واکسن و طرح جایگزین

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

105/6/1

واکسن و طرح جایگزین

محورهای جلسه

روش تحقیق نظریه" فقهی ایمنی" چیست؟.1

2.نقش اعضاء مختلف بدن در ایجاد سلامت به چه میزان است؟

3.ساختار اشیاء تقویت کننده ایمنی بدن کدام است؟

4.در بدن انسان چند نوع الگوی ایمنی وجود دارد؟

5.چگونه با سایر مصادیق خوف و خطر در زندگی مواجه شویم؟

6.نظریه فقهی ایمنی را چگونه در جامعه محقق کنیم؟

شورای راهبردی

الگوی پیشرفت اسلامی

10شهریور ماه 1400

شهر مبارک قم

اشاره

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»

وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِي قَاتَلَ مَعَهُ رَبَّبُونَ كَثيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعْفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ

سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۴۶

و چه بسیار از پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان ،جنگیدند، پس در مقابل آنچه در راه خدا به آنان رسید سستی نکردند و ناتوان نشدند و سر تسلیم و ذلت فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.

شناسنامه

متن پیشرو (ویرایش اول) صد و پنجمین مکتوب از نوع ششم محصولات مرتبط با نقشه الگوی پیشرفت اسلامی (پیاده فوری) است. محتوای این محصول، متن پیاده شده گفتگوی حجت الاسلام والمسلمین علی کشوری (دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی با موضوع واکسن و طرح جایگزین در جمع برخی از پزشکان پژوهشگران و فعالان طب اسلامی در تاریخ سه شنبه ۱۵ تیرماه ۱٤۰۰ در شهر مبارک ،قم، مسجد مقدس جمکران، پلاک ۳۱۳ برگزار شده است پیشنهاد میشود این جزوه در قطع رحلی به انتشار برسد.

عکس

-5

فهرست مطالب:

1. مقدمه: .1

1/1. وجود ناکارآمدی‌های فراوانِ وزارت بهداشت؛ علت برگزاری این جلسه جهت همفکری با دوستان وزارت بهداشت. 1

1/1/1. عواقب خطرناک اجرای سیاست کنترل جمعیت؛ یکی از مصادیق ناکارآمدی‌ وزارت بهداشت. 2

2/1/1. تراریخته‌شدنِ اکثر غذای مردم ایران؛ یکی دیگر از مصادیق ناکارآمدی‌ وزارت بهداشت. 2

3/1/1. افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی؛ یکی دیگر از مصادیق ناکارآمدی وزارت بهداشت. 3

2/1. تبیین اجمالی سرفصل‌ها و سوالات شش‌گانه مطرح در جلسه. 4

2. سوال اول: روش تحقیق "نظریه فقهی ایمنی" چیست؟. 6

1/2. تکیه بر گزاره‌های مبتنی بر اشراف؛ اولین ویژگی روش تحقیقِ"نظریه فقهی ایمنی". 6

1/1/2. تکیه بر گزاره‌های حدس‌محور؛ اولین اشکالِ روش تحقیق موجود .6

1/1/1/2. به وجودآمدنِ تالی فاسدهای فراوان در تمدن مدرنیته؛ نتیجه تکیه بر گزاره‌های حدس‌محور .7

2/1/1/2. تفاوت در روش تحقیق؛ اصلی‌ترین تفاوت طب اسلامی با طب مدرن. 8

2/2. توجه به وحدت ترکیبی اشیاء؛ دومین ویژگی روش تحقیقِ "نظریه فقهی ایمنی". 8

1/2/2. حیث‌محور بودن؛ دومین اشکالِ روش تحقیق موجود .8

3/2. امکان استفاده از تجربه؛ یکی دیگر از ویژگی‌های روش تحقیقِ "نظریه فقهی ایمنی" .10

1/3/2. مُکمّل‌الدلاله بودنِ تجربه در تجربه دینی و اصالت‌داشتنِ تجربه در تجربه پوزیتویستی؛ تفاوت تجربه دینی با تجربه پوزیتویستی. 10

3. سوال دوم: نقش اعضاء مختلف بدن در ایجاد سلامت به چه میزان است؟. 11

1/3. قلب؛ مهم‌ترین عضو موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات.12

2/3. اعضاء موثر بر طبایع چهارگانه؛ دومین سطح از اعضاء موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات. 14

1/2/3. عروق و معده؛ دو عضو از اعضاء موثر بر طبایع چهارگانه. 16

3/3. سایر اعضاء بدن؛ سومین سطح از اعضاء موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات. 16

4. سوال سوم: ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن کدام است؟. 16

1/4. بیان خاصیت نهایی اشیاء در نوزده گروه؛ ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن. 16

1/1/4. گروه اشیاء پایه و تاثیر آنها بر سلامت؛ اولین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 17

2/1/4. گروه اشیاء ظرف مکان و تاثیر آنها بر سلامت؛ دومین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 19

3/1/4. گروه اشیاء ظرف زمان و تاثیر آنها بر سلامت؛ سومین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 19

4/1/4. گروه اشیاء مرتبط با آب و تاثیر آنها بر سلامت؛ چهارمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 21

5/1/4. گروه اشیاء مرتبط با آتش و تاثیر آنها بر سلامت؛ پنجمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 22

6/1/4. گروه اشیاء مرتبط با باد و تاثیر آنها بر سلامت؛ ششمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 23

7/1/4. گروه اشیاء مرتبط با کوه و تاثیر آنها بر سلامت؛ هفتمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 24

8/1/4. گروه حیوانات و تاثیر آنها بر سلامت؛ هشتمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 24

9/1/4. گروه پرندگان و تاثیر آنها بر سلامت؛ نهمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن. 25

2/4. شناخت یا عدم شناخت ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن؛ تاثیرگذار بر انتخاب نوع الگوی ایمنی. 27

5. سوال چهارم: در بدن انسان چند نوع الگوی ایمنی وجود دارد؟. 28

1/5. تلفیق گزارش‌های مربوط به اعضاء موثر بر سلامت و گزارش‌های مربوط به اشیاء تقویت‌کننده ایمنی؛ روش طراحی الگوی‌های سه‌گانه‌ ایمنی. 28

1/1/5. الگوی ایمنیِ "قلب" ؛ اولین الگوی ایمنی. 28

2/1/5. الگوی ایمنیِ "طبایع چهارگانه" ؛ دومین الگوی ایمنی. 28

3/1/5. الگوهای ایمنی "عضوپایه" ؛ سومین الگوی ایمنی. 28

2/5. نمونه‎هایی از الگوی ایمنیِ "طبایع چهارگانه" : 28

1/2/5. انار سورانی، خرمای نارس پخته، بنفشه و کاسنی؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای تمام طبایع چهارگانه. 28

2/2/5. خوردن بادمجان؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت سوداء. 29

3/2/5. شانه‌زدنِ سر؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت بلغم. 29

4/2/5. خوردن سرکه؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت سوداء و صفراء. 30

3/5. نمونه‌هایی از الگوهای ایمنی "عضوپایه" : 30

1/3/5. خوردن زردک؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای بیماری قولنج و بواسیر. 30

2/3/5. گرفتن ناخن و شارب؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی

برای پوست.31

3/3/5. سُرمه‌کشیدن هنگام خواب؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای آبریزش چشم. 31

4/3/5. شستن سر با خطمی؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای سردرد. 32

5/3/5. حناء بعد از نوره؛ نمونه‌ای دیگر از الگوی ایمنی برای پوست. 32

6/3/5. پوشیدن کفش خفّ؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای بیماری سل. 32

4/5. ایجاد ایمنی با مدل‌های متنوع اعم از اقدامات خوراکی، بهداشتی و... (بدون نیاز به تزریق)؛ ویژگی الگوهای سه‌گانه ایمنی.33

6. سوال پنجم: چگونه با سایر مصادیق خوف و خطر در زندگی مواجه شویم؟. 34

1/6. مصادیق هفت‌گانه خوف و خطر در زندگی: .34

1/1/6. خطر روابط انسانی سوء؛ اولین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی. 34

2/1/6. خطر تحلیل و علم غلط و کوردلی؛ دومین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی. 34

3/1/6. خطر عاقبت سوء و بدبخت‌شدن؛ سومین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی. 34

4/1/6. خطر غم و غصه؛ چهارمین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی. 34

5/1/6. خطر فقر و محرومیت، خطر وحوش و حیوانات موذی و مرگ‌های ناگهانی؛ سه مصداق دیگر از مصادیق خوف و خطر در زندگی. 34

2/6. اهلبیت (علیهم‌السلام)؛ راه‌حل ایمنی از مصادیق هفت‌گانه خوف و خطر در زندگی. 35

1/2/6. ارائه راه‌حل برای ایمنی از تمام مصادیق خوف و خطر توسط اهلبیت (علیهم‌السلام) ؛ معنای ایمنی‌بخش‌بودنِ اهلبیت (علیهم‌السلام) در مقابل مصادیق خوف و خطر. 35

2/2/6. فهرست کتاب فقهی ایمنی؛ نقطه آغاز تفاهم با مردم دنیا و بهترین راه برای اثبات حقانیت اهلبیت (علیهم‌السلام) در سطح جهانی. 37

7. سوال ششم: نظریه فقهی ایمنی را چگونه در جامعه محقق کنیم؟. 38

1/7. به‌کارگیری چرخه چهاربخشی تحریک فکر؛ راهکار محقّق‌شدن نظریه فقهی ایمنی در جامعه. 38

1/1/7. مدیریت خبر، مدیریت تضارب، مدیریت مکتوبات و مدیریت نمونه‌سازی؛ مصادیق چرخه چهاربخشی تحریک فکر. 38

پیوست‌ها: .40

پیوست شماره 1: گزارشات سازمان بهداشت جهانی پیرامون عوارض دارویی (ADR) .38

پیوست شماره 2: روایاتی در مورد علم مبتنی بر اِشراف اهلبیت (علیهم السلام) .39

پیوست شماره 3: اجمالی از تاثیر "عرش" و "کُرسی" بر سلامت. 42

پیوست شماره 4: تاثیر غذای "شب" بر سلامت. 45

پیوست شماره 5: تاثیر "ماهی" بر سلامت. 47

پیوست شماره 6: تاثیر "نوره" (ترکیب آهک و زرنیخ) بر سلامت.50

پیوست شماره 7: تاثیر "نمک طبیعی" بر سلامت.53

پیوست شماره 8: روایاتی در مورد تاثیرِ گرفتنِ ناخن و شارب در " ایمنی" از بیماری‌ها .56

پیوست شماره 9: روایاتی در مورد "امان" بودنِ اهلبیت (علیهم‌السلام) برای اهل زمین.58

بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و شفیعنا فی یوم الجزاء ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیةالله فی الارضین ارواحنا لآماله الفداء و عجل الله تعالی فرجه الشریف و اللعن الدائم علی اعدائه اعداءالله من الآن الی قیام یوم الدین.

خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت همه برادران و خواهران گرامی که از راه‌های دور و نزدیک تشریف آوردند و در این نشست تخصصی "واکسن و طرح جایگزین" شرکت فرمودند. ان‌شاءالله خدای متعال این جلسه را ذخیره راهِ پُر از ابتلای برزخ همۀ ما قرار دهد. همانطوری که به استحضار شما رسیده و خبر دارید قرار است امروز یک بحث علمی در مورد مسئله واکسن محضرتانطرح کنیم. اگر بخواهم دقیق‌تر بحث کنم موضوع جلسه امروز تبیین «نظریه فقهی ایمنی» است. ان‌شاءالله بفضله تبارک و تعالی در شش محور چگونگی ایجاد ایمنی برای بدن را بر اساس گزاره‌های وحیانی خدمتتان تشریح می‌کنیم.

1. مقدمه:

1/1. وجود ناکارآمدی‌های فراوانِ وزارت بهداشت؛ علت برگزاری این جلسه جهت همفکری با دوستان وزارت بهداشت

اشاره

صوت

اما قبل از اینکه بحث را آغاز کنم لازم می‌دانم یک مقدمه‌ای را خدمت شما طرح کنم و آن عبارت از این است که وضعیت وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی وضعیت مطلوبی نیست. دلایل مختلفی عدم مطلوبیت وزارتخانه حوزه سلامت را برای ما اثبات می‌کند.

1/1/1. عواقب خطرناک اجرای سیاست کنترل جمعیت؛ یکی از مصادیق ناکارآمدی‌ وزارت بهداشت

یکی از مسائلش مسئله کنترل جمعیت است. یعنی الآن همه می‌دانند که پدیدۀ کنترل جمعیت که از زمان برنامه دوم توسعه در ایران پیاده‌سازی شد(1)

بخش سوم از «اهداف کلان کیفی خط مشی‌های اساسی و سیاست‌های کلی برنامه دوم توسعه» با عنوان «سیاست‌های کلی» ‌‌/ بند 5 با عنوان «جمعیت»:

5- جمعیت:

5-1 - افزایش سطح آگاهی‌های عمومی افراد جامعه در زمینه مسائل مربوط به جمعیت از طریق:

‌الف - تأکید بر آموزش آگاهی بانوان در مقاطع سنی بالقوه باروری، در زمینه مزیت‌های کنترل باروری. ب - گسترش سطح آگاهی عمومی افراد جامعه در زمینه زیان‌ها و مشکلات ناشی از رشد بی‌رویه جمعیت از طریق رسانه‌های عمومی به ویژه‌صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران. ج - آموزش مسائل جمعیت در قالب مواد درسی در سطوح متوسطه و دانشگاهی.‌ د- تأمین منابع مالی، تجهیزاتی و نیروی انسانی لازم برای اعمال سیاست جمعیتی مناسب با توجه به نقش تعیین‌کننده عامل رشد جمعیت در توسعه‌کلی کشور، به نحوی که وصول به هدف رشد جمعیت در برنامه تحقق یابد.

5-2 - تنظیم خانواده و رشد جمعیت:

5-2-1 - تأمین و تعمیم گسترده وسایل پیشگیری از بارداری در سطح مناطق جغرافیایی کشور به ویژه روستاها و مناطق محروم.

5-2-2 - کسب دانش و انجام مطالعات جهت استفاده و توسعه روشها و تکنولوژی‌های جدید در امر پیشگیری از بارداری.

5-2-3 - اختصاص بخشی از فعالیت بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز بهداشتی در سطح کشور به منظور ارائه مستمر خدمات پیشگیری از بارداری.

5-2-4 - لغو کلیه قوانین و مقررات و امتیازهای اقتصادی- اجتماعی، مشوق خانوارهای پرجمعیت.

5-2-5 - پژوهش در مورد مصادیق سیاست‌های فوق از طریق:

‌الف - انجام پژوهش‌های علمی جهت کسب اطلاع از میزان آگاهی، نگرش، عملکرد و مشکلات خانواده‌ها در زمینه تنظیم خانواده. ب - مطالعه تغییرات میزان رشد جمعیت بر پایه اطلاعات جاری و مطالعات نمونه‌ای.ج - انجام تحقیقات کاربردی جهت یافتن راه‌ها و تکنولوژی مناسب برای افزایش آگاهی،نگرش و عملکرد خانواده‌ها و رفع مشکلات آنها برای‌دسترسی به وسایل پیشگیری از حاملگی.‌د - انجام طرح جاری جمعیت و نیروی کار به منظور اطلاع از چگونگی تحولات جمعیت، بازار کار، نیروی فعال و نیروی شاغل کشور در مقاطع1374-1376. ه - انجام طرح نمونه‌گیری از وضعیت اقتصاد و اشتغال خانوار به صورت سالانه.

آدرس مطلب: سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون برنامه پنج‌ساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران : https://b2n.ir/041091

اکنون به ضرر همه بخش‌های جامعه است؛ بخش امنیت را به خطر انداخته، بخش اقتصاد را به خطر انداخته و اگر نتوانیم مسئله را مدیریت کنیم در آینده وضعیت نامطلوبی برای ملت ایران رقم خواهد خورد.

2/1/1. تراریخته‌شدنِ اکثر غذای مردم ایران؛ یکی دیگر از مصادیق ناکارآمدی‌ وزارت بهداشت

یکی دیگر از دلایلی که ما می‌گوییم وزارت بهداشت و سلامت کشور وضعیت خوبی ندارد این است که الان اکثر غذاهای ایران از مواد اولیۀ تراریخته دارد تهیه می‌شود(2)

آدرس مطلب: خبرگزاری تسنیم، ۲۸ آذر ۱۳۹۶

https://tn.ai/1605123

و مسائل مرتبط با تراریخته لااقل در یک وضعیت مشکوکی است البته ادلۀ زیادی وجوددارد که تراریخته جزئی از بیوتروریسم است. ولی به هر حال در یک نگاه حداقلی می‌توانیم ادعا کنیم که مساله تراریخته‌ یک مسئله مشکوکی است و ما باید در مورد آن احتیاط کنیم.

1) . ارجاع پردازشی: قانون کنترل جمعیت در برنامه دوم توسعه:

2) . ارجاع پردازشی: معاون کمیسیون درمان مجلس شورای اسلامی از تراریخته بودن بخش عمده "روغنهای خوراکی" موجود در بازار کشورمان خبر داد. به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ در حال حاضر با توجه به استحصال بخش عمده‌ای از روغنهای موجود در بازار مصرف کشورمان از سویا و ذرت تراریخته یا همان محصولات دستکاری شده ژنتیکی، این روغنهای مایع یا جامد در واقع روغنهای GMO (دستکاری شده ژنتیکی) محسوب می‌شوند که می‌توانند به شدت برای سلامتی مضر باشند چرا که تا به امروز، عوارض متعددی برای مصرف محصولات تراریخته به اثبات رسیده است.

3/1/1. افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی؛ یکی دیگر از مصادیق ناکارآمدی وزارت بهداشت

یکی دیگر از مسائلی که اثبات می‌کند وضعیت بهداشت و سلامت در جمهوری اسلامی مناسب نیست افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی(1)

آدرس مطلب: سایت خبرگزاری میزان (سایت رسمی قوه قضائیه) –

https://b2n.ir/250112

به گزارش ایرنا، دکتر سعید نمکی، وزیر بهداشت در دیدار با محسن حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش افزود:

... از ۳۸۰ هزار مورد مرگ و میر سالانه در سالهای اخیر، ۹۷ هزار مورد مربوط به فشارخون بالا بوده است. الان این همه برای کرونا و مرگ و میر بالای کرونا غصه می خوریم متوجه نیستیم که سالانه ۱۰۰ هزار نفر به وسیله قاتل خاموشی به نام پرفشاری خون، جان خود را از دست می دهند. «می گوییم هر سه دقیقه یک ایرانی به دلیل کرونا می میرد اما هر دو دقیقه یک نفر به دلیل پرفشاری خون، می میرد که هیچ وقت هیچ کدام از ما به آن فکر نکرده ایم».

منبع سایت خبرگزاری ایرنا : https://b2n.ir/875163

در جامعه است. در افواه (زبان) مردم اینگونه است که سن سکته پایین آمده است. به لحاظ آمارها هم هر روز با بیماری‌های قلبی و عروقی بیشتری روبرو هستیم.

دلایل مختلفی وجود دارد، من فقط خواستم اشاره‌ای داشته باشم به اینکه چرا ما امروز جمع شده‌ایم و می‌خواهیم در مورد وضعیت مطلوب در نظام سلامت صحبت کنیم؟ دلیلش یک جمله است. دلیلش این است که دوستان ما در وزارتخانه بهداشت و درمان نتوانسته‌اند سلامتی‌ای که شایسته ملت ایران است را با تدابیر خودشان برای ما ایجاد کنند. لذا جمعی از عقلاء و متخصصین حوزه طب اسلامی مدت‌هاست تصمیم گرفته‌اند که راه جدیدی را به وزارت بهداشت نشان دهند و در مورد این راه جدید با وزارت بهداشت صحبت کنند؛ شاید وضعیت سلامت ملت ایران بهتر از وضعیت فعلی شود. خدمت شما عرض کردم که چرا وزارت بهداشت و سلامت ما وضعیت ناکارآمدی دارد؛ دلایل آن یک لیست طولانی را به خودش اختصاص می‌دهد ولی من به همین چند نکته اکتفاء می‌کنم و وارد بحث واکسن می‌شوم. و از دوستان تقاضا می‌کنم یک قدری گفتگو با قم را بپذیرند و فقط به دنبال ترجمۀ تئوری‌های غربی در حوزه سلامت نباشند. ما هم از سازمان‌های بین‌المللی، هم از کشورهای اروپایی و هم از سند توسعه پایدار 2030 (2)

THE 17 GOALS: (1) No Poverty, (2) Zero Hunger, (3) Good Health and Well-being, (4) Quality Education, (5) Gender Equality, (6) Clean Water and Sanitation, (7) Affordable and Clean Energy, (8) Decent Work and Economic Growth, (9) Industry, Innovation and Infrastructure, (10) Reducing Inequality, (11) Sustainable Cities and Communities, (12) Responsible Consumption and Production, (13) Climate Action, (14) Life Below Water, (15) Life On Land, (16) Peace, Justice, and Strong Institutions, (17) Partnerships for the Goals.

دستور کار توسعه پایدار: 17 هدف برای مردم ، برای کره زمین: اهداف توسعه پایدار یک فراخوان جهانی برای اقدام برای پایان دادن به فقر ، محافظت از کره زمین و بهبود زندگی و چشم انداز همه ، در هر مکان است. این 17 هدف توسط کلیه کشورهای عضو سازمان ملل متحد در سال 2015 به عنوان بخشی از برنامه 2030 توسعه پایدار که برنامه ای 15 ساله برای دستیابی به هدف تعیین کرده بود ، تصویب شد.

17 اهداف : (1) عدم فقر ، (2) گرسنگی صفر (3) سلامتی و رفاه ، (4) آموزش با کیفیت ، (5) برابری جنسیتی ، (6) آب تمیز و بهداشتی ، (7) انرژی مناسب و تمیز ، (8) مناسب کار و رشد اقتصادی ، (9) صنعت ، نوآوری و زیرساخت ها ، (10) کاهش نابرابری ، (11) شهرها و جوامع پایدار ، (12) مصرف و تولید مسئولانه (13) ، اقدامات اقلیمی ، (14) زندگی در زیر آب (15) ) زندگی در خشکی ، (16) صلح ، عدالت ، و نهادهای قوی ، (17) مشارکت برای هدف.

آدرس مطلب: سایت سازمان ملل – https://b2n.ir/u66395

خصوصا بخش سوم آن(3)تا الان ضررهای فراوانی دیده‌ایم. من فکر می‌کنم حالا که این حجم از ناکارآمدی‌ها وجود

1) . ارجاع پردازشی: به گزارش خبرگزاری میزان : در سال ۹۶ حدود ۳۸۰ هزار مرگ در کشور گزارش شد که ۳۱۳ هزار مورد آن به دلیل بیماری‌های غیرواگیر بود. از این ۳۱۳ هزار مورد، ۱۶۱ هزار مورد به دلیل بیماری‌های قلبی و عروقی بود و حدود ۹۷ هزار مورد از مرگ و میر مردم ایران مستقیما به دلیل فشار خون بوده است.

2) . ارجاع پردازشی: The Sustainable Development Agenda: 17 Goals for People, for Planet: The Sustainable Development Goals are a universal call to action to end poverty, protect the planet and improve the lives and prospects of everyone, everywhere. The 17 Goals were adopted by all UN Member States in 2015, as part of the 2030 Agenda for Sustainable Development which set out a 15-year plan to achieve the Goals.

3) . Good Health and Well-being (سلامتی و رفاه)

دارد، راه‌حل اساسی این است که دوستان با ما دعوا نکنند و یک گفتگوی طولانی و منطقی و استدلالی را با بخشی از متخصصین حوزه طب اسلامی که در قم مأوا دارند و جلساتشان اینجا برگزار می‌شود را بپذیرند. این، یک تقاضا و خواهش مهم است که ما از دوستان داریم. لذا من این جلسه را کمک فکری به وزارت بهداشت و درمان می‌دانم و فکر می‌کنم خود دوستان باید تا الان متوجه شده باشند که برخوردهای قهری و غیرعلمی‌ای که تا الان در دستور کار این وزارتخانه بوده است، نتوانسته جلوی رشد مفاهیم طب اسلامی و مفاهیم مشابه تمدن اسلامی را بگیرد. حالا اختیار با دوستان است! البته شاید این دوستانی که در دولت جدید سر کار خواهند آمد، از این برخوردهای نامناسب و روش‌های موجود تجربه کسب کرده باشند. ان‌شاءالله ما بتوانیم مشترکا و با کمک دوستان وزارت بهداشت و اطبای محترم، آینده خوب‌تر و بهتری را برای ملت ایران تأمین کنیم. این مقدمه‌ای بود که خواستم عرض کنم و حتما لازم بود در ابتدای عرایض خود به آن اشاره‌ای داشته باشم.

2/1. تبیین اجمالی سرفصل‌ها و سوالات شش‌گانه مطرح در جلسه

من در مجموع برای جلسه امروز شش سؤال را آماده کرده‌ام. این شش سؤال، چهارچوب نظریه فقهی ایمنی را تبیین می‌کند. به نظر من سؤالات بسیار مهمی هم هستند و می‌شود سال‌ها راجع به این سؤالات بحث و گفتگو کرد. کمک می‌کند که ذهنیت ما برای دوستان وزارتخانه و برای اطبای محترم تبیین شود. سؤال اول عبارت از این است که روش تحقیق در "نظریه فقهی ایمنی" چیست؟ بحث ما از روش تحقیق شروع می‌شود. عرض کردم من امروز می‌خواهم یکی از نظریات بخشی نقشه الگوی پیشرفت اسلامی موسوم به نظریه فقهی ایمنی را محضرتان تشریح کنم. خب؛ گفتگوهای حول این نظریه از تبیین یک روش تحقیق جدید آغاز می‌شود. خواهش می‌کنم به این نکته دقت داشته باشید: اولین اختلاف ما با طب موجود و سازمان Who (1)برسر روش مطالعه در حوزه سلامت است. اگر ما واقعا روش تحقیق پوزیتویستیِ موجود را می‌پذیرفتیم، با طب سلولیِ موجود این همه اختلاف نداشتیم. اساسا چون معتقدیم باید بدن و سلامت آن را به گونه‌ای دیگر مطالعه کرد، به یک نتایج متفاوتی هم رسیده‌ایم. پس این سؤال اول است که باید به آن توجه شود.

سؤال دوم این است که نقش اعضای مختلف بدن در ایجاد سلامت به چه میزان است؟ این هم یک سؤال مهمی است. بالاخره بدن، اعضا و جوارح مختلفی دارد؛ این سؤال دوم می‌خواهد بپرسد که آیا نقش همه اعضاء و جوارح در ایحاد سلامت برابر است؟ یا نه؛ برخی نقش مهم‌تری و برخی دیگر نقش کمتری دارند؟ و اگر شما نقش اعضاء و جوارح را در ایجاد سلامت متفاوت می‌بینید کدام عضو بیشترین نقش را در ایجاد سلامت دارند؟ مثلا آیا خون و عروق بیشترین نقش را در سلامت بدن دارند یا معده یا سایر اعضاء؟ این هم پرسش مهمی است. اینجا هم یکی از نقاطی است که ما با طب موجود اختلاف داریم که حالا عرض خواهم کرد که در سؤال دوم یک نظام تأثیرگذاریِ اعضای بدن بر سلامت را اجمالا توضیح می‌دهم.

سؤال سوم این است که ساختار اشیاء تقویت کنندۀ ایمنی بدن کدام است؟ ما معتقدیم که اشیائی که خدای متعال خلق کرده است، اینها هر کدام یک تأثیری بر افزایش ایمنی و ایجاد سلامت در بدن دارند. حالا در سؤال سوم می‌خواهیم این بحث را مطرح کنیم که چند دسته شیء وجود دارد که اینها بر سلامت مؤثر هستند؟ باز این از آن سؤالاتی است که تحقیقات را گسترش می‌دهد. مثلا


1) . World Health Organization . سازمان بهداشت جهانی.

فرض بفرمایید اگر شما معتقد باشید که فقط خوراکی‌ها بر مسئله سلامت مؤثر است پس تحقیقات خود را بر روی خوراکی‌ها متمرکز می‌کنید. اما اگر مثلا معتقد شدید که محیط زندگی هم بر حوزه سلامت مؤثر است بنابراین برای تأمین سلامت و افزایش ایمنی به دنبال طراحی و ساخت یک محیط متناسب برای زیست انسان می‌روید. پس سؤال سوم هم سؤال مهمی است. ما باید بدانیم چند دسته شیء و عامل بر سلامت انسان مؤثر است؟ ما در این بحثی که امروز خدمتتان مطرح می‌کنیم 19 دسته شیء را تشریح می‌کنیم که همه اینها بر حوزه سلامت مؤثر است تا به تدریج تفاوت نگاه‌مان در مسئله افزایش ایمنی و واکسن برای دوستان واضح شود. این ساختار سوم بسیار مهم است، وقتی ما به دوستان عرض می‌کنیم واکسن‌های موجود و واکسن‌هایی که الان دارند با روش ادوارد جِنِر (Edward Jenner)(1)

ادوارد جنر ، جراح انگلیسی و کاشف واکسیناسیون آبله.

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://b2n.ir/q19998

ایجاد می‌شوند (البته گفته می‌شود که ادوارد جِنِر هم این روش را از افراد دیگری وام گرفته است ولی به هر حال این واکسن‌ها) اشکال دارد؛ علتش همین سرفصل سوم است. چون ما نوزده دسته شیء را داریم اینجا بحث می‌کنیم که همه ایمنی ایجاد می‌کنند. با این حال ما چرا باید از تزریق برای افزایش ایمنی استفاده کنیم؟ اینجاست که ما قدری به اختلاف برمی‌خوریم.سؤال چهارم این است که در بدن انسان چند نوع الگوی ایمنی وجود دارد؟ بالاخره الان متخصصان حوزه ایمنی مثلا چند نوع سیستم ایمنی برای بدن تعریف می‌کنند؛ مثلا می‌گویند بدن ما یک نوع ایمنیِ ذاتی دارد و انواع دیگری از ایمنی‌ها را بحث می‌کنند. حالا ما اینها را می‌پذیریم یا نه، در تعریف سیستم ایمنی برای بدن، یک نگاه متفاوتی داریم. حالا اینجا به موقعش که رسیدم عرض خواهم کرد بدن ما سه نوع الگوی ایمنی دارد که اگر کسی این سه دسته الگوی ایمنی را رعایت کند بدنش در مقابل بیماری‌ها ایمن می‌شود و اساسا واکسن‌های ما و ایمنی‌هایی که ما بحث می‌کنیم بر روی این سه نوع الگوی ایمنی عمل می‌کنند. این هم یک اختلاف دیگری است که با آقایان داریم.

سرفصل پنجم، بحث را از مسئله ایجاد ایمنی برای بدن خارج کرده و به ایمنی برای کل مسائل خوف و خطر توسعه می‌دهد. شما می‌دانید از مسائل بسیاری در هراس هستند مثلا انسان‌ها از جوانمرگی، از مرگِ بد و از تلف شدن در هراس هستند. بنابراین ما در اینجا یک تدابیری داریم برای ایجاد ایمنی نسبت به این نوع از هراس. یا مثلا عاقبت سوء و شقی شدن، یک خوفی است و همه می‌ترسند عاقبت به شر بشوند؛ حالا چه کنیم که از عاقبت به شر شدن ایمن بمانیم؟ در مجموع ان‌شاءالله عرض خواهم کرد که با تتبع فقهی‌ای که ما انجام داده‌ایم هفت دسته خوف و خطر برای انسان‌ها متصور است. برای همه اینها در دستگاه انبیاء و در آیات و روایات ما ایمنی تعریف کرده‌اند. بنابراین نظریه فقهی ایمنی فقط به مسئله ایمنی بدن نمی‌پردازد، بلکه ایمنی از سایر مصادیق خوف و خطر را هم تبیین می‌کند. یعنی مسئله ایجاد ایمنی یک مصادیق متعددی دارد که اینها را هم ان‌شاءالله تشریح خواهم کرد.

سؤال ششم هم این است که چگونه نظریه فقهی ایمنی را محقق کنیم؟ همیشه یک سؤال مهمی وجود دارد که در مورد روش تحقّق نظریات فقهی باید بحث کنیم. مثلا آیا فقط باید کلاس بگذاریم و آموزش بدهیم، یا باید نشست تخصصی برگزار کنیم و خبر تولید کنیم، یا نه، باید مجموعه‌ای از اقدامات را انجام دهیم که ان‌شاءالله سر وقت به آن خواهم پرداخت. پس ما شش محور بحثی داریم


1) . ارجاع پرورشی: Edward Jenner, English surgeon and discoverer of vaccination for smallpox.

که برای شما تشریح خواهم کرد و پیشاپیش هم از اینکه ممکن است بحث طولانی شود از شما عذرخواهی کنم. ولی چاره‌ای نیست باید اینها را بحث کنیم و جا بیندازیم. اگر می‌خواهیم تمدن بسازیم؛ علاوه بر اینکه به انسان‌های آزاد و رشید احتیاج است، به مفاهیم جدیدی هم نیاز وجود دارد. لذا باید یک مقدار حوصله کرد. از شما عذرخواهی‌ می‌کنم، از جناب آقای دکتر طریقت(1)هم که در جلسه شرفِ حضور دارند و همچنین از سایر اساتیدی که در جلسه هستند پیشاپیش عذرخواهی می‌کنم که ممکن است یک مقدار جلسه طولانی بشود. بنده به تدریج شروع به توضیح اجمالی این شش سوال می‌کنم. اگر هم یک وقتی توفیق شد که یک دوره بحثی باشد [به تفصیل بحث خواهیم کرد]. بنده دیشب که داشتم فهرست مطالب را آماده می‌کردم که محضرتان تقدیم کنم، احساس کردم که شاید حدود چهل جلسۀ در حدود یک ساعت، یک ساعت و نیم وقت نیاز داشته باشد. اگر توفیقی شد و فرصتیبه وجود آمد، آنوقت این نظریه ایمنی را به صورت تفصیلی‌تر هم توضیح خواهم داد. ولی الان به نحو اجمالی خدمت شما شرح خواهم داد.

2. سوال اول: روش تحقیق "نظریه فقهی ایمنی" چیست؟

1/2. تکیه بر گزاره‌های مبتنی بر اشراف؛ اولین ویژگی روش تحقیقِ"نظریه فقهی ایمنی"

1/1/2. تکیه بر گزاره‌های حدس‌محور؛ اولین اشکالِ روش تحقیق موجود

اشاره

سوال اول در مورد روش تحقیق است. الان یک روش تحقیقی در حوزه پزشکی وجود دارد. اشکال ما به این روش تحقیق چیست؟ ما به این روش تحقیق چند اشکال داریم: اولین اشکال ما به این روش تحقیق آن است که: در فرایند تعریف فرضیه در روش تحقیق موجود، "اتکاء به قدرت تصور و حدسِ ذهنی افراد" است. شما می‌دانید که قبل از اینکه یک پروژه تحقیقاتی به سرانجام برسد، محقق یک فرضیه‌ای تعریف می‌کند. یعنی تا فرضیه‌ای نباشد، اصلا تحقیق شروع نمی‌شود. حالا "فرضیه" چیست؟ فرضیه ارتباط بین دو یا چند متغیر است. حالا این فرضیه چطور تولید می‌شود؟ یک سری اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند، و یک سری مصاحبه‌ها را از افراد خبره می‌گیرند و در نتیجه به یک فرضیه و معادله‌ای می‌رسند. اساس این فرضیه، "حدسِ" آن دانشمند و شخص محقق است. یعنی تکیه به یک امر ظنی است.(2)

In attempting to explain objects and events, the scientist employs (1) careful observation or experiments, (2) reports of regularities, and (3) systematic explanatory schemes (theories). The statements of regularities, if accurate, may be taken as empirical laws expressing continuing relationships among the objects or characteristics observed. Thus, when empirical laws are able to satisfy curiosity by uncovering an orderliness in the behaviour of objects or events, the scientist may advance a systematic scheme, or scientific theory, to provide an accepted explanation of why these laws obtain. ... Thus, it is evident that theories are imaginative constructions of the human mind—the results of philosophical and aesthetic judgments as well as of observation—for they are only suggested by observational information rather than inductively generalized from it.

نظریه علمی (علم تجربی)، ساختار ایده پردازی منظم با دامنه وسیع ، که توسط تخیل انسان تصور شده است ، که شامل خانواده ای از قوانین تجربی (تجربی) در مورد نظم موجود در اشیا و حوادث ، هر دو مشاهده شده و مطرح شده است. نظریه علمی ساختاری است که توسط این قوانین پیشنهاد شده و برای توضیح آنها به روشی علمی و منطقی ابداع شده است. دانشمند در تلاش برای توضیح اشیا و وقایع ، (1) مشاهده یا آزمایش دقیق ، (2) گزارش از قاعده ها ، و (3) طرح های توضیحی سیستماتیک (نظریه ها) را به کار می گیرد. اظهارات قاعده مندي ، در صورت صحيح بودن ، ممكن است به عنوان قوانين تجربي بيان كننده روابط مداوم بين اشيا يا ويژگي هاي مشاهده شده در نظر گرفته شود. بنابراین ، وقتی قوانین تجربی با کشف نظم در رفتار اشیاء یا رویدادها قادر به جلب کنجکاوی هستند ، دانشمند می تواند یک طرح منظم یا نظریه علمی را پیش ببرد تا توضیحی پذیرفته در مورد چرایی این قوانین ارائه دهد.... بنابراین ، بدیهی است که نظریه ها ساختاری خیالی از ذهن انسان هستند - نتایج قضاوت های فلسفی و زیبایی شناختی و همچنین مشاهده - زیرا آنها فقط با اطلاعات مشاهده ای پیشنهاد می شوند تا اینکه از آن به طور استقرایی تعمیم داده شوند.

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://b2n.ir/q44520

چقدر انسان اِشراف اطلاعاتی دارد؟ چقدر انسان قدرت تحلیل دارد؟

1) . جناب آقای دکتر محمد حسن طریقت منفرد، وزیر بهداشت دولت دهم.

2) . ارجاع پرورشی: Scientific theory, systematic ideational structure of broad scope, conceived by the human imagination, that encompasses a family of empirical (experiential) laws regarding regularities existing in objects and events, both observed and posited. A scientific theory is a structure suggested by these laws and is devised to explain them in a scientifically rational manner.

اشیاء عالم را چقدر می‌شناسد؟ ویژگی‌های بدن را چقدر می‌شناسد؟ همه قبول داریم که انسان‌ها نسبت به این مسائل به نحو محدود اطلاعات دارند. حالا این انسانِ محدود شروع به حدس‌زدن می‌کند که مثلا متغیر "الف" با متغیر "ب" مرتبط هست یا نیست؟ یا مثلا فرضیه این است که چه نسبتی بین ناخن و رنگ‌دانه‌های(1)

رنگدانه ها مواد ذره ای نامحلول هستند که رنگ ، تیرگی ، کنترل براقیت ، کنترل رئولوژیکی و عملکردهای خاص مانند مهار خوردگی یا گشتاور مغناطیسی را فراهم می کنند. آنها همچنین با عملکرد به عنوان پرکننده حجم ، باعث کاهش هزینه پوشش می شوند.

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://b2n.ir/d94687

پوست وجود دارد؟ این مثلا فرضیه تحقیق است کهتصادفاً این فرضیۀ تحقیق را از روایات گرفته‌ایم؛ چون وقتی شما ناخن‌های خود را کوتاه می‌کنید، پوست شما اصطلاحا دچار پیسی (لکه‌های سفید) نمی‌شود. این کلام را چون امام معصوم فرموده است؛ ما آن را مبنای تحقیقات قرار می‌دهیم.

