرمود: «یا عَلِی شارِبُ الْخَمْرِ لا یقْبَلُ اللهُ یا عَلى شارِبُ الخَمرِ لا یقبَلُ اللهُ عَزَ وَ جَلَ صَلاتَهُ أَرْبَعِینَ یوْماً فَإِنْ ماتَ فِی الْأَرْبَعِینَ ماتَ كافِراً: اى على! خداوند عزوجل نماز شرابخوار را تا چهل روز نمىپذیرد و اگر در آن چهل روز بمیرد، كافر مُرده است».
2) . الخصال، ص 179، ح 243. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ثَلاثَةٌ لا یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ: مُدْمِنُ خَمْرٍ وَمُدْمِنُ سِحْرٍ وَقاطِعُ رَحِمٍ: سه گروهاند كه داخل بهشت نمىشوند: معتاد به شراب، معتاد به سحر و جادوگرى، و آنكه پیوند خویشى مىبُرد».
همچنین نشستن بر سفرهای که در آن شراب سرو میشود، حرام دانسته شده است.(1)
ازاینرو بهترین راه آن است که عرضۀ مشروبات الکلی و یا هر خوردنی یا آشامیدنی حرام در هتلهای اسلامی جایز نباشد و ارائۀ هرگونه خدماتی که در شریعت مقدس حرام شمرده شده ممنوع باشد. از این رهگذر زمینه برای دور نگه داشتن جامعه از ارتکاب محرماتی چون نوشیدن شراب و یا خوردن برخی خوردنیهای حرام فراهم میآید. البته همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد، تنوع خوردنیها و آشامیدنیها در بین مسلمانان باید به گونهای باشد که یک هتل را از ارائۀ مشروبات الکلی بینیاز کرده، مهمانانغیرمسلمان را از کیفیت پذیرایی هتلهای اسلامی راضی نگه دارد.
در پایان ذکر چند نکته خالی از فایده نیست:
1) . ر.ک: رساله حضرت امام خمینی، مسئله 2633 و رساله حضرت آیتالله سیستانی، مسئله 2599.
نیست؛ زیرا اگرچه مهمان هتل از یک منظر مهمان است، از منظری دیگر میتوان او را صاحبخانه (مستأجر) به شمار آورد؛ زیرا هزینههای اقامت و خدمات را پرداخت میکند. ازاینرو اگرچه به استقبال او رفتن، یاری رساندن به او هنگام ورود و نیز بدرقۀ او، از جمله مصادیق حُسن پذیرایی است، همراه شدن با او در خوردن غذا و نیز زودتر از او شروع کردن و دیرتر دست از غذا کشیدن و تعارف کردن برای خوردن غذا(1)معنایی ندارد و با او نمیتوان همانند مهمانی که به خانه وارد شده رفتار کرد.
نکتۀ قابل توجه دیگر این است که ورود گردشگران و سیاحان به هتلها به منزلۀ ورود مهمان با دعوت قبلی است؛ زیرا شهرهای برخوردار از هتل درحقیقت طالب مهمان و گردشگرند و مقدمات آن را از قبل فراهم ساخته، برای جذب گردشگر از تبلیغات عمومی و فراخوان سراسری نیز استفاده میکنند. برای مثال شهری مانند مشهد یا اصفهان از جمله شهرهایی است که همواره طالب مهماناند، پس مهمانانشان در زمرۀ مهمانان با دعوت قبلیاند و باید برای پذیرایی از آنان بالاترین توان خود را به کار بست.
نکتۀ دیگر اینکه پذیرایی باکیفیت و استفاده از خدمات باکیفیت، شایستۀ انسان برخوردار از کرامت است؛ چه انسانی که خدمات را ارائه میکند؛ و چه انسانی که خدمات را دریافت میکند. یعنی موجود برخوردار از کرامت و حرمت ذاتی، شایسته نیست که در ارائۀ خدمات و عرضۀ کالا صادق نباشد و چیزی پَستتر از آنچه بیان کرده عرضه کند، و یا کالا یا
1) . ر.ک: همان، ص74 - 82.
خدماتی پایینتر از آنچه هزینهاش را پرداخت میکند دریافت کند. بنابراین اصول اخلاقی انصاف، احسان، امانتداری، سخاوت و جود، میزبان را به سوی ارائۀ خدمات باکیفیتی بالاتر و یا دستکم متناسب با کلاس هتل و هزینهای که دریافت میکند فرا میخواند؛ فارغ از اینکه در هتلداری معاصر، کیفیت حرف اول را میزند و اعتقاد بر این است که بقای هتل و موفقیت در بازار پررقیب امروز فقط از طریق ارائۀ کالا و خدمات باکیفیت امکانپذیر خواهد بود. به عبارت دیگر از خصوصیات یك سازمان موفق، خلاق و كارآمد در دنیای امروز آن است كه از خواستههای مشتریان خود اطلاع یافته، با در نظر گرفتن آنها در بهبود كیفیت كالاها یا خدمات خود، در جهت رضایتمندی مشتریان خود گام بردارد. بنابراین در فضای رقابتی هتلداری در جهان امروز، مهمان یا همان مشتری از قدرت بالایی برخوردار است؛ و گاه قدرت تنبیهی او تا آنجا افزایش مییابد كه حیات سازمان وابسته به جلب نظر او میشود. پس میزبان چارهای جز توجه به رضایت او ندارد، در غیر این صورت از صحنۀ رقابت محو خواهد شد.(1)
والحمدلله رب العالمین
1) . ر.ک: «كاربرد تكنیك QFDدر صنعت هتلداری»، ابتهال زندی، دریافتشده از پایگاه الکترونیکی مركز گردشگری علمی -- فرهنگی دانشجویان ایران. «QFD یك ابزار كیفیتی پیشرفته است كه هدف آن افزایش سهم بازار از طریق جلب رضایت مشتریان واقعی محصول است. QFD با تكوین یك فرایند طراحی منطقی، كیفیت را در محصول ایجاد و خلق میكند».
