ghaemiyeh.com
بهره برداری از عاشوراء
مرجع فقید
حضرت آية الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی (اعلی الله درجاته)
حسینی شیرازی، محمّد، 1380-1305
(الاستفادة من عاشوراء. فارسی)
بهره برداری از عاشوراء / محمد حسینی شیرازی؛ مترجم مهدی تهرانی.- قم هیئت عاشوراء، 1382.
72ص.
رایگان
فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتاب نامه به صورت زیرنویس.
الف. تهرانى، مهدی، مترجم. ب. عنوان.
5041 الف 5ح / BP41 / 75
297/9534
1381
خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان
ویراستار کتاب: خانم الهه صالحی
حسینی شیرازی، محمّد، 1380-1305
(الاستفادة من عاشوراء. فارسی)
بهره برداری از عاشوراء / محمد حسینی شیرازی؛ مترجم مهدی تهرانی.- قم هیئت عاشوراء، 1382.
72ص.
رایگان
فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتاب نامه به صورت زیرنویس.
الف. تهرانى، مهدی، مترجم. ب. عنوان.
5041 الف 5ح / BP41 / 75
297/9534
1381
بهره برداری از عاشورا
حضرت آية الله العظمی حاج سید محمد شیرازی قدس سرّه
ناشر: هیئت عاشوراء - کربلائی های قم
تایپ: مرکز کامپیوتر کربلاء - اصفهان
تعداد صفحات و قطع: 72 صفحه - رقعی
نوبت و تاریخ چاپ: اول - محرم الحرام 1424 ه- ق
لیتوگرافی: نینوا - قم 7719520
چاپ: ثامن الائمه - قم
بسم الله الرحمن الرحيم
با قلم خسته و دستان رنجور چگونه می توان رشته کلمه و کلام را درهم آمیخت و از چون او نوشت ؟!
هرگز، و هرگز وقوف بر عظمت فکر و رفعت همّت و وسعت جدّ و جهد بی مثیل او در پاس داری از حریم دین و مذهب، از چونان منی ساخته نیست.
چگونه از او که قلم را به أمر مولایش آن یگانه عدالت جو و عدالت گستر بر بستر زمین، حضرت حجة بن الحسن العسكرى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) بدست گرفت، و در کنار علقمه و فرات، و با الهام از سیره رسول صلى الله عليه وآله وسلم و آل رسول علیهم السلام با سلاح قلم به جنگ بدخواهان و تحریف گران و مشوّه و خشن جلوه دهندگان شریعت سمعه سهله پرداخت.
از او که بحق بزرگ شاگرد مکتب اهل بیت علیهم السلام بود و هر صبح و شام فکر و ذکرش هدایت انسان ها بود.
از او که دامنه و گسترهٔ تلاشش محدود به یک شهر و کشور نبود و آثار خدماتش در پنج قاره به چشم می آید.
و از او که نفس بلند و والایش تنها به هدایت جوانان شیعه در یک گوشه قانع نبود، که برای جلب و جذب و هدایت حتی پیروان بودا و کنفوسیوس و یهود و نصاری و همه گم گشتگان وادی ضلالت طرح ها و حرف ها داشت.
با مساعدت کدامین جمله و حرف از بلندای آن قله رفیع و عمق آن دریای پرخیر که نیابت و نوکری و اطاعت أمر مولایش علیه السلام را تمام و کمال بجا آورد، سخن بگویم؟!.
اینک کتاب حاضر یکی از هزار و دویست کتابی است که آن فرزند کربلا و عاشورا به رشته تحریر درآورد.
او که روحش و جسمش در کنار دیگر یاران عاشورا، از مکتب سرور آزادگان سیراب شد، و بیش از نیم قرن پرچم دار عاشورا و کربلا بود.
از عظمت عاشورا، از اهمیت عاشورا، از منفعت و خیر عاشورا سخن می گوید، تا در پناه آن، تا در سایه تابش آن، تا در زیر قطرات رحمت آن از چشم انداز مه آلود و غمبار فراروی، از سیل بدبختی ها و مصیبت ها، از ناهنجاری ها و فساد و تباهی که در هر شهر، و در هر کوی و برزن قد برافراشته، و رفته رفته می رود تا یکایک خانه هایمان را نیز فتح کند، رهایی یابیم.
و مگر نه آن که فرمودند: إِنَّ اَلْحُسَیْنُ مِصْبَاحُ هُدًی وَ سَفِینَهُ نَجَاةٍ بِتَحْقیقَ کَهْ مُوَلّی الکَونَینِ حَضْرَّتِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام آن گاه که راه هدایت از بیراهه ها شناخته نشود، و در تلاطم أمواج سهمگین ظلم و فساد و گمراهی، کسی راه به جایی نبرد، او چراغ هدایت و کشتی نجات است .
بسم الله الرحمن الرحيم اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِینَ وَ الصَّلَوةُ وَ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ. هان ای عاشورا ...
ای زمانه فیض و عطای الهی
ای زمانه کسب فضیلت و تقوی و اخلاق
ای هنگامه دانش و شناخت
و ای رمز پیروزی پایه های حق بر همه لشکرهای ظلمت و ظلم.
اگر از بزرگ دانشگاه تو گاندی - رهبر هند - هم درس مظلومیت از سرور و آقای شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام می آموزد که چگونه مظلوم باشد تا پیروز شود پس مسلمان ها و خصوصاً شیعیان، ارادت مندان و دل باختگان آن امام و رهبر آزادگان جهان به آموختن و فراگیری و به کسب فیض و عطیّه از این دانشگاه سزاوارتر می باشند.
اگر از باران این رحمت الهی که برای زنده کردن زمین های مرده فرود می آید به نحو درست و کامل استفاده شود، روییدن گل ها و به بار نشستن درختان میوه دار را در پی دارد و زمین را از گلستان و دل ها را از شادی و طراوت سرشار می نماید و هرچه درجه بهره برداری کاهش یابد به همان نسبت سود حاصله کم خواهد شد و اگر از آن بهره ای نبرند به اعماق زمین فرو رفته و آدمی را از این نعمت خدا دادی زیانی غیر قابل جبران حاصل می شود. گاه همین باران رحمت در گودال ها و زمین های پست و پرنشیب جمع شده به مرداب و باتلاقی تبدیل می شود که سبب آلودگی محیط زیست و افزایش بسیاری از بیماری ها می گردد و بسیارند نعمت های الهی که وضعی این گونه دارند.
از میوه ای چون انگور که به عنوان نوعی خوراکی استفاده می شود، گاهی در معالجه بعضی بیماری ها و تقویت جسمی افراد رنجور و بیمار در دوران نقاهت به کار می رود و گاهی هم آن را فاسد نموده و به دور می ریزند یا از آن شرابی زیان بار می سازند.
اوّل: از مصادیق این آیه شریفه است: كُلُوا وَاشْرَبُوا ... (1)
دوم: از مصادیق این آیه شریفه است: يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا ... (2)
سوم: از بین بردن و زیاده روی در مصرف که در قرآن کریم از آن
منع شده است: وَ لا تُسْرِفُوا (1)و إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينَ (2)
چهارم: کفران و تبدیل نعمت الهی در راه معصیت او از مصادیق این کلام خدای سبحان است: اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً (3)
مواردی که اشاره شد همه در بُعد مادّی بودند ولی در زمینه معنوی نیز امر این گونه است چنآن چه پروردگار متعال در شأن قرآن کریم فرموده است:
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إلاّ خَسَاراً (4) قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفَاءٌ وَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِم عَمىً (5) دهۀ عاشورا هم چون باران می ماند که گاه عاصیان و طاغیان از
1) «و اسراف نکنید»، سوره اعراف: آیه 31.
2) «آن ها که نعمت های الهی را بیهوده صرف نموه و تلف می کنند، برادران شیاطین هستند»، سوره اسراء: آیه 27.
3) «آیا نمی بینی حال آنانی که نعمت های خدا را به کفر مبدّل ساختند»، سوره ابراهیم: آیه 28.
4) «و فرو فرستیم از قرآن آن چه را که شفای دل ها و رحمت بر اهل ایمان است و البته کافران را جز زیان چیزی نمی افزاید»، سوره اسراء: آیه 82.
5) «به آن ها بگو که این قرآن برای اهل ایمان هدایت و شفاست و امّا آنان که ایمان نمی آورند گوش هایشان (از شنیدن کلام حق) گران است، بر آن ها موجب کوری و ظلالت است»، سوره فصّلت: آیه 44.
این مناسبت در جهت خلاف مسیر و اهداف متعالی و والای آن بهره می برند و به کشتار انسان های بی گناه و سوزاندن مساجد و حسینیّه ها و مراکز دینی و یورش بر هیأت ها و دسته جات عزاداری و ایجاد فتنه و تفرقه دست می آلایند چنان که بعضی گروه های منحرف در کشورهای اسلامی (1)در راستای اجرای سیاست استعماری (تفرقه اندازان) به این گونه اعمال غیرانسانی دست می زنند.
گاه برخی افراد بی بندوبار و گنهکار از این روزها در جهت ارتكاب محرّمات الهی (2)و اسراف در خوردن و آشامیدن استفاده نموده، اوقات خود را در آن جام کارهای بیهوده هدر می دهند. (3)
گاه از این ایّام در جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره حضرت سيّدالشهدا علیه السلام و فواید و مزایایی که شعائر به همراه دارد استفاده می شود که بی شک این عمل از بهترین و نزدیک ترین راه های تقرّب به پروردگار و موجب خیر و سعادت در دنیا و آخرت است. (4)
1) همچون وهابی ها و گروه افراطی سپاه صحابه در پاکستان.
2) مانند اختلاط و پرسه زدن های حرام بعضی دخترها و پسرها.
3) چنان که بعضی جوان ها با ازدحام و جمع شدن در خارج حسینیّه ها و مساجد یا اطراف دسته جات عزاداری وقت خود را بیهوده تلف می کنند.
4) جهت آگاهی پیرامون شعائر حسینی و اقسام و ضرورت و اهمیّت آن به کتاب های: «بحار الانوار: جلد 45» تألیف علامه مجلسى قدس سرّه و «نفس المهموم» تأليف محدّث قمی قدس سرّه و «الشعائر الحسينيّة» تأليف آية الله شهید سیّد حسن شیرازی قدس سرّه مراجعه شود.
امّا سخن خداى متعال: يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا (1)اقتضا می کند که همگان بهترین و کامل ترین استفاده و بهره برداری را در شئون مختلف از این ماه سوگواری بنمایند.
همان طور که خالق سبحان فرموده است: أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَ عمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخَرِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِ الله (2)این مطلب را می رساند که «سیراب نمودن حاجیان» و «تعمیر مسجد الحرام» در پیش گاه خدای متعال از بهترین طاعات است امّا برخورداری از ایمانی مستحکم و پایدار و جهاد در راه خدا و حرکت پیگیر در راستای دستورات الهی بسیار بالاتر و والاتر از آن دو کار پسندیده و نیک می باشد.
البتّه هدف این جزوه بیان راه برتر و فراگیرتر برای بهترین استفاده و بهره برداری ممکن از این مناسبت در جهت خدمت به دین و انسانیّت و نجات انسان ها از گمراهی و تباهی است. اگر «لنین» - آن جبّار ظالم تاریخ - در سخنان خود تصریح می کند: «کربلا را نابود و ویران کنید» هدفش نابودی روح کربلاست که سرتاسر تاریخش مالامال از رشادت ها و به ذّلت کشاندن جبّاران و طاغوتیان
است هدف نابودی معنویّات اخلاقی و انسانی کربلاست و تا زمانی که کربلا در قلب ها و سینه ها زنده است، سرچشمه ای نورافشان و هدایت گر برای دین، دانشگاه و مدرسه ای برای همه علما و سخنوران و نویسندگان و پایگاهی برای فضیلت و ایمان، اخلاق و تقوا باقی خواهد ماند.
این ها همه با اساس و پایه های کمونیسم مغایر و متناقض است (1)از این رو فریاد بر می آورد که کربلا را نابود کنید و این تنها سخن لنین نیست پیش از او یزید، حجّاج، هارون و متوکّل، (2)
یزید در مدّت سه سال حکومت خود سه جنایت بسیار وحشتناک مرتکب شد که انسانیت و انسان ها را به لرزه انداخت: 1- سبط رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند، زنان و فرزندانشان را به اسارت گرفت و کوشید تا شعله های به ستوه آمده از جنایات دودمان بنی امیه را خاموش کند، امّا وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللهُ وَ اللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِين «آن ها با خدا مکر کردند و خدا با آن ها مکر نمود و البته خدا از دیگران بهتر مکر تواند فرمود». 2- هرگونه جنایت و ددمنشی و تجاوز بر نوامیس مسلمانان در مدینه منوّره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم را تا سه روز بر سپاهیان خود آزاد کرد تا آن جا که در آن سال بیش از هزار فرزند نامشروع در آن شهر به دنیا آمد. 3 - سپاهی مجهّز به منجنیق برای انهدام کعبه به مکّه مکرّمه روانه کرد که آن لشکر پست و کافر از هیچ اهانتی نسبت به خانه خدا فروگذار نکرد و حجّاج اموی تمام قدرت و توان خود را برای نابودی و ریشه کن نمودن پیروان و یاوران مکتب امام امیرالمؤمنین و امام حسین علیها السلام و ویرانی کربلا به کار برد که کتاب های تاریخ بهترین شاهد بر این حقیقت هستند و هارون عبّاسی سعی فراوان در محو کربلا و آثار آن نمود، محلّ قبر مطهّر حضرت سیّدالشهدا علیه السلام را زیر و رو کرد، تمام ساختمان های اطراف قبر مطهّر را ویران و درخت سدری که برای زوّار نشانه قبر مطهّر و منوّر آن حضرت بود را قطع کرد، در حالی که در روایت است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم قطع کننده درخت سدر را سه بار لعنت فرمودند.
