دعاهای امام رضا علیه السلام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : سلمانی رحیمی ، امیر، 1342 - ، گردآورنده، مترجم

عنوان و نام پدیدآور : دعاهای امام رضا علیه السلام [کتاب]/ گردآوری و ترجمه امیر سلمانی رحیمی، مرتضی انفرادی ، گروه مطالعات فرهنگی زائر.

مشخصات نشر : مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1393.

مشخصات ظاهری : 100 ص .

شابک : 40000 ریال: 978-964-971-784-5

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : فارسی-عربی.

یادداشت : پشت جلد به انگلیسی : Amir Salmani Rahimi , Mortaza Enferadi , The prayers of Imam Reza (A.S).

یادداشت : کتابنامه : ص. 95 - 100 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.

موضوع : علی بن موسی (ع)، امام هشتم ، 153؟ - 203ق. -- کتاب های دعا، و غیره

موضوع : دعاها

شناسه افزوده : انفرادی، مرتضی، گردآورنده، مترجم

شناسه افزوده : بنیاد پژوهشهای اسلامی. گروه مطالعات فرهنگی زائر

شناسه افزوده : بنیاد پژوهش های اسلامی

رده بندی کنگره : BP267/2 /ع85س8 1393

رده بندی دیویی : 297/772

شماره کتابشناسی ملی : 3430988

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم مریم محققیان

اشاره

سلمانی رحیمی، امیر، 1342 - ، گرد آورنده، مترجم

دعاهای امام رضا علیه السلام/ گردآوری و ترجمه امیر سلمانی رحیمی، مرتضی انفرادی، گروه مطالعات فرهنگی زائر- مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، 1392

فيپا. ISBN 978-964-971-784-5

1. على بن موسى الرضا امام علیه السلام، امام هشتم، 153 - 202 ق. - دعاها. 2. دعاها.

الف. انفرادی، مرتضی، گردآورنده، مترجم. ب. بنیاد پژوهش های اسلامی گروه مطالعات فرهنگی زائر. ج. بنیاد پژوهش های اسلامی د. عنوان

1392 8 س 8 ع 267/09/2 BP

297/772

کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران 3430988

دعاهای امام رضا علیه السلام

گردآوری و ترجمه: دکتر امیر سلمانی رحیمی/ مرتضی انفرادی

(گروه مطالعات فرهنگی زائر)

ویراسته دکتر محمد مهدی رکنی یزدی

چاپ اول 1393 / 1500 نسخه، وزیری / قیمت 40000 ریال

چاپ و صحافی: مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی

بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد: صندوق پستی 366-91735

مراکز توزیع:

تلفن و دورنگار واحد فروش بنیاد پژوهشهای اسلامی 2230803

فروشگاه های کتاب بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد: 2233923، قم: 7733029

info (@islamic-rf.ir www.islamic-rt.ir

حق چاپ محفوظ است

فهرست

مقدمه...7

فصلی در دعا

دعا در لغت و ادبیات اسلامی...15

دعا و مناجات در سیره رضوی...18

گونه های دعا...20

آداب دعا...23

دعاهای امام هشتم علیه السلام

تسبيح و مناجات...30

[1] در تسبیح خدا....30

[2] در تسبیح خداوند، در روز دهم و یازدهم ماه...36

[3] در تسبیح خداوند...37

صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و زیارت...

[1] بر مزار یکی از اهل بیت...38

[2] در هنگام زیارت قبور...39

دعا و خواهش...40

[1] برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)...40

[2] برای برآورده شدن حاجت ها...47

[3] در حقّ دیگری برای حل مشکل...49

[4] دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها با توسل به قرآن...52

[5] برای ادای قرض...53

[6] برای رفع غم و اندوه... 54

[7] برای هدایت به مذهب حق...56

[8] در حقّ دعبل خزاعی...57

[9] برای برآورده شدن حاجت ها...57

[10] در طلب باران...58

[11] برای درخواست روزی...59

[12] برای برآورده شدن حاجت ها...60

[13] نفرین در حقّ ابن ابی سعید مکاری...61

[14] پس از خشم مأمون و آرام گرفتن او...61

[15] پس از قبول ولایت عهدی...62

[16] در سجده...62

[17] پس از قبول ولایت عهدی...63

[18] پیش از شهادت...63

[19] دعایی از امام هشتم به روایت پیامبر...64

[20] در طلب امن و ایمان...64

[21] در دفع دشمن...65

[22] در پاسخ به موسی بن عمر بن بزيع...65

[23] برای رفع گرفتاری...65

[24] برای دفع بلا...66

نمازها و تعقیبات...67

[1] در نماز وتر...67

[2] در قنوت نماز...72

[3] در قنوت نماز برای دفع دشمنان...75

[4] پس از نافله شب...78

[5] صلوات پس از نمازهای واجب...79

[6] در قنوت نماز جمعه...80

[7] پس از اقامه و پیش از تکبیر...81

[8] در قنوت نماز وتر...82

[9] به هنگام شنیدن اذان صبح...83

[10] پس از نماز صبح...83

[11] در قنوت...84

[12] در سجده شکر...84

[13] در سجده شکر...85

[14] نماز کفایت...85

اعمال زمان ها و مکان های خاص...87

[1] در آخرین جمعه ماه شعبان... 87

[2] پس از رؤیت هلال ماه رمضان...88

[3] در هنگام افطار...89

[4] در روز عرفه...89

[5] در طواف...90

[6] در هنگام خارج شدن از مسجد الحرام...91

[7] در وداع با کعبه...91

[8] در هنگام خارج شدن از خانه...91

[9] در هنگام خارج شدن از خانه...92

[10] در هنگام سوار شدن به کشتی...92

[11] در هنگام سوار شدن به مرکب...93

کتابنامه

(بر اساس نام مؤلف)...95

(بر اساس نام کتاب)...98

مقدمه

میان دو [رشته] کوه توس، خاکی است که از بهشت آورده شده است. هر که به آن خاک قدم گذارد در روز قیامت از آتش دوزخ ایمن باشد. (1)

از کرامات صاحب این مرقد منور، حضور پر شمار زائرانی است که با دلی در گرو ایمان و محبتی قدسی پای به سرای هشتمین امامشان می نهند تا هم عرض ارادت کنند و هم بیعتی دوباره با ولایت علوی بندند

این روضه، که روزگار به بوی خوشش معطر است، مأمن حاجت مندانی است که شفای بیماری های روحی و جسمی و آرام جان خود را در آستان او از خدا می خواهند و این کتاب می کوشد دسته ای از گل های بوستان عالم آل محمد صلی الله علیه و آله را پیشکش اهل معرفت کند تا در حریم امام و مولای شان از زبان او با خدای خویش نجوا کنند.

آن چه میتوان از امام هشتم علیه السلام در عرصه دعا آموخت آداب دعا و اصل آن یعنی خواستن چیزهایی است که بسا انسان گرفتار آمده در بند


1) محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج 5، ص 125، ح 8173

مادّیت و مشکلات، کمتر به آن می اندیشد. در موضوع اول، بجز آن چه در کنار بیان سیره و زندگانی آن امام انتشار یافته است کتاب شیوه دعا و نیایش در کلام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام در چند نوبت از سوی بنیاد پژوهش های اسلامی انتشار یافته است.

در موضوع دوم نیز تاکنون کتاب ها و مقالات متعددی به مقوله دعا در اندیشه و سیره امام علیّ الرضا علیه السلام پرداخته اند که در میان آن ها کتاب های:

الف) مسند الامام الرضا، ذيل عنوان «كتاب الدعاء»

ب) موسوعة الادعية، در جلد پنجم، ذیل عنوان «الصحيفة الرضويّة»

ج) صحيفة الرضا علیه السلام، و ترجمه فارسی آن

د) صحيفة الامام الرضاء علیه السلام

ه) الصحيفة الرضوية الجامعة،

از منابع متأخر و در دسترس هستند که کوشیده اند دعاهای آن امام همام را جمع آوری نموده و یک جا در اختیار علاقه مندان گذارند و به حق کوششی مشکور داشته اند.

افزون بر این کتاب هایی چون صحیفه رضوی با رویکرد بهداشت روان کوشیده اند به شرح و تفسیر این میراث پر بها بپردازند.

در این میان، آن چه پیش روست با نگاه و تنظیمی متفاوت فراهم آمده است که می توان ویژگی های آن را در نکات ذیل خلاصه کرد:

1. مراجعه به منابع دست اول و معتبر برای اطمینان از صحت انتساب دعاها به امام علیه السلام، به گونه ای که با جرأت می توان ادعا نمود قدیم ترین و

اصیل ترین منبع مورد توجه قرار گرفته و عبارات دعا از آن نقل شده است.

2.

بررسی دقیق حذف و تقطیع ها و درج مقدمات و مؤخرات لازم دعاها؛ این کار با هدف فراهم ساختن امکان بهره مندی از دعا بوده و به گونه ای است که در مواردی ناگزیر از ترکیب یا تفکیک یک دعا در مقایسه با منابع متأخر شده ایم و اندک اختلاف در تعداد دعاها از همین خاستگاه است.

3.

توجه ویژه به ضبط (اعراب) کلمات با تکیه بر قواعد حاکم بر زبان عربی و کاستن از حرکات و علائم غیر ضروری با هدف کمک به خواندن روان دعاها.

4.

تنظیم و تبویبی نو با رویکرد تسهیل در دستیابی به دعاها که این کار با توجه عمیق و جدی به کتاب های رایج دعا هم چون مفاتیح الجنان صورت پذیرفته است. در ترتیب داخلی نیز با تأسی به شیوه قرآن کریم در ترتیب سوره ها دعاها بر اساس کمیت ترتیب یافته است؛ و در آن چه به اعمال زمان ها و مکان های خاص مربوط می شود ترتیب ماه های قمری مورد توجه بوده است پیرامون گونه های دعا نیز در «فصلی در دعا» نکاتی گفته خواهد شد.

5.

به دست دادن ترجمه ای روان و وفادار که از امتیازات این اثر و از اهداف نگارنده بوده و امید است هم به دیده قبول نشیند و هم به دعای خیری از او یاد کنند که: وَ ما توفیقی إلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ. (1)

با توجه به مضمون و شمار دعاهای امام هشتم علیه السلام، مجموع این دعاها


1) سوره هود/ آیه 88

در پنج بخش، در اختیار خوانندگان گرامی گذاشته شده است:

الف) تسبيح و مناجات، ب) صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و زیارت، ج) دعا و خواهش، د) نمازها و تعقیبات ه) اعمال زمان ها و مکان های خاص.

افزون بر این، تا حال حاضر صدها عنوان کتاب و دیگر محصولات فرهنگی از سوی مؤسسات فرهنگی آستان قدس رضوی انتشار یافته است که عهده دار معرفی ابعاد گوناگون زندگانی و شخصیت حضرت امام هشتم علیه السلام و اماکن متبرک رضوی بوده است، ولی آن چه پیش روست از رنگی دیگر است و امید می رود افزون بر آشنا نمودن ارادتمندان حضرتش با این بعد از شخصیت علمی و عرفانی آن امام همام، آداب مناجات با خدای متعال را فرا روی اهل ایمان گذارد.

گروه مطالعات فرهنگی زائر در بنیاد پژوهش های اسلامی نیز پیوسته کوشیده است با نگاه به طیف گسترده زائران از نظر سطح دانش و آگاهی های عمومی - مذهبی تنوع زبان و گونه گونی قالب های عرضه محتوا و توجه جدی به سیاست های فرهنگی تعریف شده، خواسته ها و نیازهای فرهنگی زائران را بر رسد و در جهت تأمین آن گام بردارد.

در پایان از تلاش خالصانه جناب آقای دکتر محمد مهدی رکنی به خاطر راهنمایی ها و دقت ارزنده شان در ویرایش علمی و ادبی این اثر صمیمانه قدردانی می شود و توجه خوانندگان ارجمند را به این نکته معطوف می دارد که با همۀ تلاش فراهم آورندگان برای نقل دعاها از منابع دست اول و معتبر ممکن است اصل یا بخشی از دعاهای نقل شده در گذر تاریخ، گرفتار تغییر یا تحریفی شده باشد یا آن که نیازمند توضیح و

شرحی باشد که چون این اثر بیش تر با رویکرد معرفی دعاهای امام رضا علیه السلام تدوین یافته به نقد و ایضاح یک یک دعاها نپرداخته است.

دکتر امیر سلمانی رحیمی/ مرتضی انفرادی

آذرماه 1392

فصلی در دعا

قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (1) دعا و نیایش در بینش توحیدی به ویژه اسلامی جایگاهی والا دارد. تا آن جا که قرآن کریم می فرماید: (بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کند در حقیقت شما به تکذیب پرداخته اید و به زودی [ عذاب بر شما] لازم خواهد شد)

علامه طباطبایی در توضیح این آیه می نویسد: این آیات شماری از خصلت های نیک اهل ایمان را ذکر می کند که در برابر آن چیزی است که از صفات بد کافران آورده است آنان (اهل ایمان) پروردگارشان را می خوانند و پیامبر او و کتاب فرو فرستاده شده بر وی را تصدیق می کنند در برابر کافران که آن دو را تکذیب کرده و از او (خدا) روی گردانده و از هوای [نفس] پیروی کردند (2)

جمله ها و مضامین این آیه و آیات بسیار دیگر که به موضوع دعا


1) سوره فرقان/ آیه 77

2) طباطبایی، سید محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ج 15، ص 239 .

پرداخته است نهالی از باور را در وجود آدمی به بار می نشاند که به موجب آن نمی توان دعا را کاری تشریفاتی و افزون بر تکلیف دانست. دعا نه آن است که تنها به هنگام رویارویی با مشکلی به کار آید، بلکه حقیقتی کمال بخش و ارزشی بایسته است که روی گردانی از آن نشانی از تکذیب و پیامد آن گرفتار آمدن در کمند عذابی دردناک خواهد بود.

به دیگر سخن روی نمودن به آن ذات مقدس برای خواستن (دعا)، یا به انگیزه ابراز ارادتی برآمده از شناختی عمیق و قلبی با هدف رسیدن به آرامش و لذت مناجات، پاسخ به دعوت حقی است که خدای بلند مرتبه آن را به گوش جان هر انسانی نیوشانده فرمود: لَه دَعوَةُ الحقِّ (1)(دعوت حق برای اوست). بنابراین شایسته است که گاه و بیگاه روی به آستان جمال و جلالش نموده، با برنامه ریزی برای بیشترین بهره مندی از این سفره گسترده که دعا و مناجاتش نامیده اند زمینه های رسیدن به کمال حقیقی را که همانا قرب الهی است برای خویش فراهم آوریم.

به ویژه ما شیعیان که دعا و آداب آن را به نیکوترین شکل از پیشوایان معصوم خویش آموخته ایم؛ و گزاف نیست اگر مدعی شویم پیشوایان معصوم ما گنجینه ای از معرفت توأم با دلدادگی و شیفتگی به خدای متعال را برای بشریت به یادگار نهاده اند که مانندی ندارد و هم چون قرآن که معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و نشانی از حقانیت اوست، دعاهای رسیده از امامان معصوم علیهم السلام بهترین گواه بر سیراب بودن این ذوات مقدس از آبشخور علمی الهی است و در چنان پایه ای از ارزشمندی و استواری


1) سوره رعد/ آیه 14

است که می توان به آن تحدّی کرد.

امام خمینی قدس سره در فرازی از وصیّت نامه الهی - سیاسی خویش چنین نوشته است: ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ماست ما ب [ این که] مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفات حسین بن على علیهما السلام و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است [افتخار می کنیم.] (1)

و اکنون این کتاب می کوشد با عرضه دعاهایی رسیده از امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام، زائران شیفته و حقیقت جو را گنجینه ای از حکمت و کمال پیشکش کند تا ضمن آشنایی بیشتر با این شأن از شئون امام، در فضای ملکوتی بارگاه نورانی اش، احساس کنند با کلماتی با خدای خود راز و نیاز می کنند که امام میزبانشان با آن به راز و نیاز با پروردگارش پرداخته است. باشد تا این همزبانی بهره مندی شان از دعا را فزونی بخشد

دعا در لغت و ادبیات اسلامی

«دعاء» که در زبان فارسی آن را «دُعا» (بدون همزه پایانی) تلفظ می کنند از مفاهیم و اصطلاحات رایج در فرهنگ و ادبیات اسلامی است.

معنی لغوی این واژه، خواندن، ندا دادن، استعانت (کمک خواستن) (2)و «در نزد عرفا، میل و رغبت به خداوند متعال و درخواست رحمت از او


1) خمینی، روح الله ، وصیت نامه الهی - سیاسی

2) المنجد في اللغة ، ماده (د ع و) .

همراه با اظهار خواری و فروتنی» (1)و حتی اظهار اندوه و ندبه است. فعل آن از ماده (د ع و) است و به طور معمول با دو حرف لام (لِ) و عَلَی به کار می رود. «دَعا لِ...» یا «دعالَه» یعنی برای او طلب خیر کرد؛ و در برابر، «دعا عليه» یعنی او را نفرین کرد. (2)

دعا در نزد متکلمان مسلمان، خواستن مراد از دیگری است مشروط به این که کسی که از او خواسته می شود از نظر جایگاه بالاتر از خواهنده (دعاکننده) باشد هم ایشان خواهش از هم رتبه را طلب می خوانند و ایجاب و امر را از دیگر مدخل های مرتبط با دعا معرفی می کنند. (3)

دعا در پیوندی نزدیک با حقایقی چون: ایمان به خدا، توکّل، قضا و قدر، حسن ظن به خداوند اخلاق و تربیت، انتقال و ترویج ارزش ها و آموزه های دینی و حتی نزدیک نمودن دل های اهل ایمان به یکدیگریا تقریب مذاهب اسلامی است

دعا سلاح مؤمن در میدان های مختلف از جمله میدان سیاست و درگیری های مذهبی است که متأسفانه در عصر حاضر و با برنامه ریزی های استکبار و استعمار موجب گردیده مسلمانان در برابر یکدیگر ایستاده و تا مرز کشتن هم و لو به شکل انتحاری پیش روند؛ در چنین شرایطی آیا توجه دادن به دعا، بهترین شیوه در جلب دل ها و کارآمدترین ابزار در معرفی چهره علمی و عرفانی اهل بیت علیهم السلام نخواهد بود؟


1) مدنی، علی خان بن احمد رياض السالكين فى شرح صحيفة سيد الساجدين، ج1، ص225.

2) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ماده د ع و. شایان ذکر این که در زبان فارسی نیز «آفرین» و «نه آفرین = نفرین» گفتن به کاربرد «لِ» و «عَلی» در کنار فعل دَعا نزدیک است.

3) شرح المصطلحات الكلامية ، ص 146

دعا در قرآن کریم و مجاميع روایی جایگاهی ویژه دارد. واژه دعاء و مشتقات آن بیست بار در قرآن کریم آمده است اما آن چه در موضوع دعا و اهمیت آن از این طریق به ما رسیده بسیار بیشتر است. (1)

به عنوان نمونه و در بیان جایگاه دعا کننده در قرآن کریم به این نکته اشاره می شود که مفسران معتقدند: در هر جایی از قرآن کریم که يَسْأَلُونَكَ (از تو می پرسند) یا مانند آن، «يَسْتَفْتُونَكَ» (از تو نظر می خواهند) آمده است پاسخ با «قُل» (بگو) یا « فَقُل» همراه است و تنها در آیه: وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ.... (2)(و چون بندگانم درباره من از تو بپرسند؛ من نزدیکم، دعای دعا کننده را اجابت می کنم ...) است که خداوند متعال پاسخ را با «قُل» یا «فَقُل» ، که حکایت گر واسطه بودن پیامبر صلی الله علیه و آله است نفرموده و خود مستقیم و بی واسطه نزدیکی اش را به بنده سائلش بیان می کند و این حکایت از جایگاه دعا و اراده خداوند در تکریم دعا کننده دارد (3)البته تردیدی نداریم که هر آن چه خیر ما در آن باشد از سرِ کرامت ارزانی مان خواهد داشت.

نیز در تفسیر آیه شريفه: إن الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ؛ (4)«به راستی کسانی که در بندگی من استکبار می ورزند سرافکنده و خوار وارد دوزخ خواهند شد» از امام باقر علیه السلام روایت شده که


1) ر ک به جلد 19 کتاب المعجم في فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته، ماده د ع و.

2) سوره بقره / آیه 186

3) واعظ زاده خراسانی، محمد، المعجم فى فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته، ج 19، ص 509

4) سوره غافر/ آیه 60

منظور از عبادت در این آیه دعاست و هم ایشان در ادامه فرمود: و برترین عبادت دعاست. (1)

هم چنین شمار قابل توجهی از روایات نیز به مقوله اهمیت دعا، آداب آن شروط استجابت و مسائل مرتبط پرداخته که در این جا تنها به ذکر چند روایت از امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام بسنده می شود.

دعا و مناجات در سیره رضوی

امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام درباره جایگاه دعا و به نقل از پدران بزرگوارشان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که حضرتش فرمود: دعا، سلاح مؤمن و پایه دین و نور آسمان ها و زمین است(2)

آن امام همام در زندگی روزانه و معمول نیز پیوسته نمادی از دلدادگی به معبود و آموزگار درس توحید و عرفان بود. تمیم بن عبدالله بن تميم قرشی گوید: پدرم از احمد بن علی انصاری مرا حدیث کرد که گفت: از رجاء بن ابی ضحاک شنیدم که می گفت: مأمون مرا فرمان داد تا علی بن موسی را از مدینه به مرو آورم او فرمانم داده بود تا حضرتش را از راه قم آورده و خود در شب و روز با جان خویش از او محافظت کنم تا نزد وی آورمش من نیز از مدینه تا مرو همراهش بودم. (3)

... و به خدا سوگند که مردی را با تقواتر از او ندیدم و نه کسی را که


1) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج1، ص 466 ، ح1 .