منتها در روش تحقیق موجود، فرضیه از حدس انسان‌های معمولی ایجاد می‌شود. انسان‌های معمولی یعنی انسان‌هایی که اِشراف به مجموعه خلقت ندارند. ولی بحث در روش تحقیقِ ما چگونه است؟ به این صورت است که ما گزاره‌هایی که بر روی آن بحث می‌کنیم را از گزارش‌های خالق می‌گیریم. یعنی مجموعه عالم هستی یک خالقی دارد و یک گزارش‌هایی را راجع به مخلوقات در قالب کتاب خدا و قالب روایات به ما داده است؛ ما حرف اول پژوهش و تحقیق را از این آیات و روایات - یعنی از کسانی که به عالم خلقت اشراف دارند - اخذ می‌کنیم. مثلا فرض کنید بنده اگر بخواهم با حدس خودم تحقیقات را شروع کنم؛ در یک سالی به دنیا آمده‌ام و در یک سالی هم از دنیا خواهم رفت، نه سال قبل از تولد خود را دقیق می‌شناسم و نه بعد از آن را، و بسیاری از اطلاعاتِ دوره‌ای که در آن زندگی کرده‌ام را هم ندارم. در یک جمله: انسانِ معمولی اشراف به یک مساله ندارد؛ لذا حدس او "ظن" است و "ظن" برای دستیابی به حقیقت مسیر درستی نیست و «لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً».(2)

وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ (سوره مبارکه یونس، آیه 36)

و بيشتر آنان [در عقايد و آرايشان‏] جز از گمان و ظن پيروى نمى‏كنند، يقيناً گمان و ظن به هيچ‏وجه انسان را از حق بى‏نياز نمى‏كند، [و جاى معرفت و دانش را نمى‏گيرد] مسلماً خدا به آنچه انجام مى‏دهند، داناست.

وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً (سوره مبارکه نجم، آیه 28)

و آنان را به اين كار هيچ آگاهى و معرفت نيست. [آنان‏] فقط از گمان پيروى مى‏كنند، و بى‏ترديد گمان [انسان را] براى دريافت حق هيچ سودى نمى‏دهد.

انسان اگر بر مبنای ظن عمل کند به حق دست پیدا نمی‌کند. پس این یک اشکال است.

1/1/1/2. به وجودآمدنِ تالی فاسدهای فراوان در تمدن مدرنیته؛ نتیجه تکیه بر گزاره‌های حدس‌محور

سوال ما از روش تحقیق موجود این است که چرا فرضیه شما مبتنی بر حدس است و حدس، ظن است و امکان دارد که خطا محاسبه کرده باشید و حدس زده باشید. و این امکان هم یک امکان عقلایی جدی است. اگر حدس‌های تحقیقات پوزیتویستی


1) . ارجاع پرورشی:Pigments are insoluble particulate materials that provide colour, opacity, gloss control, rheological control, and certain functions such .as corrosion inhibition or magnetic moment. They also reduce the cost of coatings by acting as a volume filler

2) . ارجاع پژوهشی: اشاره به آیات مبارکه:

دقیق بود، ما در تمدن مدرنیته اینقدر تالی فاسد نداشتیم.(1)مثلا فرضیه‌ای می‌سازند راجع به شوینده‌ها و می‌گویند از فلان مواد برای شوینده استفاده کنید؛ بعد می‌بینیم که اگزما و حسایت‌های پوستی دارد افزایش پپدا می‌کند. یعنی فرضیه‌شان کمک نمی‌کند به اینکه اثر آن شوینده را روی پوست درست محاسبه کند و فرضیه دقیقی باشد؛ بلکه غیردقیق است و برای بشر مشکل درست می‌کند. پس این یک مساله است.

2/1/1/2. تفاوت در روش تحقیق؛ اصلی‌ترین تفاوت طب اسلامی با طب مدرن

من در همان موقع هم که در دوران تراریخته‌ها بحث می‌کردیم؛ مرحوم آقای قره‌یاضی به من می‌گفت که شما کجا درس خوانده‌اید؟! راست هم می‌گفت؛ من خیلی درس‌های پوزیتویستی نخوانده‌ام؛ نه به این معنا که کتاب‌ها و نظریات اصلی آنها را نمی‌دانیم، ولی واقعا تمرکز ما بر این نبود که برویم کمبریج (Cambridge) و استنفورد (Stanford) و ماساچوست (Massachusetts) درس بخوانیم؛ ما در قم درس خوانده‌ایم. ولی من به ایشان می‌گفتم که اگر روش تحقیق بنده با شما یکی باشد؛ اشکال شما وارد است. یعنی اگر شما بگویید که چرا با یک روش تحقیقی که درسِ آن را نخوانده‌اید در مورد تراریخته‌ها اظهارنظر می‎کنید؟! [این اشکال شما وارد بود]. ولی اشکال ما که به این صورت نبود، ما بنابر روش تحقیق خودمان به تراریخته اشکال می‌کردیم. بنابراین یک دانشمند با روش تحقیق "الف" هیچ‌وقت نمی‌تواند به یک دانشمند دیگری با روش تحقیق "ب" اشکال کند. بحث علمی این است که بروند راجع به روش تحقیقشان با یکدیگر صحبت کنند. اگر توانستند در روش تحقیق، مشکل "ظن" را حل کنند؛ در اینصورت ما می‌توانیم با یکدیگر گفتگو کنیم. وگرنه دو دستگاه علمی متفاوت می‌شود. بنده همیشه به آقایان به صورت ساده می‌گویم: «قم یا ماساچوست (Massachusetts)؟ کجا می‌خواهید درس بخوانید؟» خب؛ تفاوت قم با ماساچوست، ابتداءاً تفاوت در روش تحقیق است. یعنی ما در قم یک روش تحقیق دیگری برای مطالعۀ عالم داریم. ولی دانشگاه استنفورد و کمبریج و M.I.T (2)یک روش تحقیق‌های دیگری دارند. بنابراین طبیعی است که وقتی روش تحقیمان متفاوت شد، به دو خروجی و نتیجه متفاوت برسیم. پس این بحث اول است که باید راجع به آن گفتگو کنیم.

2/2. توجه به وحدت ترکیبی اشیاء؛ دومین ویژگی روش تحقیقِ "نظریه فقهی ایمنی"

1/2/2. حیث‌محور بودن؛ دومین اشکالِ روش تحقیق موجود

یک بحث دومی است که باز هم بحث روش تحقیقی است: که دوستان فیلسوف ما - اعم از کسانی که فیلسوف اصالت وجود هستند و اصطلاحا صداریی و یا نوصداریی هستند، و یا سایر مکاتبی که وجود دارد - می‌گویند: ما در فلسفه به "موجودات" می‌پردازیم، ولی از آن حیث که موجودات "وجود" دارند و از کَتمِ عدم خارج شده‌اند و به عالم وجود آمده‌اند. نه از آن حیثیتی که حیات دارند، یا حرکت می‌کنند، یا خواص شیمیایی دارند. دوستان فلاسفه ما یک مفهومی را به اسم "حیث التفاتی" بحث می‌کنند. حیث التفاتی یعنی چه؟ یعنی مثلا فرض کنید شما به یک درختی نگاه می‌کنید و می‌گویید التفات و توجه من به این درخت از این حیث است که وجود دارد و بقیه حیث‌های آن را لحاظ نمی‌کنم و توصیف خودم را شروع می‌کنم. لذا مثلا از یک درخت چنار ده دانشمند می‌توانند ده نوع توصیف ارائه بدهند! فیلسوف می‌گوید: "این درخت وجود دارد" و از این حیث صحبت می‌کند. آن دانشمندی که زیست خوانده می‌آید از یک حیث دیگر مثلا از فوتوسنتز (Photosynthesis)(3)

فتوسنتز ، فرایندی که گیاهان سبز و برخی موجودات دیگر انرژی نور را به انرژی شیمیایی تبدیل می کنند. در طی فتوسنتز در گیاهان سبز ، انرژی نور گرفته شده و برای تبدیل آب ، دی اکسید کربن و مواد معدنی به اکسیژن و ترکیبات آلی غنی از انرژی استفاده می شود.

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://b2n.ir/n62783

درخت بحث می‌کند. آن

1) . ارجاع پرورشی: یکی از تالی فاسدهای مدرنیته، مربوط به عوارض دارویی: ADR (Adverse Drug Reaction) است. جهت مشاهده بخشی از این گزارشات ر،ک؛ پیوست شماره 1.

2) [1] . ارجاع پردازشی: Massachusetts Institute of Technology (موسسه تکنولوژی ماساچوست): یکی از معتبرترین موسسات دانشگاهی دنیا در توسعه علم مدرن.

3) . ارجاع پرورشی: photosynthesis, the process by which green plants and certain other organisms transform light energy into chemical energy. During photosynthesis in green plants, light energy is captured and used to convert water, carbon dioxide, and minerals into oxygen and energy-rich organic compounds.

دانشمندی که در حوزه آب کار می‌کند، می‌آید ریشه‌های این درخت را از حیث دریافت آب بحث می‌کند. لذا شما می‌بینید که از یک پدیده واحد که اسمش "درخت" است، ده نوع توصیف وجود دارد؛ هر کسی هم از حیث مدنظر خودش وارد بحث و گفتگو می‌شود. خب؛ دوستان فیلسوفِ ما با این تحلیل فلسفی، روش تحقیق همه علوم را امضاء می‌کنند! در نتیجه ده نوع توصیف به وجود می‌آید در حالی که آن شیئی که به وجود آمده تنها یک حقیقت دارد؛ ولی از آن ده نوع توصیف می‌شود. بعد می‌بینید که این همه تالی فاسد هم به وجود می‌آید. در حالی که روش صحیح این است که توصیفِ شما، "وحدت ترکیبی" یک شیء را بیان کند. بالاخره درخت با مدل فوتوسنتزِ خود، با مدل ریشه‌هایش، از حیث وجود داشتنش و اینکه از عدم به وجود آمده است و با ده‌ها حیث دیگرش؛ یک حقیقت دارد. شما از لحاظ علمی اجازه ندارید توصیف‌های متعددی را از یک وحدت ترکیبی ارائه دهید. باید توصیف شما از وحدتِ همه این حیث‌ها باشد. چرا؟ چون درخت در عالم بیرون یک وجود است و یک وحدت وجودی دارد. بله؛ من می‌فهمم که می‌توان صد حیث برای آن در ذهن خود تصویر کرد. (حیث التفاتی در فلسفه، خیلی با وجود ذهنی ارتباط دارد) می‌توانیم بگوییم که ما در ذهن خودمان ده حیث برای آن تعریف می‌کنیم. ولی حیث‌های ذهنِ من باعث نمی‌شود که درخت در عالم بیرون تبدیل به ده شیء شود. نه؛ آن درخت واقعا یک چیز است و توصیف صحیح این است که ما وحدت ترکیبی آن را ارائه دهیم. پس این هم یک بحث است؛ یعنی اشکالی را که ما به روش تحقیق‌های موجود داریم این است که روش‌های تحقیق موجود با کمک فلسفه همیشه یک حیث التفاتی توصیف می‌کنند؛ در حالی که ما باید برویم به سمت اینکه توصیفمان از وحدت یک شیء باشد، کل آن شیء را توصیف کنیم که خداوند متعال برای چه آن را خلق کرده است، آثارش چیست. پس این هم اشکال دوم به روش تحقیق موجود.

نمی‌دانم مقالات I.S.I (1)

https://www.isi-science.com/about_isi

و دیگر مقالات را می‎خوانید یا نه. من سابق بر این، این مقالات را می‌خواندم. الان هم گاهی اوقات رجوع می‌کنم. مثلا می‌آیند اثر فلان درخت را روی بهبود خاک بررسی می‌کنند. یعنی یک حیث خاص را مبنای تحقیق قرار می‌دهند؛ در حالی که یک تحقیق درست باید بتواند وحدت ترکیبی شیء را توضیح بدهد. بنابراین ما در روش تحقیق خودمان این قید دوم را هم داریم. قید اول چه بود؟ ما اصطلاحا فرضیه اصلی تحقیقمان (که ما نمی‌گوییم: "فرضیه"، بلکه می‌گوییم: " گزاره") را از گزارش‎های خالق استنباط و دریافت می‌کنیم که در ادامه بحث به آنها اشاره خواهم کرد. قید دوم: گزارش‌های خالق ناظر به وحدت ترکیبی یک شیء شکل گرفته است، نه ناظر به حیث التفاتی یک شیء. بنابراین "علم دینی"، "وحدت ترکیبی اشیاء" را توضیح می‌دهد، بخلاف "علم مدرن" که "حیث‌محور" معادله تولید می‌کند. این یک بحثی است.

1) . ارجاع پردازشی: Institute for Scientific Information (موسسه اطلاعات علمی): موسسه انتشارات علمی و پزشكی و گردآوری رشته های علوم پزشکی و تحقیقات اساسی.

3/2. امکان استفاده از تجربه؛ یکی دیگر از ویژگی‌های روش تحقیقِ "نظریه فقهی ایمنی"

اشاره

یک نکته دیگری که راجع به روش تحقیق ما وجود دارد این است که ما در روایت داریم که: «عقل نیازمند تجربه است».(1)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): چهار چیز به چهار چیز نیاز دارد: علم به عمل، حَسَب به ادب، خویشاوندی به مودت (ابراز محبت در عمل)، عقل به تجربه. الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة (شهید اول، محمدبن مکی)، ص 16

الإمامُ عليٌّ عليه السلام: العَقلُ غَريزةٌ تَزيدُ بالعِلْمِ والتَّجارِب‏.

امام على عليه السلام: عقل قريحه‏اى است كه با دانش و تجارب زياد مى‏شود.غرر الحكم، ص 91

عن علی ع: كُلُّ مَعرِفَةٍ تَحتاجُ إلَى التَّجارِب.

امیرالمومنین (علیه السلام): هر شناختى، به تجربه‏هايى نيازمند است.

‏مطالب السؤول، ص 50

مساله تجربه باعث می‌شود که شما نسبت به دریافت‌های وحیانی یقین بیشتری پیدا کنید. مثلا امام (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الْجَزَرِيُسَخِّنُ‏ الْكُلْيَتَيْن‏»(2)

امام صادق (علیه السلام): خوردن هویج زردک کلیه‌ها را گرم و آلت را راست می‌گرداند.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 372

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 206 / الوافي، ج‏19،

ص:423

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ: أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يَنْصِبُ الذَّكَرَ .قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ آكُلُهُ وَ لَيْسَ لِي أَسْنَانٌ؟! قَالَ: فَقَالَ لِي: مُرِ الْجَارِيَةَ تَسْلُقُهُ وَ كُلْه‏.

به نقل از داوود بن فرقد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: «خوردن زردك، كليه‏ها را گرم مى‏كند و آلت را راست مى‏گرداند». به ايشان گفتم: فدايت شوم! در حالى كه دندان ندارم، چگونه آن را بخورم؟ به من فرمود: «به كنيزِ خود بگو آن را برايت آب‏پز كند. سپس آن را بخور».

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 524/ الكافي، ج‏6، ص 372

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 207 / بحار الأنوار، ج‏101، ص 82 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 126

زردک، کلیه را راه می‌اندازد و تسخین (گرم) می‌کند. خب؛ حالا که من این گزاره را از امام (علیه‌السلام) گرفتم می‌توانم چهل روز زردک مصرف کنم و خودم این گزاره را تجربه کنم. پس ما در روش تحقیق خودمان، نفی تجربه نمی‌کنیم. عرض کردم که روایت داریم که: «عقل بیش از هر چیز دیگری نیازمند تجربه است»؛ چرا؟ چون تجربه باعث افزایش یقین انسان می‌شود.(3)

و [ياد كنيد] هنگامى كه ابراهيم گفت: پروردگارا! به من نشان ده كه مردگان را چگونه زنده مى‏كنى؟ [خدا] فرمود: آيا [به قدرتم نسبت به زنده كردن مردگان‏] ايمان نياورده‏اى؟! گفت: چرا، ولى [مشاهده اين حقيقت را خواستم‏] تا قلبم آرامش يابد.

1/3/2. مُکمّل‌الدلاله بودنِ تجربه در تجربه دینی و اصالت‌داشتنِ تجربه در تجربه پوزیتویستی؛ تفاوت تجربه دینی با تجربه پوزیتویستی

اما این "تجربه دینی" که باعث افزایش یقین می‌شود؛ خیلی با "تجربه پوزیتویستی" فرق می‌کند. شما در تجربه‌های پوزیتویستی اصالت را به دلالت‌های تجربه می‌دهید. یعنی فقط و فقط به تجربه موضوعیت می‌دهید. برخلاف روش تحقیق دینی که ما تجربه را مکمل دلالت می‌دانیم که کمک‌کننده و یکی از بخش‌های دلالت بر حقیقت است. حالا من با این مباحث روش تحقیقی بیشتر از این حوصله شما را سر نبرم! من فقط خواستم بگویم که ما به یک روش تحقیق دیگری معتقد هستیم. چون می‌دانید که یک حالت دُگمی(4)در برخی از دوستان وجود دارد که می‌گویند: شما شبه علم هستید! می‌دانید که چرا به مخالفین خودشان شبه علم می‌گویند؟! بخاطر اینکه فقط روش تحقیق خودشان را قبول دارند. حالا وقتی شما روش تحقیق آنها را زیر سوال می‌برید، در واقع شما به Who و دوستان طب سلولی می‌گویید: شما شبه علم هستید! چون تکیه شما به فرضیه‌های حدس‌محور است، در حالی


1) . ارجاع پژوهشی: قال رسول الله ص: أربعة تحتاج إلى أربعة: العلم إلى العمل، و الحسب إلى الأدب، و القرابة إلى المودّة، و العقل إلى التّجربة.

2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ‏ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يُقِيمُ الذَّكَرَ.

3) . ارجاع پژوهشی: وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني‏ كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى‏ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي‏(سوره مبارکه بقره، آیه 260)

4) . دُگم: متعصب در عقائد.

که تکیه ما بر گزاره‌های مبتنی بر اشراف است. اتفاقا فقط علم دینی علم است، و تجربه پوزیتویستی هم یکی از اختراعات بشر است که مبتنی بر ظن می‌باشد، و اصلا علم نیست.

پس ما تا اینجا روش تحقیق را اجمالا معلوم کردیم: ما داریم با روش تحقیق فقهی مساله واکسن‌های طب اسلامی را بحث می‌کنیم. و در آنجایی که کارآزمایی بالینی با وزارت بهداشت بگذاریم – البته اگر آقایان افتخار بدهند و یک مقداری از کمبریج رفتنشان بکاهند و قم تشریف بیاورند – و یک تجربه‌ای را انجام دهیم؛ پروتکل‌های کارآزمایی را باید مشترکا بنویسیم و باید یک مسیر دیگری را طی کنیم. که ان‌شاءالله راجع به آن بحث خواهیم کرد.

3. سوال دوم: نقش اعضاء مختلف بدن در ایجاد سلامت به چه میزان است؟

اشاره

حالا با روش تحقیق خودمان وارد بحث می‌شویم: سوال دوم این است که نقش اعضاء مختلف بدن در ایجاد سلامت به چه میزان است؟ یک سرفصلی در روایات است که یک سری از اشخاص می‌رفتند از اهلبیت (علیهم‌السلام) راجع به "تشریح جسم" سوال می‌پرسیدندکه این جسم انسان تفصیلا دارای چه اعضائی هست؟ و اهلبیت (علیهم‌السلام) هم توضیح می‌دادند. مثلا حضرت در روایت می‌فرماید: «بدن دارای سیصد و شصت رگ اصلی است» در آن روایت شریف اینطور نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) روزی سیصد و شصت بار حمد خداوند متعال را انجام می‌دادند.(1)

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا، در هر روز، سيصد و شصت بار، به شمارِ رگ‏هاى بدن، خداوند را سپاس مى‏گفت و مى‏فرمود: «پروردگار جهانيان را به فراوانى و در هر حال، سپاس!».

مصدر اصلی: الكافي، ج‏2، ص 503

منابع دیگر: مكارم الأخلاق، ص 307 / وسائل الشيعة، ج‏7، ص 171 / بحار الأنوار، ج‏58، ص 316

بعد در علل‌الشرایع اینطور می‌فرمایند که صد و هشتاد بار بخاطر عروق ساکن، و صدو هشتاد بار هم بخاطر عروق متحرک. ما دو دسته رگ در بدن داریم: عروق ساکن و عروق متحرک.(2)

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا فرموده است: «در بدن آدميزاد، سيصد و شصت رگ است: صد و هشتاد تاى آن متحرّك، و صد و هشتاد تاى ديگر، ساكن‏اند. اگر آن رگ‏هاى متحرّك، ساكن بودند، انسان نمى‏‌خفت؛ و اگر آن رگ‏هاى ساكن، متحرّك بودند نيز انسان نمى‌‏خفت». پيامبر خدا، هر روز صبح، سيصد و شصت بار مى‏‌گفت: «خداوندِ جهانيان را به فراوانى و در هر حال، سپاس!» و شامگاهان نيز چنين مى‌‏گفت.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏2، ص 503 / علل الشرائع، ج‏2، ص 354

سند علل‌الشرایع: أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏58، ص 316 / وسائل الشيعة، ج‏7، ص 171

عَنْهُ (أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي‏)، قَالَ: أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ الْمُوسَوِيُّ فِي مَنْزِلِهِ بِمَكَّةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ نَهِيكٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ سَبْرَةَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يُحَدِّثُ عَنْ آبَائِهِ، عَنْ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): فِي‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ سِتُّونَ‏ عِرْقاً، مِنْهَا مِائَةٌ وَ ثَمَانُونَ مُتَحَرِّكَةٌ، وَ مِائَةٌ وَ ثَمَانُونَ سَاكِنَةٌ، فَلَوْ سَكَنَ الْمُتَحَرِّكُ لَمْ يَبْقَ الْإِنْسَانُ، وَ لَوْ تَحَرَّكَ السَّاكِنُ لَهَلَكَ الْإِنْسَانُ. قَالَ: وَ كَانَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ يَوْمٍ إِذَا أَصْبَحَ وَ طَلَعَتِ الشَّمْسُ يَقُولُ:" الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ كَثِيراً طَيِّباً عَلَى كُلِّ حَالٍ" يَقُولُ ثَلَاثَ مِائَةٍ وَ سِتِّينَ مَرَّةً شُكْراً.

امیرالمومنین (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله): در انسان 360 رگ وجود دارد كه 180 عدد از آنها متحرّك است و 180 ساكن. اگر متحركها باز ايستند آدمى زنده نماند و اگر ساكتها بحركت آيند انسان بميرد. و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هر روز به هنگام طلوع و غروب آفتاب 360 بار مي‌فرمود: الحمد لله رب العالمين كثيرا طیّباً على كل حال‏.

مصدر اصلی: الأمالي (للطوسي)، ص 597

منابع دیگر: مستدرك الوسائل ، ج‏5، ص 305 /بحار الأنوار، ج‏90، ص 216


1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَنْبَارِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ‏ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ ص يَحْمَدُ اللَّهَ فِي‏ كُلِ‏ يَوْمٍ‏ ثَلَاثَمِائَةِ مَرَّةٍ وَ سِتِّينَ‏ مَرَّةً عَدَدَ عُرُوقِ الْجَسَدِ يَقُولُ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ كَثِيراً عَلَى كُلِّ حَالٍ.

2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَ‏ فِي‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ‏ عِرْقاً مِنْهَا مِائَةٌ وَ ثَمَانُونَ‏ مُتَحَرِّكَةٌ وَ مِنْهَا مِائَةٌ وَ ثَمَانُونَ سَاكِنَةٌ فَلَوْ سَكَنَ الْمُتَحَرِّكُ لَمْ يَنَمْ وَ لَوْ تَحَرَّكَ السَّاكِنُ لَمْ يَنَمْ. وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَصْبَحَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ‏ الْعالَمِينَ كَثِيراً عَلَى كُلِّ حَالٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ مَرَّةً وَ إِذَا أَمْسَى قَالَ مِثْلَ ذَلِكَ.

رگ‌های اصلی بدن سیصد و شصت عدد است. از این نوع مباحث در تعالیم اهلبیت (علیهم‌السلام) زیاد وجود دارد. عرض کردیم که یک عنوانی وجود دارد تحث عنوان "تفصیل‌الجسم" که از امام (علیه السلام) راجع به تشریح جسم سوال پرسیده‌اند؛ امام مفاصل را توضیح داده‌اند، اعضاء مختلف را توضیح داده‌اند، عروق را توضیح داده‌اند.

خواهش می‌کنم دقت کنید! به تدریج دارد این بحث نگاه طب اسلامی به سلامت شکل می‌گیرد که آغاز آن همین بحث تفصیل‌الجسم است. باز هم داخل پرانتز عرض کنم که: اهلبیت (علیهم‌السلام) اشراف تام نسبت به انسان دارند و بحث می‌کنند و اصطلاحا از طریق میکروسکوپ و از طریق مشاهده فقط بحث را توضیح نمی‌دهند، بلکه از طریق علم لدنّی و از طریق گزارش‌هایی که خالق از بدن انسان در اختیار اهلبیت (علیهم‌السلام) قرار داده است بحث‌ها را مطرح می‌کنند.(1)

امام باقر عليه السلام: به خدا سوگند! ما خزینه‌های خدا در آسمان و زمين هستيم، نه بر طلا و نقره، كه خزینه‌های علم اوييم.

مصادر اصلی: الكافي، ج ،1 ص 192 / بصائر الدرجات، ص 104 / إعلام الورى(طبرسی)، ج ،1 ص 509

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج 26، ص 105

جهت مشاهده روایاتی در مورد "علم مبتنی بر اِشرافِ اهلبیت (علیهم السلام)" ر،ک؛ پیوست شماره 2.

1/3. قلب؛ مهم‌ترین عضو موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات

حالا از دل بحث‌های اهلبیت (علیهم‌السلام) در مورد تفصیل‌الجسم این مساله متولد می‌شود که: ما سه نوع عضو موثر بر سلامت در بدن داریم که اثرشان در سلامت و مرض یکسان نیست. عضو اول که خیلی موثر بر سلامت است، "قلب" انسان است. یعنی اگر یک کسی می‌خواهد بداند که مهم‌ترین عضو موثر بر سلامت در آیات و روایات چیست، قلب است. یک روایتی از امیرالمومنین (علیه‌السلام) خدمت شما بخوانم. البته روایات در این قسمت زیاد است، من فقط اشاره می‌کنم: حضرت می‌فرماید: «القلبُ امیرُالجوارح»(2)

امیرالمومنین (علیه السلام) در وصیت به فرزندشان محمدبن حنفیه: ... قلب که امیرالجوارح است که به وسیله آن تعقّل می‌کنی و می‌فهمی و به امر و رای او کار از تو صادر می‌شود.

مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص 627

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏15، ص 170 / الوافي، ج‏26، ص 231

بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِيبِيِّ قَالَ: قال العالم ع: ... فَمِنْهَا قَلْبُهُ الَّذِي بِهِ يَعْقِلُ وَ يَفْقَهُ وَ يَفْهَمُ وَ هُوَ أَمِيرُ بَدَنِهِ الَّذِي لَا تُورَدُ الْجَوَارِحُ وَ لَا تَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْيِه‏ ...

امام رضا (علیه السلام): ... قلب امير و فرمانروای جوارح و اعضاء او مى‏باشد، هر چه قلب امر كند اعضاء بدنش اطاعت مى‏كنند و از فرمان او سرپيچى ندارند...

مصادر اصلی: الكافي، ج‏2، ص 39 / دعائم الإسلام، ج‏1، ص 5 (مرسلا)/ تفسير العياشي، ج‏1، ص 157

سند عیاشی: عن أبي عمرو الزبيري عن أبي عبد الله

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏66، ص 24 / مستدرك الوسائل، ج‏11، ص 150

خیلی روشن است یعنی قلب امیر جوارح است یعنی پادشاه همه اعضاء بدن است. بنابراین اگر کسی می‌خواهد بداند که اتفاقاتی که در قلب می‌افتد چقدر موثر است، باید به این دسته از روایات توجه کند. حضرت می‌فرماید: هر اتفاقی که درقلب بیفتد، سایر جوارح متاثر می‌شوند. مثلا یک حقیقتی در قلوب به اسم "وسوسه" یا "شیطنت" یا اسامی مختلف دیگر وجود دارد که در همه دنیا این را قبول دارند. حالا وقتی وسوسه اتفاق افتاد، "پا" شروع می‌کند به حرکت کردن تا این وسوسه را ارضاء کند، "دست‌ها" هم تبعیت می‌کنند، "چشم‌ها" هم تبعیت می‌کنند، همه اعضاء بدن شروع می‌کنند به تبعیت‌کردن.(3)

بعضی از اصحاب نقل می‌کنند که از حضرت امام صادق عليه السّلام شنیدم كه به مردى چنين فرمودند: فلانى! بدان كه قلب نسبت به جسد انسانى به منزله امام است براى مردم؛ كه همه بايد اطاعتش کنند، مگر نمى‏بينى كه تمام جوارح و اعضاء جسد اعوان و ايادى و مفسّر قلب هستند. دو گوش و دو چشم و بينى و دهان و دو دست و دو پا و عورت خواسته‏هاى قلب را اداء مى‏كنند لذا: هر گاه قلب خواسته‏اش نگريستن به چيزى باشد، شخص دو چشمش را مى‏گشايد. و زمانى كه بخواهد بشنود، شخص دو گوشش را حركت داده و منفذ آنها را باز كرده تا مطلوب را بشنود. و هر وقت ميل داشته باشد بويى را استشمام نمايد، شخص با بينى استنشاق كرده در نتيجه بوى مطلوب به قلب مى‏رسد. و هنگامى كه رغبت به سخن گفتن داشته باشد، به وسيله زبان تكلّم مى‏كند. و در صورتى كه مطلوبش گرفتن چيزى باشد دستها به كار افتاده و آن چيز را مى‏گيرد. و به فرض كه مقصودش حركت كردن باشد، دو پا سعى نموده و راه مى‏روند. و اگر محبوبش شهوت و غريزه باشد، نرينه شخص به حركت و جنبش در مى‏آيد. پس تمام اين اعضاء و جوارح حركت و فعاليّت نموده تا خواسته قلب را اداء كرده و بدين ترتيب اطاعتش مى‏كنند. و همچنين شايسته است كه خلائق نسبت به‏ امام عليه السّلام مانند اعضاء و جوارح بوده و امر آن سرور را اطاعت كنند. (ترجمه ذهنی تهرانی)

مصدر اصلی: علل الشرائع، ج‏1، ص 110

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏67، ص 53/ الفصول المهمة، ج‏3، ص 243

یعنی "گردش خون"


1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِيهِ أَسْبَاطٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع‏: وَ اللَّهِ‏! إِنَّا لَخُزَّانُ‏ اللَّهِ‏ فِي‏ سَمَائِهِ‏ وَ أَرْضِهِ‏ لَا عَلَى ذَهَبٍ وَ لَا عَلَى فِضَّةٍ إِلَّا عَلَى عِلْمِهِ.

2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ رَضِيَ اللَّهُ : ... الْقَلْبِ وَ هُوَ أَمِيرُ الْجَوَارِحِ الَّذِي بِهِ تَعْقِلُ وَ تَفْهَمُ وَ تَصْدُرُ عَنْ أَمْرِهِ وَ رَأْيِه.

3) . ارجاع پژوهشی: وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْبَرْقِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيه‏) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِرَجُلٍ‏: اعْلَمْ يَا فُلَانُ أَنَّ مَنْزِلَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَامِ مِنَ النَّاسِ الْوَاجِبِ الطَّاعَةِ عَلَيْهِمْ أَ لَا تَرَى أَنَّ جَمِيعَ جَوَارِحِ الْجَسَدِ شُرَطٌ لِلْقَلْبِ وَ تَرَاجِمَةٌ لَهُ مُؤَدِّيَةٌ عَنْهُ الْأُذُنَانِ وَ الْعَيْنَانِ وَ الْأَنْفُ وَ الْفَمُ وَ الْيَدَانِ وَ الرِّجْلَانِ وَ الْفَرْجُ فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا هَمَّ بِالنَّظَرِ فَتَحَ الرَّجُلُ عَيْنَيْهِ وَ إِذَا هَمَّ بِالاسْتِمَاعِ حَرَّكَ أُذُنَيْهِ وَ فَتَحَ مَسَامِعَهُ فَسَمِعَ وَ إِذَا هَمَّ الْقَلْبُ بِالشَّمِّ اسْتَنْشَقَ بِأَنْفِهِ فَأَدَّى تِلْكَ الرَّائِحَةَ إِلَى الْقَلْبِ وَ إِذَا هَمَّ بِالنُّطْقِ تَكَلَّمَ بِاللِّسَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالْبَطْشِ عَمِلَتِ الْيَدَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالْحَرَكَةِ سَعَتِ‏ الرِّجْلَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالشَّهْوَةِ تَحَرَّكَ الذَّكَرُ فَهَذِهِ كُلُّهَا مُؤَدِّيَةٌ عَنِ الْقَلْبِ بِالتَّحْرِيكِ وَ كَذَلِكَ يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يُطَاعَ لِلْأَمْرِ مِنْه‏.

هم تغییر پیدا می‌کند؛(1)

امام رضا عليه السلام: ... بدن‏ انسان بر سياق يك مملكت، ساخته شده‏اند. پادشاه اين سرزمين، قلب است. رگ‏هايى كه در بدن و مغز وجود دارد، كارگران‏اند. خانه آن پادشاه، قلب انسان است. سرزمين آن پادشاه، بدن انسان است، و دستان، پاها، چشمان، لب‏ها، زبان و گوش‏ها نيز ياران اويند...

مصدر اصلی: طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 11

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏59، ص 309

چرا؟ چون فرد مثلا یک صحنه مبتنی بر شهوت را دیده است و وسوسه‌اش تحریک شده و حالا برای اینکه وسوسه‌اش یک پاسخی پیدا کند همه جوارح را مدیریت می‌کند. قلب به این نحو است. در ادامه روایت می‌فرماید: «الّذی بِهِ تَعقَلُ» قلب، محل عقل است «و تَفهَمُ» محل فهم است «و تَصدُرُ» محل صدور فرمان است «و تَصدُرُ عن اَمرِه و رأیِه». قلب عضو اصلی است.

در آن روایت تحف‌العقول هم اینطور آمده که: «لا علمَ کطلب السلامةِ و لا سلامةَ کسلامةِ القلب»(2)

امام باقر (علیه‌السلام) در وصیتش به جابر بن یزید جعفی: ... بدان که هیچ علمی مانند طلب سلامتی و هیچ سلامتی‌ای مانند سلامت قلب نیست...

مصدر اصلی: تحف العقول، ص 286

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‏75، ص 164/ الوافي، ج‏26، ص 262 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏3، ص 271‏

هیچ سلامتی به اندازه سلامت قلب مهم نیست. اگر قلب سالم بود بیماری‌های روحی و روانی و بیماری‌های جسمی هر دو به صورت معناداری کاهش پیدا می‌کند. این یک بحث است.حالا یک بحثی در اینجا هست که من یک مقدار توضیح بدهم: گفته می‌شود که آیا قلب همین قلبی است که به شکل صنوبری از آن یاد می‌کنیم؟ در روایت دارد که: «قلب یک حقیقتی دارد ولی جایش در همینجاست(اشاره به سینه)» یعنی دوتا نیست، همینجایی که شما می‌گویید خون را به سایر اعضاء بدن می‌فرستد، در همینجا یک حقیقت دیگری هم وجود دارد: وسوسه در آن وجود دارد،(3)

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم ... از زيان وسوسه‏گر كمين گرفته و پنهان، * آنكه همواره در سينه‏هاى مردم وسوسه مى‏كند * از جنّيان و آدميان.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِه(ِ فِي صَدْرِه‏) أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه‏.

امام صادق (علیه‌السلام): هیچ مؤمنى نیست مگر اینکه داراى دو گوش برای قلب خود در سینه‌اش است: گوشى كه وسواس خناس در آن مى‏دمد، و گوشى كه فرشته در آن صدا مى‏كند و خداوند بوسيله فرشته او را تاييد مى‏نمايد و اين است معنى وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) و به روحى از خودش تاييدشان كرده).

مصدر اصلی: الكافي، ج‏2، ص 267

منابع دیگر: الوافي، ج‏5، ص 1013 /بحار الأنوار، ج‏67، ص 48

فهم وجود دارد، عقل وجود دارد،(4)

امام صادق (علیه السلام): حزم (انضباط در كار و اطمينان‏يابى‏) در قلب است و مهر و خشم در كبد، شرم در شُش. و در حديث ديگر أبى جميله: جاى عقل در قلب است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏8، ص 190

منابع دیگر: الوافي، ج‏26، ص 527/ بحار الأنوار، ج‏58، ص 305

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ الْغِلْظَةَ فِي الْكَبِدِ وَ الْحَيَاةَ فِي الرِّئَةِ وَ الْعَقْلَ مَسْكَنُهُ الْقَلْب‏.

امام باقر (علیه‌السلام): همانا غلظت و خشم در كبد، شرم و حیاء در شُش، و جاى عقل در قلب است.

مصدر اصلی: علل الشرائع، ج‏1، ص 107

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏58، ص 304

فِي رِسَالَةِ الْإِهْلِيلَجَةِ الَّتِي كَتَبَ الصَّادِقُ ع إِلَى الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ ذَكَرَ فِيهَا احْتِجَاجَهُ فِي إِثْبَاتِ الصَّانِعِ تَعَالَى عَلَى الطَّبِيبِ الْهِنْدِيِّ قَالَ ع‏: ... أخبِرني بِمَ تَحتَجُّ في مَعرِفَةِ رَبِّكَ الَّذي تَصِفُ قُدرَتَهُ ورُبوبِيَّتَهُ، وإنَّما يَعرِفُ القَلبُ الأَشياءَ كُلَّها بِالدَّلالاتِ الخَمسِ الَّتي وَصَفتُ لَكَ؟ قُلتُ: بِالعَقلِ الَّذي في قَلبي، وَالدَّليلِ الَّذي أحتَجُّ بِهِ في مَعرِفَتِهِ.

در رساله اهلیلج امام صادق عليه السلام در نامه‏اى كه براى مفضّل نوشت و در آن از گفتگويش با پزشك هندى در مورد اثبات خداوند متعال ياد كرد: ... آن گاه پزشك هندی گفت: به من بگو چگونه بر شناخت پروردگارى كه او را به توانايى و ربوبيّت وصف مى‏كنى، استدلال مى‏كنى، حال آن كه قلب، همه چيز را با حواس پنجگانه كه شرح دادم، باز مى‏شناسد؟ گفتم: [شناخت خداوند،] با عقلی است كه در قلب من جاى دارد و با برهانى كه در شناخت خداوند، بدان استدلال مى‏كنم.

منبع روایت: بحار الأنوار، ج‏3، ص 153 (به نقل از رساله اهلیلج)

همه مسائل در این قلب موجود است. این هم یک دسته از اعضاء. پس خود قلب به تنهایی عضو مهم و امیرالجوارح است.


1) . ارجاع پژوهشی: عن الرضا (علیه السلام): ... أَنَّ الْأَجْسَامَ الْإِنْسَانِيَّةَ جُعِلَتْ عَلَى مِثَالِ الْمُلْكِ فَمَلِكُ الْجَسَدِ هُوَ الْقَلْبُ وَ الْعُمَّالُ الْعُرُوقُ وَ الْأَوْصَالُ وَ الدِّمَاغُ وَ بَيْتُ الْمَلِكِ قَلْبُهُ وَ أَرْضُهُ الْجَسَدُ وَ الْأَعْوَانُ يَدَاهُ وَ رِجْلَاهُ وَ شَفَتَاهُ وَ عَيْنَاهُ وَ لِسَانُهُ وَ أُذُنَاه‏...

2) . ارجاع پژوهشی: و روي عن الإمام الباقر (علیه‌السلام)‏ فی وصيته ع لجابر بن يزيد الجعفي‏: ...وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا عِلْمَ كَطَلَبِ السَّلَامَةِ وَ لَا سَلَامَةَ كَسَلَامَةِ الْقَلْب...

3) . ارجاع پژوهشی: قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ النَّاسِ ... مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخْنَّاسِ * الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (سوره مبارکه ناس)

4) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحَزْمُ فِي الْقَلْبِ وَ الرَّحْمَةُ وَ الْغِلْظَةُ فِي الْكَبِدِ وَ الْحَيَاءُ فِي الرِّيَةِ. وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ لِأَبِي جَمِيلَةَ: الْعَقْلُ مَسْكَنُهُ فِي الْقَلْب‏.

2/3. اعضاء موثر بر طبایع چهارگانه؛ دومین سطح از اعضاء موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات

اشاره

یک دسته روایات دیگری داریم که مجموع آنها به ما می‌گویند اعضاء موثر بر طبع و مزاج هم خیلی بر سلامت موثر هستند. مثلا در رساله ذهبیه اینطور آمده که: «لانّ الله تعالی بنی الاجسام» می‌فرماید «بنی الاجسام» اجسام ساخته شده و بنا شده «علی اربعطبایع» بر چهار طبیعت: «و هی المرّتان و الدم و البلغم».(1)

وَ وَجَدْتُ فِي تَأْلِيفِ بَعْضِ الْأَفَاضِلِ بِهَذَيْنِ السَّنَدَيْنِ: قَالَ مُوسَى بْنُ عَلِيِّ بْنِ‏ جَابِرٍ السَّلَامِيُّ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ الْأَجَلُّ الْعَالِمُ الْأَوْحَدُ سَدِيدُ الدِّينِ يَحْيَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ علبان الْخَازِنُ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِيقَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ. وَ قَالَ هَارُونُ بْنُ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هِشَامِ بْنِ سَهْلٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي وَ كَانَ عَالِماً بِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع خَاصَّةً بِهِ مُلَازِماً لِخِدْمَتِهِ وَ كَانَ مَعَهُ حِينَ حُمِلَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى أَنْ سَارَ إِلَى خُرَاسَانَ وَ اسْتُشْهِدَ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ بِطُوسَ وَ هُوَ ابْنُ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً.