(بحار الانوار: جلد 45، صفحه 398) و از ساختن خانه و بازشدن بازار در کربلا جلوگیری نمود (تراث كربلا: صفحه 34، بحار الانوار: جلد 45) و متوکّل عباسی نسبت به سایر خلفای جور در دشمنی با اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آن ها، خشن تر، قسی تر و خطرناک تر از دیگران بود، در هر مکانی به تعقیب خاندان ابی طالب و شیعیان حضرت سیّدالشهدا علیه السلام می پرداخت، از زیارت قبر مطهّر آن حضرت به شدّت منع نموده و حتّی دستور اعدام زوّار و آن هایی که مردم را بر قبر مطهّر آن امام مظلوم راهنمایی می کنند نشسته و آن ها را معرّفی کنند، امّا فریاد شیعیان و شیفتگان شهید تشنه لب کربلا این بود: «اگر همه در این راه کشته شویم، بازماندگان و فرزندان ما دست از زیارت این بارگاه الهی بر نمی دارند» و دستور به نابودی قبر مطهّر داد و هفده بار محلّ قبر را شخم زد و آب بر قبر مطهّر بست و یکبار دستور داد تا گاوهایی را بر قبر شهدا بگذرانند، امّا همین که حیوان ها به محلّ قبر مطهّر حجّت خدا حضرت اباعبدالله الحسين علیه السلام رسیدند از حرکت باز ایستادند، با چوب بر بدن آن ها زدند امّا چوب ها شکست و حیوان ها قدم از قدم برنداشته و بر قبر سیّدالشهدا عبور نکردند و تاریخ بیان می کند از زمان شهادت حضرت امام حسین علیه السلام در سال 61 هجری تا مرگ متوکّل در سال 247 هجری، احدی از شیعیان جرأت سکونت در شهر کربلا را نیافت. (تراث کربلا، تاریخ طبری: جلد 11 و بحار الانوار: جلد 45، صفحه 397).
حکومت1) در واقع اساس مکتب ها و گروه های منحرف، مخالف با عقل، فطرت و انسانیّت و بر خلاف ادیان آسمانی است که از جمله آن ها نظام کمونیستی است که با تکیه بر سلاح و وحشیگری، باکشتن ده ها میلیون انسان و زندانی نمودن میلیون ها انسان آزاده، به قیمت چپاول ثروت ها و نابودی ملت ها بر کشورهای شوروی سابق و اروپای شرقی و چین در طول نیم قرن حکومت نموده. اساس اعتقاد و حرکت این گروه بر نفی پنج چیز مبتنی است: ایمان، اخلاق، خانواده، ثروت و سرمایه، آزادی.
2) جوهر رفتار و روش طاغوت ها و ستمگران به یک شکل است اگرچه در رنگ و نام متعدّد و در زمان های متفاوت و در نقشه جغرافیایی با هم مختلف و از یکدیگر فاصله داشته باشند ملّت کفر همه ملّت واحدند و تاریخ همواره تکرار می شود و سیاست متّحد و هماهنگ آن ها همیشه دشمنی با ادیان آسمانی و محو صبغه اخلاق و فضیلت در جامعه و به بند کشیدن آزادی های فردی و اجتماعی و ممانعت از شعائر و مقدّسات دینی با توسّل به توجیه ها و بهانه تراشی های گوناگون بوده است.
1) شهر کربلا همانند دیگر شهرها در جریان اختلافات داخلی و جنگ قدرت میان حاکمان عثمانی، مورد سوء قصد و تعرّض آن ها قرار گرفت، سرمایه های آن را تاراج کردند، مالیات و گمرک بر اهالی شهر قرار دادند، والی عثمانی داود پاشا در سال 1421 هجری، به مدّت چهارسال شهر را به محاصره خود در آورد و چندین بار به شهر حمله کرد، درختان خرما را قطع و آب را به روی اهل شهر بست و شش هزار انسان بی گناه شهر را به قتل رساند و مدّت ها در گرسنگی شدیدی به سر می بردند و یکبار دیگر از سوی نجیب پاشا در زمان سلطان عبدالمجید دوّم در سال 1258 هجری شهر کربلا تحت محاصره قرار گرفت، که پس از گلوله باران شهر به وسیلۀ توپ، وارد شهر شده و سه روز تمام شهر را غارت و چپاول و انسان ها را به قتل رساند، هر جنایت فجیع و شنیع و هولناکی را مرتکب شد، انسان های بی پناه را از دم شمشیر گذراند و آن طور که در کتاب «شهداء الفضيلة» آمده بیست هزار انسان را کشت تا جایی که مردم به ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا علیه السلام پناه آورده و متوسل شدند امّا لشکرش وارد حرم شده و هرکس که به قبر مطهّر پناه آورده بود را به قتل رساندند (تراث کربلا صفحه 376 و صفحه 385 - كتاب السلاسل الذهبيه تأليف سيد محمد صادق بحر العلوم) چنان که در زمان حکومت عثمانی ها شهر مدينه منوره هم بارها مورد تعرض و اهانت قرار گرفت.
2) رضا پهلوی طاغوت ایران نیز در زمان حکومت خود سیاست ضدّ دین را پیش گرفته و به قصد محو دین جمعی از علمای دین و هدایت گران امّت را به قتل رساند، علما را از پوشیدن لباس روحانيّت منع کرد، از بنا و تأسیس مساجد، حسینیّه ها و مدارس دینی جلوگیری نمود، زنان را بر بی حجابی و مختلط شدن با مردان مجبور ساخت، آزادی ها را سلب و اموال را مصادره کرد، با شعائر و مقدّسات دین سخت به مبارزه پرداخت و از برقراری مجالس سوگواری و گریه بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام و زنده کردن یاد و خاطره قيام مقدّس آن حضرت ممانعت کرد، از توزیع آب در کوچه ها و خیابان ها که خود یادآور مظلومیّت شهید تشنه لب كربلا علیه السلام بود و از نصب پرچم های سیاه بر سر در خانه ها و دکّان ها در ایّام سوگواری به شدّت جلوگیری نمود.
3) از مذهب هایی که استعمارگران در قرن اخیر آن را پایه گذاری و تقویت نمودند، وهابیت است که دشمنی و عداوت شدیدی نسبت به همۀ مذاهب اسلامی و خصوصاً تشیّع داردّ که با تمام توان و به کارگیری همۀ فکر و سرمایه خود کمر به نابودی مذهب حقّه شیعه و محو آثار و شعائر آن بسته، از جمله گام هایی که در این راه برداشتند، شهر مقدّس کربلا که مرکز نورافشانی فکری و مدرسه و دانشگاه رشادت، مجاهدت و شهادت می باشد را دو بار مورد هجوم وحشیانه خود قرار دادند، حکومت وهّابی مسلک سعودی در سال 1216 هجری ارتشی متشکّل از بیست هزار سرباز را به صورت علنی به شهر مقدّسی که زوّار از همه جا رو به سوی آن می آوردند گسیل داشت و دقیقاً در شب هجدهم ذی حجّه (شب عید غدیر) که اهالی شهر کربلا، به قصد زیارت قبر مطهّر امیرالمؤمنین علیه السلام به نجف اشرف مشرّف می شوند، ارتش متجاوز و سفّاک سعود وارد شهر شده و جنایاتی ناگفتنی را مرتکب شدند، تنها در یک شب بیست هزار انسان را به قتل رساندند، نه بر پیرمرد کهن سال و نه بر کودک خردسال و نه بر زن ها رحم کردند، احدی از جنایات و وحشیگری آن ها جان سالم بدر نبرد، زیور آلات زنان را به یغما بردند، بر دو حرم مطهّر تعدّی و جسارت کردند، ضریح مطهّر حضرت سيّد الشهداء علیه السلام و قبور شهدا را شکستند، اشیای نفیس و نایاب و گران قیمت حرمین شریفین را به سرقت بردند، زیور آلات و طلاهای سقف و شمعدان ها و قندیل ها و فرش های قیمتی و درب های مرصّع و ... همه را دزدیدند، پنجاه نفر را در کنار ضریح حضرت امام حسین علیه السلام به قتل رساندند. (تراث کربلا صفحهٔ 63، 367، 370 و 371، جهت اطلاع بیشتر از عمق فجایع به کتاب «اعيان الشيعة» جلد 4 صفحه 370 و «شهداء الفضيلة» صفحه 288 و «تحفة العالم» جلد 10 صفحه 289 و «دائرة المعارف الإسلامية» جلد 1، صفحه 192 و 193 مراجعه شود.
4) و این گونه است خلق و خوی جبّاران ستم پیشه و جنایت کاران در اقسام و انحاء مختلف ستیزه جویی ها و ددمنشی ها با کربلا و مقدّسات و شعائر آن، زیرا از این جاست که همه نیرنگ ها، تقلّب ها، دغل ها و انحرافاتشان نمایان و برملا می شود، يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللهُ إِلاّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ «می خواهند نور خدا را با نفس های تیره و سخنان بی مقدار خود خاموش کنند و خدا خود نگه دار نورش - و دین اسلام و معارف قرآن و اهل بیت طاهرین - می باشد، هر چند کافران را خوش نیاید».
مسئله توصیه کردند، طاغوت هایی همچون بَکر و صدام که دو حوزه علميّة نجف و کربلا را متلاشی کردند و در جریان جنبش مردمی عراق، صدام بیش از سی هزار نفر از مردم را کشت، مساجد و حسینیّه ها و مدارس و کتاب خانه ها و درمآن گاه ها و قبور علما و هزارها خانه و باغ و مغازه و مراکز تجاری را ویران کرد، دو گنبد مطهّر حرم (1)حضرت سیّدالشهدا و حضرت اباالفضل العبّاس علیها السلام را با گلوله های توپ مورد اصابت قرار داد و چنان جنایت هولناک و حمّام خونی در دو حرم مقدّس و منوّر به راه انداخت که قابل وصف نیست (2)و این جنایت استمرار همان جنایت های لشکر یزید
در مدینه منوّره و حرم مطهّر پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و جنایت های حجّاج به دستور خلیفۀ اموی در مسجد الحرام است.
امّا سنّت و اراده الهی در این جهان، رفعت و اعتلای پرچم حق و نابودی و ذلّت باطل است، لذا همه طاغوت ها و ستمگران رفتند وَ أُتبِعُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (1)و کربلا همچنان پاک و پاینده و بالنده پابرجاست و خود سرچشمه دین و عقیده و آموزشگاه اخلاق و فضیلت و تحرّک می باشد و از لحظه شهادت آن امام و سرور شهیدان علیه السلام تا کنون کربلا چراغی فراروی همه مجاهدان و آزادگان و نور روشنگری فراراه همۀ امّت ها و ملّت ها و مدرسه ای برای تربیت عالمان و مبلّغان و حاملان قلم بوده و تا روز ظهور حضرت صاحب الأمر عَجَّلَ اللهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيف باقي خواهد ماند.
همان گونه که عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری علیها السلام خطاب به حضرت امام زین العابدین علیه السلام عرضه داشت:
وَ يَنْصِبُونَ - النّاس - لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً لِقَبْرِ أَبِيكَ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ علیه السلام لَا يُدْرَسُ أَثَرُهُ وَ لا يَعْفُو رَسْمُهُ عَلَى كُرُورِ اللَّيالي وَ الأَيَّامِ وَلَيَجْتَهِدَنَّ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَأَشْيَاعُ الضَّلالَةِ فِي مَحْرِهِ وَ تَطْمِيسِهِ فَلا يَزْدَادُ أَثَرُهُ إِلا ظُهُوراً وَ أَمْرُهُ إِلا عُلُوا. «در این سرزمین انسان ها چنان عَلَم و نشانی بر قبر مطهّر پدرت
1) «و در این دنیا و روز جزا به جز لعنت خالق متعال، بهره هایی نبردند» سوره هود: آیه 60.
حضرت سیّدالشهدا علیه السلام بر پا کنند که به گذشت سال ها و قرن ها نه اثرش کهنه شود و نه صورتش پنهان و چه بسیار که امامان کفر و پیروان ضلالت می کوشند تا اثرش را محو و مخفی کنند امّا - حاشا و كلاً - هر روز اثرش ظاهرتر و یاد و شأن و جلالتش رفیع تر گردد» (1)و نیز آن بانوی طاهره علیها السلام خطاب به یزید فرمود:
فَكِدْ كَيْدَكَ وَاسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جَهْدَكَ فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَلا تُمِيتُ وَحْيَنا. «همۀ نیرنگ ها و خدعه هایت را به کار بند و همه تلاش و کوشش خود را بنما، امّا به خدا سوگند که توان محو کردن نام و یاد ما و خاموش کردن فروغ جاودانه وحی ما را نخواهی داشت». (2)
زود باشد که صدام این طاغوت عراق به اذن پروردگار متعال همچون سایر طاغوت ها و ستمگران پیشین سرنگون گردد وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (3).
بر ما که رضایت خالق و سعادت در روز جزا را آرزو داریم واجب است تا همه تلاش و توان خود را برای زنده نگه داشتن کربلا و تمامی مشاهد مشرّفه در دو بُعد مادّی و معنوی بکار بریم و
از این چراغ پرفروغ، بیشترین استفاده را بنماییم، چراغی که راه و صحنه کارزار را بر همه طالبان سعادت در این دیار و بهشت برین در آن جهان نمایان و نشان دهد که «حسین علیه السلام مشعل هدایت و کشتی نجات است» و عاشورا بهترین زمان برای رسیدن به این هدف والا می باشد.
