زیارت دیداری مشتاقانه حرکتی شورانگیز و انقلاب آفرین

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

عنوان و نام پدیدآور : زیارت، دیداری مشتاقانه، حرکتی شورانگیز وانقلاب آفرین/محمدمهدی رکنی

مشخصات نشر : آستان قدس رضوی: کنگره جهانی حضرت رضا(ع)، 1404.

مشخصات ظاهری : 40ص.

وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)

شماره کتابشناسی ملی : 2135073

هدیه

کتاب خانه تخصصی امير المؤمنين على عليه السلام

دکتر محمد مهدی رکنی

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم نرگس قربانی

اشاره

شناسنامه

مقاله: زیارت

نویسنده: محمد مهدی رکنی

ناشر: کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام

تیراژ: 1000 نسخه

حروف چینی و نظارت بر چاپ: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی

محل نشر: آستان قدس رضوی، دانشگاه علوم اسلامی

تاریخ: ذی قعده 1404

بسم الله الرّحمن الرّحيم

توصیف زیارت

زیارت دیداریست مشتاقانه، با حضور در پیشگاه آن که دوستش داریم و بزرگش می شماریم. زیارت حضور در اماکن مقدسه است و رویا رویی با رسول خدا و ائمه هدی، که با حرکتی از شهر و دیار به شوق دیدار شروع می شود، حرکتی ظاهراً در مکان و به حقیقت در دل و جان.

زیارت بر قرار کردن ارتباط قلبی است با حجت خدا، قرار دادن خویشتن خویش است در حوزه روحانیت و اشراق ولی الهی که انسانی است متعالی و خدا نمای، با ابعاد وجودی گسترده، و بار معنویتش را از آفریدگار می گیرد و واسطه رحمت و فیض رسانی به آفریده هاست.

زیارت حضور در مشهد است و تجلیل و تکریم شهید، یعنی جان باخته

در راه خدا و زنده به حیات ابد. (1)زیارت نامه ها از نظر ادبی شیوا و رسا، نغز و پر مغز، موزون و مسجع است، و همچون دعا ها سرودی مذهبی و شعری آسمانیست که با مضامین عالیش خواننده را به معراجی روحانی می برد و حالی ملکوتی می بخشد.

زیارت همچون عبادت ریشه در فطرت آدمی دارد، زیرا چنان که انسان به طور طبیعی پیشوایان دینی و علمی و رجال سیاسی و اجتماعی را در زندگی شان بزرگ می شمرد، و به صورت های مختلف نسبت به آن ها ادای احترام می کند، پس از فوت نیز به تعظیم و تکریم مدفن و آثار بر جا مانده از آنان می پردازد، و به زیارت آن ها می رود و به صورت های مختلف ادای احترام می کند. با اندک تأمل در می یابیم زیارت قبور بزرگان، در حقیقت به بزرگ داشت دین و فضیلت و علم و صلاح بر می گردد، یعنی مفاهیم والای انسانی که در نزد همه آدمیزادگان -از هر ملت و نژاد و سرزمینی که باشند محترم و مقدس است، و ریشه در سرشت انسان دارد. همین علاقه فطری و انگیزه درونی بوده که ساختن معابد و زیارت گاه ها را در دنیا سبب شده، و صحنه گسترده زیارت را با آداب و رسوم گوناگون - در همه کشور ها و بین همه ملت ها به وجود آورده است، (2)

Encyclopaedia of Religion and Ethics, Vol. X.

که هم امروز نیز پایدار است، چنان که دنیای به اصطلاح متمدن نه تنها خود را بی نیاز از زیارت نمی بیند بلکه دعا و طلب آمرزش و زیارت قبور مقدس را برای تشفی آلام روحی لازم و مفید هم می داند. هم می داند.

1) در این توصیف «زیارت» به معنی اخص مورد نظر است، که در درجه اول مصداقش حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد، و سپس ائمه اثنی عشر عليهم السلام و انبياى الهى.

2) تفصیل آداب و اهمیت زیارت را بین اقوام مختلف در «دایرة المعارف مذهب و اخلاق» (ج 10) توان دید:

شایسته است اینک نظری به احادیث رسیده از معصومین بیندازیم، سیمای معنوی زیارت را در فروغ سخنان نورانی آن ها ببینیم:

1- آغاز کلام را به حدیثی از امام علی بن موسى الرضا - عليه آلاف التحية وا لثنا - اختصاص می دهیم که می فرماید: هر امامی را پیمانی در گردن اولیائش و شیعه اش می باشد. وفای به این پیمان وقتی تمام و کامل است که قبر های شان زیارت شود. پس کسی که امامان را مشتاقانه زیارت کند، و به آن چه مورد خواست و رغبت آنان بوده تصدیق داشته باشد آنان در روز رستاخیز شفیع او خواهند بود. (1)

نخستین تعلیم این حدیث که در کتب معتبر نقل شده - این است که زيارت متمم و مكمّل وفای به عهدیست که هر مأموم با امام خود بسته، و به زبان امروز رأی اعتمادی است که به رهبر فکری و عقیدتی اش می دهد، به خصوص اگر جملاتی از زیارت نامه ها را به خاطر آوریم که در آن اظهار ولایت و مودت زائر است به امام و تبری از مخالفان شان، و روشن است که این بعد از زیارت در ترسیم خط سیاسی زائر تا چه حد مهم و مفید است.

دومین آموزش بیان حالت خاصی است که زائر باید داشته باشد، یعنی رغبت و شوق فراوان به زیارت امام، که این ثمره معرفت به مزور است یعنی اعتقاد به این که «ائمه خلفای خدای عزّ و جل در زمین هستند» (2)


1) رک : وسائل الشيعه، ج 253/10، بحار الأنوار، ج 116/100، که از کتاب های کافی، عيون الأخبار و مقنعه نقل کرده اند.

2) ترجمه خبریست که از ثامن الائمه علیه السلام نقل شده (الأصول من الكافى، كتاب الحجة، 1/ 193)

و امام مُفترض الطاعه. (1)

سومين نکته آموزنده تصریح به تصدیق و باور داشت زائر است نسبت به آن چه مورد خواست و رغبت امام است. با توجه به این حقیقت که حجت های الهی خواستی و رضایی جز خواست و رضای خدای تعالی ندارند، به این نتیجه می رسیم که زائر باید در پی تحصیل رضاى الهى و اطاعتش بر آيد . آری امام زائری چنین با معرفت را شفیع خواهد بود.

2- عبد الله بن عمر از رسول خدا -صل الله علیه و اله- روایت می کند که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعتم او را واجب شود. علامه محقق مرحوم امینی از کتب صحاح و مسانید حدیث اهل سنت 41 ماخذ را نام می برد که حدیث مذکور را نقل کرده اند. (2)از طریق شیعه نیز این حدیث با عباراتی قریب به ان و یا با اضافاتی نقل شده، (3)به طوری که جای تردیدی در صحتش باقی نمی گذارد.

3- گاه اهمیت زیارت معصومین با تعبیراتی جالب بیان شده، چنان که ائمه معصومين ما از پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) روایت می کنند که گفت:

هر کس قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مانند کسی است که در حیاتم به سوی من هجرت کرده. پس اگر شما توانایی [زیارت از نزدیک را] ندارید، به سویم سلام فرستید که آن به من می رسد. (4)

با آن چه از اهمیت هجرت در تاریخ اسلام می دانیم می توانیم ارزش معنوی و فواید زیارت را نیز دریابیم.


1) رک کامل الزيارات، ص 305.

2) الغدير، ج 5/ 93 - 96.

3) رک: کامل الزیارات، باب دوم، 12 - 15.

4) مأخذ پیشین، ص 14، حدیث 17.

4- از نکات گفتنی و قابل توجه در موضوع زیارت، این که در اخبار مأثوره زیارت بقاع متبركه جزء تکمیلی حج - که زیارت خانه خداست - شمرده شده، و روایات فریقین هر دو به این نکته گویاست:

عبد الله بن عمر از حضرت رسول - صلى الله علیه و آله - نقل می کند که فرمود: هر کس حج گزارد، سپس قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مانند کسی است که مرا در دوران حیاتم زیارت کرده است، و با من مصاحبت نموده.

این حدیث را مرحوم امینی از 21 حافظ و عالم حدیث شناس اهل سنت نقل کرده است. (1)

نیز عبد الله بن عمر از آن حضرت روایت می کند که فرمود: هر کس قصد خانه خدا کند ولی مرا زیارت نکند بر من ستم کرده است. (2)

5- حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - در این باب فرمود: چون یکی از شما حج گذارد، حج خود را به زیارت ماختم کند که این جزء پایانی حج است. (3)و ابو جعفر حضرت باقر - عليه السلام - فرمود: تمامي حج به دیدار امام است. (4)

تأکید به زیارت پیشوای معصوم بعد از فریضه حج، نسبت به ابا عبد الله الحسين عليه السلام بیشتر است، چنان که از امام صادق - علیه السلام - روایت شده که:

اگر یکی از شما تمام عمرش حج گزارد، اما حسین بن علی علیه-


1) رک : الغدیر، ج 5/ 98 - 99. یاد آوری می شود جملۀ اخیر حدیث در برخی از مآخذ آمده نه همۀ آن ها

2) همان مأخذ، 5/ 100 این حدیث در 9 مأخذ از دانشمندان اهل سنت ذکر شده.

3) بحار الأنوار، ج 100 / 139.

4) وسائل الشيعه، 10 /254.