قَالَ وَ كَانَ الْمَأْمُونُ بِنَيْسَابُورَ وَ فِي مَجْلِسِهِ سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع وَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْمُتَطَبِّبِينَ وَ الْفَلَاسِفَةِ مِثْلَ يُوحَنَّا بْنِ مَاسَوَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ بْنُ بَخْتِيشُوعَ وَ صَالِحُ بْنُ سِلْهِمَةَ (خ ل: بلهمه) الْهِنْدِيُّ وَ غَيْرُهُمْ مِنْ مُنْتَحِلِي الْعُلُومِ وَ ذَوِي الْبَحْثِ وَ النَّظَرِ فَجَرَى ذِكْرُ الطِّبِّ وَ مَا فِيهِ صَلَاحُ الْأَجْسَامِ وَ قِوَامُهَا فَأَغْرَقَ الْمَأْمُونُ وَ مَنْ بِحَضْرَتِهِ فِي الْكَلَامِ وَ تَغَلْغَلُوا فِي عِلْمِ ذَلِكَ وَ كَيْفَ رَكَّبَ اللَّهُ تَعَالَى هَذَا الْجَسَدَ وَ جَمِيعَ مَا فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ الْمُتَضَادَّةِ مِنَ الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعِ وَ مَضَارِّ الْأَغْذِيَةِ وَ مَنَافِعِهَا وَ مَا يَلْحَقُ الْأَجْسَامَ مِنْ مَضَارِّهَا مِنَ الْعِلَلِ. قَالَ: وَ أَبُو الْحَسَنِ ع سَاكِتٌ لَا يَتَكَلَّمُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فِي هَذَا الْأَمْرِ الَّذِي نَحْنُ فِيهِ هَذَا الْيَوْمَ وَ الَّذِي لَا بُدَّ مِنْهُ مِنْ مَعْرِفَةِ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ وَ الْأَغْذِيَةِ النَّافِعِ مِنْهَا وَ الضَّارِّ وَ تَدْبِيرِ الْجَسَدِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع عِنْدِي مِنْ ذَلِكَ مَا جَرَّبْتُهُ وَ عَرَفْتُ صِحَّتَهُ بِالاخْتِبَارِ وَ مُرُورِ الْأَيَّامِ مَعَ مَا وَقَفَنِي عَلَيْهِ مَنْ مَضَى مِنَ السَّلَفِ مِمَّا لَا يَسَعُ الْإِنْسَانَ جَهْلُهُ وَ لَا يُعْذَرُ فِي تَرْكِهِ فَأَنَا أَجْمَعُ ذَلِكَ مَعَ مَا يُقَارِبُهُ مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ.قَالَ: وَ عَاجَلَ الْمَأْمُونُ الْخُرُوجَ إِلَى بَلْخٍ وَ تَخَلَّفَ عَنْهُ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ كَتَبَ الْمَأْمُونُ إِلَيْهِ كِتَاباً يَتَنَجَّزُهُ مَا كَانَ ذِكْرُهُ مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ مِنْ جِهَتِهِ عَلَى مَا سَمِعَهُ مِنْهُ‏ وَ جَرَّبَهُ مِنَ الْأَطْعِمَةِ وَ الْأَشْرِبَةِ وَ أَخْذِ الْأَدْوِيَةِ وَ الْفَصْدِ وَ الْحِجَامَةِ وَ السِّوَاكِ وَ الْحَمَّامِ وَ النُّورَةِ وَ التَّدْبِيرِ فِي ذَلِكَ.

فَكَتَبَ الرِّضَا ع إِلَيْهِ كِتَاباً نُسْخَتُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ أَمَّا بَعْد ...لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَنَى الْأَجْسَامَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ هِيَ‏ الْمِرَّتَانِ‏ وَ الدَّمُ وَ الْبَلْغَمُ وَ بِالْجُمْلَةِ حَارَّانِ وَ بَارِدَانِ قَدْ خُولِفَ بَيْنَهُمَا فَجَعَلَ الْحَارَّيْنِ لَيِّناً وَ يَابِساً وَ كَذَلِكَ الْبَارِدَيْنِ رَطْباً وَ يَابِساً...

چرا که خداوند متعال بدن‌ها را بر چهار طبع بنا کرده است: صفراء، سوداء، دم (خون) و بلغم. و خلاصه [مطلب این است که: این چهار طبع تشکیل شده اند از] دو گرم و دو سرد كه ميان هر دوتاشان تفاوتى قرار داده است؛ [به این بیان که] آن دو گرم را یا نرم و مرطوب قرار داده [که طبع دم است] و یا خشک [که طبع صفراء است]. و همینطور آن دو سرد را یا نرم و مرطوب قرار داده [که طبع بلغم است] و یا خشک [که طبع سوداء است].

مصدر اصلی: طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 48

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏59، ص 316 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏5، ص 223

بدن انسان از چهار طبیعت تشکیل شده است که چهار عضو در بدن خیلی بر این طبیعت‌ها تاثیرگذارند(2)

"تحلیل فقهی بیماری در مقایسه با پاتولوژی پوزیتویستی" از سری مکتوبات شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی، جزوه پیاده فوری سخنان حجت الاسلام کشوری، ص 25

لینک دریافت فایل جزوه پیاده فوری "تحلیل فقهی بیماری در مقایسه با پاتولوژی پوزیتویستی" از پیام‌رسان ایتا:

https://eitaa.com/olgou4/3022

و اینها اعضاءِ سطح دو حوزه سلامت به حساب می‌آیند. بخلاف بعضی از دوستان که

1) . ارجاع پژوهشی: أَقُولُ وَجَدْتُ بِخَطِّ الشَّيْخِ الْأَجَلِّ الْأَفْضَلِ الْعَلَّامَةِ الْكَامِلِ فِي فُنُونِ الْعُلُومِ وَ الْأَدَبِ مُرَوِّجِ الْمِلَّةِ وَ الدِّينِ وَ الْمَذْهَبِ نُورِ الدِّينِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَالِي الْكَرَكِيِّ جَزَاهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنِ الْإِيمَانِ وَ عَنْ أَهْلِهِ الْجَزَاءَ السَّنِيَّ مَا هَذَا لَفْظُهُ: الرِّسَالَةُ الذَّهَبِيَّةُ فِي الطِّبِّ الَّتِي بَعَثَ بِهَا الْإِمَامُ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع إِلَى الْمَأْمُونِ الْعَبَّاسِيِّ فِي حِفْظِ صِحَّةِ الْمِزَاجِ وَ تَدْبِيرِهِ بِالْأَغْذِيَةِ وَ الْأَشْرِبَةِ وَ الْأَدْوِيَةِ قَالَ إِمَامُ الْأَنَامِ غُرَّةُ وَجْهِ الْإِسْلَامِ مُظْهِرُ الْغُمُوضِ بِالرَّوِيَّةِ اللَّامِعَةِ كَاشِفُ الرُّمُوزِ فِي الْجَفْرِ وَ الْجَامِعَةِ أَقْضَى مَنْ قَضَى بَعْدَ جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَغْزَى مَنْ غَزَا بَعْدَ أَبِيهِ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى إِمَامُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أبي [أَبُو] الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ النُّجَبَاءِ النُّقَبَاءِ الْكِرَامِ الْأَتْقِيَاءِ اعْلَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى آخِرِ مَا سَيَأْتِي مِنَ الرِّسَالَةِ.

2) . ارجاع پژوهشی: چهار عضو از این اعضاء بدن محل پیدایش یک خاصیت‌هایی هستند که بر همه اعضاء بدن تاثیرگذار هستند که ما در طب اسلامی به آنها "طبایع چهارگانه" یا به اصطلاح ساده­تر "مزاج" می­گوییم. بنابراین در فیزیولوژی ما یک دور کل اعضاء را مطالعه می‌کنیم، یک دور هم چهار عضو را به صورت ویژه مورد مطالعه قرار می‌دهیم. چرا؟ چون آنها محل "اخلاط" و محل طبایع هستند. مثلا می‌گویند محل سودا در طحال است، پس این را ویژه بررسی می‌کنیم. چرا؟ چون سودا بر همه اجزاء و جوارح بدن تاثیر دارد چون طبیعتش به این شکل است. محل دَم در عروق است پس این را ویژه مطالعه می­کنیم. ... کیسه­صفرا و معده را هم ویژه مطالعه می‌کنیم؛ چون محل بلغم و محل صفرا هستند. ... چرا؟ استدلال آن را بدانید. چون حضرت فرمود:" لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَنَى الْأَجْسَامَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَائِعَ " بنای اجسام و اجساد بر چهار طبیعت است. ببینید! تعبیر "بناء" به کار رفته است. مثل اینکه شما می‌گویید یک ساختمان را بر روی یک پی (شالوده) بنا کردم. حضرت می‌فرماید: درست است که شما "کلیه" دارید، "پوست"دارید، "مو" دارید،"قلب" دارید؛ ولی اتکاء همه اینها به این چهار طبیعت است. بعد در روایت توضیح می‌دهند که " وَ هِيَ‏ الْمِرَّتَانِ‏ وَ الدَّمُ وَ الْبَلْغَمُ" ... دو تا مِرّه داریم: مِرّه صفراویه و مِرّه سوداویه، و دم و بلغم. حضرت می­فرمایند که بنای بدن بر این چهار طبع است. یعنی این چهار طبع بر همه چیز تاثیر دارد، پس اینها را ویژه مطالعه کنید.

می‌خواهند بگویند اعضاء موثر بر مزاج، مهم‌ترین عضوهای بدن هستند (که بعضی از دوستان طب سنتی این حرف را می‌زنند)(1)

قانونچه در طب (چغمینی، متوفی 745)، ص 14

ولی به لحاظ روایات در سطح دوم هستند.یک روایت دیگر خدمت شما بخوانم: «انّ کل واحده من هذه الطبایع» هر کدام از این طبایع، «تحبّ ما یشاکلها»(2)

امام رضا (علیه السلام): بدان هر كدام از اين طبيعت‏ها خواهان غذائيست كه با آن مشاكل باشد و مناسبت داشته باشد پس غذائى را انتخاب كن كه مناسب طبيعت بدنت بوده باشد.(ترجمه امیر صادقی)‏

مصدر اصلی: طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 14

  منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏59، ص 332 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏5، ص 194</p>

یک غذایی را دوست دارد که با او متناسب باشد؛ مثلا اگر شما طبیعت گرم دارید غذای سرد - که با آن تناسب دارد - را دوست دارید. اگر کسی طبیعت سرد دارد، کشش و علاقه او به غذای گرم بیشتر است. بعد حضرت می‌فرماید: «فاتّخِذ» یا در بعضی از نسخه‌ها: «فاغتَذِ ما یُشاکِلُ جَسَدَک»(3)

در بعضی از نسخه‌ها: "فاغتذِ" یعنی غذایت را قرار بده، و در بعضی دیگر: "فَاعتَدِ" یعنی خود را عادت بده.

بحار الأنوار ، ج‏59، ص 332

غذایت را متناسب با طبعت انتخاب کن. لذا دیدید که در این انتخابات ریاست جمهوری آن برادر محترم فرمودند که ما می‌خواهیم ماهیانه 2500 کالری غذا در اختیار خانواده‌ها قرار دهیم. ایشان و دوستانشان چون رساله ذهبیه نخوانده بودند، می‌گفتند غذا را باید بر اساس کیلوکالری طبقه‌بندی کرد. اینجا حضرت می‌فرماید: «فاغتَذِ ما یُشاکِلُ جَسَدَک» ببین طبعتت چیست. غذا را باید بر اساس طبیعت اخذ و تهیه کرد؛ نه بر اساس کیلوکالری. وقتی غذاهایی را که کالری زیادی دارند ولی طبیعت شما متناسب با آن نیست را مصرف می‌کنید، بر مرض شما افزوده می‌شود.

1/2/3. عروق و معده؛ دو عضو از اعضاء موثر بر طبایع چهارگانه

حالا یک سری از اعضاء موثر بر این طبایع اربعه هستند. مثلا "عروق" و "عِرق" (رگ) یک عضو است که موثر بر طبیعتِ "دم"(خون) است. یا مثلا "معده" خیلی بر طبیعت "بلغم" تاثیر دارد؛ کسانی که آب زیاد مصرف می‌کنند؛ این آب به کجا می‌رود؟ این آب ابتدائاً به معده می‌آید و سپس به سایر اعضاء منتقل می‌شود، و این باعث می‌شود که بلغم افزایش پیدا کند. بنابراین اعضائی که یه یک نحوی با طبیعت‌های چهارگانه ارتباط دارند، اعضاء سطح دو بدن می‌شوند. یعنی اثر اینها در حوزه سلامت اثر خیلی مهمی است. منتها نه بیشتر از قلب انسان.

3/3. سایر اعضاء بدن؛ سومین سطح از اعضاء موثر بر سلامت از نظر آیات و روایات

سطح سوم اعضاء هم سایر اعضاء هستند. الان شما "مو" دارید. "مو" چقدر بر اعضاء موثر است؟ بسیار پایین‌تر از "قلب" و "اعضاء موثر بر طبیعت". و همینطور بقیه اعضاء بدن.


1) . ارجاع پرورشی: اعضاء رئیسه آنها هستند که قواها در بقای شخص و بقای نوع بدانها محتاجند. اما بحسب بقای شخص سه عضواند: اول: قلب که مبدأ قوه حیوانیه است. دوم: دماغ [مغز] که مبدأ قوای حس و حرکت است. و سوم: کبد که مبدا قوه تغذیه است. اما بحسب بقای نوع همین سه هستند باضافه عضو چهارمی که بیضه‌هاست. اما خادمه‌الرئیس مثل اعصاب برای دماغ، شرایین برای قلب، اورده [وریدها] برای کبد و مجاری من نسبت به بیضه‌ها. اما اعضای مرئوسه آنهایی هستند که قوای اعضاء رئیسه را دریافت می‌کنند. مثل کلیه، معده، طحال و ریه.

2) . ارجاع پژوهشی: عن الامام الرضا ع: أَنَّ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْ هَذِهِ الطَّبَائِعِ تُحِبُّ مَا يُشَاكِلُهَا فَاتَّخِذْ مَا يُشَاكِلُ جَسَدَك.

3) . ارجاع پرورشی: هكذا "فاغتذ" في بعض النسخ بالغين و الذال المعجمتين أي اجعل غذاءك، و في بعضها بالمهملتين [ای: فاعتَدِ] من الاعتياد.

پس نتیجه بحث‌های تفصیل‌الجسم در روایات این می‌شود که دیگر نگاه من و شمای طبیب به اعضاء بدن به یک اندازه نخواهد بود؛ بلکه به هر کدام از اعضاء بدن یک وزن خاصی خواهیم داد. و هرگاه به هر کدام از اعضاء یک وزن خاص دادیم، محاسبه خیلی از چیزها تغییر خواهد کرد؛ که یکی از اثراتش در واکسن است، یکی دیگر از اثراتش در تجویز نسخه است.

ارتباط خواهران و برادران با بحث برقرار است؟! برای شما معلوم است که ما داریم به چه سمتی حرکت می‌کنیم؟ کاملا داریم یک مسیری را بر خلاف Who حرکت می‌کنیم! این شش مساله را که بنده دارم عرض می‌کنم، پایه‌های بحث است. بله؛ اگر ما مثلا مانند "علوم شناختی" معتقد بودیم که "مغز" مهم‌ترین عضو بدن است، یک فضای دیگری شکل می‌گرفت. و ما اگر با تفصیل‌الجسمِ خودمان حرکت کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که قلب امیرالجوارح است و یک مسیر دیگری را طی خواهیم کرد. پس این هم شد سوال دوم که من از آن عبور می‌کنم. به همین خاطر گفتم که بحث حدود چهل جلسه نیاز دارد که ده جلسه از آن تشریح جسم انسان است آنچنان که در روایات آمده است. بحث خیلی مهمی است که ان‌شاءالله بعدا به آن بپردازیم.

4. سوال سوم: ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن کدام است؟

1/4. بیان خاصیت نهایی اشیاء در نوزده گروه؛ ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن

اشاره

سوال سوم چیست؟ سوال سوم این است که در عالَم چند نوع شیء وجود دارد که بر مساله سلامت موثر است؟ آیا فقط خوراکی‌ها هستند؟ یا نه اشیاء دیگری هم در عالم وجود دارند که بر حوزه سلامت موثر هستند؟ عرض کردم که جمع‌بندی ما در مدرسه هدایت این است که: ما نوزده دسته شیء ایمنی‌ساز برای بدن انسان داریم. ببینید بحث چقدر متفاوت است! یعنی شما اگر بخواهید ایمنی بدنتان را بالا ببرید، می‌توانید از نوزده دسته شیء استفاده کنید. حالا این نوزده دسته شیء چه اشیائی هستند؟ فهرست این نوزده دسته شیء برابر با "فهرست جدول تسخیر" است. حتما با مباحث الگوی پیشرفت از قبل آشنا هستید؛ ما در مباحث الگوی پیشرفت یک جدولی به اسم "جدول تسخیر" داریم.(1)

حجت الاسلام علی کشوری- تبیین اجمالی جدول فقهی تسخیر در مقایسه با جدول مندلیف- مرکز مدیریت حوزه های علمیه- دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹

http://nro-di.blog.ir/1399/08/19

این جدول فقهی تبیین کننده الگوئی جدید برای تصرف بشر در عالم است و در فضای مقایسه با الگوی فعلی "تصرف در طبیعت" به محوریتِ مطالعاتِ عنصر پایه مطرح شده است. سرفصل های این جدول فقهی به هفت پرسش شامل: ۱- فساد و ریشه های آن در اندیشه پیامبران کدام است؟، ۲- تعریف تصرف شئ پایه چیست؟، ۳- چه ارتباطی میان تصرف در عالم و منایای بشر وجود دارد؟، ۴- روش تعدیل منایا و روش شناسائی خاصیت نهائی اشیاء چیست؟، ۵- سیر تَکَوُّن اشیاء چگونه است؟، ۶- جدول تسخیر اشیاء عالم را چگونه طبقه بندی می کند؟، ۷- ساختار "اطلاعات پیوسته هر شئ" از نظر فقه چیست؟ پاسخ می دهد. در مجموع و بعد از بررسی پرسش های اصولی فوق الذکر در اولین ویرایش جدول فقهی تسخیر حدود ۲۰۰ شئ پر کاربرد در زندگی بشر را از حیث سببیت و خاصیت نهائی بررسی می کنیم. به عبارت بهتر جدول فقهی تسخیر، جدول معرفی اسباب مورد نیاز در زندگی بشر است و آموزش و درایه در آن؛ بی نیازی از مطالعات پوزیتویستی را زمینه سازی می کند. به فضل الهی. جدول فقهی تسخیر از ثمراتِ اولیه بررسی ویژگی های مشترک اشیاء -با روش تحقیق فقهی- است.

حجت الاسلام علی کشوری- دو شنبه ۲ فروردین ۱۴۰۰ هجری شمسی - قم مبارک

https://eitaa.com/olgou4/3037

این جدول در یک جمله آمده "خاصیت نهایی اشیاءِ" عالم را بحث کرده است. و الان آن ویرایشی که از این جدول در دست است، دویست شیء پرکاربرد در زندگی را بحث کرده است. ما معتقدیم که همه


1) . ارجاع پژوهشی: بشر همواره تصرفاتی در عالم داشته است؛ ولی در دوران مدرنیته تصرفات بشر، عنصر پایه شده است. به عبارت بهتر در دوران مدرنیته، بشر با شناسائی ویژگی های عناصر مانند میزان واکنش پذیری، رسانائی، چکش خواری و... به صورت گسترده ای به تولید ترکیبات در حوزه های مختلف دست زده است. ترکیبات تولیدی بشر در حوزه های مختلف -که بر پایه شناسایی ویژگی های عناصر ساخته شده است- در سه حوزه محیط زیست، سلامت و اخلاق تالی فاسدهای فراوانی را به سبک زندگی تحمیل کرده است. برای مواجهه منطقی با تالی فاسدهای سه‌گانه تصرف عنصرپایه، پیشنهاد داده‌ایم: تصرف‌های ترکیب‌پایه و شئ‌محور تبیین شود. در جدول فقهی تسخیر خاصیت و حیث سببیت اشیاء (ترکیبات طبیعی) در رفع نیازهای بشر را تشریح کرده‌ایم.

این دویست شیء در زندگی و در ایمنی موثر هستند. ببینید؛ [با این مبنا] چقدر دایره نگاه طبی توسعه پیدا می‌کند! این دویست شیء را در نوزده دسته طبقه‌بندی کرده‌ایم. دیگر خود دوستان به جدول فقهی تسخیر مراجعه کنند که در آن تمام این نوزده دسته شیء وجود دارد. شرح این نوزده دسته، ده جلسه طول می‌کشد. بنده به عناوین بعضی از آنها اشاره می‌کنم:

1/1/4. گروه اشیاء پایه و تاثیر آنها بر سلامت؛ اولین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

اولین اشیائی که بر سلامت تاثیر دارند، ما اسم آنها را «گروه اشیاء پایه» گذاشته‌ایم. شما می‌دانید که عالَم از چهار شیء خلق شده است: آب، آتش، هوا و خاک.(1)

در ارکان و امزجه(مزاج‌ها): ارکان در اصطلاح حکیمان اجسام بسیطی هستند غیر قابل تقسیم به اجسام مختلفه؛ که اجزاء اولیه بدن انسان و غیر انسان را تشکیل می‌دهند؛ و آن چهارند [ارکان اربعه]: 1- آتش: و آن گرم و خشک است. 2- هوا: و آن گرم و تر است. 3- آب: و آن سرد و تر است. 4- خاک: و آن سرد و خشک است.

قانونچه در طب(چغمینی)، ص 1 و 2

همه این چهار شیء بر سلامت موثر هستند.(2)

أبو الحسن عليه السّلام ميفرمود: جسم چهار طبع دارد: 1- هواء كه انسان بدون آن و بدون نسیمِ آن زنده نمی‌ماند و هر درد و عفونتی را از جسم بیرون می‌كند، و 2- زمين (خاک) كه خشكى و یبوست به وجود می‌آورد، و 3- گرما و طعام كه خون (دم) به وجود می‌آورد؛ مگر نمی‌بينى كه طعام به معده ‌می‌رود و معده از آن تغذیه می‌کند تا اینکه نرم شود و تصفیه گردد سپس طبيعت و قوای بدن برگزیده‏ آن غذا را به شکل خون می‌گيرد و ته‏نشين آن را بیرون ریزد، و 4- آب كه بلغم پديد می‌آورد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏8، ص 230

منابع دیگر: الوافي، ج‏26، ص 526 / بحار الأنوار، ج‏58، ص 306

مثلا شما باید بدانید که نسبت خاک با سلامت چیست. نسبت خاک با سلامت، نسبت خواب با سلامت است؛ یعنی خاک یک خاصیتی دارد که مثلا اگر دیوار خانه شما از خاک باشد و ماده اولیه خاک را تغییر نداده باشند، این باعث می‌شود که خواب شما راحت‌تر باشد. و این یکی از آثار آن است. پس باید نسبت خاک و سلامت را بحث کنیم.

نسبت هوا و سلامت را نیز باید بحث کنیم: امام (علیه السلام) می‌فرماید: «لو حُبِسَ الریح ثلاثة ایام» اگر باد سه روز نوزد، «تغیّرت کلُّ شیء»(3)

امام صادق (عليه السّلام) در پاسخ يكى از پرسشهاى زنديق فرمود: اگر باد چند روز بند آيد همه چيز تباه شود و دگرگون گردد، و از آن حضرت از جوهر باد پرسيد فرمود: باد هواء است و چون حركت كند باد باشد و چون آرام است هواء نام دارد و قوام دنيا بدانست. اگر سه روز باد بايستد هر چه بر روى زمين است تباه شود و بگندد، چون باد بمانند بادبزنى فساد را دفع كند از همه چيز و آن را پاكيزه سازد، و او چون روح است كه وقتى از تن برآيد تن تباه شود و دگرگون‏گردد، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.

مصدر اصلی: الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص 350

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏57، ص 16

قَالَ كَعْبٌ: لَوْ حَبَسَ اللَّهُ الرِّيحَ مِنَ الْأَرْضِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ لَأَنْتَنَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.

كعب گفت: اگر خدا باد را از زمين سه روز بند آرد آنچه ميان آسمان و زمين است بگندد.

منبع: بحار الأنوار، ج‏57، ص 17

همه اشیاء - از جمله: بدن انسان - فاسد می‌شوند و از بین می‌روند. یکی از چیزهایی که بدن انسان نیاز دارد، نسیمو هوای تازه است؛ که مدرنیته با نوع ساخت ساختمان و آپارتمان‌سازی و رعایت نکردن حریم و اِشراف [در ساخت ساختمان]، ما را از این نعمت محروم کرده است. لذا شما الان در همه خانه‌ها تهویه مصنوعی دارید. این مساله خیلی مهمی است و بعدا باید در


1) . ارجاع پرورشی: در اصطلاح طب قدیم این چهار شیء به ارکان و یا عناصر اربعه اشتهار دارد؛ از باب نمونه به این عبارت از کتاب قانونچه توجه فرمایید:

2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ: طَبَائِعُ الْجِسْمِ عَلَى أَرْبَعَةٍ: فَمِنْهَا الْهَوَاءُ الَّذِي لَا تَحْيَا النَّفْسُ إِلَّا بِهِ وَ بِنَسِيمِهِ وَ يُخْرِجُ مَا فِي الْجِسْمِ مِنْ دَاءٍ وَ عُفُونَةٍ، وَ الْأَرْضُ الَّتِي قَدْ تُوَلِّدُ الْيُبْسَ، وَ الْحَرَارَةَ وَ الطَّعَامُ وَ مِنْهُ يَتَوَلَّدُ الدَّمُ؛ أَ لَا تَرَى أَنَّهُ يَصِيرُ إِلَى الْمَعِدَةِ فَتُغَذِّيهِ حَتَّى يَلِينَ ثُمَّ يَصْفُوَ فَتَأْخُذُ الطَّبِيعَةُ صَفْوَهُ دَماً ثُمَّ يَنْحَدِرُ الثُّفْلُ، وَ الْمَاءُ وَ هُوَ يُوَلِّدُ الْبَلْغَمَ.

3) . ارجاع پژوهشی: قَالَ الصَّادِقُ ع لِلزِّنْدِيقِ الَّذِي سَأَلَهُ مَسَائِلَ الرِّيحُ: لَوْ حُبِسَتْ أَيَّاماً لَفَسَدَتِ الْأَشْيَاءُ جَمِيعاً وَ تَغَيَّرَتْ. وَ سَأَلَهُ عَنْ جَوْهَرِ الرِّيحِ فَقَالَ: الرِّيحُ هَوَاءٌ إِذَا تَحَرَّكَ سُمِّيَ رِيحاً فَإِذَا سَكَنَ سُمِّيَ هَوَاءً وَ بِهِ قِوَامُ الدُّنْيَا وَ لَوْ كُفَّتِ الرِّيحُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ لَفَسَدَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ وَ نَتُنَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الرِّيحَ بِمَنْزِلَةِ الْمِرْوَحَةِ تَذُبُّ وَ تَدْفَعُ الْفَسَادَ عَنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ تُطَيِّبُهُ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الرُّوحِ إِذَا خَرَجَ عَنِ الْبَدَنِ نَتُنَ الْبَدَنُ وَ تَغَيَّرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ

مورد آن بحث شود. آب و آتش هم همینطور است. مثلا روایت می‌فرماید: «آب، مادّة الامراض است»،(1)

امام صادق (علیه السلام): زیاد آب ننوش؛ چرا که ریشه همه بیماری‌هاست.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 382

منابع دیگر: الفصول المهمة، ج‏3، ص 140 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 238

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يُوصِي رَجُلًا فَقَالَ لَهُ: أَقْلِلْ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ فَإِنَّهُ يَمُدُّ كُلَّ دَاءٍ ...

امام صادق (علیه السلام) در حالی که مردی را توصیه می‌کردند به او فرمودند: کم آب بنوش؛ چرا که ریشه همه بیماری‌هاست ...

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 382/المحاسن، ج‏2، ص 571

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 238 / / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 198

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِيَّاكُمْ وَ الْإِكْثَارَ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ فَإِنَّهُ مَادَّةٌ لِكُلِّ دَاء.

امام صادق (علیه السلام): بر شما باد پرهیز از زیاد آب نوشیدن! چرا که ریشه همه بیماری‌هاست.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 571

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 455

آب بلغم را زیاد می‌کند؛(2)

أبو الحسن عليه السّلام ميفرمود: ... و آب بلغم پديد می‌آورد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏8، ص 230

منابع دیگر: الوافي، ج‏26، ص 526 / بحار الأنوار، ج‏58، ص 306

بنابراین اگر شما می‌خواهید سالم بمانید، باید آب را خیلی کم مصرف کنید.(3)

امام صادق (علیه السلام): هیچکدام از شما آب ننوشد مگر در صورتی که اشتهاء و میل شدید به آن داشته باشد؛ پس هر گاه میل شدید پیدا کردید نیز کم بنوشید.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 571

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 238 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 455 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 198

بخلاف پزشکی موجود که می‌گوید: آب باید زیاد مصرف شود. در مورد آتشِ بدن که محلش معده است(4)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: پايدارى انسان و بقايش بچهار چيز است: به آتش و نور و باد و آب، آدمى بوسيله باد و هوا مى‏شنود و ميبويد و بوسيله آب (و رطوبت بدن و دهان) لذت خوردن و آشاميدن را مى‏يابد، پس اگر حرارت در معده آدمى نباشد خوراكى و آشاميدنى را هضم نميكرد و اگر روشنى در ديده او نبود نه مى‏ديد و نمى‏فهميد و اگر باد نبود آتش معده بر افروخته نميشد و اگر آب نبود لذت خوراكى و آشاميدنى را نمى‏يافت.

مصدر اصلی: الخصال، ج‏1، ص 227

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏58، ص 293

هم باید بعدا بحث کنیم.

2/1/4. گروه اشیاء ظرف مکان و تاثیر آنها بر سلامت؛ دومین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

گروه اشیاء دوم، «گروه اشیاء ظرف مکان» است: عرش، کُرسی،(5)آسمان‌ها، زمین، راه‌ها... . اینجا یک سوالی به وجود می‌آید که مثلا تاثیر آسمان و "ما فیها"(آنچه در آن است) بر سلامت چیست؟ آیا اینها را کسی در طب موجود بحث می‌کند؟! بله؛ یک


1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تُكْثِرْ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ فَإِنَّهُ مَادَّةٌ لِكُلِّ دَاءٍ.

2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع: ... الْمَاءُ وَ هُوَ يُوَلِّدُ الْبَلْغَمَ.

3) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يَشْرَبْ أَحَدُكُمُ الْمَاءَ حَتَّى يَشْتَهِيَهُ فَإِذَا اشْتَهَاهُ فَلْيُقِلَّ مِنْهُ.

4) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قِوَامُ الْإِنْسَانِ وَ بَقَاؤُهُ بِأَرْبَعَةٍ بِالنَّارِ وَ النُّورِ وَ الرِّيحِ وَ الْمَاءِ فَبِالنَّارِ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ بِالنُّورِ يُبْصِرُ وَ يَعْقِلُ وَ بِالرِّيحِ يَسْمَعُ وَ يَشَمُّ وَ بِالْمَاءِ يَجِدُ لَذَّةَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ فَلَوْلَا النَّارُ فِي مَعِدَتِهِ لَمَا هَضَمَتِ الطَّعَامَ وَ الشَّرَابَ وَ لَوْ لَا أَنَّ النُّورَ فِي بَصَرِهِ لَمَا أَبْصَرَ وَ لَا عَقَلَ وَ لَوْ لَا الرِّيحُ لَمَا الْتَهَبَتْ نَارُ الْمَعِدَةِ وَ لَوْ لَا الْمَاءُ لَمْ يَجِدْ لَذَّةَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَاب‏

5) . ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده اجمالی تاثیر عرش و کُرسی بر سلامت ر،ک؛ پیوست شماره 3.

مقدار بحث می‌شود ولی خیلی دقیق نیست. بنده یک مورد را مثال بزنم و عبور کنم: مثلا در روایت دارد که: «نور ماه، علت ایجاد مزه میوه‌ها و محصولات کشاورزی است»؛ لذا شما دیده‌اید که از وقتی که ما مدل معیوب کشت گلخانه‌ای را در کشور وارد کرده‌ایم، مزه محصولات باغی و کشاورزی ما از بین رفته است و الان باید خیلی توضیح داد که مثلا 20 سال پیش خیار دارای مزه بود! و نسل امروز این را خیلی متوجه نمی‌شود. این اتفاق برای چه اتفاق افتاده است؟ برای اینکه نور ماه به بوته خیار و سایر محصولات گلخانه‌ای نمی‌تابد و این اتفاق الان افتاده است. پس وقتی که داریم راجع به آسمان‌ها صحبت می‌کنیم؛ یکی از چیزهایی که در آسمان وجود دارد، ماه است که بر سلامت ما خیلی موثر است. البته همه مسائل آسمان مربوط به ماه نمی‌شود؛ بلکه مساله نجوم هم هست که الان دیگر وقت آن نیست که در مورد آنها صحبت کنیم.

3/1/4. گروه اشیاء ظرف زمان و تاثیر آنها بر سلامت؛ سومین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

[گروه سوم اشیاء]: «گروه اشیاء ظرف زمان»؛ زمان‌ها مثل شب، روز، هفته، ماه(1)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَدَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ يَحْيَى الْأَصْبَهَانِيُّ أَبُو يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَلِيٍّ إِسْمَاعِيلُ بْنُ حَاتِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ صَالِحِ بْنِ سَعِيدٍ الْمَكِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ حَفْصٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ حُصَيْبٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: أَوْصَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَال‏: ... يا عَلِيُّ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في أوَّلِ الشَّهرِ و وَسَطِهِ و آخِرِهِ؛ فَإِنَّ الجُنونَ وَ الجُذامَ وَ الخَبَلَ لَيُسرِعُ إلَيها و إلى وَلَدِها...

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سفارش به امام على عليه السلام: اى على! در آغاز، ميان و پايان ماه با همسرت نزديكى مكن، كه ديوانگى، جذام و تباهْ‏مغزى، بسيار زود به سراغ وى و فرزندش مى‏آيد...

مصادر اصلی: علل الشرائع، ج‏2، ص 515 / الأمالي( للصدوق)، ص 567 / من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص 552

، فصل، سال، عمر.(2)

پیاده فوری «تبیین الگوی فقهی ارزیابی غذا»، سخنان حجت الاسلام و المسلمین علی کشوری در جمع کارشناسان موسسه کیفیت رضوی است، 8مرداد 1399، شهر مقدس مشهد

[1] ترجمه: اى خدايى كه پيامبرى را به حضرت محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله خاتمه دادى،اين روز و ماه و سال و عمرم را به خير و خوبى خاتمه ده.

(3)

مصدر اصلی: طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 52

منابع دیگر: مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏5، ص 215

شب یک شیء است. آیا پزشکی موجود در مورد مثلا مساله "شب و سلامت"

1) . ارجاع پژوهشی: برای نمونه: یکی از تاثیرات زمان "ماه" بر سلامت؛ تاثیر آن بر جنین و در زمان انعقاد نطفه است:

2) . ارجاع پژوهشی: " إِن مِّن شىَ‏ءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُوم‏ "(سوره مبارکه حجر، آیه 21) . " إِن مِّن شىَ‏ءٍ" اطلاق دارد. " إِن مِّن شىَ‏ءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ " یعنی چه؟ یعنی اگر یکی از این چیزها سلامت است، " عِندَنَا خَزَائنُهُ". یکی از این چیزها عمر و سلامت است که "شیی" هستند که "عندنا خزائنه". کلمه "شیی" در لغت عربی و در لغت فارسی هم به همین معناست و به همه امور اطلاق دارد. آیه می‌فرماید: " إِن مِّن شىَ‏ءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ " اصل آن چیزهایی که شما روی کره‌ زمین می‌بینید "عِندَنَا" است، اصلش پیش ماست. بعد می‌فرماید: " وَ مَا نُنزَّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُوم" ما اینها را نازل می‌کنیم، منتها به اندازه مشخص. مثلاً یکی از چیزهایی که اصل آن نزد خداست، عمر است که خداوند متعال " بقَدَر معلوم" بین همه موجودات توزیع می‌کند. بعضی از موجودات عمرشان یک ماه است، بعضی از موجودات مثلاً تا چند قرن هم عمر می‌کنند. این همان " بقَدَر معلوم" است که بنابر علم الهی توزیع می‌شود ولی به اندازه‌های مختلف. پس این اصل بحث است. حالا زمان‌های توزیع در روایات، چهار دسته است؛ یعنی وقتی توزیع در "قَدْر" اتفاق می‌افتد، چهار دسته زمان داریم. می‌فرماید: «يَا مَنْ خَتَمَ النُّبُوَّةَ بِمُحَمَّدٍ ص اخْتِمْ لِي فِي يَوْمِي هَذَا بِخَيْرٍ وَ شَهْرِي بِخَيْرٍ وَ سَنَتِي بِخَيْرٍ وَ عُمُرِي بِخَيْرٍ» [1] این زمان‌های توزیع رزق انسان‌هاست که چهارتاست.

