ویژگی های حضرت امام حسین علیه السلام از دیدگاه خاندان وحی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

أَیْنَ الْطَالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلَاءَ بانتظار آن روز مقدس روز قیام قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف

ویژگی های حضرت امام حسین (علیه السلام) سیّد الشهدا از دیدگاه خاندان وحی

گردآورنده احمد تهرانی

ناشر: هیئت قائمیه تهران

تاریخ انتشار: تابستان 1364

160 صفحه

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم نرگس ذکری

اشاره

هیئت قائمیه تهران

نام کتاب: ویژگی های حضرت حسین سید الشهداء از دیدگاه خاندان وحی

گردآورنده: احمد تهرانی

تاریخ انتشار: تابستان 1364

نوبت چاپ: اوّل

تیراژ: ده هزار نسخه

ویژگی های کتاب: 160 صفحه در قطع رقعی؛ حروف چینی کامپیوست. و خطاطی اشعار

تولید: مؤسسه انتشارات طور

چاپ: مهارت

صحافی: صفری

شرط فروش: کلیه حقوق شرعی- قانونی هر گونه چاپ متعلق به ناشر است

هدیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

هدیه به پیشگاه مبارک قلب عالم امکان و مصلح کل جهان، مظهر حق و عدالت مهدی منتظر قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف

وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا 33، الاسری و کسی که خون مظلومی را بناحقّ بریزد ما به ولّی او حکومت و تسلط بر قاتل دادیم پس در مقام انتقام آن ولی در قتل و خون ریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود (33)

فهرست

مقدمه...9

ولادت...15

حضرت ابا عبد الله 6 ماهه به دنیا آمده اند...16

تبریک و بیان مصیبت در ولادت...18

شفا یافتن فطرس ملک با توسل به حضرت ابا عبد الله علیه السلام...22

لقب سید الشهداء از سوی حضرت حق جل جلاله...26

مصيبت...29

رسول گرامی بر مصائب حضرت ابا عبد الله می گریست...30

توسل انبیاء الهی به حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام...32

گریه حضرت سجاد علیه السلام بر حضرت ابا عبد الله علیه السلام...34

امام رضا علیه السلام بر گریه کردن بر حضرت ابا عبد الله علیه السلام تأکید می فرمایند...36

گریه امام عصر حجة بن الحسن علیه السلام بر جد بزرگوارشان...38

ملائکه خدا در کنار قبر امام حسین علیه السلام می گریند...40

گریه همه اشیاء بر حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام...42

گریه آسمان در مصیبت حضرت ابا عبد الله علیه السلام...44

گریستن و گریاندن مردم در مصائب خاندان رسول...47

جزع و گریه در هر پیشامدی برای بنده مکروه است، جز گریه بر حضرت امام حسین علیه السلام...49

باریدن خون در مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام...50

اهمیت روز عاشورا...53

اهمیت روز عاشورا و ترک تهیه حوائج در آن روز مقدس...54

روزه گرفتن در روز عاشورا...56

ویژگی های منحصر...59

فضیلت اهل بیت و اصحاب حضرت سید الشهداء بر اهل بیت و اصحاب دگران...60

فضیلت زمین کربلا...61

مساحت زمین کربلا...62

قبر امام حسین علیه السلام باغی از باغ های بهشت است...64

نماز در حرم حضرت سید الشهداء تمام است...66

خوردن هر خاک حرام است مگر تربت حضرت سید الشهداء...67

خوردن تربت حضرت سيد الشهداء به نیت استشفاء...69

فضیلت خوراندن تربت حسینی به فرزندان...71

فضیلت آب فرات...72

فضیلت نوشیدن آب فرات و نوشاندن آن به فرزندان..74

خطبه حضرت سجاد...75

خطبه حضرت سجاد علیه السلام در شام...76

زیارت...87

سفارش جهت زیارت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام...88

فضیلت و ثواب زیارت حضرت ابا عبد الله علیه السلام...89

زیارت قبر حضرت ابا عبد الله علیه السلام فریضه است...92

پاداشی که در برابر خرج کردن برای زیارت حضرت ابا عبد الله داده می شود...94

زیارت مرقد مطهّر حضرت ابا عبد الله الحسین، باعث آمرزش،... می گردد...96

ثواب تلاش و تحمل رنج و به زحمت افتادن در راه کربلا...98

انبیاء به زیارت قبر حضرت سید الشهداء می آیند...104

زیارت حضرت سید الشهداء موجب طول عمر و... خواهد بود...106

زیارات مخصوصه حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام...108

زیارت عاشورا و سندیّت آن...109

زیارت حضرت سید الشهداء از دور...118

از علامات مؤمن زیارت اربعین است...120

نفرین و خون خواهی...121

اجر لعن و نفرین بر قاتلان حضرت سید الشهداء...122

طالب خون سید الشهداء...124

سخنی از علامه امینی...127

وظیفه ها و سنت ها...128

اشعار...133

صفحاتی را که در پیش رو دارید و فرمایشات ائمه آن ها را زیب و زیوری دیگر بخشیده، به این اعتبار و انگیزه به حیله طبع آراسته گردیده، تا بیانگر عرض ارادت و اخلاص نسبت به ساحت قدس خامس آل عبا حضرت سید الشهداء علیه السلام باشد. و با بخشیدن معرفتی فزون تر درباره جگر گوشه زهرای اطهر خواننده را نسبت به مصائب اهل بیت پیغمبر [صلى الله علیه و آله] و گریستن و گریاندن دیگران ترغیب و تشویق نموده، و از این رهگذر موجبات تسلّی و تشفّی و ترضیه خاطر قلب عالم امکان حضرت صاحب العصر و الزمان ارواح العالمين له الفداء را در مصائب جدّ امجدشان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام فراهم آورد.

مقدمه

پیشگفتار

بنام خداوند بخشنده مهربان

درود بی پایان بر پیامبر گرامی و خاندان عزیزش؛ - چهارده معصوم پاک - همان چهره های تابناک آسمان هدایت و اختران فروزان برج عصمت و طهارت. و نفرین همیشگی بر دشمنانشان که دشمنان حق و حقیقت بودند.

فرا رسیدن ماه محرّم یادآور جهانی از خاطرات تلخ و شیرین تاریخ گویا و آموزنده و سازندۀ حضرت حسین علیه السلام می باشد. و قرن ها است که نویسندگان و گویندگان گوشه هائی از این دفتر را بررسی کرده اند، ولی هنوز هم هزاران درّ ناسفته در اعماق این دریای بی کران نهفته است؛ باشد تا روزی که فرزند برومندش، آخرین ذخیره الهی، وارث همۀ میراث های مذهبی حضرت حجة بن الحسن المهدي [عجل الله تعالی فرجه الشریف] پرده از رخسار و جمال دل آرای خویش برگیرد، راز ها از اسرار نهانی این نهضت الهی آشکار فرماید.

ما هم با تقدیم جزوه ای کوچک به دوستداران اهل بیت به همراهی این کاروان افتخار نموده می کوشیم چون گرد و غباری به

پای آنان نشینیم و امید رستگاری در دنیا و آخرت را در سایه عنایات خاصه حضرتش در دل ها بیدار کنیم.


... آخرین فروغ زندگی مادی از چشمان پر فروغ و حیات بخش پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می پرید. عرق مرگ چون شبنمی که به برگ گل می نشیند آرام آرام بر چهرۀ حضرت می نشست. بزرگ بانوی اسلام فاطمه زهراء علیها السلام اشک ریزان اشعاری را که حضرت ابو طالب در مدح پیغمبر سروده بود:

وَ أَبْیَضُ یُسْتَسْقَی اَلْغَمَامُ بِوَجْهِه *** ثِمَالُ اَلْیَتَامَی عِصْمَهٌ لِلْأَرَامِلِ

(و سفید روئی که ابر از چهره او آب می جوید - هم او فریاد رس یتیمان است و نگهبان بیوه زنان.)

زیر لب زمزمه می کرد. پیغمبر اکرم فرمود: فاطمه جان مرگ من نزدیک است بجای خواندن این اشعار، این آیه را تلاوت کن:

وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ. أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ. یعنی فاطمه جان من هم مثل همۀ انبیاء گذشته پیغمبری بودم، و سرانجام می میرم ولی مردم فکر نکنند مرگ من مرگ دین و مذهب و آئین و قرآن است و دوباره به عقب بر گشته جاهلیت نخستین را زنده کنند که اگر چنین کردند زیانی به حضرت حق نرسد و خداوند سپاس گزاران را بزودی پاداش دهد.

من می میرم ولی آئین من جاودانه می ماند. چرا پیغمبر گرامی از میان هزاران آیه قرآن این آیه را که شامگاه غزوه اُحد در حدود 7 سال و نیم قبل نازل شده بود، انتخاب فرمود؟! آری حضرتش به مردمی که عقل آن ها در چشم و احساسشان خلاصه شده و با نا پدید شدن پیغمبر (صلى الله عليه و آله) همه چیز را فراموش می کنند، هشدار می دهد که رمز بقاء و راز جاویدان بودن اسلام در باطن قرآن که همان مقام ولایت مطلقه است، و پرورش یافته، و چهره های نورانی این مقام یکی پس از دیگری این پرچم را بدوش گیرند تا نزد حوض کوثر پیش من باز گردند.

و إنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتی... لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ اَلْحَوْضَ. (همانا من برای شما دو چیز گران قدر یکی کتاب خدا و دیگری خاندانم را باقی می گذارم... و این دو از یک دیگر جدا نمی شوند تا این که در کنار حوض - کوثر - بر من وارد شوند)

گر چه من آورنده و بنیان گذار این مذهبم ولی شما خانواده من نگهدار آن خواهید بود. در این جا پیغمبر اکرم عملاً این حقیقت را مجسم نموده است.

• حضرتش - آهی سرد از دل پردرد خویش بر کشید، نگاهش به اطراف دوخته شد و فرمود علی جان حسن و حسینم را خبر کنید... سراسیمه دویدند و خود را در آغوش پیغمبر صلی الله علیه و آله افکندند. امیر المؤمنین خواست سینه پیغمبر صلی الله علیه و آله را سبک کند و فرزندان را از روی سینه حضرتش بر گیرد. ولی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آن ها را محکم تر در آغوش فشرد و فرمود: علی جان این ها را از من جدا مكن بگذار من آن ها را بوسیده ببویم و آن ها مرا ببویند. این ها

از من و من از این ها هستم.

یعنی این ها فرزندان من، دست پرورده دامان من هستند و شخصیت من هم از این ها در عالم جاودانه می ماند.

آری، همه امامان معصوم علیهم السلام دارای این مقامند و هر کدام با برنامه مخصوص خود در حفظ و نگهداری شخصیت و آئین آن حضرت تلاش کردند، ولی در این میانه شرایط محیطی امام حسین علیه السلام فرصتی بوجود آورد که حضرتش با نثار خون خویش و یارانش، حتی چند قطره خون گلوی شیر خوارش، سنگری برای تبلیغات دینی و مبارزه با همۀ ستمگران تاریخ پدید آورد که تا به امروز هر چه بوده و هست در پرتو این نهضت خونین باقی مانده و خواهد بود. و بهمین جهت ائمه اطهار پس از عاشورای مقدس کوشیدند، همه جلوه های این نهضت را زنده نگهدارند. حضرت زين العابدين عليه السلام 35 سال کوشید تا با اشک دیدگانش این نهال را بارور سازد. امام صادق رئیس مذهب با دمیدن هلال ماه محرّم به ماتم و عزا می نشست تا روز های آخر ماه صفر این غم و اندوه ادامه داشت، که می فرمود: خدایش رحمت کند کسی را که به من پایان این دو ماه عزا و ماتم و فرا رسیدن ماه ربیع را مژده دهد. حضرت موسى بن جعفر علیه السلام همۀ تحفه های گران بهائی که به مناسبت روز عیدی مردم هدیه نموده بودند یک جا به پیر مردی که چند بیت مرثیه حضرت حسین علیه السلام را خوانده می بخشید، و تشکر و تقدیر فراوان می فرمود و همین گونه دیگر امامان علیهم سلام الله . که احکام مخصوصه و آداب زیارت آن حضرت بهترین گواه این سخن است.

علامه حلّی و فخر المحققین - از بزرگان علماء شیعه - براساس روایات زیارت حائر مقدس حسینی را چون زیارت بیت الله واجب شناخته اند. و بسیاری از علماء در این باب احتیاط مطلق وَ لا يُترَك

نموده اند. دیگران از فقها اگر چه سنّت و مستحب می دانند ولی فضیلت این مستحب را بر بسیاری از واجبات با صراحت اعلام نموده اند چه آن که: اَلاسلامُ نَبَوِیّ الحُدوُثِ وَ حُسینّی البَقاء.

امروز هم مهم ترین وظیفه و پر ثواب ترین عبادات ما حفظ این شعائر ممتاز الهی و بهره گیری از آن ها خواهد بود.

ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ.

ولادت

حضرت اباعبدالله 6 ماهه به دنیا آمده اند.

وُلِدَ الْحُسَيْنُ بَعْدَ الْحَسَنِ بِسَنَةٍ و عَشْرَةِ أَشْهُرٍ. ثُمَّ قَالَ: وَ قَالَ ابْنُ الدّارَعِ في كِتابِ مَواليدِ أَهْلِ الْبَيْتِ:لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُما إِلَّا حَمْلَ الْبَطْنِ وَ كَانَ مُدَّةُ حَمْلِ الْبَطْنِ سِتَّةَأَشْهُرٍ. [ذخائر العقبي؛ محب الدين طبری؛ ص 118 به نقل از کتاب فضائل الخمسه؛ ج 157/3].

طبری از علمای اهل سنّت و جماعت در کتاب خود «ذخائر العقبی» گوید:

حضرت حسین [علیه السّلام] پس از حضرت حسن [عليه السلام] با فاصله یک سال و ده ماه به دنیا آمد. سپس گوید: ابن دارع در کتاب «موالید اهل البيت» گوید:

بین این دو برادر جز فاصله ولادت و حمل فاصله نبود، و مدت حمل 6 ماه بود.

[و در دنباله حدیث اضافه می کند که:]

هیچ مولودی جز حضرت حسین و حضرت عيسى عليهما السّلام 6 ماهه به دنیا نیامد که زنده بماند.


آری موجود باعظمتی چون حضرت حسین علیه السلام باید که همه قسمت های زندگیش شگفت باشد.

تبریک و بیان مصیبت در ولادت:

وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الزَّيَّاتِ قَالَ حَدَّثَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام:أَنَّ جَبْرَئِيلَ عليه السلام نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ وَ يُبَشِّرُكَ بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ عليها السلام تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ. فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ السَّلَامُ لَا حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي قَالَ فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ عليه السلام إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ السَّلَامُ لَا حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يُبَشِّرُكَ أَنَّهُ جَاعِلٌ فِي ذُرِّيَّتِهِ الْإِمَامَةَ وَ الْوَلَايَةَ وَ الْوَصِيَّةَ فَقَالَ قَدْ رَضِيتُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَى فَاطِمَةَ عليها السلام: إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُنِي بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْكِ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ أَنْ لَا

حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنِّي تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ. فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا إِنَّ اللَّهَ جَاعِلٌ فِي ذُرِّيَّتِهِ الْإِمَامَةَ وَ الْوَلَايَةَ وَ الْوَصِيَّةَ؛ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ إِنِّي قَدْ رَضِيتُ فَحَمَلَتْهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً. حَتّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ:رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ، وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي.فَلَوْ أَنَّهُ قَالَ: «أَصْلِحْ لِي ذُرِّيَّتِي» لَكَانَتْ ذُرِّيَّتُهُ كُلُّهُمْ أَئِمَّةً وَ لَمْ يَرْضَعِ الْحُسَيْنُ مِنْ فَاطِمَةَ وَ لَا مِنْ أُنْثَى لَكِنَّهُ كَانَ يُوءْتَى بِهِ النَّبِيَّ صلي الله عليه و آله فَيَضَعُ إِبْهَامَهُ [إِصْبَعَهُ] فِي فِيهِ فَيَمَصُّ مِنْهَا مَا يَكْفِيهِ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ فَنَبَتَ لَحْمُ الْحُسَيْنِ عليه السلام مِنْ لَحْمِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله وَ دَمُهُ مِنْ دَمِهِ وَ لَمْ يُولَدْ مَوْلُودٌ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ إِلَّا عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ صلي الله عليه. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه؛ ص56 و 57].

حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: جبرئیل علیه السلام بر حضرت محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد؛ عرضه داشت: ای محمد پروردگارت سلام می رساند و ترا بشارت به فرزندی می دهد که از فاطمه زهرا عليها السلام به دنیا می آید، ولیّ امّت تو پس از تو او را به قتل می رسانند. پس [رسول خدا] فرمودند: ای جبرئیل بر [تو] و پروردگارم سلام باد. مرا نیازی به فرزندی که از فاطمه به دنیا آید، و امّتم پس از من او را بکشتند، نیست. فرمود: پس جبرئیل به سوی آسمان عروج نمود، سپس [دوباره] فرود آمد و مانند سخن قبل را گفت. پس فرمود: ای جبرئیل و بر پروردگارم سلام باد. مرا نیازی به

فرزندی که امّتم پس از من او را بکشتند، نیست. در نتیجه جبرئیل به سوی آسمان عروج کرد و سپس فرود آمد. و عرض کرد: ای محمّد همانا پروردگارت به تو سلام می رساند و ترا بشارت می دهد که در نسل او امامت و ولایت و وصایت را قرار خواهد داد. پس [رسول اکرم صلى الله ع-ل-ي-ه و آله] فرمودند: به این امر راضی شدم. سپس [رسول گرامی] به حضرت فاطمه علیها السلام پیام فرستادند که خدای تعالی مرا بشارت به دنیا آمدن مولودی از تو داده که امّت من پس از من او را می کشند. [حضرت صدیقه کبری] پاسخ فرستادند که مرا به چنین مولودی که از من به دنیا آید و امت تو بعد از تو او را بکشند، نیازی نیست. رسول گرامی مجدداً به ایشان پیام دادند که خدای تعالی در ذريه این مولود، امامت و ولایت و وصایت را قرار داده است [حضرت صدیقه کبری] برای حضرتش پیام فرستادند که اکنون خشنود شدم. آن گاه [با اکراه] بدو حامله گردیده و [به اکراه] او را به دنیا آوردند و طول مدت حمل و شیر دادن ایشان سی [30] ماه به طول انجامید تا آن که به حد رشد رسیده و به سن چهل سالگی پا نهادند آن گاه از خدا خواستند که:

پروردگارا مرا توفیق شکر گزاری نعمتت را که به من و پدر و مادرم دادی، عنایت فرما و این که [توفیق] کار نیکو بجا آوردن که تو از آن خشنود باشی، ارزانی کن، و برای من در فرزندانم صلاح و درراه خیر بودن را مقرر فرما.

که اگر این گونه از خدا نخواسته بودند، خدای تعالی همه فرزندان ایشان را صالح می کرد و حضرت ابا عبد الله نه از شیر حضرت صدیقه و نه از شیر هیچ زن دیگری استفاده ننمود، زیرا که هر گاه وی را نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله می بردند پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله انگشت مبارکشان را در دهان او قرار می دادند و حضرتش نیز انگشتان

پیامبر اکرم را می مکیدند و این مکیدن تا دو سه روز وی را کفایت می نمود و به این ترتیب بود که گوشت حضرت ابا عبد الله از گوشت رسول خدا صلى الله علیه و آله و خون او نیز از خون پیامبر خدا نشأت یافت و نوزادی شش ماهه به دنیا نیامد [که زنده بماند] جز حضرت عیسی بن مریم و حسین بن على صلوات الله عليهم.


از حدیث شریف بخوبی استفاده می شود که حضرت ابا عبد الله علیه السلام

تا چه حد مورد توجّه و عنایت حضرت حق و پیامبر عزیزش می بودند تا جائی که رسول خدا صلى الله عليه و آله حتی رشد و نمو ایشان را نیز به عهده گرفته بودند و امامت نه امام دیگر از امام سجاد علیه السلام تا حضرت بقية الله الاعظم خاتمالائمه را در نسل ایشان قرار می دهد و روایات فراوانی این مضمون را بیان می کنند که:

أَنْتَ اِبْنُ اَلْحُجَّهِ أَبُو اَلْحُجَجِ تِسْعَهً مِنْ صُلْبِکَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ. رسول خدا می فرمودند که تو [ای حسین] حجت [خدا] و پدر حجت های [خدا] هستی که [ائمه] از صلب تو نه نفرند و نهمین آنان قائم آنان خواهد بود.

