مناسک حج مطابق با فتوای حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی دام ظله

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

مطابق است با فتوای حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی دام ظله

چاپ پنجم - 1399 ه-

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم مریم محققیان

مقدمه

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ كَفَى وَ سَلَامُ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ بدان كه (حجة الاسلام) که در تمام عمر يك بار واجب می شود بر هر مکلف که جامع شرائط مقرره باشد بر سه نوع است حج تمتع و حج قران وحج افراد و در این رساله اکتفا می شود بقسم اول يعني حج تمتع و صورت ان اجمالا انست که اولا احرام می بندد از براي عمره تمتع پس داخل مكه می شود و طواف عمره می کند و بعد از ان دو رکعت نماز طواف می کند و بعد از آن سعی می کند یعنی راه می رود میانه صفا و مروه که دو مکانند هفت بار بعد از ان تقصیر می کند يعني اندكي از ناخن يا موي خود می گیرد و چون از این فارغ شود هر چه بر او بسبب احرام حرام شده بود از براي او حلال می شود و چون نزديك روز نهم

شود باز ثانياً احرام می بندد از براي حج تمتع از مکه و می رود بسوي عرفات که نام موضعي است و از ظهر روز نهم تا مغرب در آن جا می ماند و شب از ان جا کوچ می کند و بمشعر الحرام مي ايد ودر ان جا می ماند از طلوع فجر روز عید قربان تا طلوع افتاب و از انجا مي ايد بسوي منی که نام موضعي است و در ان جا سه عمل بجا می اورد ( اول ) رمی جمره يعني انداختن سنگ ریزه بر جمره عقبه ( دوم ) ذبح يا نحر هدي (سيم ) تراشیدن سر یا گرفتن از مو یا ناخن و بعد از آن بمکه مراجعت می کند و طواف زیارت می کند بعد از آن نماز طواف می کند بعد از آن سعي ميان صفا و مروه می نماید بطور گذشته و بعد از ان طواف نساء می کند چه زن باشد و چه مرد باشد و چه طفل و بعد از آن دو رکعت نماز طواف می کند و بعد از آن مراجعت می کند بمنی از براي ماندن در ان جا شب یازدهم و شب دوازدهم و در روز یازدهم و دوازدهم نیز رمی جمرات می کند بلکه شب سیزدهم نیز در بعض صوری که آمد و در روز آن رمى جمار هم می کند و بعد از این اعمال فارغ می شود از تمام اعمال حجة الاسلام که در ذمه او بود و اما صورت حج تفصیلا پس در دو باب ذکر می شود انشاء الله تعالى

( باب اول) در افعال عمره و در این پنج فصل است (فصل اول) در احرام عمره است و در آن چند مقصد است (مقصد اول ) در مستحبات قبل از احرام و بعد از آن و مكروهات احرام (مسئله) مستحب است در وقت اراده احرام مهیا شدن از براي احرام به تنظیف بدن و گرفتن ناخن و شارب و ازاله موي زير بغل و موي عانه بنوره و غسل احرام (مسئله ) اگر بعد از غسل بپوشد یا بخورد چیزی را که از براي محرم جایز نیست یا استعمال طيب كند مستحب است اعاده غسل و جایز است مقدم داشتن غسل بر ميقات مطلقاً بنابر أقوى خصوصاً هر گاه بترسد که آب در میقات نیابد و اگر مقدم داشت و بعد از آن آب در میقات یافت مستحب است اعاده و اگر اول روز غسل کند از براي ان روز تا شب كافي است و هم چنین عکس و اگر حدث اصغر واقع شود اعاده ان نماید (مسئله ) چون غسل کند این دعا را بخواند.

بِسم اللَّه وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لى نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرزاً وَ أَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ اللَّهُمَّ طَهِّرني وَ طَهِّرْ قَلْبِي وَ اشْرَحْ صَدْرِي وَ أَجْرِ عَلَى لِسَانِي مَحَبَّتَكَ وَ مِدْحَتَكَ

وَ الثَّنَاءَ عَلَيْكَ فَإِنَّهُ لاَقُوَّةَ لِي إِلاَّبِكَ وَ قَدْ عَلِمْتُ أنَّ قِوَامَ دِينِي التَّسْلِيمُ لَكَ وَ الإتباعُ لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه. (مسئله) اگر بدون غسل احرام به بندد مستحب است که دوباره غسل کند و اعاده احرام نماید چه ترك غسل نسياناً باشد و چه عمداً و چه جهلا (مسئله) چون جامه احرام بپوشد يكي را لنگ کند و دیگری را رداء و بگوید:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي ما أُوارِي بِهِ عَوْرَتِي، وَ أُؤَدِّي فِيهِ فَرْضِي، وَ أَعْبُدُ فِيهِ رَبِّي، وَ أَنْتَهِي فِيهِ إِلي ما أَمَرَنِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَ أَرَدْتُهُ فَأَعانَنِي وَ قَبِلَنِي، وَ لَمْ يَقْطَعْ بِي، وَ وَجْهَهُ أَرَدْتُ فَسَلَّمَنِي، فَهُوَ حِصْنِي وَ كَهْفِي وَ حِرْزِي وَ ظَهْرِي و مَلاذِي وَ رَجائِي وَ مَنْجايَ و ذُخْرِي وَ عُدَّتِي فِي شِدَّتِي وَ رَخائِي ( مسئله ) مستحب است که احرام را عقب نماز واقع سازد و أفضل بعد از فریضه ظهر است و اگر نباشد عقب فریضه دیگر و اگر نباشد عقب نماز قضائي واقع سازد و اگر نماز قضا نداشته باشد عقیب شش ركعت نماز و أقل آن دو رکعت است در رکعت اول بعد از حمد توحید و در ثاني سوره جحد بخواند در روایت دیگر در رکعت اول جحد و در ركعت دويم توحيد

وارد شده است پس بعد از نماز حمد و ثناي الهي نمايد و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و این دعا را بخواند:

اللّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ أنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنِ اسْتَجابَ لَکَ و َآمَنَ بِوَعْدِکَ وَ اتَّبَعَ أمْرَکَ فَإنِّی عَبْدُکَ و َفی قَبْضَتِکَ، لا اُوْقیْ إلّا مَا وَقَیْتَ، و لا آخُذُ إلّا ما أعْطَیْتَ، وَ قَدْ ذَکَرْتَ الحَجَّ، فَأسْألُکَ أنْ تَعْزِمَ لِی عَلَیْهِ عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِه، وَ تُقَوِّیَنِی عَلی ما ضَعُفْتُ وَ تُسَلِّمَ لِی مَناسکی فی یُسْرِ مِنْکَ وَ عافِیَهٍ وَ اجْعَلْنِی مِنْ وَ فْدِکَ الذی رَضِیْتَ وَارْتَضَیْتَ وَ سَمَّیْتَ وَ کَتَبْتَ، اللّهمَّ إنِّی خَرَجْتُ مِنْ شُقَّهٍ بَعِیدَهٍ، وَ أنْفَقْتُ مالِی ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ اللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لی حَجَّتِی وَ عُمْرَتی، اللَّهُمَّ إنِّی اُرِیْدُ التَّمَتُّعَ بِالعُمْرَهِ إلی الحَجِّ عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَإِنْ عَرَضَ لِی عارِضٌ یَحْبِسُنی فَخَلِّنِی حَیْثُ حَبَسْتَنی بِقَدَرِکِ الَّذی قَدَّرْتَ عَلَیَّ اللّهُمَّ إنْ لَمْ تَکُنْ حَجَّهً فَعُمْرَهً أحْرَمَ لَکَ شَعْری وَ بَشَری وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ عِظامِی وَ مُخِّی وَ عَصَبِی مِنَ النِّساءِ وَ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ أبْتَغِی بِذلِکَ وَجْهَکَ وَ الدّارَ الآخِرَهَ پس نيت احرام کند و مستحب است تلفظ بان پس بگوید لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، إنَّ الحَمْدَ

وَ النِّعْمَهَ لَکَ وَ المُلْکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ ذَا المَعارِجِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ داعِیاً إلی دارِ السَّلامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ أهْلَ التَّلْبِیَهِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذَا الجَلالِ وَ الإکرامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تُبْدِئ وَ المَعادُ إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تَسْتَغْنی وَ یُفْتَقَرُ إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ مَرْهُوباً وَ مَرْغوباً إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ إلهَ الحَقِّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذا النَّعْماءِ وَ الفَضْلِ الحَسَنِ الجَمیلِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ کَشّافَ الکُرَبِ العِظامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ یا کَریمُ لَبَّیْکَ و مستحب است که این فقرات را نیز بخواند

لَبَّیْکَ أتَقَرَّبُ إلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ بِحَجَّهٍ أو عُمْرَهٍ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ وَ هذِهِ عُمْرَهُ مُتْعَهٍ إلی الحَجِّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ أهْلَ التَلْبِیهِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تَلْبِیَهً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَیْکَ

(مسئله) اولى واحوط بلند گفتن تلبیه است اگر مرد باشد و مکرر گفتن وقت بیدار شدن از خواب و عقب هر نماز واجب و سنت و وقتي که بر شتر سوار شود و شتر بر خیزد و وقتی که بر تلی بالا رود یا بسراشيبي پائین اید و وقتی که بسواری برسد و در سحر ها بسیار بگوید هر چند جنب یا حائض باشد (مسئله ) تلبیه را قطع نکند در عمره تمنع تا ان که خانهای مکه را به بیند

و در حج تا ظهر روز عرفه و در عمره مفرده تا وارد حرم شود اگر از خارج مي ايد و تا نظر بكعبه كند اگر از مکه بیرون رفته باشد بجهة احرام مکروه است (مسئله) مستحب است احرام در جامه پنبه سفید و مکروه است در جامه سیاه بلکه بعضی مطلق رنگ را گفته اند لكن ظاهر بعضي اخبار معتبره عدم كراهت رخت سبز است و مکروه است که بخوابد در رخت و بالش زرد و بعضي در سیاه نیز گفته و هم چنین مکروه است در رخت چرك و اگر در حال احرام رخت چرك شد بهتر آنست که نشوید تا محل شود (مسئله) اولى و احوط ترك استعمال حناء است بقصد زینت بلکه مطلقاً و اولى ترك استعمالست قبل از احرام هر گاه اثر آن باقي بماند تا حال احرام و هم چنین اولى و احوط ترك استعمال رياحين است (مسئله) مکروه است دخول حمام و سائيدن بدن بلکه اولى و احوط ترك آنست اگر بنحو کیسه کشیدن و نحو آن باشد و هم چنین مکروه است لبيك گفتن در جواب کسي که او را آواز كند و بعضي الحاق فرموده اند شستن سر را بسدر و خطمي و مبالغه در مسواک کردن و سائیدن رو و کشّی گرفتن و احوط و اولى ترك شستن بدن است بآب سرد (مقصد دویم ) در مواقت احرام

است ( مسئله ) محل احرام بستن که ان را میقات می نامند مختلف می شود باختلاف طرفی که مکلّف از آن ها عبور می کند و بمکه می رود « مسئله » کسی که راه او از مدینه منوره باشد میقات او مسجد شجره است و ان را ذو الحليفه می گویند و جایز است از براي او در وقت ضرورت بجهت ضعف یا مرض یا عدم عبور بر مسجد شجره تأخير احرام تا میقات اهل شام ( مسئله ) كسي که از راه عراق و نجد برود ميقات او وادي عقیق است و اوائل ان را مسلخ می گویند و اواسط ان را غميرة و اواخر ان را ذات عرق كه احرام گاه عامه است و افضل احرام است از مسلخ اگر بطور يقين معلوم شود و الا تأخير احوط است تا یقین کند که در وادي عقيق رسيده و احوط بلکه اقرب انست که تأخیر نکند تا بذات عرق و اگر تقیه اقتضا کند تأخير را بذات عرق پیش از رسیدن بان جا نيت احرام کند و تلبيه را باخفات گوید و رخت خود را در نیاورد و جامه احرام نپوشد تا بذات عرق رسد ان وقت جامه احرام را بپوشد و اظهار کند که الحال محرم می شوم ( مسئله ) کسی که راه او از طائف باشد میقات او قرن المنازل است (مسئله ) کسی که از راه يمن برود ميقات او ياملم که اسم

كوهي است ( مسئله) کسی که از راه شام برود میقات او جحفه است ) (مسئله) بدان که احوط و اقوى لزوم تحصيل علم است باین اماکن و اگر علم ممکن نباشد بعید نیست اكتفاء بظن حاصل از پرسیدن اهل معرفت باین اماکن ( مسئله ) کسی که منزل او نزدیک تر از این مواقیت بمکه باشد میقات او منزل اوست (مسئله) اگر کسی از راهي عبور کند که بهيچ يك از مواقيت خمسه مذکوره عبور نکند پس اگر در طریق مدینه است احوط در حق او ان که احرام ببندد محاذي ميقاتي كه اقرب بسوي او بوده باشد هر چند که دور تر از ديگري باشد بمکه و بعد از آن تجديد احرام کند در موضعي كه محاذي ميقاتي باشد که نزدیک تر است بمکه از آن میقات سابق (مسئله ) اگر علم بمحاذات ممکن نباشد احوط انست که نذر احرام نماید از موضعي كه ظن بمحاذات ان با میقات دارد بنحوی که ذکر می شود و اگر در غیر طریق مدینه است پس با امکان طريقي را سلوك كند که بیکی از مواقیت عبور نماید و از ان جا احرام ببندد حتی با تمکن از تحصیل علم بمحاذات و هر گاه نذر کند احرام قبل از محاذات را طريق ديگري است از براي رفع اشکال (مسئله ) احوط در كيفية نذر آنست كه يك

نذر کند باین نحو مثلا که اگر تا نیم فرسخ دیگر مثلا زند بمانم شكراً از همان محل احرام ببندم وچون بان محل برسد نذر دیگري کند که شکراً از براي فلان نعمت الهي که بمن عطا شده از این جا محرم شوم ان گاه احرام ببندد ( مسئله) کسي که عذري از براي او از احرام بستن در میقات خود روي دهد پس هر گاه عذر از قبیل خوف و مرض و خصوصاً تقيه باشد پس احوط عقد احرام است در میقات نيز بنيت و تلبيه و لو سر بدون تعرّي و لبس ثوبين و اگر از قبیل فراموشي يا عذر ديگر باشد پس بعد از زوال عذر اگر ممکن باشد بر گشتن بمیقات بر می گردد و إلا ان چه می تواند بر گردد بنابر احوط و از ان جا احرام بندد خصوصاً حائضي كه بسبب جهل بمسئله ترك احرام از ميقات نموده باشد چنان چه مورد نص صحیح است و اگر هیچ نمی تواند از همه جاي خود احرام می بندد مگر آن که بعد از دخول حرم زوال عذر شود پس واجب است که از حرم بیرون رود با تمكن و إلا در جاي خود احرام می بندد (مسئله) اگر فراموش کرد احرام عمره را و بخاطرش نیام بعد از اتمام جميع واجبات پس بعضي ان عمره را باطل می دانند و مشهور علماء ان را صحيح می دانند و اظهر مشهور است اگر چه احوط

ببطلان است و بنابر این حج بنيت ان چه تکلیف او است از حج تمتع و افراد بجا آورد و بعد از ان يك عمره مفرده بنماید كافي است (مسئله) اگر کسي عمداً ترك كند احرام را و ممکن نشود او را تدارك او از میقات احوط احرام است از هر مکاني که ممکن باشد مثل ناسي و اتيان بعمره است و قضاي ان بعد از ان و اما جاهل پس اقوی صحت عمره انست ( مسئله) شرط احرام طهارت اصغر و اكبر نیست پس جایز است احرام از جنب و حائض و نفساء بلكه غسل احرام از براي حائض و نفساء مستحب است .

( مقصد سيم) در واجبات احرام و ان چه متعلق بان ها است ( مسئله ) واجبات در احرام سه چیز است ( اول ) نیت است بان كة قصد كند احرام بستن از براي عمره تمتع حجة الاسلام بجهة اطاعت فرموده خداوند عالم و معنی احرام بستن چنان چه بعضي ذكر كرده اند مهیا شدن و بخود قرار دادن ترك امور چند است که خواهد آمد بجهة توجه بمكه بجهة اداء افعال معهوده ( دویم ) گفتن چهار تلبیه است و واجب ان يك دفعه است و مقدار استحباب تكرار ان گذشت و صورت ان بنابر احوط بلكه اصح این است

لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، إنَّ الحَمْدَ وَ النِّعْمَهَ لَکَ وَ المُلْکَ، لا شَریکَ لَکَ (مسئله ) واجب است تصحیح این فقرات چنان چه تصحیح تكبيرة الاحرام و قرائة حمد و سوره و غير آن در نماز واجب است و احوط و اولى كسر همزه إنّ و فتح كاف الملك است و اولى تكرار لبيك است در آخر نيز ( مسئلة ) واجب است تعلم تلبيه اگر ندانسته باشد آن را یا کسی او را تلقین کند و اگر ممکن نشود جمع کند میان تلفظ بان بهر نحو که ممکن شود و ترجمه ان و نائب گرفتن در گفتن آن ( سیم ) واجب است قبل از نية و تلبیه پوشیدن دو جامه احرام که يکي از آن ها سرّ کند ما بین ناف و زانو که ان را ازار گویند و ديگري که ان را رداء گویند ان قدر باشد که ساتر منكبين بوده باشد بلکه بعضي ان را شرط صحت احرام دانسته اند پس احوط انست که قبل از نية و تلبيه رخت احرام بپوشد ( مسئله ) شرط است در این دو جامه که نماز در ان ها صحیح باشد پس کفایت نمی کند حرير و غير مأكول اللحم و متنجس بنجاستي که معفو نباشد بلکه احوط آن است که از جنس پوست نباشد و از منسوجات باشد نه مثل نمد مالیده شده

و کفایت می کند از اریکه بشره از آن نمایان باشد و احوط در رداء نیز این شرط است ( مسئله ) احوط تطهیر این دو جامه است یا تبدیل آن ها اگر نجس شوند در احوال احرام بلکه اولى و احوط مبادرت بازاله نجاست است از بدن نیز و بعضي از علماء منع نموده اند از حریر خالص در جامه احرام زن و خالي از قوه نيست بلکه احوط انست که زن در جمیع احوال احرام حریر خالص نپوشد ( مسئله ) جایز است از براي محرم که بیشتر از دو ثوب بپوشد و ايضاً جایز است که دو ثوب احرام را عوض کند لکن طواف را در همان دو ثوب که در ان ها احرام بسته نمايد على الاحوط الأفضل.

«مقصد چهارم» در تروك احرام است و احوط مراجعه ان ها است پیش از نیت احرام تا قصد کف از آن ها نماید بلی التفات بان ها تفصيلا در وقت نیت احرام لازم نیست و ان چند امر است ( اول ) شکار صحرائي که وحشي باشد مگر در صورت خوف اذیت از آن و حرام است نیز خوردن آن و نگاه داشتن آن هر چند مالك ان بوده باشد قبل از احرام و بهمراه خود آورده باشد (مسئله ) حرام است اعانت کسي که صید را

شکار کند بهر نوع از اعانت (مسئله ) شکار دريائي مانعي ندارد و مراد بان حيواناتي است که تخم و جوجه هر دو در دریا کند و هم چنين حيوان اهلي مثل مرغ خانگي و گاو و گوسفند و شتر اهلي ( مسئله ) هر شکار که حرام است جوجه و تخم ان نیز حرام است و اگر محرمي صيدي را ذبح کند مشهور انست که میته خواهد بود درباره محرم و محل ( مسئله ) ملخ در حکم شکار صحرائی است ( دویم ) جماع کردن با زن و بوسيدن و مطلق التذاذ و استمتاع بزن حى نگاه بشهوت کردن بزن است ( مسئله ) اگر کسی در احرام جماع کند با زن یا مرد چه در قبل و چه در دبر نه از روي نسيان يا نادانی پس اگر در عمره است و پیش از سعي واقع شده عمره او فاسد است بلا اشکال اگر عمره مفرده باشد و على الأحوط اگر عمره تمتع باشد و بر او يك شتر کفاره لازم است بدهد و أحوط ان كه عمره را تمام کند و ان را اعاده نماید در ماه دیگر و اگر عمره تمتع باشد پیش از حج او را بجا می اورد و اگر وقت تنگ باشد حج او افراد می شود پس بعد از حج عمره مفرده بجا مي اورد و أحوط اعاده حج است در سال آینده و هر گاه جماع بعد از سعي باشد همان كفاره تنها بر

او لازم است و اگر در احرام حج این عمل شود پس اگر پیش از وقوف عرفات و مشعر بوده حج او نیز فاسد است اجماعاً و واجب است ان را اتمام نماید و در سال دیگر ان را قضا نماید و هم چنین اگر بعد از وقوف عرفات و قبل از مشعر بوده على الأشهر و اگر بعد از وقوفين باشد حج او صحيح است و همان کفاره لازم است اگر پنج شوط از طواف نساء ننموده بنابر احوط و الا كفاره نسیت علی الاظهر الأشهر اگر چه احوط است ( مسئله ) كفاره بوسیدن زن یک شتر است و بعضي گفته اند که اگر بشهوت نباشد يك گوسفند است و اول احوط است ( مسئله ) اگر نگاه کند عمداً بغير اهل خود و انزال او شود احوط ان که اگر می تواند يك شتر والا يك گاو و الا يك گوسفند و اگر بشهوت نگاه باهل خود کند و انزال شود مشهور يك شتر است و اگر بدون شهوت باشد چيزي نيست ( مسئله ) اگر كسي با دست بازي کند بشهوت بي انزال پس بعضی گفته اند كه يك گوسفند بر او لازم است و با انزال او را شتری لازم است (سیم) عقد کردن زن از برای خود یا غیر که محرم باشد یا محل و هم چنین شاهد شدن بر عقد و اقامه شهادت بنا بر

احوط هر چند متحمل آن شده باشد در غیر حال احرام ( مسئله ) احوط اگر اقوى نباشد ترك خطبه يعني خواستگاري زن است در حال احرام و اما رجوع بمطلقه رجعيه پس بي عیب است و هم چنین خریدن کنیز هر چند بجهة استمتاع باشد. بلی اگر مقصود او استمتاع در حال احرام بوده باشد احوط ترك انست بلكه بعضي جزم بحرمت کرده اند چنان چه احوط ترك تحليل كنيز و قبول تحليل انست ( مسئله ) کسی که عقد کند زنی را در حال احرام براي محرمی و محرم دخول کرد پس بر هر يك از ايشان يك شتر کفاره است و لو جاهل باشد علی الأحوط و أگر دخول نكند بر هيچ يك كفاره نیست و هم چنین کفاره لازم است بر عاقد از برای محرم با دخول در صورت علم عاقد هر چند عاقد محل باشد بلکه و بر زن که محل باشد گاه بداند که شوهر محرم است ( چهارم ) استمناء است يعني طلب نزول مني بدست يا غير ان هر چند بخیال یا ملاعبه با زن خود یا دیگري بوده و بدان که انزال مني باستمناء بعضي ان را مفسد حج دانسته اند مثل جماع کردن و در روایت هم تصريح بان است و بعضي همان كفاره تنها را واجب دانسته اند

که یک شتر بوده باشد (پنجم ) استعمال طيب يعني بو هاي خوش مثل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر ببوئیدن یا مالیدن بر بدن یا خوردن یا پوشیدن چیزی که در آن بوی خوش بوده باشد هر گاه اثر او باقي است ( مسئله) اگر محتاج بخوردن یا پوشیدن شود دماغ خود را بگیرد ( مسئله ) احوط ترك استعمال رياحين است بلكه اولى و أحوط ترك بوئیدن میوهای خوش بو است مثل سيب و به و شبه آن اگر چه خوردن ان ها ضرري ندارد اما دماغ خود را بگیرد چنان چه ظاهر بعضی اخبار دلالت می کند بر هر دو مطلب ( مسئله ) مشهور انست که خلوق کعبه - و ان چيزيست كه كعبه را بان خوش بو می کنند - مستثنی است از حکم بوي خوش و ايضاً استثناء کرده اند شنیدن بو را در وقت گذشتن از بازار عطاران که ما بین صفا و مروه واقع است و احوط و اولى اجتناب است از آن نیز ( مسئله ) كفاره طيب کشتن يك گوسفند است (مسئله ) احوط بلکه اقوی حرمت گرفتن دماغ است از بوي بد بلی فرار کردن از آن بتند رفتن ضرري ندارد (ششم) پوشیدن چیز دوخته است و چیزی که شبیه بچیز دوخته باشد مثل رختهائی که از نمد می مالند بهیئت بالا پوش و گليجه و كلاه و غير آن

و اولى و احوط اجتناب از مطلق دوخته است هر چند قلیل باشد ( مسئله ) اقوی در همیان مخیط جواز بستن است بر کمر و اولی و احوط انست که قسمي کند که بدون گره باشد ( مسئله ) احوط ترك چيزي است که از براي ناخوشي باد فتق مي دوزند مگر ان که ضرورت داعي باستعمال ان شود و در این صورت احتیاطا فدیه بدهند ( مسئله ) هر گاه محتاج شود بپوشیدن دوخته فديه بر او لازم است كه يك گوسفند باشد ( مسئله ) احوط گره نزدن رخت احرام است خصوصاً رداء و تكمه نکردن در آن و بچوب یا سوزن بعضن ان را ببعض وصل نکند ( مسئله ) حرمت پوشیدن دوخته مختص بمرد است بنابر مشهور پس جایز است از براي زن پوشیدن ان مگر قفازین که قبل از اين چيزي بوده که زن هاي عرب می دوختند از براي حفظ دست ها از سرما و در ان پنبه می کردند که احوط بلکه اقوی اجتناب از انست (هفتم) سرمه کشیدن بسياهي که در ان زينتي باشد هر چند قصد زيني نکند و هم چنین سرمه که در آن بوي خوش باشد از قبیل مشك و نحو ان اگر چه قصد زینت نکند و احوط باجتناب از مطلق سرمه است بقصد زینت (هشتم) نگاه کردن در آینه

و بعضي تضريح فرموده اند که احوط ترك استعمالى منظره است يعني عينك مگر بجهة ضرورت و هم چنین نگاه کردن در آب صافي و اقوى جواز هر دو است لکن در عينك اگر بقصد زینت باشد. احتیاط ترك نشود (نهم ) پوشیدن موزه و چکمه و جوراب و هر چه تمام پشت پا را بگیرد براي مردان بلکه زنان نیز بنابر احوط اگر چه لزوم ان معلوم نیست و پوشانیدن آن بطرف جامه يا بدست و لحاف و نحو ان ضرر ندارد ( مسئله ) هر گاه محتاج شود بپوشیدن خفين بجهة نبودن نعلين احوط شكافتن روي ان هاست و بعید نیست که مراد قطع ساق آن باشد از حد کعب قدمین که تمام پشت با مستور بان نباشد ( دهم ) فسوق است و مراد از ان على الأظهر دروغ گفتن و سباب و مفاخرت نمودن است بر وجهی که اشعار به مذمت غیر داشته باشد و شبهه در تحریم مذکورات نیست و از بعض اخبار ظاهر می شود که کفاره هم دارد (یازدهم) جدال است و ان گفتن لا و الله يا بلي و الله است و احوط الحافات مطلق يمين است و در مقام ضرورت بجهة اثبات حق يا نفي باطل جایز است ( مسئله ) اگر جدال صادق باشد پس در کمتر از سه مرتبه چيزي در او نیست بجز استغفار

و در سه مرتبه يك گوسفند است اما دروغ پس مشهور انست که در یک مرتبه گوسفند و در دو مرتبه يك گاو و در سه مرتبه يك شتر است (دوازدهم ) کشتن جانور آن که در بدن یا رخت است مثل شپش يا كيك و كنه كه در شتر می باشند و هم چنین انداختن ان هاست بلکه از موضعي بموضع دیگر نقل کردن که موضع اول أحفظ باشد از براي ان ( مسئله ) انداختن کنه از بدن خود عیب ندارد و از شتر احوط ترك انست مگر حلمه يعني کنه بزرگ که از شتر انداختن ان جايز نيست ( سیزدهم) انگشتر بدست كردن بجهة زينت و باكي نيست بجهة استحباب ان و احوط ترك استعمال حناء بقصد زينت در حال احرام بلکه قبل از آن هر گاه اثر آن بماند تا زمان احرام و بعضي احتياط کرده اند از استعمال آن هر چند نه بقصد زینت باشد ( چهاردهم) از براي زن پوشیدن زیور است بجهة زبنت مگر آن چه را که عادت بپوشیدن آن داشته پیش از احرام پس باکی نیست بگذاشتن ان و در نياوردن ان بجهة احرام إلا ان كه ان را اظهار نکند عمداً از براي زوج و غير او از مردان ( پانزدهم ) روغن مالیدن است ببدن هر چند که در او بوي خوش نباشد على

الأقوى مكر بجهة ضرورت (مسئله) حرام است روغن مالیدن پیش از احرام اگر در آن بوي خوش باشد و اثرش باقي بماند (شانزدهم) ازاله مو است از بدن خود یا غیر خود محل باشد غیر یا محرم هر چند يك مو باشد مگر بجهة ضرورت مثل كثرت شپش و درد سر و موي چشم که اذیت کند و باکي نيست بان چه بی قصد کنده می شود در وقت وضو بلکه غسل ( مسئله ) فديه سر تراشیدن هر چند بجهة ضرورت باشد يك گوسفند است یا سه روز روزه یا صدقه ده مد بر ده مسكين و احتیاط در اختیار گوسفند است و هم چنین هر گاه زیر هر دو بغل خود را ازاله مو كند بلكه زير يك بغل را على الأحوط بل الأقوى (مسئله ) هر گاه دست بکشد بسر یا بریش خود و يك مو يا دو مو بيفتد يك كف از طعام صدقه کند ( هفدهم ) پوشانیدن مرد است سر خود را حتى بگل و حناء و حمل چيزي بر سر على الأحوط و أحوط ترك پوشانیدن انست ببعض بدن مثل دست و گوش ها ظاهراً از سر محسوبند و در حکم سر است بعض سر إلا ان كه استثناء شده از آن گذاشتن بند خيك آب بر سر و دستمالي که بر سر بجهة صداع بندد.