6 / شوال المكرّم / 1414 هجرى
قم مقدّس
محمّد شیرازی
لازم است از مجالس یادآور قیام عاشورا جهت تثبیت و استوار شدن پایه های ایمان و فضیلت تقوا و ارزش های اخلاقی در میان مسلمانان استفاده شود، چرا که آراسته شدن به صفات والای انسانی مسلمانان را در برابر بیماری های گوناگون روانی که اکنون در جهان مادّیگر منتشر گردیده مصون می دارد، چنان که باید در جهت گسترش و تقویت هرچه بیشتر این صفات و ارزش ها در افراد تلاش گردد که صفات و خصلت ها دارای مراتب و درجات می باشند.
ضروری است برای ارشاد و تبلیغ و نشر احکام الهی از تعالیم حیات بخش پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله وسلم که امّت ها را به تطبیق شورا و به اجرا در آوردن آزادی های اسلامی و تحقّق امّت واحده و اخوّت اسلامی، برقراری صلح و آرامش و عمل به وظیفه عقلی و دینی امر به معروف و نهی از منکر دعوت نموده و در پرتو آن ها سعادت در دنیا و آخرت را وعده فرمود، به بهترین وجه بهره برداری شود.
برای تحقّق این مفاهیم و جامه عمل پوشاندن به این اصول
حیاتی در جامعه اسلامی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امام امیرالمؤمنین و امام حسن علیها السلام تا به آن حد تلاش و مجاهدت نمودند و امام حسین علیه السلام هم با قیام مقدّس خود در همان مسیر قدم برداشته و در سخنان خود به هدف و انگیزه از قیام خود تأکید فرمود: إنّي لَمْ أَخْرُجْ أَشَرّاً وَ لأ بَطَراً وَلا مُفْسِداً ولا ظالِماً وَإنَّما خَرَجْتُ لِطَلبِ الإصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي وَشِيعةِ أبي عَلي بن أبي طالِبٍ علیه السلام (1).
و فرمود: نَحْنُ وَ بَنُو أُمَيَّةَ اخْتَصَمْنَا فِي اللهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْنَا: صَدَقَ اللهُ وَ قَالُوا: كَذَبَ اللهُ، فَنَحْنُ وَ إيَّاهُمَا الخَصْمَانُ يَوْمَ القِيَامَةِ (2).
و خطاب به پروردگار متعال عرضه داشت: اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كانَ مِنّا تُنافِساً فِي سُلْطان وَ لا التِماساً مِنْ فُضُولِ الحُطْام وَ لكِن لَنَرى المَعالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نَظَرَ الإصلاح فِي بِلادِكَ وَ يَأْمَنُ المَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ يَعْمَلُ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ... (3)
که اگر در دو ماه محرّم و صفر که در سوگ شهادت سیّد شهیدان
1) «به هوای را حتی و نشاط و یا فتنه و فساد و یا ظلم بر بندگان خروج ننمودم بلکه خروج کردم تا امّت جدّم رسول گرامی اسلام و شیعیان پدرم امیرالمؤمنین را اصلاح و از ظلم ها رهایشان سازم»، ناسخ التواريخ.
2) «ما و فرزندان امیّه درباره خدا با یکدیگر خصومت کردیم، ما همه گفته ها و وعده های الهی را تصدیق نموده و بر حق دانستیم و آن ها همه را تکذیب کردند و این خصومت تا قیامت پایان ناپذیر است» کتاب الامام الحسين: نوشته سيّد على جلال المصري.
3) «پروردگارا! تو خود از نیّت و مقصود ما آگاهی که آن چه از ما صادر شد برای رسیدن به حکومت و سلطنت و یا طلب زرق و برق دنیا نبود بلکه برای این بود که قوانین و معالم دین تو را حاکم و عدل و صلاح و اصلاح را در بلاد تو ظاهر کنیم تا بندگان ستم کشیده ات در امن و امان به سر برند و به واجبات و سنّت ها و احکام تو عمل شود و...»، تحف العقول.
حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام حداقل یک میلیون مجلس در سرتاسر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی بر پا شود هیأت های برگزار کننده و مسئولین آن برای هر مجلس یک کتاب فرهنگی، اخلاقی یا اعتقادی و... در جهت آگاه کردن مردم نسبت به دین چاپ و به صورت رایگان توزیع کنند و اگر هر مؤسسه ای تلاش و کوشش کند تا سطح فعالیت های دینی و مذهبی و خدمات اجتماعی خود را از طریق تأسیس یک حسینیّه یا مسجد یا مؤسّسه ای دینی در دیگر مناطق دور یا نزدیک یا با برپا نمودن یک مجلس سوگواری دیگر گسترش دهد، این بدان معنی می گردد که این هیأت های اداره کننده خود در جهت رشد دانش و بینش و فکر مردم در امر دین و هدایت آن ها و نیز در جهت کاستن از درد و رنج و مشکلات و گرفتاری های فراوان آن ها سهیم گردیده اند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
النَّاسُ صِنْفَانِ: إمّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ أَوْ نَظِيرٌ لَكَ فِي الخَلْقِ (1). اگر سوگواران و عزاداران حضرت سیّدالشهدا علیه السلام نسبت به اهداف مقدّس اسلام اهتمام ورزند بی تردید دو ماه پر فیض و با برکت محرّم و صفر از بهترین و مناسب ترین فرصت ها جهت دعوت امّت ها به دین مبین اسلام و مذهب حقّه تشیّع و نشر مبادی حق و ارزش های والای انسانی و گسترش آن هاست.
1) «مردم دو دسته اند: یا برادران تو هستند در دین و یا هم نوعان تو هستند در خلقت» بحار الانوار: جلد 33، صفحه 600.
در حدیث شریف است: ما أَخَذَ اللهُ عَلَى الجُهّالِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا اِلاّ وَ قَدْ أَخَذَ عَلَى الْعُلَماءِ أَنْ يُعَلِّمُوا (1).
پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله وسلم فرمودند: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعالِمُ عِلْمَهُ وَ اِلاّ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ المَلائِكَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعِينَ (2).
امير المؤمنين علیه السلام فرمودند: وَ ما أَخَذَ اللهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ سَغْبِ مَظْلُومٍ (3).
1) «خداوند متعال پیش از آن که از ناآگاهان پیمان فراگیری علم گیرد از علما و دانشمندان بر آموختن علم پیمان گرفته است»، بحارالانوار: جلد 1.
2) چون بدعتی در امّتم ظاهر شد، بر عالم دین است که دانش خود را ظاهر کند و با آن به مقابله پردازد در غیر این صورت لعنت خدا و ملائکه و همه انسان ها بر او باد»، بحار الانوار: جلد 54، صفحه 234.
3) «پروردگار متعال از دانشمندان عهد و پیمان گرفت تا در برابر سودجویی ستمکاران و مظلوميّت مظلومان ساکت ننشینند»، نهج البلاغه: خطبة شقشقيّه.
هواهای نفسانی از یک سو و سیاست های استعمارگران شرق و غرب از سوی دیگر موجب گردیده که جمع کثیری از مسلمان ها نسبت به قوانین الهی بی توجّه و بی اعتنا شوند و به شدّت به ظواهر فریبنده و لذّت های زودگذر دنیا روی آورند، از این رو میلیون ها حاجت و نیاز و مشکلات فردی و اجتماعی همچنان لاینحل باقی مانده است.
آمارهای ازدواج کاهش یافته، تجرّد و تنهایی با همۀ خطراتش در جوامع اسلامی شایع شده، بسیاری از مردم فاقد مسکن و سرپناه برای زندگی هستند، داروهای مورد نیاز مفقود و یا با کمبود و گرانی مواجه است، کمبود قابل ملاحظه ای در فضاهای آموزشی و مدارس و آموزشگاه ها با توجّه به مقدار مورد نیاز مشاهده می شود، زمینه های اشتغال کم و با شرایط سخت و قیدها و قوانین بی حدّ و حصر و پیچیده ای روبرو بوده که خود سبب و عامل افزایش بیکاری گردیده و سیر متناسب با رشد جمعیّت نسبت به
خدمات اجتماعی در زمینه های مختلف متوقّف شده، از قبیل: راه سازی، افزایش و گسترش شبکه های آب و برق، آماده سازی مخازن آب مورد نیاز در مناطق مختلف خصوصاً در روستاها و مزارع، افزایش فضای سبز و درخت کاری در داخل شهرها و غیر آن مانند کارخانه جات، مدارس، بیمارستان ها و...
آن چه مسلّم است این که مجالس عزاداری حسینی دارای تأثیری فزاینده و شکوفا کنندهٔ جنبه های عاطفی روحی و روانی و نوعی محرّک عقلی و مؤثّر در جهت دهی به سلوک و رفتار انسانی دارند و ایجاد شفقت و مودّت میان آن ها و به آن جام رسانیدن خدمات فردی و اجتماعی به نحو مطلوب بهره برداری شود، هر سال میلیون ها نیاز امّت اسلامی به آن جام می رسد و البتّه دستیابی به این هدف بسیار مهم نیازمند مساعدت و مشارکت سه گروه می باشد:
1- سخنرانان که با توجیه، هدایت و ارشاد مردم نسبت به اهمیّت همیاری و همکاری در جهت خدمات اجتماعی و آن جام کارهای نیک با بیان داستان های آموزنده و مشوّق و استشهاد به آیات و روایات که مردم را به آن جام این امور دعوت می کند می توانند نقش سازنده و مهمّی را در تحقّق این حرکت مهم در جامعه اسلامی ایفا کنند.
در روایت است: مَنْ قَضى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حاجَةٌ قَضى لَهُ يَوْمَ القِيامَةِ
سَبْعِينَ حاجَةً أَيْسَرُها دُخُولُ الجنَّةِ (1). حضرت سیّدالشهدا علیه السلام فرمودند: وَ أَعْلَمُوا أَنَّ حَوائِجَ النّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَيْكُمْ، فَلا تَمِلُّوا النّعَمَ فَتَحُور نَقَماً (2).
2- تشکیل هیأت هایی از افراد امین، مورد اعتماد و مخلص در هر مسجد و حسینیّه و مدرسه و... که با برنامه ریزی در پرتو مجالس به جمع آوری کمک های مردمی در برآورده ساختن نیازهای افراد مستمند با رعایت ضروریت ها و اولویّت ها اقدام نمایند.
3- مشارکت و همکاری افراد نیکوکار و تجّار توانمند جهت سرمایه گذاری و به آن جام رساندن کارهای خیر. حضرت امام حسین علیه السلام با تأکید بر تسریع در کارهای خیر و انفاق در راه خدا می فرماید: مالُكَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكَ كُنْتَ لَهُ، فَلا تَبْقَ عَلَيْهِ فَإِنَّهُ لا يَبْقَى عَلَيْكَ وَكُلْهُ قَبْلَ أَنْ يَأْكُلَكَ (3).
در این راستا خود دانشمندی را دیدم که با استفاده از مجالس حضرت سیّدالشهدا علیه السلام و تشویق مردم بر آن جام کارهای خیر در
1) «هر کس یک حاجت برادر مؤمن خود را برآورده کند در قیامت هفتاد حاجت او که دخول در بهشت آسان ترین آن هاست، برآورده می شود».
2) «بدانید که توجّه و سرازیر شدن نیازهای مردم به سوی شما، از نعمت ها و تفضُل های الهی بر شماست، نعمت ها را از کف ندهید که نکبت و نقمت جایگزینش شود» از خطبه حضرت سيّدالشهدا علیه السلام در بیان مکارم اخلاق کشف الغمّه: جلد 2، صفحه 242.
3) «مال خود را مالک باش و گرنه مالک تو خواهد بود، امانش مده و بر جایش مگذار که تو را امان ندهد، آن را - در کارهای خدا پسندانه - خرج نموده و نابود کن پیش از آن که تو را نابود نموده و در کام خود فرو برد».
مدّت زمان نیم قرن بالغ بر سیصدو پنجاه مؤسّسه فرهنگی - خدماتی دایر و تأسیس نموده بود.
دانشمند دیگری را دیدم که در مدّت ده سال چهل مؤّسسه را پایه گذاری نمود.
فعالیّت مؤسّسات دینی از دو بُعد قابل بررسی است:
1- از نظر کمّی و مرحله حجم و تعداد.
2- از نظر کیفی و نحوه فعالیت.
امّا از بُعد کمّی و میزان گستردگی آن نقص و کمبود بسیار زیاد و قابل ملاحظه ای در تعداد مؤسّسات دینی اعمّ از مذهبی، فرهنگی و اجتماعی برای مسلمانان در جهان اسلام و برای سازمان ها و گروه های اسلامی در کشورهای غیر اسلامی مشاهده می شود.
این در حالی است که وظیفه ما مسلمانان تبعیّت و الگو پذیری کامل از دستورات و سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم است که در شهر مدینه منوّره با همۀ کوچکی آن نزدیک به پنجاه مسجد بنا فرمودند.
البتّه این نقص و کمبود را می توان با بهره برداری صحیح از مناسبت عاشورا رفع نمود، بدین صورت که خطبا و مسئولین هيأت ها و مجالس سوگواری با تحریک و دلگرمی و تشویق مردم در
جهت سهيم شدن و همیاری در این حرکت اساسی، اقدام به تأسیس و بنای مؤسّسات دینی بنمایند.