شفا یافتن فطرس ملک با توسل به حضرت ابا عبد الله علیه السلام

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ الرَّزَّازُ الْكُوفِيُّ، قَالَ حَدَّثَنِي خَالِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ سَعْدَانَ الْحَنَّاطُ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِيِّ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ شُعَيْبٍ الْمِيثَمِيِّ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام:إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهما السلام لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِيلَ عليه السلام أَنْ يَهْبِطَ فِي أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيُهَنِّئَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِيلَ عليه السلام قَالَ وَ كَانَ مَهْبِطُ جَبْرَئِيلَ عليه السلام عَلَى جَزِيرَةٍ فِي الْبَحْرِ فِيهَا مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ كَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ فَبُعِثَ فِي شَيْءٍ فَأَبْطَأَ فِيهِ فَكُسِرَ جَنَاحُهُ وَ أُلْقِيَ فِي تِلْكَ الْجَزِيرَةِ يَعْبُدُ اللَّهَ فِيهَا سِتَّمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ عليه السلام فَقَالَ الْمَلَكُ لِجَبْرَئِيلَ عليه السلام أَيْنَ تُرِيدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ

احْمِلْنِي مَعَكَ لَعَلَّ مُحَمَّداً صلي الله عليه و آله يَدْعُو اللَّهَ لِي قَالَ فَحَمَلَهُ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله وَ هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ وَ هَنَّأَهُ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يَا جَبْرَئِيلُ أَدْخِلْهُ فَلَمَّا أَدْخَلَهُ أَخْبَرَ فُطْرُسُ النَّبِيَّ صلي الله عليه و آله بِحَالِهِ فَدَعَا لَهُ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله وَ قَالَ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَكَانِكَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَيْنِ عليه السلام وَ ارْتَفَعَ وَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَيَّ مُكَافَاةُ أَنْ لَا يَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا بَلَّغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا يُسَلِّمَ عَلَيْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا بَلَّغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا يُصَلِّيَ عَلَيْهِ مُصَلٍّ إِلَّا بَلَّغْتُهُ عَلَيْهِ صَلَاتَهُ قَالَ ثُمَّ ارْتَفَعَ. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه؛ صفحه 66].

ابراهیم بن شعیب میثمی گوید از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند: وقتی که حضرت ابا عبد الله علیه السلام به دنیا آمد پروردگار متعال به جبرئیل علیه السلام امر فرمود که با هزار فرشته بر زمین فرود آید و از سوی خدای با عزت و جلال به مناسبت تولّد حضرت حسين عليه السلام به رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلّم تهنیت گوید: محلی که جبرئیل علیه السلام فرود آمد جزیره ای در دریا بود که در آن جزیره فرشته ای به نام فطرس بود که از حمله [عرش] محسوب می گردید و وی را برای امری انتخاب کرده بودند ولی وی در انجام آن کار درنگ نموده بود، فطرس به خاطر این کار بال هایش شکسته و در آن جزیره افکنده شده و مدت 600 سال خدای را عبادت نموده بود تا آن که حضرت ابا عبد الله علیه السلام به دنیا آمد. فطرس به جبرئیل عرض کرد: عزم کجا داری، جبرئیل علیه السلام پاسخ داد: خدای تعالی بر رسول گرامیش صلی الله علیه و آله نعمتی انعام فرموده، و مرا

فرستاده تا از سوی او و از جانب خودم بر محمّد صلى الله عليه و آله شاد باش گویم. فطرس گفت: ای جبرئیل مرا نیز با خودت ببر، شاید که حضرت محمّد صلى الله عليه و آله برای من دعا نماید، جبرئیل علیه السلام او را همراه خود برد، وقتی جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و ایشان را از سوی خدای متعال و خودش تهنیت و شاد باش گفت، آن بزرگوار را از حال فطرس آگاه فرمود و خبر داد. پیامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: ای جبرئیل او را داخل کن. وقتی او را داخل کرد فطرس پیامبر صلی الله علیه و آله را از حال خویش آگاهی داد. آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله برای وی دعا فرمودند و اضافه فرمودند خود را به این مولود [حضرت ابا عبد الله] بمال و به جایگاه خود باز گرد. [حضرت صادق علیه السلام] فرمودند: فطرس خود را به حسین عليه السلام مالید و پرواز کرد و عرض کرد: ای رسول خدا! آگاه باش همانا امّت تو او را بزودی خواهند کشت ولی او را بر من حقی است و آن این که هیچ زائری او را زیارت نکند مگر به او برسانم و هیچ کس بر او سلام ننماید مگر سلام او را به حضرتش برسانم و کسی بر او درود نفرستد مگر درود او را به حضرتش برسانم [حضرت صادق علیه السلام] فرمود: سپس پرواز کرد.

عظمت را بنگر که تا چه میزان است که ولادت رسول اکرم صلى الله عليه و آله و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا عليهما السلام و حضرت مجتبی علیه السلام فطرس را صاحب چنین موقعیتی نمی سازد که با توسّل به آنان شفا یافته و قرب خویش را در بارگاه حضرت حق بدست آورد ولی این امتیاز به امام حسین علیه السلام تعلق می گیرد که با بهره گیری از رحمت حق در روز تولد حضرت ابا عبد الله علیه السلام شفا یافته و قرب خود را در بارگاه حضرت حق بازیابد، و جا دارد که فطرس نیز به این مطلب افتخار نموده و بگوید: کیست مثل من که آزاد کرده

حسینم و بهمین علت نیز خود را متعهد نماید که سلام زائران را به حضرتش برساند.

لقب سید الشهداء از سوی حضرت حق جلّ جلاله بوده و خاص حضرت ابا عبد الله علیه السلام است.

حَدَّثَنِي ابی رَحمِه الله عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ اَلْقَمَّاطِ عَنِ اِبْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَال:بَینَما رَسولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله فی مَنزِلِ فاطِمَةَ علیها السّلام وَ الحُسَینُ علیه السّلام فی حِجرِهِ، إذ بَکی و خَرَّ ساجِداً ثُمَّ قالَ:یا فاطِمَةُ یا بِنتَ مُحَمَّدٍ إنَّ العَلِیَّ الأَعلی تَراءی لی فی بَیتِکِ هذا،فی ساعَتی هذِهِ فی أحسَنِ صورَةٍ و أهیَأِ هَیئَةٍ فَقالَ لی: یا مُحَمَّدُ أتُحِبُّ الحُسَینَ؟ قُلتُ: نَعَم یا رَبِّ قُرَّةُ عَینی و رَیحانَتی و ثَمَرَةُ فُؤادی و جِلدَةُ ما بَینَ عَینَیَّ. فَقالَ لی: مُحَمَّدُ و وَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الحُسَینِ علیه السّلام، بورِکَ مِن مَولودٍ عَلَیهِ بَرَکاتی و صَلَواتی و رَحمَتی و رِضوانی و نَقِمَتی و لَعنَتی و سَخَطی و عَذابی و خِزیی و نَکالی عَلی مَن قَتَلَهُ و ناصَبَهُ و ناواهُ و نازَعَهُ. أما إنَّهُ سَیِّدُ الشُّهَداءِ مِنَ الأَوَّلینَ وَ الآخِرینَ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَةِ و سَیِّدُ شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ مِنَ الخَلقِ أجمَعینَ و أبوه أفضَلُ مِنهُ و خَیرٌ فَأَقرِأهُ

السَّلامَ و بَشِّرهُ بِأَنَّهُ رایَةُ الهُدی و مَنارُ أولِیائی و حَفیظی و شَهیدی عَلی خَلقی و خازِنُ عِلمی و حُجَّتی عَلی أهلِ السَّماواتِ و أهلِ الأَرَضینَ وَ الثَّقَلَینِ الجِنِّ وَ الإِنسِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه؛ صفحات 70 و 71]

ابن ابی یعفور از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که حضرتش فرمودند: روزی رسول خدا صلى الله عليه و آله در منزل حضرت فاطمه زهرا بودند و حضرت حسین نیز در دامان ایشان قرار داشتند. نا گاه پیامبر گریستند و به سجده افتادند. سپس فرمودند: ای فاطمه ای دختر محمّد همانا پروردگار بزرگ بلند مرتبه را در بهترین صورت و با هیبت ترین حالت وجدان می کنم در این خانه و این ساعت به من فرمود: آیا حسین را دوست می داری؟ عرض کردم: آری ای پروردگارم، حسین نور چشم و [گل] خوش بوی من و میوه قلب و پوست میان چشم من است. - در این هنگام رسول خدا دست خود را بر سر حضرت حسین علیه السلام گذارده بود گفت: - پروردگارم فرمود: مبارک باد این مولود که برکات و صلوات و رحمت و رضوان من بر او باد و نا خشنودی و سخط و غضب و عذاب و خواری من بر کسی که او را می کشد و دشمنی با وی می ورزد و با او می جنگند. براستی که او سيد الشهداء از اولین و آخرین است هم در دنیا و هم در آخرت. او سرور جوانان اهل بهشت از همه خلایق است. و پدر او - علی- از او برتر است. سلام مرا به او برسان و او را - علی را - که وی پرچم هدایت و روشنائی بخش دوستان و حافظ دین و و گواه بر خلق و خزانه دار علم من و حجت من بر اهل آسمان ها و زمین ها از انسان ها و جنّیان است.

از حدیث فوق مستفاد می گردد که لقب سید الشهداء مطلق از سوی حضرت رب العزّه برای حضرت ابا عبد الله علیه السلام انتخاب شده و هم آن که این لقب خاص این بزرگوار است. [ قبلاً لقب سید الشهداء را حضرت حمزه دارا بود]. و این لقب در دنیا و آخرت فقط شایستۀ آن بزرگوار است که پیشوای شهداء راه حق بود و سید و سالار آنان.

مصیبت

رسول گرامی بر مصائب حضرت ابا عبد الله می گریست.

عَنْ صَفِیَّهَ بِنْتِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ قَالَتْ:لَمَّا سَقَطَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ فَدَفَعْتُهُ إِلَی اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَوَضَعَ اَلنَّبِیُّ لِسَانَهُ فِی فِیهِ وَ أَقْبَلَ اَلْحُسَیْنُ عَلَی لِسَانِ رَسُولِ اَللَّهِ یَمُصُّهُ قَالَتْ: وَ مَا کُنْتُ أَحْسَبُ رَسُولَ اَللَّهِ یَغْذُوهُ إِلاَّ لَبَناً أَوْ عَسَلاً. قَالَتْ: فَبَالَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ فَقَبَّلَ اَلنَّبِیُّ بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَیَّ وَ هُوَ یَبْکِی وَ یَقُولُ:لَعَنَ اَللَّهُ قَوْماً هُمْ قَاتِلُوکَ یَا بُنَیَّ (یَقُولُهَا ثَلاَثاً)فَقُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی وَ مَنْ یَقْتُلُهُ؟ قَالَ: بَقِیَّهُ اَلْفِئَهِ اَلْبَاغِیَهِ مِنْ بَنِی أُمَیَّهَ لَعَنَهُمُ اَللَّهُ. [بحار الانوار؛ ج 101/ 243 به نقل از امالی؛ شیخ صدوق].

صفیّه دختر عبد المطلب گوید: وقتی که حضرت حسین علیه السلام از مادرش زاده شد، او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بردم، پیامبر صلی الله علیه و آله زبان مبارکشان را در دهان او نهادند، و او نیز

زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله را می مکید که من تصور می کردم پیامبر شیر یا عسل به او می نوشانند. حضرت امام حسین علیه السلام - در بر - حضرتش ادرار کرد رسول اکرم صلی الله علیه و آله میان دو چشم او را بوسیدند، آن گاه او را به من دادند، در حالی که گریه می کردند و می فرمودند:

خدا لعنت کند قومی را که ترا ای فرزندم به قتل می رسانند. (این جمله را سه بار تکرار فرمودند)

صفیه گوید: عرض کردم پدر و مادرم فدای شما باد چه کسی او را می کشد؟ فرمودند: گروهی ستم پیشه از بنی امیه او را می کشند که خدا لعنتشان نماید.

آن چه از حدیث فوق استفاده می شود آنست که شخص شخیص رسول گرامی اسلام صلی الله عليه و آله بر مصائب حضرت ابا عبد الله علیه السلام گریسته اند، جا دارد که هر شیعه و بلکه هر مسلمانی نیز با تأسی به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در عزای حضرت ابا عبد الله علیه السلام بگرید.

توسل انبیاء الهی به حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السلام.

در این زمینه - یعنی توسل انبیاء الهی به حضرت سید الشهداء - فقط به ذکر نمونه ای اکتفا می نمایم و طالبان تفصیل بیشتر را به کتب مربوطه ارجاع می دهیم.

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی:

فَتَلَقّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ أَنَّ اَلْکَلِمَاتِ اَلَّتِی تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ: اَللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَّ تُبْتَ عَلَیَّ فَتَابَ اَللَّهُ عَلَیْهِ. [تفسیر برهان؛ بحرانی ؛ ذیل آیه 37 سوره بقره. و احقاق الحق. علامه تستری ؛ ج 9 / 102 تا 105]

امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریفه (حضرت آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد) فرمودند:

کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت داشت این بود: «پروردگارا به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین که از من در گذری» و خدای متعال نیز از او در گذشت.

جان ما فدای آن عزیزان و محبوبان درگاه حق متعال که نامشان

مشکل گشای هر چیز و راحتی بخش هر سختی و ناراحتی است.

البته توسل به حضرت ابا عبد الله علیه السلام فقط خاص حضرت آدم علیه السلام نیست و انبیاء دیگر هر یک به نحوی به وسیلۀ توسل به سالار شهیدان به حضرت حق جل و علا تقرب جسته اند.

گریه حضرت سجاد علیه السلام بر حضرت ابا عبد الله علیه السلام.

حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ، عَنْ جَمَاعَةِ مَشَايِخِي، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام قَالَ:)بَكَى عَليُّ بْنُ الحُسَيْنِ عَلى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَليٍّ صلوات الله عليهما عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً و مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إلاّ بَكَى عَلى الحُسَيْنِ حَتَّى قَال لهُ مَوْلى لهُ: جُعِلتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُول اللهِ إِنِّي أَخَافُ عَليْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الهَالكِينَ، قَال إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي و حُزْنِي إِلى اللهِ و أَعْلمُ مِنَ اللهِ ما لا تَعْلمُونَ، إِنِّي لمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إلاّ خَنَقَتْنِي العَبْرَةُ لذَلكَ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 107.]

امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت علی بن الحسین بر پدرش حضرت حسین بن علی که صلوات خداوند بر آن دو باد، بیست یا «چهل سال»گریستند، و هر گاه که در برابر ایشان ظرف غذائی

گذارده می شد، به گریه می افتادند، تا آن که خدمتکار ایشان عرض کرد: ای فرزند رسول خدا جانم فدایت باد، می ترسم آن قدر گریه کنی تا هلاک گردی. فرمودند: من از شدت اندوه و غصّه و غم به خدا شکایت می کنم و من از خداوند [چیز هائی] می دانم که شما نمی دانید هیچ گاه من قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد نمی آورم مگر آن که اشک و گریه [و غم] راه گلویم را می بندد.

تعمّق در حدیثی که گذشت نشان می دهد که چه جنایت هولناکی، از سوی مدعیان اعتقاد به اسلام انجام می پذیرد که امام سجاد بیست و یا چهل سال بر پدر می گریند. مسلّماً این تاثر فقط از عاطفه پسری و پدری نشأت نمی گیرد، که قربانی کردن سمبل اسلام و وارث شایسته و به حق پیامبر خدا انگیزه گریه طولانی حضرتش می گردد، تو گوئی که این بزرگوار می خواهند با گریه و ناله های خود قضایای کربلا را زنده نگاه داشته و جنایت فجیع جنایتکاران را برملا سازند.

امام رضا علیه السلام بر گریه کردن بر حضرت ابا عبد الله عليه السلام تأکید می فرمایند.

در ضمن حدیث معروف ریان بن شبیب که خدمت حضرت ثامن الحجج می رسد آمده که حضرتش مطالب فراوانی به وی می فرمایند و از آن جمله:

يَابنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنتَ باكياً لشيءٍ فَابْكِ للحسينِ بنِ عليٍّ بن ابي طالبِ علیه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحَ الكَبْشَ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِن أهلِ بَيتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلاً مَا لَهُمْ فِي الارْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمواتُ السَّبْعُ وَ الاَرَضُونَ لِقَتْلِهِ. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی، ج 101 / ص 103]

فرمودند، ای پسر شبیب اگر خواستی بر چیزی گریه کنی بر حسین بن علی بن ابیطالب (علیه السلام) گریه کن زیرا او سر بریده شد همان گونه که گوسفند سر بریده می شود و به همراهش 18 نفر از اهل بیتش کشته شدند که در زمین برایشان مانند و شبیهی نبود، و بخاطر کشته شدنش آسمان های هفت گانه و زمین ها گریستند.

آری مصیبت آن چنان بزرگ بود که جهان هستی بر آن گریست و هیچ

مصیبتی نیست که بر انسان وارد شود و بتواند در برابر مصیبت حضرت ابا عبد الله علیه السلام قد علم نماید.

گریه امام عصر حجة بن الحسن علیه السلام بر جد بزرگوارشان.

در کتاب شریف «بحار الانوار» جلد 101 زیارتی است منسوب به وجود مقدس امام عصر علیه السلام به نام زیارت ناحیه که در این زیارت شدت تأسف و تأثر و اندوه و گریه ولی عصر علیه السلام - در فقرات مختلفه اش - بر جد مظلوم و غریبش آمده و ما به عنوان نمونه فقط به ذکر چند جمله از آن زیارت اکتفاء می کنیم باشد، که شیعه در اقتداء به امام بزرگوارش در عزا داری بر سالار شهیدان آن گونه که بایسته است سعی و کوشش و تلاش نماید.

فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً. حَسْرَةً عَلَيْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاكْتِيَاب. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی، ج 239/101].

• ای جد غریبم - بر تو صبح و شام ندبه کرده و به جای اشک بر تو خون می گریم، گریستنی که بر اساس حسرت و تأسف بر تو است. و اندوه و دلسوزی بر تو به خاطر فاجعه عظیمی که بر تو وارد آمد. تا آن که بر اثر سوزش اندوه و مصیبت های تو و غصه گلوگیر، از دنیا بروم.

جملات فوق به صراحت نشان می دهد که چگونه وجود مقدّس حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه در مصائب جد گران قدرش نالان و گریان و مهموم و محزونند از این رو باید شیعۀ آن بزرگوار با حضرتش در گریه بر سرور و سالار شهیدان راه حق همراه و همگام باشد، و نکته دیگر آن که وقتی قلب عالم امکان و مولای انس و جان یعنی امام زمان علیه السلام این گونه اشک ریزی خود را بر مصائب سيد الشهداء بیان کرده و بفرماید که بجای اشک خون می گریم. معلوم می شود که عمق فاجعه چه مقدار بوده و مدّعیان اسلام چه بر سر آل رسول و فرزند بتول آوردند و حضرت بقیة الله علیه السلام با چنین جملاتی بشریّت منصف و حق جو را به عمق جنایت توجه می دهند.

ملائکه خدا در کنار قبر امام حسین علیه السلام می گریند.

علامه بزرگوار مجلسی (رحمة الله علیه) حدیث ذیل را از «کامل الزیارات» در مورد گریه فرشتگان بر امام حسین علیه السلام نقل می فرماید:

أَبِی وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِنَ، عَنْ سَعْدٍ، عَنْ بْنِ عِیسَی، عَنْ الحُسَینِ بْنِ سَعید، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی، عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ فُضَیْلٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ [علیه السلام] قَالَ:مَا لَكُمْ لَا تَأْتُونَهُ - یَعْنِی قَبْرَ الْحُسَیْنِ - فَإِنَّ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ یَبْكُونَ عِنْدَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ جلد 45 ص 222]

فضیل از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: شما را چه شده که به [زیارت] او یعنی قبر امام حسین علیه السلام - نمی روید. پس همانا چهار هزار فرشته در کنار قبر او تا روز قیامت می گریند.

و این گریه چهار هزار فرشته بیان گر و توضیح دهنده فقره ای از فقرات زیارت

عاشورا است که به آن حضرت خطاب کرده و گوئیم:

ای فرزند و جگر گوشۀ رسول خدا [صلى الله عليه و آله] مصیبت تو بر اهل آسمان نیز گران بود.

گریه همه اشیاء بر حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السلام.

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) از کتاب «کامل الزیارات» حدیث ذیل را نقل می فرماید:

أَبِیِ، عَنْ سَعْدِ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عُبَیْدِ اَللَّهِ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ، عَنْ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ نوَیْرٍ، عَنِ یُونُسَ وَ أَبِی سَلَمَهَ اَلسَّرَّاجِ وَ اَلْمُفَضَّلِ قَالُوا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ:)لَمَّا مَضَی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِمَا بَکَی عَلَیْهِ جَمِیعُ مَا خَلَقَ اَللَّهُ إِلاَّ ثَلاَثَهَ أَشْیَاءَ اَلْبَصْرَةَ، وَ دِمَشْقَ، وَ آلَ عُثْمَانَ. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 452 ص 206]

یونس و ابی سلمة و مفضل گویند، شنیدیم که حضرت صادق علیه السلام می فرمود: هنگامی که ابا عبد الله حسین بن علی - که درود خداوند بر هر دویشان باد - از دنیا رفت همه آن چه که خدای متعال خلق کرده بود بر او گریست جز سه چیز و کس، بصره، و دمشق و آل عثمان.

آن چه می توان از روایت فوق استفاده و استنتاج نمود، آن که مصیبت وارده بر سيد الشهداء آن قدر بزرگ است که همۀ مخلوقات خدا برایشان گریستند، و گریه نه بر امام حسین علیه السلام بلکه بر فدا شدن نمونه کامل و اسوۂ جانبازی و فداکاری در راه هدف و وفای به عهد و میثاق حفظ میراث آسمانی یعنی اسلام بود.