3) . ارجاع پژوهشی: حالات و دوران چهارگانه عمر انسان و تاثیرات آنها بر سلامت: قال علی بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام): أَنَّ أَحوالَ الإِنسانِ الَّتي بَناهُ اللَّهُ تَعالى عَلَيها وَ جَعَلَهُ مُتَصَرِّفاً بِها، أَربَعَةُ أَحوالٍ: الحالَةُ الأُولى: لِخَمسَ عَشرَةَ سَنَةَ، وَ فيها شَبابُهُ، وَ صَباهُ، وَ حُسنُهُ، وَ بَهاؤُهُ، وَ سُلطانُ الدَّمِ في جِسمِهِ. وَ الحالَةُ الثَّانيَةُ: لِعِشرينَ سَنَةً، مِن خَمسَ عَشَرَةَ إِلى خَمسَ وَ ثَلاثينَ سَنَةً، وَ فيها سُلطانُ المِرَّةِ الصَّفراءِ وَ غِلبَتُها، وَ هوَ أَقوَمُ ما يَكونُ وَ أَيقَظُهُ وأَلعَبُهُ، فَلا يَزالُ كَذلِكَ حَتَّى يَستَوفيَ خَمسَ وَ ثَلاثينَ سَنَةً. ثُمَّ يَدخُلُ في الحالَةِ الثَّالِثَةِ: وَ هيَ مِن خَمسٍ وَ ثَلاثينَ سَنَةً إلى أَن يَستَوفيَ سِتَّينَ سَنَةً، فَيَكونَ في سُلطانِ المِرَّةِ السَّوداءِ، وَ يَكونَ أَحكَمَ ما يَكونُ، وَ أَقوَلَهُ، وَ أَدراهُ، وَ أَكتَمَهُ لِلسِّرِّ، وَ أَحسَنَهُ نَظَراً في الأُمورِ وَ فِكراً في عَواقِبِها، وَ مُداراةٍ لَها، وَ تَصَرُّفاً فيها. ثُمَّ يَدخُلُ في الحالَةِ الرَّابِعَةِ: وَ هيَ سُلطانُ البَلغَمِ، وَ هيَ الحالَةُ الَّتي لا يَتَحَوَّلُ مِنها ما بَقيَ، وَ قَد دَخَلَ في الهَرِمِ حينَئِذٍ، وَ فاتَهُ الشَّبابُ وَ استَنكَرَ كُلَّ شَي‏ءٍ كانَ يَعرِفُهُ مِن نَفسِهِ، حَتَّى صارَ يَنامُ عِندَ القَومِ، وَ يَسهَرُ عِندَ النَّومِ وَ يَذكُرُ ما تَقَدَّمَ وَ يَنسى ما تَحَدَّثَ بِهِ، وَ يُكثِرُ مِن حَديثِ النَّفسِ، وَ يذهَبُ ماءُ الجِسمِ وَ بَهاؤُهُ، وَ يَقِلُّ نَباتُ أَظفارِهِ وَ شَعرِهِ، وَ لا يَزالُ جِسمُهُ في إِدبارٍ وَ انعِكاسٍ ما عاشَ؛ لِأَنَّهُ في سُلطانِ البَلغَمِ، وَ هوَ بارِدٌ جامِدٌ، فَلِجُمودِهِ وَ رُطوبَتِهِ في طِباعِهِ يَكونُ فَناءُ جِسمِهِ. بدان خداوند عالم حالات آدمى را كه بر آنها ساخته شده و بآن احوال متصرف در حيات و زندگانى است چهار بخش قرار داده است: حالت اول: پانزده سال است كه جوانى و خوبى و طراوت او در اين دوره از عمر است و در اين مدت خون در مزاج او بر ساير اخلاط غالب است. حالت دوم: حالت دوم از پانزده سالگى است تا سى و پنج سالگى در اين قسمت از عمر غلبه با صفراء است كه بنهايت شدت و قوت ميرسد بر همين حالت بسر ميبرد تا اين دوره سپرى شده بحالت سوم برسد. حالت سوم: اين حالت از سى و پنج سالگى شروع مى‏شود و به شصت سالگى ختم ميگردد. در اين دوره از عمر ساير اخلاط مغلوب مره سوداء است. اين دوره روزگار حكمت و پند و اندرز و معرفت و عبرت و انتظام امور زندگى و صحت نظر در عواقب امور و دورانديشى است. در اين دوره رأيش صادق و متين دلش محكم و ثابت است تصرفات حيات او را دگرگون نميسازد.حالت چهارم: چون وارد مرحله چهارم حيات بشويم بلغم بر ساير اخلاط غلبه پيدا ميكند اين همان حالتى است كه بچيزى برنميگردد مگر پيرى و ناتوانى بسوى تلخى عيش، لاغرى، كم شدن نيرو و فساد زندگى. نشانه اين حالت آنست كه نسيان بر فكر و حافظه او مسلط مى‏شود چيزها و كسانى را كه با آن مربوط بوده نمى‏شناسد در حضور مردم چرت ميزند و ميخوابد و هنگام خواب بيدار ميماند گذشته‏ها را بياد نمى‏آورد حوادث را فراموش ميكند عادات خود را از دست ميدهد روش ديرينه‏اش در زندگى تغيير مى‏يابد. آب جلوه او خشك مى‏شود موى رويش و ناخن او كم ميگردد، همواره جسمش رو بانعكاس و ادبار ميرود زيرا مزاج او تحت استيلاى بلغم قرار گرفته است و بلغم سرد و خشك است و خود معلوم است كه سردى و خشكى فناى اجسام ميباشد جسم بر اثر غلبه قوه بلغميه نيروى خود را از دست ميدهد و نابود ميگردد. (ترجمه امير صادقى، ص 62)

بحث می‌کند؟!(1)

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَبَلِيِ‏ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:‏ مَنْ تَرَكَ الْعَشَاءَ لَيْلَةَ السَّبْتِ وَ لَيْلَةَ الْأَحَدِ مُتَوَالِيَتَيْنِ ذَهَبَتْ عَنْهُ قُوَّتُهُ فَلَمْ تَرْجِعْ إِلَيْهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

امام صادق (علیه السلام): هر کس خوردن شام را در شب شنبه و یکشنبه پشت سر هم ترک کند، قوّت و توان او از بین می‌رود و تا چهل روز باز نمی‌گردد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 289 / المحاسن، ج‏2، ص 423

عَنْهُ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ وَ هُوَ الْجَبَلِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ‏ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَوْماً يَقُول‏

مكارم الأخلاق، ص 195

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 509 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 345 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 329 / مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 266

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ع لَا يَدَعُ الْعَشَاءَ وَ لَوْ بِكَعْكَةٍ وَ كَانَ يَقُولُ ع إِنَّهُ قُوَّةٌ لِلْجِسْمِ.

سلیمان بن جعفر نقل می‌کند: امام رضا (علیه السلام) هیچ گاه خوردن شام را ترک نکردند ولو به خوردنِ یک کیک. و همیشه می‌فرمودند: غذای شب قوّت و نیروی بدن است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 288 / المحاسن، ج‏2، ص 423

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ الْجَعْفَرِي‏

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 345 / الوافي، ج‏20، ص 508

جهت مشاهده روایات در باب تاثیر غذای شب بر سلامت ر،ک؛ پیوست شماره 4.

مثلا وقتی شما در مورد "روز و سلامت" یا "شب و سلامت" بحث می‌کنید، می‌گویید: ما هفت نوع خوابیدن داریم؛ بعضی از این هفت نوع خوابیدن به ضرر سلامت بدن است(2)

امام صادق (ع) بنقل از رسول خدا (ص) فرمود: خواب اول روز كم خردى و بدكرداريست، و ميان روز (قیلوله) نعمت است، و خواب پس از عصر حماقت است، و ميان مغرب و عشاء از روزى محروم سازد.

مصادر اصلی: الجعفريات (الأشعثيات)، ص 157 / مكارم الأخلاق، ص 288 (مرسلا)

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 185

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُؤِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ صَالِحٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَصَافِيرُ عَلَى الْحَائِطِ قُبَالَتَهُ يَصِحْنَ فَقَالَ يَا بَا حَمْزَةَ أَ تَدْرِي مَا يَقُلْنَ قَالَ يَتَحَدَّثْنَ أَنَّ لَهُنَّ وَقْتٌ يَسْأَلْنَ فِيهِ قُوتَهُنَّ. يَا أَبَا حَمْزَةَ ! لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ؛ فَإِنِّي أَكْرَهُهَا لَكَ. إِنَّ اللَّهَ يُقَسِّمُ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ وَ عَلَى أَيْدِينَا يُجْرِيهَا.

ابى حمزه می گوید: امام سجاد (علیه السلام) به من فرمود: ... اى ابى حمزه! پيش از طلوع خورشيد مخواب كه من آن را برايت بد ميدانم زيرا خدا در آن روزى مردم را پخش ميكند و اجراء آن بدست ماست.

مصدر اصلی: بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 343

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏6، ص 499 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 185

و بعضی به نفع سلامت بدن است مثل خواب قیلوله.(3)

امام باقر (ع) كه فرمود: يك اعرابى نزد پيغمبر (ص) آمد و گفت: يا رسول الله (ص)! من مردى يادآور بودم و فراموشكار شدم. آن حضرت فرمود: شايد عادت به خواب نيم روز (قیلوله) داشتى و آن را واگذاشتى؟ گفت: آرى فرمودش بدان بازگرد تا يادآوريت بتو برگردد ان شاء الله.

مصدر اصلی: قرب الإسناد، ص 71

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏6، ص 501 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 185

این مباحث اثر زمان بر سلامت است؛ ولی بحث نمی‌شود. پس این هم یک دسته شیء است که باید بحث شود.

4/1/4. گروه اشیاء مرتبط با آب و تاثیر آنها بر سلامت؛ چهارمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

گروه چهارم اشیاء: «اشیاء مرتبط با آب» و سلامت باید بحث شود. مثلا چشمه(4)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ الِاسْتِشْفَاءِ بِالْحُمَّيَاتِ وَ هِيَ الْعُيُونُ الْحَارَّةُ الَّتِي تَكُونُ فِي الْجِبَالِ الَّتِي تُوجَدُ فِيهَا رَائِحَةُ الْكِبْرِيتِ وَ قِيلَ إِنَّهَا مِنْ فَيْحِ جَهَنَّم‏.

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا، از درمان با چشمه‏هاى آب گرم، نهى فرموده است، و آنها، چشمه‏هايى از آب گرم در كوهستان‏هاست كه بوى گوگرد دارد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 389/ المحاسن، ج‏2، ص 579

عَنْهُ عَنْ بَعْضِهِمْ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه‏

منابع دیگر: تهذيب الأحكام، ج‏9، ص 101 (با سند کافی) / وسائل الشيعة، ج‏1، ص 221 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 481 / الوافي، ج‏20، ص 589

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ بَعْضِهِمْ عَنْ هَارُونَ بْنِ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ ص نَهَى أَنْ يُسْتَشْفَى بِالْحَمَّاتِ الَّتِي تُوجَدُ فِي الْجِبَال‏.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 580

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏1، ص 221/ بحار الأنوار، ج‏63، ص 480

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ أَبِي ع يَكْرَهُ أَنْ يَتَدَاوَى بِالْمَاءِ الْمُرِّ وَ بِمَاءِ الْكِبْرِيتِ وَ كَانَ يَقُولُ إِنَّ نُوحاً ع لَمَّا كَانَ الطُّوفَانُ دَعَا الْمِيَاهَ فَأَجَابَتْهُ كُلُّهَا إِلَّا الْمَاءَ الْمُرَّ وَ مَاءَ الْكِبْرِيتِ فَدَعَا عَلَيْهِمَا وَ لَعَنَهُمَا.

امام صادق عليه السلام: پدرم (امام باقر (علیه السلام)) خوش نداشت به آب تلخ و آب گوگرددار، درمان كند. او مى‏فرمود: «حضرت نوح، آن هنگام كه توفان به پا شده بود، آب‏ها را فرا خوانْد و همه آنها به او پاسخ دادند، مگر آب‏هاى تلخ و آب‏هاى گوگرددار. پس، اين آب‏ها را نفرين كرد».

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 390

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 591 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 481 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 269

، چاه، رود، قنات، دریا(5)

امام كاظم (عليه السلام): دنيا به آب دريا مى‏ماند كه هر چه تشنه از آن بنوشد، تشنه‏تر مى‏شود تا سرانجام او را مى‏كشد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏2، ص 136 / تحف العقول، ص 396

منابع دیگر: الوافي، ج‏4، ص 400 / بحار الأنوار، ج‏70، ص 79

،

ماهی(6)،ابر،

رعد، باران(7)

ارجاع پژوهشی: عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ) عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين ع: اشْرَبُوا مَاءَ السَّمَاءِ فَإِنَّهُ يُطَهِّرُ الْبَدَنَ وَ يَدْفَعُ الْأَسْقَامَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: " وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ‏ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدام. "(سوره مبارکه انفال، آیه11)

امیرالمومنین (علیه السلام): آب باران را بنوشید؛ چرا که بدن را پاکیزه و بیماری‌ها را دفع می‌کند. خداوند عزّ و جلّ فرمود: "و برايتان آبى از آسمان نازل كرد تا شما را به وسيله آن [از آلودگى‏ها] پاك كند، و وسوسه شيطان را [كه از بدترين كثافات است‏] از شما برطرف نمايد، و دل‏هايتان را استحكام دهد، و گام‏هايتان را به آن استوار و پا برجا كند." (سوره مبارکه انفال، آیه11)

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 574

منابع دیگر: الكافي، ج‏6، ص 387

‏ سند کافی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ

وسائل الشيعة، ج‏25، ص 266 / الوافي، ج‏20، ص 583

.

باز در این قسمت نیز یک اشاره کنم و بحث را ادامه دهم: بهترین آب، آب باران است.(8)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «جبرئيل گفت: هر كس از آب باران ماه نيسان (11 اسفند تا 11 فروردین) بنوشد، اگر تمام امراضى كه به مردم مى‏رسد، به او برسد، با آن آب شفا مى‏يابد». پيامبر فرمود: «آيا سود ديگرى غير از آنچه گفتى دارد؟» جبرئيل گفت: «قسم به خدايى كه تو را به حق به نبوت مبعوث ساخت، هر كس اين آيات را بر اين آب بخواند (و آن را بنوشد)، خداوند قلبش را مالامال از نور و روشنايى مى‏سازد و الهامات الهى به قلبش مى‏فرستد و حكمت و علم را بر زبانش جارى مى‏سازد و قلبش را با فهم و بصيرتى كه به هيچ كس از جهانيان نداده است، مى‏پوشاند و برايش هزار رحمت و آمرزش مى‏فرستد و فريبكارى، خيانت، غيبت، حسادت، ستم، تكبر، بخل، آز، خشم‏قلبى، دشمنى، كينه‏ورزى، خبرچينى و آسيب‏رسانى به مردم را از او دور مى‏سازد و اين، يعنى درمان هر دردى.»

مصادر اصلی: مهج الدعوات، ص 356 / زاد المعاد، ص 330

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 478

لذا ما در "مدیریت


1) . ارجاع پژوهشی: یکی از ارتباطات بین شب و سلامت، ارتباط بین غذاخوردن در شب و سلامت است.

2) . ارجاع پژوهشی: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: النَّوْمُ أَوَّلَ النَّهَارِ خُرْقٌ، وَ الْقَائِلَةُ نِعْمَةٌ، وَ النَّوْمُ بَعْدَ الْعَصْرِ حُمْقٌ، وَ النَّوْمُ بَيْنَ الْعِشَاءَيْنِ يَحْرِمُ الرِّزْقَ.

3) . ارجاع پژوهشی: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الحِمیَریّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّبِيِّ ص‏إِنَّ أَعْرَابِيّاً أَتَى النَّبِيَّ ص فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ ص! إِنِّي كُنْتُ رَجُلًا ذَكُوراً فَصِرْتُ نَسِيّاً. فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: لَعَلَّكَ اعْتَدْتَ الْقَائِلَةَ فَتَرَكْتَهَا! فَقَالَ: أَجَلْ. فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص: فَعُدْ يَرْجِعْ إِلَيْكَ حِفْظُكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ .

4) . ارجاع پژوهشی: برای نمونه: در روایات از درمان با چشمه‌های آب گرم موجود در کوهستان منع شده است:

5) . ارجاع پژوهشی: برای نمونه: تاثیر نوشیدن آب دریا بر زیادشدن عطش و تشنگی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ غَيْرِهِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى يَقْتُلَهُ.

6) . ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده روایاتی در مورد تاثیر ماهی بر سلامت ر،ک؛ پیوست شماره 5.

7) . [4]

8) . ارجاع پژوهشی: وَ أَخْبَرَنَا الْوَالِدُ أَبُو الْفُتُوحِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْخَشَّانِيُّ الْبَلْخِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو نَصْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَابُ حَرِيزِيُّ أَخْبَرَنَا أَبُو نَصْرٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ الْمُذَكِّرُ الْبَلْخِيُّ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أُحَيْدٍ حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ هَارُونَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ حَدَّثَنَا نَافِعٌ عَنْ عُمَرَ قَالَ ... وَ قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): قَالَ جَبْرَائِيلُ: إِنَّهُ مَنْ شَرِبَ مِنْ ذَلِكَ الْمَاءِ، ثُمَّ كَانَ بِهِ جَمِيعُ الْأَوْجَاعِ الَّتِي تُصِيبُ النَّاسَ، فَإِنَّهَا شِفَاءٌ لَهُ مِنْ جَمِيعِ الْأَوْجَاعِ، فَقُلْتُ: يَا جَبْرَائِيلُ، هَلْ يَنْفَعُ فِي غَيْرِ مَا ذَكَرْتَ مِنَ الْأَوْجَاعِ؟ قَالَ جَبْرَائِيلُ: وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً، مَنْ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَاتِ عَلَى هَذَا الْمَاءِ، مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهُ نُوراً وَ ضِيَاءً، وَ يُلْقِي الْإِلْهَامَ فِي قَلْبِهِ، وَ يُجْرِي الحِكْمَةَ عَلَى لِسَانِهِ، وَ يَحْشُو قَلْبَهُ مِنَ الْفَهْمِ وَ التَّبْصِرَةِ مَا لَمْ يُعْطِ مِثْلَهُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ، وَ يُرْسِلُ إِلَيْهِ أَلْفَ مَغْفِرَةٍ، وَ أَلْفَ رَحْمَةٍ، وَ يُخْرِجُ الْغِشَّ، وَ الْخِيَانَةَ، وَ الْغِيبَةَ، وَ الْحَسَدَ، وَ الْبَغْيَ، وَ الْكِبْرَ، وَ الْبُخْلَ، وَ الْحِرْصَ، وَ الْغَضَبَ مِنْ قَلْبِهِ، وَ الْعَدَاوَةَ، وَ الْبَغْضَاءَ، وَ النَّمِيمَةَ، وَ الْوَقِيعَةَ فِي النَّاسِ، وَ هُوَ الشِّفَاءُ مِنْ كُلِّ دَاءٍ».

استحصال آب" که بحث می‌کنیم، یک "سامانه 6بخشی برای استحصال آب" داریم که یک بخش از آن فرایندی برای استحصال آب باران است. آب باران بهترین نوع آب برای شُرب است که باید یک فرایند استحصالی برای آن طراحی شود. پس اشیاء مرتبط با آب که گروه چهارم اشیاء هستند؛ خودشان یک تاثیراتی بر سلامت دارند.

5/1/4. گروه اشیاء مرتبط با آتش و تاثیر آنها بر سلامت؛ پنجمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

[گروه پنجم اشیاء]: «اشیاء مرتبط با آتش»: خورشید، ماه، کواکب، نجوم، شهاب. اینها همه عناوین نو برای تحقیق است مثلا کسی بگوید که این "شهاب"ها که از اصطلاحات قرآن است،(1)

همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم، * و آن را از هر شيطان سركشى حفظ كرديم، * آنان نمى‏توانند به سخنان فرشتگان بسيار مكرم و شريف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخيزند]، از هر سو [شهاب‏] به سويشان پرتاب مى‏شود، * تا با خفت وخوارى رانده شوند، و براى آنان عذابى هميشگى است، * مگر آنكه شيطانى خبرى را [دزدانه و] با سرعت بربايد [و فرار كند] كه در اين صورت گلوله‏اى آتشين و شكافنده او را دنبال مى‏كند.

همچنین ر، ک؛ سوره مبارکه جن، آیه 9 و سوره مبارکه حجر، آیه 18.

چه تاثیری بر سلامت دارند؟ اثر "خورشید" بر سلامت چیست؟ مثلا یک مثال ساده‌اش این است که می‌گویند شما هیچوقت نباید روبه آفتاب باشید؛ چون بیماری‌های بدنتان تحریک می‌شود.(2)

امام على عليه السلام: رو به خورشيد قرار مگيريد؛ زيرا بدبو كننده دهان است، رنگ را مى‏پرانَد، جامه را كهنه مى‏سازد و دردهاى نهفته را آشكار مى‏نمايد.

مصدر اصلی: الخصال، ج‏1، ص 97

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏12، ص 110 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 183

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ وَهْبٍ الْبَغْدَادِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْمَرْوَزِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ‏:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: فِي الشَّمْسِ أَرْبَعُ خِصَالٍ تُغَيِّرُ اللَّوْنَ وَ تُنَتِّنُ الرِّيحَ وَ تُخْلِقُ الثِّيَابَ وَ تُورِثُ الدَّاءَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در آفتاب، چهار ویژگی است: رنگ را دگرگون مى‏سازد، بوى [بدن‏] را بد مى‏كند، جامه را كهنه مى‏نمايد، و بيمارى بر جاى مى‏نهد.

مصادر اصلی: الخصال، ج‏1، ص 249 / روضة الواعظين(فتال نیشابوری)، ج‏2، ص 310(مرسلا)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏12، ص 110 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 183

ولی اگر آفتاب از پشت به شما بتابد، باعث کاهش بیماری‌ها می‌شود.(3)

امام على عليه السلام: هر گاه كسى از شما در زير آفتاب مى‏نشيند، پشت به خورشيد قرار گيرد؛ چرا كه آفتاب، بيمارى‏هاى نهفته را آشكار مى‏سازد.

مصادر اصلی: الخصال، ج‏2، ص 617 / تحف العقول، ص 107 (مرسلا)

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 18

پس اشیاء هم بر مساله سلامت موثر هستند.


1) . ارجاع پژوهشی: إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ * وَ حِفْظًا مِّن كلُ‏ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ * لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلىَ الْمَلَا الْأَعْلىَ‏ وَ يُقْذَفُونَ مِن كلُ جَانِبٍ * دُحُورًا وَ لهَمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الخْطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شهِابٌ ثَاقِبٌ(سوره مبارکه صافات، آیه 4 تا 10)

2) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو يَحْيَى سُهَيْلُ بْنُ زِيَادٍ الْوَاسِطِيُّ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: لَا تَسْتَقْبِلُوا الشَّمْسَ فَإِنَّهَا مَبْخَرَةٌ تُشْحِبُ اللَّوْنَ وَ تُبْلِي الثَّوْبَ وَ تُظْهِرُ الدَّاءَ الدَّفِينَ.

3) . ارجاع پژوهشی: حَدِيثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ : حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ: ... إِذَا جَلَسَ أَحَدُكُمْ فِي الشَّمْسِ فَلْيَسْتَدْبِرْهَا فَإِنَّهَا تُظْهِرُ الدَّاءَ الدَّفِينَ.

6/1/4. گروه اشیاء مرتبط با باد و تاثیر آنها بر سلامت؛ ششمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

گروه ششم اشیاء: [«اشیاء مرتبط با باد»] هوا، باد، باد جنوب، باد شمال، باد دَبور، باد صبا.(1)

ابى بصير كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم از چهار باد: شمال، جنوب، صبا و دبور و به او گفتم: مردم گويند: شمال از بهشت است و جنوب از دوزخ. فرمود: براى خدا لشكرها است از باد كه عذاب دهد به آنها هر كه را خواهد از گنهكاران، هر بادى فرشته دارد كه به آن گماشته است... خداوند عزّ و جلّ را بادهاى رحمت برآور -و غیر آن- است كه پيش از باران آنها را پخش کند؛ مانند بادى كه ابر را برانگيزند براى باران، و چون بادها كه ابر را ميان آسمان و زمين نگهدارند و بادها كه ابر را بفشارند تا ببارد بفرمان خدا، و چون بادها كه ابر را بپاشند، و چون بادها كه خدا در قرآن شمرده. و اما چهار باد بنام: شمال، جنوب، صبا و دبور همانا نامهاى فرشته‏هاى گماشته به آنها هستند.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏8، ص 91 / من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 545

منابع دیگر: الوافي، ج‏26، ص 494 / بحار الأنوار، ج‏57، ص 12

اینها انواع و اقسام بادها هستند. مثلا وقتی خانه می‌سازید، باید خانه را به یک جهتی بسازید که باد شمال را دریافت کنید. بعضی از بادها را نباید دریافت کرد وبعضی را باید دریافت کرد؛(2)

امیرالمومنین (علیه السلام): در آغاز باد سرد زمستان خود را از آن حفظ کنید و در پايانش (نزدیک بهار) به آن روى نماييد كه سرما با تن‏ها آن مى‏كند كه با درختان. آغازش مى‏سوزاند و پايانش برگ مى‏روياند.‏

مصادر اصلی: نهج البلاغة، ص 491

الدعوات (للراوندي)، ص 75 (با سند و زیاده‌ای در اول:

عَنْ عَامِرٍ الشَّعْبِيِّ قَالَ قَالَ زِرُّ بْنُ حُبَيْشٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَرْبَعُ كَلِمَاتٍ فِي الطِّبِّ لَوْ قَالَهَا بُقْرَاطُ أَوْ جَالِينُوسُ لَقَدَّمَ أَمَامَهَا مِائَةَ وَرَقَةٍ ثُمَّ زَيَّنَهَا بِهَذِهِ الْكَلِمَاتِ وَ هِيَ [قَوْلُهُ‏])

نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص 65 / غرر الحكم و درر الكلم، ص 322

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏7، ص 508 / بحار الأنوار، ج‏59، ص 271

واقعا تاثیر اینها بر حوزه سلامت متفاوت است. پس بحث از باد و انواع و اقسام آن یک ایمنی‌ساز است و برای انسان سلامت به وجود می‌آورد.

7/1/4. گروه اشیاء مرتبط با کوه و تاثیر آنها بر سلامت؛ هفتمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

گروه هفتم اشیاء: «اشیاء مرتبط با کوه» است. مثل "معادن". می‌دانید که ما هفت نوع معدن مهم در اسلام داریم که معادن اصلی هستند. که حالا بنده مشغول هستم که نقشه معادن قم را با همین نگاه فقهی بر روی زمین تعیین و مشخص کنم که ان شاءالله این نقشه معادن را در سالهای آینده روی زمین پیاده‌سازی کنیم. خب؛ همه اینها بر مسائل سلامت اثر دارند؛ مثلا شما "اثر آهن و


1) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرِّيَاحِ الْأَرْبَعِ الشَّمَالِ وَ الْجَنُوبِ وَ الصَّبَا وَ الدَّبُورِ وَ قُلْتُ إِنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَّ الشَّمَالَ مِنَ الْجَنَّةِ وَ الْجَنُوبَ مِنَ النَّارِ فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جُنُوداً مِنْ رِيَاحٍ يُعَذِّبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ مِمَّنْ عَصَاهُ وَ لِكُلِّ رِيحٍ مِنْهَا مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهَا... وَ لِلَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ رِيَاحُ رَحْمَةٍ لَوَاقِحُ وَ غَيْرُ ذَلِكَ يَنْشُرُهَا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ؛ مِنْهَا مَا يُهَيِّجُ السَّحَابَ لِلْمَطَرِ وَ مِنْهَا رِيَاحٌ تَحْبِسُ السَّحَابَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ رِيَاحٌ تَعْصِرُ السَّحَابَ فَتَمْطُرُهُ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مِنْهَا رِيَاحٌ مِمَّا عَدَّدَ اللَّهُ فِي الْكِتَاب. فَأَمَّا الرِّيَاحُ الْأَرْبَعُ الشَّمَالُ وَ الْجَنُوبُ وَ الصَّبَا وَ الدَّبُورُ فَإِنَّمَا هِيَ أَسْمَاءُ الْمَلَائِكَةِ الْمُوَكَّلِينَ بِهَا.

2) . ارجاع پژوهشی: برای نمونه: قَالَ علی ع : تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِي أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِي آخِرِهِ فَإِنَّهُ يَفْعَلُ فِي الْأَبْدَانِ كَفِعْلِهِ فِي الْأَشْجَارِ أَوَّلُهُ يُحْرِقُ وَ آخِرُهُ يُورِق.

سلامت"(1)

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ النُّمَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏: فِي الْحَدِيدِ أَنَّهُ حِلْيَةُ أَهْلِ النَّارِ وَ الذَّهَبَ حِلْيَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَعَلَ اللَّهُ الذَّهَبَ فِي الدُّنْيَا زِينَةَ النِّسَاءِ فَحَرَّمَ عَلَى الرِّجَالِ لُبْسَهُ وَ الصَّلَاةَ فِيهِ وَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِيدَ فِي الدُّنْيَا زِينَةَ الْجِنِّ وَ الشَّيَاطِينِ فَحَرَّمَ عَلَى الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَلْبَسَهُ فِي الصَّلَاةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ قِبَالَ عَدُوٍّ فَلَا بَأْسَ بِهِ. قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَالرَّجُلُ فِي السَّفَرِ يَكُونُ مَعَهُ السِّكِّينُ فِي خُفِّهِ لَا يَسْتَغْنِي عَنْهُ أَوْ فِي سَرَاوِيلِهِ مَشْدُوداً وَ الْمِفْتَاحُ يَخْشَى إِنْ وَضَعَهُ ضَاعَ أَوْ يَكُونُ فِي وَسَطِهِ الْمِنْطَقَةُ مِنْ حَدِيدٍ قَالَ لَا بَأْسَ بِالسِّكِّينِ وَ الْمِنْطَقَةِ لِلْمُسَافِرِ أَوْ فِي وَقْتِ ضَرُورَةٍ وَ كَذَلِكَ الْمِفْتَاحُ إِذَا خَافَ الضَّيْعَةَ وَ النِّسْيَانَ وَ لَا بَأْسَ بِالسَّيْفِ وَ كُلِّ آلَةِ السِّلَاحِ فِي الْحَرْبِ وَ فِي غَيْرِ ذَلِكَ لَا يَجُوزُ الصَّلَاةُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَدِيدِ فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوخٌ.

امام صادق (علیه السلام) در مورد آهن فرمودند که: زینت اهل آتش است و طلا زینت اهل بهشت. و خداوند طلا را در دنیا زینت زنان قرار داد پس پوشیدن آن و نماز خواندن در آن را بر مردان حرام کرد، و خداوند آهن را زینت جن و شیاطین قرار داد لذا پوشیدن آن در نماز بر مرد مسلمان را حرام کرد؛ مگر اینکه در مقابل با دشمن باشد که اشکالی ندارد. راوی می گوید به ایشان گفتم: پس مردی که در سفر چاقو[ی آهنین] به همراه دارد و از آن بی نیاز نیست (و به آن نیاز دارد) در کمربندش و کلید که می ترسد گم شود. فرمود: در وقت ضرورت اشکالی ندارد... و همینطور اشکالی نیست در شمشیر و هر وسیله ای که در جنگ استفاده می شود. ولی در غیر آن (مانند نماز خواندن در آهن) جایز نیست.

مصدر اصلی: تهذيب الأحكام، ج‏2، ص 227

منابع دیگر: الوافي، ج‏7،

ص: 42 / وسائل الشيعة، ج‏4، ص 41

را باید بدانید، "اثر زرنیخ (که جزو معادن مهم است) و سلامت" را باید بدانید، "اثر آهک و سلامت"،(2)

المصباح المنير(فیومی)، ج‏2، ص 630

همچنین در رساله ذهبیه اینچنین فرموده‌اند: «وَ لْيَكُنْ زِرْنِيخُ‏ النُّورَةِ مِثْلَ ثُلُثِهَا.» یعنی: زرنیخِ نوره باید یک سومِ آن باشد.

طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 33

جهت مشاهده روایاتی در باب تاثیر استعمال نوره بر سلامت ر،ک؛ پیوست شماره 6.

"اثر سُرب و سلامت"، "اثر نمک (که جزو معادن است) بر سلامت"(3)

پيامبر خدا )صلى الله عليه و آله( به امیرالمومنین )عليه السلام(: اى على! غذا را با نمك، آغاز كن و با نمك، پايان ده؛ چه، هر كس غذاى خويش را با نمك آغاز كند و با نمك پايان دهد، خداوند هفتاد نوع از انواع بلاء - كه کمترین آنها جذام است - را از او دفع می کند.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 325

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 319 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 403

جهت مشاهده روایات بیشتر در باب تاثیر نمک بر سلامت ر،ک؛ پیوست شماره 7.

را باید بدانید. اینها باید به تفصیل بحث شود.

8/1/4. گروه حیوانات و تاثیر آنها بر سلامت؛ هشتمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

گروه هشتم اشیاء: «حیوانات» هستند. در حیوانات، مساله مهم گوشت(4)

امام حسن عسكرى (علیه السلام): ای ابا هاشم! اگر مى‏خواهى قوّت بگيرى، گوشت بخور.

مصادر اصلی: إعلام الورى بأعلام الهدى (طبرسی)، ص 373 / الخرائج و الجرائح، ج‏2، ص 683 / مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص 439

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏50، ص 255

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع: أَكْلُ اللَّحْمِ يَزِيدُ فِي السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ الْقُوَّةِ.

امام باقر (علیه السلام): خوردن گوشت، شنوایی و بینایی و قوّت را زیاد می‌کند.

مصدر اصلی: دعائم الإسلام، ج‏2، ص 109

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 76 / مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 343

و شیر(5)

امام صادق (علیه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام): شیر گاو دواء است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 337

مكارم الأخلاق، ص 193 / الدعوات (للراوندي)، ص 152

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 351 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 113 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 103 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 135

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ وَ سُمُونُهَا شِفَاءٌ وَ لُحُومُهَا دَاءٌ.

امام صادق (علیه السلام): شیر گاو دواء، روغن آن شفاء و گوشت آن بیماری است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 311

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 291 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 45 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 119

محَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: إِذَا ضَعُفَ الْمُسْلِمُ فَلْيَأْكُلِ اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ.

امیرالمومنین (عليه السلام): مسلمان، اگر ضعيف شد، گوشت با شير بخورد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 316 / المحاسن، ج‏2، ص 467

سند محاسن: عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ ابْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 301 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 59 )کلاهما عن الکافی)

مطرح است که تاثیر آنها بر سلامت انسان خیلی مهم است. مثلا اگر شما آمدید گفتید که گوشت بُز بهترین گوشت است؛ تداوم مصرف آن سوداء را افزایش می‌دهد. اما اگرگفتید که گوشت گوسفند بهترین گوشت است؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ این گوشت تعدیل طبایع ایجاد می‌کند و برای همه طبایع مفید است.(6)

به نقل از سهل بن زياد، از يكى از هم‏مسلكانش (به گمان، محمّد بن اسماعيل): يكى از ما نزد امام رضا عليه السلام، از گوشت، ياد كرد و گفت: هيچ گوشتى خوش‏تر از گوشت بز نيست. پس، امام رضا عليه السلام به او نگريست و فرمود: «اگر خداوند، گوشتى خوش‏تر از گوشت ميش(گوسفند) آفريده بود، همان را فديه اسماعيل عليه السلام مى‏ساخت».

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 310

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 289 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 43

پس مهم است که شما زیست جانوری و انواع و اقسام حیوانات از حیث تاثیرشان بر سلامت را بحث کنید.

9/1/4. گروه پرندگان و تاثیر آنها بر سلامت؛ نهمین بحث از ساختار اشیاء تقویت‌کننده بدن

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَةَ أَهْلِهِ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ.»

رسول خدا(صلی الله علیه وآله): « خروس سفید بال‌گشاده، اهل خانه‌‌ای که در آن است و هفت خانه دور آن خانه را از بلا حراست می‌کند.»

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 549

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏11، ص 525 / الوافي، ج‏20، ص 861 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 3

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنِ‏ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَخْلَدٍ الْأَهْوَازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَتَهُ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ، وَ لَنَفْضَةٌ مِنْ حَمَامٍ مُنَمَّرَةٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِ دُيُوكٍ فُرْقٍ بِيضٍ.»

امام صادق(علیه السلام): « خروس بال گشاده سفيدى كه در خانه باشد آن خانه و هفت خانه دور آن خانه را از بلاها نگاه مى‏دارد و يك بال زدن كبوترِ دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفيد!» (ترجمه: حلیه‌المتقین، ص454)

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 550

منابع دیگر: الوافی، ج 20، ص861 / وسائل الشيعة، ج‏11، ص 526 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 16(7). ارجاع پژوهشی: برای نمونه: طبق برخی از روایات اهلبیت (علیهم السلام) بهترین گوشت، گوشت کبوتر است:

عَنْهُ )احمدبن خالد البرقی) عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: «ذَكَرْتُ اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ عُمَرَ حَاضِرٌ فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمَيْنِ [خ‌ل: اللُّحْمَانِ] لَحْمُ الدَّجَاجِ. فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: كَلَّا إِنَّ ذَلِكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ وَ إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخِ‏ حَمَامٍ‏ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ‏».

نزد امیرالمومنین(علیه السلام) حرفی از گوشت ها به میان آمد و عُمر هم حاضر بود. پس عُمر گفت: همانا بهترین گوشت گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است و بهترین گوشت گوشت جوجه کبوتری است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 475 [باب لحوم الحمام و الدراج‏]

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 47 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 44

وَ رُوِيَ‏: أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ قَالَ يَوْماً خَيْرُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاجِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع :«كَلَّا تِلْكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ خَيْرُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ فَرْخِ الْحَمَامِ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ‏.»

روایت شده که روزی عُمر گفت: بهترین گوشت‌ها گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است. بهترین گوشت‌ها گوشت جوجه کبوتری است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»

عوالي اللئالي، ج‏4، ص 10

یکی دیگر از تاثیرات کبوتر بر سلامت انسان؛ تاثیر فراوان نگهداری کبوتر در خانه بر دور شدن موجودات ماورایی از اهل خانه و در نتیجه بیماری‌های ناشی از آنهاست:

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:‏«الْحَمَامُ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ (ع) الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ. وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ. قَالَ: فَرَأَيْتُ فِي بُيُوتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَمَاماً لِابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ.»

ابو سلمه می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «كبوتر از پرنده‏هاى پيامبران‌است كه در خانه خود نگه‌می‌داشتند و هیچ خانه‌ای نیست که در آن کبوتر باشد مگر آن که آفتی از جن باهل آن خانه نمی‌رسد؛ چون که همانا بی‌خردانِ جن در خانه بازى كنند و (اگر در خانه کبوتر باشد) با كبوتر بازى كنند و مردم (و اهل خانه) را رها می‌کنند.» (ابو سلمه) گفت: ديدم كبوتری از آنِ پسرش اسماعيل در خانه امام صادق(علیه السلام) بود.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 547

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏11، ص 516 / الوافي، ج‏20، ص 855 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 18

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ يُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَتْرُكُونَ الْإِنْسَانَ.»

امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانه‌ای نیست که در آن کبوتر باشد، مگر آنکه به اهل آن خانه هیچ آسیبی از جن نخواهد رسید؛ همانا بی‌خردانِ جن در خانه بازی می‌کنند، و (اگر کبوتر در خانه باشد) با کبوتر بازی می‌کنند و انسان را رها می‌کنند.»

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 546

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 854 / وسائل الشيعة، ج‏11، ص 516 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 18

جهت مشاهده برخی از روایات در این باره؛ ر،ک؛ پیوست شماره 8 .(8). ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: «ذَكَرْتُ اللُّحْمَانَ بَيْنَ يَدَيْ عُمَرَ؛ فَقَالَ عُمَرُ: أَطْيَبُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاجِ. فَقَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ ع: كَلَّا! إِنَّ ذَلِكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ وَ إِنَّ أَطْيَبَ‏اللُّحْمَانِ لَحْمُ فَرْخٍ‏ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ.»

در کنار عُمر حرفی از گوشت‌ها به میان آمد، پس عُمر گفت: همانا بهترین گوشت گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است و بهترین گوشت گوشت جوجه‌(کبوتری) است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 312

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 46 / الوافي، ج‏19، ص 292 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 6

به دو روایت ابتدایی رفرنس شماره 66 نیز مراجعه فرمایید. بجای اینکه همت را بگذارند بر اینکه گوشت برتر را چیز دیگری قرار بدهند؛


1) . ارجاع پژوهشی: برای نمونه: یکی از چیزهایی که در روایات ما به عنوان زینت اجنه یاد شده است؛ آهن است. لذا بخاطر علاقه آنها به آهن و جهت رفع و دفع مشکلات احتمالی آنها بر اهل خانه؛ شایسته است در امور مختلف زندگی حتی‌الامکان کمتر از آهن استفاده شود:

2) . ارجاع پرورشی: وقتی آهک با زرنیخ مخلوط شوند، موهای بدن را می‌کَنند. که به آن نوره می‌گویند.

3) . ارجاع پرورشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع: يَا عَلِيُّ افْتَتِحْ بِالْمِلْحِ فِي طَعَامِكَ وَ اخْتِمْ بِالْمِلْحِ فَإِنَّهُ مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ وَ خَتَمَهُ بِالْمِلْحِ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ أَيْسَرُهَا الْجُذَامُ.

4) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادٍ الْهَمَدَانِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ قَال‏: قال الامام الحسن العسکری: َ يَا أَبَا هَاشِمٍ! إِذَا أَرَدْتَ الْقُوَّةَ فَكُلِ اللَّحْم.

5) .[2] ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ.

6) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: ذَكَرَ بَعْضُنَا اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَقَالَ: مَا لَحْمٌ بِأَطْيَبَ مِنْ لَحْمِ الْمَاعِزِ. قَالَ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ قَالَ: لَوْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُضْغَةً هِيَ أَطْيَبُ مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بِهَا إِسْمَاعِيلَ ع.

7) ، کبوتر

8) ، مرغ، جغد، طاووس، پرستو، هدهد. من نمی‌بینم که در مقالات I.S.I و گفتگوهای پزشکی موجود راجع به اینها به صورت تفصیلی بحثشود. مثلا الان خیلی از دوستانمان در وزارتخانه بنا را بر این گذاشته‌اند که سبد اصلی مصرف گوشت، گوشت مرغ باشد. خب؛ این ناشی از نشناختن خاصیت‌های مرغ است.

همت را گذاشته‌اند بر اینکه [گوشت مرغ را گوشت برتر قرار دهند]، تازه آنهم نه آن مرغی که به صورت طبیعی رشد پیدا می‌کند. بنابراین اینها مباحث مهمی است. اگر شما اجازه بدهید بنده تا همینجا بسنده کنم. بنابراین نوزده گروه شیء است که حدود دویست شیء پرکابرد را از حیث تاثیرگذاری بر سلامت بحث کرده است.