2) همان ، ج 2، ص 468 ، ح 1.

3) با استناد به منابع ،تاریخی امام رحمه الله از مسیر اهواز، اصطخر، و یزد به نیشابور و سپس سرخس و مرو انتقال یافت.

بیش تر از او خدا را یاد کند در همه وقت هایش؛ و نه ترسنده تر از او از خدای عزیز و جلیل

چون نماز صبح خود می گزارد در جایگاه نماز خویش نشسته و خدا را تسبیح و تحمید می گفت الله اکبر و لا اله الا الله بر زبان داشت و بر پیامبر درود می فرستاد تا خورشید بر می آمد

... دعایش را با صلوات بر پیامبر و خاندان او آغاز می کرد و در نماز و غیر آن بسیار چنین می کرد و شب هنگام و در بستر خویش بسیار قرآن می خواند و چون به آیه ای می رسید که در آن از بهشت یا دوزخ یاد شده بود گریسته و از خدا بهشت خواسته و از آتش به او پناه می برد ...

انس امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام با قرآن ستودنی و شگفت است. البته این معنا درباره همه امامان معصوم و بلکه یاران نزدیک و دست پروردگان مکتب شریفشان صادق است و خود حکایتی از پیوستگی همیشه شان با خدای متعال دارد.

اندیشیدن در همه حال سنت و عادت عالم آل محمد علیه السلام بود و این خصلتی است که رواست همه دوستداران و پیروان ایشان داشته باشند

از عبد السلام بن صالح هروی نقل است که گفت: به در سرایی که [امام] رضا در سرخس در آن زندانی شده بود، آمدم. او با آن که در بند بود با پروردگارش مناجات می کرد و اندیشمندانه در جایگاه نمازش نشسته بود

در کتاب مسند الامام الرضا علیه السلام 102 حدیث از آن امام همام در موضوع دعا به چشم می خورد هم ایشان می فرمایند: دعا سلاح مؤمن و پایه دین و

نور آسمان ها و زمین است. (1)

نیز، داود بن سلیمان از علیّ بن موسی الرضا علیه السلام و ایشان از پدرانش از علی علیه السلام [روایت کرد] که آن حضرت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: موسی ابن عمران در مناجات با پروردگارش - عزّوجلّ - گفت: پروردگارا! تو از من دوری تا صدایت کنم یا نزدیکی تا با تو نجوا کنم؟ خداوند عزّوجلّ به او [چنین] وحی کرد: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند. موسی علیه السلام گفت: پروردگارا! من در حالی هستم که تو را برتر از آن می دانم که یادت کنم (نامت را بر زبان آورم) فرمود: ای موسی! در هر حالی مرا یاد کن.

و به اصحاب خود فرمودند: بر شما باد به سلاح پیامبران، به ایشان گفته شد: سلاح پیامبران چیست؟ فرمود: دعا. (2)

گونه های دعا

نگاهی به کتاب های رایج دعا این حقیقت را به خوبی می نمایاند که دعا در فرهنگ اسلامی به گونه هایی متنوع از سخن اطلاق می شود. به تعبیر اهل ادب، این نام گذاری از نوع تسمیه کل به بعض است به دیگر بیان، در میان انواع سخن که البته وجه مشترکی با یک دیگر دارند نام یک گونه را برگزیده و بر همه آن انواع اطلاق نموده اند. نظیر این که در دکان شیرینی فروشی به جز شیرینی چیزهایی دیگر هم چون آجیل و انواع شکلات فروخته می شود اما تنها کلمه شیرینی بر نام دکان دیده می شود.


1) عطاردی قوچانی، عزیز الله، مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 2.

2) همان، ج 2، صص 2 و 67 و 68.

در خصوص گونه های دعا، وجهی مشترک که همان توجه یافتن به ذات مقدس آفریدگار متعال است وجود دارد اما صاحب نظران و ارباب قلم و تألیف، همه این انواع و گونه های متنوع را کنار یک دیگر نهاده و یک عنوان برای آن برگزیده اند که همان واژه «دعا» است.

بررسی ها نشان می دهد همه این انواع در ذیل این عنوان ها قابل جمع و در دسترس است:

الف) تسبیح یا مجموعه ای از نیایش ها که گوینده در آن تنها به ستایش خداوند پرداخته است و خواسته یا حاجتی را مطرح نمی کند. ابتهالات تكبيرات، تحمیدات و مانند آن در ذیل این عنوان قرار می گیرند

ب) صلوات بر پیامبر و اهل بیت پاک و مطهر ایشان و زیارت یا آن چه برای ابراز ارادت به ساحت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام و دیگر شخصیت های برجسته دینی، از دور و نزدیک خوانده می شود و آداب و اوقات آن و درود بر فرشتگان و مانند ایشان که در کتاب هایی چون صحيفه سجاديه فصلی مستقل را به خود اختصاص داده است.

ج) مناجات کلمات یا بیاناتی است که ستایش خدا را در کنار خواسته هایی متعالی طرح می کند و به تعبیری ابراز خواسته هایی عارفانه در کنار نجوا و گفت و گو با خداوند متعال است.

د) نمازها و اعمال ویژه مکان ها و زمان های خاص این فصل در کتاب های دعا جایگاهی وسیع ممتاز و پر مراجعه دارد. به عنوان نمونه افزون بر 30 نوع نماز در کتاب های مختلف دعا شمرده شده است که نماز در مهمات نماز استغاثه، نماز گرسنه، نماز کفایت، نماز عفو، نماز فرزند

برای پدر و مادر و بسیاری دیگر از جمله آن هاست.

هم چنین آن چه به عنوان اعمال روزها و ماه ها، نظیر اعمال ماه شعبان و رمضان یا اعمال مکان هایی خاص هم چون اعمال مسجد کوفه یا بهترین زمان سفر و دعاهای آن که در کتاب های دعا آمده است، ذیل این عنوان جای می گیرند.

ه) دعاها یا خواهش ها و خواسته ها که در عربی به آن دعوات و ادعیه جمع/ دعا دعاء گفته می شود. در این گونه متون، درخواست های دنیوی و اخروی برای دعا کننده یا کسان مورد نظر او مطرح می شود. می توان گفت که بیش تر دعاهای ما از این دست است. البته این خواهش ها می تواند «لَه» يا «علیه» (دعا یا نفرین) باشد.

و) ختم (ختوم/ ختومات) حرز، عوذه (تعويذ)، حجاب (احتجاب) و آن چه عموم مردم آن را از دعا نویسان خواسته و معمولاً نوشته آن را همراه شخص یا حیوان می کنند و حتی به درخت یا سردر خانه می آویزند تا از آفت و آسیب به دور ماند یا دفع چشم زخم کند، ذیل این عنوان درج می گردد.

داوری درباره حرزها و درستی و نادرستی انتساب آن ها به معصومان علیهم السلام به بررسی دقیق حدیث شناختی نیاز دارد گفتنی است که گاهی یک حرز و سبب ورود آن به دو امام نسبت داده شده است مثلا حرزی از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل و گفته شده است که امام وقتی آن را خواند که او را در گودالی پیش درندگان انداخته بودند اما همان حرز و سبب ورود آن به امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام هم نسبت داده شده است ولی نسبت دادن این روایت به امام رضا علیه السلام با واقعیات تاریخی

تطبیق نمی کند. بنابراین اوّلا به توصیه برخی صاحب نظران در کتاب پیش رو از ذکر حرزهای منسوب به امام هشتم علیه السلام خودداری شد، ثانیاً باید گفت: اعتماد بر اغلب این حرزها از باب عمل به قاعده «تسامح در ادلّه سنن و عمل به مضمون اخبارُ مَنْ بَلغَ » (1)خواهد بود (2)

در کتاب مفاتیح الجنان هم عمده این گونه مباحث و دعاها در بخشی حاشیه ای با نام «الباقیات الصالحات» در دسترس است. (3)

از این رو، وقتی سخن از دعا به میان می آید باید متوقع رو به رو شدن با گونه هایی متفاوت از بیان بود که بسا در نگاه نخستین همه آن را در زمره ادعیه نشماریم و طبیعی است همه این گونه مضامین و عبارات، کم یا زیاد در کلام امام هشتم علیه السلام دیده شود.

آداب دعا

خواستن از خداوند و نیایش با او آدابی دارد که شاید مهم ترین آن همان سخنانی است که با آن به راز و نیاز می پردازیم و به یقین اشاره پیشوایان دین به ضرورت بهره مندی از آموزه های عارفان حقیقی و امیران میدان سخن در مناجات با آن ذات پاک و ربّ ودود از آن روست که


1) بسا که شخصی به امید ثواب در انجام کاری مستحب به احادیثی که صحت و اعتبار آن ها احراز نشده است عمل می کند این گونه احادیث و روایات نه به طور قطع قابل انکار است و نه مضمون آن ها ناظر به عملی واجب یا تکلیفی است از همین رو با گون های تسامح با آن برخورد می شود برگرفته از فرهنگ نامه اصول فقه، ص128

2) سایت ویکی فقه

3) قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ص 989

حضرات معصومین علیهم السلام هم چه خواستن و هم چگونه خواستن و رازگویی را آموخته اند؛ و هر که اندک آشنایی با حقیقت معارف عمیق اسلامی به ویژه شیعی داشته باشد به اندک تأملی در می یابد که دعاهای رسیده از این پیشوایان به حق، در عین استواری واژگان از چنان عمقی برخوردار است که انسان، بی نیاز به استدلال، نشأت گرفتن آن را از سرچشمه معرفتی توحیدی و خالص و توأم با عرفان و محبّت به خداوند متعال که منشأ همه خوبی ها و خیرهاست، در می یابد.

برخی نادانان یا غرض ورزان خواسته اند با ترویج خرافه هایی به نام دعا، دکانی برای خود در بازار هوی گشوده و با بهره مندی از کم اطلاعی شماری از مردم و بلکه دوستداران کمال با عرضه کالای پر تزویر و ناموزون خویش به نام و نانی برسند و این واقعیتی است که باورمندان شیفته حق را واداشته به معرفی و نشر دعاهای معتبر عمیق و روح افزای معصومین علیهم السلام همت گمارند و از این رهگذر به تکلیف خود عمل کرده دل و جان پویندگان راه دوست را به این میراث گران بها بنوازند.

در موضوع اخلاق و آداب دعا، چه به صورت مستقل و چه در ضمن و حاشیه مجموعه های دعا بسیار گفته و نوشته اند. نکته شایان تأمل این که بسیاری عوامل استجابت دعا را با آداب دعا یکی می دانند در حالی که رعایت آداب و اخلاق دعا یکی از عوامل استجابت دعاست. به سخنی دیگر آداب دعا اخص، از عوامل استجابت است.

اما از آن جا که این کتاب با رویکرد معرفی دعاهای رسیده از امام علیّ ابن موسی الرضا علیه السلام پیشکش اهل فضیلت می شود به بیان عوامل

استجابت و اخلاق و آداب دعا نخواهد پرداخت.

از میان آن چه در این موضوع تألیف یافته و در دسترس است می توان به کتاب هایی چون: آداب دعا اثر مرحوم مجتبی تهرانی و الدعاء حقيقته، آدابه، آثاره، از مرکز الرسالة (قم) اشاره کرد.

تنها از باب رعایت اصول نگارش آثاری از این دست، به اختصار و اشاره، آدابی را برای داعی (دعا کننده) برمی شمریم، آدابی که ارباب معرفت رعایت آن ها را موجب امیدوار شدن به استجابت دعا دانسته اند.

این عوامل و آداب در سه بخش یا مقوله جای می گیرد:

نخست، آن چه به پیش از دعا کردن باز می گردد، نظیر انتخاب زمان یا مكان مناسب دعا، زیرا به عنوان مثال، دعا در شب و روز جمعه پیش یا پس از نماز، یا دعا کردن در حال روزه داری و جهاد، با طهارت بودن یا دعا کردن در حرم های مطهر و خالی نگه داشتن معده از غذای حرام یا شبهه ناک (1)، از ویژگی خاصی برخوردار است و فضای معنوی حاکم بر آن، ناشی از حضور امام و نیایش زائران به دعا کننده کمک می کند تا بهتر خدا را بخواند و سنجیده تر دعا کند

دوم، آن چه به دعا و هنگام دعا کردن باز می گردد نظیر انتخاب دعایی که متضمن اسم اعظم است یا ستایش خداوند پیش از اظهار خواسته حضرت امیر مؤمنان علیه علیه السلام فرموده است ستایش پیش از


1) از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: کسب خویش پاکیزه کن تا دعایت مستجاب شود زیرا [اگر] شخص لقمه ای حرام به دهان گذارد چهل روز دعایش مستجاب نشود مکارم الاخلاق ص 275

خواستن است پس هرگاه خدا را خواندی او را تمجید کن؛ (1)و عجله نداشتن در هنگام دعا، نخواستن حرام و شر، اظهار خشوع، ذکر یک یک حاجات، با صدای آهسته خواندن دعا، صلوات بر پیامبر و خاندان پاک ایشان و...

سوم، آن چه به پس از دعا باز می گردد نظیر بار دیگر به سراغ دعا رفتن، چه دعای پیشین مستجاب شده باشد و چه به مصلحتی، مستجاب نشده باشد صلوات بر پیامبر پس از ابراز حاجت و دست کشیدن به سر و صورت و... (2)

درباره زبان دعا باید گفت اگر چه بسیاری از فقها حتی دعا کردن به غیر عربی را در قنوت نماز بدون اشکال دانسته اند اما برخی معتقدند: «استادان برجسته و وارسته درس نیایش داده اند و راه و روش آداب سخن گفتن با خدا را آموزش داده اند» (3)و از این رو، بهتر است ضمن آشنا شدن با دعاهای رسیده از پیامبر صلی الله علیه و آله، امامان معصوم علیهم السلام و اولیای الهی و دقت در مضامین و مفاهیم بلند آن با زبان عربی و زیبایی های آن نیز آشنا شویم تا بهره ای وافر از این عبارات که در لفظ و معنی به کمال رسیده اند ببریم

از دیگر آداب شایان توجه انتخاب وسیله (واسطه) شایسته، انتخاب زمان و جایی مناسب برای دعا و نیایش است. خداوند متعال می فرماید:


1) کلینی، محمّد بن یعقوب، الكافي، ج 2، ص 484 ، ح 2 .

2) برگرفته از البلد الامين و الدرع الحصين، صص 9، 709 و دیگر مآخذ.

3) عبد خدایی، محمد هادی، شرح مناجات شعبانیه، ص 14

يا أَيُّهَا الذِينَ آمَنوا اتَّقوا اللهَ وَابْتَغوا إلَيهِ الوَسِيلَة وَ جَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لعَلّكم تُفلِحونَ (1)(ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید.) به روشنی از این آیه در می یابیم که سه فرمان داده شده: تقوا و خویشتن بانی، انتخاب وسیله ای برای تقرّب به خدا و سرانجام فرمان به جهاد در راه خدا در کنار یکدیگر و خطاب به اهل ایمان آمده است.

«وسیله» را در لغت به معنی جایگاه رفیع، درجه و شفاعت دانسته اند؛ از این رو خواندن خداوند با جمله ها و عباراتی که از معصومین به ما رسیده در کنار مرقد شریف ایشان و خواستن از آن ذوات مقدس برای شفاعت در پیشگاه خدا می توانند مجموعه ای از وسیله ها را کنار یک دیگر آورده دعا کننده را به اجابت دعایش از سوی آن مهربان ترین مهربانان و اجابت کننده دعاها مطمئن سازد.

و حسن ختام، این که امام هشتم علیه السلام دعای خود را با صلوات بر محمد و خاندان آن حضرت آغاز می نمود و آن (صلوات) را بسیار در نماز و غیر آن بر زبان جاری می ساخت (2)

در پایان این فصل، پسندیده می نماید در جوار مضجع نور باران حضرت امام علىّ بن موسى الرضا علیه السلام که جایگاه آمد و شد فرشتگان و بارش رحمت الهی است همنوا با یکی از شیفتگان بارگاهش این ابیات را زمزمه کنیم باشد تا رقّتی در دل بیاید و آماده تر لب به دعا بگشاییم:


1) سوره مائده / آیه 35

2) ابن بابویه، محمّد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 1 ، ص 196

ای مرا آرامش جان زی توجان آورده ام *** بندگی را در حضورت ارمغان آورده ام

بارگاهت را پی تعظیم سر بسپرده ام *** آستانت را پی تشریف جان آورده ام

... جرم پنهان گر بیابان در بیابان کرده ام *** اشک پیدا کاروان در کاروان آورده ام

جسم و جان خسته و فرسوده از بار گناه *** در جوار رحمتت ای مهربان آورده ام

ذرّه ای را پایبوس مهر تابان کرده ام *** قطره ای را سوی بحر بیکران آورده ام

... جان درد آلود و آه سرد و چشمی اشک بار *** این همه همراه جسمی ناتوان آورده ام

ای سراپا لطف دریابم که افتادم زپای *** دستگیرم شو که بس بار گران آورده ام

... با کدامین آبرو از رفته ها عذر آورم *** من که با سرمایه هستی، زیان آورده ام

... چون مرا در ساحت قدست نمی باشد «کمال» *** مصرع بر جسته ای را نورهان (1)آورده ام

در خراسان پیرو استاد شروانم که گفت: *** «این گلاب و گل همه زین بوستان آورده ام» (2)


1) ره آورد، سوغات

2) کمال پور، احمد (کمال) / شاعر معاصر خراسان

دعاهای امام هشتم علیه السلام

اشاره

تسبیح و مناجات

صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و زیارت

دعا و خواهش

نمازها و تعقیبات

اعمال زمان ها و مکان های خاص

تسبیح و مناجات

1.در تسبیح خدا

از دعاهای آن حضرت علیه السلام (1)

بسم الله الرحمن الرحيم <1>

اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنوبي وَكَثرْتَها قَد أَخلَقَت وَجهَى عِندَكَ، وحَجَبَتَني عَنِ استِهالِ رَحمَتِكَ، وَ باعَدَتنى عَنِ اسْتِيجَابِ مَغْفِرَتِكَ <2> و لَو لا تَعَلَّقى بِآلائِكَ وَ تَمَسُّكى بِالدُّعاءِ وَ مَا وَعَدتَ أَمثالي مِنَ الْمُسرِفِينَ ، وَ أشباهى مِنَ الْخاطِئِينَ ، و أوعَدتَ الْقَانِطينَ مِن رَحمَتِكَ بِقَوْلِكَ : ﴿ يا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِم لا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَعْفِرُ الذُّنوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم ، وَ حَذَّرتَ الْقَائِطينَ مِن رَحمَتِكَ، فَقُلتَ: وَ مَن يَقنُطُ مِن رَحمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ <3> ثُمَّ نَدَبَتَنا بِرَأْفَتِكَ إِلى دُعائِكَ ، فَقُلتَ: ﴿ و أدعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم إِنَّ الَّذِينَ يَستَكبِرُونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرين <4> إلهي لَقَد كانَ الإِياسُ عَلَىَّ مُشتَمِلًا وَ الْقُنوطُ مِن رَحْمَتِكَ عَلَىَّ مُلتَحِفًا، إلهي لَقَدْ وَعَدْتَ الْمُحسِنَ ظَنَّهُ بِكَ ثَوَابًا، وَ أَوْعَدْتَ الْمُسَى ظَنَّهُ بِكَ عقابًا. <5>


1) ابن طاووس علىّ بن موسى، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 254 .

