ghaemiyeh.com
سرشناسه : ملازاده تقیپور، علیرضا، 1340-
عنوان و نام پديدآور : تطهیر روح/ علی تقیپور ؛ ویراستار صابر بهلولی، محسن حسینی.
مشخصات نشر : مشهد : استوار، 1402.
مشخصات ظاهری : 144 ص.
شابک : 978-600-415-110-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه: ص. 143 - 114.
موضوع : روزه (اسلام)
Fasting-- Religious aspects-- Islam
روزه (اسلام) -- احادیث
Fasting-- Religious aspects-- Islam -- Hadiths
رده بندی کنگره : BP188
رده بندی دیویی : 297/354
شماره کتابشناسی ملی : 9172349
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
بسم الله الرحمن الرحیم
یا صاحب الزمان
تطهیر روح
علی تقی پور
پیشگفتار8
ماه مبارک رمضان؛ یادآور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 11
اهمیت خوراك در مسیر بندگی14
نقش روزه در تهذیب نفس16
جایگاه روزهدار در پیشگاه خداوند21
اهمیت روزه های مستحبی27
کودک مسلمان و روزه33
روزههای مستحبی در سیرۀ اولیاء خدا35
روزه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) 35
روزه امام حسین (علیه السلام) و امام زین العابدین (علیه السلام) 35
روزه حضرت داوود و حضرت سلیمان (علیهما السلام) 36
روزه داری حضرت عیسی (علیه السلام) و مادر گرامیاش، حضرت مریم (علیها السلام) 37
روزه جناب جعفر طیار37
ابوامامه و همسر و خادمش از روزهداران دهرند38
روز نفیسه، همسر اسحاق مؤتمن38
سلمان فارسی (رحمة الله) و روزه دهر40
نذر روزه تا ظهور حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 41
اثرات روزه بر سلامتی جسم41
نظریۀ دانشمندان شرق و غرب43
نظریه علمی بندیكت درباره روزه44
روش معالجه بعضی بیماریها با روزه45
تحلیلی طبی از روزه47
علاج بیماریها با امساك47
التّطبیب بالصّوم ترجمۀ كتاب آلكسی به عربی، از یك كشیش آرژانتینی48
روزه مرتاضها49
اثرات قرائت قرآن و روزه و مسواك در تقویت حافظه49
روزه و تطهیر روح50
روزه شیعیان خاص53
حفظ زبان؛ یكی از نتایج روزهداری65
نشر دین توسط زبان71
اهمیت فراگیری علم79
علم یعنی عمل83
عُجب87
ذکر99
غفلت از ذکر103
یاد خدا در همه حال105
فضیلت اذکار107
ذکر و قرآن111
ذکر و نماز111
نماز منوط به توجه قلبی112
یاد اهلبیت (علیهم السلام) همان ذكر خداست113
روزهای خدا116
ارزش و جایگاه دعا118
نماز شب و تهجد124
طهارت روح؛ سکوی دعای فرج141
کتابنامه143
آن زمان كه زمین روحم از تشنگی مفرط حرص و طمع خشكیده و ترك خورده بود و بال و پرم از گرمی شعلههای شهوت و غضب سوخته بود و دلم بوی متعفن حب دنیا و ریاست گرفته بود، خدای مهربان به بركت وجود مقدس محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلمحمد (علیهم السلام) كوثر زلالی به نام ماه مبارك رمضان را برای تطهیر روح آلودهام به من هدیه کرد و نماز را برای اعضای بدنم قرار داد تا به رخوت نگرایند. نیمه شبان را گسترانید تا نماز بگزارم و تهجد را برای جدایی از کبر و اتصال به خود مقرر فرمود و سیلاب اشک را بر مصائب اهلبیت (علیهم السلام) روا دانست و صفای روح را به آنها تقریر فرمود.
او مرا تنها نگذاشت تا با کوریام تیشه به ریشه خود بزنم. بر من افسار نیفکند و برایم چوپان نگماشت؛ بلکه با ارسال رسول ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت طاهرش (علیهم السلام) کرم را در حق من تمام کرد و مرا ارج نهاد و از صنف بهائم جدا نمود. سپس مهار بدن را در قلب نهاد و آن را خانۀ خود قلمداد کرد.
حال نفس لجوج و سرکشم مرا به بدی امر میکند؛ اما پروردگارم مرا میخواند. کدام را اجابت کنم؟ نفس را یا رب را؟
قبل از ورود به مباحث این کتاب مسئله حقیقت و اصل تقوی بسیار حائز اهمیت است که لازم است خواننده بزرگوار آن را مورد توجه خاص خود قرار داده و با عنایت به آن به مطالعه این کتاب بپردازد. در خصوص عناوین توضیحات و شرح حال کسانی که اعمال زاهدانه آنها از باب مثل در بعضی از این کتاب ها ذکر گردیده و سلوک ایشان فارغ از محوریت معرفت به امام علیه السلام و پرداختن و شدت محبت آنها به آل الله علیهم صلوات الله به تصویر کشیده شده است زیرا فرض حقیر
بر آن بوده که با توجه به صحیح الاعتقاد بودن این بزرگواران نیاز به توضیح این جهات نیست لذا این یادآوری ضروری است که اساساً ذکر اعمال زاهدانه و ریاضت ظاهری بدون تاکید اولیه بر معنای حقیقی زهد پوسته ای توخالی است که شیطان اولین مروج آن بود و خوارج و مرتاضان و صوفیه و امثالهم در هر عصری پیروانش بوده اند طبق مسلمات روایات مندرج در منابع اصیل شیعه و تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم صلوات و السلام حقیقت تقوا اطاعت از امام بعد معرفت است و معرفت او معرفت خداوند است.
من عرفکم فقد عرف الله و اطاعت او اطاعت از خداوند می باشد و این اصل تقوا و تمام زهد است آنگاه نماز و روزه و همه عبادات ظاهری که به آنها امر شده ایم فروعی از این اصل می باشد که قبولی آن موکول و مشروط به معرفت امام و قبول ولایت اوست
فَأَفْضَلُ الدِّینِ مَعْرِفَه الرُّسُلِ وَ وَلَایَتُهُمْ
برترین و اصلی ترین بخش دین معرفت پیامبران و ولایتشان می باشد و به درستی که خدا تا روز قیامت حلال را حلال و حرام را حرام کرده است. معرفت فرستادگان و قبول حاکمیّت و اطاعت ایشان حلال است؛ و حلال شده چیزی است که آنان حلال کرده باشند، و حرام شده آنکه ایشان حرام دانسته باشند. و آنان اصل هر حلالند و فرعهای حلال از ایشان منشعب خواهد بود. و این رسالت ایشان است. و از فروع منشعب از ایشان، امر ایشان است به پیروان و دوستان خود به انجام دادن کارهای حلال: مثل برپا داشتن نماز و دادن زکات و... و همه نیکیها لذا اگر معرفت نباشد این عبادات فاقد ارزش بلکه و بال تلقی شده و به عبارت دیگر میزان و ارزش عبادات بر حسب درجه معرفت و محبت است.و این محبت اصل و حقیقت تقوی است چنانکه حضرت ختمی مرتبت فرمودند: يا علي، حُبُّكَ تقوي و إيمانٌ
یكی از تفضلات خاص حق تعالی بر مؤمنان ماه مبارك رمضان است تا بدین طریق انسانها برای اتصال دلشان به وجود مبارك حضرت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرصتی بیابند و بتوانند در این ماه، وجود خود را برای دریافت انوار مولا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده كنند. متأسفانه ما محبین با بهفراموشیسپردن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یکی از راههای اتصال به ایشان؛ یعنی ماه مبارک رمضان، از برکات آن غافل گشته و خود را در سراشیبی دوری از امام خویش افکندهایم.
بیشتر مؤمنان از سفرۀ پر فیض و رحمت بیكران محبت و معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ماه مبارك بینصیب هستند؛ چون رسیدن به مقام قرب الهی فقط از طریق ارادت و محبت وافر و توجه به انوار الهی مقدور است. به صرف لقلقۀ زبان مُهرِ محبت بر دل نمیزنند؛ بلکه این محبت دارای نشانههایی است.
یكی از علائم محبت به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است كه هرکس بر او نظر افکند به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیافتد و از او جز عطر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیز دیگری استشمام نکند.
سفرۀ آسمانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این ماه گسترده است تا هر كسی با دوری از تعلقات دنیوی، به وسیلۀ گرسنگی و تشنگی و شب زندهداری بتواند استعداد تناول از این مائدۀ آسمانی، كه علوم و تابش انوار محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلمحمد (علیهم السلام) است را پیدا كند. امام حسن عسكری (علیه السلام) در اهمیت این موضوع فرمودهاند:
«رسیدن به قرب الهی فقط با قیام در شب و تشنگی در روز (روزه) میسر است.» (1)
حق تعالی برای آشتی دلها با انوار مقدس (علیهم السلام) كه درهای رحمت الهی میباشند، سفرۀ ماه رمضان را گسترانیده و خلایق را به توبه از غفلتها و زشتیها دعوت کرده و به انجام اعمال صالح فراخوانده است. در رأس همۀ نیكیها در عصر حاضر، ارادت و توجه قلبی به امام غایب (علیه السلام) است. خداوند متعال هر ساله به وسیلۀ ماه مبارك
1) مصباح الشریف - بحارالانوار 15/16
رمضان، زمینۀ یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در قلوب زنگار گرفتۀ خلایق فراهم میگرداند و هركسی میتواند به میزانِ درجۀ عقل و صفای باطن خویش، از این مائدۀ آسمانی (انوار حضرت امام زمان (علیه السلام)) استفاده كند. کلام گهربار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارۀ الطاف این ماه خواندنی است:
«ُ لَوْ يَعْلَمُ الْعَبْدُ مَا فِي رَمَضَانَ لَوَدَّ أَنْ يَكُونَ رَمَضَانُ السَّنَة» (1)
«اگر بندۀ خدا میدانست كه در ماه رمضان چه بركاتی وجود دارد، دوست میداشت كه تمام سال ماه رمضان میشد.»
اما متأسفانه شیطان با تمام قوا درصدد اغفال مؤمنین است تا آنان را از توجه و ارتباط قلبی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بازدارد و با سرگرمکردن آنان به اعمالی مانند ختم قرآن مجید، خواندن انواع ادعیه، اذکار، نمازها و... آنان را از بافضیلتترین عبادت و حقیقت همۀ اعمال، که توجه، راز و نیاز و استغاثه به درگاه خلیفةالله است، غافل گرداند؛ هرچند که خواندن قرآن و ادعیه در این ماه ریف جزء اوامر ائمه اطهار و باعث رشد و ثواب های فراوان می شود ولکن توجه به امام (علیه السلام) راس همه امور عبادی قرار دارد. این توجه و عرض ارادت باعث شکوفایی مسئلۀ مهم و حیاتی «انتظار» میشود که بهترین و بالاترین عمل در تمامی ساعات و دقایق عمر بشمار میرود. امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند:
«انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج.» (2)
«انتظار فرج از خود فرج بزرگتر است.»
از آنجا که مرگ شیطان لعین در گرو قیام مولایمان میباشد و ظهور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مقداری بستگی به درخواست مردم از خدا دارد، لذا همۀ همت شیطان مصروف این
1) بحارالانوار 93/346 ح 12
2) كمال الدین وتمام النعمة 1/320 - الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) 2/318 - نوادرالأخبار فیما یتعلق بأصول الدین(للفیض) 250؛ 415 - إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات 2/89 - بحارالأنوار (ط-بیروت) 36/387؛ 52/122 - ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار (علیهم السلام) 3/129 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال-الإمام علی بن أبی طالب (علیهما السلام) 259 - إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 1/414
است كه به وسیلۀ جلب توجه مردم به خواندن نماز قضا و ختم چند باره قرآن مجید و...، یاد و راز و نیاز با حجت حق را كمرنگ كند. عملاً نیز افكار و توجه مردم در ماه مبارک رمضان به سمت این اعمال است. هرچند که ارزش این اعمال بسیار شریف است؛ اما هر عملی باید در جایگاه صحیح خود قرار بگیرد.
همۀ این اعمال باعث قرب الهی است؛ لكن مطلب مهمتر غفلت از حقیقت قرآن مجید؛ یعنی امام معصوم (علیه السلام) میباشد. توجه به امام (علیه السلام) یعنی عمل به حقیقت قرآن مجید. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«فَأَنَا الذِّكْرُ الَّذِی عَنْهُ ضَلَّ وَ السَّبِیلُ الَّذِی عَنْهُ مَالَ وَ الْإِیمَانُ الَّذِی بِهِ كَفَرَ وَ الْقُرْآنُ الَّذِی إِیاهُ هَجَرَ وَ الدِّینُ الَّذِی بِهِ كَذَّبَ وَ الصِّرَاطُ الَّذِی عَنْهُ نَكَب.» (1)
«من ذکری هستم که از آن گمراه میشوند و راهی هستم که از آن منحرف میشوند و ایمانی هستم که به آن کافر میشوند و قرآنی هستم که متروکش میکنند و دینی هستم که تکذیبش میکنند و صراطی هستم که از آن روی برمیگردانند.»
همچنین فرمودهاند:
«أَنَا ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِید.» (2)
«من [آیۀ] قاف، قسم به قرآن مجید هستم.»
این مطلب را بار دیگر یادآور میشویم که در ماه مبارك رمضان باید به ختم قرآن مجید و دیگر اعمال خاص ماه شریف رمضان مداومت ورزید؛ ولی در رأس همۀ این اعمال، ارادت و اقبال به سوی امام وقت است كه این عمل به ختم قرآن مجید و دیگر اعمال زینت میبخشد و عطری معطر از خود به جای میگذارد. عطر گل
1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/822 - الكافی (ط - الإسلامیة) 8/28؛ (ط - دارالحدیث) 15/81 - الوافی 26/26 - تفسیر الصافی 4/11 - البرهان فی تفسیر القرآن 4/129؛ 4/132؛ 6/862 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 25/62 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 24/19؛ 31/609 - تفسیر نور الثقلین 3/549؛ 4/12 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 9/203؛ 9/389
2) نوادر المعجزات فی مناقب الأئمة الهداة (علیهم السلام) 112؛ 397 - مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر (علیهم السلام) 1/248
هنگامی به مشام میرسد که گل رشد کافی کرده باشد. عطر همۀ اعمال عبادی، در تمام ابعاد دین، توجه و ارتباط قلبی با امام غائب است كه این خود آزمایشی در عصر غیبت برای امتیازبخشیدن به اعمال دینی است.
ماه مبارك رمضان زمینۀ دوری از تعلقات را به وسیلۀ گرسنگی و شبزندهداری فراهم میسازد و برای واردشدن به وادی مقدس انتظار امام زمان (علیه السلام) بهترین و آسانترین و سریعترین روش است. در این ماه بر اثر گرسنگی و تشنگی، قلب نورانیت خاصی به خود میگیرد و آماده کسب فیوضات میگردد:
«أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ إِذَا خَفَّ بَطْنُه» (1)
«بهترین زمانی كه بنده به خداوند متعال نزدیك است، زمانی است كه شكمش سبك باشد.»
رعایت امور تغذیه برای رسیدن به قرب الهی آنچنان حائز اهمیت است كه بدون آن هیچ عملی ایدهآل و مطلوب نمیشود. خوردن لقمۀ حلال و اجتناب از غذای شبههناك طبق فرمایش امامان معصوم (علیهم السلام)، نقش بسزایی در خلوص بندگی و تهذیب نفس ایفا میكند و چه بسا پایۀ اصلی آن به شمار برود. در روایات زیادی اهمیت آن بازگو شده است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عثمانبنحنیف نوشتند:
«فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْه.» (2)
«آنچه حلال بودنش برایت روشن نبود از دهان بیرون انداز.»
همچنین حضرت داوود (علیه السلام) فرمودند:
«تَرْكُ لُقْمَةٍ مَعَ الضَّرُورَةِ إِلَیهَا أَحَبُ إِلَی مِنْ قِیامِ عِشْرِینَ لَیلَةً.» (3)
«ترك یك لقمه در احتیاط به سوی خدا از بیست شب قیام برای عبادت محبوبتر است.»
با این اوصاف لقمۀ حلال از اهمیت ویژهای برخوردار است و مراحل تکامل بستگی به آن خواهد داشت. حتی فرمودهاند:
«فَقِیلَ إِنَّ الدُّعَا مِفْتَاحُ بَابِ السَّمَاءِ وَ اَسْبَابَهُ لُقْمَةُ الحَلَالِ.» (1)
«دعا كلید درب آسمان است و اسباب آن لقمۀ حلال.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به كمیل فرمودند:
«گشایش زبان (در دعا) به قلب است و قوام قلب به غذاست. پس تأمل كن كه جسم و قلب تو به چه چیزی تغذیه میشوند و بدان که اگر آن غذا حلال نباشد، خداوند تسبیح و شكر تو را نمیپذیرد.» (2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«خوراک هركس حلال باشد، قلبش صفا و رقت پیدا میكند و اشك او جاری میشود و برای اجابت دعایش هیچ حجاب و مانعی وجود نخواهد داشت.» (3)
اگر قلب به غذای حلال امداد شود، این غذای حلال، آن را نورانی و باصفا میگرداند:
«أَلَا وَ مَثَلُ الْعَقْلِ فِی الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِی وَسَطِ الْبَیت.» (4)
«آگاه باشید كه مَثَلِ عقل در قلب انسان به مثابۀ چراغ است در میان خانه.»
چون نور قلب پرفروغ شد تمامی ظلمات جهالت و نادانی را مرتفع میگرداند،
1) تفسیر مقتنیات الدّرج 2/26
2) یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آرام دل 207 - بحارالانوار 103/16
3) یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آرام دل (مرحوم فقیه ایمانی) 207 - بحارالانوار 103/11
4) علل الشرائع 1/98 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 1/31 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/99 - تفسیر نور الثقلین 1/76 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 1/407
چنان که امام معصوم (علیه السلام) فرمودند:
«فَیقَعُ فِی قَلْبِ هَذَا الْإِنْسَانِ نُورٌ فَیفْهَمُ الْفَرِیضَةَ وَ السُّنَّةَ وَ الْجَیدَ وَ الرَّدِی» (1)
«پس در قلب انسان نوری است که واجب و سنت و خوب و بد را میفهمد».
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«هركس خدا را شناخت و به عظمتش پی برد، دهان خویش را از گفتار بیهوده و بد و معدهاش را از خوراك حرام و شبهناك و زیادهخوری نگه میدارد و با روزه و شبزندهداری خود را در رنج میبرد.» (2)
اداء حق این روایت تأمل و تفكری دقیق میطلبد و برای مبادرت به روزه همین یك روایت برای مؤمن عاقل كافی است؛ زیرا تناول طعام مولد قوۀ شهوانی است كه آن نیز مجموعهای از چیزی به نام حب دنیا را در قلب خود میپروراند و مانند مادری، هوا و هوس را شیر میدهد تا از كودكی به بلوغ برسد. بلوغ آن نیز در هر شخصی به معنای سوارشدن دنیا بر گُرده اوست تا آنجا که افسار او را كشیده و به هر سمتی كه میخواهد میکشد. به همین علت راه رهایی از منجلاب غرایز جنسی رویآوردن به روزه است. امام رضا (علیه السلام) فرمودهاند:
«یکی از آثار روزه شکستن قوا و پایههای غرایز جنسی است.»
یکی از علتهای مهم فرو رفتن در باتلاق شهوات و هوسها پرخوری است. امام معصوم (علیه السلام) میفرمایند:
«پرخوری باعث دوری از خدا میگردد.» (1)
با پرخوری هیچ علمی به عمل تبدیل نگشته و هیچ ظلمتی جای خود را به نور نخواهد داد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«به درستی كه شكم از خوردن طغیان میكند و بهترین زمانی كه بنده به خداوند متعال نزدیك است، وقتی است كه شكمش سبك باشد. زمانی هم كه بنده بیش از دیگر اوقات مورد خشم خداوند متعال است، موقعی است كه شكمش پر باشد.» (2)
اولین قدم در معرفت و محبت خدا و اهلبیت (علیهم السلام) خالیکردن دل از موانع است تا زمینهساز هوا و هوس و پرخوری و زیادهگویی نشود. همّت مؤمن باید برای لقمهای صرف شود كه پسند حق تعالی در آن باشد و این در راستای فرمایش پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است كه فرمودهاند:
«كُنْ كَالنَّحْلَةِ إِذَا أَكَلَتْ أَكَلَتْ طَیباً وَ إِذَا وَضَعَتْ وَضَعَتْ طَیباً وَ إِذَا وَقَعَتْ عَلَى عُودٍ لَمْ تَكْسِرْه.» (3)
«مانند زنبور عسل باش: فقط پاكیزه را میخورد و فقط پاکیزه را بر جای میگذارد و هرگاه بر شاخۀ درختى مینشیند آن را نمیشکند.»
روزه از اركان اصلی تهذیب و ورود به حكمت و سیر در مراحل عبودیت است. جناب لقمان حكیم (رحمة الله) به فرزند خویش فرمودند:
«یا بُنَی إِذَا امْتَلَأَتِ الْمَعِدَةُ نَامَتِ الْفِكْرَةُ وَ خَرَسَتِ الْحِكْمَةُ وَ قَعَدَتِ الْأَعْضَاءُ عَنِ الْعِبَادَة.» (4)
«اگر معده پر گردد، اندیشه میخوابد و حكمت پایمال میگردد و اعضای
از عبادت بازمیایستند.»
پس قدمگذاشتن در وادی قرب الی الله و دورشدن از تعلقات دنیوی و رسیدن به نور محبت و مودت امام زمان (علیه السلام) منوط بر به رنج تن و نفس است تا از این راه روح از آلودگیها و شهوات پاک شده و توان پركشیدن پیدا كند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إِنَّ لِكُلِّ شَیء بَابَاً وَ بَابُ الْعِبَادَةُ الْصِّیام.» (1)
«هر چیزی دربی دارد و درب همۀ عبادتها روزه است.»
اگر مؤمن به نماز شب و روزه تمسک جست، راهی به سوی نور برایش فراهم میگردد، وگرنه به فرموده امام حسن عسكری (علیه السلام)، بدون داشتن این دو بال عظیم محال است در مواضع قرب وارد شد و چون خلایق برای تربیت به آداب بندگی و متخلق شدن به اخلاق الهی آفریده شدهاند، هر مؤمنی، الزاماً باید بذر این دو گیاه حیاتی را در وجود و روح خود بیافشاند تا آرامآرام تنومند گردد؛ زیرا امر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مؤمنان همین است كه فرمودهاند:
«وَ عَفَى نَفْسَهُ بِالصِّیامِ وَ الْقِیام.» (2)
«مؤمن نفس خود را با روزه و قیام در شب ریاضت میدهد.»
مؤمن میباید رذائل اخلاقی را به وسیلۀ گرسنگی، كه ریاضتی شرعی است، و راز و نیاز در نیمه شبان، از درون خود جدا نماید؛ زیرا هیچ بتی بالاتر از هوای نفس نیست. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«مَا تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءَ مِنْ اِلَهٍ یعْبَدُ مِنْ دُونِ اللهِ اَعْظَمَ عِنْدَ اللهِ مِنْ هَوَی مُتَّبَعٍ.» (3)
«در زیر آسمان هیچ بتی در نزد خدا بزرگتر از هوا و هوسی كه از آن
پیروی كنند وجود ندارد.»
یکی دیگر از رذائلی که نورانیت قلب را از بین میبرد كبر و فخرفروشی است. این رذیله نیز به وسیلۀ شمشیر گرسنگی دریده میشوند. روزه در ابعاد مختلف، اثرات و فضائل خود را نمایان میسازد. یکی از ابعاد مهم آن دوری از كبر و كسب تواضع و فروتنی است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دراینباره میفرمایند:
«خداوند متعال بندگانش را با نماز، زكات، تلاش و روزهداری در روزهایی كه واجب شده حفظ كرده تا اعضاء و جوارحشان آرام، دیدگانشان خاشع (1)و گریان، جان و روانشان فروتن و دلهایشان متواضع گردد و كبر و خودپسندی از آنان رخت بربندد؛ چراكه در سجده بهترین جای صورت را به خاك مالیدن فروتنی میآورد و گذاشتن اعضاء پر ارزش بدن بر زمین اظهار كوچكی است. در روزه و چسبیدن شكمها به پشت، خضوع و ناچیزدانستن خویش وجود دارد.» (2)
بُعد دیگر روزه آزمودن اخلاص بشر است:
«وَ الصِّیامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْق.» (3)
«خداوند روزه را برای آزمایش اخلاص واجب نموده است.»
حضرت صدیقۀ كبری (علیها السلام) در خطبۀ فدكیه فرمودند:
«وَ الصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلْإِخْلَاص.» (4)
«خداوند روزه را برای ثابتشدن اخلاص قرار داد.»
هدف دیگر روزهداری احساس همدردی با مستمندان است. خداوند متعال توفیق
1) خشوع به معنی ترس است
2) نهج البلاغه خطبه 192
3) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 512 - غرر الحكم و درر الكلم 488 - الوافی 5/1065 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 6/110 - تفسیر نور الثقلین 4/190
4) علل الشرائع 1/248 - الوافی 5/1064 - وسائل الشیعة 1/22 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 6/107؛ 29/223؛ 29/241 - عوالم العلوم والمعارف والأحوال من الآیات و الأخبار والأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 11/659؛ 11/694؛ 11/910 11/930
اعانت به مؤمن تهیدست را به وسیلۀ درد گرسنگی بر اشخاص متمول عطا كرد تا رنجِ فقر را لمس كنند. مشقت گرسنگی در روزه، عاطفه و خوی انساندوستی را نسبت به گرسنگان تحریك میکند. امام صادق (علیه السلام) یكی از علل روزهگرفتن را حس همدردی با فقرا ذكر فرمودهاند:
«خداوند روزه را واجب نمود تا به وسیلۀ آن بین اغنیا و فقرا مساوات و برابری به وجود آید تا ثروتمندانی كه هرگز درد گرسنگی را احساس نكردهاند به فقرا ترحم نمایند.»
امام رضا (علیه السلام) نیز فرمودهاند:
«یکی از اهداف روزه فهمیدن درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده، ذلیل و متضرع و ماجور و صابر باشد و سختیهای آخرت را درک کند. علاوه بر اینكه در روزه، انكسار شهوات میباشد. موعظهای برای آخرت نیز هست تا فرد حال فقرا را در دنیا بفهمد.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«شخصی درحالیكه آروغ میزد خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد (غذا زیاد خورده بود). پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به او فرمودند که این حالت را به خود راه نده چون كسانیكه در این جهان پرخور باشند در روز قیامت رنج گرسنگیشان بیش از دیگران است.» (2)
علتهای مختلفی بر روزه مترتب است كه به بعضی از آنها در روایات اشاره شده است؛ اما هدف اصلی از گرسنگی ریشهكن كردن درخت تنومند شهوت از وجود مؤمن است. به فرمایش امام صادق (علیه السلام) هیچ شمشیری در برابر دیو شهوت بُرندهتر از روزهداری نیست:
«لَا حِجَابَ أَظْلَمُ وَ أَوْحَشُ بَيْنَ الْعَبْدِ وَ بَيْنَ الرَّبِّ مِنَ النَّفْسِ وَ الْهَوَى َ لَيْسَ
لِقَتْلِهِمَا فِي قَطْعِهِمَا سِلَاحٌ وَ آلَةٌ مِثْلُ الِافْتِقَارِ إِلَى اللَّهِ وَ الْخُشُوعِ وَ الْجُوع» (1)
«هیچ حجابی میان بنده و خدا تاریكتر و وحشتناكتر و خطرناكتر از نفس سركش و خواستههای آن وجود ندارد و برای نابودی آن هیچ اسلحهای بُرندهتر از نیازمندی نزد خدا و خشوع وگرسنگی نیست.»
اگر مؤمن سلاح روزهداری را به دست بگیرد، از طرف خداوند متعال لایق عنایتی خاص خواهد شد. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در اهمیت این مطلب فرمودهاند:
«قَالَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی.» (2)
«حق تعالی فرمود كه روزه برای من است و مختص به من و ثوابش هم به عهدۀ من است.»
و نیز فرمودند:
«كُلُّ عَمَلٍ لِبَنِی آدَمَ الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَّا الصِّیامَ فَإِنَّهُ لِی وَ أَنَا أجْزَى بِه.» (3)
«هر حسنه و عمل نیكی به ده برابر تا هفتصد برابر پاداش دارد، مگر روزه؛ زیرا به راستی كه روزه متعلق به من است و من، خود، مستقیم ثواب و جزای آن را میدهم.»
واقعاً كدامین عمل چنین پاداشی دارد؟ حقیقتاً این روایت اهمیت روزه را به
1) مصباح الشریعه 169 [در ترجمه مصطفوی 356] - بحارالانوار 67/69 طبع بیروت - مستدرک الوسائل 11/139
2) مصباح الشریعة 136 - الكافی (ط - الإسلامیة) 4/63؛ (ط - دارالحدیث) 7/371 - الوافی 11/25 - وسائل الشیعة 10/397؛ 10/400 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 10/237؛ 12/447 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 29/259؛ 70/12؛ 93/254 الی 93/258 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/499 الی 7/502 - روزه درمان بیماریهای روح و جسم 97
3) مستدرك الوسائل ومستنبط المسائل 7/503 - روزه درمان بیماریهای روح و جسم54
زیبایی بیان میکند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که خداوند متعال میفرماید:
«كُلُ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ هُوَ لَهُ غَیرَ الصِّیامِ هُوَ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِه.» (1)
«هر عمل فرزند آدم برای خود اوست، جز روزه كه برای من است و من پاداش آن را میدهم.»
عنایات خاص حق تعالی برای شخص روزهدار در این کلام خدای عزوجل خواندنی است:
«مَا أَطْیبَ رِیحَكَ وَ رَوْحَكَ مَلَائِكَتِی اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.» (2)
«چقدر بو و روح تو پاك است! ای فرشتگانم، گواه باشید كه من او را آمرزیدم.»
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«مَا مِنْ صَائِمٍ یحْضُرُ قَوْماً یطْعَمُونَ إِلَّا سَبَّحَتْ لَهُ أَعْضَاؤُهُ وَ كَانَتْ صَلَاةُ الْمَلَائِكَةِ عَلَیهِ وَ كَانَتْ صَلَاتُهُمُ اسْتِغْفَاراً.» (3)
«هر روزهداری نزد جمعی برود که غذا میخورند، اعضای بدن او برایش تسبیح میکنند و فرشتگان برایش طلب رحمت مینمایند و همین امر سبب آمرزش او میشود.»
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ وَكَّلَ مَلَائِكَتَهُ بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِین.» (4)
1) الخصال 1/45 - فضائل الأشهر الثلاثة 134 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/249
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/64؛ 4/65؛ (ط - دارالحدیث) 7/374؛ 7/379 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 52 - فضائل الأشهر الثلاثة 120 - الوافی 11/27 - وسائل الشیعة 10/409 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 4/268 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/202؛ 16/205 - یكهزار گوهر علم 35
3) من لا یحضره الفقیه 2/87 - الأمالی(للصدوق) 587 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 53 - الوافی 11/29 - وسائل الشیعة 10/156 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 4/215 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/247
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/64؛ (ط - دارالحدیث) 7/375 - الوافی 11/28 - الفصول المهمة فی أصول الأئمة (تكملة الوسائل) 3/337 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/203
«همانا خداوند ملائكه را موکل بر دعا برای روزهداران نموده است.»
شخصی که روزه میگیرد تا جایی ارزشمند میشود که ملائكه دعاگوی او میشوند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَا أَمَرْتُ أَحَداً مِنْ مَلَائِكَتِی أَنْ یسْتَغْفِرُوا لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِی إِلَّا اسْتَجَبْتُ لَهُمْ فِیهِ.» (1)
«جبرئیل از ناحیۀ پروردگارم خبر داد که هرکس از فرشتگانم برای بندگانم طلب دعا و آمرزش کند، آن را برآورده میکنم.»
پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان شأن روزهدار فرمودند:
«إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً یدْعَى الرَّیانَ لَا یدْخُلُ مِنْهُ إِلَّا الصَّائِمُونَ.» (2)
«برای بهشت دری است كه ریان خوانده میشود که مختص روزهداران است.»
در روایت آمده است:
«وَ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْیبُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ رِیحِ الْمِسْكِ وَ الصَّائِمُ یفْرَحُ بِفَرْحَتَینِ حِینَ یفْطِرُ فَیطْعَمُ وَ یشْرَبُ وَ حِینَ یلْقَانِی فَأُدْخِلُهُ الْجَنَّة.» (3)
«بوی دهان روزهدار نزد خداوند عزوجل خوشبوتر از مشك است. روزهدار دو وقت شاد میشود: زمانی كه افطار میكند و میخورد و مینوشد؛ زمان دیدار من (خدا) كه او را داخل بهشت میكنم.»
و نیز فرمودهاند:
«وَ الَّذِی نَفْسُ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بِیدِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ عِنْدَ الله أَطْیبُ مِنْ رِیحِ الْمِسْك.» (4)
1) المحاسن 1/72 - بحارالانوار(ط - بیروت) 93/254
2) معانی الأخبار 409 - وسائل الشیعة 10/404 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 8/194؛ 93/252
3) الخصال 1/45 - فضائل الأشهر الثلاثة 134 - وسائل الشیعة 10/404؛ 10/406 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/249؛ 93/250
4) کافی 4/65 طبع اسلامیه؛ 7/376 طبع دارالحدیث؛ - دعائم الاسلام 1/271 - من لایحضره الفقیه 2/75 - خصال شیخ صدوق 1/45 - مکارم الاخلاق 138 - وافی 11/26 - وسائل الشیعه 10/397؛ 10/400؛... - بحارالانوار 13/345؛...
«بوی بد دهان روزهدار پیش خداوند خوشایندتر از بوی مشك است.»
همچنین پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به سؤالات شخصی یهودی، پاداش روزهدار را در ماه رمضان چنین بیان میدارند:
«... قَدْ كَفَّرَ خَطِیئَةَ أَبِیهِ آدَم....» (1)
«گوشت حرام از بدنش آب خواهد شد؛ كفارۀ اشتباه پدرش جناب آدم را خواهد داد؛ به رحمت خدا نزدیك میشود؛ بر او سكرات مرگ آسان میگردد؛ از گرسنگی و تشنگی قیامت در امان خواهد بود؛ به وی برگۀ برائت از آتش داده خواهد شد و او را از پاكیزههای بهشت اطعام خواهند داد.»
همچنین برای رسیدن به بهشت ابدی نیز باید این درب را كوبید. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«كوبیدن درب بهشت را ادامه دهید تا برای شما باز شود.»
گفته شد که چگونه بركوبیدن درب بهشت مداوت ورزیم؟ حضرت فرمودند:
«بِالْجُوعِ وَ الْظَّمَاء.» (2)
«با گرسنگی و تشنگی (یعنی با روزهداری).»
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«خداوند متعال فرمود که تمامی اعمال بنیآدم از ده برابر الی هفتصد برابر پاداش دارد، مگر صبر؛ زیرا صبر برای من است و جزای صبر را من میدهم. پس ثواب صبر در گنجینۀ علم خداست و صبر همان روزه
است.» (1)
ثواب روزه احصاء نمیگردد؛ چون:
«هیچ عملی نزد خداوند محبوبتر از گرسنگی و تشنگی نیست.»
همچنین فرمودند:
«ارزشمندترینِ شما نزد خداوند متعال در قیامت كسانی هستند كه گرسنگی بیشتری كشیده و درباره خداوند تبارك و تعالی بیشتر تفكر نمودهاند.» (2)
روزه به این دلیل در پیشگاه خداوند متعال بسیار مهم است که بهترین درهمشكنندۀ قوای شیطانی است و باعث فاصلهگرفتن شیطان از قلب مؤمن میشود. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمودند:
«آیا شما را آگاه نكنم به چیزی كه اگر شما آن را انجام دهید شیطان از شما دور میگردد و همچون بُعد و فاصلۀ مشرق از مغرب از شما فاصله میگیرد؟»
آنان عرض كردند که بلی یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). حضرت فرمودند:
«اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ»
«روزه صورت شیطان را سیاه میکند.» (3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«جَاهِدُوا اَنْفُسَكُمْ بِالجُوعِ وَالْعَطَشِ فَاِنَّ الْاَجْرَ فِی ذَلِكَ اَجْرُ الْمُجَاهِدِ.» (4)
«با گرسنگی و تشنگی (روزه) با نفس خود جهاد كنید كه مزد آن با جهاد در راه خدا برابر است.»
به فرمودۀ نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، بهترین راه مهار نفس و سركوبی قوای جنسی،
آن هم برای افراد مجرد، مداومت بر روزهداری است:
«عَلَیكُمْ بالبَاءَةِ فَمَنْ لم یسْتَطِعْ فعلیه بالصَّوْمِ فإِنه له وِجَاء.» (1)
«ازدواج کنید؛ اما هركس توانایی آن را نداشت، به روزه روی آورد كه علاج اوست.»
بهترین داروی وساوس شیطانی گرسنگی است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره روزه میفرمایند:
«یذْهِبُ بَلَابِلَ الصَّدْر.» (2)
«وسوسۀ سینه را برطرف میکند.»
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الصَّوْمُ جُنَّةٌ أَی سِتْرٌ مِنْ آفَاتِ الدُّنْیا وَ حِجَابٌ مِنْ عَذَابِ الْآخِرَةِ فَإِذَا صُمْتَ فَانْوِ بِصَوْمِكَ كَفَّ النَّفْسِ مِنَ الشَّهَوَاتِ.» (3)
«روزه ستری بر آفتهای دنیا و عذاب آخرت است. چون روزه میگیری باید نیت تو از روزه نگهداری نفس خود از شهوات نفسانی باشد.»
هرچه شرایط روزهداری سختتر باشد، نفس بهتر سركوب میگردد و قرب بیشتری برای انسان حاصل میآید و پاداش روزهداری مضاعف خواهد شد. مؤید این مطلب روایت امام صادق (علیه السلام) است:
«مَنْ صَامَ یوْماً فِی الْحَرِّ فَأَصَابَ ظَمَأً وَكَّلَ الله بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ یمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ یبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْیبَ رِیحَكَ وَ رَوْحَكَ یا مَلَائِكَتِی اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.» (4)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/180 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 1/257 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/438 - كتاب الماء 3/1316 - النهایة فی غریب الحدیث و الأثر 5/152 - لسان العرب 1/191 - بنیادهای اخلاقی اسلامی 301
2) البرهان فی تفسیر القرآن 2/506 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/341
3) مصباح الشریعة 82 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/254 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/500
4) بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/247
«هركس در هوای گرم روزه بگیرد و تشنه شود فرشتگان خود را به صورت او میمالند و به به او تا زمان افطار مژده میدهند. چون افطار کند خداوند عزوجل میفرماید که چه خوش است بویت و نسیمت! ای فرشتگانم، گواه باشید که او را بخشیدم.»
همچنین نقل شده است كه امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هركس برای خداوند عزوجل در گرما روزه بگیرد و تشنه شود، خداوند متعال برای او هزار فرشته میگمارد تا صورتش را مسح كنند و به او تا زمان افطار بشارت بدهند.»
امام صادق (علیه السلام) ثواب روزه در هوای گرم را اینگونه بیان فرمودند:
«أَفْضَلُ الْجِهَادِ الصَّوْمُ فِی الْحَرِّ.» (1)
«بافضیلتترین جهاد روزه در فصل گرما است.»
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الصَّوْمُ فِی الشِّتَاءِ الْغَنِیمَةُ الْبَارِدَة.» (2)
«روزه در زمستان غنیمتی لذتبخش و بیرنج است.»
مطابق با این روایت مشخص است که روزهگرفتن در هوای گرم فضیلتی بسیار بیشتر از روزهگرفتن در هوای خنک دارد.
با این وصف، روزهگرفتن در زمستان هم غنیمت است و هم زمینهساز تمرین برای روزهداری در فصل گرما. آنچه از جمع روایات برمیآید آن است که مداومت بر
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/256 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/504
2) من لا یحضره الفقیه 4/356 - الخصال 1/314 - معانی الأخبار 272 - الوافی 19/257 - الوافی 26/184؛ 26/225 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 4/269 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 12/362 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 63/20؛ 73/158؛ 83/3؛ 87/271؛ 93/257؛ 96/358؛ 100/276 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/510
گرسنگی در تمام فصول سال مدنظر است. حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیت خود به اسامةبنزید فرمودند:
«یا أُسَامَةُ عَلَیكَ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ قُرْبَةٌ إِلَى الله.» (1)
«بر تو باد به روزهداشتن؛ زیرا وسیلهای برای قرب به خداوند متعال است.»
در این فرمایش، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) اسامه را به صورت مطلق به روزهداری توصیه فرمودند و این غیر از روزه واجب در ماه مبارک رمضان است؛ چراکه بیشتر فضائل گرسنگی در روزههای مستحبی است كه در غیر ماه مبارك رمضان گرفته میشوند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ صَامَ یوْماً تَطَوُّعاً فَلَوْ أُعْطِی مِلْءَ الْأَرْضِ ذَهَباً مَا وُفِّی أَجْرَهُ دُونَ یوْمِ الْحِسَابِ.» (2)
«اگر برای کسی که یک روزه روزه مستحبی گرفته است زمین را از طلا پر نمایند نموده و به او بدهند، حق او را ادا نكردهاند و اجر او را ندادهاند؛ بلكه حق او فقط در روز قیامت ادا میگردد.»
ابیامامة یكی از یاران رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض كرد که ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، مرا به عملی شایسته راهنمایی فرما. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«عَلَیكَ بِالصَّومِ فَاِنَّهُ لَا عِدْلَ لَهُ وَ لَا وَزْنَ لِثَوَابِهِ.» (3)
«روزه بگیر؛ زیرا روزه همتایی ندارد و ثوابش را هم نمیتوان اندازه گرفت.»
او عرض كرد که یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، مرا به عملی شایسته هدایت فرما! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دوباره فرمودند:
«روزه بگیر....»
این سؤال و جواب سه مرتبه تكرار شد و این توصیۀ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باعث شد كه ابوامامه و همسرش و خادمشان همیشه روزه باشند.
سفارش اکیدی به گرفتن روزههای مستحبی در ماههای شریف رجب و شعبان وارد شده است و اگر مؤمن عذری نداشته باشد، بجاست که به مدد الهی این دو ماه را برای كسب کمالات روحی و زدودن حجابهای نفسانی به ماه مبارك رمضان وصل نماید. متأسفانه شیطان با القاء اینكه انسان ضعیف میشود و توان آن وجود ندارد، سعی در بازداشتن مؤمنان از این عمل عظیم دارد؛ در صورتی كه این مطلب نه تنها صحیح نیست؛ بلكه برخلاف آن، فرمایشی عجیب و زیبا از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است:
«لَوْ أَنَ النَّاسَ تَسَحَّرُوا ثُمَ لَمْ یفْطِرُوا إِلَّا عَلَى الْمَاءِ لَقَدَرُوا عَلَى أَنْ یصُومُوا الدَّهْرَ.» (1)
«اگر مردم فقط سحری بخورند و در افطار چیزی جز جرعۀ آبی نیاشامند، هر آیینه قادر بر امساك و روزه دهر خواهند بود.»
امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«لَوْ أَنَ النَّاسَ قَصَّرُوا فِی الطَّعَامِ لَاسْتَقَامَتْ أَبْدَانُهُم.» (2)
«اگر مردم خوراك كمتر بخورند، بدنهای آنها مقاومتر خواهد بود.»
خداوند متعال فرمود:
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، میدانی در چه هنگامی بندهام به سویم تقرب میجوید؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض كرد که خیر. پروردگار متعال فرمود:
1) من لا یحضره الفقیه 2/136 - تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) 4/199 - لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه 6/488 - روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) 3/380 - الوافی 11/243 - ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار 6/526 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/312
2) مكارم الأخلاق 362 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 59/142؛ 78/212 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 2/155؛ 16/452
«إِذَا كَانَ جَائِعاً أَوْ سَاجِدا.» (1)
«زمانیكه گرسنه باشد یا سجده کند.»
در كتاب" ثمرات الحیات"، از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، اهمیت والای روزهداری در ماه رجب اینگونه بیان شده است:
«به آن خدایی كه مرا به پیغمبری فرستاده، هر مرد و زن مسلمانی كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد و شبش را به احیا بگذراند، خداوند ثواب هزار سال عبادتی را برایش مینویسد كه تمام روزهایش را روزه گرفته باشد و شبهای آن را اجیا گرفته باشد. گویا او هزار حج و هزار عمره از مال حلال به جا آورده باشد، هزار مرتبه در راه خدا به جهاد رفته باشد، هزار بنده از اولاد اسماعیل را آزاد كرده باشد، هزار دینار در راه خدا صدقه داده باشد، اسیران امت مرا خریده باشد و در راه خدا آزاد كرده باشد و هزار گرسنه را سیر كرده باشد. خداوند او را از عذاب قبر و هول نكیر و منكر ایمن میگرداند.»
صاحب كتاب "ثمرات الحیات" میفرمایند که اگرچه در این حدیث آمده است که ثواب روزه ماه رجب را كسی غیر از خدا نمیداند؛ اما حدیث دیگری است كه مرحوم مجلسی در "بحارالأنوار" از زبان یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است:
«چند روزی از ماه رجب باقیمانده بود که آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) مشرف شدم. ایشان فرمودند که ای سالم، آیا روزی از این ماه را روزه گرفتهای؟ (2)من
1) إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی) 1/200 - الوافی 26/143 - الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (كلیات حدیث قدسى) 383 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/22 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/219
2) الأمالی(للصدوق) 15 - فضائل الأشهر الثلاثة 18 - روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/396 - وسائل الشیعة 10/475 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/32 - زاد المعاد - مفتاح الجنان 13
عرض كردم که به خدا قسم نه ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم). حضرت فرمودند که آنقدر ثواب از تو فوت شده كه مقدار آن را غیر از خدا كسی نمیداند. (1)به درستی كه این ماهی است كه خداوند متعال آن را فضیلت داده و آن را احترامی عظیم كرده است و برای روزهداران كرامت خود را در آن واجب گردانیده.
عرض كردم که ای فرزند رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، اگر روزهای باقیمانده از این ماه را روزه بگیرم به بعضی از ثوابهای روزهدارن نائل میشوم؟ حضرت فرمودند که ای سالم، هركس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد، خدا او را از سختی سكرات مرگ و ترس قیامت و عذاب قبر ایمن میسازد.»
حدیثی دیگر نیز هست كه شیخ صدوق در "امالی" و مجلسی در "بحارالأنوار" از "ثواب الأعمال" نقل کردهاند:
«أَلَا فَمَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ یوْماً إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً اسْتَوْجَبَ رِضْوَانَ الله الْأَكْبَرَ...» (2)
«آگاه باش! هر مؤمنی كه به امید ثواب، یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی بزرگ خدا میشود و روزه آن روز غضب خدا را از بین میبرد و دری از درهای جهنم از روی او بسته میشود. (3)اگر به اندازه زمین به چنین فردی طلا عطا شود، از روزه او بافضیلتتر نخواهد بود. اجر او با پاداشهای دنیایی كامل نمیشود. هركس دو روز از ماه رجب را روزه بدارد، وصفكنندگان آسمان از وصف کرامت چنین فردی نزد خدا عاجزند.» (4)
1) همان آدرس قبل
2) الأمالی(للصدوق) 534 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 54 - وسائل الشیعة 10/476 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/26 - زاد المعاد - مفتاح الجنان 12
3) بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/26
4) الأمالی(للصدوق) 534 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 54 - روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/397 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/27
با این اوصاف، بهترین راه برای قرب الهی و كسب پاداشهای بیشمار، نشستن بر سر سفره ماه رجب و شعبان است. حال ای برادر، تو روی مگردان كه جواب اقبال، ادبار نیست!
واردشدن در سلک روزهداران این دو ماه، علاوه بر منفعت شخصی، احترام به میزبان بوده و طبیعتاً صائم مشمول دعای پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است كه میفرمایند:
«رَحِمَ الله مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی.» (1)
«هركس مرا بر ماه من یار کند، خداوند او را رحمت كرده است.»
این خود شاید آزمایشی برای بندگان مخلص باشد؛ زیرا بنده مخلص کسی است كه میهمانی مولایش را اجابت نماید. آیا از ادب و انصاف دور نیست كه عبد ذلیلی در ورود به میهمانی كریمی تعلل ورزیده و خود را از فیوضات او بیبهره گرداند؟ خداوند درباره عظمت ماه رجب:
«ماه رجب ماه من است و بنده بنده من است و رحمت رحمت من میباشد. پس هركس مرا در این ماه بخواند، او را اجابت نمایم و هر چیزی بخواهد به او عطا كنم و هركس طلب هدایت از من نماید راهنماییاش میكنم. این ماه را رشتهای بین خود و بندگانم قرار دادهام؛ پس هركس به آن تمسك جوید به مقام قرب من میرسد.» (2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الشَّهْرُ الْحَرَامُ الْعَظِیمُ شَهْرُ رَجَبٍ.» (3)
«ماه بزرگ خداوند ماه رجب است.»
1) المقنعة 373 - إقبال الأعمال (ط - القدیمة) 2/683 - الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحدیثة) 3/287 - وسائل الشیعة 10/493
2) اقبال الاعمال 628 - بحار الانوار 98/377
3) إقبال الأعمال (ط - القدیمة) 2/659 - الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحدیثة) 3/241 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 47/307؛ 95/399 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 20/984
خوش به سعادت كسی كه روزه این دو ماه شریف را به ماه مبارك رمضان وصل کند؛ چنانکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«پس به یقین هركس ماه رجب و شعبان را قدر بداند و عظیم بشمارد و آن دو را به ماه رمضان، ماه بزرگتر خدا، وصل كند، روز قیامت به بزرگی و عظمت آن شخص گواهی خواهند داد و منادی حق ندا خواهد داد که ای ماه رجب و شعبان و رمضان، این بنده با شما چگونه رفتار كرد و فرمانبرداریاش از خدای عزوجل چگونه بود؟ پس آنان جواب میدهند و میگویند که بار پروردگارا، او از ما برای بندگیات یاری میجست.» (1)
در این سه ماه، درب رحمت حق تعالی به روی بندگانش باز میباشد. خدا این سه ماه را برای به سعادترسیدن بندگان خود انتخاب کرده است:
«وَ إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ اخْتَارَ مِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ شَهْرَ رَمَضَان.» (2)
«خدای عزوجل ماههای رجب و شعبان و رمضان را از میان ماهها برگزید.»
حضرت موسیبنجعفر (علیهما السلام) فرمودند:
«رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِیمٌ یضَاعِفُ الله فِیهِ الْحَسَنَاتِ وَ یمْحُو فِیهِ السَّیئَات.» (3)
«رجب ماه عظیمی است که خداوند متعال پاداش کارهای نیک بندگان را در آن مضاعف میگرداند و بدیها را میزداید.»
روزه در اسلام نقش بسزایی در قبولی اعمال عبادی دارد كه حتی كودكان را نیز برای تربیت و پرورش برای سنین بلوغ تحت پوشش تربیتی قرار میدهد. در كتاب
1) بحار الانوار 7/316
2) التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسكری (علیه السلام) 663 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 37/53؛ 93/373 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/432
3) من لا یحضره الفقیه 2/92 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 53 - فضائل الأشهر الثلاثة 23 - إقبال الأعمال (ط - القدیمة) 2/634 - الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحدیثة) 3/191 - الوافی 11/58 - وسائل الشیعة 10/473 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/37
"روزه؛ درمان بیماریهای روح و جسم" نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«هنگامی كه کودک نه ساله شد از او بخواهید که روزه بگیرد. البته به قدر تواناییاش. پس اگر توانست تا ظهر یا بعد از ظهر تحمل كند، تا این زمان روزه بدارد و هرگاه گرسنگی و تشنگی بر او غلبه كرد افطار كند.» (1)
بدین وسیله باید تربیت و تأدیب اسلامی كودك را شروع نموده و کودک را برای تحمل بار سنگین روزه واجب آماده كرد. معاویةبنوهب گفت که از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که در چه سنی از كودك بخواهیم تا روزه بگیرد؟ امام (علیه السلام) فرمودند:
«از كودكی تا چهارده یا پانزده سالگی. پس اگر كودك قبل از این سنین روزه گرفت آزادش بگذارید.» (2)
پس مؤمنان با این توضیحها و ذکر فضائل روزه، به ویژه در این دو ماه شریف، نباید فرصت را از دست بدهند؛ بلكه باید با عزمی راسخ وارد میهمانی خداوند متعال بشوند. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابوذر فرمودند:
«ای اباذر، خداوند متعال گروهی را به بهشت میبرد و آنقدر به آنان عطا میفرماید تا اشباع گردند و قومی دیگر در درجات بالاتر، فوق مقام آنها، منزل میگیرند. دستۀ اول هنگامی كه دستۀ دوم را میبینند، میشناسند و میگویند که خداوندا، اینها دوستان ما بودند كه در دنیا با هم بودیم. چرا آنها را بر ما فضیلت دادی؟ جواب میآید كه آنها وقتی كه شما سیر بودید، گرسنه (روزهدار) بودند و وقتی شما سیراب بودید، تشنه بودند. آنان در شبهنگام که شما خواب بودید، بیدار بودند و به عبادت و نماز شب مشغول میشدند.» (3)
شیوۀ انبیا، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، ائمۀ اطهار (علیهم السلام) و بزرگان همواره بر این بوده که با اشتیاق فراوان به روزههای مستحبی روی میآوردند. آنان روزههای مستحب را موهبتی از جانب خدای عزوجل میدانستند و اهتمامی عجیب بر حفظ آن داشتند. مردی از ابنعباس درباره روزه پرسید. وی گفت:
«وَ إِنْ كُنْتَ تُرِیدُ صَوْمَ خَیرِ الْبَشَرِ الْعَرَبِی الْقُرَشِی أَبِی الْقَاسِم (صلی الله علیه و آله و سلم) فَإِنَّهُ كَانَ یصُومُ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِنْ كُلِ شَهْرٍ وَ یقُولُ هِی صِیامُ الدَّهْرِ.» (1)
«اگر میخواهی درباره روزه بهترین بشر عربی قریشی؛ یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بدانی، پس آن حضرت سه روز از هر ماهی روزه داشت و میفرمود که این سه روز برابر است با روزه دهر.»
نسائی، از جماعت عامه و صاحب كتاب "خصائص امیرالمؤمنین (علیه السلام) "، در فضایل آن حضرت مینویسد كه ایشان صوّام (بسیار روزه میگرفتند) بودند و محدث قمی در كتاب "الكنی و الألقاب" مینویسد:
«كَانَ كَثِیر التَهَجُّد وَ الْعِبَادَة یصُومُ یومَاً وَ یفْطر یومَاً.» (2)
«حضرت شبها را به عبادت و روزها را، یك روز در میان، به روزه مشغول بودند.»
سرآمد صائمین، امام حسین (علیه السلام) بودند. مینویسند که وقتی خبر شهادت آن
حضرت (علیه السلام) به مكه رسید، عبداللهبنزبیر (لعنت الله علیه) خطبهای خواند و گفت:
«مردم عراق مردمانی خیانتكارند؛ به ویژه اهل كوفه كه اشرار اهل عراق هستند. آنان حسین[(علیه السلام)] را دعوت كردند و با او چنین كردند.»
آنگاه گفت:
«فَرَحِمَ اللهُ حُسَیناً... اَمَا وَاللهِ لَقَدْ كَانَ صَوَّاماً بِالنَّهَارِ قَوَّاماً بِاللَّیلِ وَ اَولَی بِنَبِیهِمْ مِنَ الفَاجِرِ ابنِ الفَاجِرِ، وَاللهِ مَا كَانَ یسْتَبْدِلُ بِالْقُرآنِ الغِنَاءَ وَ لَا بِالبُكَاءِ مِنْ خَشْیةِ اللهِ الحِدَاءَ وَ لَا بِالصِّیامِ شُربَ الخُمُورِ.»
«رحمت خدا بر حسین[(علیه السلام)] باد. به خدا سوگند كه روزها را روزه میداشت و در شبها بسیار عبادت میكرد. او به جد گرامش از آن فاجر، فرزند فاجر (یزید ملعون (لعنت الله علیه))، سزاوارتر بود. او قرآن را چون یزید (لعنت الله علیه) با موسیقی و ساز و طرب مبادله نكرد و خوانندگی را به جای گریه از خوف خدا اختیار نفرمود و میگساری را به جای روزهداری نپذیرفت.»
امام صادق (علیه السلام) درباره امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند:
«إِنَّ زَینَ الْعَابِدِین (علیه السلام) بَكَى عَلَى أَبِیه (علیه السلام) أَرْبَعِینَ سَنَةً صَائِماً نَهَارَهُ وَ قَائِماً لَیلَه.» (1)
«آن حضرت چهل سال بر مصیبت پدر گرامیاش گریست؛ درحالیكه روزهایش را روزه بود و شبهایش را به عبادت قیام میکرد.»
شخصی از ابنعباس نحوۀ روزهداری جناب داوود (علیه السلام) را پرسید. او در پاسخ گفت:
«او عابدترین مردم زمان خویش بود و زبور را به هفتاد صوت قرائت
1) اللهوف على قتلى الطفوف 209 - غم نامه كربلا / ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف 226 - مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد 100 - ارمغان شهید (ترجمه مسكن الفؤاد) 88 - وسائل الشیعه 3/282
میكرد. هرگاه بر نفس خویش میگریست، تمام جنبندگان صحرا و دریا صدای او را میشنیدند و آنها نیز بر نفس خود میگریستند. او در آخر هر روز سجدهای میکرد و یک روز در میان روزه میگرفت.» (1)
آنگاه ابنعباس گفت:
«وَ إِنْ كُنْتَ تُرِیدُ صَوْمَ ابْنِهِ سُلَیمَانَ ع فَإِنَّهُ كَانَ یصُومُ مِنْ أَوَّلِ الشَّهْرِ ثَلَاثَةً وَ مِنْ وَسَطِهِ ثَلَاثَةً وَ مِنْ آخِرِهِ ثَلَاثَة.» (2)
«اما فرزند او، سلیمان (علیه السلام)، در اول ماه سه روز و در وسط ماه سه روز و در آخر ماه نیز سه روز را روزه میگرفت.»
ایشان همیشه روزه بودند و لباس پشمی میپوشیدند و نان جو میخوردند. خانهای نداشتند كه خراب گردد و فرزندی نداشتند تا بمیرد. در هر جایی خورشید غروب مینمود به صف ایستاده و پیوسته نماز میخواندند تا هنگامی که خورشید طلوع میکرد. (3)
ابنعباس میگوید:
«حضرت مریم (علیها السلام) دو روز روزه بودند و یك روز را افطار میكردند.» (4)
نقل شده است که در موته، نیروی دشمن سی تا چهل هزار نفر بودند و نیروی اسلام سه هزار نفر بیش نبود. جنگ شروع شد. جعفر طیار اسب خویش را پی كرد
و پیاده شد و شروع به جنگ نمود. دست راست و چپ او از بدن جدا شد و از گلو تا ناف هفتاد تیر خورد و خون از بدنش میرفت. او را به خیمۀ دارالحرب رساندند كه مجروحان را در آن مداوا میكردند. عبداللهبنعمر گفت:
«من همراه جعفر طیار بودم كه هنوز رمقی داشت. او را به زیر همین خیمه بردم؛ ولی چشمش بسته بود. فهمیدم خیلی تشنه است. ظرفی را آب كردم و بالای سرش آوردم. آرام شانهاش را تكان دادم. چشمهای خود را به زحمت باز كرد. نگاهی به من كرد و گفت که چه میگویی؟ گفتم که آب آوردهام. میل نداری؟ فرمود که این آب را بالای سرم نگهدار تا موقع مغرب. اگر زنده بودم از این آب میخورم و اگر هم زنده نماندم با لب تشنه به پیشگاه خداوند میروم. گفتم که آب موجود است. چرا تا مغرب؟ گفت که من روزهام و نمیخواهم روزهام را افطار نمایم.»
خداوند از این همه ایمان و اخلاص و شهامت آنان، ذرهای هم به ما مرحمت فرماید!
ابوامامه، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسرش از روزهداران معروف اسلام هستند. ابوامامه و همسر و خادمشان همیشه روزه بودند و هرگاه از خانهشان آتشی یا دودی دیده میشد، مردم میدانستند كه برای ابوامامه میهمان رسیده و مشغول پذیرایی از میهمان هستند. (1)
نفیسه همسر اسحاقبنجعفر الصادق (علیهم السلام) میباشد. محدث قمی (رحمة الله) در "سفینة البحار"
1) تبصره ابن جوزی 2/263 به نقل از پیام رمضان
مینویسد:
«هی السَّیدَةُ الجَلِیلَةُ الَّتِی وَرَدَتْ رِوَایاتٌ فِی مَدْحِهَا.»
«او زنی صاحب جلالت و فضیلت است كه در مدحش روایاتی وارد شده است.»
او دختر حسنبنزیدبنالحسن المجتبی (علیهم السلام) است. وقتی كه این عُلیا مخدره در مصر وفات نمود، همسرش، اسحاق مؤتمن، فرزند امام صادق (علیه السلام)، تصمیم گرفت او را به مدینه برده تا در قبرستان بقیع دفن نماید. مردم مصر با اصرار زیاد خواهش كردند و مال زیادی به اسحاق پیشنهاد دادند تا نفیسه خاتون را در مصر دفن كند و مردم مصر به وجود بانو نفیسه تبرك جسته، كسب رحمت و بركت نمایند. جناب اسحاق راضی نشد و قبول نكرد. آن شب در خواب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید كه فرمودند:
«یا اِسْحَاقُ لَا تُعَارِضْ اَهْلَ مِصْرَ فِی نَفِیسَة فَإِنَّ الرَّحْمَةَ تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمْ بِبَرَكَتِهَا.»
«ای اسحاق، در دفن نفیسه با اهل مصر مخالفت نکن. به راستی که به بركت وجود نفیسه، رحمت بر مردم مصر نازل میگردد.»
مرحوم محدث به دنبال این جریان مینویسد که حكایت شده از شعرانی به اینكه شیخ ابوالمواهب شاذلی، كه از بزرگان علم و عمل بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را خواب دیده است و حضرت فرمودهاند:
«یا مُحَمَّدُ (شاذلی) اِذَا كَانَ لَكَ اِلَی اللهِ حَاجَةٌ فَانْذِرْ لِنَفِیسَةَ الطَّاهِرَةِ وَلَو بِدِرْهَمٍ یقْضِی اللهُ تَعَالی حَاجَتَكَ.»
«ای محمد، اگر حاجتی داشتی، برای نفیسۀ طاهره نذر کن. حتی اگر یك درهم نذر کنی، خداوند حاجتت را برآورده خواهد نمود.»
سپس محدث قمی (رحمة الله) مینویسد: در كتاب "اسعاف العارفین" آمده است كه جناب نفیسه خاتون، قبرش را با دست مبارك خود حفر مینمود و در میان قبر وارد میشد و نماز میخواند و در داخل قبر شش هزار بار قرآن مجید را ختم نمود. این علیا مخدره در مصر، در ماه مبارك رمضان و در سال 208 هجری از دنیا رفت. وقتی
محتضر شد و ساعت مرگ ایشان فرا رسید، روزه بود. ایشان را الزام كردند و گفتند که روزه خود را افطار كن؛ ولی ایشان فرمود:
«واعجبا! من سی سال است از خداوند میخواهم كه او را با روزه ملاقات نمایم. حالا شما میگویید افطار كنم؟ خیر، اینكار شدنی نیست. خداوند متعال دعایم را مستجاب نموده است.»