2/4. شناخت یا عدم شناخت ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنی بدن؛ تاثیرگذار بر انتخاب نوع الگوی ایمنی

خب؛ حالا من می‌خواهم برای جامعه خودم واکسن طراحی کنم. واکسن طراحی کنم یعنی چه؟ یعنی می‌خواهم ایمنی جسم انسان‌ها را بالا ببرم؛ دو حالت وجود دارد: یا این اطلاعات در مورد خاصیت‌های اشیاء نوزده‌گانه [و تاثیر آنها] بر سلامت را دارم، یا ندارم. که الان پزشکان موجود این اطلاعات را ندارند. برادر خوبم جناب آقای دکتر نمکی و دوستانشان حتما باید تشریف بیاورند قم و یک مقدار کتاب "محاسن" و "کافی" و کتاب‌های دیگری که از این کتاب‌ها گرفته شده است را مطالعه کنند تا با خاصیت اشیاء آشنا بشوند. برادر خوبم آقای نمکی که علاقمند به اهلبیت(علیهم‌السلام) هستند می‌گویند که من ایمونولوژیست (Immunologist)(1)

ایمونولوژی ، مطالعه علمی مقاومت بدن در برابر تهاجم توسط موجودات دیگر (یعنی ایمنی).

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://b2n.ir/s00568

هستم. یعنی من می‌توانم مساله ایمنی بدن را طراحی کنم و برای آن راهبرد بنویسم. من عرض می‌کنم که ایندوستان ایمونولوژیستِ ما خاصیت اشیاء بر سلامت را اطلاع ندارند. ببینید! دعوا کاملا یک دعوای علمی است؛ ما با روش تحقیق خودمان رفته‌ایم اثر نوزده دسته شیء که حدود دویست شیء می‌شود را مطالعه و تحقیق کرده‌ایم. بنابراین به ما حق بدهید که وقتی شما پروتکل‌های سازمان Who را به ما تحمیل می‌کنید، از لحاظ علمی به آنها اشکال بگیریم. البته بعضی از دوستان ما مدارا می‌کنند و هرگاه مثلا فرودگاه و قطار و تلویزیون که می‌روند ماسک می‌زنند، ولی برخی دیگر از دوستان ما از "پروتکل‌های فقهی" استفاده می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی واقعا به دنبال ایمنی بدن خودشان و افزایش ایمنی جامعه ایران هستند؛ ولی با یک روش تحقیق دیگر. که الان دارم به صورت خیلی ساده آنها را توضیح می‌دهم و اصطلاحات فنی هم خیلی به کار نمی‌برم چون می‌دانم دوستان ما [در وزارت بهداشت] دائما مقالات I.S.I خوانده‌اند، کتاب هاریسون (Harrison) خوانده‌اند، یا مثلا در پاتولوژی (Pathology) (2)

کتاب آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، ویرایش نهم، صفحه 11

یک کتاب‌ دیگری را خوانده‌اند و موفق نبوده‌اند که مثلا کتاب شریف "محاسن" را بخوانند؛ لذا یک راهبردهای دیگری برای ایمنی می‌تویسند. من از دوستان خواهش می‌کنم که اجازه بدهند گفتگوهای علمی گسترش پیدا کند. مطلقا این بحث ما یک بحث سیاسی و یا بخاطر انگیزه‌های باطل نیست، بلکه کاملا یک بحث علمی است. ما الان در این "مدرسه‌ هدایتِ" خودمان، مشغول آموزش "جدول تسخیر" به دانش‌آموزانِ خود هستیم. اینها وقتی کم کم با خاصیت اشیاء آشنا شوند، برای حل مساله سلامت خود به یک شکل دیگری اقدام می‌کنند. انسان‌هایی هم که اطلاعات این دویست شیء پرکاربرد در زندگی را ندارند

1) . ارجاع پرورشی: Immunology, the scientific study of the body’s resistance to invasion by other organisms (i.e., immunity)

2) . ارجاع پرورشی: معنای کلمه پاتولوژی، مطالعه(logos) آسیب (pathos) است. در این علم، بیماری‌ها و تغییرات مربوطه در سطح سلول‌ها، بافت‌ها و اندام‌ها که سبب ایجاد علائم و نشانه‌های بیماری می‌گردند مورد بررسی قرار می‌گیرند... علم پاتولوژی با توضیح علل و نحوه ایجاد بیماری، بنیان علمی پزشکی را فراهم می آورد.

یا اطلاعات غلط راجع به آنها دارند؛ به یک نحو دیگری مساله سلامت خود را حل می‌کنند. پس این هم سرفصل سوم بحث. حالا آرام آرام بحث در حال شکل گرفتن است.

5. سوال چهارم: در بدن انسان چند نوع الگوی ایمنی وجود دارد؟

1/5. تلفیق گزارش‌های مربوط به اعضاء موثر بر سلامت و گزارش‌های مربوط به اشیاء تقویت‌کننده ایمنی؛ روش طراحی الگوی‌های سه‌گانه‌ ایمنی

اشاره

در سرفصل چهارم چه اتفاقی می‌افتد؟ سرفصل چهارم چه بود؟ این بود که: در بدن انسان چند نوع الگوی ایمنی وجود دارد؟ ببینید! واکسن در نگاه طب اسلامی چگونه شکل می‌گیرد؟ بدین صورت: تلفیقی از مفاهیم سوال دوم و مفاهیم سوال سوم. ما این دو را با هم ترکیب می‌کنیم و ایمنی بدن افراد را تامین می‌کنیم. یعنی چه؟ یعنی یک گزارش‌هایی از "نقش اعضاء در سلامت"، و یک گزارش‌هایی هم از "نقش اشیاء در سلامت" داریم؛ این دو را با هم ترکیب می‌کنیم و «الگوی ایمنی» طراحی می‌کنیم.

1/1/5. الگوی ایمنیِ "قلب" ؛ اولین الگوی ایمنی

سه نوع الگوی ایمنی طراحی می‌کنیم: «الگوی ایمنی قلب». چون "قلب" امیرالجوارح است. پس به تعبیر امروزی‌ها واکسن‌های اصلی ما "واکسن‌های موثر بر قلب" هستند؛ یعنی ایمنی قلب را افزایش می‌دهند. و عرض کردیم که ایمنی قلب هم برابر با ایمنی کل بدن است؛ چون قلب، امیرالجوارح و عضو اصلی است.

2/1/5. الگوی ایمنیِ "طبایع چهارگانه" ؛ دومین الگوی ایمنی

بخش دوم الگوی ایمنی شامل چهار الگوی ایمنی است: «الگوی ایمنی برای چهار طبع انسان»؛ یعنی "مِرَّتان" و "الدَّم" و "البلغم". یعنی شما یک الگوی ایمنی برای "بلغم" دارید، یک الگوی ایمنی برای "دم" دارید، یک الگوی ایمنی برای "سوداء" دارید و یک الگوی ایمنی هم برای "صفراء". این هم دسته دوم از الگوهای ایمنی ماست. بدن از طریق تعادلِ صفراء، ایمنی پیدا می‌کند، بدن از طریق سوداءِ صالحه ایمنی پیدا می‌کند، بدن از طریق تعادلِ دم، ایمنی پیدا می‌کند. بنابراین ما این الگوی ایمنی‌ای که برای مزاج‌های چهارگانه داریم؛ دسته دوم الگوهای ایمنی بدن به حساب می‌آید.

3/1/5. الگوهای ایمنی "عضوپایه" ؛ سومین الگوی ایمنی

دسته سوم الگوهای ایمنی بدن عبارت از «الگوهای ایمنی عضوپایه» است. مثلا الگوی ایمنیِ "مو"، الگوی ایمنی "ابرو"، الگوی ایمنی "چشم"، الگوی ایمنی "پوست"، الگوی ایمنی "مفاصل"، الگوی ایمنی "استخوان"، و همینطور هر عضوی که شما در بدن دارید یک الگوی ایمنی اختصاصی هم دارد که بحثی طولانی دارد که بنده فقط مثال می‌زنم تا بحث روشن شود:

2/5. نمونه‎هایی از الگوی ایمنیِ "طبایع چهارگانه" :

1/2/5. انار سورانی، خرمای نارس پخته، بنفشه و کاسنی؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای تمام طبایع چهارگانه

یک روایتی در کتاب خصال از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است که می‌فرمایند: « أَرْبَعَةٌ يَعْدِلْنَ‏ الطَّبَائِعَ»(1)

امام صادق (عليه السّلام): چهار چيز مزاج و طبایع چهارگانه را معتدل سازد انار سورانى خرماى نارس پخته و بنفشه و كاسنى.

مصادر اصلی: الخصال، ج‏1، ص 249 / روضة الواعظين(فتّال نیشابوری)، ج‏2، ص310

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 222 / بحار الأنوار، ج‏59، ص 221

چهار چیز است که تعادل در طبیعت‌ها ایجاد می‌کند. یعنی هر چهار طبیعت را متعادل می‌کند: «الرُّمَّانُ السُّورَانِيِّ» که یک نوع انار است که اگر مصرف


1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَرْبَعَةٌ يُعَدِّلْنَ الطَّبَائِعَ الرُّمَّانُ السُّورَانِيِّ وَ الْبُسْرُ الْمَطْبُوخُ وَ الْبَنَفْسَجُ وَ الْهِنْدَبَاء.

کنید هر چهار طبیعت متعادل می‌شود. «‏وَ الْبُسْرُ الْمَطْبُوخُ» "بُسر" در لغت عرب یعنی خرمای نارس. منتها خرمایی که علاوه بر نارس بودن، پخته هم شده باشد: المطبوخ یعنی طبخ شده. این هم یک نوع ایمنی برای همه طبایع ایجاد می‌کند. «وَ الْبَنَفْسَجُ» یعنی همین روغن معروف و مظلوم بنفشه! که آقایان نگذاشتند که راجع به آن بحث شود. «وَ الْهِنْدَبَاءُ» یعنی کاسنی؛ که آن هم همین اثر را دارد؛ یعنی اگر شما کاسنی که یک نوع تره است را مصرف کنید، کمک می‌کند که طبایع تعدیل شوند.

2/2/5. خوردن بادمجان؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت سوداء

مثالی دیگر: یک روایتی از ابن ابی یعقوب از امام صادق(علیه‌السلام) در کتاب محاسن نقل شده است که: «الْبَاذَنْجَانُ جَيِّدٌ لِلْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ»(1)

امام صادق (علیه السلام): بادمجان برای مرّه (تلخه) سوداء مفید است و به صفراء نیز ضرر نمی‌زند.

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام (لابنابسطام)، ص 139

منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 429 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 223 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 225 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 191

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْقَزْوِينِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ وَهْبَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَلِيُّ بْنُ حُبْشِيٍّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْفَضْلِ الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ: حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي غُنْدَرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ] عَنِ الْحُسَيْنِ، عَمَّنْ أَخْبَرَهُ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: الْبَاذَنْجَانُ جَيِّدٌ لِلْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ.

امام صادق (علیه السلام): بادمجان برای مرّه (تلخه) سوداء مفید است.

مصدر اصلی: الأمالي (للطوسي)، ص 668 / مكارم الأخلاق، ص 183

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 211 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 128 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 224

عَنْهُ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَاشِمِيِّ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كُلُوا الْبَاذَنْجَانَ فَإِنَّهُ جَيِّدٌ لِلْمِرَّةِ السَّوْدَاء.

امام صادق (علیه السلام): بادمجان بخورید؛ چرا که برای مرّه (تلخه) سوداء مفید است.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 526

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 211 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 222 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 129

بادمجان خیلی بر تلخه و طبع سوداء تاثیر دارد «وَ لَا يَضُرُّ بِالصَّفْرَاء» ضرری هم به صفراء نمی‌زند. ببینید! این روایت دارد راجع به ایمنی طبع سوداء و صفراء صحبت می‌کند.

3/2/5. شانه‌زدنِ سر؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت بلغم

یا در روایت دیگر می‌فرماید: «تَسْرِيحُ‏ الرَّأْسِ‏ يَقْطَعُ‏ الْبَلْغَمَ‏»(2)

امام صادق (علیه السلام): شانه كردن سر بلغم را ببرد، و شانه زدن به ابروها موجب امان از خوره است، و شانه كردن صورت دندانها را محكم نمايد.

مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 72

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 115 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 283

مُحَمَّدِ بْنِ السَّرَّاجِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَثْرَةُ التَّمَشُّطِ تَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ و تَسْرِيحُ الرَّأْسِ يَقْطَعُ الرُّطُوبَةَ وَ يَذْهَبُ بِأَصْلِه‏.

امام صادق (علیه السلام) از امام باقر (علیه السلام): زیاد شانه زدن بلغم را از بین می‌برد، و شانه بر سر زدن رطوبت را ببرد و ريشه‏كن كند.

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام (لابنابسطام)، ص 66

منابع دیگر: الفصول المهمة، ج‏3، ص 174 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 118 / مستدرك الوسائل، ج‏1، ص 409

تَمِيمُ بْنُ أَحْمَدَ السِّيرَافِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الْبَرْقِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ وَ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: تَسْرِيحُ الْعَارِضَيْنِ تَشُدُّ الْأَضْرَاسِ وَ تَسْرِيحُ اللِّحْيَةِ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ وَ تَسْرِيحُ الذُّؤَابَتَيْنِ يَذْهَبُ بِبَلَابِلِ الصَّدْرِ وَ تَسْرِيحُ الْحَاجِبَيْنِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ تَسْرِيحُ الرَّأْسِ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ‏.

امام صادق (علیه السلام): شانه زدن گونه‏ها دندانها را سخت كند و شانه‏زدن ريش وبا را ببرد و شانه زدن گيسوها وسوسه‏هاى دل را برد، و شانه زدن سر بلغم را ببرد.

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام (لابنابسطام)، ص 19

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏2، ص 124 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 37 / بحار الأنوار، ج‏59، ص 204 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 245

مثلا کسی که به بلغم مبتلا شده است -خصوصا خواهران-، اینها مرتب موهای خود را شانه کنند. حالا اینکه ما موهای خود را شانه می‌کنیم؛ آیا تزریق است؟ نه؛ یک اقدام بهداشتی است. ببینید! چهار مساله‌ای که در روایت اول بیان کردم خوراکی بودند، ولی در اینجا خوراکی نیستند و حضرت می‌فرماید شما این اقدام بهداشتی را انجام دهید که باعث قطع‌شدنِ بلغمِ شما می‌شود.


1) . ارجاع پژوهشی: بِهَذَا الْإِسْنَادِ [حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ الْمُعَلَّى سِجَادَةُ عَنْ أَبِي الْخَيْرِ الرَّازِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي الْأَغَرِّ النَّحَّاسِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْقُوبَ] قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏: الْبَاذَنْجَانُ جَيِّدٌ لِلْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ وَ لَا يُضِرُّ بِالصَّفْرَاءِ.

2) . ارجاع پژوهشی: عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: تَسْرِيحُ الرَّأْسِ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ تَسْرِيحُ الْحَاجِبَيْنِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ تَسْرِيحُ الْعَارِضَيْنِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ.

4/2/5. خوردن سرکه؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای طبیعت سوداء و صفراء

یا مثلا امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: « نِعْمَ‏ الْإِدَامُ‏ الْخَلُ‏»چه خورشت خوبی است سرکه! سرکه چه کاری انجام می‌دهد؟ «يَكْسِرُ الْمِرَّةَ» تلخه را می‌شکند، «وَ يُطْفِئُ الصَّفْرَاءَ» آتش و گرمی صفراء را اطفاء می‌کند، «وَ يُحْيِي الْقَلْب‏» قلب را هم زنده می‌کند و بیماری‌های قلبی را از بین می‌برد.(1)

امام صادق (علیه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام): چه خوب خورشتی است سركه! سختیِ سوداء را می‌شکند و حرارت صفراء را خاموش می‌کند، و قلب را زنده مي‌سازد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 330 / الخصال، ج‏2، ص 636

سند خصال: عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 325 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 89 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 305

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ يَكْسِرُ الْمِرَارَ وَ يُحْيِي الْقَلْب‏.

امام صادق (علیه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام): چه خوب خورشتی است سركه! مرار (سوداء و صفراء) را بر طرف ميكند، و قلب را زنده ميسازد.

                    مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 486 / مكارم الأخلاق، ص 190 (مرسلا) 

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 305 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 92

الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي دَعَوَاتِهِ، عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ يَكْسِرُ الْمِرَّةَ وَ يُحْيِي الْقَلْبَ وَ يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ يَقْتُلُ دَوَابَّ الْبَطْن‏.

امام صادق (علیه السلام):چه خوب خورشتی است سركه! مرار (سوداء و صفراء) را می‌شکند، و قلب را زنده ميسازد، و لثه را محکم می‌کند و جنبندگانِ شکم را می‌کُشد.

مصدر اصلی: الدعوات (للراوندي)، ص 146

منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 364

در آن داستان معروف نقل شده که: آیت الله بروجردی در اواخر عمرشان که بیماریقلبی داشتند پزشک‌های ایرانی بالای سر ایشان رفته بودند و به ایشان گفته بودند که: سرکه مصرف نکنید. بعدا یک پزشک فرانسوی را بالای سر ایشان می‌آورند و اتفاقا ایشان گفته بود که: سرکه مصرف کنید. یعنی توصیه‌ای مخالف توصیه اطبای ایرانی به ایشان کرده بود. بعدا ایشان گفته بودند که: من تعجب کرده بودم که چرا اطبای ایرانی گفتند که سرکه مصرف نکن در حالی که من در روایات دیده بودم که سرکه اثر مثبت بر قلب دارد. لذا اگر کسی در وقت صبحانه یک مقدار کمی سرکه مصرف کند، «يُحْيِي الْقَلْب‏» به احیاء قلب کمک می‌کند.

این هم یک بحث اختلافی است که: آیا طبع سرکه سرد است؟ که برخی از دوستان می‌گویند سرد است. ولی ما از بعضی از روایات – از جمله همین روایت – استفاده می‌کنیم که سرکه هم مثل نمک است؛ یعنی تاثیر هوشمند بر چهار طبیعت دارد و اینطور نیست که طبعش سرد باشد. که حالا در مورد این مطلب بعدا باید بحث کنیم. پس بحث «الگوی ایمنی طبایع» هم یک نوع الگوی ایمنی بود.

3/5. نمونه‌هایی از الگوهای ایمنی "عضوپایه" :

1/3/5. خوردن زردک؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای بیماری قولنج و بواسیر

حالا «الگوی ایمنی اعضاء» را هم بنده یک مقدار بحث کنم. بحث آرام آرام در حال شکل گرفتن است خواهش می‌کنم دقت بفرمایید. حضرت می‌فرماید: « الْجَزَرُ أَمَانٌ‏ مِنَ‏ الْقُولَنْجِ‏ وَ الْبَوَاسِيرِ»(2)

امام صادق (علیه السلام): زردك، مايه ايمنى از قولنج و بواسير است و توانِ نزديكى را تقويت مى‏كند.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 372 / مكارم الأخلاق، ص184

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 206 / الوافي، ج‏19، ص 423

این اصطلاحا واکسن خوراکی است. می‌فرماید شما حتما "زردک" مصرف کنید؛ چون «أَمَانٌ‏ مِنَ‏ الْقُولَنْجِ‏ وَ الْبَوَاسِيرِ» الان برای درمان بواسیر یا عمل جراحی انجام می‌دهند و یا داروهای

1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ يَكْسِرُ الْمِرَّةَ وَ يُطْفِئُ الصَّفْرَاءَ وَ يُحْيِي الْقَلْبَ.

2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَلَّابِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: الْجَزَرُ أَمَانٌ مِنَ الْقُولَنْجِ وَ الْبَوَاسِيرِ وَ يُعِينُ عَلَى الْجِمَاعِ.

موجود را مصرف می‌کنند؛ ولی حضرت می‌فرماید: هر کسی زردک مصرف کند، «أَمَانٌ‏ مِنَ‏ الْبَوَاسِيرِ». در این روایت راجع به یک عضو صحبت می‌کنند و عرض کردیم که واکسن خوراکی است.

2/3/5. گرفتن ناخن و شارب؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای پوست

امام صادق (علیه‌السلام) در یک روایت دیگر می‌فرماید: «أَخْذُ الشَّارِبِ‏ وَ الْأَظْفَارِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ‏ مِنَ‏ الْجُذَامِ‏»(1)

امام صادق (علیه السلام): گرفتنِ شارب (سبیل) و ناخن‌ها از جمعه به جمعه امان از جذام است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏3، ص 418 / تهذيب الأحكام، ج‏3، ص 236 / مكارم الأخلاق، ص 67(مرسلا)

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 680

حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَاتَانَةَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ قَالَ: تَقْلِيمُ الْأَظَافِيرِ وَ أَخْذُ الشَّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.

امام صادق (علیه السلام): کوتاه کردنِ ناخن‌ها و گرفتنِ شارب (سبیل) از جمعه به جمعه امان از جذام است.

مصادر اصلی: الأمالي( للصدوق)، ص 305

جامع الأخبار(للشعيري)، ص 121 (مرسلا)/ أعلام الدين(دیلمی)، ص 362 (مرسلا)/ روضة الواعظين(فتّال نیشابوری)، ج‏2، ص 308 ) وفیه: مِنْ جُمُعَةٍ إِلَى جُمُعَةٍ)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏7، ص 357 (نقلا عن الامالی(صدوق))

جهت مشاهده روایات بیشتر در این باره ر،ک؛ به پیوست شماره 9.

می‌فرماید: جمعه به جمعه هم سبیل و هم ناخن‌های خود را کوتاه کنید. اگر کسی این کار را انجام داد، « أَمَانٌ‏ مِنَ‏ الْجُذَامِ‏». "جذام"یک بیماری‌ای است ترکیب از بیماری پوستی و عصبی. اگر کسی می‌خواهد واکسن آن را استفاده کند، حتما جمعه به جمعه شارب و ناخن‌های خودش را اخذ کند و بگیرد. این هم یک اقدام بهداشتی است. به خاطر همین روایات برای ما سوال پیش می‌آید که چرا همیشه باید تزریق کنیم؟! در حالی که در خصوص واکسن‌های عضوپایه، شکل ایجاد ایمنی متفاوت است: گاهی وقت‌ها اقدام بهداشتی است، گاهی وقت‌ها خوراکی است، و گاهی وقت‌ها اقدامات دیگر.

3/3/5. سُرمه‌کشیدن هنگام خواب؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای آبریزش چشم

باز در روایتی دیگر که در ثواب‌الاعمال است حضرت می‌فرماید: «الْكُحْلُ‏ عِنْدَ النَّوْمِ‏ أَمَانٌ مِنَ الْمَاءِ»(2)

امام صادق (علیه السلام): سُرمه کشیدن هنگام خواب، امان از آب چشم است.

مصدر اصلی: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 22

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏2، ص 102 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 94 و 151/ الدعوات (للراوندي)، ص 79

وَ عَنْ الصادق ع قَالَ: الْكُحْلُ عِنْدَ النَّوْمِ أَمَانٌ مِنَ الْمَاءِ الَّذِي يَنْزِلُ فِي الْعَيْن‏.

امام صادق (علیه السلام): سُرمه کشیدن هنگام خواب، امان از آبی است که از چشم بیرون می‌آید.

مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 46

منابع دیگر: مفتاح الفلاح (شیخ بهایی)، ص 286 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 96

این روایت را جناب اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است. می‌فرماید که سُرمه کشیدن در هنگام خواب باعث می‌شود که چشم آب نیاورد. ببینید! این نوع واکسن از طریق چشم است. نه خوراکی است و نه تزریقی؛ بلکه شما باید حتما سُرمه به چشم بکشید. که در اینصورت چشم شما آب نخواهد آورد «أَمَانٌ مِنَ الْمَاءِ». این هم یک روایت است.

1) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَخْذُ الشَّارِبِ وَ الْأَظْفَارِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.

2) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْكُحْلُ عِنْدَ النَّوْمِ أَمَانٌ مِنَ الْمَاءِ.

4/3/5. شستن سر با خطمی؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای سردرد

حالا واکسن سردرد را بحث کنیم: روایت دیگری است که می‌فرماید: «غَسلُ الرأسِ بالخطمی اَمانٌ مِنَ الصُداع»(1)

امام صادق عليه السّلام فرمود: شستن سر با گياه خطمى، امان از سردرد و دورى از تهيدستى و پاكى سر از شوره به همراه دارد.

مصادر اصلی: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 19 / الدعوات (للراوندي)، ص 80 (مرسلا)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏2، ص 61 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 86

از گل خطمی به عنوان شامپو استفاده کنید؛ این باعث می‌شود که سردرد نگیرید. باز این واکسن بهداشتی است و لازم نیست بخورید و یا تزریق کنید؛ بلکه فقط سرتان را با آن بشویید.

5/3/5. حناء بعد از نوره؛ نمونه‌ای دیگر از الگوی ایمنی برای پوست

روایتی دیگر که هم از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است و هم از امام صادق (علیه‌السلام)، هم در من لایحضره الفقیه نقل شده و هم در عیون اخبارالرضا (علیه‌السلام): «الْحِنَاءُ عَلَى‏ أَثَرِ النُّورَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَص‏»(2)

امام صادق (علیه السلام): حناء زدن بر روی جای نوره، امان از جذام و پیسی است.

مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‏1،

ص: 121 / مكارم الأخلاق، ص 62

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 628 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 74 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 92 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 269

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ الْفَقِيهُ الْمَرْوَزِيُّ بِمَرْوَرُودَ دَارِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرِ بْنِ سُلَيْمَانَ الطَّائِيُّ بِالْبَصْرَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْفَقِيهُ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيُّ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع وَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حدثني [حَدَّثَتْنِي‏] أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ ع‏]: قَالَ عَلِيٌّ ع: الْحِنَّاءُ بَعْدَ النُّورَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ.

امام رضا (علیه السلام) از پدرانش ... از فاطمه (سلام الله علیها) از امیرالمومنین (علیه السلام): حناءزدن بعد از نوره، امان از جذام و پیسی است.

مصادر اصلی: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص 48 / صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص 76

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 89 / مستدرك الوسائل، ج‏1، ص 390

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنِ اطَّلَى وَ اخْتَضَبَ بِالْحِنَّاءِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْآكِلَةِ إِلَى طَلْيَةٍ مِثْلِهَا.

حسن بن موسى از امام رضا عليه السّلام نقل مى‏كند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: خداوند، كسى را كه نوره بكشد و سپس بدن خود را با حنا خضاب نمايد از دچار شدن به سه نوع بيمارى در امان مى‏دارد: 1- جذام 2- پيسى (برص) 3- خوره (جذام)، تا بار ديگر كه اين عمل را تكرار كند.

مصادر اصلی: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 21 / من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 121 / مكارم الأخلاق، ص 62 / عوالي اللئالي، ج‏4، ص 14

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 628 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 90 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 73

در اینجا هم هر دو نوع بیماری پوستی – هم جذام و هم بَرَص - را نمی‌گیری. این مورد هم باز اقدام بهداشتی است.

6/3/5. پوشیدن کفش خفّ؛ نمونه‌ای از الگوی ایمنی برای بیماری سل

آخرین موردی که اینجا ذکر می‌کنیم روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) است در اصول کافی: «إِدْمَانُ‏ لُبْسِ‏ الْخُفِّ‏ أَمَانٌ مِنَ السِّل‏»(3)

امام صادق (علیه السلام): پوشیدنِ مداومِ کفش امان از سل است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 466

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 758 / وسائل الشيعة، ج‏5، ص 71

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعُوسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مَنِيعٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع: لُبْسُ الْخُفِّ أَمَانٌ مِنَ السِّلِّ.

امام باقر (علیه السلام): پوشیدن کفش امان از سل است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 466

منابع دیگر: الوافي، ج‏20،

ص: 757 / وسائل الشيعة، ج‏5، ص 71

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيٍّ الْبَغْدَادِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الضَّرِيرِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِدْمَانُ الْخُفِّ يَقِي مِيتَةَ السَّوْءِ.

امام صادق (علیه السلام): پوشیدنِ همیشگی کفش انسان را از مرگ بد حفظ می‌کند.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 467

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 758 / وسائل الشيعة، ج‏5، ص 71

بِهَذَا الْإِسْنَادِ، عَنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: جَوِّدُوا الْحَذْوَ فَإِنَّهُ مَكْبِتَةٌ لِلْعَدُوِّ، وَ زِيَادَةٌ فِي ضَوْءِ الْبَصَرِ، وَ خَفِّفُوا الدَّيْنَ، فَإِنَّ فِي خِفَّةِ الدَّيْنِ زِيَادَةُ الْعُمُرِ، وَ تَدَهَّنُوا فَإِنَّهُ يُظْهِرُ الْغِنَاءَ، وَ عَلَيْكُمْ بِالسِّوَاكِ فَإِنَّهُ يُذْهِبُ وَسْوَسَةَ الصَّدْرِ، وَ أَدْمِنُوا الْخُفَّ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ السِّلِّ.

امام صادق (علیه السلام): ... همیشه کفش بپوشید که امان از سل است.

مصدر اصلی: الأمالي (للطوسي)، ص 667

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏5، ص 61

می‍فرماید: اگر کسی دائما کفش خُفّ بپوشد (خُفّ شبیه چکمه است؛ یعنی کفش‌هایی که پوشیده است و تمام پا را می‌پوشاند) مبتلا به سِل نمی‌شود. باز این اقدام در حوزه پوشش است و نه اقدام بهداشتی محسوب می‌شود و نه اقدام خوراکی.


1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ أَمَانٌ مِنَ الصُّدَاعِ وَ بَرَاءَةٌ مِنَ الْفَقْرِ وَ طَهُورٌ لِلرَّأْسِ مِنَ الْحَزَازِ.

2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ الصَّادِقُ ع: الْحِنَّاءُ عَلَى أَثَرِ النُّورَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ.

3) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُبَارَكٍ غُلَامِ الْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِدْمَانُ لُبْسِ الْخُفِّ أَمَانٌ مِنَ السِّلِّ.

چه اقدامی است؟ می‌فرماید اگر شما بر کفش خود مواظبت کنید، یک نوع واکسن است و ایمنی برای شما ایجاد می‌کند. از این روایات زیاد وجود دارد و بنده فقط خواستم برای واکسن‌های عضوپایه مثال بزنم.

پس ما سه نوع دستگاه ایمنی داریم و سه نوع الگوی ایمنی طراحی می‌کنیم: الگوی ایمنی موثر بر قلب، الگوی ایمنی موثر بر اعضاء موثر بر مزاج، و الگوی ایمنی عضوپایه. این هم بحث از سرفصل چهارم.

تا اینجا بحث‌های مربوط به ایمنی را بحث کردیم. عرض کردیم که فقیهی که در حوزه طب کار کرده و طب را می‌داند، دو دسته اطلاعات دارد: 1- اطلاعات مربوط به اعضاء بدن و نقش آنها بر حوزه سلامت. 2- اطلاعات مربوط به اشیائی که به افزایش ایمنی کمک می‌کنند که آن نوزده دسته شیء بودند. وقتی این دو دسته اطلاعات را تلفیق می‌کنید، سه نوع الگوی ایمنی ایجاد می‌شود: 1- الگوهای ایمنی‌ای که قلب را تقویت می‌کند. 2- الگوهای ایمنی طبایع چهارگانه. 3- الگوهای ایمنی عضوپایه. بحث به همین روشنی است و شما می‌توانید اینها را تجربه کنید.

4/5. ایجاد ایمنی با مدل‌های متنوع اعم از اقدامات خوراکی، بهداشتی و... (بدون نیاز به تزریق)؛ ویژگی الگوهای سه‌گانه ایمنی

الان در مثال‌هایی که زدم مثلا بحث کفش الگوی ایمنی از طریق پوشش است (که در برخی از الیاف هم همینطور است)، یک سری الگوهای ایمنی از طریق چشم است، یک سری الگوهای ایمنی از طریق پوست است و از راه پوست عمل می‌کند، یک سری الگوهای ایمنی از طریق محیط اطراف است، یک سری از الگوهای ایمنی بهداشتی هستند؛ مثل ناخن و سبیل (شارب) گرفتن. پس راه ایجاد ایمنی محدود به واکسن زدن نیست؛ شما باید به بنده بگویید که کدام الگوی ایمنی یا کدام واکسن را می‌خواهید، تا من راه تاثیرگذاری‌اش را از بدن برای شما بحث کنم. این معنا ندارد که ما تاکید کنیم حتما باید از روش تزریق استفاده شود! مثلا درهمین بیماری "زکام" یا "کرونا" یکی از چیزهایی که ایمنی ایجاد می‌کند، "داروی امام کاظم (علیه‌السلام)"(1)

امام رضا (عليه السّلام): موسى بن جعفر (عليه السّلام) بيمار شد و پزشكان آمدند بالينش و عجائبى برايش وصف كردند. پس حضرت فرمود: به كجاها ميرويد؟! بر سيّد اين داروها اكتفاء كنيد كه هليله و رازيانه و شكر است، در سه ماه تابستان ماهى سه بار و در زمستان ماهى سه روز و هر روزى سه بار و بجاى رازيانه مصطكى باشد؛ پس بيمار نشود‏ جز به بيمارى مرگ!

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام (لابنابسطام)، ص 50 / طب الأئمة الصادقین عليهم‌السلام(نسخه خطی)، ص 24

منابع دیگر: الفصول المهمة (شیخ حُرّ عاملی)، ج‏3، ص 55 / مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 442 / بحار الأنوار، ج‏59، ص 99

است که آن را با یک روش و در یک زمان خاص در دهان خود می‌ریزید که تزریقی نیست. خب؛ وقتی ما می‌توانیم از این روش‌ها برای افزایش ایمنی


1) . ارجاع پژوهشی: منبع روایی داروی معروف به "داروی امام کاظم (علیه السلام)" این روایت است: قَالَ السَّرِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ السَّرِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْأَرْمَنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع وَ قَدِ اشْتَكَى فَجَاءَهُ الْمُتَرَفِّعُونَ بِالْأَدْوِيَةِ يَعْنِي الْأَطِبَّاءَ فَجَعَلُوا يَصِفُونَ لَهُ الْعَجَائِبَ. فَقَالَ: أَيْنَ يَذْهَبُ بِكُمْ؟! اقْتَصِرُوا عَلَى سَيِّدِ هَذِهِ الْأَدْوِيَةِ الْإِهْلِيلَجِ وَ الرَّازِيَانَجِ وَ السُّكَّرِ فِي اسْتِقْبَالِ الصَّيْفِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فِي كُلِّ شَهْرِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ فِي اسْتِقْبَالِ الشِّتَاءِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ كُلَّ شَهْرٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ يُجْعَلُ مَوْضِعَ الرَّازِيَانَجِ مَصْطَكَى؛ فَلَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ.

استفاده کنیم، لااقل این است که دوستان انصاف بدهند و بگویند: تزریق یک روش است، و اینها‌ هم یک روش دیگر. بنده قبلا هم به آقایان عرض کرده‌ام که هر کدام از اینها را بخواهید ما روی آن کارآزمایی بالینی انجام می‌دهیم. برویم تجربه کنیم و ببینیم که اثر می‌کند یا نه، اطلاعتش را ثبت کنیم، و روی آنها گفتگو کنیم.

6. سوال پنجم: چگونه با سایر مصادیق خوف و خطر در زندگی مواجه شویم؟

1/6. مصادیق هفت‌گانه خوف و خطر در زندگی:

اشاره

از مباحث ایمنی بدن خارج شویم و برویم به سمت بحث از اینکه سایر مصادیق خوف و خطر در زندگی را بحث کنیم و ببینیم که ایمنی آنها را چگونه باید تامین کنیم. این هم مساله مهمی است. اولا عرض کنم که ما هفت نوع خوف و خطر را در این بحث تصویر کرده‌ایم:

1/1/6. خطر روابط انسانی سوء؛ اولین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی

ترس از روابط انسانی سوء: یعنی انسان‌ها همیشه یک ترسی دارند از اینکه انسان‌های اطرافشان آنها را با غیبت، با تهمت، با ضرب و شتم، با نیش زبان و... آزار ندهند. و این یک ترس و خوفی است که همه شما آن را احساس می‌کنید. این یک نوع خوف مهمی است و فرقی هم نمی‌کند که شما در قم زندگی کنید یا در آمریکا. مثلا همه ما می‌ترسیم که یک حاکم بد بر ما حاکم بشود. حاکم بد یکی از مصادیق خوف و خطر انسان در حوزه روابط انسانی است. یا مثلا ما می‌ترسیم که عزیزان خودمان را از دست بدهیم. همه این حالت را دارند. پس این یک نوع از خطرهاست.

2/1/6. خطر تحلیل و علم غلط و کوردلی؛ دومین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی

خطر تحلیل و علم غلط و کوردلی: مثلا همه ما این حالت را راجع به واکسن داریم. بنده که اینطور هستم، شما را نمی‌دانم. مثلا وقتی گزارش‌های واکسن را مطالعه می‌کنم با خودم می‌گویم: آیا این گزارش درست است؟ و خیلی به این مباحث واکسن مشکوک هستم. یا مثلا گزارش‌های مربوط به تراریخته را که می‌خوانم. مثلا مرحوم آقای قره‌یاضی می‌گفتند: ما رفته‌ایم و آزمایش کرده‌ایم که تراریخته‌ها سالم هستند. من نمی‌توانستم اعتماد کنم. این حالت فقط مخصوص بنده نیست؛ همه آدم‌ها از تحلیل غلط، ازمشورت غلط، از نظر غلط می‌ترسند. و همینطور انسان‌ها از کوردلی هم می‌ترسند: خیلی وقت‌ها تحلیل درست را به شما می‌گویند ولی شما به خاطر لجبازی آن را قبول نمی‌کنی! این هم یک نوع از خطرهاست.

3/1/6. خطر عاقبت سوء و بدبخت‌شدن؛ سومین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی

خطر عاقبت سوء و شقی و بدبخت‌شدن: این هم خطری است که همه آدم‌ها از آن ترس دارند. آدم‌ها عاقبت به شرّشدن را دوست ندارند، همه دوست دارند عاقبت به خیر شوند. این مباحث به سلامت بدن کاری ندارد و از آن گذشته است.

4/1/6. خطر غم و غصه؛ چهارمین مصداق از مصادیق خوف و خطر در زندگی

مساله مهم خطر غم و غصه: این هم خیلی امر مهمی است. الان چون آدم‌ها غم و غصه زیاد می‌خورند، دچار بیماری‌های روحی و روانی می‌شوند؛ لذا باید راه عبور از غم و غصه را نیز بدانند. غم زیاد قلب را از کار می‌اندازد، غم زیاد باعث می‌شود که روابط انسانی دچار اصطکاک شود و حوصله نداشته باشد.

5/1/6. خطر فقر و محرومیت، خطر وحوش و حیوانات موذی و مرگ‌های ناگهانی؛ سه مصداق دیگر از مصادیق خوف و خطر در زندگی

خطر بیماری‌های جسمی را هم که بحث کردم. خطر فقر و محرومیت، و خطر وحوش و حیوانات موذی و مرگ‌های ناگهانی. بنده روایات را که طبقه‌بندی کردم به این نتیجه رسیدم که هفت نوع خطر مهم داریم. که یکی از آنها را یک مقدار تفصیلی‌تر بحث کردیم. ولی خواستم بگویم که این را دقت کنید که مباحث مربوط به ایمنی در "نظریه فقهی ایمنی" فقط شامل ایمنی جسم نیست؛ بلکه شامل شش حوزه دیگر هم هست.

2/6. اهلبیت (علیهم‌السلام)؛ راه‌حل ایمنی از مصادیق هفت‌گانه خوف و خطر در زندگی

اشاره

خب؛ حالا ایمنی از اینها را چطور تامین کنیم؟ یک اشاره‌ای داشته باشم: یک روایتی است به مضامین و عبارات مختلف، هم در کتب اهل تسنن و هم در کتب شیعه ذکر شده است، یعنی فریقین آن را نقل کرده‌اند، مثل حدیث ثقلین است. عبارت روایت این است (گاهی اوقات عبارات این روایت متفاوت نقل شده است، ولی مفهوم همه یک چیز است) این هفت نوع خطر وجود دارد و امیرالمومنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «أَنَا وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَمَانٌ‏ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاء».(1)

امیرالمومنین (علیه‌السلام): من و اهل بيت من امانيم از براى اهل زمين چنانكه ستاره ها امانند از براى اهل آسمان.

غرر الحكم، ص 262

جهت مشاهده روایات بیشتر در این باره ر،ک؛ پیوست شماره 10.

