ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : مسابقه پیام یاس نبوی [کتاب] : خطبه حضرت زهرا(س) "خطبه فدکیه".
مشخصات نشر : تهران: سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی، 1391.
مشخصات ظاهری : 76ص.؛ 11× 21س م.
یادداشت : فارسی - عربی.
یادداشت : عنوان روی جلد: مسابقه پیام یاس نبوی متن و ترجمه خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها (خطبه فدکیه).
عنوان روی جلد : مسابقه پیام یاس نبوی متن و ترجمه خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها (خطبه فدکیه).
موضوع : خطبه فدک
موضوع : فاطمه زهرا (س)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. -- خطبه ها
رده بندی کنگره : BP25/22/م5 1391
رده بندی دیویی : 297/973
شماره کتابشناسی ملی : 3882990
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی
مسابقه پیام یاس نبوی
مسابقه پیام یاس نبوی
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها «خطبه فدکیه»
ناشر : معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه
چاپ : اسوه
نوبت چاپ : اول - بهار 1391
شمارگان : 1,000,000 نسخه
سایت سازمان : www.awqaf.ir
سایت معاونت : www.mfso.ir
سایت مجتمع : www.mfpo.ir
آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی
آدرس مجتمع: قم خیابان صفاییه کوی ممتاز کوچه 7 پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه
تلفن : 7746431 - 0251 فکس : 7737131-0251
در بیان و وصف مقام قدسی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها، عقول حیرانند و قلم ها از حرکت و زبان ها از سخن گفتن باز می مانند. نگاهی به احادیثی که مقام این بانوی قدسی را بیان می کند، گوشه هایی از عظمت این مقام نورانی را آشکار می سازد.
زندگی کوتاه سرور زنان دو عالم سراسر بندگی بود و مورد رضایت حضرت حق تا آنجا که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خطاب به پاره تنش فرمودند: «إن الله يغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ همانا خداوند از خشم تو خشمناک، و از خشنودی تو خشنود می شود.»
جمله نکات برجسته و مهمی که در زندگی این بانوی الهی همچون خورشید می درخشد و مسیر و مسیر سعادت را برای رهپویان طریق بندگی روشن می سازد «دفاع از حریم ولایت و امامت» است.
نور چشمان نبی با هر روشی به دفاع از امام زمان خویش پرداخت او زمانی با خطابه ای بینظیر در پی استیفای حق حجت مظلوم خدا بود، زمانی با اشک و آه به مجاهدت در راه حق پرداخت، و زمانی دیگر یک تنه در مقابل منافقین امت ایستاد و متحمل ضربات و صدمات شدیدی شد که منجر به شهادت حضرتش گردید. حتی وصیت ریحانه نبی صلی الله علیه وآله وسلم در مورد نحوه ی تشییع و کفن و دفن شبانه، حرکتی بود برای افشای ماهیت دشمنان خدا و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم.
ام ابیها سلام الله علیها، اولین و اصلی ترین وظیفه خود را یاری رساندن به حجت خدا حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می دانست و در انجام این وظیفه، حق خویش را بطور کامل و جامع ادا نمود. به طوری که حضرت مولی الموحدین علیه السلام با از دست دادن این یار و حامی مظلومش، با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم درد دل می کند و برای تحمل این فراق و مصیبت جانکاه به خدا پناه می برد.
خطبه فدکیه سرشار از معارف الهی و بیانگر مظلومیت خاندان رسالت است. حضرت فاطمه سلام الله علیها در این خطبه با بیان معارف الهی و دفاع از حقانیت ولایت و امامت، دستگاه غاصب خلافت را زیر سوال برده و دلایل و توجیهات آن را با منطق قرآنی باطل می کنند. ایشان با تأکید به اهمیت و وجوب یاری رساندن به حجت خدا و مجاهدت در راه حق، مردم را مورد عتاب قرار داده و آنها را نسبت به سرانجام این بی توجهی و رویگردانی از حق بیم می دهند. با دقت در این خطبه و اعتراف دشمنان به فضائل خاندان رسالت و نحوه برخورد و رفتارشان با این خاندان، سؤالات بسیاری برای هر حق جویی مطرح می شود. آیا ایمان فقط به گفتار است؟ آیا دورغ بستن به پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم جایز است؟ آیا کسی که به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم دروغ می بندد شایستگی زمامداری مسلمین را دارد؟ آیا رویگردانی از حق و مخالفت با قرآن و پیروی از هوای نفس و همراهی با شیطان دینداری محسوب می شود؟ سرانجام کسانی که دینی غیر از اسلام اختیار کنند، چیست؟... بیان معارف عمیق اعتقادی در این خطبه و همچنین پرده برداری از انگیزه و هدف سران سقیفه که به نام دین و قرآن با حق به مقابله پرداختند، لزوم مطالعه و دقت نظر در خطبه فدکیه را بیشتر آشکار می سازد. معاونت فرهنگی حسب الامر نماینده محترم ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه مبنی بر تعمیق و گسترش باورهای دینی و افزایش بصیرت عمومی در دفاع از ولایت، بهترین سند روشن ترین منشور حمایت از ولایت (خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها) را برای سومین سال پیاپی در تیراژ میلیونی به صورت گسترده و در قالب مسابقه سراسری پیام یاس نبوی در سطح کشور چاپ و توزیع می نماید.
امید آنکه این اقدام و عمل به محتوای الهی گونه فرمایشات سیده نساءالعالمین راهگشای دوران های کور فتنه و مرضی درگاه حضرت حق قرار گیرد .
معاونت فرهنگی
سازمان اوقاف و امور خیریه
فاطمه سلام الله علیها در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می باشند .
در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند :
فاطمه سرور زنان جهانیان است .
اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال زدنی می باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا سلام الله علیها تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی باشد و در تمامی اعصار جریان دارد لذاست که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در کلامی دیگر صراحتا فاطمه سلام الله علیها را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می نمایند. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت .
نام مبارک آن حضرت، فاطمه سلام الله علیها است و از برای ایشان القاب صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.
فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه سلام الله علیها به سبب او از آتش دوزخ بریده، جداشده و برکنارند.
زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق علیه السلام روایت شده است که :
چون دخت پیامبر در محرابش می ایستاد (مشغول عبادت می شد)، نورش برای اهل آسمان م یدرخشید؛ همان طور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد .
صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.
کنیه های فاطمه سلام الله علیها نیز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها .....
ام ابیها به معنای مادر پدر می باشد و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دخترش را با این وصف می ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه سلام الله علیها بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه سلام الله علیها غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی نمود، چه در جنگ ها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم .
فاطمه سلام الله علیها در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت:
شهادت می دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می باشند .
سراسر زندگانی صدیقه طاهره سلام الله علیها مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد اشاره می نماییم. اما دوباره تأکید می کنیم این موارد تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.
سر می بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردنبندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن بند را در پارچهای یمانی پیچیده و آن را معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم غلام و گردن بند را به فاطمه سلام الله علیها بخشید. غلام به خانه ی صدیقه اطهر آمد. زهرا سلام الله علیها، گردن بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود. گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن بند با برکتی بود، گرسنه ای را سیر کرد و برهنه ای را پوشانید پیاده ای را صاحب مرکب و فقیری را بی نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.
صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. سرانجام جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد و گفت :
ای محمد صلی الله علیه وآله وسلم! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه سلام الله علیها را به عقد علی علیه السلام درآور، خداوند علی علیه السلام را برای فاطمه سلام الله علیها و فاطمه سلام الله علیها را برای علی علیه السلام پسندیده است.
امام علی علیه السلام نیز از خواستگاران فاطمه سلام الله علیها بود و حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «گر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت.» بدین ترتیب که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه سلام الله علیها با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی علیه السلام قدم گذارد. ثمره این ازدواج مبارک، پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن .
فاطمه سلام الله علیها با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی علیه السلام به فاطمه سلام الله علیها می نگریست، غم و اندوهش زدوده می شد. فاطمه سلام الله علیها هیچگاه اموری را که می پنداشت امام علی علیه السلام قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی علیه السلام بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه ای به فاطمه سلام الله علیها با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می نماید و او را از افتخارات خویش بر می شمرد و یا آن هنگام که می فرماید:
«به خدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم وتا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود».
فاطمه زهرا سلام الله علیها در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و
منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می باشد.
اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه سلام الله علیها را درک کنیم و به گوشه ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم. چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آشکار می سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بیکران علم اوست که متصل به مجرای وحی است. از دیگر شواهدی که به آن وسیله می توان گوشه ای از علو مقام فاطمه سلام الله علیها را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلال های عمیق فقهی فاطمه سلام الله علیها در جریان فدک، به روشنی بر احاطه فاطمه سلام الله علیها بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می نماید.
در بیان عصمت فاطمه سلام الله علیها و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی نیاز می کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می نماییم که عصمت فاطمه سلام الله علیها از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر می باشد.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، بارها و بارها فاطمه سلام الله علیها را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می فرمود: «پدرش به فدایش باد!»
و گاه خم می شد و دست او را می بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می نمود، فاطمه سلام الله علیها بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می شد، خانه او بود.
عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده ای، این کلام را نقل نموده اند که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم می فرمود :
«فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است».
از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، به دور دانسته و صراحتا بیان می دارد که هر
چه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید، سخن وحی است. پس می توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه سلام الله علیها علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز خود به این مطلب اشاره می فرمود. گاه در جواب خرده گیران، لب به سخن می گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می فرمود:
«من بوی بهشت را از او استشمام می کنم».
از دیگر ستم هایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه سلام الله علیها روا داشته شد، مسئله فدک بود. فدک قریه ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخل های فراوان خرماست و خطه ای حاصل خیز می باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد پس از این جریان و با نزول آیه «وات ذا القربى حقه» پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه سلام الله علیها بخشید. فاطمه سلام الله علیها و امیر مومنان علیه السلام در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه سلام الله علیها می فرستادند. فاطمه سلام الله علیها نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی علیه السلام در ساده ترین وضع به سر می برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خلیفه اول با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.
فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه ای را در مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایراد نمود که همان گونه که قبلا نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در
این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای خلیفه را ثابت نمود. فاطمه به خلیفه خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می گویی؟ سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آن ها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه سلام الله علیها به نیکی اثبات می گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه سلام الله علیها بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تأیید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی اش بازگردانده نشد .
سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت در بستر بیماری افتاد گاه به زحمت از بستر برمی خاست و کارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و دیگر شهدای احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود.
در ایام بیماری، فاطمه سلام الله علیها روزی امام علی علیه السلام را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه سلام الله علیها را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند .
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه سلام الله علیها آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را
شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچهای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالی که از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود .
کلمه ی انفاق و مشتقات آن به معنای بخشش، که چندین بار در قرآن کریم ذکر شده است که بیانگر ارزش و اهمیت این مسئله در نزد پروردگار عالم است .
قرآن کریم در یک آیه بخشش را از نشانه های انسان های با تقوایی که به عالم آخرت ایمان دارند می شمارد و در آیهی دیگر تأکید می کند که اگر می خواهید به بر و خوبی دست یابید و آن را درک کنید، باید از آنچه خداوند متعال روزیتان کرده انفاق کنید. در جایی دیگر از قرآن کریم نیز، بندگان مورد سرزنش الهی قرار گرفته اند که چرا در راه خدا بخشش نمی کنند .
در واقع کسانی به انفاق روی می آورند که به پروردگار مهربان جهان آخرت ایمان قلبی پیدا کرده اند. از این رو برای کسب رضایت الهی، با بخشش و انفاق، زنجیر تعلقات مادی، که مانع سیر الهی می شود را از دست و پای خویش باز کنند تا در آستان رضای او به پرواز درآیند.
این افراد و عده های داده شده به انفاق کنندگان را باور دارند و از این رو خواست الهی را بر خواهش های نفسانی خویش مقدم می دارند. پاداش آنان نیز آنقدر عظیم است که خداوند متعال، خود اجر آنها را برعهده گرفته و تضمین نموده است: «لَهُم أَجْرُهُم عِندَرَبَّهم».
از سوی دیگر زرنگ و زیرک بودن یکی از اوصاف مؤمنین است که در روایات به آن اشاره شده است. مؤمنین باید از فرصت هایی که برایش پیش می آید بهترین و بیشترین استفاده را بنماید و اکنون که می خواهد چیزی را در راه خدا ببخشد باید به آن رنگ و بوی جاودانگی دهد تا همیشه، حتی پس از مرگ نیز از آن بهره گیرد.
و اساسا یکی از اهدافی که اسلام وقف را فراروی مؤمنان قرار داده این است که بعد از مرگ نیز پرونده ی اعمال نیکش بسته نشود و از پاداش آن تا روز قیامت بهره مند گردد. از این رو مردگان حسرت می خورند و آرزو می کنند که ای کاش می توانستند لحظه ای به دنیا بازگردند تا این عمل صالح را انجام دهند .
واژه ی وقف را در لغت با عبارات گوناگون تعریف کرده اند که همه ی آنها دارای قدر جامع و مشترکی هستند. وقف در اصطلاح فقهای امامیه عبارت از حبس نمودن عین ملک و مصرف کردن
منافع آن در راه خداست و در اصطلاح قانون مدنی، حبس عین ملک (شیء، زمین، ساختمان و...) و جاری کردن منفعت آن بر حسب نیت واقف (وقف کننده) تعریف شده است .
در قرآن کریم آیاتی که اشاره مستقیم به وقف داشته باشد وجود ندارد، لیکن عناوین و کلمات و واژه هایی که در ساختار معنایی بعضی از آیات همسو با این سنت حسنه باشد و جهت دهی آنان سفارش و توصیه به اعمال خیر، نیکی و احسان باشد در زمره ی آیات وقف قرار می گیرد؛ چرا که در تفاسیر مختلف و در باب های فقهی، وقف جهت استدلال مبحث وقف به همین آیات اشاره شده است.
موضوعات مطرح شده در قرآن مانند: بر، خیر، صدقه، احسان، معروف، انفاق به ویژه باقیات الصالحات و عطایای بعد از مرگ همگی از جمله واژگانی است که این مربوطه با وقف انطباق دارد و یکی از مصادیق روشن این عناوین را علماء و مفسران سنت حسنه وقف بیان نموده اند. زیرا وقف از بهترین نیکی ها و احسان ها و کارهای معروف و تنها صدقه جاریه ای است که پایدار می ماند و با مصرف یک بار آن از بین نخواهد رفت بلکه بعد از فوت واقف نیز ثواب و خوبی های آن تمام نمی شود و مستمر و باقی خواهد ماند.
شیوه ی رفتار ائمه معصومین علیه السلام یکی از منابع مهم در احکام دینی و معارف اسلامی به شمار می رود که از آن به «سنت» تعبیر می شود. سنت به قول، فعل و تقریر (سکوت مقتضی) گفته می شود که از رسول گرامی اسلام یا امامان شیعه صادر شده باشد. همان گونه که در سخنان ائمه معصومین علیه السلام درباره ی تشویق به وقف روایات متعددی نقل شده، از آنجا که از نظر عملی نیز چهارده معصوم در این کار نیکو، معلم بشریت بوده اند، خود نیز بدین کار دست زده اند. در اینجا جهت اختصار، فقط به موقوفات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اشاره می شود .
زندگی کوتاه زهرای مرضیه سلام الله علیها برکات بی شماری را به دنبال داشت، برکات معنویش سراسر تاریخ اسلامی را فرا گرفت، عملکرد
و سیره پیامبر گونه اش در امور مادی و معنوی هر دو برکت را به دنبال داشت. او در باب صدقات و موقوفات برترین بانوی جهان بوده و هست، هرچه را مالک بوده براساس سیره پدر بزرگوارش تقدیم به فقراء و مستمندان می نمود و علاوه بر کمک های مقطعی کمک های جاویدان و مستمری - موقوفات - داشته است.