اگر مسلمانان توانستند از طریق این مجالس پر فیض که در این ایّام در سرتاسر کره زمین برقرار است، هر سال یکصد هزار مؤسسه اعم از مسجد، حسینیّه، مدرسه، کتاب خانه، بیمارستان، درمانگاه، مراکز بهزیستی، فرستنده های رادیویی و تلویزیونی، مراکز تربیتی و پرورشی، انتشار روزنامه و مجلات (1)تأسیس کنند پس از پانزده سال تنها به تعداد مؤسّسات و مراکز مسیحیّت در قاره آفریقا رسیده ایم چنان چه در بعضی آمارها تعداد مؤسّسات آن ها در این قاره را یک میلیون و پانصد هزار شمرده اند. (2)
در طیّ چند دهه اخیر واتیکان جهت مسیحی نمودن آن قاره، تبلیغات وسیع و گسترده ای را آن جام داده است، از جمله: 104 هزار کشیش و روحانی مسیحی و 93 هزار دستیار و معاون کشیش جهت تبلیغ از آیین مسیحیت به آن قاره اعزام داشتند، با توجّه به این که در حال حاضر مسيحيّت دنیا از وجود (4/250/000) مبلّغ تمام وقت و فارغ البال در سرتاسر دنیا سود می برد، مرکزی را جهت ترجمه انجیل به تمام لغات متداول در آفریقا که بالغ بر 422 لغت می باشد افتتاح نموده و تنها در سال 1993 میلادی، 128 میلیون نسخه انجیل در آن قاره توزیع نمودند، چنان که مبلغ 22 میلیارد دلار برای تبلیغات و فعالیت های خود در قاره آفریقا اشاره می کنیم:
الف- تأسیس 16671 انجمن و مرکز تبلیغی تا سال 1990 میلادی.
ب- نظارت کلیساها بر 500 دانشکده و دانشگاه.
ج- تأسیس 489 مدرسه دینی برای تربیت کشیش و روحانی مسیحی.
د- تأسیس مجمع کلیساها بر 2594 مدرسه راهنمایی و 83900 مدرسه ابتدایی و 11130 مهد کودک و 115 مدرسه برای افراد بی بضاعت - با توجّه به این که اکنون 6 میلیون مسلمان در مدارس تحت نظارت و پوشش تبلیغی مسیحیّت در آفریقا مشغول به درس می باشند.
ه- کلیساها در سرتاسر قاره دارای 600 بیمارستان و 5112 درمآنگاه می باشند.
و- و نیز دارای 256 دارالایتام و 130 آسایشگاه بیماران و 85 آسایش گاه جهت زن های بی سرپرست می باشد.
ز- 75 مجله به تبلیغات مسیحیت و بیان مسائل دینی آن ها اختصاص دارد.
ح- صد ها انتشارات و چاپ خانه برای چاپ و توزیع مجانی کتاب در اختیار دارند.
ط- تربیت نویسندگان، که تنها در سال 1987 میلادی 62800 کتاب و عنوان جدید در خصوص تبلیغات مسیحیت منتشر گردید.
1) مؤلّف عالی مقام «دام ظلّه» در کتاب های «الفقه: الدولة الاسلامية» و «الفقه: الاجتماع» و «الوصال الى حكومة واحدة اسلامية» و جزوۀ «رسالة المساجد والحسينيات»، مسأله اهمیت مؤسّسات دینی و اجتماعی و نقش حیاتی و زیربنایی آن ها در حفظ جامعه را با دقّت مورد بحث قرار داده اند.
2) قاره آفریقا متشکّل از 40 کشور و دارای 600 میلیون جمعیت است که 234 میلیون آنان مسلمان و باقی پیرو دیگر ادیان و مذاهب می باشند.
این امری محال و دست نیافتنی نیست در صورتی که آدمی برخوردار از اراده ای قوی، عزمی راسخ و همّتی والا می باشد و چه بسا تنها یک انسان می تواند حرکتی وسیع و گسترده به راه انداخته و رهبری کند چنان که در آیه شریفه درباره حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام آمده است: إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً (1)و در روایت است: الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَة (2)و در شعر منسوب به امام اميرالمؤمنین علیه السلام آمده است:
أَتَزْعَمُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ *** وَ فِيكَ انْطَوِيَ العَالَمُ الْأَكْبَرُ
«آیا گمان داری که تو موجود کوچک و ناچیزی هستی و حال آن که عالمی بزرگ در تو متحیّر است».
تاریخ بر این حقیقت گواه است که گاه معدود افرادی مسیر
حرکت و حیات امّتی را تغییر داده اند.
امّا از نظر بُعد کیفی بسیار اتّفاق افتاده که مؤسّسه خیریه ای مانند مسجد، حسینیّه، مدرسه، کتاب خانه و انتشارات تأسیس می شود امّا از نظر وجود مدیریت لایق و کارآمد (1)یا در مشورت پیرامون نحوه اداره (2)و یا در کارهای اجرایی خود با مشکل مواجه هستند، یا به مشکلات مالی از قبیل کمبود بودجه و نبود کمک های مالی اهل خیر جهت اتمام بنا و تهیّه مایحتاج یا ترمیم خرابی های مراکز قدیمی و در شرف تخریب برخورد می کنند.
تأمین و تکمیل همۀ این کمبود ها از راه تحریک منطقی عقل و احساسات عاطفی بر حبّ و دوستی هر نیک و خیر ممکن می باشد زیرا آن کس که حسّ عاطفی اش بیدار و شکوفا شود قلبش او را به سوی خیرات و کارهای پسندیده راهنمایی می کند.
این امر نسبت به مؤسّسات انتفاعی و تجاری و مانند آن که به اسلام و انسان ها خدمت می کنند نیز این گونه است و شاید اگر اجتماع به این بُعد از نیاز خود در این مقطع زمانی توجّه کند اثرات و ثمرات وافری را در دو بُعد کمّی و کیفی به دست آورد.
1) مانند دکتر، مهندس، دانشمند و مدرّس و مدیر و کارمند که مؤلّف عظیم الشأن در کتاب «استمرارية المؤسّسات الاسلامية» به تفصیل به مؤسّسات و مراکز دینی و خدماتی و راه ها و روش های ادامه حیات و فعالیت آن ها اشاره فرموده اند.
2) چنان که بر هیأت های اداره کننده این مراکز است که افرادی مؤمن و لایق را با نحوه اداره صحيح آشنا و آموزش دهند تا در آینده آن مؤسّسات از نظر مدیریت دچار وقفه نشوند.
ممکن است از واقعه کربلا در جهت حل مشکلات سیاسی که امروز گریبان گیر امّت اسلامی شده استفاده نمود که از آن جمله:
1- مشکل استبداد و دیکتاتوری سردمداران و سلاطین حاکم بر کشورهای جهان سوم و نیز رسوایی های طاغوتیان و حاکمان جور که بندگان خدا را به بردگی، اموال و سرمایه ها را چپاول و دین خدا را به بازی گرفته اند زیرا مصالح شخصی جمله ای از حاکمان و برخی سرمایه داران مترف و عالمان سوء تنها به وجود اختلافات و تمایزات شدید اجتماعی و حاکم بودن روح بردگی در میان مردم بستگی دارد و حضرت سیّدالشهدا علیه السلام برای ریشه کن ساختن و محو همین معضلات اجتماعی به جهاد پرداختند، چنان که حضرت فرمود: إِنَّما خَرِجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فِي أُمَّةِ جَدِّي وَ شِيعَةِ أَبِي عَلِى بنِ أبي طالِب، أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ... . (1)
عَلَى الإِسْلامِ السَّلامُ إِذا بُلِيَتِ الأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْل يَزِيد وَ لَقَد سَمِعْتُ جَدِّي
1) «تنها برای طلب اصلاح و صلاح در امّت جدّم و شیعیان پدرم امیر المؤمنين علیه السلام خروج نمودم، می خواهم به معروف امر و از منکر نهی کنم» ناسخ التواریخ.
رَسُول الله صلى الله عليه و آله وسلم يَقُولُ: الخَلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أبي سفيان . (1) و فرمود: إِنّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدَنُ الرّسالَةِ ... وَ يَزيدُ رَجلٌ فَاسقُ، شارِبُ الخمرِ، قَاتِلُ النَّفْسِ المُحْتَرَمَةِ، مُعْلِنَ بِالْفِسْقِ و مِثْلِي لأيُبايِعُ مِثْلَهُ . (2)
و فرمود: أَلا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ بنَ الدَّعىِّ قَدْ رَكَّزَ بَيْنَ اثْنَيْنِ، بَيْنَ السلّةِ والذلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذُّلَّةِ، يأبى اللهُ لَنا ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَحُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حميَّة وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ . (3)
شاید انگیزه و علّت همۀ ستیزه جویی ها و جنگ و مقابله طاغوت ها در طول تاریخ با فکر، راه، شهر، حرم، زیارت، شعائر، مصیبت و گریه، عزاداری و یاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام همین باشد.
2- طبیعت نژاد پرستی نژاد پرستی که اکنون بر اغلب کشورهای
1) «زمانی که امّت به فرمانروایی چون یزید گرفتار آید باید دست از اسلام شست، از جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که فرمود: خلافت و رهبری امّت بر خاندان ابی سفیان حرام می باشد» این جمله از حضرت سیّدالشهدا علیه السلام خطاب به مردان هنگام طلب از حضرت برای بیعت با یزید فرمود، «نفس المهموم مرحوم محدّث قمی: صفحه 70».
2) «ما خاندان نبوّت و معدن رسالتيم... و يزيد فردی فاسق، شراب خوار، قاتل انسان های بی گناه و آشکار کننده فسق و فجور است و چون من با مثل او بیعت نمی کند» و زمانی که ولید والی مدینه از آن حضرت خواست تا با یزید بیعت کند، این سخن را فرمود. «مقتل خوارزمی».
3) «همانا زنازاده فرزند زنازاده ما را میان دو راه مخیّر کرده: به شمشیر کشته شویم یا که ذلّت را برگزینیم و هیهات که ما در راه ذلّت قدم نهیم که خدا و رسول او و مؤمنان و دامن های پاک و مطهّر و سرهای غیور و پر شور و جان های سرافراز و با عزّت هرگز زبونی ما را که طاعت فرومایگان پست را بر نبردی مردانه ترجیح دهیم، نمی پسندند» از خطبه حضرت امام حسين علیه السلام در روز دهم محرم. «نفس المهموم: صفحه 245».
جهان حتّی در بین آن هایی که خود را امّتی پیشرفته می دانند حاکم است.
آری در دنیای امروز برتری نژادی، تمایزات در لغت، جغرافیا، ملّیت و قبیله از اصول و اجزای لاینفک سیاست به حساب می آید. (1)
3- فرو نشاندن آتش فتنه ها و جنگ ها آشوب های موجود در کشورهای اسلامی که در طول پنجاه سال اخیر استعمارگران آن ها را شعله ور ساخته و اکنون کانون و مرکز نزدیک به هشتاد درصد از جنگ ها، کشمکش ها و برخوردهای نظامی جهان در کشورهای اسلامی می باشد.
4- تأسيس مراكز خدماتی مراکز خدماتی در جهت نجات انسان ها از گرسنگی، فقر، بیماری و امثال آن که حلّ این مشکل ها - تا حدّ زیادی - با توجّه بیشتر خطبا به مسئولیت خطیر دینی و مذهبی خود و همّت مؤسّسین و هیأت های اداره کننده مساجد و حسینیّه ها به توزیع کتاب های فرهنگی و توجیهی (که به آگاه کردن امّت نسبت به مشکلات و راه حل های آن بپردازد) و از طریق حرکت سازنده رسانه های ارتباط جمعی و ایفای نقش خود ممکن می باشد تا در مسیر تطبيق سخن ذات الهى يَرْفَعُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ
1) به کتاب «القوميات في خمسين سنة» به تأليف مؤلّف بزرگوار مراجعه شود.
أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (1)و در جهت تطبيق آيه شريفة: إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أتْقَاكُمْ (2)گام بردارند. ضروری است که دایره استفاده و بهره برداری از ماه محرّم و صفر و معنویات انبوه و فراوان آن را در راه خدمت به انسانیت و كُند و تحقّق صلح و آرامش در دنیا گسترش دهیم البتّه به سير کُند و استفاده محدود و اندک از این رویداد مهم تاریخی که نقطه عطفی در تاریخ بشریت است بسنده نکنیم، چنان که بعضی از دست اندرکاران مجالس اعمّ از خطیب و یا مسئولین هیأت ها به بهره برداری کم اکتفا نموده اند.
مناسب است از مجالس عاشورا در جهت تأکید بر ضرورت بازگشت به اسلام و احکام و شعائر آن استفاده شود چنآن چه اشاره شد لنین گفته بود: «کربلا را نابود کنید» و در حدود یک قرن پیش گلادستون رئیس بریتانیایی در مجلس عوام انگلستان گفته بود: «اگر می خواهید در کشورهای اسلامی پایدار و گام هایتان استوار باشد بر شما باد که قرآن را از زندگانی مسلمانان خارج و از سفر حجّ آن ها ممانعت کنید» و امروزه خود شاهدیم که چگونه غربی ها و دشمنان دین به هر دو خواسته خود جامه عمل پوشانیده اند.
حج را به کاروان هایی کوچک و بیگانه از هم در زمانی معیّن و روزهایی اندک محدود نموده و با مراقبت شدید از سوی جاسوس ها و مأموران امنیّتی محصور ساخته اند که دیگر نه آشنایی و شناختی میان مسلمانان است نه تبادل نظراتی، نه کنفرانسی و نه اندیشه ای برای حل مشکلات مسلمانان و نه ... هیچ در کار نیست.
و حج از عنوان قِيَاماً لِلْنَّاسِ (1)و از این که در پرتو اتّحاد و تسلیم امر دین بودن مسلمانان لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ ... (2)تا حدّ زیادی تهی گردیده است.
در کنار این ها حرم های مطهّر خاندان رسالت علیهم السلام و یاران آنان و دیگر آثار بجای مانده از صدر اسلام را ویران و از میان برداشتند و حج را- و هر موسم دیگر- به پایگاهی برای اختلاف و نزاع و خصومت میان مسلمانان تبدیل کردند (3)و مسلمانان را از احکام و دستورات حیات بخش قرآن که سعادت جاودانه به دنبال دارد، دور ساختند.
اخوّت اسلامی را به بند کشیدند تا جایی که امروزه اهل هر منطقه در منطقه دیگر خارجی و بیگانه است، امّت واحده اسلامی را تکه تکه کردند تا آن جا که مسلمانان به صورت امّت های متعدّده و محدود به حدود جغرافیایی درآمده اند که هرگز خالق متعال چنین حکم و قانونی بر آن ها نازل نفرموده است.
