ghaemiyeh.com
سرشناسه : عظیمی، زهرا، 1361 -
عنوان و نام پديدآور : وظایف منتظران امام زمان عجلالله فرجه شریف/ زهرا عظیمی.
مشخصات نشر : قم: طوبای محبت، 1403.
مشخصات ظاهری : 153 ص.
شابک : 978-600-366-363-3
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع : Muhammad ibn Hasan, Imam XII
موضوع : مهدویت -- انتظار
Mahdism -- *Waiting
رده بندی کنگره : BP224/2
رده بندی دیویی : 297/462
شماره کتابشناسی ملی : 9837655
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا تو را شاکرم که به بنده حقیرت توفیق تالیف این اثر را دادی و آن را متواضعانه تقدیم می کنم به حضرت صاحب الامر و الزمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمام کسانی که در راه خدمت به او از هم سبقت می گیرند و به پدر و مادر عزیز و گرامی ام و به همسر عزیز و فداکارم و به فرزندان عزیز و دوست داشتنی ام و از همه کسانی که با تلاشهای بی دریغ خود بنده را در تهیه این اثر کمک نمودند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
مقدمه.......... 8
1- وظیفه اول منتظران: داشتن صبر و یقین به فرج.......... 19
2-وظیفه دوم منتظران: تقویت و تکمیل ایمان قبل از فرج.......... 20
3-وظیفه سوم منتظران: رسیدگی و حسابرسی به اعمال خود در هر روز.......... 20
3-1- درجات سه گانه تقوا.......... 21
3-2- تقوای چشم.......... 23
3-3- تقوای گوش.......... 26
3-4- تقوای زبان.......... 28
3-5- تقوای شکم.......... 30
3-5-1- توجه به حلال بودن یا حرام بودن لقمه.......... 30
3-5-2- پرهیز از اسراف حتی در لقمه حلال.......... 35
3-5-3- پرهیز از پرخوری حتی در لقمه حلال.......... 35
3- 6- شناخت حقوق مختلف به جهت محاسبه اعمال.......... 40
3-6-1- رساله حقوق امام سجاد علیه السلام.......... 41
3-6-2- نکات بیشتر در مورد حق الناس.......... 53
3-6-3- حقوق دیگر مخلوقات خداوند.......... 58
3-7- مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه.......... 61
4-وظیفه چهارم منتظران: نمازهای نافله و نماز شب.......... 62
5-وظیفه پنجم منتظران: سجده طولانی و سجده ظهور خواهی.......... 65
6- وظیفه ششم منتظران: ذکر و یاد خدا و ائمه علیهم السلام در روز و شب.......... 67
7- وظیفه هفتم منتظران: توجه به خصوصیات متقین در خطبه متقین امام علی (علیه السلام) و سعی در رعایت آنها.......... 70
8-وظیفه هشتم منتظران: عبودیت.......... 82
8-1- خصوصیات عبادالرحمان در قرآن.......... 83
8-2- شرح جزیی راجع به شرک نورزیدن.......... 88
8-3- شرح جزیی راجع به توبه.......... 89
8-4- شرحی راجع به عبودیت.......... 91
8-4-1- معنای اطاعت واقعی.......... 93
8-4-2- محبت بدون اطاعت معنا ندارد.......... 94
9-وظیفه نهم منتظران: تبری کامل از دشمنان و دوستی نکردن با آنها حتی در دل.......... 97
9-1- برائت در زیارت عاشورا.......... 98
9-2- برائت در زیارت جامعه کبیره.......... 100
10-وظیفه دهم منتظران: تولی و دوستی با اهل بیت علیهم السلام خصوصا محبت ورزیدن به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 103
10-1- برخی از روشهای ابراز محبت به اهل بیت و امام زمان (علیهم السلام).......... 105
10-1-1- اطاعت کامل.......... 105
10-1-2- ذکر فضایل و مناقب حضرت.......... 106
10-1-3- اندوهگین بودن، گریستن و گریاندن دیگران در فراق حضرت.......... 106
10-1-4- برپایی و شرکت در مجالس مرتبط با یاد و ذکر حضرت.......... 107
10-1-5-تولید و نشر محتوا در فضایل و دفاع از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 109
10-1-6-رعایت ادب نسبت به حضرت و قیام کردن هنگام یاد شدن نام حضرت.......... 111
10-1-7- درخواست معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از خداوند و تداوم آن.......... 111
10-1-8- صدقه دادن به نیابت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و صدقه به نیت سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 112
10-1-9- حج بجا آوردن از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا گرفتن نایب.......... 113
10-1-10- زیارت کردن از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا نایب گرفتن برای زیارت از طرف ایشان.......... 114
10-1-11- سعی در خدمت کردن به حضرت.......... 114
10-1-12- نماز هدیه به حضرت.......... 116
10-1-13- پیوسته به یاد حضرت بودن و گفتگوی درونی.......... 116
10-1-14- دعا.......... 117
10-1-14-1- دعا برای سلامتی و فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 118
10-1-14-2- دعا برای جلوگیری از فراموشی یاد حضرت.......... 118
10-1-14-3- دعا در زمان غیبت.......... 118
10-1-14-4- مداومت به خواندن دعای غریق.......... 119
10-1-14-5- دعای عهد.......... 119
10-1-15- احترام گذاشتن به نزدیکان و متعلقات به حضرت.......... 119
10-1-16-تبلیغ مهدویت و محبوب نمودن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان مردم.......... 120
10-1-17-اظهار اشتیاق به دیدار امام زمان عج در سلامت ایمان چه در زمان ظهور و چه در زمان غیبت.......... 120
11- وظیفه یازدهم منتظران: اقتدا به اخلاق و رفتار امام زمان( عج).......... 122
12- وظیفه دوازدهم منتظران: خدمت به مسلمانان و دوست داران حضرت/ خدمت به خانواده.......... 124
13-وظیفه سیزدهم منتظران: برقراری عدالت، عدالت طلبی و دفاع از حق.......... 130
14-وظیفه چهاردهم منتظران: جلوگیری از بدعتها.......... 131
15-وظیفه پانزدهم منتظران: تقیه کردن از اشرار و تظاهر با پادشاهان ستمگر و دوری کردن از آنان در دل.......... 132
16-وظیفه شانزدهم منتظران: صبر کردن.......... 133
16-1- صبر در طاعت و صبر در مقابل معصیت.......... 133
16-2- درخواست صبر از خداوند متعال.......... 134
16-3- سفارش کردن یکدیگر به صبر.......... 135
17-وظیفه هفدهم منتظران: پرهیز از مجالسی که حضرت یا اعتقادات مومنان مورد تمسخر باشند.......... 136
18-وظیفه هجدهم منتظران: فراهم کردن سلاح و تجهیزات نظامی و دیدن آموزشهای نظامی متناسب هر زمان.......... 137
19- وظیفه نوزدهم منتظران: جهاد و دفاع از مظلومان.......... 137
20- وظیفه بیستم منتظران: شناخت علائم ظهور.......... 139
20-1-نشانه های حتمی ظهور.......... 139
20-1-1- ندای آسمانی: 139
20-1-2- خروج سفیانی.......... 142
20-1-3- خسف بیداء.......... 143
20-1-4-خروج یمانی.......... 144
20-1-5-کشته شدن نفس زکیه.......... 145
20-2-نشانه های غیر حتمی ظهور.......... 145
20-3-ظهور ناگهانی:.......... 154
20-4- بحثی پیرامون یاران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رجعت:.......... 155
فهرست منابع:.......... 157
پیوست ها:.......... 162
پیوست اول: انواع دعاهای مربوط به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 162
1- دعای عهد.......... 162
2- دعای فرج:.......... 165
3- دعای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) :.......... 167
4- دعای غریق:.......... 167
5- دعای معرفت برای حفظ ایمان در دوران غیبت:.......... 167
پیوست دوم: انواع زیارت های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 167
زیارت آل یاسین:.......... 167
زیارت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از نماز صبح:.......... 173
1- زیارت حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در روز جمعه.......... 174
پیوست سوم: انواع نمازهای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 176
1- نماز هدیه به حضرت.......... 176
2- نماز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 176
3- نماز استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .......... 178
"ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!"(1).
یکی از سوالات مشتاقان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که منتظر چه کسی است و وظایفش چیست؟
سه خبر مهم را در قرآن به ما وعده داده اند که نمی دانیم چه زمانی اتفاق می افتند و ما منتظر هر سه وعده الهی هستیم:
1- قیامت: یسْئَلُونَک عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی...(2)
2- وفات: كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (3)
3- فرج: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (1).
انتظار فرج، وفات و قیامت همگی در یک راستا هستند چون هر کدام اتمام یک مرحله و شروع مرحله جدیدی را به ما نوید می دهند. مرحله جدیدی که در آن آنچه پیش روی ما قرار می گیرد وابسته به آن چیزی است که از قبل بدست آورده ایم.
خداوند در آیه 29 سوره سجده می فرماید: " قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لایَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ " (بگو: «روز پیروزى، ایمان آوردن، سودى به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمىشود») در مورد این آیه روایتی از ابندرّاج داریم که می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که دربارهی آیه: قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلَا هُمْ یُنظَرُونَ میفرمود:«یوم الفتح (روز فتح و پیروزی) روزی است که دنیا برای ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهیّا میشود و [در آن روز] تقرّبجستن به ایمان، تنها برای کسی سودمند است که پیش از آن هنگام، مؤمن باشد و به آن فتح و پیروزی، یقین داشته باشد. پس تنها مؤمن است که ایمانش برای او سودمند است و نزد خداوند، قدر و منزلت والایی دارد و در روز قیامت و روز برانگیختهشدن انسان از قبر، باغهای بهشتی، به خاطر او آراسته و مزیّن میشود و آتش جهنّم خداوند از او پرده در میکشد.»(2).
لذا از این حدیث دیده می شود باید ایمانمان را همین الان محکم کنیم. فرصت زیادی نداریم "إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً(3)". یا فرج زودتر اتفاق می افتد یا وفات ما. در هر حال تقویت ایمان باید قبل از هر دو صورت بگیرد.
منتظر واقعی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مانند کسی است که حواسش به وقت محدود و کارهایی که باید انجام دهد هست. اگر به کسی بگویند یک ماه دیگر بیشتر زنده نیست چه می کند؟ فکر می کند که چقدر نماز قضا دارد ادا کند اگر روزه ای به گردنش مانده بگیرد. حق الناس و قرضهایش را ادا کند حلالیت بگیرد و ... چه برسد به اینکه بگویند هر لحظه ممکن است مهلتت تمام شود. کسی که بداند در یک مسابقه است که آخر آن مسابقه قرار است اعلام کنند تا ابد کجا قرار است زندگی کند و هر آن ممکن است بگویند وقت تمام، چطور تحرک و تلاش می کند؟ پس منتظر کسی نیست که صرفا می داند امام زمانی هست و روزی خواهد آمد و همین. بلکه منتظر در حال عمل کردن و اصلاح کجی هاست و برای همین انتظار از نوع عمل است. از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: "افضل اعمال أمّتی انتظار الفرج" (بهترین اعمال امت من انتظار فرج است)(1).
اگر کسی بخواهد مهمان ما شود خانه را تمیز و مرتب می کنیم، غذا و میوه تهیه می کنیم اما اگر این مهمان قرار باشد درون ما را هم ببیند باید اول زشتیهای درونمان را پاک کنیم و حیوانات وحشی درونمان را بکشیم. بعضی به خاطر اخلاق بدمان گرگ هستیم بعضی به خاطر انواع بدیها و کوتاهی هایی که داریم به شکل انواع حیوانات:
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ(2).
(به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها (عقلها) یی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند) نمیفهمند؛ و چشمانی که با آن نمیبینند؛ و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همهگونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند!).
بعضی از ما "کمثل الحمار یحمل اسفارا" هستیم. دین را به ظاهر پذیرفته ایم اما به آن عمل نمی کنیم:
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل میکند، (آن را بر دوش میکشد اما چیزی از آن نمیفهمد)! گروهی که آیات خدا را انکار کردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند!)(1).
آیا ما حق قرآن را ادا کردیم؟ به تکالیفش عمل کردیم یا صرفا خوانده ایم؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در معراج بعضی از افراد امت را به شکلهایی از حیوانات دیدند.
همچنین از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده که هنگام طواف به دور کعبه، یکی از یارانشان عرض کرد: ما اکثر الحجیج؛ چه قدر حاجی زیاد است. امام (علیه السلام) به او فرمودند: میان دو انگشت من نگاه کن. وقتی نگاه کرد دید عده اي حیوان مشغول طواف هستند و تعداد کمی انسان در بین آنها است. سپس امام (علیه السلام) به او فرمودند: ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج؛ چه قدر ناله زیاد و حاجی کم است(2).
متاسفانه فقط یاد گرفتیم بگوییم "اللهم عجل لولیک الفرج". ای کاش آن را هم می گفتیم که خیلی وقتها آن را هم یادمان میرود بگوییم. نماز تمام میشود بدون حتی یک دعا برای فرج. صلوات می فرستیم بدون و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین. دیگر
این حداقل هاست. نفهمیدیم که "إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ" ( (امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!)(1).
حتی یک عده از مردم و بعضی جوانان شیعه، فرق زمانی که حضرت ظهور کنند با الان را نمی دانند و می گویند مگر چه فرقی می کند که امام بیاید یا نیاید؟ در کشورهای دیگر مگر الان راحت زندگی نمی کنند؟ توجه ندارند که عدالتی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برقرار می کند عدالت جهانی است نه فقط به نفع یک طبقه پولدار یا فقط به نفع مردم یک کشور. از طرفی، در همه کشورها، هم فقیر داریم هم ثروتمند اما در حکومت امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیگر فقیری نیست. عقلها به کمال می رسد(2)، علم به سرحد خودش می رسد(3)و ... . ما روایات زیادی در این زمینه داریم.
امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
»مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) امکانات عمومی و اموال بیت المال را میان مردم چنان به تساوی قسمت می کند که دیگر نیازمندی یافت نمیشود تا به او زکات دهد. اصحاب زکات(که باید زکات بپردازند)، اموال خود را به پیش نیازمندان شیعه میآورند و آنان نمیپذیرند. ثروتمندان التماس میکنند و در اطراف خانه آنان میچرخند، ولی آنان از منازل خود بیرون میآیند و میگویند ما دیگر نیازی به درهمهای شما نداریم(4)«.
امام علی(علیه السلام) هم فرمود:
»در عصر حضرت مهدی(علیه السلام) انسان یک مدّ دانه میکارد و هفتصد مدّ برداشت میکند؛ چنان که مضمون آیه شریفه قرآن است ... «(1).
امام صادق (علیه السلام) به علی بن عقبه فرموده اند:
»وقتی که قائم قیام کند، حکومت را براساس عدالت قرار می دهد، و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود، و جادهها در پرتو وجودش، امن و امان میگردد، و زمین برکاتش را خارج میسازد، و هر حقی به صاحبش میرسد، و در میان مردم، همانند داود و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) حکم و داوری میکند. در این هنگام زمین گنجهایش را آشکار میسازد و برکات خود را ظاهر میکند، و کسی موردی را برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمییابد؛ زیرا همه مؤمنان بی نیاز و غنی خواهند شد(2)...«.
امام باقر(علیه السلام) میفرماید:
»تُؤْتَوْنَ الْحِکمَةَ فِی زَمَانِهِ حَتَّی إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِی فِی بَیتِهَا بِکتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم)؛[8] در زمان حضرت مهدی(علیه السلام) علوم و حکمت را آن چنان خواهید آموخت که یک زن خانه دار در منزل خودش طبق قرآن و شیوه رسولخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) حکم خواهد کرد(3)«.
همچنین ایشان فرموده اند:
«هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان می گذارد و عقول آنها را با آن به کمال میرساند و بلوغ فکری آنان رشد یافته و تکمیل می شود(1)».
از امام رضا(علیه السلام) در مورد ویژگیهای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است:
«امام داناترین، حکیم ترین، پارساترین، حلیم ترین، شجاعترین، بخشندهترین مردم است. او برای مردم از خودشان سزاوارتر، از پدر و مادرشان مهربانتر، و در برابر خداوند از همه متواضعتر است. آنچه به مردم فرمان می دهد، خود بیش از دیگران به آن عمل میکند، و آنچه را که مردم را از آن نهی کند، خود بیش از همگان از آن میپرهیزد(2)».
پس حکومت عدل جهانی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برقرار می کند شبیه هیچ حکومتی در عصر حاضر نیست و پیشرفت علم و تکنولوژی، سلامتی و برکات مختلف مادی و معنوی هم که به واسطه حضور و رهنمودهای حضرت به وقوع می پیوندد شبیه به هیچ زمانی نیست. اما عده دیگری از مردم که اینها را هم می دانند و اتفاقا دوست دارند امام سریعتر بیاید باز هم صرفا می گویند پس چرا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی آید؟ هی می گویند: چرا آقا جان نمیایی؟ اما فکر نمی کنند که ایشان بیاید برای کی؟ برای آنهایی که تنهایش گذاشته اند؟ مگر همین مردم نبودند که قبلا هم نعمت حضور ائمه علیهم السلام را انکار کردند و ایشان را تنها گذاشتند؟ تا جاییکه فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِىَ مَنْ سُبِىَ، وَ أُقْصِىَ مَنْ أُقْصِىَ(3). کاش اول نشان بدهیم که آقایمان را تنها نگذاشته ایم، به دستورات و اوامر ایشان اطاعت می کنیم و دائماً برای رسیدن به ایشان تلاش می کنیم. نشان بدهیم به یاد آقا هستیم بعد بگوییم دلمان برای آقایمان تنگ شده. چقدر یاد آقامون هستیم؟ همین قدر که به پدر و مادر سر می زنیم یادی از امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می کنیم؟ مگر نه اینکه اهل بیت(علیهم السلام) پدر و مادر معنوی ما هستند. امام که حضور دارد و در بین ما زندگی می کند ماییم که در اثر کثرت
گناه، خودمان را از ایشان دور کرده ایم. اگر الان به دستورات ایشان عمل نمی کنیم چه تضمینی هست در هنگام ظهور از ایشان اطاعت کنیم؟
امام منتظر ماست نه ما منتظر امام! امام منتظر ماست که از خواب غفلت بیدار شویم و از مستی دنیاپرستی در بیاییم. اما من و تو غافلیم. خواب نیستیم خودمان را به خواب زده ایم. هر چی در گوشمان می زنند بیدار نمی شویم. وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ...(و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى آزماييم ...)(1).
ناامنی و جنگ، شیوع بیماری های واگیردار، این همه ضررهای اقتصادی و مالی، کاهش قدرت خرید، گرانی و بی عدالتی ما را بیدار نمی کند.
اما دلخوشیم که بگوییم و بشنویم شاید این گفتن ها و شنیدن ها تذکری برای ما باشد شاید از بین شما یکی ندای حسین زمان را بشنود که کجاست یاری دهنده ای که مرا یاری کند و پاسخ بدهد سمعا و طاعه. بعضی ها فکر می کنند اگر در زمان امام حسین(علیه السلام) در این دنیا بودند حتما می رفتند جزو سپاهیان ایشان و جهاد می کردند اما دروغ می گویند چرا که همین الان، حسین زمان، امام زمانشان را تنها گذاشته اند و هیچ خبری از جهاد با نفس و یاری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آنها نیست.
امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقيع معروف خود به شيخ مفيد (ره) مىنويسند:
1) - سوره بقره- آیه 155.
" اگر شيعيان ما كه خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد، در وفا كردن به عهد ما همدل بودند مباركي ملاقات ما از آن ها به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار همراه با معرفت ما به سوي آن ها مي شتافت. پس ما را از آن ها پوشيده نمي دارد مگر همان چيزها يي كه از آن ها به ما مي رسد و ما دوست نداريم و از آن ها انتظار نداريم" (1).
مأمون رقّی نقل می کند: خدمت امام صادق(علیه السلام) بودم که سهل بن حسن خراسانى وارد شد سلام کرد و نشست. سپس گفت ای فرزند رسول خدا! چقدر شما رئوف و مهربان هستید. شما امام هستید، چرا دفاع از حق خود نمى کنید با این که بیش از صد هزار شیعه آماده نبرد دارید.
امام(علیه السلام) فرمود: «خراسانى بنشین، خوش آمدی». سپس به خدمتکار فرمود: «تنور را روشن کن». خدمتکار امام(علیه السلام) تنور را روشن کرد و امام(علیه السلام) رو به مرد خراسانى نموده، فرمود: «داخل تنور شو!» خراسانى با التماس گفت: ای فرزند رسول خدا! مرا با آتش مسوزان. از جرم من در گذر، خدا از تو بگذرد. امام(علیه السلام) فرمود: «تو را بخشیدم».
در این هنگام هارون مکى وارد شد در حالیکه کفش خود را با دست گرفته بود، گفت: «السلام علیک یا ابن رسول اللَّه» امام(علیه السلام) فرمود: «کفشهایت را بینداز، برو داخل تنور بنشین!» هارون مکی، کفشهایش را انداخت و در داخل تنور نشست. در این هنگام امام(علیه السلام) با مرد خراسانی به سخنگفتن پرداخت و مانند کسی که در خراسان بوده از جریانهاى آن منطقه خبر داد. سپس فرمود: «خراسانى برو ببین در تنور چه خبر است».
خراسانی میگوید: به جانب تنور رفتم، دیدم هارون مکی چهار زانو در تنور نشسته است. بعد از تنور خارج شد و به ما سلام کرد. امام(علیه السلام) فرمود: «از اینها در خراسان چند نفر پیدا مىشود؟»
1) - الزام الناصب، ج 1، ص 412، ؛يوم الخلاص،ص 161.
خراسانی گفت: به خدا قسم! یک نفر هم نیست. امام(علیه السلام) فرمود: «به خدا یک نفر هم پیدا نمىشود، ما زمانى که پنج نفر یاور مانند این (هارون مکی) نداشته باشیم قیام نخواهیم کرد، ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر میدانیم»(1).
پس باید منتظر واقعی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. امام برای ظهور به یاران و یاورانی مخلص نیاز دارد که تمام اوامر او را با دل و جان بپذیرند و عمل کنند نه تنها صرفا اهل عمل به دستوراتی باشند که به نفع آنهاست.
مسلما برای یاوری حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، لازم است وظایف خود را بشناسیم اما قبل ورود به بحث وظایف منتظران، ذکر این نکته ضروری است که عده ای صرفا بر بحث دیدار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تکیه کردند و می خواهند ذکرهایی را بگویند یا کارهایی را انجام بدهند که به دیدار برسند غافل از اینکه دیدار بدون شناخت و معرفت و بدون اطاعت پذیری فایده ای ندارد. از آنجا که امام در بازارها راه می رود و مثل مردم عادی غذا می خورد ممکن است بارها در طول عمر هم ایشان را ببینیم ولی نشناسیم. پس اولین مرحله، شناخت ظاهری است. اما شناخت ظاهری هم بدون معرفت به حقایق باطنی امام به هیچ دردی نمی خورد چرا که یزید هم موفق به دیدار امام زمانش شد و اتفاقا ایشان را هم می شناخت و می دانست فرزند امام علی(علیه السلام) و نوه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است اما نسبت به امام زمان خودش معرفت حقیقی و اطاعت پذیری نداشت. پس دیدار بدون شناخت ظاهری و شناخت ظاهری بدون معرفت و بدون اطاعت پذیری سبب نجات نمی شود و بی فایده است. پس دو کار مهمی که باید صورت بگیرد یکی تغییر در خودمان به جهت تلاش برای رسیدن به معرفت و درک شخصیت والای امام است و کار مهم دیگر، تقویت اطاعت پذیری از امام و ترک انواع گناهان و انجام انواع حقوقی است که بر گردن ماست. آنچه مهم است و می تواند برای همه اتفاق بیفتد وصل به امام در دل و توانایی برقراری ارتباط روحی و قلبی با امام است اما دیدار ظاهری اگر چه تاکنون برای علما و عرفا که به درجات بالای تقوا رسیده اند اتفاق افتاده اما برای دیگران که در مراحل مختلف سلوک اند ممکن است اتفاق نیفتد چرا که ممکن است آزمایش انسان در اطاعت پذیری از غیب باشد. گاهی خدا می خواهد ما را در ورطه این آزمون قرار بدهد که
1) - ابن شهرآشوب مازندرانى، مناقب آل أبی طالب (علیه السلام)، ج 4، ص 237، ، علامه، قم، 1379ق؛ علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج 47، ص 123، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق.
چه کسی خدا و امام زمانش را بدون اینکه آنها را ببیند همراهی می کند. چون این گونه یاری کردن و این گونه اطاعت پذیری از امام غایب و دور از نظر، نشان از ایمان به غیب و ایمان قلبی دارد. خداوند هم در قرآن یکی از نشانه های مومنان را ایمان به غیب می داند: " الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ(1)(آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند). از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه 2و3 سوره بقره نقل شده است که :" مراد از متقین، شیعیان علی (علیه السلام) هستند و غیب نیز حجت غائب می باشد"(2).
اما عده ای دیگر می گویند هر وقت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیایند ما می رویم خدمت آقا و به همراه ایشان جهاد میکنیم و ایشان هرکار بگویند انجام می دهیم. اما غافل از اینکه دستورات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان دستورات اهل بیت علیهم السلام است. پس کسی که الان عمل نکند فردا چطور از عهده عمل به دستورات برخواهد آمد؟ جهاد در میدان نبرد، جهاد اصغر است و جهاد در راه مبارزه با نفس، جهاد اکبر. منتظر فرج، در دوره انتظار در حال عمل به وظایف و تکالیف و جهاد با نفس و اصلاح خود و جامعه است. مثل کسی که منتظر زمان رسیدن امتحان یا زمان یک مصاحبه شغلی است مسلما دوره انتظار قبل امتحان و قبل مصاحبه، دوره بیکار نشستن نیست. دوره تلاش بسیار و کسب آمادگیهای لازم برای انتخاب شدن است.
اما بیایید با هم برویم سراغ وظایف منتظران. این وظایف بر مبنای آیات قرآن و روایات و مشتمل بر مواردی از کتاب مکیال المکارم و البته مواردی افزون بر آن است. از خداوند می خواهیم که به ما توفیق عمل به آنچه می دانیم و آنچه می گوییم را بدهد و ما را به سرمنزل مقصود برساند.
در قرآن آمده است: «و (مشرکان وقتی خبر رجعت را شنیدند) گفتند:" اگر راست می گویید این پیروزی چه وقت خواهد بود؟»(1).
در نتیجه از دست دادن صبر و یقین در این زمینه، ما را به مشرکان نزدیک می سازد. اما در مورد مومنان در سوره عنکبوت آیه 59 داریم: "الذین صبروا و علی ربهم یتوکلون".
همچنین خداوند در آیه 1 سوره نحل می فرماید: "أَتَىٰ أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ" (امر خداوند آمد، در آن شتاب نکنید).
سوال: در برخی از احادیث از عجله کردن در فرج امام زمان (علیه السلام) نهی شده است. مراد از این عجله چیه؟
پاسخ:
عجلۀ نهی شده اقسام مختلفی دارد که می توان آنها را در سه دسته زیر خلاصه کرد:
✓ نوع اول عجلهای که سبب ناامیدی از فرج آن حضرت شود. یعنی فرد به جهت کمطاقتی و کمصبری بگوید اگر شدنی بود تا حالا باید اتفاق می افتاد و عجله ای که انسان را در شک و تردید یا انکار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیندازد یا احادیث مربوطه را منکر شود یا آنها را مطابق نظر و دلخواه خودش تفسیر کند به طوریکه بر خلاف صریح سایر احادیث یا آیات باشد یا بر اثر عجله ناامید شده و دست از دعا کردن بردارد.
✓ نوع دوم عجلهای که به انکار حکت و عدل الهی منجر شود یا منافی با تسیلم و رضای به امر خداوند باشد.
✓ نوع سوم عجلهای که سبب پذیرفتن و پیروی کردن از مدعیان دروغین شود. یعنی چون فرد عجله دارد و کم طاقت است به محض خیال و شبهه، به مدعیان دروغین اعتماد کند.
1) - سوره سجده ایه 28 .
✓ پس این بحث با دعا برای تعجیل در فرج متفاوت است و دعا برای تعجیل در فرج حضرت، با داشتن صبر و راضی بودن به امر الهی، از موارد مورد تاکید در احادیث است و دعا نکردن در این زمینه خود یکی از موانع فرج است(1).
خداوند در قرآن در ایه 29 سوره سجده می فرماید: "بگو: «روز پیروزى، ایمان آوردن، سودى به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمىشود»
از ابندرّاج در این زمینه نقل شده است که: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که دربارهی آیه: قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلَا هُمْ یُنظَرُونَ میفرمود: «یوم الفتح (روز فتح و پیروزی) روزی است که دنیا برای ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهیّا میشود و [در آن روز] تقرّبجستن به ایمان، تنها برای کسی سودمند است که پیش از آن هنگام، مؤمن باشد و به آن فتح و پیروزی، یقین داشته باشد. پس تنها مؤمن است که ایمانش برای او سودمند است و نزد خداوند قدر و منزلت والایی دارد و در روز قیامت و روز برانگیختهشدن انسان از قبر، باغهای بهشتی، به خاطر او آراسته و مزیّن میشود و آتش جهنّم خداوند از او پرده در میکشد»(2).
خداوند در سوره انبیا ایه 1 می فرماید:
"حساب مردم به آنان نزديك شده، درحالىكه در غفلتند و روى گردانند!"
امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند:" کسی که هر روز به حساب اعمال خود نرسد از ما نیست. پس اگر کار نیک کرده است، از خداوند توفیق بیشتر آن را بخواهد و اگر کار بد کرده است از آن کار استغفار کند و آمرزش بخواهد و به سوی خدا توبه کند"(1).
خدایا به ما توفیق بده یک قلم و کاغذ برداریم یک دفترچه برای خودمان تهیه کنیم و خودمان به حسابمان رسیدگی کنیم.
از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ اَلْأَكْبَرِ. (بررسى اعمال و كارهاى خود را بنمائيد پيش از آنكه شما را بازپرسى و محاسبه نمايند و وزن و ارزش خود را بدست آوريد قبل از آنكه شما را ارزيابى نمايند و خود را براى عرضه شدن بر حق آن عرضه بزرگ و احضار وحشت زا آماده سازيد)(2).
اما محاسبه نیاز به معیار و شاخص دارد و باید بفهمیم که در محاسبه چه چیزهایی را باید مد نظر قرار دهیم. خداوند در سوره شعرا ، 8 بار از قول پیامبران الهی تکرار می کند که: "فاتقوالله واطیعون". پس محاسبه اعمال باید با توجه به میزان رعایت تقوا و اطاعت پذیری باشد. اما سنجش میزان تقوا بستگی دارد به اینکه الان در چه مرحله ای از تقوا هستیم و می خواهیم به چه مرحله ای برسیم.
امام صادق(علیه السلام) براساس آیات قرآن، تقوا را دارای سه درجه میداند و میفرماید:
«التَّقوی عَلی ثَلاثَهِ اَوجُهٍ: تَقوی بِاللهِ وَهُوَ تَرکُ الحَلالِ فَضلاً عَنِ الشُّبهَهًِْ، وَهُوَ تَقوی خاصِّ الخاصِّ؛ وَتَقوی مِنَ اللهِ تَعالی وَهُوَ تَرکُ الشُّبهاتِ فَضلاً عَنِ الحَرامِ، وَهُوَ تَقوی الخَاصِّ؛ وَتَقوی مِن خَوفِ النَّارِ وَالعِقابِ وَهُوَ تَرکُ الحَرامُ، وَ هُوَ تَقوی العامِ...»؛
تقوا سهگونه است: اول تقوا از خوف آتش و عذاب که همان ترک حرام باشد و در واقع تقوای عوام است. دوم تقوای از خدا (نه از خوف جهنم) که ترک شبهات است و این مرتبه تقوای خواص است. سوم تقوای فى الله و آن ترک حلال برای دچار نشدن به شبهات است(1).
ما در اینجا به تقوای عام می پردازیم و هر کس از این مرحله گذشته باید به دنبال مراحل دیگر باشد. برای تقوای عام توجه به لیست گناهان و محرمات خیلی مهم است. برخی فکر می کنند خوب ما که نماز و روزه مان ترک نمی شود و مثلا حجابمان هم که خوب است پس ما فعل حرامی انجام نمی دهیم. اما مساله بسیار ریزتر و جزیی تر از اینهاست. بعضی از گناهان و کارهای ناپسند هم به خاطر شیوع زیاد آن، متاسفانه حتی به ذهن برخی نمی رسد که جزو گناهان باشد مثل خنده و شوخی با نامحرم، شهادت دروغ دادن، انتشار یا استفاده از فایلهای رایگان کتابها از اینترنت بدون اینکه مولف و ناشر آن رضایت داشته باشند و ... .
لذا خواندن کتابها و متون راجع به انواع گناهان، خصوصا گناهان کبیره و تهیه لیست کامل محرمات خیلی در این زمینه توصیه می شود. همچنین برای محاسبه اعمال، در مرحله اول تهیه دفترچه ای که در آن لیست محرمات و گناهان نوشته شده باشد تا با توجه به آنها حسابرسی صورت بگیرد خیلی کمک کننده است.
تقوا باید در کل اعضا و جوارح جاری شده باشد. اهمیت تقوای اعضای بدن آنقدر زیاد است که:
حضرت زهرا (علیها السلام) درباره روزه اعضا میفرمایند: «روزهداری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نمیکند، با روزهاش چه میخواهد بکند؟ (روزهاش به هیچ دردی نمیخورد و بیفایده است)»(2)
در ادامه به چند مورد از موارد تقوای برخی جوارح بدن اشاره می شود.
در روایات بیان شده است که چشم کمترین شکرگزاری را در میان اعضای بدن دارد. (یعنی گناهان بیشتری توسط آن انجام میشود).
امام علی(علیه السلام) فرمود: «چشم در میان اعضای بدن کمترین شکرگزاری را دارد، پس خواسته هاى آنرا اجابت نکنید که شما را از ذکر خدا دور میکند»(1).
لذا سفارش شده است از گناهانی که به وسیله چشم انجام میشود، دوری کنید.
برخی از گناهان چشم عبارتاند از(2)
https://www.islamquest.net/fa/archive/fa99313/tmpl/component/printme/1
www.porseman.com/article/amp/گناهان-چشم/181316
:1 . نگاه به نامحرم
آن دسته از نگاههای آلوده به نامحرم که ممکن است انسان را به گناه و روابط نامشروع بکشانند، در دین اسلام حرام بوده و تیری از تیرهای مسموم شیطان معرفی شده است(3).
2 . نگاه غضب آلود به افراد با ایمان
1) - بحار ج 104، ص 36؛ تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، ص 190، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1366ش.
2) - ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه، شیخی، حمیدرضا، قم، انتشارات دارالحدیث، 1377، ج 5، ص 404؛ نراقی، احمد بن محمد مهدی، معراج السعادة، نشر هجرت، قم، 1378، ص 690؛
3) - برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج 1، ص 109، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
احترام مؤمن در روایات، در ردیف احترام به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، قرآن و کعبه قرار گرفته است؛ لذا نگاه محترمانه به او دارای ثواب و در مقابل، نگاه غضبآلود به او گناه به حساب میآید(1).
3 . نگاه حسرتآمیز به امکانات و اموال دیگران
در اسلام، تولید ثروت و همچنین جمعآوری مال و سرمایه با رعایت موازین شرعی جایز است و داشتن مال و ثروت ناپسند نیست، بلکه دنیاپرستی و ترجیح دنیا بر آخرت و نیز حسرت خوردن بر اموال دیگران شایسته نیست(2).
اسلام توصیه میکند که وضعیت خود را با افرادی مقایسه کنیم که امکانات کمتری از ما دارند و نه آنانی که اموال بیشتری دارند. در این راستا، نه حسرتخوردن به اموال ثروتمندانی صحیح است که از راه مشروع به این ثروت دست یافتهاند و نه غصهخوردن از نداشتن امکاناتی که به صورت نامشروع در اختیار قارون و قارون صفتان قرار گرفته است.
4 . مطالعه کتابهای گمراهکننده
مانند کتابهای آموزش سحر و جادوگری: از نظر اسلام، خود جادوگری، آموزش آن و نیز کسب درآمد از آن، ممنوع و حرام و از گناهان کبیره است و بر اساس تعبیر برخی روایات، همسان با کفر است(3).
کتابهای مرتبط با ادیان و نظریات منحرف: مطالعه کتابهای ادیان دیگر و نظریات نادرست برای کسانی که مطالب حق و باطل آن را تشخیص میدهند و یا علما و دانشمندانی که متون اسلامی را شناخته و اعتقاد راسخ دارند و می خواهند به انحرافات کتب
1) - تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، ص 190، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1366ش.
2) - برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج 1، ص 109، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
3) - تفسیر اهل بیت علیهم السلام؛ ج1، ص582.
ضاله دست یافته و مردم را از گمراهی نجات دهند اشکالی ندارد. در غیر این صورت، اگر فرد اطلاعات کافی ندارد و اهل تحقیق نیست و با دیدن چند شبهه عقیده اش را از دست می دهد و احتمال انحراف عقیده داشته باشد، جایز نیست(1).
کتابهای شهوتانگیز: خواندن برخی کتابها و داستانها به ویژه در آغاز جوانی و سن بلوغ، زمینه گناه و دوری از یاد خدا و غفلت برای انسان را فراهم مینماید، بنابراین لازم است از آنها دوری شود. دیدن صحنه های شهوت انگیز در کلیپ ها و فیلمها هم مواردی است که زمینه ساز گناه است و انسان باید از آنها دوری کند.
از نظر اسلام، هر شخصی دارای یک حریم خصوصی است که دیگران نباید وارد آن حریم شوند؛ لذا خواندن اسرار زندگی دیگران حرام است. همچنین نگاه کردن به مطالب افراد دیگر بدون اجازه آنها، وارسی تلفن همراه همسر یا افراد دیگر بدون اجازه آنها نیز از این قبیل می باشد. همچنین نکته ای که گاها از آن غفلت می شود این است که بر اساس فتوای فقها، " نگاه به داخل خانه دیگران حرام است" (2).
از نگاه اسلام هیچ کسی حق ندارد دیگران را با چشم حقارت نگاه کند؛ چرا که ممکن است آن شخص نزد خدا آبرومندتر باشد.
برای گوش گناهان مختلفی است که اجتناب از آنها واجب است(1)
https://nidamat.com/category/types/external/actual/listen-sins/
.http://www.asrislam.com/fa/news/22322/گناهان-گوش-کدامند
نراقی، احمد بن محمد مهدی، معراج السعادة، نشر هجرت، قم، 1378، ص 690.
. از امام صادق علیه السلام نقل شده است:"بر گوش واجب شده است که از گوش دادن به آنچه خداوند حرام کرده دورى کند، از آنچه خداوند عزّ و جلّ نهى کرده و شنیدنش بر آن حلال نیست اعراض کند و به آنچه خداوند عزّ و جلّ را ناخشنود و خشمگین مىکند گوش ندهد".
فَرَضَ عَلى السَّمعِ أن یَتَنَزَّهَ عنِ الاستِماعِ إلى ما حَرَّمَ اللّهُ، و أن یُعرِضَ عَمّا لا یَحِلُّ له مِمّا نَهَى اللّهُ عَزَّ و جلَّ عَنهُ، و الإصغاءِ إلى ما أسخَطَ اللّهَ عَزَّ و جلَّ(2).