علامه مجلسی (ره) می گوید :
سید بن طاووس (ره) رو به فرزندش نمود، گفت: پسرم، موقوفات و صدقات جده ات فاطمه زهرا سلام الله علیها همانند العوالي - حيطان سبعه - و ... از اموالی بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آنها را بدون جنگ و درگیری مالک گردید و کسی در آن شریک نبوده و ملک خالص آن حضرت شد و «فیء» محسوب شد. بعدا پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آنها را در زمان حیات خویش به دخترش به صورت هبه (بخشش) واگذار کرد. فاطمه سلام الله علیها هم آنها را در راه خدا وقف نمود - غیر از فدک که توضیحش خواهد آمد - و سپس «موقوف علیهم» - کسانی را که می توانند از آن موقوفات استفاده نمایند - مشخص کرد.
سپس سید بن طاووس (ره) اضافه کرد و گفت فرزندم: در ارزش آن ها همین قدر بس که بعضی از آن اموال سالانه بین 24000 تا 70000 درهم درآمد داشته است.
الف. ام العیال: چشمه ای است که به برکت آن روستایی بزرگ در کنارش ساخته شده، این روستا در نزدیکی قلعه های «آره» که بین راه مکه و مدینه است واقع شده، در آن روزگار بیش از 20000 نخل خرما داشته است و امروز هم در آنجا میوه های مختلف مانند لیمو، انگور، موز به عمل می آید، ام العیال در یکصد و هفتاد کیلومتری مدینه منوره و پنجاه و شش کیلومتری شرق «سقیا» قرار دارد.
عرام بن اصبغ سلمی که شخصی مورد اطمینان است و در سال های 275 هجری قمری زندگی می کرده و در شناسایی منطقه «تهامه» از خبرگی ویژه ای برخوردار بود می گوید: ام العيال قرية صدقة فاطمة الزهراء بنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم؛ روستای ام العیال صدقه موقوفه فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است.
امروز هم فرزندان فاطمه سلام الله علیها از آن بهره می گیرند.
این چشمه و این سرزمین از سوی صدیقه طاهره سلام الله علیها بر سادات حسینی وقف گردیده است.
سمهودی نیز می نویسد :
ام العیال، چشمه ای است که متعلق به فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده سپس آن را وقف نمود. توسط این چشمه بیش از بیست هزار نخل آبیاری می گردیده و جعفر بن طلحه بن عبید الله تیمی دویست هزار دینار جهت احیاء آن و اطراف آن صرف کرده است.
ب. از دیگر موقوفات صدیقه طاهره سلام الله علیها این گونه نقل شده که: مخیریق در میان یهود بنی نضیر عالم اندیشمندی بود که ایمان به پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آورد سپس اموالش را در اختیار آن حضرت قرار داد و این اموال همان باغهای دیوار کشیده هفتگانه بوده است. و همچنین از محمد بن کعب نقل کرده که: که این اموال متعلق به مخیریق یهودی بوده، چون جنگ «احد» فرا رسید رو به دیگر یهودیان کرد و گفت: چرا محمد - صلی الله علیه وآله وسلم - را یاری نمی کنید؟ سوگند به خدا همه شما می دانید که یاری دادن به او وظیفه و تکلیف همه شماها است». جواب دادند: «امروز شنبه است [روز عبادت و تعطیلی است]» مخیریق گفت: «شما از وظیفه فرار می کنید شنبه یعنی چه؟ سپس خود شمشیر برگرفت و همراه با رسول گرامی با دشمنان آن حضرت جنگید تا سخت مجروح گردید و چون در بستر افتاد چنین وصیت کرد: «اموالی الی محمد يضعها حيث يشاء: دارایی های من در اختیار محمد صلی الله علیه وآله وسلم خواهد بود هر کجا می خواهد و صلاح می داند مصرف کند».
رسول خدا در سال هفتم هجرت اموال مخیریق را جزء صدقات قرار داد و لکن امام رضا علیه السلام فرمود: «رسول خدا آنها را وقف بر فاطمه نمود، و سپس فاطمه آنها را بر بنی هاشم و بنی المطلب وقف نموده است.»
«حیطان سبعه» همان باغ ها و مزارع هفت گانه ای است که اطراف آن دیوار کشیده شده بود و بیشتر آنها در منطقه «العوالی» و شرق مدینه منوره واقع شده بود .
ابوغسان گفته است: الاعواف جزء معروف بالعاليه : اعواف قطعه
زمین شناخته شده ای است که در منطقه باب العوالی واقع شده است.
الصافية: این باغ در قسمت شرقی مدینه واقع شده و به قطعه «زهیره» معروف است این مکان از جمله اموالی بود که از یهود بنی قریظه بدست آمد و چون هیچگونه درگیری وجود نداشت جزء اموال خالص پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم محسوب شد و کسی بر آن سهمی نداشت. پیامبر آن را به دخترش فاطمه سلام الله علیها واگذار کرد او هم آن را وقف نمود.
الدلال: قطعه زمینی بود که در قسمت شرقی مدینه قبل از صافیه واقع شده، آن را بنی ثعلب یهود مالک بودند، امام باقر علیه السلام :فرمود دلال متعلق به یک زن یهودی از بنی نضیر بود که سلمان (ره) در نزد او در بردگی بسر می برد، آن زن طی قراردادی با سلمان بنا را بر این گذاشتند که سلمان آن سرزمین را احیا کند و درختکاری نماید سپس آن زن سلمان را آزاد نماید، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از این پیمان و قرارداد آگاه شد، به نزد سلمان در محل کاشتن درخت ها آمد و به او کمک کرد و در مدت کوتاهی درختان بزرگ شدند و به ثمر نشستند، پس از مدتی که اسلام قدرت پیدا کرد، آن سرزمین به عنوان غنیمت - فیء - به تصرف پیامبر خدا درآمد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن را به دخترش فاطمه سلام الله علیها داد. فاطمه سلام الله علیها هم آن را وقف در راه خدا نمود. و بعضی محدثان از «الدلال» تعبیر به «الكلاب» کرده اند و گفته اند: «آن نهر آب مورد توجهی بود که در مدینه جاری می گشت و مردم از آن بهره می بردند.»
برقه: قبلا از اموال یهود بنی قریظه محسوب می گردید لکن بعد از اینکه به دست رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم افتاد سلمان (ره) در آن درختکاری کرد و بعد هم به فاطمه واگذار شد که آن حضرت آن را وقف بر بنی هاشم و بنی المطلب نمود .
الميثب: جایش معین نیست و لکن جزء غنائمی است که بدون جدال به دست پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم افتاد او هم آن را به دختر خویش داد و بعد هم فاطمه سلام الله علیها وقفش نمود، بکری می گویند: از موقوفات عام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است.
حسنی: موضعی است که در نزدیکی «الدلال» واقع شده و مشهور به «الحسینیات» می باشد، این محل از وادی مهزور» آبیاری می گردد.
مشربه ام ابراهیم: در آخر باب العوالی مدینه منوره، بستانی است که چون ام ابراهیم - ماريه قبطيه - همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
را در آنجا درد زایمان عارض شد، دستش را به چوبی گرفته بود که بعد از لحظاتی فرزندش «ابراهیم» به دنیا آمد بدین جهت مشربه ام ابراهیم نام گرفت این بستان در نزدیکی مدارس یهودی روز قرار داشت و درختان آن بستانی از وادی «مهزور» آبیاری می گردید.
مشربه به اطاق مسکونی اطلاق می شود، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم ماریه قبطیه را آنجا سکونت داده بود .
دیگر امامان شیعه نیز اموال و باغ هایی را در راه خدا و برای برطرف ساختن نیاز بینوایان و نیازمندان و خویشاوندان خود وقف کردند که برخی از آن ها را یادآور می شویم :
به شکر این که داری دست بر میخانه، ای ساقی
مرا از دست غم بستان به یک پیمانه، ای ساقی
با شنیدن کلماتی مثل وقف، واقف، و موقوفه ... تصویری از افراد ثروتمند و نیکوکار در ذهنمان ترسیم می شود که بخشی از اموال خود را برای خدمت به دیگران می بخشند.
اما ممکن است هیچگاه تصور نکنیم که ما همه می توانیم یکی از همین واقفین باشیم. از خود می پرسید چگونه؟
تصوری غلط که در ذهن اکثر ما نقش بسته، این است که فکر می کنیم وقف نمودن تنها از دست ثروتمندان بر می آید و ما که دارایی آنچنانی نداریم، نمی توانیم واقف باشیم. اما بهتر است بدانیم که موقوفات حتما نباید ساختمان و زمین (و چیزهایی از این قبیل که از دست ما خارج است) باشد؛ بلکه می توان با درآمد و حقوق اندک نیز به ائمه معصومین اقتدا کرد و به خیل واقفان پیوست. البته برخی کارها از دست مردم عادی برنمی آید. گاهی نیز افراد خاصی که بتوانند آن کارها را انجام دهند یا وجود ندارند و یا در دسترس نیستند.
فرض کنید در خیابان یا کوچه ای، سنگ بزرگی در مسیر رفت و آمد مردم قرار گرفته که مشکلاتی را برای همگان بوجود آورده است. سنگ وزین است و هیچکس را توان برداشتن آن نیست. آیا باید دست روی دست گذاشت و از برداشتن صرف نظر کرد.
چاره ی کار چیست؟ آیا اگر فرد قدرتمندی پیدا نشد، تکلیف ساقط
می شود؟
همگان این مسئله را تأیید می کنند که باید همه ی افراد برای برداشتن مانع جمع شوند و هر کدام زحمت قسمتی از آن را متحمل شوند تا آن مانع و مشکل مرتفع گردد.
به عنوان مثال، در یک شهر یا منطقه، مکانی برای اسکان ایتام و کودکان بی سرپرست وجود ندارد، مردم آن منطقه هم به تنهایی قدرت خرید و یا تهیه مکانی را برای ایشان ندارند اما خیلی علاقه دارند که برای آنها کاری انجام دهند، در امثال این مورد اگر افراد نیکوکاری که علاقه ای به واقف شدن دارند جمع شوند و هر کدام به فراخور توان مالیشان هزینه ای را متحمل شوند در این صورت هم مشکلی از مشکلات آن منطقه رفع شده و هم افراد خیر غیر متمول نیز توفیق واقف شدن را پیدا نموده اند.
آری ما هم می توانیم با گفتن یک یا علی علیه السلام به مولایمان اقتدا کنیم و از واقفان شویم حتی اگر با مشارکت دوستان و آشنایان باشد .
نوشتاری که پیش رو دارید، متن کامل خطبه می عزا، دسترک حضرت صدیقه ی طاهره، فاطمه زهرا علیها السلام مسجد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم است این خطبه که درکتاب های متعددی از مصادر پیروان اهل بیت علیهم السلام و عامه نقل شده ، شامل معارف وحیانی ، احکام، اخلاق و نیز نظام تکوین و تشریع است و نشان از دانش آسمانی دلدنی آن حضرت و علو مقام آن را گرامی دارد. متن این کتاب، از روایت علامه ی بزرگوار احمدبن علی طبرسی رحمه الله علیه و از کتاب الاحتجاج انتخاب شده و تقدیم جویندگان حقیقت می گردد:
رَوَى عَبْدُ اللهِ بْنُ الْحَسَنِ بِاِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ عَلي علیهم السلام
عبدالله بن حسن - نواده ی امام مجتبی علیه السلام - از پدرانش علیهم السلام چنین نقل می کند :
أَنه (1) لَمّا أَجْمَعَ أَبوبَكْرٍ وَعُمَرُ عَلَى مَنْعِ فَاطِمَةَ اعلیها السلام
(1) هنگامی که ابوبکر و عمر هم دست شدند تا از دسترسی حضرت فاطمه علیها السلام به فدک
فَدَكًا وَبَلَغَهَا ذَلِكَ (2) لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأسِها
جلوگیری نمایند، این خبر به آن علیا جناب رسید (2) ایشان مقنعه بست و چادر را بر
وَاشتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا وَأَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا
خویش فرو پیچید و همراه با گروهی از بستگان و زنان قومش – بنی هاشم به
وَنِسَاء قَوْمِهَا (3) تَطَاذُيُولَهَا ، مَا تَخْرِمُ مِشیتُهَا
سوی مسجد - آمد (3) در هنگام راه رفتن - چندان پوشش ایشان بلند بود که - پا بر پایین دامن
مِشْيَةَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله وسلم (4) حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى
لباس خویش می گذاشت و راه رفتن آن جناب مانند راه رفتن پدرش رسول خدا صلى الله عليه وسلم بود (4) تا این
أَبِي بَكْرٍ وَ هُوَ فِي حَشْدِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ
که بر ابوبکر که در میان جمع زیادی از مهاجرین و انصار و دیگران حضور داشت،
الأَنْصَارِ وَغَيْرِهِمْ. فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ (5)
وارد شد. به خاطر آن حضرت پرده ای آویختند. (5)
فَجَلَسَتْ ثُمَّ أَنَتْ أَنَةٌ أَجْهَشَ الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُكَا (6)
و ایشان نشست؛ آنگاه ناله ای سر داد که همه ی مردم به خاطر او به گریه افتادند (6)
فَارْتَجَ الْمَجْلِسُ ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَيْئَةٌ ، حَتَّى إِذَا سَكَنَ
و مجلس به خروش درآمد و منقلب شد. سپس حضرت لحظاتی درنگ نمود تا صدای
نَشِيجُ الْقَوْمِ وَهَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ (7) افْتَتَحَتِ الكَلامَ
گریه ی آن جمعیت فرو نشست و از خروش افتادند . (7) آنگاه سخن را با حمد و
بِحَمْدِ اللهِ وَالثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَالصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ . فَعَادَ
ثنای خداوند متعال و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه وسلم آغاز کرد. - با یادآوری
الْقَوْمُ فِي بُكَائِهِمْ. فَلَمَّا أَمْسَكُوا عَادَتْ
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم - مردم دوباره به گریه افتادند و چون ساکت شدند
فِي كَلَامِهَا ، فَقَالَت عَلَيْهَا السَّلَامُ (8)
حضرت فاطمه علیها السلام این سخن را از سر گرفت و فرمود: (8)
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ وَلَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ وَ
سپاس و ستایش خداوند را به خاطر نعمت هایی که بخشید و او را شکر به خاطر آنچه الهام کرد و
الثّناءُ بِمَا قَدَّمَ ، مِنْ عُموُمِ نِعَمِ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلاَءٍ
مدح و ثناء شایسته اوست به خاطر نعمت های فراگیری که از پیش فرستاد نیکی هایی تمام که بی سابقه
أَسْدَاهَا وَتَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا (9) جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا
ارزانی نمود و احسان های کاملی که روا داشت (9) و آنها بیش از آن است که شمارش
وَنَأَى عَنِ الْجَزَاء أَمَدُهَا وَتَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا.
شود و والاتر از آن است که جبران گردد و پایندگی اش فراتر از آن است که به اندیشه آید.