سپس مشغول به قرائت سورۀ مباركۀ انعام شد و وقتی به آیۀ شریفۀلَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ (1)رسید، از دنیا رفت. (2)
این بانوی بزرگوار نه تنها برای زنان؛ بلكه برای مردان هر عصری حجت خواهد بود.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خویش فرمودند که كدامیك از شما تمام روزها را روزه میدارد؟ سلمان (رحمة الله) گفت که ای رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، من. سپس یك نفر (عمر) گفت که ای سلمان، اكثر روزها تو را دیدهام كه غذا میخوردی. سلمان (رحمة الله) فرمود که اشتباه میکنی. من در هر ماه سه روز روزه میگیرم و خدای عزوجل فرموده است که هركسی یك عمل خوب انجام دهد، ده برابر به او ثواب داده میشود. (3)(و من سه روز اول و وسط و آخر هر ماه روزه گرفتم). از طرفی هم روزه ماه شعبان را به ماه رمضان وصل میكنم و هركس چنین كند ثواب روزه تمام دهر را میبرد.»
در همین حدیث آمده است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به عمربنالخطاب فرمودند:
«مَهْ یا فُلَانُ أَنَّى لَكِ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَكِیمِ؟ سَلْهُ فَإِنَّهُ ینَبِّئُكِ.» (1)
«خاموش باش ای فلان! تو را با مثل لقمان حكیم (یعنی جناب سلمان) چهكار كه به او اعتراض كنی
؟! آنچه میخواهی از او بپرس تا به تو پاسخ دهد.»
مرحوم كلینی (رحمة الله) روایت میكنند كه مردی به نام كرّام گفت که سوگند خوردم طعامی در روز نخورم تا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام فرماید. كرّام میگوید که سپس به محضر مبارك امام صادق (علیه السلام) رسیدم و این مطلب را خدمت ایشان عرض کردم. حضرت فرمودند:
«روزه بگیر ای كرّام؛ ولی در عیدین (فطر و اضحی) و سه روز ایام تشریق و هنگام مسافرت روزه نگیر.» (2)
با وجود اینکه کرام خود را معرفی نکرده بود، امام صادق (علیه السلام) میدانستند که شخص صائم کیست و لذا دستور صحیح روزه و افطار آن را به وی گفتند. این، خود نوعی تشویق به روزهداری و اهتمام ورزیدن به روزه داری محسوب میشود.
از پاداشهای بسیار روزههای مستحبی كه بگذریم، به بحث صحت و سلامتی شخص روزهدار میرسیم كه امروزه در میان اطباء جهان بسیار چشمگیر شده است. در ادامه بخش كوچكی را از دیدگاه دانشمندان خارجی پیگیری خواهیم نمود تا نقش روزه در سلامتی انسان بیشتر نمایان گردد. زینت بخش این کلام، احادیث
گهربار معصومین (علیهم السلام) است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«صُومُوا تَصِحُّوا.» (1)
«روزه بگیرید تا صحت بیابید.»
«لَا تُنَالُ الصِّحَّةُ إِلَّا بِالْحِمْیة.» (2)
«فقط با پرهیز به تندرستی میرسید.»
این آیۀ قرآن میتواند فواید روزه را در ابعاد مختلف از طرف پروردگار مهربان برای ما تثبیت نماید:
وَ أَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَكُمْ (3) «و اگر روزه بگیرید برایتان خیر است.»
خدا از روزهداری ارادۀ خیر و سهولت برای شما كرده است:
یریدُ الله بِكُمُ الْیسْرَ وَ لا یریدُ بِكُمُ الْعُسْرَ (4) امام معصوم (علیه السلام) میفرمایند:
«لَیسَ مِنْ دَوَاءٍ إِلَّا وَ یهَیجُ دَاءً وَ لَیسَ شَیءٌ أَنْفَعَ فِی الْبَدَنِ مِنْ إِمْسَاكِ الْیدِ إِلَّا عَمَّا یحْتَاجُ إِلَیهِ.» (5)
«هیچ دارویی نیست، مگر اینكه ایجاد بیماری دیگر مینماید و هیچ چیزی در بدن مفیدتر از امساك و پرهیز از غیر نیازمندیهایش نیست.»
1) دعائم الإسلام 1/342؛ 1/418 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 59/267؛ 93/255 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/502 - مجمع البحرین 2/384
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 533 - غرر الحكم و درر الكلم 774 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/453
3) سورۀ مبارکۀ بقره آیۀ شریفۀ 184
4) سورۀ مبارکۀ بقره آیۀ شریفۀ 185
5) طب الأئمة (علیهم السلام) 4 - وسائل الشیعة 2/408 - الفصول المهمة فی أصول الأئمة (علیهم السلام) 3/25 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 1/223 - طب الأئمة (علیهم السلام) (للشبر) 56
یكی از بركات روزه تضمین سلامت جسم است و اطباء قدیم و جدید همگی در اینباره اتفاق نظر دارند. برجستهترین طبیبان قدیم؛ از قبیل بوعلی سینا مینویسند:
«من تمام طب را برای تو به دو جمله خلاصه میكنم: جماع و آمیزش را تا توانی كم كن؛ زیرا آنچه در رحم زنان میریزد آب حیات است كه هرچه بیشتر ریخته شود از حیات تو بیشتر كم میكند؛ غذاخوردن را در هر روز یكبار انجام بده و از خوردن غذا قبل از آنكه غذای سابق هضم شود پرهیز كن.» (1)
البته انسان برای زیستن در دنیا باید از حلال خداوند برای قوت بدن، كه مركب روح است، استفاده نماید؛ لكن با شرایطی كه ائمۀ هدی (علیهم السلام)، بالأخص امام صادق (علیه السلام)، فرمودهاند:
«برای فرزند آدم چارهای جز غذاخوردن نیست تا بدان وسیله توانایی یابد. پس اگر یكی از شما غذایی خورد یكسوم شكمش را برای غذا و یكسوم دیگر را برای نوشیدنیها و یكسوم باقیمانده را برای تنفس بگذارد.» (2)
علت لزوم رعایت چنین توصیههایی در تغذیه، طبق فرمایش حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، این است که:
«معده در بدن مانند حوض است كه رگها بر آن وارد شدهاند. زمانی كه معده سالم باشد، در موقع برگشتن تندرستی را به بدن میآورند و زمانی كه معده بیمار باشد، رگها از آن بیماری را به اجزاء بدن انتقال میدهند. سلامتی تمامی اعضاء بدن در اثر سلامتی معده میباشد و بالعكس. پس باید طوری رفتار كرد كه معده سالم باشد.» (3)
بنابراین بدترین مرض پرخوری و بهترین داروی شفابخش كمخوری است؛ چنانكه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الْمَعِدَةُ بَیتُ كُلِ دَاءٍ وَ الْحِمْیةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاء.» (1)
«معده مركز هر دردی است و پرهیز و اجتناب (از غذاهای نامناسب و پرخوری) اساس هر داروی شفابخش است.»
برای روزه منافع درمانی بسیاری وجود دارد. هماكنون در سوئیس، آلمان، انگلستان و آمریكا بیمارستانی هست كه در بخشی از آن همۀ بیماران را به روش روزهداری درمان مینمایند. (2)
در مورد این موضوع، نظریات دانشمندان فیزیولوژی و زیستشناس و دیگر متفكران از كشورهای شرق و غرب در مسئله روزه و اثرات طبی و بهداشتی و روانی آن و همچنین نظریات اسلامشناسان دنیا را به خوانندگان محترم ارائه میکنیم.
در مجله علمی و طبی Constelation در سال 1980 به قلم Elian-Morcl مطالب زیر دیده میشود:
«بندیكت دانشمند فیزیولوژیست، یك دوره روزه را سی و یك روز دانسته و میگوید که در این مدت در تركیب خون هیچ اختلاطی به هم نرسیده و آن نوری كه در بعضی از روزهداران دیده میشود یك حالت جوانی و نشاطی است كه برای روزهداران رخ میدهد. نظریههای بندیكت ممكن است با یك روز استقبال از ماه رمضان به خوبی تطبیق نماید.»
دكتر ژان فروموزان مینویسد:
«ذخایر گلیكوژن كبدی و پروتئین خون و ذخیرۀ چربی در مرد سی درصد
و در زن بیست درصد است كه برای یك ماه بدن كافی است؛ بنابراین طبق نتایج موجود پزشكی در یك ماه روزه خللی از نظر بهداشتی در وجود انسان پیش نمیآید. در نتیجه آدمی ظرف مدت یك ماه روزهداری از بدنی تازه و آزاد، که از قید و بند سموم رها گردیده، برخوردار است. همچنین نباید اثر هلال تا محاق و غره تا سلْخ ماه را كه قریب سی روز است فراموش كرد.» (1)
دكتر ژان فروموزان روش معالجه با روزه را شستوشوی احشاء میداند:
«در آغاز روزهداری زبان باردار است، عرق بدن زیاد است، دهان بو میگیرد و گاه آب از بینی راه میافتد و همه، علامت شروع شستوشوی كامل بدن است. پس از سهچهار روز بو برطرف میشود. اسید اوریك ادرار كاسته میگردد و شخص احساس سبكی و خوشی خارقالعادهای میكند. در این حالت اعضاء هم استراحتی دارند.» (2)
كلنل دوروشا روانشناس معروف مینویسد:
«روزه موجب حالت جزبۀ روحی میباشد.»
دكتر آلكسیس كارل میگوید:
«به لزوم روزهداری در تمام ادیان تأكید شده است. در روزه ابتدا گرسنگی و گاه نوعی تحریك عصبی و بعد ضعف احساس میشود؛ ولی در عین حال كیفیات پوشیدهای كه اهمیت زیادی دارند به فعالیت میافتند و سرانجام تمام اعضاء مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب قربانی میكنند. به این ترتیب روزه تمام بافتهای بدنی را
میشوید و آنها را تازه میكند.»
دكتر آلكسیس كارل در كتاب "انسان؛ موجود ناشناخته" میگوید:
«با روزهداری قند خون در كبد میریزد، چربیهایی كه در زیر پوست ذخیره شدهاند، پروتئینهای عضلات و غدد و سلولهای كبدی آزاد شده و به مصرف تغذیه میرسند.»
دكتر گوئل پای فرانسوی میگوید:
«چهارپنجم بیماریها از تخمیر غذا در رودههاست كه همه با روزه اصلاح میگردد.» (1)
دكتر تومانیانس دركتاب خود راجع به فوائد روزهداری چنین مینویسد:
«فایدۀ بزرگ كمخوردن و پرهیز از غذاها در یك مدت كوتاه آن است كه چون معده در طول یازده ماه مرتب پر از غذا بوده، در مدت یكماه روزهداری مواد غذایی خود را دفع میكند و همین طور كبد كه برای هضم غذا مجبور است دائماً صفرای خود را مصرف كند، در مدت سی روز ترشحات صفراوی را صرف حلكردن باقیمانده غذای جمعآوری شده خواهد كرد. از طرفی دستگاه هاضمه در نتیجۀ كمخوردن غذا اندكی فراغت حاصل نموده و رفع خستگی مینماید. روزه یعنی كمخوردن و كمآشامیدن در مدت معینی از سال و این بهترین راه معالجه و حفظ تندرستی است كه طب قدیم و جدید را از این حیث متوجه خود ساخته است. مخصوصاً امراضی را كه به آلات هاضمه، به خصوص كلیه و كبد، عارض میشود و توسط دارو نمیتوان آنها را علاج نمود، روزه به خوبی معالجه مینماید. همچنین بهترین دارو برای برطرفساختن سوء هاضمه و امراضی که موجب یرقان میگردد روزه است؛ زیرا ایجاد این مرض اغلب
1) كتاب روزه درمان بیماریهای روح و جسم 129
اوقات به واسطۀ خستگی كبد است كه در موقع زیادیِ عمل و فعالیت، نمیتواند صفرا را از خون بگیرد.»
پرهیز از خوردن و آشامیدن در ایام روزه از اسباب مهم سلامتی است؛ زیرا وقتی انسان مدتی از خوراك عادی روزانه خود دست كشید، بالتبع میل به غذا پیدا كرده و در نتیجه مواد شیمیایی غذا، كه از احتیاجهای بدن و آلات هضم هستند، به راحتی جذب بدن میگردد. بدیهی است در این صورت سلامتی و تندرستی به استقبال انسان خواهد آمد. (1)
علامه محمد خلیلی در كتاب "القرآن و الطب الحدیث" مینویسد:
«طبیب و دانشمند بزرگ یونان، فیثاغورث، شاگردان خود را در هنگام مرگش به روزهگرفتن توصیه مینمود.» (2)
ایشان در همین كتاب مینویسد:
«پزشكان در زمان بقراط، مریضهایی را که به بیماری سختی دچار میشدند از غذاخوردن منع میکردند.»
حارثبنكلده، پزشك معروف زمان حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، میگوید:
«یگانه دارویی كه بیشتر امراض را از بین خواهد برد گرسنگی است.» (3)
دكتر ادوارد میگوید:
«هیچ دردی نیست كه گرسنگی دوای آن نباشد.» (1)
دكتر بوخنگر میگوید:
«در مدت پنجاه سال كه از تأسیس كلینیك اوتو بوخنگر میگذرد، بیش از پنجاه هزار بیمار در این كلینیك توسط امساک از غذا درمان شدهاند.» (2)
طبیبی روسی بر اساس تجربههای دقیق و مطالعات فراوانی، كه نتیجۀ سالیان درازی از عمر اوست، كتابی به نام "امساك در غذا" به رشتۀ تحریر در آورده است. آنگاه كشیشی عالی مقام آن را به عربی ترجمه کرده و تنها یك نسخه از این كتاب در ایران وجود دارد. اصل موضوع كتاب درباره اثر معجزهآسای امساك در غذا (روزه طبی) در مبارزه با انواع بیماریهاست، حتی بیماریهایی كه طب جدید، با آن همه پیشرفتها، از مبارزه با آن عاجز مانده یا شاید به زحمت بتواند آنها را درمان كند.
نام روسی كتاب در متن عربی نیامده و مترجم مسیحی آن را تحت عنوان "التطبیب بالصوم" (درمان با روزه) منتشر کرده است. مطالب كتاب عجیب و باورنكردنی است. مثلاً روزه طبی كاملی را كه مؤلف برای نظافت و بهداشت كامل بدن و مبارزه با انواع بیماریها و تجدید نشاط و نیروی بدن لازم میداند، چهل روز تمام است! آن هم چه روزهای؟! روزهای كه نه سحری دارد و نه افطاری! در آن مدت زمان هیچ چیزی نباید خورد. تنها خوراكی كه روزهدار مجاز است در این مدت طولانی بخورد فقط آب است و آبمیوه یا چای.
در ضمن كار روزانه را هم نباید تعطیل كرد و پرداختن به استراحت نیز مجاز نبوده؛ بلكه در دوران روزه اینچنینی فرد باید مشغول فعالیت باشد؛ اما از كارهای سنگین بپرهیزد. از این بالاتر، مؤلف معتقد است که بسیاری از بیماران، حتی
مسلولان كه نیاز بیشتری به غذاهای تقویتكننده دارند، اگر این رژیم عجیب را بگیرند، به سرعت، بهبود خواهند یافت!
مرتاضان و كسانی كه در پی ترقی و تعالی روحی هستند، از تغذیۀ خویش از نظر كیفیت و كمیت میكاهند، تا آنجا كه یك مرتاض در طول شبانه روز به یك عدد بادام اكتفا میكند یا برخی به غذای نباتی اكتفا كرده و از خوردن گوشت حیوانی پرهیز مینمایند تا در كنار ریاضت خالیبودن معده و اجتناب از مجموع خوردنیها و آشامیدنیها، به تدریج، به هدفشان كه به زعم خود ترقی روح و پرورش آن است برسند. از سخنان فوق میتوان دو موضوع را برداشت کرد:
1.روزه ریاضتی برای تزكیۀ نفس و آمادگی روح است.
2.روزه و سایر ریاضتها در روح مربوط به مذهب یا عقیدۀ مخصوصی نیست؛ بلكه عمل طبیعی کسانی است كه روحشان در مرحلۀ عالی است ولی از حقیقت مذهب اسلام غافلند. بنابراین بهترین و حقیقیترین ریاضت نفسانی پیروی از دستورهای دینی است كه آدمی را به سوی حقیقت راهنمایی میكند. (1)
هریک از روانشناسان عصر حاضر دستورهایی برای تقویت حافظه دادهاند. مهمترینِ آنها همان است كه مبتنی بر پرورش با قوۀ تداعی معانی در فكر باشد؛ زیرا حافظه توسط تداعی معانی تقویتشدنی است. مسلمانانی كه روزه میگیرند، شاید دیگر به پیروی از تمرینهایی برای تقویت حافظه خویش نیازمند نباشند؛ زیرا یكی از فواید روزه تقویت حافظه است.
از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است که:
1) كتاب ماه مبارك رمضان 117
«سه چیز موجب ازدیاد حافظه است: مسواكزدن دندانها؛ روزهگرفتن؛ قرآنخواندن.» (1)
بیان دوباره روایت توضیح واضحات است؛ اما اثری كه روزه در ازدیاد حافظه میبخشد، تأثیری فیزیولوژیکی است كه در نتیجۀ رسیدن غذای پاك پس از چند ساعت بیغذایی در سلولهای مغز به وجود میآید و آثار روحی دیگری نیز دارد. (2)
مبحث نقش روزه در سلامتی انسان را با فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، مبنی بر اینکه روزه سبب سلامتی روح و قلب است پی خواهیم گرفت:
«إِیاكُمْ وَ الْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مَفْسَدَةٌ لِلْبَدَنِ وَ مَوْرَثَةٌ لِلسَّقَمِ وَ مَكْسَلَةٌ عَنِ الْعِبَادَة.» (3)
«از پرخوری كه موجب فساد بدن، سوء هاضمه، باعث انواع بیماریها و عامل كسالت بدن از اجراء عبادات الهی است بپرهیزید.»
پس ثابت میشود همچنان كه پرخوری باعث بیماریهای گوناگونِ جسمی میگردد، سبب مریضیهای روح و قلب نیز خواهد شد و چون تمام همت مؤمن برای سالم نگهداشتن دل خویش از ناپاکیهاست، لازم است كه برای احیاء و نشاط روح و قلب از پرخوری، به صورت جدی، بپرهیزد؛ زیرا پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ تَعَوَّدَ كَثْرَةَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ قَسَا قَلْبُه.» (4)
«كسی كه عادت به پرخوری داشته باشد و زیاد بنوشد قلبش سیاه میگردد.»
1) بحارالأنوار 76/138
2) كتاب ماه مبارك رمضان 117
3) طب النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) 5 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 59/267؛ 63/338 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/210 - الدعوات (للراوندی) 74
4) طب النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) 23 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 59/293 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/213؛ 17/8 - الحیاة / ترجمه احمد آرام 4/667 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)) 727
یا فرمودهاند:
«إِذَا مُلِئَ الْبَطْنُ مِنَ الْمُبَاحِ عَمِی الْقَلْبُ عَنِ الصَّلَاح.» (1)
«هرگاه شکم از مباح پر گردید، دل از دیدن صلاح و خیر کور خواهد شد.»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرمودند:
«لَا تموتوا [تُمِیتُوا] الْقَلْبَ بِكَثْرَةِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ فَإِنَّ الْقُلُوبَ كَالزَّرْعِ إِذَا كَثُرَ الْمَاءُ أَتْلَفَ الزَّرْع.» (2)
«قلبتان را با زیادخوردن و نوشیدن نَكُشید؛ چراکه مثل زراعتی است كه هرگاه آبش از حد زیاد باشد خراب میشود.»
پس باید برای اصلاح زمین قلب بذرهای مرغوب (مانند كمخوری و...) را انتخاب کرد. هدف مؤمن از روزهداری اصلاح قلب است تا بتواند قرب خدای خویش را به دست آورد. نتیجۀ روزه دفع رذائل اخلاقی و شهوات است. امام معصوم (علیه السلام) فرمودند:
«هرگاه خواستی روزه بگیری، نگهداری نفست از كل شهوات و خواهشهای نفسانی را هدف بگیر.» (3)
در گام اول، منظور حفظ شكم از خوردن و آشامیدن و رعایت آداب ظاهری در شریعت و در گام دوم، كه حقیقت و باطن روزه را تشكیل میدهد، حفظ زبان، گوش، چشم، دست و سایر اعضاء و جوارح از گناهان است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ وَ صَومُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ» (4)
«روزه دل با ارزشتر از روزه زبان و روزه زبان با ارزشتر از روزه شكم
1) غرر الحكم و درر الكلم 291/165 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 360
2) روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/457 - مكارم الأخلاق 150 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 87 - مجموعة ورام 1/46 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 63/331؛ 67/71 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)) 675 - جامع الأخبار(للشعیری) 183
3) روزه درمان بیماریهای روح و جسم 96
4) غررالحكم 176 ح 3364
است.»
نتیجه اینكه مؤمن میتواند با گرسنگی تعلقات و لذتهای دنیوی را كه حاكم و حجاب بر روح و قلب او شده است را کنار بزند:
«صَوْمُ النَّفْسِ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْیا أَنْفَعُ الصِّیامِ.» (1)
«خودداری نفس از لذتهای دنیا پرمنفعتترین روزههاست.»
خودداری نفس از لذتها بیشتر در روزهداری محقق میگردد. بنابراین هدف اصلی روزه پرورش روح و فكر مؤمن است تا مؤمن به فرموده امام صادق (علیه السلام) به چنین مرحلهای برسد كه فرمودهاند:
«در هنگام روزه از هر آنچه غیر اوست (خدای تعالی) دوری بجوی و در حال روزه پیوند محبتت را با خداوند متعال خالص نما.»
با این توصیف آنهایی كه میل به تداوم به روزهداری داشته یا حداقل شش ماه از سال (پاییز و زمستان) یا رجب و شعبان و رمضان را به روزه همت میگمارند، باید بدانند كه هدف از روزه تقرب به حق تعالی و برطرف نمودن حجابهای ظلمانی نفس است تا بدین سبب پیوند محبتی با خدای خویش ایجاد نمایند. فرمایش بسیار جالب امام صادق (علیه السلام) در تفصیل روزه قلب اینچنین است:
«حالِ تو هنگام روزه حالِ كسی باشد كه به آخرت اشراف دارد و خضوع، خشوع، شكستگی و خواری بر وجود تو حاكم باشد؛ همچون بندهای كه از مولایش میترسد. هنگام روزه قلب خود را از آلودگیها تطهیر نما و از هر آنچه غیر اوست دوری جوی و پیوند محبتت را با خداوند خالص نما و آنگونه كه شایستۀ ترس از خداوند قهار است از او هراس داشته و روح و جسم خویش را در ایام روزه به خداوند عزوجل تقدیم كن. قلبت را برای یاد و محبت و توجه به او خالی نما و بدن را برای عمل به دستوراتش آماده ساز. تمامی اعضایت را از مخالفت با او برحذر دار. به ویژه زبانت را از
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 302 - غرر الحكم و درر الكلم 422
معصیت و مخالفتش حفظ كن و حتی از جدل و قسم راست نیز بپرهیز! چنانچه به تمام آنچه گفتم عمل كردی، حقوقی را كه بر گردن روزهدار است بجا آوردهای و در غیر این صورت، به هر مقداری كه در روزهات كاستی به وجود آید فضیلت و اجر روزهات كم خواهد شد.» (1)
رسیدن به مقام قرب مستلزم رعایت این فرمایشهاست كه ترك همۀ مشغولیتهای غیر الهی را در بر دارد. مؤمن با گامهایی كه برای حفظ مراتب آن برمیدارد، آهسته و به مدد الهی، به مقصد خود خواهد رسید. این نوع روزه برخلاف روزه عوام است كه طبق فتوای فقها به معنای ترك خوردن، نوشیدن، مجامعت با زنان و مجموعۀ واجبات و ترك محرمات است.
روزه خواص مراقبت از تمام اعضاء بدن، مخصوصاً قلب كه جایگاه خدای متعال است، بوده و برای اتصال دل با انوار وجه الله، كه مولا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد، قلب باید از آلودگیها پاک شود. وقتی راه خدا از ولایت ائمۀ اطهار (علیهم السلام) میگذرد و روزه به معنای شکستنِ نفسانیت و تعالی روح به سمت خدای متعال میباشد.
مؤمن بر اثر روزه بهسان عقابی تیز پرواز بر عالیترین قلۀ بندگی به پرواز درمیآید. چون نیت مؤمن از روزهگرفتن كسب مقامات روحی و به دستآوردن كشف یا كرامات نیست و خالصاً لوجه الله این کار را میکند، خداوند متعال او را در زمرۀ شیعیان حقیقی قرار میدهد. یکی از نشانههای ظاهری آن نیكبختان را چنین فرمودهاند:
«إِنَّ شِیعَةَ عَلِی كَانُوا خُمْصَ الْبُطُونِ ذُبُلَ الشِّفَاه.» (2)
«شکم شیعیان حضرت علی (علیه السلام) خالی و لبهای آنان خشكیده است.»
این مقام مخصوص شیعیان خاص است كه امام باقر (علیه السلام) درباره صفات والای آنها
فرمودند:
«إِنَّمَا شِیعَةُ عَلِی الْحُلَمَاءُ الْعُلَمَاءُ الذُّبُلُ الشِّفَاهِ تُعْرَفُ الرَّهْبَانِیةُ عَلَى وُجُوهِهِم.» (1)
«شیعیان علی (علیه السلام) همان بردباران دانشمند خشكیدهلبیاند كه رهبانیت و ترك دنیا بر رخسارشان هویداست.»
هركسی در پی جلب خشنودی خدا قدم بردارد عاقبتی چنین نیكو در انتظارش است؛ چنانكه خداوند متعال و چنین شخصی اینگونه با یکدیگر سخن میگویند:
«خدا میگوید که این بهشت من است. در آن سیر كن و در جوار من مسكن گزین. در این هنگام آن شخص میگوید که خداوندا، خویشتن را به من شناساندی و من بدین واسطه از تمامی مخلوقاتت بینیاز گشتم. به عزت و جلالت سوگند، اگر رضایت تو بر آن قرار گیرد كه وجودم قطعهقطعه شود یا هفتاد بار به شدیدترین وضع جان دهم، رضایت تو برایم دوست داشتنیتر است.»
خداوند تبارك و تعالی در جواب میفرماید:
«به عزت و جلالم سوگند، هیچگاه بین خود و تو حجابی قرار نمیدهم... و من با دوستانم اینچنین رفتار میكنم.» (2)
در حدیثی از حضرت صدیقۀ کبری (علیها السلام) چگونگی روزه قلب بیان شده است:
«مَا یصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِیامِهِ إِذَا لَمْ یصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوَارِحَهُ.» (3)
«اگر روزهدار زبان، گوش، چشم و جوارحش را از آنچه بر آنها حرام است حفظ نكرده باشد، حق روزه را ادا نکرده است.»
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/235 - مجموعة ورام 2/202 - شرح الكافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) 9/155 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/248
2) بحارالانوار 77/21؛ 77/27؛ 77/28
3) دعائم الإسلام 1/268 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/295 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 11/913 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/366
معنای حدیث فوق آن است که متأسفانه اگر اعضاء و جوارح از آنچه بر آنها حرام است دوری نگزینند، روزهای که مورد پسند حق تعالی باشد، برای فرد نوشته نمیشود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِذَا صُمْتَ فَلْیصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ وَ عَدَّدَ أَشْیاءَ غَیرَ هَذَا.» (1)
«وقتی روزه هستی باید گوش، چشم، مو و پوست بدنت در حال امساك باشند.»
با این قاعده باید یقین كنیم که روزه یعنی امساك جوارح از هرزگی و بیهودگی؛ چنانكه در صحف حضرت ادریس نبی (علیه السلام) درباره روزهداری آمده است:
«فَإِنَّ الله لَا یرْضَى مِنْكُمْ أَنْ تَصُومُوا مِنَ الْمَطَاعِمِ فَقَطْ لَكِنْ مِنَ الْمَنَاكِیرِ كُلِّهَا وَ الْفَوَاحِشِ بِأَسْرِهَا.» (2)
«خداوند متعال فقط با پرهیز شما از خوردنیها راضی نمیشود؛ بلكه باید تا جایی از تمام زشتیها پرهیز نمایید كه تغییر حالت پیدا كنید.»
رضایت خداوند متعال از شخص روزهدار با حفظ كامل قلب از تمام زشتیها صورت میپذیرد. یکی از آثار زیبای آن هم تغییر حالات و رفتار شخص روزهدار است.
تمام همت روزهدار حفاظت از جوارح و قلب خویش از اعمال بیهوده و لغو است و رعایتنکردن این مهم باطن روزهدار را هویدا میسازد:
«كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَیسَ لَهُ مِنْ صِیامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ.» (3)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/87؛ (ط - دارالحدیث) 7/436 - تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) 4/194 - إقبال الأعمال (ط - القدیمة) 1/86 - الوافی 11/221 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/247 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/351 - زاد المعاد - مفتاح الجنان 78
2) بحار الأنوار (ط - بیروت) 11/283؛ 93/293 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/372
3) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 495 - خصائص الأئمة (علیهم السلام) (خصائص أمیرالمؤمنین (علیه السلام)) 104 - غرر الحكم و درر الكلم 514 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/283؛ 93/294 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/367
«چه بسیار روزهداری كه از روزهاش جز گرسنگی و تشنگی نصیبی نمیبرد.»
امام معصوم (علیه السلام) میفرمایند:
«ای روزهدار، خدایت رحمت كند. همانا روزه حجابی است كه خداوند آن را بر زبانها، گوشها، چشمها و سایر جوارح قرار داده. به راستی که خداوند بر تمامی جوارح بدن حقی برای روزه مقرر فرموده است. پس هركس حقوق اعضاء بدن را در روزهداری خویش ادا كند حقیقتاً روزهدار است و حق روزه خویش را ادا نموده است. اما آنانی كه به هر اندازه این حقوق را نادیده گرفته باشند.
نقل است گروهی به دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) حركت میكردند، پس حضرت (علیه السلام) به آنها نگاهی افكند و پرسید شما چه گروهی هستید؟ گفتند: ای امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیروان شما میباشیم، حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«چرا نشانهای از شیعیان را در چهرۀ شما نمیبینم؟»
گفتند نشانۀ شیعیان چیست؟ حضرت فرمودند:
«صُفْرُ الْوُجُوهِ مِنَ السَّهَرِ خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّیامِ ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاء..» (1)
زردی چهره از تهجد در شب و لاغری شکم از روزه و لبهای خشک در اثر زیادتی ذکر..
چنین كسانی با تفكری درست، جایگاه خویش را كه همان بندگی محض است مییابند و برای خالص نمودن عبودیت با گرسنگی و شب زندهداری، نفس خویش را آنچنان ضعیف مینمایند كه گویا چند قدمی بیشتر با مرگ نفس فاصله ندارند. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دربارۀ آنان فرموده:
1) صفات الشیعة 11 - الأمالی (للطوسی) 216 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 58 - إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی) 1/108 - وسائل الشیعة 1/92 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 65/151؛ 74/403
«(شیعۀ حقیقی) عقلش را زنده كرد و نفس خویش را كُشت تا آنجا كه جسمش لاغر و خشونت اخلاقش به نرمی گرایید، برقی پر نور برای او درخشید و راه را برای او روشن كرد و او را در راه راست كشاند و از دری به در دیگر برد تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند كه دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن، استوار شد. این پاداش آن بود كه دل را درست بكار گرفت و پروردگار خویش را راضی نمود - بما استعمل قلبه و ارضی ربه» (1)
آنها دل (افكار) خویش را به فرمودۀ حضرت درست به كار گرفتند و با گرسنگی و تهجد در نیمه شب مهار نفس را به دست گرفته و چشم طمع را از لذات و تجملات دنیا و ریاست و مقام برکندند، چنانكه دربارۀ ظرافت اعمال چنین افراد زبدهای حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودهاند:
«مومن بخدا كه به حلال خالص دنیا هم توجه پیدا نمیكند جز به مقدار ضرورت كه ناچار از آنست مانند پاره نانی كه به پیكرش نیرو دهد و جامهای كه عورتش را بپوشاند. آنهم از درشتترین خوراك و ناهموارترین لباسی كه بدستش میآید» (2)
آنان چشم طمع از لذات حلال نیز پوشاندند مگر به قدر ضرورت. به فرمودۀ بزرگی، آنها در برابر لذات در دنیا، روزه گرفته و در آخرت افطار میكنند؛ یعنی لذت حقیقی را در آنجا مییابند. البته انجام آن برای ما كه نفس اماره بر تمام اعضاء و جوارح مان حاكمست، در ابتدا كاریست بسیار سخت و مشكل چنانكه كه در این باره جناب شیخ بهائی میفرمایند:
اگر دل از غم دنیا جدا توانی كرد *** نشاط و عیش به باغ بقا توانی كرد
وگرنه به آب ریاضت برآوری غسلی ولیك *** همه كدورت دل را صفا توانی كرد
این عمل رهروان چالاك است ***
تو نازنین جهانی كجا توانی كرد (1)
با این دیدگاه هر مومنی باید آهسته با همین گام برداشتن اولیه كه روزهداریست خود را در شعاع خاصان و شیعیان حقیقی قرار دهد. برای ضعفا و فریب خوردگان نفس و دنیا، روزه و قیام در نیمه شب، بهترین ریاضت است.
