ویژگی های پزشکان

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سرشناسه : رجائی محمدرضا، 1341 -

عنوان و نام پدیدآور : ویژگی های پزشکان/مولف محمدرضا رجائی .

مشخصات نشر : اصفهان : سلام سپاهان ، 1403

مشخصات ظاهری : 66ص.

شابک : 978-964-218-515-3

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس

موضوع : پزشکان -- روان شناسی Physicians -- Psychology

پزشکان Physician

رده بندی کنگره : 3/R727

رده بندی دیویی : 695/610

شماره کتابشناسی ملی : 9765084

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

عنوان :کتاب ویژگی های پزشکان .

نویسنده : محمدرضا رجائی

ناشر : سلام سپاهان

مدیر تولید: مرتضی قاسم پور

شابک: 3-515-218-964-978

تعداد صفحات: 66 صفحه - قطع: رقعی

شمارگان: 1000 جلد

نوبت چاپ: 1403

چاپ مؤسسه چاپ و نشر سلام

بهاء: تومان

حق چاپ مخصوص مؤلف است.

ویراستار دیجیتالی: عليرضا راهجو

اشاره

ویژگی های پزشکان

نویسنده: محمدرضا رجائی

سرشناسه : رجائی محمدرضا، 1341 -

عنوان و نام پدیدآور : ویژگی های پزشکان/مولف محمدرضا رجائی .

مشخصات نشر : اصفهان : سلام سپاهان ، 1403

مشخصات ظاهری : 66ص.

شابک : 978-964-218-515-3

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس

موضوع : پزشکان -- روان شناسی Physicians -- Psychology

پزشکان Physician

رده بندی کنگره : 3/R727

رده بندی دیویی : 695/610

شماره کتابشناسی ملی : 9765084

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

عنوان :کتاب ویژگی های پزشکان .

نویسنده : محمدرضا رجائی

ناشر : سلام سپاهان

مدیر تولید: مرتضی قاسم پور

شابک: 3-515-218-964-978

تعداد صفحات: 66 صفحه - قطع: رقعی

شمارگان: 1000 جلد

نوبت چاپ: 1403

چاپ مؤسسه چاپ و نشر سلام

بهاء: تومان

حق چاپ مخصوص مؤلف است.

فهرست مطالب

سر آغاز ...7

فصل اول ویژگیهای پزشکان

لغت پزشک یعنی چه؟!! ...10

معنی واژه پزشک ...10

معنی پزشک در دیکشنری آبادیس ...10

مترادف واژه پزشک...10

تعریف پزشکان ...10

جایگاه و اهمیت ...11

ویژگیهای پزشکان ...11

1 - مسئولیت پذیری و خدمت به مردم ...11

2 - عافیت ...12

عزت ...14

شاه و حکیم ...15

4 - عشق ...17

5 - نیروی سنجش ...19

مراحل پیوستن عقل به انسان در مراحل مختلف ...19

فصل دوم ابعاد شخصیتی پزشکان

1 - نیکی گرایی ...24

2 - عاقبت نگر ...25

3- پزشک خانواده ...25

ابراز مودت ...26

4- الگوپذیری ...27

الگوی عفو در وقت قدرت ...28

5 - مردانگی ...29

جوانمردی ...30

6 - علو همت ...31

7 - حکمت...32

8 - فداکاری ...33

9 - پرسش ...33

10 - مدیریت کارآمد ...34

مدیریت و تجربه ...35

فصل سوم آفت زدایی

1 - حق مردم ...38

اهمیت حق الناس ...39

2 - لجاجت ...39

پند ابلیس به موسی ...40

3 - حماقت ...41

فرمانده نادان ...42

4- ناکامی...43

شکستها همیشه شکست نیست ...44

5 - عیب جویی ...45

6 ... بی آبرو بودن ...45

7... دروغ ...46

8... بدبيني ...47

9 - هوس ...47

10- ولخرجی و خراجی ...48

فرق میان اسراف و تبذیر ...49

11 - دزدان فرصت ها ...50

عمر تمام شدنی است! ...51

12 - تنبلی ...52

13 - داوری ...53

مسیحی و زره علی ...53

فصل چهارم راه کارها

عادات ممدوح ...58

تقلید کورکورانه...58

فرهنگ سازی ...59

دشمن شناسی ...59

گذشت و عفو ...60

سرآغاز

لباس مقدس پزشکی برازنده هر شخصی نیست زیرا این لباس جمیع ابعاد ،انسانی اخلاقی و دینی را می طلبد و اگر لحظه ای پزشک متعهد و مسئول از تزکیه فاصله بگیرد ممکن است جان انسانی در خطر باشد بنابراین یک پزشک حاذق و قانع همیشه به ندای درونی خویش که از وجدان او سرچشمه گرفته گوش فراداده و به آن جامه عمل می پوشاند و هرگز از اعمال انسانی فاصله نگرفته و در مسیر کارهای خلاف انسانی سیر نمیکند.

وجدان در ذات و معنی او ریشه دوانیده و همیشه با او زندگی میکند و اگر لحظه ای به آن گوش فرا ندهد و بدان عمل نکند نابود می شود.

اصل دیگری که یک پزشک متعهد بدان توجه دارد ایمان به معنویات است او در این راه از عمل به قرآن فاصله نگرفته و در چاه ضلالت و نادانی سرنگون نمیگردد بنابراین از قرآن مجید درسی عملی فراگرفته و به آن وفادار می ماند. پزشک شریف از آگاهی والایی نیز برخوردار است و لحظه ای از تعلیم و تعلّم فاصله نمیگیرد. او در اوقات زندگی خویش همیشه به مطالعه مشغول بوده و هر لحظه بر علم خویش می افزاید اما عکس قضیه نیز صادق است؛ یعنی این لباس مقدس برازنده تعداد اندکی افرادی نیست که از مزیتها و ویژگیهای تعریف شده سودی نبرده بلکه به علت عدم آگاهی از فضیلت های اخلاقی دوری جسته و با رضیلت های اخلاقی درآمیخته اند.

تعداد انگشت شماری از بشر که انسان نشدهاند و ایمان به معنویت و سوگند به قرآن را فراموش کرده و از انش والایی سود نبرده هرگز نمیتوانند باعث خدمت به مردم شده و برای آنان سودمند باشند، بنابراین باید رای این شغل شریف افراد دلسوزی انتخاب شوند که شرایط و موقعیت آن دارا بوده و از سواد و آگاهی و خودسازی بهره برده تا هرگز به انحراف کشیده نشوند. امروزه باید درس آسیب شناسی پزشکی در دانشگاه ها تدریس شده و به سادگی از این درس نگذرند تا هر شخصی نتواند این لباس مقدس را پوشیده و باعث اشتباه گردد.

محمدرضا رجائی

فصل اول ویژگیهای پزشکان

اشاره

لغت پزشک یعنی چه؟!!

معنی واژه پزشک :

واژه ای است با ریشه کهن و ریشه در زبان اوستایی دارد در زبان اوستایی واژه بِئِشه (baesa) و آن را بَ اِشَ بخوانید که به چم (معنی) درد و رنج است و از این رو واژه بَئِشَه زَ (baesaza ) به چم زدن درد و رنج و یا همان از میان بردن درد و رنج است.(1)

معنی پزشک در دیکشنری آبادیس

پزشک (به انگلیسی: physician) دکتر به فرانسوی: (docteur) در دانش پزشکی کسی است که به حرفه پزشکی که برگرداندن سلامت انسان از طريق مصاحبه با بیمار، مطالعه حال بیمار و راه های دیگر می پردازد.

مترادف واژه پزشک :

حکیم ،دکتر ،طبیب ،نبض شناس، نبض گیر.

تعریف پزشکان

هدف آنها حفظ و ارتقای سلامت پیشگیری و درمان بیماریها و ناتوانی آسیب دیدگان است این کار با شناخت بیماریها تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آنها انجام میشود.


1) سایت تخصصی ویروگول virgool.io.

جایگاه و اهمیت

علم طب و طبیب از روزگاران کهن و طی قرون و اعصار گذشته از اهمیت به سزائی برخوردار بوده است و آنان توانسته اند انسانهای بسیاری را از مرگ نجات داده و بیماریهای آنان را درمان نموده و آحاد مردم را نیکبخت نمایند . علم طب همچون علم دین باعث سعادت انسانها در دو سرا بوده و بر خلاف آن هر کس از آن (علم پزشکی) رویگردان باشد چاره ای جز تیره بختی درد رنج و الم ندارد .