به نام خداوند بخشنده و مهربان <1>

خدایا! گناهانم و بسیاری آن مرا نزد تو بی آبرو کرده و از سزاواري رحمتت بازداشته، و از جلب آمرزشت دور نموده است <2>

و اگر نبود وابستگیام به نعمت هایت و چنگ زدنم به دعا، و وعده ات به اسرافکاران و خطا پیشگانی چون من و وعده ات به نومیدان از رحمتت با این گفته ات که: «ای بندگان من که بر خویش ستم کرده اید از رحمت خدا نومید نباشید که خداوند همه گناهان را می بخشد، او تنها آمرزنده مهربان است» و نومیدان از رحمتت را بر حذر داشته و فرمودی: «و چه کسی از رحمت پروردگارش نومید است جز گمراهان» [جرأت نمی یافتم. <3>

پس به رأفت خود ما را به دعا کردن فرا خواندی و فرمودی: «مرا بخوانید شما را اجابت کنم کسانی که از عبادتم سرپیچی کنند به خواری وارد دوزخ خواهند شد». <4>

خداى من! يأس بر من چیره شده و نومیدی از رحمتت مرا فرا گرفته است خدای من! به کسی که گمان نیک به تو برد وعده پاداش داده ای و کسی را که به تو بدگمان است به عقاب تهدید کرده ای. <5>

اَللَّهُمَّ وَ قَدْ أَمْسَكَ رَمَقى حُسنُ الظَّنِ بِكَ فِي عِنقِ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ، وَ تَغَمُّدِ زَلَّتِي، وَ إِقَالَةِ عَثرَتي. <6> اللهُمَّ قُلتَ فى كتابِكَ و قَوْلُكَ الْحَقُّ ، الَّذى لا خُلفَ لَهُ وَ لا تَبديل: ﴿ يَوْمَ نَدعُو كُلَّ أُناسٍ بِإِمَامِهِم وَ ذَلِكَ يَوْمُ النُّشورِ، إِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ، وَ بُعثِرَ ما فِي الْقُبور.﴾ <7 > اَللَّهُمَّ فَإِنّى أُوفى وَأَشْهَدُ وَ أُقِرُ، وَ لا أُنكِرَ وَ لا أَجِحَدُ، وَ أُسِرُّ وَ أُعلِنُ، وَ أُظْهِرُ وَ أُبْطِنُ، بِأَنَّكَ أَنتَ اللهُ لا إلهَ إِلَّا أَنتَ، وَحدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، وَ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُكَ وَ رَسولُكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ أَنَّ عَلِيًّا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ سَيِّدَ الأَوصِياءِ، وَ وارِثَ عِلمِ الأنبياءِ، عَلَمَ الدِّينِ، وَ مُبيرَ الْمُشْرِكِينَ، وَ مُمَیّزَ الْمُنافِقِينَ، وَ مُجاهِدَ الْمارِقِينَ ، إمامى وَ حُجَّتِي، وَ عُروَتی وَ صِراطي، وَ دَليلي وَ مَحَجَتي ، وَ مَن لا أثِقُ بأعمالي وَ لَوْ زَكَت ، وَ لا أَراها مُنجِيَّةً لى وَ لَوْ صَلُحَت إِلا بِوِلايَتِهِ وَ الائتِمام بِهِ، وَ الإقرارِ بِفَضائِلِهِ وَ الْقَبولِ مِن حَمَلَتِها، وَ التَّسليمِ لِرُواتِها. <8> وَ أُقِرُ بِأَوْصِيائِهِ مِن أَبنائِهِ، أَئِمَّةً وَ حُجَجًا، وَ أَدِلَّةً وَ سُرْجًا، وَ أَعلامًا وَ مَنارًا وَ سَادَةً وَ أَبْرَارًا، وَ أُؤْمِنُ بِسِرِهِم وَ جَهرِهِم، وَ ظَاهِرِهِم وَ بَاطِنِهِم، وَ غائِبِهِم وَ شاهِدِهِم وَ حَیّهِم وَ مَیّتِهِم، لا شَكَّ في ذَلِكَ وَ لَا ارْتِيابَ و لا تَحَوُّلَ عَنه وَ لَا انقِلابَ.<9> اللَّهُمَّ فَادعُنى يَوْمَ حَشرى وَ نَشرى بِإِمَامَتِهِم وَ أَنقِذنى بِهِم يَا مَولايَ مِن حَرِّ النّيرانِ، وَ إِن لَم تَرزُقَنى رَوْحَ الْجِنانِ فَإِنَّكَ إِن أَعتَقَتَنى مِنَ النَّارِ كُنتُ مِنَ الْفَائِزِينَ. <10>

خدایا! خوش گمانی به این که از آتش دوزخم رهایی بخشی و از لغزشم چشم پوشی و از خطایم درگذری، توانم را نگاهداشته است. < 6 >

خدایا! در کتاب خود فرمودی و سخن حق توست که در آن هیچ تخلف و تبدیلی ندارد: [یاد کن] روزی را که هر گروهی را با پیشوای شان فرا می خوانیم» و آن روز برانگیختن است؛ آن گاه که در صور دمیده شود و آن چه در گورهاست برانگیخته شود. <7>

خدایا! [به پیمانم] وفا می کنم و گواهی می دهم و اقرار می کنم و انکار نمی کنم و دروغ نمی شمرم و در ظاهر و باطن و پنهان و آشکار می گویم که تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست، یگانه ای و هیچ شريك نداری و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و فرستاده توست و علی امیرمؤمنان و سیّد اوصیا و وارث علم پیامبران و پرچم دین و نابود کننده مشرکان و موجب تشخیص منافقان و جهادگر با خارج شدگان از دین، امام و حجت و دستاویز و راه و نشانه و هدایتگر من است. او که [معتقدم] اعمالم هر چند پاکیزه و درست قابل اعتماد نبوده و نجاتبخش من نخواهد بود مگر به ولایت او و پذیرفتن امامتش و اعتراف به فضیلت هایش و قبول [ولایت] از حاملان آن و سپردن آن به راویانش. <8>

و جانشینان او یعنی فرزندانش را امامان و حجت ها و نشانه ها و چراغ ها [ی هدایت] و پرچم ها [ی امید] و جایگاه نور و سروران و نیکان می دانم و به و به پنهان و آشکار و ظاهر و باطن و غایب و شاهد و زنده و مرده شان ایمان دارم هیچ شک و تردیدی در آن نیست و هیچ دگرگونی و رویگردانی از آن نخواهد <9 >

خدایا! در روز برانگیخته شدن و زنده شدنم مرا با امامت ایشان بخوان و ای مولایم! به خاطر ایشان از سوز آتش ها نجاتم بخش که اگر از آتش رهایی ام بخشی، از رستگاران خواهم بود اگر چه نسیم بهشت هایت را روزی ام نکنی <10>

اللّهُمَّ وَ قَد أَصبَحتُ يَوْمى هذا لا ثِقَةَ لى، وَ لا رَجاءَ وَ لا لَجَأَ وَ لا مَفزَعَ وَ لا مَنجا، غَيْرَ مَن تَوَسَّلْتُ بِهِم إِلَيكَ مُتَقَرِبًا إلى رَسولِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ عَلِي أَميرِ المُؤمِنينَ، وَ الزَّهرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ، وَ الحَسَنِ، وَ الحُسَيْنِ وَ عَلِي وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِي وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِي وَ الحَسَنِ، وَ مَن بَعدَهُم يُقيمُ الْمَحَجَّةَ إِلَى الْحُجَّةِ الْمَستورَة مِن وُلدِهِ ، المَرْجُوّ لِلأَمَةِ مِن بَعْدِهِ. <11> اللهُمَّ فَاجْعَلهُم فى هَذَا الْيَوْم وَ ما بَعدَهُ حِصنى مِنَ المَكارِهِ، وَ مَعقِلَى مِنَ المَخاوِفِ، وَ نَجِّنى بِهِم مِن كُلِّ عَدُةٍ، وَطَاعْ وَ باغِ وَ فَاسِقِ، وَ مِن شَرِّ ما أَعرِفُ وَ ما أُنكِرُ، وَ مَا اسْتَتَرَعَنّى وَ مَا أُبْصِرُ، وَ مِن شَرِكُل دابَّةٍ، ربِّ أَنتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِها ، إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُستَقيم. <12> اللَّهُمَّ بِتَوَسُّلى بِهِم إِلَيْكَ، وَ تَقَرُّبِي بِمَحَبَّتِهِم وَ تَحَصُّنى بِإِمامَتِهِم، افْتَح عَلَيَّ فِى هَذَا الْيَوْمِ أَبوابَ رِزْقِكَ، وَانْشُرْ عَلَيَّ رَحِمَتَكَ، وَ حَبِّبنِي إلى خَلقِكَ، وَجَنبنِى بَعْضَهُم وَ عَداوَتَهُم ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. <13> اَللَّهُمَّ وَ لِكُلّ مُتَوَسِلٍ ثَوَابٌ، وَ لِكُلِّ ذِي شَفَاعَةٍ حَقٌّ، فَأَسْأَلُكَ بِمَن جَعَلْتُهُ إِلَيْكَ سَبَبى، وَ قَدَّمتُهُ أَمَامَ طَلِبَتِي، أَن تُعَرِّفَنِي بَرَكَةَ يَوْمى هَذَا، وَ شهرى هذا، و عامى هذا . <14> اللَّهُمَّ وَ هُم مَفزَعى، وَ مَعونَتي، في شِدَّتي وَرَخانى، وَ عافِيَتِي وَ بَلائي، وَ نَوْمى وَ يَقظَتى، وَ ظَعنى و إقامَتي، وَعُسرى وَ يُسرى، وَ عَلانِيَتي وَ سِرَى، وَ إِصباحي وَ إِمسائي، وَ تَقَلُّبِي وَ مَثوايَ، وَ سِرَّى وَ جَهري. <15>

خدایا! در این روزم هیچ اعتمادی به خود و امید و پناه و گریزگاه و مأوایی ندارم جز کسانی که به واسطه ایشان به تو توسل جسته ام؛ در حالی که به فرستاده ات محمّد صلی الله علیه و آله، آن گاه به علی امیرمؤمنان و زهرا سرور بانوان جهان و حسن و حسین و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و کسانی که بعد ایشان راه را به سوی حجتت هموار کنند تقرب می جویم؛ او (حجتی) که از میان فرزندان وی غایب است و وی امید مردم پس از او (امام عسکری) است. <11>

خداوندا! در این روز و روزهای بعد آنان را پناهم از رنج ها و تکیه گاهم در بیم ها قرار ده و به [ حرمت] ایشان مرا از هر دشمن و طغیان گر و تجاوزگر و فاسق و از شرّ آن چه می شناسم و نمی شناسم و آن چه از من پوشیده است و آن چه می بینم نجات ده و پروردگارم! از شرّ هر جنبنده ای که موی پیشانی اش به دست توست که تو بر راهی استواری <12>

!خدایا! پس به واسطه توسّلم به ایشان برای رسیدن به تو و تقرّیم به محبت ایشان و پناه بردنم به امامت شان، در این روز، درهای روزی ات را بر من بگشا و رحمتت را بر من فرو ریز و مرا نزد خلقت محبوب دار و از بغض و دشمنی شان دور بدار، که تو بر هر کاری توانایی<13>

!خدایا! هر توسّل جویی را پاداشی و هر صاحب شفاعتی را حقی است پس به حرمت کسی که او را وسیله ام در پیشگاه تو و پیشاپیش حاجت هایم قرار داده ام از تو می خواهم که مرا به برکت این روز و این ماه و این سال معرفت بخشی. <14>

خدایا! آنان پناه و پشتیبان من اند در سختی و راحت و سلامت و بلا و خواب و بیداری و کوچ و اقامت و سختی و آسانی و پنهان و آشکار و صبح و شام و جابه جایی و ماندن و درون و بیرون <15>

اللَّهُمَّ فَلا تُخَیّبنى بِهِم مِن نائِلِكَ ، وَ لَا تَقطَع رَجَائِي مِن رَحْمَتِكَ، وَ لا تُؤْيِسنى مِن رَوْحِكَ، وَ لا تَبْتَلِني بانغلاق أبواب الأرزاقِ، وَ انسِدادِ مَسالِكِها ، وَ ارْتِتاح (1مذَاهِبِها وَافْتَح لى مِن لَدُنكَ فَتحًا يَسِيرًا، وَاجْعَل لى مِن كُلِّ ضَنكِ مَحْرَجًا، وَ إِلَى كُلِّ سَعَةٍ مَنهَجًا، إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.) <16> خدایا! پس به حرمت ایشان مرا از لطف خویش محروم مساز و امیدم را از رحمتت قطع مکن و از نسیم [لطفت] نومید مگردان و به بسته شدن درهای روزی ها و مسدود شدن راه ها و دشوار شدن مسیرهای آن مبتلا مکن و از سوی خود گشایشی آسان برایم مقرّر دار و از هر تنگنایی راه گریزی و به هر گشایشی راهی برایم قرار ده که تو مهربان ترین مهربانانی و بر محمد و خاندان پاک او درود فرست آمین [ای] پروردگار جهانیان. <16>

2.در تسبیح خداوند، در روز دهم و یازدهم ماه

*در تسبیح خداوند، در روز دهم و یازدهم ماه (2)

سُبحانَ خالِقِ النُّورِ، سُبحانَ خالِقِ الظُّلَمَةِ، سُبحانَ خَالِقِ الْمِيَاهِ، سُبحانَ خالِقِ السَّماواتِ، سُبحانَ خَالِقِ الأَرَضِينَ، سُبحانَ خَالِقِ الرِّياح وَ النَّبَاتِ، سُبحانَ خَالِقِ الْحَياةِ وَ الْمَوتِ (3سُبحانَ خَالِقِ الثَّرَى وَ الْفَلَواتِ، سُبحانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ.) منزه است آفریدگار نور منزه است آفریننده تاریکی، منزه است آفریننده


1) در برخی نسخ «ارتتاج» ضبط شده است.

2) قطب راوندی، سعيد بن هبة الله الدعوات (سلوة الحزين)، ص 93

3) در پاورقی کتاب الدعوات: خالق الموت و الحياة درج شده است.

آب ها، منزه است آفریننده آسمان ها، منزه است آفریننده زمین ها، منزه است آفریننده بادها و گیاه، منزه است آفریننده زندگی و مرگ، منزه است آفریننده خاك و بیابان ها منزه است خدا و در ستایش اویم

3.در تسبیح خداوند

*در تسبیح خداوند (1)

سُبحانَ مَن خَلَقَ الْخَلَقَ بِقُدرَتِهِ، وَ أَتْقَنَ مَا خَلَقَ بِحِكَمَتِهِ، وَ وَضَعَ كُلَّ شَيْءٍ مِنْهُ مَوْضِعَهُ بِعِلمِهِ <1> سُبحانَ مَن يَعلَمُ خائِنَةَ الأَعيُن وَ ما تُخفِى الصُّدورُ، وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ، وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ. <2> منزه است او که همه آفریده ها را به قدرت خود آفرید و آن چه را آفرید با حکمت خویش استواری بخشید و به علم خویش هر جزئی از آن را در جای خود نهاد، <1>

منزه است او که نگاه های دزدانه و آن چه را دل ها نهان می دارد می داند و هیچ چیز مانند او نیست و او شنوا و بیناست. <2>


1) ابن بابويه، محمد بن علی التوحید، باب العلم، ص 137.

صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و زیارت

1.بر مزار یکی از اهل بیت

امام ابوالحسن الرضا علیه السلام از کنار قبری از قبور اهل بیت خویش گذشت پس دست بر آن نهاد و چنین گفت: (1)

إلهي بَدَت قُدرَتُكَ وَ لَم تَبدُ واهيةَ ، فَجَهِلُوكَ وَ قَدَّروكَ، وَ التَقدِيرُ عَلَى غَيْرِ ما بِهِ وَصَفوكَ ، و إنّى بَرَىءٌ يا إلهى مِنَ الَّذِينَ بِالتَّشبِيهِ طَلَبوكَ، لَيسَ كَمِثْلِكَ شَيْءٌ، إلهي وَ لَن يُدرِكُوكَ و ظَاهِرُ ما بِهِم مِن نِعمَتِكَ دَليلُهم عَلَيْكَ لَوْ عَرَفوكَ <1> وَ في خَلْقِكَ يا إلهى مَندُوحَةٌ أَن يَتَناوَلُوكَ ، بَل سَؤُوكَ بِخَلْقِكَ، فَمِن ثَمَّ لَم يَعرِفُوكَ، وَ اتَّخَذوا بَعضَ آياتِكَ رَبَّا، فَبِذلِكَ وَ صَفوكَ، فَتَعالَيْتَ يا إلهى و تَقَدَّست عَمَّا بِهِ الْمُشَبَهونَ نَعَتوكَ<2> خدای من! قدرتت آشکار شده است، امّا سست و ضعیف نیست تو را نشناختند و تو را [با غیر تو] مقایسه کردند و این قیاس، غیر آن چیزی است که تو را به آن تشبیه کردند پس خدای من! من بیزارم، از کسانی که با تشبیه تو را جستند. هیچ چیز مانند تو نیست خدای من! و هرگز تو را نخواهند شناخت در حالی که نعمت آشکار تو بر ایشان راهنمای آنان به


1) ابن بابویه، محمد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 107 .

سوی توست کاش تو را شناخته بودند <1>

خدای من! در آفریده هایت راهی برای دستیابی به تو هست، اما آنان تو را همسان (همسطح) آفریده هایت دانستند و به همان سبب تو را نشناختند و برخی از نشانه های تو را پروردگار خود گرفتند و با همان [گمان نادرست] تو را وصف کردند، پس ای خدای من! تو بلند مرتبه ای و منزه از آن چه اهل تشبیه تو را به آن وصف کردند <2>

2.در هنگام زیارت قبور

دعای آن حضرت علیه السلام (1)

هر که به کنار قبر برادر مؤمن خود آید و دست خود بر آن قبر نهد و هفت بار و إنّا أَنزَلْناهُ فى لَيلَةِ القدره را بخواند در روز قیامت از فزع اکبر (پریشانی و وحشت بزرگ ) ایمنی یابد


1) ابن قولويه جعفر بن محمّد كامل الزيارات، ص 529

دعا و خواهش

1.برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

دعای آن حضرت برای فرزندش مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (1)

اللَّهمَّ ادفَع عَن وَلِيَكَ و خَليفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ لِسَانِكَ المُعَبرِ عَنكَ النَّاطِقِ بِحُكمِكَ و عَينِكَ النّاظِرَةِ بِإِذْنَكَ و شَاهِدِك على عِبادِكَ، الجَحِجاحِ المُجَاهِدِ العَائِذِ عِندَكَ وَ أَعِذْهُ مِن شَرِّ مَا خَلَقْتَ و بَرَأتَ ، و أنشَأتَ و صَوَّرت و احفَظهُ مِن بَين يَدَيهِ و مِن خَلْفِهِ، و عَن يَمِينِهِ وَ عَن شِمَالِهِ، وَ مِن فَوقِهِ و مِن تَحْتِهِ، بِحِفْظِكَ الَّذِى لا يُضيعُ مَن حَفِظَتهُ به، و احفَظ فيهِ رَسولَكَ و وَصِيَ رَسولِكَ وَ آبَاءَهُ، أَئِمَّتِكَ وَ دَعائِمَ دينِكَ، واجعَلهُ فى وديعَتِكَ الَّتى لا تضيعُ، و في جوارك الذى لا يَخفَرُ، و فى مَنعِكَ و عِزَكَ الَّذى لا يُقهَرُ و أَمِنهُ (2بِأَمانيك الوثيق الذى لا يُخذَلُ مَن أمَنتَهُ (3)بِهِ ، واجعَلهُ فى كَنَفِكَ الَّذى لايرامُ مَن كانَ فِيهِ، و انصارهُ بِنَصرِكَ العَزيز، وأيّدهُ بِجُندِكَ الغالبِ، قَوِهِ بِقُوَّتِكَ، و أردفهُ بِمَلائِكَتِكَ وَ والِ مَن والاه ، وَ عادِ مَن عاداهُ، وَ ألْبِسهُ دِرعَكَ الحَصينةَ، وَ حُقَّهُ بِمَلائِكَتِكَ حَقًّا <1>)


1) طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص 409

2) در برخی نسخ «آمِنْهُ» ضبط شده است.

3) در برخی نسخ «آمِنْتَهُ» ضبط شده است.