همچنین از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است:
السامِعُ لِلغِیبَهِ کالمُغتابِ.
شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است(3).
و در حدیثی دیگر از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است:
فَفَرَضَ على السَّمعِ أن لا تُصغِیَ بهِ إلى المَعاصِی، فقالَ عَزَّ و جلَّ: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُم فِی الکِتابِ أنْ إذا سَمِعْتُم آیاتِ اللّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهزأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُم حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ إنَّکُم إذا مِثْلُهُم إنَّ اللّهَ جامِعُ المُنافِقِینَ و الکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعا»(1).
پس بر گوش این وظیفه نهاده شده که با آن به معاصى گوش ندهى؛ خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «و در این کتاب بر شما نازل کرد که چون شنیدید کسانى آیات خدا را انکار مىکنند و آن را به ریشخند مىگیرند، با آنان منشینید تا آن گاه که به سخنى دیگر پردازند و گرنه شما نیز همانند آنها خواهید بود و خدا همه منافقان و کافران را در جهنم گرد مىآورد»(2).
(لذا می توان نتیجه گرفت خواندن، نگاه کردن یا گوش کردن به مطالب و برنامه های ضد دین چه در فضای مجازی و چه در کانالهای ماهواره ای که به تمسخر مقدسات می پردازند کار درستی نیست مگر برای کسانی که به دنبال پاسخ دادن به شبهات مطرح شده از جانب آنان می باشند.)
و نیز گناهان دیگر گوش گناهانی است مثل:
✓ گوش دادن به غیبت
✓ گوش دادن به تهمت
✓ گوش دادن به تمسخر
✓ گوش دادن به موسیقی های حرام
✓ گوش دادن به صدای نامحرم به قصد لذت
✓ استراق سمع و امثال اینها
(البته درمورد گناهان اعضای بدن باید گفت که بستگی به شرایط هم دارد مثلا در پیش قاضی، صحبت از عمل زشت شخصی برای گرفتن حق فرد و یا دفاع از خود، گناه غیبت را ندارد).
مرحوم «فيض كاشانى» در كتاب «المحجّة البيضاء»(1)و «غزالى» در «احياء العلوم»(2)
بحث مفصلی تحت عنوان گناهان زبان ذكر كرده اند که در اینجا به برخی از آنها و یا مصادیق آنها اشاره می کنیم:
1 - گفتگو كردن در امورى كه به انسان مربوط نيست (و در سرنوشت او اثر مادّى و معنوى ندارد)، بيهوده گويى و پرحرفى.
2 - گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار (و مجالس گناه) و وصف زنان آلوده.
3 - جرّ و بحث هايى كه براى تحقير ديگران انجام مى شود، و نیز بحثهايى كه به عنوان اظهار فضل و برترى جويى است.
4 - بد زبانى و فحش دادن.
5 - لعن كسى كه مستحقّ لعن نيست.
6 - اشعارى كه محتواى باطل دارد يا با آهنگ لهوى خوانده مى شود.
7 - مزاح و شوخى هاى ركيك و زشت.
1) - المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، ملا محسن فيض كاشانى، محقق/ مصحح: غفاری، على اكبر، مؤسسه انتشارات اسلامى جامعه مدرسين، قم، چاپ چهارم، 1417 ه.ق، ج 5، ص 199، «الافة الأولى الكلام فيما لا يعنيك...»
2) - إحياء علوم الدين، ابو حامد غزالى، دار الكتاب العربى، بيروت ، بی تا، ج 8، ص 205، «اعلم أن أحسن أحوالك أن تحفظ ألفاظك...»
8- تمسخر و استهزاى ديگران.
9 - فاش كردن اسرار مردم.
10 - وعده هاى دروغ دادن.
11 - دروغ و خبرهاى خلاف گفتن.
12 - غيبت كردن.
13 - سخن چينى (حرف اين را براى آن بردن و ميان دو نفر يا دو گروه آشوب بپا كردن).
14 - نفاق در سخن (در پيش رو چيزى گفتن و در پشت سر چيز ديگر).
15 - ستايش از كسانى كه شايسته ستايش نيستند.
16 - نسنجيده و بى مطالعه سخن گفتن كه غالباً توأم با خطاها و خلافها است.
17 - تهمت زدن.
18 - شهادت به باطل.
19 - خودستايى.
20 - نشر شايعات بى اساس و اكاذيب و اشاعه فحشاء.
21 - خشونت در سخن و بى ادبى در كلام (خصوصا تندی در صحبت با والدین، تندی در صحبت با استاد و معلم)، با القاب زشت کسی را صدا زدن.
22 - ايذاء ديگران با گفتار و به اصطلاح نيش زبان زدن.
23 - مذمّت كسى كه سزاوار مذمّت نيست.
24 - كفران و ناسپاسى با زبان.
25 - تبليغ باطل و تشويق بر گناه و امر به منكر و نهى از معروف.
و ....
در اینجا تقوای شکم را در چند عنوان مورد توجه قرار می دهیم(1)
-لقمه حرام- ویکی فقه
-پرسمان دانشگاهیان (https://www.porseman.com/article/amp/شهوت-شکم-و-درمان-پرخوری/178056)
.در سیره رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میبینیم که با دقت بسیار، چیزی را از کسی میپذیرفت و تا یقین به حلال بودن آن پیدا نمیکرد، آن را نمیخورد.
داستان «امّ عبدالله» خواهر «شدّاد بن اوس» به خوبی روایت فوق را تبیین مینماید. در تاریخ نقل است: «پس از روزی دراز و بس سوزان، امّ عبدالله ظرف شیری برای افطار رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرستاد. حضرت ظرف را به وی بازگرداند و به وی پیغام فرستاد که: این شیر را از کجا آوردهای؟ امّ عبدالله گفت: از گوسفند خویش. سپس فرمود: این گوسفند را از کجا آوردهای؟ امّ عبدالله گفت: از مال خود خریدهام. سپس ایشان، شیر را آشامید. فردای آن روز، امّ عبدالله نزد پیامبر خدا
1) - برگرفته از:
(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! به خاطر گرمی هوا و درازی روز، ظرف شیری برایتان فرستادم؛ امّا شما آن را همراه پیکی باز گرداندی؟ پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «بِذَلِکَ اُمِرَتِ الرُّسُلُ اَنْ لَا تَاکُلَ اِلَّا طَیِّباً وَلَا تَعْمَلَ اِلَّا صَالِحاً(1)
به همین خاطر، پیامبران، فرمان یافتهاند که جز حلال نخورند و جز کار نیک، انجام ندهند»
بر همین اساس در وصیتش به امام علی (علیهالسلام) میفرماید: «یَا عَلِیُّ! اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ اَنْ یَتَعَلَّمَهَا فِی الْمَائِدَةِ اَرْبَعٌ مِنْهَا فَرِیضَةٌ وَاَرْبَعٌ مِنْهَا سُنَّةٌ وَاَرْبَعٌ مِنْهَا اَدَبٌ فَاَمَّا الْفَرِیضَةُ فَالْمَعْرِفَةُ بِمَا یَاکُلُ...؛(2)
یا علی! دوازده خصلت است که سزاوار است انسان مسلمان در رابطه با غذا خوردن فرا گیرد؛ که چهارتا از آن واجب و چهارتای دیگر سنت و مابقی (جزء) ادب (سفره) است: (یکی از واجبات) شناخت به آن چیزی است که میخورد...»
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «اَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛(3)پرهیزکارترین مردم کسی است که در کنار امور شبههناک (که معلوم نیست حلال است یاحرام) توقف نماید».
نقل شده است که: «روزی پدر جناب مقدس اردبیلی در کنار نهر آبی نشسته بود. دید سیبی بر روی آب روان است. سیب را برداشته و از آن قدری تناول کرد؛ اما ناگهان پشیمان شد که چرا بدون اجازه صاحبش در آن تصرف کرده است. بدینجهت در مسیر آب حرکت کرد تا ببیند این سیب از کجا آمده است. بالاخره به باغی رسید که درخت سیب داشت و آب از آن باغ بیرون میآمد. مالک آن را یافت و ماجرا را شرح داد و از او طلب رضایت کرد. آن مرد رضایت نداد. گفت: قیمتش را میدهم. گفت: راضی نمیشوم. بالاخره بعد از اصرار زیاد صاحب باغ گفت: من با یک شرط از شما راضی میشوم. دختری دارم کر و کور و کچل و لال و مفلوج. اگر با او ازدواج مینمایی، رضایت میدهم. پدر مقدس اردبیلی که دید چارهای جز این ندارد، پذیرفت و
1) - مقریزی، تقیالدین، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال والاموال والحفدة و...، ج2، ص334، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیة، اوّل، 1420 ق. و همچنین: محمدی ریشهری، محمد، حکمت نامه پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، ج13، ص348، دارالحدیث، قم، اول، 1386 ش.
2) - شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج1، ص486.
3) - شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج1، ص16، انتشارات جامعه مدرسین، قم، دوم، 1403 ق.
تن به این ازدواج داد. عقد را جاری کردند. شب زفاف داخل حجله شد و دختر خوش جمال و صحیح و سالمی را در حجله دید. از حجله بیرون آمد و نزد پدر عروس رفت و گفت: آن دختری که برای من وصف کردی، این نیست! گفت: این همان است؛ اما اینکه گفتم کور است؛ چون چشمش نامحرمی را ندیده، و اینکه گفتم کچل است؛ یعنی مویش را نامحرمی ندیده. گفتم لال است؛ یعنی با مرد بیگانه سخن نگفته و گفتم مفلوج است؛ یعنی از خانه بیرون نرفته است. من مدتها انتظار داشتم که این دختر را به همسری مثل شما بدهم و چون جدیت شما را در رضایت گرفتن برای خوردن یک سیب دیدم، این شرط را قرار دادم(1)و البته از چنین پدری باید پسری همچون مقدس اردبیلی تربیت شود.
امام حسین (علیهالسلام) در تحلیل علل واقعه عاشورا خطاب به مردمی که در روز عاشورا به جنگ او آمده بودند و حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نبودند، میفرماید: «وای بر شما! چرا ساکت نمیشوید و سخن مرا گوش نمیکنید؛ در حالی که من شما را به راه هدایت دعوت میکنم؟ کسی که از من اطاعت کند، هدایت میشود و کسی که نافرمانی نماید، هلاک و کافر خواهد شد. شما مرا اطاعت نمیکنید، گوش به سخن من نمیدهید».
بعد حضرت در علت این مسئله میفرماید: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُمْ؛ به تحقیق که شکمهای شما از حرام پر شده و به قلبهای شما مُهر (قساوت) زده شده است(2). لقمههای حرامِ یاران یزید باعث شد که امام معصوم (علیهالسلام) و فرزندان او را تشنه به شهادت برسانند و خانوادهاش را به اسارت بگیرند و برای این اقدام جشن و پایکوبی به راه بیاندازند.
در سخنان اولیای دین، عدم استجابت دعا(1)، عدم قبولی اعمال(2)، سیاهی دل(3)، لعن فرشتگان(4)، و محروم شدن از کوثر و شفاعت اهل بیت (علیهمالسلام)(5)، داخل شدن به جهنم، ثبت گناه به عوض عبادت، محرومیت از دوستی امام علی(علیه السلام) از جمله آثار لقمه حرام است.
امیرالمومنین (علیهالسّلام) میفرمودند: «لَیْسَ بِوَلِیٍّ لِی مَنْ اَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً؛
کسی که به حرام، مال مومنی را بخورد هرگز دوستدار من نیست(6)».
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «همانا برای خدا فرشتهای بر بیتالمقدس است که هر شامگاه ندا میدهد: هر کس حرامی بخورد از او نه عمل مستحبی قبول میشود و نه عمل واجب(7)».
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند: « مَنْ اَکَلَ لُقْمَهَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاهٌ اَرْبَعِینَ لَیْلَهً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهٌ اَرْبَعِینَ صَبَاحاً وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ اَوْلَی بِهِ وَ اِنَّ اللُّقْمَهَ الْوَاحِدَهَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل شب نمازش قبول نمیشود و تا چهل صبح دعایش مستجاب نمیگردد و هر گوشتی که در بدن او از حرام روییده شود، به آتش جهنّم سزاوارتر است و هر یک لقمه حرام، باعث روییدن گوشت در بدن میشود(8).
1) - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج63، ص314.
2) - ابن فهد حلی، احمد بن فهد، عوالی اللئالی، ج1، ص365، دار الکتاب الاسلامی، اول، 1407 ق.
3) - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج45، ص8.
4) - طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص150، شریف رضی، قم، چهارم، 1412 ق. و همچنین: طبری، عمادالدین، بشارة المصطفی، ص28، چاپ کتابخانه حیدریه، نجف اشرف، 1383 ق.
5) - قاضی نعمان مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج2، ص351.
6) - ورام بن ابی فراس حلی، مجموعه ورام (تنبیه الخواطر)، ج1، ص16.
7) - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج100، ص16.
8) - بحار الأنوار. العلامة المجلسی. تحقیق: السید إبراهیم المیانجی ، محمد الباقر البهبودی. دارالاحیاء التراث. بیروت. الطبعة الثالثة.......... 1403 - 1983 م. ج63. ص 314.
در حدیث شریفی از امام محمد باقر (علیهالسّلام) آمده است که میفرمایند: «اِنَّ اَوَّلَ مَا یُحَاسِبُ بِهِ العَبدُ اَلصَّلاةُ فَاِن قُبِلَت قُبِلَ مَا سَوَاهَا» اولین چیزی که (در روز قیامت) از بنده مورد حسابرسی قرار میگیرد، نماز است. اگر نماز پذیرفته شود، مابقی (اعمال) نیز پذیرفته میشود(1).
لذا پذیرفته نشدن نماز به خاطر لقمه حرام، نکته ای است که باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد.
لقمه حرام نه تنها روی خود فرد تاثیر دارد بلکه روی نسل او هم اثر گذار است:
امام صادق (علیهالسّلام) میفرمایند: «کسب حرام، پیامدش در اولاد انسان آشکار میشود(2)»
اما اگر کسی لقمه حرامی خورده و الان پشیمان است حدیث داریم اگر توبه کند خدا نیز به سمت او باز می گردد:
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند:
« مَنْ اَکَلَ الْحَلَالَ قَامَ عَلَی رَاْسِهِ مَلَکٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّی یَفْرُغَ مِنْ اَکْلِهِ … اِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَهُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضِ وَ مَا دَامَتِ اللُّقْمَهُ فِی جَوْفِهِ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ اِلَیْهِ وَ مَنْ اَکَلَ اللُّقْمَهَ مِنَ الْحَرَامِ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَاِنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ اِنْ مَاتَ فَالنَّارُ اَوْلَی بِهِ : هرکه از حلال غذا بخورد، فرشته ای بالای سر او می ایستد و تا هنگامی که دست از خوردن بکشد برایش استغفار می کند… اگر لقمه ای از حرام در شکم بنده وارد شود، تمامی فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت می کنند و تا آن هنگام که آن لقمه داخل شکمش است خداوند به او نظر نمی کند و هر کس که لقمه حرامی بخورد غضب خدا را برای خود فراهم ساخته است؛ پس اگر توبه کند، خدا نیز به سوی او باز می گردد و اگر[در این حال] بمیرد پس آتش او را سزاوارتر است(3)»
غیر از مواردی مثل سرقت و ربا و غیره که نامشروع بودنش واضح است بعضی عایدی های دیگر مثل کم فروشی، رشوه گرفتن در ادارات و مطب دکتر و کسب مال از راه دروغ گفتن جزو مصادیق درآمد نامشروع و حرام است. بعضی از معاملاتی که به شرط سود ثابت است باید حتما فرد حکم آن را بپرسد که جزو معاملات ربوی نباشد و از حلال بودن درآمدش اطمینان حاصل کند.
در قرآن آمده است: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛» بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد(1).
و در آیه دیگر چنین آمده است: کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ از میوه آن، به هنگامی که به ثمر مینشیند، بخورید! و حق آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد!(2)
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مَا مَلأ آدَمِیٌّ وِعَاءً شَرَّا مِنْ بَطْنِهِ؛ آدمى ظرفى را بدتر از شكم، پر نكرده است(3)
و نیز فرموده اند:
«لا تُمیتُوا القلوبَ بکثره الطعام و الشراب فانّ القلوب تموت کالزرع أذا کثُر علیه الماء»؛
با خوردن و آشامیدن زیاد دلها را نمیرانید، زیرا همانگونه که زراعت بر اثر آب زیاد از بین میرود، قلبها نیز بر اثر پرخوری میمیرن.(1)«
و همچنین ایشان فرموده اند:
ثَلاثَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ: قِلَّةُ الکَلامِ، وقِلَّةُ المَنامِ، وقِلّةُ الطَّعامِ. ثَلاثَةٌ یُبغِضُهَا اللّهُ: کَثرَةُ الکَلامِ، وکَثرَةُ المَنامِ، وکَثرَةُ الطَّعامِ؛ خداوند، سه چیز را دوست مى دارد : کم گویى، کم خوابى، و کم خورى؛ و سه چیز را دشمن مى دارد: پُرگویى، پُرخوابى، و پُرخورى(2).
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: و اقرب ما یکون العبد من الله اذا جاع بطنه و ابغض ما یکون العبد الی الله اذا متلاء بطنه؛ نزديكترين زمان بنده به خداوند عزّ و جلّ هنگامى است كه شكمش سبك باشد و مبغوضترين زمان بنده به خداوند عزّ و جلّ زمانى است كه شكمش پُر باشد(3).
در حدیث معراج آمده که خداوند به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ای احمد! آیا می دانی با کدام حالت و وقت، بنده به من تقرّب می جوید؟. گفت: نه، ای پروردگار! فرمود: آن هنگام که گرسنه یا در حالت سجده باشد(4).
البته منظور از گرسنگی، گرسنگی افراطی نیست که انسان حال عبادت نداشته باشد. چرا که غذا خود وسیله ای برای تقویت جسم در جهت انجام تکالیف الهی است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره سنت و سیره عملی خویش در خوردن میفرماید: انا ناکل ولانشبع؛ ما میخوریم اما سیر نمیشویم(1)و نیز فرمودند: هر کس، از این خرسند می شود که خویش را از ابلیس برهاند، باید گوشت و چربی خود را با کم خوری، آب کند؛ چرا که با کم خوری، حضور فرشتگان و فراوان اندیشیدن در آنچه نزد خداوند است، را به دست می آورد(2).
با کمی خوراک و نوشیدنی، با نفس خویش جهاد کنید تا فرشتگان بر شما سایه بگسترند و شیطان از شما بگریزد(3).
سعدی در گلستان حکایت 22 گفته: عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی. صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضلتر بودی.
اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی *** تهی از حکمتی به علت آن که پری از طعام تا بینی
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: اگر مردم در خوردن اعتدال مى ورزيدند بدنهايشان سالم مى ماند(4).
مانعیت پرخوری و پرخوابی برای خودسازی و بندگی امری کاملا آشکار است، کسی که شهوت غذا و خواب دارد و از این دو بیش از حد تعادل و نیاز بدن لذت می برد، فرصت بندگی و لذت عبادت را از دست می دهد.
غذا خوردن زیاد باعث خواب آلودگی و سستی بدن می شود و قدرت و نشاط عبادت را از انسان می گیرد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کل وانت تشتهی وامسک وانت تشتهی؛ زمانی که میل به غذا داری غذا بخور و در حالی که هنوز میل و اشتها به خوردن داری، دست از خوردن بکش(1).
مفهوم این روایت آن است که احساس گرسنگی برای مومن سازنده است، البته نه به صورت افراطی، بلکه به صورت متعادل، چون گرسنگی مفرط، باعث ضعف قوای بدنی می شود و مرکب روح را که بدن است فاسد می کند.
امام علی (ع ) به امام حسن (علیه السلام) فرمود: اگر می خواهی سالم بمانی و از پزشک بی نیاز شوی، چهار امر را رعایت کن:
✓ بر سر سفره منشین مگر آنکه گرسنه باشی(اگر میل به غذا نداری نخور).
✓ تا زمانی که سیر نشده ای و اشتها باقی است دست از غذا بکش.
✓ غذا را پس از جویدن کامل در دهان، فرو بده.
✓ قبل از خواب قضای حاجت کن(2).
در عین حال قرآن انسان هایی را که برخی غذاها را بر خود حرام می کنند، سرزنش می کند و می فرماید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ؛ بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است ؟!(3).
بنابراین همان گونه که پرخوری و شکم پرستی شایسته انسان مومن و سالک نیست، حرام کردن و کاملا دست کشیدن از نعمت های الهی نیز کار درستی نمی باشد و همان طور که قبلا گفتیم آمده است که:
کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد(1).
به عنوان جمع بندی می توان گفت:
خوردن و آشامیدن جزو ضروریات حفظ بدن و مورد تاکید آیات و روایات هست.
اما هدف از خوردن و نوشیدن باید صحیح باشد که هدف ما باید الهی باشد مانند حفظ بدن به عنوان امانت الهی و از طرفی نیرو گرفتن برای انجام عبادات
لقمه باید حلال و تا جای ممکن به دور از شبهه باشد.
از اسراف کردن باید پرهیز شود حتی در لقمه حلال.
از زیاده روی در خوردن و آشامیدن پرهیز شود.
تا هنوز فرد گرسنه نشده سراغ غذا نرود و هنوز کاملا سیر نشده و هنوز اشتها باقی است (مثلا چند لقمه تا سیری) دست از غذا بکشد.
روزه داری در ایام مبارک رمضان و روزه های مستحبی نیز می تواند تمرین خوبی برای خودسازی و تقوای شکم باشد.
1) - .بخشی از آیه 31 سوره اعراف.
تا اینجا در راستای شناخت گناهان مربوط به اعضا و جوارح مواردی از تقوای چشم و گوش و زبان و شکم را گفتیم و شناخت گناهان دیگر اعضا و جوارح بدن را به شما واگذار می کنیم. البته غیر از گناهان اعضا و جوارح، گناهان دیگری هم هست که از اعتقادات و یا حالات درونی ما سرچشمه می گیرند مانند ناامیدی نسبت به رحمت خدا یا از طرف دیگر خوف نداشتن از خدا که هر دو جزو گناهان است.
یا انواع شرک داشتن مانند شرک خفی که اینها باید مد نظر قرار بگیرد و از آنها اجتناب شود. هر کدام از این موارد نیاز به بررسی کامل دارد و یک بحث مجزا را می طلبد. کتاب گناهان کبیره نوشته آیت الله دستغیب هم از کتبی است که می تواند در این زمینه مفید باشد.
اما مورد مهم دیگری که در محاسبه باید مد نظر قرار بگیرد حقوق مختلفی است که به گردن ماست. اگر حقوقی که به گردن ماست را نشناسیم نمی توانیم بفهمیم که در مورد آنها کوتاهی کرده ایم یا خیر.
اما یکی از موارد بسیار مهم در محاسبه، محاسبه حقوقی است که بر گردن ماست. در یک دسته بندی می توان این حقوق را به سه دسته حق الله، حق الناس و حق النفس تقسیم نمود.
بعضی حق الله را شامل مواردی مانند عبادات می شمارند. کمبودهایی که در نماز و روزه و... داشته ایم همه باید هم با توبه و هم با محاسبه و قضا کردن، جبران شود. اما هر گناهی حتی مواردی که ضایع کردن حق الناس هست هم به نوعی حق الله محسوب می شود چرا که هر معصیتی سرپیچی از فرمان خداست پس به نوعی حق الله محسوب می شود.
اما حق الناس مساله بسیار مهمی است که خداوند نیز از آن نمی گذرد. حق النفس هم شامل حق نفس خود انسان و حق اعضا و جوارح اوست.
امام سجاد (علیه السلام) در رساله حقوق که نامه ای است که به یکی از یاران خود می نویسند، انواع حقوقی که بر گردن ماست را بر می شمارند که می تواند سرلوحه ما و پایه و اساسی برای حسابرسی به اعمالمان باشد. برخی از حقوقی که در این رساله ذکر شده اند و در عصر ما هم وجود دارند در ادامه ذکر می گردند. البته مواردی که در اینجا می آید مربوط به رساله حقوقی است که در کتاب خصال(1)آمده است و مواردی که در ادامه می آید خلاصه شده آن است.
اولین نکته و البته مهم ترین نکته ای که حضرت می فرمایند این است:
«بدان که از سوی خدای عزوجل بر عهده تو حقوقی است که تو را در هر حرکت و آرامش و حالت و جایگاهی و در هر عضوی که به گردش در آوری و هر ابزاری که به کارگیری، در برگرفته است».
پس خود ایشان تاکید می فرمایند که حقوق خلاصه به این مواردی که در ادامه آمده نمی شود و در هر حرکت و سکون و هر مکانی که بروی و هر اندامی که حرکتش بدهی یا هر وسیله ای که استفاده کنی حقی واجب بر تو هست.
از طرفی در ادامه قسمت مقدمه می فرمایند که "... و دیگر حقهای معمول به قدر اسباب و عوامل که حالات و موقعیتهای گوناگون را پدید میآورند " که نشان میدهد این حقوق در حالات دیگر و موقعیت های دیگری غیر از موارد ذکر شده هم هست. پس مساله، خیلی دقیق و ظریف است و توجه کنید که می فرمایند: " حقی واجب" پس توجه به آنها خیلی ضروری است.
✓ حق خدا: در مورد حق خدا حضرت می فرمایند: " بزرگترین حق خدا بر تو آن است که او را بپرستی و هیچ شریکی برایش قرار ندهی. هرگاه خالصانه چنین کنی، خدا بر خود لازم میدارد که در کار دنیا و آخرت، تو را بس باشد".
1) - الخصال، شیخ صدوق، ص564
(توضیح: در اینجا توجه به عبارت "خالصانه" خیلی مهم است. انسان گاها کارها را برای رضایت و خوشایند رییس و مدیر و ... انجام می دهد یا برای خود نمایی که در واقع دچار شرک خفی می شود و این با شریک قرار ندادن برای خدا جور در نمی آید. لذا انسان باید دقت کند که تا جای ممکن از شرک خفی هم پرهیز کند. موارد شرک خفی خیلی دقیق و جزیی است و انسان خوب است مطالعه ای روی مصادیق شرک خفی داشته باشد.)
✓ "حق خود و اندامت: حق خودت بر تو آن است که هستیات را در راه اطاعت خدای عزوجل به کار بری". بعد امام اندام را برمی شمارند و حق آنها را می فرمایند.
✓ حق زبان: حق زبانت آن است که حرمتش را نگاه داری، ناسزا نگویی و عادتش دهی به نیکی و رها کردن سخنان زیادی و بیفایده، و خوبی به مردمان و خوشسخنی در بین آنها.
✓ حق گوش: حق گوش آن است که آن را از شنیدن غیبت و آنچه گوش سپردن به آن روا نیست، پاک و منزه بداری.
✓ حق چشم: حق چشم آن است که از آنچه برای تو حلال نیست، بپوشانیاش و با آن، به دیده عبرت بنگری.
✓ حق دست: حق دست تو آن است که به سوی آنچه تو را نرسد، درازش نکنی.
✓ حق پا: حق پای تو آن است که با آن به جایی که برایت جایز نیست، راه نسپری، زیرا با همین پا است که بر صراط خواهی ایستاد، بنگر که تو را نلغزاند و در آتش نیفکند.
✓ حق شکم: حق شکم تو آن است که ظرف خوردنی های حرام قرارش ندهی و افزون بر سیری، نخوری.
✓ حق عضو جنسی: حق عضو جنسی تو آن است که از زنا حفظ کنی و نگذاری به آن بنگرند.
✓ حقوق کارها:
✓ حق نماز: "حق نماز آن است که بدانی نماز وارد شدن بر خدای عزوجل است و تو در حال نماز، در برابر خدای عزوجل ایستادهای. چون این را دانستی، همچون بندهای خوار و بیمقدار و مشتاق و نگران و امیدوار و ترسان و بیچاره و زار (وگریان) به نماز میایستی که خدایی را که در برابرش قرار گرفته با آرامش و وقار بزرگ میدارد. پس با دل و جان به نماز روی میکنی و آن را به شکلی درست و با تمام احکام و حقوقش به جای میآوری".
(توضیح: در اینجا توجه کنید که حضرت، حالت خوف و رجا و تضرع را با عبارت "الخائف الراجی المسکین المتضرع" یعنی ترسان امیدوار و مسکین گریان مورد تاکید قرار داده اند. ببینید مسکین چطور گدایی می کند نداری خودش را تبلیغ می کند تا دل دیگران به رحم بیاید، خصوصا اگر مسکین نداری اش را با گریه بگوید که حالت ترحم خیلی بیشتری را دریافت می کند و توجه بیشتری به دست می آورد. حالا اگر انسان بداند که مرده ای است که خداوند حی و زنده به او جان می دمد و فقیری است که همه چیزش از بدن و جوارح گرفته تا نیرو و قوه و فکر و همه را خدا به او داده و چند صباحی از ناحیه خدا صرفا به صورت امانت در دست او گذاشته شده پس چیزی از خود ندارد. در واقع انسان، مرده نداری است که هیج ندارد در برابر خدای زنده ای که همه چیز مال اوست با این حال و وصف اگر گریان خدا را بخواند ببینید چه میزان توجه خداوند را به خود جلب می کند! عبارات زیبایی در کلام امیزالمومنین علیه السلام هم هست در مناجات امیرالمومنین (علیه السلام) در مسجد کوفه داریم:
"مولایم ای مولای من، تو نیرومندی و من ناتوان، آیا رحم میکند به ناتوان جز نیرومند؟ مولایم ای مولای من تو بینیازی و من نیازمند، آیا رحم میکند به نیازمند جز بینیاز؟ مولایم ای مولای من، تو عطا بخشی و من گدا، آیا رحم میکند به گدا جز عطابخش؟ مولایم ای مولای من، تو زندهای و من مرده، آیا رحم میکند به مرده جز زنده؟"). در ادامه، امام سجاد علیه السلام حقوق را این طور می فرمایند:
✓ حق حج: حق حج آن است که بدانی حج، وارد شدن بر پروردگار و گریختن از دست گناهان به سوی او است و پذیرفته شدن توبه تو و انجام گرفتن واجبی که خدا بر تو لازم گردانیده، به واسطه حج است.
✓ حق روزه: حق روزه آن است که بدانی آن پردهای است که خداوند در برابر زبان و گوش و چشم و شکم و شرمگاه تو آویخته تا بدین وسیله تو را از آتش در امان بدارد، پس هرگاه روزه را ترک کنی، در واقع پردهای را که خدا بر تو پوشانده، پاره کردهای. (توضیح: چون می دانید که روزه دار واقعی کسی است که چشم و زبان و دیگر اعضایش هم روزه دار باشند و گناه نکنند لذا ترک روزه زمینه ساز انجام گناهان می شود.)
✓ حق صدقه : حق صدقه آن است که بدانی ذخیره و اندوخته تو است نزد پروردگارت و امانتی است که به گواه گرفتن بر آن، نیاز نداری. چون این مطلب را دانستی، به صدقهای که پنهانی دادهای، مطمئنتر خواهی بود از صدقهای که آشکارا پرداختهای. و بدان که صدقه در دنیا، بلاها و بیماری ها را و در آخرت آتش را از تو دور میگرداند."
✓ حق قربانى: حق قربانی آن است که با آن فقط خدا را قصد کنی و نه بندگانش را، و جز قرار گرفتن در معرض رحمت خدا و رستگاری روحت در روز ملاقات با او، غرض دیگری نداشته باشی. (توضیح: یعنی به خاطر حرف مردم گوسفند بزرگتری را انتخاب نکنی یا به خاطر اینکه نشان بدی که پولدار هستی و شان خودت را بخواهی با آن به رخ دیگران بکشی)
✓ حق مدیر سیاسی و حاکم: حق حاکم آن است که بدانی تو برای او وسیله آزمایش شدهای و او در سلطهای که از سوی خداوند بر تو دارد، به تو گرفتار است. پس نباید خود را در معرض خشم او قراردهی، در غیر این صورت، خود را با دست خویش به هلاکت افکندهای و در بدی های او نسبت به خود، شریک خواهی بود.
(توضیح: در بعضی نسخ حدیث همچنین آمده است:
برای او فروتنی و نرمش کن تا آنجا که رضایت او را به اندازه ای که زیانش به تو نرسد بدست آری و زیان به دین تو نرسد و در این باره از خدا یاری جویی).
حق پیشوای علمی (معلم و استاد): حق مدیر علمی و آموزگار تو آن است که او را بزرگ شماری و جلسه درسش را محترم بداری و خوب به او گوش بسپاری و به او توجه نمایی، و اینکه نزد او صدایت را بلند نکنی و سؤال هیچ یک از
✓ کسانی را که از او پرسشی دارند، پاسخ نگویی تا او خود پاسخ گوید و در جلسه درسش با کسی هم سخن نشوی و نزد او، غیبت کسی را نکنی، و اینکه هرگاه پیش تو از او بد گفتند، از او دفاع نمایی و کاستی هایش را بپوشانی و برتری هایش را آشکار سازی؛ با دشمنش همنشین نشوی و با دوستش، دشمنی نورزی. چون چنین رفتار کنی، فرشتگان خدا گواهی دهند که تو پروردگارت را قصد کردهای و دانش آموزگارت را به خاطر خدا فراگرفتهای نه به خاطر مردمان.
✓ حق زیردستان سیاسی (شهروندان): حق زیردستان سیاسی تو آن است که بدانی چون آنها ناتوان اند و تو قدرت داری، زیردست تو شدهاند پس باید در میان آنها به عدالت رفتار کنی و با آنها همچون پدری دلسوز و مهربان باشی و نادانیشان را بر آنها ببخشی و زود کیفرشان ندهی و خدا را به خاطر توانائی که در امور مربوط به ایشان به تو عطا کرده، سپاس گزاری کنی.
(توضیح: در واقع توجه به این نکته در کنار حق حاکم مهم است چرا که امام در عین حالی که نسبت به حاکم می فرمایند که " نباید خود را در معرض خشم او قراردهی" به حاکم هم می فرمایند " باید در میان آنها به عدالت رفتار کنی و با آنها همچون پدری دلسوز و مهربان باشی و ...")
✓ حق زیردست علمى( شاگرد): آن است که بدانى علمى که خدا به تو داده و خزانه ى حکمتى که به تو سپارده است، براى خدمت گزارى به آن هاست. اگر کارى را که به عهده ات نهاده است درست انجام دهى و چونان خزانه دار مهربانى رفتار کنى که خیر ارباب را در میان فرودستانش پاس مى دارد و شکیبا و مخلص است و چون نیازمندى را ببیند، از اموالى که در دست دارد در اختیارش مى گذارد، ره یافته و خدمت گزار و باایمان خواهى بود، وگرنه خائن به خدا و ظالم به خلق هستى، و سزاوارى که خدا علمش را از تو بازگیرد و قاهرانه با تو رفتار کند. ( توضیح: در واقع نشان می دهد استاد خزانه داری مهربان باید باشد که علمی را که خداوند به او به امانت سپرده به نیازمندان آن برساند).
حق همسر: حق همسر آن است که بدانی خدای عزوجل او را برای تو مایه آرامش و انس قرار داده. پس بدان که این سکونت و انس نعمتی از سوی خداوند در حق تو است. پس همسرت را گرامی بدار و با او مدارا کن، اگر چه رعایت
✓ حق تو، بر او لازمتر است. بیشک او بر تو حق رحمت و دلسوزی دارد، چون او در بند و اسیر تو است و تو باید خود خوراکش دهی و بپوشانیاش، و چون نادانی کند، او را ببخشایی.
(توضیح: در واقع نکاتی مثل توجه به نعمت داشتن همسر به عنوان مایه آرامش و انس، گرامی داشتن همسر، مدارا کردن با همسر، مهربانی کردن با همسر، رفتار دلسوزانه و بخشش نکاتی است که در اینجا حضرت در رفتار میان زن و مرد خصوصا به مردان توصیه کرده اند چون این نامه خطاب به یکی از یاران مرد ایشان است و توجه به این نکته هم داده اند که رعایت حق مرد بر زن لازم تر است که می تواند به همین دلیلی باشد که مرد موظف است خوراک و پوشاک زن را تامین کند و مرد باید بار مالی آن را به دوش بکشد و خستگی و استرس های شغلی را تحمل کند. از طرفی توجه به این نکته ضروری است که عیبها را دیدن عمدتا مربوط به قبل از ازدواج است تا انسان یک انتخاب درست و آگاهانه داشته باشد و در واقع بعد ازدواج وظیفه زوجین مهربانی کردن، چشم پوشی و مداراست).
✓ حق مادر: حق مادرت آن است که بدانی او چنان تو را برداشته و تحمل کرده که هیچ کس دیگری را چنان بر نمیدارد و از میوه قلبش چندان به تو عطا کرده که هیچ کس، به دیگری نمیبخشد. تو را با تمام هستی و اعضای بدنش حفظ و نگه داری کرده و هیچ باک نداشته که خود گرسنه باشد و تو را سیر کند و خود تشنه باشد و تو را سیراب گرداند و برهنه باشد و تو را بپوشاند و خود در آفتاب سوزان باشد و بر تو سایه افکند و به خاطر تو بی خوابی بکشد و تو را از گرما و سرما در امان بدارد تا تو برایش بمانی. تو توانایی سپاس گزاری از مادر را نداری مگر به یاری خدا و توفیق او.
✓ حق پدر: حق پدرت آن است که بدانی او اصل و ریشه تو است و اینکه اگر او نبود، تو هم نبودی. پس هرگاه در خود چیزی دیدی که مایه خودپسندی و اعجاب تو شد، بدان که اصل این نعمت که داری، پدرت است. پس خدا را بستای و به همان اندازه او را سپاس گزار باش، که هیچ توان و نیرویی نیست مگر به عنایت و خواست خدا.
(توضیح: در پرانتز بگویم که حق پدر و مادر آنقدر زیاد است که در قرآن هم آیه داریم که "وبالوالدین احسانا "("به پدر و مادر نیکی کنید")(1)و یا حتی اف به آنها نگویید و یا " بر شما مقرّر و لازم شده چون یکی از شما را مرگ در رسد، اگر مالی از خود به جا گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشان به طور شایسته و پسندیده وصیت کند. این حقّی است بر عهده پرهیزکاران."(2))
✓ حق فرزند: حق فرزندت آن است که بدانی او از تو است و با همه بدی ها و خوبی هایش، در این دنیا به تو وابسته است و در سرپرستیاش، مسئول خوب تربیت کردن و هدایتش به سوی پروردگار و یاریاش در راه اطاعت خدا هستی. با او همچون کسی رفتار کن که میداند در نیکی به فرزند، پاداش مییابد و چون در حق او بدی کند، کیفر میبیند.
✓ حق برادر: حق برادرت آن است که بدانی او دست تو و مایه عزت و نیروی تو است. پس او را سلاحی برای معصیت خدا و ابزاری برای ستم به مردمان، قرار مده. از یاری کردن او در برابر دشمنانش و از خیرخواهی برای او، دست برمدار. این در صورتی است که او اطاعت پروردگار کند، و گرنه باید خدای تعالی نزد تو از او گرامیتر باشد که هیچ نیرویی جز به عنایت خدا وجود ندارد.
