طلب یار در سیر و سلوک

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : صافی اصفهانی ، حسن ، 1298 - 1374.

عنوان و نام پدیدآور : طلب یار در سیر و سلوک [کتاب]/ حسن صافی اصفهانی؛ تهیه کننده مرکز تنظیم و نشر آثار آیت الله صافی اصفهانی (ره) (مجموعه ی دارالصادق اصفهان) ؛ اشراف علی صافی اصفهانی.

مشخصات نشر : اصفهان: انتشارات مجموعه ی دار الصادق اصفهان، 1432 ق. = 1390.

مشخصات ظاهری : 112 ص.؛ 14/5×21/5س م.

شابک : 30000 ریال978-600-5855-26-5:

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

موضوع : اخلاق اسلامی

موضوع : اخلاص

شناسه افزوده : صافی اصفهانی ، علی ، 1337 -، ناظر

شناسه افزوده : دار الصادق اصفهان

رده بندی کنگره : BP247/8/ص16الف3 1390

رده بندی دیویی : 297/61

شماره کتابشناسی ملی : 2420604

مراکز پخش:

اصفهان، خیابان صغیر اصفهانی ابتدای کوچه لاله، پلاک 70، دار الصادق اصفهان

اصفهان، مسجد جامع، جنب حرم علامه مجلسی رحمه الله ، فروشگاه جامع

قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی سلسبیل 09122530906

قم، خیابان صفائیه، کوی 27، پلاک 40، نگارستان عروس قلم

مشهد، چهار راه شهدا، خیابان شیرازی، کوچه چهارباغ، کتاب فروشی نور الهدی

تلفن: 2290023-2317981-0311

نمابر: 2317983-0311

پایگاه اطلاع رسانی www.Safiesfahani.com

پست الکترونیک info@Daraalsadegh.com

«حق طبع برای دار الصادق اصفهان محفوظ است.»

شابک : 7-73-8903-964-978

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم مریم محققیان

طلب یار در سیر و سلوک

( امام زمان علیه السلام از نظر یک فقیه عارف)

سلسه مباحث اخلاقی و عرفانی علّامه فقیه عارف بالله آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی (قدس سره)

تحت اشراف آیت الله زاده حاج شیخ علی صافی اصفهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ فِي كُلِّ ساعةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلِيلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيْها طَوِيلاً.

اهداء به بهار دل ها و صفای لحظه ها

به قلب طپنده و طپش قلب ها.

به نور دیدگان و طراوت روزگاران

به آرزوی چشم انتظاران

به امام مهدى صاحب العصر و الزمان

«و تقدیم به همه دیده براهان و منتظرانش این قلیل»

روش سیر و سلوک و تهذیب نفس از منظر آیت الله صافی اصفهانی رحمه الله :

عمل به دستورات شرع مقدّس تا آخرین نفس

محبت به خدا و اولیاء خدا

توسل به ذوات مقدّسه معصومین (علیهم السلام)

سلیم مطلق و بی قید و شرط در برابر معصوم (علیه السلام) و لا غير

مقدمه...13

بخش اول...19

شناخت امام زمان (علیه السلام)...19

چرا شناخت امام زمان (علیه السلام) واجب است؟...21

شناخت عامل پیدایش محبت...22

رابطه نشناختن امام و مرگ جاهلیت...24

امام زمان علیه السلام رحمت واسعه خدا...25

معنای ولایت...25

متّقی، کانون عشق به خدا و اولیاء...27

نور ولایت....28

مغناطیس ولایت...28

ولایت، راه رسیدن به ایمان کامل...29

بخش دوم...31

ویژگی های عصر ظهور...31

علت غیبت امام زمان (علیه السلام)...33

تحقق هدف خلقت در عصر ظهور...36

عصر ظهور، عصر شکوفایی محبّت...38

عصر ظهور، عصر شکوفایی استعداد ها...39

معنای «بقیة الله»...40

خورشید پشت ابر...42

ممکن نبودن اصلاح کلی جامعه قبل از ظهور...43

ظهور کی فرا می رسد؟...44

ندای آسمانی در آستانه ظهور...44

بهشت دنیوی...44

زندگی لذت بخش در عصر ظهور...47

آغاز زندگی حقیقی...49

پایان سلطه ی شیطان...50

تفاوت های عصر ظهور با قبل از آن...52

نزول عذاب با دوری از امام...53

بخش سوم...55

نقش توسّل به امام زمان (علیه السلام) در سلوک الی الله...55

اهمیّت رابطه با امام زمان (علیه السلام) در پیمودن راه خدا...57

معنای همراهی با صادقین...58

امام زمان (علیه السلام)، طبیب روح...59

مهر امام زمان (علیه السلام) به شیعیان...60

خطر سوءظن به امام زمان (علیه السلام)...61

پیوند با امام زمان (علیه السلام) راه خوشبختی بعد از مرگ...62

امام حسین (علیه السلام)، باب الحجّه...63

توصیه اهل معرفت به توسل به امام زمان (علیه السلام)...63

اهمیّت توبه بندگان در خشنودی امام زمان(علیه السلام)...65

توفیق برای توبه نیازمند عنایت امام زمان (علیه السلام)...65

بهترین راه استغفار...66

سلام امام زمان (علیه السلام) بر صالحین...68

ناراحتی امام زمان (علیه السلام از گناه بندگان...69

ناراحتی مؤمن بخاطر ناراحتی امام...70

همه ی موجودات، فقیران امام زمان (علیه السلام)...71

نقش مهم امام زمان (علیه السلام) در رسیدن به اخلاص...74

از امام زمان (علیه السلام) چه بخواهیم؟...75

امام زمان (علیه السلام) بهترین پناه...75

فضیلت نیمه شعبان...76

آمرزش گناهان آینده یعنی چه؟...77

مهم ترین فضیلت نیمه شعبان...78

مقرّب شدن سرباز فداکار نزد امام زمان (علیه السلام)...79

بخش چهارم...83

تشرّفات...83

بهترین نوع تشرّفات...87

راه تشرّف خدمت امام زمان (علیه السلام)...88

چه کنیم که از عباد صالحین شویم؟...89

سنخیّت، شرط تشرّف...91

تشرّف پیرمرد قفل ساز...91

غذای روح...94

اصحاب سرّ امام زمان (علیه السلام)...95

مکتومین، انبیاء، ابدال، ابرار، اوتاد و نقباء...96

سخن آخر...99

مقدمه

در جوّ هراسناک شهر سامرّا، و دور از چشم جاسوسان و گماشتگان حکومت جور عبّاسی، آخرین خورشید آسمان ولایت در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری، در خانه کوچک یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) طلوع کرد.

او در اولین لحظات ولادت به یگانگی خدا و نبوّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شهادت داد و در هفتمین روز در آغوش پدر بزرگوارش این آیه شریفه قرآن را قرائت نمود: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعَفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارثين. (1)


1) ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.

او را بر حسب وصیّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) «محمّد» نام نهادند تا نه فقط با سیمای زیبایش - که بیش ترین شباهت را به رسول الله (صلی الله علیه وآله) داشت - بلکه با نام و مرامش نیز یاد آور آن آخرین پیامبر بزرگ الهی باشد و آیینه تمام نمای جدّش خاتم انبیاء گردد.

کنیه اش را نیز به همین مناسبت «ابوالقاسم» نهادند؛ اگر چه به مناسبت هایی دیگر کنیه های ابو جعفر، ابو عبدالله و ابو صالح نیز به آن افزوده شد.

مهدی، قائم، منتظر، صاحب العصر، صاحب الامر، صاحب الزّمان، بقية الله، حجت الله، منصور، خلف الصالح، موعود، از مشهور ترین القابی هستند که در کتاب های حدیث و دعا و کتب تاریخی در مورد امام زمان (علیه السلام) تصریح شده اند.

آشنایی با امام زمان (علیه السلام) بهترین وسیله و مطمئن ترین راه برای رسیدن به معرفة الله است.

مَن اَرادَ اللهَ بَدأبكُم و مَن وَحَّدَهُ قَبلَ عَنكُم و مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُم «هر كس خدا را بخواهد از شما آغاز کند؛ و هر کس او را یگانه شمارد، تنها سخنان شما را بپذیرد؛ و هر کس آهنگ او داشته باشد رو به شما آورد» (1) شناخت امام زمان (علیه السلام) مقدّمه دوست داشتن او و دوست داشتن او، مقدمه ای برای دوست داشتن خدا است.

مَن اَحَبَّكُم فَقَدْ أحَبَّ الله «هر کس شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است.» (2)


1) زیارت جامعه کبیره از امام هادی (علیه السلام)

2) همان

بدون شناخت مهدی (علیه السلام) محبّت او در دل نمی نشیند. و بدون محبت او اطاعت و تبعیت از او شکل نمی گیرد.

و بدون تبعیت از او دین داری تحقق نمی پذیرد

و بدون دین داری سرگشتگی و ضلالت و واماندن در ظلمات قطعی خواهد بود.

و چنین است که در مقام دعا به ما آموخته اند: اللَّهُم عَرّفني حُجَّتَكَ فَأَنَّكَ اِن لَم تُعَرّفنی حُجَّتَكَ ضَلَلتُ عَنْ دینی «خدایا حجّت خویش را به من بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی از مسیر دین خویش گمراه خواهم شد.» (1)

و فرموده اند: مَنْ ماتَ وَ لَم يَعرّف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِيتَةً جاهليَّةً « هر كس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مردن جاهلیّت مرده است». (2)

پذیرش ولایت امام زمان (علیه السلام) تنها راه رهایی از قید و بند جاهلیّت است.

بدون معرفت امام زمان (علیه السلام) شناخت سیرت و راه او ممکن نیست و بدون شناخت سیره و طریقه او شناخت شریعت میّسر نیست. و بدون شناخت شریعت، دست یابی به سعادت دنیا و آخرت محال خواهد بود.


1) کافی، ج 1، ص 337، ح 5.

2) بحارالانوار، ج 8، ص 368، ح 41.

زندگانی شگفت او، غیبت پر رمز و راز او، طول عمر معجزه آسای او و ظهور نورانی و حیات آفرین او همگی زمنیه ساز استثنایی ترین و پر بار ترین فصل تاریخ انسان ها بلکه والا ترین و مهم ترین فراز تاریخ آفرینش یعنی «حاکمیّت توحید در سراسر گیتی» است.

در راستای گسترش معارف قرآن و عترت و به منظور تسریع و آسان سازی استفاده ی هر چه بیشتر مردم از افکار و اندیشه های ناب مرحوم آیت الله صافی اصفهانی که از سرچشمه ی زلال قرآن و عترت گرفته شده ، و لا غير حسب الامر سرپرست محترم این مجموعه، محقق و استاد عالی مقام حوزه علمیه اصفهان حضرت آیت الله زاده، حاج شیخ علی صافی و تحت اشراف آن خلف صالح تصمیم به تهذیب و جدا سازی موضوعی بحث های اخلاقی و عرفانی آن عارف روشن ضمیر دارد،

بحث هایی که بنیان گذارش ایشان بوده و این جلسات به تدبیر و برنامه ریزی معظم له تشکیل و ثبت و ضبط شده است. (1)

شخص این جانب مؤسس جلسات توسل صبح های جمعه و درس های سیار اقتصاد ایشان و هم چنین جلسات درس های اخلاق و معارف مرحوم والد بودم که پس از آن که مدت ها به ایشان پیشنهاد و اصرار می کردم وقتی دیدم ایشان مطلقاً راضی نمی شوند و از این بابت مأیوس شدم تصمیم گرفتم ابتدا یک جلسه ی دعای توسلی برگزار کنم و آن گاه به مرور زمان ایشان را راضی کنم

شبی از شب های جمعه و سرد زمستان بود که قبل از نماز مغرب و عشا وسایل چای را آماده کردم و با آقا به مسجد رفتم در مسجد به چند نفر از رفقا گفتم بعد از نماز به منزل ما بیایید یک جلسه ی دعای توسلی داریم.

وقتی از مسجد برگشتیم مرحوم والد دیدند بساط چای برقرار است پرسیدند: مهمان داریم؟ گفتم: می خواهیم یک دعای توسل بخوانیم آن گاه چند نفر از دوستان آمدند و دعا را شروع کردیم و ادامه پیدا کرد تا بعد از چند هفته کم کم بنده و شرکت کنندگان در آن مجلس آقا را راضی کردیم که هفته ای 20 دقیقه الى نيم ساعت یک مقدار مطالب اخلاقی برای ما بیان نمایند و الحمد لله این کار عملی شد و اکنون به عنوان یک اثر ماندگار از ایشان باقی مانده است.

جا دارد متذکر شوم که مرحوم والد بعضی کتاب ها را به من معرفی می کردند و می فرمودند: ببین راجع به فلان موضوع که باید شب جمعه راجع به آن بحث می کردند اگر داستان جالب و بدرد بخوری دارد آن را مطالعه کن و برایم بگو تا در بحث شب جمعه از آن استفاده کنم بنده نیز امتثال امر می کردم به امید این که در تبیین و نشر معارف حقیقی اسلام سهمی داشته باشم که مورد رضای خدا و اولیاء خدا واقع شود.


1) متذکر می شویم که حضرت آیت الله زاده حاج شیخ علی صافی اصفهانی در رساله ی پاسخ به شبهات در مورد چگونگی تأسیس جلسات درس اخلاق مرحوم والدشان چنین می فرمایند:

ابتدای کار را طبق نظر استاد با نام نامی و اسم گرامی قطب عالم امکان حضرت بقية الله الاعظم (ارواحنا فداه) شروع کردیم.

ان شاء الله با انتشار مجموعه حاضر و در سایه عنایات خاصه صاحب اصلی این مرکز مقدس، یعنی حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) به زودی شاهد شماره های بعدی آن خواهیم بود. امید است در آستان فرشته دربان آن قطب جهان و ولی دوران و کهف امان و صاحب عصر و ،زمان به عنوان ران ملخی در پیشگاه سلیمان از نیازمندان به عنایات آن رهبر خوبان، به شرف قبول نایل آید و در شناسایی آن

حضرت نزد شیفتگان ،حضرتش مؤثر افتد و الطاف آن جان جهان را شامل حالمان گرداند.

الَّلهُمَّ هَبْ لَنا رَافَتَهُ وَ رَحْمَتَهَ وَ دُعائهُ وَ خَيرَهُ ما تَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فُوزاً عِنْدَكَ وَ أَقِبِلْ إِلَيْنَا بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ. اینک به پای صحبت های آن یار دلباخته ی حضرت دوست (مرحوم صافی) می نشینیم تا از حال و هوای آن دیار برایمان بگوید و ما را با نام و نشانش آشنا سازد شاید که از این جام سرمست شده دل از غیر او بر کنیم و سر بر آستان مقدسش بسپریم.