جناب سید بن طاووس (رحمة الله) نیز ریاضت اهل دین را مداومت به روزه معرفی نمودند زیرا به وسیلۀ آن میتوان راه هوی و هوس نفس را برای ورود به قلب تنگ نمود تا انشاءالله بر اثر مداومت، راه ورودی شیطان به افكار و دل مومن بسته شده، نفس رام گردد؛ چنانكه فرمودهاند:
«إِنَّ الشَّیطَانَ یجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّم فَضَیقُوا مَجَارِیهِ بِالْجُوع..» (2)
شیطان لعین در فرزندان آدم همانند خون در بدن جریان پیدا میكند پس مجاری شیطان را در وجود خود با گرسنگی (روزهداری) تنگ نمایید.
بزرگترین حجابی كه بین بنده و خدا وجود دارد همان هوی و هوس نفس است كه سركوب آن با شمشیر گرسنگی میسر میشود.
«هیچ پرده و حجابی میان بنده و خدا تاریكتر و وحشتناكتر و خطرناكتر از نفس سركش و خواستههای آن وجود ندارد و برای نابودی آن هیچ سلاحی برندهتر از گرسنگی و تشنگی در طول روز و شب نیست» (3)
اهمیت جنگیدن با نفْس از این فرمایش گهربار هویدا میگردد كه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
پس امر برای مومنین چنین استوار گشت كه باید برای شكستن بتهای درونی، سلاح برنده روزه و شب زندهداری را به دست گرفته و با جدیت بر سر بتان بكوبند،
1) كشكول شیخ بهائی 2/267
2) جامع الأخبار(للشعیری) 180 - ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار 6/512 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/393؛ 11/311؛ 16/209 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 6/18؛ 60/268؛ 67/49؛ 68/249
3) مصباح الشریعه 169 [در ترجمه مصطفوی 356] - بحارالانوار 67/69 طبع بیروت - مستدرک الوسائل 11/139
چنانچه اگر كسی صاحب عقل و دارای قلبی كه ذرهای از نورانیت و صفا به آن تابیده باشد، و اندکی فهم و درایت كلام معصوم (علیه السلام) در افکارش باشد، همین یك روایت برای به شوق آمدن و همت گماردن بس است. و آنهایی كه میل به مداومت ورزیدن به روزه دارند با مطالعه این روایت زیبا و مفصل میتوانند حركتی را برای جلب خشنودی خدا آغاز كنند.
در كتاب شریف پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی (علیه السلام) كه از كتب قدیمی است، و مولف گرانقدرش از شاگردان محدث نوری (رحمة الله) میباشد، آمده است:
از جمله تكالیف مومنان در زمان غیبت امام عصر (علیه السلام) زندگی كردن به سیره و روش اهل البیت (علیهم السلام) است، یعنی ترك كردن حالات و سیرۀ اهل دنیا كه صحابۀ كبار و تابعین همواره در زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زهد و عبادات به سر میبردند و اعتنائی به جمع آوری مال دنیا و دل بستن به آن نداشتند. در زمان غیبت صغری و كبری، نیز بودند و هستند مومنانی كه دعوی محبت و ولایت حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دارند و چشم از تزویر و اهل دنیا برداشتند و بیرق ریاست و جمع آوری مال دنیا را از دل كندند و همت و وقت خویش را صرف مناجات و انابه و تضرع نموده و به جهت دوری از تعلقات دنیایی، دائم با افكار و وسوسههای مادی در ستیز میباشند و برای مبارزه با هویها و نزدیكی با وجه الله، پیوسته ندای یابن الحسن را از دل بر زبان جاری میسازند و به واسطۀ كسب معرفت و نورانیت، غرق در انس و محبت با حق تعالی و حجت او گشته و به وسیلۀ این شناخت، تمام مراتب ایمان را طی میكنند. متاسفانه عدۀ زیادی از مدعیان محبت به خاطر عدم ارتباط قلبی به صورت مستمر با ولی حق، محبتهای دنیا را در دل ساكن كردهاند و این آیۀ شریفه را قرائت میکنند:
{قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ الله الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ} (1)
حال اینكه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب و معنای این آیۀ شریفۀ روایت بسیار دقیق و جالبی را برای سیره و روش زندگی مومنان ترسیم میفرمایند.
مرحوم ابن فهد در كتاب تحصین ذكر فرمودهاند: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به اسامة بن زید فرمودند:
«ای اسامه، ملازم روش حق باش و حذر كن از احتیاج داشتن به غیر و از آرایش خواهشهای دنیا و خوشی به نعمتهای او و همیشه فرحناك و خوشحال بودن در دنیا و طلب زیادتی عیش و خوشی دنیا»
پس اسامه گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آسانترین چیزی كه میتوان به وسیلۀ آن به حق رسید چیست؟ فرمودند:
«شب زندهداری (دائم) و تشنه بودن در روزهای گرم به سبب روزهداری و باز داشتن نفس از خواهش ها و ترك پیروی از هوی و هوس شیطانی و دوری كردن از اهل دنیای فانی»
«ای اسامه؛ ملازم باش روزهداری را. كه روزه، نزدیك كننده است بنده را به سوی خداوند متعال و چیزی خوشتر نیست نزد خدای تعالی از بوی دهان روزهدار كه ترك كرده است خوردن و آشامیدن را از برای رضای پروردگار عالمیان و اختیار كرده است او را بر ماسوا و خریده است آخرت خود را به دنیا. پس اگر توانی كه مرگت در رسد و تو گرسنه باشی و جگرت تشنه، بكن كه به سبب این عمل میرسی به بلندترین منازل و مقام نیكان و شهدا و صالحان.
ای اسامه ملازم باش سجده كردن را. كه بنده نزدیكتر است به خدای تعالی از همۀ اوقات وقتی كه در سجده باشد و نیست بندهای كه سجده كند از برای حق تعالی مگر آن كه بنویسند از برای او حسنهای و محو كند
1) سورۀ مبارکۀ اعراف آیۀ شریفۀ 32
از او سیئهای و بلند گرداند از برای او درجهای و متوجه او شود به ذات مقدس خود (یعنی قابلیت نظر و لطف خاصۀ حقتعالی را پیدا میكند) و به او مباهات میكند با ملائكه. ای اسامه ملازم باش نماز خواندن را كه نماز راس دین و بالاترین مواضع عالیۀ اوست
[البته به نظر میرسد منظور زیاد خواندن نمازهای مستحبی و مقید بودن به نوافل شبانه روز باشد كه از شرائط شیعه بودن پنجاه و یك ركعت در شبانه روز نماز خواندن است.]
ای اسامه بترس از دعای بندگان خدای تعالی كه كاستهاند بدنهای خویش را و مصاحبند با حزن و اندوه و لاغر كردهاند گوشتها را و گداختهاند پیهها را و تشنه گردانیدهاند جگرها را به سبب روزهداری و سوختهاند پوستها را در بادهای گرم به طلب رضای باریتعالی تا اینكه پوشیده شده است چشمهای ایشان از غیر پروردگار، از جهت شوقی كه ایشان را هست به خدای خود كه یگانه و قهار است به درستی كه حق تعالی هرگاه نظر كند در ایشان مباهات میكند به ایشان با ملائكه و میپوشد اینان را به پردۀ رحمت خود و به سبب ایشان برطرف میكند سختیها و فتنهها را»
پس آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) گریستند به حدی كه آواز گریهاش بلند گشت و سخت شد گریه در گلو گرفتن و ناله كردن و بلند نفس زدن او، و مردم ترسیدند كه با آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) حرف زنند و گمان بردند كه چیزی از آسمان حادث شده؛ پس آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) سر به بالا كرده و آه سردی از دل بركشید و فرمود:
«واه واه و بدا به حال این امت كه چه میرسد از ایشان به جماعتی كه اطاعت خدای تعالی كردهاند و اینان را میرانند و میروند و تكذیب میكنند و خوار و ذلیل میگردانند از جهت اینكه اطاعت الهی كردهاند.
آگاه باشید ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برپا نمیگردد تا آنكه دشمنی كنند مردم با كسی كه اطاعت خدا كند و دوست دارند معصیت و گناهكار را»
شخصی سوال كرد آیا مردم در چنین روزی بر دین اسلام خواهند بود؟ فرمودند:
«كجا است اسلام در چنین روزی و این دین مثل غریبی است كه رانده شده باشد از شهر و دیار خود و در این روز از اسلام چیزی باقی نمیماند مگر اسمی و ناپدید میشود در او قرآن و نمیماند از او مگر نشانی... و در آن روز چیزهای بسیار خوب میخورند (البته یكی از ابعاد این فرمایش یعنی با طمع و ولع و حرص به زینتها و یا لذائذ و یا خوراك هجوم میآورند و مقصود از خوردن نه به جهت و نیت قوت گرفتن برای عبادت بلكه به عنوان ارضای شهوات نفسانی) و لباس فاخر میپوشند... پس ایشان غذای خود سازند طعامهای لذت بخش و شرابهای خوب و لذیذ و بویهای خوش بكار میبرند (به جهت محبت به دنیا) و بناهای بلند و مرتفع و خانههای زرنگار بسازند و مجالس (لهو و گناه) تشكیل دهند و خود را آراسته كنند به مثل زنان كه برای شوهر آرایش میكنند، و اما دوستان خدا لباس ایشان عبا باشد و رنگهای ایشان شكسته از بیداری شب و پشتهای ایشان خم است از ایستادن به نماز و شكمهایشان به پشتشان چسبیده از بسیاری روزه گرفتن و مشغول كنند خود را به اعمال آخرت.
آری و بكشند نفسهای خود را به تشنگی از برای طلب رضای الهی و شوق به ثوابهای نامتنهاهی و خوف از عذابهای دردناك جهنم. پس هرگاه یكی از ایشان تكلم كند به حق و به راستی دم زند، به او گویند كه خاموش باش تو رفیق شیطانی و سركردۀ گمراهانی و تاویل كنند كلام خدای تعالی را بر خلاف تاویلش و اگر از چنین اشخاص دنیا طلبی سوال شود این كه چرا به زیورها و لباسهای فاخر خود را مزین میگردانید و طعامهای لذیذ را میخورید (به جهت محبت به دنیا)، میخوانند این آیه را که:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ» (1)
«كیست كه حرام گردانیده زینتهایی را كه خدا به جهت بندگان خود آفریده و همچنین طعامهای پاك و پاكیزه را»
«بدان ای اسامه كه منزلت كسی نزد خدای تعالی از همه كس بیشتر است در روز قیامت، و ثوابش بزرگتر و مقامش گرامیتر كه در دنیا اندوه او بسیار باشد از برای رضای خدا، این اشخاص از نیكان و متقین و خوبان میباشند اگر حاضر باشند ایشان را كسی نمیشناسد و اگر غایب شوند كسی طلب ایشان نكند (یعنی از شهرت به دور و به عزلت رو میآورند) ای اسامه این جماعت را بقعهها و گوشههای زمین میشناسند و میگریند برای ایشان هرگاه نیابند ایشان را محرابها پس بگیر این اشخاص را از برای خود گنجی و ذخیرهای، شاید كه نجات یابی به سبب اینان از سختی های دنیا و هولها و ترسهای روز قیامت و سرنگونی در آتش. و ای اسامه بپرهیز از افرادی كه گفتند شنیدیم ولی نمیشنوند (مراد یعنی تن به عمل نمیدهند)» (2)
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست *** یا رضای دوست باید، یا هوای خویشتن
این كلام گهربار، صفات یك شیعه و مومن حقیقی را در اذهان ترسیم مینماید و پند و حجتی خواهد بود برای محبین اهل البیت (علیهم السلام). باید چنین روایات كلیدی و تكان دهندهای را چندین بار مرور کرد و باید هر از چند گاهی برای بیداری نفس از غفلت و خفتن در آغوش به ظاهر گرم دنیا و ترغیب نفس به تألّه، این گونه سخنان الهی را مطالعه کرد.
اگر بندهای از روی اخلاص و حقیقت ایمان در وادی روزه و شب زندهداری، قدم گذاشته و بر آن مداومت داشته باشد، چنانكه پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند؛ میتواند
خشنودی خدا را جلب نماید كه از خواص مهم روزه، جلب رضا و خشنودی حق تعالی است.
«هیچ عملی محبوب تر از روزه در پیش خداوند نیست» (1)
و چون مومن، محبوب خدا شد بر اثر مداومت و قلع و قمع هوای نفسانی، به جایی میرسد كه جز برای خدا نخواهد و نگوید و نبیند، چنانكه در وصف چنین اشخاصی فرمایش بسیار جالبی از ناحیۀ خداوند متعال صادر شد:
«شب معراج خدای تعالی فرمود: ای احمد هر كس به رضای من عمل كند و در مقام تحصیل رضا و خشنودی من برآید سه خصلت را ملازم او بدارم؛ شكر و سپاسی كه آمیخته به جهل و نادانی نباشد، ذكر و یادی كه مخلوط به فراموشی و نسیان نگردد و محبت ودوستی، آنگونهای كه بر محبت من، دوستیِ هیچ مخلوقی را اختیار نكند. این سه مورد را به او عطا میكنم.پس آنگاه كه محب و دوست من شد من هم او را دوست بدارم و دیده دلش را به جلالم بگشایم و خاصان خلقم را از او پنهان ندارم و در تاریكی های شب و روشنی روز با او نجوا داشته باشم تا آنجا كه از گفتگو و همنشینی خلایق بریده گردد.و سخن خودم و كلام فرشتگانم را به او بشنوانم و او را به آن سری كه از خلقم پنهان داشتهام آشنا سازم..»
خودداری از نفس (كف النفس) از شهوات، یعنی اراده، خواست و رضایت خداوند متعال را بر هوای نفس ترجیح دادن؛ اگر مومن توانست به چنین مقام بی نظیری دست یابد چنان خواهد شد كه حضرت امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«خداوند متعال میفرماید: قسم به جلال و جمال و روشنائی و بلندی و ارتفاع مقام خودم هیچ بندهای اراده و خواست مرا بر خواسته و هوای نفس خود مقدم نمیكند مگر اینكه به پاداش این تسلیم، غنا و بی نیازی در باطن و درون او قرار میدهم و فكر و اندیشهاش را دربارۀ آخرت متوجه
1) تفسیر جامع 1/420
میسازم و معیشت و زندگی او را خود تامین مینمایم و آسمان و زمین را ضامن و مامور رزق او سازم و در برابر تجارت هر تاجری سود به وی میپردازم»
مؤمن با قدمگذاشتن در وادی روزه، نفس خویش را از جرایم و زنگار كثیف دنیوی پاك میسازد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هرگاه در حال روزه بودی، نفست را در حد امكان به سكوت ملزم کن، مگر در ذكر خدا كه شامل امر به معروف و نهی از منكر و جملاتی در حد ضرورت برای رفع نیازمندیهای زندگی میباشد. در حال روزه از تمتعات و مباشرت با زنان و از خنده و قهقهههای بلند بپرهیز؛ زیرا خداوند قهقهه را دشمن میدارد و در قرآن مجید میفرماید که باید اندك بخندند و زیاد بگریند.» (1)
باری، خواست حق تعالی نیز برای بندگان مقربش، چشمپوشی از سخنان بیهوده و لغویات دنیاست. هرگاه خدا صلاح بندهای را بخواهد چنین میکند:
«إِذَا أَرَادَ الله سُبْحَانَهُ صَلَاحَ عَبْدِهِ أَلْهَمَهُ قِلَّةَ الْكَلَامِ وَ قِلَّةَ الطَّعَامِ وَ قِلَّةَ الْمَنَامِ.» (2)
«زمانی كه خداوند سبحان صلاح بندهای را اراده نماید، كمی سخن و كمی طعام و كمی خواب را به او عنایت میكند.»
سکوت یکی از برکات روزه است. پرهیز از بیهودهگویی و سکوت حکمتی شگفت است و این دو گوهر ناب از آثار ارزشمند گرسنگی میباشند.
خداوند در اهمیت خاموشی اشخاص روزهدار در حدیثی قدسی فرموده:
«چون بنده گرسنه (روزه) باشد، زبانش را از غیر ذكر خدا نگه میدارد.»
بهترین عمل شخص روزهدار حذف سخن بیهوده میباشد كه از برجستهترین صفات مؤمنین است:
«الْمُؤْمِنُ لَا یكُونُ مُحَارَفاً.» (1)
«مؤمن سخن بیهوده نمیگوید.»
بنابراین، طبق فرمایش امام معصوم (علیه السلام)، روزهدار متوجه میشود كه باید به صورت جدی بر سکوت مراقبت و مداومت داشته باشد؛ زیرا بهترین سپر دفاعی در برابر تهاجمهای لشكر شیاطین خاموشی است. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«عَلَیكَ بِطُولِ الصَّمْتِ فَإِنَّهُ مَطْرَدَةٌ لِلشَّیاطِینِ وَ عَوْنٌ لَكَ عَلَى أَمْرِ دِینِكَ.» (2)
«بر تو باد به خاموشی طولانی؛ رمدهندۀ شیطان است و یاور تو در امر دینت.»
طبق این فرمایش، شخص روزهدار باید برای این موضوع اهمیت ویژهای قائل شود. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«مَا مِنْ شَیءٍ أَحَقَ بِطُولِ السِّجْنِ مِنَ اللِّسَانِ.» (3)
«هیچ چیزی به زندانی طولانی مستحقتر از زبان نیست.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودهاند:
«لَا يَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ يُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِيئا» (4)
«نام مؤمن مادامی که ساکت است جزو محسنین نوشته میشود؛ ولی اگر
1) صفات الشیعة 33 - وسائل الشیعة 17/414 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 6/117 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 6/304؛ 100/86
2) الخصال 2/526 - معانی الأخبار 335 - البرهان فی تفسیر القرآن 5/640 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/279 - نقش زبان در سرنوشت انسان 19
3) الخصال 1/15 - الأمالی (للطوسی) 535 - مكارم الأخلاق 467 - مجموعة ورام 2/61 - الوافی 26/194 - وسائل الشیعة 12/188؛ 12/193 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 5/176 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/277؛ 74/85
4) كافی 2/116
سخنی بگوید، یا جزو نیكوكاران نوشته میشود یا بدكاران»
شخصی خدمت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و از ایشان خواست تا او را نصیحتی کنند. این عمل سه بار تكرار شد و در هر بار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«احْفَظْ لِسَانَك.»
«زبانت را حفظ کن.»
در مرتبۀ آخر، حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«احْفَظْ لِسَانَكَ وَیحَكَ وَ هَلْ یكُبُ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ.» (1)
«زبانت ر ا حفظ کن! وای بر تو! آیا چیزی غیر از زشتیهای زبانشان آنها را با صورت در آتش میاندازد؟»
به ثمرنشستن درخت روزه منوط به گرسنگی و تشنگی و سکوت است. یعنی هم زبان و هم شکم باید خالی شود. چون چنین شد، حکمت بر قلب سرازیر می شود. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمودند:
«الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا فِی الصَّمْتِ وَ جُزْءٌ وَاحِدٌ فِی الْفِرَارِ مِنَ النَّاس.» (2)
«عبادت ده قسم است كه نه قسم آن در سكوت و یك قسم آن در فرار از مردم است.»
در حدیث قدسی آمده است:
«هیچ عبادتی نزد من از روزه سكوت بهتر نیست. كسی كه روزه بگیرد و زبانش را نگه ندارد، مانند كسی است كه نماز بگذارد و چیزی نخواند که نه اجر ایستادن را دارد و نه مزد عبادت را.»
در حدیث قدسی دیگری نیز آمده است:
«به عزت و جلالم سوگند، اولِ عبادت سكوت و روزه است. بنده باید (در برابر سخنان بیجا) سكوت كند.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره نگهداری زبان از پرحرفی فرمودهاند:
«فَاخْزُنْ لِسَانَكَ، كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ؛ فَرُبَّ كَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً» (2)
«زبانت را همانند طلا و نقرهات كه در خزانه نگه میداری نگه دارد؛ چه بسا سخنی كه نعمتی را تباه سازد و نكبتی به بار آورد.»
سخن بیجا دارای عواقب بسیار وخیم است. از آنجا كه یك حرف بیجا میتواند سرزمین یا خلقی را به تباهی بكشاند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مذمت حرف نسنجیده و عذاب آن فرمودند:
«خداوند متعال زبان را آنچنان عذاب میكند كه هیچ یك از دیگر اعضاء را آنچنان عذاب نكرده است تا جایی که میگوید که پروردگارا، مرا چنان عذاب میكنی كه چیزی را عذاب نكردهای؟ خداوند متعال هم میفرماید که كلمهای از تو سر زد كه در مشرق و مغرب منتشر گردید. سپس به دلیل آن حرف چه خونهای ناحقی كه ریخته شد و چه مالهای محترمی كه غارت گردید و چه فرجهای حرامی كه مورد تجاوز قرار گرفت. به عزت و جلالم سوگند، تو را به عذابی كیفر میدهم كه هیچیك از اعضاء و جوارح را آنچنان عذاب نكرده باشم.» (3)
اگر دقت کرده باشید، طاقت هیچیک از اعضاء بدن مانند زبان نیست. چنانکه وقتی چای داغ بر دست یا پا یا عضوی از اعضاء بدن بریزد، آن را تا مدتی ملتهب
میکند؛ اما همان چای بر زبان چنین اثری نمیگذارد. پس اگر در عذابِ خداوندی، زبان با آن طاقت عجیبش معترض شده و میپرسد که مرا به عذابی سختتر از دیگر اعضاء عقاب میکنی، باید دریافت که عذاب قیامت چقدر دردناک است. خدای تبارک و تعالی در کتابش میفرماید:
ما یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیهِ رَقیبٌ عَتیدٌ (1) «هیچ سخنی به لفظ در نمیآید، مگر اینكه مراقبی آماده که نزد فرد است آن را ضبط میكند.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مرد باید زبانش را حفظ كند؛ زیرا زبان سركش صاحبش را به هلاكت میاندازد.»
حضرت در ادامه كسب تقوا را در انحصار حفظ زبان میدانند:
«وَ الله مَا أَرَى أَحَداً یتَّقِی تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى یخْتَزِنَ لِسَانَه.» (2)
«به خدا سوگند، باور نمیكنم بندهای زبانش را حفظ نكند و با این حال تقوایی به دست آورد كه به او سود بخشد.»
یكی از آثار ارزنده سكوت كمشدن اشتباههاست:
«وَ مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُه.» (3)
«كسی كه زیاد سخن میگوید زیاد اشتباه میكند.»
بدیهی است که وقتی کلام منعقد میشود، فرصت تفکر را از انسان میگیرد. هرچه بیشتر به زبان فرصت داده شود، همان فرصت از فکر گرفته میشود. سخنی
1) سورۀ مبارکۀ ق آیۀ شریفۀ 18
2) أعلام الدین فی صفات المؤمنین 106 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/292 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) 10/211؛ 10/217
3) تحف العقول 89 - تحف العقول 99 - الأمالی(للصدوق) 543 - كنز الفوائد 2/14 - وسائل الشیعة 12/187 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/215 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 14/318؛ 68/286؛ 68/291؛ 68/293؛ 69/192؛ 69/260؛ 74/235؛ 74/237؛ 74/288؛ 75/200
که در ورای آن تفکر نباشد نکوهیده و طبق فرموده انوار مقدس (علیهم السلام) مطرود است:
«هیچ گناهی نزد خداوند متعال سنگینتر و پیش مردم نكوهیدهتر از سخن نیست.» (1)
یکی از خواص بیشمار سكوت آرامشی است كه نصیب شخص میگردد. زمانی که فرد سکوت را با روزه در هم آمیزد، قاعدتاً با فرصتی که به دست میآورد توان تفکر مییابد. این دقیقاً همان چیزی است که خداوند متعال بارها در کلام وحی به ما گوشزد نموده است:
أ فلا تعقلون أ فلا تتفکرون در زمان سکوت انسان آماده پذیرش حکمت میشود و نفس از سرکشیهای زبان آسایش مییابد. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«النَّوْمُ رَاحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقْلِ.» (2)
«خواب راحتِ جسم است و سخنگفتن باعث آرامش روح و سكوت مایۀ آرامش عقل میباشد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«طُوبَى لِمَنْ صَمَتَ إِلَّا مِنْ ذِكْرِ الله.» (3)
«خوش به حال كسی كه فقط برای ذکر خدا سخن گفت.»
نتایج پر منفعتی از سكوت به بار میآید. کمترینِ آن تقویت و باروری عقل است؛ چراکه سكوت از نشانههای بارز عقل است. هر مؤمنی باید با پرهیز از سخنان زائد، عقل خود را بارور كند. تا بدین سبب به بالاترین درجات قرب نائل آید. حضرت
1) مصباح الشریعه باب چهل و ششم
2) من لا یحضره الفقیه 2/402 - الأمالی(للصدوق) 441 - الوافی 4/455 - وسائل الشیعة 12/186 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/215 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/276 - بنیادهای اخلاقی و اسلامی 360
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 313 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 188 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 4/238
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مَا تَمَّ عَقْلُ امْرِئٍ حَتَّى يَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ شَتَّى... فَضْلُ مَالِهِ مَبْذُولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَكْفُوف»
عقل فرد کامل نمیگردد مگر به چند خصلت:... زیادی مالش را ببخشد؛ زیادی سخنش را ببرد» (1)
خدواند پاداشهای بیشماری را برای شخص صامت مقرر فرموده است و به رسول خود (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده:
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، در بهشت قصری از لولوء و دُر است كه در آن عداوت و عیب و نقصی وجود ندارد و افراد خاص در آن هستند كه به ایشان هر روز هفتاد بار به نظر رحمت مینگرم و هر بار که بنگرمشان با آنان سخن میگویم. در كشور آنها هفتاد برابر میافزایم. وقتی اهل بهشت از طعام و شراب لذت میبرند، اینان از یاد من لذت میبرند.»
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض كرد که پروردگارا، نشانه این گروه چیست؟ خداوند فرمود:
«قَالَ هُمْ فِی الدُّنْیا مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا أَلْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْكَلَامِ وَ بُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعَام.» (2)
«زندانیهایی در دنیا هستند كه زبان خود را از زیادی سخن نگه داشتهاند و شكمهای خود را از زیادی طعام بازداشتهاند.»
آنچه از سکوت برداشت میشود سخننگفتن نیست؛ بلکه پرهیز از لغویات، دروغ، ناسزا و... است؛ چراکه اگر سکوت از سخنگفتن ارزش بیشتری داشت، انبیا این کار را میکردند؛ حال آنکه اساساً به وسیلۀ کلام بود که سخن پروردگار به خلق رسید
و بشر هدایت شد. پس مطابق احادیث ذیل باید سخنگفت؛ اما تحت شرایطی خاص: آن موقعی كه قرار است زبان از بازداشتگاه آزاد شود، باید تحت سیطرۀ عقل باشد و بر رعایت قوانینی ملزم گردد. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
«و اما حق زبان: گرامیداشتن آن از دشنام؛ عادتدادن آن بر گفتار نیك؛ خودداری از زیادهگویی بیفائده؛ نیكی به مردم؛ آراستن زبان به آداب.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«لِسَانُكَ یسْتَدْعِیكَ مَا عَوَّدْتَهُ وَ نَفْسُكَ تَقْتَضِیكَ مَا أَلِفْتَه.» (2)
«زبان تو را به همان چیزی دعوت میکند كه عادتش دادی و نفست مقتضی آن چیزی است كه دمسازش نمودی.»
بنابراین اگر قرار است زبان به غیر رضای خدا باز شود، سكوت بهتر خواهد بود. چون مؤمن دریافت كه برای دین خدا و هدایت افراد باید سخن بگوید، لازم است که سنجیده و به استناد فرمایشهای ائمۀ معصومین (علیهم السلام) مردم را با دین خدا آشنا سازد.
حال سؤال اینجاست که آیا در این مواقع (مسائل دینی و امر به معروف و...) نیز ساكتبودن جایز است؟ شخصی از امام سجاد (علیه السلام) پرسید که سخنگفتن افضل است یا سكوت؟ حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«هر یك از این دو را آفاتی است. پس اگر از آفت بركنار باشند، سخن از سكوت برتر است.»
گفته شد که این افضلیت از چه قرار است؟ حضرت فرمودند:
«بدان جهت كه خداوند متعال پیامبران و اوصیاء آنان را به سكوت برنیانگیخت؛ بلكه آنها را برای سخنگفتن برانگیخت. همچنین كسی به وسیلۀ سكوت مستحق بهشت و شایستۀ ولایت خدا و نجات از جهنم
نخواهد شد؛ بلكه همۀ اینها در پرتو كلام و سخنگفتن عملی خواهد شد و من هیچگاه ماه را با خورشید برابر نمیدانم. همین بس كه تو فضیلت و ارزش سكوت را به وسیلۀ سخن بیان میكنی، نه اینكه فضلیت سخنگفتن را با سكوت.» (1)
امام صادق (علیه السلام) به مردی كه در حضورشان پرحرفی میكرد فرمودند:
«ای مرد، سخن را كوچك و ناچیز میشماری؛ درحالیكه خداوند متعال آن هنگام كه پیامبران خود را برانگیخت، چنان نبود كه با نقره و طلا برانگیزد؛ بلكه آنان را با كلام و سخن برانگیخت.» (2)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«در میان عبادات و طاعاتی كه از اعضاء و جوارح انسان سر میزند، عبادتی كمزحمتتر و كم مؤنهتر و درعینحال گرانبهاتر از سخنگفتن نزد خدا وجود ندارد. البته در صورتی كه كلام برای رضای خدا و به قصد بیان رحمت و گسترش نعمتهای او باشد. خداوند متعال برای كشف اسرار و بیان حقایق و اظهار علوم پنهانیاش، میان خود و پیامبرانش چیزی را جز كلام (وحی) واسطه قرار نداده است.»
همچنین در اهمیت سخن گفتنی كه بر پایۀ هدایت استوار باشد، رسول ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«مَا أَهْدَى الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ عَلَى أَخِیهِ هَدِیةً أَفْضَلَ مِنْ كَلِمَةِ حِكْمَةٍ یزِیدُهُ الله بِهَا هُدًى وَ یرُدُّهُ عَنْ رَدًى» (3)
هدیهای كه یك مسلمان میتواند به برادرش بدهد كلمۀ پرمعنایی است كه با آن كلمه، خدا برای او هدایتی بوجود آورد و او را از گمراهی نجات
دهد.