ویژگی های پزشکان

علم طب و طبیب خصلتهای گوناگونی دارند با هم چند اصل و نمود آن را میخوانیم :

1- مسئولیت پذیری و خدمت به مردم

بیگمان در جوامع گوناگون عده ای متعهد و مسئول هستند و عده ای نیز از مسئولیت سرباز میزنند و عده ای نیز به تعهد خویش به وجدان و فضیلتهای انسانی و دوری از رضیلت ها با مسئولیت عجین شده از این روی

برای سعادت و شادکامی انسانها دست به هر کاری میزنند و به علت اینکه علم طب میتواند خدمات ارزنده ای به یکایک مردم بنماید به آن گرایش یافته و طبیب میشوند بنابراین با پذیرش این مسئولیت خدمات بی شائبه ای به انسان ها نموده و از سویی موجبات سعادت مردم را فراهم مینمایند.

2 - عافیت

یکی از خصلتهای ،پزشکان عافیت تندرستی و کامیابی در زندگی روزمره میباشد در دنیای ماشینی امروزی که زندگی در آن به سختی میگذرد و کمبود آب و در پی آن هوای متراکم و پر از میکروب و دود همگان را به سبکهای گوناگون به امراض مختلف مبتلا می سازد پزشکان به علت آگاهی از علم ،پزشکی دانایی و توانایی در حد امکان از بروز مشکلات و امراض گوناگون جلوگیری کرده و با پیشگیری از ابتلا به امراض زندگی شیرینی داشته و سعادت دنیوی و اخروی را از آن خویش مینمایند چرا که پزشکان به قرآن مجید سوگند خورده اند که در راه خدمت به مردم از هیچ کوششی دریغ نکرده و هرگز مرتکب گناهانی که قلب آدمی را سیاه کرده نشوند.

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «انسان نمی داند با مردم چه کند! اگر بعضی امور که از پیامبر صلی الله عیله وآله شنیده ایم به آنان بگوییم ممکن است مورد تمسخر قرار دهند. از طرفی طاقت هم نداریم این حقایق را ناگفته بگذاریم !»

ضمرة بن معبد گفت: «شما آنچه شنیده اید بگویید!» حضرت فرمود: « می دانید وقتی دشمن خدا را در تابوت میگذارند و به گورستان میبرند. چه میگوید؟» او جواب داد: «خیر» حضرت فرمود: «به کسانی که او را می برند میگوید: آیا نمی شنوید؟

از دشمن خدا به شما شکایت دارم که مرا فریب داد و به روز سیاه انداخت و نجاتم نداد. من شکایت دارم از دوستانی که با من دوستی کردند و مرا خوار نمودند و از اولادی که حمایتشان کردم ولی مرا ذلیل کردند و

از خانه ای که ثروتم را در آبادی آن خرج کردم ولی سرانجام ،دیگران آنجا ساکن شدند به من رحم کنید این قدر عجله نکنید !»

ضمره گفت: « اگر بتواند به این خوبی صحبت کند ممکن است حتی حرکت کند و روی شانه حاملین بنشیند !»

امام فرمود: «خدایا! اگر ضمره سخنان پیغمبر را مسخره میکند از او انتقام بگیر !»

ضمره چهل روز زنده بود و بعد فوت کرد. غلام وی که در کنار جنازه اش بود پس از مراسم دفن محضر امام زین العابدین رسید و در کنار وی نشست امام فرمود: «از کجا می آیی؟ »

عرض کرد: «از دفن ضمره وقتی که خاک بر او ریختند صدایش را شنیدم که کاملاً آن صدا را در زمان زندگیاش میشناختم. میگفت وای بر تو ضمرة بن معبد امروز هر دوستی که داشتی خوارت کرد و عاقبت رهسپار جهنم شدی که پناهگاه و خوابگاه ابدی توست. »

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «از خداوند عافیت مسئلت دارم زیرا سرای کسی که حدیث پیغمبر صلی الله عیله وآله را مسخره کند همین است . (1)(2)


1) بحارالانوار، ج 46، ص 142.

2) گنجینه معارف، ج2،ص496.

عافیت از گناه جلوگیری میکند و با آن قلب کدر نشده بلکه نورانی میگردد.

نتیجه

هنگامی که مبتلایی را دیدی به طوری که نشنود سه بار بگو سپاس خدایی را که مرا عافیت بخشید از آنچه تو را به آن مبتلا کرد و اگر میخواست مبتلا کند میتوانست مبتلا کند «عافیت» معنی وسیع تری از تندرستی دارد و آن عبارت است از سلامت از بیماری و مکروهات در بدن باطن، دین دنیا و آخرت. (1)

« بار خداوندا ،بر محمد و آل او درود فرست و جامه عافیت خود را بر من بپوشان و عافیتت را بر سراسر وجودم بگستران و مرا به وسیله عافیتت مصون و محفوظ و با عافیتت گرامیام دار و با عافیتت از) (داور و درمان) بی نیازم فرما و با عافیتت نعمتت را بر من تصديق فرما...»

عزت

بدون شک یکی از ویژگیهای پزشکان این است که به واسطه فراگرفتن علم پزشکی عزت می یابند و به وسیله آن در دنیا و آخرت سعادتمندند زیرا سربلندی نزد مردم و خضوع و خشوع نزد باری تعالی آسایش دو سرا را به


1) همان باتصرف.

دنبال دارد .مردم آنان را اشخاص شرافتمندی میدانند که برای خدمت به افراد ملت سر از پا نمیشناسند و به همین جهت به آنان محبت کرده وحتى عشق می ورزند .

شاه و حکیم

ناصرالدین شاه در سفر خراسان به هر شهری که وارد میشد طبق معمول ، تمام طبقات به اسقبال و دیدنش میرفتند. موقع حرکت از آن شهر نیز او را مشایعت میکردند تا اینکه وارد سبزوار شدند در سبزوار نیز عموم طبقات از او استقبال و دیدن کردند تنها کسی که به بهانه انزوا و گوشه نشینی از استقبال و دیدن امتناع کرد حکیم فیلسوف و عارف معروف حاج ملاهادی سبزواری بود از قضا تنها شخصیتی که شاه در نظر گرفته بود که در طول مسافرت خراسان او را از نزدیک ببیند، همین مرد بودکه به تدریج شهرت عمومی در همه ایران پیدا کرده بود و از اطراف کشور طلاب به محضرش شتافته بودند و حوزه علمیه عظیمی در سبزوار تشکیل داده بود.

شاه که از آن همه استقبالها و دیدنها و کرنشها و تملقها خسته شده بود تصمیم گرفت خودش به دیدن حکیم برود به شاه گفتند : حکیم شاه و وزیر را نمی شناسد. شاه گفت ولی شاه حکیم را میشناسد.

جریان را به حکیم اطلاع دادند تعیین وقت شد و یک روز در حدود ظهر شاه فقط به اتفاق یک نفر پیشخدمت به خانه حکیم رفت خانه ای بود

محقر با اسباب و لوازمی بسیار ساده شاه ضمن صحبت ها گفت هر نعمتی شکری دارد؛ شکر نعمت علم تدریس و ارشاد است، شکر نعمت ،مال، اعانت و دستگیری ،است شکر نعمت سلطنت هم البته انجام حوائج است. بنابراین من میل دارم شما از من چیزی بخواهید تا توفیق انجام آن را پیدا کنم.

من حاجتی ،ندارم چیزی هم نمیخواهم .

شنیده ام شما یک زمین زراعی دارید اجازه بدهید دستور دهم آن زمین از مالیات معاف باشد.

دفتر مالیات دولت مضبوط است که از هر شهری چقدر وصول شود اساس آن با تغییرات جزئی به هم نمی خورد. اگر در این شهر از من مالیات نگیرند همان مبلغ را از دیگران زیادتر خواهند گرفت، تا مجموعی که از سبزوار باید وصول شود تکمیل گردد.

شاه راضی نشوند که تخفیف دادن به من یا معاف شدن من از مالیات سبب تحمیلی بریتیمان و بیوه زنان گردد به علاوه دولت که وظیفه دارد حافظ جان و مال مردم باشد هزینه هم دارد و باید تأمین شود. ما با رضا و رغبت خودمان این مالیات را می دهیم .

میل دارم امروز در خدمت شما غذا صرف کنم و از همان غذای هر روز شما بخورم دستور بفرمایید نهار شما را بیاورند.

حکیم بدون آنکه از جا حرکت کند فریاد کرد: غذای مرا بیاورید.

فوری آوردند. طبقی چوبین که بر روی آن چند قرص نان و چند قاشق و یک

ظرف دوغ و مقداری نمک دیده می شد. جلو شاه و حکیم گذاشتند. حکیم به شاه گفت: بخور که نان حلال است، زراعت آن دست رنج خودم است.

شاه یک قاشق خورد اما دید به چنین غذایی عادت ندارد و از نظر او قابل خوردن نیست از حکیم اجازه خواست که مقداری از آن نانها را در دستمال ببندد و به عنوان تبرک همراه خود ببرد.

پس از چند لحظه شاه با یک دنیا بهت و حیرت خانه حکیم را ترک کرد. (1)(2)

نتیجه: عزت آبرو و بزرگی حکیم زبانزد خاص و عام است به علت اینکه با علم خویش به مردم یاری میرساند و آنان را نجات میداد.