خدایا! از ولی و جانشین و حجت خود بر آفریدگانت و زبانت که از جانب تو مع-رف توست و گویا به حکمتت و چشمان بینای تو در آفریدگانت و گواه بر بندگانت بزرگمرد مجاهد و کوشا [و] بنده پناهنده به تو حمایت (دفاع کن [و] او را از شرّ آن چه آفریده و پدید آورده و ایجاد نموده و صورت بخشیدی در امان دار و او را از پیش رو و از پشت سر و از راست و چپ و از بالا و پایین ایمن دار آن گونه نگاهبانی که هر که را با آن محفاظت نمودی زیانی به او نرسید و به واسطه او پیامبرت و وصیّ او و پدرانش که پیشوایان و ارکان دین تو هستند پایدار بدار و او را در [ شمار] ودیعه های خود که آسیبی به آن نرسد قرار ده و در همسایگی خویش تا مورد تعرض قرار نگیرد و در [دژ] حراست و دست نایافتنی ات که مغلوب [هیچ کس] نشود و او را به امان استوارت ایمنی بخش دژی که هر که وارد آن شود تنها نمانَد؛ و او را در کنف [حمایت] خویش قرارده که هر که در آن باشد از قصد [سوء] در امان خواهد بود و او را با یاری قدرتمندت یاری ده و با لشکریان پیروزت تأیید فرما و او را با قدرت خویش نیرو بخش و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده و دوست دار هر که او را دوست دارد و دشمن دار هر که با او دشمنی کند و زره محکمت را بر او بپوشان و انبوه فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده <1>)

﴿اَللَّهُمَّ اشعَب بِهِ الصَّدعَ، وَارتُقِ بِهِ الفَتَقَ، وَ أَمِت بِهِ الجَورَ، وَ أَظْهِر بهِ العَدلَ ، وَ زَيّن بطولَ بَقائِهِ الأَرضَ ، وَ أيّدهُ بِالنَّصرِ، وَ انصُرْهُ بِالرُّعبِ، وَ قَوِّ ناصِرَهُ، وَاخذُل خاذِلَهُ ، وَ دَمدِم عَلَى مَن نَصَبَ لَهُ ، وَ دَمِّر عَلَى مَن غَشَّهُ وَ اقْتُل بِهِ جَبَابِرَةَ الكُفْرِ، وَ عُمَدَهُ وَ دَعائِمَهُ، وَ القُوَّامَ بِهِ، وَاقصِم بِهِ رُؤُوسَ الضَّلالَةِ، وَ شارِعَةَ البدعَةِ، وَ مُميتَةَ السُّنَةِ، وَ مُقَوِيَةَ الباطل، وَ ذَلّل بِهِ الجَبَّارِينَ، و أبر بِهِ الكافِرِينَ و جَميعَ المُلحِدينَ، مِن مشارقِ الأَرضِ و مغاربها، و بَرّها و بَحرِها ، و سهلِها و جَبَلِها، حتّى لاتَدَعَ مِنْهُم دَيَارًا، و لا تَبقى لَهُم آثارًا<2> اللَّهُمَّ طَهَر مِنهُم بِلادَكَ، وَاشفِ مِنهُم عِبَادَكَ، وَ أَعِزَّ بِهِ المُؤْمِنِينَ، وَ أَحي بِهِ سُنَنَ المُرسَلينَ، وَ دارِسَ حُكمِ النَّبِيِّينَ َو جَدِّد بِهِ مَا امْتَحَى مِن دينِكَ، وَ بُدِلَ مِن حُكمِكَ، حَتَّى تُعيدَ دِينَكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيهِ، غَضًا مَحضًا صحيحًا، لا عِوَجَ فِيهِ وَ لا بدعَةَ مَعَهُ، حَتَّى تُنيرَ بِعَدلِهِ ظُلَمَ الجَورِ، و تُطفِئَ بِهِ نيرانَ الكُفْرِ، وَ تُوضِحَ بِهِ مَعاقِدَ الحَقِّ و مجهولَ العَدلِ، فَإِنَّهُ عبدُكَ الَّذى و استَخلَصتَه لِنَفْسِكَ واصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيبكَ، وَ عَصَمَتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ ، و بَرَأتَهُ مِنَ العُيوبِ، وَ طَهَّرتَهُ مِنَ الرّجس، وَ سَلَّمَتَهُ مِنَ الدَّنَسِ <3>

خدایا! کاستی ها را به [برکت وجود] او اصلاح کن و گسستگی [ها] را به [واسطه] او به هم آور و ستم را به [برکت] او بمیران و عدالت را به [واسطه] او نمایان ساز و زمین را به عمر طولانی اش زینت بخش و او را با نصرت [خود] تأیید کن و با وحشت [ دشمنان از او] یاری اش رسان و یارش را یار باش و آن که او را تنها گذارد، تنها گذار و آن را که پرچم [ دشمنی با او برافراشت] هلاك كن و هر که را علیه او نیرنگ کند، نابود کن و سرکشان (و ستمکاران) کفر و پایهها و ارکان و یاری رسانان به آن را به [واسطه] او از میان بردار و به [وجود] او سران گمراهی و بدعت گذاران و میرانندگان سنت و تقویت کنندگانِ باطل را درهم شکن و جباران را به [برکت وجود] او خوار و کافران و همه ملحدان را نابود گردان چه در شرق زمین باشند و چه در غرب آن چه در خشکی و چه در دریا و چه در دشت و چه در کوه، تا آن که هیچ جنبنده ای از آنان و هیچ اثری از ایشان باقی نگذاری <2>

خدایا! سرزمینت را از ایشان پاک و [ با انتقامت] از آنان، بندگانت را راحت بخش، و مؤمنان را به او عزیز کن و سنت های پیامبران و احکام از میان رفته دینت را زنده گردان، و به [واسطه] او، آن چه را از دینت محو شده و از حکمت تغییر یافته تجدید کن تا آن جا که دینت را به [واسطه] او و به دست او، با طراوت، خالص، درست و بی کژی و بدون بدعت بازگردانی [و] به [برکت وجود] او، تاریکی های ستم را روشن کنی (از میان برداری) و به او آتش های کفر را خاموش گردانی و پیچیدگی های حق و [جلوه های] ناشناخته عدالت را واضح [و روشن] کنی، زیرا او بنده توست که برای خود برگزیده ای و محرم غیب خود قرار داده ای و از پلیدی پاک و از [هر] عیبی ایمنش داشته ای <3>

اللَّهُمَّ فَإنّا نَشهَدُ لَهُ يَومَ القيامةِ، وَ يَومَ حُلولِ الظَّامَةِ، أَنَّهُ لَم يُذنِب ذَنبًا، و لا أتى حَوبًا، و لَم يَرتِكَب مَعصِيةٌ ، و لَم يَضَع لَكَ طاعَةً ، و لَم يَهتِك لَكَ حُرمَةً ، و لَم يُبَدِّل لَكَ فَريضةً ، و لَم يُغَيْر لَكَ شريعَةً ، و أَنَّهُ الهادِى المُهتَدِى، الظاهرُ التَّقَيُّ النَّقِيُّ الرَّضِى ُّالزّكيُّ <4> اللَّهُمَّ أَعطِهِ فِي نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أُمَّتِهِ وَ جَميعِ رَعِيَّتِهِ، مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ ، و تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ، و تَجمَعُ لَهُ مُلكَ المُمَلَكاتِ كُلها ، قَريبها و بَعِيدِها وَ عَزِيزِهَا وَ ذَليلِها، حَتَّى يَجرِيَ حُكمُهُ عَلَى كُلِّ حُكمِ ، و تَعْلِبَ بِحَقِّهِ عَلَى كُلّ باطِل <5> اللَّهُمَّ اسْلُك بِنا عَلَى يَدَيهِ مِنهاج الهدى و المَحَجَّةَ العُظمى، و الطَّريقة الوسطى، الَّتي يَرجِعُ إليها الغالي، و يَلْحَقُ بِهَا التَّالَى وقَوْنَا عَلَى طاعتِهِ، و ثَبتنا عَلى مُشايَعتِهِ، و امنُن عَلَيْنا بِمُتابَعتِهِ، وَاجْعَلنا في حِزبِهِ القَوَامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ، الطَّالِبينَ رِضاكَ بِمُناصَحَتِهِ، حَتَّى تَحشُرَنا يَومَ القيامةِ في أَنصاره و أَعوانِهِ و مُقَوْيَةِ سُلطانِهِ <6> اللهُمَّ اجْعَل ذلكَ لَنا خَالِصًا مِن كُلِّ شَكٍّ و شُبَهَةٍ، و رياء و سُمعَةٍ، حتى لا نَعتَمِ بِهِ غَيْرَكَ، و لا تطلب بِهِ إلَّا وَجهَكَ ، و حَتّى تُحِلَّنا مَحِلَّهُ، و تَجعَلَنَا فِي الْجَنَّةِ مَعَهُ، وَ أَعِذنَا مِنَ السَّامَةِ و الكَسَلِ و الفَترَةِ وَاجْعَلنا مِمَّن تَنتَصِرُ بِهِ لِدينكَ و تُعِزُّ بِهِ نَصرَ وَليْكَ، و لا تَستَبدِل بِنا غَيْرَنَا، فَإِنَّ استبدالَكَ بِنا غَيرَنا عَلَيْكَ يَسيرٌ وَ هُوَ عَلَينا كثيرٌ <7 >

خدایا! در روز قیامت و آن رخداد [بزرگ] گواهی می دهیم که هیچ گناهی نکرده و به خطایی دچار نشده و معصیتی ننموده و طاعتی از تو را فرو نگذاشته و حرمتی از تو را هتک نکرده و واجبی از تو را جا به جا ننموده و حکمی (قانونی) از تو را تغییر نداده است، و او [تنها] امام هدایتگر هدایت شده و پاک و با تقوا و پیراسته و خشنود و پاکیزه است <4>

خدایا! ارزانی دار به او و خاندان و فرزندان و نسل و امّت و همه پیروانش آن چه را که چشم او را روشنی بخشد و جانش را شادی دهد. و فراهم آور برای او حکمرانی همۀ دارایی ها (سرزمین ها) را از دور و نزديك و دشوار و آسان تا حکم او بر هر حکمی جاری شود (غلبه یابد) و حق او را بر هر باطلی پیروز گردانی <5>

خدایا! به دست او ما را به طریق هدایت و بزرگراه [ امامت] و راه میانه که غلو کننده به آن بازگردد و دنباله رو به آن بپیوندد هدایت کن و بر ما به پیروی از او منّت گذار و ما را در حزب او که برپادارندگان فرمان تو هستند قرار ده، آنان که در همراهی او استوارند و از همراهی و پیروی او، جویای خوشنودی ات هستند تا در روز قیامت ما را در زمره یاران و پشتیبانان و تقویت کنندگان حکومتش محشور گردانی <6>

خدایا! آن را برای ما از هر شک و شبهه و ریا و سُمعه ای خالص گردان تا به آن جز بر تو تکیه نکنیم و به آن جز [خشنودی] تو را نجوییم و تا ما را به کوی او وارد کنی و در بهشت همراه او قرار دهی و ما را از خستگی و تنبلی و سستی نگاه دار و ما را از کسانی قرار ده که به [واسطه] ایشان دینت را پیروز می گردانی و از کسانی که به [واسطه] یاری رساندن به ولیّت عزیزشان می گردانی و به جای ما گروهی دیگر را بر مگزین که این کار بر تو آسان و بر ما بسيار [ گران] است <7>

اللَّهُمَّ و صَلَّ عَلَى وُلاةِ عَهدِهِ و الأَئِمَّةِ مِن بَعْدِهِ و بَلَّغهُم أَمَالَهُم ، و زِد فى آجالِهِم، و أَعِزَّ نَصرَهُم ، و تَمّم لَهُم ما أسنَدتَ إليهِم مِن أَمرِكَ ، و اجعَلنا لَهُم ،أعوانًا، و عَلى دينك أنصارًا فَإِنَّهُم مَعادِنُ كلِماتِكَ، و خُزَّانُ عِلمِكَ و أَركانُ تَوحيدِكَ و دَعائِم دينِكَ و وُلاهُ أَمرِكَ، و خالِصَتُكَ مِن عِبادِكَ، و صَفوتِكَ مِن خَلْقِكَ، و أولياؤُكَ و سَلائِلُ أَولِيائِكَ، و صَفْوَتُكَ، و أولادُ نَبِيَكَ، و السّلامُ عَلَيْهِم وَ رَحمةُ اللهِ و بَرَكاتُهُ<8> خدایا! و بر کارگزارانش (بر عهده گیرندگان فرمان او) و بر پیشوایان پس از او درود فرست و ایشان را به آرزوهایشان برسان و عمرشان را طولانی و یاری شان را عزیز دار، و به پایان (کمال) رسان آن چه از کار دینت به ایشان سپرده ای و ما را یاور آنان و یاری رسان دینت قرار ده که ایشان گنج های حکمت و خزانه داران دانش و پایه های توحید و ستون های دین و کارگزاران امر (حکومت) و بندگان خالص و آفریدگان برگزیده و دوستان و فرزندان دوستان و برگزیدگان و فرزندان پیامبر تو هستند و سلام برایشان و رحمت و بركات خداوند بر آنان باد <8>

2.برای برآورده شدن حاجت ها

دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها (1)

از امام ابوالحسن الرضا علیه السلام روایت شده که ایشان فرمود: هر که حاجتی دارد که به واسطه آن سینه اش تنگ شده است آن را به [پیشگاه] خداوند آوَرَد گفتم: چه کند؟ فرمود:

روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرد سپس در روز جمعه سرخود را با خطمی (2)بشوید و پاکیزه ترین لباس هایش را بپوشد و با بهترین عطر، خود را خوشبو کند سپس به آن مقدار که می تواند از مال خویش به شخصی مسلمان صدقه دهد و پس از آن زیر آسمان بیاید و در زیر سقفی نباشد و رو به قبله کند و دو رکعت نماز گزارد؛ در [رکعت] اول فاتحة الكتاب و قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را 15 بار بخواند، آن گاه به رکوع رود و آن را 15 بار بخواند آن گاه سر خود را بلند می کند و آن را 15 بار می خواند سپس به سجده می رود و آن را 15 بار می خواند سپس سر بر می دارد و آن را 15 بار می خواند سپس به سجده دوم می رود و آن را 15 بار می خواند آن گاه برمی خیزد و مانند آن را در رکعت دوم می گوید و چون برای تشهّد نشست آن را 15 بار می خواند و پس از آن تشهّد می خواند و سلام می دهد و آن را 15 بار می خواند آن گاه به سجده رود و آن را 15 بار بخواند سپس گونه راست خویش را روی زمین می گذارد و آن را 15 بار می خواند پس از آن گونه چپ خود را روی زمین گذاشته و آن را 15 بار می خواند آن گاه به سجده می رود و


1) طوسی، محمد بن حسن مصباح المتهجد، ص 341

2) خطمی، گیاهی از تیره پنیرکیان و دارای خواص دارویی است که در پزشکی مصرف فراوان دارد (و.ک به فرهنگ معین)

در حالی که می گرید [چنین] می گوید:

يا جَوادُ يا ماجِدُ، يا واحِدُ يا أحَدُ یا صَمَدُ، يا مَن لَم يَلِد وَ لَم يولد وَ لَم يا يَكُن لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ، يا مَن هُوَ هَكَذَا وَ لا هَكَذَا غَيْرُهُ، أَشْهَدُ أَنَّ كُلَّ مَعبودِ مِن لَدُن عَرشِكَ إِلى قَرارِ أَرضِكَ باطِلُ إِلَّا وَجهُكَ جَلَّ جَلالُكَ <1> يا مُعِزَّ كُل ذَليلٍ، وَ يَا مُذِلَّ كُلّ عَزيزِ، تَعلَمُ كُرَبَتِي، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ فَرَّج عَنِّى <2> ای بخشنده! ای بزرگ! ای یگانه! ای یکتا! ای بی نیاز! ای آن که نه زاده است و نه زاییده شده است و هیچ کس [و هیچ چیز] همتای او نیست! ای آن که او چنین است و غیر او چنین نیست! شهادت می دهم که هر معبودی از نزد عرش تو تا جایگاه زمینت از میان رفتنی است، جز ذات تو جلال [و عظمت] توبی حدّ است <1>

ای عزت بخش هر ذلیل! و ای خوارکننده هر عزیز! گرفتاری ام را می دانی پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و گره از [کا]ر من بگشا <2>

آن گاه گونه راستت را می گردانی (به روی زمین) می گذاری و آن را 3 بار می گویی و پس از آن گونه چپ خود را می گردانی و مانند آن را 3 بار می گویی [امام] ابو الحسن الرضا علیه السلام فرمود: چون بنده چنین کند خداوند حاجتش را برآورد و شایسته است که در حاجت خود به محمد و خاندان او، بر او و خاندانش سلام باد توجه کند و یک یک آنان را نام برد.

3.در حقّ دیگری برای حل مشکل

دعای آن حضرت علیه السلام برای کسی که کار (مشکلی) او را فرا گرفته است (1)

از [امام] صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: هر که گرفتار [مشکلی] از سوی سلطان یا دشمنی حسود برای او پیش آمد، روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرد و در غروب جمعه، شب شنبه دعا کند و در دعایش بگوید:

أى رَبَّاه أن سَيّداه، أي سَنَداه، أن أملاه، أن رجاياه، أن عماداه، أن كَهفاه، أى حصناه، أن حرزاه، أن فَخراه، بكَ آمَنتُ ، وَ لَكَ أَسلَمتُ، وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ بابَكَ قَرَعتُ، وَ بِفِنائِكَ نَزَلتُ، وَ بِحَبْلِكَ اعْتَصَمتُ ، وَ بِكَ اسْتَغَشْتُ (2)<1> ای پروردگار، ای سرور، ای پشتیبان، ای آرزو، ای امید، ای تکیه گاه، ای پناهگاه ای دژ [ استوار] ای نگاهبان ای [مایه] فخر به تو ایمان آورده ام و برای تو اسلام آورده ام و [تنها] بر تو توکل کرده ام و در [رحمت] تو را کوبیده ام و در پیشگاهت فرود آمده ام و به ریسمان تو چنگ زده ام و به تو پناه جسته ام <1>


1) طوسي، محمّد بن حسن، مصباح المتهجد، ص 423

2) در برخی نسخ «استعنت» ضبط شده است.

وَ بِكَ أَعوذُ، وَ بِكَ أَلوذُ، وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ، وَ إِلَيْكَ أَلْجَأْ وَ أَعْتَصِمُ، وَ بِكَ أَستَجيرُ في جَميع أُمورى، و أنتَ غِياثي وَ عِمَادِي، وَ أَنتَ عِصمَتى وَ رجائی<2> و أَنتَ اللهُ رَبّى لا إلهَ إِلَّا أَنتَ سُبحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، عَمِلتُ سوءًا وَ ظَلَمتُ نَفسي فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحمدٍ وَ اغْفِرلى وَ ارْحَمنِی وَ خُذ بِيَدِى وَ أَنْقِذنى وَ وَفِّقْنى (1وَاكْفِنِي وَاكْلَانى، وَارْعِني في لَيْلى وَ نَهارى، وَ إِمسائى و إصباحی، وَ مُقامی وَ سَفَری)<3> يا أَجوَدَ الأجوَدينَ وَ يا أَكرَمَ الأَكرَمينَ، وَ يا أَعدَلَ الفَاصِلينَ، وَ يا إلهَ الأولينَ وَ الآخِرينَ، وَ يا مالِكَ يَوم الدِّينِ، وَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ ، يا حَيَّا لا يَموتُ، يَا حَيُّ لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ <4> بِمُحَمَّدٍ يا اللهُ بِعليّ يا اللهُ بِفَاطِمَةَ يا اللهُ، بِالْحَسَنِ يا اللهُ، بِالْحُسَينِ يا الله بعلي يا اللهُ بِمُحَمَّدٍ يا اللهُ، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيهِم أجمعين <5> بِجَعَفَرِ يَا اللَّهُ ، بِمَوسَى يَا اللَّهُ بِعَليَ يَا اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ يا اللهُ بِعلي يا اللهُ، بِالْحَسَنِ يا اللهُ بِحُجَتِكَ ثُمَّ خَلِيفَتِكَ فى بِلادِكَ يا اللهُ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ خُدْ بِناصِيَةِ مَن أَخافُهُ - وَ تُسَمّيهِ بِاسْمِهِ - وَ ذَلّل لى صَعبَهُ، وَ سَهَل لى قِيادَهُ، وَ رُدَّ عَنّى نافِرَةَ قَلبِهِ، وَ ارْزُقَنى خَيْرَهُ، وَاصْرِف عَلَى شَرَّهُ <6>


1) در برخی نسخ، «قنی» (مرا نگاه دار) ضبط شده است.

و به تو پناه می آورم و به تو توسل می جویم و بر تو توکل می کنم و به تو پناهنده می شوم و چنگ می زنم و در همه کارهایم از تو پناه (ایمنی) می جویم و تو جایگاه امن و تکیه گاهم هستی، و تو دژ و امید من هستی <2>

خدایا! تو پروردگار منی هیچ معبودی جز تو نیست، پاک و منزّهی و به ستایش تو مشغولم بدی کرده ام و به خویش ستم روا داشته ام، پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا بیامرز و بر من رحم آور و دستم را بگیر و مرا نجات بخش و موفقم بدار و مرا کافی باش و محفوظم دار و در شب و روزم و صبح و شامم و اقامت و سفرم مرا نگهبان باش <3>

ای بخشنده ترین بخشندگان! و ای گرامی ترین گرامیان و ای عادل ترین داوران و ای معبود اولین و آخرین و ای صاحب روز جزا و ای مهربان ترین مهربانان ای زنده ای جاودان ای زنده ای که نمیرد ای زنده ای که معبودی جز تو نیست <4>

خدایا به محمد! خدایا به علی! خدایا به فاطمه! خدایا به حسن! خدایا به حسین! خدایا به علی! خدایا به محمد! درود خدا بر او و همه خاندان او باد <5>

حسن بن محبوب گوید: آن را به [امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام عرضه داشتم و ایشان به آن [چنین] افزودند:

خدایا به جعفر! خدایا به موسی! خدایا به علی! خدایا به محمد! خدایا به علی! خدایا به حسن! خدایا به حجّتت و جانشینت در سرزمینت! بر محمد و خاندان محمد درود فرست و [موی] پیشانی کسی را که از او می ترسم بگیر (او را خوار گردان) - و نام او را بر زبان می آوری - و مشکل او را بر من آسان کن و او را مطيع من قرار ده و خشم درونش را از من بگردان و خیر او را روزی من کن و شرّ او را از من دور کن <6>

فَإنّى بِكَ اللهُم أَعوذُ وَ أَلوذُ ، وَ بِكَ أَثِقُ، وَ عَلَيْكَ أَعتَمِدُ وَ أَتَوَكَّلُ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اصْرِفهُ عَنِّي، فَإِنَّكَ غِياتُ الْمُسْتَغِيثِينَ، وَ جَارُ الْمُستَجيرينَ، وَ لَجَةُ اللاجئينَ، وَ أَرحَمُ الرَّاحِمِينَ <7>

که من تنها به تو پناه می آورم و ایمنی می جویم و به تو اعتماد دارم و بر تو تکیه و توکل می کنم پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و [ شرّ] او را از من بگردان که تو یار یاری خواهان و پناه پناه جویان و [ جایگاه] امن پناه آوردگان و مهربان ترین مهربانانی <7>

4.دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها با توسل به قرآن

*دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها با توسل به قرآن (1)

از [امام] رضا علیه السلام نقل است که فرمود: چون کاری دشوار اندوهگینت کرد، دو رکعت نماز گزار؛ در رکعت اول فاتحه و آیة الکرسی و در رکعت دوم فاتحه و إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر را بخوان، سپس قرآن را بردار و آن را بالای سرت نگهدار و بگو:

اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَن أَرسَلَتَهُ إِلَى خَلْقِكَ، وَ بِحَقِّ كُلَّ آيَةٍ فِيهِ، وَ بِحَقِّ كُلِّ مَن مَدَحتَهُ فِيهِ عَلَيْكَ، وَ بِحَقِّكَ عَلَيهِ ، وَ لا تَعرِفُ أَحَدًا أَعْرَفَ بِحَقِّكَ مِنكَ يا سيدى يا الله - عشر مرّات بحقِّ مُحَمَّدِ - عشرًا بِحَقِّ عَلي - عشراً بحقِ فاطِمَةَ - عشرًا بِحَقِّ إِمَامٍ بَعدَ كُلَّ إِمَامٍ بَعدَهُ عَشْرًا، حَتَّى يَنتَهِي إِلَى إمام حَقّ ، الذى هُوَ إمَامُ زَمانِكَ فَإِنَّكَ لا تَقومُ مِن مَقامِكَ حَتَّى تُقضى حاجَتُكَ.﴾


1) طبرسی حسن بن ،فضل، مکارم الاخلاق، ص 327

خدایا! به حق آن )پیامبرت) که او را به سوی آفریده هایت فرستادی و به حق هر آیه ای که در آن (قرآن) است و به حق تو بر او، و ما کسی را آگاه تر به حق تو از خودت نمی شناسیم

ای سرور من، ای خدا! - 10 بار - به حق محمد - 10 [ بار] - به حق على - 10 [بار] - به حق فاطمه - 10 [بار]، به حق هر امامی پس از وی 10 بار تا به امام حق که امام زمان توست برسد پس از جای خود برنخیزی مگر این که حاجتت برآورده شود.