آزادی های اسلامی را خفه کردند و دیگر مجالی برای اظهار نظر برای سخن گفتن و برای ارائه فکر و برنامه باقی نگذاشته اند.
1) (حافظ ایمان، اتحاد و نگهبان مصالح دین و دنیای مسلمانان بودن)، سوره مائده: آیه 97.
2) (در آن منافع «دنیوی و اخروی» خود را شاهد باشند)، سوره حج: آیه 28.
3) مؤلّف عالی مرتبه در کتاب «الحج بين الامس واليوم والغد» مشکلاتی را که در برابر مسلمانان در مراسم حج ایجاد گردیده و این نکته که حج در سابق چگونه بوده و حال به چه شکل در آمده و نیز راه حل های پیشنهادی جهت بهبودی ساختار کنونی حج و راه های بهره برداری صحیح و دقیق از این تجمّع عظیم دینی را تبیین و تشریح نموده اند.
قوانین باطل و دروغی را وضع و به مورد اجرا گذارده اند که بمانند زنجیر انسان ها را اسیر و از انجام هر حرکت و کوششی در جهت عمران و آبادانی، در تجارت، زراعت، صنعت، سفر و اقامت و در سایر شئون و نیازهای زندگی بازداشته است.
مشورت در انجام کارها و شئون حکومت را منتفی کردند که اکنون حاکمان و سردمداران به افرادی مستبد تبدیل شده اند دیگر نه انتخابات آزادی در کار است و نه مؤسّسات زیربنایی برای حفظ و صیانت حکومت از بیراهه رفتن و استبداد در حکم.
هر گونه سازماندهی، انسجام و تشکّل در هر بُعدی از ابعاد را منع کردند و آن را به عنوان یک معضل و مشکل سیاسی و اجتماعی در کشورهای اسلامی به مردم القا کردند که دیگر اثری از احزاب آزاد - که تضمین کنندۀ حقوق انسان ها می باشد - برجای نیست و تنها یک حزب و یک شخص حاکم است و حق همان است که او اراده کند. (1)
حرام های خدا را حلال و مباح دانستند مانند: شراب، گوشت خوک، فحشا، موسیقی، ربا و سایر محرّمات الهی.
1) مرجع عالی قدر و مؤلّف والا مقام در کتاب های ارزشمند: «الفقه: الحرية» و «الفقه: السياسة» و «الحرية الاسلامية» و «الشورى في الاسلام» و «ممارسة التغيير» و «السبيل الى انهاض المسلمين» و «لماذا تأخر المسلمون» و «انقاذ المسلمين» و «من أوّليات الدولة الاسلامية» احكام حيات بخش برای جامعه اسلامی و امّت مسلمان را به تفصیل مورد بررسی و تدقیق قرار داده است.
قوانین و احکام پروردگار متعال در کتاب آسمانیش قرآن کریم را به فراموشی سپردند مانند: إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (1)و اِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً (2)و یَضَعُ عَنْهُمْ إصْرَهُمْ وَالأغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ (3)و أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ (4)و مِنْ كُلِّ شَيءٍ مَوْزُونٍ (5)و در حدیث شریف است: نَظْمِ أَمْرِكُمْ (6)و در آیه مبارکه است: اِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْاَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ (7)و اِنَّ السَّمْعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (8)و أَحَلَّ اللهُ البَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا (9).
اکنون بر ما لازم است تا مجالس عاشورا را وسیله ای برای پایداری و پافشاری در بازگشت احکام اسلام و آیات قرآن و راهنمایی های هدایتگر خاندان عترت طاهره علیهم السلام به جامعه اسلامی قرار داده و بهره ای وافی و کافی از آن ببریم.
1) (در حقیقت مؤمنان برادر یک دیگرند)، سوره حجرات: آیه 10.
2) (این امّت شما امّتی واحد است)، سوره انبیاء: آیه 92.
3) (قوانین پر درد و رنجی که به جهل همانند زنجیر بر خود آویخته بودند را بر می دارد)، سوره اعراف: آیه 157.
4) (کارهای خود را به مشورت هم دیگر آن جام می دهند)، سوره شوری: آیه 38.
5) (هر چیز را مناسب و موافق با حکمت قرار دادیم)، سوره حجر: آیه 19.
6) «بر شما باد به نظم و انسجام در کارهایتان»، بحار الانوار: جلد 42، صفحه 256.
7) (شراب و قمار و بت ها و تیرهای قمار همه پلید بوده و از کارهای شیطان است، پس از آن ها دوری جویید)، سوره مائده: آیه 90.
8) (به درستی که گوش و چشم و دل همه در پیش گاه پروردگار متعال مسئولند)، سوره اسراء: آیه 36.
9) (بیع و تجارت را خداوند حلال و ربا را حرام فرموده است)، سوره بقره: آیه 275.
ممکن است از مجالس بزرگداشت واقعهٔ خونین کربلا در جهت بهبودی شئون اقتصادی بیشترین استفاده را نمود زیرا همان طور که در روایت است: مَنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ (1). اقتصاد موفّق تنها در سایه کسب و بهره وری صحیح در امر زراعت، تجارت، صنعت و بهره برداری مناسب از منابع طبیعی تحقّق و شکل می گیرد.
پس ضروری است که مردم را به کسب و تجارت تشویق و ترغیب نمود و با استفاده از روش های تأثیرگذاری مطلوب، آن ها را بر تلاش و نشاط بیشتر و همّت بالاتر و نیز گسترش فعالیت های شغلی در شئون مختلف واداشت و این خود سبب کاهش آمار بیکاران و رخت بر بستن روح تنبلی و رفاه طلبی زیان بار از میان مسلمانان و غیر مسلمانان خواهد بود.
هر گونه بی توجّهی نسبت به این وظیفه و دیگر وظایف گذشته موجب افزایش بیکاری و فقر گردیده و خود منشأ بسیاری از
1) «کسی که از گذران زندگی خود در این دنیا درمانده در اندیشه اصلاح آخرت خود نخواهد بود.
انحرافات و خطرات می باشد: كَادَ الفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً (1).
در روایات است که چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم انسانی را مشاهده می کردند که بیکار بوده و در پی شغل و کسبی نیست می فرمودند: سَقَطَ مِنْ عَیْنِی - از چشم من افتاد -
امّا الگوپذیری ثروتمندان از فرهنگ اقتصادی غرب در واریز نمودن اموال به حساب های بانکی و اکتفا در امرار معاش به بهره های حاصله - چنان که دیده می شود بعضی افراد در کشورهای اسلامی به این شیوه روی آورده اند - خود عاملی مهم در افزایش بیکاری و مسبّب روی گردانی از تکیه بر نیرو و خلاقیّت خود در امر تولید و گرایش به مصرف گرایی بوده و سختی و رنج این روش از کسب درآمد بر دوش کارگران می باشد. در حالی که این قبیل افراد به انسان های عاطل و باطل تبدیل شده اند، جمعی برای بدست آوردن لقمه نانی برای خود و برای همین انسان ها به سختی تلاش می کنند.
به عقیده کارشناسان مسائل اقتصادی، همواره ربا منشأ فتنه ها و شراره جنگ ها بوده است. (2)
در این میان وظایف و مسئولیّت های عدیده و مهمی بر دوش
1) «بیم آن می رود که فقر آدمی را به پرت گاه کفر بکشاند»، بحارالانوار: جلد 69، صفحهٔ 29، حدیث 26.
2) مسئله ربا و اسباب آن و بیماری های ناشی از آن و نیز راه های علاج آن را مؤلّف محترم در کتاب های: «الفقه: الاقتصاد» و «الاقتصاد الاسلامى المقارن» و «لماذا تأخّر المسلمون؟» «البنك الاسلامی» به بحث گذارده است.
مجالس حسینی است که باید به انجام آن همّت گمارند:
اوّل: در جهت اصلاح انحرافات در جامعه و هدایت مردم به زندگی سالم توام با آرامش، کوشش کنند.
دوم: برای بازگشت و اجرای قانون سَبق و حیازت تلاشی مستمر مبذول دارند، در حدیث شریف آمده است: مَنْ سَبَقَ اِلى ما لَمْ يَسْبِق اِلَيْهِ مُسْلِمٌ فَهُوَ لَهُ (1).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: عادِی الأرْضِ لِلّهِ وَلِرَسُولِهِ، ثُمَّ انّها لَكُم مِنِّى أَيُّها المُسْلِمُونَ (2).
و مَنْ أَحْيى أَرْضاً مَواتاً فَهِيَ لَهُ، «هر کس زمین مرده ای را آباد کند مالک آن می شود». (3)
سوم: نسبت به تحقّق و تطبیق قاعده سلطنت بر مال و جان در جامعه اسلامی سعی وافر نمایند، زیرا النّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلى اَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ «مردم بر جان و مال خود نسبت به هر گونه تصرف صحیح و عقلی سلطه و اختیار دارند» (4)و دیگر روایات و قوانین
1) «هرکس بر چیزی که مسلمانی بر آن سبقت نگرفته، سبقت بجوید مالک آن خواهد بود»، وسائل الشیعه: جلد 17، صفحه 328 با کمی اختلاف.
2) «زمین هایی که از روزگاران قدیم متروک بوده از آن خدا و رسول است، اکنون آن ها را به شما مسلمان ها واگذاردم» و (من حاز ملک) «هر کس حیازت کند مالک می شود» از کتاب جواهر چنین بدست می آید که این جمله روایت می باشد.
3) تهذيب الاحكام: جلد 7، صفحه 152، حدیث 22.
4) بحارالانوار: جلد 2، صفحه 272، حدیث 7. (و قيد أنفسهم: مستفاد از آیه شریفه: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ سوره احزاب: آیه 6 می باشد).
فقهی (1)تا بیش از نیم قرن در تمامی شهرهای کشور پهناور اسلامی حاکم بود امّا زمامداران مستبد و دیکتاتور پس از سیطره و تسلّط بر کشورهای اسلامی، به امر اربابان خود شروع به جعل و وضع قوانینی کردند که نیروها، لیاقت ها و خلاّقیت ها را محدود کرد و آزادی های اسلامی را در بند کشید، قوانین نادرستی که با فطرت سلیم ناهمگون و با شریعت محمّدی صلی الله علیه و آله وسلم ناسازگار بود مسلمانان را در چنان بحرانی گرفتار ساختند که هرگز در تاریخ اسلام سابقه نداشته است.
اکنون باید از محرّم در جهت بازگشت قوانین اسلام و عزّت و سیادت مسلمین، بالاترین بهره ها را ببریم.
1) جهت اطلاع بیشتر به کتاب های «القواعد الفقهيه» و «الفقه: احياء الموات» از نویسنده بزرگوار همین کتاب مراجعه شود.
از دیگر زمینه های موجود برای استفاده تام و تمام از مناسبت عاشورا بسط و گسترش دامنه تبلیغات دینی به مناطق غیر اسلامی است تا دیگران را نسبت به حقیقت و حقانیّت مکتب اسلام و مذهب تشیّع آگاه و هدایت و از ظلمت ادیان و مذاهب باطلشان نجات داد، اسلام به معنی و مفهوم قرآنی آن، که پیامبر اکرم صَلى الله علیه و آله وسلم در آن روز آن را تطبیق و به اجرا گذاردند و امیرالمؤمنین علیه السلام هم در طول حکومت خود بر همان سیره و روش حرکت کردند، تمام هدف و مقصودش نجات بشریت از چنگال بندگی و بردگی، ظلم و جهل، استثمار و فقر، بیماری و حرص بر دنیا و هرج و مرج می باشد. چنان چه در آیه شریفه آمده: اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ (1).
امروزه می بینیم چگونه بشریّت به دلیل دوری از احکام آسمانی و تعالیم انبیای الهی در مشکلات هولناک و سختی که به دست خود ایجاد نموده دست و پا میزنند. (2)در آیه شریفه آمده است: وَ مَنْ
1) (چون شما را دعوت کند به آن چه که در آن حیات جاودانه یابید)، سوره انفال: آیه 24.
2) حتّی در کشورهای غربی که داعیه آزادی، دموکراسی، رفاه اقتصادی و پیشرفت های علمی را دارند قتل، آدم ربایی، بیکاری، تجرّد، بیماری و فقر به نحو گسترده و نگران کننده ای افزایش یافته که بنا به گزارش برخی آمارها، هم اکنون (37) میلیون آمریکایی در فقر به سر می برند: «روزنامه الدستور چاپ اردن شماره (9411) . مؤلّف عالی قدر در کتاب خود «الغرب يتغيّر» به تفصیل بیماری های جامعه غربی و نابسامانی هایی که غرب شدیداً به آن ها مبتلا است را یادآور شده و به افول تمدن و سیادت زود هنگام غرب در صورت عدم تغییر بنیادی در اصول و سیاست های غلط شان را امری حتمی دانسته است.
أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً (1). اینک با گذشت نزدیک به پانزده قرن از بعثت نورانی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم هنوز شاهد بت پرستی به شکلی گسترده و وسیع در کشورهای جهان از جمله: هند، چین، ژاپن، کره شمالی، کره جنوبی و بعضی از کشورهای آفریقایی هستیم و هنوز گونه ای از بت پرستی و خرافه پرستی نقابدار بر زمین خدای متعال حکومت می کند. همانند کسانی که مسیح و یا عزیر را فرزند خدا می دانند یا آن ها که عقیده به وجود دو خدا در جهان آفرینش هستند و حال آن که منطق و حکم عقل و عقلا بر وحدانیت خدای متعال و صفات ثبوتی و سلبی ذات اقدس ربوبی اش دلالت دارد - که در علم کلام به آن ها اشاره شده است - (2)
و صفات سلبی آن صفاتی است که ذات اقدس الهی از اتّصاف به آن ها منزّه است: «مرکب نباشد»، «جسم و عرض و جواهر نباشد»، در معرض حوادث نیست»، «محتاج نیست»، «شریکی ندارد»، «با چشم سر مشاهده نشود»، «معانی و احوال از او منتفی است». برای آگاهی بیشتر به کتاب «النافع یوم الحشر في شرح التجريد» و «شرح منظومه سبزواری» تألیف مؤلّف معظم رجوع شود.