4- عشق

بی تردید عشق ورزیدن و محبت نمودن به خدا موجب یاری باری تعالی به بنده اش میگردد. خدا نیز به او عشق ورزیده و محبت میکند.

محبت کردن به مردم نیز پیامدهای قابل توجهی برای پزشکان داشته و یکایک مردم نیز به آنان عشق می ورزند و در مشکلات و سختیها غمخوار آنها هستند.

بر خلاف آن اگر محبت در بین مردم و این قشر زحمتکش نبود مردم از


1) داستان ،راستان داستان 94 به نقل از یحانه الادب :2 157 و 158 ، ذیل عنوان سبزواری

2) گنیجه معارف، ج2،ص534.

آنان بری شده و تافته جدا بافته از همدیگر بودند داستان زیر سرگذشت شخصی است که در بیمارستانها به ندرت اتفاق می افتد زیرا محبت و عاطفه نزد پرشکان بسیار زیاد است .

حتى جسد پدر را فروخت

مرحوم آقای محقق که از طرف حضرت آیت اله بروجرودی به آلمان رفته بودند. داستانی را نقل کرده بودند که خیلی عجیب است و آن از این قرار است :

در بین افرادی که در آن زمان مسلمان شده بودند، یک پروفسوری وجود داشت که زیاد پیش ما می آمد و ما هم نیز به او سر میزدیم. او سرطان گرفت و در بیمارستان بستری گردید ما و مسلمانهای دیگر به عیادتش رفتیم روزی زبان به شکایت گشود و گفت: من هنگامی که مریض شدم نزدیکان یکی از دوستانم در بیمارستان به من گفتند: که شما سرطان دارید و میمیرید بنابراین خداحافظ ما رفتیم !

رفتند و فکر نکردند که در این شرایط این بدبخت به محبت و مهربانی احتیاج دارد.

آقای محقق همچین گفته بودند که ما زیاد و مگرر به دیدار او میرفتیم تا اینکه یک روز بیمارستان خبر داد که این شخص مرده است ما خود را برای کفن و دفن او آماده کردیم که ناگهان متوجه شدیم پسرش هم آمده است. خوب که تحقیق کردیم دیدیم او جنازه پدرش را از قبل به

بیمارستان فروخته است و حالا آمده است که آن را تحویل بدهد و پولش را بگیرد و برود دنبال کارش .

بدون شک باید توجه داشت که بسیاری از کارهای ما هم که اسمش را عاطفه میگذریم عاطفه نیست بلکه نوعی خودخواهی است؛ چون عاطفه معنایش این است که انسان از حق مشروع خودش به نفع دیگری میخواهد استفاده بکند. چنین آدمی بایستی کلاس قبل از این را طی کرده باشد و آن این است که حقوق مردم تجاوز نکند و حقوق مردم را محترم بشمارد .(1)

5 - نیروی سنجش

پزشکان از خرد کافی برخوردار و نیروی تفکر آنان صیغل داده شده و آنان به علت دارا بودن ضریب هوشی بالا خردمندانه با تمامی مسائل زندگی برخورد نموده از این روی به موفقیتهای چشمگیری نائل میشوند و از سویی به دنبال خدمت به مردم و صحت و سلامت آنان و میتوانند نقش بزرگی را ایفا نمایند .

مراحل پیوستن عقل به انسان در مراحل مختلف

اسحاق پسر عمّار میگوید به محضر امام صادق علیه السلام رفتم داستان خود را در رابطه با ملاقات با مردم گوناگون و سطح فکری آنها در پذیرش سخنم


1) انسان ،کامل ص170؛ گنجینه معارف، ج2، ص 542 و 543.

با آن حضرت در میان گذاشتم عرض کردم :

1- گاهی نزد بعضی از انسانها می روم قسمتی از سخنم را به او میگویم، ولی او (با هوش تیزی که دارد) همه سخن و مقصود مرا می فهمد .

2 - و با معنی دیگر سخن میگویم وقتی که تمام سخنم را به او گفتم او مقصودم را میفهمد و به من جواب میدهد.

3 - ولی با بعضی دیگر وقتی میگویم مقصودم را نمی فهمد، میگوید :دوباره بگو!

به این ترتیب انسانها در درک مطالب متفاوت هستند، علت چیست؟

امام صادق ام در پاسخ من :فرمود: آیا علتش را نمیدانی؟

گفتم: نه!

فرمود: شخص اول که مقصود تو را از قسمتی از گفتار تو می فهمد، کسی است که در همان هنگام که نطقه بوده عقلش با نطفه اش به هم آمیخته ،است و شخص دوم کسی است که عقلش در رحم مادرش به او ملحق شده است ولی شخص سوم که سخنت را نمی فهمد و میگوید دوباره بیان ،کن کسی است که عقلش پس از بزرگ شدنش به او پیوسته است. (1)

بنابراین ،تیزهوشی کندهوشی و میانه ،هوشی مربوط به ریشه های تعقل او است که اگر زودتر به او محلق شده تیزهوش میگردد و اگر دیرتر ملحق شده به همان نسبت کند هوش میشود . (2)


1) کافی، ج 1 ، ص26.

2) گنجینه معارف، ج2، ص 552.

نتیجه:

بنابراین طبیبی که از ضریب هوشی بالاتری برخوردار است به مراتب از زندگی برتری بهره برده و با مسائل زندگی راحت تر برخورد نموده و سعادتمند است.

فصل دوم ابعاد شخصیتی پزشکان

اشاره

پزشکان شخصیتی به مراتب بزرگ و برتری دارند و در تمامی ابعاد و جوانب زندگی حرفهایی برای گفتن داشته و بسیار بزرگوارند ما در اینجا چند اصل و نمود را درباره زندگی پزشکان مورد بررسی قرار داده ایم که با هم میخوانیم :

1 - نیکی گرایی

پزشک مسئول به بینوایان که فقر اقتصادی یا فقر فرهنگی دارند یاری رسانیده و نیکی گرایی را در درون خود به ودیعه گذاشته، به طوری که با شخصیت او عجین شده و در هر موقعیتی به نمایش می گذارد.

«اگر روزی بتوانیم تکه سنگ کوچکی را در راه کمک به کسی از جای خود تکان دهیم. اگر نور امیدی بر قلب شخصی دلتنگ و نومیدی بدمیم اگر در بیابان و یا شن زاری چاه آبی حفر نمائیم. اگر در زندگی غم و درد کسی را تخفیف و تسکین دهیم و بالاخره اگر بتوانیم اندوه فراوان کسی را به خوشی تبدیل نمائیم آن روز روز مبارک و روزی است که بیهوده نگذشته است.»

بلی پزشک گرایش به نیکی را پیشه خویش مینماید و نیکو گرایی وی با اخلاص و فقط برای باری تعالی میباشد و به همین دلیل از نشاط ایمانی برخودار بوده و آن باعث تعالی اوست و گاهی از اوقات فضل خداوند شامل حال حکیم میگردد و امدادهای غیبی به یاری وی میشتابد و او را سعادتمند دو عالم می گرداند.

بی گمان «اگر ما مرغ دلهای آزادگان را به دانه احسان در دام نیاوریم و خاطره های پریشیده را به نیکی آرامش ندهیم به چه وسیله دیگر صید دلها توانیم کرد؟ » به عبارت ساده باید برای خدا و به سوی او حرکت نمائیم و اصل نیکوگرایی را سرسری نگرفته و با مدیریت زمان و مکان الگوی نیکی گرایان شویم تا بتوانیم در دو دنیا کامیاب گردیم.

2- عاقبت نگر

نگرش پزشکان خیرگرا باید متمایز از قشرهای دیگر هر جامعه ای باشد. آینده نگری پزشکان هنگامی که با دقت و علم گرایی توأم بوده، زندگی ساز می باشد.

شخصیت حکیم با عاقبت اندیشی میتواند بر روی قشرهای دیگر جوامع تأثیر به سزایی داشته و بنا به تأثیر متقابل نسل فردا را نیز امیدوارتر مینماید و از سویی عاقبت نگری آنان را از دیگران متمایز می کند .

3- پزشک خانواده

شخصی که مسئولیت حس مینماید در برابر خانواده خویش متعهد بوده و باید تمامی حقوق زن و فرزندان خود را بی کم و کاست رعایت نماید و خودش تربیت و هدایت زن و بچه اش را بر عهده گرفته و آنان را با محبت و مهربانی برای فردایی برتر و آینده ای شکوفا آماده نماید. طبیب در خانواده

نباید فرق بین فرزندانش بگذرد بلکه باید بین آنان به مساوات رفتار نموده و موجبات آسایش و شادکامیشان را فراهم نماید.