این خطرات همیشه وجود داشته است و هرگاه مردم بخاطر این خطرات به اهلبیت (علیهم‌السلام) رجوع می‎کردند، اهلبیت (علیهم‌السلام) اینطور پاسخ می‌دادند که: «أَنَا وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَمَانٌ‏ لِأَهْلِ الْأَرْضِ». چهارده معصوم (علیهم‌السلام) امان برای همه این هفت نوع خطر هستند. یعنی برای همه این هفت نوع خطر راه‌حل ارائه داده‌اند.

این روایت در برخی منابع دیگر هم آمده است؛ مثلا در "اصل نرسی" (که یکی از اصول به جا مانده از زمان امامان است) از امام صادق (علیه‌السلام) اینطور نقل شده است که: «فَاهْدِنَا إِلَى نُجُومِكَ الَّتِي جَعَلْتَهَا أَمَاناً لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ لِأَهْلِ السَّمَاء ِحَتَّى‏ نَتَوَجَّهَ‏ بِهِمْ‏ إِلَيْك‏»(2)

زید نرسی از امام صادق (علیه السلام): هر گاه به سوی آسمان نظر کردی، بگوک منزه است خدایی که در آسمان بُرج‌هایی آفرید، و در آن سراج (چراغ) و ماه نورانی قرار داد، و مقابل ما ستارگانی قرار داد که به وسیله آنها در تاریکی های بیابان ها و دریاها هدایت می شویم؛ خدایا! همانطور که ما را به سوی خود و قبله ات هدایت کردی، پس ما را به سوی ستارگانت که آنها را امان برای اهل زمین و آسمان قرار دادی هدایت کن تا اینکه به واسطه آنها به سوی تو رو کنیم، پس کسانی که به سوی تو رو می‌کنند به غیر واسطه آنها نمی‌توانند متوجه تو شوند، و کسی راه به سوی تو را بدون آنها نمی تواند طی کند، و هر کس با آنها همراه نباشد حجت و برهانی ندارد، به دستگیره محکم الهی چنگ زدم، و به ریسمان پناهنده شدم، و از شر آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه به سوی آسمان بالا می‌رود و آنچه در زمین خلق شده و از شر آنچه از زیمن بیرون می‌آید؛ به خدا پناه می‌برم. لا حول و لا قوّه الا بالله؛ خداوندا! ای پروردگار آسمان برافراشته و دریای نگاهداشته شده، و کشتی های شکافنده، و ستارگان مسخّر، و ای پروردگارِ هودبن آسیه بر محمد و آلش درود فرست و مرا از همه مار و عقرب ها، و جمیع جنبندگان زمین و هواء و درندگان و هرآنچه در دریا و خشکی است، و از اهل زمین و ساکنان زمین و هواء؛ عافیت ده.

مصدر اصلی: الأصول الستة عشر، ص 208 - اصل نرسی

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏84، ص 186 / مستدرك الوسائل، ج‏4، ص 148

مراد از نجوم در اینجا اهلبیت (علیهم‌السلام) هستند. حضرت می‌فرماید: ما را هدایت کن به آن ستارگانی که امان برای اهل ارض (زمین) و اهل سماء (آسمان) هستند.

1/2/6. ارائه راه‌حل برای ایمنی از تمام مصادیق خوف و خطر توسط اهلبیت (علیهم‌السلام) ؛ معنای ایمنی‌بخش‌بودنِ اهلبیت (علیهم‌السلام) در مقابل مصادیق خوف و خطر

اینکه اهلبیت (علیهم‌السلام) امان هستند یعنی چه؟ یعنی برای همه این خطرات راه‌حل دارند. یعنی گاهی وقت‌ها که شما راجع به اهلبیت (علیهم‌السلام) صحبت می‌کنید، ایشان را با اوامر و نواهی معرفی می‌کنید. گاهی وقت‌ها می‌گویید: اهلبیت (علیهم‌السلام) راه‌حل برای مقابله با هفت خطر را برای ما گفته‌اند. اگر اهلبیت (علیهم‌السلام) را اینطور معرفی کنید، تصویر واقعی‌تر و زیباتری از ایشان در ذهن‌ها شکل می‌گیرد. این روایت را که خواندم همانطور که گفتم از "اصل نرسی" است. خب؛ بعضی‌ها در سند این اصل


1) . ارجاع پژوهشی: عن علی ع: أنا و أهل بيتي أمان لأهل الأرض كما أنّ النّجوم أمان لأهل السّماء.

2) . ارجاع پژوهشی: [حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى بْنِ أَحْمَدَ التَّلَّعُكْبَرِيُّ أَيَّدَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْهَمْدَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيُّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْمُحَمَّدِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ، عن] زَيْدٌ [النرسی]، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: إِذَا نَظَرْتَ إِلَى السَّمَاءِ، فَقُلْ: سُبْحَانَ مَنْ جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً، وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً، وَ جَعَلَ لَنَا نُجُوماً قِبْلَةً نَهْتَدِي بِهَا إِلَى التَّوَجُّهِ إِلَيْهِ فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ؛ اللَّهُمَّ! كَمَا هَدَيْتَنَا إِلَى التَّوَجُّهِ إِلَيْكَ وَ إِلَى قِبْلَتِكَ الْمَنْصُوبَةِ لِخَلْقِكَ، فَاهْدِنَا إِلَى نُجُومِكَ الَّتِي جَعَلْتَهَا أَمَاناً لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ لِأَهْلِ السَّمَاءِ حَتَّى نَتَوَجَّهَ بِهِمْ إِلَيْكَ، فَلَا يَتَوَجَّهُ الْمُتَوَجِّهُونَ إِلَيْكَ إِلَّا بِهِمْ، وَ لَا يَسْلُكُ الطَّرِيقَ إِلَيْكَ مَنْ سَلَكَ مِنْ غَيْرِهِمْ، وَ لَا لَزِمَ الْمَحَجَّةَ مَنْ لَمْ يَلْزَمْهُمْ، اسْتَمْسَكْتُ بِعُرْوَةِ اللَّهِ الْوُثْقَى، وَ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ، وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ*، وَ مِنْ شَرِّ ما يَعْرُجُ فِيها*، وَ مِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي الْأَرْضِ، وَ مِنْ شَرِّ مَا خَرَجَ [مِنْهَا] وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ اللَّهُمَّ! رَبَّ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ، وَ الْبَحْرِ الْمَكْفُوفِ، وَ الْفُلْكِ الْمَسْجُورِ، وَ النُّجُومِ الْمُسَخَّرَاتِ، وَ رَبَّ هُودِ بْنِ آسِيَةَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَافِنِي مِنْ كُلِّ حَيَّةٍ وَ عَقْرَبٍ، وَ مِنْ جَمِيعِ هَوَامِّ الْأَرْضِ وَ الْهَوَاءِ وَ السِّبَاعِ وَ مِمَّا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، وَ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ سُكَّانِ الْأَرْضِ وَ الْهَوَاءِ.

اشکال می‌کنند؛ ولی به نظر ما این اصل اصل معتبری است و یکی از دلائل آن هم این است که "ابن ابی عمیر" (که علماء به مرویاتش اعتماد می‌کنند) تمام اصل نرسی را روایت کرده است.(1)

الأصول الستة عشر، ص 187

جناب محمدبن ابی عمیر خیلی شخص منضبط و راوی معتبری است و حتی اگر در جایی روایت مرسل هم نقل کرده باشد؛ علماء می‌فرمایند چون شخص منضبطی است به روایات او می‌توان اعتماد کرد.(2)

«محمد بن ابی عمیر جلیل‌القدر، دارای منطلت و جایگاه عظیمی هم در نزد ما شیعیان و هم در نزد مخالفین می‌باشد... روایت شده که: مامون او را زندانی کرد ... و گفته شده که: خواهر محمد بن ابی عمیر کتابهای وی را مخفی کرد و زندانی وی چهار سال طول کشید لذا کتاب های او از بین رفت، و گفته شده که: خواهر ایشان کتابهای وی را در یک اتاقی گذاشته بود که باران بر آن بارید و از بین رفت! لذا محمد بن ابی عمیر حدیث را یا از حفظ و یا از آن روایاتی که در دست مردم مانده بود می‌خواند. لذا اصحاب ما به روایات مرسل او اعتماد می‌کنند.»

رجال النجاشي، ص 326

و همچنین مرحوم شیخ طوسی(ره) در مورد ایشان می‌فرماید:

«المرسل، فإن كان ممن يعلم أنه لا يرسل إلا عن ثقة موثوق به فلا ترجيح لخبر غيره على خبره، و لأجل ذلك سوت الطائفة بين ما يرويه محمد بن أبي عمير، و صفوان بن يحيى، و أحمد بن محمد بن أبي نصر و غيرهم من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون و لا يرسلون إلا عمن يوثق به و بين ما أسنده غيرهم، و لذلك عملوا بمراسيلهم إذا انفردوا عن رواية غيرهم.»

«... علماء شیعه روایات محمد بن ابی عمیر و صفوان بن یحی و ... که از اشخاص مورد اطمینانی هستند که روایات مسند و روایات مرسل آنها فقط از افراد موثّق است ... و لذا به احادیث مرسلِ آنها عمل می‌کنند...»

العدة في أصول الفقه، ج‏1، ص 154

و همچنین مرحوم کشّی (ره) در مورد ایشان می‌فرماید:

«أَجْمَعَ أَصْحَابُنَا عَلَى تَصْحِيحِ مَا يَصِحُّ عَنْ هَؤُلَاءِ وَ تَصْدِيقِهِمْ، وَ أَقَرُّوا لَهُمْ بِالْفِقْهِ وَ الْعِلْمِ: وَ هُمْ سِتَّةُ نَفَرٍ آخر دون الستة نفر الذين ذكرناهم في أصحاب أبي عبد الله (ع)، منهم يونس بن عبد الرحمن، و صفوان بن يحيى بياع السابري، و محمد بن أبي عمير، و عبد الله بن المغيرة، و الحسن بن محبوب، و أحمد بن محمد بن أبي نصر، و قال بعضهم: مكان الحسن بن محبوب: الحسن بن علي بن فضال و فضالة بن أيوب، و قال بعضهم: مكان ابن فضال:عثمان بن عيسى، و أفقه هؤلاء يونس بن عبد الرحمن و صفوان بن يحيى.»

« اصحاب و علماء ما اجماع دارند بر تصحیح و تصدیق روایات یک گروه از راویان که شش نفر هستند و به فقه و علم آنها اقرار دارند: یونس بن عبدالرحمن، ... محمد بن ابی عمیر...»

رجال الكشي، ص 556

لذا به لحاظ سندی این روایات در کتب شیعه هم معتبر است خصوصا این روایت که نقل کردم.حالا چگونه از روابط انسانی سوء در امان باشیم؟ اهلبیت (علیهم‌السلام) یک سرفصل در مورد این موضوع (امان از روابط انسانی سوء) بحث کرده‌اند. یک سرفصل در مورد امان از تحلیل و علم غلط و کوردلی بحث کرده‌اند؛ که در روایات "امان" و روایات "حرز" وجود دارد. مثلا حضرت در مورد قرآن می‌فرماید: «حرزٌ من الشیطان». یعنی علمی که در آیات قرآن است «حرزٌ من الشیطان».(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): اگر مى‏خواهيد كه همچون سعادتمندان زندگى كنيد، و همچون شهيدان از دنيا برويد، و در روز حسرت نجات يابيد، و در روز گرماى سخت سايبانى داشته باشيد، و در روز گمراهى بر راه راست برويد، قرآن را بخوانيد كه كلام رحمان است، و حرزى در برابر شيطان، و سبب‏ سنگينى ترازوى اعمال.

مصدر اصلی: جامع الأخبار(للشعيري)، ص 41

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏89، ص 19 / مستدرك الوسائل، ج‏4، ص 232

یعنی هر کس از این نوع علمی که در قرآن است استفاده کند، شیطان در او تصرف نمی‌کند. در مورد همه این مباحثِ امان از عاقبت سوء و شقاء، امان از غم و غصه و ... روایات مفصل وجود دارد.


1) . ارجاع پرورشی: به ابتدای کتاب زید نرسی از مجموع اصول 16گانه جمع‌آوری شده در کتاب "الاصول السته عشر" مراجعه کنید: كتاب زيد النرسي: رواية أبي محمّد هارون بن موسى بن أحمد التلعكبري أيّده اللّه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى بْنِ أَحْمَدَ التَّلَّعُكْبَرِيُّ أَيَّدَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْهَمْدَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيُّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْمُحَمَّدِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ زَيْدٍ النَّرْسِي‏.

2) . ارجاع پرورشی: مرحوم نجاشی (ره) می‌فرماید: «محمد بن أبي عمير زياد بن عيسى أبو أحمد الأزدي: ... جليل القدر عظيم المنزلة فينا و عند المخالفين... روي أنه حبسه المأمون حتى ولاه قضاء بعض البلاد، و قيل: إن أخته دفنت كتبه في حال استتارها و كونه في الحبس أربع سنين فهلكت الكتب، و قيل: بل تركتها في غرفة فسال عليها المطر فهلكت، فحدث من حفظه. و مما كان سلف له في أيدي الناس، فلهذا أصحابنا يسكنون إلى مراسيله.»

3) . ارجاع پژوهشی: وَ قَالَ رسول الله ص: إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ‏.

2/2/6. فهرست کتاب فقهی ایمنی؛ نقطه آغاز تفاهم با مردم دنیا و بهترین راه برای اثبات حقانیت اهلبیت (علیهم‌السلام) در سطح جهانی

پس این سرفصل پنجم هم می‌گوید: بشر غیر از تهدیدات جسمی شش نوع تهدید دیگر هم دارد و همه اینها دارای الگوی ایمنی هستند. دقت می‌کنید که ما دیگر مفهوم "ایمنی" را از "ایمنی در بدن" به " ایمنی در زندگی" زندگی توسعه دادیم. بنابراین روش صحیح این است که همه انواع ایمنی را برای بشر بحث کنیم. حالا در این ایام هم که متعلق به مرحوم علامه امینی(ره) مولف کتاب "الغدیر" است و شما می‌دانید که کتاب الغدیر کتاب عظیمی است در اثبات حقانیت شیعه و در دفاع از امیرالمومنین (علیه‌السلام). بنده می‌خواهم عرض کنم که فهرست "کتاب ایمنی" از حیث دفاع از اهلبیت (علیهم‌السلام) یک کتابی برابر با "کتاب الغدیر" می‌شود. یعنی چه؟ یعنی اینکه شما اگر شروع کنید با کل دنیا در مورد امان از خوف و خطر را صحبت کنید، یک معرفی خوبی از اهلبیت (علیهم‌السلام) اتفاق می‌افتد. این خیلی مهم است که مدل‌های دفاع ما از غدیر و اهلبیت (علیهم‌السلام) را تکامل ببخشیم. یکی از این مدل‌ها این است که به محوریت مفهوم "امان" از اهلبیت (علیهم‌السلام) دفاع کنیم. یعنی چه اتفاقی می‌افتد؟ آدم‌ها همه مبتلای به خوف و خطر هستند؛ اهلبیت (علیهم‌السلام) به عنوان "امان" و "حرز" در ذهن مردم تثبیت می‌شود. که حالاان شاءالله اگر توفیقی بود از آنها بحث خواهیم کرد. بنده هم کتاب "عبقات‌الانوارِ" میرحامد حسین،(1)

عبقات الأنوار في مناقب الأئمة الأطهار: در چندین جلد بزرگ در مورد اثبات امامت است. برای سید میرحامد حسین بن محمد قلي خان صاحب بن محمد بن حامد النيشابوري الكنتوري، متوفى في 1306. این کتاب ردی است بر باب هفتم از کتاب التحفة الاثني عشرية که در مورد بحث امامت است. میرحامد حسین این کتاب را بر دو منهج و سرفصل اصلی ترتیب داده است: سرفصل اول: در اثبات دلالت آیات قرآن در مورد امامت... و سرفصل دوم: در اثبات دلالت احادیث دوازده‌گانه بر امامت و جواب از اعتراضات صاحب کتاب التحفة بر آن. در دوازده جزء که برای حدیثی یک جزء قرار داده. پس جزء اول در مورد حدیث غدیر است ... جزء دوم در مورد حدیث منزلت ... جزء سوم در مورد حدیث ولایت…

الذريعةإلى‏تصانيف‏الشيعة (آقابزرگ تهرانی)، ج‏15، ص 214

هم "المراجعات" و هم "الغدیر" را دیده‌ام؛ اینها کتاب‌های عظمایی هستند. ولی به هر حال به ذهن من اینطور می‌رسد که تجمیع روایات "امان" هم خودش یک مبنای جدیدی را در دفاع از حریم اهلبیت (علیهم‌السلام) پایه‌گذاری می‌کند و خاصیتش هم این است که با همه ابناء بشر می‌توان راجع به آن تفاهم کرد و از اهلبیت (علیهم‌السلام) دفاع نمود. لذا اگر کسی در حوزه علمیه قم این فکر را دارد که اسلام را در سطح جهانی نشر دهد؛ پیشنهاد ما این است که از مجموعه روایات امان و حرز استفاده کند. چون هر هفت نوع خطری را که من الان بحث کردم، برای کل ابناء بشر قابل درک است و همه آنها این خطرها را درک می‌کنند. شما با این روش، اهلبیت (علیهم‌السلام) را به عنوان امان از این خطرها معرفی می‌کنید. این خیلی به تفاهم کمک می‌کند. خصوصا در این عصری که در محیط اطرافمان برادران اهل تسنن و یا ادیان دیگر زندگی می‌کنند، و یا حتی جمعیت زیادی در دنیا هستند که هیچ دین خاصی ندارد؛ شما چگونه می‌خواهید راجع به کارآمدی دین با آنها صحبت کنید؟ شروع [تفاهم با آنها] از اوامر و نواهی و احکام، شروع خوبی نیست. بعضی می‌گویند شروع تفاهم از اعتقادات صورت بگیرد. ولی به نظر من شروع از اعتقادات هم نقطه آغاز تفاهم نیست. نقطه آغاز، شروع از امان است. اینکه من می‌گویم ما در حوزه علمیه قم یک راه‌حل‌های جدیدی داریم که قابلیت رقابت با دانشگاه‌های مهم دنیا را دارد؛ یکی از آنها همین راه‌حل‌هایی است که در حوزه امان بحث می‌کند.


1) . ارجاع پرورشی: عبقات الأنوار في مناقب الأئمة الأطهار: في مجلدات كبار ضخام لإثبات إمامة الأئمة. للسيد المير حامد حسين بن محمد قلي خان صاحب بن محمد بن حامد النيشابوري الكنتوري المتوفى في 1306. هو رد على الباب السابع من التحفة الاثني عشرية الذي هو في مبحث الإمامة، و رتبه على منهجين. المنهج الأول في إثبات دلالة الآيات القرآنية المستدل بها للإمامة. ... و المنهج الثاني في إثبات دلالة الأحاديث الاثني عشر على الإمامة و الجواب عن اعتراضات صاحب التحفة عليها، في اثني عشر جزء لكل حديث جزء، فالجزء الأول من المنهج الثاني في حديث الغدير... الجزء الثاني من المنهج الثاني في حديث المنزلة ...الجزء الثالث من المنهج الثاني في الجواب عن اعتراضاتهم علي الحديث الثالث و هو حديث الولاية [أن عليا مني و أنا من علي و هو ولي كل مؤمن من بعدي‏]…

7. سوال ششم: نظریه فقهی ایمنی را چگونه در جامعه محقق کنیم؟

1/7. به‌کارگیری چرخه چهاربخشی تحریک فکر؛ راهکار محقّق‌شدن نظریه فقهی ایمنی در جامعه

اشاره

و اما سرفصل آخر این است که حالا ما این نظریه فقهی ایمنی را که اجمالا بحث کردیم؛ چگونه محقق کنیم؟ چگونه محقق‌کردنِ نظریات فقهی یک بحث مهمی است. پاسخش از نظر ما یک جمله است: «به کارگیری چرخه چهاربخشی تحریک فکر». چهار کار را اگر انجام بدهید، جامعه - حتی اگر مخالف هم باشد - راجع به این نظریات فکر خواهد کرد.

1/1/7. مدیریت خبر، مدیریت تضارب، مدیریت مکتوبات و مدیریت نمونه‌سازی؛ مصادیق چرخه چهاربخشی تحریک فکر

این چهار کار عبارت است از: تولید خبر، تضارب، تولید مکتوبات و نمونه‌سازی حول یک نظریه. یعنی مثلا در مورد این جلسه‌ای که امروز برگزار شده، یک خبری در کشور منتشر شده است و الان خیلی‌ها از این جلسه اطلاع دارند، هم مسئولین، و هم خیلی از نخبگان سراسر کشور می‌دانند و خیلی‌ها تقاضا داشتند که این جلسه از طریق فضای مجازی پخش و منتشر شود. این یک خبر است. خبر را دست کم نگیرید! بنده به شما بگویم که بسیاری از اشخاص در وزارتخانه‌های ما و مسئولین ما اساسا نمی‌دانند که ما یک چنین کارهای تحقیقاتی عظیمی در حوزه علمیه قم انجام داده‌ایم. شما خودتان را تصور نکنید که اطلاع دارید. خیلی‌ها اطلاع ندارند. این مهم است. پس شما باید در انتشار اخبار مرتبط با نظریات فقهی نقش ایفاء کنید. این آغاز تحقق است.خب؛ وقتی خبر انتشار پیدا می‌کند، یک عده‌ای راجع به آن شروع به اشکال و گفتگوکردن می‌کنند؛ لذا [در این مرحله] "تضارب"(1)

امیرالمومنین (علیه السلام): بزنيد بعضى رأى را ببعضى تا زاییده شود از آن، آنچه راست و درست باشد‏.

غرر الحكم، ص 158

موضوعیت

پیدا می‌کند. و اشکالی هم ندارد بگذارید دیگران حرف‌های خود را بزنند. من دوست دارم که جمعی از این ایمونولوژیست‌های وزارت بهداشت به قم تشریف بیاورند و ببینیم ساختار اشیاء ایمنی آنها چیست تا ما آنها را با ساختار اشیاء تقویت‌کننده ایمنیِ خودمان مقایسه و بحث و گفتگو کنیم و ببینیم که اینها بیشتر ایمنی ایجاد می‌کند یا ترکیبات درون واکسن؟ این یک بحث علمی است و اشکالی هم ندارد.

مکتوبات هم نیاز داریم. باید کتاب بنویسیم، جزوه بنویسیم، مقاله بنویسیم. لذا من خواهش می‌کنم که این مجموعه دوستانی که در اینجا حضور دارند و می‌توانند بنویسند، شروع به نوشتن کنند. ولو خلاصه بحث را بنویسند. دوستان ما هم این جلسه را تدوین خواهند کرد و همه روایاتش را در اختیار شما قرار می‌دهند. مساله مکتوبات یکی از واجبات برای تحقق [نظریه] است.

و در انتهاء هم شروع کنیم این مباحث را در یک جایی پیاده و اجرایی کنیم. مثلا روی خودمان اینها را پیاده کنیم و به دیگران هم توصیه کنیم. و اگر هم مقدور بود اطلاعات اینها را ثبت کنیم. معاون سابق وزارت بهداشت می‌گفتند: دو هزار نفر باید ذیل فلان نظریه کارآزمایی شوند.(2)

آدرس مطلب در سایت خبرگزاری تسنیم - https://b2n.ir/410567

به ذهن من می‌رسد که الان بیش از 30-20 هزار نفر داریم [براساس مبانی طب اسلامی] کارآزمایی و تجربه انجام می‌دهیم؛ ولی چون اطلاعاتش را ثبت نمی‌کنیم یا کمتر ثبت می‌کنیم، قابل قضاوت نیست. لذا نمونه‌سازی عمل همراه با معرفی است، عمل همراه با ثبت اطلاعات است. آقایان! من فهم خودم را محضر شما عرض می‌کنم: هرکس این چهار کار را انجام دهد، دارد تمدن می‌سازد. تمدن‌ساختن چیز پیچیده‌ای نیست؛ ما باید تولید دانش کنیم و سپس نشر دانش انجام دهیم. تولید

1) . ارجاع پرورشی: برگرفته از کلام امیرالمومنین (ع): اِضْرِبُوا بَعْضَ الرَّأْيِ بِبَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ.

2) . ارجاع پردازشی: به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران پویا؛ رضا ملک‌‌زاده در پاسخ به سؤالات مطرح‌شده از سوی بسیج دانشگاه‌‌های علوم پزشکی کشور درخصوص عملکرد خود، توضیحاتی ارائه کرد: ... همان‌طور که مستحضرید بیماری کووید-19 درمان استانداردی ندارد و کشف درمان استاندارد برای این بیماری مستلزم انجام تحقیق است. از طرف دیگر مطالعات کارآزمایی بالینی کوچک و حتی متوسط راه به جایی نمی‌‌برند، دارو باید روی حداقل دوهزار نفر از جمعیت مبتلا و دوهزار نفر از جمعیت سالم آزمایش شود.

دانش را عرض کردم که روش تحقیق آن چگونه است و چگونه تحقق پیدا می‌کند، نشر دانش هم از این چهار طریق صورت می‌گیرد. الان دوستان طب اسلامی خبرشان ضعیف است. چرا؟ چون فقط در فضای مجازی و چند کانال انجام می‌گیرد. خبر فقط از طریق رسانه نیست؛ رسانه بخشی از ابزار انتقال است. مثلا ما باید شروع کنیم برویم از 100 نفر از اشخاص موثر در کشور وقت بگیریم و خبر یک چنین تحقیقاتی را به آنها برسانیم. تضارب هم باید تقویت شود، مکتوبات هم خیلی باید زیاد شود یعنی ما خیلی فاصله داریم تا اینکه کتاب‌هایمان به یک حدی برسد که مثلا بتوانیم آنها را ترجمه کنیم و در دنیا نشر دهیم و در اختیار مردم دنیا قرار دهیم. خیلی باید کتاب بنویسیم. نمونه‌سازی را هم عرض کردم که انجام می‌دهیم، ولی ثبت اطلاعات نمی‌کنیم. این بحث هم از لحاظ روش تحقق بود که اگر کسی به دنبال چرخه تحریک فکر باشد ان‌شاءالله می‌تواند این مباحث را محقق کند.پس در مجموع نظریه فقهی ایمنی دارای شش سوال بود: سوال اولش بحث روش تحقیق بود، سوال آخرش هم بحث روش تحقّق بود. و عمده بحث هم در ساختار چهارم شکل گرفت؛ یعنی آنجایی که شما درکتان را از اعضاء و از اشیاء نوزده‌گانه ترکیب می‌کنید و واکسن و الگوی فقهی ایمنی تولید می‌کنید. از اینکه تصدیع کردم از محضر همه شما عذرخواهی می‌کنم.

والحمدلله رب العالمین

پیوست‌ها:

پیوست شماره 1: گزارشات سازمان بهداشت جهانی پیرامون عوارض دارویی (ADR)

ADR (Adverse Drug Reaction) یا همان عوارض ناخواستۀ دارویی به گزارشات عوارض دارویی گفته می‌شود که در کشور ما این گزارشات به صورت پیاپی انتشار می‌یابد.

در این باره مطلبی از پایگاه رسمی سازمان غذا و داروی ایران می‌خوانیم:

گروه ثبت وگزارش ایمنی و عوارض ناخواسته فرآورده های سلامت (ADR)، به عنوان تنها مرکز ملی در سطح کشور به جمع‌آوری، بررسی و ثبت گزارش‌های عوارض دارویی و اشتباهات داروپزشکیِ مشاهده شده توسط جامعه محترم پزشکی می‌پردازد. این مجموعه از سال 1377، تحت عنوان "مرکز ثبت و بررسی عوارض ناخواسته داروها" به عنوان عضو کامل سازمان جهانی بهداشت در برنامه بین المللی پایش فرآورده های دارویی پذیرفته شده است و از آن زمان تاکنون با سازمان مذکور و سایر کشورهای عضو به تبادل اطلاعات در زمینه عوارض دارویی و اشتباهات داروپزشکی می پردازد. هدف از بررسی عوارض دارویی و اشتباهات داروپزشکی دریافت شده، کاهش مرگ و میر ناشی از عوارض دارویی و اشتباهات داروپزشکی و پیشگیری از وقوع آنها می باشد. در بهمن ماه سال 1385، دستورالعمل ثبت عوارض و خطاهای دارویی از سوی معاونت محترم غذا و دارو با تائید وزیر محترم بهداشت، درمان وآموزش پزشکی به کلیه دانشگاههای علوم پزشکی و مراکز بهداشتی درمانی دولتی و خصوصی سراسر کشور ابلاغ گردید و کلیه مراکز ذیربط ملزم به گزارش عوارض و اشتباهات داروپزشکی مشاهده شده به این گروه گردیدند. هم چنین در سال 1384 بنابر رای کمیسیون قانونی ساخت و ورود داروها، شرکت‌های داروسازی موظف به ارسال گزارش‌های مربوط به ایمنی فرآورده‌های خود به گروه ADR شده اند که این مطلب مجددا در ماده 10 دستورالعمل فوق الذکر مورد تاکید قرار گرفته است. در سال 1396، بدلیل اهمیت توجه به ایمنی مصرف سایر فرآورده‌های سلامت به غیر از دارو و با هدف ارتقاء سیستم پایش تجویز و مصرف سایر فرآورده‌های سلامت در کنار فرآورده‌های دارویی، نام این مجموعه به "گروه ثبت وگزارش ایمنی و عوارض ناخواسته فرآورده های سلامت" تغییر یافته است.

yon.ir/B6oA آدرس مطلب در پایگاه رسمی سازمان غذا و داروی ایران: 8

و همچنین صفحۀ اختصاصی ADR در پایگاه رسمی WHO:

yon.ir/izegD

و سایت نظارت بین‌المللی دارو (وابسته به WHO) که به صورت دوره‌ای گزارشاتی مبنی بر امنیت و سلامت دارو تحت عنوان Uppsala Reports منتشر می‌کند:

who-umc.org

برای مشاهدۀ برخی از گزارش‌های ADR در ایران می‌توان به این آدرس رجوع کرد:

yon.ir/DvHdNmبرای مشاهدۀ گزارش‌های ADR در کشورهای اروپایی به این آدرس رجوع کنید:

adrreports.eu/en

ICD (International Statistical Classification of Diseases and Related Health Problems) یا همان طبقه‌بندی بین‌المللی آماریِ بیماری‌ها و مشکلات تندرستیِ مرتبط از دیگر بخش‌های سازمان بهداشت جهانی (WHO) است که به صورت دوره‌ای بازنگری و انتشار می‌یابد. در بخشی از ICD به موضوع مضرات دارویی Adverse Drug پرداخته می‌شود به عنوان مثال می‌توان به این نمونه رجوع کرد:

پایگاه رسمی WHO : yon.ir/ySebp

مشاهدۀ تمام ICDها در پایگاه رسمی WHO: who.int/classifications/en

پیوست شماره 2: روایاتی در مورد علم مبتنی بر اِشراف اهلبیت (علیهم السلام)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي زَاهِرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:‏ نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَةُ عِلْمِ اللَّهِ وَ عَيْبَةُ وَحْيِ اللَّه‏.

امام صادق عليه السلام: ما، واليان امر الهى و خزینه‌های دانش خدا و ظرف وحى خداونديم.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏1، ص 192 / بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 105

سند بصائر: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه‏

منابع دیگر: الوافي، ج‏3، ص 504 / بحار الأنوار، ج‏26، ص 106

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبٍ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اسْتِكْمَالُ حُجَّتِي عَلَى الْأَشْقِيَاءِ مِنْ أُمَّتِكَ‏ مِنْ تَرْكِ وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِكَ فَإِنَّ فِيهِمْ سُنَّتَكَ وَ سُنَّةَ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ قَبْلِكَ وَ هُمْ خُزَّانِي عَلَى عِلْمِي مِنْ بَعْدِكَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَقَدْ أَنْبَأَنِي جَبْرَئِيلُ ع بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ.

امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): خداوند تبارک و تعالی فرمود: ... همانا آنان (اهلبیت (علیهم السلام)) بعد از تو گنجینه‌های من بر علم من هستند...

مصادر اصلی: الكافي، ج‏1، ص 193 / بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 105

سند بصائر: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّه‏

منابع دیگر: الوافي، ج‏3، ص 505 / بحار الأنوار، ج‏26، ص 107

كِتَابُ الْمُحْتَضَرِ لِلْحَسَنِ بْنِ سُلَيْمَانَ، نَقْلًا مِنْ كِتَابِ السَّيِّدِ حَسَنِ بْنِ كَبْشٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏عنه عليه السلام‏- لِيُونَسَ بنِ ظَبيان-: يا يونُسُ، إذا أرَدتَ العِلمَ الصَّحيحَ فَخُذ عَن أهلِ البَيتِ، فَإِنّا رُويناهُ، و اوتينا شَرحَ الحِكمَةِ و فَصلَ الخِطابِ، إنَّ اللَّهَ اصطَفانا و آتانا ما لَم يُؤتِ أحَداً مِنَ العالَمينَ.امام صادق عليه السلام‏- به يونس بن ظبيان-: اى يونس! هر گاه طالب علمِ صحيح بودى، آن را از اهل بيت اخذ کن؛ زيرا آن براى ما روايت شده است و به ما شرح حكمت‏ و سخنِ فصل داده‏اند. خداوند، ما را برگزيده است و به ما آن داده كه به هيچ يك از جهانيان نداده است.

مصادر اصلی: مختصر بصائر الدرجات، ص 122 / كفاية الأثر(خزاز رازی)، ص 254

سند کفایه الاثر: عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنِ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ الْعَبْدِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَان‏

منابع دیگر: بحار الأنوار ج 26 ص 158

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى وَ عُبَيْدَةَ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:‏ ابْتِدَاءً مِنْهُ وَ اللَّهِ إِنِّي‏ لَأَعْلَمُ‏ مَا فِي‏ السَّمَاوَاتِ‏ وَ مَا فِي‏ الْأَرْضِ‏ وَ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ مَا فِي النَّارِ وَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ. ثُمَّ قَالَ: أَعْلَمُهُ مِنْ كِتَابِ [اللَّهِ‏] أَنْظُرُ إِلَيْهِ هَكَذَا ثُمَّ بَسَطَ كَفَّيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ «فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ».

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «بدون ترديد، من به آنچه در آسمان‏ها و زمين و بهشت و دوزخ است و آنچه تحقّق يافته و تحقّق خواهد يافت، آگاهى دارم». ايشان سپس لحظه‏اى درنگ كرد و چون ديد اين سخن بر شنوندگان گران آمده، فرمود: «اين را من از كتاب خداوند عز و جل يافته‏ام؛ چرا كه خداوند مى‏فرمايد: در آن، بيان هر چيزى هست».

مصادر اصلی: الكافي، ج ،1 ص 261 / بصائرالدرجات، ص 128 / المناقب(لابن‌شهرآشوب)، ج 4، ص، 249 / تأويل‌الآيات‌الظاهرة، ج 1، ص 103

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج 26، ص 111

رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ عن الإمام الرضا عليه السلام: ... أوَلَيسَ اللَّهُ يَقولُ: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ»؟ فَرَسولُ اللَّهِ عِندَ اللَّهِ مُرتَضىً، و نَحنُ وَرَثَةُ ذلِكَ الرَّسولِ الَّذي‏ أطلَعَهُ اللَّهُ عَلى‏ ما شاءَ مِن غَيبِهِ، فَعَلَّمَنا ما كانَ وما يَكونُ إلى‏ يَومِ القِيامَةِ....

امام رضا (عليه السلام): آيا چنين نيست كه خداوند مى‏فرمايد: «او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى‏سازد، مگر بر آن پيامبرى كه از او خشنود باشد»؟ و پيامبر (صلى الله عليه و آله) است كه خدا از او خشنود است و ما وارثان آن پيامبريم؛ همو كه خداوند، او را بر هر چه از غيبش خواست، آگاه نمود و او ما را از آنچه بوده و تا روز رستاخيز خواهد بود، آگاه كرده است.

مصادر اصلی: الخرائج والجرائح، ج 1، ص 343 / الثاقب في المناقب)ابن حمزه طوسی)، ص 189

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج 49، ص 175أَبُو مُحَمَّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِمٍ عن الرضا (علیه السلام): ... إنَّ الأَنبِياءَ وَالأَئِمَّةَ- صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِم- يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ و يُؤتيهِم مِن مَخزونِ عِلمِهِ وحُكمِهِ ما لا يُؤتيهِ غَيرَهُم، فَيَكونُ عِلمُهُم فَوقَ عِلمِ أهلِ الزَّمانِ في قَولِهِ تَعالى‏: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» وقَولِهِ تَبارَكَ وتَعالى‏: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» وقَولِهِ في طالوتَ: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ».

امام رضا عليه السلام: خداوند، پيامبران و امامان را- كه درودهاى خداوند بر آنان باد- توفيق داده است و به ايشان از گنجينه علم و حكمت خود، آن بخشيده كه به ديگران نبخشيده است. علم آنها، برتر از علم مردم زمانشان است در اين سخن خداوند متعال: «آيا آن كه به سوى حق هدايت مى‏كند، براى پيروى، سزاوارتر است يا كسى كه هدايت نمى‏كند، مگر خود هدايت شود؟ پس شما را چه شده؟! چگونه داورى مى‏كنيد» و اين سخن خداى- تبارك و تعالى-: «هر كه حكمتْ داده شده، خير فراوانى بدو داده شده است» و سخن او در باره طالوت: «خداوند، او را بر شما برگزيده و به دانش و توان او افزوده است و خداوند، مُلك خويش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و خداوند، گشايشگرى داناست».

مصادر اصلی: الكافي، ج 1، ص 202 / كمال الدين، ص 680 / عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص 221 / الاحتجاج، ج 2، ص 445

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج ،25 ص 127

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبِي الْحَسَنِ صَاحِبُ الدَّيْلَمِ‏ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ -وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ-: عَجَباً لِلنَّاسِ أَنَّهُمْ أَخَذُوا عِلْمَهُمْ كُلَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَعَمِلُوا بِهِ وَ اهْتَدَوْا وَ يَرَوْنَ أَنَّ أَهْلَ بَيْتِهِ لَمْ يَأْخُذُوا عِلْمَهُ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتُهُ، فِي‏ مَنَازِلِنَا نَزَلَ‏ الْوَحْيُ‏ وَ مِنْ‏ عِنْدِنَا خَرَجَ‏ الْعِلْمُ‏ إِلَيْهِمْ‏. أَ فَيَرَوْنَ أَنَّهُمْ عَلِمُوا وَ اهْتَدَوْا وَ جَهِلْنَا نَحْنُ وَ ضَلَلْنَا إِنَّ هَذَا لَمُحَالٌ.

امام صادق عليه السلام‏- در حالى كه گروهى از كوفيان در خدمت ايشان بودند-: شگفت از مردمى كه همه علم خود را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ستاندند و بدان عمل كردند و ره يافتند و گمان مى‏كنند اهل بيت او علمش را نستانده‏اند، در حالى كه ما، اهل بيت و ذرّيه او هستيم؛ وحى در خانه‏هاى ما فرود آمد و علم از سوى ما به سوی مردم صادر شد. آيا آنها گمان مى‏كنند كه آگاه شده‏اند و ره يافته‏اند؛ ولى ما نمى‏دانيم و گم‏راه شده‏ايم؟! اين، محال است».

مصادر اصلی: الكافي، ج 1، ص 398 / الأمالي(للمفيد)، ص 122 / بصائر الدرجات، ص 12

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج 2، ص 179

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عِلْمَيْنِ عِلْماً أَظْهَرَ عَلَيْهِ مَلَائِكَتَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا أَظْهَرَ عَلَيْهِ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ فَقَدْ عَلِمْنَاهُ وَ عِلْماً اسْتَأْثَرَ بِهِ فَإِذَا بَدَا لِلَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْهُ أَعْلَمَنَا ذَلِكَ وَ عَرَضَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ كَانُوا مِنْ قَبْلِنَا.امام صادق عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى را دو گونه علم است: 1- علمى كه ملائكه و پيغمبران و رسولانش را بآن آگاه ساخته، پس آنچه ملائكه و رسولان و پيغمبرانش را بآن آگاه ساخته ما هم ميدانيم. 2- علمى كه بخودش اختصاص داده؛ پس هر گاه در موضوعى از آن علم بدا حاصل شود، ما را آگاه سازد و بر امامان پيش از ما هم عرضه شود.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏1، ص 255 / مسائل علي بن جعفر، ص 326

سند مسائل علی بن جعفر: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 394 / الإختصاص، ص 313

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏26، ص 93 / الفصول المهمة، ج‏1، ص 393 / الوافي، ج‏3، ص 588

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زَيْدِ بْنِ الْمُعَدِّلِ النُّمَيْرِيِّ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ لَعِلْماً لَا يَعْلَمُهُ غَيْرُهُ وَ عِلْماً يَعْلَمُهُ مَلَائِكَتُهُ الْمُقَرَّبُونَ وَ أَنْبِيَاؤُهُ الْمُرْسَلُونَ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ.