وَنَدَبَهُمُ الاسْتِزَادَتِهَا بِالشَّكُرِ لاِتِصَالِهَا (10) وَاسْتَحْمَدَ
آفریدگان را به ستایش فرا خواند تا نعمت را بر آنان بیشتر کند و پایدار سازد (10) و با نثار نعمت فراوان
إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا وَثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا (11) وَأَشْهَدُ
شکر آنان را خواستار شد و با دعوت دوباره ی بندگان به شکر خواسته است نعمت ها را دو چندان نماید. (11)
أن لا إلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ . كَلِمَةً جَعَلَ الْإِخْلاصَ
و گواهی می دهم که خدایی جز الله نیست، او یکتاست و شریکی ندارد. ترجمان این سخن و نتیجه ی
تَأْوِيلَهَا وَضَمَّنَ القلوبَ مَوْصُولَهَا وَأَنَارَ فِي النَّفَكَرِ مَعْقُولَهَا (12)
آن، اخلاص است، خداوند این کلمه را با دل ها پیوند داده و اندیشه ها را به مفهوم آن نورانی ساخته است (12)
المُعْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْيَتُهُ وَمِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ وَ
دیدگان ناتوان از دیدارش و زبان ها عاجز از توصیف او هستند و خیال ها چگونگی اش را
مِنَ الْأَوْهَامِ كَيْفِيَّتُهُ ابْتَدَعَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْءٍ
درک نتوانند کرد. همه چیز را آفرید ولی نه از چیزی که پیش از آن وجود داشته باشد و
كانَ قَبْلَهَا وَأَنْشَأَهَا بِلَا احْتِدَاء أَمْثِلَةِ امْتَثَلَهَا (13)
آن ها را ایجاد کرد بی آن که نمونه ای را الگو قرار داده باشد (13)
كَوّنَهَا بِقُدْرَتِهِ وَدَرَأَهَا بِمَشِيَّيْهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ
آن ها را با قدرت خویش پدید آورد و با خواست خود آفرید بدون این که نیازی به آفرینش
إلَى تَكوِينِهَا وَلَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا إِلا تَثْبِيتًا
آن ها داشته باشد و سودی از صورت بخشی آن ها حاصلش گردد. بلکه آنها را آفرید - تا
لِحِكمَتِهِ وَ تَنبِيهَا عَلَى طَاعَتِهِ وَإِظْهَارًا لِقُدْرَتِهِ
حکمتش را اثبات کند و بر طاعت خویش توجه دهد و قدرتش را نمایان سازد و موجبات بندگی
وَتَعَبُّدًا لِبَرِيَّتِهِ وَإِعْزَازًا لِدَعْوَتِهِ (14) ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ
خلقش را فراهم آورد و دعوتش را عزت و ارجمندی بخشد (14) سپس پاداش
عَلَى طَاعَتِهِ وَ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ (15) ذِيَادَةً
را بر طاعت خویش و مجازات را بر معصیت خویش قرار داد (15) تا بندگان
لِعِبَادِهِ مِنْ نِقمَتِهِ وَحَيَاشَةً لَهُمْ إِلَى جَنَّتِهِ. وَأَشْهَدُ
را از خشمش دور سازد و آنان را به سوی بهشت کشاند . و گواهی می دهم که
أَنَّ أَبِي مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ . اخْتَارَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ
پدرم محمد صلى الله عليه وسلم بنده و فرستاده ی اوست. او را پیش از آن که مبعوث نماید برگزید
وَسَمَّاهُ قَبْلَ أَنِ اجْتَبَاهُ وَاصْطَفَاءُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَشَهُ
و پیش از آن که برگزیند او را نام برده و نامگذاری کرد و پیش از آن که او را به رسالت فرستد انتخاب فرمود .
إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةً وَبِسَتْرِ الْأَهَاوِيلِ مَصُونَةٌ
در آن هنگام خلائق در پرده ی غیب پوشیده و در پوششی ترسناک محفوظ بودند و به نهایت نیستی وعدم مقرون
وَبِنِهَايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ عِلْمًا مِنَ اللهِ تَعَالَى بِمَآئِلِ الْأُمُورِ
بودند. این بدان جهت است که خداوند به سرانجام امور آگاه بوده و حوادث روزگاران را می داند و به
وَإِحَاطَةٌ بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْأُمورِ (16) ابْتَعَثَهُ اللهُ
جایگاه آنچه شدنی است شناسا است (16) خداوند او را به رسالت فرستاد برای این که فرمان خویش
إِثْمَامًا لِأَمْرِهِ وَعَزِيَمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ وَإِنْفَاذًا
را تمام کند و اراده فرمود حکمش را به اجرا گذارد و مقدرات حتمی اش را جاری سازد .
لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ. فَرَأَى الْأُمَمَ فِرْقًا فِي أَدْيَانِهَا عُكَّفًا
پس - رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم - مردم را دید که در عقاید و دینشان پراکنده و پایبند آتش های
عَلَى نِيرَانِهَا عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا مُنْكِرَةً لِلهِ مَعَ عِرْفَانِهَا (17)
خویشاند و بت های خود را می پرستند و با این که خدا را می شناسند انکار می ورزند (17)
فَأَنَارَ اللهُ بِأَبِي مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وسلم ظُلَمَهَا وَ كَشَفَ
پس خداوند توسط پدرم محمد صلی الله علیه وآله وسلم ، تاریکی های آنان را روشن ساخت و از دل هایشان
عَنِ القُلُوبِ بُهَمَهَا وَجَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا (18) وَ
پیچیدگی ها و نادانسته ها را برطرف نمود و کدورت و غبار را از بینایی چشم ها زدود (18)
قَامَ فِي النَّاسِ بِالهِدَايَةِ فَأَنْقَذَهُمْ مِنَ الغَوَايَةِ وَ بَصَّرَهُمْ
و برای هدایت مردم در میانشان به پا خاست و آنان را از گمراهی نجات
مِنَ الْعَمَايَةِ وَهَدَاهُم إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ وَ دَعَاهُمُ
داد و از کوردلی بصیرت بخشید و به دین استوار رهنمون گردید و به
إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيمِ (19) ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ إِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ
راه مستقیم دعوت نمود (19) سپس خداوند با مهربانی و با اختیار - پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم - جان او را گرفت
وَ اِختِيَارٍ وَ رَغْبَةٍ وَإِيثَارٍ. فَمُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وسلم مِنْ تَعَبِ
و با اشتیاق و انتخاب - خود آن بزرگوار - او را به سوی خویش برد. اینک محمد صلی الله علیه وآله وسلم
هَذِهِ الدَّارِ فِي رَاحَةٍ قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِكَةِ الأَبْرَارِ
از رنج و زحمت این سرای در آسایش بسر می برد. فرشتگان نیکوکار و خشنودی
وَرِضْوَانِ الرَّبِ الْغَفَّارِ وَمُجَاوَرَةِ الْمَلِكِ الجَبَّارِ .
پروردگار آمرزنده آن حضرت را در بر گرفته و همنشین پادشاه فرمانروا است.
صَلَّى اللهُ عَلَى أَبي نَبِيْهِ وَأَمِينِهِ وَخِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ
درود خداوند بر پدرم، پیامبر خدا و امین وحی و برگزیده ی او باد ؛
وَصَفِيِّهِ وَالسَّلَامُ عَلَيْهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ (20)
همو که بهترین آفریدگان خدا و پسندیده ی اوست. سلام رحمت و برکات خداوند بر او باد. (20)
ثُمَّ التَفَتَت علیها السلام إِلَى أَهْلِ الْمَجْلِسِ وَقَالَتْ : أَنْتُمْ
سپس آن بانوی بزرگوار علیها السلام حاضران را خطاب قرار داده فرمود: شما
عِبَادَ اللهِ ، نُصُبُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَحَمَلَهُ دِينِهِ وَ
ای بندگان خدا، مخاطب امر و نهی خداوند و حاملان دین و وحی اویید. شما
وَحْیِهِ وَ أَمَنَاءُ اللهِ عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَى الْأُمَمِ (21)
امینان خداوند بر خویش و رساننده ی – دین – او به سوی دیگر امت ها هستید. (21)
زَعِيمُ حَقِّ لَهُ فِيكُمْ وَعَهْدُ قَدَّمَهُ إِلَيْكُمْ وَ
پیشوای حقی از سوی خدا در میان شماست و نیز پیمانی که پیشتر از شما گرفته است و نیز بازمانده ای
بَقِيَّةُ اسْتَخْلَفَهَا عَلَيْكُمْ كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ
گذاشته که او را بر شما جانشین قرار داده است. او - امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام - کتاب گویای خدا
وَالْقُرْآنُ الصَّادِقُ وَالنّورُ السّاطِعُ وَالضِّيَاءُ اللّاَمِعُ.
و قرآن صادق و نور درخشان و روشنایی پر فروغ است. دیدگاه هایش روشن و اسرارش
بَيْنَةُ بَصَائِرُهُ ، مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَوَاهِرُهُ،
آشکار و ظواهر و سیمایش شفاف می باشد. دیگران بر پیروانش رشک می برند.
مُغْتَبِطَةٌ بِهِ أَشْيَاعُهُ ، قَائِدٌ إِلَى الرِّضْوَانِ اتِبَاعُهُ،
او پیروان خویش را به بهشت رهبری می کند و گوش سپردن به او
مُودٍ إِلَى النَّجَاةِ اسْتِمَاعُهُ (22) بِهِ تُنَالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ
مایه ی نجات است (22) به وجود او می توان به حجت های نورانی
وَعَزَائِمَة الْمُفَسَّرَةُ وَ مَحَارِمُهُ الْمَحَذَِرَةً وَبَيِّنَاتُهُ الْجَالِيَةُ
خداوند و واجبات واضح شده و محرمات نهی شده و دلایل روشن
وَبَرَاهِينُهُ الكَافِيَةُ وَفَضَائِلُهُ المَنْدُوبَةُ وَ
و براهین کافی و فضیلت های مستحب و رخصت های مباح و
رُخَصَهُ الْمَوَهوَبَةُ وَشَرائِعَهُ المَكْتُوبَةُ (23) فَجَعَلَ اللهُ الإِيمَانَ
آیین های واجب پروردگار دست یافت. (23) خداوند ایمان
تَطْهِيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهًا لَكُم
را برای پاکی شما از شرک و نماز را برای دوریتان از تکبر و خود پرستی و
عَنِ الكَبْرِ وَ الزَّكَاةَ تَرْكِيَةً لِلنَّفْسِ (24) وَنَمَاء
زکات را موجب پاکیزگی جانتان ساخت (24) و فزونی
في الرِّزْقِ وَالصِّيَامَ تَثبِيتًا لِلْإِخْلَاصِ وَالْحَجَّ تَشیِيدًا
روزی تان را در آن قرار داد. روزه را برای پایداری در اخلاص و حج را
لِلدِّينِ وَالْعَدْلَ نَفْسِيقًا لِلْقُلُوبِ (25) وَطاعَتَنَا نِظامًا
برای استواری در دین و عدل را برای یکپارچگی دل ها (25) و پیروی ما _ اهل بیت _ را برای
لِلْمِلَّةِ وَإمَامَتَنَا أَمَانًا لِلْفُرْقَةِ (26) وَالْجِهَادَ عِزًّا لِلْإِسْلَامِ
همبستگی در امت و امامت و پیشوایی ما - اهل بیت - را به خاطر ایمنی از تفرقه واجب ساخت. (26) جهاد را
وَالصَّبَرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِيجَابِ الْأَجْرِ وَالأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ
موجب عزت اسلام و ذلت و خواری کفار و منافقان و صبر را مایهی استحقاق پاداش و
مَصْلَحَةٌ لِلْعَامَّةِ وَبِرَّ الْوَالِدَيْنِ وَقَايَةً مِنَ السُّخْطِ وَ
امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم و نیکی به پدر و مادر را به جهت حفظ از
صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ (27)
خشم خود بنیان نهاد. صله ارحام را مایه ی طول عمر و فزونی نفرات ؛
(27)
وَالْقِصَاصَ حَقْنًا لِلدِّمَاءِ وَالْوَفَاءَ بِالنَّذرِ تَعْرِيضًا
و قصاص را مایه ی حفظ خون ها و وفای به نذر را موجب آمرزش و امر به پیمانه ی
لِلْمَغْفِرَةِ وَتَوْفِيَةَ الْمَكَایِيلِ وَالْمَوَازِينِ تَغْیِيرًا
پر و وزن کامل را - در معاملات - به خاطر پیشگیری از کم فروشی و نهی از
لِلْبَخْسِ وَالنَّهَى عَنْ شُرْبُ الْخَمرِ تَنْزِيهًا عَنِ الرِّجْسِ
شراب خواری را برای کناره گرفتن از پلیدی حکم نمود . و خودداری از تهمت و
وَاجْتِنَابَ الْقَذفِ حِجَابًا عَنِ اللَّعْنَةِ وَتَرَكَ السَرِقَةِ
نسبت های ناروا را برای ایمن ماندن از لعنت شدن و ترک دزدی را موجب عفت
إيجَابًا لِلْعِفَةِ. وَحَرَّمَ اللهُ الشِّركَ إخلاَصًا لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ (28)
قرار داد. خداوند شرک را حرام کرد تا عقاید نسبت به پروردگاری اش خالص گردد (28)
فَ «اتَقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ
پس (ای مردم) از خدا آن گونه که شایسته است بترسید و تا پای مرگ
مُسْلِمُونَ» (1)وَأَطِيعُوا اللهَ فِيمَا أَمَرَكُمُ بِهِ وَنَهَاكُمْ
مسلمان بمانید. خدا را در آنچه به شما فرمان داده و نهی نموده است
عَنْهُ، فَإِنَّهُ «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهُ مِنْ عِبَادِهِ العُلَمَاءُ» (2)(29)
اطاعت کنید؛ چه آن که از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او بیمناکند. (29)
ثُمَّ قَالَتْ علیها السلام ، أَيُّهَا النَّاسُ! اعْلَمُوا أَنِّي فَاطِمَةً وَأَبِی
سپس فاطمه علیها السلام فرمود: ای مردم بدانید که من فاطمه ام و پدرم
مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وسلم. أقوُلُ عَوْدًا وَبَدُوا وَلَا أَقُولُ مَا أَقُولُ غَلَطاً
محمد صلی الله علیه وآله وسلم است. این را تکرار می کنم و نخست هم گفته ام و آنچه می گویم نادرست
وَلا أَفْعَلُ مَا أَفْعَلُ شَطَطًا. « لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ
نیست و آنچه می کنم به ناحق انجام نمی دهم. «به تحقیق رسولی به نزدتان آمد که از خود
مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزُ عَلَيْهِ مَا عَنِتُمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم
شماست . رنج و سختی های شما بر او بسیار ناگوار می آید و نسبت به مؤمنان
بِالْمُؤْمِنين رَوُفٌ رَحِیمِ» (1)(30) فَإِنْ تَعْرُوُهُ وَ تَعْرِفُوهُ
رئوف و مهربان است». (30) اگر نسب او را جویا شده و او را
تَجدُوهُ أَبِي دُونَ نِسَائِكُمْ وَأَخَا ابْنُ عَمِّى دُونَ
بشناسید می بینید که او پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من است
رِجَالِكُمْ وَلَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ إِلَيْهِ صلی الله علیه وآله وسلم فَبَلَغَ الرَّسَالَةَ
نه برادر مردان شما و چه خوب انتسابی است انتساب به او ! او رسالت را در حالی
صَادِعًا بِالنِّذَارَةِ، مَائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكِينَ (31)
ابلاغ فرمود که مردم را آشکارا بیم می داد و از آیین مشرکان روی گردان بود.
ضَارِبًا ثَبَجَهُم، آخِذًا بِأَکظَامِهِمْ، دَاعِيًا إِلَى سَبِيلِ رَبِّهِ
بر کمرهاشان ضربه می زد و حلقومشان را می فشرد و با حکمت و اندرز نیکو مردم
بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ . يَكْسُرُ الْأَصْنَامَ وَ
را به راه پروردگارش دعوت می نمود. بت ها را شکست و بر سر بزرگان - کفر -
یَنكُتُ الْهَامَ حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَوَلَّوا الدُّبُرَ (32) حَتَّی
کوبید تا آن که جمع آنان شکست خورده گریختند. (32) تا این که
1) سوره توبه ؛ آیه 128 .