ابراز مودت

قضیه ای را فرزند آیت الله حاج جواد آقای تهرانی نقل میکرد و می فرمود: «یک شب پدرم در زمستان به حرم مشرف شدند و دیر وقت برگشتند، دست در جیبشان کردند و دیدند که کلید منزل را نیاورده اند: چراغ اتاق هم خاموش است و بچه ها خوابیده اند چه کار کنیم؟ راه های مختلفی هست: دستمان را بگذرایم روی ،زنگ، یک زنگ بزنیم اگر بیدار نشدن دوتا بالاخره بیدار می شوند در فصل زمستان و آن سرمای استخوان سوز مشهد که نمیشود در کوچه ماند ایشان هیچ کدام از این کارهایی که اگر بنده بودم میکردم نکردند، سحر برای نماز بلند شدیم دیدیم آقا نیامده اند. سراسیمه بیرون رفتیم دیدیم ایشان در آن سرما داخل کوچه قدم میزنند!

آقا چرا به داخل خانه نیامدید؟

کلید نداشتم

خوب چرا در نزدید؟

به خودم اجازه ندادم در بزنم و شماها را از خواب بیدار کنم

خُب به خانه اقوام میرفتید.

ممکن بود شما بیایید و من را پیدا نکنید؛ دلواپس شوید.

این پیرمرد در سرمای سخت مشهد استخوانهایش فشرده شده بود و می لرزید اما حاضر نشد خانواده اش را از خواب بیدار کند این را میگویند رحمت و دلسوزی نسبت به همسر مودّت «ابراز» این نکته است که من نمیخواهم او را از خواب بیدار کنم .»(1)

4- الگوپذیری

پزشک متعهد الگوی یکایک افراد جوامع بوده در هر اجتماعی که طبیب باشد از پرتگاه سقوط فاصله گرفته و امن و امان است.

زندگی پزشکان در محیط کار سراسر عزّت میباشد چرا که آحاد مردم از آن الگو برداری نموده و از پزشک درسهای مهمی فرا گرفته و در زندگی به کار میگیرند فقط کافی است که آن شخص مورد اعتماد و اطمینان باشد و گرد اعمال خلاف شرع همچون زیر میزی نگردد.

پزشک نمونه در محیط خانواده کار و اجتماع؛ نزد همگان سربلند و عزتمند است و از سویی با نشاط ناشی از ایمان فضیلت ناشی از اعمال نیکو به اوج قله ترقی صعود می کند.

بنابراین اگر شخصی با آبروی دیگران بازی مینماید و آبروی مؤمنی را ببرد طبق عرف مجرم است چراکه پزشکان موجب هدایت مردم به نیکی،گرایی معنویت و نشاط ایمانی هستند و پزشکی که علم طب و علم


1) هفته نامه پرتو شماره 192

دین را قبول نموده و اعمالش در جهت بالاترین هدف آفرینش که همانا نزدیکی به ایزد متعال است میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته و عزتمند است.

الگوی عفو در وقت قدرت

شخصی یهودی آمد خدمت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم و مدعی شد که من از شما طلبکارم و الان در همین کوچه بایستی طلب مرا بدهی .

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «شما از من طلبکار نیستی ولی اجازه بده که من بروم منزل و پول برای شما بیاورم زیرا پولی همراه من نیست.

یهودی گفت: یک قدم هم نمیگذارم از اینجا بردارید، هر چه پیامبر صلى الله عليه وسلم؛با او نرمش نشان دادند او بیشتر خشونت نشان داد تا آن جا که عباوردای پیامبر صلى الله عليه وسلم را گرفت و به دور گردن حضرت پیچید و آنقدر کشید که اثر قرمزی در گردن مبارک پیامبر به جای ماند.

حضرت که عازم مسجد برای اقامه نماز جماعت بود با این پیشامد تأخیر کرد مسلمین دیدند حضرت نیامد و وقت گذشت.

آمدند مشاهده کردند که یک نفر یهودی جلوی رسول خدا صلى الله عليه وسلم را گرفته است و آن حضرت را اذیت میکند مسلمین خواستند یهودی را کنار بزنند و یا جانب احتیاط را گرفته و کتک کاری کنند حضرت فرمود :«نه من خودم میدانم با رفیقم چه کنم ،شما کاری نداشته باشید .

آنقدر پیامبر صلى الله عليه وسلم نرمش نشاد داد که یهودی همان جا گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ اللَّهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ»

شما با چنین قدرتی که این همه تحمل میکنید و این تحمل یک انسان عادی نیست و مسلماً از جانب خداوند مبعوث شده اید. (1)(2)

پیامبر گرامی اسلام مظهر و اسوه ،عفو بخشش جوانمردی و گذشت

برای همه به ویژه مظلومین بوده اند بنابراین اشخاص در هر شغلی که

می باشند باید از این خاندان کرم سر مشق گرفته و کوچکترین ظلمی را

مرتکب نشوند و فضیلتهای انسانی را سرلوحه قرار داده و با شدن خویش

از بشر بودن فاصله و به سوی انسان شدن حرکت نمایند.

5- مردانگی

طبيبان متعهد و مسئول تمامی صفتهای انسانی را در خویش زنده

نموده و با ذات خویش عجین مینمایند یکی از آن صفتها مردانگی است.

فردی که به کلام الله مجید سوگند یاد نموده و در مقابل کلام خدا

مسئولیت حس مینماید نباید انگیزههای ،اقتصادی، سیاسی و فرهنگی

او را از تعهد خویش باز دارد بنابراین باید تبانی زیر میزی و رابطه را کنار

گذاشته و بداند در مقابل جان انسانها مسئولیت خطیری بر عهده دارد. (3)


1) سیره نبوی ص 139

2) گنجینه معارف ص84.

3) گفتنی است در هر شغلی آدم خوب و بد وجود دارد.

زیرا شفقت به انسانها و نجات جان آنها و بهبودی امراض آنها در سوگند به کتاب جان آفرین پاک و لباس مقدس پزشکی نهفته است. و پزشک از اکثر قریب به اتفاق عیوب مبرا است .

جوانمردی

اسماعیل بن عباد طالقانی معروف به صاحب بن عباد (متوفی 385ه.ق) از علماء و حکما و هوشمندان بزرگ قرن چهارم است.

او چند سال وزیر سلاطین آل بویه (که شیعه بودند) مانند موید الدوله و فخرالدوله دیلمی بود مدتی حاکم اصفهان گردید و در استحکام مبانی تشیع و گسترش آن در اصفهان و.... نقش مهم داشت و او علماء و دانشمندان را تشویق میکرد مرحوم صدوق، رئیس محدثین کتاب اخبار الرضا را به سفارش او نوشت و...

صاحب بن عباد خود نیز دارای تألیفاتی بود از جمله کتاب المحیط فی اللغه در هفت جلد از تالیفات اوست و ده هزار شعر در مناقب اهل بیت ،نبوت و انحرافات معاندین و دشمنان اهلبیت سرود قبرش در اصفهان محل زیارت شیعیان است از اخلاق او اینکه نقل شده روزی یکی از غلامانش شیرینی برای او حاضر کرد و به او داد.

صاحب وقتی که خواست آن را بنوشد، یکی از اصحاب او گفت: این شربت را ننوش که زهرآلود است. غلامی که آن شربت را داد نیز ایستاده بود ،

صاحب بن عباد به آن یار که گفته بود شربت را ننوش گفت دلیل بر قول تو چیست که در این شربت زهر ریخته اند؟

او گفت: «تجربه کن. آن را به آن غلام که به تو داد. بده بیاشامد تا معلوم شود.»

صاحب :گفت من این کار را روا نمیدانم .»

او گفت: «پس آن شربت را به مرغی بده و تجربه کن !»

صاحب گفت: «عقوبت کردن حیوان جایز نیست. »

سپس امر کرد شربت آن ظرف را بر زمین ریختند و به غلام گفت: «از نزد من بیرون برو !» و دستور داد حقوق ماهیانه او را بدهند و قطع نکنند و گفت :«انسان نباید یقین را با شک دفع کند و عقوبت نمودن شخصی با قطع کردن روزی او کار ناجوانمردانه است و من چنین کاری را انجام نخواهم داد .

6 - علو همت

آری!! در حرفه پزشکی هم جوانمردی حرف اول را میزند بنابراین دکترهای محترم در مورد این اصل نیز الگو هستند.

باید در دوران دانشجویی و پس از اخذ مدرک همت گماشته از کتابها و مجلات آن رشته استفاده نموده و بر دانش خود بیفزایند. به طوری که دو روزشان مساوی نبوده و رشد و ترقی یافته و بهتر بتوانند به جوامع گوناگون خدمت نموده و ناجی ملت به ویژه محتاجان شوند.

همت از ارزشها به شمار رفته و هر کس بیشتر آن را داشته ارزشش

زیادتر خواهد بود. بنابراین باید او کمر همت را بسته تا بتواند پزشک پنجه طلایی باشد که با خدمت به مردم سرشار از عشق و محبت شده و بیماران قدردان آو شوند.