امام باقر (علیه السلام): همانا برای خداوند علمی است که غیر از خود کسی نمی داند، و (همچنین برای خدا) علمی است که فرشتگان مقرّب و انبیاء مرسل می دانند . ما نیز آنها را می‌دانیم.

مصادر اصلی: التوحيد (للصدوق)، ص 138 / بصائر الدرجات، ج‏1، ص 112

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏4، ص 86

حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا بَصِيرٍ! نَحْنُ شَجَرَةُ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ أَهْلُ‏ بَيْتِ‏ النَّبِيِ‏ وَ فِي‏ دَارِنَا مَهْبِطُ جَبْرَئِيلَ‏ وَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعَادِنُ وَحْيِ اللَّهِ مَنْ تَبِعَنَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنَّا هَلَكَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

امام صادق عليه السلام: ما شجره علم و اهل بيت پيامبر هستيم. جايگاه فرود جبرئيل، در خانه ماست و ما خزینه‌های علم خدا و معادن وحى خدا هستيم. هر كه از ما پيروى كند، رهايى مى‏يابد و هر كه از ما باز ماند، نابود مى‏گردد و حقّ خداست كه چنين كند.

مصادر اصلی: الأمالي(للصدوق)، ص 383 / بشارة المصطفى، ص 54 / روضة الواعظين، ص 299

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج 26، ص 240

الإمام عليّ عليه السلام: نَحنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، ومَحَطُّ الرِّسالَةِ، ومُختَلَفُ المَلائِكَةِ، و مَعادِنُ العِلمِ، و يَنابيعُ الحُكمِ، ناصِرُنا ومُحِبُّنا يَنتَظِرُ الرَّحمَةَ، وعَدُوُّنا ومُبغِضُنا يَنتَظِرُ السَّطوَةَ.امام على عليه السلام: ما، درخت نبوّت و فرودگاه رسالت و مكان آمد و شدِ فرشتگان و معدن‏هاى دانش و سرچشمه‏هاى حكمتيم. يار و دوستدار ما، رحمت را انتظار مى‏كشد و دشمن و كينه‏توز ما، يورش را انتظار مى‏بَرد.

مصدر اصلی: نهج البلاغة، خطبه 109، ص 162

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏26، ص 265

ویژگی خاص علم امیرالمومنین (علیه السلام):

أَبَانٌ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ‏ قَالَ‏ صَعِدَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ... ثُمَّ قَالَ ع سَلُونِي [عَمَّا شِئْتُمْ‏] قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَوَ اللَّهِ إِنِّي بِطُرُقِ‏ السَّمَاءِ أَعْلَمُ‏ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْض‏...

ابان از سليم بن قيس چنين نقل مى‏كند: اميرالمؤمنين (عليه السّلام) بر فراز منبر قرار گرفت و حمد و ثناى الهى بجا آورد ... سپس فرمود: در باره هر چه مى‏خواهيد از من بپرسيد قبل از آنكه مرا نيابيد. بخدا قسم من به راههاى آسمان از راههاى زمين آگاهترم.

مصدر اصلی: كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص 712

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏34، ص 259

امیرالمومنین ع: أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ‏ السَّمَاءِ أَعْلَمُ‏ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا.

امیرالمومنین (علیه السلام): اى مردم، پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد، كه من به راههاى آسمان داناتر از راههاى زمينم، بپرسيد پيش از آنكه فتنه‏اى به شما روى آورد كه چون شتر بى‏صاحب گام بردارد و مهار خود را لگد كوب كند، و عقول صاحب عقول را زايل نمايد.

مصدر اصلی: نهج البلاغة، خطبه 190، ص 280

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏10، ص 128

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنًّى عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنتُ عِندَ أبي جَعفَرٍ عليه السلام فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِن أهلِ الكوفَةِ يَسأَلُهُ عَن قَولِ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام: «سَلوني عَمّا شِئتُم، فَلا تَسأَلوني عَن شَي‏ءٍ إلّاأنبَأتُكُم بِهِ» .قالَ: إنَّهُ لَيسَ أحَدٌ عِندَهُ عِلمُ شَي‏ءٍ إلّا خَرَجَ مِن عِندِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام، فَليَذهَبِ النّاسُ حَيثُ شاؤوا، فَوَاللَّهِ لَيسَ الأَمرُ إلّامِن هاهُنا- وأشارَ بِيَدِهِ إلى‏ بَيتِهِ-.

زراره نقل می‌کند که: نزد امام باقر )عليه السلام( بودم. مردى از اهل كوفه از ايشان در باره اين سخن امير مؤمنان عليه السلام كه: «در باره هر چه مى‏خواهيد، از من بپرسيد. شما در باره نكته‏اى از من نخواهيد پرسيد، مگر آن كه شما را از آن آگاه مى‏كنم» پرسش كرد. فرمود: «هيچ كس به علمى دست نيافته است، مگر اين كه آن علمْ از سوى امير مؤمنان عليه السلام صادر شده باشد. مردم هر كجا مى‏خواهند بروند. به خدا سوگند، امر نيست، مگر از اين جا» و با دست به خانه‏اش اشاره كرد.مصادر اصلی: الكافي، ج‏1، ص 399 / بصائر الدرجات، ج‏1، ص 12

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏27، ص 69 / الوافي، ج‏3، ص 610 / بحار الأنوار، ج‏2، ص 94

پیوست شماره 3: اجمالی از تاثیر "عرش" و "کُرسی" بر سلامت

الف- تمام اشیاء و افعال خداوند متعال دارای قدر و اندازه مشخص است:

... وَ خَلَقَ كُلَّ شىَ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً (سوره مبارکه فرقان، آیه 2)

و (خداوند) هر چيزى را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه‏اى درست و دقيق.

إِنَّا كلُ‏ شىَ‏ءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ(سوره مبارکه قمر، آیه 49)

ما هر چيزى را اندازه آفريديم.

... وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يجَعَل لَّهُ مخَرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يحَتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكلَ‏ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكلُ‏ شىَ‏ءٍ قَدْرًا (سوره مبارکه طلاق، آیات 2 و 3)

... و هر كه از خدا پروا كند، خدا براى او راه بيرون شدن [از مشكلات و تنگناها را] قرار مى‏دهد * و او را از جايى كه گمان نمى‏برد روزى مى‏دهد، و كسى كه بر خدا توكل كند، خدا برايش كافى است، [و] خدا فرمان و خواسته‏اش را [به هر كس كه بخواهد] مى‏رساند يقيناً براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است.

ب- خزائن و سرمنشأ تمام این مقدرات نیز در نزد خداوند است:

وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (سوره مبارکه حجر، آیه 21)

و هيچ چيزى نيست مگر آنكه خزانه‏هايش نزد ماست، و آن را جز به اندازه معين نازل نمى‏كنيم.

ج- آنچه از مجموعه ای از آیات و روایات استفاده می شود آن است که: مرکز فرمان و اراده الهی و تقدیر اشیاء، در "عرش" است. یعنی اراده و مشیت خداوند در مورد تمامی امور (از جمله سلامت و مرض) در عرش خداوند، و بعد از آن: در مرتبه‌ای نازل‌تر در "کُرسی" صورت می‌گیرد.

الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ (سوره مبارکه طه، آیه 4)

خداى رحمان كه بر عرش استیلاء یافته است.

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (سوره مبارکه یونس، آیه 3)پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد. سپس بر عرش استيلا يافت. كار [آفرينش‏] را تدبير مى‏كند. شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست. اين است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستيد. آيا پند نمى‏گيريد؟

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ (سوره مبارکه بقره، آیه 255)

خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند؟ آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‏داند. و به چيزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‏يابند. كرسىِ او آسمانها و زمين را در بر گرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست، و اوست والاىِ بزرگ.

وَ رَوَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع أَنَّهُ قَالَ‏: فِي الْعَرْشِ تِمْثَالُ جَمِيعِ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ: وَ هَذَا تَأْوِيلُ قَوْلِهِ‏ «وَ إِنْ‏ مِنْ‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه» وَ إِنَ‏ بَيْنَ‏ الْقَائِمَةِ مِنْ‏ قَوَائِمِ‏ الْعَرْشِ‏ وَ الْقَائِمَةِ الثَّانِيَةِ خَفَقَانُ‏ الطَّيْرِ الْمُسْرِعِ مَسِيرَةَ أَلْفِ عَامٍ وَ الْعَرْشُ يُكْسَى كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ أَلْفَ لَوْنٍ مِنَ النُّورِ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ وَ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا فِي الْعَرْشِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلَاة…

امام سجاد (علیه السلام): در عرش تمثال جمیع آنچه خداوند در بیابان‌ها و دریاها (همه عالَم) خلق کرده است، وجود دارد. و این تاویل فرمایش خداوند است که فرمود: «وَ إِنْ‏ مِنْ‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه» هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن آن در نزد ماست... و تمام اشیاء در برابر عرش مثل یک حلقه در یک بیابان بزرگ است...

مصدر اصلی: روضة الواعظين (فتال نیشابوری)، ج‏1، ص 47

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏55، ص 34 / البرهان في تفسير القرآن، ج‏3، ص 337

د- اجمالی از ویژگی‌ها و تفاوت‌های بین "عرش" و "کُرسی":

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ فَقَالَ: إِنَّ لِلْعَرْشِ صِفَاتٍ كَثِيرَةً مُخْتَلِفَةً لَهُ فِي كُلِّ سَبَبِ وَضْعٍ فِي الْقُرْآنِ صِفَةٌ عَلَى حِدَةٍ. فَقَوْلُهُ‏ «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ»‏ يَقُولُ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ وَ قَوْلُهُ‏ «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»‏ يَقُولُ عَلَى الْمُلْكِ احْتَوَى وَ هَذَا مُلْكُ الْكَيْفُوفِيَّةِ فِي الْأَشْيَاءِ. ثُمَّ الْعَرْشُ فِي الْوَصْلِ مُتَفَرِّدٌ مِنَ الْكُرْسِيِ‏ لِأَنَّهُمَا بَابَانِ مِنْ أَكْبَرِ أَبْوَابِ الْغُيُوبِ وَ هُمَا جَمِيعاً غَيْبَانِ. وَ هُمَا فِي الْغَيْبِ مَقْرُونَانِ لِأَنَّ الْكُرْسِيَّ هُوَ الْبَابُ الظَّاهِرُ مِنَ الْغَيْبِ الَّذِي مِنْهُ مَطْلَعُ الْبِدَعِ وَ مِنْهُ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا، وَ الْعَرْشُ هُوَ الْبَابُ الْبَاطِنُ الَّذِي يُوجَدُ فِيهِ عِلْمُ الْكَيْفِ وَالْكَوْنِ وَ الْقَدْرِ وَ الْحَدِّ وَ الْأَيْنِ وَ الْمَشِيَّةِ وَ صِفَةِ الْإِرَادَةِ وَ عِلْمُ الْأَلْفَاظِ وَ الْحَرَكَاتِ وَ التَّرْكِ وَ عِلْمُ الْعَوْدِ وَ الْبَدْءِ. فَهُمَا فِي الْعِلْمِ بَابَانِ مَقْرُونَانِ لِأَنَّ مُلْكَ الْعَرْشِ سِوَى مُلْكِ الْكُرْسِيِّ وَ عِلْمَهُ أَغْيَبُ مِنْ عِلْمِ الْكُرْسِيِّ فَمِنْ ذَلِكَ قَالَ‏ «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ»‏ أَيْ صِفَتُهُ أَعْظَمُ مِنْ صِفَةِ الْكُرْسِيِّ وَ هُمَا فِي ذَلِكَ مَقْرُونَانِ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَلِمَ صَارَ فِي الْفَضْلِ جَارَ الْكُرْسِيِّ ؟ قَالَ: إِنَّهُ صَارَ جَارَهُ لِأَنَّ عِلْمَ الْكَيْفُوفِيَّةِ فِيهِ وَ فِيهِ الظَّاهِرُ مِنْ أَبْوَابِ الْبَدَاءِ وَ أَيْنِيَّتِهَا وَ حَدِّ رَتْقِهَا وَ فَتْقِهَا...

حنان بن سدير گفت: حضرت صادق (ع) را سؤال كردم از عرش و كرسى. فرمود: كه عرش ویژگی‌های بسیار مختلفی دارد؛ كه برای هر سببی که در قرآن از آن ذکر شده، صفتی جداگانه دارد. پس قول او «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏» ميفرمايد كه پروردگار و ملك عظيم و قول «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»‏ ميفرمايد كه خداوند مهربان بر ملک مشتمل است و استیلاء دارد و اين ملك ملك چگونگى در اشیاء است. بعد از آن عرش در وصول و پيوند از كرسى‏ جدا است؛ زيرا كه عرش و كرسى دو باب از بزرگترين باب‌های غيب هستند، و هر دو غیب و نهانند. و آنها در غيب مقرون و به هم پيوسته‏اند؛ زيرا كرسى بابِ ظاهر از غيبى است كه آغاز خلقتهای جدید است، و همه اشیاء از آن است. و عرش بابِ باطن است كه علم كيفیت، وجود، اندازه، حدّ، کجایی(مکان)، مشيت، صفتِ اراده، علم الفاظ و حركات و ترك، علم بازگشت و آغاز در آن است. پس آنها در علم دو باب به هم پيوسته‏اند؛ زيرا كه ملك عرش غير از ملك كرسى است و علمش از علم كرسى پنهان‏تر است و از اين جهت فرموده است كه‏ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏ يعنى صفتش از صفت كرسى بزرگتر است و هر دو در اين امر مقرونند. عرض كردم كه: فداى تو گردم! پس چرا در فضل همسايه كرسى گرديده؟ فرمود كه: عرش همسايه كرسى گرديده؛ زيرا كه کیفیت، ظاهر از ابواب بداء(تغییر)، کجا بودن(مکان) آنها، اندازه بستن و گشودن آنها در آن است...

مصدر اصلی: التوحيد (للصدوق)، ص 321

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏55، ص 30

بحث تفصیلی در مورد جایگاه "عرش" و "کُرسی" و سماوات و ارضین و نجوم و کواکب و اجرام آسمانی و ... در کائنات؛ در «نظریه کُرسی» بحث می‌شود.

نکته پایانی: قطعا تقدیرات الهی دارای یک مناسکی است؛ یعنی: کارهایی هستند که باعث می‌شوند تقدیرات الهی تغییر پیدا کند و مثلا باعث دفع بلایا و امراض، طول عمر، افزایش روزی و برکت، تداوم سلامت و ... شود. این بحث بحثی بسیار مفصل است که در «فقه التقدیر» (که - در کنار «فقه النظام» و « فقه الحیات» - یکی از سه مقسم اصلی فقه هدایت است) از آن بحث می‌شود.

پیوست شماره 4: تاثیر غذای "شب" بر سلامت

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عَلِيٍّ اللَّهَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: مَا تَقُولُ أَطِبَّاؤُكُمْ فِي عَشَاءِ اللَّيْلِ؟ قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَنْهَوْنَّا عَنْهُ. قَالَ: لَكِنِّي آمُرُكُمْ بِهِ.ابو علی لهبی نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: اطباء و پزشکانِ شما در مورد شام خوردن چه می‌گویند؟ گفتم: آنها از خورد شام ما را نهی می‌کنند. امام فرمود: ولی ما شما را به خوردن شام امر می‌کنیم.

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 289

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 509 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 347 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 332

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَصْلُ خَرَابِ الْبَدَنِ تَرْكُ الْعَشَاءِ.

امام صادق (علیه السلام): ریشه‌ی ویرانی بدن، ترک خوردن شام است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 288

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 329 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 343 / الوافي، ج‏20، ص 508

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَرْكُ الْعَشَاءِ خَرَابُ الْبَدَن‏.

امام صادق (علیه السلام): ترک کردن غذای شب، خرابی بدن است.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 421

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 330 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 342

عَنْهُ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَوَّلُ خَرَابِ الْبَدَنِ تَرْكُ الْعَشَاءِ.

امام باقر (علیه السلام): آغاز خرابی بدن، ترک غذای شب است.

قَالَ وَ رَوَاهُ أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ‏ مِثْلَهُ‏.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 421

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 330 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 343 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام(شیخ حُرّ)، ج 8، ص 119

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:‏ عَشَاءُ الْأَنْبِيَاءِ ع بَعْدَ الْعَتَمَةِ فَلَا تَدَعُوهُ فَإِنَّ تَرْكَ الْعَشَاءِ خَرَابُ الْبَدَنِ.

امیرالمومنین (علیه السلام): شام خوردن انبياء در ثلث اول شب است، خوردن شام را فراموش نكنيد كه ترك آن بدن را فرسوده مى‏كند.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 288 / المحاسن، ج‏2، ص 420

سند محاسن: عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع

تحف العقول، ص 110 / الخصال، ج‏2، ص 619 / مكارم الأخلاق، ص 194منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 508 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 29 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 342

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ رَجُلٍ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَعَامُ اللَّيْلِ أَنْفَعُ مِنْ طَعَامِ النَّهَارِ.

امام صادق (علیه السلام): غذای شب نافع‌تر از غذای روز است.

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 289

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 332 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 347 / الوافي، ج‏20، ص 510

تاکید بر عدم ترک غذای شب در سنّ پیری:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَرْكُ الْعَشَاءِ مَهْرَمَةٌ وَ يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ إِذَا أَسَنَّ أَلَّا يَبِيتَ إِلَّا وَ جَوْفُهُ مُمْتَلِئٌ مِنَ الطَّعَامِ.

امام صادق (علیه السلام): ترک کردنِ غذای شب (شام) پیر کننده انسان است. و سزاوار است که وقتی انسان به سن پیری رسید که شب نخوابد مگر آنکه شکمش پر از غذا باشد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 288 / المحاسن، ج‏2، ص 422

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏

دعائم الإسلام، ج‏2، ص 145 (فیه: خَرَابُ الْجَسَد، بدل مَهْرَمَةٌ)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 334 / بحار الأنوار، ج‏63، ص 344 / الوافي، ج‏20، ص 508

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الشَّيْخُ لَا يَدَعُ الْعَشَاءَ وَ لَوْ بِلُقْمَةٍ.

امام صادق (علیه السلام): پیر خوردن شام را ترک نکند؛ ولو به خوردن یک لقمه.

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 289

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 509 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 346 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 333

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: إِذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلَا يَدَعُ أَنْ يَأْكُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئاً فَإِنَّهُ أَهْدَى لِلنَّوْمِ وَ أَطْيَبُ لِلنَّكْهَةِ.

امام رضا (علیه السلام): هرگاه شخصی به سن کهولت و پیری رسید، پس غذا خوردن در شب را ترک نکند؛ چرا که خواب را راحت تر و دهان را خوشبوتر می کند.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 288 / المحاسن، ج‏2، ص 422

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ ذَرِيحِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع‏

منابع دیگر: الوافي، ج‏20، ص 508 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 333

پیوست شماره 5: تاثیر "ماهی" بر سلامت

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَكَلَ‏ السَّمَكَ‏ قَالَ: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ أَبْدِلْنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ.

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا، چون ماهى مى‏خورد، مى‏گفت: «خداوندا! براى ما در اين، بركت قرار بده و بهتر از اين را برايمان جايگزين ساز».

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 323 / المحاسن، ج‏2، ص 476

سند محاسن: عَنْ نُوحٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 313 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 74 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 207

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ مَوْلًى لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: دَعَا بِتَمْرٍ فَأَكَلَهُ ثُمَّ قَالَ: مَا بِي شَهْوَةٌ وَ لَكِنِّي أَكَلْتُ سَمَكاً. ثُمَّ قَالَ: مَنْ بَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ سَمَكٌ لَمْ يُتْبِعْهُ بِتَمَرَاتٍ أَوْ عَسَلٍ لَمْ يَزَلْ عِرْقُ الْفَالِجِ يَضْرِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يُصْبِحَ.

به نقل از سعيد بن جَناح، از يكى از وابستگان امام صادق عليه السلام: امام صادق عليه السلام خرمايى طلبيد و تناول كرد و سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم». سپس فرمود: «هر كس شب، ماهى بخورد و در پى آن، چند دانه خرما يا مقدارى عسل نخورد و بخوابد، تا صبح، رگِ فلج در او مى‏جنبد».

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 323 / المحاسن، ج‏2، ص 477

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ نُوحٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ مَوْلًى لِأَبِي عَبْدِ اللَّه

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 313 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 74 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 208

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع‏ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاه‏ :... أَقِلُّوا مِنْ‏ أَكْلِ‏ الْحِيتَانِ‏ فَإِنَّهَا تُذِيبُ الْبَدَنَ وَ تُكْثِرُ الْبَلْغَمَ وَ تُغَلِّظُ النَّفْس‏...

امیرالمومنین(علیه السلام) در یک مجلس چهارصد باب از آنچیزهایی که برای دین و دنیای مسلمان مفید است به اصحابش تعلیم داد: ...كمتر ماهى بخوريد؛ چرا كه بدن را ذوب مى‏كند، بلغم را افزون مى‏سازد و نَفَس را سنگين مى‏نمايد....

مصادر اصلی: الخصال، ج‏2، ص 636 / تحف العقول، ص 124

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 30 / بحار الأنوار، ج‏10، ص 89

مضرات افراط در خوردن گوشت ماهی:

ذوب‌کردن جسم:عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنِ ابْنِ الْيَسَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏: لَا تُدْمِنُوا أَكْلَ السَّمَكِ فَإِنَّهُ يُذِيبُ الْجَسَدَ.

امام على عليه السلام: به خوردن ماهى، مداومت مكنيد؛ زيرا بدن را ذوب مى‏كند.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 323

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 77 / الوافي، ج‏19، ص 314

وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: إِدْمَانُ‏ أَكْلِ‏ السَّمَكِ‏ الطَّرِيِ‏ يُذِيبُ اللَّحْم وَ كَانَ إِذَا أَكَلَ السَّمَكَ قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ أَبْدِلْ لَنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ.قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏ وَ أَكْلُ التَّمْرِ بَعْدَهُ يُذْهِبُ أَذَاهُ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: پيوسته خوردن ماهى تازه، گوشت را ذوب مى‏كند. و هرگاه ماهی می خوردند می فرمودند: «خداوندا! براى ما در اين، بركت قرار بده و بهتر از اين را برايمان جايگزين ساز».

و امام صادق (علیه السلام) می فرمود: خوردن خرما بعد از خوردن ماهی، اذیت و مشکل آن را از بین می برد.

مصدر اصلی: دعائم الإسلام، ج‏2، ص 151

‏منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏62، ص 190

آب‌کردن پیه چشم:

سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: السَّمَكُ الطَّرِيُّ يُذِيبُ شَحْمَ الْعَيْنَيْنِ.

امام كاظم عليه السلام: ماهى تازه، پيهِ چشمان را ذوب مى‏كند.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 324

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 315 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 75

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ قَالَ: السَّمَكُ الطَّرِيُّ يُذِيبُ شَحْمَ الْعَيْنِ.

[مداومت بر خوردنِ] ماهی تازه، پیه چشم را ذوب می کند.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 323 / المحاسن، ج‏2، ص 476

سند محاسن: عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 315 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 75

وَ (عن احمد بن محمد بن خالد) فِي حَدِيثٍ آخَرَ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّمَكُ الطَّرِيُّ يُذِيبُ‏ بِمُخِ‏ الْعَيْنِ‏ .

امام صادق (علیه السلام): [مداومت بر خوردنِ] ماهی تازه، مُخ چشم را ذوب می کند.

مصدر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 476

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏62، ص 208

ابتلاء به بیماری سِل:عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَكْلُ الْحِيتَانِ يُورِثُ السِّل.‏

امام صادق (علیه السلام): خوردن [مداوم] ماهی باعث بیماری سل می شود.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 476 / مكارم الأخلاق، ص 161

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 78 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 217

عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع‏...إِيَّاكُمْ وَ أَكْلَ السَّمَكِ فَإِنَّ السَّمَكَ يَسُلُ‏ الْجِسْم‏.

امام على عليه السلام: از [مداومت بر] خوردن ماهى، حذر كنيد؛ چرا كه ماهى، بدن را به سل، گرفتار مى‏سازد.

مصدر اصلی: قرب الإسناد، ص 107

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏63، ص 56 / وسائل الشيعة، ج‏25،

ص: 42

برخی از فوائد گوشت ماهی:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ‏: عَلَيْكُمْ بِالسَّمَكِ فَإِنَّكَ إِنْ أَكَلْتَهُ بِغَيْرِ خُبْزٍ أَجْزَأَكَ وَ إِنْ أَكَلْتَهُ بِخُبْزٍ أَمْرَأَكَ.

امام كاظم عليه السلام: بر شما باد ماهى. اگر آن را بدون نان خوردى، بسنده‏ات مى‏كند و اگر با نان خوردى، گوارايت مى‏افتد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 323 / المحاسن، ج‏2، ص 475

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُول‏

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 314 / بحار الأنوار، ج‏62، ص 207 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 74

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى قَالَ: كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ع يَشْكُو إِلَيْهِ دَماً وَ صَفْرَاءَ فَقَالَ إِذَا احْتَجَمْتُ هَاجَتِ الصَّفْرَاءُ وَ إِذَا أَخَّرْتُ الْحِجَامَةَ أَضَرَّنِي الدَّمُ فَمَا تَرَى فِي ذَلِكَ فَكَتَبَ ع احْتَجِمْ وَ كُلْ عَلَى أَثَرِ الْحِجَامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً كَبَاباً قَالَ فَأَعَدْتُ عَلَيْهِ الْمَسْأَلَةَ بِعَيْنِهَا فَكَتَبَ ع احْتَجِمْ وَ كُلْ عَلَى أَثَرِ الْحِجَامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً كَبَاباً بِمَاءٍ وَ مِلْحٍ قَالَ فَاسْتَعْمَلْتُ ذَلِكَ فَكُنْتُ فِي عَافِيَةٍ وَ صَارَ غِذَايَ.

به نقل از محمّد بن يحيى: يكى از شيعيان به امام عسكرى (عليه السلام) نامه نوشت و از خون و صفرا به وى اظهار ناراحتى كرد و نوشت: چون حجامت مى‏كنم، صفرا به جوش مى‏آيد و چون حجامت را به تأخير مى‏افكنم، خون، مرا زيان مى‏رساند. چاره را در چه مى‏بينى؟ امام نوشت: «حجامت كن و در پىِ حجامت، ماهىِ تازه كباب‏شده بخور». اين پرسش را ديگر بار تكرار كردم. او نوشت: «حجامت كن و در پِى حجامت، ماهىِ تازه كباب‏شده همراه با آب و نمك بخور». اين كار را عيناً انجام دادم و از آن پس، هماره در عافيت بودم و آن، خوراك من شده بود.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 324

منابع دیگر: مكارم الأخلاق، ص 162 /بحار الأنوار، ج‏62، ص 217 (کلاهما عن الحمیری) / الوافي، ج‏19، ص 315 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 75 / مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 357

پیوست شماره 6: تاثیر "نوره" (ترکیب آهک و زرنیخ) بر سلامت

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍ‏ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ مُعَتِّبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الدَّوَاءُ أَرْبَعَةٌ السَّعُوطُ وَ الْحِجَامَةُ وَ النُّورَةُ وَ الْحُقْنَة.

امام صادق (علیه السلام): دواء چهار چیز است: سعوط و حجامت و نوره و حقنه (اماله).

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏8، ص 192

منابع دیگر: الوافي، ج‏26، ص 530 / وسائل الشيعة، ج‏25، ص 222 / بحار الأنوار ، ج‏59، ص 130

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ: وَ الدَّوَاءُ فِي أَرْبَعَةٍ الْحِجَامَةِ وَ النُّورَةِ وَ الْحُقْنَةِ وَ الْقَيْ‏ءِ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): دواء در چهار چیز است: حجامت و نوره و حقنه و قیء.

مصدر اصلی: دعائم الإسلام، ج‏2، ص 145

منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 437 / بحار الأنوار ، ج‏59، ص 286 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 99

الزُّبَيْرُ بْنُ بَكَّارٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ فَضْلٍ الرَّسَّانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏: مِنْ دَوَاءِ الْأَنْبِيَاءِ الْحِجَامَةُ وَ النُّورَةُ وَ السُّعُوط.

امام صادق (علیه السلام): از دواهای انبیاء حجامت و نوره و سعوط است.

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام)ابنابسطام)، ص 57

منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج‏1، ص 388

قال امیرالمومنین ع: النُّورَةُ مَشَدَّةٌ لِلْبَدَنِ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَد.

امیرالمومنین (علیه السلام): نوره کشیدن باعث استحکام بدن و پاک‌کننده جسم است.

مصدر: تحف العقول، ص 101

الرِّسَالَةُ الذَّهَبِيَّةُ، لِلرِّضَا ع:‏ وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ لايُحْرِقَه السَّوْدَاءَ فَعَلَيْهِ بِكَثْرَةِ الْقَيْ‏ءِ وَ فَصْدِ الْعُرُوقِ وَ مُدَاوَمَةِ النُّورَةِ (خ ل: الِاطِّلَاءِ بِالنُّورَة).

امام رضا (علیه السلام): هر کس می خواهد که سوداء او را نسوزاند؛ پس بر او باد به کثرت قیء و فصد رگ ها و مداومت نوره.

نسخه بدل: مَنْ أَرَادَ أَنْ يُحْرِقَ السَّوْدَاءَ: كسى كه مى‏خواهد سودا را بسوزاند پس بر او باد به ...

مصدر اصلی: طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 42

منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج‏1، ص 388 / بحار الأنوار، ج‏59، ص 325 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏5، ص 231

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ع مَعَ رَجُلٍ عِنْدَ قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَنَظَرَ إِلَيْهِ وَ قَدْ أَخَذَ الْحِنَّاءَ مِنْ يَدَيْهِ فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَدِينَةِ أَ مَا تَرَوْنَ إِلَى هَذَا كَيْفَ أَخَذَ الْحِنَّاءَ مِنْ يَدَيْهِ‏ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ‏ فَقَالَ لَهُ

فِيهِ مَا تَخْبُرُهُ وَ مَا لَا تَخْبُرُهُ‏ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ: إِنَّهُ مَنْ أَخَذَ مِنَ الْحِنَّاءِ بَعْدَ فَرَاغِهِ مِنِ اطِّلَاءِ النُّورَةِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ أَمِنَ مِنَ الْأَدْوَاءِ الثَّلَاثَةِ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ.

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همراه یک مردی بودند، به آن مرد نگاهی کردند در حالی که در دستانش حناء زده بود. پس برخی از اهل مدینه گفتند: آیا نمی بینید که این مرد چگونه از دستانش حناء گرفته، و رو به او کردند و آنچه می دانستند و نمی دانستند در مورد او گفتند! سپس حضرت رو به من کردند و فرمودند: هر کس بعد از فراغ از نوره‌کشیدن، از قدم تا گردن خود را حناء بگیرد؛ از بیماری‌های سه‌گانه ایمن می گردد: جنون، جذام و برص(پیسی).

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 510

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 628 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 75

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:‏ النُّورَةُ نُشْرَةٌ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَدِ.

امیرالمومنین (علیه السلام): نوره باعث ایجاد نشاط و پاکیزگی بدن است.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 506 / ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 22

سند ثواب الاعمال: أَبِي ره حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ

الخصال، ج‏2، ص 611 (حدیث اربعماه)

سند خصال: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع‏ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 614 / بحار الأنوار ، ج‏73، ص 89 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 65

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ رَوَاهُ قَالَ: بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ابْنَ أَخِيهِ فِي حَاجَةٍ فَجَاءَ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَدِ اطَّلَى بِالنُّورَةِ. فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: اطَّلِ. فَقَالَ: إِنَّمَا عَهْدِي بِالنُّورَةِ مُنْذُ ثَلَاثٍ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: إِنَّ النُّورَةَ طَهُورٌ.

امام صادق (علیه السلام) برادر زاده خود را دنبال کاری فرستاده بودند، پس وقتی بازگشت دید که امام صادق (علیه السلام) نوره کشیده اند. پس حضرت به او فرمود: نوره بکش. او گفت: سه روز پیش این کار را انجام داده ام. حضرت فرمود: نوره مایه پاکیزگی بدن است.

مصدر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 505

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 614 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 70أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:‏ أُحِبُّ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَطَّلِيَ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً.

امیرالمومنین (علیه السلام): دوست دارم برای مومن که در هر پانزده روز یکبار نوره بکشد.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 119

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 615 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 71

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّه‏.

امام صادق (علیه السلام): سنت در نوره در هر پانزده روز یک بار است. پس اگر بیست روز بر او بگذرد و پولی نداری قرض کن بر خدا (واین کار را انجام بده).

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 119 / تهذيب الأحكام، ج‏1، ص 375

سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏2، ص 71 / الوافي، ج‏6، ص 616

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَا يُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ وَ لَا عَانَتَهُ وَ لَا شَعْرَ إِبْطَيْهِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهَا مَخَابِئَ يَسْتَتِرُ بِهَا.

امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش، از پدران گرامش (عليهم السّلام)، از رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم): هيچ يك از شما موى شارب و زهار و زير بغلش را بلند نكند زيرا شيطان اين مواضع را مخفيگاه قرار داده و به وسيله موى آنها خود را مستور مى‏نمايد.

علل الشرائع، ج‏2، ص 519 / الجعفريات (الأشعثيات)، ص 29

سند جعفریات: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏

النوادر (للراوندي)، ص 24

وسائل الشيعة، ج‏2، ص 141 / مستدرك الوسائل، ج‏1، ص 405

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكْ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَا يَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تَدَعَ ذَلِكَ مِنْهَا فَوْقَ عِشْرِينَ يَوْماً.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و اله): هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد پس (ازاله) موی زهار خود را بیش از چهل روز ترک نکند. و حلال نیست برای زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد که این کار را بیش از پانزده روز رها کند.مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 119

مكارم الأخلاق، ص 59

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 616 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 139

پیوست شماره 7: تاثیر "نمک طبیعی" بر سلامت

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيٍّ ع: يَا عَلِيُّ افْتَتِحْ طَعَامَكَ بِالْمِلْحِ وَ اخْتِمْ بِالْمِلْحِ فَإِنَّ مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ وَ خَتَمَ بِالْمِلْحِ عُوفِيَ مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ مِنْهُ الْجُذَامُ وَ الْجُنُونُ وَ الْبَرَصُ.

پيامبر خدا )صلى الله عليه و آله( به امیرالمومنین )عليه السلام(: اى على! غذا را با نمك، آغاز كن و با نمك، پايان ده؛ چه، هر كس غذاى خويش را با نمك آغاز كند و با نمك پايان دهد، از هفتاد و دو نوع از انواع بلاء كه جذام، ديوانگى و پيسى از آن جمله است، به دور باشد.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 326

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 319 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 403

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: لَا يُخْصِبُ‏ خِوَانٌ لَا مِلْحَ عَلَيْهَا وَ أَصَحُّ لِلْبَدَنِ أَنْ يُبْدَأَ بِهِ فِي أَوَّلِ الطَّعَامِ.

موسی بن جعفر (علیه السلام): سفره ای که نمک در آن نباشد، برکت ندارد. و برای صحت بیشتر بدن غذا را با نمک آغاز کنید.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 326 / المحاسن، ج‏2، ص 591

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّل‏

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 320 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 404 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 396

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ سُكَيْنِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ فُضَيْلٍ الرَّسَّانِ عَنْ فَرْوَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع أَنْ: مُرْ قَوْمَكَ يَفْتَتِحُوا بِالْمِلْحِ وَ يَخْتَتِمُوا بِهِ وَ إِلَّا فَلَا يَلُومُوا إِلَّا أَنْفُسَهُمْ.

از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: خداوند به موسى وحى فرمود: كه به قومت دستور بده هنگام خوردن غذا، اول از نمك شروع كنند و آخر هم به نمك ختم كنند. در غير اين صورت اگر مريض شوند بايد خود را ملامت كنند.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 326 / المحاسن، ج‏2، ص 592

سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ الْمُحْسِنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ مِسْكِينِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ فُضَيْلٍ الرَّسَّانِ عَنْ أَبِي جَعْفَر

منابع دیگر: السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، ص 104 / الوافي، ج‏19، ص 321 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 404 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 396عَنْهُ (ْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمد) عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَنْ ذَرَّ عَلَى أَوَّلِ لُقْمَةٍ مِنْ طَعَامِهِ الْمِلْحَ ذَهَبَ عَنْهُ بِنَمَشِ الْوَجْه‏.

امام صادق عليه السلام: هر كس بر نخستين لقمه غذاى خود، نمك بپاشد، كَك و مَكِ صورت او از ميان مى‏رود.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 326 / المحاسن، ج‏2، ص 593

عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه‏

مكارم الأخلاق، ص 189

منابع دیگر: الوافي، ج‏19، ص 321 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 404 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 50 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 399

عَنْهُ ) أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِي‏) عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ فِي الْمِلْحِ شِفَاءً مِنْ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْأَوْجَاعِ ثُمَّ قَالَ لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ مَا تَدَاوَوْا إِلَّا بِهِ‏.

امام صادق (علیه السلام): همانا در نمک شفاء از هفتاد نوع از انواع دردهاست. اگر مردم می دانستند که چه چیزی در نمک است، به غیر از آن خود را مداوا نمی‌کردند.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 590

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‏63، ص 394 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام(شیخ حُرّ)، ج8، ص 185

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:‏ ابْدَءُوا بِالْمِلْحِ فِي أَوَّلِ طَعَامِكُمْ فَلَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ لَاخْتَارُوهُ عَلَى الدِّرْيَاقِ الْمُجَرَّبِ.

امیرالمومنین(عليه السلام): غذاى خود را با نمك آغاز كنيد. اگر مردم آنچه را در نمك هست مى‏دانستند، آن را بر ترياقِ‏ تجربه‏شده برمى‏گزيدند.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏6، ص 326 / المحاسن، ج‏2، ص 591

دو سند محاسن: 1- عَنْهُ ) أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِي‏) عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ

2- رَوَى بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 404 / الوافي، ج‏19، ص 320 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 396 / وسائل الشيعة، ج‏24، ص 404

حدیث الْأَرْبَعِمِائَة: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ ع‏ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ‏ قَالَ ع‏: ... ابْدَءُوا بِالْمِلْحِ فِي أَوَّلِ طَعَامِكُمْ فَلَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ لَاخْتَارَهُ عَلَى التِّرْيَاقِ الْمُجَرَّبِ وَ مَنِ ابْتَدَأَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ ذَهَبَ عَنْهُ سَبْعُونَ دَاءً لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّه‏.امام على عليه السلام: غذاى خود را با نمك آغاز كنيد. اگر مردم آنچه را در نمك هست مى‏دانستند، آن را بر ترياقِ‏ تجربه‏شده برمى‏گزيدند. هر كس غذاى خود را با نمك آغاز كند، هفتاد درد و نيز ديگر دردهايى كه فقط خداوند از آنها آگاه است، از او مى‏رود.

مصادر اصلی: الخصال، ج‏2، ص 623

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏25، ص 30 / مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 311 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 397

عَنْهُ ) أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِي‏) عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنِ افْتَتَحَ طَعَاماً بِالْمِلْحِ وَ خَتَمَهُ بِالْمِلْحِ دُفِعَ عَنْهُ سَبْعُونَ دَاء.

امام صادق (علیه السلام): هر کس غذای خود را با نمک آغاز و با آن ختم کند، هفتاد بیماری از او دفع می‌شود.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 592

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 405 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 397 /الفصول المهمة(تكملة الوسائل)، ج‏3، ص 51

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنِ ابْتَدَأَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ ذَهَبَ عَنْهُ سَبْعُونَ دَاءً لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا الله.

امام صادق (علیه السلام): هر کس غذای خود را با نمک آغاز کند، هفتاد بیماری که کسی غیر از خدا نمی‌داند از او می‌رود.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 592

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‏63، ص 397

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع:‏ مَنْ بَدَأَ بِالْمِلْحِ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ سَبْعِينَ دَاءً مَا يَعْلَمُ الْعِبَادُ مَا هُو.