5.برای ادای قرض

دعای آن حضرت علیه السلام برای ادای دَین (قرض) (1)

از ابو جعفر علیه السلام است که فرمود: شخصی نزد [ امام] رضا علیه السلام آمد و به ایشان گفت: ای پسر رسول خدا! من عیالوارم و بدهی [نیز] دارم و روزگارم سخت شده است پس دعایی به من بیاموز که چون خدای عزیز و جلیل را با آن بخوانم، روزی ام دهد (روزی ام فراوان شود).

فرمود: ای بنده خدا! وضو بگیر و وضویت را کامل کن (به شادابی وضو ساز) آن گاه دو رکعت نماز گزار با رکوع و سجده ای کامل و پس از آن بگو:

یا ماجِدُ یا کَریمُ یا واحِدُ یا كَريمُ ، أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِي الرَّحمَةِ ، يا مُحَمَّدُ يا رَسولَ اللَّهِ ، إِنِّى أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللهِ رَبِّكَ وَرَبِّ كُلّ شَيْءٍ أَن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهل بَيتِهِ <1>


1) طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الاحكام، ج 3، ص311

﴿ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةٌ مِن نَفَحاتِكَ، وَ فَتحَا يَسِيرًا، وَ رِزْقًا واسِعًا، أَلمُ بِهِ شَعَثى، وَأَقضى بِهِ دَيْنِي، وَ اَستَعینُ بِهِ عَلَى عِیالی <2> ای بزرگ، ای بخشنده، ای یگانه، ای کریم، به [واسطه] محمد، پیامبرت، پیامبر رحمت به تو روی می آورم ای محمد ای رسول خدا! من به [واسطه] تو به خداوند، پروردگارت و پروردگار همه چیز روی می آورم که بر محمد و خاندان او درود فرستی <1>

و نسیم رحمتی از نسیم های رحمت تو را می خواهم و [نیز] گشایشی آسان و روزی فراوان [می خواهم] تا با آن نابسامانی ام را سامان بخشم و قرض خود را ادا کنم و با آن در [رسیدگی] به خانواده ام کمک بگیرم <2>

6.برای رفع غم و اندوه

دعای آن حضرت علیه السلام در رفع غم و اندوه(1)

ریّان بن صلت گوید: از [ امام] رضا علیّ بن موسی علیه السلام شنیدم که با کلماتی دعا می کرد پس آن ها را از او فرا گرفتم و آن دعا را در سختی که خواندم، خداوند آن دشواری را از من برداشت و آن [دعا] این است:

اللَّهُمَّ أَنتَ ثِقَتى في كُلِّ كَرَبٍ ، و أَنتَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ، و أَنتَ لي فى كُلِّ أَمرِ نَزَلَ بِي ثِقَةً وَ عُدَّةً و كَم مِن كَربٍ يَضعُفُ فِيهِ الْفُؤادُ، وَ تَقِلُ فيهِ الْحِيلَةُ، وَ تَعيَى فيهِ الأُمورُ، وَ يَخذُلُ فيهِ الْبَعيدُ وَ القَريبُ وَ الصّديقُ، وَ يَسْمُتُ فيهِ العَدُوُّ ، أَنزَلْتُهُ بكَ وَ شَكوتُهُ إلَيكَ، راغِبًا إِلَيكَ فيهِ عَمَّن سِواكَ ، فَفَرَّجتَهُ وَ كَشَفْتَهُ وَ كَفَيْتَنِيهِ <1>


1) مفيد محمد بن نعمان امالی، ص 273

﴿ فَأَنتَ وَلِيُّ كُلّ نِعمَةٍ، وَ صاحِبُ كُلّ حَاجَةٍ ، وَ مُنتَهى كُلّ رَغبَةٍ، فَلَكَ الحَمدُ كَثِيرًا، وَ لَكَ المَنُّ فَاضِلا بِنِعْمَتِكَ تَتِمُّ الصّالِحاتُ <2> يا معروفًا بِالْمَعروفِ مَعروفٌ، وَ يا مَن هُوَ بِالْمَعروفِ مَوصوفٌ، أَنِلني مِن مَعروفِكَ مَعروفًا تُغنيني بِهِ عَن مَعروفِ مَن سِواكَ، بِرَحمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ <3>

خدایا! تو تکیه گاه من در هر اندوه و امید من در هر دشواری هستی و تو برای من تکیه گاه و توشه ای در هر آن چه بر من فرود آید و چه بسیار اندوه که دل را تاب تحمل آن نیست و چاره آن اندک و کارها در آن سخت و دور و نزدیک و راست کردار در آن غریب و شماتت دشمن در آن فراهم است و من آن اندوه را به پیشگاه تو آوردم و نزد تو شکوه کردم و برای رفع آن، تنها سوی تو نه غیر تو رغبت نمودم و تو آن را برطرف ساخته و زدودی و کفایتم نمودی <1>

که تو صاحب هر نعمت و برآورندۀ همۀ حاجت ها و آخرین امیدی، پس ستایش بسیار تو را سزاست و بخشش فراوان از آن توست [و] به [واسطه] نعمتِ توست که همه کارهای شایسته به کمال می رسد. <2>

ای معروفی که به کار نیک شهرت یافته ای! وای آن که به کار نیک وصف می شوی! از لطفت [ آن مقدار] بهره مندم ساز که از لطف غیرتو بی نیازم سازد، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان <3>

7.برای هدایت به مذهب حق

دعای آن حضرت علیه السلام برای هدایت شخصی به مذهب حق (1)

يزيد بن اسحاق شعر (2)گوید: وقتی محمد - که از اهل ایمان بود - با من بحث کرد چون سخن به درازا کشید به او گفتم: اگر امام تو در جایگاهی است که می گویی از او بخواه هدایت مرا از خداوند بخواهد تا من [نیز] به اعتقاد شما بازگردم.

گوید: محمد به من گفت: نزد [امام] رضا علیه السلام رفتم و به ایشان گفتم: فدایت شوم، دوستی دارم که از من بزرگ تر (مسن تر) است و او معتقد به زنده بودن پدر شماست و من بسیار با او گفت و گو می کنم و او روزی به من گفت: از مولایت بخواه، اگر در جایگاهی است که گفتی، از خدا بخواهد من [نیز] به آن چه معتقدید اعتقاد یابم، بنابراین دوست دارم نزد خدا برای او دعا کنید

گوید: [ امام] ابوالحسن علیه السلام ما رو به قبله نمود و زمزمه ای کرد، سپس اظهار داشت:

اللَّهُمَّ خُذ بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ مَجامِع قَلبِهِ حَتَّى تَرُدَّهُ إِلَى الْحَقِّ خدایا! گوش و چشم و همه دل او را [به دست قدرت خویش] بگیر تا او را به [راه] حق بازگردانی

گوید: و پیوسته این [عبارت] را می گفت، در حالی که دست راست خود را بلند کرده بود.


1) طوسی، محمد بن حسن اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال کشی) ، ج 2، ص 865

2) در برخی نسخه ها «شعر» ضبط شده است.

و گوید چون نزد من آمد آن چه را رخ داده بود برایم بازگفت و به خدا سوگند چیزی نگذشت که حق را باور کردم (به امامت علی بن موسی علیه السلام راه یافتم).

8.در حقّ دعبل خزاعی

دعای آن حضرت علیه السلام در حق دعبل خزاعی (1)

دعبل بن على خزاعی در مرو به حضور [امام] ابو الحسن الرضا علیه السلام رسید و به ایشان گفت: ای پسر رسول خدا! برای شما قصیده ای پرداخته ام و با خود عهد کرده ام پیش از محضر شما آن را برای دیگری نخوانم. حضرتش علیه السلام فرمود: آن را بخوان. چون به این بیت رسید:

لَقَدْ خِفْتُ فِي الدُّنيا وَ أَيَّامٍ سَعيها ***وَ إِنِّي لأرجو الْأَمِنَ بَعدَ وَفاتي (2)

[امام] رضا علیه السلام اظهار داشت:

آمَنَكَ اللهُ يَومَ الْفَزَعِ الأَكبَرِ خداوند تو را در روز فزع اکبر (قیامت) ایمنی بخشد

9.برای برآورده شدن حاجت ها

دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها (3)

مقاتل بن مقاتل گوید: به [امام] رضا علیه السلام گفتم: فدایت شوم، مرا دعایی برای برآورده شدن حاجت ها بیاموز. فرمود:


1) ابن بابويه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 294 .

2) در دنیا و روزهای تلاش در آن [پیوسته] بیمناک بوده ام و من به ایمنی [و آسودگی] در پس از مرگم امید دارم

3) کلینی، محمد بن يعقوب ، الكافي، ج 3، ص 477 .

چون حاجتی مهم از خدا داشتی غسل کن و پاکیزه ترین لباست را بپوش و خود را خوش بو کن، آن گاه زیر آسمان برو، و دو رکعت نماز به جا آور نماز را آغاز می کنی، فاتحة الکتاب و 15 بار قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را می خوانی آن گاه به رکوع می روی و 15 بار [سوره توحید] می خوانی، سپس آن را هم چون نماز تسبیح (1)به پایان می بری با این تفاوت که قرائت، 15 تاست و چون سلام گفتی، آن را 15 بار می خوانی سپس به سجده می روی و در سجده ات می گویی:

اَللَّهُمَّ إِنَّ كُلَّ مَعبودِ مِن لَدُن عَرشِكَ إِلى قَرارِ أَرضِكَ فَهُوَ باطِلٌ سِواكَ فَإِنَّكَ أَنتَ اللهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ اقْض لى حاجَةَ كَذَا، وَ كَذَا السَّاعَةَ السَّاعَةَ، وَ تُلِخُ فيما أَرَدتَ خدایا! هر معبودی از عرش تو تا زمینت، جز تو، همه نابود شدنی است زیرا تو تنها معبود جاودان و روشنگری، حاجت .... را برایم برآور هم اکنون هم اکنون و درخواسته ات اصرار می کنی.

10.در طلب باران

دعای آن حضرت علیه السلام در طلب باران (2)

امام علیه السلام به صحرا رفت و مردم از پی او روان شدند و می نگریستند. حضرتش به منبر رفت و خداوند را بسیار ستود و ثنا گفت، آن گاه اظهار داشت:


1) نمازی که در هر رکعت آن 75 بار تسبیحات اربعه خوانده می شود نک به الکافی، ج 3، ص 466 ، ح 1 (صلاة التسبيح) برخی نیز با نمام نماز جعفر طیّار از آن یاد کرده اند.

2) ابن بابویه، محمد بن على، عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 179

اَللَّهُمَّ يا ربّ أَنتَ عَظَمتَ حَقَّنا أَهْلَ الْبَيتِ، فَتَوَسَلُوا بِنا كَمَا أَمَرتَ، وَ أَمَّلُوا فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ ، وَ تَوَقَّعوا إحسانَكَ وَ نِعْمَتَكَ، فَاسْقِهِم سَقيًا نافِعًا عامًّا غَيْرَ رائثٍ وَ لا صَائِرِ، وَ لْيَكْنِ ابْتِدَاءُ مَطَرِهِم بَعدَ انْصِرافِهِم مِن مَشْهَدِهِم هذا إلى مَنازِلِهِم وَ مَقارِّهِم خدایا! توحق ما اهل بیت را بزرگ داشته ای پس [مردم] آن گونه که فرمودی به ما توسل جسته اند و به فضل و رحمت تو امید بسته اند و در انتظار احسان و نعمت تو هستند، پس با بارانی سودمند که نه کند باشد و نه زیان بار سیراب شان کن و شایسته است که ابتدای باران شان پس از بازگشت شان از این صحنه به خانه ها و قرارگاه های شان باشد

11.برای درخواست روزی

از [امام] رضا علیه السلام است: برای درخواست روزی، در اندکی پس از هر [ نماز] واجب، بگو: (1)

يا مَن يَمْلِكُ حَوائِجَ السَّائِلِينَ و يَعلَمُ ضَمِيرَ الصّامِتِينَ، لِكُلِّ مَسأَلَةٍ مِنكَ سَمعٌ حاضِرُ وَ جَوابٌ عَتِيدٌ ، وَ لِكُلِّ صَامِتٍ مِنكَ عِلمٌ باطِنٌ مُحيطٌ <1> أَسأَلُكَ بِمَواعيدِكَ الصَّادِقَةِ، وَ أَياديكَ الْفَاضِلَةِ، وَ رَحمَتِكَ الواسِعَةِ، و سلطانِكَ الْقاهِرِ، وَ مُلكِ الدائِمِ، وَ كَلِماتِكَ التَّامَّاتِ <2> يا مَن لا تَنفَعُهُ طَاعَةُ الْمُطيعينَ، وَ لا تَضُرُّهُ مَعصِيَةُ الْعاصِينَ، صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَارْزُقْنى مِن فَضلِكَ ، وَ أَعطِنى فيما تَرزُقُنى (2الْعافِيَةَ مِن)


1) کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح ( جنة الأمان الواقية و جنة الايمان الباقية)، ص 168..

2) در برخی نسخه های معتبر «رَزَقْتَنی» ضبط شده است.

فَضلِكَ، بِرَحمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ <3> ای آن که حاجت های خواهش کنندگان را در اختیار دارد و پنهان خموشی گزیدگان را می داند تو هر خواهشی را می شنوی و پاسخی آماده برای آن داری و پنهان هر خاموشی گزیده ای را می دانی و به آن احاطه داری <1>

وعده های صادقت و بخشش های بسیارت و رحمت گسترده ات و سلطنت پیروزت و مُلک جاودانت و نعمت های کاملت را از تو می خواهم <2>

ای آن که اطاعت بندگان سودی به او نمی رساند و نافرمانی گناهکاران زیانی برای او ندارد بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا از فضل خود روزی رسان، و از فضل خویش، عافیت را در آن چه روزی من نموده ای به من عنایت کن <3>

12.برای برآورده شدن حاجت ها

دعای آن حضرت علیه السلام برای برآورده شدن حاجت ها (1)

روایت شده است نماز حضرتش علیه السلام و شش رکعت بود، در هر رکعت [سوره] فاتحه یک بار و هَلْ أَتَى عَلَى الإِنْسانِ ده بارو پس از آن، این دعا:

يا صاحِبي في شِدَّتي، وَ يَا وَلیّي في نِعمَتى وَ يا إلهى وَ إِلهَ إبراهيمَ وَ إسماعيل و إسحاق و يَعقوبَ ، يا رَبَّ كهيعص و يس وَ القُرآنِ الْحَكيم أسألُكَ يا أَحسَنَ مَن سُئِلَ و خَيْرَ مَن دُعِيَ و يا أجوَدَ مَن أَعطى، و يا خَيْرَ مُرتَجَى ، أَسأَلُكَ أَن تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ


1) ابن طاووس، علی بن موسی ، جمال الاسبوع بكمال العمل المشروع، ص 179 .

ای همراه من در سختی [های]م ای صاحب نعمت [ های]م و ای خدای من و ای خدای ابراهیم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ای پروردگار کهیعص و یس و قرآن حکیم از تو می خواهم ای بهترین آن که از او خواسته شده است و بهترین خوانده شده و ای بخشنده ترین بخشندگان و ای بهترین جایگاه امید، از تو می خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی

13.نفرین در حقّ ابن ابی سعید مکاری

نفرین آن حضرت علیه السلام در حق ابن ابی سعید مکاری (1)

روایت شده که ابن ابی سعید مکاری نزد [امام] رضا علیه السلام رفت و گفت: آیا خداوند شان تو را به آن جا رسانده که آن چه پدرت ادّعا کرد ادعا می کنی؟ (ادّعای امامت می کنی؟) و آن حضرت علیه السلام فرمود:

ما لَكَ ، أَطفَاَ اللَّهُ نورَكَ وَ أَدخَلَ الْفَقرَ بَيتَكَ تو را چه شده؟ خداوند نورت را خاموش و فقر را به خانه ات وارد کند

14.پس از خشم مأمون و آرام گرفتن او

دعای آن حضرت علیه السلام، آن گاه که مأمون به آن حضرت خشم گرفته و سپس آرام شده بود (2)

بِاللَّهِ أَسْتَفْتِحُ، وَ بِاللَّهِ أَسْتَنجِحُ، وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَتَوَجَّهُ، اللَّهُمَّ سَهّل لى حُزُونَةَ أَمرى كُلِهِ، وَ يَسِر لِي صُعوبَتَهُ، إِنَّكَ تَمحو ما تَشاءُ وَ تُثبِتُ، وَ عِندَكَ أُمُّ الْكِتابِ


1) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 276 .

2) مجلسی محمد باقر، بحار الأنوار، ج 91، ص 315

از خدا گشایش می خواهم و از او پیروزی می طلبم به محمد صلی الله علیه و آله روی می آورم خدایا! دشواری های کار مرا برایم آسان کن و سختی اش را برایم آسان نما که آن چه را بخواهی نابود می کنی و آن چه را بخواهی پایدار می سازی و اُمّ الکتاب (ریشه عمیق حقایق) نزد توست.

15.پس از قبول ولایت عهدی

یاسر خادم گوید: آن گاه که [امام] رضا علیه السلام ولایت عهدی را پذیرفت، در حالی که دو دست خود را به آسمان بلند کرده بود می گفت: (1)

اللهُمَّ إِنَّكَ تَعلمُ أَنَّى مُكرَهٌ مُضطَرَّ، فَلَا تُوَاخِدْنِي، كَمَا لَم تُؤَاخِدْ عَبدَكَ وَ نَبِيَّكَ يوسُفَ حِينَ دُفِعَ إِلى وِلايَةِ مِصرَ خدایا! می دانی که مجبور و ناگزیرم پس مؤاخذه ام مکن، آن گونه که بنده و پیامبرت یوسف علیه السلام را مؤاخذه نکردی زمانی که ولایت مصر به او داده شد

16.در سجده

حضرتش پس از برآورده شدن حاجت خود در سجده شان چنین اظهار داشتند: (2)

لَكَ الْحَمدُ إن أطعتُكَ، وَ لا حُجَّةَ لى إن عَصَيْتُكَ ، وَ لا صُنع لى وَ لا لِغَيرى فى إحسانِكَ، وَ لا عُذر لى إن أسأتُ، ما أصابَنِي مِن حَسَنَةٍ فَمِنكَ يا كَريمُ اغْفِرْ لِمَن فِى مَشارِقِ الأرضِ وَ مَغارِبِها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤمِناتِ ستایش مخصوص توست، اگر اطاعتت کنم و مرا حجتی نیست اگر


1) ابن بابویه، محمد بن علی، الامالى، ص 757

2) ابن بابویه، محمد بن على، عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 223.

نافرمانیات نمایم و من و غیر من در برابر لطف و احسانت کاری نکرده ایم و اگر بدی کنم عذری ندارم هر نیکی که به من رسد از توست، ای بخشنده! هر مؤمنی را که در شرق یا غرب زمین است بیامرز:

17.پس از قبول ولایتهدی

امام علیه السلام پس از آن که به فرموده خودشان با اکراه و اضطرار، ولایتعهدی خلیفه وقت عباسی را پذیرفتند چنین اظهار داشتند: (1)

اَللّهُمَّ لاعَهِدَ إِلَّا عَهْدُكَ وَ لا وِلايَةَ إِلَّا مِن قِبَلِكَ، فَوَفِّقْنى لإقامَةِ دِينِكَ وَ إحياءِ سُنَّةِ نَبِيَّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سَلَّمَ، فَإِنَّكَ أَنتَ الْمَولى و النَّصيرُ ، وَ نِعمَ المَولى أنتَ وَ نِعمَ النَّصيرُخدایا! هیچ عهدی جز عهد تو نیست و هیچ ولایتی جز از جانب تو نیست، پس مرا به برپاداشتن دینت و زنده کردن سنت پیامبرت صلی الله علیه و آله موفق بدار، که تنها تو مولی و یاریگری و تو بهترین مولی و بهترین یاریگری#### 18.پیش از شهادتدعای آن حضرت علیه السلام پیش از شهادت (2)یاسر گوید: [امام] رضا علیه السلام روز جمعه در حالی از مسجد بازگشت که عرق و غبار بر ایشان نشسته بود پس دو دست خویش را بلند نمود و اظهار داشت:﴿ اللَّهُمَّ إن كانَ فَرَجى مِمَّا أَنَا فِيهِ بِالْمَوتِ، فَعَجَلَهُ إِلَى السَّاعَةَ


1) همان، ج 1، ص 29

2) همان، ص 18 .