در مجموع نتیجهای كه از فرمایشات معصومین (علیهم السلام) گرفته میشود این است که اگر سخن گفتن، در راستای هدایت به دین باشد، چنانكه امامان معصوم (علیهم السلام) و انبیاء الهی (علیهم السلام) به همین طریق مردم را به سوی خدا و دین او رهنمون میساختند، بهتر از سكوت است و كلام و حقیقت سخن باید بروز داده شود تا باعث جلب رضای حق و پاداشهای فراوان گردد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند:
«آدمی به زیر زبان خویش پنهان است؛ پس كلام خود را بسنج و آن را بر عقل و دانش خویش عرضه كن، اگر آن كلام برای خدا و در راه خدا بود آن را بگو و اگر غیر از این بود سكوت از سخن گفتن بهتر است» (1)
آری دین و عقل حكم میكند كه به جهت امر به معروف و نهی از منكر، با شرایط موجود كه مورد پذیرش باشد، سخن گفتن بهتر از خاموشی است و اگر در توان علمی و عقلی فرد آن خمیر مایۀ گفتاری نبود، همانا سكوت خیلی بهتر از سخن گفتن است. امام معصوم (علیه السلام) میفرمایند:
«..إِنَّهُ لَا خَیرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَیرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْل..» (2)
آنجا كه باید سخن گفت خاموشی سودی ندارد و آنجا كه باید خاموش ماند، سخن گفتنِ ناآگاهانه خیری نخواهد داشت.
اما مطلبی كه بسیار حائز اهمیت است و تمام انبیاء و ائمۀ معصومین (علیهم السلام) برای آن برخاستهاند، دادرسی و هدایت مردم از ظلمتِ جهل و نادانی به سوی نور و سعادت و آرامش ابدی است كه باید این هدایت به وسیلۀ امر به معروف در میان مردم انجام بگیرد؛ چراكه پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) به یكی از اصحاب خود فرمودند:
1) بنیادهای اخلاقی اسلامی 307 - بحارالانوار 71/285
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/20 - تحف العقول 94 - من لا یحضره الفقیه 4/396 - مجموعة ورام 2/40 - الوافی 26/19 - وسائل الشیعة 12/187 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/215 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 25/43 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 2/81؛ 68/291؛ 74/283
«اگر با مردم معاشرت نداشته باشی، فریضۀ بزرگ امر به معروف و نهی از منكر را چگونه انجام خواهی داد؟» (1)
همچنین مؤمن برای امرار معاش چارهای جز ارتباط و مراوده با مردم ندارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«كُنْ فِی النَّاسِ وَ لَا تَكُنْ مَعَ النَّاسِ.» (2)
«در میان مردم باش؛ اما با مردم نباش.»
مؤمن به ناچار در میان مردم میماند تا صرفاً چیزی بیاموزد یا امرار معاش کند:
«یخَالِطُ النَّاسَ لِیعْلَمَ وَ یصْمُتُ لِیسْلَمَ وَ یسْأَلُ لِیفْهَمَ وَ یتَّجِرُ لِیغْنَم.» (3)
«مؤمن با مردم ارتباط دارد تا یاد بگیرد، سكوت میکند تا سالم بماند، میپرسد تا بفهمد و تجارت میکند تا بینیاز شود.»
پس دل و فكر مؤمن در عین ارتباط با مردم، به یاد خدا مشغول است. بیشتر اوقات مؤمن به دوری از مردم، كه یکی از فواید بیشمار آن در امانماندن از شر سخن خود و شر مردم است، سپری میگردد و چه عبادتی بهتر از این؟ خداوند متعال در شب معراج فرمود:
«یا اَحْمَدُ لَیسَ شَیءٌ مِنَ العِبَادَةِ أَحَبَّ إِلَی مِنَ الصَّمْتِ وَ الصَّومِ.» (4)
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، هیچ عبادتی نزد من محبوبتر از سکوت و روزه نیست.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«ینْبَغِی لِمَنْ أَرَادَ صَلَاحَ نَفْسِهِ وَ إِحْرَازَ دِینِهِ أَنْ یجْتَنِبَ مُخَالَطَةَ أَبْنَاءِ الدُّنْیا.» (5)
«سزاوار است كسی كه خواهان اصلاح نفس خویش است از اختلاط با
1) بحارالانوار 15/128 ترجمه فارسی
2) الغیبة(للنعمانی) 210
3) کافی [ط اسلامیه] 2/230؛ [ط دارالحدیث] 3/581 - التمحیص 73 - تحف العقول 162 - امالی شیخ صدوق 574 - صفات الشیعه 25 - مکارم الاخلاق 477 - بحارالانوار [ط بیروت] 64/345 - مرآة العقول 9/221 - مستدرک الوسائل 11/183
4) ارشاد القلوب 1/205
5) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 555 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 319
دنیامداران دوری كند.»
قبلاً به طور کوتاه عرض شد که اگر روزه با سکوت همراه شود، دارای اثراتی خواهد بود. در حدیثی قدسی از شب معراج آمده است:
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیا نتایج روزه را میدانی؟... نتیجۀ روزه كمخوردن و كم صحبتكردن است. حكمت نتیجۀ كم صحبتنمودن است كه موجب معرفت میگردد و معرفت یقین را در پی خواهد داشت و زمانیكه بنده به مقام یقین برسد برای او مهم نیست كه چگونه شب را به صبح برساند یا در سختی باشد یا آسایش و این همان مقام رضاست و هركس به رضایت من عمل كند سه صفت را به او عنایت میكنم: شكری كه با هیچ جهلی در نیامیخته؛ ذكری كه هرگز فراموشی در آن راه نیابد؛ محبتی كه هیچگاه محبت و دوستی آفریدهها را بر محبت من برنیانگزید.
هنگامی كه فرد مرا دوست داشت، من نیز او را دوست میدارم و او را در میان مخلوقاتم محبوب مینمایم و چشم قلبش را به سوی جلال و عظمت خود میگشایم. علم بندگان مقربم را از او دریغ ننموده و در دل سیاه شب و روشنایی روز با او مناجات میكنم تا آنكه از سخنگفتن با مخلوقات جدا گردد و از همنشینی با آنان دور شود. او را شنوندۀ سخن خود و ملائكۀ خود مینمایم و خویش را، كه از آفریدههایم پوشانیدهام، به او مینمایانم (یعنی در قلبش خدا را احساس خواهد کرد و شیرینی قرب را می چشد.). سختیهای مردن و حرارت و فشار آن را بر او آسان میسازم تا به سوی بهشت راه پیدا كند و وقتی كه ملك الموت بر او فرود آید به او میگوید که آفرین بر تو و خوشا به احوالت! خداوند مشتاق توست.»
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در باب گرسنگی و آثار آن فرموده اند:
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، اگر بنده گرسنه باشد و زبانش را از غیر ذكر خدا نگه دارد، حكمت و درستكاری به او میآموزم تا برایش روشنایی دل و
راهنمای خیر و شفای بیماریها و رحمت باشد. پس به آنچه نمیدانست دانا میشود و آنچه نمیدید، میبیند. به اولین چیزی كه بینا میشود عیبهای خودش میباشد تا اینكه با آن از عیبهای دیگران چشم بپوشد و به ظرافتهای علم (از اموری كه به تحصیل علم دانا نمیشود) بینا میگردد و بدین سبب شیطان نمیتواند بر او داخل شود.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«مَنْ قَلَ أَكْلُهُ صَفَا فِكْرُهُ.» (1)
«هركس خوردنش كم شود فكر او صاف میگردد»
همچنین فرمودهاند:
«أَفْضَلُكُمْ مَنْزِلَةً عِنْدَ الله تَعَالَى أَطْوَلُكُمْ جُوعاً وَ تَفَكُّراً.» (2)
«برترین شما در منزلت نزد خداوند متعال، گرسنهترین شما و بافكرترین شماست.»
پس راه مهم تابش انوار حكمت بر قلب مؤمن روزهداری است:
«گرسنگی موجب تابش انوار حكمت است.» (3)
كسب علم الهی، كه آن نوری است كه بر قلب تابیده میشود، به وسیلۀ گرسنگی و سكوت به دست میآید. در شب معراج به حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وحی شد:
«یا أَحْمَد (صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ ذُقْتَ حَلَاوَةَ الْجُوعِ وَ الصَّمْتِ وَ الْخَلْوَةِ وَ مَا وَرِثُوا مِنْهَا.» (4)
«چه خوب است مزۀ شیرین گرسنگی، سكوت، لذت خلوت و آن مزایایی
1) طب النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) 21 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 456 - غرر الحكم و درر الكلم 617 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 320 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 59/292 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/221 - راهنمای بهشت مولف سید محمد تقی مقدم 209
2) مجموعة ورام 1/100 - البرهان فی تفسیر القرآن 1/725 - راهنمای بهشت 209
3) بحارالانوار 15/72
4) إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی) 1/200 - الوافی 26/142 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/22 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/219 - روزه درمان بیماریهای روح و جسم 84
كه بر آن مترتب است را بچشی.»
به خدا عرض شد که خدایا، فایده گرسنگی چیست؟ خطاب رسید:
«َ الحِكْمَةُ وَ حِفْظُ الْقَلْبِ وَ التَّقَرُّبُ إِلَي»
«حكمت و حفظ دل و روح و تقرب به من.» (1)
بالعكس، معده كه پر از طعام باشد از تابش حكمت و علوم الهی محروم خواهد ماند؛ زیرا امام معصوم (علیه السلام) فرمودند:
«پرخوری نكنید كه در نتیجۀ آن نور معرفت و حالت شناخت از دلهای شما از بین میرود. دلهای خود را با پرخوری و نوشیدنی نمیرانید. دلها همچون زراعتهایی كه آب زیاد به آنها میرسد و فاسد میشوند، میمیرند و فاسد میشوند.»
همچنین در باب این دو فضیلت بینظیر (سكوت و حكمت) فرمودهاند:
«شكم خود را از خوراك سیر نگردانید كه موجب خاموشی معرفت در قلبتان میشود.»
خداوند به حضرت داود (علیه السلام) اینگونه وحی فرمود:
«وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ» (2)
«علم را در گرسنگی قرار دادم.»
یقیناً برای كسب معرفت باید شكم خالی و لب بسته باشد:
«هرگز حكمت در وجودی كه پر از طعام است داخل نمیگردد.»
چنانكه ثابت شد شكم خالی روزهدار باعث تصفیۀ قلب و صفای عقل است و چون فكر و عقل مصفا گشت مَسْكَنِ معارف حَقه میگردد. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«لَا یدْخُلُ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَنْ مَلَأَ بَطْنَه.» (1)
«اسرار ملكوت سماوات در دل كسی كه شكم او پر باشد داخل نمیگردد.»
پس باید باور کرد كه پرخوری دارای ضررهای فراوانی، چه جسمی و چه به لحاظ روحی، میباشد؛ زیرا ریشۀ پرخوری برخاسته از محبت به دنیاست كه در مذمت آن فرمودهاند:
«هیچ ضرری برای دل مؤمن بیشتر از زیادخوردن وجود ندارد.»
زیرا زیادخوردن مولد قوۀ شهویه است كه باعث محو نور و حكمت از قلب میگردد. درحالیكه هدف از خلقت شكوفایی حكمت و معرفت در دل و افكار است.
آگاهی به یک شیء یا موضوع باعث ایجاد فرصت تعقل و تصمیمگیری شده و آن مسئله را به نحوی مدیریت نموده که مطابق با اهداف فرد باشد. اما اینکه چه مسئلهای مهمتر از قیامت و زندگی پس از مرگ میباشد، نه جای سؤال است و نه جای تردید. بنابراین، احاطه به آن و اتخاذ تدبیر برای آن لازم است. اینکه مؤمن چگونه و به چه روشی به آن محیط شده و بر زیر و زبر آن فائق آید، قطعاً به علم و معرفت نیاز است. تنها علم سودمند نیز فقط درب خانۀ اهلبیت رسول ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود دارد و تحصیل آن علوم باید همۀ سعی و تلاش مؤمن باشد. چشمۀ جوشان معرفت و معدن حکمت، ثامن الائمه، حضرت علیبنموسی الرضا (علیهما السلام)، میفرمایند:
«به طور كلی فعالیت و كار و سعی در دنیا بر پایۀ جهل و نادانی است، مگر سعی و كوششی كه در راه علم و دانش باشد. علم هم گریبانگیر صاحبش خواهد بود، مگر اینکه تبدیل به عمل شود. عمل هم به طور كلی ریاست، مگر آنكه از روی اخلاص باشد. عمل مخلصانه هم در معرض
1) مجموعه ورام 1/100
سقوط است تا وقتی كه انسان خاتمه كار را ببیند.» (1)
امام كاظم (علیه السلام) فرمودند:
«عاقل راضی است كه به ثروت و مقام كم در دنیا بسازد؛ ولی فكرش باز باشد و دین خدا را درست بشناسد و راضی نیست كه بهرهاش از دنیا زیاد باشد ولی حكمت و علم نداشته باشد. پس به این ترتیب او در تجارت دنیا سود برده است.»
اما چه چیزی است که فرد باید در جستوجوی آن باشد؟ چه چیزی نفعش از حکمت بیشتر است و گمشده مؤمن است؟
«حكمت را هر كجا كه باشد فرا بگیر. گاهی حكمت در سینۀ منافق است و بیتابی میكند تا بیرون آمده و با همدمیافتن در سینۀ مؤمن آرام بگیرد.» (2)
شاید روایت فوق برای بعضی از خوانندگان سنگین باشد؛ اما قطعاً سینۀ منافق چون جای خدا نیست جای حکمت حکیم علی الاطلاق هم نیست. چه بسا منافقی به حکمتی دست یافته؛ ولی از آن بهرهای نمیبرد. دایره علم بیش از حد احصاء است و فرصت مؤمن کم. تنها چیزی که در دنیا وجود دارد همین فرصت اندک برای کسب زاد و توشۀ آخرت است؛ چنانکه حق تعالی فرموده:
وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا (3) «نصیبت از دنیا را فراموش نکن.»
پس باید برای کسب راحله از هر فرصتی استفاده کرد؛ اما فرصت بسیار کم است:
قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنينَ * قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ * قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَليلاً لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (4)
«گفت که چه مدت به عدد سالها در زمين مانديد؟ مىگويند که يك روز يا پارهاى از يك روز. گفت که جز اندكى درنگ نكرديد. كاش مىدانستيد.»
حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«الْعِلْمُ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ یحْصَى فَخُذْ مِنْ كُلِّ شَیءٍ أَحْسَنَه.» (1)
«علم بیشتر از آن است كه شمرده شود؛ ولی شما از هر چیز نیكوی آن را بگیرید.»
مؤمن، با فراست تمام، عبرت هر فرصت و نکتۀ هر حکمت را در ذهن ثبت کرده و از آن درس میآموزد و به دیگران هم میآموزد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«الرَّاوِیةُ لِحَدِیثِنَا یشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ.» (2)
«كسی كه احادیث ما را روایت میكند تا دلهای شیعیان ما محكم شود، از هزار عابد بهتر است.»
پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ یسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَیرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة.» (3)
«یادگرفتن یک کلمه حکمت برای مؤمن از یك سال عبادت ارزشمندتر است.»
امام صادق (علیه السلام) در فضیلت این عبادت عظیم فرمودند:
«لَوَدَدْتُ أَنَّ أَصْحَابِی ضَرَبْتُ رُؤُسَهُمْ بِالسِّیاطِ حَتَّی یتَفَقَّهُوا.» (4)
«دوست دارم بر سر اصحاب خود تازیانه بزنم تا در مسائل دینی فقیه بشوند.»
1) كنز الفوائد 2/31 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/219
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 1/33؛ (ط - دارالحدیث) 1/80 - الوافی 1/144 - وسائل الشیعة 27/78 - وسائل الشیعة 27/137 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 8/384 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 1/108
3) أعلام الدین فی صفات المؤمنین 294 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/172
4) شرح أصول الكافی (صدرا) 2/638 - تفسیر نور الثقلین 2/285
با این همه تأكید و تأیید و عتاب آیا باز جایز است كه در دنیا همهگونه تلاشی داشته باشیم؛ ولی همتی برای فراگیری كلام زیبای معصومین (علیهم السلام) نداشته باشیم؟ با اینکه سعادت دو سرا منوط به کسب معرفت و علم است:
«مَا مِنْ عَبْدٍ یغْدُو فِی طَلَبِ الْعِلْمِ أَوْ یرُوحُ إِلَّا خَاضَ الرَّحْمَةَ وَ هَتَفَتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ مَرْحَباً بِزَائِرِ الله وَ سَلَكَ مِنَ الْجَنَّةِ مِثْلَ ذَلِكَ الْمَسْلَكِ.» (1)
«هر بندهای که صبح و شب در پی علم باشد، در رحمت خدا فرورفته است و ملائكه به او ندا میكنند که درود به زائر خدا و به قدر راهی كه در تحصیل علم رفته همان قدر از راه بهشت را پیموده است.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«سَاعَةٌ مِنْ عَالِمٍ یتَّكِی عَلَى فِرَاشِهِ ینْظُرُ فِی عِلْمِهِ خَیرٌ مِنْ عِبَادَةِ الْعَابِدِ سَبْعِینَ عَاما.» (2)
«یك ساعت از عمر شخص عالم كه بر بالشت خود تكیه بزند و به دانش خود نظر كند از هفتاد سال عبادت زاهد عابد بدون علم بهتر است.»
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ارزش آموختن علم را اینگونه بیان میکنند:
«مَنْ تَعَلَّمَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ عَمِلَ بِهِ أَوْ لَمْ یعْمَلْ كَانَ أَفْضَلَ مِنْ أَنْ یصَلِّی أَلْفَ رَكْعَةٍ تَطَوُّعا.» (3)
«كسی كه بابی از علم را یاد بگیرد، چه به آن عمل كند و چه عمل نكند، همین یادگرفتن برای او از هزار ركعت نماز مستحبی بهتر است.»
1) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 131 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/174 - الحیاة / ترجمه احمد آرام 1/72
2) جامع الأخبار(للشعیری) 37 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 80 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 92 - الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم 3/53 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)) 519
3) روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 1/12 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 136 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/180 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 20/831
البته این فرمایش بدان معنا نیست كه علم بیاموزیم و عمل نكنیم؛ چراكه در روایات زیادی علم را مكمل عمل دانستهاند، چنانکه فرمودهاند:
«علم یعنی عمل.»
چون فراگیری علم از ارزش فوق العادهای برخوردار است، به فرمودۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ولو فقط صِرفْ فراگیری هم باشد ارزش دارد و بهتر از كاهلینمودن و نادانی و جهالت است. كسی كه ذرهای عقل به او عطا شده باشد میفهمد زمانی که به علم اهلبیت (علیهم السلام) آگاه گشت و با فراگیری روایات به درجهای از ایمان و عقل رسید، به حكم عقل ناچار میگردد که برای نجات از ضررهای دنیوی و خسران عظیم در آخرت به دانستههای خود جامۀ عمل بپوشاند. نتیجه اینكه یکی از خصوصیات عالم عملنمودن به علم و انتقال آن به دیگران است، چنانكه یكی از شاخصهای مهم اهل علم آن است كه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«در محضر هر عالمی ننشینید، مگر عالمی كه شما را از پنج حال به پنج حال انتقال دهد: از حال شك به حالت یقین؛ از حال تكبر به مرتبۀ تواضع؛ از حال ریا به مقام اخلاص؛ از حال جنگ و كینهتوزی به نرمخویی؛ از حال دوستی به دنیا به وادی زهد.»
همچنین امام سجاد، زینالعابدین (علیه السلام)، در فضیلت فراگیری علوم اهلبیت (علیهم السلام) فرمودند:
«پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که چون بندۀ مؤمن بر تحصیل علم خدای تعالی اراده میکند، خدا از بالای عرش به او ندا میكند که مرحبا ای بندۀ من، آیا میدانی چه مقامی را میجویی و میخواهی همدوش ملائكۀ مقرب شوی؟ حتماً تو را به حاجتت میرسانم و مرادت را خواهم داد.»
آنگاه كسی از امام (علیه السلام) پرسید که معنای همدوشی با ملائكه چیست؟ حضرت فرمودند:
«مگر این آیۀ شریفۀ از قرآن مجید (1)را نشنیدهای كه میفرماید: خدا به یگانگی خودش شهادت داد و بعد ملائكه شهادت دادند و سپس صاحبان علم، كه آقای آنها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و جانشینان ایشان هستند. (2)سپس شما شیعیان صاحب علم ما هستید که با ما عهد بستید و به ما منتسب هستید.»
با این همه مقامات و پاداش برای طالبان علوم اهلبیت (علیهم السلام)، كوتاهی در این امر عظیم مساوی با جهل است و میوۀ درخت جهالت نیز جز هلاكت در دنیا و عذاب در آخرت چیزی نخواهد بود. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ لَمْ یعْلَمْ فَضْلَ الله عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیهِ إِلَّا فِی مَطْعَمِهِ وَ مَشْرَبِهِ، فَقَدْ قَصُرَ عِلْمُهُ، وَ دَنَا عَذَابُهُ.» (3)
«كسی كه از نعمتهای پروردگار فقط خوردن و آشامیدن را میفهمد، به دانش دست نمییابد و عذابش نزدیك است.»
طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) واجب است که هر شیعهای با فراگیری علم از جهل بیرون بیاید. بهترین زمینۀ فراگیری و رسیدن به حقیقت علم حكمت است و حکمت هم طبق روایات مستلزم تحمل گرسنگی است. هیچ منفعتی برای ترقی و آسایش روح و قلب مؤمن بهتر از گرسنگی نیست؛ زیرا رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الفِكْرُ نِصْفُ العِبَادَةِ وَ قِلَّةُ الطَّعَامِ هِی العِبَادَةُ.» (4)
«تفكر نیمی از عبادت و كمخوردن عینِ عبادت است.»
با این توصیفها میتوان گفت که به دستآوردن حكمت الهی در انحصار روزه و
1) [شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیم] سورۀ مبارکۀ آل عمران آیۀ شریفۀ 18
2) التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسكری (علیه السلام) 625 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/180 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 17/249
3) الأمالی (للطوسی) 490؛ 871 - مجموعة ورام 2/32 - البرهان فی تفسیر القرآن 4/378 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/19؛ 68/49
4) بنیادهای اخلاقی اسلامی 294 - محجه البیضاء 5/146
سكوت است. در نقطۀ مقابل، پرخوری قرار دارد که با حكمت و نور الهی در یكجا نمیگنجد. پرخوری برای اهل طمع و حریصان دنیاست؛ ولی حكمت در شأن انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) و تابعین آنهاست. نمونۀ بارز این امر هم جناب سلیمان (علیه السلام) بود. پروردگار به حضرت سلیمان (علیه السلام) فرمود:
«تو تحت رحمت و عنایت ما هستی. آنچه از ما بخواهی مقرون به اجابت است».
سلیمان (علیه السلام) عرض كرد که پروردگارا، تو به داوود (علیه السلام) پادشاهی و سلطنت عطا فرمودی و مرا وارث ملك او ساختی. اینك من از تو حكمت و معرفت میخواهم تا كار این امت را به اصلاح آورم. خطاب رسید:
«ای سلیمان، چون تو از ما مال و طول عمر نخواستی و حكمت و معرفت را بر حطام دنیوی ترجیح دادی، ما علاوه بر آنكه دعایت را مستجاب میكنیم، چنان مال و ثروت و قدرتی به تو عطا میكنیم كه پیش از تو و بعد از تو به هیچ كس چنین سلطنت و منزلتی ندادهایم و نخواهیم داد.»
لذا رحمت خداوندی شامل حال سلیمان (علیه السلام) شد و به سلطنت عظیمی دست یافت كه جن، انس، وحش و طیر تحت فرمان او آمادۀ خدمت شدند. در سوره مباركۀ نمل در آیۀ شریفۀ 117 به این مطلب اشاره شده است. (1)
بنابراین، یکی از فواید مهم کسب حكمت است:
«الصَّوْمُ یورِثُ الحِكْمَةَ وَ الحِكْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْیقِین.» (2)
«روزه از خود حکمت و حکمت از خود شناخت و شناخت نیز از خود یقین به ارث میگذارد.»
در پایان مبحث حکمت در بیان حقیقت آن باید گفت اصل و باطن حکمت ارادت
قلبی و معرفت به حجت خداست در واقع در بیانی زیبا می توان گفت حکمت یعنی معرفت الامام. امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیۀ شریفۀ یؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً كَثیراً وَ ما یذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (1)فرمودند:
«فَقَالَ طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْرِفَةُ الْإِمَام»
منظور از حكمت در این آیه اطاعت خداوند متعال و معرفت و شناختن امام (علیه السلام) است.» (2)
از برکات حکمت بینا شدن به عیوب است. خداوند در شب معراج به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم)،... اولین اثر حكمت دیدن عیبهای خویش است.» (1)
یکی از خطرناكترین دامهای شیطان که برای صالحان و مؤمنان عیب بزرگی نیز محسوب میشود، مسئلۀ عُجب است كه آفتی مهلك و حجابی ضخیم برای قرب الهی است. یکی از آثار بسیار ارزندۀ حكمت برای مؤمن بیناشدن به این درد است و داروی آن هم با دقت در كلام معصومین (علیهم السلام) پدیدار میشود. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وَ أَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ أَلَّا یعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِم.» (2)
«صالحان را از اینكه بر اعمال خود عجب كنند بترسان.»
با این قاعده، تقریباً میتوان گفت که عُجب مخصوص اهل كمال است که در اثر اغفال شیطان لعین به بزرگبینی اعمال نیك خود دچار میشوند، نفس خود را عزیز و محترم شمرده و از عمل خود راضی میگردند. البته درجات آن بستگی به میزان جهل انسانها دارد.
گاهی شخص ثروتمند به وسیلۀ ثروت خویش فخر میفروشد یا گاهی شخصی به جهت دارابودن علم، صنعت، تخصص، شخصیت اجتماعی یا پست و مقام مدیریتی مغرور میگردد. این حالت، هرچند در ظاهر اهل فضل و علم و كمال باشد، نشانۀ بیخردی آنهاست. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«وَ لَا جَهْلَ أَضَرُّ مِنَ الْعُجْب.» (3)
1) بحارالأنوار 77/28 - ارشادالقلوب 1/205
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/314؛ (ط - دارالحدیث) 3/765 - الوافی 5/881 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول 10/227 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/313
3) الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه السلام) 356 - الكافی (ط - الإسلامیة) 8/244؛ (ط - دارالحدیث) 15/556 - تحف العقول 360 - علل الشرائع 2/560 - الإختصاص 227 - الوافی 26/269 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/400؛ 69/315؛ 75/198؛ 75/242؛ 75/348 - وظائف شیعه بودن 149
«جهلی زیانآورتر از عجب وجود ندارد.»
اولین عارضهای كه ابتلا به این بیماری بسیار خطرناك از خود به جای میگذارد آن است كه ریشۀ انسان، كه همان عقل باشد را، از بیخ و بن میكند؛ زیرا عقل پادشاه وجود است و وقتی پادشاه كشته شد، تسخیر دیگر سربازان كاری آسان است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره فرمودند:
«أَوَّلُ إِعْجَابِ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ فَسَادُ عَقْلِه.» (1)
«خودبینی عقل انسان را فاسد میكند.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَكَ.» (2)
«هركس را خودبینی فرا بگیرد هلاك میشود.»
ائمۀ اطهار (علیهم السلام) همواره درباره این بیماری وحشتناك به مؤمنان هشدار میدادند، چنانكه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره این صفت زشت به جناب مالك اشتر (رحمة الله) فرمودند:
«إِیاكَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِك.» (3)
«از خودپسندی و اعتماد بر آنچه تو را به عجب وادار مینماید بپرهیز.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره صفات متقین و مؤمنان حقیقی میفرمایند:
«پرهیزكاران از اعمال خویش به اندك خشنود نیستند و اعمال فراوان خود
1) تحف العقول 214 - الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم 373 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/53
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/313؛ (ط - دارالحدیث) 3/762 - تحف العقول 409 - الأمالی(للصدوق) 447 - عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 2/54 - الوافی 5/879 - وسائل الشیعة 1/101؛ 1/104 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 1/45 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 10/246؛69/309؛ 69/314؛ 74/385؛ 75/320
3) تحف العقول 147 - دعائم الإسلام 1/368 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/611؛ 74/263 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/159؛ 13/171 - مكاتیب الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 2/241
را زیاد نمیبینند. آنان خویشتن را متهم میسازند و از كردار خود بیمناكند. هرگاه یكی از آنها ستوده شود، از آنچه دربارهاش گفته شد در هراس میافتد و میگوید که من از دیگران نسبت به خودم داناترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاهتر است. پروردگارا، مرا بهتر از آنچه آنها گمان میكنند قرار ده و گناهانی را كه مرتکب شدهام و آنها نمیدانند بیامرز.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامهای که به معاویةبن ابیسفیان (لعنت الله علیه) نوشتند، فرمودند:
«وَ لَوْ لَا مَا نَهَى الله عَنْهُ مِنْ تَزْكِیةِ الْمَرْءِ نَفْسَهُ لَذَكَرَ ذَاكِرٌ فَضَائِلَ جَمَّةً تَعْرِفُهَا قُلُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا تَمُجُّهَا آذَانُ السَّامِعِین.» (2)
«اگر نه این بود كه خداوند نهی كرده است كه انسان خویشتن را بستاید، فضائل فراوانی را برای خود میشمردم كه قلوب مؤمنان با آن سابقۀ آشنایی دارد و گوش شنوندگان آن را بیگانه نمیشمارد.»
در جای دیگری چه زیبا و حكیمانه فرمودند:
«أَقْبَحُ الصِّدْقِ ثَنَاءُ الرَّجُلِ عَلَى نَفْسِهِ.» (3)
«زشتترین سخن درست مدح انسان توسط خود است.»
بنابراین، انسان باید از خودستایی بپرهیزد و هیچگاه خود را از عیوب منزه نداند كه این كارِ شیطان و شیوۀ متكبران و نابخردان است. یكی دیگر از عواملی كه عُجب را تشدید میکند، تعریف و تمجید دیگران از كمالات و دانستنیهای انسان است.
1) نهج البلاغه صبحی صالحی خطبه 193ص 304
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 386 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید [معتزلی - عامه] 15/182 - تفسیر الصافی 5/95 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/58 - تفسیر نور الثقلین 5/166 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 12/508
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 118 - غرر الحكم و درر الكلم 190 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 466
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) این مطلب را گوشزد میفرمایند:
«از این علاقه كه مردم تو را بسیار بستایند بترس؛ زیرا این حالت از بهترین فرصتهای شیطان است تا نیكی نیكوكاران را ضایع كند.» (1)
آری، مؤمن هوشیار و عاقل كسی است كه تعریف دیگران سبب مغرور شدنش نگردد، چنانكه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصف مؤمن عاقل میفرمایند:
«لَا یخْرِقُ الثَّنَاءُ سَمْعَه.» (2)
«تعریف دیگران او را از خود بیخود نمیكند.»
کسانی از اهل علم و كمال بودهاند كه بر اثر خدعۀ شیطان به ورطۀ هلاكت افتادند:
«وَ كَمْ مِنْ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیه.» (3)
«چه بسا كسانی كه با ستایش مردم به فتنه افتادند.»
البته مؤمنین حقیقی و هوشیار اینچنین نیستند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره آنها میفرمایند:
«یكْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ یشْنَأُ السُّمْعَةَ.» (4)
«مؤمن از خودنمایی عار دارد و شهرتطلبی را بد میداند.»
باری، بندگان خالص خدا هیچگاه از اعمال صالح خود راضی نمیگردند و همیشه خود را در پیشگاه حق تعالی مقصر میدانند، هر چند كه تمام لحظات عمرشان را صرف خدمت به دین و مؤمنان و كسب اعمال نیك کرده باشند. آنان یقین دارند كه نتوانستهاند حق بندگی و نعمتهایی كه به ایشان داده شده را بجا بیاورند. پیامبر
1) نهج البلاغه فیض الاسلام كتاب 53
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/228 - الوافی 4/154 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/212 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/366 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/181
3) تحف العقول 203 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/40
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/227؛ (ط - دارالحدیث) 3/574 - الوافی 4/153 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/204 -بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/305؛ 64/365؛ 66/410 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/180
اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صفات چنین افرادی را اینگونه بیان میدارند:
«أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یمْسِی وَ لَا یصْبِحُ إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَه.» (1)
«مؤمن شبانهروز به نفس خود بدگمان است.»