✓ حق نیکوکار( احسان کننده): حق آن که به تو نیکی کرده آن است که سپاسشگویی و نیکیاش را یادآوری کنی و برایش نیکنامی به دست آوری و بین خود و خدای تعالی مخلصانه برای او دعا کنی که در این صورت، آشکارا و نهان او را سپاس گفتهای. پس هرگاه روزی توانستی خوبیاش را تلافی کنی، چنین کن.
(توضیح: اگر کسی هدیه ای یا غذایی برای ما می آورد یا ما را در زمینه ای کمک می کند مثل کار خانه یا بچه داری یا در رونق کسب و کارمان یا در امر تحصیل یا در امر ازدواج و ... کمکی به ما می کند همه مصداق این حق هستند و اینجا می بینیم که
صرف جبران کردن نیامده بلکه دو وظیفه دیگر هم داریم یکی اینکه در جمع، کار نیک او را بگوییم تا باعث سرافرازی و سربلندی و نیکنامی فرد شویم که باعث تشویق دیگران به کار نیک هم می شود و دیگر اینکه در خلوت بین خود و خدا برای فرد دعای خالصانه داشته باشیم).
✓ حق اذان گو: حق اذان گو آن است که بدانی او پروردگارت را به یادت میآورد و تو را به بهره و نصیبت فرا میخواند و کمک کار تو است بر انجام واجب الهی که برعهدهات آمده.
(توضیح: اینجاست که باید از خودمان بپرسیم هیچ وقت از اذان گوی مسجد تشکر کردیم؟ هدیه ای برایش بردیم؟ در حقش دعا کردیم؟)
✓ حق پیشنماز: حق پیشنماز تو آن است که بدانی او طوق نمایندگی میان تو و پروردگارت را برگردن دارد و از سوی تو سخن میگوید و تو از جانب او سخن نمیگویی، برای تو دعا میکند و تو برای او دعا نمیکنی. وحشت ایستادن در مقابل خدای عزوجل را او متحمل میشود و اگر نقصی در این کار پیش آید، مقصر او است نه تو و اگر کار تمام و کامل انجام شود تو شریک او خواهی بود و با این همه او بر تو فضیلتی ندارد. جان تو را با جان خود و نمازت را بانماز خود حفظ میکند، پس به اندازه اعمالی که انجام میدهد، سپاس گزار وی باش.
(توضیح بعضی از برادران که حتی سلام و علیک هم با پیش نماز ندارند بعضی دیگر ممکن است صرفا به ایشان بعد نماز بگویند حاج آقا التماس دعا داریم و باز هم از ایشان طلب دعا کنند اما چند نفر علاوه بر التماس دعا گفتن، خودشان هم برای پیش نماز دعا می کنند؟ چند نفر از ایشان تشکر می کنند؟ بعضی پیش نمازها از شهر به روستاها می روند و از فاصله دوری برای برگزاری نماز می روند. گاهی دعوت به یک چای، یک افطاری در منزل و یا حتی محبت کلامی می تواند به منزله تشکر و سپاسگزاری باشد).
✓ حق همنشین: حق همنشین تو آن است که با او به نرمی رفتار کنی و در به کارگیری الفاظ، منصفانه با او سخن بگویی (توضیح: حالا بعضی می خواهند سواد خود را با بکار بردن واژه های بیگانه یا بالاتر از حد درک طرف به رخ بکشند اما امام می فرمایند منصفانه با او سخن بگویی یعنی هم سخن منصفانه باشد هم در حد درک و سواد فرد باشد) و از جای خود بیاجازه او برنخیزی، اما آن که در کنار تو مینشیند میتواند بیاجازه تو بلند شود. لغزشهای همنشین خود را فراموش کن و خوبی هایش را به یاد داشته باش و جز خیر و نیکی به گوشش مرسان. (توضیح :این نکته هم مهم است چرا که امام فرمودند جز خیر و نیکی به گوشش نرسان. بعضی تا می نشینند صحبت از ناامیدی و یاس می کنند و دائم می نالند و حرفهای استرس زا می زنند و القای حس منفی می کننداما حضرت می فرمایند جز خیر و نیکی یعنی اگر سخن ناگواری هم هست به جهتی که به او خیری برساند گفته شود نه صرفا باعث ناامیدی و حس منفی شود. از طرفی یکی از کسانی که معمولا همنشین ماست همسر ماست. پس در حق همسری به اینها هم توجه داشته باشیم. خدا ان شاا... به ما توفیق بدهد بتوانیم رفتار و گفتارمان را درست کنیم).
✓ حق همسایه: حق همسایهات آن است که در نبودنش، او را حفظ و حمایت کنی و در حضورش او را گرامی بداری و چون مظلوم واقع شود، یاریاش کنی و از او عیب جویی نکنی. پس هرگاه به بدیای از او پی بردی، آن را بپوشانی و اگر دانستی که نصیحتت را میپذیرد، در مسائل مربوط به خودت و او نصیحتش کنی. به هنگام سختی رهایش نکنی و از خطاهایش بگذری و گناهانش را ببخشایی و با او بزرگوارانه معاشرت نمایی؛ که هیچ نیرویی جز به عنایت خدا وجود ندارد.
(توضیح: رعایت حق همسایه خیلی سخته خصوصا در زندگی های امروزی و آپارتمان نشینی که چالش ها و درگیری های بیشتری را هم موجب می شود. از طرفی حتی همسایه ها ممکن است اصلا هم را نشناسند چه برسد کمک به هم در سختیها که متاسفانه همین بریده شدن پیوندهای اجتماعی ما را از خیلی از برکات و انرژی ها و هم افزایی هایی که در مشارکت های گروهی و در کمک به همسایه وجود دارد دور کرده است و باید دوباره ارتباط با همسایگان را از سر بگیریم. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره
همسایه می فرمایند: به من ایمان نیاورده است كسی كه سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه بماند(1).
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی می فرمایند: همیشه جبرئیل مرا وصیت به همسایه می كرد تا جایی كه گمان كردم همسایه از همسایه ارث می برد(2). رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حدود همسایه را چهل منزل از تمامی جوانب معرفی نموده اند. خدایا پناه بر تو! ما واقعا هیچ کدام از این حقوق را نمی توانیم کامل انجام دهیم مگر به یاری تو.)
✓ حق دارایی: حق دارایی تو آن است که جز از راه حلال به دستش نیاوری و جز در موارد حلال هزینهاش نکنی و کسی را که سپاس گزار تو نیست، برخود مقدم نداری. درباره اموالت طبق فرمانبرداری از پروردگارت عمل نما و نسبت به آن بخل مورز که با وجود وسعت و گشایش در زندگی، به حسرت و پشیمانی دچار میشوی؛ و هیچ نیرویی جز به عنایت خدا وجود ندارد.
✓ حق طلبکار: حق طلبکارت آن است که اگر دستت میرسد طلبش را بدهی و اگر نداری، با گفتار نیک، راضیاش کنی و به آرامی و لطف، او را پاسخ رد بدهی.
✓ حق همدم: (توضیح: همدم در اینجا ترجمه الخلیط هست که به معانی معاشر، دوست و رفیق و همسر و همسایه هم هست و کلا به گروهی که در یک امر مشارکت می کنند (مثل همکار) هم گفته می شود لذا با این وسعتی که در معنا می توان در نظر گرفت می توان به حقوق آنها هم به این شکل نگاه کرد). حق همدم تو آن است که او را نفریبی و با او مکر نکنی و نیرنگ نبازی و در کارش، جانب خدای تبارک و تعالی را نگاه داری.
حق آنکه بر تو ادعایی دارد: حق طرفی که بر تو ادعایی دارد: پس هرگاه آنچه علیه تو میگوید حق باشد، تو خود به سود او گواهی ده و به او ستم مکن و حقش را به طور کامل ادا کن. اما اگر ادعای او باطل است، با او مدارا کن و در
✓ کارش جز راه نرمی و ملایمت مپوی و پروردگار خود را خشمگین مساز که هیچ نیرویی جز به خواست خدا وجود ندارد.
✓ حق آن که بر او ادعایی داری: حق طرفی که تو علیه او ادعایی داری: اگر تو در ادعای خود بر حقی، با او به نیکی سخن بگویی و حقش را انکار نکنی و اگر در ادعای خویش باطل گرا هستی، تقوای الهی پیشگیری و توبه نمایی و مخاصمه را رها کنی.
✓ حق مشورت خواه: حق مشورتخواه آن است که اگر در کار او نظری داری با او در میان بگذاری وگرنه به کسی که میداند، راهنماییاش کن.
✓ حق مشورت دهنده: حق آن که به تو مشورت میدهد آن است که او را در عقیدهای که با نظر تو ناسازگار است متهم نسازی. پس اگر با تو هم رأی بود، خدای تعالی را سپاس گویی.
✓ حق نصیحت جو: حق نصیحت خواه آن است که نصیحت و خیرخواهیات را به او برسانی و روش تو، دلسوزی و مدارای با او باشد.
✓ حق نصیحت کننده: حق نصیحت کننده آن است که در برابرش فروتن باشی و از جان و دل سخنش را بشنوی، پس اگر سخن حق و درست بر زبان آورد خدا را بستائی و اگر موافق حق نبود، بر او رحمت نمایی و متهمش نسازی و بدانی که او خطا کرده و به این خطا مؤاخذهاش نکنی مگر اینکه سزاوار تهمت باشد که در این صورت، هرگز به هیچ کار او نباید اعتنا نمایی؛ و هیچ نیرویی جز به خواست خدا وجود ندارد. (توضیح: نکته ای که امام در اینجا برای مواخذه نکردن و تهمت نزدن به نصیحت کننده می فرمایند خیلی مهم است. متاسفانه بعضی وقتی نصیجت کننده سخنش موافق حق نبود بلافاصله قضاوت می کنند که طرف خیرخواه ما نبوده یا خواسته بین ما را بهم بزند یا به قصد، خواسته ما به هدفمان نرسیم خصوصا بعضی افراد، اگر نصیحت کننده از قوم همسرشان باشد و اشتباه کرده باشد زود قضاوت می کنند و به فرد تهمت می زنند).
✓ حق بزرگتر: حق بزرگتر، احترام کردن او است به خاطر سنش، و بزرگ داشتن او بدان جهت که پیش از تو اسلام آورده، و مقابله نکردن با او به هنگام مخاصمه و جدل؛ و اینکه در راه، بر او سبقت نگیری و پیش نیفتی و با او به نادانی رفتار نکنی و اگر او با تو جاهلانه رفتار نمود تحمل کنی و به حق سبقت در اسلام، اکرامش کنی و حرمتش را نگاه داری. (توضیح اینکه این بزرگتر ممکن است پدر و مادر یا پدربزرگ ومادربزرگ و عمه و خاله باشد یا حتی برادر و خواهر بزرگتر و یا از بین دوستان و همکاران ما در محیط کار باشد و یا هر بزرگتری که در روز با او برخورد می کنیم).
✓ حق کوچکتر: حق کوچکتر آن است که در امر آموزش او، برایش دلسوزی کنی، او را عفو نمایی، خطاهایش را بپوشانی و با او مدارا کنی و یاریاش دهی (توضیح اینکه این کوچکتر ممکن است فرزند ما یا خواهر و برادر کوچکتر یا بچه های فامیل و یا دانش آموزان و دانشجویان ما باشد و یا هر فرد کوچکتر از ما).
✓ حق گدا: حق آن که چیزی میخواهد آن است که به قدر نیازش به او بدهی.
✓ حق آن که از او چیزی بخواهی: حق آن که از او چیزی میطلبی آن است که اگر داد، از او با سپاس و قدرشناسی، بپذیری و اگر نداد عذرش را قبول نمایی.
✓ حق خشنودکننده: حق کسی که به خاطر خدا، تو را خشنود کرده آن است که نخست خدای تعالی را بستائی و آنگاه خشنود کننده را سپاس گویی.
✓ حق بدی کننده: حق کسی که به تو بدی کرده آن است که عفوش کنی و اگر بدانی که این گذشت زیان میرساند انتقام خود را بگیری. خدای تعالی فرموده: «هر که پس از ظلمی که بر او رفته، یاری بطلبد، بر چنین کسی گناهی نیست»(1)و در منبع دیگری(2)
این طور آمده:
" و أما حق كسى كه از قضا به تو بدى كرده اينست كه اگر عمدى كرده بهتر است از او درگذرى تا كدورت ريشه كن شود، و با اين گونه مردم به ادب رفتار كرده باشى زيرا خدا مي فرمايد: و هر آينه كسى كه به او ستم شده و انتقام جويد مسئوليتى ندارد تا آنجا كه اين از كارهاى پا بر جا و درست است و خدای عز و جل فرموده: اگر كيفر داديد بهمان اندازه باشد كه زخم خورديد، و اگر صبر كنيد و بگذريد براى صابران بهتر است، اين در عمد است، و اگر بدى او تعمد نباشد با تعمد در انتقام به او ستم مكن تا او را عمدا به بدى عوض داده باشى بر كار خطا و با او تا توانى نرمى و ملاطفت كن، و لا قوة الا باللَّه."
✓ حق همکیشان: حق همکیشان تو، سلامت خواستن برای آنها، دلسوزی کردن در حقشان، مدارا با بدانشان، انس و الفت ورزیدن با آنها، خیرخواهی برای آنها، سپاس از نیکانشان و آزار نرساندن به آنها است و اینکه آنچه برای خود دوست میداری برای آنها هم دوست بداری و آنچه خود نمیخواهی، برای آنها هم نخواهی. بزرگترهایشان را همچون پدر و جوانانشان را همچون برادران و پیرزنهایشان را همچون مادر و بچههاشان را همچون فرزندان خود بدانی.
✓ حق اهل ذمه: حق آنان که در پناه دولت اسلامی زندگی میکنند آن است که هر آنچه خدا از آنان پذیرفت، تو نیز بپذیری و مادام که به پیمان خود با خدای تعالی وفا دارند به آنها ستم نکنی.
تا اینجا نکاتی از رساله حقوق که در عصر ما هم کاربرد داشت بیان شد(1). اما در ادامه، در مورد حق الناس و حقوق دیگری که بر عهده ما هست احادیثی نقل می کنیم.
در اینجا به سبب اهمیت حق الناس احادیثی در مورد این امر مهم ذکر می کنیم. یک حدیث از امام موسی کاظم (علیه السلام) داریم که خیلی جالب و دقیق است:
1) - رساله حقوق در بعضی روایات کامل تر بیان شده و نیز این حقوق پنجاه تا است و بعضی آن را پنجاه و یکی شمرده اند (رساله حقوق- ویکی شیعه).
إنّ مِن أَوجَبِ حَقِّ أخیكَ أنْ لاتَكتُمَه شیئاً ینفَعُهُ لأَمرِ دُنیاهُ وَ لِأَمرِ آخِرَتِه.
یکی از واجبترین حقوق برادر دینی تو این است که چیزی که به نفع دنیا و آخرت او باشد از وی پنهان نداری(1).
چه حیف که بعضی از مردم این نکته را رعایت نمی کنند و تجارب خوب خود را در زندگی یا در راه یک موفقیت شغلی یا موفقیت تحصیلی یا حتی آموزشهای لازم در پیمودن راه درست و رسیدن به تکامل و معنویت را در اختیار دیگران نمی گذارند تا آنها هم از این نکات استفاده کرده و سریعتر به موفقیت برسند یا به یک آرامش روحی و روانی دست پیدا کنند. در اینجا این دریغ کردن ها، مساوی با تضییع حقوق دیگران شمرده شده است بلکه از واجب ترین حقوق آنها است.
اما در مورد حق الناس روایاتی وارد شده است که چون حق الناس بحث خیلی مهمی است و خداوند از حق مردم و ظلمی که به آنان شده بازخواست می کند لذا توجه شما را به این احادیث جلب می کنم:
از امام محمدباقر(علیهالسلام) نقل شده است:
اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهیدِ كفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ كفّارَتَه قَضاءُه.
اوّلین قطرة خون شهید کفارة گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفارهاش ادا کردن آن است(2).
همچنین پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم فرموده اند:
وصاحِبُهُم مُحتَبِسٌ علی بابِ الجَنّةِ بِثَلاثةِ دَراهِمٍ لفلانِ الیَهودی، وَ کانَ شَهیداً!
یکی از افراد (فلان قبیله) که شهید شده به خاطر سه درهم که به فلان یهودی بدهکار بوده بر دَرِ بهشت زندانی گشته و به وی اجازة ورود نمیدهند!(1)
همچنین تفکر در مورد احادیث زیر بسیار راهگشاست:
امام جعفرصادق(علیهالسلام):
السُّراّقُ ثَلاثَةٌ: مانِعُ الزّكاةِ وَ مُستَحِلُّ مُهورِ النِّساءِ! وَ كَذلِكَ مَنِ اسْتَدانَ دَیناً وَ لَم یَنوِ قَضاءَهُ.
دزدان سه نفرند: کسی که زکات و وجوهات خود را نمیپردازد و کسی که (خوردن) مهریة زنان را برای خود حلال میداند! و آن کس که قرض میگیرد و قصد پرداختن آن را نداشته باشد(2).
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم:
مَن غَشَّ مُسلِماً فی شِراءٍ أو بَیعٍ فَلَیسَ مِنّا و یُحشرُ یَومَالقِیامَةِ مَعالیهودِ لِأَنَّهُم أَغشُّ الخَلقِ لِلمُسلمین.
کسی که با مسلمانی در معاملة خرید و فروش تقلب و خیانت کند پیرو ما نیست و در قیامت با قوم یهود که خیانتکارترین خلق خدا نسبت به مسلمانان به شمار میآیند محشور خواهد شد(3).
مولی امیرالمؤمنین(علیهالسلام):
حَقُّ الوالِدِ عَلَی الوَلدِ أَن یُطیعَهُ فی كُلِّ شَیءٍ اِلاّ فی مَعصِیَةِ اللهِ سُبحانَه.
حق پدر بر اولاد آن است که جز در گناه و نافرمانی خدای سبحان در همهچیز از پدر خود اطاعت نماید(4).
امام جعفرصادق(علیهالسلام):
اذا ارادَ اَحدُكُم أَن یُستجابَ لَهُ فَلیُطَیّبْ كَسْبَهُ وَ لِیَخْرُجْ مِن مَظالِمِ النّاسِ.
اگر کسی بخواهد دعایش مستجاب شود باید که درآمدش حلال و طَیِّب باشد و از حقّ الناس و مظالم عباد چیزی به گردنش نباشد(5).
مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام:
أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ.
عظیمترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است(1).
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم:
مَن ظَلم اَجیراً أَجرَهُ احبَطَ اللهُ عَمَلهُ وَ حرَّمَ عَلیهِ ریحَ الجَنَّةِ.
کسی که به اجیر و کارگر خود ستم کند و حق او را نپردازد خداوند اعمال نیکش را به کلی تباه و بوی بهشت را بر وی حرام خواهد نمود(2).
امام جعفرصادق(علیهالسلام):
أَیُّما مُؤمنٍ حَبَسَ مُؤمِناً عَن مالِهِ وَ هُوَ مُحتاجٌ اِلیهِ لَم یَذُقْ وَ اللهِ مِن طَعامِ الجَنَّةِ وَ لایَشرَبُ مِن الرّحیقِ المَختوم.
هر کس از پرداختن مال مؤمنی که در نزد او است و او بدان احتیاج دارد خودداری کند به خدا قسم که نه از طعام بهشتی خواهد چشید و نه از شراب ناب آن خواهد نوشید(3).
امام جعفرصادق(علیهالسلام):
اَشَدُّ مایكونُ الناسُ حالاً یَومَ القیامَةِ اذاقامَ صاحبُ الخُمسِ فَقالَ: یا رَبِّ خُمسی؟
سختترین حالات خلقالله در روز قیامت زمانی است که طلبکار خمس سر بلند کرده و ندا کند: خدایا خمس من چه شد؟(4)
مولی امیرالمؤمنین(علیهالسلام):
قَضاءُ حقوقِ الاخوانِ اَشرفُ اَعمالِ المُتّقین، یَستَجلِبُ مَوَدَّةَ المَلائِكةِ المُقَرَّبینَ و شَوقَ الحوُرِ العین.
افضل اعمال متقیان، ادای حقوق برادران دینی است که محبّت فرشتگان مقربیّن و اشتیاق حوریان بهشتی را برای خود به دنبال خواهد داشت(5).
عجیب است که بعضی با اینکه توانایی پرداخت قرضی را که گرفته اند دارند اما بازپرداخت قرض را به تعویق می اندازند یا حقوق کارگران خود را به درستی و به موقع پرداخت نمی کنند. حتی بعضی، از کتاب یا ظرف یا لباسی که از کسی امانت گرفته اند به درستی مراقبت نکرده یا به صاحبش یا به کتابخانه مربوطه به موقع تحویل نمی دهند. حکایتی در این زمینه هست که حیف است در اینجا نقل نکنم(1):
"حاج میرزا علی محدث زاده، پسر مرحوم حاج شیخ عباس قمی گفت: جلد سیزدهم کتاب بحارالانوار، به امانت نزد پدرم بود، بعد از فوت ایشان به وسیله ی برادرم محسن آقا به صاحبش رساندم. شب بعد خواب پدرم را دیدم، گوشم را گرفت و گفت: کتاب را دادی، چرا جلدش را شکستی؟ از خواب بیدار شدم، به محسن گفتم: کتاب که سالم بود، مگر تو جلدش را شکستی؟ گفت:زمین کوچه گِل بود و من زمین خوردم، لذا گوشه ی جلد کتاب تا شد. کتاب را گرفته و صحافی کرده و پس دادیم. پس از سه روز، طلبه ای به منزل ما آمد و گفت: دیشب آقای حاج شیخ عباس را در خواب دیدم، گفت: برو به علی بگو جلد کتاب را درست کردی، من آسوده شدم، خدا عاقبتت را به خیر کند."
اما دایره حق الناس خیلی وسیع است. بعضی افراد به قصد و یا از روی بی توجهی به حق الناس، به راحتی به اموال عمومی مدرسه، دانشگاه، پارکها و فضاها، اتوبوسها و دیگر امکانات عمومی شهری خسارت وارد می کنند. تمام اینها حساب و کتاب دارد! حتی اگر در خیابان پارک دوبل کردیم یا در جلوی در پارکینگ کسی پارک کردیم و فرد نتوانست ماشین خود را بیرون ببرد یا معطل ما شد اینها همه از مصادیق حق الناس است. حتی ضایع کردن وقت دیگران، دیر حاضر شدن در جلسات و قرارها همه از مصادیق تضییع حق الناس است. غیبت کردن و تهمت زدن هم که متاسفانه رواج دارد ضایع کردن آبروی دیگران و حق الناس است. آزاردادن همسایه ها ایجاد سر و صدا در موقع استراحت دیگران، صدای ضبط را بلندکردن در منزل و ماشین حتی در
1) - برگرفته از سایت حوزه دات نت- عنوان مطلب: جبران-حق-الناس-به-هر-صورتی-باشد.
مواردی که آهنگ مجاز یا روضه باشد اما در ساعتی که دیگران را از خواب و استراحت بیندازد یا مزاحم آنان بشود از مصادیق حق الناس است. کم کاری در ادارات یا کارخانه ها و ... هم جزو مصادیق حق الناس است. استفاده از اموال دولتی برای انجام کارهای شخصی مثل استفاده از ماشین یا تلفن یا پرینتر اداره برای انجام امور خانوادگی همه از مصادیق تضییع حقوق دیگران است. این تضییع حقوق ممکن است مرتبط با اشخاص یا شرکت های خصوصی و یا سازمان ها و یا حتی دولت باشد.
اگر حق الناسی به گردن ما بماند و در دنیا جبران حق الناس را نکرده باشیم ممکن است با کوله باری از کارهای خوب وارد قیامت شویم و بعد به ناگاه همه کارهای خوبمان را به خاطر حق الناس و راضی کردن مردم از دست بدهیم. چرا که در آنجا که چیزی نداریم مجبوریم از اعمال خوب خودمان به آنها بدهیم تا راضی شوند. حق الناس هم جنبه مالی دارد و هم جنبه آبرویی و معنوی. اما اینکه صرفا یک صدقه ای از طرف کسی بدهیم جبران حق الناس نیست. حق الناس ضایع شده، بنا به موردی که بوده، مالی بوده یا آبرویی، دسترسی به او یا خانواده و ورثه اش هست یا نیست، مفسده دارد یا خیر، راه جبران متفاوتی دارد. برای چگونگی جبران حق الناس می توانید مورد مدنظرتان را از دفتر مرجع خود سوال کنید. از طرفی باید دقت شود که جبران حق الناس می بایست به همراه استغفار هم باشد چرا که علاوه بر حق الناس، معصیت خدای بزرگ هم صورت گرفته است.
در قرآن آمده است:
"وَ اِنْ مِنْ شَیْ ءٍ اِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم(1)"
(و هیچ چیز نیست مگر اینکه با تسبیح به ستایش او مشغول است ولیکن شما تسبیح آنها را درک نمی کنید.)
1) - سوره اسراء آیه 44.
همچنین در آیه 18 سوره حج، خداوند از سجده هرآنچه در آسمانها و زمین است از جمله خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درخت و جنبندگان و مردم سخن به میان آورده است.
طبق آنچه در آیات بالا آمده همه چیز، حتی جمادات و سنگها و کوهها، گیاهان و درختان و حیوانات و جنبنده های مختلف و مخلوقات گوناگون خداوند همگی دارای شعورند و در حال عبادت. پس ضربه زدن به هر کدام از این موجودات بدون جهت و بدون اینکه آنها را به مصرف درست رساند، به نوعی ضایع کردن حق آنان است.
در اینجا به احادیثی اشاره می کنیم که به نوعی حقوق گیاهان و درختان در آنها اشاره شده است. لازم به یادآوری است که گیاهان و حیواناتی که مورد استفاده انسانها هستند علاوه بر اینکه ضربه زدن و تلف کردن آنها حقوق آنها را از بین می برد، بلکه از جنبه دیگر با تضییع حق عمومی مردم هم روبروست و به نوعی باعث حق الناس هم می شود. چرا که مثلا از بین بردن بی دلیل درختان مثمر، باعث کمتر شدن منابع غذایی، کمتر شدن محل سایه و استراحت مردم، کم شدن زیبایی محیط و نیز افزایش آلودگی هوا هم می شود.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است : "درخت برای انسان آفریده شد پس او مکلف گردید به : 1-کاشتن درخت 2-آب دادن درخت 3- مواظبت نمودن درخت"(1).
در حدیثی از امیرالمؤمنین علیهالسلام چنین نقلشده است: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلیالله علیه و آله نَهَى عَنْ قَطْعِ الشَّجَرِ الْمُثْمِرِ أَوْ حَرْقِه؛ (3) رسول خدا صلیالله علیه و آله همگان را از قطع و یا سوزاندن درخت مثمر نهی میکرد(2).
از لحاظ فقهی نیز مراجع عظام تقلید بریدن بدون دلیل درختان و نابود کردن جنگلها را مصداق قاعده «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» دانسته و فتوا به حرمت آن داده اند(3).
1) - الحیاه جلد 5 صفحه 347 ، بحارالانوار جلد 3 صفحه 82و83
2) - ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام، ج1، ص 371
3) - https://makarem.ir/maaref/fa/article/index/411757/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85
انس بن مالك روايت مى كند كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) فرمود: إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَ فِي يَدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِيلَةُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَةُ حَتَّى يَغْرِسَهَا فَلْيَغْرِسْهَا(1)(اگر در دست يكى از شما قلمه درختى است و قيامت نزديك شد، در صورتى كه مى تواند پيش از برپايى قيامت آن را بكارد، بايد اين كار را انجام دهد).
این حدیث بسیار جالب توجه است چون فراهم کردن شرایط زندگی برای قلمه درخت یکی از نیازهای این قلمه است و تا آخرین لحظه هم باید حقوق موجودات را حفظ کرد.
در مورد حیوانات هم احادیث زیادی داریم و حقوق مختلفی از آنها در احادیث مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله این موارد، حق مکان و مسکن حیوانات، حق بهداشت و تمیز نگاه داشتن آنها و محل زندگی آنها، حق خوراک و آب، زیاد بار نکشیدن، حق تولید مثل (عقیم نکردن حیوانات)، حق احترام و ناسزا نگفتن به حیوانات، حق رعایت عدالت و آزار ندادن حیوانات و غیره می باشد. اینقدر این موارد لطیف و ظریف است که انسان تعجب می کند از افرادی که به راحتی مردم مظلوم را می کشند و دم از حقوق بشر می زنند اما حقوق انسانها را به راحتی پایمال می کنند و مسلمانان را مخالف حقوق بشر معرفی می کنند. اسلامی که در زمانی که هنوز حقوق بشر به رسمیت شناخته نشده بود حتی حقوق حیوانات را هم محترم شمرده است و به رعایت این حقوق دستور داده است. حقوق حیوانات در اسلام خود یک بحث مجزایی می طلبد که جای آن اینجا نیست. در مورد رفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که الگوی رفتار ما مسلمانان هستند آمده است:
مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید به حضرت سلام کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (به صیغه جمع) فرمود: وعلیکم السلام. آن مرد عرض کرد: ای رسول خدا! من یک نفر بیش نیستم! حضرت فرمود: بر تو و اسبت سلام کردم(2).
امام صادق(علیه السلام) فرمود: حیوان بر مالک خود, شش حق دارد… به آن ناسزا نگوید(1).
3-7- مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه
ممکن است با خودمان فکر کنیم که حسابرسی به اعمال باید چطور صورت بگیرد یا اگر صورت گرفت و فهمیدیم که کمبودها و کاستی ها در کجاست چطور آنها را اصلاح کنیم؟ یا چطور اخلاق و رفتار بدمان را تغییر دهیم؟
در قسمت قبل، راجع به حسابرسی به اعمال گفتیم و منتظر باید توجه کند که یک قسمت از حسابرسی به اعمال، شناخت محرمات و گناهان و حقوق تضییع شده و قسمت دیگر شناخت واجبات و کارهایی است که باید انجام دهد چرا که انجام واجبات و ترک محرمات همزمان با هم باید صورت بگیرد و توبه از گناهان و شکر بر انجام کارهای خوبی که فرد انجام داده در حسابرسی باید همزمان صورت پذیرد. پس در حسابرسی هم لیست گناهان کبیره و صغیره را باید چک کنیم و ببینیم که مبتلا به کدامیک از آنها هستیم و هم باید واجبات و محرمات شرعی را بشناسیم تا بفهمیم که در کجاها کوتاهی داشته ایم. از طرفی حقوق مختلفی که بر گردن ما هست را هم مد نظر قرار دهیم و برنامه ای برای جبران آنها در نظر بگیریم. سپس در یک دفترچه این موارد را لیست کنیم و به قولی خودمان به حساب و کتاب خودمان رسیدگی کنیم، همان طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا...(2). حال برای اینکه بتوانیم روز به روز بهتر شویم، بعضی از علما پیشنهاد کرده اند که هر روز چهار کار مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه یا معاقبه را انجام دهیم. به این شکل که در اول صبح با خودمان شرط کنیم که کارهای ناپسند و اخلاق زشت را کنار بگذاریم(مشارطه) و در طی روز به انجام این عهد مراقبت داشته باشیم(مراقبه). سپس در انتهای روز و در هنگام خواب محاسبه کنیم که امروز چقدر در تهذیب نفس و به انجام مواردی که در سرصبح آنها را شرط کردیم و در
طی روز باید از آنها مراقبت می کردیم، پایبند بوده ایم. سپس برای نافرمانی هایی که انجام داده ایم نفس مان را مورد عتاب قرار بدهیم و یا چیزی که محبوبمان بوده برای مدت کوتاهی آن را از خودمان بگیریم یا جریمه ای برای خودمان بگذاریم. (مثلا اینکه یک صفحه قرآن یا یک زیارت عاشورا برای جبران آن بخوانیم) و اگر در مراقبت و عمل به شرط مان موفق بوده ایم جایزه ای برای خودمان در نظر بگیریم(معاتبه و معاقبه). این کار باعث می شود کم کم عادات بد و ناپسند را کنار بگذاریم و با خلق و خوی مثبت انس بگیریم.
تا اینجا واجبات و محرمات و حقوق مختلفی که بر گردن ماست را مورد توجه قرار دادیم. اما نه تنها پاک شدن از گناهان شرط است بلکه آراستن نفس به زیباییهای اخلاق و طی مراحل معنوی، سفری است که می باید آن را به انجام برسانیم تا به معشوق حقیقی برسیم.
خداوند در سوره انسان آیه 26 می فرماید:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً ("و پاسي از شب را براي او سجده كن، و مقداري طولاني از شب، او را تسبيح گوي.")
از امام صادق عليه السلام روايت كردند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام وصايايى كردند و آن جناب را به حفظ آنها امر نمودند و دعا كردند كه خداوند اعانتش نمايد و از جمله آنها است كه فرمودند:
بر تو باد به نماز شب! بر تو باد به نماز شب! بر تو باد به نماز شب!(1)
1) - محدث نوری؛ نجم ثاقب؛ فصل هفتم؛ حکایت 70.
توجه کنید که در تشرف سید رشتی خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم حضرت به سه چیز امر فرمودند: به خواندن نافله، خواندن زیارت عاشورا و خواندن زیارت جامعه.
و باز در مورد نمازهای نافله آمده است که:
عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلاَةُ اَلْإِحْدَى وَ اَلْخَمْسِینَ وَ زِيَارَةُ اَلْأَرْبَعِینَ وَ اَلتَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ اَلْجَبِینِ وَ اَلْجَهْرُ بِبِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ.
پنج چیز از نشانه های مؤمن است: گزاردن پنجاه و یک رکعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و پیشانی بر خاک ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم(1).
همچنین آمده است که: نمازهای نافله وسیله جبران نقص فرائض و قبولی آنهاست(2).
اما نماز شب آثار ویژه ای دارد که خداوند جزای آن را حتی در قرآن کریم هم مشخص نکرده است. این جزا یک چشم روشنی ویژه و مخفی است که با آن، کسانی که نماز شب می خوانند شگفت زده می شوند! چرا که می فرماید:
"تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ "
(پهلوهای آنها از بستر خواب فاصله می گیرد (از خواب بر می خیزند) و پروردگارشان را از روی بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان داده ایم انفاق می کنند. هیچ کس نمی داند که به پاداش عملشان چه چشم روشنی ها برای آنان پنهان و ذخیره شده است)(1).
از امام حسن عسگری (علیه السلام) آمده که:
اِنَّ الوُصُولَ اِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدرَكُ اِلّا بِامتطاءِ اللَّيلِ(2)
وصال به خداوند عزوجل سفری است که جز با مرکب راهوار شب زنده داری به دست نمی آید.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
صلاه اللیل تذهب بذنوب النهار» ؛ «نماز شب گناهان روز را پاک می کند(3).
از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل شده است: «مازال جبرئیل یوصینی بقیام اللیل حتی ظننت ان خیار امتی لن نیاموا» ؛ جبرییل به قدری سفارش سحرخیزی را به من کرد که گمان کردم برگزیدگان و نیکان امت من هرگز نخواهند خوابید(4).
حدیث زیر از امام صادق(علیه السلام) درباره یاران امام زمان(علیه السلام) نقل شده است که:
رِجَالٌ لاَ ینَامُونَ اَللَّیلَ لَهُمْ دَوِی فِی صَلاَتِهِمْ کدَوِی اَلنَّحْلِ یبِیتُونَ قِیاماً عَلَی أَطْرَافِهِمْ
بزرگ مردانی هستند که شبها را نمی خوابند و مانند انبوه زنبوران کندوی عسل تا صبحگاهان زمزمه ی نیایش و مناجاتشان گوش را می نوازد و شبها را شب زنده داری می کنند(1).
برای یافتن نشانه های یاران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می توانیم به نشانه های یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دقت کنیم. در آیه 29 سوره فتح خداوند در مورد صفات ياران پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي فرمايد:" پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مي بيني، آنها همواره فضل خدا و رضاي او را مي طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است".
سجده باعث آمرزش گناهان می شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:« پشت های خودتان را که از گناه انباشته شده، بوسیله کثرت سجده و طول سجده سبک کنید(2)».
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: «جاءَ رَجُلٌ اِلی رَسولِ الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فَقالَ یا رَسولَ الله کَثُرَت ذُنوبی وَ ضَعُفَ عَمَلی فَقالَ رَسولَ الله اَکثِرِ السُجود فَاِنَّهُ یَحُطُ الذُنوبَ کَما تَحُطُ الریحُ وَرَقَ الشَجَر، مردی آمد خدمت پیغمبر و گفت: آقا من گناهانم زیاد است و عملم هم خیلی ضعیف است. حضرت فرمود: زیاد سجده کن. سجده گناهان را می ریزد، همانطور که باد برگ درختان را می ریزد»(3).
حالا ما عجله داریم چطور نماز را سریعتر تمام کنیم و به کار دیگر برسیم یا به کار منزل یا دیدن تلویزیون و فلان سریال یا به اخبار و .... اولین چیزی که از انسان در قیامت پرسیده می شود نماز است. همه چیزهایی که به خاطر آنها نماز اول وقت را تعطیل می کنیم با پایان عمرمان یا از بین می روند یا اهمیتی مثل نماز ندارند. حتی اگر سجده طولانی در نماز برایمان سخت است در غیر وقت نماز یا در شب که دیگران خوابند و مشغولیتی نداریم می توانیم سجده طولانی انجام بدهیم و در آن تسبیح و شکر و استغفار را به جا بیاوریم.
اما در سجده می توانیم انواع ذکرها و دعاها را بگوییم اما یکی از بهترین کارها در سجده، دعا برای ظهور امام زمان عج است. ما اسمش را در اینجا سجده ظهورخواهی می گذاریم که یادمان نرود در سجده های طولانی، یکی اش را هم با چاشنی دعا برای فرج و با این نیت آراسته کنیم. در این سجده هم می توانیم هر طور که دلمان می خواهد با خدای خود راز و نیاز کنیم. اما برای اینکه رنگ و بوی انتظار به خود بگیرد مثلا می توانیم اول در سجده خدا را تسبیح کنیم با اذکاری مثل سبحان الله و بعد حمد نعمت هایش خصوصا نعمت ولایت امام علی (علیه السلام) و ائمه از نسل ایشان تا امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بجا بیاوریم و از اینکه امام زمانمان زنده هستند و حضور دارند خدا را شکر کنیم. سپس، از گناهان خصوصا گناهانی که مانع فرج است استغفار کنیم و نه تنها استغفار برای خودمان و گناهان خودمان باشد بلکه برای همه مومنین و مومنات استغفار کنیم. بعد خداوند را به نام رحمانش بخوانیم الرحمن الرحمن و یا رحمان و یا رحمان و ادامه بدهیم تا چتر رحمتش را بر سر ما بگسترد و نیت صدقه و انفاق کنیم برای سلامتی و فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و حتی اگر مالی نداریم، صلوات برای سلامتی و فرج امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستیم (از طرفی هر دعایی با صلوات شروع شود و به صلوات ختم شود مستجاب می شود) و بعد از صلوات، از خداوند فرج را بخواهیم و خدا را به حق چهارده معصوم علیهم السلام و به حق حضرت زینب سلام الله علیها قسم دهیم برای فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) . سپس دعا برای فرج و تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تکرار کنیم و بعد هم با چند صلوات، دعا را تمام کنیم و سر از سجده برداریم. اگر شما حتی در یک ثانیه نزدیکتر شدن فرج هم سهیم شوید، آیا فکر می کنید در تمام خیرات و برکاتی که حاصل از
زودتر رخ دادن فرج بوده سهیم نمی شوید؟ مسلما در تمام این نتایج مثبت، سهیم هستید. پس چطور ممکنه که ما سجده ظهورخواهی نکنیم؟ خدایا به ما هم توفیق انجامش را بده. الهی آمین.