گریه آسمان در مصیبت حضرت ابا عبد الله عليه السلام

اشاره

در این مورد دو حدیث را ذکر می نمائیم:

الف- حدیث نخست:

بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:کَانَ قَاتِلُ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا وَلَدَ زِنًا وَ قَاتِلُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَلَدَ زِنًا وَ لَمْ تَبْکِ اَلسَّمَاءُ عَلَی أَحَدٍ إِلاَّ عَلَیْهِمَا قَالَ: قُلْتُ: وَ کَیْفَ تَبْکِی؟ قَالَ: تَطْلُعُ اَلشَّمْسُ فِی حُمْرَهٍ وَ تَغِیبُ فِی حُمْرَهٍ. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه؛ صفحه 91] .

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: قاتل یحیی بن زکریا فرزند نا مشروع بود و قاتل حسین علیه السلام [هم] فرزند نا مشروع و آسمان بر کسی جز آن دو نگریست. راوی گوید، سؤال کردم: چگونه آسمان می گرید؟ فرمودند: خورشید در سرخی طلوع کرده و در سرخی نیز غروب می نماید.

ب- حدیث دوّم:

و حدثنی ابی و علی بن الحسين رحهما الله جميعا عن سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد بن عيسى عن الحسين بن على الوشاء عن حماد بن ،عثمان عن عبدالله بن هلال عن ابی عبدالله علیه السلام قال سمعته يقول:

وَ حَدَّثَنِی أَبِیِ عَلِیُّ بْنُ اَلْحُسَیْنِ رحهما الله جمیعا، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ بْنُ عِيسِي، عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنُ عَلِيٍ اَلْوَشَّا، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ هِلاَلٍ ، عَنِ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ سَمِعْتُ یَقُولُ:

إِنَّ اَلسَّمَاءَ بَکَتْ عَلَی اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ، وَ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا وَ لَمْ تَبْکِ عَلَی أَحَدٍ غَیْرِهِمَا، قُلْتُ: وَ مَا بُکَاؤُهَا؟ قَالَ: مَکَثَوا أَرْبَعِینَ یَوْماً تَطْلُعُ اَلشَّمْسُ بِحُمْرَهٍ وَ تَغْرُبُ بِحُمْرَهٍ. قُلْتُ: فِذاکَ بُکَاؤُهَا؟ قَالَ: نِعَمْ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه صفحه 91] .

عبدالله بن هلال گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند: آسمان بر حضرت حسین بن علی و یحیی بن زکریا گریست و جز آن دو بر فرد دیگری گریه نکرد. گفتم: گریه آن چیست؟ فرمودند: چهل روز درنگ کردند خورشید در سرخی طلوع می کند. و در سرخی غروب می کند.گفتم: پس آیا این گریه آنست؟ فرمود: بلی.

گریه حالتی است که بیان گر بهم خوردن وضع طبیعی گریه کننده است، و این حالت در هر موجودی نسبت به همان موجود می باشد.

همان گونه که آثار حیاتی در موجودات مختلف با یک دیگر تفاوت دارد بهمین ترتیب اعمال مختلف مانند دیدن، شنیدن، سرور، حزن، غضب، خوردن، خوابیدن، معصیت و اطاعت کردن اشیاء و پدیده های گوناگون با یک دیگر فرق می کند. مثلاً وقتی گفته می شود فلان مملکت جشن گرفته و یا

عزادار می باشد طبیعی است که تظاهر جشن و عزا بگونه های مختلف می باشد. گاهی مراد نصب پرچم و یا پائین آوردن آن است. گاهی بصورت چراغانی کردن و یا سیاه پوش نمودن در و دیوار شهر های آن مملکت جلوه گر می شود. گاهی مردم آن مملکت عزا دار و ماتم زده اند و زمانی مردم در شادی و سرور هستند؛ و مواقعی از فرط غم و اندوه و شدت ماتم گفته می شود زمین و زمان، در و دیوار عزا دارند و یا می گویند که چنین تعبیری کنایه از آن است که حادثه ای بس غم انگیز اتفاق افتاده و یا آن که فرد مؤثر و محبوبی از دنیا رفته است. زمانی چنین گفته می شود که آب از آب تکان نخورد که مقصود آنست: ضایعه، چندان اثر نداشته است.

حال این رخداد عظیم و فاجعۀ مولمه را در نظر بگیریم که در طول تاریخ بشر بی سابقه بوده است، یعنی شهادت خامس آل عبا حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السلام یعنی امام بزرگواری که قلب عالم امکان است. یعنی وجود مقدسی که حیات و هستی دیگر موجودات همۀ به طُفیل وجود اوست. آن هم شهادتِ با چنان وضع فجيع و تأثرآورى . لذا وقتی در روایت آمده که زمین و آسمان ها در شهادت او خون گریستند مسأله ای طبیعی است. چرا که گریه کردن هر موجودی متناسب با همان موجود است و گریه آسمان سرخی اوست. و از دیگر سو در شهادت چنان سروری جا دارد که همه مخلوقات حزن و اندوه خویش را اظهار و ابراز دارند بلکه می توان گفت: گریه نکردن جهان آفرینش مساله ای است تعجب آور و غیر قابل قبول.

گریستن و گریاندن مردم در مصائب خاندان رسول

در «لهوف» سید بن طاوس مسطور است که از آل رسول مرویست که فرمودند:

مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى فِينَا مأة فَلَهُ الْجَنَّةُ ، وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى خَمْسِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ ، وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى ثَلَاثِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ تَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ. هر که در مصائب ما گریه کند و صد نفر را بگریاند پاداش او بهشت است؛ و هر که بگرید و پنجاه نفر را بگریاند، پاداش او بهشت؛ و هر که بگرید و سی نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است؛ و هر که بگرید و بیست نفر را بگریاند پاداش او بهشت است؛ و هر که بگرید و ده نفر را بگریاند پاداش او بهشت است؛ و هر که بگرید و یک نفر را بگریاند پاداش او بهشت؛ و هر که خود را به گریه [نیز] بزند، پاداش او بهشت است.

آن چه را که از حدیث فوق می توان استفاده کرد آن که:

1- گریه کردن و گریاندن مردمان در مصائب اهل بیت عموماً و به ویژه بر

وجود نازنین حضرت سید الشهداء علیه السلام و وابستگان آن حضرت اجر و حسنه فراوان دارد.

2- گریستن و گریاندن صرف نظر از نمایاندن فطرت پاک و احساسات بی شائبه دلداده امام حسین علیه السلام زنده نگاه داشتن مکتبی است که سید و سالارش، جگر گوشه رسول خداست.

جزع و گریه در هر پیشامدی برای بنده مکروه است، جز گریه بر حضرت امام حسین علیه السلام

از حضرت صادق آل محمد علیه السلام روایت شده که می فرمایند:

إِنَّ الْبُكَاءَ و الْجَزَعَ مَكْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِي كُلِّ مَا جَزِعَ مَا خَلَا الْبُكَاءَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام فَإِنَّهُ فِيهِ مَأْجُورٌ. [كامل الزيارة؛ ابن قولویه؛ صفحه 100]

امام صادق علیه السلام فرمودند: گریه و بی تابی برای بنده [خدا] در هر رخداد و پیشامد [تأسف آوری] مکروه است جز بی تابی و گریه کردن بر حضرت حسین بن علی [علیه السلام] که وی در این کار مأجور و بهره مند خواهد بود.

توضیحی که براساس استنتاج و استنباط از حدیث شریف باید عرضه کرد آن که: بر خلاف تصوّر و بیان برخی نا آگاهان بهره گیری از واقعه جانسوز کربلا اگر توأم با گریه و اشک باشد، فزون تر خواهد بود چرا که گریه و اشک بیان گر همراهی و هم سوئی در هدف و پذیرفتن هدفی است که حضرتش تعقیب می فرمودند. یعنی گریندۀ بر امام حسین علیه السلام از صمیم دل و سویدای قلب گوید: یا ابا عبد الله من از صمیم قلب با تو همراه بوده و هدفت را تعقیب خواهم نمود.

باریدن خون در مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحِمْیَرِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ اَلْبَصْرِیِّ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِی یَعْقُوبَ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ زُرَارَهَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ [عَلَیْهِ السَّلاَمُ]:یَا زُرَارَهُ إِنَّ اَلسَّمَاءَ بَکَتْ عَلَی اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالسَّوَادِ وَ إِنَّ الشَّمْسَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْكُسُوفِ وَ الْحُمْرَةِ وَ إِنَّ الْجِبَالَ تَقَطَّعَتْ وَ انْتَثَرَتْ وَ إِنَّ الْبِحَارَ تَفَجَّرَتْ... [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ جلد 45 / ص / 206].

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) از کتاب «کامل الزیارات» از زراره نقل کند که گوید حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

ای زراره آسمان بر حضرت حسین چهل روز با باریدن خون گریست و زمین نیز چهل صبحگاه با تاریکی خود بگریست بر او و

همانا آسمان هم چهل صبحگاه با کسوف و قرمزی گریه کرد و کوه ها تکه تکه شده و پراکنده گردیدند و همانا دریا ها شکافته شدند... .

از این روایت می توان تا حدودی به عمق آیه شریفه «ما امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم و از تحمل آن سرباز زدند» پی برد؛ چه که در روایات آمده این امانت ولایت است و بهمین لحاظ است که به احترام مقام و مرتبت حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السلام آسمان و زمین و کوه ها می گریند و از این جاست که والائی مقام و درجهٔ ولایت روشن می گردد، امید آن که خواندن این احادیث معرفت همگان را نسبت به اولیاء خدا به ویژه در جهت شناخت ولی زمان حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه روز افزون سازد.

اهمیت روز عاشورا

اهمیت روز عاشورا و ترک تهیهٔ حوائج در آن روز مقدس.

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) در کتاب «بحار الانوار» از دو کتاب «علل الشرايع» و «امالی» شیخ بزرگوار صدوق چنین نقل می فرمایند:

اَلطَّالَقَانِیِّ، عَنْ أَحْمَدَ اَلْهَمْدَانِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ أبی الحَسَن اَلرِّضَا (عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ:)مَنْ تَرَكَ اَلسَّعْيَ فِي حَوَائِجِهِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ، وَ مَن كانَ يَوْمُ عَاشُوراءَ يَومَ مُصيبَتِهِ وَ حُزنِهِ وَ بُكائِهِ جَعَلَ اللَّهُ عزَّ وَ جَّل يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ و قَرَّتْ بِنَا فِي الجِنانِ عَينُهُ وَ مَن سُمِّيَ يَومَ عاشوراءَ يَؤُمُّ بَرَكَةً و ادِخَرْفِيهِ لِمَنْزِلِهِ شَيْئاً لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيمَا ادَّخَرَ حُشِرَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ يَزِيدَ وَ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيَادٍ و عَمْرَ بَن سَعْدٍ لَعَنَهُمُ اللَّهُ تَعالى إلى أَسفَلِ دَرَكَةٍ مِنَ النَّارِ. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی، ج 101 / ص 102 ] .

حضرت رضا علیه السلام فرمودند: هر که تلاش برای انجام نیاز های خود را در روز عاشورا بکناری نهد، خدای تعالی حوائج دنیا و آخرت او را برآورد؛ و هر که روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش

باشد، خدای تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور او قرار داده و چشمان وی را در بهشت به ما روشن خواهد گرداند. و هر که روز عاشورا را روز برکت نامد و در آن روز برای منزل خویش چیزی ذخیره نماید، خدای تعالی آن چه را که ذخیره نموده برایش مبارک نخواهد نمود، و روز قیامت، با یزید و عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد - که خداوند آنان را لعنت کند - محشور گردیده و در پست ترین درجات جهنم جای داده شود.

روز عاشورا، روز اوج عروج انسان و ارزش های انسانی است؛ روزی است که سمبل شرف و فضیلت و مجسمه مکارم و کمالات موهوبي خدائی، در جوار قرب حق در اعلی علییّن مکان می گیرد و به پیروانش نحوه و طریق ممات سعيد و دست شستن و دل بر کندن از تمام ظواهر زندگی را می آموزد؛ حدیث شریف روایت شده از حضرت رضا علیه السلام نیز ناظر بهمین معنی است که: در چنین روزی تو نیز باید از آن چه به زندگی پست این جهانی تعلّقت می دهد، دل بر کنده و فقط به معبود واقعی انسان ها بیندیشی، و به امامی که در چنین روزی. ترا به این گونه تفکّر و اندیشیدن سوق داده است، متوجّه باشی.

56 / سيد الشهداء

روزه گرفتن در روز عاشورا

در کتاب «کافی» سند به عبد الملک منتهی می شود که وی گوید از حضرت صادق آل محمد سؤال کردم که در روز تاسوعا و عاشورا از ماه محرم برای روزه ثواب می باشد یا عقاب پس فرمودند:

تاسوعا يَوْمُ حُوصِرَ فِيهِ الحسین وَ أَصْحَابُهُ بِكَرْبَلَاءَ وَ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ خَيْلُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنَا خوا عَلَيْهِ وَ فَرِحَ أَ بْنِ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ بِتَوَافُرِ الْخَيْلِ وَ کثرتها وَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِهِ وَ أَيْقَنُوا أَنَّهُ لَا يَأْتِيَ الْحُسَيْنَ نَاصِرُ وَ لَا يُمِدَّهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ بِأَبِي الْمُسْتَضْعَفُ الْغَرِيبُ ثُمَّ قَالَ : وَ أَمَّا يَوْمُ عَاشُورَاءَ فیوم أُصِيبَ فِيهِ الْحُسَيْنُ صریعا بَيْنَ أَصْحَابِهِ وَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ صرعی عُرَاةً أَ فَصَوْمُ يَكُونُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ؟ كَلَّا وَ رَبِّ الْبَيْتِ الْحَرَامِ. مَا هُوَ يَوْمَ صَوْمٍ وَ مَا هُوَ إِلَّا يَوْمُ حُزْنٍ مُصِيبَةٍ دَخَلَتْ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَوْمُ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ لأبن مَرْجَانَةَ وَ آلِ زیاد وَ أَهْلِ الشَّامِ . غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ ذَلِكَ يَوْمُ بَكَتْ جَمِيعُ بِقَاعِ الْأَرْضِ خَلَا بُقْعَةِ الشَّامِ. فَمَنْ صَامَهُ أَوْ تَبَرَّكَ بِهِ حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ آلِ زیاد مَمْسُوخَ الْقَلْبِ مَسْخُوطاً عَلَيْهِ وَ مَنِ ادَّخَرَ إِلَى مَنْزِلِهِ ذَخِيرَةً أَعْقَبَهُ اللَّهُ تَعَالَى نِفَاقاً فِي قَلْبِهِ إِلَى يَوْمِ يَلْقَاهُ وَ انْتَزَعَ

الْبَرَكَةَ عَنْهُ وَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ وُلْدِهِ وَ شَارَكَهُ الشَّيْطَانُ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ. و اما روز تاسوعا آن روزی است که حسین [علیه السلام] و یارانش در کربلاء محاصره شدند و سپاهیان شام بر گرد آنان جمع اطراف آنان اقامت گزیدند. و در آن روز فرزند مرجانه و عمر بن سعد به خاطر زیاد بودن لشکریان خود خوشحال گردیدند و حسین [علیه السلام] و یارانش را ضعیف نمودند [و نا توان پنداشتند] و یقین کردند که یاوری به یاری حسین [علیه السلام] بر نخواهد خاست و اهل عراق پدر ضعیف شده غریبم را کمک نخواهد کرد. سپس فرمود: و امّا روز عاشورا روزی است که در آن حسین [علیه السلام] در بین یارانش به زمین افتاده و یاران او نیز گرداگرد او عریان افتاده بودند. پس آیا در این روز می توان روزه گرفت؟ ابداً سوگند به پروردگار کعبه آن روز روز روزه نیست. و آن روز روز اندوه و مصیبت است که بر اهل آسمان و اهل زمین و همۀ مؤمنان وارد شده است و روز سرور و شادی است برای فرزند مرجانه و آل زیاد و اهل شام که خدا بر آنان و فرزندانشان غضب فرموده است. و آن روز روزی است در آن همه مکان های زمین جز سرزمین شام گریستند. پس هر که آن روز را روزه بدارد و به آن روز تبرک و مبارکی جوید خدای تعالی او را با آل زیاد محشور می فرماید و در حالی که قلبش مسخ گردیده و بر او غضبناک باشد. و هر که در آن روز برای منزل خود چیزی بیندوزد خدای تعالی به دنبال این عمل نفاق را در قلب او وارد خواهد ساخت تا روزی که او را ملاقات کند، و برکت را از او و خانواده اش و فرزندانش بر خواهد داشت و شیطان در تمام این امور با وی شرکت خواهد داشت.

نتیجه آن که در روز عاشورا نباید روزه گرفت چرا که، روزه گرفتن در این روز همراه با دشمنان خداست.

ویژگی های منحصر

فضیلت اهل بیت و اصحاب حضرت سید الشهداء بر اهل بیت و اصحاب دگران.

در شب عاشورا حضرتش در توصیف اهل بیت و اصحاب با وفای خویش چنین می فرمایند:

أمَّا بَعْد، فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَی وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی وَ لَا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَجَزَاکُمُ اللَّهُ عَنِّی خَیْراً. [ارشاد شیخ مفید (رحمه الله)؛ ترجمه سید هاشم رسولی؛ ج 2 / ص 93] .

و بعد از ستایش خدا، همانا من يارانى با وفاتر و بهتر از یاران خودم و اهل بیتی را نیکو کار تر و با پیوند تر از اهل بیت خودم نمی شناسم، خدای شما را از جانب من جزای خیر دهد.

آن چه از فرمایش فوق استنباط می شود آن که، در دنیا هرگز اصحابی مانند یاران امام حسین علیه السلام تا جهان بر پاست یافته نخواهند شد، و همان گونه که شخص شخیص حضرت ابا عبد الله عليه السلام مختصّ به لقب سید الشهداء هستند، یاران باوفای آن بزرگوار نیز مختص به لقب وفادار ترین و بهترین یاران و اصحاب می باشند.

فضیلت زمین کربلا

حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ جَمَاعَهُ مَشَایِخِی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی اَلْعَطَّارِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ ثَابِتٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی کَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْکَعْبَهَ بِأَرْبَعَهٍ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَکَ عَلَیْهَا فَمَا زَالَتْ قَبْلَ خَلْقِ اللَّهِ الْخَلْقَ مُقَدَّسَهً مُبَارَکَهً وَ لَا تَزَالُ کَذَلِکَ حَتَّی یَجْعَلَهَا اللَّهُ أَفْضَلَ أَرْضٍ فِی الْجَنَّهِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 270].

حضرت باقر علیه السلام فرمودند: خدای تعالی کربلا را بیست و چهار هزار سال قبل از آن که مکّه را بیافریند، آفرید؛ و آن را مقدس و با برکت قرار داد و در آینده نیز همواره این سرزمین چنین خواهد بود و حضرت حق سرزمین کربلا را برترین زمین در بهشت قرار خواهد داد.

آری کربلا فقط یک سرزمین است و هیچ نقطه دیگر کره مسکون کربلا نمی تواند باشد؛ و چرا که این گونه نباشد، سرزمینی که در آن جوشش انسانیت و فضیلت و مبارزه تام و کامل حق در برابر باطل و عدالت در برابر ظلم و جور، باید که این برجستگی را بیابد.

مساحت زمین کربلا

اشاره

در این زمینه دو حدیث را متذکّر می گردیم:

الف- حديث اوّل:

حَدَّثَنِی حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَکِیمٍ رَحِمَهُ اَللَّهُ، عَنْ سَلَمَهَ بْنِ اَلْخَطَّابِ، عَنْ مَنْصُورِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ، یَرْفَعُهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:حَرَمُ قَبْرِ اَلْحُسَیْنِ [عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ] خَمْسُ فَرَاسِخَ مِنْ أَرْبَعَهِ جَوَانِبِ اَلْقَبْرِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه، ص 272].

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: حرم قبر حضرت حسین علیه السلام پنج فرسخ از چهار طرف قبر است.

ب- حدیث دوّم:

حَدَّثَنِی أَبِی وَ جَمَاعَهُ مَشَایِخِی، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ اَلْیَقْطِینِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ

اَلْبَصْرِیِّ، عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ :حُرْمَهُ قَبْرِ اَلْحُسَیْنِ فَرْسَخٌ فِی فَرْسَخٍ مِنْ أَرْبَعَهِ جَوَانِبِهِ. [كامل الزيارات، ابن قولویه، ص 272].

از حضرت صادق علیه السلام نقل است که فرمودند: حرمت قبر حضرت حسین [علیه السلام] یک فرسخ در یک فرسخ از چهار طرف آن است.

از دو حدیث ذکر شده می توان استنتاج کرد که کربلا منطقه خاصی است با مساحتی معیّن و با شرافت مخصوصی و هیچ زمینی را نرسد که در تقدس كوس برابری با کربلا بزند.

قبر امام حسین علیه السلام باغی از باغ های بهشت است.