تَفَرَى اللَّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ وَأَسْفَرَ الْحَقِّ عَنْ مَحْضِهِ وَ
از میان شب ، چهره ی صبح آشکار و حق پیدا و نمایان شد و پیشوای
نَطَقَ زَعِيمُ الدِّينِ وَخَرِسَتْ شَقَاشِقُ الشَّيَاطِينِ وَطَاخَ
دین لب به سخن گشود و هیاهو و یاوه گویی شیاطین خاموش گشت و
وَشِيظُ النِّفَاقِ وَالْحَلَّتْ عُقَدُ الكُفْرِ وَالشَّقَاقِ (33) وَ
فرومایگان منافق میدان تهی کرده و پیمانهای کفر و تفرقه از هم گسست. (33)
فُهُتُمْ بِکَلِمَةِ الْإِخْلاَصِ فِي نَفَرٍ مِنَ الْبِيْضِ الْخِمَاصِ (34)
آنگاه شما همراه با گروهی روزه دار و سپیدرو زبان به اخلاص و توحید گشودید (34)
«وَكُنْتُم عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ» (1)مَذقَةَ الشَّارِبِ
این در حالی بود که شما (پیش از آن) بر لبه پرتگاه جهنم بودید. جرعه ای برای
وَنُهْزَةَ الطَّامِعِ وَقَبْسَةَ الْعَجْلَانِ وَ مَوْطِئَ الأَقْدَامِ.
نوشندگان و طعمه ای برای خورندگان و پاره آتشی برای شتابزدگان و پایمال شده ی قدم ها
تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ وَتَقْتَاتُونَ الْقِدَّ ، أَذِلَّةً خَاسِئِينَ.
به شمار می آمدید. آب های گندیده و آلوده را می نوشیدید و خوراک تان پوست شتران بود.
«تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ» (2)مِنْ حَوْلِكُمْ (35)
مردمانی خوار و ذلیل و مطرود بودید و می ترسیدید که دیگر مردم شما را به بردگی اسیر کنند (35)
فَأَنْقَذَكُمُ اللهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وسلم
اما خداوند شما را توسط پدرم محمد صلى الله عليه وسلم پس از آن وضعیت رقت بار و پس از آن
بَعدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي وَبَعْدَ أَنْ مُنِىَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ وَ
همه خواری نجات بخشید بعد از آن که آن حضرت مبتلا به آزار شجاعان
ذُوبَانِ الْعَرَبِ وَمَرَدَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ (36) «كُلَّمَا
نادان و حمله ی گرگ های عرب و سرکشان اهل کتاب شد. (36) هر بار که آتش جنگ
أَوقَدوُا نَارًا لِلحَربِ أَطْفَاهَا اللهُ»، (1)أَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّيْطَانِ
را برافروختند خداوند آن را خاموش ساخت. هر زمان که شاخ شیطان پدیدار می گشت یا
أَوْ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَذَفَ أَخَاهُ فِي
دهان - یاوه گویی - از سوی مشرکین باز می شد. برادرش - علی علیه السلام - را در کامشان می افکند و
لَهَوَاتِهَا فَلَا یَنْكَفِيُ حَتَّى يَطَأَ جَنَاحَهَا بِأَخْمَصِهِ وَ
او باز نمی گشت مگر این که آن ها را لگد کوب کرده و زیر پا می گرفت و شراره ی
يُخمِدَ لَهَبَهَا بِسَيْفِهِ (37) مَكدُودًا في ذَاتِ اللهِ
آتش شان را با شمشیر خود خاموش می ساخت (37) او - علی علیه السلام - به خاطر خداوند بسیار رنج
مُجْتَهِدًا فِي أَمْرِ اللهِ ، قَرِيبًا مِنْ رَسُولِ اللهِ ، سَيِّدًا
می دید و برای فرمان او بسیار می کوشید. نزدیک به رسول خدا صلى الله عليه وسلم و سرور اولیاء خدا بود.
فِي أَوْلِيَاء اللهِ ، مُشَمِّرًا ، نَاصِحًا ، مُجِدًّا ، كَادِحًا،
پر تلاش و خیرخواه بود، سخت می کوشید و زحمت بسیار می کشید و در راه خدا
لَا تَأْخُذُهُ فِي اللهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ. وَأَنْتُمْ فِي رِفَاهِيَةٍ
سرزنش ملامت گران در او اثر نداشت. در حالی که شما با آسایش زندگی می کردید
مِنَ الْعَیشِ وَادِعُونَ فَاكِهَونَ آمِنُونَ (38) تَتَرَبَّصُونَ
ساکت و آرام ، خوش گذران و در امان بودید (38) منتظر بودید تا روزگار علیه
بنَا الدَّوَائِرَ وَتَتَوَكَّفُونَ الْأَخْبَارَ وَتَنْكَصُونَ عِندَ
ما بگردد. گوش به زنگ خبرها بودید - تا خبر رحلت پیامبر صلى الله عليه وسلم را بشنوید . همواره در
النِّزَالِ وَ تَفِرّوُنَ مِنَ الْقِتَالِ (39) فَلَمَّا اختَارَ اللهُ لِنَبِيْهِ
بحران ها می نشستید و در جنگ می گریختید. (39) هنگامی که خداوند برای پیامبرش
دَارَ أَنْبِيَائِهِ وَ مَأْوَى أَصْفِيَائِهِ ، ظَهَرَ فِيكُمْ حَسَكَةُ
سرای انبیا و جایگاه برگزیدگانش را اختیار کرد ، در میان شما خارهای نفاق پدیدار
1) سوره مائده ؛ آیه 64.
النِّفَاقِ وَسَمُلَ جِلْبَابُ الدِّينِ وَنَطَقَ كَاظِمُ
گشت و لباس دین - و معنویت در نزدتان - کهنه شد، گمراهان خاموش، سخن گفتند و
الْغَاوِينَ وَنَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّينَ وَ هَدَرَ فَنِيقُ
فرومایگان ناچیز و گمنام سر برآورده و برآورده و سرکردگان باطل به
الْمُبْطِلِينَ (40) فَخَطَرَ فِي عَرَصَاتِکُمْ وَأَطْلَعَ الشَّيْطَانُ
خروش آمدند (40) و در حضور و جمع شما دم جنبانیدند . و شیطان سر از
رَأْسُهُ مِن مَغْرِزِهِ ، هَاتِفًا بِكُمْ، فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ
مخفیگاه بیرون آورد و شما را صدا زد و دریافت دعوتش را
مُسْتَجِيبِينَ وَالْفِرَّةِ فِيهِ مُلَاحِظِينَ (41) ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُم
اجابت می کنید و فریبش را می پذیرید. (41) شما را برانگیخت و سبک رفتارتان
فَوَجَدَكُمْ خِفَافًا وَأَحْمَشَكُمْ فَأَلْفَاكُمْ غِصَابًا.
یافت و برافروختتان و مشاهده کرد که زود به خشم می آیید. آنگاه شما شتران دیگران را مالک
فَوَسَمْتُمْ غَيْرَ إبِلِكُمْ وَ وَرَدْتُمْ غَيْرَ مَشْرَبكُمْ
شدید و به نام خودتان داغ زدید و به آبشخور دیگران فرود آمدید با اینکه هنوز زمان زیادی
هَذَا وَالْعَهْدُ قَريبٌ وَالْكَلمُ رَحِيبٌ (42) وَالجُرْحُ
از عهد _ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگذشته و زخم ها (ی ما در مصیبت آن حضرت) هنوز تازه بود. (42) و جراحت ها
لَمَا يَنْدَمِل وَالرَّسُولُ لَمَّا يُقْبَرُ ابْتِدَارًا زَعَمْتُم
التیام نیافته و رسول خدا صلى الله عليه وسلمه هنوز دفن نشده بود. شما شتابان چنین کرده
خَوْفَ الْفِتْنَةِ، «أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطَوُا وَ اِنَّ جَهنَّمَ
گمان نمودید - اگر نکنید - بیم فتنه می رود! «آگاه باشید که به فتنه افتادند و
لَمُحِيطَةٌ بِالكَافِرِينَ» (1)(43) فَهَيْهَاتَ مِنْكُمْ وَ
جهنم در بر گیرنده ی کافران است ». (43) چه بعید بود از شما!
1) سوره توبه ؛ آیه 49.
كَيْفَ بِكُمْ؟! وَ «أَنَّى تُؤْفَكُونَ» (1)(44) وَكِتَابُ اللهِ
شما را چه شده است؟ «چرا بیراهه می روید؟ ». (44) در حالی که کتاب خدا
بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ أُمُورُهُ ظَاهِرَةٌ وأَحْكَامُهُ زَاهِرَةُ
پیش روی شماست؛ امورش آشکار و احکامش روشن و نشانه ها و راهنمایی هایش
وَأَعْلَامُهُ بَاهِرَةُ وَ زَوَاجِرُهُ لَائِحَةٌ وَأَوَامِرُهُ وَاضِحَةٌ
نمایان و نواهی اش معلوم و اوامرش واضح است، شما
وَقَدْ خَلَفْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ. أَرَغْبَةً عَنْهُ تُرِيدُونَ؟!
آن را وانهاديد آیا می خواهید از آن روی بگردانید و
أَمْ بِغَيْرِهِ تَحْكُمُونَ؟! « بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً» (2)
به غیر آن حکم کنید؟ «این چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران !»
«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنهُ وَهُوَ
«و هر که جز اسلام آیینی برای خود برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد
فِی آخِرَةِ مِنَ الخَاسِرِينَ» (3)(45) ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا إِلَّا رَیثَ
و در آخرت از زیانکاران است.» (45) سپس شما آنقدر درنگ نکردید
أَنْ تَسَكُنَ نَفْرَتُهَا وَیَسْلَسَ قِيَادُهَا (46) ثُمَّ
تا شتر فتنه از جنبش فرو ایستد و افسار کردنش آسان شود.
أَخَذْتُمْ توُرُونَ وَقُدَتَهَا وَ تُهَيِّجُونَ جَمْرَتَهَا وَتَسَتَجِيبُونَ
(46) بلافاصله _ آتش فتنه را برافروختید و شعله هایش را برانگیختید و ندای شیطان
لِهُتَافِ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ وَإِطْفَاءِ أَنْوَارِ الدِّينِ الْجَلِيِ
گمراه را لبیک گفته و به خاموش ساختن نورهای تابناک دین و نابود ساختن سنت های
وَإِهْمَالِ سُنَنِ النَّبِیّ الصَّفِيِّ . تُسِرُونَ حَسْوًا
پیامبر برگزیده پرداختید؛ شما آرام آرام به بهانه ی کف روی شیر، خود شیر را می نوشید
فِي ارْتِغَاءٍ وَتَمْشُونَ لِأَهْلِهِ وَوُلْدِهِ فِي الْخَمرِ وَالضَّرَاءِ؟!
و پنهان و آشکار علیه خانواده و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اقدام کرده و دست به توطئه
وَنَصْبِرُ مِنْكُمْ عَلَى مِثلِ حَزِّ الْمُدَى وَ وَخَزِ السَّنَانِ
و فریب می زنید. ما شکیبایی می ورزیم همچون کسی که بر زخم چاقو و فرو رفتن نیزه
في الحَشَا (47) وَأَنْتُمُ الآنَ تَزْعُمُونَ أَنْ لَا إِرْثَ لَنَا ؟
در شکم شکیبایی کند! (47) اکنون می پندارید که ما ارثی نداریم
«أفَحُكمُ الجَاهِلِيَّةِ یَبَغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ
آيا شما حكم دوران جاهلیت را دنبال می کنید؛ در حالی که برای اهل یقین چه
مِنَ اللهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (1)أَفَلَا تَعْلَمُونَ
کسی بهتر از خدا حکم می کند؟ آیا نمی دانید؟ چرا ! برایتان همچون
بَلَى قَد تَجَلَّى لَكُم كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ أَنِّي ابْنَتُهُ صلی الله علیه وآله وسلم (48)
خورشید فروزان روشن است که من دختر او (پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) هستم (48)
أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ أَغْلَبْ عَلَى ارثِى؟! یَابْنَ أَبِي مُحَافَةَ!
ای مسلمانان! آیا (انصاف است که) من در گرفتن ارثم شکست بخورم؟ ای پسر ابوقحافه! آیا در کتاب
أفِي كِتَابِ اللهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاكَ وَلَا أَرِثَ أَبِى؟ (49) «لَقَدْ
خدا چنین آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟!
(49) همانا بر خدا
جِئْتَ شَيْئًا فَرِیًّا». (2)أَفَعَلَى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتَابَ اللهِ
و رسولش دروغ می بندی . آیا از روی آگاهی و عمد کتاب خدا را ترک
وَ نَبَذ تُموهُ وَرَاءَ ظُهورِكُم؟! (50) إِذْ يَقُولُ: «وَ وَرِثَ
نموده و آن را پشت سرتان انداخته اید (50) که می فرماید « سلیمان از داود ارث
سُلَيْمَانُ دَاوُدَ»، (3)وَقَالَ فِيمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ
برد » و در آنجا که از قصه ی يحيى بن زكریا خبر می دهد ،
يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا ، إِذْ يَقُولُ: « فَهَبَ لِي مِنْ
می فرماید: « خداوندا - از جانب خود ولی و جانشینی به من عطا کن
لَدُنكَ وَلِیًّا یَرِثُنِى وَیَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبُ»، (1)وَقَالَ
تا از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد » . و فرمود :
«وَأولوُا الاَرحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي
در کتاب خداوند برخی از خویشاوندان نسبت به برخی دیگر
كتَابِ اللهِ» (2)(51) وَقَالَ: « یُوصِیکُمُ اللهُ فِی
سزاوارترند » (51) و فرمود: « خداوند شما را سفارش می کند که در میان
أولادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنثَیَینِ» (3)
فرزندانتان سهم پسر دو برابر سهم دختر باشد » و فرمود: «اگر مالی از خود به جای
وَقَالَ: « إِن تَرَكَ خَيْرً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَينِ وَ
گذاشت باید نسبت به پدر و مادر و نزدیکان خود آنگونه که معروف است و نیکوست
الأقرَبِينَ بِالمَعرُوفِ حَقًّا عَلَى المُتَّقِينَ». (4)وَزَعَمْتُمْ
وصیت کند و این حقی است برای پرهیزکاران » . و شما پنداشتید من هیچ نصیبی نداشته
أن لاَ حُظُوَةَ لِى وَلَا أَرِثَ مِنْ أَبِى وَلَا رَحِمَ بَيْنَنَا ؟! (52)
و از پدرم ارث نمی برم و میان ما رابطه ی خویشاوندی وجود ندارد! (52)
أَفَخَصَّكُمُ اللهُ بِآيَةٍ أَخْرَجَ مِنْهَا أَبِي؟! أَمْ هَلْ تَقُولُونَ :
آیا خداوند آیه ای (از قرآن) را به شما اختصاص داده و پدرم (محمد صلی الله علیه وآله وسلم) را از آن خارج
إِنَّ أَهْلَ مِلَّتَيْنِ لَا يَتَوَارَثَانِ؟! أَوَلَسْتُ أَنَا وَأَبِي مِنْ أَهْلِ
ساخته است؟ یا این که – در مورد من و پدرم - می گویید: اهل دو دین مختلف، از یکدیگر
مِلَّةٍ وَاحِدَةٍ؟! أَمْ أَنتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ القُرآنِ و
ارث نمی برند. آیا من و پدرم بر یک دین نیستیم؟ یا این که شما نسبت به مفاهیم خاص و
عُمُومِهِ مِنْ أَبِى وَابْنِ عَمِّى؟! (53) فَدُونَكَهَا مَخْطُومَةً
عام قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاه ترید؟! (53) پس حال که چنین است این خلافت و فدک -
مَرْحُولَةٌ! تَلْقَاكَ يَوْمَ حَشْرِكَ. فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللهُ!