دلیل اینكه مؤمن همواره با خود سر جنگ دارد و اعمال خود را كم میبیند، این است كه خشنودی خدا را در دوری از عجب یافته است و میداند که نمیتواند حق بندگی را با هیچیك از كارهای نیك ادا كرد. جناب لقمان (رحمة الله) فرمودند:
«كسی كه خشنودی خدا را میخواهد باید به نفس خود بدبین باشد.» (2)
امام کاظم (علیه السلام) درباره فضیلت سرزنش نفس فرمودند:
«... ذَمُّكَ لِنَفْسِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَتِكَ أَرْبَعِینَ سَنَة.» (3)
«مردی در بنیاسرائیل چهل سال خداوند را عبادت كرد؛ ولی عبادتش پذیرفته نشد. سپس به خود نهیب زد و گفت که آنچه به سرت میآید از جانب خود توست! پس خداوند به او پیام فرستاد كه این سرزنش نفس تو از عبادت چهل سالهات برتر است.»
بهترین راهی كه مانع عجب در فكر و روح و قلب مؤمن میشود این است كه انسان اهل كمال دائماً با خود در ستیز باشد و باور قلبی داشته باشد كه با تمام كمالات باز هم در مقام بندگی مقصر است. امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«پیوسته بكوش و تلاش كن كه هیچگاه خود را از زمرۀ مقصران در عبادت و طاعت خداوند بیرون ندانی؛ چراكه عبادت پروردگار هرگز آنگونه كه
1) غرر الحكم و درر الكلم 227 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 90 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/78 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/140 - لسان العرب 13/274 - مجمع البحرین 6/280
2) بحارالانوار 13/432
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/73؛ (ط - دارالحدیث) 3/186 - الوافی 4/300 - وسائل الشیعة 15/232 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 5/541 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/46 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 14/500؛ 108/194 - ضیافت در ضریح 358
شایسته اوست انجام نمیشود.» (1)
ملاك رسیدن به بهشت رحمت خداست، وگرنه هیچکس با هیچ عملی نمیتواند حق عبودیت خداوند متعال را رعایت کند و بهشت را كسب نماید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرمودهاند:
«وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ مَا مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ یدْخُلُ الْجَنَّةَ بِعَمَلِه.» (2)
«به خدا قسم، هیچكس با عملش وارد بهشت نمیشود، مگر به رحمت خدا.»
عرض كردند که حتی شما؟ حضرت فرمودند:
«إِلَّا أَنْ یتَغَمَّدَنِی مِنْهُ بِرَحْمَةٍ.» (3)
«آری، من هم چنین هستم.»
امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِالله فَإِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ بِی إِنْ خَیراً فَخَیراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً.» (4)
«گمان خود را به خداوند نیكو كن؛ چراكه خداوند عزوجل میفرماید که من نزد ظن بندۀ مؤمنم هستم: هرگاه گمان نیكی به من داشته باشد، به نیكی با او رفتار میكنم و اگر بدگمان باشد، بد رفتار میكنم.»
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره حسن ظن به خدا فرمودند:
«چه بهایی از این آسانتر و چه متاعی از این پرارزشتر؟»
1) بحارالانوار 71/229
2) المجازات النبویة (صلی الله علیه و آله و سلم) 121؛ 403 - أمالی المرتضى 1/344 - تفسیر الصافی 2/111 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 7/11 - تفسیر نور الثقلین 1/706 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 4/301
3) مدرک پیشین
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/72 - الفصول المهمة فی أصول الأئمة (تكملة الوسائل) 2/217 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/45 - تفسیر نور الثقلین 5/91 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 12/343
یکی از گمانهای نیك به حق تعالی آمرزش گناهان است. مؤمن چنان باید به خدای خود حسن ظن داشته باشد كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«آنچنان به رحمت خدا امیدوار باش كه اگر تمام گناهان اهل زمین را داشته باشی احتمال بدهی كه حق تعالی (پس از توبه) تو را بیامرزد.»
درباره دوری از عجب فرمودهاند:
«آنچنان از خدا بترس كه اگر تمام حسنات و اعمال شایسته و خیرات مردم روی زمین را بیاوری احتمال بدهی كه از تو نپذیرد.»
با این تفصیل نمیتوان به هیچیك از اعمال خیر دل خوش داشت یا به واسطۀ آن اعمال فضیلتی برای خویش قائل شد. امام سجاد (علیه السلام) برای تربیت نفوس میفرمایند:
«وَ لَا تُخَلِّ فِی ذَلِک بَینَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِیارِهَا، فَإِنَّهَا مُخْتَارَةٌ لِلْبَاطِلِ إِلَّا مَا وَفَّقْتَ، أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ» (1)
«خدایا، كار ما را به انتخاب خودمان وا منه، چه اینكه نفس ما پیوسته باطل را انتخاب میكند، مگر آنكه تو توفیق دهی، وگرنه به سوی بدی میكشاند، مگر اینكه تو رحمت فرمایی.»
پس آنهایی كه احساس میكنند فضلی دارند، باید بدانند که:
«فَإِنَّهُ لَیسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَكَ.» (2)
«از هر بندهای حساب بکشند هلاک میشود.»
بنابراین، هركس به اعمال نیکش بر خود ببالد، به یقین، در ورطۀ هلاكت غوطهور خواهد شد. جناب لقمان (رحمة الله) به پسرش فرمود:
«یا بُنَی لَا یعْجِبْكَ إِحْسَانُكَ وَ لَا تَتَعَظَّمَنَ بِعَمَلِكَ الصَّالِحِ فَتَهْلِك.» (1)
«پسرم، احسان و خوبیات تو را به خودبینی وا ندارد و خود را با عمل صالحت بزرگ مشمار كه هلاك میگردی.»
مؤمن باید به این اعتقاد برسد که منشأ تمام نیروها و خیرات از ناحیه خداست و بندگان در برابر خدا هیچ ندارند. از امام باقر (علیه السلام) معنای «لاحول و لاقوة الا بالله» را پرسیدند. حضرت (علیه السلام) در جواب فرمودند:
«لَا حَوْلَ لَنَا عَنْ مَعْصِیةِ الله إِلَّا بِعَوْنِ الله وَ لَا قُوَّةَ لَنَا عَلَى طَاعَةِ الله إِلَّا بِتَوْفِیقِ الله عَزَّ وَ جَلَّ.» (2)
«ما فقط با یاری حق تعالی گناه را ترک میکنیم و فقط به توفیق او عبادت میکنید.»
حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وقتی انسان به كمال ژرفاندیشی میرسد که تمام مردم را همانند اشتران بداند و به بودن آنها بیاعتنا باشد و حضورشان در او تغییری ایجاد نكند، كما اینكه بودن شتری نزد او تغییری در او ایجاد نمیكند. سپس انسان باید به خود باز گردد و بزرگترین تحقیركننده نفس خود باشد.» (3)
امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«عقل هیچ مسلمانی كامل نمیشود، مگر اینكه ده خصلت در او باشد:... آیا میدانید دهمین خصلت كدام است؟... اینکه هیچكس را ننگرد، مگر اینكه بگوید او از من پرهیزكارتر است. مردم دو دستهاند: گروهی كه از او بهتر و پرهیزكارترند و گروهی كه از او بدتر و زبونترند. پس هرگاه كسی
را ببیند كه از او پستتر است بگوید شاید درونش بهتر باشد و آن بهتربودن باطن برای او بهتر است و خوبی من ظاهر است و شاید این ظاهر خوب به ضرر من باشد و هرگاه كسی را ببیند كه بهتر و با تقواتر از او باشد در برابرش فروتنی كند تا به او برسد. هنگامی كه فرد اینگونه رفتار كند، عزت و احترامش (درعالم ملکوت) بالا میرود و نامش به نیكی برده میشود.»
آری، حتی خیلی از افرادی كه در نگاه ما کوچک و پست میباشند شاید در درونشان از ما خیلی بهتر باشند. باری، عجب تا این حد خطرناك است كه بدیكردن با عفو و عذرخواهی را بهتر از عمل صالحِ همراه عجب دانستهاند:
«سَیئَةٌ تَسُوؤُكَ خَیرٌ عِنْدَ الله مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُك.» (1)
«گناهی كه تو را اندوهگین و پشیمان كند، نزد خدا بهتر از حسنهای (وعبادتی) است كه تو را به عجب برساند.»
این مرض آنچنان برای مؤمن مهلك است كه خدای تعالی گاهی برای نجات مؤمن از این مریضی وحشتناك حاضر نیست به بندهاش توفیق انجام عبادت عطا کند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از طرف خداوند متعال فرمودند:
«بعضی از بندگان من كسانی هستند كه بابی از ابواب عبادت را طلب میكنند؛ ولی من برای آنها دری را نمیگشایم؛ چراكه با آن عمل در عجب وارد میشوند و هلاك میگردند.» (2)
از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است كه خداوند متعال میفرماید:
«به بعضی از بندگان مؤمن خودم تمام آنچه درخواست كنند عطا نمیكنم تا مبادا عجب در دلشان راه یابد؛ چراکه بدین سبب ایمانشان فاسد
میشود.» (1)
در اهمیت اخلاص در اعمال عبادی همین بس كه حضرت عیسی (علیه السلام) در انجیل متی در باب 6 در آیۀ 26 فرمودند:
«چون روزه دارید مانند ریاكاران ترشروی نباشید؛ زیرا ریاکاران صورت خویش را تغییر میدهند تا در نظر مردم روزهدار بنمایند. هر آیینه به شما میگویم که اجر خود را دریافتهاید؛ لكن تو چون روزه داری سر خود را روغنمالی كن و روی خود را بشوی تا در نظر مردم روزهدار ننمایی؛ بلكه در حضور خدایت كه در نهان است روزهدار باشی.» (2)
با این فرمایشهای پندآموز هر انسانی در مییابد که هیچ كمالی از خودش نیست و چون کمالات را از خویشتن نمیبیند دیگر جایی برای غرور باقی نمیماند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«چهار چیز از جانب خداوند متعال است. این چهار نعمت تو را مغرور نسازد: آشكارکردن و فهمیدن آنچه به نفع توست در صورتی كه نمیدانستی؛ پوشاندن آنچه میدانی؛ افزودن نعمتش بر تو در صورتی كه شكرگزار نبودی؛ اعطانمودن آنچه از وی درخواست ننمودی.»
پس رسیدن به این چهار نعمت از جانب خدا برای آگاهی و آزمایش انسان است. خداوند در قرآنش فرموده است:
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لا یعْلَمُونَ (3) «زود است که به آهستگی و ناگهان آنها را از آنجایی كه نمیدانند بگیریم.»
یعنی اگر این چهار نعمت در راه خدا به كار گرفته نشوند، نعمت نیستند؛ بلكه
بلا هستند؛ زیرا در روایت آمده است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیه.» (1)
«چه بسا كسی كه از جانب خدا به او احسان و نعمت برسد و این نعمت كمكم وی را به عذاب نزدیك سازد.»
در قبال این رذیله خطرناک اختیار نمودن مقام والای تواضع و فروتنی است. در این مورد جریانی را برای پندآموزی از حضرت عیسی (علیه السلام) به عرض میرسانیم:
«حضرت عیسیبنمریم (علیهما السلام) به حواریین خود فرمود که مرا به شما حاجتی است! گفتند که چهكار كنیم؟ حضرت عیسی (علیه السلام) از جای خود حركت كرد و پاهای حواریین را شستوشو داد. عرض كردند که ای روح الله، ما سزاوارتریم كه پای شما را بشوییم! حضرت فرمود که سزاوارترین مردم به خدمتكردن عالمان میباشند. اینكار را كردم تا تواضع كرده باشم. شما هم تواضع را فرا بگیرید و بعد از من در بین مردم فروتنی كنید.... حكمت با تواضع رشد میكند، نه با تكبر؛ چنانكه در زمین نرم گیاه میروید، نه در زمین سخت كوهستانی.» (2)
چون شیطان لعین از ابتلاء مؤمنین به گناه مأیوس شد، دام خفی عجب را به عنوان سلاح خویش برگزید؛ چراکه از شدت ظرافت و باریكی، اهل كمال را نیز به كمند خویش میكشاند. شیطان از عجب استفاده میکند تا به وسیلۀ آن در درون انسان احساس فضل به وجود آورد و فرد فكر كند که با اراده و تلاش خویش توانسته است فضیلتی را به دست آورد.
بنابراین، سزاوار است که مؤمنین، علیالخصوص صاحبان علم و عمل یا تخصص و ثروت، همت کاملی برای دفع آن داشته باشند و با استعانت از خدا به مبارزه با آن
بپردازند. زیرا این صفت زشت سم خطرناک و آفت پرقدرتی است که همۀ اعمال صالح را تحتالشعاع خود قرار میدهد. عجب بنای خود را بر فساد زهد قرار میدهد. اگر زاهد زهد را برای خدا اختیار نکرده باشد، زهد فاسد شده و زاهد به واسطۀ زهد فاسدشدۀ خویش در دام عجب میافتد. معصوم (علیه السلام) فرموده است:
«زهد ترك تمامی چیزهایی است كه موجب سرگرمی و دوری تو از یاد خدا میگردد، بدون آنكه از ترك و نابودی آن حسرت بخوری. (البته) مبادا به دلیل جدایی از تعلقات دنیوی دچار عجب گردی.... زاهد كسی است که: جهان باقی را بر دنیای فانی ترجیح دهد و ذلت و خواری گمنامی را بر عزت و مقام ظاهر دنیوی مقدم بشمارد؛ كوشش و تلاش را بر كسالت و تنبلی اختیار نماید؛ كمخوردن و گرسنگی را بر شكمبارگی و تنپروری ترجیح دهد؛ عافیت و آسایش جاودانۀ آخرت را بر محبت و لذائذ و شهوات دنیای فانی برگزیند؛ یاد خداوند را بر غفلت از یاد او مقدم بدارد و آنگونه باشد كه نفس و جسم او در دنیا زیست كند؛ ولی قلب او در عالم آخرت سیر نماید.» (1)
1) بنیادهای اخلاقی و اسلامی 572 - مصباح الشریعة 137 باب 64
آن مطلبی که به مؤمن کمک میکند تا به درجهای از عقل برسد و باور کند که هیچ نیرو، توان، خیر، کمال و علمی از خویش ندارد تفکر است. تفکر صحیح باعث میشود که مؤمن تمام اعمال صحیح خویش و نیز کسب هر یک از مقامات بندگی را نتیجۀ عنایت و ارادۀ حق تعالی بداند که توفیق این امور را به او عنایت فرموده است. در این حالت است که دیگر جایی برای عجب باقی نمیماند. پایههای این تدبر و تعمق را یاد خدا استوار میسازد؛ زیرا ذكر حق تعالی باعث از بینرفتن تشكیكها و تزلزلهای فكری و روانی شده و سبب به وجودآمدن آرامش روحی و قلبی مؤمن میشود. با توجه و تمركز در اذكار، آرامش در دل انسان ایجاد میشود و استرس، تزلزل، سستی و وساوس شیاطین کمکم دور میشود. توجه و یاد در مراتب عبودیت نقشی بسیار اساسی را ایفا میكند.
مؤمن با یاد حق تعالی نهال یقین را آبیاری خواهد کرد كه نهایت بندگی مرتبۀ یقین است و یقین نیز با یاد خدا میسر و آسانتر میشود. از آثار یقین، محبت به معبود و تلاش در راه طاعت اوست كه فرمودهاند:
«وَ مَنِ اشْتَاقَ إِلَى حَبِیبٍ جَدَّ فِی السَّیرِ إِلَیهِ.» (1)
«كسی كه مشتاق دیدار محبوبی است در مسیر وصال او جدیت و كوشش مینماید.»
اگر تلاش در راه محبوب نباشد هیچ گاه درخت بندگی به بار نخواهد نشست.
پس مؤمن باید برای اظهار عبودیت از غفلت گریزان باشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«وَ إِیاكَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِیهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْب.» (2)
«زنهار از غفلت كه در آن قساوت قلب است.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«خدای عزوجل دعای دل غافل و مشغول به خیالهای بیهوده را نمیپذیرد.» (1)
چون همت مؤمن این شد كه غافل نشود، اولین قدمی كه به سوی یاد خدا برمیدارد، یافتن خویش در آغوش پرمهر خداوند است:
«من نزد گمان بندۀ مؤمن خود هستم. اگر بندهام مرا در دل خود یاد كند، من نیز او را یاد مینمایم و اگر یك وجب به من نزدیك شود، من بسیار به او نزدیك میگردم.» (2)
یاد خدا آنچنان حائز اهمیت است كه مؤمن را در سختترین شدائد، یعنی دست و پنجهنرمكردن با مرگ، رها نمیکند؛ بلکه او را در آن برهۀ حساس یاری میرساند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره بهترین اعمال نزد خداوند فرمودند:
«أَنْ تَمُوتَ وَ لِسَانُكَ رَطْبٌ مِنْ ذِكْرِ الله تَعَالَى.» (3)
«در حال مرگ زبانت مشغول به ذکر خدا باشد.»
دوستان خدا و مؤمنینی كه ایمان آنها از لقلقۀ زبان به اطمینان قلبی مبدل گشته است، در همۀ حالات یاد خدا و عزیزانش (محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (علیهم السلام)) را در دل مستدام میدارند:
«إِنَ وَلِینَا لَیعْبُدُ الله قَائِماً وَ قَاعِداً وَ نَائِماً وَ حَیاً وَ مَیتاً.» (4)
«دوستان ما ایستاده، نشسته، خوابیده، درحال بیداری و در لحظات مرگ و زندگی خداوند را عبادت میكنند.»
1) اصول كافی 2/473 باب اقبال علی الدعا
2) تفسیر جامع 5/296 - مجمع البیان 4/285 - مستدرک الوسائل 5/298
3) تفسیر نور الثقلین 4/162 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 10/150 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/286
4) فضائل الشیعة 28 - البرهان فی تفسیر القرآن 5/137 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 5/328؛ 65/67؛ 108/73
خوش به سعادت افراد ذاكر؛ چراكه چنین بشارتی از ناحیۀ ائمۀ اطهار (علیهم السلام) به ایشان داده شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ أُعْطِی لِسَاناً ذَاكِراً، فَقَدْ أُعْطِی خَیرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَة.» (1)
«كسی كه خدا زبانی به او داده كه به ذكر پروردگار مشغول شود، خیر دنیا و آخرت به او داده شده است.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمودند:
«آیا بهترین اعمال شما در نزد پروردگار را به شما بگویم؟ عملی كه برترین درجۀ شماست و از درهم و دینار و حتی از جهاد و شهادت در راه خدا بهتر است!»
اصحاب عرض كردند که آری. حضرت فرمودند:
«أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ مَا اسْتَطَعْتُم»
«ذكر خدا را بسیار بگویید.» (2)
مؤمنِ متذکر محبوبترینِ افراد نزد خداوند است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلّه.» (3)
«گرامیترین مردم نزد خداوند آنهایی هستند كه بیشتر خدا را یاد میكنند و به طاعت او گردن مینهند.»
دل و زبانی كه به یاد محبوب و خالق خود مشغول گردد، قطعاً تحت الطاف خاص حق تعالی قرار خواهد گرفت. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) این لطف را توضیح میدهند:
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/499؛ (ط - دارالحدیث) 4/367 - وسائل الشیعة 7/155 - البرهان فی تفسیر القرآن 4/475 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 12/132 - تفسیر نور الثقلین 4/285؛ 5/454 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 10/402؛ 14/15 - حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار (علیهم السلام) 4/402
2) سفینة البحار ماده ذكر - وسائل الشیعه 7/156
3) المحاسن 2/598 - تحف العقول 364 - وسائل الشیعة 7/156 - وسائل الشیعة 8/79 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/247؛ 88/223؛ 90/164
«إِذَا رَأَیتَ الله سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یؤْنِسُكَ بِذِكْرِهِ فَقَدْ أَحَبَّكَ.» (1)
«اگر دیدی خدا تو را با یاد خود مأنوس ساخته است، بدان كه تو را دوست داشته.»
در روایت دیگری آمده است:
«وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الله أَحَبَّهُ الله.» (2)
«هركس بسیار به یاد خداوند متعال باشد، خدای تعالی دوستش میدارد.»
اگر خداوند شخص ذاكر را دوست داشته باشد، او را به نور خود منور میگرداند:
«عَلَیكَ بِذِكْرِ الله فَإِنَّهُ نُورُ الْقَلْبِ.» (3)
«همیشه به یاد خدا باش كه این یاد نور دل است.»
همچنین به وسیلۀ این نور تاریكیهایی كه از القائات شیطان بر قلب مستولی میگردد برطرف خواهد شد؛ زیرا فرمودهاند:
«ذِكْرُ الله مَطْرَدَةُ الشَّیطَان.» (4)
«یاد خدا مایۀ راندن شیطان است.»
مؤمن با یاد خداوند دژی مستحکم برای خود میسازدکه از نفوذ شیاطین در امان باشد:
«ذِكْرُ الله رَأْسُ مَالِ كُلِ مُؤْمِنٍ وَ رِبْحُهُ السَّلَامَةُ مِنَ الشَّیطَانِ.» (5)
«یاد خدا سرمایۀ هر مؤمنی است و سودش سالمماندن از شیطان است.»
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 135 - غرر الحكم و درر الكلم 284 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 188
2) الزهد 55 - الكافی (ط - دارالحدیث) 4/368 - مجموعة ورام 1/200 - وسائل الشیعة 7/154 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 3/135 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 63/325؛ 66/349؛ 72/122؛ 90/160 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/293؛ 11/304
3) غرر الحكم و درر الكلم 443 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 189
4) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 255 - غرر الحكم و درر الكلم 369 - تصنیف غرر الحكم 188
5) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 256 - غرر الحكم و درر الكلم 370 - تصنیف غرر الحكم 188
همچنین فرمودهاند:
«ذِكْرُ الله دَوَاءُ أَعْلَالِ النُّفُوس.» (1)
«یاد خداوند داروی بیماریهای نفس است.»
در روایت دیگری آمده است:
«أَصْلُ صَلَاحِ الْقَلْبِ اشْتِغَالُهُ بِذِكْرِ الله.» (2)
«ریشۀ اصلاح دل اشتغال آن به یاد خداست.»
امام معصوم (علیه السلام) میفرمایند:
«مَنْ عَمَرَ قَلْبَهُ بِدَوَامِ الذِّكْرِ حَسُنَتْ أَفْعَالُهُ فِی السِّرِّ وَ الْجَهْر.» (3)
«كسی كه قلب خود را با یاد دائمی خدا آباد كند، اعمال و كردار او در آشكار و نهان پسندیده خواهد شد.»
چنانكه اصلاح فكر و روشنی قلب منوط به یاد خداست، غفلت از یاد خدا نیز تاریكی و شقاوت به بار میآورد. قرآن مجید در سوره مباركۀ زخرف در آیۀ شریفۀ 36 میفرماید:
وَ مَنْ یعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین «هركسی از یاد خدای رحمان دل بگرداند، شیطانی برایش میگماریم تا همنشین او شود.»
یکی از ابتلائات اشخاص غافل لهو و لعب است و سپس ورود به گناه است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«كُلُّ مَا أَلْهَى عَنْ ذِكْرِ الله فَهُوَ مِنَ الْمَیسِرِ.» (4)
1) غرر الحكم و درر الكلم 369 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 188
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 120 - غرر الحكم و درر الكلم 198 - تصنیف غرر الحكم 188
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 458 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 189
4) الأمالی (للطوسی) 336 - مجموعة ورام 2/170 - وسائل الشیعة 17/316 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/157؛ 76/230
«هر چیزی كه دل و فكر را از یاد خدا غافل گرداند لهو و لعب است.»
طبیعی است که هر مطلبی از دنیا و هر موضوعی که بتواند قلب و فکر شخص را به خود جذب کند، میتواند حربۀ ابلیس لعین و لشکریانش باشد. حضرت عیسی (علیه السلام) میفرمایند:
«سر شیطان مانند سر مار است و سر بر دل فرزند آدم نهاده است. هرگاه بندهای مشغول ذكر خداوند گردد، شیطان میگریزد و چون از یاد خدا غافل میشود، میآید و با او سخن میگوید و دل او را مانند لقمهای در دهانش میگیرد.» (1)
اهمیت یاد خدا در کلام امام معصوم (علیه السلام) مشخص میشود:
«ذِكْرُ الله دِعَامَةُ الْإِیمَانِ وَ عِصْمَةٌ مِنَ الشَّیطَانِ.» (2)
«یاد خدای تعالی ستون قوی ایمان و موجب محافظت از شیطان است.»
پس مؤمن برای رهایی از دامهای شیطان و با قدمگذاشتن به قرب الهی و رسیدن به آسایش روحی، باید سكان فكر و قلبش را به ساحل یاد خدا هدایت كند؛ زیرا خدا پاسخ محبت را با محبت میدهد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«خدا در تورات میفرماید که ای فرزند آدم، به حق خودم سوگند كه من تو را دوست دارم. پس به حق خودم به تو سوگندت میدهم كه تو هم با من دوست باش.» (3)
حال اگر مؤمن سر عقل آمد و با خداوند اظهار دوستی نمود، باید گفت که خوش به حالش؛ چراکه لسان الله، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، فرمودند:
«طُوبَى لِمَنْ شَغَلَ قَلْبَهُ بِالْفِكْرِ وَ لِسَانَهُ بِالذِّكْر.» (4)
«خوش به حال كسی كه دلش را با فكر و زبانش را با ذكر مشغول كند.»
یکی از آثار دوستی با حق تعالی استمرار در یاد اوست:
«الْمُؤْمِنُ دَائِمُ الذِّكْرِ كَثِیرُ الْفِكْرِ عَلَى النَّعْمَاءِ شَاكِرٌ وَ فِی الْبَلَاءِ صَابِر.» (1)
«مؤمن كسی است كه همیشه در حال ذكر باشد.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«امام باقر (علیه السلام) كثیر الذكر بودند. هر وقت با ایشان راه میرفتم ذكر خدا میگفتند. به هنگام غذاخوردن نیز به ذكر خدا مشغول بودند. حتی هنگامی كه با مردم سخن میگفتند از ذكر خدا غافل نمیشدند.» (2)
مؤمن نیز به تبعیت از رهبران خود باید در تمام اوقات چنین روشی را اتخاذ نماید: آنجا كه همۀ دلها به دنیا مشغول است، مؤمن اهل ذكر قلبش را به خدا متمایل میکند. پاداش این روش، به گفتۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، چنین است:
«هركسی در میان بازاری خدا را یاد كند که مردم در آن از یاد خدا غافلند و سرگرم معامله و خرید و فروش هستند، خداوند در نامۀ اعمال او هزار حسنه مینویسد و او را در قیامت به طوری كه در قلب هیچ بشری خطور نكند میبخشد.» (3)
افزون بر این پاداشها، یاد خدا در دنیا باعث قوت و نیروی مؤمن خواهد شد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مُدَاوَمَةُ الذِّكْرِ قُوتُ الْأَرْوَاحِ وَ مِفْتَاحُ الصَّلَاحِ.» (4)
«مداومت بر یاد خدا غذا و قوت ارواح مؤمنان و كلید صلاح است.»
همچنین فرمودهاند:
«ذِكْرُ الله قُوتُ النُّفُوس.» (1)
«ذكر خدا قوت نفسهاست.»
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«كسی كه بخورد یا بیاشامد یا لباسی را بپوشد، سزاوار است که بسم الله بگوید؛ چراکه اگر نگوید شیطان در آن کار با او شریك خواهد شد.» (2)
بنابراین غفلت از افتتاح به چنین اسم شریفی كه همۀ اسماء الهی را تحت پوشش قرار داده است، خسران بزرگی را به بار خواهد آورد و اسباب خوشحالی شیطان لعین را فراهم خواهد ساخت. باید در نظر داشت که ابلیس فقط زمانی که انسان از خدا رویگردان شود و بندگی خدا را رد کند شاد میشود. چنانكه در قضیۀ امتحان حضرت ایوب (علیه السلام) نقل شده است که شیطان گفت:
«من از کسی که هنگام غذاخوردن بسم الله الرحمن الرحیم و در آخر آن الحمدلله نگوید، خوشحال میشوم.» (3)
در مقابل، برای آنهایی كه اوقات خود را با یاد خدا و جانشینان او سپری میكنند، ثوابهایی بس ارزشمند وجود دارد كه به دو نمونه از این ثوابها اشاره خواهیم کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إذا قالَ الْعَبدُ عِندَ مَنامِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ يَقولُ اللّه ُ: مَلائِكَتى! اُكتُبُوا بِالْحَسَناتِ نَفسَهُ إلَى الصَّباحِ»
«هركسی در وقت خواب بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، حق خداوند میفرماید که ای ملائكۀ من، برای هر نفس بندهام تا صبح ثواب
بنویسید.» (1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ قَرَأ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ حَرفٍ أربَعَةَ آلافِحَسَنَةٍ و مَحا عَنهُ أربَعَةَ آلافِ سَيِّئَةٍ و رَفَعَ لَهُ أربَعَةَ آلافِ دَرَجَةٍ»
«كسی كه بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید، حق تعالی برای او به ازاء هر حرفی چهار هزار حسنه مینویسد و چهار هزار گناه از او پاک میکند و او را چهار هزار درجه رفعت میدهد.» (2)
البته شایان ذكر است، آنچه از كلام معصومین (علیهم السلام) فهمیده میشود این است که ارزش و فضیلت ذكر منوط به توجه قلبی است.
در عظمت اذكار تسبیحات اربعه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمودند:
«گفتار نیكو یعنی سبحان الله و الحمد لله.» (3)
در اهمیت ذكر تسبیحات فرمودهاند:
«تسبیح نصف میزان را پر میكند و الحمدلله تمام آن را و الله اكبر فضای بین آسمان و زمین را فرا میگیرد.» (4)
در فضیلت حمد نیز روایات زیادی وجود دارد كه شاید بهترین آن این حدیث باشد:
«مَنْ قَالَ (رحمة الله) اَلْحَمْدُ لِلَّهِ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ (رحمة الله) شَغَلَ اَللَّهُ كُتَّابَ اَلسَّمَاءِ»
«هر وقت بندهای الحمدلله كما هو اهله بگوید، فرشتگان از نوشتن ثواب
آن عاجز میمانند.» (1)
توفیق شكرگزاری نیز از اموری است که باید به آن توجه وافر شود. نقل شده است كه امام سجاد (علیه السلام) مردی را دیدند كه بر گرد كعبه طواف مینمود و میگفت که خداوندا، من از تو صبر میخواهم. امام (علیه السلام) بر شانۀ او زدند و فرمودند:
«بلا خواستی! اینچنین بگو: خدایا مرا عافیت عنایت فرما و توفیق شكرگزاری سلامتی و نعمت را نیز عطا فرما؛
فَإِنَّ الشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَةِ خَیْرٌ مِنَ الصَّبْرِ عَلَى الْبَلَاء
چراكه شكر بر عافیت از صبر بر بلا برتر است.» (2)
آن حضرت (علیه السلام) در دعا میخواندند:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ الْبِسْنى عافِیتَكَ... عافِیةَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ امْنُنْ عَلَىَ بِالصِّحَّةِ وَ الْأَمْنِ وَ السَّلامَةِ فی دِینى وَ بَدَنى.» (3)
«خداوندا، بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلمحمد (علیهم السلام) درود بفرست و لباس عافیت خود و عافیت دنیا و آخرت را بر من بپوشان و بر من به صحت و امنیت سلامت در دین و بدن منت بگذار.»
حقیقت شکر نعمات پروردگار به این است که مثلاً اگر علمی از جانب خدای تبارک و تعالی به فردی عنایت شد، آن را منتشر نماید یا اگر مالی عطا فرمود، با احسان به مستمندان، شکر آن بجا آورد.