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) حدیث زیر را از کتاب «كامل الزيارات» نقل می فرماید:

اَلْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنْ أَبِیهِ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ [علیه السلام] یَقُولُ:مَوْضِعُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا مُنْذُ یَوْمَ دُفِنَ فِیهِ رَوْضَهٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ وَ قَالَ: مَوْضِعُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ تُرْعَهٌ مِنْ تُرَعِ الْجَنَّهِ. [بحارانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 101 / ص 111] .

اسحاق بن عمار گوید: شنیدم که حضرت صادق [علیه السلام] می فرمایند: مکان و زمین قبر حسین بن علی که درود خدا بر آنان باد، از روزی که در آن مدفون گردیده باغی از باغ های بهشت است و نیز فرمودند: مکان قبر حسین [علیه السلام] دری از در های بهشت است.

یکی از نام های بهشت رضوان است که بیانگر رضای حضرت رب العزة و پاداش رضایت او به کسانی است که در طول زندگی خویش در راه اطاعت

معبود گام نهاده اند، پس چه استبعادی دارد که مدفن حضرت ابا عبد الله نیز که سخنش اینست که: پروردگارا به رضای تو راضیم، باغی از باغ های رضوان باشد.

نماز در حرم حضرت سید الشهداء تمام است.

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ وَ جَمَاعَهُ مَشَایِخِی رَحِمَهُمُ اَللَّهُ، عن مُحَمَّدُ بْنِ یَحْیَی العَطار، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنِی مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:تَتِمُّ اَلصَّلاَهُ فِی اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ وَ مَسْجِدِ اَلرَّسُولِ وَ مَسْجِدِ اَلْکُوفَهِ وَ حَرَمِ اَلْحُسَیْنِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 250].

کسی از حضرت صادق علیه السلام شنیده بود که می فرمایند: نماز در مسجد الحرام و مسجد الرسول و مسجد کوفه و حرم حضرت حسین علیه السلام تمام است.

یعنی این حرم حضرت ابا عبد الله است که دارای چنین امتیازی می گردد که در نماز تمام خواندن هم ارزش مسجد الحرام و مسجد النبی قرار می گیرد، و علتی را که می توان در این شرافت برای کربلا حدس زد آن که این کربلای حسینی است که به علّت شرافت یافتنش هم ارزش با حرمین شریفین گردیده است.

خوردن هر خاک حرام است مگر تربت حضرت سید الشهداء

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ، عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَیْمَانَ، عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ :سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلطِّینِ قَالَ: فَقَالَ أَکْلُ اَلطِّینِ حَرَامٌ مِثْلُ اَلْمَیْتَهِ وَ اَلدَّمِ وَ لَحْمِ اَلْخِنْزِیرِ إِلاَّ طِینَ قَبْرِ اَلْحُسَیْنِ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمْناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 285 .]

سعد بن سعد گوید: از حضرت موسی بن جعفر راجع به گل و خاک سؤال کردم. فرمودند: خوردن خاک و گل مانند مردار و خون و گوشت خوک، حرام است. جز خاک قبر حسین که در آن شفاء هر درد و امان از هر ترسی است.

آری این چنین است قدر دانی حضرت حق جل و علا از سالار شهیدان که همه هستی خود را در راه معبود داد، و توجه دادن به این مطلب که وقتی اراده حق تعلق گیرد خاکی که بوی عطر آسای آن مشام جان ها را پس از قرن ها عطر آگین

می نماید، بوی دلاویزش را به همراه خاصیت شفا بخشی اش از قطرات خون مطهر پیکر های پاکی می گیرد که آن پیکر ها بزرگ ترین حماسه بشری را رقم زدند، و رمز چگونه زیستن و چگونه رفتن را به انسان های پذیرای حق و فضیلت آموختند.

خوردن تربت حضرت سید الشهداء به نیت استشفاء.

حديث اوّل:

حَدَّثَنِي اَبِي رحمة الله علیه وَ جَمَاعَةٌ عَنْ سعد بنِ عَبْدِ اللِهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عيسي بْنِ عُبَيْدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اسماعِيل البصْرَى، عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ، عَنْ اَبِي عَبْدِاَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:طینُ قَبرِ الحُسَینِ علیه السّلام شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ فَإِذا أکَلتَ فَقُل:بِسمِ اللّهِ و بِاللّهِ اللّهُمَّ اجعَلهُ رِزقاً واسِعاً و عِلماً نافِعاً و شِفاءً مِن کُلِّ داءٍ إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. [كامل الزيارات؛ ابن قولويه: ص 284]

حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: خاک قبر حضرت حسین علیه السلام برای هر مرضی شفاء است و هنگامی که آن را می خوری چنین بگوی:

بسم الله و بالله، خدایا آن را روزی وسیع و علم بهره دهنده و شفاء هر بیماری قرار ده که تو بر هر چیز توانائی .

حدیث دوّم:

حَدَّثَنِی أَبِی رحمة الله علیه عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنِ اَلْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ اَلْبُوفَکِیِّ عَنْ یَحْیَی وَ کَانَ فِی خِدْمَهِ أَبِی جَعْفَرٍ اَلثَّانِی عَنْ عِیسَی بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ عَمَّتِهِ قَالَتْ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ:إِنَّ في طينِ الحايِرِ الَّذِى فِيهِ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلامُشِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه، ص 379 ]

راوی گوید از حضرت صادق علیه السلام می شنیدم که می فرمایند: در خاک حایر [محیطی که قبر مبارک حضرت ابا عبد الله در آن واقع است] شفاء برای هر درد و امان برای هر ترسی وجود دارد.

آن چه را که می توان از دو حدیث مذکور دریافت آن که تربت مطهر حضرت سید الشهداء نیز به اعتبار پیکر شریفی که در آن آرمیده است از سوی پروردگار علیّ اعلی این چنین فضیلت و خصوصیاتی را دریافت می دارد.

فضیلت خوراندن تربت حسینی به فرزندان

حَدَّثَنِی مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَزّاز، اَلْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی اَلْخَطَّابِ، عَنْ مُوسَی بْنِ سَعْدَانَ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی اَلْعَلاَءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ:حَنِّکُوا أَوْلاَدَکُمْ بِتُرْبَهِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ أَمَانٌ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 278]

ابو العلاء گوید از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند: کام فرزندانتان را با تربت حضرت حسین علیه السلام بر دارید زیرا که آن امان [از هر ناراحتی] خواهد گردید.

آن چه که باید از حدیث شریف فوق بهره برد آن که تربت مقدس حسینی به اعتبار در بر گرفتن پیکر شریف آن بزرگوار داروی هر دردی می گردد؛ و چه بسا که خوراندن آن تربت به طفل و رفتن آن همراه با شیر مادر به بدن فرزند و جگر گوشه روح ایمان و فداکاری و ایثار و مبارزه برعلیه باطل و تباهی و تحریف را در طفل ظاهر و متجلّی نماید.

فضیلت آب فرات

اشاره

در این مورد دو حدیث ذکر می شود:

حديث اوّل:

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ، عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ، عَنْ عَرَفَهَ، عَنْ رِبْعِیٍّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:«شَاطِئُ اَلْوَادِی اَلْأَیْمَنِ» اَلَّذِی ذَکَرُهُ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ هُوَ اَلْفُرَاتُ وَ «اَلْبُقْعَهُ اَلْمُبَارَکَهُ» هِیَ کَرْبَلاَءُ وَ «اَلشَّجَرَهُ» هِیَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 49]

حضرت صادق علیه السلام [در تفسیر برخی از کلمات قرآن کریم] فرمودند: مراد از بحر «سرزمین امان داده شده» که خداوند بلند مرتبه در کتابش یاد کرده است فرات می باشد، و مقصود از «جایگاه برکت یافته» کربلا است و مقصود از «درخت» حضرت محمد صلى الله عليه

و آله می باشند.

حدیث دوّم:

وَ حَدَّثَنِی عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ رَحِمهَ اللّه،عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدَ اللِهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:اَلْفُرَاتُ سَیِّدُ اَلْمِیَاهِ فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَهِ. ,كامل الزيارات ؛ ابن قولويه ؛ ص 49].

و مولى الموحدین حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: فرات در میان آب ها برترین مقام را در دنیا و آخرت داراست.

فراتی که افتخار یافته در جوار تربت مطهر حضرت ابا عبد الله الحسين سید الشهداء علیه السلام در بستر خود جاری باشد، به اعتبار در جوار مرقد پاک آن بزرگوار بودن، شرافتی این گونه را می یابد. باشد که حتی مشاهده آن آب نیز بیننده را به عظمت فداکاری در راه حق و مبارزه با باطل و تباهی و بدعت و تحریف تشویق و ترغیب و تشجیع نماید.

فضیلت نوشیدن آب فرات و نوشاندن آن به فرزندان.

وَ عَنْهُ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ، عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ هَارُونَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:مَنْ شَرِبَ مِنْ مَاءِ اَلْفُرَاتِ وَ حُنِّکَ بِهِ فَهُوَ مُحِبُّنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 47].

از سلیمان بن هارون نقل است که وی از حضرت صادق علیه السلام چنین شنیده که حضرتش فرمودند: آن که از آب فرات بیاشامد و به آن کام بر دارد جزء دوستداران ما اهل بیت خواهد بود.

امیدواریم که حضرت حق جل و علا با توفیق نوشیدن آب فرات و کام بر داشتن به وسیله آن به ما محبت و دوستی و علاقه نسبت به این خانواده را

زیاده فرماید.

خطبه حضرت سجاد

خطبه حضرت سجاد علیه السلام در شام

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذِي لا بِدايَةَ لَهُ وَ الدَّائِمُ الَّذِي لا نَفادَ لَهُ، وَ الأوَّلُ الَّذِي لا اَوَّلُ لِاَوَلِيَّتِه وَ الآخِرُ الَّذِي لا مُؤخِّرَ [آخَرَ] لِاخِريَّتِهِ، وَ الباقِی بَعدَ فَناءِ الخَلقِ قَدَّرَ اللَّيالِي وَ الأيّامَ، وَ قَسَّمَ فِيما بَينَهُمُ الاَقسامَ، فَتَبارَكَ اللهُ المَلِكُ العَلامُ، ثُمَّ اثْنى عَلَى الرَّسُولِ [صلى الله عليه و آله] ثم قال عليه السلام:أَيُّهَا النَّاسُ أَحَذِّرُكُمْ مِنَ الدُّنْيا وَ مَا فِيها فَإِنَّهَا دَارُ زَوالِ وَ انْتِقَال تَنْتَقِلُ بِأَهلِها مِنْ حالِ إلى حالِ قَدْ اَفْنَتِ الْقُرُونُ الْخالِيَةُ وَ الأمَمُ المَاضِيَة الَّذِينَ كَانُوا أطولُ مِنْكُمْ أعْماراً وَ اَكْثَرُ مِنْكُمْ آثاراً آفَنَتْهُمْ أيْدِى الزَّمَانِ وَ احْتَوَتْ عَلَيْهِمُ الأفاعي وَ الدَّيدانِ آفَتَتْهُمُ الدُّنْيا فَكَأَنَّهُمْ لا كَانُوا لَها أهلاً وَ لا سُكاناً. قَدْ أَكَلَ التَّرَابُ لُحُومَهُمْ وَ أَزَالَ مَحاسِنَهُمْ وَ بَدَّدَ أَوْصَالَهُمْ وَ شَمائِلَهُمْ وَ غَيَّرَ الْوانَهُمْ وَ طَحَنَتْهُمْ أَيْدِى الزَّمانِ أَفَتَطْمَعُونَ بَعْدَهُمُ [فى] الْبَقَاءَ هَيْهَاتُ هَيْهَاتُ لا بُدَّ لَكُمْ مِنَ اللحُوقِ بِهِمْ فَتُدَارَكُوا مَا بَقِي مِنْ أَعْمَارِكُمْ بِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ كَأَني بِكُمْ وَ قَدْ نُقِلْتُمْ مِنْ قُصُورِكُمْ إِلى قُبُورِكُمْ فَرِقِينَ غَيْرَ مَسْرُورِينَ فَكَمْ

وَ اللهِ [مِنْ فَرح قَرِيج ] قَدْ اسْتَكْمَلَتْ عَلَيْهِ الحَسَرَاتُ حَيْثُ لا يُقَالُ نَادِمٌ وَ لا يُغَاتُ ظَالِمٌ قَدْ وَجَدُوا ما أسْلَفُوا وَ أَحْضِرُوا مَا تَزَوَّدُوا وَ وَجَدُوا ما عملوا حاضراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً فَهُمْ في مَنازِلَ البَلوى هُمُودٌ وَ في عَساكِر الْوَقَى خُمُودٌ يَنْتَظِرُونَ صَيْحَةَ الْقِيَامَةِ وَ حُلُولَ يَوْمِ الطَّامَّةِ لِيَجْزِىّ الَّذِينَ آساءُوا بِمَا عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنى . ثُمَّ قَالَ:أيُّهَا النَّاسُ أعْطِينَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أَعْطِينَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الفَصاحَةَ وَ الشُّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ فُضَّلنا بأنَّ مِنَّا النَّبِيُّ المُخْتارُ مُحَمَّدٌ [صلى الله عليه و آله]، وَ مِنَّا الصِّدِّيقُ، وَ مِنَّا الطَّيّارُ، وَ مِنِّا آسَدُ اللهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ ، وَ مِنِّا سِبْطَا هَذِهِ الأمَّة، وَ مِنِّا مَهْدِىُّ هذِهِ الأمَّةِ.أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَنيپ، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْني أُعَرِّفُهُ بِحَسَبي وَ نَسَبى حَتَّى يَعْرِفَني، آنَابْنُ مَكَّةَ وَ مِنى، آنَابْنُ زَمْزَمَ وَصَنَا، أَنَابْنُ مَنْ حَمَلَ الزَّكاةَ بأطرافِ الرِّدَاءِ، آنَابْنُ خَيْرَ مَنِ ائْتَزَرَ وَ أَرْتَدَى، أَنَابْنُ شَجَرَةٍ طُوبى، آنَابْنُ خَيْرَ مَنْ طَافَ وَ سَعَى ، آنَابْنُ خَيْرَ مَنْ حَجَّ وَ لَبّى، آنَابْنُ مَنْ أَسْرِى بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصى، آَنَابْنُ مَنْ بَلَغَ بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلى سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ، أَنَابْنُ مَنْ دَنَى فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ، آنَابْنُ مَنْ أَوْحَى إِلَيْهِ الْجَلِيلُ ما أَوْحَى، ذَاكَ جدي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ، آنَابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَراطِيمَ الخَلْق حَتَّى قَالُوا لا إله إلَّا اللهُ، آنَابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَيْنَ يَدَى رَسُولِ اللَّهِ بِسَيْفَيْنِ، وَ طَعَنَ برُمْحَيْنِ، وَ هَاجَرَ الهِجْرَتَيْنِ ، وَ بايَعَ الْبِيْعَتَيْنِ، وَ قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَ حُنَيْنِ، وَ لَمْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ، آنَابْنُ صَالِحٍ الْمُؤْمِنِينَ، وَ وَارِثِ النَّبِيِّينَ، وَ قَامِعِ

المُلْحِدِينَ، وَ يَعْسُوبِ الْمُسْلِمِينَ، وَ نُورِ الْمُجَاهِدِينَ، وَ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، و تاجِ البَكَائِينَ، وَ أَصْبَرِ الصّابِرِينَ، وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِينَ مِنْ آلِ يُسِين رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. آنَابْنُ الْمُؤيَّدِ بجبْرَئِيلَ، الْمَنْصُور بمِيكائِيلَ، آنَابْنُ الْمُحامي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ، وَ قَاتِلِ الْمَارِقِينَ وَ النَاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمُجَاهِدِ اَعْدائِهِ النّاصِبينَ، وَ أَفْخَرُ مَنْ مَشَى مِنْ قُرَيْشٍ أَجْمَعِينَ، وَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَ وَ اسْتَجابَ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ اَوَّلُ السّابِقِينَ وَ قَاصِمُ الْمُعْتَدِينَ، وَ مُبيدُ الْمُشْرِكِينَ، وَ سَهُمْ مِنْ مَرامِي اللهِ عَلَى المُنافِقِينَ، وَ لِسَانُ حِكْمَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ ناصِرُ دِينِ اللهِ وَ وَلِيُّ أمْرِ اللهِ، وَ بُسْتَانُ حِكْمَةِ اللهِ، وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ، سَمْحٌ، سَخِيٌّ، بُهلولٌ، زَكِيٌّ ، أَبْطَحىٌّ ، رَضِيٌّ ، مِقدامٌ، هُمامٌ، صابِرٌ، صَوَامٌ ، مُهَذَّبٌ، قوام قاطِعُ الأَصْلابِ، مُفَرِّقُ الْاَحْزَابِ، أَرْبَطُهُمْ عِناناً، وَ أَثْبَتُهُمْ جَناناً ، وَ أَمْضَاهُمْ عَزِيمَةٌ، وَ أَشَدُّهُمْ شَكِيمَةٌ، أَسَدٌ بَاسِلٌ، يَطْحَنُهُمْ فِي الحُرُوب إِذَا ازْدَ لَفَتِ الأسُنَّةِ وَ قَرُبَتِ الأَعِنْةِ، وَ يَذْرَوُهُمْ فِيها ذَرْوَ الرِّيحِ الهَشِيمِ لَيْثُ الحِجاز و كَبَشُ العَراقِ، مَكِّىٌّ، مَدَنِيٌّ ، حَنَفِىٌ [خِيفِيٌّ]، عَقَبِيٌّ ، بَدْرِيٌّ، أُحدِىٌ، شَجَرِىٌ، مُهاجِرِىٌ، مِنَ الْعَرَبِ، سَيِّدُها، وَ مَنِ الوَعى لَيْثُها، وارِثُ الْمَشْعَرَيْنِ، وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ و الْحُسَيْنِ، ذَاكَ جَدَي عَلىُّ بنَ اَبِيطالِبٍ.اَنَابْنُ خَدِيجَةَ الكُبرى، اَنَابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، اَنَابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضى [اَنَابْنُ صَرِيعِ كَرْبَلا]، اَنَابْنُ الْحُسَيْنِ الْقَتِيلِ بِكَرْبَلاءِ، اَنَابْنُ الْمَذْبُوحِ مِنَ الْقَضاءِ، اَنَابْنُ الْمُرَمَّلِ بِالدَّمَاءِ، اَنَابْنُ مَنْ نَاحَ عَلَيْهِ الْجِنُّ فِى الظَّلْماءِ، اَنَابْنُ الْعَطْشَانِ حَتَّى قَضَى ، اَنَابْنُ مَنْ مَنَعُوهُ مِنَ

المَاءِ، وَ اَحَلُوهُ عَلى سَائِرِ الْوَرى، اَنَابْنُ مَنْ لا غُسْلَ لَهُ وَ لَا كَفَنَ يُرى، اَنَابْنُ مَنْ نَاحَ عَلَيْهِ الطُّيُورُ فِى الْهَوَاءِ، اَنَابْنُ مَنْ رُفِعَ رَأْسُهُ عَلَى الْقَناءِ، اَنَابْنُ مَنْ هُتِكَ حَرِيمُهُ بأَرْضِ كَرْبَلاءِ، ,[اَنَابْنُ مَنْ رَأْسُهُ عَلَى السَّنَانِ يُهدى] ، اَنَابْنُ مَنْ جِسْمُهُ بِأَرْضِ وَ رَأْسُهُ بِأَخْرَى، [اَنَابْنُ مَنْ حَرَمُهُ مِنَ الْعَرَاقِ إِلَى الشّامِ تَسَبّى ] ، اَنَابْنُ مَنْ سُبيَتْ حَرِيمُهُ إِلَى الشَّامِ تُهدى.أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَنِي، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا أُعَرِّفُهُ بِنَفْسِي ، أَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، أَنَابْنُ مَنِ انْتُهكَتْ حَرَمُهُ وَ سُلِبَتْ نِعْمَتُهُ، وَ انْتُهبَ مَالُهُ، وَ سُبيَ عَمَالُهُ، اَنَابْنُ المَذبُوحٍ بِشَطِّ الفُراتِ مِنْ غَيْرِ دَخْلٍ وَ لَا تُراثٍ، آنَابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً وَ كَفى بذلِكَ فَخْراً .أيُّهَا النَّاسُ أَنْشِدُكُمُ الله هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّكُمْ كَتَبْتُمْ إلى أبي وَ خَدَعْتُمُوهُ وَ أَعْطَيْتُمُوهُ مِنْ أَنْفُسِكُمُ العَهْد و المِيثاقَ و البَيعَة، و قاتَلتُمُوهُ، فَتُباً لِما قَدَّمْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ سَوْئةً لِرَأيكُمْ بِآيَّةٍ عَيْنِ تَنْظُرُونَ إِلى رَسُولِ اللهِ [صلى الله عليه و آله ] إِذْ يَقُولُ لَكُمْ قَتَلْتُمْ عِترَتي و أنْتَهَكْتُمْ حُرْمَتي ، فَلَسْتُمْ مِنْ أُمَّتِي .ثُمَّ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ انْتَحَبَ وَ بَكَى فَلَمْ يَزَلْ يَقُولُ : اَنَا اَنَا حَتَّى ضَجَّ النّاسُ بِا لْبُكاءِ فَخَافَ يَزِيدُ عَلى نَفْسِهِ فَاَمَرَ الْمُوَذِّنَ بِالْاَذَانِ... فَقَالَ: اللّهُ اكْبَرُ. فَقَالَ الإمام [عليه السلام]: نِعَم ، اللهُ أَكْبَرُ وَ أَعْلى وَ أَجَلُّ وَ أكْرَمُ مِمّا أخافُ وَ احْذَرُ، فَقَالَ: أَشْهَدُ أنْ لا إلهَ إِلَّا الله ، فَقَالَ الاِمَامُ ,عليه السلام]: نِعَمْ ، أَشْهَدُ مَعَ كُلِّ شَاهِدٍ وَ اَحْتَمِلُ عَلَى كُلِّ جاحِدٍ أن لا إلهَ غَيْرُهُ وَ لا رَبِّ سِواهُ ، فَقَالَ الْمُؤذِّنُ : أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً

رَسُولُ اللهِ. اَخَذَ عِمَامَتَهُ مِنْ رَأْسِهِ وَ قَالَ لِلْمُؤذِّنِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ هذا اَنْ تَسْكُتَ ساعَةً. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلى يَزِيد وَ قَالَ: يَايَزِيدُ : هَذَا الرَّسُولُ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ [مُحَمَّدٌ هَذا] جَدّي أَمْ جَدُّكَ ؟! فَإِنْ قُلْتَ [ فَإِنْ زَعَمْتَ ] : أنَّهُ جَدُّكَ فَقَدْ كَذِبْتَ وَ آثَمْتَ [يَعْلَمُ الْعالَمُونَ أَنَّكَ كَاذِبٌ [وَ اِنْ]و إن قُلتَ [وَ إِنْ زَعَمْتَ ]: أَنَّهُ جَدَي فَلِمَ قَتَلتَ أبي ظُلماً و انْتَهَبْتَ مالَهُ وَ سَبَّيتَ نِسائَهُ ؟! فَقَالَ هذا و أهوى إلى ثَوْبِهِ فَشَقَّهُ ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ: وَ اللهِ لَوْ كانَ فِى الدُّنْيا مَنْ جَدُهُ رَسُولُ اللهِ فَلَيْسَ غَيْرِي فَلِمَ قَتَلَ هَذَا الرَّجُلُ أبي ظُلْماً وَ سَبَانًا كَمَا تُسَبِّیُ الرُّومَ ؟! ثُمَّ قَال: يا يَزيدُ: فَعَلْتَ هذا ثُمَّ تَقُولُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ تَسْتَقبِلُ الْقِبْلَةَ ؟! فَوَيْلٌ لَكَ مِنْ يَوْمِ الْقِيمَةِ حَيْثُ كَانَ حَضْمَكَ جَدّي و اَبي . فَصاحَ يَزِيدُ بِالْمُؤدِّنِ أنْ يُقِيمَ لِلصَّلوةِ. فَوَقَعَ بَيْنَ النَّاسِ دَمْدَمَةٌ وَ زَمْزَمَةٌ عَظِيمَةٌ فَبَعْضٌ صَلَى وَ بَعْضُهُمْ لَمْ يُصَلَّ حَتَّى تُفَرِّقُوا. همۀ حمد و ستایش ها مر خداوندی را که برایش آغازی نیست. آن پروردگار همیشگی که برایش پایانی نباشد، نخستینی که برای ابتدائیتش، ابتدائی نیست؛ و آخرین سر انجامی که آخری برای سر انجامش نباشد. ذات (مقدس) پایداری که پس از نا بودی خلق و (خلقت) باقی خواهد ماند، اندازه های روز ها و شب ها را با اندازه گیری معین قرار داد و قسمت ها را بین بندگان تقسیم فرمود، پر برکت و منزه است خدائی که تمام عالم در قبضه قدرت او بوده و دانائی اش را حد و اندازه ای نیست پس از این جملات بر رسول خدا [صلى الله عليه و آله] ثنا کرد و سپس امام علیه السلام فرمود :

دربارۀ دنیا و آن چه در اوست به شما هشدار می دهم. چه آن که دنیا خانۀ گذرائی و دگرگونی است. همیشه اهلش را از حالی به حالی

دیگر می گرداند. روزگار ها و امت های گذشته را نا بود ساخته، همان هائی که عمرشان از شما طولانی تر و آثارشان از شما بیشتر بود دست های روزگار آن ها را نا بود ساخت و مار ها و کرم ها (درون قبر، پیکر) آن ها را در بر گرفت آن چنان دنیا آن ها را نا بود کرد که گوئی نه اهل آن بودند و نه در آن ساکن خاک گوشت های آنان را خورده و زیبائی هایشان را از میان برده و پیوند های استخوان و چهره هایشان را پوشانده، و رنگشان را تغییر داده، و دست های زمان آن ها را آسیابشان کرده است. (با چنین سابقه) آیا پس از ایشان شما آرزو و طمع بقاء دارید؟ هرگز، هرگز، ناچار شما هم باید به ایشان ملحق گردید پس باقی مانده عمر خود را دریابید که آن را با اعمال شایسته سپری سازید. گویا من در کنار شما هستم، در حالی که پراکنده و اندوهگین از کاخ ها به سوی قبر ها کشیده می شوید. بخدا سوگند چه شادی ها که به دنبالش حسرت ها پدید آید، که نه فرد پشیمان رها شود و نه ستمکار امان یابد؛ در حالی که گذشته خود را باز یافته و اندوخته خویش و آن چه را که عمل کرده اند در برابر خود حاضر بینند. پروردگارت بر احدی ستم نکند. آن ها در گور های بلا مانده و پوسیده و در سپاه مردگان، خاموشند. انتظار فریاد نا گهانی و فرا رسیدن روز هولناک قیامت را می برند. تا تبهکاران به کیفر اعمال زشت و نیکو کاران به پاداش نیک اعمال خود برسند. سپس فرمود:

ای مردم به ما شش چیز عطا شده و به هفت چیز فضیلت یافته ایم. به ما دانش و بردباری و بزرگواری و فصاحت و شجاعت و دوستی در دل های اهل ایمان داده شده. و فضیلت یافته ایم به این که پیامبر بر گزیده - خدا - محمد [صلى الله عليه و آله] از ماست و صدیق امت [امیر المومنین] از ماست، و جعفر طیار از ماست و شیر خدا و شیر فرستاده اش [حمزه سید الشهداء] از ماست و دوسبط این امت از

ماست، و مهدی این امت از ماست.

ای مردم، هر که مرا می شناسد می شناسد؛ و هر که مرا نمی شناسد حسب و نسب خود را به او معرّفی می نمایم تا این که مرا بشناسد من فرزند مکه و منی هستم فرزند زمزم و صفایم، پسر کسی هستم که زکات را با گوشۀ عبای خود برای مستمندان می برد، من فرزند بهترین کسی که لباس پوشید و رداء به دوش گرفت، می باشم. من فرزند درخت طوبی [فاطمه زهرا]یم. من فرزند بهترین کسی که خانه [خدا] را طواف کرد و سعی نمود، می باشم. من فرزند کسی که بهترین حج بود و بهترین لبیک گو هستم، من فرزند کسی ام که او از مسجد الحرام تا مسجد اقصی سیر داده شد. منم پسر کسی که او را جبرئیل به سدرة المنتهی رسانید؛ منم فرزند کسی که خدایش او را بدان جا رسانید(که قرآن گفته است) دنی فتدلى فکان قاب قوسین او ادنی. منم فرزند کسی که خدای جلیل به وی وحی فرمود، آن چه به او وحی نمود. این فرد جدّ من فرستاده پروردگار جهانیان است. منم فرزند کسی که بر دماغ خلق کافر، فرو کوفت تا وقتی که «لا اله الا الله» گفتند. منم فرزند کسی که پیشاپیش رسول خدا [صلی الله علیه و آله] با دو شمشیر می جنگید و با دو نیزه هدف می گرفت و در دو هجرت حاضر بود و درد و بیعت [با رسول خدا صلى الله عليه و آله] بیعت نمود و در دو غزوۂ بدر و حنین جنگید و [حتی] یک چشم به هم زدنی به خدا کفر نورزید. منم فرزند شایسته ترین اهل ایمان و وارث پیامبران و کوبنده و از بین برنده اهل [كفر] و الحاد و پیشرو و رهبر حقیقی مسلمین و نور (راه) جهاد کنندگان، و زینت عابدان، و

تاج گریه کنندگان [در راه خدا]، و شکیبا تر از همه صبر کنندگان، پایدار ترین و مقاوم ترین مردمان در راه خدا از آل پس [خاندان] پیامبر پروردگار جهانیان منم فرزند کسی که به وسیله جبرئیل تأیید شد و به

وسیله میکائیل یاری گردید منم فرزند حمایت کننده از حرم مسلمانان و کشنده مارقین [لشکریان در نهروان] و ناکثین [لشکریان در جنگ جمل] و قاسطین [لشکریان در صفین]، و جهاد کننده در برابر دشمنان ناصبی خود. و پر افتخار ترین کسی از قریش که قدم بر روی زمین نهاده و راه رفته است، و نخستین کسی که دعوت به خدا را اجابت گفت و از دیگران برای خدا و رسولش از اهل ایمان جواب اجابت خواست و نخستین ایمان آورنده از نخستین مؤمنان بود و در هم شکنندۀ ستمگران و متجاوزان و از بین برنده مشرکان او بود، و تیری که از ترکش های خداوندی بر منافقین می بارید همو بود و زبان حکمت پروردگار جهانیان او بود؛ یاری کننده دین خدا؛ و ولی امر خدا و بوستان حکمت خداوند و جایگاه علم خدا او بود؛ بزرگ و بزرگوار؛ بخشنده؛ بس دانا ؛ فرزانه؛ پاک و پاکیزه؛ مدنی ؛ خشنود از رضای [خدا]؛ پیشرو و پیشاهنگ [در کار خدا]؛ کوشنده [در راه خدا]؛ شکیبا؛ روزه دار؛ پاکیزه روح؛ پایدار و استوار [در راه خدا]؛ جدا کننده صلب های [کافران]؛ و از هم جدا کننده دسته ها و گروه ها؛ از همگان استوار تر و پایدار تر و خود دار تر و دل قوی تر و نیرومند تر از تمام مردم؛ اراده اش را [که مطابق با رضای خدا بود] از هر کس دیگری بهتر پیش می برد؛ مردی و استواری و مردانگیش از همگان سخت تر بود؛ شیری ژیان که در جنگ ها، کفّار را آسیاب می کرد آن هنگام که [از ترس شدید] دندان ها بهم می خورد و جان ها به گلوگاه می رسید؛ کافران را چون تند باد در هم می پیچید؛ شیر حجاز بود و قوچ عراق؛ مکی بود و مدنی و همراه دین حنیف [از ابتدای پیدایش اسلام بهمراه این دین بود]؛ در بیعت عقبه و در جنگ بدر و غزوه احد و در بیعت شجره و در هجرت ها همه جا اوّل بود؛ آقای عرب ها؛ و شیر بیشه ها؛ وارث دو مشعر و پدر دو سبط [رسول خدا] حسن و حسین می باشد. آری این

است جد من على بن ابيطالب [صلوات الله و سلامه عليه]

منم فرزند خدیجه کبری. منم فرزند فاطمه زهرا [عليها السلام]. منم فرزند علی مرتضی [علیه السلام]. منم فرزند حسین کشته شده در کربلا. منم فرزند کسی که از پشت گردن سرش را بریدند. منم فرزند کسی که بدنش را به خاک و خون کشیدند. منم فرزند کسی که گروه جن در تاریکی بر او نوحه کردند. منم فرزند کسی که تا آخرین لحظه حیات همچنان تشنه بود. منم فرزند کسی که آب را از او مضایقه کردند و حال آن که آن را بر سایر مردم روا داشتند. منم فرزند کسی که نه او را غسلی بود و نه به تنش کفنی دیدند. منم فرزند کسی که مرغان در هوا بر او نوحه کردند. منم فرزند کسی که سرش را بر نیزه بر افراشتند. منم فرزند کسی که حریمش را در زمین کربلا پاره کردند. منم فرزند کسی که تنش به زمینی بود و سرش به جای دیگر. منم فرزند کسی که حریم و حرمش اسیر گشتند و آن ها را تا شام به هدیه بردند.

ای مردم، هر که مرا می شناسد، می شناسد و هر که مرا نمی شناسد، خود را به او معرفی می کنم. منم علی فرزند حسین فرزند علی فرزند ابیطالب که بر تمامشان درود باد. منم فرزند کسی که حرمش هتک شد، و نعمتش سلب گردید و مالش به غارت و تاراج رفت و خانواده اش اسیر گشتند منم فرزند کسی که در کنار رود فرات سرش را بریدند بدون (هیچ) جرم و ارث خواهی. منم فرزند کسی که او را به سختی هر چه تمام تر کشتند. و همین برای افتخار ما بس است.

ای مردم، شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که شما به پدرم نامه نوشتید و به او دروغ گفتید، و شما با او از جسم و جانتان عهد و میثاق و بیعت بستید و با او جنگیدید به شما و جانهایتان

نکوهش باد، و چه بد توشه ای برای خود از پیش فرستاده اید. بدا به رأیتان. به کدام دیده به سوی رسول خدا [صلی الله علیه و آله] می نگرید، آن هنگام که به شما بگوید: عترتم را کشتید و حرمتم را هتک کردید، پس از امّت من نیستید.

همانا حضرتش عليه السلام با عقده و گریه همچنان می گفت: منم، منم، تا همۀ مردم به آواز بلند گریستند. یزید بر نفس خود ترسید و مؤذّن را امر کرد تا اذان بگوید مؤذن گفت: الله اکبر. پس امام [علیه السلام] فرمود: آری خدا بزرگ تر و بر تر و جلیل تر و گرامی تر است از هر آن چه بترسم و بیمناک باشم. مؤذن گفت: «اشهد ان لا اله الا الله» امام (علیه السلام) فرمود: بلی، شهادت می دهم با هر شاهدی و بر هر منکری حمله می کنم و می گویم خدائی غیر الله نیست و پروردگاری به جز او وجود ندارد. مؤذّن گفت: «اشهد ان محمداً رسول الله» امام [علیه السلام] عمامه از سر بر داشت و فرمود: ای موذّن به حق این محمد از تو می خواهم که ساعتی سکوت کنی سپس روی خود را به سوی یزید کرد و فرمود: ای یزید؛ این پیامبر گرامی آیا جدّ تو است یا جدّ من؟ اگر گوئی جدّ تو است دروغ گفته و گناه کرده ای [و همه خواهند دانست که دروغ گو هستی] و اگر گوئی جدّ من است، پس چرا پدرم را به ستم کشتی و مالش را به یغما بردی و زنانش را اسیر کردی؟! امام این سخن بگفت و دست برد و گریبان چاک کرد و سپس گریست. آن گاه فرمود: بخدا سوگند اگر در دنیا کسی که جدش پیغمبر باشد، یافت شود، کسی جز من نخواهد بود. پس چرا این مرد (یزید) پدرم را از روی ستم کشت و ما را چون رومیان به اسارت گرفت؟! آن گاه فرمود: ای یزید! این کار زشت را انجام دادی سپس می گوئی محمد فرستاده خداست و رو به قبله می کنی؟! پس وای بر تو از روز

قیامتت چه آن که جد و پدرم دشمن تو خواهند بود. در این جا یزید بانگ زد تا مؤذّن به اقامه نماز دعوت کند. ولی بین مردم ولوله و زمزمه عظیم افتاد؛ گروهی نماز خواندند و گروهی نماز نخوانده پراکنده شدند.

زیارت

سفارش جهت زیارت حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام

اِبْنُ اَلْوَلِیدِ، عَنِ اَلصَّفَّارِ، عَنِ اِبْنِ عِیسَی، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ، عَنْ أَبِی اَلْمَعرَاءِ، عَنْ عَنْبَةَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ:مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ اَلْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ حَتَّی یَمُوتَ کَانَ مُنْتَقَصَ اَلدِّینِ، مُنْتَقَصَ اَلْإِیمَانِ، وَ إِنْ أُدْخِلَ اَلْجَنَّهَ کَانَ دُونَ اَلْمُؤْمِنِینَ فِی اَلْجَنَّهِ). [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ جلد 101/ ص 4]

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر آن که به زیارت قبر حسین (علیه السلام) نیاید تا بمیرد با دین ناقص و با ایمان ناقص [از دنیا رفته] است، و اگر [هم] او به بهشت وارد شود، در مرتبه ای پائین تر از مؤمنان خواهد بود.

این همه اصرار برای زیارت کربلای حسینی! چه بسا برای بیدار کردن و بیدار نگاه داشتن شور ایمان به اسلام و مقدسات آن انجام پذیرفته و این تشویق و ترغیب با زیارت قبر نمونه جانبازی در راه این آئین حیات بخش صورت گرفته است.

فضیلت و ثواب زیارت حضرت ابا عبد الله عليه السلام

اشاره

به عنوان نمونه دو حدیث را زینت بخش این عنوان و صفحات می نمائیم.

حديث اوّل:

حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْوَلِیدِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی وَ جَعْفَرِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدِ اَللَّهِ قَالاَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنُ بْنُ أَبِی غُنْدَرٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:کَانَ اَلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ ذَاتَ یَوْمٍ فِی حَجْرِ اَلنَّبِیِّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یُلاَعِبُهُ وَ یُضَاحِکُهُ. فَقَالَتْ عَائِشَهُ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا أَشَدَّ إِعْجَابَکَ بِهَذَا اَلصَّبِیِّ؟ فَقَالَ لَهَا: وَیْلَکِ وَ کَیْفَ لاَ أُحِبُّهُ وَ لاَ أُعْجَبُ بِهِ وَ هُوَ ثَمَرَهُ فُؤَادِی وَ قُرَّهُ عَیْنِی أَمَا إِنَّ أُمَّتِی سَتَقْتُلُهُ فَمَنْ زَارَهُ بَعْدَ وَفَاتِهِ کَتَبَ اَللَّهُ لَهُ حِجَّهً مِنْ حِجَجِی. قَالَتْ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ حِجَّهً مِنْ حِجَجِکَ؟ قَالَ: نَعَمْ، حِجَّتَیْنِ مِنْ حِجَجِی. قَالَتْ: یَا رَسُولَ اَللَّهِ حِجَّتَیْنِ

مِنْ حِجَجِکَ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَ أَرْبَعَهً. قَالَ: فَلَمْ تَزَلْ تزاده وَ یَزِیدُ وَ یُضْعِفُ حَتَّی بَلَغَ تِسْعِینَ حِجَّهً مِنْ حِجَجِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِأَعْمَارِهَا [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 68].

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: روزی حضرت حسین بن علی عليه السلام در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود، و پیامبر با ایشان بازی می کردند و می خندیدند. عایشه گفت: ای رسول خدا، چقدر شیفته این طفل هستی؟ پیامبر به وی فرمودند: وای بر تو، من چگونه او را دوست نداشته باشم، و این گونه شیفته اش نباشم و حال آن که او میوه دل من و نور چشمم می باشد، و بدان که امت من بزودی او را خواهند کشت، پس هر که او را پس از وفاتش زیارت کند، خدای تعالی به زیارت او پاداش یک حج از حج های مرا عنایت می فرماید. عایشه :گفت ای رسول خدا یک حج؟ فرمودند: آری، و بلکه دو حج از حج های مرا. عایشه اظهار داشت: دو حج از حج های شما را؟ فرمودند: آری و چهار (حج را) حضرت صادق فرمودند: پیوسته [عایشه] تعداد را می افزود و [ پیامبراکرم] نیز می افزودند و دو برابر می کردند تا این که به 90 حج از حج های رسول خدا صلى الله عليه و آله و عمره های آن رسید.

حدیث دوّم:

حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ مُوسَى بْنِ الْفَضْلِ، عَنْ حَنَانٍ قَالَ:

قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: مَا تَقُولُ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَإِنَّهُ بَلَغَنَا عَنْ بَعْضِهِمْ أَنَّهَا تَعْدِلُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً قَالَ: لَا تَعْجَبْ [مَا أَصَابَ مَا يَقُولُ] بِالْقَوْلِ هَذَا كُلِّهِ وَ لَكِنْ زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ شَبِيهُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ عَلَيْهِمَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 91].

حنان گوید از امام صادق علیه السّلام سؤال کردم: در مورد زیارت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام چه می گوئید؟ برخی بما گفته اند که زیارت آن بزرگوار معادل با یک حج و یک عمره است؟ فرمودند: از این گفته تعجب مکن زیرا که آن چه گفته اند [صحیح است] ولی حضرت حسین را زیارت کن و [با زیارت نکردن مرقد مطهرش] به او جفا مکن؛ زیرا که او سید الشهداء و آقای جوانان اهل بهشت است و شبیه یحیی بن زکریا می باشد و این دو کسانی هستند که [حتی] آسمان و زمین بر آن دو گریستند.

تشویق و ترغیبی که در روایات نسبت به زیارت مرقد مطهر حسینی بعمل می آید، گذشته از آن که منزلت حضرتش را روشن می سازد، زائر دلداده مرقد آن بزرگوار را به تأسی به امام معصومی وا می دارد که معنی ایثار را به کمال نشان داد.

زیارت قبر حضرت ابا عبد الله علیه السلام فریضه است.