سوره
آیه
صفحه
سوره بقره
<فَلَنْ یُخْلِفَ اللهُ عَهْدَهُ> 80 176
<قُولُوا لِلنّاسِ حُسناً> 83 124
<وَ لَیسَ البِرَّ بِاَن تَأتُو البُیوتَ مِن ظُهورِها وَ لكنَّ البِرَّ مَن اتَّقی و آتوا البُیوتَ مِن اَبوابِها> 189 153
<یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین> 208 94
<یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ> 208 225
<یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما كسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكمْ مِنَ الْأَرْضِ...> 267 162
<لاَ یكَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا> 286 151
سوره آل عمران
<رب اجعل هذا البلد آمناً> 17 186
<قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللهَ> 64 95
<قد خلت من قبلكم سنن فسیروا فی الارض فانظروا كیف كان عاقبة المكذبین> 137 51
سوره النساء
<وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ...> 36 214، 138
<یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ منكم> 59 212
<قُلْ مَتَاعُ الدَّنْیا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیرٌ لِّمَنِ اتَّقَى> 77 87
<وَإِذَا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا> 86 126
<و لن یجعل الله للكافرین علی المسلمین سبیلا> 141 96
<یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ> 144 95
<لا یحب الله الجهر بالسوء من القول لا من ظلم> 148 42
سوره مائده
<یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ> 1 176
<...وَ مَنْ أَحْیاها فَكأَنَّما اَحیا النَّاسَ جمیعاً> 32 60
سوره انعام
<لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ یاٰبِسٍ اِلّٰا فِی کِتاٰبٍ مُبِینٍ> 59 9
سوره انفال
<وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها قَالَ قُلْتُ مَا السَّلْمُ قَالَ الدُّخُولُ فِی أَمْرِنَا> 61 225
سوره توبه
<وَ اِن اَحدٌ من المُشرکین استجارك فاجره حتی یسمع کلام الله> 6 196
<ومَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ> 11 176
<یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإیمانِ> 23 95
<ان عدَّة الشُهورِ عندَاللهِ اثنی عشرا شهرا فی كتاب الله... منها اربعة حرم...> 36 187
<و ما كان المؤمنون لینفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا...> 122 52
سوره هود
<ان ربك هو القوی العزیز> 66 99
سوره رعد
<انَّ اللهَ لاَ یغَیرُ ماَ بِقَومٍ حَتی یغَیروا مَا بِاَنفُسِهِم> 11 75
سوره نحل
<وَ یجْعَلُونَ للهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَ لَهُم مَّا یشْتَهُونَ> 57 163
<وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثیَ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًا وَهُوَ کَظِیمٌ> 58 163
<وَ یجْعَلُونَ للهِ مَا یكرَهُونَ...> 62 163
سوره اسراء
<وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَو کِلَاهُمَا...> 23 212
<وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیانِی صَغِیرًا> 24 212
<وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْئولاً> 34 176
<و لقد كرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر ورزقناهم من الطیبات...> 70 66
سوره مؤمنون
<وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ> 8 176
سوره نور
<وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللهُ لَکمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیم> 22 162
<وَ لا تَدخُلوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِكم حَتّی تَستَأنِسوا> 27 153
سوره عنکبوت
<قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قدیر> 20 51
سوره لقمان
<وَاقْصِدْ فِی مَشْیكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الأصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ> 19 126
سوره احزاب
<النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...> 6 212
<... وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فی كتابِ اللهِ...> 6 213
<إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ...> 72 146
سوره زمر
<...فبشر عباد> 17 194
<الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...> 18 194
سوره غافر
<مَنْ عَمِلَ سَیئَةً فَلا یجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى...> 40 88
سوره شوری
<وهو القوی العزیز> 19 99
سوره حجرات
<إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون> 10 75
<إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ> 10 213
<یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا...> 12 152، 153، 159
<اِنَّ اَكرَمَكم عِندَ اللهِ اَتقیكم> 12 195
<یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكمْ مِنْ ذَكرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناكمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا...> 13 52، 65، 189
<و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا> 13 191
سوره ذاریات
<إِذْ دَخَلُوا عَلَیهِ فَقَالُوا سَلاماً قَالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ> 25 126
سوره نجم
<لیس للانسان الا ما سعی> 39 80
سوره قمر
<فاخذناهم اخذ عزیز مقتدر> 42 99
سوره ممتحنه
<لَا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ> 8 94
<لَا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ> 8 225
سوره صف
<یأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُْ عَلىَ تجَِارَةٍ تُنجِیكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ> 10 198
<تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَتجَاهِدُونَ فىِ سَبِیلِ اللهِ بِأَمْوَالِكمُْ وَأَنفُسِكُمْ ذَالِكمُْ خَیرٌْ لَّكمُْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ> 11 198
سوره تحریم
<یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا قوا اَنفُسَكُم واَهلیكُم ناراً> 6 75
<قوا انفسکم و اهلیکم نارا> 6 90
سوره ملک
<هوَ الذّى جَعَلَ لَکُمُ الاَرضُ ذَلُولاً فَامْشُوا فى مَناکِبِها و کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ> 15 46
سوره معارج
<والذین هُم لاماناتهم وعهدهم راعون> 32 147
سوره مطففین
<وَیلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ> 1 163
<الَّذِینَ إِذَا اکتَالُواْ عَلی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ> 2 163
<وَ إِذَا کاَلُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ> 3 163
<أَ لَا یظُنُّ أُوْلَئك أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ> 4 163
<لِیوْمٍ عَظِیمٍ> 5 163
<یوْمَ یقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ> 6 163
سوره العلی
<وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى> 17 87
روایت صفحه
«اتَّقُوا اللهَ، وَعَلَیكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ، وَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) ائْتَمَنَنِی عَلى أَمَانَةٍ لَأَدَّیتُهَا إِلَیهِ» 145
«احمق الناس من ظن انه اعقل الناس» 210
«اذا اخذت نفسك بطاعه الله اکرمتها و ان ابتذلتها فی معاصیه فقد اهنتها» 68
«اذا اراد الله بقوم خیرا اهدى الیهم هدیة، قالوا: و ما تلك الهدیة؟ قال: الضیف، ینزل برزقه، و یرتحل بذنوب اهل البیت» 129
«اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلْدَةً فَهُوَ ضَیْفٌ عَلی مَن بِها مِنْ اَهلِ دینهِ، حَتّی یَرْحَلَ عَنْهُم» 39
«اُطلُب لِاَخیكَ عُذراً، فَاِن لَم تَجِد لَه عُذراً فَالتَمِس لَهُ عُذراً» 156
«اِعمَل و احْمَل عَلی رأسِك و اسْتَغنِ عنِ النّاسِ» 78
«اَكثِروُا مِنَ الاَصدِقاءِ فی الدُّنیا فَاِنَّهُم ینفَعُونَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَةِ، اَمَّا الدُّنیا فَحَوائِجٌ یقومُونَ بِها...» 48
«اكرم الضیف ولو كان كافرا» 129
«الامام علی (علیه السلام): أكرِم ضَیفَكَ وإن كانَ حَقیراً» 129
«الاْیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، الْیقِینِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجَهَادِ» 175
«الآباءُ ثَلاثَةٌ: أبٌ وَلَّدَكَ، و أبٌ زَوَّجَكَ، و أبٌ عَلَّمَك» 212
«البَشاشَةُ أحَدُ القِراءَینِ» 121
«الخلق بالضم ملکة للنفس یصدر عنها الفعل بسهولة...» 23
«الخلق حال للنفس داعیة لها إلی أفعالها من غیر فکر و لا رویة...» 23
«الخلق عبارة عن هیئة راسخة فی النفس تصدر عنها الافعال بسهولة و یسر من غیر حاجة الی فکر و رویة...» 23
«الخلق عیال الله فأحب الخلق الی الله من نفع عیال الله و ادخل علی اهل بیت سروراً» 58، 71، 72
«الذی یطلب من فضل الله عز وجل ما یكف به عیاله أعظم أجرا من المجاهد فی سبیل الله عز وجل» 47
«الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ» 176
«الرّاضی بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فیهِ مَعَهُم، و عَلى كُلِّ داخِلٍ فی باطِلٍ إثمانِ: إثمُ العَمَلِ بِهِ، و إثمُ الرِّضا بِهِ» 76
«الرجل السوء لا یظن باحد خیرا لانه لا یراه الا بوصف نفسه» 158
«الضیف دلیل الجنة» 130
«العِبادَةُ سَبعُونَ جُزء افضَلها طَلَبُ الحَلالِ» 79
«العزة حالة مانعة للانسان من أن یُغلَب» 99