در سجده یکی طولانی بودن آن یا تکرار زیاد آن مهم است و دیگری سجده ای است که با گریه همراه باشد. این همراه شدن با گریه، اثر عجیبی بر ترقی دارد. می توانیم برای نرم شدن دل و جاری شدن اشک، دعاهای خمس عشر امام سجاد علیه السلام و یا مناجات امیرالمومنین علیه السلام در مسجد کوفه را به صورت صوتی همان طور که در سجده هستیم گوش کنیم.
مهم است که انسان در کل روز در هر عملی که انجام می دهد و هر صحبتی که می کند به یاد خدا باشد. چرا که یاد خدا باعث می شود گناهی در آن عمل یا حرف یا فکر وارد نشود و اگر انحرافی وارد شد بلافاصله پشیمان شده، اصلاح و توبه کند. در واقع، ذکر واقعی وقتی است که محاسبه نفس، در کل روز در ذهن و یاد انسان باشد و قبل از انجام گناه او را از انجام آن دور کند و یا در صورت انجام ناخواسته بلافاصله توبه و اصلاح و عزم بر تکرار نکردن آن داشته باشد. البته تمام این مواردی که می گویم کار ساده ولی در عین حال برای ما که غافلیم سخت است و ان شاءا... خداوند توفیقش را به همه ما بدهد.
یاد ائمه (علیهم السلام) در طول روز هم یکی دیگر از موارد مهم است. عده ای سر صبح وقتی می خواهند کارشان را شروع کنند سلامی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می دهند می گویند امروز چه کاری برای شما انجام بدهیم آقاجان. در طول روز با ایشان گفتگوی درونی دارند و حتی یکی از راههای رسیدن به فرج شخصی را روزی یک ساعت مکالمه درونی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر کردند. ان شاا... خدا به ما هم توفیق این عمل را بدهد. البته اگر از روزی یک دقیقه هم شروع شود ان شاءا... کم کم افزایش پیدا کرده و به روزی یک ساعت هم می رسد. حتی در منزل، بعضی از خانمها کار روزمره شان را به یاد چهارده معصوم علیهم السلام انجام می دهند. از خدا می خواهند که خانه شان را مسجد و محل عبادت مومنان و ملائکه کند، لذا اگر ایشان جارو می کنند و ظرف می شویند دارند مسجد و عبادتگاه را تمیز می کنند. اینها در طول شبانه روز خادم مسجد اند. اینها خانه هایشان را خانه اهل بیت علیهم السلام می دانند پس اگر کاری می کنند خادمی امام زمان عج را انجام داده اند. فرزند اگر تربیت می کنند دارند سرباز امام
زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تربیت می کنند. همان غذای روزانه را اگر می پزند غذا را به نیت نذری هر یک از معصومین علیهم السلام می پزند. گفتیم منتظر واقعی کسی است که هر کاری که فکر می کند بعدا در ظهور آقا می خواهد انجام دهد همین الان انجام دهد. پس این افراد در سر کار، در منزل و خیابان و هرجا که باشند در راه رضای خدا و خدمت به امام زمان عج مشغول به کارند. در واقع دید ما به غیبت اشتباه است ما کوریم و در غیبت ایم. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم شاهد است و هم حاضر و این ما هستیم که ایشان را نمی بینیم. همین الان همه ما در میدان دید و احاطه امام هستیم. اگر ما امام را یاد می کنیم بدانیم ایشان از ما کریم ترند و بیشتر به یاد ما هستند. چقدر آقای ما رئوف است و چقدر ما غافل.
ذکر گفتن در طول شبانه روز هم شکل دیگری از یاد کردن خداست. ذکر به چند دسته ذکر زبانی، ذکر قلبی (که توجه به قلب است) و ذکر عملی (که در نظر گرفتن خدا در عمل است) تقسیم می شود که کمترین مرتبه آن ذکر لسانی است که می تواند زمینه سازی برای انواع دیگر ذکر و توجه و حضور قلب باشد. بعضی با خودشان ممکن است فکر کنند که آیا حتما باید به تعداد خاصی، ذکر را بگوییم؟ جواب این است که اگر بخواهید به مورد خاصی برسید ذکر خاص و تعداد خاص لازم دارید که اینها ممکن است مناسب حال هر کسی نباشد اما اگر قرب الی الله مد نظرتان است می توانید اذکار عمومی را بدون عدد و تعداد خاص و هر مقدار که میسر است بگویید.
قرآن خواندن هم خیلی مهم است. خصوصا توجه به معنی و تاویل آیات، خیلی می تواند نشان دهنده راه باشد. تفسیر روایی اهل بیت علیهم السلام که به صورت آنلاین هم موجود و قابل استفاده است(1)
خیلی به ما در فهم مقصود اصلی آیات کمک می کند و تاویل بعضی از آیات، در احادیث مرتبط با آیات آمده است. در این تفسیر، شما مباحث مرتبط با ولایت امام علی(علیه السلام) و در کل ولایت چهارده معصوم علیهم السلام را در لابلای آیات زیادی از قرآن می توانید ببینید.
1) - http://alvahy.com
نوع دیگری از ذکر، برپایی مجالس ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام است. حتی اگر این امکان نیست شنیدن فایلهای صوتی معرفتی و خصوصا شنیدن فایلهای صوتی روضه امام حسین (علیه السلام) هم نوع دیگری از ذکر و یاد اهل بیت علیهم السلام است.
ذکر می باید کم کم به سمت ذکر قلبی و با توجه و ذکر عملی پیش برود و نه اینکه صرفا کف کردن دهان از زیادی ذکر باشد. خصوصا اگر ذکر همراه با گریه شود خیلی موثر است. اما گریه بر امام حسین علیه السلام چیز دیگری است و مثل چشمه ای است که می جوشد و انسان را پاک می کند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیهالسلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّهِ؛ کسى که یادى از حضرت حسین بن على (علیه السلام) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حقتعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست(1).
تمام اینها از قرآن خواندن، ذکر گفتن و یاد خدا و یاد ائمه علیهم السلام بودن در طول روز و حتی اشک ریختن، همه توفیق می خواهد و باید دعا کنیم که خداوند این توفیق را به ما بدهد و اگر توفیق داده، استمرارش را با دعا بخواهیم. دعا چون بادبان کشتی است. یکی از مهمترین ذکرها دعا کردن است. از دعا نباید غافل شد.
1) - ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویه، چاپ اول، 1356 ش، ص 101، ح 3. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت (علیهمالسلام)، 1409 ق، ج 14، ص 507، ح 14.
خصوصیات متقین در خطبه 193 نهج البلاغه که به خطبه متقین امام علی (علیه السلام) مشهور است آمده است. نکاتی از این خطبه به همراه شرح جزیی در ادامه می آید:
"... امّا پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلت هاى برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه روى...(1)"
(توضیح: پوشش هم می تواند پوشاک و لباس باشد که لباس ایشان، لباسهای اقتصادی و در حد متوسط است و هم می تواند پوشش اعمال و رفتار انسان باشد که وقتی اعمال و رفتار در پوشش میانه روی قرار بگیرند یعنی تمام رفتار و کارهای انسان متعادل است و از افراط و تفریط به دور است.)
"و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است. "
(توضیح: مسلما تمرین تواضع در راه رفتن، تمرین تواضع داشتن در کل زندگی است.)
"چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى پوشانند، و گوش هاى خود را وقف دانش سودمند كرده اند. "
(توضیح: بعضی افراد به چیزهای حرام گوش می دهند مثلا در ماشین و در راه دائما به موسیقی های حرام گوش می دهند بعضی مورد حرامی گوش نمی دهند ولی آنچه گوش می دهند از جنس دانش و افزودن اطلاعات نیست. بعضی هم چیزهایی که گوش می کنند از جنس دانش است اما دانشی است که نه به درد استفاده در زندگی دنیا میخورد نه آخرت. اما اینجا امام تأکید بر دانش
1) - در اینجا خطبه به صورت جزء به جزء می آید و هرجایی که نیاز به توضیح و شرح دارد، توضیح داخل پرانتز آورده می شود. سپس ادامه خطبه بیان میگردد.
سودمند کرده اند. نکته دوم این است که افراد ممکن است گاهی اوقات در زندگی این کار را بکنند و به دانش سودمندی هم گوش کنند اما پرهیزکاران عادت همیشگی آنان است چرا که حضرت می فرمایند گوشهایشان را وقف دانش سودمند کرده اند.)
"و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است."
(توضیح: این نکته خیلی حائز اهمیت هست. چطور میشود در روزگار سختی و گشایش حال انسان یکسان باشد؟ حال انسان می تواند از چند وضعیت مورد توجه قرار بگیرد: یکی وضعیت و حال ظاهری و یکی حال درونی و یکی هم اخلاق. از لحاظ ظاهری، اگر انسان حتی وقتی که خیلی پولدار است باز هم سبک زندگی اش بر مبنای میانه روی باشد و در حال رفاه هم از اسراف یا چشم و هم چشمی دوری کند در صورتی که مشکلات اقتصادی برایش ایجاد شود باز هم از ظاهرش کسی متوجه نمی شود که دچار تنگنای مالی شده چون قبلا هم چندان سر و وضع او با بقیه مردم تفاوتی نداشته است. حضرت سلیمان (علیه السلام) پیامبر علم و حکمت بود که جن و انس و پرندگان و حیوانات و باد و حتی شیاطین، مسخر و تحت فرمان او بودند اما با آن پادشاهی عظیمی که داشت روزها را روزه می گرفت و شبها به عبادت برمی خواست و غذای او نان جو بود(1). حال انسان از منظر دیگر، حال درونی است که انسان هم در وقتی در رفاه و سلامتی است خدا را شکر کند و به یاد خدا و یاد مرگ باشد و هم وقتی در سختی و فقر و یا بیماری است. حضرت یعقوب (علیه السلام) خدا را زیاد شکر می کرد بعد شیطان به خدا گفت چون نعمت زیاد دارد شکر می کند و اگر نعمتها را بگیری هرگز شکر تو را به جا نمی آورد اما بعد از بیماری هم حضرت یعقوب (علیه السلام) همچنان شاکر بود. حال بعدی، اخلاق انسان و نحوه برخورد او با مردم است. چه بسیارند افرادی که وقتی همه چیز خوب است و بر وفق مرادشان است با همه نرم و مهربان اند و وقتی مشکل و گرهی در کارشان پیش می آید یا به مشکل مالی برمی خورند آنگاه خانواده و اطرافیان را عاصی می کنند و اخلاقشان بد و غیرقابل تحمل می شوند. پس یکسان بودن حال
1) - حضرت سلیمان-سایت پرسمان.
از نظر وضعیت ظاهری، از نظر حال معنوی و از نظر اخلاق و رفتار، نکته مهمی است که انسان باید روی خودش کار کند تا بتواند به چنین مقامی برسد.)
"و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن ها قرار نمى گرفت، از شوق ديدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم."
(توضیح: یعنی افراد باتقوا دارای خوف و رجا هستند و هم از یک طرف امید و شوق رسیدن به بهشت دارند و هم از یک طرف ترس از عذاب الهی دارند و البته هر دوی خوف و امید آنها به شدت زیاد است.)
"خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند".
(توضیح: به اینکه مردم از کاری خوششان می آید یا خیر، کاری ندارند. به اینکه اگر دستورات مذهبی را انجام دهند دیگران بگویند دموده یا اومل است کاری ندارند آنها صرفا خدا را درنظر می گیرند. از طرفی این افراد، به خاطر اینکه دیگران در نظرشان کوچک و خدا در نظرشان بزرگ است از شرک خفی به دورند و کار را صرفا به خاطر رضای خدا انجام می دهند نه تعریف و تمجید مردم.)
"بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت هاى آن به سر مى برند، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند."
"دل هاى پرهيزكاران اندوهگين"
(توضیح: در اینکه دلهای پرهیزکاران اندوهگین است باید دقت شود که اندوه، دو نوع است یکی نسبت به سختیها و مشکلات دنیا و یکی اندوه معنوی. پرهیزکاران از آنجا که دل به دنیا نبسته ا ند و در هر حالتی توکل و اعتمادشان به خدای رحمان است لذا با اینکه مصیبتهای دنیا روی آنها اثر می گذارد اما این اندوه دنیوی را با توکل به خدا به گونه ای می گذرانند که انگار اندوهی بر آنها وارد نشده است. چرا که در قرآن هم داریم:" إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ" (کسانی که گفتند: «پروردگار ما اللّه است»، سپس استقامت کردند، نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگین میشوند(1).) و نیز داریم(2)
: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ" (آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند!) که این اندوه نخوردن بستگی به درجه تقوا و وارستگی انسان از این دنیا دارد. پس پرهیزکاران غم دنیا را ندارند اما ایشان از یک لحظه غفلت از یاد خدا و از کمی عبادات خود در برابر نعمات الهی اندوهگین می شوند. یا از دوری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا مصیبتی که در هر دوره بر اهل بیت (علیهم السلام) رفته است ناراحت اند. چرا که هر یک از معصومین (علیهم السلام) در زمان حیاتشان قدر و منزلتشان به خوبی شناخته نشد، یارانشان کم بودند و دائم در زخم زبانها و بدعت شکنی های مردم و در عذاب حکومتها بودند، یا در شکنجه و زندان و یا در تبعید به سر می بردند و در آخر نیز مظلومانه به شهادت رسیدند. این مصیبتها دل یاران آنها را غمگین می کند. خصوصا مصیبت وارده بر امام حسین (علیه السلام) در کربلا، همان طور که هر روز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را محزون می کند(3)مومنان و پرهیزکاران را هم محزون می کند. از طرفی برای کسانی که در دوره غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سر می برند چه غم و اندوهی از این بالاتر که انسان امام زمان خویش را نبیند یا نتواند مستقیما به ایشان خدمت رسانی و در رکابشان با دشمنان مبارزه کند.
" و مردم از آزارشان در أمان"
(توضیح: قبلا به رساله حقوق امام سجاد علیه السلام و ظرافتهای آن اشاره شد. اینقدر پرهیزکاران بر حقوق مردم حساس اند و خود را به رعایت آنها ملزم می دانند و اینقدر از ظلم به دیگران دوری می کنند که هیچ کس آزاری از آنان نمی بیند.)
"تن هايشان لاغر"
(توضیح: افراد متقی رزق خود را با دیگران تقسیم می کنند و به کسانی که نیازمندند می دهند و از طرفی با کسانی که برای آنان خدمت میکنند با هم سر یک سفره می نشینند لذا همه ی خوراکی ها را برای خود نگه نمی دارند که موجب شکم پروری شود. از طرف دیگر در تقوای شکم گفتیم که افراد متقی تا گرسنه نشدند سراغ غذا نمی روند و قبل از اینکه کاملا سیر شوند دست از غذا می کشند لذا از پرخوری به دورند. همچنین روزه های مستحبی و نیز بیدارخوابیهای شبانه وصرف انرژی در راه خدمت به خلق و عبادت خدا فرصتی برای تن پروری به ایشان نمی دهد. اما از همه مهمتر، ترس از عذاب الهی (که حضرت در ادامه هم به آن اشاره می فرمایند) و غمی که در دلهای این افراد وجود دارد به خاطر مصیبتهایی که بر امامشان می رود آنها را از انسانهای بیخیال خوشگذران جدا کرده لذا این افراد ظاهری لاغر دارند و از چاقی هایی که ناشی از بیخیالی و خوشگذرانی است به دورند.
اما نکته دیگر این است که نه تنها تن هایشان لاغر بلکه دیگر متعلقاتشان هم کم است لذا نه تنها بدنهای افراد متقی لاغر است بلکه متعلقات این افراد هم کم است.
"و درخواست هايشان اندك "
(توضیح: وقتی زندگی و خوراک و پوشاک و همه وسایل و ... در حد میانه و اعتدال باشد لذا درخواست زیادی هم وجود ندارد چرا که افرادی که این گونه زندگی می کنند خیلی به دنبال عوض کردن وسایل زندگی و ... و در نتیجه به دنبال پول و مقام نیستند و خود را به خاطر این چیزها به دردسر و قرض نمی اندازند لذا درخواستهای مادی ایشان اندک و در جهت رفع نیاز است.)
" و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است. در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند: تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده"
(توضیح: عفت و پاکدامنی از خصوصیات اصلی پرهیزکاران است. اما صبر پرهیزکاران، صبر بر انواع و اقسام گناه است چون دنیا را محل گذار و مزرعه ای برای آخرت می دانند. مسلما چشم پوشی از بعضی خوشی های حرام زودگذر، برای رسیدن به خوشی ها و آسایش دائمی یک تجارت پر سود است. شما وقتی بازار می روید دو چیز هم ارزش را با هم مبادله می کنید پول می دهید به همان اندازه غذا یا کالا یا خدمات دریافت می کنید اما اینجا یک چیز موقت یعنی از نظر زمانی دارای ارزش کم و کوتاه و لذت زودگذر را می دهید اما به جای آن یک پاداش و لذت جاودانه و از نظر زمانی دائمی را به دست می آورید مسلما این تجارت خدایی، سودش بسیار زیاد است. از طرفی، پرهیزکاران با پذیرش ولایت امام علی(علیه السلام) و اطاعت پذیری از ایشان، به تجارت پرسود دست یافته اند. در تفسیر روایی سوره صف آیه 10 که خداوند انسانها را به تجارت پرسود راهنمایی می کند آمده است که امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که امام علی(علیه السلام) فرموده اند: "من همان تجارت پرسودی هستم که از عذاب دردناک نجات می دهد و من همان هستم که خداوند در قرآن بیان کرده و فرموده است: یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم". در واقع، پرهیزکاران، مولایی دارند که مولای متقیان و سرور اهل تقواست و کسی است که دست مومنان را گرفته و آنها را به سر منزل مقصود که همان قرب به خداست می رساند.)
"دنيا مى خواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان، خود را آزاد ساختند."
(توضیح: وقتی انسان می خواهد در راه تقوا گام بردارد شیطان که در اینجا همان ظواهر دنیاست برایش نقشه می ریزد و سعی می کند که او را به سمت خود بکشاند. اما پرهیزکاران تا پای جان در مقابل دنیا و جاذبه هایش می ایستند. آنان اگر موقعیت جهاد پیدا کرده اند تمام دنیای خود را فدا کرده و به مقام رفیع شهادت رسیده اند و اگر موقعیت جهاد و جنگی در پیش نبوده به جهاد بالاتر یعنی جهاد با نفس پرداخته اند و جان خود را در راه اطاعت و عبادت خدا فدا کرده اند. در روایات در مورد منتظران واقعی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده که اگر حتی در بستر خودشان هم بمیرند شهید از دنیا رفته اند(1))
"شب پرهیزکاران: پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و انديشه مى خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى يابند. وقتى به آيه اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خيره شوند، و گمان مى برند كه نعمت هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد، و هر گاه به آيه اى مى رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى سپارند، و گويا صداى بر هم خوردن شعله هاى آتش، در گوششان طنين افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى طلبند."
(توضیح: مسلما شب زنده داری و نماز شب از اسباب و لوازم سیر و سلوک الی الله است. اما خواندن قرآن در اینجا به صورت جزءجزء و با تفکر و تامل و تجسم بهشت و جهنم توصیف شده است. پس این شب زنده داری اولا زمانش کوتاه و با عجله و سرسری نیست ثانیا این قرآن خواندن، روخوانی صرف و نفهمیدن معنای آن نیست، خواندنی نیست که انسان فکرش جای دیگر
1) - کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 8، ص146، ح 120، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ه-ش، 8ح.
باشد بلکه خواندنی همراه با تفکر، تجسم خود در بهشت و جهنم، شاد شدن از نعمتهای بهشت و محزون شدن از عذاب های جهنم و محزون شدن از دوری از خداوند و گریه از خوف خدا است و با یافتن جواب سوالات در قرآن و پیداکردن شفای مرضهای روحی در قرآن همراه است.)
"پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار"
(توضیح: توجه به این نکته بسیار با اهمیت است، پرهیزکاران الزاما کسانی نیستند که دائما پای نماز و سجاده اند آنان نه تنها به دنیال کسب علم اند بلکه حضرت از ایشان با عنوان دانشمند یاد کرده اند و فرموده اند دانشمندانی بردبارند یعنی علاوه بر علم زیاد، صبور و بردبار هم هستند چرا که هر چه انسان بیشتر بفهمد و درکش از مسائل بالاتر برود تحمل نظرات اشتباه دیگران و یا گاهی تحمل این دنیا برایش سخت تر است اما انسانهای پرهیزکار با حلم و بردباری رفتار می کنند. حتی این افراد، در راه کسب علم که خودش دارای سختیهای زیادی است هم بردبارند. در واقع این دانشمندان، یا علمشان را از راه مدرسه و استاد بدست آورده اند که بنا به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل کرده اند که زگهواره تا گور دانش بجوی(1)، یا علاوه بر کوشش در کسب علم ظاهری، بر اساس تقوایی که داشته اند به سرچشمه علم واقعی که ائمه معصومین (علیهم السلام) اند متصل شده اند و علم را از ایشان و از سینه مبارک ایشان دریافت نموده اند. در مورد سید بحر العلوم آمده است که میرزای قمی نویسنده کتاب "قوانین الاصول" که از بزرگان عصر خود به شمار می رفت می گوید:" من با علامه بحرالعلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت می کردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح می دادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحرالعلوم در نجف ماند. بعدها وقتی شهرت علمی بحرالعلوم به من رسید تعجب کردم که این نباید اینقدر از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم. من دیدم سید بحر العلوم مانند
1) - (اُطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ إلَى اللَّحْدِ) - آداب المتعلّمين : ص3.
دریای مواج و عمیقی از دانشهاست. سپس از او پرسیدم ما در یک درجه از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟ سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو می گویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی. چگونه این طور نباشم در حالیکه آقایم حجت بن الحسن (علیه السلام) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند.". همچنین در حدیثی از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که هر کس چهل روز ایمانش را برای خدا خالص گرداند، خداوند چشمههای حکمت را از قلب او بر زبانش جاری میکند(1).)
"و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسى كه به آنها مى نگرد مى پندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست، و مى گويد، مردم در اشتباهند در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان، نشان از امرى بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند، و اعمال زياد خود را بسيار نمى شمارند. "
(توضیح: علت لاغری پرهیزکاران را امام علی(علیه السلام) در اینجا اشاره می فرمایند و می فرمایند که خوف و ترس الهی باعث لاغری این افراد است. از طرفی ایشان هیچ وقت از اعمال خودشان خشنود نیستند و حتی کار زیاد خودشان را هم زیاد نمی بینند یا به عبارتی کار زیادشان را هم کم می شمرند چون ایشان السابقون السابقون اند در مسابقه هر چه بیشتر کار نیک داشته باشی جلوتری. از طرفی می دانند که هر چقدر کار خوب هم داشته باشند باز هم راه برای بهتر شدن و بهتر انجام دادن هست چرا که اولا فاصله اعمال ما تا اعمال و عبادات امامان که الگوی ما هستند بسیار زیاد است به طوریکه یک ضربت امام علی(علیه السلام) برتر از کل عبادت ثقلین است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ خندق فرمودند: ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین(2). چرا که امام علی علیه السلام نه تنها همواره از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حمایت می کردند بلکه درجنگ خندق که جنگی حساس و سرنوشت ساز بود وارد جهاد
شدند ووقتی عمروبن عبدود 3 بار مبارز طلبید و به خاطر هیکل غول مانند او (که یک دفعه هم یک بچه شتر را به جای سپر خودش بلند کرده بود)، هیچ کس به مبارزه او نرفت این امام علی(علیه السلام) بودند که در هر بار اعلام آمادگی نمودند و پس از اینکه او را ارشاد کردند و از این کارش نهی کردند و عمرو قبول نکرد به مبارزه با او پرداختند و در آخر هم که عمرو شکست خورد و آب دهان بر حضرت انداخت حضرت یک دور زدند و دوباره به بالای سر او برگشتند تا به خاطر غرض شخصی او را هلاک نکرده باشند. لذا ایشان حتی در موقعیتهایی که دیگران حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) را تنها می گذاشتند با شجاعت وارد میدان می شدند و با یقین و اخلاص کامل جهاد می کردند. اعمال ما کجا و اعمال بندگان خاص خدا کجا؟ ثانیا اگر ما اعمال مان را در مقابل لطف بینهایت خداوند به انسانها در نظر بگیریم که اصلا ذره ای هم به حساب نمی آید.)
"نفس خود را متّهم مى كنند، و از كردار خود ترسناكند. "
(توضیح: پرهیزکاران به جهت اینکه حسابرسی به اعمال دارند از کردار خود ترسناکند که مبادا به دلیل ناخالصی ها و نیت های غیرخدایی که در آن وارد شده مورد قبول خداوند قرار نگیرد.)
"هرگاه يكى از آنان را بستايند، از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مى گويد: «من خود را از ديگران بهتر مى شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى شناسد، بار خدايا، مرا بر آنچه مى گويند محاكمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده كه مى گويند، و گناهانى كه نمى دانند بيامرز».
و از نشانه هاى يكى از پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مى بينى: در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار. در توانگرى ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته..."
(توضیح: این هم نکته بسیار ظریفی است که پرهیزکاران هم در زمان توانگری و داشتن ثروت میانه رو هستند و هم در زمان تهیدستی ظاهری آراسته دارند که البته آراستگی به معنای پوشیدن لباسهای گران قیمت یا نو نیست. همان لباس معمولی انسان، اگر اتوکشیده باشد، کفش خاکی نباشد یا جوراب سوراخ نباشد و موها مرتب و روغن زده باشد چیزهایی که گاهی برخی مومنان آنها را رعایت نمی کنند در واقع آراستگی است. این آراستگی، جزو خصوصیات متقین است.)
" در سختى ها بردبار، در جستجوى كسب حلال، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزى، مى باشد. اعمال نيكو انجام مى دهد و ترسان است، روز را به شب مى رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى آورد با ياد خدا، شب مى خوابد اما ترسان، و بر مى خيزد شادمان، ترس براى اينكه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است. اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى كند."
(توضیح: این قسمت که امام فرمودند: اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى كند، همان بحث معاقبه است که در محاسبه اعمال گفته شد. مثلا انسان اگر دچار غیبت شد خودش را از برنامه تفریح آن روز یا فلان غذا محروم کند.)
"روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است، و آن را ترك مى كند كه پايدار نيست. بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى آميزد."
(توضیح: یعنی مثل ما عالم بی عمل نیست. چقدر از نتایج تحقیقات ما در کتابخانه ها خاک می خورد و چقدر مقالاتی می نویسیم که خودمان هم می دانیم نتیجه عملی برای کسی ندارد!)
" پرهيزكار را مى بينى كه: آرزويش نزديك، لغزش هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند".
(توضیح: اینکه مردم به خیر کسی امیدوار باشند نکته مهمی است چرا که بعضی آنقدر "نه" در کلامشان است که کلا با انجام هر خیری مخالف اند، قرض نمی دهند، اگر انجام کار خیری از ایشان خواسته شود هنوز به آن فکر نکرده آن را رد می کنند، اگر کسی از آنها بخواهد واسطه بین دو نفر شوند سریع آن را رد می کنند و ... لذا کسی به خیری رسیدن از آنها امیدوار نیست. اما پرهیزکاران هر کاری از دستشان بربیاید که در وسعشان باشد و در راستای رضای الهی باشد انجام می دهند لذا مردم به خیر آنها امیدوارند.)
"اگر در جمع غافلان (بى خبران) باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مى گردد، و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه غافلان نوشته نمى شود. "
(توضیح: اگر در جمع غافلان از ذکر خدا قرار گرفته باشد همرنگ جماعت نمی شود و به یاد خدا مشغول می شود و اگر در جمع ذاکران خدا باشد عقب نمی افتد و جزو غافلان قرار نمی گیرد(1).
حتی اگر مردم، فرد متقی را جزو بیخبران بدانند او بیخبر از اخبار دنیای مادی مثل رشد قیمت سکه و دلار و غیره است اما هرگز او از بیخبران و غافلان واقعی که از یاد خدا غفلت ورزیده اند نیست.)
"ستمكار خود را عفو مى كند، به آن كه محرومش ساخته مىبخشد، به آن كس كه با او بريده مى پيوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدى هاى او پنهان، و كار نيكش آشكار است. نيكى هاى او به همه رسيده، آزار او به كسى
1) - مکارم شیرازی، پیام امیرالمومنین علیه السلام، جلد 7، ص 566 تا 582.
نمىرسد.
در سختى ها آرام، و در ناگواريها بردبار و در خوشىها سپاسگزار است. به آن كه دشمن دارد ستم نكند، و نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود.
پيش از آن كه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى كند، و آنچه را به او سپردهاند ضايع نمىسازد، و آنچه را به او تذكّر دادند فراموش نمى كند. مردم را با لقب هاى زشت نمى خواند، همسايگان را آزار نمى رساند، در مصيبت هاى ديگران شاد نمى شود.
و در كار ناروا دخالت نمى كند، و از محدوده حق خارج نمى شود. اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمى كند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى شود، و اگر به او ستمى روا دارند صبر مى كند تا خدا انتقام او را بگيرد. نفس او از دستش در زحمت، ولى مردم در آسايشند. براى قيامت خود را به زحمت مى افكند، ولى مردم را به رفاه و آسايش مى رساند.
دورى او از برخى مردم، از روى زهد و پارسايى، و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است. دورى او از تكبّر و خود پسندى، و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست....".
ان شاا... خداوند به ما توفیق بدهد هرچه بیشتر خودمان را به خصوصیات متقین نزدیک کنیم.
"عبد" شدن، یکی از بالاترین مراتب ایمان است و خداوند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را "عبده و رسوله" می خواند.
همچنین خداوند خصوصیات عبادالرحمان را در آیات 63 تا 75 سوره فرقان معرفی می نماید. پس وظیفه دیگر، آشنایی با این خصوصیات و سعی در نزدیک شدن به آنهاست.
در آیات 63 تا 75 سوره فرقان می خوانیم:
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (63)
"بندگان [خاص خداوند] رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبّر بر زمين راه مىروند و هنگامىكه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]، به آنها سلام مىگويند [و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند]".
وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً (64)
"كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مىكنند."
عبادالرحمن با اینکه شب زنده داری می کنند و اهل عبادت شبانه اند باز هم هنوز خود را از شر شیطان در امان نمی دانند. از طرفی عبادت خود را لایق پروردگار ندانسته و حساب و کتاب قیامت را بسیار جزیی و ظریف می بینند که از هیچ کوچک و بزرگی فروگذار نکرده لذا خود را هر آن در معرض سقوط به جهنم می بینند و دعا می کنند:
وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً (65)
"و كسانى كه مىگويند: «پروردگارا! عذاب جهنّم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است»!"
إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً (66)
"مسلّماً آن (جهنّم)، بد جايگاه و بد محلّ اقامتى است! "
در واقع، اینان خوف و رجا را با هم دارند. در این زمینه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:
هیچ بنده مومنی نیست جز این که در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید. (1)در ادامه آیات آمده است:
وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً (67)
"و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند"
وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً (68)
"و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمىخوانند و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق نمىكشند و زنا نمىكنند و هركس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد!"
يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً (69)
"عذاب او در قيامت مضاعف مىگردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند!"
إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللهُ غَفُوراً رَحيماً (70)
"مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مىكند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!"
وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللهِ مَتاباً (71)
"و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بهسوى خدا بازگشت مىكند [و پاداش خود را از او مىگيرد]."
وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً (72)
1) - جهادالنفس، 79.
"و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند [و در مجالس باطل شركت نمىكنند] و هنگامىكه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند(72)."
در این زمینه آمده است:
امام صادق ( خداوند ایمان را بر اعضای انسان واجب نمود و آن را در بین آنها تقسیم کرد، در نتیجه هیچ عضوی نیست که بیشتر از عضو دیگر به آن ایمان واگذار شده باشد؛ از آن جمله است گوشهای انسان که با آنها صداها را می شنود، بر گوش واجب کرده که از گوش سپردن به آنچه خداوند حرام کرده دوری گزیند و خود را حفظ کند از آنچه مورد خشم خداست که فرمود: وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً این است آنچه خداوند از ایمان بر گوش واجب کرده و اینکه به آنچه حلال نیست گوش ندهند. عمل به آن و نشانه ایمان است(1).
امام صادق ( به گوش امام صادق )رسید که عدّهای وارد شهر کوفه شده و منزلی که محلّ برپایی موسیقی بوده، محلّ اقامت خود قرار دادند، امام (به آنان فرمود: «چرا چنین کردید»؟گفتند: «خانهای نیافتیم و نمیدانستیم وقتی که وارد شدیم، فهمیدیم». امام فرمود: «هنگامی که دانستید بر شما لازم بود که بزرگوارانه از آن بگذرید، چراکه خداوند چنین می فرماید: وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً(2).
عبادالرحمن عبادتشان از روی بینش و باور است نه صرفا یک عادت و تقلید کورکورانه و از روی یقین است و نه شک و تردید.
چرا که در ادامه ایات خداوند فرموده است:
وَ الَّذينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً (73)
و كسانى كه هرگاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمىافتند.
ابوبصیر گوید: از امام صادق دربارهی این آیه: وَ الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً شنیدم که فرمود: «یعنی از سر بینش و باور باشد و شکّ و تردیدی ندارند»(1).
امام صادق دربارهی آیهی وَ الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً. فرمود: «این دربارهی شماست وقتی فضایل ما را یادآوری میکنید در آن شک نمیکنید»(2).
عبادالرحمان نه تنها برای ارتقای خود در تلاش اند بلکه به فکر ارتقای معنوی خانواده و فرزندان و ذریه خود هم هستند.
لذا خداوند در ایه بعد می فرماید:
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (74)
"و كسانى كه مىگويند: «پروردگارا! همسران و فرزندانمان را مايهی روشنى چشم ما قرار ده، و ما را پيشوايى براى پرهيزگاران گردان»"(74).
اگرچه این آیه در شان امامان که سرآمد عبادالرحمان اند و امام واجب الطاعه هستند نازل شده است اما نکته تربیتی برای ما هم دارد که در کلام نقل شده از امیرالمومنین علیه السلام آمده است:
حضرت علیبنابیطالب (علیه السلام) میفرمود: «به خدا قسم! من از خدا نخواستم که فرزندانی خوشقامت به من بدهد. بلکه خواستم فرزندانی به من ببخشد که مطیع خدا باشند، از خدا بترسند. که هرگاه من در موقع خداپرستی آنان به آنان نظر کنم چشمم روشن شود»(1)....
و در نهایت خداوند پاداش عباد الرحمان را اینگونه توصیف میکند:
أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً (75)
"[آرى]، آنها هستند كه در برابر شكيباييشان درجات عالى بهشت به آنان پاداش داده مىشود؛ و در آن، با تحيّت و سلام روبهرو مىشوند."(75)
خالِدينَ فيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً (76)
"درحالىكه جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محلّ اقامت نيكويى!"
چند نکته که در شرح عباد الرحمن نیاز به توضیح بیشتری دارد، شرک نورزیدن به خدا، توبه کردن و عبد بودن به معنای اطاعت محض است. خود این سه مساله دارای جزییاتی بسیار ظریف و زیباست که در ادامه به آنها پرداخته می شود.
1) - تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج10، ص504 بحارالأنوار، ج43، ص279/ بحارالأنوار، ج24، ص132/ المناقب، ج3، ص380/ نورالثقلین.
در بحث شرک باید توجه داشت که دو نوع شرک داریم شرک جلی و خفی. شرک جلی همان شرک اعتقادی به خداوند است که فرد خدای دیگری را با خدا شریک بداند. اما شرک خفی هم داریم که در این آیه قرآن هم خداوند به خوبی به آن تاکید کرده است:
أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ ؛ آیا دیدی آن کس را که هوای نفس خود را معبود خویش گرفته است»(1).
همچنین از حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داریم:
شرک پنهان تر است از صدای پای مورچگان کوچک بر روی سنگ صاف در شب ظلمانی و کمترین درجه شرک این است که ظلم (ظالمی) را دوست و عدل (عادلی) را دشمن بدارد(2).
هر گونه ریا کردن و کار را صرفا و خالصانه برای خدا انجام ندادن یا ظاهرسازی به خاطر تمجید و تعریف مردم، نمونه ای از شرک خفی است. مثلا این کار را این طور انجام بدیم که خودمان را پیش رییس مان عزیز کنیم و پاداش بگیریم، یا این حرف رو این طور بگیم که دیگران فکر کنن ما چقدر متشخص هستیم یا مهمانی یا حتی مجلس روضه امام حسین (علیه السلام) را فلانجا بگیریم یا این طور برگزار کنیم برای اینکه دیگران فکر کنند ما چقدر پولدار هستیم یا از مجلس فلانی کم نیاوریم یا چادر سر کنیم به خاطر اینکه ما را فلان جا استخدام کنند اینها نمونه های شرک عملی یا شرک خفی اند. یا مثلا اگر فکر کنیم کار و مشکلمان به دست خلق خدا حل می شود نه به دست خدا دچار شرک شده ایم. یا اگر فکر کنیم روزی ما به دست شخص خاصی است هم دچار شرک شده ایم، باید بدانیم که همه افراد و اموال و ... همه وسیله اند و تنها راهگشایی را از خدا بخواهیم و
همه کار را به خاطر رضای خدا انجام دهیم. این موضوع خیلی سخت است چرا که خیلی از کارهای ما به خاطر جلب رضای دیگران است نه رضای خدا و ان شاءالله که خداوند توفیق بدهد اعمال مان را خالص کنیم.
انسان وقتی می خواهد توبه کند باید هر چه از حق الله، حق نفس خودش و حق الناس به گردنش هست سعی کند همه را جبران کند. قبلا در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام این حقوق را گفتیم و اینجا صرفا تاکید می کنیم که در حق الناس باید دقت کرد که فقط بحث مالی مطرح نیست بلکه در حدیثی داریم که:
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس خطاب به کعبه ، ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست درحالی که راجع به مؤمن سه چیز را مورد احترام قرار داده: «مال-خون-آبرو (یعنی به مؤمن نباید بدگمان شد)»(1)
لذا اگر آبروی مومنی را بریزیم حق او بر گردن ما آمده یا اگر غیبتی از کسی بکنیم باید حواسمان باشد که اینها مصداق حق الناس است و راه توبه هر کدام از مال و خون و آبرو را باید از مسیر خودش طی کنیم.
در روایت داریم که: «شخصی در خدمت حضرت امیر المؤمنین- علیه السلام - گفت: «استغفر الله» .