حَدَّثَنِی أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَحِمَهُمَا اَللَّهُ جَمِیعاً، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَتِّیلٍ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْکُوفِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ اَلْهَاشِمِیِّ، عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ مَوْلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام عَن أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام قَالَ:لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ یَزُرِ اَلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ [علیه السلام] لَکَانَ تَارِکاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ اَللَّهِ وَ حُقُوقِ رَسُولِ اَللَّهِ [صلی الله علیه و آله و سلم] لِأَنَّ حَقَّ اَلْحُسَیْنِ [علیه السلام] فَرِیضَهٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَاجِبَهٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ. [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 122.]

ابن کثیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمودند: اگر یکی از شما حج واجب خود را بجا آورد، ولی حسین بن علی علیه السلام را زیارت نکند، حقی از حقوق خدا و حقوق رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترک نموده است زیرا که حق حسین علیه السلام فریضه ای است که از سوی خدای تعالی بر هر مسلمانی واجب گردیده است.

بهره ای که می توان و باید از حدیث شریف فوق گرفت آن که خون مطهر حضرت سید الشهداء بود که باعث باقی ماندن کتاب خدا و نام رسول اکرم گردید و بهمین سبب است که حق حضرتش بر مسلمانان بصورت فوق بیان گردیده است.

پاداشی که در برابر خرج کردن برای زیارت حضرت ابا عبد الله داده می شود.

وَ بِإسنادِه عَنِ اَلْأَصَمِّ، عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ أَبَاکَ کَانَ یَقُولُ فِی اَلْحَجِّ یُحْسَبُ لَهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ، أَنْفَقَهُ أَلْفٌ فَمَا لِمَنْ یُنْفِقُ فِی اَلْمَسِیرِ إِلَی أَبِیکَ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ؟ فَقَالَ: یَا اِبْنَ سِنَانٍ یُحْسَبُ لَهُ بِالدِّرْهَمِ أَلْفٌ وَ أَلْفٌ حَتَّی عَدَّ عَشَرَهً وَ یُرْفَعُ لَهُ مِنَ اَلدَّرَجَاتِ مِثْلُهَا وَ رِضَا اَللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ دُعَاءُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ دُعَاءُ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ خَیْرٌ لَهُ. ابن سنان گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، پدرتان می فرمودند: در مسافرت حج برای کسی که عازم زیارت خانه خداست در برابر هر در همی که در این راه انفاق کند، هزار درهم برای وی محسوب می شود. پس برای آن کس که در مسیر زیارت پدرتان حضرت حسین علیه السلام انفاق کند، چه مقدار خواهد بود؟ فرمودند: ای پسر سنان در برابر هر در همی که انفاق نماید به وی هزار هزار درهم می دهند، و حضرت صادق آن قدر شمردند تا آن که ده بار [کلمۀ هزار] را تکرار فرمودند و [ اضافه فرمودند:] ده برابر مرتبت او بالا برده می شود و رضای خدا و نیز دعای حضرت محمد [صلى الله عليه

و آله] و دعا امیر مؤمنان و ائمه برای او بهتر است

مطلبی را که باید از حدیث شریف فوق استنتاج نمود، آن چه هر انسان دارد عطیه و داده حضرت حق به اوست، و چه زیباست مال و ثروتی که حضرت حق در اختیار انسان ها نهاده، در راهی که مرضیّ پروردگار است، - یعنی در راه زیارت پاک باخته راه حق سید الشهداء - خرج و صرف و انفاق گردد.

زیارت مرقد مطهر حضرت ابا عبد الله الحسین، باعث آمرزش گناهان و یافتن مقام شفاعت و قضاء حوائج می گردد.

علامه بزرگوار مجلسی در کتاب شریف «بحارالانوار»، حدیث ذیل را از «امالی» شیخ صدوق (رحمة الله علیه) نقل می فرماید:

اَلطَّالَقَانِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ اَلْهَمْدَانِیِّ، عَنِ اَلْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سُلَیْمَانَ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْفَضْلِ قَالَ:کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَدَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ طُوسَ فَقَالَ لَهُ: یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ، مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ؟ فَقَالَ لَهُ: یَا طُوسِیُّ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَهِ عَلَی اَلْعِبَادِ، غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ قَبِلَ شَفَاعَتَهُ فِی سَبْعِینَ مُذْنِباً وَ لَمْ یَسْأَلِ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ قَبْرِهِ حَاجَهً إِلاَّ قَضَاهَا لَهُ). عبدالله بن فضل گوید: نزد حضرت صادق علیه السلام بودم که مردی از اهل طوس بر حضرتش وارد شد و به ایشان عرض کرد: ای فرزند رسول خدا چه پاداشی در انتظار کسی است که قبر حضرت ابا عبد الله حسین بن علی عليهما السلام را زیارت نماید؟ فرمودند: ای مرد

طوسی آن که قبر حضرت ابا عبد الله حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کند در حالی که بداند که آن بزرگوار امامی است که اطاعتش بر بندگان واجب است، خدای تعالی گناهان گذشته و آینده او را خواهد بخشید و شفاعت وی را در حق هفتاد نفر گناهکار پذیرفته و هر چه که از خدای تعالی کنار قبر حضرت سید الشهداء در خواست کند، حضرت حق خواهد پذیرفت.

و البته حدیث دیگری مضمون حدیث مذکور را تثبیت و تأیید می کند که حضرت باقر و صادق علیهم السلام فرمودند: خدای تعالی در برابر جانبازی حضرت ابا عبد الله حسین بن علی علیه السلام این مزایا و امتیازات را برای او قرار داد: امامت را در فرزندان وی و شفاء را در تربت او، و اجابت دعا را در کنار مرقد مطهرش.

امید آن که حضرت حق جل و علا توفیق زیارت مرقد مطهر و منورش را نصیب مشتاقان و دلدادگان آستانش بفرماید.

و استنباط می شود که این مقدار از تعظیم و تجلیل نیز انگیزه ای باشد برای زنده نگاه داشتن راه و رسم و روش و طریقت حضرت ابا عبد الله علیه السلام که جاودانگی اسلام را با قیام خویش تا قیامت تضمین فرمودند.

ثواب تلاش و تحمل رنج و به زحمت افتادن در راه کربلا

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ:أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ يُزَارُ وَالِدُكَ؟ قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ وَ يُصَلَّى عِنْدَهُ وَ قَالَ يُصَلَّى خَلْفَهُ وَ لَا يُتَقَدَّمُ عَلَيْهِ. قَالَ فَمَا لِمَنْ أَتَاهُ؟ قَالَ: الْجَنَّةُ إِنْ كَانَ يَأْتَمُّ بِهِ. قَالَ فَمَا لِمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ؟ قَالَ: الْحَسْرَةُ يَوْمَ الْحَسْرَةِ. قَالَ: فَمَا لِمَنْ أَقَامَ عِنْدَهُ؟ قَالَ: كُلُّ يَوْمٍ بِأَلْفِ شَهْرٍ. قَالَ: فَمَا لِلْمُنْفِقِ فِي خُرُوجِهِ إِلَيْهِ وَ الْمُنْفِقِ عِنْدَهُ؟ قَالَ دِرْهَمٌ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ قَالَ فَمَا لِمَنْ مَاتَ فِي سَفَرِهِ إِلَيْهِ قَالَ تُشَيِّعُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَأْتِيهِ بِالْحَنُوطِ وَ الْكِسْوَةِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ تُصَلِّي عَلَيْهِ إِذْ كُفِّنَ تُكَفِّنُهُ فَوْقَ أَكْفَانِهِ وَ تَفْرُشُ لَهُ الرَّيْحَانَ تَحْتَهُ- وَ تَدْفَعُ الْأَرْضَ حَتَّى تَصَوَّرَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ مَسِيرَةَ ثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ وَ مِنْ خَلْفِهِ مِثْلَ ذَلِكَ- وَ عِنْدَ رَأْسِهِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ عِنْدَ رِجْلَيْهِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَى قَبْرِهِ- وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ رُوحُهَا وَ رَيْحَانُهَا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ قُلْتُ فَمَا لِمَنْ صَلَّى عِنْدَهُ؟ قَالَ: مَنْ صَلَّى عِنْدَهُ رَكْعَتَيْنِ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ

إِيَّاهُ. قُلْتُ: فَمَا لِمَنِ اغْتَسَلَ مِنْ مَاءِ الْفُرَاتِ ثُمَّ أَتَاهُ؟ قَالَ إِذَا اغْتَسَلَ مِنْ مَاءِ الْفُرَاتِ وَ هُوَ يُرِيدُهُ تَسَاقَطَتْ عَنْهُ خَطَايَاهُ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. قَالَ: قُلْتُ فَمَا لِمَنْ يُجَهِّزَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِيبُهُ قَالَ يُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ يُخْلِفُ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ يُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَد نَزَلَ لِيُصِيبَهُ وَ يُدْفَعُ عَنْهُ وَ يُحْفَظُ فِي مَالِهِ. قَالَ قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ قُتِلَ عِنْدَهُ جَارَ عَلَيْهِ سُلْطَانٌ فَقَتَلَهُ. قَالَ: أَوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِهِ يُغْفَرُ لَهُ بِهَا كُلُّ خَطِيئَةٍ وَ تُغْسَلُ طِينَتُهُ الَّتِي خُلِقَ مِنْهَا الْمَلَائِكَةُ حَتَّى تَخْلُصَ كَمَا خَلَصَتِ الْأَنْبِيَاءُ المخلصين [الْمُخْلَصُونَ وَ يَذْهَبُ عَنْهَا مَا كَانَ خَالَطَهَا- مِنْ أَجْنَاسِ طِينِ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ يُغْسَلُ قَلْبُهُ وَ يُشْرَحُ صَدْرُهُ وَ يُمْلَأُ إِيمَاناً فَيَلْقَى اللَّهَ وَ هُوَ مُخْلَصٌ مِنْ كُلِّ مَا تُخَالِطُهُ الْأَبْدَانُ وَ الْقُلُوبُ وَ يُكْتَبُ لَهُ شَفَاعَةٌ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَلْفٍ مِنْ إِخْوَانِهِ- وَ تَوَلَّى الصَّلَاةَ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ مَعَ جَبْرَئِيلَ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ يُوءْتَى بِكَفَنِهِ وَ حَنُوطِهِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُوَسَّعُ قَبْرُهُ عَلَيْهِ وَ يُوضَعُ لَهُ مَصَابِيحُ فِي قَبْرِهِ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّةِ- وَ تَأْتِيهِ الْمَلَائِكَةُ بِالطُّرَفِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُرْفَعُ بَعْدَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً إِلَى حَظِيرَةِ الْقُدْسِ- فَلَا يَزَالُ فِيهَا مَعَ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ حَتَّى تُصِيبَهُ النَّفْخَةُ الَّتِي لَا تُبْقِي شَيْئاً فَإِذَا كَانَتِ النَّفْخَةُ الثَّانِيَةُ وَ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ كَانَ أَوَّلُ مَنْ يُصَافِحُهُ رَسُولَ اللَّهِ [صلي الله عليه و آله] وَ أَمِيرَ الْمُوءْمِنِينَ [عليه السلام] وَ الْأَوْصِيَاءَ وَ يُبَشِّرُونَهُ وَ يَقُولُونَ لَهُ الْزَمْنَا وَ يُقِيمُونَهُ عَلَى الْحَوْضِ فَيَشْرَبُ مِنْهُ وَ يَسْقِي مَنْ أَحَبَّ. قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ حُبِسَ فِي إِتْيَانِهِ؟ قَالَ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ يُحْبَسُ وَ يَغْتَمَّ فَرْحَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَإِنْ ضُرِبَ بَعْدَ الْحَبْسِ فِي إِتْيَانِهِ كَانَ لَهُ بِكُلِّ ضَرْبَةٍ حَوْرَاءُ وَ بِكُلِّ وَجَعٍ يَدْخُلُ عَلَى بَدَنِهِ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى بِهَا عَنْهُ أَلْفُ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ بِهَا

أَلْفُ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ يَكُونُ مِنْ مُحَدِّثِي رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ فَيُصَافِحُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ يُقَالُ لَهُ سَلْ مَا أَحْبَبْتَ وَ يُوءْتَى ضَارِبُهُ لِلْحِسَابِ فَلَا يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ وَ لَا يُحْتَسَبُ بِشَيْءٍ وَ يُوءْخَذُ بِضَبُعَيْهِ حَتَّى يُنْتَهَى بِهِ إِلَى مَلَكٍ يَحْبُوهُ وَ يُتْحِفُهُ بِشَرْبَةٍ مِنَ الْحَمِيمِ وَ شَرْبَةٍ مِنَ الْغِسْلِينِ- وَ يُوضَعُ عَلَى مِثَالٍ [مَقَالٍ] فِي النَّارِ. فَيُقَالُ: لَهُ ذُقْ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ فِيمَا آتَيْتَ إِلَى هَذَا الَّذِي ضَرَبْتَهُ سَبَباً إِلَى وَ فْدِ اللَّهِ وَ وَفْدِ رَسُولِهِ وَ يَأْتِي بِالْمَضْرُوبِ إِلَى بَابِ جَهَنَّمَ وَ يُقَالُ لَهُ انْظُرْ إِلَى ضَارِبِكَ وَ إِلَى مَا قَدْ لَقِيَ فَهَلْ شَفَيْتُ صَدْرَكَ وَ قَدِ اقْتُصَّ لَكَ مِنْهُ فَيَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي انْتَصَرَ لِي وَ لِوُلْدِ رَسُولِهِ). [كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ صفحات 123 تا 125].

هشام بن سالم گوید: مردی خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و به ایشان عرض کرد: ای فرزند رسول خدا آیا پدرتان (حضرت ابا عبد الله علیه السلام) زیارت می شود؟ فرمودند: آری. [سؤال کرد] و آیا می توان در نزد او نماز خواند؟ و فرمودند: آری ولی باید در عقب قبر ایستاد و نماز خواند و نباید از آن جلوتر ایستاد. سؤال کرد جزای آن کس که به زیارت حضرتش بیاید چیست؟ فرمودند: بهشت بشرط آن که معتقد به امامت او باشد. سؤال کرد: هر که زیارت او را با بی عنایتی [نسبت به زیارت] ترک کند، عقوبتش چیست؟ فرمودند حسرت در روزی که روز حسرت خواهد بود. سؤال کرد: هر که در جوار او اقامت گزیند چه پاداشی دارد؟ فرمودند: هر روز او معادل هزار ماه خواهد بود. سؤال کرد: هر که برای زیارت او از شهر بیرون آمده و پول خرج کند، چه پاداشی خواهد داشت؟ فرمودند: به ازاء هر درهم هزار درهم برایش خواهد بود سؤال کرد: سر انجام آن کس که

به سوی او سفر کند ولی در راه بمیرد، چه خواهد شد؟ فرمودند: ملائکه او را تشییع کرده و برایش حنوط و لباس (کفن) از بهشت می آورند، و وقتی او را کفن کردند بر او نماز خوانده و روی کفن هایش باز کفن خواهند پوشاند و در زیر او ریحان فرش خواهند نمود و زمین قبر هر هنگام که بخواهد به او نزدیک شود از طرف رو برو به اندازه مسیر سه میل و از پشت سر مثل همان قدر و از طرف سرش مثل همان قدر و از طرف پایش مثل همان قدر دور خواهد شد و دری از بهشت به قبر او باز خواهد شد و هوای ملایم بهشت و بوی خوشش بر [قبر] او وارد خواهد شد تا این که قیامت بر پا شود سؤال کرد: آن که در نزد حضرتش نماز بخواند چه بهره ای خواهد برد؟ پاسخ فرمودند: هر که در آن جا دو رکعت نماز بخواند از خدای متعال چیزی درخواست نکند، مگر آن که به وی بدهد سؤال کرد: پاداش آن کس که ابتداء با آب فرات غسل کرده آن گاه به زیارت حضرتش برود چیست؟ حضرت پاسخ فرمودند: وقتی که به قصد زیارت، با آب فرات غسل می نماید، کلیّه گناهان از او دور شده و مانند روزی خواهد بود که از مادر متولد گردیده است. سؤال کرد: ثواب کسی که خود را برای زیارت حضرتش آماده کرده ولی نتواند به زیارت برود، چیست؟ فرمودند: به هر درهمی که برای این کار خرج کرده خدای تعالی وی را به اندازه کوه احد از حسنات عنایت فرموده و آن چه خرج کرده خدا چندین برابر در عوض به وی خواهد داد و بلائی که قرار است بر او نازل شود، از او باز خواهد گرداند و او را حفظ کرده و مال وی را نیز حفظ خواهد فرمود. سؤال کرد: جزای آن کس که در سفر زیارتش گرفتار سلطان [ستمگری] گردد و کشته شود، چیست؟ فرمودند با اولین قطره [خونی ] که از او خارج شود، کلیه گناهانش پاک گردیده و طینت وی - از طینتی که ملائکه از آن آفریده شده اند - شسته و پاک و خالص می گردد،

همان گونه که انبیاء مُخلص پاک گردیده اند و از او تمام انواع طینت اهل کفر خواهد رفت، و قلبش شستشو گردیده و سینه اش گشاده شده و پر از ایمان می گردد به گونه ای که خدا را ملاقات می نماید در حالی که از آن چه از بدن ها و قلب های نا پاک با وی آمیخته شده بودند، پاک گردیده است و درجه و مقام شفاعت در مورد اهل بیت و هزار نفر از برادران ایمانیش برای وی مقرّر و ثابت می گردد، و ملائکه بر او نماز می خوانند در حالی که جبرئیل و ملک الموت آنان را در نماز خواندن همراهی می نمایند و کفن و حنوط وی را از بهشت می آورند و قبرش بر او وسیع گردیده و چراغ هائی در قبر وی قرار گرفته و دری از بهشت برای او باز شده و فرشتگان با تحفه ها از بهشت به سوی او آمده و پس از هیجده روز وی به سوى حظيرة القدس بالا برده می شود. و در آن جا همواره با اولیاء خدا خواهد بود، تا آن که نفخه اول قیامت دمیده شود که در آن نفخه هیچ چیز باقی نماند؛ و وقتی که نفخه شد و وی از قبر خارج گردید وی اولین کسی است که رسول خدا [صلى الله عليه و آله] و امیر مؤمنان [علیه السلام] و اوصیاء [علیهم السلام] با او مصافحه خواهد نمود؛ که آنان به وی بشارت داده و به او می گویند تو همراه ما باش و وی را در کنار حوض کوثر مقیم خواهد نمود که از آن نوشیده و به هر که دوست داشته باشد نیز خواهد نوشاند. راوی گوید: سؤال کردم اگر کسی در راه مسافرت [به کربلا] گرفتار زندان شود چه سر نوشتی خواهد داشت؟ فرمودند: به ازاء هر روزی که در حبس و غم بسر برد تا روز قیامت در سرور و شادمانی بسر خواهد برد. و اگر که پس از حبس در راه رفتنش [ به کربلا] کتک بخورد، هر ضربه ای که [در راه زیارت حضرت ابا عبد الله عليه السلام] دریافت کند، حوریّه ای در عوض آن به او داده شود و هر دردی که در این راه تحمل کند هزار هزار حسنه به وی داده شود و هزار هزار سیّئه از

او محو گردد و هزار هزار درجه به او اعطاء شود؛ و به علاوه او از فیض هم صحبتی رسول خدا [صلى الله عليه و آله] بهره مند خواهد گردید تا آن که حساب قیامت به انجام رسد. و پس از خاتمه حساب حمله عرش با او مصافحه کنند و به وی گویند: آن چه را که دوست می داری درخواست کن و بخواه. و آن گاه کسی که او را کتک زده به موقف حساب آورده شود و از او سؤال نکرده و حسابی نشود و دو بازوی او گرفته شود تا آن که او به فرشته نگهبان جهنم تسلیم شود. و به او (ضارب) شربتی از حمیم و شربتی از غسلین نوشانده و وی را در محل برجسته ای از آتش قرار دهند آن گاه به وی گفته شود به خاطر آن چه انجام داده ای بچش [گرمای آتش را] زیرا تو کسی را که وارد شونده بر خدا و رسول بوده است مضروب ساخته ای. سپس فرد مضروب [یعنی زائر امام حسین علیه السلام] را به نزدیک در جهنم آورده و به وی گویند: به کسی که ترا کتک زده است بنگر، و ببین که اکنون بر سر او چه آمده است. آیا با دیدن او سینه ات شفا یافت و قصاص تو از وی گرفته شد؟ که او گوید سپاس خدائی را که مرا و فرزند رسولش را این گونه یاری کرد [و دادم را از او گرفت].

بهره هائی را که می توان از حدیث شریف و مفصل فوق گرفت، فراوان است. امید آن که خدای تعالی شوق دیدار و زیارت مرقد مطهرش را در دل ما روزافزون فرماید، و با توفیق زیارت قبر منورش، با تحمّل شدائد و مشکلات، از این همه بهره ای که در حدیث شریف فوق بیان گردیده، بر خور دارمان فرماید.

زیارت حضرت سید الشهداء موجب طول عمر و زیادی روزی و زندگی سعید و مردن سعید و با سعادت خواهد بود.