«الكاد على عیاله كالمجاهد فی سبیل الله» 57
«اللهُ الّذی سَخّرَ لَكمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِی الْفُلْك فیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكمْ تَشْكرُونَ» 80
«اللهَ اللهَ فِی ابنِ السَّبیلِ، فَلا یستَوحِشَنَّ مِن عَشیرَتِهِ بِمَكانِكُم، وَاللهَ اللهَ فِی الضَّیفِ، لا ینصَرِفَنَّ إلّا شاكِرا لَكُم» 136
«اللهَ اللهَ فِی جِیرَانِكمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّكمْ مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ» 213
«المكارم عشرة فان استطعت ان تكون فیك فلتكن؛... واقراء الضیف» 113
«المؤمن عزیز فی دینه» 98
«ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فریضه عظیم، بها تقام الفرائض» 77
«اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفاحِشَةَ فی الَّذینَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِی الدُّنیا وَالاخِرةَ وَاللهُ یَعلَمُ وَاَنتُم لاتَعلَمونَ» 99
«اِنَّ السَّمْعَ والْبَصَرَ والفُؤاد کُلُّ اولئكَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولا» 149
«اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ جَعَلَ الطّاعَةَ غَنیمةَ الاَکیاسِ عِندَ تَفریطِ العَجَزة» 68
«إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر» 148
«اِنّ اللهَ قَد اَكرمَکُم بِدینهِ و خَلقَکُم لِعِبادتِه، فَانصِبوا اَنفُسَکُم فی أدائِها» 68
«ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها...» 144
«إنَّ النّاسَ إلى صالِحِ الأَدَبِ أحوَجُ مِنهُم إلَى الفِضَّةِ وَالذَّهَبِ» 125
«إِنَّ بِذَوِی الْعُقُولِ مِنَ الْحَاجَةِ إِلَى الْأَدَبِ كَمَا یَظْمَأُ الزَّرْعُ إِلَى الْمَطَر» 126
«إن عَرَضَ لكَ بلاءٌ فاجعَل مالَكَ دونَ دَمِكَ، فإن تَجاوَزَكَ البلاءُ فاجعَلْ مالَكَ ودَمَكَ دونَ دِینِكَ...» 199
«إنَّ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ إقراءُ الضَّیفِ» 15 و103
«انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» 99
«اِیاك و الضَّجَرَ و الكسَلَ، أنّهما مفتاحُ كلّ سُوءٍ، انَّهُ من كسِلَ لم یؤدِّ حَقّاً و مَن ضَجِرَ لم یصبِر علی حقٍّ» 79
«أیاك و الضَّجَرَ و الكسَلَ؛ فَأنَّهما یمْنَعانِك حَظَّك مِن الدنیا و الاخِرة» 79
«إِیاكُمْ وَالظَّنَّ فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِیثِ، وَلا تَحَسَّسُوا وَلا تَجَسَّسُوا» 159
«بالحلم تكثر الانصار» 161
«بِشْرُ الْمُؤْمِنِ فی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فی قَلْبِهِ» 120
«ثلاث من کن فیه فهی راجعة علی صاحبها: البغی والمکر والنکث» 177
«ثَلاثَةٌ لا یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ: مُدْمِنُ خَمْرٍ وَمُدْمِنُ سِحْرٍ وَقاطِعُ رَحِمٍ» 230
«ثلاثة یحتاج الیها الناس طراءً الامن والعدل و الخصب» 186
«ثمرة الحزم السلامة» 210
«جَاءَ أَعْرَابِی إِلَی النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ هُوَ یرِیدُ بَعْضَ غَزَوَاتِهِ فَأَخَذَ بِغَرْزِ رَاحِلَتِهِ فَقَالَ یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ...» 164
«جُمِعَ خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ فی كِتمانِ السِّرِّ ومُصادَقَةِ الأَخیارِ، وجُمِعَ الشَّرُّ فِی الاذاعَةِ ومُؤاخاةِ الأَشرارِ» 169
«رَأسُ العَقلِ بَعدَ الایمانِ بِاللهِ عزَّوجلَّ التَّحَبُّبُ إلَى النّاسِ» 71
«رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الضَّیفُ دَلیلُ الجَنَّةِ» 15
«رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا یضِیفُ الضَّیفَ إِلَّا كُلُّ مُؤْمِنٍ» 15
«رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):إنَّ مِن حَقِّ الضَّیفِ أن یكرَمَ» 130
«سِرُّكَ مِن دَمِكَ فلا یجرِینَّ مِن غَیرِ أوداجِكَ» 170
«سوء الظن یفسد الامور و یبعث علی الشرور» 158
«شر الناس من لا یَثِقَ بأحدٍ لسوء ظنّه و لا یَثِقُ به احدٌ لسوء فعله» 158
«شر الناس من لا یعتقد الامانة و لا یجتنب الخیانة» 143
«صانع المنافق بلسانك واخلص مودّتك للمؤمن وان جالسك یهودى فاحسن مجالسته» 227
«صفة مستقرة فی النفس فطریة او مكتسبة ذات آثار فی السلوك محمودة او مذمومة، فالخلق منه ما هو محمود...» 23
«طالِبُ الأَدَبِ أحزَمُ مِن طالِبِ الذَّهَبِ» 125
«عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وَصِیتِهِ لِعَلِی (علیه السلام): یا عَلِی، لا ینبَغی لِلعاقِلِ أن یكونَ ظاعِنًا إلّا فی ثَلاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ...» 54
«عنه (علیه السلام) فی قوله تعالی: «وجعلنی مباركا اینما كنت»: نفاعا» 209