السلام را زیارت نکند، حقی از حقوق خدا و رسولش را ترک کرده است، زیرا حق حسين - عليه السلام - فریضه ایست از خدا که بر هر مسلمانی واجب است. (1)

6- روایتی که ابو حمزه ثمالی از امام محمد باقر علیه السلام در این باره نقل می کند، روشنگر این گونه احادیث است و تفسیری بر آن ها، و اینک سخن وی:

در حالی که ابو جعفر بر در مسجد نشسته بود، و مردمی را که طواف می کردند نظاره می نمود به من گفت:

•

ای ابا حمزه! اینان مأمور به چه کارند؟

•

من ندانستم چه پاسخ دهم، پس امام باقر خود گفت:

•

همانا به آنان امر شده که گِردِ این سنگ ها [= خانه سنگی] طواف کنند، سپس نزد ما آیند تا ولایت شان را به ما اعلام کنند. (2)

در توضیح این حدیث گوییم: نخست باید موقعیت زمانی - مکانی این سخن را در نظر آورد که خانه خداست و هنگام مراسم حج، که بهترین مکان و زمان است برای بیان چنین حقیقتی. چنان که از نظر سیاسی اوایل حکومت فریب کارانه بنی عباس است، یعنی کسانی که به نام آل علی مسلمانان را دعوت به بیعت کردند، و سپس با خدعه و نیرنگ کنار شان زدنده و زشت ترین ظلم ها و فجایع را نسبت به آنان روا داشتند. در چنین اوضاعی است که امام پنجم ما به نکته ای نغز که مغز اعمال حج است و روح عبادات اشاره می فرماید، و اعلام ولایت را نسبت به امام بر حق و حجّت خدا ضروری می شمرد که البته لازمه اش تبری و کناره گیری از


1) كامل الزيارات، 122، حدیث 4.

2) وسائل، 10 /254.

طاغوت های زمان است. آری در عصری که جاه طلبان قدرت پرست ریاکار با تبليغات عوام فریب خود طواف گرد خانه سنگین و حرکات بدنی بی روح را هدف اصلی - و نه وسیله مقدماتی - معرفی می کنند، تا مردم را دل خوش دارند که شعائر اسلامی عملی می شود، بر امام بر حق و پیشوای راستین است که ریشۀ مفاسد و کانون مظالم را نشان دهد، و روح اعمال را که پذیرش ولایت و حکومت حجت خدا و تبری از مخالفان وی است معرفی کند، تا لازمه آن که بر قراری عدالت اجتماعی اعانت به بر و تقوی، مبارزه با ظالمان و مال اندوزان است نیز تحقق یابد و بالأخره اعلای «کلمه توحید» و ایجاد «توحید کلمه» بین مسلمین عملی گردد.

زیارت در سنت

کسانی بی خبر از تاریخ صدر اسلام و سنت نبوی گمان می کنند زیارت رسمی است شیعی، که نظر های خاص و سود جویی اشخاص آن را به وجود آورده، و در اسلام اصلی استوار ندارد.

با اعتراف به این که شیعه به تعلیم ائمه هدى در احيا و ابقا زيارت پیشقدم و کوشا بوده، اما چنین نیست که در این کار بدعتی آورده و در دین نو آوری کرده باشد، زیرا زیارت قبور مؤمنان و اولياء الله ریشه در سنت نبوی دارد، و در کتب معتبر برادران اهل سنت نیز آداب و خصوصیات آن به تفصيل ذکر شده، ولی چون ما را مجال بسط کلام در این باب نیست، همین مقدار یاد آور می شویم:

زیارت قبر هایی که پیامبر مُرسل یا امام معصوم یا یکی از بزرگان مذهبی

را در بر گرفته، در بین همه ملل و اقوام جهان رایج بوده و هست، و از صدر اسلام نیز سنتی معمول و مقبول بوده، و حتى همراه با شور ها و شوق ها و رنج ها و سوگ ها انجام می شده که از آن هاست: زیارت رسول خدا - صلی الله عليه و آله - از قبر مادرش در «أبواء» (1)که ضمن سفر حجة الوداع بوده، (2)زیارت حضرت زهرا علیها سلام از مرقد مطهر پدرش (3)و حمزة بن عبد المطلب، (4)زیارت بلال حبشی از مدفن مقدس رسول الله (صل الله علیه و اله) به واسطۀ خوابی که دیده بود، (5)سوگواری امیر المؤمنین علی علیه السلام بر قبر مخفی حضرت زهرا سلام الله عليها، (6)

مالى وقفت على القبور مسلّماً *** قبر الحبيب فلم يرد جوابی... (626/1)

و بالأخره زیارت جابر از حائر مقدس سید الشهدا حسین بن على عليه السلام. (7)

این ها نمونۀ نخستین زیارت ها و بهترین زائران است، که تاریخ اسلام به


1) اَبواء : نام قریه ای که تا جحفه 23 میل فاصله دارد. گور آمنه بنت وهب مادر رسول الله - صلى الله عليه و آله - بدان جاست (لغت نامه دهخدا).

2) ابو هریره از پیغمبر اکرم روایت کرده است که فرمود: خدا به من اجازه داد قبر مادرم را زیارت کنم (صحیح مسلم 65/3، سنن ابی داود، 2123). حتى نقل شده که اشک غم از دیدگان حضرتش جاری شد چنان که حاضران نیز به گریه در آمدند. (برای ملاحظه مأخذ دیگر در این باب رجوع شود به: کشف الارتیاب في اتباع محمد بن عبد الوهاب، السيد محسن الأمين، 472 - 473).

3) برای ملاحظه کتبی از علمای اهل سنت که زیارت توأم باند به و زاری و مرثیه خوانی فاطمه زهرا (علیه السّلام) را بر مدفن پدر بزرگوارش نقل کرده اند رک: الغدیر، 5/ 147.

4) رک: الغدیر (5 /169) که به نقل از سنن بیهقی (4 /78) و مستدرک حاکم (1/ 377) می نویسد: کانَتْ فاطِمَهُ رَضِیَ اللّه ُ عَنْها تَزُورُ قَبْرَ عَمَّها حَمْزَهَ کُلَّ جُمُعَهٍ فَتُصَلِّیَ وَ تَبْکِیَ عِنْدَهُ. مخفی نماند حمزه عموی بلا واسطۀ نبی اکرم است وعم با واسطه حضرت فاطمه (علیها السّلام).

5) رک: الغدير، 5/ 147.

6) در تفسیر کشف الاسرار که از آثار سدۀ ششم است می خوانیم «در آثار بیارند که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به زیارت بیرون رفت بر سر گور فاطمه، می گریست و می گفت:

7) محدث قمی از کتب معتبر زیارت جابر بن عبد الله انصاری را نقل کرده، و گفت گویش را با امام حسین علیه السلام ذکر نموده است. رک: منتهی الآمال، چاپ کتاب فروشی و چاپ خانه محمد حسن علمی، 536.

ما ارائه می دهد. اما احادیث نبوی و اقوال علمای اهل سنت گویا تر و بیشتر این سنّتِ سَنيّه را بیان می کند، و اهمیتش را در اسلام نشان می دهد. با رعایت اختصار به نقل اندکی از بسیار اکتفا می کنیم و طالبان تفصیل را به منابع مربوط ارجاع می دهیم:

1- از عبد الله بن عمر نقل شده که رسول اکرم (صل الله علیه و اله) گفت: هر کس حج خانه خدا گزارد و مرا زیارت نکند بر من جفا کرده است. (1)

نیز از امیر المؤمنین علی (علیه السّلام) روایت شده که پیامبر خدا فرمود: هر کس قبرم را بعد از مردنم زیارت کند چنانست که در زندگیم مرا زیارت کرده، و هر کس قبرم را زیارت نکند بر من جفا کرده است. (2)

با توجه به معنی «جفاء» که دوری گزیدن از دوست و ناراحت گردانیدنش می باشد، (3)می توانیم میزان ضرورت و لزوم زیارت را دریابیم و هم به لطف تعبیر نبی رحمت پی ببریم.

2- به استناد چنان احادیث و سنت مسلّم، بزرگان از مذاهب اربعه به استحباب زیارت مرقد مطهر نبوى - صلوات الله علیه - تصریح کرده اند که بعضی از آن ها نقل می شود:

الف - قاضی القضات ابو الحسن ماوردی (م . 450) در احکام السلطانيه (ص 105) می نویسد: سر پرست حاجیان در مراجعت باید آنان را از طریق مدینه ببرد تا به زیارت قبر رسول الله - صلى الله عليه و آله - نايل شوند، و بدين ترتيب جمع بين حج خانه خدا و زیارت قبر رسول کرده


1) رک: الغدیر، 5 ،100 که نشان این حدیث را از 9 ماخذ می دهد.