علّامه مجلسی (رحمة الله علیه) در کتاب «بحارالانوار» خود روایت ذیل را از كتاب «كامل الزیارات» نقل می فرمایند:

أَبِی وَ جَمَاعَهُ مَشَایِخِی، عَنْ سَعْدٍ، عَنِ اِبْنِ عِیسَی، عَنِ اَلْبَزَنْطِیِّ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَه، عَنْ أَبَانٍ، عَنْ عَبْدِ اَلْمَلِکِ اَلْخَثْعَمِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ [عَلَیْهِ السَّلاَمُ] قَالَ: قَالَ لِی:یَا عَبْدَ اَلْمَلِکِ لاَ تَدَعْ زِیَارَهَ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ مُرْ أَصْحَابَکَ بِذَلِکَ یَمُدُّ اَللَّهُ فِی عُمُرِکَ وَ یَزِیدُ اَللَّهُ فِی رِزْقِکَ وَ یُحْیِیکَ اَللَّهُ سَعِیداً وَ لاَ تَمُوتُ إِلاَّ سَعِیداً وَ یَکْتُبُکَ سَعِیداً. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 101 / ص 47] .

عبد الملک خثعمی گوید: حضرت صادق علیه السلام به من فرمودند: ای عبد الملک زیارت حضرت حسین بن علی [علیه السلام] را ترک مکن و یاران و همراهانت را نیز به این کار امر نما؛ زیرا که [بر اثر زیارت امام حسین علیه السلام] خداوند عمرت را افزون کند و روزیت را فراوان تر سازد و خداوند تو را سعید و سعادتمند زنده بدارد و

نمی میری مگر این که سعید و سعادتمند باشی، و [نام] ترا در زمرهٔ سعیدان درج خواهد کرد.

آن چه را که می توان از حدیث فوق استنتاج نمود آن که حضرت حق جل جلاله فیوضات و برکات خود را بر بندگان جاری می فرماید لیکن وسائل و وسائط ايصال این فیوضات و برکات متفاوت هستند. در این حدیث واسطه و وسیله ایصال فیض طول عمر، زیادی روزی، حیات سعید و ممات سعيد وجود مقدس حضرت ابا عبد الله علیه السلام و زیارت حضرتش مقرّر و مقدّر گردیده که هم بیانگر قدردانی حضرت حق از وجود مقدس ولیّ شهید و سالار شهیدان باشد، و هم فیض و بهرۀ پروردگار متعال از این طریق به بندگان برسد.

زیارات مخصوصۀ حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السلام.

از میان تمام زيارات ائمه اطهار عليهم السلام تعداد زيارات متعلق به وجود مقدس حضرت سید الشهداء علیه السلام از فراوانی چشمگیری بر خور دار است که تعدادی از آن ها از کتاب مفاتیح نقل می گردد:

زیارت امام حسین در حرم امیر المؤمنین، روز جمعه شب اول رجب، روز اول رجب، شب نیمه رجب، روز نیمه رجب، شب نیمه شعبان، شب اوّل رمضان، شب 15 رمضان، شب 19 رمضان، شب 21 رمضان، شب 23 رمضان، شب 30 رمضان، شب عید فطر، روز عید فطر، شب نهم ذى الحجة ( شب عرفه)، روز نهم ذى الحجة (روز عرفه)، شب دهم ذى الحجة (شب عيد قربان)، شب دهم محرم (شب عاشورا)، روز دهم محرم (روز عاشورا)، روز اربعین. که جمعاً 81 زیارت در طول سال می شود.

خدای متعال ما را به خواندن این زیارات در اوقات مخصوصه هر یک توفیق عنایت فرماید.

زیارت عاشورا و سندیت آن

برای روشن شدن خواننده محترم ابتداء سند زیارت شريفة عاشورا را نقل کرده و سپس اصل زیارت و ترجمه آن را نیز ذکر می نمائیم:

قَالَ أبو عَبْدِ اللهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: يَا صَفْوَانُ وَجَدْتُ هَذِهِ الزِّيَارَةَ مَضْمُونَةً بِهَذَا الضَّمَانِ عَنْ أبِي، وَ أبِي عَنْ أبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمَا السَّلامُ مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ، وَ الْحُسَيْنُ عَنْ أخِيهِ الْحَسَنِ مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ، وَ الْحَسَنُ عَنْ أبِيهِ أمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِمُ السَّلامُ) مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ وَ أمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ وَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ جَبْرَئِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ، وَ جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَضْمُوناً بِهَذَا الضَّمَانِ) [الى آخره] [مصباح المتهجد؛ شیخ طوسی ؛ صفحه 723]

حضرت ابا عبد الله [جعفر بن محمد] علیه السّلام فرمودند: ای صفوان این زیارت را طی این مضامین از پدرم یافتم، و پدرم طی این مضامین از پدرش علی بن الحسين (عليه السلام)، و حسین طی این مضامین از حسن، و حسن طی این مضامین از پدرش امیر المومنین

(عليه السلام)، و امیر المومنین طی این مضامین از رسول خدا (صلی الله عليه و آله) و رسول خدا صلى الله علیه و آله طی این مضامین از جبرئیل، و جبرئیل طی این مضامین از خدای عزوجل (نقل کرده اند).....

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ابا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ امیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْأَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ ابَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ یا ابا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اهْلِ الْإِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ امَّهً اسَّسَتْ اساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ امَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ ازالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها وَ لَعَنَ اللَّهُ امَّهً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ بَرِئْتُ الَی اللَّهِ وَ الَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اشْیاعِهِمْ وَ اتْباعِهِمْ وَ اوْلِیآئِهِم یا ابا عَبْدِ اللَّهِ انّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ الی یَوْمِ الْقِیامَهِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنی امَیَّهَ قاطِبَهً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَهَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ امَّهً اسْرَجَتْ وَ الْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ بِابی انْتَ وَ امّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاسْأَلُ اللَّهَ الَّذی اکْرَمَ مَقامَکَ وَ اکْرَمَنی بِکَ انْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ امامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اللهُمَ اجْعَلْنی عِنْدَکَ وَ جیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ یا ابا عَبْدِاللَّهِ انّی اتَقَرَّبُ الَی اللَّهِ وَ الی رَسُولِهِ وَ الی أمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ الی فاطِمَهَ وَ الَی الْحَسَنِ وَ الَیْکَ بِمُوالاتِکَ

وَ بِالْبَراءَهِ مِمَّنْ اسَسَّ اساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ الَی اللَّهِ وَ الَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اتَقَرَّبُ الَی اللَّهِ ثُمَّ الَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاهِ وَلِیِّکُمْ، وَ بِالْبَراءَهِ مِنْ اعْدآئِکُمْ وَ النَّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَر اءَهِ مِنْ اشْیاعِهِمْ وَ اتْباعِهِمْ انّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ فَاسْأَلُ اللَّهَ الَّذی اکْرَمَنی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَهِ اوْلِیائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَراءَهَ مِنْ اعْدآئِکُمْ انْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ انْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اسْأَلُهُ انْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ، وَ انْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ امامٍ هُدیً مَهْدِیّ ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِ مِنْکُمْ وَ اسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَ بِالشَّاْنِ الَّذی لَکُمْ عِنْدَهُ انْ یُعْطِیَنی بِمُصابی بِکُمْ افْضَلَ ما یُعْطی مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَهً ما اعْظَمَها وَ اعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الْإِسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ اللهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌ وَ مَغْفِرَهٌ اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللهُمَّ انَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو امَیَّهَ وَ ابْنُ آکِلَهِ الْأَکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلی لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اللهُمَّ الْعَنْ ابا سُفْیانَ وَ مُعوِیَهَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَهَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَهُ ابَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اللهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذابَ الْأَلیمَ اللهُمَّ انّی اتَقَرَّبُ الَیْکَ فی هذَا الْیَوْمِ وَ فی مَوْقِفی هذا وَ ایَّامِ حَیاتی بِالْبَراءَهِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاهِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

پس می گوئی صد مرتبه:اللهُمَّ الْعَنْ اوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ اللهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَهَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.

پس می گوئی صد مرتبه:السَّلامُ عَلَیْکَ یا ابا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ ابَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اصْحابِ الْحُسَیْنِ.

پس می گوئی:اللهُمَّ خُصَّ انْتَ اوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی وَ ابْدَأْ بِهِ اوَّلًا ثُمَّ الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَهَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ ابی سُفْیانَ، وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ الی یَوْمِ الْقِیامَهِ.

پس بسجده می روی و می گوئی: اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ الْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی اللهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.

سلام باد بر تو ای ابا عبد الله، سلام باد بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام باد بر تو ای فرزند امیر مومنان و ای فرزند سرور اوصیاء الهی، سلام باد بر توای فرزند فاطمه [همان بانوئی که] برگزیده زنان جهانیان [می باشد] سلام باد بر تو ای کسی که خون خواه تو خداست و فرزند کسی که خون خواه او خداست، سلام باد بر تو ای آن کسی که مظلوم کشته شد و تقاصّ خونش گرفته نشد.

سلام بر تو باد و بر ارواحی که در کنارت تا ابدیت آرمیده اند، از من بر تمامی شما سلام خدا باد برای همیشه تا آن هنگام که من باقی هستم و شب و روز باقی است.

ای ابا عبد الله، سوگ و عزا داری تو چقدر بزرگ گردید، و مصیبت تو بر ما تا چه حد گران و عظیم آمد و بر تمام اهل اسلام نیز به این گونه شد، و نیز مصیبت تو در آسمان ها بر تمام ساکنان آسمان بزرگ و با جلالت (تلقّی) شد. پس خدا لعنت کند امّت و گروهی را که پایه های ظلم و جور بر شما اهل بیت را بنیان افکندند، و خدا لعنت کند قومی را که شما را از مرتبت و جایگاهتان بدور افکندند و شما را از مرتبت هائی که خدا برایتان مقدر و مقرر فرموده بود برکنار کردند و خدای لعنت کند کسانی را که شما را کشتند و خدا لعنت کند [کسانی را که] با زمینه سازی های خود راه را برای جنگ [دشمنان خدا] با شما باز کردند من از آنان در برابر خدا و شما بیزاری می جویم و همچنان از پیروان و تابعان و دوستان آنان نیز اظهار بیزاری می نمایم.

ای ابا عبد الله من با هر که با شما در صلح و سلامت است، در صلح و سلامتم و با هر که با شما می جنگد در مبارزه و جنگم [و این مطلب] تا هنگام قیامت ادامه خواهد داشت.

و خدا خاندان زیاد و خاندان مروان را لعنت کند، و خدا همه افراد بنی امیه را لعنت فرماید، و خدا فرزند مرجانه [یزید] را لعنت نماید، و عمر بن سعد را خدا لعنت کند، و شمر را خدا لعنت فرماید، و خدا گروهی را که اسبان خود را برای مبارزه با شما زین کردند و بر دهان آنان لجام زدند و بر چهرۀ خویش نقاب کشیدند، لعنت نماید.

پدر و مادرم فدای تو باد براستی که سوگ و عزا داری تو بر من سخت بزرگ گردیده است. پس از خدائی که جایگاه ترا گرامی

داشته و مرا نیز به خاطر دوست داشتن شما گرامی داشته، خواهانم که انتقام گرفتن از خون ترا نصیب من فرماید به همراهی امام یاری شده [حضرت ولی عصر] از خاندان محمد که درود خدا بر او و خاندانش باد.

خدایا مرا در نزد خویش در دنیا و آخرت به خاطر [حضرت] حسین علیه السلام آبرومند فرما.

ای ابا عبد الله من به خدا و پیامبرش و امیر مومنان، و حضرت فاطمه و امام حسن و به شخص شما، به وسیلۀ دوستی و پذیرفتن ولایتت نزدیکی می جویم، و به وسیلهٔ بیزاری از کسی که بنیان ظلم را بر پا داشت و بر مبنای ظلم [بر شما] پایه های حکومت خود را افکند و بر ستم وجور بر شما و شیعیانتان همچنان ادامه داد، از این گونه افراد در برابر خدا و شما بیزاری می جویم. و به خدا و سپس بهشما به وسیله دوستی و ولایت شما و دوست داشتن دوست شما تقرّب می جویم. و [نیز] با بیزاری از دشمنان شما و با بیزاری از کسانی که جنگ با شما را طرح افکندند و با بیزاری از پیروانشان و دنبال روهایشان [به سوی خدا و سپس به سوی شما نزدیکی می جویم].

من با هر که با شما در صلح و سلامت است در صلح و سلامتم، و با هر که با شما در حال جنگ است، در حال نبرد و ستیز هستم. و دوستدار کسی هستم که دوست شما باشد و دشمن هر کسی که با شما دشمنی کند پس از خدائی که به وسیلهٔ شناساندن شما به من مرا گرامی داشت و شناساندن دوستان شما و نیز بیزاری از دشمنان شما را نصیب من فرمود، خواهانم که در نزد شما قدم صدق و راستی مرا در دنیا و آخرت ثابت بدارد و نیز از او خواهانم که مرا به جایگاه پسندیده ای که شما در نزد خدا دارید برساند. و به علاوه از خدای

تعالی خواهانم که خون خواهی شما را به همراهی پیشوای هدایت [امامی که] ظاهر شده و سخن گوی به حق [و] از خاندان شما می باشد نصیب من فرماید.

و از خدای تعالی خواهانم که به حق شما و به حق مقامی که شما در نزد او دارید، این که مرا به خاطر سوگوار بودن بر شما برترین اجری را که در مصیبتی به مصیبت دیده ای عطا می فرماید، عنایت نماید. آن مصیبتی که بس بزرگ بوده و عزادار بودن به خاطر آن نیز در اسلام بس بزرگ است و همان مصیبت در آسمان ها و زمین نیز گران قدر است.

پروردگارا مرا در این موقعیتم از جمله کسانی قرار ده که از سوی توبه به آنان درود ها و رحمت و آمرزشی می رسد. بار خدایا حیات مرا حیات محمد و خاندان محمد قرار ده، و مرگم را [مانند] مردن محمد و خاندان محمد قرار ده. پروردگارا این روز [عاشورا] روزیست که بنی امیه آن را جشن گرفتند، و نیز فرزند جگرخواره این روز را جشن گرفت، آن کسی که بر زبان تو و زبان پیامبرت [محمد] که درود بر او و خاندانش باد در هر جا و هر پایگاهی که پیامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد ایستاد، لعنت شده فرزند لعنت شده خوانده شده است.

پروردگارا ابا سفيان و معاویه ويزيد بن معاویه را لعنت فرما؛ برایشان از جانب تو تا جاودانگی ابدیت لعنت و نفرین باد.

و این روز [عاشورا] روزی است که در آن خاندان زیاد و خاندان مروان به خاطر کشتنشان حسین را که درود خدا بر او باد، شادی کردند. پروردگارا پس لعنت و عذاب [دردناک] خودت را بر آنان دو برابر فرما.

بار الها من در این روز و در این موقعیتم و در طول زندگانیم

به وسیلهٔ بیزاری جستن از آنان و لعنت نمودن بر ایشان و به وسیلهٔ دوستی به پیامبرت و خاندان پیامبرت - که بر او و بر ایشان سلام باد - به تو تقرّب می جویم.

پس می گوئی صد مرتبه:

پروردگارا اولین ستمگری را که در حق محمد و خاندان محمد بیدادگری نمود و تا آخرین نفری که وی را در این ستمگری تبعیّت نمود لعنت فرما. پروردگارا جماعتی را که با [امام] حسین پیکار کردند لعنت فرما، و نیز آن کسانی را که با گروه پیکار کننده برای کشتن حضرتش همراهی کردند و بیعت نمودند و پیروی کردند، [لعنت فرما]. بار خدایا جملگی آنان را به لعن خود دچار و گرفتار فرما.

پس می گوئی صد مرتبه:

سلام بر تو ای ابا عبد الله و بر ارواحی که در کنارت آرمیده اند؛ از من برای تو برای همیشه و مادامی که شب و روز باقی است، سلام خدا باد. و خدای متعال این زیارت را آخرین زیارت من از شما قرار ندهد. بر حسین و بر علی بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر یاران حسین سلام باد.

پس می گوئی:

پروردگارا نخستین ستمگر بر خاندان پیامبر را به لعن مخصوص من مختص فرما و این لعن را از اولین ستمگر شروع کن و سپس دومین و سومین و چهارمین [ستمگر را لعنت فرما ] بارخدایا در پنجمین مرتبه یزید را لعنت فرما؛ و عبيد الله بن زیاد و فرزند مرجانه و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابو سفیان و خاندان زیاد و خاندان مروان را تا روز رستاخيز لعنت فرما.

پس به سجده می روی و می گوئی:

پروردگارا بر تو سپاس باد [آن هم] سپاس سپاس گزارانی که براساس مصیبت های آنان به سپاس گزاریت آمده اند. ستایش خدای را بر سوگ و عزای بزرگم. پروردگارا شفاعت حسین را در روز ورود [به محشر] نصیبم فرما و مرا در سخن و اعتقادم نسبت به [امام] حسین ثابت قدم بدار و همچنین [مرا] نسبت به یاران حسین یعنی آن کسانی که خون خویش را در برابر حسین - که بر او درود باد - بذل نمودند [ ثابت قدم قرار ده].

زیارت حضرت سید الشهداء از دور.

اشاره

در این جا سه زیارت را نقل می کنیم:

زیارت اول:

السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ،السَّلامُ عَلَیکَ یابنَ رَسولِ اللّهِ،السَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ. [به نقل از بحار الانوار (کتاب المزار)؛ علامه مجلسی؛ ج 101 / ص 366]

زیارت دوم:

شیخ کلینی در کافی به سند خود از حسین بن ثویر روایت کرده که گفت:

من و يونس بن ظبيان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سرّاج نزد حضرت ابی عبد الله جعفر بن محمد علیه السلام نشسته بودیم و در میان ما یونس سخن می گفت که سنّش از همه ما بیشتر بود. پس به حضرت عرض کرد: [تا آن جا که گوید] فدایت شوم من بسیار شود که امام حسین را یاد کنم پس در آن وقت چه بگویم؟ فرمود:

سه مرتبه بگو:صَلَّی اللّهُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِکه سلام از نزدیک و دور به آن حضرت می رسد.

[مفاتيح الجنان؛ محدث قمی ؛ باب زیارات]

زیارت سوم:

اَقَل زیارت آن حضرت آنست که به بامی بر آید و به جانب راست و چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان کند پس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِ اللّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. و هر کس در هر کجا باشد در هر وقت که آن حضرت را به این کیفیت زیارت کند امید است که ثواب حج و عمره برای او نوشته شود.

[كامل الزيارات؛ ابن قولويه ؛ص/ 287]

از علامات مؤمن زیارت اربعین است.

رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْعَسْکَرِیِّ [عَلَیْهِ السَّلاَمُ] أَنَّهُ قَالَ:عَلاماتُ المُؤمِن خَمسٌ: صَلَوهُ خَمسِینَ، وَ زِیارَهُ أَربَعِینَ، وَ التَّختُّمُ بِالیَمِینِ، وَ تَعفِیرُ الجَبِینِ، وَ الجَهرُ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 101 / ص 106. به نقل از کتاب تهذیب ؛ شیخ طوسی ؛ ج 6 /ص 53] .

حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: مومن دارای پنج علامت و نشانه است: 1- پنجاه رکعت نماز شبانه روزی (واجبات و نوافل). 2- و زیارت اربعین 3- انگشتری در دست راست کردن. 4- پیشانی برای سجده بر روی خاک مالیدن. 5- بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

مومن یعنی کسی که در برابر پروردگار خاضع و مطیع است و می بینیم که پنج نشانه فوق (که یکی از آن ها خواندن زیارت اربعین است که بیانگر خضوع کامل یک بنده کامل خدا، یعنی حضرت ابا عبد الله علیه السلام و در این مسیر آن چنان جلو می رود که در زیارت اربعین می خوانیم: جان خود را در راه تو داد) چه ارتباط و پیوستگی عجیبی با یک دیگر دارند.

نفرین و خون خواهی

اجر لعن و نفرین بر قاتلان حضرت سید الشهداء.

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) در کتاب شریف «بحار الانوار» خود از هر دو کتاب «عیون اخبار الرضا» و «امالی» شیخ بزرگوار صدوق چنین نقل می فرماید:

مَا جِیلَوَیْهِ، عَنْ عَلِیٍّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ اَلرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ، عَنِ اَلرِّضَا [عَلَیْهِ السَّلاَمُ] قَالَ:یَا اِبْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ اَلْغُرَفَ اَلْمَبْنِیَّهَ فِی اَلْجَنَّهِ مَعَ اَلنَّبِیِّ وَ آلِهِ فَالْعَنْ قَتَلَهَ اَلْحُسَیْنِ [عَلَیْهِ السَّلاَمُ] یَا اِبْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ یَکُونَ لَکَ مِنَ اَلثَّوَابِ مِثْلُ مَا لِمَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ اَلْحُسَیْنِ [عَلَیْهِ السَّلاَمُ] فَقُلْ مَتَی مَا ذَکَرْتَهُ:یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً. [بحار الانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 44 / ص 299]

ریان بن شبیب از حضرت رضا علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند: ای پسر شبیب اگر می خواهی خوش حال شوی از این که در غرفه های بهشت همراه پیامبر و خانواده او مسکن گزینی پس قاتلان

حسين [عليه السلام] را لعن و نفرین کن و اگر می خواهی مانند کسانی که بهمراه حسین [علیه السلام] به شهادت رسیدند پاداشی داشته باشی و از این مطلب خوشحال گردی، پس هر گاه چیزی از آن را یاد کردی بگو:

«ای کاش منهم با ایشان بودم و به رستگاری بزرگ می رسیدم»

طالب خون سید الشهداء فرزندش حضرت ولی عصر علیه السلام می باشند.