آن حضرت فرمود: مادرت بر تو بگرید آیا میدانی حقیقت استغفارچیست؟ ! به درستی که استغفار درجه «علیین» است. و بر مجموع شش معنی واقع می شود:
✓ اول: پشیمانی بر گذشته.
1) - همان، ج67، ص71.
✓ دوم: عزم بر ترک گناه در مدت عمر.
✓ سوم: ادا کردن حقوق مردم.
✓ چهارم: قضا کردن هر واجبی که فوت شده.
✓ پنجم: گداختن هر گوشتی که از حرام روییده به حزن و الم، تا پوست به استخوان چسبد و گوشت تازه بروید.
✓ ششم: الم و زحمت طاعت و عبادت به بدن چشانیدن به ازایآنچه از شیرینی معصیت چشیده.
چون کسی این شش امر را به جا آورد بگوید: استغفر الله»(1).
و از حضرت امام جعفر صادق - علیه السلام – روایت شده است که: «توبه، «حبل الله» و «مدد عنایت» اوست و لابد است از مداومت آن .
(تا اینجای حدیث می توانیم بگوییم که این حدیث نشان میدهد که چون مراحل توبه سخت است و زیاد، انسان نباید فکر کند که دیگر توبه کردن را کنار بگذارد بلکه حضرت به ما تذکر می دهند که چاره ای از مداومت بر آن نیست. از طرفی چون لغزشها هر روز اتفاق می افتند و حتی برای متقین هم ممکن است ترک اولی و یا یک لحظه غفلت از یاد خدا وجود داشته باشد لذا نمیتوان هیچ گاه توبه را ترک کرد). در ادامه حضرت می فرمایند که: و از برای هر طایفه از بندگان، توبه ای است. تا اینکه فرمودند که: اما توبه طایفه عوام آن است که: باطن خود را از گناهان بشوید به آب حسرت، و اعتراف به گناه وپشیمانی برگذشته و ترسناک بودن بر آنکه دیگر مثل آن از برای او صادر شود. و باید گناهان را سهل و حقیر نشمارد و دایم بر تقصیرات خود در بندگی و طاعت خدا گریان و متاسف باشد. و خود را از شهوتهای نفسانیه محافظت نماید. و استغاثه به خدا نماید که او را کمک فرماید بر وفای به توبه. ومحافظت کند او را از بازگشت به گناه. و ریاضت دهد نفس خود را به عبادت و مجاهده. و واجباتی که از او فوت شده قضا نماید. و ستمی که بر کسی کرده تدارک آن کند. وآنچه از حقوق مردمان در ذمه او باشد ادا کند. و از همصحبتان بد،
1) - نهج البلاغه فیض، ص 1281(1282) ح 409.
اجتناب نماید. وشبها را به بیداری به صبح رساند. و روزها را به تشنگی روزه به شب آورد. و همیشه درعاقبت کار خود تفکر نماید. و از خدا استعانت جوید که در حالت وسعت و شادی و زمان سختی و بدحالی، او را بر جاده شریعت، مستقیم و ثابت بدارد. و در بلاها و مصیبتها صبر کند تا از درجه توبه کنندگان ساقط نشود. و چون چنین کند از گناهان خودپاک، و عمل او زیاد، و درجات او بلند می گردد»(1).
عبد بودن در واقع اطاعت محض است. در گذشته اگر کسی غلام کسی بود حق مخالفت با دستورات آقای خود را نداشت. اطاعت هم باید اطاعت واقعی و در همه دستورات باشد. اما متاسفانه دینداری ما دینداری انتخابی است و صرفا دستوراتی را انجام می دهیم که یا سخت نباشد یا به مذاقمان خوش بیاید مثلا رعایت حجاب، امر به معروف و نهی از منکر کردن و یا جهاد حتی در شرایطی که بر انسان واجب شده باشد با مذاق بعضی خوش نمی آید و انجام نمی دهند.
عبودیت مراتب مختلفی دارد و فرد منتظر می بایست در کسب آنها تا رسیدن به عالی ترین مرتبه ممکن بکوشد اگر چه عالی ترین این مراتب مختص اهل بیت علیهم السلام است اما انسان می بایست تا حد ممکن به انسانهای کامل که این بزرگواران هستند نزدیک شود. استاد انصاریان مراحل رسیدن به کمال عبودیت را در پنج مرحله ذکر کرده است:
اولین مرحله، تسلط بر نفس خویش از طریق بالابردن کیفیت عبادت و بندگی و انجام عبادت همراه با نیتی پاک به آن گونه است که حضرت محبوب از انسانها خواسته است.
مرحله دیگر، تسلط و ولایت بر اندیشه های پراکنده و به عبارتی دیگر تسلط بر نیروی متخیله است.
1) - بحارالانوار ج6 ص 31.
مرحله سوم این است که روح در مراحل قوت و قدرت و ربوبیت و ولایت خود به مرحله ای برسد که در بسیاری از امور از بدن بی نیاز شود در حالیکه بدن صد در صد نیازمند به روح است.
مرحله چهارم بدن از هر جهت تحت فرمان و اراده شخص در می آید به طوری که در حوزه بدن خود شخص، اعمال خارق العاده سر می زند.
مرحله پنجم که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انسان قرار می گیرد و مطیع انسان می شود.
(البته شاید بتوان گفت که در واقع مراحل عبودیت همان دو مرحله اول اند و سه مرحله بعدی نتایج و کمالاتی است که در اثر استمرار بر دو مرحله اول ایجاد می شود.)
امام صادق علیه السلام در حدیث عنوان بصری، حقیقت عبودیت را در 3 چیز دانسته اند. اول اینکه بنده، آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند زیرا بندگان مالک نیستند بلکه مال را از آن خدا می بینند و هرکجا خدا فرمان داده مصرفش می کنند. دوم اینکه: بنده تدبیر امور خودش را نمی نماید، سوم اینکه: تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند؛
بنابراین، هر گاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده ملک خود نداند، انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد، و هر گاه تدبیر امورش را به دست مدبّر واقعی سپرد، سختیهای دنیا برایش آسان شود، و هر گاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهاد، هیچ گاه با مردم جدال نمی کند، و به آنان فخر نمی فروشد. هر گاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرمود، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار می شود، و به خاطر مال جمع کردن و فخر فروشی به دنبال دنیا نمی رود، و از مردم عزّت و مقام نمی طلبد، و اوقاتش را هدر نمی دهد، این اوّلین درجه پرهیزگاران است، خداوند متعال می فرماید: (جهان آخرت را برای کسانی مهیا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است)(1).
1) - مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، علی بن حسن طبرسی، ص 326؛ بحار الانوار، ج 1، ص 224، کتاب العلم، باب: آداب طلب العلم و أحکامه.
واضح است که عبد بودن و اطاعت کردن درجات مختلفی دارد. اما اطاعت واقعی چگونه است و آیا محبتی که بدون اطاعت باشد محبت واقعی است؟
مردی از خراسان خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شرفیاب شد وتنها اعتراضش به امام این بود که چرا قیام نمیکند؟ حضرت فرمود: آیا کسی هست که از ما حمایت کند؟
عرض کرد در خراسان صد هزار نفر آماده این کارند، فرمود: شما هم از همان ها هستید؟ عرض کرد: بلى، فرمود: برخیز در تنوری که اکنون شعله ور است رفته ودر آتش بنشین. مرد خراسانی ابا کرد واز اطاعت امر امام زمان خود سرپیچی نمود. در این حال هارون مکی وارد شد پس از سلام وجواب حضرت به وی فرمود: برو در میان آتش بنشین، او بدون چون وچرا تسلیم شد ودر تنور قرار گرفت، واین امر با اختیار خودش انجام شد. مرد خراسانی که نگران این مطلب بود واز سخنان خود سخت پشیمان شده بود گریه می کرد، حضرت فرمود: نزدیک تنور برو وببین هارون مکی در چه حالتی است، وقتی که نزدیک تنور رفت، دید هارون مکی در میان آتش نشسته وآتش دورش حلقه می زند حتی به لباس پشمینه وی اثر نگذاشته است. حضرت فرمود: ای هارون از تنور خارج شو، او خارج شد ودر خدمت امام نشست.
آن گاه فرمود: شما که می گوئید در خراسان صد هزار نفر از شما حمایت می کنند در میان آنها چند نفر مثل هارون یافت می شود که هر چه بگوئیم از ما بشنوند ودر برابر ما تسلیم شوند؟ عرض کرد: هیچ.(1)
1) - بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج47، ص: 123.
امام زمان ما حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم دوست دارند که شیعیانشان در مقابل حضرتش تسلیم باشند، لذا این گونه فرموده اند:
از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کار ما را به ما وا گذارید بر ما است که شما را از سرچشمه، سیراب بیرون آوریم چنانچه بردن شما به سوی چشمه از ما بود(1).
خداوند می فرماید:
{قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ} «بگو، اگر خدا را دوست ميداريد، از من پيروي كنيد، تا خدا شما را دوست بدارد»(2).
امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: «مَا أحبَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ مَنْ عَصاهُ»؛ كسي كه خدا را معصيت و نافرماني ميكند، او را دوست ندارد. سپس به اين شعر تمثيل كرد:
تَعْصِي الإلَهَ وَ أَنتُ تُظْهِرُ حُبَّهِ
هذَا مَحالٌ فِي الْفِعالِ بّديعٌ
لَوْ كانَ حُبُّكَ صادِقاً لأَطَعْتَهُ
إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ يُحِّبُّ مُطيعٌ (1)
خدا را نافرماني ميكني، آنگاه اظهار دوستي او مينمايي.
اين از كارهاي ناممكن و شگفتآور است!
اگر در دوستي او صادق بودي، پيروي اش ميكردي.
زيرا محبّ، فرمان بردار محبوب است.
جابر ميگويد: امام باقر(عليهالسلام) به من فرمود:
آيا كسي كه ادعاي تشيّع ميكند، همين كه بگويد ما را دوست دارد، كافي است؟! سوگند به خدا شيعيان ما نيستند، مگر آنان كه تقوای الهی دارند و به امانتداري و زيادي ذكر خدا و روزه و نماز و نيكي به والدين و... شناخته ميشوند.
جابر عرض كردم: «اي فرزند رسول خدا! امروز كسي را به اين صفت نمييابيم».
حضرت فرمود:
"... آيا براي كسي كافي است بگويد: من علي (عليهالسلام) را دوست دارم و ولايت او را ميپذيرم؛ ولي با وجود اين، در عمل كوتاهي ميكند؟! نه؛ چنين نيست. اگر بگويد: من رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) را دوست ميدارم - با اينكه رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) از علي(عليهالسلام) برتر است - ولي روش او را دنبال نكند و به سنت او عمل ننمايد، دوستي او فايدهاي براي او نخواهد داشت؛ پس، از خدا بترسيد و به آنچه پيش خدا است عمل كنيد. بين خدا و هيچ كسي قرابت [قوم و خويشي] نيست. محبوب ترين بندگان، نزد خداي تعالي [گراميترين آن ها] پرهيزكارترين و فرمانبردارترين آنها است. اي جابر! سوگند به خدا ! نمی توان به خدا تقرّب یافت، جز با اطاعت و پيروي. برائت كسي از آتش، با ما نيست و بر خداي
1) - البرهان فی تفسیرالقرآن، السید هاشم البحرانی، ج 1، ص611.
تعالي براي كسي حجتي نيست. كسي كه مطيع خدا باشد، دوست ما و كسي كه از خدا سرپیچی کند، دشمن ماست. كسي جز با عمل و پاكدامني و پارسايي به دوستی ما نميرسد(1).
خداوند در سوره احزاب ایه 36 می فرماید:
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً ("هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامىكه خدا و پيامبرش فرمانى صادر كنند، اختيارى [در برابر فرمان خدا] در كار خود داشته باشد؛ و هركس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است").
همیشه با خودمان می گوییم اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کنند ما حتما در آن وقت گوش به فرمان حضرتشان خواهیم بود و جزو سربازان حضرت خواهیم بود و منتظر دستور حضرت هستیم تا اجرا کنیم. اما واقعا همین طور است؟ همین الان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضور دارند و دستور انجام واجبات و ترک محرمات را داده اند؛ دستور ترک غیبت و دروغ و تهمت و اسراف و موسیقی های حرام و ... باید توجه کنیم که همین الان هم در حضور ایشان و تمامی ائمه علیهم السلام هستیم چرا که امامان علیهم السلام زنده، شاهد و گواهان اعمال اند. ایشان ما را می بینند اما ما ایشان را نمی بینیم. نیازی به صبر برای دستور جهاد با دشمن نیست تا آنجا به یاری حضرت برویم همین الان دستور جهاد با نفس را به ما داده اند. چه دشمنی بالاتر از نفسی که ما را به بدیها می کشاند؟ پس این ادعاهایمان را همین الان در خودمان بررسی کنیم. بیایید با خودمان صادق باشیم در خودمان چه می بینیم؟!
1) - بحارالانوار» طبع کمپانی، ترجمه علییونسی، جلد 15، کتاب الایمان، صفحه 141، مشکاه الانوار فی غررالاخبار، ج 1، ص 107.
ما معمولا به یحث تولی خیلی ورود کرده ایم. همه شیعیان از دوستداران اهل بیت علیهم السلام اند و این دوستی را در جاهای مختلف نشان داده اند. از اطاعت از دستورات ایشان گرفته تا برگزاری مراسم ها در اعیاد و شهادت ائمه علیهم السلام، رفتن به زیارت حرمها، نذری دادن و ... اما تبری و ابراز بیزاری از دشمنان شاید کمتر و یا کم رنگ تر اتفاق می افتد در حالیکه این اعلام بیزاری و تنفر از دشمنان باید از دشمنان صدر اسلام تا دشمنان فعلی و آینده همه را شامل بشود و نه تنها به زبان، بلکه در دل و در عمل هم صورت بگیرد. در واقع، تولی و تبری مثل دو بال اند که به تنهایی با یکی از آنها نمی شود پرواز کرد.
خداوند در آیه 1 و 2 سوره ممتحنه می فرماید:
"اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مىكنيد، درحالىكه آنها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شدهاند و پيامبرخدا و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همهی شماست از شهر و ديارتان بيرون مىرانند و اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كردهايد [پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد]. شما مخفيانه با آنها رابطهی دوستى برقرار مىكنيد درحالىكه من به آنچه پنهان يا آشكار مىسازيد [از همه] داناترم. و هركس از شما چنين كند، از راه راست گمراه شده است (1) اگر آنها بر شما دست يابند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدى نسبت به شما مىگشايند و دوست دارند كافر شويد.(2)"
از امام باقر (علیهالسّلام) نقل شده است: هرگاه میخواهی بدانی در تو خیری هست، به دلت نگاه کن. اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن داری، در تو خیر است و خدا هم ترا دوست دارد، و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست داری، در تو خیر نیست و خدا دشمنت دارد، و هر کس همراه دوست خود است(1).
1) - کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج2، ص126-127.
در دستورات رسیده از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ما به خواندن زیارت عاشورا و زیارت جامعه خیلی سفارش شده که زیارت عاشورا دید خیلی خوبی از دوستی و دشمنی را به ما می دهد. زیارت جامعه هم با شناخت درستی که از ائمه علیهم السلام در ما ایجاد می کند باعث ایجاد معرفت امام شده و موقعی که انسان این مقام امام را فهمید و به معرفت امام رسید دوستی اش با امام و پیروان امام بیشتر می شود. البته در زیارت جامعه هم بیزاری از دشمنان مورد تاکید قرار گرفته است.
در زیارت عاشورا به غیر از مواردی که اسامی افراد خاصی برای لعن کردن و برائت جستن آمده موارد برائت به طور واضح ذکر شده است. در عین حالیکه در همان بردن اسامی هم نکته هایی است. یعنی الان هم هرکس یزید صفت است باید از او بیزاری جست. اما مواردی که در زیارت عاشورا جهت برائت مورد تاکید قرار گرفته را می توان در چند دسته زیر خلاصه کرد:
اول: بیزاری از آنهایی که شالوده ستم بر اهل بیت علیهم السلام را ریختند که شامل تمام ستمکاران عالم هم می شود چون اهل بیت علیهم السلام مخالف ظلم و ستم بودند.
دوم: تمام دشمنان اهل بیت علیهم السلام چه آنها که ایشان را کشتند و چه دشمنان فعلی و در عصر حاضر چرا که دشمنان معاصر هم دنباله روی همان افراد هستند. آنهایی که در عصر امام حسین علیه السلام بودند خواستند با به شهادت رساندن ایشان خط امامت و ولایت را از بین ببرند امروز هم دشمنانی که مخالف خط فکری امامان معصوم علیهم السلام و دشمن امام زمان عج هستند می خواهند از تشکیل حکومت عدل جهانی امام جلوگیری کنند و از الان برای فرج و ظهور و از بین بردن امام نقشه ریخته اند غافل از اینکه " هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ"(1). این دشمنان در زمان حاضر اگر دستشان به امام و کشتن امام نمی رسد اما خط فکری و راه امامان معصوم علیهم السلام را نابود می کنند و از بین می برند.
1) - سوره توبه، آیه 33.
سوم: آنهایی که با اهل بیت جنگ نکردند اما وسایل جنگ را در اختیار ایشان گذاشتند (اسبها را تهیه و زین کردند):
امروزه کسانی که جنگ فرهنگی و جنگ نرم می کنند و کسانی که ابزار این جنگ فرهنگی را آماده می کنند همگی جزو دشمنانی اند که باید از آنها اعلام بیزاری کرد. کسانی که مدهای غیر اسلامی را رواج می دهند باید توجه کنند که همگی ابزار دشمن شده اند. خیلی از به ظاهر شیعیان و محبان اهل بیت برای کسب سود و پول بیشتر، با ترویج فساد و انواع مدهای از بین برنده حیا و حجاب، خودشان را جزو کمک دهندگان به دشمنان و در نتیجه جزو آنان قرار داده اند که یا بیخبرند یا خودشان را به خواب زده اند. دست اندرکاران و تهیه کنندگان شبکه های ماهواره ای که فساد را رواج می دهند و انواع کانالهای منحرف در پیام رسانها که افکار و مطالب دشمنان را رواج می دهند، انواع عرفانهای دروغین را نشر می دهند یا خداناباوری را ترویج می کنند، همگی از کسانی اند که ادوات جنگ دشمن را تهیه می کنند و ما از همه آنها باید دوری کنیم و بیزار باشیم.
چهارم: و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم:
نه تنها از دشمنان ابراز برائت می کنیم بلکه از پیروان و دنبال روندگان و دوستانشان هم بیزاری می جوییم. پیروان دشمنان چه کسانی اند؟ همانها که پیرو افکار آنها میشوند همانها که مدهای غربی که حیا و حجاب را از جوانها گرفته و باعث برهم ریختگی نظام خانواده شده را پیروی می کنند. همان ها که از مکاتب فکری باطل دشمن پیروی می کنند.
اما دنبال کنندگان چه کسانی اند؟ چقدر جالب است که فالورها از زمان قدیم بوده اند! از دنبال کنندگان خط و مشی دشمن که منتظرند ببینند آنها چه می گویند همان را بلافاصله برای دیگران کپی و ارسال کنند و مطالب انحرافی را نشر دهند.
در ادامه آمده است " و اولیائهم(از دوستانشان)". توجه کنیم که آنهایی که با دشمن دوستند یا افکار و مطالب مربوط به دشمن را لایک می کنند حتی از آنها نیز باید بیزاری جست. یعنی نه تنها از دشمن بلکه از کسی که دوست دشمن است هم باید دوری و ابراز برائت کرد. چون این افراد حتی اگر خودشان، در ظاهر دشمن نیستند اما عمل دشمن یا افکار دشمن را دوست دارند پس
احتمالا امکان یا جرات دشمنی ندارند وگرنه در دل و مغزشان، همان افکار و رویکردها می گذرد. لذا این افراد هم خطرناکند و دوستی با آنها باعث سرایت این افکار به ما می شود لذا باید از دوستی با آنها دوری کرد.
پنجم: آنها که اهل بیت علیهم السلام را از مقام مخصوصشان دور کردند:
کسانی که امامت و ولایت را در حد یک جانشینی معمولی برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عنوان کردند و مردم را از معرفت واقعی نسبت به مقام امام چه مقام علمی چه مقامات روحانی و معنوی و اخلاقی ایشان دور کردند ایشان بزرگترین خیانت را در حق ائمه معصوم علیهم السلام کردند. وقتی ولایت به حاکمیت یک نفر غیرمعصوم برای اداره جامعه تقلیل یافت مردم فکر کردند که هر کسی می تواند امام و ولی امر باشد لذا در حق ائمه معصومین علیهم السلام و مقام ولایت ایشان اجحاف شد و چه بلاهایی که بر سر ائمه ع و پیروانشان آمد که هنوز هم آثار آن باقی است و بسیاری از مسلمانان را از راه حق منحرف ساخت.
در زیارت جامعه کبیره اولا بیان شده که:
"روگردان از امامان معصوم علیهم السلام خارج از دین و کوتاهی کننده در حق ایشان قرین نابودی است و هر که به سوی ائمه علیهم السلام نیامد هلاک شد و هر که از امام جدایی نمود گمراه گشت و اینکه هر که امام را رد کرد در پست ترین جایگاه آتش است."
اما موارد برائت در این زیارت به شرح زیر است:
✓ دوستدار دوستان شمایم و خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم(مُوالٍ لَکُمْ وَلاَِوْلِیاَّئِکُمْ مُبْغِضٌ لاَِعْداَّئِکُمْ وَمُعادٍ لَهُمْ)
✓ نسبت به دشمن شما و آنچه شما اهل بیت به آن کفر ورزیدید کافرم( كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ)
✓ بصیرت دارم و بینایم نسبت به گمراهی مخالفان شما (مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلاَلَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ)،
✓ باطل می دانم آنچه شما باطل دانستید(مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ)
✓ در جنگم با هر که با شما جنگید (حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ)
✓ پس با شمایم با شما نه با غیر(دشمن) شما (فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ غَيْرِكُمْ (عَدُوِّكُمْ))
✓ از دشمنان شما به سوی خدا بیزاری می جویم و نیز از جبت و طاغوت (امام صادق علیه السلام فرمودند: هر حاکمی که به غیر حکم ما اهل البیت حکم کند، پس او طاغوت است(1))(وَ بَرِئتُ اِلي اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِن اَعدائِکُم وَ مِنَ الجِبتِ وَ الطّاغوتِ).
✓ و شیاطین و گروهشان که به شما ظلم کرده اند و حقّ شما را انکار نموده اند (وَ الشَّياطینِ وَ حِزبهِمُ الظّالِمینَ لَکُمُ الجاحِدینَ لِحَقِّکُم)
✓ و از ولایت شما سرپیچی کرده اند(وَالمارقینَ مِن وِلایَتِکُم)
✓ ارث (ظاهری:فدک؛ و باطنی:خلافت) شما را غصب کرده (وَ الغاصِبینَ لِإرثِکُم)
✓ و نسبت به شما شک دارند و از شما رو گردانند ( الشّاکینَ فِيکُمُ وَالمُنحَرِفینَ عَنکُم)
✓ همچنین بیزاری میجویم از معتمد و پناهگاهی سوای شما (وَمِن کُلِّ وَلیجَةٍ دوُنَکُم)
✓ و هر کس غیر از شما که اطاعت می شود (وَ کُلِّ مُطاعٍ سِواکُم)[2]
1) - مستدرک، ج 17، ص 244، ح 21240.
✓ و از پیشوایانی که مردم را به سوی آتش میخوانند (وَ مِنَ الأئِمَةِ الَّذینَ یَدعُونَ إلِی النّار).
اما چرا اینقدر تولی و تبری مهم است؟ چون باعث اطاعت پذیری و یا عدم اطاعت پذیری از دستورات امام می شود و اطاعت از دستور امام همان اطاعت از خداست (مَنْ أَطاعَکمْ فَقدْ أَطاعَ اللّهَ، وَمَنْ عَصَاکمْ فَقَدْ عَصَی اللّهَ، وَمَنْ أَحَبَّکمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللّهَ، وَمَنْ أَبْغَضَکمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللّه)
("کسی که شما را اطاعت کرد خدا را اطاعت نموده و هر که شما را نافرمانی کرد خدا را نافرمانی کرده و هر که شما را دوست داشت خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است")(1).
اینجا باید از خودمان بپرسیم چقدر دشمنان، غرب و فرهنگ غربی و ... را دوست داریم؟ در جواب به این سوال صادق باشیم و ببینیم اشکال از کجاست و راه نفوذ شیطان را ببندیم. آیا ما نظم و پیشرفت و تکنولوژی را دوست داریم یا کسانی که از تکنولوژی برای کشتارهای دسته جمعی استفاده می کنند، بچه های بی گناه را در جنگهای ظالمانه می کشند و خانه ها و مدرسه هایشان را به خاک و خون می کشند؟ و با تحریمهای ظالمانه حق کوچک و بزرگ را ضایع می سازند؟ اینها را در ذهنمان جدا کنیم و موضعمان را در مقابل دشمن، مشخص و بیزاریمان را از آنان افزایش دهیم. واقعا فکر کنیم به این موضوع که در جهت تبری از دشمنان چه اقدام عملی در پرونده اعمالمان داریم؟
1) - فرازهایی از زیارت جامعه کبیره.
در قسمت قبل از تبری و اعلام بیزاری و تنفر در گفتار و عمل و اندیشه از دشمنان دین و دشمنان ائمه علیهم السلام گفتیم و در این قسمت به بحث تولی می پردازیم. تولی یعنی محبت ورزیدن یعنی عاشقی. قُل لَّا أَسْأَلُکمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیٰ...([ای پیامبر!] بگو: «به ازای آن [رسالت ] پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان.(1)).
تولی یعنی محبت به اهل بیت علیهم السلام و دوستی با ایشان و دوستی با دوستان ایشان.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: « لا يُؤمنُ عَبدٌ حتّى أكونَ أحَبَّ إلَيهِ مِن نَفْسِهِ ، و تَكونَ عِتْرَتي إلَيهِ أعَزَّ مِن عِتْرَتِهِ ، و يكونَ أهْلي أحَبَّ إلَيهِ مِن أهْلِهِ، و تكونَ ذاتي أحَبَّ إلَيهِ مِن ذاتِهِ»«هیچ بندهای ایمان ندارد، مگر اینکه من نزد او، از خودش محبوبتر باشم و ذریّهی من پیش او، از ذریّهی خودش محبوبتر باشد و اهل من پیش او، از اهل خودش محبوبتر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوبتر باشد»(2). اگر کسی بداند نعمتها و فیوضاتی که به ما می رسد به خاطر وجود امام زمان عج است مگر می شود به ایشان محبت خاص نداشته باشد؟ مگر می شود به کسی که عقول را به کمال می رساند و جهان را پر از عدل و داد میکند محبت ویژه نورزید؟ مگر می شود منتقم خون امام حسین (علیه السلام) را که خود و خانواده اش را فدا کرد تا ما را به هدایت و رشدی که خدا خواسته برساند، دوست نداشت؟ ما همه عاشق چنین شخصیتی والا و پرورش دهنده انسانها هستیم. در فرهنگ شیعه، رابطه امام معصوم و شیعیان از ابتدای آفرینش ایجاد شده است. در حدیثى از حضرت صادق(علیه السلام) مى خوانیم: « شِيعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طِينِتِنا وَ عُجِنُوا بِماءِ وَلايَتِنا يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا ويَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا؛ خداوند شیعیان ما را مورد لطف خاص خویش
قرار دهد. آن ها از زیادى سرشت ما خلق شده اند و وجودشان را با آب ولایت ما سرشته اند و [به همین دلیل] در شادى ما شادان و در غم و غصه ما غمناکند»(1).
رابطه بین شیعیان و ائمه علیهم السلام یک رابطه قلبی دو طرفه است. حضرت علی(علیه السلام) به رمیله که از اصحاب حضرت بود فرمودند: اى رمیله، هر مؤمنى که بیمار مى شود، ما نیز بیمار مى شویم و حزن و اندوه او ما را محزون و غمناک مى سازد و هر دعایى که مى کند ما به دنبالش «آمین» مى گوییم و اگر دعا نکند ما برایش دعا مى کنیم(2).
ابوبصیر، از یاران حضرت صادق(علیه السلام)، مى گوید: در مجلسى از حضرت(علیه السلام) پرسیدم: گاهى بدون علت خاص دچار غم و غصه یا سرور و خوشحالى مى گردم، علت چیست؟ حضرت(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «انّ ذلک لحزن و فرح یصل الیکم منّا اذا دخل علینا حزن او سرور کان ذلک داخلاً علیکم لانّا و انتم من نور الله عزّوجلّ؛ این حزن و شادى که گاه سراغ شما مى آید اثر آن غم و سرورى است که در ما ایجاد مى گردد؛ و چون ما و شما هر دو از نور خداوند متعال خلق شده ایم، این حالات ما در شما نیز اثر مى گذارد»(3). شناخت اهل بیت(علیه السلام) خصوصا توجه به معنی زیارت جامعه کبیره که در مورد ویژگیهای امام است، شرکت در مجالس اهل بیت(علیه السلام)، گفتگوی درونی با ایشان به طور روزانه و مرتب و توسل جستن به ایشان از راههای افزایش این محبت است. همچنین خواندن کتبی که مربوط به سیره عملی واخلاقی اهل بیت علیهم السلام است از راههای شناخت ایشان و تقویت رابطه قلبی با ایشان است. اما این عاشقی و محبت، ابراز کردن می خواهد.
در اینجا به ذکر برخی از روشهای ابراز محبت به اهل بیت (علیه السلام) خصوصا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می پردازیم.
محبت در درجه اول، اطاعت است و بارزترین معیار محبت، اطاعت کردن از امام می باشد. مگر می شود کسی را دوست داشت اما دائما با عمل کردن به خلاف نظرش او را ناراحت کرد؟ امام باقر (علیه السلام) به جابر فرمود: ای جابر! آیا همین که کسی ادعا کند شیعه است و ما اهل بیت را دوست دارد، کافی است! به خدا سوگند، شیعهی ما نیست مگر کسی که از مخالفت خدا بپرهیزد و او را اطاعت کند. ای جابر! شیعیان ما شناخته نمیشوند مگر به وسیلهی تواضع، خشوع، امانتداری، یاد همارهی خداوند، روزه، نماز، نیکی به والیدن، رسیدگی به همسایگان تهیدست و... جابر میگوید: به امام عرض کردم: اگر به راستی شیعه باید چنین خصوصیاتی داشته باشد، اکنون کسی را با همهی این اوصاف نمیشناسم! امام فرمود: هان ای جابر! مواظب باش که این روشهای گوناگون (افکار نادرست رایج میان گروههای مردم)، راه تو را منحرف نسازد. این کافی نیست که کسی بگوید علی (علیه السلام) را دوست دارم و ولایتش را پذیرفتهام، ولی اهل عمل نباشد! چه این که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برتر از علی (علیه السلام) است و اگر کسی بگوید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست دارم ولی از روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی نکند، این گونه محبت کمترین تأثیری به حال او ندارد! پس تقوای الهی داشته باشید و به آنچه خداوند امر کرده گردن نهید، میان خداوند و هیچ فردی، خویشاوندی نیست. محبوبترین بندگان نزد خداوند، باتقواترین و مطیعترین آنان است... کسی که مطیع خدا باشد ولی ما است. و کسی که معصیت خدا کند، دشمن ما است، به ولایت راهی نیست جز از طریق عمل به ارزشها و بازداشتن خویش از زشتیها(1). این حدیث نشان می دهد دوست داشتن به زبان کافی نیست بلکه دوست داشتن در عمل به وظایف الهی، باید خود را بروز بدهد.
1) - اصول کافی 2 / 75 .
از امام سجاد علیه السلام آمده که فرمودند: اما حق کسی که نسبت به تو نیکی و احسانی نموده، آن است که او را سپاس بگزاری و کار خوبش را یادآور شوی و با سخن نیک او را در میان مردم معرفی کنی و دعای خالصانه بین خود و خدای خود در حق او بنمایی پس اگر این کار را کردی تشکر از او را پنهانی و آشکارا به جا آورده باشی و اگر روزی توانستی عملا کار نیکش را با نیکی تلافی کنی این کار را انجام بده. (1)
از امام موسی بن جعفر علیه السلام آمده: هیچ چیز بر ابلیس و لشکریانش دشوارتر نیست از اینکه برادران با ایمانی با یکدیگر دیدار کنند و همانا دو مومن با یکدیگر دیدار می کنند که به یاد خدا باشند آنگاه فضایل ما را یادآوری کنند در اینجا گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمی ماند تا جاییکه روح پلیدش به التماس می افتد از فرط آنکه درد می کشد پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه می شوند و او را لعنت می کنند تا اینکه هیچ فرشته مقربی باقی نماند مگر اینکه بر او لعنت فرستد که زبون و باحسرت و مردود می افتد(2).
در کافی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: شخص مهموم به خاطر ما که غم و اندوهش از جهت ظلمی است که بر ما رفته نفس کشیدنش (همچون) تسبیح گویی است و هم و غم او به خاطر امر ما عبادت است و پنهان داشتنش سر ما جهاد در راه خداوند است(3). مسلما وقتی کسی عاشق امام خود شد در دلش به خاطر دوری و فراق یار و غمهایی که بر دل حضرت وارد می شود ناراحت است و اگر چه مومن همیشه خندان و خوش روست اما در دل غم پنهانی دارد. گریستن بر مصیبت هر امامی،
همراهی با امام بعد از آن و ادای حق ایشان است. خصوصا گریه بر امام حسین علیه السلام ادای حق امام زمان عج است (چرا که ایشان نیز هر صبح و شب بر مصیبت جد بزرگوارشان می گریند.) امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در حدیثی میفرمایند: «هر دیدهای روز قیامت، گریان و هر چشمی [از روی نگرانی] بیدار است، مگر چشم کسی که خداوند او را بر کرامت خود اختصاص داده باشد و بر هتک حرمتی که از حسین (علیهالسلام) و خاندان پیامبر میشود، گریسته باشد»(1).
مسلما شخص منتظر از ظلمی که به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شده است و اینکه مردم ایشان را از یاد برده اند ناراحت است لذا اشک بر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یادکردن ایشان و گریاندن دیگران از وظایف منتظران است چرا که گریستن و گریاندن، یاد حضرت را در دلها تازه نگه می دارد.
آمده است که امام صادق (علیه السلام) بر فراق حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و انحرافاتی که بین مسلمانان در غیبت ایشان ایجاد می شود، همچون فردی که فرزندش را از دست داده و جگرش سوخته باشد می گریستند(2).
امام رضا علیه السلام فرمودند: هرکس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می گردد روزی که دلها می میرند دل او نخواهد مرد(1). از حضرت رسول ا... ذکر شده است که فرمودند: در باغهای بهشت بگردید. عرضه داشتند ای رسول خدا باغهای بهشت چیست؟ فرمود مجالس ذکر(2).
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: « هر عده ای که در مکانی جمع شوند و خدا را یاد نکنند و بر پیامبرشان درود و صلوات نفرستند، آن مجلس مایه حسرت و پشیمانیشان (در قیامت) خواهد شد(3).» و همچنین حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرموده : همانا یاد ما (از مصادیق) یاد خداوند است و یاد دشمنان (از مصادیق) یاد شیطان می باشد(4).
گاهی بعضی از ما صرفا در مجالس شرکت می کنیم اما خودمان برپاکننده مجالس نیستیم. در صورتیکه امکانات ما اجازه می دهد و یا حتی اگر در منزل نمی توانیم در مساجد و حسینیه ها، می بایست در برپایی مجالسی که در آن به ذکر فضایل و یاد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته میشود اقدام کنیم(5)یا حداقل با پرداختهای مالی و یا با انجام کمکهای یدی به برپایی این مجالس کمک کنیم.
مجلس های روضه مختلفی با یاد امام حسین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام ا... علیها، حضرت ابوالفضل علیه السلام، حدیث کسا، زیارت عاشورا، ختم قران و ... بر پا می شود. اما تاکنون چند مجلس روضه و سخنرانی صرفا برای زنده کردن یاد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام عصر حاضر ما هستند برپا شده؟
شعر سرودن و شعر خواندن در مدح بزرگان، در زمان گذشته امری شایع بوده است. حتی در زمان حاضر هم هنوز شعر جایگاه ویژه خودش را دارد و در انواع مداحی ها همین اشعار، دل انسان را متوجه یاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می کند. از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: هیچکس درباره ما بیت شعری نگوید مگر اینکه به روح القدس تایید و یاری شده باشد(1)
و از حضرت امام رضا علیه السلام نقل شده که فرموده اند: هر فرد مومنی که درباره ما شعری بسراید که ما را با آن مدح گوید خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آنجا دیدار خواهد کرد(2).
مسلما دیگر انواع متن مثل انواع مقالات و کتب و غیره که حتی در زمان ما می تواند به صورت انواع فایلهای صوتی و تصویری بوده و با گرافیک عالی و یا انیمیشن و ... تولید شود و بالاخره هر نوع تولید محتوای به روز و جذاب در مورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) همگی از مصداقهای وظایف منتظران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دشمن از تمام امکانات رسانه ای مانند فضای مجازی، فیلم و سریال، کارتون های کودکان و یا حتی انواع بازی هایی که محتوای نامناسب دارند در پی گسترش فساد و فحشاست. پس مقابله با دشمن و تولید محتوای مذهبی جذاب در هر شکلی که باشد ضروری است. بعضی بازی را دست کم می گیرند اما بازی از آنجا که با تکرار همراه است و در روزهای مختلف بارها و بارها انجام می شود به درونی کردن مفاهیم کمک بسیاری می کند. حتی کسانی که در تولید دستی ندارند، اگر امکان مالی دارند، در پرداخت هزینه آنها می بایست سهیم شوند و یا حتی اگر امکان مالی وجود ندارد در نشر محتواهای مذهبی رایگان سهیم باشند. الان کانالهای مختلف در فضای مجازی، به اندازه دهها مسجد و حسینیه مخاطب دارند و امروزه که دشمن دنبال سرگرم کردن و انحراف فکری جوانان ماست تولید محتوای جوان پسند و جذاب در فضای مجازی با آخرین امکانات روز اهمیت ویژه ای دارد. همچنین نشر این محتواها می تواند به زنده کردن یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
کمک شایانی نماید. البته در نشر می بایست حقوق مولف یا فردی که فیلم و انیمیشن و غیره را تهیه کرده مد نظر قرار بگیرد و آنهایی که اجازه نشر رایگان دارند نشر داده شوند اگر چه نظر مراجع مختلف در این باره متفاوت است و هر کسی می تواند به فتوای مرجع خودش رجوع کند. ترجمه محتواهای تولیدی و نشر در سطح بین المللی چه به صورت چاپی و په الکترونیکی و آنلاین نیز از موارد دیگری است که می بایست مورد اهتمام جدی قرار بگیرد. حالا که در روزگار انواع هوش مصنوعی هستیم از آنجا که این نرم افزارهای هوشمند با زبان انگلیسی بیشتر کار می کنند هرچه محتوای بهتر و کاملتری به زبان های بین المللی در دفاع از اهل بیت علیهم السلام و مکتب تشیع داشته باشیم بهتر است. از طرفی بسیاری از مسلمانانی که در کشورهای دیگر زندگی می کنند نیز می توانند از این محتواها بهره مند بشوند. در انتشار هم باید دسترسی بین المللی را مد نظر قرار داد. گاهی شما یک محتوا را در گروه خانوادگی خودتان پخش می کنید گاهی آن را در یوتیوب که یک پلت فرم جهانی است می گذارید. مسلما دید یک منتظر واقعی یک دید کامل و گسترده و جهانی است اگر چه از خانواده و اطرافیان خود فراموش نمی کند.