2) مأخذ پیشین، 5/ 104 - 105، در 9 کتاب این حدیث نقل شده. در الغدیر 22 حدیث در این باره ذکر شده است (93/5-108)

3) جفازيداً صاحبَه جَفواً و جَفاء و جَفاً: ضدّ واصله و آنسه، و في الأساس «فعل به ماساءه» (اقرب الموارد)

باشد، و همچنین رعایت حرمت آن حضرت و ادای حقوقش شده باشد. این زیارت هر چند از واجبات حج نیست، اما از مستحبات شرعی و عبادات پسندیده حاجیان است. (1)

ب- قاضی عیاض مالکی (م . 544) در «الشفاء» چنین اظهار نظر می کند: زیارت قبر نبی اکرم (صل الله علیه و اله) سنتی است که علما بر آن اتفاق دارند و فضیلتی است که بدان ترغیب شده. سپس شماری از احادیث را ذکر می کند و از قول اسحاق بن ابراهیم فقیه چنین نقل می نماید:

آن چه هماره شان حج گزار است، زیارت مدینه و قصد نماز در مسجد رسول الله - صلى الله عليه و آله - می باشد، و تبرک به دیدن روضه اش و منبر و مرقدش، و جای نشستن و دست مالیدنش، و قدم گاه و ستونی که به آن تکیه می کرده، و نزول گاه جبرئیل برای وحی بر حضرتش، و جایی که صحابه و پیشوایان مسلمین به قصد دیدارش آمده اند، و از این همه عبرت گرفتن برای حج گزار شایسته است. (2)

ج- ابن هبيرة (م . 560) در کتاب «اتفاق الأئمه» می گوید: مالک و شافعی و ابو حنیفه و احمد بن حنبل - که رحمت خدا بر ایشان باد - اتفاق نظر دارند که زیارت نبی اکرم صلی الله عليه و آله - مستحب است. (3)

د- تقى الدين سُبکی شافعی (م . 756) کتابی کلان درباره زیارت نبی اعظم - صلى الله عليه و سلم - به نام «شفاء السقام في زيارة خير الأنام» نوشت و آراء ابن تیمیه - دانشمند حنبلی سده هفتم - (4)که زیارت مرقد


1) به نقل از: الغدير، 5/ 109.

2) مأخذ پیشین، 5 / 110.

3) همان مأخذ، 5/ 110.

4) ابو العباس احمد بن عبد الحلیم حرانی (661-728) پیشرو منکران زیارت است. چون عقایدش بر خلاف معتقدات دیگر فرق اهل سنت بود، همواره مورد طعن و زجر آنان قرار می گرفت، به خصوص در مورد انکار استحباب زیارت قبور متبرکه و تحریم شد رحال برای آن، و عقایدی که تجسیم خدای سبحان را می رساند. (رک: لغت نامه دهخدا: ابن تیمیه). شاگرد وی ابن قيم الجوزيه (751691) در تبلیغ همان اعتقادات کوشید، و درون مایه فکری محمد بن عبد الوهاب (1115 - 1206) پیشوای وهابیان را فراهم کرد. برای ملاحظه آراء وی رک جزيرة العرب في القرن العشرين، حافظ وهبه، 331 به بعد.

نبوی را بدعت و مسافرت به این نیت را تحریم کرد رد نمود. سُبکی بسیاری از اخبار رسیده در این باب را نقل، و نصوص علمای مذاهب اربعه را که دال بر استحباب زیارت است ذکر کرد و ادعای اجماع مسلمین بر آن نمود. (1)

ه- بنابر استقصایی که علامه مرحوم عبد الحسین امینی کرده، شمار علمایی که نظیر مطالب مذکور را نقل کرده اند به 42 تن می رسند، و آخرین کتابی که نام می برد «الفقه على المذاهب الاربعه» (ج 590/1) می باشد، که به صراحت زیارت قبرنبی اعظم ما را افضل مندوبات می شمرد و بعد از نقل احادیث وارده آداب زیارت حضرتش را بیان می کند. (2)

و- آخرین مدرک ما بر استحباب زیارت از دیدگاه اهل سنت، نظریست که عالم نام بردار محمد بن محمد غزالی طوسی (450 - 505) در «احياء علوم الدين» بیان می کند و اینک ترجمۀ آن: زیارت قبور مستحب است، زیرا موجب یاد آوری [آخرت] و عبرت گرفتن [از در گذشتگان] است، و زیارت قبور صالحان مستحب است به جهت تبرک و عبرت گرفتن رسول خدا - صلى الله علیه و آله [نخست] از زیارت قبور نهی می کرد، اما بعد اجازه داد.

از حضرت علی که خدا از او خشنود باد. روایت شده که رسول خدا (صل الله علیه و اله) گفت: همواره شما را از زیارت قبر ها باز می داشتم [اما اکنون می گویم] قبور


1) شرح بیشتر نوشته سبکی را در الغدیر (5 /112-114) توان دید.

2) رک: الغدير، 5/ 125.

را زیارت کنید، که آخرت را به یاد شما می آورد، اما سخن ناروا و زشت [از غم فقدان مرده] مگویید. (1)

نویسنده گوید: نهی اولیه از زیارت قبور ظاهراً بدین جهت بوده که آن چه مستحب است، زیارت قبور مؤمنین می باشد و تا آن زمان هنوز از مؤمنان صالح کسی چندان فوت نکرده و مصداقش موجود نبوده است.

همین دانشمند در کتاب اسرار حج از «احياء»، بعد از شرح فضیلت مكه، مشرفه در جایی که «فضیلت مدینۀ شریفه بر سایر شهر ها» را شرح می دهد، مطلبی دارد که با موضوع سخن ما ارتباط مستقیم می یابد و نقل کردنی است:

بعد از مکه سرزمین مدینه افضل از سایر شهر ها و بعد ارض مقدسه (= بيت المقدس) است، اما بعد از این سه شهر سایر اماکن در فضیلت مساویند مگر مرز ها، که اقامت گزیدن در آن نواحی برای آمادگی جهت دفاع از کشور اسلامی فضیلت زیادی دارد. (2)

به این جهت پیامبر - صلّی الله علیه و آله - فرمود: کوچ کردن فضیلت ندارد مگر برای رفتن به سه مسجد: مسجد الحرام و مسجد من و مسجد اقصی. بعضی از علما به استناد این حدیث بر منع از مسافرت جهت زیارت مشاهد و قبور علما و صلحا استدلال کرده اند، ولی من از این حدیث چنین حکمی در نمی یابم، بلکه به زیارت امر شده چنان که رسول اکرم (صل الله علیه و اله) فرمود: همواره شما را از زیارت قبر ها باز می داشتم، ولی [اکنون می گویم] قبور را زیارت کنید، ولی سخن ناروا و یاوه ای [از اندوه مرگ عزیزان]


1) احياء علوم الدين، مصر، 4 /490.

2) خوانندگان را به اهمیت دفاع از ثغور اسلام و مرزبانی سرزمین مسلمین که در این حکم آمده توجه می دهد.

مگویید.

این حدیث [که نهی از شدّرحال می کند] دربارۀ «مساجد» وارد شده و «مشاهد» مورد نظر نیست، زیرا بعد از آن سه مسجد سایر مساجد [در فضیلت] برابر و همانند هستند، و شهری نیست مگر آن که مسجدی دارد، پس کوچ کردن برای رفتن به مسجد دیگر معنی ندارد. اما مشاهد با هم مساوی نیستند، بلکه برکت زیارت آن ها به قدر درجات مزور است نزد خدای عز و جل...

کاش می دانستم آیا آن که چنین سخنی می گوید از سفر کردن برای زیارت قبور انبیایی مانند ابراهيم و موسى و عيسى - عليهم السلام - و غير اینان هم منع می کند ؟ و حال آن که منع کردن از چنین سفری [از نظر فقهی] در نهایت دشواری و محال بودن است. چون [زیارت قبور انبیا] تجویز شد، بنا بر این قبور اولیا و علما و صلحا نیز از همین قبیل است. پس بعید نیست که هدف و مقصد از سفر چنین زیارتی باشد، همان طور که سفر به قصد زیارت علمای زنده انجام می گیرد. (1)

ملاحظه می شود چگونه این فقیه و محقق شافعی مذهب به استحباب زیارت فتوی می دهد، و حدیثی را که بعد ها مُستند امثال ابن تیمیه و ابن عبد الوهاب شده بررسی می کند و شبهه وارده را پاسخ می دهد. بیان روشن و عالمانه غزالی ما را از بسط مقال در این مورد بی نیاز می کند و حقیقت جویان را کافیست.


1) احياء علوم الدين، 1/ 243 - 244.

اثر زیارت در بیداری و خود سازی

آدمی زاد از دریچه چشم و گوش با جهان ارتباط پیدا می کند، و هر آن چه می بیند یا می شنود اثری متناسب بر روانش می گذارد، و طبعاً در او رغبت یا نفرت به کاری را بر می انگیزد، با توجه به این حالت طبیعی، در اسلام که مکتبی تربیتی است، برای غفلت زدایی از روح انسان و جلوگیری از استغراق در مادیات و خود پرستی، رفتن به گورستان و حضور بر قبر های مسلمانان سنتی پسندیده و عملی مستحب شده، زیرا تأثیری شگرف در توجه پیدا کردن به سرای جاودان و دل بر کندن از زخارف دنیوی و تشویق به نیکو کاری و خیر رسانی دارد.