خدایا! اگر آسودگی ام از آن چه در آن قرار دارم با مرگ است پس هم اکنون در آن برایم تعجیل کن.#### 19.دعایی از امام هشتم به روایت پیامبردر روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که دعای [فرزندم] علیّ بن موسی چنین خواهد بود (1)﴿ اللَّهُمَّ أَعطنى الْهُدى، وَ ثَبَتَنى عَلَيْهِ وَاحْشُرْنِي عَليهِ آمِنًا، أَمَنَ مَن لا خَوفَ عَلَيْهِ وَ لا حُزنَ وَ لا جَزَعَ، إِنَّكَ أَهْلُ التَّقوى وَ أَهْلُ الْمَعْفِرَةِ خدایا! هدایت را به من عطا کن و بر آن استوارم بدار و مرا بر آن ایمن محشور کن آن ایمنی که ترس و اندوه و جزعی بر آن نباشد که تواهل تقوا و اهل مغفرتی.

20.در طلب امن و ایمان

از دعاهای آن حضرت علیه السلام در طلب امن و ایمان (2). (3)

يا مَن دَلَّنى عَلى نَفْسِهِ، وَ ذَلَّلَ قَلْبِي بِتَصديقِهِ، أَسأَلُكَ الأَمَنَ وَ الإيمانَ فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ ای آن که مرا به خود راهنمایی کرده است و قلبم را به تصدیق آن مطیع گردانده از تو ایمنی و ایمان در دنیا و آخرت می خواهم.


1) همان، ص 63

2) از ابراهیم بن ابی البلاد از عمویش از [امام علیّ بن موسی] الرضا است گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم: دعایی مختصر به من بیاموز و حضرتش فرمود بگو:

3) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 579

21.در دفع دشمن

دعای آن حضرت علیه السلام برای دفع دشمن (1)

از [امام] رضا علیه السلام نقل است که فرمود: اگر کسی از شما خواست دشمنش را نفرین کند بگوید:

اللَّهُمَّ اطْرُقَهُ بِلَيلَةٍ لَا أُخْتَ لَهَا وَ أَبِحٍ حَرِيمَهُ خدایا! در شبی بی مانند او را سرکوب و حریمش را مباح گردان.

22.در پاسخ به موسى بن عمر بن بزيع

حضرتش علیه السلام در پاسخ به درخواست دعا از سوی موسی بن عمر بن بزیع برای او چنین نوشتند: (2)

... عافانَا اللهُ وَ إِيَّاكَ بِأَحْسَنِ عافِيَةٍ فِى الدُّنيا وَ الآخِرَةِ بِرَحمَتِهِ ... ... خداوند ما و تورا به رحمت خویش نیکوترین عافیت در دنیا و آخرت عنایت فرماید...

23.برای رفع گرفتاری

از [امام] رضا علیه السلام نقل است: جاریه ای (کنیزی) [نزد من] که منزلتی داشت [از گرفتاری خویش] شکوه کرد، پس شخصی به خوابم آمد و گفت: به او بگو، چنین گوید: (3)

يا رَبّاه يا سَيّداه، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَاكشِفَ عَنِّى مَا أَجِدُّ


1) مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 92 ، ص 222 .

2) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 236 .

3) طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 399

﴿ فإنَّ فلان بن فلان نجا من النار بهذه الدعوة ای پروردگار! ای سرورا! بر محمّد و اهل بیت او درود فرست و آن چه را از آن رنج می برم برطرف کن

(که فلانی پسر فلانی از دوزخ به [برکت] این دعا نجات یافت).

24.برای دفع بلا

هشام بن سالم گوید از [امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام شنیدم که می فرمود: هر که بگوید: (1)

لا حَولَ و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ العَلِيِّ العَظيمِ (دفع الله عزّ وجلّ بها عنه سبعين نوعا من البلاء أيسرها الخنق)

هیچ رویگردانی [از گناه] و هیچ توانی [بر عبادت] جز از سوی خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست.

(خداوند به [ برکت] این دعا هفتاد گونه بلا را از او دور کند که کمترین آن خفگی است.)


1) ابن بابويه محمد بن على، ثواب الأعمال وعقاب الأعمال، ص 162

نمازها و تعقیبات

1.در نماز وتر

پس از سر برداشتن از رکوع [نماز وتر] دو دست خود را بلند کند و این دعا را که از مولای مان [حضرت] رضا علیه السلام روایت شده است بخواند: (1)

إلهى وَقَفْتُ بَينَ يَدَيِكَ، وَ مَدَدتُ يَدَيَّ إِلَيْكَ، مَعَ عِلمى بتفريطي في عِبادَتِكَ، وَ إهمالي لِكَثيرِ مِن طَاعَتِكَ، وَ لَو أَنَّى سَلَكتُ سَبِيلَ الْحَياءِ لَخِفْتُ مِن مَقامِ الطَّلَبِ وَ الدُّعاءِ، وَ لكِنّى يا رَبِّ لَمَّا سَمِعتُكَ تُنادِى الْمُسرِفِينَ إلى بابِكَ، وَ تَعِدُهُم بِحُسن إقالَتِكَ وَ ثَوابِكَ، جِئتُ مُمتَثِلا لِلنّداءِ، وَ لائِذَا بِعَواطِفِ أَرْحَمِ الرُّحَمَاءِ <1> خدایا! در پیشگاه تو ایستاده ام و دستم را به سوی تو بلند نموده ام، با آگاهی به کوتاهی ام در بندگی ات، و این که بسیاری از فرمان هایت را فرو گذاشته ام که اگر راه حیا می پیمودم [باید] از خواستن می ترسیدم (شرم می کردم) ولی پروردگارا! چون شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا خوانی و آنان را به بخشش نیکو و ثوابت وعده می دهی برای پاسخ به آن ندا آمده ام و به عواطف مهربان ترین مهربانان پناه آوردم <1>


1) مجلسی محمد باقر، بحار الأنوار، ج 84، ص 280

وَ قَد تَوَجَهتُ إِلَيكَ بِنَبیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الَّذِي فَضَّلتَهُ عَلَى أهل الطاعَةِ، وَ مَنَحتَهُ بِالإِجابَةِ وَ الشَفاعَةِ، وَ بِوَصِيَّهِ الْمُختارِ الْمُسَمَّى عِندَكَ بِقَسيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ، وَ بِفَاطِمَةَ سَيْدَةِ النِّساءِ، وَ بِأَبْنَائِهَا الأُولِياءِ الأُوصِياءِ، وَ بِكُلِّ مَلَكِ خاصَّةِ يَتَوَجَهونَ بِهِم إِلَيْكَ، وَ يَجْعَلُونَهُمُ الْوَسيلَةَ فِي الشَّفاعَةِ لَدَيكَ ، وَ هَؤُلاءِ خاصَّتُكَ<2> فَصَلَّ عَلَيْهِم وَ أَمَنِّى (1مِن أَخطارِ لِقائِكَ ، وَاجْعَلْنى مِن خاصَّتِكَ وَ أَحِبَّائِكَ ، فَقَد قَدَّمتُ أَمَامَ مَسأَلَتِكَ وَ نَجواكَ ما يَكونُ سَبَبًا إلى لِقَائِكَ وَ رُؤياكَ، وَ إن رَدَدتَ مَعَ ذَلِكَ سُؤالى، وَ خابَت إليكَ آمالی، فَمَالِكٌ رَأى مِن مَمْلُوكِهِ ذُنُوبًا فَطَرَدَهُ عَن بابِهِ وَ سَيِّدٌ رَأَى مِن عَبْدِهِ عُيوبًا فَأَعَرَضَ عَن جَوابِهِ) <3> يا شِقوَتاه، إن ضاقَت عَنّى سَعَةُ رَحمَتِكَ، إِن طَرَدتَنِي عَن بابِكَ، على باب مَن أَقِفُ بَعدَ بابكَ، وَ إِن فَتَحتَ لِدُعائى أبوابَ الْقَبول و أَسعَفتَنى بِبلوغ السُّوْلِ، فَمَالِكٌ بَدَءَ بِالإِحْسَانِ وَ أَحَبَّ إِتمَامَهُ، وَ مَولى أَقالَ عَمْرَةَ عَبدِهِ وَ رَحِمَ مَقامَهُ، وَ هُناكَ لا أَدري أَيَّ نِعَمِكَ أَشْكُرُ؟ أَحين تَطَوَّلتَ عَلَى بِالرّضا، وَ تَفَضَّلْتَ بِالْعَفْوِ عَمَّا مَضى، أم حينَ زِدتَ عَلَى الْعَفوِ وَ الْغُفْرانِ بِاستينافِ الْكَرَمِ وَ الإحسانِ <4>


1) در برخی نسخ «آمنّی» ضبط شده است

و به تو روی نموده ام به [واسطه] پیامبرت صلی الله علیه که او را بر اهل طاعت برتری داده و [حق] اجابت و شفاعت را به او بخشیدی و به [واسطه] وصیّ برگزیده اش که نزد تو به تقسیم کننده بهشت و دوزخ نامیده شده، و به [واسطه] فاطمه سرور زنان و به [واسطه] فرزندانش که اولیا و اوصیاء [پیامبر تو] هستند و به هر فرشته ای که به واسطه آنان به تو روی می کنند و در شفاعت نزد تو آنان را وسیله قرار می دهند و اینان خاصّان [درگاه] تو هستند <2>

پس بر ایشان درود فرست و مرا از نگرانی های دیدارت ایمن دار و از خاصّان و دوستانت قرارم ده و قبل از ابراز خواسته و سخنم آن چه موجب دیدار و حضور در پیشگاه توست پیش فرستاده ام و اگر با این [همه] خواسته ام را پاسخی ندهی و امیدهایم به تو بی نتیجه بماند پس تو چون مالکی خواهی بود که گناهانی از بنده خود دیده و او را از درگاه خویش رانده است و آقایی که از بنده اش عیب هایی دیده و از پاسخ او روی گردانده است <3>

چه بدبختم! اگر رحمت گسترده ات بر من تنگ آید. اگر مرا از درگاهت برانی، جز درگاه تو بر درگاه چه کسی بایستم؟ و اگر برای دعایم درهای قبول را بگشایی و در رسیدن به خواسته هایم یاری ام کنی پس [هم چون] مالکی خواهی بود که بخششی آغاز نموده و دوست دارد آن را به فرجام رساند، و مولایی که لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به جایگاه او رحم آورده است و اکنون نمی دانم کدام نعمتت را سپاس گزارم؟ آیا آن گاه که خشنودی ات را به لطف ارزانی ام داشتی و گذشته را بخشیدی؟ یا آن گاه که با از سر گرفتن کرم و احسان بر عفو و آمرزشت افزودی؟! < 4>

فَمَسأَلَتى لَكَ يا رَبّ فى هذَا الْمَقامِ الْمَوصوفِ، مَقامُ الْعَبدِ الْبائِسِ الْمَلهوفِ، أَن تَعْفِرَلى ما سَلَفَ مِن ذُنوبي، وَ تَعصِمَنى فيما بَقِيَ مِن عُمرى، وَ أَن تَرحَمَ وَالِدَيَّ الْغَريبَينِ في بُطُونِ الْجَنادِلِ الْبَعِيدَينِ مِنَ الأَهلِ وَ الْمَنازِلِ <5> صِلْ وَحدَتَهُما بِأَنوارٍ إِحسانِكَ، وَ آنسَ وَحَشَتَهُما بِآثَارِ غُفْرانِكَ، وَ جد لِمُحْسِنِهما فى كُلّ وَقتٍ مَسَرَّةً وَ نِعْمَةً، وَ لِمُسيئهما مَغفِرَةً وَ رَحمَةً، حَتّى يَأْمَنا بعاطِفَتِكَ مِن أخطارِ الْقِيامَةِ، وَ تُسكِنَهُما بِرَحمَتِكَ في دارِ الْمُقامَةِ، وَ عَرِّف بَيني وَ بَينَهُما فى ذلِكَ النَّعيمِ الرَّائِقِ حَتَّى تَشمُل بنا مَسَرَّةَ السَّابِقِ وَ اللَّاحِقِ بِهِ <6> سَيْدي وَ إِن عَرَفتَ مِن عَمَلى شَيْئًا، يَرِفَعُ مِن مَقامِهِما وَ يَزِيدُ فِي إكرامِهِما فَاجعَلهُ ما يُوجِبُهُ حَقُّهُما لَهُما ، وَ أَشْرِكنى فِى الرَّحمَةِ مَعَهُما ، وَ ارْحَمهُما كَما رَبَّيَانِي صَغِيرًا <7> (1


1) و سپس برای مردگان منظور دعا می کند)

پس خواهشم از تو ای پروردگار من، در این جایگاه وصف شده، که جایگاه بنده ای بینوا و درمانده است آن است که گناهان گذشته ام را بیامرزی و در باقیمانده عمرم مرا از [ارتکاب] گناه حفظ کنی و بر پدر و مادر غریبم که دور از خانواده و خانه ها در دل خاک آرمیده اند رحم آوری <5>

[پروردگارا] تنهایی شان را به انوار احسانت پیوند ده و وحشت شان را با آثار آمرزشت به انس مبدل ساز و در هر لحظه شادمانی و نعمت را به نیکوکارشان ارزانی دار، و برای آن که از ایشان به شایستگی عمل ننموده آمرزش و رحمت را روزی کن تا به لطفت از هراس های قیامت ایمنی یابند و به رحمتت آن دو را در جایگاه اقامت (بهشت) ساکن کن و مرا با ایشان در آن نعمت دل انگیز آشنا کن تا شادمانی سابق و آن چه به آن ملحق می فرمایی [ همه] ما را در برگیرد <6>

سرورم! اگر در اعمالم چیزی بود که جایگاه شان را برتری می بخشید و بر لطف [ت] به ایشان می افزود آن را پاداش حق شان [بر من] قرار ده و در [این] رحمت مرا با آنان شريك و به آنان رحم کن زیرا که در خردسالی[ام] مرا پروراندند <7>

2.در قنوت نماز

از دعاهای امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام در قنوت نمازهای آن حضرت (1)

الفَزَعُ الفَزَعُ إِلَيْكَ يا ذَا الْمُحاضَرَةِ، وَ الرَّعْبَةُ الرَّعْبَةُ، إِلَيْكَ يَا مَن بِهِ الْمُفاخَرَةُ، و أنتَ اللهُمَّ مُشاهِدُ هَواجِس النفوس، وَ مُرَاصِدُ حَرَكاتِ القُلوبِ، وَ مُطالِعُ مَسَرَّاتِ السَّرائِرِ، مِن غَيْرِ تَكَلُّفٍ وَ لَا تَعَسُّفِ <1> وَ قَد تَرَى اللَّهُمَّ ما لَيسَ عَنكَ بِمُنطَوٍى، وَ لكِنَّ حِلَمَكَ آمَنَ أَهلَهُ عَلَيهِ جُرأَةً وَ تَمَرُّدًا، وَ عُتُوَّا وَ عِنادًا، وَ ما يُعانيهِ (2أَولِياؤُكَ مِن تَعقِيَةِ آثَارِ الْحَقِّ، وَ دروس مَعالِمِهِ، وَ تَزَيدِ الْفَواحِشِ، وَ اسْتِمرارِ أَهلِها عَلَيْهَا، وَ ظُهورِ الْبَاطِلِ، وَ عُموم التَّعَاشُمِ، وَ التَراضى بِذلِكَ فِي المُعامَلاتِ وَ الْمُتَصَرِّفَاتِ، مُذ (3)جَرَت بِهِ الْعاداتُ وَ صارَ كَالْمَفروضاتِ وَ الْمَسنوناتِ) <2> اَللَّهُمَّ فَبَادِرِ الَّذِى مَن أَعَنتَهُ بِهِ فَازَ وَ مَن أَيَّدتَهُ لَم يَخَفْ لَمَزَ لَمَّازٍ، وَ خُذِ الظَّالِمَ أَخَذَا عَنيفًا، وَ لَا تَكُن لَهُ راحِمًا وَ لَا بِهِ رَؤوفًا <3> اَللَّهُمَّ اَللَّهُمَّ اَللَّهُمَّ بادِرهُم اللهم عاجِلهُم، اللّهُمَّ لا تُمهلهُم، اللّهمَّ غادِرهُم بُكْرَةً وَ هَجِيرَةً و سُحرَةً، وَ بَيَاتًا وَ هُم نائمونَ، وَ ضُحَى وَ هُم يَلْعَبُونَ، وَ مَكَرًا وَ هُم يَمَكُرُونَ، وَ فُجأَةً وَ هُم آمِنونَ <4>


1) ابن طاووس علىّ بن موسى مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 58 / گفتنی است به گواهی منابع روایی این دعاها مجموعه ای از دعاهای امام علیه السلام در قنوت نمازهای ایشان بوده است و به این معنی نیست که آن حضرت همه این مجموعه را در یک نماز می خوانده است.

2) يا «ما يُعايِنُه» به معنی: آن چه می بینند

3) در برخی نسخ، «قد» ضبط شده است.

پناه، پناه بر تو، ای که پاسخ هر خواهشی نزد اوست و امید، امید به تو ای که افتخار به [بندگی] اوست و خدایا تو بی هیچ زحمت و دشواری به آن چه بر دل ها می گذرد آگاهی و بر حرکت قلب ها مراقب و از پنهانی های درون باخبر <1>خدایا! آن چه بر توپوشیده نیست می بینی اما بردباریات به گناهکاران گستاخی و [ جرأت] نافرمانی و گردنکشی و لجاجت داده است؛ و [خدایا] از رنجی که اولیاء تو به خاطر محو شدن آثار حق و از میان رفتن نشانه های آن و فزونی زشتی ها و پافشاری اهلش بر آن و جلوه گری باطل و فراگیری ستم [ و رفتار جاهلانه] و راضی شدن هر دو طرف به آن [ستم] در معاملات و دخل و تصرّف ها می برند [ آگاهی] چنان که گویی، عادت ها بر آن قرار یافته و هم چون واجبات و مستحبات شده است <2>خدایا! در یاری کسی که با یاری تو پیروز شود شتاب کن و [ در یاری] کسی که چون تأییدش کنی از عیب جویی عیب جو ترسی ندارد و از ستمکار به سختی انتقام گیر و [ نسبت] به او مهربان و با رأفت مباش <3>خدایا، خدایا، خدایا! آنان (ستمکاران را هلاک کن خدایا [در انتقام از] ایشان شتاب فرما، خدایا مهلتشان مده خدایا ایشان را به مکر خویش مبتلا کن در صبح و نیمروز و سحر و شب در حالی که خفته اند و در میانه روز که سرگرم اند؛ و به مکر گرفتارشان کن که [پیوسته] در فریبکاری اند و ناگهان [ گرفتارشان کن] در حالی که احساس ایمنی میکنند :<4>)

﴿ اللهُمَّ بَدّدهُم وَ بَدّد أَعوانَهُم، وَافْلُل أعضادَهُم ، وَاهْزِم جُنودَهُم ، وَ اقْلُل حَدَّهُم، وَاجْتَثَ سَنامَهُم، وَ أَصْعِفْ عَزائِمَهُم <5> اللّهُمَّ امْنَحْنا أَكتافَهُم ، وَ مَلكنا أكنافَهُم ، وَ بَدِّلَهُم بِالنِّعَمِ البَقَمَ، وَ بَدِّلنا مِن مُحاذَرَتِهِم وَ بَعْيِهِمُ السَّلامَةَ، وَ أَعْنِمْناهُم أَكمَلَ الْمَعْتَم ، اللهمَّ لا تَرُدَّ عَنهُم بَأْسَكَ الَّذِى إذا حَلَّ بِقَومٍ ﴿ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنذَرينَ(1)<6> خدایا! آنان و یارانشان را پراکنده کن و یاوران شان را شکست ده و سربازان شان را مغلوب کن و شمشیرشان را کند کن و بزرگ شان (رئیس شان )را از میان بردار و اراده شان را ضعیف کن <5>

خدایا! آنان را به اسارت ما، و سرزمین هایشان را به تصرف ما درآور و نقمت ها (بلا) را جایگزین نعمت ها [ی شان] کن، و سلامت را به جای نگرانی مان از ایشان و ستم شان جایگزین فرما، و از آنان بهترین غنیمت را به ما ارزانی دار، خدایا! خشم خود را از آنان را بازمدار خشمی که اگر بر قومی وارد آید پس بدترین [ صبح] صبح بیم داده شدگان است <6>


1) سوره صافات / آیه 177

#### 3.در قنوت نماز برای دفع دشمناندعای آن حضرت علیه السلام در قنوت، برای دفع دشمنان (1)﴿ اللَّهُمَّ يَا ذَا الْقُدرَةِ الْجامِعَةِ، وَ الرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ، وَ الْمِنَنِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ الآلاءِ الْمُتَوَالِيَةِ، وَ الأَيادِى الْجَمِيلَةِ، وَ الْمَواهِبِ الْجَزيلَةِ ، يا مَن لا يوصَفُ بِتَمثيل، وَ لا يُمَثَلُ بِنَظِيرٍ، وَ لا يُغلَبُ بِظَهير <1>خدایا! ای دارای قدرت فراگیر و رحمت گسترده، و بخشش های پیاپی و نعمت های متوالی و الطاف زیبا و بخشش های فراوان ای که با تمثیل وصف نشود و با مانندی تجسّم (تصور نیابد و مغلوب کسی نشود <1>)


1) ابن بابویه، محمد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 185 // از عبد السلام بن صالح هروی نقل است که گوید خبر به مأمون رسید که حضرت ابا الحسن علىّ بن موسى الرضا علیه السلام مجالسی برگزار می کند و سخن می گوید و مردم شیفته او می شوند یعنی به او اعتقاد پیدا می کنند مأمون حاجب خود محمد بن عمر و علوی طوسی را فرمان داد تا مردم را از مجلس آن بزرگوار دور کرد و او را در نزد مأمون حاضر ساخت چون نظر مأمون به آن حضرت افتاد سخنانی درشت به ایشان گفت و .... حضرت رضا علیه السلام غضبناک از نزد او بیرون آمد و از روی خشم دو لب خود را حرکت می داد و می فرمود: به حق مصطفی و مرتضی و سيدة النساء قسم که به گونه ای او را نفرین می کنم و یاری خدا را از او بر می دارم که سبب شود اراذل و سگ های این شهر او را از این شهر بیرون کنند و خواص و عوام و خودش را خفت دهند. و آن جناب به منزل خود بازگشت و امر کرد ابریقی حاضر ساختند و وضو گرفت و دو رکعت نماز گزارد و در قنوت رکعت دوم این دعا را خواند.