گوته میگوید: «اشخاص بزرگ و با همت به کوه مانند، هر چه به ایشان نزدیک شوی بیشتر عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم میگردد. و مردم پست و دون همت سراب را مانند که چون کمی به آنان نزدیک گردی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار سازند. »

7 - حکمت

بدون تردید حکیم پس از طی مراحل گوناگون به واسطه آموزشهای عالی به خدمت بیماران پرداخته و از سویی به کارهای نیکو می پردازد.

به عبارت دیگر؛ دکترها سرشار از علم و حکمت بوده و همیشه به خدمت به یکایک مردم مشغول هستند

حضرت امیر فرمود: «علم نعمت بزرگی است که در زندگی تاج افتخار و پس از مرگ یادگار درخشان خواهد بود. »(1)

خواجه عبداله انصاری میگوید :«علم بر سرتاج است و مال برگردن غُل »


1) نهج البلاغه، بخش حکمتها.

8 - فداکاری

شخصیت حکیم سرشار از خدمتگزاری به ملت است گاهی مواقع او به واسطه آموزش و پرورش برای افرادی به فداکاری پرداخته و آنان را معالجه مینماید.

او در زمینه های دیگر هم به فعالیت میپردازد چراکه او شغل حساسی دارد و خرد وی راهنمای اوست تا بتواند به ندای وجدان خویش پاسخ مثبت داده و به تعهد خویش نسبت به مردم بپردازد .

سعید نفیسی میگوید: «آنکس که در راه پسند خاطر خود دست از جان میشوید بزرگ نیست بلکه آن کس بزرگ است که در راه دیگران از خود میگذرد .» (و فداکاری میکند. )

9 - پرسش

طبيب متعهد در هر زمینه ای از مهتران پرسش مینماید چرا که سؤال نشانه رشد فکری است و آنچنان به خویش مغرور نیست که به دروغ خود را بالاتر از دیگران بداند برخلاف آن به دلیل فروتنی هر سؤالی که داشته باشد را بی درنگ از اهل فن پرسش نموده و خود را برای وظیفه ای که بر عهده دارد آماده میسازد ولی برای گرفتن پاسخ شتاب نداشته و با سعه صدر به تدریج پاسخ خویش را دریافت می کند. گفتنی است؛ بر در دانش قفلی میباشد که کلید آن سؤال است.

بلد نیستم

جلسه پاسخ به سؤالات بود و من مسئول پاسخگویی به سؤالات .

سؤال اول؛ مطرح شد گفتم بلد نیستم .

سؤال دوم؛ بلد نیستم. سؤال سوم ؛بلد نیستم . تا بیست سؤال کردند؛ بلد نبودم؛ گفتم بلد نیستم گفتند: مگر اسم جلسه پاسخ به سؤالات نیست؟ گفتم پاسخ به سؤالاتی که بلدم خوب اینها را بلد نیستم خداحافظی کرده، سالن را ترک کردم .

مردم به هم نگاه کردند و از سالن به خیابان ریختند و دور من جمع شدند و یکی یکی مرا بوسیدند. میگفتند: عجب شیخی! صاف میگوید بلد نیستم ! (1)

نتیجه :

پرسش باید قابل جواب باشد و پاسخ نیز باید معقول و پسندیده بوده و خارج از عرف نباشد زیرا سؤال و جواب از معلومات آدمی سرچشمه میگیرد اما اگر کسی جواب سؤالی را نمیداند نباید طفره برود باید با صراحت بگوید: «بلد نیستم» «نمیدانم».

10 - مدیریت کارآمد

مدیریت کارآمد یکی از شروطی است که باعث تکمیل شخصیت حکیم


1) خاطرات ،استاد قرائتی گنجینه معارف، ج2،ص504.

است .بنابراین در محیطهای گوناگون احتیاج مبرم به مدیریت دارد او با یک برنامه ریزی صحیح میتواند گامهای محکمی برای سلامت تن و روان مردم بردارد و از سویی با مدیریت زمان و مکان به نیکبختی خواهد رسید.

شرایط مدیریت کارآمد در جامعه دارای چند اصل و نمود میباشد که با هم میخوانیم :

1 - اعتماد مردم

2- صداقت

3- علم و دانایی

4- پیش بینی صحیح

5- اطاعت مردم

در جامعه اعتقاد و ایمان شرط اساسی مدیریت است که با برنامه ریزی به بهترین وجه میتواند به پزشکان مورد اعتماد یاری برساند. تا آنها نیز بتوانند در حرفه خویش گامهای مثبتی بردارند .

مدیریت و تجربه

ناصرالدین شاه در سفر به انگلستان به ملکه انگلستان گفت: بانک شما یک رئیس یک حسابدار یک منشی داشت و با سرمایه کم شروع به کار چگونه بعد از کمی سود زیادی به دست آورد؟

در جواب گفت ملکه ملت انگلستان هرگز اسرار موفقیت را به بیگانه

نمیگوید ولی به پاس احترام شما ما غربی ها به ویژه انگلیس، از جای کوچک شروع کرده اگر ضرر داد با ضرر کم تعطیل میکنیم اگر سود داد توسعه میدهیم. ما در این خصیصه با شما شرقیان فرق داریم .(1)

در هر علمی برنامه ریزی و مدیریت حرف اول را میزند در جامعه پزشکان نیز همانند جاهای دیگر مدیریت نقش بی چون و چرایی دارد.


1) رمز پیروزی مردان بزرگ .

فصل سوم آفت زدایی

اشاره

همه اعمال به آفت زدایی بستگی از تیمهای گوناگون ورزشی گرفته تا کارخانه ها و از انبارهای گوناگون سردخانههای مواد غذایی و همه و همه... با آسیب شناسی نتایج بهتری گرفته حتی برترین جوامع هم به آفت زدایی نیاز دارند و اگر آن انجام نگیرد بعد از مدتی دچار رکود میگردند. بنابراین آسیب شناسی از اهمیت والایی برخوردار بوده و باید به آن توجه ویژه ای شود تا از آن همگان برخوردار گردند.

درباره حرفه پزشکی نیز مانند تمامی قشرهای زحمتکش دیگر باید آفت زدایی انجام گیرد تا از آن نتایج بهتری گرفته شود با هم چند نمود و اصل را مورد پژوهش قرار میدهیم تا بتوانیم از راهکارهای آن بهره مند گردیم :

1- حق مردم

بدون تردید اطباء از کوشش سازندگی بهره مندند و حق مردم را ضایع ننموده و با یکایک مردم مهربانی میکنند در هر شغلی انسان خودسازی نکرده هم وجود دارد و همگان این را میدانند که در هر لباسی خوب و بد وجود دارد.

یکی از آفتهایی که در هر شغلی وجود دارد ضایع نمودن حق مردم است . که بواسطه ،پول تبانی و رابطه انجام می گیرد .

گاهی از اوقات فردی سفارشی گرفته و به اصطلاح عوام «زیرمیزی» (در این رشته بسیار با ارزش که برای خدمت به مردم سر از پا نمی شناسد .)دریافت میکند که آن گناهی نابخشودنی است.

اهمیت حق الناس

از عالم بزرگوار «سید نعمت اله جزایری» نقل شده که در روایت است در روز قیامت بنده را بر محلی که منتظر مردم است میآورند و ندا می کنند هر کس به گردن این شخص حقی دارد، اکنون موقع رسیدگی به حساب اوست، پیش او بیاید و حقش را بستاند.

سخت ترین پیشامد برای آن بنده این است که شخصی را مشاهده کند که او را می شناخته، زیرا در آن حال میترسد آن شخص ادعایی بر او بنماید.

روایت شده :در مقابل هر یک ششم درهم (1)هفتصد نماز قبول شده از او میگیرند و به صاحب حق میدهند.

اشخاص در هر شغلی باید مواظب باشند حقی از ذی حق پایمال نگردد.

2- لجاجت

یکایک مردم باید از تزکیه خویش به فضیلتهای انسانی دست یابند و از رضیلت های اخلاقی دوری گزینند آنها نباید پیروی هواهای نفسانی خویش باشند و از سویی نباید از ابلیس پیروی کنند آنان به خوبی میدانند که لجاجت هر شخصی از افراد جوامع عواقب زیانبار و غیر منتظره ای دارد .از این روی آنها لجاجت را کنار گذاشته و با مردم روحیه سازگاری را به کار


1) هر درهمی 6 و 12 نخود نقره است .2 الكلام يجر الكلام .224/1

میگیرند پزشکان طبق روحیه ها با مردم برخورد نموده و الگو و نمونه سازگاری با مردم هستند.