چون شتری افسار بسته و بارگرفته ارزانی تو باد؛ تو را در روز محشر ملاقات خواهد کرد و خداوند خوب
وَالزّعِيمُ مُحَمَّدٌ! وَالْمَوْعِدُ الْقِيَامَةُ! وَعِنْدَ السَّاعَةِ
حکم کننده ای است و محمد صلى الله عليه وسلم خوب پیشوا و سرپرستی و قیامت خوب وعدگاهی است و در روز
يُخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ . وَلَا يَنفَعُكُمْ إِذْ تَنْدَمَونَ (54) «وَ
رستخیز باطل پیشگان زیانکارند و آنگاه هر چه فریاد ندامت بکشید سودی به حالتان ندارد (54) «و
لِكُلِّ نَبَاءِ مُسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ»، (1)«مَن
برای هر خبری جایگاهی است» . «و خواهید دانست که بر چه کسی عذاب
يَأْتِيهِ عَذَابٌ یُخَزِيهِ وَيَحِلُ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ» (2)(55)
خوار کننده فرود خواهد آمد و عذاب پایدار او را فرا خواهد گرفت» (55)
ثُمَّ رَمَتْ عَلَيْهَا السلام بِطَرْفِهَا نَحْوَ الأَنْصَارِ، فَقَالَت:
سپس حضرت فاطمه علیها السلام رو به انصار نموده به آنان فرمود: ای بزرگان صاحب نفوذ و ای
يَا مَعْشَرَ النَّقِيبَةِ وَأَعْضَادَ المِلَّةِ وَحَضَةَ الْإِسْلَامِ! (56)
بازوان دین و پناهگاهان اسلام! (56) این چشم پوشی در برابر حق من و این خواب آلودگی
مَا هَذِهِ الْغَمِيزَةُ فِي حَقِّي وَالسِّنَةُ عَنْ ظُلَامَتِی؟!
در برابر دادخواهی من چیست؟ آیا پدرم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نمی فرمود: احترام هر شخصی را
أَمَا كَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله وسلم أبِي يَقُولُ : المَرءُ يُحْفَظُ
باید در مورد فرزندانش نیز به جای آورد؟ (57) چه زود – امور را - دگرگون کردید و چه با شتاب تغییر
فِي وُلْدِهِ؟ (57) سَرْعَانَ مَا أَحْدَثْتُمْ! وَعَجْلَانَ ذَا إهَالَةً!
نمودید و پلیدی باطن هایتان را در کسوت نیکی ها عرضه داشتید! این در حالی است که شما می توانید خواسته ام
وَلَكُمْ طَاقَةٌ بِمَا أحَاوِلُ وَقُوَّةٌ عَلَى مَا أَطْلُبُ وَأَزَاوِلُ! (58)
را برآورده سازید و قدرت دارید بر این که آنچه را جویا هستم و در نظر دارم - از مبارزه با غاصبین و بازگرداندن
أَتَقَولُونَ : مَاتَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وسلم؟! فَخَطْبٌ جَلِيلٌ
خلافت و فدک - به من بازگردانید (58) آیا می گویید محمد صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رفت - و با مرگش همه چیز تمام شد -؟
اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ ، وَاسْتَنْهَرَ فَتتُهُ ، وَانْفَتَقَ رَتْقُهُ،
آرى - رحلت او - حادثه ای عظیم است که شکست و عارضه اش فراگیر، شکاف آن دامنه دار و رخنه اش
وَاظْلَمَّتِ الْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ وَكُسِفَتِ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ (59)
غیر قابل پوشش است. زمین از فقدان او تاریک شد و خورشید و ماه روپوشاندند (59)
وَانتَثَرَبِ النُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ ، وَأَكدَتِ الْآمَالُ وَ
و ستارگان از مصیبتش پراکنده شدند و آرزوها بی ثمر گشت. کوه ها سر فرود
خَشَعَتِ الْجِبَالُ وَأُضِيعَ الْحَرِيمُ وَأَزِيلَتِ الْحُرْمَةُ عِندَ
آوردند و حریم - پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم - از بین رفت و با رحلت ایشان احترام او پایمال
مَمَاتِهِ (60) فَتِلْكَ وَاللهِ! النَّازِلَةُ الكُبْرَى وَالْمُصِيبَةُ
شد (60) و به خدا سوگند که این فاجعه ای بزرگ و مصیبتی عظیم است که مانند آن،
الْعُظْمَى لَامِثْلَهَا نَازِلَةٌ وَلَا بَائِقَةُ عَاجِلَةٌ (61) أَعْلَنَ
فاجعه ای وجود ندارد و در این دنیا مصیبتی مانند آن نیست. (61) اما این
بِهَا كِتَابُ اللهِ - جَلَّ ثَنَاؤُهُ - فِي أَفْنِيَتِكُمْ وَفِی مُمسَاكُم
مصیبت را کتاب خداوند متعال که آن را در خانه هایتان در صبح و
وَمُصْبَحِكُمْ (62) یَهتِفُ فِي أَفِيَتِكُمْ، هُتَافًا وَصُرَاخًا
شامگاهان (62) با صدای رسا و بلند و با تلاوت و نوای خوش می خوانید؛ پیش تر خبر
وَتِلاوَةً وَأَلْحَانًا . وَلَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنبِيَاءِ اللهِ وَرُسُلِهِ
داده بود. پیش از او صلی الله علیه وآله وسلم نیز درباره ی پیامبران و رسولان همین اتفاق افتاد - آنان نیز از دنیا
حُكْمٌ فَضْلٌ وَقَضَاءٌ حَتُمٌ (63) «وَمَا مُحَمَّدٌ إلاّ
رفتند - این حکمی قطعی و سرنوشتی حتمی است که (63) «محمد فقط فرستاده ی
رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ اَو
خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند ؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود
قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى
شما به گذشته ی خود (جاهلیت) باز می گردید؟ و هر که به گذشته اش بازگردد
عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللهُ شَيْئًا وَ سَیَجزِی اللهُ الشَّاكِرِينَ» (1)(64)
هرگز به خدا زیانی نمی رساند و خداوند به زودی شاکران را پاداش می دهد». (64)
إيْهًا بَنِي قَيْلَةَ! أَ أَهْضَمُ تُرَاثَ أَبِي وَأَنْتُمْ بِمَرْأَى مِنّیِ
ای فرزندان قیله - ای انصار - از شما بعید است! آیا شما در پیش چشم من باشید
وَمَسْمَع وَ مُنْتَدًى وَمَجْمَعٍ؟! تَلْبَسُكُمُ الدَّعْوَةُ
و صدایم را بشنوید و دارای انجمن و اجتماع باشید آنگاه میراث پدرم را به ستم از
وَتَشْمَلَكُمُ الْخُبرَةُ وَأَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَالْعُدَّةِ
من بگیرند؟! دادخواهی ام به شما می رسد و از جریان باخبر هستید و دارای نفرات،
وَالآدَاةِ وَالْقُوَّةِ وَعِندَكُمُ السِّلَاحُ وَالْجُنَّةِ (65)
آمادگی ، تجهیزات و نیرو می باشید و سلاح و سپر دارید (65)
تُوَا فِيكُمُ الدَّعْوَةُ فَلَا تُجِيبُونَ؟! وَتَأْتِيكُمُ الصَّرْخَةُ
و پی در پی درخواست - وخواهشم - را می شنوید آنگاه اجابت نمی کنید؟! فریاد کمک
فَلَا تُغيثونَ؟! وَأَنْتُم مَوْصُوفُونَ بِالْكِفَاحٍ ، مَعْرُوفُونَ
خواهی ام به شما می رسد و کمک نمی کنید؟ این در حالی است که شما را رزمنده
بِالخَيرِ وَ الصَّلَاحٍ وَالنُّخْبَةُ الَّتِي انتُخِبَت وَالْخِیَرَةُ
می خوانند و به خیر و صلاح معروف هستید و نخبه هایی برگزیده اید و مردمانی منتخب
1) سوره آل عمران آیه 144 .
الَّتِي اختِیرَت لَنَا أَهْلَ البَيْتِ (66) قَاتَلْتُمُ الْعَرَب وَ
هستید که برای ما اهل بیت انتخاب شده اید. (66) شما با مشرکان عرب جنگیدید و رنج ها
تَحَمَّلْتُمُ الكَدَّ وَالتَّعَبَ وَنَاطَحْتُمُ الْأُمَمِ وَكَافَحَتُمُ
و سختی ها را تحمل کردید و با امت های کفر درگیر شدید و با شجاعان بی منطق جاهل
الْبُهَمَ لَا نَبْرَحُ أَوْ تَبْرَحُونَ (67) نَأْمُرُكُمْ فَتَأْتَمِرُونَ حَتَّى
روبرو شدید (67) همواره ما فرمان می دادیم و شما اطاعت می کردید تا آن که سنگ
إِذَا دَارَتْ بِنَارَحَى الإِسْلَامِ وَدَرَّ حَلَبُ الأَيَّامِ وَ
آسیاب اسلام به وجود ما به گردش افتاد و برکات روزگار جوشیدن گرفت
خَضَعَتْ نَعْرَةُ الشِّرْكِ وَ سَكَنَتْ فَوْرَةُ الإِفْكِ وَ
و نعره ی شرک فرو خوابید و فوران دروغ و تهمت از خروش افتاد و
خَمَدَتْ نِيرَانُ الكُفْرِ وَ هَدَأَت دَعْوَةُ الهَرْجِ
آتش های کفر خاموش شد و دعوت به آشوب و فتنه متوقف
وَاسْتَوْسَقَ نِظَامُ الدِّينِ (68) فَأَنَّى حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَيَانِ وَ
گردید و نظام دین انسجام یافت (68) پس چرا اکنون پس از هدایت حیران
أَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْإِعْلَانِ وَنَکَصْتُمْ بَعْدَ الإِقْدَامِ (69)
گشته اید و حق را که آشکار شده پنهان می کنید؟! چرا پس از پیشروی عقب می نشینید (69)
وَأَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْإِيمَانِ؟! بُوسًا لِقَوْمٍ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ
و پس از ایمان ، شرک می ورزید؟! بدا به حال «مردمی که سوگندهایشان
مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ « وَهَمّوُا بِإِخرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم
را پس از پیمان شکستند و تصمیم به بیرون راندن رسول گرفتند در حالی که نخستین بار
بَدَوُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخَشَوْنَهُمْ فَاللهُ أَحَقُّ اَن تَخَشَوهُ
آن ها (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها می ترسید؟ با این که اگر ایمان دارید خدا
إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ» (1)(70) أَلَا وَقَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ
سزاوارتر است که از او بترسید (70) آگاه باشید که شما را چنین می بینم که به پستی
إلَى الْخَفْضِ وَأَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَالْقَبْضِ
و آسایش روی آورده اید و کسی را که سزاوارتر به تدبیر امور بود دور کرده و به آرامش
وَخَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ وَنَجَوْتُمْ بِالضِّيقِ مِنَ السَّعَةِ (71) فَمَجَجْتُم
و خوشگذرانی روی آورده و از تنگنا به وسعت رسیده اید (71) و - به همین خاطر - آنچه را
مَا وَعَيْتُم وَدَسَعْتُمُ الَّذِي تَسَوَّغتُم. فَ «إِن تَكْفُرُوا
پاس می داشتید رها کردید و آن حقیقت گوارایی را که نوشیده بودید قی کردید! « بدانید
أَنْتُم وَمَنْ فِي الاَرضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ» (2)(72)
اگر شما و همه ی مردم روی زمین کافر شوید خداوند بی نیاز و ستوده است» (72)
أَلَا وَقَدْ قُلْتُ مَا قُلْتُ هَذَا عَلَى مَعْرِفَةٍ مِنّیِ بِالْخَذَلَةِ
آگاه باشید آنچه را که در اینجا گفتم، بر زبان آوردم در حالی که می دانستم یاری ام نمی کنید و
الَّتِی خَامَرَتُكُمْ وَالْغَدْرَةِ الَّتِى اسْتَشْعَرَتْهَا قُلُوبُكُمْ (73)
خوار گذاشتن ما با وجودتان در آمیخته و دل هایتان جامه ی بی وفایی به پیمان پوشیده است. (73)
وَلَكِنَّهَا فَيْضَةُ النَّفْسِ وَنَفْثَهُ الْغَيْظِ وَخَوَرُ الْقَنَاةِ (74)
اما آنچه را بیان کردم جوششی بود که از جان برخاست و آهی بود که از خشم برآمد (74) چون در گرفتن حقم -
وَبَثَّةُ الصَّدْرِ وَتَقَدِمَةُ الْحُجَّةِ (75) فَدُونَكُمُوهَا فَاحْتَقِبُوهَا
ناتوان و بی یاور هستم و این اندوه، جانکاه سینه بود و اینها را برای اتمام حجت گفتم. (75) پس این – خلافت و
دَبِرَةَ الظَّهْرِ نَقِبَةَ الْخَفِّ بَاقِيَةَ الْعَارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ
فدک - را بگیرید و این - شتر را برای خود - محکم ببندید در حالی که پشتش زخمی و پایش لنگ است و ننگ
الْجَبَّارِ وَشَنَارِ الأَبَدِ ، مَوْصُولَةٌ بِنَارِ اللَّهِ الْمُوْقَدَةِ «الَّتِي
تَطَّلِعُ عَلَى الأفئِدَةِ» (1)(76) فَعَيْنِ اللَّهِ مَا تَفْعَلُونَ. «وَسَيَعلَمُ
به آتش برافروخته خدا خواهد رسانید « آتشی که بر دل ها شعله می کشد» (76) و هر چه کنید در منظر و دیدرس
الَّذِينَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلبٍ يَنْقَلِبُونَ» (2)(77) وَأَنَا ابْنَةُ نَذِیرٍ
خداست «و کسانی که ستم کردند به زودی خواهند دانست که به کدامین جایگاه باز می گردند» (77) من
«لَكُم بَينَ یَدَى عَذَابِ شَدِيدِ» (3)، فَاعْمَلُوا إِنَّا عَامِلُونَ.
دختر آن کسی هستم که شما را از عذاب سخت بیم می داد. پس به کارتان مشغول باشید،
«وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ» (4)(78) فَأَجَابَهَا أَبُو بَكرٍ،
ما نیز به کار خود می پردازیم و منتظر باشید که ما هم منتظریم. (78) ابوبکر در پاسخ
عَبدُاللهِ بْنُ عُثْمَانَ ، وَقَالَ: يَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ! لَقَدْ
آن حضرت گفت: ای دختر رسول خدا ! پدرت صلی الله علیه وآله وسلم نسبت به
كَانَ أَبُوكِ بِالْمُؤْمِنِينَ عَطوُفًا كَرِيمًا رَؤُوفًا
مؤمنان دلسوز ، بزرگوار ، رئوف و مهربان بود و برای کافران
رَحِيمًا وَعَلَى الْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا وَعِقابًا عَظِيمًا.
عذابی دردناک و مجازاتی بزرگ بود.