اشاره

در این مورد دو حدیث را ذکر می نمائیم که البته این دو حدیث معنای یک دیگر را تکمیل می نمایند:

حديث اوّل:

وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّا، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ رَجُلٍ قَالَ:سَأَلْتُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى:)«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً».قَالَ: ذَلِكَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ يَخْرُجُ فَيَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَيْنِ عليه السلام، فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ يَكُنْ مُسْرِفاً وَ قَوْلُهُ: «فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ» لَمْ يَكُنْ لِيَصْنَعَ شَيْئاً يَكُونُ سَرَفاً. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: يَقْتُلُ وَ اللَّهِ ذَرَارِيَّ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ عليه السلام بِفَعَالِ آبَائِهَا.

[كامل الزيارات؛ ابن قولویه؛ ص 63]

مردی از امام صادق از معنی سخن خداوند متعال پرسید [ که فرموده است]:

هر که مظلوم کشته شود ما برای ولیِّ خون او تسلِط قرار دادیم که البته در کشتن اسراف ننماید بدرستی که او یاری کرده خواهد بود.

حضرت فرمودند: این شخص حضرت قائم آل محمّد است که قیام می کند و به خون خواهی امام حسین علیه السلام [افرادی را] می کشد و اگر همۀ اهل زمین را بکشد اسراف کار نخواهد بود. و این که خدای تعالی می فرماید: «پس در کشتن اسراف نخواهد نمود» یعنی کاری نخواهد کرد که اسراف به حساب آید. سپس حضرت ابا عبد الله [جعفر بن محمد] علیه السلام فرمودند: سوگند به خدا فرزندانِ قاتلان امام حسین علیه السلام را به خاطر عمل پدران آن ها خواهد کشت.

حدیث دوّم:

صادق آل محمد علیه السلام می فرماید:

أنَّهُ قَالَ:إِذَا خَرَجَ اَلْقَائِمُ قَتَلَ ذَرَارِیَّ قَتَلَهِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ بِفِعَالِ آبَائِهَا. فَقَالَ هُوَ کَذَلِکَ. فَقُلْتُ: قَوْلُ اَللَّهِ تَعالی:«وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری».مَا مَعْنَاهُ؟ قَالَ صَدَقَ اَللَّهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَ لَکِنْ ذَرَارِیُّ قَتَلَهِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ ، یَرْضَوْنَ بِفِعَالِ...آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ. وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَکَانَ اَلرَّاضِی

عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِیکَ اَلْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ اَلْقَائِمُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ. [بحارانوار؛ علامه مجلسی ؛ ج 445 ص 295] .

همانا حضرت صادق فرمودند: هر گاه قائم [علیه السلام] قیام کند فرزندانِ قاتلان حسین [علیه السلام] را به خاطر عمل پدرانشان خواهد کشت - راوی گوید - پس گفتم: پس در این صورت سخن خداوند متعال که فرمودند: «هیچ حمل کننده ای بار دیگری را حمل نخواهد کرد»

معنایش چه می شود؟ فرمودند: خدای تعالی در سخنان خود راست گوید. ولی چون فرزندانِ قاتلانِ حسین [علیه السلام] به کار های پدران خود راضی هستند و به آن افتخار می کنند و هر که به کاری راضی باشد مانند کننده آن کار است. و چنان چه مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او راضی باشد، [مرد] راضی به چنین عملی در نزد خدای تعالی شریک قاتل حساب می شود. [روی همین جهت است که ] وقتی حضرت قائم خروج نماید، آنان را به خاطر رضایتشان به عمل پدرانشان خواهد کشت.

نتیجه ای که باید از مجموع دو حدیث فوق گرفت آن که:

1- از خدای تعالی بخواهیم فرج و ظهور انتقام گیرنده خون شهید کربلا را برساند، تا قلب داغدیدۀ همۀ دلسوختگان حسینی با انتقام گرفتن آن بزرگوار از قاتلان حضرت سید الشهداء تسلّی یابد.

2- آن که رضایت در ظلم ظالم به هر مقداری که باشد شرکت در آن ظلم

محسوب خواهد گردید.

سخنی از علامه امینی

وظیفه ها و سنت ها

علامه بزرگوار، دانشمند فرزانه، پژوهشگر یکتا شیخ عبد الحسین علامه امینی در کتاب «سیرتنا و سنتنا» سخنانی ارزشمند دارند که ما قسمتی از آن را از ترجمه کتاب در این جا نقل می کنیم:

از اصولی که با سنّت صحیح و معتبر، ثابت شد، فروعی منشعب گردد و وظائف و سنت هایی بر آن مترتب می شود. بطوری که هر مسلمان درستی - که در تبعیت از سنن پیامبراکرم (که درود خدا بر او و خاندانش باد) راست گو باشد - جز پذیرفتن و بکار بردن و سیره جاری قرار دادن آن ها، چاره ای ندارد.

اینک پاره ای از آن امور:

1- مصیبت اهل بیت پاک پیامبر را به مراتب، بزرگ تر از مصائب اهل بیت خود به حساب آورد.

زیرا در قبل ثابت شد که: ایمان هیچ مؤمنی کامل نمی شود، مگر بعد از آن که - خاندان پیامبر - را از خاندان خود بیشتر دوست بدارد. و شدت و ضعف مصائب، به مقدار شدت و ضعف دوستی و علاقه است.

2- هر گاه، جوانان هاشمی از فرزندان دو سبط پیامبر، حسن و حسین علیهما السلام، بر او بگذرند، به یاد مصائب اهل بیت، اشک

بریزد.

3- در روز میلاد [امام] حسین، و روز شهادتش، و هنگام دیدن تربت او، و هر زمانی که به کربلا وارد شود، بر [امام حسین] گریه کند.

• و چرا چنین نباشد - و حال آن که قبل از وقوع این مصیبت بزرگ، پیامبر اکرم در سراسر حیاتش [برای این واقعه] گریان بود و همسران او [و] صحابۀ نخستین نیز، گریان بودند. و این فاجعه، صحنۀ زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله را تیره و تار کرده بود.

گاه می بینی - حضرتش - را در بر می گیرد، و به سینه می چسباند، و با خاطری پریشان به مجلس اصحاب وارد می شود و از کشتنش خبر می دهد گاهی تربتش را بدست گرفته، می بوئید زیره رو می کرد و می بوسید، و آن را به حضور جمعیت اصحاب می آورد و اشک می ریخت و پی در پی، مجالس سوگواری در خانه همسران خود بر پا می داشت. بنا بر این حال آن حضرت، بعد از این واقعه دردناک چگونه خواهد بود.

[بر] کسانی که به راستی، سنت پیامبر بزرگوار را پذیرفته اند، سزاوار است که در تمام قرون و روزگاران، بر ریحانه او [امام حسین] بگریند و عزای او را ساعت به ساعت در هر نسل و دودمان، تا پایان روزگار، سنت خود قرار دهند.

علاوه بر این لکه ننگ و عاری که در اثر این جنایت فجیع، بر دامن [امت حضرت محمد - که درود خدا بر او و خاندانش باد] نشست، نامش را ننگین و چهرۀ تاریخش را سیاه و ظلمانی کرد. و تا ابد نقطه [تاریکی] از جنایت را برای خود باقی گذارد چنین جنایت بزرگی که از امت حضرت محمد [صلی الله علیه و آله] سر زده است، در هیچ امت خدا پرستی سابقه ندارد تنها این امت است که فرزند پیامبر

خود را کشته و در بین خلق آسمان ها، این جنایت به نام امت اسلام تمام شده است. چنان که جبرئیل و سایر فرشتگان، در ضمن خبر شهادت [امام حسین] کشته شدن او را به امّت اسلام نسبت داده اند. و این امّت، تنها امتی است که به زبان پیامبرش مورد بد گوئی و لعنت قرار گرفت.

چنان که - در مدارک - دیده می شود: رأس الجالوت به محمد بن عبد الرحمن - بنا به نقل ابن سعد - گفت:

بین من و - داود - هفتاد پدر، فاصله است. با این حال، یهودیان مرا تعظیم و احترام می کنند، [ولی] شما مسلمانان، فرزند پیامبر خود را کشتید!!

بنا بر این، بر امت اسلام لازم است که در تمام روزگاران بگرید تا کثافات این تیره روزی و خواری را با اشک چشم، بشوید و از دامان خود، آلودگی های این خواری ذلّت بار را بزداید و به این وسیله پیامبر اسلام - صلى الله عليه و آله - را در این مصیبت جانکاه، تسلیت گوید.

4- هر چند وقت یکبار در بین خانواده اش اقامه عزا کند، تا آن ها را به آن [واقعۀ بزرگ] آگاه سازد.

5- هر گاه تربت [کربلای حسین علیه السلام] را به دست گیرد، آن را زیر و رو نماید و ببوید و ببوسد.

6- تربت را در پارچه ای قرار دهد و در خانه خود به عنوان [یاد بود] از ریحانه رسول خدا [صلى الله علیه و آله] نگه داری کند، همانطور که امّ السلمه - ام المومنین - در حضور رسول خدا [صلى الله علیه و آله] چنین کرد.

7- روز عاشورا را، دوران - اندوه و زاری - قرار دهد و در آن روز همانند رسول خدا [صلى الله عليه و آله] پریشان و غبار آلود باشد. رهبران دین، بزرگان امت، مردمان موجّه و شخصیت های مذهبی -

حتی ملوک و وزراء و امرائی - را که در پنجاه سال پیش، ما درک نمودیم، همواره در روز های عاشورا، به رعایت چنین سنّتی ملتزم بودند. بطوری که آن ها جز پریشان خاطر، غبار آلود، اندوهگین و اشکبار بر مصیبت - حسین شهید - دیده نمی شدند از روزی که تمدن مبتذل و بی اساس غرب - در کشور های اسلامی - رخنه نمود، این سنت نیکو که مورد خشنودی خدا و رسولش بود، از میان مسلمین رخت بر بست و قربانی اوهام شد. و بلاد و ساکنینش، تغییر ماهیّت دادند و چنان غرب زده شدند که پیروی از سنّت پیامبر گرامی [صلی الله علیه و آله] برایشان گران آمد، و از ایادی استعمار، در ادامه این راه و روش، خجالت کشیدند تا به تدریج این - سنت نیکو - [اصالت خود را از دست داد].

8- روز عاشورا با دیده گریان، سینه سوزان و دلی اندوهگین، در کربلا حضور یابد، و به پیامبر خود - که در آن روز با آن حالت، در کربلا حضور یافت - تأسی جوید.

اینست حسین ما ؛

و عزای او؛

و تربت او؛

و کربلای او؛

و اما : .....

اشعار

از آثار طبع پر شور و آتشین مرحوم عالم مجاهد و باتقوا حجة الاسلام و المسلمین آقای شیخ محمد تهرانی (بنیان گذار هیئت قائمیه و جشن های بزرگ نیمه شعبان) در مصائب حضرت سيد الشهداء حسين بن على عليهما السلام در روز عاشورا

سوز و شور

«هو»

شهم نمود اشارت که در عزای حسین *** بسوز و شور بگو چامه ای برای حسین

دم تو گرم و روان باد همچو آتش و آب *** بخاک رفتم گفتم که جان فدای حسین

1

خون آن مظلوم چون دهد ندا *** اَلوَحی «یا قائم آل» اَلوَحی

قُم عَلی بسم الله و اِطلب بِالدِما *** تا ابد این دل دیوانه ما

گوید ای وای حسین وای حسین

2

یا ابا القاسم یا حجّت حق *** بزن این صفحه نا پاک ورق

موج خون را برسان تا بشفق *** که جهان جمله بصد شور و نوا

گوید ای وای حسین وای حسین

3

تو که شاه ز من و منتقمی *** و ابن ثارلله و صاحب علمی

تو ولیّ الدم و ربُّ الهممی *** بین چسان خیل ملائک بملا

گوید ای وای حسین وای حسین

4

تا بکی خاک فشانی بسرت *** تا بکی خون رود از چشم ترت

تا کی این داغ بسوزد جگرت *** تا بکی تیغ تو هر صبح و مسا

گوید ای وای حسین وای حسین

5

أیُها القائم عَجِل لِلظُهور *** ای که افراشته ای پرچم نور

العَجَل کز ظلم اولاد الفُجور *** چشم خون بار تو دائم بخدا

گوید ای وای حسین وای حسین

6

خیز یابن العسکری و ابن الحسن *** خیز کز شدّت طوفان الفتن

گشته عالم همه جا بیت الحزن *** همه از کرب و بلای کربلا

گوید ای وای حسین وای حسین

7

آه از اکبر گل پیرهنش *** شبه پیغمبر و سرو چمنش

سرنگون گشته ز زین نخل تنش *** دید چون گفتا علی الدنیا عفا

گوید ای وای حسین وای حسین

8

چون حسین آمد ببالین پسر *** بوسه زد بر آیت شق القمر

صیحه وا ولدا زد از جگر *** زینب زار در آن رشک منی

گوید ای وای حسین وای حسین

9

نجل شاه دین امام ممتحن *** قاسم آن نو باده باغ حسن

لِأناسٍ لاسُقوا صَوبَ المُزُن *** بِبکاء مُحرِقٍ مِنَ الظلما

گوید ای وای حسین وای حسین

10

عمّ مضطر بر سر آن نازنین *** گرم دفع شر آن قوم لعین

این عجب در زیر سُمّ اسب کین *** قاسم اندر فکر عمّ با وفا

گوید ای وای حسین وای حسین

11

آه کز فریاد آن لب تشنگان *** عزم میدان کرد عباس جوان

بند مشک انداخته بر دوش جان *** تیغ بر دستی دوستی بر لوا

گوید ای وای حسین وای حسین

12

از فتوت برلب آب آن جناب *** یاد آرد عطش طفل رُباب

کی خورد آب و حسینش در عذاب *** همره وا عطشا وا عطشا

گوید ای وای حسین وای حسین

13

عاقبت دست عدو کرد قلم *** لهف نفسی دست شیّال العلم

شبل حیدر غرق آسیب و الم *** راه می جوید بسوی خیمه ها

گوید ای وای حسین وای حسین

14

هر دو دست از تن جدا شد بهر آب *** باز می آمد سوی شه با شتاب

تا رساند تشنه کامان را جواب *** ناگهان دید که تیری در فضا

گوید ای وای حسین وای حسین

15

الله الله تیر از ترکش گریخت *** آب ها را جمله روی خاک ریخت

رشته عمر جهان از هم گسیخت *** آب و تابش همه گردیده فنا

گوید ای وای حسین وای حسین

16

پای رفتن دگرش نیست چرا *** دگر از خود خبرش نیست چرا

خبر از خشک و ترش نیست چرا *** پای تا سر همه غرق ابتلا

گوید ای وای حسین وای حسین

17

آه کز ضرب عمود آهنین *** جسم صد پاره عبّاس ز زین

غوطه زد در موج خون روی زمین *** دیدمش با ناله وا غُربتا

گوید ای وای حسین وای حسین

18

جگر اصغر او گشته کباب *** همچو ماهی شده اندر تب و تاب

ببرید آب دهیدش ز ثواب *** که دل ریش من از این ماجرا

گوید ای وای حسین وای حسین

19

گلوی سوخته طفل صغیر *** آن چنان پاره شد از ناوک تیر

که گذشت آه وی از اوج اثیر *** خون فشان در کف شاه شهدا

گوید ای وای حسین وای حسین

20

از گلو طفل خون فوّاره زد *** چاک قلب مادر بی چاره زد

راه صبر و طاقتش یک باره زد *** ثابت و سیّار و السبع العلی

گوید ای وای حسین وای حسین

21

شاه نسوان را بهنگام وداع *** گفت صبراً أنَّما الدُّنيا مَتاع

أنَّها دار غُرورٍ و خِداع *** وَ عَلیِکُنَّ سَلامِی وَ النِّسا

22

گوید ای وای حسین وای حسین

عزم قربانگاه کرد از دل و جان *** سوی معراج بپیچد عنان

گفت جان تو و جان کودکان *** خواهرش و اَوحدَتا و اوَحدَتا

گوید ای وای حسین وای حسین

23

آه از غربت شاه تشنه لب *** وز وداع حرم فخر عرب

وز خروش زینب عالی نسب ***که زند بر سر و آید از قفا

گوید ای وای حسین وای حسین

24

اشک سوزان سکینه زد شرر *** بر دل سبط النَّبی فخر البَشَر

بار الها نشود زهرا خبر *** که کند غوغا و هر دم ببکا

گوید ای وای حسین وای حسین

25

گفت مردم من نبی را پسرم *** آب مهریّه زهرا مادرم

من مگر از کافری هم کمترم *** وه که سوزد آب و آرام از حیا

گوید ای وای حسین وای حسین

26

این که از داغ علیّ اکبرش *** چاره جز مرگ نباشد دگرش

پس چه مقصود ز تفت جگرش *** آه واویلا کُلُّ ما سوی

گوید ای وای حسین وای حسین

27

ای تبر از فرقه عاد و ثمود *** ای تبر از گبر و ترسا و یهود

از عطش دنیا بچشمش شده دود *** همه حتّی الطِیرِ فی جَوِّ السَما

گوید ای وای حسین وای حسین

28

آه صدا آه کز آن قوم پلید *** غیر دشنام جوابی نشنید

یک بیابان تیر و شمشیر که دید؟ *** همه از جور و جفای اشقیا

گوید ای وای حسین وای حسین

29

زیر تیغ تیز مهمان عزیز *** شمر را گفتا گذشت از من ستیز

جرعه آبی بحلق من بریز *** بشنو از جدّم رسول مصطفی

گوید ای وای حسین وای حسین

30

قتلگه گردید دریائی ز خون *** شمر با شمشیر چون آمد برون

خون ببارید از سپهر آب گون *** عرش می لرزد و اندرین عزا

گوید ای وای حسین وای حسین

31

کربلا طبله عطّار شده *** حرم محترم یار شده

قطره ای قلزم ز خار شده *** حرم و زمزم و مروه و صفا

گوید ای وای حسین وای حسین

32

هُدِمَت و اللِه اَرکانُ الهُدی *** سُقطَ العرشُ علی وجهِ الثری

ذُبِحَ السِبطُ طَرِيحاً بالعَرا *** ذاكَ جِبرِيلُ يَصیحُ مُعلنا

گوید ای وای حسین وای حسین

33

خصم بد کیش ربود از بدنش *** درع و ملبوس و کهن پیرهنش

شن و سنگ و خاک و خون شد کفنش *** وَ عَلَیه کّلَما تَسفِی الصَبا

گوید ای وای حسین وای حسین

34

بجدل سنگدل آن کلب عقور *** بهر خاتم ز سلیمان عصور

بخدا می بُرد آن انگشت نور *** این چه سرّیست که انگشت قضا

گوید ای وای حسین وای حسین

35

رستم از جمال شوم رو سیاه *** که ببرّد دست ابر آسای شاه

وَیلَهُ، اَخبثِ بهِ شَلِّت یَداه *** آه گویا جمله أصحاب الکسا

گوید ای وای حسین وای حسین

36

مخزن اسرار حیّ لم یزل *** سینه سرّ خدا عزّ و جل

زیر سُمّ اسب گردیدش محل *** شاه باز قاب قوسین و دنی

گوید ای وای حسین وای حسین

37

تن عریان شه و سمّ خیول *** آه آه از جور آن قوم جهول

چکند دختر زهرای بتول *** جز که از کینه اولاد الزنا

گوید ای وای حسین وای حسین

38

ده که آتش شعله زد در خیمه گاه *** ترسم آل الله شود یک سر تباه

آتش دامان طفل بی گناه *** رَبِّ یا رَبِّ الیک المُشتکی

گوید ای وای حسین وای حسین

39

دختر فاطمه با قلب فکار *** می رود هر لحظه در شعله نار

تا که آرد کودکان را بکنار *** عابدین در آتش ای وا اَسَفا

گوید ای وای حسین وای حسین

40

آل طه شد اسیر سلسله *** آل بو سفیان اندر هلهله

در حرم افتاد شور و ولوله *** بس که بیمار بگرداب بلا

گوید ای وای حسین وای حسین

41

ویل ویل و ضجّه و شیون و شور *** از حرم رفت بجنّات و قصور

حُلل و زیور و موی و روی حور *** همه با عترت ختم انبیا

گوید ای وای حسین وای حسین

42

سیلی و کعب نی و تهدید و بیم *** عطش آتش اطفال یتیم

مرگ بر این مردم پست و لئیم *** فاطمه خَیر النِّسا امُّ الأبا

گوید ای وای حسین وای حسین

43

روز آن غمزدگان گردیده شب *** و از هجوم خصم در هول و هَرَب

به عجب مهمان نوازی شد عجب *** این سر کیست که بر روی قنا

گوید ای وای حسین وای حسین

44

مردم ای تهرانی این شور بس است *** شعله ای ز آتش عاشور بس است

سوختی تا بحر مسجور بس است *** دل افروخته شاه و گدا

گوید ای وای حسین وای حسین

بگو بآتش دوزخ ز قول تهرانی *** نماند خشک و تری تا تواش بسوزانی

که شور عشق حسینی بسوخت جان مرا *** تو هم بسوز که تا قدر عافیت دانی