به تحقیق که طبیعت بشر و فطرت سلیم انسانی را بر قبول و تبعیّت از راه و روش حق سرشته اند، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا (1).
در همۀ تاریخ، انسان های معاند و عنود و غیر تسلیم در برابر حق، کم و نادر بوده اند که از این رو بر ما واجب است تا با به کارگیری تمام وسایل و امکانات خود از راه مجالس حسینی به نشر احکام و تعالیم آسمانی مبادرت کنیم.
تاریخ بر ما بازگو می کند که چگونه در نتیجه تبلیغ و ارشاد، نزدیک به هزار سال اسلام بر کشور هند حکومت می کرد امّا به دلیل جهل و نادانی حکّام و بی توجّهی بزرگان قوم و پرداختن به اختلافات درونی و جنگ های داخلی و مسائل شخصی و به دلیل سستی و جهالت آنان که مسئولیت سنگین تبلیغ را بر عهده داشتند، نشر و گسترش اسلام در هند رو به ضعف گذارد تا آن جا که در حال حاضر نسبت مسلمانان در آن کشور - به غیر از پاکستان - از %20 تجاوز نمی کند. و باز تاریخ بیانگر این واقعیّت است که به سبب تبلیغ، دین مبین اسلام تا حدّی به قلب کشورهای اروپا، آمریکا و استرالیا و دیگر کشورهای جهان نفوذ نمود، که در این راستا
1) (دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است)، سوره روم: آیه 30.
داستان ها و شواهد بی شماری بر نقش علما و تجّار در نشر اسلام و هدایت بشر در سرتاسر دنیا به چشم می خورد. و امروز تکرار همان حرکت تبلیغی به صورت مستمرّ و یا لااقل به شکل موقّت در موسم عاشورا، امری ممکن و دست یافتنی است، که به یقین با همیاری و همکاری تجّار و ثروتمندان خیرخواه و نیکوکار در جهت نشر و گسترش افکار، عقاید، قوانین و تعالیم هدایت گر دین مبین اسلام به نحو مباشر یا با اعزام مبلّغ و چاپ کتاب های آگاه کننده و توزیع و نشر آن ها یا با تأسیس فرستنده های رادیویی و تلویزیونی یا با انتشار روزنامه ها و مجلاّت یا با تکثیر نوارهای کاست و ویدئو و غیر آن از راه های تبلیغی، بهترین نتیجه و بیشترین تأثیرگذاری را به دنبال خواهد داشت.
آن گاه است که با این حرکت در ابلاغ و تبلیغ رسالت حضرت سيّدالشهدا علیه السلام که همانا زنده نگه داشتن معالم حق و طلب اصلاح بود، مشارکت نموده و بشریّت را از ظلمت و تباهی فکری و عملی که اکنون سخت در آن غوطه ور و بدان گرفتار است، نجات داده ایم.
از مناسبت های ویژه و مهمّی که مردم به ذات لایزال الهی و رفع گرفتاری از بندگان فقیر و نیازمند خدای متعال توجّه دارند دو ماه محرّم و صفر است که باید از مجالس منعقده در طول این دو ماه در جهت جمع آوری کمک ها و مساعدت های عزاداران حسینی برای مصیبت زدگان، مستمندان و افراد بی بضاعت مسلمان و حتّى غير مسلمان بیشترین و بهترین استفاده را نمود. زیرا لِكُلِّ كَبَدٍ حرّيٍ أَجْرٌ «سیراب نمودن هر تشنه لبی دارای اجر و ثواب است» و ارْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمُكُمْ مَنْ فِى السَّماءِ «خلق خدا بر روی زمین را رحم کنید تا شاهد بر اعمال و کردار، رحمتان نماید». (1)و چنان چه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در جنگ بدر آب در اختیار کفّار قرار دادند و امير المؤمنين علیه السلام لشکر معاویه در صفین و امام حسین علیه السلام کسانی که برای کشتن حضرتش در کربلا آمده بودند را سیراب نمودند. و در آیه شریفه پروردگار متعال می فرماید: لا يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ
1) غوالى اللثالى: جلد 1، صفحه 361، حدیث 42.
يُقَاتِلُوكُم في الدِّين وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تَقْسِطُوا إلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُقْسِطِينَ (1) باید از این مجالس برای جمع آوری حقوق شرعیه از خمس و زكات، جهت مصرف در موارد مقرّره از جمله تقویت حوزه های علمیّه و مؤسسات دینی استفاده نمود.
ضروری است که خطبا و مبلّغین عالی قدر با جدیت تمام مردم را بر وصیت به ثلث اموال خود جهت صرف امور خیریّه و مؤسسات دینی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی، فنّی و خدماتی و غیره تشویق و ترغیب نمایند. البته از نکات مهم در مصرف اموال جمع آوری شده جهت امور خیریه قانون «اهمّ و مهم» و «حسن و احسن» است که باید به دقت تمام ملاحظه شود، مثلاً در مورد اموال جمع آوری شده جهت فقرا و نیازمندان ممکن است این اموال را به صورت نقدی در اختیار آن ها گذاشت و ممکن است با رعایت جانب احتیاط آن ها را در تجارت و مضاربه قرار داده و استفاده و سود آن را به صورت درآمدی مستمر برای مستمندان صرف نمود یا املاک و خانه هایی خریداری و اجاره داد و درآمد اجاره را به فقرا اختصاص داد و یا برای اسکان آن ها منازلی اجاره شود یا خانه هایی
1) (خدای متعال شما را از دوستی با آن ها که در دین با شما جنگ و دشمنی ننموده و شما را از دیارتان بیرون ننمودند نهی نمی کند تا به آن ها احسان نموده و به عدالت رفتار کنید به درستی که خداوند انسان های دادگر و عادل را دوست دارد)، سوره ممتحنه: آیه 8.
خریداری شده و به صورت دائم برای سکونت نیازمندان وقف شود تا مادامی که خانواده هایی فقیر و محتاج هستند در آن منازل سکونت کنند، که بی هیچ شک و تردید تمام اقسام روش دوم - در صورت امکان - به مراتب از روش اوّل بهتر می باشد.
در مثل آورده اند: «اگر می خواهی فقط برای یک روز آدمی را سیر کنی، قیمت یک ماهی را به او بده امّا اگر می خواهی برای یک عمر سیرش کنی، ماهی گیری را یادش بده».
ممکن است از مراسم سوگواری ایام عاشورا در جهت ریشه کن نمودن کامل منکرات و محرمات و یا کاهش و جلوگیری از شیوع و انتشار بیشتر آن به مقدار توان و قدرت استفاده نمود که دستیابی به این امر از دو راه ممکن و مقدور است:
اوّل: درخواست از حکومت ها و بلکه فشار بر آن ها (1)برای الغای قوانین مخالف شرع که موجب روی آوردن جمعی به محرّمات می گردد (2)- و چه بسیار از این گونه قوانین که در کشورهای اسلامی دیده می شود -
دوم: همت و تلاش فردی و همگانی در حدّ قدرت برای ریشه کن شدن منکرات، مثلاً با جمع آوری کمک های لازم، زنانی که به دلیل فقر یا نیاز، به فحشا روی آورده اند را شوهر داد (3)در
روایت است که: «امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام زن بدکاره و فاسدی را شوهر دادند» و به این وسیله او و جامعه اسلامی را حفظ فرمودند.
یا با جمع آوری اموال، مراکز فروش مشروبات الکلی را به مراکز فروش اجناس مجاز و مورد نیاز تبدیل نمایند و یا با پرداخت کمک های مالی، صاحبان همان مراکز را به تغییر شغل تشویق نمایند و چه بسا برخی چنین تصوّر کنند که این گونه حرکت ها، جزئی و کوچک بوده و نتایج مطلوب و چشمگیری بدنبال ندارد، در جواب این توهّم می گوییم:
1- «آن فرض و واجبی که درک و آن جام تمامش ممکن و مقدور نیست ترک تمامش هم شایسته و روا نباشد» که این قاعده پیش از آن که قاعده ای شرعی باشد، قاعده ای عقلی است و عقل سلیم بر آن حکم می کند. و نیز: «هیچ گاه عدم قدرت بر اتیان کاری لازم به نحو کامل، موجب سقوط وظیفه و تکلیف نسبت به بخش قابل اتیان آن نمی شود» . (1)
2- در روایت شریف نبوی صلی الله علیه و آله وسلم است: لَئِنْ يَهْدِيَ اللّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ «اگر پروردگار متعال انسانی را به دست تو هدایت کند برای تو بهتر و برتر است از آن چه که
1) به کتاب «القواعد الفقهية» تأليف مؤلّف عظیم الشأن رجوع شود.
خورشید بر آن می تابد».
که این حدیث شریف بر عظمت فایده و ارزش و قداست حرکت های ارشادی و هدایت گر دلالت دارد.
3- همین جزئیات که در بدو امر به چشم نمی آید یک خطّ و امتداد است و از میان رفتن ریشه فساد در یک مرکز یا یک فرد، یک خط و امتداد و بلکه امتدادی واجب و حیاتی برای تحقّق معروف در جامعه می باشد. مثلاً بسته شدن یک مرکز فروش مشروبات الکلی و یا ممانعت از فساد یک زن در جامعه در واقع موجب صیانت و سلامت یک خانواده و یک اجتماع از بعد افقی و عمودی آن در طول زمان می باشد.
4- با توجّه به کثرت موارد همین جزئیّات و وسعت دایره انحرافات در می یابیم که برخورد صحیح و مؤثر با فرد فرد مفاسد و معاصی در این موسم و با استفاده از مراسم عزاداری در جای خود موفقیتی بزرگ و حرکتی مفید و مطلوب می باشد. چرا که تعطیل شدن هزارها قمارخانه، میکده و فروشگاه های اشاعه دهنده فرهنگ ضدّ دین و اخلاق و... به مقدار قابل ملاحظه ای به طهارت و سلامت اجتماع می انجامد، گذشته از این ها نفس این حرکت موجب رضای الهی و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و بندگان صالح و مؤمن و خود عمل به وظیفه شرعی نهی از منکر می باشد.
لازم و ضروری است که همه توان و تلاش ها در بازگرداندن نسل جوان به آغوش دین، فضیلت و تقوا و نجات آن ها از دام مواد مخدّر و حتّی سیگار (1)و مانند آن از عادت های مضر برای سلامتی و بر باد دهنده مال و جان و جوانی که از مصادیق لهو و لعب در حد حرام یا مکروه می باشند به کار گرفته شوند.
1) زیرا بر اساس آمارها هر ساله 2/5 میلیون انسان در اثر استعمال تنباکو جان می سپارند، (روزنامه اتحاد شماره 5150).
می بایست تمامی مؤسسات و مراکز دینی، مجالس و هیأت های سوگواری حضرت سيّدالشهدا علیه السلام توجّه و عنایت بیشتری نسبت به جوانان، بانوان، افراد ناتوان و کودکان مبذول دارند:
توجه به جوانان: آن ها بزرگان و سازندگان فردای اجتماع هستند و هر گونه اهمال و غفلت از آن ها باعث انحراف سریع آن ها از مسیر حق و اعتقادات صحیح و سلیم و سپس گرایش به حرکت های انحرافی و گرفتار آمدن در شبکه های ضد دین و فاسد و مفسد را به دنبال دارد و آن گاه است که نیرو و توان خیراندیش و خیر پیشه جوانان مسلمان به ابزار دستی برای بدخواهان و قدرتی مخرب و سرکش تبدیل خواهد شد.
اما مقصود از اهتمام بیشتر به نسل جوان توجه دقیق تر و عمیق تر به امر تعلیم و تربیت آن ها و فراهم سازی زمینه های اشتغال در کارهای شرافت مندانه و نیز رفع مشکلات موجود و زمینه سازی برای ازدواج آن ها و... می باشد.
لزوم توجّه به بانوان: آن ها انسان هایی عاطفی بوده و بیشتر در معرض خطرات احتمالی هم چون کشیده شدن به انحرافات و اعمال منافی عفّت از سوی تبهکاران هستند و از نظر مال اندوزان و پول پرستان کالا و وسیله ای برای سود بیشتر می باشند. (1)
ضروری است نسبت به شوهر دادن آن ها همت نموده و از بی شوهر ماندنشان که اضافه بر بیماری های روانی و جسمی، موجب بیماری اجتماعی نیز می گردد جلوگیری شود. باید به بانوان و پدران و همسران آن ها این نکته را گوشزد نمود که همواره برخوردها و معاشرت های میان زن و شوهر باید به دور از خشونت و پرخاشگری و کاملاً انسانی و مطابق با قوانین اسلامی - که در برگیرنده حقوق شرعی آن ها و ضامن یک زندگانی پر مهر و سالم است - (2)بوده باشد که در حدیث شریف است: عَلِمَ اللهُ ضَعْفَهُنَّ فَرَحِمَهُنَّ «به دلیل کم تحمّلی و توان اندک آن ها در برابر ناملایمات و سختی های زندگی، پروردگار متعال نسبت به آنان رعایت و سفارش افزون تر فرمود».