پند ابلیس به موسی

«ابلیس به حضور حضرت موسی آمد و عرض کرد: آیا می خواهی تو را هزار و سه پند بیاموزم؟

موسی علیه السلام فرمود: «آنچه که میدانی من بیشتر میدانم نیازی به پند ندارم.»

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «موسی! خداوند می فرماید هزار پند فریب است اما سه پند او را بشنو !»

حضرت به شیطان فرمود: سه پند از هزار پندت را بگو .»

ابلیس :

1- چنانچه در خاطرت انجام دادن کار نیکی را گذراندی، برای انجام آن شتاب کن و گرنه تو را پشیمان میکنم .

2- اگر با زنان بیگانه و نامحرم نشستی غافل از من مباش که تو را به زنا وادار میکنم .

3-چون خشم و غضب بر تو مستولی شد جای خود را عوض کن و گرنه فتنه به پا میکنم .

اکنون تو را سه پند دادم ،تو هم از خدا بخواه تا مورد آمرزش و رحمتش قرار گیرم.

موسى بن عمران خواسته وی را به عرض خداوند رسانید. ندا رسید:« ای موسی! شرط آمرزش ابلیس این است که روی قبرآدم برود و او را سجده کند.»

حضرت موسی امر پروردگار را به وی فرمود :

ابلیس: «ای موسی! من موقع زنده بودن آدم وی را سجده نکردم، چگونه حالا حاضر میشوم قبر او را سجده کنم؟ » (1)

گفتنی است: لجاجب ابلیس نزد باریتعالی او را از بهشت برین به جهنم سوزان رهنمون کرد بنابراین باید بدانیم که لجاجت نه تنها عمل خوبی نیست بلکه آن یکی از بدترین اعمال بوده و عواقب فلاکت باری دارد.

3- حماقت

در جامعه بعضی از افراد گاهی اوقات کارهای احمقانه انجام داده و اعمال آنها براساس نابخردی میباشد زیرا احمقها در هر لباسی هستند .

تعداد کمی ساده لوح وجود داشته که با سادگی محو حرفهای کسانی میشوند که سفارشی داده و زیرمیزی پرداخت میکنند. بنابراین باید به آنان آموزش داده شود تا در نزاع و درگیریها هرگز تبانی نکرده و سفارشی نگیرند. و از سویی کارشکنانی که اراجیف و مهملات میگویند را در کشمکش ها شناسایی نموده و اجازه کارشکنی و سنگ اندازی به آنان ندهند.


1) قصه های قرآن به قلم ،روان، ص18؛ به نقل از همای سعادت،ص1206

فرمانده نادان

یعقوب لیث صفار (م 265) فرماندهی به نام ابراهیم داشت با آنکه مردی دلاور و شجاع بود اما سخت نادان بود و جان خود بر سر نادانی گذارد.

روزی در فصل زمستان به نزد یعقوب لیث ،آمد یعقوب دستور داد از لباسهای زمستانی خودش به ابراهیم بپوشانند. ابراهیم خدمتکاری داشت به نام احمد بن عبدالله که با ابراهیم دشمن بود.

ابراهیم چون به خانه آمد ،احمد :گفت هیچ میدانی که یعقوب لیث هر که را لباس خودش دهد در آن هفته او را میکشد؟!

ابراهیم گفت: نمی دانستم علاج آن چیست؟ گفت: باید فرار کنیم. ابراهیم بدون تحقیق به حرف خدمتکار تصمیم به فرار گرفت. احمد گفت: من هم نزد یعقوب لیث نمیمانم و از شما جدا نخواهم شد و با شما فردا فرار می کنم .

از سویی احمد در خلوت نزد یعقوب لیث آمد و گفت: ابراهیم قصد دارد به سیستان برود و طغیان و شورش کند.

یعقوب لیث فکر کرد و خواست فرمان فراهم کردن لشکری بدهد، که احمد :گفت مرا مامور سازید که خود تنها سر ابراهیم را بیاورم یعقوب لیث هم اجازه داد.

چون ابراهیم با سپاه خود قصد بیرون رفتن از شهر را کرد احمد از قفا شمشیر بر ابراهیم زد و سر او را برای یعقوب آورد .

یعقوب مقام ابراهیم فرمانده نادان خود را به احمد داد و نزد یعقوب بزرگ و محترم گشت. (1)

همانطور که در داستان تاریخی بالا میخوانید خیانت حق دیگری را پایمال نمود بنابراین نگذاریم حق کسی پایمال گردد .

4- ناکامی

کسی که شغلی را انتخاب میکند نباید از چهره های شکست خورده و ناکام اجتماع .باشد زیرا ناکامی وی باعث تأثیر مستقیم بر کارها و حتس شغل وی می شود و او با اسلوب صحیح نمیتواند اعمال خود را انجام دهد.

اگر فردی از افراد به مَرَض ناکامی مبتلا ،باشد نمیتواند در رشته تحصیلی خویش خودی نشان داده یا حرفی برای گفتن داشته باشد.

بنابراین اشخاص باید از افراد کامیاب انتخاب شوند کسانی که چیره دست محبوب و مهربان بوده و از عهده عمل خویش به خوبی برمی آیند. ونه تنها دردی بر روی دردهای مردم نگذاشته بلکه تسکین آلام همه مردم هستند .

بی گمان کسانی که در زندگی ناکامی و شکست را پذیرا هستند باید بواسطه راه کارهای گوناگون کامیابی را جزء ذات خویش نموده تا در این


1) نمونه معارف، ج 4 ، ص 93 .

زمینه کمبودی حس نکنند و از سویی همیشه طرز فکر بکر و سازنده داشته و در همه زمینه ها تلقین مثبت را حفظ نمایند .

شکست ها همیشه شکست نیست

«شکست ها همیشه شکست نیست بلکه در بسیاری از مواقع در ظاهر شکست است. اما در باطن یک نوع پیروزی معنوی به حساب میآید. اینها همان شکست هایی است که سبب بیداری انسان میگردد. و پرده های غرور و غفلت را میدرد و نقطه عطفی در زندگی انسان محسوب میشود.

همسر عزیز مصر هر چند در کار خود گرفتار بدترین شکست ها شد ولی این شکست در مسیر گناه باعث تنبیه او گردید، وجدان خفتهاش بیدار شد و از کردار ناهنجار خود پشیمان گشت و روی به درگاه خدا آورد. داستانی

شد که در احادیث درباره ملاقاتش با یوسف پس از آنکه یوسف عزیز مصر نقل شده نیز شاهد این مدعا است زیرا رو به سوی او کرد و گفت: «حمد خدای را که بردگان را به خاطر عدم گناه عزیز گردانید و ملوک را به خاطر گناه برده گردانید و در پایان همین حدیث میخوانیم که یوسف سرانجام با او ازدواج کرد.»(1)بلی برای رسیدن به پیروزی باید طرز فکر را تغییر دهیم و تلاش کنیم بلکه شکست و ناکامی در بی تفاوتی و اندیشه منفی است.


1) سفينة البحار ، 1،544 ، تفسير نمونه، ج 9، ص 435 .

5. عیب جویی

شخص شریف و با هویت هرگز غیبت کسی را نکرده و به کسی تهمت نزده و عیب جویی هم نمیکند چرا که میداند با اینگونه اعمال نه تنها سعادتمند نگردیده بلکه در دو سرا در درجه اسفل خواهد بود.

عیب جویی گناهی بس بزرگ و نابخشودنی میباشد که در دین مقدس اسلام نهی شده است و موجب کینه و انتقام جویی میگردد. بنابراین اگر به دانایی تهمت بزنیم در پی آن دشمنی میکند و اگر از سفیهی عیب جویی نمائیم کینه ما را به دل میگیرد بنابراین در هر موقعیتی از کسی غیبت و عیب جویی نکرده و به شخصی تهمت نزنیم که موجب پشیمانی است.

در کتاب قابوستانه مینویسد: «از مردم نمّام (سخن چین) بترس که هر چه وی به ساعتی بشکافد به عمری نتوان دوخت .»(1)

افلاطون نیز میگوید: «اشرار از کسانی هستند که عیوب مردم را جستجو کنند و به آن بچسبند و نیکوئی آنها را نادیده و فراموش گذراند مانند مگسی که در جاهای کثیف می نشیند و از جاهای تمیز دوری میکند .»

6 . بی آبرو بودن

آبرو و حیثیت از ارزشها به شما می رود. و کسی که بی آبرو باشد از مردم دوری گزیده و مردم نیز به وی احترام نمیگذارند یک انسان اگر با حیثیت


1) رهنمون ص 555

باشد کارش بسیار راحت و بهتر انجام می پذیرد ولی برای این کار باید اصول و ضوابطی را رعایت نماید .و دم دمی مزاج و حالی نباشد بلکه با تزکیه بتواند در هر مکانی و زمانی آبروی خویش را حفظ نماید و برای این کار طبق روحیه ها برخورد نکند چراکه بعضی از افراد از شئونات کمتری برخوردارند بنابراین او باید با همگان برخوردی یکنواخت و با حثیثت داشته باشد.