إِنْ عَزَوْنَاهُ وَجَدْنَاهُ أَبَاكِ دُونَ النِّسَاءِ وَأَخَا إِلْفِكِ
اگر پی گیر نسب او شویم می بینیم پدر توست نه پدر دیگران و برادر همدم و
دُونَ الْأَخِلاءِ آثَرَهُ عَلَى كُلِّ حَمِيمٍ وَسَاعَدَهُ فِي
شوهر توست نه دیگر دوستان - پدرت - او را بر تمامی یاوران مقدم می داشت
كُلِّ أَمْرٍ جَسِيمٍ لا يُحِبُّكُمْ الاَّ سَعِيدُ وَلا
و او نیز در هر امر مهمی یاری اش می نمود. شما را جز سعادتمند دوست
يُبْغِضُكُمْ إِلاَّ شَقِىُّ بَعِيدٌ ، فَأَنتُمْ عِتْرَةُ رَسولِ اللهِ
نمی دارد و جز بدبخت و دور از رحمت خدا دشمن نمی شمارد. شما خانواده ی
الطَّيِّبُونَ الْخِيَرَةُ الْمُنتَجَبُونَ عَلَى الْخَيْرِ أَدِلَّتُنَا
پاک رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و بهترین برگزیدگان هستید که راهنمایان ما به
وَإِلَى الجَنَّةِ مَسَالِكُنَا. وَأَنْتِ يَا خَيْرَةَ النِّسَاء
سوی خیر و راه های ما به سوی بهشتید. تو ای بهترین زنان و دختر
وَابْنَةَ خَيْرِ الأنبِيَاءِ صَادِقَةٌ فِي قَوْلِكِ ، سَابِقَةٌ
بهترین پیامبران ، در گفتارت راستگو و در کمال دانشت از دیگران پیش
فِي وُفوُرِ عَقْلِكِ ، غَيْرُ مَرْدُودَةٍ عَنْ حَقِّكِ وَلا
هستی و از حقت باز داشته نخواهی شد
مَصْدُودَةٍ عَنْ صِدْقِكِ . وَاللهِ ! مَا عَدَوْتُ رَأىَ
گفتار راستین ات رد نمی گردد. به خدا سوگند من از نظر رسول خدا
رَسُولِ اللهِ وَلَا عَمِلْتُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ. وَالرَّائِدُ لَا
تجاوز ننموده و جز با اجازه ی او عمل نکرده ام، همانا پیشاهنگ به
یَكَذِبُ أَهْلَهُ. وَإِنّیِ أَشْهَدُ اللهَ، وَكَفَى
گروه خود دروغ نمی گوید و من خدا را گواه می گیرم و گواهی او کافی است
بِهِ شَهِيدًا ، أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ، يَقُولُ : نَحْنُ
که از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم می فرمود : ما پیامبران طلا ،
مَعَاشِرَ الأنبِيَاءِ لا نُورَثُ ذَهَبًا وَلَا فِضَّةٌ وَلاَ دَارًا
نقره، خانه و زمین به ارث نمی گذاریم ما فقط كتاب ،
وَلَا عِقَارًا وَإِنَّمَا نُورَثُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
حکمت ، علم و نبوت از خود به جای می گذاریم و از متاع
وَالْعِلْمَ وَالنُّبُوَّةَ . وَمَا كَانَ لَنَا مِنْ طُعْمَةٍ، فَلِوَلِيّ
آنچه در دست ماست از ما از آن سرپرست حکومت بعد از ما خواهد بود،
الأَمْرِ بعدَنَا أَنْ يَحْكُمَ فِيهِ بِحُكَمِهِ، وَقَدْ
که هر گونه می خواهد درباره ی آن حکم نماید . ما هم آنچه را
جَعَلْنَا مَا حَاوَلَتِهِ فِي الكُرَاعِ وَالسِّلَاحِ ، يُقَاتِلُ
تو در پی آن هستی - درآمد فدک را - برای تهیه ی اسب و سلاح قرار دادیم تا
بِهَا المُسْلِمُونَ وَيُجَاهِدُونَ الْكُفَّارَ وَيُجَالِدُونَ
مسلمانان به وسیله ی آن با کفّار بجنگند و با سرکشان ستمکار جهاد کنند و این
المَرَدَةَ الْفُجَّارَ . وَذَلِكَ بِإِجْمَاعٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ لَمْ
کار با اتفاق نظر مسلمانان صورت گرفت و من به تنهایی چنین تصمیمی نگرفتم
أَنْفَرِدْ بِهِ وَحَدِى وَلَمْ أَسْتَبِدَّ بِمَا كَانَ الرَّاىُ
و در نظری که داشتم خود رأی نبودم. این دار و ندار من است و اکنون در
عِنْدِي. وَهَذِهِ حَالِي وَمَالِي! هِيَ لَكِ وَبَيْنَ يَدَيْكِ
اختیار توست ، آن را از تو دور نمی سازم و آن را فقط برای خودم ذخیره
لا تُزوَى عَنْكِ وَلا نَدَّخِرُ دُونَكِ . وَإِنَّكِ وَأَنتِ سَيِّدَةُ
نمی کنم بطوری که تو از آن بی نصیب باشی نصیب باشی. تو بانوی امت پدرت
أمَّةِ أَبِيكِ وَالشَّجَرَةُ الطَّيِّبَةُ لِبَنِيكِ. لَا نَدْفَعُ مَا لَكِ
و درخت پاک فرزندانت هستی. ما منکر فضیلت تو
مِنْ فَضلِكِ وَلَا يُوضَعُ في فَرعِكِ وَأَصْلِكِ . حُكمُكِ
نبوده و از اصل و فرع تو چیزی کم نمی داریم.
نَافِذُ فِيمَا مَلَكَتْ يَدَايَ. فَهَلْ تَرَيْنَ أَنْ أَخَالِفَ فِي
هر آنچه از اموال شخصی من بخواهی پذیرفته است اما آیا نظرت این است که در این باره – فدک -
ذَاكِ أَبَاكِ ؟ (79) فَقَالَتْ عليها السلام ، سُبْحَانَ اللهِ! مَا كَانَ أَبِي
با پدرت صلی الله علیه وآله وسلم مخالفت نمایم؟! (79) فاطمه علیها السلام فرمود: سبحان الله! پدرم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله وسلم عَنْ كِتَابِ اللهِ صَادِفًا وَلَا لِأَحْكَامِهِ
از کتاب خدا روی گردان نبود و با احکام و فرامین آن مخالفت نمی کرد بلکه
مُخَالِفًا بَلْ كَانَ يَتَّبِعُ أَثَرَهُ وَيَقْفُو سُوَرَهُ (80) أَفَتُجْمِعُونَ إِلىَ
کاملاً از آن پیروی نموده و دنباله رو سوره هایش بود. (80) آیا در توجیه خیانتی که بر
الْغَدْرِ اعْتِلَالاً عَلَيْهِ بِالزُّورِ؟ وَهَذَا بَعْدَ وَفَاتِهِ
آن همدست شده اید دروغ و بهتان به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می بندید؟ این خیانت پس از وفات آن حضرت مانند آن
شَبِيهٌ بِمَا بُغِىَ لَهُ مِنَ الْعَوَائِلِ فِي حَيَاتِهِ (81) هَذَا كِتابُ اللهِ
توطئه هایی است که برضد او در زمان حیاتش - توسط شما - انجام می شد. (81) این کتاب خداست؛
حَكَماً عَدلاً وَنَاطِقاً فَضلاً : يَقُولُ: «یَرِثُنِى وَ یَرِثُ
داوری سراپا عدل و سخنگویی که حکم قطعی و حرف آخر را میزند می فرماید: « تا از من و از
من آلِ يَعقوُبَ (1)» (82) وَيَقُولُ: «وَوَرِثَ سُلَیمَانُ دَاوُدَ» (2)
آل يعقوب ارث ببرد» (82) و می فرماید: « سلیمان از داود ارث برد »
وَبَيَّنَ عَزَوَجَلَ فِيمَا وَزَعَ مِنَ الأَقسَاطِ وَ شَرَعَ مِنَ
خداوند در آنجا که در آنجا که نحوه ی تقسیم ارث را بیان داشته و قانون
الْفَرَائِضِ وَالمِيرَاثِ وَأَبَاحَ مِنْ حَظِّ الذُّكْرَانِ وَالاُنَاثِ. (83)
میراث را بنیان نهاده و سهم مردان و زنان را توضیح داده است، (83)
مَا أَزَاحَ بِهِ عِلَّةَ الْمُبْطِلِينَ وَأَزَالَ النَّظَنِّىَ وَالشُّبُهَاتِ
این قوانین را به گونه ای روشن ساخته است که جایی برای توجیه باطل پیشگان نگذاشته و گمانه زنی و
في الْغَابِرِينَ (84) كَلَّا «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ
شبهه را برای آیندگان از میان برده است. (84) هرگز چنین نیست، (بلکه نفس شما این کار - زشت - را برایتان
أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللهُ المُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ» (3)(85)
زینت داده ، - حال که چنین است - من شایسته شکیبایی می ورزم و در برابر آنچه می گویید از خداوند یاری
فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: صَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَتِ ابْنَتهُ،
می جویم) (85)ابوبکر به آن بانو گفت: خدا و فرستاده اش و دختر او راست گفتند،
أَنْتِ مَعَدِنُ الْحِكْمَةِ وَمَوْطِنُ الْهُدَى وَالرَّحْمَةِ
تو معدن حکمت و محل هدایت و رحمت بوده
وَرُكنُ الدِّينِ وَعَيْنُ الْحُجَّةِ . لَا أُبعِدُ صَوَابَكِ و
و رکن دین و حجت کامل هستی. من گفتار درست تو را رد نمی کنم و
لاَ أَنكِرُ خِطَابَكِ . هَؤُلَاءِ المُسلِمُونَ بَينِي وَ
سخنانت را منکر نمی شوم ، اکنون این مسلمانان میان من و
بَيْنَكِ ، قَلَّدوُنِي مَا تَقَلَدْتُ وَبِاتِّفَاقٍ مِنْهُمْ أَخَذْتُ
تو گواهند. آنچه را - از خلافت - بر عهده گرفتم ، آنان بر گردنم گذاشتند و آنچه را
مَا أَخَذْتُ ، غَيْرَ مُكَابِرٍ وَلَا مُسْتَبِدٍ وَلا
را قبول کردم با اتفاق نظر آنان بود بی آن که لجاجت و خودرایی کرده و
مُسْتَأْثِرٍ وَهُم بِذلِكِ شُهُودُ (86) فَالْتَفَتَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام
خود را مقدم داشته باشم. (86) فاطمه علیها السلام روی به مردم کرد
إلَى النَّاسِ وَقَالَتْ : مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ! الْمُسْرِعَةَ إِلَى
و فرمود: ای مسلمانان! چه سریع به سوی گفتار باطل رفتید
قِيلِ الْبَاطِلِ الْمُغْضِيَةَ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبِيحِ الخَاسِرِ! (87)
و بر کار زشت زیانبار چشم فروبستید (87)
« أفَلاَ يَتَدَّبَّرُونَ القُرآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبِ أَقْفَالُهَا»، (1)كلاَّ (88)
آیا در قرآن نمی اندیشید یا این که بر دل هایتان قفل زده اند. (88)
بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِكُمْ مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ فَأَخَذَ
چنین نیست ، بلکه کارهای زشتی که کردید دل هایتان را فرا گرفته
1) سوره محمد ؛ آیه 24 .
بِسَمْعِكُمْ وَأَبْصَارِكُمْ. وَلَبِئْسَ مَا تَاوَّلتُم وَسَاءَ
و گوش و چشم شما را فرو بسته است و چه ناروا کار را بازگرداندید و چه بد راهی را
مَا بِهِ أَشَرْتُمْ وَشَرَّ مَا مِنْهُ اغْتَصَبتُم! (89) لَتَجِدُنَ وَاللهِ محْمِلَهُ
نشان دادید و چه نارواست آنچه غصب کرده و به ستم گرفتید. (89) به خدا سوگند که عقوبت
ثَقِيلاً وَغِبَّهُ وَبِیلاً إِذَا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطَاءُ وَبَانَ
این کار را سنگین خواهید دید و پیامدش را فاجعه آمیز خواهید یافت. هنگامی که پرده ها
بِالدِّرَائِهِ الضَّرَاءُ وَبَدَا لَكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا
به کنار رود و سختی ها و عذاب های پشت آن پدیدار گردد و از سوی پروردگارتان برایتان آنچه که فکرش را
تَحْتَسِبُونَ. «وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ» (1)(90) ثُمَّ
هم نمی کنید آشکار شود، در آن هنگام باطل پیشگان زیانکارند . (90) سپس
عَطَفَتْ عَلَى قَبْرِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله وسلم وَقَالَتْ : (91)
روی به قبر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آورد و عرضه داشت : (91)
قَد كَانَ بَعَدَكَ أَنْبَاءُ وَهَنْبَتَةٌ
پس از تو حوادث و گرفتاری هایی پدید آمد
لَوكُنْتَ شَاهِدَهَا لَمْ تَكُنُ الْخُطَبُ (92)
که اگر حضور میداشتی مصیبت فراوان نمی شد. (92)
إنَّا فَقَدْ نَاكَ فَقدَ الْأَرْضِ وَابِلَهَا
ما تو را از دست دادیم بسان زمینی که باران را از دست دهد
وَاخْتَلَ قَوْمُكَ فَاشْهَدُ هُوَ وَلَا تَغِبِ (93)
و پس از رفتنت قوم تو دگرگون شدند گواهشان باش و از آنان غائب نشو! (93)
وَكُلُّ أَهْلِ لَهُ قُرَبَی وَمَنْزِلَةٌ
هر خویشاوندی که در نزد بستگان و نزدیکان از مکان و منزلتی برخوردار است
1) سوره مؤمن ؛ آیه 78.