لزوم توجّه نسبت به افراد ناتوان و درمانده: آن ها به عنایت و رعایت
حال بیشتری نیازمند هستند، امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام چون نصرانی پیری را مشاهده کردند که دست نیاز به سوی دیگران دراز کرده فرمودند: اسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّى إِذَا كَبُرَ وَ عَجَزَ تَرَكْتُمُوهُ ، «از نیرو و توان او در جوانی بهره بردید حالا که پیر و ناتوان شده او را به حال خود رها کرده اید؟!» و بی توجهی به افراد محتاج و نیازمند در یک جامعه، خود نشانه اجتماعی متأخّر و دور از فرهنگ صحیح و اصیل می باشد. وانگهی آیا همین جوان امروز در فردایی همان پیر ناتوان نخواهد شد، این بدان معنی است که این جوان، فردای خود را همانند او، غرق در گرفتاری و سرگردانی و فاقد هر گونه ارزش اجتماعی می بیند. او از امروز برای خود ارزش و احترامی قایل نخواهد بود و تبعاً دست به هر کار خلاف و ناشایستی خواهد زد، در آیه شریفه است:
إِنْ أَحْسَنْتُمَ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا... (1) کودکان: امتی که در اندیشه سعادت و سلامت اجتماع خود می باشد باید که به نسل فردای خود در همه زمینه ها از جمله در امر بهداشت و سلامت روح و روان آن ها توجه کافی و کامل داشته باشد که فرزندان امروز عصای دست پدران و مادران در فردای دیگر
1) (اگر به دیگران نیکی و احسان کردید در حقیقت به خود نیکی کرده اید و اگر نسبت به دیگران بدی و ظلم و ستمی روا داشتید آن بدی و ظلم و ستم را به خود کرده اید)، سوره اسراء: آیه 7.
خواهند بود، پس از گذشت سال ها همان آموخته ها را به کار می بندند، «و آن کس که نیکی نکند به او نیکی نشود» و «آن چه به دست راست خود دادی، همان را با دست چپ باز می ستانی».
واقعیت های موجود ایجاب می کند که خطبا و مسئولین اداره کنندۀ هیأت ها و مجالس هر چه بیشتر نسبت به ارتقای کیفی و بازدهی بهتر مجالس خود همت کنند تا مجالس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام همواره سرچشمه فکر و آگاهی باشد و در این راستا می بایست نسبت به حوادث و رویدادها تحلیل های علمی و دقیق داشته، گذشته تاریخ را به حال و آینده مرتبط ساخته و تطبیق نماید، زیرا اجتماع بدون توجه به این امور هرگز نمی تواند در برابر خطرات بی شمار و حرکت های مرموزی که از هر سو آن را احاطه کرده اند مقاومت نموده و با آن ها مقابله کند، باید سطح علمی و فکری سخنرانی ها عمیق باشد تا بتوان جوان ها را در برابر طوفان های ویرانگر انحراف، در دین و مذهب استوار و پایدار نگه دارد چرا که سطحی نگری و بی تفاوتی نسبت به رویدادها و تحرکات استعمارگران در کشورهای اسلامی غالباً جز گرفتار شدن در زندان ها و سیاهچال ها یا فرار از وطن و زادگاه و یا سر از قبرستان درآوردن عاقبتی ندارد. و حال آن ها به تشبیه شاعر می ماند: «همانند یک پر که بی هیچ استقرار در جهت وزش باد، سرگردان و حیران
بوده، لحظه ای از حرکت و اضطراب باز نمی ایستد».
پس بر مسئولین و اداره کنندگان مجالس و هیأت هاست که به نکات ذیل توجه لازم را مبذول دارند:
الف) درخواست و تقاضا از خطبا و سخنرانان برای آن که محور سخنرانی های خود را نیازهای معنوی و دینی مردم از مسائل عقیدتی، تاریخی و اجتماعی و روانی قرار دهند و این خود بهترین روش و وسیله برای جذب مردم به شاهراه ایمان و هدایت و وارد نمودن معالم دین و فضیلت در زندگی آن هاست.
ب) دعوت از برترین سخنرانانی که قدرت بر ادای این مسئولیت و وظیفه خطیر را دارا باشند که در حقیقت برای هدایت و اصلاح جامعه و حتی یک فرد نمی توان ارزش و بهای مادی قایل شد، همان گونه که پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله وسلم می فرمایند: لَئِنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ «اگر پروردگار متعال به دست تو انسانی را هدایت نمود برای تو بهتر و برتر خواهد بود از آن چه خورشید بر آن می تابد».
ج) سخنرانی هایی که در آن مراکز صورت گرفته را تنظیم، تدوین و در میان مردم توزیع و منتشر نمایند.
امّا موفقیت در سخنرانی متوقّف بر وجود شرایطی است:
1- باید احساسات عاطفی شنوندگان را تحریک و در مسیر خير
و صلاح و اصلاح به حرکت درآورد تا منبری آگاه کننده و توجیهی موفق باشد، پس اگر فرد به مجلس قدم بگذارد و در پایان بی هیچ توجیه دینی و اخلاقی و بدون کسب آگاهی های مذهبی از آن جا خارج شود، در واقع این نشانگر عدم موفقیت آن منبر و مجلس می باشد.
2- باید سطح معلومات سخنرانان محترم در ابعاد و زمینه های مختلف بالا رود، زیرا هر چه علم و دانش انسان بیشتر باشد، قدرت و توان او بر توجیه و هدایت مردم فزون تر و به واقعیات نزدیک تر خواهد بود و با بالا بودن سطح معلومات، استقامت در برابر ناملایمات بیشتر و از لغزش ها و افراط و تفریط ها دورتر می باشد و از این رو است که در آیات کریمه و روایات شریفه همواره بر تفکر و تدبّر، سیر و سفر در زمین، عبرت گرفتن از تاریخ گذشتگان و مسائلی از این قبیل اشاره و تأکید شده است.
3- باید شخص سخنران ملکه ربط حوادث و رویدادها به یک دیگر را در شنوندگان خود بارور و تقویت کند و آن ها را به فهم و درک آیات و روایات و استنباط صغری و کبری و ردّ فروع بر اصول - در حد آگاهی های خود - وا دارد، به گونه ای که در مقابل شبهه های عقیدتی و فکری و تاریخی که گروه های منحرف و ملحد در میان مردم رواج می دهند هیچ گونه خللی در آن ها به وجود
نیاورده و بلکه موجب شود تا آن ها به توجیه دیگران و هدایت گمراهان و گرفتار آمدگان در دام بدخواهان بپردازند.
4- ملاک های کلی که بر اساس آن از مصداقی به مصداق دیگر دست یابند و نیز میزان در مسائل مختلفه را به گونه ای بشناسد که در غیر مورد تعدّی، دست درازی ننموده و در مورد تعدّی، جامد و متوقف نماند.
5- باید منبرها و سخنرانی ها مملو از داستان های واقعی عبرت انگیز و حکمت های هدایت گر باشد چرا که بیان داستان توجه شنونده را جلب و حواس او را جمع نموده و چنان روح و روان و درک او را تحت تأثیر قرار می دهد که عکس العمل آن به وضوح در رفتار و کردار او نمایان می شود و ناخودآگاه شخصیت های داستان به منزله یک الگو و معلم چه از بُعد مثبت یا بُعد منفی آن، برای او جلوه می کنند.
و می بینیم که قرآن حکیم سرشار از داستان های عبرت انگیز و آموزنده و احساس برانگیز است و بدین گونه روش سیر و حرکت صحیح در زندگی را با بیان داستان های انبیا و انسان های اصلاح طلب و عاقبت و پایان هر ظلم و شرّی را در ضمن داستان های جبّاران و جنایت پیشگان به انسان ها می نمایاند.
بیان داستان های آموزنده غیر واقعی که در قالب نمایش و تصویر
ذکر می شود و آن چه از زبان حیوانات و درختان و ستارگان و حتی جمادات ساخته شده است نیز مفید می باشد. چنان که پیامبر السلام صلی الله علیه و آله وسلم عدم نهی از منکر در جامعه را به جماعتی تشبیه فرمودند که بر کشتی سوارند و یکی از آنان به سوراخ کردن و کندن کف کشتی مشغول است، اگر دیگران او را از این عمل باز داشتند هم او و هم سایرین هلاک خواهند شد. امیرالمؤمنین حضرت على علیه السلام اختلاف و تشتّت میان افراد را به داستان سه گاوی تشبیه فرمودند که شیری یکایک آن ها را درید پس از آن که با یک نقشه میان آنان تفرقه انداخت.
جواب به این شبهه که داستان های ساختگی مطابقت با واقع نداشته و از مصادیق کذب و دروغ است این می باشد که اصحّ معانی دروغ عدم مطابقت عرفی کلام با هدف و مقصود است (1)و مواردی این گونه اهدافی کاملاً عقلایی و عرفی را پرس وجو و دنبال می کند، از این رو مثل معروف «فلان شخص خاکسترش بسیار و حمایل شمشیرش بلند است» و یا مااشبه آن دروغ نیست در صورتی که شخص مورد ستایش نه خاکستر و نه حمایل شمشیری داشته باشد. (2)
نیز اشاره به زبان حال افراد و اشخاص صحیح است چرا که این عمل هم هدف خاصی را دنبال می کند، همان طور که نوشته اند امير المؤمنین حضرت علی علیه السلام در کنار قبر مطهّر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام این زبان حال را زمزمه می فرمودند:
قالَ الحَبيبُ وَكَيْفَ لي بِجَوابِكُمْ *** وَأَنا رَهينُ جَنادِلٍ وَتُرابِ
أَكَلَ التُّرابُ مَحاسِنِي فَنَسيتُكُمْ *** وَحُجِبْتُ عَنْ أَهْلِي وَعَنْ أَترابي
«دوست بگفتا چگونه جواب شما را دهم در حالی که من اسیر خاک و صخره هایم»، «خاک همۀ خوبی ها و زیبایی هایم را بپوشانید تا جایی که شما را فراموش کردم و از خانواده و همسالان خود پنهان گشتم».
و پیش از آن حضرت زهرا علیها السلام فرمودند:
«صُبَّتْ عَلَيَّ مَصائِبٌ لَوْ أَنَّها *** صُبَّتْ عَلَى الأيَّامِ صِرْنَ لَيالِيا»
«چنان دریاهای مصیبت بر من فرود آمد که اگر بر روزهای روشن فرود می آمدند هر آینه آن ها را به شب های تیره و تار مبدل می ساختند».
مشهور میان فقها آن است که مبالغه، توریه، اغراق و شوخی از فروع دروغ نیستند، بلکه ترک شوخی و هزل استناداً به فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مستحب می باشد که فرمود: مَنْ تَرَكَ الكِذْبَ جِدَّهُ وَ هَزْلَهُ بُنِيَ لَهُ بَيْتُ فِي رَبْضِ الْجَنَّة ، «هر كس دروغ را چه جدّی و چه
شوخی ترک کند در وسط بهشت برای او خانه ای بنا کنند».
6- باید منبر محرّک، آگاهی بخش و با هدف باشد که قرآن کریم و سنّت تاریخ و حقیقت انسان معاصر سرشار از این هاست و از جمله محرک ها و دعوت کننده به تقدّم و پیشرفت، مقارنه در امور و مقایسه میان امّت ها، تمدن ها و شهرها است.
مثلاً عراق کشوری با بیست میلیون جمعیت است که در شدیدترین حالات انحطاط سختی و بیچارگی و تأخر زندگی می کند در حالی که کشورهای اسکاندیناوی هم که جمعیتی بیست میلیون نفری دارند در حالتی از استقلال و پیشرفت رفاه و آرامش زندگی خود را سپری می کنند، دلیل و عامل این تفاوت آن است که در عراق دیکتاتوری و استبداد فردی حاکم است اما در کشورهای اسکاندیناوی دموکراسی و تعداد احزاب آزاد حاکم می باشد.
همین مقایسه و شناخت سبب، امّت عراق را برای نجات از شرّ دشمن دیکتاتور به حرکت وا می دارد. و همچنین است مقایسه و مقارنه میان صبر و استقامت، عجله و عدم پایداری، امیرالمؤمنین علیه السلام هنگامی که در جنگ هاشم مرقال (1)را مشاهده فرمود که دلیرانه نمی جنگد، خطاب به او فرمود: أَمَا تَخْشَى أَنْ يُقَالَ لَكَ أَعْوَر وَ جَبان؟ «آیا نمی ترسی تو را یک چشم و ترسو خطاب
1) پوشیده نماند که هاشم مرقال پسر عموی عمر بن سعد - قاتل حضرت سيدالشهدا عليه السلام می باشد.
کنند» و این در حالی بود که او در جنگ قبل یک چشم خود را از دست داده بود، هاشم با این بیان امام امیرالمؤمنین علیه السلام بی باک از همه خطرات چنان به جنگ و مبارزه پرداخت تا که به مقام شهادت نایل آمد.
و نیز مقایسه و بررسی وضعیت مسلمان ها در گذشته و حال، که در گذشته چگونه بوده و اکنون چگونه اند و مقایسه میان صفات والا و صفات رذیله و زشت و یا میان اخلاق نیکو و شایسته و اخلاق ناپسند و یا قیاس میان همت های بلند و اشخاص بی همت و مانند آن، زیرا این گونه مقایسات و مقارنات انسان را به سوی کار و تلاش و مداومت و مواظبت بر آن می کشاند و فطرت انسانی، همواره آدمی را وا می دارد تا در هر کاری سرآمد دیگران باشد و برای رسیدن به این مقصود و این که دیگری بر او پیشی نگیرد سعی و تلاش بسیار نماید.
در روایت است: لا يَخْلُو الإِنْسَانُ عَنِ الْحَسَدِ «آدمی از خصلت حسد خالی نیست». که حسد در این جا آن نیروی حرکت دهنده انسان به جلو و تقدّم و پیشرفت است، نه حسد نکوهیده و مذمت شده.