از مشاهدهٔ آرامگاه ابدی کسانی که روزگاری در تلاش معاش سخت کوش و در جلب منفعت شخصی حریص بودند، کیست که محبت دنیا بر دلش سرد نشود، و مسیر حرکتش در زندگی عوض نشود؟

کدام گوش نا شنواست که فریاد این خاموشان صد زبان را نشنود؟

کدام چشم است که سکوت و سکون غوغا آفرینان عرصه گیتی را نبیند؟

کوآن جمال و جلال؟

کجاست آن قدرت و شوکت؟

این آگاهی و بیداری در زیارت از مقابر مسلمین و گورستان به طور کلی است، و حدیث مروی از رسول خدا (صل الله علیه و اله) نیز مؤید آن است که می فرماید : شما را از زیارت قبور نهی می کردم [اما امروز می گویم] قبور

را زیارت کنید که شما را به یاد مرگ می اندازد. (1)

بر این فایده مهم باید آثاری که از زیارت مرقد شریف هر یک از انبیا و ائمه هدی عاید می شود نیز افزود، زیرا مشاهد متبرکه آنان نزول گاه رحمت خداست و عبادتگاه صالحان و مصداق کامل این سخن خدای تعالی که می فرماید:

فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ... (2)چنان که در اخبار مذهبی (3)حتی از طریق اهل سنت نقل شده، و نمونه آن حدیثی است که جلال الدین سیوطی در تفسیر دُرّ المنثور ذیل آیه مذکور نقل می نماید که: رسول خدا (صل الله علیه و اله) وقتی آیۀ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ را خواند مردی بر خاست و پرسید: یا رسول الله این کدام بیوت است ؟ فرمود بيوت انبیا. سپس ابوبکر برخاست و گفت یا رسول الله! لابد یکی از این بیت ها بیت على و فاطمه است؟ فرمود: بلی از بهترین آن هاست. (4)

آن طور که از ظاهر آیه بر می آید بلندی قدر این مکان ها از آن روست که نام پاک خدای تعالی در آن ها برده می شود، و یاد آفریدگار بزرگ دل ها را فرا می گیرد، و چنان که مشهود است مشاهد مشرفهٔ ائمه معصومین نیز دارای این خصوصیت است، که از بام تا شام مردانی که تجارت و مشاغل زندگی


1) حاکم در المستدرک (1/ 375) حدیث را از انس بن مالک نقل می کند، اما محدثان دیگر از علی علیه السلام و دیگر اصحاب با اندک تفاوت لفظی نقل کرده اند، رک: الغدیر، 5/ 166- 168.

2) سوره نور، 36: در خانه هایی که خدا اجازه داد و فرمود که آن را بزرگ شمرند و قدر آن بلند دارند، و او را در آن نام برند و یاد کنند.

3) رک: کتاب الصافي في تفسير القرآن، الجزء الاول من المجلد الثانى، ص 118، که از کتاب کافی و اكمال الدین نقل می کند: حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: این بیوت خانه های انبیا و رسولان و حكما و ائمه هدی می باشد.

4) به نقل از المیزان فى تفسير القرآن، ج 15 ص 142 (ترجمه ج 29 ص 205). این روایت را از تفاسیر شیعی نیز نقل کرده اند.

آنان را به خود نمی کشد، به ذکر خدا و زیارت و دعا مشغولند. از جمله حالاتی که در چنین محیط روحانی - به خصوص بعد از خواندن زیارت نامه های مأثوره - به هر یک از زائران با معرفت دست می دهد تنبه و تذكّر و محاسبه نفس است، که در آن حال گذشته زندگیش را - که خود بازیگر صحنه های آن بوده - بر پردۀ ذهن می بیند، و صحنه های تاریک و زشت آن اشک حسرت از دیدگانش روان می سازد، اما راهی برای رهایی از تبعات گناهانش نمی یابد، جز این که آفریدگار غفور ودود را به تقربی که صاحب بقعه نزدش دارد بخواند و بخواهد که از خطا هایش در گذرد، و آثار سوء زشت کاری ها و ظلم ها را از روحش زایل گرداند. بدین ترتیب زائر، خاتم انبیا یا ائمه هدی را که مظهر رحمت و جلوه گاه محبت و هدایت آفریدگارند و مقرّب، با شخصیت آلوده و دور ماندۀ خود جفت و قرین می گرداند، (1)تا با این وسیله - که خدای مهربان خود قرار داده - رحمت و مغفرتش را جلب کند، و آمادگی روحی برای تقرب به معبود متعال را بیابد، و جبران عمراز دست رفته را بنماید، و این است معنی «شفاعت» که خواهش کردن مقربان الهی است برای آمرزش بندۀ تائب یا روا شدن حاجت زائر.

آثار انقلابی زیارت و ممانعت زائران

آثار زیارت در روح و قلب انسان به تنبه و تذکر منحصر نمی شود، بلکه


1) توضیح مذکور با توجه به معنی لغوی «شفاعت» است که در فرهنگ های کهن «خواهش کردن» ترجمه شده (لسان التنزيل، 43) و در «المفردات» این چنین معنی شده: «الشفاعة الإنضمام الى آخر، ناصراً له وسائلاً عنه، و اكثر ما يستعمل فى انضمام من هو اعلى حُرمةً و مرتبةً الى من هوادنی ...». بحث های قرآنی و روائی و فلسفی مربوط به شفاعت را در المیزان (ج 1 155 - 184) توان دید.

در شور انگیزی و ایجاد روحیه انقلابی و داد خواهی و ستم کشی نیز تأثیری شگرف دارد، و چگونه چنین نباشد، که مضمون بسیاری از زیارات یاد آور ستم ها و جنایاتیست که بر عترت طاهره نبوى و اهل بیت عصمت رفته، و لعن بر قاتلان و ظالمان شان و دنباله روان آنان می باشد، و این نکته مخصوصاً در زیارت سید الشهدا عليه السلام بیشتر دیده می شود.

توضیح این که بنا بر آن چه در تواریخ آمده زیارت امام حسین علیه السلام و یارانش در سال های اولیه چنان شور انگیز و انقلاب آفرین بود، و اثری آشکار در معرفی مظالم و اعمال کفر آمیز امویان داشت، که دستگاه حاکم چاره ای جز این ندید که از هجوم زائران به حائر حسینی جلوگیری نماید. در نیل به این مقصود دستور داد پیرامون کربلا پاسگاه هایی تعبیه کردند، و مأمورین غلاظ شداد به نگهبانی پرداختند تا مردم را از زیارت تربت پاکش مانع شوند. اما عشق حسینی که در دل مؤمنان نهفته بود، و تشویق امام باقر و صادق عليهما السلام به زیارت آن حضرت چنان بود که شیعیان در پوشش تاریکی شب به زیارت می رفتند، و گاه بعضی هم گرفتار می شدند و به شدید ترین شکلی مجازات می شدند. (1)

در چنین شرایط سختی است که معنی واقعی این حدیث حضرت صادق عليه السلام واضح می شود که چون ابن بگیر بیم خود را از سلطان (= حکومت سُلطه و زور) و خبر گزاران جاسوس و دژبانان مرزی اعلام می دارد به او می فرماید: ابن بگیر! آیا دوست نداری که خدا ترا در راه ما بیمناک ببیند؟ آیا نمی دانی هر آن کس که به خاطر ما ترس را پذیرا شود خدا او را در سایه عرش خود پناه دهد، و هم سخنش در زیر عرش الهی حسین (علیه السلام) باشد، و خدایش از هراس و ناراحتی های روز رستاخیز پناه


1) رک: تاریخ کربلا و حائر حسین، 60 - 61.

دهد. (1)

نیز در تشویق به زیارت سید الشهدا عليه السلام با وجود خوف، معاوية بن وهب از همان امام نقل می کند که فرمود:

ای معاویه: زیارت قبر حسین (علی السلام) را به واسطه ترس وا مگذار. همانا کسی که زیارتش را ترک کند حسرت و اندوهی او را فرا می گیرد که آرزو می کند کاش قبر امام نزدش بود. آیا دوست نداری که خدا شخص تو و همراهانت را در زمرۀ گروهی بیند که رسول الله - صلى الله عليه و آله - و على و فاطمه و ائمه عليهم السلام همه برایش دعا می کنند. (2)

با وجود چنین مشکلاتی است که زراره از حضرت باقر علیه السلام می پرسد: چه می فرمایی دربارۀ کسی که زیارت پدرت را بیم ناکانه و با خوف انجام دهد؟

امام پاسخ می دهد: روز قیامت که بیشترین وحشت و ترس افراد را فرا می گیرد، خدا او را در امان می دارد، و فرشتگان به بشارت با او بر خورد می کنند و می گویند: مترس و اندوهگین مباش، این روز [سُرور] تواست که در آن کامیابی و رستگاریت می باشد. (3)

باری از سال 61 که شهادت ابا عبد الله الحسين عليه السلام و اصحابش واقع شد، تا سال 132 که انقراض حکومت ننگین و ظلم آلود بنی امیه است، با زوّار آن حضرت بسیار بد رفتاری می شد، و به صورت های مختلف برای آنان موانعی ایجاد می کردند، اما شور حسینی و مظالم اموی و وجود چنان احادیثی ، سنت زیارت فرزند رسول خدا (صل الله علیه و اله) و برترین شهیدان


1) كامل الزيارات، 126. متذکر می شود احادیث وارده در این باره متعدد است.

2) مأخذ سابق، 116 این. حدیث با سلسله اسنادی دیگر و اضافاتی در صفحه 126 نیز نقل شده.

3) همان مأخذ، 125. در این باب 5 حدیث نقل شده.

دنیا را برقرار و مستدام داشت، چنان که شیفتگانش پیاده و شبانه، پنهان و خائفانه، به شوق دیدار حائر حسینی تنها و دسته جمعی، حرکت می کردند و زیارت حقیقی را که ارتباط قلبی با امام و پیروی عملی از امام است انجام می دادند.