﴿ يا مَن خَلَقَ فَرَزَقَ، وَ أَلْهَمَ فَأَنطَقَ ، وَابْتَدَعَ فَشَرَعَ، وَ عَلا فَارْتَفَعَ، وَ قَدَّرَ فَأَحْسَنَ، وَ صَوَّرَ فَأَتَقَنَ، وَاحْتَجَ فَأَبَلَغَ، وَ انعَمَ فَأَسْبَغَ، وَ أَعطَى فَأَجْزَلَ <2> يا مَن سَما فِي الْمِرْفَفَاتَ خَواطِرَ الأَبصارِ، وَ دَنا في اللُّطْفِ فَجازَ هَواجِسَ الأفكار، يا مَن تَفَرَّدَ بِالْمُلكِ فَلانِدَّ لَهُ فى مَلَكوتِ سُلطانِهِ، وَ تَوَحَّدَ بِالْكِبْرِيآءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فِي جَبَرُوتِ شَأْنِهِ <3> يا مَن حارَت في كبرياءِ هَيبَتِهِ دَقَائِقُ لَطَائِفِ الأَوهام، وَ حَسِرَت دونَ إدراكِ عَظَمَتِهِ خَطائِفُ أَبصارِ الأَنام، يا عالِمَ خَطَراتِ قُلوبِ العالَمينَ، وَ [ يا] شاهِدَ لَحَظاتِ أَبصارِ النَّاظِرِينَ (4> يا مَن عَنَتِ الْوُجوهُ لِهَيَبتِهِ، وَخَضَعَتِ الرّقابُ لِجَلالَتِهِ، وَ وَجَلَتِ الْقُلوبُ مِن خِيفَتِهِ، وَارْتَعَدَتِ الْفَرائِصُ مِن فِرَقِهِ <5> يا بَدِيُّ، يَا بَديعُ یا قَوِیُّ، يَا مَنيعُ يَا عَلِيُّ، يَا رَفِيعُ، صَلِّ عَلَى مَن شُرِفَتِ الصَّلاةُ بِالصَّلاةِ عَلَيهِ، وَانْتقِم لى مِمَّن ظَلَمَنِي، وَاسْتَخَفَّ بي، وَ طَرَدَ الشَّيعَةَ عَن بابي، وَ أَذِقهُ مَرارَةَ الذُّلِ وَ الْهَوانِ ، كَما أَذاقَنيها، وَ اجْعَلهُ طَريدَ الأَرجاسِ وَ شَرِيدَ الأَنجاس <6>

ای که آفرید و روزی داد، و الهام نمود و به سخن در آورد، و [بی نمونه ای] آفرید و شریعتی نهاد (راه بندگی را نمایاند و برتر شد و والایی یافت و تقدیر نمود و به نیکی [کارها را] تدبیر فرمود و [ موجودات را] صورت [وجود] بخشید و [آن را] استوار ساخت [دل ها را به حق] متمایل کرد و [پیام خویش را] رساند و نعمت داد و آن را فراوان کرد و بخشش نمود و بسیار بخشید <2>)ای که در عزت برتری یافت و از آن چه براندیشه ها می گذرد برتر است و چنان به لطافت [ ذات] نزدیک شد که از آن چه بر فکرها خطور می کند فراتر است ای که در فرمانروایی یگانه است پس او را در ملکوت حکمروایی اش شریکی نیست و در عظمت یکتا گردید پس او را در جبروت (عظمت جایگاهش مخالفی نیست <3>)ای آنکه اندیشه های دقیق عظمت هیبتش را در نیابند و آن چه به شتاب بر دیدگان خلق می گذرد از درک بزرگی اش ناتوان [ و خسته] است، ای آگاه به آن چه بر دل جهانیان می گذرد و ای شاهد ﴿ آگاه به [ شمار] بر هم خوردن پلک های بینندگان <4>)ای که در برابر هیبتش چهره ها به خاک افتاده و در برابر جلالتش گردن ها خاضع شده و از بیم [ قهر]اش قلب ها ترسان و رگ های گردن مخلوقات لرزان است <5>ای آغازگر، ای آفریننده، ای نیرومند، ای بازدارنده، ای والا، ای بلند مرتبه! بر آن که نماز با درود بر او شرافت یافته درود فرست و از آن که بر من ستمی روا داشته و تحقیرم نموده و شیعه را از درگاهم رانده انتقام گیرو تلخی خواری و اهانت را به او بچشان هم چنان که آن را به من چشاند و او را رها شده در پلیدی ها و آواره در آلودگی ها قرار ده <6>

#### 4.پس از نافله شبپس از هشت رکعت [ نافله شب] این دعا را که از [امام] رضا روایت شده است می خوانی: (1)﴿ اللَّهُمَّ إِنِّى أَسأَلُكَ بِحْرَمَةِ مَن عاذَ بِكَ مِنكَ، وَ لَجَأَ إِلَى عِزَكَ وَ اسْتَظَلَّ بفَيئِكَ ، وَاعْتَصَمَ بِحَبلِكَ ، وَ لَم يَيْق إلّا بِكَ <1> يا جَزيلَ الْعَطايا، يا مُطلِقَ الأَسارَى ، يا مَن سَمَّى نَفْسَهُ مِن جودِهِ وَهَابًا، أدعوكَ رَغَبًا وَ رَهَبًا، وَ خَوفًا وَ طَمَعًا، وَ إلحاحا و إلحافًا، وَ تَضَرُّعًا وَ تَمَلُّقا، و قائِمًا وَ قاعِدًا، وَ راكِعًا وَ سَاجِدًا، وَ راكِبًا وَ ماشِيَا، وَ دَاهِبًا وَ جَاثِيَا، وَ فِي كُلِّ حالاتي، وَ أَسأَلُكَ أَن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَن تَفعَلَ بي كَذا و کذا <2>خدایا! از توبه حرمت کسی که از توبه تو پناه جسته و به عزتت پناهنده گردیده و به سایه رحمت تو پناه جسته و به ریسمانت چنگ زده و تنها به تو اعتماد داشته می خواهم <1>ای که بخشش هایش بسیار است ای آزادی بخش اسیران، ای که از [بسیاری] جود خود خویش را بخشنده (وهاب نامید تو را با امید و ترس و با نگرانی و طمع و با اصرار و پافشاری و با تضرع و تملق، و ایستاده و نشسته و در رکوع و سجده و سواره و پیاده و در رفت و آمد و در همه حالت ها می خوانم و از تو می خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و در حق من ... [ به جای کذا و کذا خواسته ات را می گویی] <2>)


1) طوسی، محمد بن حسن مصباح المتهجد، ص 150

#### 5.صلوات پس از نمازهای واجبابونصر بزنطی از امام هشتم علیه السلام در ضمن سؤال هایش پرسید، صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در ادامه نمازهای واجب چگونه است؟ و سلام بر ایشان چگونه است؟ پس فرمود، می گویی: (1)﴿ اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا رَسُولَ اللهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ بْنُ عَبدِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا حَبيبَ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِينَ اللَّهِ <1> أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسولُ اللهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللَّهِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَد نَصَحتَ لِأُمَّتِكَ، وَ جاهَدتَ في سَبيل رَبِّكَ، وَ عَبَدتَهُ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقينُ، فَجَزاك الله يا رَسولَ اللهِ أَفضَلَ مَا جَرَى نَبَيْتًا عَن أُمَّتِهِ <2> سلام بر تو ای فرستاده خدا، و رحمت و برکات او بر تو باد سلام برتو ای محمد بن عبدالله سلام بر تو ای بهترین [بندگان] خدا، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا سلام بر تو ای امین خدا <1>

گواهی می دهم که تو فرستاده خداوندی و گواهی می دهم که تو محمد بن عبداللهی و گواهی می دهم که تو برای امت خود خیرخواهی کردی و در راه پروردگارت جهاد نمودی و تا آن گاه که مرگ به سراغت آمد او را پرستیدی ای فرستاده خدا! پس خداوند برترین پاداشی را که به پیامبری از سوى امّتش داده است به تو عنایت کند <2>


1) حمیری عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، ص 300.

اللهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، أَفضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلَى إبراهيم و آل إبراهيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجيدٌ<3> خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست برتر از درودی که بر ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی که تو ستوده و والایی <3>

6.در قنوت نماز جمعه

دعای آن حضرت علیه السلام در قنوت نماز جمعه (1)

ابن مقاتل گوید: [ امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام پرسید: در قنوت نماز جمعه چه می گویی؟ گفتم: آن چه مردم می گویند. فرمود: تو مانند ایشان مگو بلکه بگو:

اللَّهُمَّ أَصلِح عَبدَكَ وَ خَليفَتَكَ، بِمَا أَصْلَحَتَ بِهِ أَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ، وَ حُفَهُ بِمَلائِكَتِكَ، وَ أَيَّدهُ بِروح الْقُدُسِ مِن عِندِكَ، وَاسْلُكُهُ مِن بَيْنِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَدًا، يَحفَظونَهُ مِن كُلّ سوءٍ، وَ أَبَدِلَهُ مِن بَعدِ خَوفِهِ أَمَنًا، يَعبُدُكَ لا يشرك بك شَيْئًا، وَ لا تَجعَل لِأَحَدٍ مِن خَلْقِكَ عَلَى وَلِيَكَ سُلطانًا، وَ أَذَن لَهُ فِى جِهادِ عَدُوّكَ وَ عَدُوِّهِ، وَاجْعَلَنِي مِنْ أَنصَارِهِ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ خدایا! [کار] بنده و جانشینت را به سامان رسان به آن چه کار پیامبران و فرستادگانت را سامان بخشیدی و فرشتگانت را گرداگردش قرار ده و از جانب خود با روح القدس تأییدش فرما، و از همه سو محافظانی برای او قرار ده تا او را از هر بدی حفاظت نمایند خوف و ترس او را به امنیت و


1) ،طوسی، محمد بن حسن مصباح المتهجد، ص 366

آرامش مبدل نما، [او] بندگی ات را کرده و چیزی را شريك تو قرار نمی دهد و برای هيچ يك از مخلوقاتت قدرت و غلبه ای بر او قرار مده و به او اجازه جهاد با دشمنت و دشمنش را صادر فرما، و مرا از یاران او قرار ده، که تو بر هر کاری توانایی

7.پس از اقامه و پیش از تکبیر

دعای آن حضرت پس از [خواندن] اقامه و پیش از تکبیرة الاحرام (1)

اللَّهُمَّ رَبَّ هذِهِ الدَّعَوَةِ التَّامَّةِ، وَ الصَّلَاةِ الْقَائِمَةِ، بَلِّغْ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الدَّرَجَةَ وَ الْوَسيلَةَ وَ الْفَصْلَ وَ الْفَضِيلَةَ، وَ بِاللَّهِ أَسْتَفْتِحُ وَ بِاللَّهِ أَستَنجِحُ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسولِ اللَّهِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِم أَتَوَجَّهُ اَللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنى بِهِم عِندَكَ وَجيهَا فِي الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ، وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ خدایا! [ای] پروردگار این دعوت کامل (اذان و اقامه) و نماز برپا شده، محمد را، که درود خدا بر او و خاندانش ،باد به [بالاترین] درجه و برترین جایگاه (مقام قرب) و فضل و فضیلت برسان، و به نام خداوند آغاز می کنم و خواسته ام را از او می خواهم و به محمد فرستاده خدا و خاندان محمد، درود خدا بر او و بر آنان باد، روی می آورم

خدایا! بر محمد و خاندان محمد درود فرست و به [حرمت] ایشان مرا نزد خودت در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان قرار ده


1) ابن طاووس علیّ بن موسی، فلاح السائل، ص 155

8.در قنوت نماز وتر

دعای آن حضرت علیه السلام در قنوت نماز وتر (1)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اَللَّهُمَّ اهْدِنا فيمَن هَدَيتَ، وَ عافنا فيمَن عافَيتَ، وَ تَوَلَّنا فيمَن تَوَلَّيتَ، وَ بارِك لَنا فيما أَعطيتَ، وَ قِنا شَرَّ ما قَضَيتَ، فَإِنَّكَ تَقضى وَ لا يُقضى عَلَيْكَ، إِنَّهُ لا يَذِلُّ مَن والَيتَ ، وَ لا يَعِزُّ مَن عاديتَ تَبارَكتَ رَبَّنَا وَ تَعَالَيتَ ثم يقول: أَستَغفِرُ اللهَ وأَسألُهُ التّوبَةَ سبعين مرة ﴾.

خدایا! بر محمد و خاندان محمد درود فرست خدایا! ما را هم چون آنان که هدایت نمودی هدایت کن و ما را در عافیت بدار هم چون آنان که در عافیت داشتی و ولایت ما را بر عهده گیر هم چون کسانی که ولایتشان را عهده دار شدی و در آن چه ارزانی مان داشته ای به ما برکت ده و ما را از شرّ آن چه حکم نمودهای نگاهدار زیرا هر که را تو یاری کنی خوار نشود و هر که را دشمن بداری عزت نیابد، پروردگار ما تو پر برکت و برتری

آن گاه هفتاد بار می گوید: أَستَغفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَوبَةَ.


1) ابن بابویه، محمد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 195.

9.به هنگام شنیدن اذان صبح

عباس، خادم [امام] رضا علیه السلام گوید: از [امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام شنیدم که می فرمود: هر که هنگام شنیدن اذان صبح بگوید: (1)

اللَّهُمَّ إِنِّى أَسأَلُكَ بِإِقبالِ نَهَارِكَ وَ إِدبارِ لَيلِكَ وَ حُضورِ صَلَواتِكَ، وَ أَصواتِ دُعاءكَ ، أَن تُصَلَّى عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وأَن تَتُوبَ عَلَيَّ إِنَّكَ التَّوابُ الرَّحِيمُ و قالَ مِثل ذَلِكَ إِذا سَمِعَ أَذانَ المَغربِ ثُمَّ مَاتَ مِن يَومِهِ أَو مِن لَيلَتِهِ مات تائبا.

خدایا! به [حق] آمدن روزت و رفتن شبت و داخل شدن وقت نمازهایت (حضور آنان که شایسته صلوات اند) و صدای دعا کنندگانت می خواهم توبه ام را بپذیری که تو توبه پذیر و مهربانی

( و هر که مانند آن را هنگام شنیدن اذان مغرب، بگوید و در همان روز یا همان شب بمیرد، توبه کننده از دنیا رفته است)

10.پس از نماز صبح

از [ امام] رضا علیه السلام (2)است هر که پس از نماز صبح یک صد بار بگوید:

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ ، لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، كانَ أَقرَبَ إلى اسمِ اللهِ الأعظم، مِن سَوادِ العَينِ إِلَى بَياضِهَا وَ إِنَّهُ دَخَلَ


1) همان، ج 2، ص 230، این دعا با اندکی اختلاف در کتاب من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 287 از امام صادق علیه السلام نقل شده است.

2) سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 316

فيها اسمُ الله الأعظمُ به نام خداوند بسیار بخشنده و مهربان، هیچ [ توفیق] رویگردانی از گناه و هیچ توانی بر [بندگی] جز از [جانب] خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست، [این عبارت شریف] به اسم اعظم خداوند نزدیک تر از سیاهی چشم به سپیدی آن است و اسم اعظم در آن درج شده است)

11.در قنوت

دعای آن حضرت علیه السلام در قنوت (1)

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَمُ إِنَّكَ أَنتَ الأَعَزُّ الأَجَلُ الأَكرَمُ پروردگار من! بیامرز و رحم کن و از آن چه می دانی در گذر، که تو عزیز، بلند مرتبه و بی عیبی

12.در سجده شکر

از [امام] رضا علیه السلام: (2)

کوتاه ترین ذکر در سجده، شکر، پس از [ نماز] واجب، به خاطر توفیق بنده در ادای [تکلیفی] واجب، آن است که بگوید:

شُكرًا للهِ، شُكرًا الله، (ثلاث مرّات)

شکر از آن خداست شکر از آن خداست، سه بار


1) ابن بابویه محمد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 1، ص196

2) همان، ج 2، ص 254.

13.در سجده شکر

سلیمان بن حفص مروزی گوید: (1)[امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام به من نوشت: در سجده شکر یک صد بار بگو:

شُكرًا شُكرًا

و اگر خواستی [بگو]:

عَفْوًا عَفْوا

[14]نماز کفایت

*نماز کفایت (2)

[امام] رضا علیه السلام فرمود: دو رکعت نماز می گزارد در هر رکعت یک [بار سوره] حمد و سیزده بار إِنَّا أَنزَلْناهُ و چون از [نماز] فراغت یافت، سجده کند و بگوید:

اَللهُمَّ يا فارجَ الْهَمَّ وَ كاشِفَ الْغَمَ وَ مُجِيبَ دَعوَةِ الْمُصْطَرينَ، يا رَحمَانَ الدُّنيا وَ رَحيمَ الآخِرَةِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارحَمني رَحمَةً تُطفِئُ بها عَنِّى غَضَبَكَ وَ سَخَطَكَ وَ تُعْنِينِي بِهَا عَن رَحْمَةِ مَن سِواكَخدایا! ای بر طرف کننده اندوه و از بین برنده غم، و اجابت کننده دعای درماندگان ای رحمان در دنیا و رحیم در آخرت، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من رحم آور رحمتی که به آن غضب و خشمت را از


1) همان، ج 1، ص 253 در کتاب عیون اخبار الرضا در انتساب این روایت به حضرت امام كاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام با تردید شده است.

2) طبرسی حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 329 .

من فرونشاند و از رحمت دیگران بی نیازم کند( ثم يلصق خدّه الأيمن بالأرض و يقول :)(آن گاه گونه راستش را بر زمین می گذارد و می گوید: )﴿ يا مُذِلَّ كُلَّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ يَا مُعِزَّ كُلّ ذَلِيلٍ، وَ حَقِّكَ قَد بَلَغَ الْمَجهودُ مِنَّى فِي أَمْرِ كَذَا، فَفَرْجِ عَنِّى ای ذلیل کننده هر ستمکار کینه توز و ای عزت بخش هر خوار [به] حق تو سوگند که در [فلان] کار طاقتم به پایان رسیده پس گشایشی عنایتم فرما.

( ثم يلصق خذه الأيسر بالأرض و يقول مثل ذلك، ثم يعود الى سجوده و يقول مثل ذلك، فان الله سبحانه يفرّج غمّه و يقضى حاجته)

(سپس گونه چپش را روی زمین گذارد و مانند آن را بگوید آن گاه به سجده اش بازگردد و مانند آن را بگوید پس خداوند پاک اندوهش را زدوده و حاجتش را برآورد)

اعمال زمان ها و مکان های خاص

1.در آخرین جمعه ماه شعبان

عبد السلام بن صالح هروی گوید: (1)در آخرین جمعه [ماه] شعبان به حضور [امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام رسیدم، ایشان به من فرمود: ای اباصلت، بیشتر شعبان گذشته و این آخرین جمعه آن است پس در باقی مانده آن کوتاهی ات در گذشته را جبران کن و بر تو باد به روی آوردن به آن چه به تو مربوط می شود و ترک آن چه به تو مربوط نمی شود و بسیار دعا و استغفار کن و زیاد قرآن بخوان و از گناهانت نزد خدا توبه کن تا ماه خدا در حالی به تو روی آورد که مخلص برای خداوند عزیز و جلیل هستی و امانتی بر عهده خود [باقی] مگذار و در دلت از مؤمنی کینه ندار و خود را از هر گناهی که مرتکب می شوی جدا کن و در پنهان کار خود و آشکار آن تقوای الهی پیشه کن و بر او توکل کن [زیرا] هر که بر خدا توکل کند او وی را بس است خدا فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است (2)و در آن چه از این ماه مانده بسیار بگو:

اللَّهُمَّ إِن لَم تَكُن قَد غَفَرتَ لَنا فى مَا مَضَىٰ مِن شَعِبانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنهُ خدایا! اگر در آن چه از شعبان گذشته است ما را نیامرزیده ای پس در آن چه از آن مانده ما را بیامرز


1) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 56 .

2) سوره طلاق / آیه 3 .

2.پس از رؤیت هلال ماه رمضان

دعای آن حضرت علیه السلام، آن گاه که هلال ماه رمضان پدیدار می شد (1)

رَبُّنا وَ رَبُّكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ، اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عَلَيْنَا هِلَالًا مُبَارَكًا، وَ وَفَقنا لِصِيام شهرِ رَمَضانَ، وَ سَلَّمنا فيهِ، وَ تَسَلَّمنا مِنهُ في يُسرِ وَ عافِيَةِ، وَ اسْتَعمِلنا فيهِ بِطاعَتِكَ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پروردگار ما و پروردگار تو، خداوند پروردگار جهانیان است خدایا! آن را بر ما هلالی مبارک قرار ده و ما را به روزه ماه رمضان موفق کن و ما را در آن به سلامت دار و ما از او در فراخی و عافیت باشیم و ما را در آن به فرمان برداری ات وادار که تو بر هر کاری توانایی

فَما مِن عَبدٍ فَعَلَ ذَلِكَ إِلَّا كَتَبَهُ الله تبارك و تعالى فى جُملةِ المَرحومينَ وَ أَثْبَتَهُ فِي ديوانِ المَغفورين (پس هر بنده ای چنین کند خداوند بلند مرتبه [نام] او را ردیف مرحومان نویسد و در دیوان آمرزیدگان ثبت فرماید)


1) ابن بابویه، محمد بن على فضائل الاشهر الثلاثه ص 99 . [امام] رضا علیه السلام: شیعیان من! چون هلال ماه رمضان پدیدار شد با انگشت به آن اشاره نکنید بلکه رو به قبله کنید و دست هایتان را بلند کنید و خطاب به هلال کنید و بگویید:

3.در هنگام افطار

[امام] رضا علیه السلام فرمود هر که هنگام افطارش بگوید (1)

اَللّهُمَّ لَكَ صُمنا بِتَوفِيقِكَ وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفطَرنا بأمركَ فَتَقَبَّلَهُ مِنّا وَاغْفِر لَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْغَفورُ الرَّحِيمُ خدایا! برایت [و] به توفیق تو روزه گرفتیم و به فرمان تو با روزی ات افطار کردیم پس آن را از ما بپذیر و ما را بیامرز که تو تنها آمرزنده و مهربانی

غَفَرَ اللهُ ما أَدخَلَ عَلَى صَومِهِ مِنَ النُّقصانِ بِذُنوبِهِ (خداوند نقصانی را که به واسطه گناهانش بر آن (روزه) وارد کرده است می بخشد)

4.در روز عرفه

دعای آن حضرت علیه السلام در روز عرفه (2)

اللهُمَّ كَما سَتَرتَ عَلَىَّ مَا لَم أَعلَم فَاغْفِر لى مَا تَعْلَمُ، وَ كَمَا وَ سِعَنى عِلمُكَ فَلْيَسَعنى عَفَوُكَ ، وَ كَما بَدَأْتَني بِالْإِحْسَانِ فَأَتِمَ نِعْمَتَكَ بِالغُفْرانِ، وَ كَما أَكرَمتَني بِمَعرِفَتِكَ فَاشفَعها بِمَعْفِرَتِكَ، وَ كَمَا عَرَّفْتَنى وَحدانیتَكَ فأُكرِمِنِى بِطاعَتِكَ ، وَ كَما عَصَمتَنى مَا لَم أَكُن أَعْتَصِمُ مِنْهُ إِلَّا بِعِصمَتِكَ، فَاغفِرلى ما لَو شِئتَ عَصَمَتَني مِنهُ یا جَوادُ یا كَريمُ ، يا ذَا الْجَلالِ وَ الإِكرام خدایا! همان گونه که بر من آن چه را ندانستم پوشاندی پس آن چه را می دانی برمن ببخش و همان گونه که علمت مرا فرا گرفت پس [سزد که] بخششت مرا فرا گیرد و هم چنان که در آغاز به من احسان نمودی، پس


1) همان، ص 97

2) ابن طاووس، علىّ بن موسى، اقبال الاعمال مضمار السبق فى ميدان الصدق، ج 2، ص 73 .

نعمتت را با بخشش [گناهانم] به پایان رسان، و همان گونه که مرا به شناختت گرامی داشتی پس آن را همراه آمرزشت کن و همان گونه که یگانگی ات را به من شناساندی مرا به فرمانبری ات گرامی ،دار [خدایا] مرا در امان داشتی از آن چه جز با توسل به تو نمی توانستم از [ شرّ] آن ایمنی یابم، [خدایا] مرا از [ شرّ] گناه نابخشیده ام در امان دار. ای بخشنده، ای سخاوتمند، ای صاحب جلال و بخشش

5.در طواف

احمد بن موسى بن سعد به نقل از [امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام گوید: با آن حضرت در طواف بودم، چون در طواف به رکن یمانی رسیدیم حضرتش ایستاد، پس دو دست خویش را بلند کرد و گفت: (1)

يا الله يا وَليَّ الْعافِيَةِ، وَ يا خالِقَ العافِيَةِ وَ رازِقَ الْعَافِيَةِ وَ الْمُنعِمُ بِالْعافِيَةِ، وَ الْمَنَانُ بِالْعَافِيَةِ، وَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْعَافِيَةِ عَلَيَّ وَ عَلَى جَميع خَلقِكَ، يا رحمانَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ رَحيمَهُما ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنَا الْعافِيَةَ ، وَ دوامَ العَافِيَةِ و تَمَامَ الْعَافِيَةِ، و شُكَرَ الْعَافِيَةِ، فِي الدُّنيا وَ الْآخِرَةِ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ خدایا! ای صاحب عافیت، و ای آفریننده عافیت، و روزی کننده عافیت، و بخشنده نعمت عافیت و بسیار عطا کننده عافیت، و عنایت کننده عافیت به من و به همه آفریدگانت [ای] بخشایشگر دنیا و آخرت و مهربان در هر دو، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و عافیت و دوام و تمام و شکر آن را در دنیا و آخرت روزی ما فرما، ای مهربان ترین مهربانان


1) ابن بابویه محمّد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 19.

6.در هنگام خارج شدن از مسجد الحرام

موسی بن سلّام گوید: (1)[امام] ابوالحسن الرضا علیه السلام عمره گزارد، پس چون از بیت [الله] وداع کرد و به باب حنّاطین رسید تا خارج شود، در صحن مسجد، رو به کعبه ایستاد، دو دستش را بلند کرد و دعایی خواند آن گاه روی به ما نمود و فرمود: بهترین خواهش، [اظهار] نیاز به [پیشگاه] اوست، نماز در آن [مسجد الحرام]، شصت سال یا شصت ماه برتر از [نماز] در غیر آن است. و چون به باب رسید اظهار داشت:

اَللَّهُمَّ إنِّى خَرَجْتُ عَلى أن لا إلهَ إِلَّا أَنت خدایا! من با [ اعتقاد به ] لا اله الا الله خارج شدم

7.در وداع با کعبه

ابراهیم ابی محمود گوید: (2)[امام] رضا علیه السلام را دیدم که با کعبه وداع کرد و چون خواست از در مسجد خارج شود به سجده افتاد سپس ایستاد و رو به قبله اظهار داشت:

اللَّهُمَّ إِنِّى أَنقَلِبُ عَلَى أن لا إلهَ إِلَّا اللهُ خدایا! من با [ اعتقاد به] لا اله الا الله باز می گردم

8.در هنگام خارج شدن از خانه

از امام صادق علیه السلام نقل شده که آن حضرت فرمود: (3)هرگاه ابو جعفر [امام


1) همان ، ج 2، ص 20.

2) همان، ج 2، ص21.

3) برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج 2، ص 351 .

باقر علیه السلام از خانه خارج می شد، اظهار می داشت

بِسمِ اللهِ خَرَجتُ وَ بِسمِ اللهِ وَ لَجِتُ وَ عَلَى اللهِ تَوَكَّلتُ، وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ العَلِي العَظيمِ با نام خدا خارج شدم و با نام خدا وارد شدم و به خدا توکّل کردم و هیچ [توفیق] رویگردانی از گناه و هیچ توانی [بر بندگی] جز از [جانب] خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست

(محمد بن سنان گوید: هر گاه [امام] أبو الحسن الرضا علیه السلام از منزل خود خارج می شد آن [عبارت] را می گفت)

9.در هنگام خارج شدن از خانه

از سخنان امام هشتم علیه السلام به علی بن اسباط: هرگاه از منزلت خارج می شوی بگو: (1)

بِسمِ اللَّهِ آمَنتُ بِاللَّهِ ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ، لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ با نام خدا به خدا ایمان آوردم به خدا توکّل نمودم و هیچ [توفیق] رویگردانی از گناه و هیچ توانی [بر بندگی] جز از [جانب] خداوند نیست

10.در هنگام سوار شدن به کشتی

على بن إبراهيم (2)به نقل از پدرش علیّ بن اسباط گوید: [امام علیه السلام] به من فرمود:

... چون به کشتی نشستی بگو: بِسْمِ اللهِ مَجْرَئها وَ مُرْسَئهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (3)


1) حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، ص 373

2) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 5، ص 256

3) سوره هود / آیه 41 .

(به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش بی گمان پروردگار من آمرزنده و مهربان است و آن گاه که امواج به هیجان آمدند بر دست چپ خود تکیه کن و با دست راست به موج اشاره کن و بگو:

قِرِّى بِقَرارِ اللهِ وَاسْكِنَّى بِسَكِينَةِ اللهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ [العَلِيّ العظيم] ...به قرار خدا قرار گیر، و به سکینه خدا آرام شو، و هیچ [توفیق] رویگردانی از گناه و هیچ توانی [بر بندگی] جز از [جانب] خداوند [بلند مرتبه و بزرگ] نیست ...#### 11.در هنگام سوار شدن به مرکب[امام] أبو الحسن الرضا علیه السلام فرمود: (1فرستاده خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه شخص سوار چارپا شود و بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، فرشته ای نگهبان پشت سر او می نشیند و اگر سوار شد و بسم الله الرحمن الرحیم نگوید، شیطان پشت سر او می نشیند و به او می گوید: آوازی بخوان. اگر او بگوید: آوازم خوب نیست. به او خواهد گفت: آرزویی کن پس او تا هنگام پیاده شدن آرزو می کند، و فرمود: هر که هنگام سوار شدن به مرکب بگوید:)﴿ بسمِ اللهِ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الحَمدُ للهِ الَّذى هَدانا لهذا و ما كُنّا لِنَهتَدِيَ لولا أَن هَدَانَا اللهُ (2)سُبحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا و ما كُنَّا لَهُ مُقرِنِينَ . (3)


1) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص540 .

2) سوره اعراف / آیه 43

3) سوره زخرف/ آیه 13.

به نام خدا هیچ [توفیق] رویگردانی از گناه و هیچ توانی [بر بندگی] جز از [جانب] خداوند نیست ستایش خدایی را که ما را به این [راه] هدایت نمود و اگر خدا ما را رهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم پاک است آن که این را برای ما رام کرد و [گرنه] ما را یارای [رام ساختن] آن نبود

حُفِظَت لَهُ نَفْسُهُ و دَابَّتُهُ حتَّى يَنزِلَ (خودش و چارپایش حفظ می شود تا [هنگامی که] پیاده شود)

کتابنامه

(بر اساس نام مؤلّف)

قرآن کریم

1.ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تحقیق حسین اعلمی، 2 جلد، مؤسسه اعلمی، بیروت، 1984م.

2.

التوحيد، تحقيق سيد هاشم حسینی تهرانی، مؤسّسه نشر اسلامی جامعه مدرسین، قم، بی تا

3.

من لا يحضره الفقيه، تصحيح على اکبر غفاری، مؤسّسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین ،قم، چاپ دوم بی تا

4.فضائل الاشهر الثلاثه، تحقیق میرزا غلامرضا عرفانیان، دار المحجة البيضاء، بيروت، چاپ دوم، 1992م.

5.الامالی، مؤسّسه بعثت، قم، چاپ اول، 1417 ق.

6. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال منشورات رضی، قم، چاپ دوم، 1368 ش

7.ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل، بی تا بی جا، چاپ اول، 1326ق.

8.إقبال الاعمال مضمار السبق فى ميدان الصدق، تحقيق جواد قیومی اصفهانی، مکتب الاعلام الاسلامی، بی جا، چاپ اول ب 1414 ق.

9.مهج الدعوات و منهج العبادات، انتشارات کتابخانه سنائی، بی جا، بی تا.

10. جمال الاسبوع بكمال العمل المشروع، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، مؤسّسه ،آفاق بی جا، چاپ اول، 1371ش.
11.

ابن قولویه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات، تحقيق جواد قیومی، مؤسّسه نشر الفقاهه بی جا، چاپ اول، 1417ق.

12.

ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب.

13.

برقي، احمد بن محمد، المحاسن، تصحیح و تعلیق سید جلال الدین حسینی، 2 جلد، دار الكتب الاسلامی، تهران، 1370 ق.

14.

الحسيني الحسنى المدنى الشیرازی، سید علی خان، رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين، تحقيق سید محسن حسینی امینی، 6 جلد النشر الاسلامی، 1409ق.

15.

حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، آل البيت لاحياء التراث، قم، چاپ اول، 1413ق.

16.

خمینی، روح الله، وصیت نامه الهی - سیاسی آستان قدس کتابخانه مرکزی مشهد 1369 ش.

17.

طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، 15 جلد، مؤسّسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بی تا

18.

طبرسي، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق ، منشورات شریف رضی، بی جا، چاپ ششم، 1972م.

19.

طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، مؤسّسه فقه الشيعه، بيروت - لبنان چاپ اول، 1991م.

20.

تهذيب الاحكام ، تحقيق السيد حسن الموسوى الخرسان، 10 جلد، دار الكتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1364 ش.

21.

اختيار معرفة الرجال (المعروف برجال الكشي)، تصحیح و تعلیق میرداماد استرآبادی تحقیق سید مهدی رجایی، مؤسّسه آل البيت، قم، 1404ق.

22.

العاملي الكفعمي، ابراهيم بن على، البلد الامين و الدرع الحصين تقديم و تعليق علاء الدین الاعلمی، مؤسّسة الاعلمی ، بیروت، 1418ه / 1997 م.

23، عبد خدایی، محمد هادی، جلوه گاه عرفان، شرح مناجات شعبانیه، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس، مشهد چاپ سوم، 1391ش.

24. عطاردی خبوشانی، عزیز الله ، مسند الامام الرضا ابي الحسن علىّ بن موسی علیهما السلام، 2 ج، المؤتمر العالميّ للامام الرضا علیه السلام، 1402 ق.
25.

قطب راوندی، سعيد بن هبه الله ، الدعوات ( سلوة الحزين)، منشورات مدرسه الامام المهدى، قم، چاپ اول، 1407 ق .

26.

قمی، عباس، مفاتیح الجنان، به نشر انتشارات آستان قدس، مشهد، چاپ اول، 1386ش.

27.

کفعمی، ابراهيم بن على، جنة الامان الواقية و جنة الايمان الباقية (مشهور به المصباح) ، الاعلمى للمطبوعات، بیروت، 1983م .

28.

کلینی رازی، محمد بن یعقوب ، الکافی، تصحیح و تحقیق علی اکبر غفاری انتشارات دار الكتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1388 ق.

29.

کمال پور احمد گلشن کمال. با مقدمه محمد جعفر یاحقی، مشهد، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان، 1372 ش.

30.

گروه کلام، شرح المصطلحات الكلامية، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس، چاپ اول، 1373 ش.

31.

لويس معلوف، المنجد اسماعيليان، چاپ اول، 1361 ش.

32.

مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، 110 جلد، مؤسّسه الوفاء، بيروت، چاپ دوم، 1983م.

33.

محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، 13 جلد، دارالحدیث، قم، چاپ دوازدهم، 1391ش.

34.

واعظ زاده، محمد المعجم في فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته، 24 جلد (تا کنون)، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد ، 1389 ش.

35.

سایت ویکی فقه

(بر اساس نام کتاب )

قرآن کریم

1.

اختيار معرفة الرجال ( المعروف برجال الکشی)، طوسی، محمد بن حسن، تصحیح و تعلیق میرداماد استرآبادی، تحقیق سید مهدی رجایی، مؤسّسه آل البيت، قم، 1404 ق.

2.

اقبال الاعمال مضمار السبق في ميدان الصدق، ابن طاووس، على بن موسى، تحقيق جواد قیومی اصفهانی، مکتب الاعلام الاسلامی، بی جا، چاپ اول ب 1414 ق.

3.

الامالی، ابن بابویه، محمد بن علی، مؤسّسه بعثت، قم، چاپ اول، 1417 ق.

4.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسی، محمد باقر، 110 جلد مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1983م.

5.

البلد الامين و الدرع الحصين، العاملی الکفعمی، ابراهیم بن على، تقديم و تعليق علاء الدين الاعلمی، مؤسسة الاعلمی، بیروت ، 1418ه / 1997م .

6.

التوحيد . ابن بابویه محمد بن علی، تحقیق سید هاشم حسینی تهرانی، مؤسّسه نشر اسلامی، جامعه مدرسین، قم، بی تا

7.

تهذيب الاحكام، طوسی، محمد بن حسن، تحقيق السيد حسن الموسوى الخرسان، 10 جلد، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1364 ش.

8.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ابن بابویه محمد بن علی منشورات رضی، قم، چاپ دوم، 1368 ش.

9.

جلوه گاه عرفان شرح مناجات شعبانیه، عبد خدایی، محمد هادی، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس، مشهد، چاپ سوم، 1391 ش.

10.

جمال الاسبوع بكمال العمل المشروع، ابن طاووس، على بن موسى، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، مؤسسه آفاق، بی جا، چاپ اول، 1371 ش.

11.

جنة الامان الواقية و جنة الايمان الباقية (مشهور به المصباح کفعمی، ابراهیم بن على) الاعلمى للمطبوعات، بيروت ، 1983 م.

12.

الدعوات (سلوة الحزين)، قطب راوندی، سعيد بن هبة الله، منشورات مدرسه الامام المهدى، قم، چاپ اول، 1407 ق.

13.

رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين، الحسيني الحسني المدني الشيرازي، السيد علی خان، تحقیق سید محسن الحسینی الامینی، 6 جلد، مؤسسة النشر الاسلامي، 1409 ق.

14.

شرح المصطلحات الكلامیه، گروه کلام بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس، چاپ اول، 1373 ش .

15.

عيون اخبار الرضا، ابن بابويه، محمد بن علی، تحقیق حسین اعلمی، 2 جلد مؤسّسه الاعلمی، بیروت، 1984 م.

16.

فضائل الاشهر الثلاثه، ابن بابویه، محمد بن علی، تحقیق میرزا غلامرضا عرفانیان، دار المحجة البيضاء، بيروت، چاپ دوم، 1992 م.

17.

فلاح ،السائل ابن طاووس، علی بن موسی، بی تا بی جا، چاپ اول، 1326 ق.

18.

قرب الاسناد، حمیری، عبد الله بن جعفر، مؤسّسه آل البيت لاحياء التراث، قم، چاپ اول، 1413 ق.

19.

الکافی، کلینی رازی، محمد بن يعقوب، تصحيح و تحقیق علی اکبر غفاری دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1388 ق.

20.

كامل الزيارات، ابن قولویه، جعفر بن محمد، تحقیق جواد قیومی، نشر الفقاهه بی جا، چاپ اول، 1417 ق.

21.

گلشن کمال، کمال پور احمد، با مقدمه محمد جعفر یاحقی، مشهد، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان، 1372 ش.

22.

لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم

23.

المحاسن، برقی، احمد بن محمد، تصحیح و تعلیق سید جلال الدین حسینی، 2 جلد، دار الكتب الاسلامی، تهران، 1370 ق.

24.

مسند الامام الرضا ابى الحسن على، بن موسى علیهما السلام، عطارد الخبوشانی، عزیز الله، 2 ج ، المؤتمر العالميّ للامام الرضا علیه السلام ، 1402 ق.

25.

مصباح المتهجد، طوسى، محمد بن حسن، فقه الشیعه، بیروت - لبنان، چاپ اول ، 1991 م.

26.

المعجم في فقه لغة القرآن و سر بلاغته، واعظ زاده، محمد، 24 جلد (تا کنون)، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1389 ش.

27.

مفاتیح الجنان، قمی، عباس، به نشر انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول، 1386

28.

مكارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، منشورات شریف رضی، بی جا، چاپ ششم، 1972 م.

29.

من لا يحضره الفقيه، ابن بابویه، محمد بن علی، تصحیح علی اکبر غفاری، مؤسّسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، چاپ، دوم بی تا

30.

الميزان فى تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، 15 جلد مؤسّسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، بی تا

31.

المنجد، لويس معلوف، اسماعیلیان، چاپ اول، 1361 ش.

32.

مهج الدعوات و منهج العبادات، ابن طاووس، علی بن موسی، انتشارات کتاب خانه سنائی، بی جا، بی تا.

33.

ميزان الحكمه، محمدی ری، شهری، محمّد ترجمه حمید رضا شیخی، 13 جلد، دارالحدیث، قم چاپ دوازدهم، 1391 ش.

34.

وصیت نامه الهی - سیاسی، خمینی، روح الله، ناشر آستان قدس کتابخانه مرکزی، مشهد 1369 ش.

35.

سایت ویکی فقه