اما یک نکته قابل توجه هم این است که بعضی خودشان را فراموش کرده اند و به جای تزکیه نفس صرفا به فکر ارشاد دیگران و کپی پیست کردن مطالب در فضای مجازی اند بدون اینکه خودشان کمی در مورد مطلبی که خوانده اند و در انتشار آن کوشش کرده اند فکر کنند. اگر کسی خودش به آنچه می گوید عمل نکند چطور می تواند انتظار داشته باشد حرفش روی دیگران تاثیر کند و دیگران به حرف او عمل کنند؟
یاد کردن حضرت با القاب ایشان مانند حضرت صاحب الزمان، حضرت حجت، حضرت قائم و ... و نیاوردن نام مستقیم حضرت از موارد توصیه شده است(1).
همچنین در بعضی روایات چنین آمده است که: روزی حضرت امام صاحب الزمان (علیه السلام) در مجلس امام صادق (علیه السلام) یاد شد پس امام صادق (علیه السلام) به منظور تعظیم و احترام اسم آن حضرت بپا ایستاد(2).
از جمله حقوق واجب امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر شیعیان، کسب شناخت و معرفت است، چراکه آن حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان امام واجب الاطاعه باید شناخته شود تا راه بر مدعیان دروغین بسته شود؛ لذا امام صادق علیه السلام می فرماید: «به درستی که بهترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان، شناخت پروردگار و اقرار به بندگی او است... و پس از آن شناخت فرستاده خدا و گواهی دادن به پیغمبری اوست... و بعد از آن، شناختن امامی است که به صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می نمایی(3). از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر فردی که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است»(4).
اما معرفت امام، علمی است که نور آن را خداوند در دلها قرار می دهد و این معرفت را می توان با دعا از خداوند خواست تا ما را به آن مسیر هدایت کند(5). امام را آنچنان که شایسته مقام امام است، نمی توان فهمید و درک کرد اما مختصری از
1) - مکیال المکارم، جلد دوم، ص 152 تا 179 .
2) - بحارالانوار، 278:44 / مکیال المکارم جلد دوم ص 216 .
3) - مكيال المكارم، ج2، ص 171/ ميزان الحكمه عربى، ج 1، ص171 .
4) - سید بن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنه، 1415ق، ج2، ص252؛ شیخ صدوق، کمال الدین، 1395ق، ج2، ص410؛ کلینی، کافی، 1429ق، ج3، ص58.
5) - مکیال المکارم جلد دوم ص 228 .
این معرفت، در زیارت جامعه کبیره آمده است. از طرفی معرفت امام باعث ایجاد عشق و علاقه نسبت به امام شده و اطاعت از دستورات و فرامین الهی را آسان تر می کند و به آن روح می بخشد. اما دریای وجودی امام را به این راحتی نمی توان شناخت لذا دعا برای کسب معرفت امام بسیار مهم است. شیخ کلینی و غیر او از حضرت صادق(علیهالسلام) روایت کردهاند: که این دعا را تعلیم زراره فرموند که در زمان غیبت و امتحان شیعه بخوانند: اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى. خدایا خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستادهات را نشناختهام، خدایا فرستادهات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستادهات را به من نشناسانی حجّتت را نشناختهام، خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم(1).
صدقه دادن به نیابت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و صدقه به نیت سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر دو از کارهایی است که منتظران می بایست انجام دهند. فرق این دو مورد با کمی تامل واضح است. در مورد اول صدقه دادن مانند انجام سایر اعمال مستحبی می تواند به نیابت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صورت بگیرد اما در مورد دوم همان طور که وقتی برای سلامتی فردی از عزیزانمان دل نگران می شویم برای سلامتی اش صدقه می دهیم در این حالت برای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صدقه می دهیم. شیخ صدوق در مجالس به سند خود از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرموده اند: هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا اینکه من نزد او از خودش محبوب تر باشم و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب تر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند و ذات من از ذات
1) - مکیال المکارم جلد دو ص 228 .
خودش نزد او محبوب تر باشد(1). لذا همان طور که برای سلامتی خود و خانواده مان صدقه می دهیم می بایست برای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز صدقه دهیم و کلا هر صدقه ای باید اول برای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد.
10-1-9- حج بجا آوردن از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا گرفتن نایب
یکی از کارهای بسیار پسندیده ای که انسان می تواند برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام بدهد حج به جا آوردن از جانب ایشان است. حتی بعضی که خودشان توانایی انجام این کار را ندارند کسی را به عنوان نایب می فرستند تا از جانب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حج بجا بیاورد. از امام صادق (علیه السلام) درباره کسى که از جانب دیگرى حج مىکند سؤال شد که هیچ اجر و ثوابى دارد؟ حضرت فرمود: «کسى که از جانب دیگرى حج مىکند اجر و ثواب ده حج دارد و خودش، پدر، مادر، پسر، دختر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دائى و خالهاش آمرزیده شوند که خدا گشاده دست و با کرامت است»(2). همچنین انجام طواف ازجانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا فرستادن نائب برای طواف از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اعمال توصیه شده است(3).
موسى بن قاسم گوید: به أبى جعفر ثانى (امام جواد) (علیه السلام) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف کنم، ولى مى گویند از طرف اوصیاء، طواف صحیح نیست؛ فرمود: نه، هر قدر بتوانى طواف کن، این کار جایز است. بعد از سه سال، به آن حضرت گفتم: من از شما اجازه خواستم که از جانب شما و پدرتان طواف کنم، اجازه فرمودید، آنچه خدا خواست از طرف شما طواف کردم، بعد چیز دیگرى به نظرم آمد و به آن عمل کردم. امام فرمود: آن چیست؟ گفتم: یک روز از طرف رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) سه بار طواف کردم، در روز دوم از طرف امیرالمؤمنین (علیه السلام) طواف به جاى آوردم، در روز سوم از جانب امام حسن(علیه السلام) و در روز چهارم از طرف امام حسین(علیه السلام)، روز پنجم بعوض على بن الحسین، روز
ششم از أبى جعفر محمد بن على، روز هفتم از جعفر محمد، روز هشتم از جانب پدرت موسى بن جعفر روز نهم از جانب پدرت على بن موسى(علیهمالسلام) روز دهم از جانب شما اى آقاى من! اینها آنان هستند که به ولایتشان عقیده دارم. فرمود: آن وقت به خدا قسم به دینى اعتقاد دارى که خداوند از بندگان غیر آن را قبول ندارد. گفتم: گاهى هم از جانب مادرت فاطمه (س) طواف کردم وگاهى نکردم، فرمود: این کار را زیاد کن، این انشاء الله أفضل اعمالى است که میکنى(1).
زیارت حرم حضرت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا فرستادن نائب برای زیارت ایشان از جانب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از دیگر موارد عرضه محبت یک منتظر به پیشگاه امام خود است(2).
حالا اگر خودمان توانایی انجام زیارت داشته باشیم مسلما تاثیر آن متفاوت خواهد بود. اما اگر امکان نداریم یا امکان هر روز رفتن به حرم را نداریم، می توانیم از این فرصت که خادمان مشاهد متبرکه، زیارت نیابتی انجام می دهند استفاده کنیم و به صورت آنلاین درخواست زیارت نیابتی از جانب اهل بیت علیهم السلام و خصوصا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را داشته باشیم.
امام صادق علیه السلام فرموده اند: و اگر دوران او را دریابم تمام مدت زندگانیم در خدمت او خواهم بود(3). از این حدیث هم فضیلت و شان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشخص می گردد و هم معلوم می شود خدمت به حضرت جزو بالاترین عبادتهاست که حتی امام
صادق (علیه السلام) که خود تمام زندگی شان صرف عبادت و بندگی خدا بوده است در مورد خدمت به حضرت اینچنین فرموده اند. خداوند در قسمت آخر آیه 40 سوره حج می فرماید: وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ "و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است". خداوند که بی نیاز از یاری است لذا از مصادیق این آیه، یاری اهل بیت (علیهم السلام) و یاری کردن دین خداست. از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده است که: رسول خدا صلی الله و آله و سلم فرمود: خدای عز و جل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته نظر نیفکند مگر اینکه او در رفیق اعلی (دسته پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند) با ما باشد(1).
خدمت به امام هم می تواند انجام کارهای فرهنگی باشد و هم خدمت به وسیله جان و مال. اینکه مومن بخشی از مالش را برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هدیه کند و بر این کار مداومت نماید از مستحبات بسیار موکد است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: هرکس پندارد که امام به آنچه در دست مردم هست احتیاج دارد کافر است جز این نیست که مردم نیازمندند که امام از ایشان بپذیرد، خداوند عزوجل فرموده: " از اموال آنها صدقهای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی...(2)"(3).
مسلما امام مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، مزد رسالت و امامتش را از کسی دریافت نمی کند اما اموالی که به دست امام می رسد مانند خمس و هدایا و غیره، توسط امام که سرپرست مسلمانان است صرف تبلیغ دین، رسیدگی به امور نیازمندان، برقرای عدالت و هرآنچه صلاح مردم باشد می گردد. اکنون هم که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غایب است اگر کسی بخواهد ارادتش را به حضرت نشان دهد می تواند غیراز حقوق مالی واجبی که در شرع آمده، از مالش صرف تبلیغ دین و انجام امور فرهنگی کند و یا از طرف ایشان به مومنان نیازمند کمک کند. در واقع نفع انجام این موارد به خود شخص منتظر بر می گردد و اوست که رشد پیدا می کند. اگر فرد منتظری به مومنان خدمت کند و دل آنان را شاد کند، این خدمت، همان خدمت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
می توان نمازی ( مثلا هر روز دو رکعت نماز) مخصوص هدیه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (و یا سایر معصومین علیهم السلام) خواند و به عنوان هدیه به ایشان تقدیم کرد که در وقت و عدد این نماز حد و وقت مشخصی نیست و هر کسی می تواند به اندازه محبت و توان خویش این کار را انجام بدهد. اگر چه امام بی نیاز از این نماز است اما خوب است که ما به عنوان تشکر از ایشان و تشکر از نعمت هدایت توسط ایشان این نماز را بخوانیم و در این کار هیچ منتی هم بر امام نداریم چرا که اگر چه ابر بر دریا هم می بارد اما هیچ منتی به دریا ندارد چرا که خود ابر از آب دریا تشکیل شده است. این نماز هدیه شکل خاصی ندارد و می تواند به صورت نماز صبح خوانده شود اما نمازهای مخصوصی در اوقات معین و با اذکار مخصوص هم در این مورد وارد شده است که می توانید آنها را در قسمت پیوست ببینید(1).
باید توجه داشت که امام علیه السلام ناظر و شاهد بر ماست و بر حالات و حرکات و سکنات ما اطلاع دارد. پس ما نیز باید حضرت را در جلوی چشم قرار داده با دیده دل به ایشان بنگریم و وظایفمان را در مقابل حضرتشان انجام دهیم و در تک تک لحظات ایشان را چشم بینا و گوش شنوای خداوند بدانیم(2). در مبحث ذکر خدا و ائمه علیهم السلام در روز و شب، راجع به گفتگوی درونی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفتیم اما به خاطر اهمیت این مطلب اینجا دوباره آن را تاکید می کنیم. کسی که یقین دارد امامش زنده است و بر او ولایت دارد و شاهد است پس روزش را با سلام به امام و دعای عهد شروع می کند، از آقا می پرسد امروز چه کاری برای شما انجام دهم؟ در دلش با ایشان از مشکلات و گرفتاریهایش می گوید از ایشان راه چاره می خواهد به
ایشان توسل می کند تا در درگاه خداوند واسطه شوند از ایشان می خواهد برایش استغفار کنند و خلاصه مانند یک پدر مهربان و یک دوست صمیمی به ایشان در دلش اظهار لطف و علاقه می کند.
درود و صلوات فرستادن بر حضرت با عباراتی نظیر: اللهم صل علی مولانا و سیدنا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می تواند باشد. همچنین دعا کردن برای توفیق یافتن به صلوات فرستادن بر ایشان و نیز امر کردن دیگران به درود فرستادن بر ایشان از موارد سفارش شده است(1).
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمودند: «حمد کنید پروردگار را که عظمت و نورش ایجاب می کند که اهل آسمان ها و زمین (برای قرب به او) وسیله بجویند و ما (اهل بیت) وسیله او در میان آفریدگانش هستیم»(2). لذا هر حاجتی اعم از پذیرش توبه و حاجات مادی و معنوی همگی با توسل به اهل بیت علیهم السلام خصوصا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می بایست صورت گیرد. در روایات از فردی آورده شده که به حضرت ابوالحسن (امام هادی) علیه السلام نوشت: شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همان گونه که دوست دارد با پروردگارش باز گوید. پس آن حضرت در جواب نوشت: اگر حاجتی داشتی پس لبهایت را (به شکل گفتن آن) حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید(3).
دعاهای متفاوتی در زمان غیبت وارد شده است. در اینجا چندتا دعا را مورد توجه قرار می دهیم. مجموعه کاملی از دعاها برای فرج حضرت مهدی عج در کتاب مکیال المکارم آمده است.
یکی از وظایف منتظران، دعا برای سلامتی و همچنین دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای فرجی که معمولا خوانده می شود دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است (اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن ...). اما دعایی که به نیت فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خوانده می شود دعای اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ ... است.
این دعا به همراه دعاهای دیگر در پیوست به طور کامل آمده است.
باید دانست که دعا خیلی موثر است و هیچ نمازی نباید بدون دعا برای فرج تمام شود.
باید از خداوند عز و جل بخواهیم که ما را از فراموشی یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محفوظ بدارد. از طرفی بعضی گناهان ممکن است ما را به فراموشی یاد حضرت بکشاند لذا باید دعا کنیم که خداوند ما را از گناهانی که باعث فراموشی یاد حضرت می شود هم محفوظ بدارد(1).
سید جلیل ابن طاووس در کتاب مهج الدعوات روایت کرده که فرمودهاند در عصر غیبت، چنین دعا کنید:
اللَّهُمَّ أَنْتَ عَرَّفْتَنِي نَفْسَكَ وَ عَرَّفْتَنِي رَسُولَكَ وَ عَرَّفْتَنِي مَلَائِكَتَكَ وَ عَرَّفْتَنِي وُلَاةَ أَمْرِكَ اللَّهُمَّ لَا آخُذُ إِلَّا مَا أَعْطَيْتَ وَ لَا أَقِي إِلَّا مَا وَقَيْتَ اللَّهُمَّ لَا تُغَيِّبْنِي عَنْ مَنَازِلِ أَوْلِيَائِكَ وَ لَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي اللَّهُمّ اهْدِنِي لِوَلَايَةِ مَنِ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ (2).
عبدالله بن سنان از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند: به زودى شبهه اى به شما می رسد که در آن نه نشانه آشکار دارید و نه پیشوای هدایت و کسى از ان شبهه نجات نمی یابد مگر آنکه مانند فردی که در شرف غرقشدن است، دست به دعا بردارد! گفتم: دعاى غریق چگونه است؟ فرمود: می گویى: «یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک»، و من هم گفتم:«یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب و الابصار ثبّت قلبی على دینک»، امام فرمود: خداى تعالى مقلّب القلوب و الابصار است و لیکن همچنان که من گفتم بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک»(1).
دعای عهد دعای تجدید عهد با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرموند هر کس 40 صبحگاه این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم علیه السلام خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می شود و هزار کار بد از او محو می گردد(2). این دعا در پیوست آمده است.
این نزدیکی ممکن است جسمانی باشد و یا معنوی. لذا احترام گذاشتن به سادات علوی، علمای دینی و مومنان در واقع احترام به حضرت است(3)
. همچنین بزرگداشت اماکنی که به قدوم حضرت زینت یافته اند و متعلقات به حضرت مانند مسجد سهله،
مسجد اعظم کوفه، سرداب مبارک در سامرا، مسجد جمکران، مسجد الحرام، توقیعات منسوب به حضرت، لباس حضرت و کتبی که یاد حضرت در آنها آمده است(1).
مسلماً تبلیغ مهدویت و انتظار درست و رفع شبهات مهدویت از موارد مورد نیاز زمان غیبت است و تا جای ممکن باید در این زمینه گام برداشت. از طرفی مسلم است که به دلایل عقلی، انسان از کسی پیروی می کند که دوستش داشته باشد. لذا به طور همزمان، محبوب نمودن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بین مردم نیز از اهمیت بالایی برخوردار اس. از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده است: خداوند رحمت کند بنده ای که ما را نزد مردم محبوب نماید و ما را در معرض دشمنی و کینه توزی آنان قرار ندهد، همانا به خدا سوگند اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می کردند به سبب آن عزیزتر می شدند و هیچ کس نمی توانست بر آنان وصله ای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه ای را می شنود پس ده کلمه از پیش خود بر آن می افزاید(2).
"اَللّهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ.... " خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را... (قسمتی از دعای عهد)(3). کیست که خواهان چنین دیداری نباشد؟ سخنی که از دهان مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آید و دیدن رفتار و
اخلاق کریمانه ایشان چنان تاثیری بر جسم و روح انسان دارد که خواندن هزار کتاب چنین تاثیری را نمی تواند ایجاد کند. اما باید علاوه بر اظهار اشتیاق به دیدار، دانست که این ملاقات در زمان غیبت برای هر کسی ممکن نیست و نباید بر آن التماس بی جا نمود و اظهار اشتیاق کردن و دعا کردن با التماس بی جا کردن متفاوت است چرا که ممکن است امتحان انسان در ایمان به غیب و فرمان بردن از امامی باشد که او را نمی بیند. اما خود دعا و اظهار اشتیاق برای دیدار حضرت، ثواب دارد. اميرمؤمنان(علیه السلام) نيز با اينكه پيش از تولّد امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مى زيست اظهار اشتياق به ديدارش داشت. آن حضرت پس از آنكه قسمتى از صفات و نشانه هاى او را بيان فرمود و به بيعت با او و اجابت دعوتش، امر كرد و فرمود: «آه و به سينه اش اشاره كرد و شوق ديدارش را اظهار داشت». در حديثى ديگر از احمد بن ابراهيم نقل شده كه مى گويد: «به جناب ابو جعفر محمد بن عثمان، اشتياقم را به ديدار مولايمان بيان كردم؛ به من فرمود: با وجود اشتياق مايل هستى او را ببينى؟! گفتم: آرى، فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد و ديدن رويش را به آسانى و عافيت، به تو روزى كند! ابوعبداللَّه! التماس نكن كه او را ببينى؛ زيرا در ايام غيبت، به او اشتياق دارى و درخواست مكن كه با او همنشين گردى كه اين از عزايم الهى است و تسليم بودن به آن بهتر است؛ ولى با زيارت به سوى او توجّه كن...»(1). از طرفی شواهد تاریخی وجود دارد که بعضی از مومنان به دیدار حضرتش نائل گشته اند و کتابهایی نیز در این مورد به چاپ رسیده است. بنابراین، دیدار گاهی برای افراد حاصل می گردد اما باید دانست که افراد سودجو و فریبکار ممکن است به دروغ، ادعای ارتباط با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشته باشند و از این طریق به سوء استفاده از افراد بپردازند لذا باید هوشیار بود و جلوی آنها را گرفت.
1) - بحارالانوار، ج 102، ص 97، مكيال المكارم، ج 2، ص 246 و 247.
11- وظیفه یازدهم منتظران: اقتدا به اخلاق و رفتار امام زمان) عج(
حقیقت تشیع و حقیقت ماموم بودن پیروی کردن از اهل بیت (علیهم السلام) و الگو قرار دادن ایشان است. لذا خواندن احادیثی که اخلاق و رفتار اسلامی را به ما آموزش می دهند و عمل به آنها می تواند ما را جزو شیعیان واقعی حضرت قرار دهد(1).
بعضی از منتظران حضرت به علت سختی هایی که به خودشان در نماز و روزه می دهند در طول روز با خانواده یا اطرافیان خود بداخلاق می شوند. غافل از اینکه خوش اخلاقی یکی از لوازم اولیه تاسی به اهل بیت علیهم السلام است. پاک شدن از گناهان و محرمات یک مرحله است و آراستن خود به زیبایی حسنات و مکارم اخلاق مرحله ای دیگر که هر دو اینها می بایست مد نظر قرار بگیرند. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: " خداوند از آدم بد اخلاق توبه نمى پذيرد. عرض شد: اى رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هرگاه از گناهى توبه كند در ورطه گناهى بدتر از آن كه توبه كرده است مى افتد.(2)" از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! از بى حوصلگى و بد اخلاقى و بى تابى دورى كن كه هيچ دوستى تحمل اين خصلت ها را ندارد. در كارهايت آرام و بردبار، در تحمّل زحمات برادران، صبور و با همه مردم خوش اخلاق باش(3). همچنین از این امام بزرگوار نقل شده است که فرمودند: "بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.(4)" قبلا هم در صفات متقین به نقل از امام علی(علیه السلام) ذکر کردیم که متقین آراسته اند. حالا یک نفر که لباس و سر و روی آراسته دارد ضمنا گشاده رو هم هست، زبانش هم نرم است و مهربان و خوش اخلاق و کلی صفات خوب دارد همزمان متقی هم هست تقوای چشم دارد و نگاهش به نامحرم را حفظ می کند، تقوای زبان دارد با صبر و بزرگواری از خطاهای مردم می گذرد، اهل تهجد و نماز شب
است و ... حالا چنین کسی بیشتر می تواند دلها را به سوی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جلب کند یا فردی که متقی هست اما صبرش کم است و دایم با دیگران بداخلاقی می کند، زخم زبان می زند از کنارش رد می شوی بوی عرق بدنش آزارت می دهد و...؟
انسان منتظر باید تک تک اخلاق و رفتارهایش را بررسی کند. اگر جزو رذایل است آنها را در دفتری یادداشت کرده و سعی کند کم کم آنها را برطرف کند. می تواند هر وقت مرتکب یکی از آنها می شود آن را یادداشت کرده و آخر روز یا آخر هفته، محاسبه کند و با همان وظیفه مشارطه، مراقبه و محاسبه و معاتبه خودش را کم کم اصلاح کند. برای استمرار اخلاق نیکو هم می تواند خودش را به همین ترتیب تشویق کند و از طرفی با دعا کردن استمرار اخلاق خوب و کامل شدن آن را از خدا بخواهد. امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:
خدايا هيچ صفتى كه بر من عيب شمرده شود وامگذار مگر آن كه اصلاحش فرمايى وهيچ صفت نكوهيده اى را بجاى مگذار مگر آن كه آن را نكوسازى و مرا در هيچ خصلت پسنديده ناتمامى فرو مگذار مگر آن كه كاملش گردانى(1).
واقعا اگر انسان فکر کند الان یک دوربینی گذاشتند و قرار است این رفتار و گفتار او را در منزل یا محل کار و غیره ضبط کنند و بعد برای همه آن را از تلویزیون و شبکه های مجازی پخش کنند چه رفتاری از خودش نشان می دهد؟ اگر بگویند قرار است از تو فیلمی بگیریم و به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نشان بدهیم تا ببینیم آقا شما را انتخاب می کنند یا خیر چطور؟ مگر نه این است که اعمال و رفتار و گفتار انسان همه ثبت و ضبط می شوند و پرونده ما به دست امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می رسد؟ مگر نه اینکه این پرونده اعمال در قیامت رو می شود؟ البته یک دستورالعمل توحیدی هم وجود دارد و آن این است که اگر انسان هر لحظه خدا را ناظر بر رفتار و گفتار خودش ببیند و آنها را صرفا بر مبنای رضای خدا نه عکس العمل به حرفها و رفتار طرف مقابل تنظیم کند، خود به خود همه چیز درست می شود.
1) - صحيفه سجاديه، از دعاى 20.
11- وظیفه دوازدهم منتظران: خدمت به مسلمانان و دوست داران حضرت/ خدمت به خانواده
کمک به دوستداران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، خدمت و احسان به امام است و سبک شمردن آنان سبک شمردن امام است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمودند: «هر کس صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست و کسی که بشنود فریاد انسانی را که از مسلمانان کمک می طلبد و به ندای او پاسخ مثبت ندهد، مسلمان نیست.»(1). از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: کسی که نمی تواند ما را زیارت نماید پیروان صالح ما را دیدار کند که ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود و هر کس نمی تواند ما را صله کند پس نیکان پیرو ما را صله نماید برای او ثواب صله ما نوشته می شود(2).
همچنین در روضه کافی به سند خود از ابوهارون نقل کرده که گفت حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام در حضور من به چند تن از حضار فرمود: شما را چه می شود که ما را سبک می شمارید! گوید در این هنگام شخصی از اهل خراسان از جای برخاست و عرضه داشت: ما به خدا پناه می بریم از اینکه شما را سبک بشماریم یا چیزی از اوامر و دستوراتتان را سبک گیریم. آن حضرت علیه السلام فرمود: چرا تو یکی از کسانی هستی که مرا سبک شمرده است. عرض کرد: پناه به خدا می برم از اینکه تو را سبک شمرده باشم! فرمود خدابیامرز! آیا نشنیدی که فلانی در حالی که ما نزدیکی جحفه بودیم به تو می گفت به مقدار یک میل راه (چهار کیلومتر) مرا سوار کن که به خدا سوگند من خسته و مانده شده ام. به خدا تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمردی و هر کس مومنی را سبک شمارد ما را سبک شمره و حرمت خدای عز و جل را ضایع نموده است(3).
خوشحال کردن مؤمنین با رفع نیازهای مالی و یا جسمی آنان، برطرف کردن غصه های آنان، شفاعت و وساطت آنان، قرض دادن، به تعویق انداختن مطالبه قرضها، صله رحم و غیره می تواند انجام شود. پس چنانچه مومن نیت کند که با انجام این کارها امام
زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خوشحال کند بعلاوه ثوابی که برای خوشحال کردن مومنین هست به ثواب خوشحال کردن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم نایل می شود. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: کسی از شما نپندارد که چنانکه مومنی را شاد و مسرور نماید تنها او را شادمان کرده بلکه والله ما را خوشحال ساخته بلکه سوگند به خدا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را خوشحال نموده است(1). همچنین از ایشان نقل فرموده اند که: هر کس مومنی را شاد نماید رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم را مسرور نموده و هر کس بر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم سرور وارد کند آن سرور را به خداوند رسانیده و همین طور است هر که بر مومن اندوهی وارد کند(2). همچنین آمده است که دیدار مومنین صالح و سلام کردن به آنها می تواند به قصد زیارت آن حضرت و سلام دادن به حضرت صورت بگیرد(3).
منتظر کسی نیست که تنها در یک گوشه بنشیند و فقط ذکر بگوید و بقیه خدم و حشم او بشوند، بلکه ایمان و انجام عمل صالح همیشه با هم است. منتظر خود را خادم دیگران می بیند نه دیگران را خادم خود. اگر چه هر عمل صالحی که انجام بدهد باز سودش به خودش بر می گردد.
خداوند در ایه 46 سوره فصلت می فرماید: "كسى كه عمل صالحى انجام دهد، سودش براى خود اوست؛ و هركس بدى كند، به خويشتن بدى كرده است؛ و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمىكند."
خدمت می تواند انجام هر عمل صالحی باشد یکی پول دارد مسجد و بیمارستان می سازد یکی در وقف دسته جمعی مشارکت می کند. یکی از علمش رایگان به دیگران می آموزد. یکی در حرفه و شغلی که دارد یک روز در هفته یا یک روز در ماه خدماتش را به نیازمندان رایگان ارائه می دهد. یکی به همسایه مریض اش سر می زند و کارهای او را انجام می دهد. یکی بین دو نفر که با
هم قهر کرده اند مسبب آشتی می شود یکی به مادر پیرش رسیدگی می کند و خلاصه کار خیر و خدمت صرفا به مشارکت در جلسات مذهبی محدود نمی شود. مهم این است که از لحظات و امکانات مختلفی که داریم برای خدمت استفاده کنیم.
بد نیست در اینجا خاطره ای بگویم. یادم است یک روز که سوار تاکسی شدم راننده تاکسی یک سی دی سخنرانی را در ضبط ماشین گذاشت که این سخنرانی، راجع به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. افراد دیگری هم در تاکسی بودند. وقتی آنها پیاده شدند از راننده، علت کار را پرسیدم. مضمون حرفش این بود که من در طی مسیر برای مسافرانم این سخنرانی ها را پخش می کنم (نه برای خودم چرا که بارها آنها را شنیده ام و مسافران احتمالا فکر می کنند که راننده برای خودش دارد ضبط را روشن می کند و این سخنرانی را برای خودش گذاشته و آنها هم خواه یا ناخواه می شنوند و چه فرصتی از این بهتر برای رساندن حرف حق به کسانی که حتی ممکن است در یک مجلس مذهبی و سخنرانی هم شرکت نکنند). حتی آقای راننده، کاغذهای کوچک چاپ شده ای هم داشت که روی آنها جملات مثبتی را نوشته بود و می گفت به کسانی که حس می کنم حالشان خوب نیست و یا نیاز به اینها دارند این نوشته ها را می دهم و این نوشته ها سرشار از حس و حال معنوی بود. خوب این آقای راننده می تواند در طول کارش از صبح تا شب صرفا رانندگی کند یا حتی با پخش آهنگهای غیرحلال، برای خودش و دیگران مسبب گناه شود اما از همین فرصت برای یاری دین خدا و امامش استفاده می کند.
بعضی افراد دیگر را هم زیاد دیده ایم که پشت شیشه ماشین جملاتی را برای یاد خدا و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشته اند. بالاخره از همین فرصتهای کوچک هم می توان استفاده کرد و کارهای بزرگ انجام داد.
چقدر ما اهل کار کردن برای ائمه (علیهم السلام) هستیم؟ در خانه، مدرسه، دانشگاه و محل کار چه برنامه ای برای خدمت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و شیعیان حضرت داریم؟
چقدر به تربیت و آموزش خود و فرزندان و خانواده مان پرداخته ایم؟ چقدر محبت اهل بیت (علیهم السلام) را در دل فرزندان و جوانانمان ایجاد کرده ایم؟
اما بد نیست در اینجا نکته ای را خاطر نشان شویم و آن نکته ظریف این است که بعضی از منتظران از فرط اشتیاق به محبوب و معشوق، دائما در ذکر و نماز و عبادت خودشان را مشغول می کنند و از خدمت به خانواده و همسر و فرزندان خودشان غافل می شوند. فرزندان این افراد هم به سبب کم محبتی که از والدین می بینند ممکن است توسط دوستان ناباب به فساد کشیده شوند. چون معمولا این افراد یا در فکر تربیت نفس خود اند یا مشغول برگزاری جلسات برای تربیت دیگران، از خانواده خودشان غافل می شوند. اما بیشترین اثری که یک فرد منتظر می تواند داشته باشد ابتدا بر خود و سپس بر خانواده خودش است. خانواده باید کانون مهربانی و محبت باشد تا افراد را به سمت خدا جذب کند. علاوه بر مهربانی و اخلاق خوش، روی گشاده و زبان نرم، همکاری در انجام کارهای خانه هم در رشد فرد بسیار موثر است هم در جذب دلهای همسر و فرزندان. توجه به همسر و نیازهای او و توجه به حقوق فرزندان و نیازهای آنان همچنین توجه به حقوق پدر و مادر مواردی است که در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام هم ذکر شده و در قسمتهای قبل به آنها پرداخته شد. اما به سبب اهمیت موضوع در اینجا در بحث خدمت، احادیثی را در زمینه خدمت به خانواده و شادکردن آنها و تربیت فرزندان می آوریم.
از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) نقل شده است: " به زن خود خدمت نكند، مگر صدّيق، يا شهيد، يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرتِ او را بخواهد(1)".
همچنین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: "پیامبر خدا فرمود: «هر زنی که در خانه شوهر خود، به قصد مرتّب کردن آن، چیزی را جا به جا کند، خداوند عز و جل به او نظر [لطف] می کند و خدا به هر کس نظر [لطف] کند، عذابش نمی کند(2)".
اما بالعکس اگر کسی همسر خود را آزار بدهد و به او ستم کند تلاشها و زحمات خود را بر باد می دهد. از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
هر کس زنى دارد که او (شوهرش) را آزار میدهد، خداوند، نه نماز آن زن را میپذیرد و نه هیچ کار نیک او را، هر چند همه عمر، روزه بگیرد، شب عبادت کند، بندهها آزاد کند، و اسبهاى خوب را زیر پاى مجاهدان راه خدا بنهد و او اول کسی باشد که به دوزخ رود مگر اینکه به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد. براى مرد نیز اگر زنِ خود را آزار بدهد و به او ستم کند، همانند این گناه و عذاب، وجود دارد(1).
همچنین رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: كسي كه دختر بچه خود را شادمان كند مانند كسي است كه بندهاي را از فرزندان (حضرت) اسماعيل، آزاد كرده باشد، و آن كس كه پسر بچه خود را مسرور و ديده او را روشن كند مانند كسي است كه از خوف خدا گريسته باشد(2).
در مورد آموزشهای دینی به فرزندان هم احادیث متعددی داریم. از جمله اینکه امام صادق (عليه السلام) فرمود: احاديث اسلامي را به نوجوانان خود بياموزيد (و در انجام اين وظيفه تربيتي تسريع نماييد)، پيش از آن كه مخالفان گمراه بر شما پيشي گيرند (و آنان را گمراه سازند)(3).
همچنین آمده است که رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به تعدادي از كودكان نگاه کرد، سپس فرمود: واي بر فرزندان آخرالزمان از پدرانشان. عرض شد يا رسول الله از پدران مشرك آنها؟ فرمود: نه بلكه از پدران مسلمانشان كه هيچ چيز از فرائض مذهبي را به آنان
نميآموزند و اگر خود فرزندان پارهاي از مسائل ديني را فرا گيرند آنها را باز ميدارند و تنها به اين قانع هستند كه فرزندانشان متاع ناچيزي از دنيا بدست آورند، من از اين قبيل پدران بري هستم و آنان نيز از من بيزارند(1).
کم نیستند والدینی که صرفا بچه ها را به کلاس کامپیوتر و زبان و کلاسهای ورزشی می فرستند و برنامه ای برای تربیت دینی آنها ندارند. اما یک والد منتظر هم از خود و هم از خانواده اش مراقبت می کند. خداوند در قرآن فرموده است: " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ...(2)"
(اي كساني كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگها است نگاهداريد...).
خدمت به پدر و مادر هم از مواردی است که باعث آمرزش گناهان شخص منتظر و باز شدن در رحمت الهی به سوی او می شود.
امام سجاد(علیه السلام) فرمود: "مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می کرد، زودتر آمرزیده می شد)"(3).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است"(4).
چطور می توان انتظار داشت کسی که پدر و مادرش از او ناراضی اند بتواند مراتب رشد و ترقی در مسیر الهی را طی کند؟
هم برقراری عدالت و هم عدالت خواهی و حق طلبی یکی از وظایف اساسی منتظران است. اصولا انسان هم نباید ظلم کند و هم نباید ظلم پذیر باشد و باید از حق دفاع کند و عقیده حق خود را با شجاعت و صراحت اعلام کند مگر در جاهایی که تقیه کردن واجب است و اظهار عقیده، سود کم اما خطر جانی دارد. در این صورت، تقیه خودش باعث جلوگیری از آسیب دیدن از ظلم بزرگتری است لذا تقیه هم ظلم پذیری نیست. البته در جاهایی هم تقیه حرام است که باید به احکام تقیه و مواردش رجوع شود.
در شرایط عادی، دفاع از حق و عدالت طلبی از وظایف منتظران است. ما خودمان چقدر اشکالات کار مدیران را با دادن پیشنهادات سازنده اصلاح کرده ایم؟ چقدر در محیط خانواده، محیط کار و یا جامعه خودمان عدالت را برقرار کرده ایم؟ خیلی از افراد به خاطر ترس از ارتقا نیافتن در محیط کارشان حتی چشمشان را به ظلم های کوچک و بزرگ محل کارشان می بندند. آیا ما به دنبال امر به معروف مسئولین مان بوده ایم؟ دنبال مطالبه قانونی و راه حل هایش بوده ایم یا دائما فقط غر زدیم؟ امر به معروف مسئولان و حاکمان جزو حقوق واجبی است که امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق به آن پرداخته اند. ما این کار را نکرده ایم و آن را جدی نگرفته ایم. چه بسا همان قدر که در مساله حجاب، نیرو تشکیل داده ایم در امر به معروف مسئولین هم نیرو و تشکل ایجاد کرده و مطالبات به حق را از طریق قانونی آن پیگیری می کردیم و مسئولانی که پول بیت المال را هدر می دهند از صندلی ریاست پایین می کشیدیم وضع به اینجا نمی رسید که حق عده ای از مردم پایمال شود. تداوم حکومت اسلامی در امر به معروف و مطالبه حق هم از مردم و هم از مسئولین است وگر نه جامعه اسلامی از درون فرو می پاشد. در قرآن کریم داریم " إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ(1). پس منتظر هم باید در برقراری عدالت بکوشد. اما عدالت، مساله بسیار حساس و دقیقی است.
1) - سوره نحل، آیه 90.
حضرت علی(علیه السلام) به کارگزاران خود فرمودند: " ...در نگاه و اشاره چشم، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان يكسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند، و ناتوانان از عدالت تو مأيوس نگردند "(1).
منتظر نباید فردی ظالم باشد. اما ظلم در ارتباط انسان با خدا، ارتباط او با اهل بیت علیهم السلام و دیگر مردم، ارتباط انسان با سایر مخلوقات خداوند و نیز ارتباط او با خودش می تواند به طور جداگانه مصداق پیدا کند. منتظر از انواع ظلم باید بپرهیزد. هر کدام از این ظلمها از جمله ظلم به نفس هم مصداقهای مختلفی دارد که یکی از آنها انجام گناهان است. منتظر می بایست از انواع این ظلمها اجتناب کند.
در دوره غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سبب دسترسی مستقیم نداشتن مردم به امام و سوء استفاده دشمنان از فرصت برای سست کردن عقاید مردم، شبهه افکنی زیاد می شود. از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که فرمودند: هرگاه بدعتها در امت من ظاهر شد پس باید که عالم دانش خود را آشکار نماید و هر کس این کار را نکند لعنت خدا بر او باد(2).
همچنین از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد اهل ریب و بدعت آمده است که: "...آنها را با آوردن برهان و دلیل خفه کنید...(3).
حضرت علي (عليه السلام) فرمود: هر کس از شيعيان ما شريعت ما را بداند و ضعفاي شيعيانمان را از تاريکي جهل و نادانيشان به نور علمي که ما به او داده ايم بيرون برد، روز قيامت در حالي خواهد آمد که بر سرش تاجي از نور باشد که بر تمام اهل آن عرصات مي درخشد و زيوري بر او باشد که کم ترين تار آن از دنيا و آنچه در آن هست ارزشمندتر است. سپس از سوي
خداوند، منادي بانگ مي زند: اي بندگان خدا! اين عالمي از شاگردان بعضي از آل محمدعليهم السلام است، توجه کنيد هر کس رادر دنيا از سرگرداني جهل بيرون آورده، به نورش دست بيازد تا او را از حيرت تاريکي اين عرصات به سوي منزلگاه هاي بلند بهشت بيرون نمايد، پس هر کسي که در دنيا کار نيکي از او آموخته، يا جهلي از دلش بيرون ساخته، يا شبهه اي را برايش روشن کرده بود به سوي او آيند(1).