آن چه مشکلات راه را تاحدی تسهیل می کرد وجود دو دهکده آباد به نام غاضریه و نینوا بود که حدود شمال شرقی و جنوب شرقی حائر امام قرار داشت. «از این دو دهکده و مخصوصاً از غاضریه که دم راه واقع شده بود، به ظاهر زائرین می توانستند آن جا را هدف و مقصد خویش وانمود کنند و پس از توقف مختصری برای رفع سوء ظنّ افراد مسلح مخفیانه داخل حائر مقدس شوند.» (1)

این جنبه سیاسی - انقلابی زیارت سید الشهدا عليه السلام، در دوران عباسیان نیز وجود داشت، زیرا می بینیم آن ستمگران حیله گر پس از تحکیم پایه های حکومت خویش دستور تخريب و محو آثار مرقد مطهر حسینی را صادر می کنند، و چنان که نوشته اند، «اول کسی که از بنی عباس این بدعت را وضع کرد منصور دوانیقی بود. وی در رأس ستون متجاوزین به حائر و قبر مطهر قرار گرفته است. رفتار منصور سر مشقی برای خلفای بعدی گردید، و هرون الرشيد و متوکل از او پیروی نمودند. ظلم و ستم منصور و پرده دری او به جایی رسید که علمای دین سخت به معارضه او پرداختند، و دو تن از رؤسای مذاهب چهار گانه معاصر او که ابو حنیفه و مالک بن انس باشند، برای مردم مدینه فتوی دادند که بیعتی را که منصور برای خویش گرفته مطابق با شرع نیست ...» (2)


1) تاریخ کربلا و حائر حسین، 69 - 70.

2) مأخذ پیشین، 137.

هرون الرشید در اواخر حکومت ظالمانه اش - آن گاه که از علاقه مردم به آل على و كثرت زوار حسینی با خبر شد - دستور محو آثار حائر سيد الشهدا عليه السلام را صادر کرد. (1)متوکل عباسی - همان که نرون عرب لقب گرفت - چهار بار در سال های 233، 236، 237، 247 آن مكان مقدس و كانون الهام بخش را مورد اهانت و تخریب قرار داد. ابو الفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین می نویسد: «قبر حسین علیه السلام را خراب کرد و آثار آن را محو نمود، و پاسگاه هایی در راه های زوّار قبر او قرار داد که هیچ کدام از زوّار راه گریزی نداشتند، و تمام به چنگ مأمورین او گرفتار شده، آن ها را یا می کشت و یا به بدترین عقوبت ها مجازات می کرد. (2)

با همۀ این ستم ها و بازداشت ها و خشونت ها خیل زائران مشتاق سید الشهدا عليه السلام روانه آن قبله احرار می گشت، به طوری که این رشته معنوی - یعنی زیارت - که پیوند امام با مأمومین را بر قرار می داشت هیچ گاه گسسته نشد، و پیام آور شور ها و شوق ها، تولا ها و تبرا ها، حق جویی ها و كفر ستيزي ها بود، به خصوص که با مراسمی از سوگواری و مرثیه خوانی، بیان مناقب خاندان عترت و مظالم غاصبان حقوق آنان همراه می شد، و وجود چنین پیام ها و حرکت ها بود که حاکمان غاصب را به چنان عکس العمل های زشتی وا می داشت.

ناگفته نماند سخت گیری سلطه گران و ممانعت از زیارت، نسبت به بقاع سایر ائمه معصومین نیز کما بیش وجود داشته، چنان که حسین بن یسار


1) رک: تاریخ کربلا و حائر حسین، 140. مؤلف شرح واقعه را از این منابع نقل می کند: امالی شیخ طوسی، 206؛ مناقب ابن شهر آشوب 2/ 189؛ بحار الأنوار 19/ 297؛ اعیان الشیعه 304/4 و کتب دیگر.

2) مقاتل الطالبیین، چاپ ایران، 203 نیز رک: ابن اثیر در حوادث سال 236، و تاریخ ابو الفداء (جلد 7) در وقایع سال 236 (به نقل از تاریخ کربلا و حائر حسین، 144)، و تاریخ اسلام، از دکتر علی اکبر فياض، ص 199.

واسطی بعد از آن که ثواب زیارت موسی بن جعفر علیه السلام را از حضرت رضا (علیه السلام) می شنود، می پرسد: اگر [از زیارت نزدیک] ترسیدم، و برایم دخول در حرمش ممکن نبود چه کنم؟ ثامن الائمه (علیه السلام) جواب می دهند: از پشت دیوار سلام بده. (1)

اهمیت زیارت سيد الشهدا عليه السلام

گرچه ائمه معصومین ما که اهل بیت رسولند، هر یک به نوعی شهید شدند و تاریخ تشیع از آغاز باخط خونین شهادت رقم خورد، اما کیفیت به شهادت رساندن حسين بن على عليهما السلام آن قدر فجیع و ظالمانه، دل آزار و اندوه زا بود که در دفتر شهدای اسلام عنوانی برجسته و ممتاز یافت، و حادثه ای بی نظیر شد، و حضرتش به حق «سید الشهدا» لقب گرفت، و «شهادت» با قیام و جهاد مقدسش معنیی تازه و ارزشی بیشتر پیدا کرد.

به موازات این دگرگونی در فرهنگ اسلام، «زیارت» نیز تولدی دیگر یافت و وارد مرحله ای جدید شد، و معنیی تازه پیدا کرد. زائر حسینی مقامی والا و سیمایی ملکوتی یافت، و كربلا قبلهٔ آزادگان و مورد عنایت خدای شهیدان گردید، و ثواب زیارتش افزون از حج بیت الله شد.

شرح این نکات را از زبان روایات باید خواند، که تفصیلش را این گفتار بر نمی تابد، بدین جهت به نقل چهار حدیث بسنده می کنیم:

1- از حضرت باقر العلوم عليه السلام نقل شده که فرمود: وقتی که حسین (علیه السلام) به حضور رسول خدا - صلى الله عليه و آله - وارد می شد او را به


1) كامل الزيارات، 299، حدیث 5.

سوی خود می کشید، و سپس به امیر المؤمنین (علیه السلام) می گفت: «او را نگه دار، بعد به طرفش، بعد به طرفش خم می شد و او را می بوسید و می گریست.

•

حسین (علیه السلام) می گفت: ای پدر! چرا می گریی؟

•

ای فرزند! جای شمشیر هایی که بر تو وارد می شود می بوسم.

•

ای پدر! آیا من کشته می شوم؟

•

آری پدر و برادرت و خودت.

•

ای پدر مکان های شهادت ما مختلف خواهد بود؟

•

بلی فرزندم.

•

چه کسی از امت تو مرا زیارت می کند؟

•

جز صدیقین از امتم مرا و پدر و برادرت و ترا زیارت نمی کند. (1)

چنان که از این خبرنیز استنباط می شود، تأکیدی که بر زیارت سيد الشهدا عليه السلام شده ارتباط مستقیم با مسأله شهادت آن حضرت دارد، که از روایات دیگر نیز بر می آید. (2)اما «صديقين» که زائران واقعی آن امام معرفی شده اند، کسانی هستند که رسول الهی و آن چه از جانب خدا آورده راست و درست می دانند، و خود راست گفتار و درست کردارند. (3)

2- از ابو جعفر امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: شیعیان ما را به زیارت قبر حسین علیه السلام امر کنید، که آمدن به حضورش بر هر مؤمنی که به امامت حسین (علیه السلام) از طرف خدای عز و جل اقرار دارد فرض و واجب است. (4)


1) كامل الزيارات، 70.

2) مأخذ پیشین، 109، حدیث 1، که در آن حضرت سید جوانان بهشتی و سید شهیدان نام برده شده است.

3) رک: اقرب الموارد؛ الاصول من الكافى، ج 2، ذیل ص 105.

4) کامل الزيارات، 121.

3- امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: هر کس قبر حسین بن علی علیه السلام را روز عاشورا با معرفت به حقش زیارت کند، همانند کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده. (1)

آن قدر که مقام را گنجایش توضیح می باشد این است که چنین تعبیر هایی روشنگر شدت تقرب سید الشهدا علیه السلام به خدای سبحان و رفعتِ قدرش در پیشگاه الهی می باشد، که دیدار با معرفت او چون نلقاء الله» است و با آن چه از تأثیر شگرف شهادتش برای اعلای کلمه حق و معرفی اسلام راستین و اضمحلال کفر و باطل می دانیم، جای شگفتی از چنان تعبیر هایی نیست، و همچنان است که در زیارتش می خوانیم:

«السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره». (2)

اعتقاد به به چنین احادیثی است که در روز عاشورا شیفتگان حسینی را بر می انگیزد تا دسته دسته و قبیله قبیله، پیاده و سواره به کربلا روی آورند، و خاطره شهادت جان گدازش را تجدید نمایند. انعکاس این حرکت شور انگیز و راه افتادن دسته های عزاداری روز عاشورا در سایر شهرها نیز برای زنده نگه داشتن قیام سید الشهدا علیه السلام همواره و در هر زمان مهم و موثر بوده است، چنانکه در آغاز انقلاب اسلامی ما نیز مشاهده شد و به اثبات رسید.

4- آخرین حدیث ما در این بحث روایتی است که توضیح می هد مشاهد مشرفه و به خصوص حائر حسينى عليه السلام نزد پروردگار متعال


1) مأخذ پیشین، 174، حدیث 3.

2) با توجه به معنی «ثار» که «انتقام خون گرفتن و خون خواهی»، «خون» است، عبارت مذکور پذیرای دو معنی است: سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او، یا سلام بر تو ای کسی که خدا خون خواهی ترا - می کند و پسر چنان کسی، و این معنی لطیف تر است.

محبوب است و دعا در آن به اجابت می رسد و اینک ترجمه حدیث:

ابو هاشم جعفری می گوید به حضور ابو الحسن علی بن محمد عليه السلام وارد شدم، در حالی که تب دار و بیمار بود.

حضرت به من گفت: ای ابا هاشم! مردی از موالی مارا به حائر بفرست تا خدا را بخواند و برایم دعا کند.