( مسئله ) اشهر و اظهر جواز پوشیدن رو است از برای مرد (مسئله ) در حکم پوشانیدن سر است ارتماس در آب بلکه مطلق مایع ( مسئله ) فدیه پوشانیدن سر يك گوسفند است و احوط تعدد فديه است بتعدد پوشانیدن خصوصاً هر گاه بی عذر باشد و خصوصاً هر گاه مجلس متعدد باشد ( مسئله ) اگر نسیانا سر خود را پوشانید چون ملتفت شود فورا سر را برهنه کند و احوط ان که تجدید تلبیه نماید (هیجدهم ) پوشانیدن زن است روي خود را بنقاب و غير ان و هم چنين بعض ان را مگر ان قدري كه من باب المقدمه بجهة پوشانیدن سر از براي نماز از اطراف پوشیده می شود و بعد از نماز فوراً ان را مکشوف نماید (مسئله ) جایز است بجهة رو گرفتن از نا محرم ان که طرف چیز را که بر سر زده از چادر و غیره پائین بیاندازد تا محاذي بيني بلكه ذقن و بعضي واجب دانسته اند که ان را بدست يابچوبي دور از رو نگاه دارد که از قبیل نقاب نشود و إلا يك گوسفند کفاره بر او لازم است و این قول احوط بلکه خالی از قوت نیست ( نوزدهم ) سایه قرار دادن مرد ان است بالاي سر خود در حال منزل طي کردن بمثل هودج و چتر و نحو آن چه سواره

باشد چه پیاده على الأحوط ( مسئله ) احوط انست که بپهلوي محمل و هر چیزی که بالاي سر هم نباشد استظلال نکند اگر چه جواز راه رفتن در سایه محمل و هر چیزی که بالاي سر نباشد خالي از قوت نیست (مسئله ) از استظلال بمثل جامه و چتر و نحو أن ها اجتناب كند بنا بر احوط اگر چه بالاي سر نباشد (مسئله ) جایز است جمیع ان ها در وقت منزل کردن هر چند رفت و آمد در کار هاي خود کند و ننشیند اگر چه احوط ترك است در وقت تردد و هم چنین جایز است در وقت ضرورت بجهة شدت سرما یا گرما با باران و لكن كفاره می دهد (مسئله ) از براي زن ها بلكه اطفال مطلق جایز است بي كفاره ( مسئله ) فدیه سایه انداختن يك گوسفند است و احوط انست که اگر بتواند از براي هر روزى يك گوسفند بدهد و اگر در احرام عمره و حج استظلال کند دو گوسفند فدیه کند و هم چنین اگر استظلال متعدد شود بسبب تعدد با فصل بين أن ها بلکه با تعدد عمدي و فصل خصوصاً با تخلل تكفير ( بیستم) بیرون آوردن خون است از بدن خود نه غیر هر چند بخراشیدن بدن با مسواك كردن باشد اگر بداند که موجب آن می شود بلکه در معرض هم نکند ( مسئله ) در حال ضرورت جایز

است ( مسئله ) بعضي گفته اند که کفاره آن گوسفندي است و روايتي دلالت بر آن دارد و احوط است (بیست و یکم ) ناخن گرفتن هر چند بعض ناخن باشد مگر آن که اذیت کند مثل ان که بعض ان افتاده و بعض دیگران او را اذیت کند پس فدیه می دهد و فديه أن بعض یک مد از طعام است چنان چه فدیه هر ناخن تمامی همان يك مد است تا به نه ناخن نه مد بدهد و در ده ناخن دست ها يك گوسفند است و هم چنین در ناخن پا ها اگر در دو مجلس بگیرد و اگر همه را در یک مجلس بگیرد يك گوسفند کفاره همه است ( بیست و دویم ) کندن دندان است هر چند خون نیاید و کفاره ان يك گوسفند است بنابر احوط ( بیست و سیم ) کندن درخت و گياهي که در حرم روئیده باشد مگر آن که در ملك يا منزل او بعد از ان که ملك يا منزل او شده روئیده باشد یا ان که خود ان را کاشته باشد ( مسئله ) استثناء شده است از اين حكم اذخر که گياهي است معروف و درخت میوها و درخت خرما ( مسئله ) اگر درختي را بکند جمعی گفته اند که اگر بزرگ باشد يك گاو كفاره می دهد و اگر كوچك باشد يك گوسفند و اگر بعض درخت باشد قیمت ان را و در گیاه بعضي

حكم بكفاره کرده اند بقیمت ان و بعضي ان چه میسور است و دليلي ندارد لكن صدقه دادن خوب است ( مسئله ) جایز است گذاشتن شتر خود را که علف را بخورد و لكن خود بجهة او قطع نکند ( مسئله) بدان که این حکم مختص محرم نیست بلکه درباره همه کس ثابتست و باكي نيست براه رفتن بنحو متعارفي اگر چه موجب قطع بعض گیاه حرم شود ( بیست و چهارهم ) سلاح بر داشتن مثل شمشیر و نیزه و هر چه براق و آلت حرب گویند مگر بجهة ضرورت و احوط عدم همراه بر داشتن سلاح است هر چند بتن او نباشد مگر آن که پنهان کند انرا در خرجین يا غير ان و بهتر ترك بر داشتن مثل زره و كلا خود و شبه آن از آلات حفظ است و الله العالم.

( فصل دویم) در طواف عمره است و در آن سه مقصد است

(متقصد اول ) در مستحبات دخول مكه و مسجد الحرام است تا زمان اراده طواف ( مسئله) سنت است که چون بحرم مکه برسد از شتر فرود آید و غسل دخول حرم کند و پا برهنه کند و نعلین در دست گیرد و باین عنوان داخل حرم بشود در حديث است كه هر كه چنين كند بجهة تواضع و فروتني نسبت

بحق تعالى خداوند عالم جل ذكره محو کند از او صد هزار گناه و بنویسد از براي او صد هزار حسنه و صد هزار حاجت او را بر آورده کند ( مسئله ) مستحب است در وقت دخول حرم این دعا را بخواند.

اللَّهُمَّ إنَّکَ قُلتَ فِی کِتابِکَ وَ قَوْلُکَ الحَقُّ وَ أذِّنْ فِی النَّاسِ بِالحَجِّ یأتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ اللَّهُمَّ إنِّی أَرْجُو أنْ أَکُونَ مِمَّنْ أجابَ دَعْوَتَکَ، قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّهٍ بَعِیدَهٍ وَ فَجٍّ عَمِیقٍ سامِعاً لِنِدائِکَ وَ مُسْتَجِیباً لَکَ مُطِیعاً لأمْرِکَ. وَ کُلُّ ذلِکَ بِفَضْلِکَ عَلیَّ وَ إحْسانِکَ إلَیَّ فَلَکَ الحَمْدُ عَلی مَا وَفَّقْتَنِی لَهُ أبْتَغِی بِذلِکَ الزُّلْفَهَ عِنْدَکَ وَ القُرْبَهَ إلَیْکَ وَ المَنْزِلَهَ لَدَیْکَ وَ المَغْفِرَهَ لِذُنُوبِی وَ التَّوْبَهَ عَلَیَّ مِنْها بِمَنِّکَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِی عَلَی النَّارِ وَ آمِنِّی مِنْ عَذابِکَ وَ عِقابِکَ برَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمینَ (مسئله) سنت است بجهة دخول مکه معظمه غسل دیگر کند اگر میسر شود و چون داخل مکه شود با آرامش تن و دل و چون داخل مکه شود از راه بالای مکه داخل شود و بعضي گفته اند که این حکم مختص کسانی است که از راه مدینه روند

و بعضي غسل بجهة دخول مسجد الحرام ذکر کرده اند (مسئله) مستحب است از در بني شيبه داخل شرد و گفته اند که آن الحال برابر باب السلام است و چون از باب السلام داخل شود راست بیاید تا ستون ها و با كمال خضوع و خشوع و ارامش دل و تن بر در مسجد بایستد و بگوید چنان چه در خبر صحیح است

السّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ بسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ مَا شَاءَ اللهُ وَ السَّلامُ عَلَى أنْبِيَاءِ اللهِ وَ رُسُلِهِ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللهِ وَ السَّلَامُ عَلَى ابْراهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ و در روایت دیگر وارد شده است که بگوید:

بسم اللهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلى اللهِ وَ مَا شَاء الله وَ عَلَى مِلَته رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله وَ خَيْرَ الأَسْمَاءِ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى مُحَمد بن عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه السّلامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللهِ وَ رُسُلِهِ اَلسَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خليل الرحمن السّلامُ عَلَى المُرْسَلِينَ وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالمينَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ اللهُمَّ صل على محمد و ال محمد و بارک علی محمد و آل محمد وَ ارْحَمْ محمداً و الَ مُحَمَّد كَما صَلَّيتَ بارَكتُ وَ تَرحَمتُ على إبراهيمَ وَ ال ابراهيمَ إِنَّكَ حمید

مَجَيدٌ اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ عَبْدِكَ وَ رَسُولكَ اللهُمَّ صَلِّ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلكَ وَ عَلَى أَنْبِيَاتكَ وَ رُسُلِكَ وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ سَلامُ عَلَى المُرْسَلِينَ وَ الحَمدُ لِلهِ رَبّ الْعالَمينَ اللهُمَّ افتح لى اَبْوَابَ رَحمَتِكَ وَاسْتَعْمِلَنِي في طَاعَتِكَ وَ مَرْضائِكَ وَأَحْفَظْنى بحفِظِ الإيمانِ أَبَدًا مَا أَبقيْتَنِي جَلَ ثنَاءُ وَجْهِكَ الْحَمدُ لِلَّهِ الذی جعلني مِن وَفَدِهِ وَ زُوَارِهِ وَ جَعَلَى ممَن يُناجيه اللهمّ إني عَبدُكَ وَ زائِرك في بيتِكَ وَ عَلَى كُلِّ مَأتي حَقٌّ لِمَنْ آتَاهُ وَزَارَهُ وَ أَنتَ خَيْرُ مَاتِي وَ اكْرَم مَزُورٍ فَاسْتَلكَ يا الله يا رَحْمنُ بِأَنَّكَ أَنتَ اللهُ لا اله الا انتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَ بِأَنَّكَ وَاحِدٌ اَحَدُ صَمَدٌ لَمْ تَلِدٌ وَ لَمْ تُولَد وَ لَمْ يَكنُ لَكَ كُفُوًا اَحَدٌ وَ اَنّ مُحَمَّدًا عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ عَلَى أَهْلِ بيته يا جواد يا مَاجِدُ يَا جَبَّارُ يا كريم اَسْتَلْكَ أَن تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إِيَّايَ بِزِيَارَتي إِيَّاكَ اَوَلَ شَىء تُعْطِينِي فَكَاكَ رَبِّي رقبتی مِنَ النَّارِ پس سه مرتبه می گوئی

اللهمّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النّار پس مي گوئي

وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَّیِّبِ وَادْرَأْ عَنّی شَرَّ شَیاطینِ الْجِنِّ وَ الْانْسِ وَ شَرَّ فَسَقَهِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ

پس داخل مسجد مي شوي و مي گوئي

بِسْمِ اَللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَی مِلَّهِ رَسُولِ اَللَّهِ

پس دست ها را بردار و رو بكعبه معظمه بكن و بگو

ألْلّهُمَّ انِّی أسْئَلُکَ فی مَقامی هذا وَ فی أوَّلِ مَناسِکی أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتی وَ أنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطیئَتی، وَ أنْ تَضَعَ عَنّی وِزْری، ألْحَمْدُ للّه الَّذی بَلَّغَنی بَیْتَهُ الْحَرامَ، ألْلّهُمَّ إنِّی اُشْهِدُکَ أنَّ هذا بَیْتُکَ الْحَرامُ الَّذی جَعَلْتَهُ مَثابَهً لِلنّاسِ وَ أمْنا مُبارَکا، وَ هُدیً لِلْعالَمینَ، ألْلّهُمَّ إنَّ الْعَبْدَ عَبْدُکَ، وَ الْبَلَذ بَلَدُکَ، جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَکَ، وَ اُؤَمُّ طاعَتَکَ ، مُطیعا لأمْرِکَ، راضِیاً بِقَدَرِکَ، أسْئَلُکَ مَسْألَهَ الْفَقیرِ إلَیْکَ، ألْخآئِفِ لِعُقُوبَتِکَ، ألْلّهُمَّ افْتَحْ لی أبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ اسْتَعْمِلْنی بِطاعِتِکَ وَ مَرْضاتِکَ پس خطاب بكعبه کن و بگو :

أَلْحَمْدُ للّه الَّذی عَظَّمَکَ وَ شَرَّفَکَ وَ کَرَّمَکَ وَ جَعَلَکَ مَثابَهً لِلنّاسِ وَ أمْنا مُبارَکا وَ هُدیً لِلْعالَمینَ. و چود نظر بر حجر الأسود افتد رو بسوي او کند و بگوید

ألْحَمْدُ للّه الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أنْ هَدانَا اللّه ، سُبْحانَ اللّه وَ الْحَمْدُ للّه وَ لا إلهَ إلاَّ اللّه وَ اللّه أکْبرُ، أللّه أکْبرُ

مِنْ خَلْقِهِ، وَ اللّه أکْبرُ مِمّا أخْشی وَ أحْذَرُ، لا إلهَ إلاَّ اللّه وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی وَ یُمیتُ، و یُمیتُ وَ یُحْیی، وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ، ألْلّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، کَأفْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی إبْراهیمَ و آلِ إبْراهیمَ، إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ، وَ سَلامٌ عَلی جَمیعِ النَّبییّنَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعالَمینَ، ألْلّهُمَّ إنّی اُؤَمِّنُ بِوَعْدِکَ، وَ اُصَدِّقُ رُسُلَکَ، وَ أتَّبِعُ کِتابَکَ (مسئله ) پس بتأني روانه شو و گام ها را کوتاه گذار از ترس عذاب خدا پس چون نزديك بحجر الأسود رسي دست ها را بر دار و حمد و ثناي الهي را بجاي اور و صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و بگو اللهم تقبل مني - پس دست و رو و بدن را بحجر الأسود مي مالي و مي بوسي ان را و اگر نتوانستي ببوسي دست بمال و اگر نتوانستي دست بمالي اشاره بکن و بگو:

ألْلّهُمَّ أمانَتی أدَّیْتُها، وَ میثاقی تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لی بِالْمُوافات ألْلّهُمَّ تَصْدیقاً بِکِتابِکَ، وَ عَلی سُنَّهِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلاَّ اللّه وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَ أنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، آمَنْتُ بِاللّه وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ اللاّتِ وَ الْعُزّی، وَ عِبادَهِ

الشَّیْطانِ وَ عِبادَهِ کُلِّ نِدٍّ یُدْعی مِنْ دُونِ اللّه و اگر نتواني همه را بخواني بعضي را بخوان و بگو:

اللَّهُمَّ إِلَیْکَ بَسَطْتُ یَدِی وَ فِیما عِنْدَکَ عَظُمَتْ رَغْبَتِی فَاقْبَلْ حَجَتِی، وَ اغْفِرْ لِی وَارْحَمْنِی، اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَواقِفِ الْخِزْیِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ. (مقصد دویم) در واجبات طواف و بعضي از احکام آنست - بدان كه مكلّف بعمره تمتع بعد از دخول مکه واجبست که ابتداء کند بطواف خانه کعبه و طواف از ارکان عمره است کسی که عمداً ان را ترك كند تا وقتي که متمکن از آن نشود پیش از وقوف بعرفات عمره او باطل است چه عالم بمسئله باشد چه جاهل و در جاهل علاوه بر فساد واجب است كشتن يك شتر و ظاهراً حج او حج افراد می شود و وجوب قضاي حج بر او در سال آینده قوي است بخلاف کسي که حج تمتع او بجهة عذر بدل بأفراد شود چنان چه خواهد آمد ( مسئله ) اگر کسی سهواً ترك كند لازم است اتيان بان هر وقت که باشد و اگر بشهر خود رفته باشد و برگشتن متعذر یا متعسر باشد نایب بگیرد و اگر سعی را بجاي آورده سعي را نيز اعاده کند بنابر احوط

اگر اقوی نباشد ( مسئله ) مریض اگر ممکن است او را بر دوش می گیرند و طواف می دهند و إلا نائب می گرند از براي او ( مسئله ) واجبات طواف دوازده امر است پنج از آن شرط خارج و هفت از آن واجب داخل (شرط اول ) طهارت از حدث پس جایز نیست طواف واجب از محدث و اگر محدث غفلة طواف كند طواف او باطل است ( مسئله ) اگر در اثناي طواف محدث شود پس اگر بعد از چهار شوط بوده قطع می کند و طهارت می گیرد و از موضع قطع تمام کند و اگر قبل از تجاوز نصف بوده طواف را بعد از طهارت از سر گیرد و اگر قبل از چهار شوط و بعد از تجاوز نصف بوده جمع نماید بین اتمام طواف بنحو مذكور واعاده ان على الاحوط اگر چه لزوم اتمام در این صورت معلوم نیست (مسئله) حكم شك در گرفتن طهارت بعد از حدث یا شکستن ان بعد از گرفتن قبل از طواف و بعد از آن و در اثناء ان حكم شك است در طهارت بجهة نماز (مسئله) اگر معذور باشد در وضو و غسل واجب است تیمم بجهة اباحه طواف بنحوی که در تیمم بجهة صلاة مقرر شده (مسئله) اگر آب و چيزي كه بان تیمم كند هيچ يك موجود

نباشد پس حكم او حكم غير متمکن از طوافست که با یأس از تمکن نایب می گیرد و احوط انست که خود نیز طواف کند چنان چه احوط انست كه جنب متيمم بعد از آن که طواف کند نائب بگیرد ( مسئله ) حائض مثل جنب نیست که در صورت تعذر وظیفه اش تیمم باشد بلکه در آن تفصيلي است و در طي این مسائل بیان خواهد شد (مسئله) هر گاه پیش از طواف عمره حائض شود و تا پیش از حرکت حاج ببلاد شان پاك نشود و نتواند بماند تا پاک شود بايد براي طواف عمره و طواف حج و طواف نساء نائب بگیرد و بقیه اعمال را خودش بجا آورد ( مسئله ) حكم هم چنین است که در صورتی که پیش از طواف حج و طواف نساء حائض شود و نتواند بماند تا پاك شود و خود طواف را بجا آورد ( مسئله ) اگر پیش از طواف عمره حائض شود و بحسب عادت خود پیش از رفتن حاج بعرفات پاك مي شود پس باید تأمل کند تا پاك شود و خودش طواف و تتمه اعمال عمره را بجا آورد ( مسئله ) هر گاه در این صورت اتفاقاً پاک نشود تا ان که وقت رفتن بعرفات مضیق شود پس مشهور بين علماء این است که باید عمره تمتع را بدل کند بحج افراد و بهمان حال با حاج بعرفات

رود و حج افراد را تمام کند و بعد از آن دوباره بقصد عمره مفرده محرم شود و اعمال عمره را بجا آورد و این حج افراد و عمره مفرده کفایت می کند از حج تمتع که بر او بوده و لكن احوط از براي او اینست که براي طواف و نماز ان نائب بگیرد و بعد خودش سعي عمره را بنماید پس احتیاطا اعاده احرام براي حج نمايد و خارج بعرفات شود بقصد ان چه بر او واجبست در این حال از حج افراد و تمتع و بعد از مراجعت بمکه طواف عمره و نماز ان را بنماید و بعد حج را تمام کند و بعد از آن بتنعيم رود و از ان جا احرام ببندد وعمره مفرده بجا آورد ( مسئله ) این ها که ذکر شد حکم حائض است در حال حیضش اما کسی که حیضش منقطع شده و هنوز غسل نکرده پس حکم او حكم جنب است در وجوب طواف بر او با غسل و اگر متمکن از غسل نباشد تیمم می نماید و طواف می کند ( مسئله) هر گاه بعد از فراغت از عمره تمتع و پیش از رفتن بعرفات برسد که بعد از مراجعت از عرفات و مشعر حائض شود و درك طواف حج و نساء ننماید باید طواف و سعي حج و طواف نساء را پیش از وقوف بعرفات و مشعر و منی بجا آورد و چنان چه بعد از وقوفین و اعمال منی متمکن از

اعاده آن ها با طهارت شود آن ها را اعاده نماید (مسئله ) پاك بودن از حیض در غیر طواف از اعمال عمره و حج معتبر نیست (شرط دویم ) طهارت بدن و رخت از نجاست هر چند نجاستي باشد که در نماز معفو است مثل دم کمتر از درهم و دم جروح و قروح على الأحوط ( مسئله ) اگر طواف کند پس عالم شود بنجاست بعد از فراغ از طواف اظهر صحت است ( مسئله ) اگر عالم شود در اثناء طواف پس اگر ممکن باشد که آن را از خود بیندازد و طواف را تمام کند و الا قطع کند طواف را و ازاله کند نجاست را و بر گردد و تمام کند طواف را و صحيح است و احوط استینافست بعد از اتمام مخصوصا باتخلل فعل کثیر که موجب قطع طواف بوده باشد قبل از اکمال چهار شوط ( مسئله) هم چنین است حکم هر گاه نجاست عارض ثوب يا بدن شود در حال طواف و کفایت اتمام در ان جا اظهر است ( مسئله ) اگر فراموش کند نجاست را و طواف کند پس احوط اعاده طوافست بعد از اتمام بعد از ازاله نجاست « شرط سیم» ختنه کردن است در حق مردان پس بدون ان طواف باطل است و این شرط درباره زنان نیست ( مسئله ) احوط ثبوت این

شرط است درباره اطفال كوچك پس اگر بدون ختنه طواف کند یا طواف دهند ان ها را طواف نساء از ایشان باطل خواهد بود پس زن از براي ايشان بعد از بلوغ حلال نخواهد بود مگر ان که تدارك طواف نساء نماید بخود یا نائب (شرط چهارم ) تحيل ستر عورتست بنابر احوط بلکه اقوى و معتبر است در آن اباحه بلکه احوط ملاحظه جميع شرايط لباس مصلي است در آن نظر بحديث مشهور که طواف در حکم نماز است ( شرط پنجم ) نیت است، و نیت چنین کند که هفت شوط طواف خانه کعبه مي كنم طواف عمره تمتع از فرض حجة الاسلام بجهة اطاعت فرمان خداوند عالم (اما واجبات داخل در حقیقت طواف: هفت است ) « اول » ابتدا کردن است بحجر الأسود بنحوي كه تمام بدن او مرور کند بر تمام حجر الأسود و چون تحقق اين معنی بر وجه حقيقت بسیار متعسر بلكه متعذر است بعض چون حجرالأسود در زیرتکه نقره پنهان است لذا اگر شخص مكلف از اندكي بيشتر نیت کند که ابتداء در واجب از محاذي حجر بوده باشد و انتهاء ان بهمان موضع محاذي و زائد از باب مقدمه علميه بوده باشد و شروع کند کافی خواهد بود ، « دوم » ختم نمودن هر دوري است بحجر

الأسود و در این جا نیز اگر بجهة تحصیل علم باتمام دوره قدري زیاد تر برود بقصد ان که زائد مقدمه ایست خارج بجهة تحصيل علم بمحاذات كافي خواهد بود « سیم» آن که در جمیع احوال طواف خانه را بدست چپ گذارد «مسئله» اگر شخص در بعض اجزاء طواف رو بخانه كعبه كند بجهة بوسيدن ارکان یا غیر ان یا ان که بصدمه حجاج در وقت ازدحام پشت بخانه یا رو بخانه شود ان جزء از طواف محسوب نخواهد بود و واجبست اعاده همان جزء نماید (مسئله ) ظاهر كلمات علماء كفايت طواف است بخط مستقيم جميع اجزاء مطاف و از اخبار نیز همین مستفاد می شود خصوصا ان چه متضمن طواف حضرت رسالت پناه (صلی الله علیه و آله) است سوار بر شتر خود (چهارم) داخل کردن حجر حضرت اسمعیل است که مدفن مادر ان حضرت است بلکه بسياري از انبیاء على نبينا و آله و عليهم السلام در طواف بان که دور او بگردد و داخل او نشود (مسئله ) اگر داخل آن شود در اثناء طواف پس ان شوط يعني ان دوره باطل است و كفايت نمي كند تدارك ان از موضعی که داخل حجر شده چنان چه جمعي بان تصریح نموده اند بلکه از بعضي بطلان أصل طواف نقل شده چنان چه ظاهر بعضي أخبار است و لهذا احوط

اعاده كل طواف است بعد از اتمام ان ( پنجم ) بودن طوافست در میان خانه كعبه و مقام ابراهيم خليل (علیه السلام) در جميع جوانب باین معنی که ملاحظه می شود مسافت ما بين خانه و مقام که تقريباً بیست و شش ذراع و نصف است و ملاحظه این مقدار از جميع جهات می شود ( مسئله ) اگر شخص در بعض أحوال طواف دور از خانه شود زیاده بر مقدار مذکور طواف نسبت بان قدر خارج باطل است و حجر اسمعیل که تقریباً بیست ذراع می شود از مقدار مذکور است على الاحوط بل الأظهر پس محل طواف از طرف حجر بیش از شش ذراع و كسري نيست پس اگر زیاده از این از حجر دور شود از مطاف خارج شده و اعاده ان جزو در مطاف احوط بلكه اظهر خواهد بود ( ششم ) خروج طواف کننده است از خانه و ان چه از آن محسوبست و ان صفه کوچکي است در اطراف خانه که بشاذروان است پس اگر در بعض احوال شخص طواف کننده بر آن راه رود ان جزء از طواف باطل است و اعاده ان لازم و هم چنین است اگر در اثناء طواف بالا رود بر دیوار حجر اسمعيل على نبينا و آله و عليهم السلام (مسئله ) احوط ان که در اثناء طواف دست

خود را دراز نکند از طرف شاذروان بديوار خانه بجهة استلام ارکان يا غير ان و هم چنين دست بر روي ديوار حجر نگذارد ( هفتم ) ان که هفت شوط يعني هفت دور طواف کند نه کم و نه زیاد ( مسئله ) اگر يك شوط یا بیشتر كم كند عمداً واجب است اتمام آن در صورت عدم تخلل فعل كثير كه موجب فوت موالات بوده باشد و اگر فوات موالات شده باشد پس ان داخل قطع طوافست عمداً و خواهد آمد ( مسئله) اگر سهوا کم کرده مشهور تفصیل است ما بين تجاوز نصف و عدم آن پس تمام می کند در سر می گیرد در ثاني ( مسئله ) اگر متذکر نشود مگر بعد از مراجعت بوطن خود پس نائب مي گيرد و بعضي تفصيل داده اند ما بين فراموشي يك شوط و بیشتر پس اتمام می کند در اول و استيناف می کند در ثاني و اين قول احوط است و احوط از ان اتمام و اعاده است مطلقاً و اين احتياط ترك نشود ( مسئله ) اگر زیاد کند شوطی را یا بیشتر یا کمتر پس اگر بقصد لغویت باشد ضرري بطواف ندارد چه این قصد را در اول طواف کند چه در اثناء چه بعد از اتمام هفت شوط واگر بقصد جزئيت طواف دیگر باشد داخل در قرآن بین طوافين است که در

فریضه حرام بلکه مبطل و در نافله مكروه است و اگر قصد جزئيت این طواف کند پس اگر در ابتداء طواف قاصد ان بوده بر وجه جزئیت پس اشکالی در بطلان طواف از اول شروع نیست و هم چنین اگر در اثناء طواف این قصد را کند از همان وقت باطل است و اگر در آخر این قصد را نماید پس مشهور بطلان طوافست مثل ان که ركعتي بر نماز زیاد کند و ان احوطست بلکه خالی از قوت نیست ( مسئله ) فرق نیست در بطلان يا زيادي عمدي ما بين جاهل و عالم بحكم ( مسئله ) اگر سهواً زیاد کند پس اگر كمتر از يك شوط است قطع می کند و اگر یک شوط یا زیادتر است باز طواف واجب صحيح است و احوط انست که اثر تمام کند هفت شوط بقصد قربت مطلقه و چهار رکعت نماز کند دو رکعت پیش از سعي و دو رکعت بعد از وضع ذلك احوط اعاده طواف است ( مسئله ) اگر شخص طواف کننده شك كند در عدد شوط هاي طواف پس اگر بعد از فراغ از طواف بوده باشد شکش اعتبار ندارد و اگر در اثناء طواف بوده باشد پس اگر شك كند ميان تمام و زيادتي مثل ان که در آخر شوطي شك كند كه آن شوط هفتم است یا هشتم

شکش اعتبار ندارد و طواف او تمام است و اگر در اثناء شوطي بوده که مردد است میانه هفتم و هشتم احوط آن است که بنابر اقل گذارد و ان طواف را تمام کند و اعاده نماید و هم چنین اگر یقین کند که زیاده بر هفت نیست ( مسئله ) احوط عدم قطع طواف واجب است يعني ترك بقيه ان بنحوي كه موالات عرفيه فوت شود بدون عذر و بمجرد خواهش نفس و در بعض روایات تصريح بمنع از آن کرده اند ( مسئله ) اگر مرتکب قطع شود پس احوط بلکه اقوی استیناف انست هر چند که چهار شوط از ان را بجا آورده باشد بعد از احتیاط با تمام آن ( مسئله ) اگر عذري اتفاق افتد که مانع از اتمام باشد مثل مرض يا حيض يا حدث بي اختیار پس مشهور تفصیل است ما بین اتمام چهار شوط و عدم ان پس استیناف می کند در ثاني و اتمام می کند از موضع قطع در اول و اگر قادر بر اتمام نباشد احوط انست که کند تا وقت آن طواف تنگ بشود اگر قادر نشد او را دوش می گیرند و طواف می دهند و اگر ممکن نباشد نائب از براي او می گیرند در اتمام

( مقصد سیم ) در مستحبات طوافست ( مسئله ) سنت

است که در حال طواف سر برهنه و پا برهنه مشغول دعا و ذكر الهي باشد وحرف عبث نزند و گام ها را نزديك بر دارد و ترك کند ان چه را که در نماز مکروهست از افعال ( مسئله ) سنتست که در حال طواف این دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ انِّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی یُمْشی بِه عَلی طَلَلِ الْماءِ، کَما یُمْشی بِه عَلی جُدَدِ الْارْضِ، وَ اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَهْتَزُّ به اقْدامُ مَلائِکَتِکَ، وَ اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعاکَ بِهِ مُوسی مِنْ جانِبِ الطُّورِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ الْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّهً مِنْکَ، وَاسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ، وَ اتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ، انْ تفعل بي كذا و كذا .و حاجت خود را بطلبد و سنتست که در حال طواف نیز بگوید:﴿ اللَّهُمَّ انِّی الَیْکَ فَقِیرٌ، وَ انّی خائِفٌ مُسْتَجِیرٌ، فَلا تُغَیِّرْ جِسْمِی وَ لا تُبَدِّلِ اسْمِی. ( مسئله ) در هر شوط که بدر خانه کعبه برسی صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و این دعا بخوان .

سائِلُکَ فَقِیرُکَ مِسْکِینُکَ بِبابِکَ، فَتَصَدَّقْ عَلَیْهِ بِالْجَنَّهِ، اللَّهُمَّ

الْبَیْتُ بَیْتُکَ، وَ الْحَرَمُ حَرَمُکَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُکَ، وَ هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ الْمُسْتَجِیرِ بِکَ مِنَ النَّارِ، فَاعْتِقْنِی وَ والِدَیَّ وَ اهْلِی وَ وُلْدِی وَ اخْوانِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنَ النَّارِ، یا جَوادُ یا کَرِیمُ. و چون بحجر حضرت اسمعيل على نبيناو آله و عليه السلام برسد نگاه بناود ان طلا کند و بگوید:

اللَّهُمَّ ادْخِلْنِی الْجَنَّهَ، وَ اجِرْنِی مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِکَ، وَ عافِنِی مِنَ السُّقْمِ، وَ اوْسِعْ عَلَیَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ، وَادْرَءْ عَنِّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَ الْانْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَهِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، و چون از حجر بگذرد به پشت سر کعبه برسد بگوید:

یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، یا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ، انَّ عَمَلِی ضَعِیفٌ فَضاعِفْهُ لِی، وَ تَقَبَّلْهُ مِنِّی، انَّکَ انْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم. و چون بركن يماني رسد دست بر دارد.

یا اللَّهُ یا وَلِیَّ الْعافِیَهِ، وَ خالِقَ الْعافِیَهِ، وَ رازِقَ الْعافِیَهِ، وَ الْمُنْعِمُ بِالْعافِیَهِ، وَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْعافِیَهِ عَلَیَّ وَ عَلی جَمِیعِ خَلْقِکَ، یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَ الْاخِرَهِ وَ رَحِیمَهُما، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنَا الْعافِیَهَ، وَ تَمامَ الْعافِیَهِ، وَ شُکْرَ الْعافِیَهِ فِی الدُّنْیا وَ الْاخِرَهِ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمِینَ پس سر بجانب کعبه بالا کند و بگوید:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی شَرَّفَکِ وَ عَظَّمَکِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِیّاً، وَ جَعَلَ عَلِیّاً اماماً، اللَّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِیارَ خَلْقِکَ، وَ جَنِّبْهُ شِرارَ خَلْقِکَ، و چون میان رکن یماني و حجر الأسود برسد بگوید :

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْاخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ و چون در شوط هفتم بمستجار رسد و ان پشت کعبه است نزديك بركن يماني برابر در خانه بایستد و دست ها را بگشاید بخانه و روي خود را و شکم خود را برساند بکعبه و بگوید:

اللَّهُمَّ الْبَیْتُ بَیْتُکَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُکَ، وَ هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النَّارِ، اللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِکَ الرَّوْحُ وَ الْفَرَجُ وَ الْعافِیَهُ، اللَّهُمَّ انَّ عَمَلِی ضَعِیفٌ فَضاعِفْهُ لِی، وَاغْفِرْ لِی مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنِّی وَ خَفِیَ عَلی خَلْقِکَ، اسْتَجیرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ( و بگوید اللَّهُمَّ انَّ عِنْدِی افْواجاً مِنْ ذُنُوبٍ، وَ افْواجاً مِنْ خَطایا، وَ عِنْدَکَ افْواجٌ مِنْ رَحْمَهٍ، وَ افْواجٌ مِنْ مَغْفِرَهٍ، یا مَنِ اسْتَجابَ لَابْغَضِ خَلْقِه اذْ قالَ انْظِرْنِی الی یَوْمِ یُبْعَثُونَ، اسْتَجِبْ لِی) پس حاجت خود را بطلب و دعا بسيار بكن و اقرار بگناهان خود هر چه دانی مفصلا بگو و هر چه را بخاطر نداشته

باشي مجملا اقرار کن و طلب آمرزش کن که البته امر زیده مي شوي انشاء الله تعالى پس چون بحجر الأسود رسد بگويد:

اللَّهُمَّ قَنِّعْنِی بِما رَزَقْتَنِی، وَ بارِکْ لِی فِیما آتَیْتَنِی و می باید کمال ملاحظه بکنند در هر مرتبه که می رود حجر را ببوسد یا دست بماند باركان یا خود را بمستجار بماند بیاید ان جا را نشان کند و چون این عمل را بجا آورد باز بجاي خود بر گردد و از آن جا روانه شود تا زیاده و کم در طواف حاصل نشود.

( فصل سیم) در نماز طواف است ( مسئله ) واجب است بعد از طواف عمره دو رکعت نماز طواف مثل نماز صبح و واجبست که ان را نزد مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) بجا آورد و احوط مبادرت باتيان انست بعد از طواف و احوط انست که در پشت مقام بجا آورد و با عدم تمكن و بعد مفرط که نزد مقام صدق نکند در يکي از دو جانب ان بجا آورد و اگر آن هم ممکن نباشد مراعات می کند الأقرب فالأقرب بسوي خلف مقام و دو جانب ان را ( مسئله ) احوط اعاده نماز است اگر متمکن شود از آن نماز در پشت مقام تا آخر تنگي وقت ان ( مسئله ) طواف مستحب نماز ان را در همه مسجد می توان کرد اختياراً بلکه گفته

اند که ترک می تواند کرد عمداً ( مسئله ) اگر کسی این نماز را فراموش کند هر وقت که متذکر شود بجا آورد در مقام و اگر در مقام ممکن نشود در ساير مواضع مسجد الحرام الأقرب فالأقرب بمقام و ظاهر اینست که اعاده ان چه بجا آورده از سعي و غيره لازم نباشد اگر چه احوط اعاده است (مسئله) کسی که واجبات نماز را از قرائت و غير ها نداند عمره او باطل است و هم چنین حج او پس بری الذمه نخواهد شد از حجة الإسلام لهذا بر مکلف لازم است در جمیع اوقات خصوصاً در وقت اراده حج بيت الله الحرام تصحيح نماز خود نماید ( مسئله ) اگر نماز طواف را در مقام بجماعت کند در اکتفا نمودن بان اشکالست ( اگر چه کنایت خالي از قوت نیست ) ( مسئله ) اگر دشوار باشد از برای شخص ناسي بر گشتن بمسجد پس بجا بیاورد ان ها را در هر مکانی که متذکر شود هر چند که در بلد دیگر بوده باشد و احوط انست که بر گردد بحرم اگر دشوار نباشد و ان ها را بجا آورد و بعضی در صورت تعذر برگشتن بمقام استنابه را لازم دانسته اند بنابراین احوط جمع است میانه قضاء ان ها در هر جا که متذکر شود و گرفتن نائب که آن ها را در مقام

بجا آورد و اگر بمیرد واجبست بر ولي قضاء ان مثل باقي نماز هائی که از میت فوت شده ( مسئله ) مستحب است در نماز طواف ان که در رکعت اول بعد از حمد سوره توحید و در رکعت دوم سوره جحد بخواند و چون از نماز فارغ شود حمد و ثناي الهي بجا اورد و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و طلب قبول از خداوند عالم نماید و بگوید :

اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي ، الْحَمْدُ لِلَّهِ بِمَحَامِدِهِ كُلِّهَا عَلى نَعْمَائِهِ كُلِّهَا حَتّى يَنْتَهِيَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلى مَا يُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ طَهِّرْ قَلْبِي وَزَكِّ عَمَلِي و در بعض روایاتست ان که بگوید :

اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِطاعَتِي إياكَ، وَ طاعَتی رَسُولِكَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي أَنْ أَتَعَدّي حُدُودَكَ، وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَ يُحِبُّ رَسُولَكَ وَ مَلائِكَتَكَ وَ عِبادَكَ الصالِحِينَ پس بسجده رود و بگوید :

سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ حَقّاً حَقّاً، الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ ءٍ، وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْ ءٍ، وَها أَنَا ذا بَيْنَ يَدَيْكَ

ناصِيَتِي بِيَدِكَ، فَاغْفِرْ لِي، إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ، فَاغْفِرْ لِي، فَإِنِّي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلي نَفْسِي، وَ لا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ ( فصل چهارم ) در سعی کردنست و در آن سه مقصد است

(مقصد اول ) در آداب سعي ما بين صفا و مروه و مستحبات قبل ان سعي است ( مسئله ) چون اراده سعی نماید سنتست که بیاید بنزد حجر الأسود و ان را ببوسد و دست ها را يا بدن را بر ان بمالد یا اشاره کند پس بیاید بنزد چاه زمزم و خود يك دلو يا دو دلو آب بکشد از دلوی که مقابل حجر الأسود است و بر سر و پشت و شکم ریزد و بخورد و این دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً، وَ رِزْقاً واسِعاً، وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ پس متوجه صفا شود از دری که محاذي حجر الأسود است و ان دریست که حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن در بیرون رفت و بارام دل و تن برود بالاي كوه صفا تا نظر کند بخانه كعبه و رو بركن عراقي كند و حمد و ثناي الهي بجاي آورد و از نعمت هاي إلي بخاطر آورد پس هفت نوبت الله أكبر بگوید و هفت نوبت الحمد الله و هفت نوبت لا إله الا الله وسه مرتبه:

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ پس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و سه نوبت بگوید

اللَّهُ أَكْبَرُ عَلي ما هَدانا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلي ما أَولانا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ پس سه نوبت بگوید :

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إِلّا إِياهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ و سه مرتبه بگوید :

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْئلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ پس سه مرتبه بگوید :

اللَّهُمَّ آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النارِ پس صد مرتبه بگوید: الله اكبر و صد مرتبه لا إله إلا الله و صد مرتبه بگوید الحمد لله و صد مرتبه سبحان الله پس بگوید

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ غَلَبَ الْأَحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بارِكْ

لِي فِي الْمَوْتِ وَ فِيما بَعْدَ الْمَوتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلّا ظِلُّكَ . و بسیار تکرار کن سپردن دین و نفس و اهل و مال خود را بخداوند عالم و بگو:

أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمنَ الرَّحِيمَ الَّذِي لا تَضِيعُ وَ دائِعُهُ دِينِي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مالي وَ وَلَدي، اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلي كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ، وَ تَوَفَّنِي عَلي مِلَّتِهِ، وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ پس سه نوبت بگوید الله اکبر پس دو مرتبه دعاي سابق را پس بخواند پس يك بار تکبیر بگوید و بگوید دعاي سابق را ( مسئله ) مستحب است که این دعا را بخواند :

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ قَطُّ، فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ، فَإِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، اللَّهُمَّ افْعَلْ بِي ما أَنْتَ أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي ما أَنْتَ أَهْلُهُ تَرْحَمْنِي، وَ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذابِي، وَ أَنَا مُحْتَاجٌ إلي رَحْمَتِكَ، فَيا مَنْ أَنَا مُحْتاجٌ إلي رَحْمَتِهِ ارْحَمْنِي، اللَّهُمَّ لا تَفْعَلْ بِي ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ بِي ما أَنَا أَهْلُهُ تُعَذِّبْنِي، وَ لَمْ تَظْلِمْنِي، أَصْبَحْتُ أَتَّقِي عَدْلَكَ، وَ لا أَخافُ جَوْرَكَ، فَيا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لا يَجُورُ ارْحَمْنِي پس بگو يا مَنْ لا يَخِيبُ سائِلُهُ

وَ لا يَنْفَدُ نائِلُهُ، صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَغذقي مِنَ النارِ بِرَحْمَتِكَ ( مسئله ) در حدیث است که کسی که خواهد مال او زیاد شود پس باید که طول دهد ایستادن در صفا را ( مسئله ) در پایه چهارم رو بكعبه اين دعا را بخواند :

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ وَ فِتْنَتِهِ وَ غُرْبَتِهِ وَ وَحْشَتِهِ وَ ظُلْمَتِهِ وَ ضِيقِهِ وَضَنْكِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّكَ پس از آن پایه پائین آید و پشت خود را برهنه کند و بگوید

يا رَبَّ الْعَفْوِ، يا مَنْ أَمَرَ بَالْعَفْوِ، يا مَنْ هُوَ أَوْلي بِالْعَفْوِ، يا مَنْ يُثِيبُ عَلَي الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ، يَا جَوادُ يَا كَرِيمُ يَا قَرِيبُ يَا بَعِيدُ، أُرْدُدْ عَلَيَّ نِعْمَتَكَ، وَاسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَ مَرْضاتِكَ (مقصد دويم ) در سعي و واجبات ان و بعضي از احکام متعلقه بان است ( مسئله ) واجبست بعد از نماز طواف سعی کردن يعني رفتن و امدن ما بين صفا و مروه که دو مكان معين اند نزديك مسجد ( مسئله ) سعي مثل طواف ركن است و حكم ترك ان عمداً يا سهواً چنانست که در طواف گذشت ( مسئله ) طهارت از حدث و خبث و ستر عورت هيچ يك از اين ها در سعي

معتبر نيست لكن احوط مراعات طهارت از حدث است ( مسئله ) واجبست که ان را بعد از طواف و نماز او بجا آورد و اگر فراموش کند و تقدیم سعی بر طواف کند احوط اعاده سعی است و هم چنین است جاهل بمسئله ( مسئله ) واجبست كه ( بنابر احوط ) ابتداء کند از جزء اول صفا بان که پاشنه پا را بچسباند بجزء اول مسافت و احوط انست که چهار درجه از صفا بالا رود و نیت کند و ان را مستمر بدارد تا نزول از ان ها ( مسئله ) نیت چنین کند که هفت مرتبه سعی می کنم میانه صفا و مروه در فرض عمره تمتع بجهة اطاعت فرمان خداوند عالم پس از ان جا برود پیاده با سواره بر حیوان با دوش انسان تا برسد بمروه بقسمی که انگشت پا را بچسباند بان درجي که بمروه بالا می روند و این ترا بكشوط حساب می کنند و احوط بالا رفتن است بدرجات مروه نیز و از ان جا بر می گردد بنحوی که ابتداء از صفا کرده برسد بصفا بنحوی که بمروه ختم کرده بود پس بهر رفتن و بر گشتنی دو شوط حاصل می شود و شوط هفتم بمروه ختم می شود ( مسئله ) واجب است که رفتن و برگشتن از راه متعارف باشد پس اگر از میان مسجد الحرام یا از طرف سوق الليل مثلا عمروه رود یا بصفا

بیاید مجزی نخواهد بود ( مسئله ) واجبست که متوجه مروه باشد در وقت رفتن و متوجه صفا باشد در وقت بر گشتن پس اگر بطور قهري طي مسافت کند مجزى نخواهد بود بلى التفات بچب و راست بلکه گاهي به پشت سر ضرر ندارد ( مسئله ) جایز است بجهة استراحت نشستن بر صفا يا مروه تا راحت حاصل شود و احوط ترك جلوس است در ما بين صفا و مروه بدون عذر ( مسئله ) جایز است تأخير سعي از طواف بجهة رفع خستگي و بجهة تخفيف حرارت هوا و جایز نیست تأخير ان تا فردا و أقوى جواز تأخیر انست تا شب ان روز و احوط ترك انست بدون عذر و الله العالم .. ( مسئله ) زیاد کردن در سعي بر هفت شوط عمداً مبطل سعي است بنحوی که در طواف گذشت (مسئله ) اگر سهواً زیاد کند پس اگر کمتر از يك شوط باشد او را طرح می کند وسعي او صحیح است و اگر یک شوط یا بیش تر باشد باز سعي صحيح است و جمعي ذکر کرده اند که مستحب است زاید را تمام کند. هفت شوط تا سعي ديگري باشد و بر طبق ان خبر صحيحي وارد شده ( مسئله ) اگر کم کند سهواً پس واجبست بر او تمام هر وقت که متذکر شود هر چند که در بلد خود

رفته باشد و اگر متمکن از مراجعت نیست نائب می گیرد و احوط در صورت عدم اكمال چهار شوط استيناف سعي است و حلال نمی شود بر او ان چه حرام شده با حرام ( مسئله ) جمعي ذكر کرده اند که اگر نسیان بعض سعي كند ودر عمره تمتع باشد پس بگمان اتمام اعمال عمره که محل شده پس مقاربت با زنان نمود واجبست بر او کشتن گاوي بجهة كفاره و سعي را تمام می کند و بر این طبق روايتي هست و عمل بر طبق ان ترك نشود ( مسئله ) جماعتي ملحق کرده اند بجماع گرفتن ناخن ها را و بر این نیز روايتي هست و عمل بان اقوی است ( مسئله ) اگر شك کند در عدد اشواط سعی بعد از انصراف از ان شکش اعتباري ندارد و احوط در این جا با احتمال نقیصه اعاده است و اگر چه بعد از انصراف بوده باشد و اگر در اثناي سعي بوده باشد پس اگر یقین داند که تا هفت شوط تمام کرده است یا زیاد تر و این متصور می شود در وقتی که خود را بمروه ببیند نمی داند که هفت شوط شده یا نه شوط پس شك او اعتبار ندارد و بنا بر تمام می گذارد و اگر در بین شوط باشد ظاهراً سعي او باطلست چنان چه هر گاه شك او بكم تر از هفت متعلق شود باطل است

( مقصد سيم ) در مستحبات حال سعي است بدان که سنتست که در حال سعی پیاده باشد و ان که میانه رود از صفا تا مناره واز ان جا تند رود مثل شتر تا بازار عطاران و اگر سواره باشد چهار پاي خود را حرکت دهد مادامي که آزاري بکسی نرساند واز ان جا میانه رود تا مروه و از براي زنان این هروله نیست ( مسئله ) مستحب است چون بمناره رسد بگوید :

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ، وَ اللَّهُ أَكْبَرُ، وَ صَلَّي اللَّهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَما تَعْلَمُ، إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَكْرَمُ، وَاهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي وَ تَقَبَّلْهُ مِنِّي، اللَّهُمَّ لَكَ سَعْيِي، وَ بِكَ حَوْلِي وَ قُوَّتِي، تَقَبَّلْ مِنِّي عَمَلِي، يا مَنْ يَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقِينَ پس تند برود تا بمنازه دیگر رسد چون از آن جا بگذرد بگوید

يا ذَا الْمَنِّ وَ الْفَضْلِ وَ الْكَرَمِ وَ النَّعْماءِ وَ الْجُودِ، اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي، إنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنوُبَ إِلّا أَنْتَ و چون بمروه رسد دعاي اول را که در صفا خوانده بخواند و بگوید :

اللَّهُمَّ يا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ، يا مَنْ يُحِبُّ الْعَفْوَ، يا مَنْ يُعْطِي

عَلَي الْعَفْوِ، يا مَنْ يَعْفُو عَلَي الْعَفْوِ، يا رَبَّ الْعَفْوِ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ و سعي کند در گریه کردن و خود را بگربه بدارد و دعا بسیار کند در حال سعی و اين دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْئلُكَ حُسْنَ الظَّنِّ بِكَ عَلي كُلِّ حَالٍ، وَ صِدْقَ النِّيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ و اگر فراموش کند تند رفتن را سر جا که بخاطرش آمد پشت پشت بر گردد تا مواضع تند رفتن برسد پس تند برود.

( فصل پنجم) در تقصیر است ( مسئله ) واجبست بعد از فراغ از سعي تقصير و ان گرفتن بعضي از ناخن ها يا قدري از ریش با قدري از موي سر است ( مسئله ) نیت چنین کند که تقصير مي كنم بجهة محل شدن از عمره تمتع در فرض حجة الاسلام بجهة اطاعت و فرمان بر داري خداوند عالم ( مسئله ) تراشیدن کفایت نمی کند از تقصیر بلکه حرام است و احوط انست که يك گوسفند هم بکشد بعنوان کفاره ( مسئله ) کسی که تقصیر را فراموش کند تا وقتي که احرام حج او منعقد شود عمره او تمام است و بر او فدیه است يك گوسفند على الأحوط ( مسئله ) اگر عمداً ترك كند تقصير را تا محرم بحج شود جمعي تصريح فرموده اند بان که

عمره تمتع او باطلست و حج او افراد می شود و بعد از آن عمره مفرده می کند و بعضی تصریح کرده اند که حج را در سال اینده اعاده می کند و بعضي احرام ثاني را باطل می دانند و تقصیر را بر او لازم می دانند با سعه وقت از براي ادراك حج تمتع ( مسئله ) شخص محرم بعد از تقصیر حلال می شود از براي او جميع ان چه با حرام بر او حرام شده بود بلی بنا بر قول بعضي که توفير شعر را براي حج واجب می دانند. ازاله مو باین سبب حرام است و لكن اقوى خلاف ان است و بر فرض حرام بودن حرمت در صورتي است که تراشیدن ان منافي باشد با توفیر بان که تا زمان حج یک ماه نمانده باشد و إلا مانعي ندارد ( مسئله ) معروف ما بين علماء رضوان الله است که در عمره تمتع طواف نساء مشروع نيست و أقوى همین است اگر چه شیخ شهید قدس سره حکایت کرده از بعض اصحاب وجوب ان را و قائل را تعيين نفرموده و علامه فرموده که خلاف در مسئله بر ما معلوم نیست و چون مظنه خلاف در مسئله هست و در بعض اخبار ضعيفة السند دلالتي بر ان هست پس احتیاط مقتضی فعل طواف نساء است با نماز ان بعد از تقصیر اگر چه لازم نیست ( بلکه در احتیاط

بودن آن نيز تأمل و الله العالم ) :

( باب دویم ) در افعال حج است و در آن هفت فصل است (فصل اول ) ، در احرام بجهة حج تمتع و در ان دو مقصد است ( مقصد اول ) در وجوب احرام و بعض احكام متعلقه بان است. ( مسئله ) شخص بعد از تقصیر حلال می شود از براي او ان چه با حرام عمره حرام شده بود و واجب است بر او احرام دیگر از براي حج تمتع و وقت ان موسع است تا وقت رفتن بعرفات ( مسئله ) احوط عدم خروج از مکه است پیش از روز ترویه و اگر بیرون رفت احوط عود است پیش از یک ماه و اگر بعد از آن عود کند احوط انست که محرم شود با حرام عمره و ان را بقصد قربت مطلقه بجا آورد و بعد از آن محرم شود باحرام حج ( مسئله ) وقتي كه تأخير إحرام حج از ان وقت موجب فوت وقوف بعرفات در روز عرفه شود در ان وقت احرام مضیق می شود و احوط ايقاع انست در روز ترویه ( مسئله ) نیت احرام چنین کند که احرام می بندم يعني مهیا می شوم از براي حج تمتع، خود را وا می دارم بر ترك محرمات مخصوصه بجهة اطاعت فرمان خداوند عالم جل ذكره ( مسئله ) كيفيت احرام و تروك واجبه در حال احرام چنانست که در احرام

عمره مذکور شد ( مسئله ) محل این احرام مکه است در هر موضعی که باشد اگر چه مستحب است که در مسجد در مقام یا در حجر واقع شود ( مسئله ) اگر کسی فراموش کند احرام را تا بیرون رود بمنی یا بعرفات لازم است مراجعت و اگر ممکن نباشد بجهة ضيق وقت یا عذر دیگر از همان موضع احرام بندد و اگر متذکر نشود تا بعد از اتیان بافعال پس ظاهر صحت حج است چنان چه مشهور است ( مسئله ) احوط در صورت تذکر بعد از فوات موقفین یا قبل از فراغ از آن ها اتمام باحرام و اتيان بحج در سال اینده است ( مسئله ) جاهل بمسئله در حکم ناسي است ( مسئله ) اگر کسی عمداً ترك كند احرام را تا زمان فوات و قوفين حج او باطل است ( مقصد دوم ) در مستحبات احرام حج است تا وقت وقوف بعرفات ( مسئله ) افضل اوقات احرام از براي متمتع بعد از فراغ از عمره تمتع روز ترویه است بعد از نماز ظهر و اگر ظهر نباشد عصر و إلا نماز واجبي ديگر هر چند قضا باشد و اگر نباشد بعد از نماز احرام که اقل ان دو رکعت چنان چه گذشت ( مسئله ) أفضل أماكن احرام از براي حج از همه مكه مسجد الحرام است و افضل مواضع مسجد حجر

حضرت اسمعيل ( علیه السلام ) يا مقام حضرت ابراهيم (علیه السلام) است و دور نیست افضلیت مقام از حجر پس در ان جا نیت احرام کند پس تلبیه گوید بنحوی که مذکور شد ( مسئله ) چون مشرف بر ابطح شود باواز بلند تلبيه بگوید ( مسئله ) چون متوجه منی شود بگوید:

اَللَّهُمَّ إِیَّاکَ أَرْجُو وَ إِیَّاکَ أَدْعُو فَبَلِّغْنِی أَمَلِی وَ أَصْلِحْ لِی عَمَلِی و بارام تن و دل برود با تسبیح تقديس و ذكر حق تعالی و چون بمنی رسد بگوید:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی أَقْدَمَنِیهَا صَالِحاً فِی عَافِیَهٍ وَ بَلَّغَنِی هَذَا اَلْمَکَانَپس بگوید :اَللّهُمَّ هذِهِ مِنى وَ هِىَ مِمّا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيْنا مِنَ الْمَناسِكِ، فَأَسْئَلُكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ بِما مَنَنْتَ عَلى أنْبِيآئِكَ، فَإنَّما اَنَا عَبْدُكَ وَ فِي قَبْضَتِك (مسئله ) سنتست که شب عرفه در منی باشد و مشغول طاعت الهي باشد و بهتر است که این عبادت ها را خصوصاً این نماز ها را در مسجد خیف بجا آورد و چون نماز صبح کند تعقیب بخواند

تا طلوع افتاب و روانه عرفات شود و اگر خواهد بعد از طلوع صبح روانه شود ( مسئله ) سنت بلکه احوط انست که از وادي خسر رد نشود تا افتاب طالع نشود و مکروه است که پیش از صبح روانه شود و از بعضي حرمت حکایت کرده اند مگر از جهت ضرورتي مثل بيماري و كسي كه خوف ازدحام خلق داشته باشد ( مسئله ) چون متوجه عرفات شود این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِلَيْكَ صَمَدْتُ، وَ اِيّاكَ اعْتَمَدْتُ، وَ وَجْهَكَ اَرَدْتُ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُبارِكَ لي في رِحْلَتي، وَ اَنْ تَقْضِيَ لِي حاجَتي، وَ اَنْ تَجْعلَني مِمَّنْ تُباهي بِهِ الْيَوْمَ مَنْ هُوَ اَفْضَلُ مِنّي و تلبیه گوید تا بعرفات رسد ( مسئله ) چون بعرفات رسید خیمه اشرا در نمره بزند که نزديك عرفات است متصل بان و از عرفات نیست «فصل دوم» در وقوف بعرفات و در آن دو مقصد است ( مقصد اول ) در واجباتست ( مسئله ) واجبست وقوف بعرفات و ان موضعي است محدود بحدود معروفه ( مسئله ) مراد از وقوف همین بودنست در ان مکان چه سواره و چه پیاده چه متحرك چه ساکن بلی اگر در مجموع زمان خوابیده باشد یا بی هوش باشد وقوف او باطل است ( مسئله ) واجبست بنابر

احوط بودن در آن جا از ما بعد زوال تا غروب شرعي که وقت افطار و نماز مغربست پس کافی نیست حضور در آن مکان در وقت عصر مثلا (مسئله ) واجبست در آن نیت باین نحو که می باشم در عرفات از پیشین امروز تا شام در حج تمتع حجة الاسلام بجهة اطاعت خداوند عالم ( مسئله ) بودن در مجموع این زمان اگر چه واجبست إلا ان كه رکن نیست پس اگر ترك كند ان را بسبب ترك كردن بعض اجزاء ان مثل ان که مقداري از ما بعد زوال وقوف نكند حج او صحیح خواهد بود اگر چه بنا بر قول بوجوب گناهکار بوده باشد ( مسئله ) مسماي وقوف ركن است و ترك ان عمداً موجب بطلان حج تمتع است و سهواً مبطل نیست مگر آن که وقوف مشعر را نير سهواً ترك کند و در این جا چند مسئله است ( اول ) ان که هر گاه کسي تأخير كند وقوف را از ظهر بان که حاضر نشود در عرفات إلا بعد از گذشتن مقداری از ظهر پس بنابر ان که گذشت که واجبست وقوف از زوال غروب این شخص گناه کار خواهد بود ( ديم ) ان که هر گاه کسي پیش از غروب از ان جا کوچ کند عمداً و بیرون رود از حدود عرفات پس اگر نادم شد و برگشت

و ماند تا غروب کفاره احوظ است و اگر بر نگشت واجبست بر او شتری که او را در راه خدا در روز عید در منی نحر کند و اگر قادر نباشد هیجده روز متوالي روزه بگیرد ( مسئله ) اگر سهواً كوچ کرد و بیرون رفت پس اگر متذکر شد مراجعت می کند و اگر نکرد ظاهراً در حکم عامد است و اگر بخاطرش نیاید جيري بر او نیست ( مسئله ) حكم جاهل بمسئله حكم ناسي است ( سیم ) كسي كه بالمره وقوف را ترك كند در مدت مذكور عمداً حج او باطلست و کفایت نمی کند در باره او وقوف در شب عید که وقوف اضطراري عرفه است اگر چه درباره غیر عامد كافي است ( چهارم ) اگر کسي بسبب عذري مثل نسيان و ضيق وقت و نحو ان ادراك وقوف در جزئي از مدت مذکوره نکند پس کفایت می کند او را بودن بعرفات در مقداري از شب عید هر چند اندک باشد و اين زمان را وقت اضطراري عرفه می گویند ( مسئله ) اگر كسي ترك كند وقوف اضطراري را عمداً پس ظاهر الحاق انست بوقوف اختياري عرفه در افساد حج هر چند ادراك نمايد وقوف اختياري مشعر را « پنجم » اگر کسي فراموش کند وقوف بعرفات را در وقت اختياري و اضطراري

کفایت می کند از براي صحت حج او ادراك وقوف بمشعر الحرام در زمان اختياري او چنان چه خواهد آمد ( ششم ) آن که هر گاه در پیش قاضی عامه هلال ثابت شود و حکم کند و در پیش شیعه شرعاً ثابت نشده باشد لهذا روز عرفه در نزد عامه روز هشتم باشد در پیش شیعه پس با تخلف از ایشان کند در خروج از مکه و روز نهم بعرفات رود یا ان که با ان ها بعرفات رود و در ان جا بماند تا فردا که روز نهم است یا آن که با آن ها برود بعرفات و مشعر و منى و روز نهم از منی بر گردد بعرفات اول زوال ظهر و اگر برگشتن براي وقوف از اول زوال ممکن نباشد پس روز نهم قبل از غروب بجهة ادراك مقدار ركن از وقوف اختياري عرفات بر گردد و اگر ان هم ممکن نشود پس بعد از غروب بجهة ادراك اضطراري ان بر گردد تا ادراك وقوف عرفات نموده باشد و در هر صورت بعد از وقوف بمشعر رود و از ان جا بمنى و الله الموفق (مسئله ) اگر ممکن نشود ادراك وقوف عرفه اصلا پس اگر ممکن است ادراك وقوف مشعر الحرام پس ان نیز کفایت می کند و حج او صحیح است والا حج او در ان سال فاسد خواهد بود ( ظاهر آنست که حج صحیح است و تقية مطلقاً موجب

کفایت است ) الحاصل تقیه در این مقام مصحح عمل نمی شود على الأحوط خصوصاً اگر موافقت با آن ها بجهة تحرز از ايذاء ان ها باشد یا تبين تشيع و الله العالم ( مقصد دویم ) در مستحبات وقوف عرفاتست ( مسئله ) مستحب است که در وقت وقوف با طهارت باشد و غسل کند و ان چه موجب تفرق حواس است از خود دور کند تا دل متوجه جناب اقدس باري شود ( مسئله ) در این وقت نماز ظهر و عصر را در اول وقت بجا اورد بيك اذان و دو اقامه ( مسئله ) وقوف کند در دست چپ کوه ( نسبت بکسی که از مکه اید و در پائین کوه وقوف کند در زمین هموار و با اصحاب خود مجتمع باشد بپهلوي يک ديگر و بعد از نماز بایستد و مشغول دعا شود ( مسئله ) مکروه است که بالای کوه رود و ان که در حال وقوف سواره باشد یا نشسته اگر تواند ایستاده و اگر نه هر قدر که می تواند ( مسئله ) مستحب است رو بقبله کند و دل خود را متوجه حق سبحانه و تعالى سازد و حمد و ثناي الهي را بجا آورد و تمجيد و تهليل بكند و تكبير صد نوبت بگوید و الحمد لله صد نوبت و سبحان الله صد نوبت و لا إله إلا الله صد نوبت و آية الكرسي صد نوبت و صلاة بر محمد و آل محمد

صد نوبت و سورة إنا أنزلناه صد نوبت و لا حول و لا قوة إلا بالله صد نوبت و قل هو الله أحد صد نوبت و هر دعائي که خواهد بکند و سعي بکند در دعا که این روز روز دعا و مسئلتست و هیچ چیز نزد شیاطین خوش تر از آن نیست که تو را غافل سازد از جناب اقدس الهي و پناه گیر بخداوند عالم از شر شیاطین و زنهار که بجانب مردمان نظر مينداز و متوجه خود باش و استغفار بدل و زبان بکن و گناهان خود را بشمار و گریه بکن و اگر نتواني خود را بگریه بدار و دعا کن از جهت پدر و مادر و برادران مؤمن و اقل آن چهل کس است و در حديث است كه ملكي موكل است که ان چه ان کس بجهة برادر مؤمن بطلبد ان ملك از حق تعالى از برای او صد هزار مثل ان را بطلبد و تمام این زمان را صرف دعا واستغفار و ذکر کند که بعضی از علماء قائل شده اند بوجوب آن ( مسئله ) مستحب است دعا هاي منقوله را بخواند خصوصاً دعاي صحيفه كامله و دعاي حضرت امام حسين ( علیه السلام ) و دعاى حضرت امام زين العابدين (علیه السلام ) ( مسئله ) سنتست که بگوید:

اَللّهُم اِنّی عَبدُکَ فَلا تَجعَلنی مِن اَخیَبِ وَ فدِکَ، وَ ارحَم مَسیری اِلَیک مِنَ الفَجِّ العَمیق اللَّهُمَّ رَبَّ المَشاعِر کلِّها فُکَّ

رَقَبَتی مِن النَّارِ، وَ اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِک الحَلالِ، وَ ادْرَأ عَنّی شَرَّ فَسَقَهِ الجِنِّ و الاِنسِ اللَّهُمَّ لا تَمکُر بِی وَ لَا تَخدَعنِی وَ لا تَستَدرِجنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئلُک بِحَوْلِک وَ جُودِک وَ کرَمِک وَ مَنِّک وَ فَضْلِک، یا اَسْمَعَ السّامِعینَ وَ یا اَبْصَرَ النّاظرینَ وَ یا اَسْرَعَ الحاسِبینَ وَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَن تَفعَلَ بی کذا و کذا و حاجت خود را نام ببر پس دست باسمان بر دار و بگو:

اللَّهُمَّ حاجتی إلَیک الَّتی إنْ اَعطَیتَنیها لمْ یَضُرَّنی ما مَنَعْتَ، وَ إنْ مَنَعتَنیها لمْ یَنْفَعْنی ما اَعْطَیتَ، أَسْأَلُکَ خلاصَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُک وَ مِلْکُ یَدِکَ، ناصِیَتی بِیدِکَ و اَجَلَی بِعِلْمِک، أَسْأَلُکَ اَن تُوَفِّقَنی لِما یُرضِیکَ وَ اَنْ تَسَلَّمَ مِنِّی مَناسِکی الَّتی اَرَیتَها خَلیلَکَ إبراهیمَ صلواتُ الله علیه وَ دلَلْتَ عَلَیهَا نَبیَّکَ مُحمّداً صلّی اللّه علیه و آله اللَّهُمَّ اجْعَلْنی مِمَّنْ رَضیتَ عَمَلَهُ وَ أطَلْتَ عُمُرَهُ وَ اَحْیَیْتَهُ بَعْدَ المَوْتِ حَیةً طَیِّبَهً پس بگو لا إلهَ إلّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْک وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحیِی وَ یُمیتُ ، وَ هُو حَیٌّ لَا یَموتُ، بِیدهِ الخَیرُ وَ هُو عَلی کلّ شَیءٍ قَدیرٌ. اللَّهُمَّ لَک الحَمْدُ، کالذی تَقُول، وَ خَیراٌ مِمَّا تَقُولُ و فوق ما یقول القائلون اللَّهُمَّ لَک صَلوتی وَ نسکی وَ مَحیایَ وَ مَماتی، وَ لَکَ تُراثی، وَ بِکَ حَوْلی، وَ مِنْک قُوَّتی.اللَّهُمَّ إنِّی اعُوذُ بِکَ من الفَقْرِ،

وَ مِنْ وَسْواسِ الصَّدرِ، وَ مِنْ شَتاتِ الأمرِ، وَ مِنْ عَذابِ القبر. اللَّهُمَّ اِنّی اَسألُکَ مِنْ خَیرِ الرِّیاحُ، وَ اَعُوذُ بِک مِنْ شَرِّ ما یجیء بِهِ الرّیاحُ، وَ أسألُک خیرَ اللَّیلِ و خیرَ النَّهارِ للَّهُمَّ اجْعَلْ فِی قَلْبِی نُوراً، وَفِی سَمْعِی نُوراً، وَفِی بَصَرِی نُوراً، وَ فِي لَحْمِی وَ دَمِي وَ عِظَامِي وَ عُرُوقِي وَ مَقْعَدِي وَ مَقَامِي وَ مَدْخَلِي وَ مَخْرَجِي نُوراً ، وَ أَعْظِمْ لِي نُوراً يَا رَبِّ يَوْمَ أَلْقَاكَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. و تا تواني در اين روز از خیرات و تصدقات تقصير مكن خصوصاً بنده آزاد کردن ( مسئله ) مستحب است رو بقبله كند و بگويد:

سُبْحانَ اللّهِ صد بار .

وَ اَللّهُ أکْبَرُ ما شآءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلاَّ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ، وَ لَهُ الحَمْدُ، یُحیی وَ یُمیتُ، وَ هُوَ حَیٌّ لا یُمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیء قَدیرٌ. صد بار پس دو آیه اول سوره بقره را بخواند دیگر قل هو الله احد سه نوبت بخواند و آية الكرسي را و آیه سخره که اول ان

إِنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ

ثُمَّ اسْتَوَی تا بآخر بخواند و ان در سوره اعرافست پس معوذتین را بخواند پس نعم الهي را يك يك بشمارد ان چه داند از اهل و مال و نعمت و دفع بلا و بگوید:

لك الحمد على نعماتك التي لا تحصى بعدد و لا تكافيء بعمل

و حمد كند حق سبحانه و تعالى را بهر آیه که حمد کرده است خداوند عالم خود را بان در قرآن و تكبير كند بهر تكبيري که خداوند عالم بان تكبير خود کرده است در قرآن و تهليل کند بهر لا إله إلا الله که حق سبحانه و تعالى تهلیل خود کرده است بان در قرآن و صلوات بر محمد و آل محمد بسیار بفرستد و جهد و سعی کند در آن و دعا كند حق سبحانه و تعالى را بهر نام که خدا را بان نام خوانده است در قرآن و بهر اسمی که داند و باسماء اخر سوره حشر و بگوید:

أَسْأَلُکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ بِکُلِّ اسْم هُوَ لَکَ وَ أَسْأَلُکَ بِقُوَّتِکَ وَ قدرتک و عِزَّتِکَ وَ بجَمِیعِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ وَ بِاَرْکانِکَ کُلِّهَا وَ بِحَقِّ رَسُولِکَ صَلَواتُ الله علیه وَ آلِهِ وَ بِاسْمِکَ الاَکْبَرِ الاَکْبَرِ وَ بِاسْمِکَ الْعَظِیمِ الَّذِی مَنْ دَعاکَ بِهِ کانَ حَقّاً عَلَیْکَ اَنْ لاتَرُدَّهُ وَ اَنْ تُعْطِیَهُ

ما أَسْأَلُکَ اَنْ تَغْفِرَ لِی جَمِیعَ ذُنُوبِی فِی جَمِیعِ عِلْمِکَ فِیَّ و هر حاجت که داري بخواه و از حق سبحانه و تعالى طلب کن که توفیق حج بيابي در سال آینده و هر سالی هفتاد مرتبه بگويد أسئلك الجنة و هفتاد أستغفر الله ربي وأتوب اليه بگويد پس بخواند دعائی را که جبرائیل در این مقام بحضرت آدم ( علیه السلام ) تعليم نمود براي قبول توبه او

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ و بحَمدِكَ لَا إِلَهَ إلاَّ أَنتَ عَمِلتُ سُوءاً وَ ظَلَمتُ نَفسي فَاعتَرَفتُ بِذَنبي فَاغْفِرْ لی، اِنَّکَ خَیْرُ الْغافِرینَ سُبْحانَکَ اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسی، وَ اعْترَفْتُ بِذَنْبی، فَاغْفِرْ لی، فَاِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ و چون افتاب فرو رود بگوید:

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ اَلْفَقْرِ وَ مِنْ تَشَتُّتِ اَلْأَمْرِ وَ مِنْ شَرِّ مَا یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهَارِ أَمْسَی ظُلْمِی مُسْتَجِیراً بِعَفْوِکَ وَ أَمْسَی خَوْفِی مُسْتَجِیراً بِأَمَانِکَ وَ أَمْسَی ذُلِّی مُسْتَجِیراً بِعِزِّکَ وَ أَمْسَی وَجْهِیَ اَلْفَانِی مُسْتَجِیراً بِوَجْهِکَ اَلْبَاقِی یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَی يا أرحم من استترحم جَلِّلْنِی بِرَحْمَتِکَ وَ أَلْبِسْنِی عَافِیَتَکَ وَ اِصْرِفْ عَنِّی شَرَّ جَمِیعِ خَلْقِکَ

پس روانه شود بجانب مشعر الحرام بارام من و استغفار کند و اين دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هَذَا الْمَوْقِفِ وَ ارْزُقْنِی العود أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی وَ اقْلِبْنِی الْیَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً لِی مَرْحُوماً مَغْفُوراً لِی بِأَفْضَلِ مَا یَنْقَلِبُ بِهِ الْیَوْمَ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِکَ وَ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ وَ اجْعَلْنِی الْیَوْمَ مِنْ اکرم وَفْدِکَ عَلَیْکَ وَ أَعْطِنِی أَفْضَلَ مَا أَعْطَیْتَ أَحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَیْرِ وَ الْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ بَارِکْ لِی فِیمَا أَرْجِعُ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ وَ بَارِکْ لَهُمْ فِیَّ و بسیار بگوید: اللَّهُمَّ أَعْتِقْنِی مِنَ النَّارِ. ( فصل سيم ) در وقوف بمشعر الحرام است و در آن دو مقصد است ( مقصد اول ) در واجباتست ( مسئله ) چون از عرفات در شب عید قربان کوچ کند بسوي مشعر الحرام آيد در ان جا شب را بروز آورد و بعضي این بیتوته را واجب می دانند و نسبت باكثر داده اند و این احوط است .

( مسئله ) نیت چنین کند که شب را بروز می اورم در مشعر الحرام بجهة رضاي الهي.

( مسئله ) چون طلوع فجر شود نیت وقوف کند که

می باشم در مشعر الحرام تا طلوع آفتاب در حج تمتع بجهة وجوب ان قربة الى الله تعالى

( مسئله ) اشهر و احوط وجوب ماندنست تا طلوع آفتاب پس اگر عمداً پیش از طلوع افتاب بیرون رود از وادی محسر تجاوز کند گناهکار است و بعضي يك گوسفند کفاره واجب دانسته اند و در این جا چند مسئله است ( اول ) ان که وقوف بمشعر ركن است و مجموع از آن متصف بوجوب پس اگر کسي بالمره ان را ترك كند حج او باطل است لكن وقوف بمشعر گاهي ساقط می شود در حق کسی که شب را در آن جا بسر آورده باشد. بقصد وقوف و دشوار باشد بر او ماندن بعد از طلوع فجر مثل زن ها و مردان پیر و بیماران که بجهة ازدحام مشقت زیاد بایشان روی می دهد یا کسانی که زن ها و بیماران را می برند با کسانی که بر خود خائف باشند از دشمن یا غیر آن کار پس جایز است که قبل از طلوع فجر از ان جا بیرون روند بسوي منى 101 كسي كه عذر نداشته باشد اگر پیش از طلوع فجر عمداً بیرون رود گناه کار است و يك گوسفند کفاره بر او لازم است و در صحت حج او خلاف است و اقرب عدم صحت است اگر چه وقوف

اختياري عرفات را درك نموده باشد ( دوم ) ان که کسی که ادراك نكند وقت مذکور را کفایت می کند در حق او ماندن در زماني قبل از زوال پس از براي وقوف مشعر سه وقتست يكي در شب عید در حق کسانی که متمکن از ماندن در مشعر بعد از طلوع فجر نبوده باشد چنان چه گذشت و ديگري ما بين طلوع فجر و طلوع آفتاب سیم از طلوع آفتاب تا زوال (سیم ) ان که چون معلوم شد که هر يك از وقوف بعرفات و وقوف بمشعر وقت اختياري و وقت اضطراري دارند پس می گوئیم مکلف بملاحظه ادراك دو موقف يا يكي از آن ها در وقت اختياري يا اضطراي و عدم ادراك از آن ها بر نه قسم است ( اول ) ان که ادراك هر دو وقوف کند در وقت اختياري هر دو پس اشکال در صحت حج او نیست ( دوم ) ان که هیچ يك را ادراك نكند پس اشکال نیست در عدم ادراك حج پس بهمان احرام حج عمره مفرده که عبارت از طواف و نماز و سعي و نقصير و طواف نساء و نماز آن باشد بجا می اورد و از احرام محل می شود و اگر چنان چه گوسفند همراه داشته باشد ذبح می کند و مستحب است که بماند در منی با حجاج و چون بمکه رود افعال عمره را بجا می اورد

و در سال آینده حج می کند اگر شرائط مقرره وجوب حج درباره او متحقق بشود یا شده باشد ( سيم ) ان كه ادراك بكند اختياري عرفه را با اضطراري مشعر را و حج صحیح است

( چهارم ) عکس آن و در این دو قسم حج صحیح است

( پنجم ) ان که ادراك كند اضطراري هر دو وقوف را و در صحت حج در این صورت خلافست و اقوى در آن صحة است اگر چه احوط اعاده حج است در سال آینده با شرائط وجوب (ششم ) ان که ادراك كند اضطراري مشعر را تنها و در این جا نیز خلافست و عدم صحت در این جا اقوى و اشهر است ( هفتم) ادراك اختياري عرفه تنها و اشهر و اظهر در اين صورت صحت است ( هشتم ) ان كه ادراك كند اختياري مشعر را ظاهر در این صورت صحت است و ظاهر عدم خلافست در آن ( نهم ) اضطراري عرفه را ادراك كند تنها و حج در این صورت صحیح نیست ( مقصد دویم) در مستحبات وقوف بمشعر الحرام است ( مسئله) سنتست که متوجه مشعر الحرام شود بارام تن و دل و استغفار کند و چون بتل سرخ رسد از جانب دست راست راه بگوید

أَللّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفي ، وَ زِدْ فِي عَمَلِي ، وَ سَلِّمْ لِي دِينِي ، وَ تَقَبَّلْ مَنَاسِكِيو بعض علماء گفته اند که بعد از این دعا بگوید: اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هَذَا الْمَوْقِفِ وَارْزُقْنِيهِ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي و شتر را تند نراند و كسي را ازار نرساند در حال راندن و بسیار بگوید :

اللَّهُمَّ اعْتِقْ رَقَبَتِي مِنَ الْنَّارِ (مسئله ) مستحبست كه نماز شام و خفتن را تأخیر کند تا مشعر الحرام اگر چه ثلث شب بگذرد و اگر مانعي بهم رسد که نتواند پیش از نصف شب رسد نماز را ادا بکند و جمع کند میان هر دو نماز بيك اذان و دو اقامه و نوافل شام را در میان نکند بلکه بعد از خفتن بکند

( مسئله ) احوط انست که چون بمشعر الحرام آید نیت کند که شب را بروز می اورم در مشعر الحرام در حج تمتع از جهة رضاي خدا و گذشت که أظهر و احوط وجوب شب ماندن بمشعر است. ( مسئله ) مستحب است که در شكم وادي فرود اید در جانب راست راه و این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْمَعَ لي فِيْها جَوامِعَ الْخَيْرِ اَللّهُمَّ لاتُؤيِسْني مِنَ الْخَيرِ الَّذي سَئلْتُكَ اَنْ تَجمْعَهُ لي في قَلْبي وَ اَطْلُبُ منكَ اَنْ تُعَرِّفْني ما عَرَّفْتَ اَوْلِيائكَ في منزلي هذا وَ اَنْ تَقِيَني جَوامِعَ الشَرِّ. ( مسئله ) و مستحب است تا مقدور باشد ان شب را بعبادت و اطاعت الهي بروز آورد که در خبر است که درهاي اسمان در این شب بسته نمی شود و آواز هاي مؤمنان بالا می رود و خداوند عالم مي فرمايد من خداوند شمایم و شما بندگان من هستید ادا کردید حق مرا بر من لازم است که اجابت نمایم دعا هاي شما را پس بعضی از ایشان را تمام گناهان می امرزد و بعضي را بعضي ميامزد.

( مسئله ) سنتست كه هفتاد سنگ ریزه را براي رمي جمرات در این شب از این جا بر دارد.

( مسئله ) سنت است که غسل بکند و با وضوء باشد در وقوف و دعاي منقوله از ائمه را بخواند و حمد و ثناي الهي را بجا اورد و این دعا را نیز بخواند:

ألَّلهُمَّ رَبَّ المَشعَرِ الحَرامِ، فُکَّ رقَبَتِی مِنَ النَّارِ، و أوسِع عَلَیّ مِن رِزقِکَ الحَلالِ الطَیبِ، و ادَرأ عَنِّی فَسَقَهَ الجِنِّ و الانسِ، ألَّلهُمَّ أنتَ خیرُ مَطلُوبٍ إلَیهِ، و خَیرُ مَدعُوٍّ، و خَیرُ مَسؤُولٍ، و لِکُلِّ

وافِدٍ جائِزَهٌ فَاجعَل جائِزَتِی فی مَوضعی هذا، أن تُقِیلَنِی عَثرَتِی و تَقبَل مَعذِرَتِی، و أن تَتَجاوَزَ عَن خَطِیئَتِی ثُمَّ اجعَلِ التَقوی مِنَ الدُنیا زادِی و تَقْلِبَنى مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً لِي بِأَفْضَلِ مَا يَرْجَعَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ وَ زُوَّارِ بَيْتِكَ الحَرَامِ. و دعاي بسيار كند بجهة خود و پدر و مادر و برادران و اهل و مال و فرزندان و بعضي قائل بوجوب دعا شده اند

(مسئله ) بهتر انست که غیر از امام جماعت پیش از طلوع افتاب از ان جا روانه شوند اما از وادی محسر تجاوز نکند تا افتاب طلوع نکند.

(مسئله ) مستحب است که چون افتات بكوه ثبير افتاد هفت مرتبه اعتراف بگناهان خود کند و هفت مرتبه استغفار کند و چون روانه شود با ذکر واستغفار و سكينه و وقار برود و چون بوادي محسر برسد تند برود مانند شتر و اگر پیاده باشد و اگر سواره باشد تند براند راحله خود را.

(مسئله) اگر فراموش کند مستحب هروله را مستحب است گردد و تدارك كند و بگوید در وقت هروله

اللّهُمَّ سَلِّمْ عَهْدی ، وَاقْبَلْ تَوْبَتی ، وَأَجِبْ دَعْوَتی ، وَاخْلُفْنی بِخَیْرٍ فِیمَا

تَرَکْتُ بَعِدی (و بگويد رَبِّ اِغْفِرْ وَ اِرْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْأَعَزُّ اَلْأَکْرَمُ.) ( فصل چهارم) در واجبات منی است.

(مسئله ) واجبست بر مكلف بعد از کوچ از مشعر الحرام در روز عید برگشتن بسوي موضعی که او را منی گویند و در ان سه امر واجبست ( أول ) رمى جمره عقبه يعني انداختن سنك ريزه بسوي جمره و ان اسم موضعي است که محل رمی است.

( مسئله ) وقت رمي بعد از طلوع افتاب روز عید است تا غروب آن و اگر فراموش کند تا روز سیزدهم بجا آورد و اگر متذکر نشد در سال اینده خود یا نائب او بجا آورند

( مسئله ) شرط است در سنگ ریزه با وجود صدق اسم سنگ بر ان ها ان که از حرم بوده باشد از هر موضعی از آن که باشد خوبست اگر چه مستحب است که شب در مشعر آن ها را به بردارد و ان که باکره باشند يعني كسي آن ها را نینداخته باشد انداختن صحيحي و واجبست در رمی چند امر ( أول ) نیت کند که می اندازم هفت سنك بجمره عقبه در حج تمتع لوجوبه قربة الى الله تعالى ( دوم ) انداختن آن ها پس اگر سنگ را در جمره

گذارد بطوری که رمی صدق نکند مجزی نخواهد بود (سیم) ان که بجمره برسد بواسطه رمي پس اگر بجای دیگر بخورد و از ان جا بحمره برسد یا بواسطه انسانی دیگر يا حيواني برسد بحيثيتي كه خوردن بان جا سبب خوردن بجمره باشد مجزی نخواهد بود و مجرد خوردن سنك بجاي ديگر مانع نيست و اگر شك كند بنا را بر نرسیدن می گذارد ( چهارم) ان كه عدد سنگ كه می یاندازد هفت باشد ( پنجم ) ان که آن ها را یک دفعه نیاندازد هر چند متعاقب خورند بجمره بلکه واجبست که متعاقب بیندازد هر چند یک دفعه بجمره بر خورند.

(مسئله) مستحب است که سنگ ريزها رنگين باشند برنك سرمه يا رنگ ديگر و نقطه دار باشند و يك يك بر چیده باشند و سست باشد نه سخت و بقدر سر انگشت باشند و مستحب است که در وقت سنگ انداختن پیاده باشد و سواره نباشد و با وضو باشد و بعضي از علماء بوجوب طهارت قائل شده اند و چون سنگ را در دست داشته باشد این دعا را بخواند:

أللَّهُمَّ هذِهِ حصَيَاتي فَأحْصِهِنَّ لِي وَارْفَعْهُنَّ في عَمَلي و هر سنگ ریزه که بیندازد این دعا بخواند:

اللّهُ أکْبَرُ، اللَّهُمَّ ادْخَرْ عَنِّی الشَّیْطانَ اللَّهُمَّ تَصْدیِقاً بِکِتابِکَ وَ عَلی سُنَّة نَبِیِّکَ محمد صلی الله علیه و آله اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً وَ عَمَلاً مَقْبولاً وَ سَعْیاً مَشْکُورا، وَ ذَنْباً مَغْفُوراً. و ميانه او و جمره ده ذراع یا پانزده ذراع فاصله باشد و پشت بقبله كند و روي بجمره و ان که سنگ ریزه را بر انگشت بزرگ بگذارد و با ناخن انگشت شهادت بیندازد و چون بجاي خود آید در منى اين دعا را بخواند سنتست.

اللّهُمَّ بِکَ وَثِقْتُ ، وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ ، فَنِعْمَ الرَّبُّ ، وَ نِعْمَ الْمَوْلی ، وَ نِعْمَ النَّصِیرُ. (واجب دوم ) از واجبات منى ذبح بك هدي است پس هدي واحد از براي چند نفر کفایت نمی کند عل الاشهر الاظهر الأحوط

( مسئله ) اگر قادر بر خريدن هدي نباشد ده روز روزه بگیرد سه روز در حج و هفت روز بعد از مراجعت.

( مسئله ) اگر هدي يافت نشود قیمت ان را نزد معتمدي می گذارد که در بقیه ماه ذي الحجه بگیرد و ذبح کند و اگر متيسر نشود انسال در سال اینده بگیرد

(مسئله) اگر هدي ناقص يافت شود احوط جمع ما بين ان و هدي تام در بقیه ماه و إلا در سال اینده

( مسئله ) اگر فراموش کند ذبح را در روز عید یا عذر دیگر باشد تا خیر ان تا اخر ايام تشريق بلكه اخر ذي الحجه جایز است .

(مسئله ) واجبست در هدي که با شتر باشد یا گلو و یا گوسفند بوده باشد.

( مسئله ) اگر شتر باشد پنج ساله بوده باشد داخل در شش و اگر گاو باشد احوط انست که دو ساله داخل در سه سال باشد و گوسفند اگر میش باشد احوط ان که یک سال تمام و داخل در سال دوم شده باشد و اگر بز باشد احوط دو ساله داخل در سه سالست

( مسئله ) شرط است که صحيح و تام الأجزاء باشد پس كور و لنگ و بسيار پیر و نا خوش مجزی نیست حتی ان که اگر قليلي از گوش او را بریده باشند یا ان که از شاخ اندروني او چيزي ناقص باشد مجزی نیست

( مسئله ) شرط است ان که لاغر نباشد و مشهور انست که

کفایت می کند همین قدر که در گردهاي ان پيه باشد و احوط انست که علاوه بر این او را در عرف لاغر نگویند.

( مسئله ) و باکي نيست اگر گوش او شکافته یا سوراخ باشد اگر چه احوط ترك اين دو و ترك حيواني است كه شاخ یا گوش یا دم از براي او در اصل خلقت نباشد و هم چنین ان حیوان که عروق و بيضتين او را مالیده باشند که او را موجوء و مرضوض الخصيتين گويند و اما خصي پس اظهر و اشهر عدم اجزاء است.

( مسئله ) اگر حيواني را خرید و ذبح کرد بگمان ان که صحیح است پس ناقص بیرون آمد مجزی نیست و اگر بگمان چاقي ذبح کرد و لاغر در آمد کافي است و هم چنین اگر با ظن لاغری ذبح کرد بامید ان که چاق و مطابق مطلوب خداوند عالم جل ذكره باشد و بعد از آن چاق در آمد.

( مسئله ) اگر احتمال چاقی نمی داد یا احتمال می داد لكن نه بامید چاقي و موافقت واجب الهي بلكه از روي بي مبالاتي ذبح کرد پس ظاهر اینست که مجزی نباشد

(مسئله ) احوط انست که قدري از ذبیحه را نجورند و قدري

بهديه دهند و قدري بصدقه دهند.

(مسئله ) احوط انست كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث ذبيحه باشد و ان كه هذيه و صدقه بر مؤمنین بوده باشد.

(مسئله ) ذبايحي که در این اوقات در منی کشته می شود و غالباً بلكه دائما طائفه سوداني که در ان حوالي هستند می گیرند دادن بایشان جایز نیست چرا که ایمان بلکه اسلام ایشان معلوم نیست پس اولا حصه خود را از آن بر دارد بعد از آن بشخص فقير مؤمني از حجاج ثلث ان را تصدق كند و ثلث ان را ببعض برادران خود هدیه دهد هر چند که حصه هر يك را جدا نکرده باشد از وقت صاحب هديه و صدقه اگر تصدق کند بر ان طايفه سودان عیب ندارد و اگر از فقيري و مؤمني وکالت در قبض بگیرد و خود حصه آن ها را دست بدست کند کفایت می کند.

( مسئله ) اگر اتفاقاً پیش از این احتياطات ان طائفه ذبیحه را ببرند بطریق دزدي يا نهب موجب بطلان ذبح هدي و وجوب اعاده ان نمی شود بلی اگر باختیار خود بدهد احوط ضمان حصه فقراء است و محتمل است ضمان حصه هديه نيز

( مسئله ) کسی که قادر بر هدی نباشد باید ده روز روزه

بگیرد سه روز متوالی در حج از روز هفتم تا نهم و هر گاه روز هفتم شروع بروزه نکرد احوط انست که روز هشتم و نهم را روزه بدارد و سه روز بعد از مراجعت از منی که اول آن سه روز روز کوچ باشد با مراعات توالي روزه بدارد و قصد اداء تكليف واقعی خود را بسه روز در ضمن پنج روز نماید و اگر روز هشتم را نگرفت روز نهم را نگیرد بلکه صبر کند تا بعد از مراجعت از منی

( مسئله ) احوط مبادرت بروزه است هر چند اشهر و اظهر انست که در ماه ذی الحجه می شود بجا آورد.

( مسئله ) هفت روز دیگر را بعد از رسیدن بخانه خود می گیرد و احوط توالي است در آن ها اگر چه وجوب ان معلوم نیست

( مسئله ) اگر بعد از روزه سه روز متمكن از هدي شود احوط ذبح هدي است اگر چه اتیان به بقيه صوم هم كافي است ( و اما مستحبات هدي ) پس مستحب است که شتر باشد و بعد از آن گاو و بعد از آن گوسفند و ان که بسیار فربه باشد و ان كه اگر شتر یا گاو کشد ماده باشد و اگر گوسفند یا بز باشد نر باشد

( مسئله ) مستحب است که شتر را که می خواهد نحر کند ایستاده و از سر دست ها تا زانوي ان را بسته باشد و از جانب راست او بايستد و كارد يا نيزه يا خنجر بكودال گردن او فرو برد.

( مسئله ) مستحب است که در وقت ذبح يا نحر این دعا را بخواند:

وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاْرْضِ حَنیفا وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ إِنَّ صَلَاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لله رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ اُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ. اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي. و در بعض روایات وارد شده این تتمه.

اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي كَمَا تَقَبَّلْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ خَلِيْلِكَ وَ مُوسى كَلِيْمِكَ وَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِمْ (مسئله ) سنتست که خود قربانی را بکشد و اگر نداند دست بالاي دست کشنده نهد ( واجب سیم ) حلق است یا تقصیر یعنی سر تراشیدن یا از شارب و ناخن گرفتن است درباره مردان.

( مسئله ) احوط از براي کسي که موي سر خود را بعسل و صمغ و نحو اين ها بجهة رفع شپش و نحو ان چسبانیده باشد و کسی که

موی سر خود را جمع کرده و گره زده و در هم پیچیده و بافته باشد بلکه از براي حاجي نو اختيار حلق است و عدم اكتفاء بتقصير.

( مسئله ) درباره زنان و خنثی سر تراشیدن جایز نیست

( مسئله ) چنین نیت کند که سر می تراشم یا مو یا ناخن می گیرم در فرض حج تمتع لوجوبه قربة الى الله تعالى و بهتر انست كه خلاق نیز نیت کند

(مسئله ) چون حاج حلق یا تقصیر نمود حلال می شود از براي او همه آن چه حرام شده بود در احرام مکر زن و صيد و بوي خوش.

( مسئله ) ترتیب در میانه رمي و ذبح و حلق لازم است على الاشهر الاحوط و اگر مخالفت کرد و ثاني را مقدم داشت بر اول یا ثالث را متقدم نمود بر ثاني يا اول پس اگر از روي فراموشی بوده باشد ضرر ندارد و اگر عمداً بوده باشد پس مشهور نیز عدم وجوب اعاده است اگر چه گناه کار باشد و اگر احتیاط ممكن باشد خوب است!

( مسئله ) اگر حلق یا تقصیر را در روز عید فراموش

کند تا بیرون رود از منی واجبست مراجعت از براي حلق و اگر ممکن نشود در جاي خود حلق می کند و موي خود را بمنى می فرستد اگر ممکن شود.

( مسئله ) در صورت مراجعت خود بمنی بعد از حلق واجبست اعاده طواف

(مسئله ) مستحب است که در وقت سر تراشیدن بقبله کند و ابتداء از جانب راست پیش سر بکند و این دعا را بخواند :

اَللَّهُمَّ أَعْطِنِی بِکُلِّ شَعْرِهِ نُوراً یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ ( مسئله ) سنتست كه موي سر را دفن کند در منی در محل خیمه خود و احوط انست که از اطراف سر و ريش و شارب مو بگیرد و ناخن ها را بگیرد.

(فصل پنجم ) در آن چه واجب است بعد از اداي مناسك منی و ان چه مستحب است و در آن دو مقصد است ( مقصد اول) در واجبات است.

( مسئله ) واجب است مراجعت بمکه از برای طواف زيارت و نماز ان و سعي و طواف نساء و نماز ان

( مسئله ) جایز است از براي حاج متمتع تأخير مراجعت تا روز یازدهم و در جواز تاخیر از روز یازدهم خلاف است احوط عدم تأخیر است اگر چه اظهر جواز تأخیر تا آخر ايام تشریق است خصوصاً در صورت عذر که جواز تأخیر تا بعد از ایام تشریق بي اشکال است.

( مسئله ) جایز نیست تقديم طواف و سعي پيش از رفتن بعرفات و مشعر و منى مگر از براي کسی که بجا آوردن ان ها بعد از مراجعت بمکه میسر نباشد مثل ان که زن گمان حیض و نفاس در ان زمان داشته باشد و مرد پیر عاجز که نتواند بعد از مراجعت مردم از منی طواف کند بجهت ازدحام در این صورت ها اظهر جواز تقديم طواف و سعي است بر وقوف بعرفات و مشعر و منى و بعضي در این صورت نیز منع کرده اند پس احوط انست که صاحب عذر تقدیم کند و بعد از آن اگر ممکن شود اعاده آن را در ایام تشريق كند و إلا در باقي ماه ذي الحجه اعاده نماید

( مسئله ) اگر می داند که در تمام ماه ممکن نمی شود پس بي اشكال تقديم واجبست لكن احوط استنابه است نیز.

( مسئله ) اگر از اول گمان مانع نداشته و بعد حادث شده

و بقاء ان را تا اخر ماه می داند یا ان که پیش از رفع مانع رفقاء می روند و نمی تواند تخلف از آن ها نماید ظاهر تعيين نائب گرفتن است

( مسئله ) کیفیت طواف زیارت و نماز ان و سعي همان کیفیتست که در عمره گذشت .

(مسئله ) بعد از بجا آوردن این طواف و نماز آن و سعی ما بين صفا و مروه حلال می شود از براي او ان چه حرام مانده بود بر او بعد از حلق چون بوي خوش و می ماند بر او زن و صید و بعد از طواف النساء و نماز آن که در کیفیت مثل طواف سابق است حلال می شود زن نیز

(مسئله ) حرمت صيد حرم نه از جهت احرام است بلکه از جهت انست که در حرم می باشد صید نمودن حرامست و لو محرم نباشد.

( مسئله ) احوط اجتناب از بوي خوش است قبل از طواف النساء اگر چه اقوی جواز است پس شخص حاج متمتع سه مرتبه بتدريج محرمات احرام بر او حلال می شود ( مرتبه اولى ) بعد از حلق ( مرتبه دوم ) بعد از سعي ما بين صفا و مروه ( مرتبه سوم ) بعد از نماز طواف النساء.

( مسئله ) طواف النساء هر چند که واجب است و بدون او زن حلال نمی شود إلا ان كه معروف ما بين علماء انست که از ارکان حج نیست پس ترك ان عمداً مثل ترك طواف زيارت يا طواف عمره نیست که باعث فساد حج یا عمره شود بلکه واجب است بر تارک ان که آن را بجا بیاورد و تا ان را بجا نیاورد زن بر او حلال نمي شود حتى عقد کردن و شهادت دادن بر ان على الأحوط ( مقصد دویم: در مستحبات طواف زیارت و سعي و طواف النساء است) بهتر انست که با تمکن همان روز عید از منی بعد از مناسك ثلاثه مراجعت کند بمکه و اگر نشود فرداي ان روز و احوط عدم تأخیر است از فردای ان روز مگر بجهت عذر.

(مسئله ) سنت است که غسل کند و متوجه مسجد الحرام شود با ذكر و تمجيد و تعظيم الهي و صلوات بر محمد و آل محمد و چون بدر مسجد آید این دعا را بخواند .

أَللّهُمَّ أَعِنِّي عَلَى نُسُكِي وَ سَلِّمْنِي لَهُ وَ سَلِّمْهُ لِي ، أَللّهُمَّ إِنِّي أَسْئلُكَ مَسْئلَةَ العلیل الذلیل الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي وَ أَنْ تُرْجِعَنِي بِحَاجَتِي ، أَللّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدَ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتَ بَيْتُكَ ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أَؤُمُّ طَاعَتَكَ مُتَّبِعاً لِأَمْرِكَ رَاضِياً بِقَدَرِكَ ،

أَسْئلُكَ مَسْئلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ الْمُطِيعِ لِأَمْرِكَ الْمُشْفِقِ مِنْ عَذَابِكَ الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ أَنْ تُبَلِّغَنِي عِفوک وَ تُجِيرَنِي مِنَ النّارِ بِرَحْمَتِكَ پس بنزد حجر الاسود بيايد و استلام و تقبيل نمايد و ان چه در طواف عمره بجا آورده بود بجا بیاورد و تكبير بگوید و نیت کند و طواف کند هفت شوط بنهج مذکور در طواف عمره

(مسئله) آداب این طواف و نماز ان و سعي و طواف نساء چنانست که سابقاً در طواف و سعي عمره مذکور شد.

(فصل ششم در بیان خوابیدنست بمنی در شب هاي تشريق)

(مسئله) بدان که هر گاه حاج در روز عید بمکه رود بجهة طواف و سعي واجب است بر او که بر گردد بسوی منی بجهة بيتوته يعني شب بسر بردن در شب یازدهم و دوازدهم در منى و شب سیزدهم نیز واجبست بر کسی که در احرام از زن یا صید پرهیز نکرده و بر کسی که این دو را در احرام اجتناب کرده لازم نیست و جایز است از برای او نفر يعني کوچ کردن در روز دوازدهم بعد از زوال شمس و اگر اتفاقاً ان روز در ان جا ماند تا شب داخل شد ماندن در ان جا نیز لازم است و هم چنین رمی در فردا که سیزدهم است

( مسئله ) واجبست در بیتوته نیت کردن بعد از دخول وقت شام

(مسئله ) حد شب که بسر بردن او لازم است تا ما بعد نصف شب است پس اگر بعد از نصف شب از ان جا بیرون رود عیب ندارد و اولی و احوط انست که پیش از طلوع فجر داخل مکه نشود

(مسئله ) كسي كه ترك كند بیتوته را بمنی واجبست بر او از براي هر شبي يك گوسفند که ان را بکشد

( مسئله ) احوط الحاق ناسی و جاهل است بعامد در وجوب گوسفند و هم چنين الحاق معذور بمختار که هر چند گناهی نیست بر معذور و ان کسي است که عذري دارد مانع از بیتوته مثل بیمار و بیمار پرست و کسی که خوف بردن مال خود را دارد از مکه اگر بیاید و مثل شبان گوسفند و کسانی که سقایت حاج در دست ایشانست.

( مسئله ) ظاهر علماء عدم وجوب فدیه گوسفند است بر دو فرقه اخيره و مثل ایشانست کسی که در مکه شب را بعبادت احياء كند. و مشغول غیر عبادت نباشد مگر امور ضروریه مثل

اكل و شرب و تجديد وضو .

( مسئله ) مستحب است که چون از مکه مراجعت کند بمنی بگوید:

اللَّهُمَّ بِکَ وَثِقْتُ وَ بِكَ آمنتُ وَ لَكَ أسلَمتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ الرَّبُّ و َنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ. ( فصل هفتم ) در انداختن سنك است بجمرات ثلاث در روزهائی که در شب آن ها بيتوته بمنى واجب است و ان چه مستحب است بعمل آوردن آن در این روز ها در منی و در آن دو مقصد است ( مقصد اول ) در واجباتست.

( مسئله ) واجبست در این روز ها رمی جمرات ثلاث که جمره اولی باشد و جمره وسطى و جمره عقبه بترتیب پس اگر مخالفت ترتیب کند اعاده کند ان چه را که در غیر مرتبه خود کرده بلی اگر چهار سنك بر جمره انداخته و ان را ترك نموده و مشغول ديگري شد کفایت می کند در ترتيب سه سنگ را بعد از آن می زند اگر چه احوط در این جا نیز اعاده است خصوصاً در عامد که البته رعایت این احتیاط ترك نشود

( مسئله ) واجبات رمی همانست که در مناسك منى

مذکور شد .

( مسئله ) کسی که فراموش کند ان ها را بر می گردد از مکه بجهة بجا اوردن ان ها و اگر متذکر نشد تا بعد از خروج قضا می کند در سال اینده بخود یا نائب

( مسئله ) کسي که مريض باشد و مأیوس باشد از تمکن خود در وقت بعوض او رمی می کنند و اگر صحیح شد اعاده لازم نیست.

اگر چه احوط است در صورت عروض قدرت در وقت

( مسئله ) اگر بشود مریض سنگ را بدست بگیرد و دیگری بیاندازد.

( مسئله ) اگر کسی عمداً ترك رمی کند حج او فاسد نمي شود على الأشهر الأقوى و بعضي فرموده اند که احوط قضاء حج است در سال دیگر

( مسئله ) جایز نیست که در شب رمی کند از برای روز گذشته یا از برای روز آینده مگر کسي که عذر داشته باشد که در روز رمی ممکن نشود پس شب ان روز رمی می کند.

( مسئله ) اگر کسی فراموش کند رمی را تا روز دیگر اول قضاي رمى سابق را می کند بعد از آن واجب ان روز را بجا

می اورد و احوط انست که تفریق کند ما بين قضاء سابق و واجب ان روز باین معنی که اول تمام قضا ها را بجای آورد بعد تمام أدا ها را ( مقصد دوم ) در اعمال مستحبه در منی است در روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم .

( مسئله ) مستحب است که در این سه روز از منی بیرون نرود حتى بجهة طواف مستحب و ان که در جمره اولی و وسطی رو بقبله كند و سنگ را بدست راست گيرد و حمد و ثناي الهي بجا آورد و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد پس اندکي پیش رود و دعا كند و بگويد أللهم تقبّل مني پس پیش تر رود اندكي و دعاء سابق در وقت رمی را بخوند و رمی کند و در وقت رمی الله اکبر بگوید و در رمی جمره عقبه پشت بقبله کند.

(مسئله ) تكبير در منی مستحب است بنابر مذهب مشهور میانه علماء و بعضي او را واجب دانسته اند و احوط انست که ترك نكند در منى و غير ان و در منی عقیب پانزده نماز بگوید و در غیر منی عقیب ده نماز و اول ان ها در هر دو ظهر يوم النحر است .

( مسئله ) كيفيت ان بنابر مشهور اینست .

اَللَّهُ أَکْبَرُ اَللَّهُ أَکْبَرُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ اَلْحَمْدُ عَلَی مَا أَبْلاَنَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَهِ اَلْأَنْعَامِ و در بعضي اخبار بعد از تکبیر سیم بگوید:

وَ لِلَّهِ اَلْحَمْدُ اَللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا اَللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَهِ اَلْأَنْعَامِ و در بعضي از روایات همین است بزيادتي الحمد لله على ما أبلانا

( مسئله ) اگر در روز دوازدهم کوچ کرد از منی سنتست که بیست و يك سنگ ریزه را در منی دفن کند

( مسئله ) مستحب است که در این ایام نماز های واجب و مستحب را در مسجد خیف بجا آورد و در حدیثست که هر که در مسجد خیف صد رکعت نماز بگذارد پیش از آن که از آن جا بیرون رود برابر است با عبادت هفتاد سال و هر که صد مرتبه سبحان الله بگوید بنویسد از براي او ثواب بنده آزاد کردن و هر که صد مرتبه لا اله الا الله بگويد برابر است با ثواب زنده کردن شخصي و هر که صد مرتبه الحمد لله بگويد برابر است باخراج عراقین که در راه خداوند عالم تصدق كند

(خاتمة ) در طواف وداع و سایر مستحباتست تا زمان

خروج از مکه معظمه و ورود بمدينه منوره.

( مسئله ) مستحب است از منی مراجعت بمكه بجهة طواف وداع هر گاه طواف واجب و سعي و طواف نساء را پیش تر کرده و پیش از کوچ شش رکعت نماز در مسجد خیف بکند.

( مسئله ) چون در مکه رود سنتست که داخل خانه کعبه شود خصوصاً کسی که تازه حج کرده است و در حدیث است که داخل شدن در کعبه داخل شدن است در رحمت خدا و بیرون رفتن از آن بیرون رفتن از گناهان و خداوند عالم نگاه می دارد از گناهان در بقیه عمر و می امرزد گناهان گذشته را.

(مسئله) سنت است كه بجهة دخول خانه غسل کند و پاي برهنه داخل شود و پیش از دخول هر دو حلقه در را بگیرد و بگوید

اَللَّهُمَّ اَلْبَیْتَ بَیْتُکَ وَ اَلْعَبْدَ عَبْدُکَ، وَ قَدْ قُلْتَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً فَآمِنِّی مِنْ عَذَابِکَ وَ أْجُرْنِی مِنْ سَخَطِکَ پس داخل شود و بگوید:

اَللّهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ وَ مَن دَخَلَهُ کانَ امِناً و آمِنّی مِن عَذابِکَ عَذابَ النّارِ. پس دو رکعت نماز گذارد در میان دو ستون بر سنگ

سرخ و در رکعت اول حم سجده بخواند و در رکعت دوم بعدد آیات آن از قرآن و در گوشه هاي کعبه نیز نماز گذارد پس بركني رود که در ان جا حجر الأسود است و شکم خود را بر ان مالد پس دور ستون بگردد و شکم و پشت خود را بر آن ستون بمالد و چون خواهد بیرون آید نردبان را بدست چپ گیرد و نزديك كعبه دو رکعت نماز گذارد

( مسئله ) مستحب است بسیار طواف کردن و ان درباره حجاج از نماز نافله افضل است و طواف بنيابت مؤمنين بسيار ثواب دارد و بنیابت حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمة عليها السلام و دوازده امام ثواب عظیم دارد در خبر صحیح است که مستحب است که شخص در مکه سی صد و شصت طواف کند بعدد ایام سال و اگر نتواند سی صد و شصت شوط و ان پنجاه و يك طواف و سه شوط می شود و ان را بجهة اتمام عدد ایام سال تمام می کند به چهار شوط دیگر تا پنجاه و دو طواف شود

( مسئله ) مستحب است ختم قرآن مجید در مکه معظمه در حدیث است که هر که ختم قرآن کند در ان جا از دنیا نرود تا به بیند حضرت پیغمبر صلى الله عليه و آله را و ببیند منزل خود

را در بهشت.

( مسئله ) مستحب است در مکه مشرف شدن بموضع تولد حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و در منزل خديجة و زيارت قبر ابي طالب و رفتن بغاري كه در حری حضرت رسول الله صلى عليه و آله در اوائل بعثت عبادت کرده در ان جا و بغاری که در کوه ثور است که حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله در ان جا مخفي شده

( مسئله ) مستحب است از براي کسي که در مکه می ماند اتیان بعمره مفرده و در اعتبار فاصله میانه آن و عمره که پیش بجا اورده خلاف کرده اند جمع كثيري از علماء برانند که احتیاج بفاصله ندارد و جمعي لازم دانسته اند فاصله یک ماه را و بعضي يك سال و بعضي كافي دانسته اند فاصله ده روز را و این قول خالي از قوت نیست بلکه بدون فاصله اگر بقصد رجاء بجا آورد ضرر ندارد .

( مسئله ) احرام عمره مفرده از اقرب اطراف حرم بمکه معظمه که الآن معروفست كافيست و لكن تعين ان معلوم نیست و بعد از احرام طواف و نماز ان و سعي تقصیر می کند و همه چیز از براي او حلال می شود مگر زن و چون طواف نساء را که در

عمره مفرده لازم است بجا آورد زن نیز بر او حلال می شود.

(مسئله) سنت است که چون خواهد از مکه بیرون رود غسل کند و طواف وداع بجا آورد و در هر شوطي دست يا بدن بحجر الأسود و ركن يماني برساند و چون بمستجار رسد دعا هاي سابق را بخواند پس بنزد حجر الأسود بيايد و شكم خود را بخانه بسايد و يك دست بر حجر الأسود گذارد و دست دیگر بجانب خانه گشاید و حمد و ثناي الهي بجا آورد و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.

( مسئله) سنت است که از باب حناطين بيرون رود مقابل رکن شامی است و ان كه عزم کند بر مراجعت و از خداوند عالم طلب توفیق مراجعت کند و در وقت بيرون رفتن يك درهم خرما بگیرد و تصدق كند بر فقراء بجهة احتمال صدور بغض محرمات در حال احرام از او غفلة مثل كشتن شپش و نحو.

( مسئله ) از جمله مستحبات مؤكده مراجعت از راه مدینه طيبه براي ادراك زيارت حضرت فخر كائنات و أئمه بقيع صلوات الله عليهم اجمعين که در حدیث وارد شده كه ترك زيارت ان حضرت بعد از حج جفا است بر ان حضرت وفقنا الله و جميع المؤمنين لزيارته بجاهه و آله الطاهرين

قسمتی از اسرار حج

در این قسمت تا حدودی که این جزوه گنجایش دارد دربارۀ فلسفه اعمال حج بحث می گردد: حج دارای اعمالی است که بر اساس حکمت و صلاح ترتیب یافته است که بطور خلاصه مطالب زبده آن

نقل می گردد:

احرام داری چهار عمل است:

1-نیت: معنای نیت این است که انسان قصد کند این عمل برای خداست و این توجه انسان بخدای دانا و مقتدر حکیم آسایشی در روح انسان بوجود می آورد و وی را بزرگوار می سازد و در قوه نیکوکاری انسان توازن حاصل می شود .

بدون تردید همین توجه بخداست که مؤمن را از کار های ناشایسته و ایجاد ناراحتی و فرو رفتن در جنایات و گناه باز می دارد. بدین ترتیب نیت . ابتدای عمل و کار است تا زمام روح انسان از سرکشی گرفته شود و از لغزش ها و مهلکه ها حفظ گردد.

2-پوشیدن دو قطه پارچه سفیدی که دوخته نشده باشد. يك قطعه را بر دوش می اندازد و قطعه دیگر را همانند لنگ بخود می بندد و بدین طریق شخصی که عازم زیارت خانه خداست از عادت های لباس پوشی خارج

می گردد ، و از طرف دیگر هر دو قطعه لباس ، نظیف است و منظره جالبی دارد و تمام حاجیان تحت يك قانون داخل می گردند نه نوکری وجود دارد و نه بزرگی و ... این احرام بعد از غسل و نظافت بدن و برطرف نمودن چرك انجام می گردد .

امام صادق (علیه السلام) فرمود : « موقعی که بیکی از میقات هائی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تعیین کرده رسیدی مو های زیر بغل و پائین بدن خود را بر طرف کن ناخن هایت را بگیر، شارب های خود را کوتاه کن و هیچ مانعی ندارد که هر يك از این کار ها را اول شروع نمائی. »

و در حدیث دیگری چنین است : «... مو های بدنت را برطرف نما، سپس غسل کن و آن گاه دو پارچه احرام را بپوش ... »

و « رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دو قطعه پارچه ای که از پنبه تهیه شده بود محرم گردید . »

حلبی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره شخص

محرم سئوال کردم آیا جایز است که لباس خود را عوض کند ؟ »

فرمود: می تواند.

سئوال کردم: وقتی کثیف شد می تواند بشوید ؟

فرمود: آری می تواند.

آن چه ذکر شد بطور اختصار درباره احرام بود ولی تفصیل آن از جهت وجوب و استحباب و یا مطلق و مقید بودن در کتاب های مفصل باید مورد بحث قرار گیرد.

3- لبيك گفتن این است که انسان دعوت خدا را پاسخ گوید، زیرا خدا وی را برای انجام اعمال دعوت نموده است و آن گاه که انسان درک می کند که بدعوت خدا پاسخ می گوید روح شهوت رانی در کالبدش کشته می شود و خود خواهی از جانش ریشه کن می گردد و روحش از تمام رسوبات رذائل شستشو داده می شود.

عاصم بن حمید می گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: موقعی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از طریق «مسیل»

بسوی بیابان رسید ناقه ای برایش آوردند سوار آن شد و آن گاه که حرکت کرد چهار مرتبه لبيك گفت بدین ترتیب:

لَبَّیْکَ، اللَّهُمّ لَبَّیْکْ، لَبَّیْکَ لَاشَرِیکَ لَکَ لَبَّیْک، انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَهَ لَکَ وَ الْمُلْکْ، لَاشَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ این کلمات شعار محرم است و بوسیله آن معلوم می شود که بسوی خدا رهسپار است و این کلمات بزرگ ترین شعار اسلام است

علی بن ابیطالب علیه السلام می گوید : « جبرئیل پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرضه داشت «تلبيه» شعار محرم است. صدایت را به تلبیه گفتن بلند کن »

ما دیده ایم که دسته هایی که حرکت می کنند شعاری دارند که مقاصدشان را آشکار می گرداند و نیت خود را اعلام می دارند اسلام در این مطلب و عمل جالب سبقت داشته و بهمین جهت دستور فرموده که موقع تلبیه

مستحب است صدا بلند باشد و باز مستحب است که در هر مناسبتی تکرار گردد

« رسول خدا صلی الله علیه و آله هر گاه شخص سواره ای را می دید تلبیه می گفت و آن گاه که روی بلندی می رفت تلبیه می گفت، موقعی که در کف دره کوه می رسید تلبیه می گفت آخر شب و پس از نماز تلبیه می گفت»

جابر بن عبداله که یکی از افرادی است که بهمراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بمکه رفته است می گوید: هنوز به « روحاء » نرسیده بودیم که صدای ما غلیظ و گرفته شده بود

4- اجتناب از محرمات احرام: شخصی که محرم شده است باید از این کار ها بپرهیزد: صید، عمل زنا شوئی ، مطلق کار هایی که با زن انجام شود و شهوت انگیز باشد . استمناء، عقد کردن ، بوی خوش استعمال نمودن ، دوختنی پوشیدن ، سرمه سیاه بچشم کشیدن .

در آئینه نظر کردن کفش و جوراب پوشیدن ، دروغ

گفتن ، فحش دادن ، خود ستائی کردن ، جدال نمودن کشتن حشرات بدن، برای زینت انگشتر پوشیدن ، زن، برای زینت ، زیور بپوشد، روغن ببدن زدن، موی بدن را زایل کردن، مرد سر خود را بپوشد زن صورت خود را بپوشد مرد زیر سایه راه برود، خون کم کردن ناخن گرفتن، دندان کشیدن، از درخت ها و گیاهان حرم کندن و اسلحه پوشیدن . تمام این کار ها برای شخصی که احرام بسته ممنوع است .

تمام مطالب بالا در این جمله خلاصه می شود: روح انسان در برابر شهوات دنیا از خوردن، لباس پوشیدن ، حرف زدن و علاقه های زناشوئی مهار گردد و از طرف دیگر انسان در برابر گرما و سرما قرار گیرد و احترام حرم را نگاه دارد از ایجاد ناراحتی برای صید و حشرات بپرهیزد و با کندن لباس جنگ ، احترام خانه خدا را رعایت نماید .

و این نوع کار ها همان طوری که ملاحظه می فرمائید

کار هایی عقلانی است و روح انسان را تطهیر می کند و برای شخص با انصاف چاره ای نیست که اعتراف کند این کار ها از روی حکمت واجب گردیده و آن قدر روی دقت و حکمت، جعل گردیده که هیچ نقص و زیاده ای در آن مشاهده نمی شود.

طواف

بعد از این که زایر خانه خدا از میقات احرام بست و عازم مکه گردید باید در اطراف کعبه هفت شوط طواف کند و اول از «حجر الاسود» شروع نماید.

این طواف، با داخل شدن در خانه خدا زیارت خداست و اعلام فداکاری برای خدا و اشاره به این است که انسان ، فدائی خدا و احكام اوست و اين يك کار عادی است و مردم در اطراف محبوب خود گردش می کنند و این عمل اشاره به این است که طواف کننده تمام آن چه دارد فدای محبوب خود می کند و بالاتر و عزیز تر از همه جان است که بفدایش می نماید.

یکی از دستاویز هایی که غرب آن را وسیله قرار داده و به اسلام حمله می کند همین طواف است که آن را علامت بت پرستی می داند ولی می پرسیم آیا جانبازی در راه معشوق بت پرستی است؟! و اصولاً معنای بت پرستی چیست؟ راستی آیا کاری را مطابق دستور خدا عمل کردن ، بت پرستی است ؟ !

علی بن ابیطالب (علیه السلام) خطبه ای خواند و در خلال آن فرمود: « مگر نمی بینید که خدا بوسیله سنگ هائی که نه ضرر دارد و نه نفع ، و نه می بینند و نه می شنوند، از زمان آدم تا کنون همه را آزمایش کرده است خدا این سنگ ها را خانه خود قرار داد همان خانه ای که خدا آن را پناهگاه قرار داد سپس دستور داد که آدم و فرزندانش بسوی آن حرکت کنند و بدنبال این امر خانه كعبه هدف سفر های طولانی و عرض اصلی برای کوچ کردنشان گردید و کار بجائی رسیده که در نهایت خضوع برای خدا شانه های خود را حرکت می دهند و

با بدن غبار آلود در حالی که لباس های دوخته شده را کنار ریخته اند و مو های سر خود را بر طرف ساخته اند خانه خدا را زیارت می نمایند»

و امام صادق علیه السلام فرمود : « این خانه ای است که خدا بوسیلۀ حرکت بسوی آن مخلوق خود را آزمایش کرد و بهمین منظور آنان را برای تعظیم نمودن بکعبه و زیارت آن تحريك كرد خانه کعبه را مرکز پیغمبران خود و قبله مسلمانان قرار داد خانه کعبه شعبه ای است از رضوان و راهی است برای رسیدن به آمرزش گناهان و در نهایت کمال نصب شده و مرکز عظمت و جلال خداست .»

بدین طریق طواف راه بردن بخدا و اعلام فداکاری تواضع و فروتنی نسبت بپروردگار متعال است و همین منافع درخشان برای طواف کافی است

در مقام ابراهیم

اضافه بر این که نماز طواف، عبادت و دعاست

و همان آثار و مزایای نماز ها را دارد ، همین پشت مقام ابراهیم نماز خواندن اثر دیگری دارد.

ابراهیم علیه السلام کیست؟ ابراهیم کسی است که شخصا ملتی بود که خدا را پرستش می کرد تمام مردم يك ملت و ابراهیم هم بتنهائى يك ملت !! (1)

ابراهیم راه خدا شناسی و یکتا پرستی را پیش گرفته بود، اما مردم عصرش راه گمراهی و فساد را و در عین این که تنها بود بسوی یکتا پرستی دعوت کرد و در این راه مبارزه کرد، بار ها خانه و سرزمین خود را ترك كرد، با شرك مبارزه نمود ، بتها را شکست آتشی روشن ساختند تا او را بسوزانند ، اما خواسته خدا والا تر و دستورش پیروز است و گفته دیگران زیر پا و مغلوب!

خدا بدین طریق پیغمبرانش را پیروز می گرداند : بعد از این که ابراهیم تنها بود ، صرف نظر از احترامی که


1) سوره نحل آیه 120 ( ... ان ابراهيم كان امة ... )

در پیشگاه خدا داشت ، در نظر مردم آن چنان مقامی پیدا کرد که در هاله ای از شرف و عزت قرار گرفت و بدین طریق این آیه قران، نمونه پیدا کرد که می فرماید:

« ما پیغمبران خود و آنان را که در دنیا ایمان آورده اند روز می گردانیم. » (1)

باری کسی که بر حق و باورش کم باشد و در کنار مقام ابراهیم بنماز به ایستد ، باید از پدر پیغمبران ، ابراهیم علیه السلام پیروی کند.

آری ابراهیم کسی است که این خانه را بنا کرده ، خانه ای که ارکانش از ارکان هر خانه ای عزیز تر و رفیع تر است. خدا بدین طریق عملی را که خالص باشد زنده و جاوید می سازد، و کار های ریا کاران را ریشه کن می گرداند. شما ببینید ستمگران در طول تاریخ چه بنا های باشکوهی ساختند، فقط بنای کعبه برای خدا باقی می ماند، و باز هم باقی می ماند زیرا خدا


1) سوره غافر آیه 51

کار ابراهیم را قبول کرده و حاجتش را بر آورده است ، در قرآن مجید می خوانیم:

«ابراهیم و اسماعیل ، استخوان بندی ساختمان کعبه را بالا بردند و عرضه داشتند بار خدایا این کار را از ما قبول فرما ! تو شنونده و دانائی . ای خدا ما را تسلیم خود قرار ده و از ذریه ما ملتی بوجود آور که تسلیم تو باشند و برنامه اعمال ما را بمانشان بده و گناه ما را به بخش، زیرا تو بخشنده گناه و مهربانی . » (سوره بقره آیه (127) (1)

سعی میان صفا و مروه

سعی میان صفا و مروه راه خضوع برای خدای مهربان و اشاره به این است که بنده در راه دستورات خدا کوشاست و این کار با تلبیه گفتن ، و اجتناب از


1) جای تردید نیست که پیغمبران خدا گناه نمی کرده اند تا در خواست بخشش کنند، بلکه در خواست بخشش گناه بخاطر راهنمائی بندگان خدا و یا « ترك اولى » بوده است . مترجم

محرمات احرام ، طواف اطراف خانه کعبه و اعلام آمادگی برای فداکاری بوسیله طواف ، و با رکوع و سجود اظهار تواضع و خضوع کردن مربوط است و بدین ترتیب سعی، طبق دستورات خدا انجام می گردد ، در حالی که تواضع نسبت بخدا از آن آشکار است.

شخصی که مشغول سعی میان صفا و مروه است کارش همانند کار سربازی است که در روز « رژه » در مقابل فرمانده قوا رژه می رود و بدین وسیله اعلام می کند که تحت نظر دستورات فرمانده با يك برنامه در حرکت است و بهمین طريق عظمت لشکر را اعلام و در دل دشمن رعب ایجاد می کند ؟ و در چنین مواقعی قدرت فرمانده و عظمتش آشکار می گردد.

صرف نظر از منافع بالا که سعی میان صفا و مروه وجود دارد، سعی راهی است برای ذلیل ساختن خود خواهان و متکبران . امام صادق ( علیه السلام ) فرمود « سعی میان صفا و مروه ، وسیله ای است

برای ذلیل ساختن ستمگران .»

تقصير

تقصیر این است که انسان مقداری از ناخن یا موی خود را برای علامت پایان عمره کوتاه کند و با تقصیر نمودن ، تمام آن چه برای حاجی حرام بوده حلال می گردد. و اين يك عمل طبیعی است: کسی که اعلام عزا می کند برای این که بفهماند در شرایط مخصوصی است و باید بر خلاف عادت همیشگی باشد، مو های خود را زایل نمی کند، زینت نمی پوشد و ... و آن گاه که مدت عزا پایان یافت ، مو های خود را کوتاه می کند .

با همین مقایسۀ کوتاه قسمتی از فلسفه تقصیر روشن می گردد: معاوية بن عمار از امام صادق صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: « ... سپس قسمتی از موی سرت ، یا از محاسن و یا از شاربت بچین و ناخن هایت را بگیر و قسمتی از آن ها را برای حج بگذار . وقتی این کار را انجام دادی در تمام کار هایی که برایت حرام بود

حلال می شود

احرام مجدد

بار دیگر حاجی از مکه برای «حج تمتع» محرم می شود و پس از احرام مقررات آن را رعایت می کند . و این آزادی که میان دو احرام پیش آمد برای بهره برداری زائر خانه خدا بود که منحرف شود چون انسان برای لذت ها بدنبال فرصت است و هر گاه مدتی طولانی از لذت ها محروم گردید با مشکلات زیادی مواجه می گردد و بسیای از اوقات افرادی که ایمانشان ضعیف است ، در اثر منع شدید، محرمات را مخفیانه انجام می دهند و بهمین جهت می بینیم که روزه بصورت شبانه روزی واجب نگردید، بلکه شبها برای روزه دار آزاد شد که تمام اعمالی که در روز حرام بوده انجام دهد. چنان که خدای مهربان در قرآن کریم اشاره فرموده است:

« خدا می داند که شما بخودتان خیانت می کنید، گناه شما را بخشید و از شما صرف نظر کرد. اکنون

با همسران خود همبستر شوید ... » (1)

در عرفات و مشعر

حاجی پس از احرام بستن به «عرفات» می رود و باید از ظهر روز نهم تا غروب در عرفات باشد و پس از غروب به سرزمین دیگری می رود بنام «مشعر» و تا اول طلوع آفتاب روز دهم ذیحجه در مشعر می ماند . بدون تردید توقف در عرفات و مشعر از با شکوه ترین اعمال حج است زیرا تمام حاجیان با اختلاف رنگ زبان ، مقام ، عمر و وطن ... در این بیابان های خشک در زیر نور سوزان خورشید ( در عرفات) با يك لباس قرار می گیرند. در چنین حالتی از لذت ها و لباس های معمولی بیرون آمده اند تنها يك لنگ و يك سرانداز سفید دارند و در حال ایستاده، نشسته و یا خوابیده بیاد خدا هستند و در چنین حالی روز رستاخیز را بیاد می آورند.

آن روزی را بیاد می آورند که نه با کسی رابطه ای و نه


1) سوره بقره آیه 187

پشتیبانی و نه قوه ای وجود دارد که از آنان حمایت کند و در چنین شرایطی که خود را تنها دید روح اخوت اسلامی او تقویت می گردد و درك مسئولیت در پیشگاه خدا را احساس می کند و چنین روحی در نهادش تقویت می گردد.

باری مسلمانان در چنین مواقعی در برابر خدا آماده توبه و ناله هستند و بیاد می آورند روزی را که در پیشگاه خدا برای حساب و جزا قرار می گیرند. با توجه باین نکات است که روح حاجیان از رذائل اخلاقی تصفیه می گردد و غرائز نيكوكارى تحريك می شود و نیرو های شهوت انگیز آن چنان در روح انسان سرکوب می گردد که هیچ درس، پند و موعظه ای نمی تواند این اثر را بگذارد

در منی

پس از عرفات و مشعر حاجی وارد منی می گردد تا اعمال سه گانه : «رمی جمره»، «حلق»، «تقصیر » و

« ذبح» یا «نحر» را انجام دهد.

سنگ انداختن به جمره ، کاری است که إنسان انجام می دهد اما هدف این است که شیطان را در مقابل چشم خود مجسم ببیند و بدین وسیله از او بی زاری جوید و از کار هایش ابراز تنفر کند و همین است برنامه جهانیان در مقابل افراد ستمگر و ناباب : وقتی ملت ها بر ستمگران پیروز گردیدند ، عکس ها یا مجسمه های آنان را سنگ باران می کنند و با کمال شهامت آثار ستمگران را در نهایت تحقیر سرزنش و بد گوئی نابود می گردانند.

بدون تردید مجسمه سنگ است و عکس و کاغذ نه می شنود و نه می بیند ولی این عمل کنایه از بی زاری از کار های صاحب عکس یا مجسمه است . خدای عزیز روی همین برنامه جهانی علامتی برای نیکی قراره داده که دست بآن بکشند و آن را ببوسند و از آن احترام کنند و بسوی آن نماز بخوانند و آن خانه کعبه است

و برای فساد و شر علامتی قرار داد و آن « جمره» است که مورد اهانت قرار گیرد ، سنگ باران شود و كوچك گردد.

مسلمانی که این دو عمل را انجام می دهد ، عملش پوچ و بی خاصیت نیست، بلکه بدین وسیله بفکر کار خوب می افتد و عشق بنیکی در نهادش رشد پیدا می کند و فساد را مجسم می گرداند و در روح خود از آن بیزاری می جوید. بدین ترتیب روشن می گردد که «رمی جمره» يك عمل عقلائی است و نسل های مختلف ، این برنامه را در هر مناسبتی انجام می دهند اما اسلام سفارش کرده که در هر سال این برنامه اجراء گردد تا مردم خیر و شر را فراموش نکنند و آن را در برابر خود مجسم ببینند باکه همیشه بیاد آن باشند ، تا بپیروزی نزدیک و از مفاسد دور تر باشند

ذبح و قربانی

سر بریدن حیوانات و یا نحر شتر ها برنامه دیگری

است که در منی اجراء می گردد و هدف از این کار تقرب بخدا است. خدای مهربان در قرآن می فرماید:

« گوشت های قربانی و یا خون آن ها بخدا نمی رسد ، بلکه پرهیز کاری شماست که بخدا نزديك مي گردد ...» (1)

بدین طریق بندگان خدا با آفریدگار خویش نزديك مي گردند و اين يك عمل جهانی است که افراد برای بزرگان خود قربانی می کنند ، و تازه در حج قربانی برای اطعام گرسنه و سیر کردن شکم فقیر است. (2)

در پاسخ این سئوال باید در نظر داشت که افراد فقیری که برای جمع آوری گوشت های قربانی و خشکانیدن آن و بردن به ممالک خودشان می آیند ، فراوانند ولی اگر برای بردن گوسفند های لاغر و مردنی نمی آیند دلیل بر آن نیست که هیچ گاه دنبال گوشت های قربانی نمی روند.

نکته دیگری را که نباید نادیده گرفت این است که اگر دولت سعودی که برای آسایش زایرین خانه خدا همه نوع تلاشی می کند و هم چنین برای بزرگ داشت و اجرای کامل مراسم حج نهایت کوشش را بعمل می آورد، وسائل منجمد نمودن گوشت های باقیمانده را فراهم گرداند ، صرف نظر از این که نسبت به حفظ الصحة زايرين اقدام بهتری انجام می دهد از این در آمد سرشار می تواند فعالیت های ارزنده دیگری را انجام دهد. مترجم


1) سوره حج آیه 7

2) افراد سطحی اشکال می کنند که قربانی نمودن و رها کردن آن ، در میان بیابان و بازگشتن چه فائده ای دارد ؟!

بدین طریق روشن گردید که حج برای تقویت روابط اجتماعی و نیرومند ساختن اخوت اسلامی و رشد دادن روح پاک در حاجیان نقش مهمی دارد که چنین نقشی را نمی توان در کار های دیگر بدست آورد.

راستی چه آیین بزرگ و چه واجب مهمی مهمی که اعمالش با یک دیگر مربوط و برنامه های آن با یک دیگر مرتبط و تمام آن اعمال فقط برای شایسته شدن و نیکو کاری نمودن است...

بیاد پیروزی محمد صلی الله علیه و آله

صرف نظر از منافع بالا که در حج وجود دارد منافع دیگری هم موجود است که از آن جمله این است که انسان خاطرات اسلام را زنده می کند انسان بیاد می آورد روزی را که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله هیچ یاوری نداشت و علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) بیاری آن حضرت برخاست سپس خدیجه بآن حضرت كمك نمود و بتدریج آن قدر عزت یافت و نیرو گرفت که شرق و غرب جهان را متوجه خویش ساخت و تا امروز این برنامه ادامه داشته و بخواست خدا از این پس هم باقی خواهد ماند...