7 .دروغ

دروغ از گناهان کبیره محسوب میگردد زیرا این گناه خانمان برانداز و موجب فلاکت میگردد دروغ گفتن اشخاص را به پای چوبه دار برده و از آن سرها به باد رفته عده ای طلاق گرفته و تعدادی به تیره بختی سوق داده شده اند.

در هر رشته ای دروغ نوعی خیانت محسوب میگردد و گفتن آن به همکاران خود جایز نیست .

راستگویی و امانتداری یکی از صفات برجسته حکیمان است. بنابراین شخصی که دروغ میگوید خیانت به لباس مقدس پزشکی نموده و امانتدار هم نیست ،چرا که راستگویی و امانتداری مکمل یکدیگر است و پزشک راستگو وامانتدار است. بوعلی سینا میگوید: «اگر میخواهی که مردمان ترا دوست دارند در معامله ستم مکن و دروغ مگو و به زبان خود کسی را مرنجان .»

8. بدبینی

یکی از آفت های خدمت به مردم بدبینی است. عدم خوش بینی به راه های گوناگون باعث عجز و ناتوانی میگردد. گفتنی است بدبینی کم و ناچیز باعث آفت نمیگردد و موجب نارضایتی و مشکل نخواهد بود. البته اگر با خوشبینی قرین گردد ولی عدم خوشبینی آسیبی جدی به شمار میرود و موجب ناراحتی خواهد بود.

بروکنر میگوید: «آتشی که جسم و جان را میسوزاند (بدبینی) غالباً به دست خودمان روشن شده است. »

بیکن میگوید: «در ایمان قطعی همواره باید آتشی نهفته باشد که خاشاک پلیدی و بدگمانی آن را سوخته و خاکستر سازد. »

بنابراین در شرایط بدبینی باید به تقویت ایمان پرداخته و در حد توان با آن مبارزه نماید با تلقین مثبت و تصور خوشبینی به تدریج از بدبینی فاصله گرفته و به خوشبینی برسد.

9 - هوس

از راه باری تعالی غافل ماندن و به دنبال هواهای نفسانی رفتن و دوری از فضیلتهای انسانی یکی از آسیبهایی است که ما را از خدمت به جامعه باز میدارد پیروی از هوای نفس و به دنبال اعمال شیطانی روان شدن آدمی را از کارهای پسندیده باز داشته و به دنبال امیال و آرزوهای دور و دراز

و غیر واقعی می کشاند .از این روی حکیم انسان دوست و خدمتگزار مردم هرگز غرایز نفسانی خویش را سرکوب نکرده و به اندازه متعارف و مشروع غریزه خویش را اشباع می.کند ولی در هنگام مسئولیت به وظیفه عمل نموده و به دنبال انجام تعهد خویش به اهداف عالیه انسانی است.

بزرگی میگوید :از تصور محسوسات توجه میزاید و از توجه خواستن و از خواستن شعله های هوی و از هوس عنان ،گسیختگی حافظه عهد و وفا را فراموش میکند و مقصد والا را فرو میگذارد و روح را ناتوان میسازد تا آنکه روح مرده و مقصد والا همه از دست می رود. »

ولی باید بدانیم پیروی از هوی نفس بالاترین خطا و اشتباه است.

به عبارت ساده ؛

آدمی هرگاه بر نفس خویش پیروز شد و بر هوسهای آنی تسلط یافت نباید فریفته شود چرا که تزکیه انسان باید همیشگی باشد و امکان دارد پس از مدتی دوباره به اقتضای موقع و یا طی وسوسه های شیطان باز به هیجان آید و فریب بخورد.

10 - ولخرجی و خراجی

خراجی از آفات زندگی معیشتی یکایک مردم است. در زندگانی افرادی یافت میشوند که قناعت نداشته و همیشه ولخرجی را سرلوحه کارهای

خود قرار میدهند و حتی خراجی خود را با سخاوت داشتن و به قول عوام، دست و دل بازی توجیه میکنند این آفت برای زندگی مشکلات و سختی های زیادی به همراه دارد .

بنابراین باید از قانعان الگو گرفته و به کم قانع باشیم. مثلی معروف است که میگوید: کم بخور و همیشه .بخور اگر از لحاظ اقتصادی در مضیغه هستیم باید بدانیم این سختی موقتی است و با اندیشه روشن بین و از سویی قناعت به استقلال اقتصادی خواهیم رسید و زندگی سراسر موفقی را خواهیم داشت.

اندازه نگهدار که اندازه نکوست***هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

فرق میان اسراف و تبذیر

«در اینکه میان اسراف و تبذیر چه تفاوتی ،است بحث روشنی در این زمینه از مفسران ندیده ایم ولی با در نظر گرفتن ریشه این دو لغت چنین به نظر میرسد که وقتی این دو در مقابل هم قرار گیرند.

اسراف به معنی خارج شدن از حد اعتدال ، بی آنکه چیزی را ظاهراً ضایع کرده باشد و یا غذای خود را آن چنان گران قیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان غذای زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در اینجا از حد گذرانده ایم

ولی ظاهراً چیزی نابود نشده است. اما تبذیر و ریخت و پاش آن است که آن چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بیانجامد مثل اینکه برای دو نفر میمهان غذای ده نفر را تهیه ببینیم آن گونه که بعضی از جاهلان میکنند

و به آن افتخار مینمایند و باقیمانده را در زباله دان بریزیم و اتلاف کنیم.

ولی ناگفته نماند بسیار میشود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار میرود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند.

علی علیه السلام طبق آنچه در نهج البلاغه نقل شده می فرماید: آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلماً در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد، اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد. (1)

11- دزدان فرصتها

برای افراد جوامع به ویژه حکیم وقت شناسی از اهمیت فراوانی برخوردار چراکه فرصتها غنیمت است و باید از آنها نهایت استفاده را بنمایند. زمان به سرعت میگذرد. بنابراین باید به خود آئیم و با چشم واقع بین لحظه ها را دریابیم و وقت خود را به بطالت هدر ندهیم سارقان زمان فراوان بوده و نباید هر کدام از آنها را فراموش کنیم .


1) تفسير نمونه، ج 12، ص98.

اگر ما یک ساعت از عمر خویش را پشت تلفن به بطاعت گذرانده و يا لحظاتی از زندگی خود را به گناهی همچون غیبت تلف نمائیم هرگز نمی توانیم از زندگی خود بهره برداری کامل بنمائیم و از سویی در جهان آخرت نیز باید پاسخگو باشیم.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: «چه زود میگذرد ساعات روز و چه زود میگذرد روزهای ماه و چه زود می گذرد ماه های سال و چه زود میگذرد سالهای عمر !»(1)

عمر تمام شدنی است !

ربیعه پسر کعب می گوید:« روزی پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله به من فرمود: «ربیعه هفت سال مرا خدمت کردی آیا از من پاداش نمی خواهی؟» من عرض کردم: «یا رسول الله !مهلت دهید تا فکری در این باره بکنم .»

فردای آن روز محضر رسول خدا رفتم، فرمود: «ربیعه حاجتت را بخواه !» عرض کردم:« از خدا بخواه مرا همراه شما داخل بهشت نماید.»

فرمود: «این درخواست را چه کسی به تو آموخت؟ »عرض کردم: «هیچ کس به من یاد نداد. ولی من فکر کردم اگر مال دنیا بخواهم که نابود شدنی است و اگر عمر طولانی و فرزندان بخواهم سرانجام آن مرگ است.»

در این وقت پیغمبر صلی الله علیه وآله ساعتی سر به زیر افکند سپس فرمود: «این کار را انجام میدهم.» (2)


1) نهج البلاغه، ص279

2) بحار الانوار، ج22، ص83.

بنابراین از لحظه های کوتاه عمر باید حداکثر استفاده را بنمائیم هرگز اسیر دزدان فرصتها نشویم تا سعادت دو سرا را از آن خویش نمائیم.

ای که دستت میرسد کاری بکن***پیش از آن کز تو نیابد هیچ کار (1)

خیری کن ای عزیز و غنیمت شمار عمر ز***آن بیشتر که بانگ برآید فلان نماند (2)

12. تنبلی

بدون شک یکی از آفتهای افراد جوامع گوناگون تنبلی است کسی که سعی و تلاش در جوانب گوناگون زندگی نکرده و در محیط دانشگاه تنبل است آینده سعادتمندانه ای نداشته و حرفی برای گفتن ندارد از این روی او باید در محیط درس به بهترین و جهی درس خوانده و برای کار آماده شود و در پیشگاه مردم متعهد باشد و در هر شرایطی با اعتماد و اطمینان بوده و فریب کسی را نخورد و تحت تأثیر هیچ بیگانه ای قرار نگیرد.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: «از سستی است که تنبلی به وجود میآید.»(3)

این مثل آورده اند که غلامی سخت تنبل .بود هر وقت تشنه میشد دعا می کرد: الهی آقا آب بخواهد تا مگر بدین طریق ناگریز شود از جای بجنبد و خود نیز جرعه ای آب بنوشد.