«فَإِذا قُضِیتِ الصّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی اْلأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ اذْكرُوا اللهَ كثیرًا لَعَلّكمْ 80
تُفْلِحُونَ»
«قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا لَا یحَالُ بَینَهُ وَ بَینَ الْجَنَّةِ قَالَ لَا تَغْضَبْ وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَیئاً...» 164
«قالَ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): ما مِن جالِبٍ یجلِبُ طَعاما مِن بَلَدٍ إلى بَلَدٍ فَیبیعُهُ بِسِعرِ یومِهِ إلّا كانَت مَنزِلَتُهُ...» 52
«قُم عَن مَجلِسِك لِاَبیك وَ مُعَلِّمِك وَ اِن كنتَ اَمیراً» 213
«کاد الفقر ان یکون کفرا» 46
«کنْ بَشّاشا فَإِنَّ الله یحِبُّ الْبَشّاشینَ وَ یبْغِضُ الْعَبُوسَ کریه الوجه» 119
«کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» 94
«كفَاك أَدَباً (تَأْدِیباً) لِنَفْسِك اجْتِنَابُ مَا تَكرَهُهُ لِغَیرِك (مِنْ غَیرِك)، وَ عَلَیك لِأَخِیك الْمُؤْمِنِ مِثْلُ الَّذِی لَك عَلَیهِ» 166
«كُلُّ شَیْءٍ یَحْتَاجُ إِلَى الْعَقْلِ وَ الْعَقْلُ یَحْتَاجُ إِلَى الْأَدَب» 125
«كلُّكم راعٍ و كلُّكم مسئولٌ عَن رَعیته» 150
«كُن بِأَسرارِكَ بَخیلاً، ولا تُذِع سِرّا اُودِعتَهُ؛ فَإِنَّ الاذاعَةَ خِیانَةٌ» 170
«كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِكُم، لِیرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ والصَّلاةَ وَالخَیرَ؛ فَإِنَّ ذلِكَ داعِیةٌ» 85
«لا تَكلَّفوا لِلضَّیفِ فَتُبغِضوهُ، فَإِنَّ مَن أبغَضَ الضَّیفَ فَقَد أبغَضَ اللهَ، ومَن أبغَضَ اللهَ أبغَضَهُ اللهُ» 54
«لا حلم كالصبر و الصمت» 160
«لا خَیرَ فیمَن لا یضیفُ» 101
«لا یحّب الله الجهر بالسّوء من القول الّا من ظلم» 134
«لا ینْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوكُم مِّن دِیارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إلَیهِمْ...» 94, 226
«لاتَظُنَّن بِكَلِمَهٍ خَرَجَت مِن اَحَدٍ سُوءاً وَ انتَ تَجِدُ لَها فی الخَیرِ مُحتَمِلاً» 156
«لِلمُؤمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ یناجی فیها رَبَّهُ، وساعَةٌ یرُمُّ مَعاشَهُ، وساعَةٌ یخَلّی بَینَ نَفسِهِ وبَینَ لَذَّتِها... » 53
«لیس من الاعمال عند الله بعد الایمان افضل من ادخال السرور علی المؤمنین» 71
«لیس منا من خان مسلماً فی اهله و ماله» 144
«ما فِی النّاسِ... مِثلُ رَجُلٍ... یقری ضَیفَهُ، ویؤَدّی حَقَّهُ» 103
«ما مِن عَبدٍ یأتیهِ ضَیفٌ فَنَظَرَ فی وَجهِهِ الا حَرُمَت عَینُهُ عَلَى النّارِ» 122
«ما مِن مُؤمِنٍ یحِبُّ الضَّیفَ، إلّا ویقومُ مِن قَبرِهِ ووَجهُهُ كَالقَمَرِ لَیلَةَ البَدرِ...» 130
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یسْمَعُ بِهَمْسِ الضَّیفِ وَ فَرِحَ بِذَلِكَ إِلَّا غُفِرَتْ لَهُ خَطَایاهُ وَ إِنْ كَانَتْ مُطْبَقَةً بَینَ السَّمَاءِ والْأَرْضِ» 55
«مَنْ اسْتَمَعَ إِلَى حَدِیثِ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ أَوْ یفِرُّونَ مِنْهُ صُبَّ فِی أُذُنِهِ الْآنُكُ یوْمَ الْقِیامَة» 154
«مَن أصبَحَ لا یهتَمُّ بِاُمُورِ المُسلمینَ فَلَیسَ بِمُسلمٍ» 72
«مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» 74
«من اضاف قوما فاساء ضیافتهم فهو ممن ظلم فلا جناح علیهم فیما قالو فیه» 42
«مَن أضافَ مُؤمِناً أو خَفَّ لَهُ عَن شَیءٍ مِن حَوائِجِهِ، كانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أن یخدِمَهُ وَصیفاً فِی الجَنَّة» 102
«من اطاع الله عز و قوی» 99
«مَن أقامَ الصَّلاةَ... وقَرى الضَّیفَ، دَخَلَ الجَنَّةَ» 15
«مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْداً» 213
«مِن حَقِّ العالِمِ عَلَیكَ أن تُسَلِّمَ عَلَی القَومِ عامَّةً وتَخُصَّهُ دونَهُم بِالتَّحِیةِ وأن تَجلِسَ أمامَهُ ولا تُشیرَنَّ عِندَهُ...» 213
«من حلم ساد» 160
«من حلم من عدوه ظفر به» 161
«مَن ذَبَحَ لِضَیفِهِ ذَبیحَةً، كانَت فِداهُ مِنَ النّارِ» 15
«من سن فی الاسلام سنة حسنه فله اجرها و اجر من عمل بها الی یوم القیامة من غیر ان ینقص من اجورهم...» 86
«مَنْ طَلَبَ الدُّنیا حلالاً استعِفافاً عَنِ المَسْألةِ وَ سَعیاً علی عَیالِهِ و تَعَطُّفاً عَلَی جَارِهِ لَقِی الله وَجَههُ کالقَمَرِ لَیلَةَ البَدر» 79
«من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیکرم ضیفه» 113
«من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه» 70
«نعمتان مجهولتان الأمن و العافیة» 186
«وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ اَلرَّحْمَةَ لِلرَّعِیةِ وَ اَلْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اَللُّطْفَ بِهِمْ وَ لاَ تَكُونَنَّ عَلَیهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ...» 72، 128، 214
«وَ سَلِّمُوا عَلیَ اَهلِها» 153
«و لاتَدفَعَنَّ صُلحا دَعاكَ إلَیهِ عَدُوُّكَ و لِلّٰهِ فیهِ رِضىً؛ فَإنَّ فِی الصُّلحِ دَعَةً لِجُنودِكَ و راحَةً من هُمومِكَ و أمنا لِبِلادِكَ» 226
«و لاتنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الامة و اجتمعت بها الألفة و صلحت علیها الرعیة...» 172
«وَ مِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ یدِهِ فَذَلِكَ مَیتُ الْأَحْیاءِ» 175
«وَجَدتُ المُسالَمَةَ مالَم یكُنْ وَهنٌ لِلاسلامِ أنجَعَ مِنَ القِتالِ» 226
«یا بُنَی تَفَهَّمْ وَصِیتِی، وَ اجْعَلْ نَفْسَك مِیزَاناً [فِیمَا] بَینَك وَ بَینَ غَیرِك، فَأَحْبِبْ لِغَیرِك مَا تُحِبُّ لِنَفْسِك...» 165
«یا عَلِی شارِبُ الْخَمْرِ لا یقْبَلُ اللهُ یا عَلى شارِبُ الخَمرِ لا یقبَلُ اللهُ عَزَ وَ جَلَ صَلاتَهُ أَرْبَعِینَ یوْماً...» 230
«یا عَلِی مَا كرِهْتَهُ لِنَفْسِك فَاكرَهْ لِغَیرِك وَ مَا أَحْبَبْتَهُ لِنَفْسِك فَأَحْبِبْهُ لِأَخِیك تَكنْ عَادِلًا فِی حُكمِك...» 165
«یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیناً وَ لا تَکونُوا عَلَینا شَیناً» 83
«یاعلی لان یهدی الله علی یدیك رجل خیر لك مما طلعت علیه الشمس او غربت» 60
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) یقُولُ: «ثَلَاثَةٌ لَا عُذْرَ لِأَحَدٍ فِیهَا: أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ، وَالْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ...» 145
قرآن کریم.
دانشنامه سیاسی، داریوش آشوری، تهران: مروارید، 1383، سوم.
غرر الحكم ودرر الكلم، عبد الواحد الآمِدى التمیمى، دانشگاه تهران، 1373.
شرح نهج البلاغه، عزالدین بن ابی الحدید، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیاء التراث، 1985.
النهایه فی غریب الحدیث والاثر، المبارک بن محمد (ابن اثیر)، بیروت: دار الفکر.
مسند ابن حنبل، احمد بن محمد الشیبانی (ابن حنبل)، تحقیق: عبد اللّه محمّد الدرویش، بیروت: دار الفكر، 1414 ق، دوم.
معجم مقائیس اللغة، احمد ابن فارس، قاهرة، 1969.
تهذیب الاخلاق، احمد بن محمد ابن مسکویه، تهران: اساطیر، 1381.
لسان العرب، محمّد بن مُكرَّم المصرى الأنصارى (ابن منظور)، بیروت: دار صادر، 1410 ق، اوّل.
لسان العرب، ابن منظور، بیروت: دار صادر.
الکافی فی الفقه، تقی بن نجم ابو الصلاح الحلبی، قم: بوستان کتاب، 1387.
تفسیر البحر المحیط، محمد بن یوسف ابوحیان الاندلسی، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1413.
سنن ابی داود ، ابو داود سلیمان ابن اشعث سجستانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1416.
مفردات، راغب اصفهانی، دمشق: دارالقلم.
مبانی گردشگری فرهنگی، آذین باقرنیا و رضا احمدیان، تهران: نشر تیسا، 1393.
البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانى، تهران: بنیاد بعثت، 1416 ق.
صحیح البخارى، محمّد بن إسماعیل البخارى، تحقیق: مصطفى دیب البغا، بیروت: دار ابن كثیر، 1410 ق، چهارم.
المحاسن، أحمد بن محمّد البرقى القمىّ، تحقیق: السید مهدى الرجائى، قم: المجمع العالمى لأهل البیت(علیهم السلام)، 1413 ق، اوّل.
العقد الفرید، احمد بن محمد الاندلسی (ابن عبد ربه)، بیروت: دارالکتاب العربی، 1344.
اصول روابط بینالملل و سیاست خارجی، حمید بهزادی، تهران: انتشارات دهخدا، 1368.
دعائم الاِسلام وذكر الحلال والحرام والقضایا والأحكام، النعمان بن محمّد التمیمى المغربى (القاضى أبو حنیفة)، تحقیق: آصف بن على أصغر فیضى، مصر: دار المعارف، 1389 ق، سوم.
جهان ایرانی و ایران جهانی، محسن ثلاثی، تهران: نشر مركز، 1379.
تهذیب الاخلاق، عمرو بن بحر الجاحظ، دارالصحابة للتراث، 1410.
التعریفات، علی بن محمد الجرجانی، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1416.
اخلاق کاربردی: چالشها و کاوشهای نوین در اخلاق عملی، جمعی از نویسندگان، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1389، سوم.
اصول پذیرش مهمان در هتل (فرانت آفیس)، امیر سعید حاجی حسینی، تهران: انتشارات تعاونی کارکنان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، 1390.
اصول و مبانی جهانگردی، سیدمهدی الوانی، شاهرخ زهره دهدشتی، تهران: بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، 1373.
وسائل الشیعة الى تحصیل مسائل الشریعة، محمّد بن الحسن حر عاملی، تحقیق: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، 1409 ق، اوّل.
تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، الحسن بن على الحَرّانى (ابن شُعبة)، تحقیق: على أكبر الغفّارى، قم: مؤسسة النشر الاِسلامى، 1404 ق، دوم.
تحف العقول، ابن شعبه حرانی، تحقیق: علی اكبر غفاری، قم: دفتر نشر اسلامی جامعۀ مدرسین، 1404.
اخلاق ناصری، محمد بن محمد خواجه نصیرالدین الطوسی، تهران: خوارزمی، 1373.
مدیریت جهانگردی، راجر داس ویل، ترجمه: سید محمد اعرابی و داود ایزدی، دفتر نشر پژهشهای فرهنگی، سوم.
لغتنامه، علی اکبر دهخدا، تهران: دانشگاه تهران، 1373ش.
إرشاد القلوب، حسن بن محمد الدیلمی، قم: رضی.
المفردات فی غریب القرآن، حسین بن محمد راغب اصفهانی، تهران: مکتبة المرتضویه، 1373.
المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، تحقیق: سید محمد گیلانی، القاهرة، 1961.
نظریههای شخصیت، علی اكبر سیاسی، دانشگاه تهران، 1354.
نهج البلاغة، سید رضی، تحقیق: محمد عبده، بیروت: دار المعرفه.
نهج البلاغة من كلام الاِمام أمیر المؤمنین (علیه السلام)، محمّد بن الحسین الموسوى الشریف الرضی، ترجمه: سید جعفر شهیدى، تهران: علمى و فرهنگى، 1378ش، چهاردهم.
آسیا در برابر غرب، داریوش شایگان، تهران: انتشارات امیركبیر، 1356.
جامع الأخبار، محمّد بن محمّد الشَّعیرى السبزوارى، تحقیق: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، 1414 ق، اوّل.
الخصال، الصدوق، قم: جامعه مدرسین، 1362.
الخصال، الصدوق، قم: مؤسسة النشر الاِسلامى، 1414 ق، چهارم.
کتاب من لا یحضره الفقیه، صدوق، تحقیق: علیاکبر غفاری، قم: مؤسسه نشر اسلامی، دوم.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمّد بن على ابن بابویه القمّى (الصدوق)، تحقیق: على أكبر الغفارى، تهران: مكتبة الصدوق.
مصادقة الاِخوان، محمّد بن على ابن بابویه القمّى (الصدوق)، تحقیق: مؤسّسة الامام المهدى (عج)، قم: مدرسة الامام المهدى (علیه السلام)،1. 1410 ق.
علل الشرائع، محمّد بن على ابن بابویه القمّى (الصدوق)، بیروت: دار إحیاء التراث، 1408 ق، اوّل.
عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، محمّد بن على ابن بابویه القمّى (الصدوق)، تحقیق: السید مهدى الحسینى اللاجوردى، تهران: منشورات جهان.
المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1421.
معجم الکبیر، سلیمان بن احمد الطبرانی، دارالصمیعی، ریاض 1415.
مشکاة الانوار، علی الطبرسی، تحقیق: مهدی هوشمند، قم: دارالحدیث، 1418ق.
مكارم الأخلاق، الفضل بن الحسن الطَّبْرِسى، تحقیق: علاء آل جعفر، قم: مؤسسة النشر الاِسلامى، 1414ق، اوّل.
تفسیر الطبری: جامع البیان عن تاویل آی القرآن، محمد بن جریر الطبری، بیروت: مؤسسه الرسالة، 1415.
مجمع البحرین، فخرالدین الطریحی، مؤسسه البعثة، 1416.
الأمالى، محمّد بن الحسن الطوسى، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم: دار الثقافة، 1414 ق، اوّل.
فرهنگ عمید، حسن عمید، تهران: امیر کبیر، 1374.
تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود العیاشی، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1411.
تفسیر العیاشى، محمّد بن مسعود السلمى العیاشى السمرقندى، تحقیق: السید هاشم الرسولى المحلاّتى، تهران: المكتبة العلمیة، 1380 ق، اوّل.
غایه المراد، شهید اول، قم: مرکز الابحاث، 1414ه.
روضة الواعظین، محمّد بن الحسن الفتّال النیسابورى، تحقیق: حسین الأعلمى، بیروت: مؤسسة الأعلمى، 1406 ق، اوّل.
تفسیر الکبیر (تفسیر فخر رازی)، محمد بن عمر الفخر رازی، بیروت: دارالفکر، 1426.
سیستم اطلاعات جغرافیایی و كاربرد آن در برنامهریزی توریسم، منوچهر فرجزاده اصل، انتشارات سمت، 1384.
المحجه البیضاء فی تهذیب الاِحیاء، فیض کاشانی، تصحیح: غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1362.
الحقائق فی محاسن الاخلاق، محمد محسن فیض کاشانی، تصحیح: میانجی، تهران: مکتبة الاسلامیة، 1378.
الجامع لاحكام القرآن، محمد بن احمد القرطبی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1405.
صحیح مسلم، مسلم بن الحَجّاج القشیرى النیسابورى، تحقیق: محمّد فؤاد عبد الباقى، قاهره: دار الحدیث، 1412 ق، اوّل.
سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار، شیخ عباس القمی، تهران: سنائی.
سیاستگذاری جهانگردی، کالین مایکل هال و جان ام جنکینز، ترجمه: سید محمد اعرابی و داود ایزدی، نشر دفتر پژوهشهای فرهنگی، ششم.
الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، تحقیق: على أكبر الغفّارى، بیروت: دار صعب و دار التعارف، 1401 ق، چهارم.
آموزش مهارتهای شغلی صنعت توریسم (1. راهنمای تربیت میزبان)، گروه مدیریت صنعتی جنوب، تهران: انتشارات سیمین، 1387.
عیون الحكم و المواعظ، على بن محمّد اللیثى الواسطى، تحقیق: حسین الحسنى البیرجندى، قم: دار الحدیث، 1376ش، اوّل.
كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال، على بن حسام الدین المتقی الهندى، تصحیح: صفوة السقّا، بیروت: مكتبة التراث الاِسلامى، 1397 ق، اوّل.
وسائل الشیعة، الحر العاملی، قم: جامعه مدرسین، 1384.1.
بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، جعفر بن حسن المحقق الحلی، تهران: الاعلمی، 1389.
میزان الحكمة، محمد محمدی ریشهری، قم: دار الحدیث، 1416ق.
تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمد محمدی ریشهری، قم: دار الحدیث، 1387.
دنیا و آخرت از نگاه قرآن و حدیث، محمد محمدی ریشهری، قم: دارالحدیث، 1384، اول.
خردگرایى در قرآن و حدیث، محمد محمدی ریشهری، ترجمه: مهدی مهریزی، قم: دارالحدیث، 1393.
فرهنگنامه مهمانی، محمد محمدی ریشهری، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم: دارالحدیث، 1390.
فرهنگ فارسی معین، محمد معین، تهران: آسیم، 1387.
رساله المتعه، محمد بن محمد المفید، بیروت: دارالمفید، 1414.
الاخلاق الاسلامیة و اسسها، عبدالرحمن بن حسن حبنکه میدانی، بیروت: دارالقلم، 1399.
جامع السعادات، محمد مهدی نراقی، تحقیق: محمد کلانتر، قم: اسماعیلیان.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین النورى الطَبَرسى، قم: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، 1407 ق، اوّل.
اصول و مبانی جهانگردی، سید مهدی الوانی، تهران: بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، 1373.
عوارض و نتایج توریسم، حسن یاوری، مریم رضایی و سپیده حسینزاده، تهران: انتشارات سیمای دانش، 1390.
احمد یحیایی ایلهای، اصول مشتریمداری (بانکداری، هتلداری و خودروسازی)، تهران: انتشارات جاجرمی، 1393.
«آمدوشد با جهانگرد غیرمسلمان»، عباس مخلصی، وبلاگ دانشجویان هتلداری و جهانگردی (http://www.persiangig.com).
«اصل نخستین در برخورد با غیرمسلمانان»، اسماعیل اسماعیلی، وبلاگ دانشجویان
هتلداری و جهانگردی (http://www.persiangig.com).
«حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی»، سید احمد حسینی، persiangig.com.http://www.
«چالشهای كلیدی توسعه جهانگردی نوین در دوران تحول اقتصادی»، حمید ضرغام بروجنی، پایگاه الکترونیکی مرکز گردشگری علمی - فرهنگی دانشجویان ایران.
«رتبهبندی شاخصهای ارزیابی عملكرد خدمات هتل با رویكرد فازی* TOPSIS و (BSC) كارت امتیازی متوازن»، حمید ضرغام بروجنی و فائزهالسادات میرفخرالدینی، مجلۀ برنامهریزی و توسعه گردشگری، سال اول، شمارۀ 1، تابستان 1391.
«موانع اساسی سیاستگذاری گردشگری از نظر نخبگان»، علی اصغر سعیدی، سید محمد بهشتی، و رضا رضوانی، مجلهی برنامهریزی و توسعه گردشگری، سال اول، شمارۀ 2، پاییز 1391.
«جهانگردی در تاریخ و آیات و روایات»، محمد هادی معرفت، ص4، برگرفته از وبلاگ دانشجویان هتلداری و جهانگردی.
«مقایسۀ ادراكات و انتظارات مهمانان نسبت به پنج بعد كیفیت خدمات»، فصلنامه مطالعات گردشگری، شماره13، ص70.
«تفاوتهای جهانگردی و گردشگری»، مهدی سقایی، مجموعه مقالات همایش شناخت گردشگری.
«ضرورتها و ظرفیتهای گردشگری اسلامی و رویکردهای آن»، سیروس شفقی و همکاران، فصلنامه برنامهریزی منطقهای، سال دوم، شماره 6، تابستان 91.
«قدرت سیاسی و امنیت ملّی»، سیدمجتبی تهامی، فصلنامه دفاعی استراتژیک دانشگاه عالی دفع ملّی، شماره اول، 378.
«بررسی سیاستهای دولت در صنعت گردشگری و ارائه الگوی توسعه پایدار صنعت گردشگری کشور»، منوجهر شجاعی و نورالدین نوری، مجله دانش مدیریت، شماره 78.
«چیستی اخلاق كاربردی»، احمد حسین شریفی ، مجله معرفت اخلاقی، شماره 7.
«امنیت ملی و توسعه فرهنگی»، سیدرضا صالحی امیری و اسماعیل کاوسی، به نقل از سایت Rasekhoon.net.
http://www.persiangig.com.
پایگاه الکترونیکی مرکز مطالعات خلیج فارس، «در تعریف گردشگر».
پایگاه دانشنامه آزاد (ویکی پدیا).