عِنْدَ الإِلَهِ عَلَى الْأَدْنَيْنِ مُقْتَرَبَ (94)
نزد خدا آن منزلت پذیرفته است. (94)
أَبْدَتْ رِجَالُ لَنَا نَجْوَى صُدورِهِمْ
گروهی از مردان آنچه در سینه داشتند علیه ما آشکار کردند
لَمَّا مَضَيْتَ وَحَالَتْ دُونَكَ التُّرَبُ (95)
در زمانی که رفتی و خاک میان ما و تو پرده کشید. (95)
تَجَهَّمَتنَا رِجَالٌ وَاسْتُخِفَّ بِنَا
وقتی از دست رفتی مردانی بر ما هجوم آوردند
لَمَّا فُقِدتَ وَكُلُّ الْأَرْضِ مُغتَصَبٌ (96)
ما را ناچیز شمردند و همه ی میراث ما را غصب کردند. (96)
وَكُنْتُ بَدْرًا وَ نُورًا سَتَضَاءُ بِهِ
ماه کامل و نوری بودی که از آن فروغ می گرفتند
عَلَيْكَ تُنَزَلُ مِنْ ذِي الْعِزَّة الكُتُبُ (97)
و از جانب خداوند عزیز بر تو کتاب نازل می شد. (97)
وَكَانَ جِبْرِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا
جبرئیل با آیات وحی مونس ما بود
فَقَدْ فُقِدتَ وَكُلُّ الْخَیرِ مُحْتَجِبٌ (98)
تو رفتی و تمامی خیرها از ما پنهان گشت (98)
فَلَيْتَ قَبْلَكَ كَانَ الْمَوْتُ صَادَفَنَا
کاش پیش از آن که که خاک ها میان ما
لَمَّا مَضَيْتَ وَحَالَتَ دُونَكَ الكُثُبُ (99)
و شما حایل شوند مرگ ما فرا رسیده بود (99)
إِنَّا رُزِئنَا بِمَالَمْ یُرزَ ذُوشَجَنٍ
ما به چیزی سوگوار شدیم که هیچ غم زده ای
مِنَ الْبَرِيَّةِ لَا عُجمٌ وَلا عَرَبٌ (100)
از مردم از دور و نزدیک بدان مبتلا نشده است (100)
ثُمَّ انَكَفَات علیها السلام وَأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام یَتَوَقَّعُ رُجُوعَهَا
آنگاه حضرت فاطمه علیها السلام بازگشت در حالی که امیرمؤمنان در انتظار بازگشت
إِلَيْهِ وَیَتَطَلَّعُ طُلُوعَهَا عَلَيْهِ (101) فَلَمَّا اسْتَقَرَت بِهَا الدَّارُ
ایشان و ورود حضرتش به خانه بود (101) چون فاطمه علیها السلام به خانه رسید و آرام
قَالَتْ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام ، یَابْنَ أَبِي طَالِبٍ! اشتَمَلْتَ
گرفت، به امیرمؤمنان علیه السلام عرض کرد: ای پسر ابو طالب! همچون جنین پرده بر
شِمْلَةَ الجَنِينِ وَقَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِينِ(102) نَقَضتَ
خود پیچیده ای و مانند افراد متهم در خانه نشسته ای (102) کسی بودی که شهپر
قَادِمَةَ الْأَجْدَلِ فَخَاتَكَ رِيشُ الْأَعْزَلِ. هَذَا ابْنُ
عقاب ها را در هم شکستی و اکنون این ناچیزها تو را ناتوان ساخته اند. این پسر ابوقحافه
أَبِي قُحافَةَ يَبْتَزُنِي نِحْلَةَ أَبِی وَبُلْغَةَ ابْنَى (103) لَقَدْ
أَجْهَدَ فِي خِصَامِي وَأَلْفَيْتُهُ أَلَدَّ فِي كَلَامِي حَتَّى
سخت می کوشد و در گفتار با من ، دشمنی و کینه توزی می کند. _کارم _ به آنجا رسید که
حَبَسَتْنِي قَيْلَةُ نَصْرَهَا وَالْمُهَاجِرَةُ وَصْلَهَا وَغَضَّتِ
انصار از یاری ام خودداری کردند و مهاجرین پیوند مرا نادیده گرفتند و مردم چشم بر هم
الجَمَاعَةُ دُونِي طَرْفَهَا (104) فَلَا دَافِعَ وَلاَ مَانِعَ خَرَجْتُ
گذاشتند تا _ حق _ مرا نبینند. (104) هیچ کس از من دفاع نکرد و مانع ستم بر من نشد. به هنگام
كَاظِمَةً وَعُدْتُ رَاغِمَةً . أَضْرَعْتَ خَدَّكَ يَوْمَ
رفتن خشم فروخورده و به وقت بازگشتن شکست خورده بودم. از آن هنگام که شمشیر فرو گذاشتی،
أَضَعْتَ حَدَّكَ افْتَرَسْتَ الدِّئَابَ وَافْتَرَشْتَ التُّرَابَ.
چهره ی خود را خوار نمودی. تو بودی که گرگ ها را پاره کردی و اکنون خاک نشین گشته ای نه
مَا كَفَفْتَ قَائِلاً وَلَا أَغْنَيْتَ طَائِلاً . وَلَا خِيَارَ لِی (105)
گوینده ای را باز می داری و نه کار سودمندی به انجام می رسانی و از من کاری ساخته نیست. (105)
لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ مَنِيَّتِي وَدُونَ ذِلَّتِی! عَذِيرِيَ اللهُ!
ای کاش پیش از این وقت و پیش از این خواری ام مرده بودم. از پروردگار
مِنْهُ عَادِيًا وَمِنْكَ حَامِيًا . وَيْلَاىَ فِي كُلِّ شَارِقٍ،
جانبداری اش را می خواهم که یاورم این گونه است و دشمنم آن گونه وای بر
وَيلاَیَ فِي كُلِّ غَارِبٍ! مَاتَ الْعَمَدُ وَوُهِتَ
من در هر سپیده دم. وای بر من در هر شامگاه تکیه گاه ما رفت و بازوی ما
الْعَضُدُ (106) شَكَوَايَ إِلَى أَبِي وَعَدْوَى إِلَى رَبِّی.
سست گردید. (106) شکوه ام را به پدرم و دادخواهی ام را به پروردگارم می کنم :
أَللهُمَّ! إِنَّكَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَحَوْلًا وَأَشَدُّ بِأسًا وَ
خداوندا! تو از آنان نیرومندتر و تواناتری و عذاب و مجازات تو
تَنَكِيلاً (107) فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: لَا وَيْلَ لَكِ بَلِ
سخت تر است. (107) امیرمؤمنان علیه السلام به آن حضرت فرمود وای بر تو نیست ای دختر سرور پیامبران
الْوَيْلُ لِشَانِئِكِ (108) ثُمَّ نَهْنِهِي عَنْ وَجْدِكِ ، يَا ابْنَةَ
بلکه وای بر دشمن توست. از این خشم خویشتن داری کن (108) ای دختر برگزیده ی خدا و ای
الصَّفْوَةِ وَبَقِيَّةَ النُّبُوَّة ! فَمَا وَنَیتُ عَنْ دِينِي وَلاَ
باقیمانده ی نبوت! من در دینم سست نشده ام و در آنچه توانش را
أَخْطَأْتُ مَقدُورِى فَإِنْ كُنْتِ تُرِيدِينَ الْبُلْغَةَ
داشتم کوتاهی نکرده ام، اگر به دنبال معیشت هستی روزی ات ضمانت شده و آن
فَرِزقُكِ مَضْمُونٌ وَكَفِيلُكِ مَأْمُونَ . وَمَا أُعِدَّ لَكِ
که کفیل توست امین و مورد اعتماد است. و آنچه برایت مهیا ساخته برتر از آن چیزی
أَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْكِ. فَاحْتَسِبِى اللهَ (109) فَقَالَتْ:
است که از تو گرفته شده است. پس به حساب خدا بگذار! (109) فاطمه علیها السلام فرمود:
حَسبِىَ اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، وَأَمْسَكَتْ (110)
خداوند مرا کافی است و او خوب حمایت کننده ای است و سکوت کرد (110)
قَالَ سُوَيْدُ بْنُ غَفَلَةَ : لَمَّا مَرِضَت فَاطِمَةُ سَلَامُ اللهُ عَلَيْهَا
سويد بن غفله می گوید: زمانی که فاطمه علیها السلام بیمار گردید،
همان بیماری ای که به وفات ایشان منجر شد گروهی از زنان
الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ، يَعُدْنَهَا. فَقُلْنَ لَهَا:
مهاجرین و انصار برای عیادت به نزد آن حضرت رفتند. پرسیدند:
كَيْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللهِ ؟ (111)
ای دختر فرستاده ی خدا ! با بیماریت چگونه ای؟ (111)
فَحَمِدَتِ اللهَ وَصَلَّتْ عَلَى أَبِيهَا. ثُمَّ قَالَتْ ، أَصْبَحْتُ وَاللهِ
فاطمه علیها السلام خدا را سپاس گفت و بر پدر خویش درود فرستاد سپس فرمود: به خدا
عَائِفَةً لِدُنْيَا كُنَّ ، قَالِيَةً لِرِجَالِكُنَّ، (112) لَفَظْتُهُمْ بَعدَ
سوگند که از دنیای شما ناخشنود و از مردانتان متنفرم. (112) پس از آن که آنها را
أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَسَئِمْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرتُهُمْ . فَقُبْحًا
آزمودم دورشان ساختم و هنگامی که به درستی شناختم شان، از آنها بیزار شدم.
لِفُلوُلِ الْحَدِّ، وَالَّلعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَقَرْعِ الصَّفَاةِ، وَ
زشت باد کند شدن شمشیرهای - شان - و به بازی روی آوردن شان پس از جدیت. زشت باد
صَدْعِ الْقَنَاةِ ، وَخَتْلِ الْآرَاءِ ، وَزَلَلِ الْأَهْوَاءِ وَ «بِئْسَ
بیهوده کاری آن ها و شکسته شدن نیزه هایشان و کژروی اندیشه ها و لغزش خواهش هایشان؛
مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ
چه اندوخته ی ناپسندی برای خویش پیش فرستادند زیرا که خشم خدا بر آنان خواهد
فِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُون» (1)(113) لَا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمُ
بود و در عذاب جاویدان باقی خواهند ماند. (113) پس به ناچار ریسمان آن را به گردن خودشان
رِبْقَتَهَا وَحَمَّلْتُهُمْ أَوْقَتَهَا وَشَنَنْتُ عَلَيْهِمْ غَارَتَهَا .
انداختم و سنگینی _ گناهشان - را بر ایشان بار کردم و هجوم و تاراج ناشی از این کوتاهی را به سوی خودشان
فَجَدعًا وَعَقرًا وَ « بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » (2)(114) وَیَحهُم!
قرار دادم. دور - از رحمت خدا - باشند و از بین رفته و نابود گردند گروهی که ستمکارند. (114) وای بر آن ها!
أَنَّی زَعْزَعُوهَا عَنْ رَوَاسِى الرّسَالَةِ وَقَوَاعِدِ النُّبوةِ
خلافت را از چه جایگاهی دور ساختند؟ از جایگاه استوار رسالت و پایگاه نبوت و راهنمایی ؛
وَالدَّلَالَةِ وَمَهْبِطِ الرُّوحِ الأَمِينِ (115) وَالطَّبِينِ
و از محل فرود روح الأمين (115) و از شخص آگاه و چیره به همه ی امور دنیا
بِأُمورِ الدُّنْيَا وَالدِّينِ؟! «اَلاَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ المُبِينَ» (3)(116)
و دین؟! بدانید که این همان زیانکاری آشکار است. (116)
وَمَا الَّذِي نَقَمُوا مِنْ اَبِی الْحَسَنِ علیه السلام؟! نَقَمُوا وَاللهِ! مِنْهُ
برای چه از ابا الحسن - علی علیه السلام - خشنود نیستند؟! به خدا سوگند که از بدآورد
نَكَيرَ سَيْفِهِ وَقِلَّةَ مُبَالَآئِهِ لِحَتفِهِ وَشِدَّةَ وَطَاتِهِ
شمشیرش و از بی باکی او از مرگ و پایمردی اش - در راه خدا - و تلخکامی
وَنَكَالَ وَقُعَتِهِ وَتَنَمُّرَهُ فِي ذَاتِ اللَّهِ (117) وَ تَاللَّهِ! لَوْ
جنگاوری او و سخت گیری اش درباره ی خدا ناخوش بودند. (117) به خدا سوگند
مَالوُا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللَائِحَةِ وَزَالوُا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ
می خورم که اگر علی علیه السلام را می پذیرفتند - هرگاه که از راه روشن دور میشدند و از پذیرش برهان
الْوَاضِحَةِ، لَرَدَّهُمْ إِلَيْهَا وَحَمَلَهُمْ عَلَيْهَا وَلَسَا رَبِهِم
آشکار سرباز می زدند؛ او آن ها را به راه باز می گرداند و برقبول حق وادار می ساخت و آهسته آنها را به
سَيرًا سُجُحًا لاَ يَكلُمُ خِشَاشُهُ وَلاَ يَكِلُّ سَائِرُهُ (118)
پیش می برد به طوری که مرکب آسیبی نبیند و رونده زحمت نفهمد (118) و سوار خسته نگردد.
وَلَا يَمَلُّ رَاكِبُهُ وَلَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِيرًا صَافِيًا
در آبشخوری زلال واردشان می ساخت که از آبی پاک و صاف بهره مند
رَوِیًّا تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَلَا يَتَرَنَّقُ جَانِبَاءُ وَلَأَصْدَرَهُمْ (119)
گردند. آبگیری سرشار و لبالب که از هیچ سوی گل آلود و کدر نبود. (119)
بِطَانًا وَنَصَحَ لَهُمْ سِرًّا وَ إِعْلَانًا وَلَمْ يَكُن یَتَحَلَّى
سیراب بازشان می گرداند و در پنهان و آشکار خیرخواهی می نمود. این گونه نبود که از دارایی
مِنَ الدُّنْيَا بِطَائِلٍ وَلَا یَحْظىَ مِنْهَا بِنَائِلٍ غَيْرَ رَیِّ
دنیا خود را به زیوری و زینتی بهره مند سازد و بهره خویش را فراوان قرار دهد. جز جرعه ای
النَّاهِلِ (120) وَشُبْعَةِ الكَافِلِ وَلَبَانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ
که تشنگی را فرو نشاند (120) و لقمه ای که گرسنگی را برطرف سازد. آن هنگام برایشان آشکار می شد که
مِنَ الرَّاغِبِ وَالصَّادِقُ مِنَ الكَاذِبِ (121) «وَلَوْ أَنَّ
زاهد کیست و دنیا خواه کیست؛ درست کردار کدام است و دروغگو کیست! (121) اگر ساکنان آبادی ها
أَهْلَ القُرَى آمَنُوا وَاتَّقُوَا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ
ایمان آورده و پرهیزگار می شدند برکات را از آسمان و زمین
مِنَ السَّمَاءِ وَالأرضِ وَ لَكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا
بر ایشان می گشودیم ولی تکذیب کردند و به کیفر آنچه انجام
كَانُوا يَكسِبُونَ» (1)(122) «وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هُوُلاءِ
دادند آنها را گرفتیم (122) و کسانی از اینان که ستم کردند به زودی
سَیُصِیبُهُمْ سَيِّئاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُمْ
نتیجه ی زشت کاری شان به آنان خواهد رسید و نتوانند که به ستیزه جویی
بِمُعجِزِینَ» (2)(123) اَلاَ: هَلُمَّ فَاسْمَعْ وَمَا عِشْتَ أَرَاكَ
الدَّهْرُ عَجَبًا. «وَإِن تَعْجَب فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ» (3)(124)
خواهد داد! و اگر شگفت زده می شوی پس شگفتی گفتار آنان است! (124)
لَيْتَ شِعْرِى! إِلَى أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدَوُا؟! وَإِلَى أَيِّ
ای کاش روشن بود به کدام تکیه گاه تکیه زدند؟ و بر چه پشتوانه ای
عِمَادٍ اعْتَمَدُوا؟! وَ بِأَيَّهِ عُرْوَةٍ تَمَسَّكُوا؟! وَعَلَى أَيَّةِ
اعتماد ورزیدند؟ به کدام ریسمان آویختند؟ وعليه كدام ذریه و خاندان
ذُرِّيَّةٍ أَقدَمُوا وَاحْتَنَكُوا؟ (125) «لَبِئْسَ المَوْلَى وَلَبِئْسَ
اقدام کرده و چیره شدند؟ (125) چه بد سرپرستی گرفته و چه بد
الْعَشِیرُ» (4)وَ «بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً» (5)(126) اسْتَبْدَلُوا
همراهی برگزیدند و برای ستمکاران چه جایگزین ناپسندی است! (126) به خدا سوگند افراد
وَاللهِ! الذُّنَابَى بِالْقَوَادِمِ وَالْعَجُزَ بِالكَاهِلِ. فَرَغماً
پست و دنباله رو را بر شریف و بزرگ قوم ترجیح دادند و جای بزرگان را به فرومایگان سپردند.