اما توجه به آفت علم که همان شهرت است نیز مهم است. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودند: چنانچه بتوانی (طوری زندگی کنی که) هیچ کس تو را نشناسد این کار را بکن(2).
اما در جاییکه وظیفه عالم آشکار کردن علم است باید حتما این کار را انجام دهد اما حواسش باشد که این کار در جهت کسب شهرت برای خودش نباشد بلکه کار را کاملا برای رضای خدا انجام دهد.
از امام علی (علیه السلام) روایت شده است:
به تو امر می کنم که تقیّه را در دینت به کار ببری. مبادا، مبادا خود را در معرض هلاک شدن قراردهی، و مبادا تقیه ای که به تو دستور می دهم، ترک کنی. در این صورت، خون خود و برادرانت را در مسیر ریخته شدن و نعمتهای خود و برادرانت را در معرض نابودی قرار داده ای و آنان را در دست دشمنان دین خدا، خوار و ذلیل کرده ای؛ در حالی که خداوند، عزیز داشتن آنها را به تو امر کرده است(3).»
(برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به مکیال المکارم جلد دو ص336).
همچنین در بحار از کشف الغمه از حذیفه نقل شده که گفت شنیدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: وای بر این امت از پادشاهان ستمگر که چگونه می کشند و فرمانبرداران را می ترسانند مگر کسی که اطاعت از آنها را اظهار نماید، پس مومن متقی با زبان با آنها تصنع و تظاهر می کند و با دل از آنها فرار می نماید پس هر گاه خداوند عز و جل بخواهد اسلام را با عزت باز گرداند هر گونه ستمگر لجوج را درهم می شکند و او بر هر چه خواهد تواناست که امتی را پس از فساد به صلاح آورد. آنگاه آن حضرت صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: ای حذیفه اگر از دنیا به جز یک روز باقی نماند خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من حکومت یابد(1).
صبر را می توان در چند قسمت مورد توجه قرار داد. اولین مورد آن، پرهیز از عجله و صبر در مورد زمان ظهور است که در وظیفه اول منتظران مطرح گردید. اما صبر شامل موارد دیگری هم هست که در اینجا به آنها پرداخته می شود:
خداوند در سوره آل عمران آیه 179 می فرماید:
مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ....
"خدا بر آن نیست که مؤمنان را بر این [وضعی] که شما بر آن قرار دارید [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نیست] واگذارد، [بر آن است] تا پلید را از پاک [به سبب آزمایش های مختلف] جدا سازد..."
1) - مکیال المکارم جلد دو ص 356 .
لذا باید صبر پیشه کرد تا بتوان از آزمون های مختلف الهی سربلند بیرون آمد. در سوره عصر می خوانیم انسان در خسران است مگر کسانی که " إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ)
از امام علی علیه السلام نقل شده است:
صبر یا بر مصیبت است، یا بر اطاعت خدا، یا در مقابل معصیت است که قسمت سوم صبر که در مقابل معصیت است از دو قسمت قبلی با ارزش تر است(1).
انسان منتظر هر 3 قسم صبر را دارد. اول صبر در مصیبت دوری از آقا و مولایش، دوم صبر در انجام واجبات و دستورات الهی و سوم صبر در مقابل محرمات که باعث ترک معصیت می شود. حالا وقتی در مقابل معصیت، صبر می کنید و استقامت از خودتان نشان می دهید یک عده ای ممکن است شما را مسخره کنند. خود این استقامت بر عقیده و توجه نکردن به این گونه طعنه ها و زخم زبانها دوباره خودش اطاعت از فرمان خداست که با صبر در طاعت بدست می آید.
خود انجام وظایف منتظران، تهذیب نفس و آراستن اخلاق همگی یک شبه انجام نمی شود بلکه صبر می خواهد و کسی که در طی کردن طریق، صبر داشته باشد به مقصود نهایی می رسد.
از وظایف مومن این است که از خداوند بخواهد در مواردی که صبر لازم است به او توفیق صبر کردن بدهد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: خداوند -عز و جل- رسولان خود را به مکارم اخلاق اختصاص داده پس خودتان را بیازمایید که اگر در شما آن اخلاق بود خداوند را حمد گویید و بدانید که آن از خوبی (شما) است و اگر آن اخلاق در شما نبود
1) - میزان الحکمه، ج 5، حدیث 10101؛ مکیال المکارم جلد دو ص 342 .
پس از خداوند مسئلت نمایید و برای دستیابی به آنها به درگاه خداوند التماس کنید. سپس آن حضرت ده چیز (از مکارم اخلاق) را شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و خویشتن داری و خلق نیکو و سخاوت و غیرت و شجاعت و مروت(1).
بعضی از راویان پس از این ده خصلت افزوده اند: و راستگویی و ادای امانت(2).
سفارش به صبر در هر 3 نوع گفته شده از صبر می تواند صورت بگیرد. این دعوت به صبر می تواند دعوت خانواده و دوستان و افراد جامعه به ایمان به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و صبر کردن بر طولانی شدن غیبت و صبر بر رنجهایی باشد که در این مدت از انواع بلاها و گرفتاریهای ایجاد شده توسط دشمنان و یا از جفای دوستان می رسد.
مفضّل گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی کلام خداوند عزّوجلّ: وَالْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ؛ پرسیدم. و ایشان فرمود: «عصر؛ عصر قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(3).
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- إِلَّاالَّذِینَءَامَنُواْ؛ یعنی به ولایت ایشان ایمان آوردند. وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ؛ یعنی با همدردی و با مواسات برادرانشان، وَتَوَاصَوْاْ بِالصَّبر؛ یعنی در دورهی غیبت امام غایبشان یکدیگر را به صبر سفارش کردند(4).
1) - اصول کافی 56/2 باب المکارم ح 2 .
2) - مکیال المکارم جلد دو ص 350 و 351 .
3) - تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج18، ص368 بحارالأنوار، ج24، ص214/ بحارالأنوار، ج64، ص59/ بحارالأنوار، ج66، ص268/ العددالقویهًْ، ص67/ کمال الدین، ج2، ص656/ منتخب الأنوارالمضییهًْ، ص179/ البرهان/ نورالثقلین.
4) - تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج18، ص372 إقبال الأعمال، ص457/ بحارالأنوار، ج37، ص132. (مکیال المکارم جلد دو ص 352).
خداوند در سوره نسا آیه 140 می فرماید:
"وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا"
"البته خدا [این فرمان را] در قرآن بر شما نازل کرده است که چون بشنوید گروهی آیات خدا را مورد انکار و استهزا قرار می دهند، با آنان ننشینید تا در سخنی دیگر درآیند، [اگر بنشینید] شما هم [در به دوش کشیدن بار گناه انکار و استهزا] مانند آنان خواهید بود؛ یقیناً خدا همه منافقان و کافران را در دوزخ گرد خواهد آورد."(1).
از جمله این جلسات می توان به جلسات گروه های آتییست(ملحد) و شبهه پراکنی ها و تمسخرهای آنها اشاره کرد که امروزه به صورت آنلاین هم برگزار می شود. لذا از شرکت در این جلسات، چه نشستن به صورت فیزیکی و چه حضور آنلاین باید پرهیز کرد. گاهی افراد صرفا برای کنجکاوی، جلسات آنلاین و یا آفلاین این گروهها را می بینند اما خود همین دانلود کردن ها باعث افزایش بازدید فیلمها و یا سایت های آنها شده و باعث می شود در دفعات بعدی مطالب منحرف آنان سریعتر در جستجوهای اینترنتی دیگران نمایش داده شود.
1) - مکیال المکارم، جلد دو، ص 388 .
امام صادق علیه السلام فرمود: "هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم علیه السلام هر چند به اندازه یک تیر، مهیا کند. هر گاه خدای تعالی چنین نیتی از او ببیند، امیدوارم عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند (و در زمره یاران و همراهانش قرار گیرد)" (1).
همچنین امام کاظم علیه السلام فرمود: "هر کس مرکبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد در حالی که خودش به ما منسوب باشد، خداوند روزیش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا کند، او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش او را یاری کند .»(2)(برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به مکیال المکارم جلد دو ص484).
البته جنگ ها در عصر ما انواع مختلفی دارند. جنگ های نوین که جنگهای هیبریدی اند آموزشهای خاص خود را می طلبند. از طرفی یک منتظر تا ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در معرض انواع جنگهای نرم است. جنگهایی که طرز فکر و شناخت ما را نشانه گرفته اند و به جنگهای شناختی مشهورند. یک جامعه منتظر، باید انواع جنگهای سخت و نرم که در زمان غیبت، مسلمانان را مورد حمله خود قرار داده اند را بشناسد و در مقابل همه آنها اطلاعات و ابزار مناسب مقابله را کسب کند.
اگر شرایط جهاد برای مومنان فراهم شود یکی از وظایف منتظران، جهاد است.
ابوحمزه گوید: مردی به امام سجّاد (علیه السلام) [به طعنه] گفت: «رو به انجام حج کردهای و جهاد را رها کردهای. حج را برای خودت راحتتر [ازجهاد] یافتهای و حال آنکه خداوند میفرماید: إِنَّ اللهَ اشْتَری مِنَ المُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ». امام سجّاد (علیه السلام) فرمود: «آیهی بعدی را نیز بخوان». خواند: «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ
النَّاهُونَ عَنِ المُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ وَ بَشِّرِ المُؤْمِنِینَ». امام سجّاد (علیه السلام) فرمود: «اگر اینها (این شرایط) آشکار شود، هیچ چیزی را بر جهاد مقّدم نمیکنیم».(1)
مسلما اگر مومنینی که شرایط گفته شده در آیه را دارند به اندازه و تعداد کافی باشند و دارای تجهیزات و قدرت نظامی کافی در مقابل دشمن و دارای شرایط لازم جهاد باشند، در این شرایط، جهاد و دفاع از حق مظلومان عالم وظیفه منتظران است. چه بسیار مردم مظلومی که در عصر حاضر در غزه و لبنان و ... به شهادت رسیدند. چه خونهای پاکی که از زنان و کودکان ریخته شد. اگر پاسخ به این جنایات اسراییل و آمریکا و همدستانشان صورت نگیرد روز به روز بر وحشی گری و خونخواری آنها اضافه می شود. در این شرایط باید مسلمانان عالم دست به دست هم داده متحد شوند و همگی در مقابل این رژیم های فاسد بایستند. حتی اگر مسلمانی در کشوری که جنگ نیست زندگی می کند اما می تواند خودش یا مالش را به جهاد برساند باید در انجام وظیفه خود کوتاهی نکند. جهاد با جان برای کسی که شرایط حضور فیزیکی در صحنه نبرد را ندارد حتی می تواند به صورت تبیین حق با کلام یا با کتاب و متن و کلیپ و ... در جامعه و یا در فضای مجازی باشد.
حال یکی با جان و یکی با مال و یکی با هردو جهاد می کند. چه زیباست که خدایی که جان را به تو بخشیده این جان را از تو بخرد! چه معامله ای از معامله با خدا بالاتر؟ جان و مالی که خودش به تو داده را از تو می خرد به بهای بهشت! و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است ؟
"إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ"(2).
("خداوند از مؤمنان، جان و مالشان را خريدارى كرده، كه [در برابرش] بهشت براى آنان باشد [به اينگونه كه] در راه خدا پيكار مىكنند، مىكشند و كشته مىشوند اين وعدهی حقّى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون به داد و ستدى كه با خدا كردهايد، شادمان باشيد و اينست همان رستگارى و پيروزى بزرگ.")
شناختن علائم ظهور خصوصاً علائم حتمی آن از وظایف مهم شیعیان است(1)
علائم ظهور به دو دسته نشانه های حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند که نشانه های غیر حتمی ممکن است اتفاق نیفتند. نشانه های حتمی و غیر حتمی در ادامه مورد بررسی قرار می گیرند(2).
نشانه های حتمی ظهور حضرت مهدی (علیهالسّلام) یعنی، نشانههایی که قطعاً واقع خواهند شد و ارتباطی شدید با ظهور داشته و بسیار نزدیک ظهورند، پنج نشانه میباشند خروج یمانی، خروج سفیانی، نداکنندهای که از آسمان ندا میدهد، فرو برده شدن در بیداء و کشته شدن نفس زکیه.
ندای آسمانی یکی از نشانه های ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که قبل از ظهور اتفاق می افتد(3). بنا بر روایات، این ندا را جبرئیل ایجاد میکند و از علائم ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(4).
بنا بر روایات، محتوای ندای آسمانی معرفی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با نام و ویژگیهای او است(1)
بر پایه برخی روایات، در ندای آسمانی از حقانیت علی(علیه السلام) و رستگاری شیعیان او نیز سخن میآید(2). همچنین روایت شده است که در صیحه آسمانی، پایان یافتن حکومت زورگویان و روی کار آمدن بهترین فرد از امت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داده میشود و مردم برای محلق شدن به حضرت مهدی در مکه دعوت میشوند(3).
در روایات، برای صیحه آسمانی ویژگیهایی ذکر شده است:
✓ همه انسانها آن را به زبان خود میشنوند(4).
✓ ندا از آسمان شنیده میشود(5).
✓ از نزدیک و دور یکسان شنیده میشود(6).
✓ انسانهای خواب را بیدار کرده و همه را به وحشت میاندازد(7).
✓ برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب است (1).
✓ پس از ندا نام امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر سر زبانها میافتد(2).
· ندای شیطان:
در برخی از احادیث آمده است که شیطان در پایان همان روز که صیحه روی میدهد، با هدف ایجاد تردید در پیروی از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ندایی سر میدهد(3)
او ندا میدهد: «بدانید حق با عثمان بن عفان و پیروان اوست. او مظلوم کشته شد. پس به خونخواهیاش قیام کنید(4). با این ندا گروهی دچار شک میشوند(5).
در روایات دیگری، محتوای ندای شیطان، دعوت مردم به مسیحیت دانسته شده است(6)برخی معتقدند میان دو دسته روایات مذکور منافاتی نیست؛ چراکه ممکن است نداهای متعددی از سوی افراد یا جریانهایی که علیه امام مهدی فعالیت میکنند به تحریک شیطان، ایجاد شود(7).
1) - مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج51، ص109، ح42 .
2) - کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، 1411ق، ج3، ص35، ح589 .
3) - نعمانی، الغیبة، 1397ق، ص265، ح29 .
4) - نعمانی، الغیبة، 1397ق، ص261، ح19و20 .
5) - نعمانی، الغیبة، 1397ق، ص261، ح19و20 .
6) - ابن طاووس، التشریف، 1416ق، ص133 .
7) - مهوری، «ندای آسمانی نشانه ظهور»، ص70-71 .
در مورد خروج سفیانی آمده است که(1): سفیانی از خبیث ترین مردم است که هیچ گاه خدا را نپرستیده(2)
اما با اظهار زهد و بیاعتنایی به دنیا و پوشیدن لباسهای کهنه و مندرس و نان و نمک خوردن و بذل اموال فراوان، دلهای افراد جاهل و اراذل و اوباش و همچنین گروهی از علمای سادهلوح را نیز به خود جذب کرده، بدین وسیله طرفدارانی پیدا میکند و از طرفی در این زمان سرزمین شام هم میدان تاخت و تاز چندین لشکر با یکدیگر هست . در این هرج و مرج است که سفیانی در ماه رجب از وادی یابس(3)خروج میکند و آن سرزمینی خشک و بیآب و علف است و تقریباً در حوالی مرز سوریه و اردن قرار دارد. شعار او "یا رب یا رب یا رب ثم النار" است(4). تا چندین ماه مشغول مبارزه و درگیری برای از بین بردن نیروهای مختلف در شام است که همان کافران هستند و در این زمان به شیعیان کاری ندارد. اما سفیانی پس از تثبیت حکومتش شروع به دشمنی و کینهورزی نسبت به شیعیان کرده و فجایع وحشتزا و مرگباری را به وجود میآورد؛ بهگونهای که امام صادق (علیهالسلام) در این زمینه میفرماید:
"منادی او ندا میدهد که هر کس سر یک تن از شیعیان را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست و در این هنگام همسایه به همسایه حمله برده و میگوید این شخص از شیعیان است پس گردن او را میزند و هزار درهم جایزه میگیرد." (5).
یک لشکر سفیانی به سوی عراق می رود که در آنجا در نهایت همه شان کشته می شوند و لشکر دیگر به سمت حجاز می رود و بعد از به بار آوردن قتل عام در مدینه به سوی مکه می روند تا با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مبارزه کنند که خسف بیداء صورت می گیرد.
1) - سایت ویکی فقه- مقاله خروج سفیانی .
2) - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج52، ص206، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404؛ نعمانی، محمد بن إبراهیم، کتاب الغیبه، ص306 .
3) - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج52، ص186، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404 .
4) - كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 651.
5) - شیخ طوسی، محمد بن الحسن، الغیبه، ص450، قم، مؤسسه معارف اسلامی، 1411 هجری قمری؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج52، ص215، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404 .
خَسفِ بَیداء، یا خسف در بیداء، به معنای فرو رفتن و نابودی لشکریان سفیانی در سرزمین بیداء - بیابانی بین مکه و مدینه - است(1). خسف بیداء در برخی از روایات یکی از نشانههای قطعی قیام امام زمان (علیهالسّلام) دانسته شده است(2). این حادثه پس از ظهور و قبل از قیام امام دوازدهم (علیهالسّلام) اتفاق میافتد.
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: "زمانی که سپاه سفیانی به سرزمین بیداء برای استراحت توقف میکنند یک منادی از آسمان ندا میدهد که ای بیداء! این طایفه را فرو ببر. پس زمین تمام آنها را فرو میبرد و هیچکس از آنها باقی نمیماند مگر سه نفر... (3).
در روایات آمده که یکی از کسانی که با سفیانی همزمان خروج می کند و با سفیانی می جنگد یمانی است(1). یمانی، لقب فردی است که بنا بر روایات، پیش از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام میکند(2)و مردم را به سوی وی دعوت میکند (3). یمانی فردی از نسل امام حسین (علیه السلام)(4)و از اهالی یمن است(5).
دو اقدام مهم یمانی به شرح زیر است:
1- دعوت به حق؛ بر اساس روایتی از امام باقر(علیه السلام)، قیام یمانی بر حق دانسته شده و بر ضرورت پیوستن به قیام او تأکید شده است(6). برخی از نویسندگان مقصود از قیام به حق را دعوت به امامت تفسیر کردهاند(7). در روایتی از فردی به نام منصور نام برده شده که یاریدهنده حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و 70 هزار نفر حامی دارد (8).
1) - الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص: 375.
2) - نعمانی، الغیبه، 1397ق، ص253-252 .
3) - نعمانی، الغیبه، 1397ق، ص255-256؛ فتلاوی، رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور، 1420ق، ص101 .
4) - رايات الهدى و الضلال في عصر الظهور، ص: 100
5) - بحار الأنوار، ج83، ص: 63.
6) - نعمانی، الغیبه، 1397ق، ص255-256 .
7) - مهدویراد، «بررسی تطبیقی روایات یمانی از منظر فریقین»، ص52 .
8) - نعمانی، الغیبه، 1397ق، ص39-40 .
2- درگیری با سفیانی؛ برخی روایات از درگیری میان یمانی و سفیانی خبر میدهند؛ برای مثال کسی که چشم سفیانی را درمیآورد از صنعا خروج میکند(1).
نفس زکیه شخصی است که در روایات، انسانی صالح و با تقوا معرفی شده است(2)
که از یاران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد و امام او را برای هدایت مردم مکه می فرستد. امام به یارانش می فرماید: " اهل مکه مرا نمی خواهند، اما من کسی را به سوی آنها می فرستم تا حجت بر آنان تمام شود." هنگامی که نفس زکیه خود را معرفی می کند که نماینده حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است مردم بر او هجوم آورده و بین رکن و مقام سرش را می برند(3).
قتل نفس زکیه از نشانه های حتمی ظهور حضرت مهدی عج است. در کمال الدین از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که بین قیام قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و کشتن نفس زکیه 15 شب فاصله خواهد بود(4).
در اینجا به نشانه های غیر حتمی اشاره می کنیم که اتفاقا خیلی از آنها را الان در جامعه امروز هم می بینیم که اتفاق افتاده اند.
در روایتی امام صادق (علیهالسّلام) به یکی از یاران خود نشانههای ظهور را چنین برمیشمرند:
هرگاه دیدی که حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.
و دیدی که ظلم و ستم فراگیر شده است.
و دیدی که قرآن فرسوده و بدعتهائی از روی هوا و هوس، در مفاهیم آن آمده است..........
و دیدی که دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی که آن را واژگون سازند..........
و دیدی که طرفداران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفتهاند.
و دیدی که کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمیشود و بدکاران بازخواست نمیشوند..........
و دیدی که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند.
و دیدی که افراد (به ظاهر) با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمیپذیرند.
و دیدی که شخص بدکار دروغ گوید و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمیکند.
و دیدی که بچهها، به بزرگان احترام نمیگذارند..........
و دیدی که قطع پیوند خویشاوندی شود..........
و دیدی که بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
و دیدی که نوجوانان پسر، همان کنند که زنان میکنند.
و دیدی که زنان با زنان ازدواج کنند..........
و دیدی که انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند و کسی مانع نمیشود..........
و دیدی که افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه میبرند.
و دیدی که مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود.
و دیدی که همسایه، همسایه خود را اذیت میکند و از آن جلوگیری نمیشود.
و دیدی که کافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است.
و دیدی که شراب را آشکار میآشامند و برای نوشیدن آن کنار هم مینشینند و از خداوند متعال نمیترسند..........
و دیدی که کسی که امر به معروف میکند خوار و ذلیل است.
و دیدی که آدم بدکار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است.
و دیدی که اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.
و دیدی که راه نیک بسته و راه بد باز است..........
و دیدی که خانه کعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده میشود.
و دیدی که انسان به زبان میگوید ولی عمل نمیکند.
و دیدی که مؤمن، خوار و ذلیل شمرده میشود..........
و دیدی که بدعت و زنا آشکار شود..........
و دیدی که مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد کنند.
و دیدی که حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.
و دیدی که دین براساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا و احکام آن تعطیل گردد.
و دیدی که جرات بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد..........
و دیدی که مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش.
و دیدی که ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
و دیدی که سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند.
و دیدی که والیان در قضاوت رشوه بگیرند..........
و دیدی که پستهای مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی.
و دیدی که مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بکشند.
و دیدی که مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
و دیدی که زن بر شوهر خود مسلط شود و کارهایی که مورد خشنودی شوهر نیست انجام میدهد و به شوهرش خرجی میدهد.
و دیدی که سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
و دیدی که مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش میشود..........
و دیدی که آشکار قماربازی شود..........
و دیدی که مردم محترم توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
و دیدی که نزدیکترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند که به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت (علیهمالسّلام) ستایش شوند..........
و دیدی که هرکس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و گواهیاش را قبول نمیکنند..........
و دیدی که در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت کنند.
و دیدی که شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است.
و دیدی که همسایه از ترس زبان به همسایه احترام میکند.
و دیدی که حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود.
51 و دیدی که مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود.
و دیدی که راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است.
و دیدی که بدکاری آشکار شده و برای سخنچینی کوشش میشود.
و دیدی که ستم و تجاوز شایع شده است..........
و دیدی که غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت کنند.
و دیدی که حج و جهاد برای خدا نیست..........
و دیدی که سلطان به خاطر کافر، شخص مؤمن را خوار کند.
و دیدی که خرابی بیشتر از آبادی است..........
و دیدی که معاش انسان از کمفروشی به دست میآید.
و دیدی که خونریزی آسان گردد..........
و دیدی که مرد به خاطر دنیایش ریاست میکند.
و دیدی که نماز را سبک شمارند.
و دیدی که انسان ثروت زیادی جمع کرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زکاتش را نداده است..........
و دیدی که قبر مردهها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.
و دیدی که هرج و مرج بسیار است..........
و دیدی که مرد روز خود را با مستی به شب میرساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد..........
و دیدی که با حیوانات آمیزش میشود..........
و دیدی که مردم به مسجد (محل نماز) میرود وقتی برمیگردد لباس در بدن ندارد (لباس را دزدیدهاند).
و دیدی که حیوانات همدیگر را بدرند..........
و دیدی که دلهای مردم سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است.
و دیدی که بر سر کسبهای حرام آشکارا رقابت کنند.
و دیدی که نمازخوان برای خودنمایی نماز میخواند.
و دیدی که فقیه برای غیر دین تفقه میکند در حالی که دنیا و ریاست را طلب میکند.
و دیدی که مردم در اطراف قدرتمندانند..........
و دیدی که طالب حلال، مذمت و سرزنش میشود و طالب حرام، ستایش و احترام میگردد.
و دیدی که در مکه و مدینه کارهایی میکنند که خدا دوست ندارد و کسی از آن جلوگیری نمیکند و هیچکس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمیشود.
و دیدی که آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد.
و دیدی که مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکر کند ولی دیگران او را از این کار برحذر میدارند.
و دیدی که مردم به همدیگر نگاه میکنند و از مردم بدکار پیروی نمایند.
و دیدی که راه نیک، خالی و راه رونده ندارد.
و دیدی که مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندهگین نشود.
و دیدی که سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
و دیدی که مردم و جمیعتها جز از سرمایهداران پیروی نکنند.
و دیدی که به فقیر چیزی را دهند که برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است.
و دیدی که علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگران نشود.
و دیدی که مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی به جای میآورند و کسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمیکند.
و دیدی که انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند، ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد..........
و دیدی که حقوق{عقوق} پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلکه نزد فرزند از همه بدترند{و از اینکه به آنها افترا زده شود شادمان میشود}.
و دیدی که زنها بر مسند حکومت بنشینند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود.
و دیدی که پسر به پدر نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد..........
و دیدی که اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدکاری، کمفروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است{میپندارد که آن روز به ضرر او بوده و عمرش را ضایع کرده!}.
و دیدی که قدرتمندان غذای عموم مردم را احتکار کنند..........
و دیدی که اموال حق خویشان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شرابخواری شود..........
و دیدی که به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز کنند..........
و دیدی که در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بیتفاوت و یکسانند.
و دیدی که سر و صدای منافقان برپا امّا صدای حقطلبان خاموش است..........
و دیدی که برای اذان {و} نماز مزد میگیرند.
و دیدی که مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند{برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق در مسجد گرد هم آمدهاند و در آن از نوشیدن مسکر تعریف و توصیف میشود}.
و دیدی که خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
و دیدی که قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.
و دیدی که استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند..........
و دیدی که فرمانروایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدکاران از خدا بیخبر قرار دهند..........
و دیدی که بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن میگویند ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند..........
و دیدی که صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند..........
و دیدی که وقت (اول) نمازها را سبک بشمارند.
و دیدی که هم و هدف مردم شکم و شهوتشان است.
و دیدی که دنیا به آنها روی کرده است.
و دیدی که نشانههای برجسته حق ویران شده است؛ در این وقت خود را حفظ کن و از خداوند بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد(1).
1) - مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52 ص 256 .
نشانه های دیگری هم برای آخر الزمان و پیش از ظهور یا پیش از قیام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در منابع مختلف ذکر شده است. از جمله نزول فرشتگان از آسمان برای یاری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مومنین، مرگ سرخ و سفید (کشته شدن بر اثر جنگ و بیماریهای واگیردار)، مسخ شدن، دجال، تغییرات آب و هوایی، سیل، زلزله و ... که در روایات آخر الزمان به آنها اشاره شده است.
از آنجا که در آخر الزمان ظلم و فساد زیاد می شود و مصداق "ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس") است، همان سنتهای خدا که در مورد ظالمین و مفسدین قبلی اجرا شده بسیار محتمل است که دوباره اتفاق بیفتند. در حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
"هرگاه شر در زمین آشکار شود، خدای متعال سختی اش را بر اهل زمین فرو می فرستد" (1).
در نتیجه، قبل از ظهور، بلاها هم به تناسب این فسادها زیاد شده و نازل می شود.
حضرت رسول (علیه السلام) پس از ذکر وقایع عامه فرمود: "چون آن وقایع ظاهر شود منتظر باشید باد سرخ یا سنگ باران و یا مسخ را (2).
پس طوفان شن و یا طوفان سنگ ریزه و یا طوفان گرد و غبار از بلاهای آخر الزمان است. شاید ریزگردها و طوفان های گرد و غبار را که یکی از مشکلات کنونی برخی از کشورهاست را بتوان مصداق همین نشانه دانست. از طرفی با برداشتی دیگر می توان طوفان سنگریزه را تشبیه به قیام دسته جمعی انسانهای مستضعفی کرد که در انواع حکومتها به استضعاف کشیده شده ا ند و بر علیه دولتمردانشان قیام می کنند و یا می تواند استعاره از قیام دسته جمعی دولتهای ضعیف بر علیه دولتهای قوی و استعمارگر که آنها را به استضعاف و استثمار کشانده اند باشد.
پیامبر گرامی فرمود:" او به هنگام فراوان شدن اختلاف مردم و زلزله ، قیام کرده و زمین را پر از عدل و داد می کند ..."(1).
و در نقل دیگری فرمود:" شما را به مهدی بشارت می دهم ، هنگامی که مردم دچار اختلاف و زلزله شدند ، میان امتم بر انگیخته می شود ..."(2).
همچنین ایشان در پاسخ به این پرسش که زمانِ قیامِ حضرت «مهدی» (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه وقت خواهد بود؟ از نشانههایی برای آستانۀ ظهور نامبردهاند که یکی از آنها وقوع زمینلرزههای گوناگون است. ایشان فرمودهاند که وقتی زلزلهها در سراسر زمین رخ دهد و قاضیان در قضاوتشان رشوه بگیرند و مردم گناهکار شوند و به فسق و معصیت بپردازند، آنگاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور خواهد کرد(3).
امام سجّاد(علیه السلام) فرموده است:
"هر گاه نجف شما را سیل و باران پرکرد... منتظر ظهور قائم منتظَر ما باشید" (4).
حسن بصری به هم شهریانش چنین می گوید: بادی زرد از سوی قبله (جنوب غربی) به سوی شما می آید. سه روز و دو شب ادامه دارد تا آنجا که شب از شدّت زردی، مانند روز روشن شود و غرق شدن بصره در پی آن خواهد بود(5).
مطابق آنچه از ائمّه اطهار(علیه السلام) نقل شده است، ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به صورت دفعی و بدون زمینه قبلی واقع خواهد شد. حضرت ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع مبارک به جناب شیخ مفید فرموده اند: «فإنَّ اَمرَنا یَبْعَثُه فَجْأَةً؛ (خداوند) کار ما را به طور ناگهانی برمی انگیزد»(1). در حدیث دیگری امام علیّ بن موسی الرضا(علیه السلام) نقل فرموده اند که وقتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند که قیام کننده از فرزندان شما چه وقت ظهور می کند، حضرت در پاسخ فرمودند:
«مَثَلُه مَثَلُ الساعَةِ التی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها إلّا هو... لا یأتیکُم إلّا بَغْتَةً؛
ظهور همچون قیامت است که آن را در زمان خاصّ خودش فقط خداوند ظاهر می سازد... جز این نیست که به طور ناگهانی برایتان رخ می دهد(2).»
حال سوال اینجاست که اگر ظهور به صورت ناگهانی روی دهد تکلیف علائم ظهور چه می شود؟
این اشکال را نویسنده بزرگوار کتاب ارزشمند «مکیال المکارم» مطرح فرموده اند و در پاسخ به آن دو جواب داده اند(3). ایشان ذکر کرده اند که در این مورد دو احتمال می توان داد: احتمال اوّل: چه بسا در وقوع این علائم، بداء صورت پذیرد و حتمی نامیدن آنها، منافاتی با ظهور بداء در مورد آنها نداشته باشد(4).
احتمال دوم: بدون قائل شدن به بداء در مورد آن علائم نیز می توانیم ناگهانی بودن ظهور حضرت را بپذیریم. راه حلّ مسئله این است که ظهور حضرت را همراه با وقوع علائم آن، دفعی و ناگهانی بدانیم. طول مدت رخداد علائم بسیار کوتاه و نزدیک هم باشد و نزدیک به زمان ظهور رخ دهد.
در روایات، برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 313 یار خالص ذکر شده(1)
که البته تعداد همه یاران بسیار بیشتر از اینهاست و جمعیت بسیاری از سراسر دنیا می باشند اما این 313 نفر از خواص هستند که در بین آنها 50 زن وجود دارند(2).
در میان یاران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعضی از افراد وجود دارند که به دنیا رجعت کرده اند. یعنی قبل از ظهور از دنیا رفته و بعد به جهت یاری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دنیا باز می گردند. در روایات آمده است که هر کس 40 صبح دعای عهد را بخواند جزو رجعت کنندگان به دنیا و یاری کنندگان حضرت خواهد بود(3)و این احتمالا به این دلیل است که فرد وقتی 40 روز عهد خود را مبنی بر پذیرش دستورات خدا و امام و یاری حضرت تکرار کند از گناهان دست کشیده و جزو افراد مومن می شود. احادیث فراوانی از رجعت انبیا، و اولیای خدا به ویژه امام حسین(علیه السلام)(4)، امام علی(علیه السلام)(5)و به طور کل رجعت معصومین(علیهم السلام) سخن گفته اند. رجعت
حضرت دانیال، حضرت یوشع(1)، حضرت عیسی(2)و حضرت خضر(3)و اصحاب کهف(4)
نیز در روایات آمده است. ضمن اینکه علاوه بر مومنان خالص که رجعت می کنند کافران ویژه هم به دنیا باز می گردند تا عذاب شوند(5).
به عنوان جمع بندی باید گفت که ظهور بسیار نزدیک است و آن را باید ناگهانی دانست حتی اگر ظهور هم الان اتفاق نیفتد این مرگ ماست که ممکن است هر لحظه اتفاق بیفتد و فرصت اصلاح نفس و پرورش خودمان برای یاوری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دست بدهیم. لذا وظیفه ما تربیت و اصلاح خودمان، خانواده، جامعه و کل بشریت است تا با این کار جزو یاران حضرت مهدی عج باشیم.
به کارمان، به ازدواج، به تحصیل و ... به همه چیز فکر می کنیم. چقدر به فکر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم؟ ظهور اول باید در قلب و دل ما رخ بدهد. حتی اگر فرج عمومی رخ ندهد این راه همیشه به روی تک تک مشتاقان باز است و همیشه می توان با قلب و دل و روح با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ارتباط گرفت.
فهرست منابع:
1- قرآن کریم
2- نهج البلاغه
3- صحیفه سجادیه
4- دعای ندبه
5- زیارت ناحیه مقدسه
6- زیارت جامعه کبیره
7- سایت اسلام کوئست، پرسمان دانشگاهیان، عصر اسلام، گناه شناسی، ویکی شیعه، حوزه نت، ویکی فقه.
8- برازش، علیرضا، تفسیر روایی اهل بیت(علیه السلام) « http://alvahy.com/ »
9- خصيبى، حسين بن حمدان، الهداية الكبرى، بیروت: البلاغ، 1419 ق.
10- ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، قم: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، 1404 ق.
11- ابن أبی زینب نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران: نشر صدوق، چاپ اول، 1397ق.
12- ابن بابويه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم: دار الشريف الرضي للنشر، 1406 ق.
13- ابن بابويه، محمد بن على، الامالی، تهران: نشر کتابچی، 1376.
14- ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا(عليه السلام)، / به تحقیق و تصحیح مهدی لاجوردى، تهران: نشر جهان، 1378 ق.
15- ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، به تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1359.
16- ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، به تصحیح علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413 ق.
17- ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم: انتشارات جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1403 ق.
18- ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام عن اهل بیت رسول الله علیه و علیهم افضل السلام، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1385 ق.
19- ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1404 ق.
20- ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبي طالب، قم: انتشارات علامه، 1379 ق.
21- ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة، به تحقیق و تصحیح جواد قیومی اصفهانی، قم: دفتر تبليغات اسلامى، 1376.
22- ابن طاووس، على بن موسى، التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، قم: مؤسسة صاحب الأمر( عجل الله تعالى فرجه الشريف)، 1416 ق.
23- ابن طاووس، على بن موسى، محاسبة النفس، تهران: انتشارات مرتضوی، 1376.
24- ابن عربی، محمد بن علی، محاضرة الأبرار و مسامرة الأخیار فی الأدبیات و النوادر و الأخبار، بیروت: دار الکتب العلمية، 1422 ق.
25- ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي، تهران: دار الكتب الإسلامي، 1407 ق.
26- ابن فهد حلی، احمد بن فهد، عوالی اللئالی، دار الکتاب الاسلامی، چاپ اول، 1407 ق.
27- ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف اشرف: دار المرتضویه، چاپ اول، 1356.
28- أبو شجاع الديلميّ الهمذاني، شيرويه بن شهردار بن شيرو يه بن فناخسرو، الفردوس بمأثور الخطاب، بیروت: دار الكتب العلمية، 1406 ق.
29- اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة في معرفة الأئمة، تبریز، بنی هاشمی، 1381 ق.
30- استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، قم: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم، مؤسسة النشر الإسلامي، 1409 ق.
31- بحرانى، هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن، موسسة البعثة، قم: قسم الدراسات الإسلامية، 1415 ق.
32- برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، قم: دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
33- بهاء الدين نيلى نجفى، على بن عبد الكريم، منتخب الأنوار المضيئة في ذكر القائم الحجّة عليه السلام، قم: مطبعة الخيام، 1360.
34- پاک نیا، عبدالکریم، برکات علمی و فرهنگی عصر ظهور، فرهنگ کوثر، ش.74(تابستان 1371)، 65-71.
35- التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، المحقق / المصحح: درايتى، مصطفى، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، 1366.
36- حاجی عبدالقفاری، علی اکبر، احکام روابط زن و مرد، تهران: موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، 1397.
37- حائری مازندرانی، محمد مهدی، شجره طوبی، نجف: المكتبة الحيدرية، 1385 ق.
38- حر عاملی، محمد بن حسن، جهادالنفس وسائل الشیعه، ترجمه علی افراسیابی، قم: نهاوندی، 1380.
39- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، بیتا.
40- حكيمى، محمدرضا و دیگران، الحیاة، ترجمه احمد آرام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1380.
41- حلى، حسن بن سليمان، مختصر البصائر، قم: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية بقم، مؤسسة النشر الإسلامي، 1379.
42- حلى، رضى الدين على بن يوسف بن المطهر، لعدد القويّة لدفع المخاوف اليومية، قم: كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، 1408 ق.
43- ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم: الشريف الرضي، 1412 ق.
44- دیلمى، حسن بن محمد، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم: مؤسسة آل البیت(علیه السلام)، چاپ اول، 1408ق.
45- راوندى كاشانى، فضل الله بن على، النوادر، قم: دار الكتاب، بیتا.
46- ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه، شیخی، حمیدرضا، قم: انتشارات دارالحدیث، 1377.