امام صادق (علیه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام): هر کس (غذایش را) با نمک آغاز کند، خداوند هفتاد بیماری – که بندگان نمی دانند چیست - را از بین می‌برد.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 592

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 406 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 397 / الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)، ج‏3، ص 51

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ وَ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ وَ النَّهِيكِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ الْقَنْدِيِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ دُفِعَ عَنْهُ أَوْ رَفَعَ عَنْهُ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ دَاءً.

وَ رَوَاهُ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ وَ رَوَاهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع.‏امام صادق (علیه السلام): هر کس غذایش را با نمک آغاز کند هفتاد و دو بیماری از او دفع یا رفع می‌شود.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 593

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‏63، ص 397

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيٍّ ع: يَا عَلِيُّ افْتَتِحْ بِالْمِلْحِ وَ اخْتِمْ بِهِ فَإِنَّهُ مَنِ افْتَتَحَ بِالْمِلْحِ وَ خَتَمَ بِهِ عُوفِيَ مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ مِنْهَا الْجُنُونُ وَ الْجُذَامُ وَ الْبَرَص‏.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیرالمومنین (علیه السلام): ای علی! غذایت را با نمک آغاز کن و با آن ختم کن؛ چرا که از هفتاد نوع از انواع بلاء – از جمله جنون و جذام و پیسی – بهبودی می‌یابد.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 593

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‏63، ص 398

عَنْهُ عَنْ بَعْضِ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ أَنْ ابْدَأْ بِالْمِلْحِ وَ اخْتِمْ بِالْمِلْحِ فَإِنَّ فِي الْمِلْحِ دَوَاءً مِنْ سَبْعِينَ دَاءً أَهْوَنُهَا الْجُنُونُ وَ الْجُذَامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الْأَضْرَاسِ وَ وَجَعُ الْبَطْن‏.

امام صادق (عليه السلام) از حضرت رسول (صلى اللَّه عليه و آله) روايت كرده كه حضرت فرمود: خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: هنگامى كه مى‏خواهى غذا بخورى با نمك شروع كن و غذا را با نمك خاتمه بده. زيرا نمك داروى هفتاد بيمارى است كه كوچكترين آنها جنون، جذام، برص، گلو درد، دندان درد و درد شكم مى‏باشد.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‏2، ص 593

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏24، ص 406 / الفصول المهمة، ج‏3، ص 52 / بحار الأنوار ، ج‏63، ص 398 / الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، ص 144

عَنْهُ (مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:‏ لَا يَحِلُّ مَنْعُ الْمِلْحِ وَ النَّارِ.

امیرالمومنین (علیه السلام): منع کردنِ مردم از نمک و آتش حلال نیست.

مصادر اصلی: الكافي ، ج‏5، ص 308 / قرب الإسناد، ص 137

سند قرب الاسناد: أَبُو الْبَخْتَرِيِّ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏17،

ص: 446 / بحار الأنوار ، ج‏101، ص 253 / الوافي، ج‏10، ص 468

پیوست شماره 8: روایاتی در مورد تاثیرِ گرفتنِ ناخن و شارب در " ایمنی" از بیماری‌ها

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ وَ أَخْذُ الشَّارِبِ مِنْ جُمُعَةٍ إِلَى جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.

امام صادق (علیه السلام): کوتاه کردنِ ناخن و شارب (سبیل) جمعه به جمعه امان از جذام است.

الخصال، ج‏1، ص 39حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ الرَّازِيُّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ أَنَامِلِهِ الدَّاءَ وَ أَدْخَلَ فِيهِ الدَّوَاءَ وَ رُوِيَ أَنَّهُ لَا يُصِيبُهُ جُنُونٌ وَ لَا جُذَامٌ وَ لَا بَرَصٌ.

امام صادق (علیه السلام) از پدرش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس ناخن های خود را در روز جمعه کوتاه کند، خداوند از انگشتانش درد را خارج می‌کند و دواء را در آن وارد می نماید. و روایت شده که: جنون و جذام و بَرَص (پیسی) به او نمی رسد.

مصدر اصلی: الخصال، ج‏2، ص 391

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 120 / مستدرك الوسائل، ج‏6، ص 45

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زَيْدٍ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَخْرَجَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنَامِلِهِ الدَّاءَ وَ أَدْخَلَ فِيهَا الدَّوَاءَ.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس ناخن های خود را در روز جمعه کوتاه کند، خداوند از انگشتانش درد را خارج می‌کند و دواء را در آن وارد می نماید.

مصدر اصلی: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 23

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏7، ص 356 / بحار الأنوار، ج‏73، ص 120

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: مَنْ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ أَنَامِلِهِ دَاءً وَ أَدْخَلَ فِيهَا شِفَاء.

امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس ناخن های خود را در روز جمعه کوتاه کند، خداوند دردی را از انگشتانش خارج می‌کند و دوائی را در آن وارد می نماید.

      مصادر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 64 / دعائم الإسلام، ج‏1، ص 124 / النوادر (للراوندي)، ص 23 / جامع الأخبار(للشعيري)، ص 122 

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏73، ص 122

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ قَلَّمَ أَظَافِيرَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ أَفَاصِيلِهِ دَاءً وَ أَدْخَلَ فِيهِ شِفَاءً.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس ناخن های خود را در روز جمعه کوتاه کند، خداوند دردی را از انگشتانش خارج می‌کند و شفائی را در آن وارد می نماید.

الجعفريات (الأشعثيات)، ص 29

أَحْمَدُ بْنُ بَصِيرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا زِيَادُ بْنُ مَرْوَانَ الْعَبْدِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَخْذُ الشَّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ الشَّعْرُ فِي الْأَنْفِ أَمَانٌ مِنْهُ أَيْضا.

امیرالمومنین (علیه السلام): گرفتنِ ناخن جمعه به جمعه امان از جذام است، و موی داخل بینی هم امان از جذام است.

مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام (لابنابسطام)، ص 106منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏59، ص 213

رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ: أَخْذُ الشَّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَام.

امام صادق (علیه السلام): شارب گرفتن جمعه به جمعه موجب امان از جذام (خوره) است.‏

مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 127

منابع دیگر: مكارم الأخلاق، ص 67 / عوالي اللئالي، ج‏4، ص 13

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَمْنَعُ الدَّاءَ الْأَعْظَمَ وَ يُدِرُّ الرِّزْقَ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): کوتاه کردنِ ناخن ها مریضی بزرگ را از شما دور می‌کند و روزی را فرا می‌ریزد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 490 / ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 23

سند ثواب الاعمال: أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ

جامع الأخبار(للشعيري)، ص 122

منابع دیگر: الوافي، ج‏6، ص 679 / وسائل الشيعة، ج‏2، ص 131/ بحار الأنوار، ج‏59، ص 268

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يُؤْمِنُ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمَى وَ إِنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحُكَّهَا.

امام صادق (علیه السلام): کوتاه کردنِ ناخن ها در روز جمعه امان از جذام و بَرَص (پیسی) و کوری است. و اگر نیاز نداشتی پس آن را بسای.

مصادر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 490 / ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 23

سند ثواب الاعمال: وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَمِيرَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ

من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 126 (مرسلا) / الدعوات (للراوندي)، ص 79(مرسلا) / جامع الأخبار(للشعيري)، ص 121(مرسلا)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏7، ص 355 (نقلا عن من لا یحضر) / بحار الأنوار، ج‏86، ص 345

عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ وَ أَخْذُ الشَّارِبِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُونِ. کوتاه کردن ناخن ها و گرفتن شارب (سبیل) در هر جمعه امان از پیسی و جنون است.

الكافي، ج‏6، ص 490

الوافي، ج‏6، ص 681 / وسائل الشيعة، ج‏7، ص 358

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: خُذْ مِنْ شَارِبِكَ وَ أَظْفَارِكَ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا شَيْ‏ءٌ فَحُكَّهَا لَا يُصِيبُكَ جُنُونٌ وَ لَا جُذَامٌ وَ لَا بَرَصٌ.امام صادق (علیه السلام): مقداری از شارب و ناخن های خود را در هر جمعه بگیر. پس اگر چیزی از آن نمانده بود پس مقداری از آن را بسای که جنون و جذام و پیسی به تو نرسد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏6، ص 490

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‏7، ص 357 / الوافي، ج‏6، ص 681

پیوست شماره 9: روایاتی در مورد "امان" بودنِ اهلبیت (علیهم‌السلام) برای اهل زمین

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ الْفَقِيهُ الْمَرْوَزِيُ‏ بِمَرْوَرُودَ فِي‏ دَارِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرِ بْنِ سُلَيْمَانَ الطَّائِيُ‏ بِالْبَصْرَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْفَقِيهُ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيُّ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع وَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَال‏ َ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حَدَّثَتْنِي‏ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ ع‏]: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي.

امام رضا (علیه‌السلام) از پدرانش ...از حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از پيامبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله) روايت كند كه فرمود: ستارگان امان اهل آسمان و اهل بيتم امان امّتم مى‏باشند.

مصادر اصلی: عيون أخبار الرضا عليه‌السلام، ج‏2، ص 27 / كمال الدين (شیخ صدوق)، ج‏1، ص 205

سند کمال الدین: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْحَافِظُ الْبَغْدَادِيُ‏ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْجَعْدِ أَبُو بَكْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ صَالِحٍ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى عَنْ مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ عَنْ إِيَاسِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ أَبِيهِ يَرْفَعُهُ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ

الأمالي (للطوسي)، ص 259

سند امالی طوسی: أَخْبَرَنَا أَبُو عُمَرَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَزِيعٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ صَبِيحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا خَبَّابُ بْنُ قِسْطَاسٍ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ، قَالَ: حَدَّثَنِي إِيَاسُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ دَاوُدَ عَنْ فُضَيْلٍ الرَّسَّانِ قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنَا مَا فَضْلُكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: إِنَّ الْكَوَاكِبَ جُعِلَتْ فِي السَّمَاءِ أَمَاناً لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتْ نُجُومُ السَّمَاءِ جَاءَ أَهْلَ السَّمَاءِ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ. وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: جُعِلَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَاناً لِأُمَّتِي فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي جَاءَ أُمَّتِي مَا كَانُوا يُوعَدُونَ.

محمّد بن ابراهيم به امام صادق (عليه‌السّلام) نوشت: ما را از فضلیت خودتان‏ اهل البيت آگاه كنيد. و امام صادق (عليه‌السّلام) چنين پاسخ دادند: ستارگان آسمان امان اهل آسمان قرار داده شده است و آنگاه كه ستارگان آسمان بروند، بر اهل آسمانها آنچهوعده شده است برسد. و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: اهل بيت من امان امّتم مى‏باشند و آنگاه كه اهل بيتم بروند، بر امّتم آنچه وعده شده است برسد.

مصدر اصلی: كمال الدين (شیخ صدوق)، ج‏1، ص 205

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏27، ص 309 / إثبات الهداة )شیخ حُر)، ج‏2، ص 67

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ السَّرِيِّ بْنِ سَهْلٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبَّاسُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ هَارُونَ بْنِ عَنْتَرَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ أَمَانٌ‏ لِأَهْلِ‏ الْأَرْضِ‏ فَإِذَا ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ الْأَرْضِ‏.

امیرالمومنین عليه السّلام از رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم): ستارگان امان اهل آسمانند و چون ستارگان بروند اهل آسمان نيز خواهند رفت، و اهل بيتم امان اهل زمينند و چون اهل بيتم بروند اهل زمين نيز خواهند رفت.

مصادر اصلی: كمال الدين (صدوق)، ج‏1، ص 205 / الأمالي (للطوسي)، ص 379

سند امالی طوسی: أَخْبَرَنَا الْحَفَّارُ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنَا أَخِي دِعْبِلٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا حَفْصُ بْنُ غِيَاثٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَابِرٍ وَ أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ وَ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالُوا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

نهج الحق و كشف الصدق(علامه حلی)، ص 229 (نقلا عن مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَل‏)

منابع اهل سنت: فضائل الصحابة (احمدابن حنبل)، ج 2، ص 671، ح 1145 (عن عنترة عن الإمام عليّ عليه‌السلام‏) / كنزل العمّال، ج 12، ص 96، ح 34155

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ البرقوي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاضِي أَبُو إِسْمَاعِيلَ جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْبَلْخِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شَقِيقٌ الْبَلْخِيُّ عَنْ سِمَاكٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ عَنْ سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ: أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ فَالْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ? قَالَ:

نَعَمْ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَلَا إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي مَا بَالُ أَقْوَامٍ يُؤْذُونَنِي فِيهِمْ لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): اهل بیت من امان برای اهل زمین اند همانطور که ستارگان امان برای اهل آسمان. گفته شد: ای رسول خدا! پس ائمه بعد از شما از اهل بیت شما هستند؟ فرمود: بله؛ ائمه بعد از من دوازده نفر هستند، که نُه عدد از آ«ها از نسل صُلب حسین (علیه السلام) هستند، آنها امین و معصوم هستند، و مهدیِ این امت از ماست. آگاه باشید که آنها اهل بیت و عترت و خاندان من هستند، از گوشت و خون من‌اند. حال آن کسانی که در مورد آنها مرا اذیت خواهند کرد چه خواهد بود؟! خدا شفاعت مرا به آنها نمی رساند.مصدر اصلی: كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر(خزّاز رازی)، ص 29

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏36، ص 291

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُ‏ [الشیبانی] رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ الصَّقْرِ الْعَبْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: نَحْنُ‏ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ‏ وَ حُجَجُ‏ اللَّهِ‏ عَلَى‏ الْعَالَمِينَ‏ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ مَوَالِي الْمُؤْمِنِينَ وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ بِنَا يُمْسِكُ اللَّهُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ‏ وَ بِنَا يُمْسِكُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ، وَ بِنَا يَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ وَ لَوْلَا مَا فِي الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا…

امام زين العابدين (عليه السلام): ما، امامان مسلمانان و حجّت‏هاى خداوند بر جهانيان و سَروران مؤمنان و جلودار سپيدرويان دست و پا سفيد و سالار مؤمنان هستيم. ما موجب امنيت زمينيانيم، چنان كه ستارگان سبب امان آسمانيان اند. ماييم كه خداوند به‏ سبب ما آسمان را نگاه داشته تا مبادا- جز به اذن او- بر زمين فرو افتد و با ما زمين را حفظ كرده تا زمين، اهل خود را نلرزاند و به سبب ما باران را فرو مى‏فرستد و رحمت را در پرتو وجود ما مى‏پراكند و بركت‏هاى زمين بيرون مى‏آيد. اگر كسى از ما در زمين نمى‏بود، اهل خود را فرو مى‏كشيد...

مصادر اصلی: الأمالي(صدوق)، ص 186 / كمال الدين (صدوق)، ج‏1، ص 207 / روضة الواعظين(فتّال نیشابوری)، ج‏1، ص 199 / مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص168 / الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص 317

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏23، ص 5

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع يَا عَلِيُّ أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ وَ أَنْتَ بَابُهَا وَ لَنْ تُؤْتَى الْمَدِينَةُ إِلَّا مِنْ قِبَلِ الْبَابِ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُكَ لِأَنَّكَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُكَ مِنْ دَمِي وَ رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ سَرِيرَتُكَ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتُكَ عَلَانِيَتِي وَ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهَا بَعْدِي سَعِدَ مَنْ أَطَاعَكَ وَ شَقِيَ مَنْ عَصَاكَ وَ رَبِحَ مَنْ تَوَلَّاكَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاكَ وَ فَازَ مَنْ لَزِمَكَ وَ هَلَكَ مَنْ فَارَقَكَ مَثَلُكَ وَ مَثَلُ

الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ بَعْدِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلُكُمْ مَثَلُ النُّجُومِ كُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.ابن عباس گويد رسول خدا (ص) بعلى بن ابى طالب عليه السلام فرمود اى على من شهر دانشم و تو در آنى و هرگز در شهر وارد نشوند جز از در آن دروغ گفته كسى كه گمان برد مرا دوست دارد و تو را دشمن داشته باشد، زيرا من از توام و تو از من گوشتت از گوشت منست و خونت از خون منست و روحت از روح من، پنهانت پنهان منست و آشكارت آشكار من تو امام امت من و خليفه من هستى بر آنها بعد از من، سعادتمند است كسى كه تو را اطاعت كند و بدبخت است كسى كه تو را گناه ورزد سود برد كسى كه ولايت تو را دارد و زيانمند است كسى كه تو را دشمن دارد فائز است كسى كه ملازم تو باشد و هلاك است كسى كه از تو جدا شود مثل تو و مثل امامان از فرزندانت مثل كشتى نوح است هر كس بر آن سوار شود نجات يابد و هر كس تخلف كند غرق شود و مثل شما مثل ستاره‏گانست هرآنگاه كه ستاره‏اى نهان شود ستاره ديگر برآيد تا روز قيامت‏.

                 مصادر اصلی: الأمالي( للصدوق)، ص 269 / كمال الدين (صدوق)، ج‏1، ص 241 

منابع دیگر: جامع الأخبار(للشعيري)، ص 14 / بحار الأنوار، ج‏23، ص 126

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع‏ ... عن رسول الله صلى الله عليه و آله: ... مَثَلُهُم [أهلِ بَيتي‏] في امَّتي كَمَثَلِ نُجومِ السَّماءِ، كُلَّما غابَ نَجمٌ طَلَعَ نَجمٌ، إنَّهُم أئِمَّةٌ هُداةٌ مَهدِيّونَ، لا يَضُرُّهُم كَيدُ مَن كادَهُم، ولا خِذلانُ مَن خَذَلَهُم، بَل يَضُرُّ اللَّهُ بِذلِكَ مَن كادَهُم وخَذَلَهُم، هُم حُجَجُ اللَّهِ في أرضِهِ، وشُهَداؤُهُ عَلى‏ خَلقِهِ، مَن أطاعَهُم أطاعَ اللَّهَ، ومَن عَصاهُم عَصَى اللَّهَ. هُم مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُم، لا يُفارِقُهُم ولا يُفارِقونَهُ حَتّى‏ يَرِدوا عَلَيَّ حَوضي. وأوَّلُ الأَئِمَّةِ أخي عَلِيٌّ خَيرُهُم، ثُمَّ ابني حَسَنٌ، ثُمَّ ابني حُسَينٌ، ثُمَّ تِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ

امیرالمومنین (علیه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله): مَثَل ايشان (اهل بيت من) در ميان امّتم، همچون ستارگان سپهر است كه هر گاه يكى از آنها ناپديد شود، ديگرى پيدا آيد. آنها امامانى ره‏نما و ره‏يافته اند. نه كينه كسى كه بديشان كينه ورزد و نه ترك يارى كسانى كه از يارى ايشان دريغ ورزند، به آنها زيان نمى‏رساند؛ بلكه خداوند به كسانى كه كينه آنها را در دل دارند و از يارى كردن ايشان دريغ مى‏ورزند، زيان مى‏رساند. آنها حجّت‏هاى خدا بر زمين و گواهان اويند بر خلقش. هر كس از آنها فرمان بَرد، از خدا فرمان برده است و هر كه از ايشان سر پيچد، از خدا سر پيچيده است. آنها با قرآن اند و قرآن با آنهاست. نه قرآن از آنها جدايى مى‏پذيرد و نه آنان از قرآن جدايى مى‏پذيرند، تا آن كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. نخستين امام، برادرم على است كه بهترين آنهاست، سپس فرزندم حسن و پس از او فرزندم حسين و در پى ايشان، نُه تن از فرزندان حسين.

مصدر اصلی: الغيبة( للنعماني)، ص 84

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏36، ص 278حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبَصْرِيِّ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ حُمَيْدِ بْنِ الْمُثَنَّى الْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ خَيْثَمَةَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:‏ نَحْنُ

جَنْبُ اللَّهِ وَ نَحْنُ صَفْوَتُهُ وَ نَحْنُ حَوْزَتُهُ وَ نَحْنُ مُسْتَوْدَعُ مَوَارِيثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ نَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَرْكَانُ الْإِيمَانِ وَ نَحْنُ دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ وَ نَحْنُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ نَحْنُ مَنْ بِنَا يُفْتَحُ وَ بِنَا يُخْتَمُ وَ نَحْنُ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ نَحْنُ مَصَابِيحُ الدُّجَى وَ نَحْنُ مَنَارُ الْهُدَى وَ نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ وَ نَحْنُ الْعَلَمُ الْمَرْفُوعُ لِلْخَلْقِ مَنْ تَمَسَّكَ بِنَا لَحِقَ وَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنَّا غَرِقَ وَ نَحْنُ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ نَحْنُ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ مِنْ نِعْمَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى خَلْقِهِ وَ نَحْنُ الْمِنْهَاجُ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ النُّبُوَّةِ وَ نَحْنُ مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ إِلَيْنَا تَخْتَلِفُ الْمَلَائِكَةُ وَ نَحْنُ السِّرَاجُ لِمَنِ اسْتَضَاءَ بِنَا وَ نَحْنُ السَّبِيلُ لِمَنِ اقْتَدَى بِنَا وَ نَحْنُ الْهُدَاةُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ نَحْنُ عُرَى الْإِسْلَامِ وَ نَحْنُ الْجُسُورُ وَ الْقَنَاطِرُ مَنْ مَضَى عَلَيْهَا لَمْ يُسْبَقْ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا مُحِقَ وَ نَحْنُ السَّنَامُ الْأَعْظَمُ وَ نَحْنُ الَّذِينَ بِنَا يُنْزِلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرَّحْمَةَ وَ بِنَا يُسْقَوْنَ الْغَيْثَ وَ نَحْنُ الَّذِينَ بِنَا يُصْرَفُ عَنْكُمُ الْعَذَابُ فَمَنْ عَرَفَنَا وَ أَبْصَرَنَا وَ عَرَفَ حَقَّنَا وَ أَخَذَ بِأَمْرِنَا فَهُوَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا.

امام پنجم ميفرمود ما نزديكان خدائيم، ما برگزيدگان خدائيم، ما انتخاب‏شدگان خدائيم، ما وديعه نگاهداران مواريث پيغمبرانيم، ما امانت داران خداى عز و جل هستيم ما حجتهاى خدائيم، ما پايه‏هاى ايمان هستيم ما ستونهاى اسلاميم ما رحمت خدائيم بر- خلقش ما كسانى هستيم كه بما آغاز شد و بما پايان شده و ما پيشوايان هدايت هستيم و ما چراغهاى تاريكى هستيم و ما روشنى بخش هدايتيم، ما سبقت‏جويان سبقت‏گيرانيم و ما پايان جهانيم ما پرچمى هستيم كه براى خلق بلند شده است. هر كس بما تمسك جويد نجات يابد و بمقصد رسد و هر كس از ما عقب ماند غرق شده ما پيشروان غر محجلين هستيم، ما طريق روشن و صراط مستقيم بخداى عز و جل هستيم، ما نعمت خدائيم بر خلق او، ما راه خدائيم، ما معدن نبوتيم، ما موضع رسالتيم، مائيم كه فرشتگان نزد ما رفت و آمد ميكردند، ما چراغ آنانيم كه از پرتو آن استفاده برند و راه حقيم براى كسانى كه از ما پيروى كنند، ما هاديان بهشتيم و ما حلقه‏هاى اسلاميم و ما پلها و قنطره‏هائيم كه هر كس‏ بر آن گذرد بر او پيشدستى نشود و هر كس از آن تخلف ورزد نابود شود. ما سنام اعظميم، مائيم كه خداى عز و جل بخاطر ما رحمت فرو فرستند و بخاطر ما بباران سيراب شوند، و مائيم آنان كه به واسطه ما از شما عذاب بگردد هر كه ما را بشناسد و بما بصيرت داشته باشد و حق ما را بشناسد و دستور ما را بگيرد او از ماست و با ما است .

مصادر اصلی: كمال الدين (صدوق)، ج‏1، ص 206 / الأمالي (للطوسي)، ص 654

سند امالی طوسی: أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنِ الْعَلَوِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ، عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ خَيْثَمَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْبَاقِرَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُول‏

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 63

سند بصائر: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَصْرِيِّ عَنْ أَبِي الْمِعْزَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ خَيْثَمَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏إرشاد القلوب(للديلمي)، ج‏2، ص 418

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ‏ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع: اكْتُبْ مَا أُمْلِي

عَلَيْكَ. قَالَ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ أَ تَخَافُ عَلَيَّ النِّسْيَانَ؟ فَقَالَ: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ وَ قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يُحَفِّظَكَ وَ لَا يُنْسِيَكَ وَ لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنْ شُرَكَائِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ؛ بِهِمْ تُسْقَى أُمَّتِي الْغَيْثَ وَ بِهِمْ يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ بِهِمْ يَصْرِفُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَلَاءَ وَ بِهِمْ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ مِنَ السَّمَاءِ- وَ هَذَا أَوَّلُهُمْ (وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى الْحَسَنِ ع) ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ قَالَ ع الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِ.

امام باقر (علیه السلام): رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) فرمود: آنچه من بر تو املاء كنم بنويس. گفت: اى پيغمبر خدا آيا ميترسىد فراموش كنم؟ فرمود: من بر تو از فراموشى نمى‌ترسم، با اينكه از خدا خواستم تو را حافظه دهد و از نسيان نگهدارد، ولى بنويس براى شريكان خود. گويد: عرضكردم: شركاء من كيانند يا نبى اللَّه؟ فرمود: ائمه فرزندان تو كه بخاطر آنها امتم از باران سيراب شوند و بخاطر آنها دعايشان مستجاب شود و خدا از آنها بدى و بلا را بگرداند و بديشان رحمت فرو بارد، اين (اشاره به حسن (علیه السلام) فرمود) اول آنها است، سپس اشاره به حسين (عليه السلام) كرد و فرمود امامان از اولاد اويند.

مصادر اصلی: كمال الدين (صدوق)، ج‏1، ص 207 / الأمالي( للصدوق)، ص 401 / علل الشرائع، ج‏1، ص 208 / الأمالي (للطوسي)، ص 441

سند امالی طوسی: وَ بِالْإِسْنَادِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ [مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ، عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ، عَنْ‏] مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، عَنْ آبَائِهِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 167

سند بصائر: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أُمَيَّةَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏

بشارة المصطفى لشيعة المرتضى (عمادالدین طبری آملی)، ج‏2، ص 79

سند بشاره المصطفی: أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْإِمَامُ الرَّئِيسُ الزَّاهِدُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ بِالرَّيِّ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ: أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ السَّعِيدُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ رَحِمَهُمُ اللَّهُ إِمْلَاءً بِمَشْهَدِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فِي جُمَادَى الْآخِرَةِ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ قَالَ: أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْمُفِيدُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ الْحَارِثِيُّ رَحِمَهُمُ اللَّهُ قَالَ: أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ السَّعِيدُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَاقِرِ عَنْ آبَائِهِحَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُكَتِّبُ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ وَ أَبُو الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيُّ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْمَكِّيُّ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ قَالَ:‏ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَلِّمْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلًا أَقُولُهُ بَلِيغاً كَامِلًا إِذَا زُرْتُ وَاحِداً مِنْكُم‏ فقال: ... قل: ...مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ‏. مَوَالِيَّ! لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ‏ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ

قَدْرَكُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ‏ وَ بِكُمْ‏ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ‏ يُمْسِكُ‏ السَّماءَ أَنْ‏ تَقَعَ‏ عَلَى‏ الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِه‏...

امام هادى عليه السلام‏- در زيارت جامعه كه امامان عليهم السلام را با آن زيارت مى‏كنند-: ... هر کس خدا را اراده کند از شما آغاز می‌کند، و هر کس خدا را به توحید یاد کند از شما قبول می‌کند، و هر کس قصد خدا کند متوجه شما می‌گردد. اى سَرورانم! من نمى‏توانم ستايش شما را شماره كنم و به كُنه مدح شما برسم و به توصيف منزلت شما دست يابم. شما نور برگزيدگان و هدايتگر نيكان و حجّت‏هاى خداوند جبّار هستيد كه خداوند، با شما هر كارى را آغاز مى‏كند و با شما پايان هر كارى را مقرّر مى‏نمايد و در پرتو وجود شما باران را فرو مى‏ريزد و با شما آسمان را نگاه مى‏دارد تا فرو نيفتد، مگر به اذن او...

مصادر اصلی: عيون أخبار الرضا عليه‌السلام، ج‏2، ص 276 / من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص 615

سند من لا یحضر: رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُ‏ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِيُّ قَالَ

تهذيب الأحكام، ج‏6، ص 99

سند تهذیب: رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى وَ الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ الْكَاتِبُ قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِي

المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص 532

سند المزار: أَخْبَرَنِي الشَّيْخَانِ الْأَجَلَّانِ الْعَالِمَانِ الْفَقِيهَانِ أَبُو مُحَمَّدٍ عَرَبِيُّ بْنُ مُسَافِرٍ الْعِبَادِيُّ وَ هِبَةُ اللَّهِ بْنُ نَمَا بْنِ عَلِيِّ بْنِ حُمْدُونٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قِرَاءَةً عَلَيْهِمَا فِي شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ مِنْ سَنَةِ ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ وَ خَمْسِمِائَةٍ، قَالا جَمِيعاً: أَخْبَرَنَا الشَّيْخَانِ الْجَلِيلَانِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ طَحَّالٍ الْمِقْدَادِيُّ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ إِلْيَاسُ بْنُ هِشَامٍ الْحَائِرِيُّ، قَالا جَمِيعاً: أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِيُّ، عَنْ أَبِيهِ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ، عَنِ الشَّيْخِ الْمُفِيدِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنِ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى وَ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ الْكَاتِبُ، قَالا: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ

البلد الأمين (کفعمی)، ص 302

منابع دیگر: الوافي، ج‏14، ص 1572 (نقلا عن التهذیب) / زاد المعاد (محمدباقر مجلسی)، ص 300 / بحار الأنوار، ج‏99، ص 154 / مستدرك الوسائل، ج‏10، ص 423مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ‏ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الرِّيَاحِيُّ عَنْ أَبِي الصَّامِتِ الْحُلْوَانِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: … فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص بَابُ اللَّهِ الَّذِي لَا يُؤْتَى إِلَّا مِنْهُ وَ سَبِيلُهُ الَّذِي مَنْ سَلَكَهُ وَصَلَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذَلِكَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مِنْ بَعْدِهِ وَ جَرَى لِلْأَئِمَّةِ ع وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ جَعَلَهُمُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَرْكَانَ‏ الْأَرْضِ‏ أَنْ‏ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ عُمُدَ الْإِسْلَامِ وَ رَابِطَةً عَلَى سَبِيلِ هُدَاهُ لَا يَهْتَدِي هَادٍ إِلَّا بِهُدَاهُمْ وَ لَا يَضِلُّ خَارِجٌ مِنَ الْهُدَى إِلَّا بِتَقْصِيرٍ عَنْ حَقِّهِمْ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى مَا أَهْبَطَ مِنْ عِلْمٍ أَوْ عُذُرٍ أَوْ نُذُرٍ- وَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ فِي الْأَرْضِ يَجْرِي لآِخِرِهِمْ مِنَ اللَّهِ مِثْلُ الَّذِي جَرَى لِأَوَّلِهِمْ وَ لَا يَصِلُ أَحَدٌ إِلَى ذَلِكَ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ.

امام باقر عليه السلام: ...همانا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باب [معرفت‏] خداست كه جز از آن در نمى‏آيند و راه اوست كه هر كس آن را بپيمايد، به خداوند عز و جل مى‏رسد. امير مؤمنان عليه السلام نيز پس از او چنين است و همين طور است هر امام در پِى ديگرى. خداوند عز و جل آنها را اركان‏ زمين قرار داده تا [زمين،] اهلش را نلرزاند و نيز بنيان‏هاى اسلام و مرزداران راه هدايت او، قرار داده است. هيچ كس جز به هدايت آنها ره نمى‏يابد و بيرون رونده از هدايتى گم‏راه نمى‏شود، مگر با كوتاهى كردن در حقّ ايشان. آنها معتمدان خدايند در علم و حجّت‏ها و هشدارهايى كه فرو فرستاده است و دليلى رسايند براى زمينيان كه براى آخرين آنها از سوى خدا همان جارى است كه براى نخستين ايشان جارى بوده و هيچ كس جز به يارى خدا به اين حد نمى‏رسد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‏1، ص 198

منابع دیگر: الوافي، ج‏3، ص 515

قال امیرالمومنین ع: إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ‏ اللَّهِ‏ عَلَى‏ خَلْقِهِ‏ وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ أَنْكَرُوهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَصَّكُمْ بِالْإِسْلَامِ وَ اسْتَخْلَصَكُمْ لَهُ وَ ذَلِكَ لِأَنَّهُ اسْمُ سَلَامَةٍ وَ جِمَاعُ كَرَامَةٍ اصْطَفَى اللَّهُ تَعَالَى مَنْهَجَهُ وَ بَيَّنَ حُجَجَهُ مِنْ ظَاهِرِ عِلْمٍ وَ بَاطِنِ حُكْمٍ لَا تَفْنَى غَرَائِبُهُ‏ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ فِيهِ مَرَابِيعُ النِّعَمِ وَ مَصَابِيحُ الظُّلَمِ لَا تُفْتَحُ الْخَيْرَاتُ إِلَّا بِمَفَاتِيحِهِ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِمَصَابِيحِهِ قَدْ أَحْمَى حِمَاهُ وَ أَرْعَى مَرْعَاهُ فِيهِ شِفَاءُ [الْمُشْتَفِي‏] الْمُسْتَشْفِي وَ كِفَايَةُ الْمُكْتَفِي‏.

امیرالمومنین (علیه السلام): امامان از اهل بيت از جانب خداوند تدبير كننده امور مردم، و مراقبان حق بر بندگانند. به بهشت وارد نمى‏شود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان هم او را بشناسند.و به جهنّم وارد نمى‏گردد مگر كسى كه آنان را انكار نمايد و آنان هم او را از خود ندانند. خداوند شما را به اسلام مخصوص داشت، و براى اسلام انتخاب كرد، زيرا اسلام نامى از سلامت و جامع كرامت است. خداوند راه روشن خود را براى شما برگزيد، و دلايلش را از علمى كه ظاهر است، و حكمتى كه پنهان است بيان فرمود. شگفتى‏هايش پايان نيايد، و عجايبش سپرى نگردد. در آن كشتزار نعمتها، و چراغهاى تاريكى‏هاست. درهاى خيرات جز باكليدهاى آن گشوده نشود، و تاريكى‏ها جز با چراغهاى آن زدوده نگردد. ورود به قرقگاه آن را منع فرمود، و ورود به چراگاههاى آن را آزاد كرد. شفاى درمان‌طلب، و بى‏نيازى بى‏نيازى خواه در آن است‏. (ترجمه انصاریان)

مصادر اصلی: نهج البلاغة، ص 213 (خطبه 152) / أعلام الدين (دیلمی)، ص 64

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏32، ص 39

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع وَ هُوَ يَقُولُ:‏ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَ بَيْتِ النِّعْمَةِ وَ بَيْتِ الْبَرَكَةِ وَ نَحْنُ‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ بُنْيَانٌ‏ وَ شِيعَتُنَا عُرَى الْإِسْلَام‏.

امام صادق عليه السلام: ما اهل بیت رحمت، و خانه نعمت و خانه برکت و ما بنیان زمین هستيم و شيعيان ما دستگيره‏هاى اسلام‌اند.

مصدر اصلی: تفسير العياشي، ج‏2، ص 243

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‏65، ص 35

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏:... خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلَادِي وَ عِتْرَتِي‏ مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَانِي وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ أَوْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي، بِهِمْ‏ يُمْسِكُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ السَّماءَ أَنْ‏ تَقَعَ‏ عَلَى‏ الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ‏ وَ بِهِمْ يَحْفَظُ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله‏- در توصيف امامان فرزند على عليه السلام-: آنها خلفا، اوصيا، فرزندان و خاندان من اند .... خداوند عز و جل با آنها، آسمان را نگاه داشته، تا جز به اذن او بر زمين فرو نيفتد و خداوند، با آنها زمين را از اين كه اهلش را بلرزاند، حفظ كرده است.

مصادر اصلی: كمال الدين(شیخ صدوق)، ج‏1، ص 259 / الإحتجاج(للطبرسي)، ج‏1، ص 69

سند احتجاج: وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ

كفاية الأثر(للخزّاز رازی) ، ص 144

سند كفاية الأثر: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ ع جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص‏ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏

منابع دیگر: قصص الأنبياء(للراوندي)، ص 368 / كشف الغمة(للاربلی)، ج‏2، ص 511 / إعلام الورى(طبرسی)، ص 399 / إثبات الهداة(شیخ حُرّعاملی)، ج‏2، ص 77

روایاتی از منابع اهل سنت:عنه صلى الله عليه و آله: النُّجومُ أمانٌ لِأَهلِ السَّماءِ، و أهلُ بَيتي أمانٌ لِأَهلِ الأَرضِ، فَإِذا ذَهَب‏ أهلُ بَيتي جاءَ أهلَ الأَرضِ مِنَ الآياتِ ما كانوا يوعَدونَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ستارگان، [موجب‏] امان آسمانيان اند و اهل بيت من، [موجب‏] امان‏ زمينيان اند و هر گاه اهل بيت من بروند [و زمين از وجود آنها خالى بماند]، زمينيان، نشانه‏هايى [از قيامت‏] را كه وعده داده شده‏اند، مى‏بينند.

ينابيع المودّة، ج 1، ص 71، ح 2 (نقلا عن أنس) / المستدرك على الصحيحين، ج 2، ص 486، ح 3676 (نقلا عن جابر)

رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله: النُّجومُ أمانٌ لِأَهلِ الأَرضِ مِنَ الغَرَقِ، و أهلُ بَيتي أمانٌ لِامَّتي مِنَ الِاختِلافِ، فَإِذا خالَفَتها قَبيلَةٌ مِنَ العَرَبِ، اختَلَفوا فَصاروا حِزبَ إبليس‏.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ستارگان، موجب امنيت ساكنان زمين از غرق شدن هستند و اهل بيت من، موجب ايمنى امّت من از اختلاف هستند. پس هر گاه قبيله‏اى از عرب با آنها به مخالفت برخاستند و امّتْ اختلاف يافتند، ديگر حزب شيطان گشته‏اند.

المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 162، ح 4715 )نقلا عن ابن عبّاس(

كنز العمّال، ج 13، ص 102، ح 34189

الإمام عليّ عليه السلام: نَحنُ بَيتُ النُّبُوَّةِ، ومَعدِنُ الحِكمَةِ، أمانٌ لِأَهلِ الأَرضِ، ونَجاةٌ لِمَن طَلَب‏.

امام على عليه السلام: ما خانه نبوّت و معدن حكمت و امان اهل زمين و نجات برای كسى که آن را طلب کند.

تاريخ الطبري، ج 4، ص 236 / تاريخ دمشق، ج 42، ص 429 / شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج 1، ص 195

در مثالهایی که زدم مثلا بحث کفش الگوی ایمنی از طریق پوشش است که در برخی از الیاف هم همینطور است یک سری الگوهای ایمنی از طریق چشم است یک سری الگوهای ایمنی از طریق پوست است و از راه پوست عمل میکند یک سری الگوهای ایمنی از طریق محیط اطراف است، یک سری از الگوهای ایمنی بهداشتی هستند؛ مثل ناخن و سبیل (شارب) گرفتن پس راه ایجاد ایمنی محدود به واکسن زدن نیست؛ شما باید به بنده بگویید که کدام الگوی ایمنی یا کدام واکسن را میخواهید، تا من راه تاثیر گذاری اش را از بدن برای شما بحث کنم. این معنا ندارد که ما تاکید کنیم حتما باید از روش تزریق استفاده شود مثلا در همین بیماری زکام" یا "کرونا" یکی از چیزهایی که ایمنی ایجاد می کند، داروی امام کاظم (علیه السلام) است که آن را با یک روش و در یک زمان خاص در دهان خود میریزید که تزریقی نیست خب؛ وقتی ما میتوانیم از این روشها برای افزایش ایمنی استفاده کنیم لااقل این است که دوستان انصاف بدهند و بگویند تزریق یک روش ،است و اینها هم یک روش دیگر بنده قبلا هم به آقایان عرض کرده ام که هر کدام از اینها را بخواهید ما روی آن کارآزمایی بالینی انجام میدهیم برویم تجربه کنیم و ببینیم که اثر می کند یا نه، اطلاعتش را ثبت کنیم و روی آنها گفتگو کنیم.