اما روی دیگر شكرگزاری، كه در واقع باطن سپاس از نعمت خداست، كلام گهرباری است كه بر زبان معصومین (علیهم السلام) جاری گشته است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حداقل شکرگزاری را چنین میدانند:
1) وسائل الشیعه 7/173
2) الدعوات (للراوندی) 114 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 258 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 92/285؛ 92/292؛ 110/306
3) الصحیفة السجادیة 112 (23)(و كان من دعائه علیه السلام إذا سأل الله العافیة و شكرها) - ریاض السالكین فی شرح صحیفة سید الساجدین 4/5؛ 4/13؛ 4/497 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) 14/118
«أَقَلُّ مَا یلْزَمُكُمْ لِلّه تَعَالَى أَنْ لَا تَسْتَعِینُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِیه.» (1)
«كمتر چیزی كه لازم است برای خداوند سبحان انجام دهید این است كه برای گناهان از نعمتهای او یاری نجویید.»
در حدیث دیگری فرمودهاند:
«وَ شُكْرُ كُلِ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ الله عَزَّ وَ جَل.» (2)
«سپاس هر نعمت پرهیز از آنچه پروردگار حرام گردانیده است.»
طبق فرمان معصومین (علیهم السلام) باید مؤمن حقیقی برای سپاس هر نعمتی، از سویدای دل، ذكر شریف «الحمدلله رب العالمین» را بر زبانش جاری سازد:
«تمام سپاس گفتن الحمدلله رب العالمین است.» (3)
این سپاس، خود، بزرگترین نعمت خداست:
«وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَینَا جَرَیانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا.» (4)
«یکی از بزرگترین نعمتهای تو بر ما، جاریشدن ذكر تو بر زبان ماست.»
امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:
«فَأَمَرْتَنَا بِذِكْرِكَ وَ وَعَدْتَنَا عَلَیهِ أَنْ تَذْكُرَنَا تَشْرِیفاً لَنَا وَ تَفْخِیماً وَ إِعْظَاما.» (5)
«به ما دستور دادی كه تو را یاد كنیم و وعده فرمودی كه در مقابل ما را یاد میكنی و این به دلیل شرافتبخشیدن به ما و بزرگداشتن ماست.»
از برکات شکرگزاری همانا ازدیاد نعمت است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
1) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 533 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/364؛ 75/69 - غرر الحكم و درر الكلم 214 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 185
2) الخصال 1/14 - تفسیر الصافی 1/203 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/307؛ 67/310؛ 67/312؛ 68/42؛ 68/56 - تفسیر نور الثقلین 1/141 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 2/195 – با کمی تغییر در ابتدا و انتهای حدیث
3) کافی 2/95 باب الشکر
4) بحار الأنوار (ط - بیروت) 91/151 - زاد المعاد - مفتاح الجنان 415
5) بحار الأنوار (ط - بیروت) 91/152 - زاد المعاد - مفتاح الجنان 416
«وَ مَنْ أُعْطِی الشُّكْرَ أُعْطِی الزِّیادَة یقُولُ الله عَزَّ وَ جَل: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُم (1)» (2)
«كسی را كه سپاسگزاری دادهاند، زیادی نعمتها نیز عنایت كردهاند؛ زیرا خدای تعالی میفرماید که اگر شكر كنید، قطعاً نعمتها را بر شما افزون میكنم.»
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«لَا ینْقَطِعُ الْمَزِیدُ مِنَ الله حَتَّى ینْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبَادِ.» (3)
«تا زمانی که شکر بندگان قطع نشود، افزایش نعمتها از طرف پروردگار تمام نمیگردد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«احْذَرُوا نِفَارَ النِّعَمِ فَمَا كُلُ شَارِدٍ بِمَرْدُود.» (4)
«از دورشدن نعمتها بر اثر ناسپاسیها بترسید كه همۀ گریختگان را بازگشت نیست.»
در تحذیر ناسپاسی از عطایای الهی میفرمایند:
«یا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ یتَابِعُ عَلَیكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْه.» (5)
1) سورۀ مبارکۀ ابراهیم آیۀ شریفۀ 7
2) المحاسن 1/3 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/65؛ 2/95؛ (ط - دارالحدیث) 3/169؛ 3/245 - الخصال 1/101 - الوافی 4/283؛ 4/346 - وسائل الشیعة 7/29؛ 15/213 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول 8/24؛ 8/153 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/40؛ 68/43؛ 68/129؛ 68/135؛ 90/362 - تفسیر نور الثقلین 2/526؛ 4/532؛ 5/358 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 7/30؛ 11/409؛ 13/308
3) تحف العقول 457 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 30 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/52؛ 68/54؛ 68/56
4) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 511 - روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/473 - وسائل الشیعة 16/325 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/54؛ 75/69
5) نهج البلاغه فیض الاسلام حكمت 24؛ (للصبحی صالح) 472 - روضة الواعظین و..(ط - القدیمة) 2/473 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/383
«ای فرزند آدم، هرگاه دیدی پروردگارت نعمتهایش را پیدرپی به تو عنایت میكند، درحالی كه تو او را نافرمانی میكنی، از عذاب او برحذر باش.»
آری، نعمتها برای اهل معاصی و گناه بلاست (استدراج)!
قرائت قرآن، خود، ذکر خداست كه در ترغیب مؤمنان به خواندن و تدبر در آن روایات زیادی وارد شده است. جناب ابوذر (رحمة الله) میفرمایند که روزی خدمت نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدم. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمودند:
«عَلَیكَ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ ذِكْرِ الله كَثِیراً فَإِنَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فِی السَّمَاءِ وَ نُورٌ لَكَ فِی الْأَرْض.» (1)
«بر تو باد كه قرآن را تلاوت كنی و خدا را بسیار یاد نمایی كه این سبب میشود فرشتگان در آسمانها تو را یاد كنند و این نوری برای تو در زمین است.»
كدام عبادت و ذكری بالاتر از نماز است؟ از ارزش و اهمیت فوقالعادۀ آن همین بس كه در پنج نوبت از روز بر همگان واجب شد. در فضیلت و بیان پاداش این ذكر عظیم روایات زیادی نقل شده است. قرآن مجید میفرماید:
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری (2) «نماز را برای یاد من به پا دار.»
رسیدن به مقام نمازگزاران حقیقی منوط به توجه قلبی است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«دوست دارم هرگاه مؤمن به نماز واجب میایستد، با دل خویش به خداوند رو كند و دلش را مشغول امور دنیا نگرداند؛»
«فَلَيسَ مِن مُؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ في صَلاتِهِ إلَى اللّه ِ إلاّ أقبَلَ اللّه ُ إلَيهِ بِوَجهِهِ» (1)
زیرا هر مؤمنی در نماز رو به سوی خدا کند، خداوند نیز به او توجه میكند و او را دوست میدارد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«حق تعالی در تورات فرموده است که ای فرزند آدم، چون در حضور من میایستی، مثل بندۀ ناتوانی در برابر پادشاهی قدرتمند كه دارای عظمت میباشد باش. آن سان كه گویی مرا میبینی؛ زیرا اگرچه تو مرا نمیبینی؛ ولی من تو را میبینم.» (2)
با این اوصاف، نتیجهای كه در اذكار و ادعیه و نماز عائد مؤمن میگردد، نتیجۀ توجه قلبی و تمركز حواس است:
«تو با تمام توجه به خداوند متعال روی داشته باش و از آنچه دلت را مشغول میكند روی بگردان... از همه چیز بِبُر و با خدا پیوند كن.» (3)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«الْقَلْبُ حَرَمُ الله فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ الله غَیرَ الله.» (4)
«دل حرم خداست. پس در آن غیر خدا را جای مده.»
اما به جز یاد خداوند، باید ظهور این یاد گرامی در اعمال و رفتار مؤمن نمایان گردد تا به فعلیت برسد:
«وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ الله عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ الله عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیكَ فَیكُونُ حَاجِزاً.» (1)
«ذكر دو گونه است: یاد خداوند متعال در هنگام مصیبت؛ برتر از آن: یاد خدا در برابر محرمات و گناه که مثل سدی از تو دفاع خواهد کرد.»
همچنین امام معصوم (علیه السلام) در جای دیگری میفرمایند:
«یكی از سختترین و مهمترین اموری كه خداوند بر خلایق واجب نموده است، ذكر كثیر است. منظورم این نیست كه سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر بگویند، اگرچه این هم جزئی از آن است؛ لكن: منظور یاد خدا در هنگامی است كه انسان با حلال و حرام مواجه میگردد تا اگر آن عمل اطاعت خدا باشد، آن را انجام دهد و اگر معصیت باشد ترك نماید.» (2)
اما وجه دیگر ذکرالله همانا ذکر عظیم و اعظم و اکبر الهی می باشد که ظهور افعال الهی به آن اسماء نیکو به فعلیت خواهد رسید:
«نَحْنُ وَ الله الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى.» (3)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/90؛ (ط - دارالحدیث) 3/234 - تحف العقول 216 - الوافی 4/335 - وسائل الشیعة 15/237 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/75؛ 75/55؛ 9/164 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/292؛ 11/279
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/80؛ (ط - دارالحدیث) 3/207 - الوافی 4/322 - وسائل الشیعة 15/252 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/405؛ 68/204؛ 72/29؛ 90/163
3) اصل حدیث به این شرح است: «{وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها} قَالَ نَحْنُ وَ الله الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَا یقْبَلُ الله مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا» * - تفسیر العیاشی 2/42 - الكافی (ط - الإسلامیة) 1/144؛ (ط - دارالحدیث) 1/351 - الوافی 1/491 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 91/6 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/230
«اسمهای نیکوی خداوند ما هستیم.»
بدین سبب وقتی اسماء الهی را، كه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلمحمد (علیهم السلام) هستند، صدا زدید، انگار خداوند را صدا زده و یاد نمودهاید:
«إِنَ ذِكْرَنَا مِنْ ذِكْرِ الله.» (1)
«به درستی كه یاد ما یاد خداست.»
برای تحكیمبخشیدن به این مطلب، در ذیل آیۀ شریفۀ و لذكر الله اكبر فرمودهاند:
«ذکر خدا ما ائمه هستیم.» (2)
همچنین فرمودهاند:
«مراد از ذكر در قرآن ما ائمه هستیم.» (3)
امروز آن اسم زیبا و نیكوی خداوند که افعال الهی مانند قدرت الله، عین الله و... بدان محقق می گردد، حضرت مهدی (علیه السلام) میباشد و هركسی برای نجات خویش باید به اسماء الهی (محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (علیهم السلام)) توسل کند و از سویدای دل آنان را صدا بزند. همچنانكه جناب آدم (علیه السلام) برای نجات خویش به اسماء الهی دست توسل افکند و پس از سالها رنج فراق، نجات یافت. بدین طریق هر محبی که امام غایب خود را، كه ذكرالله اكبر است، با تضرع صدا بزند، قطعاً امام رئوف به درخواست محبش پاسخ كریمانه خواهد داد. خدا را دربی بر سر آستان ملكوتیاش هست كه آن باب جز امام مهدی (علیه السلام) كس دیگری نیست.
چون حق تعالی را به چشم نتوان دید و به لامسه نمیتوانیم درک كنیم و به
صوت او نشود گوش فراداد، از جانب خودْ خلیفه و جانشینانی گذاشت و اراده خود را اراده آنها قرار داد و صورت زیبای آنان را وجه خود و تمامی معاملات بین خلق و خدا را در گرو ارتباط بین خلق و امام نهاد. آنگونه که ارادت به امام ارادت به خداست و بغض او دشمنی با خداست. زیارت ساحت مقدسش زیارت خداست و بیعت با او بیعت با خداست.
عقل سالم حكم میكند که در این چند روز کوتاه عمر، كشتی روزه و قیام در شب را به ساحل همیشهبهار و خرم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسانیم و بتوانیم در ساحل مهدویت از نعمتها و الطاف كریمانۀ حضرت مهدی (علیه السلام) استفاده نماییم. راه آخرت بسیار وحشتناك و پرهراس است و برای همین هم قوتی مضاعف و توشهای بسیار میطلبد. سنگینترین توشهها و قویترین ایمانها با استقبال دل از امام زمان (علیه السلام) و راز و نیاز و استغاثه به درگاه به دست میآید. امام، در حقیقت، عامل دستیابی به باطن ذكر الله است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یقَظَةٍ فِی [الْأَسْمَاعِ وَ الْأَبْصَارِ] الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ یذَكِّرُونَ بِأَیامِ الله.» (1)
«اهل ذكر كسانی هستند كه نور بیداری را در دیدهها و گوشها و دلهای خود قرار دادهاند و همیشه ایام الله (2)را به یاد میآورند.»
از زبان معصوم (علیهم السلام) نقل شده است كه ایام الله سه روز است. ایام الله یعنی روزهای خدا. روزهایی که فرمان الهی در آنها انجام شده و کائنات بر مدار حق میچرخند. روز ظهور منجی یکی از این سه روز است. اهل ذکر در عصر غیبت منتظر روز قیام امام خویش هستند و همواره در تكاپوی آن روز با شكوه، زمینۀ تشریففرمایی آن جناب یگانه را فراهم میسازند.
برای کسب توفیق یاد حضرت در این جهان ظلمانی باید در پی عاملی قدرتمند باشیم. آن كبریت احمر و اكسیر اعظم قطرۀ اشكی خالصانه برای خداستو آن ندبه مصیبت زدگی خالصانه برای امام حسین (علیه السلام) است. باید برای جذب تابش انوار ملكوتی امام بر صفحۀ دل، زنگارهای آن را بزداییم و از تمام انبیا و ائمۀاطهار (علیهم السلام) و وجود مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تبعیت کنیم كه فرمودند:
«یا جداه، هر صبح و شام برایت گریانم تا از چشمانم خون جاری شود.» (1)
انسان باید هر روز بر سفرۀ حزن و گریۀ بر مصائب حضرت صدیقۀ طاهره (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) بنشیند و سوزش دل و خون جگر و اشك بصر را دستمایه نموده تا آن را سرمایهای در پیشگاه حق تعالی قرار دهد و با صرف دقایقی در روز، با ناله و گریه بر مصیبت سیدالشهداء، در این عبادت عظیم شرکت نموده و آن اشک خالصانه برای خدا را بر چهره جاری نماید. در این سوگ مؤمن باید به جایی برسد که فرمودهاند:
«وَ أَكْلُهُ كَأَكْلِ الْمَرْضَى وَ بُكَاؤُهُ كَبُكَاءِ الثَّكْلَى.» (2)
«خوراكش مانند بیماران است و گریهاش مانند گریۀ مادرِ فرزندمرده.»
روز دیگر خدا روز رجعت ائمۀ اطهار (علیهم السلام) به دنیاست. روزی که دشمنانشان نیز برای انتقام از خاک بیرون آورده میشوند:
وَیوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یكَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یوزَعُون (1) «و در آن روز از هر امتی گروهی که آیات ما را تکذیب میکردند را از خاک بیرون میآوریم.»
این آیه سندی برای آن است که این اتفاق در دنیا انجام خواهد شد؛ چراکه در قیامت همۀ آحاد بشر محشور خواهند شد و در این آیه ذکر شده که بخشی از مردم را محشور خواهند نمود. آخرین روز خدا روز قیامت است. روز برپایی میزان و صراط و روز برداشت از آنچه خلایق در دنیا آن را کاشته بودند.
مؤمن بر اثر مداومت بر یاد خدا روزانه به توفیق بینظیر دعا دست مییابد. اگر مومن با همان دل محزون و چشم اشكبار، از اعماق دل، ظهور منتقم اسیران و شهدای كربلا را از خدای متعال خواستار گردد، هم آثار محبت به امام زمان (علیه السلام) و اجدادش در او ظاهر میشود و هم از هلاكت آخرالزمان رهایی مییابد؛ چراکه:
«لَا ینْجُو فِیهَا مِنَ الْهَلَكَةِ.»
«كسی از این هلاكت نجات پیدا نمیكند.»
ادامه میفرمایند:
«وَ وَفَّقَهُ فِیهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه» (2)
«مگر موفقشدگان به دعا برای فرج.»
چون مؤمن به این مرتبه از دعا راه یافت، مشمول عنایت خاص امامش قرار خواهد گرفت. وجود مقدس حضرت مهدی (علیه السلام) فرمودند:
«به درستی كه من برای آن مؤمنی كه یادآور مصیبتهای جدم شود و سپس برای تعجیل فرج دعا كند، من نیز برای او دعا میکنم.» (3)
دعای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعای خداست. چنانچه شخصی خود را در مشمول دعای
حضرت (علیه السلام) قرار دهد، قطعاً کار وی به تطهیر روح و جسم منجر خواهد شد. این همان مطلبی است که از ابتدای کتاب سعی بر بیان آن شده بود. این طهارت روح پس از پاکنمودن جسم از محرمات و شبهات و تخلی زبان از لغویات و اشباع آن از ذکر خدا و یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دست خواهد آمد. سردادن القاب مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مخاطب قراردادن ایشان، زمزمۀ فرازهایی از دعای ندبه مانند:
«لَیتَ شِعْرِی، أَینَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَى... هَلْ إِلَیكَ یا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى.» (1)
چند دقیقه گریه برای امام حسین (علیه السلام) و دعا برای ظهور میتواند نقطۀ اوج طیران روح مؤمن باشد. اظهار ارادت و محبت به پیشگاه مقدس امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فعلی است که اگر شرق و غرب عالم را جستوجو کنند، عبادتی برتر از آن نخواهند یافت. چند حدیثِ مؤید این مطلب را در ذیل به عنوان نمونه ذکر کردهایم:
«گریه بر امام حسین (علیه السلام) اعظم عبادتهاست.» (2)
«دعا برای فرج بهترین عبادت است.» (3)
«ذكر خدا (یاد حضرت مهدی (علیه السلام)) با فضیلتترین عبادت است.» (4)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«خداوند متعال میفرماید که بندۀ من در حال تضرع و دعاست تا اینكه محبت من شامل حال او شود. كسی كه من او را دوست بدارم، گوش، چشم، دست و... او میشوم.»
ماه رمضان زمینهساز آشتی قلوب شیعیان با حضرت مهدی (علیه السلام) و یکی از بهترین
مواقع دعا برای حضرتش میباشد. درخواست ظهور ایشان از خداوند متعال در شب قدر حاکی از اوج فکر و ایمان مؤمن است. در این شب اهل بصیرت و مخلصین از آنهایی که یادی از مولای خویش ننمودهاند جدا گشته و غربال میشوند؛ چراکه مؤمنان حقیقی کسانی هستند که حوائج امام (علیه السلام) خود را بر حوائج خویش مقدم میدارند:
«و مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی كُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی.» (1)
«شما را بر خواستههایم و بر همۀ احوال و امورم مقدم میدارم.»
موفقشدگان به دعا برای ظهور همان دعاکنندگان شب قدرند؛ ولی متأسفانه به دلیل نبود معرفت کافی، شبهای قدر از اعمال عبادیِ مستحبی بسیاری پر شده است و جای خالی دعا برای تشریف فرمایی حضرت در آن به شدت محسوس است. وجود نازنین و مغموم امام مهدی (علیه السلام) مثل شخصی زندانی که برای ملاقات عزیزانش تا روز ملاقات ثانیهشماری میکند، در شب قدر در انتظار دعاگویان هستند؛ زیرا آن شب از همۀ شبهای سال برتر و زمان وضع تقدیرات عالم است. تقدیراتی که با دعا دگرگون میشوند و بلای حتمی را به نعمتی قطعی تبدیل میکنند. چه تقدیری بهتر از فریاد حضرت مهدی از کعبه مقدس.
ای کاش روزی برسد که در شبهای قدر، مؤمنین گرفتاریهای خود را کنار گذاشته و فقط برای امام مظلوم و غائبشان دعا نمایند. بر هر مؤمن عاقلی واجب است که تمامی مراتب دعا و تضرع را برای تعجیل در امر تشریففرمایی امامش به جا آورد:
«وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ.» (2)
اولین چیزی كه در دعا مطرح است، دعوت خود خدای مهربان است كه از روی لطف و مهر بندگانش را به این عمل امر نموده است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
میفرمایند:
«خداوند شما را امر فرموده به دعا که از او بخواهید تا به شما عطا كند و او مهربان و بخشنده است. او بین تو و خودش كسی را قرار نداده است تا مانع تو گردد و تو را ناچار به رجوع به دربان و پردهدار نفرموده است.»
حضرت در ادامه برای تشویق مؤمنان تا یقین كنند به اینكه دعاهایشان به اجابت خواهد رسید، فرمودند:
«و با این اجازۀ دعا و مناجات، كلید خزائن خود را به دست تو سپرده است تا هرگاه كه خواستی با دعا و درخواست از او، درهای خزائن او را بگشایی.» (1)
همچنین برای ترغیب بیشتر مؤمنان به دعا و تضرع، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«تَدعُونَ رَبَّكُم بِاللَّيلِ و النَّهارِ، فَإنّ الدُّعاءُ سِلاحَ المؤمنين»
«شب و روز به درگاه پروردگارتان دعا كنید؛ زیرا سلاح مؤمن دعاست.» (2)
خدای متعال با آنكه دعا را برای برطرفنمودن نیازها و حوائج قرار داده است، از شدت محبتی كه به مخلوقاتش دارد، پاداشهای بینظیری را نیز برای آن قرار داده است كه از همۀ آنها مهمتر، نزدیكی و آشتی قلوب مخلوقات با خویش است. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِه»
«بر شما باد به دعا كردن! به درستی كه دعا بهترین راه تقرب است.» (3)
در آیۀ شریفۀ 56 سورۀ مبارکۀ ذاریات میخوانیم:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونِ «هدف خلقت جن و انسان عبادت است.»
در بیان حقیقت عبادت، دعا را معرفی نمودهاند:
«الدُّعَاءُ مُخُ الْعِبَادَة.» (1)
«دعا مغز عبادت است.»
كسی از امام باقر (علیه السلام) سؤال کرد که زیاد قرآنخواندن بهتر است یا زیاد دعاكردن، حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«دعا! مگر نمیبینی كه در قرآن آمده است:
قُلْ ما یعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُم
که اگر دعای شما نباشد، پروردگار من به شما اعتنایی نخواهد داشت.» (2)
اگر درخواست و استغاثه ای برای رفع حوائج شخصی و بالأخص تعجیل در امر فرج امام زمان (علیه السلام) نباشد، نسبت به مقام والا و کریمانه خداوند ادبار ورزیده شده است. بنابراین، خدا به آن بندهای كه نسبت به ذات اقدسش ادبار داشته باشد، توجهی نخواهد داشت. گناه بیاعتنایی به حجت خدا، كه یکی از نشانههای آن كاهلی در دعا برای تشریففرمایی آن وجود گرامی است، نزد خدا بسیار عظیم است. اگر این بیتوجهی ادامه یابد، تبعات سنگینی، از جمله تاریكی و قساوت قلب را، به دنبال خواهد داشت. پس وای بر چنین بندهای كه با دست خویش خود را به هلاكت كشانیده؛ زیرا امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودهاند:
«وَ الله لَیغِیبَنَّ غَیبَةً لَا ینْجُو فِیهَا مِنَ الْهَلَكَةِ إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فِیهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه.» (3)
«به خدا قسم، او غیتبی خواهد نمود که در آن کسی از هلاکت نجات
1) الوافی 9/1514 - وسائل الشیعة 7/27؛ 7/28 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 90/300؛ 90/302؛ 110/282 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/167؛ 5/174 - مجمع البحرین 2/442
2) چرا مرا آفریدند 116 - وسائل الشیعه 7/31 - عدة الداعی 19 - [سورۀ مبارکۀ فرقان آیۀ شریفۀ 77]
3) مدینة المعاجز 8/69 - كمال الدین 2/384 - اثبات الهداة 5/95 - امالی 1 - تحف العقول 1
نخواهد یافت، مگر کسی که خداوند عزوجل او را بر گفته به امامت او ثابت قدم بدارد و او را برای دعا بر تعجیل در فجرش موفق نماید.»
طبق فرمایش امام معصوم (علیه السلام) هركسی در حوائج خویش دعا را ترك كند به معصیت و نافرمانی خدا متهم میشود:
«تَرْكُ الدُّعَاءِ مَعْصِیة.» (1)
«ترك دعا نافرمانی خداوند متعال است.»
همچنین قرآن مجید هم متذكر این امر شده است:
إِنَ الَّذینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ (2) «همانا آنان كه از عبادت من استكبار ورزند، به زودی با كمال ذلت به دوزخ درخواهند افتاد.»
پس همانطور كه دعانکردن باعث غضب خداوند میشود، دعا و استغاثه سبب خشنودی خدا میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«سپاس و ستایش مختص خداوندی است كه خشنودیاش در درخواست و استغاثه از او و طلبكردن آنچه نزد اوست میباشد.» (3)
تفاوت کسی که از خدا درخواست میکند با کسی که نمیکند در کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین آمده است:
«دو نفر با عملی یكسان وارد بهشت میشوند و یكی از آن دو دیگری را بالاتر از خود میبیند و میگوید که پروردگارا، چرا این عنایت را به او فرمودی، درحالیكه عمل هر دوی ما یكی بود؟ خداوند متعال میفرماید که او از من درخواست نمود؛ ولی تو نخواستی.» (4)
ادب بندگی اقتضاء میکند که انسان علاوه بر وقت گرفتاری، در وقت آسایش هم
دعا کند و با خدا ارتباط داشته باشد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند که خداوند متعال به حضرت داوود (علیه السلام) وحی فرمود که:
«اذْكُرْنِی فِی سَرَّائِكَ أَسْتَجِبْ لَكَ فِی ضَرَّائِك.» (1)
«در زمان آسایشت به یاد من باش تا من هنگام گرفتاری دعای تو را اجابت كنم.»
امام محمد باقر (علیه السلام) میفرمایند:
«وَ مَا مِنْ شَیءٍ أَحَبَ إِلَى الله مِنْ أَنْ یُسْأَل.» (2)
«هیچ چیز نزد خداوند متعال محبوبتر از دعا و درخواست از درگاه او نیست.»
یكی از دلایل محبوببودن دعا نزد خدا آن است كه راز و نیاز با خدا انسان را برای عبودیت بیشتر و دیگر اعمال عبادی آماده و مجهز میكند و تقویتی است تا انرژی روحی بیشتری برای عبادات دیگر كسب شود، چنانكه موسیبنعمران (علیهما السلام) عرض کرد:
«پروردگارا، مرا از علامت و نشانۀ رضا و خشنودیات آگاه نما.»
خداوند متعال وحی فرمود:
«وقتی دیدی آمادگی كامل برای عبادت در بندۀ من مشاهده میشود و از معصیت رویگردان است، این علامت خشنودی من است.» (3)
اینکه روح برای طهارت به چه چیز دیگری نیاز دارد، سؤالی است که جواب صحیح آن فقط نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت طاهرینش (علیهم السلام) یافت میشود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«قیام و تهجد در دل شب باعث خشنودی خدای متعال است.» (1)
برخی از آیاتی که درباره عبادت در شب نازل شدهاند از این قرار هستند:
وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ یبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً (2) «و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزلۀ نافله باشد. امید است كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.»
وَ مِنَ اللَّیلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیلاً طَویلاً (3) «و بخشى از شب را در برابر او سجده كن و در شبهاى دراز او را به پاكى بستاى.»
إِنَّ رَبَّكَ یعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَك (4) «در حقیقت، پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از كسانى كه با تو هستند نزدیك به دوسوّم از شب یا نصف آن یا یكسوّم آن را برمىخیزید.»
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً (5) «قطعاً برخاستن در شب رنجش بیشتر و گفتار [و راز و نیاز در آن هنگام] راستینتر است.»
قُمِ اللَّیلَ إِلاَّ قَلیلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً * أَوْ زِدْ عَلَیهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً (1) «شب را به پا خیز، مگر اندكى * نیمى از شب یا اندكى از آن را بِكاه * یا بر آن [نصف] بیفزاى و قرآن را شمردهشمرده بخوان.»
وَ مِنَ اللَّیلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ (2) «و [نیز] پارهاى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیحگوىِ او باش.»
كانُوا قَلیلاً مِنَ اللَّیلِ ما یهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ (3) «و از شب اندكى را مىخوابند * و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مىكردند.»
فَاصْبِرْ عَلى ما یقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى (4) «پس بر آنچه مىگویند شكیبا باش و پیش از برآمدن آفتاب و قبل از فروشدن آن، با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز. باشد كه خشنود گردى.»
طبق فرمایش امام حسن عسكری (علیه السلام)، مکمل روزه قیام و تهجد در نیمهشب است. روزه و نماز شب مكمل یکدیگرند. امام حسن عسكری (علیه السلام) فرمودند:
«قرب به خدای متعال فقط از راه گرسنگی و تشنگی و قیام در شب میسر است.» (5)
یكی از پیامبران درباره پیمودن طریق بندگی با خداوند سخن میگفت:
«پیامبر خدا گفت که پروردگارا، مرا بر كاری راهنمایی كن كه مرا به تو
نزدیك گرداند. حق تعالی در جواب او فرمود که شب را روز قرار ده و روزت را شب. او عرض كرد که پروردگارا، چگونه میشود؟ پروردگار در جواب فرمود که به جای خواب نماز بخوان و به جای خوردن گرسنه باش.» (1)
تهجد در نیمهشب كه یکی از پایههای اصلی قرب الهی را تشكیل میدهد، آنقدر حائز اهمیت است كه امام معصوم (علیه السلام) پیروان خود را اینچنین به این عبادت بزرگ سوق میدهند:
«لَیسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ لَمْ یصَلِّ صَلَاةَ اللَّیلِ.» (2)
«كسی كه نماز شب نخواند از شیعیان ما نیست.»
قدر و منزلت نماز شب آنچنان والاست كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«آنقدر جبرئیل مرا به قیام در شب سفارش كرد كه گمان كردم خوبان امت من هرگز نباید بدون خواندن نماز شب بخوابند.» (3)
داوود صرمی میگوید که از امام صادق (علیه السلام) سؤال كردم که نماز شب واجب است یا مستحب؟ امام (علیه السلام) فرمودند:
«واجب است.»
صاحب كتاب وسائل (رحمة الله) مینویسند:
«مراد از این واجب یا مستحب مؤكد است یا وجوب آن بر نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم).» (4)
معصوم (علیه السلام) فرمودند:
«بنیاسرائیل نماز شب را بر خود واجب كرده بودند، بدون اینكه خدا آن
را واجب كرده باشد.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«عَلَیكَ بِصَلَاةِ اللَّیل.» (1)
«بر تو باد خواندن نماز شب.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز فرمودند:
«وَ أُوصِیكُمْ بِقِیامِ اللَّیل.» (2)
«شما را به نماز شب توصیه میكنم.»
آری، امر حق تعالی برای مؤمنین چنین وضع گشته است:
وَ مِنَ اللَّیلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیلًا طَوِیلا (3) «یك قسمت شب را برای خدا سجده كن و شب طولانی را به تسبیح مشغول باش.»
شاید مراد از شبهای طولانی شبهای پاییز و زمستان باشد که بهترین موقع برای مقاومت و مداومت در تمام فصول سال است.
در دیدگاه اولیاء خدا، تهجد و راز و نیاز شبانه، به دلیل ابتهاجات روحی نهفته در خود، بسیار خواستنی است. این مؤمنین حقیقی هستند که با مرتبۀ والای عقلانی و برخورداری از نعمات، حاضرند در نیمۀ شبهای سرد و یخبندان به راز و نیاز پرداخته یا در روزهای گرم، گرسنگی و تشنگی را پیشۀ خود سازند. علاوه بر لذتهای این عبادات، باید گفت که این اعمال مشکلگشای سکرات موت و دنیای پس از مرگ هستند. مرحوم محدث قمی (رحمة الله) نقل میکند:
«بعد از وفات حضرت مریم (علیها السلام)، حضرت عیسی (علیه السلام) او را صدا زد و گفت
که ای مادر، آیا دوست داری به دنیا برگردی؟ حضرت مریم (علیها السلام) گفت که آری. برای اینكه در نیمهشب بسیار سرد برای خدا نماز بخوانم و در روز بسیار گرم روزه بگیرم. ای پسر جان، این راه (سفر آخرت) بسیار بیمناك است.»