که حسد - در اصل - حکم اسلحه را دارد اگر در راه نابود ساختن دشمنان خدا و رذیلت ها بکار رود امری پسندیده و نیک
است و اگر در جهت جنگ با اولیای خدا و محو فضایل اخلاقی بکار رود امری زشت و ناپسند می باشد و آن حسد مذموم اگر بر زبان و در حرکت ظاهر شود حرام است اما اگر ظهور نیافت، تنها صفتی ناپسند و بد می باشد. لذا در حدیث درباره حسد آمده است: مَا لَمْ يَظْهَرْ بِيَدٍ وَ لا لِسانِ (مادامی که به دست یا زبان ظاهر نشود و در آیه شریفه آمده: وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (1)
7 - لازم است که منبر تکامل یافته و مشتمل بر ابعاد مختلف و شئون زندگانی و دربردارنده تحلیل و تعلیل ها و اشاره به لازم ها، ملزوم ها و ملازم ها باشد زیرا اگر شخص سخنران از مسائل عبادی مانند نماز و روزه و حج تنها از بعد عبادی آن سخن گفت و یا از صفات اخلاقی مانند راستگویی، وفا، امانت، ایثار و... تنها از بعد اخلاقی آن بحث نمود و هیچ گونه توجهی به دیگر شئون و نیازهای زندگانی اجتماع مانند سیاست، اقتصاد، عقاید و مسائل اجتماعی نداشت مردم از اطراف او پراکنده می شوند، در حالی که مسائل عبادی و اخلاقی خود نیز دارای جوانب مهم دیگری همچون جوانب اجتماعی، حقوقی و سیاسی می باشند. و لذا می بینیم که قرآن کریم در تمامی مراحل زندگانی دستورات حیات بخش خود را به بشر ارائه فرموده در حالی که از مسائلی مانند: امّت واحده،
1) (و از شر حسود بد خواه چون به رشک و حسد دست زند) ، سوره فلق: آیه 5.
آزادی، برادری، مشورت، برابری در برابر قانون، کرامت انسانی، تجارت و زراعت سخن می گوید، به احکام و واجبات شرعی و مسائل اعتقادی نیز اشاره فرموده است. همچنان که از ابعاد و زوایای دیگری هم شئون عبادی را مورد توجه قرار داده و بر آن تأکید فرموده است:
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ... لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ (1) بر خطیب توانمند است که در مواجهه با مسائل و رویدادها تحلیل دقیق و صحیح نموده و گونه های انحطاط و انحراف را تبیین و باعث وجود اشیا و اسباب و علل آن ها را ارائه دهد، چرا که بیان پی در پی داستان ها و وقایع گذشته و برخورد سطحی و ظاهری با امور هیچ گونه جوششی در شنوندگان به وجود نمی نماید. در حالی که در قرآن حکیم اکثر موضوعات شرعی و تاریخی که بدان اشاره شده و علت آن را حتی به نحو اختصار بیان می دارد، به عنوان مثال:
در بیان علت وجود روزه فرمود: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَىَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (2)
و در علت وجوب نماز فرموده: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي (3)و در
1) (و مردم را به ادای مناسک حج آگاه کن،... تا منافع «دنیوی و اخروی» در آن برای خود فراهم بینند) ، سوره حج: آيات 27-28.
2) (بر شما نیز همانند امت های گذشته روزه گرفتن فرض و واجب شد و این فرمان برای آن است که پرهیزکار و متقی شوید) ، سوره بقره: آیه 183.
3) (نماز را برای یاد من بپا دار) ، سوره طه: آیه 14.
علت تحريم غيبت فرمود: أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتَاً فَكَرِهْتُمُوه (1)
و در علت تحریم ربا فرمود: یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ (2)با توجه به این که طبیعت ربا ویرانگر و طبیعت صدقه موجب رشد و نمو جامعه می گردد. (3)
اما در مسائل تاریخی: در بیان علت تبعیت قوم بنی اسرائیل از فرعون فرمود:
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوه (4)و كَانُوا خَاطِئِينَ (5) همچنین در بیان علت پیروزی و نصرت مسلمانان در جنگ بدر فرمود: وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً (6)
امّا از جهت تحلیل واجب است که:
اولاً: رخدادها و رویدادها و اقسام و اشکال آن شناخته و حرکت های انحرافی از واقعی تفکیک شود.
1) (آیا از شما کسی دوست دارد گوشت مرده برادر خود را بخورد؟!) ، سوره حجرات: آیه 12.
2) (پروردگار متعال سود منفعت ربا را از بین برده و صدقات را رشد و افزون فرماید) ، سوره بقره: آیه 276.
3) برای آگاهی بیشتر به کتاب علل الشرایع صدوق 1 مراجعه شود.
4) (او با توسل به روش های باطل قوم خود را ذلیل و زبون گردانید تا او را مطیع و فرمانبردار باشند) ، سوره زخرف: آیه 54.
5) (آن ها بسیار خطا کار و نادان بودند) ، سوره قصص: آیه 8.
6) (و شما را در چشم آن ها اندک جلوه داد تا ساز و برگ کافی تهیه ننمایند، تا آن چه را که مقدر فرموده «غلبه اسلام و و نابودی کفر» انجام شود)، سوره انفال: آیه 44.
ثانیاً: از طریق تأمّل و تدبّر و بهره برداری از تجربه گذشته از لغزش ها و گرفتار شدن در اشتباهات اجتناب گردد، پروردگار متعال جل جلاله می فرماید: لَقَدْ كَانَ فِي قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الألْبَابِ (1)و اِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةٌ مَنْ يَخْشی ، (که در هلاکت (2)و نیز برای دستیابی به نقاط صلاح و اصلاح کوشش گردد، زیرا اگر ما اسباب و علل سقوط دولت قاجار و عثمانی (3)یا صفویه که بر کشورهای اسلامی حکومت می کردند را شناختیم، در صورت برپا شدن حکومتی اسلامی از آن اشتباهات پرهیز خواهیم نمود و همین مسئله نسبت به هر سقوط و قیام و تأخر و تقدّم و هلاکت و نجاتی چنین خواهد بود و نیز در هر امری از امور حیاتی.
8 - باید در برابر مشکلات و گرفتاری های مردم احساس مسئولیت نموده، جهت یافتن راه حل و ترمیم خرابی ها و ساختن آینده ای محکم و مستحکم اهتمام ورزید که طبیعت آدمی توجه و عنایت نسبت به نیازهای زندگیش می باشد و طبعاً به گرد آن ها که زمینه های آموزش، کسب و تجارت، ازدواج، امنیت و رفاه و از این
1) (همانا در حکایت ها و داستان های آنان برای صاحبان عقل و تدبیر عبرت خواهد بود) ، سوره یوسف: آیه 111.
2) (که در هلاکت و نابودی او، عبرتی برای آن ها که از خدا می ترسند، می باشد) ، سوره نازعات: آیه 26.
3) دلایل و علل سقوط دولت عثمانی را مؤلف عظیم الشان در كتاب «موجز عن الدولة العثمانية» بیان نموده اند.
قبیل را برای او فراهم می آورند جمع شده، آن وقت است که ارشادات و سخنان دینی او در عمق جان ها بیشتر نفوذ نموده و شجره ایمان در قلب هایشان ریشه می دواند. اما باز آدمی را عادت بر آن است که به مسائل زندگی خود بیش از مشکلات و مسائل دیگران اهتمام می ورزد، مثلاً آنقدر که در اندیشه حل مشکل مسکن خود می باشد، در اندیشه یک حادثه تلخ و ناگواری که در چین اتفاق می افتد نیست و آنقدر که به فکر درآمد و مخارج زندگی خود هست در فکر فاجعه گرسنگی در جنوب آفریقا نمی باشد.
پس بنابر آن چه گفته شد اقتصار و اکتفا بر بیان سرگذشت ها و وقایع گذشته و اشاره ای یک بعدی به بحث های اعتقادی و شرعی و یا تاریخی بدون بررسی و بهره برداری های لازم و بی هیچ ربط آن رویدادها به زمان کنونی و در کنار آن ها بدون توجه و چاره اندیشی برای آن ها سبب می شود تا مردم از آن سخنران و یا حتی همه سخنرانان فاصله بگیرند و البته بر اهل تحقیق، دلالت های عدیده و دقیقه و ظرافت های کلام خالق متعال پوشیده نیست که فرمود:
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا البَيْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوفٍ (1) در روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود: كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لا تَكُونُوا
1) (باید بپرستند خدایی را که همۀ آن ها را از گرسنگی سیر و از خطرات و واهمه ها ایمن ساخت) ، سوره قریش: آیات 4-3
عَلَيْنا شَيْناً «مایه زینت و آبروی ما باشید و نه مایه دشمنی و عار بر ما». (1) پس اگر مردم یک شهری با مشکل کمبود مسکن مواجه بودند، چنان چه خطیب راه حل نجات از آن بحران را با تطبیق قانون اسلام الأَرْضُ لِلّهِ وَ لَمِنْ عَمَّرَهَا (2)مالکش می باشد، ارائه دهد مردم آن شهر او را همچون شمعی در میان خود می گیرند.
چنان چه در شهر دیگری مشکلات فراوانی فرا راه مسئله ازدواج جوانان قرار داشت، اگر سخنران فرموده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم: خَيْرُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَقَلَّهُنَّ مَهْراً «برترین و بهترین زنان امت من آن هایند که در پیمان زناشویی مهر و صداقی کمتر دارند» (3)و روایاتی از این باب که جملات و سخت گیری های نابجا در امر ازدواج را نفی نموده و به ساده بودن در زندگانی دعوت می کند را برای مردم تبیین و تشریح و آن ها را به پیروی و تبعیت از آن دستورات فرا خواند، مردم به دور او جمع می شوند و یا در ده ها گرفتاری و مشکلات روزمره اجتماعی و راه های نجات از آن ها.
9- در حدیث شریف است: قُولُوا لِلنَّاسِ مَا يَعْرِفُونَ «بر مردم آن چه را که توان درکش را دارند بازگو کنید» . بر شخص سخنور است که
همواره به این حدیث عمل کند، زیرا انسجام با مردم و تفکر و اندیشه در نیازهای فطری و طبیعی آن ها و پیش رفتن و سخن گفتن تدریجی با آن ها بیان آن چه که درک و فهم و یا طبیعت شان تحمل آن را دارد، از مهم ترین اسباب و راه های نفوذ در دل ها و رسانیدن مرحله به مرحله پیام دین و حق به آن هاست، که خالق متعال اجتماع و انسان ها را این گونه آفریده است.
در مضمون حدیث است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سخن گفتن با مردم مماشات می فرمود چون از دنیا سخن می راندند با آن ها پیرامون دنیا سخن می گفت و چون درباره آخرت به بحث می نشستند با آن ها از آخرت سخن می فرمود این خود از اهم ارکان بلاغت و پایه های روش صحیح تعلیم و تربیت مردم می باشد و در حدیث دیگر است که هرگز پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با مردم در حد كمال عقل کامل خود سخن نفرمود و بلکه می فرمود: إِنَّا مَعَاشِرُ الأَنْبِيَاءِ أُمِرْنا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ «خدای تبارک و تعالی ما جماعت انبیا را امر فرمود تا با مردم به مقدار عقل و فهم شان سخن بگوییم» (1)و شاید در دلالت و اشاره آیه شریفه این نکته نیز مدنظر باشد وَ ما أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ (2).
و عملی شدن این شرط ممکن نیست مگر با تداوم و استمرار معاشرت و برخورد با مردم (1)چنان چه در وصف امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام آمده است: كَانَ فِينَا كَأَحَدِنَا (2)«در میان ما چون یکی از ما بود» و در نزول تدریجی آیات پیرامون حرمت شراب و غیر آن، خود دلیلی بر اثبات و صحت این سخن می باشد.
10- بر خطیب و سخنران است که قبل از هر چیز در انجام این امور و دستیابی به آن ها از ذات لایزال الهی طلب استعانت و مدد بنماید که هر چیز و همه چیز تماماً در تحت قدرت اوست.
حاجی سبزواری می گوید:
أَزِمَّةُ الأُمُورِ طُرَّاً بِیَدِهِ *** وَ الْکُلُّ مُسْتَمِدَّةٌ مِنْ مَدَدِهِ
«کلید و ریسمان همه چیز در ید او است و همه مدد و یاری او می طلبند». (3)
در مثل آورده اند: آن چه برای خداست رشد و نمو می کند و آن چه برای غیر خداست محو و نابود می شود.
همچنان که بر خطیب است تا به انبیای الهی و چهارده نور تابناک عصمت و طهارت صلوات الله عليهم اجمعین متوسّل شده تا
شفیعان او به درگاه الهی و واسطه برای سعادت دنیا و آخرت و توفیق روزافزون در هدایت و ارشاد مردم باشند، چنان که در آیه شریفه پروردگار سبحان می فرماید:
وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ (1) البته شایسته است در هر منطقه و ناحیه ای، مؤسسه و مرکزی تشکیل شود تا نسبت به عملی شدن نقاط مذکور در این کتابچه پیگیری و در جهت رفع موانع احتمالی اقدامات لازم را انجام دهد.
از خدای متعال تفضّل بر همگان به آن چه موجب رضایت ذات اقدسش می باشد را مسئلت داریم.
قم مقدّس محمّد شیرازی
1) (در کسب رضایت و قرب به پروردگار متعال «شفاعت اولیائش را» وسیله قرار دهید) ، سوره مائده: آیه 35.
عنوان...صفحه
شناسنامه...2
سخنی بیاد او...3
مقدمه مؤلف...5
تبلور کرامات و ارزش های اخلاقی...17
مسئولیّت های اجتماعی...21
توجه و عنایت به مؤسّسات و ترمیم آن ها...25
بازگرداندن حقوق انسان ها...29
بازگشتی به اسلام...33
ترغیب و تشویق افراد بر کسب و تجارت...37
دعوت و هدایت به اسلام...41
جمع آوری کمک های خیریه...45
کوشش در رفع فسادهای اجتماعی...48
رعایت و عنایت به انسان ها...52