1) سعدی

2) سعدی

3) مستدرک الوسائل، ج 13، ص 45.

کسی را که کاهل بود گنج نیست***که اندر جهان سود بی رنج نیست (1)

«اعتقاد و یقین به آگاهی خداوند رمز نشاط و امید در انجام وظائف و دوری از کسالت و تنبلی است.»

«هر فکر و الهامی که برای شما تنگ نظری ، تنبلی و یأس و ترس و اثر منفی بیاورد ، شیطانی است و هر فکر و الهامی که برای شما حرکت ، نشاط وسعه صدر ، الهی است. »

13 - داوری

در شرایط سخت داوری و قضاوت افرادی به حق خود نمی رسند. امکان دارد شخصی به علت دشمنی دعوا و اراجیف مهملات و یاوه سرایی فردی را نزد پزشکی سفارشی نماید .

در چنین شرائطی پزشک عزیز و آقا نباید فریب خورده و حرف بی جای او را بپذیرد بلکه باید با داوری پسندیده آن فرد را که سالم بوده ولی بر اثر دعوا مریض پنداشته اند را از بردن نزد پزشک باز دارد.

مسیحی و زره امام علی علیه السلام

در زمان خلافت امام علی علیه السلام در کوفه زره آن حضرت گم شد. پس از چندی نزدیک مسیحی پیدا شد.


1) امثال و حکم ،فارسی، ص76.

حضرت علی علیه السلام او را به محضر قاضی برد . و اقامه دعوی کرد که :«این زره از آن من است نه آن را فروخته ام و نه به کسی بخشیده ام، اکنون آن را نزد این مرد یافته ام.» قاضی به مسیحی گفت خلیفه ادعای خود را اظهار کرد ،تو چه میگویی؟

او گفت: این زره مال خود من است و در عین حال گفته مقام خلافت را تکذیب نمی کنم (ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد ) قاضی رو به علی کرد و گفت: تو مدعی هستی و این شخص منکر است ،به هر حال تو باید شاهدی بر مدعای خود بیاوری .

على علیه السلام خندید و فرمود: «قاضی راست میگوید اکنون میبایست که من شاهد بیاورم ولی من شاهد ندارم.»

قاضی روی این اصل مدعی شاهد ندارد ، به نفع مسیحی حکم کرد و او هم زره را برداشت و رفت.

ولی مرد مسیحی که خود بهتر میدانست که زره مال چه کسی است ،پس از آنکه چند گامی ،پیمود وجدانش مرتعش شد؛ برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهای بشر عادی نیست از نوع حکومت انبیاست و اقرار کرد که زره علی علیه السلام است .

طولی نکشید او را دیدند مسلمان شده و با شوق و ایمان در زیر پرچم علی علیه السلام در جنگ نهروان می جنگد .(1)


1) داستان راستان ، ص 14

نتیجه :

در هر شرایطی عجولانه داوری نکرده و با چنین قضاوتهایی با سرنوشت مردمی که گرفتارند بازی نکنیم

فصل چهارم راه کارها

اشاره

برای اینکه طبیب حاذق و شریف و محبوبی ،باشید راه کارهای فراوانی وجود دارد ما نیز شش اصل از آنها را در زیر بیان نموده ایم که با هم میخوانیم:

*عادات ممدوح

افراد صالح جامعه از عادتهای مذموم دوری و عادات پسندیده را جایگزین آن مینمایند عادتهایی همانند ،ایمان آینده نگری، الگو گرفتن از بزرگان و ... حضرت امیر علیه السلام فرمود: «خوب و بد اخلاق هر انسانی تابع روشی است که تربیت روح خود را به آن قرار داده و در راه نیل به آن ،روش مجاهده و از آن پیروی مینماید. اگر با روشهای صحیح جان خود را از پلیدی پاک کرده باشد پاک است و اگر آلوده نموده آلوده خواهد بود. »(1)

علی علیه السلام فرمود: «عادات اکتسابی طبیعت دومی انسان است. » (2)

*تقلید کورکورانه

انسانی باید در راه حق و حقیقت محقق بوده و در هر کاری پژوهش و بررسی کند و اصول دین را از روی تحقیق پذیرفته و هرگز تقلید کورکورانه از کسی ننماید.

آن (تقلید کورکورانه) سبب ،اختلافات درگیریها و ناراحتی هاست و نه تنها انسان را به نیک بختی نمیرساند و بلکه او را تیره بخت مینماید.

انسانهایی هستند که به دلیل تقلید کورکورانه؛ تعصب کور سیاسی، مذهبی


1) گنجینه معارف، ج 3، ص 305 ، به نقل از غرر الحکم، ص407.

2) همان.

داشته و یا افراطی میشوند بنابراین آن عملی جاهلانه که سبب ناکامی عده ای می شود .

*فرهنگ سازی

مردم هر جامعه ای باید آداب و رسوم ملی خود را رعایت نموده و ادب و تربیت خانوادگی را سرلوحه قرار داده و زندگی آنان براساس رعایت آداب باشد. اگر جامعه ای از فرهنگ غنی برخوردار باشد به رشد و ترقی میرسد و در اثر عدم فرهنگ تکامل از آن جامعه رخت بر می بندد.

*سیاست و تدبیر

سیاست و تدبیر طبیب حاذق و قانع یکی از عالیترین اصلها و نمودهایی است که آدمی برای رسیدن به آن باید از تزکیه آغاز نماید هنگامی که با سازندگی رضیلت ها را از خود زدائید و فضیلت ها را جایگزین آن نمود در زندگی خانوادگی و اجتماعی باید سیاست و تدبیر لازم را به کار بندد تا به بهروزی برسد.

*دشمن شناسی

یک پزشک انسان دوست به دشمنان خود نیز محبت میکند و با سیاست و تدبیر دشمن خویش را شناخته و طبق روحیه او با او رفتار

نموده و او را از دشمنی باز میداشته و حتی او را دوست خود نموده و به همین روش بر تعداد دوستان دانای خود می افزاید .

*گذشت و عفو

طبیب بزرگ و مورد اعتماد اگر گناهی را دید که از کسی سرزده تلافی نمیکند بلکه با عفو و اغماض به گناهکار گذشت نموده و از سویی روحیه بخشندگی خویش را تقویت نموده و از فضیلت آن بهره مند میگردد.

منابع کتاب

1- قرآن كريم .

2 - نهج البلاغه ،ترجمه محمد دشتی، چاپ شانزدهم .

3 - صحيفه كامله سجادیه، امام سجاد ، چاپ پنجم .

4 - گنجینه معارف، ج 2 و 3 ، محمد رحمتی، نشر: پیام 1395 .

5- رهنمون غلامحسین ،ذوالفقاری، نشر اوسان ، 1386.

6- داستان راستان استاد مرتضی مطهری، چاپ سی و سوم .

7- رمز پیروزی مردان بزرگ ،استاد جعفر سبحانی، نشر نسل جوان ،چاپ سی و سوم.

8- بحارالانوار، مرحوم مجلسی، چاپ بیروت لبنان .

9 - دیکشنری آبادیس سایت تخصصی اینترنتی .

10 - سایت تخصصی ویرگول virgool.ir

کتابهای منتشر شده محمدرضا رجائی

1- ویژگیهای دعا

2- راههای رسیدن به موفقیت و خوشبختی ج 1 و 2 کتاب برگزیده

3- شناخت امام زمان مهدی باوری و مهدی یاوری

4- فرهنگ غدیریه - فرهنگ الفبایی غدیر

5- راز خوشبختی زن و شوهر کتاب برگزیده در همایش کتاب

6- راز خوشبختی دختران و پسران

7- فرهنگ الفبایی امام هادی

8- فرهنگ الفبایی امام محمد تقی

9 - پرواز به سوی آبرو

10- کشکول رجائی

11 - آزادی

12 - معجزه جاوید

13- راه های کسب ثروت حلال

14 - حق مردم

15 - راز طلایی

16 - تحلیل از زندگی امام حسین

17- تحلیل از زندگی امام رضا

18 - درسهایی از شفاعت

19- فرهنگ الفبایی امام حسن عسکری

20 - فرهنگ الفبایی امام سجاد

21 - فرهنگ عاشورا

22- کتاب و کتابخوانی

23 - ویژگیهای دانشمندان

24- فرهنگ الفبایی امام حسن مجتبی

25 - ستاره شام

26- ویژگیهای نماز

27 - مجموعه مقالات

28- کلید طلایی کامیابی

29- فرهنگ الفبایی امام باقر

30 - سرزمین خاطره ها