لِمَعَاطِسِ قَوْمٍ «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا» (6)(127)
به خاک مالیده باد بینی گروهی که «گمان می کنند چه نیکو عمل کرده اند» (127)
«أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَ یَشعُرُونَ» (1)(128)
در حالی که آن ها تباه کارانند ولی نمی دانند. (128)
وَيْحَهُمْ! «أَفَمَن يَهْدِى إِلَى الحَقِّ أَلحَقُّ اَنْ
وای بر آن ها آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند شایسته ی
يُتَبَعَ أَمَّن لَا یَهدِى إِلاَّ أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ
پیروی است یا کسی که هدایت نمی شود مگر آن که او را راهنمایی
كَيفَ تَحكُمُونَ» (2)(129) أَمَا لَعَمْرِي! لَقَدْ لَقِحَتْ
کنند. شما را چه شده که این گونه داوری می کنید! (129)
فَنَظِرَةٌ رَيْثَمَا تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْءَ الْقَعْبِ دَمًا
به جانم سوگند که _ فتنه _ به بار نشست پس اندکی صبر کنید تا ثمر دهد پس با کاسه های لبالب -
عَبِيطَا وَدُعَافًا مُبِيدًا . هُنَالِكَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ
از این شتر فتنه _ خون تازه بدوشید و سم هلاک کننده بگیرید. آن هنگام بیهوده کاران زیانکارند و
وَيَعرِفُ الْبَطَّالُونَ غِبَّ مَا أَسَّسَ الأَوَّلُونَ (130) ثُمَّ
فرومایگان عاقبت آنچه را که پیشینیان بنیان نهاده اند می چشند (130)
طِيبُوا عَنْ دُنْيَا كُمْ أَنْفُسًا وَاطْمَئِنّوا لِلْفِتْنَةِ
به دنیای خود خوش باشید و دل به فتنه گرم دارید (131)
جَأْشًا (131) وَأَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةٍ مُعْتَدٍ غَاشِمٍ
ولی به شمشیری برنده خود را مژده دهید و چیرگی ستمگری و تجاوز را
وَبِهَرجٍ شَامِلٍ وَاسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِينَ ، يَدَعُ
آماده باشید و نیز پریشانی فراگیر و خودرایی ستمکاران را . که اندکی از
فَيْئَکُمُ زَهِيدًا وَجَمعَكُمْ حَصِيدًا (132) فَيَا حَسْرَتَی
ثروت برایتان بگذارد و جمعیت شما را درو کند. (132) چه پشیمانی ها که برای
لَكُمْ! وَأَنَّى بِكُمْ؟ وَقَدْ «عُمِّيَتْ عَلَيْكُم
شماست. کجا هستید؟ اینک _ عواقب کار - بر شما پنهان و پوشیده است؛ آیا شما را به
أَنُلزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُم لَهَا كَارِهُونَ» (1)(133) قَالَ سُوَيْدُ بْنُ غَفَلَة
اجبار به کاری و اداریم در حالی که آن را ناخوش می شمارید. (133) سوید بن غفله می گوید:
فَأَعَادَتِ النِّسَاءُ قَوْلَهَا علیها السلام عَلَى رِجَالِهِنَّ فَجَاءَ إِلَيْهَا
زنان سخنان حضرت را بر مردان خویش باز گفتند. به همین دلیل گروهی از مهاجرین
قَوْمٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ مُعْتَذِرِينَ وَقَالُوا : يَا
و انصار برای عذر خواهی به نزد ایشان آمده و گفتند: ای بانوی بانوان؛ اگر ابوالحسن
سَيِّدَةَ النِّسَاءِ! لَوْ كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ذَكَرَ لَنَا هَذَا الْأَمْرَ
علی علیه السلام - این امر را پیش از آن که پیمان برای دیگری جاگیر شده و بیعت محکم
قَبْلَ أَنْ يُبْرَمَ الْعَهْدُ وَيُحْكَمَ الْعَقْدُ لَمَا عَدَلْنَا
گردد یادآوری کرده بود ما از او روی گردان نشده و به شخصی دیگر
عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ (134) فَقَالَتْ عليها السلام : إِلَيْكُمْ عَنِّى! فَلَا
راضی نمی شدیم. (134) فاطمه علیها السلام فرمود: از من دور شوید؛ پس از یاری نکردن
عُذْرَ بَعْدَ تَعذِيرِكُمْ وَلَا أَمْرَ بَعْدَ تَقصِيرِكُم (135)
ما دیگر هیچ بهانه ای ندارید و دیگر بعد از این کوتاهی تان - در دفاع از حق _ کاری با شما نداریم! (135)
1) سوره هود ؛ آیه 28.
سوره آل عمران ؛ آیه 102.
سوره فاطر ؛ آیه 28 .
سوره توبه ؛ آیه 128 .
سوره آل عمران ؛ آیه 103.
سوره انفال ؛ آيه 26.
سوره مائده ؛ آیه 64.
سوره توبه ؛ آیه 49.
سوره انعام ؛ آیه 95.
سوره کهف ؛ آیه 50 .
سوره آل عمران ؛ آیه 85 .
سوره مائده ؛ آیه 50 .
سوره مریم ؛ آیه 27.
سوره نمل ؛ آیه 16 .
سوره مريم ؛ آیه 5 و 6 .
سوره انفال ؛ آیه 75.
سوره نساء ؛ آیه 11.
سوره بقره ؛ آیه 180.
سوره انعام ؛ آيه 67 .
سوره هود ؛ آیه 39 .
سوره آل عمران آیه 144 .
سوره توبه ؛ آیه 13 .
سوره ابراهیم ؛ آیه 8.
سوره همزه ؛ آیه 7.
سوره شعراء ؛ آیه 227 .
سوره سبأ ؛ آيه 46.
سوره هود ؛ آیه 122 .
سوره مریم ؛ آیه 6.
سوره نمل ؛ آیه 16.
سوره یوسف ؛ آیه 18 .
سوره محمد ؛ آیه 24 .
سوره مؤمن ؛ آیه 78.
سوره مائده ؛ آیه 80 .
سوره هود ؛ آیه 44.
سوره زمر ؛ آیه 15.
سوره اعراف ؛ آیه 96 .
سوره زمر ؛ آیه 51 .
سوره رعد ؛ آیه 5.
سوره حج ؛ آیه 13.
سوره کهف ؛ آیه 50 .
سوره كهف ؛ 104.
سوره بقره ؛ آیه 12.
سوره يونس ؛ آیه 35.
سوره هود ؛ آیه 28.
بیستم جمادی الاولی سال پنجم بعثت
بیستم جمادی الثانی سال پنجم قبل از بعثت
بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت
بیستم جمادی الاولی سال پنجم قبل از بعثت
بریده شده و جدا شده
بریده و دور از ناپاکی
پاک و پاکیزه
با خیر و برکت
همتای امیرالمؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه (علیهم السلام) می باشد .
برابر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می باشد.
برابر با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد.
برابر با مقام پیامبران اولوالعزم می باشد.
بیستم جمادی الثانی 75 روز
سوم جمادی الثانی 95 روز
سوم جمادی الثانی 75 روز
بیستم جمادی الثانی 95 روز
در مکان توقف کردن
حبس نمودن عین ملک و مصرف کردن منافع آن در راه خدا
اقامت کردن ، ایستادن
توقف کردن در مکانی برای خدا
وقف
صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم
روزه، حج و جهاد
همه موارد
العواف
الميثب
حسنی
همه موارد
چیست؟
برقه
الدلال
العواف
مشربه ام ابراهیم
موقوفات حتما باید شامل ساختمان و زمین باشد
مال موقوفه باید از اموال قیمتی و با ارزش باشد
لازم نیست حتما قیمتی باشد و با حقوق اندک نیز می توان به ائمه معصومین علیه السلام اقتدا کرد
به صورت انفرادی باید مال خاصی را وقف کرد
فقط با بستگان درجه یک خود می توان مالی را وقف کرد
وقف به صورت فردی بوده اما یک نفر می تواند چند چیز را وقف کند
افراد نیکوکاری که علاقه ای به واقف شدن دارند می توانند جمع شوند و هر کدام به فراخور توان مالیشان هزینه ای را متحمل شوند
به راستی سخن گفتن
صله رحم
عدل
تلاوت قرآن
جهان همیشه وجود داشته و مانند خداوند ازلی است.
وجود آفريده ها از خداوند نشئت گرفته و خداوند آنها را از وجود خویش آفریده است.
میان آفریدگار و ماده وجود آفریدگان سنخیت وجود داد.
همه موجودات بدون سابقه به قدرت خداوند به وجود آمده اند، نه اینکه خداوند یا هر چیز دیگری ماده وجود آنها باشد.
بی ثمر شدن درخت آرزوها
گریان شدن فرشتگان از خالی ماندن محراب عبادت ایشان
تعطیل شدن وحی
همه موارد
پوشیده بودن در پرده غیب
رایحه وجود را استشمام نکرده بودند
در پوششی ترسناک محفوظ بودند
موارد 1 و 3
قرآن کریم
احادیث پیامبر
امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام
همه موارد
کتاب گویای خدا و قرآن صادق
شخصی که مردم بر پیروان او رشک می برند
گوش سپردن به او مایه نجات است
همه موارد ذکر شده
حج
جهاد
نماز
روزه
فزونی نفرات
برچیده شدن کینه ها
طول عمر
موارد 1 و 3
رستگاری و خشنودی پروردگار
همبستگی امت و ایمنی آنان از تفرقه
تعالی روح و استقرار عدالت
نورانیت قلب و فرار شیطان
پلیدی
دروغ گویی
خیانت
فراموشی عهد و پیمان
چادر ایشان چندان بلند بود که حضرت پا بر پایین دامن آن می گذاشته اند.
راه رفتن ایشان شبیه راه رفتن پدر ارجمندشان بوده است.
در میان بانوان خویشاوند و نزدیکان خود حرکت فرمودند و تنها نبودند.
گزینه مورد نظر همه موارد است.
جهاد مؤمنان
زحمات امام علی علیه السلام در جنگ ها
تلاوت قرآن
رسالت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم
قرآن کریم
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم
امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام
اسلام و احکام نورانی آن
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
امام علی علیه السلام
ابوطالب
حمزه سیدالشهداء
ترس و واهمه از کشته شدن
عدم آگاهی توده های مردم
حضور مجاهدان در میادین نبرد
پستی، تن پروری و راحت طلبی
دروغ بودن ادعای زمامدار مبنی بر شنیدن حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که پیامبران ارث نمی گذارند
اثبات حق خمس برای اهل بیت
اثبات ارث رسیدن خلافت به امام علی علیه السلام
گزینه ی مورد نظر ارائه نشده است.
فاطمة بضعة منى
المَرهُ يُحفَظُ في ولده
ابنتى سيدة نساء اهل الجنة
فاطمه حوراء انسيَّة
سخت گیری اش در راه خدا
پایمردی اش درباره فرامین الهی
سختی و تلخی شمشیر ایشان
همه موارد
ستم چیرگی خواهد یافت
شمشیری برنده که جمعیت ها را درو خواهد کرد
پریشانی فراگیر و خودرایی ستمکاران در اداره حکومت
فرو ماندن سنت ها و فرامین بر زمین
فَلَيتَ قَبلَكَ كَانَ المَوتُ صَادَفَنَا
تَجَهُمْتنَا رِجَال واستخف بنا
وَاختَلْ قَومُكَ فَاسْهَدَهُم وَلَا تَعْب
فَقَد فُقدتَ وَكُلُّ الخَير مُحتَجِبٌ
نماز
حج
زکات
روزه
اموال به جا مانده از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
حکومت و خلافت فرستاده خدا در امر زمامداری مردم
تصدی امر قضاوت
تفسیر به رأی قرآن و اجتهاد در مقابل نص
مانند کسی که در مقابل کفار به تنهایی به جنگ می رود
همچون کسی که بر زخم چاقو و فرو رفتن نیزه در شکم شکیبایی کند.
مانند روزه داری که بر تشنگی و گرسنگی صبر کند.
همه موارد
تعبیر دختر فرستاده خدا از مردمی که پیمان غدیر را شکستند و در یاری ایشان کوتاهی کردند چه بود؟
مردمی که فریادهای دعوت شیطان گمراه را پاسخ گفتند.
به بهانه گرفتن کف روی شیر (جلوگیری از فتنه) همه ی آن را نوشیدند (خلافت را غصب کردند)
نقاب بر سر کشیده و به دنبال خانه نشینی و فلاکت خاندان و فرزندان پیامبرند.
همه موارد .
سوره بقره آیه 18 «إِنْ تَرَكَ خَيْرُ الْوَصِيَّةُ لِلْوَالذين وَالأقْرَبِينَ بِالمُعْروفِ حَقَا عَلَى المُتَقَينَ»
سوره مریم آیه 5 و 6 « فَهَبْ لِي مِن لَدُنكَ وَلِيًّا يَرِثُنى وَ يَرِثُ مِن آل يعقوب»
سوره انفال آیه 75 « وَ اولوالأَرْحَامِ بعضُهُمْ أَوْلى بِبَعض فى کتاب الله »
همه موارد
شتری که پشتش زخمی و پایش لنگ است.
باغ بی ارزشی که ارزش معنوی ندارد.
آتش جهنم برای غاصبین آن
هیچکدام
خداوند موجودات را آفرید تا حکمتش را اثبات کند
خداوند موجودات را آفرید تا قدرتش را نمایان سازد.
خداوند موجودات را آفرید تا سودی از صورت بخشی آن ها حاصلش گردد.
خداوند موجودات را آفرید تا دعوتش را عزت و ارجمندی بخشد.
چهره حقیقت پیدا و نمایان شد
هیاهوی شیطان ها خاموش شد.
یاران کفر و شرک به مصاف روی آوردند.
گزینه ی 1 و 2
حجت های نورانی خداوند
بهشت
قرب خداوند
رضوان خداوند
رحلت رسول خدا
کشته شدن مؤمنان در میدان نبرد
نزول عذاب الهی بر امتها به خاطر مخالفت با آموزه های الهی
فراموشی یاد خدا
شرکت کننده ی عزیز
ضمن تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، حضور گرم شما را در مسابقه ی پیام یاس نبوی ارج نهاده و توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماییم.
شرکت برای عموم علاقمندان بالای 12 سال آزاد می باشد.
رونویسی از پاسخنامه دیگران شرعا جایز نمی باشد.
با مطالعه ی دقیق کتاب، پاسخ پرسش های مطرح شده را در پاسخ نامه درج نمایید.
مشخصات خود را به طور کامل در محل کادر مربوطه در پاسخ نامه، با ذکر نام استان، نام شهر، آدرس دقیق پستی، کدپستی و شماره تلفن ثابت و همراه درج نمایید .
کپی پاسخ نامه در صورت عدم تغییر در اندازه قابل قبول است.
مهلت ارسال پاسخ نامه حداکثر تا تاریخ 15 خردادماه سال جاری برابر 13 رجب 1433 هجری قمری سالروز ولادت با سعادت امام همام امیرالمومنین علی (علیه السلام) می باشد.
شرکت کنندگان می توانند از دو طریق در مسابقه شرکت نمایند: الف) ارسال پستی پاسخنامه به آدرس قم صندوق پستی 168-37135 ب) از طریق پیام کوتاه به شماره 10000114
شرکت کنندگان محترمی که توسط سامانه پیام کوتاه در مسابقه شرکت خواهند نمود می بایست پاسخ سئوالات را که به صورت یک عدد چهل رقمی است (بترتیب از چپ به راست) به شماره پیامک 10000114 ارسال نمایند.
اولویت نخست در قرعه کشی با شرکت کنندگان محترمی است که به صورت ارسال پستی پاسخ نامه در مسابقه شرکت نموده اند و در اولویت دوم قرعه کشی از بین شرکت کنندگانی که با ارسال پیامک در مسابقه شرکت نمودهاند انجام خواهد شد.
قرعه کشی 15 تیرماه مصادف با نیمه شعبان میلاد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام و از طریق سایت سازمان اوقاف و امورخیریه به نشانی www.awqaf.ir و سایت معاونت فرهنگی به نشانی www.mfso.ir و سایت مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی به نشانی www.mfpo.ir اعلام خواهد شد.
18 نفر کمک هزینه حج عمره
72 نفر کمک هزینه سفر به عتبات عالیات
18 نفر کمک هزینه سفر به سوریه
18 نفر کمک هزینه سفر به مشهد مقدس
118 قلم هوشمند قرآنی
و ده ها جوایز ارزشمند دیگر