از حضورش که خارج شدم با علی بن بلال رو به رو شدم. آن چه امام هادی (علیه السلام) به من گفته بود به وی اعلام کردم، و از او خواستم همان کسی باشد که به حائر می رود.

او گفت [در خواستت را] می پذیرم و فرمان بردارم، ولی من می گویم یقیناً امام از حائر افضل است زیرا به منزلهٔ کسی است که در حائر است، و دعای حضرتش برای خود بر تر از دعایی است که من در حائر برایش بکنم.

ان چه علی بن بلال گفته بود به امام اطلاع دادم. حضرت به من فرمود به او بگو:

رسول خدا - صلى الله عليه و آله - از خانه خدا و حجر الأسود افضل بود، ولی گرد خانه طواف می کرد، و به حجر دست مالیده می بوسید. همانا خدای تعالی را بقاع - یعنی قطعه زمین هایی ممتاز - است که دوست دارد در آن ها دعا شود، و برای کسی که دعا می کند استجابت نماید، و حائر حسين عليه السلام از این بقاع است. (1)

به نظر نویسنده این فضیلت که حائر امام حسین علیه السلام یافته، و دعا در تحت قبه منوّرش مستجاب می شود، به اقتضای صفت «شکور» است که آفریدگار متعال متصف به آن است. در برابر بزرگترین ایثار


1) كامل الزيارات، باب التسعون، 274. این خبر با اندک تفاوت لفظی به دو طریق دیگر نیز در همین باب نقل شده.

و فدا کاری که سید الشهدا علیه السلام برای معرفی اسلام راستین کرد، یعنی اسلامی که قرآن کتاب آن و جدش پیام آور و مبلغ و جهادگر راه آن بود، و به دست امویان دنیا پرستِ ستم پیشه طاغوت منش واژگونه شده بود، در ان مقطع از تاریخ اسلام خون پاک سید الشهدا (علیه السلام) و خانواده و یارانش پیکانی بود که مسیر حرکت درست اسلامی را نشان داد، و خط سرخ بطلان بر همه راه های انحرافی کشید، پس طبیعی است که خدای شکور چنین آثار معنوی بر زمینی که آن اجساد مطهر را در برگرفته بار کند و چرا چنین نباشد، در حالی که او در راه معبود محبوبش همه چیز خود را مخلصانه فدا کرد و پاک باخته شد و به حق شایسته چنین پاداشی گشت. پاداشی که روشنگر فضایل و امتیازات«زیارت»، «زائ » و «زیارتگاه» سيد الشهدا علیه السلام می باشد.

فضیلت زیارت ثامن الائمه عليه السلام

بعد از زیارت سید الشهدا (علیه السلام) ظاهراً بیشترین سفارش و تأکید نسبت به زیارت امام رضا - عليه آلاف التحية و الثنا - شده. علت این امر چنانکه از گفتار علمای اعلام هم بر می آید:

اولا دوری مرقد مطهر حضرتش از خاست گاه اسلام و موطن ائمه یعنی مكه و مدینه است. با توجه به دشواری مسافرت و خطراتی که داشته طبیعی است که در ترغیب و تشویق به زیارت آن حضرت تأکید زیاد تری بشود، تا جمع بیشتری از شیعیان به مشرق کشور های اسلامی - خراسان - روی آورند، و تشیّع در این ناحیه مقامی والا یابد، که تاریخ فرهنگی شیعه نشان

می دهد مرقد مطهر هر یک از ائمه ما قله رفیعی بوده که زلال علم و معرفت از آن به قلوب شیعیان سرازیر می شده، و علمای گران قدر ما در بستر روحانیت و فیض بخشی آنان پرورش می یافته اند، مهم ترین مدارس طلاب و حوزه های علوم دینی و کتاب خانه ها در کنار بقاع متبرکه آنان به وجود آمده، و به حیات بالنده خود ادامه داده و استمرار فرهنگ تشیع را سبب شده است.

ثانیاً با توجه به فرقه های مختلفی که در اسلام پیدا شدند، و ائمه اثنی عشر همه را قبول نداشتند - مانند اسماعيليه و واقفیه - کسانی که امامت این هشتمین پیشوای منصوب و منصوص از طرف رسول اکرم را پذیرفتند، امامت بقيه ائمه اثنى عشر را نیز قبول کردند، و در موضوع ولایت و خلافت به اسلام راستين و خالص راه یافتند. (1)و اینک چند حدیث در این باب:

1- عبد السلام بن صالح هروی از حضرت رضا علیه السلام نقل می کند که فرمود:

به زودی طوس محل آمد و شد شیعیان و زائرانم می گردد. بدان هر کس مرا در طوس که دور از وطنم [مدینه] است زیارت کند، روز قیامت با من است و هم رتبۀ من در حالی که گناهانش آمرزیده شده. (2)

2- عبد العظیم حسنی از امام محمد تقی علیه السلام روایت می کند که گفت:

کسی که قبر پدرم رضا علیه السلام - را در طوس با شناخت حقش زیارت کند، نزد خدای تعالی برایش بهشت را ضمانت می کنم. (3)

3- در خبر است که روزی فرزندان امام موسی بن جعفر عليه السلام


1) رک: بحار الأنوار، ج 102 / 39، ذیل شماره 35.

2) وسائل الشيعه، 10/ 438.

3) مأخذ پیشین، 10/ 435.

در حضورش گرد آمده بودند، که نو جوانش - علی - از آن جا عبور کرد حضرت گفت:

این فرزندم در سرزمین غربت [دور از مدینه] می میرد. هر کس در حالی که تسلیم فرمانش و عارف به حقش باشد او را زیارت کند، در پیشگاه خدای عز و جل همانند شهدای جنگ بدر است. (1)

اکنون جای این سؤال هست که مقصود از «عارفاً بحقه» که در بسیاری از روایات مربوط به زیارت آمده چیست؟ بی شک مطمئن ترین جواب را در متن احادیث می یابیم. چنانکه همین سؤال را از حضرت صادق (علیه السلام) می کنند که: «مقصود از عرفان به حق امام چیست؟» و امام می فرماید:

بداند او (مقصود ثامن الائمه است) امامی است که اطاعتش فرض است، او دور از وطن و شهید است. (2)

در حدیث دیگر راوی معرفت مذهبی زائری را که مورد تأیید امام جواد (علیه السلام) قرار می گیرد چنین توصیف می کند:

«کسی که به زیارت شما بیاید در حالی که شناسای حق شماست، و می داند که البته شما حجت خدا بر خلق هستید، و دری که [برای


1) كامل الزيارات، 304. روایات رسیده درباره زیارت ثامن الائمه (علیه السلام) متعدد است، در مأخذ مذکور و وسائل الشيعه توان دید.

2) وسائل الشیعه، 10 435. چون حدیث در بیان ثواب زیارت حضرت رضا عليه السلام است تعبیر غریب (دور از وطن) در آن آمده.

کسب معرفت] از آن باید وارد شد». (1)

در حدیثی راجع به ثواب زیارت سید الشهدا علیه السلام چنین تعبیر پر معنایی آمده:

عَارِفاً بِحَقِّهِ یَأْتَمُّ بِهِ: (2)شناسا به حق امام که او را پیشوا قرار داده پیرویش می کند. آری در دینی که برای هر یک از افراد جامعه بر دیگری حقی معین می کند، و حتی از حق فرزند بر والدین یا حق مرکوب بر راکب سخن به میان می آورد، بدیهی است که مهم ترین حق را از آن «امام» که رهبر دینی و دنیوی جامعه اسلامی است بداند، (3)و ولایت و اطاعتش را واجب شمرد، و همین حق است که در «زیارت» بیان می شود، تا تذکری و تعلیمی باشد که در عمل نیز به کار بسته شود، و این یکی دیگر از جهات اهمیت زیارت است.

در پایان این بحث نکته گفتنی آنست که بنا بر بعضی روایات، ثواب زیارت ائمه معصومین یکسان است، چنانکه امام موسی بن جعفر عليه السلام می فرماید:

«هر کس نخستین ما را زیارت کند همانا آخرین ما را زیارت کرده، و آن کس که آخرین ما را زیارت کند همانا نخستین ما را زیارت کرده ... » (4)


1) كامل الزيارات، 305. این حدیث تذکاریست برای آنان که معارف الهی را جز از طریق نبی اکرم و ائمه معصومین می جویند.

2) کامل الزيارات، 139.

3) رک: تحف العقول، رسالة الحقوق، 261؛ نیز نهج البلاغه خطبه 207 ص 674 (از ترجمه فیض الاسلام).

4) برای ملاحظه تمام حدیث رک: کامل الزیارات، 336، و برای دیدن روایات دیگر در این مورد رک: بحار الانوار، 100 /124.

و این گونه اخبار با آن چه در فضیلت زیارت سید الشهدا (علیه السلام) یا ترغیب به زیارت حضرت رضا (علیه السلام) نقل کردیم منافی به نظر می رسد، و با برتری و تقدمی که رسول خدا و على مرتضى - صلوات الله عليهما - بر دیگر ائمه دارند نیز ظاهراً سازگار نمی آید.