47- سيوطى، عبدالرحمن بن ابىبكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، قم: كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى( ره)، 1404 ق.
48- شافعی، علی بن برهان الدین، سیره حلبیه، بیروت: مکتب الاسلامیه، بیتا.
49- صافى، لطف الله، منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر( عليه السلام)، قم: مكتبة آية الله العظمى الصافي الگلپايگاني، وحدة النشر العالمية، 1380.
50- طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1390 ق.
51- طبرسی نوری، حسین، النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجّة الغائب، به تحقیق سید یاسین الموسوی، بیجا، بیتا.
52- الطبرسی، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب، الاحتجاج علی اهل اللجاج، بیجا، مصادر الحديث الشيعية، 1386.
53- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم: شریف رضی، چاپ چهارم، 1412 ق.
54- طبرسی، علی بن حسن بن فضل، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، نجف: المكتبة الحيدرية، 1385 ق.
55- طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الإمامة، قم: بعثت، 1413 ق.
56- طبری، عمادالدین، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ، نجف: چاپ کتابخانه حیدریه، 1383 ق.
57- طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الاحکام، به تحقیق و تصحیح حسن الموسوی خرسان، تهران: دار الكتب الإسلاميه، 1407 ق.
58- الطوسي، الخواجة نصير الدين، آداب المتعلمین، بیجا، بیتا.
59- طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم: مسجد مقدس جمكران، 1387.
60- عياشى، محمد بن مسعود، التفسیر العیاشی، به تحقیق هاشم رسولی، تهران: مكتبة العلمية الاسلامية، 1380.
61- غزالی، ابوحامد، إحياء علوم الدين، بیروت: دار الكتاب العربى، بی تا.
62- فتلاوى، مهدى حمد، رايات الهدى و الضلال في عصر الظهور، بیروت: دار المحجة البيضاء، 120 ق.
63- فهری زنجانی، سید احمد، شمع سحر در فضیلت احکام و آداب نماز شب، تهران: دارالکتب، 1392.
64- فيض كاشانى، تفسیر الصافی، به تصحیح حسین اعلمی، تهران: مكتبه الصدر، 1415 ق.
65- فیض کاشانی، ملا محسن، المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، محقق/ مصحح: غفاری، على اكبر، قم: مؤسسه انتشارات اسلامى جامعه مدرسين، چاپ چهارم، 1417 ق.
66- قاسمی، محمدعلی، روزی حلال، قم: انتشارات نور الزهرا، چاپ دوم، 1388.
67- قزوینی، محمدکاظم، امام مهدی(علیه السلام) از ولادت تا ظهور، ترجمه و تحقیقعلی کرمی و محمد حسینی، قم: انتشارات الهادی، 1418 ق.
68- قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، قصص الأنبياء عليهم السلام، به تحقیق و تصحیح غلامرضا عرفانیان یزدی، مشهد: مركز پژوهش هاى اسلامى، 1409 ق.
69- قطبی، هادی، 63 داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام) به همراه مظلومیت امیرالمومنین (علیه السلام) در نهجالبلاغه، انتشارات بهار دلها، 1395.
70- قمى، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، قم: اسوه، 1414 ق.
71- قمی، عباس، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338.
72- كلينى، محمد بن يعقوب، الکافی، به تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1407 ق.
73- کامل، سلیمان، يوم الخلاص في ظل القائم المهدي( عليه السلام)، قم: دار المجتبی، 1427 ق.
74- کورانی، علی، معجم أحاديث الإمام المهدي عليه السلام، قم: مؤسسة المعارف الاسلامية، 1411 ق.
75- گلپايگانى، سید محمدرضا، مجمع المسائل، قم: دار القرآن الكريم، 1409 ق.
76- متقی هندی، علاءالدین علی بن حسام، کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، بیجا، مؤسسة الرسالة، 1401.
77- مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، بحار الأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، بیجا، دار إحياء التراث العربي، بیتا.
78- محمدى رىشهرى، محمد، دانشنامه امام مهدى« عجل الله فرجه» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، به ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم: موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، 1393.
79- محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه قرآن و حدیث، بیجا، بیتا.
80- محمدی ریشهری، محمد، حکمت نامه پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، قم: دارالحدیث، چاپ اول، 1386.
81- مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، 1409 ق.
82- مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم: دارالمفید، 1372.
83- مفيد، محمد بن محمد، الاختصاص، قم: دار المفید، 1413 ق.
84- مقریزی، تقیالدین، ، إمتاع الأسماع بما للرسول من الأنباء والأموال والحفدة والمتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت: دارالکتب العلمیة، اوّل، 1420 ق.
85- مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام امير المومنين عليه السلام، تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1386.
86- مکارم شیرازی، ناصر، سبحانی، جعفر، پاسخ به پرسش های مذهبی، قم: نسل جوان، چاپ سوم، 1388
87- منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم عليه السلام، مصباح الشريعة، بیروت: اعلمی، 1400 ق.
88- مهدویراد، محمدعلی، علیانسب، سیدضیاء الدین و دیگران، «بررسی تطبیقی روایات یمانی از منظر فریقین»، حدیث پژوهی، ش.12، مهر 1393، 25-64.
89- مهوری، محمد حسین، «ندای آسمانی نشانه ظهور»، رواق اندیشه، ش.17، تابستان 1382.
90- موسوی اصفهانى، محمد تقى، مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم( عليه السلام)، قم: مؤسسة الإمام المهدي( عليه السلام)، 1428 ق.
91- نراقی، احمد بن محمد مهدی، معراج السعادة، قم: نشر هجرت، 1378.
92- نعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة للنعماني، به تحقیق علی اکبر غفاری، تهران: مكتبة الصدوق، 1397 ق.
93- نعیم بن حماد، الفتن، بیروت: دار الكتب العلمية، 1423 ق.
94- نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، بیتا.
95- ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، مجموعة ورّام(تنبیه الخواطر و نزهة النواظر)، قم: مكتبه فقيه، 1410 ق.
96- يزدى حائرى، على بن زين العابدين، إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب( عليه السلام)، به تحقیق علی عاشور، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1422 ق.
97- فضیلت انتظار، میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی
98- اخلاق در قرآن، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، مدرسه الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم، چاپ اول، 1377 ه. ش، ج 1.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه چهل صباح اين عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالى به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند و آن عهد اين است
اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ مُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ
پروردگارا اى رب نور حقيقى وجود كامل و خداوند كرسى با رفعت و خداوند درياى احسان و اى نازل كننده كتاب آسمانى تورات موسى (علیه السلام) و انجيل عيسى (علیه السلام) و زبور داود (علیه السلام)
وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ (الْفُرْقَانِ) الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْمَلاَئِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ (وَ) الْمُرْسَلِينَ
و اى پروردگار سايه و آفتاب گرم و اى نازل كننده قرآن عظيم الشأن و اى پروردگار ملايك مقرب و پيغمبران و رسولان
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ (بِاسْمِكَ) الْكَرِيمِ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ
پروردگارا همانا از حضرتت درخواست مى كنم به حق ذات بزرگوارت و به نور جمال بى مثالت كه عالم به آن روشن است و به ملك قديم و سلطنت ازليت اى زنده ابدى و اى پاينده سرمد
أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ
از تو درخواست مى كنم به حق آن اسمى كه آسمانها و زمينها را به آن اسم نور وجود بخشيدى و به آن اسمى كه اولين و آخرين اهل عالم را به آن اصلاح و تربيت دادى
يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ وَ يَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَ يَا حَيّاً حِينَ لاَ حَيَ
اى زنده پيش از هر زنده اى زنده ابدى بعد از هر زنده اى زنده هنگامى كه احدى زنده نبود
يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا حَيُّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ
اى زنده كننده مردگان و ميراننده زندگان عالم اى زنده بالذات كه غير تو خدايى نيست
اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلاَنَا الْإِمَامَ الْهَادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ
پروردگارا تو بر مولاى ما حضرت امام عصر هادى امت و مهدى آل محمد قيام كننده به فرمان تو كه درود خدا بر او و بر پدران پاك گوهر او باد
عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا
از تمام مرد و زن اهل ايمان كه در مشرق و مغربهاى زمين هستند و در صحرا و كوه و بر و بحر عالمند
وَ عَنِّي وَ عَنْ وَالِدَيَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ
از منو پدر و مادر من بر او درود و تحيتى فرست برابر عرش خدا و به قدر مداد كلمات حق
وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ (كِتَابُهُ) وَ أَحَاطَ بِهِ كِتَابُهُ (عِلْمُهُ)
و آنچه كه علم خدا احصاء و كتاب آفرينش حق احاطه بر آن نموده است
اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي
پروردگارا من در صبح همين روزم و تمام ايامى كه در آن زندگانى كنم با او تجديد مى كنم عهد خود و عقد بيعت او را كه بر گردن من است
لاَ أَحُولُ عَنْهَا وَ لاَ أَزُولُ أَبَداً
كه هرگز از اين عهد و بيعت برنگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ
پروردگارا مرا از انصار و ياران آن بزرگوار قرار ده و از آنان كه از او دفاع مى كنند و از پى انجام مقاصدش مى شتابند
(وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ) وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ
و اوامرش را امتثال و از وى حمايت كرده و بجانب اراده اش مشتاقانه سبقت ميكنند و در حضور حضرتش بدرجه رفيع شهادت می رسند مرا از آنان مقرر فرما
اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً
پروردگارا اگر ميان من و او موت كه بر تمام بندگانت قضاى حتمى قرار دادهاى جدايى افكند
فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي
پس مرا از قبر برانگيز در حالى كه كفنم را ازار خود كرده و شمشيرم را از نيام بركشيده و لبيك گويان دعوتش را كه بر تمام مردم شهر و ديار عالم لازم الإجابه است اجابت كنم
اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ نَاظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ
اى خدا به ما آن طلعت زيباى رشيد را بنما و از پرده غيب پديدار كن و سرمه نور و روشنى ابد به يك نظر بر آن جمال مبارك به چشم من دركش
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ
و فرج آن حضرت را نزديك و خروجش را آسان ساز و توسعه در طريق وى عطا فرما و مرا به طريقه با حجت و بيان او سلوك ده و فرمان آن حضرت را نافذ گردان و پشت او را قوى ساز
وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلاَدَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُ
و اى خدا شهر و ديارت را بوجود او معمور ساز و بندگانت را بواسطه او زنده ساز چون تو خود فرمودى و كلام تو حق و حقيقت است
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ
فرمودى «ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس»
فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِيَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِكَ
پس تو اى پروردگار ولى خود و پسر دختر پيغمبرت را كه مسمى به نام پيغمبرت است بر ما از پرده غيب ظاهر فرما
حَتَّى لاَ يَظْفَرَ بِشَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلاَّ مَزَّقَهُ وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ
تا آنكه بر هر باطل ظفر يابد و آن را محو و نابود سازدو حق را ثابت و محقق گرداند
وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبَادِكَ وَ نَاصِراً لِمَنْ لاَ يَجِدُ لَهُ نَاصِراً غَيْرَكَ
و آن حضرت را اى پروردگار فريادرس بندگان مظلومت قرار ده و ناصر و ياور آنان كه جز تو ناصر و يارى ندارند
وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِكَ وَ مُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلاَمِ دِينِكَ وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و مجدد احكامى از قرآن مجيدت كه تعطيل شده و رفعت و استحكام بخش كاخ شعاير آيينت و سنن پيغمبر اكرمت صلى الله عليه و آله
وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِينَ
و او را اى پروردگار از بيداد ستمكاران در حفظ و امان خود بدار
اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِكَانَتَنَا بَعْدَهُ
پروردگارا و پيغمبر اكرمت حضرت محمد صلى الله عليه و آله را شاد و مسرور گردان به ديدار او و پيروانش كه دعوت حضرتش را اجابت كردند و اى خدا بر حال زار پريشان ما بعد از او ترحم فرما
اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ
اى خدا غم و اندوه دورى آن بزرگوار را بظهورش از قلوب اين امت برطرف گردان و براى آرامش دلهاى ما به ظهورش تعجيل فرما
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَرَاهُ قَرِيباً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
كه مخالفان بعيد دانند و ما فرج و ظهورش را نزديك مى دانيم اى خدا اى مهربانترين مهربانان عالم
پس سه مرتبه دست بر ران راست خود مى زنى و در هر مرتبه مى گويى
الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
تعجيل و شتاب فرما اى مولاى من اى صاحب الزمان.
✓ اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ
✓ بلا و مصائب ما بزرگ شده و بیچارگی ما بسی روشن و پرده از روی کار برداشته شد
✓ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
✓ و امیدم نا امید شد و زمین (با همهی پهناوری اش) بر ما تنگ آمد و رحمتش از ما منع گردید.
✓ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ
✓ تنها توئی یاور و معین ما و مرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما.
✓ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد
✓ در هر سختی و آسانی بر لطف تو است. خدایا پس درود فرست بر محمد و آل محمد.
✓ اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ
✓ آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام
✓ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ
✓ و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن
✓ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى
✓ یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید
✓ فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ
✓ که شمایید کفایت کننده ام و مرا یارى کنید که شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب
✓ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى
✓ فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا، دریاب مرا، دریاب مرا
✓ السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ
✓ همین ساعت، همین ساعت، هم اکنون، زود، زود، زود
✓ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.
✓ اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات ، سرپرست و نگاه دار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیده بان ولیت حضرت حجّة بن الحسن که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد باش ، تا او را با رغبت در زمینت سکونت دهی و مدّت زمان طولانى در آن بهرهمند سازى .
یا اَللهُ یَا رَحْمانُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ
ای خدا! ای بخشایش گر! ای مهربان! اى دگرگون ساز دل ها! دل مرا بر دینت استوار گردان.
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی
خدایا خود را به من بشناسان؛ زیرا اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمیشناسم. خدایا پیامبرت را به من بشناسان؛ زیرا اگر رسولت را به من نشناسانی، حجّتات را نخواهم شناخت. خدایا حجّتات را به من بشناسان؛ زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم
سَلاَمٌ عَلَى آلِ يس السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ وَ دَيَّانَ دِينِهِ
سلام بر آل ياسين سلام بر تو اى دعوت كننده خلق بسوى خدا و مظهر آيات الهى و مرآت صفات ربانى سلام بر تو اى درگاه خدا و حاكم و حافظ دين خدا
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ وَ نَاصِرَ حَقِّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِهِ
سلام بر تو اى خليفة الله و نصرت بخشنده دين خدا سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى بندگان به مقاصد الهيت
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ فِي آنَاءِ لَيْلِكَ وَ أَطْرَافِ نَهَارِكَ
سلام ما بر تو اى تلاوت كننده كتاب خدا و مفسر آن سلام ما بر تو در تمام ساعات شب و روز
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ
سلام ما بر تو اى حضرت بقية الله در خلق زمين سلام ما بر تو اى عهد و پيمان كه خدا آن عهد را از خلق گرفت و محكم و مؤكد بر امت گردانيد
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَهُ
سلام ما بر تو اى وعده خدا كه آن وعده را ضمانت كرده
السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوبٍ
سلام ما بر تو اى پرچم افراشته عدل خدا و علم و حكمت موهوب حق و پناه خلق و رحمت واسعه الهى بر تمام عالميان كه ابدا خلاف نخواهد گشت
السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ
سلام ما بر تو وقتى كه به امر خدا قيام و ظهور فرمائى و وقتى كه در پرده غيبت بنشينى سلام ما بر تو هنگامى كه قرائت و تفسير كنى
السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ
سلام ما بر تو حينى كه به نماز و قنوت پردازى سلام ما بر تو هنگامى كه ركوع و سجود بجاى آرى
السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ
سلام ما بر تو وقتى كه حق را تهليل و تكبير گويى سلام ما بر تو هنگامى كه به ستايش و استغفار ياد پروردگار باشى
السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِي السَّلاَمُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى
سلام ما بر تو به صبح و عصر سلام ما بر تو در شب تار و روز روشن
السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ بِجَوَامِعِ السَّلاَمِ
سلام ما بر تو اى امام محفوظ سلام ما بر تو اى كسى كه مقدم بر همه عالم و آرزوى تمام خلايقى سلام ما بر تو به جميع سلام و تحيت
أُشْهِدُكَ يَا مَوْلاَيَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ
اى مولاى من تو را گواه مى گيرم بر اينكه من شهادت مى دهم كه هيچ خدايى جز خداى يكتاى بى نياز نيست
وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لاَ حَبِيبَ إِلاَّ هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلاَيَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّتُهُ
و گواهى مى دهم كه البته محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده خاص خدا و رسول گرامى اوست و دوست و حبيبى غير او و اهل بيتش خدا را نيست و باز اى مولاى من تو را گواه مى گيرم كه على امير المؤمنين حجت خداست
وَ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَ الْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ
و حسن حجت خداست و حسين حجت خداست و على بن الحسين حجت خداست
وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى حُجَّتُهُ
و محمد بن على حجت خداست و جعفر بن محمد حجت خداست و موسى بن جعفر حجت خداست و على بن موسى حجت خداست
وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ
و محمد بن على حجت خداست و على بن محمد حجت خداست و حسن بن على حجت خداست
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ
و گواهى مى دهم كه تو حجت خدايى شما اول موجود و آخر در اجسام هستيد
وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لاَ رَيْبَ فِيهَا
و محققا رجعت شما حق است و در آن هيچ شك و ريب نيست
يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً
در روزى كه هيچكس را ايمانش اگر پيش از آن روز ايمان نياورد و در ايمانش كسب خير نكرده ابدا در آن روز ايمانش سودمند نباشد
وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ أَنَّ نَاكِراً وَ نَكِيراً حَقٌّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌ
و نيز شهادت مى دهم كه مرگ حق است و فرشته نكير و منكر حق است و روز قيامت روز نشر و برانگيختن مردگان حق است
وَ أَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِرْصَادَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ الْحَشْرَ حَقٌ
و روز حساب حق است و صراط و ميزان حق است
وَ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِيدَ بِهِمَا حَقٌ
و نعمت بهشت و آتش جهنم حق است و وعده نعيم الهى و وعيد قهر و عذابش در بهشت و دوزخ همه حق است
يَا مَوْلاَيَ شَقِيَ مَنْ خَالَفَكُمْ وَ سَعِدَ مَنْ أَطَاعَكُمْ فَاشْهَدْ عَلَى مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ
اى مولاى من شقاوتمند كسى است كه با شما مخالفت كند و سعادتمند كسى است كه از امر شما اطاعت كند پس تو گواهى ده بر آنچه شما را بر آن گواه گرفتم
وَ أَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَرِيءٌ مِنْ عَدُوِّكَ فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا أَسْخَطْتُمُوهُ
و من دوست شما و دشمن دشمنان شمايم حق آن است كه آن را شما پسنديده و باطل آنچه شما از آن خشمگين باشيد
وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسِي مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ
و كار نيكو آن است كه شما به آن امر كنيد و عمل منكر و زشت آنكه شما از آن نهى كنيد پس من به خداى يكتاى بى شريك و انباز ايمان دارم و به رسول او
وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِكُمْ يَا مَوْلاَيَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ نُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَ مَوَدَّتِي خَالِصَةٌ لَكُمْ آمِينَ آمِينَ
و به امير المؤمنين و به همه شما اى مولاى من كه اول و آخر شما هستيد به همه گرويده ام و نصرت و ياريم براى شما مهيا است و دوستيم به شما خالص است مستجاب فرما مستجاب فرما.
و بعد از آن اين دعا خوانده شود
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّ رَحْمَتِكَ وَ كَلِمَةِ نُورِكَ
پروردگارا درود و رحمت فرست بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پيغمبر رحمتت و كلمه تام نور وجودت
وَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِي نُورَ الْيَقِينِ وَ صَدْرِي نُورَ الْإِيمَانِ وَ فِكْرِي نُورَ النِّيَّاتِ وَ عَزْمِي نُورَ الْعِلْمِ
و قلب مرا مملو از نور يقين فرما و سينه ام را به نور ايمان روشن ساز و فكر و انديشه ام را به نور نيات خير و عزم و اراده ام رابه نور علم منور گردان
وَ قُوَّتِي نُورَ الْعَمَلِ وَ لِسَانِي نُورَ الصِّدْقِ وَ دِينِي نُورَ الْبَصَائِرِ مِنْ عِنْدِكَ
و قوت مرا به نور عمل و زبانم را به نور صدق و راستى و دينم را نور بصيرتها از جانب خود عطا كن
وَ بَصَرِي نُورَ الضِّيَاءِ وَ سَمْعِي نُورَ الْحِكْمَةِ وَ مَوَدَّتِي نُورَ الْمُوَالاَةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
و به چشمم نور ديدن و به گوشم نور حكمت و به قلبم كه محل محبت است نور محبت و ولايت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد عليهم السلام را عطا فرما
حَتَّى أَلْقَاكَ وَ قَدْ وَفَيْتُ بِعَهْدِكَ وَ مِيثَاقِكَ فَتُغَشِّيَنِي رَحْمَتَكَ (رَحْمَتُكَ) يَا وَلِيُّ يَا حَمِيدُ
خدايا تو را ملاقات كنم در حالتى كه وفا به عهد و پيمان تو كرده باشم كه مرا غرق رحمت خود گردانى اى مولاى ستوده صفات
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ( مُحَمَّدٍ ) حُجَّتِكَ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلاَدِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى سَبِيلِكَ
پروردگارا درود و رحمت فرست بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) كه حجت و دليل توست بر خلق روى زمين و خليفة الله در ملك و بلاد تو و دعوت كننده خلق به راه تو
وَ الْقَائِمِ بِقِسْطِكَ وَ الثَّائِرِ بِأَمْرِكَ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بَوَارِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ
و قيام كننده بر اجراى عدل تو و برانگيزه خلايق به امر تو كه او دوست و مولاى اهل ايمان است و محو و نابود كن كافران و روشنى بخش ظلمت عالم
وَ مُنِيرِ الْحَقِّ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِي أَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ وَ الْوَلِيِّ النَّاصِحِ
و آشكار كننده حق و گويا به حقايق حكمت و صدق و حقيقت و كلمه تام در خلق زمين آن بنده خاص است كه مراقب فرمان تو و خائف و هراسان از جبروت و جلال تو و مولاى ناصح و مهربان امت
سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى
و كشتى نجات خلق و نماينده راه خدا و روشنى چشم خلق بود و بهتر كسى كه قميص و ردا به تن پوشيد
وَ مُجَلِّي الْعَمَى (الْغَمَّاءِ) الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
و بينا كننده نابينايان آن كسى كه زمين را پر از عدل و داد مى كند پس از آنكه مملو از ظلم و جور باشد كه تو بر هر چيز توانايى
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً
پروردگارا درود و رحمت فرست بر ولى قائم خود فرزند اولياء تو كه طاعت آنان را بر خلق فرض و لازم گردانيدى و حق آنها را به ذمه مردم واجب كردى و رجس را از وجود آن پاكان عالم دور گردانيدى و آنان را پاك و منزه و معصوم از هر عيب و گناه فرمودى
اللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ وَ انْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْهُمُ
اى خدا به وجود او دينت را يارى كن و دوستان تو و شيعيان و ياران و دوستان او را نصرت عطا فرما و ما را هم از آن دوستان و شيعيان قرار ده
اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ
پروردگارا تو آن بزرگوار را از شر هر ظالم و طاغى و از شر جميع خلق خود در پناهت حفظ كن
وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ
و هم آن حضرت را از پيش رو و از پشت سر و طرف راست و چپ از همه محفوظ دار و از رسيدن هر ناملايم و آسيبى او را نگاهدار
وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آلَ رَسُولِكَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ
و در حفظ وجود او رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل رسولت را محفوظ گردان و بواسطه او حكم عدل خود را ظاهر و آشكار گردان و او را مؤيد بنصرت خود بدار
وَ انْصُرْ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ قَاصِمِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ
و ياوران و انصار او را يارى كن و مخالفان او را محروم و خوار گردان پشت دشمنانش را بشكن و پشت جباران و ستمكاران كفر را به وجود او در هم شكن
وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا
و كافران و منافقان را به شمشير او هلاك ساز و تمام ملحدان و دشمنان دين را در مشارق و مغارب عالم و بر و بحر جهان پست گردان
وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و به ظهورش زمين را پر از عدل و داد ساز و حقيقت دين پاك پيغمبرت صلى الله عليه و آله را بواسطه او آشكار فرما
وَ اجْعَلْنِي اللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ
پروردگارا مرا هم از ياران و انصار و پيروان و شيعيان آن حضرت قرار ده
وَ أَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ مَا يَأْمُلُونَ وَ فِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ
و آنچه را كه آل محمد (علیه السلام) آرزومندند و آنچه در دشمنانشان اميد دارند به چشم من همه را آشكار گردان
إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
اى خداى حق اى موجود ابدى دعايم مستجاب ساز اى صاحب جلال و بزرگوارى اى مهربانترين مهربانان عالم.
اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلاَيَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ
پروردگارا بر آقاى ما حضرت صاحب الزمان صلوات الله عليه از تمام مرد و زن اهل ايمان
فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ
كه در مشرق و مغربهاى عالمند و در بر و بحر و كوه و بيابان جهانند و از همه زندگان و مردگان
وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ وُلْدِي وَ عَنِّي مِنَ الصَّلَوَاتِ وَ التَّحِيَّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ
و از جانب پدر و مادر و فرزندان من تحيتى و درودى فرست كه به وزن عرش خدا و به مقدار مداد كلمات خدا باشد
وَ مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ
و به منتهاى خشنودى و رضاى او و به عدد آنچه در كتاب او به شمار آمده و علم او احاطه بر آن كرده
اللَّهُمَّ (إِنِّي) أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً فِي رَقَبَتِي
پروردگارا من باز تجديد مى كنم عهد و عقد بيعتى را كه از آن حضرت بر گردن جان من است
اللَّهُمَّ كَمَا شَرَّفْتَنِي بِهَذَا التَّشْرِيفِ وَ فَضَّلْتَنِي بِهَذِهِ الْفَضِيلَةِ وَ خَصَصْتَنِي بِهَذِهِ النِّعْمَةِ
پروردگارا چنانكه مرا به اين شرافت سرفراز فرمودى و به اين فضيلت گرامى داشتى و به اين نعمت بزرگم اختصاص دادى
فَصَلِّ عَلَى مَوْلاَيَ وَ سَيِّدِي صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ
پس پروردگارا درود فرست بر مولاى من و آقاى من حضرت صاحب الزمان و مرا هم از ياران آن بزرگوار و پيروان و مدافعين و نصرت كنندگانش قرار ده
وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَائِعاً غَيْرَ مُكْرَهٍ فِي الصَّفِّ الَّذِي نَعَتَّ أَهْلَهُ فِي كِتَابِكَ
و از آنان كه در ركاب حضرتش به درجه رفيع شهادت مى رسند با كمال شوق و بى هيچ گونه كراهت بگردان در آن صف لشكر آن بزرگوار كه در كتاب مجيد خود اهل آن صف را مدح و توصيف كردى
فَقُلْتَ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
كه فرمودى در قرآن آنها صفى باشند كه در راه اطاعت تو و اطاعت رسول تو و اهل بيت پيغمبرت عليهم السلام گويى در استقامت به مانند سد آهن ايستاده اند
اللَّهُمَّ هَذِهِ بَيْعَةٌ لَهُ فِي عُنُقِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
پروردگارا اين بيعت و عهد در گردن جان من تا قيامت از او خواهد بود.
مؤلف گويد كه علامه مجلسى در بحار فرموده كه من در بعض كتب قديمه ديده ام كه بعد از اين زيارت دست راست را به دست چپ بزند مثل زدن در بيعت؛
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ
سلام بر تو اى حجت خدا در همه روى زمين سلام بر تو اى مظهر خدا در ميان خلق
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ
سلام بر تو اى نور خدا كه به اين نور اهل هدايت به حق هدايت مى يابند و به اين نور فرج براى اهل ايمان حاصل مى شود
السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ
سلام بر تو اى پاكيزه جان از ترس پنهان سلام بر تو اى ولى الله ناصح مردم
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ
سلام بر تو باد اى كشتى نجات خلق سلام بر تو اى سرچشمه آب زندگانى
السَّلاَمُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
سلام بر تو باد درود خدا بر تو و بر خاندان تو كه همه خوبان و پاكان عالمند
السَّلاَمُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ
سلام بر تو باد خدا آن وعده نصرت و ظهور سلطنت كه تو را وعده داده بزودى مقرر فرمايد
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ أَنَا مَوْلاَكَ عَارِفٌ بِأُولاَكَ وَ أُخْرَاكَ
سلام بر تو باد اى مولاى من منم غلام تو و دوستدار تو و شناساى مقام اول و آخر شما (از پيغمبر «ص» تا امام زمان «ع» )
أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ
بواسطه تو به درگاه خدا تقرب مى جويم و به انتظار ظهور تو و ظهور سلطنت حق بر دست قدرت تو مى باشم
وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و از خدا درخواست مى كنم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد
وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ
و مرا از منتظران تو و از پيروان و يارى كنندگان تو بر عليه دشمنانت قرار دهد و از جمله دوستانى كه به فيض شهادت در ركاب تو مى رسند بگرداند
يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ
اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا بر تو باد و بر آل بيت تو
هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدَيْكَ وَ قَتْلُ الْكَافِرِينَ بِسَيْفِكَ
اين روز جمعه است كه متعلق به توست كه در اين روز همه انتظار تو دارند و فرج و فتح براى اهل ايمان به دست شما و قتل و هلاكت كفاربه شمشير توست
وَ أَنَا يَا مَوْلاَيَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ وَ أَنْتَ يَا مَوْلاَيَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلاَدِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ
و من اى مولايم در اين روز مهمان تو و در پناه توام و تو مولاى كريم و از خاندان كرم و بزرگوارى هستى و از جانب خدا مأمور به مهمان نوازى و پناه دادن خلقى
فَأَضِفْنِي وَ أَجِرْنِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ
پس مرا به مهمانى بپذير و در جوار خود پناه ده درودهاى خدا بر تو و بر خاندان تو باد كه همه از پاكان عالمند.
سیّد بن طاووس گفته که من بعد از این زیارت، متمثّل می شوم به این شعر و اشاره می کنم به آن حضرت و می گویم:
نَزیلُکَ حَیثُ مَا اتَّجَهَت رِکَابی
وَ ضَیفُکَ حَیثُ کُنتُ مِنَ البِلادِ
من بر تو نازل می شوم هر کجا که راحله ام روی آورد و مرا وارد نماید، و میهمان تو هستم در هر کجا که باشم از شهرها.
این نماز مانند نماز صبح دو رکعت است که فقط بعد از ذکر رکوع و سجده در هر رکعت باید سه بار گفت: «صلّی الله علی محمّدٍ و آله الطاهرین» و پس از اتمام نماز:
اللّهمّ أنتَ السَّلام و مِنکَ السَّلام، یا ذَا الجلالِ و الإکرامِ صلِّ عَلَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ الطّیبین الطّاهرین الأخیار، و أبلغهم منّی أفضلَ التّحیّةَ و السلامَ.
أللّهمَّ إنّ هاتَینِ الرَّکعَتَیْنِ هَدیَّةٌ مِنّی إلَی عَبْدِکَ وابْنِ عَبْدِکَ و وَلیِّکَ وابْنِ وَلیِّکَ سِبْطِ نَبیِّکَ فی أرضِکَ و حجَّتِکَ عَلَی خَلْقِکَ، یا وَلیَّ المُؤمِنینَ، یا وَلیَّ المؤمنینَ، یا ولیّ المؤمنینَ.
بار خداوندا؛ تو سلامی (مایة سلامت و آرامش و ایمنی هستی) و سلام از جانب توست؛ ای صاحب بزرگی و احترام؛ درود فرست بر محمّد و آل محمّد که پاکان و پاکیزگان و نیکوکارانند، و بهترین سلام و تحیت را از طرف من به ایشان برسان.
خدایا؛ همانا این دو رکعت هدیه ای است از من برای بنده ات و فرزند بنده ات و ولیّ تو و فرزند ولیّ تو، نوة پیامبر و فرستاده ات در روی زمین تو و حجتت بر مخلوقات تو؛ ای سرپرست مؤمنان، ای سرپرست مؤمنان، ای سرپرست مؤمنان.
سید بن طاووس، جمال الاسبوع، ص 29.
سید بن طاووس در جمال الاسبوع از برای هریک از ائمه علیهم السلام نمازی با دعا ذکر نموده از جمله نماز حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه؛ دو ركعت است مى خوانى در هر ركعت سوره «حمد» را تا إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ و چون به اين آيه رسيدى آن را صد مرتبه مى گويى و در مرتبه آخر سوره را تمام مى كنى پس «قل هو الله أحد» را يك بار مى خوانى و چون از نماز فارغ شدى دعای حضرت را بخوان.
دعای آن حضرت:
اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاَءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ بِمَا وَسِعَتِ السَّمَاءُ
خدايا بلاى بزرگ روى به ما آورده و اتمام حجت روشن گرديد و پرده از روى كار بيفتاد و زمين با همه وسعت بر ما تنگ شد و آسمان رحمت را منع كرد
وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ
و ما شكايت از سختيها نزد تو مى كنيم و بر تو در هر حال ناخوش و خوش توكل مى كنيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدايا درود فرست بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (علیه السلام)
الَّذِينَ أَمَرْتَنَا بِطَاعَتِهِمْ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقَائِمِهِمْ وَ أَظْهِرْ إِعْزَازَهُ
آنان كه ما را به طاعت آنان امر فرمودى و خدايا فرج آنها را نزديك كن به ظهور قائم آل محمد (علیه السلام) و عزت او را آشكار كن
يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ
اى محمد و اى على اى على و اى محمد مرا كفايت كنيد كه شما كفايت كن من هستيد
يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ
اى محمد و اى على اى على و اى محمد مرا يارى كنيد كه شما يارى كننده من هستيد
يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ احْفَظَانِي فَإِنَّكُمَا حَافِظَايَ
اى محمد و اى على اى على و اى محمد مرا نگهدارى كنيد كه شما نگهبان من هستيد
يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
اى مولاى من اى صاحب الزمان اى مولاى من اى صاحب الزمان اى مولاى من اى صاحب الزمان
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي الْأَمَانَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ
پناه آورده ام پناه آورده ام پناه آورده ام مرا درياب مرا درياب مرا درياب مرا امان ده مرا امان ده مرا امان ده.
سيد علي خان در كلم طيب فرموده اين استغاثه اى است به حضرت صاحب الزمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگزار پس رو به قبله زير آسمان بايست و بگو:
سَلاَمُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ
سلام كامل و تمام خداى متعال سلام عام و شامل (مراتب كمال) و رحمتى پيوسته و بركاتى پاينده و كامل بر حجت خدا
وَ وَلِيِّهِ فِي أَرْضِهِ وَ بِلاَدِهِ وَ خَلِيفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ
و ولى او در روى زمين حق و شهرهاى او و بر خليفه او بر خلق و بندگان خدا
وَ سُلاَلَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ مُظْهِرِ الْإِيمَانِ
و بر پاك فرزند نبوت و باقيمانده برگزيده عترت حضرت صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان
وَ مُلَقِّنِ (مُعْلِنِ) أَحْكَامِ الْقُرْآنِ وَ مُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَ نَاشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَ الْعَرْضِ
و تعليم دهنده احكام قرآن و پاك كننده زمين از جور و طغيان و ناشر بنيان عدل و احسان در طول و عرض جهان
وَ الْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِيِّ (الْمُرْتَضَى) وَ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ
حجت قائم و مهدى منتظر برگزيده خدا و فرزند ائمه پاكان عالم
الْوَصِيِّ ابْنِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ الْهَادِي الْمَعْصُومِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَعْصُومِينَ
و وصى فرزند اوصياء پسنديده پيغمبر خاتم كه رهنماى خلق و داراى مقام عصمت است فرزند امامانى كه همه با مقام عصمت هاديان خلقند
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْكَافِرِينَ الْمُتَكَبِّرِينَ الظَّالِمِينَ
سلام بر تو اى عزت بخش اهل ايمان كه در دوران ضعيف و ناتوانند سلام بر تو اى ذليل و خوار كننده كافران متكبر ستمكار
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب زمان سلام بر تو اى فرزندرسول خدا
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ
سلام بر تو اى فرزند امير المؤمنين سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بزرگ زنان عالم
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومِينَ وَ الْإِمَامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ
سلام بر تو اى فرزند امامان و حجتهاى خدا كه معصومانند و پيشوايان بر همه خلق عالم
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ سَلاَمَ مُخْلِصٍ لَكَ فِي الْوِلاَيَةِ
سلام بر تو اى مولاى من سلام و تحيت خالصانه با ايمان به ولايت و امامت تو
أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْمَهْدِيُّ قَوْلاً وَ فِعْلاً
گواهى مى دهم كه تو پيشواى رهنماى عالمى به گفتار و كردار
وَ أَنْتَ الَّذِي تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً
و تويى آنكه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد پس از آنكه پر از جور و بيداد گرديده است
فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَ قَرَّبَ زَمَانَكَ وَ كَثَّرَ أَنْصَارَكَ وَ أَعْوَانَكَ
پس خدا ظهورت را زود گرداند و خروجت را آسان و زمان سلطنتت را نزديك سازد و بسيار نمايد ياران و ياورانت را
وَ أَنْجَزَ لَكَ مَا وَعَدَكَ فَهُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِينَ
و وعده ظفرى كه به تو فرموده بزودى روا گرداند او راستگوترين سخن گويان است
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
كه خود فرموده ما مى خواهيم بر اهل ايمان كه بدان آنان را ضعيف و ناتوان كردند منت گذاشته و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث (اهل زمين) گردانيم
يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَاجَتِي كَذَا وَ كَذَا
اى مولاى من اى صاحب الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتهاى من آنكه (خدا بدارد مرا بر آنچه رضاى اوست و خير و سعادت دنيا و عقبى عطا فرمايد)
و بجاى كذا و كذا حاجات خود را ذكر كند
فَاشْفَعْ لِي فِي نَجَاحِهَا فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي لِعِلْمِي أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقَاماً مَحْمُوداً
پس تو در برآمدن حاجاتم به درگاه خدا شفاعت كن كه من به شما در بر آمدن حاجتم رو آورده ام زيرا مى دانم كه شما را نزد خدا شفاعت مقبول و مقام پسنديده بلند است
فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ
پس به حق آنكس كه شما را به فرمان خلافتش مخصوص كرد و براى حفظ اسرار علم خود برگزيد و به حق آن شأن و مقامى كه شما را نزد خداست
سَلِ اللَّهَ تَعَالَى فِي نُجْحِ طَلِبَتِي وَ إِجَابَةِ دَعْوَتِي وَ كَشْفِ كُرْبَتِي
كه از خدا درخواست كنيد كه همه مطالب و حوايجم را برآورد و دعاهايم مستجاب كند و غم و اندوهم برطرف گرداند
و بخواه هر چه خواهى كه برآورده می شود إن شاء الله تعالى مؤلف گويد كه بهتر آن است كه در ركعت اول نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره «إنا فتحنا» (سوره فتح) بخواند و در ركعت دوم إذا جاء نصر الله (سوره نصر)
التماس دعا
(اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه)