خلوت مقربان اعمال احیای شب نیمه شعبان

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

خلوت مقربان

اعمال احیای شب نیمه شعبان

سازمان اوقاف و امور خیریه معاونت فرهنگی

خلوت مقربان

اعمال احیای شب نیمه شعبان

ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه

لیتوگرافی، چاپ و صحافی: چاپ خانه بزرگ قرآن کریم

نوبت چاپ: اول 1391

شمارگان: 30000 نسخه

سایت سازمان: www.awqaf.ir

سایت معاونت: www.mfso.ir

سایت مجتمع: www.mfpo.ir

آدرس: تهران، خیابان نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی

آدرس مجتمع: قم، خیابان صفاییه، کوچه ممتاز، کوی 7، پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه

تلفن: 7746431 - 0251 نمابر: 7737131 - 0251

خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ویراستار کتاب: عسل بی غم

بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِيمِ

خلوت مقربان

اعمال احیای شب نیمه شعبان

سازمان اوقاف و امور خیریه معاونت فرهنگی

خلوت مقربان

اعمال احیای شب نیمه شعبان

ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه

لیتوگرافی، چاپ و صحافی: چاپ خانه بزرگ قرآن کریم

نوبت چاپ: اول 1391

شمارگان: 30000 نسخه

سایت سازمان: www.awqaf.ir

سایت معاونت: www.mfso.ir

سایت مجتمع: www.mfpo.ir

آدرس: تهران، خیابان نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی

آدرس مجتمع: قم، خیابان صفاییه، کوچه ممتاز، کوی 7، پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه

تلفن: 7746431 - 0251 نمابر: 7737131 - 0251

فهرست مطالب

دعای برای سلامتی امام زمان ... 6

مقدمه ... 7

فضیلت احیاء در شب نیمه شعبان ... 11

اعمال نیمه شعبان ... 15

زیارت دیگر امام حسین (علیه السلام) ... 17

زیارت حضرت علی اکبر (علیه السلام) ... 25

چهارم: زیارت امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) ... 28

پنجم: دعای شب نیمه شعبان ... 32

ششم: دعای حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) ... 35

هفتم: صلوات شعبانیه ... 37

هشتم: دعای کمیل ... 42

نهم: مناجات شعبانیه ... 68

دهم: ذکر تسبیحات اربعه ... 82

یازدهم: دو رکعت نماز در این شب ... 82

دوازهم: دعائی دیگر در این شب ... 89

سیزدهم: دعای فرج از آفات ... 92

چهاردهم: نماز جناب جعفر طیّار در روز جمعه ... 95

پانزدهم: چهار رکعت نماز در این شب ... 98

شانزدهم: صد رکعت نماز ... 100

هفدهم: شش رکعت نماز در این شب ... 100

هجدهم: دعای صلوات ضراب اصفهانی ... 100

بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِيمِ

دعای برای سلامتی امام زمان

از دعائی است که در منابع بسیار معتبر ذکر شده است:

اللهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْن الْحَسَنِخدایا باش برای ولی خود (فلان پسر فلان حضرت حجت فرزند امام حسن عسکری)صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى ابَآئِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ،درودهای تو بر او و بر پدرانش باد در این ساعتوَ في كُلِّ ساعَةٍ، وَ لِيّاً وَ حافِظاً، وَ قَائِداً وَ نَاصِراً،و در هر ساعت یار و مددکار و نگهبان و رهبر و یاوروَ دَليلاً وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً،و راهنما و دیده بان تا او را از روی میل و رغبت مردم در روی زمین سکونتوَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً. دهی و بهره مندش سازی زمانی دراز.

مقدمه

شب نیمه شعبان شرافتش را وامدار مولود خجسته ای است که در سحرگاه این شب زمین را با قدوم خویش متبرک ساخته، و افلاکیان را مسرور و شادمان که بالاخره آخرین ذخیره الهی به منظور حاکمیت صالحان و مستضعفان و استخلاف مؤمنان در این شب قدم بر دیده مردمان نهاد و دل آنان را مالامال از امید به وصال روزهای درخشان و نورانی قرار داد و نوید پیروزی مظلومان تاریخ را بر کران تا کران جهان تنین انداخت و حاکمیت نا اهلان و طاغوتیان را به چالش جدی فرا خواند و زلزله ای مهیب و سهمگین بر کنگره های کفر و شرکت و بیداد انداخت.

این شب در تقویم عبادی اهل عبودیت و بندگی و عرفان از

جایگاه و مرتبه والا و ارزشمندی برخوردار است. و این چه تقارن زیبا و معنادار و پیوند مبارکی است بین آن مولود مبارک و این توصیه به عبادت، عبادت در این شب از چنان اهمیتی برخوردار است که هم ردیف و هم پای شب های قدر قرار دارد و از این موقعیت و فرصت معنوی مناسب و ارزشمند می توان چون شب های قدر ماه مبارک رمضان برای کسب خیرات و برکات معنوی بهره برد و نهایت تلاش را برای کسب فیض داشت و برای کسب معنویت بیشتر از طریق راز و نیاز با خالق هستی به آن دست یافت.

در روایات نقل شده فضیلت های بسیاری برای عبادت و راز نیاز در این شب بر شمرده شده است و این خود تمثیل این حقیقت است که برای رسیدن به صبح وصال موعود باید شب وصل با خدا را پشت سر گذاشت. و تا زمانی که منتظر، عمر خویش را در طریق کسب صلاح طی نکند نمی تواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.

از رسول خدا (صلى الله عليه و سلم) نقل شده که در شب نیمه شعبانی جبرئیل (علیه السلام) مرا به سمت بقیع برد و به من فرمود سرت را بلند کن امشب

درهای آسمان گشوده می شوند، درهای رحمت باز می گردند و همه درهای خشنودی، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزی، نیکی و بخشایش نیز گشوده می شوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم های چارپایان - بندگانش را از آتش جهنم - آزاد می کند. امشب خداوند زمان های مرگ را ثبت و روزی های یک سال را تقسیم می کند و همه آن چه را که در طول سال واقع می شود نازل می سازد. ای محمد! هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگی او (تهلیل)، یاد بزرگی او (تکبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهای مستحبى (تطوع) و آمرزش خواهی (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آن چه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام می دهد، خواهد بخشید. (1)

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که پدر بزرگوارشان در پاسخ کسی که از فضیلت شب نیمه شعبان از ایشان پرسیده بود فرمودند:


1) بحارالانوار، ج 98، ص 413

این شب برترین شب ها بعد از شب قدر است، خداوند در این شب فضل اش را بر بندگان جاری می سازد و از منت خویش گناهان آنان را می بخشد، پس تلاش کنید که در این شب به خدا نزدیک شوید. همانا این شب، شبی است که خداوند به وجود خود سوگند یاد کرده که در آن درخواست کننده ای را، مادام که درخواست گناه نداشته باشد. از درگاه خود نراند. این شب، شبی است که خداوند آن را برای ما خاندان قرار داده است، هم چنان که شب قدر را برای پیامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثنای بر خداوند تعالی بکوشید ... (1)

در پایان از همه عزیزانی که در جمع آوری این مجموعه ما را یاری کردند، تشکر و سپاسگزاری می کنیم و از همه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت (علیهم السلام) التماس دعا داریم. از خداوند متعال درخواست عاجزانه داریم که ما را از عنایات و تفضلات این شب بی بهره نسازد و قلب نازنین مولا و امام مان را از ما راضی و خشنود کند و ما را از دعاهای خیر او بهره مند سازد.

معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه


1) اقبال الاعمال، ص 209؛ بحارالانوار، ج 94، ص 85.

فضیلت احیاء در شب نیمه شعبان

جبرئیل امین در معرفی فضیلت نیمه شعبان به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آل) عرض می کند:

فَأَحْيِهَا يَا مُحَمَّدٍ وَ أْمُرْ أُمَّتَكَ بِإِحْيَائِهَا وَ التَّقَرُّبِ الَىَّ اللَّهِ تَعَالَى بِالْعَمَلِ فِيهَا فَإِنَّهَا لَيْلَةُ شَرِيفَةُ وَ لَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا مُحَمَّدُ وَ مَا فی السَّمَاءِ ملک الَّا وَ قَدْ صَفَّ قَدَمَيْهِ فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ بَيْنَ يَدَىْ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ فَهُمْ بَيْنَ رَاکِعٍ وَ قَائِمٍ وَ سَاجِدٍ وَ دَاعٍ وَ مُکَبِّرٍ وَ مُسْتَغْفِرٍ وَ مُسَبِّحٍ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی یَطَّلِعُ فِی هَذِهِ اَللَّیْلَهِ فَیَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ قَائِمٍ يُصَلَّى وَ قَاعِدٍ يُسَبِّحُ وَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ ذاکر وَ فِى لَيْلَةُ لَا يَدْعُو فِيهَا دَاعِ الَّا اسْتُجِيبَ لَهُ وَ لَا سَائِلُ الَّا أَعْطَى وَ لَا مُسْتَغْفِرُ الَّا غُفِرَ لَهُ وَ لاَ تَائِبٌ إِلاَّ تِیبَ عَلَیْهِ مَنْ حُرِمَ خَیْرَهَا یَا مُحَمَّدُ فَقَدْ حُرِمَ ؛ ای محمّد! امشب را احیاء کن و به امت خود امر کن که احیاء کنند و با عبادت تقرب به سوی خدا جویند به درستی که این شب بسیار شریف است یا محمّد هنگامی که به نزد تو می آمدم، جمیع ملائکه آسمان ها صف ایستاده و برخی

در حال رکوع و عده ای به سجده و گروهی مشغول دعا بودند گروهی تکبیر برخی تسبیح و بعضی استغفار می نمودند. یا محمّد به درستی که حق تعالی در این شب نظر رحمت به سوی بندگان افکنده و مؤمنی را که به نماز ایستاده باشد یا نشسته مشغول تسبیح یا در رکوع و سجده و یا دعا باشد می آمرزد. این شبی است که دعای همه دعا کنندگان مستجاب است و به همه گدایان درگاه الهی عطا می شود و هیچ استغفار کننده و توبه کننده ای نیست مگر این که استغفار و توبه اش پذیرفته می شود. محروم کسی است که از خیر امشب محروم بماند.

امام باقر (علیه السلام) در مورد فضیلت شب نیمه شعبان فرموده اند:

هِىَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فِيهَا يَمْنَحُ اللَّهُ الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمِنَّةٍ فَاجْتَهِدُوا فِى الْقُرْبَةِ الَىَّ اللَّهُ تَعَالَى فِيهَا فانّها لَيْلَةُ آلَى اللَّهُ عزوجل عَلَى نَفْسِهِ لَا يَرُدُّ سَائِلًا فِيهَا مَا لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ مَعْصِيَةٍ وَ أَنَّهَا اللَّيْلَةُ الَّتِي جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بازاء مَا جَعَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيِّنَا (علیه السلام) ؛ شب نیمه شعبان پس از شب قدر با فضیلت ترین شب ها است در آن شب

خداوند بر بندگان عطا می کند و بر آنان منّت نهاده ایشان را می بخشد. بنابراین در تقرب به خدا در آن شب کوشش کنید؛ زیرا خداوند به ذات خود قسم یاد کرده هیچ سائلی را در آن شب رد نکند مادامی که دربارۀ معصیت از خداوند چیزی نخواهد آن شبی است که خداوند آن را برای ما اهل بیت قرار داده است در برابر شب قدر که آن را برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) قرار داده است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ الْعَبْدِ وَ لَيْلِهِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ هر کس این شب و شب عید فطر را زنده نگه دارد در روزی که قلب ها می می رد قلب او زنده است. زيد بن على سیره پدر بزگوارش امام زین العابدین را این گونه نقل می کند:

كَانَ عَلِىُّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام يَجْمَعُنَا جَمِيعاً لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ ثُمَ يُجْزَى اليل أَجْزَاءً ثَلَاثَةً فَيُصَلَّى ناجزءا ثُمَّ يَدْعُو فَنُؤَمِّنُ عَلَى دُعَائِهِ ثُمَّ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ نَسْتَغْفِرُ وَ نَسْأَلُهُ الْجَنَّةَ حَتَّى يَنْفَجِرَ الْفَجْرُ) ؛ پدر امام

سجاد (علیه السلام) همه ما در شب نیمه شعبان جمع نموده سپس آن را به سه قسمت تقسیم می کرد، ثلث اول شب را نماز می خواندیم، ثلث دوم شب را دعا می فرمود و ما آمین می گفتیم و ثلث آخر را استغفار و طلب آمرزش می نمودیم تا صبح طلوع می کرد.

اعمال نیمه شعبان

اول: غسل

دوم: احیاء این شب به نماز و استغفار

سوم: زیارت امام حسین (علیه السلام)

که افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهان است.

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَلِيُّ الْعَظيمِ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَاستایش خاص خدای والای بزرگ و سلام لام بر تو ایالْعَبْدُ الصَّالِحُ الزَّكيُّ اوْدِعُكَ شَهَادَةً مِنِّى لَكَبنده شایسته پاکیزه خدا به تو می سپارم گواهی خود را که برای توتُقَرِّبْني إِلَيْكَ فِي يَوْمٍ شَفَاعَتِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَدهم تا این که مرا به تو نزدیک کند در روز شفاعت کردنت (از گنهکاران گواهی دهم که)قُتِلْتَ وَ لَمْ تَمُتْ، بَلْ بِرَجآءِ حَیوتِکَ حَیِیَتْتو کشته شدی ولی نمردی بلکه به امید زنده بودنت زنده استقُلُوبُ شيعَتِكَ وَ بِضِيَاءِ نُورِكَ اهْتَدَىدل های شیعیانت و به پرتو نور توره یافتند طالبان

الطَّالِبُونَ إِلَيْكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ نُورُ اللهِ الَّذِي لَمْو جویندگان درگاهت و گواهی دهم که به راستی تویی آن نور خدا که خاموشيُطْفَأُ وَ لا يُطْفَأُ اَبَداً وَ أَنَّكَ وَ جْهُ اللهِ الَّذى لَمْنگشت و (از این پس نیز هرگز خاموش نشود و تویی آن روی خدا که نابود)يَهْلِكُ وَ لا يُهْلَكُ اَبَداً وَ اَشْهَدُ أَنَّ هَذِهِ التَّرْبَةَنگشت و هرگز نابود نشود و گواهی دهم که این خاک تربتتُرْبَتُكَ وَ هُذَا الْحَرَمَ حَرَمُكَ وَ هُذَا الْمَصْرَعَشریف تو است و این حرم حرم مطهر تو است و همین جا جایمَصْرَعُ بَدَنِكَ لا ذَليلَ وَ اللهِ مُعَزّكَ وَ لا مَغْلُوبَافتادن پیکر نازنین تو است، خوار نیست به خدا عزیز کننده ات و شکست خورده نیستوَ اللهِ نَاصِرُكَ هَذِهِ شَهَادَةً لى عِنْدَكَ إِلى يَوْمِبه خدا یاری دهنده ات این گواهی من است در پیش تو تا روزقَبْضِ رؤحي بِحَضْرَتِكَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَگرفتن جانم در حضور تو و سلام بر تووَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ و رحمت خدا و برکاتش

زیارت دیگر امام حسین (علیه السلام)

زیارت مخصوصه امام حسین (علیه السلام) در اول و نیمه رجب و نیمه شعبان و کیفیت آن زیارت این است؛ هرگاه خواستی زیارت کنی ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را در این اوقات غسل کن و پاکیزه ترین جامعه های خود را بپوش و بایست بر در قبّه مطهّره آن حضرت رو به قبله و سلام کن بر جناب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و بر حضرت فاطمه (علیها السلام) و بر امام حسن و امام حسین و بر باقی امامان (علیهم السلام) [و بعد از این بیاید در اذان دخول زیارت عرف کیفیّت سلام کردن بر این بزرگواران] پس داخل شود و بایست نزد ضریح مقدّس و صد مرتبه بگو الله کبر پس بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ السَّلامُ عَلَيْكَسلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تويَا بْنَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَای فرزند خاتم پیمبران سلام بر تو ای فرزند

سَيّدِ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ سَيّدِآقای رسولان سلام بر تو ای فرزند آقایالْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللهِ السَّلامُاوصياء سلام بر تو ای اباعبدالله سلامعَلَيْكَ يَا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٌّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بر توای حسین فرزند علی سلام بر تو ایبْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُفرزند فاطمه بانوی زنان جهانیان سلامعَلَيْكَ يَا وَ لِيَّ اللهِ وَ ابْنَ وَ لِيّهِ السَّلامُ عَلَيْكَبر تو ای ولی خدا و فرزند ولی خدا سلام بر تويا صَفِيَّ اللهِ وَ ابْنَ صَفِيّهِ السَّلامُ عَلَيْكَای برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تويَا حُجَّةَ اللهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَای حجت خدا و فرزند حجت او سلام بر تويَا حَبيبَ اللَّهِ وَ ابْنَ حَبِيبِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَای حبیب خدا و فرزند حبيب او سلام بر تو

يَا سَفيرَ اللهِ وَ ابْنَ سَفيرِهِ السَّلامُ عَلَيْكَای نماینده خدا و فرزند نماینده اش سلام بر تويَا خَازِنَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلامُ عَلَيْكَای خزینه دار دفتر نوشته سلام بر تويَا وَارثَ التَّوْرِيَةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُور اَلسَّلامُای ارث برنده تورات و انجیل و زبور سلامعَلَيْكَ يا اَمينَ الرَّحْمَنِ السَّلامُ عَلَيْكَبر تو ای امانتدار خدای رحمان سلام بر تويَا شَريكَ الْقُرْآنِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَای شریک با قرآن (در هدایت مردم سلام بر تو ای استوانه)الدِّينِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِكْمَةِ رَبِّدين سلام بر تو ای دروازه حکمت پروردگار جهانیانالْعَالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِطَّةِ الَّذيسلام بر تو ای درب «حطة» كه (برای ریزش گناه بود و هر که)مَنْ دَخَلَهُ كَانَ مِنَ الأمِنينَ السَّلامُ عَلَيْكَداخلش گردد از ایمنان است سلام بر تو

يَا عَيْبَةَ عِلْمِ اللهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْضِعَ سِرِّای گنجینه دانش خدا سلام بر تو ای جایگاه رازاللهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَخدا سلام بر تو ای که خدا خون خواهیت کند و فرزند چنین خونی و خون باز جستهالْمَوْتُورَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْواحِ الّتيو تحت تعقیب سلام بر تو و بر ارواحی کهحَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ بِأَبِي أَنْتَفرود آمدند به آستانت و بار انداختند به بارگاهت پدروَ أُمِّي وَ نَفْسي يَا أَبَا عَبْدِاللهِ لَقَدْ عَظُمَتِو مادرم و خودم به فدایت ای اباعبدالله به راستی که بزرگ شدالْمُصيبَةُ وَ جَلَّتِ الرَّزِيَّةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَىمصیبتت و گران شد عزای تو بر ما و برجَميعِ اَهْلِ الْإِسْلامِ فَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً أَسَّسَتْتمام ملّت مسلمان پس خدا لعنت کند مردمی را که بریختند شالودهاَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِو پایه ظلم و ستم را بر شما خاندان

وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ اَزَالَتْكُمْو خدا لعنت کند مردمی را که باز زدند شما را از مقامتان و برکنارتان کردندعَنْ مَرَاتِبِكُمْ الَّتي رَتَّبَكُمُ اللهُ فِيهَا بِأَبي أَنْتَاز آن مرتبه هایی که خدا برایتان مرتب کرده بود پدروَ أُمِّي وَ نَفْسي يَا أَبَا عَبْدِاللهِ أَشْهَدُ لَقَدِو مادرم و خودم به فدایت ای اباعبدالله گواهی دهم کهاقْشَعَرَّتْ لِدِمَآئِكُمْ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ مَعَ اَظِلَّةِبه راستی متزلزل گردید به خاطر خون شما عرش (خدا و اوضاع همهٔ)الْخَلائِقِ وَ بَكَتْكُمُ السَّمَاء وَ الْأَرْضُ وَ سُكَّانُمخلوقات و گریستند برای شما آسمان و زمین و ساکنانالْجِنان وَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ عَدَدَ مابهشت و صحرا و دریا درود خدا بر تو بشمارهٔفي عِلْمِ اللهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللهِ إِنْ كَانَ لَمْآن چه در علم خدا است، بله! ای خواننده از سوی خدايُجِبْكَ بَدَني عِنْدَ اسْتِغاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَاگر در آن هنگامی که استغاثه کردی بدنم نتوانست جواب تو را بدهد و زبانم

اسْتِنْصَارِكَ فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعينتوانست در هنگام یاور طلبیدنت پاسخ گوید ولی پاسخت دادوَ بَصَري سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنادلم و گوشم و دیده ام منزه است پروردگار ما که وعده پروردگارلَمَفْعُولاً اَشْهَدُ اَنَّكَ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْما حتماً انجام شدنی است گواهی دهم که به راستی تو پاکطُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرِ طَهُرْتَ وَ طَهُرَتْ بِكَو پاکیزه و پاک شده ای هستی از نژاد پاک پاکیزه پاک شده تو خود پاکیالْبِلادُ وَ طَهُرَتْ اَرْضٌ اَنْتَ بِهَا وَ طَهُرَ حَرَمُكَو بوجود تو پاک گشت شهرها و پاک شد زمینی که تو در آن هستی و پاک شد حَرَمَتأَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَمَرْتَ بِالْقِسْطِ وَ الْعَدْلِگواهی دهم که به راستی تو دستور فرمودی به عدل و دادوَ دَعَوْتَ إِلَيْهِمَا وَ أَنَّكَ صَادِقٌ صِدِّيقَ صَدَقْتَو دعوت کردی (مردم را به آن دو و تو به راستی راستگوی راستی پیشه ای هستی)فيمَا دَعَوْتَ إِلَيْهِ وَ أَنَّكَ قَارُ اللهِ فِى الْأَرْضِکه راست گفتی در آن چه بدان دعوت کردی و به راستی تویی خون خدا در روی زمین

وَ اَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللهِ وَ عَنْ جَدِّكَو گواهی دهم که تو به راستی رساندی (آن چه را برعهده داشتی از طرف خدا و از طرف جدت)رَسُولِ اللهِ وَ عَنْ أَبِيكَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ عَنْرسول خدا و از پدرت امیرمؤمنان و از طرفاَحْيِكَ الْحَسَنِ وَ نَصَحْتَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِبرادرت حسن و خیر خواهی کردی و جهاد کردی در راهاللهِ وَ عَبَدْتَهُ مُخْلِصاً حَتَّى أَتَيْكَ الْيَقِينُخدا و از روی اخلاص پرستش خدا کردی تا مرگت فرا رسیدفَجَزَاكَ اللهُ خَيْرَ جَزَاءِ السَّابِقِينَ وَ صَلَّى اللهُپس خدایت پاداش دهد به بهترین پاداش پیشینیان و درود خداعَلَيْكَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىبر تو و سلام كامل او خدایا درود فرست برمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَيْنِمحمد و آل محمد و درود فرست بر حسينالْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ الرَّشيدِ قَتيل الْعَبَراتِمظلوم شهید راه یافته کشته اشک

وَ اَسيرِ الْكَرُبَاتِ صَلوةٌ نَامِيَةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةًو آه و گرفتار ناملایمات درودی فزاینده و پاکیزه و با برکتيَصْعَدُ اَوَّلُها وَ لا يَنْفَدُ آخِرُها اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَکه بالا رود آغازش و پایان نپذیرد انجامش بهترین درودی که فرستیعَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلادِ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ يَابر یکی از فرزندان پیمبران فرستاده ات ایإِلهَ الْعَالَمِينَ معبود جهانیان

زیارت حضرت علی اکبر (علیه السلام)

شیخ مفید (رحمة الله علیه) فرموده آن گاه برو به سوی قبل على بن الحسين (علیه السلام) و بایست نزد قبر آن جناب و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الطَّيِّبُ الزَّكِيُّسلام بر تو ای راستگوی پاک پاکیزه آنالْحَبيبُ الْمُقَرَّبُ وَ ابْنُ رَيْحَانَةِ رَسُولِ اللهِدوست و مقرب (درگاه حق و فرزند گل خوش بوی رسول خدا (حضرت زهرا سلام الله علیها))اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهِيدٍ مُحْتَسِب وَ رَحْمَةًسلام بر تو بدان جهت که شهیدی بودی پاداش جو و رحمتاللهِ وَ بَرَكاتُهُ مَا أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَشْرَفَ مُنْقَلَبَكَخدا و برکاتش به راستی که چقدر گرامی است مقام تو و با شرافت است بازگشتگاهتاَشْهَدُ لَقَدْ شَكَرَ اللهُ سَعْيَكَ وَ أَجْزَلَ تَوابَكَگواهی دهم که خدا قدردانی کرد از کوششی که کردی و شایان کرد پاداشت را

وَ الْحَقَكَ بِالذَّرْوَةِ الْعَالِيَةِ حَيْثُ الشَّرَفُ كُلُّو رساندت به مقامی بس بلند آن جا که همه شرافت ها یک جا جمع استالشَّرفِ وَ فِى الْغُرَفِ السَّامِيَةِ كَمَا مَنَّ عَلَيْكَو در غرفه های بسی بلند چنان چه بلند چنان چه پیش از آن نیز بر تومِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَكَ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَمنت نهاده بود و قرارت داده بود از خاندانیاَذْهَبَ اللهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطهيراً کهدور کرد خداوند از آن ها پلیدی را و به خوبی پاکیزه شانصَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُساخت درودهای خدا بر تو و رحمت خدا و برکاتشوَ رِضْوانُهُ فَاشْفَعْ أَيُّهَا السَّيِّدُ الطَّاهِرُ إِلَى رَبِّكَو خوشنودی او پس شفاعت کن ای آقای بزرگوار پاکیزه به درگاه پروردگارتفى حَطَ الأَنْقَال عَنْ ظَهْرى وَ تَخْفِيفِها عَنّيدر ریختن سنگینی های گناه از دوش من و سبک کردن آن ها از منوَ ارْحَمْ ذُلّي وَ خُضُوعي لَكَ وَ لِلسَّيِّدِ أَبِيكَو ترحم فرما به خواریم و فروتنیم در برابر تو و در برابر پدر بزرگوارت

صَلَّى اللهُ عَلَيْكُمَا پس بچسبان خود را بر قبر و بگو: زادَدرود خدا بر هر دوی شما باد *** بیفزایداللهُ فى شَرَفِكُمْ فِي الْأُخِرَةِ كَمَا شَرَّفَكُمْخدا شرف شما را در آخرت چنان چه شرافتمندتان کردفِى الدُّنْيَا وَ اسْعَدَكُمْ كَمَا أَسْعَدَ بِكُمْ وَ أَشْهَدُدر دنیا و سعادتمندتان کند چنان چه دیگران را به وسیلهٔ شما سعادتمند کرد و گواهی دهماَنَّكُمْ أَعْلامُ الدِّينِ وَ نُجُومُ الْعَالَمِينَ وَ السَّلَامُکه به راستی شما نشانه های دین و اختران جهانیان هستید و سلامعَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ بر شما و رحمت خدا و برکاتش

چهارم: زیارت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

خواندن این دعا که شیخ و سید نقل کرده اند و به منزله زیارت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است:

اللّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا [هَذِهِ] وَ مَوْلُودِهَاخدایا به حق این شبی که ما در آنیم و به حق آن کس که در آن به دنیا آمدهوَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ إِلى فَضْلِهاو حجتت و موعود آن که همراه کردی به فضیلت این شب فضیلت دیگریفَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَو بدین سبب تمام شد کلمه تو به راستی و عدالت تغییر دهنده ایلِكَلِمَاتِكَ وَ لا مُعَقِّبَ لِأيَاتِكَ نُورُكَ الْمُتَاَلّقُبرای کلمات تو نیست و پس زننده ای برای آیات تو نیست آن نوروَ ضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ في طَحْيَاءِدر خشانت و آن روشنی فروزانت و آن نشانهٔ نورانی در شب

الدَّيْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَتاریک ظلمانی آن پنهان غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریممَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِكَةُ شُهَّدُهُ وَ اللهُ نَاصِرُهُالاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاوروَ مُؤَيِّدُهُ إِذَا آنَ ميعادُهُ وَ الْمَلائِكَةُ أَمْدَادُهُو کمک کار او است در آن هنگام که وعده اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند آنسَيْفُ اللَّهِ الَّذِي لا يَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِى لا يَخْبوشمشیر برنده خدا که گند نشود و نور او که خاموش نگرددوَ دَوَّالْحِلْمِ الَّذِي لَا يَصْبوْا مَدَارُ الَّدِهْرِبردباری که کار بی رویه انجام ندهد چرخ روزگار بخاطر او گردش کندوَ نَوْامِيسُ الْعَصْرِ وَ وَلَاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمْو او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایندمَا يَتَنَزَّلُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِدر شب قدر آن چه نازل شود بر ایشان نازل گرددوَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلَاةً أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِو آن هایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحی خدا و سرپرستان امر و نهی او

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خَاتِمِهُم وَ قَآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِخدایا پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده استعَنْ عَوَالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِكَ بِنَا أَيَّامَهُاز عوالم آن ها خدايا ما را به روزگار اووَ ظُهُورَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْو زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان دهثارَنَا بِثَارِهِ وَ اكْتُبْنَا في أَعْوانِهِ وَ خُلَصَائِهِو خون خواهی ما را به خون خواهی او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانشوَ أَحْيِنَا فِي دَوْلَتِهِ نَاعِمِينَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِينَثبت فرما و ما را در دولتش شادکام و متنعم و به هم نشینیش بهره مندوَ بِحَقِّهِ قَائِمينَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِينَ يَا أَرْحَمَو به گرفتن حقش پابرجا بدار و از بدی ها بر کنارمان کن ای مهربان ترینالرَّاحِمينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَوَاتُهُمهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهایعَلى سَيّدِنَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَاو بر آقای ما محمّد خاتم پیمبران

وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الصَّادِقِينَو مرسلین و بر خاندان راست گووَ عِتْرَتِهَ النَّاطِقِينَ وَ الْعَنْ جَميعَ الظَّالِمِينَو عترت حق گویش باد و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران راو احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ و میان ما و ایشان داوری کن ای محکم ترین حکم کنندکان

پنجم: دعای شب نیمه شعبان

شیخ روایت کرده از اسماعیل بن فضل هاشمی که گفت تعلیم کرد مرا. امام صادق (علیه السلام) این دعا را که بخوانم در شب نیمه شعبان.

اللّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُخدايا تویی زنده پاینده والای بزرگ آفرینندهالْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ الْبَديو روزی دهنده زنده کننده و میراننده آغاز کنندهالْبَديعُ لَكَ الْجَلالُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُو پدید آرنده، برای تو است بزرگی و از آن تو است فضیلت و ستایشوَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الأمْرُو از آن تو است نعمت و جود و خاص تو است بزرگواری و از تو است فرمان

وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَو شوکت و خاص تو است سپاسگزاری که یگانه ای و شریکی برایتيا وَاحِدُ يَا اَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْنیست ای یگانه ای یکتا ای بی نیاز ای که فرزندی ندارديُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍو فرزند کسی نباشد و نیست برایش همتایی هیچ کس درود فرست بر محمد و آل محمدوَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ اكْفِنِي مَاو بیامرز مرا و به من رحم کن و کفایت کن از منأَهَمَّني وَ اقْضِ دَيْنِي وَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي رِزْقيآن چه فکر مرا به خود مشغول کرده و قرضم را ادا کن و در روزیم گشایش دهفَإِنَّكَ فى هَذِهِ اللَّيْلَةِ كُلَّ اَمْرٍ حَكِيمٍ تَفْرُقُزیرا که تو در این شب هر کار محکمی را از هم جدا کنیمَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِي وَ اَنْتَو هر یک از مخلوقات خود را بخواهی روزی دهی پس روزیم ده که توخَيْرُ الرَّازِقِينَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْقَائِلِينَبهترین روزی دهندگانی زیرا تو خود گفتی و تو بهترین گویندگان

النَّاطِقِينَ وَ اسْتَلوُا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَو ناطقان هستی که فرمودی «از خدا بخواهید از فضل او» پس من از فضل تواَسْئَلُ وَ إِيَّاكَ قَصَدْتُ وَ ابْنِ نَبِيِّكَ اعْتَمَدْتُمی خواهم و تو را قصد کردم و به فرزند پیمبرت اعتماد کردموَ لَكَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ و از تو امیدوارم پس به من رحمت کن ای مهربان ترین مهربانان

ششم: دعای حضرت رسول (صلی الله علیه و آله)

بخواند این دعا را که حضرت رسول (صلى الله عليه و سلم) در این شب می خواندند:

اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَناخدایا بهرهٔ ما کن از ترس خود بدان اندازه که حائل شود میان ماوَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِو نافرمانیت و از اطاعت خویش بدان مقدار که ما را به خوشنودیرِضْوَانَكَ وَ مِنَ الْيَقِينِ مَا يَهُونُ عَلَيْنَا بِهِو رضوان تو برساند و از یقین بدان حد که به وسیله آنمُصيبَاتُ الدُّنْيَا اَللَّهُمَّ أَمْتِعْنَا بِأَسْمَاعِنَاناگواری های دنیا بر ما آسان گردد خدایا ما را به گوش هایمانوَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارثَو دیده هامان و نیرویمان تا زنده ایم بهره مند ساز و آن را وارث ما گردانمِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرناو خون ما را به گردن کسی انداز که بر ما ستم کرده و یاری ده ما را

عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لَا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَابر کسی که با ما دشمنی کند و مصیبت ما را در دینماموَ لا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِناقرار مده و دنیا را بزرگ ترین اندوه ما قرار مدهوَ لا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لا يَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِكَو نیز آخرین حد دانش ما قرارش مده و مسلط مکن بر ما کسی را که بر ما رحم نکنديَا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان

هفتم: صلوات شعبانیه

از امام چهارم حضرت سجاد (علیه السلام) نقل شده است که هر روز از ماه شعبان، وقت زوال و شب نیمه، آن را می خواندند:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِخدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درختالنُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِنبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگانوَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ اللَّهُمَّ صَلِّو معدن دانش و خاندان وحی خدایا درود فرستعَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِىبر محمد و آل محمد کشتی جاری دراللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَها وَ يَغْرَقُاقیانوس های بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشی گردد و غرق شود

مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَاَخَّرُکسی که آن را واگذارد، هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفتهعَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللّازِمُ لَهُمْ لاحِقِّ اللّهُمَّ صَلِّو کسی که از ایشان عقب ماند به نابودی گراید ولی ملازم ایشان به حق خواهد رسیدعَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِخدایا درود فرست محمد و آل محمد آن پناهگاه محکموَ غِيَاتِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ وَ مَلْجَأَ الْهَارِبِينَو فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکموَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍبرای وسیله جویان خدایا درود فرست بر محمدوَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوَةً كَثِيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاًو آل محمد درود بسیاری که موجب خوشنودی ایشان گردد و حقوَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَدَاءً وَ قَضَاءَ بِحَوْلِمحمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده باشدمِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىبه جنبش و نیروی تو ای پروردگار جهانیان خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبينَ الْأَبْرَارِ الْأَخْيَارِمحمد و آل محمد آن پاكان نیکوکار برگزیدهالَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْآن کسانی که حقوقشان را واجب کردی و اطاعتوَ وِ لا يَتَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِو دوستیشان را فرض نمودی خدایا درود فرست بر محمد و آلمُحَمَّدٍ وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِيمحمد و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیتبِمَعْصِيَتِكَ وَ ارْزُقْنى مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَرْتَ عَلَيْهِرسوایم مکن و روزی من گردان که کمک مالی دهم بر کسی کهمِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَروزیت را بر او تنگ کردی به وسیله آن چه بر من فراخ گرداندی ازوَ نَشَرْتَ عَلَيَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنى تَحْتَفضل خویش و گستردی بر من از عدل خویش و مرا در زیرظِلّكَ وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُسایه ات زنده داشتی و این ماه پیمبرت و آقای رسولانت ماه شعبان است

الَّذي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِکه اطراف آن را به رحمت و خوشنودی خود پوشاندیالَّذي كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِآن ماهی که رسول خدا صلى الله عليه و آلهوَ سَلَّمَ يَدْاَبُ في صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ فِي لَيَالِيهِو سلم کوشش بسیار داشت در روزه و شب زنده داریش هم در شب هاوَ أَيَّامِهِ بُجُوعاً لَكَ في إِكْرَامِهِ وَ اعْظَامِهِ إِلَىو هم در روزهایش بخاطر فروتنی در برابر تو در مورد گرامی داشتنمَحَلَّ حِمَامِهِ اَللّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الْإِسْتِنَانِو بزرگداشتنش هم چنان تا هنگام مرگش خدایا پس ما را کمک دهبِسُنَّتِهِ فِيهِ وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَيْهِ اللهُمَّتا روش او را در این ماه پیروی کنیم و به شفاعتی که نزد او است برسیم خدایاوَ اجْعَلْهُ لى شَفيعاً مُشَفّعاً وَ طَرِيقاً إِلَيْكَقرار ده او را برای من شفیعی پذیرفته و راهی بسویتمَهيَعاً وَ اجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتَّى الْقَاكَ يَوْمَ كههمواره باشد و مرا پیرو او گردان تا به جایی که در روز

الْقِيْمَةِ عَنِّى رَاضِياً وَ عَنْ ذُنُوبِي غَاضِياً قَدْقیامت تو را در حالی دیدار کنم که از من خوشنود باشی و گناهانم را نادیده گیریأَوْجَبْتَ لي مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ اَنْزَلْتَنىو برای من واجب کرده باشی از جانب خود رحمت و خوشنودی رادَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْيَارِ و مرا در خانه همیشگی (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آری

هشتم: دعای کمیل

علامه مجلسی (رحمة الله علیه) در بحارالانوار آورده است: از بهترین دعاها، دعای حضرت خضر (علیه السلام) است. حضرت علی (علیه السلام) آن را به کمیل که از خواص اصحاب آن حضرت بود تعلیم فرموده اند که در شب های جمعه و نیمه شعبان خوانده شود. برای کفایت از شرّ دشمنان و فتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است. و آن دعای شریف این است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتي وَسِعَتْخدایا من از تو می خواهم به حق آن رحمتت که همه چیز راكُلَّ شَيْءٍ، وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ،فرا گرفته و به آن نیرویت که همه چیز را به وسیلهٔ آن مقهور خویش کردی و همه چیزوَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ،در برابر آن خاضع اضع و همه در پیش آن خوار استوَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بها كُلَّ شَيْءٍ،و به جبروت تو که به وسیله آن چیره گشتی بر هر چیز

وَ بِعِزَّتِكَ الَّتي لا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ، وَ بِعَظَمَتِكَو به عزتت که چیزی در برابرش نه ایستد و به آن عظمتالَّتى مَلَأتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِسُلْطانِكَ الَّذِي عَلاو بزرگیت که پرکرده هر چیز را و به آن سلطنت و پادشاهیتكُلَّ شَيْءٍ، وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِکه بر هر چیز برتری گرفته و به ذات پاکت که پس از نابودیكُلِّ شَيْءٍ، وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتى مَلَاتْ أَرْكَانَهر چیز باقی است و به نامه ای مقدست که اساس هر موجودی راكُلِّ شَيْءٍ، وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ،پر کرده و به آن علم و دانشت که احاطه یافته به هر چیزوَ بِنُور وَجْهكَ الَّذى أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ، يَا نُورُو به نور ذاتت که روشن شد در پرتوش هر چیز ای نوريَا قُدُّوسُ، يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ، وَ يَا أخِرَ الْأَخِرينَ،حقیقی و ای منزه از هر عیب ای آغاز موجودات اولین و ای پایان آخریناَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ،خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که پرده ها را بدرد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ النِّقَمَ،خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که عقاب و کیفرها را فرو ریزداَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ،خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که نعمت ها را تغییر دهداَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعَاءَ،خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که از (اجابت دعا جلوگیری کند)اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاءَ،خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که بلا نازل کنداَللّهُمَّ اغْفِرْلي كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَ كُلَّ خَطَيئَةٍخدایا بیامرز برایم هر گناهی که کرده ام و هر خطایی که از من سر زدهأَخْطَاتُهَا، اَللَّهُمَّ اِنّي اَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ،خدایا من به سوی تو تقرب جویم به وسیلهٔ ذکر تووَ اسْتَشْفِعُ بِكَ إِلى نَفْسِكَ، وَ أَسْئَلُكَ بِجُودِكَو شفیع آورم به درگاهت خودت را و به جود و کرمت ازأَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ، وَ أَنْ تُوزِ عَني شُكْرَكَ،تو می خواهم که مرا به مقام قرب خویش نزدیک سازی و شکر و سپاسگذاریت را بر من

وَ أَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ، اللهُمَّ إِنِّي أَسْتَلْكَروزی کنی و ذکر خود را به من الهام کنی خدایا از تو درخواست می کنم درخواستسُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلَّلٍ خَاشِعٍ، أَنْ تُسَامِحَنيشخص فروتن خوار ترسان که بر من آسان گیریوَ تَرْحَمَني، وَ تَجْعَلَني بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً،و به من رحم کنی و مرا به آن چه برایم قسمت کرده ای راضی و قانعم سازیوَ في جَميعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً، اَللّهُمَّو در تمام حالات فروتنم کنی خدایا از تووَ اَسْتَلُكَ سُؤالَ مَن اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ أَنْزَلَدرخواست کنم درخواست کسی که سخت فقیر و بی چیز شده و خواسته اش رابكَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حَاجَتَهُ، وَ عَظُمَ فيماهنگام سختی ها پیش تو آورده و امیدش بدان چهعِنْدَكَ رَغْبَتُهُ، اللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ، وَ عَلانزد تو است بسیار بزرگ است خدایا سلطنت و پادشاهیت بس بزرگمَكَانُكَ، وَ خَفِيَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ، وَ غَلَبَو مقامت بسی بلند است مکر و تدبیرت در کارها پنهان و امر

قَهْرُكَ، وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَ لا يُمْكِنُ الْفِرَارُفرمانت آشکار است قهرت غالب و قدرت و نیرویت نافذ استمِنْ حُكُومَتِكَ، اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً،و گریز از تحت حکومت تو ممکن نیست خدایا نیابم برای گناهانم آمرزنده ایوَ لا لِقَبائِحِي سَاتِراً، وَ لَا لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَو نه برای کارهای زشتم پرده پوشی و نه کسی را که عملالْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ، لا إلهَ إلاّزشت مرا به کار نیک تبدیل کند جز تو نیست معبودی جزاَنْتَ، سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسى،تو منزهی تو و به حمد تو مشغولم من به خویشتن ستم کردموَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی، وَ سَكَنْتُ إِلَى قَديمِ ذِكْرِكَو در اثر نادانیم دلیری کردم قدیم به یاد من بوده و بر من لطفلي، وَ مَنْكَ عَلَى اللَّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍو بخشش داشتی آسوده خاطر نشستم ای خدا ای مولای من چه بسیار زشتی هاسَتَرْتَهُ، وَ كَمْ مِنْ فَادِح مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ، وَ كَمْکه از من پوشاندی و چه بسیار بلاهای سنگین که از من بازگرداندی

مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ، وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهِ دَفَعْتَهُ،و چه بسیار لغزش ها که از آن نگهم داشتی و چه بسیار ناراحتی ها که از من دور کردیوَ كَمْ مِنْ تَنَاءِ جَميلِ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ،و چه بسیار مدح و ثنای خوبی که من شایسته اش نبودم و تو آن را منتشر ساختیاَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائي، وَ أَفْرَطَ بي سُوءُ سُوْءُ حالی،خدایا بلای من بسی بزرگ است و بدی حالم از حد گذشتهوَ قَصُرَتْ بي أَعْمَالي، وَ قَعَدَتْ بي أَغْلالي،و اعمالم نارسا است و زنجیرهای علایق مراوَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلي، وَ خَدَعَتْنِيخانه نشین و آرزوهای دور و دراز مرا از رسیدن به منافعم بازداشتهالدُّنْيَا بِغُرُورِها، وَ نَفْسي بِجِنايَتِها وَ مِطالي،و دنیا با ظواهر فریبنده اش مرا گول زد و نفسم به وسیلهٔ جنایتش و به مسامحه گذراندميَا سَيِّدي فَاسْتَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَای آقای من پس از تو می خواهم به عزتت که بدی رفتاردُعآئي، سُوءُ عَمَلي وَ فِعَالي، وَ لَا تُفَضَحْنِي بِخَفِيو کردار من دعایم را از اجابتت جلوگیری نکند و رسوا نکنی

مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّي، وَ لَا تُعَا جِلْني بِالْعُقُوبَةِمرا به آن چه از اسرار پنهانی من اطلاع داری و شتاب نکنی در عقوبتمعَلَى مَا عَمِلْتُهُ في خَلَوَاتِي، مِنْ سُوءِ فِعْلىبرای رفتار بد و کارهای بدی که در خلوت انجام دادموَ إِسْأَنَتی، وَ دَوامِ تَفْريطى وَ جَهالَتي، وَ كَثْرَةِو ادامه دادنم به تقصیر و نادانی و زیادیشَهَوَاتِي وَ غَفْلَتي، وَ كُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ ليشهوت رانی و بی خبریم و خدایا به عزتت سوگند کهفي كُلِّ الأحوال رَوْفاً، وَ عَلَيَّ في جَميعِدر تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در تمامالْأُمُورِ عَطُوفاً، اِلهى وَ رَبّى مَنْ لي غَيْرُكَ،امور بر من عطوفت فرما ای معبود من و ای پروردگار من جز تو که را دارماَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّي، وَ النَّظَرَ فِي أَمْري، الهيکه رفع گرفتاری و توجه در کارم را از او درخواست کنم ای خدای منوَ مَوْلايَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوىو ای مولای من تو بر من حکمی را مقرر داشتی که در اجرای آن پیروی

نَفْسي، وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوّي،هوای نفسم را کردم و از فریبکاری دشمنم در این باره نهراسیدمفَغَرَّنى بِمَا اَهْوى، وَ اسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضَاءُ،پس او هم طبق دلخواه خویش گولم زد و قضا (و قدر هم با او کمک کرد)فَتَجاوَزْتُ بمَا جَرى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ،و در اثر همین ماجرای شومی که بر سرم آمد نسبت به پاره ای از حدود و احکامتوَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَيَّ تجاوزکردم و در برخی از دستوراتت راه مخالفت را پیمودمفي جَميعِ ذَلِكَ، وَ لا حُجَّةَ لي فيما جَرى عَلَيَّپس در تمام آن چه پیش آمده تو را ستایش می کنم و اکنون از حکمی که دربارهٔفِيهِ قَضَاؤُكَ، وَ الْزَمَنِي حُكْمُكَ وَ بَلاؤُكَ، وَ قَدْکیفر من جاری گشته و قضا و آزمایش تو مرا بدان ملزم ساختهآتَيْتُكَ يَا اِلهى بَعْدَ تَقْصيري وَ إِسْرَافِي عَلَىحجت و برهانی ندارم و اینک ای معبود من در حالی به درگاهت آمده امنَفْسي، مُعْتَذِراً نَادِماً، مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً،که درباره ات کوتاهی کرده و بر خود زیاده روی نموده و عذر خواه و پشیمان و دل شکسته

مُسْتَغْفِراً مُنيباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً، لا أَجِدُو پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت کنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعترافمَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنّى وَ لا مَفْزَعاً، اَتَوَجَّهُ إِلَيْهِدارم و راه گریزی از آن چه از من سر زده نیابم و پناهگاهی که بدان رو آورمفي أَمْرِي غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى، وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَدر کار خویش ندارم جز این که تو عذرم بپذیری و مرا در فراخنایفى سَعَةِ رَحْمَتِكَ، اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْري، وَ ارْحَمْرحمتت درآوری پسای خدای من عذرم بپذیر و بر سخت پریشانیم رحم کنشِدَّةَ ضُرّي، وَ فُكَّني مِنْ شَدِّ وَ ثاقي، يَا رَبِّو از بند سخت گناهانم رهائیم ده ای پروردگار منارْحَمْ ضَعْفَ بَدَني وَرِقَةَ جِلْدِي، وَ دِقَةَ عَظمي،بر ناتوانی بدنم و نازکی پوست تنم و باریکی استخوانم رحم کنيَا مَنْ بَدَءَ خَلْقِي وَ ذِكْرِي، وَ تَرْبِيَتي وَ بِرّيای کسی که آغاز کردی به آفرینش من و به یاد من و بپرورشم و به احسانوَ تَغْذِيَتي، هَبْني لِابْتِدَاءِ كَرَمِكَ، وَ سَالِفِ برِّكَو خوراک دادنم اکنون به همان بزرگواری و کرم نخستت و سابقه احسانی که به

بي، يا الهي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي، أَتُرَاكَ مُعَذِّبيمن داشتی مرا ببخش ای معبود من و ای آقای من و ای پروردگارم آیا تو بهبِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ، وَ بَعْدَ مَا انْطَوىٰ عَلَيْهِراستی چنانی که مرا به آتش عذاب کنی پس از این که به یگانگیت اقرار دارمقَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ،و دلم به نور معرفتت آباد گشته و زبانم به ذکر تو گویا شدهوَ اعْتَقَدَهُ ضَميري مِنْ حُبِّكَ، وَ بَعْدَ صِدْقِو نهادم به دوستی تو پیوند شده و پس از اعتراف صادقانهاعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ،و دعای خاضعانه ام به مقام بنده پروری و ربوبیتت؟هَيْهاتَ اَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيَّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ،بسیار دور است! تو بزرگوارتر از آنی کهاَو تُبَعِّدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ، أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ أَوَيْتَهُ،از نظر دور داری کسی را که خود پروریده ای یا دور گردانی کسی را کهأَوْ تُسَلَّمَ إِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ،خود نزدیکش کرده یا تسلیم بلا و گرفتاری کنی کسی را که خود سرپرستی کرده

وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدي وَ اِلهى وَ مَوْلايَ،می دانستم ای آقا و معبود و مولایم آیا چیره می کنیاَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى وُجُوهِ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَآتش دوزخ را بر چهره هایی که در برابر عظمتت بهساجِدَةً، وَ عَلَى الْسُنِ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَسجده افتاده و بر زبان هایی که صادقانه به یگانگیتصَادِقَةً، وَ بِشَكْرِكَ مَادِحَةً، وَ عَلَى قُلُوبِگویا شده و سپاسگزارانه به شکرت باز شده و بر دل هاییاعْتَرَفَتْ بِالْهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةٌ، وَ عَلَى ضَمَائِرَکه از روی یقین به خدائیت اعتراف کرده اند و بر نهادهایی کهحَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بكَ، حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً،علم و معرفتت آن ها را فرا گرفته تا به جایی که در برابرت خاشع گشتهوَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَو بر اعضاء و جوارحی که مشتاقانه به پرستشگاهایتطائِعَةً، وَ أَشارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً،شتافته و با حال اقرار به گناه جویای آمرزش تو هستند

ما هَكَذَا الظَّنَّ بِكَ، وَ لا أَخْبِرْنَا بِفَضْلِكَچنین گمانی به تو نیست و از فضل تو چنین خبری به ما نرسیدهعَنْكَ، يَا كَريمُ يَا رَبِّ، وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفیای خدای کریم ای پروردگار من و تو ناتوانی مرا در مقابل اندکیعَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِها، وَ مااز بلای دنیا و کیفرهای ناچیز آن و ناملایماتی که معمولاًيَجْرى فيها مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا، عَلَىبر اهل آن می رسد می دانی در صورتی که این بلااَنَّ ذلِكَ بَلاء وَ مَكْرُوهُ، قَليلٌ مَكْتُهُ، يَسيرٌو ناراحتی دوامش کم است و دورانش اندکبَقَاتُهُ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ احْتِمالي لِبَلاءِو مدتش کوتاه است پس چگونه تاب تحمل بلایالْآخِرَةِ، وَ جَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فيها، وَ هُوَآخرت و آن ناملایمات بزرگ را در آن جا دارم در صورتی که آنبَلاء تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَ يَدُومُ مَقَامُهُ، وَ لا يُخَفَّفُبلا مدتش طولانی و دوامش همیشگی است و تخفیفی

عَنْ أَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لا يَكُونُ إِلاّ عَنْ غَضَبِكَ،برای مبتلایان به آن نیست زیرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تووَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ، وَ هَذَا مَا لا تَقُومُ لَهُسر چشمه گرفته و آن هم چیزی است کهالسَّمْوَاتُ وَ الْاَرْضُ، يَا سَيّدِى فَكَيْفَ لی،آسمان ها و زمین تاب تحمل آن را ندارند ای آقای منوَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذُّليلُ، الْحَقيرُ المِسْكِينُتا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچیز مستمندالْمُسْتَكيِنُ، يا الهي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ،بیچاره! ای معبود و پروردگار و آقا و مولای من آیالِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ اَشْكُو، وَ لِمَا مِنْها أَضِحُبرای کدام یک از گرفتاری هایم به تو شکایت کنم و برای کدام یک از آن ها شیونوَ أَبْكي، لأليمِ الْعَذَابِ وَ شِدَّتِهِ، أَمْ لِطُولو گریه کنم؟ آیا برای عذاب دردناک و سخت یا برای بلای طولانیالْبَلاءِ وَ مُدَّتِهِ، فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَو مدید پس اگر بنا شود مرا بخاطر کیفرهایم در زمره دشمنانت اندازی

اَعْدَآئِكَ، وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلائِكَ،و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در یک جا گردآوریوَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ أَوْليائِكَ،و میان من و دوستانت جدایی اندازی گیرمفَهَبْنى يا الهى، وَ سَيِّدِي، وَ مَوْلايَ، وَ رَبّي،که ای معبود و آقا و مولا و پروردگارمصَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىمن بر عذاب تو صبر کنم اما چگونه بر دوری از تو طاقت آورمفِرَاقِكَ، وَ هَبْني صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ،و گیرم که ای معبود من حرارت آتشت را تحمل کنمفَكَيْفَ أَصْبِرُ عَن النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ،اما چگونه چشم پوشیدن از بزرگواریت را بر خود هموار سازمأَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ، وَ رَجُآئِي عَفْوَكَ،با چگونه در میان آتش بمانم با این که امید عفو توفَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلايَ، أُقْسِمُ صَادِقاً،را دارم پس به عزتت سوگند ای آقا و مولای من به راستی سوگند می خورم

لَئِنْ تَرَكْتَنى نَاطِقاً، لَأَضِجَنَّ إِلَيْكَ بَيْنَکه اگر زبانم را در آن جا باز بگذاری حتماً در میان دوزخیان شیونأَهْلِهَا صَحِيجَ الْأَمِلِينَ، وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَرا به سویت سر دهم شیون اشخاص آرزومند و مسلماً چون فریادرس خواهان به درگاهتصُرَاحَ الْمَسْتَصْرِ خيِنَ، وَ لَابْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَفریاد برآرم و قطعاً مانند عزیز گمگشتگان بر دوری توالْفَاقِدينَ، وَ لَأَنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ، يَا وَلِيَّگریه و زاری کنم و با صدای بلند تو را می خوانم و می گویم کجایی ای یارالْمُؤْمِنينَ، يَا غَايَةَ أَمَالِ الْعَارِفينَ، يَا غِيَاثَو نگهدار مؤمنان ای منتهای آرمان عارفان ای فریادرسالْمُسْتَغِيثِينَ، يا حَبيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ،درماندگان ای محبوب دل راستگویانوَ يَا اِلهَ الْعالَمينَ، أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يا إلهيو ای حیران کننده عالمیان آیا به راستی چنان می بینی ای منزهوَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فيها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ،و معبودم که به ستایشت مشغولم که بشنوی در آن آتش صدای بنده مسلمانی

سُجِنَ فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ، وَ ذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهارا که در اثر مخالفتش در آن جا زندانی شده و مزه عذاب آتشبِمَعْصِيَتِهِ، وَ حُبِسَ بَيْنَ أَطْباقِهَا بِجُرْمِهِرا به خاطر نافرمانیش چشیده و در میان طبقات دوزخ به واسطه جرموَ جَريرَتِهِ، وَ هُوَ يَضِحُ إِلَيْكَ صَحِيحَ مُؤَمِّلو جنایتش گرفتار شده و در آن حال به درگاهت شیون کند شیون شخصیلِرَحْمَتِكَ، وَ يُناديكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ،که آرزومند رحمت تو است و به زبان یگانه پرستانوَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ، يَا مَوْلايَ فَكَيْفَتو را فریاد زند و به بنده پروریت متوسل گرددای مولای من پس چگونهيَبْقَى فِى الْعَذَابِ؛ وَ هُوَ يَرْجُوا مَا سَلَفَ مِنْدر عذاب بماند با این که به بردباری سابقه دارت چشم امید داردحِلْمِكَ، أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ، وَ هُوَ يَأْمُلُیا چگونه آتش او را بیازارد با این که آرزویفَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ، أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُها،فضل و رحمت تو را دارد یا چگونه شعله آتش او را بسوزاند

وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ، وَ تَرى مَكَانَهُ، أَمْ كَيْفَبا این که تو صدایش را بشنوی و جایش را ببینی یا چگونه شراره های آتشيَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرها، وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ،او را در برگیرد با این که تو ناتوانیش دانیأَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْباقِهَا، وَ اَنْتَ تَعْلَمُیا چگونه در میان طبقات آتش دست و پا زند با این کهصِدْقَهُ، أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُهَا، وَ هُوَتو صدق و راست گوئیش را دانی یا چگونه موکلان دوزخ او را با تندی براننديُناديكَ يَا رَبَّهُ، أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فیبا این که تو را به پروردگاری بخواند یا چگونه ممکن است که امید فضلعِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ فيها، هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَتو را در آزادی خویش داشته باشد ولی تو او را به حال خود واگذاریالظَّنُ بِكَ، وَ لَاالْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، وَ لاچه بسیار از تو دور است و چنین گمانی به تو نیست و فضل تومُشْبِةٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحَدِينَ مِنْ بِرِّكَاینسان معروف نیست و نه شباهت با رفتار تو نسبت به یگانه پرستان دارد با آن

وَ اِحْسَانِكَ، فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لَا مَا حَكَمْتَنیکی و احسانت که نسبت بدان ها داری و من بطور قطع می دانم که اگر فرمان توبِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ، وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْدر معذب ساختن منکرانت صادر نشده بود و حکم تو به همیشه ماندن در عذاب برایاِخْلَادِ مُعَانِديِكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّها بَرْداًدشمنانت در کار نبود حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامی سردوَ سَلاماً، وَ مَا كَانَ لِأحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقَاماً،و سالم می کردی و هیچ کس در آن منزل و مأوا نداشت ولی تو ای خداییلكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ اَنْکه تمام نام هایت مقدس است سوگند یاد کرده ایتَمْلَاهَا مِنَ الْكَافِرِينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِکه دوزخ را از کافران از پریان و آدمیان یان پرکنیأَجْمَعِينَ، وَ أَنْ تُخَلَّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ، وَ أَنْتَو دشمنانت را برای همیشه در آن جا دهی و توجَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِکه حمد ثنایت برجسته است در ابتداء بدون سابقه فرمودی و به این انعام

مُتَكَرِّماً، أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لااز روی بزرگواری تفضل کردی (که فرمودی «آیا کسی که مؤمن است مانند کسی)يَسْتَوُونَ، اِلهى وَ سَيِّدِي فَاسْتَلُكَ بِالْقُدْرَةِاست که فاسق است؟ نه یکسان نیستند» ای معبود من و ای آقای من به حق آن نیروییالَّتي قَدَّرْتَها، وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهاکه مقدرش کردی و به فرمانی که مسلمش کردی و صادر فرمودیوَ حَكَمْتَها، وَ غَلَبتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَها، أَنْو بر هر کس آن را اجرا کردی مسلط گشتیتَهَبَ لِى فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ، وَ فِى هَذِهِ السّاعَةِ،از تو می خواهم که ببخشی بر من در این شب و در این ساعتكُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ، وَ كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَ كُلَّهر جرمی را که مرتکب شده ام و هر گناهی را که از من سرزده و هر کارقَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ، وَ كُلَّ جَهْلِ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْزشتی را که پنهان کرده ام و هر نادانی که کردم چه کتمان کردم وأَعْلَنْتُهُ، أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ، وَ كُلَّ سَيِّئَةٍچه آشکار چه پنهان کردم و چه در عیان و هر کار بدی

اَمَرْتَ بِاثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ، الَّذينَرا که به نویسندگان گرامیت دستور یادداشت کردنش را دادیوَ كَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي، وَ جَعَلْتَهُمْهمان نویسندگانی که آن ها را موکل بر ثبت اعمال من کردی و آن ها راشُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي، وَ كُنْتَ اَنْتَبه ضمیمه اعضاء و جوارحم گواه بر من کردی و اضافه بر آن ها خودت نیز مراقبالرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَ رَآئِهمْ، وَ الشَّاهِدَ لِمامن بودی و گواه اعمالی بودی که از ایشان پنهان می ماندخَفِيَ عَنْهُمْ، وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ، وَ بِفَضْلِكَو البته به واسطهٔ رحمتت بود که آن ها را پنهان داشتی و از روی فضل خودسَتَرْتَهُ، وَ أَنْ تُوَفِّرَ حَطّي مِنْ كُلّ خَيْرِپوشاندی و نیز خواهم که بهره ام را وافرو سرشار گردانی از هر خیریأَنْزَلْتَهُ، أَوْ إِحْسَانِ فَضَّلْتَهُ، أَوْ بِرٌ نَشَرْتَهُ، أَوْکه فرو ریزی یا احسانی که بفرمائی یا نیکی هایی که پخش کنی یارزْقِ بَسَطْتَهُ، أَوْ ذَنْب تَغْفِرُهُ، اَوْ خَطَأرزقی که بگسترانی یا گناهی که بیامرزی یا خطایی که

تَسْتُرُهُ، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ، يا اِلهىبپوشانی پروردگارا پروردگارا پروردگارا ای معبود منوَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ وَ مَالِكَ رِقّي، يَا مَنْ بِيَدِهِای آقا و مولایم و ای مالک من ای کسی که اختیارم به دست او استنَاصِيَتي، يا عَليماً بِضُرّي وَ مَسْكَنَتِي، ياای دانای بر پریشانی و بی نوائیم ای آگه از بی چیزیخَبيراً بِفَقْرِي وَ فَاقَتِي، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ،و نداریم پروردگارا، پروردگارا پروردگارااَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفَاتِكَاز تو می خواهم به حق خودت و به ذات مقدستوَ أَسْمَائِكَ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِى مِنَ اللَّيْلو به زرگ ترین صفات و اسمائت که اوقاتم را در شبوَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَ بِخِدْمَتِكَو روز به یاد خودت معمور و آباد گردان و به خدمتتمَوْصُولَةً، وَ أَعْمَالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً، حَتَّىپیوسته داری و اعمالم را مقبول درگاهت گردانی تا

تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادي كُلُّها وِ رْداً وَاحِداً،اعمال و گفتارم همه یک جهت برای تو باشد و حالم همیشهوَ حالي في خِدْمَتِكَ سَرْمَداً، يَا سَيِّدى يا مَنْدر خدمت تو مصروف گردد ای آقای من ای کسی که تکیه گاهم او استعَلَيْهِ مُعَوَّلِي، يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالى،ای کسی که شکایت احوال خویش به درگاه او برميا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَپروردگارا پروردگارا پروردگارا نیرو ده بر انجام خدمتتجَوَارِحِي، وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحي،اعضای مرا و دلم را برای عزیمت به سویت محکم گردانوَ هَبْ لِيَ الْجِدَّ في خَشْيَتِكَ، وَ الدَّوامَ فِىو به من کوشش در ترس و خشیتت و مداومت درالْإِتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ، حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فيپیوستن به خدمتت عطا فرما تا تن و جان را درميادينِ السّابِقينَ، وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِيمیدان های پیشتازان به سویت برانم و در زمرهٔ شتابندگان

الْبَارِزيِنَ، وَ اَشْتَاقَ إِلى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ،به سویت بشتابم و در صف مشتاقان اشتیاق تقربت راوَ اَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ، وَ أَخَافَكَجویم و چون نزدیک شدن مخلصان به تو نزدیک گردممَخَافَةَ الْمُوقِنينَ، وَ اَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَو چون یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمتتالْمُؤْمِنينَ، اَللّهُمَّ وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَارِدْهُ،با مؤمنان در یک جا گرد آیم خدایا هر که بد مرا خواهد بدش را بخواهوَ مَنْ كَادَني فَكِدْهُ، وَ اجْعَلْني مِنْ أَحْسَنِو هر که به من مکر کند به مکر خویش دچارش کنعَبِيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ، وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةًو نصیبم را پیش خود بهتر از دیگر بندگانت قرار ده و منزلتم را نزد خود نزدیک ترمِنْكَ، وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَإِنَّهُ لا يُنالُاز ایشان کن و رتبه ام را در پیشگاهت مخصوص تر از دیگران گردان که به راستیذلِكَ الْاَبِفَضْلِكَ، وَ جُدْ لي بِجُودِكَ، وَ اعْطِفْجز به فضل تو کسی به این مقام نرسد و به جود و بخشش خود به من جود کن و به مجد

عَلَيَّ بِمَجْدِكَ، وَ احْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ، وَ اجْعَلْو بزرگواری خود بر من توجه فرما و به رحمت خود مرا نگهدار و قرار دهلِساني بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَ قَلْبي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً،زبانم را به ذکرت گویا و دلم را به دوستیت بی قراروَ مُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ، وَ أَقِلْنِي عَشْرَتي،و شیدا و با اجابت نیکت بر من منت بنه و لغزشم را نادیده گیروَ اغْفِرْ زَلَّتي، فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَو گناهم را بیامرز زیرا که تو خود بندگانت رابِعِبَادَتِكَ، وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ، وَ ضَمِنْتَ لَهُمُبه پرستش خویش فرمان دادی و به دعا کردن به درگاهت مأمور ساختیالْإِجَابَةَ، فَإِلَيْكَ يَارَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي، وَ إِلَيْكَو اجابت دعایشان را ضمانت کردی پسای پروردگار من به سوی تو روی خود بداشتميَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدي، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ ليو به درگاه تو ای پروردگارم دست حاجت دراز کردم پس به عزتت دعایمدُعائي، وَ بَلِّغني مُنَايَ، وَ لا تَقْطَعْ مِنْرا مستجاب فرما و به آرزویم برسان و امیدم را از فضل خویش

فَضْلِكَ رَجَائِي، وَ اكْفِني شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِقطع منما و شر دشمنانم را از جن و انس کفایت فرمامِنْ اَعْدَآئی، یا سَريعَ الرّضا، اِغْفِرْ لِمَنْای خدای زودگذر بیامرز کسی را که جز دعا چیزی نداردلا يَمْلِكُ إِلَّا الدُّعَآءَ، فَإِنَّكَ فَعَالٌ لِمَا تَشَاءُ،که به راستی تو هر چه را بخواهی انجام دهیيَا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ، وَ طاعَتُهُای کسی که نامش دوا است و یادش شفاء است و طاعتشغِنيَّ، اِرْحَمْ مَنْ رَأَسٌ مَالِهِ الرَّجَاءُ، وَ سِلاحُهُتوان گری است ترحم فرما بر کسی که سرمایه اش امید و ساز و برگشالْبُكاءُ، يَا سَابِغَ النَّعَمِ، يَا دَافِعَ النِّقَمِ، يَا نُورَگریه و زاری استای تمام دهنده نعمت ها و ای برطرف کننده گرفتاری ها ای روشنیالْمُسْتَوْحِشِينَ فِى الظُّلَم، يا عالِماً لا يُعَلَّم،و حشت زدگان در تاریکی ها ای دانای بی معلمصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْعَلْ بي مادرود فرست بر محمد و آل محمد و انجام ده درباره من آن چه را که

اَنْتَ اَهْلُهُ، وَ صَلَّى اللهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِتو شایسته آنی و درود خدا بر پیامبر و پیشوایانالْمَيَامِينَ، مِنْ الِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثيراً.با برکت از خاندانش و سلام فراوان.مُحَمَد رَّسُولُ اللَّهِ

نهم: مناجات شعبانیه

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْخدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنودُعائى إِذا دَعَوْتُكَ وَ أَسْمَعْ نِدَائى إِذا نَادَيْتُكَدعایم را هنگامی که تو را خوانم و بشنو صدایم راوَ اَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَهرگاه تو را صدا زنم و رو به من کن هرگاه با تووَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيكَ مُسْتَكيِناً لَكَ مُتَضرعاًراز گویم زیرا من به سوی تو گریختم و پیش رویت ایستادم در حالإِلَيْكَ رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فیبیچارگی و فروتنی به درگاهت و امیدوارم ثوابم را که درنَفْسي وَ تَخْبُرُ حَاجَتي وَ تَعْرِفُ ضَميري وَ لاپیش تو است و تو آن چه را من در دل دارم می دانی و حاجتم را آگاهی و از نهادم باخبری

يَخْفى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُريدُو سرانجام کار و سرمنزل من بر تو روشن است و نیز آن چه را می خواهمأَنْ أَبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى و اتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتياز گفتارم بدان لب گشایم و آن طلبی را که می خواهم به زبان آرموَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتي وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّو اميد آن را برای سر انجام کارم دارم،يَا سَيِّدي فيما يَكُونُ مِنّي إِلَى آخِرِ عُمْريای آقای من مقدّرات تو بر من جاری گشته در آن چه از من تا آخر عمر سر زند چهمِنْ سَريرَتي وَ عَلانِيَتي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَاز کارهای پنهانم و چه آشکارم و به دست تو است نه به دست دیگریزِيَادَتي وَ نَقْصَى وَ نَفْعِي وَ ضَرّى الهى اِنْکم و زیاد شدن و سود و زیان من خدایا اگرحَرَمْتَني فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُني وَ إِنْ خَذَلْتَنيتوام محروم کنی پس کیست که روزیم دهد و اگر تو خوارم کنیفَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي إِلهِي أَعُوذُ بِكَ مِنَپس کیست که یاریم دهد خدایا پناه برم به تو از

غَضَبِكَ وَ حُلُولٍ سَخَطِكَ إِلهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَخشمت و فرو ریختن عذابت خدایا اگر من شایستگیمُسْتَأْهِلِ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلَ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّرحمت تو را ندارم ولی تو شایسته آنی که از زیاده بخششتبِفَضْلِ سِعَتِكَ إِلهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَ اقِفَةٌ بَيْنَبه من احسان کنی خدایا خود را چنان می نگرم که گویا در برابرت ایستادهيَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكَّلِى عَلَيْكَ فَقُلْتَو آن توکل نیکویی که بر تو دارم بر سر من سایه افکنده و تو نیز آن چه رامَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْ تَني بِعَفْوِكَ الهي إِنْشایسته آنی دربارهٔ من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده ای خدایا اگرعَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلى مِنْكَ بذلِكَ وَ إنْ كانَ قَدْ دَنابگذری پس کیست که از تو بدین کار سزاوارتر باشد و اگرأَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُمرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده من به ناچار قرار می دهمالإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَ سيلَتي اِلهي قَداقرار به گناه را وسیله خویش به درگاهت خدایا من بر

جُرْتُ عَلَى نَفْسي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُخویشتن ستم کردم در آن توجهی که بدان کردم پس وای بر اواِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا اِلهى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَاگر نیامرزیش خدایا پیوسته در دوران زندگی نیکی توحَيُوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّي في مَماتيبر من می رسد پس نیکیت را در هنگام مرگ نیز از من مگیراِلهى كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْن نَظَرِكَ لي بَعْدَخدايا من چگونه مأیوس شوم از این که پس ازمَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلَّني إِلا الْجَمِيلَ فيمرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتی که در دوران زندگیمحَيُوتي الهي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُجز به نیکی سرپرستیم نکردی خدایا سرپرستی کن کار مرا چنان چه تو شایسته آنیوَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُو توجه کن بر من به فضل خویش که هم چون گنه کاری هستمجَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً فِي الدُّنْيَاکه نادانیش سراپا او را فراگرفته خدایا به راستی تو گناهانی را در دنیا

وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأَخْرىبر من پوشاندی که من به پوشاندن آن ها در آخرت محتاج ترم (در دنیا پوشاندی)إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَبا این که آشکارش نکردی برای هیچ یک از بندگان شایسته اتفَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيمَةِ عَلَى رُؤْسِ الْأَشْهَادِای خدا پس در روز قیامت در برابر دیدگان مردم مرا رسوا مکنالهي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْخدایا جود و بخششت آرزویم را گستاخ کرده و گذشت تو برتر استعَمَلى اِلهى فَسُرَّني بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقضىاز عمل من خدایا مرا در آن روزیفِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ الهى اعْتِذَارِى إِلَيْكَ اِعْتِذَارُکه میان بندگانت داوری کنی به دیدارت مسرور ساز خدایا عذر خواهیمَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُول عُذرهِ فَاقْبَلْمن به درگاهت عذر خواهی کسی است که بی نیاز نشده از پذیرفتنعُذْرِى يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَعذرش پس عذر مرا بپذیرای بزرگوارترین کسی که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهی

الهي لا تَرُدَّ حَاجَتي وَ لَا تُخَيِّبْ طَمَعي وَ لاکنند خدایا حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدی مکشانتَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلي الهي لَوْ أَرَدْتَو امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما خدایا اگر خواریهَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضيحَتى لَمْمرا خواسته بودی راهنمائیم نمی کردی و اگر رسوائیم را می خواستی تندرستیمتُعَافِنِي اِلهى مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْنمی دادی خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانی در مورد حاجتی کهاَفْنَيْتُ عُمْري في طَلَبِها مِنْكَ الهى فَلَكَعمر خویش را در خواستن آن از تو سپری کردم خدایا ستایشالْحَمْدُ أَبَداً اَبَداً دَائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لا يَبيدُخاص تو است ستایش ابدی جاویدان همیشگی که فزون شود ولی کم نگردد بدان نحوكَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضى الهى إِنْ أَخَذْ تَني بِجُرْميکه دوست داری و خوشنود شوی خدایا اگر مرا به جنایتم مأخوذ داریاَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَني بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَمن هم تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهم بگیری من هم

بِمَغْفِرتِكَ، وَإِنْ أَدْخَلْتَنِي النارَ اعْلَمْتُ أَهْلَهاتو را به آمرزشت بگیرم و اگر به دوزخم ببری بدوزخیانأَنِّى أَحِبُّكَ اِلهى اِنْ كَانَ صَغُرَ في جَنْبِاعلام می کنم که من تو را دوست دارم خدایا اگر عمل من در جنبطَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَاطاعت تو کوچک است ولی آرزویم در کنار امید توأَمَلي النهي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِبزرگ است خدایا چگونه من از پیش تو محروممَحْرُوماً وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ اَنْبرگردم با این که چنان حسن ظنی من به جود و بخششت داشتمتَقْلِبَنى بالنَّجَاةِ مَرْحُوماً اِلهى وَ قَدْ أَفْنَيْتُکه مرا مورد رحمت خویش قرار داده با نجات بازم خواهی گرداند خدایاعُمْري في شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبابيمن عمرم را در حرص غفلت از تو سپری کردم و جوانیم رافى سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ أَسْتَيْقِظْدر مستی دوری از تو از بین بردم و از این رو خدایا بیدار نشدم

أَيامَ اغْتِرارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلي سَبِيلِدر آن روزگاری که به کرم تو مغرور بودم و به راه خشمسَخَطِكَ اِلهى وَ أَنا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌتو متمایل گشته بودم خدایا من بنده تو و فرزند بنده توام کهبَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلْ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ اِلهى اَنَادر برابرت ایستاده و به وسیله کرم تو به درگاهت توسل جویم خدایا منعَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِما كُنْتُ أُواجِهُكَ بِهِ مِنْبنده ای هستم که می خواهم از آلودگی آن چه بدان با تو روبرو شدمقِلَّةِ اسْتِحْيَائي مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَاز بی حیایی خودم در پیش روی تو خود را پاک سازم و از تو گذشت می خواهماِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ يَكُنْ لي حَوْلٌزیرا گذشت وصف شناسای کرم تو است خدایا من آن نیرویی که بتوانمفَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلَّا فِي وَقْتٍبه وسیله آن خود را از نافرمانیت منتقل سازم ندارم مگر در آن وقتأَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ، وَكَما أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُکه تو برای دوستیت بیدارم کنی و آن طور که خواهی باشم پس تو را

فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخالي في كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِپاس گویم که که مرا در کرم خویش داخل کردیقَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى أَنْظُرْ إِلَيَّو دلم را از چرکی های بی خبری و غفلت از خویش پاکیزه ساختی خدایا به من بنگرنَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ استَعْمَلْتَهُنگریستن کسی که او را خوانده ای و او پاسخت دادهبمَعُونَتِكَ فَاطَاعَكَ يا قَريباً لا يَبْعُدُ عَنِو به یاری خویش به کارش واداشته ای و فرمانبریت کرده ای نزدیکی که دور نگردیالمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَواداً لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوَابَهُاز آن کس که بدو مغرور گشته و ای بخشنده ای که بخل نورزد از آن کس که امید نیکیشالهي هَبْ لي قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناًدارد خدایا دلی به من بده که اشتیاقش به تو موجب نزدیکیش به تو گردد و زبانیيُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقَّهُکه صدق گفتارش به سوی تو بالا آید و نظر حقیقت بینی که همان حقیقتش او را به توالهي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْنزدیک گرداند خدایا کسی که به وسیلهٔ تو شناخته شد گمنام نیست

لأذَ بِكَ غَيْرُ مَحْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُو کسی که به تو پناهنده شد خوار نیست و کسی که تو به سویش رو کنی بندهمَمْلُوكٍ الهي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌدیگری نخواهد بود خدایا به راستی هرکس به تو راه جوید راهش روشن استوَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَو هر که به تو پناه جوید پناه دارد و من ای خدا به تو پناهيَا اِلهى فَلَا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لَاآورده ام پس گمانی را که رحمتت دارم نوميدتَحْجُبْني عَنْ رَأْفَتِكَ اِلهى أَقِمْني فِي أَهْلِمکن و از مهر خویش منعم مکن خدایا جای مرا در میان دوستدارانتو لايَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَجای آن دسته از ایشان قرار ده که امید افزایش دوستیت را دارنداِلهى وَ الْهِمْني وَ لَها بِذِكْرِكَ إِلى ذِكْرِكَخدایا در دلم انداز شیدایی و شیفتگی ذکر خود را پیاپی و همتموَ هِمَّتي في رَوْحِ نَجاحٍ اَسْمائِكَ وَ مَحَلٌرا در نشاط فيروز شدن اسمائت و محل قدست قرار ده

قُدْسِكَ إِلهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلا الْحَقْتَنِي بِمَحَلِّخدایا به حق خودت بر خودت سوگند که مرا به محل فرمانبرداریتاَهْل طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَو جایگاه شایسته ای از مقام خوشنودیت برسانیفَإِنِّي لَا أَقْدِرُ لِنَفْسي دَفْعاً وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاًزیرا که من قادر بر دفع چیزی از خود نیستم و مالک سودیاِلهي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَهم برایش نیستم خدایا من بنده ناتوان گنهکار تو و مملوک زاری و توبه کنندهالْمُنيبُ فَلا تَجْعَلْني مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُبه درگاهت هستم پس مرا در زمره کسانی که روی ازوَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ الْهِي هَبْآن ها گرداندی و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده خدایا بریدنلي كَمَالَ الإِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ اَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَاکاملی از خلق به سوی خود به من عنایت کن و دیده های دلمان را بهبِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوْبِنور توجهشان به سوی خود روشن گردان تا دیده های دل

حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِرده های نور را پاره کند و به مخزن اصلی بزرگیوَ تَصيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهيو عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد خدایا قرارم دهوَ اجْعَلْنى مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُاز کسانی که او را خواندی و پاسخت داد و در معرض توجه قرار دادیفَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَو او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از این رو در پنهانی با او به رازگویی پرداختیجَهْراً إِلهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَىٰ حُسْنٍ ظَنِّي قُنُوطَولی او آشکارا برایت کار کرد خدایا به خوش بینی من ناامیدی را مسلط مکنالأياسِ وَ لَا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَو امیدم را که به کرم نیکویت دارم قطع مکناِلهي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَخدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته پس بدانفَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكَّلِي عَلَيْكَ إِلهِي اِنْاعتماد خوبی که به تو دارم از من درگذر خدایا

حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمٍ لُطْفِكَ فَقَدْاگر گناهانم به واسطهٔ بزرگواری های لطفت مرا بی مقدار ساخته ولی درنَبَّهَنِى الْيَقينُ إِلى كَرَمِ عَطْفِكَ إِلهِي اِنْعوض يقين به بزرگ توجه تو مرا هشیار کرده خدایا اگرأَنا مَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدادِ لِلِقائِكَبی خبری از آماده شدن برای دیدارت مرا به خواب فرو برده ولیفَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ، إِلهِي إِنْدر عوض معرفت به بزرگ نعمت هایت مرا بیدار کرده خدایا اگردَعَانِي إِلَى النّارِ عَظِيْمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانيبزرگ کیفرت مرا به دوزخ می خواند ولی در مقابل پاداش فراوانتإِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُمرا به بهشت دعوت می کند خدایا پس از تو خواهموَ إِلَيْكَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ وَ اَسْتَلُكَ اَنْ تُصَلِّيَو به سوی تو زاری کنم و بگرایم و از تو خواهم که درود فرستیعَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْبر محمد و آل محمد و مرا از کسانی قرارم دهی که پیوسته

يُديمُ ذِكَرَكَ وَ لاً و يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْبه یاد تواند و پیمانت را نمی شکنند و از شکر تو غافل نشوند وشُكْرِكَ وَ لَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ اِلهى وَ الْحِقْنيدستور تو را سبک نشمارند خدایا برسان مرابِنُورِ عِزّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْبه نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غیر توسِوَاكَ مُنْحَرفاً وَ مِنْكَ خَائِفاً مُراقباً ياروگردان باشم و از تو ترسان و نگران باشم ای صاحبذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍجلالت و بزرگواری و درود خدا بر محمّدرَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثيراً پیامبرش و بر آل پاکش باد و سلام بسیار بر ایشان باد

دهم: ذکر تسبیحات اربعه

ذكر «سُبْحَانَ اللهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ اللهُ اَكْبَرُ وَ لا إِلهَ إِلا الله» را صد مرتبه بگوید.

یازدهم: دو رکعت نماز در این شب

پس دو رکعت نمازگذار. بخوان در رکعت اوّل «حمد» و سُوره «جحد» که قُلْ يا أَيُّهَا الْکافِرونَ باشد و بخوان در رکعت دوّم «حمد» و سورۀ «توحید» که قُلْ هُوَاللَّهُ أَحَدٌ است پس چون سلام دادی بگو سُبْحَانَ اللهِ سی و سه مرتبه و الْحَمْدُ لِلَّهِ سی و سه مرتبه و اللهُ اَكْبَرُ سی و چهار مرتبه پس بگو:

يَا مَنْ إِلَيْهِ مَلْجَأَ الْعِبَادِ فِى الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَيْهِای که به سوی او است پناه بندگان در کارهای اندوه خیز و به سویيَفْزَعُ الْخَلْقُ فِي الْمُلِمَّاتِ يا عَالِمَ الْجَهْرِاو پناه برند خلایق در پیش آمدهای ناگوارای دانای آشکار

وَ الْخَفِيَّاتِ وَ يَا مَنْ لا تَخْفى عَلَيْهِ خَوَاطِرُو نهان و ای که بر او پنهان نماند اندیشه هایی که در دل ها افتدالْأَوْهَامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَرَاتِ يَا رَبَّ الْخَلايِقِو تصرف کردن آن خاطرات ای پروردگار خلایقوَ الْبَرِيَّاتِ يَا مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ الْأَرَضِينَو آفریدگان ای که ملکوت زمین هاوَ السَّمَوَاتِ اَنْتَ اللهُ لا إلهَ إِلَّا أَنْتَ اَمُتُ إِلَيْكَو آسمان ها به دست او است تویی خدایی که معبودی جز تو نیست بسویتبِلا إلهَ إِلَّا أَنْتَ فَيَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اجْعَلْنِي فِيتوسل جویم به کلمهٔ «لا اله الا انت» پس ای خدایی که معبودی جز تو نیستهذِهِ اللَّيْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَرَحِمْتَهُبگردان مرا در این شب از کسانی که به سویش نگریسته و مورد رحموَ سَمِعْتَ دُعَائَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقَالَتَهُخویش قرارش داده و دعایش شنیده و اجابت کرده و پشیمانیش را دانستهفَاقَلْتَهُ وَ تَجَاوَزْتَ عَنْ سَالِفِ خَطيئَتِهِپس او را پذیرفته ای و از خطاهای گذشته اش