بدین طريق عوامل خير بر عوامل شر پیروز گردید!! راستی خانه کعبه که جایگاه مشرکین بود چگونه آواره شدند؟! خانه خدا که مرکز بت ها بود چگونه بت ها سرنگون گردیده و خانه کعبه بانحصار خدا پرستی در آمد ؟!

صفا و مروه که مرکز «اساف » و « نائله »

دو بت بزرگ جاهلیت بود چگونه مرکز پرستش خدا گردید و خدا دربارۀ آن فرمود: « صفا و مروه از شعایر خداست؟! و چگونه بت ها در تاریکی های تاریخ پنهان گردید؟!

این سرزمین مکه است پس از این که سالیان متمادی ، نام « ولات» ، « عزي »، « منات» و «هبل» در آن برده می شد چگونه نام خدا در آن راه یافت و جای بت ها را گرفت ؟

و چگونه در این سرزمین و نام بزرگان اسلام: محمد صلی الله علیه و آله حمزه و جعفر و جای نام های مشرکینی امثال ابوجهل ، ابولهب ، عمر و عتبه را اشغال کرد؟!

این کوه « حرا » ، « جبل الرحمة » ، « بدر »و «احد» و ... است که مسلمان با دیدن آن ها بیاد خدا و مسلمانان و شکست مشرکین می افتد و به این مطلب می رسد که خدا می گوید : « دین مخصوص

خداست» . (1)

بدین طریق شخص مسلمان بزرگواری خود و عزت مسلمانان را درك نموده و بدین وسیله همت مسلمانان تقویت می گردد و روح تصمیم و استقامت در نهادشان نیرومند می شود ... از این رهگذر است که زیارت خانه خدا وسیله آموختن آثار عظمت خدا و یاد آوری عظمت مسلمانان است و خانه کعبه فرودگاه نیکی و مراکز انسانیت است ... نه در جهان همانند آن پیدا می شود و نه در ادیان دیگر نمونه آن یافت می گردد

خدای مهربان می فرماید : « در سرزمین مکه (برای راهنمائی بشر) علامت های آشکاری وجود دارد و (همچنین ) مقام ابراهیم است، باید تمام مردمی که قدرت دارند همه ساله از هر سرزمینی که هستند بسوی مکه حرکت نمایند ، تا منافع خویش را مشاهده


1) سوره بقره آیه 193

نمایند: منافع روحی ، بدنی، دینی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، و اخلاقی خود را ببینند !! (1)


1) برای مسائل، حج ، فقها کتابی بنام مناسك حج نوشته اند که برای کسانی که قصد سفر حج دارند لازم است مناسك مجتهد خود را گرفته و بمسائل آن آشنا شوند و این واجب الهی را بصورت صحیح انجام دهند.

قسمتی از اسرار حج

برخی از اعمال مدینه منوره

اشاره

کفعمی می گوید: هنگامی که می خواهی به مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه یا بیکی از مشاهد مشرفه ائمه اطهار سلام الله عليهم وارد شوی این دعا را بخوان:

اَللّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَى بابٍ مِنْ أَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ قَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ اَنْ يَدْخُلُوا إِلَّا بِإِذْنِهِ ، فَقُلْتَ : «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ أللّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صاحِبِ هَذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ فِي غَيْبَتِهِ كَما أَعْتَقِدُها فِي حَضْرَتِهِ ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَحْياءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ ، يَرَوْنَ مَقامِي ، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي ، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي ، وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ ، وَ فَتَحْتَ بابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُناجاتِهِمْ ، وَ إِنِّي أَسْتأْذِنُكَ يا رَبِّ أَوَّلاً ، وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثانِياً ، وَ أَسْتَأْذِنُ خَلِيفَتَكَ الإِمامَ الْمَفْرُوضَ عَلَيَّ طاعَتُهُ. و نام آن امامی که می خواهی زیارت نمایی ببر و در زیارت ائمه بقیع علیهم السلام بگو:

ائمتی وَ سادَتی الاَربَعَة

سپس این دعا را بخوان:

کَما اعْتَقِدُها فِی حَضْرَتِهِ، وَ اعْلَمُ انَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفاءَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ احْیاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ، یَرَوْنَ مَقامِی وَ یَسْمَعُونَ کَلامِی وَ یَرُدُّونَ سَلامِی، وَ انَّکَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِی کَلامَهُمْ، وَ فَتَحْتَ بابَ فَهْمِی بِلَذِیذِ مُناجاتِهِمْ، وَ انّی اسْتَأذِنُکَ یا رَبّ اوَّلًا، وَاسْتَأْذِنُ رَسُولَکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آِلهِ ثانِیاً، وَ اسْتَأْذِنُ خَلِیفَتَکَ الْامامَ الْمَفْرُوضَ عَلَیَّ طاعَتُهُ و نام آن امامی که می خواهی زیارت نمایی ببر و در زيارت ائمه بقيع عليهم السلام بگو قال:

ائمتی وَ سادَتی الاَربَعَة

سپس این دعا را بخوان:

وَ الْمَلائِکَهَ الْمُوَکِّلِینَ بِهذِهِ الْبُقْعَهِ الْمُبارَکَهِ ثالِثاً، ءَادْخُلُ یا رَسُولَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ یا حُجَّهَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ یا مَلائِکَهَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِینَ الْمُقِیمِینَ فِی هذَا الْمَشْهَدِ، فَأْذَنْ لِی یا مَولایَ فِی الدُّخُولِ افْضَلَ ما اذِنْتَ لأحَدٍ مِنْ اوْلِیاءِکَ، فَانْ لَمْ اکُنْ اهْلًا لِذلِکَ فَانْتَ اهْلٌ لِذلِکَ سپس عتبه مقدس را ببوس و داخل شو و بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بالله فِي سَبِيلِ اللّهِ، وَ عَلي مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اغْفِر لِي وَارْحَمْنِي، وَ تُبْ عَلَيَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

و بدان که بر تمام مردم بخصوص حجاج مستحب مؤكد است که به زیارت قبر پیامبر اکرم و امامان بقيع و حضرت زهراء علیهم السلام بروند.

از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده است که : حج خود را با زیارت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تمام کنید زیرا ترك آن پس از حج جفا می باشد در صورتی که شما به آن امر شده اید و نیز حج خود را با زیارت قبوری که خداوند متعال حق آن ها و زیارت آن ها را بر شما ملزم کرده است کامل کنید و نزد آن ها رزق خود را از خداوند بخواهید

و اما کیفیت زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله: هنگامی که به مدینه وارد شدی انشاء الله تعالی برای زیارت غسل نما و وقتی می خواهی به مسجد پیامبر وارد شوی همان اذن دخولی را که ذکر کردیم بخوان و از درب جبرئیل داخل شو هنگام دخول پای راست خود را مقدم بدار.

سپس صد مرتبه الله اکبر بگو و دو رکعت نماز تحیت مسجد برگزار کن و سپس بسوی قبر شریف برو و آن را با دست خود لمس کن و ببوس و سپس بخوان :

اَلسَّلامُ عَلَيكَ یا رَسُولَ الله اَلسَّلاَمُ عَلَيكَ يَا نَبِيَ الله اَلسَّلاَمُ عَلَيكَ يَا مُحَمَّدَ بنَ عَبدِ الله السَّلاَمُ عَلَيكَ يَا خَاتَمَ النَّبِيين أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الِرّسالَةَ، وَ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ، وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّي أَتاكَ الْيَقِينُ، فَصَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ وَ عَلي أَهْلِ بَيْتِكَ الطاهِرِينَ ثم قف عند الاسطوانة المقدمة من جانب للقبر الأيمن مستقبل القبلة و منكبك الأيسر الى جانب القبر و منكبك الأيمن مما يلي المنبر فانه موضع رأس النبي صلی الله علیه و آله و قل:

أَشْهَدُ أَنْ لا إله إلا الله وَحْدَهُ لا

شَرِیکَ لَهُ، وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ اشْهَدُ انَّکَ رَسُولُ اللَّهِ، وَ انَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، وَاشْهَدُ انَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبّکَ، وَ نَصَحْت لُامَّتِکَ، وَ جاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَ عَبَدْتَ اللَّهَ حَتّی اتاکَ الْیَقِینُ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ، وَ ادَّیْتَ الَّذِی عَلَیْکَ مِنَ الْحَقّ، وَ انَّکَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِینَ، وَ غَلُظْتَ عَلَی الْکافِرِینَ، فَبَلَّغَ اللَّهُ بِکَ افْضَلَ شَرَفِ مَحَلّ الْمُکَرَّمِینَ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اسْتَنْقَذَنا بِکَ مِنَ الشّرْکِ وَ الضَّلالَهِ، اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ وَ انْبِیاءِکَ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبادِکَ الصَّالِحِینَ،

وَ اهْلِ السَّمواتِ وَ الْارَضِینَ، وَ مَنْ سَبَّحَ لَکَ یا رَبَّ الْعالَمِینَ مِنَ الأَوَّلینَ وَ الآخِرینَ، عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ امِینِکَ وَ نَجِیِّکَ وَ حَبِیبِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ خاصَّتِکَ وَ صَفْوَتِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، اللَّهُمَّ اعْطِهِ الدَّرَجَهَ الرَّفِیعَهَ، وَ آتِهِ الْوَسِیلَهَ مِنَ الْجَنَّهِ، وَابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً یَغْبِطُهُ بِهِ الأَوَّلُونَ وَ الاخِرُونَ، اللَّهُمَّ انَّکَ قُلْتَ وَ لَو انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً وَ انّی اتَیْتُکَ مُسْتَغْفِراً تائِباً مِنْ ذُنُوبِی، وَ انّی اتَوَجَّهُ بِکَ الَی اللَّهِ رَبّی وَ رَبّکَ لِیَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی

اگر حاجتی برای تو باشد پس قبر شریف را پشت سر قرار بده و رو بقبله بایست و دست های خود را بالا نما وحاجتت را از خداوند بخواه که انشاء الله برآورده خواهد شد.

سپس برای زیارت فاطمه زهراء علیها السلام بنزد روضه پیغمبر صلی الله علیه و آله بیا و در محل قبر آن بی بی اختلاف است . برخی گفته اند بین قبر و منبر و گروهی گفته اند در خانه اش و گروهی گفته اند در بقیع مدفون است ولی آن چه که بیشتر علمای ما بر آنند اینست که نزد قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله زیارت شود .

ولی اگر کسی در سه جا آن بانو را زیارت نماید بهتر است. و اگر خواستی حضرت زهراء علیها السلام را زیارت کنی پس بخوان:

يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ

صابِرَهً، وَ زَعَمْنا اَنّا لَکِ اَوْلِیاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لِکُلِّ ما اَتانا بِهِ اَبُوکِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اَتی بِهِ وَصِیُّهُ، فَاِنّا نَسْأَلُکِ اِنْ کُنّا صَدَّقْناکِ إلاّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْدیقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلایَتِکِ و مستحب است که این زیارت را نیز بخوانی:

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبيبِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَليلِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ اَمينِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ

يَا بِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِيآءِ الله وَ رُسُلِهِ وَ مَلآئِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ اْلبَرِيَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسآءِ اْلعالَمِينَ مِنَ اْلأَوَّلينَ وَ اْلآخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ الله وَ خَيْرِ اْلخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا اُمَّ اْلحَسَنِ وَ اْلحُسَيْنِ سَيِّدَي شَبابِ اَهْلِ اْلجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهِيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ اْلمَرْضِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا اْلفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا اْلحَوْرآءُ اْلأِنْسِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا اْلمُحَدِّثَةُ اْلعَلِيمَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا اْلمَظْلوُمَةُ اْلمَغْصُوبَةُ ،

اْلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا اْلمُضْطَهَدَةُ اْلمَقْهُورَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسوُلِ الله وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَكاتُهُ ، صَلَّى الله عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ ، اَشْهَدُ اَنَّكِ مَضَيْتِ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ ، وَ اَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسوُلَ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ مَنْ جَفاكِ فَقَدْ جَفا رَسوُلَ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذى رَسوُلَ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَ صَلَ رَسوُلَ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسوُلَ الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، لأَنَّكِ بِضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوُحهُ

اَّلذي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَما قَاَلَ صّلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، اُشْهِدُ الله وَ رُسُلَهُ وَ مَلآئِكَتَهُ اَنِّي راضٍ عَمَّنْ رَضيتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ ، مُتَبَرِّءٌ مِمَّنْ تَبَرَّئتِ مِنْهُ ، مُوالٍ لِمَنْ وَ الَيْتِ ، مُعادٍ لِمَنْ عادَيْتِ ، مُبْغِضٌ لِمَنْ اَبْغَضْتِ ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ ، وَ كَفى بِاللهِ شَهيداً وَ حَسيباً وَ جَازِياً وَ مُثيباً

در زیارت ائمه بقیع یعنی امام مجتبی و امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام

هنگامی که می خواهی آن امامان بزرگوار را زیارت نمائی آداب زیارت را از غسل و طهارت و پوشیدن لباس های پاك و تميز و عطر زدن را بجا آور و همان اذن دخول را که قبلا ذکر کردیم بخوان و سپس بگو:

یا مَوالِیَّ یا ابْناءَ رَسُولِ اللَّهِ، عَبْدُکُمْ وَ ابْنُ امَتِکُمُ، الذَّلِیلُ بَیْنَ ایْدِیکُمْ، وَ الْمُضْعَفُ فِی عُلُوّ قَدْرِکُمْ، وَ الْمُعْتَرِفُ بَحَقّکُمْ، جائکُمْ مُسْتَجِیراً بِکُمْ، قاصِداً الی حَرَمِکُمْ، مُتَقَرّباً الی مَقامِکُمْ، مُتَوَسّلًا الَی اللَّهِ تَعالی بِکُمْ، ءَادْخُلُ یا مَوالِیَّ، ءَادْخُلُ یا اوْلیِاءَ اللَّهِ، ءَادْخُلُ یا مَلائِکَهَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهذَا الْحَرَمِ، الْمُقِیمِینَ بِهذَا الْمَشْهَدِ

و سپس با خشوع و خضوع و رقت قلب داخل بقيع شو و بخوان :

اللَّهُ اکْبَرُ کَبِیراً، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیراً، وَ سُبْحانَ اللَّهِ بُکْرَهً وَ اصِیلًا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ، الْماجِدِ الأَحَدِ، الْمُتَفَضّلِ الْمَنَّانِ، الْمُتَطَوّلِ الْحَنَّانِ، الَّذِی مَنَّ بِطَوْلِهِ، وَ سَهَّلَ زِیارَهَ ساداتِی بِاحْسانِهِ، وَ لَمْ یَجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِمْ مَمْنُوعاً، بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ. و سپس بقبر آنان نزديك شو و پشت بقبله بایست و بخوان:

السَّلامُ عَلَیْکُمْ ائِمَّهَ الْهُدی، السَّلامُ عَلَیْکُمْ اهْلَ التَّقْوی، السَّلامُ عَلَیْکُمْ ایُّهَا الْحُجَجُ عَلی اهْلِ الدُّنْیا، السَّلامُ عَلَیْکُمْ ایُّهَا

الْقُوَّامُ فِی الْبَرِیَّهِ بِالْقِسْطِ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ اهْلَ الصَّفْوَهِ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ آلَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ اهْلَ النَّجْوی، اشْهَدُ انَّکُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فِی ذاتِ اللَّهِ، وَ کُذّبْتُمْ وَاسِیئَ الَیْکُمْ فَغَفَرْتُمْ، وَاشْهَدُ انَّکُمُ الأَئِمَّهُ الرَّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ، وَ انَّ طاعَتَکُمْ مَفْرُوضَهٌ، وَ انَ قَوْلَکُمُ الصّدْقُ، وَ انَّکُمْ دَعَوْتُم فَلَمْ تُجابُوا، وَ امَرْتُمْ فَلَمْ تُطاعُوا، وَ انَّکُمْ دَعائِمُ الدّینِ وَ ارْکانُ الْارْضِ، لَمْ تَزالُوا بِعَیْنِ اللَّهِ، یَنْسَخُکُمْ مِنْ اصْلابِ کُلّ مُطَهَّرٍ، وَ یَنْقُلُکُمْ مِنْ ارْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنّسْکُمُ الْجاهِلِیَّهُ الْجَهْلاءُ، وَ لَمْ تَشْرَکْ فِیکُمْ فِتَنُ الْاهْواءِ، طِبْتُمْ

وَ طابَ مَنْبَتُکُمْ، مَنَّ بِکُمْ عَلَیْنا دَیَّانُ الدّینِ، فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ اذِنَ اللَّهُ انْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ، وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَیْکُمْ رَحْمَهً لَنا وَ کَفَّارَهً لِذُنُوبِنا، اذِ اخْتارَکُمُ اللَّهُ لَنا، وَ طَیَّبَ خَلْقَنا بِما مَنَّ عَلَیْنا مِنْ وِلایَتِکُمْ، وَ کُنَّا عِنْدَهُ مُسَمّینَ بِعِلْمِکُمْ، مُعْتَرِفِینَ بِتَصْدِیقِنا ایَّاکُمْ، وَ هذا مَقامُ مَنْ اسْرَفَ وَ اخْطَا وَ اسْتَکانَ وَ اقَرَّ بِما جَنی، وَ رَجی بِمَقامِهِ الْخَلاصَ، وَ انْ یَسْتَنْقِذَهُ بِکُمْ مُسْتنْقِذُ الْهَلْکی مِنَ الرَّدی، فَکُونُوا لِی شُفَعاءَ، فَقَدْ وَفَدْتُ الَیْکُمْ اذْ رَغِبَ عَنْکُمْ اهْلُ الدُّنْیا، وَ اتَّخَذُوا آیاتِ اللَّهِ هُزُواً، وَاسْتَکْبَرُوا عَنْها، یا مَنْ هُوَ قائِمٌ لا یَسْهُو،

وَ دائِمٌ لا یَلْهُو، وَ مُحِیطٌ بِکُلّ شَیْ ءٍ، لَکَ الْمَنُّ بِما وَفَّقْتَنِی، وَ عَرَّفْتَنِی بِما اقَمْتَنِی عَلَیْهِ، اذْ صَدَّ عَنْهُ عِبادُکَ وَ جَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ، وَاسْتَخَفُّوا بِحَقّهِ، وَ مالُوا الی سِواهُ، فَکانَتِ الْمِنَّهُ مِنْکَ عَلَیَّ مَعَ اقْوامٍ خَصَصْتَهُمْ بِما خَصَصْتَنِی بِهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ اذْ کُنْتُ عِنْدَکَ فِی مَقامِی هذا مَذْکُوراً مَکْتُوباً، فَلا تَحْرِمْنِی ما رَجَوْتُ، وَ لا تُخَیّبْنِی فِیما دَعَوْتُ، بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. و سپس برای خودت آن چه خواهی دعا کن

شیخ طوسی (رحمه الله) در تهذیب می فرماید

و سپس هشت رکعت نماز زیارت برای هر امام دور کمت بخوان

زیارت حضرت ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله

نقل از مصباح الزائر و غيره:

السَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی صَفِیِّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی نَجِیِّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ، سَیّدِ الْانْبِیاءِ وَ خاتَمِ الْمُرْسَلِینَ، وَ خِیَرَهِ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ فِی ارْضِهِ وَ سَمائهِ، السَّلامُ عَلی جَمِیعِ انْبِیائهِ وَ رُسُلِهِ، السَّلامُ عَلَی الشُّهَداءِ وَ السُّعَداءِ وَ الصَّالِحِینَ، السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ ایَّتُهَا الرُّوحُ الزَّاکِیَهُ السَّلامُ

عَلَیْکَ ایَّتُهَا النَّفْسُ الشَّرِیفَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ ایَّتُهَا السُّلالَهُ الطَّاهِرَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ ایَّتُهَا النَّسَمَهُ الزَّاکِیَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ خَیْرِ الْوَری، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ النَّبِیّ الْمُجْتَبی، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْمَبْعُوثِ الی کافَّهِ الْوَری، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْبَشِیرِ النَّذِیرِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ السِّراجِ الْمُنِیرِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْمُؤَیَّدِ بِالْقُرْآنِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الْمُرْسَلِ الَی الْإِنْسِ وَ الْجانِّ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ صاحِبِ الرَّایَهِ وَ الْعَلامَهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الشَّفِیعِ یَوْمَ الْقِیمَهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ مَنْ حَباهُ اللَّهُ بِالْکَرامَهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ الله

وَ بَرَکاتُهُ، اشْهَدُ انَّکَ قَد اخْتارَ اللَّهُ لَکَ دارَ انْعامِهِ قَبْلَ انْ یَکْتُبَ عَلَیْکَ احْکامَهُ، اوْ یُکَلّفَکَ حَلالَهُ وَ حَرامَهُ، فَنَقَلَکَ الَیْهِ طَیّباً زاکِیاً مَرْضِیّاً طاهِراً مِنْ کُلِّ نَجَسٍ، مُقَدَّساً مِنْ کُلِّ دَنَسٍ، وَ بَوَّأَکَ جَنَّهَ الْمَأْوی، وَ رَفَعَکَ الَی الدَّرَجاتِ الْعُلی، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ صَلاهً تَقَرُّ بِها عَیْنُ رَسُولِهِ، وَ تُبَلّغُهُ اکْبَرَ مَأْمُولِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ افْضَلَ صَلَواتِکَ وَازْکاها، وَ انْمی بَرَکاتِکَ وَ اوْفاها، عَلی رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ، وَ عَلی مَنْ نَسَلَ مِنْ اوْلادِهِ الطَّیّبِینَ، وَ عَلی مَنْ خَلَّفَ مِنْ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ، بِرَحْمَتِکَ

یا ارْحَمَ الرَّاحِمِینَ، اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ صَفِیِّکَ، وَ ابْراهِیمَ نَجْلِ نَبِیِّکَ انْ تَجْعَلَ سَعْیِی بِهِمْ مَشْکُوراً، وَ ذَنْبِی بِهِمْ مَغْفُوراً، وَ حَیاتِی بِهِمْ سَعِیدَهً، وَ عاقِبَتِی بِهِمْ حَمِیدَهً، وَ حَوائِجِی بِهِمْ مَقْضِیَّهً، وَافْعالِی بِهِمْ مَرْضِیَّهً، وَ امُورِی بِهِمْ مَسْعُودَهً، وَ شُئونِی بِهِمْ مَحْمُودَهً، اللَّهُمَّ وَاحْسِنْ لِیَ التَّوْفِیقَ، وَ نَفِّسْ عَنّی کُلَّ هَمٍّ وَضِیقٍ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنِی عِقابَکَ، وَامْنَحْنِی ثَوابَکَ، وَ اسْکِنّی جِنانَکَ، وَ ارْزُقْنِی رِضْوانَکَ وَ امانَکَ، وَ اشْرِکْ لِی فِی صالِحِ دُعائِی والِدَیَّ وَ وُلْدِی وَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، الْاحْیاءَ مِنْهُمْ وَ الْامْواتَ، انَّکَ وَلِیُّ

الْباقِیاتِ الصَّالِحاتِ، آمِینَ رَبَّ الْعالَمِینَ. و سپس دو رکعت نماز می گذاری و دعا می کنی.

زیارت فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیر المؤمنين عليه السلام

السَّلامُ عَلی نَبِیّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ سَیّدِ الْمُرْسَلِینَ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ سَیّدِ الْاوَّلِینَ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدٍ سَیّدِ الْآخِرِینَ، السَّلامُ عَلی مَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ ایُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، السَّلامُ عَلی فاطِمَهَ بِنْتِ اسَدٍ الْهاشِمِیَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الصّدّیقَهُ الْمَرْضِیَّهُ،

السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ، السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الْکَرِیمَهُ الرَّضِیَّهُ، السَّلامُ عَلَیْکِ یا کافِلَهَ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یا والِدَهَ سَیّدِ الْوَصِیّینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ ظَهَرَتْ شَفَقَتُها عَلی رَسُولِ اللَّهِ خاتَمِ النَّبِیّینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ تَربِیَتُها لِوَلِیّ اللَّهِ الْأَمِینِ، السَّلامُ عَلَیْکِ وَ عَلی رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ الطَّاهِرِه، السَّلامُ عَلَیْکِ وَ عَلی وَلَدِکِ، وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، اشْهَدُ انَّکِ أَحْسَنْتِ الْکِفالَهَ، وَ ادَّیْتِ الْأَمانَهَ، وَ اجْتَهَدْتِ فِی مَرْضاتِ اللَّهِ، وَ بالَغْتِ فِی حِفْظِ رَسُولِ اللَّهِ، عارِفَهً بِحَقّهِ، مُؤْمِنَهً بِصِدْقِهِ، مُعْتَرِفَهً بِنُبُوَّتِهِ، مُسْتَبْصِرَهً

بِنِعْمَتِهِ، کافِلَهً بِتَرْبِیَتِهِ، مُشْفِقَهً عَلی نَفْسِهِ، واقِفَهً عَلی خِدْمَتِهِ، مُخْتارَهً رِضاهُ، ، وَ اشْهَدُ انَّکِ مَضَیْتِ عَلَی الْایمانِ وَ التَّمَسُّکِ بِاشْرَفِ الْأَدْیانِ، راضِیَهً مَرْضِیَّهً، طاهِرَهً زَکِیَّهً، تَقِیَّهً نَقِیَّهً، فَرَضِیَ اللَّهُ عَنْکِ وَ ارْضاکِ، وَ جَعَلَ الْجَنَّهَ مَنْزِلَکِ وَ مَأْویکِ، الْلَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ انْفَعْنِی بِزِیارَتِها، وَ ثَبّتْنِی عَلی مَحَبَّتِها، وَ لا تَحرِمْنِی شَفاعَتَها وَ شَفاعَهَ الْائِمَّهِ مِنْ ذُرّیَّتِها، وَ ارْزُقْنِی مُرافَقَتَها، وَ احْشُرْنِی مَعَها وَ مَعَ اوْلادِهَا الطَّاهِرِینَ، اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِی ایَّاها، وَ ارْزُقْنِی الْعَوْدَ الَیْها ابَداً ما ابْقَیْتَنِی، وَ اذا تَوَفَّیْتَنِی

فَاحْشُرْنِی فِی زُمْرَتِها، وَ ادْخِلْنِی فِی شَفاعَتِها، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمِینَ، اللَّهُمَّ بِحَقِّها عِندَکَ وَ مَنزِلَتِها لَدَیْکَ، اغْفِر لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، وَ آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً، وَ قِنا بِرَحْمَتِکَ عَذابَ النَّارِ. و سپس دو رکعت نماز می گذاری و دعا می کنی.