اینچنین است كه هر مؤمنی باید با تفكری صحیح عقل خود را بارور نموده و بدین وسیله عمر عزیز و فرصت بسیار كم خود را دریابد؛ زیرا هر شبی که به غفلت بگذرد، فرصتی گرانسنگ بوده که به آسانی از دست انسان خارج شده است و دشمنی خدا را برمیانگیزد:
«أَبْغَضُ الْخَلْقِ إِلَى الله جِیفَةٌ بِاللَّیلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَار.» (1)
«دشمنترین مردم در پیشگاه خدا كسی است كه شب تا صبح میخوابد و روز را نیز به بطالت میگذراند.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«نَهَى رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنْ یكُونَ الرَّجُلُ طُولَ اللَّیلِ كَالْجِیفَةِ الْمُلْقَاةِ وَ أُمِرَ بِالْقِیامِ مِنَ اللَّیلِ وَ التَّهَجُّدِ بِالصَّلَاةِ.» (2)
«رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی فرمود از اینكه مرد مؤمن در تمام طول شب مثل مردار بیافتد و امر فرمودند كه قسمتی از شب برخاسته و به خواندن نماز مشغول باشد.»
مرحوم فشاركی در "عنوان الكلام" در صفحۀ 417 فرمودند:
«هركس به هر جا رسید از مداومت در اقامۀ نماز شب بوده است. در شرافت نماز شب همین بس كه بر مثل حضرت خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) واجب شده و شعار صالحین و كلید خیری از خیرات دنیوی و اخروی است. از آنجا كه نماز شب خواص و فوائد بسیاری دارد، شیاطین و نفوس اماره با
اعانت یكدیگر، نمیگذارند كه اغلب مردم به آن تمایل پیدا كنند.»
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«بهترین مردم كسی است كه عاشق عبادت باشد و آن را در آغوش كشد و از دل دوست بدارد و با تن به عبادت برخیزد و خود را برای انجام آن فارغ سازد. چنین کسی باكی ندارد از اینکه در دنیا سختی بكشد یا در رفاه و آسایش باشد» (1)
پس باید برای شكرگزاری از تمام نعمتهای الهی كه برای رفاه و آسایش بشر بنا نهاده شدهاند، كمر همت را بسته و عزم را مردانه جزم کرده و با اندكی تأمل و تفكر، این فرصت طلایی عمر را از دست ندهیم؛ زیرا هر شبی كه به غفلت سپری گردد، برای اهل معنا از هر بلا و مصیبتی سختتر است. پس بیاییم قدر این نعمت کوتاه شبهای عمر را دانسته و ساعتی قبل از نماز صبح صداقت خود را برای سماواتیان به نمایش بگذاریم. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هرگاه بندهای برای نماز شب برمیخیزد، درحالیكه خواب او را فراگرفته است و به راست و چپ متمایلش میكند...، حق تعالی امر میفرماید كه درهای آسمان باز شود. سپس به فرشتگان میفرماید که به بندۀ من نگاه كنید كه برای تقرب به سوی من عملی را كه بر او واجب نكردم انجام میدهد. او از من به سه چیز امیدوار است: گناهی كه بیامرزم؛ توبهای كه از او بپذیرم؛ رزقی كه زیاد گردانم. ای ملائكۀ من، شما شاهد باشید كه من این سه حاجت او را بدون شك برآورده میكنم.» (2)
با این فرمایش معلوم میشود كه ارزش هر كاری به سختی آن است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وقتی بندهای از خوابگاه گرم و لذتبخش خود برمیخیزد، درحالیكه
چشمش خوابآلوده است و برای خشنودی حق تعالی به نماز میایستد، خداوند متعال به ملائكه مباهات میكند و میفرماید که آیا بندۀ مرا میبینید كه چطور از بستر لذتبخش خود برای اقامۀ نماز برخاسته است، درصورتیكه این عمل را بر او واجب نكردهام ؟ شما شاهد باشید كه من او را آمرزیدم.» (1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«هرگاه بندهای در تاریكی شب با خدای خود خلوت كند، پروردگار نوری در دلش جای میدهد و در هنگام یا رب یا ربگفتن، حق تعالی جواب میدهد که لبیك بندۀ من. از من بخواه تا به تو عطا كنم. بر من توكل كن تا تو را كفایت كنم. سپس میفرماید که ای فرشتگان من، به بندهام نگاه كنید که چطور در شب تاریك با من راز و نیاز میكند و انسانهای بیارزش به بازی و غفلت و خواب به سر میبرند. شما شاهد باشید كه من او را بخشیدم.» (2)
مؤمن باید به احترام دعوت حق تعالی كه اینچنین به او خطاب میكند، با اشتیاق فراوان و ارادهای راسخ، تاریكی نیمهشب را به نور پروردگارش منور گرداند و پا به بساط قرب و راز و نیاز بگذارد، چنانكه امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«خداوند به موسیبنعمران (علیهما السلام) فرمود که ای پسر عمران، با حالت ذلت و انكسار قلب و بدن آرام و خاضع و چشم گریان در تاریكی شب به طرف من بیا و مرا بخوان. مسلماً در این صورت مرا مییابی كه خیلی نزدیك و پاسخگو و اجابتكننده هستم.» (3)
خوش به سعادت بندهای كه در نیمۀ شبان جبین مذلت بر خاك بگذارد و برای
گناهانش گریه كند و با چشمی گریان یادآور نعمتهای بیشمار پروردگارش گردد كه در آن حال و موقع زمان تابش انوار الهی است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«خانههایی كه در آنها نماز شب خوانده میشود، مانند ستارگانی که روشنیبخش زمین هستند، روشنیبخش اهل آسمان هستند.» (1)
شخصی میگوید که به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم: «یك ماه یا دو ماه یا سه ماه است که نماز شب نخواندهام. آیا جایز است قضای آنها را به جا بیاورم»؟ حضرت چند مرتبه فرمودند:
«نماز شب برای تو به منزلۀ نور چشمت میباشد.»
سپس فرمودند:
«قَضَاءُ صَلَاةِ النَّهَارِ بِاللَّيْلِ وَ قَضَاءُ صَلَاةِ اللَّيْلِ بِالنَّهَار»
«میتوان قضای نماز شب را در روز و قضای نماز روز را در شب به جا آورد.» (2)
مطلب مهمی كه از این كلام نورانی برداشت میشود این است که امام (علیه السلام) نماز شب را به منزلۀ نور چشم مثال زدند. اگر چشم نور نداشته باشد مانند نابینایان راه را از چاه تشخیص نمیدهد و بر اثر نداشتن دید كافی، دائماً در معرض حوادث قرار خواهد گرفت.
امام حسن عسكری (علیه السلام) در روایتی فرمودند:
«پس بدان كه انسان خلق شد تا در این دنیا خشنودی خدای خویش را فراهم سازد.»
امام صادق (علیه السلام) اهمیت اهتمام به این عبادت را تا آنجا بالا میبرند که میفرمایند:
«ثَلَاثَةٌ مِنْ رَوْحِ الله التَّهَجُّدُ مِنَ اللَّیلِ بِالصَّلَاةِ وَ لِقَاءُ الْإِخْوَانِ وَ الصَّوْمُ.» (3)
«سه چیز از روح خداست: بیداری در شب برای نماز؛ ملاقات با برادران
دینی؛ روزهداری.»
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«خداوند عزوجل بندگان مؤمنی را كه همیشه دعا كنند دوست دارد. پس بر شما باد به دعاكردن در سحر تا طلوع خورشید.» (1)
بنابراین، مؤمن عاقل این چند روز بسیار كوتاه عمر را غنیمت شمرده و تدارك پاكیزگی از گناهان خود را با تضرع و انابه در تاریكی شب فراهم میسازد كه خداوند متعال مشتاق دیدار بندگان گناهکار خود است؛ چنانكه به حضرت داوود (علیه السلام) فرمود:
«ای داوود (علیه السلام)، آنچه میگویم بشنو كه سخن من حق است: من به بندۀ گنهكارم مهربانتر از خودش به حال خودش هستم و من بندۀ خود را دوست دارم و از او خجالت میكشم؛ ولی او از من شرم ندارد.» (2)
چه زیباست حال گناهکاری كه به سر عقل بیاید و خجالت و شرمساری، او را در نیمهشب به توبه و انابه وادارد تا به سبب گریه و انابه، به مقام توابان و صالحان برسد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«عَلَيْكُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ فَاِنَّهُ دَأْبُ الصّالِحينَ قَبْلَكُمْ، وَاِنَّ قِيامَ اللَّيْلِ قُرْبٌ اِلَى اللّهِ، وَمِنْهاةٌ عَنِ اْلاِثْمِ، وَتَكْفيرُ السَّيِّئاتِ وَمَطْرَدَةُ الدّاءِ فِى الْجَسَدِ»
«بر شما باد خواندن نماز شب؛ زیرا روش پیغمبر شما و دأب صالحین قبل از شما و دوركننده درد از اجساد شماست.» (3)
از پاداشهای نمازگزارن میتوان به قبولی دعا، پذیرش عبادات، وسعت قلب و طهارت روح برای پذیرش حکمت و... اشاره کرد. سلامتی جسمی چنین افرادی نیز از دیگران بیشتر خواهد بود. تقید به تهجد در نیمهشب باعث دوری امراض از بدن خواهد شد. از بركات دیگر آن دوری فقر و سرازیری رزق به سوی صاحبش میباشد. روایت شده است که مردی به خدمت امام صادق (علیه السلام) از نیازمندی خویش شكوه کرد
تا جایی كه نزدیك بود از گرسنگی دم زند! امام (علیه السلام) به او فرمودند که آیا نماز شب میخوانی؟ او گفت که بلی. امام (علیه السلام) فرمودند:
«كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یصَلِّی بِاللَّیلِ وَ یجُوعُ بِالنَّهَارِ إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ ضَمِنَ بِصَلَاةِ اللَّیلِ قُوتَ النَّهَارِ.» (1)
«كسی كه گمان كند نماز شب میخواند و روز گرسنه میماند اشتباه كرده است؛ زیرا خداوند متعال ضامن شده كه طعام روز را به وسیلۀ نماز شب فراهم سازد.»
پس بیچاره و عقبمانده كسی است كه از فواید و آثار بیشمار تهجد محروم باشد. امام صادق (علیه السلام) به یارانشان فرمودند:
«لَا تَدَعْ قِیامَ اللَّیلِ فَإِنَ الْمَغْبُونَ مَنْ حُرِمَ قِیامَ اللَّیل.» (2)
«دست از تهجد و شبزندهداری بر ندار. مغبون كسی است كه از قیام و عبادت نیمهشب محروم باشد.»
كاهلی در نماز شب باعث انزجار ائمۀ اطهار (علیهم السلام) میشود و قطعاً قابل جبران نخواهد بود. این تنفر به علت اهمیت بسیار عظیم نماز شب است. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«من با مردی دشمنی میكنم كه قرآن میخواند و شب بیدار میشود؛ اما برای نماز شب حركت نمیكند تا صبح فرامیرسد و آنگاه برمیخیزد كه نماز صبح بخواند.» (3)
اگر امام صادق (علیه السلام) در عصر حاضر تشریف داشتند و میدیدند كه بعضی از افراد به جای خواندن قرآن تا نیمههای شب پای لغویات و تلویزیون مینشینند، به جای لفظ دشمنی چه میفرمودند؟ امام حسن عسكری (علیه السلام) در نامهای به پدر شیخ
1) الوافی 7/106 - وسائل الشیعة 8/150؛ 8/157 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 3/329 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 84/153؛ 110/230
2) علل الشرائع 2/363 - الوافی 7/107 - وسائل الشیعة 8/160 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 3/329 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 80/127؛ 84/146 - تهذیب الأحكام 2/122
3) من لا یحضره الفقیه 479/1
صدوق (رحمة الله) مرقوم داشتند:
«ك َ مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ فَلَيْسَ مِنَّا فَاعْمَلْ بِوَصِيَّتِي وَ آمُرُ جَمِيعَ شِيعَتِي حَتَّى يَعْمَلُوا عَلَيْه»
«سی كه نماز شب را سبك بشمارد از ما نیست. پس تو به این توصیۀ من عمل كن و به شیعیانم نیز دستور بده كه به خواندن نماز شب مبادرت ورزند.» (1)
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است:
«لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یصَلِ صَلَاةَ اللَّیل (2)و قال (علیه السلام): لَیسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ لَمْ یصَلِ صَلَاةَ اللَّیل.» (3)
«كسی كه نماز شب نمیخواند از ما نیست! كسی كه نماز شب نمیخواند از شیعیان ما نیست.»
شیخ مفید (رحمة الله) در توضیح این فرمایش نوشتهاند:
«از لیس من شیعتنا فهمیده میشود كه تارك نماز شب از شیعیان مخلص نیست و نیز كسی كه به فضیلت نماز شب اعتقاد نداشته باشد از شیعیان نخواهد بود.» (4)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از اینكه مردی در تمام طول شب مثل مرده افتاده باشد نهی نموده و امر به قیام در شب و تهجد به نماز كردهاند.» (5)
امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
1) مستدرك الوسائل 64/3
2) المقنع (للصدوق) 131 - وسائل الشیعة 8/162 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة 3/329
3) المقنعة 119 - روضة الواعظین و..(ط - القدیمة) 2/321 - وسائل الشیعة 8/162 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 3/329 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 84/162
4) المقنعه 119
5) بحارالانوار 87/159
«اگر بندهای در شب یکبار یا دوبار یا بیشتر از جا برخاست که برخاسته وگرنه شیطان پاهای خود را باز كرده و در گوش او ادرار میكند. آنگاه دیگر او آوای تلاوت قرآن و نوای دلنواز شب زندهداران را نمیشنود و وقتی كه صبح از خواب برمیخیزد، حیران و سنگین و كسل است.» (1)
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«برای شب شیطانی است كه به او رها گفته میشود. وقتی كه بندهای از خواب بیدار میشود و ارادۀ قیام برای اقامۀ نماز شب میكند، رها به او میگوید که هنوز وقت خواندن نماز شب نشده! بار دیگر بیدار میگردد و همینطور دفعات مكرر او را از برخاستن منصرف میكند تا طلوع فجر. وقتی كه فجر طالع شد در گوش او ادرار میكند و به خود میبالد و دُم خود را میجنباند و از او دور میگردد.» (2)
آری، خدای متعال به دنبال بهانه و فرصتی است تا اندك عمل خالصی از بندهاش دیده و به او پاداشی برساند تا بدین سبب مستحق آمرزش گناهان گردد و لیاقت ورود به بهشت را پیدا كند. به این دلیل خداوند به نیتی كه از روی خلوص باشد نیز پاداش خواهد داد. امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«نیت مؤمن از عملش بهتر است. به این دلیل كه شخص با ایمان آرزو دارد و دلش میخواهد كارهای زیادی انجام دهد؛ ولی فرصت و عمرش او را همراهی نمیکنند.»
امام صادق (علیه السلام) به عنوان نمونه فرمودند:
«مثلا! بندۀ مؤمن در روز تصمیم میگیرد كه سحرگاه از خواب برخیزد و نماز شب بخواند. اتفاقاً همان شب خواب عمیقی او را فرا میگیرد و موفق به بیدارشدن نمیشود. خداوند مهربان در برابر این تصمیم و نیت، ثواب
نماز شب و تهجد را به او عنایت میفرماید و تنفسش را تسبیح و خوابش را صدقه و انفاق به حساب میآورد.» (1)
شخصی به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد که من از خواندن نماز شب محروم شدهام. امام (علیه السلام) به او فرمودند:
«تو مردی هستی كه گناهانت تو را به بند كشیده است.»
مردی به جناب سلمان (رحمة الله) عرض كرد:
«إِنِّی لَا أَقْوَى عَلَى الصَّلَاةِ بِاللَّیل.»
«من به خواندن نماز شب قدرت پیدا نمیكنم.»
ایشان فرمودند:
«لَا تَعْصِ الله بِالنَّهَار.» (2)
«در روز گناه نكن.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَ الرَّجُلَ لَیكْذِبُ الْكَذِبَةَ... یحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّیلِ.» (3)
«مرد گاهی دروغ كوچكی میگوید و به همین واسطه از نماز شب محروم میگردد و چون از نماز شب محروم شد از روزی فراوان خدا نیز محروم میشود.»
چیزی که نقش بسزایی در غفلت و محرومیت از این فیض دارد پرخوری در شب و دیرخوابیدن است:
«با وجود زیادخوردن به شبزندهداری امید نداشته باشید.»
قطب راوندی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت كرده است كه ایشان فرمودند:
«امید مدار سه چیز با سه دیگر را: انتظار شبزندهداری همراه با پرخوری؛ نور صورت را با خوابیدن در تمام شب؛ امان از دنیا با همنشینی با گناهكاران.»
جدای از کمخوری و گناهان که باید اهتمام جدی برای ترک آنها به خرج داده شود، امام صادق (علیه السلام) آیهای را برای بیداری در شب و عمل به تهجد توصیه نمودند تا هرکس خواست در هر موقع از شب بیدار شود این آیه را بخواند:
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یوحى إِلَی أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا (1) همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«كسی كه میخواهد در ساعت معینی برخیزد و نماز شب بخواند، وقتی كه در خوابگاهش قرار گرفت بگوید: اللَّهُمَ لَا تُؤْمِنِّی مَكْرَكَ وَ لَا تُنْسِنِی ذِكْرَكَ وَ لَا تَجْعَلْنِی مِنَ الْغَافِلِینَ أَقُومُ سَاعَةَ كَذَا وَ كَذَا.» (2)
کرم خدا تا بدانجاست که در صورت موفقنشدن به نماز شب، راهی برای کسب برکات فوت شدۀ این نماز گذاشته است. رسول خدا (علیه السلام) فرمودند:
«خدای تبارك و تعالی به وسیلۀ بندهای كه در روز قضاء نماز شب را به جا بیاورد، به فرشتگانش مباهات میكند و میفرماید که ای ملائكۀ من، به بندهام نگاه كنید. نمازی را قضا میكند كه من بر او واجب نكردهام. شاهد باشید كه او را آمرزیدهام.» (3)
مباهات پروردگار به ملائكه مختص مؤمنی است كه برای این امور اهمیت قائل شود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«قَضَاءُ صَلَاةِ النَّهَارِ بِاللَّيْلِ وَ قَضَاءُ صَلَاةِ اللَّيْلِ بِالنَّهَارِ وَ هُوَ مِنْ سِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ
الْمَكْنُونِ.»
«بهجاآوردن قضاء نماز شب بعد از بامداد و بعد از عصر از اسرار مخزون آلمحمد (علیهم السلام) است.» (1)
وقتی مؤمن قضاء نمازی را به جا بیاورد، که اصل آن را بر او واجب نکردهاند، مقاماتی را کسب میکند که تحسین ملائکه را برمیانگیزاند و این از اهمیت فراوان تهجد و نماز شب است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«هركسی در نیمهشب نماز بگذارد، تمام فرشتگان آرزوی منزلت او را نزد خداوند مینماید.» (2)
همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«فَمَنْ رُزِقَ صَلَاةَ اللَّیلِ مِنْ عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ... جَعَلَ الله تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلْفَهُ تِسْعَةَ صُفُوفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فِی كُلِّ صَفٍّ مَا لَا یحْصِی عَدَدَهُمْ إِلَّا الله.» (3)
«هركس را خداوند متعال نماز شب روزی فرماید و او برخیزد و خالصانه برای خدا وضوی كامل بگیرد و با نیتی راست و دلی سالم از زشتیها و بدنی باخشوع و چشمی گریان نماز شب بخواند، خداوند متعال در پشت سر او نه صف ملائكه مقرر فرماید كه عدد هر صفی را به غیر از خداوند كسی نمیتواند بشمارد. یك طرف صف در مشرق قرار دارد و طرف دیگر آن در مغرب است. چون فرد از نماز فارغ آید، به عدد آن ملائكه برای او درجات بنویسند.»
همچنین حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«خواندن نماز در نصف شب نزد خدا از آزادكردن هفتاد بنده از فرزندان حضرت اسماعیل (علیه السلام) بهتر است.»
همچنین فرمودند:
«بندۀ خدا هیچ كار نیكی انجام نمیدهد مگر آنكه در قرآن كریم حق تعالی برای آن ثوابی بیان فرموده است الّا نماز شب كه خدای عزوجل به جهت عظمت و شأن آن، دربارهاش چیزی نفرموده است.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره پاداش شخص متهجد و برپادارنده نماز شب میفرمایند:
«در بهشت عدن درختی است كه از آن اسبهای ابلق با پری با زینتهایی از یاقوت و زبرجد بیرون میآیند. دوستان خدا آنها را سوار میشوند و به هر جا خواسته باشند میروند. چون بهشتیان آنها را ببینند صدا میزنند و میگویند که ای برادران، با ما انصاف ورزید (یعنی ما با شما در این مقام مساوی نشدیم). سپس میگویند که پروردگارا، این بندگانت از چه روی به این مقام رسیدند؟ ملكی از زیر عرش آنها را ندا میدهد و میگوید كه اینها در دنیا شبها به نماز برمیخاستند؛ ولی شما میخوابیدید و آنها روزه مستحبی میگرفتند؛ ولی شما میخوردید.» (1)
البته شایان ذكر است که چون در آخرالزمان فساد و گناه پیرامون ما را احاطه نموده و بر اثر همنشینی روح و فكر با لغویات به وسیلۀ ابزارهای صوتی و بصری و اشاعۀ فرهنگ گناه و فساد ماهواره و... قلوب ما ظلمت گرفته، لذت مناجات و شبزندهداری از میان جامعه رخت بربسته و لذا اكثر اوقات قلب حالت نشاط و شادابی خوبی در عبادت و راز و نیاز با خدا و معصومین (علیهم السلام) ندارد. امام حسن عسكری (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَیكُمْ بِالْفَرِیضَة.» (2)
«برای دلها رویآوردن (موقع نشاط) و پشتكردن (در وقت كسالت و بی
حالی) است. وقتی دل روی آورد نوافل را بر آن بار كنید و هنگامی كه پشت كرد به خواندن واجبات اكتفا نمایید.»
چارۀ رهایی از غفلت و رسیدن به شبزندهداری دوری از لهو و لعب است:
«كُلُّ مَا أَلْهَى عَنْ ذِكْرِ الله فَهُوَ مِنَ الْمَیسِر.» (1)
«هر چیزی كه دل و فكر را از یاد خدا غافل گرداند لهو و لعب است.»
باید برای دوری از لغویات به گریه بر مصیبت امام حسین (علیه السلام) و ارتباط قلبی با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل شویم. اهل معنا فرصت کوتاه عمر را غنیمت شمرده و میدانند که غفلت از شبزندهداری خسرانی عظیم در پی دارد:
«لَا تَدَعْ قِیامَ اللَّیلِ فَإِنَ الْمَغْبُونَ مَنْ حُرِمَ قِیامَ اللَّیل.» (2)
«برخاستن در نیمهشب را از دست نده؛ زیرا هركس از قیام در نیمهشب محروم شود مغبون میگردد.»
با این وصف، یکی از آثار ایمان پیروی از فرمان امامان معصوم (علیهم السلام) است كه باید آن را با جان و دل پذیرفت. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا.» (3)
«هرگاه نوافل (نمازهای مستحبی) به فرائض (نمازهای واجب) زیان رساندند، نوافل را رها كنید.»
باید دانست كه عالیترین مرتبۀ عبودیت نماز است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ طَاعَةَ الله خِدْمَتُهُ فِی الْأَرْضِ فَلَیسَ شَیءٌ مِنْ خِدْمَتِهِ تَعْدِلُ الصَّلَاة.» (4)
1) الأمالی (للطوسی)336؛ 798؛ 856 - مجموعة ورام 2/170 - وسائل الشیعة 17/316 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/157؛ 76/230
2) علل الشرائع 2/363 - الوافی 7/107 - وسائل الشیعة 8/160 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 3/329 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 80/127؛ 84/146
3) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 525 - وسائل الشیعة 4/286 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/218؛ 84/30 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 3/54
4) تفسیر العیاشی 1/173 - البرهان فی تفسیر القرآن 1/623 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 14/185 - یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آرام دل 137 - [چون اعظم عبادات الهی نماز است، شیطان لعین (لعنت الله علیه) با تمام قوا در صدد تخریب ذهن و بی ارزش جلوه دادن و بی توجهی به این عبادت عُظمی میشود. یكی از راههای اذیت و آزار روحی كه برای بعضیها از ناحیه شیطان لعین فراهم می شود، وسوسۀ كثرت شك است كه به سبب راهنمائی حضرت امام صادق (علیه السلام) انشاءالله با تفكری صحیح بتوان از این مرض روحی نجات یافت كه میفرمایند: ‹این خبیث (شیطان لعین (لعنت الله علیه)) را با شكستن نماز عادت ندهید كه در شما طمع بندد (نسبت به این عمل بر شما سوار شود) زیرا با شیطان لعین هر گونه رفتار كنی همانطور عادت میكند. پس هر گاه در نماز زیاد شك كردید اعتنا نكنید و نماز خود را نشكنید، چنانچه این كار را چندین بار انجام بدهید دیگر به سوی شما باز نمیگردد.. این خبیث (شیطان لعین (لعنت الله علیه)) دلش میخواهد كه بر شما مطاع و فرمانروا باشد، وقتی دید از فرمانش سرپیچی می كنید می رود و بر نمیگردد› - نقطههای آغاز در اخلاق عملی 455 - وافی 2/150]
«به راستی که اطاعت خداوند خدمتگزاری او در زمین است و هیچ خدمتی به خدا با نماز برابری نمیكند.»
وقتی روح پاک شد و نفس قدرت پیدا کرد تا با خالق خود ارتباط برقرار کند، حکمت در قلب فوران میکند. این حکمت به مؤمن میفهماند که پاداشهای دو سرا با لحظهای انس با حجت خدا برابری نمیکند.
با شناخت امام، عطش و عشق دیدار وی بیشتر میشود. هرچه بر صفای روح افزوده شود، ماحصل خواستۀ نفس فقط و فقط یک چیز خواهد بود و آن وصال به محضر صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. محبت و لذت دیدار از یک سو، عدل و دادگستری حضرت در سویی دیگر و شنیدن حکمت از زبان امام (علیه السلام) و... انسان را وادار به فرجخواهی مینماید.
چگونه باید از لحظۀ شیرین وصال نوشت که قلمها از بیان آن عاجزند. آیا جز این است که اگر زبان گشوده نشود، قلب خود فریاد میزند: «اللّهم عجل لولیک الفرج»؟
و چه زیباست اگر زبان گزارشگر دل باشد و همگام با هم فریاد بزنند:
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی.
کافی، کلینی، محمدبنیعقوب، انتشارات اسوه، چاپ یازدهم، سال 1389.
علل الشرایع، محمدبنعلیبنحسین بابویه، قم: انتشارات مکتبة الوری.
امالی صدوق، محمدبنعلیبنحسین بابویه، انتشارات کتابخانۀ اسلامیه.
محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، مولی محسن فیض کاشانی.
الإحتجاج علی اهل اللجاج، شیخ طبرسی.
من لا یحضره الفقیه، صدوق، محمدبنعلیبنحسین بابویه، مؤسسۀ انتشارات اسلامی، چاپ سوم.
تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام)، قم: انتشارات مدرسۀ امام هادی (علیه السلام)، چاپ اول.
وسائل الشیعه، حر عاملی، محمدبنحسن، قم: موسسۀ آلالبیت لإحیاء التراث، چاپ اول.
الکنی و الألقاب، شیخ عباس قمی، نجف: مطبعة الحیدریة، 1376ﻫ.
سفینة البحار، قمی، عباسی، موسسۀ آستان قدس، چاپ دوم، 1384ش.
جامع الأحادیث، محمدبنعلیبنبابویه، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ: سال 1372.
مستدرک الوسائل، نوری، میرزاحسین، قم: موسسۀ آلالبیت لاحیاء التراث، چاپ اول.
مجموعۀ ورام، ورامبنابیفراس، قم: انتشارات مکتبة فقیه.
مصباح الشریعة، موسسۀ اعلمی للمطبوعات، چاپ اول.
الأعلام، محمدبننعمان، چاپ کنگرۀ جهانی هزارۀ شیخ مفید، چاپ اول.
ارشاد، محمدبننعمان.
مجمع البیان، فضلبنحسن طبرسی، تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1406ﻫ.
عدة الداعی، حلیبنفهد، انتشارات دار الکتب اسلامی، چاپ اول.
بشارة الإسلام، سید مصطفیبنابراهیم کاظمی، عراق: مکتب مرتضویه.
کمال الدین، محمدبنعلیبنحسین بابویه، قم: انتشارات دار الکتب اسلامی، چاپ دوم.
مکیال، موسوی، محمدتقی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ هشتم، 1388ش.
یوم الخلاص، کامل سلیمان، ترجمۀ مهدیپور، انتشارات آفاق، چاپ پنجم، 1386ش.
اختصاص، محمدبننعمان.
التهذیب، طوسی، احمدبنعلی، تهران: دار الکتب اسلامی، چاپ چهارم.
تفسیر عیاشی، ابوالنصر، محمدبنمسعودبنعیاش السلمی السمرقندی، تهران: مکتب علمیۀ اسلامی.
بحار الأنوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت: موسسۀ الوناء، 1404ق.
نهج البلاغه، صبحی.
صحیفۀ سجادیه.
یاد مهدی آرام دل: بازنویسی كتاب تذكرة الحجة، محمدباقر فقیه ایمانی، عطر عترت، 1387ش.
میزان الحکمه، ری شهری، محمد، انتشارات دار الحدیث، چاپ اول.
روزه درمان بیماریهای روح و جسم، موسوی راد، سیدحسن، قم: انتشارات جامعۀ مدرسین، 1364ش.
دعائم الإسلام، ابوحنیفه، نعمان مغربی، ترجمه: عبدالله امیرطر، قم: انتشارات مؤسسۀ اسماعیلیان، 1372ش.
اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، پاک نژاد، رضا، انتشارات کتاب فروشی اسلامیه، 1355ش.
قرآن الطب الحدیث، صادق، عبد الرضا، بیروت: انتشارات دار الربی، چاپ اول، 1991م.
مشکاة الأنوار، علىبنحسنبنفضل طبرسى.
حدیث پسران مهزیار.
نصایح الکافیة، محمدبنعقیل علوی، تهران: بنیاد بعثت، 1371ش.
راهنمای بهشت، مقدم، چاپخانۀ خراسان، چاپ دوم، 1380ق.
نسیم هدایت، حسینی شیرازی، سیدصادق، تهران: انتشارات برگ رضوان، چاپ اول، 1383ش.
وظایف شیعهبودن.
ضیافت در ضریح، بنیهاشمی، محمد، تهران: انتشارات منیر، 1388ش.
ترجمۀ کتاب صفات شیعه، شیخ صدوق، ترجمه: سعید راشدی، قم: انتشارات جمکران، 1388ش.
بنیادهای اخلاقی اسلامی، حائری تهرانی، مهدی، قم: انتشارات بنیاد فرهنگی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف). چاپ دوم، 1369ش.
جامع السادات، بیروت: منشورات جامعة النجف المدینة.
نقطههای آغاز در اخلاق عملی، مهدی کنی، محمدرضا، تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1384ش.
نقش زبان در سرنوشت انسانها، مهدی فقیه ایمانی، چاپ پنجم، 1385ش.
روضة الواعظین، فتال نیشابوری، قم: منشورات اشرفی، 1365ق.
تفسیر جامع، بروجردی، سیدابراهیم، مشهد: انتشارات جلیل، چاپ هفتم، 1360ش.
غرر الحکم، آمدی عبدالواحد، ترجمۀ محمدعلی انصاری، انتشارات امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ هشتم، 1390ش.
ماه مبارک رمضان.