وَ عَظيمِ جَريرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْگناه بزرگش در گذشته ای پس من از گناهانم به تو پناهنده شدهذُنُوبِي وَ لَجَأْتُ إِلَيْكَ فِي سَتْرِ عُيُوبِي اللَّهُمَّو به تو ملتجی گشته ام در این که عیوبم را بپوشانی خدایافَجُدْ عَلَيَّ بِكَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ وَ احْطُطُ خَطَايَايَپس جود کن بر من به کرم خود و فضلت و بریز خطاهای مرابِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ وَ تَعَمَّدْنى فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِبه بردباری و گذشت خویش و فراگیر مرا در این شببِسَابِغِ كَرَامَتِكَ وَ اجْعَلْنى فِيهَا مِنْ اَوْلِيَائِكَبه فراوان کرمت و بگردان مرا در این شب از آن دوستانت کهالَّذينَ اجْتَبَيْتَهُمْ لِطَاعَتِكَ وَ اخْتَرْتَهُمْآنان را برای طاعت خویش برگزیدهلِعِبَادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خَالِصَتَكَ وَ صِفْوَتَكَو برای پرستشت انتخاب فرمودی و ایشان را جزء خاصان درگاه و برگزیدگانتاَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَقراردادی خدایا بدار مرا از آن کسانی که کوششش به جایی رسیده

الْخَيْرَاتِ حَظُّهُ وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَو از نیکی ها بهره فراوان نصیبش گشته و به گردانم ازوَ فَازَ فَغَنِمَ وَ اكْفِنِي شَرَّ مَا أَسْلَفْتُ وَ اعْصِمْنيآنان که تندرست شده و متنعم و رستگار و بهره مند گشته و کفایت کنمِنَ الْإِزدِيَادِ في مَعْصِيَتِكَ وَ حَبِّبْ إِلَيَّمرا از شر آن چه کرده ام و نگاهم دار از افزودن در نافرمانیت و دوست گردان نزدطَاعَتَكَ وَ مَا يُقَرِّبُنِي مِنْكَ وَ يُزْلِقُني عِنْدَكَمن فرمانبرداریت را و آن چه مرا به تو نزدیک و مقرب درگاهت گرداندسَيِّدي إِلَيْكَ يَلْجَأَ الْهَارِبُ وَ مِنْكَ يَلْتَمِسُآقای من به سوی تو پناه آرد شخص گریز پای و از تو عاجزانهالطَّالِبُ وَ عَلَى كَرَمِكَ يُعَوِّلُ الْمُسْتَقِيلُ التَّائِبُطلب کند جوینده و بر کرم تو تکیه کند شخص عذرخواه و توبه کنندهاَدَّبْتَ عِبَادَكَ بالتَّكَرُّمِ وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَادب کردی بندگانت را به کرم ورزی به آن ها و تو کریم ترین کریمانیوَ أَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبَادَكَ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُو تو خود به بندگانت دستور گذشت دادی و خود آمرزنده و مهربانی

اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْني مَا رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَ لاخدایا پس مرا از آن چه از کرمت امید دارم محرومم مکنتُویِسْنى مِنْ سَابِغِ نِعَمِكَ وَ لَا تُخَيِّبْني مِنْو از نعمت های ریزانت مأیوسم مدار و از بهره هایجَزِيلِ قِسَمِكَ في هَذِهِ اللَّيْلَةِ لِأَهْل طَاعَتِكَفراوانت که در این شب برای فرمانبردارانت مقرر داشته ایوَ اجْعَلْني فِي جُنَّةٍ مِنْ شِرَارِ بَرِيَّتِكَ رَبِّ إِنْبی بهره ام مساز و مرا در پناهگاه محکمی از آزار مخلوقات شرورت قرار ده پروردگارالَمْ أَكُنْ مِنْ أَهْلِ ذَلِكَ فَأَنْتَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الْعَفْوِاگر من چنین شایستگی ندارم ولی تو شایسته کرم و گذشت ووَ الْمَغْفِرَةِ وَجُدْ عَلَيَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ لا بماآمرزشی و فرو ریز بر من بدان چه تو شایستهٔ آنی نه بدان چهاَسْتَحِقُهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِكَ وَ تَحَقَّقَ رَجَائِيمن سزاوار آنم زیرا به راستی گمان من نیک است و امیدملَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسي بِكَرَمِكَ فَأَنْتَ أَرْحَمُدرباره تو محکم شده و جانم به سر رشته کرم تو آویخته است

الرَّاحِمينَ وَ اكْرَمُ الْأَكْرَمينَ اَلّهُمَّپس تویی مهربان ترین مهربانان و کریم ترین کریمان خدایاوَ اخْصُصْنى مِنْ كَرَمِكَ بِجَزِيل قِسَمِكَ وَ اَعُوذُمرا مخصوص بدار از کرم خویش به بهره های فراوان و تقسیم هایبِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ اغْفِر لِيَ الَّذِنْبَ الَّذىشایانت و از کیفر تو به عفوت پناه می برم و بیامرز برایم آن گناهی رايَحْبِسُ عَلَيَّ الْخُلُقَ وَ يُضَيِّقُ عَلَى الرِّزْقَکه عادت بد (مانند دروغ را بر من حبس کند و روزی)حَتَّى أَقُومَ بِصَالِحِ رِضاكَ وَ اَنْعَمَ بِجَزيلرا بر من تنگ سازد تا من به خوشنودی شایسته تو اقدام کنمعَطائِكَ وَ أَسْعَدَ بِسَابِعَ نَعْمَائِكَ فَقَدْ لُذْتُو به عطای فراوانت متنعم گردم و به نعمت های بسیارت خوش بخت شومبِحَرَمِكَ وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ وَ اسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَزیرا من به آستان تو پناه آوردم و به کرم تو آویختم و به گذشتمِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ غَضَبِكَ فَجُدْ بِمَاتو پناه جستم از ترس کیفرت و به بردباریت پناه جستم از خشمت پس به من عطا کن

سَئَلْتُكَ وَ اَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ اَسْئَلُكَ بِكَ لاآن چه را از تو خواستم و به من برسان آن چه را از تو خواهش کردم تو را به خودت سوگندبِشَيْءٍ هُوَ أَعْظَمُ مِنْكَ دهم چون چیزی از تو بزرگ تر نیست

پس به سجده می روی و می گوئی: یا رب (بیست مرتبه)، یا الله (هفت مرتبه)، لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللهِ (هفت مرتبه)، ماشاءالله (ده مرتبه)، لاقُوَّةَ الا بالله (ده مرتبه)، پس صلوات می فرستی بر پیغمبر و آل او (علیهم السلام) و می خواهی از خدا حاجت خود را که به سبب این عمل اگر حاجت تو به تعدد قطرات باران باشد خداوند به کرم خود عطا کند.

دوازهم: دعائی دیگر در این شب

اللهي تَعَرَّضَ لَكَ في هَذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُونَخدایا خواهندگان در این شب به درگاه تو آمدندوَ قَصَدَكَ الْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَو قاصدان تو را مقصد خویش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نیکی تو راالطَّالِبُونَ وَ لَكَ فى هَذَا اللَّيْل نَفَحاتٌ وَ جَوَائِزُآرزو کردند و تو در این شب بخشش ها و جوایزوَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبٌ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُو عطاهایی و بهره هایی داری که به هر یک از بندگانت بخواهیمِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقُ لَهُ الْعِنَايَةُعطا خواهی کرد و از آن کس که عنایت تو نسبت به او سبقت نگرفته استمِنْكَ وَ ها أَنا ذَا عُبَيْدُكَ الْفَقِيرُ إِلَيْكَ الْمُؤَمِّلُآن را باز داری و من اینک آن بنده کوچک و نیازمند درگاه تو و آرزومند

فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَإِنْ كُنْتَ يَا مَولايَفضل و نیکی تو هستم پس ای ولای منتَفَضَّلْتَ فى هَذِهِ اللَّيْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَاگر بنا داری در این شب بر کسی از خلق خویش تفضلی فرماییوَ عُدْتَ عَلَيْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ فَصَلِّ عَلَىو جایزه ای از روی مهر و عطوفت به او بدهی پس درود فرست برمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَمحمد و آل محمد آن پاکان پاکیزه برگزیده برترالْخَيْرِينَ الْفَاضِلينَ وَجُدْ عَلَيَّ بِطُولِكَو از نعمت و نیکی خویش بر من نیزوَ مَعْرُوفِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَىلطف فرما ای پروردگار جهانیان و درود خدا برمُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبيِّينَ وَ الِهِ الطَّاهِرينَ وَ سَلَّمَمحمد خاتم پیمبران و بر آل پاکش و تحیتتَسْلِيماً إِنَّ اللهَ حَميدٌ مَجِيدٌ اللّهُمَّ إِنِّيفراوان که همانا خداوند ستوده و بزرگوار است خدایا من تو را

اَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لي كَمَا وَ عَدْتَمی خوانم چنان چه دستور فرمودی پس دعایم را مستجاب کن چنان که وعده فرمودیانَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ که براستی تو خلف وعده نمی کنی

سیزدهم: دعای فرج از آفات

نوزده حرف که اسباب فرج است برای داعی آن از آفات، تعلیم کرده آن را حضرت رسول خدا به امیرالمؤمنين (صلوات الله عليهما و آلهما) و نقل کرده آن را شیخ صدوق در کتاب «خصال» در ابواب تسعة عشَر، فرموده می گوئی:

يَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ وَ يَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَای تکیه گاه کسی که تکیه گاه ندارد ای ذخیرهٔ کسی که ذخیره نداردلَهُ وَ يَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ و يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَو ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد و ای پناه کسی که پناهی نداردلَهُ وَ يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لَهُ وَ يَا كَنْزَ مَنْ لاو ای دادرس کسی که دادرس ندارد و ای گنج آن کسكَنْزَ لَهُ وَ يَا عِزَّ مَنْ لَا عِزَّ لَهُ يَا كَرِيمَ الْعَفْوِکه گنجی ندارد و ای عزت آن کس که عزتی ندارد ای بزرگوار گذشت

يا حَسَنَ التَّجاوُزِ يَا عَوْنَ الضُّعَفَاءِ يَا كَنْزَای نیکو در گذرای یار ناتوانان ای گنج بی نوایان ای بزرگالْفُقَرَآءِ يَا عَظيمَ الرِّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقىامید من ای نجات دهنده غریقانيَا مُنْجِيَ الْهَلْكى يا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُای رهاننده هلاک شدگان ای احسان کننده ای نیکوکار ای نعمت بخشيَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ اَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُای زیاده بخش تویی که سجده (و خضوع کرد برایت)اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُسیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و پرتوالشَّمْسِ وَ حَفيفُ الشَّجَرِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ يَا اللهُخورشید و صدای درخت و صدای مخصوص آب ای خدايَا اللَّهُ يَا اللهُ لا إلهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَای خدا ای خدا معبودی نیست جز تو خدای یگانه ای که شریکیلَكَ يَا رَبَّاهُ يا اللهُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِبرایت نیست پروردگارا ای خدا درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ.محمّد و انجام ده درباره ما آن چه را تو شایسته آنی.اِللّهُمَ افْعَلْ بي كَذا و كَذا خدایا با من چنین و جنان کن (به جای کذا و کذا) حاجت خود را بخواه.

پس به درستی که از جای خود برنخواهی خاست که مستجاب می شود انشاءالله تعالى.

چهاردهم: نماز جناب جعفر طیّار در روز جمعه

ابن فضّال گوید: از امام رضا (علیه السلام) در مورد شب نیمه شعبان سؤال کردم، فرمودند: شب رهایی از آتش و بخشش گناهان کبیره است، عرض کردم: آیا اضافه بر سایر شب ها نماز دیگری دارد؟ حضرت فرمودند: نماز خاصّی ندارد، ولی اگر دوست داری در آن شب عمل مستحبّی به جا آوری، نماز جعفر طیّار بخوان، و ذکر خدا و استغفار و دعا بسیار انجام بده، زیرا پدرم می فرمود: دعا در آن شب مستجاب است. (1)و آن چهار رکعت است به دو تشهد و دو سلام در رکعت اوّل بعد از سوره «حمد» «إذا زُلْزَلَتْ» می خواند و در رکعت دوّم سورۀ «وَ العادیِاتِ» و در رکعت سوّم «إِذا جاءَ نَصْرُاللهِ» و در رکعت چهارم «قُلْ هَوَ اللهُ اَحَدٌ» و در هر رکعت بعد از فراغ از قرائت پانزده مرتبه می گوید «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا إِلَهَ إِلا الله وَ اللهُ أَكْبَرُ» و در رکوع همین تسبیحات را ده مرتبه می گوید و چون سر از رکوع بر می دارد ده مرتبه و در سجده اوّل ده مرتبه و بعد از سر برداشتن


1) عیون أخبار الرضا - ترجمه غفاری و مستفید، ج 1، ص: 593.

ده مرتبه و در سجده دوم ده مرتبه و بعد از سر برداشتن پیش از آن که برخیزد ده مرتبه. در هر چهار رکعت چنین می کند که مجموع سیصد مرتبه شود. شیخ کلینی از ابو سعید مدائنی روایت کرده که حضرت صادق (علیه السلام) به من فرمود: آیا تعلیم نکنم تو را چیزی که بگوئی آن را در نماز جعفر؟ گفتم: بلی، تعلیم فرما. فرمود: چون در سجده آخر چهار رکعت نماز رسیدی و از تسبیحات فارغ شدی بگو:

سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْمنزه است آن کس که لباس عزت و وقار به بر دارد منزه استتَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لاآن که مجد و بزرگیش فراگرفته و بدان گرامی باشد منزه است آن که جزيَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَىبرای او تسبیح سزاوار نیست منزه آن که علمش همه چیز را احصاءكُلَّشَيْءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَ النِّعَمِکرده منزه است خدای صاحب فضل و نعمتسُبْحَانَ ذِي الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ اَللّهُمَّ إِنِّيمنزه است خدای صاحب کرم و قدرت خدایا از

اَسْتَلْكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَىتو می خواهم به حق آن چه موجب عزت عرش تو گشته و به حق منتهایالرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِرحمت از کتاب تو و اسم اعظمت و کلمات تامه ات (اسماء حسنیوَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتى تَمَّتْ صِدْقاً و عَدْلاًیا کتاب های منزله یا غیر آن که از نظر راستی و عدالت به حد کمال رسیده)صَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ افْعَلْ بي كَذَادرود فرست بر محمد و خاندانش و درباره من چنینوَ كَذَا و چنان کن.