پاسخ اشکال را از بیان مشکل گشای عالم آل محمد ثامن الأئمه عليه السلام - نقل می کنیم که به حسین بن محمد قمی می فرماید:

هر آن کس که مرقد پدرم - موسی بن جعفر (علیه السلام) را در بغداد (1)زیارت کند، مانند کسی است که قبر رسول خدا (صل الله علیه و اله) و قبر امير المؤمنين (علیه السلام) را زیارت کرده، جز این که آن دو را فضل خاص و افزونی ویژه شان بر دیگر ائمه به جای خود هست. (2)

بنا بر این برابری و همانندی زیارت امامان منافاتی با مقامات خاص و فضایل ویژه رسول خدا که خاتم انبیا و علی که امیر مؤمنین و برتر اولیا یا امام حسین که سید و سرور شهداست ندارد.

بر این مطلب باید آن چه علامه محقق عبد الحسین امینی ذیل حدیث مروی از جواد الأئمه نوشته (3)

فدایت شوم، زیارت امام رضا (علیه السلام) افضل است یا زیارت ابا عبد الله الحسين (علیه السلام). حضرت فرمود : زیارت پدرم فضیلتش بیشتر است، به این جهت که امام حسین (علیه السلام) را همه مردم زیارت می کنند ، اما پدرم را جز شیعیان خاص و زبده زیارت نمی نمایند. (کامل الزیارات، 306 - 307، وسائل الشيعه، 442/10، بحار، 38/102. در کتاب کافی نیز نقل شده).

افزود. وی در توضیح خبری که فضیلت بیشتر زيارت ثامن الائمه را بر زیارت سید الشهدا بیان کرده می نویسد:

«تاریخ به ما اوضاع زمان امام جواد علیه السلام را گزارش می دهد


1) مقصود کاظمین است که در آن زمان به این نام خوانده نمی شده.

2) كامل الزيارات، 299 - 300؛ وسائل الشيعه، 428/5.

3) مراد روایتی است که در آن ابن مهزیار گوید: به ابو جعفر حضرت جواد (علیه السلام) گفتم:

که زیارت حضرت رضا علیه السلام از ترس ممانعت و سخت گیری سلطان تعطیل شده بود، به طوری که در آن دوره جز خواص از شیعه حضرتش را زیارت نمی کردند، همان طور که در حدیث دیگری به آن تصریح شده بنا بر این منافاتی نیست بین این حدیث و بین آن چه دلالت بر افضلیت امام حسین (علیه السلام) و زیارت او بر حضرت رضا (علیه السلام) و زیارتش می نماید، وقتی که زیارت از اعتبارات و خصوصیاتی که به حکم زمان و احوال بر آن عارض شده خالی شود، و این اختصاص به حضرت رضا (علیه السلام) ندارد، بلکه نسبت به زیارت هر امام که خصوصیتی پیدا کند این حکم جاریست». (1)

کوتاه سخن آن که ائمه معصومین با در نظر گرفتن اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان، و میزان مخالفتی که سلاطین جور با زیارت مشاهد مشرفه داشتند، به تشویق و ترغیب شیعیان برای زیارت این اماکن الهام بخش می پرداختند.

آن چه نویسنده از مجموع روایات این باب می فهمد این است که بقاع متبرکه هیچ یک از حجت های خدا نباید از زائر تهی ماند، و بیوتی که خدای تعالی خواسته از پگاه تا شامگاه نامش به تسبيح و تقديس ياد شود خلوت گردد، که در این صورت «زیارت» که رشته ارتباط قلبی و الهام گیری شیعه از ائمه بر حق است گسسته می شود، و با گذشت زمان یاد شان و سیره شان از خاطره ها محو می گردد و این فاجعه معنویست که سلطه جویان همین را می خواهند، و چنین مباد.


1) کامل الزیارات، 305 - 306.

دو عنصر عاطفی زیارت

تأثیر مهم زیارت - به خصوص زیارت سید الشهدا علیه السلام - در ایجاد روحیه کفر ستیزی و ظالم کُشی و حق طلبی به واسطه وجود دو عنصر عاطفي در آن است، که می توانیم از آن به تولاً و تبرا تعبیر کنیم. چنان که می دانیم زیارت ها باسلام و تحیت و اظهار مودّت به ائمه هدی آغاز می شود، سلامی که امام در آن ها به اوصاف جمیلش خطاب می شود، و مقاماتی که به فضل پروردگار داراست ذکر می گردد، و شایستگی آنان برای پیشوایی امت و لزوم تبعیت و فرمان برداری شان یاد می شود، که این همه را می توانیم «تولا» و اظهار دوستی و اطاعت بنامیم و اینک ترجمه چند سلام از متون زیارت برای ارائه مثال:

در «دومین زیارتِ مخصوص امیر المؤمنین علی (علیه السلام)» می خوانیم:

سلام بر تو ای امام خردمندان.

سلام بر تو ای معدن حكمت و فصل الخطاب. (1)

سلام بر تو ای کسی که علم کتاب خدا نزد اوست.

سلام بر تو ای میزان روز حساب (= وسیله سنجش اعمال).

سلام بر تو ای تمیز دهنده حکم [حق از باطل] که به راستی و درستی گویائی...

سلام بر تو ای ولی خدا و حجت او، و خالص برای خدا و ویژه او.

ای ولی خدا! گواهی می دهم که به تحقیق تو در راه خدا جهاد کردی، چنانکه شایسته و حقش بود، و راه راست رسول الله را - که درود خدا بر او و آلش باد - پیروی


1) فصل الخطاب: کلام فصیحی که میان حق و باطل فرق گذارد و حق را آشکار کند (غیاث اللغات)

کردی، و حلال شمردی حلال خدا را، و حرام شمردی حرام خدا را... (1)

در زیارت امام حسین بن علی علیه السلام نیز «سلام» با وصفی از امام همراه است، اما چون حضرتش سید شهیدان است، توصیفش در فضای انقلابی خاصی بیان می شود: با رنگ خون و لحن خون خواهی، اینک یک نمونه:

سلام بر تو ای حجت خدا و فرزند حجتش.

سلام بر تو ای کُشته شده [راه] خدا و فرزند کشته شده [در راه] او.

سلام بر تو ای کسی که خدا خون خواهی ترا می کند و پسر چنان کسی سلام بر تو ای یگانه شهید - در آسمان ها و زمین - که خون بهایت پرداخت نشده، و خدا از تو خون خواهی می کند.

گواهی می دهم که خونت در بهشت جاوید جایگزین شد، و سایه های عرش برای آن به لرزه در آمد، و همۀ خلایق بر آن گریستند... (2)

در آغاز زیارت «جامعه کبیره» که از وثاقت و محتوایی بس عالی بر خوردار است چنین به پیشوایان خود سلام می دهیم:

سلام بر شما ای خاندان نبوت و جایگاه رسالت، و محل رفت و آمد فرشتگان و فرودگاه وحی، و معدن رحمت و گنجوران دانش، و حد نهایی بردباری و شکیبایی، و ریشه های بخشش و بزرگواری، و پیشوایان امت ها و ولی نعمت ها، و مایه های [پرورش] نیکان و تکیه گاه های نیکو کاران و سیاست مداران بندگان، و اسباب قوت و شوکت شهر ها و در های ایمان و افراد امین خدای رحمان، و نژاد پیامبران و زبده و برگزیده رسولان


1) مفاتيح الجنان (كليات)، كتاب فروشی اسلامیه، شماره 25، ص 508 و 510.

2) مأخذ پیشین، زیارت مطلقه امام حسین (علیه السلام)، زیارت اول، 560.

و عترت برگزیده پروردگار جهانیان و رحمت خدا و برکاتش [بر شما]. (1)

بدین ترتیب چنانکه ملاحظه می شود زیارت نامه ها که بخش عمده آن سلام بر مزور است، خود دفتری نورانی از مقامات معنوی و کمالات روحی و اوصاف و مناقب پیامبر گرامی و عترت طاهره اش می باشد، و کارنامه ای از کوشش های آنان برای بر افراشتن پرچم توحید و ترویج قرآن و امر به معروف و نهی از منکر و به بیان دیگر امام شناسی به گونه ای زنده و آموزنده در عباراتی شیوا و خوشنوا.

پس از این تحیت و منقبت، زائر نفرت و بیزاری خود را از بنیان گذاران حکومت ظلم و فساد و سلطه جویان که تضییع کنندگان حقوق آن اخیار و ابرارند به صورت لعن و نفرین بیان می کند، و از کردار آن ستمگران تبری می جوید، چنان که در زیارت امیر المؤمنین (علیه السلام) می گوییم:

خدايا! لعنت كن قاتلان امیر مؤمنان را، خدایا لعنت کن قاتلان حسن و حسین را، خدايا لعنت كن قاتلان ائمه را، و عذاب شان کن به عذابی دردناک که احدی از جهانیان را آن طور عذاب نکردی، عذابی بسیار که آن را گسستن و انقطاعی نیست، و مدت و نهایتی ندارد. برای این که با والیان امر تو مخالفت و ستیزه کردند، و آماده کن برای آن ها عذابی که آن را به هیچ یک از آفریدگانت وارد نکردی... (2)

در زیارت های سرور شهیدان حسين بن على عليهما السلام اين لعنت و تبرّى با تأكيد و تشديد زياد تری بیان شده، که از آن میان به نقل آن چه در زیارت عاشورا آمده اکتفا می کنیم:


1) مأخذ پیشین، زیارات جامعه، زیارت جامعه کبیره، 706 به بعد.

2) كليات مفاتيح الجنان، نخستین زیارت مطلقه امیر المؤمنین (علیه السلام)، 469.

ای ابا عبد الله! راستی که این پیش آمد ناگوار و مصیبت رسیده به تو بر ما و بر همه مسلمانان بزرگ و سترگ است. آن چه به تو رسیده در آسمان ها بر همۀ آسمانیان [نیز] سترگ و بزرگ است.