زیارت حمزه رضی الله عنه در احد:

السَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْه وَ آلِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ الشُّهَداءِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا اسَدَ اللَّهِ وَ اسَدَ

رَسُولِهِ، اشْهَدُ انَّکَ قَدْ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَ جُدْتَ بِنَفْسِکَ، وَ نَصَحْتَ لِرَسُولِ اللَّهِ، وَ کُنْتَ فِیما عِنْدَ اللَّهِ سُبْحانَهُ راغِباً، بِابِی انْتَ وَ امّی، اتَیْتُکَ مُتَقَرّباً الی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِذلِکَ، راغِباً الَیْکَ فِی الشَّفاعَهِ، ابْتَغِی بِزِیارَتِکَ خَلاصَ نَفْسِی مَتَعَوّذاً بِکَ مِنْ نارٍ اسْتَحَقَّها مِثْلِی بِما جَنَیْتُ عَلی نَفْسی، هارِباً مِنْ ذُنُوبِی الَّتِی احْتَطَبْتُها عَلی ظَهْرِی، فَزِعاً الَیْکَ رَجاءَ رَحْمَهِ رَبّی، اتَیْتُکَ مِنْ شُقَّهٍ بَعِیدَهٍ، طالِباً فَکاکَ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ، وَ قَدْ اوْقَرَتْ ظَهْرِی ذُنُوبِی، وَ اتَیْتُ ما اسْخَطَ رَبّی، وَ لَمْ

اجِدْ احَداً افْزَعُ الَیْهِ خَیْراً لِی مِنْکُمْ اهْلَ بَیْتِ الرَّحْمَهِ، فَکُنْ لِی شَفِیعاً یَوْمَ فَقْرِی وَ حاجَتِی، فَقَدْ سِرْتُ الَیْکَ مَحْزُوناً، وَ اتَیْتُکَ مَکْرُوباً، وَ سَکَبْتُ عَبْرَتِی عِنْدَکَ باکِیاً، وَ صِرْتُ الَیْکَ مُفْرَداً، وَ انْتَ مِمَّنْ امَرَنِیَ اللَّهُ بِصِلَتِهِ، وَ حَثَّنِی عَلی بِرّهِ، وَ دَلَّنِی عَلی فَضْلِهِ، وَ هَدانِی لِحُبّهِ، وَ رَغَّبَنِی فِی الْوِفادَهِ الَیْهِ، وَ الْهَمَنِی طَلَبَ الْحَوائِجِ عِنْدَهُ، انْتُمْ اهْلُ بَیْتٍ لا یَشْقی مَنْ تَوَلّاکُمْ، وَ لا یَخِیبُ مَنْ اتاکُمْ، وَ لا یَخْسَرُ مَنْ یَهْواکُمْ، وَ لا یَسْعَدُ مَنْ عاداکُمْ. سپس دو رکعت نماز می گذاری و می خوانی:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اللَّهُمَّ انّی تَعَرَّضْتُ لِرَحْمَتِکَ بِلُزُومِی لِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، لِیُجِیرَنِی مِنْ نِقْمَتِکَ فِی یَوْمٍ تَکْثُرُ فِیهِ الأَصْواتُ، وَ تَشْغَلُ کُلُّ نَفْسٍ بِما قَدَّمَتْ، وَ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها، فَانْ تَرْحَمْنِی الْیَوْمَ فَلا خَوْفَ عَلَیَّ وَ لاحُزْنَ، وَ انْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَهُ عَلی عَبْدِهِ، وَ لا تُخَیِّبْنِی بَعْدَ الْیَوْمِ، وَ لا تَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، فَقَدْ لَصِقْتُ بِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ، وَ تَقَرَّبْتُ بِهِ الَیْکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ وَ رَجاءَ رَحْمَتِکَ، فَتَقَبَّلْ مِنّی، وَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَ بِرَأْفَتِکَ عَلی جِنایَهِ نَفْسِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، وَ ما اخافُ

انْ تَظْلِمَنِی، وَ لکِنْ اخافُ سُوءَ الْحِسابِ، فَانْظُرِ الْیَوْمَ تَقَلُّبِی عَلی قَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ، فَبِهِما فُکَّنِی مِنَ النَّارِ، وَ لا تُخَیِّبْ سَعْیِی، وَ لا یَهُونَنَّ عَلَیْکَ ابْتِهالِی، وَ لا تَحْجُبَنَّ عَنْکَ صَوْتِی، وَ لا تَقْلِبْنِی بِغَیْرِ حَوائِجِی، یا غِیاثَ کُلّ مَکْرُوبٍ وَ مَحْزُونٍ، وَ یا مُفَرّجاً عَنِ الْمَلْهُوفِ الْحَیْرانِ الْغَرِیقِ الْمُشْرِفِ عَلَی الْهَلَکَهِ، فَصَلّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ انْظُرْ الَیَّ نَظْرَهً لا اشْقی بَعْدَها ابَداً، وَ ارْحَمْ تَضَرُّعِی وَ عَبْرَتِی وَ انْفِرادِی، فَقَدْ رَجَوْتُ رِضاکَ، وَ تَحَرَّیْتُ الْخَیْرَ الَّذِی لا یُعْطِیهِ احَدٌ سِواکَ، فَلا تَرُدَّ امَلِی، الَلّهُمَّ انْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَهُ عَلی عَبْدِهِ

وَ جَزاءِهِ بِسُوءِ فِعْلِهِ، فَلا اخِیبَنَّ الْیَوْمَ، وَ لا تَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، وَ لا تُخَیّبَنَّ شُخُوصِی وَ وِفادَتِی، فَقَدْ انْفَدْتُ نَفَقَتِی، وَ اتْعَبْتُ بَدَنِی، وَ قَطَعْتُ الْمَفازاتِ، وَ خَلَّفْتُ الْاهْلَ وَ الْمالَ وَ ما خَوَّلْتَنِی، وَ آثَرْتُ ما عِنْدَکَ عَلی نَفْسِی، وَلُذْتُ بِقَبْرِ عَمّ نَبِیّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ تَقَرَّبْتُ بِهِ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ، فَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَ بِرَاْفَتِکَ عَلی ذَنْبِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، بِرَحْمَتِکَ یا کَریِمُ یا کَریِمُ.

زیارت قبور شهداء احد رضوان الله عليهم

السَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی نَبِیِ اللّهِ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلی اهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ ایُّهَا الشُّهَداءُ الْمُؤْمِنُونَ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اهْلَ بَیْتِ الاْیمانِ وَ التَّوْحِیدِ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا انْصارَ دِینِ اللَّهِ وَ انْصارَ رَسُولِهِ، عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ، سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ، اشْهَدُ انَّ اللَّهَ اخْتارَکُمْ لِدینِهِ، وَ اصْطَفاکُمْ لِرَسُولِهِ، وَ اشْهَدُ انَّکُمْ قَدْ جاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَ ذَبَبْتُمْ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ عَنْ نَبِیّهِ،

وَجُدْتُمْ بِانْفُسِکُمْ دُونَهُ، وَ اشْهَدُ انَّکُمْ قُتِلْتُمْ عَلی مِنْهاجِ رَسُولِ اللَّهِ، فَجَزاکُمُ اللَّهُ عَنْ نَبِیّهِ وَ عَنِ الْاسْلامِ وَ اهْلِهِ افْضَلَ الْجَزاءِ، وَ عَرَّفَنا وُجُوهَکُمْ فِی مَحَلِّ رِضْوانِهِ، وَ مَوْضِعِ اکْرامِهِ مَعَ النَّبِیّینَ وَ الصِّدّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ و الصَّالِحِینَ، وَ حَسُنَ اولئِکَ رَفِیقاً، اشْهَدُ انَّکُمْ حِزْبُ اللَّهِ، وَ انَّ مَنْ حارَبَکُمْ فَقَدْ حارَبَ اللَّهَ، وَ انَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ الْفائِزِینَ، الَّذِینَ هُمْ احْیاءٌ عِنْدَ رَبّهِمْ یُرْزَقُونَ، فَعَلی مَنْ قَتَلَکُمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ اجْمَعِینَ، اتَیْتُکُمْ یا اهْلَ التَّوْحِیدِ زائِراً وَ بِحَقّکُمْ عارِفاً، وَ بِزِیارَتِکُمْ الَی اللَّهِ مُتَقَرّباً، وَ بِما سَبَقَ مِنْ شَرِیفِ الْاعْمالِ،

وَ مَرْضِیّ الْافْعالِ عالِماً، فَعَلَیْکُمْ سَلامُ اللَّهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ بَرَکاتُهُ، وَ عَلی مَنْ قَتَلَکُمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ غَضَبُهُ وَ سَخَطُهُ، الَلَّهُمَ انْفَعْنِی بِزِیارَتِهِمْ، وَ ثَبِّتْنِی عَلی قَصْدِهِمْ، وَ تَوَفَّنِی عَلی ما تَوَفَّیْتَهُمْ عَلَیْهِ، وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فِی مُسْتَقَرّ دارِ رَحْمَتِکَ، اشْهَدُ انَّکُمْ لَنا فَرَطٌ، وَ نَحْنُ بِکُمْ لاحِقُونَ

بر حجاج سزاوار است که در مکه بزیارت قبر عبد المطلب و قبر ابوطالب و قبر خدیجه کبری علیهم السلام بروند و كوه حراء و كوه ثور و زادگاه رسول اکرم را زیارت کنند و هم چنین قبر ام البنين و قبر ابوذر غ فاری را زیارت نمایند و در مدینه نیز بزیارت قبور ائمه بقیع اهمیت فراوانی دهند زیرا زیارت یکی از علائم دوستی اهل بیت علیهم السلام می باشد.

اعمال شب عرفه

مستحب است این دعاء را در شب عرفه بخواند:

اللهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوی، وَ مَوْضِعَ

کُلِّ شَکْوی، وَ عالِمَ کُلِّ خَفِیَّهٍ، وَ مُنْتَهی کُلِّ حاجَهٍ، یا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ عَلَی الْعِبادِ، یا کَریمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا جَوادُ، یا مَنْ لا یُواری مِنْهُ لَیْلٌ داجٍ، وَ لا بَحْرٌ عَجَّاجٌ، وَ لا سَماءٌ ذاتُ أَبْراجٍ، وَ لا ظُلَمٌ ذاتُ ارْتِیاجٍ، یا مَنِ الظُّلْمَهُ عِنْدَهُ ضِیاءٌ، أَسْئلُکَ بِنوُرِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، الَّذی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَکَّاً وَخَرَّ موُسی صَعِقاً، وَ بِاسْمِکَ الَّذی رَفَعْتَ بِهِ السَّماواتِ بِلا عَمَدٍ، وَ سَطَحْتَ بِهِ الْارْضَ عَلی وَجْهِ ماءٍ جَمَدٍ، وَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْمَکْتُوبِ الطَّاهِرِ الَّذی إِذا دُعیتَ بِهِ أَجَبْتَ، وَ إِذا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ، وَ بِاسْمِکَ السُّبُوحِ الْقُدُّوسِ

الْبُرْهانِ الَّذی هُوَ نُورٌ عَلی کُلِّ نُورٍ، وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ یُضیئُ مِنْهُ کُلُّ نُورٍ، إِذا بَلَغَ الْارْضَ انْشَقَّتْ، وَ إِذا بَلَغَ السَّماواتِ فُتِحَتْ، وَ إِذا بَلَغَ الْعَرْشَ اهْتَزَّ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی تَرْتَعِدُ مِنْهُ فَرائِصُ مَلآئِکَتِکَ، وَ أَسْئلُکَ بِحَقِّ جَبْرائیلَ وَ میکائیلَ وَ إِسْرافیلَ، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلی جَمیعِ الْأَنْبِیاءِ وَ جَمیعِ الْمَلآئِکَهِ، وَ بِالاسْمِ الَّذی مَشی بِهِ الْخِضْرُ عَلی قُلَلِ الْمآءِ کَما مَشی بِهِ عَلی جَدَدِ الْارْضِ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی فَلَقْتَ بِهِ الْبَحْرَ لِمُوسی، وَ أَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمَهُ، وَ أَنْجَیْتَ بِهِ مُوسَی بْنَ عِمْرانَ وَ مَنْ مَعَهُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ

بِهِ مُوسَی بْنُ عِمْرانَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ أَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّهً مِنْکَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی بِهِ أَحْیی عیسَی بْنُ مَرْیَمَ الْمَوْتی، وَ تَکَلَّمَ فِی الْمَهْدِ صَبِیّاً وَ أَبْرَأَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِکَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ حَمَلَهُ عَرْشِکَ وَ جَبْرَئیلُ وَ میکآئیلُ وَ إِسْرافیلُ، وَ حَبیبُکَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ مَلآئِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ، وَ أَنْبِیآؤُکَ الْمُرْسَلُونَ، وَ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَ الْارَضینَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ ذوُ النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً، فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنی کُنْتُ مِنَ

الظَّالِمینَ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ نَجَّیْتَهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ، وَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الَّذی دَعاکَ بِهِ داوُودُ وَ خَرَّ لَکَ ساجِداً، فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعَتْکَ بِهِ آسِیَهُ امْرَأَهُ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ، وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْتَ لَها دُعاءَها، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ أَیُّوبُ إِذْ حَلَّ بِهِ الْبَلاءُ، فَعافَیْتَهُ وَ آتَیْتَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَهً مِنْ عِنْدَکَ وَ ذِکْری لِلْعابِدینَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ یَعْقُوبُ، فَرَدَدْتَ عَلَیْهِ بَصَرَهُ وَ قُرَّهَ عَیْنِهِ یوُسُفَ وَ جَمَعْتَ

شَمْلَهُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ سُلَیمانُ، فَوَهَبْتَ لَهُ مُلْکاً لا یَنْبَغی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی سَخَّرْتَ بِهِ الْبُراقَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، إِذْ قالَ تَعالی سُبْحانَ الَّذی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْاقْصی، وَ قَوْلُهُ سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنَّا لَهُ مُقْرِنینَ وَ إِنَّا إِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبوُنَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی تَنَزَّلَ بِهِ جَبْرَئیلُ عَلی مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ آدَمُ، فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ وَ أَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ، وَ أَسْئلُکَ بِحَقِّ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ، وَ بِحَقِّ

إِبْراهیمَ، وَ بِحَقِّ فَصْلِکَ یَوْمَ الْقَضاءِ، وَ بِحَقِّ الْمَوازینَ إِذا نُصِبَتْ، وَ الصُّحُفِ إِذا نُشِرَتْ، وَ بِحَقِّ الْقَلَمِ وَ ما جَری، وَ اللَّوْحِ وَ ما أَحْصی، وَ بِحَقِّ الاسْمِ الَّذی کَتَبْتَهُ عَلی سُرادِقِ الْعَرْشِ قَبْلَ خَلْقِکَ الْخَلْقَ وَ الدُّنْیا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ بِأَلْفَیْ عامٍ، وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسوُلُهُ، وَ أَسْئلُکَ بِاسْمِکَ فی الْمَخْزُونِ فی خَزائِنِکَ الَّذِی اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ لَمْ یَظْهَرْ عَلَیْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ، لا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ، وَ لا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ، وَ لا عَبْدٌ مُصْطَفیً، وَأَسْئلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی شَقَقْتَ بِهِ الْبِحارَ،

وَ قامَتْ بِهِ الْجِبالُ، وَ اخْتَلَفَ بِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ بِحَقِّ السَّبْعِ الْمَثانی، وَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ بِحَقِّ الْکِرامِ الْکاتِبینَ، وَ بِحَقِّ طه وَ یس وَ کهیعص وَ حمعسق، وَ بِحَقِّ تَوْراهِ موُسی، وَ إِنْجیلِ عیسی، وَ زَبوُرِ داوُودَ، وَ فُرْقانِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ عَلی جَمیعِ الرُّسُلِ وَ باهِیّاً شَراهِیّاً، اللهُمَّ إِنی أَسْئلُکَ بِحَقِّ تِلْکَ الْمُناجاهِ الَّتی کانَتْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ موُسَی بْنِ عَمْرانَ فَوْقَ جَبَلِ طُورِ سَیْناءَ، وَ أَسْئلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی عَلَّمْتَهُ مَلَکَ الْمَوْتِ لِقَبْضِ الْارْواحِ، وَ أَسْئلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کُتِبَ عَلی وَرَقِ الزَّیْتُونِ، فَخَضَعَتِ النّیرانُ لِتِلْکَ الْوَرَقَهِ، فَقُلْتَ یا نارُ کوُنی

بَرْداً وَ سَلاماً، وَ أَسْئلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَتَبْتَهُ عَلی سُرادِقِ الْمَجْدِ وَ الْکَرامَهِ، یا مَنْ لا یُخْفیهِ سائِلٌ، وَ لا یَنْقُصُهُ نائِلٌ، یا مَنْ بِهِ یُسْتَغاثُ، وَ إِلَیْهِ یُلْجَأُ، أَسْئلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ، وَ مُنْتَهَی الرَّحْمَهِ مِنْ کِتابِکَ، وَ بِاسْمِکَ الْاعْظَمِ، وَجَدِّکَ الْاعْلی، وَ کَلِماتِکَ التَّآمَّاتِ الْعُلی، اللهُمَّ رَبَّ الرِّیاحِ وَ ما ذَرَتْ، وَ السَّماءِ وَ ما أَظَلَّتْ، وَ الْارْضِ وَ ما أَقَلَّتْ، وَ الشَّیاطینِ وَ ما أَضَلَّتْ، وَ الْبِحارِ وَ ما جَرَتْ، وَ بِحَقِّ کُلِّ حَقٍّ هُوَ عَلَیْکَ حَقٌّ، وَ بِحَقِّ الْمَلآئِکَهِ الْمُقَرَّبینَ، وَ الرَّوحانِیّینَ وَ الْکَروُبِیّینَ، وَ الْمُسَبِّحینَ لَکَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ لا یَفْتَرُونَ، وَ بِحَقِّ إِبْراهیمَ خَلیلِکَ، وَ بِحَقِّ

کُلِّ وَلِیٍّ یُنادیکَ بَیْنَ الصَّفا وَ الْمَرْوَهِ، وَ تَسْتَجیبُ لَهُ دُعاءَهُ یا مُجیبُ، أَسْئلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الْاسْماءِ وَ بِهذِهِ الدَّعَواتِ، أَنْ تَغْفِرَ لَنا ما قَدَّمْنا وَ ما أَخَّرْنا وَ ما أَسْرَرْنا وَ ما أَعْلَنَّا وَ ما أَبْدَیْنا وَ ما أَخْفَیْنا وَ ما أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، یا حافِظَ کُلِّ غَریبٍ، یا موُنِسَ کُلِّ وَحیدٍ، یا قُوَّهَ کُلِّ ضَعیفٍ، یا ناصِرَ کُلِّ مَظْلُومٍ یا رازِقَ کُلِّ مَحْرُومٍ، یا موُنِسَ کُلِّ مُسْتَوْحِشٍ، یا صاحِبَ کُلِّ مُسافِرٍ، یا عِمادَ کُلِّ حاضِرٍ، یا غافِرَ کُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطیئَهٍ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ، یا کاشِفَ کَرْبِ

الْمَکْرُوبینَ، یا فارِجَ هَمِّ الْمَهْمُومینَ، یا بَدیعَ السَّماواتِ وَ الْأَرَضینَ، یا مُنْتَهی غایَهَ الطَّالِبینَ، یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، یا رَبَّ الْعالَمین، یا دَیَّانَ یَوْمِ الدّینِ، یا أَجْوَدَ الْأَجْوَدینَ، یا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ، یا أَسْمَعَ السَّامِعینَ، یا أَبْصَرَ النَّاظِرینَ، یا أَقْدَرَ الْقادِرینَ، اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِّعَمَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُورِثُ النَّدَمَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُورِثُ السَّقَمَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِکُ الْعِصَمَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَرُدُّ الدُّعاءَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ قَطْرَ السَّماءِ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُعَجِّلُ الْفَناءَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی

تَجْلِبُ الشَّقاءَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُظْلِمُ الْهَواءَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَکْشِفُ الْغِطاءَ، وَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یا اللَّهُ، وَ احْمِلْ عَنِّی کُلَّ تَبِعَهٍ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ، وَ اجْعَلْ لی مِنْ أَمْری فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ یُسْراً، وَ أَنْزِلْ یَقینَکَ فی صَدْری، وَ رَجاءَکَ فی قَلْبی حَتّی لا أَرْجُوَ غَیْرَکَ، اللهُمَّ احْفَظْنی وَ عافِنی فی مَقامی، وَ اصْحَبْنی فی لَیْلی وَ نَهاری وَ مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ وَ مِنْ خَلْفی وَ عَنْ یَمینی وَ عَنْ شِمالی وَ مِنْ فَوْقی وَ مِنْ تَحْتی، وَ یَسِّرْ لِیَ السَّبیلَ، وَ أَحْسِنْ لِیَ التَّیْسِیرَ، وَ لا تَخْذُلْنی فِی الْعَسیرِ، وَ اهْدِنی یا خَیْرَ دَلیلٍ، وَ لا تَکِلْنی إِلی نَفْسی فِی الْاموُرِ،

وَ لَقِّنی کُلَّ سُرُورٍ، وَ اقْلِبْنی إِلی أَهْلی بِالْفَلاحِ وَ النَّجاحِ مَحْبُوراً فی الْعاجِلِ وَ الْآجِلِ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، وَ ارْزُقْنی مِنْ فَضْلِکَ، وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ طَیِّباتِ رِزْقِکَ، وَ اسْتَعْمِلْنی فی طاعَتِکَ، وَ أَجِرْنی مِنْ عَذابِکَ وَ نارِکَ، وَ اقْلِبْنی إِذا تَوَفَّیْتَنی إِلی جَنَّتِکَ بِرَحْمَتِکَ، اللهُمَّ إِنی أَعُوذُ بِکَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِکَ، وَ مِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ، وَ مِنْ حُلُولِ نَقِمَتِکَ، وَ مِنْ نُزُولِ عَذابِکَ، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ جَهْدِ الْبَلاءِ، وَ دَرَکِ الشَّقاءِ، وَ مِنْ سُوءِ الْقَضاءِ، وَ شَماتَهِ الْأَعْداءِ، وَ مِنْ شَرِّ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ، وَ مِنْ شَرِّ ما فِی الْکِتابِ الْمُنْزَلِ، اللهُمَّ لا تَجْعَلْنی مِنَ الْأَشْرارِ، وَ لا مِنْ

أَصْحابِ النَّارِ، وَ لا تَحْرِمْنی صُحْبَهَ الْأَخْیارِ، وَ أَحْیِنی حَیاهً طَیِّبَهً وَ تَوَفَّنی وَفاهً طَیِّبَهً تُلْحِقْنی بِالْأَبْرارِ، وَ ارْزُقْنی مُرافَقَهِ الأَنْبِیاءِ فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی حُسْنِ بَلائِکَ وَ صُنْعِکَ، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی الْإِسْلامِ وَ اتِّباعِ السُّنَهِ، یا رَبِّ کَما هَدَیْتَهُمْ لِدینِکَ، وَ عَلَّمْتَهُمْ کِتابَکَ، فَاهْدِنا وَ عَلِّمْنا، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلی حُسْنِ بَلائِکَ وَ صُنْعِکَ عِنْدی خآصَّهً، کَما خَلَقْتَنی فَأَحْسَنْتَ خَلْقی، وَ عَلَّمْتَنی فَأَحْسَنْتَ تَعْلیمی، وَ هَدَیْتَنی فَأَحْسَنْتَ هِدایَتی، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی إِنْعامِکَ عَلَیَّ قَدیماً وَ حَدیثاً، فَکَمْ مِنْ کَرْبٍ

یا سَیِّدی قَدْ فَرَّجْتَهُ، وَ کَمْ مِنْ همٍّ یا سیِّدی قَد کَشَفتَهُ، وَ کَم مِنْ بَلاءٍ یا سیِّدی قَد صَرفَتَهُ، وَ کَمْ مِنْ عَیْبٍ یا سَیِّدی قَدْ سَتَرْتَهُ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی کُلِّ حالٍ فی کُلِّ مَثْویً وَ زَمانٍ، وَ مُنْقَلَبٍ وَ مَقامٍ، وَ عَلی هذِهِ الْحالِ وَ کُلِّ حالٍ، اللهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ أَفْضَلِ عِبادِکَ نَصیباً فی هذَا الْیَوْمِ، مِنْ خَیْرٍ تَقْسِمُهُ، أَوْ ضُرٍّ تَکْشِفُهُ، أَوْ سُوءٍ تَصْرِفُهُ، أَوْ بَلاءٍ تَدْفَعُهُ، أَوْ خَیْرٍ تَسُوقُهُ، أَوْ رَحْمَهٍ تَنْشُرُها، أَوْ عافِیَهٍ تُلْبِسُها، فَإِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، وَ بِیَدِکَ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَنْتَ الْواحِدُ الْکَریمُ الْمُعْطِی الَّذی لا یُرَدَّ سائِلُهُ، وَ لا یُخَیَّبُ آمِلُهُ، وَ لا یَنْقُصُ نائِلُهُ،

و لا یَنْفَدُ ما عِنْدَهُ بَلْ یَزْدادُ کَثْرَهً وَ طیباً وَ عَطاءً وَ جُوداً، وَ ارْزُقْنی مِنْ خَزائِنِکَ الَّتی لا تَفْنی، وَ مِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَهِ إِنَّ عَطائکَ لَمْ یَکُنْ مَحْظُوراً، وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

اعمال روز عرفه:

1- غسل

2- زیارت حضرت امام حسین علیه السلام

3- پس از نماز عصر دو رکعت نماز زیر آسمان بگذارد و سپس بگناهان خود اعتراف کند و از خدا آمرزش بخواهد که هم ثواب عرفه و هم آمرزش گناهان نصیبش خواهد گردید

و کفعمی روایت می کند که پس از نماز عصر دو رکعت نماز

بگذار در رکعت اول بعد از حمد سوره توحید و در رکعت دوم سوره (قل يا ايها الكافرون) بخوان. و سپس چهار رکعت دیگر در هر ركعت. يك حمد و سوره توحید پنجاه مرتبه بخوان.

این نماز همان نماز امیر المؤمنين علیه السلام است و لذا خوبست پس از آن این دعا را که ابن طاوس روایت کرده بخوانی:

سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلسَّمَاءِ عَرْشُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلْأَرْضِ حُکْمُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلْقُبُورِ قَضَاؤُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلْبَحْرِ سَبِیلُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلنَّارِ سُلْطَانُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلْجَنَّهِ رَحْمَتُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی فِی اَلْقِیَامَهِ عَدْلُهُ سُبْحَانَ اَلَّذِی رَفَعَ اَلسَّمَاءَ سُبْحَانَ اَلَّذِی بَسَطَ اَلْأَرْضَ سُبْحَانَ اَلَّذِی لاَ مَلْجَأَ

وَ لاَ مَنْجَی مِنْهُ إِلاَّ إِلَیْهِ .ثم قل سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ مائه مرّه و اقرء التوحيد مائة مرة و آية الكرسى مائة مرة وصلّ على محمد و آله مائة مرة و قل:لا اِلهَ إلاَّ اللّه ُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی وَ یُمیتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ عشراً أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ اَلَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْحَیُّ اَلْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ عَشراً . يا الله عَشراً . يا رَحمنُ عَشراً . يا رَحيمُ عَشراً . يَا بَدِيعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ عَشْراً يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ عَشْراً یا حَنَّانُ یَا مَنَّانٌ عَشْراً یَا لاَ إِلَهَ إِلاَّ

أَنْتَ ده مرتبه آمین ده مرتبه سپس بگو: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِیدِ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ اَلْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ اَلْأَعْلَی وَ بِالْأُفُقِ اَلْمُبِینِ یَا مَنْ هُوَ اَلرَّحْمنُ عَلَی اَلْعَرْشِ اِسْتَوی یَا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْبَصِیرُ أَسْئلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و حاجت های خود را از خدا بخواه

و السلام على من اتبع الهدى

محمد بن المهدي الحسيني الشيرازي

كربلاء المقدسة