ابو یحیی صنعانی و سی نفر از افراد مورد اطمینان نقل کرده اند که امام باقر و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه شب نیمه شعبان شد چهار رکعت نماز بخوان که در هر رکعت آن یک مرتبه سوره «حمد» و صد مرتبه سوره «توحید» قرائت شود، و پس از نماز بگو:

اَللّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌخدایا من به درگاهت نیازمندم و از عذاب و شکنجه ات ترسانمُسْتَجِيرٌ اللَّهُمَّ لَا تُبَدِّلْ اِسْمي وَ لا تُغَيِّرُو پناه خواهم خدایا نامم را (از زمره موحدان عوض مکن و جسمم را)جِسْمي وَ لا تَجْهَدْ بَلائِي وَ لَا تُشْمِتْ بیدگرگون مکن و آزمایشم را سخت مکنأَعْدَائِي أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ اَعُوذُو دشمن من شادم مفرما پناه می برم به عفوت از کیفرت

بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ اَعُوذُ بِرِضاكَ مِنْو پناه می برم به رحمتت از عذابت و پناه می برم به خوشنودیتسَخَطِكَ وَ اَعُوذُبِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ اَنْتَ كَمَااز خشمت و پناه می برم به خودت از خودت مدح تو والا استاَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ (1) و تو چنانی که خود ثنای خود کرده ای و بالاتر از آنی که مردم گویند


1) مصباح المتهجد، ص 830؛ مصباح الزائر، ص 312؛ بحارالانوار، ج 98، ص 409؛ وسائل الشيعة، ج 8، ص 107؛ مفاتیح الجنان؛ زادالمعاد، ص 64؛ صحیفه مهدیه، ص 149، همین روایت از ابی محمّد هارون بن موسی تلعکبری نیز نقل شده است. ر.ک: اقبال الاعمال، ج 3، ص 314؛ مصباح کفعمی، ص 541؛ مزار ابن مشهدی، ص 404؛ كافى، ج 3، ص 469، ح 7؛ تهذیب، ج 3، ص 185، ح 419؛ بحارالانوار، ج 98، ص 408.

شانزدهم: صد رکعت نماز

صد رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید بخواند.

هفدهم: شش رکعت نماز در این شب

شش رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد «یس» و «تَبارَكَ الْمُلْک» و «توحید» بخواند.

هجدهم: دعای صلوات ضراب اصفهانی

صاحب مکیال المکارم درباره آن می گوید: «این دعای شریف از دعاهای مهمی است که سزاوار است انسان بر آن مداومت داشته باشد و در هر وقتی از اوقات و هر زمانی از زمان ها، به خواندن آن مواظبت کند. مخصوصاً اوقاتی که مخصوص مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) است؛ مانند شب و روز نیمه شعبان» و دعا این است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَخدایا درود فرست بر محمد آقای رسولان

وَ خاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمينَو خاتم پیمبران و حجت پروردگارالْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْمُصْطَفى في الظُّلالِجهانیان برگزیده در روز عهد و پیمان انتخاب شده درالْمُطَهَّرِ مِنْ كُلِّ آفَةٍ الْبَريَّءِ مِنْ كُلِّ عَيْبٍعالم اشباح و مجردات پاکیزه از هر آفتالْمُؤَمَّلِ لِلنَّجَاةِ الْمُرْتَجِى لِلشَّفَاعَةِ الْمُفَوَّضِمبرّای از هر عیب، نجات از وی آرزو شود و امید شفاعت به اوستإِلَيْهِ دينُ اللهِ اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْيَانَهُ وَ عَظَمْآن کس که دین خدا به او واگذار شده خدایا پایه و اساس کارش رابُرْهَانَهُ وَ اَفْلِحْ حُجَّتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَضِیبرافراز و برهان و منطقش را عظمت ده و حجّتش را پیروز گردان و درجه اش را بلند کننورَهُ وَ بَيِّضٌ وَجْهَهُ وَ أَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضِيلَةَو تابان کن نورش را و سفید گردان رویش را برتری و فضیلتوَ الْمَنْزِلَةَ وَ الْوَسيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَو مقام و منزلت و وسیله (بلندترین درجات بهشت و درجه بلند)

وَ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَبه او عطا کن و او را به مقام (شایسته و پسندیده ای برگزین)وَ الأَخِرُونَ وَ صَلِّ عَلَى أَميرِ الْمُؤْمِنينَکه مورد غبطهٔ گذشتگان و آیندگان باشد و درود فرست بر امیرمؤمنانوَ وَارِثِ الْمُرْسَلِينَ وَ قَائِدِ الْغُرِّ المُحَجَّلِينَ وَو وارث (علم پیمبران و پیشوای سفید رویان)سَيّدِ الْوَصِيِّينَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّو آقای وصیان و حجت پروردگار جهانیان و درود فرستعَلَى الْحَسَنِ بْن عَلِيٌّ اِمَامِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثِبر حسن بن علی رهبر مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرستالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٌّ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِبر حسين بن على ام-ام مؤمنان و وارث (علم پیمبران)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىحجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر

عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِعلی بن الحسين رهبر مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برمُحَمَّدِ بْن عَلِيٌّ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِمحمد بن على امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِجعفر بن محمد امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِ موسی بنجعفر امام موسی مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر

عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِعلی بن موسی امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٌّ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِمحمد بن علی امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِعلی بن محمد امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست برالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٌّ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَارِثِحسن بن علی امام مؤمنان و وارث (علم)الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَىپیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر

الْخَلَفِ الْهَادِي الْمَهْدِيِّ اِمَامِ الْمُؤْمِنينَآن یادگار صالح راهنما حضرت مهدی امام مؤمنانوَ وَارِثِ الْمُرْسَلِينَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمينَو وارث (علم پیمبران و حجت پروردگار جهانیان)اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةِخدایا درود فرست بر محمد و خاندانش پیشوایانالْهَادِينَ الْعُلَمَاءِ الصَّادِقِينَ الْأَبْرَارِ الْمُتَّقِينَراهنما و دانشمندان و راستگویان و پرهیزکاراندَعَائِم دينِكَ وَ أَرْكَانِ تَوْحِيدِكَ وَ تَرَاحِمَةِکه ستون های دین تو و پایه های محکم توحید و مفسرانوَحْيِكَ وَ حُجَجِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ خُلَفَائِكَ فيوحی تو و حجت های تو بر تمام مخلوقاتت و جانشینانت که درأَرْضِكَ الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ اصْطَفَيْتَهُمروی زمین هستند آنان که ایشان را برای خویش برگزیدیعَلَى عِبَادِكَ وَ ارْتَضَيْتَهُمْ لِدِينِكَو برای بندگانت انتخاب کردی و برای دینت پسندیدی

وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ وَ جَلَّلْتَهُمْ بِكَرَامَتِكَو به معرفت خویش مخصوصشان گرداندی و به کرامتتوَ غَشَّيْتَهُمْ بِرَحْمَتِكَ وَ رَبَّيْتَهُمْ بِنِعْمَتِكَجلالت و برجستگیشان دادی و به رحمتت آن ها را پوشاندی و به نعمتتوَ غَذَّيْتَهُمْ بِحِكْمَتِكَ وَ الْبَسْتَهُمْ نُورَكَآنان را پروریدی و به حکمتت غذایشان دادی و نورت را در برشانوَ رَفَعْتَهُمْ فِي مَلَكُوتِكَ وَ حَفَفْتَهُمْ بِمَلائِكَتِكَکردی و در ملکوت خویش آن ها را بالا بردی و به فرشتگانتوَ شَرَّفْتَهُمْ بِنَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِگرداگردشان را پوشاندی و به پیامبرت ایشان را شرف بخشیدی - درود تو بر او و آلش باد -اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلَيْهِمْ صَلوةٌ زَاكِيَةًخدایا درود فرست بر محمد و بر ایشان درود پاکنَامِيَةً كَثِيرَةً دَائِمَةً طَيِّبَةً لا يُحِيطُ بِهَا إِلَّا أَنْتَو روینده بسیار و همیشگی و پاکیزه ای که کسی جز تووَ لا يَسَعُها إِلا عِلْمُكَ وَ لا يُحْصيها اَحَدٌبدان احاطه ندارد و جز در علم تو نگنجد و هیچ کس جز تو

غَيْرُكَ اللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَ لِيِّكَ الْمُحْيِيشماره اش نتواند خدایا و درود فرست بر ولی خود و زنده کنندهسُنَّتَكَ الْقَائِمِ بِأَمْرِكَ الدَّاعِي إِلَيْكَ الدَّلِيلِطریقت (آن کس که به امرت قیام کند و به سویت بخواند و به راه)عَلَيْكَ حُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فيتو دلالت کند حجت بر خلق و جانشینتاَرْضِكَ وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِكَ اللّهُمَّ أَعِزَّدر زمین و گواهت بر بندگان خدایا یاریش را نیرومندنَصْرَهُ وَ مُدَّ فِي عُمْرِهِ وَ زَيِّنِ الْأَرْضَ بِطُولِو با شوکت کن و بر عمرش بیفزا و زمین را به طولبَقَآئِهِ اَللّهُمَّ اكْفِهِ بَغْيَ الْحَاسِدِينَ وَ أَعِذْهُ مِنْبقایش زیور بخش خدایا او را از ستم حسودان کفایت کن و ازشَرِّ الْكَائِدينَ وَ ازْجُرْ عَنْهُ إِرَادَةَ الظَّالِمينَ وَشر مکاران حافظتش کن و ارادهٔ ستمکاران راخَلَّصْهُ مِنْ أَيْدِى الْجَبَّارِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فياز او بگردان و از دست گردنکشان خلاصش کن خدایا به او عطا کن

فْسِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ رَعِيَّتِهِدباره خودش و فرزندان و شیعیان و رعایای اووَ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَميع اَهْلِ الدُّنْيَاو نزدیکانش و عموم پیروانش و نیز درباره دشمنان او و تمام مردم دنیامَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ أَفْضَلَآن چه را که چشمش بدان روشن شود و دلش بدان شاد گردد و او را به بهترین چیزیمَا أَمَّلَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّشَيْءٍکه در دنیا و آخرت آرزو دارد برسان که همانا تو بر هرچیزقَديرٌ اَللّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دينِكَتوانایی خدایا تازه کن به وسیلهٔ او آن چه را که از دینت محو شدهوَ اَحْى بِهِ مَا بُدِّلَ مِنْ كِتَابِكَ وَ أَظْهِرْ بِهِ مَا غُيِّرَو زنده کن به دست او آن چه را که از کتابت تبدیل یافته و آشکار ساز به وسیلهٔ اومِنْ حُكْمِكَ حَتّى يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِآن چه را که از حکم تو تغییر یافته تا آن جا که برگردد دین تو به وسیله او و به دست اوغَضّاً جديداً خَالِصاً مُخلَصاً لا شَكٍّ فِيهِ وَ لاترو تازه و پاک و بی آلایش که شکی در آن نباشد

شُبْهَةَ مَعَهُ وَ لا بَاطِلَ عِنْدَهُ وَ لَا بِدْعَةَ لَدَيْهِو شبهه ای به جای نماند و باطلی در آن نباشد و بدعتی به جای نمانداَللّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ كُلَّ ظُلْمَةٍ وَ هُدَّ بِرُكْنِهِ كُلَّخدایا روشن کن به نور او هر تاریکی را و درهم شکن به قدرتش هربِدْعَةٍ وَ اهْدِمْ بِعِزِّهِ كُلَّ ضَلالَةٍ وَ اقْصِمْ بِهِ كُلَّبدعتی را و ویران کن به وسیلهٔ عزتش هر گمراهی را و بشکن به دست او (پشت هر)جَبَّارٍ وَ اَحْمِدْ بِسَيْفِهِ كُلَّ نَارِ وَ أَهْلِكْ بِعَدْلِهِگردنکشی را و خاموش کن به شمشیرش آتش هر فتنه را و نابود ساز با عدالتجَوْرَ كُلِّ جَائِرٍ وَ أَجْرٍ حُكْمَهُ عَلى كُلِّ حُكْماو ستم هر ستمگری را و حکمش را فوق تمام حکم ها بگذرانوَ اَذِلَّ بِسُلْطَانِهِ كُلَّ سُلْطَانِ اللّهُمَّ اَذِلَّ كُلَّو به وسیلهٔ سلطنتش هر سلطانی را زبون کن خدایا خوار کن هرکهمَنْ نَاوَاهُ وَ اَهْلِكْ كُلَّ مَنْ عَادَاهُ وَ امْكُرْ بِمَنْرا قصد سوئی نسبت به او کند و نابود ساز هر که با او دشمنی کند و به مکر خویش دچار کنكَادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَهُ حَقَّهُ وَ اسْتَهانَآن که درباره اش کیدی کند و ریشه کن ساز هر که را منکر حقش گردد و کارش را سبک

بِأَمْرِهِ وَ سَعَىٰ فِي اطْفَاءِ نُورِهِ وَ اَرَادَ اِخمَادَشمارد و در خاموش کردن نورش کوشا باشد و بخواهد او را از یاد ببردذِكْرِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفىخدایا درود فرست بر محمّد مصطفیوَ عَلِيٌّ الْمُرْتَضى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِو على مرتضی و فاطمه زهرا و بر حسن (دارای مقام تسلیم و)الرّضا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِرضا و بر حسین مصطفی و تمامی اوصیاءمَصَابِيحِ الدُّجى وَ أَعْلَامِ الْهُدَىٰ وَ مَنَارِ التَّقَىکه چراغ های تاریکی و نشانه های هدایت و مشعل های پرهیزکاریوَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَ الْحَبْلِ الْمَتينِ وَ الصِّرَاطِو دست آویزهای محکم و رشته های استوار و راهالْمُسْتَقِيمِ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ وَلَاةٍ عَهْدِكَ وَراست اند و درود فرست بر ولی خود و سرپرستان عهد والْأَئِمَّةِ مِنْ وَلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فيپیمانت و امامان از نسل او و عمرشان را دراز گردان

اجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصى آمَالِهِمْ ديناً وَ دُنْيَا وَو مدت زندگانیشان را زیاد کن و به منت های آرزوهاشان در دین و دنیا وآخِرَةً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ آخرت برسان که تو بر هر چیزی قادر و توانایی