پس خدا لعنت كناد [ و دور از رحتمش گرداناد] گروهی را که بنیاد ستم و بیداد بر شما خاندان [پیامبر] را پی ریزی کردند و خدا لعنت کناد مردمی را که از [تصدّی] مقام تان شما را باز داشتند، و از رتبه ها و درجاتی که خدا شما را در آن ها نهاده بود دور کردند.

خدا لعنت کناد [و دور از رحمتش گرداناد] گروهی که شما را کشتند، و هم لعنت کناد کسانی را که برای قدرت دادن به آنان در جنگ با شما زمینه ها فراهم کردند [و مقدمه چینی نمودند].

من در پیشگاه الهی و حضور شما از آنان و پیروان و تابعان و دوستان شان بیزاری و دوری می جویم.

ای ابا عبد الله! واقعاً تا روز قیامت من صلحم با هر که با شما سر صلح و آشتی دارد، و در نبردم با هر که با شما در جنگ است.

خدا لعنت کناد آل زیاد و آل مروان را و خدا همۀ بنی امیه را لعنت کناد، و خدا لعنت کناد پسر مرجانه را و خدا لعنت کناد عمر بن سعد را، و خدا لعنت کناد شمر را.

خدا لعنت کناد مردمی را که زین بر نهادند و لگام زدند [اسبان را] و نقاب بستند برای جنگ و کشتن تو...

ای ابا عبد الله! من تقرب می جویم به خدا و رسولش و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و تو به دوستی و پیوستگی نمودن با تو و بیزاری و دوری از هر کس که پایه [ظلم و قتل شما را] گذاشت، و ساختمانش را بر آن بنا کرد و ستم و بیدادش را بر شما و بر پیروان تان روا داشت...

این مضامین شور انگیز در بیان فضایل فرزندان رسول اکرم و آرزوی یاری و همراهی با آنان، و لعن و طعن بر ظالمان و دشمنان شان دائم به زائر تلقین می شود، و سبب تشجيع وقدرت روحی او می گردد، و شعله خشم مقدسی را در کانون دلش می افروزد، که ریشه هر ستم و ستمکاری را می سوزاند، و نفرت و کینه و قهرش را نسبت به حكّام ظالم در طول تاریخ

انگیزد، (1)حکامی که یا از نسل و تبار همان شجره خبیثه یعنی بنی ۔ امیه اند با همان رذالت و خباثت، یا از نظر فکری و راه سیاسی از دودمانِ عباسیانند، یعنی طاغوت های جاه طلب حیله گر، و در هر دو صورت دشمن علم و تقوی و عدالت و فضیلتند که در عترت رسول و شیعیان شان متجلّی بوده و هست.

پس تا کاخ ستمی در جهان بر پاست خواندن زیارت و ادای لعن و نفرین رواست، و تا دست تجاوزی دراز است، در این لعن به روی شان باز است.

دشمنی و بیزاری از سلاطین جور و تولای ائمه معصومین، طبعاً قهری آشتی ناپذیر را با هر گناه و ظلم و فسادی در زائر ایجاد می کند، و مانع از آن می شود که او خود به مفاسد آلوده گردد، یا یاور ظلمه و اشرار شود و این است اثر روانی و تربیتی زیارت، که از طریق عاطفى - تولاً و تبرا - به وجود می آید، و به زندگی اجتماعی زائر معنی و هدف و جهت می بخشد.

بر فراز قله زمان

برای ما که اینک بر قله بلند پانزده قرن بعد از هجرت قرار گرفته ایم، و مشرف بر تاریخ گذشته کشور های اسلامی به مشاهد مشرّفه ائمه هدى - به ویژه حضرت سید الشهدا علیه السلام - می نگریم، این امکان هست که


1) در زیارت جامعه کبیره به این حال و روحیه تصریح می کند و می گوید: سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربکم: ای پیشوایان هر کس که تسلیم و مطیع شماست من با او در صلح و صفایم و در برابر کسی که با شما به جنگ پرداخته، همه جنگ و ستیزم.

حوادث وارده بر این اماکن مقدس را - از غارت و تخریب تا باز سازی و تعمیر در آینه زمان ببینیم، و به تأثیرات روحی و معنوی، فرهنگی و مذهبی، اجتماعی و انقلابی این بقاع منوّره در جامعه اسلامی بپردازیم، و با ارائه شواهد تاریخی (1)بگوییم: زیارت چون از سر معرفت انجام گیرد اولاً در ابلاغ هدف امام و ادامۀ رسالتش در طول تاریخ و بین امت مسلمان مؤثر است، و سبب استمرار فرهنگ ظلم ستیز و عدالت گستر تشیع بوده است، و همین جنبه از زیارت است که طاغوت های زمان را به وحشت می انداخته، تا این حد که از زیارت ممانعت به عمل آورند، و زشت ترین ستم ها را نسبت به زائران و مزار ائمه روا دارند.

ثانياً موجب افزایش معرفت و شناخت زائر نسبت به امام زمان و پیشوای دینی و دنیویش می شود، یعنی اسوه حسنه و مدل عالی و نمونۀ عملی رهبر و شیوۀ رهبری را می یابد، و دیگر شرق آشنا یا غرب گرا نمی شود، بلکه تولای شان انگیزه ای برای ائتمام و اطاعت از امام می گردد، و پیروی امام پیمودن همان صراط (2)مستقیمی است که به فردوس برین و پیشگاه «ملیک مقتدر» منتهی می شود، (3)و هو المطلوب


1) اندکی از شواهد تاریخی و روایی نقل شد.

2) شایان ذکر است که از جمله معانی «امام» در کتب لغت «راه» است (ر.ك: منتهى الأرب أم م)، و در زیارت جامعه نیز می خوانیم انتم الصِّراط الأقوم، و در زیارت چهارم امیر المؤمنين (در مفاتیح الجنان) آمده: السلامُ علَى الصِراطِ الواضح.

3) آن چه در این گفتار - که به مناسبت کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام فراهم آمده - به اختصار بیان شد، غالباً، بر گرفته و گزیده ایست از کتاب نویسنده، در 440 صفحه، به نام: شوق دیدار مباحثی پیرامون زیارت، از انتشارات اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی طالبان تفصیل مباحث بیان شده را به کتاب مذکور ارجاع می دهیم.

مشخصات مآخذ

قرآن مجید با منتخب التفسير مهدی الهی قمشه ای، خط حسین میر خانی، صفر 1368.

احياء علوم الدين، الامام ابي حامد محمد بن محمد الغزالي، ج 1، المكتبة التجارية الكبرى، مصر.

الأصول من الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، دار الكتب الاسلاميه، طهران.

اقرب الموارد فى فُصح العربية و الشوارد، سعيد الخورى الشرتوتى اللبنانی، چاپ افست رشدیه.

بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، المكتبة الاسلاميه، طهران.

تاریخ اسلام، دکتر علی اكبر فياض، انتشارات دانشگاه تهران، 1327 تاریخ کربلا و حائر حسین (علیه السلام)، دکتر عبد الجواد کلید دار، ترجمه محمد صدر هاشمی، چاپ خانه حبل المتين، اصفهان.

تُحف العقول، حسن بن على حرّاني، تصحيح على اکبر غفاری، کتاب فروشی اسلامیه، 1384 ه . ق.

جزيرة العرب فى القرن العشرين، حافظ وهبه، القاهره، 1375 ه . ق . شوق دیدار (مباحثی پیرامون زیارت)، محمد مهدی رکنی، اداره امور فرهنگی آستان قدس، چاپ خانه دانشگاه مشهد، مهر ماه 1362.

الغدير، عبد الحسين احمد الأمينى، الجزء الخامس، دار الكتب الإسلامية، الطبعة الثانيه.

كامل الزيارات، ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، تصحیح عبد الحسین امینی، المطبعة المرتضويه، النجف الأشرف، 1356 ه . ق.

كتاب الصافي في تفسير القرآن (الجزء الأول من المجلد الثاني)، الفيض الکاشانی، کتاب فروشی اسلامیه، چاپ دوم، 1384 ه . ق.

كشف الإرتياب في اتباع محمد بن عبد الوهاب، السيد محسن الأمين العاملي، دمشق.

كشف الأسرار وعُدة الأبرار، ابو الفضل رشيد الدین میبدی، به اهتمام على حکمت، (ج 1)، تهران، 1331 ه . ش.

لغت نامه علی اکبر دهخدا، جلد 1، تهران، 1325.

مفاتيح الجنان (كليات)، شیخ عباس قمی، کتاب فروشی اسلامیه (شماره 25). المفردات في غريب القرآن، راغب الاصفهاني، تحقیق محمد سید گیلانی المكتبة المرتضويه، طهران.

مقاتل الطالبيين، ابو الفرج اصفهانی، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی کتاب فروشی صدوق، تهران .

منتهى الآمال، حاج شیخ عباس قمی، کتاب فروشی و چاپ خانه محمد حسن علمی، تهران.

منتهى الأرب في لغة العرب، عبد الرحیم صفی پور، چاپ اسلامیه (جلد)، 1377 ه . ق.

الميزان في تفسير القرآن، السيد محمد حسين الطباطبائي، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، بيروت، 1393 ه . ق.

نهج البلاغه، ترجمه و شرح فیض الاسلام، 1326 شمسی.

وسائل الشيعه الشيخ محمد بن الحسن الحر العاملي، مكتبة الاسلامية، الطبعة الرابعه طهران.

Encyclopaedia of Religion and Ethics, Vol. X.