دار الصادق اصفهان

واحد تحقیق و پژوهش

بخش اول: شناخت امام زمان (علیه السلام)

اشاره

1- چرا شناخت امام زمان (علیه السلام) واجب است؟

2- شناخت عامل پیدایش محبت

3- رابطه نشناختن امام و مرگ جاهلیت

4- امام زمان (علیه السلام) رحمت واسعه خدا

5- معنای ولایت

6- متّقی، کانون عشق به خدا و اولیاء

7- نور ولایت

8- مغناطیس ولایت

9- ولایت راه رسیدن به ایمان کامل

چرا شناخت امام زمان (علیه السلام) واجب است؟

امام زمان (علیه السلام) خوب مطلق است حجت خدا در هر زمان خوب مطلق است و کس دیگری غیر از او نمی تواند خوب مطلق باشد به جهت این که ما سوی الله نقص امکانی دارند و اگر هم خوب باشند خوب بودنشان عرضی است و از خودشان نیست خود این که خوب بودنشان عاری های باشد نقص است.

اما خدا همه ی خوبی ها را داراست و خوبی ذاتی اوست و از کس دیگری نیست و هیچ نقصی به هیچ وجه ندارد پس خوب مطلق، در عالم وجود فقط خداست و خوب مطلق در عالم امکان معصومین(علیهم السلام) هستند.

این قدر دستور آمده که بروید سراغ زیبایی مطلق که حد ندارد.

چرا این همه تأکید شده که امام زمانتان را بشناسید؟

به خاطر این است که در اثر تشویقات انسان ها دنباله رو او شوند و او را بشناسند.

شناخت امام واجب است. چرا واجب است؟

چون اگر نشناسند نمی فهمند او کیست قدرش را نمی دانند دل باخته ی او نمی شوند شیفته اش نمی شوند عاشق او نمی شوند لذا پیروی هم نخواهند کرد

این که داریم که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعرفُ أمامَ زَمانِهِ ماتَ مِيتَةَ الجاهِليَّةَ (1)روى همین اصل است باید شناخت باشد تا انسان عاشق و شیفته شود و دنبال دستورات معشوق رود انسان عاشق اصلاً دنبال می کند ببیند معشوقش چه طوری است تا او هم همان طور شود.

شناخت عامل پیدایش محبت

اگر کسی شناخت صحیح نسبت به امام زمان (علیه السلام) پیدا کند محال است حبّ مفرط پیدا نکند محبت پیدا نکند اگر محبت به امام زمانتان داشته باشید نتیجه ی آن شامل حال خودتان می شود اگر محبت به ذوی القربی پیدا کنید، آثاری دارد ثمراتی دارد که هدف خلقت به واسطه ی آن ها تحقق پیدا می کند.

اگر محبت به حجّت وقت پیدا کنید سراغ حضرت می روید و در مقام بر می آیید که روش او چه روشی بوده مناجات او با خدا چه بوده، برنامه ی حضرت با خلق چگونه بوده و همّتان و فکرتان این می شود که این ها را بفهمید و عمل کنید.


1) وسائل الشيعة، ج 246/16. بحار الانوار، ج 368/8 مناقب ابن شهر آشوب، ج217/3.

اما اگر محبت نباشد بی توجه هستید بی تفاوت هستید بی حرکت و بی حرارت هستید

محبت است که انسان را نور می دهد نار می دهد حرکت می دهد، به کار می اندازد.

اگر محبت امام زمان (علیه السلام) در کسی نباشد کافر است. اهل سنت هم منکر مودّت اهل بیت نیستند می گویند ما مودّت داریم.

کسی که امام زمان (علیه السلام) را نشناسد به هیچ یک از اثرات محبت نمی رسد. چون شناخت است که آن آثار را دارد شناخت است که آن محبت ها را می آورد شناخت است که انسان را خواه ناخواه به طرف امام زمان (علیه السلام) خودش می کشاند و از آن طرف هم جذبه ی او این را جذب می کند.

جاذبه ی خود حجت وقت انسان را جذب می کند محبت طرفینی است بلکه از طرف حجت وقت بیشتر است عنایت خود حضرت بیشتر از توجه ما به اوست.

حدیث دارد که: مَنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ شبْراً تَقَرَّبْتُ اليهِ ذِراعاً؛ (1)اگر کسی یک وجب سراغ من بیاید من به اندازه ی یک ذراع به طرف او می روم.

بعد هم خود امام می فرمایند: من هر چه دارم از خداست.


1) عوالی اللئالى، ج 56/1 بحار الانوار، ج 313/3 مستدرک الوسائل، ج 289/5

امام مظهر حق است یکی از آثار حق است وقتی که انسان با او مرتبط شود به خدا تقرب پیدا می کند و آن هدف اصلی که محبت خداست به واسطه ی محبت امام زمان (علیه السلام) به دست می آید.

در هر زمانی زیبایی مطلق از نظر باطن امام آن زمان است. امام هر عصر در عالم امکان خوب مطلق است.

الان امام زمان (علیه السلام) خوب مطلق هستند و از او خوب تر نداریم و اصلاً خوب به تمام معنى الكلمه اوست وقتی انسان این را بفهمد چون به حسب خلقت، عاشق زیبایی هاست مخصوصاً زیبایی، باطن عاشق او می شود و از عشق به او لذت می برد زیبایی های باطن امام چون با روح انسان سنخیت دارد و روح بعد قوی تر وجود انسان است لذا از زیبایی باطن بیشتر لذت می برد.

جنبه ی سرّی و باطنی انسان مقدم بر جنبه ی ظاهری اوست؛ جنبه ی معنوی و روحی جنبه ی الهی انسان است و قابل مقایسه با جنبه ی مادی و جسمی او نیست

رابطه نشناختن امام و مرگ جاهلیت

مرگ جاهلیت چه بوده است؟ مرگی بوده که شخصی در طول عمرش هیچ برنامه ای نداشته. هیچ دینی نداشته است. اصلاً سراغ انسان های کامل (1)نمی رفته.

سراغ حجت های حق نمی رفته خود سرانه یک کار هایی انجام می داده و دستش از


1) یعنی معصومین (علیهم السلام)

حجت های الهی کوتاه بوده است البته تقصیر خودشان بوده است. چون سراغ آن هایی که بودند نمی رفتند فساد در آن زمان از همه ی زمان ها بیشتر بود. طغیان و ظلم و تعدّی و بی بند و باری و شهوت رانی حدّ اعلایش در آن زمان بود. چرا؟ برای این که سراغ حجت وقت نمی رفتند.

امام زمان (علیه السلام) رحمت واسعه خدا

حجّت وقت رحمت خداست. در زیارت آل یاسین می خوانیم: السّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعلمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوتُ وَ الرَّحِمةُ الْواسِعَةُ (1)ائمه رحمت واسعة حقّند. حجت خدا حضرت بقیة الله (علیه السلام) هم مثل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است. رحمت واسعه ی حق است. از آن ناحیه هیچ کمبودی نیست. خدای متعال این موهبت را به تمام اولیاء بشر داشته است حتى عاطفه و رحمت خودش را به آن ها داده و به حدّ وافی هم دارند.

معنای ولایت

امام ولیّ است به معنای این که سرپرست است و تدبیر امور می کند و از این و آن دستگیری می کند.

همه موجودات تحت فرمان خدا هستند تحت مشیّت و اراده ی حق تعالی هستند امّا این، یک رهبری خاص و ولایت خاص است که این بنده را به وسیله ی


1) بحار الانوار ، ج 171/53.

حجّت وقت امام آن زمان رهبری خاص می کنند رهبری باطنی می کنند، دست گیری می کنند سیرش می دهند امداد های غیبی شامل حالش می شود، عنایت خاصه ی ولی عصر شاملش می شود.

و شیعه ولیّ است به معنای این که پیرو امام است.

بُعد دیگرش هم این است که به واسطه جذبه ی محبت و ولایت دو طرف نسبت به هم علاقمند می شوند؛ یعنی نمی شود متّقی و شیعه ی واقعی، دوستدار امام زمان خودش نباشد؛ و همین طور محال است که امام زمان (علیه السلام) او را دوست نداشته باشد لذا می بینیم که ائمه نسبت به آن هایی که واقعاً اهل تقوا بودند، چقدر اظهار محبت می کردند چقدر آن ها را دوست می داشتند و معامله هایی با آن ها می کردند که کاشف از این است که امام حد اعلای محبت را نسبت به آن ها داشته اند. همان طوری که آن شیعیان هم نمی شود نسبت به امام محبت نداشته باشند.

شیعه ای که واقعاً شیعه باشد و محبّ اهل بیت باشد نمی شود که زهرای اطهر (علیها السلام) را دوست نداشته باشد؛ نمی شود که محمّد و آل محمّد (صلى الله علیه و آله) را دوست نداشته باشد؛ نمی شود که محب امام زمان (علیه السلام) نباشد.

اگر کسی در این دنیا محبت امام زمان (علیه السلام) و محبت ائمه را داشته باشد در آن جا هم با آن ها در اعلی علیین خواهد بود.

متّقی کانون عشق به خدا و اولیاء

یکی از آثار تقوا این است که انسان تدریجاً به خدا و اولیای خدا (1)محبت پیدا می کند و کم کم این محبت زیاد می شود و هر چه این محبت زیاد شود، هوی ها کم می شود تا وقتی که قلب لبریز از محبت خدا و مالامال از عشق او شود، آن وقت دیگر علاقه ای به چیز دیگری ندارد

همان طور که حجت وقت، امام زمان (علیه السلام) ذُوالرَّحْمَة الواسعة، است همان طور که خدا صاحب رحمت واسعه است؛ وَسِعْتَ كُلِّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً؛ «پروردگار رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد» (2)این شخص هم دارای این صفت می شود.

خدا رحمتش سعه و گسترش دارد؛ یعنی رحمتش تمام عالم ماسوا را در بر می گیرد امام زمان (علیه السلام) هم همین طور است این بنده ی متّقی مطلق هم همین گونه می شود، یعنی یک حالت رأفت و رحمت و عطوفتی نسبت به تمام خلق خدا در او به وجود می آید کانونی می شود از محبت و عشق به خدا و اولیای خدا و آن چه وابسته به آن هاست


1) يعنى معصومین (علیهم السلام)

2) غافر، آیه 7

نور ولایت

امام صادق (علیه السلام) در تفسير آيه أَوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي به فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بخارج منها «آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمت ها باشد و از آن خارج نگردد؟» (1)می فرماید: اماماً يَآتمُّ بِهِ یعنی این نور، در حقیقت همان نور ولایت است و همان امام است که به واسطه ی راهنمایی و هدایت او انسان قادر خواهد بود صراط مستقیم حق را بیابد و در آن سیر نماید.

مقام ولایت کلیه ی الهیه همانند خورشیدی است که بر دل های مؤمنین می تابد و آنان را در سیر باطنی و معنویشان یاری می رساند.

مقام ولایت کلیه ی الهیه کارش همین است؛ اشراق در دل ها به باطن انسان هائی که حیات طیبه دارند نور می دهد سیر باطنی می دهد و بر اثر این نور، چشمشان باز می شود

مغناطیس ولایت

کسی که یک عمر همّش و فکر و ذکرش این بوده که ببیند خدا از چه چیزی خوشش می آید امام زمان (علیه السلام) از چه چیزی خوشش می آید و همان کاری که


1) تفسير العياشي، ج 376/1.

آن ها دوست دارند همان را انجام بدهد و از کاری که مرضیّ آن ها نیست اجتناب کند. خوب کم کم سنخیت پیدا می کند و مجذوب آن ها می شود و روحش شعاعی از ولایت آن ها می شود.

ارتباط با اولیای خدا (1)و ارتباط با امام زمان (علیه السلام)، انسان را به طرف آن ها می کشاند و باعث می شود انسان به آن ها جذب شود و به وسیله ی مغناطیس ولایت به سوی آن ها کشیده شود و در دار و دسته ی آن ها قرار گیرد و نهایتاً از خودشان شود آن وقت است که این افتخار نصیب او می شود که شیعَتُنا منّا (2)

فضای سینه تا خلوت نباشد *** سزای بزم آن حضرت نباشد

دل باید از اغیار خالی بشود تا محبوب حقیقی در آن داخل شود.

ولایت راه رسیدن به ایمان کامل

از حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده از آباء گرامیش از امیرمؤمنان (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله): مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُلْقَى اللَّهَ وَ قَدْ كَمُلَ ايمانُهُ وَ حَسُنَ اسلامُهُ


1) یعنی کسانی که خدا را دوست می دارند و خدا هم آن ها را دوست می دارد و مردم را به سوی خدا و معصومین دعوت می کنند نه به سوی خود و دنیای خود و چنین کسانی به عمل و تمسک آن ها به قرآن عترت شناخته می شوند نه به ادعا و شکل و قیافه ظاهری و اشعار و الفاظی را حفظ کردن و برای عوام خواندن.

2) (شیعیان ما، از ما هستند.) کافی، ج 483/1. الاختصاص/190.

فَلْيَتَولَّ الحُجَّةَ صاحبَ الزَّمانِ الْمُنتَظَر؛ (1)یعنی هرکس خواهان کمال بود - که همه این طورند یعنی بشری نداریم که کمال خودش را نخواهد - هر کسی می خواهد با ایمان کامل و اسلام نیکو و خدا پسند خدا را ملاقات کند خودش را تحت ولایت کلیه ی الهیّه قرار دهد. باید تحت رهبری حضرت حجت ولّى الله الاعظم، باشد. باید امام زمان (علیه السلام) را دوست داشته باشد باید پیروی از امام زمان (علیه السلام) بکند بدون این، ناقص و نارس از دنیا رفته است.

نتیجه: تمام برنامه های تقوایی و عمل صالح رکن رکینش همین است که با ولایت باشد و از مجرای ولایت کلّیّه ی الهیّه باشد و الاّ هیچ و پوچ است.


1) بحار الانوار، ج 107/27.

بخش دوم: ویژگی های عصر ظهور

اشاره

1- علت غیبت امام زمان (علیه السلام)

2- تحقق هدف خلقت در عصر ظهور

3- عصر ظهور، عصر شکوفایی محبّت

4- عصر ظهور، عصر شکوفایی استعداد ها

5- معنای «بقیه الله»

6- خورشید پشت ابر

7- ممکن نبودن اصلاح کلی جامعه قبل از ظهور

8- ظهور کی فرا می رسد؟

9- ندای آسمانی در آستانه ظهور

10- بهشت دنیوی

11- زندگی لذت بخش در عصر ظهور

12- آغاز زندگی حقیقی

13- پایان سلطه ی شیطان

14- تفاوت های عصر ظهور با قبل از آن

15- نزول عذاب با دوری از امام

علت غیبت امام زمان (علیه السلام)

انسان ها از اول خلقت تا الآن کفران نعمت کرده اند أَفَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُون «آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید) پس عده ای را تکذیب کرده و جمعی را به قتل رساندید؟». (1)

یعنی به جای این که به وسیله ی انبیاء از نعمت هدایت استفاده کنند آن ها را مسخره می کردند.

چقدر حضرت موسی(علیه السلام) را اذیت کردند؟ یحیی بن زکریا را با چه وضع فجیعی کشتند؟

چقدر عیسی (علیه السلام) را آزار دادند و قصد کشتن او را داشتند؟


1) سوره بقره، آیه 87

چقدر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را اذیت نمودند؟

چقدر مقام ولایت کلیه ی الهیه و سر سلسله ی تمام اوصیاء و اولیاء امير المؤمنین (علیه السلام) را آزردند؟ تمام ائمه (علیهم السلام) یکی بعد از دیگری از خلق الله آزار دیدند در حالی که همه ی این بزرگواران نعمت های بزرگی بودند که خداوند به انسان ها انعام کرده بود ولی انسان ها کفران نعمت کردند.

از یک طرف، زمین هیچ گاه نباید از حجت خالی باشد: لَو لا الْحُجَّةُ لسَاخت الْأَرضُ بأهلِها؛ (1)وَ اَولاهُم ..... (2)اگر حجت نباشد زمین اهلش را فرو خواهد برد، از طرف دیگر مردم کفران نعمت کردند و مستحق بودند که محروم شوند و اگر امام زمان (علیه السلام) ظاهر می شد باز هم بر اثر همان کفران نعمت ها او را هم مثل سایر ائمه (عليهم السلام) به شهادت می رساندند لذا آن حضرت از نظر ها پنهان شد تا وقتی که بشریت به این رشد برسد که بتواند از این نعمت به طور کامل استفاده کند.

در روایات آمده است که ولادت امام زمان (علیه السلام) مثل ولادت ابراهيم و موسی (علیه السلام) پنهان بود و اثر حمل در مادر آن حضرت ظاهر نشد.

منجّمین از روی استنباطات نجومی فهمیده بودند که یک نفر به نام ابراهیم (علیه السلام) ظهور خواهد کرد و نمرود را سرنگون خواهد ساخت همین طور درباره ی حضرت موسی (علیه السلام)؛ آن ها هم با کنترل زن ها و زاد و ولد در صدد بر


1) مستدرک، سفينة البحار، ج 278/5 بسنجید تفسير الامام العسكرى /332.

2) کافی، ج 179/1

آمدند که از تولد حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت موسی (علیه السلام) جلوگیری کنند ولی خداوند آن ها را حفظ کرد و دوران حمل و ولادتشان را مخفی نمود.

در زمان امام زمان (علیه السلام) نیز كَهَنه و منجّمین مطابق استنباطات خودشان و احادیثی که از پیامبر و ائمه (علیهم السلام) شنیده بودند می گفتند که از امام حسن عسکری (علیه السلام) فرزندی متولد خواهد شد که چنان خصوصیاتی دارد لذا دشمنان حضرت هادی و حضرت عسکری هر دو را در سامرا تحت کنترل داشتند که مبادا آن فرزند به دنیا بیاید و مطابق احادیث حتی در همان شب تولد حضرت مهدی (علیه السلام) نیز آثار حمل در نرجس خاتون وجود نداشت به طوری که حکیمه خاتون نیز آثار حملی در نرجس نمی دید ولی بر حسب قدرت و اراده ی خدا آن شب حضرت مهدی (علیه السلام) متولد شد

این محرومیت برای بشریت هم چنان وجود خواهد داشت زیرا آنان بزرگ ترین کفران نعمت را مرتکب شده اند

وظیفه ی ما در زمان غیبت این است که برای فرج آن حضرت دعا کنیم و به برنامه ها و دستوراتی که برای این منظور در نظر گرفته اند عمل کنیم.

بنابر گفته ی محقّق طوسى «وُجُودُهُ لُطف وَ تَصَرِّفُهُ لُطف آخَرُ وَ عَدَمُهُ منَا »؛ (1)وجود حضرت مهدی لطف الهی است و ظهور و حکومت و تصرفات او لطف دیگری است و عدمش و غیبتش نیز به واسطه ی کفران نعمتی است که ما کرده ایم.


1) بنگرید: کشف المراد (شرح تجريد الاعتقاد)، 322 و علاقه التجريد، ج 954/2.

انسان ها بر اثر همین کفران باید یک دیگر را بکشند و تجاوزات و بی عدالتی ها باشد و سازمان ملل و شورای امنیت درست کنند و اعلامیه حقوق بشر صادر نمایند و علی رغم همه ی تلاش هایشان اوضاع روز به روز بد تر شود و این وضع آن قدر ادامه پیدا کند که همه ی بشریت تشنه و شیفته ی ظهور شوند و به اصطلاح کارد به استخوانشان برسد و ظلم و جور همه جا را بگیرد و آن وقت منجی عالم بشریت به امر خدا مأموریت پیدا کند که زمین را از عدل و داد پر کند.

تحقق هدف خلقت در عصر ظهور

وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْر (1)قسم به عصر. برای معنای عصر احتمالی است که مفسرین گفته اند. برخی بعضی گفته اند مراد از عصر «روزگار» است.

بعضی گفته اند عصر «امام زمان (علیه السلام)» است که شیخ صدوق در «کمال الدين» متذکّر آن شده است حدیثی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که طبق آن حدیث این عصر را عصر خروج و ظهور حضرت قائم (علیه السلام) ذکر کرده اند. (2)

این احتمال علاوه بر این که اعتبار بیشتری دارد؛ حدیث هم مطابق آن هست. وجه آن هم این است که ببینید الآن در این عصر چقدر انسان وجود دارد. از بین


1) سوره عصر آیات 1و2

2) كمال الدین / 656

آن ها چه تعدادشان مسلمان هستند از بین مسلمان ها چه تعدادشان شیعه هستند از بین شیعه چه تعدادشان اهل صلاح و رستگاری و عمل صالح هستند.

خلقت انسان و هدف آفرینش رسیدن به مقام قرب الهی است و اصل و اساس آن است که انسان ها نوعاً به کمال الهی برسند.

زمان بعثت مقدمه است و زمان ، ظهور زمان نتیجه

رسیدن به کمال الهی در آن زمان برای همه میسّر است. الآن هم میسّر است لكن آن امکاناتی که آن زمان وجود دارد، الآن نیست.

در حدیث آمده که زمین فقط در زمان ظهور حضرت حجّت (علیه السلام) چیزی را ذخیره نمی کند (1)و هر آن چه استعداد دارد را ظاهر می نماید.

درختان به حدی که بالا تر از آن تصور نمی شود میوه و ثمره می دهند؛ چون آن وقت همه ی انسان ها اهل ایمان و عمل صالح می شوند.

آن چه که بشریت برای استکمال نیاز داشت از جانب خدا دستورات و قانونش آمد منتها این دستورات و قوانین باید عملی بشود تا هدف خلقت تأمین گردد. مهم پیاده شدن این برنامه هاست، و این نمی شود، تا زمان ظهور حضرت

اگر قبل از آن عملی بشود فی الجمله عملی می شود، نه در همه ی ابعادش. این است که در زمان رسول خدا (صلى الله علیه و آله) هدف خلقت به طور تشریعی تأمین


1) بسنجید تهذیب، ج 4/ 147

شده و در زمان ظهور ولی عصر (عليه السلام) تكويناً تجلّی می کند یعنی همان برنامه ای که از جانب خدا بر رسولش نازل شد در آن زمان عملی می شود. آن وقت انسان ها انسان هایی الهی می شوند و همه در زمره عباد صالحین قرار می گیرند و دیگر در قلبشان هوی و هوس وجود نخواهد داشت آن چه هست عشق و محبت به خدا و اولیای خداست بقیه محبت ها شاخه های این محبت ها است: لا حبيب الّا هُوَ

در زیارت آل یاسین می خوانید: که بقیه را اگر دوست داریم باید در پرتو آن ها و به حساب آن ها دوست داشته باشیم(1)می خوانیم که من دوست دارم دوست امام زمان (علیه السلام) و دوست دوست امام زمان (علیه السلام) و دوستِ دوستِ دوست امام زمان (علیه السلام) و همین طور حتی اگر هزار واسطه هم بخورد.

عصر ظهور عصر شکوفایی محبت

بُعد عاطفى تقوا مهم ترین مرتبه اش مرتبه ی ولایت است ولایت و محبت از اول بوده و تا آخر هم خواهد بود و حدّ اعلا و اکمل آن در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) محقق خواهد شد.

در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) همه، اهل محبت می شوند و به اولیای خدا عشق می ورزند در آن زمان، همه، حقیقتاً مؤمن می شوند و مؤمن حقیقی دارای مرتبه ی عالی و اکمل محبت و مودّت خواهد شد.


1) بسنجید: احتجاج، ج 492/2

عصر ظهور عصر شکوفایی استعداد ها

الآن و تا پیش از ظهور امام زمان (علیه السلام) تعداد کمی از انسان ها از استعداد و امکانات خودشان استفاده می کنند مگر چند نفر از این همه جمعیت و نفوس که در روی کره ی زمین زندگی می کنند مسلمانند؟ و مگر چند نفر از آن ها شیعه هستند؟ و از میان شیعیان چه تعدادی متّقی هستند؟ الآن بر مصداق آیه ی شریفه ی وَ قَلیلٌ منْ عباديَ الشَّكُورُ (1)و از بندگان من اندکی سپاس گذارند. تعداد کمی از انسان ها و افراد بنده متّقی خدا هستند.

اما هنگام ظهور امام زمان (علیه السلام) وضع فرق می کند، در آن زمان، زمینه برای همه ی افراد آماده می شود؛ قلب های همه آماده پذیرش حق می شود، فطرت انسان ها بیدار می شود؛ فطرت حق جویی حق پسندی، حق خواهی حق پذیری و حق گویی در تمام افراد بیدار می شود. در آن زمان یا تمام انسان ها باید نابود شوند و یا انسانی کمال یافته و تمام عیار شوند و شقّ سومی هم ندارد، در آن زمان، هر فردی که روی کره ی زمین باشد استعداد ها و امکاناتش شکوفا می شود

از بعضی از احادیث استفاده می شود که طبق آیه ی شریفه هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ (2)«او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است


1) سوره سبا آیه 13

2) سوره توبه آیه 33

پیروز گرداند.» در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) دین اسلام بر سایر ادیان غلبه پیدا می کند.

و از بعضی دیگر از احادیث استفاده می شود که این آیه به این معناست که اگر در آن زمان مسیحی و یهودی و یا کافری وجود داشته باشد تحت سلطه و زیر پرچم اسلام خواهند بود و به تمام دستورات اسلام که درباره ی اهل کتاب هست گردن خواهند گذاشت.

از بعضی از احادیث هم استفاده می شود که تمام اهل زمین در زمان ظهورامام زمان (علیه السلام) مسلمان می شوند و اسلام فراگیر می شود و حتی یک فرد غیر مسلمان در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) وجود نخواهد داشت.

فطرت خدا جویی انسان ها تدریجاً تکامل می یابد تا زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) که انسان ها به طور کامل برای قبول و پذیرش حق آماده می شوند.

معنای «بقیة الله»

یکی از القاب حجت وقت «بقية الله» است. «بقية الله» یعنی چه؟ به چه مناسبتی امام زمان (علیه السلام) را بقیة الله می نامند؟

خدا، نعمت وجود عباد صالحین را به بشر داد بنده های خوب و انسان های ممتاز خودش را یک به یک برای هدایت انسان ها فرستاد ولی انسان ها قدر دانی نکردند، مگر با حضرت آدم و حضرت نوح و حضرت ابراهيم خليل الرحمن و با زکریا و یحیی و موسی و عیسی درست رفتار کردند؟ با رسول خدا و حبيب او،

خاتم الانبياء چه کردند؟ بعد از او با ائمه (علیه السلام) با امیرالمؤمنین (علیه السلام) با امام حسن (علیه السلام) با حضرت زهرا (سلام الله علیها) چطور رفتار کردند؟

اَينَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَين أَينَ أَبَناءُ الْحُسَين صالحٌ بَعدَ صالحٌ وَ صادِقٌ بَعْدَ صادقٍ! با هیچ کدام از آنان خوب معامله نکردند. اگر شکر این نعمت را که بالا ترین نعمت هاست، یعنی همان نعمت ولایت و نعمت رهبری انبیاء و اولیا را به جا می آوردند جوامع بشری این طور در اختناق نبودند اگر استفاده می کردند می توانستند به وسیله ی آنان همه ی نیاز های مادی و معنویشان را تأمین کنند ولی کفران نعمت کردند و اینک از فرستادگان و عباد صالح او بیش تر از یک نفر باقی نمانده است، و خدای متعال به این مفتی ها و آسانی ها او را در اختیار انسان ها قرار نمی دهد. آن یکی را باقی گذاشته تا بشریت آمادگی پیدا کند و به جایی برسد که بر خلاف سلف خود بتواند قدر این نعمت بزرگ را بداند در آن صورت او را به انسان ها ارزانی خواهد فرمود. او همان مصلح جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) است که «بقية الله» لقب گرفته است.

زمانی که انسان ها آمادگی کامل پیدا کردند تشریف می آورند و آن وقت است که عالَم گلستان می شود تمام عوالم ملکوت و ناسوت، مسرور و مبتهج می شوند. علیّین عوالم جنّ و انس همه خوشحال

می شوند. سرور آل محمّد (علیهم السلام) آن وقت است؛ چون هدف خلقت آن وقت پیاده می شود.

حضرت مهدی وقتی خروج می کنند اولین کلامشان این آیه است بقيَّهُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ مُؤْمِنینَ (1)اگر مؤمن باشید، باقی مانده ی خدا برای شما بهتر است.

بعد از آن می فرمایند: أَنَا بَقيَّةُ الله؛ من بقیة الله هستم. وَ خَليفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيْكُم؛ حجت و خلیفه ی خدا شما فَلا يُسَلَّمُ عَلَيهِ مُسْلِمٌ الّا قالَ السّلامُ عَلَيْكَ يا بَقيّة الله في أَرْضِهِ. (2)همه ی دوستان و اصحاب می آیند و عرض ارادت و سلام می کنند و سلامشان این گونه است: السّلامُ عَلَيْكَ يا بَقيّة الله في أَرْضه. چون خود حضرت فرمودند: أَنَا بَقيَّةُ الله آن ها هم همان گونه به آن حضرت سلام می دهند.

خورشید پشت ابر

حدیث دیگر از امام صادق (علیه السلام) است که شخصی از حضرت سؤال می کند: فَكَيفَ يَنتَفِعُ النّاسُ بِالحُجَّةِ الغائِبِ المَستورِ؟؛ مردم چگونه از امامی که مستور و پنهان است و دیده نمی شود انتفاع می برند؟


1) سور هود، آیه 86

2) كمال الدين، ج 331/1 و اعلام الوری/463

امام (علیه السلام) می فرمایند: كَما يَنتَفعونَ بالشَّمس اذا سَتَرَها السَّحاب؛ (1)همان طور که خورشید اگر زیر ابر برود و مستور شود این طور نیست که فیض ندهد و کسی از آن بهره نبرد تمام موجودات زنده از این خورشید مادی گر چه زیر ابر باشد فیض می برند این خورشید خود پرتوی است از آن خورشید.

ممکن نبودن اصلاح کلی جامعه قبل از ظهور

در زمان غیبت اصلاح کلی ممکن نیست. «مگر خضر مبارک پی بیاید »و درد ها را درمان کند. از همت او اگر بشود کاری برآید و الّا همین است که می بینیم.

اگر اصلاحی بشود جزئی است اصلاح کلّی آن موقع است، دوای درد ما تنها ظهور است این یک واقعیت است. واقعاً این درد ها درمان بشو نیست، این فساد ها بر طرف بشو نیست اگر خیلی همت بشود فی الجمله اصلاح می شود نه به طور کلی.

فقط در زمان ظهور است که سراسر جهان آباد می شود. آن وقت است که تمام جهان خیر محض می شود زیرا در آن زمان است سرّش همین است که در زمان ظهور حضرت (عجل الله تعالی فرجه) همه متّقی می شوند.

در زمان ظهور حضرت (عجل الله تعالی فرجه) حیوانات با هم مأنوس خواهند بود و گرگ و میش با هم چرا می کنند و هیچ وحشتی از هم ندارند و همه ی زمین سبز و خرم می شود. زمین از روییدن گیاه و آسمان از باریدن باران بخل نمی کند.


1) بحارالانوار، ج5/23.

ظهور کی فرا می رسد؟

اصحاب امام زمان (علیه السلام) 313 نفرند عاشق و شیفته و دل باخته ی آن حضرتند وقتی این تعداد افراد با این عشق و علاقه پیدا شدند امام (علیه السلام) ظهور خواهند کرد.

ندای آسمانی در آستانه ظهور

حدیثی داریم که مضمونش این است که در آخر الزمان و در وقتی که ظهور نزدیک است منادی حق ندا می دهد انَّ الْحَقَّ في آل مُحَمَّد .(1)وقتی که منادی حق از آسمان این ندا را می دهد و به گوش دوستان مهدی (علیه السلام) می رسد نام آن حضرت در دهان دوستان او می افتد و آن ها از شراب محبتش جرعه ای سر می کشند و دیگر غیر از مهدی ذکری ندارند و همه اش «مهدی مهدی» می گویند.

بهشت دنیوی

در نهج البلاغه حدیثی هست که می فرماید این دنیا با ما آل محمّد چه کار ها که نکرد بالاخره یک روز هم روز ماست که خواهد آمد آن روز روز ظهور و به دنبالش رجعت است.

همه ی ائمه بر می گردند و در این عالم حکومت می کنند و وارث ارض می شوند عباد صالحین در آن روز وارث ارض می شوند بندگان خوب خدا همه سر


1) الصراط المستقيم، ج 225/2 ، 259.

کار می آیند: لَتَعطَفَنَّ الدُّنيا عَلينا بَعدَ شِماسِها (1)دنيا از ما رو برگردانده و بالاخره یک روزی به ما رو خواهد کرد.

شتری که چموش و بد خو باشد چطور وقتی بچه دار شود، نسبت به این بچه تمایل و محبت پیدا می کند این دنیا هم همین طور نسبت به ما مهربان می شود آن زمان وقت ظهور است

وَ طُوبى لِلمُؤمنينَ الَّذينَ أدركُوا زَمانَهُ وَ شَهدُوا اَيَّامَهُ وَ لَحِقُوا أعوانَه؛ (2)طُوبَى لمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ وَ لَحقَ أَعوانَهُ وَ شَهِدَ أَيامَه. خوشا به حال مؤمنینی که آن زمان را درک کنند خوشا به حال مؤمنینی که آن ایام الهی و آن حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) را درک بکنند خوشا به حال مؤمنینی که اقوام و دوستان آن حضرت را درک کنند و خود حضرت را ملاقات نمایند. آن زمان زمان لذت بردن از این عالم است. آن وقت است که این دنیا بهشت است، بهشت ثانی است و انسان می تواند از نظر معنوی اوج بگیرد و به کمال نهایی برسد. آن زمان می تواند از جنبه های معنوی حظّی وافر ببرد. جنبه های مادی هم البته هست لکن آن ها در مقایسه با حظ های معنوی اندکّ است عنایت و توجهی به آن ها نیست؛ یعنی انسان وقتی که لذت های معنوی و روحی را درک می کند لذت های مادی پیش او رنگ و بویی ندارد.


1) نهج البلاغة /506، حکمت 209؛ شرح نهج البلاغة ج 29/19. بحارالانوار، ج 167/24.

2) بسنجید: بحار الانوار، ج 52

ألا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كَانُوا يَتَّقُون، لَهُمُ الْبُشْرِى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلماتِ اللهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ؛ آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند همان ها که ایمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می کردند در زندگی دنیا و در آخرت مژده برای آنان است وعده های خدا را تبدیلی نیست این همان کامیابی بزرگ است. (1) در کتاب کافی ذیل همین آیه حدیثی از امام باقر (علیه السلام) آمده است با این عبارت: وَ الْاِمامُ يُبَشِّرُ هُم بِقِيامِ القائم وَ بِظُهُورِهِ وَ بِقَتْلِ أَعدائِهِمْ وَ بِا النَّجَاهِ فِي الآخِرَةِ، وَ الْوُرُودِ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلى الله عَليه و آله الصَّادِقِينَ عَلى الحوضِ (2)حضرت (علیه السلام) بشرای در حیات دنیا را تفسیر می کند به بشارت به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) و به این که دشمنان حضرت نابود می شوند و به اینکه اهل تقوا در آخرت اهل نجات هستند و بر حوض کوثر بر محمّد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) وارد می شوند.

اگر بنا باشد که صرف ظهور حضرت بشارت باشد در حالی که این مطلب از يقينيّات تشیع و شیعه است در این صورت این امر بشارت حساب نمی شود. این را که او می داند و بر معلومات او چیزی اضافه نمی شود آنی که بشارت حساب


1) سوره یونس، آیات 62 - 64

2) کافی، ج 429/1. بحارالانوار، ج 353/24.

می شود؛ که خود این روایت هم بشرای آیه حساب کرده؛ این است که به او می گویند تو ظهور را درک می کنی.

درک ظهور هم یا به این است که زنده می ماند تا وقتی که ظهور را درک کند؛ که این بهترین بشارت و بالا ترین آرزو است؛ و یا این که اگر هم مرد و اجلش رسید بعداً رجعت می کند؛ چون یک عده ای از خوبان هستند که بعد از مردن بر می گردند و درک ظهور می کنند بالاخره هر کدام از این دو باشد مژده است.

زندگی لذت بخش در عصر ظهور

این که در زمان ظهور حضرت (علیه السلام) در تمام ابعاد زندگی تحول عجیبی پیدا می شود به چه وسیله است؟ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم (1)در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. آن وقت وضع اعمال بنده ها تغییر می کند و همه، آدم های خوبی می شوند؛ متّقی حقیقی می شوند. این گونه انسان ها الآن کم هستند نه این که نباشند.

اگر این عده قلیل از اهل تقوا نبودند ما هم وجود نمی داشتیم به برکت این هاست که ما وجود داریم و زنده هستیم و رزق می خوریم در آن هنگام همه ی موجودات و همه ی انسان ها طریق مستقیم پیدا می کنند و همه اهل تقوا می شوند.


1) سوره رعد، آیه 11.

روزی می آید که تمام جوامع بشری در سراسر زمین، همه صالح هستند، یک وجب از زمین را غیر صالح ساکن نیست و تنها بندگان صالح و شایسته ی خدا هستند که روی زمین سکونت دارند در آن زمان است که خدا برکاتش را بر این ها نازل می کند چون یکی از آثار تقوی این بود که برکات خدا از آسمان و زمین برای اهل تقوی می بارد: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ منَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (1)و اگر مردم شهر ها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم.

آن وقت است که زمین جای سکونت است و این زندگی، زندگی گوارا و زندگی خوش و بهجت بخشی می شود آن هنگام زمین، بهشت ثانی می شود. آن وقت است که در سراسر جهان حکومت قرآن و حکومت الله برقرار می شود، بقیة الله حاکم می شود و عباد صالحین هر پست و مقامی را دارا شوند غصب نیست. غیر صالحين غاصبند و نباید حکومت داشته باشند ولی در آن زمان همه در سراسر جهان اهلیت حکومت دارند چون همه صالح و متّقی هستند.

آن زمان خورشید معرفت و خورشید علم از افق ولایت طلوع می کند. الآن علمای بزرگی از قبیل شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلّی و سید بن طاووس و بحر العلوم نسبت به حجت وقت امام زمان (علیه السلام) به منزله ی یک چراغ کم نور هستند هنگامی که خورشید طلوع می کند و روز می شود دیگر چراغ کم نور خاصیت و اثری ندارد این ها حالا روشنایی دارند اما درباره ی آن ها - با همه ی


1) سوره اعراف آیه 96

مقامشان - نسبت به امام زمان (علیه السلام) نمی توان تعبییر قطره و دریا را هم به کار برد. حتی نّم و یم هم نمی شود گفت.

یکی از مزایای آن زمان این است که عقول تکمیل می شود حدیث هم داریم که خدای متعال به وسیله ی امام زمان (علیه السلام) عقول انسان ها را تکمیل می کند، یعنی در آن زمان، انسان ها به تمام اقسام کمال (کمال فکری، عقلی، سیاسی، اجتماعی و...) خواهند رسید.

آغاز زندگی حقیقی

ما حيات انسانی نداریم حیاتی که ما داریم حیات حیوانی است. این حیاتی که ما داریم حیات طیبه نیست حیات کثیف و آلوده است اجتماعی که در آن ظلم حکم فرما باشد مردم آن اجتماع دل ندارند افسرده و بی حرکت و بی نشاطند. اجتماعی که عدالت در آن حاکم باشد زنده است در چنان جامعه ای کمال در همه ی ابعاد وجود خواهد داشت؛ کمال اقتصادی کمال فرهنگی کمال هنری کمال تکنیکی و صنعتی و کمال معنوی انسانی و الهی در آن جامعه وجود خواهد داشت. جامعه در ظهور امام زمان (علیه السلام) جامعهای این چنین خواهد بود.

پایان سلطه ی شیطان

یکی از تفسیر هایی که درباره ی آیات قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ، إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (1)شده این است که شیطان تا روز بعث یا همان روز قیامت مهلت خواسته ولی خدای متعال تا يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛ یعنی روز موعود معين عند الله به او مهلت داده است که به حسب حدیثی که از امام صادق (علیه السلام) رسیده آن روز، روز ظهور حضرت حجت (علیه السلام) است (2)و این یعنی این که مهلت شیطان تا زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) است و در زمان ظهور و بعد از آن که دنیا پر از عدل و داد می شود شیطان دیگر وجود نخواهد داشت.

آیه ی دیگری هست که می فرماید: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فى الزَّبُور منْ بَعْد الذِّكْر أَنَّ الْأَرْضِ يَرثُها عبادِىَ الصَّالِحُون (3)؛ ما در کتاب زبور که یکی از کتب آسمانی پس از تورات است این مطلب را تثبیت کردیم که بالاخره بندگان صالح من وارث زمین می شوند یعنی بالاخره روزی فرا می رسد که کسانی که در این زمین زندگی می کنند همه از عباد صالحین باشند. الآن عباد صالح اندکند اما آن وقت همه عباد صالحین خواهند بود.


1) «فرمود: تو از مهلت یافتگانی ولی تا روز و زمان معیّن» سوره ص آیات 80 - 81

2) بنگرید البرهان، ج 343/2 ج 6 - 7، بحار الانوار، ج 221/60 ، تأويل الآيات 498 در تأویل سوره ص.

3) سوره انبیاء، آیه 105

از این فرموده خدای متعال معلوم می شود که شیطان در آن وقت نقشی ندارد آن هنگام زمین پر از عدل و داد می شود بعد از آن که پر از جور و ظلم شده است و سراسر عالم را بنده های خوب خدا پر می کنند.

علاوه بر این که در همین آیه وَ لَقَدْ كَتَبْنا في الزبور مِنْ بَعْدِ الذِّكْر أَنَّ الْأَرْضَ يَرثُها عبادىَ الصَّالِحُون؛ تفسیر ها و روایات متعددی هست که به ظهور حضرت تفسیر شده که آن وقت یعنی وقتی که زمین را عباد صالحین وارث می شوند زمان ظهور حضرت حجت است. در آن زمان است که حیات عالم حیات طیبه می شود آن روز است که زندگی شیرین می شود و آن دوران است که عقل ها کامل می شوند و سطح فرهنگ دینی افراد بالا می رود. در عصر ظهور، بنده ها جور دیگری می شوند و اساساً خلقت عالم و خلقت انبیا جنبه ی مقدمیت دارد برای یک چنین دورانی آن زمان است که هدف خلقت پیاده می شود.

خدای متعال تمام خلایق را خلق کرده تا مراحل طی بشود و کلاس های معرفتی و دینی طی بشود و انبیا یکی بعد از دیگری بیایند ائمه یکی بعد از دیگری بیایند و انسان ها را آماده بکنند تشنه ی حق بکنند تشنه ی صلاح بکنند، تشنه ی اخلاق فاضله بکنند و زمینه های روحیشان مساعد شود برای این که حق را پذیرا شوند در آن وقت فطرت ها بیدار می شود فطرت انسان یعنی فطرت حق خواهی و فطرت حق جویی و حق پذیری او بیدار می شود

الآن همه ی فطرت های انسانی خوابند آن موقع است که بیدار می شوند، آن وقت است که زمینه های روحی مساعد می شود و با مساعد شدن زمینه های روحی است که همه ی این امور رخ خواهد داد.

در هر حال می توانیم بگوییم که از خود آیات شریفه صرف نظر از روایات، استفاده می شود که در آن وقت شیطان سلطه ای نخواهد داشت. البته در خود این آیه قرینه ای در مورد این مطلب نیست، لكن من حيث المجموع استفاده می شود که مهلت شیطان تا وقت معلومی است که خدا به او داده و آن وقت، وقت ظهور حضرت است.

تفاوت های عصر ظهور با قبل از آن

زمان ظهور حضرت با زمان پیش از آن هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی آن هم متفاوت است. بشر از امکاناتی که از اول خلقت آدم تا زمان ظهور حضرت داشته استفاده نمی کرده است تنها عده ی معدودی یعنی انبیاء و اولیاء و تعدادی از عباد خدا از استعداد های معنویشان استفاده می کرده اند.

دیگر این که امکانات و استعداد انسان ها در زمان حضرت بیشتر می شود هر کس از جنبه ی معنوی استعدادی دارد ولی اگر حضور حضرت را درک کند به استعدادش اضافه می شود و اضافه هم که شد باز از آن اضافه استفاده می کند لذا برای انسان ها هیچ زمانی بازده و نتیجه اش مثل آن زمان نیست. آن موقع است که

ویژگیهای عصر ظهو

53

انسانها به کمال نهایی خودشان میرسند به قدری که خودشان هم

نمی توانسته اند تصور بکنند.

زمان ظهور حضرت (علیه السلام) بهترین دوران زندگی است. از هر جنبه ای و از

هر جهتی حساب کنید در آن وقت سعادت انسان تأمین میشود. نیازهای مادی و معنوى تماماً تأمین می شود، بشر کمبود ندارد.

لا يَبقى مُبعْضٌ لاَهْل الْبَيت (علیه السلام) از خصوصیات زمان ظهور این است که یک نفر در تمام عالم پیدا نمی شود که اهل البیت (علیهم السلام) را دوست نداشته باشد و دشمن آن ها باشد وقتی که همه اهل ولایت باشند همه سعادت ها نیز نصیب آن ها می شود.

نزول عذاب با دوری از امام

اگر خدا بخواهد قومی را عذاب بکند آن ها را از حجت وقت جدا می کند و او را از زندگی آنان بیرون می آورد خودشان از حجت وقت و از امام زمان (علیه السلام) فاصله می گیرند، و هر زمانی از امام زمان (علیه السلام) فاصله گرفتند مستحق غضب خدا می شوند و عذاب بر آنان نازل می شود عذاب انواع و اقسامی دارد و فقط منحصر به این نیست که صاعقه بیاید همین بدبختی ها و بیچارگی ها که هست عذاب است.

بخش سوم: نقش توسّل به امام زمان (علیه السلام) در سلوک الی الله

اشاره

1- اهمیّت رابطه با امام زمان (علیه السلام) در پیمودن راه خدا

2- معنای همراهی با صادقین

3- امام زمان (علیه السلام)، طبیب روح

4- مهر امام زمان (علیه السلام) به شیعیان

5- خطر سوءظن به امام زمان (علیه السلام)

6- پیوند با امام زمان (علیه السلام) راه خوشبختی بعد از مرگ

7- امام حسین (علیه السلام) باب الحجه

8- توصیه اهل معرفت به توسل به امام زمان (علیه السلام)

9- اهمیّت توبه بندگان در خشنودی امام زمان (علیه السلام)

10- توفیق برای توبه نیازمند عنایت امام زمان (علیه السلام)

11- بهترین راه استغفار

12- سلام امام زمان (علیه السلام) بر صالحین

13- ناراحتی امام زمان (علیه السلام) از گناه بندگان

14- ناراحتى مؤمن بخاطر ناراحتی امام

15- همه موجودات فقیران امام زمان (علیه السلام)

16- نقش مهم امام زمان (علیه السلام) در رسیدن به اخلاص

17- از امام زمان (علیه السلام) چه بخواهیم؟

18- امام زمان (علیه السلام) بهترین پناه

19- فضیلت نیمه ی شعبان

20- آمرزش گناهان آینده یعنی چه؟

21- مهم ترین فضیلت نیمه ی شعبان

22- مقرّب شدن سرباز فداکار

اهمیّت رابطه با امام زمان (علیه السلام) در پیمودن راه خدا

چنان چه کسی در مسیر هدایتش به هدایت امام مفترض الطاعة؛ يعنى امام زمان خودش مهتدی شد این دیگر راهش، راه خدا و راه محبت به خدا می شود ارتباطش با خدا و با امام زمانش برقرار می شود و لحظه به لحظه هم این ارتباط قوی تر می شود تا آن جا که در زمره ی یاران امام زمان (علیه السلام) قرار می گیرد. برای رسیدن به چنین مقامی باید مسیر را دنبال کرد و راه تقوا را ادامه داد و تسامح نکرد و کوچک نشمرد اگر انسان اهمیت بدهد و همین راه را دنبال کند بالاخره به نتیجه می رسد.

یکی از دوستان می گفت جلسه ای بود که روی آن تبلیغات شده بود و من فکر می کردم که مورد رضای خدای متعال و امام زمان (علیه السلام) است و با این عقیده می خواستم در آن شرکت کنم. شب خواب مادرم را دیدم که چند مرتبه تأکید کردند

که مبادا در این جلسه داخل شوی این مجلس برای دینت ضرر دارد و جز ضرر و فساد چیز دیگری در آن نیست.

پیش خودم گفتم من که الزامی ندارم که حتماً به این جلسه بروم، پس چرا در آن شرکت کنم.

به هر حال با این خواب اسباب شكّ من فراهم شد. از یک طرف می گفتم خواب بوده و به قول ما طلبه ها خواب حجّت نیست و ترتیب اثر نباید داد و از طرف دیگر می گفتم خوب! حالا واجب هم که نیست در این جلسه شرکت کنم.

خلاصه، در این جلسه شرکت نکردم بعداً متوجه شدم که تمام آن چه مادرم در خواب به من گفته بود عین واقع و حقیقت بود.

نتیجه: کسی که در صراط حق قرار گیرد و واقعاً رو به خدا برود و در مقام تحصیل رضای حق باشد خدا لطف می کند اولیای خدا لطف می کنند و به اصطلاح زیر بالش را می گیرند و مشمول عنایت خاصه ی آن ها می شود

معنای همراهی با صادقین

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادقین «ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید». (1)


1) سوره توبه آیه 199

در دنیا باید انسان با صادقین باشد و از آن ها جدا نشود. صادقین چه کسانی هستند؟ صادقین مطلق معصومینند. الان صادق مطلق امام زمان (علیه السلام) است. در هر زمانی صادق مطلق، حجت وقت است صادق مطلق یعنی کسی که سراسر وجودش صدق است مجسمه ی صدق و حق است حق محض است صدق محض است و هیچ شائبه ای از غیر صدق و حق در وجودش نیست: عَلَىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقِّ مَعَ عَلَى يَدُورُ حَيْثُما دَارَ؛(1)این یکی از ادله ی عصمت است که از آن عصمت فهمیده می شود

با امام زمانتان باشید برنامه و رفتار او را داشته باشید و به او اقتدا بكنيد امر او را امتثال کنید و به نهی او منتهی بشوید با او ارتباط برقرار کنید و او را رهبر و مقتدای خود قرار بدهید. او در تمام امور معصوم مطلق است و هر کس به او نزدیک تر باشد از همه به خدا مقرب تر است. هر کس به او نزدیکتر به خدا نزدیک تر

امام زمان (علیه السلام)، طبیب روح

طبیب روح چه کسی است؟ اول خداست و بعد از خدا اولیای خدا و امام زمان (علیه السلام) هستند. باید سراغ این ها برود باید توبه کند و جداً از خدا بخواهد، از امام زمان (علیه السلام) بخواهد که او را کمک کنند معالجه کنند.


1) بحارالانوار، ج 431/10.

این معالجه نکردن و سراغ خدا نرفتن کار آن کسی است که پا به بخت خودش می زند کسی که می تواند با توبه و استغفار تمام درد هایش را درمان کند می تواند با یک توسل به امام زمان (علیه السلام) تمام مشکلاتش را حل کند.

مهر امام زمان (علیه السلام) به شیعیان

نسبت به مقام امامت اخبار زیادی داریم که این ها چقدر مهربان بوده و محبت داشته اند اگر باورمان بیاید که حضرت حجت چقدر به دوستانشان لطف دارند انسان از شدّت شعف ممکن است از خود بی خود شود چقدر تفقّد کرده اند، چقدر از آزرده شدن یکی از دوستانشان ناراحت شده اند.

علامه مجلسی (اَعلَی الله مقامَه) در «بحارالانوار» در ضمن توقیعات شریفی که از ناحیه ی حضرت نقل می کند توقیعی را آورده است که در سال 410 هجری قمری از طرف حضرت برای شیخ مفید (اعلَى اللَّهُ مَقامَه) توقیعی فرستاده شده که در ضمن آن حضرت می فرمایند: فَأَنّا يُحيطُ عِلمُنا بأنبائكُم، (1)ما از کار ها و اوضاع شما اطلاع داریم. ناراحتی های شما و لغزش های شما را هم می دانیم.

أنّا غَيْرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكُم»، این طور نیست که به شما توجه نداشته باشیم و مراعات حال شما را نکنیم ﴿ وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم، ما شما را فراموش نمی کنیم وَ لَو لا ذلِکَ... اگر این توجه ما به شما نبود، بلا بر شما نازل می شد


1) بحارالانوار، ج 175/53

وشما در شدّت و مضیقه قرار می گرفتید در تنگنای مصائب قرار می گرفتید و دشمنان شما به شما دسترسی پیدا می کردند و دست از سر شما بر نمی داشتند.آن حضرت مخصوصاً در این زمان یعنی در حال غیبت که حرج شدید است نسبت به دوستانشان لطف و عنایت دارند و از ناراحتی های آن ها متأثر می شوند.### خطر سوء ظن به امام زمان (علیه السلام)هر چند برای اشخاصی که تازه کارند و بسم الله آن را می گویند امری مشکل است لكن این مشکل را باید تحمل کنند و حتماً با تمسک و با توجه و با پناه بردن به خداوند و از خدا خواستن و توسل به اولیای خدا و توسل به امام زمان (علیه السلام این مشکل حل می شود.)عمده این است که انسان به طرف خدا برود. این که بعضی می گویند امام زمان (علیه السلام عنایت نکردند غلط است این سوء ظن به امام زمان (علیه السلام است و خدا می داند سوء ظن به امام زمان (علیه السلام) چه تأثیر سوئی دارد.)واقعاً اگر کسی به طرف آنان برود آن ها عنایت دارند، حتی به آن هایی هم که به طرفشان نرفته اند عنایت دارند.گاهی افرادی که در راه سیر و سلوک قدم می زنند مرتب برای خدا و پیغمبر و امام زمان (علیه السلام تعیین وظیفه می کنند، این صحیح نیست.)

انسان فقط و فقط باید در مقام بندگی و اطاعت خدا باشد نتایج خواه ناخواه مترتب می شود.این مشیت الهی است که باید رفت و نشست تا بتوان از انواع و اقسام اغذیه ی معنوی و غیر معنوی استفاده کرد و از آن برخوردار شد، وقتی کسی سراغ این بزرگواران نرود خودش را محروم کرده است.این خواست خداست که اگر انسان خواست استفاده کند باید سراغ این ها برود. وقتی رفتی آن ها هم عنایت دارند و بیش از حدّ تصوّر ما هم عنایت دارند باید سراغشان رفت و از ایشان خواست آن ها هم رئوفند و هم رحیم.### پیوند با امام زمان (علیه السلام راه خوشبختی بعد از مرگ)آقایی مرحوم شده بود و به خواب کسی آمده و گفته بود که شما هم مثل من عمل بکنید تا بعد از مرگ خوشتان باشدپرسیده بود: چه کار کنیم؟ گفته بود که پیوندتان را با امام زمان (علیه السلام قُرص و محکم بکنید توسلات شما به امام زمان (علیه السلام) قطع نشود.)دو چیز را هم اسم برده بود که یکی از آن دو که الآن در ذهنم هست نماز توسل به امام زمان (علیه السلام بود که این نماز را حتما بخوانید مثل اینکه خود آن مرحوم این برنامه را داشته است.)

آن دیگری را فراموش کرده ام این ارتباط از همان اول باید باشد و از همان ابتدا باید از مقام ولایت استمداد بشود و دوش به دوش این ارتباط، آدم در مسیر تقوا پیش برود.### امام حسین (علیه السلام باب الحجّه)امام حسین (علیه السلام را باب الحجّة حساب می کنند یعنی اگر کسی خواست با امام زمان (علیه السلام ارتباط برقرار کند، از در حسین (علیه السلام وارد شود.)### توصیه اهل معرفت به توسل به امام زمان (علیه السلام)بعضی از علمایی که اهل معرفت بودند و عده ای از بزرگان دیگر که مدت ها پیش آن ها تلمذ کرده اند توصیه می کردند به شاگردانشان که همیشه مخصوصاً ماه مبارک رمضان در شبانه روز یک مرتبه یا دو مرتبه توجهی و توسلی به حضرت بقية الله الاعظم ( علیه السلام داشته باشند و از حضرت بخواهند کمکی بکنند و عنایتی بفرمایند.)حضرت بقیة الله (علیه السلام کریمند از اولاد کرامند در زیارت آن حضرت می خوانیم ﴿ أنتَ يا مَولاىَ كَرِيمٌ مِنْ أولادِ الْكِرامِ وَ مَأْمورُ بِالضّيافَةِ وَ الاجارَة)؛ (1)حضرت از جانب خدا مأموریت دارند که از بندگانش و از میهمانانش پذیرایی کنند


1) جمال الاسبوع / 37، بحارالانوار، ج 215/99.

و ما هم ان شاء الله مهمان خدا هستیم و امام زمان (علیه السلام) هم ولی خداست از ایشان بخواهیم که از ما پذیرایی کنند.

بگویم يَا ابْنَ رَسُول الله! لا تَأْخُذنا بِسوءِ الأعمال؛ ای پسر رسول الله (صلی الله علیه و آله) ما را به سوء اعمالمان مؤاخذه نکنید شما کریمید از اولاد کرامید، عادتتان احسان است اصلا سجیّه و طبیعتتان این است که احسان دارید ما بد بنده ای هستیم ما بد نوکری هستیم ولی شما خوب آقایی هستید، لطفی بفرمایید، عنایتی بفرمایید و از خدا بخواهید که خدا ما را توفیق دهد و از ما راضی باشد خودتان از ما راضی باشید.

از خدا بخواهید که ما را توفیق بدهد برای روزه برای تلاوت قرآن و برای آن چه که رضای شما در آن است.

ما ضعيفیم و از شما استمداد می کنیم و می خواهیم که لطفی و عنایتی بفرمایید بلکه به برکت انفاس قدسی شما بتوانیم خودمان را نجات دهیم و به شما قرب پیدا کنیم. ما می خواهیم به شما نزدیک شویم اراده و نیّت این معنی را داریم حالا اگر در عمل مقصّر باشیم اما این اراده و نیّت در ما هست که رضای شما را کسب بکنیم

نمی خواهیم کاری کنیم که شما را ناراحت کنیم کاری کنیم که شما از ما آزرده شوید می خواهیم جوری باشیم که شما از ما خشنود باشید و پیش شما سرفراز باشیم خودتان لطف کنید عنایت کنید و این مطلب را از خدا بخواهید.

اهمیّت توبه بندگان در خشنودی امام زمان (علیه السلام)

اولیای خدا هم از توبه ی بندگان خدا مسرور می شوند امام زمان (علیه السلام) خوشحال می شوند و کسی که امام زمان (علیه السلام) را خوشحال کند نقطه ی شروعی برای ارتباط خودش با مقام ولایت کلیّه ی الهیه به وجود می آورد و عنایت خاص او را شامل حال خودش می گرداند و باعث می شود زیر بالَش را بگیرند. چنین کسی دیگر راه می افتد و مراحل تکامل را یکی پس از دیگری طی می نماید.

توفیق برای توبه، نیازمند عنایت امام زمان (علیه السلام)

توفیق توبه؛ فضل خداست و مگر کسی می تواند بدون این که فضل خدا شامل حالش بشود توبه حقیقی بکند مگر تا عنایت امام زمان (علیه السلام) نباشد انسان موفق می شود به این توفیق که بالاترین فضل الهی و بالا ترین لطف حضرت حق است دست پیدا کند

این توفیقات و همین ارتباط با خدا و اولیای خدا و امام زمان (علیه السلام) و دوستانشان را چیزی به حساب نمی آوری؟ انسان قبل از توبه با شیطان و با دشمنان امام زمان (علیه السلام) ارتباط دارد و پس از آن با امام زمان (علیه السلام) مرتبط می شود بین این دو مرحله خیلی تفاوت وجود دارد.

بهترین راه استغفار

یک وقت انسان خودش استغفار می کند و یک وقت دیگران برایش استغفار می کنند، رفقایش برایش استغفار می کنند، آن هم مؤثر است.

راه سومی هم دارد که بهتر از دو راه قبلی است و آن این است که انسان به حجّت وقت، امام زمان (علیه السلام) متوسل شود و از آن حضرت بخواهد که يَابنَ رَسُول الله ! شما برایم طلب مغفرت نمایید. من این مطلب را از این آیه ی شریفه می گویم: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً؛ (1)و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می کرد قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند.

خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید که اگر این ها که خلاف کرده اند پیش تو می آمدند و از من طلب مغفرت می کردند و تو هم برایشان استغفار می کردی؛ یعنی اگر این دو استغفار با هم ضمیمه می شد آن وقت لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً نمیفرماید: «يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُم»، یعنی خدا ایشان را می آمرزید بلکه می فرماید: لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رحيماً تعبیر بسیار جالبی است؛ یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) در وجودشان می فهمیدند و می یافتند و درک می کردند که خدا آن ها را آمرزیده است یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیّت خدا را لمس می کردند


1) سوره نساء آیه 64

یک وقت حجت خدا رسول الله (صلی الله علیه وآله) بود و حالا حجت وقت، امام زمان (علیه السلام) است به خدا قسم اگر ما از امام زمان (علیه السلام) بخواهیم، برایمان استغفار خواهند کرد در ساحت مقدس این ها بخل راه ندارد. اگر خدا دعای ما را مستجاب نکند نه این است که عاجز است و یا از خزانه اش کم می شود هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست.

امام زمان (علیه السلام) حجت وقت است ،صفاتش صفات الهی است؛ اسم اعظم خدا، الان امام زمان (علیه السلام) است. او وجيهاً عند الله است، او محمود خداست، او ولیّ خداست او همه کاره ی این عالم است.

اگر جدّاً از امام زمان (علیه السلام) بخواهیم یا از خود پیغمبر (صلی الله علیه وآله) هم بخواهیم - آن ها که مرده و زنده ندارند لکن فعلا کار ها به دست امام زمان (علیه السلام) است - حضرت دعا می کنند طلب مغفرت می کنند و این طلب مغفرت قطعاً کار ساز خواهد بود و بدون شک پذیرفته خواهد شد بعد از این طلب مغفرت، انسان، غفوریّت و رحمانیت خدا را لمس می کند.

عرض کنیم یا بن رسول الله! ای عزیز فاطمه! تو می دانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم و یکی از القاب شما «غَوث» است یعنی پناه بی پناهان، شما پدر حقیقی ما هستید ما بچه های بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوکر های بدی هستیم اما شما خوب آقایی هستید ما کجا برویم و به چه کسی بگوییم و به کی پناه ببریم؟ ما حق دوستی داریم ما شما را دوست داریم تو از قلب ما خبر داری، ما خودمان خوابیم و نمی دانیم با این بلا ها و گرفتاری ها چه کنیم

در زیارت دارد وَلىَ حَقَّ مُوالاتی؛ (1)دوستی حق می آورد، ما حق موالات داریم به شما امید داریم از شما تقاضا و درخواست داریم که شما به ما تصدق بکنید خدا صدقه دهندگان را جزای خیر می دهد ما دست گدائیمان به سوی شما دراز است تقاضای عنایت و توجه داریم یک لطفی بفرمایید و از خدا بخواهید به ما توفیق توبه ی حقیقی عنایت کند و این بلا ها و گرفتاری ها را از ما دفع نماید و شر دشمنان خدا را به خودشان بازگرداند.

سلام امام زمان (علیه السلام) بر صالحین

در نماز هایمان دست کم روزی پنج مرتبه می گوییم السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلَى عباد الله الصالحين. آیا امام زمان (علیه السلام هم این کلام و سلام را در نمازشان می فرمایند یا نه؟ بله امام زمان (علیه السلام) هم این کلام را می فرمایند و به بندگان صالح خدا سلام می دهند حضرت به واجبات عمل می کنند. به مستحبات عمل می کنند اصلاً سلام تمام عیار را حضرت می دهند این السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عباد الله الصاّلحینَ یعنی چه؟ یعنی سلام بر ما و بر همه ی بندگان صالح خدا.

یک وقت است من و شما این سلام را می گوییم و یک وقت امام زمان (علیه السلام) پس بندگان صالح در همین دنیا مشمول سلام حضرت ولی عصر (علیه السلام) می شوند سلام البته جواب دارد اشخاص معمولی جواب سلام را می دهند چه رسد به انسانی که کامل ترین انسان هاست و بالا ترین صفات انسانی در


1) مستدرک الوسائل، ج 222/10 ، بحار الانوار، ج 172/99

او هست و از همه ی انسان ها پیش خدا محبوب تر است و صفات الهی در او بیشتر و قوی تر است و در حدّ اعلا و فوق تصوّر همه ی انسان ها رئوف و رحیم و عطوف است نمی شود چنین کسی در برابر سلام انسان بی تفاوت باشد و جواب سلام را ندهد چنین چیزی محال است.

ناراحتی امام زمان (علیه السلام) از گناه بندگان

حجت وقت و ولی امر امام زمان (علیه السلام) که مظهر رحمت واسعه ی حق است از معصیت کردن بندگان خدا ناراحت می شود.

حدیث داریم که: لا تَسُووُا رَسُولَ الله (1)رسول خدا را ناراحت نکنید، به این که معنی معصیت خدا را نکنید تا پیغمبر ناراحت شود.

امام زمان (علیه السلام) هم همین طورند یعنی اگر معصیت کردیم امام زمان (علیه السلام) هم ناراحت می شوند. بر عکس اگر رو به خدا رفتیم امام زمان (علیه السلام) مسرور می شوند و وقتی که خوشحال شدند برای ما بازدهی دارد ما که آن ها را مسرور کردیم آن ها هم متقابلاً ما را خوشحال می کنند، درباره ی ما دعا می کنند. دعا های امام زمان (علیه السلام) با دعا های دیگر خیلی فرق دارد، زمین تا آسمان فرق دارد دعایی اگر هست آن است که حضرت می کند نه دعایی که ما می کنیم


1) اصول کافی، ج 219/1، 131/17.

انسان محدود است و همه ی ابعاد وجودیش باید کنترل و حدود الهی در آن ها رعایت بشود یعنی این طور نیست که انسان به هر چیزی که می رسد نگاه کند و هر چه از زبانش در می آید بگوید: الْمُؤمِنُ مُلْجَمٌ (1)مؤمن در دهانش لجام هست. زبانش کنترل می شود لذا توجه می کند که این کلامی که می خواهد از زبانش خارج کند آیا رضای خدا و رضای اولیای خدا در آن هست یا نه. رضای امام زمان (علیه السلام) که ادعای محبتش را می کند در آن هست یا نه. اگر حجت وقت را با گفتن این کلمه ناراحت می کند باید نگوید و خود را کنترل کند.

به هر حال باید کاری بکنیم که حضرت را خوشحال کنیم تا مشمول عنایت حضرت قرار گیریم، در آن صورت حضرت کُمکمان می کنند، کما این که کمک کرده اند.

ناراحتی مؤمن بخاطر ناراحتی امام

قهری است که وقتی محبّ امام زمان (علیه السلام) بفهمد امام زمان (علیه السلام) غمناک است محزون می شود وقتی بفهمد که امام زمان (علیه السلام) مسرور است نمی تواند خوشحال نشود در آدم های معمولی این طوری است که با مقدار کمی محبت این گونه می شود آن وقت چگونه می شود از مصیبت کسی که در تمام عوالم امکانی بهتر از او وجود ندارد و کسی که از تمام موجودات عالم پیش خدا محبوب تر است متأثر نشود.


1) بحار الانوار، ج 275/72 معانی الاخبار / 170.

وقتی که انسان حجت وقت را به این صورت شناخت قهراً او هم به این علاقه پیدا می کند و لاجَرم وقتی فهمید [مثلاً] امشب شب مصیبت امام زمان (علیه السلام) است نمی تواند تأثر پیدا نکند قهراً متأثر می شود

همه ی موجودات فقیران امام زمان (علیه السلام)

مؤمن خصوصیتی دارد و آن این که خودش را همیشه مفتقر به خدا می بیند يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمید «ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است». (1)

این فقر در وجود مؤمن تجلی می کند فَقر الَی الله یعنی مؤمن می فهمد و لمس می کند که از خودش هیچ چیز ندارد خود را سرا پا احتیاج به خدا و حجت وقت و ولیّ خدا می بیند می یابد که وجودش سراپا نیازمند خدا و ولیّ اوست. ولیّ خدا این خصوصیت مؤمن را در اعلا مرتبه اش لمس می کند

علامه مجلسی (اَعلَی الله مقامه) به نقل از کتاب معالم الدین این دعا را به امام زمان (علیه السلام) نسبت می دهد و می گوید:

شخصی به نام، محمد بن ابی الرواد رواسی به اتفاق رفیقش به نام محمد بن جعفر دهاّن در روزی از روز های ماه رجب عازم مسجد سهله می شوند محمد بن ابي الرواد به دوستش می گوید: بیا اول به مسجد صعصعه برویم و در آن جا دو رکعت


1) فاطر، آیه 15

نماز بخوانیم سپس عازم مسجد سهله بشویم زیرا مسجد صعصعه مسجد مبارکی است و امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در آن نماز خوانده است و سایر ائمه هم قدم مبارکشان را در این مسجد گذاشته و در آن نماز خوانده اند.

راوی می گوید: وارد مسجد شدیم و داشتیم نماز می خواندیم که شتر سواری آمد و از شترش پیاده شد و شترش را در سایه بست و به داخل مسجد مشغول نماز شد؛ « صَلَّی رَكْعَتَین اَطالَ فيهما »؛ دو ركعت نماز خواندند و نماز را طول دادند. «ثُمَّ مَدَّ يَدَيه فَقال: اللهُمَّ يَا ذَا المَنَن السابغة ...»؛ بعد دستشان را بلند کردند و همین دعای منقول را خواندند. «ثُمَّ قام الى راحلته و رَكِبَها...»؛ بعد برخاستند و سوار شتر شدند که بروند.

محمد بن ابی الرواد می گوید در این هنگام رفیقم رو به من کرد و گفت که این آقا شخص بزرگواری است. «اَلا نَقومُ اليه فَنَسْأَلُهُ مَنْ هُوَ؟»؛ برویم و از او بپرسیم کیست؟ گفتم خوب است، برویم و بپرسیم. کیست؟ گفتم خوب است، برویم و بپرسیم.«فَقُمُنا الَيْه» به طرفش رفتیم. «فَقُلْنا لَهُ نَاشَدَناكَ اللهُ مَنْ أَنْتَ؟»؛ شما را به خدا که هستید؟

«فَقَال نَاشَدْ تُكُمَا الله مَنْ تَرَيَانی؟» فرمودند شما را به خدا، فکر می کنید من که باشم؟»

«فَقالَ ابْنُ جَعْفَر الدُّهانُ نَظُنُّكَ الْحَضْرَ»؛ محمد بن جعفر دهان گفت: گمان می کنم شما خضر باشید.

«فَقالَ وَ أَنْتَ أيضاً؟». رو به من کردند و گفتند: تو چه فکر می کنی؟

فَقُلتُ أَظُنُّكَ آيَاه» گفتم من هم گمان می کنم شما خضر باشید.

«فَقالَ وَ اللَّهُ أَنِّى لَمَنِ الْحَضْرُ مُفْتَقِرٌ إِلَى رُؤْيَتِهِ»؛ فرمودند: به خدا قسم من کسی هستم که خضر محتاج به رؤیت اوست.

سپس فرمودند: «انْصَرِفا فَأَنَا امامُ زَمانكُمَا» (1)بروید من امام زمان شما هستم.

امام زمان (علیه السلام بهتر از هر کسی به این خصوصیت واقفند و توجه دارند. حضرت مهدی (علیه السلام) می فرمایند: من کسی هستم که خضر به ملاقات من محتاج است، البته که خضر محتاج است بالا تر از خضر هم محتاجند، همه ی موجودات محتاجند، تمام فیوضاتی که به خضر می رسد به وساطت حضرت می رسد. فیض الهی تنها از این مجرا به موجودات می رسد حضرت به این فقر و نیاز بهتر از هر کس دیگری واقفند.

می فرماید: من کسی هستم که خضر به من محتاج است. احتیاج خضر چیست؟ خضر که پول و ریاست و خانه نمی خواهد احتیاج او احتیاج معنوی و روحی است. اگر خواست نیاز های معنوی را تأمین کند باید حتما سراغ حضرت خضر برود. ما که در همه ی جوانب مادی اش هم محتاجیم چه برسد به جوانب معنوی


1) مستدرک الوسائل، ج 441/3، بحارالانوار، ج 391/95، ج 447/97.

نقش مهم امام زمان (علیه السلام) در رسیدن به اخلاص

در قرآن چند آیه راجع به امتیازات عباد مخلصین هست. انسان باید هر چیزی را از منبع و منشأ و مبدأش به دست بیاورد. اشخاصی که ضعیف هستند آن هایی که در اخلاص نوعاً ضعیفند باید به آن هایی متوسل شوند که نیرومندند.

الآن مخلص ترین انسان ها در عالم امکان امام زمان (علیه السلام) است، و همه باید دست گدایی پیش او دراز کنند زیرا اخلاص در حدّ اعلا که فوق آن تصور نمی شود در او وجود دارد باید از او استمداد کرد و از او کمک خواست و با استعانت از خدا و حجت خدا راه رفت.

شخص ضعیف باید حتماً با شخص قوی پیوند برقرار بکند. ضعیف اگر خواست خودش با همان ضعف و ناتوانی که دارد حرکت کند به قول معروف کلاهش پس معرکه است و به جایی نمی تواند برسد حتما باید کمک بگیرد.

در هر زمانی امام آن عصر و امام آن زمان در حد اعلا و اکمل که دیگر فوق آن قابل تصور نیست این مایه را دارد و می تواند به مادون خودش کمک نماید لذا حتماً باید از او کمک گرفت تا سیر انسان سریع تر و بهتر و کامل تر باشد.

از امام زمان (علیه السلام) چه بخواهیم؟

قصّه هایی هست از تشرفات افرادی که فکرشان کوتاه بوده و از امام پول و زن و سلامتی بدن و امثال آن ها می خواستند این ها هم خوب است ولی چرا انسان از حضرت چیزی را که خود حضرت از خدا می خواهد طلب نکند؟

حضرت از خدا چه خواسته اند؟ ما هم همین را بخواهیم او رضوان و رضای خدا را می خواهد بدانیم که هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبت به خدا و اولیای خدا (1)وجود ندارد، این را بخواهیم.

امام زمان (علیه السلام) بهترین پناه

الان امام زمان (علیه السلام) در عالم امکان، قدرتی است فوق همه ی قدرت ها، تمام عوالم وجود در قبضه ی قدرت اوست. او هم یک انسانی است که ذاتاً از نظر انسانی ضعیف خلق شده است اما آن چیزی که این انسان ضعیف را این قدر نیرومند کرده همان اعتصام به خداست.

هر موجود ضعیفی باید حتماً تکیه گاهی داشته باشد، پناهگاهی داشته باشد که از او استمداد بکند انسان هم چون ضعیف آفریده شده است باید حتماً در همه ی مطالب معتصم به حق و معتصم به اولیای حق و معتصم به امام زمان (علیه السلام) بشود.

امام زمان (علیه السلام) در عالم امکان قدرتمند ترین قدرتمندان است. او واسطه ی فیض خداست تمام فیض ها به وساطت او باید افاضه بشود و افاضه می شود.


1) مراد معصومین (علیهم السلام) هستند.

مصونیت از گناه هم فیضی است و رحمتی است که از جانب خدا شامل بندگانش می شود

فضیلت نیمه ی شعبان

شب ولادت حجت وقت (علیه السلام) شب نیمه شعبان شبی که در نیمه ی آن ولادت حضرت واقع شده است بعد از شب قدر بهترین شب هاست. ولادتی که منشأ سعادت همه جانبه ی بشریت است به واسطه ی وجود حضرت است که سعادت همه جانبه ی دنیا و آخرت بشریت تأمین می شود به وسیله ی اوست که دنیا از عدل پر داد و درستی و وصلت می شود و حکومت جهانی حق در سراسر جهان برپا می گردد. آن چه قبل از ظهور حضرت است مقدمه ی زمان ظهور است. همه اش جنبه ی مقدمیت دارد.

نوع بشر باید از نظر فکری و از نظر روحی تکامل پیدا بکند تا قابلیت پیدا کند که دستورات حق را به تمام معنی پیاده نماید آن وقت است که احکام دین قابل پیاده شدن است؛ وقتی که بشر در مسیر تکاملش به جایی برسد که تشنه ی حق شود.

مَنْ أَحْياها بِتَكْبِيرٍ وَ تَسْبيح و تهليل و دُعاءِ وَ صَلَاةٍ و قَراءَةٍ وَ تَطَوُّعٍ وَ استَغفارٍ؛ کسی که این شب را زنده بدارد به اذکار به تکبیر گفتن به اللهُ اَکبَر گفتن، سُبْحَانَ الله گفتن، و لا اله الا الله گفتن و به دعا کردن برای خود و بندگان خدا و نماز و قرائت قرآن و استغفار؛ كَانَتِ الْجَنَّةُ لَهُ مَنزِلاً وَ مَقيلا وَ غُفِرلَهَ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما

تأخَّر؛ (1)بهشت منزل و آسایشگاه او می شود و گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده می شود.

آمرزش گناهان آینده یعنی چه؟

اینکه گناهان گذشته و مهم تر از آن گناهان آینده اش آمرزیده می شود یعنی چه؟ در بعضی تعابیر این را دیدیم

باید توجه کنیم که این معنایش این نیست که هر جنایتی بکند هر خیانتی بکند، باز هم او را بهشت ببرند و گناهانش آمرزیده شود نه بلکه معنایش این است که این عمل به قدری مهم است که اگر واقعاً برای خدا باشد و لو این که کم باشد، تأثیر زیادی دارد. «قلیلُهُ كَثیر »(2)افْعَلُوا الْخَيرَ وَ لا تَحْقروا مِنهُ شَيْئاً، فَانَّ صَغيرُهُ كَبِيرٌ وَ قَليلُهُ كَثِيرُ.

عملی که خالص باشد کم آن هم خیلی است که می گویند «هزار تا گنجشک با این زاغ و زوغشان نیم من هم نمی شوند» اعمالی که خلوص در آن ها نیست هر چقدر زیاد باشد وزنش کم است ارزشش کم است اگر عملی واقعاً خالص برای خدا باشد آن هم مثلاً یک چنین عملی یعنی احیای شب نیمه شعبان، شب ولادت حجت وقت (علیه السلام) یک چنین بازدهی دارد یعنی این عمل با این خصوصیت آدم


1) مستدرک الوسائل، 285/6؛ بحار الانوار، ج 413/95

2) نهج البلاغة / 550 ، شرح نهج البلاغة 66/20.

را می سازد زمینه ی روحی او مساعد می شود. جوری می شود که دیگر بعداً گناهی که قابل آمرزش نباشد از او سر نمی زند.

چنین آدمی درست درمان می شود انسانی می شود با محتوای انسانیت. یعنی همین عمل او را راه می اندازد روی غلطک می افتد وقتی راه افتاد هم مشمول عنایت خاصه ی رسول خدا و ائمه هدی و امام زمان (علیه السلام) قرار می گیرد. از او دستگیری می کنند و از گناهان آینده نجاتش می دهند.

مهم ترین فضیلت نیمه ی شعبان

مهم ترین فضیلت (نیمه شعبان) آن است که در این شب مولودی متولد می شود که از ابتدای خلقت تا انتهای آن چنان مولودی متولد نشده و نخواهد شد. انسانی متولد می شود که به طور کامل و تمام عیار سراسر جهان و همه ی انسان ها را اصلاح خواهد کرد و به حد نهایی کمال خواهد رساند تمام انبیاء، از اول تا آخر، و تمام ائمه ( علیهم السلام )راه را صاف و آماده کرده اند تا این مولود تمام آن چه را آن ها گفته اند و می خواسته اند؛ اجرا کند و به عمل برساند.

انبیای دیگر کلاس های مقدماتی تکامل را طی کرده اند و در زمان رسول خدا نیز دین از نظر تشریع به حد کمال خودش رسید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛ (1)دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم.


1) سوره مائده آیه 3

دین از جهت تشریع و از جهت ابلاغ به حدّ نهایی رسید ولی از نظر اجرا در حد و اندازه ی اعلا و کامل پیاده نشد زمان اجرای کامل دین زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) است.

تمام آسمان ها و زمین و تمام كُرات و امکانات و آن چه در روی زمین است، همه و همه برای تکامل انسان آفریده شده اند بدان جهت که در میان موجودات تنها انسان است که استعداد رسیدن به کمال نهایی را دارد انسان، گل سر سبد آفرینش است و امکانات و استعداداتی دارد که قادر است با به فعلیت رساندن آن از تمام موجودات جلو بیفتد و بهترین خلق خدا شود.

مقرّب شدن سرباز فداکار نزد امام زمان (علیه السلام)

سربازی بود که بسیار ولایتی و دارای محبت اهل بیت بود. فرمانده ی این سرباز از افراد بی بند و باری بود که گاهی حرف هایی می زد که این سرباز ناراحت می شد

یک روز این فرمانده نعوذ بالله به حضرت زهرا (سلام الله علیها) جسارتی می کند و این سرباز هم بُعد ولایتش و بُعد محبتش به اهلبیت و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به گونه ای تهییج می شود که از خود بی خود می شود و همان جا فرمانده را به درک واصل می کند سپس فرار می کند و به شیراز می رود و در یکی از مدارس علمیه شیراز به عنوان این که طلبه است ساکن می شود کاری به کسی نداشت گاهی اوقات مثلاً

شب ها که در مدرسه بسته بود و کسی هم در را باز نکرده بود می دیدند که او به داخل مدرسه آمده است

خادم مدرسه متحیر بود که این سرباز چگونه و از کجا به داخل مدرسه می آید خلاصه چند کار غیر عادی از او می بینند تا این که یکی از طلبه ها که با او خیلی رفاقت داشته از او می خواهد که حقیقت مسأله را بیان کند و به او می گوید ما از تو یک کار هایی می بینیم که غیر عادی است خیلی اصرار می کند که این کار ها را بگوید بالاخره آن جوان جریان را تعریف می کند که از خود بی خود شدم و این دشمن اهل بیت را کشتم و بعد که آمدم راه برایم باز شد.

از مواهبی که به من عنایت شد یکی طیُّ الارض است که هر لحظه هر کجای دنیا بخواهم بروم می توانم و همین طور بعضی چیز های دیگر هم به من عنایت شده که از جمله این است که به من اجازه داده اند که نماز های یومیه را به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) اقتدا کنم و نماز هایم را پشت سر ایشان می خوانم

الآن قبر این سرباز در شیراز محل زیارت مردم است.

این توفیق و این عنایت و موهبت برای همین محبت .است

ما نمی دانیم فاطمه (سلام الله علیها) کی بوده اما این سرباز که از اولیای خدا بوده می داند و همان یک لحظه دفاع او از حریم اهل بیت و پاسخ جسارت آن فرمانده، او

را به این مقام می رساند همین محبت بوده که او را این طور جذبش کرده و از مقربان اهل بیت قرار داده است.

این توفیق بسیار مهمی است که هر سه وقت نماز را به حضرت ولی عصر (علیه السلام) اقتدا کند

بخش چهارم: تشرّفات

اشاره

1- انواع تشرف و بهترین نوع آن

2- راه تشرّف خدمت امام زمان (علیه السلام)

3- چه کنیم که از عباد صالحین شویم؟

4- سنخیّت، شرط تشرّف

5- تشرف پیرمرد قفل ساز

6- غذای روح

7- اصحاب سرّ امام زمان (علیه السلام)

8- مکتومین ،انبیاء ،ابدال ابرار اوتاد و نقباء

انواع تشرّف

تشرّف دو نوع است:

(1) تشرّف عَنائی

(2) تشرّف عِنائی

تشرّف عَنائی به این معنی است که شخص به حضور ولیّ خدا شرفیاب شود ولی از این ملاقات و حضور رنج ببرد و از آنان استفاده نکند.

حضور دشمنان و اعدای الهی به محضر اولیاء الله از همین قسم است. این شخص در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا امام رفته ولی دشمن خدا و رسول خدا یا امام است این را «لقاء عَنائی» می گویند.

عَنا، ، رنج و محنت است؛ چنان چه گفته اند: « وَ مِنَ العَناءِ رِياضَةُ الهرم» (1)يعنى خیلی رنج و محنت دارد که بخواهی یک شخص پیر را تربیت کنی

اما تشرّف عِنائی قرین لطف و رحم و عنایت مقام ولایت کلیّه ی الهیّه است. این نوع تشرّف ممکن است در خواب یا به صورت مکاشفه (حالتی بین خواب و بیداری) و یا به صورت واقعی و عینی (تشرّف شهودی) صورت پذیرد.

تشرّف رؤیایی، تشرّف در خواب است.

تشرّف کشفی، بالا تر از تشرّف رؤیایی است و همان حالت مکاشفه ای است که در آن بین حالت خواب و بیداری حالتی پیدا می شود که در آن حالت تشرّف حاصل می کند و برای آن هایی که مقداری تصفیه و تزکیه اخلاق کرده اند زیاد اتفاق می افتد خیلی از این تشرّف ها که در کتاب ها نقل شده است به همین صورت است که خدمت امام (علیه السلام) رسیده اند این کشفی است، شهودی نیست.

تشرّف کشفی و تشرّف رؤیایی هم گاهی مشتبه می شود؛ تشرّف رؤیایی بوده، خیال کرده تشرّف کشفی است یا تشرّف کشفی بوده خیال کرده تشرّف رؤیایی است.


1) «و من العناء رياضة الهرم» شرح نهج البلاغة، ج 237/6 .

بهترین نوع تشرفات

بهترین نوع تشرّف تشرّف عِنائی عینی شهودی است که در عالم خارج، خدمت حضرت می رسند و اگر حتی برای یک لحظه برای انسان حاصل شود بهره و ارزش فراوانی خواهد داشت آن یک لحظه ممکن است به اندازه صد سال برای تکامل انسان ارزش داشته باشد همان یک لحظه برای همیشه کار ساز می شود چنین شخصی به طفلی می ماند که یک شبه ره صد ساله پیموده است. با همین یک لحظه سیر استکمالی انسانیش به اوج می رسد البته این قسم از تشرّف، کم پیش می آید.

خداوند ان شاء الله تشرّف عِنائی شهودی را نصیب همه ی ما بفرماید. (1)

1- تشرّف عَنایی مثل تشرف دشمنان معصومین نزد آن ها.

2- تشرف عِنایی:

الف) تشرف رؤیائی

ب) تشرف کشفی

ج) تشرف شهودی

ممکن است کسی مشرّف بشود حتی با او رفیق باشند و ارتباط داشته باشند، رفت و آمد داشته باشند هم غذا شدن و این قبیل برنامه ها باشد لكن نفهمد. نه آن وقت بفهمد و نه بعد بفهمد. این بوده است و شده است مصلحت نیست بفهمد ممکن است این بنده تا آن حد تکامل پیدا نکرده باشد ولی داخل مسیر است و زمینه ی روحی اش مساعد است برنامه ی عملی و اخلاقی و عبادیش به گونه ای است که با امام پیوند و ارتباط پیدا کرده و محبوب خدا و اولیای خدا شده است


1) خلاصه ی انواع تشرفات را در جدول زیر ملاحظه بفرمایید:

خدا و اولیای خدا متّقی و بنده ی صالح را دوست دارند. می آیند پیش او و از او تفقّد می کنند دست گیری میکنند در جهات مختلف راهنماییش می کنند ولی مصلحت نیست بفهمد این آقایی که با او صحبت می کند حضرت هستند، صلاح نیست.

در همین زمان ما بوده اند علمایی که با ما نسبت استادی داشتند یا نزدیک به عصر ما بوده اند و تشرّف داشته اند.

راه تشرّف خدمت امام زمان (علیه السلام)

اگر انسان وارد مرز صالحین شود؛ به مجرّد این که از این مرز وارد شد مصداق صالحین گردید حتماً ارتباط خصوصی با امام زمان (علیه السلام) پیدا می کند. حال چه بفهمد چه نفهمد تشرّف روحی اش قطعی است چه تشرف جسمی حاصل بشود، چه نشود. وقتی هم تشرّف پیدا می کند چه همان وقت حضرت را بشناسد چه بعد بشناسد. مسأله ای نیست. عمده همین است که پیوند برقرار می شود، ارتباط برقرار می شود. وقتی رابطه برقرار شد تدریجاً محکم هم می شود دائماً محبت در قلبش می آید و هم محبّ می شود و هم محبوب هم محبّ امام زمان (علیه السلام) می شود و هم محبوب امام زمان (علیه السلام)

خدا صالحین را دوست دارد امام زمان صالحین را دوست دارد. خدا فرموده:

إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقين «خدا پرهیزکاران را دوست دارد.» (1)وقتی امام زمان (علیه السلام)


1) توبه، آیه 4و 7

دوستش داشته باشد آیا از او دستگیری نمی کنند؟ به او کمک نمی کنند؟ قلبش را هدایت نمی کنند؟ این آدم را وا می گذارند دست شیطان؟ دست دشمن؟ این محال است از این خانواده از آدم عادی محال است چه رسد به این ها که نمونه ی انسانیّت هستند.

چه کنیم که از عباد صالحین شویم؟

چه کار کنیم که از عباد صالحین بشویم تا مشمول عنایات ولی امر حجّت وقت امام زمان(علیه السلام) شویم؟ این راه دارد خوب این عبد صالح شدن به واسطه ی توجه حضرات معصومین (علیهم السلام) ،است باید توجه آن ها را جلب کرد باید توجه حضرت مهدی (علیه السلام) روحی فداه را جلب کرد

جلب توجه مهدی فاطمه (سلام الله علیها) راه دارد خدا می داند امام زمان (علیه السلام) خیلی رئوفند و زود می شود جلب توجه اش را بکنیم سلام جواب دارد، بی جواب .نیست اگر کسی جدی به کسی سلام کرد جواب هم می شنود، جلب توجه حضرت به دعا و توسل و صدقه برای امام زمان (علیه السلام) است اگر ما به امام زمان (علیه السلام) دعا بکنیم حضرت هم به ما دعا می کنند دعای امام زمان (علیه السلام) مستجاب است.

نتیجه: همین چیز ها را از حضرت بخواهیم از خدا بخواهیم: اللهُمَّ هَبْ لَنا رَافَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعائهُ وَ خَيرَه. (1)


1) اشاره به قسمتی از آخر دعای ندبه است.

خدایا مرا مشمول رحمت او قرار بده! خدایا مرا مشمول رأفت او قرار بده خدایا مرا مشمول دعا های امام زمان (علیه السلام) قرار بده.

در هر زمانی باید با حجت وقت، با امام زمان پیوند برقرار کرد، باید سیم متصل کرد.

انسان وقتی که توجه کرد و ارتباط برقرار شد در همان حال توجه ناخودآگاه دلش روشن می شود و آن نتیجه ای را که باید بگیرد، می گیرد.

البته این توجه موقت گاهی هست گاهی نیست اما وقتی ادامه پیدا کرد و دائمی شد، همه چیز پیدا می کند این هم با ارتباط با امام زمان (علیه السلام) پیدا می شود و تا ارتباط برقرار نشود، هیچ فایده ای ندارد.

انسان وقتی مراحل مقدماتی تکامل را طی کرد و به این حد رسید که از مصادیق صالحین شد دیگر رهایش نمی کنند زیر بال او را می گیرند، دستگیری از او می کنند چه کسی این کار را می کند؟ حجّت وقت امام زمان (علیه السلام) این مأموریت امام زمان (علیه السلام) است که خداوند امام زمان (علیه السلام را مأمور می کند که مسئول این صالحین باشد امام زمان (علیه السلام) مأموریت پیدا می کند این ها را دستگیری بکند و از این ها کفالت کند بعد از این دیگر خطری برای آن ها نیست؛ خطر ضلالت، خطر انحراف خطر اعوجاج این ها محفوظند، محفوظ.

نتیجه: این یک مسؤولیتی است یک شغلی است برای همه بندگان صالح هم هست. این رهبری رهبری باطنی است که همیشه بوده و تا قیامت هم انقطاع پذیر نیست. این گونه افراد به اصطلاح نانشان در روغن است.

سنخیّت، شرط تشرّف

سنخیت خودش یک چیزی است. انسان باید با اولیای خدا سنخیت داشته باشد تا بتواند محضرشان را درک کند کسی که از نظر اخلاقی و رفتار و کردار و طرز فکر هیچ نقطه ی اشتراکی با امام زمان (علیه السلام) ندارد مشرک است چنین کسی باید از شرک خارج شود تا سنخیت پیدا کند. باید بنده ی موحدّی بشود تا انسان های موحد او را جذب کنند آن وقت است که با آن ها ارتباط برقرار می کند و اصلاً آن ها سراغش می آیند.

قضایایی و داستان هایی درباره ی بعضی اشخاص هست که حضرت سراغ آن ها می رفتند و با آن ها رفیق می شدند با آن ها گرم می گرفتند، ناهار و شام می خوردند و با آن ها نماز می خواندند این ها داستان نیست واقعیت دارد. آن هایی که صد در صد برای خدا بندگی می کردند با خود حضرت ارتباط روحی داشتند

تشرّف پیر مرد قفل ساز

در نجف اشرف برنامه ای بوده و متأسفانه الان نیست و آن این که وقتی طلاب و علما بعد از طی مراحل علمی و فراغت از تحصیلات وقتی می خواستند به اوطانشان مراجعت کنند دو سال کم تر یا بیش تر مشغول تهذیب اخلاق می شدند،

مشغول سیر و سلوک شرعی می شدند چون این ها می خواستند بروند مردم را تربیت بکنند خودشان نباید کمبود داشته باشند مرحوم آقا سید عبد الهادی (شیرازی) فرموده بودند، در زمان خودشان در حوزه ی نجف بیست و دو حوزه ی درس اخلاق بود.

یکی از این آقایان در همین علوم غریبه وارد بوده است؛ ضمن تحصیلات، این علوم را هم آموخته و از جمله علم جفر را به حد کمال رسانده بوده است پیش خودش می گوید مدت هاست داریم زحمت می کشیم خوب است از این علمی که داریم برای این که تشرّف حاصل کنیم استفاده کنیم و آن مدت طولانی که دیگران طی می کنند و مشغول تهذیب اخلاق می شوند طی نکنیم و زود تر برسیم.

به این فکر می افتد و در یک سفر که از نجف به کربلا رفته بود محاسبات جفری را برای تشرّف اعمال می کند تا این که بفهمد امام (علیه السلام) کجا هستند. محاسبات او دو ساعت طول کشید تا به نتیجه رسید و با جفر سؤال کرد که حضرت کجاست؟ با دقت کامل جواب آمد که حضرت داخل صحن مطهّر حضرت سيّد الشهداء (علیه السلام) پهلوی پیر مرد قفل سازی هستند بلند می شود می رود داخل صحن مطهر می بیند یک پیرمرد قفل سازی است و آقای بزرگواری آقای بزرگواری هم پهلویش نشسته اند. جرأت نمی کند جلو برود و سؤال کند. می گوید اگر بروم بگویم شما امام زمان هستید مردم به من می خندند تشکیک می کند که نکند محاسبات اشتباه بوده و جفر باطل در آمده است. بالاخره وقتی شک بر او عارض می شود، بر می گردد.

فردای آن روز همین برنامه را با دقت کامل تکرار می کند باز جواب می آید که حضرت داخل صحن پهلوی پیرمرد قفل ساز هستند می آید و می بیند باز همان آقا مشغول صحبت با آن پیرمرد هستند.

این بار هم فکر می کند که چطور می شود حضرت این طور با این پیرمرد گرم بگیرد، یعنی چه؟ نکند من اشتباه کردم خلاصه شک می کند

یک دفعه دیگر با دقت کامل محاسبات جفر را انجام می دهد و باز همان جواب می آید؛ مثل دو روز قبل بلند می شود و به صحن مطهر می رود و باز جریان گذشته را می بیند

این دفعه جلو رفت و حضرت هم بلند شدند و جلو آمدند و دست بر شانه اش زدند و فرمودند مثل این قفل ساز بشو تا خودم سراغت بیایم و دیگر کسی را نمی بیند

بعد پیش قفل ساز آمد تا ببیند او چه برنامه ای دارد. مدتی پهلویش می رود، گرم می گیرد و رفیق می شود و ضمن صحبت هایش می گوید: یک آقایی را می بینم گاهی اوقات می آیند در مغازه ات.

•

بله! خوب آقایی است. ما خیلی با هم رفیق هستیم.

•

خوب! این آقا چه کسی هستند و اسمشان چیست؟

•

سید مهدی پسر سید حسن

•

خوب! چند وقت است با هم رفیق هستید؟

•

مدّتی است چند وقت است.

مکرّراً از این سؤالات می کند تا متوجه می شود که این پیرمرد نمی داند این آقا چه کسی هستند و آقا را نمی شناسد پیرمرد می گوید خیلی با این آقا رفیق هستم. آقا چیز هایی بلد است ، که هیچ کس بلد نیست؛ مثلا می گوید: این نقطه از زمین مسلخ حضرت علی اکبر (سلام الله علیه) است.

بعد متوجّه می شود که حالا مصلحت نیست که حضرت خودشان را به این پیرمرد معرفی کنند ولی با او رفت و آمد دارند؛ مثل دو رفیق صمیمی. حضرت هر روز پیش او می آیند و با او گرم می گیرند و مقداری از وقتشان را صرف او می کنند.

خوب! این چه کرده است که محبوب شده و مورد محبت و عنایت حضرت واقع شده است؟ مدّتی با او رفیق می شود و می بیند هیچ چیز درباره ی او نمی شود گفت جز این که یک بنده ی صالح خداست. کار هایش روی حساب است روی تقواست هر طور تشخیص می دهد عمل می کند هیچ فوق العادگی هم ندارد. نمی تواند در نمازش در روزه اش، از او نقطه ی ضعف بگیرد همان طور که تشخیص می دهد بر خلاف آن عمل نمی کند.

غذای روح

تمام آن چه که برای حیات حیوانی هست برای حیات انسانی هم هست چشم گوش و غيره حتى غذا. اما غذای حیات انسانی همان مناجات هایی است که با خدا می کند همان لذتی است که از مناجات با حق می برد به یاد خدا بودن دعا هایی که

می خواند نمازی که می خواند لذت هایش این ها است اصلاً مسير لذتش عوض می شود، جور دیگری می شود روحش به این غذای معنوی الهی تغذیه می کند آن ها با اولیای خدا مأنوس هستند با امام زمان (علیه السلام) ارتباط پیدا می کنند

لذتی که این شخص از مناجات با خدا می برد با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست لذت های معنوی که مخلصین می برند دیگران به خواب هم نمی بینند. لحظه به لحظه ارتباطش با مقام ولایت قوی تر می شود از همان ابتدا ارتباط داشته ولی همین طور تدریجاً مورد عنایت ولی عصر امام زمان (علیه السلام) قرار می گیرد، کم کم این ارتباط و علاقه و محبت زیاد می شود تا جایی که به عشق و محبت تام می رسد آن وقت است که از حزب امام زمان (علیه السلام) می شود، از اصحاب حضرت می شود اگر تشرف جسمی نداشته باشد دائماً تشرف روحی پیدا می کند یعنی روحش و باطنش با حضرت (روحی له الفداء) است و با مقام ولایت توأم است.

اصحاب سرّ امام زمان (علیه السلام)

ائمه (علیهم السلام) اصحاب خاص داشته اند اصحاب سرّ داشته اند اصحاب سرّشان چه کسانی بوده اند؟ هر که تقوایش بیشتر بوده، همان نزدیک تر بوده است. هر کس تقوایش بیشتر بوده امام او را بیشتر دوست می داشتند. بیشتر به او علاقه داشته اند بیشتر به او نزدیک می شدند در زمان همه ی ائمه همین طور بوده است همه ی ائمه اصحاب سرّ داشته.اند یک عده ای بوده اند که

روابط خصوصی با ائمه داشته اند تا حدی که صندوقچه ی سرّ امام می شدند. امام اسرار را به این ها می گفت.

در زمان غیبت هم همین طور است از اول این طور بوده حالا هم هست. البته این گونه افراد کم هستند افراد خاصی از اهل تقوا پیش خدا پیش رسول خدا، پیش امام زمان (علیه السلام) عزیزند و حضرت به آنان علاقه دارد.

نمونه هایی وجود داشته؛ مثلا مرحوم سید مهدی بحر العلوم از دانشمندان بزرگ تشیّع، قضایای زیادی در این باب دارد. مرحوم حاجی نوری صاحب نجم الثاقب می گوید: اگر بخواهیم قضایای مرحوم بحر العلوم را جمع کنیم خودش کتابی می شود؛ یعنی این قدر ایشان تشرف داشته اند از بعضی از تشرفاتش روشن می شود که آن قدر به حضرت نزدیک بوده و آن قدر عزیز و محبوب بوده که از اصحاب سرّ حضرت به شمار می آمده و مخزن اسرار حضرت بوده است.

مکتومین ،انبیاء ،ابدال، ابرار، اوتاد و نقباء

می گویند در هر زمانی غیر از اولیای خدا که شناخته شده هستند چهار هزار نفر هستند که آن ها را «مکتوم» می گویند یعنی انسان های مؤمنی که کسی آن ها را نمی شناسد و آن ها هم هم دیگر را نمی شناسند این چهار هزار نفر از همه ی اولیای خدا و اهل تقوا بالا ترند.

در بین این 4000 نفر مرتبه ی 300 نفرشان از بقیه بالا تر است که این عده از اصحاب حضر تند و مسؤولیت هایی دارند مقامات و منصب هایی دارند و هم دیگر را هم می شناسند. این عده را «انبیاء» می گویند.

از این 300 نفر 40 نفرشان «ابدال» اند.

از این 40 نفر 7 نفر مقامشان از همه بالا تر است که آن ها را «ابرار» می گویند.

در میان آن 7 نفر 4 نفرشان از همه بالا ترند که آن ها را «اوتاد» می نامند.

در بین این 4 نفر، 3 نفرشان دارای مقام بالا تری هستند که آن ها را «نقباء» می گویند.

یکی از این 3 نفر که در رأس همه قرار دارد حضرت حجت (علیه السلام) است. بقیه ی این ها با همه ی اختلاف مراتبی که دارند از اصحاب حضرت حجت (علیه السلام) هستند.

سخن آخر

ما ضعیفیم و باید از اقویا کمک بگیریم و در این مسأله کسی در عالم وجود قوی تر از حجت وقت و امام زمان (علیه السلام) نیست با توسّل و توجه به مقام شامخ ولایت کلیّه ی الهیّه باید انرژی بگیریم و از چراغ پر فروغ ولایت نیرو کسب کنیم و ضعف خود را پوشش بدهیم.

انسان بدون متوسّل شدن به حجّت وقت هیچ کاری نمی تواند بکند. انسان باید این ارتباط را برقرار بکند اگر این ارتباط برقرار شود قلب نور می گیرد و انسان با نور و با چراغ بهتر پیش می رود و الّا در تاریکی ، انسان هدف را گم می کند و گرفتار می شود.

يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئنا بِبِضاعَةٍ مُزجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقَ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِين (1)


1) «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته و متاع کمی (برای خرید مواد غذایی) با خود آورده ایم پیمانه را برای ما کامل کن و بر ما تصدّق و بخشش نما که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد!» سوره یوسف آیه 88

قطعه ای دلنشین از عقیده ای تابناک با سازی دل نواز و آوازی شور:

هیچ گاه در این مسیر [ سیر و سلوک] اعتقاد کامل به کسی نداشته ام و حالت مرید و مراد بازی بصورت چشم و گوش بسته که در عرفان متداول فعلی دیده می شود در کار من نبود

آیت الله صافی اصفهانی، گاه نامه نور الصادق شماره 5